کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » خواندنی‌ها » مقالات
0.0 (0)
خاورشناسی
[1399/02/07]

مطالعه‌ی انتقادی به مهم‌ترین تحریفات خاورشناسان نسبت به اسلام  

دکتر فریدون شایسته

 

چکیده

خاورشناسان اروپایی در رویکرد به دین اسلام و ساختارهای آن، به دو گروه تقسیم شده اند. گروهی که رویکرد آنان به دین اسلام متأثر از انجمن ها و نهادهای مذهبی- سیاسی در غرب بوده و گروهی که بدون وابستگی، تحلیل های خود را در مورد اسلام ارائه کرده اند.
در این مقاله، مهم ترین موارد انتقادی و شبهه انگیز آنان مورد نقد و بررسی قرار می گیرد. روش مطالعه، توصیفی- تحلیلی است و مبتنی بر روش کتابخانه ای است.
واژگان کلیدی: اروپا، اسلام، خاورشناسان، تحریفات، یهود، مسیحیت.

 

مقدمه

خاورشناسانی که نسبت به اسلام به تحقیقات پرداخته اند را می توان به دو گروه: آکادمیسین های شوروی سابق و اروپای غربی دانست. آکادمیسین های شوروی سابق، کوشیده اند تا از زاویه مراحل تاریخی مارکس و نگاه مارکسیسم به دین و به ویژه اسلام بپردازند. در این مقاله، نگارنده به سمت و سوگیری های آنان اشاره نخواهد داشت.
اما آن چه وجه ی همت نگارنده است، معرفی و تبیین مهم ترین موارد تحریف اسلام از سوی خاورشناسان است.
در ابتدا ذکر دو نکته حائز اهمیت است: ۱- همه ی خاورشناسان اروپایی به قصد ایراد تحریف و ایجاد تزلزل در مبانی اعتقادی و ساختار دینی اسلام بر نیامده اند. گروهی از آنان بر این آیین و روش بوده اند.
۲- بدون تردید آن گروهی از خاورشناسان که در تحریف دین اسلام و انتساب اتهام کوشیده اند، متأثر از دو رویداد شکست و انقراض امپراطوری روم شرقی(بیزانس) از حکومت عثمانی(سلطان محمد فاتح/۱۴۵۳ میلادی) و جنگ های دویست ساله ی موسوم به جنگ های صلیبی بوده اند.
۱- اتهام های ساختگی تشخیص راهب نصرانی به نام"بُحیرا" از بعثت قریب الوقوع حضرت محمد (ص).
این داستان جعلی وی پایه به استناد تحقیق دکتر محمود رامیار، محصول تلاش" سرجون رومی" و پسرش" یوحنای دمشقی" است که اولی مشاور برجسته یزید بن معاویه اموی و دومی، در مدت خلافت ۹ تا ۱۰ تن از خلفای دوره اموی، در دربار امویان نفوذ و حضور داشت.(رامیار، ۱۳۶۲: ۱۲۸-۱۲۷) لوئی ماسینیون، از محققانی است که ملاقات پیامبر(ص) را پیش از بعثت با"بحیرای راهب"، بی اساس دانسته است.(ماسینیون، بیتا:۳۴)

۲- اتهام اقتباس و تقلید و پیروی قرآن کریم از آیات عهد قدیم و عهد جدید.

گلد زیهر مجارستانی و هموطنش مارگلیوث در راس این گروه هستند. گلد زیهر بر این باور بوده است که: "... محمد(ص)، تعالیم اسلام را از دیانت های شایع و رایج عصر خود، یعنی از یهودیت و مسیحیت و مجوسیت و بت پرستی، پس از تهذیب و صیقل دادن آن گرفته است.(غزالی، ۱۳۶۳ : ۴۷) برنارد لوئیس هم اسلام را تحریف دین یهود می دانست. ( مهاجرانی، ۱۳۸۲ : ۱۸۲-۱۸۱).
در پاسخ به این دیدگاه ارائه شده از سوی جمعی از خاورشناسان باید گفت:

الف) تورات، پدر زن حضرت موسی (ع) را کاهنی به نام" یترو" می داند، در حالی که در قرآن کریم آن فرد را، شعیب نبی(ع) معرفی کرده  است.

ب) تورات، گمراه کننده پیروان حضرت موسی(ع) را، فردی به نام هارون معرفی می کند، در حالی که قرآن از آن فرد به نام سامری یاد کرده است.(مشکور، ۱۳۶۲ :۱۲۵)

پ) چهار حیوانی که در تورات حضرت ابراهیم(ع) گرفت و کشت، گوساله، قوچ، قُمری و کبوتر بوده است. این در حالی است که در روایات اسلامی، کلاغ، طاووس، خروس و کرکس آمده است.

ت) مطابق روایات قرآن، ابراهیم (ع) از فلسطین به مکه می آید و خانه کعبه را در آن مکان می سازد. نخست ستارگان را در آغاز شب می بیند و آن ها را خدا می شمارد و سپس ماه را، که بزرگ تر از ستارگان بوده، خدا می پندارد.
بالاخره، آن عقیده را در باره خورشید قائل می شود و وقتی آن را هم غروب کننده می بیند، یگانه پرست می شود. داستان بت شکنی حضرت ابراهیم (ع) و به آتش رفتن او و از آتش سالم به در آمدنش، هیچ کدام در تورات دیده نمی شود.(فضایی،۱۳۶۴ :۱۰۵-۱۰۳)
ث) داستان اصحاب کهف، فقط در قرآن آمده و در عهدین( قدیم و جدید) وجود ندارد.

ج) در انجیل، عیسی(ع) به صلیب کشیده می شود و در هنگام مرگ می گوید: ای پدر من! روح خود را به دست های تو می سپارم و با این گفته از دنیا می رود.( انجیل لوقا، آیه ۴۷، باب ۲۳) این در حالی است که در آیات ۱۵۷ و ۱۵۸ سوره نسا در قرآن کریم خداوند این باور مسیحیان را نفی می کند و نمی پذیرد.

د) در انجیل به صورت مکرر و فراوان، حضرت عیسی(ع) به عنوان پسر خدا معرفی شده است:

۱- عیسی گفت ای پدر این ها را بیامرز (انجیل لوقا، آیه ۳۵: باب ۲۳).
۲- از پیروان حضرت عیسی(ع) به عنوان امت پسر خدا یاد شده است.( انجیل یوحنا، آیه ۳۵: باب۱)
۳-خدا آن قدر جهان را دوست داشت که فرزند یگانه خود را ارزانی فرمود، چه خداوند، فرزند خود را به جهان نو فرستاد که با جهانیان داوری نماید، بلکه تا جهانیان به واسطه او نجات یابند.( انجیل یوحنا، آیات ۱۸-۱۷: باب ۳).

۴- همچنان که پدر مردگان را بر می خیزاند و زنده می کند، به همان طور، پسر نیز هر که را می خواهد، زنده می کند.(انجیل یوحنا، آیه ۲۲: باب۲۲).

۳- انتساب چهره جنگ طلبی به اسلام و دین شمشیر خواندن آن.

ویلیام موئیه، شمشیر حضرت محمد(ص) و قرآن را، سخت ترین دشمنان تمدن، آزادی و حقیقت دانسته و روبرت بین در کتاب شمشیر مقدس، کوشیده است تا ثابت کند که اسلام به وسیله ی شمشیر پیروز شده است.( زمانی، ۱۳۸۵: ۴۲۷-۴۲۶)
این اتهام از سوی منتسکیو که هم مورد توجه قرار گرفته می نویسد:"دیانت اسلام که به زور شمشیر بر مردم تحمیل، چون اساس آن متکی بر جبر و زور بوده، باعث سختی و شدت شده است و اخلاق و روحیات مردم را شدید می کند".(منتسکیو، ۱۳۷۰: ۲/۷۶۱).

یکی از دانشمندان هندی، نظری بر خلاف نامیدن اسلام به دین شمشیر داشته و دیدگاه خود را اینگونه بیان می دارد:" نظریه اسلام و شمشیر، دیگر چندان در دنیای امروز خریدار ندارد. این اصل اسلام که اجباری برای پذیرش دین وجود ندارد، کاملا شناخته شده است. ادوراد گیبون، تاریخدانی که شهرت جهانی دارد، می گوید: اعتقاد خطرناکی که به پیروان محمد(ص) نسبت داده شده است، این است که، آن ها وظیفه دارند تمام ادیان را با شمشیر از میان بردارند. به گفته این مورخ، این اتهام مبنایی جز جهل و تعصب ندارد و توسط قرآن کریم رد شده است.
تاریخ فاتحان مسلمان و مدارایی را که آن ها با مسیحیان داشته اند، این موضوع را رد می کند. محمد(ص)، تنها از طریق قدرت اخلاقی خود، به موفقیت دست یافت. تعداد کل کشته ها، طی جنگ هایی که در شبه جزیره عربستان و تحت لوای او رخ داد، از چند صد نفر تجاوز نکرد.(راما کریشنا رائو، ۱۳۸۵: ۶).
همان طور که این دانشمند هندی، به رد این اتهام برخاسته، می توان دیدگاه حسن ابراهیم حسن را صائب و منطقی دانست: پیامبر (ص) در مقابل بد رفتاری یهودیان، صبور بود و از نفاق شان چشم می پوشید و آن ها را با مسلمانان برابر می گرفت و رسوم دینی شان را محترم می داشت. پیغمبر(ص)، بر پیمان هایی که با یهودیان بسته بود، استوار بود.
اگر یکی از یهودیان بر خلاف پیمان رفتار می کرد، به مجازات او اکتفا می کرد و دیگران را به گناه او نمی گرفت:
چنان که درباره" کعب بن اشرف" و " سلام بن ابی حقیق"، به مسلمانان خیانت کرده بودند، همین روش را به کار بست و به قتل آن ها اکتفا کرد و متعرض یهودیان دیگر نشد. پیامبر(ص)، با یهودیان مدارا می کرد و وقتی پیمان خود را می شکستند و بر آن ها دست می یافت، در مجازاتشان، حد اعتدال را نگه می داشت و یا به حکم کسی که یهودیان او را به داوری انتخاب کرده بودند، رضایت می داد". (ابراهیم حسن، ۱۳۷۶: ۱۴۹).
پیامبر(ص)، زمانی را که "معاذ بن جبل"، را به یمن فرستاد به وی موکدا دستور داد که:" هیچ یهودی نباید در کیش و آیین خویش پریشان گردد". (محقق داماد، ۱۳۸۵: ۵). پیامبر(ص) در طول حیاتش، حتی در جنگ ها کسی را به دست خود نکشت. جز یک بار دشمنی به وی حمله کرد و آن حضرت پیشدستی کرده و او را به هلاکت رساند.(مشکور،۱۳۶۲: ۳۳۳).
قرآن کریم در طی آیات متعددی، انتساب جنگاوری و تمایل دین اسلام را به جنگ و خونریزی نفی می کند. به نمونه هایی از این آیات اشاره می گردد:
۱- در راه خدا با آنان که به جنگ و دشمنی شما برخاسته اند، جهاد کنید.(آیه ۱۹۰- بقره).
۲- ای پیامبر! در راه خدا به کارزار برخیز! که جز شخص تو کسی بر آن مکلف نیست و مومنان را ترغیب کن.(آیه ۸۴- نسا).
۳- آیا با قومی که عهد و پیمان خود را شکستند و اهتمام کردند که رسول خدا(ص) را از شهر و وطن خود بیرون کنند، قتال نمی کنید و حال آن که آن ها، اول بار به دشمنی شما برخاستند؟ (آیه۱۳- توبه)
۴- ما محمد(ص) را تنها برای رحمت، آسایش و آرامش مردم جهان فرستاده ایم.(آیه ۱۰۷- انبیا)
۵- اگر دشمنان به صلح و مسالمت تمایل داشتند، تو نیز مایل به صلح باش.(آیه ۶۱- انفال)
۶- و شما مسلمانان با یهود، نصاری و مجوس که اهل کتابند، جز به نیکوترین طریق بحث و مجادله نکنید. مگر با ستمکاران از آن ها و به اهل کتاب بگویید که ما به کتاب آسمانی قرآن که بر ما نازل شده و به کتب آسمانی شما به همه ایمان آوردیم و خدای ما و شما یکی است و ما تسلیم و مطیع فرمان اوییم.(آیه۴۶- عنکبوت)
بر طبق آیه ۱۹ سوره نسا؛ در عصرجاهلیت، زن جزو اشیا شمرده شده که مرد او را طلاق می داده و یا این که با گرایش به زن جدید، همسر پیشین را بلاتکلیف می گذارده است یا هیچ سهم الارثی به او نمی داده اند یا از همه غریب تر این که، گاه زنان را نیز به ارث می برده اند.
این در حالی است که اسلام، موجب تغییر جایگاه و شخصیت زن شده است. مطابق آیه ۱۳ از سوره اسرا( بنی اسرائیل)، نمی توان به مادر " اوف" گفت و بر پایه آیه ۱۸۷ سوره بقره؛ زن پیراهن تن مرد، یعنی نزدیک ترین همدل و همدرد او شمرده است. در آیه ۱۱ سوره روم، زن مایه ی آرامش شوهر دانسته شده و رابطه فیمابین را در قرآن بر اساس مودت و رحمت معرفی کرده است.
در دوره ی جاهلیت که مردم فرزند دختر را ننگ و عار می دانستند و از شنیدن خبر صاحب دختر شدن چهره در هم می کشیدند، پیامبر(ص) با توجه به بنیان های محکم دخترکشی و ننگ و عار دانستن دختر و زن، از دخترش به بهترین وجه یاد می کند، او را احترام فراوان نموده و لقب" ام ابیها" را به او اعطا می کند و در قرآن هم سوره کوثر در ثنای او می آید و او را " خیر کثیر" معرفی می نماید.(لک زایی، ۱۳۷۹: ۳۲).
از یاد نباید برد که در دوره ی جاهلیت، دختران و زنان از متوفی، ارث نمی بردند. کسی که کنیز یا کنیزانی داشت می توانست با آن ها کسب منفعت کند. یعنی این کنیزان در مقابل دریافت مبلغی با مردان دیگر همخوابه می شدند و اجرت حاصل به مالک خود می پرداختند. کسی دخترش یا یکی از زنانی را که تحت ولایت او بودند به دیگری می داد به شرط آن که او هم دختر یا زن تحت ولایت خود را به او بدهد و مهر و کابینی در میان نباشد و به این نکاح" شعار" معروف بود ولی رسم اولی را "مساعاة" می نامیدند. (زریاب، ۱۳۷۶:۷۴-۷۲)
وقتی روزی از پیغمبر (ص) پرسیدند زنان ما چه حقی بر ما دارند؟ فرمود: از همان خوراک و غذایی که می خورید زنان خویش را بخورانید و از لباسی که خودتان می پوشید، برایشان پوشاک تهیه کنید. سر و صورت آن ها را نزنید. به آن ها فحش و نسبت زشت ندهید.( ورداسبی، ۱۳۵۹:۳۶۱).

۴- انتساب اتهام تعدد زوجات به پیامبر گرامی اسلام(ص) و ویژگی" مردسالاری" به جامعه مسلمانان
الف) در تعلیقاتی که مرحوم استاد علی اکبر غفاری بر کتاب ارجمند" مقاتل الطالبین"، از "ابوالفرج اصفهانی"، نوشته است؛ به درستی؛ انتساب تعدد زوجات به پیامبر(ص) تا امام حسن مجتبی(ع)، به شخصی به نام" ابوالحسن علی بن عبدالله مدائنی"، نسبت داده است که او در دستگاه حکومت بنی امیه، کارش توجه و رویکرد به این اتهام به ساحت بنی اکرم(ص) و ائمه هدی(ع) بوده است.(اصفهانی، بیتا:۷۴).

ب) عباس محمود عقاد، دانشمند معروف مصری، در نفی این انتساب، پرسشی را مطرح می کند:"کسی که تا سن ۲۵ سالگی با آن همه جمال و جوانی، میل به رفتار جنسی از او بروز و مشاهده نشد، چگونه می تواند فردی زن باره قلمداد شود؟(عقاد،۱۳۶۶:۱۴۰).

پ) آنه ماری شیمل، خاورشناس آلمانی، بر این عقیده است که؛ بیش ترین بخش عمر خود را پیامبر اسلام(ص)، تنها با یک همسر به نام خدیجه به سر آورد. که بسی از وی بزرگ تر بود. بعد ها عایشه جوان، هرگز نتوانست به سبب محبوبیت خدیجه(س) نزد پیامبر(ص)، از نوعی رقابت ورزیدن با او خودداری نکند.

ت) ویل دورانت، مورخ آمریکایی و صاحب کتاب ارزنده تاریخ تمدن جهان، تعدد زوجات پیامبر(ص) را متوجه به امید داشتن پسری و ازدواج با حفصه(دختر عمر)، عایشه( دختر ابوبکر) و ام حبیبه(دختر ابوسفیان) را جهت تحکیم ریشه ها و پیوند های دوستی ارزیابی می کند.( دورانت، ۱۳۸۵: ۴)

آندره میکل، در تحلیل روشنگرانه اش، از نگرش اسلام به زن به مدافعه بر می خیزد و می گوید:"اسلام زنان را در مقابل سوء استفاده ها و عواقب طلاق مورد حمایت قرار می دهد. قرآن، حتی ضوابط وراثتی مرسوم تا آن زمان را به نفع زن دگرگون می سازد و از آن مهم تر این که، حق کامل شرکت در تمام فرایض دینی از جمله شرکت در مراسم حج را به او می دهد. بالاخره در قرآن، بر مقام و رتبه عالی زن و همچنین حق سعادت ا. تاکید شده است.(میکل،۱۳۸۱: ۱/۸۵)
علامه محمدتقی جعفری در پاسخ پروفسور روژه گاردوی که پرسیده بود آیا زنان مسلمان، نقشی موثر در تمدن اسلامی داشته اند، به مجلدات پنج جلدی عمر رضا تحت عنوان" اعلام التسا فی عالم العرب و الاسلام" و کتاب " بلاغت النسا"، از ابوبکر حصنی و کتاب " طبقات مشایخ"، از "شیخ عبدالرحمن سلمی"، اشاره کرده که در تحت قلمرو جهان اسلام، بیش از سه هزار شخصیت برجسته زن در مسیر علم، ادب و فرهنگ درخشیده اند.(گفتگوی گاردوی با علامه جعفری، ۱۳۸۶: ۶)

نتیجه

مهمترین اتهامات و ایرادات خاورشناسان به دین اسلام معرفی گردید و آن ها دیدگاه ها به استناد مدارک و اسناد متقن مورد نقد جدی قرار گرفت. در تحلیل نهایی می توان با داوری جواهر لعل نهرو، صدر اعظم فقید هندوستان موافق بود که می گفت:" اسلام،پیام برادری و برابری را برای تمام کسانی که مسلملن شدند، همراه داشت. بدین ترتیب یک نوع دموکراسی، برای مردم به وجود آورد".(نهرو،۱۳۶۶: ۱/۲۹۳).

 

منابع و مآخذ

-رامیار محمود(۱۳۶۲)، تاریخ قرآن، تهران، انتشارات امیرکبیر.
-ابراهیم حسن حسن (۱۳۷۶)، تاریخ سیاسی اسلام، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، سازمان انتشارات جاوید.
-شمیل آنه ماری(۱۳۷۵)، درآمدی بر اسلام، ترجمه و توضیحات عبدالرحیم گواهی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی.
- عقاد عباس مجمود(۱۳۶۶)، راه محمد(ص)، ترجمه اسدالله مبشری، تهران، انتشارات امیرکبیر.
-غزالی مصری محمد(۱۳۶۳)، محاکمه ی گلد زیهر صهیونیست، ترجمه صدر بلاغی،  تهران، انتشارات حسنیه ارشاد.
-مشکور  محمد جواد(۱۳۶۲)، خلاصه ادیان در تاریخ دین های بزرگ، تهران، انتشارات شرق.
-منتسکیو(۱۳۷۰)، روح القوانین، ترجمه و نگارش علی اکبر مهتدی، جلد دوم، تهران، انتشارات امیر کبیر.
-میکل آندره با همکاری هانری لوران(۱۳۸۱)، اسلام تمدن اسلامی، جلد اول، ترجمه دکتر حسن فروغی، تهران، انتشارات سمت.
- نهرو لعل جواهر (۱۳۶۶)، نگاهی به تاریخ جهان، جلد اول، ترجمه محمود تفضلی، تهران، انتشارات امیرکبیر.
-کی اس راماکریشنا رائو(۱۳۵۸)، پیامبر اسلام(ص)، در بیان غیر مسلمانان، تهران، روزنامه اطلاعات، شنبه ۱۲ بهمن، شماره ۲۳۸۰۷.
-محقق داماد مصطفی(۱۳۸۵)، آزادی، معنویت و عقلانیت، تهران، روزنامه اطلاعات، پنجشنبه ۲۷ مهر، شماره ۲۳۷۵۵.
-دورانت ویل(۱۳۸۵) ، پیامبر پیروز، تهران، روزنامه اطلاعات، شماره ۲۳۸۷۳.
-ماسینیون لوئی(بی تا)، سلمان پاک، ترجمه دکتر علی شریعتی، بینا.
-مهاجرانی عطاالله(۱۳۸۲)، اسلام و غرب، تهران، انتشارات اطلاعات.
- زریاب عباس(۱۳۷۶)، سیره رسوال الله(ص)، از آغاز تا هجرت، تهران، انتشارات سروش.
-لک زایی نجف(۱۳۷۹)، پیامبر اسلام (ص) و شیوه گذار از جامعه جاهلی به اسلامی، فصل نامه تاریخ اسلام، شماره یکم، سال یکم.
-وراسبی ابوذر(۱۳۵۹)، جزمیت فلسفه حزبی(نقدی بر کتاب اسلام در ایران)، جلد اول، تهران، انتشارات قلم.
فضایی یوسف(۱۳۶۴)، جامعه شناس دینی جاهلیت قبل از اسلام، تهران، چاپ کبری و شقایق.
- زمانی محمدحسن (۱۳۸۵)، مستشرقان و قرآن، قم، موسسه بوستان کتاب.
-اصفهانی ابوالفرج(بیتا)، مقاتل الطالبیین، ترجمه سید هاشم رسولی محلاتی، مقدمه و تصحیح از علی اکبر غفاری، طهران، کتابفروشی صدوق.
-گفتگوی پروفسور روژه گارودی با علامه محمد تقی جعفری(۱۳۸۶)، زن در نگاه اسلام و مسلمانان، روزنامه اطلاعات، دوشنبه ۲۸ آبان، شماره ۲۴۰۶۰.
-کتاب مقدس (عهد عتیق و عهد جدید)، ترجمه فاضل خان همدانی-ویلیام گلن هنری مرتن، تهران، انتشارات اساطیر.

 

    بازدید:447
    یادداشت ها
    Parameter:305632!model&4732 -LayoutId:4732 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار