کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » خواندنی‌ها » مقالات
0.0 (0)
تاریخ هنر‌های نمایشی در ایران
[1399/02/16]

رویکرد تاریخی به بررسی خاستگاه نمایش تعزیه، ویژگی‌ها و فواید آن  

دکتر فریدون شایسته

 

 

چکیده:

نمایش تعزیه یکی از سنت‌های قدیمی و پایدار جامعهی ایرانی است این نمایش در ایام ماههای محرم و صفر برگزار میگردد مصائب خاندان اهل بیت(ع) در جریان نهضت تاریخی عاشورا، محتوای اصلی سنت تعزیهخوانی را تشکیل میدهد در این مقاله بررسی نحوهی پیدایش و سیر تاریخی تداوم این سنت دیرپای ایرانی هدف اصلی نگارنده خواهد بود.

واژگان کلیدی: تعزیه، ایران باستان، اروپا، شیعه، نمایش، امام حسین(ع)

 

مقدمه

یکی از سنن بسیار قدیمی و پایدار جامعه‌‌ی ایرانی نمایش تعزیه است که به مناسبت سوگواری، گرامیداشت و حفظ نام و یاد حضرت امام حسین(ع) برگزار میگردد. شیعیان از راه برپائی تعزیه امام حسین(ع) و یاران پاکبازش، توانستهاند که نام و یاد آن امام شهید را همیشه زنده نگه دارند و مردم را با فرهنگ عاشورا و مصائب وارده بر خاندان پیامبر(ص) آشنا سازند. تعزیهخوانی را اگر نخواهیم که نمایش بومی جامعهی ایرانی بدانیم و آن را آئینی برگرفته از جامعهی مسیحیت بدانیم تفاوتی نخواهد کرد پیدایش و بالندگی آن مختص جامعهی ایرانی است و از این حیث نمیتوان واقعیت مسلم را انکار کرد.

هدف از این تحقیق، بررسی نحوهی پیدایش و سیر تداوم آن در جامعهی ایرانی است روش مطالعه تاریخی است نگارنده پس از مطالعه منابع از طریق انتقال اسناد و مدارک به فیشها  و دستهبندی آنها براساس تفکیک موضوع، به نگارش مقاله می-پردازم. روش تحقیق، توصیفی و تحلیلی است.

 

دیدگاه محققان درباره خاستگاه جغرافیایی سنت تعزیه

در میان محققان بر سر موضوع چگونگی پیدایش این سنت اختلاف نظر وجود دارد این اختلافات را می‌توان به شرح زیر دستهبندی کرد:

  1. ای ریشهی پیدایش سنت تعزیه را به ایران باستان نسبت میدهند و نمایشهایی چون: مصایب میترا و سوگ سیاوش را هستهی اصلی پیدایش این سنت میدانند که غالب محققان بر این نظریه پافشاری میکنند. احسان یارشاطر (چلکووسکی، 1367: 127) علی بلوکباشی (بلوکباشی، 1363: 42) و ابوالنقّه نویسندهی مصری (ابوالنقه، 1367: 69) از این دستهاند
  2.  ای هم تأثیر تئاتر اروپایی و نفوذ روشهای نمایشی آن را در آئین تعزیهخوانی مؤثر میشمارند محمدجعفر محجوب (چلکووسکی، همان: 185) و دکتر علی شریعتی (شریعتی، 1382: 170-169) بر این عقیده پافشاری کردهاند.

 

 نحوه‌ی استدلال دوگانهی محققان سنت تعزیه

صادق همایونی که خود از موافقان دیدگاه نخستین است در تأیید این دیدگاه مینویسد: "بنا به روایت تاریخ بخارا، سیاوش فرزند کیکاووس، پادشاه کیانی از نزد پدرش فرار کرد و از روخانه جیحون گذشت و خود را به دشمن پدرش افراسیاب رساند افراسیاب او را گرامی داشت و اکرام فراوان کرد سپس دختر خود را نیز به همسری او درآورد سیاوش حصاری برای خود بنا نهاد و زندگی آرام و پرشکوهی را آغاز کرد ولی سخنچینان، بدگویان و حسودان کار خود را کردند و کار را بدان جا رساندند که افراسیاب داماد ایرانی خود را کشت و خصومت دیرینهی ایرانیان و تورانیان را بیش از پیش مشتعل کرد مغان چون از این واقعهی غمانگیز آگاهی یافتند آن را گرامی شمردند و مردم بخارا نیز غمگین شدند، سوگواری کردند و ترانه ساختند و خواندند کار به جایی رسید که ترانهها را در همه کوی و برزنها میخواندند که در حقیقت تجلیلی بود از خوبی و پاکی قتل بردیای دروغین (گئوماتای مغ) که توسط داریوش اول و با حمایت هفت خانواده پارسی انجام شد یکی دیگر از مظلومکشیهای جامعهی ایرانی است که هرودت مورخ یونان باستان از آن به عنوان ماگافونی (مغکشی) یاد میکند بنا به نظر وی ایرانیان هر سال در همان روز مراسم سوگواری بر پا میکردند و یاد و خاطرهی بردیای دروغین (گئوماتای غاصب) را گرامی میداشتند.

سومین واقعه نمایشی که انگیزه تجلیل و گرامیداشت را به دنبال داشت و در آن سوگواری صورت نمیگرفت به دورهی سلطنت خاندان اشکانی برمیگردد در دوره اشکانیان سورنا سپهسالار ایرانی که در بارگاه اُرُد (اشک سیزدهم) میزیست به جنگ کراسوس رفت و پیروز شد سر او را به ارمغان به بارگاه اشک سیزدهم فرستاد برای این که مژدهی پیروزی خود را به گوش همگان برساند و آشکار سازد و از سوی دیگر کراسوس را تحقیر نماید، شخصی را با لباس و آرایش جنگی او آراسته کرد و بر اسب نشاند و سپاهی به تمسخر برایش مهیا ساخت چون او را صدا میزدند مانند زن با ناز و غمزه خودش را تکان میداد و با صدای ظریف و زنانهای صدا را پاسخ میگفت (همایونی، بیتا: 12-11).

احسان یارشاطر که او را میتوان نخستین ارائه دهندهی این دیدگاه نامید، بین تراژدی (ماجرای غمانگیز) و شبیهخوانی (تعزیه) ارتباط نزدیکی را میبیند و به همین علت سنت تعزیهخوانی را آئین بومی جامعهی ایرانی میداند وی در تأیید دیدگاهش مینویسد:  "یادگار زریران" اثری متعلق به ایران در سدههای میانه است که از روزگار ساسانیان باقی مانده و احتمالاً برپایهی اثری اصیل از عهد پارتیان است این اثر حماسی همچون مصیبت امام حسین(ع) بر شخصیت زریر مدافع از جان گذشته و دلیر راه دین متمرکز است و یشتاسپ شاه پاک نهاد زرتشتیان از جانب ارجاسب شاه تورانیان که با گرویدن ویشتاسپ به آئین زرتشت مخالف بود با سپاهی گران بر او میتازد رزمندگان داوطلب زریر، در برابر دژخیمان به جنگ درمیآیند که در پایان زریر به دست بیدرفش، برادر بد نهاد ارجاسب، به قتل میرسد.

دو جنبهی این تراژدی درخور تأمل است:

1- نتیجهی قطعی حادثه بر زریر و نزدیکانش معلوم است پیش از آن که جنگ آغاز گردد شاه ویشتاسپ در یک پیشگوئی اسفانگیز، مصائبی را که رخ خواهد داد پیشگوئی میکند و به طرزی خاص میگوید که چطور زریر دلاور، خائنانه به دست بیدرفش، کشته میشود پیشگوئی میکند که بیست و سه تن از برادران و پسران شاه به قتل خواهند رسید.

2 مرگ زریر با عزیمت اندوه بار پسر جوانش (بستور) همراه میشود که بستور به رغم صغرسن به جنگ با بی درفش شقی، میشتابد و انتقام پدرش را میگیرد او برکنار پیکر بیجان و به خون تپیدهی پدر میایستد و به روش خاص تعزیه-خوانها با کلمات حزنانگیز به حال پدر نوحه میسراید. (همان: 129-128.)

ابوالنقه یکی از نویسندگان صاحب نام مصری بر این عقیده است که: "ایران تنها کشوری بود که نمایش درام را پروراند شاید بتوان این امر را با توجه و دلبستگی مستمر ایرانیان به نمایش تصویری نسبت داد ایرانیان با پیشزمینه هنر تئاتر که در جامعه داشتند توانستند از شهادت امام حسین(ع) و اصحابش، درامهای مذهبی بیافرینند در صورتی که اعراب هیچگاه به این اندیشه نائل نشدند  که از این وقایع بهره بگیرند زیرا در میانشان هنر نمایش سنت نبود". (ابوالنقه، 1367: 69.)

دکتر علی بلوکباشی نمایش "مصایب میترا" و "سوگ سیاوش" را در ایران، خاستگاه یا اصلیترین نمونه از آئینهای زمینه ساز نمایش "مصائب امام حسین(ع)" و اساس شکلگیری تعزیهخوانی دانسته است. (بلوکباشی، همان: 42.)

محمدجعفر محجوب که ریشهی تعزیهخوانی را اقتباس از فرهنگ مسیحیت میداند معتقد است: "فارسیانی که نزدیک امپراتوریهای سابق عثمانی و روسیه میزیستند، میتوانستند به سرعت و به سهولت به اروپا برسند از طریق فعالیتهای آنان، زبان و رسوم فارسی به شبهجزیره بالکان یعنی رومانی، مجارستان و یوگسلاوی نفوذ کرد به وسیله همین مردمان، اندیشههای آزادی خواهانهی کشورهای اروپایی در سدههای اخیر به ایران آورده شد بدون تردید این اشخاص ضمن مسافرت به سرزمینهای مسیحینشین متوجه شدند که مسیحیان مؤمن و معتقد به منظور تقویت ایمان تودهها، با صداقت و ایمان، ماجراهای قدسیان خود را در قالب نمایش درآورده  و نمایشهای مذهبی موسوم به نمایشهای میراکل یا نمایشهای میستر پدید آوردند در واقع، تئاتر امروزی اروپا مبتنی بر این نمایشهاست که بعدها در اثر مطالعهی سنن تئاتری یونان و روم رونق یافتند در هر حال به نظر میرسد که سنت صحنهپردازی و بازآفرینی وقایع کربلا در سدههای هفدهم و هیجدهم میلادی، در سالهای قبل از انقلاب کبیر فرانسه از اروپا به ایران آمد (محجوب، 1382: 196-194).

دکتر علی شریعتی  همانند محمدجعفر محجوب، بر تقلیدی بودن مراسم تعزیهخوانی از فرهنگ مسیحیت پافشاری میکند او بر این باور است که: "صفویه ناگهان نهضت تشیعی را که همیشه در زیرزمینها مبارزه میکرد، روی کار آورد روی بالکن، در صحنهی باز جامعه. اما اقلیت شیعهی ایرانی، چون هرگز در طول تاریخ نتوانسته یک جامعهی مستقل بسازد (جز در دوره کوتاه آل بویه و حکومتهای موقتی چون سر به داران) هیچگاه آزاد نبوده و امکان تظاهرات اجتماعی نداشته و در تقیه به سر میبرده و نیز، در حالی که هنوز شعارهای اجتماعی ندارد، هنوز مراسم عملی ندارد، هنوز نمیداند که چگونه و در چه فرمهای جمعی و نمایشهای عمومی تجلی کند، سمبل و علائم و مراسم اجتماعی ندارد، اکنون که رژیم صفوی به اینها همه احتیاج دارد، باید کاری کند. این کار بسیار ساده است یک مقام رسمی وزارتی به وجود آمد و شخصی به اسم "وزیر روضهخوانی" مأموریت یافت تا در این زمینه دست به کار شود این وزیر اولین تحفههای غرب را در قرن 16 و 17، به ایران سوغات آورد و این اولین تماس فرهنگی ایران است با غرب.

نه آن چنان که میگویند قرن 19 و وارد کردن چاپخانه، برق، روزنامه، نظام و دارالفنون، حاجی امین‌‌الضرب و امیرکبیر. وزیر امور روضهخوانی و تعزیهداری رفت به اروپای شرقی (که در آن هنگام، صفویه روابط بسیار نزدیک و مرموز ویژهای با آنها داشتند) و دربارهی مراسم دینی و تشریفات مذهبی آنجا تحقیق و مطالعه کرد و بسیاری از آن سنتها، مراسم جمعی، تظاهرات مسیحیت، برگزاری و نقل مصیبتهای مسیح، حواریون و شهدای تاریخ مسیحیت، نیز علائم و شعائر، ابزارها و وسایل خاص این مراسم، دکورهای ویژه محافل دینی و کلیسا را اقتباس کرد و همه را به ایران آورد و در این جاها به کمک روحانیون وابسته به رژیم صفوی، آن فرمها و رسوم را با تشیع، تاریخ تشیع و مصالح مذهبی ایران تطبیق دادند و به آن قالبهای مسیحی- اروپایی، محتوای شیعی- ایرانی بخشیدند.

به طوری که ناگهان در ایران، سمبلها و مراسم و مظاهر کاملاً تازهای که هرگز نه در ملیت ایران سابقه نداشت و نه در دین اسلام و نه در مذهب شیعی، به وجود آمد مراسمی از نوع تعزیهگردانی، شبیهسازی نقش، علم، کتل، عمّاری، پردهداری، شمایلکشی، معرکهگیری، قفلبندی، زنجیرزنی، تیغزنی، موزیک، سنجزنی، فرم خاص و جدید تشریفاتی مصیبتخوانی و نوحهسرایی جمعی و... که همهی اشکالش اقتباس از مسیحیت است و هرکس با آن آشناست، به سادگی تشخیص میدهد که تقلید است". (شریعتی، 1382: 170- 169).

در ردّ دیدگاه دکتر شریعتی دو نکته را میتوان موردتوجه قرار داد:

1- در کتب تاریخی دورهی صفوی مانند: تذکرهالملوک و دستورالملوک میرزا رفیعا که در این دو، سازمان اداری حکومت صفوی به طور مشروح موردبررسی قرار گرفته است، هیچگاه از عنوانی چون "وزیر امور روضه خوانی" یاد نشده است.

2- با توجه به وجود پیشینههای سوگواری در فرهنگ ایران دورهی باستان، نمیتوان منشأ و خاستگاه بومی سنت تعزیه-خوانی را مورد انکار قرار داد و از آن بیتفاوت گذشت.

 

ویژگی‌ها و فواید سنت تعزیه:

پنج ویژگی را میتوان برای سنت تعزیه موردتوجه قرارداد که عبارتند از:

1- زمینهی تاریخی (سنت تعزیه ریشه در فرهنگ بومی جامعهی ایرانی دارد و بخشی از ساختار فرهنگی این جامعه را تشکیل میدهد.)

2- زمینهی دینی- مذهبی (در سنت تعزیه، تجلیل از شخصیتهایی را میتوان مشاهده کرد که در جنگ بین زشتی و زیبائی، پاکی و پلیدی، خیر و شر، نبرد میان قوای اهورایی و مینوی با قوای اهریمنی و شریر، مظهر والای انسانی برجسته و کامل به شمار میروند آنان در راه حاکمیت ارزشها و فضایل انسانی که آموزههای دینی است جان باختهاند.)

3- تراژیک یا حزنانگیز بودن (تعزیه از نظر لُغوی به معنی اظهار همدردی، سوگواری و تسلیت است و این ویژگی در سراسر مراسم تعزیهخوانی دیده میشود.)

4- منظوم و غنایی بودن (متونی که در تعزیهخوانی مورداستفاده قرار میگیرند، منظوم هستند از دورهی صفوی شاعران مرثیهسرا مطرح شدند که در مدح و ستایش نهضت عاشورا و سوگ سرور و سالار شهیدان امام حسین(ع) مراثی گوناگونی را سرودند اشعار آنها که حزین و اندوهناک بود برگرفته از منابع خاص این نهضت یعنی کتابهای مقتلنویسی بود.)

5- پیوند با زمان سوگواری شهیدان (تعزیهها که به مناسبت پاسداشت شهادت ائمه (ع) و شهدای کربلا اجرا میگردد در ایام شهادت ائمه(ع) و به ویژه در ماههای محرم و صفر که یادآور ایام وقوع نهضت عاشورا و گرامیداشت اربعین امام حسین(ع) و یارانش است، برپا میشود.)

مهمترین پیآمدهای برگزاری مراسم تعزیه را به عنوان فواید این اثر هنری – نمایشی، میتوان در موارد زیر برشمرد:

1- گشودن باب توسل و مرادخواهی (در مراسم برگزاری تعزیه، هرکسی که به مشاهدهی این سنت میپردازد، به مقام والای شهیدان که مصادیق بارز مظلومیت و نماد پاکی و پاکبازی هستند توسل میجوید و مراد خود را از او میطلبد، تعزیه در این مرحله موجب ایجاد پیوند بین ناظر و قهرمان صحنهی تعزیه میشود و در انتقال مفاهیم والای ارزشی مؤثر می-گردد).

2- تقویت و اعتلای بینش شهادت (در مراسم تعزیه، هر ناظری متوجه میشود که شخصیتهای هر تعزیه، انسانهایی بودهاند که حیات در عالم جاوید را بر حضور ننگین در عالم دنیوی برتری بخشیدهاند و نه چون انسان منزوی و معتکف که به مرگ سر تسلیم فرود آوردهاند بلکه سرافراز و استوار شاهد مرگ را در آغوش کشیدهاند آنها مرگ آگاهانه را بر حیات ننگین ترجیح دادهاند و شهادت را برگزیدهاند که شهادت فضیلت مردان خداست).

3- تسکین آلام و اندوهها (انسان که به تماشای سنت برگزاری تعزیه مینشیند با چهرهها و شخصیتهای داستان همنوایی میکند این همنوایی و ارتباط موجب میشود که اندوه و مصائب زندگی رخت بر ببندد و امیال ناپسند که چون غباری بر روی ارزشها و فضایل انسانی مینشیند، پست و ناپاک شمرده شود).

4- تحکیم همبستگی و وحدت بین آحاد جامعه (انسانهایی که در مراسم تعزیه حضور مییابند از جایی که بین خود و شخصیتهای داستان همسانیهایی را احساس میکنند این همسانی ضمیر ناخودآگاه آنها را به چالش میگیرد دستآورد مهم آن بین انسانها تحکیم همبستگی و همسویی است که وحدت بین انسانها، رمز حیات وتداوم جامعهی فضیلت مدار و ارزش گرامی باشد.)

 

پیدایش مراسم تعزیه در دورهی تاریخی ایران بعد از اسلام (دورهی اسلامی ایران):

علاوه بر دکتر علی شریعتی که دیدگاه وی موردمطالعه قرار گرفت دو تن از محققان آغاز پیدایش این مراسم را در اواخر دوره صفوی دانستهاند پرویز ممنون بنا بر نوشتههای دو جهان گرد هلندی به نامهای: سالامون و ون گخ، آغاز شکلگیری اولیهی تعزیهخوانی را سالهای پایانی حاکمیت خاندان صفوی میداند. (ممنون، 1380: 11) مایل بکتاش هم با نقل روایتی از رسالهی مواکب حسینیه، نوشتهای از سال 1375 هـ.ق/1956م، مینویسد: اول کسی که تأسیس اساس تشبیه و شبیه واقعهی کربلا را نمود محمدباقر مجلسی متوفی به سنه 1111ق/1700م و در اواخر صفویه بوده است (بکتاش، 1350: 7.)

محجوب پیدایش مراسم تعزیه را مربوط به عصر صفوی نمیداند (بلوکباشی، 1363: 22) بنجامین نخستین سفیر آمریکا در دورهی ناصری که در سالهای 1302-1299ق/1885-1882م در ایران به سر میبرده است، آغاز تعزیهخوانی را به دورهی پس از صفوی میکشاند (بنجامین، 1363: 282) استاد نصرالله فلسفی برپایهی گزارش ویلیام فرانکلین از مشاهداتش درباره مجلس تعزیه عروسی حضرت قاسم(ع) در شهر شیراز که در سال 1201ق/1787م برگزار شده بود و این دورهی سلطنت کریمخان زند بر ایران است و رسالهای خطی به نام "تاریخ انقلاب الاسلام" پیدایش این سنت را دورهی سلطنت کریم خان زند میداند (فلسفی، 1369: 857/3.)

در سفرنامههای سیاحان و جهانگردان دوره زند که به ایران آمدهاند، میتوان به استناد نوشتههای آنها دورهی زند را دوره-ی فعالیت تعزیهخوانان و آغاز برگزاری این سنت در ایران دانست: کارستن نیبور سیاحتگر آلمانی، از مراسم تعزیه در میدان بزرگ خارک سخن گفته، که در سال 1180ق/1766م توجه او را به خود جلب کرده است (نیبور، 1354: 191- 189).

از گزارشهای اعتمادالسلطنه، مستوفی، بنجامین، پولاک، دیولافوآو ... میتوان دریافت که رواج روز افزون سنت تعزیه در دورهی سلطنت ناصرالدین شاه قاجار بوده است. (حسام مظاهری، 1387: 94-93.)

 

ترتیب تعزیهخوانی در ایام محرم

در دههی اول محرم همراه با برگزاری مراسم روضهخوانی و سوگواری امام حسین(ع) و یارانش، مراسم تعزیه هم برگزار میشد مراسم تعزیه در این ایّام که دارای ترتیب و نظم بود به شرح زیر صورت میپذیرفت:

1- روز اول محرم: تعزیهی وفات ابراهیم فرزند رسول اکرم (ص.)

2- روز دوم محرم: تعزیه برای یکی از چهرههای مظلوم مانند: فاطمه صغری، زینب(س) و موسیبن جعفر(ع.)

3- روز سوم محرم: تعزیه مسلم بن عقیل.

4- روز چهارم محرم: تعزیه دو طفلان مسلم.

5- روز پنجم محرم: حجه الوداع (اشاره به آخرین سفر حج رسول خدا(ص) و اشاره به جانشینی اهل بیت(ع.)

6- روز ششم محرم: تعزیه حربن یزید ریاحی.

7- روز هفتم محرم: تعزیه حضرت عباس (ابوالفضل) و ابوالفضل- امام حسین(ع.)

8- روز هشتم محرم: تعزیهی دو طفل زینب(س) و غلام ترک.

9- روز نهم محرم: تعزیهی شهادت علی اکبر.

10- روز دهم محرم: تعزیه شهادت امام حسین(ع.)

11- روز یازده محرم: ورود اُسرای کربلا به شام.

12- روز دوازدهم محرم: ورود اُسرای عاشورا به کوفه.

13- روز سیزدهم محرم: پشیمانی یزید و خروج مختار. (همایونی، بیتا: 68.)

 

تأثیر تعزیه در زبان محاورهای:

زبان محاورهای ما، به علت دیرپایی سنت برگزاری تعزیه از آن تأثیر پذیرفته است در زبان محاورهای اصطلاحات و عناوین گوناگونی را میتوان برشمرد که در نزد عامهی مردم به ضربالمثل معروف شده است:

"1- فلانی مثال خولی است: کنایه از ستمکاری است. 2- مثال شمر وارد شد: کنایه از ورود با عصبانیت 3- مثال حارث: کنایه از سنگدلی و شقاوت 4- روشن شود هزار چراغ از فتیلهای   یک داغ دل بس است برای قبیلهای این ضربالمثل اشاره به عظمت و پیآمد واقعهی جان سوز کربلا دارد. 5- زد به صحرای کربلا: کنایه از ورود واعظ یا ناطق برای تازه کردن داغ دل و ایجاد محیط حزنانگیز. 6- اگر بار گران بودیم و رفتیم        اگر نامهربان بودیم و رفتیم این بیت را معمولاً تعزیهخوانها پس از پایان برگزاری مراسم تعزیه به زبان میآورند.  7- مثال دو طفل مسلم: همراهی دو مظلوم با یکدیگر. 8- مثال عمر سعد: کنایه از بدعنقی و بیغیرتی است.  9- مگر این جا صحرای کربلاست؟: کنایه از فقدان آب". (همایونی، بیتا، 86.)

 

نتیجه

با توجه به دیدگاههای متفاوت در مورد خاستگاه سنت تعزیه، میتوان دیدگاه کسانی را که، ایران را به عنوان خاستگاه بومی این سنت باور دارند، پذیرفت. زیرا یکی از جالبترین و قابل توجهترین جنبههای این سنت، استفادهی فراوان از سنن ایرانی است انتخاب نام عقاب برای اسب حضرت علی اکبر، حنا بستن دستها و پاها و سر عروس و داماد، آراستن حجله، تدارک خنچه، پوشیدن لباس سیاه در مراسم سوگواری و کاه بر سر افشاندن در مرگ عزیزان، همه ریشه در سنن باستانی ایران دارند.

اگرچه میتوان ریشههای عزاداری شیعیان را در سوگ حضرت امام حسین(ع) در دورهی حکومت آل بویه جستجو کرد، ولی در دورهی صفوی، این سنت جنبهی رسمی و عمومی یافت دورهی زند را میتوان براساس منابع فراوان این دوره، آغاز برگزاری سنت تعزیه در ایران دانست دورهی حکومت قاجار به ویژه دورهی حکومت ناصرالدین شاه، دورهی اوج هنر تعزیه است که تکیهی دولت برای برگزاری این مراسم تأسیس یافت.

برگزاری سنت تعزیه موجب جلا و صیقل روح مؤمنان میشود، تعزیه به انسانها درس معنویت و ایثارگری میآموزد و موجب ایجاد همبستگی و ارتقای سطح تعاون و همدلی در جامعه میگردد.

 

منابع و مآخذ:

1- ابوالنقّه، السعید عطیه (1367)، نمایش در شرق، ترجمه جلال ستاری، تهران، انتشارات نمایش، چاپ اول.

2- بلوک باشی، علی(1363)، تعزیه خوانی (حدیث قدسی مصائب در نمایش آیینی)، تهران، انتشارات امیرکبیر، چاپ اول.

3- بکتاش، مایل (1350)، پدیدارشناسی تعزیه، تهران، سازمان جشن هنر، چاپ اول.

4- بنجامین، س.ج.و (1363)، سفرنامه ایران و ایرانیان، ترجمه محمدحسین کردبچه، تهران، انتشارات جاویدان، چاپ اول.

5- حسام مظاهری، محسن(1378)، رسانه شیعه (جامعهشناسی آئینهای سوگواری و هیئتهای مذهبی در ایران)، تهران، شرکت چاپ و نشر بینالملل، چاپ اول.

6- فرانکلین، ویلیام (1358)، مشاهدات سفر از بنگال به ایران، ترجمه محسن جاویدان، تهران، مرکز ایرانی تحقیقات تاریخی، چاپ اول.

7- شریعتی، علی(1382)، تشیع علوی و تشیع صفوی (مجموعه آثار9)، تهران، چاپخش، چاپ اول.

8- فلسفی، نصرالله(1369)، زندگانی شاه عباس اول، ج3، تهران، انتشارات علمی.

9- محجوب، محمدجعفر(1382)، ادبیات عامیانهی ایران، به کوشش حسن ذوالفقاری، تهران، نشر چشمه، چاپ اول.

10- ممنون، پرویز(1367)، تعزیه از دیدگاه تئاتر غرب (کتاب تعزیه هنر بومی پیشرو ایران)، گردآورنده پترچلکووسکی، ترجمه داود حاتمی، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ اول.

11- نیبور، کارستن (1354)، سفرنامه، ترجمه پرویز رجبی، تهران، توکا، چاپ اول.

12- همایونی، صادق (بیتا)، تعزیه و تعزیهخوانی، تهران، انتشارات جشن هنر، چاپ اول.

13- یارشاطر، احسان (1367)، تعزیه و آئینهای سوگواری در ایران قبل از اسلام (کتاب تعزیه هنر بومی پیشرو ایران)، گردآورنده پتر چلکووسکی، ترجمه داود حاتمی، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ اول.

 

 

 

 

    بازدید:331
    یادداشت ها
    Parameter:305663!model&4732 -LayoutId:4732 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار