کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » خواندنی‌ها » فرهنگ و ادب
0.0 (0)
مصاحبه با دکتر روح‌انگیز کراچی، پژوهشگر برجسته حوزه زنان؛
[1398/06/25]

آیا وقت آن نرسیده که از ادبیات زنان حرف بزنیم؟  

 

روح‌انگیز کراچی (۱۳۳۳-فیروزآباد فارس) از پژوهشگران برجسته حوزه زنان است که بیش از سه‌دهه از عمرش را صرف پژوهش، تالیف و تصحیح متون ادبی کرده است؛ یکی از مهم‌ترین آثار وی «تاریخ شعر زنان» است که در هفتمین دوره جایزه پروین در رشته پژوهش و نقد ادبی به‌عنوان اثر برتر و برگزیده شناخته شد. «کتاب‌شناسی توصیفی پروین اعتصامی»، «هشت رساله در بیان احوال زنان»، «فرهنگ واژه‌نمای اشعار فروغ فرخزاد»، «اندیشه‌نگاران زن در شعر مشروطه»، «بانوگشسب‌نامه»، «عالم‌تاج قائم‌مقامی»، «فروغ؛ یاغی مغموم»، «خشونت مشفقانه؛ روایت مردسالاری دوره ناصری» و ده‌ها مقاله از دیگر آثار پژوهشی ایشان است. خانم کراچی از دهه هفتاد تا امروز دو کتاب شعر هم منتشر کرده: «با کابوس‌های زن» و «چشم‌های لوچ زمین». به‌تازگی گزینه اشعار وی از سوی نشر مروارید منتشر شده است.

 

آنچه می‌خوانید گفت‌وگو با دکتر روح‌انگیز کراچی درباره شعرها و آثار پژوهشی‌اش، و نگاهی به وضعیت زنان در ادوار تاریخ ایران‌زمین است.

 

نخستین کتاب شعر شما در سال 1377 منتشر شد، چرا این‌همه دیر به چاپ اقدام کردید؟

جالب است بدانید مشق شاعری را از سال 1346 شروع کردم و اولین شعرم زمانی که دانش‌آموز بودم در مجله جوانان چاپ شد. شاید نبود اعتمادبه‌نفس، شاید هم خواندن مصاحبه‌ای از فروغ و شاملو که از چاپ کارهای اولیه خود پشیمان شده بودند، باعث شده که دیر به چاپ اولین مجموعه شعرم اقدام کنم. شاید هم دوری از ارتباطات و محفل‌های شعری و گوشه‌گیری ذاتی، عاملی مؤثر بود، ولی این را می‌دانم که دچار توهم شاعری نبودم که سیاه‌مشق‌هایم را جای شعر قالب کنم و خوشحالم که بی‌عقلی نکردم، اگرچه عاشقانه‌هایم لطیف بود ولی شعرهای اعتراضی و سیاست‌زده حوالی سال‌های 50 تا 57 هم که قابل چاپ نبود. چندسالی هم فرصت نداشتم که به سرودن و چاپ شعر بپردازم. وظایف خانگی و بچه‌داری و شغل وقت‌گیر پژوهشی، همه در این راه مؤثر بودند.

 

با اینکه دو مجموعه‌شعر تاکنون از شما منتشر شده، اما گزینه اشعار شما از سوی انتشارات مروارید به چاپ رسیده، از دید خودتان چه اتفاقی باعث آن شده است؟

استنباط من از سوال شما این است که به کمیت شعر و شهرت شاعر بیشتر نظر دارید تا محتوا و پختگی زبان و مفاهیم و جهان‌بینی یک شاعر. به نظرم کمیت شعر نباید ملاک قرار بگیرد. فتحعلی‌خان صبا بیش از پنجاه‌هزار بیت شعر سروده و حافظ حدود پنج‌هزار بیت. انسان در جامعه مدرن با این همه رشته‌ها و موضوعات متفاوت وقت خواندن دلنوشته‌های تکراری را ندارد. پس کمیت منتفی است. تعداد مجموعه‌های شعر بعضی از شاعران معاصر که یکی دوسال است شروع به سرودن کردند بیش از ده مجموعه است و انگار شعرها در یک روز و یک ساعت نوشته شده، این‌گونه اشعار که حاصل تجربه، بینش، احساس، فکر و تخیل شاعر نیستند، کلماتی هستند که در همسایگی هم قرار گرفته‌اند. شاعرانی که به دنبال شهرت از هر بلندگو و محفلی استفاده می‌کنند و معیار مشخص و جهان‌بینی خاصی ندارند. اینها به نظر من شاعر نیستند. من هرگز به دنبال شهرت و استفاده از تربیون نبوده‌ام. اما دغدغه این را دارم که «به کلاغی لال فکر می‌کنم که آوازهایش را کجا خواهد خواند؟»

 

حوزه فعالیت شما در سه ضلع مختلف است: شعر، تاریخ شعر زنان و تصحیح نسخه‌های خطی. چگونه این اضلاع را به هم پیوند می‌دهید؟

اجبار و داروی آن چاره‌اندیشی زنانه. گاهی این اجبار سینماگری را در اوج خلاقیت خانه‌نشین می‌‌کند و معلمی را به رانندگی می‌کشاند. برای من تصحیح نسخه خطی یک اجبار بود. در یک ساختار غلط پژوهشی منافع مسئول بیشتر مدنظر است تا شایستگی، علاقه، زمینه ذهنی و توانایی یک پژوهشگر و چنین شد که به دستور مدیران نابخرد به اجبار از ادبیات معاصر به تصحیح نسخه خطی و درواقع رونویسی وادار شدم. اما در تصحیح نسخه خطی هم توانستم مطیع دستورات فرصت‌طلبانه آنها نباشم و در این راه هم کاری را کردم که باید می‌کردم. خوشحالم که در ادبیات حماسی و تعلیمی نسخه‌هایی را تصحیح کردم با محوریت زن در ادبیات فارسی. در حوزه ادبیات حماسی نسخه بانوگشسب‌نامه را تصحیح کردم و با معرفی این بانو، ادبیات حماسی را از انحصار مردانه خارج کردم. بانوگشسب شخصیتی خاص در دوره حماسی و تنها زن قهرمانی است که محور یک منظومه پهلوانی و دختر رستم است. سرودن چنین منظومه‌ای در ادبیات حماسی دنیا و در فرهنگ ایران و در یک جامعه سنتی‌ یک استثنا است. در حوزه ادبیات تعلیمی و اخلاقی 62نسخه را با محوریت زن معرفی کردم و از آن میان ده‌نسخه قابل چاپ را برگزیدم و با هدف مستندکردن تاریخ اجتماعی زن ایرانی نسخه‌هایی را تصحیح کردم که وضعیت زندگی زن ایرانی، دیدگاه مردانه و دستورات تربیتی آنها را توصیف می‌کند. نخستین کتاب با عنوان «هشت رساله در بیان احوال زنان از 1000 تا 1313هجری قمری»، به عبارتی از دوره صفویه تا پایان سلطنت ناصرالدین‌شاه قاجار، که متونی آزاردهنده بود و مردان به‌نام اخلاق و حکمت عملی شایست ناشایست‌هایی را متذکر شده‌اند و به زنان دستور داده‌اند که فلان کار را بکن و فلان کار را نکن. و دومی کتابی است با عنوان «خشونت مشفقانه‌، روایتی از مردسالاری دوره ناصری»، این متون دیدگاه مردانی است که زن را به سبب جنسیت تحقیر کرده‌اند و به‌نام اخلاق عقاید سخیفی را با ظاهری خیرخواهانه بر زنان بیچاره تحمیل کرده‌اند. البته هماهنگی ذوق و اجبار کاری دشوار بود. تحمل زندگی بدون شعر برایم غیرممکن است. از سیزده‌سالگی که به شعر علاقه‌مند شدم ـ من می‌روم او می‌کشد قلاب را ـ علاقه و گرایش من به پژوهش در حوزه شعر زنان، از سال 1360 که پایان‌نامه‌ام را در این موضوع گرفتم شروع شد و تا هنوز ادامه دارد و حالا تاریخ شعر مظلوم زنانه را می‌نویسم‌. البته که هماهنگ‌کردن پژوهش‌، تصحیح نسخه خطی و شعر کاری بس طاقت‌فرسا بود. ذهن گرفتار بین این متون آزاردهنده فرصت خلق شعر را از من گرفتند و اگر تعداد سروده‌هایم کم است یکی از مهمترین علت‌های آن همین است.

 

همان‌طور که اشاره هم کردید، شاخص‌ترین بخش فعالیت ادبی شما در حوزه شعر زنان است. چرا به این حوزه نزدیک شدید؟

ضرورت نوشتن از پیشینه شعر، این هنر ملی ایران‌زمین و نوشتن از زنان شاعر فراموش‌شده، تعهدی بود که باید در قبال زنان و فرهنگ کشورم انجام می‌دادم و از هویت زنانی می‌نوشتم که به عمد نادیده گرفته و حذف شدند. وقتی در تاریخ ادبیات مفصل ایران فقط به‌نام سه زن شاعر(رابعه، پادشاه خاتون، جهان خاتون) اشاره شده و حاصل ده قرن شعر زنان حذف شده، آیا وقت این نبود که حرف از ادبیات مظلوم بزنم و تاریخ شعر زنان و به عبارتی تاریخ هویت زنانی را بنویسم که خلاق بودند و تجربه‌های زیسته خود را به زیباترین شکل هنری یعنی شعر به ثبت رساندند؟

 

تاریخ شعر زنان پر است از مصائبی که بر آنها رفته است. دلایل این مصائب را باید در چه و کجا جست؟

در سنت و فرهنگ مردبرتر ایران و از دوره‌ای تاریخ‌، در فرهنگی که فیلسوف و سیاستمدار و نویسنده‌اش در برخی کتاب‌های اخلاقی و تعلیمی به‌نام اخلاق، زن را از حقوق انسانی محروم کردند و با القای باور مردبرتر، جامعه را به سوی زن‌نکوهی و زن‌ستیزی و تحقیر جنس مونث سوق دادند. بعضا زنِ شاعر را فتانه و بد خواندند و شعرسرودن را عملی ناشایست قلمداد کردند؛ چنان‌که در کتاب «انیس‌الناس» آمده است: «امیری زنش را برای نوشتن یک بیت شعر عاشقانه خطاب به همسرش سه‌طلاقه کرد!» در فرهنگ مردبرتر ایران و از دوره‌ای تاریخ، چه دوران پیش از اسلام که نمونه این‌گونه عقاید را در کتاب ارداویراف‌نامه می‌توان دید که حتی پس از مرگ هم شدیدترین مجازات‌ها خاص زنان است و چه در دوره‌های بعد،که مرد نماد عقل و زن نماد نفس شده است، زن در این فرهنگ توانسته با چاره‌اندیشی‌های زنانه این وضعیت را تحمل کند.

 

همان‌طور که ذکر کردید، سرکوب‌ها و سرخوردگی‌ها بیشتر بر زنان بوده. در کدام دوره تاریخی اینها بیشتر شده؟

این مساله ریشه تاریخی دارد. شاید در دوره اساطیری یا مادرسالاری نبوده، اما در گذار از دوران اساطیری به حماسی، معیار ارزش‌های اجتماعی به سبب نظام طبقاتی و قدرت تغییر کرده و نتیجه آن اقتدار مرد قهرمان در جامعه و خانواده بود. به استناد شاهنامه زنان جایگاه دوگانه‌ای داشتند هم زن جادوگر وجود دارد و هم زن قهرمان‌، وفادار و قدرتمند. دیگر از الهه دوران اساطیری اثری نیست. در گذار از دوران حماسی به دوران تاریخی شاهد افول جایگاه زن در دوره‌هایی از تاریخ ایران هستیم. در منابع به‌جامانده از دوره ساسانی نگاه مردبرتر و سختگیری نسبت به زنان وجود دارد. با حمله بیگانگان نظام ارزش‌های جامعه تغییر کرد و هرچه قدرت مرد و برتری مرد تقویت شد اسارت زن بیشتر شد. منابع ما برای شناخت تاریخ اجتماعی، ادبیات غنی ایران است. به استناد منابع ادبیات تعلیمی- اخلاقی به نظرم قرن 5 و 6 و 9 و 10 از بدترین دوره‌های تاریخ زن‌ستیزی در ایران است. که حتی زن حق نداشت با صدای خود جواب درزدن کسی را بدهد. چنین نظریاتی متاسفانه دیدگاه مردان عالمی است که شهرت فراوانی داشتند و کتاب‌هایشان خوانده می‌شد و دستوراتشان در جامعه به علت اهمیت علمی یا سنتی که داشتند اجرا شده. تعداد منابع ادبیات تعلیمی در دوره‌های ذکرشده بیش از دیگر دوره‌ها است.

 

آیا هیچ تفاوت ماهوی می‌توان در شعر زنان مثلا در اعصار گذشته در قیاس با شعر معاصر یافت؟

خیر. جوهره و ذات شعر تفاوتی ندارد، شیوه سرودن متفاوت است.

 

در گذشته در کدام ادوار شعر فارسی زنان توانستند آزادانه‌تر و راحت‌تر به بیان عقاید خود بپردازند؟

مگر مردان شاعر توانسته‌اند آزادانه عقیده خود را بیان کنند که زنان بتوانند؟ تا جایی‌که من خوانده‌ام هر شاعری که شعر انتقادی سروده یا فرار کرده یا از ترس شعرهایش را جمع کرده یا سوزانده یا به اسم مستعار شعر سروده یا به اسارت منتهی شده و یا لبش دوخته شده و اگر زن بوده پنهانی شعر گفته یا شعرها را از بین برده یا به اجبار از همسرش جدا شده. شرایط جامعه برای سرودن اشعار انتقادی آنچنان مناسب نبوده. حافظ، عبید، سیف فرغانی و... که بعضی از اشعارشان باقی مانده استثنا بودند و سعدی که زیرکانه به شیوه اندرزی عقایدش را به گوش سلطان رسانده، شاعری بوده در کسوت شیخ خانقاه و استاد سخن بوده است. اما بیان احساسات عاشقانه که در شعر کلاسیک مرسوم بود در شعر زنان با چاشنی شرم، هجران و غم دوری از معشوقی نامعلوم همراه بود. در شعر زنان تا قبل از مشروطه اشعار انتقادی و اعتراضی به ندرت وجود دارد.

 

تفاوت‌گذاری بین شعر مردان و زنان از کجا شروع شده و دلایل آن چه بوده و هست؟

ریشه‌یابی تفاوت ادبیات زنان و مردان از چند زاویه قابل بررسی است. تفاوت‌های زیستی، روان‌شناختی، جامعه‌شناختی و زبان‌شناختی که همه اینها باعث تفاوت‌های زبانی می‌شوند، به عبارتی ذهنیت متفاوت، زبانی متفاوت و شعری متفاوت می‌آفریند. تفاوت‌های فردی مثل جنس، سن، هوش، استعداد، خلاقیت، شخصیت، علاقه، نیاز روانی، قدرت یادگیری و تکلم و از طرف دیگر زمان، مکان، طبقه اجتماعی، تحصیلات، جنسیت، دین، شغل و قومیت‌روی اندیشه، ذهنیت و زبان تأثیرگذارند و همه این عوامل می‌تواند شعری متفاوت به‌وجود آورد. برای توضیح بیشتر باید بگویم که تفاوت‌های زیستی و جنسی نه‌فقط به فیزیک بدن بستگی دارد، بلکه به فیزیولوژی و عملکرد دستگاه عصبی، حواس و غدد درون‌ریز ارتباط دارد. تفاوت رفتار و روان‌شناختی زن و مرد هم به عملکرد سیستم‌های بدن و هماهنگی آنها مربوط می‌شود. تفاوت‌های جنسیتی هم به تأثیر جامعه و فرهنگ بر انسان ارتباط دارد و سبب تمایز نقش زن و مرد می‌شود. تأثیر جنسیت بر رفتار زبانی تفاوت‌های زبان‌شناختی را به‌وجود می‌آورد. مجموعه این تفاوت‌ها عملکرد زن و مرد را متفاوت می‌کند و درنتیجه ذهنیت متفاوت، زبان متفاوت و شعر متفاوتی سروده می‌شود.

 

آیا بی‌توجهی به شعر زنان صرفا دلیل اجتماعی داشته یا خود زنان هم به امور روزمره خود بی‌اعتنا بودند و به این مساله دامن زدند؟

البته که عامل اصلی بی‌اعتنایی به شعر زنان در طول قرن‌ها، جامعه سنتی و مردسالار بوده و بعد مسئولیت‌های خانگی که زنان را سخت مشغول می‌کرد و فرصتی برای پرداختن به هنر نوشتاری برای آنها باقی نمی‌گذاشته. این ابیات نمونه‌ای از سروده‌های زنی است بی‌نام از حوالی سده نهم هجری قمری که بچه‌های کوچک شیرخواره داشته و نگران کار هنری خود بوده: «دلم ریش است سینه پاره‌پاره/ ز دست کودکانی شیرخواره/ ندارم از جفاشان هیچ چاره/ قلم در دست پا در گاهواره»

 

ویژگی عمده شعر زنان معاصر را چگونه برمی‌شمارید؟

با توجه به فراوانی تعداد زنان شاعر معاصر و سبک‌های متفاوت آنها دادن یک حکم کلی، علمی نیست، اما می‌توان به ویژگی‌هایی چون درونگرایی، جزیی‌نگری، بیان حسی، ابهام و پیچیدگی‌های ساختگی، تصاویر و توصیف‌های زنانه، آشنایی‌زدایی‌ها و هنجارگریزی‌های اغراق‌آمیز، بیان مشکلات فردی، گسستگی‌های ساختگی و روایت‌گریزی‌های مصنوعی اشاره کرد. اما آیا هیچ‌کدام موفق بوده‌اند؟

 

دو مجموعه شعر شما از همان عناوین‌شان (با کابوس‌های زن، چشم‌های لوچ زمین) پیداست که مملو از یاس و ناامیدی‌اند. ریشه‌های این نومیدی را در چه می‌بینید؟

به نظرم یأس و ناامیدی و افسردگی نیست. کسی که مأیوس است نمی‌نویسد، تلاش نمی‌کند. شعرهای من تلخ است، به تلخی تمام دردهای اجتماعی و بی‌عدالتی‌هایی که در جهان هستی وجود دارد. نوعی انتقاد است. نوعی دردشناسی است.

 

شما در دهه هفتاد به جامعه ادبی شناسانده شدید، نظرتان در مورد شعر این دهه چیست؟

البته وقتی نخستین دفتر شعرم در سال 77 چاپ شد، من 28سال تجربه سرودن داشتم و کلی دفترهای سیاه‌شده، طبیعی است که دنباله‌رو هر جریانی نبودم‌. در مورد شعر امروز ایران و تغییراتی که در دهه‌های اخیر به‌خصوص در دهه هفتاد در شعر به‌وجود آمد‌، باید دید شعر چیست و انتظار ما از هنر ملی ایرانیان چیست؟ چه عاملی باعث تندروی‌های چند دهه اخیر در شعر فارسی شد؟ و از خود بپرسیم متفاوت‌نگاری‌های هیجانی، روایت‌گریزی، معناگریزی، پیچیدگی‌های معماگونه، بازی‌های زبانی و گسستگی‌های زبانی، هنجارشکنی‌های هذیان‌گونه، اعتراض به ساختار زبانی و اندیشگی با چه هدفی و بر چه اساسی ایجاد شد؟ و این جریان، ارزشمندترین هنر ایرانی را به کجا خواهد کشاند؟ و از شاعرانی که به این جریان پیوستند بپرسیم نوآوری با چه هزینه‌ای؟ صدای متفاوت با چه هدفی؟ و از کسانی که در دهه‌های اخیر شعر فارسی را به تقلید از شعر غربی و نظریه‌های ادبی غرب به راهی دیگر کشاندند بپرسیم شعر غنی و کهن فارسی را از کجا به کجا خواهند رساند و چرا؟ می‌دانیم که فضای جامعه هیجان‌زده دگرگون شده و سرشار از تنش و تحرک اجتماعی در این تغییرات بی‌تأثیر نبوده است. اما دغدغه من آینده شعر فارسی و فرهنگ کهن این سرزمین است. متاسفانه در کتاب‌های درسی اشعاری خاص جایگزین شعر خیام، حافظ، سعدی، فردوسی و... و فروغ و شاملو و اخوان و... می‌شود. به‌علاوه از پیشینه تاریخ تمدن و فرهنگ ایران هم در مدارس به‌ندرت سخن گفته می‌شود، پس طبیعی است که نسل جوان شعر خوب را نشناسد، تاریخ سرزمین خود را نداند و با فرهنگ خود بیگانه باشد؛ چراکه میراث فرهنگ ارزشمند خود را نخوانده، نسلی سرخورده که در اوج هیجانات اجتماعی به دنبال گریزگاهی است که خود را تعریف کند و بشناسد. از این رو ممکن است جذب هر جریانی شود!

 

آیا نسبت به آنچه در مورد آن گفته می‌شود، نکته‌های بارزی نسبت به دهه‌های پیش از خود و پس از خود دارد؟

بله. شعر دهه هفتاد نسبت به دوره‌های پیش و پس از آن و با توجه به تنوع و تکثر فراوانی که از هر لحاظ داشت، نکته مثبت آن تغییر معیار زیباشناسی شعر بود و نکته منفی آن گسست رابطه خواننده و شعر امروز به علت رفتارهای زبانی رادیکال در شعرهای پیچیده و نامفهومی که به گفته عمران صلاحی از هرطرف که بخوانی هیچ‌چیز نمی‌فهمی. اما آیا این سروده‌ها دارای جوهره شعری هست و وارث اشعار عمیق شاعران سرزمین شعر هست؟ آیا شاعران تندرو آن دهه پس از بیست‌سال نامشان و شعرشان باقی مانده است؟ آن محفل‌ها و هیاهوها و آن سروده‌های بی‌معنا و بازی‌های زبانی کجا رفتند؟ پروین پاسخ می‌گوید: «من این ودیعه به دست زمانه می‌سپرم/ زمانه زرگر و نقاد هوشیاری بود»

 

زیست‌بوم شما تا چه اندازه در روند رو به تعالی شعرتان اثرگذار بوده است؟

هر هنری محصول فردیت و محیط است و این غیرقابل انکار است.

 

نسل جوان شعر امروز ایران، و به‌ویژه شعر یکی‌دو دهه اخیر زنان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

با توجه به اینکه در طول تاریخ شعر زنان، هرگز تعداد زنان شاعر به این فراوانی نبوده و آگاهی به جنسیت در میان بانوان بیشتر شده و با توجه به آفرینش شیوه‌های جدید، امید آن می‌رود که عنصر اندیشه در اشعار جدید بیش از پیش، شعر امروز ایران را پرفروغ کند. از ویژگی‌های اشعار زنان در این دوره، بیان غیرمستقیم محدودیت‌های اجتماعی، بیان عاشقانه غیررمانتیک، بیان حسی ـ عاطفی زنانه و بیان تجربه‌های متفاوتی که متأثر از فضای جامعه‌ای پر از تحرک و تنش است. شاید بتوان گفت با این‌گونه اشعار باید به آینده خوشبین بود.

 

فکر می‌کنید چه بخشی از موضوع یا موضوعات در حوزه تفکری زنان در ادبیات زنان ایران بیش از هر چیزی مغفول مانده است؟

موضوع جامعه و جهانی که در آن زیست می‌کنیم اغلب موضوعی است که به آن بی‌اعتنایی می‌شود. به باور من هنرمندان شاخک‌های حساس یک جامعه‌اند. شاعر اگر از حصار موضوعاتی صرفا درونی، فردی، توصیف جزئیات تن! بازی با کلمات و فرم شعر، به گستره وسیع‌تر هستی و جامعه نظر کند، شعر را به جایگاه پیشین خود در فرهنگ ایرانی نزدیک‌تر می‌کند. اعتقاد من بر این است که اندیشه مستتر در شعر است که شعر را قرن‌ها ماندگار کرده است و نسبتی که با بینش شاعر، زبان، تخیل و احساس شاعرانه دارد. بر این باورم که شعر فقط زبان نیست.

 

و آخر اینکه از نگاه شما بهترین شاعر زن در ادوار شعر فارسی چه کسی است و چرا؟

فروغ فرخزاد؛ شاعری با شخصیتی چندبُعدی و شعرهایی چندمعنایی و چندلایه. در شعر مستقل و مدرن بود و با تکنیک روایی ساده‌ای عینیت و ذهنیت را تلفیق می‌کرد و فضایی ناآشنا و غریب و غیرمنتظره می‌آفرید و جهان ذهنی متفاوتی خلق می‌کرد که به نظر غیرواقعی می‌رسید. اشعارش پس از 52 سال که از مرگش می‌گذرد تازه‌اند و پس از هربارخواندن لایه‌های دیگری از شعرش کشف می‌شود. تفاوت او با شاعران دیگر در هوش فوق‌العاده هنری و روشن‌اندیشی‌هایش بود.

 

منبع: روزنامه آرمان ملی (محمدصادق رئیسی، شاعر و مترجم)

    بازدید:84
    یادداشت ها
    Parameter:304767!model&4732 -LayoutId:4732 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار