کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » خواندنی‌ها » ایران شناسی
0.0 (0)
تاریخ معاصر ایران
[1398/11/29]

استقلال بحرین  

گزارش: محمدحسن خلیلی

 

یکی از اقداماتی که در دوران نخست‌وزیری هویدا به وقوع پیوست و درجات خشم عمومی را فراهم نمود صرفنظر کردن از حاکمیت بحرین بود. هنگامی که این مسئله در مجلس شورای ملی مطرح گردید نمایندگان فراکسیون پان ایرانیست که یکی از مرام آنها الحاق بحرین به خاک ایران بود نطق‌های هیجان‌انگیز و تکان‌دهنده‌ی ایراد کردند و با شدت با تصمیم دولت مخالفت نمودند.

 

نگاهی به سابقه تاریخی بحرین

در سال 1783 میلادی که ایران گرفتار جنگ‌های داخلی بود و زدوخوردهای خونین جانشینان کریم‌خان زند بود. اعراب قبیله عقوب مقیم شبه جزیره عربستان، بحرین را تصرف کردند و یکی از شیوخ خود را به حکمرانی این مجمع الجزایر منصوب نمودند. هنگامیکه آقا محمد‌خان قاجار توانست بنیاد سلطنت و اقتدارش را تحکیم نماید شیخ نصر خان آل مذکور از رؤسای عشایر طرفدار ایران را به حکومت بحرین منصوب کرد. آقا محمد‌خان چند ماه قبل از اینکه به قتل برسد در اوایل 1797 م. به شیخ نصر‌خان دستور داد امنیت خلیج‌فارس را تأمین نموده و سلطان مسقط را که به خاک ایران دست‌اندازی کرد را گوشمالی بدهد. اما قتل ناگهانی پادشاه قاجار این نقشه را بر هم زد و سلطان مسقط همچنان یکه‌تاز خلیج‌فارس باقی ماند.

دولت ایران که در اوایل قرن نوزدهم گرفتار جنگ با روسیه بود نتوانست اقدامی برای استقرار حاکمیت خود بر خلیج‌فارس بنماید و بخصوص بعلت فقدان نیروی دریایی قادر به حفظ حقوق خود نبود. در اوایل 1819 ناخدا بورس فرمانده ناوگان انگلیس در خلیج‌فارس قراردادی با حسنعلی میرزا فرمانفرما، والی فارس امضاء کرد که تا وقتی که دولت ایران وسیله حفظ امنیت خلیج‌فارس را ندارد این امر بر عهده دولت انگلیس واگذار می‌شود. به این ترتیب ایران یکی از حقوق مسلم خود را به انگلیسی‌ها واگذار کرد. بدنبال امضای این قرارداد ناوگانی مرکب از شش کشتی جنگی و سه هزار ملوان از بمبئی عازم خلیج‌فارس شدند. فرمانده ناوگان مزبور ژنرال سر ویلیام گرانت کابر بود که ابتدا رأس الخیمه را با نیروی توپخانه خود فتح کرد و سپس بقیه شیخ نشین‌های جنوب خلیج‌فارس را بدون برخورد با مقاومت جدی یکی بعد از دیگری تصرف نمود، پس از خاتمه عملیات نظامی فرمانده انگلیسی با یکایک شیوخ وارد مذاکره شد و در فاصله ششم تا یازدهم ژانویه قراردادی با آنان در منطقه‌ای که به ساحل متصالح مشهور است منعقد کرد که بموجب آن شیوخ یازده‌گانه متعهد شدند دست از جنگ و ستیز با یکدیگر و راهزنی بردارند. شیخ بحرین نیز در امضای این قرارداد شرکت نمود و این امر مقدمه تحت‌الحمایگی انگلستان در منطقه مزبور شد.

وقتی در اوت 1851 انگلیسی‌ها فّن بازرسی کشتی‌های ایرانی را به منظور جلوگیری از حمل برده بدست آوردند نفوذشان در خلیج‌فارس افزایش یافت و ناوگانی بطور دائمی در بحرین مستقر نمودند. در 31 مه 1861 قراردادی بین شیخ محمد بن خلیفه شیخ عربی و فلیکس جونز نماینده سیاسی انگلستان منعقد شد که بموجب آن مجمع الجزایر بحرین، رسماً تحت‌الحمایه انگلستان گردید.

دولت ایران پس از اطلاع از این قرارداد طی یادداشت‌های سیاسی متعددی نسبت به این عمل اعتراض کرد. لرد کلارندون وزیر خارجه انگلیس طی پاسخی در 19 آوریل 1869، وجود دزدان دریایی را بهانه قرار داد و متذکر شد غرض از انجام این اقدامات برقراری نظم و امنیت در خلیج‌فارس می‌باشد و بدیهی است اگر دولت ایران خود این اقدامات را بر عهده بگیرد دولت انگلیس از چنین تکلیف سنگین و پر خرجی خلاص خواهد شد. در هر حال در مواردی که از شیخ بحرین حرکتی سر نزند که ملتزم اقداماتی از جانب دولت انگلستان باشد قبلاً ایران را در جریان خواهد گذاشت.

این پاسخ دولت ایران را قانع نکرد و همچنان به اعتراضات خود ادامه داد و همواره ادعای مالکیت بحرین را می‌نمود. ضمناً پنج کنسولگری در منطقه کویت، بحرین، ‌بوشهر و بندرعباس دائر کرد که تحت نظر نماینده سیاسی انگلستان مقیم بوشهر انجام وظیفه می‌نمودند و مراقب منافع سیاسی و اقتصادی آن کشور بودند. این وضع تا روی کار آمدن رضا شاه همچنان ادامه داشت. رضا شاه پس از خوزستان و خاتمه دادن به کار شیخ خزعل مجدداً دعاوی ایران بر بحرین را عنوان کرد. دولت ایران طی یک سلسله یادداشت که از 22 نوامبر 1927 ببعد به دولت انگلستان ارسال داشت مسئله را مطرح ساخت دولت بریتانیا در پاسخی که هرگز متن ان منتشر نشد، چند مطلب زیر را عنوان کرد: بازپرداخت قروضی که به ایران داده بود، آزاد کردن شیخ محمره که در تهران زندانی بود، رسیدگی متقابل به دعاوی طرفین نسبت به ترتیب موقت درباره حقوق اتباع انگلیسی مقیم ایران پس از پایان مهلت 10 مه 1928 (20 اردیبهشت 1307) که برای الغاء کاپیتولاسیون تعیین شده بود و بالاخره شناسایی عراق که تحت‌الحمایه انگلیس بود و دولت ایران با قسمتی از این تقاضاها موافقت کرد ولی در مورد بحرین توافقی بعمل نیامد.

پس از پایان جنگ دوم ایران یکبار دیگر ادعاهای خود را به بحرین تکرار کرد وقتی هیئت وزیران در 21 آبان 1336 لایحه تقسیمات کشوری را به مجلس تقدیم کرد که بحرین را استان چهاردهم ایران می‌شناخت. این اقدام نه تنها مورد اعتراض انگلستان شد بلکه توجه کشورهای عربی را هم به مجمع‌الجزایر بحرین جلب کرد . بلافاصله دولت سوریه اقدام ایران را محکوم کرد و بحرین را بخشی از سرزمین‌های متعلق به ملت عرب شناخت این نظریه‌ای که در سال 1333 به تصویب شورای اتحادیه عرب رسیده بود.

وزیر امور خارجه ایران در پاسخ اظهار داشت «ایران هر اقدامی را که برای تثبیت حاکمیت بر بحرین لازم بداند خواهد کرد» شاه کوشید در برابر مخالفت شدید سوریه و مصر با حاکمیت ایران به بحرین سایر رهبران محافظه‌کار عرب را بسوی خود جلب نماید. بدین نظر ملک مسعود پادشاه عربستان را به ایران دعوت کرد. در بازدیدی که در 1336 از وی بعمل آورد کوشید در برابر گروه کشورهای تندرو عرب گروهی از کشورهای (میانه‌رو) خاورمیانه بوجود آورد اما تلاش‌های او با شکست روبرو شد زیرا هر چند پادشاه سعودی در جبهه مخالف مصر و سوریه قرار گرفت ولی حاضر نبود در یک دسته‌بندی علیه این دو کشور شرکت نماید. با نزدیک شدن تاریخ خروج انگلیسی‌ها از خلیج‌فارس و نواحی شرقی سوئز (دسامبر 1971) دولت ایران به فعالیت‌های خود برای جلب حمایت کشورهای محافظه کار عرب افزود. سفر شاه در آبان ماه 1347 به عربستان سعودی و کویت او را قانع کرده بود که چنانچه ایران از ادعایش بر بحرین چشم بپوشد از یک سو می‌تواند در ازاء آن، این دو کشور را به جانب خود بکشاند و از سوی دیگر وسیله‌ای به بهانه چانه زدن با انگلستان بر سر سه جزیره کوچک واقع در دهانه خلیج‌فارس در دست داشته باشد.

دولت ایران شناسائی کنفدراسیون شیخ‌نشین‌های سواحل متصالح (امارات متحده عربی) را منوط به حل مسئله بحرین و سایر جزایر مورد اختلاف در آن منطقه کرد. در آستانه تشکیل کنفرانسی به منظور مطالعه در کنفدراسیون مرکب از هفت شیخ‌نشین سواحل متصالح و قطر و بحرین وزارت امور خارجه ایران در 17 تیرماه 1347 مخالفت جدی خود را با ان ابراز نموده طی اعلامیه‌ای اعلام داشت «دولت ایران همیشه با هر گونه امپریالیسم شبه امپریالیسم و مظاهر آن مخالفت ورزیده است، لذا تأسیس به اصطلاح کنفدراسیون شیخ نشین‌های خلیج فارس که شامل مجمع الجزایر بحرین نیز می‌شود به هیچ وجه مورد قبول دولت ایران نیست» در همان حال اردشیر زاهدی وزیر امور خارجه در مصاحبه‌ای با یک روزنامه‌نگار اتریشی گفت «مخالفت ایران با اتحادیه مزبور نه تنها به علت ادعائی که به بحرین دارد نیست بلکه مربوط به چند جزیره در خلیج‌فارس هم می‌شود» گرچه نام جزایر مزبور ذکر نشده بود. ولی منظور جزایر تنب بزرگ و تنب کوچک و ابوموسی بود که رأس‌الخیمه و شارجه نیز ادعای مالکیت آنها را داشتند و این ادعا مورد قبول انگلستان بود.

با توجه به مراتب فوق شاه به منظور جلب دوستی کشورهای محافظه کار عرب و ضمنآً برای اینکه بتواند بر سر جزایر مزبور با انگلستان معامله کند یکباره و بطور ناگهانی تصمیم خود را مبنی بر چشم‌پوشی از ادعاهای دیرینه ایران به بحرین اعلام نمود، در کنفرانس مطبوعاتی که در 4 ژانویه 1969 (14 دی 1347) در دهلی‌نو تشکیل شد شاه اظهار داشت «اگر اهالی بحرین نمی‌خواهند به کشور من ملحق شوند ایران ادعاهای ارضی خود را در مورد مجمع الجزایر بحرین پس می‌گیرد و خواسته ا‌هالی بحرین اگر از نظر بین‌المللی مورد قبول قرار بگیرد می‌پذیرد» اما ضمناً اصرار می‌ورزید «اگر انگلیسی‌ها خود‌سرانه به بحرین استقلال بدهند ایران زیر بار نخواهد رفت و اگر بحرین به عضویت سازمان ملل متحد پذیرفته شود ایران این سازمان بین‌المللی را ترک خواهد نمود»

پس از اظهارات فوق دولت ایران در 8 مارس 1970 (18 اسفند 1348) از دبیر کل سازمان ملل متحد تقاضای میانجیگری کرد و تصریح نمود که هر نظری را دبیر کل ابراز کند خواهد پذیرفت مشروط بر اینکه به تصویب شورای امنیت برسد. در 11 می 1970 (21 اردیبهشت 1349) شورای امنیت گزارش هیئتی را که به ریاست ویتوریو گوی چاردی نماینده و دبیر کل از 29 مارس تا 8 آوریل به بحرین سفر کرده بود تصویب کرد. گزارش مزبور اعلام داشت «اکثریت قاطع اهالی بحرین خواستار شناسائی هویت‌شان به عنوان یک کشور مستقل و دارای حق حاکمیت می‌باشند که در برقراری مناسبات با سایر کشورها آزادی عمل داشته باشند» قطعنامه شورای امنیت به تصویب مجلس ایران رسید و مسئله بحرین بدین سان فیصله یافت.

و هنوز استقلال بحرین اعلام نشده بود که منوچهر ظّلی معاون سیاسی وزارت امور خارجه در رأس یک هیئت حسن نیت به آن کشور سفر کرد و برای نخستین‌بار در 23 خرداد 1349 یک هیئت بحرینی از ایران بازدید نمود مقررات روادید بین دو کشور لغو شد و یک سال بعد ضمن دیداری که زاهدی وزیر امور خارجه از بحرین کرد قرارداد مربوط به تبیین حدود فلات قاره بین دو کشور امضاء شد و وقتی استقلال بحرین در 23 مرداد 1350 اعلام گردید ایران نخستین کشوری بود که یک ساعت پس از اعلام استقلال آن کشور را به رسمیت شناخت.

 

تصرف جزایر ابوموسی و تنب بزرگ و کوچک

دولت ایران به دنبال واگذاری بحرین و صرفنظر کردن از حاکمیت خود در آن جزیره نفت‌خیز درصدد برآمد به نحوی از انحاء حیثیت از دست رفته خود را جبران کند از این رو نیروی دریایی ایران یک مرتبه جزایر ابوموسی و تنب بزرگ و تنب کوچک را که از قدیم‌الایام متعلق به ایران بود بازپس گرفت.

 

منبع: شرح رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، باقر عاقلی، تهران نشر گفتار با همکاری نشر علم، 1380.

 

کریم خان زند وکیل الرعایا

 

نقشه بحرین

 

آقا محمدخان قاجار

 

فتحعلی شاه قاجار

 

رضا شاه

 

محمدرضا شاه

 

امیر عباس هویدا

 

استان بحرین

 

    بازدید:1368
    یادداشت ها
    Parameter:305504!model&4732 -LayoutId:4732 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار