کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » خواندنی‌ها » فرهنگ و ادب
5.0 (1)
نمایشگاه عکس‌ها و اسناد نخستین بانوی سردبیر مطبوعاتی ایران برپا شد؛
[1398/08/12]

وارثان ریزه‌فرهنگ‌های گمشده ایران  

 

نخستین شماره نشریه‌اش را که «دانش» نام داشت در دهم رمضان ۱۳۲۸ (۲۳ شهریور ۱۲۸۹) منتشر کرد. دفتر آن، شماره ۲۴ خیابان علاءالدوله (فردوسیِ کنونی) بود و هرهفته در هشت صفحه طبع و توزیع می‌شد. مدیر آن، «عفت سیاح سپانلو» بود که به‌سبب همسریِ دکتر حسین کحال، به «خانم دکتر کحال» نیز شناخته می‌شد. او در بخشی از سرمقاله شماره نخست آورده است: «...معلوم است اسباب تحصیل علم و دانش برای اطفال مدارس است که امروز بحمدالله در این شهر پایتخت تا یک اندازه برای اطفال ذکور و اناث تهیه شده و اما تحصیل علم و دانش برای اکابر و اهل بینش اسبابی بهتر از جراید نیست که در اوقات فراغت با حواس جمع به مطالعه آن مشغول گردیده از همه چیز دانا و عالم گردند...». این نشریه کمی بیش از سی شماره دوام آورد و تعطیل شد.

 

 

عصر جمعه دهم آبان، نمایشگاهی از عکس‌ها و اسنادِ نخستین بانوی سردبیر ایران در گالری هو - به مدیریت پونه ندایی - برپا شد.

 

در آیین افتتاحیه این نمایشگاه، ابتدا «سید فرید قاسمی» برای حاضران سخن گفت. او با ذکر این نکته که در پژوهش‌های خود متوجه شدم خسرو سینایی نوه دختری این بانو است و به‌واسطه خانم ندایی دیدار با ایشان صورت گرفت، اظهار کرد: خوشحال شدم که سرانجام سرنخ‌هایی از نخستین بانوی سردبیر ایران کشف شد و حاصل آن این نمایشگاه شد.

 

این تاریخ‌نگار مطبوعات ادامه داد: حدود بیست سال پیش که در پی تجدید چاپ اولین و دومین نشریه زنان ایران بودم، فهمیدم فقط پنج کتابخانه در ایران (سه کتابخانه در تهران، یک کتابخانه در مشهد و یک کتابخانه در اصفهان) نسخه‌هایی از این مجلات دارند که آن هم وقتی تجمیع شد ناقص بود. همان زمان خبر رسید کتابخانه دانشگاه پرینستون، مجموعه کامل‌تر و تمیزتری از آنها دارد و این موضوع حکایت از آن داشت که غیرایرانی‌ها ارزش میراث مطبوعات ایرانی را خوب درک کرده‌اند.

 

افزود: از این رو، مطبوعات آسیب‌های فراوانی دیده است و یکی از این آسیب‌ها آن است که تاریخ تولد و مرگ بسیاری از روزنامه‌نگاران موثر در دست نیست و از این رو به خانواده‌جویی و گوریابی که منابع خاموش هستند روی آوردم. زیربنای دانشنامه‌نگاری، پژوهش است که در ایران انجام نمی‌شود و باید خانواده‌ها و مدیران آرامستان‌ها یاری رسانند تا نام بسیاری از بزرگان که حتی خطی از آن‌ها نیست، حفظ شود و بماند. این نمایشگاه هم در همین راستا و جهت حفظ کارنامه زنان ایرانی و روزنامه‌نگاری ایران است.

 

این روزنامه‌نگار همچنین به روایتی از نود سال پیش اشاره کرد که وقتی لباس متحدالشکل در دوره پهلوی اول اجباری شد، همه موظف شدند کلاه‌گذاری کنند و بازار کلاه‌دوزها سکه شد. کلاه‌ها لبه‌ای داشتند و برای حفظ استقامت آن‌ها از کاغذ کتاب یا روزنامه استفاده می‌کردند و باید دید در هر کلاه کدام برگ از کتاب یا مجله‌ای وجود دارد که برگی از تاریخ است.

 

و بعد، «خسرو سینایی»، دقایقی صحبت کرد. او از ۵۳ سال فیلمسازی‌اش یاد کرد که برای این کار به اقصی نقاط ایران سفر کرده و بسیار آموخته است: من در این مدت به مقوله‌ای رسیدم و نام خود را «وارثان ریزه‌فرهنگ‌های گمشده ایران» گذاشتم. هربار خواستم برای یکی از مفاخر ایران فیلم بسازم دیدم که هیچ حس سند و مدرکی وجود ندارد که در فرهنگ غرب درست عکس این است. حتی وقتی مجسمه‌ای از مشاهیر ایران ساخته می‌شود، همه با ریش و دستار هستند! یا وقتی سریالی حتی از تاریخ معاصر ساخته می‌شود، تنها به فضاهای بسته بسنده می‌شود چون اطلاعی از گذشته نیست و فضاها گم شده‌اند. و یا صداهای فراموش شده نیز جایگاهی دارند که مثلا بخشی از آن‌ها را زنده‌یاد مرتضی احمدی در قالب تصانیفی زنده کرد. پس، حفظ این ریزه‌فرهنگ‌ها مهم هستند چون تاریخ زودتر از تصور ما ذهن زمانه پاک می‌شود.

 

این کارگردان سینما اضافه کرد: سال ۱۳۵۴ فیلمی  با عنوان «بادگیرهای ایران» ساختم و به سراغ این ابنیه از بندر کُنگ تا دولت‌آباد یزد و حتی دیهوک و طبس رفتم و آخرین نماها از بادگیرهای طبس بود که همه در زلزله از بین رفتند. این فیلم پنجاه دقیقه‌ای حالا گم شده است. فیلم دیگری به نام «۲۵ سال هنر ایران» دارم که در سال ۱۳۴۷ ساختم و به بررسی نقاط مشترک و تضادهایی که میان هنرمندان رشته‌های مختلف هنری در ایران وجود داشت، پرداختم. وزیر فرهنگ و هنر وقت گفت بهتر است این فیلم فعلا نمایش داده نشود چون هنرمندان را علیه ما می‌شوراند و در لابراتوار بماند تا خبرت کنیم و هنوز که هنوز است در لابراتوار مانده است. در یک دهه اخیر نیز به بیست شهر ایران از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب سفر کردم و ۵۸ بنای فاخر معماری ایران را دیدم. قرار بود فیلم و کتابی براساس آن‌ها تهیه شود. بودجه فیلم مهیا نشد و کتاب را هم گفتند تنها می‌توان با عکس‌های سیاه و سفید چاپ کرد که قبول نکردم. حالا یک‌سوم از آن ۵۸ اثر نابود شده است.

 

نوه دختری نخستین بانوی سردبیر مطبوعات ایران در پایان بیان کرد: ما هنوز زیربنای جامعه‌مان را نمی‌شناسیم و به وقایع جنجالی چسبیده‌ایم. درست است که چگونگی شکست عباس‌میرزا در نبرد با روس‌ها مهم است اما مردمی هم بوده‌اند که آن زمان زیست می‌کرده‌اند و باید آن‌ها را هم دید. قالیچه زنان مشروطه‌خواه ایرانی که برای مادرِ باسکرویل، مجاهد آمریکایی بافتند، در راه گم شد و هنوز هم گم است. گمشده‌های ما بسیار است و این بانو یکی از آن گمشده‌هاست. منی که نوه او هستم و در عالم کودکی با او بازی می‌کردم بعدا فهمیدم چه کسی بود. پس بیایید پایه حفظ گذشته را بگذاریم که هرقدر این را بشناسیم بیشتر دوستش خواهم داشت.

 

در این برنامه که چهره‌هایی چون محمدرضا اصلانی، سودابه فضائلی، محمدعلی نجفی، محمدحسین ساکت، یونس شکرخواه، گیزلا وارگا سینایی، کامیار عابدی، رسول شبرنگ، محمود معتقدی‌، رسول یونان، شاهرخ تندروصالح‌، محمدرضا وصفی و سهیل محمودی حضور داشتند، از نخستین شماره دوره جدید فصلنامه ادبی «شوکران» (شماره ۵۷/ پاییز ۱۳۹۸) به مدیرمسئولی و سردبیری پونه ندایی، که آراسته به نویافته‌هایی درباره نخستین بانوی سردبیر و ناشر مطبوعاتی ایران به قلم سیدفرید قاسمی و همچنین نوشتارهایی در کندوکاو جرج اُروِل است و ۴۸ صفحه است و قطعی متفاوت از گذشته دارد و قرار است صرفا در کتابفروشی‌ها توزیع شود، رونمایی شد.

منبع: خبرگزاری جمهوری اسلامی

    بازدید:399
    یادداشت ها
    Parameter:305017!model&4732 -LayoutId:4732 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار