کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » خواندنی‌ها » ایران شناسی
0.0 (0)
به مناسبت بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی و پاسداشت زبان فارسی
[1399/02/23]

فهرست واژه‌های فارسی در شعر جاهلی  

دکتر فریدون شایسته

 

1-ابریق (تنگ، آفتابه که از زبان پهلوی است).

2-ابزن (ظرف بزرگی از انواع فلز بوده که خود را در آن می‌شستند).

3-ابلق (به معنی دورنگ، سیاه و سفید).

4-ارجوان (همان ارغوان است که تقریبا همه فرهنگ‌ها از اصل فارسی دانسته‌اند).

5-استار (به معنی چهار مثقال و نیم که در زبان پهلوی بوده است).

6-اوان؛ ایوان (به معنی خانه).

7-باز (پرنده شکاری معروف).

8-باطیه (کوزه، خمره کوچک).

9-برغز (گوساله).

10-بند (پرچم، علم).

11-تاج (تاج از زبان پهلوی).

12-جلستان (معرب گلستان).

13-جند (گند پهلوی).

14-جوهر (گوهر پهلوی).

15-خسروانی (نوعی پارچه و جامه ابریشمی ظریف).

16-خیری (گل میخک فارسی).

17-خیم (خوی و طبیعت معرب پهلوی).

18-دخدار (همه آن را معرب تخت‌دار پنداشته‌اند).

19-دربان (معرب کلمه پهلوی درپان).

20-دهقان (معرب پهلوی دهگان).

21-دیباج (پارچه ابریشمی نقش‌دار).

22-رزق (کلمه پهلوی روزی).

23-زنجبیل (معرب زنگبیل پهلوی).

34-زور(به معنی نیرو، تزویر و دروغ).

35-سراج (چراغ فارسی).

36-سرادق (پرده‌هایی که جلوی چادر شاهان و امیران نصب می‌کردند).

37-صرد (از سرد پهلوی است).

38-طنبور (ساز زهی از پهلوی).

39-عسکر (معرب لشکر فارسی).

40-فرانق الاسد (سیاه گوش که پیوسته پیشاپیش شتر می‌دود).

41-فردوس (پردیس پهلوی به معنی باغ که پارادایز انگلیسی به معنی بهشت از این واژه است).

42-قفیز (گپیز فارسی).

43-قیروان (کاروان فارسی).

44-کنز (گنج فارسی).

45-نرجس (نرگس فارسی).

46-همیان (کمربند یا کیسه‌ای که برکمر بندند. معرب فارسی است).

47-هنزمن (به معنی انجمن، معرب زبان پهلوی است).

48-ورد (گل، رنگ سرخ، صفت اسب. از زبان پهلوی است).

49-ون (نوعی چنگ بوده که از واژه پهلوی «ونج»، گرفته شده است).

50-یاسمین .(آذر تاش آذرنوش.)

    بازدید:283
    یادداشت ها
    Parameter:305689!model&4732 -LayoutId:4732 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار