کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » خواندنی‌ها » دنیای کتاب
0.0 (0)
به مناسبت روز مجلس
[1399/09/09]

تلخیصی از کتاب علمای مجاهد  

 

سید حسن مدرس از علما و نمایندگان برجسته، مبارز و ضد استبدادی مجلس شورای ملی ایران در قرن چهاردهم هجری. وی در 1287ق. در سرابه اردستان به دنیا آمد. در شش سالگی به همراه پدرش به قمشه رفت و نزد پدربزرگش میرعبدالباقی درس خواند و پس از درگذشت میرعبدالباقی در شانزده سالگی برای ادامه تحصیلات به اصفهان رفت. بعد از گذراندن مقدمات، به فراگیری دروس سطح پرداخت و در ضمن معقول را نزد میرزا جهانگیرخان قشقایی آموخت. دروس خارج فقه و اصول را نیز نزد استادانی چون شیخ مرتضی ریزی و آقا سید محمدباقر درچه ای خواند و سپس عازم نجف اشرف گردید و در مدرسه صدر ساکن شد. وی در طول دوران تحصیل جهت امرار معاش کارگری می­کرد. به مدت هفت سال از محضر درس آقایان آخوند خراسانی و سیدمحمدکاظم طباطبایی یزدی استفاده کرد و به درجه اجتهاد نایل شد. در سال 1324ق.، وارد اصفهان شد و به خاطر ساده زیستی، صراحت کلام و مبارزه آشتی ناپذیر با متنفذان و مالکان بزرگ مشهور شد. با دعوت و همکاری مدرس، نیروهای مشروطه خواه بختیاری به رهبری صمصام السلطنه، قوای دولتی را در اصفهان شکست دادند و حکومت آن شهر را در دست خود گرفتند و به عنوان غرامت خسارات خود، در صدد گرفتن مالیات از مردم برآمدند که این امر با انتقاد و اعتراض شدید مدرس مواجه شد. صمصام السلطنه وی را دستگیر و تبعید نمود اما به خاطر اعتراض علما و مردم او را به شهر بازگرداند و در وضع مالیات تجدید نظر نمود.

مدرس در 1336ق. به تهران رفت و در مدرسه دینی سپهسالار که نیابت تولیت آن را داشت به تدریس پرداخت و در نظام اداری و آموزشی آن، تحولی به وجود آورد. در ذیقعده 1337ق.، با قرارداد ننگین 1919 به مخالفت برخاست که براثر مخالفتهای وی مجلس قرارداد مذکور را رد و وثوق الدوله را برکنار کرد. پس از کودتای سوم اسفند 1299 با دیگر آزادیخواهان دستگیر شد و به قزوین تبعید و در آنجا زندانی گردید. وی بیش از سه ماه در حبس بود و پس از عزل سیدضیاء آزاد شد. مدرس در انتخابات دوره چهارم مجلس شورای ملی به نمایندگی مردم تهران انتخاب و در رای گیری میان نمایندگان به نایب رئیسی نیز رسید. از مهمترین کارهای وی در این دوره مخالفت با تصویب اعتبارنامه نمایندگان موافق قرارداد 1919 و همکاران وثوق الدوله، انتقاد شدید از رضاخان، مخالفت با مستوفی الممالک به دلیل عدم قاطعیت کافی او، نقص برنامه هایش و وجود رضاخان در پست وزارت جنگ بود.

 

 

مدرس در انتخابات دوره پنجم علیرغم اعمال نفوذ نظامیان و ماموران شهرداری، به نمایندگی مردم تهران انتخاب گردید. در این دوره نیز وی به مخالفت شدید با رضاخان پرداخت، به منظور خاموش ساختن و عقب نشاندن مدرس یکی از نمایندگان طرفدار رضاخان به او سیلی زد. خبر سیلی خوردن مدرس باعث بسته شدن بازار و اعتراض بازاریان گردید. در فروردین 1303 تظاهرات دیگری در طرفداری از مدرس و مخالفت با جمهوری در اطراف مجلس برپا شد که باعث انصراف رضاخان از ایجاد جمهوری شد. مدرس که در مجلس در اقلیت قرار داشت از هر فرصت جهت افشای شخصیت دیکتاتوری رضاخان استفاده و مخالفان مدرس نیز از ایراد نطق وی در مجلس جلوگیری می­کردند. رضاخان با تهدید و تطمیع همه را به همکاری و سکوت و انفعال کشانده بود و دیگر موفقیت برای مدرس نمانده بود. اما او از مرگ باکی نداشت.

در دوره ششم بار دیگر مدرس به مجلس راه یافت. اندکی بعد به اشاره رضاخان در آبان 1305 مورد سوءقصد قرارگرفت اما به نحو معجزه آسایی نجات یافت و بعد از دو ماه بستری به مجلس رفت. حاج آقا نورالله اصفهانی، عالم مجاهد و متنفذ اصفهان همراه برخی از روحانیون اصفهان در اعتراض به برنامه ها و اقدامات رضاخان به قم مهاجرت کردند و از علمای سراسر کشور دعوت به همدردی نمودند. مدرس نیز طی تلگرافی اقدام آنان را تایید و اظهار همدردی و همکاری نمود.

 

 

تصویر آیت الله مدرس پس از ترور در بیمارستان

 

در انتخابات دوره هفتم که تحت نظارت شدید ماموان نظامی برگزار شد، اعلام گردید که مدرس حتی یک رای نیز نیاورده است و او با اشاره به تقلب وسیع در انتخابات به طنز گفت که لااقل یک رأی را که به خودم دادم می­خواندید! مدرس که امکان ورود به مجلس را از دست داده بود، دیگر امکانی برای ابراز مخالفت نداشت و از مصونیت پارلمانی برخوردار نبود. رضاخان دستور دستگیری وی را صادر کرد و در مهر 1307 افسران و درجه داران به منزل وی یورش برده و پس از ضرب و شتم به یکی از روستاهای اطراف مشهد و سپس خواف تبعید نمودند. وی به مدت نه سال در آنجا تحت نظر شدید ماموران امنیتی قرار داشت و ممنوع الملاقات بود. سرانجام در آبان 1316، به دستور رضاخان به کاشمر انتقال یافت و در روز 10 آذر توسط چند تن از مأموران رژیم به شهادت رسید.

مدرس، مردی پرهیزگار، شجاع، عالم و وارسته بود و در بیان حقیقت از هیچکس پروا نداشت. روحش شاد و یادش گرامی باد.

خلاصه مقاله از کتاب علمای مجاهد اثر محمدحسن رجبی از انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی

 

سکینه مرادی

کتابخانه ایرانشناسی مجلس شورای اسلامی

Majlislib2@gmail.com

 

محمدحسن رجبی(دوانی) مورخ و پژوهشگر تاریخ معاصر

    بازدید:1174
    یادداشت ها
    Parameter:306026!model&4732 -LayoutId:4732 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار