کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره شانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏16
[1396/05/29]

جلسه: 98 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه دهم دی ماه 1329  

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس

2- بیانات قبل از دستور آقایان: دکتر معظمی- اسلامی- دکتر شایگان و نخست وزیر

3- قرائت استیضاح آقای کشاورز‌صدر از آقای فروهر وزیر دارایی

4- مذاکره و اعلام رأی در فوریت اول طرح قانونی راجع به مردود بودن بیانات آقای وزیر دارایی

5- ختم جلسه به عنوان تنفس.

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏16

 

 

جلسه: 98

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه دهم دی ماه 1329

 

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس

2- بیانات قبل از دستور آقایان: دکتر معظمی- اسلامی- دکتر شایگان و نخست وزیر

3- قرائت استیضاح آقای کشاورز‌صدر از آقای فروهر وزیر دارایی

4- مذاکره و اعلام رأی در فوریت اول طرح قانونی راجع به مردود بودن بیانات آقای وزیر دارایی

5- ختم جلسه به عنوان تنفس.

 

مجلس ساعت نه و پنجاه و پنج دقیقه صبح به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

1- تصویب صورت مجلس،

رئیس- صورت  جلسه پیش قرائت مى‌شود.

( به شرح زیر قرائت شد)

غائبین با اجازه آقایان: امامى‌اهرى، نصرتیان، شوشترى، امینى، سرتیپ‌زاده، کوراوغلى، دکتر مصدق، طباطبایى، معین‌زاده، بهبهانى، غلام‌رضا فولادوند.

غائبین بى‌اجازه آقایان: خاکباز، تولیت آشتیانى‌زاده، اقبال، شهاب خسروانى، شیبانى.

دیر‌آمدگان با اجازه آقایان: نبوى دو ساعت، دکتر شایگان دو ساعت، صفایى یک ساعت، دکتر طاهرى یک ساعت و سى دقیقه‏

دیرآمدگان بى‌اجازه آقایان: سلطانى یک ساعت، پیراسته یک ساعت، هراتى سى دقیقه، سالار سنندجى دو ساعت، حسن اکبر یک ساعت، مهدى ارباب یک ساعت،

رئیس- نسبت به صورت مجلس نظرى هست؟ آقاى بهادرى بفرمایید.

بهادرى- در جلسه گذشته همکار محترم جناب آقاى فرامرزى راجع به عید ارامنه آذربایجان تذکرى دادند براى رفع سوء‌تفاهم عرض مى‌نمایم همیشه اقلیت در آذربایجان مورد احترام بوده و کاملاً این خبر بى‌اساس است تلگرافى از استاندار آذربایجان رسیده محض اطلاع مى‌خوانم.

رئیس- آقاى بهادرى راجع به صورت جلسه بفرمایید.

بهادرى- آقاى فرامرزی جلسه گذشته اینجا تذکرى دادند بنده تلگراف را اینجا مى‌خوانم.‏

رئیس- تلگراف را باید لطف کنید اینجا آن تلگراف را بگیرید بیاورید.

بهادرى- پس تلگراف را تقدیم مى‌کنم به مقام ریاست (صحیح است) و تلگرافاتى هم به بوداغیان نماینده محترم ارامنه دایر بر تکذیب مطلب رسیده است.‏

رئیس- آقاى حائرى‌زاده بفرمایید.

حائرى‌زاده- موضوع عرض بنده راجع به جلسه سابق است که در آن جلسه یک عملى انجام شد اینجا اگر چه تکلیفش معلوم نشده و باید امروز تکلیف این کار معلوم بشود ولى به نظر من دولت حق نداشت این عمل را انجام بدهد.

رئیس- آقاى حائرى‌زاده نسبت به صورت مجلس اگر اعتراضى دارید بفرمایید بعضى از آقایان ثبت نام کرده‌اند که صحبت کنند گویا خود آقا هم هستند ممکن است آن موقع صحبت کنید.

مکى- همین مربوط به صورت جلسه قبل است راجع به صورت جلسه است که مى‌خواهند بگویند جلسه گذشته صحیح نبوده و تنفسى هم که داده شده بی‌خود بوده مجلس اجازه نداده است.

رئیس- آن جایش اینجا نیست هر کس بیانى دارد باید اینجا بکند (حائرى‌زاده- بعد من به عنوان اخطار صحبت می‌کنم) بفرمایید آقاى کشاورز‌صدر.

کشاورز‌صدر- بنده اعتراضى به صورت مجلس دارم و آن مربوط به استیضاح است که در آن جلسه بنده کردم و مى‌بایستى استیضاح در همان جلسه خوانده شود البته مقام ریاست مجازند که در جلسه بعد هم بخوانند اما علت این که حالا تذکر مى‌دهم که در آن جلسه خوب بود خوانده مى‌شد براى این بود که این اظهارات وزیر دارایى به حقوق ملت ایران و احترامات مجلس لطمه وارد آورده است (صحیح است) و این بر جمیع آقایان واجب کفایى است من اداى تکلیف را از گردن آقایان برداشتم و استیضاح کردم استدعایم این بود که این حالا قرائت بشود و حق ملت ایران محفوظ بماند.

رئیس- استیضاح شما حاضر است موافق آیین‌نامه در جلسه بعد هم که امروز باشد ممکن است قرائت بشود و امروز قرائت مى‌شود دیگر نظرى نسبت به صورت مجلس نیست؟ (اظهارى نشد) صورت مجلس تصویب شد.

+++

2- بیانات قبل از دستور آقایان: دکتر معظمى اسلامى دکتر شایگان و نخست وزیر.

رئیس- چند نفر از آقایان تقاضاى نطق قبل از دستور کرده‌اند آقاى مکى وقت‌شان را به آقاى دکتر معظمى داده‌اند بفرمایید آقاى دکتر معظمى.

دکتر معظمى- عرایضى که بنده اینجا در مقابل ملت ایران عرض مى‌کنم راجع به جریان تأسف‌آور جلسه روز سه‌شنبه پنجم دى ماه 1329 است تأسف من بیش‌تر از طرز حکومت این مملکت است و باور بفرمایید که من هیچ مخالفتى با دولت نداشتم و حتى از طرفداران جدى دولت تا همان ساعتى که این لایحه استرداد شد بودم زیرا معتقد بودم که یک هیئتى که آمد بایستى به آنها فرصت داد که کار بکنند و وقتى کار کردند دلیلى ندارد با آنها مخالفت کنیم و به همین جهت من صمیمانه با آنها موافقت کردم یعنى هر جا که احتیاج به رأى داشتند رأى دادم و در کمیسیون‌هایى که ریاست داشتم سعى کردم که لوایح دولت بگذرد ولى مذاکرات بدون فکر وزیر دارایى مرا به این فکر واداشت که متأسفانه با وجودى که مملکت ما مشروطه است هنوز از مشروطیت آثارى در این مملکت نیست (صحیح است) زیرا وضعیت فعلى با زمان مظفرالدین شاه چه فرقى دارد؟ مظفرالدین شاه آمد یک امتیازى را روى اراده و میل خودش واگذار کرد به کمپانى و بعد دنباله همان امتیاز کشیده شد تا مجلس شوراى ملى که در واقع مصادف با مشروطیت که ما یک حکومت مشروطه داریم الان یک مجلس شوراى ملى داریم یک مجلس سنا و بنده هم یک نفر از افراد اکثریت هستم بدون اطلاع داشته باشم به این که دولت راجع به این موضوع حیاتى چه رویه‌اى اتخاذ خواهد کرد صبح که مى‌آیم به مجلس یک وقت مى‌بینم که در این موضوع حیاتى جلسه تشکیل مى‌شود و بعد از نطق قبل از دستور آقاى رئیس مى‌فرمایند گزارش کمیسیون نفت مطرح است آقاى وزیر دارایى (مکى- تبانى بوده) من کارى ندارم به این قسمت تمنا مى‌کنم توجه بفرمایید وزیر دارایى مى‌آید در پشت تریبون یک نطقى مى‌کند که تمامش به ضرر ملت ایران است (صحیح است) و مخصوصاً مجلس شوراى ملى بایستى توجه داشته باشد مذاکرات ایشان را رسماً رد کند براى این که اگر توجه فرموده باشید آقایان از زمانى که موضوع نفت در مجلس شوراى ملى مطرح شده است یعنى از 29 مهر ماه 1326 هر وقت موضوع در مجلس مطرح شده است نمایندگان مجلس شوراى ملى اعم از اقلیت و اکثریت سعى داشته‌اند که فرمولى تهیه کنند در مواقعى که مذاکره در اطراف نفت مى‌شده که لطمه‌اى به حقوق ملت ایران وارد نیاید (صحیح است) نظر آقایان هست در دوره پانزدهم درباره اعتبارنامه آقاى تقى‌زاده اینجا مذاکرات زیادى شد آقاى اسکندرى مخالفت کردند دو سه روز صحبت کردند و ایرادشان به ایشان این بود که قرارداد نفت را امضا کرده‌اند و در همین جا موقعى که اعتبارنامه ایشان مى‌خواست تصویب بشود آقاى دکتر شفق فرمولى تهیه کردند براى این که تصویب اعتبارنامه ایشان به هیچ‌وجه به حقوق ملت ایران راجع به نفت لطمه‌اى وارد نمى‌آورد (صحیح است) بعداً وقتى که آقاى عباس اسکندرى در دوره پانزدهم استیضاحى کردند راجع به قسمت نفت حتى ایشان نطق خودشان را تمام کردند و از مجلس رفتند و بعداً جناب آقاى تقى‌زاده در اینجا نطقى کردند آن نطق مهمى‌که غالباً در خود گزارش هم به آن استناد شده است اینجا ایراد کردند و بعد این جریان مصادف شد با واقعه شوم 15 بهمن با وجودی که بعد از آن واقعه تمام آقایان نمایندگان متأثر و مشوش بودند با وجود این من خوب در نظر دارم در جلسه خصوصى روز بعد از آن واقعه همه مى‌گفتندچون دولت مى‌خواهد رأى اعتماد بگیرد راجع به این قضایا مى‌بایستى این رأى اعتماد طورى باشد که به حقوق ملت ایران لطمه وارد نشود اگر به صورت جلسات ملاحظه بفرمایید باز هم که به کابینه ساعد رأى داده شد مجلس با فرمولى قانونى رأى داد که به حقوق ملت ایران لطمه وارد نیاید و بعداً چند روز قبل ازاین که آقایان اعضای کمیسیون نفت در اینجا استیضاح کردند پس از این که استیضاح تمام شد جناب آقاى رفیع یک فرمولى تقدیم مجلس کردند که نظر به این که هنوز کمیسیون نفت اظهار نظرى در این خصوص نکرده من پیشنهاد رأى سکوت مى‌کنم پس توجه بفرمایید تمام هم وکلاى دوره پانزدهم و شانزدهم طورى بوده است که هیچ‌وقت به حقوق ملت ایران لطمه وارد نیاید متأسفانه آقاى وزیر دارایى آمدند اینجا یک نطقى کردند (مکى- نماینده شرکت نفت بود) و پس از این که این نطق‏ را در اینجا ایراد فرمودند در دنبالش لایحه را استرداد کردند در همین جا که نشسته بودند اغلب مى‌گفتند که ما از مدلول نطق ایشان اطلاع نداشتیم و از استرداد لایحه هم اطلاع نداشتیم من فوق‌العاده متأثر شدم در یک مملکتى که مشروطه است یک وزرایى را ما تعیین مى‌کنیم و رأى اعتماد به دولت مى‌دهیم رأى اعتماد به دولت معنیش چیست؟ معنیش این است که به 12 نفر به 14 نفر یک عده اى رأى اعتماد مى‌دهند که بنشینند مسائل و منافع مملکتى بحث کنند و با توجه به اوضاع سیاسى و اقتصادى یک تصمیمى بگیرند و بعد روى آن تصمیم متحداً بیایند نظریه‌اى اتخاذ کنند متأسفانه این موضوع به طوری که معلوم شد در هیئت دولت مطرح نشده است و بنده فوراً متوجه آن شدم در صورتی که مملکت مشروطه معنیش این است که وزرا اظهار نظر بکنند وکلای اکثریت و اقلیت مطلع باشند از تصمیمات هیئت دولت در واقع کارى که آقاى وزیر دارایى کرد ما را در یک قضیه فوق‌العاده بغرنجى قرار داد یعنى ما طرفدار دولت بودیم و وزیر دارایى وقت یک عملى کرد که مسلماً به ضرر ملت ایران است بنابراین مطابق قانون اساسى چون وزرا مسئولیت مشترک دارند مرحله اول باید معلوم شود که این موضوع یعنى استرداد لایحه نفت در هیئت دولت مطرح شده است یا نشده است؟ در مصاحبه‌اى که جناب آقاى نخست وزیر در روزنامه اطلاعات فرمودند در آنجا مى‌فرمایند که راجع به استرداد لایحه در هیئت دولت مذاکره نشده است زیرا بنا بوده است اکثریت لایحه‌اى تهیه بکند و به دولت مأموریت بدهد بعد از این که رأى کمیسیون را تصویب کردند آنها بروند و مذاکره کنند این قسمت که در هیئت دولت مطرح نشده است و خود ایشان اقرار مى‌فرمایند این دلیل بر این است که این استرداد قانونى نیست (صحیح است) ملاحظه بفرمایید این یک امر مهمى است که این استرداد قانونى نیست وقتی که خود جناب آقاى نخست وزیر در پشت تریبون در روزنامه مى‌فرمایند که هیئت دولت اطلاع نداشته است بنابراین این قسمت به هیچ‌وجه مرحله قانونى خودش را طى نکرده است (نریمان- وزرا هم تأیید کردند) بعد باید جواب این قسمت داده شود که آیا وزرا این را تأیید مى‌کنند یا خیر؟ اگر وزرا این را تأیید بکنند به عقیده بنده هیچ عیبى براى دولت ندارد که بیاید درخواست بکند که لایحه جریان عادى خودش را طى بکند. بعد آقایان استناد کردند به قانون اساسى که دولت مى‌تواند لایحه خودش را استرداد بکند بنده عرض مى‌کنم که اولاً ماده قانون اساسى را آقاى صالح و ثابت نموده‌اند که به این مورد تطبیق نمى‌کند توضیح دادند در جلسه خصوصى بعد هم توضیح خواهند داد بنده وارد بحث قانونى نمى‌شوم بنده مى‌گویم وقتى حقوق یک ملتى در میان است تمام این دستگاه‌ها براى نفع ملت ایران است (صحیح است) به ضرر ملت تفسیر کردن معنى ندارد (صحیح است) قانون اساسى اختیار داده است که دولت لوایح خودش را استرداد کند ولى موضوع نفت 3 سال است در این مملکت مطرح است و موضوع نفت یک مسئله کوچکى نیست به عقیده بنده من اگر الان در دنیا ده مسئله مهم وجود داشته باشد یکیش مسئله نفت ایران است قضیه چین، قضیه کره، قضیه نفت اینها یک اهمیت خاصى دارد چطور ممکن است حق یک هیئتى و جامعه‌اى را اجازه داده شود یک فردى به نام وزیر دارایى بیاید در مقابل نمایندگان ملت آن نطق در واقع نسنجیده، نفهمیده (مکى- مفتضح) بیاید در مقابل ملت ایران یک چنین نطقى را بکند بعداً صریحاً چه بگوید؟ آقایان سه سال زحمت یعنى چه؟ (تیمورتاش- پنج سال) یک کمیسیونى معین شده است این کمیسیون که معین شد که آقاى دکتر مصدق با حالت کسالتى که داشتند مرتباً آمدند و من تاریخ را که اینجا نگاه کردم مى‌بینم که 6 ماه زحمت کشیده‌اند 6 ماه است که تشکیل است تاریخش 30- 3- 29 است و تمام آقایان که آنجا بودند به اتفاق آراء از روى کمال وطن‌پرستى باید گفت و خیلى خوش‌وقتم که آقاى مکى مخبر کمیسیون نفت تمام اسامى اعضا را در گزارشى ذکر کرده‌اند و با کمال وطن‌پرستى یک گزارش داده است و بعد هم آقاى فقیه‌زاده یکى از نمایندگان بوده که در کربلا بودند علاوه بر این که در کمیسیون تأیید کرده بودند بعد هم آمدند اتفاق آراء را تکمیل کردند آن یک نفر هم آمد پشت تریبون گفت نظر من هم با نظر آقایان یکى است در مقابل سه سال زحمت براى استیفاى حقوق ملت ایران آیا یک مسئله به این مهمى این قدر قابل بحث نبود و این قدر اهمیت نداشت که یک مرتبه در جلسه خصوصى صحبت شود که این لایحه را مى‌خواهیم استرداد بکنیم؟ خداى من شاهد است آقاى نخست وزیر من اگر مى‌دانستم که این تصمیم را دارید نمى‌گذاشتم جنابعالى این کار را بکنید غیر ممکن بود براى این که هم به ضرر مملکت بود و هم یک تشنجى بر تشنجات مملکت افزود (مکى- دیکتاتورى معنیش همین است).

+++

بنده مى‌بینم که چندین سال است که موضوع نفت در اینجا بحث مى‌شود و آقا آمده لایحه نفت را استرداد کرده اما لایحه دولت که مطرح مى‌شود درست است که منشأ گزارش کمیسیون لایحه نفت است ولى توجه به مدلول گزارش نشده است گزارش چه مى‌گوید؟ توجه بفرمایید این تصمیم کمیسیون است که بنده مى‌خوانم، مى‌گوید:

کمیسیون نفت که طبق تصمیم 30/ 3/ 1329 مجلس شوراى ملى تشکیل شده است پس از مذاکرات و مطالعات به این نتیجه رسیده که قرارداد الحاقى ساعد گس کافى براى استیفاى حقوق ملت ایران نیست (صحیح است) لذا مخالفت خود را با آن اظهار مى‌دارد جمال امامى بهبهانى عامرى دکتر هدایتى صالح دکتر مصدق مکى دکتر شایگان حائرى‌زاده ناصر ذوالفقارى گنجه سرتیپ‌زاده دکتر علوى پالیزى خسرو قشقایى دکتر کاسمى فرامرزى.

جمال امامى- آقاى دکتر تمام مجلس این را تصدیق کردند (صحیح است)

حاذقى- هیچ کس مخالف نبوده است.

مکى- چون مخالف نبود دولت به نفع کمپانى این کار را کرد مى‌خواست بگوید من خدمتگزار دولت انگلستانم.

دکتر معظمى- بعد کمیسیون مى‌گوید نظر به این که وظیفه کمیسیون مخصوص نفت اظهار نظر در قرارداد الحاقى از لحاظ استیفا یا عدم استیفاى منافع ایران بوده و به اتفاق آراء اظهار نظر در این موضوع به عمل آمده بنا براین ورود در هر گونه پیشنهادى از وظیفه کمیسیون خارج است و تکلیف آنها از طرف مجلس شوراى ملى شوراى ملى نظر تعیین خواهد شد (صحیح است) تکلیف آنها از طرف مجلس شوراى ملى یعنى چه؟ یعنى کمیسیون خواسته است طریق استیفاى حقوق ملت ایران را مجلس شوراى ملى نظر بدهد (صحیح است) این مطلبى است که از مجلس نظر خواسته‌اند حالا این حقى را که از مجلس خواسته‌اند دولت همچو حقى را نداشته که لایحه را استرداد بکند دولت خودش مطابق اظهارات وزیر دارایى موافق با لایحه گس و ساعد است ولى کمیسیون چه خواسته؟ کمیسیون گفته مجلس شوراى ملى رؤس مسائل را به ما مى‌گوید که ما مطابق همان ترتیب استیفاى حقوق ملت ایران را بکنیم و با این ترتیب به عقیده من دولت نه قانوناً و نه وجداناً و نه براى رفع این تشنجات حق نداشته است که این لایحه را مسترد بکند و بنابراین در اینجا آقاى وزیر دارایى یک لطمه بزرگى بدون تردید به حقوق ملت ایران زده است (صحیح است) و بعد وزیر دارایى چه گفته؟ توجه بفرمایید وزیر دارایى گفته است این آخر نطقش است مى‌گوید، در خاتمه نظر به این که کمیسیون مخصوص نفت لایحه قرارداد الحاقى را جهت استیفاى حقوق ایران کافى ندانسته دولت این لایحه را مسترد مى‌دارد تا طبق قانون 29 مهر ماه 1326 براى استیفاى بیش‌تر حقوق ملت ایران اقدام و نتیجه را به عرض مجلس برساند (کشاورز‌صدر- آن مقدمات خراب بوده) مى‌خواهم عرض بکنم با تمام این جریانات سه سال و چهار ماه نتیجه این مى‌شود که یک وزیرى با کمال تهور بدون پروا نمى‌دانم منطقش چه بوده؟ (مکى- خیانت) این را بگوید منطق آقاى وزیر دارایى درست نبوده است حالا عرض مى‌کنم اگر مقصودشان این بوده که براى رفع تشنجات این کار را کرده باشند به عقیده من یک طوفان خشم و غضبى در ملت ایجاد کرده است که هیچ وقت سابقه نداشته است (صحیح است) این را مى‌خواهم عرض کنم و من خدا می‌داند از روى همین وظیفه وجدانى است که لازم بود توجه آقایان را جلب بکنم که الان یک خشم و غضبى در میان مردم موجود است که اگر توجهى به این قسمت نشود براى کار مملکت ما بسیار خطرناک است و بعد اگر مقصودشان این بود که این موضوع حل بشود مى‌بایست اشکالات را اینجا مى‌آمدند مى‌گفتند شما ببینید از روزى که دولت تشکیل شده است راجع به نفت نیامده است مطالب خودش را براى ما بگوید خودش از این لایحه طرفدارى مى‌کرده و بعد خودش هم آمده این لایحه را مسترد کرده و حتى به عقیده بنده اجتناب از اشکال به هیچ‌وجه رفع اشکال را نمى‌کند الان چه کرده؟ بعضى اشخاص که وارد مسائل هستند مى‌گویند خوب حالا دولت این لایحه را پس گرفته است یک اشکالى را از پیش پاى مجلس برداشته است بنده مى‌گویم که آقا ما وظیفه‌مان است که اشکالات را مواجهه کنیم جواب بدهیم و حل کنیم بنابراین استدلال کاملاً غلط است اجتناب از اشکال هیچ وقت اشکال را رفع نمى‌کند باید صمیمانه و برادرانه چون یک موضوع ملى است بیاییم بنشینیم این موضوع را حل کنیم و الا به این ترتیب به عقیده من علاوه بر این که موضوع نفت را غیر قابل حل کرده است ممکن است همین موضوع اصلاً موجب سوء‌تفاهمات دائمى بین ملت ایران با انگلستان را فراهم بیاورد چرا؟ براى این که ما یک ملتى هستیم که حقوقمان را مى‌خواهیم بنابراین بایستى که صمیمانه بایستیم مطالعه حقوقمان را بکنیم و به عقیده من این ترتیب موضوع را نه فقط حل نکرد بلکه موضوع را مشکل‌تر کرد و اما اگر این لایحه را مى‌خواستید استرداد بکنید چرا تعقیب کردید؟ شما روز اول که کابینه تشکیل دادید اگر مى‌آمدید در مجلس شوراى ملى مى‌گفتید که این لایحه را مسترد مى‌کنم می‌روم مذاکره مى‌کنم منافع ملت ایران را تأمین مى‌کنم و بعد مى‌آیم به عرض مجلس شوراى ملى مى‌رسانم هیچ کس با شما مخالفت نمى‌کرد (صحیح است) بنابراین در نتیجه این وضع ‏ (متأسفانه وقت من دارد تمام مى‌شود) و اگر ترس داشتید از این که لایحه به کمیسیون نرود به عقیده من این یک ترس بى‌موردى است و من قبلاً گفتم اگر این لایحه به کمیسیون مى‌رفت مزایاى بیش‌ترى داشت.

رئیس- آقاى دکتر معظمى وقت شما تمام شد مجلس موافق است که ایشان صحبت کنند؟ (جمعى از نمایندگان- بلى بلى) بفرمایید.

دکتر معظمى- اگر این لایحه به کمیسون مى‌رفت مزایاى بیش‌ترى داشت، حالا عرض مى‌کنم مزایایش را چون دو شورا بوده وکلاى مجلس به هیچ‌وجه مواجه نمى‌شدند با این که به یک پیشنهادى مواجه شوند که نفع و ضررش را فرصت نداشته باشند بسنجند بنابراین پیشنهادات داده مى‌شد چه راجع به ملى کردن و چه در موارد دیگر پیشنهادات مختلف داده مى‌شد و پیشنهادات بعد از شور اول مى‌رفت به کمیسیون در کمیسون چه مى‌کردند؟ در کمیسیون این طور مى‌شد وقتى که محدود مى‌شد وکلاى ملت مى‌فهمیدند که راجع به استیفاى حقوق ملت ایران عقاید ملت ایران چیست؟ و بعد اکثریت هم با کمیسیون نفت وارد مذاکره مى‌شد یک راه حل عاقلانه از کمیسیون مجدداً پیشنهاد می‌شد و دولت هم در کمیسیون فرصت کافى داشت که برود تمام دلایلش را بگوید و بعد لایحه برمى‌گشت به شور دوم در شور دوم این فایده را داشت که پیشنهادات جدیدى نمى‌شد داد محدود بود و بعد مجلس شوراى ملى رأى مى‌داد مى‌رفت به مجلس سنا و مجلس سنا هم شریک و سهیم مى‌شد در تصمیمى‌که ما مى‌خواهیم براى مملکت بگیریم بنابراین ترس رفتن گزارش به کمیسیون به عقیده بنده کاملاً بى‌مورد بوده است و راه قانونى را طى نکرده است و بنابراین الان وضع لایحه نفت به عقیده بنده بسیار مشکل‌تر شده است یعنى براى گذراندن لایحه نفت در درجه اول محیط اعتماد لازم است (صحیح است) تا اعتماد به این دستگاه‌ها نباشد هیچ فردى قادر نیست که بتواند این موضوع را حل کند یک وزیر دارایى آمده است یک محیط عدم اعتمادى درست کرده است که این محیط عدم اعتماد به هیچ‌وجه رضایت نمى‌دهد من خدا مى‌داند که وقتى که مى‌بینم وزیر دارایى مى‌خواهد راجع به نفت صحبت کند مثل یک خنجر مستقیمى است که به قلب من مى‌خواهد بزند براى این که یک کسی که مى‌آید این طور استدلال می‌کند چه خواهد گفت؟ مى‌گوید خداى نکرده این آقایان آن حرف‌هایى که مى‌زنند همه جور مى‌زنند، شما سه چهار پنى اضافه به من بدهید من بروم این موضوع را حل مى‌کنم پس بنابراین کسى که مى‌خواهد برود صحبت کند خودش باید مورد اعتماد باشد جنابعالى آقاى نخست وزیر مى‌خواهم عرض کنم که با بودن آقاى فروهر براى مذاکره و هر کارى که دولت شما بکند هیچ کس باور نمى‌کند این را هم بگویم آقایان خلاف عرض مى‌کنم؟ آقایان بفرمایید از چه ملاحظه دارید (نمایندگان- صحیح است) (دکتر بقایى- خود ایشان هم مى‌دانند) حالا دولت بگوید که من می‌روم مذاکره می‌کنم نتیجه‌اش چه خواهد شد. هیچ، خداى من مى‌داند که من تا ساعت ده روز پنج دى به این شخص ارادت داشتم، اعتماد داشتم و با آن برادرش که در بیرون است ارادت داشتم و یقین دارم که کسى که به او اعتراض خواهد کرد برادرش خواهد بود پس بنابراین نتیجه این شده است که الان وضع مملکت کاملاً متشنج است و بایستى که یک فکرى کرد بنابراین من پیشنهاد مثبت خودم را مى‌کنم به عقیده من چون این موضوع در هیئت دولت مطرح نشده است هیئت دولت جلسه‌اش را تشکیل بدهد و در ضمن این که عمل وزیر دارایى را باید توبیخ کند بایستى رأى بدهند به این که این لایحه جریان عادى خودش را طى کند و بعد هم که این جریان طى شد لایحه بر مى‌گردد به کمیسیون چون یک کمیسیون قانونى تشکیل شده است الان اگر این کار را به هم بزنیم در اذهان خواهند گفت که مخصوصاً خواسته‌اند سلب صلاحیت از کمیسیون بکنند چون کمیسیون منافع مملکت را در نظر گرفته و چون آن

+++

کمیسیون بر پایه و اساس همت آقایان نمایندگان فراکسیون‌ها نماینده معین بکنند که با کمیسیون دائماً در تماس باشند راه حلى که منافع ملت ایران را تأمین کند به مجلس پیشنهاد مى‌کند یا این که یک کار دیگرى مى‌کند و آن این است که مطابق ماده 4 آئین‌نامه مشترک مجلسین این کمیسیون به حال خودش باقى باشد یک کمیسیون مشابه دیگرى هم از مجلس سنا نه از مجلس شوراى ملى ضمیمه آن بشود و بنابراین یک فرمول حسابى براى استیفاى حقوق ملت ایران تهیه کنند و با این پیشنهادى که بنده مى‌بینم که لایحه جریان عادى خودش را طى ‏کند کمیسیون مشغول کار خودش باشد افراد دیگرى هم ضمیمه مى‌شود این تشنجى که فعلاً در مملکت هست مرتفع خواهد شد و این تشنج هر چه که زودتر مرتفع بشود به نفع مملکت است بنابراین این پیشنهاد مثبتى است و من به جناب آقاى نخست وزیر می‌کنم و آقایان وزرا هم هیچ بهانه‌اى ندارند یکى از اصول قانون اساسى که من نمى‌دانم اصل شصت و چندم قانون اساسى است که مى‌گوید: وزرا، مسئول اعمال یکدیگر هستند هیچ کس نمى‌توانددر هیئت دولت باقى بماند و بگوید من از موضوعى اطلاع نداشتم (صحیح است) آقایان وزرا باید تکلیف‌شان را معین کنند که ببینیم با این جریان موافق بودند یا نه و یک موضوع دیگرى که در مصاحبه دیده‌ام این بود که جناب آقاى نخست وزیر فرموده‌اند راجع به قسمت نفت یک موافقتى ما در دو سه ماه پیش از این راجع به موضوع نفت با وزرا کردیم این بود که مى‌خواستیم تقاضا کنیم که آن را در مجلس علنى قرائت کنند که وزرا تا چه حدى اصلاً در این موضوع موافقت داشته‌اند این پیشنهادى بود که من کردم و این پیشنهاد یعنى رفتن وزیر دارایى هم دخالت در قوه مجریه نیست این حرفى که من مى‌زنم این آرزوى ملت ایران است که در اینجا مى‌زنم (صحیح است) و بعد هم دنباله نفت جریان رفتن گزارش نفت به کمیسیون و در غیر این صورت مطمئن باشید که این تشنج باقى خواهد بود و من اینجا ناچارم توجه اعلیحضرت همایونى را جلب کنم که شاید به عرض‌شان نرسانند و من از پشت این تریبون مى‌خواهم عرض کنم که چون کمال احترام و علاقه را نسبت به ایشان دارم مى‌خواهم عرض کنم الان در مملکت یک طوفان خشم وغضب نسبت به این عمل هست که اگر فکرى نکنند این مملکت دچار یک وضع وخیمى حواهد شد و همچنین مجلس سنا را مخاطب قرار مى‌دهم که آنها هم بایستى در این موضوع همکارى کنند که این تشنج خاتمه پیدا کند و در خاتمه هم از نمایندگان مجلس شوراى ملى تمنا داشتم و استدعا دارم توجه بفرمایند که در نتیجه این عمل یک طوفان خشم و غضبى براى آتیه این مملکت مخصوصاً در این موقع بحرانى دنیا خطر صد در صد مسلم دارد (صحیح است) این عرایضى بود که صمیمانه من به عرض نمایندگان محترم رساندم (احسنت)

آزاد- ملت ایران حق خودش را خواهد گرفت.

رئیس- آقاى نریمان وقت خودشان را به آقاى اسلامى داده‌اند. بفرمایید.

اسلامى- بنده بدواً لازم مى‌دانم از پشت این تریبون در برابر آن قسمت از ملت ایران به خصوص دانشجویان دانشگاه، احزاب، روزنامه‌ها، بازاری‌ها و به ویژه اکثر نمایندگان شجاع مجلس شانزدهم که براى استیفاى حقوق ملت ایران از شرکت نفت مردانه قد علم کرده‌اند سر تعظیم فرود مى‌آورم، زیرا به یقین مى‌توان گفت که در هیچ یک از ادوار این طور و به این اندازه و با این حرارت ملت ایران براى استیفاى حقوق خود هر چه باشد قیام ننموده است (حاذقى- همیشه مردم علاقه به حفظ حقوق خودشان دارند) (نریمان- حالا به خصوص) بلى پنج هزار دانشجو در خیابان راه نمى‌افتاد جناب آقاى حاج حاذقى، بلى البته و به همین جهت بودکه بالأخره جناب آقاى وزیر دارایى با تمام ارادتى که بنده به ایشان داشتم مرتکب بزرگ‌ترین خبط و خطاى سیاسى شدند (ناصر ذوالفقارى- اوتنها نکرد) آقاى دکتر معظمى فرمودند که وزرا مسئولیت مشترک دارند بنابراین جنابعالى این را بفرمایید که این خودش اتوماتیکمان خود به خود این هست براى این که بنده تصور نمى‌کنم که به هیچ قیمتى مى‌توان این خبط سیاسى را جبران کرد (کشازور صدر- مجلس مى‌تواند جبران کند) ولى اینجا گفته شد صحبت از این است که اوضاع دنیا خیلى بد است و هر آن ممکن است پیش‌آمدى کند بنده عرض مى‌کنم که همین وخامت اوضاع براى ما بهترین فرصتى است که مى‌توانیم در این موقع حقوق خود را استیفا کنیم (صحیح است) زیرا امروز دولت بریتانیاى کبیر نمى‌تواند در جنوب کشتى پیاده کند ولى فردا ممکن است این کار را بکند و نمایندگان را هم در مقابل یک فشار مرئى یا نامرئى قرار بدهند بنده به همین جهت است که امروز نمایندگان محترم را مسئولیت خطیرى که متوجه فرد فرد برگزیدگان این دوره هست متوجه کنم، آقایان نمایندگان دیگر همچو فرصتى براى استیفاى حقوق از دست رفته براى ملت ایران پیدا نخواهد شد حالا شما چه خواهید کرد؟ چه اقدامى مى‌کنید، جناب آقاى دکتر معظمى یبانات بسیار مؤثر و شیواى همیشگى خود که فرمودند بنده خیلى خوش‌وقت شدم ولى متأسفانه چون استاد بنده هم بودند بنده جسارت است که ایرادى بکنم، ایشان مثل این است که بالأخره کار را تمام کردند به این که این وزیر دارایى برود و وزیر دارایى دیگرى بیاید برود کار را تمام مى‌کند این طور نیست بنده اولین پیشنهادى که دادم اینجا هست بنده، پیشنهاد لغو قرارداد 1933 را کردم دلیل دارم و مدرک دارم ولى وقت نشد اگر آن دلایل را گوش می‌کردند یک نفر رأى نمى‌داد دولت برود بکند شما حاضرید که .. (آزاد- اصلاً آن باطل است )سى سال مدت باقى بماند (نمایندگان- خیر) کى حاضر است اینها را باید گفت اینها را باید صحبت کرد اگر مى‌خواهیم به دولت مأموریت بدهیم که برود صحبت کند باید آقایان اینجا تصمیم بگیرید وظیفه شما است وزیر دارایى مى‌آید اینجا مثل یک اوکائى از شرکت نفت دفاع مى‌کند (مکى- نطقى که آقاى نخست وزیر کرد قواى بیگانه در سوم شهریور نکرد از حمله قواى بیگانه ضررش بیش‌تر بود این دولت قدرت بنده یک روز که در اینجا راجع به نفت صحبت مى‌کردم عرض کردم که اگر تمام اوقات این دوره و دوره دیگر صرف احیاى حقوق از دست رفته ملت ایران از نفت جنوب بشود هیچ چیزى ما گم نکرده‌ایم حالا هم بنده پیشنهاد مى‌کنم و عقیده دارم که مجس شوراى ملى اصلاً نباید هیچ کارى بکند نباید در اطراف بودجه صحبت کند، لایحه بهدارى صحبت کند لایحه فرهنگ صحبت کند هیچ کارى نکند فقط کار نفت را بکند (حاذقى- جلسه بشود) جلسه نشود چیزهاى دیگر هیچ فایده ندارد حیات و ممات مملکت نفت است (صحیح است) (حاذقى- باید در مجلس صحبت بشود) بنده باز باید تکرار کنم آقایان نمایندگان دوره 16 هیچ‌وقت به قدر امروز، به میزان امروز نمایندگان شانزده دوره مجلس کشور ایران، به اندازه امروز مسئولیت نداشته‌اند (صحیح است) باز تکرار مى‌کنم براى این که امروز روزی است با گرفتاری‌هایى که در دنیاى خارج هست و دول بزرگ سرگرم مناقشات و جنگ سیاسى یا اعتصاب هستند ما باید امروز از این فرصت استفاده کنیم براى این که دیگر این فرصت به دست نخواهد آمد و مجلس باید جلسات 6 ساعته 8 ساعته ده ساعته در جلسه خصوصى تشکیل بدهد با حضور دولت یا بدون حضور دولت تصمیم بگیرد در تمام مسائل بنشینند اقدام کند حسابى اقدام کند تا زود است و تا مجلس به سرازیرى نرفته این کار را بکند و باید آقایان نمایندگان طرحى تهیه کنند که زودتر تا آخر هفته خاتمه پیدا نکرده، بماند براى دوره بعد منظورم این است که در یک روز خطرناک که ممکن است به مناسبتى ترس داشته باشد و یا روى مصالح عامه ملت ایران نگذارند (حاذقى- هیچ‌وقت همچو ترسى نداشته باشید که روزهاى آخر دوره را در نظر بگیرند) انشاء‌الله که نخواهیم داشت و طورى نباشد ترتیبى اتخاذ نمایید که دیگر جبران‌ناپذیر باشد، بنده از حضور جناب آقاى نخست وزیر استفاده مى‌کنم و با کمال تأسف باید عرض کنم که در روز پنجشنبه بنده در مسافرتى بودم وقتى مى‌آمدم دیدم از رادیوى ماشین یک صدایى بلند شد بنده خیال مى‌کردم که این صدا، صداى یک رادیوى خارجى است براى این که اگر آقایان نمایندگان توجه نکرده باشند صورت آن نطقى را که در روز پنجشنبه در رادیو سه ساعت بعد از ظهر خوانده شد در اداره رادیو موجود است در آن نطق فرد فرد نمایندگان و روزنامه‌ها و احزاب و تمامى مردمى‌ که مى‌گویند آقا به ما کم سهم می‌دهند حق ما را پایمال مى‌کنند به تمام آن افراد گفته‌اند ماجراجو (آزاد- غلط کرده‌اند) آقاى نخست وزیر ما ماجراجو هستیم؟ خود شما که در دل خودتان مى‌خواهید که احقاق حقوق مملکت بشود شما ماجراجو هستید؟ که اداره رادیو بگوید اگر این حرف‌ها براى این است که مردم تبلیغ نشوند دیگر کار از این کارها گذشته است براى این که مردم مى‌دانند که ماجراجو کیست مردم خودشان قیام کردند محصلین روزنامه‌ها همه اینها ماجراجو هستند؟ بنده شنیدم که یک عده‌اى از این متعصبین گفته‌اند که اگر من بعد رادیو تهران این توهین‌ها را بکند ما مى‌رویم آنجا حساب خودمان را همان پاى رادیو تصفیه مى‌کنیم حالا

+++

چه کار مى‌کنند من نمى‌دانم شاید همین روزها بکنند بنده خواهش مى‌کنم از آقایان نمایندگان محترم البته آقایان خودشان وظیفه خودشان را بهتر از بنده مى‌دانند که بنده عرضى بکنم بنده پیشنهاد مى‌کنم تمنا مى‌کنم هیچ کارى مجلس نکند تا تکلیف این کار معلوم بشود جلسه علنى شاید آقاى حاج حاذقى مخالف هستند باشد به جلسه علنى هم وارد نشوند هیچ لایحه‌اى مطرح نشود در خارج بنشینند اول تکلیف این کار را معلوم کنند همین امروز این لایحه که افتاد کنار بیفتد روى جاده و جریان عادى خودش را طى کند براى این که مردم این مملکت امروز تمام امیدشان به این مجلس است و مردم امروزه با مردم یک سال پیش فرق مى‌کنند حتى با مردم سه ماه پیش فرق مى‌کنند بنده روى وظیفه وجدانى خودم این تذکرات را دادم و همه جا پشت سر نمایندگان که موافق با این عرایض باشند هستم حتى مرگ (نمایندگان- احسنت)

رئیس- آقاى دکتر شایگان بفرمایند.

دکتر شایگان- بیانات وطن‌پرستانه‌اى که نمایندگان امروز اینجا کردند کار را یک قدرى براى من سهل‌تر کرد به دلیل این که بسیارى از مطالبى را که لازم بود من اینجا در جواب دفاعیه نفت لایحه دفاعیه شرکت نفت عرض کنم اینجا فرمودند براى آقاى دکتر معظمى خیلى باعث تعجب بود که چرا دولت به یک همچو عمل خلاف مصلحتى دست زده علتش خیلى روشن است علتش این است که دولت تصور می‌کرد که هر اقدامى در نظر داشته باشد نمایندگان مجلس تبعیت مى‌کنند و قبول مى‌کنند این دولت اینجا هم مثل سایر جاهاى دیگر در اشتباه بود همان طورى که بنده در آن عرایض چند جلسه پیش خودم عرض کردم نمایندگان مجلس شوراى ملى محال است در مواقعى که منافع عمومى مملکت در کار باشد قدمى برخلاف مصالح مملکت بردارند (نمایندگان- صحیح است) این غصه فوق‌العاده‌اى بود که براى دولت ایجاد شد، متعاقب این عرض بنده بود که آن گرفتگى‌ها هم شبش شروع شد خلاصه دولت دید که این مجلس اولاً قرارداد الحاقى گس ساعد را رد خواهد کرد در ثانى احتمال قوى بلکه یقین است که پیشنهادى خواهند کرد که به منافع عالیه شرکت نفت صدمات فوق‌العاده خواهد زد بنابراین بایستى که شرکت را به هر نحوى که هست از این مخمصه نجات داد آقایان وجداناً امشب موقعى که فارغ دارند در این باب فکر بفرمایند ببینند هیچ محمل دیگرى براى پس گرفتن لایحه مى‌توانند پیدا کنند در دل تصدیق این عرض بنده را بفرمایند بعد از این قضیه پس گرفتن بایستى که بنده عرض کنم، مطلب را آقاى دکتر معظمى خوب شکافتند اگر دولت نظر داشت که فقط فرصت بهترى پیدا کند براى استیفاى حقوق ملت ایران هیچ داعى نداشت که آن نسخه‌اى که به دست آقاى وزیر دارایى داده شده بود اینجا قرائت بشود خواندن آن نسخه به کلى بى‌مورد بود فرض محال که دولت صمیمانه حاضر شده بود که برود و وضع بهترى براى مملکت پیدا کند دو کلمه ممکن بود بگوید و این را پس بگیرد همان طور که آقاى دکتر معظمى فرمودند بنابراین هیچ چیزى موجب نمی‌شد آن حرف‌هاى بى‌رویه چرند از طرف یک کسى که عنوان وزیر دارایى را دارد و در حقیقت خودش را رسوا و مملکت را خواست رسوا بکند بیان شود آقاى دکتر معظمى براى این که بحث قضایى در یک مجلس چند صد نفرى موجب خستگى مى‌شود گفتند من بحث قضایى را گوشه‌اى مى‌گذارم و مصلحت عمومى مملکت را پیش می‌گیرم و از آقایان اینجا اقرار گرفتند که مصلحت عمومى مملکت مقتضى این بود که اهم مسائل مملکتى در اینجا حلاجى بشود مطلبى که سه سال است مطرح است کمیسیون تشکیل شده گزارش تهیه شده است لایحه دو شورا به مجلس آمده است نمایندگان موافق و مخالف مى‌خواهند در این باغ صحبت کنندچه موجبى دارد که این جریان را قطع کند چه موجبى دارد که مانع بشوند هر یک از نمایندگان نظرى در این دارد در اینجا ذکر شود و بعد مطابق تمام لوایح دو شورا پیشنهادها داده بشود و این پیشنهادها برود به کمیسیون و بعد براى رأى نهایى از کمیسیون به مجلس بیاید ایشان روى مصلحت مملکت و روى اصول عالیه‌اى که بایستى در تمام مؤسسات مملکتى حکمفرما باشد گفتند که این عمل دولت صحیح نبوده است بنده عرض مى‌کنم همان اصل 36 قانون اساسى روشن و واضح مى‌گوید که اظهاراتى که وزرا مى‌کنند هر وقت خواستند ممکن است آن را پس بگیرند مگر وقتى که آن اظهارات مسبوق به تقاضاى نمایندگان باشد مسبوق به تقاضاى نمایندگان همین گزارش کمیسیون است که اینجا مطرح شد (صحیح است) آقایان توجه بفرمایید که شروع این قضیه از کجا شده است از قانونى که نمایندگان گذرانیده که بایستى در این بابت بروند و استیفاى حقوق ایران را بکنند بنابراین درست مصداق خارجى آن اصل 36 همین مورد به خصوص است که دولت حق ندارد آن را مسترد بکند (نمایندگان- صحیح است) فرض بفرمایید که دولت هر وقت بخواهد بدون قید و بلاشرط بتوانند لوایح را از دستور خارج کند و پس بگیرد نتیجه این نوع عمل چه خواهد بود؟ نتیجه این خواهد بود که دولتى مى‌آید به خیال خودش طرحى لایحه قانونى به مجلس مى‌آورد اگر این لایحه را همان طور که دولت خواست مجلس تصویب کرد بسیار خوب ولى اگر مجلس خواست ‏در آن تغییرى بدهد مقاومت کرد پیشنهادهاى دیگرى داد که از این پیشنهادها دولت خوشش نیامد کافى است که در هر مرحله‌اى که آن لایحه پیش رفته باشد ولو این که سه سال زحمت کشیده باشد یک نفر آدمى‌که به هیچ چیز معتقد نیست بلند شود و بگوید که من این لایحه را پس گرفتم و نمایندگان محترم مجلس منتظر آن یک نفر بشوند که همه این زحماتى که کشیدند و اینجا مورد بحث واقع شد همه آنها پوچ بشود براى او می‌گوید دلم می‌خواهد این لایحه را پس بگیرم، بنده عرض مى‌کنم که این اصل 36 قانون اساسى به هیچ نحو دیگرى قابل تفسیر نیست این اصل 36 همین قسمت اخیرش است که می‌گوید مگر این که این اظهار به تقاضاى مجلس باشد که این اختیار از دولت گرفته شود برگردیم به این نسخه‌اى که به دست آقاى فروهر داده‌اند و بنده عقیده دارم که آن را بایستى لایحه دفاعیه شرکت نفت اسم گذاشت (مکى- صحیح است) بنده از روى بیاناتى که در لایحه شده است این لقب را به ایشان مى‌دهم گو این که دادن این القاب به اشخاص دیگر مورد ندارد ولى دوست صمیمى من آقاى دکتر بقایى دلیل محکمى پیدا نکرده‌اند که این احتمال نیست بلکه یقین است یعنى یقین است که این لایحه دفاعیه از طرف آن شرکت تهیه شده بود براى این که بکارت مطلب نرود بنده مى‌گذارم که این حرف را خود ایشان بزنند و دلیلش را هم ایشان بگویند اما معذلک بنده یک اصلاحى در باب نظر ایشان که این لایحه را تام و تمام لایحه دفاعیه نفت مى‌دانند و تهیه آن را از طرف آقاى فروهر به کلى انکار دارند مى‌کنم و آن این است که قسمتى از این لایحه انشای خود ایشان است و مال خود ایشان است به طور قطع به قسمت اول لایحه و قسمت آخر لایحه مال خودش است باید منصف بود حق هر کسى را ادا کرد قسمت اول و قسمت آخر مال خودشان است اول قسمت اول که مال خودشان است به دلیل این که در آنجا هیچ تاب نیاورده بودند که مجلس شوراى ملى و وکلاى مجلس تصور بکنند که ایشان خداى نخواسته در سخنرانى از دیگران کم هستند و این مطلبى بود که ایشان کاملاً در دل داشتند آمدند اینجا گفتند که مردم بدانید اگر من مسئول نبودم مى‌آمدم اینجا همه شما را از بیانات منطقى و شیرین خودم به کلى مفتون مى‌کردم ولى حیف و صدحیف من مسئول هستم و آن آزادى کلام را ندارم این اظهار مال ایشان بود و بی‌خود آقاى دکتر بقایى مى‌گویند تمام مال شرکت نفت است به دلیل این که دلیلى ندارد شرکت نفت در این باب همچو چیزى بگوید پس منصفانه باید گفت که این قسمت مال خودشان است قسمت آخر هم مال خودشان است (کشاورز‌صدر- وسط از خودشان نیست) وسط مال بیگانه نیست این قسمت آخر هم مال خودشان است چرا؟ براى این که هر کسى که خوب ایشان را بشناسند و قدرى وارد باشند مى‌داند که این شعر:

بیا که نوبت صلح است و دوستى و عنایت، به شرط آن که نگوییم از آنچه رفت شکایت.

این را درست دقت بفرمایید، مجسم بکنید مجلس بزمى را که ایشان نشسته‌اند و رفیقى گله مى‌کند که چه کردى، چه نکردى و ایشان طبعاً این شعر را مى‌خوانند که جانم ول کن از گذشته صرف‌نظر کن حال این چند ساعت محلى است و عیشى است و بزمى است خوش باش بالطبع این از خود ایشان است و بى‌انصافى است که آقاى دکتر بقایى مى‌گویند این مال ایشان نیست و شرکت نفت تهیه کرده (حاذقى- شعر سعدى است) درست است شعر سعدى است و ایشان بهش استناد کرده بودند آن قسمت هم طبعاً مال خود ایشان است حق کسى را نباید زیر پا گذاشت اما آمدیم به این لایحه دفاعیه نفت این لایحه دفاعیه نفت که خیانت بین به ملت ایران کرده است یعنى مى‌خواست بکند و موفق نشد نخواهد شد این لایحه دفاعیه سراسر مغلطه و سفسطه است و اى کاش فقط مغلطه و سفسطه بود غالب قسمت‌هایش سفسطه خیانت آمیز است خیانت بین قسمتى از آن و قسمتى دیگردروغ محض، دروغ محض است ایشان دروغ گفته‌اند.

+++

رئیس- تأمل بفرمایید آقای دکتر شایگان وقت شما تمام شد آقایان موافتق دارند که آقای دکتر شایگان ادامه بدهند؟

جمعی از نمایندگان- بفرمایید.

دکتر شایگان- عرض کردم برای چه معصیت الهی را مرتکب بشود و برای چه معصیت الهی را مرتکب بشود برای خیانت (جمال امامی - مسلم همین است) واقعاً پیدا کردن این نوع افراد همان طور که آن روز عرض کردم خیلی زحمت دارد شرکت نفت خیلی زحمت کشیده است که یک چنین افراد کامل‌العیاری را پیدا بکند بنده دلم برای زحمات شرکت نفت که می‌گردد این اشخاص را پیدا می‌کند می‌سوزد ایشان بیاناتی کردند که بایستی یک یک را اینجا جواب بگویم چرا، به دلیل اینکه مبادله مبادات آن احساسات ملی و عرق ملی و مصیبت وطنی که در آریالایان نمایندگان آن روز بنده دیدم به واسطه این مغالطه‌ها و سفسطه‌های خیانت‌آمیز تزالی پیدا کند و انعکاسش در مردم باعث سستی آنها در احقاق حق خود بشود اولاً ایشان اینجا تشریف آوردند و گفتند که این قضیه گزارش کمیسیون چه ربطی به این بیانات نمایندگان داشت که یکی صحبت از ملی شدن نفت بکند یکی دیگر صحبت از الغا قرارداد بکند (در این موقع یادداشتی به آقای دکتر شایگان داده شد) بله دوستان من به بنده چیز یاد می‌دهند و می‌گویند اینجا خواهش کنید در حضور نمایندگان محترم مجلس که رادیوی دولتی که ربطی به ملت ایران ندارد چیزی از این عرایض بنده را تکرار نکنند چرا؟ برای اینکه مسخ می‌کند و در رادیو تهران خواهند گفت که دکتر شایگان گفت لاتقربوالصلواۀ بعد رادیو قطع می‌شود (خندۀ نمایندگان) اگر ایراد کردید می‌گویند رادیو قطع شد چون کار آب و آتش است کار برق است برق بوده و قطع شده بنده چکار کنم خوب ملاحظه بکنید که لاتقربوا الصلواۀ را گفته باشم و انتم سکاری را نگفته باشم نتیجه این که بنده ناچارم خواهش کنم که بیانات من را ندیده بگیرید یا مثلاً مثل میتینک چهل پنجاه هزار نفری پریروز (دکتر بقایی - 182 نفر بودند) در صورتی که چهل هزار نفر بوده‌اند رادیو ندیده گرفت مطلب کاملاً روشن است بله خلاصه این است که ایشان فرمودند اصلاً مطرح نیست خیلی وزیر مآبانه گفتن این مسائل چیست ملی کردن یعنی چه؟ الغا را اعلام کردن یعنی چه؟ گزارش آمده است شما فقط در همان گزارش باید بحث کنید. اولاً این بیان ایشان را بنده نمی‌خواهم بگویم ولی از بس اهانت کرده است به ملت ایران و از بس اهانت کرده است به ملت ایران و از بس اهانت کرده است به نمایندگان بنده هم عرض می‌کنم که این بیانات از طرف ایشان فضولی است برای چه؟ برای اینکه مجلس رئیسی دارد، ریاست محترم مجلس اینجا بودند و اگر می‌دیدند خارج از موضوع است تکلیف ایشان بود نه وزیر با تدبیر که بعدها تشریف بیاورند و این صحبت را بکنند در ثانی این مغلطه است چرا؟ به دلیل اینکه لایحۀ الحاقی مطرح است گفته‌اند که دولت می‌گوید که من رفتم استیفای حقوق ایران را با این لایحۀ الحاقی کرده‌ام و نمایندگان مجلس می‌گویند که استیفای حقوق ایران به نظر بعضی و به نظر مثلاً جبهۀ ملی این است که این شرکت سرش را از سر ما بکند آقا این چه طور با هم ارتباط ندارد؟ چطور این مطلب خارج از موضوع است؟ بعد می‌فرمایند یحث قرارداد گس - گلشائیان ربطی به قرارداد 1312 ندارد، فراموش می‌فرمایید که مادۀ اول این قرارداد کس - ساعد گفته است که ما این را ضمیمۀ آن قرارداد و هم در مادۀ اول بنابراین ارتباط این لایحه ساعد - پس با آن قرارداد بین و روشن است و ایشان حق ندارند بگویند که ارتباط ندارد و در آن مباحث وارد نشوید و ایشان احساساتشان برای این بود که این جا هر آن بگویند که شما، مجلس شورای ملی، ملت ایران، نمایندگان حق ندارند، حق ندارند این جمله از بیاناتشان است که خارج از موضوع صحبت کردند و حق نداشتند قسمت دوم می‌گویند که من هر چه سعی کردم که ببینم آقایان در اصل مطلب چه نظری دارند نظر آنها را ندیدم همه چیز گفتن ولی اظهار نظری در این باب نکرده‌اند اظهار نظر صریح‌تر و روشن‌تر از این چه می‌شود هر یک از نمایندگان که اینجا صحبت کردند گفتند که ما چه نظر داریم بنده اینجا به نمایندگی از فراکسیون وطن، جبهه ملی گفتم که جبهه ملی صریحاً واضحاً می‌گوید که استیفای حقوق ایران به این می‌شود که معادن نفت در ایران ملی بشود بعد هم توضیح دادم که ملی شدن یعنی که بهره‌برداری و استخراج به دست ملت ایران و نماینده ملت ایران که دولت است انجام شود ایشان به چه دلیل اینجا مغالطه می‌کنند و می‌گویند نفهمیدم نفهمیدم که آقایان چه خواسته‌‌اند، بعضی دیگر از آقایان آمدند اینجا و فرمودند که بایستی الغا قرارداد ابطال قرارداد، قراردادی که باطل است اعلام شود این خلی روشن است نمی‌دانم از کجا این ابهام برای ایشان پیدا شده که می‌گویند من هر چه گوش کردم نظر آقایان به دستم نیامد بعد در قسمتی از بیاناتشان این طور می‌فرمایند می‌گویند «بعضی از آقایان ناطقین محترم در ضمن بیانات دور و دراز خود خواسته‌اند ثابت کنند که نفت ایران متعلق به ملت ایران است و برای اثبات این معنی به بیانات وزیر امور خارجه انگلستان و منشور ملل متفق استناد کرده‌اند که مواد خام درهر کشور متعلق به خود آن کشور می‌باشد و حال آنکه به عقیده بنده این استدلالات به هیچ وجه لزوم نداشته و به اصطلاح توضیح واضحات است زیرا چنانچه منابع نفتی جنوب متعلق به ملت و مملکت ایران نبود نمی‌توانست مورد قراردادی به عنوان یک امتیاز قرار گیرد. اینکه در یک امتیاز نامه‌ای که از تصویب مجلس شورای ملی گذشته» لعنت خدا بر این خائن «به هیچ وجه نفت ایران به کسی واگذار نشده بلکه در ماده اول صراحت ذکر شده است که حق تفحص و استخراج و تصفیه برای فروش و تجارت برای مدت معینی به آن شرکت واگذار شده است. بنابراین تصدیق می‌فرمایید که اگر ما صاحب نفت نبودیم نمی‌توانستیم چنین امتیازنامه‌ای را امضا کنیم آقایان توجه می‌کنید که غرض از این مغالطه و غرض از این سفسطه خیانت‌آمیز چیست؟ ایشان نگران نشدند، نگران نشدند از این که ما گفته‌ایم نفت ایران متعلق به ایران است و ذکر این مسئله ممکن است دلیل بر این باشد که بعضی تردیدی در این باب بکنند از این باب هیچ متأثر نشدند بلکه منظورشان از این مقدمه‌چینی‌ها همین بوده است که این چند کلمه را در باب قرارداد ذکر بکنند آن بیاناتی که هیچ وقت این مفهوم را ندارد اگر کسی بگوید که خیر معادن متعلق به ملت ایران است و هر نوع تصمیمی در باب این می‌تواند بگوید که تو تردید کردی در مالکیت ایران این مقدمه را بیان نکرده است این احساسات کاذبه را نشان نداده است مگر برای خاطر اینکه ضمناً دزدانه قضیه قرارداد مخدوش 1312 را پیش بکشد و در این ضمن اظهارنظری بکند که ببینید قراردادی است و برخلاف آنچه که ملت ایران می‌گوید و برخلاف آنچه که نمایندگان می‌گویند و همه معتقدند که این مخدوش است این آقای می‌گوید که این مخدوش است این آقا می‌گوید که این مخدوش نیست. پس این دلسوزی برای شرکت نفت است نه از برای احساسات وطن‌پرستان یک مغالطه دیگر کرده‌اند باز به صورت وطن‌پرستی و آن عبارت از این است که می‌گویند شما چرا می‌آیید می‌گویید که اجانب و البته انگلیسی‌ها در امور داخلی ما مداخله کرده‌اند این خلاف شئون ملی ما است نگویید این بد است باز در وهله اول انسان خوشحال می‌شود که به به چه آدم دقیقی که حاضر نیست این مطالب اصلاً گفته بشود وقتی که این اظهار را کردند بنده توجهم معطوف این مطلب شد که در بین ما مفسده‌های اجتماعی و مصائب اجتماعی خودش بد نیست ولی ذکرش همیشه انسان را به زحمت می‌اندازد، هر فسادی وجود داشته باشد خود آن فسادو خود آن اشخاص مفسد بد نیستند ولی همین که ذکرش شد همه می‌گویند خیر گفتنش بد است بنده در نظرم می‌آید یک وقت محاکمه‌ای داشت یکی از مدیران جراید بنده را هم وکیل خودش قرار داده بود او تحت تعقیب قرار گرفته بود از این بابت که گفته بود بله فلان وزیر خارجه مملکت بیگانه این را قبلاً پیش‌بینی کرده بود یا دستور داده بود، این محاکمه و این تعقیب البته در همان اوانی بود که هنوز این مجلس درست نشده بود در آن موقع پیش آمده بود ولی دنباله‌اش کشیده شد به آن وقتی که این مجلس تأسیس شد و پیش‌بینی آن مدیر جریده درست بود بنده که در ضمن دفاع صحبت می‌کردم گفتم که برایشان چه ایرادی است که پیش‌بینی کرده ما برأی‌العین دیدیم که عملی شد دیگر شما ایرادتان چیست البته متقاعد نشدند، متقاعد نشدند برای همین که اولیا ما عقیده‌شان این است که هر فسادی را هر کسی برود مرتکب بشود هر کار خلاف قاعده‌ای بشود مانعی ندارد ولی به شرطی که صحبتش نشود حالا آمدیم در باب این مداخله انگلیسی‌ها، ایشان خیلی بهشان برخورده است که چرا وکلای اقلیت و بعضی وکلای اکثریت در این باب صحبتت کرده‌اند (کشاورز صدر - اکثریت هم صحبت کرد) بله عرض کردم مثل این است که ایشان تصور می‌کنند تا توره هواست و مردم همه گیج و نفهمند فقط خداوند این چند نفر را به ما عطا کرده است که اینها متوجه امورند دیگر بقیه ملت ایران هیچ نمی‌فهمند بله دریچه آسمان باز شده است و برای یک ملتی که از صغیر و کبیر همان طور که آقای نخست‌وزیر فرمودند استعداد هیچ چیز ندارد. خداوند این چند نفر را به عنوان عطیه الهی در زنبیل گذاشته

+++

و فرستاده است (خنده نمایدگان) (کشاورز‌صدر- و گل سر سبدش هم فروهر است) بنابراین اگر آنها بگویند که دخالتى در کار نیست مردم به جا می‌گویند که دخالتى هست. مردم چطور معتقدند که دخالت هست ایشان مى‌گویند که این حرف‌ها باطل است در کوچک‌ترین دهات ممالک متمدنه لوله‌کشى شده ولى قوای ارگانیزه متشکله‌ای است که نگذارد تهران مرکز مملکت لوله‌کشى بشود او می‌گوید خیر این هیچ ربطى به دخالت اجانب ندارد اینجا چندین روز آقاى بقایى صحبت کردند و قضیه خرید لوکوموتیو را بحث کردند و کاغذ سفارت انگلیس را خواندند بنده و ایشان اعلام جرم کردیم و آن اعلام جرم هم هست اعلام جرم البته اگر بر علیه یک نفر وطن‌پرست باشد فوراً به جریان می‌افتد عرض کنم به حضورتان که اینجا ثابت شده که دخالت بیگانه بود دخالت همین است دخالت کرد که شما این را بدهید بنده تضمین مى‌کنم آقاى تاجر شده است براى بنده اما ایشان مى‌گویند که صحبت نکنید هیچ همچو چیزى نیست کسى دخالت نمى‌کند این حرف‌ها همه بی‌جا بود اینها اگر به پیغمبرى هم عقیده‌اى داشتند شاید ادعاى پیغمبرى هم می‌کردند خلاصه این دسته‌اى که گل چینند این دسته گل چین می‌گوید که خیر این طور نبوده است جناب آقاى حائری‌زاده مرقوم فرمودنده‌اند که جلو میدان بهارستان دانشجویان دانش‌آموزان براى تأیید تقاضاهاى حقه ایران اجتماع کرده‌اند و میتینگ می‌دهند و میل دارند که کلمه‌اى در اینجا در حضور نمایندگان محترم عرض شود بعد کارخانه‌هایى به چه قیمتى براى این مملکت وارد شد این کارخانه‌ها همه مثل کارخانه‌هاى اروپایى می‌گشت خرج و دخل می‌کرد در آن وقت .....

رئیس- آقاى دکتر شایگان خیلى از نطقتان باقی مانده؟

دکتر شایگان- کمى مانده عرض کنم این جواب آقاى نخست وزیر است و آقاى فروهر و به نظر بنده وظیفه ملى ما است که اینجا جواب بدهیم.

رئیس- مربوط به کار کارخانه‌جات نبود.

دکتر شایگان- کارخانه‌جات را هم باید عرض کنم البته به طور کلى ممکن است که مطالب من بی‌ربط باشد ولى به آن معنى که بین ما معهود است به هم مربوط است عرض بنده راجع به کارخانه‌جات بود گفتم که این کارخانه‌جات می‌گشت و رفع حوائج مى‌کرد همین که وضع برگشت و این آقایان لازم دیدند که دخالت مستقیم در کارهاى ما بکنند تمام اسباب‌چینى‌ها را کردند براى این که کارخانه‌هایى که چندین سال به جریان افتاده بود و همه افراد آن وارد کارها شده بودند اینها از جریان بیفتد چرا به دلیل این که یکى از اهم وسایل تخریبى که در دست قواى بیگانه است همین است که در ممالک دیگر نگذارند صنعت نضجى بگیرد چرا؟ براى این که اگر صنعت نضجى گرفت دیگر بازار براى امتعه آنها نخواهد بود خود آنها رفع حاجت می‌کنند و به دیگران احتیاج نخواهند داشت آنها تمام قوایشان را به کار انداختند تا این چند کارخانه را به این روز انداختند حالا آقاى فروهر مى‌گویند که کى دخالت می‌کند چه دخالتى مى‌کنند عرض می‌کنم که در روزنامه داد نوشت (که یکى از مخبر ین خارجى گفته است چند روز قبل در کابینه انگلستان موضوع رد لایحه الحاقى از طرف کمیسیون نفت در مجلس مطرح گردید در این جلسه مذاکرات مفصلى در این باب به عمل آمد گفته شد که رد لایحه الحاقى با تحریکات ملیون و دست چپى‌ها در ایران صورت گرفته است ظاهراً از طرف شرکت نفت گزارشى داده شده است مبنى بر این که افزودن دینارى در حال حاضر به سهمیه ایران صلاح نیست پیشنهاد شده است تا زمانى که بحران آسیایى جریان دارد صلاح نیست باب مذاکرات نفت با ایران باز شود زیرا دولت ایران از اوضاع سیاسى جهان استفاده نموده و قطعاً دولت انگلستان نمى‌تواند شرایط خود را بقبولاند) ملاحظه بفرمایید هیچ دخالتى آنها در کارهاى ما ندارند این حرف‌ها را ملیون در می‌آورند آنها هیچ دخالتى ندارند باور بفرمایید عرض مى‌کنم امروز صبح تلگرافاتى به بنده رسید که بعد حضور جناب آقاى رئیس مى‌دهم یکى از این تلگراف‌ها مضمون عجیبى دارد و به شوخى بیش‌تر شبیه است مى‌گوید که تمام نفت ایران و منافعش را به انگلستان بدهیم به شرط این که شما نمایندگان مجلس به ما قول بدهید که اینها دخالت در کارهاى ما نکنند آقا این توطئه ما نیست این خودش تلگراف کرده است چند روز پیش این تلگرافى است که آن شخص مى‌کند و بنده تقدیم مقام ریاست مى‌کنم احساسات مردم به خطا نمی‌رود و به هیچ‌وجه اشتباه نمى‌کنند ما بگوییم و نگوییم حقایقى هست و اعتراض ما آنها را تغییر نمى‌دهد اینجا مکرر از این رئیس تبلیغات از این ترسا‌پر صحبت شده است یکى از آن موارد هم مورد ایشان هست مورد حى و حاضر نمایندگان محترم مجلس شورای ملى از اقلیت و اکثریت مى‌گویند آقا این را بیرون کنید مجلس سنا هم همین حرف را می‌زند ولى ایشان مثل شاخ شمشاد یک مقدار هم از جهت همان شاخ شمشاد‌ی‌شان هست که مانده‌اند ایشان مثل شاخ شمشاد آنجا ایستاده‌اند ایستاده‌اند که چه کنند ایستاده‌اند که به دستور شرکت نفت آنجا را که آنها مى‌خواهند انتشار بدهند آنچه که مربوط به ملت ایران است ناله‌هاى ملت ایران است آن را منعکس نکنند جمعیتى که چهل تا شصت هزار نفر تخمین زده‌اند در میتینگ روز جمعه آن جمعیت و آن میتینگ روز جمعه را ندیده انگارند آقا همچو آدمى خیلى قیمت دارد خیلى قیمت دارد و این را نمی‌شود به حرف مجلس شوراى ملى و به خواست مجلس شوراى ملى برکنار کرد شاید هزار کار دیگرى مجلس شوراى ملى بخواهد بکند مجلس شوراى ملى شاید بخواهد که یک آدم خائنى سر کار نباشد این نمى‌شود چون بدعادت مى‌شوند اینها را به شما مى‌گویند باطل و بی‌جا است که مجلس شورای ملى بخواهد که مجلس سنا بخواهد ولى ایشان این را حتماً بدانید که ربطى به دخالت اجانب ندارد این را اهانت به ملت ایران ندانید ایشان خیلى دل‌شان به حال ملت ایران سوخته بود و ذکر دخالت اجانب را اهانت به ملت ایران و ناشى از حس حقارت به قول ایشان کومپلکس دنفریورتیه دیده بعد هم به طعنه به بنده گفتند که چون من آن عبارت لاتین را گفته بودم ایشان هم فرانسه مى‌گویند اى کاش ایشان از عرایض دیگر بنده تبعیت می‌کردند آن روز اگر من لاتین‌اش را گفتم علتش این بود که بعضى از آقایان حاضر گفتند که آن عبارت چیست؟ و بعد هم مخصوصاً به علت همین عرض کردم که این قسم جملات حکم امثال سائره را پیدا کرده است این جملاتى که هست انگلیسى هم وقتى که بخواهد استناد بکند خود لاتینش را می‌گوید فرانسوى آلمانى هم لاتینش را مى‌گوید الامثال لایتغیر بنابراین براى خاطر اظهار فضل نبوده است چرا براى این که آنهایى که فضل دارند در این مملکت چه طرفى از فضیلت خودشان بر بسته‌اند که بنده‌ای که ندارم بر بندم اگر بنا بشود از طرف اولیاى امور چیزى مورد توجه باشد همان چیزى است که آقاى فروهر وزیر دارایى به خودش بسته حالا غرض این است که ایشان این را تعبیر کردند به یک حس حقارتى یعنى اشخاصى که این حرف را می‌زنند یک حس حقارتى درشان هست بنده عرض مى‌کنم آنهایى که این حرف را زدند شایسته است که متهم به وجود حس حقارت در خودشان بشوند یا جناب نخست وزیرى که بایستى از احساسات عمومى ملت ایران استفاده بکنند و یک ملتى را نجات بدهند که می‌روند به جلسه خصوصى مى‌گویند آقاى شما چه مى‌گویید شما بنده و همه چه مى‌گویید من مى‌گویم شما کارخانه سیمان را نمی‌توانید اداره بکنید شما لولهنگ را هم نمى‌توانید بسازید حس حقارت در کیست؟ کیست که خودش را حقیر مى‌بیند و ملت خودش را حقیر مى‌بیند این کومپلکس دنفریورتیه در کى وجود دارد آیا در آنهایى که مى‌گویند خارجى‌ها نباید در مملکت ما بیایند دخالت بکنند وجود دارد یا آن کسى که پیشواى ملتى هست از جمله ریاست عالیه قواى مملکتى و دولت بایستی تمام حرفهایش سنجیده باشد تمام بیاناتش محرک باشد به طرف ترقى و تعالى ‏

غلام آن کلماتم که آتش انگیزد

نه آب سرد زند در سخن بر آتش تیز

آن آب سردى را که این آقاى نخست وزیر بر احساسات ملى ایران ریخت آن آب سرد ناشى از حس حقارتى است که در شخص خود او وجود دارد نه در ملت ایران (صحیح است) آقا او را تعبیر به حس حقارت مى‌کنند بعد خود ایشان که تشریف می‌آورند اینجا بلبلى می‌خوانند براى ما سعى مى‌کنند که بگویند بله شما نمى‌توانید اداره کنید و می‌گویند آیا می‌خواهید که چندین هزار نفر گرسنه بمانند مثل این که ما گفتیم یا پیشنهاد کردیم که این صنعت نفت را از میان ببرید ایشان حس حقارت درشان هست یا ما؟ ایشان خودشان را حقیر می‌دانند یا نمایندگانى که می‌گویند ملت ایران استعداد دارد و می‌توانند نفت خودش را اداره بکند الکلام یجرالکلام آقایان متوقع هستند دولتى که نظرش نسبت به ملتش این شکل است برود و استیفاى حقوقى ملت ایران را بکند آقایان بنده از این دولت سؤال می‌کنم از این گذا، دولت بسیار گذارر که امیدوارم که دیگر خدمت‌شان نرسم (خنده نمایندگان) از این دولت سؤال می‌کنم دولتى که معتقد است که ملت ایران نمی‌تواند صنعت نفتش را اداره بکند آیا اداره کردن صنعت نفت یعنى صنعتى که چندین سال است که به جریان افتاده است تشکیلاتش را دیده‌اید الان کارش به خوبى می‌گردد آیا

+++

اداره کردن این مشکل‌تر است یا اداره کردن نفت بقیه مملکت ایران که مى‌خواهند ایجاد بکنند مجلس شوراى ملى وقتى که گفت ملت ایران نفت خودش را استخراج بکند حکم کرد که ملت ایران می‌توانند نفتش را استخراج بکند کدام یک از این مشکل‌تر است مؤسسه به کار افتاده ایران ادامه داده و اداره کردن با مؤسسه‌اى را ایجاد کردن شما مردم وطن‌پرستى که نشستید و امر دادید تصمیم گرفتید؛ قانون گذراندید که ایران نفت خودش را خودش اداره بکند این دولت شاید بگوید تو اشتباه می‌کنى من فرستاده خدا هستم براى این که ملت حقیر چنین نوابغى را نمی‌تواند به وجود بیاورد (اشاره به آقاى نخست وزیر) این نمی‌شود این ملت حقیر این ملت حقیر چنین استعدادى ندارد و ایشان هم از آسمان نازل شده‌اند می‌گویند نخیر استعداد ندارید نمایندگان دوره شانزدهم هم نفهمیدند.

رئیس- آقاى دکتر شایگان مدت حرف شما زیاد شد دیگر خاتمه بدهید.

دکتر شایگان- عرض کنم حضورتان که بنده جواب اینها را باید بدهم‏.

رئیس- خاتمه بدهید قبل از دستور روز دیگر بیایید بقیه را بفرمایید کارهاى دیگرى هم داریم.‏

دکتر شایگان- این از اهم امور مملکت است‏.

بعضى از نمایندگان- مجلس موافق هستند.

رئیس- نه بنده حالا رأى مى‌گیرم از مجلس که امروز براى مذاکره جنابعالى کافى است یا خیر.

دکتر شایگان- بسیار خوب رأى بگیرید.

عده اى از نمایندگان- یک ربع اجازه بدهید.

رئیس- ده دقیقه دیگر صحبت بفرمایید باید به کارهاى دیگرمان هم برسیم.‏

دکتر شایگان- عرض کنم آقاى رئیس مجلس خوف دارند که شاید عرایض دیگرى هم بکنم ولى نخواهم کرد.

رئیس- نه بنده میل دارم که هر فرمایشى دارید بفرمایید.

دکتر شایگان- نه والله نه بالله اگر خوف نداشتید که مى‌گذاشتید من حرف بزنم به خدا میل ندارید.

رئیس- بنده می‌خواستم رأى بگیرم اگر آقایان نمایندگان موافقت کردند صحبت خواهید کرد .

دکتر شایگان- بنده عرض مى‌کنم آقا ملتى که در ظرف سى چهل سال صدها مهندس تهیه کرده است و این مهندسین مثل آن کارد برائى که استعمال نمی‌کنند زنگ می‌زند از کار ممکن است بیفتد عرض کنم این مهندسین رفته‌اند میرزا بنویس شده‌اند این دانشکده فنى که هر سال چندین نفر مهندس عالی‌مقام دیپلمه بیرون می‌دهد اینها را مى‌گویند هیچ کدام‌شان به درد نمى‌خورند بایستى که دیگرى این کار را بکند اینها را نبایستى دخالت داد در این کارهاى بزرگ متأسفم که وقت مرا محدود کردند و بنابراین خیلى از این حرف‌ها که زده شده است نمى‌توانم جواب بدهم و جواب یک قسمت را می‌دهم آن عبارت از این است که آقا درباره الواح 12 گانه اظهار نظر فرمودند آنچه که ما ایشان را مى‌شناختیم ایشان مردى بودند خوش محضر خوش سر و زبان ولى هیچ سراغ نداشتیم که ایشان مردى باشند که این طور در مسائل قضایى وارد باشند الحمدالله دیدیم که نه واردند چیزى از مقامات حریرى در نظرم آمد آقاى فرامرزى تشریف ندارند در آن مقاله می‌گوید عهد تک سفیهاً فمتى صرت فقیها و آمدیم که ایشان در مدت قلیلى وارد در مسائل حقوقى شده‌اند و بحث قضایى اینجا مى‌کنند براى این که تخطئه بکنند آن بیانى که بنده در باب الواح دوازده‌گانه کردم (دکتر بقایى- ایشان در همان قسمت اولش ماندند و فقیه نشدند) (خنده نمایندگان) بنده اینجا عرض نکردم که هر کسى بتواند به عنوان این که این تعهد یا این قانون خلاف مصلحت است از تعهد خودش سر باز بزند همچو چیزى بنده عرض نکردم عبارت اینجا هست بنده عرض کردم که ممکن است قوانینى که مصلحت عمومى دارد بگذرانیم که آن مصلحت خصوصى را زیر پا گذارد این مطلبى نیست که ایشان به استدلالات خودشان بتوانند رد بکنند این را خود مجلس شوراى ملى ایران سوابقى در دست داده مجلس شوراى ملى ایران خودش مکرر این کار را کرده است اخیراً آقاى لسانى کتابى به عنوان طلاى سیاه منتشر کرده‌اند در آن کتاب که بایستى بگویم چون به موقع تألیف شده است به موقع منتشر شده است و در حقیقت لسانى را بایستى از این جهت لسان‌الحق گفت این لسان‌الحق تمام اینها را پیدا کرده است تما م این بازی‌هاى امتیاز را و لغو امتیاز را آنجا ذکر کرده است اگر آقاى فروهر تشریف داشتند در زمان ناصر‌الدین شاه مظفرالدین شاه لابد باز هم ایشان اجازه نمی‌دادند و می‌گفتند خیر تعهد دروغى تعهد است و تعهدات را نباید لغو کرد ولى خوشبخت آن مرحوم ناصر‌الدین شاه که مبتلا به ایشان نشدند و الا نمى‌گذاشتند لغو بشود این که امتیازى عهدنامه‌اى،، قرارى،، قانونى خلاف مصلحت یک ملتى باشد و آن ملت قواى متشکله قانونیش بنشیند و آن را از میان ببرد هیچ اشکالى ندارد لیست اول قارورت کسرت فى‌الاسلام عرض کردم سوابق در خود این مملکت هست چه رسد به این که آن قرارداد، قرارداد نباشد آن قرارداد مخدوش باشد آن قرارداد قراردادى باشد که در زمان تعطیل مشروطیت در زمان دیکتاتورى به فورس ماژور و قوه قهریه به ملتى تحمیل شده باشد قراردادى باشد که عاقدش آمده باشد اینجا بیانات شافى و وافى در وضع ایجاد آن قرارداد مخدوش کرده باشد قراردادى باشد که همه اشخاصى که اینجا حى و حاضرند به رأى‌العین دیده‌اند که در اثر قوه قهریه آن کار را کرده‌اند این آقا به کلى تمام این قسمت‌ها را گذاشته‌اند یک گوشه و رفته‌اند حقوق‌دان شده‌اند مردى که به هیچ یک از اصول اجتماعى اعتنایى ندارد این یکى را هم عطف به همان‌ها کرده مى‌گوید خیر من براى این پشیزى هم قیمت و ارزش نمی‌دهم بیچاره الواح دوازده‌گانه که ایشان دیگر ارزشى براى آن قائل نیستند از وقتى که ایشان این صحبت را کردند آن الواح می‌لرزند چون ایشان دیگر براى آنها ارزشى قائل نیستند بین تمام این حرف‌ها می‌گردد همه آنها را کنار گذاشته و به این موضوع مى‌چسبد آن وقتى که بنده این مطلب را عرض کردم مکرر گفتم بر فرض محال که این قرارداد باشد درست نظرم هست که این جمله بر فرض محال را 3 مرتبه تکرار کردم بر فرض محال،، بر فرض محال این بر فرض محال‌ها هیچ به سمع مبارک ایشان نرسیده است آنها را انداخته‌اند دور همین فرض محال را گرفته‌اند و روى این استدلال کرده‌اند آقایان کار مرا نیمه تمام ‏گذاردند وقت مرا محدود کردند همه‌اش می‌ترسم که الان امر خروج صادر شود (خنده نمایندگان) این مطلبى که بنده اینجا ذکر کردم به عنوان استناد به آن لوح لاتین این در فقه اسلامى ما هم به بهترین وجهى بیان شده منتها این است که روى سخن همان طورى که بنده پیش‌بینى می‌کردم به شرکت نفت است و شرکت نفت هم به من جواب داده است بنابراین بنده مصلحت ندیدم که استناد به فقه بکنم و الا این عبارت عبارت شهید ثانى است در مسالک که می‌گوید اذاتعارضت‌المصلحت‌الخاصت‌المصلحت‌العامت فرعایت‌المصلحت‌العامه اولى (احسنت) ولى روى سخن من به ایشان که نبود ایشان هم که کارى نکرده‌اند تقصیرى ندارند آلت فعل‌اند خدا توفیق بدهد آن کس را که این اصطلاح را رواج داد خلاصه این است که بنده چون نظرم به آنها بود و آنها می‌دانند که بنده نظرم چه بود استناد به آن لوح کردم و الا فقه ما در کمال خوبى این مسائل پیش‌بینى کرده آقایان ما خودمان این را می‌دانیم مثلاً اصل تسلیط را همه قبول داریم ولى معذلک نمایندگان مجلس اینجا مى‌نشینند و مى‌گویند مالک حق ندارد مستأجر را. مگر به شرط فلان. مگر فلان. مگر فلان بیرون کند این چیست؟ این نیست مگر محدود کردن همان قانونی که متکى است به الناس مسلطون على اموالهم این را همه قبول داریم این اصلى است ولى نماینده اینجا- مى‌نشیند و می‌گوید که این اصل باعث تجاوز به حقوق ضعفا شده است مصلحت عامه مصلحت مملکت وقتى پیش- مى‌آید قانون می‌گذرانند این آقاى حقوق‌دان تازه یاد گرفته‌اند ایشان نیستند که به بنده بگویند آقا در این خصوص چه می‌گویند؟ آخر پس این چطور است؟ بنده بیاناتم قوانین دیگرى براى این کارها می‌گذرد را خرده خرده تمام می‌کنم ضمنأ عرض کنم که اگر کسى که بخواهد حرفى بزند چون متعصب است در حرفش وقتی که جلوش را بگیرند ولو این که بسیار از روى محبت و مهربانى باشد از روى قانون هم باشد کمى عصبانى می‌شود بنابراین اگر جسارتى هم به آقاى رئیس مجلس کردم معذرت می‌خواهم عرض می‌کنم جاى دیگر اشاره فرمودند که چطور می‌گویند که برویم مصادره کنیم هیچ یک از آقایان نمایندگان محترم که اینجا صحبت کردند صحبت از مصادره نبود کسى نگفت که مصادره کنیم صحبت این بود که ملت ایران حاکم است بر امور خودش ملت ایران استقلال دارد چون استقلال دارد قوه مقننه او می‌تواند هر تصمیمى‌که به نفع مملکت خود بگیرد حالا البته این تصمیمى می‌گیرد ممکن است که به منافع خصوصى بر بخورد ولى صحبت از مصادره نیست صحبت از این است که مجلس شوراى ملى به تبعیت از افکار عامه اینجا یک تصمیمى می‌گیرد این تصمیم هیچ بعدى ندارد که به منافع خصوصى بر بخورد آقا آن

+++

منافع خصوصى یک وضع علیحده‌اى دارد اما مجلس ایران تصمیمى می‌گیرد که متکى باشد بر حق حاکمیتش این ربطى به این ندارد که ما می‌خواهیم جایى را مصادره بکنیم هیچ یک از نمایندگان منظورشان مصادره نیست مجلس تصمیم می‌گیرد موقعى که می‌خواهید این تصمیم را به مرحله اجرا بگذارید مى‌بینید که تکلیف چیست و آن طرف چه می‌گوید حرف خودش را در مقابل این تصمیم قانونى لازم‌الاجرا بزند ما هم حرفمان را می‌گوییم حال صحبت از چیست صحبت از این است که عنوان لغو نیست اعلان ابطال نیست صحبت در این است که ما بخواهیم از شرکت نفت چیزى را بگیریم صحبت از این است که ملت ایران تشخیص می‌دهد که این قسم معادن را ملت ایران خودش می‌خواهد استخراج کند اداره کند این قسمت هیچ منافاتى به حقى که آنها دارند ندارد اگر داشته باشد حق آنها در آن قسمتى که مجلس قائل به آن باشد مورد توجه می‌شود و بعد هم هیچ اشکالى پیش نمى‌آید بنابراین کسى عنوان مصادره نکرده است بعد آقا آنجایى که گفتم دروغ محض گفتند عبارت از آن حرفى است که راجع به معادن مکزیک زده است این مجله ریدرزجت ناشیونال بانک است صفحه شش‌اش ذکر کرده که تنزل محصولات نفت مکزیک از 1922 که در دست خود آمریکایی‌ها بوده شروع شده است همین طور قوس نزولى را طى کرده است تا رسیده است به وقتى که ملى شده از آن وقتى که ملى شده است این قوس بالا رفته است ببینید آقا عرض کردم ایشان دروغ می‌گوید به قصد خیانت این حرف آن چیزى است که گفتم دروغ گفته است مطالب من مفصل است که نمى‌خواهم وقت آقایان را بگیرم فقط

در اینجا آخر عرایضم تلگرافاتى است که رسیده تقدیم مقام ریاست مجلس شوراى ملى می‌کنم این تلگرافات از اصناف بازار است از دانشگاه تبریز است از کاشان است که اغلب توسط حضرت آیت‌الله کاشانى فرستاده‌اند و این قطعنامه‌ای است که از میتینگ رشت تلگراف شده است اینها را تقدیم مقام ریاست می‌کنم بعد دو تا چیز براى من فرستاده‌اند که اینجا قرائت کنم و آن این است که در کرمانشاه حکومت مانع شده است از این که مردم میتینگ بدهند آنها را تار و مار کرده‌اند دو نفر روزنامه‌نویس تعقیبش کردند الان در مجلس متحصن شده‌اند و این مطلب بنده را به یاد آن بیاناتى که راجع به آن آقا آن آقایی که ابقایش دخلى به دخالت خارجى‌ها ندارد که آنجا حکومت می‌کند گفتم و آن آقا آن آقایى که اینجا آمدند آن وقت وزیر بود حالا هم وزیر است بعد هم اگر در به همین پاشنه بگردد وزیر خواهد بود گفت تعقیبش می‌کنم می‌فرستم مفتش فرستادم اما آخر عرایضم این قطعنامه‌اى است که خواهش کرده‌اند اینجا بخوانم قطعنامه حزب ایران است‏.

قطعنامه حزب ایران به مناسبت میتینگ‏

جمعه هشتم دی ماه در میدان بهارستان‏

ما اعضای جمعیت مسلمانان مجاهد و حزب استقلال و سازمان نظارت آزادى و جمعیت مبارز اصناف و دانشجویان و دانش‌آموزان و حزب ایران و طرفداران این دسته‌جات ملى که بنا بر دعوت حضرت آیت‌الله کاشانى و رهبران خودمان در این میتینگى که به وسیله حزب ایران دایر گردیده است حاضر شده‌ایم در این روز جمعه 8 دی ماه 1329 منویات خود را به وسیله این قطعنامه به اطلاع ملت ایران و جهانیان می‌رسانیم:

1- استرداد گزارش کمیسیون نفت مبنى بر رد لایحه الحاقى از طرف دولت مورد اعتراض شدید ما است.

2- اظهارات نخست وزیر در جلسه وکلا اکثریت روز شنبه دوم دی ماه که به وسیله رادیو چندین مرتبه تکرار شده و ملت ایران را ناتوان براى اداره امور فنى خود مخصوصاً در قسمت مربوط به نفت جنوب معرفى کرده است مورد تکذیب مى‌باشد و خواهانیم که جبران این اهانت از ملت ایران بشود.

3- بیانات آقاى وزیر دارایى در جلسه سه‌شنبه پنجم دی ماه راجع به وضعیت مکزیک در دوازده سالى که صنعت نفت را ملى کرده و آقاى نخست وزیر هم به آن اشاره نموده است و به این وسیله خواسته‌اند ملت ایران را گمراه نمایند مورد تکذیب ما است زیرا طبق آمار دقیق و مورد اطمینان در این دوازده سال محصول نفتى مکزیک پس از ملى شدن نه تنها نقصان نیافته بلکه دو برابر شده است ‏.

4- تبلیغات خیانت‌آمیز رادیو تهران و اهانت‌هاى دائمى ‌که به مقدسات و آرزوهاى جامعه ایرانى مى‌کند مورد تنفر و انزجار ما است و از مجلس شوراى ملى تقاضا داریم که این وسیله تبلیغات را از دست نوکران بیگانه خارج و به نفع ملت ایران به کار اندازد.

5- ما کاملاً متوجه هستیم تضییقاتى که به مطبوعات ملى وارد مى‌سازد براى این است که ملت ایران نتواند از این جهت آزادى مطبوعات بر طبق اصول قانون اساسى را خواهانیم و از مجلس تقاضا داریم که قانون مطبوعاتى شبیه به آنچه در میان ملل آزاد دنیا متداول است تهیه نماید و به فشارهایى که ضمن سوء‌تعبیر و یا دستاویز قرار دادن قوانین ظالمانه مخصوصاً قانون اقبال زنگنه بر مطبوعات وارد مى‌آید براى همیشه خاتمه دهند.

6- از مجلس شوراى ملى تقاضا داریم که قانون انتخاباتى که مشروطیت واقعى و حقوقى عمومى را تأمین نماید هر چه زودتر تصویب و همچنین براى الغاى قانون ظالمانه حکومت نظامى‌که به وسیله اصلى فشار بر ملت ایران است اقدام عاجل فرمایند.

7- ملى کردن صنعت نفت در تمام کشور خواسته کلیه طبقات و ملت ایران است و ما در اینجا رسماً اعلام مى‌داریم که نه سفسطه مغرضین و نه فشار نوکران بیگانه ما را از ادامه مبارزه در راه نیل به این مقصود مقدس باز نخواهد داشت جاوید باد ایران.‏

عرایض بنده تمام شد آخرین مطلبى که هست این است که بایستى بنده تشکرى بکنم از جناب آقاى کاظمى‌که مطالبى را چنان که لازم بود و بایستى بگویند در مجلس سنا گفتند و بنده گمان می‌کنم که همه آقایان نمایندگان مجلس شورای ملى باید از ایشان تشکر بکنند (صحیح است)

رئیس- طرحى رسیده است راجع به مطبوعات است که بعداً قرائت می‌شود آقاى نخست وزیر بفرمایید.

نخست وزیر- بنده در چند جلسه‌ای که اخیراً راجع به نفت مطرح بود شرکت کردم همیشه ناظر این بودم که احساسات برجسته‌ای که فرد فرد آقایان نمایندگان داشتند چقدر محرک آنها بوده که هر اقدام و بیانى که می‌فرمایند کاملاً به جا است و مورد تصدیق است و بنده نمى‌توانم در مقابل بیانات پر حرارت و رساى آنها مطلبى را عرض کنم ولى چیزى که بنده از بیانات آقایان در ظرف این چند جلسه استنباط کردم این طور به نظرم رسید که بعضى اشتباهات شاید حاصل شده باشد که شاید بنده بتوانم با تذکر و تشریح این مطالب رفع این سوء‌تفاهمات را بکنم اولاً بنده این طور حس کردم که بعضى از نمایندگان این طور قائلند که دولت در مقابل ملت یا افراد ملت یا آقایان براى خودش شخصیتى قائل است یا خودش را متمایز می‌داند و خودش را برگزیده می‌داند بنده یا هر کسى از افراد ملت هر کسى باشد از افرادى هستیم که شما می‌آیید سر یک کارى می‌گذارید و یک مدتى می‌ماند و بعد هم می‌رود کنار (مکى- ما نگذاشتیم دیگران گذاشتند) پس افتخار آنها این است براى خدمت و انجام وظیفه تا آن لحظه‌ای که افتخار خدمت دارند خدمت انجام بدهند.

دکتر بقایى- براى فرستادن قواى انتظامى به چاپخانه‌ها.

نخست وزیر- اما آن روزهایى که در موضوع نفت بحث شد بنده این طور دیدم که آقایان در جلسات مختلف این طور بحث فرمودند که شاید دولت از بدو امر راجع به موضوع نفت کوچک‌ترین تصمیمى یا علاقه‌اى براى استیفاى حقوق ملت ایران نداشته است (دکتر بقایى- صحیح است) و یا شاید قصورى کرده (نمایندگان اقلیت- صحیح است) ولى اگر توجه بفرمایید خواهید دید که این طور نیست (صحیح است) براى این که از روز اولى که دولت تشکیل شد اولین چیزى را که دولت اقدام کرد و اولین چیزى که مورد بحث و طرح در دولت قرار گرفت این بود که آیا وزرا و افراد دولت نسبت به موضوع نفت چه رویه و چه طرز و طریقه‌اى بایستى تعقیب بکنند؟ (دکتر بقایى- اطاعت از شرکت نفت) براى این که روز اول نظر این بود که ضمن مذاکرات شاید بتوانند طرح جدیدى تهیه بکنند متأسفانه اینجا مصادف شد با سیل استیضاحاتى که در مجلس از دولت راجع به نفت کردند و پس از این که این استیضاحات از دولت اینجا شد دولت بالأخره تصمیم خودش را راجع به این موضوع که الان به عرض می‌رسانم و آن مربوط به چهار ماه قبل است که هیئت دولت این تصمیم را گرفت و وزرا این تصمیم را گرفتند که روى این روش و این رویه عمل کنند بنده حدس می‌زنم وقتى که به عرض برسانم آقایان قضاوت‌شان کاملاً به جا خواهد بود و خواهند دید که نظر دولت چه بوده است،

نظر به این که آقایان وزرا بایستى از رویه قطعى دولت در امر نفت مستحضر باشند لذا نظریه به شرح زیر در خصوص نفت تشریح می‌شود.

+++

1- دولت به طوری که در مجلس سنا و مجلس شوراى ملى عنوان نموده چون نماینده به کمیسیون نفت معرفى و پرونده‌ها را در اختیار کمیسیون مزبور گذارده لذا با طرح و بررسى لایحه مزبور موافق و منتظر تصمیم کمیسیون مى‌باشد.

2- در کمیسیون مربوط به نفت نمایندگان رسمى دولت عبارت خواهد بود از آقاى فروهر دکتر پیرنیا و منوچهر فرمانفرمائیان‏.

3- نظر کلى دولت در کمیسیون مجلس این خواهد بود که کمیسیون نفت کلیه قرارداد الحاقى را بررسى کرده به طور قطع تعیین نماید در کدام مواد استیفاى حقوق کشور از کمپانى ننموده که باید بشود و به این طریق اگر گزارش کمیسیون تسلیم مجلس شورای ملى شد طبق او عمل نمایند.

4- پس از بررسى کمیسیون و پس از بررسى این گزارش در مجلس شوراى ملى دولت منتظر است که از طرف مجلس به دولت مأموریت داده شود که نسبت به این نکات با اختیارات تام با کمپانى نفت وارد مذاکره شده و براى استیفاى حقوق کشور ایران مساعى خود را حتى‌القوه به کار برد. این در هیئت دولت در چهار ماه قبل مطرح شد و روى این تمام وزرا تصمیم گرفتند که روى آن عمل کنند و تمام عملى که دولت در ظرف این چهار ماه کرد روى آن بود که از نظر استیفاى حقوق ایران آن چیزى که لازم است چه در کمیسیون و چه بحثى که در خارج لازم بود انجام بدهد بالأخره پس از مدتى این گزارش از کمیسیون به طورى که به نظر آقایان نمایندگان رسیده در مجلس مطرح شد وقتى که در مجلس مطرح شد آقایان ملاحظه فرمودند که پس از جلسات عدیده بحث بسیار شد و وقتى که بحث بسیار شد باز هم در دولت همه روزه این جریان که در مجلس بود و تصمیماتى که گرفته می‌شد در آنجا مورد بحث و مورد بررسى قرار می‌گرفت و پس از این که دیده شد این بى‌نظمى و آشفتگى و بى‌ترتیبى حاصل شده دولت از نقطه نظر این که استیفاى حقوق می‌کند یعنى ملت ایران با بى‌تابى کامل منتظر این است که ببیند استیفاى حقوق نسبت به موضوع نفت به چه طرز و طریق به عمل خواهد آمد دولت طبق مقررات و قوانینى که شما در دست آنها گذاشته‌اید آمد و تقاضا کرد که لایحه را مسترد بکند براى این که برود و آن وظیفه قانونى خودش را نسبت به استیفاى حقوق ملت ایران به عمل بیاورد (همهمه نمایندگان) آقایان استیفاى حقوق یا چیزى است که مورد توجه و مورد نظر کلیه افراد مملکت است (صحیح است) آقایان ما هم جزو جزو شما هستیم از افراد این مملکتیم (مکى- تکذیب می‌کنم) چطور ممکن است که ما نخواهیم از براى این مملکت استیفاى حقوق بکنیم یا کلمه‌اى قدمى برخلاف مصالح کشورمان برداریم! آن روزى که قدمى برخلاف مصالح کشور برداشته می‌شود بایستى آن قدم بریده شود (دکتر بقایى- انشاء‌الله) و آن زبانى که برخلاف مصالح مملکت کلمه‌ا‌ى بگوید، بایستى آن زبان بریده شود (دکتر بقایى- انشاء‌الله) و ما نبایستى حاضر بشویم آن کلمات را بگوییم یا بر زبان برانیم (یک نفر از نمایندگان اقلیت- ولى گفته‌اند) امروز دولت با کمال خلوص نیت و با تسلیم در مقابل مجلس شوراى ملى براى نفت آن چیزى که اراده مجلس شورا و ملت است تابع آن نظر هستیم و نباید فکر کرد که دولت نظرى یا فکرى برخلاف او ابراز نظر یا اظهار نظر بکند اگر ما در مملکت استیفاى حقوق ایران را بکنیم اگر ما می‌خواهیم از روى نظر و خلوص عقیده رفتار بکنیم نبایستى که همدیگر را لجن‌مال بکنیم و آلوده بکنیم از براى اخذ نتیجه بر عکس بایستى ببینیم آنچه را که ملت ایران و مردم ایران انتظار دارند استیفاى حقوق است در اسرع اوقات و دولت در مقابل مجلس شوراى ملى و ملت حاضر است تصمیم بگیرند و آنچه را که اراده بکنند با کمال تمایل و با کمال افتخار انجام بدهند. (همهمه نمایندگان)

مکى- سالى که نکوست از بهارش پیداست.‏

جمال امامى- آقاى رئیس بنده توضیح دارم چیزى که مطرح نیست اجازه بفرمایید بنده توضیحى دارم.

3- قرائت استیضاح آقاى کشاورز‌صدر از آقاى فروهر وزیر دارایى‏

رئیس- یک طرحى از طرف آقایان رسیده است.

کشاورز‌صدر- استیضاح بنده را بخوانید.

رئیس- استیضاحى هم از طرف آقاى کشاورز‌صدر رسیده است که قرائت مى‌شود و به دولت ابلاغ می‌شود.

( ورقه استیضاح آقاى کشاورز‌صدر به شرح زیر قرائت شد)

جناب آقاى رئیس محترم مجلس شوراى ملى:

چون استرداد ضمنى گزارش کمیسیون نفت مبنى بر رد مقاوله‌نامه به عنوان تأمین حقوق ملت ایران متضمن تضییع و تعویق حقوق ملت است آقاى وزیر دارایى را استیضاح می‌کنم.‏

رئیس- براى تعیین وقت به دولت ابلاغ می‌شود.

4- مذاکره و اعلام فوریت طرح پیشنهادى راجع به مردود بودن بیانات وزیر دارایى در جلسه 5 دى‏

رئیس- ده نفر از آقایان اجازه خواسته‌اند این که مطرح نیست.‏

مکى- آقاى نخست وزیر مطرح کردند بایستى جواب داده شود.

جمال امامى- بى‌لطفى فرمودید چون چیزى مطرح نیست جواب آقاى نخست وزیر باید داده شود.

رئیس- قبل از دستور بود ایشان جواب دادند چیزى مطرح نبود مطرح این طرحى است که حالا قرائت می‌شود قبل از شما آقاى دکتر بقایى و آقاى مکى جنابعالى و آقاى فرامرزى و یک عده دیگر هستند طرح آقایان نمایندگان قرائت می‌شود ریاست محترم مجلس شوراى ملى تقاضا داریم طرح زیر را به عنوان تصمیم قانونى با قید دو فوریت و فى‌المجلس طرح و تصویب آن را پیشنهاد کنید مجلس شوراى ملى بیانات سه‌شنبه پنجم دی ماه 1329 آقاى فروهر را مردود دانسته و به هیچ‌وجه مورد تصدیق نمایندگان ملت نخواهد بود و انزجار خود را از عمل ایشان اعلام می‌کند حسین مکى، محمود نریمان، حائزی‌زاده، آزاد دکتر طبا، الله‌یار صالح، بهبهانى، حسن مکرم، اردلان، دکتر جلالى، معدل، دکتر معظمى، مخبر فرهمند، حاذقى، محمد ذولفقارى، دکتر بقایى، دکتر کیان، کشاورز‌صدر، دکتر سید‌امامى، ناظر‌زاده، حبیب پناهى، دکتر مجتهدى، ثقت‌الاسلامى، دکتر شایگان و یک عده دیگر امضا هست‏.

رئیس- فوریت اول مطرح است.‏

مکى- آقاى جمال امامى توضیح می‌دهند.

رئیس- ایشان که گفتند مخالفم‏.

مکى- ایشان امضا کرده‌اند.

رئیس- آقاى امامى.‏

جمال امامی- بنده امضا کرده‌ام و اول هم امضا کرده‌ام عرض کنم بنده راجع به دو موضوع عرض دارم یکى راجع به اظهارات آقایان نمایندگان آقاى دکتر معظمى و آقاى دکتر شایگان بنده با قسمت زیاد اظهارات آقایان موافقم ولى با یک قسمتش موافق نیستم و آن این قسمت است که فرمودند اظهارات فروهر لطمه به حیثیت ملت ایران زد بنده با این قسمت مخالفم. (صحیح است) فروهر چه کاره است که لطمه به حیثیت ملت ایران بزند. (صحیح است) این کار دست او نیست دست ما است (کشاورز‌صدر- باید بیرونش کنیم برود پى کارش) عرض می‌کنم که دولت یک لایحه‌اى تقدیم کرده بود کمیسیون رد کرده آقاى دکتر شایگان خوب تشریح کردند وقتى استنباط کرد که مجلس او را رد خواهد کرد و این ردى عدم اعتماد به دولت است آمد پس گرفت تا اینجا پس درست به حیثیت خودش دولت لطمه زد و به حیثیت ملت ایران کجایش لطمه خورد بر عکس این حیثیت ملت ایران را زیاد کرد دولت تظاهر کرد که ملت ایران و مجلس شوراى ملى با لایحه من موافق نیست کجایش به حیثیت ملت ایران لطمه وارد آورد به حیثیت خودش لطمه وارد آورد (دکتر بقایى- صحیح است) عرض کنم که آقایان فرمودند تمام این کاسه و کوزه‌ها را به سر این بدبخت فروهر زدید (کشاورز‌صدر- .... بدبخت نیست) بدبخت است بدبخت است ولى من نفهمیدم چرا همه کاسه و کوزه‌هارا سر او شکستند، رئیس دولت شما مسئول است (دکتر معظمى- آقاى امامى سؤال کردم از دولت که بیاید راجع به این موضوع اظهار نظر بکند) مگر فروهر از طرف خودش این لایحه را تنظیم کرده بدون اطلاع او تنظیم کرده و او ردش کرده است اگر خبط و خطایى شده است به عهده رئیس دولت است او دستور داده است او مسئول است (حائرى‌زاده- اگر نیست و یقین است) پس چرا همه‌اش از فروهر صحبت کردید در هر صورت یک دولتى که وضعیتش به اینجا رسیده و مجلس شوراى ملى هم از اکثریت و اقلیت راجع به یک چنین مسئله‌اى حیاتى چنین اظهاراتى نسبت به او کردند این چطور نمى‌نشیند اینجا رأى اعتماد نمی‌گیرید؟ یا ما اینجا بی‌خود نشسته‌ایم یا او بی‌خود آمده است یا ما دروغ می‌گوییم یا او این که مسخره است یا اعتماد مجلس شوراى ملى را دارد رأى اعتماد به او بدهید ما هم تکلیف خودمان را بدانیم یا اگر ندارد به چه عنوان می‌آید اینجا می‌نشیند شما که از اکثریت، از چپ و راست اظهار کردید که مخالفید با روش ایشان خوب این دولت مجبور است

+++

مکلف است بیاید در مقابل این اظهار نظر مجلس شوراى ملى رأى اعتماد بخواهد شما نگاه می‌کنید او هم نه این که می‌آید اینجا حماسه‌سرایى می‌کند یعنى چه (مکى- به عنوان نماینده شرکت می‌آید) من تا آنجاها نمی‌روم بنده اینها را آدم‌هاى ضعیف و آدم‌هاى بیچاره‌اى مى‌دانم (خنده نمایندگان) نه این که نماینده شرکت نفت و اما راجع به اظهارات آقاى نخست وزیر بنده هیچ قسمتش را قبول ندارم آقا 18 نفر در کمیسیون نفت عضویت داشتیم آقایان شاهد نه من به زور ایشان را کشیدم آوردم در کمیسیون نفت به ایشان گفتم آقاى نخست وزیر این طرحى را که تقدیم مجلس کرده‌اید و می‌گویید از او دفاع می‌کنم اگر قابل دفاع میدانى دفاع بکن گفتم آقاى نخست وزیر این طور که من استنباط کردم سه ماه قبل این کمیسیون به این لایحه رأى نخواهد داد این لایحه را پس بگیر پس نگرفت، نه دفاع کرد و نه پس گرفت خوب مرد حسابى (خنده نمایندگان) این که مسخره است آنجا که باید حرف حسابى بزنى و پس بگیرى پس نگرفتى و آنجایی که باید حرف نزنى حماسه‌سرایى می‌کنى از شرکت نفت دفاع می‌کنى آخر این مسخره نیست از یک دولتى؟ بنده نه خیانت نه ضرر هیچ کدام از اینها را نمی‌گویم ولى یک دولت به این بیچارگى و به این بدبختى می‌تواند یک مملکتی را اداره بکند؟ اینها که نمى‌توانند یک مملکتی را که روى پاى خودش ایستاده نگه دارند آخر این را یک بچه‌اى می‌فهمد که چطور عمل کند و شما مملکت را به دست یک همچو بچه‌هایى می‌سپارید (مکى- بچه‌هاى کم عقل و کودن) این که برخلاف منطق و برخلاف مبرهنات است و این که می‌آیى پس می‌گیرى دیگر از شرکت نفت ژرا دفاع می‌کنى مسلمان خدا؟ (مکى- المأمور معذور) در هر صورت ایشان آن کارى که می‌بایستى انجام بدهد چه اول و چه آخر آن را انجام نداده اخیراً هم این کاری را که کرد کار لغوى بود کار باطلى بود. اگرحیثیتى هم باقى داشتند رفت آن طورى که بنده استنباط کردم تمام نمایندگان مجلس شوراى ملى هم با این روش دولت مخالف است (صحیح است) بنده با روش‌هاى دیگرش هم مخالفم عرض کردم در جلسه خصوصى یکى از وزرایش به من گفت که شما این قدر فشار نیاورید به رزم‌آرا این که سیاستمدار نیست گفتم آقا من انتظار نداشتم که این شخص سیاستمدار باشد ولى انتظار داشتم که نظامى باشد و توده‌ای‌ها فرار نکنند (خنده نمایندگان) این سیاستش و این امنیت مملکتش، آن حفظ منافع مملکتش کدامش را به حسابش بگذاریم که از او حمایت کنیم؟ در هر صورت آقا بنده عقیده‌ام این است که عجالتاً دست دولت چیزى نیست هر چه راجع به نفت تصمیم باید گرفته بشود مجلس شوراى ملى باید تصمیم بگیرد (کشاورز‌صدر- آن اظهارات هم باید الغاء بشود) قبل از آن هم راجع به دولت باید شما تصمیم بگیرید با کدام دولت شما می‌خواهید بروید استیفاى حقوق ملت ایران را بکنید! گذشته از این دولت مورد اعتماد ما نیست من باور نمی‌کنم همان شرکت نفت هم بنشیند با این دولت صحبت بکند (خنده نمایندگان)

بعضى از نمایندگان- رأى رأى

دکتر معظمى- به استناد ماده نود بنده اخطار دارم.

رئیس- بفرمایید.

دکتر معظمى- جناب آقاى جمال امامى بیانات بنده را تحریف کردند دو کلمه عرض می‌کنم آقاى امامى بیانات بنده را یک قدرى سوء تعبیر کردند (جمال امامى- چه کار کردم؟) فرمودید بنده به آقاى فروهر حمله کردم بنده به استناد مصاحبه آقاى نخست وزیر که اینجا به این ترتیب قرائت کردم

« راجع به بیانات آقاى فروهر در روز سه‌شنبه هفته گذشته هیئت دولت در جلسه عصر دوشنبه این موضوع را مطلع شد و حتى مورد بحث قرار گرفت که ایشان جوابى تهیه و بیاناتى در این باب بفرمایند ولى راجع به استرداد لایحه بحثى نشد »

بنده عرض کردم که آقاى فروهر شخصاً به این قسمت اقدام کردند چون آقاى نخست وزیر مطابق مصاحبه می‌فرمایند که دولت و وزرا وارد نبودند در هر صورتی که مطابق اصل مسئولیت وزرا در هیئت دولت می‌بایست مطرح می‌شد (جمال امامى- راجع به لایحه وارد بود) راجع به استرداد اگر آنها هم وارد بودند این ایراد و اعتراضات به عموم هیئت دولت وارد است این عرض بنده بود (آزاد- اگر وارد نبوده‌اند چرا استعفا نمی‌دهند)

فرامرزى- چطور ممکن است که یک همچو قضیه‌اى را وزیر دارایى از طرف خودش بیاید حماسه‌سرایى بکند این صحیح نیست.‏

رئیس- آقاى فولادوند.

غلام‌رضا فولادوند- با کمال تأسف باید عرض کنم که صحبت کردن در این مجلس بسیار خطرناک است (تیمور‌تاش- هیچ خطرناک نیست تو پاک باش و مدار اى برادر از کس باک) زیرا جماعتى که تظاهر به وطن‌پرستى می‌کنند اگر یک وکیل وطن‌پرست خواست اینجا صحبت بکند و حقایقى را به اطلاع ملت برساند او را به انواع و اقسام بیاناتش را تحریف می‌کنند و آبرو و حیثیتش را می‌برند آقاى مکى و وکلاى اقلیت می‌دانند آن وقت که عده زیادى خواب بودند ما به نفع این مملکت راجع به نفت حرف زدیم و آواز بیرون آوردیم و خواندیم علیهذا بنده عرضم این است که بایستى با کمال سکوت و با کمال احتیاط با کمال احترام به هم نگاه بکنیم و حرف‌هاى خوب و بد را بسنجیم و یک نفر را بى‌جهت به آن لکه‌اى که وطن‌پرست نیست نسبت ندهیم (تیمور‌تاش- بی‌خود ایجاد تعصب نکنید) آقاى تیمور‌تاش اجازه بفرمایید عرض بنده این است سه سال است مجلس مبتلاى به این امر است مجلس پانزدهم وظیفه خودش را به نحو احسن و اتم انجام داد نفت شمال را به آن نحو که ملاحظه کردید ما رد کردیم در دوره پانزدهم سه شب مانده به آخر دوره اینجا وکلا با کمال وطن‌پرستى از هیچ چیزى نترسیدند و نگذاشتند حق این مردم از بین برود علیهذا من این را براى اطلاع عامه می‌خواهم عرض کنم نمایندگان ملت عموماً وطن‌پرست هستند و محال است که برخلاف وطن‌پرستى عملى بکنند (صحیح است) فعلاً ما مواجه شده‌ایم با یک استردادى که دولت کرده است به عقیده من براى این است که مجلس در این چند روزه وظیفه‌اش را انجام نداد اینجا یک میز سخنرانى و خطابه شده بود وکلاى اکثریت عموماً نشسته‌اند اینجا و راجع به نفت وظیفه ملى‌شان را آن طوری که لازم است و باید و شاید وظیفه خودشان را تا به حال انجام نداده‌اند نه این که سوء‌نیتى داشته باشند دولت مواجه شده با یک اعمالى و به عقیده خودش این کار صحیح بوده عقیده بنده این است که این کار صحیح نبوده است در حضور جماعتى از نمایندگان به رئیس‌الوزرا عرض کردم این کار صحیح نیست بیست نفر از نمایندگان الان در این مجلس حاضرند من عرض می‌کنم که هیچ کارى نشده است آقایان اگر معتقدید عمل دولت غلط است به جاى سخنرانى و فحش و توهین یک طرحى الان تهیه کنید می‌خواهید من تهیه کنم که همان مذاکرات ادامه پیدا کند (دکتر بقایى- به وسیله همین دولت؟) به وسیله نمایندگان در مجلس صحبت بشود در کمیسیون مخصوض نفت مورد مذاکره قرار بگیرد و هر چه ما 136 نفر نمایندگان ملت صلاح این ملت فقیر را می‌دانیم عمل کنیم ولى والله بالله با وحشت و توهین و این حرف‌ها هیچ چیز به جیب این ملت فقیر نمی‌رود من الان اگر اجازه بدهید این طرح را تهیه مى‌کنم که عمل دولت کان لم یکن بشود و در اینجا آقاى صدر‌زاده عمل خودشان را انجام بدهند همان جریان را بخوانند پیشنهادات خودمان را ادامه مى‌دهیم، هیچ چیز ما ضرر نکرده‌ایم بعد اگر اکثریت مجلس معتقد شد که دولت را بردارند، بردارند اگر دولت کار بدى کرده و اکثریت هم این عقیده را دارد دولت را برکنار کند عرض بنده این است که اگر آقایان معتقدند براى وزرا مجازاتى قائل بشوید چرا براى فروهر تنها، آقایان اگر این وزرا مطلع نبودند تا حالا استعفا داده بودند (صحیح است) اینها که الان پنج روز است اینجا نشسته‌اند یعنى ما موافقیم چرا به یک نفر فشار می‌آورید اگر بد است به همه فشار بیاورید اگر خوب است چرا فقط به فروهر تنها (بعضى از نمایندگان- صحیح است) براى چه؟ نباید مجلس عملى خلاف عدل و انصاف بکند، بنده تمام آقایان وزرا را در این امر موافق مى‌دانم به دلیل این که اینها موافق هستند که در این چند روزه سکوت کرده‌اند نه از کابینه استعفا کردند و نه کنار رفتند علیهذا اگر طرحى مى‌خواهید تهیه کنید چرا براى فروهر تنها تهیه می‌کنید براى همه تهیه کنید، بسیار زشت و زننده هم شاید فرمایشات فروهر بوده ولى من مى‌گویم همه با هم بوده‌اند نه فروهر تنها (فرامرزى- مسلماً این طور است)

رئیس- باید رأى گرفته شود آقایان توجه کنید.

کشاورز‌صدر- اگر رزم‌آرا گفته چرا نباید بگوید؟ بیاید بگوید که رزم‌آرا گفته)

اسلامى- اگر تصویب شد چه می‌شود.

رئیس- اعلام رأى شده است ولى عده براى رأى کافى نیست حالا اگر آقایان موافقند تنفس بدهیم.

حائرى‌زاده- باید معلوم بشود چه اشخاصى

+++

از اکثریت انداخته‌اند؟

رئیس- فقط اینجا یک اختلافى است که اغلب از امضا کنندگان مراجعه کرده‌اند.

کشاورز‌صدر- کلمه دولت حذف شد، اصلاح شد در اینجا.

رئیس- باید اعلام رأى بشود چون یک نفر مخالف صحبت کرد آقاى فرامرزى موافقید یا مخالف با این قسمت‏.

فرامرزى- بنده اجازه نخواسته‌ام.‏

رئیس- پس باید اعلام رأى به شود و عده کافى نیست.‏

مکى- این اگر امروز تصویب نشود برخلاف مصلحت مملکت است آقاى دکتر طاهرى رفته‌اند بیرون به آقاى دکتر طاهرى بگویید که بیایند توى مجلس‏.

رئیس- ایشان رفته‌اند بیرون و سایرین هم رفته‌اند.

ناصر ذوالفقارى- من آنجا امضا دارم پس مى‌گیرم مسئولیت با دولت است آقا مسئولیت را نباید به پاى یک نفر بگذارند، حساب خورده را نباید با فروهر تصفیه کرد، مسئول دولت است.

5- ختم جلسه به عنوان تنفس‏

رئیس- اعلام رأى شده تنفس داده می‌شود تا بعد رأى گرفته بشود.

( نیم ساعت بعد از ظهر جلسه به عنوان تنفس تعطیل و دیگر تشکیل نگردید.)

رئیس مجلس شوراى ملى- رضا حکمت‏

+++

یادداشت ها
Parameter:294617!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)