کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » خواندنی‌ها » دنیای کتاب
4.7 (2)
نوشته‌ای برای دعوت به اندیشه و خودآگاهی؛
[1398/09/03]

درباره کتاب «چه باید کرد؟»  

 

 چه باید کرد؟ عنوان کتاب‌هایی از نویسندگانی چون لئو تولستوی، نیکلای‌ چرنیشفسکی، ولادیمیر لنین و علی‌ شریعتی است که هرکدام از این اندیشمندان با توجه به شرایط زمانه خود می‌خواهند، مردم را به اندیشه و خودآگاهی فراخوانند و با نگرشی که نسبت به اجتماع دارند، درد را بشناسند و به درمان آن بپردازند.

 

روشنفکران به عنوان یکی از قشرهای جامعه نقش مهمی در هدایت مردم برعهده دارند و در اینکه جامعه بتواند اصالت و ریشه‌های فرهنگی خود را حفظ کند، بسیار تاثیرگذار هستند. یکی از این متفکران و روشنفکران ایرانی علی شریعتی بود که با شخصیت تاثیرگذار و سخنان عمیق خود توانست در سال های مبارزه برای انقلاب اسلامی تاثیری شگرف در اندیشه‌ جوانان و جامعه ایرانی بگذارد؛ روشنفکر و استاد دانشگاهی که می خواست تا مشکلات جامعه را بشناسد و با تفکر خود راهکاری‌هایی برای حل آن‌ها بیابد. به همین دلیل هم در مسیری که انتخاب کرده بود، دست به سخنرانی و انتشار کتاب و مقالات متعددی زد که از جمله این کتاب ها چه باید کرد؟ است که مطالعه‌ آن به مخاطب این امکان را می‌دهد تا درباره‌ مسایل مهمی که به نجات جامعه کمک می‌کند، آگاهی و درک پیدا کند.

 

به مناسبت سالروز تولد علی شریعتی به بررسی کتاب هایی با عنوان چه باید کرد؟، پرداخته‌ایم.

 

تولستوی، چه باید کرد؟ و نوع دوستی و علاقه بی نظیر به مردم

لئو تولستوی نویسنده روسی کتاب چه باید کرد؟ را که گاهی اوقات با عنوان چه چیز باید انجام شود؟ هم گفته می شود را به رشته تحریر در آورد. این کتاب یکی از آثار برجسته، پرمعنا و ژرف و اثری غیرتاریخی و رئال محسوب می شود.

نوشتن این کتاب از آنجا آغاز می شود که تولستوی برای معالجه از روستا به مسکو می آید و با تعجب با دنیایی از فقر و نداری مواجه می شود. وی در این کتاب با جملاتی ساده و روان یکی از دشوارترین موضوع های جامعه خود؛ یعنی وضع دلخراش یک طبقه از مردم را به تصویر می کشد و با صراحت و واقع بینی، علل بدبختی و فقر و فلاکت مردمی را که با دیگران یکسان خلق شده اند اما از همه چیز حتی از کمترین امکانات حیات محروم اند، تشریح می کند.

چه باید کرد؟، مظهر نوع دوستی و علاقه بی نظیر تولستوی به مردم است و رنجی که بر نویسنده از مشاهده بینوایان جامعه دست داده، چنان روحش را فشرده و قلب مشتاق و پرصفای او را رنجور و غمگین کرده که بی‌اختیار شکوه سر می دهد و با همان صراحت و شجاعتی که خاص ذات اوست به تشریح علل این فساد و بیدادگری می پردازد و جامعه و نظام غلطی را که مسبب این تیره‌روزی ها است را محکوم و مطرود می کند.
تولستوی که نویسنده ای ثروتمند بود بر عکس ثروتمندان دیگر جامعه که جزء طبقه بی درد بودند، توجهش به گدایان جلب می شود و سعی می کند تا راهی برای نجات آن ها بیابد. در این راه کوشش می کند تا توجه ثروتمندان را جلب کند و با شهرداری هم صحبت می کند اما می بیند که هیچ فایده ای ندارد. چون آنها اصلاً درک نمی کنند که فقر چیست؟ بنابراین می خواهد خودش کاری انجام دهد. به محله های فقیر نشین می رود به این فکر می کند، پیش از دادن پول به افراد بهتر است، نخست درباره آنها مطالعه ای انجام دهد. در این مطالعه متوجه می شود، بسیاری از این افراد تنبل هستند تا فقیر. به عبارتی به این نتیجه می رسد که افراد بیشتر دچار فقر فکری و فرهنگی هستند تا فقر اقتصادی. بنابراین آنها از موضع ضعفشان است که فقر را می پذیرند. به همین دلیل هم تولستوی کتاب خود را در ۱۸۸۶ میلادی تکمیل و نخستین نشریه زبان انگلیسی در ۱۸۸۷ میلادی آن را با عنوان چه کاری انجام شد؟ چاپ کرد و ترجمه مجدد آن با عنوان چه باید کرد؟ در ۱۸۹۹ میلادی منتشر شد.

 

چرنیشفسکی، چه باید کرد؟ و تلاش برای آزادی نوع انسان

چه باید کرد؟ رمانی است، شامل تصویر فوق العاده واضح از اوضاع روسیه پیش از انقلاب ۱۹۱۷ میلادی که نیکلای چرنیشفسکی آن را به رشته تحریر در می آ ورد. به همین دلیل هم چه باید کرد؟ را باید خواند تا تصویر فوق العاده واضح از اوضاع روسیه قبل از انقلاب، آنگونه که باید و شاید به دست آورد. در این رمان ۷۰۰ صفحه ای سخن از رزم ها و مبارزات رهایی بخش نیست زیرا  هنوز شرایط عینی انقلاب بروز نکرده است بلکه چه باید کرد؟ کلیشه ای است از رمان های عشقی معاصر در جامعه ای که آنقدر مقررات شدید سانسور جاری و ساری است که حتی نتوان لفظ انقلاب را به صورت صریح بر زبان آورد و به جای آن باید از کنایات و اشارات استفاده کرد. به همین دلیل هم چرنیشفسکی نا گزیر می شود که اینگونه کلیشه های رایج را بپذیرد تا بلکه در پرتو لفاف این فرم رایج بتواند تصاویری را از آنچه هست و آنچه باید باشد به تصویر بکشد.

چه باید کرد؟ داستان زندگی ورچگا دختر جوانی است که به اصرار مادرش می باید با جوان نادان و خوش گذران اما متمول ازدواج کند. ورچگا به این ازدواج رضایت نمی دهد و وقایع بعدی داستان که بیشتر می تواند درس زندگی برای نسل جوان باشد از همین عصیان سر چشمه می گیرد. به همین دلیل هم این برای ورچگا یک تولد دوباره است و او نمادی از یک زن روسی محسوب می شود.

چه باید کرد؟ در نهایت می تواند رهنمودی برای همه جوانانی باشد که با پیروی از این رهنمودها زن روسی را از چنگال خرافات و زنجیرهای اسارت و بردگی نجات بخشند. به همین دلیل هم تلاش چرنیشفسکی در توضیح و شکافتن درون آدم های داستان، تلاشی کاملاً بجاست و نتیجه این تلاش است که چه باید کرد؟ را از یک گاهنامه ادواری خارج می کند و آن را در ردیف یکی از رمان های کلاسیک روس قرار می دهد و آغاز مرحله تاریخی موعود که در چه باید کرد؟ وعده آن داده شده بود، اگر چه نتوانست در زمان حیات نویسنده به منصه ظهور برسد اما به عنوان وجدان بیدار نسل آینده در اذهان محفوظ ماند و در سحر گاه یکی از روز های اکتبر ۱۹۱۷ میلادی بالاخره به وقوع پیوست.

 

لنین، چه باید کرد؟ و جنبش کارگری

چه باید کرد؟ مربوط به ولادیمیر لنین است که در آن یکی از مباحث تئوریک درباره سازمان یابی جنبش کارگری ارایه می شود و در آن چگونگی غلبه بر وضعیت نامساعد در درون یک جامعه اختناق آمیز یعنی روسیه تزاری در راستای سازماندهی انقلاب کارگری را تشریح می کند.

لنین عنوان کتاب چه باید کرد؟ خود را از رُمان چرنیشفسکی بنیانگذار نارودنیسم در روسیه گرفت؛ رُمانی که ترسیم زندگی یک انقلابی نارودنیک بود. نارودنیک ها می خواستند روسیه را با شور انقلابی از یوغ استبداد تزاری، آزاد کنند. عمده فعالیت آنها در مناطق روستایی روسیه متمرکز بود و لنین هم پیش از پیوستن به گروه سوسیال دموکرات گئورگی پلخانف، نارودنیک بود اما بحث های چه باید کرد؟ لنین بر شهرهای صنعتی و اتحادیه های کارگری متمرکز است و نه روستاها.

لنین در کتاب چه باید کرد؟ می گفت که باید آگاهی سیاسی به درون جنبش کارگری منتقل شود و به همین دلیل نیز روزنامه ای سراسری بنام ایسکرا را پیشنهاد کرد که بتواند درد و رنج کارگران را با مسایل ساختار سیاسی روسیه گره زده و آلترناتیوی انقلابی برای روسیه تدارک بیند.

چه باید کرد؟ لنین از پنج فصل تشکیل شده است. فصل اول با عنوان دگماتیسم و آزادی انتقاد به مباحثی همچون آزادی انتقاد یعنی چه؟، مدافعین جدید آزادی انتقاد، انتقاد در روسیه و انگلیس به بررسی اهمیت مبارزه تئوریک می پردازد.

فصل دوم با عنوان حرکت خود به خوی توده ها و آگاهی سوسیال دموکراسی به عناوینی همچون آغاز غلبان جنبش خود به خودی، سر فرود آوردن در مقابل حرکت خود به خودی رابوچاپا میسل و گروه ساموآسواباژدنیه (خود آزادی) و رابوچیه دلو

عنوان فصل سوم کتاب سیاست تردیونیونیستی و سیاست سوسیال دموکراتیک است که در آن به مباحثی همچون تبلیغات سیاسی و محدود کردن آن از طرف اکونومیست ها، داستان این که چگونه مارتینف افکار پلخانف را بسط و تکامل می دهد، افشاگری های سیاسی و پرورش روح فعالیت انقلابی، چه وجه مشترکی بین اکونومیزم و تروریزم وجود دارد؟، طبقه کارگر- مبارز پیش قدم در راه دموکراسی و باز هم مفتریان باز هم اغواگران اشاره دارد.

فصل چهارم کتاب لنین با عنوان خرده کاری اکونومیست ها و سازمان انقلابیون به خرده کاری چیست؟، خرده کاری و اکونومیزم، سازمان کارگران و سازمان انقلابیون، دامنه فعالیت سازمانی، سازمان توطئه چینی و دموکراتیزم و کار محلی و کار مربوط به سراسر روسیه اشاره دارد.

فصل پنجم کتاب نیز با عنوان نقشه ایجاد یک روزنامه سیاسی برای سراسر روسیه به چه کسی از مقاله از چه باید شروع کرد؟ رنجیده است؟، آیا روزنامه می تواند سازمان دهنده دسته جمعی باشد؟ و چگونه سازمانی برای ما لازم است؟ اشاره دارد.

 

شریعتی، چه باید کرد؟ و وظایف روشنفکران و مسئولان

یکی دیگر از کتاب های چه باید کرد؟ مربوط به علی شریعتی است که مجموعه‌ای از سخنرانی‌ها و دست‌نوشته‌های او از ۱۳۴۹ تا۱۳۵۴ خورشیدی را در برمی گیرد که با مضامین فرهنگی، جامعه‌شناسی، خودآگاهی و استحمار جمع‌آوری شده است؛ کتابی که شریعتی در آن می گوید که با نظریه‌ها و نالیدن‌ نمی‌توان مشکلات جامعه را برطرف کرد، بلکه قشر مسوول و متعهد جامعه باید وظایف خود را بشناسند و آن‌ها را به مرحله‌ عمل برسانند. او در هر بخش از این کتاب جوامع را به اندیشه و خودآگاهی دعوت می‌کند. به همین دلیل هم هر بخش از کتاب به شکل یک کتاب جداگانه منتشر شده است.

چه باید کرد؟ جلد بیستم از مجموعه آثار شریعتی به شمار می رود که بنیاد فرهنگی او در ۵۴۸ صفحه آن را منتشر کرده که بارها نیز تجدید چاپ شده است. این کتاب از ۹ بخش اصلی و یک بخش ضمیمه که خود ۲ بخش دارد، تشکیل شده است که هر کدام از این بخش‌ها درباره‌ موضوعی متفاوت صحبت می‌کند. پیام امید به روشنفکران مسوول (تفسیر سوره‌ روم ) عنوان بخش نخست کتاب است که شریعتی در پنجم آبان ۱۳۵۱ خورشیدی در حسینه‌ ارشاد سخنرانی می کند که بعدها به وسیله خود او تکمیل و تصحیح شد. شریعتی در این سخنرانی با ادبیات مذهبی سوره‌ روم را تفسیر می‌کند. او در این متن، فضای صدر اسلام را که فضای خفقان و محدودی بود، ترسیم می‌کند و از شکنجه‌های عمار و مقاومت او در برابر دشمنان اسلام می‌گوید.

بخش دوم با عنوان روشنفکر و مسوولیت او در جامعه، سخنرانی دیگر شریعتی در تالار حسینیه ارشاد در ۳۰ و ۳۱ مرداد ۱۳۴۹ خورشیدی است که در آن وظایف و مسوولیت‌های روشنفکران در جامعه را شرح می‌دهد.

مخروط جامعه شناسی فرهنگی بخش سوم کتاب محسوب می شود که شریعتی در دانشکده‌ نفت آبادان پیرامون مشکلاتی که در ذهن نسل جدید، درباره‌ مذهب، جامعه و نقش روشنفکران در جامعه و مساله جوامع اسلامی است، سخنرانی می کند.

بخش چهارم کتاب با عنوان راه سوم یکی دیگر از سخنرانی‌های شریعتی به شمار می رود که در ۱۳۵۱ خورشیدی ایراد کرد و از تفاوت میان علم و فکر و آن‌چه یک جامعه برای متمدن شدن به آن نیاز دارد، صحبت کرد.

عنوان بخش پنجم از کتاب چه باید کرد؟، خودآگاهی و استحمار است که شریعتی در ۲۷ مهر ۱۳۵۱ خورشیدی در مدرسه‌ عالی دختران ایراد کرد. این سخنرانی به تشریح کلمه استحمار و خودآگاهی فردی و اجتماعی می پردازد.

از کجا آغاز کنیم عنوان بخش ششم کتاب است که شریعتی در یکم آذر ۱۳۵۰ خورشیدی در دانشگاه صنعتی شریف ایراد می کند. وی در این بخش توضیح می‌دهد که روشنفکران، تحول جامعه را از کجا و چگونه باید آغاز کنند.

بخش هفتم کتاب استخراج و تصفیه‌ منابع فرهنگی است که شامل مجموعه سخنرانی‌های شریعتی در دانشکده‌ نفت آبادان می شود. شریعتی در این بخش توضیح می‌دهد که همان‌طور که جوامع منابع و معادن مادی دارند، همین جوامع دارای منابع و معادن فرهنگی و معنوی هستند که اگر بتوانند از آن بهره‌برداری کنند، تبدیل به یک ملت پیشرو می‌شوند.

مصرف‌گرایی جوامع و تاثیرپذیری آن‌ها از غرب عنوان بخش هشتم کتاب چه باید کرد؟ است. شریعتی در این بخش معتقد است ما باید خودمان اندیشه داشته باشیم و آن را بیان کنیم نه این‌که از پس‌مانده‌های اندیشه‌های غرب را تناول کنیم.

بخش نهم کتاب رابطه‌ روشنفکر با جامعه نام دارد که شریعتی در آن تعریفی از روشنفکر ارایه می‌دهد و آن را با واژه‌ انتلکتوئل مقایسه می‌کند. شریعتی معتقد است که روشنفکر در یک کلمه فردی محسوب می شود که نسبت به وضع انسانی خودش در زمان و مکان تاریخی و اجتماعی‌ که در آن است، خودآگاهی دارد و این خودآگاهی جبراً و ضرورتاً به او احساس مسوولیت بخشیده است.

بخش ضمیمه‌های کتاب نیز از ۲  قسمت پرسش و پاسخ تشکیل شده که  قسمت نخست با عنوان رسالت روشنفکر در ساختن جامعه در مجموعه ای به نام انسان و اسلام و قسمت دوم در مجله پیام منتشر شده است.

بنابراین باید گفت که کتاب چه باید کرد؟ شریعتی به وضوح نشان می دهد که قشر بیدار و متعهد جامعه چه وظایفی دارند؟ آیا فقط باید بنالند یا وقت عمل کردن هم رسیده است؟ آیا با تئوری پردازی و نظریه بازی صرف دردی از مشکلات این جامعه برطرف خواهد شد؟ آیا با شناخت غلط از سنت و سنت ستیزی می توان جامعه ای مدرن ساخت؟ آیا اصول مدرن را مطلقا باید بپذیریم و بدون در نظر گرفتن ریشه های فرهنگی خویش، عین همان گفتمان اروپایی را بخواهیم در کشور خود پیاده کنیم؟ و در این میان وظیفه روشنفکر چیست؟

    بازدید:455
    یادداشت ها
    Parameter:305116!model&4732 -LayoutId:4732 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار