کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » خواندنی‌ها » دنیای کتاب
0.0 (0)
معرفی کتاب؛
[1398/02/24]

کتابِ شمسِ تبریز  

«کتابِ شمسِ تبریز»(جلد اول: طرحی از منظومۀ حِکمی و هنری شمس تبریزی)، نویسنده: مهدی سالاری نسب، ناشر: نشر نی، چاپ اول، 1397، 581 صفحه، 68000تومان

 

شمس و مولانا: این  دو نام را اغلب با هم شنیده ایم. می توان گفت سرنوشتِ هیچ دو اندیشمندی تا این حد به هم بسته نشده است. و البته بین هیچ دو متفکری هم، چنین رابطۀ عاشقانه ای گزارش نشده که بین این دو اتفاق افتاده. اما سرنوشتِ شمس و مولانا با هم به کلی متفاوت است: در بین بزرگانِ فرهنگ ما، زندگی کسی به اندازۀ مولانا روشن نیست. و بر هیچ کتاب فارسی به اندازۀ مثنوی معنوی شرح ننوشته اند. از سوانحِ زندگانیِ شمس اما اطلاعات بسیار کمی داریم، گفته های خودش هم قرنها در خفا مانده و هاله ای از راز گرداگردِ او پیچیده شده است. حتی برخی محققان، او را شخصی غیرواقعی و خیالی دانسته اند، تا اینکه مقالات شمس کشف شد.

هر کس که اشعارِ مولانا را بخواند تعجب می کند که این شمس چه شخصیتی بوده که عارف و شاعرِ بی نظیری چون مولانا شیفتۀ او شده است. قرنها به درستی معلوم نبود که شمس با چه تعالیمی مولانا را چنین زیر و زبر کرده است.

اما مقالات شمس متنی است حاویِ گفته های شمس در دو سه سال حضورش در قونیه و دربردارندۀ سخنانی است پراکنده و گاه بدون ربط و ارتباطِ دقیق و روشن، اما همچون خودِ شمس عجیب و غریب است.

کتاب «شمس تبریز» به قلمِ مهدی سالاری نسب که در دو جلد از سوی نشر نی به بازار آمده منبعِ مناسبی است برای آشنا شدن با یکی از شخصیتهای پشت ابرِ ماندۀ فرهنگ ایران که عامل تحول مولانا بوده و همچنین دریچه ای است به سوی بهترشناختنِ شخصیت و اندیشۀ مولانا. اما وجهۀ امتیاز کتابِ سالاری نسب از دیگر پژوهشگران، رویکردِ تازه و نظام‌مندِ او به سخنان شمس تبریزی است.

در تحلیلِ نظام مندِ آثار و اندیشه های یک اندیشمند، باید تمام اجزای تفکر او را از یک منظرِ همه جانبه تبیین کرد. این روش در تحقیقات دانشگاههای معتبرِ دنیا جایگاهی اساسی دارد. در واقع بدونِ درک صحیح از ریشه ها و مبادیِ فکریِ یک اندیشمند، راهِ فهمِ صحیحِ جزئیات اندیشۀ او بسته است. 

نویسندۀ کتاب شمس تبریز از دو جهت وظیفۀ دشواری را به عهده گرفته است، اول اینکه تبیین نظام مندِ اندیشۀ متفکران و عرفای ایرانی، روشی است که در بین محققین کشور ما رواج ندارد و نمونه های زیادی برای چنین تحقیقاتِ بنیادی و جامع نداریم. و دوم اینکه شمس تبریز تنها یک کتاب دارد که آن هم در واقع ریختۀ قلمِ خودش نیست بلکه تحریر گفته های اوست.

کتاب به دو قسمتِ کلی تقسیم شده و طرح مفصلی دارد و به همین خاطر نویسنده در مقدمه در تیتری با عنوان "درختِ اندیشۀ شمس" چکیده ای از کتاب آورده. قسمت اول قسمت اصلی کتاب است که منظومۀ حِکمی شمس و اساسی ترین پایه های بینش شمس را در سه بخش، معرفی می کند: انسان، حقیقت، عشق.

چنان‌که می دانیم ظهورِ اندیشه هایی همچون انسان محوری (اومانیسم) و آزادی سرآغازِ دورۀ نوزایی در غرب شدند. و نویسنده تذکر می دهد که انسان محوری موضوعی است که اگر در فرهنگِ ایرانی-اسلامیِ ما نفوذ می کرد می توانست سبب سازِ تغییراتِ عمده و تاریخ سازی شود. به همین خاطر بخش اول را که مفصل ترین بخش کتاب است به انسان اخنصاص داده. او به تفصیل و از جوانب گوناگون نشان می دهد که انسان مداری بر بینش شمس تبریز سیطره دارد و جملاتِ قالب شکن و سنت گریزِ او را با استخراجِ مبانیِ نظریِ آنها تحلیل می کند. شمس به همه امور حتی به خدا از درون خویش و بر اساس انسان می نگرد و حتی به کسانی که در پی اثبات خدا هستند ناسزا می گوید از آن رو که به جای خدا باید خود را بشناسند.

شمس می گوید: "در بندِ آن باش تا بدانی که من کی ام و چه جوهرم؟ و به چه آمده ام و کجا می روم؟ و اصلِ من از کجاست؟ و این ساعت در چه ام؟ و روی به چه دارم؟" نویسنده با دسته بندی این پرسشها بنیانِ تفکر اصالت انسان را در اندیشۀ شمس می نمایاند. نویسنده عناصر وجودیِ انسان از منظر شمس را در سه عنصر: اصالت انسان، غربت و تنهایی می شناساند. در اینجا همچنین نگرش شمس نسبت به جهان، زندگی و مرگ بررسی شده. زندگی برای شمس مجالی است برای خوشی و تجربه و امتحان.

ذیل مباحث نظری، بخشی هم به سلوکِ عملی در نظر شمس اختصاص یافته. در این بخش به جای آنکه اصطلاحاتِ مشهور و کلیشه‌ای در مقاماتِ سلوک به مکتبِ شمس نسبت داده شود، مولف مقامات و ملزومات را از سخنانِ خود شمس استنباط و در پنج عنوان استخراج و تبیین کرده: نیاز، زهد، متابعت، زندگی در لحظۀ حال یا همان پاس داشتنِ وقت و در آخر شادی و رضایت. مقالات شمس با تأکید بر نیاز آغاز می شود و شمس آن را سرمایۀ اصلی سالک در مسیر حق می داند و به همین ترتیب مابقی این پنج مفهوم تشریح می شوند.  

از مختصات فصول پنجگانۀ سلوک عملیِ شمس که در دیگر فصول کتاب شمس تبریز هم به خوبی دیده می شود این است که نویسنده پیش از توضیح هر یک از مفرداتِ منظومۀ فکری شمس، آن مفهوم را در فرهنگِ  عرفانی پیش از شمس می کاود.

می دانیم که عرفا همواره به نکوهش عقل مشهور بوده اند، اما نویسنده چند بار در این کتاب بر اهمیت آگاهی بر نظر شمس تأکید می کند و مکتبِ او را آمیزه ای از عقل و شهود؛ و بینش و روش می داند.

می توان گفت بخش اول کتاب حاضر در واقع در بردارندۀ مباحث هستی شناسانۀ شمس به نحو نظری و با نتایج عملی و عینی آنهاست.

بخش دوم در واقع معرفت شناسیِ شمس است که با دو فصل مقدماتی آغاز می شود دربارۀ خدا و سخن که لازمۀ بحث از حقیقت اند. سپس معرفت شناسیِ شمس ذیلِ چهار فصل می­آید: کُل نگری، ترجیح علمِ شهودی بر علم حصولی، تفسیری بودن حقیقت، حفظ اسرار و خاموشی گزیدن.

شمس جهان را از منظری کلی می نگرد، و تاکید می کند که هر کس به جای درخت شاخه را بگیرد هم از شاخه باز می ماند و هم از درخت.

امروزه در معرفت شناسی مدرن از منظرهای گوناگون تاکید و تکرار می شود که هر کس تفسیر مخصوص به خود را از حقیقت دارد. فصل"تفسیری بودن حقیقت" و یکی از نتایجِ این نگرش که مُداراست، از فصول توجه برانگیز این کتاب و یکی از موضوعات جذابِ جهان جدید است.

از اساسی ترین تأکیدات شمس که ذیل مباحث معرفت شناسیِ او می گنجد منعِ تقلید است با این بیان گیرای شمس: "هر فسادی که در عالم افتاد، از این افتاد که یکی، یکی را معتقد شد به تقلید، یا منکِر شد به تقلید.".

اما عشق! بخش سوم دربارۀ عشق است. به نظر می رسد هیچ مفهومی به قدرِ عشق بر ادبیات فارسی سیطره نداشته. و در بین بزرگان ادب فارسی هم، کمتر کسی مانند مولانا در این باره شعر سروده است. نویسنده برای تبیین بهتر عشق در نظرِ شمس گفته های پراکنده در مقالات را در دو بند الف و ب و در 20 فقره مدون کرده است که 15 فقره نظریات کلیِ شمس دربارۀ عشق است و در 5 فقرۀ دیگر را در رابطۀ عاشقانۀ شمس و مولانا بررسی می کند.

از جذاب ترین بندهای این بخش، بند نوزدهم با عنوان "اتفاقاتِ قونیه و داستان فراق" است که به وقایعِ قونیه از منظری کاملا تازه می نگرد و از دعواهای شمس و مریدان مولانا، حتی عتابهای شمس با مولانا و نیز درماندگی مولانا در این میان پرده برمی­‌دارد.

شمس صریح اللهجه و گاه تندخوست و بارها می گوید که هرکس را بیشتر دوست دارد با او بیشتر جفا می کند. این بارزترین شیوه در تعلیم و تربیتِ عاشقانه و عارفانۀ اوست که در این بخش بررسی شده است.

سالاری نسب می گوید برخی از مباحث را، به دلیل کمیِ شواهد در گفتارِ شمس، نمی توان در دستگاه فکریِ او به درستی جای داد، که در موخره گرد آمده اند. نویسنده در بند دوم از هفده بند موخره، با عنوان "زندگی زناشوییِ شمس"، همه شواهد پراکنده و پنهان در مقالات را به دقت و تیزبینی گِردآورده که با خواندنش، وضعیت تأهلِ شمس چه پیش از کیمیا و چه سرنوشتِ زندگی اش با او برای خواننده بسیار روشنتر خواهد شد. هرچند همانطور که نویسنده هم می گوید ابهامات تازه ای افزوده می شود از جمله ابهام در خصوص تأهلِ شمس پیش از ورودش به قونیه و زنان دیگری که در زمان حضورش در قونیه از آنها نام می برد.

اما قسمت دوم طرح منظومۀ حِکمی و هنری شمس، دربارۀ زبان و هنرِ شمس است که به گفتۀ نویسنده در واقع مقدمه ای ست بر 360 قطعه منتخب از گفته های کوتاه شمس در جلد دوم کتاب. در ابتدای این قسمت سه مقدمه آمده، نخست دربارۀ هنر رفتاریِ عرفا که در آن به نکتۀ تازه ای در خصوص نوعی از کنشِ هنری در رفتارهای غیرمنتظرۀ عرفا اشاره شده. حق‌گذاریِ او دربارۀ مرحوم قاسم هاشمی نژاد در زیرنویس صفحۀ 454 از مواردی است که می تواند الگویی برای مراعات جانبِ اخلاق در تحقیقات علمی باشد. دو مقدمه دیگر دربارۀ چیستیِ عناصر شعری و شعرواره های شمس اند.

در این قسمت برخی ویژگی های دستوری، بلاغی، موسیقایی و کیفیت های خاصِ نثر شمس برجسته شده است از جمله: نقل قولهای شمس بدون ذکر نام گوینده، برخی تکیه کلام ها، ایجاز، موزونیِ کلام، توازنِ هجایی، ابهامات معنایی، غیرمنتظرگی، طنز، و دیگر مواردی که کلام شمس را گاه هنری، و گاه رازآمیز می کند.

و اما یکی از چشمگیرترین بخش‌های کتاب فهرست چهارگانۀ منابع آن است که خوانندۀ متخصص با یک نگاه متوجهِ تفاوتِ آن با اغلب تحقیقات دیگر خواهد شد. این فهرست نشان دهندۀ گستردگیِ مراجعِ تحقیق است و تقسیم بندی های آن می تواند الگویی برای محققان باشد. منابعِ موردِ مراجعه و منابعِ معرفی شده برای مطالعه، از هم تفکیک شده اند؛ و دو بخش قابل توجه یکی فهرست سوم است که در آن همۀ آثاری که در آنها مراجعه ای به مقالات شمس صورت گرفته برای استفادۀ پژوهشگران در یکجا جمع شده و دیگر فهرست چهارم است که در آن آثارِ شرح تصوف در دو بندِ آثار کهن و معاصر مرتب شده اند.

کتاب شمسِ تبریز با روش تحقیقی-تحلیلی و آکادمیک، یکی از آثار کلاسیک فارسی (= مقالات شمس) را می کاود. هم می کوشد طرحی نظام مند از اندیشۀ صاحب این اثر (= شمس تبریز) ارائه دهد و هم ریشه‌ها و نتایجِ افکار او را بشناساند. این کتاب می تواند الگویی برای محققین بعدیِ آثار کلاسیک فارسی باشد؛ و یکی از نمونه های موفقِ به کارگیریِ روش فلسفی، به جای استفاده از برچسبِ اسامی فیلسوفان و مکاتب فلسفی، در مطالعۀ ادبیات است.

معرفی از:‌ جامعه تحلیلی خبری الف

    بازدید:239
    یادداشت ها
    Parameter:304165!model&4732 -LayoutId:4732 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار