کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » خواندنی‌ها » دنیای کتاب
0.0 (0)
اسلام‌شناسی
[1399/05/01]

نقد و بررسی کتاب جغرافیای تاریخی کوفه اثر لویی ماسینیون  

دکتر فریدون شایسته

 

کتاب جغرافیای تاریخی کوفه(Explication du plan de Kufa) اثر لویی ماسینیون(Louis Massignon) فرانسوی است این کتاب توسط تقی بن محمدالمصعبی به همراه شرح و تعلیقات کامل سلمان الجبوری از زبان فرانسوی به عربی ترجمه شده و دکتر عبدالرحیم قنوات این کتاب را از زبان عربی به فارسی برگردانده است.

 

کتاب در 2000 نسخه در زمستان 1388 توسط انتشارات سمت و مرکز تحقیق و توسعه علوم انسانی به بازار نشر عرضه شده است. در نقد و بررسی این کتاب باید گفت:

 

شهر کوفه حضور خود را در دوره‌‌ی تاریخی ظهور اسلام مدیون جنگ‌های اعراب مسلمان و سپاه ساسانی می‌داند که از سال 17 تا 22 هـ.ق این آبادی محل اردوگاه‌های نظامی اعراب بود تا 30 سال اول تأسیس کوفه آن را باید متعلق به جنگجویان دانست که این آبادی را به هفت منطقه نظامی تقسیم کرده بودند و ساکنان هر منطقه فرماندهی واحد داشتند(ص15). مناطق هفت‌گانه کوفه را نمی‌توان محلات شهری دانست بلکه سکونت‌گاه‌های قبیله‌ای بودند که ساکنان آن‌ها براساس خویشاوندی نسبی گردهم آمده بودند.

 

با توجه به مقایسه‌ای که لویی ماسینیون بین بادیه‌ الشام (سوریه) و کوفه و بصره می‌کند می‌توان برخورداری از مواهب طبیعی بادیه‌الشام را به علت وجود آب و هوای مدیترانه‌ای در ایجاد جذابیت سکونت برای قبایل عرب مؤثر دانست در حالی که موجودیت شهرهای کوفه و بصره تنها به علت اردوگاه‌های نظامی بود و از نظر منابع طبیعی و مواهب زندگی، در فقر به سر می­بردند.

 

شهر کوفه که محل یا منطقه‌ی هفت‌گانه نظامی به شمار می‌رفت قبایل متعددی را در خود جای داده بود که یکی از گروه‌های عمده ساکن در آن «حمراء» بودند که تعداد آنان به چهار هزار نظامی ایرانی بالغ می‌شد و فرماندهی این عده را مردی به نام «دیلم» به عهده داشت.(ص17).

 

 

گروه‌های هفت‌گانه عبارت بودند از:

 

    کنانه و هم‌پیمان‌های آنان (احابیش).

    قضاعه، غسان، بجیله، خثعم، کنده، حضرموت و اَزد.

    مذحج و حمیر و هَمدان.

    حمیم و رباب و بنی عصر.

    اسد، غطفان، محارب، نمیر، ضبیعه و تغلب.

    ایاد، عک و عبدالقیس که اهل هجر بودند و حمراء.

    نام گروه هفتم در هیچ منبعی نیامده است. ولی بدون هیچ شکی آنان قبیله طی بودند. (ص17).

 

هنگامی که علی (ع) در سال 36 هجری وارد کوفه شد، گرچه اساس تقسیمات هفت‌گانه باقی ماند، اما شمار یمنی‌ها که علی‌رغم کثرت جمعیت، سعد آن‌ها را به سه گروه محدود کرده بود و شمار نزاری‌ها به رغم قلّت جمعیت به چهار گروه، به پایه چهار گروه یمانی و سه گروه نزاری استوار شد. (زرگری نژاد؛ 1383: 100).

 

دکتر سیدحسین محمدجعفری هم بر اساس کتاب ماسینیون ترتیب قبایل را توسط علی(ع) به صورت زیر منعکس کرده است:

 

  1. همدان و حمیر (یمنی)
  2. مذحج، اشعر وطی (یمنی)
  3. کنده، حضرموت، قضاعه ومهره (یمنی)
  4. اَزد، بجیله، خثعم و انصار (یمنی)
  5. همه‌ی شعب گوناگون نزاری اعم از: قیس، عبس، ذوبیه و عبدالقیس از بحرین
  6. بکر، تغلب و همه­ی شعب ربیعه (نزاری‌ها)
  7. قریش، کنانه، اسد، تمیم، ضبّه و ربابی (نزاری) (محمدجعفری، 1364: 131).

 

ماسینیون در مقایسه‌ی بین دو شهر کوفه و بصره، کوفه را دارای قدرت ابداع و نوآوری در تصورات در تمامی دوره‌های فرهنگ عربی می‌داند در حالی که بصره به نتیجه‌گیری‌های کند و استدلال‌های ملال‌آور می‌پرداخت ماسینیون برتری کوفه را نسبت به بصره در کتابت (خط کوفی) در صرف و نحو و قرائت، در تهیه مجموعه معتبر نهج‌البلاغه، اشعار عربی (حماسه‌ها و معلقات)، خاستگاه بهلول‌ها و صوفیان، عرصه بروز مشروعیت‌طلبی دینی (قیام زیدیه)، مرکز فقه و حقوق، مرکز حیات صنفی و اجتماعی می‌داند در حالی که بصره از این ویژگی‌ها محروم بود. (صص 21-209).

 

تعبیری که حجاج‌ بن یوسف ثقفی میان بصره و کوفه انجام داده است مبین همین واقعیت است که بدان اشاره رفت: «بصره چون پیرزنی سفیدموست که به زینت‌ها و آرایه‌هایی که به خود بسته فخر می‌فروشد و با آن‌ها عشوه می‌کند ولی کوفه همانند دوشیزه زیبایی است که جواهری را به خود نیاویخته است». (ص22).

 

در سال 50 هجری، زیاد بن ابیه مناطق هفت‌گانه را به چهار منطقه (الارباع) تقسیم کرد:

 

  1. اهل العالیه

2- تمیم و همدان

3- ربیعه (بکر) و کنده

4- مذحج و اسد

این تقسیم‌بندی جدید به این علت بود تا همدان را به اطاعت فرمانده‌ی نظامی‌ای وا دارد که در رأس قبیله تمیم قرار داشت. (ص23). این عمل زیاد، ترکیب هفت‌گانه گروه‌های کوفه را به نفع نزاری‌ها تغییر داد تا موقعیت یمانی‌هایی را که همچنان به گونه‌ای عاطفی به علی (ع) و خاندان آن حضرت تمایل داشتند هرچه بیشتر تضعیف کند. (زرگری نژاد، همان: ص101). ماسینیون در کوفه از خیابان‌هایی سخن می‌گوید که به آن سکّه گفته می‌شد که جمع آن سکک است عرض هر سکه 50 ذراع دست بود (ص24).

 

ماسینیون براساس نوشته‌های بلاذُری و ابومخنف بر این باور است که پس از ورود سپاهیان خراسانی طرفدار عباسیان به کوفه از سال 132 هـ.ق به بعد، نام خانواده‌های ایرانی بر نام برخی از خیابان‌های کوفه گذاشته شد (ص25). در کوفه چهار راه‌هایی بوده است که آن‌ها را به فارسی «چهارسوج» می‌گفته‌اند (ص25) احتمال می‌رود چهار سوج معرّب واژه‌ی چهارسوق باشد که در زبان فارسی بسیار متداول بوده است.

 

بنا به نظر ماسینیون کوفه در یکصد سال اول حیات خود دارای آب آشامیدنی نبود، به همین دلیل آب را از شریعه فرات به درون شهر می‌آورند بعد از مدتی چاهی حفر کردند که آب آن را مناسب شرب دیدند این چاه را «بئرعلی» نامیدند (ص26) احتمال قوی می‌رود که این اقدام پس از ورود و حضور سیاسی- اجتماعی ایرانیان در آن شهر صورت گرفته باشد به این دلایل:

1- از آغاز قرن دوم و پس از تشکیل سلسله عباسیان که مبتنی بر حمایت لشکری و کشوری ایرانیان یعنی شخصیت‌های دیوانی و سپاهی بود ایرانیان به این اقدام دست یازیدند.

  1. حفر چاه و خندقی بزرگ بر گرداگرد شهر کوفه که ماسینیون بنای آن را دوران حکومت منصور دومین خلیفه عباسی و در سال 145هـ.ق می‌داند بنا به مستندات مسلم تاریخی می‌تواند جزو ابتکارات و خدمات ایرانیان باشد زیرا منابع در انتساب ابتکار حفر چاه و خندق به جامعه ایرانی تردیدی به خود راه نمی‌دهند.

 

  1. دوره‌ی خلافت منصور دوره‌ی اوج حضور و فعالیت ایرانیان در دستگاه خلافت عباسیان بود به قول مسعودی: منصور برای بغداد چهار دروازه بنا کرد که نخستین دروازه خراسان بود که دروازه دولت نام داشت که اقبال دولت عباسی از خراسان بود. (مسعودی؛ 1365 : 290) به نوشته ابن طقطقی: منصور وزارت را به ابوایوب موریانی- موریان یکی از قرای اهواز- (او مردی خردمند، بصیر به امور، دانا و زیرک، باهوش و جوانمرد بود و در کارهای عمران و آبادانی سخت می‌کوشیدند). (ابن طقطقی؛ 1367: 237) به تحقیق جرجی زیدان: منصور و جانشینان او، ایرانیان را در کارهای مملکت جلو آورده، امور مهمی را به دست آنان سپردند که از آن جمله مقام وزارت عالی‌ترین منصب‌های دربار عباسی با ایرانیان بود. (زیدان؛ 1384: 71)

 

ماسینیون در ذیل عنوان: نقشه اقتصادی کوفه از بازار کوفه سخن گفته است در این بخش او از برخی از پیشه‌های این شهر هم یاد می‌کند که عبارتند از:

 

  1. دیوان محتسب

2- صرافی و دلاّلی (ص32)

او قدیمی‌ترین صرافان شهر کوفه را اُسقفان اهل حیره می‌داند که از آنان تحت عنوان صرافان لخمی یاد کرده است. بعد از صرافان لخمی، صرافان مسلمان قرار داشتند که از نظر میزان شهرت و فعالیت، صرافان لخمی از مسلمانان سرآمدتر بودند و در گروه سوم باید از مالیات‌ستانان و کارگزاران علویان سخن گفت که برای گردآوری زکات از شیعیان و جلب، پیوند و نزدیکی بین شیعیان کوفه و امامان شیعه(ع) به ویژه امام ششم تلاش می‌کردند. (صص33-32). از این سه دسته گذشته، وراقّان، فروشندگان کاغذ، جلدسازان و نسخه‌پردازان- خرمافروشان و سبزی‌فروشان، فروشندگان فرش و خرما، قصابان، گندم‌فروشان، آرد جوفروشان و گل‌فروشان مانند: فروشندگان بنفشه و زنبق سفید قرار داشتند. (ص34).

 

ماسینیون کوفه را محل ارتباط و تلاقی اندیشه‌های دینی، اسطوره‌ها و افسانه‌های کلدانی قدیم می‌داند که طغیان فرات آنان را به یاد طوفان نوح می‌انداخت و همواره در مسجد کوفه جایگاه کشتی نوح به چشم می‌خورد. (ص36).

 

او مساجد شهر کوفه را به سه دسته تقسیم کرده است در قسمت اول از یازده مسجد نام برده که به عنوان مساجد تیره‌های قبایل به شمار می‌آیند در دسته‌های دوم و سوم مساجد را به دو دسته: لعنت شده و مقدس تقسیم کرده است: مساجد نفرین شده چهار مسجدی هستند که شیعیان نام‌هایی را که بر این مساجد گذاشته شده به علت خیانت به حضرت علی(ع) مستوجب لعن و نفرین دانسته‌اند مانند: مقیره بن شعبه ثقفی، اشعث بن قیس کندی، جریر بن عبدالله بجلی، سماک بن مخرمه هالکی اسدی.

 

از چهار مسجد هم به عنوان مساجد مقدس یاد شده است که عبارتند از: مسجد سهله که گفته می‌شود خانه ابراهیم خلیل در همین مکان بوده و در آینده ظهور مهدی(عج) از همین نقطه است مسجد جعفی، غنی و الحمراء از تقدس مساجد دیگر اطلاعی در دست نیست. ولی مسجدالحمراء مسجدی بود که به حمراء گروهی از ایرانیان ساکن کوفه اختصاص داشت. (صص39-38).

 

یکی از مهم‌ترین و یا به واقع معروف‌ترین محله از محلات شهر کوفه محله کُناسه است که به مندرسه معروف است. در میان منابع جغرافیایی اعراب دوره‌ی اسلامی از این محله به کراّت نام برده شده است. حتی در کتاب مورخان صدر اسلام و به ویژه منابع مربوط به تاریخ عاشورا هم از تنها جایی که به فراوانی سخن به میان آمده این ناحیه است.

 

کُناسه بارانداز و محل استراحت شتران کاروان‌ها بود و بارگیری شتران نیز در آن جا صورت می‌گرفت. بازار چارواداران (سوق البراذین) کوفه از ابتدا در این محل تشکیل می‌شد در این بازار فروشندگان الاغ، قاطر و شتر که محل داد و ستدشان در کنار آهنگران قرار داشت حیوانات خود را خرید و فروش می‌کردند و یا این که کرایه می‌دادند (ص40). روایات شیعی خبر داده‌اند که هنگام ظهور قائم(عج) صاعقه‌ای از آسمان فرود خواهد آمد و مکان‌های ناپاک را در کوفه مقدسه به آتش خواهد کشید. این اتفاق از کناسه شروع می‌شود. پس از ظهور قائم(عج) وی در مسجد جامع مستقر خواهد شد و خزانه را در مسجد سهله قرارخواهد داد. بغداد کاملاً ویران خواهد شد و کوفه مدینه‌الاسلام خواهد شد (صص42-41). این اعتقادات مبتنی بر دیدگاه‌های شیعیانی است که خود را شیعه امامیه می‌دانستند و بدین ترتیب صف خود را از شیعیان عباسی جدا ساخته‌اند. در واقع این اعتقادات ریشه در دیدگاه‌های مبارزه جویانه‌ی شیعیانی قرارداد که ویرانی و نابودی حیثیت سیاسی، اجتماعی و عمرانی بغداد را موجب سربلندی، عزت، رفاه و آبادانی شهر کوفه دانسته‌اند. رقابت، کشاکش و ستیزه بین مردم کوفه و بغداد را می‌توان در ورای مطالعه‌ی این نوشته‌ها به خوبی دریافت. محله نجف (مشهد علی) یکی از محلات معروف شهر کوفه است گورستان نجف مشهور به وادی‌السلام مانند وادی‌‌الصفای شهر کربلا از اماکن مقدس شیعیان دوازده امامی است. ماسینیون بر اساس مشاهدات خود، نجف را در سال 1925.م/1304 خورشیدی شهری کاملاً بدوی و محل سکونت اعراب خالص دانسته است او می‌نویسد: در این مناطق لوله‌های آبی مشاهده می‌شود که آب را از فرات به آن جا منتقل می‌کنند*. (صص 45-44)

 

آن‌‌چه که کتاب جغرافیای تاریخی کوفه را برای علاقمندان به مطالعات در حوزه جغرافیای تاریخی ارزشمندتر می‌سازد، کوششی است که مترجم فارسی این اثر یعنی آقای دکتر قنوات انجام داده‌اند و آن افزودن، 196 پی‌نوشت است که 38 صفحه‌ی این کتاب را از صفحه 54 تا 92 در برگرفته است. دکتر قره چانلو هم در کتاب خواندنی** خود، سیر بنا تا کاهش رونق شهر کوفه را بنا به گزارش جغرافی‌دانان مسلمان از قرن اول تا سده‌ی هشتم هجری برشمرده که مطالعه‌ی آن می‌تواند در کنار اثر معرفی شده، سودمند واقع گردد.

 

 

پی‌نوشت‌ها:

 

  1. ابن طقطقی، محمد بن علی طباطبا(1367)؛ تاریخ فخری در آداب ملک‌داری و دولت‌های اسلامی، ترجمه محمدوحید گلپایگانی، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ سوم.
  2. زرگری‌نژاد، غلامحسین (1383)؛ نهضت امام حسین(ع) و قیام کربلا، تهران، انتشارات سمت، چاپ اول.
  3. زیدان، جرجی (1384)؛ تاریخ تمدن اسلام، ترجمه و نگارش علی جواهر کلام، تهران، انتشارات امیرکبیر، چاپ یازدهم.
  4. محمدجعفری، سیدحسین (1364)؛ تشیع در مسیر تاریخ، ترجمه دکتر سیدمحمدتقی آیت‌اللهی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ سوم.

 

  1. مسعودی، ابوالحسن علی بن حسین مسعودی (1365)، مروج الذهب و معادن الجوهر، ترجمه ابوالقاسم پاینده، ج دوم، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ سوم.

 

* ابتکار این اقدام را مورخان دوره صفوی به میرزا محمدتقی خان ساروتقی وزیر اعظم برجسته و کاردان شاه صفی، ششمین شاه سلسله صفوی نسبت می‌دهند. (ابوالمفاخر بن فضل‌الله حسینی سوانح‌نگار تفرشی، تاریخ شاه صفی (تاریخ تحولات ایران در سال‌های 1038-1052هـ.ق) با مقدمه، تصحیح و تعلیقات محسن بهرام نژاد، تهران، میراث مکتوب، چاپ اول 1388، ص 76).

** حسین قره‌چانلو، جغرافیای تاریخی کشورهای اسلامی، ج1، تهران، انتشارات سمت، چاپ اول، 1380، صص 273-269.

 

 

    بازدید:4052
    یادداشت ها
    Parameter:305853!model&4732 -LayoutId:4732 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار