کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » خواندنی‌ها » مقالات
0.0 (0)
ایران‌شناسی
[1399/01/26]

سیر تاریخی انتقال آب تونل کوهرنگ به اصفهان  

دکتر فریدون شایسته

 

چکیده

در این مقاله، نگارنده بر آن است که سیر تاریخی انتقال آب تونل کوهرنگ را مورد مطالعه قرار دهد. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی است. یافته ها و نتایج تحقیق نشان می دهد که اقدامات مهم در ایران همواره از سوی وزیران توانا و کاردان بر آمده است و این عمل، چند قرن به طول انجامیده است. کاری را که یک وزیر خردمند آغاز و از انجام آن ناتوان بود، وزیر خردمند دیگری به پایان رساند.

مقدمه

یکی از اقدامات وزیران دوره صفویه از عهد شاه عباس یکم تا جانشینانش، مسأله انتقال آب تونل کوهرنگ به اصفهان بود که آنان در نیل به این هدف ناکام ماندند. در دوره پهلوی دوم، دکتر مصدق توانست این هدف ناکام مانده را به موفقیت برساند و از عهده آن برآید.
هدف تحقیق، نقش و تلاش وزیران در دوره های مختلف ایران است و این تحقیق از این جهت اهمیت دارد که نشان می دهد دکتر مصدق در دوره بیست و هفت ماهه نخست وزیری‌اش، با توجه به انبوه مشکلات داخلی و خارجی توانست یک پروژه ملی و ریشه دار را به اتمام برساند و به توفیق دست یابد.

میرزا طالب اردوبادی فرزند حاتم بیگ اردوبادی بود که پدر و پسر از پی یکدیگر به عنوان وزیر اعظم(اعتماد الدوله) شاه عباس یکم به وزارت رسیدند.
یکی از اقدامات میرزا طالب، تلاش وی در انتقال آب تونل کوهرنگ به اصفهان در سال 1029 ه.ق/ 1619 میلادی است. در منابع دورۀ شاه عباس یکم آمده است:" حضرت شاه جنت مکان- شاه عباس یکم- اراده نموده که آن آب را دارالسلطنه ی اصفهان آورده و مضاف زاینده رود گرداند که اهالی آن ملک در خشکسالی، از قلّت تنقیص نکشند و باعث ازدیاد معموری و احداث مزارع و بساتین گردد که اعتمادالدوله(میرزا طالب)، میرفضل الله شهرستانی را که وزیر آن ملک بوده، بدین خدمت مامور گشته و چون کوهی رفیع در میانه واقع است که بدون کندن، اجرای آب ممکن نیست. میرفضل الله، نقب ها در آن کوه کرده، مدتی نقابان و چاه کنان کار کرده اند به جایی رسیده اند که دیگر کندن آن ممکن نبوده، از آن پس مأیوس گشته، دست باز داشته اند. چند سال بود که حضرت اعلی شاهی ظل‌الهی را این اراده در خاطر انور رسوخ داشت. مکررا معماران و مهندسان فرستاده، آنان را تصدیق کردند که اگر بندی به ارتفاع هشتاد ذرع در پیش آب بسته شود که آب به قدر آن بلندی گیرد، محتمل است آب به این طرف ریزد".(ترکمان،1378: 95/3. وحید قزوینی، 1383: 192).

در دوره سلطنت شاه عباس دوم، محمد بیگ اعتماد‌الدوله در اتصال آب کوهرنگ به زاینده رود کوشش کرد ولی او هم ناکام ماند. شاردن، اشاره می کند که:" محمدبیگ، با مساعدت دوژنه(du chenai) مهندس فرانسوی، می خواست کوه بین دو رود- کُرن و گاو خونی را با باروت منفجر سازد، که موفق نشد.(شاردن، 1336: 55/7). وحید قزوینی هم می نویسد:" اعلی حضرت به قصد شکار از اصفهان بیرون رفتند و در آن حال متوجه شدند که اگر سدی بر زاینده رود بسته شود، موجب آبادانی اصفهان خواهد شد، لذا در اندک زمانی، مشغول کار شدند و آب زاینده رود بالا آمد". (قزوینی،۱۳۸۳: ۱۹۲)
جابری انصاری هم این نکته را تایید کرده و نوشته است:" محمد بیگ به ترغیب یک نفر فرانسوی که داوطلب شده بود خواست نقبی بزند در کوه و به توسط باروت کوه را شکاف دهد، آن هم پس از خرج زیاد به هدفش نائل نگشت". ( جابری انصاری، ۱۳۲۱: ۱۰۸).
وزیران اعظم دوره سلطنت شاه عباس یکم و دوم- میرزا طالب اردوبادی و محمد بیگ- در این راه ناکام ماندند. از نوشته سانسون، سیاح فرانسوی، چنین بر می آید که در دوره سلطنت شاه سلیمان، طرح اتصال آب کوهرنگ به زاینده رود، وجهه همت دربار صفوی بوده است. اما سانسون، علت عدم اجرای این طرح را نه در ناتوانی فنی مهندسان طرح، بلکه مخالفت وزیر اعظم وقت یعنی شیخ علی خان زنگنه با آن می باشند. او می نویسد:"...... شیخ علی خان که در آن وقت رئیس الوزراء( وزیر اعظم- اعتماد الدوله) بود مانع این کار شد، زیرا در صورتی که این طرح انجام می شد در نتیجه فراوانی آب، تمام اطراف اصفهان حاصلخیز می گردید و شیخ علی خان نمی توانست غلات و محصولات مختلف املاک و دهکده های متعدد خود را که در ایالات کرمانشاه و همدان داشت در اصفهان به فروش برساند.
این مرد، به قدری نفوذ و قدرت داشت که منافع شخصی او بر منافع کشور رجحان پیدا کرد. به این ترتیب شیخ علی خان به شاه قبولاند که آب کوهرنگ مضر، بد و زیان بخش است و آب زاینده رود را که تنها آب مشروب اصفهان است، فاسد و آلوده خواهد ساخت. سایر امرا و بزرگان دولت نیز که منافعی نظیر منافع رئیس الوزراء داشتند، نظر او را تایید کردند. برای بر هم زدن این طرح مفید، چیز دیگری لازم نبود".( سانسون، ۱۳۷۷: ۱۰۲-۱۰۱).

در نوشته سانسون چند نکته قابل ملاحظه و بررسی است:

۱-سانسون، شیخ علی خان زنگنه را وزیر اعظم دوره شاه عباس دوم دانسته است که این روایت درست نیست.

۲-شاردن و کمپفر، هر دو او را فردی دارای لیاقت، کفایت، تقوای زیاد، دلسوزی و دلبستگی خارق العاده به منافع مملکت و دولت دانسته اند.( شاردن، ۱۳۳۶: ۱۱۰-۳/۱۰۹. کمپفر، ۱۳۶۳: ۸۳) بدین ترتیب نمی توان دیدگاه سانسون را در مورد علت مخالفت شیخ علی خان زنگنه با انتقال آب تونل کوهرنگ به اصفهان پذیرفت.
اگر نظر سانسون را بپذیریم که شیخ علی خان زنگنه، برای حفظ منافع فردی خود املاک اش در کرمانشاه و همدان  سخت می کوشیده است، پس باید عدم مواجهه نظامی او را با حکومت عثمانی بر همین پایه توجیه کرد. ولی پاسخ منطقی او به سفیران کشورهای اروپایی که سعی داشتند بین ایران و عثمانی اختلاف افکنده و جنگ برپا دارند، ناظر به داوری درست شاردن و کمپفر در مورد شخصیت شیخ علی خان زنگنه است. هوشمندی و فراست وی در مواجهه با پیشنهادات سفیران اروپایی مثالزدنی است:" ..... شیخ علی خان پاسخ داد دولت ایران بی میل نیست که دولت عثمانی شکست خورده و ناتوان شود ولی میل ندارد آن دولت یکباره منقرض شود، زیرا هر چه باشد هم کیش ایران بوده و در برابر اروپا سپر بلا به شمار می رود. هر وقت شما شهرهایی را که عثمانی ها گرفته اند، پس گرفتید، نوبت بغداد، بصره و ارزروم هم خواهد رسید. اما ما فعلا چوب در لانه ی زنبور نمی کنیم، زیرا اگر با سلطان عثمانی وارد جنگ شویم، ازبک ها، تاتارها و مغول ها هم به سبب وحدت مذهبی که با آنان دارند، به کشورما خواهند تاخت". ( هوشنگ مهدوی، ۱۳۶۴: ۲۹).
سیبیلا شوستر والسر در کتاب خود، در فصل پژوهشی در روابط سیاسی و اقتصادی ایران( ۱۷۲۲- ۱۵۰۲ .م)  با تکیه بر نوشته سانسون، شیخ علی خان را مسئول ناکامی این طرح معرفی کرده است. ( والسر، ۱۳۶۴: ۶۵) . غلامرضا ورهرام در پاورقی، بدون ذکر سند دیگری، با عطف به گزارش سانسون و همراه با والسر، کوشش کرده است مانند مولف، نام شاه عباس دوم را به شاه سلیمان تغییر داده و به رفع اشتباه سانسون بپردازند.

در دوره آخرین شاه صفویه- شاه سلطان حسین- باز این طرح ناکام مانده، مورد توجه حکومت صفویه قرار گرفت.
شاهقلی خان زنگنه فرزند شیخ علی خان زنگنه که وزیر اعظم- اعتمادالدوله- شاه سلطان حسین صفوی شده بود، نامه ای به سوی لوئی چهاردهم، پادشاه فرانسه، ارسال داشت که در این نامه خواسته بود که طرح متوقف مانده انتقال آب کوهرنگ به زاینده رود که از دوره سلطنت شاه عباس یکم به نتیجه نیانجامیده بود، دوباره از سر گرفته شود. ( نوایی، ۱۳۶۳: ۹۸-۹۷).
وقتی شاهقلی خان زنگنه فرزند شیخ علی خان زنگنه بر اجرای طرح انتقال آب پافشاری می کرد، آیا می توان آنگاه با سانسون موافق بود که شیخ علی خان مانع عمده این طرح بوده است؟ آیا می توان مخالف شیخ علی خان و موافقت فرزندش شاهقلی خان را در اجرای یک طرح در کنار هم پذیرفت؟
از آن جا که هر کار مهم و خطیر در ایران، به عنایت و لیاقت وزرای ایران بستگی داشته است، باید گفت که انتقال آب کوهرنگ به زاینده رود توسط چند تن از وزرای صفویه: میرزا طالب خان اردوبادی، محمد بیگ اعتمادالدوله و شاهقلی خان زنگنه، پیگیری شده ولی ناکام مانده بود، پس از چند قرن ناکامی، به همت یکی از جانشینان آن ها به نام دکتر مصدق به تحقق پیوست:" طرح انتقال آب کوهرنگ به زاینده رود، پس از پنج سال کار و صرف هزینه فراوان در روزگار حکومت دکتر مصدق انجام گردید و جلال الدین همایی( سنا)، قصیده ای در پیوند با گشایش آن آبراه، سرود که در ضمن چنین آورد:

زنده رود اندر جوار رود کارون قرن ها              از جدایی می خروشید و همی زد سر به سنگ
زین جدایی داشت روی اصفهان رنگ ملال        دست تدبیر و عمل از چهره اش بسترد رنگ
شسته شد گرد غم از رخسار اهل اصفهان          چون به هم پیوست آب زنده رود و کوه رنگ

جلال الدین همایی، ماده تاریخ آن را به سال شمسی و قمری چنین گفته است: آبروی اصفهان شد زنده رود و کوه رنگ/ باشد آباد اصفهان از اتصال کوه رنگ. که سال ۱۳۳۲ خورشیدی برابر با ۱۳۷۲ قمری این طرح به نتیجه رسید". ( حائری، ۱۳۸۰: ۱۸۷. نوایی، ۱۳۶۳: ۹۹).

 

نتیجه

انتقال آب کوهرنگ به زاینده رود، یکی از طرح های وزیران اعظم دوره صفویه بوده است که این طرح پس از گذشت سه قرن ناکامی بالاخره در دوره نخست وزیری دکتر محمد مصدق به مرحله اجرا در آمد. طرح های ملی و موفق در تاریخ ایران مدیون تلاش، کاردانی و لیاقت وزرای اعظم بزرگ و ارجمند بوده است. در مورد اهمیت نقش وزیران در تاریخ ایران باید گفت که آن دسته از شاهانی که در تاریخ از آنان بیشتر از همتایان شان نام به یادگار مانده است، آنان ماندگاری خود را مدیون انتخاب مردان بزرگ و اندیشمند به منصب وزارت دانسته است. سامانیان، آل بویه، آل سلجوق و... نمونه ای چند از این نام آوری و ماندگاری است.

 

 

منابع و مآخذ

-ترکمان   اسکندربیگ(۱۳۷۸)، تاریخ عالم آرای عباسی، ج ۳، به اهتمام ایرج افشار، تهران، انتشارات امیرکبیر.

-حائری   عبدالهادی(۱۳۸۰)، نخستین رویارویی اندیشه گران ایران( با دو رویه تمدن بورژوازی غرب)، تهران، انتشارت امیر کبیر.

-جابری انصاری حاج میرزا حسن(۱۳۲۱)، تاریخ اصفهان وری، جلد اول، اصفهان، بی تا.

-سانسون(۱۳۷۰)، سفرنامه، ترجمه محمد مهریار، اصفهان، نشرگل ها.

-شاردن(۱۳۳۶)، سیاحت نامه، ج ۳، ترجمه محمد عباسی، تهران، انتشارت امیرکبیر.

-کمپفر انگلبرت(۱۳۶۳)،سفرنامه، ترجمه کیکاووس جهانداری، تهران، انتشارت خوارزمی.

-والسر سیبیلا شوستر(۱۳۶۴)،ایران عصر صفوی از دیدگاه سفرنامه های اروپاییان، ترجمه دکتر غلامرضا ورهرام، تهران، انتشارات امیر کبیر.

-نوایی عبدالحسین(۱۳۶۳)، اسناد و مکاتبات سیاسی ایران(از سال ۱۱۰۵ تا ۱۱۳۵)، تهران، موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی.

-هوشنگ مهدوی عبدالرضا(۱۳۶۴)، تاریخ روابط خارجی ایران از ابتدای دوران صفویه تا پایان جنگ جهانی دوم، تهران، انتشارات امیر کبیر.

 

    بازدید:328
    یادداشت ها
    Parameter:305585!model&4732 -LayoutId:4732 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار