کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره پانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
‌مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏15
[1396/05/25]

جلسه: 99 مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه چهاردهم شهریور ماه 1327  

 

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس

2- بقیه مذاکره در بودجه 1327 کشور

3- تعطیل جلسه به عنوان تنفس

‌مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏15

 

 

جلسه: 99

مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه چهاردهم شهریور ماه 1327

 

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس

2- بقیه مذاکره در بودجه 1327 کشور

3- تعطیل جلسه به عنوان تنفس

 

مجلس دو ساعت و نیم قبل از ظهر به ریاست آقاى رضاى حکمت تشکیل گردید

1- تصویب صورت مجلس

صورت مجلس روزهاى چهارم نهم و یازدهم شهریور را آقاى دادور (منشى) به شرح زیر قرائت نمودند.

 یک ساعت و چهل دقیقه قبل از ظهر روز پنجشنبه چهارم شهریور مجلس به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل و صورت جلسه پیش قرائت گردید.

اسامى غائبین جلسه گذشته که ضمن صورت مجلس خوانده شده است:

غائبین با اجازه- آقایان: عسکر صاحب‌جمع- سلطانی- اورنک- اخوان-عبد‌الرحمن فرامرزی- آصف- دکترآشتیانى. محمد‌تقى بهار. مسعود ثابتى. مامقانى. دکتر مجتهدى. دکتر ملکى. حاج امین. احمد فرامرزى.

غائبین بى‌اجازه- آقایان:

ارشیر شادلو. سلطان‌العلما. تولیت. کامل ما‌کویی. محمد على مسعودى. امیر تیمور. حسین وکیل. دکتر مصباح‌زاده. نیک پور. دکتر على امینى. گلبادى صاحب‌دیوانى- صفا امامى- دکتر دفترى.

دیر آمدگان با اجازه- آقایان:

دکتر راجى. دکتر طبا. موسوى. اقبال. برزین. یمین اسفندیارى. عباس اسکندرى. دیر آمدگان بى‌اجازه- آقایان: محمد حسین صولت قشقایی. بیات. دکتر بقایی. مهدى ارباب. مهندس رضوى. ضیاء ابراهیمى. حسن اکبر. عزیز زنگنه- آقا خان بختیار. منصف. نراقى. سزاوار. دهقان. قهرمان. ساعد. خوئیلر اسدى. نیک‌پى.

آقاى مهندس رضوى راجع به تبصره پیشنهادى دولت و پیشنهاد اصلاحى خود توضیحى دادند- آقاى وزیر دادگسترى راجع به لایحه مرتکبین قاچاق تقاضا نمودند زودتر به تصویب رسد.

آقاى دکتر شفق و تقى‌زاده و چند نفر دیگر از نمایندگان پیشنهاد نمودند که بودجه مطرح شود- آقاى مکى راجع به توقف جراید و سؤالى که در این باب از دولت نموده بودند مطالبه جواب نمودند و آقاى نخست وزیر گفتند در همین جلسه به وسیله آقاى وزیر فرهنگ به عرض مجلس می‌رسد و بودجه کل کشور مطرح گردید. آقاى مکرم به عنوان موافق نخست:

به طرحى که با امضاء جمعى از نمایندگان راجع به تنظیم بودجه تقدیم مجلس نموده‌اند. اشاره نموده گفتند اگر تصویب شده بود در تدوین بودجه سال جارى که برنامه عمل و خط مشى اساسى یک ساله دولت است مورد استفاده قرار می‌گرفت و کافى است که یک بار در تنظیم و تدوین بودجه اصول و مقررات لازمه رعایت شود و تقاضا نمودند طرح تقدیم شده براى حل این مشکل زودتر تصویب شود. سپس در موضوع در امد بودجه و مطالعه در صرفه‌جویى و اضافه در آمد گمرک و امساک از افزایش مالیات غیر مستقیم و دقت در جمع آورى مالیات املاک مزروعى و طریقه جمع‌آورى مازاد غله و تجدید‌نظر در مالیات نفت و بنزین و اقدام مؤثر در تنزل هزینه زندگى و اقلام درآمد نفت جنوب در جمع کل درآمد کشور و سود ویژه معاملات بازرگانى و بانک صنعتى و معاملات غله و راه آهن و لایحه منع کشت تریاک و اداره املاک واگذارى و تجدید‌نظر در وضع تقاعد مستخدمین و تسریع در تقدیم قانون جدید استخدام کشورى و سازمان وزارتخانه‌ها به مجلس شوراى ملى شرح مبسوطى ایراد نمودند و بعد مطالبى راجع به حوزه انتخابیه خود و استان خراسان و آب و بهداشت شهر مشهد

+++

 بیان کردند 25 دقیقه به ظهر تنفس داده شد و پس از تشکیل مجدد چون عده کافى نبود جلسه به روز یکشنبه محول گردید. دو ساعت و چهل دقیقه به ظهر روز سه‌شنبه 9 شهریور مجلس به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید. اسامى غائبین روز سه‌شنبه نهم شهریور که در مجلس خوانده شده است:

غائبین با اجازه- آقایان اورنگ- محمد ذوالفقارى- اخوان- منصف- آصف- ناصرى- بهار- مامقانى- دکتر مجتهدى- دکتر ملکى و احمد فرامرزى. غائبین بى‌اجازه- آقایان: اردشىر شادلو- سلطان‌العلما- تولیت- کامل ماکویی- محمد‌على مسعودى- امیر تیمور- حسین وکیل- مسعود ثابتى- دکتر مصباح‌زاده- یمین اسفندیارى- قهرمان- گلبادى- بوداغیان- صفا امامى- دکتر متین دفترى دیر آمدگان با اجازه- آقایان: سلطانى- ناصر ذوالفقارى- دکتر طبا- عبدالرحمن فرامرزى- سزاوار.

دیرآمدگان بى اجازه- آقایان:

محمد‌حسین صولت قشقایی- بیات- عامرى- قبادیان- دکتر اعتبار- غضنفرى- نراقى- شریعت‌زاده- دهقان- شهاب خسروانى- نیکپور- مشایخى- بهزادى- اسدى- آقاخان بختیار.

آقاى مکرم در تعقیب بیانات جلسه پیش در باب تکمیل راه آهن شاهرود به مشهد و توجه مخصوص به صنایع خراسان و دستگاه‌های قالى بافى که از شش هزار به سیصد دستگاه تنزل کرده و موضوع منع ورود فرش ایران به کشور سوئد و کشاورزى و اهمیت مرزى در جزء تکمیل ساختمان بیمارستان و درمانگاه آنجا بحث مفصلى نموده و معتقد بودند که هیئتى از اعضاء بصیر وزارتخانه‌ها براى رسیدگى به اصلاح امور شهرستان‌ها تشکیل شود و دولت توجه مخصوصى مبذول دارد. سپس آقاى حائرى‌زاده در باب بودجه مملکتى گفتند یکى از وظایف مهم نمایندگان اداره دخل و خرج مملکت است ولى دولت به وظائف خود عمل نمی‌کند و لایحه تفریغ بودجه نمی‌دهد و مجلس نمی‌داند وضع حقیقى دارایی و قروض مملکت چیست بعد به موضوع اصلاح قانون انتخابات پرداخته گفتند ملت باید بر طبق قانون اساسى در مقدرات خود دخیل باشد و اصول 90 و 91 و 92 و 93 قانون اساسى را راجع به انجمن‌های ایالتى و ولایتى قرائت کردند و توضیحات مفصلى در این باره داده گفتند باید قوانینى مطابق مصالح جامعه وضع کرد و مأمورین با حسن نیت اجراء کنند و سپس در موضوع اداره سرپرستى صغار وزارت دادگسترى و اقداماتى که براى استفاده از وجه صغار به وسیله بانک ملى کرده بودند بیاناتى نموده و در باب مالیات املاک مزروعى گفتند باید ملغى شود و قانونى براى تعیین حداقل معیشت رعیت و وضع مالکیت تصویب گردد تا قوه تولیدیه تقویت شود همچنین مالیات مستغلات باید به شهرداری‌ها واگذار شود و بعد راجعه به سود سهام دولت گفتند این بهترین عایدى است و شرح مبسوطى در اطراف عملیات بانک کشاورزى و بانک ملى ایراد و بیان عقیده نمودند که اگر عمال اقتصادى متخصص بودند در این جنگ هم لیره به قیمت عادى خود باقى بود و از این راه خساراتى به کشور وارد نمی‌شد و در باب قلت عوائد شیلات و وضع شرکت تلفن تهران و امتیاز نفت جنوب و عملیات فعلى کمپانى به بحث و انتقاد پرداخته گفتند در جنگ اول دولت شوروى مؤسسات و مطالبات خود را به ایران واگذار کرد در این جنگ هم دولت انگلیس باید نفت ما را به ما مسترد کند که صرف مصالح ملت و مملکت شود.

در موضوع تشکیلات ارتش معتقد بودند که رؤسای تشکیلات آن باید از طرف مجلس انتخاب شوند تا نوکر قانون باشند و اصول محاکمات ارتش را مخالف قانون اساسى دانستند و در باب وزارت کشور گفتند امنیت داخلى باید به وسیله ژاندارم و پاسبان سیر و مجهز تأمین شود و راجع به سود ویژه ارز و بانک صنعتى و قانون انحصار تجارت بحث مفصلى نمودند و معتقد بودند که دولت باید ارز صادراتى را به خود صادرکنندگان بدهد و در امر تجارت دخالت نکند سپس به ارقام هزینه بودجه پرداخته در باب اداره کار و روابط مالک و مستأجر گفتند هنوز قانون آن تصویب نشده و اداره تبلیغات دستگاه چاپلوسى است باید اصلاح شود و تشکیلات انتظامى وزارت جنگ باید تحت‌نظر وزارت کشور باشد و قشون حق مداخله در سیاست ندارد و قوانین مخالف قانون اساسى باید لغو گردد و در موضوع وزارت بهدارى و سازمان خدمات اجتماعى معتقد بودند که به صورت واحد درآید و مسئول داشته باشد و تشکیلات بزرگ‌تر و مفیدترى به وجود آید و نسبت به وزارت دادگسترى گفتند بودجه کافى ندارد و دستگاه قضایی محتاج به کمک و تقویت بیشترى است و راجع به وزارت خارجه گفتند به منزله چشم مملکت است که همیشه باید مراقب مصالح مملکت باشد و قبول چند خانواده مخصوصى شده است و مأمورین وزارت پست و تلگراف با حقوق قلیل نمی‌توانند وظائف خود را به درستى انجام دهند وزارت کشاورزى نیز بودجه قابل استفاده ندارد و در باب دیوان خارجى دولت اعتراض نمودند چرا تا‌کنون پرداخت نشده است و بعد در باب بودجه وزارت دارایی گفتند بسیار سنگین است و مأمورین از مقام خود سوء استفاده می‌کنند. در این موقع اسامى اعضاء کمیسیون بودجه منتخب از شعب قرائت گردید و یک ربع به ظهر مجلس به عنوان تنفس خاتمه یافت و به صبح روز پنجشنبه محول گردید. دو ساعت و نیم به ظهر روز پنجشنبه یازدهم شهریور مجلس به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید .

 اسامى غائبین روز پنجشنبه 11 شهریور

غائبین با اجازه- آقایان:

اورنگ- محمد ذوالفقارى- احمد اخوان- ناصر ذوالفقارى- آصف- محمد‌تقى بهار- دکتر مجتهدى- قهرمان دکتر ملکى- احمد فرامرزى.

غائبین بى‌اجازه- آقایان:

اردشیر شادلو- سلطان‌العلما- معتمد دماوندى- تولیت- کامل ماکویی- امیر تیمور- حسین وکیل- مسعود ثابتى- دکتر مصباح‌زاده- نیکپور- یمین اسفندیارى- گلبادى- بوداغیان- محمد هراتى- صفا امامى- دکتر دفترى. دیر آمدگان بى‌اجازه- آقایان: بیات- مهدى ارباب- عامرى- دکتر اعتبار- دکتر راجى- سلطانى- امامى- آقا خان بختیار- منصف- گرگانى- نراقى- دکتر طبا- فرامرزى- محمد‌على مسعودى- ناصرى- دهقان- شهاب خسروانى- دکتر امینى- ساعد- صاحب‌دیوانى- کهبد- آقاى آشتیانى‌زاده اصرار داشتند مدتى است از وزارت دادگسترى سؤالاتى کرده‌اند و جواب داده نشده است آقاى حائرى‌زاده در تعقیب بیانات جلسه پیش به موضوع شکایت هنرجویان هنرستان کمال‌الملک و عرضحال جامعه لیسانسیه‌هاى دانشسراهاى عالى و سندیکاى کارگران اشاره نموده و عرضحالایشان را قرائت و به مقام ریاست تقدیم نمودند سپس‏ تبصره 2 قانون بودجه را قرائت نموده گفتند ملت ایران هنگام جنگ گرفتار انواع مصائب بود در خرید مازاد وسائل راه آهن از آمریکایی‌ها هم عالماً و عامداً خیانت شد و بعد با اشاره به آسایشگاه مسلولین در نیاوران گفتند دولت در حفظ این بنگاه مساعدت نمی‌کند و در موضوع دخل و خرج راه آهن گفتند بودجه این بنگاه باید تحت نظارت مجلس درآید ولى در امور فنى دولت دخالتى نکند سپس با قرائت چند جمله از اصول مذهب دیوانیان طبع شده در هفتاد سال پیش و قرائت ماده اول تصویب‌نامه دولت در باب جمع‌آورى غله و تلگراف واصله از نیشابور گفتند از رعایاى فقر مازاد مطالبه می‌شود و از سر حدات غرب و جنوب به صورت قچاق خارج می‌گردد و بعد بقیه تصویب‌نامه را قرائت نموده گفتند به خلاف قانون 3 برابر مازاد مطالبه شده از دارایی مستنکف ضبط می‌شود و در اجراى این تصویب‌نامه قشون را مداخله داده‌اند و نیز با قرائت چند جمله از نطق آقاى نخست وزیر هنگام بازگشت اعلیحضرت همایونى در فرودگاه گفتند باید توضیح دهند که فساد در غیاب شاه چه بوده و مفسدین چه اشخاصى بوده‌اند و سپس چند سطر از روزنامه ایران نو راجع به تهدید مدیر روزنامه وظیفه قرائت و به این رویه اعتراض نمودند و یک ساعت یعد از ظهر تنفس داده شد نیم ساعت به ظهر مجلس مجدداً به ریاست آقاى رضا حکمت تشخیص گردید و آقاى صادقى مخبر کمیسیون بودجه گفتند کمیسیون دو ماه است گزارش خود را تقدیم داشته و هنوز تکلیف بودجه کشور معلوم نگردیده و به این ترتیب ممکن است تا آخر ماه جارى نیز تصویب نشود و در پاسخ آقایان اسلامى و مکرم و حائرى‌زاده راجع به دانشجویان و صرفه‌جویی‌ها و مالیات نفت و بنزین و چهل درصد درآمد نفت و بنگاه راه آهن و اداره غله و نان و تفریغ بودجه و بانک ملى و تبصره دو و خرید فشنگ و آسایشگاه مسلولین در نیاوران شرح مبسوطى بیان داشتند آقاى خسرو هدایت ضمن ورود به بحث در بودجه گفتند از اهانت به دولت که مورد اعتماد اکثریت است باید جلوگیرى شود و در پاسخ بیانات آقاى حائرى‌زاده در پاسخ راجع به ارتش داوطلب و ملى توضیحاتى داده گفتند این ارتش به وسیله قوانین به وجود آمده و در نقاط مختلف مملکت مشغول انجام وظیفه است و به نام اکثریت مجلس به تمام افسران و افرادى که در طریق خدمت مملکت انجام وظیفه می‌کنند درود می‌فرستم در باب وزارت بهدارى گفتند بهدارى براى پیش‌گیرى از پیدایش بیمارى است و موجبات

+++

 تداوى و درمان را بنگاه‌های دیگر باید انجام دهند و یکى از آن‌ها سازمان خدمات اجتماعى است با بودجه قلیل در انجام این وظیفه کوشش می‌کند و سپس به موضوع بودجه پرداخته گفتند باید دید وضع اجتماعى و اقتصادى کشور در این بودجه چگونه است درباب ریال و لیره گفتند پشتوانه پول صد در صد تأمین شده و براى واردات به قدر کافى ارزهست ولى بودجه عمرانى را غیر عملى دانستند گفتند وزارت دارایی مانع حسن پیشرفت کارها است و معتقد بودند که بودجه باید به طور دربست به وزارتخانه‌ها داده شود و راجع به ساختمان خانه جهت کارگران تأکید نمودند که دولت پیشقدم شود و دیگران را در این امر وادار و کمک کند و لایحه بیمه‌های اجتماعى را به مجلس تقدیم نماید.

در موضوع تبصره دو ماده دو و خرید فشنگ با مقایسه وضع حمل و نقل و موجودى لکوموتیو و اگون هنگام جنگ و احتیاج متفقین و موجودى حمل و نقل فعلى نسبت به هفت میلیون لیره مطالبات ایران از متفقین توضیحاتى دادند و اضافه نمودند که بر اثر خرید مازاد راه آهن 26 میلیون تومان بنگاه راه آهن به بانک ملى مقروض است که باید پرداخت شود و بعد در باب در آمد بودجه نسبت به درآمد شیلات بیان داشتند که با عوائد آن بسیار بى‌تناسب است و همان طور که دولت مشغول رسیدگى به موضوع در‌آمد دولت از نفت جنوب می‌باشد این موضوع نیز باید مورد توجه و تعقیب واقع شود و نسبت به هزینه گفتند در برقرارى دانشکده‌ها در نقاط مختلفه باید با مطالعات بیشترى اقدام شود و درباره بودجه ژاندارمرى با توضیحاتى از نحوه عمل این دستگاه گفتند به کلی زاید است حفظ راه‌ها هم بر عهده ارتش باید محول شود نسبت به وضع اداره راهنمایی شهر تهران نیز توضیحاتى داده اعتراض نمودند که باید شهربانى توجه کند در خاتمه بیانات خود اظهار نمودند که مملکت محتاج به اصلاحات عمومى است و راه منحصر به فرد آن مجلس است و اکثریت باید لوایح مفید بگذراند و در اجراى قوانین مراقبت کند و پشتیبان دولت باشد والّا دولت در غیر اینصورت مورد اعتراض نیست 45 دقیقه بعد از ظهر مجلس خاتمه یافت و به روز یکشنبه محول گردید.

 رئیس- آقاى مکى نسبت به صورت مجلس نظرى هست؟

مکى- انجا در صورت جلسه‌ای که قرائت کردند طورى وانمود شده بود که بیانات جناب آقاى حائرى‌زاده خاتمه پیدا کرد و سپس تنفس داده شد در صورتیکه این طور نبود بر اثر حملاتى که از طرف بعضى از آقایان به ناطق اقلیت شد مجلس دچار تشنج شد و بر اثر آن تشنج مجلس به حال تنفس در‌آمد و بنده می‌خواستم اینجا عرض کنم که در صورت مجلس قید شود که یک دسته‌اى در اکثریت هستند که اجازه نطق را از اقلیت سلب می‌کنند و دنیاى دموکرات و آزادیخواه بداند که اقلیت مجلس شورای ملى حق حرف زدن را ندارد

رئیس- آن طور که واقع شد البته صورت مجلس باید حاکى باشد و اصلاح می‌شود. آقاى حائرى‌زاده.

حائرى‌زاده- بنده پریروز که یک حالت تشنجى در مجلس پیدا شد من هم حال مزاجیم خوب نیست حتى الان یک درجه تب دارم که ادامه نطق من با حال تشنج مقدور نیست از این جهت رفتم منزل خوابیدم حالا امروز هم هنوز حال مزاجى من مقتضى نیست که بقیه عرایض خود را به عرض مجلس شوراى ملى برسانم و شنیدم در غیاب من بعضى از رفقا اظهار لطفى کرده‌اند به من آقایان فحش بدهند یا تعارف بکنند من اظهار امتنان از همه‌شان می‌کنم من عرضى نمی‌کنم و حق بقیه نطق را براى جلسات آخر بودجه براى خودم محفوظ می‌دارم.

رئیس- همان وقت هم من نام سرکار را بردم ببینم تشریف دارید بیاناتتان را بکنید. نبودید، آقاى خسرو هدایت.

خسرو هدایت- بنده در عرایضى که کردم نگفته بودم که دانشکده پزشکى تبریز داراى پنج نفر شاگرد است من گفتم دانشکده دامپزشکى چون در بعضى جراید این طور منعکس شده بود خواستم توضیح داده شود.

رئیس- البته رعایت می‌شود که آنچه گفته می‌شود در صورت مجلس ذکر بشود چیزهایی که هم در خارج می‌گویند مربوط به صورت مجلس نیست چون عده براى رأى کافى نیست تصویب صورت مجلس می‌ماند براى بعد، عده‌ای از آقایان اجازه نطق قبل از دستور خواسته‌اند (حاذقى- مخالفم) شما مخالفید باید رأى گرفته شود عده هم کافى نیست براى رأى 76 نفر عده بیشتر نیست 6 نفر دیگر باید باشد که رأى گرفته بشود (حاذقى- اصل این است که وارد دستور شویم) خوب شما مخالفید بعضى از آقایان تقاضاى نطق قبل از دستور کرده‌اند بنده می‌گویم عده براى رأى کافى نیست (دکتر بقایی- دستور اصل است می‌خواهید تغییرش بدهید باید رأى بگیرید) پس حق آقایان باشد براى جلسه دیگر. آقاى عباس اسکندرى.

عباس اسکندرى- وقتى که پیشنهاد قبل از دستور شد و کسى مخالف بود باید اظهار مخالفت بکند و آن وقت رأى گرفت در این صورت این موضوع می‌ماند و آقایان قبل از دستور صحبت می‌کنند

رئیس- بسته براى مجلس است وقتى که رأى مجلس معلوم نیست معوق می‌ماند بهتر است که وارد دستور بشویم‏

عباس اسکندرى- پس بعد از این هر مخالفى وقتى گفت من مخالفم عده‌ کافى نبود بگویید به حرف تو ترتیب اثر می‌دهیم‏

بعضى از نمایندگان- دستور دستور

تقى‌زاده- بنده عرضى دارم،

2- بقیه مذاکره در بودجه 1327 کشور

رئیس- یک پیشنهادى هم رسیده است که بودجه از دستور خارج شود (حاذقى- مخالفم) پیشنهاد قرائت می‌شود. (پیشنهاد آقاى آشتیانى‌زاده به شرح زیر قرائت شد)

ریاست محترم مجلس شوراى ملى- پیشنهاد می‌کنم بودجه از دستور خارج شود.

مکى- صحیح است.

رئیس- آقاى آشتیانى‌زاده‏

آشتیانى‌زاده- عرض کنم آقایان اکثریت اصرار دارند که این عده قلیلى که در اقلیت هستند حرف نزنند و هیچ جاى دنیا این رسم نیست اکثریت رأى می‌دهد و حکومت می‌کند و اقلیت باید حرفش را بزند و آقایان اکثریت باید آنقدر حوصله و شکیبایی داشته باشند که اعتراضات اقلیت را گوش کنند دو موضوع است که در این مجلس بهانه شده و هر وقت هر کسى می‌خواهد صحبتى بکند به او حمله می‌کنند و به اصلاحى که مرحوم تیمور‌تاش در مجلس چهارم گفت هوش می‌کنند، یکى موضوع مقام سلطنت است، یکى موضوع ارتش ...

رئیس- آقاى آشتیانى‌زاده راجع به پیشنهاد صحبت بکنید.

آشتیانى‌زاده- بلى این دو موضوع مهم است، کراراً در پشت این تریبون بنده و رقباى اقلیت ما گفتیم که ما به تعهدى که می‌کنیم وفا داریم و مقام سلطنت تنها مظهرى است که موجب توحید و وحدت ملى ایران است (صحیح است) و ما نمی‌توانیم از حدودى که قانون اساسى براى ما تعیین کرده و به موجب همان قانون اساسى ما اینجا نشسته‌ایم به مقام سلطنت خدایى نکرده یک فکر سویی داشته باشیم.

نکته‌ای خواستم از پیر مغان در ره عشق

 گفت پرهیز کن از صحبت پیمان‌شکنان

 ما غیر ممکن است از امضاء و تعهدى که اینجا کرده‌ایم خوددارى کنیم، مقام سلطنت لازم است و مقدس‌ترین مظاهر ملى ایران است (صحیح است) در یکى از کتب دیدم یک روز حضرت امام محمد‌باقر علیه السلام بجار بن یزید جعفى می‌گوید جابر سؤالى از تو دارم و مایلم که این سؤال مرا همان طور که هست جواب بدهى، همان طور که فکر می‌کنی، همان طور که معتقدى از روى ایمان و اعتماد به من جواب بدهى، می‌فرماید جابر اگر کسى بر من قیام کرد و قصد من کرد چه می‌کنی؟ جابر عرض می‌کند شمشیر می‌کشم بر او، بعد می‌فرماید که جابر اگر من قصد کتاب الله کردم چه می‌کنی؟ می‌گوید بر تو شمشیر می‌کشم توجه فرمودید آقا، امام می‌فرماید، اگر کسى قصد من کرد چه می‌کنی؟ جابر عرض می‌کنم شمشیر می‌کشم بر او و بعد می‌فرماید اگر من قصد کتاب الله کردم چه می‌کنی؟ جابر عرض می‌کند شمشیر می‌کشم بر تو. ما طرفدار شاهیم به کورى چشم اشخاصى که مایلند براى شاه ایجاد دشمن بکنند و از روى همین زمینه و همین دشمن سازی‌ها به نفع مقام و جیب خودشان استفاده کنند، ما این موضوع را رویش می‌ایستیم و اصرار می‌ورزیم و ما طرفدار شاه و قانون اساسى هستیم (صحیح است) اما ارتش ...

رئیس- آقاى آشتیانى‌زاده ...

آشتیانى‌زاده- ... بنده مخصوصاً این را عرض می‌کنم بنده تکلیف خودم را می‌دانم.

رئیس- ... آخر از موضوع پیشنهاد نباید خارج شد

آشتیانى‌زاده- آخرش خوب می‌شود هیچ حرف بد تویش نیست.

رئیس- تأمل بفرمایید بنده مخصوصاً صورت مجلس را که آقاى طباطبایی رئیس سابق مجلس در موقعى که آقاى مؤتمن‌الملک رئیس مجلس بودند راجع به ماده 63 اینجا آقاى رئیس تذکراتى به ایشان

+++

 می‌دهند که باید به اختصار بکوشند و از موضوع پیشنهاد هم نباید خارج بشوند بالاخره ایشان این طور جواب دادند که بنده می‌خوانم بنده اگر می‌خواهم به اختصار عرض کنم فقط باید عرض کنم یا آقاى مخبر آن پیشنهاد را قبول کند یا این که اکثریت مجلس رأى بدهد والّا چیز دیگرى نمی‌توانم عرض بکنم حالا که لازم نیست چیزى عرض کنم بنده عرضى نمی‌کنم سایر آقایان صحبت می‌فرمایند و تریبون را ترک کردند اگر می‌خواهید نظم مجلس رعایت بشود در آن موضوعى که پیشنهاد کرده‌اید صحبت کنید و اگر می‌خواهید با یک پیشنهادى که می‌رسد یک ساعت وقت مجلس را بگیرید اگر آقایان موافقت می‌فرمایند همین طور که گفتند اگر شما رعایت نکنید و نطق بکنید یکى دیگر هم می‌آید و نطق می‌کند و هر که بخواهد یک پیشنهاد می‌نماید و یک ساعت صحبت می‌کنید بنده این صورت مجلس را آوردم که ببینید نظم مجلس چطور رعایت می‌شود حالا هم اگر بخواهید نظم مجلس حفظ شود باید نظامنامه رعایت شود آقا یک پیشنهادى دارید بنده هم دادم قرائت کردند حالا در حدود پیشنهادات صحبت بکنید

 آشتیانى‌زاده- بنده از ده روز پیش اسم نوشته بودم و چندین دفعه هم تقاضا کردم‏

رئیس- من نمی‌توانم اجازه بدهم عده‌ای مخالف هستند باید رأى گرفته بشود عده هم کافى نیست هر وقت عده کافى شد من هم رأى می‌گیرم حق شما هم محفوظ است صحبت بکنید اگر الان هم عده کافى شود رأى می‌گیرم ولى حالا در حدود پیشنهادات صحبت کنید.

آشتیانى‌زاده- حالا که عده کافى نیست‏

رئیس- الان هرچه می‌خواهید در اطراف پیشنهادتان می‌توانید مذاکره بفرمایید

آشتیانى‌زاده- بسیار خوب عرض کنم که اینجا جناب آقاى رئیس، در غیاب ما در جلسه گذشته جناب آقاى خسرو هدایت یک حملاتى کردند بر رفقاى ما

رئیس- آن را به صورت اعتراض به صورت جلسه می‌توانستید بگویید.

آشتیانى‌زاده- أ ما مجبوریم رأى بگیریم الان هم که عده کافى نیست اجازه بفرمایید من صحبت خودم را بکنم‏....

رئیس- بفرمایید محصول این است که عده کافى باشد یا نباشد مقصود اینست که از موضوع خارج نشوید الان هم عده 80 نفر است دو نفر دیگر که بیایند عده کافى می‌شود باید مطابق نظامنامه صحبت بشود

آشتیانى‌زاده- ... بنده با طرح بودجه مخالفم و باید عرایضى عرض کنم زیرا این مطالب را فورى می‌دانم و لازم می‌دانم که در مجلس اظهار شود.

 رئیس- پیشنهادتان را بدهید و دلائلتان را هم بفرمایید

مکى- توفیق جرائد نقص قانون اساسى است بگویید چون نقص قانون اساسى شده می‌خواهم صحبت کنم (زنگ رئیس)

آشتیانى‌زاده- .... پس روابط آحاد و افراد ملت در هر کیفیت و هر طبقه‌ای که باشند با شخص تشخیص اعلیحضرت همایونى منطبق و مبتنى بر قانون اساسى است (صحیح است) اما ارتش ما معتقدیم که ارتش ما قوی‌ترین ارتش‌های دنیا باشد انشاء الله صدها هزار تانک صدها هزار طیاره و بمب اتمى داشته باشد (دهقان- انشاء الله) کسى مخالف نیست که ارتش قوى باشد، کسى مخالف نیست که ارتش نیرومند باشد، مخالفت ما از این نظر است که می‌گوییم ارتش در کارهایی که مربوط به او نیست مداخله نکند نماینده محترم آقاى هدایت اینجا پیشنهاد کردند که ژاندارمرى جزء ارتش باشد (دهقان- همچو پیشنهادى نشد) صحبت کردند اینجا، طرح کردند بنده در جرائد خواندم، افراد ژاندارمرى ضابطین دادگسترى هستند وقتى که یک نماینده محترمى در پشت تریبون چنین اظهارى می‌کند این مقدمه این است که پس فردا شهربانى هم جزء ارتش باشد و کم کم مجلس شوراى ملى هم جزء ارتش بشود (دهقان- اگر یک وحدتى باشد خوب است) البته وحدت ملى تا همان حد خیلى خوب است بنده معتقدم که 15 میلیون اونیفورم درست کنند که مردم هر روز صبح قدم آهسته بروند (دهقان- همان طور هم خوب است) بنده معتقدم و آقایان باید بدانند همان طورى که یک مدتى از نظر وظائفى که براى هریک از اعضایش پیش‌بینى شده و مرتب است همان طور هم باید هر جامعه و هر حکومتى و هر قوه‌ای در حدود اختیاراتى که دارند انجام وظیفه کنند و ایراد ما این است که ارتش مبادا خدایى نکرده از رویه و از حدود خودش خارج شود و یک کارهایی که مربوط به او نیست بکند مثلًا لیست انتخابات تهیه کند، حرف ما راجع به این موضوع است...

رئیس- آقاى آشتیانى‌زاده عده هم براى رأى کافى است.

آشتیانى‌زاده- خوب رأى بگیرید...

رئیس- توضیحتان را به طور اختصار بدهید

آشتیانى‌زاده- ... آقاى هدایت اینجا در غیاب رفقاى ما به جناب آقاى حائرى‌زاده حمایتى کردند و البته از طرفیشان که یک جوان تحصیل کرده و خوش سایقه و تازه وارد در میدان سیاست شده‌اند خیلى بنده بعید می‌دانم که به یک شخصى که یک معروفیت بزرگى در تمام ایران از نظر سوابق پارلمانى دارند این طور اتاک بکنند. آقاى حائرى‌زاده از روزى که ما ایشان را شناختیم ایشان همیشه د‌ر سلک آزادى خواهان و احرار ایران بوده و در دوره مرحوم شاه فقید هم ترقى فوق‌العاده‌اى نکردند نه وزیر شدند، نه استاندارد شدند، یک کار خوب و خیلى مختصر و بى دردسرى به ایشان واگذار کردند و اتفاقاً باید تصدیق کرد که در تمام طول مدت خدمتشان در دادگسترى ایشان هیچ وقت از حدود قانون هم منحرف نشدند و تجاوز نکردند حالا اگر ایشان را نکشتند این دلیل نشد پس اگر روى این زمینه قیاس بکنیم یعنى اگر شمربن ذى‌الجوشن هم حضرت سجاد را نکشت پس حضرت سجاد را هم مردم بگویند چون تو را نکشتند تو آدم بدى هستى، مدرس را کشتند و سایر رفقایش را بخشیدند به صاحب‌الزمان (نور‌الدین امامى- این که قبل از دستور است) عرض می‌شود موضوع دیگرى که در شهر مورد بحث است و مردم فوق‌العاده متوحش هستند این موضوع توقیف جرائد است...

رئیس- آقا راجع به خروج از دستور هیچ صحبتى نمی‌کنید.

آشتیانى‌زاده- بسیار خوب من چیزى نمی‌گویم‏

رئیس- یک نفر دیگر را بگویید بیاید تا رأى بگیریم پبیشنهاد دهنده هم خودش رفت بنده رأى می‌گیرم...

دهقان- پس اجازه بفرمایید مخالف صحبتش را بکند.

رئیس- خروج از دستور که صحبت ندارد آقاى صفوى مخالفید یا خروج از دستور؟بفرمایید

صفوى- بلى عرض کنم که بودجه کشور دو سه جلسه چهار جلسه است بعد از شش ماه که از سال گذشته مطرح شده و مورد توجه تمام آقایان نمایندگان محترم است که زودتر بودجه بگذرد و تکلیف مملکت معلوم بشود بنده خیال می‌کنم در اطراف بودجه چند نفر صحبت کردند و چند نفر هم که اجازه گرفته‌اند باید مطالب خودشان را هم بفرمایند چون مورد نظر اکثریت مجلس است هرچه زودتر بودجه تمام بشود بنده خیال مى‌کنم به پیشنهاد آقاى آشتیانى‌زاده هم رأى گرفته شود و زودتر وارد دستور شویم‏

نمایندگان- رأى، رأى‏

آشتیانى‌زاده- بنده پس می‌گیرم.

رئیس- پس گرفتید؟ بسیار خوب آقاى تقى‌زاده بفرمایید

تقى‌زاده- بنده قبل از این که مطالبى می‌خواهم عرض کنم عرض می‌کنم یکى دو سه نکته مختصر در ابتدا تصور کردم مفید باشد که عرض شود (سزاوار- مربوط به بودجه است آقا؟) یکى این که خیال می‌کنم که مدت 24 ساعت که در نظامنامه براى طبع و توزیع لوایح بین وکلا مقرر شده است حداقل است و البته در لوایح عمده مانند بودجه مملکتى که مهم‌ترین کار سالیانه مجلس است وجداناً باید تصدیق کرد که باید اقلًا دو هفته قبل از شور توزیع شود تا فرصت مطالعه کافى باشد. دوم آن که می‌خواستم عرض کنم اگر طول مذاکرات و مباحثات در بودجه مملکتى نباید خسته شد (صحیح است) اگر چه خارج شدن زیاد از موضوع روا نیست عادة هم عده ناطق و هم میزان مدت نطق در موضوع بودجه بیش از هر مسئله‌ای است و حوصله کافى براى استماع ملاحظات وکلا لازم است ما هم در طرح جدید نظامنامه داخلى در کمیسیون سعى کرده‌ایم براى نطق‌ها در انواع موضوعات مدت‌های مختلفى معین کنیم تنها نطق در مورد بودجه را نا‌محدود قرار دادیم چه این موضوع تنها موضوعى است که در آن همه مسائل مملکتى و اجتماعى و همه نکات لازمه طرح و مفصل مذاکره شده و ضمن بحث در بودجه می‌آید و باید از طول مدت سؤال و اثبات و در فوریت لولیح و اثبات کفایت مذاکرات که هیچ کدام لازم نیست بیش از دو سه دقیقه باشد کم کرده به مدت و بحث در بودجه افزود در مجلس ملى انگلیس که به طور مثال عرض می‌کنم هیچ مسئله‌ای نیست که در ضمن بحث در بودجه به میان نیاید اغلب یکى از وکلا براى انتقاد تفصیلى از اوضاع و امور مربوط به یک وزارتخانه پیشنهادى می‌دهد براى تقلیل ده یا صد لیره از رقم چند میلیونى آن وزارتخانه تا مطالب خود را در ضمن آن پیشنهاد بگوید

+++

 مثلاً پیشنهاد کم کردن چند لیره از مخارج وزارت خارجه می‌شود براى این که پیشنهاد کننده کل انتقادات خود را راجع به جریان امور سیاست خارجى بگوید مثلاً بعد از توپ بسته شدن مجلس شوراى ملى که در تابستان و موقع تعطیل مجلس ملى انگلیس اتفاق افتاد وقتی که مجلس در پائیز افتتاح شد در ضمن اعتراض به سیاست عمومى دولت ناطقى از قانون اساسى و حتى کشته شدن مرحوم ملک‌المتکلمین و مرحوم میرزا جهانگیر خان شیرازى سخن به میان آورده و مطالب مشروحى گفت منظور بنده این است که هر مطلبى را در بودجه باید گفت (صحیح است) اشاره به این دو سه نکته فقط مقدمه عرایض بنده بود اینک وارد بیانات خود می‌شوم. کل امور مملکتى از هر قبیل مربوط به بودجه عمومى کشور است و نظارت وکلاى ملت در امور چه از حیث مبانى اساسى و چه از حیث جریان عملى و جزئیات کار از طریق مطالعه دقیق در بودجه و اقلام آن و اظهارنظر در مواد آن به عمل تواند آمد. لکن شکل بودجه‌ای که به مجلس شوراى ملى ایران عاده تقدیم می‌شود هیچ نوع وسیله اطلاع و مطالعه براى وکلایی که خوشبختى عضویت کمیسیون بودجه مجلس را ندارند به دست نمی‌دهد و مثل آن است که فقط از لحاظ تشریفاتى ورقه‌ای با بعضى ارقام کلى و چند عبارت در جلوى آن ارقام طبع و بلافاصله در مجلس طرح و تقاضاى تصویب می‌شود به طوری که براى هشت عشر اعضاى مجلس هیچ گونه فرصتى براى مطلاعات کافى نبوده و آن‌ها هیج گونه فرصتى براى مطالعات کافى نبوده و آن‌ها هیج اطلاع اجمالى هم از عایدات و مخارج مملکت جز دیدن اقلام مبهمى حاصل نخواهند کرد (صحیح است) و به نظر من اگر این اقلام مجمل را هم در این ورقه درج نکرده و فقط ماده واحدهاى مبنى بر رقم کل عایدات و رقم کل مخارج در دو سطر ثبت نموده به دست ما می‌دادند فرق زیادى با این ورقه مجمل مبهم زبان بسته که براى دلدارى ما نوشته شده نداشت (صحیح است) قبلاً لازم است عرض کنم که عرایض بنده خیلى مفصل نیست و شاید به اندازه ربع فرمایشات آقاى حائرى‌زاده بشود مکرر عرض کردم که بودجه تفصیلى مملکت باید طبع و نشر شود و از مخارج آن یا وقت لازم براى طبع آن نباید دریغ شود چنانکه بودجه تفصیلى سال 1308 طبع شده است زیرا که این عمل مهم‌ترین کار این مملکت و مجلس است (صحیح است) و اهمیت آن صد برابر بیشتر از باغات و گلکارى و اداره بازرسى و و اداره صحیه و قراولخانه‏ مجلس است که بلاشک و به طور حق‌الیقین بیش از دو خمس مخارج فعلى مجلس زاید و غیر ضرورى است لکن طبع و نشر بودجه تفصیلى از نگاهدارى اداره تبلیغات که عمل لغوى بیش نیست و براى مملکت لزومى ندارد هزار بار واجب‌تر است.

در موقع تصویب سه دوازدهم بودجه پارسال بر حسب پیشنهاد بنده مجلس تبصره‌ای تصویب نمود که جزء قانون شد و به موجب آن دولت مکلف بود صورت بودجه تفصیلى را به مجلس بفرستد و اداره مجلس مکلف بود آن را طبع و توزیع نماید تا آنجا که اطلاع دارم دولت صورت جزء را فرستاد ولى در امر طبع و توزیع در اجراى قانون اهمال شد و فعلاً کمیسیون بودجه مجلس حاکم مطلق امور مالیه مملکت است و به مثابه آن است که مردم مملکت براى نظارت جمع و خرج مملکت ما را وکالت داده و ما کمیسیون بودجه را وکیل مطلق نموده باشیم و مانند کمیسیون قوانین عدلیه بیست سال قبل خود وکالت در تصمیم دارند و به اعتماد تصدیق آن‌ها ما نیز باید رأى بدهیم. منظور این است که چون این صورت اجمالى که جلو ما است بودجه مملکتى به معنی کامل آن نبوده و منبع اطلاعى از جریان اوضاع پشت دیوار ادارات دولتى براى ما نمی‌شود و حتى بسیارى از اقلام آن براى بنده اصلاً مفهوم نیست و باید توضیح بخواهم و توضیح مجلسى در جلسه نیز ثمر مطلوب ندارد و در ظرف چند ساعت بین طبع و توزیع گزارش و طرح بودجه در مجلس هم فرصتى براى توضیح در خارج جلسه نیست لذا اظهارات بنده و امثال من از وکلاى خرجى وحاشیه نشین که از حق اطلاع کامل از جزئیات محروم هستیم مقصور بر بعضى نکات اصولى و کلیات تواند بود و بس مثلا ادنى اطلاعى ندارم که سه میلیون تومان عایدات کمیسیون ارز چیست و از چه راه است و قریب چهارصد هزار تومان خرج آن چیست بیش از پنج هزار لیره حقوق نمایندگى دولت در نفت جنوب بر روى چه حساب است.

چهارصد و چهل هزار تومان مخارج ریاست وزرا چیست دو میلیون تومان مخارج وزارت کا‌ر و یک میلیون و سیصد هزار تومان مصارف اداره تبلیغات براى چیست و چه ضرورتى دارد قریب هشت میلیون تومان مخارج وزارت خارجه که صد یک کل بودجه مملکتى است براى چیست در صورتی که در بعضى از ممالک معظم دنیا بودجه وزارت خارجه از هزار یک بودجه کل مملکتى قدرى بیشتر است، اداره کل ساختمان یعنى این سه تا کلمه بى‌تفسیر چرا هفتصد و هشتاد هزار تومان تمام شده، مخارج سرى کشور مبنى بر چه ضرورتى است دو میلیون لیره چرا براى خرید فشنگ و تعمیر کارخانه‌جات قشونى صرف می‌شود و دلیل ضرورت آن چیست و چه میزان به هر یک از دو موضوع تخصیص داده شده است و چرا دو میلیون و صد و بیست و هفت هزار یا یک میلیون و نهصد و دوازده هزار لیره نشده. علیهذا کلیه عرایضى که من در مورد بحث در بودجه مملکتى می‌کنم راجع به اساس امور عامه و دستگاه اجرایی مملکت خواهد بود بدون آن که هر یک از چرخ‌های آن ماشین یا کارخانه بزرگ پر عرض و طول را با سنجش لزوم و ضرورت یا غیر ضرورى بودن آن‌ها از نظر امعان بگذرانم در صورتی که مردم مالیات دهنده مملکت بنده را براى همین کار یعنى رسیدگى دقیق به جمع و خرج مملکت با دقت فوق‌العاده اینجا فرستاده‌اند و مأموریت داده‌اند که مانند یک محاسب خیره به دفاتر محاسبات این کارخانه که اسمش بودجه تفصیلى است رسیدگى کامل و دقیق و وافى و با و جدان بکنم و ببینم که منافع مالیات دهندگان هشترود و گرمرود کاملاً حفظ می‌شود یا نه و این پول‌ها که از دست و دندان و گلوى آن‌ها گرفته و به طهران آورده می‌شود به واجبات ضرورى و محتاج الیه قطعى و حتمى قناعت ناپذیر همان مردم صرف می‌شود یا به مستحبات غیرضرورى و یا دل بخواه ارباب قدرتى که ملت آن قدرت را براى اعمال در حوائج حداقل ضرورى خود به آنها داده است. بودجه پیشنهادى هر حکومتى بیش از هر چیز نماینده سیاست اساسى آن حکومت است و البته بودجه باید مبنى بر اصولى باشد که حاکى از روح محرک سیاست کلى باشد. در این بودجه چنین اصلى کلى پیدا نیست مگر اصل راضى نگاهداشتن و استرضاى جدید طبقه متنفذین و ارباب تسلط ناحق و رویه‌ام رفته مصداق قول قدیم اخذ به ناحق و بذل به غیر مستحق است و اثرى از قصد خدمت به رفاه حال طبقات محکومه و ضعیف و ذلیل در آن نیست و روش متصدیان حکومت بر این مملکت درست نقیض نصیحت شاعر حکیم ما است که خطاب به فرمانفروایان گفته

" بر آن باش تا هر چه نیت کنى

 نظر در صلاح رعیت کنى"

به طور کلى براى بنده علم اجمالى ولى قطعى و یقینى حاصل شده است که هشتاد درصد مخارجى که حکومت این مملکت می‌کند غیرضرورى و زاید و بیهوده بوده و حتى قسمت بزرگى از آن نه تنها مستحب هم نیست بلکه حرام و لغو و فقط و فقط به خاطر هوس و خودکامى و تفنن طبقه حاکمه و کار پیدا کردن به قوم و خویش و کسان و دوستان و دوستان دوستان و منسوبین دوستان آن‌ها و حق‌السکوت و استرضاى خاطر جمعى بی‌کار مسرف تنبل و پارازیت است که بار دوش رعایاى بدبخت و مظلوم و اسیر و زحمتکش این ملت یعنى طبقه محکومه شده‌اند و نیز اقلام بزرگى اصلاً مصارف غیرضرورى است که به خمس رقم می‌توان تقلیل داد. اعتقاد جازم و یقین راسخ من به این مطلب به درجه‌ای است که حاضرم دست روى قرآن گذاشته و با نهایت جرئت و اطمینان و قطع قسم بخورم و خود را وجداناً مکلف می‌دانم که این علم قطعى خود را که مبنى بر دلایل شک ناپذیر است به ملت ایران از اینجا علناً اعلام کنم. این اسرافات فاحش و چشم خیره کن که در شهر تهران می‌بینید و این ساختمان‌های شدادى ادارات دولتى و آقایان که قشلاقشان طهران و ییلاقشان در اروپا و آمریکا است و این غذا‌خانه‌ها که عنوان فرنگى کافه به آنها داده شده و اگر چه شخصى است ولى از ریخت و پاش خزانه مملکت در طهران می‌چرخند محصول دست رنج مردم زحمتکش فقیر غلام صفت و حیوان پایه‌ای است که افراد آن‌ها در دشتسشان اگر خطا نکنم به قول آقاى دکتر مصباح‌زاده بهترین روزشان ارزن می‌خورند و بنا‌بر آنچه خودم از شخص موثقى شنیدم مرد زارع در اردکان زن آبستن خود را به جاى گاو جهت شخم به خیش بسته بود. (کشاورز صدر- کى همچو چیزى بود؟) (مهندس رضوى- چرا این طور است) صحبت سر این که صحیح نیست یا گفته شود بهتر است؟!اگر صحیح نیست بنده یقین دارم که صحیح است و از آدم خیلى موثقى شنیدم که به چشم خودش دیده بود (صحیح است) آدمى که دیده بود از کرمان پاى پیاده تهران آمد و در اردکان به چشم خود دید اگر منظور این است که صلاح مملکت نیست که گفته شود براى این که هیچ یک از افراد مملکت نداند که خارجی‌ها هم ندانند این هم درست نیست ما فقط چشم خودمان را می‌توانیم کور بکنیم این عقیده غلطى است (آشتیانى‌زاده- خارجی‌ها هم می‌دانند) این ملت تاب تأدیه ثلث این مالیات و عوارض سنگین را

+++

که آن هم براى مستمرى و شهریه یک اردو خوانین ادارات نشین بى‌لزوم صرف می‌شود نه براى بهبود حال مالیات دهنده ندارد و اگر هم به قول معروف روده روى دندان گذاشته و بپردازد و به بردن این بار کمرشکن تن در دهد فقط وقتى راضى می‌شود که همه براى رفاه و ضروریات حیاتى و بهبود زندگى او صرف شود نه براى گردش آقازاده‌ها در اروپا و آمریکا یا سفره ریاست وزرا (صحیح است) یا جشن‌های بی‌معنى طهران مردم طهران یا قسمتى از آن‌ها مملکت را مزرعه‌ای پنداشته‌اند که براى تعیش خانواده‌ها است (صحیح است) و بین خود تقسیم کرده‌اند نه عشر این ادارات و اعضاء و اجزاى آن‌ها و سایر مواجب خوره‌ای خزانه مملکت غیر ضرورى است و اقلاً دو ثلث آن‌ها اصلا کارى ندارند که بکنند و یا فقط براى آزار مخلوق خدا هستند و فقط لقبى مانند مدیر و بازرس و معاون و غیره دارند. در زمان مجلس اول بنده (گویا به واسطه آن که تجربه‌ام کم بود) عضو کمیسیون مالیه یعنى بودجه انتخاب شده بودم و ما هفت ماه از صبح تا غالباً سه ساعت از شب گذشته استمراراً و بلاانقطاع کار کردیم و به قریب صد هزار ورقه که فرد نامیده می‌شد رسیدگى نموده قسمتى از آن‌ها را حذف و غالب باقى را تقلیل نمودیم در ضمن مطالعه این کتابچه‌ها که شامل مستمری‌ات و مواجب‌ها بود دو سه مرتبه به کلمه‌ای برخوردیم که استصوابى نامیده می‌شد و چون بعضى از ماها به این اصطلاحات آشنا نبودیم از عضو وزارت مالیه که حضور می‌یافت و متبحر بود و لابد اسم او را که آقا میرزا محمدحسین منگنه بود اغلب آقایان شنیده‌اند تحقیق کردیم معلوم شد استصوابى حقوق شغل است به این معنى که تمام آن‌ها که از خزانه مملکتى مقررى ثابت می‌بردند صاحب حقوق ذاتى بودند که به شخص و ذات آن‌ها مادام‌العمر تعلق داشت و چه کارى به آنها رجوع می‌شد یا نمی‌شد آن مقررى را می‌گرفتند ولى اتفاقاً چند نفرى که گویا از عدد انگشتان تجاوز نمی‌کرد و شغل مهمى داشتند علاوه بر مواجب ثابت یک حقوق استصوابى هم داشتند که در موقع تصدى به آن شغل به آنها می‌رسید و در موقع بیکارى نمی‌رسید و آقاى منگنه خود از آن جمله بود که سه هزار و ششصد تومان مواجب ذاتى در سال داشت و چون مستوفى کل بود دو هزار و چهارصد تومان هم استصوابى داشت.

این وضع بودجه پادشاهانى و وزیرانى بى بند و بار مثل محمدشاه و مرحوم مظفرالدین شاه و حاج میرزا آقاسى و امین‌السلطان بود. پس از آن که بلژیکی‌ها گمرک و مالیه را اداره نمودند ترتیب حقوق شغل یعنى حقوق ادارى مرسوم شد و براى اشخاص مشغول به کار به میزان لزوم وعده ضرورى حقوق تعیین شد و مستمریات قدیم رو به تناقض گذاشت ولى در دوره اخیر معاصر ما باز در نتیجه تدبیر مردم دارى وزرایی متجدد و فرانسه‌دان اوضاع مالى ما بدتر از عهد حاج میرزا آقاسى آخوند مآب شد و باز غالب حقوق‌ها حکم مستمرى پیدا کرده و براى یک کار لازم و جدى غالباً باید به مستخدمی که کار به او رجوع می‌شود استصوابی داد منتهى به عنوانات و اسامى دیگر چندى قبل از یکى از مستخدمین دولت راجع به کار اصلى او سؤال کردم گفت تا حال نتوانسته‌ام مشغول آن عمل بشوم و ظهر هم که به منزل می‌رویم دولت هم که مساعدت نمی‌کند که حقى لایق براى آن کار جداگانه بدهد تا بعدازظهرها آن را انجام بدهم پرکردن ادارات با اعضاى بى لزوم و پس از لبریز شدن پیمانه ایجاد اداره جدید جعلى و موهوم براى جا دادن به مستخدمین جدید غیر لازم یک تسلسل مملکت ویران کنى است که در این سرزمین پیدا و مرسوم شده هر پسرى که مدرسه ابتدایی را تمام کرده و چهار قاعده اصلى حساب را با اسم پایتخت بلژیک و مکزیک یاد بگیرد اگر فرزند کفش دوز بوده به دکان پدر برنمی‌گردد و باید دولت به او کار بدهد و اگر نداد کسان او ماها را که دیده دست او را به جایی بند کنیم دستگاه وزارت معارف که اصلاً براى نشر علم و ایجاد مدارس براى روشن کردن افکار ملت بوده امروز جزء اداره استخدام و در واقع دهلیز اداره استخدام چیزى نیست و کارش منحصر به مستخدم درست کردن یا معاف نمودن جوانان از خدمت نظام اجبارى کامل مانند اولاد رعیت شده است (صحیح است) این کار نه تنها نژاد معاصر ایرانى را تن‌پرور و عاطل و باطل و مجرد از همت فردى و اتکاء به نفس می‌کند بلکه موجب شیوع عادات ناپسندیده و مخرب نسل هم می‌شود مانند شیوع قمار و تریاک و لهو عیش و بطالت گاهى براى توجیه ابن سبیل کردن کار ادارى گفته می‌شد در مملکت کار نیست و به همین جهت مردم به ادارات دولتى هجوم می‌آورند ولى این ادعا صحیح نیست و فقط اعمال نفوذ و قوم و خویشى با متنفذین و بستگى به آنها و توسلات گوناگون و سهولت انتفاع و معیشت از خزانه مملکت و باز شدن دروازه مدارس حقوق و سیاسى و مدارس متوسطه بر همه کس و نداشتن مدارس صنعتى و حرفتى و زراعتى موجب این ازدحام و هجوم شده است ورنه چرا ایرانیان مسیحى و یهودى زردشتى مذهب که در مشاغل دولتى تا چندى قبل بر روى آن‌ها بسته بود و حالا هم کاملاً باز نیست اغلب کارهاى مستقل و آزاد پیدا می‌کنند و صاحب مایه و زندگى به ا‌و سعت می‌شوند.

مدارس عمومى براى استخدام کافى نیامده از بیست سال به این طرف مدارس اختصاصى ادارات بنیاد نهاده‌اند مدرسه وزارت پست مدرسه نظمیه مدرسه مالیه مدرسه قضایی و ثبتى و غیره با مزایاى غیرعادى قانونى شده ماشین‌های تبدیل مردم آزاد به عضو غیرلازم ادارات شده‌اند و اردوى عظیم مستخدمین خود قوه بسیار بزرگى در مملکت شده که از اتحادیه کارگران در موقع زیاده روى آن‌ها هم زورمندتر گردیده و خود ثبات و استمرار کار خود را تأمین می‌کند و قواى مقننه و اجرائیه را می‌لرزانند. وکلاى ملت هر پیشنهاد اصلاحى در هر ماده هر قانونى مالى و غیرمالى بکنند هیچ وقت مبنى بر حذف یک شغل بى‌مشغله و بى‌لزوم یا حذف اداره‌ای نخواهد بود بلکه از دولت جلوتر افتاده تزئید حقوق و ترفیع مقام و اضافه مزایاى" مستخدمین بیچاره" و دلسوزى به" طبقه تحصیل کرده" خواهد بود تو گویی اگر رعایاى تحصیل نکرده گرسنه بمانند عیبى ندارد ولى براى تحصیل کرده‌ها باید فکر نانى کرد که گرسنه نمانند در صورتی که شکم گرسنه با دانستن زبان خارجه گرسنه‌تر نمی‌شود.

سابقاً یعنى تا چهل سال قبل طالبین علم و محصلین درس را براى کسب علم و معرفت می‌خواندند ولى در عصر ما این ارتباط تحصیل یا استخدام دولتى کار را به جایی رسانیده که اگر روزى دولت در را براى استخدام جدید ببندد تحصیل علم از این مملکت برمی‌ا‌فتد و کسى بى معرفت نمی‌رود و مدارس بسته می‌شود. یکى از وزراى با شوق و همت در امر معارف بنده را به اصرار عضو شوراى عالى معارف نمود و فرمان همایونى نیز براى این کار صادر کرد من بدواً بسیار امتناع داشتم ولى عاقبت خلوص‌نیت و صفاى ضمیر آن وزیر مرا گردنگیر نمود مرتبه اول و دوم که در شورى حاضر شدم سیر عجیبى کردم که تأثیر آن از من زایل نشد و چون دیگر بعد از آن در هیچ جلسه‌ای حاضر نشدم امید است به تدریج دهشت من برطرف شود. کار شوراى عالى معارف گذشته از امتیاز دادن بهر تقاضاکننده امتیاز روزنامه منحصراً این بود که یک دسته کاغذ شاید چهل پنجاه فقره در جلو منشى مجمع بود و یکى یکى می‌خواند و رأى می‌خواست و این اوراق راجع به تقاضاى تصدیق یک شهادت‌نامه تحصیلى یعنى به اصطلاح فرنگى دیپلم فلان شخص با تصدیق مقام یک مدرسه فلان قصبه بود با این عبارت قالبى مطرد که در همه اوراق بدون استثناء تکرار می‌شد که شوراى عالى فرهنگ ارزش علمى فلان را از لحاظ استخدامى تصدیق می‌نماید یعنى شوراى اداره حکم استخدام دادن بود و بس و هیچ چیزى ارزش علمى جزء از لحاظ استخدامى ندارد و در واقع امروز می‌توان گفت خدا وزارت معارف را براى چه آفریده براى آن که سند خدمت در ادارات و معافیت از تابین بودن در نظام به جوانان مملکت تهیه کند. (دکتر معظمى- هیچ هیئتى به اندازه شورای عالى فرهنگ به فرهنگ این مملکت صدمه وارد نیاورده)

کثرت عده مستخدمین و منتظرین براى خدمت به جایی رسیده که این عده ناچار مثل کارخانه‌های شبانه روزى دو سه دسته بایستى بشوند که گاهى این و چندى آن دسته شاغل ادارات بشوند زیرا عاقبت خود عده صندلى و میز محدود است و دراین ضمن هم برخلاف رسوم تمام دنیا مستخدمین دولت به فعالیت سیاسى پرداخته حتى روزنامه دایر کرده در احزاب وارد شده و هر دسته موافق یک جمع از روسی دولتیان و مخالف دسته دیگر شده‌اند و چون جمع مطلوب دسته‌ای سرکار آمد آن دسته موافقین دولت انتظار آن را دارند که حکومت دیگران را از ادارات بیرون ریخته کارها را به اینها بدهد و بالعکس و همین کار باعث اغتشاش و اختلال انتظامات ادارى در این مملکت گردیده است. شاید بدتر از این وضع ادارات زاید و مستخدمین بى‌لزوم شیوع شدید مرض افراطى وزارت طلبان است که از چندى به این طرف دیگر حساب از بین رفته و هر هوسناکى براى وزارت و ریاست وزرا و اقلاً معاونت تقلا می‌کند و به جاى هفت هشت نفر وزیر مشغول به کار و پنج شش نفر دنبال بى‌شغل داراى لقب وزیر به عنوان مشاور اقلاً هفتاد هشتاد نفر مشغول تکاپو براى این مقام‌ها هستند و یا از وزارت پائین‌تر نمی‌گذارند و این حالت موجب اضطراب سیاسى مملکت و نصب و عزل پى در پى هیئت وزرا می‌گردد و کار مملکت بر اثر این رفت و آمدها زار می‌شود.

+++

 ما در دوره تسلسل بغرنجى واقع شده‌ایم. هر اداره و مؤسسه را هم که به طور قطع و مسلم زاید و غیرضرور باشد نمی‌توان منحل و حذف نمود زیرا که فکر این که حقوق به گیرهای آن اداره گرسنه می‌مانند مانع می‌شود. امروز تورم عده اعضاى ادارات دولتى و بی‌کارگى قسمتى از آن‌ها و وجود ادارات لغو یا کم ضرورت یکى از مسائل عویصه ملى ما است که براى حل عاقلانه آن باید فکرى خیلى اساسى و مطالعه وافى بشود و قطعاً قسمت زیادى از معایب مملکت ناشى از این فقره است و ایجاد تحمیلات سنگین براى طبقه ضعیف ملت ما نیز معلول این مشکل است واضح است که اولین قدم حل این مشکل تعطیل مطلق و قطعى استخدام جدید است که در این باب اقدام شده بود و لذا براى بنده جاى تعجب است که در لایحه بودجه فعلى در ماده ششم باز شیر حوض استخدام جدید باز شده است. قسمت عمده دیگر از مصارف کم ضرورت و کمرشکن در مملکت ما ساختمان است و هوس جنون آمیز ساختمان بازى از بیست و پنج سال به این طرف باعث مکیدن خون فقره‌ای مملکت براى این بازى مسرفانه فوق‌العاده افراطى شده است. هر اداره و وزارت و بانک و شعبه بانک شوق و ولع ترک عمارت سابق و افراشتن بناى مدرن پیدا کرده و می‌خواهند از شیکاگو و پاریس عقب نمانند و ضمناً مریضخانه و چاپخانه و رستوران و شاید بعدها سالون رقص و سازى هم براى تشکیل بناى به اجلال و آبرومند خود اضافه نمایند.

از کل مخارج این مملکت که براى امسال هزار و دویست و دو میلیون تومان شده جزء مقدار خیلى کمى و شاید خمس به امور ضرورى که براى طبقات اصلى ملت و مالیات دهندگان ضرورت قطعى داشته باشد صرف نمی‌شود (کشاورز صدرزاده- این طور نیست آقا) بعد از ساختمان عمارات بى‌تناسب باقى براى استرضاى طبقات با نفوذ و نگاهدارى دستگاه‌های عظیم غیرضرورى بدون لزوم صرف می‌شود و عیناً شبیه شهریه‌بندى سى سال قبل است که براى جلب رضاى بازیگران سیاسى پایتخت ایجاد شده بود. از قدیم گفته‌اند مال مردم را با مردم باید خورد لکن ظاهراً خوردن و خوراندن بیت‌المال مملکت انواع مختلف دارد بعضى مالى مردم را تنها می‌خورند و به دیگران چیزى نمی‌دادند و بعضى مال مردم را با مردم می‌خوردند و بعضى نیز اگر چیزى خود شخصاً نخورند به دیگران می‌خورانند و خود ولع مفرط جاه و مقام پنج روزه داشته و در پى آن نتیجه به وسیله استرضاى مردم پر شور و شر می‌باشند. در پنجاه سال اخیر از هر کدام از دو نوع اول نمونه‌ای داشته‌ایم و می‌ترسم که حالا شاهد نوع اخیر باشیم. شق رابع یعنى نمونه نخوردن و نخوراندن بیت‌المال و حفظ غیورانه آن را که نپسندیدند و به قول ناصر خسرو" آزاد و بنده و پسر و دختر پیر و جوان و طفل به گهواره" هدف تیر طعن و حملاتش کردند. حالا باز بازار استرضاى خاص و عام رواج گرفته و سرکیسه شل داده می‌شود. من شخصاً شبهه طمع نامشروع در متصدیان فعلى حکومت ندارم و تهمتى نمی‌زنم لکن چون یقین است که با مقدمات فاسد نتیجه صالح گرفتن محال است و قطع دارم که خود نیز چنین امیدى در ته دل ندارند که با سبیل کردن منصب و پول از راه نامستقیم به مقصد مستقیم برسند ناچارم به این نتیجه برسم که داعى و محرک این تقلاها هر چیزى باشد حتماً غیر از امید خدمت به این ملت پایمال شده باید باشد. یکى از متصوفه کتاب فقهى برسیاق کتب معروف فقهى نوشته ولى پس از کتاب‌الطهاره و کتاب الصلو‌ه بابى نیز به عنوان کتاب‌العشق آورده و در آن باب انواع شهوات انسانى را تشریع نموده و درجه‌بندى کرده است از چهار درجه که قائل شده اولى را شهوت مأکولات شمرده و دومى شهوت جنسى و سومى شهوت پول و چهارمى شهوت مقام و جاه که هر درجه بعدى را قوی‌تر و از درجه قبلى دانسته و دلایلى آورده که موقع ذکر آن‌ها نیست و خلاصه آن که مردم صاحب شهوات گوناگون حاضرند هر درجه پائینى را فداى درجه بالاتر بکنند و عاقب مال دنیا را که درجه سوم و عالى دارد براى درجه عالی‌تر و چهارم که جاه و مقام باشد فدا می‌کنند (صحیح است) وقتى که از عدم ضرورت بعضى مخارج یا بعضى تأسیسات یا بعضى ادارات سخن گفته می‌شود اغلب از روى مغالطه آن را به معنی انکار محسنات آن امر گرفته و دلایلى براى مستحسن بودن آن کار اقامه می‌کنند و سعى در رد حرف گوینده می‌کنند به وسیله حمل کلام او بر مکروه شمردن آن کار خوب در صورتی که اصل نکته و جان کلام اینجا است که در مقابل تحمیلات عظیمه بر ضعفاى ملت به هر امر مستحسن و مستحبى نمی‌توان اقدام کرد و بیت‌المال ملت را که انبارى از قطرات خون فقراء است که براى واجبات مملکت داده‌اند فقط به ضروریات حیاتى آن‌ها باید صرف کرد (صحیح است) ساختمان عمارت باشکوهى براى عدلیه یا نظمیه فى حد ذاته کار بدى نیست بلکه در خودى خود بلاشک مستحسن است لکن تحمیل بر حوائج ضرورى مردم فقیر و صرف عایدى آن براى این کار در حکم صرف حرام براى مستحب است(صحیح است) در جوانى حکایتى شنیده‌ام که صحت روایت را نمی‌دانم تا چه اندازه است و آن این است که نسبت داده‌اند که امام جعفر صادق علیه‌السلام از راهى عبور می‌کرد و دید شخصى ظاهرالصلاح که در جلو او می‌رفت به دکان بقالى رسید و سه انار دزدید و راه افتاد امام دنبال او رفت تا آن که دید آن مرد داخل ویرانه‌ای شد و در آنجا شخص فقیرى خوابیده بود و یک انار به او داد وقتى که بیرون آمد امام از او پرسید این چه کارى بود تو کردى جواب داد مگر تو قرآن نخوانده‌ای که در آن آمده من جاء بالحسنه فله عشر امثال‌ها حالا یک انار که به آن شخص فقیر دادم از خدا ده انار طلبکار شدم پس سه تاى آن را در مقابل انارهاى دزدى می‌گذارم و باز هفت انار طلب دارم. این همه حرف که از مصارف زیادى و غیرضرورى زدم باید عرض کنم که این اسراف و اتلاف مال ملت به خودی خود عیب اصلى نیست و مقصود بالذات بنده هم نیست بلکه عیب اصلى در این است که این تدارک کار و نان از خزانه ملت براى اردوى عظیمى از طهرانی‌ها و لشکرى هم از بستگان متنفذین در ولایات موجب تزئید تحمیلات به قصد اضافه کردن بر عایدات شده و می‌شود.

حوائج ضرورى حقیقى مملکت هشتصد میلیون تومان مخارج نداشته و ندارد و در سى سال قبل و حتى بیست سال پیش مخارج مملکتى خیلى کم بود و بعد به تدریج خیلى زیاد شد ولى این زیاد شدن با در نظر گرفتن کم ارزشى پول ما باز به نسبت احتیاجات تمدن و ترقى و تأسیسات مفیده ضروریه یا مخارج عمرانى و اقتصادى براى رفاه عامه نبوده بلکه بیجهت و به دلخواه و از روى هوس و استعانات و تقلیدهاى باطل و بدون توجه به عواقب و استلزامات توسعه دستگاه اقداماتى کردند که در نتیجه خرج زیاد شده معادل پنج برابر حد لازم وسعت یافت. بر این مخارج عظیم و فاحش شعب مختلف ادارى وسعت عظیم بودجه قشونى به طور متزاید نیز علاوه شد و چون واضح است که در مقابل این مصارف هنگفت مالیات متعارفى مملکت به آن معنى که از لفظ مالیات و عایدات تا بیست سال قبل متبادر بود و می‌فهمیدیم بهیچوجه کافى نمی‌شد لذا پس از استفاده از همه منابع موجود عایدات معمولى اختراع بکرى به طور ناگهانى به خاطر اولیاى امور رسید و فوراً تمام مشکلات تنگدستى مصنوعى آن‌ها یک باره حل شد و آن تدبیر بکر عبارت بود از تجارت دولتى و انحصار همه خرید و فروش غالب حوائج عمومى مملکت به دولت و اضافه منفعتى هنگفت براى دولت به هر میزان که خواسته باشند از یک برابر تا ده برابر پس به سهولت ممکن شد که به سرعت بودجه چهل میلیونى را به دویست یا سیصد یا پانصد یا حتى هزار و دو هزار میلیون تومان اگر خواستند برسانند بدون آن که مأمورین وصول به درخانه مؤدیان رفته و از آن‌ها بگیرند بلکه این کار را با کمال سادگى به عهده مأمورین دکاندار وصول یعنى بقال و عطار و تجار گذاشتند که براى دولت وصول کنند این انحصارات و منفعت دولت از اجناسى که موجب شکستن کمر فقراى مملکت شده فقط براى ایجاد ادارات یا کارهاى غیرضرورى براى یک طبقه شهرى شده که میل به کاردستی و تولیدى ندارند و حامیانى از طبقه حاکمه دارند و نباید فراموش کرد که با شیوع فاحش و وبایی فساد و ارتشاء و اختلاس در همین قسمتى از عمال دولت تنها رقم عایدات مندرجه در بودجه مملکتى از کیسه مردم این مملکت بیرون نمی‌رود بلکه مبالغ عظیم هم براى تکمیل عایدى ماهانه مقرر بعضى مأمورین از راه نامشروع یا حتى متمول ساختن بعضى از آنان از کیسه مردم خارج می‌شود. (صحیح است) هیچ اصلاح اساسى در حال مردم جز با تخفیف تحمیلات و عوارض بر حوائج عامه و فقراء و تخصیص قسمت بیشتر ماخوذات از ملت به آبادى و ایجاد آب و سدبندى و ماشین فلاحتى و صنایع مفیده و نظایر آن حصول پذیر نیست. تزئید بى حساب و افراطى مخارج از طرفى هم موجب کمى پول موجود در دست‌ها شده هوس چاپ جدید اسکناس پیدا می‌شود (صحیح است) و کم کم براى حفظ ذخیره اسکناس به میزان کافى مجبور می‌شوند طلا و اسعار موجود را تقویم جدیدى موافق دلخواه بکنند (صحیح است) و این فقره باعث پائین آمدن میزان ذخیره اسکناس از قریب هفتاد درصد فعلى به شصت و پنجاه درصد می‌گردد و به دلایل ذکر شواهد از ممالک دیگر با قیاس مع الفارق خاطر مردم را نسبت بپائین رفتن ذخیره که حالا به اصطلاح پشتوانه

+++

می‌نامند تسلیت می‌دهند (صحیح است) ولى به مجرد شروع به چاپ جدید اسکناس قیمت اجناس ضرورى بالا می‌رود و حتى ما است هم گران‌تر می‌شود (صحیح است) از طرفى دیگر هم فوراً براى پر کردن جاى خالى مخارج مسرفانه وسوسه بالا بردن نرخ پول خارجى یعنى کم قیمت کردن پول خودمان جلوه گر می‌شود (صحیح است) و مملکت را به تدریج و متوالیاً به طرف بى اعتبارى پول و ورشکستگى و ترقى فاحش فوق‌العاده همه اجناس می‌برد (صحیح است- احسنت) اگر امروز نرخ دلار و لیره را نسبت به نرخ رسمى بالا ببرید فردا مزد بناء و پینه دوز هم قهراً بالا می‌رود (صحیح است) و جاى تأسف است که تجدید‌نظرى که اخیراً در امر اسعار خارجى به عمل آمد در پرده و به طور غیرمستقیم همان کار را کرده و خواهد کرد (صحیح است) و آئین سابق را که بسیار مطلوب بود بی‌جهت و براى استرضاى بعضى به هم زدند (صحیح است) پائین آمدن نرخ اسعار خارجى آزاد در بازار در این چند روز اخیر نباید سبب اغفال شود (صحیح است) چه اگر در سه چهار ماه قبل هم از فروختن اسعار دولتى به نرخ رسمى براى احتیاجات ضرورى به لجاجت امتناع و جلوگیرى (سابوتاژ) نمی‌شد نرخ اسعار آزاد دو یا سه برابر تنزل فعلى تنزل می‌کرد (صحیح است). اگر اسعار خارجى که اختیار آن در دست دولت است منحصراً مخصوص وارد کردن حوائج ضرورى عامه و طبقه پائین بشود به علاوه ماشین آلات فلاحتى و صنایع تولیدى بالا رفتن نرخ اسعار حاصله از صادرات در بازار براى واردن کردن اجناس کم ضرورت و درجه دوم و سوم ضررى به مملکت ندارد چه هم عایدى صادرکنندگان و عمل آورندگان اجناس داخلى زیادتر شده و تشویقى براى صادرات به عمل می‌آید (صحیح است) و هم ورود اجناس کم ضرورت خارجى محدودتر می‌شود (صحیح است) و مایه تشویق دیگرى براى صنایع بومى می‌گردد.

امتعه غیرضرورى اصلا خوب است در سهمیه واردات درج نشود و یا به مقدار خیلى کم و با عوارض سنگین براى مصرف طبقه پولدار و تجمل دوست اجازه داده شود. با تنظیم سهمیه‌بندى واردات بر طبق مصالح حقیقى مملکت و منافع طبقه عامه و فروش اسعار خارجى به طور عادلانه و جلوگیرى از تبعیض می‌توان بسیارى از نقائص اقتصادى مملکت را رفع و اصلاح نمود (صحیح است). جاى کمال افسوس است که مجلس که مرکز نظارت ملى در امور عامه است نظرى در تغییر نرخ اسعار خارجى نداشته و این کار بار یک مملکتى که شاید از وضع مالیات جدید هم مهم‌تر است به اختیار وزرا و تصویبنامه‌هاى دل بخواهى آن‌ها از گاهى به گاهی گذاشته شده که ثبات اقتصادى مملکت دائماً در تزلزل است (صحیح است) راجع به مقررات ارزى و سهمیه‌بندى واردات بنده خیلى عرایض مفصل دارم که به موقع دیگرى می‌گذارم. این مسئله باید جزء بدیهیات باشد که انتظام امور اقتصادى یک خانه یا یک تجارتخانه قطعاً و مسلماً در عین لزوم سعى و کوشش جدى براى کسب منفعت و فعالیت براى تزید مایه بسته به حفظ سرمایه و قناعت و حتى اگر از کلمه وحشت نکنید خست در خرج و اجتناب از اسراف است و نمی‌دانم این قانون طبیعى بدیهى در اداره عایدات و مخارج مملکت و حتى افراد ملت چرا نباید میزان اساسى عدل و اصل کلى در مشى و سیاست ملى باشد و این کار بدیهى مانعى جزء رعایت استرضاى خاطر مشتى ارباب تقاضاى با نفوذ ندارد.

هر مأمور اداره طبعاً مایل به داشتن اتومبیلى مجانى از دولت است و هر ولى طفلى مایل به فرستادن اولاد خود به خارجه به خرج دولت است و همین اوضاع سبب آن می‌شود که اگر وزیرى پیدا شد که خدا و مخلوق فقیر مالیات دهنده را در جلو نظر گرفته خواست ده یک طریقه اولیاى دین ما را که چراغ بیت‌المال را در موقع صحبت خصوصى خاموش می‌کردند پیش بگیرد به یک بار مورد حمله طبقه معاویه پسندان می‌گردد (صحیح است) و با هزاران وسایل عمرو بن عاصى او را مورد ایذاء قرار داده از هر سوى او را هدف تیر طعن کرده سخت گیرش می‌خوانند و آقامنشانه ایراد می‌گیرند که صد دینار و سه شاهى از اینجا و آنجا بریدن چه فایده دارد و اتومبیل‌های خوانین را جمع کرده و کار لنگ مانده و خوب است هر کس هر چه می‌خواهد بدهد و عوض همه را از اعطاى یک جواز جو و برنج به یکى از پروانه‌های شمع جمال خود در بیاورد. غافل از آن که این مملکت بیش از هر وقت و بیش از هر ملک و بیش از همه چیز با نهایت شدت محتاج یک جوانمرد با سخاوت در مال خود و خسیس در مال ملت است و بدون جلوگیرى از اتلاف و اسراف کشتى شکسته ملک را از فرو رفتن تدریجى نمی‌توان مانع شد و به حقیقت باید خوب متوجه شد که موازنه صحیح و سالم جمع و خرج اقتصادى ملى کاملاً بسته به موازنه و سلامت جمع و خرج دولتى یعنى بودجه مملکتى است و با دویست میلیون کسر بودجه نمی‌توان حالت اقتصادى مملکت و معیشت عمومى را سالم و مرفه نمود. با قیمت جشن‌های بیشمار بى‌لزوم و مجالس پذیرایی و مهمانی‌های مسرفانه طهران قطعاً می‌توان دو ولایت کم رونق و دور افتاده ایران را به واسطه یک راه آسفالت شده مفید و ضرورى به هم وصل کرد یا در یکى از نقاط کم آب براى زارعین مستأصل ایجاد آبى نمود (صحیح است) با مخارج سفارت‌های بى‌لزوم در برزیل و لهستان و یوگوسلاوى می‌توان یک مریضخانه در لارستان یا کرمان بنا کرد و یا آب مشروب براى بندرعباسى تهیه نمود ورنه اگر از یک محل بى‌لزوم کسر نکنید چطور می‌توانید یک اصلاح لازم را انجام بدهید مگر آن که بار صد دینار روى هر کیلو قند یا هر ذرع قماش نخى بکشید (چنانکه براى ساختن مقبره‌ای براى سعدى وجهى اجبارى از رعایاى فقیر فارس به همین وسیله گرفتند) یا طلاى موجود خودتان را به طور دلبخواه تسعیر و تقویم جدیدى بالاتر از آنچه بوده بکنید یا از همه سهل‌تر از بانک ملى خودتان یا بانک بین‌المللى قرض کنید که به عقیده خیلى از مردمان سطحى حکم پول مفت دارد غافل از آن که آن پول را که با وضع فعلى باز حتماً نفله و براى استرضاى ارباب طمع و حرص صرف خواهد شد باید پس داد با تنزیل و آن را هم باز باید از فقراى مملکت به وسیله یک مالیات غیرمستقیم ظالمانه بى سر و صدا وصول نمود. در این چند سال اخیر مملکت ما را که افتخار نداشتن قرض داشت.

بیش از ششصد میلیون تومان مقروض یا ضامن قرض کردند که آن هم در حکم قرض است و اخیراً نیز قریب صد میلیون تومان به خارجه مقروض کردند که فقراى این ملت باید با تنزیل پس بدهند و در حین آن که در امید خلاص شدن از بقیه تنها قرض خارجى موجود و قدیم بودیم باز دچار قرض خارجى جدید شدیم روش سخاوتکارانه و استرضایی فعلى ما بالطبیعه دامنه طولانى دارد و در همان راهى سیر می‌کند که از 30 چهل سال در پیش گرفته شده است و ما را به خط مستقیم به ورشکستگی می‌برد در قیاس اوضاع فعلى با سى سال مشاهده می‌شود که بدون آن که چیزى بر رفاه توده مردم افزوده شده باشد طریقه سیر تاریخ مالى و ادارى ما این بوده که وصول پول از افراد ملت به مرور زمان بر اثر ایجاد ادارات منظم‌تر از طرف مأمورین بلژیکى و آمریکایی و وجود قشون منظم براى اجراى جبرى هر نوع تحمیلات نسبت به زمان‌هاى قدیم سهل‌تر شده و جریان سیل پول به خزانه تأمین شده است. عایدات اجبارى و محصول تحمیلات گوناگون به آسانی جمع می‌شود. مدارس جدیده زبان فرانسه و جغرافى و حساب به جوانان یاد داده و همه را منحصراً براى مواجب خورى مهیا کردند پس شروع شد به اختراع کارهاى به اصطلاح" مفید" و تقلید پاریس و نیویورک و ده هزاران مواجب خور به عناوین مختلفه مشغول هضم وجوهى شدند که از مردم مملکت به اجبار جمع آورى می‌شد و هر روز مدارس ما اردوى جدیدى از مواجب خواران بر انبوه موجود اضافه کرده و عاقبت تصویب‌نامه‌های دولتى به قصد ایجاد محلى براى این مواجب‌ها تحمیلات جدیده پیدا و احداث می‌کردند. دامنه این استخدام وبایی کم کم وسعت گرفته و کار به مسافرت فرنگ و آمریکا رسیده تدارک لیره و دلار لزوم پیدا کرد و عاقبت قرض داخلى پیش آمد و بعد قرض خارجى لازم دیده خواهد شد.

اختراع کار و عنوان براى دادن حقوق و منصب هنوز به شدت مداومت دارد و هر تحصیلکرده فن طب یا حقوق باید علاوه بر کار طبابت و وکالت عدلیه یا قضاوت در یک مریضخانه نیز سرى زده حقوقى بگیرد و در مدرسه‌ای هم نیم ساعتى درس بدهد و حقوق دیگرى بگیرد یا عنوان مشاور قضایی فلان اداره یا مؤسسه گرفته مقررى مخصوصى داشته باشد یا مستشار سیاسى و تجارتى و معارفى و فلاحتى و وابسته نظامى و هوایی و بحرى و مالى سفارتخانه‌های ایران در مکزیک و کلومبیا و آسیانى و پرتقال بشوند (صحیح است) و اگر باز این عنوانات کافى نیامد اداره تبلیغات و اداره کار و ادارات بازرسى که حتى مجلس ما هم از آن خالى نیست به داد داوطلبان جدید حامى‌دار می‌رسد. چندى قبل در جراید دیده شد که دولت دانمارک آتاشه‌هاى نظامى و بحرى خود را از لندن و مسکو احضار و آن شغل‌ها را موقوف کرد در صورتی که دانمارک ثروتمندتر از ما است و قریب هفتاد میلیون لیره ما و پنجاه و سه میلیون لیره عایدات مالیاتى بودجه او است. بنده خوب می‌دانم که اصلاح این امر و تقلیل مخارج ناحق بى‌صعوبت نیست و شاید در اشکال کمتر از مرخص کردن یک اردوى جنگى (دموبیلیزاسیون) بعد از جنگ نیست لکن براى این کار یک نقشه و سیر تدریجى به طرف مقصود ولو بتانى ولى محسوس لازم است اما فعلاً درست در جهت معکوس رو به اشتداد مرض سیر می‌کنیم و من

+++

 با این اصول استرضا جرئت اصلاحى جدى نمی‌بینم به جاى آن که هر سال مصارف پائین آورده شود همه ساله وزرا اصل بدیهى می‌دانند که چیزى به بودجه خود بیفزایند حتى کارهاى تمام شده مثل مصارف قشون‌کشى به ولایتی با ایجاد هیئتى براى تنظیم یک برنامه هفت ساله مانند عوارض زلزله در دهات گیلان براى بناى خانه ارباب در پنجاه شصت سال قبل از این در گیلان در یک دهى زلزله آمده بود و آمدند علاوه بر بهره مالکانه یک چیزى پخش کردند در بین رعایا که خانه ارباب را دوباره بسازند بعد از سى سال دیدند باز به عنوان زلزله و بناى خانه ارباب یک چیزى است یک بار که در بودجه داخل شد دیگر خارج نمی‌شود در بیشتر از یک سال قبل هیئتى به ارضای خود دولت پیشنهاداتى به عنوان« کمیسیون رسیدگى و تنظیم بودجه» براى اصلاحات جزیی و در واقع شروع به اصلاحات ابتدایی نمودند ولى تا امروز حتى آن پیشنهادها به مورد عمل گذاشته نشده و من محض وضوح مقصود صورتى از آن را ضمیمه عرایض خود می‌کنم که در دفتر مجلس بماند و اگر آقاى رئیس صلاح بدانند دستور طبع و نشر آن را بدهند.

در این زمینه‌ها من باز خیلى حرف دارم ولى بیشتر از این نباید وقت مجلس را بگیرم و همین قدر می‌خواهم در خاتمه این قسمت از عرایض خود بگویم که اصلاح بودجه این مملکت که غالب اصلاحات دیگر فرع آن است جزء با اقدامات شجاعانه و جدى و توجه بیشترى به خدا و توده ملت و رعایاى زحمتکش و عدم تسلیم به متنفذین سیاسى و مالى و ملکى و غیره راهى ندارد و حصول پذیر نخواهد شد. غالباً در موقع بیان معایب و درد مملکت این انتقاد از شنوندگان و خوانندگان شنیده می‌شود که می‌گویند خیلى خوب وجود این نقائص صحیح است ولى راه عملى براى رفع و اصلاح آن‌ها چیست؟ باید اقرار کنم که مفاد این ایراد را نمی‌فهمم از تماشاچیانى مثل بنده و یا یک وکیل و محرر جزء گفتن و نوشتن چه برمی‌خیزد و چه از دستشان برمی‌آید. چاره عملى اتفاق اعضاى مجلس یا اکثریت آن‌ها است بر مبارزه با این اوضاع و تقویت اصلاح طلبان با لطف خداوندى است که مروت و انصافى به متصدیان اجرایی مملکت بدهد که از راه کج برگردند و آنچه را که از توده مردم این سرزمین به جبر می‌گیرند صرف امور مفید به حال آن‌ها و رفاه آن‌ها بکنند و آن امور نافع عبارت است از (1) اصلاح زراعت و حال زارعین و توسعه آبیارى و سدبندى و جمع آورى آب‌ها و جلوگیرى از تلف آن و یادار کردن رعایا به وسیله مستقل و مالک نمودن آن‌ها و مساعدت و قرض براى پیشرفت کارشان (2) تشویق صنایع در مملکت و جلوگیرى از سیل واردات خارجى و خصوصاً تجملات (3) پائین آوردن قیمت‌های حوائج ضرورى فقرا  و منع شدید منفعت‌های فاحش و ناحق دست‌های واسطه و حتى کلى فروش‌ها و واردکنندگان با شدیدترین تدابیر ممکنه (4) تعمیر و ایجاد راه‌های اقتصادى مفید بین نقاط مملکت (5) مبارزه بر ضد امراضى که بلاى عمومى ملى هستند و سعى فوق‌العاده براى حفظ صحت عمومى و وضع مالیات سنگین براى اطباى مقیم پایتخت براى متفرق کردن آن‌ها در ولایات (6) ایجاد عده بی‌شمار مدارس ساده متوسطه صنعتى و حرفتى و فلاحتى و حیواندارى و جنگل کارى (صحیح است) (7) منع تریاک و مبارزه بى‌امان و جانفشانى براى برانداختن امراض مسریه تناسلى و سل و تب نوبه. (8) تعلیم اجبارى میزان کلى از علم حفظ صحت و مقدمات طبى و معرفت میکروب‌ها در مدارس ابتدایی (صحیح است) (9) ساختن خانه‌های پاکیزه و ساده و ارزان براى فقرا در ولایات (10) تأسیس جمعیت‌هایی با تقوى و نزاهت براى تهذیب اخلاق و مبارزه با فساد اخلاق و دروغ و ریا و نفاق و ناراستى و فسق و فجور مخصوصاً شیوع مفرط قمار و مشروبات و بى‌عصمتى و انهماگ مرد و زن در آن‌ها به حد انحلال اخلاقى که چون صاحبان وظیفه اختصاصى در این امور قدمى جدى در این راه برنمی‌دارند حکومت مملکت باید براى جلوگیرى از انقراض ملى و اخلاقى به جهاد در این امور قدمى جدى در این راه بر نمی‌دارند حکومت مملکت باید براى جلوگیرى از انقراض ملى و اخلاقى به جهاد در این امور واجب اقدام نماید (صحیح است) (11) تشویق نشر کتب مفیده حقیقى و سلب هرگونه تسهیلات از انتشار کتب مخرب اخلاق و مروج مکر و شهد و سستى و دغلى با لهو و بطالت (12) ایجاد انتظام خیلى شدید و پولادى در ادارات دولتى براى گرفتن کار از مستخدمین به حد کافى و رعایت خیلى کامل نظم و مراقبت در کار و عدم مسامحه و تأخیر و تعلل و تقلیل عده مستخدمین به حداقل ضرورت از افراد کارى و درستکار و آنگاه دادن حقوق کافى و وافى به آنها (13) تقویت و تکمیل شعب فنى و علمى دانشگاه و مخصوصاً رشته‌های صنعتى و جلب معلمین عالى مقام خارجى براى تعلیم و تهیه تحصیلات عالیه کامل در خود مملکت (صحیح است) بلى مورد مصرف عایدات مملکت این قبیل امور است نه اداره تبلیغات و ایجاد عده بی‌شمار مفتشین در در وزارتخانه‌ها و تدارک بهانه‌ها براى مسافرت آقازاده‌ها به فرنگ و اقامت در آنجا براى مطالعات جعلى این امور امور مهمه مملکتى است که محتاج به صرف پول است ولى از آن‌ها گذشته امور بسیار دیگرى هم هست که محتاج به خارج نیست ولى از ضروریات حیات وبقاى این مملکت است مانند جهاد عظیم و فوق‌العاده براى قلع و ریشه کن کردن نادرستى عمال دولت و اصلاح عدلیه و تأمین کامل قضایی که بدون این دو کار زندگى در این ملک مثل قریه‌ای که در آن طبیب نباشد به حکم حدیث معروف نامطلوب می‌گردد در موضوع عمده ترویج درستکارى و دفع نادرستى بدبختانه از آثار اخیر جریان امور و تبدیل اشخاص معروف به صحت عمل به نقیض آن جزء سیر معکوس علامتى دیده نمی‌شود.

راجع به اقلام این سیاهه‌ای که به اسم بودجه به دست ما داده‌اند چون هیچ نوع اطلاعى ولو جزیی به ما نمی‌دهد همینقدر می‌توانم عرض کنم که بدبختانه فقره دوم ماده دوم تنها کمیسیون بودجه مجلس را حاکم مطلق منحصر امور مملکت قرار داده و چون بودجه‌های جزء با همه اصرار و مجاهدات طبع نمی‌شود باقى وکلاى ملت و خود ملت از امعان نظر در آن به کلی محروم است و راهى جزء استراق سمع و شنیدن گوشه و کنار نداریم و باید بر‌حسب اتفاق از کسى مثلاً بشنویم که به مجرد تغییر حکومت باز 3 اتومبیل به اداره دخانیه داده شده.

نمی‌دانم با این اقلام مبهم مجمل چه پیشنهاد اصلاحى براى وکلا ممکن است در صورتی که طرح بودجه فقط براى اظهار همین نوع نظرها است. اگر من بخواهم حذف اقلاً 6 سفارتخانه بى‌لزوم و عده‌ای از اعضاى سفارتخانه‌های دیگر را بخواهم نمی‌دانم از کجاى قلم اجمالى 7 میلیون و نهصد هزار تومان پیشنهاد حذف نمایم و اگر اداره انتشارات و تبلیغات را زاید بشمارم بدون اطلاع بر ترکیب آن چگونه ممکن است پیشنهاد حذف همه یا نه عشر آن بشود. اجزاء مرکبه چهارصد و سى و نه هزار تومان مخارج ریاست وزرا معلوم نیست اگر چه شکى در بیهوده بودن قسمتى از آن ندارم. مبناى حساب حقوق نمایندگى دولت در شرکت نفت چیست و مخارج شخص داراى این لقب چیست. اقلام هیجده میلیون و کسرى تومان اعتبار ترفیع اضافات مستخدمین براى چند نفر است و آیا این ترفیعات بی‌شمار لازم است و آخرش به کجا منتهى می‌شود. اینست نوع مجهولات من نسبت به اقلام تاریک صورت خلاصه جمع و خرج که یک صورت سازى بیش نیست.

ضمناً می‌خواستم سؤال کنم آیا در ضمن 53 قلم صورت مخارج قسط بقیه قرض ما به جامعه ملل قدیم که ظاهراً موعد آن اوایل سال آینده است و باید به صندوق تشکیلات ملل متحد پرداخته شود منظور شده است یا نه؟

در تکمیل این عرایض می‌خواهم عرض کنم که آقایانى که به استیضاحات اخیر در مجلس و جواب‌های وزرا گوش دادند اگر مجادلات لفظی را از حساب خارج کنند و تعصبات در هواخواهى یا مخالف دولت را کنار بگذارند و در عالم انصاف توجه فرمایند باید تصدیق نمایند که اولاً موضوع محبس‌ها و معاملات با محبوسین مستحق توجهى بیشتر از این‌ها است و اگر چه جاى خرسندى است که آقاى وزیر عدلیه وعده قطعى دادند که اقدام جدى در اصلاح این منقصت بنمایند (حاذقى- مشغول شدند) معذلک مطلب قابل این است که دائماً تعقیب شده مورد مراقبت مستمر گردد تا این کار اصلاح شود هفته قبل که با آقاى وکیلى و با حضور خود وزیر عدلیه و آقایان سرلشگر ضرابى و مدعى‌العموم به محبس عدلیه یا توقیفگاه رفتیم جماعاتى را در اطاق‌های کم فضا دیدیم که مدت‌ها است منتظر محاکمه و رسیدگى یعنى در واقع بلاتکلیف هستند و بعضى از آن‌ها گفتند دو سال است در حال انتظار هستند وقتی که از این ترتیب اظهار تأسف کردیم گفتند محکمه جنایی فقط یک شعبه دارد و کافى نیست و بودجه لازم براى تشکیل یک شعبه اضافى نیست در همان حین چشم من به سقف و عمارت شدادى وزارت عدلیه ناظر بود و تعجب کردم که چرا میلیون‌ها تومان به جلال و شکوه و تجمل و سنگ‌های مرمر این قصر چشم خیره کن صرف می‌شود ولى جزیی وجهى براى تشکیل شعبه جنایی مضایقه می‌شود یعنى قصر عدالت وجود دارد و محتوى عدالت نیست نظیر قصه آن آمریکایی متمول که سه میلیون دلار براى ایجاد یک کتابخانه معتبرى در یکى از بلاد وسطى آمریکا داد و بلدیه

+++

مهندس رضوی - بنده قصدی و نظری نسبت به شما ندارم و معلوم می‌شود که خود شما چنین فهمیدید عرض کنم که بعد از این که این قسمت را عرض کردم در قیمت کشاورزی که آقای بوشهری در آن عمل می‌کنند آن جا که اصلاً یک وضع خاصی است یعنی بنده نمی‌خواهم بگویم که وزارت کشاورزی ایران برای کشاورزی ایران چه می‌کند؟ (یک نفر از نمایندگان هیچ کاری نمی‌کند) بنده می‌خواهم عرض کنم که کاری دست شما نیست که نه غله دست شما هست نه چعندر دست شما است چگونه وزیر کشاورزی هستید شما یک عده‌ای را آن جا نشانده‌اید و یک ادارتی در ولایات درست کرده‌اید شما کارتان همان دفع آفات است که بنده باید تقدیر و تمجید بکنم ولی در خیلی از موارد هم یک پول‌های زیادی خرج شده است که بنده عرض کنم (نیک پی - بنگاه آبیاری را هم بفرمایید) بنگاه آبیاری فعلاً هیچ کاری نمی‌کند اطلاعاتی که بنده دارم هیچ راضی نیستم راجع به اشخاص عرضی نمی‌کنم طرز کار بنگاه آبیاری مقصود است که این بنگاه حتی طبق اساسنامه‌اش کارنمی‌کند. حالا راججع به وزارت جنگ اصلاً در این مملکت تا می‌خواهند راجع به آن صحبت کنند داد و فریاد و هیاهو می‌کنند و مثل این است که این وزارتخانه جدا از وزارتخانه‌های دیگر است بنده خیال می‌کنم که در این وزارتخانه این طرزی که هست خوب نیست و ممکن است که به تدریج باعث شود که خدای ناکرده فواصلی اییجاد بشود؟ در موضوع ارتش همه‌مان معتقدیم که باید ارتش مجهز کافی ولی حقیقتاً مجهز داشته باشیم و ارتش میکانیزه صریحی باشد (صحیح است) اما این یک مطلب است ریخت و پاش و خرج‌های بی‌ربط و میسیون‌هایی در خارجه داشتن و حساب‌های اسلحه‌هایی را که خریده‌اند که ضررش را خودشان هم نمی‌دانند و اسلحه‌ای که می‌آید باه اصول فنیش آشنا نبودن یک مطلب ما می‌گوییم که باید وزارت جنگ قادر باشد و کار بکند و چه بهتر از این امیدواری ما داریم که وزارت جنگ مدافع مملکت ما باشد اما میل داریم که به تکنیک اهمیت بدهد و وقتی یک کاری را انجام می‌دهد از روی اصول صحیح باشد وزارت جنگ باید اسلحه خود را که وارد می‌کند اشخاصی را که روی آن باید کار بکند آن را بشناسند و از آن استفاده بکنند نه این که یک مقداری صندوق آلات وارد بکند که اگر بگذاریم خواهیم دید و پیش بینی می‌شود که عده زیادی از آن‌ها را نمی‌توانند جور بکنند چرا برای این که آن تشکیلات فنی را الان ندارند و به امضای فنی خود هم توجه نمی‌کنند و در این زمینه به نظر من اگر از دول بیطرف متخصصینی بیایند بنده حرفی ندارم و متخصصین ایرانی را باید جمع کنند و ورزیده کنند تا بتوانیم از این خرجی که برای مملکت تولید شده اقلاً استفاده به نفع مملکت بکنیم یعنی لااقل اگر وسیله‌ای داریم از آن وسیله هم بتوانیم استفاده کنیم و این البته تا روزی است که مملکت مقتضی بداند بنده در این قسمت دیگر عرضی ندارم راجع به ژاندارمری که آقای خسرو هدایت فرمودند به عقیده من یکی از قسمت‌های لازم ژاندارمری است منتهی باید اصلاح کرد ژاندارمری را نه این که 56 میلیون بودجه آن را زد ژاندارمری چون ریخت و پاش دارد بد است. در ژاندارمری ژاندارم دزدی می‌کند برای این که صاحب منصب کوچکش دزدی می‌کند صاحب منصب کوچک دزدی می‌کند برای این که صاحب منصب بزرگ دزدی می‌کند صاحب منصب بزرگ دزدی می‌کند برای این که یک کمپانی هست وقتی که سر گردنه را می‌گیرند شریکند و قسمت می‌کنند سرباز بیچاره بالاصاله دزد نیست شما او ماهی دویست تومان حقوق بدهید و زندگیش را تامین بکنید آن وقت اگر دزدی کرد تیرباررانش کنید به شرط این که اگر صاحب منصبش هم دزدی کرد او را هم تیرباران کنید و الا بنده اطلاع دارم که وقتی فلان پست را اجاره بندی می‌کنند خوب طبیعتاً ژاندارم بدبخت دزد می‌شود و ژاندارم هم یکی از افراد این مملکت است و جزء ملت ایران است و ملت ایران بالاصاله دزد نیست و نمی‌توان گفت که همه دزدند (در این موقع مجلس از اکثریت افتاد و پس از چند دقیقه مجدداً اکثریت حاصل شد) و بنده باید عرض کنم که عقیده‌ام این است که ارتش و ژاندارمری و شهربانی فرق نمی‌کند چون قوای تامینیه ما از این سه تشکیل می‌شود و عمده هزینه ما این‌ها است و علامت عقب افتادگی ما این است علامت وضع خاص ما هم این است این را از بودجه نمی‌توانیم برداریم ما عقیده داریم که این‌ها این هزینه‌ها در آن راهی صرف بشود و به آن منظوری که مفید به حال مردم و مملکت ایران باشد صرف شود یعنی ژاندارم ضابط دادگستری باشد و به عنوان یک ضابط خوب کار کند و در جلوگیری از ناامنی خوب کار کند در ارتش هم بنده راجع به آن دیگر عرضی ندارم عرض کردم که در قسمت فنی باید خوب دقت کنند و از ریخت و پاش‌های آن هم جلوگیری بشود بنده چون می‌بینم آقایان خسته هستند فقط راجع به وزارت پست و تلگراف چند کلمه عرض می‌کنم و آن این است که وزارت پست و تلگراف مجهز به دستگاه‌های قدیمی است و متاسفانه با این که اعتباری در آن گذاشته‌اند ندیده‌ام چه پروژه‌ای برایش در نظر گرفته‌اند و در جراید هم نخواندم که بالاخره آیا وزارت پست و تلگراف هم متوجه شده است که دستگاه‌هایش قدیمی شده و در دنیا امروز با دستگاه‌هایی غیر از این‌ها کار می‌کنند و می‌توانند با همین هزینه با دستگاه‌های خوب مجهز بشود و غیر از این هزینه البته خوب کار می‌کند. اما در خاتمه چند کلمه راجع به وضع کرمان عرض داشتم البته آقایان خواهند فرمود که کار ولایات را قاطی کار بودجه می‌کنی بنده می‌خواهم عرض کنم که ما وکلای کرمان گله‌مند هستیم که دولت آن توجهی که لازم است به کرمان نکرده و منتظر هستیم در مجلس موقعی که بودجه عمرانی از تصویب مجلس می‌گذرد به بینیم که واقعاً به استان پهناور کرمان آن طوری که شایسته توجه است عملاً قدمی برداشته شود و به نفع مردم آن جا خدمتی بشود و الا از 50 هزار تومانی که دولت داده‌اند ممنون هستیم و بنده از آقای هژیر در آن موقعی که وزیر دارایی بودند کمال تشکر را دارم ولی این دزد کرمان را دوا نمی‌کند و کافی نیست و این استان که در زمان اعلیحضرت فقید به کلی کنار این مملکت گذاشته شده بود یعنی یک ساختمان جدید در کرمان نشد یک کار عمرانی در کرمان نشد تنها کاری که توانستند بکنند از راه صنعت فرش بود در آن موقع که شرکت فرش تاسیس شد آن هم بنده این جا با صدای بلند عرض می‌کنم که این شرکت فرش یک قاز به درد فرش باف بیچاره کرمانی نمی‌خورد یعنی به هیچ وجه برای بالا بردن سطح زندگی فرش باف بیچاره کرمانی عمل نمی‌کند و من متاسفم که در این خصوص ما اقدام کردیم در خصوص بیمه کارگران فرش دیدیم که شرکت اصلاً یک حالت مخالفتی دارد (نراقی - صحیح است) خلاصه شرکت فرش یک شرکت تجارتی است که البته باید به هیئت مدیره عرض و طولش حقوق بدهد و هر روز هم که اضافه می‌شود و انتظار دارد بیلانش هم مثبت باشد بنده عرض می‌کنم که شرکت فرش موظف بود ساختمان‌های جدید در کرمان و یزد و کاشان و اراک و تبریز و غیره هر جا صنعت قالی بافی دارد تاسیس و مخصوصاً در کرمان که قالبش آن قدر مرغوب است و به محض این که قالی برای کسی به تهران می‌رسد وقتی مراجعه کنید دیده می‌شود که می‌گوید قبلاً فروخته‌ام البته گاهی هم یک تبانی در کار است کارگرانش در یک عمارات صحیح می‌بایستی مشغول کار شوند و زندگانی بکنند حالا خواهند گفت که ما بازار صدور می‌خواستیم اگر این کار ار می‌کردیم بنده از طرف همه کارگران قالی عرض می‌کنم که قالی امروز هم خریدش در تهران پنجاه درصد به نفع اشخاصی است که وارد در عمل بافت نیستند شما از آن 50 درصد می‌توانید یک مقداری هم به ما بدهید دولت می‌تواند شرکت را وادار به این کمک بکند و در کرمان هم یک عده تجار پاکدامن و خیرخواهی هستند و آن‌ها جلوتر از شرکت فرش سعی کردند یک کمکی بکند البته آن هم جزیی است یعنی عملاً الان  در حدود 25 الی 30 هزار نفر کارگران کرمانی که از صبح زود تا غروب آفتاب می‌روند سر کار و کار می‌کنند و اگر حقیقتاً انسان برود وضع آن‌ها را ببیند متاثر می‌شود و بسیاری از این خانواده‌ها مسلولند و دخترها در وضع حمل ناقص هستند و در موضوع طبی با ثبات رسیده برای آن‌ها باید فکری بشود در صورتی که بتوانند فرش هم بافته شود ولی با حقوق و بهداشت خوب در هر صورت ما از دولت در این مورد گله‌مند هستیم به طوری که می‌گویند کرمانی‌ها با هوش هستند متاسفانه هیچ گونه توجهی به این استان نمی‌شود فقط خوشوقت هستیم که در آن جا استانداری داریم که از ایشان رضایت داریم آقای زند یک مرد بسیار درستکار و خیرالعملی هستند (صحیح است) یک فرمانده قشونی داشتیم آن جا امیدواریم با اعلیحضرت که برگشته برگردند به کرمان (صحیح است) این دو قسمت را متشکریم ولی راجع به عمل و این که دولت اعتباری منظور بکند و بنگاه آبیاری و آن پروژه معروف خودش را یک قدم جلوتر ببرد هیچ ما ندیده‌ایم و چون ندیده‌ایم البته از این حیث گله‌مند هستیم (صحیح است)

باتمانقلیچ - بنده طبق ماده 109 اجازه می‌خواهم

رئیس -  بفرمایید

(در این موقع مجلس از اکثریت افتاد)

5 - موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

رئیس -  پیشنهاداتی شده برای این که جلسات را هر روز تشکیل بدهیم چون عده برای مذاکره و برای رأی کافی نیست جلسه را ختم می‌کنیم جلسه روز پنجشنبه ساعت 8 و نیم صبح

(پنجاه و پنج دقیقه بعداز ظهر جلسه ختم گردید)

رئیس مجلس شورای ملی- رضا حکمت

+++

 

یادداشت ها
Parameter:294409!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)