کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره هجدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏18
[1396/05/30]

جلسه: 99 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه دوازدهم اسفند ماه 1333  

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت‌مجلس‏

2- بیانات قبل از دستور- آقایان: دکتر امیرنیرومند- خلعتبرى- دکتر جزایرى- رضایی‏

3- تقدیم دو فقره سؤال به وسیله آقایان شوشترى و درخشش‏

4- بقیه مذاکره در گزارش راجع به اجازه استخدام استادان دانشکده‌هاى شهرستان‌ها و تصویب آن‏

5- طرح و تصویت دو فوریت طرح پیشنهادى دایر به اجازه استفاده از اعتبار 1333 راه‌سازی تاآخر سال 1334

6- طرح گزارش کمیسیون اقتصاد ملى راجع به آزادی تجارت خارجى‏

7- تعیین موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏18

 

 

جلسه: 99

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه دوازدهم اسفند ماه 1333

 

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت‌مجلس‏

2- بیانات قبل از دستور- آقایان: دکتر امیرنیرومند- خلعتبرى- دکتر جزایرى- رضایی‏

3- تقدیم دو فقره سؤال به وسیله آقایان شوشترى و درخشش‏

4- بقیه مذاکره در گزارش راجع به اجازه استخدام استادان دانشکده‌هاى شهرستان‌ها و تصویب آن‏

5- طرح و تصویت دو فوریت طرح پیشنهادى دایر به اجازه استفاده از اعتبار 1333 راه‌سازی تاآخر سال 1334

6- طرح گزارش کمیسیون اقتصاد ملى راجع به آزادی تجارت خارجى‏

7- تعیین موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

 

(مجلس دو ساعت و بیست و پنج دقیقه قبل از ظهر به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید)

1- تصویت صورت‌مجلس‏

رئیس- صورت غائبین جلسه قبل قرائت می‌شود

(به شرح زیر خوانده شد)

غائبین با اجازه- آقایان: خزیمه علم. نصیرى. سلطانى. اکبر. کدیور. امیرتیمور کلالى. سعیدى. پیراسته. دکتر وکیل. صادق بوشهرى.مسعودى. محمودى. دولتشاهی. کى نژاد. میراشرافى. اورنک

غائبین بی‌اجازه- آقایان: اریه اعظم زنگنه. افشارصادقى

دیرآمدگان و زودرفتگان با اجازه آقایان: بزرگ‌نیا 15 دقیقه. برومند سى دقیقه. بهادرى سى دقیقه. حائری‌زاده سى دقیقه. مرتضى حکمت 45 دقیقه. جفرودى 45 دقیقه. عبدارحمن فرامرزى 45 دقیقه. هدى 45 دقیقه. دکتر سعید حکمت 45 دقیقه. کاشانى یک ساعت و 15 دقیقه. بوربور یک ساعت و سى دقیقه. سلطان‌مراد بختیار یک ساعت و سى دقیقه. خاکباز یک ساعت و 45 دقیقه. درخشش دوساعت. مکرم دوساعت. احمد صفایی دوساعت. دکتر عمید 15 دقیقه. دکتر افشار سى دقیقه. صدقى سى دقیقه. تجدد سى دقیقه. دکتر حمزى 45 دقیقه

غائبین در رأى- آقایان: تیمورتاش 6 رأى- سرمد 4 رأى- دکتر عدل 3 رأى- کیکاوسى سه رأى. شاهرخشاهى دورأى. تجدد دورأى. نقابت 2 رأى. مهندس اردبیلى دورأى. تربتى 2 رأى. رضایی دو رأى. لارى 2 رأى. تفصلى دورأى. موسوى یک رأى. کاشانیان یک رأى. نراقى یک رأى. دکتر سعید حکمت یک رأى. دکتر پیرنیا یک رأى. سالار بهزادى یک رأى. معین‌زاده یک رأى. حشمتى یک رأى- صراف‌زاده یک رأى‏

رئیس- نسبت به صورت‌مجلس نظرى نیست؟ آقاى مهندس اردبیلى‏

مهندس اردبیلى- بنده در تمام آراء حاضر بودم و اشتباه کرده‌اند بنده را غایب در رأى نوشته‌اند

رئیس- گمان نمی‌کنم اشتباه بکنند براى این‌که اگر نظر آقایان باشد جلسه قبل یک‌ربع به ظهر مانده جلسه به واسطه نبودن عده‌ای از آقایان از اکثریت افتاد بنابراین آقایانی که بیرون بودند در موقع رأى حاضر نبوده‌اند. آقاى دکتر عدل

دکتر عدل- بنده هم قربان حاضر بودم در تمام رأی‌ها

رئیس- در جلسه تشریف داشتید؟

دکتر عدل- بلى‏

رئیس- حالا امروز تمام آقایانى را که در رأى غایب نوشته‌اند اصلاح می‌کنم ولى استدعا می‌کنم یک طورى باشد که جلسه سه ساعت کار خودش را بکند آقاى صدرزاده‏

صدرزاده- چند اصلاح عبارتى است که تصحیح می‌کنم می‌دهم به تندنویسى‏

رئیس- بسیار خوب. چند نفر از آقایان تقاضاى نطق قبل از دستور کرده‌اند

عبدالرحمن فرامرزى- اعلام نفرمودید تصویب صورت‌جلسه را

رئیس- عده براى رأى کافى نبود حالا با ورود آقاى شوشترى عده کافى شد. آقاى افشار صادقى فرمایشى داشتید

افشار صادقى- بنده در جلسه گذشته از مقام ریاست کسب اجازه کرده بودم‏

رئیس- اصلاح می‌شود دیگر نظرى نسبت به صورت‌مجلس نیست (اظهارى نشد) صورت‌مجلس جلسه قبل تصویب می‌شود.

2- بیانات قبل از دستور- آقایان: دکتر امیرنیرومند- خلعتبرى- دکتر جزایرى- رضایی‏

رئیس- سه نفر از آقایان تقاضاى نطق قبل از دستور کرده‌اند آقاى دکتر نیرومند

دکتر نیرومند- بعد از حمد و سپاس خداوند بزرگ یکتا و توانا. لازم دانستم که از پشت این تریبون عرض کنم مسافرت شاهنشاه محبوب ما بسیار پرارزش و قیمتی بود براى این‌که مملکت باستانى ایران را بدنیاى متمدن به خوبى معرفى فرمودند و شناساندند (صحیح است) در این چند روزه که ملت از مراجعت اعیلحضرت همایون شاهنشاهى مطلع شده است با یک دنیا احساسات و با قلوب مملو از مهر و محبت و شادى ورود موکب همایونى را روز شمارى می‌کنند که زودتر به زیارت شاهنشاه و ملکه محبوب و عزیزشان نائل گردند (صحیح است) سلاطین سابق هم به اروپا رفتند ولى غیر از سرشکستگى براى مملکت نتیجه دیگرى نداشت.

+++

بنده اطمینان و یقین دارم که عموم آقایان نمایندگان محترم وطن‌پرست و شاه دوست هستند (صحیح است). در دو حلسه قبل دو نفر از آقایان نمایندگان محترم که از دوستان بنده هستند فرمایشاتى فرمودند که قدرى بسامعه اکثریت ثقیل بود و شنیدن آن را نتوانستند تحمل نمایند. بنده با کمال صبر و حوصله تا آخر نشستم و بفرمایشات آقایان گوش دادم. چون عقیده دارم که باید اقلیت را محترم شمرد و به حرف‌هاى آنها گوش داد. فرمودند قیام روز 28 مرداد منحصر به ملت بود کاملاً تصدیق می‌کنم اما باید عرض کنم که اول به خواست خداوند تبارک و تعالى بود و بعداً تخت هدایت و در اثر راهنمایی‌های مدبرانه شاهنشاه دانا و تواناى ایران بود که شخص تیمسار سپهبد زاهدى سرباز رشید ایران را به نخست‌وزیرى انتخاب فرمودند که دریک چنین موقع خطرناکى بتواند منویات واراده اعلیحضرت همایونى را اجرا نمایند (صحیح است) البته ما رجال زیاد داشتیم مثل جناب آقاى نصرالله انتظام و امثال هم که دانا و کار آزموده و با لیاقت هستند ولى موقع و زمان خیلى دخیل است و همیشه نظر مبارک اعلیحضرت همایونى در تمام امور صائب بوده است. این سرباز رشید از خطر مرگ نهراسید و با کمال رشادت با فداکارى قشون و همت ملت مملکت را از سقوط حتمی ‌نجات داد. در یکى از جنگ‌ها نادرشاه دید که 2 نفر سرباز با کمال رشادت جنگ می‌کنند و خوب می‌جنگنند، از آن‌ها پرسید آن زمانى که افغان‌ها به اصفهان حمله کردند شما کجا بودید، عرض کردند ما آن‌جا بودیم، پدران ما هم آن جا بودند، گویا بختیارى بوده‌اند، به طورى که در تاریخ ضبط است نادرشاه می‌گوید پس چطور آن وقت نتوانستید از شهر خود دفاع کنید عرض کردند: آن وقت سردارى مثل شما نداشتیم (حمید بختیار- بختیارى‌ها حالا هم سردار دارند) موقعی که سپهبد زاهدى زمام امور را به دست گرفت، خزانه تهى و وضعیت اقتصادى خراب، نا امنى و بى‌نظمی‌ و هرج و مرج به حد اعلا دسیده بود. تیمسار سپهبد زاهدى شروع به کار کرد که در مختصر وقتى امنیت و آرامش که یکى از نعمت‌هاى بزرگ است برقرار شد روابط سیاسى و دوستى متقابل با دولت انگلستان را تجدید کرد. مشکل بزرگ نفط، که همه می‌دانیم از این بابت چه خسارت‌هاى زیاد بردیم و چه صدمات زیاد کشیدیم حل گردید، تصفیه حساب و تعیین حدود مرزى با دولت اتحاد جماهیر شوروى انجام شد. سیاست‌هاى خارجى و داخلى سروصورتى به خود گرفت. حقوقات که اغلب عقب می‌افتاد از پرداخت آن دولت در زحمت بود مرتباً پرداخت گردید همه آقایان می‌دانید که تا پانزدهم و بیستم که از برج می‌گذشت دولت قادر به پرداخت حقوق کارمندان نبود دولت در مضیقه بود که حقوق کارمندان بدبخت را بدهد و حالا ترتیبى انجام دادند از طرف دارایی و دیگران که این حقوق‌ها همیشه از بیست و پنجم تا سى‌ام پرداخت می‌شود اینها آسان نیست ما در حرف می‌گوییم ولى فراهم کردنش مشکل است. راه‌سازی سدسازى و غیره تا حدودى پیشرفت کرد. از همه بهتر متلاشى کردن و به هم زدن تشکیلات مفصل وکامل حزب توده بود (صحیح است) که با همت مردم و هیئت محترم دولت و بر اثر زحمات تیمسار سرتیپ بختیار فرماندار حکومت نظامی‌(مهندس جفرودى- ارتش این کار را کرد) سرلشگر علوى و اعضاى شهربانى کشف شد و اساس آن‌ها در هم ریخت سرلشگر علوى رئیس نظمیه او هم البته شریک بود و همه مردم انصافا کمک کردند و این تشکیلات را به هم زدند و متلاشى کردند و اگر این تشکیلات باقى بود امروز بنده و شمایی در این‌جا نبودیم (آفرین- صحیح است) پس براى براى این کارهایی‌که انجام شده ملت بیدار و هوشیار ایران، براى این فداکاری‌ها ارزش قائل است (کاشانى- خود ملت از همه بیشتر فداکارى کرد) البته تصدیق می‌کنم همانطورى که غرض کردم داهنمایی هم لازم بود که اول شخص اعلیحضرت همایونى بود که راهنمایى کرد البته همان‌طوری که کلاحظه می‌فرمایید این کاغذها که ده برابرش هم در منزل موجود است که از همه جا به اینجانب نوشته و قدردانى و پشتیبانى خود را از سپهبد زاهدى ابراز داشته‌اند (کاشانى- چند برابرش هم براى ما آمده که شکایت کرده‌اند) در اثر تدابیر مدبرانه شاهنشاه عظیم‌الشأن محبوب ما و هدایت دائمی ‌که فرموده‌اند و مساعى دولت بود که حیثیت و شرافت و احترام ملت ایران برگشت و دول بزرگ جهان اطمینان و اعتماد پیدا کردند و حاضر شدند که با ما کمک و مساعدت نمایند قبلاً هیچ دولتى حاضر نبود که کوچک‌ترین کمکى به ما بنمایند (کاشانى- مقتضیات ایجاب نمی‌کرد) در اثر این زحمات و اقدامات است که دنیاى مترقى آماده کمک و مساعدت به ما شده و تازه اعتبارات نوین و آرامش کنونى ما به سرمایه‌داران خارجى امید داده که سرمایه خود را در اختیار ما بگذارند ملت بیدار و هوشیار ایران براى این فداکاری‌ها ارزش قائل است سعدى علیه‌الرحمه میفرماید شکر نعمت نعمتت افزون کند البته از هر نعمتى باید شکر کرد پس باید بذات شاهانه دعا کنیم سلامتى و بقاى وجود مبارکش را از خداوند بطلبیم (صحیح است) چون آن همه آوازها از شاه بود البته نواقص زیاد است ولى فرصت لازم است و باید کمک کرد که بتوان به تدریج پروژه‌هاى اصلاحى را انجام داد. که بعدها وارد یک مرجله و زندگى بهترى بشویم. ولى اتفاق و اتحاد لازم است چون روح همکارى دلیل رشد ملى است (صحیح است) پس بیاییم دولت و ملت یعنى آقایان نمایندگان محترم ملت دست اتحاد و همکارى به هم بدهیم و تحت هدایت دائمی‌ و تعلیمات مدبرانه شاهنشاه محبوب مملکت را سوق بترقى و پیشرفت داده (انشاءالله) و آسایش و زندگى بهترى براى این مردم فراهم و تأمین نماییم که نزد خدا مسئول نباشیم ضمناً حرف و تنقید و افترا و توهین زیاد است باید کنار بگذاریم و این‌ها صحیح نیست به واسطه این‌که یک مثل کوچکى دارم من باب مثل عرض می‌کنم راجع به بنگاه دارویی کل کشور، البته از هر جا شنیده اید یک حرف‌هایی زده‌اند راجع به اوضاع بنگاه دارویی کشور که خراب است تقلب می‌کنند

رئیس- آقاى دکتر نیرومند وقت شما تمام شد

دکتر نیرومند- فقط یک دقیقه غرض دارم بنده شخصاً رفتم آن‌جا چهار ساعت وقت صرف کردم دیدم یکى از مجهزترین دستگاه‌هایی است که فعلاً ما داریم که در رأس آن آقاى دکتر شرقى هستند (خرازى- دکتر شرقى آدم بسیار خوبى است) در این یک‌سال گذشته بسیار خدمت کردند نباید این‌ها را دکوراژه کرد باید تصدیق کرد که هم هیئت مدیره و هم بازرسان خوبى بودند که از هر حیث وضع تشکیلات آنها خوب بود و باید از آن‌ها فدردانى کرد و این قدر توهین و افترا و تهمت شایسته نیست (احسنت- احسنت)

رئیس- آقاى ارسلان خلعتبرى‏

خلعتبرى- بنده عرایضم امروز دو قسمت است یکى راجع به موضوع چاى است دوم راجع به مجلس و دولت و اکثریت و اقلیت (احسنت) (صفایی- دومی‌ را اول بفرمایید) (زنگ رئیس) عرض کنم مدرم مملکت همه پیش ما مساوى هستند هم تولید‌کنندگان چاى شمال و همینطور اشخاصى که وارد کسب و تجارت چاى خارجى هستند ما باید منافع همه را در حدود منافع کشور و مقررات صحیحش در نظر بگیریم متأسفانه سیاست وزارت افتصاد ملى در سنوات گذشته در مورد چاى قسمتى صحیح بوده است حمایت محصول چاى است و نتیجه حمایت این شد که مخصوصاً چون جناب آقاى دکتر امینى این‌جا هستند از ایشان قدردانى می‌کنم که واقعاً رد موقع خودش اساس این حمایت را قرار دادند (صحیح است) در شمال 8 کارخانه تولید چاى داشتیم و در ظرف این 4 سال الان 75 کارخانه تولید چاى داریم (مهندس جفرودى- مرهون زحمات ایشان است) سطح کشت و سطح زراعت چاى نه هزار هکتار بود حالا مجله رسمی ‌وزارت اقتصاد می‌گوید به 12 هزار هکتار رسیده ولى سطح کشت بیشتر است و اگر به همین ترتیب پیش برویم بعد از ده سال سالى چهارصد پانصد میلیون تومان چاى وارد نمی‌کنیم و این یک خدمت بزرگى است که به کشور می‌شود اما اشتباهى که شد این بود که در محدودیت ورود چاى خارجى زیاد افراط کردند یعنى جلوش را بی‌موقع گرفتند و چاى مورد احتیاج وارد نشد و قیمت چاى بالا رفت در صورتی که باید اجازه می‌دادند که باندازه احتیاج چاى وارد شود (صحیح است) و حالا هم منصفانه باید ترتیبى داد که مصرف مملکت به قدر کفایت از خارجه وارد بشود و الّا اگر نشد از طریق قاچاق وارد می‌شود (احمد فرامرزى- به چه صورت؟ به شرطی که به اشخاص معین ندهند) مقصود این است که ترتیب صحیحى بدهند که عادلانه باشد اما راجع به عمل اخیر وزارت اقتصاد ملى، وزارت اقتصاد با این پیشرفتى که چاى محصول داخلى کرده بود دفعه تصویب‌نامه‌ای صدر کرد و صدور چاى داخلى را منع کرد در صورتى که چاى ایران در بعضى از جاهاى دنیا بازار پیدا کرده بود و جنس داخلى وقتى در جایی بازار پیدا کرد نباید جلوى صدور او را گرفت براى این که صدور آن موجب تشویق می‌شود و توسعه کشت سبب می‌شود که به تدریج مملکت از یک متاع خارجى بی‌نیاز بشود و این جلوگیرى از صدور چاى به هیچ‌وجه تأثیرى در پایین آوردن قیمت چاى نخواهد داشت براى این‌ که مردم ایران و خیلى از جاها در مجالس عمومی‌در دهات قهوه‌خانه‌ها در منازل و اجتماعات در ایلات و عشایر چاى خارجى مصرف می‌کنند (مهندس جفرودى- در روضه خوانى‌ها) و در روضه خوانى‌ها چون مصرف چاى خارجى در داخل مملکت زیاد است به هیچ‌وجه وجد یا عدم چاى داخلى تأثیرى در پایین آوردن و یا بالا بردن قیمت نخواهد داشت و اگر تا شش ماه دیگر این منع صادرات چاى باقى بماند یک لطمه و ضرر مسلمی‌است به محصول چاى داخلى مملکت و هیچ تفاوتى هم از لحاظ پایین آوردن قیمت نخواهد کرد (صحیح است) این است که من از طرف دو میلیون نفر مردم گیلان و مازندران و به نمایندگى آقایان نمایندگان محترم این دو استان ایران از دولت خواهش می‌کنم و می‌خواهم که تصویب‌نامه منع صدور را لغو بکنند براى این‌که مردم مشوش شده‌اند و قیمت چاى پایین آمده و آن نتیجه‌ای که منظور بوده بدست نخواهد آمد مخصوصاً این‌که بعد از تصویب‌نامه منع صدور به فاصله دو روز اجازه ورود چاى خارجى به طور مطلق داده شد بنابراین بعد از آن دو روز می‌بایستى تصویب‌نامه منع صدور لغو شده باشد من این تقاضا را می‌کنم و جناب آقاى دکتر امینى از جنابعالى هم که وزیر دارایی هستید خواهش می‌کنم در هیئت دولت که حاضر شدید از طرف نمایندگان گیلان و مازندران

+++

از دولت بخواهید (یک نفر از نمایندگان- از طرف همه نمایندگان) از طرف همه نمایندگان بخواهید که این تصویب‌نامه را لغو کنند این محبتى است که آقیان در مورد این دو استان می‌کنند و بنده از همه آقایان نمایندگان متشکرم مسئله دوم، دولت در شرف تنظیم تصویب‌نامه‌ای است براى حمایت چاى داخلى بنابراین مردم گیلان و مازندران مشوش نباشند تا چند روز دیگر این تصویب‌نامه تصویب خواهد شد و وعده هم داده شده است که منع صدر در آن تصویب‌نامه جدید لغو بشود بنده این مطالب را این‌جا گفتم که مردم مشوش نباشند حالا اشتباهى شده است خود وزارت اقتصاد اگر از اشتباه خودش برگردد بهتر است تا این‌ که مردم ایراد کنند و باو بگویند و مجبور بشود رفع کند بنابراین این قسمت از عرایض بنده تمام شد (احسنت) اما قسمت دوم راجع به دولت و مجلس از وکلا سؤالاتى می‌شود که چه خبرى است هیچ خبرى نیست، براى این‌که در مجلس باید منتظر برخورد افکار و عقاید بود بنابراین در هیچ کجاى مملکت هیچ کس بخودش وحشت و نگرانى نباید راه بدهد مجلس است، عده‌ای موافق و مخالف در مجلس صحبت می‌کنند لازمه و شأن پارلمان این است بنابراین در پارلمان انتقاد باید بشود منتهى انتقاد از حد اعتدال و از حد انصاف نباید خارج بشود (صحیح است) و در حدود نزاکت باید باشد پس بنابراین بنده می‌خواهم بگویم در این‌جا اگر مذاکراتى می‌شود مردم در بیرون هیچ چیز فوق‌العاده‌ای تصور نکنند (صحیح است) وضع مملکت ما چندین سال است که از حال اعتدال خارج شده است و مصلحت این است که به حال اعتدال برگردد در چند سال اخیر رفتار مجلس‌ها و دولت‌ها وکلا، روزنامه‌ها، تبلیغات و دستجات مختلف از حال اعتدال خارج بود و یک وضع غیر ثابتى در این مملکت بوجود آمد گرفتاری‌هاى ما بیشتر از همین خروج از اعتدال سرچشمه می‌گیرد امروز ما از دو جهت بیک حالت اعتدال احتیاج داریم یکى از نظر روابط ما با ممالک خارجى است امروز ما احتیاجاتى بدنیا داریم و دنیا هم می‌خواهد به ما مساعدت بکند اما باید در داخله آماده باشیم و تصور نرود که ما وضعیتى شبیه سال‌هاى قبل خواهیم داشت اصلاحات داخلى هم ممکن نخواهد بود مگر این‌که مجلس ملى و مجلس سنا و دولت‌ها رویه گذشته را کنار بگذارند و رویه جدیدى اتخاذ بکنند زیرا ادامه این رویه که سال‌هاست بین دولت‌ها و مجلس‌ها وجود داشت مملکت را از حال اعتدال خارج کرد و باز هم خارج خواهد کرد و کارها را فلج خواهدکرد بین مجلس و مجلسیان و دولت هیچ‌وقت نباید موافقت کامل باشد اگر مجلس مطیع دولت باشد دیگر مجلس نیست و در ایران هر دولتى که تصور کند ضعف مجلس باعث دوام او می‌شود کاملاً در اشتباه است زیرا مجلس مادام که قوى است می‌تواند دولت‌ها را نگاهدارد و اگر مجلس ضعیف بشود چند نفر با بند و بست سیاسى می‌توانند موجبات سفوط هردولتى را فراهم کنند پس باید همیشه مجلس قوى باشد تا اشخاص متنفذ و اشخاص مختلف نتوانند دولت‌ها را تحت‌تأثیر خود قرار دهند از آن طرف مبارزه مجلسیان با دولت هم نباید از حال اعتدال خارج بشود قانون اساسى و آئین‌نامه مجلس راه مبارزه دولت را براى نماینده مجلس باز گذارده مبارزه باید به صورتى باشد که در ممالک داراى رژیم پارلمانى هست و من معتقدم در مجلس هر کسیکه با هر دولت مخالف باشد باید عمل خود را با یکى از رویه‌هاى معمول دنیا و وضع مملکت خود تطبیق دهد و مخالفت کند اما اعمالى نکند که شبیه اعمال چند سال قبل شود (صحیح است) به عبارت دیگر رویه خود را منطبق با اصول پارلمانى بسازد زیرا در این صورت است که مخالفت مؤثر واقع می‌شود ریشه می‌گیرد و به نتیجه می‌رسد و الّا اگر کشمکشى بین مجلس و دولت و یا دولت‌ها و مجلسیان به صورت سابق وجود داشته باشد و به وجود بیاید همان طور که آقاى دکتر مصدق فایده نبرد و مجلس 16 و 17 هم فایده نبردند یک دسته سومی ‌و بلکه چهارم و پنجمی‌ پیدا می‌شوند که از این وضع استفاده می‌کنند آقایان وکلاى اکثریت هم باید با اقلیت از روى قاعده و انصاف و اصول پارلمانى عمل بکنند (صحیح است) ما امروز کارهاى زیادى داریم مجلس و دولت باید وقت خود را صرف این‌کارها بکند انکارها اگر شد مملکت فایده می‌برد اما جنگ وکلا و دولت وقت مجلس و دولت هر دو را می‌گیرد وقتى روزنامه‌هاى طرفدار دولت به وکلاى مخالف دولت دشنام می‌دهند آنها که در انتظار سقوط دولت مخالفین دولت و مجلس وشوراى ملى هردو هستند از این وضع لذت می‌برند توجه فرمودید آقایان براى وکلا و دولت مخالفینى در خارج هست و این عمل پارلمانى و عمل دولت در این برخورد به همدیگر اگر از صورت معمولى و صحیح خارج بشود و به صورت تشنج در بیاید آن وقت آن‌هایی که منتظر سقوط شما‌ها و دولت هر دو هستند فایده می‌برند و ما فایده نمی‌بریم.

رئیس- وقت شما تمام شد

خلعتبرى- اگر آقایان اجازه می‌دهند ده دقیقه دیگر بنده وقت می‌خواهم‏

رئیس- اجازه بفرمایید عده براى رأى کافى بشود.

دکتر جزایرى- جناب آقاى خلعتبرى اگر دستگاه دولت درست بشود این برخوردها از بین می‌رود و همه این‌ کار‌ها درست می‌شود.

خلعتبرى- همانطور که عرض کردم باید انتقاد صحیح کرد.

رئیس- آقایان بین الاثنین صحبت نکنید (باورود چند نفر عده براى رأى کافى شد) رأى می‌گیریم به ده دقیقه ادامه صحبت ایشان آقایانی که موافقند قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد بفرمایید

خلعتبرى- بنده همین جا یک چیزى یادم آمد که جدال اگر از حد اعتدال خارج بشد باعث می‌شود که حرف‌هایی زده شود سخن‌هایی از روى ستیزه زده بشود که با واقع تطبیق نکند یادم می‌آید که آقاى علاء در دولت و در کابینه اخیرش راجع به نفت در مجلس دو گزارش خواند و به شدت با انگلیس‌ها و شرکت نفت مخالفت کرد و یادم می‌آید در کتابى که مورخ معروف ‌هارولد نیکلسن نوشته است خواندم همین آقاى علاء از عوامل مؤثر الغاء قرارداد 1919 ایران و انگلستان بود و این مرد در شوراى امنیت در موضوع آذربایحان به این مملکت خدمت کرد (صحیح است) دو صورتی که در مقام ستیزه اشخاصى باین شخص محترم در آن موقع بد گفتند در حالى که می‌دانستند خلاف واقع است این است که بند ه اگر عرایضى خدمت آقایان می‌کنم براى این است که مبارزه پارلمانى و مبارزه دولت با وکلاى مجلس از حدود متعارف نباید خارج بشود و اگر از حدود متعارف خارج شد به ضرر هردو است (احسنت) و ما باید طرفدار این اصل باشیم البته حقایق را هم بفرمایید (کریمى- دولت با مجلس مبارزه نمی‌تواند داشته باشد) به این جهت است که بنده باکثریت مجلس و اقلیت مجلس به هر دو احترام می‌گذارم و به آقایان عرض می‌کنم اول به فکر مملکت باشند و بعد به فکر مبارزه در مجلس بین خود یا با دولت و دفتار خود را طورى تعدیل کنند که با رویه و اصلى که در ممالک پارلمانى هست منطبق باشد و برخلاف رویه سال‌هاى قبل باشد بنده درمیان آقایان محترم نمایندگان اکثریت عده‌ای که از سابق آشنایی داشتم و عده‌ای هم که این‌جا شناختم حقیقت مردم شریفى هستند در میان اقلیت که بعضى از آنها از دوستان قدیمی‌ و همیشگى بنده بودند و هستند بسیار مردم شریف و خوبى هستند هیچ‌کس هم نمی‌تواند بگوید که این خوب یا آن بد است بنابراین آقایان باید خودشان شئون و احترامات همدیگر را منظور بدارند خداى نکرده خودخواه نباشند نمی‌شود گفت که این دسته بدخواه مملکت است و آن دسته خیرخواه مملکت است اختلاف در سلیقه است اختلاف در طرز فکر است و در طرز عمل است و من معتقدم که اگر ما به حال اعتدال برگردیم به مملکت خدمت خواهیم کرد (صحیح است) و بنده یک چیزى حضور آقایان می‌خواهم عرض کنم و به عرایض خودم خاتمه بدهم برای این‌که نمی‌خواهم بیش از این وقت مجلس و آقایان نمایندگان محترم را بگیرم و آن این است که مبارزه سیاسى باید در این مملکت به نظر بنده طرز و رویه‌اش عوض بشود‌ این طرز و رویه‌ای که از چند سال به این طرف در مملکت براى مبارزه سیاسى وجود داشت یک طرز صحیح و خوبى نبود یعنى افراط می‌کردند در راه مبارزه سیاسى و این افراط سبب می‌شد که هر یک از طرفین از جهتى خارج بشوند که من باب مثال می‌گویم دولت سابق در حینى که مبارزه می‌کرد با اقلیت مجلس صمیمی‌ترین رفقا و همکاران خودش را که از مؤثرترین اشخاص در روى کار آوردن آن دولت بودند مورد حمله و هتاکى قرار میداد اسم نمی‌خواهم ببرم این براى این است که از رویه و اصول خارج شده بود و از حد اعتدال خارج شده بود مبارزات سیاسى به نظر بنده باید هدف داشته باشد و هدف هم باید خدمت به مملکت باشد هدف اگر خدمت به مملکت بود روى اشخاص دیگر نخواهد رفت منظور از مبارزات سیاسى هیچ‌وقت نباید این باشد که چه شخصى نخست‌وزیر نباشد حالا این دولت امروز هست یک عده از آقایان وزرا‌ هم با این دولت هستند (دکتر جزایرى- به نظر جنابعالى کارشان خوبست یا نه؟) اگر خوبند کارشان خوب است همه‌شان خوبند اگر کارشان بد است همه بدند در مسئولیت همه‌شان شریکند در مقابل مجلس می‌خواهم عرض کنم اگر دولت برود شما که مثل آقاى دکتر امینى و مثل چند نفر دیگر را می‌شناسید در دولت هستند از کجا پیدا می‌کنید پس آمدن یک نخست‌وزیر دیگر این به خودى خود دردى را دوا نمی‌کند البته باید سعى کرد اشخاص خوب بیایند اشخاصى صالح و باتقوى بیایند در این هیچ تردیدى نیست اما نباید اجاره بدهیم یک اشخاص در خارج مشغول بند و بست بشوند این رویه که با بودن شاه مملکت که حق دارد نخست‌وزیر تعیین کند و با بودن مجلس که می‌تواند رأى عدم اعتماد بدهد به در خانه این و آن رفتن براى مقام نخست‌وزیرى و وزارت این راه باید بسته شود (صحیح است) مردم باید عادت کنند اشخاص سیاسى باید عدت کنند شاه را بشناسند و مجلس را بشناسند بیخود تشنج درست نکنند مجلس و اعلیحضرت همایونى باید در این مسائل هر کدام مطابق اصولى که قانون اساسى بهشان حق داده خودشان عمل کنند تا این بساط است بسا اشخاص خوش نام را اشخاص تحریک می‌کنند و از احساسات وطن‌پرستی و عواطف آن‌ها استفاده می‌کنند اما وقتى سر کار آمدند اول لگد به آن‌ها می‌زنند (صحیح است) اشخاصى که می‌آیند و پست می‌خواهند که نخست‌وزیر بشوند یا وزیر بشوند این‌ها به در خانه این و آن که رفتند باید هزار جور وثیقه قبلى بدهند مقروض و مدیون می‌شوند وقتى که آمدند سرکار باید قروضشان را به آن اشخاص بند و بست‌چى بپردازند و جبران کنند بنابراین نمی‌توانند

+++

مورد قبول مجلس باشند اما اگر یک نخست‌وزیرى را شاه تعیین کرد شاه مبرى از این حرف‌ها است (صحیح است) بنابراین من می‌خواهم همکاران محترم را دعوت کنم به این‌که انتقاد بکنند خرابى‌ها را نشان بدهند اما این را در نظر داشته باشند که در این‌جا فقط در نفر دو مقام مؤثر است یکى شخص شاه که خیرمملکت را می‌خواهد یکى هم مجلس شوراى ملى که حقوقى که مطابق قانون اساسى دارد می‌تواند اعمال کند و نباید اجازه داد این بازی‌ها تکرار بشود و اگر تکرار شد همانطوری که به در خانه من و شما می‌آیند ممکن است به سفارتخانه هم بروند و باید خورد کرد این فکر را باید طرز سیاسى و رویه کار را عوض کرد و اگر عوض نکنیم به شما قول می‌دهم که نه ما موفق می‌شویم در این دوره و نه هیچ مجلسى موفق خواهد شد براى این‌که پنج، شش ماه باید صرف آوردن یک دولت بشود و پنج و شش ماه هم از روزى که ‌آمد صرف مبارزه با آن دولت بشود (قنات‌آبادى- و این کار بنفع کمونیست‌ها است) باید کارهاى سیاسى و مبارزات پارلمانى را طورى کرد که اشخاصى که در کمین سقوط شاه، دولت و مجلس و مملکت و همه شما و همه وطى‌پرست‌ها هستند نتوانند به مقصود برسند (صحیح است) (دکتر جزایرى- و اما دولت هم باى دستگاه‌هایش را درست کند) عرض کنم این مطالبى که من این‌جا گفتم مقدمه‌ای براى اخذ نتیجه است وضع مملکت با این حرف‌ها درست نمی‌شود وقتى سر کار می‌آید یک وظایفى در مقابل مملکت دارد وضع امروز ایران با سه سال پیش فرق دارد ما از سال بعد سالى چندصد میلیون دلار از درآمد نفت خواهیم داشت قرضه داریم تحصیل می‌کنیم باید وضع ادارى و وضع اقتصادى مملکت ما مورد توجه قرار بگیرد و اصلاح بشود آقایان من هیچ‌وقت نه طرفدار یک دولتى بی‌خود هستم و نه مخالف هستم من اگر کار خوب از دولتى ببینم کار خوب را تأیید می‌کنم و کار بد را تنقید می‌کنم من از روزى که در مجلس آمده‌ام همه آقایان شاهد هستند در حضور همه به آقاى نخست‌وزیر گفتم، آقاى نخست‌وزیر شما آمدید سرکار در این مقام زحمت کشیدید خودتان را به خطر انداختید این‌ها تمام مقدمه بود براى اخذ یک نتیجه و آن نتیجه اصلاح وضع مملکت است گفتم چند نفر ناباب و بدنام شما را احاطه کرده‌اند همین جا گفتم به آن‌ها اردنگ بزنید و از خودتان دور کنید (دکتر جزایرى- اما نصایح شما را گوش نکردند) اجازه بدهید مطالب را باید گفت تا یک حدى هم می‌شود صبرکرد اما اگر وضع درست نشد ما عاشق جشم وابروى کسى نیستیم امروز وضع مملکت در یک قسمت‌هایی بد‌تراز سابق شده است و در یک قسمت‌هایی هم هیچ توفیق حاصل نشده است (صحیح است) این آقایان وضع اتوبوسرانى تهران را نمی‌خواهند عوض کنند طرز کارشان درست نیست در این هیئت دولت بسیار اشخاص خوبى هم هستند، اشخاص صحیحى هم هستند من تردید ندارم که سپهبد زاهدى، گرچه ممکن است دوستان من خوششان نیاید، نیت دادند که به مملکت خومت بکنند (صحیح است) اما متأسفانه تا کنون در انتخاب اسباب و ابزاز کار حسن تشخیص نشان نداده‌اند، مأخوذ به حیا شده است بعضى از دوستان ناباب به او خیانت کرده‌اند سوءاستفاده کرده‌اند باید آن‌ها را با کمال شجاعت از خودش دور بکند (عبدالصاحب صفایی- ممکن است بفرمایید آن فاسدها کى هستند؟) بنده‏ می‌خواهم به آن‌ها نهایت حسن‌نیت عرض کنم آقایان تشنج به صلاح مملکت نیست حرف را با نخست‌وزیر مملکت باید زد باید با نهایت انصاف حرف‌ها را زد، انتقادات را گفت. بسیارى از انتقادات وارد است اما من می‌گویم اگر از طریق مجلس و از طریق مراجعه و از طریق انتقاد صحیح ما عمل کنیم مجلس بهتر می‌تواند نظر خودش را به دولت تحمیل کند و باید نظریات و افکار صحیح و اصلاح‌طلبانه را به دولت تحمیل کرد در این‌جا اکثریت واقعى وجود ندارد همه خواهان مملکت هستیم، همه طرفدار مبارزه بافساد هستیم تاکنون هم مبارزه با فساد نشده است خود دوستان سپهبد زاهدى معتقد هستند که این وضع باید اصلاح شود براى این‌که این وضع را اصلاح کنید باید اشخاص خوب را انتخاب کنید پریروز سه نفر به عنوان مشاور خودشان انتخاب کردند چه حسن اثرى داشت دکتر مهران، دکتر نصر، مهندس طالقانى، باید ده‌ها مث این‌ها بیاورید و برنامه کار باین قبیل اشخاص بدهید اشخاص خوشنامی ‌در دستگاه دولت بیاورید که هیچ‌کس جرأت نکند به حریم نخست وزیرى نزدیک شود، اغفال کنند و منافع خودشان را تأمین بکنند من این مسائل را در نهایت حسن‌نیت عرض می‌کنم امیدوارم آقایان مخالفین دولت هم رویه خودشان را بر اصول اعتدال و نزاکت قرار بدهندکه ما بتوانیم از اظهارات منطقى آن‌ها استفاده بکنیم و اظهاراتى هم که می‌شود اگر چنانچه منطقى نباشد کسى قبول نخواهد کرد بنده این تذکرات دوستانه را نسبت به هر دو طرف آقایان و همه دوستان عرض می‌کنم (احسنت، احسنت)

رئیس- آقاى رضایی‏

رضایی- بنده پنج دقیقه از وقت خودم را می‌دهم به آقاى دکتر جزایرى بفرمایید.

دکتر جزایرى- عرض کنم بنده چون به حسن‌نیت جناب آقاى خلعتبرى کمال اطمینان را دارم و می‌دانم این مطالب را با کمال حسن‌نیت از نظر راهنمایى فرمودند بنده به سهم خودم تشکر می‌کنم اما یک مطلبى را باید خدمت آقایان و به آقاى خلعتبرى و همه دوستان عزیزم عرض کنم آقایان خود شاهد هستید که در بدو تشکیل این مجلس اقلیتى وجود نداشت همه براى پیشرفت کارهاى مملکت و پیشرفتکارهاى دولت همکارى می‌کردند (صحیح است) خود جناب آقاى خلعتبرى همین تذکراتى که امروز فرمودند در روز اول مجلس فرمودند بعضى از دوستان ایشان هم آقایان اکثریت و اقلیت فعلى، هر کس به سهم خودش یک تذکرات دوستانه داد و واقعاً از روى خیرخواهى به مملکت گفتبنده کوچک هم به سهم خودم اگرخاطر مبارکتان باشد عرض می‌کردم ما این تذکرات را امروز با کمال ادب و انسانیت و ملایمت می‌دهیم بعد هم با ادب تذکر خواهیم داد ولى خیل جدى‌تر و شدیدتر خواهیم داد آقایان مطمئن باشند و بنده و همه اعضاى اقلیت و دوستان به خدا نظر خاصى به کسى نداریم (صحیح است) ما دلمان می‌خواهد این مشکلات رفع بشود اول آرام گفتیم، ملایم گفتیم خودتان تصدیق می‌فرمایید که اثر نکرد متأسفانه با تمام مطالبى که جناب آقاى خلعتبرى فرمودند در دولت فعلى یک عیب هست و آن این است که هى بایدانتقاد کرد، داد زد و فریاد زد تا یک کار جزیی را درست کنند خوب خودشان درست کنند. تا این حرف‌ها پید نشود بنابراین در این اصل اقلیت و اکثریت و تمام مجلس شریک هستند که در دستگاه دولت نواقصى هست پس همه کمک بفرمایید که همه کمک بفرمایید که نواقص رفع بشود اگر نواقص رفع شد و دیدید که بنده و امثال بنده عرضى این‌جا کردیم هر چه می‌خواهید بفرمایید بنابراین فکر نکنید که روى شخص به خصوص، روى غرض به خصوص هست بنده به طور اطمینان می‌گویم که شخصیت و غرض در بین نیست اما همانطوری که آقاى خلعتبرى فرمودند اگر از یک طرف کشیده بشود خودبخود کشیده می‌شود اصلاح کنند تا تصادم و مبارزه و معارضه از بین برود (احسنت)

رئیس- آقاى رضایی بفرمایید

رضایی- یکى از عواملى که براى تشویق صادرات و ازدیاد فدرت تولید مملکت مورد استفاده قرار می‌گیرد طبقه‌بندى کارهاست در بسیارى از ممالک به این طریق صادرات کشور را تشویق می‌کنند و بالنتیجه سطح تولید مملکت را بالا می‌برند در زمان اعلیحضرت فقید که برنامه‌های صحیح و دقیقى براى بالا بردن میزان صادرات کشور قدرت تولید مملکت طرح شده بود انصافاً نتیجه مطلوب حاصل شده بود و صادرات و واردات مملکت توازن پیدا کرده بود و مؤثرترین عملى که در آن موقع براى نیل به این هدف انجام شده بود طبقه‌بندى کالاها بود تعادل واردات و صادرات کشور مسلماً از تعارل بودجه مهم‌تر و عدم توازن آن براى مملکت خطرناک‌تر است این طریقه طبقه‌بندى کالاه فعلاً تاحدى در ایران اجرا می‌شود و از این نقشه به منظور تشویق بعضى از کالاهاى صادراتى که احتیاج به تشویق بیشترى دارد استقاده می‌شود در حال حاضر کالاهاى صادراتى و وارداتى کشور به دو طبقه تقسیم می‌شود آن قسمت از کالاهاى وارداتى که مصرف عامه دارد و مورد احتیاج عموم است مانند قماش و دارو و کالاهایی که براى بال بردن سطح تولید مملکت الزامی است مانند لاستیک. ماشین‌آلات صنعتى و کشاورزى جزء کالاهاى طبقه یک محسوب می‌شود و کالاهاى غیرضرورى و تجملى مانند اتومبیل‌هاى سوارى، اوازم آرایش جوراب نایلون و کروات سولکا جزو کالاهاى طبقه دو محسوب می‌شود کالاهاى صادراتى نیز مانند کالا‌هاى وارداتى به دو طبقه تقسیم می‌شوند آن قسمت از کالاهاى صادراتى کشور که احتیاج به حمایت کمترى دارند و قیمت‌هاى آن‌ها در بازارهاى خارج نسبت خوب است و یا در داخله ارزانتر تهیه می‌شود بازار فروش در خارجه دارد و بازارهاى خارجى به آن کالاها احتیاج دارند و کشورهاى دیگر کمتر با آنها رقابت می‌کنند آنها را جزء کالاهاى صادراتى طبقه یک منظور می‌نمایند و آن قسمت دیگر از کالاهاى صادراتى که بازار فروش آن‌ها در خارجه خوب نیست و ممالک دیگر با آن‌ها رقابت می‌نمایند جزء کالاهاى صادراتى طبقه دوم منظور گردیده‌اند در قیمت خرید و فروش گواهى‌نامه ارز براى هر یک از این دو طبقه تفاوتى قائل شده‌اند و به این ترتیب نسبت به آن قسمت از کالاهاى صادراتى که جزو طبقه دوم محسوب می‌شوند حمایتى می‌شود تا امروز دولت و بانک ملى در خرید و فروش گواهی‌نامه ارزى کالاهاى درجه دو مداخله‌ای نداشت بدین معنى که دولت نرخ خرید و فروش گواهینامه ارز را که معین می‌کرد فقط مربوط بود به نرخ خرید و فروش‏ گواهی‌نامه کالاهاى درجه یک و نرخ خرید و فروش گواهی‌نامه ارزى کالاهاى ارزى درجه دو تابع عرضه و تقاضا بود و بدین ترتیب تشویق مختصرى در حدود دلارى دو، سه ریال نسبت به آن قسمت از کالاهاى صادراتى ما که فروش آن در بازارهاى خارج مشکل بوده و دیگران با آن رقابت می‌نمایند به عمل می‌آمد متأسفانه شنیده می‌شود که دولت تصمیم دارد از ابتداى سال آینده این طبقه‌بندى را لغو کنند به نظر بنده این عمل صحیح نیست و این شایعه تولید‌کنندگان کالاهاى صادراتى را دچار هراس کرده است و اگر این خبر صحیح باشد و این تصمیم اجرا شود مسلماً قسمت زیادى از صادرات ما صدمه خواهد دید و به احتمال قوى بعضى از آن‌ها به کلى از بین خواهد رفت و به قدرت تولید مملکت زیان خواهد رسید و بالنتیجه این تفاوتى که امروز

+++

میان واردات و صادرات مملکت موجود است نه تنها از بین نمی‌رود و کمتر نمی‌شود بلکه با از بین بردن طبقه‌بندى کالاها این قاصله بیشتر می‌شود و مسلماً مملکت در صورت اجرای این تصمیم از نظر اقتصادى زیان قاحش خواهد دید. استدعاى بنده این است که این تشویق مختصر را از کالاهاى صادراتى که احتیاج زیادى بتشویق دارند دریغ نکنند و براى بالا بردن سطح تولید مملکت و ازدیاد قدرت تولید کشور مانعى ندارد که مصرف‌کنندگان کالا‌ى لوکس و تجملى آن کالاها را یکى دو درصد گرانتر بخرند (صحیح است)

3- تقدیم دو فقره سؤال به وسیله آقایان شوشترى و درخشش

رئیس- وارد دستور می‌شویم

شوشترى- اجازه می‌فرمایید؛

رئیس- سؤالى دارید؟ بفرمایید.

شوشترى- بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم خیلى متشکرم جناب آقاى وزیر دارایی و جناب آقاى دکتر مفخم معاون محترم وزارت اقتصاد ملى تشریف دارند، می‌خواستم استدعا کنم این سؤالى که فعلاً تقدیم مقام ریاست می‌کنم راجع به معادن سبزوار و سوءاستفاده‌هایی است که می‌شود زودتر تحقیق کرده جواب بفرمایند تا مجلس و ملت ایران از حقایقى آگاه گردند (احسنت)

رئیس- آقاى درخشش.

درخشش- سؤالى است از وزارت کشور راجع به جاده جدید‌التأسیس شمیران تقدیم می‌کنم

4- بقیه مذاکره راجع به اجازه استخدام استادان خارجى دانشکده‌هاى شهرستان‌ها و تصویب آن

رئیس- لایحه استخدام استادان خارجى شهرستان‌ها مطرح است پیشنهاد رسیده راجع به معلمین خارجى قرائت می‌شود

(به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم تبصره زیر اضافه شود: دانشگاه تهران نیز مجاز است از استادان عالی‌مقام و مشهور کشورهاى اروپا و آمریکا براى تدریس در دانشگاه تهران استخدام نماید عمیدى نورى، دکتر عدل، صارمی ‌دکتر بینا- بیسار خوب است.

رئیس- آقاى عمیدى نورى

عمیدى نورى- عرض کنم این الیحه یکى از لوایح بسیار خوبى است که در مجلس شورای ملى مطرح است و آن اقدامی ‌است براى بالا بردن سطح علم و دانش در این کشور بنده در خدمت جناب آقاى دکتر امینى و جناب آقاى صارمی ‌استفاره کرده و پیشنهادى دادیم وآن از نظر این است که بتوانیم در دانشگاه خودمان که یکى از بهترین مؤسسات فرهنگى مملکت است و چشم و چراغ مملکت و نسل آینده را باید تربیت کنیم (مهندس اردبیلى- براى تمام شهرستان‌ها) البته شهرستان‌ها هم هست و نظر ما به طور کلى این بود که بتوانیم از عالماى مشهور و معروف اروپا وآمریکا استفاده کنیم براى دانشگاه که شامل مرکز و شهرستان‌ها باشد بنده خاطرم می‌آید موقعی که ما در مدرسه حقوق در سى سال پیش تحصیل می‌کردیم معلمین حقوق ما اروپایی بودند ما جهار معلم فرنگى داشتیم که متخصص علم اقتصاد و حقوق ادارى و جزایی بودند و ما تحصیل می‌کردیم حالا در دانشگاه ما با این‌که سطحش خیل بالا رفته، قسمت علوم و حقوق و طب زیاد شده معهذا ما هنوز از متخصصین و علماء مشهور استفاده براى دانشگاه نکرده‌ایم و این موضوع از قراری که بنده تخقیق کردم خود دانشگاه توجه کرده و در نظر هم گرفته و با جناب آقاى وزیر دارایی هم مذاکره شده و قبول فرموده‌اند (وزیر دارایی- به شرط وجود اعتبار) البته بشرط وجود اعتبار قبول کرده‌اند دانشگاه هم بودجه‌اش در نظر گرفته فقط یک محوز قانونى از مجلس شورای ملى می‌خواهد به نظر من یک اقدام بسیار خوبى است و اگر موافقت بفرمایید ما می‌توانیم سطح علم و فرهنگ خودمان را از این حیث بالا برده باشیم و چون آقایان علاقه‌شان این است که شهرستان‌ها هم قید شود مانعى ندارد شهرستان‌ها هم اضافه شود (بعضى از نمایندگان- علاوه بر شهرستان‌ها) بله علاوه بر شهرستان‌ها.

مهندس جفرودى- بنده یک تذکر اصلاحى دارم راجع به این پیشنهاد

رئیس- اگر پیشنهاد اصلاحى دارید بنویسید بدهید

صدرزاده- مال شهرستان‌ها 20 نفر بیشتر نیست‏

دکتر بینا- شهرستان‌ها 20 نفر هستند تازه قانونش گذشت‏

رئیس- پیشنهاد قرائت می‌شود توجه کنید که رأى بگیریم (مجدداً پیشنهاد با اصلاحى که به عمل آمد به شرح زیر خوانده شد) دانشگاه تهران نیز مجاز است اضافه از تعداد فوق براى شهرستان‌ها از استادان عالی‌مقام و مشهود کشورهاى اروپا و آمریکا براى تدریس در دانشگاه تهران استخدام نماید.

بعضى از نمایندگان- بسیار خوب است.

رئیس- بسار خوب است ولى مستلزم خرج است باید آقاى وزیر دارایی موافقت کنند.

صارمى- در بودجه دانشگاه منظور شده و آقاى وزیر دارایی هم موافقند

وزیر دارایی- عرض کردم در حدود اعتبار اشکالى ندارد.

رئیس- رأى گرفته می‌شود به این پیشنهاد آقایانی که موافقند قیام فرمایند (اغلب قیام نمودند) تصویب شد. پیشنهاد دیگرى نیست به کلیه این لایحه رأى گرفته می‌شود آقایانی که موافقند با این لایحه و اصلاحاتی که شده قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد به مجلس سنا ارجاع می‌شود

5- طرح و تصویب دو فوریت طرح پیشنهادى دایر به اجازه استفاره از اعتبار 1333 راه سازه تا آخر سال 1334

رئیس- طرحى رسیده از طرف آقایان نمایندگان قرائت می‌شود

(به شرح زیر قرائت شد)

ریاست معظم مجلس شورای ملى وضع عمومی ‌راه‌های کشور و لزوم اصلاح آن از اهم مسائل می‌باشد و بر کسى پوشیده نیست و چون اعتبارات ساختمانى سال‌هاى قبل از 1333 که یک قسمت آن مصرف و یک قسمت آن باقیمانده است و مصرف آن در سال‌هاى بعد محتاج به اجازه مجلس شورای ملى می‌باشد این‌ جانبان پیشنهاد‌کنندگان ماده واحده زیر را با قید سه فوریت پیشنهاد و تصویب آن را استدعا داریم ماده واحده اعتبارات راه‌سازی و تعمیرات سال قبل و سال جارى وزارت راه که به تصویب مجلس شوراى ملى رسیده و قسمتى از آن‌ها مصرف و بقیه مصرف نشده است تا آخر سال 1334 قابل تعهد و مصرف خواهد بود. صدرزاده، استخر، قوامى، دهستانى، صارمى، باقر بوشهرى، معین‌زاده، احمد فرامرزى، امید سالار، عبدالرحمن فرامرزى، افشار صارقى، اسکندرى، هدى، مرتضى حکمت و چند امضا‌ دیگر

رئیس- فوریت اول مطرح است آقاى صدرزاده توضیحى دارید بفرمایید.

صدرزاده- براى حفظ امنیت، توسعه تجارت و تمام مسائل عمران و آبادى احتیاج به راه است (صحیح است- احسنت) اعتباراتى در سال گذشته و سال جارى از تصویب مجلس شوراى ملى گذشته است براى راه ولى به مصرف نرسیده است (صحیح است) این بود که این پیشنهاد تقریم شد و گمان می‌کنم این مطلب مبتلا به تمام آقایان نمایندگان محترم است راجع به حوزه انتخابیه‌شان بنده از حضور آقانان استدعا می‌کنم که با این طرح موافقت بفرمایند رأى بدهند تا وزارت محترم راه بتواند از محل این اعتبار براى راه‌هایی که محتاج به مرمت و تعمیر هست استفاره کند ضمناً این نکته را وظیفه دارم از طرف مردم فارس به عرض مجلس شوراى ملى برسانم که در این مسافرتى که جناب آقاى وزیر راه به فارس فرمودند مساعدت‌ها و اقدامات مهمی ‌براى تسطیح راه‌های جنوب فرمودند که قاطبه اهالى فارس از اقدامات مفید ایشان متشکرند (حسن مکرم- همه جا متشکرند)

رئیس- آقاى قنات آبادى مخالفید؟

قنات آبادى- موافقم‏

رئیس- آقاى پورسرتیپ‏

پورسرتیپ- موافقم‏

رئیس- آقاى دولت آبادى مخالفید؟

دولت آبادى- موافقم؟

رئیس- آقاى کیکاوسى با فوریت مخالفید؟

کیکاوسى- بله، مخالفم‏

رئیس- بفرمایید

کیکاوسى- بنده خیلى علاعه نداشتم در این طرف سال وارد مباحثه بشوم ولى بنده را وارد می‌کند چیزهایی که مشاده می‌کنم در این قسمت سال عرض کنم و با نهایت تأسف مخالفت کنم براى این‌که اگر هرآینه بنا باشد اعتبارى تصویب بشود و از مجلس بگذرد و به موقع خودش به مصرف نرسد باید ایمان داشته باشیم که خسارتى که به مملکت وارد می‌شود بیش از آن چیزى است که فکر می‌کنیم اگر مجلس در یک اعتباراتى در یک موقع تصمیماتى بگیرد و بگویند انجام بدهید موظف هستند که بروند انجام بدهند و اگر انجام ندهند خسارت و ضررش متوجه دولت می‌شود بنده هم مخالف با فوریتش هستم و هم با اصل طرح مخالفم‏

مهدى ارباب- بنده موافقم‏

رئیس- یک نفر موافق صحبت کرد رأى گرفته می‌شود به فوریت اول آقایانى که موافقند قیام فرمایند (عده زیادى قیام نمودند) تصویب شد فوریت دوم مطرح است. آقاى پورسرتیپ مخالفید؟

پورسرتیپ- به مخالفم‏

رئیس- بفرمایید

پورسرتیپ- عرض کنم این طرحى که تقدیم مجلس شده است مورد قبول همه نمایندگان است و پیشنهاد تازه و طرح اضافى هم نیست و تحمیلى هم بر بودجه نیست زیرا همین اعتبارات بوده است اما می‌خواستم استدعا کنم که با یک فوریت باشد (صارمى- با دو فوریت باشد یک فوریتش را پس بگیرند) اگر یک فوریتش را پس بگیرند بنده مخالفتى ندارم تا مطالعه بشود بهتر است خواهش می‌کنم یک فوریتش را پس بگیرند (صدرزاده- مطالعه ندارد) (قنات‌آبادى- اعتبار مصوب است) چرا خرج نکردند؟ لابد موانع و مشکلاتى بوده است که خرج نکردند مطالعه کنیم که چرا خرج نکردند چه مانعى دارد که با یک فوریت باشد بنده منظورم این است که با یک فوریت باشد که بهتر مطالعه بشود ببینیم چرا خرج نکرده‌اند.

رئیس- آقاى وزیر دارایی‏

وزیر دارایی- بنده می‌خواستم تقاضا کنم در این امورمالى یک قدرى مطالعه و دقت بشود البته نظر آقایان نمایندگان صحیح است آنچه در این اعتبار تعهد خرج

+++

شده است تا آخر خرداد قابل پرداخت است و بودجه هم الان تقدیم شده است بنده خیلا می‌کنم که با دو فوریت آقایان موافقت بفرمایند و فوریت سوم را پس بگیرند که یک مطالعه‌ای شده باشد که اگر برخوردى با مقررات کرد رفع اشکال بشود. فى‌المجلس بنده استحضار ندارم که موضوع از چه قرار است البته اعتبار هست ولى استفاره کردن تا آخر سال 34 این برخلاف مقررات مالى است تا آخر خرداد مسلم استکه قابل استفاره است دو فوریتش را تصویب بفرمایید بعد مطالعه کنیم به بینیم چه می‌شود (صحیح است)

رئیس- اغلب نمایندگان امضا‌کننده هم همین نظر را دارند (صحیح است) فعلاً رأى گرفته می‌شود به فوریت دوم آقایان موافقین قیام فرمایند. (عده کثیرى قیام نمودند) تصویب شد براى چاپ و توزیع فرستاده می‌شود.

5- طرح گزارش کمیسیون اقتصاد ملى راجع به آزادى تجارت خارجى‏

رئیس- طرحى که از مجلس سنا راجع به آزادی تجارت خارجى آمده بود. گزارش کمیسیون اقتصاد در جلسه قبل قرائت شد. حالا کلیات مطرح است آقاى درخشش بفرمایید

درخشش- بنده در یک نطق قبل از دستور عقایدم را راجع به الغاء قانون انحصار تجارت عرض کردم ولى چون وقتم تمام شده بود نتوانستم عرایضم را خاتمه بدهم بقیه عرایضم را الان عرض می‌کنم مخالفت من با لغو قانون انحصار تجارت خارجى به منظور پشتیبانى از اکثریت تجار شراقتمند و متدین و میهن‌پرستى است که همواره در کسب و کار هود عدالت و انصاف را رعایت می‌نمایند و مصالح مملکت را در نظر می‌گیرند، اسم قانون انحصار تجارت خارجى صحیح انتخاب نشده و عدم توجه به مفهوم واقعى این قانون باعث سوءتفاهم‌هایی می‌شود مخالفین اغو این قانون و از جمله این جانب طرفدار این نیستیم که تجارت خارجى واقعاً در انحصار دولت باشد بلکه طرفدار نظارت دولت در تجارت خارجى به نفع بازرگانان ایرانى و مصرف‌کنندگان می‌باشیم و معتقدیم که رشته‌هاى معینى مانند قند و شکر و دخانیات و غیره فقط در دست دولت باشد و تا‌کنون نیز به همین نحو عمل شده است این‌جانب با دقت کامل بیانات موافقین جدى و انشا‌کنندگان قانون لغو انحصار تجارت خارجى را که در مجلس سنا قرائت فرموده‌اند خواندم، موافقین حدى لغو این قانون در بیانات خود حتى یک ایراد هم نتوانستند به خود این قانون بگیرند (صحیح است) و در همه جا از جواز فروشى و رشوه‌خوارى صحبت کرده‌اند‌، انشاء‌کنندگان لغو قانون انحصار تجارت خارجى تمام افتضاحات مربوط به تجارت خارجى را بگردن این قانون بدبخت تحمیل کرده‌اند این آقایان تصریق می‌کنند که نظارت و حمایت از صنایع داخلى خوب و لازم است ولى می‌گویند دولت باید آن را با سیاست تعرفه گمرکى عملى کند من از آقایان سؤالى می‌کنم اگر دولت بخواهد از راه تعرفه گمرکى از صنایع داخلى حمایت کند با فسادى که به تصدیق آقایان در دستگاه وجود دارد آیا بازار قاچاق رواج نخواهد گرفت (احسنت) نتیجه این عمل آن خواهد بود که فساد را از تهران به تمام محیط کشور پهناور ایران منتقل نماییم در حقیقت فساد قاچاق را در همه جا رواج دهیم پس نتیجة بالغو این قانون علاوه بر پایمال شدن حقوقی که تا‌کنون دولت دریافت می‌داشته صنایع داخلى در نتیجه ورود مصنوعات خارجى به طور قاچاق از بین خواهد رفت. آقایان طرفدار لغو انحصار تجارت خارجى با مهارت اصل موضوع نظارت دولت را کنار گذاشته‌اند و به مفاسد فرعى ناشى از این قانون نیست تکیه می‌کنند این استدلال آقایان مانند این است که ما بگوییم چون در دستگاه‌هاى وصولى مالیات‌هاى مختلف فساد و رشوه‌خوارى وجود دارد براى جلوگیرى از فساد بهتر است تمام قوانین مالیاتى را ملغى کنیم و از دریافت مالیات منصرف شویم اگر در برنامه هفت ساله تا‌کنون سوءاستفاده‌هاى کلانى شده و قسمت اعظم سرمایه مملکت در سازمان برنامه حیف و میل گردیده دلیل بر آن نیست که ما از یک برنامه صحیح چندین ساله عمرانى صرف نظر کنیم و براى جلوگیرى از فساد جایی را که عملاً باید عمران و آبادى به وجود آرد تعطیل نماییم اگر در سازمان لوله‌کشی آب مثلاً سوءاستفاده‌هایی به وجود آید نباید به خاطر جلوگیرى از سوءاستفاده‌ها از آب مشروع و تصفیه شده صرف‌نظر نماییم، (مهندس جفرودى- مورد استفاده نمی‌شود انصافاً مردم پاکى هستند) آقایان این همان قانونى است که در تنتیجه اجراى صحیح آن در زنان رضاشاه فقید نزدیک بود کشور ایران را از اکثر محصولات خارجى بی‌نیاز کند در نتیجه اجراى صحیح این قانون و حمایت از صنایع داخلی و احتیاج به مهندس و کارشناس فنى از تمام طبقات جوانان ایرانى به خارجه اعزام شدند و پس از مراجعت به ایران ذوق و استعدادهاى خود را به کار انداختند و مصنوعات داخلى ایران به سوى کمال بردند. متأسفانه محیط فعلى ایران با نداشتن وسایل تجربى لازم نمی‌تواند متحصصین فنى تحویل اجتماع دهد تازه مهندسینى که از دانشکده منحصر به‌فرد فنى فارغ‌التحصیل می‌شوند به علت نبودن وسایل صنعتى و فنى کافى اجباراً در پشت میزهاى ادارى می‌نشینند و تحصیلات فنى خود را فراموش می‌کنند آن‌ها که دم از وطن‌پرستی می‌زنند آیا صلاح می‌دانند که دروازه‌هاى ایران را بدون قید و شرط برروى مصنوعات خارجى باز کنند و در نتیجه ایران و ایرانى علاوه بر زیان اقتصارى هنگفت از قافله تمدن جهان فرسنگ‌ها عقب بماند (احسنت) جوانان فنى و با استعداد ما باید در پشت میزهاى اداره چرت بزنند و استعدادهاى خود را خفه کنند و ناظر سیل مصنوعات خارجى به ایران باشند (صحیح است- احسنت) امروز تمام کشورها تلاش می‌کنند براى مصنوعات خود بازارهاى جدیدى تهیه نمایند ولى ما می‌خواهیم با لغو قانون‏ انحصار تجارت بازار ایران را بیش از این براى ورود کالاهاى بیگانگان آماده کنیم و خط بطلان بر روى مصنوعات داخلى خود بکشیم و براى همیشه از رشد و نمو استعدادهاى جوانان و مهندسین ایرانى در نتیجه از بین رفتن صنایع داخلى جلوگیرى کنیم دانشمندان دنیا همواره مشغول اختراعات و اکتشافات جدیدى هستند. ما حتى محیط مساعد براى درک اختراعات و اکتشافات دیگران نداریم و آنچه نیز داریم می‌خواهیم از بین ببریم. علاوه بر کشورهایی که ایران بازار فروش مصنوعات آن‌هاست می‌گویند بعضى از کشورها حاضرند در مقابل دریافت یک کیلو پنبه هفت متر چیت به ما تحویل دهند همچنین ژاپونی‌ها که ‌امسال حتى برنج ما را هم نخریدند مرتباً قماش نخى و سایر مصنوعاتى که ابداً فایده ندارد به کشور ما وارد می‌کنند (صحیح است) شما با این وضعى که دیگران براى خود فراهم آورده‌اند و با این فسادی که در دستگاه ما وجود دارد چطور می‌توانید به وسیله تعرفه گمرکى از مصنوعات ضعیف داخلى حمایت کنید. امروز ما در این کشور پهناور بیکار زیاد داریم کارى نکنید که بیش از این ولگردان و بیکاره‌ها اضافه شوند. ما باید از دولتى صالح جداً بخواهیم که قانون انحصار تجارت را از وضع بد فعلى خلاص کند و با وضعی که در زمان رضاشاه فقید موجود بوده اجرا نماید این‌که فعلاً وجود دارد انحصار تجارت خارجى نیست (صحیح است) زیرا اگر قانون انحصار تجارت خارجى عملى می‌شد سیل تله موش و سایر وسایل دیگرى مانند آن به کشور ما جارى نمی‌شد. (عبدالصاحب صفایی- در آن موقع وکلا خیلى مداخله در معاملات نمی‌کردند) اگر مردم شهرستان‌ها در اثر تبعیض از سهمیه و غیره محروم می‌باشند این عیب قانون انحصار تجارت نیست زیرا در این قانون هیچ ماده‌ای وجود ندارد که هم میهنانم را در شهرستان‌ها از مزایایی‌که براى تهرانی‌ها پیش‌بینی شده محروم کند گناه این محرومیت نیز به گردن دستگاه فاسد است وقتى شما در نطقتان می‌گویید هیئت وزیران در تهران کار را خراب می‌کنند چگونه انتظار دارید که با ازدیاد تعرفه گمرکى جلو فساد را بگیرید و یا تصور می‌کنید که با بودن وزیران و دولتى که مایه خرابى است بالغو قانون انحصار تجارت کارها درست می‌شود. خیلى مد شده است که می‌گویند دخالت دولت یا تماس مأمورین دولت را با مردم حتى‌الامکان کم کنید البته این جمله مردم پسندى است و کاملاً صحیح است که باید کار مردم را به مردم واگذاشت اما اگر دولت نماینده و مورد اعتماد مردم باشد و در کارهایی که تماس مستقیم با زندگى مردم دارد دخالت نماید معنى و مفهوم این دخالت همان واگذارى کار مردم به مردم است. واگذارى کار مردم به مردم این نیست که عده‌ای نفع‌پرست را در کار خود آزاد بگذاریم و سرنوشت مردم را بدست آن‌ها بدهیم. دولت منتخب مردم همواره نفع اجتماع را در نظر می‌گیرد اما افراد نفع خصوصى را رعایت می‌کنند اگر مطابق استدلال آقایان دخالت دولت را رد امور از بین ببریم به یک آنارشى یعنى نبودن حکومت یعنى هرج و مرج خواهیم رسید دنیاى امروزى نوعى است که براى اصلاح هر کارى دخالت دولت لازم است و چون وضع ما طورى است که در هر کاری که دولت و مأمورینش دخالت می‌کنند کار خراب‌تر می‌شود عده‌ای وضع خراب دستگاه را به نفع خود تفسیر کرده و درصددند که دولته آن‌ها را آزاد بگذارند تا هر بلایی که می‌خواهند بسر مردم بیاورند بنده از آقاى وزیر دارایی این موضوع را تصدیق می‌خواهم نتیجه سپردن کار مردم به دست مردم طبق منظور آقایان این شد که سى هزار تن گندم را عده‌ای به نام نماینده خباز از سیلوى تهران خارج کردند، سند دارم و رد بازار آزاد به قیمت گزاف فروختند دو نتیجه سیلو تهران خالى شد و ایرانى که همیشه غله به خارج صادر می‌کرد مجبور شد از دولت‌هاى خارجى براى مصرف داخلى گندم بخرد مردم نیز نان را که تنها مایه سد جوعشان می‌باشد گران‌تر بخرند اگر مأمور در کار مردم دخالت نکند بعضى از کاسب‌هاى خوب که پس از مدتى تاجرهاى خوبى خواهند شد داروهاى تقلبى و گوشت گراز و کله خر بخورد مردم می‌دهند و اگر همین مأمورین فعلى نیز دخالت کنند باز همین آش است و همین کاسه پس چاره منحصر به‌فرد این است که ما براى مؤسسات دولتى سازمان ثابت و امین درست کنیم و ایمان و عقیده را جانشین بى‌ایمانى و بى‌بند و بارى نماییم نه این‌که قوانین مفید مملکتى را از بین ببریم.

ما باید با فساد مبارزه کنیم از پشت تریبون خود بنده و همکاران بنده عرض کرده و می‌کنیم که باید با فساد مبارزه کنیم

+++

ولى این جنبه شوخى دارد به محض این‌که یک آدم فاسد را از دستگاه بر می‌دارند آن آدم فاسد با پول‌هایی که دزدیده به اروپا و آمریکا می‌رود و ما همه دلمان را خوش می‌کنیم به این‌که آدم فاسد از کار بر کنار شده است این طرز مبارزه با فساد نیست بنده اگر از پشت این تریبون گفتم با فساد می‌خواهیم مبارزه کنیم و نکردم و مردم دیدند که یک دزدى دزدى کرده و تعقیبش نکردند و فقط کاری که کردند او را از کار برکنار کردند این ایمانى که در مردم وجود دارد در اثر گفتن و عمل نکردن از میان خواهد رفت آقایان اگر می‌خواهید با فساد مبارزه کنید و واقعاً می‌خواهید خدمت بکنید ببینید این افرادى که به نام افراد فاسد از کار بر کنار شده‌اند از دولت و مقامات مسئول بخواهید که تعقیب بشوند والا دل خوش کردن به این‌که میلیون‌ها تومان دزدى کرده و امروز او را از پشت دستگاه برداشته‌اند این مسخره است، این شوخى است. (داراب- آقاى درخشش وزارت فرهنگ الان مشغول است کارگزینى وزارت فرهنگ الان مشغول است.) بله تصدیق می‌کنم، کاملاً صحیح می‌فرمایید یکى دیگر از ایرادات اصولى آقایان این است که دولت تاجر خوبى نیست آن‌هایی که طرفدار اصول ملى شدن صنایع و بازرگانى و غیره هستند درست به همین مناسبت که دولت تاجر خوبى نیست می‌خواهند دولت دخالت و یا تصدى مستقیم داشته باشد زیرا تاجر به اصطلاح برایش صرف کند محرک یک تاجر خوب بدون کوچک‌ترین توجه به نفع مردم فقط نف شخصى و خصوصى است در صورتی که محرک دولت صالح نفع مردم می‌باشد شرکت سابق و گیسرسیوم لاحق بیشک تاجرهاى خوبى بودند و هستند و یک صنعت ملى که باید تحت اداره و نظارت دولت باشد برى ارزان خریدن مواد اولیه تولیدکنندگان دچار بدبختى نمی‌کند و سعى نمی‌نماید که بالطایف الحبل تجارى ارزان بخرد و گران بفروشد و حتى در مواردى که نفع مردم اقتضا می‌کند دولت مواد خام را عمداً گران می‌خرد و ارزان یا مفت در اختیار دیگران می‌گذارد مثلاً در آمریکا دولت گندم را از تولیدکنندگان کوچک به قیمت مناسب می‌خرد و اگر راه فروش نداشته باشد مجاناً در هندوستان و یوگسلاوى و غیره پخش می‌کند و به ممالکى مثل ما هم که دلسوز نداریم می‌فروشند (صحیح است) در موقع جنگ کارخانه‌هاى دولتى بهشهر که تاجر خبى نبودند قماش را در حدود مترى چهار ریال فروختند ولى تاجرهاى خوب در حدود مترى چهل ریال فروختند در موقع جنگ اخیر دولت که تاجر بدى است قند و شکر را به همان کیلویی 18 ریال فروخت ولى تاجرهاى خوب به 18 تومان یعنى ده برابر گران‌تر می‌فروختند کارخانه داران و سفته بازانی که در موقع جنگ تاجرهاى خوبى بودند و الحق تجارت خوبى کردند مالیاتى از آن سودهاى سرشار ندادند و پس از جنگ با تهدید با بستن کارخانه و غیره ده‌ها میلیون تومان از دولت مساعده و کمک گرفتند در دخانیات و سایر کارخانه‌هاى تاجر بدقانون کار کم و بیش اجرا می‌شود ولى در کارخانه‌هاى تاجرهاى خوب زنان و دختران و کودکان معصوم و خردسال با وضعى کار می‌کنند که از لحاظ اصول بشرى و انسانى شرم‌آور است. (احسنت) بانک ساختمانى زمینى را که لااقل مترى چهل تومان است به کارمندان مترى چهار تومان آن هم به طور اقساط می‌فروشد اگر این بانک دردست تاجرهاى خوب بود همان زمین را به مترى 70 تومان می‌فروختند (صحیح است) (یکى از نمایندگان- مترى 80 تومان و 100 تومان) اداره قند و شکر براى این‌ که از گرانى بازار آزاد بکاهد و از افزایشى را که تاجرهاى خوب همواره در نظر دارند به قیمت قند و شکر اضافه کنند جلوگیرى نماید معادل پانصد میلیون تومان قند و شکر در انبارهاى خود نگه می‌دارد تا تاجرهاى خوب نتوانند بازار قند و شکر را در دست گیرند و نرخ آن را بالا ببرند بنابراین دولت نباید تاجر خوبى باشد بلکه باید مدیر خوبى باشد و در مواردى که دولت مدیر خوبى نیست باز هم براى مردم از سفته‌بازان محتکر قابل تحمل‌تر است همه کوشش ما باید این باشد که دولتى روى کار باشد که مدیر خوبى باشد اما باید دید چه اشخاصى از دولتى که مدیر بدى است استفاده می‌برند همان سفته بازانی که با باب کردن رشوه‌خوارى و ترویج فساد قوانین را به نفع خود به کار می‌اندازند و حتى مثلاً به قول جناب آقاى‏ نیک پور در تصویب‌نامه‌هاى هیئت وزیران تأثیر می‌کنند از بدى اوضاع و فسار دستگاه استفاده می‌برند آن‌ها با یک دست با دادن رشوه ادارات دولتى را خراب می‌کنند و بادست دیگر با استفاده از قانون کیسه گل و گشاد براى بازرگانى قند و شکر و غیره می‌دوزند و در عین حال از فساد و رشوه‌خوارى دستگاه که مولود اقدامات خودشان است داد و فریاد راه می‌اندازند براى این‌که رشوه کمتر بدهند و و سود زیادتر ببرند توده مردم که از فساد دستگاه استفاده نمی‌برد از فساد رنج می‌برد از فساد همان هیئت مخصوص استفاده می‌برد هر شخص منصفى می‌تواند قضاوت کند که اگر انحصار قند و شکر و دخانیات نبود تاجرهاى خوب قیمت آن‌ها را بکجا می‌رساندند افتضاحی که تاجرهاى خوب در شرکت تلفن به وجود آوردند هنوز فراموش نشده است (ارباب- از این افتضاح حالا بدتر شده است) خلاصه می‌کنم که خوشتختانه دولت‌ها تاجر خوبى نیستند ولى متأسفانه در نتیجه توطئه تاجرهاى باصطلاح خوب دولت‌ها اداره کننده خوبى نیز نیستند ولى اگر ما میل داریم ملت زنده و مستقلى باشیم باید جرأت و اراده داشته باشیم دولت و دستگاه متناسبى به وجود آوریم که اداره‌کننده خوبى باشد آقایان که مخالفت با دولت مخالفت با وجود دولت‌ها نیست هر دولتى یا خوب یا بد بودجه متعادلى باید داشته باشد اگر ما با یک دولتى مخالف هستیم این دلیل بر این نیست که ما بگوییم دولتى نباشد باید دولت باشد، بودجه‌ای داشته باشد که مملکت را بگرداند البته باید تعدیل بودجه را جداً بخواهیم و عمل کنیم ولى در فکر این باشیم که کار دستگاه راه بیفتد تا بتواند بودجه را عدیل کند و این مسئولیت را به دولتى بدهیم که اراده و جرأت تعدیل داشته باشد ما می‌خواهیم که دولت از قرضه براى بودجه صرف نکند. می‌خواهیم از عواید نفت یک شاهى خرج بودجه نکنیم می‌خواهیم به حقوق ما و کارمندان و کارگران اضافه شود در عین حال می‌دانیم که بودجه چند صد میلیون تومان کسر دارد حال اگر بیاییم با انصراف از انحصار قند و شکر و تریاک و غیره میلیون‌ها تومان از عایدات انحصارى دولت را حذف وضع بودجه دولتى چه می‌شود؟ آیا این‌گونه اعمال در خرابى وضع اقتصارى ما مؤثر نخواهد بود و ما را از به وجود آوردن یک اقتصاد ملى منحرف نخواهد کرد و این‌گونه انحرافات به نفع سرمایه‌داران خارجى تمام نخواهد شد. مخالفین به مناسباتى که روشن است می‌گویند در زمان رضاشاه فقید اوضاع و احوال و شرایطى بوده است که انحصار تجارت خارجى را ایجاب میکرده است من در یک نطق قبل از دستور در گذشته با صحت علوم دقیقه نشان دادم که آن اوضاع و احوال نه تنها از بین نرفته بلکه تشدید و تقویت هم شده است (صحیح است) می‌گویند در انگلستان تجارت آزاد است مسئله در سر حدود معنى آزادى است ما نگفتیم در ایران دولت متصرى تمام صنایع باشد میگوییم باید برحسب قانون انحصار که در حقیقت انحصار نیست نظارت کند یکى از روزنامه‌نگارانی که پس از جنگ به انگلستان مسافرت کرده حکایت می‌کند که یکى از مدیران کارخانه اتومبیل‌سازى است به روزنامه‌نگاران ایرانى گفته بود (من بدون اجازه دولت نمی‌توانم یکى از این اتومبیل‌هاى کارخانه‌‌ام را به خود اختصاص دهم باید صادرات انگلستان بالا رود) معنى آزادى این است. اما در کشور ایران که به اصطلاح طبق قانون تجارت خارجى هم آزاد نیست هزاران اتومبیل آخرین مدل به خاطر تفنن و تفریح اشخاص بیمت پایمال کردن حقوق و منافع میلیون‌ها مردم زحمتکش این سرزمین به دست همان‌ها که با قانون انحصار تجارت مخالفند و در عین حال خودشان نماینده انحصارى شرکت‌هاى خارجى می‌باشند به کشور ایران وارد می‌شود در کشور انگلستان و سایر کشورهاى آزاد جهان که آزادى به مفهوم واقعى وجود دارد در زمان بروز جنگ اخیر طبق قانون مخصوصى سرمایه‌داران و ثروت مندان به خاطر نجات مملکتشان همه چیز خود را به اختیار دولت گذاشتند و مانند بعضى از رجال و سرمایه‌داران بیشخصیت ما که همه نوع از این کشور متمتع می‌باشند در موقع بروز خطر جنگ با ماشین‌هاى آخرین مدل خود فرار نکردند در کشورهاى آزاد در زمان جنگ رزق و روزى مردم را احتکار نکردند و به چند برابر قیمت نفروختند. آن آزادى که منظور نظر بعضى از اشخاص سود پرست می‌باشد بزرگ‌ترین خطر را براى یک اجتماع و یک ملت به بار خواهد آورد. اما در جواب آن آقایانی که براى کشیدن حصر امنیت به دور منافع خود فوراً به حر به تهمت متوسل می‌شوند و اگر کسى بگوید مثلاً قند و شکر باید در انحصار دولت باشد فوراً او را طرفدار فکرى خاص معرفى می‌کنند باید عرض کنم در دنیاى آزادی که همین آقایان به هیچ‌وجه به اصول آن پابند نیستند و فقط از کلمه «آزاد» به نفع خود استفاده می‌کنند پس از جنگ کلیه صنایع خود را ملى کردند مثلاً در انگلستان حزب کارگر در موقع زمامدارى خود برنامه ملى کردن را که وعده داده بود عملى ساخت و حزب محافظه‌کار نیز پس از روى کار آمدن تغییر چندانى نداد و با طبیعت جامعه مقتضیات و ضروریات آن روى موافق نشان داد به همین مناسبت حکومت خود را ادامه می‌دهد آقاى شوم پتر پروفسورا کونومی‌پلى تیک انیور سیته‌هاروارد کتابى به نام (کاپیتالیسم، سوسیالیسم و دموکراسى) نوشته است که مجله معروف (روو- پلى تیک- اپارلمانتر) آن کتاب را اساسی‌ترین یا عمیق‌ترین کتاب عصر معاصر نامیده آقاى فین مدیر مدرسه ملى علوم سازمان اقتصارى و اجتماعى پاریس آن کتاب را به فرانسه ترجمه کرده است در صفحه 455 آن کتاب چنین می‌نگارد «اقتصاد آزاد دنیاى قدیم بطرف یک اقتصاد مطابق نقشه پیش می‌آید رجعت به اقتصاد آزاد پیش از 1914 غیر ممکن است» این پروفسور عالی‌مقام می‌گوید اساس و پایه اقتصاد آزاد واژگون گردیده و لزوم دخالت دولت در تنظیم و نظارت در امور اقتصاد ضرورتى غیر قابل اجتناب گردیده سراسر این کتاب علمی‌ عمیق و دقیق قرن بیست از این‌گونه افکار اشباع شده است که متکى به‌ آمال و مطالعات

+++

عینى است. سودپرستانی که در ایران این‌گونه افکار را مضر می‌دانند بدانند که نسل جوان دنیاى آزاد در دانشکده‌ها به وسیله این‌گونه پروفسورهاى عالی‌مقام که مورد احترام اکثریت نزدیک به تمام افکار عمومی ‌آن کشورهاست هدایت و ارشاد می‌شوند در آنجا آن‌ گونه دانشمندان را به کمونیسم منتسب نمی‌کنند و عملاً به توده‌ای‌ها خدمت نمی‌نمایند در صورتی که پس از جنگ اخیر اگر حزب توده توانست در ایران عده‌ای را بفریبد فقط به خاطر نفع صلبى و سودپرستى همین افراد بى‌اصلاع که جز نفع خود چیز دیگرى را نمی‌بینند و از دنیا بی‌خبرند بوده است، اولیا‌ خائن حزب توده براى فریب مردم ساده همواره ظلم و تعدى عده‌ای نفع‌پرست و متجاوز به حقوق مردم را به رخ می‌کشند و مردم را می‌فریبند (اردلان- کى‌ها هستند؟) و الّا اگر این افراد از خدا به خبر وجود نداشتند محال بود حتى یک نفر ایرانى متدین و پاک سرشت در مقابل نغمه‌هاى شوم مزدوران خارجى از شدت استیصال سر تسلیم فرود آورد

رئیس- آقاى درخشش وقت شما تمام شد.

درخشش- دو سه سطر دیگر باقى مانده است. اجازه بفرمایید الساعه تمام می‌شود.

رئیس- بفرمایید

درخشش- از دوران جنگ به این طرف همواره حزب توده‌ به بهانه مبارزه با هیئت حاکمه زمینه به دست آورده و هیئت حاکمه فاسد به بهانه غلبه بر حزب توده سودجویی خود را به ملت ایران تحمیل می‌کند این دو هر کدام متناوباً علت وجودى دیگرى را تشکیل می‌دهند. قابل توجه این‌جا است آقایانى که مخالف انحصار دولت هستند خودشان نماینده منحصر به ‌فرد انحصارهاى بزرگ خارجند که کالاهاى آن‌ها را در ایران بدون رقیب می‌فروشند مثلاً اگر در گذشته براى ورود و فروش فلان اتومبیل که آقاى عمرو و یا زید نماینده منحصر به فرد آن هستند به طور فورمالیته فقط چند صد عدد مجاز بود وارد کند حالا با لغو شدن آنچه آقایان (سهمیه بازى) می‌نامند می‌توانند بدون حساب هر چه بخواهند به نفع انحصارهى خارجى به فروشند خلاصه مطلب این است که ایران بین رفابت سیاسى و اقتصادى دو بلوک شرق و غرب در موقعیت حساسى قرار دارد و معرض حمله و هجوم اقتصادى بزرگترین قدرت‌هاى صنعتى است که دقیق‌ترین نقشه‌هاى اقتصادى براى تسخیر اقتصادى و سیاسى جهان در دست دارند علاوه بر این‌ها قدرت‌هاى صنعتى و اقتصارى بی‌مانندى مانند اقتصاد ژاپن و آلمان و فرانسه هر کدام در ایران ذی‌نفع‌اند در مقابل این قدرت‌هاى عظیم نقشه معلوم نیست بازرگانان و اقتصاد ضعیف و بدون نقشه ایران چه مقاومتى می‌توانند بکنند ما باید یک نقشه وسیع و دقیق و به طور خلاصه یک برنامه اقتصاد ملى داشته باشیم و قانون انحصار تجارت خارجى نیز یکى از عواملى باشد که دولت این برنامه اقبصاد ملى را به کمک آن ممیزى کرده و صاحبان سرمایه و صنعت و بازرگانى ایران را حمایت و تشویق و توسعه دهد و از رقابت‌هاى خطرناک خارجى جلوگیرى کند. من عقیده بیک برنامه اقتصاد ملى دارم که منافع طبقات سوم به اضافه بازرگانان و کسبه و بازاریان شرافتمند را حفظ کند طبقات کارگر و دهقان و بازرگان و صاحبان صنایع که منصف هستند همه باید وحدتى در مقابل سرمایه‌هاى مهاجم خارجى تشکیل دهند دولت باید این طبقات و اصناف را حمایت کند. قانون انحصار خارجى یکى از اهرم‌هاى نیرومندى است که باید صنایع و بازرگانى را حمایت کند ما در دنیاى کنونى موقعیتى داریم ولى داشتن یک موقعیت و یک امکان یک مسئله است و اراده و جرأت استفاده از آن موقعیت مسئله دیگر این موقعیت ممکن است به ضرر ما و یا به نفع ماتمام شود اگر اراده و نتشه داشته باشیم استفاده می‌کنیم اگر بى‌نقشه بودیم غیر تسلیم شدن و تسخیر شدن انتظار دیگرى نباید داشته باشیم عقیده من این است که این طرح به کمیسیون برگردد و با استفاده از نظر صاحب‌نظران طرح لغو انحصار دنیاى آزادى و مطلق و بى‌نظمی ‌و هرج و مرج. از این آزادى مطلق ایرانیان استفاده نمی‌کنند بلکه آن‌هایی که نیرومندند و وسایل بیشتر دارند استفاده می‌کنند

رئیس- پیشنهاد سکوتى از طرف آقاى بزرگ ابراهیمی ‌رسیده قرائت می‌شود (بهبهانى- احسنت)

(به شرح زیر قرائت شد)

بنده بزرگ ابراهیمی‌ پیشنهاد سکوت لایحه آزادى تجارت خارجی را می‌نمایم بزرگ ابراهیمى‏

رئیس- آقاى بزرگ ابراهیمی ‌بفرمایید.

بزرگ ابراهیمى- بنده به این منظور تقاضاى سکوت کردم که به عقیده ناقص خودم فکر می‌کنم (صحیح است- صحیح است) صحیح است باز هم بفرمایید صحیح است. من (یک نفر از نمایندگان- دولت موافق نبود) دولت ساکت بود اگر موافق نبود ساکت نبود. در نتیجه این طرح آخرین جزیی سرمایه‌ای عقیده‌ام این است که اگر این آزادى را با این وضعی که دولت آورده است براى ما (یکى از نمایندگان- دولت نیاورده) این طرح سنا را دولت آورده که در این مملکت مانده است به عقیده بنده این آزادى تجارت از بین خواهد برد (صحیح است) (کاشانیان- اشتباه می‌فرمایید) من یک مثل کوچک براى آقایان می‌آورم یک نفر تاجر سورى به نام کتایه مدتى در این مملکت به نام نماینده کارخانه دوج مشغول تجارت بود (نراقى- ناجر نبود اول شوفر بود) استدعا می‌کنم توجه بفرمایید این آدم بعداً آمد در اواسط جنگ یک قراردادى با کمپانى دوج بست براى ده سال که سود حق انحصارى نمایندگى مال من باقیش مال کمپانى حالا هم که آن ده سال تمام شده‌ آمده جور دیگر استفاده می‌کند (صحیح است) (یک نفر از نمایندگان- مالیات هم نمی‌دهد) آمده است اتومبیل دوج را با این‌که فاکتورش 1600 دلار است 2100 دلار باین مملکت فرستاده است. در دست یکى از همکاران خود ما دو تا فاکتور هست یک 1600 دلار یک 2100 دلار هر دو را هم نماینده اطاق بازرگانى دولت آمریکا رویش قسم خورده اکه این درست است فکر کنید کتانه در لبنان نشسته و با این وضع از این مملکت از هر اتومبیلى پانصد دلار می‌خواهد سود ببرد (احسنت) از این بگذریم، توجه به عرضم بفرمایید قسمت دوم من یک روزى عرایضى کردم اتفاقاً در ضمن عرض مطالب نام آقاى حاجى علینقى کاشانى را بردم من به او ارادت دارم همه از او و عملیات او تمجید می‌کنند، شخصاً از او غذر می‌خواهم مخصوصاً روى سخنم به جناب آقاى خرازى است و تقاضا می‌کنم به این عرض بنده توجه کنند، من دیده‌ام در آذربایجان نمایندگان یک تاجر مقیم تهران پشم را با معدل 36 ریال از زارع خریدند آوردند این‌جا تحویل این آقا دادند این آقا صادر کرد به آمریکا فروخت به 5 دلار و سى سنت و به بانک ملی ایران هم 150 سنت تعهد داد.

رئیس- آقا در پیشنهاد سکوت 5 دقیقه می‌توانید صحبت کنید این‌ها مربوط به پیشنهاد شما نیست‏

بزرگ ابراهیمى- بنده تقاضاى وقت اضافى می‌کنم 5، 6 دقیقه‏

رئیس- در پیشنهاد سکوت تقاضاى وقت اضافى نمی‌شود کرد، حالا بفرمایید.

بزرگ ابراهیمى- و از این پنج دلار و سى سنت سه دلارو هشتاد سنت بلوکه کرد 150 سنت هم از مکزیک به موجب یک لیسانس پارچه آورد به سیف خرمشهر 7 ریال و سه عباسى طبق فاکتور بعد مترى 4 تومان فروخت، آقایان قسم به خدا رضاشاه کبید دستگاه انحصار تجارت خارجى درست کرد با منافع او براى مملکت تولیدات درست کرد، راه‌آهن ساخت به تاجر مهلت نداد پولسرا ببرد در سفته‌بازى مجبور شد کارخانه آورد ولى امروز شما می‌خواهید با این لایحه ثروت مملکت را از بین ببرید (صحیح است) پس بنده استدعا می‌کنم با پیشنهاد سکوت موافقت بفرمایید لایحه برگردد به کمیسیون (احسنت).

رئیس- آقاى صفایی بفرمایید.

عبدالصاحب صفایی- متأسفانه آقاى بزرگ ابراهیمی‌ حتى یک دفعه به خودشان زحمت خواندن این لایحه را نداده‌اند (بهبهانى- چرا،؟) زیرا اگر این زحمت را کشیده بودند (بهبهانى- از کجا می‌فرمایید؟) دلیل را عرض مکنم اگر ملاحظه می‌فرمودند معلوم یشد که در این لایحه صحبت از آزادى تجارت نیست، صحبت از نظارت در تجارت است (داراب- پس چه عمل لغوى است؟) و بعد چون در اصل موضوع نباید وارد بشویم می‌خواهم استدعا کنم که آقایان توجه کنید ماده سوم را بخوانید که ملاحظه بفرمایید صحبت از آزادى تجارت نیست صحبت ازنظارت و محدودیت است در این جا در ماده سوم نوشته است دولت می‌تواند در هر موقع با رعایت این قانون ورود یا صدور هر کالایی که از لحاظ مصالح اقتصادى کشور لازم بداند براى مدت معینى با تصویب شوراى عالى اقتصاد ممنوع و یا مجدداً آزاد سازد فهرست اجناس ممنوع‌الورود و ممنوع‌الصدور باید براى اطلاع عامه منتشر شود.

داراب- چرا اول لغو می‌کنید بعد می‌آورید (درخشش- از همین ماده سوم سوءاستفاده می‌کنند همین خطرناک است)

رئیس- آقاى درخشش شما نیم ساعت حرف زدید چرا نمی‌گذارید حرفشان را بزنند.

صفایی- پس بنابراین این بحث در آزادى تجارت نیست صحبت در نظارت دولت است چون با وضع قانون فعلى، جواز فروشى می‌شد و یک عده معین می‌توان ستند از تجارت این مملکت با خرید و فروش جواز استفاده کند ولى با این طرح از عمل جواز فروشى جلوگیرى شده است نه از آزادى تجارت.

رئیس- آقاى صفایی در اصل موضوع صحبت بکنید

صفایی- اما موضوع دوره‏‌ اعلیحضرت فقید را که مثال زدندکاملاً صحیح است، در دوره‌ اعلیحضرت فقید کاملاً این اصول رعایت می‌شد و دلیلش این بود که نمایندگان محترم مجلس مداخله در کار نمی‌کردند

رئیس- رأى گرفته می‌شود پیشنهاد آقاى بزرگ ابراهیمی‌ آقایانی که با پیشنهاد یکوت موافقند قیام بفرمایند (عده کمترى برخاستند) تصویب نشد. آقاى صدرزاده بفرمایید

+++

صدرزاده- جناب آقاى درخشش در ضمن بیانشان فرمودند که اگر من راجع به انحصار تجارت صحبت کنم ممکن است به من تهمت برنند که من افکار انحرافى دارم در صورتى که چنین چیزى نیست و حتى اگر ایشان تظاهر به این انحرافات هم بکنند کسى باور نمی‌کند و اگر بنده هم الان راجع به آزادى تجارت صحبت می‌کنم هیچ‌ کس قطعاً نسبت به من نخواهد داد که یک فرد سرمایه‌داراى حمایت می‌کنم (صفایی- شما سرمایه‏‌ معنوى دارید) و این حرفه را می‌زنم این موضوع یک مسئله اقتصادى است که در مجلس طرح می‌شود و این هم ابتدا از طرف آقایان نمایندگان مجلس سنا طرح شده مربوط به دولت نیست (یک نفر از نمایندگان- دولت قبول دارد)، احساسات موافق و مخالف دولت در این‌جا نباید راه پیدا کند یعنى به مصلحت نیست فقط از نظر اصول باید موافق و مخالف صحبت کند آقایان نمایندگان محترم هم در این باب فکر کنند مطالعه کنند هر کدام به هر طرف قضیه که به مصلحت مملکت هست اتخاذ رویه کنند البته جناب آقاى وزیر دارایی و معاون مخترم وزارت اقتصاد که به افکار آن‌ها اعتماد دارم نظریات خودشان را نسبت به این طرح ایراد خواهند فرمود و مجلس را روشن‌تر خواهند کرد بنده دراین باب یادداشت نکردم که از روى آن بخوانم و آنچه را که این‌جا عرض می‌کنم از یک خاطراتى است که در ذهن دارم و یک مشاهداتى است از قانون انحصار تجارت در شهرستان خودمان ابتدا مضار و منافع این را بحث می‌کنم و می‌سنجم که آیا الغا‌ قانون به این کیفیتى که کمیسیون اقتصاد مخصوصاً پیشنهاد کرده است به صلاح است یا خیر، اصولاً در مسئله اقتصاد دو فکر امروز در دنیا حکومت می‌کند یک فکر این است که تمام کسب و کار در دست دولت باشد و فکر دیگر این‌که مردم در انتخاب کار و شغل و مسکن و سایر چیزها باید آزاد باشند، ماشق دوم را پذیرفته‌ایم (چند نفر از نمایندگان- شق ثالثى هم وجود دارد) حکومت ما و آئین ما دین اسلام آزادى کسب و کار و رژیم شق دوم را اختیار کرده است بنابراین موافق اصولى که عرض کردم انحصار تجارت، انحصار کسب و کار برخلاف اصول آئین و رژیم حکومت ما است مگر اقتضایی پیش بیاید که به حکم الضرورات قبیح المحظورات در یک شرایط معین برخلاف آن اصل عمل کنیم، در زمان سلطنت شاهنشاه فقید این طور پیش آمد که مصادف شد با بعد از جنگ اول اوضاع جهان تغییرات فاحش پیدا کرد دولى که با ما طرف تجارت بودند رژیم آنها عوض شد سبک آنها تغییر کرد وضع مملکت ایجاب کرد که بسیارى از دولت‌ها که با ما طرف تجارت بودند با ما ترک تجارت بکنند صادرات ما را نپذیرند و سعى کنند که واردات خودشان را بر ما تحمیل کنند البته در شرایط آن روز ما هم ناچار بودیم که قانون انحصار تجارت را به کار بندیم و از فرستادن متاع خودمان به خارج حمایت کنیم و صادرات را تشویق کنیم و از واردات به مملکت خودمان جلوگیرى کنیم و خلاصه تجارت را به صورت انحصار بیاوریم حالا دو مطلب است اولاً این‌که آن شرایط به آن شدت امروز وجود دارد یاخیر؟ و در ثانى باید دید که این قانونى که در این جا به عنوان آزاد تجارت هست آن نکات حساس که منظور نظر آقا است و فواید اجتماعى و اقتصادى دارد تأمین کرده است یا خیر اگر تأمین کرده است می‌توانیم به آن رأى بدهیم و اگر نکرده است نمی‌توانیم به آن رأى بدهیم قانون انحصار تجارت مصوب تیر 1311 یک فوایدى را براى مردم در بر دارد اول آن‌که تقسیم عادلانه ما‌به‌الاحتیاج مردم این مملکت است، قند و شکر سیگار، چاى این‌ها از مواد مابه‌الاحتیاج عمومی‌است دولت در آن موقع در نظر داشت که آن را به نحو عادلانه ما بین مردم تقسیم کند دوم حمایت از صنایع داخلى، سوم تثبیت ارزش ریال در مقابل اسعار خارجى، چهارم کاهش واردات و افزایش صادرات، آقایان من تصور می‌کنم اینیک موضوعى است که به حیات اقتصادى مملکت ما بستگى دارد نه از باب این‌که من علاقه دارم و آقایان علاقه ندارند نه حرف موافق و مخالف را گوش بدهید و از روى بصیرت رأى بدهید و هرگاه از صحبت من خسته شده اید من حاضرم خاتمه بدهم، متأسفانه در آن موقع که ما به شدت احتیاج داشتیم به این‏ که ما‌به‌الحتیاج عمومی‌ به طور عادلانه ما بین مردم قست بشود دستگاه دولت نتوانسته است این عمل را انجام بدهد یعنى آن فایده‌ای که از آن قانون مورد نظر بود به موقع اجرا دربیاید، حکایت تقسیم‌بندى و جیره‌بندى قند و شکر را آقایان فراموش نکردید قند و شکر به نام رعایا و دهات یک من شش تومان از دولت گرفته می‌شد و در بازار سیاه یک من 50 تومان فرخته می‌شد (صحیح است) و همه از این قند و شکر استفاده می‌کردند جز گروه انبوه رعایا و مردمان فقیر و بیچاره دیگر این‌که راجع به تثبى ارزش ریال من در این باب بحث زیادى نمی‌کنم ولى آقایان تغییراتى که در ارزش ریال و اصلاحاتى که در قسمت اسعار در ظرف این مدت داده شده ملاحظه فرموده‌اید پس این قانون انحصار تجارت و این مأمورین اجرا نتوانستند حتى این نتیجه را هم براى ما به دست بیاورند، اما حمایت ازصنایع داخلى، حمایت از صنایع داخلى این‌طور است که دولت یک عده‌ای از کارخانه‌جات و عده معدودى کارفرماها را آزادى عمل داد و‌ به آن‌ها فرصت داد که متاع خودشان را به هر قیمتى که میل دارند بر طبقه مصرف‌کننده تحمیل کنند و در نتیجه این وضع مشاهده کردیم که یک عده معدودى در سراسر ایران متمول و میلیونر شدند و گروه انبوهى از مردم دچار فقر و فنا شدند (درخشش- حالا هم سرمایه‌دارها این قانون را تحمیل کرده‌اند) این کلمه حمایت از صنایع داخلى یکى از آن کلمات و جملاتى است که به دهان می‌گذرد و مفهوم خودش هم بسیار خوب است، اما حمایت از صنایع داخلى، راهش را نباید اشتباه کرد راهش این است که دولت از خزانه عمومی‌حمایت کند و‌ به آنها کمک بدهد قرض‌هاى طویل‌المدت به آنها بدهد وسایل کار را در اختیار آنها بگذارد وسایل آسایش و بیمه‌ اجتماعى کارگر را فراهم کند تا ارباب صنایع داخلى بتوانند متاع داخلى را به مقدار زیاد و به قیمت مناسب در اختیار مردم بگذارند این حمایت از صنایع داخلى نیست که یک عده‌ای کارفرما به جان یک گروه انبوهى از مردم بیفتند و اسم آن را هم بگذارند حمایت از صنایع داخلى این حمایت از صنایع داخلى نیست این حمایت از چای‌کارى نیست که چاى را به قیمت ارزان مأمورین از کشاورزان بخرند و بگذارند در انبارها بپوسد و پوسیده‏‌ آن را به قیمت گزاف بخورد مردم بدهند حمایت از چاى‌کارى این است که به رعیت چای‌کار مساعده بدهند، کارخانه چای‌سازى در اختیار او بگذارند، متاع او را در خارج و داخل مملکت برایش بازار پیدا کنند و به مصرف برسانند این را می‌گویند حمایت از صنایع داخلى، پس معلوم شد که در آن رزها، شاید اوضاع ایجاب می‌کرده است، مقتضیاتى بوده که دولت تجارت را تا حدى در انحصار داشته باشد، اما دولت‌هاى وقت نتوانستند از آن قانون به منفعت مردم استفاده کنند فقط یک نتیجه داد که یک مرتبه عده‏‌ بسیار محدود ثروتمند شدند و عده‏‌ بی‌شمارى هم فقیر و بیچاره و تفاوت طبقاتى ایجاد شد (صحیح است) و خطر از این‌کار براى مملکت پیدا شد، یک عده‏‌ بیچاره یا بایستى راه سلول‌هاى زندان را بپیمایند یا در آتش فقر و فاقه بسوزند این اختلاف طبقاتى از این‌جا پیدا شد، بعد در مرحله‏‌ دوم جواز‌ بازى است این جوازها در مرکز یعنى تهران به دست یک اشخاصى فروخته می‌شد بیچاره مردم شهرستان‌ها را از تمام این مزایا محروم می‌کردند شما می‌بینید که در ظرف 10 سال چقدر بر مردم تهران افزوده شده است این‌ها همان مردم شهرستان‌ها هستند که از کسب و کار بازماندند ناچار شدندکه جلاى وطن کنند و به این شهر و آن شهر بروند، من دو خاطره دارم یکى از بوشهر یکى از شیراز، از موقعی که این قانون انحصار را به عقیده‏‌ خودشان به سود تاجرا می‌کردند حالا من این دو خاطره را به عرض آقایان می‌رسانم آن وقت هرطور صلاح دانستید قضاوت کنید اما خاطره‏‌ اول در سال 1305 اولین مسافرتى که بنده رفتم به بوشهر خدا شاهد است صدها تجارتخانه صدها مغازه‌ تجارتى در آن‌جا بود شاید بیش از 50 هزار نفر به کسب و کار اشتغال داشتند (احمد فرامرزى- یک گدا نبود) چند سال بعد از برقرارى آن قانون به آن شهر مسافرت کردم باور بفرمایید غیر از 5، 6 هزار نفر جمعیت که پاى رفتن نداشتند دیگر کسى آن‌جا نمانده بود و طبقه‏‌ متمکنین به شیراز و تهران آمده بودند و فقرا از بیچارگى به خارج از ایران رفته بودند این اولین اثرى بود که از قانون انحصار تجارت در یکى از نواحى فارس مشاهده کردم باوز بفرمایید که اگر یک عاملى براى‏ تخریب بوشهر و انحطاط بوشهر و خاموشى فعالیت تجارى آن بندر به کار می‌رفت به قدر این قانون انحصار تجارت تأثیر نداشت (اردلان- در تمام بنادر اینطور است) جناب حاج عزالممالک اردلان در همان اوقات در فارس مأموریت داشتند صدق عرایض بنده را تأیید و تصدیق می‌فرمایند (اردلان- صحیح است) اماخاطره‏‌ دیگر باز در یکى از نقاط فارس رفتم در یک نقطه‌ای که نزدیک بود در همان موقعى که جیره‌بندى بود با قاضى دادگاه استان شب به یک دهى وارد شدم، در آن ده جز نان جو هیچ چیزى وجود نداشت صبح که از ده بیرون آمدیم خدا شاهد است این عین حقیقت است تمام بچه‌ها ساتر عورت نداشتند و این اطفال معصوم مثل کرم در خاک میلولیدند من پرسیدم مگر این‌جا قند و شکر و چاى نیست؟ گفتند که قند و شکر و چاى ما را در شهر می‌فروشند و می‌خورند گفتم پارچه چى، گفتند به ما ندادند معلوم شد این قانون که باید ما‌به‌الاحتیاج عامه مردم بدبخت را تأمین کند فقط مورد استفاده‏‌ چند نفر شده است و آن بیچاره‌هاى فلک‌زده روحشان از این قسمت خبر ندارد آن‌ها بودند و نان جو، نه دوا، نه قند و شکر و نه قماش هیچ چیز نبود، خوب یک قانونى که 30 سال از عمرش گذشته در یک شرایط خاصى وضع شده و ما جز نتایج و تجربیات تلخ نتیجه‌ای از آن نداریم قانون دیگرى که جایگزین آن می‌کنیم ممکنست جبران آن خرابى را بکند پس عقل و ذوق سلیم و وجدان حکم می‌کند که ما این قانون انحصار تجارت را لغو کنیم و این قانونى که مطرح است به جای آن بر قرار نماییم (مسعودى- صحیح است، احسنت) این قانون به نظر بنده نوعى از آزادى تجارت است قانون آزادى تجارت نیست، من گمان می‌کنم که براى جناب آقاى درخشش یک اشتباه موضوعى ایجاد شده است، این قانون نوعى از آزادى تجارت است بعد در مواد هم بحث می‌کنیم چون من به نام موافق هم در اصل قضیه یعنى در کلیات اسم نویسى

+++

کردم و هم به نام موافق در مواد که بعداً صحبت خواهم کرد و روشن می‌شود براى جنابعالى که این طرح نوعى از آزادى تجارت است نه تمام آزادى تجارت، امیدوارم فرصتى برسد که دستگاه دولتى ما بتواند نظارت صحیح در امر اقتصاد بکنند و بتوانیم آزادى را به تمام معنى اجرا کنیم مداخله دولت در تجارت، این مورد اتفاق تمام اقتصادیون است که دولت تاجر خوبى نیست، زارع و مالک خوبى هم نیست (صحیح است) حالا بنده جسارت نمی‌کنم در این‌جا گاهى اتفاق می‌افتد که گفته می‌شود دولت هم بد تاجرى است و هم بد زارعى است حداقل این است که تاجر خوبى نیست و زارع خوبى هم نیست دلیل آقایانی که طرفدار انحصار تجارت هستند دو مطلب است یکى این است که می‌گویند اگر این مال‌ها به دست افراد افتاد گران‌فروشى می‌کنند این مطلب را درست توجه بفرمایید من اطلاع دارم درسى سال قبل از این تاجرهاى قند که وقتى قند می‌فروختند (آن وقت قند دو گونى داشت) نفع تاجر پول یکى از آن دو گونى بود قند را به قیمتى می‌فروخت که پول آن گونى نفعش بود اما حالا به بینیم در جواز و انحصار که بهش می‌دهند چه نفعى دارد هر چه بهش بدهند می‌گوید کم است چقدر بدهند تا بس باشد معلوم نیست آن فواید زیاد نتایج سوءانحصار تجارت است جناب آقاى ممقانى و جناب آقاى لسانى بیاناتى در این مورد در مجلس سنا فرموده‌اند به طورى که آقاى لسانى در اداره‏‌ انحصار دخانیات وقتى براى بررسى رفته‌اند در آن‌جا شنیده‌اند (من در آن جزوه‌ای که انتشار پیدا کرد در مذاکرات مجلس سنا دیدم) سیگار اشنو بسته لى 5 شاهى براى دولت تمام می‌شود (وزیر دارایی- اشتباه است) ده شاهى یک قران بیشتر نیست دولت سه قران می‌فروشد در صورتی که میبینیم ما‌به‌الاحتیاج عامه‌گران فروخته می‌شود شاید دولت هیچ تقصیر ندارد که این کار را می‌کند از لحاظ مضیقه مالى است چون بودجه را از طیق مالیات مستقیم که نمی‌تواند تأمین کند سیگار را به چندین برابر قیمت می‌فروشد، پس بیان انتقاد نسبت به این قانون به عنوان این‌که ممکن است تاجر به قیمت کم بخرد و زیاد به فروشد چندان معلوم نیست نکته دیگر مربوط به حمایت از صنایع داخلى همانطور که عرض کردم این نیست که فرصت بدهید به یک عده کارفرا و ارباب صنایع که مال خودشان را به قمت گراف و منافع زیاد به مردم به فروشند (داراب- این ربطى به قانون انحصار تجارت خارجى ندارد) حمایت از صنایع داخلى این است که دولت وسایل تولید را به قدر مصرف مملکت فراهم کند کارخانه بگذارد در اختیار آن‌ها وام به اشخاص بدهد ولى در فروش هم نظارت کند، کنترل نماید تا این‌که اجحاف نکنند هر کدام که متاع بیشترى تهیه کردند جایزه بدهد و تشویق کند تا به این وسیله سطح تولید و نوع تولید و کیفیت و کمیت تولید را بالا ببرد نه این‌که باز یک راهى باز کند که یک عده‌ای استفاده نامشروع ببرند این آن مطلبى است که مورد توجه است اما از لحاظ قانون کمیسیون محترم اقتصاد ملى که معلوم است از اشخاص بیسار بصیر مجلس در امر اقتصاد تشکیل یافته است تمام ملاحظات لازم را در این باب کرده است اولاً تریاک و قند و شکر و بسیارى از چیزها کماکان در انحصار دولت است پس آن نگرانى آقاى درخشش بر طرف می‌شود و نکته دیگر این است که به دولت اجازه می‌دهد هر موقع که مقتضى می‌داند هر نوع مال‌التجاره‌ای را که مشابه آن در مملکت تولید می‌شود ورود آن را ممنوع کند امروز احساس کرده که در مملکت پارچه به قدر کافى تهیه می‌شود ورود پارچه را ممنوع کند رسمان همینطور سایر موارد همینطور، پس بنابراین حمایت از صنایع داخلى بر طبق یک اصول علمی ‌در این قانون پیش‌بینی شده است و من تصور می‌کنم که با مقایسه وضع سابق و وضع حاضر و اجراى قانون انحصار و اجراى این قانون، این طرح متضمن رفاه و آسایش مردم خواهد بود. به علاوه 20 سال ما قانون انحصار تجارت را عمل کردیم (خرازى- 25 سال) و غیر از پشیمانى و ضرر و زیان نتیجه‌ای نبردیم یک‌ سال هم بگذارید که باین قانون بردید اجازه بدهید که ادامه داشته باشد. (ارباب- صحیح است) (خرازى- احسنت) (محمدعلى مسعودى- این را می‌گویند آدم بى‌غرض.) (عبدالصاحب صفایی- و با منطق)

رئیس- آقاى وزیر دارایی‏

وزیر دارایی- علت عرایضى که بنده می‌خواهم خدمت آقایان عرض کنم دو ارتباط است یکى ارتباط اقتصاد با وزارت مالیه است که این‌کار هم با مالیه ارتباط پیدا می‌کند و دیگر این‌ که تز بنده در دکترا مربوط به انحصار تجارت خارجى بود، بنابراین بد نیست حالا براى روشن شدن ذهن آقایان یک مختصرى براى آقایان عرض کنم و مضار آن لایحه و اشتباهى که در آن وقع شده عرض کنم لااقل تز بنده این بوده و خیال می‌کنم اشتباهى شده (بهبهانى- مضار این لایحه را می‌خواهید بفرمایید؟) مضار آن انحصار تجارت خارجى و منافع این لایحه را عرض می‌کنم. عرض کنم که بنده در تز خودم این‌طور استدلال کردم و خیال می‌کنم اشتباه هم نبود که انحصار تجارت در آن زمان مولود یک وضع خاصى بود یعنى همسایگى ما با کشور شوروى (درخشش- مگر حالا همسایه نیستیم؟) و وجود سیستم انحصار در آن کشور ما را ملزم کرد که در ایران این رویه را پیش بگیریم و اگر اشتباه نکنم خیال می‌کنم که از حیث تعرفه گمرکى و این قبیل چیزها آزادى عمل مثل امروز نبود که ما یک وسایلى پیدا کنیم که از آن راه بتوانیم جلوگیرى کنیم که مفاسدى که ممکن است از آزادى حاصل نشود به این جهت در آن زمان قانون انحصار تجارت خارجى به وجود آمد، خواستم توجه آقاى درخشش را جلب کنم که انحصار تجارت اگر به آن معنى که آقا در نظر دارند اجرا بشود باید تمام واردات و صادرات در اختیار دولت باشد تا اگر واقعاً استفاده‌ای می‌شود برد از راه انحصار داخلى و خارجى عمل بشود و الّا انحصار تجارت که ما عمل کردیم، البته در زمان مرحوم رضاشاه یک صورت بهترى داشت، به تدریج از بین رفت، آن شرکت‌هایی که در آن زمان به وجود آمد که یک قسمت هم خود بنده به مناسبت ریاست گمرک و مدیریت اقتصاد وزارت دارایی در جریان بودم آن شرکت‌ها هم خوب عمل نکرد، شرکت پشم و پوست و پنبه تمام این‌ها که بود روی هم رفته به طوری که شاید و باید عمل نشد دلیل آن هم این است که اگر بخواهیم انحصارات خوب عمل شود یک تشکیلات خوب و قوى می‌خواهد و الّا اگر تشکیلات صحیح و درستى نداشته باشید قطعاً نتیجه عکس گرفته می‌شود (داراب- پس تشکیلات را درست کنید.) جناب آقاى داراب اگر بخواهیم تشکیلات را درست کنیم همینطور نمی‌شود همین را که داریم بتوانیم درست کنیم آن پیش‌کشمان که بنده یک تشکیلات سوسیالیستى به تمام معنى بدهم که بتواند این انحصار را کاملاً اجرا کند بنابراین به نظر بنده بین آزادى تجارت و نظارت در آن باید یک تفاوتى گذاشت، بنده هم صرفدار صددرصد آزادى تجارت نیستم یعنى آن آزادى که لطمه به محصولات داخلى و تولیدات کشوز بزند منتهى باید دید که از چه راهى آن منظور را می‌شود تأمین کرد بدون این‌که دچار مضار آن بشویم، چون انحصار تجارت خارجى به آن معانى که به وجود آمد در عمل انحراف پیدا کرد و یواش یواش یک محل درآمدى براى دولت شد که گفت این جنس در انحصار من منتهى این انحصار را واگذار کرد به فلان شرکت و فلان مقدار هم حق انحصار گرفت. این یواش یواش قلب ماهیت پیدا کرد و به این صورتى که الان هست درآمد بنابراین من خیال می‌کنم که نظریات جناب آقاى درخشش را می‌شود با نظریات موافقین این طرح تلفیق کرد (عبدالصاحب صفایی- اگر آقاى داراب بگذارند) آقاى درخشش نظرشان این است که یک کشورى که از نظر اقتصاد عقب است مثل ایران این نمی‌تواند تمام درها را باز بگذارد که خارجی‌ها هر جنسی را بخواهند وارد کنند در این مملکت و تولیدات داخلى از بین برود، بنده همانطور که جناب آقاى خلعتبرى تذکر فرمودند راجع به چاى داخلى حداکثر مقاومت را کردم الان هم نظرم این است که اگر افراد داخلى چاى را گران‌تر بخورند بهتر از این است که جنس را از خارج بیاوریم (نمایندگان- احسنت) من معتقدم که یک مملکتى اگر تولیدش را به هر قیمتى زیاد نکند از نظر اقتصادى سلامت نیست و چون بنده دو مرتبه وزیر اقتصاد ملى بوده‌ام می‌خواستم به آقایان عرض کنم سهمیه‌هایی که اول هر سال منتشر می‌کنند الان هم ادعا می‌کنند که در آن خیلى دقت می‌شود، این سهمیه یک چیز مسخره‌ای بیش نیست یعنى اگر یک مملکتى بود که از حیث مصرف آمارش معین بود و از حیث تولید آمارش معین بود این سهمیه یک معنى و مصداقى پیدا می‌کرد، متأسفانه در این مملکت نه میزان مصرف معین است نه میزان تولید خود آقاى دکتر مفخم این‌جا تشریف داردند و آن وقت هم معاون وزارت اقتصاد ملى بودند چندین ماه در آن اداره‏ سهمیه زحمت کشیدیم که به بینیم احتیاجات مملکت از حیث محصولات خارجى چیست، چه مقدار در داخله تهیه می‌شود کمبودش را تا مصرف، جزء سهمیه بگذاریم، هر وقت این سهمیه را گذاشتیم به تدریج مال آمد و گفتند بازار در مضیقه است و سهمیه را آن قدر اضاقه کردند که اگر از روز اول آزاد می‌گذاردند بهتر بود، بنابراین در سایه قانون انحصار تجارت و سهمیه‌بندى متأسفانه حمایتی که از محصولات و مصنوعات داخلى باید می‌شد نشده، برعکس الان هم که یک عده‌ای حمله می‌کنند به قانون انحصار تجارت خارجى آن‌ها هم نباید زیاده روى کنند و تمام این مفاسد را گردن قانون انحصار تجارت بگذارند، بنده خواستم فرمایشات جناب آقاى صدرزاده را اصلاح کنم که بندربوشهر و لنگه فقط از نقطه‌نظر به وجود آمدن قانون انحصار تجارت از بین نرفت وقتی که بندر خرمشهر و راه‌آهن باز شد و وسیله راه‌آهن در این مملکت راه افتاد طبعاً آن بنادر از رونق افتاد (صدرزاده- آن یکى از عوامل بود) بله یکى از عوامل است و بنده خیال می‌کنم تصور نفرمایید که اگر این لایحه را تصویب فرمودید بلافاصله آن بنادر بر می‌گردد به حال اولش (یک نفر از نمایندگان- این شد وزیر خوب آقا) بنابراین بنده خیال می‌کنم که باید عجالتاً هدف و انتظارى که ما از قانون انحصار تجارت داریم یعنى حفظ و حمایت مصنوعات داخلى این را معین کاووسى نیل به آن را در نظر بگیریم.

+++

بنده شخصاً معتقدم که در همه جا در تمام دنیا فلسفه وجود تعرفه گمرکى و گمرک براى همین است، گمرک فقط براى تحصیل درآمد نیست، گمرک و تعرفه گمرکى در همه جاى دنیا باید آن رل اقتصادى خودش را بازى کند، به این جهت می‌گویند تعرفه فلان جنس تعرفه حمایت کننده است و الّا اگر این معنى را نداشت نمی‌گفتند که تعرفه لیبرال است یاتعرفه حمایت کننده پروتکتور است بنابراین از راه حمایت گمرکى یعنى تعرفه گمرکى باید محصولات داخیلی را حمایت کرد. جناب آقاى درخشش فرمودند که اگر بخواهیم آزادى تجارت بدهیم قاچاق سرتاسر مملکت را برمی‌دارد از راه سهمیه هم عین همین است چون الان قانون انحصار تجارت برقرار است خوب و بدش را کارى نداریم، یک قسمت از اجناس مصابق قانون انحصار تجارت ممنوع است یک قسمت هم مطابق تعرفه گمرکى ممنوع است فرض بفرمایید اسباب بازى و مشروبات الکلى ممنوع است و الان همین اجناس پر است توى بازار، بقیه ممنوعات سهمیه‌ای است پس بنابراین ممنوعیت یا یک تعرفه گمرکى ممنوع کننده پرویکتو باشد از نظر قاچاق اثرش یکى است وقتى گفتند تا آن قدر تعرفه بالا باشد که مانع باشد از ورود جنسى یا اصلاً نباید از نظر قاچاق على‌السوى است، بایستى براى قسمت قاچاق یک تدابیر دیگرى کرد که این چه از راه سهمیه چه از راه گمرک تفاوتى ندارد، بنابراین خواستم عرض کنم آقا نگرانى نداشته باشید که از راه تعرفه قاچاق زیاد نمی‌شود اگر واقعاً یک اشخاصى باشند که اولاً میزان حمایت را تعیین کنند که فلان جنس داخلى چه میزان حمایت لازم دارد (صدرزاده- و نوع حمایت) و نوع حمایت را تا آن میزان را در تعرفه قائل بشویم چند نفر از آقایان این‌جا تشریف دارندکه راجع به کارخانه‌جات اصفهان هم آقایان علاقه مندند و هم دولت همیشه نهایت علاقه را داشت اما با کمال تأسف موفق نشد بنده دو مرتبه وزیر اقتصاد بودم چندین بار این آقایان را خواستم آوردم تهران که تعیین کنید جنس شما قیمت تمام شده‌اش چقدر است و تفاوت قیمتش با جنس خارجى چیست که این میزان حمایت را ما براى شما تأمین کنیم ولى آقایان نتوانستند حساب بدهند بنابراین به نظر بنده تشویق و تولید محصولات داخلى یک راه اساسى‌تر و عملى‌ترش این است که باید این کارخانه‌جات روى یک اساس عملى و فنى باشد بنده جسارت می‌کنم خدمت آقایان هنوز این کارخانه‌جات که حساب صنعتى ندارند و نمی‌توانند معین کنند که یک متر پارچه قیمتش چقدر می‌شود و چقدر باید کمک کرد که به قول آقاى صدرزاده  به آن‌ها کمک کنیم بنابراین همنطوری که فرمودید عجالت رل دولت در این قسمت نسبت به این لایحه طورى است که باید این دو نظر را تلفیق کند که درهاى مملکت باز شود و بنده هم مطلقاً موافقت نمی‌کنم و دولت هم موافقت نمی‌کندکه هر کس هرچه دلش خواست بیاورد و بدون بند و بار باشد همانطوری که در مقدمه قانون تصریح شده است با رعایت قوانین ارزى علتش این است که جناب آقاى درخشش آن قسمت انحصار یک نظر غائیش این بود که توازن بین واردات و صادرات کشور باشد یعنى مملکت از نقطه‌نظر توازن بدهکار نباشد این را ما گذاشتیم که با رعایت قوانین ارزى باشد یعنى آنهایی که می‌خواهند وارد کنند باید ارزش را بخرند و آنهایی که صادر می‌کنند تعهد ارزى بسپارند که توازن به هم نخورد اگر قانون ارز به هم می‌خورد و چون رعایت ارزى شده بنده به آقایان قول می‌دهم که این توازن به هم بخورد پس بنابراین به نظر بنده از حیث توازن اشکالى ندارد، حالا راجع به اصل قانون که فرمودند اگر به این صورت تصویب شود صددرصد آزادى خواهد شد که مملکت را به مخاطره می‌اندازد البته جناب آقاى دکتر مفخم نظریاتى دارند که شاید در بعضى از آن مواد نظریات تأمین شود و آنچه که مربوط به انحصارهاى دولتى است که قانون خاصى دارد و درآمدش راهم پیش‌بینی کردیم تا وقتى از راه گمرک تأمین نشده ما کماکان خواهیم کرد و این درآمد تأمین است بنابراین انجصار قند و شکر انحصار تریاک انحصار دخانیات کماکان به جاى خودش محفوظ است (درخشش- در لایحه قید نشده) و اگر تصریح ندارد باید تصریح کرد این به جای خود محفوظ اما راجع با سایر قسمت‌ها دولت این اختیار را براى خودش حفظ کرده که اگر روزى بنا به مقتضیاتى ناگزیر شد که ورود جنسى را ممنوع کند یا حدودش را کم کند این اختیار را خواهد داشت جناب آقاى درخشش جنابعالى یک مقایسه‌ای فرمودید بین زمان جنگ و صلح اگر زمان جنگ پیش بیاید مثل همه جاى دنیا، حتى تمام دولت‌هایی که صددرصد طرفدار آزادى تجارت هستند قوانین و مقررات استثنایی وضع می‌کنند و تمام فعالیت مملکت را تحت‌نظر دولت می‌گذارند (درخشش- به غیر از ایران) خوب آن را باید درست کرد ولى على‌ایحال این قسمت مقررات ارتباطى با مقررات زمان جنگ ندارد، آن حق همیشه براى دولت محفوظ است که تمام این قسمت‌ها در اختیار دولت باشد و هر وقت لازم شد قانون براى محلس می‌آرد که این‌ها در انحصار دولت باشد و به عقیده بنده همانطورى که آقایان تذکر فرمودند در عمل از این قانون انحصار متأسفانه استفاده‌ای نبردیم جز یک مقدارى بدنامی ‌که بدبخت وزارت اقتصاد ملى همیشه در این کار متهم است (عبدالصاحب صفایی- صرف اتهام هم نیست) چون وقتى بناشد ما آمدیم که سهمیه بدهیم با این‌که سهمیه در عمل آزاد است همیشه دچار این زحمت شده‌ایم که سهمیه را به کى بدهیم و چه جور بدهیم. در مملکتى که اعمال نفوذ هست، فشار هست آقا اطمینان داشته باشید آن سهمیه را هم به اشخاصى می‌دهند که آن‌ها هم استحقاق ندارند یا اشخاصى می‌آیند سهمیه را می‌گیرند بعد واگذار می‌کنند به آن تاجر واقعى که یا وارد‌کننده است یا صادر‌کننده است براى این‌که خودشان نمی‌توان ند این کار را بکنند، بنده معتقدم حالا نمی‌دانم تا چه ‌اندازه صحیح است و در عمل چه صورتى پیدا کند این قانون، تمام اشخاصى که سرمایه کوچک دارند از بین می‌برد (چند نفر از نمایندگان- صحیح است) حالا صحیح است بنده نمی‌دانم تا چه حد صحیح است و کار را می‌گذارند بدست اشخاصى که سرمایه بزرگ دارند اولاً اگر آقایانى که مخالف کارتل وتر است هستند به بنده حمله نکنند، بنده خیال می‌کنم در دنیاى امروز بایستى سعى کرد که سرمایه‌هاى بزرگ را به کار انداخت و یا لااقل سرمایه‌هاى کوچک با هم جمع شوند که یک سرمایه قابل توجهى بشود (صدقى- به شرطى که سرمایه‌هاى بزرگ سرمایه‌هاى کوچک را نخورند) که با آن بشود تجارت کرد آقاى صدقى اگر سرمایه بزرگ به دست اشخاص منصف بیفتد و در مملکت تشکیلات صحیح باشد این‌طور نمی‌شود علی‌‌ایحال بنده خیال می‌کنم آقایان تجار خودشان وارد هستند سرمایه کوچک نتیجه‌اش این می‌شود که این مالى که وارد می‌کنند باید گران‌تر به فروشند براى این‌که خرجش زیادتر است و توسعه تجارتش کمتر است اگر در مملکت یک تشکیلاتى باید باشد که منافع مردم را در نظر بگیرد به نظر بنده آن سرمایه‌هاى بزرگ در کار دولت هم بهتر است (دکتر جزایرى- در تمام دنیا سرمایه‌هاى بزرگ دولت‌ها را می‌آورند و می‌برند) خوب در ممالکى که از ما خیلى قویترند اشخاص سرمایه دار که نفوذ سیاسى دارند خواه نا خواه تأثیر در دولت‌ها دارند اگر می‌خواهید سیاست را در دست فقرا بیندازید بنده هم موافقم ولى در هر حال در همه جاى دنیا آن اشخاصى که یک مقدار سرمایه داراتر هستند عالم‌تر هستند و فاضل‌تر هستند (عبدالصاحب صفایی- آقاى دکتر جزایرى مشمول این قسمت هستند) همیشه یک عده‌ای را دنبال خودشان می‌کشانند آن‌ها بالاخره اعمال نفوذ در کار دولت‌ها می‌کنند بنابراین بنده خیال می‌کنم از نظر کلیات این مطلب به اندازه کافى روشن شد و جناب آقاى صدرزاده داد سخن را دادند و یک مقدار از بار بنده را سبک کردند على‌ایحال اگر آقایانى هم هستند که نظریاتى دارند ممکن است این را در قسمت مواد بفرمایند و اصلاحاتى که لازم است بشود که ما یک عملى نکنیم که خداى نکرده این دستاویز و مستمسک براى یک اشخاصى بشود که بیایند کارى بکنند و ما بعداً دچار زحمت بشویم همین الان آقاى دکتر مفخم یک تذکرى ببنده می‌دادند که اگر کشورهایی خواستند دپلینک بکنند و از راه دپلینک محصولات ما را صدمه بزنند ما در مقابل آن‌ها را بگیریم على‌ایحال بنده خواستم عرض کنم که این قانون قانون آزادى تحارت به آن معنى واقعى نیست قانون انحصار هم نیست بین آزادى مطلق و انحصار مطلق یک قانونى است که می‌شود گفت یک اقتصاد دیریژه‌ای در این مملکت به وجود می‌آورد (درخشش- خوب دولت لایحه‌اش را بیاورد) به هر حال یک مطلبى هست که دولت‌ها باید همیشه وظیفه خودشان را در ارشاد اقتصاد انجام بدهند حالا اگر تصور می‌کنند بحثى است جداگانه ولى باید قانون طورى باشد که هم تأمین نظر مردم را بکند و دولت هم طورى اجرا کند که نظر مقنن که رفاه و آسایش مردم است تأمین شود حالا اگر دولت‌ها در وظیفه خودشان تصور می‌کنند و تخلف می‌کنند آن بحثى به قانون نیست‏

7- تعیین موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه‏

رئیس- جلسه را ختم می‌کنیم جلسه آینده روز یکشنبه دستور همین طرحى که از مجلس سنا رسیده است ادامه خواهد داشت‏

 (مجلس بیست دقیقه بعد از ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شوراى ملى- رضا حکمت‏

+++

یادداشت ها
Parameter:294926!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)