کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » خواندنی‌ها » گفتگو‌ها
0.0 (0)
گفتگوی فرهنگی
[1399/02/30]

چرایی ضرورت برگزاری همایش یا یادبود مفاخر کشور  

 

به مناسبت یکصدمین سالگرد وفات زنده یاد، میرزا حسین‌خان کسمایی، یکی از نام‌آورترین مفاخر گیلان در دوره معاصر، دکتر فریدون شایسته، پژوهشگر تاریخ ایران و گیلان طی گفتگویی کوتاه با وب‌سایت کتابخانه مجلس از چرایی ضرورت برگزاری همایش یا یادبود مفاخر کشور با رویکردی به مراسم یادبود یکصدمین سالگرد وفات میرزا حسین‌خان کسمایی گفت. نظر خوانندگان محترم را به این گفتگو جلب می‌کنم.

میرزا حسین خان کسمایی، شاعر، خطیب، مجاهد و نویسنده موثر درانقلاب مشروطه گیلان و نهضت جنگل است. کم‌تر گیلانی اهل مطالعه را می‌توان یافت که نام او را نشنیده باشند، اگرچه اهل کتاب و قلم، حتماً با سروده‌ها و ابعاد فعالیت فرهنگی و اجتماعی او آشنایی دارند.آیا نهاد و یا سازمانی درصدد برگزاری مراسم یادبود این مفاخر گیلانی است؟ آیا نهاد‌ها و متولیان فرهنگی، اندک بودجه‌ای، برای تجلیل از این دست مفاخر، اختصاص می‌دهند؟، نگارنده درصدد تنها یادآوری است. اما برای خوانندگان این یادداشت، اهمیت توجه و تجلیل از مفاخر را عرضه می دارم. مفاخر علمی و فرهنگی، بزرگ‌ترین دارایی هر ملتی هستند. این سرمایه‌های انسانی، ارزنده‌ترین، دارایی ملت‌ها می‌باشند، تا جایی که در میزان قدرت و نفوذسیاسی یک ‌ملت در سطح بین‌المللی نیز تاثیرگذارند. مفاخر به چند دسته تقسیم می‌شوند:

۱)مفاخر طبیعی: زاینده‌رود در اصفهان، دماوند در تهران.

۲)مفاخر پدیداری-رویدادی(تاریخی): نهضت مشروطه و نهضت جنگل در گیلان دوره معاصر.

۳)مفاخرفنآوری: مانند افتخار سوئیسی‌ها به ساعت‌سازی‌هایشان، افتخار فنلاندی‌ها به تلفن همراه شان و آلمانی‌ها به صنایع خودروسازی شان).

۴)پدیده‌ها یا مفاخر فرهنگی مادی: قلعه فلک الافلاک در لرستان و قلعه رود‌خان در فومن.

و پدیده‌ها یا مفاخر فرهنگی معنوی: سعدی، مولانا، فردوسی، حافظ و....مفاخر فرهنگی در تولید فرهنگ، موثرند. به منزله بخشی شاخص، از حوزه فرهنگ قرار می‌گیرند. مفاخر را می‌توان نمونه‌های کاملی از تعالی فرهنگ ‌دانست که می‌توانند به منزله الگو، برای افراد جامعه، مورد توجه قرار گیرند. زیرا آن‌ها دارای ویژگی‌هایی هستند که همسو با ارزش‌های فرهنگی-اجتماعی بوده و موجب شده مایه افتخار و مباهات باشند.البته، با دیدگاهی جزئی‌تر به مساله، می‌توان گروهی از مفاخر را از مفاخر فرهنگی شناسایی کرد. همواره باید توجه داشته باشیم که تمامی مفاخر، به نوعی، مفاخر فرهنگی به حساب می‌آیند. زیرا، به نوعی موجب تقویت هویت درگستره جغرافیای انسانی می‌شوند. هویت یکی از مهم‌ترین مسائل و چالش‌های پیش روی جوامع درحال توسعه، در طول فرآیند جهانی‌شدن و جهانی‌سازی خواهد بود. بنابراین پرداختن به این مقوله، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسد. زیرا در صورت عدم توجه به این امر مهم، ممکن است بحران هویت شکل گرفته و دشواری‌های عدیده و گاه جبران‌ناپذیر روی دهد. هویت، سرچشمه معناسازی برای افراد است و پدیده‌هایی مانند :نام افراد، فرهنگ.،  زبان و امثال آن، می‌تواند برای انسان هویت ایجاد کند. پرداختن به نخبگان و مفاخر هم، سبب حفظ هویت فردی می‌شود و هم فرد را زین طریق، به هویت جمعی متصل می‌کند. شناسایی مفاخر می‌تواند موجب تقویت هویت فرهنگی در گستره‌های منطقه‌ای، ملی و فراملی شود. مفاخر، باز‌نمون‌های حداعلای ارزش‌ها در سطح جامعه و سپهر فرهنگی هستند و شناخت آن‌ها، موجب تقویت ارزش‌های اجتماعی می‌شود، در نتیجه، عدم توجه به پاسداشت مفاخر، هم می‌تواند موجب تضعیف هویت فرهنگی و هم تضعیف نظام‌های ارزشی شود.

اگر ما قدر مفاخر خود را ندانیم و آن‌ها را معرفی نکنیم، ارزش‌های جدید و منافی با فرهنگ‌ها، جای آن را خواهند گرفت و در مواجهه با جنگ فرهنگی و جنگ نرم، مغلوب خواهد شد.گویند که اوحدالدین محمد بن انوری، شاعر، ریاضی‌دان و ستاره‌شناس قرن  ۶ هجری، روزی از شهری می‌گذشت، جمعی را دید که برگِرد کسی فرا آمده‌اند و آن کس برای آنان، شعرهای انوری را می‌خواند. انوری از او پرسید: این شعرها از کیست؟ وی پاسخ داد: از انوری. پرسید: او را می‌شناسی؟ جواب داد: من انوری هستم! انوری متحیرانه گفت: شعردزد، دیده بودم ولی، شاعردزد، ندیده بودم! این حکایت نشان می‌دهد اگر جایگاه و ارزش مفاخر را پاس نداریم و در تجلیل وی نکوشیم، نه این که در فرهنگ عمومی، مفاخر جایی نخواهند داشت، بلکه، به سهولت هرچه تمام، آثار و خدمات آنان توسط اوسط الناس و عوام الناس، به سرقت برده می شوند. توجه و اهمیت مفاخر، سبب شد که رهبران چین در دوره انقلاب فرهنگی، در تجدیدنظرطلبی از اندیشه‌های مائوتسه دونگ، به اندیشه‌های کنفوسیوس رجعت کنند. تاجایی که انجمن دوستی ایران و چین درصدد چاپ آثاری در همآنندی اندیشه‌های کنفوسیوس و سعدی، برآیند! اهمیت اساطیر، به عنوان بخشی از مفاخر فرهنگی به همراه دیگر جنبه‌های فرهنگی، آن چنان موجب اعتلای خودباوری فردی و جمعی و زمینه کسب هویت جمعی شده که، پروفسور ضیاگوگ آلپ، متفکر دربار مصطفی کمال پاشا(آتاتورک )کوشید برای کسب افتخار و هویت تاریخی، قوم سومر، نخستین ابداع‌کنندگان تمدن انسانی را در عراق فعلی، چون از قوم و نژادشان، سندی در دست نبود، از قوم ترک بداند! ارزش انواع مفخره و مفاخر، سبب شده است که هر ساله میلیون‌ها نفرجهت تماشای آثار فراعنه، آرامگاه جمال عبدالناصر و ام کلثوم(دو تن از مفاخر سیاسی و هنری)، عازم کشور می‌شوند. هیچ‌گاه خدمات مفاخر را نادیده نگیریم و هیچ‌گاه هم، از برگزاری همایش، تجلیل، پاسداشت و یادبود مفاخر خود غفلت نورزیم. امیدوارم که این امید به یاس مبدل نشود!

دوست اندیشمندی را در دهه ۸۰ خورشیدی به یاد می‌آورم که از شهرستان نهاوند استان همدان برای تحصیل، هر هفته رنج راه را به دوش می کشید و احساس خستگی نمی‌کرد. شاید، تکرار این جمله که ریشه در واقعیت دارد، رنج جانکاه سفر، را از وی می‌سترد. او  به درستی می‌گفت: نهاوند، افتخار می‌کند دو استاد برجسته تاریخ و جغرافی را در دامن خود پرورانیده است: دکتر عزیزالله بیات(استاد رشته تاریخ)و دکترسیاوش شایان(استاد رشته جغرافی!

 

    بازدید:727
    یادداشت ها
    Parameter:305711!model&4732 -LayoutId:4732 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار