کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » خواندنی‌ها » دنیای کتاب
0.0 (0)
تازه‌‌هایی از «ندای تاریخ»
[1398/07/22]

مشروعیت حکومت‌های ترک تبار  

 

یکی از مباحث اساسی همه­ حکومت­‌های ایران بعد از اسلام به ­ویژه حکومت­های ترک­‌تبار بدون تردید مسئله­ مشروعیت است؛ اینکه حکومت­‌های ترک‌­تبار ایرانی چگونه توانستند مردم را در حرکت‌های استقلال خواهی خود از غزنویان تا خوارزمشاهیان همراهی نمایند و آیا در این راه موفق عمل کرده‌اند یا نه. رهیافت‌های گوناگونی ملاک در بررسی نوع اندیشه‌های حاکم بر این روابط تا به حال مطرح شده است به ­طوری که برخی با استفاده از نظریه«استبداد شرقی» ویتفوگل به سراغ گذشته‌ سیاسی ایران می‌روند و یا با استمداد از مارکس و نظریه «شیوه‌ی تولید آسیایی» وی تحولات سیاسی ایران را به عنوان یک ساخت شرقی مورد تحلیل و بررسی قرار می­دهند. گروهی هم طرح حکومت­های «پاتریمونیال» وبر را منطبق­ترین نمونه‌ آرمانی تعریف شده برای مطالعه‌ سلسله‌­های ایرانی می‌شناسند. افرادی نیز نظریه‌ اقتدارهای «کاریزمایی» او را برای تبیین جامعه‌­شناسانه‌ برهه‌هایی از تاریخ ایران مناسب می­دانند. دسته‌ای نیز با قبول فرض بافت قبیله­‌ای جامعه ایران، نظریه«عصبیت» ابن­‌خلدون را برای تحلیل تحولات سیاسی و دست به دست شدن حکومت در ایران مناسب دیده­اند. گروهی نیز نظریه «جابه جایی نخبگان» پارتو را بیش از هر چارچوب دیگری در این راه قبول دارند.

اما ایران یکی از کهن‌ترین تمدن‌های بشری است که ساخت سیاسی «پادشاهی» در آن قدمتی چند هزار ساله دارد. به­‌علاوه، موقعیت جغرافیایی این سرزمین که اقوام و طوایف مختلفی را در خود جای داده، همواره عاملی مؤثر بر تحولات سیاسی این کشور به شمار رفته­است. قرار گرفتن در مسیر تاخت و تازهای دوره‌ای اقوام و قبایل غیر متمدن، بافت طائفه‌ای و پراکندگی تجمعات انسانی در گستره‌ این سرزمین و همچنین ریشه‌دار شدن پادشاهی در ساختار حکومتی آن، بر روی هم فرهنگ سیاسی منحصری را پدید­آورده که آثار و خصایص مشترک آن را می­توان در ادوار مختلف تاریخ سیاسی این سرزمین مشاهده­ کرد. ورود اسلام به ایران، یک نقطه عطف تاریخی به شمار می­رود که آثار و تبعات زیادی در عرصه­‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه‌ی ایران از خود برجایی گذارده­است. در حالی که تأثیرات دین جدید در اصلاح فرهنگ عامه و تغییر مناسبات اجتماعی جامعه‌ ایران، عمیق و ماندگار بود، اما به دلایل مختلف در ادوار بعدی تاریخ ایران، شاهد رجعت دوباره«سنن پادشاهی»، «جابه جایی قدرت­ها»، «عادات اشرافی»، « نخبه‌گرایی» و «خصلت‌های قومی و قبیله‌ای» هستیم. البته این به معنی کنار نهادن عامل دین و نماینده‌ آن یعنی دستگاه خلافت در مشروعیت بخشی نیست، بلکه باید به این نکته اشاره کرد که حتی در ضعیف­ترین جایگاه، دین و دستگاه خلافت وظیفه مشروعیت بخشی خود را حفظ کرده است.

نویسندگان: عبدالله ساجدی، هوشنگ خسروبیگی

 

 

    بازدید:442
    یادداشت ها
    Parameter:304930!model&4732 -LayoutId:4732 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار