کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » اخبار کتابخانه » اشاعه اطلاعات » ایرانشناسی
0.0 (0)
تاریخ مطبوعات ایران
[1398/11/02]

رسیدگی به شکایت سلطان احمد شاه از مدیر روزنامه قیام  

 

پس از واقعه کودتا 1299 که اوضاع سیاسی در ایران دگرگون شد، بر علیه احمدشاه قاجار تبلیغاتی آغاز گردید. سوژه این تبلیغات بیشتر روی مسافرت‌های شاه به فرنگستان دور میزد و آن‌هایی که از علل سیاسی وحوادث مهم پشت پرده سیاست خارجی واقف نبودند تحت تاثیر تبلیغات مخالف چنین تصور می‌کردند که سلطان احمد شاه برای خوشگذرانی به فرنگستان مسافرت می‌کند.

این تبلیغات که بصورت‌های مختلف ظاهر می‌شد گاهی هم در لباس شعر و مقاله در روزنامه‌ها منعکس می‌گشت وحتی در وقتیکه شخص سلطان احمد شاه درپایتخت بود تبلیغات مخالف ادامه داشت و غالباً ازهر موضوعی استفاده می‌شد.

احمدشاه که منشأ این تبلیغات را می‌دانست از کجاست به این تبلیغات وقعی نمی‌نهاد و به صدد جلوگیری مخالفین هم بر نمی‌آمد وشاید میدانست که اگر دهان مخالفی را ببندد سیاست پس پرده چند نفر مخالف دیگر را علم خواهد کرد ومبارزه با مخالفین را هم وسیله تبلیغ تازه ای قرار خواهد داد.

درسال 1301 که قوام السلطنه  نخست وزیر بود، عده ای با زمامداری وی مخالفت می کردند و در میان خود هیأت دولت نیز یکی دو نفر مخالف جدی برای رییس دولت وجود داشت و این مخالفین به انواع  وسایل کوشش داشتند که کابینه قوام را ساقط  نمایند و درجراید مخالف دولت غالباً مقالات شدید بر علیه قوام­السلطنه نوشته می­شد، یکی از جراید مخالف دولت قوام روزنامه قیام بود که به مدیریت آقای موسوی­زاده و تحت نظر مرحوم سید ابراهیم ضیاءالواعظین منتشر می­شد، این روزنامه در چند شماره که تازه منتشر شده بود غالباً بر علیه دولت قوام­السلطنه قلمفرسایی می­کرد اما در شماره مورخه سوم برج دلو1301 زیر عنوان (ایران آزاد) مقاله شدیداللحنی  بقلم ضیاءالواعظین انتشار داد که هیاهوی زیادی در محافل مطبوعاتی و محافل دولتی و ملی طهران ایجاد کرد و حس نفرتی در مردم نسبت به آن روزنامه و مقاله تولید نمود، در این مقاله علاوه از آنکه نسبت به قوام­السلطنه سخت حمله شده و ضمن نسبت عدم صلاحیت و فساد هزارها فحش به او داده و عزل او خواسته شده بود و همین اسائه ادب به مقام سلطنت مردم را از نویسنده و مدیر روزنامه منزجر‌کرده و عصبانی کرد. انتشار این مقاله در طهران جنجال عجیبی برپا کرد و می­توان گفت مقاله‌ای به این پرسروصدایی بعد از مقالات  مندرج در موضوع قرارداد 1919میلادی که دو سال قبل از آن تاریخ نوشته می­شد، انتشار نیافته بود.

اشاعه این مقاله توهین­آمیز باعث شد که عده­ای از درباریان وعده­ای از منسوبین شاه و همچنین افراد موثر دستگاه دولت نزد شاه رفته تقاضا کردند که شاه به مبارزه بر خیزد و مدیر و نویسنده روزنامه را جدا و شدیداً تنبیه نماید، گرچه شاه رویه­اش آن بود که وقعی به این قبیل نوشته­ها نمی­نهاد اما چون روزنامه قیام علناً توهین و اسائه  ادب کرده بود بر اثر اصرار زیاد اطرافیان سلطان احمد شاه به دادستان از نظر جنبه عمومی علیه نویسنده مقاله و مدیر روزنامه شکایت کرد. پس از وصول شکایت سلطان احمدشاه وجریان آن دادگاه تعیین وقت نمود وهیأت منصفه را که طبق قانون اساسی باید رسیدگی به جرایم مطبوعاتی با حضور آنان بعمل آید دعوت کرد. هیأت منصفه در این محاکمه عبارت بودند از امین­الملک، سیف‌الممالک، اعتماد‌الاسلام بهبهانی، میرزا رضاخان نایینی و چند نفر دیگر.

روز 15 دلو 1301 چهار ساعت قبل از ظهر تحت نظر عده از قضات عالیرتبه و محترم دادگستری، باین شرح: آقا شیخ رضا دهخوارقانی، آقا سیدحسین همدانی، آقا سید هادی نوری، آقا شیخ علی­اکبر مازندرانی و شریعت­زاده، جلسه محاکمه علنی مدیر روزنامه قیام و نویسنده مقاله (ایران آزاد) تشکیل گردید. نویسنده مقاله (ضیاءالواعظین) در محاکمه حاضر نبود و پس از انتشار مقاله مخفی شده­بود.

ولی مدیر روزنامه قیام در جلسه محاکمه حاضر بود وآن روز از چند ساعت قبل از تشکیل جلسه محاکمه عده زیادی از شاهزادگان، روزنامه­نویس­ها و طبقات مختلف مردم طهران و افراد سرشناس شهر دسته دسته برای مشاهده منظره محاکمه به دادگاه آمده و برای خود جا تهیه دیده بودند، بیش از یکهزار نفر تماشاچی از طبقات مختلف مردم دراین جلسه حضور داشتند و حضور یکهزار نفر تماشاچی ابهت و اهمیت خاصی به جلسه دادگاه بود. تماشاچیان با کمال علاقه منتظر افتتاح جلسه وآغاز محاکمه بودند. پس از آنکه هیأت قضات و هیأت منصفه در تالار استیناف (محل محاکمه) حاضر شده و در جای خود قرار گرفتند رسمیت جلسه دادگاه اعلام شد و نماینده دادستان مفاد دادخواست و ادعانامه را که علیه مدیر روزنامه قیام تنظیم شده بود با صدای بلند قرائت کرد، مردم در نهایت دقت گوش می­دادند و مدیر روزنامه قیام نیز با قیافه منفعل و شرمنده سرخود را به زیر انداخته  در جایگاه متهم به اظهارات دادستان گوش می­داد، اظهارات دادستان که تمام شد رییس محکمه به مدیر روزنامه اجازه دفاع داد. مدیر روزنامه قیام ازجای برخاست وشرح مفصل و مبسوطی از مقاله مندرج در روزنامه خود دفاع کرد و برای هریک ازجملات و عبارات مقاله که بنظر دادستان زننده بود تعبیر و تفسیری بیان نمود وپس از قریب یک ساعت دفاع در خاتمه اظهارات خود از شاه اظهار تشکر کرد و درپیشگاه محکمه عذر­خواهی نموده و اظهار داشت اگر نتیجه محاکمه بحبس و تبعید من منجر شود، باز با قلبی شاد آنرا استقبال خواهم کرد. چون اعلیحضرت ثابت فرمودند که شاه مملکت مشروطه می­باشند. آن روز محاکمه تمام شد و دادگاه تجدید جلسه کرد که در جلسه آتیه دفاع دادستان را از ادعانامه خود و آخرین دفاع مدیر روزنامه را استماع نماید و سپس با نظر هیأت منصفه حکم خود را صادر کند.

روزنامه­های طهران درآن چند روز اکثراً به تفصیل شرح محاکمه مدیر روزنامه قیام را با ابهتی که محاکمه ازحیث ازدحام تماشاچی و بی‌سابقه بودن موضوع محاکمه بخود گرفته بود، منتشر ساخته و این شکایت سلطان احمدشاه از طریق قانونی. آنهم از نظر جنبه عمومی، مورد تفسیر اغلب روزنامه­ها واقع شده این عمل را نشانه احترام به قانون شمرده به شاه تبریک گفته بودند .

مردم و روزنامه‌ها در انتظار جلسه دوم محاکمه و صدور حکم دادگاه بودند و می­خواستد ببینند که حکم دادگاه نسبت به یک محاکمه بی‌ساقه با در نظر گرفتن شخصیت فوق­العاده و شامخ مدعی، چگونه صادر خواهدشد. اما بیش از آنکه جلسه دوم محاکمه تشکیل شود، چون موضوع محاکمه زیاد دردهان‌ها افتاده و توجه تمام محافل و تمام مردم را به خود جلب کرده بود، سلطان احمدشاه فکر کرد که این موضوع نیز ممکن است وسیله تبلغی به دست مخالفین بدهد و شاه را به طرح دعوی علیه افراد کشور خود مورد سرزنش و ملامت قرار دهند یکی از اعمام شاه(گویا شاهزاده نصرت‌السلطنه بوده است)نیز با شاه دو روز بعد از محاکمه  ملاقات مفصل و محرمانه بعمل آورد، در این ملاقات موضوع محاکمه مدیر روزنامه و انعکاس آن در افکار عمومی و محافل مختلف طهران گفتگو شد و چون طرح دعوی ازطریق قانونی در مردم حسن اثر بخشیده بود عموی شاه، ظاهرا نصیحت کرد، که این حسن اثر تا وقتی است که مدیر روزنامه محکوم نشده باشد ولی درصورت محکومیت او ممکن است افکار مردم در اثر تبلیغات مخالفین منحرف شود و محکومیت مدیر یک روزنامه از طرف مقام سلطنت سوء اثر داشته باشد، و بهتر است که شاه از تعقیب این موضوع صرفنظر کنند.

این اظهارات و استدلالات عموی شاه در او موثر شد و از تعقیب دعوی صرفنظر کرده به رییس دادگاه و دادستان پیغام داد که دعوی را تعقییب نکنند، دادستان و رییس دادگاه نیز برحسب پیغام و انصراف شاه ، از تعقیب دعوی خودداری کرده پرونده را بستند و برای همیشه به بایگانی وزارت دادگستری فرستادند. ضیاء­الواعظین که چندی مخفی شده بود و خود را به کسی نشان نمی‌داد بعد از اعلام عدم تعقیب دعوی دوباره  در مجالس و محافل پیداشد، شنیدم مرحوم فرخی یزدی مدیر روزنامه طوفان بضیاءالواعظین گفته بود:  سید، تو که از اسم محاکمه هم می‌ترسی چرا ازاین غلط ها می‌کنی...

منبع: هفته‌نامه «ترقی»، دوره نهم، شماره 44، فروردین 1331، صفحات 6 و 22.

بازنویسی: محمدحسن خلیلی

 

 

 

    بازدید:332
    یادداشت ها
    Parameter:305429!model&4732 -LayoutId:4732 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار