کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره پانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏15
[1396/05/25]

جلسه: 98 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه چهارم شهریور ماه 1327  

فهرست مطالب:

1- قرائت صورت مجلس

2- طرح بودجه سال 1327 کل کشور

3- موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

 

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏15

 

 

جلسه: 98

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه چهارم شهریور ماه 1327

 

فهرست مطالب:

1- قرائت صورت مجلس

2- طرح بودجه سال 1327 کل کشور

3- موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

 

مجلس ساعت ده و بیست دقیقه صبح به ریاست آقا رضا حکمت تشکیل گردید.

1- قرائت صورت مجلس

صورت جلسه قبل را آقاى صدرزاده (منشى) قرائت کردند. یک ساعت و سى و پنج دقیقه به ظهر روز سه‌شنبه دوم شهریور مجلس به ریاست آقا امیر‌حسین ایلخان ظفر بختیار (نائب رئیس) تشکیل و صورت جلسه پیش قرائت شد.

اسامى غائبین جلسه گذشته که ضمن صورت مجلس خوانده شده است:

غائبین با اجازه- آقایان: عسکر صاحب‌جمع- عزیز زنگنه- بهار- معین‌زاده- مسعود ثابتى- مامقانى- دکتر مجتهدى- دکتر ملکى- صاحب‌دیوانى- حاج امین لاهوتى- سلطانى- اورنگ- آقا خان بختیار- احمد اخوان- آصف- دکتر آشتیانى- جواد گنجه- امیر‌نصرت اسکندرى- احمد فرامرزى.

غائبین بى‌اجازه- آقایان:

اردشیر شادلو- سلطان‌العلما- حسن اکبر- دکتر مصباح‌زاده- صفا امامى- تولیت- کامل ماکویی- عباس نراقى- محمد‌على مسعودى- امیر تیمور- حسین وکیل- دکتر دفترى. دیر آمدگان با‌اجازه- آقایان: على اقبال فرامرزى- شریعت‌زاده- یمین اسفندیارى- پالیزى- دکتر طبا- عباس اسکندرى.

دیر آمدگان بى‌اجازه- آقایان:

محمد‌حسین قشقایی- دکتر امینى- مشایخى- دکتر اعتبار- اسدى- کهبد- قهرمان- بیات- نیکپور.

آقاى حاذقى راجع به تشکیل جلسات تذکرى دادند که بودجه مملکتى و برنامه هفت ساله زودتر به تصویب برسد.

آقاى عباس اسکندرى راجع به ترقی هزینه زندگى در دوره دولت آقاى هژیر و موضوع بلا اثر بودن قراردادهایی که بین دول نسبت به ایران منعقد می‌شود توضیحى دادند. در این موقع گفته شد یک دوازدهم مطرح شود و آقاى حاذقى مخالف بوده گفتند با پرداخت حقوق مستخدمین موافقند ولى تصویب یک دوازدهم موجب تأخیر تصویب بودجه کل کشور و زیان مملکت خواهد شد.

آقاى ملک مدنى معتقد بودند بودجه مطرح شود و یک دوازدهم تصویب گردد رأى به طرح یک دوازدهم اخذ و تصویب گردید.

صورت مجلس نیز تصویب شد و طرح یک دوازدهم که از طرف چند تن از نمایندگان تقدیم شده بود قرائت و فوریت آن مطرح گردید آقاى دکتر فلسفى گفتند بودجه مملکتى چون مورد علاقه نمایندگان نیست به این صورت تأخیر و منتهى به تصویب چند دوازدهم می‌شود زیرا عوائد غیر عادلانه و مخارج غیر متناسب است. آقاى رضوى گفتند استدلال آقایان مخالفین در ذهن نمایندگان هست و از تأخیر تصویب بودجه هیچ یک راضى نیستند و فوریت طرح تصویب شد و ماده واحده مطرح گردید.

آقاى ملک مدنى خطاب به آقای وزیر فرهنگ راجع به وضع نامناسب آموزگاران تذکرى دادند و تقاضا نمودند موجبات تأمین حقوق و آسایش آن‌ها را فراهم نمایند.

آقاى دکتر شفق تقاضا کردند از دادن پیشنهاد خوددارى شود تا یک دوازدهم به تصویب رسد و کفایت مذاکرات تصویب شد.

آقاى نورالدین امامى پیشنهاد نمودند کلیه تصویب‌نامه‌هاى صادره راجع به دانشگاه آذربایجان تا تصویب قانون از طرف مجلس شوراى ملى به قوه خود باقى باشد و دولت قبول کرد.

آقاى ابوالقاسم امینى پیشنهاد نمودند مفاد تبصره یک قانون اجازه پرداخت یک دوازدهم حقوق و هزینه کل کشور بابت اردیبهشت ماه 27 شامل اعتبار ترفیع و اضافات و کمک هزینه سال 1325 کارمندان مجلس شوراى ملى نیز خواهد بود و دولت قبول کرد

+++

آقایان نمایندگان آذربایجان پیشنهاد نمودند اعتبار پیش بینی شده در بودجه 1327 وزارت فرهنگ در فقره 22 مربوط به دانشگاه تبریز ضمیمه یک دوازدهم شود و دولت قبول نمود.

آقای دهقان پیشنهاد نمودند تبصره 11 بودجه سال 27 مربوط به ترفیع و اضافات کارمندان ادارات و قضات و مجلس شورای ملی به نام یک تبصره الحاقی به یک دوازدهم ضمیمه شود و دولت قبول کرد

آقایان فولادوند، نبوی، گنابادی و چند نفر دیگر پیشنهاد نمودند تبصره 5 و ده ماده دوم قانون بودجه 27 دایر به بخشودگی بقایای سنواتی تا آخر سال 26 که در کمیسیون  بودجه تصویب شده ضمیمه یک دوازدهم شود و دولت قبول کرد.

آقایان ساعد و یمین اسفندیاری پیشنهاد نمودند 3 میلیون ریال بابت تفاوت تسعیر نرخ منافات حقوق مستخدمین جزء و مصارف سفارت کبرای شاهنشاهی در مسکو و سرقنسولگری شاهنشاهی در بادکوبه که به تصویب کمیسیون  بودجه رسیده در یک دوازدهم منظور شود و پس از توضیحات آقای یمین اسفندیاری دولت قبول کرد.

آقای تقی‌زاده گفتند با این پیشنهادها مناسب نیست که بودجه مملکتی تجزیه شود.

دو تبصره ذیل از طرف دولت پیشنهاد شد

تبصره اول - به وزارت دارایی اجازه داده می‌شود از محل یک هزار و شصت و پنج میلیون و سیصد ده هزار ریال اعتبار که در گزارش کمیسیون  بودجه مجلس به عنوان مخارج عمران و تولیدی کشور منظور شده است بیست و پنج میلیون ریال برای پرداخت مخارجی که دولت برای مطالعات عمرانی کشور لازم می‌داند اعتبار بدهد این اعتبار برای مخارج اداری و فنی و حقوقی مستخدمین و مأمورین اتباع داخله و خارجه و مصارف اداری قابل پرداخت خواهد بود.

تبصره دوم - وزارت دارایی مجاز است 3 نفر متخصص عالی مقام از اتباع یک یا چند کشور از کشور‌های فرانسه و بلژیک و هلند و سویس و سوئد برای مشاوره در مسایل حقوقی و مالی و فنی مربوط به اجرای بند (ه) از قانون مصوب 29 مهر 1326 برای مدتی که از 4 ماه تجاوز ننماید استخدام کند و حق الزحمه و خرج سفر و اقامت آنان را در ایران منتهی تا میزان دو میلیون ریال از محل اعتبار هزینه انتفاعی کشور بپردازد.

آقای نخست وزیر در این باره توضیحی دادند و آقای نبوی گفتند در طرحی که نمایندگان تقدیم کرده‌اند دولت نمی‌تواند پیشنهاد کند و آقای نایب رئیس بیان داشتند که بر خلاف آیین نامه مجلس نیست.

آقای اقبال نیز موافق بوده گفتند طبق برنامه عمل شود و هر سال اصلاحاتی به عمل آید آقای دکتر معظمی‌گفتند به استناد تبصره هشت ماده واحده بهمن 26 عواید شرکت نفت طبق قانون خاصی اختصاص داده شده که باید طبق تصویب مجلس عمل شود و تصویب تبصره‌های پیشنهادی موجب لغو قانونی است که به تصویب رسیده و تبصره دوم تیز خلاف اصل مانعی ندارد که با متخصصین مورد احتیاج مذاکره کنند و شرایط استخدام آن‌ها تقدیم مجلس شود.

آقای نخست وزیر ضمن توضیحات بیان داشتند بدیهی است که بر طبق تبصره هشت ماده واحده 13 بهمن 26 استفاده خواهد شد و به این ترتیب جای نگرانی نیست.

پیشنهاد و توضیحات آقای مهندس رضوی به تبصره اول اضافه گردید که در انتخاب مامورین مطالعات باید رعایت تخصص کاملاً به عمل آید و نیز آقای ملک مدنی پیشنهاد نمود که لایحه استخدام مشاورین قضایی وقتی از نظر تابعیت و حقوق و مدت تقدیم مجلس شورای ملی  شود و دولت قبول کرد.

آقای تقی‌زاده پیشنهاد نمودند که اعتبار به نام مطالعات عمرانی به دولت داده شود و در این باره توضیحی دادند و دولت قبول کرد نسبت به تبصره اول و دوم دولت با اصلاحی که شده بود اخذ رای به عمل آمد و تصویب گردید

آقای مهدی ارباب پیشنهاد نمودند پیشنهادات دیگر ضمن تصویب بودجه کل قرائت شود.

آقای باتمانقلیچ مخالف بوده و توضیحی در این باره داده‌اند

آقای صفوی پیشنهاد نمودند که به طرح یک دوازدهم و تبصره‌ها اخذ رای و بقیة پیشنهادها بعد قرائت شود.

آقای سبزوار توضیحی دادند و پیشنهاد آقای صفوی تصویب شد و به ماده واحده و تبصره‌های یک دوازدهم با ورقه اخذ رای به عمل آمد از 85 نفر عده حاضر با 75 رای موافق تصویب گردید

آقای فرامرزی تقاضا نمودند طرح مربوط به قانون حکومت نظامی ‌مطرح شود.

یک ساعت و یک ربع بعد از ظهر جلسه خاتمه یافت و به روز پنجشنبه محول گردید و دستور بودجه و قانون حکومت نظامی ‌مقرر شد.

رئیس - آقای مهندس رضوی نسبت به صورت مجلس نظری دارید؟

مهندس رضوی - بله عرض کنم راجع به تبصره اول پیشنهادی دولت یعنی اجرای مقدمات برنامه بنده تذکری دادم و تقاضا کردم که در تعیین مامورین مطالعه البته اعم از داخلی و خارجی رعایت تخصص به عمل آید دولت هم این تذکر را قبول کردند. البته امیدوارم که عمل هم بشود. در جراید بنده دیدم که این جمله را در تبصره دوم علاوه کرده‌اند و مثل این است که بنده راجع به متخصصین نفت تذکری داده باشم در صورتی که نسبت به آن اشخاصی است که برای مدت چهار ماه می‌آیند بنده یقین دارم که دولت هم همین توجه را خواهد داشت بنده این را برای امر عمرانی کشور پیشنهاد کرده بودم و به همین منظور هم دولت قبول کرده بود. تقاضا می‌کنم این موضوع را هیئت رئیسه اصلاح بفرمایند. قبل از این که قانون موشح شود اصلاح بشود.

رئیس - مکرر بنده گفتم که مقیاس صورت مجلس است.

مهندس رضوی - این طور به جراید دادند و این قانون است.

رئیس - البته به این تذکر اصلاح می‌شود. دیگر نسبت به صورت مجلس نظری نیست؟ (گفته شد خیر) چون عده برای تصویب صورت مجلس کافی نیست صورت مجلس بعداً تصویب می‌شود آقای وزیر دادگستری فرمایشی دارید؟ بفرمایید.

وزیر دادگستری - یک ماه قبل لایحه‌ای راجع به محاکمه مرتکبین قاچاق تقدیم مجلس شد بعد تصادف کرد با تعطیل و بعد هم استیضاح و عقب افتاد چون این یک موضوع حیاتی است و اگر عقب بیفتد زبان‌ها و ضررهای فوق العاده‌ای دارد خواستم تقاضا بکنم که خوانده شود و چون یک فوریت تقاضا شده چند دقیقه بیشتر وقت مجلس را نخواهد گرفت

رئیس - پیشنهادی رسیده که قرائت می‌شود

(به شرح ذیل قرائت شد)

جناب آقای رئیس مجلس شورای ملی پیشنهاد می‌کنم که لایحه بودجه مملکتی امروز در درجه اول مطرح شود. سید حسن تقی‌زاده، دکتر شفق، منصف، عرب شیبانی، ملک پور، ارباب رستم گیو، قوامی، (صحیح است)

رئیس - چون عده برای اخذ رای کافی نیست و یک فوریت را بایستی رای گرفت باشد برای وقتی که عده کافی شود. فعلاً بودجه را مطرح می‌کنیم.

مکی - بنده مخالفم

رئیس - پس اجازه بدهید آقای تقی‌زاده توضیح بدهند.

تقی‌زاده - بنده توضیحی ندارم خیال می‌کنم که بودجه مملکتی از هر امر دیگر مهم‌تر است (صحیح است) و باز اگر چیز دیگری در میان بیاید و الان هم اشاره فرمودید اگر عده کافی شود رای گرفته می‌شود بنده با آن هم موافق نیستم (صحیح است) زیرا باز 29 شهریور می‌شود این کار بر هر چیزی مقدم است.

رئیس - آقای مکی

مکی - بنده با طرح بودجه مخالفتی ندارم ولی یک توضیحی که خواستم بدهم راجع به توقف جراید بود که بنده از دولت آقای هژیر در این مورد سوالی کرده‌ام از آقای وزیر دادگستری و آقای وزیر کشور و آقای وزیر فرهنگ راجع به توقیف جراید سوال کرده‌ام که علت توقیف جراید با آن کیفیتی که عرض کردم چیست و چون این موضوع را بنده خیلی مهم می‌دانم این بود که خواستم آقایان زودتر تشریف بیاورند و جواب بدهند چون هر روز چند روزنامه بر عده روزنامه‌های توقیف شده می‌افزایند.

رئیس - راجع به سوالاتی که آقایان نمایندگان  از آقایان وزراء کرده‌اند من می‌خواستم تقاضا کنم که هر یک از آن‌ها که جوابش حاضر است زودتر بفرمایند.

نخست وزیر - راجع به این موضوع به خصوص جوابش حاضر است حالا آقای دکتر اقبال می‌آیند اگر ممکن شد خواهند فرمود.

2 - طرح بودجه سال 27 کل کشور

رئیس - بنابراین بودجه مملکتی مطرح است آقای اسلامی‌ بیانات خودشان را کرده‌اند حالا نوبت آقای مکرم است که آقای دماوندی نوبت خودشان را به ایشان واگذار کرده‌اند فرمایید آقای مکرم.

مکرم - به طوری که در جلسه دهم تیرماه در مقدمه بیاناتم عرض کردم سال گذشته در موقع طرح قانون سه دوازدهم بودجه سه ماهه و آخر سال 26

+++

طرح قانونى تهیه و تقدیم مقام ریاست کرده و در نظر داشتم مطالبى را به عرض مجلس شوراى ملى برسانم که در تنظیم بودجه سال جارى مسلماً مفید و بسیار مؤثر بود متأسفانه نوبت صحبت به بنده نرسید طرح مزبور مسکوت ماند و بودجه امسال به طور معمول تنظیم و تقدیم مجلس گردید حالا هم چون من به عنوان موافق دولت صحبت می‌کنم و یقین دارم این بودجه به حکم ضرورت و از لحاظ اعتماد اکثریت مجلس شوراى ملى به دولت جناب آقاى هژیر پس از مباحثاتى تصویب خواهد شد از بحث در اطراف جزئیات و خصوصیات بودجه خوددارى می‌کنم ولى از این فرصت استفاده کرده خلاصه نظریات خودم را که ماحصل تجربیات یک عمر خدمت به کشور در قسمت‌های مختلفه و امور مالى و اقتصادى است و متضمن نکات و دقایق بسیار مهمى است و بیان آن اصولًا از لحاظ ترتیب و تدوین بودجه کشور ضرورت دارد به عرض مجلس می‌رسانم سپس مطالبى را من باب تذکر راجع به بعضى از اقلام بودجه به عرض خواهم رسانید و امیدوارم مورد توجه واقع شود. اولًا مطابق اصل بیستم قانون اساسى بایستى بودجه کشور در نیمه آخر هر سال از براى سال دیگر تمام شده و 15 روز قبل از عید نوروز حاضر باشد متأسفانه این اصل تابحال رعایت نشده و اگر نسبت به تدوین بودجه به همین ترتیب که تابحال معمول بوده پیش برویم نه تنها یک اصل مهم قانون اساسى که بستگى با حیات کشور دارد بلااثر خواهد ماند بلکه به جرئت می‌توانم عرض کنم که هیچ وقت داراى بودجه رسیدگى شده و صحیحى نخواهیم بود.

البته یقین دارم آنچه بیشتر از سایر مسائل حیاتى کشور مورد توجه آقایان نمایندگان ملت بوده و هست مسئله تدوین بودجه صحیح و منظمى است که از طرفى مراعات صرفه‌جویی‌هاى لازمه و ازدیاد درآمدهای عادلانه و بالنتیجه حفظ موازنه عایدات و مخارج مملکت شده و از طرف دیگر رعایت تنظیم اقتصادیات عمومى و تثبیت ارزش پول که مؤثر در ترقى سطح زندگانى طبقه سوم و چهارم و تنزیل هزینه‌های طاقت‌فرساى مردم باشد بشود ملت ایران هم انتظار دارند ببینند مجلس شوراى ملى با فرصتى که دارد براى این مسئله حیاتى چه اقدامى خواهد نمود. مطالبى را هم که بنده می‌خواهم به عرض نمایندگان محترم برسانم از همین نظر است که بتوانیم راهى پیدا کنیم و ترتیبى اتخاذ نماییم که بالاخره داراى بودجه صحیح و منظمى بشویم. به طوری که آقایان ملاحظه فرموده‌اند کمیسیون بودجه مجلس شوراى ملى هم به این نکته مهم توجه داشته و ضمن گزارش لایحه بودجه با کمال انصاف متذکر شده‌اند که بودجه‌ای که تقدیم مجلس شوراى ملى می‌نماید داراى نواقص بسیارى است و از لحاظ فنى حاوى شرایط لازم براى یک بودجه خوب نیست نظر بنده هم به طوری که عرض کردم این است رویه و ترتیبى اتخاذ شود که لااقل سال آینده و سال‌های بعد داراى بودجه خوب و صحیحى باشیم.

به هرحال جاى انکار نیست که اولین پایه کاخ عظمت یک کشور بودجه آن کشور محسوب می‌شود ماحصل کلیه قوانین ملى بودجه است در تدوین بودجه باید تمام نکات فنى رعایت شود. بودجه‌ای که وزارتخانه باید تفصیلًا ترسیم و حاوى سازمان آن وزارتخانه باشد. هزینه‌های مستمر و عادى یعنى فصولى از بودجه مملکتى که مربوط به وظایف جاریه تصدى دولت می‌باشد از بودجه غیر مستمر و فوق‌العاده که در حقیقت شامل پروژه‌های اصلاحى دولت است باید به دقت تفکیک گردد. خوشبختانه براى اولین دفعه در این بودجه مورد بحث رعایت این مسئله مهم تا اندازه شده ولى خیلى ناقص است و همچنین از درج اقلامى در بودجه عمومى کشور که موقه و به تبعیت از قوانین انحصارات ارزى و تجارتى در اختیار دولت قرار گرفته باید احتراز شود این نوع اقلام نیز حتماً ضمن بودجه علیحده باید به عرض مجلس شوراى ملى برسد به تبعیت از اصول ممالک راقیه باید علاقه و رابطه بودجه از مقررات و قوانین استخدامى قطع گردد تا هر یک نقش خود را در جاى خود و در خور صلاحیت و استحقاقى که دارند ایفا کنند مقصود این است بودجه که به منزله مقیاس و ارزش کار و اشیاء می‌باشد با مقررات استخدامى که در واقع به منزله نگهبان حدود و حقوق اشخاص است مخلوط نگردد زیرا تعیین ارزش کار و ترضیه اشخاص بر وفق سنین و شرایط خدمت دو بحث جدا و متمایز می‌باشد. بودجه مملکتى در واقع به منزله برنامه عمل و خط مشى اساسى دولت در مدت یک سال می‌باشد پس هرگاه در ترسیم این خط مشى دقت کافى ملحوظ نگردد بى‌تردید همین بودجه دولت را به کجروی‌هایی وادار می‌کند که حق ایراد و اعتراض مجلس شوراى ملى در آن به اره ساقط خواهد بود چرا که خود مجلس این بودجه را تصویب نموده و نمی‌تواند بر خلاف تصویب خود دولت را مورد اعتراض قرار دهد در تدوین بودجه یا در مرحله تصویب آن بایستى تمام قوانین مالى که قبلًا وضع گردیده مدّ نظر گرفته شود آئینه تمام نماى قوانین و مقررات مالى یک کشور همانا بودجه آن کشور است که سالى یک بار از مجلس می‌گذرد. دست و پاى مجریان بودجه در فصول و موادى که ناظر پروژه‌های اصلاحى و عمرانى است باید حتى‌الامکان باز و در فصولى که مربوط به حفظ دستگاه موجود و ادامه تصدى دولت می‌باشد به حد لازم بسته باشد. اگر بودجه عمومى بروفق مقدمات و شرایطى که در ممالک راقیه رعایت می‌شود با بنیه مالى و اقتصادى کشور درست تطبیق گردد بى‌شبهه این بودجه به خودی خود اسباب نظم و تعدیل اقتصادیات عمومى نیز خواهد بود زیرا بودجه جامع و کامل در تعدیل ثروت و تنظیم جریان پول و تسطیح ناهمواری‌های سطح زندگانى و تنزل هزینه و بالاخره تثبیت ارزش داخلى و خارجى پول نقش مهمى بازى می‌کند. بودجه کامل و دقیق قدرت خرید اهالى مملکت را تعدیل و فواصل عمیقى بین طبقات کشور باقى نمی‌گذارد.

بودجه خوب ممکن است در یک سال مبانى عمران و سعادت کشور را تحت یک نقشه صحیح و متین طورى پى‌ریزى کند که در سال‌های بعد گریزى جزء تکمیل آن نماند. بالعکس بودجه جدید یا ناقص ممکن است کشور را در یک سال به انواع معایب و مفاسد مالى و اجتماعى و اخلاقى سوق دهد به طوری که آثار آن را نمی‌توان در چندین سال متوالى از بین برد. هرگاه در تدوین بودجه مملکتى یک بار دقت کافى ملحوظ شود و با صرف وقت لازم نکات و دقایق فنى مرعى گردد زحمت تجدید آن در سال‌های بعد براى دولت و مجلس شوراى ملى به درجه خیلى زیاد تقلیل می‌یابد و به خودی خود دولت و مجلس را به شاهراه صحیح سوق می‌دهد زیرا در این صورت دولت مجبور نخواهد بود همه ساله شالوده بودجه را از نو ریخته و مجلس را در دریاى بیکران ارقام مستغرق سازد بلکه مانند همه ممالک متجدد بودجه سال قبل را عیناً بى کم و زیاد به اضافه سیاهه‌ای از کسر و اضافات تقدیم مجلس خواهد نمود تا براى مجلس اجبارى به رسیدگى تمام ریز بودجه نماند روى همین اصل است که می‌بینیم بودجه کشورهای بزرگ که از حیث مبلغ صدها برابر بودجه ما و حجماً کتاب بسیار قطورى را تشکیل می‌دهد همه ساله و به موقع قانونى خود از تصویب دو مجلس می‌گذرد ولى بودجه محقر ما همیشه دچار پیچ و خم همین یک مجلس است یا دولت لایحه بودجه را به وقت نمی‌دهد و یا می‌دهد و به عللی که ذکر شد از مجلس نمی‌گذرد.

در نتیجه نه یک سال بلکه چندین سال متوالى ناچار به قاعده یک دوازدهم متوسل می‌شویم. به طوری که البته آقایان نمایندگان محترم توجه دارند دولت‌ها از لحاظ آزادى عمل براى آن که موارد مسئولیت جدیدى براى خود ایجاد نکنند باطناً متمایل به یک دوازدهم هستند زیرا از یک طرف دست آن‌ها در مصارفى که سال گذشته روى خصوصیات آن سال به تصویب رسیده و در سال جارى عین همان مصارف مورد خرج ندارد ولى اعتبار آن به تبعیت از یک دوازدهم تجدید می‌شود حتى‌الامکان باز و می‌توانند با این اعتبارات اشخاصى را راضى و هزینه‌های تفننى به عمل آورند و از طرف دیگر اطمینان دارند هر وقت جهت کارهاى مهم و ضرورى در تنگناى اعتبار قرار گیرند مجلس از تصویب اضافه اعتبار دریغ نخواهد نمود (صحیح است) مثلًا به طوری که آقایان نمایندگان ملاحظه فرموده‌اند در صفحه 5 و 6 بودجه سال گذشته 326 هزینه‌هایی که ضمن بودجه سال 1325 منظور بوده در سال 1326 مورد پرداخت پیدا نکرده است- بنابراین یک دوازدهم بودجه طبعاً با جریان واقعى پرداخت مطابقت نداشته است به علاوه در موقع طرح و تصویب یک دوازدهم به طوری که دیده‌ایم وقت کافى براى رسیدگى و مطالعه نیست و به عناوین مختلف از قبیل تأخیر پرداخت حقوق مستخدمین دولت و غیره یک دوازدهم بدون مطالعه تصویب می‌شود. کما این که بودجه سال گذشته کشور و پنج ماهه امسال به همین ترتیب و قاعده یعنى بى‌ترتیب و بى‌قاعده از تصویب مجلس گذشته است حالا هم که دولت فعلى بودجه کل کشور را که مدت‌ها است تقدیم مجلس شده می‌خواهد به تصویب برساند که فراغت و فرصتى براى تنظیم بودجه سال آینده داشته باشد خود و مجلس شوراى ملى را هم از تقاضا و تصویب یک دوازدهم و دو دوازدهم خلاص کند وظیفه مجلس است که با علاقه‌مندى و دقت کامل اقدام فرموده لایحه بودجه را مقدم بر سایر لوایح قانونى به تصویب برسانند و دست دولت را باز بگذارند تا در انجام وظایف خطیرى که بر عهده دارد توفیق حاصل نماید اگر بودجه تصویب نشود نباید انتظار داشت که دولت بتواند قدم‌هایی در راه اصلاحات عمومى خاصه اجراى برنامه‌های عمرانى کشور بردارد.

بالجمله هر قدر درباره اهمیت بودجه و تأثیر آن در وضع مالى و اقتصادى و اجتماعى کشور ضمن

+++

 

این مقدمه بیان شود نسبت به آنچه اهل فن گفته یا کتاب‌های قطوری درباره آن نوشته‌اند خلاصه‌ای که شاید به نسبت یک هزارم کوچک شده است پیش نخواهد بود بنابراین و برای این که آقایان نمایندگان  محترم از اطاله کلام خسته و کسل نشوند و وقت مجلس را بنده زیاد نگرفته باشم از ذکر خصوصیات صرف نظر کرده به اصل منظور می‌پردازم چون برای کمیسیون  بودجه مجلس شورای ملی  که سالی یک بار انتخاب آن تجدید می‌شود مشکل بلکه ممتنع است که بودجة هر سال را با رعایت تمام قوانین و مقررات مالی و بر وفق اصول و ضوابطی که در سایر کشورهای راقبه معمول می‌باشد رسیدگی و تدوین نماید یعنی نه وقت کمیسیون  بودجه هرگز اجازه چنین رسیدگی‌ها وطرح ریزی‌ها را می‌دهد و نه می‌توان متوقع بود که تمام اعضاء کمیسیون  بودجه از کلیه قواعد و فنون بودجه که در حقیقت عصاره و چکیده تمام فنون مالی و حتی شامل قسمت‌هایی از رموز اقتصاد می‌باشد مطلع باشند به علاوه مراد از رسیدگی بودجه این نیست که لزوم یا عدم لزوم یک یا چند قلم از پیکره‌های بودجه بین کمیسیون  بودجه با وزیر یا معاون یک وزارتخانه مورد مباحثه و چانه زدن قرار گیرد بلکه قبل از رسیدن به این مرحله و مقدم بر آن توجه به اساس بودجه و تطبیق آن با یک سلسله نکات و دقایقی است که لازمه یک بودجه کامل و بی نقص می‌باشد وقتی این شرایط و مقدمات جمع بود در دست آخر احتجاج روی لزوم یا عدم لزوم فلان رقم از هزینه یا درآمد مورد پیدا می‌کند. به عبارت ساده تر ابتدا باید پی و استخوان بندی و وضع عمومی‌ بنا را از نظر گذرانید بعد به لزوم یا عدم لزوم فلان در یا پنجره پرداخت. اگر روزی نظر دولت و مجلس به جلب کارشناسانی برای شعب مختلف دارایی یا اقتصاد تعلق گیرد بی تردید ضرورت وجود یک یا چند نفر کارشناس بودجه بر سایر شعب مقدم خواهد بود. بین صاحب منصبان وزارت دارایی تا آن جا که بنده اطلاع دارم کسی در رشته بودجه تخصص و مهارت فنی داشته باشد وجود ندارد و کسانی که در این رشته معلوماتی دارند فقط آن‌هایی هستند که مطالعات علمی‌و مقدماتی خود را ضمن همکاری با دستجات مختلف مستشاران خارجی تکمیل نموده و اکنون بصیرتی پیدا کرده‌اند حالا برای این که به تقلید از ممالک مترقی طرز تدوین و رسیدگی و تصویب بودجه تا حدی با اصول و قواعد سایر ممالک وفق دهد و به تدریج شالوده یک بودجه کامل و بی نقیصه ریخته شود کمال ضرورت را دارد هیئتی به نام هیئت کارشناس بودجه از صاحب منصبان بصیر و مطلع وزارت دارایی در اختیار کمیسیون بودجه مجلس شورای ملی  قرار گیرد که در عین حال رابط بین کمیسیون  بودجه و دولت باشد چنین هیئتی به تبعیت از ساعات کار دولت تمام روز را مشغول کار بوده و چون تابع اراده فلان وزیر یا مدیر نخواهد بود خواهد توانست به استظهار حمایت کمیسیون  بودجه با کار مدام و مسئولیت تام از مراحل مقدماتی تهیه بودجه تا مرحلة تصویب آن از مجلس با فرداً فرد وزارتخانه‌ها و ادارات مخصوصاً وزارت دارایی همکاری نموده شالوده یک بودجه کامل را پی ریزی کند (صحیح است) و مستمراً کمیسیون بودجه را از جریان بودجه‌ها و خصوصیات آن آگاه سازد و به علاوه در خلال اجرای بودجه و ضمن عمل و ممارست اقلام غیر لازم و احیاناً مضر را با پشتیبانی کمیسیون بودجه از میان ببرد (صحیح است) و بالاخره با این و تیره فرصت کافی به کمیسیون بودجه بدهد که موشکافی و غور در بودجه را با فرصت بیشتر به مطالب مهم و اساسی یعنی به سیاست عمومی ‌بودجه تخصیص دهد. همان طور که عرض شد بعد از تحکیم مبانی بودجه چون رسیدگی به کم و یا زیاد بودجه‌ها در هر سال وقت زیادی از کمیسیون بودجه نخواهد گرفت تصور می‌کنم کار این هیئت کارشناس بعد از سه یا چهار سال که در ماموریت خود توفیق یافتند خاتمه یابد و از آن پس کمیسیون بودجه وظیفه خود را مستقلاً و بدون برخورد به مشکلات خواهد توانست انجام دهد. بنابراین یقین دارم آقایان نمایندگان محترم تصدیق خواهند فرمود مادام که مجلس شورای ملی  به این مشکل مهم حیاتی فایق نیامده وجود چنین هیئتی کمال ضرورت را دارد و بنابر مقدماتی که عرض شد استدعا می‌کنم مقام ریاست طرح قانونی تشکیل هیئت کارشناس بودجه را که سال گذشته با امضای 24 نفر از آقایان نمایندگان  به قید فوریت تقدیم کرده‌ام جزء دستور مجلس قرار بدهند که مورد مطالعه و مباحثه واقع شود و با تصویب آن انشاءالله یادگار قابل ستایشی از مجلس پانزدهم باقی بماند. این بود خلاصة نظریات بنده از لحاظ ترتیب تدوین بودجه کشور. اما مطالبی را که راجع به بعضی اقلام بودجه مورد بحث می‌خواهم به عرض مجلس برسانم چند قسمت است.

1 - مطلب مهمی‌که در حفظ موازنه بودجه حایز کمال اهمیت است و تصور می‌کنم در کمیسیون بودجه مورد توجه کامل قرار نگرفته است موضوع منابع درآمد بودجه کشور قرار نگرفته است موضوع منابع درآمد بودجه کشور است. هر وقت در اطراف بودجه کشور صحبت می‌شود غالباً به ارقام خرج متوجه می‌شوند و فکر می‌کنند کدام یا از اقلام هزینه بودجه را می‌توانند حذف نمایند یا تقلیل دهند که صرفه جویی شده باشد و حال این که معنی صرفه جویی این نیست که بدون مطالعه کامل و تشخیص ضرورت یا عدم لزوم اقلام خرجی از بودجه کسر شود بلکه غرض از صرفه جویی این است که موازنه بودجه از حیث درآمد و هزینه حفظ شود و درآمدهای مملکت به مصارف لازمه برسد مثلاً سال گذشته به ماده واحده قانون سه دوازدهم بودجه تبصره‌هایی علاوه شد که از پرداخت هزینه‌های تجملی از قبیل اتومبیل‌های غیر لازم و هزینه توقف اشخاصی که بدون ضرورت به خارج رفته‌اند خودداری و کمیسیون بودجه سیاه جزء بودجه سال 26 را رسیدگی کرده و آن چه را زاید بداند حذف نماید ولی بنده اطلاع ندارم که نتیجه رسیدگی‌ها و اقدامات کمیسیون بودجه یکجا منتهی شد و چه صرفه جویی‌هایی در اجرای تبصره‌های قانون مزبور به عمل آورده‌اند خیلی متشکر خواهم شد که از طرف کمیسیون بودجه در این خصوص توضیحاتی در این جا داده شود که خاطر آقایان نمایندگان  از جریان کار و میزان صرفه جویی‌ها و نتیجه اقدامات کمیسیون بودجه مستحضر شود. به هر حال به طوری که عرض کردم برای موازنه بودجه به عقیده بنده باید ابتدا به منابع عایدات کشور توجه کامل بشود و با تامین درآمدهای عادلانه بودجه‌ای متناسب با احتیاجات کشور تدوین گردد و اگر توجه بیشتری به منابع درآمدهای کشور بشود مسلماً نگرانی کسر بودجه مرتفع خواهد شد. در این جا به طور مثال برای اثبات صحت نظر خودم درآمد یک ساله گذشته گمرک را که یکی از منابع عایدات کشور است به استحضار آقایان نمایندگان محترم می‌رسانم. درآمد پیش بینی شده سال 1326 گمرک در بودجه کشور در حدود 145 میلیون تومان بوده ولی وصولی یک ساله 326 متجاوز از 202 میلیون تومان یعنی قریب 58 میلیون تومان اضافه درآمد کل گمرک بود که یک قسمت مهم از هزینه کشور و کسر بودجه را تأمین نموده است. به سایر منابع درآمدهای کشور هم اگر توجه بیشتری مبذول دارند مسلماً موازنه بودجه از راه ازدیاد درآمدها حفظ خواهد شد نه تنها از طریق حذف مخارج در این جا لازم می‌دانم از حسن خدمت و فعالیت مدیر کل گمرک و خدمات آقایان روسای ادارات گمرک کشور قدردانی شود (فولادوند - کی بوده آقا مدیر کل گمرگ؟) پارسال مدیر کل گمرک به نظرم آقای نیک پی بوده‌اند (کشاورز صدر - خیلی هم مرد خوبی است) مخصوصاً از وزارت دارایی تقاضا می‌کنم که ازآن‌ها تقدیر و تشویق بنمایند. تذکر این نکته اساسی را هم لازم می‌دانم که مقصود از ازدیاد درآمدهای کشور افزایش مالیات‌های غیر مستقیم نیست که موجب بالا رفتن هزینه زندگانی طاقت فرسای مردم می‌شود بلکه نظرم این است همین طور که دولت جناب آقای هژیر اخیراً اقدام فرموده و برای تنزل قیمت شکر و سیگار تصویب نامه صادر کرده‌اند و قدمی‌در راه پایین آوردن هزینه زندگانی عمومی‌برداشته‌اند باز هم قیمت کالاهای انحصاری دولت و نرخ بعضی مالیات‌های غیر مستقیم را پایین تر بیاورند که اسباب رفاهیت طبقه سوم و چهارم بشود دوم موضوع مالیات املاک مزروعی است که در این بودجه هیجده میلیون تومان پیش بینی شده است و حال آن که جزو جمع‌های سابق مالیات املاک مزروعی در حدود دویست و بیست هزار خروار غله و شش میلیون تومان نقدی بوده است آن هم در موقعی که قیمت گندم خرواری یکصد ریال بوده و حالا اگر قیمت گندم را خرواری یک هزار ریال بوده و حالا اگر قیمت گندم را خرواری یک هزار ریال حساب کنیم تنها قیمت جنس مالیات مزروعی در حدود بیست و دو میلیون تومان و با مالیات نقدی جزو جمع سابق بیست و هشت میلیون تومان می‌شود به هر حال این یکی از منابع درآمد ثابت و مهم کشور است که بایستی در کمیسیون بودجه مورد بررسی و توجه بیشتری قرار می‌گرفت. حالا هم که لایحه قانون مالیات‌های مستقیم و گزارش کمیسیون دارایی تقدیم مجلس شده است باید توجه خاصی به مسئله مالیات املاک مزروعی بشود و قانون طوری تصویب گردد که مالیات املاک به طور عادلانه دریافت و موجبات رفاه و تشویق صاحبان به عمران و آبادی املاک فراهم شود فعلاً در این خصوص توضیح و تصدیع بیشتری نمی‌دهم نظریات و پیشنهادات خودم را در موقع طرح لایحه قانون مالیات‌های مستقیم عرض خواهم کرد ولی تذکر این مطلب را در این مورد لازم می‌دانم که طرز جمع آوری مازاد غله امسال با اجرای قانون مصوبه خرداد ماه 1321 که قانون زمان جنگ بوده باعث مزاحمت صاحبان املاک و مستاجرین شده و از بعضی نقاط شکایاتی می‌رسد اقتضا دارد وزارت دارایی نسبت به طرز اجرای این قانون و ترتیب جمع آوری مازاد غله رویه عادلانه و ملایمتری اتخاذ نمایند که رفع زحمت از مردم بشود (صحیح است) همان طور که عرض کردم مالیات املاک مزروعی باید

+++

روی استعداد و درآمد املاک به طور عادلانه وصول خود از طرفی مالکین املاک را هم نباید آن قدر تحت فشار قرارداد که از عمران و آبادی املاک و نگاهداری رعایا و زارعین عاجز بمانند باید دقت شود که مازاد حقیقی غله املاک جمع آوری و خریداری شود.

سوم - موضوع مالیات بر درآمد است که در این بودجه شصت میلیون تومان پیش بینی شده است و حال آن که اگر این مالیات از روی عدالت با تشکیلات منظمی‌ تحت نظر مأمورین با اطلاع و صحیح العمل وزارت دارایی که تعداد آن‌ها خوشبختانه زیاد است وصول شود بنده یقین دارم لااقل دو برابر این مبلغ پیش بینی شده عاید خواهد شد چون این مسئله هم با تصویب لایحه قانون مالیات‌های مستقیم صورت دیگری پیدا خواهد کرد بحث در این موضوع را هم موکول به موقع طرح لایحه مزبور می‌نمایم.

چهارم - موضوع مالیات نفت و بنزین است که در این بودجه 32 میلیون تومان پیش بینی شده است در این مورد به عقیده بنده باید با مطالعه دقیق تجدید نظر و تخفیف قابلی در مالیات و عوارضی مواد نفتی منظور شود زیرا یکی از عوامل موثر ترقی هزینه زندگی عمومی ‌کرایه حمل و نقل مال التجاره و خواربار و غیره است که بستگی کامل و ارتباط مستقیم با ترقی و تنزل نرخ‌ها دارد به علاوه معنی ندارد کشوری که خودداری منابع سرشار مواد نفتی است نفت و بنزین را در داخله کشور با این نرخ گران به مصرف برساند (صحیح است) اگرچه برای تقلیل مالیات مواد نفتی از طرف دولت سابق ماده واحده‌ای به مجلس پیشنهاد شده است لیکن به نظر بنده تخفیفی که در ماده واحده مزبور پیشنهاد کرده‌اند کافی نیست و تاثیری در نرخ کرایه محمولات و تنزل هزینه زندگی نخواهد داشت ضمن شرح مفصلی که صاحبان بنگاه‌های حمل و نقل خراسان در این خصوص به مجلس شورای ملی  و دولت شکایت کرده به بنده هم نوشتند و تقاضای مساعدت و اقدام نموده‌اند نسبت به قیمت بنزین و میزان کرایه محمولات در داخله مقایسه‌ای گرفته و حسابی کرده‌اند که بسیار جالب توجه می‌باشد و زبان فاحش آن‌ها را به خوبی ثابت می‌کند اقتضا دارد دولت جناب آقای هژیر تخفیف قابلی در نرخ مالیات و عوارض نفتی منظور بفرمایند و لایحه آن را به مجلس بیاورند در عوض این گونه تخفیفات غیر مستقیم باید در قسمت مالیات‌های مستقیم طوری مراقبت و عمل شود که مالیات‌های قانونی از مودیان حقیقی وصول و هزینه‌های کشور را از این راه تامین گردد.

پنجم - در ردیف 59 بودجه درآمد وزارت کشاورزی از بابت فروش ادوات کشاورزی و بذر چغندر و درآمد مزارع امتحانیه 4 میلیون و چهارصد هزار ریال پیش بینی شده ولی از آن چه وزارت کشاورزی بابت حق صدور چوب‌های صنعتی به خارجه از قرار متر مکعب چهارصد ریال گرفته‌اند و لایحه آن هم تقدیم مجلس شورای ملی  شده اسمی ‌برده نشده به طوری که بنده اطلاع پیدا کرده‌ام برای سال 1327 در حدود 21 هزار متر مکعب سهمیه صادراتی معین شده که حق صدور این مقدار در حدود 8 میلیون ریال می‌شود که از این بابت چیزی در بودجه منظور نشده است. به طوری که خاطر آقایان نمایندگان  مستحضر است جناب آقای احمد حسین عدل وزیر اسبق کشاورزی که دارای اطلاعات جامعی در فنون کشاورزی می‌باشند سال گذشته در این جا راجع به جنگل‌های ایران و طرز بهره برداری مطالب سودمندی بیان کرد. ضمناً اظهار داشتند مساحت جنگل‌های ایران بالغ بر بیست میلیون هکتار و تنها در شمال سه میلیون و ششصد هزار هکتار جنگل قابل استفاده وجود دارد که رشد سالیانه آن در حدود دو میلیون متر مکعب است و با رعایت نکات فنی می‌توان به همین میزان استحصال نمود.

رئیس - آقای مکرم تامل نفرمایید تا اکثریت حاصل شود (پس از چند لحظه مجدداً اکثریت حاصل شد)

رئیس - بفرمایید آقای مکرم

مکرم - از جناب آقای بوشهری وزیر محترم کشاورزی هم انتظار می‌رود که در این خصوص مطالعاتی فرموده و با تشریک مساعی کمیسیون کشاورزی مجلس شورای ملی ترتیبی که مقرون به صرفه و صلاح کشور باشد اتخاذ بفرمایند که از این راه کمک مؤثری به صادرات و بودجه کشور بشود

در ردیف 28 و 9 بودجه

بابت درآمدهای نفت جنوب 60 درصد در متن بودجه کل کشور جزو درآمدها منظور و از جمع کل درآمدهای عمومی‌موضوع و بودجه مربوط به عمران و تولیدی کشور انتقال داده شده است ولی چهل درصد بقیه عایدات نفت جنوب که طبق تبصره 8 از ماده واحده قانون مصوب اول بهمن ماه 26 برای کارهای تولیدی عام المنفعه اختصاص داده شده است اصلاً در حساب درآمدهای عمومی‌کشور منظور نشده و مستقیماً در به بودجه عمران و تولیدی منظور گردیده است به نظر بنده این عمل صحیح نیست زیرا اولاً بودجه کل کشور باید نمودار مالی کل درآمد و هزینه کشور باشد تمامیت اقلام و ارقامی ‌که برای مصارف تولیدی و عمران کشور تخصیص یافته باید از جمع کل درآمدها کسر به بودجه مربوطه انتقال داده شود و همین در همین عمل نسبت به شصت درصد درآمد نفت جنوب و مبلغی از حق الامتیاز و حق الشرکه دولت در شیلات و درآمد تأسیسات آبیاری و درآمد حاصله از عوارض بنزین و کمک از جمع درآمد کشور به بودجه عمران شده و از مجموع درآمدها که در ردیف 26-28-29-61-64 بودجه منظور است موضوع و به بودجه تولیدی و عمران انتقال یافته است بنابراین چهل درصد درآمد نفت جنوب هم در محل درآمدهای نفت با همین عنوان باید منظور گردد و مثل اقلامی‌که عرض شد از جمع کل درآمدها کسر شود از عبارت تبصره 8 هم که مصرح است چهل درصد درآمد مزبور در حساب جداگانه‌ای باید نگاهداری و به مصارف معینه برسد (صحیح است) این استنباط نمی‌شود که اصلاً این مبلغ نباید در بودجه مملکت منظور گردد علاوه بر این همان طور که کمیسیون بودجه توجه پیدا کرده و ضمن گزارش کمیسیون متذکر شده‌اند منظور داشتن چهل درصد درآمد نفت جنوب در بودجه عمرانی سال 27 برای مصارفی که پیش بینی شده است با روح تبصره قانون مزبور مطابقت و موافقت نمی‌نماید زیرا عبارت قانون این است که وجوه حاصله از این منبع صرفاً برای کارهای تولیدی و عام المنفعه اختصاص داده خواهد شد استفاده از این محل بر طبق برنامه معین و اجازه مخصوص مجلس شورای ملی  خواهد بود در مصرف وجوه نامبرده حتی الامکان اولویت و حق تقدم برای استان‌ها و شهرستان‌ها خواهد بود به طوری که آقایان نمایندگان  محترم ملاحظه می‌فرمایند اولاً مطابق تبصره قانون مزبور برای مصرف این مبلغ چهل درصد برنامه معین و اجازه مخصوص مجلس شورای ملی  لازم است و نمی‌توان این رقم درآمد را با سایر اقلامی‌که از جمع درآمدهای کشور به منظور عمران و تولید کسر شده است مخلوط نمود ثانیاً با تنظیم برنامه مخصوص باید استفاده کارهای تولیدی و عام المنفعه استان‌ها و شهرستان‌ها صریحاً معلوم شود بدیهی است این برنامه که حایز اهمیت است برای مدت ده سال باید تنظیم شود و ضمن تصویب بودجه به تصویب مجلس برسد و از امسال مورد عمل و استفاده قرار گیرد مطابق این قانون امسال چهل درصد از منافع نفت جنوب سال آتیه هفتاد درصد و سال‌های بعد تا هشت سال کلیه عواید نفت جنوب باید به مصرف برنامه مورد بحث برسد و این از مسایل بسیار مهم و قابل دقت است و نباید به این صورت و ضمن این بودجه ناقص عمرانی منظور گردد.

ششم - در ردیف 62 بودجه رقم بزرگی در حدود 42 میلیون تومان بابت سود ویژه معاملات اقتصادی و بازرگانی دولت و درآمد بانک صنعتی قلمداد شده که نه فقط ارقام درآمدها و هزینه یا ریخت پاش‌های آن در این بودجه مجهول است بلکه تصور می‌کنم در کمیسیون بودجه مجلس شورای ملی  نیز تحت بررسی قرار نگرفته است به عقیده بنده همان طوری که در مقدمه بیاناتم عرض کردم اقلامی‌که به تبعیت از قوانین و مقررات انحصارات دولتی موقت در اختیار دولت قرار گرفته و به صورت معاملات بازرگانی درآمده است نباید در بودجه عمومی‌کشور درج گردد لیکن این نوع اقلام حتماً باید ضمن بودجه علیحده‌ای به عرض مجلس شورای ملی  برسد حالا اگر دولت و کمیسیون بودجه هم همین نظریه را در مورد معاملات بازرگانی و درآمد بانک صنعتی اتخاذ کرده‌اند بایستی این رقم 44 میلیون سود ویژه را ضمن بودجه علیحده به کمیسیون بودجه صورت می‌دادند تا در این موقع که لایحه بودجه کل کشور در مجلس مطرح و مورد مطالعه و مباحثه قرار می‌گیرد نمایندگان ملت از چگونگی معاملات منابع درآمد کشور اطلاع حاصل کرده و به نوبة خود اظهارنظر بفرمایند با تصدیق به این که هیئت عامله بانک صنعتی مردمانی شریف و خدمتگزار طرف اعتماد می‌باشند این رویه برخلاف اصل رسیدگی و تصویب بودجه است

دو قسمت دیگر هم از معاملات انحصاری و بازرگانی دولت اصلاً در بودجه کل کشور منظور نشده است یکی عمل اداره غله و نان است که ادارات وسیعی در تمام کشور دارد و اخیراً اختیارات قانونی هم به این دستگاه داده شده است. دیگری معاملات بنگاه راه آهن است که حایز اهمیت می‌باشد نمی‌دانم کمیسیون بودجه به این دو قسمت مهم توجه نفرموده‌اند یا نظر خاصی داشته و این طور مصلحت دانسته‌اند که بودجه درآمد و هزینه این دو قسمت را ضمیمه بودجه کل کشور نکرده‌اند از آقای مخبر محترم کمیسیون بودجه تقاضا می‌کنم توضیحات جامعی برای اطلاع مجلس بدهند و اگر فعلاً برای دولت مقدور نیست صورت عادیدات و مخارج معاملات بازرگانی و بانک صنعتی و بنگاه راه آهن و اداره

+++

غله و نان را تنظیم و تقدیم نمایند ممکن است ماده‌ای در بودجه اضافه شود که در ظرف مدت محدودى صورت درآمدها و انواع آن و صورت هزینه و انوان آن را تهیه و ایفاد دارند تا معلوم شود چه درآمدهایی وصول و مخارج آن به مصرف کدام قسمت‌ها می‌رسد و کمیسیون بودجه رسیدگى کرده و گزارش آن را به مجلس شوراى ملى برساند.

هشتم- در ردیف 42 بودجه براى مخارج اداره منع کشت تریاک 132466000ریال هزینه پیش‌بینى شده این اداره که دیگر خرید قابل ذکرى ندارد و بایستى دستگاهش را برچیده ضمیمه ادارات نظارت یا بازرسى بشود و هرگاه تریاک کشت نشود براى فروش موجودى تریاک انبار اصفهان این تشکیلات وسیع لازم نیست آیا کمیسیون بودجه مجلس به این نکته عطف توجه فرموده‌اند یا خیر ضمناً یادآورى می‌کنم که شایسته است مجلس شوراى ملى هرچه زودتر تکلیف لایحه منع کشت تریاک را که مدتى است به کمیسیون مربوطه فرستاده شده است تعیین بفرمایند که زارعین و خورده مالکین بلاتکلیف نمانند و جریان کشت تریاک مثل سال گذشته تجدید نشود یعنى بعضى صاحبان املاک که قدرت نفوذى براى خود قائل بودند کاشتند و استفاده کردند ولى رعایا و خرده مالکین از حق خود محروم ماندند و خسارت کشیدند.

نهم- براى اداره املاک واگذارى در حدود 18 میلیون تومان درآمد و هشت میلیون تومان مخارج قلمداد شده مخارج در حدود 45 درصد درآمد است و خیلى زیاد به نظر می‌آید مگر آن که مخارج انتفاعى باشد که درآمد سال‌های بعد را زیاد نماید که در این خصوص محتاج به توضیحات است به علاوه اینجانب در نظر دارد لایحه‌ای براى تقسیم املاک واگذارى و خالصه‌جات دولتى بین کارمندان داوطلب و زائد وزارتخانه‌ها و همچنین کارمندانى که به عهد بازنشستگى رسیده‌اند تقدیم مجلس شوراى ملى نمایم تا در نتیجه عده‌ای از کارمندان دولت به عمل زراعت و فلاحت پرداخته براى کشور تولید ثروت نمایند و هم تحمیل بر بودجه دولت و صندوق تقاعد نشود و تشکیلات اداره عریض و طویل املاک واگذارى از بودجه کل کشور حذف شود.

دهم- موقع آن رسیده است که تکلیف کمک حقوق مستخدمینى که در بودجه به مبلغ 135 میلیون تومان قلمداد شده هرچه زودتر تعیین و قانون تقاعد در ضمن قانون استخدام مورد تجدید‌نظر واقع گردد تا یک عده مستخدمین قدیمى که دیگر توانایی کار کردن ندارند متقاعد شده هم از بودجه کل کشور کسر گردد و هم جا و محل براى جوانان تحصیل کرده باز شود زیرا این فقط کمک حقوق و تفاوت آن که اشخاص را وادار می‌کند به هر وسیله ممکن است تشبث نموده یکى از پست‌های دولتى را به منظور دریافت حقوق و کمک هزینه اشغال نمایند من یقین دارم که اگر این قانون از مجلس بگذرد عده زیادى از کارمندان 25 ساله و 30 ساله دولت هم از کار کناره‌گیرى خواهند نمود و از این راه مبلغ متنابهى از بودجه دولت صرفه‌جویی می‌شود. ضمناً دولت براى تثبیت وضعیت کارمندان بایستى هرچه زودتر قانون نوین استخدام کشورى و لوایح سازمان قانونى وزارتخانه‌ها را به مجلس شوراى ملى تقدیم نماید تا پس از تصویب اساس و پایه تنظیم بودجه کل کشور قرار گیرد در غیر این صورت براى ایجاد کار ایجاد ادارات دولتى غیر لازم خواهد شد این بود نظر اجمالى بنده راجع به چند قلم از درآمد و هزینه بودجه کشور. اکنون از موقع استفاده کرده راجع به بعضی امور مهمه خراسان و حوزه انتخابیه خودم مطالبى را به عرض مجلس شوراى ملى می‌رسانم امیدوارم مورد توجه دولت جناب آقاى هژیر واقع شود و تصمیمات مقتضى و مؤثر اتخاذ بفرمایند. به طوری که آقایان نمایندگان خراسان استحضار دارند خراسان و خراسانى در تمام شئون زندگانى سیاسى و اجتماعى و اقتصادى عقب مانده و از آنچه نصیب سایر استان‌های کشور شده است خراسان محروم بوده و بهره‌ای نداشته است گفتنی‌ها و نیازمندی‌های خراسان به قدری زیاد است که اگر تمام آن‌ها را بنده بخواهم به عرض مجلس شوراى ملى برسانم ولو به طور اجمال مسلماً چند جلسه وقت مجلس را خواهد گرفت این است که به اختصار می‌کوشم و چند فقره از نیازمندی‌ها و رؤس مطالبى را که مورد کمال علاقه خراسانی‌ها است به استحضار مجلس می‌رسانم (صحیح است) سایر آقایان نمایندگان خراسان هم البته به نوبه خود مسائل دیگرى از احتیاجات و محرومیت‌های خراسان را به عرض مجلس و اطلاع دولت خواهند رسانید امید که مورد توجه قرار گیرد آنچه در شهر مشهد در درجه اول اهمیت دارد مسئله ارزاق و آب شهر و تعیین نرخ خوار بار یعنى پائین آوردن قیمت مایحتاج معیشت اهالى است که مدت‌ها است موجبات نگرانى و زحمت مردم خصوصاً طبقه سوم و چهارم مشهد را فراهم کرده است (صحیح است) خوشبختانه بر اثر جدیت و فعالیت جناب آقاى گلشائیان استاندار خراسان که از رجال کاردان و لایق کشور می‌باشند وضعیت ارزاق نسبتاً اصلاح شده ولى مسئله آب شهر مشهد که حائز کمال اهمیت است با تمام سعى و کوششى که از طرف مردمان خیر و روشن فکر خصوصاً جمعیت نیکوکاران مشهد می‌شود هنوز به جایی نرسیده و لاینحل مانده است براى اطلاع آقایان نمایندگان محترم خراسان متأسفانه عرض می‌کنم که به بعضى محلات شهر مشهد قریب شش ماه است حتى یک مرتبه آب نرسیده است با این حال معلوم است که وضعیت بهداشت اهالى این محلات چه خواهد بود امیدوارم به همت جناب آقاى گلشائیان استاندارمحترم و توجه مخصوص و مساعدت جناب آقاى بدر نائب‌التولیه آستان قدس نسبت به این مسئله مهم حیاتى شهر مشهد و سایر مطالبى که اکنون به عرض مجلس می‌رساند هرچه زودتر اقدام و موجبات آسایش اهالى و زائرین مشهد مقدس فراهم شود اول شهر مشهد سابقاً داراى 22 رشته قنات دایر بوده که شهر را مشروب می‌نموده و مازاد آب به مصرف زراعت اطراف شهر می‌رسیده است در سنوات اخیر قنوات مزبور یکى بعد از دیگرى بایر و مسدود و شهر مشهد دچار کم آبى و مضیقه شده بود اعلیحضرت شاه فقید در یکى از سفرهایی که به مشهد مشرف شده بودند به مرحوم اسدى نائب‌التولیه آستان قدس امر فرموده بودند که از املاک آستانه آب کافى به شهر بیاورند مرحوم اسدى در اجراى امر شاهانه اقدام کرده نهرى به طول 50 کیلومتر از قریه گناباد به شهر مشهد کشیدند که دویست زوج آب تقریباً معادل 50 سنگ طهران به شهر جارى کردند و یادگار قابل ستایش بر سایر یادگارهاى گرانبهاى شاه فقید علاوه شد.

متأسفانه چند سال است آستان قدس و شرکت فلاحتى خراسان به منظور بهره‌بردارى بیشترى از آب نهر مزبور را به مصرف زراعت اطراف شهر می‌رسانند و اصل منظور را که تأمین آب شهر بوده است فراموش کرده و مردم شهر را از جهت بى‌آبى دچار مضیقه عجیبى کرده‌اند اعلیحضرت همایون شاهنشاهى در مسافرت اخیری که ایام عید نوروز به خراسان فرمودند و به تقبیل آستان قدس حضرت ثامن‌الائمه اروحنا فداه که مشرف شدند به این مسئله مهم حیاتى یعنى بى آبى شهر متوجه شده و اوامر شاهانه به آقایان نائب‌التولیه و استاندار صادر فرمودند که با تشکیل شرکتى اقدام به لوله‌کشى شهر مشهد بنمایند در اجراى امر ملوکانه جناب آقاى بدر نائب‌التولیه آستان قدس مقدمات تشکیل شرکت را فراهم نموده و طرح قانونى از طریق دربار شاهنشاهى به وزارت کشور فرستاده‌اند که به مجلس شوراى ملى تقدیم شود و امتیاز لوله‌کشى شهر مشهد به صورت قانونى به این شرکت واگذار گردد ضمناً از کمپانى الکساندر کیپ مهندسینى به مشهد خواسته‌اند که نقشه لوله‌کشى شهر را تهیه کرده و قرارداد ببندند از وزارت کشور تقاضا می‌کنم که با توجه به اوامر اعلیحضرت همایون شاهنشاهى و با در نظر گرفتن کمال اهمیت این موضوع حیاتى هر چه زودتر لایحه امتیاز لوله‌کشى مشهد را به مجلس تقدیم نمایند. البته این اقدام اساسى درخور ستایش بسیار و قابل سپاسگزارى است لیکن بدرد امروز مردم مشهد نمی‌خورد باید عاجلًا فکرى کرد که اهالى شهر از مصیبت بى آبى خلاص شوند تنها راه این کار همان است که عرض کردم یعنى باید آب شهر گناباد که بر حسب امر اعلیحضرت شاه فقید اختصاص به شهر داشته حالا هم به شهر بیاورند تا وقتى که مسئله لوله‌کشى شهر عملى شود. براى انجام منظور پیشنهاد جامع‌الاطراف مفیدى از طرف چند نفر از آقایان خیر خواه و با صلاحیت مشهد به آستان قدس داده شده است که نهر گناباد را اجاره کرده آب شهر را به نحو مطلوب تأمین نمایند اهالى مشهد از جناب آقاى بدر نائب‌التولیه آستان قدس و جناب آقاى گلشائیان استاندار محترم انتظار دارند که این مسئله مهم و در عین حال ساده را که با حیات دویست هزار نفر جمعیت شهر بستگى دارد به فوریت انجام بفرمایند.

 (در این موقع مجلس از اکثریت افتاد)

رئیس- فعلًا یک ربع تنفس داده می‌شود

 (جلسه در ساعت یازده و بیست و پنج دقیقه به عنوان تنفس تعطیل گردید مجدداً یک ربع بعد از ظهر مجلس به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید)

3- موقع و دستور جلسه آینده ختم جلسه‏

رئیس- چون عده براى مذاکره کافى نیست جلسه را ختم می‌کنیم، جلسه آینده روز یکشنبه ساعت هشت و نیم دستور- بودجه کل کشور و به همان ترتیب سابق، ساعت نه زنگ زده می‌شود و تا ساعت نه و بیست دقیقه اگر آقایان نیامدند جلسه را ختم می‌کنیم.

‌(هفده دقیقه بعد از ظهر جلسه ختم شد)

+++

بقیه جلسه 98

صورت مشروح مجلس روز سه‌شنبه نهم شهریور ماه 1327

فهرست مطالب:

1- بقیه مذاکره در بودجه کل کشور

2- تعطیل جلسه به عنوان تنفس

 

 مجلس دو ساعت و چهل دقیقه قبل از ظهر به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

1- بقیه مذاکره در بودجه کل کشور

رئیس- چون جلسه به عنوان تنفس تعطیل شده است صورت مجلس نیست بودجه 1327 کل کشور مطرح است. آقاى مکرم.

مکرم- بنده قبل از آن که دنباله بیانات خود را بگویم با اجازه مقام ریاست و اجازه آقایان نمایندگان محترم یک تذکر لازمى را عرض می‌کنم، البته روى سخن بنده با چند نفر از آقایان نمایندگان ملت است که یا در جلسات غالباً تشریف نمی‌آورند و حضور پیدا نمی‌کنند یا بدون جهت از جلسه خارج می‌شوند (کشاورز صدر- کى بدون جهت از جلسه خارج می‌شود) آنهایی که از اکثریت می‌اندازند مجلس را (یک نفر از نمایندگان- این وظیفه آقاى رئیس است نه شما) جناب آقاى رئیس دستورات لازم فرمودند تأکید هم کردند بنده وظیفه دارم به نوبه خودم به مقتضای مسئولیتى که در عهده دارم این تذکر را بدهم (صحیح است) براى این که اگر آقایان دو سه نفر در جلسه گذشته از جلسه خارج نمی‌شدند وقت آن جلسه تلف نمی‌شد (صحیح است) به قول جناب آقاى ساعد نماینده محترم که در همان جلسه از این وضعیت واقعاً ناراحت شده بودند می‌فرمودند باعث کمال تأسف است که هفتاد و چند نفر در مجلس بنشینند براى خاطر دو سه نفر از آقایانى که بدون جهت از جلسه خارج می‌شوند مدت‌ها بنشینند به انتظار تا این که آقایان بیایند و اکثریت بشود این تذکراتى است که بنده می‌دهم‏

 (بعضى از نمایندگان- بسیار خوب بفرمایید)

بنده یا هر کدام از آقایان نمایندگان که با اجازه مقام ریاست پشت کرسى خطابه قرار بگیرند بدیهى است تا نطق خودشان را تمام نکنند تریبون را ترک نخواهند کرد بنابراین مجلس از اکثریت بیفتد تأثیرى ندارد ناطق صبر می‌کند که مجلس داراى اکثریت بشود و نطق خودش را تمام بکند در هر صورت خواستم عرض بکنم این رویه یک اهانتى است که از طرف بعضى از آقایان به مجلس شوراى ملى می‌شود نه به یک نفر ناطق (صحیح است) عرایض بنده در جلسه گذشته راجع به نیازمندی‌های خراسان بود که یک قسمتى را عرض کردم و یک قسمت دیگر باقى مانده قسمتى را که صحبت می‌کردم روى‏ احتیاجات بیمارستان دویست تختخوابى مشهد بود که سال گذشته اقدام شد براى تأسیس بیمارستان و لوازمى هم فرستاده شد ولى فعلًا بیشتر از چهل تختخواب از دویست تختخواب دایر نیست دارو و لوازم هم تا حالا فرستاده نشده بهدارى استان رئیس ندارد و نداشتن رئیس هم مزید بر علت شده است و خلاصه این بیمارستان کارى انجام نمی‌دهد و دردى دوا نمی‌کند مکاتبات زیادى هم از اهالى مشهد رسیده به مجلس هم رسیده به بنده هم نوشته‌اند (صدر‌زاده- مثل تمام استان‌ها و ولایات) از جناب آقاى وزیر محترم بهدارى استدعا می‌کنم با توجه به نامه‌هاى استاندار خراسان هرچه زودتر رئیس بهدارى استان نهم را معین فرموده بفرستند براى ارسال دارو و سایر لوازم هم که مکرر در مکرر تقاضا شده اقدام عاجل و مؤثر بفرمایند. در اینجا لازم و به مورد می‌دانم به استحضار مجلس و وزارت بهدارى برسانم که در شهر مشهد یک قسمت از وظایف وزارت بهدارى را جمعى از مردمان خیرخواه مخصوصاً چند نفر از آقایان دکترهاى تحصیل کرده و دانشمند خراسانى به عهده گرفته و دامن همت به کمر زده با تأسیس درمانگاه ملى اوقات عزیز و گرانبهاى خود را در راه خدمت به خلق و نجات بیماران بى‌بضاعت و مستمند به رایگان صرف می‌نمایند.

اخیراً موفق به تأسیس یک درمانگاه مفصلى به نام درمانگاه ملى رازى در مشهد شده‌اند و قریب دو ماه است که این درمانگاه افتتاح و تحت‌نظر هیئت مدیره مرکب از

+++

 عده‌ای پزشکان درجه اول مشهد و چند نفر معتمدین محل مشغول کار شده است این درمانگاه داراى بخش‌های امراض خارجى داخلى، بیماری‌های چشم، بیماری‌های زنانه و قابلگى، بیماری‌های کودکان، جراحی‌های کوچک و شکسته‌بندى، دارالتجزیه و یک بخش مهم معاله‌جات ضد سیفلیس می‌باشد این بخش اخیر یعنى بخش معاله‌جات سیفلیسى درمانگاه قریب چهار سال است به همت عده‌ای اشخاص خیرخواه خراسانى مخصوصاً آقاى محمد صادق تهرانیان دایر گردیده که شخصاً هم خیلى کمک کرده به این مؤسسه و از عوائد هر نفرى پنج ریال از بیماران هزینه درمانگاه را تأمین می‌کند و مطابق احصائیه‌ای که تا به حال دادند در این مدت متجاوز از شصت هزار نفر تزریق ضد سیفلیس انجام داده و هزاران نفر را از خطر مرگ نجات داده است، در اىن جا لازم می‌دانم از خدمات قابل تقدیس آقایان دکترهای دانشمند خراسان که در این امر خیر شرکت فرموده‌اند مخصوصاً آقاى دکتر سامى راد رئیس بیمارستان شاهرضا تشکر کنم (صحیح است) و مزید توفیقات آقایان را در خدمت به بهداشت کشور از خداوند متعال مسئلت نمایم از دولت و مخصوصاً وزارت بهدارى هم تقاضا می‌کنم که براى تشویق آقایان نه تنها اکتفا بکنند به تقدیر و تشویق آقایان هیئت عامله درمانگاه رازى مشهد بلکه مساعدت‌های لازمه به این بنگاه مضایقه نفرمایند لوازمى را که می‌خواهند براى آن‌ها بفرستند مخصوصاً در ارسال دستگاه رادیوسکوپى که آقاى دکتر سامیراد براى درمانگاه مزبور از وزارت بهدارى خواسته‌اند بنده هم علاوه بر مکاتبات با وزارت بهدارى در این خصوص با جناب آقاى وزیر بهدارى صحبت کرده‌ام و عده ارسال آن را فرمودند ولى تا به حال نفرستاده اند امیدوارم بفرستند که از این راه کمک مؤثرى به این درمانگاه بشود.

عرض کنم مسئله دیگر مسئله اسفالت خیابان‌های شهر مشهد است که متأسفانه در این قسمت هم از سایر شهرهاى کشور عقب مانده است اخیراً بر اثر اقدامات جناب آقاى گلشائیان استاندار استان نهم اقدام به اسفالت کارى بعضى خیابان‌های مهم شده و پیشرفت هم کرده‌اند ولى وضعیت مشهد طورى است که این شهر مقدس و زیبا واقعاً همیشه گرد و خاک طورى فضاى آنجا را تیره و تار می‌کند که مخصوصاً زائرین مشهد هم در زحمتند و همه ناراضى از آنجا بر می‌گردند مشهد عوارضى داشته است که شهردارى می‌گرفته که به مصرف اسفالت برسد این عوارض به جهاتی لغو شده عوارض دیگرى پیشنهاد کردند به وزارت کشور که بایستى تصویب‌نامه صادر بشود و اجازه وصولش را بدهند هنوز این کار را نکرده‌اند تقاضا می‌کنم از جناب آقاى نخست وزیر و جناب آقاى وزیر محترم کشور که هرچه زودتراقدام بفرمایند تصویب‌نامه اخیر عوارض را صادر بکنند و ابلاغ بفرمایند چون استاندارى آنجا با اداره اسفالت مکاتباتى کرده قرار گذاشته‌اند که یکى از خیابان‌های بزرگ مشهد را از فرودگاه تا خیابان طهران از محل عوائد عوارض بنزین اسفالت کارى کنند در این قسمت هم اقداماتى شده استدعاى بنده این است زودتر این کار انجام شود تا مقدمات بهبود اوضاع اسف بار شهر مشهد فراهم گردد (مکى- آقاى مکرم اگر وزیر دارایی باشند بهتر است) (جناب آقاى وزیر کشاورزى مشغول هستند یادداشت می‌کنند به نظر آقاى وزیر دارایی خواهند رسانید امیدوارم مورد توجه قرار گیرد و اقدام بکنند) مطلبى که لازم است با حضور جناب آقاى دکتر اقبال وزیر محترم فرهنگ عرض کنم که تشریف ندارند ولى عرض می‌کنم و ایشان هم توجه دارند موضوع تأسیس دانشگاه مشهد است چون یقین دارم که خود جناب آقاى دکتر اقبال علاقه کامل به این موضوع داشته و توجه زیادى دارند و می‌دانم که لایحه قانونى آن را به زودى تقدیم مجلس خواهند نمود (صفوى- در کمیسیون مطرح شده است و تصویب شده است) خیلى اسباب تشکر و امتنان بنده است امیدوارم در مجلس هم تصویب بشود ولى البته به درد امسال نخواهد خورد بنده استدعایی که از جناب آقاى وزیر فرهنگ و از جناب آقاى نخست وزیر دارم این است که مدرسه طب آنجا یعنى آموزشگاه عالى بهدارى مشهد که از هر جهت مستعد و مجهز و آماده است براى این که به صورت دانشکده درآید و بودجه اضافى هم نمی‌خواهد فعلًا امسال اقدام بفرمایند که از اول سال تحصیلى مدرسه طب آنجا به صورت دانشکده درآید این مقدمه‌ای بشود براى تأسیس دانشگاه در سال آینده این مدرسه طب در سال 1319 تأسیس و تشکیل شده و فارغ‌التحصیل‌هاى خوب بیرون داده و در قسمت خراسان هم خدماتى انجام داده‌اند به خصوص سال گذشته که تب راجعه خیلى در خراسان قتل و غارت کرد و آقایان نمایندگان محترم خراسان خوب اطلاع دارند با تصویب دانشگاه و با موافقت وزارت بهدارى دانشجویان کلاس درس خود را تعطیل و با میکروسکوپ و دارو و لوازم و اسباب رفتند به دهات و واقعاً بهترین نمونه مبارزه را آن‌ها نشان دادند و خیلى خدمت کردند بنابراین واقعاً شایسته است براى تشویق آن‌ها هم که شده است آنجا را امسال به صورت دانشکده طب دربیاورند، مرحوم دکتر حبیبى هم که واقعاً فقدانش یکى از ضایعات بزرگ علمى و فرهنگى بود براى کشور ما (صحیح است) حقیقت خیلى خدمت کردند به این آموزشگاه عالى بهدارى یا مدرسه طب، کراراً ایشان مسافرت کردند به خراسان و با یک علاقه‌مندى فوق‌العاده‌اى براى پیشرفت و توسعه آنجا زحمت کشیدند بنده لازم دانستم در اینجا یادآورى بکنم که به این وسیله واقعاً روح آن مرحوم را شاد کرده باشیم جناب آقاى دکتر معظمى هم یادداشتى در این خصوص مرقوم فرمودند و یادآورى کردند خیلى به جا بود بنده مخصوصاً از آقاى دکتر معظمى هم تشکر می‌کنم که این را یادآورى فرمودند (صحیح است) مطلب مهم دیگرى که باید عرض کنم موضوع راه آهن شاهرود به مشهد است (صحیح است) که همان طور معوق مانده کارى هم انجام نمی‌شود پولى هم که الان خرج می‌کند وزارت راه به عقیده بنده مثل این است که از خزانه مملکت این پول عالماً و عامداً دور می‌ریزند براى این که راهسازى که امسال می‌کنند هیچگونه استفاده نمی‌شود و دو سال دیگر از بین خواهد رفت در بودجه سالى هفده میلیون تومان اعتبار براى ساختمان و تکمیل خط آهن و نگاهدارى خطوط راه آهن که مربوط به خراسان و آذربایجان است و برای نگاهدارى خطوط راه آهن فعلى منظور شده است مطابق اطلاعاتى که بنده کسب کرده‌ام هزینه ساختمان راه آهن آذربایجان و مشهد یعنى میانه به تبریز و شاهرود به مشهد در حدود 200 میلیون تومان است البته با کسر بودجه‌ای که داریم نمی‌شود توقع داشت که دولت اقدام بکند این دویست میلیون را در ظرف یک سال، دوسال تأمین کند و بدهد این عملى نست از طرفى هم عرض کردم که طرز کار هم به این صورت بى‌نتیجه است اطلاعی که بنده پیدا کردم یعنى شرکت‌های بزرگ کشورهای بی‌طرف و چند دولت کوچک از قبیل دولت‌های سوئد و نروژ این شرکت‌ها حاضر هستند با یک معاملات پایاپاى با دولت ایران قراردادهایی ببندند که از مازاد محصول پنبه و جو و امثال آن‌ها خریدارى بکنند و در مقابل تمام احتیاجات راه آهن را از قبیل ریل و لکوموتیو و غیره بدهند و از محصول امسال هم چیزى نمی‌خواهند حتى حاضرند براى توسعه سطح کشت پنبه و جو و سایر محصولات کمک‌هایی بکنند یعنى به زارعین مساعده بدهند بذر بدهند تعلیمات زراعتى بدهند و این کارها را بکنند به عقیده بنده وزارت راه شایسته است اقدامات مؤثرى بکند با تشریک مساعى وزارت اقتصاد ملى با معاملات پایاپاى (تهاترى) یک قراردادى ببندند مثل این که در گذشته داشتیم استفاده بکنیم مثلًا ما الان یک مهندسى داریم در وزارت راه مهندس کایزر و یک مهندس عالی‌مقامى است که خدمت کرده و کار کرده و در حدود اطلاعى که دارم ماهى در حدود هیجده هزار تومان حقوق به این مهندس داده می‌شود در صورتى که از وجود ایشان استفاده نمی‌شود براى این که کارى انجام نمی‌شود در راه آهن، در هر صورت بنده به نام دو میلیون جمعیت خراسان از دولت جناب آقاى هژیر تقاضى و استدعا می‌کنم بذل توجه فرمایند که در یک مدت کوتاهى راه آهن شاهرود به مشهد عملى شود یعنى ساختمان آن جداً شروع شود و به یک جایی منتهى شود (صحیح است) و نتیجه‌اش را هم به استحضار مجلس شوراى ملى برسانند (صحیح است) یکى دیگر از مسائل مهم کارهاى صنعتى خراسان است که سال‌ها است از نظر توجه دولت دور مانده است و از آن جمله مسئله قالى‌بافى است البته آقایان اطلاع دارند قالى‌بافى خراسان یکى از کارهاى صنعتى بسیار مهم کشور بود و در گذشته سالى شاید در حدود چندین میلیون لیره از خارج براى فروش قالی‌های خراسان به کشور ما وارد می‌شد و حالا چند سال است این صنعت ملى رو به انحطاط گذاشته و طورى شده است که شش هزار دستگاه قالى‌بافى که در مشهد دایر بود امروز تقریباً به سیصد دستگاه رسیده است حساب بفرمایید آقایان این شش‌هزار دستگاه قالى بافى اگر براى هر دستگاهى پنج نفر کارگر فرض کنیم سى هزار کارگر می‌شود و اگر براى هر کدام از این‌ها دو سه نفر عائله تصور کنیم متجاوز از هفتاد هزار نفر و شاید صد هزار نفر کارگر باشند که از این راه اعاشه می‌کردند و کمک می‌کردند به توسعه این صنعت مهم و به صادرات کشور مطابق یک تلگراف شکایتى که به بنده رسیده و به چند نفر از آقایان نمایندگان محترم که بنده قرائت می‌کنم شرکت فرش دولتى که در مشهد دستگاه‌هایی دارند به جاى این که اقدامى بکنند و توسعه بدهند آن دستگاه‌ها را اقدام کرده‌اند که تعطیل بکنند و کارخانه‌ها را ببندند بنده این تلگراف یکى از کارخانه‌ها را

+++

 می‌خوانم تهران جناب آقاى نخست وزیر رونوشت مشهد آقایان حائرى‌زاده رحیمیان، اسدى مهر ایران اطلاعات فرش رونوشت مشهد جناب آقاى استاندار آقایان امیرتیمور مکرم فرش در این موقع که آنجانب با صدور بخشنامه براى رفاه حال رنجبران تعدیل منافع کارخانه‌ها توسعه کشاورزى و اصلاح زندگى عمومى دستورهاى مفید صادر می‌فرمایید شرکت فرش با تعطیل دستگاه‌های بافندگى خود موجبات بیکارى و بیچارگى صدها نفر را فراهم می‌نماید در صورت ادامه دستور شرکت قریباً سیصد نفر که با عائله خود هزار نفرند بر بیکاران مشهد افزوده خواهد شد استدعاى صدور دستور برقرارى دستگاه‌ها و منع تعطیل کارخانه‌ها را می‌نماییم از طرف کارگران کارخانه عرفانیان شاه محمودى به علاوه بنده این چند روز اخیر در روزنامه ستاره یک مقاله‌ای دیدم که خیلى جالب توجه بود و البته از نظر اهمیت مطلب سرمقاله هم قرار داده بود یک کسى در اطراف صادرات مخصوصاً فرش این مقاله را نوشته بود و مطالبش هم خیلى خوب و جالب توجه بود و بنده آنچه را که لازم می‌دانم در اینجا عرض کنم این بود که نوشته است دولت سوئد از ورود فرش ایران به کشور سوئد جلوگیرى کرده است (صحیح است) و مخصوصاً نوشته است که دولت هم هیچگونه عکس‌العملى نشان نداده در مقابل این اقدام بنده می‌خواستم عرض کنم که اگر چنین مطلبى صحیح باشد دولت سوئد یا هر دولت دیگرى صادرات کشور ما را به کشور خودش منع بکند که وارد نشود از قبیل فرش و چیزهاى دیگرى ما چه الزامى داریم که مثلًا این همه رادیو از کشور سوئد وارد بکنیم البته دولت باید اقدام بکند و توجه بکند یا این قسمت را اصلاح بکند یا لااقل از واردات این کشورها هم جلوگیرى بکند (صحیح است) به هر صورت استدعا می‌کنم دولت اقدام کند از تعطیل کارخانه‌های شرکت فرش در خراسان جلوگیرى شود مطلب دیگرى که باید عرض کنم موضوع شرکتى است که سال گذشته در مشهد براى تأسیس کارخانه سیمان تشکیل شده در این شرکت در حدود یک میلیون تومان صاحبان سهام بابت اقساط اولیه پرداخته‌اند که در بانک ملى موجود است و از سال گذشته تا حالا براى گرفتن ارز معطلند و چون اطلاع پیدا کردم و جناب آقاى نخست وزیر هم فرمودند دو سه روز قبل که به زودى ارز داده خواهد شد براى ورود کارخانه‌های صنعتى و تولیدى بنابراین بحثى در این خصوص نمی‌کنم و اطمینان دارم همین طور که ایشان فرمودند اقدام خواهند کرد منتهى این مطلب را بایستى یادآورى بکنم که کارخانه سیمان اهمیتش از سایر کارخانه‌جات شاید در مملکت ما بیشتر باشد (صحیح است) براى این که تنها راه آهن دولتى در سال 50 هزار تن سیمان احتیاج دارد و از این مقدار کارخانه سیمان دولتى در حدود 6 الى 7 هزار تن می‌تواند براى کارهاى راه آهن کمک بکند بقیه را مجبورند از خارج واردکنند کما این که اخیراً سه هزار تن وزارت راه از دولت اتحاد جماهیر شوروى خریده‌اند 5، 6 هزار تن دیگر هم مشغول مذاکره هستند که باز بخرند در هر صورت امیدوارم در این‏ قسمت دولت توجه بفرمایند البته به تمام کارخانه‌جاتى که می‌بایست وارد بکنند به کشور کمک بشود به خصوص براى این کارخانه سیمان مشهد. یکى دیگر از مسائل مهم اقتصادى موضوع دو کارخانه قند است که سال گذشته دولت از کمپانى اشکودا خریدارى کرده طبق تصویب‌نامه شوراى عالى بانک و تصمیم دولت قرار بود که یکى از این کارخانه‌ها به خراسان فرستاده بشود و یکى به آذربایجان (صحیح است) (رضوى شیرازى- صحیح نیست آقا) اجازه بفرمایید بنده حرفم را بزنم هر جایش که صحیح نبود بعد توضیح می‌دهند (صدرزاده- از همین جایش صحیح نبود) عرضم تمام نشده است عرض می‌کنم که مطلب کاملًا صحیح است و یکى از این کارخانه‌جات عرض کردم طبق تصویب‌نامه شوراى عالى بانک صنعتى ... (عرب شیبانى- براى فسا)...

براى خراسان تعیین شده است (صدر‌زاده- براى فسا تعیین شده است) (حاذقى- آقا این جایش توى مجلس نیست) (اسدى- اول براى خراسان خریدارى شده است) (زنگ رئیس) استدعا می‌کنم توجه بفرمایید (باتمانقلیچ- هر دو تا را آذربایجان بفرستید که دعوا نباشد) بنده نه تنها مخالف نیستم که کارخانه قند به فسا فرستاده شود کاملًا هم موافقم بلکه آرزو می‌کنم که براى فسا عوض یک کارخانه دو کارخانه بفرستند (احسنت) به سایر نقاط کشور هم که احتیاج دارند به آنجا هم بفرستند (صحیح است) حالا بنده توضیح می‌دهم این کارخانه براى خراسان خریدارى شده است اگر جناب آقاى اسدى هم تصدیقشان را از نظر نمایندگى خراسان قبول نفرمایید از نظر مدیر کل بانک ایشان واردند (اسدى- من توضیح عرض می‌کنم) ایشان مدیر عامل بانک صنعتى بودند اطلاع دارند ایشان وارد این معامله بوده‌اند حالا خودشان هم توضیح می‌فرمایند من استدعا می‌کنم جناب آقاى نخست وزیر که در آن موقع خودشان وزیر دارایی بودند و رئیس شوراى عالى بانک صنعتى هم بوده‌اند به سوابق مراجعه بفرمایند یک مطالبى هست که جزء بدیهیات است حقایق اقتصادى را که زیر پا نباید گذاشت آقایان نمایندگان فارس هم البته بایستى مراقبت بفرمایند که یک کارخانه‌ای هر کجا مصلحت است‏ (صفوى- تصویب‌نامه صادر شده برایش این کار تمام شده است)

 (صدرزاده- فارس هم یک کارخانه قند برایش زیاد است؟) (زنگ رئیس) عرض کردم بنده آرزو می‌کردم که کارخانه قند به فسا برود ...

(دکتر طبا- آقاى مکرم هر کدام از آنجا که تریاک نمی‌کارند بفرستند به آنجا) ... خراسان تریاک نمی‌کارد این تذکری که آقاى دکتر طبا دادند بنده استفاده می‌کنم تریاک کارى خراسان در حدود سالى 30 میلیون تومان فروش تریاک خراسان بوده به دولت بنده از آنچه که قاچاق می‌شد از این صرف‌نظر می‌کنم یعنى انشاء الله خراسانی‌ها قاچاقچى نیستند سى میلیون تومان از بابت فروش تریاک عاید خراسان می‌شد حالا به کلی جلوگیرى شده کشت هم نکردند امسال هم تکلیف معلوم نیست که کشت بکنند یا نکنند بنابراین به یک محلى که این همه لطمه وارد شده است به اوضاع زراعتى آنجا هرچه زودتر بایستى نسبت به آن در این قسمت کمک بشود و هرچه زودتر تکلیف لایحه منع کشت تریاک معین شود. عرض کنم که مختصرى هم اجازه می‌خواهم راجع به حوزه انتخابیه خدم عرض بکنم. دره گز از لحاظ اوضاع سیاسى و اقتصادى و استعداد کشاورزى مخصوصاً موقعیت مرزى یکى از مناطق مهم و قابل ملاحظه کشور است و تقویت سازمان‌های دولتى آنجا نهایت لزوم را دارد متأسفانه به حوزه دره گز با این موقعیت و داشتن چند بخش سرحدى از قبیل لطف آباد و سرخس که هر کدام کمال اهمیت را دارد تا دو سه روز قبل به صورت بخش باقى مانده بود حالا که مطابق تصویب‌نامه هیئت وزیران شهرستان شده است‏ (اردلان- اسمش عوض شده است) امیدوارم همین طور که اسمش عوض شده توجه دولت شامل آنجا بشود که بسازمانهاى آنجا هم توجه بفرمایند مأمورین وزین و مجرب فرستاده بشود که بتوانند مراقبت و توجه بیشترى به اوضاع آن سامان داشته باشند. وضعیت بهدارى حوزه دره گز هم مثل اغلب نقاط کشور خوب نیست. رئیس بهدارى آنجا دکتر و جوان تحصیل کرده ایست خیلى هم زحمت می‌کشد لکن به تنهایی نمی‌تواند از عهده مراجعات مرضی شهر برآید تا چه رسد به دهات و نقاط دوردست که به معالجه آن‌ها بپردازد. قبل از سال 1320 براى این که کمک مؤثرى به بهدارى آنجا شده باشد اقدام به ساختمان یک بیمارستان 20 تختخوابى شده و اسکلت بیمارستان هم ساخته شده ولى اتمام آن مخارج سنگینى دارد و در بودجه کشور آنچه که بنده دیدم محلى نیست که بشود توقع داشت که ساختمان بیمارستان آنجا را دولت اقدام و تمام بکند ناچار از پیشگاه اعلیحضرت همایون شاهنشاهى استدعا کرده‌ام و عریضه‌ای حضورشان عرض شده که دره گز را هم مثل سایر نقاط کشور مشمول عنایات و عطایاى ملوکانه قرار بدهند و مقرر بفرمایند ساختمان بیمارستان آنجا هم از محل عطایاى شاهانه تکمیل بشود و همین طور ساختمان دبیرستان آنجا از این راه تکمیل شود سال گذشته از طرف وزارت بهدارى اقدام شد یک بیمارستان ده تختخوابى در آنجا تأسیس بکنند در بودجه هم اعتبارش تأمین شده و تصویب شد اثاثیه‌اش را هم فرستادند ولى بعد در کابینه سابق موضوع مسکوت ماند و اقدامى نشد چون اخیراً با جناب آقاى وزیر بهدارى مذاکره و مکاتبه کرده‌ام و قول داده‌اند که در ظرف همین چند روز نواقص بیمارستان آنجا را رفع بکنند و اثاثیه‌ای که لازم است بفرستند و بیمارستان را دایر بکنند این است که توضیح زیادى نمی‌دهم فقط یادآورى و تقاضا می‌کنم به مکاتبات و مذاکراتى که شده است توجه بفرمایید و هر چه زودتر اقدام بفرمایند مخصوصاً داروى 6 ماهه اول سال خراسان را که فرستاده نشده بفرستند و منجمله به دره گز هم فرستاده شود در سرخس و کلات که آنجا هم از مناطق مرزى است و خیلى اهمیت دارد بهدارى وجود ندارد با یک فاصله کوچکى که بین آن‌ها و دیگران هست در آن طرف مرز تمام وسایل بهدارى و آسایش فراهم است و این طرف ما هیچ نیست براى این هم چون در بودجه محلى نیست ناچار باید از مقام ریاست عالیه سازمان شاهنشاهى خدمات اجتماعى استدعا بکنم که مقرر بفرمایند که دو درمانگاه براى این دو محل تأسیس بشود و جان هزاران نفر رعایاى فقیر و زحمتکش این دو منطقه دور افتاده مرزى را حفظ فرموده بر دعاگویان واقعى خاندان سلطنت بیفزایند. قسمت دیگر فرهنگ در گز است که خیلى رضایت بخش نیست اگر آمار دانش

+++

 آموزان در گز را بگیریم و مقایسه بکنیم با سایر شهرستان‌ها می‌بینیم تعدادشان خیلى بیشتر است در امتحانات هم قبول شدگانشان بیش از سایر شهرستان‌ها است البته این مرهون روح فرهنگ دوستى اهالى آنجا است و همین طور مرهون زحمات و مراقبت‌های آقاى فیوضات رئیس فرهنگ استان نهم است که شخصاً به تمام این نقاط مسافرت و مراقبت می‌کند اما بودجه فرهنگ درگز را باید عرض کنم کافى نیست به خصوص حالا که به صورت شهرستان درآمده باید از جناب آقاى دکتر اقبال وزیر فرهنگ خواهش بکنم که توجه بفرمایند و یک بودجه کافى براى آنجا منظور بشود. یکى از مسائل مهم مربوط به دره گز که در برنامه 7 ساله کشور هم منظور است موضوع سد درونگر در گز است قبل از سال 1320 هیئت‌های مهندسى به امر اعلیحضرت شاه فقید فرستاده شدند آن‌ها مطالعاتى کردند نقشه برداشتند پروژه ساختمان را تهیه کردند، مخارج آن را در نظر گرفتند متأسفانه به حوادث شهریور 1320 برخورد و این کار هم مثل هزاران کار مفید دیگرى که در دست اقدام بود عقیم ماند و اقدامى براى آن نشد در این خصوص بنده مکاتباتى با وزارت کشاورزى کرده‌ام و جریان امر را به عرض اعلیحضرت همایون شاهنشاهى هم رسانیده‌ام چون یک قسمت مهم از املاک در گز موقوفه آستان قدس رضوى است شایسته است جناب آقاى بدر نائب‌التولیه آستان قدس اقدام بفرمایند در این موقع که یک هیئتى براى تهیه برنامه عمرانى املاک آستان قدس حسب‌الامر ملوکانه به مشهد رفته‌اند نسبت به این موضوع مهم توجهى فرموده ترتیبى اتخاذ فرمایند که هرچه زودتر مسئله ساختن سد درونگر عملى و موجبات عمران و آبادى این منطقه با استعداد فراهم شود و این یک خدمت بزرگى است راجع به راه‌هاى شوسه درگز و سرخس و کلات که از لحاظ ارتباط این مناطق مهم مرزى با مرکز استان کمال اهمیت را دارد با وزارت راه و اداره راه خراسان مکاتبات و مذاکرات مفصلى کرده‌ام و امیدوارم در این زمینه اقدامات عملى بکنند و فعلًا از توضیحاتى که لازم است صرف‌نظر می‌کنم براى این که‏ آقایان را بیش از این خسته نکرده باشم و تصدیع ندهم به عرایضم خاتمه می‌دهم فقط استدعایم این است که نسبت به مطالبی که بنده این جا عرض کردم یا مطالبى که سایر آقایان نمایندگان راجع به شهرستان‌ها و استان‌ها صحبت می‌کنند دولت توجه بکند که به کار بسته شود (صحیح است) به عقیده بنده شایسته است که جناب آقاى نخست وزیر دستور مؤکد بفرمایند به وزارتخانه‌ها که هر وزارتخانه‌اى از بین مأمورین مجرب و با اطلاع خود سه چهار نفر را به عنوان هیئت مشاوره انتخاب بکند که این اشخاص کارشان این باشد مذاکرات مشروح مجلس شوراى ملى را بگیرند و مطالعه کنند و ببینند که تقاضاى نمایندگان راجع به کارهای کشور چیست و روى آن اقدام بکنند و نتیجه اقدامشان را به عرض مجلس شوراى ملى برسانند تا از این راه نتیجه‌ای گرفته شود.

رضوى- بنده به استناد ماده 109 اخطار نظامنامه‌ای دارم.

رئیس- در چه قسمت؟ به شما توهینى نشده است.

رضوى- بنده یک توضیحى دارم

رئیس- نوبت شما نیست، آقاى حائرى‌زاده بفرمایید.

حائرى‌زاده- بنده چون حافظه زیادى ندارم از روزى که اسم‌نویسى کردم تا روزى که بودجه مطرح شده جمله‌های کوچکى را که در بودجه به نظرم رسید یادداشت کردم و این یادداشت‌ها را به عرض مجلس شوراى ملى می‌رسانم بعد هر وقت لازم شد در اطرافش توضیح بدهم توضیح می‌دهم. یکى از وظائف مهم نمایندگان نظارت در دخل و خرج مملکت است ولى حق ندارند خرج اضافى پیشنهاد نمایند. حتى این پیشنهادهاى یکدوازدهم که معمول شده است مخالف اصول است و از وظیفه مجلس شوراى ملى خارج است مگر در مواردى که دولت بودجه کل را پیشنهاد نموده و مجلس نتواند به سرعت رسیدگى کرده تعین تکلیف نماید، ممکن است پیشنهاد بشود و مانعى نداشته باشد عمل بودجه مملکت مثل عمل دخل و خرج یک تجارتخانه است باید اول حساب گذشته روشن باشد و لایحه تفریغ بودجه تقدیم مجلس شود و نمایندگان از خرج حقیقى مطلع شده تشخیص مخارج زاید را داده تا این که مجلس اجازه خرج جدید را براى سال بعد بدهد من این نظر را دارم، یک دفعه مرحوم فروغى یک لایحه تفریغ بودجه‌ای به مجلس آورد و آن هم در چه کمیسیونى دفن شد و مطرح نشد معلوم نیست، دولت‌های ما فراموش می‌کنند وظایف خودشان را در صورتى که تصویب خرج امسال براى این است که ما بدانیم در سال پیش چقدر خرج کردیم چقدر موجودى داریم تا بتوانیم بودجه امسال را تصویب کنیم مع‌التأسف این ترتیب و رویه‌ای که در تمام حکومت‌های شوروى هست در ایران عملًا متروک شده و آقایان وزرا وظیفه خودشان را نمی‌دانند، لایحه تفریغ بودجه را به مجلس نیاوردند و کم کم مجلس هم فراموش می‌کند مطالعه نمی‌کند و ما نمی‌دانیم چند میلیارد مقروض هستیم به بانک خودمان که آن بانک هم از جیب مردم بیرون آورده است، بدبختانه تمام اصول فراموش شده و باید از الفباى مشروطیت شروع نماییم این مملکت خراب شده دست چاپلوس‌ها و متملقین است (صحیح است) و اگر اشخاص مفیدى در رأس مملکت بوده این طبقه مضر متملق و چاپلوس آن‌ها را از راه راست منحرف کرده و براى یک دستمال قیصریه را آتش زده و بر خر مراد خود سوار شده‌اند همین دوره بیست ساله گذشته را که هنوز فراموش نشده و آکترها و عوامل آن دوره هنوز مصدرکار می‌باشند و ما با عوامل دیکتاتورى میل داریم مملکت دموکراسى را اداره نماییم باید طرف توجه و مطالعه قرار دهیم و عیب را تشخیص داده در مقام علاج باشیم. شاه سابق یک نفر شخص عوام بود ولى داراى هوش و استعداد زیاد و میل داشت در زمان سلطنت او در این مملکت اصلاحاتى بشود، خود من حاضر بودم با وزراى خود که آن موقع تصور می‌کنم تیمورتاش و چند نفر دیگر عضو دولت بودند می‌گفت که من چون نظامى بودم وزارت جنگ را تکان دادم و اصلاحاتى نمودم شماها هر کدام در قسمت خود لازم است فعالیت کرده اقداماتى بنمایید ولى آن اشخاص متملق و چاپلوس بر حرف‌های عوام فریب و دور کردن اصلاح‌طلبان از اطراف شاه سابق از قدرت و نیروى شاه سوء استفاده کرده براى رسیدن به مقام بالاتر از هیچگونه جنایتى صرف‌نظر نکرده و کردند آنچه کردند (صحیح است) با آن که شاه سابق منسوبین خود را منع کرده بود در ادارات دولتى دخالت نکرده و حتى از توصیه کردن محروم ساخته بود ولى وزراى وقت براى تملق و چاپلوسى یک شعبه تمیز را که مرکب بود از آقاى بامداد بازرس فعلى در بانک ملى و مرحومین حاجى شرف‌الملک فلسفى و میرزا عبد‌الرحیم خان رهنما که هر سه نفر در این مملکت معروف می‌باشند و محتاج نیست من آن‌ها را معرفى نمایم این شعبه را منحل ساختند یعنى براى خوش آمدن یک نفر از زن‌های دربارى آقایان را از کار خارج ساختند، پرونده آنان را ملاحظه بفرمایید آن وزیر متملق و چاپلوس که بوده و با حکام یک ماه اخیر آن شعبه مراجعه نمایید تا معلوم شود براى چه عملى آقایان را منتظر خدمت ساختند و یک شعبه تمیز را منحل ساختند، همان متملقین و چاپلوس‌ها امروز در جریان کارهاى عمومى می‌باشند فورى لباس را عوض کرده عامل مهم دوره قلدرى دلسوز ملت و مصلح جامعه در دوره دموکراسى گردیده، آقایان با اسباب و ادوات دوره استبداد نمی‌توان حکوت مشروطه را اداره کرد آقایان، این مطالب را براى انجام وظیفه و ضبط در تاریخ می‌گویم همین امروز اشخاص متملق دوره رضاخانى اطراف این شاه را گرفته‌اند اگرچه من با ایشان تماس ندارم ولى می‌شنوم شاه داراى احساسات خوب است ولى وقتى اشخاص زیادى به یک جوان بگویند شما باید مثل پدر خود در ایران حکومت کنید در صورتى که شاه فقط حق سلطنت دارد نه حکومت و حکومت مشروطه و دمکراسى با ملت است و مجلسى که از طرف ملت انتخاب شده باشد حق حکومت بر تمام مقدرات مملکت را دارد، این مجلس شوراى ملى ایران در عمل سلطنت یک خانواده دویست ساله را لغو نمود اگرچه در قانون اساسى چنین حقى به مجلس شوراى ملى داده نشده است ولى سابقه عمل داریم و ماها که به نام نمایندگان و مبعوثین ملت در این نقطه اجتماع نموده و به نام ملت دخالت در امور داریم باید به وظیفه خود عمل کرده آنچه مصالح مملکت است در نظر گرفته تشکیلات غیر مفید را منحل کرده اقدام در تأسیسات مفید بنماییم بنده عقیده دارم در تمام تشکیلات مملکتى باید تجدید‌نظر بشود و تشکیلات متناسب با احتیاجات داده شود. اول در قانون انتخابات باید تجدید‌نظر بشود و ما باید اول از خودمان شروع کنیم، طبق قانون اساسى که مقدس‌ترین کتاب است در نزد ما بعد از کتب آسمانى و کلمات معصومین ملت ایران باید خود را در مقدرات خود به وسیله نمایندگان و مبعوثین خود دخالت نماید و علاوه بر مجلس شوراى ملى در قانون اساسى انجمن‌های ایالتى و ولایتى پیش‌بینى شده است و در ادوار مختلف مشروطیت قبل از جنگ اول و بعد از جنگ و در مدت حکومت بیست ساله امتحان متعدد شد اختیارات انجمن‌ها زیاد و کم شد، در دوره محمد‌على میرزا پس از انحلال مجلس شوراى ملى انجمن‌های ایالتى و ولایتى قائم‌مقام مجلس مؤسسان گردید و عاقبت منجر به خلع محمد‌على میرزا و تغییر چند اصل

+++

 از اصول قانون اساسى شد. بعدها مرکز در مقام کوتاه کردن دست انجمن‌های نامبرده برآمد تا کار بجایی کشید که اسم انجمن‌های ایالتى و ولایتى که در قانون اساسى فصل مخصوصى دارد برده نشد،

اصل نود- در تمام ممالک محروسه انجمن‌های ایالتى و ولایتى به موجب نظامنامه مخصوصى مرتب می‌شود و قوانین اساسیه آن انجمن‌ها از این قرار است:

اصل نود و یکم- اعضاى انجمن‌های ایالتى و ولایتى بلاواسطه و از طرف اهالى انتخاب می‌شوند مطابق نظامنامه انجمن‌های ایالتى و ولایتى.

اصل نود و دوم- انجمن‌های ایالتى و ولایتى اختیار نظارت تامه در اصلاحات راجعه به منافع عامه دارند با رعایت حدود قوانین مقرر ... این اصل را ببینید مورد توجه قرار بدهید.

اصل نود و سوم- صورت خرج و دخل ایالات و ولایات از هر قبیل به توسط انجمن‌های ایالتى و ولایتى طبع و نشر می‌شود. اسمش از قاموس حکومت فعلى ما محو شده است حتى حق انتخاب انجمن‌های شهرى از مردم گرفته شد و فقط حق تعیین کاندید به اهالی شهرها داده شد. در این انتخابات شهرداری‌ها مردم وکیل انتخاب نمی‌کنند مردم یک عده را کاندید می‌کنند وزارت کشور از بین کاندیدها چند نفر را معلوم می‌کند و معرفى می‌کند، دولت همه‌اش را انتخاب می‌کند، این قوانین در دوره قلدرى گذشت و به عقیده من مخالف قانون اساسى و لازم است تجدید نظر بشود و مقتضى است جریان انتخاب در ایران مطابق مصالح این کشور باشد و با یک انتخاب نمایندگان مجلس شوراى ملى و انجمن‌های ایالتى و ولایتى و بلدى و بلوکى دفعه واحده انتخاب بشوند و براى هر ده هزار نفر یک نفر نماینده مقرر بشود اگر آقایان مراجعه بکنند به قانون انتخابات انجمن‌های ایالتى هر ده هزار نفرى حق یک نفر وکیل را دارند که عشر از نمایندگان عازم مرکز شده مجلس شوراى ملى را تشکیل دهند و عشر دیگر به مراکز استان‌ها براى تشکیل انجمن‌های ایالتى بروند بقیه در هر یک از شهرستان‌ها و یا بلوک انجمن‌های شهرى و بلوکى را تشکیل داده و همه در حوزه خود حق وضع قوانین و مقررات و عوارض داشته باشند و مجلس شوراى ملى حق داشته باشد مقررات و عوارض مصوب انجمن‌ها را اگر منافى مصالح مملکتى دانست لغو کند و همچنین انجمن‌های ایالتى مقررات و قوانین و عوارض مصوب انجمن‌های شهرى را در حوزه ایالتى خو در صورتى که منافى مصالح سایر شهرستان‌ها و نقاط آن استان دید حق لغو داشته باشد و هر موقع ایران احتیاج به وضع مقررات و قوانین داشت که محتاج به مجلس مؤسسان است تمام نمایندگان مجلس شوراى ملى و انجمن‌های ایالتى و ولایتى و بلدى و بلوکى اجتماع نموده تصمیم مقتضى اتخاذ نمایند، باید حقیقه ایالات و ولایات را از حالت مستعمره مرکز خارج سازیم و هر یک از استان‌ها و ولایات فکر بدبختى خود باشند و شرکت در خرابى و آبادى مملکت خود داشته باشند و یک دسته عزیز بلاجهت در تهران اراده خود را به تمام ایران تحمیل نسازند و طرحى در همین موضوع تقدیم مجلس شده است و در کمیسیون مبتکرات تقاضاى ارجاع به کمیسیون خاصى شده تا هر چه زودتر مقدمات حکومت ملى و دموکراسى در ایران فراهم گردد.

بدیهى است باید رأى دهنده بفهمد معنى انتخاب را و حق دخالت در عمل حکومت و این ترتیب که امروز معمول است که در موقع انتخاب‌ها، مالکین یا کدخدا، مأمورین ژاندارمرى مأمورین شهربانى در بعضى محل‌ها اهالى را از کسب و کار بر خلاف اراده و میل خود براى شرکت در انتخابات در جلو صندوق حاضر می‌سازند متروک گردد و ملت ایران با کمال آزادى خود اعم از زن و مرد که حق دخالت در حکومت را بفهمند شرکت در انتخاب داشته باشند، آیا خانم‌های تحصیل کرده که غیر مستقیم در امر حکومت دخالت دارند محروم از شرکت در امر انتخاب باشند و فلان چوپان ده بیدیزد که اسم مدرسه را نشنیده و نمی‌داند اصول دموکراسى براى چیست و از دیدن مأمور دولت کوه به کوه فرار می‌کند بر‌خلاف اراده خود جلو صندوق رأى حاضر شده شرکت در انتخابات نماید (صحیح است) به عقیده من باید تمام افراد ملت ایران که می‌فهمند و می‌توانند رأى خود را خود بنویسند حق شرکت در امر حکومت را دارند و به وسیله کارت انتخاباتى ذیحق شناخته شده و کسانى که 6 ماه قبل کارت صلاحیت تحصیل کرده فقط در حوزه خود حق شرکت در انتخاب داشته باشند و این هرج و مرج در عمل انتخاب که میراث دوره بیست ساله می‌باشد خاتمه یابد، آقایان این اصلاح در عمل انتخاب واجب است، اگر خود ماها، اگرچه به ضرر اغلب ماها خواهد بود اقدام نکنیم روزى با انقلاب مجبور خواهیم شد رویه خود را عوض کنیم.

در دنیاى امروز که مقدمات برداشتن حد و سدها فراهم شده و خواهى نخواهى باید اصولى که آسایش مردم را تأمین کند حکمفرما باشد این رویه خواب خرگوشى واغفال و تقلب و تزویر در عمل انتخاب معنى ندارد باید ملت حکومت کند نه چند نفر سرمایه‌دار و مالک، این مملکت هزارى یک نفر سرمایه دار و مالکین مهم بیشتر ندارد مابقى یا زارع یا کارگر یا داراى سرمایه‌های کوچک و خورده می‌باشند که باید با کمال عسرت نان خود و عیال خود را فراهم سازند فقط هزارى یک نفر در بهشت آزادى هستند و مابقى محروم از تمام نعمت‌های خداداد، آیا در این مجلس از نمایندگان آن 999 نفر چند نفر داریم. آقایان باید این اوضاع هرج و مرج کلًا و جزاً خاتمه یابد اگر خود ما خاتمه ندهیم روزگار خاتمه خواهد داد، اما چگونه خاتمه خواهد داد معلوم نیست پس از اصلاح اساسى حکومت ملى که انتخابات است باید وارد عمل تشکیلات مملکتى شد بدیهى است همه از این تشکیلات که غیر از مزاحمت و سرگردانى براى مردم نتیجه دیگرى ندارد و ناراضى می‌باشند (صحیح است) البته باید تناسب بین تشکیلات باشد و یک نفر نقاش صورت انسان را اگر رسم کند اول تناسب را باید رعایت کند هیکل ده مترى یا پنج سانتى مترى، اول باید تناسب رعایت شود نمی‌توان دست را دو متر قرار داد و سر را یک متر، باید تناسب در تشکیلات مملکتى باشد معنى ندارد (بودجه وزارت جنگ در حدود یک ربع بودجه کل مملکتى می‌باشد به علاوه استقراض از امریکا و خرید اسلحه به علاوه بودجه ژاندارمرى و شهربانى و بودجه بهدارى یک سى و سوم و دادگسترى صد یک و نیم کمتر از بهدارى آقایان اگر بودجه قواى مسلح را جمعاً از وزارت جنگ و ژاندارمرى و شهربانى با خرید اسلحه حساب کنیم نصف بودجه مملکتى به مصرف قواى مسلح رسیده است که در بدن مملکت حکم مشت را دارد و حقیقه تشخیص حق و باطل و وسیله عدالت را باید فراهم کند، این تشکیلات غلط است خود صدراعظم فعلى یا جناب هژیر موقعى که در کابینه چهار سال قبل جناب حکیمى عضو بوده است لایحه تناسب را با این که غیر متناسب بوده تقدیم مجلس شوراى ملى نموده است و در این مجلس طرحى که قابل توجه کمیسیون مبتکرات شد نیز تقدیم کمیسیون بودجه شد، چرا نباید اوضاع مملکت و دنیا را در نظر گرفت و فقط تقلید از مرسوم منحوس بییست ساله با مطامع امروزه مبناى عمل قرار داد.

آقایان دولت ایران در سایه عدالت اجتماعى اگر در دنیا برقرار شود می‌تواند راحت زندگانى نماید با قوه مسلح نمی‌توان عدالت را تحمیل به ممالک دیگر نماییم در این دستگاه قشون و ژاندارمرى و شهربانى افراد خوب هستند ولى دستگاه متناسب با حیات اجتماعى این مملکت نیست و باید قوانین و مقررات مطابق مصالح و میل جامعه باشد و باید مأمورین حسن عقیده و حسن نظر در موقع اجرا داشته باشند، البته بدون قوه مسلح نظامى قوانین اجرا می‌شود و ملت ایران هم یاغى نیست و همیشه میل دارد اوامر قانون را در حدود قدرت و استطاعت عمل نماید ولى مأمورین فاسد و تشکیلات غلط عامه را مجبور به طغیان می‌سازد، شما در این مملکت علل تمام طغیان‌ها را اگر تفحص نمایید در نتیجه سوء رفتار و اعمال غرض خصوصى مأمورین بوده و ابداً مردم این مملکت روح طغیان نداشته و ندارند، ما باید بودجه مدارس، فرهنگ، دادگسترى، دستگاه آبادى را زیاد کنیم اگر دست خارجى در ایران خیال آشوب و فساد کرد همین مردم رفع خواهند کرد.( آقایان واقعه آذربایجان‏ ( موجبات را مأمورین فاسد و دست‌های خیانت داخلى و خارجى فراهم ساختند) ولى دفع اشرار را خود اهالى آذربایجان کردند و پس از دفع اشرار و فرار آن‌ها به استقبال قشون آمده قشون را وارد نمودند (کشاورز صدر- آقاى حائرى‌زاده قشون هم کمک کرده است، خدمت کرده است) (دهقان- قشون هم افراد همین مملکت هستند) آقایان خیال می‌کنند قشون آذربایجان را فتح کرد، در سایه حکومت نظامى بعضى از افراد غیر صالح در تمام شئون اجتماعى اهالى صلح طلب آذربایجان دخالت می‌نمایند زن‌ها و بچه‌ها را بدون رسیدگى و تحقیق فقط محض هوس فلان افسر تبعید کرده اموال مردم را ضبط کرده در صورتى که خود آذربایجانى خائنین و اشرار را دفع نمود و این پهلوان‌های روز شنبه سینه خود را جلو داده نصف بودجه مملکت را توقع دارند آقایان در دنیا ممالکى که موقعیت سیاسى ایران را دارند وجود دارند تناسب بودجه مملکت آن‌ها را در نظر بگیرید و تقلید کنید این تناسب موجود در بودجه فعلى ابداً صحیح نیست همین ترتیب است که سال‌ها است ملت ایران را به طرف نیستى کشیده ماها را نابود خواهد کرد، نباید

+++

 با مقدرات یک ملت کهنسال بازى کرد و براى راحت ساختن احمد و محمود ملت و مملکت را فدا کرد براى مثال عملى که خود انجام داده و موجب اعتراض بعضى از آقایان را در ضمن نطق فراهم ساخته عرض می‌کنم و عقیده دارم دولت باید این تشریفات صورى که موجب تضییع حقوق عامه و تفریط و تضییع اموال عمومى شده بردارد و با جریان طبیعى که در دنیا معمول است امور مملکت را اداره کند در زمان وزارت مرحوم آهى به من تکلیف شد که اداره امر سرپرستى را عهده‌دار شوم آنچه اقدام کردم که معاف شوم نشد پس از قبول وارد اداره شده دیدم تمام فامیل‌هایی که داراى صغیر می‌باشند با این اداره طرف می‌باشند و این اداره ابداً دفترى که محاسبات صغار را نگاهدارى کند ندارد چند نفر عضو دارد که اغلب آن‌ها ایمان به کار دارند ولى وسیله ندارند و همه روزه اموال نقد صغار که به وسیله اداره سرپرستى تحویل حسابدارى شده است یا می‌شود باید با جریان ادارى که خیلى بطیی است به مصرف صغار برسد و به واسطه نبودن بودجه و دستگاه منظم موجبات شکایت ارباب رجوع فراهم است، بنده عضوى را مأمور نمودم که از پرونده‌های موجود معلوم کند که چه مبلغ از وجوه صغار راکد است پس از مدتى معلوم شد که بیش از یک میلیون و پانصد هزار ریال وجوه صغار در اداره حسابدارى امانت است و راکد مانده و ابداً نظامنامه و مقررات و قوانین حقوقى که طریقه محافظت و نگاهدارى و به جریان گذاشتن وجوه را معلوم کند وجود ندارد و دولت به ضرر نداشتن اعتبار موجبات اصلاح را فراهم نمی‌سازد و پس از مشورت با تجار و ارباب بصیرت تصمیم گرفتم که یک نفر از تجار را تحویلدار وجوه صغار قرار داده و او را مکلف سازم که دفاترى به خرج خود براى حساب فرد فرد صغار نگاهدارى نموده و همیشه دفاتر تحت اختیار و بازرسى اداره باشد که وجوه صغار در موقع حاجت فورى پرداخت شود و از این که در جریان سال ده مقابل این مبلغ در جریان است اجازه داشته باشد در حدود مبلغى از وجوه را معامله به نفع خود نموده و از آن مبلغ نیز سودى براى کمک بنگاه صغار بى بضاعت منظور دارد و با گرفتن وثیقه در دفتر رسمى این عمل انجام شد پس از مدتى اخوان حجره که طرف معامله بودند حاضر براى ادامه عمل نشده و تحمل این مخارج و دادن سود را به نفع خود تشخیص نداده با دادن منافع این مدت عمل را فسخ نمودند ولى من این عمل را با کمک همان محاسبى که اخوان حجره براى اداره اموال صغار انتخاب نموده بودند ادامه دادم و در موقعى که از اداره سرپرستى نجات یافتم حساب صغار در آن مدت در دفترى که دولت مخارج آن را نداده بود منظم تحویل دادم و مبلغى علاوه بر مخارج دفترى براى کمک به بنگاه صغار که تصور می‌کنم در حدود صد و پنجاه هزار ریال باشد موجود بود به علاوه از سایر وجوهى که به عنوان ودیعه جارى از وزارت دادگسترى نزد دولت و بانک بود و ابداً سودى نداشتند با تبدیل حساب جارى به ودیعه موقت به کمک مرحوم فرزین رئیس بانک و آهى وزیر دادگسترى و امیر خسروى که وزیر دارایی وقت بود براى ما پنج میلیون ریال ودیعه جارى که آن را تبدیل به ودیعه موقت کردیم مقرر شد سالى 25 هزار تومان‏ براى کمک به بنگاه صغار بدهند و تصور می‌کنم که هنوز هم این رویه باقى باشد و الساعه بنگاه صغار در آخر خیابان دوشان تپه موجود است و با کمک خرج عایدات ودایع و غیره اداره می‌شود و به حمدالله یک شاهى از اموال صغار در معاملات سرقت نشد و سود هم عاید صغار شد و از وجوه راکد نیز سود عاید بنگاه صغار بى‌بضاعت شد و عقیده داشتم باید در تمام ایران این عمل جریان داشته باشد و بانکى به نام بانک صغار تأسیس بشود و معاملاتى به نفع صغار این مملکت انجام گردد، آقاى اخوان حاضر است یکى از افراد فامیل ایشان از سرپرستى صغیر استعفا داده بود و مدتى من قبول نمی‌کردم که اداره سرپرستى در کار آن‌ها دخالت نماید زیرا که طبق قانون قیم مغصوص اگر باشد اداره حق دخالت ندارد و خیلى مسرورم که در زمان تصدى بنده هیچ یک از اعضاء اداره سرپرستى نیز طرف تهمت واقع نشده و در نظر دارم که یک فامیل حکیمى بودند که کبار آن‌ها اصرار داشتند که اداره ماترک پدر آن‌ها را همین ترتیب که راجع به عمل صغار دخالت دارد مشترکاً دخالت کند زیرا از سوخت و خطر محفوظ است حالا این عمل بنده مورد اعتراض بعضى از آقایان شده است که من بهانه براى توضیح این موضوع داشته باشم عیب ندارد. من گرفتار مقررات خشک شدم مصالح و منافع عامه را در نظر گرفتم و با مشورت همین مردم این جریان را ایجاد کردم براى مملکت هم مفید بود این تشریفات اینست که پدر مملکت را درآورده است البته دولت باید مخارج خود را با اجازه مجلس وصول کند ولى آبادى مملکت و راحتى مردم بیشتر باید مورد نظر باشد اول مالیات املاک مزروعى به عقیده اینجانب باید لغو شود چرا؟ زیرا زارع و مالک وقتى راحت شد و از شر مأمورین دولت مصون بود به نفع خود و مملکت بیشتر فعالیت خواهد کرد و این گرانى که در نتیجه کم بودن محصول است از بین می‌رود و بر صادرات مملکت افزوده می‌شود و از این فقر و بدبختى پس از چند سال که رعیت و مالک راحت شد نجات خواهیم یافت. دولت باید براى کسانی که بر آب زراعتى و اراضى زراعتى افزوده‌اند جایزه قرار دهد اگر این مملکت از حیث زراعت تقویت شود اغلب امراض اجتماعى از بین می‌رود (صحیح است) باید دولت قانونى براى حداقل معیشت و حداکثر مالکیت بگذراند که یک نفر صاحب 10 پارچه آبادى نباشد زیرا که مالک نمی‌تواند به تمام رسیدگى کرده وسیله آبادى را فراهم سازد (صحیح است) و مالکیت باید تا حدى توسعه داشته باشد که مالک بتواند حداکثر استفاده را از ملک خود نموده وسیله آبادى مملکت شود مالکیت‌های امثال مرحوم امین نصرت سپهسالار، حاجى حسین آقا ملک غیر از ضرر براى مملکت نتیجه دیگر نداشته و ندارد (صحیح است) (کشاورز صدر- از زنده بفرمایید آقا) شما در خراسان املاک خوب را دست فلان حاج آقایی که در طهران پول دارد خواهید دید ولى تمام خراب بعضى از اجاره نامه‌ها دیدنى است که به کلی باب پیشرفت و ترقى زارع را مسدود کرده این مالک محترم تخصصش این است که نگذارد زارع در این املاک علاقه و آبادى ایجاد بکند اینست که خراب است خودش هم اینجا نشسته در تهران و اسباب زحمت آن‌ها را فراهم می‌کند بعضى از اجاره نامه‌ها دیدنى است که به کلی باب پیشرفت و ترقى زارع را مسدود کرده و فقط در مواقع مهم مالکیت این قبیل مالکین به ضرر مملکت تمام می‌شود و مثلًا موقع انتخابات با این قبیل مالکیت‌ها من مخالفم و باید حداکثر مالکیت به وسیله قانونى تشخیص شود و باید سعى کرد حتى‌الامکان زارع خود مالک ملک شود و باید مالیات و عوارض از اغنام و احشام و محصول زراعتى مطالبه نشود تا مملکت آباد شود این ده یا بیست میلیون تومان قابل نیست بلکه باید این لغو مالیات را به عنوان جایزه به ملت ایران داده که دستگاه تولید تقویت شود و مملکت از این فقر و بدبختى نجات یابد. یکى مالیات مستغلات است این مالیات باید از بودجه دولت لغو شود و در عوض عوارض شهرى با تصویب انجمن شهرى باید برقرار گردد، اصناف عوارض بپردازند این 5 و 6 میلیون تومان را باید به شهرداری‌ها داد و از دست مأمورین دارایی باید اصناف را نجات داد.

من نظر دارم در دوره ششم مجلس بود طرحى را آوردم به مجلس و این مالیات‌های صنفى را لغوش کردم آنروز از تمام ایران صورت خواستم در حدود سیصد و چند هزار تومان عایدات خالص دولت بود از این محل حالا بیشتر نیست براى این که آنروز قران ما ارزش داشت حالا ارزش ندارد آنروز لیره طلا دو تومان بود و حالا نمی‌دانم که لیره طلا چقدر است در هر صورت به همان تناسب فرقى نکرده آن را لغوش کردند یکى دو سال هم اصناف و بازار از دست مأمورین دولت راحت بودند ولى بعد دو مرتبه این صورت‌ها بیرون آمده و این‌ها نتایج حکومت 20 ساله است و فشار به ملت قلم 21 در عایدات نوشته شده است عوارض موقت 10 در 100 غز بهاء سیف کالاهاى وارده نباید از اجناس طرف حاجت عموم عوارض زیاد گرفت از اتومبیل‌های شخصى و اشیاء غیر ضرورى 1000 در صد بگیرند من مخالف نیستم ولى از کاغذ، دوا، پارچه نخى، مأکولات طرف حاجت عموم مردم است و اکثراً هم بیچاره و بى‌بضاعت هستند این عوارض که اضافه می‌شود از این‌ها می‌گیرند قیمتش در بازار خیلى بالا می‌رود و این زندگانى براى مردم گرانست من با این مخالفم (صحیح است) نباید عوارض گمرکى زیاد گرفت زیرا امور اقتصادى مانند سلسله زنجیر به یکدیگر اتصال دارد اگر زارع و کارگر قند و شکر و قماش و غیره که طرف حاجت او می‌باشد گران خریدارى نماید البته محصول عمل او گران خواهد بود و اجرت زیاد تعلق خواهد گرفت نباید تحمیل به طبقه توده و عامه شود و این قبیل عوارض موجبات بدبختى مملکت را فراهم خواهد ساخت باید زارع خوب بخورد و در مسکن خوب بخوابد و لباس راحت بپوشد و وسیله راحتى داشته باشد که خوب کار کند و خوب تولید کند یک معترضه‌ای را عرض کنم اینجا ما می‌آییم روى یک صندلى می‌نشینیم یکى از رفقاى مجلسى بنده در کمیسیون دارایی گفت که تو وقتى بیرون بودى مسلکاً رویه دیگرى داشتى مجلس که آمدى یک چیز دیگرى شدى منهم ایشان را تکذیب نمی‌کنم اصول با عمل در این مملکت دو تا هست این

+++

 مملکت ایران است. شخصى می‌گفت به پول قرض دادن یک مالیاتى گذاشته‌اند یک عوائدى که این‌ها پول قرض می‌دهند و گرو می‌دهند صدى دوازده از آن عایداتى که حاصل می‌شود در سال مالیات می‌پردازند یک نفر می‌گفت ما رفتیم پول می‌خواستیم قرض بکنیم از قرار صدى هیجده مخارج محضر هم من که پول حاجت داشتم خوب به گردن من بود آقایی که پول داشت خرج محضر را نمی‌داد بعد گفت یک صدى دوازدهم علاوه باید بدهى که من بدهم مالیات صدى 18 که من به عنوان ربح می‌دادم به صاحب پول یک صدى دوازدههم از این مبلغ دستى از من در محضر گرفت و گفت که صاحب دفتر مکلف است این پول را بگیرد و بعد به مالیه بدهد صاحب دفتر برایش فرق نمی‌کند این پول را ملائکه به او بدهد یا شیطان بدهد مدیون بدهد یا دائن بدهد او پولى می‌خواهد بگیرد و قبض مالیاتش را صادر کند حالا ما خواستیم مالیات بر عایدات وضع بکنیم آن طبقه‌ای که محتاج به پول است، مقروض است، گرفتار است این مالیات را هم من غیر مستقیم به او تحمیل کردیم دستگاه اقتصادى مثل ظروف مرتبطه است یک ظرف که هر چه آب از آن بردارید ظرف‌های دیگر به همان تناسب آب ازشان برداشته می‌شود و اگر آب بریزى روى آن ظرف بهمان تناسب بالا می‌رود. یک طبقه را باید فشار داد این‌ها طبقه‌های هوشیارى هستند- ثروت جمع کردن، دارایی مردم را بردن، این‌ها خیلى مردمان باهوشند در عین حال که شما یک عوارض بر ایشان وضع کنید آن‌ها هم یک عوارض بر این عوارض می‌گذارند این است که براى من فرق نمی‌کند این‌ها همه‌اش مضر است به حال مملکت رژیم ما مقتضى نیست که کارگر را مانند روسیه مجبور به کار کنیم بلکه باید اول وسائل آسایش و راحتى زارع و کارگر و عیال و اولاد او فراهم باشد تا با میل خود کار کند و تشخیص دهد که این کار به نفع او می‌باشد و عقیده دارم حتى‌الامکان باید زارع شریک با مالک باشد یعنى علاوه بر حوائج فعلى که باید مرتفع شود باید دسترنج داشته باشد که در زمان پیرى و علت و ناتوانى سرمایه او باشد و پس انداز داشته باشد و واجب است زارع علاقه داشته باشد تا هر روزى نقل مکان از این مملکت به مملکت دیگر نکند و بداند که‏ هر چه بیشتر رنج ببرد نتیجه اگر گنجى هست او نصیب ندارد مملکت ما حوادث و طوفان‌های زیادى دیده و خداى نکرده خواهد دید باید آن زارع علاقه‌مند باشد به این آب و خاک این خاکى که ما اجاره می‌دهیم. این درختى که غرس می‌کنند به او علاقه‌مند باشند و بدانند که به نفع مملکتشان است اگر یک مالکى میل دارد که چیزى به زارع خودش بدهد خدا پدر او را بیامرزد ولى اگر چنانچه حاضر نیست باید ما قانون بگذرانیم در تمام اسنادى که تنظیم می‌شود حق دسترنج براى زارع قائل بشویم که این زارع خانه بدوش نباشد، خانه‌به‌دوش‌ها از بدبختى خودشان و مملکت و دنیا را بدبخت خواهند کرد این زارع باید مالک باشد، خانه داشته باشد که علاقه‌مند باشد به این آب و خاک قسمت دیگر ماده 23 سود سهام دولت در بانک‌ها و شرکت‌های دولتى است این قلم عایدات اگر پایه این صحیح باشد بهترین عایدات است ولى وارد عمل بانک‌ها شویم اول بانک کشاورزى است آیا مقصود از تأسیس این بانک این است که از عایدات قمار مخارج خود را تأمین کند و سرمایه براى کمک به فلاحت نداشته باشد؟

این بانک براى این که ارباب رجوع خود را سرگردان کند آئین‌نامه تنظیم کرده است که وثیقه به قیمت 8 سال قبل قبول خواهد کرد. آقایان اگر بانک قرضه را با پهلوى طلا پرداخت می‌کرد و یک پهلوى طلا صد ریال بود این حرف حسابى بود ولى امروز پول ارزش خود را با این متخصصین وطنى از دست داده و با فشار دولتى ماشین می‌گردد و این حرف‌ها که اعتبار بانک ناشر اسکناس چنین و چنان است یک شاهى ارزش ندارد من صورت مخارج روزانه خودم را دارم و عایدات و مخارج من در دفاتر متفرقه ضبط است در سال 1300 و چند سال بعد کرایه منزل اینجانب با مبل و قالى ماهیانه 150 ریال بود سند آن موجود است منزلى گرفتم سرچشمه 5 اطاق داشت با لوازم دیگر از زیرزمین و انبار و غیره ماهیانه 90 ریال سایر مخارج نیز به همین تناسب بود اقلًا سى مقابل مخارج زیاد شده است یعنى ارزش پول کم شده است بانک کشاورزى براى این که اسم خود را داشته باشد و آخر ماه حقوق اعضاء خود را بدهد اشکال تراشى براى دادن قرضه می‌کند زیرا که سرمایه ندارد و همین عمل را بانک رهنى دارد فقط بانک ناشر اسکناس است که سیصد میلیون ریال سرمایه داشته است تقریباً 20 مقابل سرمایه خود قبلًا از دولت و شهرداری‌ها بیشتر طلب دارد خدا بدهد برکت بانک ناشر اسکناس است حالا بانک ناشر اسکناس حق دارد که این کار را بکند آن بحثى است جداگانه و سود تجارتى را زیاد می‌گیرد و ابداً کمک با بانک‌های تولیدى ندارد اگر این بانک‌ها براى حقوق دادن به اعضاء تأسیس شده است تعطیل کنید و دستگاه قمار را نیز تعطیل کنید به نفع مملکت است اخلاق عمومى را فاسد می‌کنند. قمار یکى از مضرات بزرگى که دارد اخلاق جامعه را فاسد می‌کند، آن‌ها را از علم و عمل باز می‌دارد دنبال اوهام و خرافات می‌روند قضاوت کنید بغضى که فلان کس چرا سى هزار تومان برد من نبردم ایجاد می‌شود. جنایت‌هایی می‌شود... من عقیده دارم با تجربه چند ساله وقت لازم است یک یا چند نفر اشخاص مطلع به امور بانکى از ممالک کوچک یا آلمان استخدام کنیم و اداره امور بانک‌ها را تحت نظر یک هیئت مشاور طرف اعتمادى به اشخاص متخصص بسپاریم آقایان من با نداشتن اطلاعات زیاد اقتصادى فقط اطلاعات من در حدود مطالعات کتب اقتصادى و مشاوره با طبقات مختلف بوده در مدت کوتاهى از سرمایه موقت بعضى از صغار حوزه تهران طبق مقررات اداره سرپرستى تأسیس دستگاهى نمودم که بدون کمک دولت دفتر منظمى براى محاسبات صغار ایجاد شد و خود صغار و بنگاه صغار بى‌بضاعت نیز مستفیض می‌شدند و ممکن بود با مشاوره با اشخاص فنى بانکى براى صغار تأسیس شود که کمک بزرگ به مملکت باشد ولى جاى تأسف است که آقایان وزرا غیر از حفظ کرسى خود و ایجاد خرج بیهوده براى مملکت فکر دیگرى ندارد و این اساس بانک‌ها که براى اقتصاد مملکت خیلى مفید است ابداً مورد نظر نیست چرا؟

براى این که بنده و امثال بنده را راضى سازند با این که همه می‌دانند این آقا که عضو هیئت مدیره می‌شود اطلاعاتى غیر از قرابت با آقایان و سفارش فلان، سرمایه علمى دیگرى و تخصصى ندارد براى نان خانه و ترضیه زید و عمر و این بانک‌ها مرکز خوبى است آقایان اگر مریض شوید می‌دانید که باید به متخصص رجوع نمائید آن دکتر متخصص ایرانى باشد یا غیر ایرانى فرقى ندارد هرگز عموزاده بیسواد خود را براى معالجه دعوت نمى‌فرمایید چرا در این بانک‌ها که تخصص لازم دارد این معامله می‌شود آقاى هژیر فقط قرابت با من و شما کافى است که عضو هیئت مدیره شود؟ آقایان از اهمیت بانک‌ها غافل نباشید (صحیح است) یک بانک انگلیسى ممالک هندوستان را تسلیم دولت انگلیس کرد. شما با بانک‌های داخلى این معامله را دارید قهراً کار به دست بانک‌های خارجى خواهد افتاد این بانک شاهنشاهى که ناشر اسکناس بود با این که مال ایران نبود در جنگ سابق مقاومت کرد و پول ایران سقوط نکرد و لیره و طلا در بازار ایران 20 ریال بود ولى فعلًا که به حمدالله بانک داریم و خودمان ناشر اسکناس هستیم نرخ لیره در زمان جنگ‏ (کشاورز صدر- از بانک شاهى تعریف نکنید) او را می‌گذارم که شما تعریف کنید که طبق قانون عرضه و تقاضا باید خیلى ارزان شود به میل دیگران و بدست متخصصین وطنى رسید به آنجا که به کلی پول ایران ارزش ندارد بانک کشاورزى به واسطه نداشتن سرمایه وثیقه را طبق ارزش 8 سال قبل مطالبه دارد من براى آبادى اراضى بایرى با بانک مذاکره کردم که به خرج بانک حفر چاه شده تمام اراضى با چاه که جدیداً احداث می‌شود نزد بانک وثیقه باشد و من تعهد می‌کنم در صورتی که در مدت چند سال اصل و فرع پول و مخارج بانک را پرداختم مالک ملک مزروعى بشوم ولى بانک طبق مقررات که معناً نداشتن پول بود قبول نکرد و آن اراضى فعلًا در یک فرسنگى تهران بایر است آقایان باید با بانک‌ها کمک کنیم که آن‌ها براى آبادى مملکت به مردم کمک کنند تا از این فقر و فلاکت نجات بیابیم نه این که با قلدرى از یک طرف و حق‌السکوت بزید و عمرو دادن از طرف دیگر فکر حفظ کرسى خود باشیم بیش از این در این موضوع چه عرض کنم:

در خانه اگر کس است- یک حرف بس است موضوع بیست و ششم عایدات شیلات است اعم از شرکت ایران و روس و سایر رودخانه‌ها این مبلغ ناچیز که نوشته شده است براى گول زدن ملت ایران است آیا خاویار و انواع ماهى ایران از حلال و حرام همین مبلغ ناچیز است من نظر دارم موقع قرارداد ایران و شوروى یک فصل داشت فصل چهاردهم که براى اعاشه روسیه دولت قراردادى با اداره ارزاقى اتحاد جماهیر شوروى راجع به صید ماهى تحت شرایطى منعقد کند آیا ماها که حاضر براى کمک ارزاقى حکومت دوست و مجاور خود بوده و هستیم و عملًا در موقع جنگ و صلح نشان دادیم که با قحطى در ایران از کمک خود دریغ نداشتیم لازم است که این مبلغ ناچیز در بودجه عایدات نوشته شود من عقیده دارم که عایدات خاویار و غیره می‌تواند تمام مخارج ادارات ایران را بدهد ولى چون اطلاعات زیادى ندارم در اطراف این موضوع زیاد بحث نخواهم کرد و واگذار به ارباب بصیرت و اطلاع می‌کنم به طور کلى روشن است که اگر ماها خودمان بدون شرکت روسیه این عمل را عهده دار شویم و این مقدار ماهى که فعلًا حمل به روسیه می‌شود مجانى و اعانه به اتحاد جماهیر شوروى بدهیم از عایدات

+++

 خاویار فقط خیلى بیشتر عاید ایران خواهد شد و یک اشکال‌های سیاسى نیز در سرتاسر سرحدات دریایی شمال فراهم نخواهد شد. موضوع بیست و هفتم عایدات تلفن است (امامى اهرى- یمین رفته است امریکا بگذارید برگردد) من فکر می‌کنم این کلمه حق‌الامتیاز یعنى چه؟ در دوره استبداد یک امتیاز و شرایطى بود که لغو شد و کراراً تغییر صورت داده است و امروز اغلب شرکاء و صاحبان سهام ناراضى می‌باشند ارباب حاجت چه عرض کنم فقط براى هیئت مدیره این دستگاه مفیدى است تا به حال مبالغى از اشخاص پول گرفته شده و تمام خیابان‌های تهران خراب شده معلوم نیست این کلمه امتیاز چیست. از اشخاص مطلع شنیدم که اگر این شرکت مزاحم نباشد دیگران حاضر می‌باشند که دستگاه بهتر و وسیع‌تر براى تلفن تهیه نمایند من تصور می‌کنم این دستگاه که به نام شرکت تلفن است براى حفظ دستگاه قلدرى خیلى مفید است که باقى مانده است.

تلفن آقاى کاشانى در موقع آمدن کابینه آقاى هژیر قطع و خراب شد که قابل استفاده نباشد کراراً موقع مذاکره بنده با دیگران سیم قطع می‌شود و معلوم است که مذاکره بعضى از اشخاص سانسور می‌شود باید رسماً لغو بودن این امتیاز تصریح شود و وزارت پست و تلگراف اعلان کند که هر کس حاضر براى تأسیس تلفن آخرین سیستم هست شرایط خود را پیشنهاد کند آقایان تلفن مثل نان امروز طرف حاجت همه کس می‌باشد چند سال است تلفن با دادن مبلغى نمی‌دانم بچه اسم به اشخاص می‌رسد بنده بیش از ده سال آنچه اقدام کردم که تلفن تحصیل کنم نشد حتى شرکت مبلغى از آقاى ادیب رضوى وکیل پایه یک دادگسترى گرفته بود که یک شماره تلفن بدهد ایشان واگذار به من نمودند ولى موفق نشدم از شرکت شماره تلفنى بگیرم آقایان این دستگاه مضر که مانع اصلاحات است خوب نیست (امامى اهرى- آقا پیشنهاد بکنید آن قراردادش را لغو بکنید) خوب نیست که به عنوان امتیاز در بودجه اسم برده شود یک شرکتى است که مزاحم مردم است و دولت به هر نظرى است رفع مزاحمت نمی‌کند و یک کلمه امتیاز بچه مناسبت دنبال این شرکت گذارده شود و این تسامح ماها است که در خارج می‌کند آنچه نباید بکند.

موضوع بیست و هشتم امتیاز نفت است در 1900 مسیحى دارسى نامى امتیاز نفت از دولت ایران گرفته است که بعداً کمپانى نفت فعلى قائم مقام ارشد بعد از جنگ اول اختلافى بین دولت ایران و کمپانى حاصل شد کمپانى حقوق حقه دولت ایران را پرداخت نمی‌کرد یک نفر محاسب انگلیسى استخدام شد با این که تفسیرها به مواد قرارداد و امتیاز نوشت و البته چون ماها ضعیف و دولت انگلیس متکى به نفت ایران فاتح دنیاى آن روزه بود البته به نفع دولت ایران عملى نشد با تمام این مقدمات در نتیجه محاسبه معلوم شد مبالغى کمپانى به دولت ایران بدهى دارد و کمپانى براى تمدید این امتیاز و تجدید آن کارها کرد تا عاقبت منجر به انقراض سلسله قاجار شد و عمال این کمپانى همیشه از سرمایه ما براى جنگ‌های داخلى خرج کرده است دنباله هر یک از هرج و مرج هاى جنوب را بگیرند عاقبت سر از دستگاه نفت بیرون خواهد آورد تا این که موفق شدند بدست دولت مخلوق خودشان امتیاز دارسى را لغو نموده یک قرارداد جدیدى که صددرصد به ضرر ایران است (رحیمیان- صحیح است) منعقد ساختند البته چون امتیاز دارسى با موافقت خود آن‌ها لغو شده است لازم نیست در اطراف آن صحبت شود تمام حرف‌ها روى عمل فعلى کمپانى است. آقایان افراد ملت ایران زیادتر از افراد مملکت نجد و حجاز است است البته اشخاص عالم و فاضل نیز در این مملکت بیش از مملکت حجاز بود خوب است قرارداد ابن السعود و امریکا را مطالعه کنیم تا تفاوت معلوم شود و ضرر این قرارداد کمپانى ظاهر گردد ماها نمى‌گوییم نفت را به دشمن انگلستان می‌فروشیم بلکه می‌گوییم که نفت مال ملت ایران است و تمام منافع آن باید به مصرف آبادى مملکت ایران برسد و نرخ رسمى که در دنیا نفت مورد معامله واقع می‌شود ما می‌فروشیم ولى حاضر نیستیم چند میلیون لیره دولت ایران گرفته در مقابل چندین مقابل آن را بدست دیگر افراد ملت ایران در مقابل پمپ بنزین و غیره تسلیم کمپانى نمایند (احسنت) این شندرقازى که به ما می‌دهند این را حسابش را بدهند که ببینیم با ملت ایران چه معامله‌ای کردند و چقدر پول از ما می‌گیرند (صحیح است) باید ملت ایران تمام حوائج خود را مجانى از منابع نفت مرتفع سازد. آقایان امروز اگر حساب خود را مطالبه نکنیم پس کى موقع مطالبه خواهد بود آقایان پس از جنگ سابق با این که دولت ایران بی‌طرف بود چون از جنگ متضرر شده بود همسایه بزرگ و مقتدر ما همسایه شمالى گذشت‌ها نمود منجمله بانک استقراضى راه آهن پرت انزلى و غیره را مجاناً و بلاعوض براى جبران خسارات واگذار به ملت ایران نمود خوب است این همسایه جنوبى که 20 سال ایران را در فشار قلدرى گذارد از امروز براى این که ایران اسباب دست دشمن‌های او نشود از غارت کمپانى جلوگیرى کرده نفت را به خود ما واگذار کند ما تعهد می‌کنیم با همین تشکیلات و متخصصین موجود اداره کنیم و کمپانى که اضعاف مضاعف سرمایه خود را برده چشم از غارت ملت ایران بپوشد.

آقایان این کمپانى فقط به عمل نفت قناعت نکرده در غارت ایران دخالت دارد به اسم مایحتاج افراد ایرانى جنس وارد می‌سازد و کارگرها همان جنس را که به عنوان حقوق از کمپانى گرفته در بازار می‌فروشند مثلًا یکى از اقلام واردات چایی است رسیدگى کنید چه مقدار تجار ایرانى وارد کرده چه مقدار کمپانى. بسته چایی کمپانى در خیابان اسلامبول براى فروش موجود است چه می‌شود سود تجارتى و منافع دولت و مردم یکى از تجار وارد کننده چاى شرحى به دولت شکایت کرده به وزیر دارایی وقت در اردیبهشت سوادش را براى من فرستاده که مقدار چاى که به اینجا حمل شده با کشتى آمده چقدر به کویت رفته که قاچاق وارد ایران شده بعد چقدر به آبادان رفته براى مصرف شرکت نفت که حالا در طهران در خیابان اسلامبول دارند می‌فروشند چقدر به بحرین رفته که باز قاچاق وارد ایران شده، چقدر به بندر شاهپور رفته که تجار ایرانى باید عوارض و گمرک آن را بپردازند این فهرست مبلغى است که باید بپردازد و در آن نوشته شده است که با فلان کشتى فلان قدر چاى حمل شده است. پنج هزار صندوق به کویت رفته 800 صندوق به بحرین رفته 1949 صندوق به کمپانی نفت آبادان رفته 4000 صندوق براى تجار ایرانى آمده این تجارت غیر مستقیم است دولت فشارى آورد به عنوان اصلاحات به عنوان مالیات به عناوین مختلف و آن وقت یک اشخاص آن گوشه‌ها دارند استفاده می‌کنند این مشک را وقتى فشار دادید آنهایی که سوزن‌های درشت دارند مشک را سوراخ می‌کنند و استفاده‌شان را می‌کنند و به آن ذى حقش چیزى نمی‌رسد، حقیقه این کمپانى دولتى شده است در شکم دولت، مضار کمپانى یکى دو تا نیست از نظر سیاست و اقتصاد و غیره باید خود دولت ایران اقدام کند و حق ملت ایران را که به سکوت ما عضب شده بگیرد. آقایان این کمپانى علاوه بر مضار مذکور غیر مستقیم به واسطه تشکیلات منظمى که دارد در انتخاب مجلس شوراى ملى نفیاً و اثباتاً احتمال نمی‌دهید مؤثر باشد؟

بیش از این مقتضى نیست من وقت آقایان را مشغول دارم البته اشخاصى که اطلاع بیشتر داشته باشند، توضیح خواهند داد. موضوع سى و یکم درآمد املاک واگذارى و خالصه. البته این مبلغ عایدات اگر مخارج اداره و وصول آن را موضوع بنماییم چیز قابلى نیست. بدیهى است دولت مالک خوبى نیست زیرا که طبق قانون عرضه و تقاضا دولت نمی‌تواند محصول خود را گران‌تر از محصول مشابه بفروشد و همچنین براى مخارج مانند یک شخص دولت نمی‌تواند صرفه‌جویی در خرج کند بالنتیجه املاک خراب و عایدات کم خواهد شد بهتر است دولت تمام این املاک را به اختیار بانک فلاحتى گذارده (کشاورز صدر- بین خود رعایا تقسیم کند بهتر است) بانک قسمت‌هایی را براى مزرعه نمونه نگهدارى کرده بقیه را فروخته تا کمک به عمران و آبادى شود و ضمناً ایجاد خرده مالک شود و بانک به اقساط به کسانی که خود مباشر عمل زراعت می‌باشند بفروشد و این رویه فعلى دولت به ضرر مملکت است من جمله از درآمدها قسمت پنجاه و سوم درآمد اوقاف است این قسمت خیلى مضحک است ماها اغلب اطلاع داریم که خیلى از رقبایت را به عنوان این که دولت اوقاف را ضبط خواهد کرد در موقع ثبت املاک به عنوان ملک شخصى ثبت نمودند اگرچه بعضی‌ها پس از ثبت عمل به وقفیت نکردند و این دخالت دولت مانع از امر خیر شد و دیگر اشخاص اموال خود را براى امور خیریه وقف نمی‌نمایند بلکه اگر وقف نمودند در سند وقفنامه تصریح نمودند که اداره اوقاف حق دخالت و نظارت ندارد. یک نفر حاجى ابوالقاسم بود که او را چایچى می‌گفتند و حالا عنوان مفرح دارد که مالک یخچى آباد پهلوى تهران است مستغلاتى هم در چهارراه مخبرالدوله و آنجاها دارد. شروع به ساختمان مریض خانه در یخچى آباد نمود ولى در وقفنامه به عقیده خودش دست اداره اوقاف را کوتاه نمود قرار شد یکورقه از وقفنامه را بیاورد مطالعه کنم که چگونه موفق به کوتاه کردن دست دولت و اوقاف شد آقایان این است احساسات مردم وارد عمل مأمورین اداره اوقاف شدیم در سبزوار اطلاع دارم اوقافى است که تولیت آن با اعلم بلد است و سال‌ها در تصرف مرحوم حاجى میرزا حسین سبزوارى بود پدر مرحوم آقا

+++

 آقازاده نماینده اسبق سبزوار بعداً در زمان قدرت شاه سابق که با تمام مقدسات این مملکت مبارزه شروع شده بود اداره اوقاف رقبایت موقوفه را تصرف کرد. اخیراً آقاى سیادتى که اعلم و اورع علماى سبزوار است متولى شرعى است ولى البته اسناد تولیت رقبایت نزد دیگران است اداره تحقیق اوقاف خراسان ایشان را متولى شناخته و حکم به تولیت ایشان داده است ولى تهران راضى نیست و می‌گوید باید در مأمورین اوقاف باشد اگر به صورت حساب عمل چند سال اداره اوقاف مراجعه نمایند عایدات موقوفه به هر مصرفى رسیده غیر از آنچه منظور نظر واقف بوده آقایان نمایندگان دولت لازم است از این عایدات صرف‌نظر کند چون امر وقف جزء امور حسبى است دادستان‌ها اگر اختلافى حاصل شد رسیدگى نمایند و کمتر مزاحمت مردم را فراهم کنند راجع به قشون، قشون ما قشون ملى نیست بلکه تشکیلات روى پایه نوکرهاى شخصى گذاشته شده (حاذقى- به طور کلى نفرمایید) (کشاورز صدر- نظام وظیفه است اولاد بنده و آقا و دیگران بودند که آنجا خدمت می‌کنند) افراد غرور ملى ندارند و کراراً امتحان شد که افسرهای جوان به واسطه عدم رضایت از تشکیلات عملیاتى که به مصلحت مملکت نبود نمودند افسران سوئدى که ژاندارمرى را تأسیس نمودند افراد را براى خدمت به مملکت تربیت کردند ولى در دوره بیست ساله روحیه قشون خوب نیست و این نقص تشکیلات است و تمام خرابی‌ها از این فکر «چه فرمان یزدان چه فرمان شاه» ناشى شده این فکر براى دوره دیکتاتورى و قلدرى مناسب است امروز باید گفت «چه فرمان یزدان چه فرمان قانون» امروز در دنیا اراده ملت حکومت می‌کند نه شخص در مقابل اراده ملت در حکم پشه در مقابل تندباد حوادث است من عقیده دارم دولت باید اولًا چند نفر که صالح براى ریاست ستاد ارتش باشند به مجلس معرفى نماید مجلس یک نفر را براى مدت سه سال یا پنج سال انتخاب کند و اگر لازم باشد از ممالک غیر انگلیس و روس و آمریکا یک افسر استخدام شود و قشون ملى ترتیب شود و ما را از شر این نوکرهاى شخصى نجات دهد تا بدانند که نباید به طرف ولى نعمت خود شلیک نمایند و وقایع شوم خونین‌ 27- 3- 1327 در آتیه تکرار نشود. در جلو مجلس در مقابل چشم ما به مردم شلیک کردند. موضوع وزارت کشور این سازمانى است که شیر بدون سر و دم و شکم است (کشاورز صدر- پس بفرمایید همه را جمع کنند) در تمام تشکیلات باید تجدید‌نظر شود و این منظور نیست مطابق حیثیات و مقام این ملت بیچاره نیست تشکیلات براى نوکرى مردم است نه مردم براى مالیات دادن به این تشکیلات. موضوع وزارت کشور این سازمانى است که شیر بدون سر و دم و شکم است زیرا که شهربانى خود اداره مستقلى است و یک نفر که اطلاعات قضایی ندارد در رأس او می‌گذارند و از دوره قلدرى مد شده و هنوز این رویه باقی است در صورتی که شهربانى جزء دستگاه قضایی است و پرونده مقدماتى را در موضوعات جزایی در شهرها شهربانى تهیه می‌کند و عادت به دوسیه سازى شده است مثلًا یک اداره دارد که نام او را نمی‌دانم سابقاً اداره سیاسى گفته می‌شد و اعتبار بدون اسم زیاد داشت و وظیفه اصلى این اداره دوسیه سازى بود براى فلان وکیل فلان وزیر فلان شخص با اثر دوسیه بازى از اینجا شروع می‌کردند یک عضو گزارش دروغ می‌داد که مثلًا جناب آقاى فهیم‌الملک در ساعت ده شب به اتوبوس شماره فلان خارجى سوار شد از فلان نقطه گذشت می‌خواهند براى آقاى فهیم‌الملک دوسیه درست کنند دیگرى از مأمورین گزارش می‌داد در فلان ساعت نماینده رسمى فلان دولت از فلان محل گذشت دیگرى گزارش می‌داد فلان نطق را فلانى در فلان مجمع نمود و هکذا گزارش پشت سر هم بالنتیجه آقاى بدبخت را شهربانى دستگیر می‌کرد و به حساب او رسیدگى می‌کرد اگر مطالب مورد تقاضا در جریان حل می‌گردید دوسیه راکد بود و اگر حل نشده پرونده به محاکم عمومى براى تعیین مجازات ارسال می‌گردید:

البته در قانون گزارش مأمورین رسمى و ضابطین دادگسترى رسمى است تا خلاف آن معلوم شود و مدتى این بدبخت گرفتار بود تا دروغ بودن گزارش‌ها معلوم شود و قوانین نیز در دوره قلدرى براى تضییق و فشار مخالف عدالت و احقاق حق زیاد داریم که مجلس بدون مراجعه و مطالعه بلکه تحت فشار تصویب کرده است مثلًا قانون محاکمات ارتش که هنوز مورد عمل است ابداً جنبه احقاق حق ندارد بلکه اختیارات زیاد به مافوق براى فشار به مادون داده است بلکه فصولى دارد که مخالف قانون اساسى است زیرا که در حکومت مشروطه نظر قانون گذار متوجه این قسمت بوده است که خود حکومت نداشته باشد و شاه را مافوق تمام تشکیلات دانسته و آنچه ارفاق و بخشش بوده است دولت باید به نام شاه انجام دهد که شاه در قلوب ملت جاى داشته باشد و آنچه انجام وظیفه قانونى است ابداً شاه مسئول نیست و حتى وزرا نمی‌توانند اوامر کتبى و شفاهى شاه را مستند قرار دهند بلکه خود مسئول در مقابل قانون و مجلس می‌باشند این مطلب کاملًا از فلان مواد قانون اساسى ایران ظاهر است حال این قانون محاکمات ارتش چون در دوره قلدرى به نام مجلس به جریان گذارده شده و قسمت‌های مهمى را با اجازه شاه قرار داده حتى حق فرجام که از حقوق خصوصى محکوم است و دادستان نیز براى حفظ قانون حق فرجام دارد به اجازه شاه واگذار شده و این مواد صریحاً مخالف قانون اساسى است و لازم‌العمل نمی‌باشد آقایان نمایندگان روزى باید توجه این خرابى‌‌هاى 20 ساله کرد اگر دسته متملق و چاپلوس مطلب را به شکل دیگرى جلوه دهند خیانت به مملکت و شاه فعلى کرده و آتیه خطرناکى براى این مملکت و شخص شاه دارد آقایان می‌دانند من شاه‌پرست نیستم ولى صلاح مملکت می‌دانم که شاه مشروطه در ایران باشد که طوائف مختلف از کرد- لر- عرب- ترک- بلوچ و غیره در پیشگاه شاه همه احترام گذارده وحدت ملى ایران محفوظ باشد و شاه در قلوب مردم منزل داشته باشد نه شاه سرنیزه باشد در دنیاى امروز سرنیزه چندان ارزشى ندارد هیتلر متکى بود به قشون دیدیم چه شد رضا شاه متکى بود به قشون دیدیم چه شد. امپراطور ژاپن در قلوب ملت ژاپن جاى داشت پس از تسلیم بلاشرط مقام امپراطورى او محفوظ است چون سلطنت بر قلوب داشت هنوز بر تخت خودش نشسته است تا وقتى از ملت او را جدا نکنند نمی‌توانند او را از جاى خودش تکان بدهند آقایان متملقین و چاپلوس‌ها با زبان دوستى دشمن شاه و مملکت می‌باشند خدا هم ماها را از شر این طبقه متملق و چاپلوس نجات دهد (الهى آمین) لازم است وزارت کشور در تشکیلات مملکتى تجدید‌نظر کند براى شهرها هر 500 نفر یک پلیس اقلًا لازم دارد براى امنیت داخله کشور هر یک فرسنگ مربع یک نفر ژاندارم اقلًا لازم دارد ولى این پاسبان و ژاندارم باید سیر باشد حقوق کافى داشته باشد کاملًا مجهز و مسلح باشد طیاره و تانک و تلگراف و تلفن بى سیم و با سیم و سائر حوائج در اختیار داشته باشد و از این کثافت فعلى خارج شود. آقایان باید مردم در هر نقطه پلیس و ژاندارم را دیدند قلباً مسرور شوند و نماینده عدالت و قانون در نظر جامعه باشند آیا امروز چنین است؟ شنیده می‌شود در اغلب دزدی‌ها همین مأمورین شرکت دارند و سهم دارند من شنیدم یک نفر افسر کوچک که مأمور مرز بوده است در مدت کوتاهى موفق شده است که یک عمارت چند صد هزار تومانى خریدارى نماید آیا از طریق صرفه جویی در حقوق موفق شده است؟ من در این موضوع که از جرائم عادى و مشهود است زیاد دارم ولى چه کنم که آقاى صدراعظم جنایات 27 ر 3- 27 که در جلو چشم ماها بوده رسماً تکذیب می‌کند و دروغ رسمى در این مملکت مد شده و قباحت آن از بین رفته وزارت کشور لازم است براى تشکیلات یک واحدى در نظر بگیرد که بخش باشد و این بخش کمتر از ده هزار نفر نباشد با ترکیب چند بخش یک فرماندارى داشته باشد و اساس انتخابات و سایر احتیاجات روى تشکیلات اصول وزارت کشور گذارده شود و این ترتیب فعلى خوب نیست که یک قریه یا بخش در موقع انتخابات تابع فلان نقطه موقع پرداخت مالیات تابع نقطه دیگر موقع سرباز دادن تابع محل دیگر باشد و همه روزه مردم در عذاب باشند این تشکیلات وظیفه وزارت کشور است دولت در شکم دولت معنى ندارد و وزارت جنگ براى خود دارایی براى خود دیگران براى خود تشکیلاتى دارند و اسباب زحمت مردم می‌باشند لازم است وزارت کشور نقشه و تشکیلات علمى و استدلالى که مناطق مختلفه در مراکز خود رفع حوائج خود را نماید رسم کند البته با نظر گرفتن حوائج ادارات مختلف و سائر دوائر و تأسیسات تابع تشکیلات وزارت کشور باشند. اما دادگسترى من میل ندارم زیاد حرف زده باشم ولى از آقایان می‌پرسم آیا نباید این دستگاه اصلاح شود خوشبختانه افراد صالحى زیاد در حوزه قضایی داریم مقتضى است بدست خود آن‌ها شروع به اصلاحات شود فعلًا یک محکمه انتظامى داریم که به عمل تقصیرهاى انتظامى و ترفیع قضات رسیدگى می‌کند و از این حیث خیلى منظم است لازم است یک محکمه دیگرى مثل محکمه انتظامى براى نقل و انتقال و خلاف و انتخابات و تشکیلات داشته باشیم البته نه به انتخاب وزیر دادگسترى بلکه به انتخاب خود قضات که از پایه 9 به بالا باشند لازم است به بودجه دادگسترى توجه شود و دستگاهى که حافظ امنیت و عدالت است باید حقوق خوب و وسائل کافى تحت اختیار آن‌ها باشد تا بتوانند انجام وظیفه نمایند لازم است تجدید نظر در قوانین بشود مثلًا دیوان کیفر عمال دولت این دستگاه

+++

 در ممالک دیگر با این ترتیب نیست چرا در ایران تأسیس شد من عقیده دارم چون در ایران قانون در حق اقویا نباید اجرا شود و در حق ضعفا مضاعف فشار وارد کند اینست اصول مذهب دیوانیان که ملکم در کتاب خود نوشته اگر میل داشته باشند آقایان فصلش را بیاورم براى آقایان بخوانم (یک نفر از نمایندگان- کتاب چى آقا؟) اصول مذهب دیوانیان 50 سال 60 سال پیش نوشته خیلى تطبیق می‌کند با دوره حاضر، تاریخ تأسیس این دستگاه از تشکیلات داورى و بسط قدرت مرکزى یکى از دادستان‌ها، یک فرماندارى را تحت تعقیب قرار داد آن فرماندار قوى بود با یکى از رجال متنفذ دربار دوره قلدرى منسوب بود این موضوع در خراسان اتفاق افتاد لذا دستگاه دیوان کیفر کارمندان دولت تأسیس شد که هر مأمور در منطقه خود آزاد باشد اگر شکایتى رسید و متعدى طرف توجه مقامات نیست دستور تعقیب و فشار داده شود و اگر داماد فلان سرلشگر است و یا طرفدارى قوى و شرکا جرم در مرکز دارد موضوع مسکوت بماند این دستگاه به عقیده من باید از بین برود و مأمورین دولت مثل دیگران تحت تعقیب قانون واقع شوند و با همان جریان محاکمه شوند.

ممکن است دولت بگوید که فلان استاندار از نظر مصالح سیاسى مرتکب عملى شده است که طبق قوانین جرم است ولى مصلحت در تعقیب فعلى نیست براى رفع این اشکال مانعى ندارد که تمام مأمورین مانند نماینده مجلس و وزرا و قضات که هر یک به طریقی باید اجازه تعقیب داده شود و خلاصه سلب مصونیت نمایند براى سایر کارمندان دولت نیز مقرراتى از نظر سلب مصونیت باشد که دستگاه قضایی اسباب اشکال سیاسى نشود و این دستگاه دیوان کیفر که چند هزار پرونده متراکم است جمع شود. موضوع 62 و 63 سود ویژه معاملات اقتصادى و درآمد بانک صنعتى است و درآمد ارز آقایان تمام کارهاى دولت حکم کبسول است که ظاهرى ملایم و شیرین و مطبوع و در داخل معلوم نیست چه دارد آیا سم است و یا داروى نجات بخش؟

آقایان پس از انقلاب شمال ایران بعد از جنگ اول و ایجاد دولت اتحاد جماهیر شوروى در امور اقتصادى ما فرق کلى حاصل شد قانون عرضه و تقاضا عملًا لغو شد زیرا که همسایه شمالى در تجارت با دیگران رژیم خود را مجبور بود رعایت کند و آن دخالت دولت بود در تمام شئون اقتصادى و ملت ایران که میل داشت با مجاورین خود معامله کند محصول ایران که باب تجارت شمال بود چند میلیون نفر فروشنده بود و یک نماینده دولت شوروى خریدار و بالعکس براى خرید محصول دولت شمالى چند میلیون در ایران خریدار بود ولى فروشنده فقط یک دستگاه از طرف اتحاد جماهیر شوروى و نتیجه این عمل معلوم بود که استقلال اقتصادى ایران معنى دیگر نداشت و مجبور بودیم اگر آزادى تجارت در ایران را رعایت کنیم باید چشم از همه چیز بپوشیم و منتظر تصمیم مسکو باشیم براى رفع این اشکال قانون انحصار تجارت گذشت که بتوانیم در مقابل یک دولت که از طرف شمال براى فروش و خرید در ایران مشغول عمل است ماها یک دستگاه داشته باشیم دنبال این فکر شرکت مرکزى درست شد بعدها تجارت مملکت با آلمان روى اصل تهاتر گذارده شد حقیقه در عمل ما با ممالک مختلف روى پایه عمل متقابل رفتار کردیم البته این دستگاه خیلى منظم می‌شود آنچه براى حفظ دستگاه قلدرى مفید بود خوب می‌چرخید و آنچه براى حفظ عامه بود وارد جیب افراد متملق و چاپلوس و حق و حساب بده می‌گردید مثلًا روس‌ها در ایران اجناس بردند و در مقابل بلور و شیشه دادند. این جنس که وارد شده بود در مقابل صادرات شمالى به نفع ملت فروخته شد؟ خیر! بلکه چند نفر از شرکت مرکزى خریدارى کردند و عملًا این اجناس منحصر شد به آن چند نفر حالا تومانى ده تومان یا صد تومان یا هزار تومان فروختند خدا می‌داند و این میلیونرها که مثل قارچ از زمین جوشید نتیجه عمل انحصار بود البته انحصار تجارت روى منطق معامله متقابله بسیار صحیح بود و عمده فروشى دولت با نداشتن تشکیلات مطابق مصلحت بوده و دست‌های مخفى و حق و حساب که دیده نمی‌شود و قانون گران فروشى که مشمول آقایان محترم نیست.

آقایان کرسی‌های وکالت اطاق تجارت و غیره را اشغال کرده ابداً شلاق با مزاج آقایان متناسب نیست فقط بیچاره یخ فروش سر کوچه ما باید شلاق خورده پول براى اطاق نصرت بدهد آقایان حق حساب را در موقع خود داده مشمول این مقررات نمی‌باشند. حتى کار به جایی رسیده که دوا و قرص و حب که طرف حاجت همه می‌باشد چند نفر انحصار به خود کردند و کردند آنچه کردند که ملت ایران را به این روز سیاه نشانده و در پایتخت مملکت در قسمت‌های جنوبى مثل دوره حجرى در مغازه زندگى می‌نمایند در سوراخ‌های زیرزمین مسکن می‌نمایند. اول از اسعار صحبت کنیم در مدت قبل از شهریور 320 کمیسیون ارز براى این بود که از همه کس اسعار را گرفته در راه منافع شاه و قشون مصرف شود و این کارخانه‌جات امروز آنچه شخصى است از طفیل وجود دیگران است من میل ندارم وارد خصوصیات شوم و آنچه تحت اداره بانک صنعتى است براى شاه سابق از حاصل دسترنج این مردم بدبخت تهیه شد.

آقایان اگر از گذشته چشم بپوشیم و میل داشته باشیم در آتیه از این دستگاه ملت و مملکت استفاده کند باید رویه را عوض کنیم اول در مقابل صادرات آنچه ارز حاصل می‌شود دولت دخالت نکند ولى مانع از ورود اجناس غیر لازم شود و خود صادر کنندگان اسعار خود را به هر کس گران‌تر خرید بفروشند- دوم ارزهاى دولتى است باید دولت مبلغى براى کمک به محصلین و اشخاص مریض و مأمورین خود که به خارج مسافرت می‌نمایند تخصیص داده بقیه را تحت اختیار یک بانک وارداتى بگذارد که اجناس طرف حاجت عموم از قبیل دارو و کاغذ و قماش نخى ارزان قیمت، قند و شکر و آهن وارد کند نه مثل شرکت مرکزى که داشتیم بلکه یک نفر تاجر را براى مدت 5 یا 7 سال داخله باشد خارجه باشد فرقى نمی‌کند هرکس تخصصى دارد کنترات کند که این تاجر را تحت فشار فلان وزیر و وکیل و روزنامه‌نویس و غیره نباشد.

بدیهى است سایر تجار نیز براى ورود این قبیل اجناس آزاد باشند و دولت از سود تجارتى و تفاوت قیمت ارز و غیره مستفید شده و سیاست اقتصادى خود را خوب اداره کند و لازم نیست اسعار به اشخاص داده شود که یکى کمتر یکى بیشتر گرفته و این تبعیض‌ها که می‌شود بشود. دولت تاجر خوبى نیست اگر دولت تاجر و مالک خوبى بود گفتم خود دولت وارد نکند یک بانکى باشد براى واردات مانند بانک ناشر اسکناس که داریم یک بانکى هم براى واردات این چند قلم تأسیس شود. بیلان را آخر سال می‌دهیم سود زیان که دارد به خزانه مملکت می‌دهد. دوم راجع به عمل بانک صنعتى است بدیهى است اگر بانک مستقل باشد و اشخاص علاقه‌مند در رأس بانک باشند با کمک بانک فلاحتى ممکن است این مملکت نجات یابد ولى به شرط‌ها و شروط‌ها اول کارها را باید با نظر متخصص انجام دهند نه این که هیئات وزرا بر خلاف تشخیص متخصصین تصویب‌نامه صادر کند که باید کارخانه قند در فلان نقطه باشد این را باید متخصص معین بکند دولت چه می‌فهمد که این قند بلوچستان آنجا چغندر که می‌کارند صدى 10 یا صدى 18 می‌دهد دولت تصویب‌نامه صادر می‌کند که باید کارخانه قند را در فلان ناحیه نصب کنند دولت وظیفه او نیست متخصصین هرچه تشخیص دادند باید عمل کند دولت نباید در کارها دخالت کند در زمان شاه سابق اراده شاه مافوق همه چیز بود ولى مع‌الوصف کارخانه قند در مازندران تأسیس شد بعد متخصصین به شاه گفتند که چغندر مازندران کمتر از خراسان و اراک و سایر نقاط مواد قندى دارد شاه قبول کرد با این که کارخانه تهیه و حاضر شده بود از آنجا بردند به محل دیگرى ولى فعلًا براى خرید دو کارخانه قند آنچه متخصصین می‌گویند در فلان نقطه خراسان باید گذارده شود بیشتر بهره‌بردارى خواهد شد هر روز یک تصویب‌نامه صادر می‌کنند که خیر نظر متخصص غلط است شاه وعده داده است که در فلان نقطه بگذارند. (رضوى شیرازى- آقاى حائرى‌زاده این طور نیست. این طور نیست آقا خلاف عرض کرده‌اند) (کشاورز صدر- متخصصین نظر داده‌اند) این تصویب‌نامه هیئت دولت را مخالفم دولت حق ندارد در کار فنى و تخصصى تصویب‌نامه صادر کند (رضوى شیرازى- همین شده است اگر واقعاً نظر جناب عالى است این است شده است) در بانک صنعتى مهندسین و اشخاص خوب زیاد داریم ولى هیچ کدام براى آن کارى که تخصص دارند به عقیده من انتخاب نشده‌اند یک شخصى را من شنیدم که تحصیلاتش در کارهاى نفت بوده است و اطلاعاتش که باید براى کارهاى نفتى و استخراج نفت از او استفاده بکنند در صورتی که این شخص را براى پخش کالاى بانک صنعتى فرستاده‌اند این شخص بسیار آدم خوبی است منهم به او ارادت دارم ولى از این شخص باید در جاى خودش استفاده بکنند فرمایش آقاى مهندس رضوى است باید هرکس را در قسمتى که تخصص دارد بگمارند نگذارید این نظرهاى خصوصى اشخاص اعمال شود رأى زید و عمرو است که این ماشین را این جور خراب کرده اگر رفته بودند روى تحقیق که هر کس در هر قسمتى که تخصص دارد او را به همان کار بگمارند این مملکت را به این روز سیاه نمی‌نشاند مثلًا مهندس کارهاى نفت عهده دار عمل تجارتى است ممکن است بنده

+++

 یا شما یا دیگران از نظر قرابت، رفاقت و غیره اعمال نفوذ کنیم که فلان مهندس رئیس کارخانه قند شود در صورتى که ابداً این آقاى مهندس اطلاع از کارخانه قند ندارد. اشخاصى را می‌شناسم که فقط حقوق به آنها داده می‌شود و غیر از شرارت سرمایه و عمل ندارند بلکه یک دسته اعیان کارگر نما در کارخانه‌جات هست که مطابق حقوق یک نفر وزیر به اسامی مختلف حقوق می‌گیرد در صورتی که سواد خواندن و نوشتن ندارد فقط سرمایه آقا چاقو کشى است و این عمل ترویج شرارت به تدریج در مملکت معمول شده و نیست مگر خرابى دستگاه حکومت که عدالت اجتماعى و امنیت نیست و باید اشخاص براى دفاع از حق خود یا تعدى به حقوق دیگران حمایت از اشرار نمایند و مانند اواخر دوره مظفرى است که داش‌ها و الواط هر کدام پاتوق داشتند. در قسمت عایدات مختصر مطالبى گفته شد وارد قسمت هزینه شویم. اول موضوع وزارت کار است و اداره انتشارات و تبلیغات: آقایان هنوز تکلیف وزارت کار معلوم نشده البته اداره کارى براى حفظ حقوق کارگر لازم است همچنین اداره روابط مالک و مستأجر لازم است براى این که به حقوق یکدیگر تعدى ننمایندو همچنین خیلى تأسیسات که در ممالک دیگر هست باید در ایران ایجاد شود. ولى وزارتى که هنوز قانون اجازه و تأسیس آن را نداده، قوانین روابط کارگر و کارفرما، و روابط بین مالک و زارع هنوز مشروح نگذشته فقط براى تأسیس دستگاه عریض و طویل در بودجه از جیب این مردم فقیر مبالغى بدهیم معنى ندارد. از آثار اداره کار در حمام همسایه خود دیدم که کارگرى انگشتر یک نفر را گفتند سرقت نموده صاحب حمام جریمه سرقت را داد و آن کارگر را خارج کرد. بعداً اداره کار براى حفظ حقوق کارگران کارگر متهم را با فشار تحمیل به حمامی کرد. حمامى می‌گوید من باید به این ترتیب حمام را تعطیل کنم و به این کارگر نمی‌توانم با نظر اعتماد نگاه کنم و همکارى فرع اعتماد است. بدیهى است استاد حمام یک کارگر است دلاک هم یک کارگر و در ایران از چند نفر عزیز بلاجهت که بگذریم همه زحمتکش و در تحت فشار می‌باشند. اما این اداره تبلیغات آقایان، مگر خانواده سلطنتى در دنیا منحصر بایران است، مگر خانواده سلطنتى در دنیا منحصر بایران است. مملکت انگلستان هم سلطنتى است معامله اداره تبلیغات انگلستان چیست؟ هر موقع رادیو تهران پیچش باز شد در اطراف دستگاه سلطنت و منسوبین و خدام و حرکت و سکون و ... و ... یک دستگاه حرف می‌زند آیا در دستگاه تبلیغات انگلستان نیز همین رویه معمول است؟ این دستگاه که باید دستگاه تملق و چاپلوسى اسم داشته باشد با این صورت ابداً لزوم ندارد باید این دستگاه اصلاح شود راجع به وزارت جنگ البته ایران قوه مسلح براى حفظ نظم داخلى شهرها و راه‌ها و داخله مملکت لازم دارد (صحیح است) ولى این تشکیلات که حافظ نظام داخلى است و سیاست داخله را اداره می‌کند باید تحت‌نظر وزارت کشور باشد (صحیح است) سابقاً گفتم اگر دنیا در سایه عدالت اجتماعى اداره شود ملل امثال ایران گرفتار جنگ‌های خارجى و حملات همسایه‌ها نخواهد شد و اگر خداى نکرده شکل دیگر اداره شود این سپهبدها و سرلشگرها همان رفتارى را که در شهریور 20 نمودند خواهند کرد (حاذقى- کلیت ندارد آقا، این طور نفرمایید) فقط این دستگاه با این تشکیلات که دولت قوى و غیر مسئول در شکم دولت ضعیف و مسئول می‌باشد سرتاسر براى مملکت ضرر دارد اگر مقررات بین‌المللى ما را ملزوم می‌سازد که قشونى براى حفظ امنیت جهان به سهم خود نگاهدارى کنیم باید اول این تشکیلات را منحل کنیم بعد روى شالوده صحیح قشونى در حدود تناسب عایدات مملکت و جمعیت داشته باشد که قشون ملى باشد نه قشون شخصى (دهقان- قشون ما قشون ملى است این‌ها برادرها و پسرهاى ما هستند آقاى حائرى‌زاده) این‌ها توى مدرسه بروند درس بگویند دیگران را باسواد کنند (دهقان- آقاى حائرى‌زاده الان که دارند تمام نظامی‌ها را هم باسواد می‌کنند، شما باید تقدیر بکنید از عملیات وزارت جنگ) امروز جناب وزیر جنگ فقط یک مسئولیت اسمى دارد ولى یک دستگاهى است به نام ستاد ارتش که در مقابل مجلس مسئول نیست و تمام اختیارات را دارد چون 20 سال ما عادت کردیم که هر کس اسلحه به دست گرفت و لباس نظام پوشید هر ظلم و تعدى کرد چه فرمان یزدان چه فرمان شاه بگوییم. گاهى می‌شنویم در ستاد ارتش جمعى از وکلا دعوت شده‌اند براى اصلاح فلان استان مذاکره نمایند آقایان قشون را حق مداخله در سیاست نیست (صحیح است) سیاست داخلى با وزارت امور خارجه لشکر چکار دارد دخالت در امور اقتصاد یا بهداشت یا فرهنگ کند؟ قوه مسلح براى دنیا است که هر وقت به او فرمان حرکت دادند حرکت کند هر وقت فرمان عقب نشینى دادند برگردد. چه مناسبت دارد سیاست با قشون؟ در تمام دنیا مدلل شده است که شمشیر باید تحت اراده قلم باشد. مگر دوره بربریت در ایران شروع شده که قشون در تمام کارها دخالت دارد؟ مگر ممالک دیگر قشون ندارند یک روزى بود که یک دسته قزاق یاغى شد و وارد تهران شد مجلس وجود نداشت شاه ضعیف بود، تسلیم یاغی‌ها شد آن‌ها را به نام دولت و قوه مجریه قبول کرد سیاست آن روز دنیا مساعد با این فکر یاغی‌گرى بود کردند آنچه کردند. با حوادث شهریور 20 و امتحان آن دوره امروز دیگر نباید آن شرارت‌ها تجدید بشود بلکه آنچه از مواد که به اسم قانون دوره 20 ساله در دست هست و مخالف قانون اساسى است که لغو است و در بقیه باید تجدید‌نظر شود، ما اگر لازم است که قشونى داشته باشیم باید قشون ملى باشد نه دستگاه نوکر شخصى آن هم دستگاه غیر مریی که یک روز به نام حکومت نظامى دو روز دیگر به نام دیگر در تمام شئون اجتماعى دخالت کند. بیشتر امروز در این موضوع لازم نیست گفته شود بعدها راجع به محاکمات ارتش و این که دستگاه قلدرى از تبصره حق فرجام محکومین دادگاه نظامى چگونه وحشت نموده و کشف شد که در پس این پرده چه جنایاتى می‌شود صحبت خواهم کرد. موضوع وزارت بهدارى مبلغ 22 میلیون و کسرى بودجه دارد و این بهدارى مملکت با این عرض و طول نصف بودجه را در وزارت بهدارى مصرف می‌کند و تقریباً نصف این مبلغ مخارج دستگاهى است به اسم سازمان خدمات اجتماعى و شاهنشاهى و این تحت نظر دکتر آشتیانى اداره می‌شود من تعجب کردم در یکى از نطق‌های اعلیحضرت همایونى تصریح شده بود که این سازمان تحت نظر ایشان است و دیگرى مسئول نیست. البته اعلیحضرت طبق قانون اساسى مسئولیت ندارد پس از نظر حقوقى شش میلیون تومان که ما تصویب می‌کنیم به سازمان داده شود اگر به مصرف خود نرسید و صرف حزب سازى براى انتخابات شد از چه کسى باید پرسش شود؟ البته این جمله معترضه بود و در موقع خود صحبت خواهد شد. اگر ما هر دو بودجه را یکى بکنیم بودجه خدمات شاهنشاهى با بودجه وزارت بهدارى و مبلغ بیشترى هم اضافه کنیم و آقاى دکتر آشتیانى که انصافاً خوب از عهده این تشکیلات بر آمدند و خود من هم در گیلان رفتم دیدم یکى از آن‌ها را، خوب ایشان در مقابل مجلس وزیر مسئول باشند و تمام آن سازمان شاهنشاهى و خیریه و هرچه هست به ایشان بدهیم چه عیب دارد؟ ما یک مسئول بشناسیم توى مجلس والّا پول بدهیم همین طورى و معلوم نشود مسئول کیست این خیلى بی‌معنى است (دکتر طبا- الان خیلى خوب خرج می‌شود) در حکومت مشروطه این حرف‌ها فایده ندارد این حرف‌ها یک چیزهایی است خیلى شیرین و قشنگ ولى تویش ممکن است یک سمى باشد که یک دفعه شما را بکشد این است که ما باید اصول را از دست ندهیم اگر ما هر دو بودجه را یکى کنیم که یک مبلغ بیشترى بشود و آقاى دکتر آشتیانى که فعلًا اداره سازمان را عهده‌دار هستند مسئول مجلس باشند و جناب دکتر اعلم‌الملک که مردم از وجود خود ایشان بیش از وزارتشان استفاده می‌کنند بمردم استفاده بدهند چه ضرر دارد؟ ما که مخالف نیستیم که از بودجه مملکت مبلغى به مصرف بهداشت برسد چرا دو دستگاه داشته باشیم یکى مسئول و یکى غیر مسئول که در استخدام دکتر با یکدیگر رقابت کنند بلکه یک دستگاه داشته باشیم که مفید براى مملکت باشد. آقایان هیچ کس به عنوان سوء قصد و خیانت و جنایت اعمال خود را به شما معرفى نمی‌کنید بلکه امور خیریه، اصلاحات اجتماعى، آزادى، عدالت و امثال این حرف‌های خوب را شعار قرار می‌دهد ولى بعدها به نام آزادى دشمن آزادى است به نام عدالت ظلم را تقویت می‌کند، البته اعلیحضرت همایونى مافوق همه است سازمان اختصاص به ایشان ندارد، تمام کارهاى خوب مملکت به نام ایشان انجام می‌شود چرا مقام سلطنت را کوچک بکنیم بگوییم اصلاحات سازمان خدمات اجتماعى شاهنشاهى تعلق به شاه دارد بلکه تمام دستگاه مملکت تمام قوانین و احکام ضرب سکه طلا و نقره و غیره به نام اعلیحضرت همایونى است این اشخاص متملق و چاپلوس براى این که خود را وارد جریان کنند شاه را سپر قرار می‌دهند، آقایان شاه مال مملکت است نه مال سرنیزه و مال اشخاص بدیهى است که اگر جمعى شاه را فقط مال خود معرفى کنند یا سرنیزه شاه را فقط مال خود بداند کسانی که از آن اشخاص رنجشى داشته باشند یا از سرنیزه صدمه دیده‌اند از شاه رنجش حاصل خواهند کرد این موضوع

+++

 ابداً نه مصلحت شاه است و نه مصلحت مملکت بلکه باید دستگاه بهدارى وسازمان و غیره یکى شود. این مبلغ ناچیز براى بهدارى کافى نیست بلکه مصلحت است مالیات مخصوصى براى مبارزه با امراض عمومى از قبیل مالاریا، سیفلیس، تراخم و غیره وضع شده و یک تشکیلات بزرگ براى بهداشت عمومى داده شود و این مسخره بازی‌ها خاتمه یابد.

براى مسرور کردن احمد و محمود با حیات یک ملت نباید بازى کرد. باید جدى براى مصالح جامعه عمل کرد اگر آقایان وزرا این مطالبى که میگویم به عنوان نصیحت به شاه نمی‌گویند خیانت به شاه می‌کنند آقایان شاه یک جوانى است ایرانى. چندى در اروپا تحصیل کرده البته اگر اشخاص فهیم و مجرب مصالح او را نگویند و اشخاص چاپلوس براى خوش آمد بر خلاف مصالح او صحبت کنند ممکن است اعمالى از شاه ناشى شود که به ضرر خودش و مملکت باشد. من چون به این مردم به این آب و خاک که همه چیز من را داده علاقه دارم حقایق را می‌گویم (حاذقى- همه علاقه دارند) و آقایان را از طوفان خطرناک امروز دنیا مطلع می‌سازم و باید زودتر جدى براى اصلاح جامعه بکوشیم تا استقلال و سعادت ما باقى بماند راجع به وزارت دادگسترى حرف بسیار است و همه توجه دارند که عدالت اساس حکومت و آبادى و همه چیز مملکت است.

آیا این مبلغ جزیی براى تشکیل دستگاه عدالت کافى است؟ آقایان بین بودجه وزارت دارایی و جنگ از یک طرف و بهدارى و دادگسترى از طرف دیگر مقایسه فرمایید من راضى هستم بودجه این چهار وزارتخانه را رویه‌ام ریخته به هریک یک ربع بدهند این وزارتخانه‌ها یکى اولاد خانم نیست و یکى اولاد کنیز بلکه عدالت باید مافوق همه باشد اگر عدالت باشد مردم می‌توانند زندگانى بکنند و اگر عدالت نباشد یک عده اراذل و الواط می‌توانند زندگى بکنند و باقى مردم در فشار و رنجند ما می‌گوییم که این عدالت هم باید مثل مشت و زور هم قوه با آن‌ها باشد مأمور مالیاتى را که براى وصول مالیات می‌فرستید بودجه مملکتى را ببینید تا ببینید مخارج آن چقدر است، بودجه وزارت جنگ را ببینید چه مبلغ است این دو تا را با بهدارى و دادگسترى رویه‌ام بریزید و چهار قسمت بکنید که این وضعیت یک قدرى رو به جلو برود. اما وزارت خارجه- آقایان دولت ایران جزء جامعه بشرى است و باید در کوران‌هاى مختلف وارد باشد و وزارت خارجه در حکم چشم مملکت است.

 سزاوار- آقاى رئیس تنفس مرحمت بفرمایید، آقایان یک عده بیرون می‌روند و بقیه اگر کار ضرورى هم داشته باشند باید همین طور بنشینند

حاذقى- چه کار ضروری‌تر از کار مجلس استقى- چه کار ضروری‌تر از کار مجلس است‏

رئیس- مدت جلسات را سه ساعت قرار داده‌اند و ده دقیقه دیگر مجلس ختم می‌شود بفرمایید آقاى حائرى‌زاده‏

حائرى‌زاده- ... وزارت خارجه در حکم چشم مملکت است که خطر را از دور تشخیص داده اطلاع می‌دهد آیا این مأمورین ما در ممالک مختلفه چشم بینا دارند و خطر را تشخیص می‌دهند؟ بنده خلاف آن را شنیدم. اغلب این آقایان حقوق را از ما می‌گیرند ولى به نفع دیگران دیده بانى می‌کنند (صحیح است) و چنان دیوار محکم در اطراف این وزارتخانه کشیده شده که تقریباً می‌توان گفت تبول و نان خانه چند فامیل است. آقایان، اشخاص تحصیل کرده دیگر نیز که حس وطنخواهى آن‌ها کمتر از آقایان موجود نیست در این مملکت وجود دارند. من عقیده دارم در سازمان و نفرات و بودجه و همه چیز این دستگاه باید تجدید‌نظر شود تا این که نظیر وقایع هیرمند و سایر آب‌های سرحدى در آتیه پیش آمد نکند.

آقایان خسارات ایران راجع به موضوع بحرین و خلیج فارس و نفت و شط العرب و فیروزه و سایر قسمت‌ها از خرابى دستگاه دولت و مخصوصاً وزارت خارجه ما می‌باشد. هنوز طلاهاى ما در بانک‌های خارجى است و به ایران انتقال داده نشده در معامله اشیاء زیادى امریکایی‌ها اگر وزارت راه و آقاى بدر نائب‌التولیه فعلى آستانه حضرت رضا مقصر می‌باشد ولى وزارت خارجه ما که چشم ما بوده بیگناه نیست فعلًا از این موضوع می‌گذرم اگر فرصت باشد ثانیاً صحبت خواهد شد. اما در وزارت پست و تلگراف بیچاره مردم این مملکت آقایان سیم خراسان به تهران همان سیم آهنى زمان شاه شهید است که کاش این سیم نیز با گلوله میرزا رضا خان کرمانى شهید شده بود آقایان بهترین کارى که رئیس پست و تلگراف مشهد می‌کند این است که پول تلگراف‌ها را گرفته و با پست می‌فرستد خود من در یک طیاره پست سوار شدم مسافر دیگرى نداشت و محمولات پستى خیلى مختصر داشت پرسیدم چیست گفت در هفته یک دفعه تلگرافات مشهد را با طیاره حمل به تهران می‌کنیم این است دستگاه فورى پست (صحیح است) البته حقوق اعضاء پست و تلگراف خیلى کم است یک مأمور از تهران با جزیی حقوق به فلان نقطه اعزام می‌شود البته اشخاص در تجارت و سیاست و غیره با یکدیگر رقابت دارند این آقاى رئیس پست و تلگراف از این رقابت به نفع خود استفاده می‌کند مثلًا یک نفر میل ندارد کاغذهاى رقیب او به مرکز خود برسد از مأمور پست استفاده می‌کند، لازم نیست رئیس پست هم باشد یک مأمور آنجا هست که آنچه کاغذ من بنویسم و تحویل پست بدهم آدرس آن را قلم زده آدرس دیگرى می‌نویسد. بدیهى است که به مقصد نخواهد رسید و پس از شش ماه عودت داده می‌شود الان میل دارید نمونه آن را نشان بدهم خطوطى که جهت خود من نوشته شده اول مقصود تهران بوده بعد قلم زده شده و نوشته است تجریش پس از چندى چون رئیس پست تجریش شخصاً مرا می‌شناخته مجدداً کلمه تهران را نوشته و پس از مدتى رسیده این یکى از انواع تقلب‌هاست که البته قربه الى الله تقلب نشده و مزد گرفته تقلب کرده چرا چون حقوق او کافى براى مخارج نیست و مرکز هم چندان اهمیت نمی‌دهد چون می‌داند این مأمورین از فشار گرسنگى مرتکب خیانت شده‌اند این شکایت را فقط صورى ما است مالى می‌کند.

راجع به وزارت فرهنگ هم چون آقایان علاقه‌مند به فرهنگ در مجلس زیاد داریم من صحبت نخواهم کرد و واگذار آقایان می‌کنم ولى حرف بسیار است که اگر آقایان نگویند من در موقع دیگر صحبت خواهم کرد اما وزارت کشاورزى- اگر به جاى این تشکیلات که این روزها امیدى نیست به حال مملکت مفید باشد فقط دستگاه آبیارى را تقویت می‌کردند و در نقاط پر جمعیت و کم آب چاه حفر می‌کردند بیشتر به حال مملکت مفید بود ولى چون این وزارت جدیداً تأسیس شده و در زمان شاه سابق مباشر املاک شخصى شاه بود و بکارى نمی‌توانست وارد شود و با این بودجه جزیی و نبودن وقت آثاری که قابل ذکر یا انتقاد باشد ندارد امیدواریم که بعدها خوب شود که تعریف بکنیم. اما دستگاه وزارت دارایی، لا حول و لا قوه الا بالله، آقایان در تمام دنیا و در مملکت خودمان و تمام بانک‌ها حق‌العمل براى وصول چه مبلغ باید داد؟ اگر مبلغ وصولى مختصر است صدى ده یا صدى پنج و اگر زیاد است صدى نیم یا صدى ربع است. این وزارت دارایی موجود که طبق لایحه 2- 10- 24 که صدر اعظم موجود وزیر دارایی بوده مخارج را صدى پانزده پیشنهاد کرده است. آیا به همان میزان پیشنهاد ایشان قناعت شده یا خیر؟

بعضى وجوهات می‌باشد که ابداً وزارت دارایی یک مأمور براى وصول آن عایدات ندارد مثل عایدات ثبت اسناد و املاک، عایدات نفت جنوب، عایدات بانک‌ها، یک شاهى مخارج وصول ندارد و وزارت مالیه می‌گوید که این عایدات را ما وصول کردیم بعضى از عایدات هم هست که وزارت دارایی وصول می‌کند امثال مالیات املاک مزروعى و غیره که ما به جاى صدى ربع و صدى نیم صدى سى حاضریم بدهیم که دست از سر ما بردارند. آقایان، الحمدالله اغلب شما سرمایه‌دار و مالک می‌باشید، براى مباشر وصول عایدات املاک خود چه مبلغ منظور می‌دارید؟ آیا وزارت دارایی غیر از مباشر وصول عایدات چه مقامى دارد که باید از صندوق عمومى و حاصل دسترنج مردم از اصل بودجه این مبلغ زیاد را بدهیم آنچه دزدى و دغلى مأمورین دارند به جاى خود و یک نفر تحصیلدار که در ماه کمتر از 200 تومان حقوق دارد در ظرف چند سال میلیونر می‌شود و به طمع کرسى وکالت هم می‌افتد موفق هم می‌شود از همان راه که ثروت تحصیل کرده موفقیت در عمل انتخاب هم حاصل می‌کند.

آقایان، توقع دارم چند نفر مورد اعتماد انتخاب کنید که به حساب‌ها رسیدگى کنند اول از خود من شروع کنند عایدات و مخارج و موجودى و قروض را ملاحظه کنند بعد دارایی پنج نفر از همین مباشرین و تحصیلدارهاى دارایی را که من معرفى می‌کنم رسیدگى می‌کنیم ببینیم چه بلایی به سر این مردم آورده‌اند و مردم را غارت کرده‌اند که مجبور به مهاجرت و ترک ایران شده و حاضر شده‌اند که املاک خود را بگذارند و با ژاندارمرى جنگیده و از ایران فرار کرده‌اند. آقایان این آشیانه فساد و غارت روزى باید آتش بگیرد و روى خرابه آن دستگاهى بسازیم که عامل به وظیفه خود باشد و این مضار را نداشته باشد قسمت پنجاه و ششم مخارج که نوشته شده است تتمه دیون خارجى دولت این موضوع باید توضیح داده بشود که چرا تا حال پرداخت نشده با این که کراراً راجع به این موضوع صحبت شده است، قانون گذشت از مجلس، سؤال شد از دولت سابق و در دولت اسبق هم مورد مذاکره بوده چه شده که هر زمان ستون مخارج این قرض ننگین را داریم حالا بانک خودمان هرچه که طلب دارد به جاى خودش. قرضى که این شرایط سنگین و نجس را دارد چرا تا حالا پرداخت نشده و هنوز توى این ستون نوشته شده است اگر سوء‌نیت نبوده چرا تا حالا این حساب را تصفیه نکرده‌اند و این حساب را باید تصفیه می‌کردند و این ورق پاره ننگین را

+++

 می‌سوزاندند. یکى دیگر قسمت 58 است که نوشته شده است مخارج سرى کشور این موضوع را می‌خواستم بپرسم که آیا مخارج اعلیحضرت از همین محل بوده است و آنچه که در بعضى از جراید نوشته شده است مخارج زیاد بوده است آیا این مسافرت به نفع مملکت بوده یا نه موضوعى است که در موقع خود پس از تحقیقات پرسش خواهد شد و فعلاً مسکوت می‌گذاریم موضوعى که بیشتر باید در اطراف آن بحث کنیم تبصره دوم ماده دوم یا قسمت 60 سایر هزینه‌های کشور است این موادى که اینجا نوشته شده است براى بودجه در ماده دوم یک تبصره‌ای دارد که من هرچه آن را خواندم غیر از سوء‌نیت چیز دیگرى نفهمیدم.

وزارت دارایى مجاز است از مبلغ 5700000 لیره که قرار است دولت انگلستان براى تصفیه مطالبات دولت ایران از بابت استفاده نیروى متفقین از راه آهن و بنادر ایران نقداً بپردازد مبلغ دو میلیون لیره از آن را به مصرف خرید فشنک و تعمیر کارخانه‌جات تسلیحات ارتش رسانیده و بقیه را جزء عایدات بنگاه راه آهن دولتى ایران منظور دارد که بعد از پرداخت بدهی‌های بنگاه بقیه براى رفع حوائج ضرورى‏...

رئیس- آقاى حائرى‌زاده زیاد مانده است؟ (حائرى‌زاده- یک صفحه دیگر دارم) می‌گویند باز هم هست اگر اجازه می‌فرمایید که بیاناتشان را تمام بکنند و جلسه را ختم بکنیم والّا که الان جلسه را ختم کنیم.

جمعى از نمایندگان- تنفس مرحمت بفرمایید.

رئیس- آقایان بیرون تشریف نبرند بنده مطلبى دارم بقیه بیانات آقاى حائر‌ی‌زاده می‌ماند براى جلسه بعد. از شعب این 18 نفر آقایان براى کمیسیون بودجه جدید انتخاب شده‌اند اسامى قرائت می‌شود و به اطلاع مجلس می‌رسد بعد هم در اولین فرصت یعنى صبح پنجشنبه قبل از تشکیل مجلس هیئت رئیسه خودشان را انتخاب می‌کنند. حالا اسامى قرائت می‌شود (به شرح زیر قرائت شد) مقام محترم ریاست مجلس شورای ملى ذیلاً اسلامى آقایان اعضاى کمیسیون بودجه جدید که اخیراً از شعب انتخاب شده‌اند به عرض می‌رساند: از شعبه اول آقایان عباس مسعودى. امیر نصرت اسکندرى.

تقى‌زاده- از شعبه دوم آقایان سید على بهبهانى. کشاورز صدر.

مکرم- از شعبه سوم آقایان دکتر معظمى. دکتر فلسفى.

اسدى- ازشعبه چهارم آقایان ملک مدنى. عباس اسکندرى.

وثوق- از شعبه پنجم آقایان ضیاء ابراهیمى.

مهندس رضوى حسن اکبر- از شعبه ششم آقایان دکتر امینى. افخمى. ملکى.

2- تعطیل جلسه به عنوان تنفس

 رئیس- جلسه به عنوان تنفس ختم می‌شود جلسه آتیه پنجشنبه ساعت هشت و نیم صبح، ساعت 9 زنگ زده می‌شود. (مجلس بیست دقیقه بعد از ظهر ختم شد)

 تصویب‌نامه‌ها

 شماره 11168 10- 6- 327 وزارت فرهنگ هیئت وزیران در جلسه مورخ 13- 6- 27 طبق پیشنهاد شماره 14842 مورخ 8- 6- 27 وزارت فرهنگ ماده 45 آیین‌نامه اوقات موضوع تصویب‌نامه شماره 5016 مورخ 12 ر 4 ر 324 را به این صورت اصلاح و تصویب می‌کند. درآمد حاصله از موقوفات مشمول مواد 41 و 42 و 43 آئین‌نامه قانون اوقاف هر محل که به طریق ماده 44 همان آئین‌نامه تأمین می‌شود پس از وضع هزینه وصول که از صدى پنج تجاوز نخواهد کرد از اول مهر 327 خورشیدى به ترتیب ذیل به مصرف خواهد رسید:

1- مرمت و ساختمان دبستان صدى 35

2- شیر و خورشید سرخ صدى چهل‏

3- طبع و خرید کتب مفیده صدى 10

4- کمک هزینه و خرید لوازم تحصیل و لباس شاگردان بى‌بضاعت صدى پانزده

 تبصره- اگر محلى بر طبق مقررات قدیم از محل دیگر وام گرفته باشد بایستى قبلاً وام مذکور تأدیه و سپس به مصارف مقرره در این ماده برسد تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیر است

م-  3528 از طرف نخست وزیر

شماره 10424  6- 6- 1327

وزارت پست تلگراف و تلفن هیئت وزیران در جلسه سوم شهریور ماه 27 در تعقیب ‏تصویب‌نامه‏ شماره 17668 مورخ 27- 8- 1326 و بنا‌بر پیشنهاد شماره 61- 3184 مورخ 2- 6- 1327 وزارت پست و تلگراف و تلفن که به شماره 1- 28336 مورخ 31- 5- 1327 به موافقت قبلى وزارت دارایی نیز رسیده است تصویب نمودند که طبق مقررات آئین‌نامه تلفنى بین المللى که در قاهره در سال 1938 تجدید‌نظر شده رابطه تلفنى بى‌سیم بین تهران و لندن و تهران و برن با اجراى مواد ذیل بر قرار شود:

1- نرخ بین تهران و لندن و بین تهران و برن از قرار هر 3 دقیقه 36 فرانک طلا که فعلاً معادل 396 ریال به نرخ رسمى است اخذ و بالمناصفه 18 فرانک به کشور ایران و 18 فرانک به کشور طرف دیگر عاید گردد.

2- براى مکالمه بین شهرستان‌های ایران که تلفن دولتى در آنجاها دایر است از یک طرف و لندن و یا نقاط مختلف کشور سوئیس از طرف دیگر نرخ مربوط به قسمت بین شهرهاى داخله ایران و تهران بر 36 فرانک طلا اضافه و این مبلغ عاید کشور ایران خواهد شد.

3- براى مکالمه با سایر نقاط انگلستان و نقاط مختلفه دنیا که به وسیله مرکز لندن و یا مرکز برن انجام خواهد شد نرخ از لندن و یا برن به آن نقاط که بین کشورهاى مربوطه متداول و معین است علاوه بر 36 فرانک طلا محسوب و اضافه نرخ مذکور عاید کشورهاى ذینفع می‌شود.

4- براى احضار طرف درهر دفعه معادل 40 ر 2 فرانک طلا که فعلاً نرخ رسمى آن 40 ر 26 ریال می‌شود بر نرخ فوق اضافه خواهد شد

 5- نرخ رسمى فعلى فرانک طلا 11 ریال است و مادامی که تغییر نیافته به همین نرخ محسوب می‌گردد تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیر است.

م- 3395 از طرف نخست وزیر

شماره 10940  13 ر 6 ر 27

وزارت کشاورزى هیئت وزیران در جلسه 10 شهریور ماه 1327 تصویب نمودند که کلیه وارد کنندگانى که از اول فروردین ماه 327 لغایت مرداد ماه 327 پروانه ارز دولتى براى ماشین آلات کشاورزى و حفارى و تلمبه جهت آبیارى و تراکتور و سایر ماشین آلات و اوات و قطعات منفصله و یدکى آن‌ها و دستگاه‌های آزمایشى و سموم مربوط به دفع آفات نباتى و لوازم دامپزشکى گرفته‌اند از لحاظ مقررات ورود و نحوه استفاده مصرف‌کنندگان مشمول تصویب‌نامه شماره 9588 مورخ اول شهریور ماه 1327 بوده و باید اجازه خرید و تصرف آن به مصرف کنندگان به طوری که در تصویب‌نامه مورخ اول شهریور ماه 327 مصرح است با رعایت مقرراتى که به وسیله وزارت کشاورزى تنظیم و به تصویب هیئت وزیران رسیده است داده شود. تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیر است‏

م- 3495 از طرف نخست وزیر

بخشنامه‌ها

شماره 014110 ر 20576              10- 5- 27

بخشنامه به کلیه دادسرا و دادگاه‌های جنحه چون نظر مقنن از وضع بند ب ماده 59 و ماده 59 مکرر قانون آئین دادرسى کیفرى تسریع در رسیدگى به جرائم مشهود و جرائمى بوده که از لحاظ نوع جرم دادسراها می‌توانند زودتر رسیدگى نموده و اقامه دعوى کیفرى در دادگاه بنمایند البته با توجه به این موضوع رفایت مفاد بند ب ماده 59 بر‌حسب مورد و ماده 59 مکرر از طرف دادسراها و دادگاه‌های جنحه التزامى خواهد بود و تخلف از آن موجب مسئولیت و لازم است کلیه دادسراها و دادگاه‌های جنحه رعایت مفاد نامبرده را پیوسته بنمایند.

م- 3435           وزیر دادگسترى‏

شماره 5374- ح             3- 6- 327

اصلاح آئین‌نامه

نظر به ماده 276 قانون مجازات عمومى و ماده (11) اصلاحى قانون کیفر عمومى مصوب 4- 5- 22 موضوع زیر به شماره 34 به ماده سوم آئین‌نامه امور خلافى مسوب 1324 اضافه می‌شود.

بند 34- کسانی که از مقررات و نظاماتی که در حدود قوانین با تصویب مقامات صالحه از طرف شهردارى یا شهربانى تنظیم و منتشر می‌شود تخلف ورزند.

م 3434       وزیر دادگسترى وزیر کشور

+++

 شماره 7654- 18026                13- 6- 277

آقاى اسحاق قاضى سردفتر سابق ازدواج و طلاق تهران

پیرو ابلاغ شماره 6024- 15860- 5- 5- 27 نظر به این که از اتهام منتسبه تبرئه شده‌اید به موجب این ابلاغ رفع تعلیق شما را از تصدى دفاتر ازدواج و طلاق اعلام می‌دارد.

وزیر دادگسترى‏

شماره 7891-  18028                   13- 6- 27

آقاى حسین شریعتى نیاسرى سر دفتر ازدواج نیاسر کاشان پیرو ابلاغ‏ شماره 6669- 10765- 19- 5- 27 دهستان جوشقان از حدود صلاحیت شما حذف و رسمیت دفترشما در دهستان نیاسر و مرق تعیین می‌شود

وزیر دادگسترى‏               شماره 7414- 17570 8- 6- 1327

آقاى عباسعلى قائمى هشترودى سر دفتر سابق ازدواج و طلاق قریه الاقیه

 به موجب این ابلاغ مجدداً دفاتر شما را در قریه‌الاقیه هشترود براى ثبت ازدواج و طلاق رسمیت می‌دهد.

وزیر دادگسترى‏

شماره 7069-  17400            6- 6- 327

آقاى منیرالدین محسنى

 به موجب این ابلاغ دفتر شما را در قریه فریازان حومه تویسرکان براى ثبت ازدواج رسمیت می‌دهد.

وزیر دادگسترى‏

شماره 7558-  17426                6- 6- 327

آقاى على شفائیان به موجب این حکم به سمت سردفترى اسناد رسمى درجه سوم بلوک نوخندان در گز منصوب می‌شوید طبق مقررات مشغول انجام وظیفه شوید

وزیر دادگسترى‏

شماره 7890- 18030                 13- 6- 27

آقاى سید قاسم حسینیان

 به موجب این ابلاغ دفتر شمار را در سلدوز براى ثبت ازدواج رسمیت می‌دهد.

وزیر دادگسترى‏

شماره 7489- 18193                14- 6- 27

آقاى حاج بابالدنى سردفتر ازدواج و طلاق قریه لند کهکیلویه بهبهان

به موجب این ابلاغ قریه گچساران هم به حدود صلاحیت شما افزوده می‌شود

وزیر دادگسترى‏

شماره 7887- 13447              11- 6- 27

آقاى حسین صادقى آشتیانى دفتریار درجه اول دفتر اسناد رسمى شماره 88 طهران

به موجب این حکم به سمت سردفترى اسناد رسمى درجه سوم شهر رى منصوب می‌شوید طبق مقررات مشغول انجام وظیفه شوید

وزیر دادگسترى‏

شماره 7560- 17398          6- 6- 1327

آقاى اسداله ذبیحى به موجب این حکم به سمت سردفترى اسناد رسمى درجه سوم اسالم طاش منصوب می‌شوید طبق مقررات مشغول انجام وظیفه شوید.

وزیر دادگسترى‏

شماره 7888- 1034     13- 6- 1327

آقاى سید قاسم حسینیان دفتریار درجه اول و نماینده دفتر اسناد رسمى شماره 119 تهران

به موجب این حکم به سمت سردفترى اسناد رسمى درجه سوم سلدوز منصوب می‌شوید طبق مقررات مشغول انجام وظیفه شوید

وزیر دادگسترى

+++

بقیه جلسه 98

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه یازدهم شهریور ماه 1327

فهرست مندرجات:

1- بقیه مذاکره در اطراف بودجه کل کشور

2- موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

 مجلس ساعت نه و نیم صبح به ریاست آقاى رضا حکمت به عنوان بعد از تنفس تشکیل گردید

1- بقیه مذاکره در اطراف بودجه کل کشور

رئیس- چون در جلسه قبل آقاى حائرى‌زاده مشغول نطق بودند و جلسه به عنوان تنفس ختم شد حالا بایستى دنباله بیاناتشان را بفرمایند

آشتیانى‌زاده- بنده اخطار نظامیه‌ای دارم.

رئیس- برطبق چه ماده‌ای؟

آشتیانى‌زاده- برطبق ماده 55 قریب بیست و پنج روز است که بنده از آقاى وزیر کشور. زیر دادگسترى سوالى کرده‌ام سؤال از حقوق مسلمه نمایندگان است تقاضا داشتم جواب بنده را بدهند و حق این است که آقاى رئیس اطلاع بدهند که بیایند و جواب بدهند.

رئیس- اولاً ماده 55 که فرمودند با این بیان شما وفق نمیدند ثانیاً اطلاع داده شده که براى جواب حاضر شوند و مطابق ماده 97 وقتى یک ناطقى صحبت می‌کند و تمام نشده است هیچ مطلبى مطرح نمی‌شود بفرمایید آقاى حائرى‌زاده.

دکتر اعتبار- بنده می‌خواستم تقاضا کنم که جلسه امروز را به عنوان تنفس تعطیل نفرمایید چون عرایضى هست که بایستى قبل از دستور به عرض مجلس برسد و درجلسه آتیه تقاضا دارم که اجازه فرمایید عرایض خودمان را به عرض مجلس برسانیم.

رئیس- این در صورتى است که ناطق مطلب خودش را تمام کرده باشد و در وسط نطق ناطق نمی‌شود باید بگذارید که ناطق حرفش را بزند و جلسه ختم شود بعد قبل از دستور صحبت بکنید (صحیح است)

 مکى- وقتى آزادى نیست بودجه فایده‌اش چیست که بگذرد اول باید قوانینى که از مجلس گذشته اجرا شود.

رئیس- بفرمایید آقاى حائرى‌زاده.

حائرى‌زاده- بدبختانه درجلسه سابق وقت کافى نشد که عرایض خودم را تکمیل کنم، حال مزاجى من هم مقتضى نبود که بیشتر ادامه بدهم این فاصله یک اطلاعات و یک خبرهایی به من رسید که قبل از ورود در مطلب اصلى از من تقاضا شده که به عرض مجلس برسانم یکى موضوعى است که هنرجویان هنرستان کمال‌الملک شکایت می‌کنند بعد از وفات مرحوم کمال‌الملک یکى از شاگردهاى خوب مرحوم کمال‌الملک آقاى آشتیانى (بلند تر) هنرجویان هنرستان کمال‌الملک شکایت می‌کنند که یک تصویب‌نامه در کابینه سابق براى محل کار آن‌ها صادر شده که یکى از شاگردهاى خوب محروم کمال‌الملک آقاى اسمعیل آشتیانى آن دستگاه را که اسباب آبروى مملکت است ادامه داده و اداره بکند ولى آنجا را به تصرف آن‌ها نداده‌اند باید بروند توى منزل و به یک شکل نا مناسبى به کار خود ادامه بدهند چرا تصویب‌نامه که صادر شده به موقع اجرا گذارده نمی‌شود که این کار خوب را با یک وضع بهترى ادامه دهند، این یک موضوع بود که شکایت کرده بودند و از من تقاضا کردند که به معرض مجلس برسانم-موضوع دیگرى هست که جامعه لیسانسه‌هاى دانشسراى مالى که ماشین فرهنگ ایران را حقیقت آن‌ها می‌چرخانند و ما اگر فرهنگ داشته باشیم خیلى از این دردهاى بى‌درمان ما قابل علاج است و ممکن است اصلاح بشود. این عریضه‌ای است که به مجلس عرض کردند استدعایشان این بود که در مجلس قرائت بشود و از طرف مجلس تأکید بشود به دولت که ترتیب اثرى بدهند و یک احترامى به آن‌ها بشود. من به سپاس احترام مقام علمى آن‌ها تقاضاى

+++

 آن‌ها را قبول کرده و به عرض مجلس شوراى ملى می‌رسانم. توسط بنده به مجلس شوراى ملى شکایت می‌کنند: هرچند در ایام اخیر از اصطلاحات فرهنگى و لزوم توجه به حال معلمین و دستگاه تعلیماتى کشور سخن بسیار گفته می‌شود اما بدبختانه تا‌کنون عمل و اقدام مؤثرى که وضع اسف انگیز فرهنگ کشور را تغییرى دهد معمول نگردیده و نه تنها نقائض و معایب این دستگاه حیاتى کشور همچنان برجا است در بسیارى موارد نیز انحطاط و زوال جایگزین پیشرفت و توسعه شده در بیم آن است که فسادى که در این دستگاه رخنه کرده اساس بقاء استقلال ما را تهدید کند. در حقیقت اگر نمایندگان مجلس شوراى ملى توجهى چنان که شایسته است به اصلاح فرهنگ مبذول دارند. امور دیگر نیز پس از چندى خود به خود اصلاح می‌شود چه وقتى افراد هر یک تربیت صحیحى یافتند کارهایى که بایشان سپرده است نیز با روش درست اداره می‌شود والّا با افراد جاهل و ناصالح هیچگونه قانون و مقرراتى قادر با صلاح امور اجتماعى و ادارى نیست. عدم توجهى که تا کنون نسبت به فرهنگ کشور در کار بوده از فقر بودجه آن پیدا است. در کشورى که بیش از نود درصد مردم بى‌سواد و محتاج به تربیتند تعمیم فرهنگ نیازمند کوشش فوق‌العاده و صرف هزینه فراوان است در حالى که بسیارى از مدارس پایتخت از ابتدایی‌ترین وسایل که براى تعلیم و تدریس ضروری است محرومند در تمام طول سال گذشته در دبیرستان پیرنیاى تهران یک عدد صندلى براى نمونه یافت نمی‌شد همه کارمندان مدرسه مدت یک سال ایستاده انجام وظیفه کردند.

کلاس‌های دبستان شمس که چند قدم بیشتر با وزارت فرهنگ فاصله ندارد در زمستان سال گذشته فقط روزهاى آفتابى باز بود روزهاى دیگر ریزش آب و ترس سقوط سقف و سرماى اطاق‌ها اجازه دخول به شاگرد و معلم نمی‌داد. مدارس جنوب پایتخت از تنگى و تاریکى و رطوبت اطاق‌ها به زندان بیشتر شبیه است. وضع مدارس شهرستان‌ها را خود قیاس فرمایید در حالى که دولت عراق با فقر مادى خود سیصد حلقه فیلم علمى و تربیتى براى نشان دادن در کلاس‌های درسى اجاره می‌کند. مدارس ما غالباً براى تحصیل گج و تخته از کارپردازى حقیر وزارت فرهنگ در کشش و کوششند از وسائل علمى جدید مانند آزمایشگاه و نقشه و امثال آن‌ها جزء در چند مدرسه استثنایی فقط اسمى در میان است. مدارس به این کوچکى فضا و کثرت محصلین و فقدان وسائل بهداشتى غالباً کانون سرایت امراض است نه مدرسه. خوب است آقایان نمایندگان محترم یک روز از وقت خود را براى تحقیق وضع مدارس و کیفیت تعلیم و تربیت کشور صرف فرموده به یکى از مدارس مرکز یا جنوبى شهر تشریف ببرند تا خود ببینند که آنچه می‌شنوند افسانه نیست حقیقت است از طرفى به حال معلمین که بار فرهنگ به دوش آن‌ها است توجهى نشده است هنوز معلمینى هستند که حقوق ثابت آن‌ها 50 تومان (500 ریال) و حقوق دریافتنى آن‌ها از مستخدمین جزء وزارتخانه‌ها کمتر است و حال آن که کوچک‌ترین مشاغل بیش از این درآمد دارد عمله روزى 30 ریال و ماهیانه 105 تومان می‌گیرد و آقایان نمایندگان محترم به مستخدمین شخصى خود پس از تأمین زندگى آن‌ها کمتر از پنجاه تومان در ماه نمی‌پردازند آموزگارى که از دانشسراى مقدماتى فارغ‌التحصیل می‌شود با ماهى 1520 ریال مأمور خدمت می‌گردد پیدا است که از پاى برهنه چه برآید و از شکم گرسنه چه خیر، در قالب قصبات و دهات کارکنان مدارس براى تأمین روزى به مشاغل دیگرى می‌پردازند و از مدرسه اسمى بیش در میان نیست دستگاه ادارى وزارت فرهنگ نیز مشمول فساد عمومى است اعمال نفوذ و تبعیضات مکرر در امور فرهنگى و عدم توجه به مسائل اساسى فرهنگ و گماردن بعضى افراد بى‌اطلاع و مغرض در کارهاى مؤثر بسیارى از معلمین را دلسرد ساخته و شور کار را از آن‌ها سلب نموده است و برنامه قرون و سطایی مدارس نیز همچنان حاکم بر تعلیمات عمومى است سال‌ها است سخن از اصلاح برنامه می‌رود اما عملى انجام نمی‌گیرد. واقعاً دانسته نیست این برنامه مغلوط و بى‌اعتبار کى باید اصلاح شود؟

جامعه لیسانسه های دانشسراهاى عالى که اکثریت نزدیک به تمام دبیرانت و مدیران مدارس در آن عضویت دارند برنامه مبسوطى با نظر اهل فن تهیه کرده ولى هرچند در این باب تعریف زیاد شده است عملى ندیده، نمایندگان محترم مجلس شوراى ملى باید واقعاً به این مو‌ضوع بسیار مهم که در تربیت فرزندان خود ایشان نیز بسپار موثر است توجه نمایند و از وزارت فرهنگ بخواهند در این باب اقدام عاجل نماید و نظریات اصلاحى معلمین را مورد توجه قرار دهد وزرا فرهنگ به حقیقت در دستگاه وزارت فرهنگ میهمانند. می‌آیند و می‌روند، اولیاى وزارت فرهنگ نیز مجالى براى این گونه امور ندارند، حفظ مقام را مقدم می‌دارند تنها طبقه معلمین هستند که هم تشنه اصلاحات و هم عامل آنند. اگر وزارت فرهنگ نخواهد به نظریات معلمین توجهى کند نمایندگان محترم باید از اصلاح فرهنگ سلب توقع و امید فرمایند از اقدامات اساسى که جزء به توجه خاص و مساعدت مجلس شوراى ملى ممکن نیست اجراى قانون تعلیمات اجبارى است، تصویب قانون تعلیمات اجبارى از مهم‌ترین اقدامات هیئت مقننه‌ی ایران بوده است افسوس که مجریان امور نتوانستند تا کنون آن را معمول دارند.

اخیراً طرحى براى تسجیل اجراى این قانون به مجلس شوراى ملى عرضه شده که اینک در کمیسیون‌های مربوطه مطرح است و شامل بسیارى از نظریات اصلاحى جامعه لیسانسه‌هاى دانشسراى عالى می‌باشد همه فرهنگیان چشم و امید به نمایندگان محترم مجلس شوراى ملى دوخته‌اند تا با تصویب متتم قانون تعلیمات اجبارى در راه اصلاحات اساسى این کشور قدمى بلند بردارند در خاتمه این نکته را متذکر می‌شود که تعمیم فرهنگ و با سواد کردن مردم و اجراى تربیت صحیح محتاج بودجه‌ای متناسب با این امور است از بودجه بسیار قلیل وزارت فرهنگ این کارها برنمی‌آید نمایندگان محترم اگر واقعاً در این اصلاحات نظرى دارند باید بودجه وزارت فرهنگ را از نوع پیرریزى نمایند، وزارت فرهنگ را از این فقر و تنگدستى که صدمه‌اش به مدارس و در نتیجه به فرزندان کشور می‌رسد رهایی بخشند و اگر نمایندگان محترم اصلاحى در امور فرهنگ را ضرورى می‌دانند بهتر است این معنى نیز براى معلمین و اعضاء این جامعه روشن شود تا بی‌جهت عمر گرانمایه را در این راه تباه نسازند. این شرحى بود که از طرف آنها به مجلس عرضه شده بود. یک دسته دیگرى از کارخانه‌جات طهران شکایت دارند که وضعیت کارگر و کارفرما به شکلى که به نفع طبقه زحمت کش باشد نیست و آقایان بالاخره آب‏نچه تظلم و شکایت کرده‌اند به دولت نتیجه‌ای نرسیده و تصمیم دارند که روز سه‌شنبه 16 شهریور براى تظلم به مجلس شوراى ملى آمده و براى احقاق حق قانونى خود در خانه‌ای که به نام ملت ایران نامیده می‌شود پناهنده شوند. من این را تقدیم مقام ریاست می‌کنم که به دولت دستور داده‌اند وسیله فراهم کند که موجب اعتصاب یا تعطیل در کار مملکت پیش نیاید.

پریروز راجع به تبصره دوم از گزارش کمیسیون بودجه صحبت می‌کردم که موقع مقنضى ادامه نبود و خاتمه یافت من مجدداً این تبصره را می‌خوانم، درست آن نکات دقیقش را آقایان توجه داشته باشند بعد مطالبى راجع به آن عرض می‌کنم تبصره 2 وزارت دارایى مجاز است از مبلغ 5 میلیون و هفت صد هزار لیره که قرار است دولت انگلستان براى تصفیه مطالبات دولت ایران از بابت استفاده نیروى متفقین از راه آهن ایران و یا از ایران نقداً بپردازد مبلغ 2 میلیون لیره آن را به مصرف خرید فشنگ و تعمیر کارخانه‌جات تسلیحات ارتش رسانیده و بقیه آن را جزء عایدات بنگاه راه آهن دولتى ایران منظور داردد که بعد از پرداخت بدهی‌های این بنگاه بقیه براى رفع حوائج ضرورى عامه مورد استفاده قرار گیرد، دو میلیون لیره انگلیسى که از این محل به مصرف خرید فشنگ و تعمیر کارخانه‌جات تسلیحات ارتش می‌رسد صورت قرضه خواهد داشت و دولت مجاز است از محل عوائد عمومى مملکتى در سال 1327 معدل همان مبلغ به ریال براى رفع حوائج راه آهن به بنگاه راه آهن دولتى ایران بدهد این تبصره است اول و آخرش 10 دفعه هم بخوانید باز یک حقه‌بازى‌هایی است که مشکل است آدم بفهمد آقایان ما در موقع جنگ خسارت زیاد دیدیم و متفقین ما فاتح شدند فقط مثل زمان سلاطین سابق ایران ما را با لقب پول پیروزى مفتخر فرمودند بلى چنین است رسم معامله قوى با ضعیف آقایان باید قوى بود ولى بدبختانه آقایان وزرا ما براى جیب خود تا حفظ کرسى دو روزه خود خیلى ضعیف می‌باشند و ابداً رعایت مصالح جامعه را نکرده فقط تمام عملیات آن‌ها براى بقاء در پست وزارت می‌باشد. ما در موقع جنگ گرفتار انواع مصائب شدیم و دار و ندار خود را به ارضا و رغبت یا اجبار تحت اختیار متفقین گذاردیم و با گرسنگى و شرارت و تحریک‌ها و قطع جنگل‌ها و زیاد شدن مخارج عادى و غیره آنچه فشار بود ساختیم ولى کرایه را بلى کرایه راه آهن را همان کرایه زمانى که کارگر سه قران اجرت داشت متقین میل دارند حساب کنند اگر دولت ضرر راه آهن را تحمل می‌کند براى منافع غیر مستقیم دیگرى است که عاید مملکت می‌شود و در زمان قشون متفقین در ایران از آن منافع نیز محروم بودیم با تمام این خرابی‌ها مقدارى اشیاء زیادى راه آهن که به کرایه بردن آن ارزش نداشت با ما معامله

+++

 کردند چه معامله‌ای؟ آنچه موجودى داشتیم از دلار گرفتند و رفتند در صورتى که در سایر ممالک اینت معامله نشد البته از ضعف رجال ما است (صحیح است) این آقایان وزرا ما مردمان بیچاره و زبان بسته می‌باشند(کشاورز صدر- آقا توهین نکنید با نزاکت صحبت کنید به وزیر نباید توهین بکنید) (زنگ رئیس) به وزرا هیچ کدامشان توهین نشده است، کلیاتى است، حقایقى است در مملکت، وضع مملکت خراب است مردم گرسنه‌اند این‌ها حقایق است، بی‌عرضه‌گى کرده‌اند توهین نیست. (صحیح است)

کشاورز صدر- زبان بسته نفرمایید.

اقبال- زبان بسته آن کسى است که نتواند حرف بزند.

حائرى‌زاده- که فقط با عنوان جناب وزیر قناعت کرده آنچه به آن‌ها بدهند امضاء می‌نمایند حتى گاهى تصرف در معقولات دارند و موضوعى که باید کمیسیون فنى اظهار نظر کند آقایان دخالت دارند و یا این که فکر جیب یا صندلى خود هستند و عالماً و عامداً خیانت به مملکت می‌نمایند وزرا بیچاره فقط تقصیر دارند که چرا با نداشتن استطاعت قبول مقام کرده ولى دیگران که عالماً و عامداً خیانت می‌نمایند و اشیا و اجناس منقول آمریکایی‌ها را که خود حاضر بودند مثل معامله با سایر ممالک با ما معامله نمایند ماها دلار نقد خود را دادیم و در روزنامه براى این که کسى باور نمی‌کرد چنین معامله ممکن بشود عکس جلسه و چک بابت معامله گراور شد این آقایان که به طورى که بنده در ایام حکومت آقاى حکیمى و وزارت دارایی آقاى نجم به عرض رساندم یکى از اشتباهات است همان اشتباه باید گفت اشتباه بودجه تقدیمى آقاى نجم این بود که یک مبلغ مهمى را که خرج ضرورى و حتمى بود از قلم انداختند به عقیده خودشان تصور می‌کردند که با عدم منظور داشتن این در هزینه بودجه تفاوتى پیدا کرده است و خودشان می‌گفتند که این مبلغ باید پرداخته شود از محل صرفه‌جویى تا آخر سال آقاى دکتر این چیزى نیست که قبلًا معلوم بشود صرفه‌جویى هست یا نیست بنده اگر خاطر آقایان باشد یک روزى اینجا عرض کردم یک دوازدهم را که ماه به ماه به ا‌نضمام کمک هزینه مسلماً و مقطوعاً می‌پردازید و جزء خرج نمی‌آوریم و این عمل براى این بود که به عرض نمایندگان مجلس برسانند که بودجه ما متعادل است در صورتى که نبود به این جهت بودجه‌ای که دولت آقاى هژیر با تذکر نمایندگان آورند جزء آن ارقامى که اضافه شده است قسمت اعظم کمک هزینه کارمندان است و حالا آقایان نمایندگان می‌دانند که این مبلغ درآمد هست و این مبلغ هزینه است و این مبلغ پرداخته می‌شود و این که فرمودند راجع به تقاعد و بازنشستگى که احمق یا خائن هستند در کارهاى فنى میل دارند دخالت نمایند من اسم این عمل را چه بگذارم و چون از زمان قلدرى مأمور شده که هر عمل خلاف قانونى که از بالا شده باید به اسلام و صلوات یاد شود.

دکتر بقایی- اکثریت نیست‏

رئیس- تأمل بفرمایید آقاى حائرى‌زاده (پس از چند لحظه مجدداً اکثریت حاصل شد)

حائرى‌زاده- ... جناب رئیس دولت هم تشریف ندارند وزرا حق ندارند قانون رسمى مملکت را لغو کنند که به ضرر یک عده سرمایه‌دار است و تصویب‌نامه صادر کنند که مالیات مستقیم چنین گرفته شود و اسباب و اثاثیه پاره دوز حراج شود، این آقایان حتى به خود حق نمی‌دهند که در امور فنى بهداشت اظهار‌نظر کنند روز دوشنبه عصر رفتم به آسایشگاه مسلولین در نیاوران حقیقت مسرور شدم که یک نفر دکتر موفق شده است بنگاهى براى مسلولین ایجاد کند و وسیله آسایش مرضا را فراهم کند و مسلولین از خوزستان و خراسان و سایر نقاط ایران در این بنگاه زیاد است شنیدم این باغ را اعلیحضرت همایونى اجاره داده است براى آسایشگاه مسلولین و بسیار کار خوبى شده اگر چه مقتضى بود دولت اجاره دهد اگر از باغ و امارات دولتى است در هر صورت کار دکتر بسیار پسندیده است اسباب تعجب شد که گفتند چند نفر سرمایه‌دار به عنوان این که این آسایشگاه اگر نباشد ممکن است املاک ماها را بهتر خریدارى نمایند موجبات زحمت اولیاى آسایشگاه را فراهم کرده و چون جناب هژیر در چند کیلومترى این آسایشگاه باغى دارد با این که اطبا درجه اول بی‌خطر بودن این بنگاه را براى مجاورین تصدیق نموده و با این که در امامیه و شاه آباد خود دولت بنگاه مسلولین دارد، با این که ساکنین مجاور بنگاه دولتى زیاد تر است و اطراف بنگاه نیاوران خیابان است و ابداً اتصال به مجاورین ندارد بر فرض ضرر داشته باشد نباید یک آسایشگاه مفید که تهیه شده است با زحمات یک نفر براى منافع و هوى و هوس چند نفر سرمایه دار که معاملات خرید و فروش اراضى دارند در زحمت باشد آیا دولت چه صلاحیت دارد در یک موضوع فنى اظهار‌نظر کند، در صورتى که اطبا نوشته‌اند که به ضرر است این شخص زحمت کشیده است من دیدم در آنجا مرضایی که من با آن‌ها تماس گرفتم آن‌ها خیلى اظهار امتنان می‌کردند، ولى برعکس رفته‌اند و گفته‌اند که چرا اینجا آسایشگاه مسلولین است، همین شکل که شمشیر باید تحت امر قلم باشد دستگاه سیاست باید تابع نظریات متخصص باشد و به جاى این که دولت از این دستگاه حمایت کند از این اشرار حمایت می‌کند این موضوع خارج از بحث بود.

راجع به عایدات راه آهن از قرارى که شنیدیم راجع به نرخ ابداً توافقى بین ایران و انگلیس نشده فقط معلوم است چه مقدار در مدت جنگ به وسیله راه آهن اشیاء هم شده است بدیهى است تعرفه قبلى نباید زمینه محاسبه باشد زیرا که عمله سه قرانى با کارگر سیصد ریالى زمان جنگ البته در نرخ تفاوت حاصل شد این موضوع باید از نظر فنى حل شود، راه آهن ایران ملک ملت ایران است، تمام ملت فقیر و به دخت شد تا صاحب راه آهن شد آن هم در موقع جنگ وسیله فتح متفقین بود براى ما چه داشت غیر از فقر و فلاکت و شرارت و خسارت و غیره، این پایه چاقو کشى و شرارت‌ها از آنجا سرچشمه می‌گیرد حتى در یکى از جراید موضوع قتل محمد مسعود را نیز توسط این دستگاه معرفى کرده بود من باور نکردم خدا کند دروغ باشد در هر صورت مگر دولت بودجه دخل و خرج راه آهن را آورد به مجلس که براى وصول یک مبلغ ناچیز در ضمن بودجه تبصره گذارده لازم است اول تمام دستگاه راه آهن مثل سایر تشکیلات مملکتى از نظر دخل و خرج تحت نظارت مجلس و جزء بودجه کل مملکتى باشد البته در امور فنى نباید در راه آهن دولت دخالت کند بلکه تمام دستگاه‌های فنى از دانشگاه قضاوت دستورهاى بهداشتى و فرهنگ و راه آهن باید مستقل بوده و دولت مجرى دستور متخصصین فنى باشد ولى معنى ندارد که ما ابداً از عایدات و مخارج راه آهن خودمان اطلاع نداشته باشیم فقط براى یک قلم که می‌خواهند به انگلیس‌ها حساب تصفیه بکنند به عنوان تبصره قچاقى ضمن بودجه ما را مطلع سازند اگر حساب صاف است و طبق مقررات باید این کرایه را انگلیس‌ها باید به ما بدهند و اشکال ندارد و این تبصره براى چیست شما ضمن بودجه کل مملکتى عایدات و مخارج راه آهن سراسرى و راه آهن آذربایجان و کشتى‌رانى دریاچه ارومیه را نیز بیاورید، اگر حقه دیگرى در کار است آقایان رفیق دزد و شریک قافله نباشید و به نفع دیگران و ضرر ایران با یک تبصره عمل را ختم نکنید، موضوع دیگرى که در این تبصره دوم هست دو میلیون لیره براى خرید فشنک و تعمیر کارخانه اسلحه می‌باشد آقایان ایران را کانون و انبار باروت جنگ نسازید تمام همسایه‌های ما با کمال دوستى را دارند آیا مملکتى که کارخانه مسلسل‌سازى داشت در موقع جنگ دیگران استفاده می‌کردند و کارخانه تفنگ‌سازى داشت و در سایه قرار‌دادى که به متفقین بغلان قیمت تفنگ دهیم چه مقدار خسارت به ما وارد آورد و از گذشته عبرت نگرفتید. که مجدداً میل دارید از سرمایه ملت ایران براى دیگران اسلحه بسازید و فشنگ انبار کنید این کارخانه‌جات ما کافى است که اسلحه و فشنگ به ممالک خاورمیانه بفروشیم دیگر براى چه فشنگ از انگلیس‌ها بخریم این رویه دولت ما را گرفتار بدبختی‌ها خواهد کرد که قابل جبران نباشد. ما یک قانون انحصار قند و شکر و چاى براى ساختمان و توسعه و نگاهدارى راه آهن داشتیم یک عایداتى نیز از حمل و نقل داریم براى توسعه راه آهن باید مصرف شود و کارخانه اسلحه زائد بر حاجت خود داریم و فشنگ‌سازى نیز هست ابداً لازم نیست با داشتن حوائج زیاد این مختصر عایدات ما به مصرف فشنگ برسد که از انگلستان خریدارى نمائیم.

من در این موضوع بیشتر مقتضى من می‌دانم امروز صحبت کنم در موقعى که آن لایحه خرید اسلحه از امریکایی‌ها به مجلس آمد مختصرى عرض کردم من آن را به ضرر مملکت می‌دانستم این را هم به ضرر مملکت می‌دانم عالماً و عامداً یا از روى نادانى به این مملکت خیانت می‌شود.

باتمانقلیچ- یعنى اصلاً ارتش لازم نداریم؟ این حرف‌ها مال بیست سال پیش است‏.

حائرى‌زاده- ارتش براى خدمت به مملکت و مردم لازم داریم ...

کشاورز صدر- حالا هم این ارتش مال مملکن است.

حائرى‌زاده- در سنه 1324 قمرى در نتیجه حوادث دنیا و انقلابى در ایران داراى قانون اساسى شدیم بیشتر این مملکت با اراده شخصى

+++

 می‌چرخید یک نفرى به نام صدراعظم از طرف شاه معلوم می‌شد یک کارهایی را هم می‌کرد، در 70 سال پیش یک شخصى قانون اساسى آن روز را نوشته اصول مذهب دیوانیان چه بوده من چند سطرش را می‌خوانم براى آقایان در زمان ناصرالدین شاه بود، آن روز مشروطه هم نبود، مجلس هم نبود من چند سطر این را می‌خوانم بعد وارد مطلب خودم می‌شوم این کتاب در سنه 325 قمرى چاپ شده است (حاذقى- با بودجه ارتباطى دارد؟) بله بسیار ارتباط دارد این است اصول مذهب دیوانیان فصل اول خداوند عالم خاک ایران و اهل ایران را از براى چه آفریده است جواب می‌دهد از براى چه آفریده است جواب می‌دهد از براى این که به چند نفر الواط چیست؟ جواب می‌دهد اولیا دولت علیه ایران می‌پرسد این اولیا شریف بچه هنر صاحب چنان امتیاز شده‌اند؟ جواب می‌دهد به هنر این که ایران را فقیرتر و ذلیل‌تر و خراب‌تر از هر نقطه روى زمین ساخته‌اند.

کشاورز صدر- آقا این چه حرفى است که می‌زنید.

رحیمیان- این حرف‌ها را آقاى تقى‌زاده هم فرمودند چه تفاوتى بین آقاى حائرى‌زاده و آقاى تقى‌زاده است. (زنک رئیس)

کشاورز صدر- بگذارید بودجه بگذرد و مردم را‌حت شوند

حائرى‌زاده- ... آقایان میل ندارید بنده این را بخوانم بسیار خوب صرف‌نظر می‌کنم و چندان هم علاقه به پرچانگى ندارم ولى حقائق چیز دیگرى است یکى از چیزهاى دیگرى که در بودجه هست موضوع غله و احتیاجات مردم و جمع‌آورى غله این موضوع یک فصلى دارد و آقایان با سالم و صلوات یک ماده‌ای را اینجا تصویب نمودند و جناب آقاى نخست وزیر هم طبق آن یک تصویب‌نامه‌ای صادر کرده است من این تصویب‌نامه را می‌خوانم این مجلس شوراى ملى است و نمایندگان تمام دردهاى بی‌درمان مملکت را در موقع بودجه که مرتبط به تشکیلات و قوانین است حق دارند بگویند و تذکر بدهند (صحیح است) بنده هم که دعوى نکردم که اکثریت طرفدار من است و این اصول را اگر ما خواستیم به همش بزنیم به ضرر یک طبقه‌ای واقع می‌شود من این دردها را می‌گویم آقایان اکثریت اگر دیدند حرف‌های من حسابى است به حرف‌هاى من ترتیب اثر می‌دهند و خودشان اصلاح می‌کنند هر یک از مالکین که جمع بهره مالکانه آن‌ها اعم از گندم و جو از سه تن تجاوز ننماید از دادن مازاد معاف می‌باشد این در قانون هم تصریح شد و این تبصره هم هست حالا تلگرافتی که این دو سه روزه به من رسیده جلوتر هم داشتم چون مال محالى است که نزدیک حوزه‌ای است که به من اعتماد کردند و من را مأمور کردند می‌خوانم یکش از نیشابور است می‌نویسد که ما اهالى دهکده نزدیک نیشابور دو سال است که به واسطه نیامدن باران و خشکسالى زراعت ما از بین رفته آب قنات و رودخانه نداریم اما امسال می‌توانستیم بذر بکاریم از دارایی محل تقاضاى بذر نمودیم ندادند به واسطه فقر و گرسنگى عده‌ای از اهالى متوارى و جمعى هم باقى مانده‌ایم و براى مدت چهار ماه بیشتر نان نداریم معذلک از طرف مأمورین غله به ما فشار آورده و مازاد می‌خواهند لیکن که در صحرا داریم موجود است براى این که بهانه نشود بر نداشتیم (کشاورز صدر- همه جا همین طور است) اجازه بدهید، چندین مرتبه به اداره غله مراجعه و تقاضا کردیم بایند حاصل ما را ببیند یک فکرى براى ما بکنند گوشى به حرف ما ندادند و می‌گویند مازاد می‌خواهیم در صورتى که طبق تصویب مجلس تا سه تن معاف است چنانچه رویهمرفته جمع غله مردم این ده که خرده مالک هستند حساب کنید به هر نفر بیش از 70 کیلو نمی‌رسد و طبق حکم قانونى مازاد نداریم و کسر خرج مارا هم باید بدهند که فرارى نشویم از آنجایی که ناچار شدیم این جسارت را کردیم، فکرى به حال ما بکنید امتظار مرحمت داریم. این مال یکى از بلوکات نیشابور است، راورزن هم همین شکایت را می‌کند مزینان هم هست و ایضا از راورزن و جاهاى دیگر شکایاتى رسیده است (رحیمیان- ازهمه جا رسیده) همه نقاط فریادشان بلند است ولى سر حدات غرب و جنوب ما با کمک بخشدارها و مأمورین سر ‌حدى گمرکى براى خروج غله از ادا است، آن فقیر و بدبختى که 70 کیلو بیشتر ندارد و پدرش را در می‌آورند ....

رئیس- تأمل کنید آقاى حائرى‌زاده اکثریت نیست‏

حائرى‌زاده- سال‌ها تأمل کردیم حالا هم چند دقیقه تأمل می‌کنیم (پس از چند دقیقه مجدداً اکثریت حاصل شد)

رئیس- بفرمایید

حائرى‌زاده- .... سر‌حدات جنوبى ما چه دریایی، چه خشکى با کمک مأمورین و قاچاقچی‌ها و عده‌ای از مالکین آنجا غله براى خارج می‌رود و سر خرمن در بعضى از نقاط از فشار همین مأمورین غله را می‌برند مثل قسمت‌های سبزوار و جاهاى دیگر آن طورى که بنده شنیدم در محل‌هایی که فشار است رعیت و خرده مالک هستند (مکرم- آقاى حاج حسین آقا ملک از هر کسى زودتر غله‌اش را می‌دهد) ولى فلان دهاتى که 70 کیلومتر بیشتر سهمش نمی‌شود به او فشار وارد می‌آورند پدرش را در می‌آورند (صحیح است) آن مالک عمده تکلیفش معلوم است می‌تواند با مأمور حسابش را روشن کند ولى آن بدبخت دهاتى نمی‌تواند این کار را بکند پدرش را در می‌آورند و در آن طرف هم دارد کامیون، کامیون محصول خارج می‌شود و سرخرمن هیاهویی بلند مشود این ماده اول در کمیسیون قوانین دارایی یک طرحى چاپ شده و منتشر شده است براى این که مأمورین نتوانند به میل و اراده خودشان خاصه و خرجى درست بکنند یک نفر را که مازادش خیلى کم است زیاد می‌کوبند و یکى که هیچ ندارد مطالبه می‌کنند و یک اشخاصى که مازاد زیاد دارند آن‌ها را مسکوت می‌گذارند ما پایه را گذاشتیم روى ممیزى که در بیست سال پیش شده، 15 سال، 18 سال پیش شده این املاک ایران ممیزى شده آن روز مالیات نقدى و جنسى براى آن املاک در نظر گرفته شده است در صورت ممیزی‌ها معلوم است که این ده حسن آباد چند خروار جنس دارد که باید به دولت بدهد ما گفتیم چند مقابل آن را دولت پول بدهد بخرد براى ذخیره و در انبارهاى خودش نگاهدارد که مردم راحت بشوند و روى آن اوراق ممیزى کسانى که کم دارند روشن می‌شود کسانى هم که زیاد دارند روشن می‌شود اگر چه من در آنجا با آن اصول هم مخالف بودم ولى کمیسیون رأى خودش را داد اما دولت مورد عمل قرار نداد این ماده دوم این تصویب‌نامه این است: کلیه مالکین مکلف هستند به محض این که مازاد غله آن‌ها طبق مقررات جاریه تشخیص گردید تعهد تحویل آن را به نزدیکترین انبار غله امضاء کرده بلافاصله تمامى غله مورد تعهد را در ظرف مدتى که براى تحویل جنس معین شده تحویل نمایند. توى شکم این مقررات جاریه همه چیز هست. یک اصلى را که در آن کمیسیون. اتخاذ کردند اگر اتخاذ شده بود یک عده راحت می‌شدند مأمور به همه بیچاره‌ها و بینواها حق دست درازى نداشت که برود مطابق فکر و ذوق خودش بگوید آقاى شادمان صد تن مازاد دارد هرچه بگوید که ملک من کجا است می‌گوید من تشخیص داده‌ام که شما صد تن مازاد دارید تشخیص جناب مأمور معتبر است طبق مقررات جاریه نه روى یک اصل و قوانین خارج مواد بعدش در مواد مالکینى است که مازاد غله ایشان مطابق مقررات حاریه تشخیص داده شده است و از امضاء تعهد خوددارى کرده‌اند. بنده مأمور دارایی به آقاى دکتر شادمان می‌آیم می‌گویم شما هزار تن غله دارید مازاد شما این اندازه است بدهید شما حاضر نیستید این تعهد را امضاء بکنید چون حرف بى‌ربطى می‌زنم آن وقت چه می‌کنیم در مورد مالکینى که مازاد غله ایشان مطابق مقررات حاریه تشخیص داده شده است و از امضاء تعهد خود‌دارى می‌کنند استنکاف آنان در صورت جلسه‌ای که تنظیم می‌شود قید می‌گردد ولى مقدار مازادی که تشخیص داده شده است قطعى می‌باشد هر چه فریاد بکنند بابا این ملک کجا است اگر خرمن دارم در صحرا برو جمع کن می‌گوید خیر آنچه من تشخیص داده‌ام قطعى است چشمت کور شود باید بدهى خوب دقت کنید در دوره بربریت هم همچو کارى نمی‌شود. چهارم: هر یک از مالکین که از تحویل مازاد به شرح مذکور در ماده 2 و 3 این تصویب‌نامه استنکاف ورزد مأمورین می‌توانند انبارهاى غله مالک تحت‌نظر گرفته و نسبت به حمل موجودى آنها به انبار غله دولت رأساً اقدام نماید خوب این یک چیزى است و هرگاه از این راه مازاد مشخصه وصول نگردد چه می‌شود؟ آن وقت مالک مزبور به تقاضای رئیس جمع آورى غله حوزه مربوطه و موافقت اداره کل غله و نان به وسیله قواى تأمینیه محل بازداشت می‌شود و چنان چه شش ماه از تاریخ بازداشت آن بگذرد و متعهد مستنکف جنس را در ظرف این مدت تحویل ننماید بپرداخت مبلغى معادل سه برابر بهاى رسمى خرید غله حوزه مربوطه ملزوم و این مبلغ از دارایى او وصول و از بازداشت صرف‌نظر خواهد شد ببینید این معامله را در هیچ جاى دنیا می‌کنند؟ من نمی‌گویم مالکین ما مالکین خوبى هستند ولى آن وقت که مازاد غله و نان نداشتیم اداره غله در این مملکت نبود ناصرالدین شاه پنجاه سال حکومت کرد در این مملکت یک دفعه قحطى شد این مازاد غله و این دردسرها نبود حالا این صحبت‌ها هست من بدرد خودم نگاه می‌کنم تاجر به درد خودش موقع انتخابات است هرکس که اسم حائرى‌زاده ببرد که

+++

 این عیبى ندارد که ما او را براى انتخابات دوره شانزدهم بفرستیم به مجلس از این درى‌ورى‌ها بگوید این مسلم 500 خروار غله در انبارش موجود هست می‌روید سراغ آن بابا که غله ندارد، زراعتى ندارد مأمور تشخیص داده است که این آقا غله دارد 500 خروار باید بدهد استنکاف می‌کند که بابا من ندارم رأى مأمور قطعى و لازم‌الاجرا است دیگر برو برگرد ندارد آن آقا را می‌گیرند و می‌برند حبسش می‌کنند البته موقع انتخابات است هرچه داد و فریاد هم بشود بیشتر از شش ماه طول نمی‌کشد بعد از شش ماه جریمه‌اش می‌کنند که چرا اسم حائرى‌زاده را برده است باید آن املاک را حراج بکنند من حساب خودم را می‌کنم این نتیجه را می‌دهد فلان تاجر حساب خودش را می‌کند نتیجه دیگر می‌دهد این ماده، ماده‌ای است که امنیت را سلب می‌کند در مملکت (صحیح است) بنده نه دهى دارم، نه زراعتى و نه پولى مازاد غله‌ای هم در کار نیست ولى آن‌هایی که دارند و دستشان به دهنشان می‌رسد گرفتار این ماده‌ها نیستند آن‌ها پسر عمه‌شان بخشدار فلان جا و خودشان فرماندار فلان جا هستند، وکیلند، وزیرند همه مقامات را دارند. من چندى پیش شنیدم یک افسرى، افسر کوچکى هم بوده است در مرز و مدت کوتاهى هم در مأموریت بوده است این برگشته است به تهران و یک خانه‌ای خریده است سیصد هزار تومان خوب این پول را همین تعدیاتى است که در مخارج انجام می‌شود پنجاه تومان سهمیه آقاى باتمانقلیچ می‌شود 500 تومان هم سهم مأمور سرحدى می‌شود بالاخره سیصدهزار تومان پول خانه آن مأمور فراهم می‌شود.

 (باتمانقلیچ- ولى علاجش این است که بیشتر بکارند تا بیشتر بشود)

اما این ماده چهارم بعد این ماده را دو دفعه می‌خوانم آقایان درست توجه کنند. (به شرح زیر خوانده شد) هر یک از مالکین از تحویل مازاد به شرح مذکور در ماده 2 و 3 این تصویب‌نامه استنکاف ورزد مأمورین می‌توانند انبارهاى غله مالک را تحت نظرگرفته و نسبت به حمل موجودى آنها به انبار غله دولت رأساً اقدام نمایند. و هرگاه از این راه مازاد مشخصه وصول نگردد مالک مزبور به تقاضاى رئیس جمع‌آورى غله حوزه مربوطه و موافقت اداره کل غله و نان به وسیله قواى تعمینه محل بازداشت می‌شود. چنانچه شش ماه از تاریخ بازداشت او بگذرد و متعهد مستنکف جنس را در ظرف این مدت تحویل ننماید به پرداخت مبلغى معادل سه برابر بهاى رسمى خرید غله حوزه مربوطه ملزم و این مبلغ از دارایى او وصول و از بازداشت صرف‌نظر خواهد شد.

ماده 5- اداره کل غله و نان مکلف است در هریک از حوزه‌های جمع‌آورى غله آن مقدار جنسى را که بابت تعهدات سال پیش باقى مانده و مالک تا کنون تحویل نداده است از محصول سال 1327 وصول نماید. چند ماده این تصویب‌‌‌نامه شاهکار عجیبى دارد یکى ماده سومش و یکى هم ماده چهارمش این ماده ششم آن است اجراى این تصویب‌نامه به عهده وزارت جنگ و اداره کل غله و نان و شهربانى و ژاندارمرى کل کشور خواهد بود. شهر بانی‌ها ژاندارمری‌ها در یک حدودى مجهز هستند قشون را چرا وارد حقه بازى و این کارها می‌کنید؟ چرا او را آلوده‌اش می‌کنید شما چرا حکومت نظامى و قشون را وارد می‌کنید در کارها که دوسیه‌سازى و پرونده‌سازى یاد بگیرد چراو را آلوده می‌کنید شما حکومت نظامى را منع غیر رسم می‌خواهید براى این مملکت بر حسب این تصویب‌نامه متکى به آن قانونى که با احساسات از مجلس گذشته ایجاد می‌کنید در تمام نقاط نظامی‌ها می‌روند مأمور تشخیص مازاد هم هست آنجا تشخیص می‌دهند که آقاى دکتر معظمى چند خروار مازاد دارد آقاى نظامى هم می‌آید آقاى دکتر معظمى را می‌گیرد براى مازاد در صورتى که دکتر معظمى مازاد ندارد هرچه هم داد و فریاد بکند فایده‌ای ندارد آخر نظامى وظیفه‌اش این نیست، این کاره نیست نظامى را نباید آلوده کرد به این کار او کار دیگرى دارد نظامى براى مواقع جنگ است حالا جنگى نیست هروقت جنگى باشد نظامی‌ها را در موقع جنگ هر وقت لازم شد فرمان یورش و فرمان عقب نشینى می‌دهند بیشتر از این نباید دخالت داد به نظامی‌ها مملکت ما در سایه همین دخالت‌ها به این روز سیاه افتاده است، مثلى است معروف نزد یزدی‌ها هرکس نوکر خوب دارد همه چیز دارد و هرکس نوکر بد دارد هیچ چیز ندارد.

جناب هژیر شما باید نوکر خوب این مملکت باشید شما وظیفه‌دار هستید بین طبقات مختلف اگر اختلافى موجود است مرتفع سازید نه این که با ایجاد نفاق و اختلاف بین طبقات حکومت کنید. این عمل شما که سعى دارید گودال عمیقى بین شاه و مردم ایجاد کنید بسیار بد است:

شما در نطق خود زمان ورود شاه می‌گویید در غیاب اعلیحضرت تهیه فساد دیده شده بود و با قبال اعلیحضرت مرتفع شد باید توضیح بدهید مخالف اعلیحضرت کیست و چه فسادى در غیاب شاه بوده که جلوگیرى شده. (چند نفر از نمایندگان- بلندتر بفرمایید.) جمعى را براى تشریفات ورود شاه دعوت کردند بروند به ایستگاه طیاره در آنجا جناب نخست وزیر نطقى کردند البته در اینجور مواقع نخست وزیر رئیس مجلس هر یک تبریک ورودى خواهند گفت با این خستگى‌هایی که شاه در راه دارد آقاى هژیر نطقى کردند همین طور یک نطق خیلى مفصلى است من یک قسمتى از آن نطق جناب نخست وزیر را قرائت می‌کنم «البته در خلال اجراى این خدمت ابتلائاتى هم که به تحریک بعضى از صاحبان اغراض فاسده پیش آمد می‌کرد روى داد و اشکالاتى هم فراهم نمود لکن باستظهار نیات خیر‌خواهانه ذات شاهانه دولت به رفع آن‌ها توفیق یافت چنان که به فضل خداوند و به تاییدات خاطر همایون از هر گونه اغتشاش و پیش آمد ناملایم و غیر مطلوبى جلوگیر‌ى شد باید این مقسدین و مغرضین را دولت معرفى بکند، دولت چرا سمپاشى می‌کند (صحیح است) این حرف‌ها سمپاشى است ایجاد اختلاف در مملکت است کى با شاه طرف است.

با نوکرهایی که می‌روند تملق می‌گویند توى سر مردم می‌زنند براى مردم رنجش حاصل می‌کنند با آن‌ها طرفند آیا اجتماع 50 هزار نفر در روز عید بیابان سمت خراسان براى انجام مراسم مذهبى فساد است که شما با قواى مسلح اطراف آن‌ها را محاصره نموده و حرکتى نمودید که دول نصرانى در مستعمرات مسلمان نشین خود نکردند خدا نکرده مگر شاه مسلمان نیست و مروج مذهب طبق قانون اساسى نیست که شما در مقام جلوگیرى برآمدید و فساد نشد خوب است شما مسافرتى در روز عید به تمام ممالک اسلامى بنمایید تا معنى مراسم اسلامى را بفهمید این قبیل حرف‌ها پس از مسافرت شاه به انگلستان پیش آمد نمی‌دانم شما از مقامات دیگرى براى خرابى مملکت دستور دارید؟

 (یکى از نمایندگان- این را هم شما نفرمایید)

باید سعى کنید اگر کدورت‌هایی هست مرتفع شود. شما از ضعف خود به مقام سلطنت توهین می‌کنید ملت ایران شاه را نماینده خود در ممالک خارجى می‌دانند و می‌گویند در این مسافرت در بعضى از ممالک آنچه لازمه‌ی تشریفات براى شاه بوده چرا عمل نشده ماطبق قانون اساسى شاه را معصوم می‌دانیم شاه مسئول بدى و خوبى مسافرت خود نیست باید دولت مصالح را تشخیص داده اگر مصلحت است شاه مسافرت کند اگر مصلحت نیست شاه مسافرت نکند تصور می‌کنم تلخ‌تر از من در این موضوع کمتر در مجلس حرف زده باشند آیا من می‌خواهم شاه باشم یا رئیس جمهور باشم یا وزیر جنگ یا رئیس ستاد باشم؟

خیر من خود را براى خدمتگذارى این مردم در مجلس هم لایق نمی‌دانم فقط علاقه به حیرت و عدالت و مساوات دارم و وظیفه اسلامى و فامیلى خود می‌دانم که براى رسیدن به این هدف‌ها کوشش نمایم. (حاذقى- مساوات این است که جنابعالى دو جلسه صحبت کنید و دیگران از حرف زدن محروم باشند؟ مساوات این است که زودتر حرفتان را تمام کنید تا دیگران هم بتوانند از حق خود استفاده کنند) (زنگ رئیس) من با شخص طرف نیستم و سابقاً گفتم در ایران لازم است شاه براى حفظ وحدت ملى وجود داشته باشد این شاه طفلى جوان است تحصیلاتى دارد آنچه شنیدم با حسن‌نیت است شما چرا شاه را از مردم دور می‌سازید؟ شما اگر نوکر خوبى هستید اگر رنجش‌هایی باشد باید مرتفع سازید، سرمایه شما فقط سفسطه و مغالطه می‌باشد که راه را اغفال کنید و مردم را با شاه طرف کنید (زنگ رئیس)

رئیس- آقاى حائرى‌زاده مواظب بیاناتتان باشید تا جلسه از نظم خارج نشود

حائرى‌زاده- ... چشم شما براى ریاست چند روزه خود دستور دادید به طرف مردم که حامل قرآن کریم و متظلم بودند شلیک کردند لازم است شما در این جلسه توضیح دهید که فساد در غیاب شاه چه بوده؟ مفسدین چه اشخاصى هستند، ولى اعمال شما فساد است، اعمالى از دستگاه دولت شما صادر می‌شود که موجبات رنجش را فراهم می‌کند شما در صاحبقرانیه ارباب جرائد را دعوت نمی‌کنید که موجبات عدم رضایت بین شاه و مردم فراهم کنید من با این که در این قبیل مجالس کمتر حاضر می‌شوم و در صاحبقرانیه حاضر نشدم ولى دعوت علیا حضرت ملکه را با کمال میل و رغبت پذیرفتم زیرا که ملکه به وظیفه خود عمل کرده و ابداً در کارهاى سیاسى دخالتى ندارد و در جشن ورود فرزند گرامى خود بدون تبعیض دعوت کرد حاضر شدم و میل دارم سایر خانم‌های دربارى درس از ملکه گرفته در

+++

 انتخاب وزیر. سفیر و حزب و غیره دخالت نفرمایند. من دعوت شاهپور عبدالرضا را با کمال میل اجابت نمودم دیدم یک جوانى خود را در خط تحصیلاتى که دارد براى خدمت به مردم و مملکت حاضر ساخته است این جناب هژیر با نطق‌ها و عملیات خود براى شاه ایجاد مخالف می‌کند و این به ضرر مملکت است مملکت امروز بیش از هر چیز محتاج به وحدت ملى است. باید احزاب به دست چپ و راست اختلاف را کنار بگذارند شاه و رعیت باید برادر وار در این طوفان عظیم براى نجات مملکت خود کوشش کنند.

آقاى هژیر رویه 25 سال قبل را امروز که بر خلاف میل اکثریت بلکه به وسیله اغفال اعلیحضرت بر کرسى ریاست دولت جلوس کرده‌اید از دست بدهید. موقع بودن در خدمت سفارت اجنبى این رفتار شما بسیار براى ارباب شما پسندیده بود که ایجاد شکاف بین طبقات شود من کوچک فکر نیستم به این کرسى و سایر مقامات اگر نتوانم خدمت نمایم اهمیت نمی‌دهم معتقدم هرکس در هر مقام هست باید به وظیفه خود عمل کند علیاحضرت ملکه امروز به وظیفه خود عمل می‌کند شاهپور عبدالرضا میل دارد به وظیفه خود عمل کند تعریف می‌کنم آن شاهپور که در ایام عید نوروز در خوزستان حرکت قبیحى کرده از دولت که جلوگیرى نمی‌کند انتقاد می‌کنم خاندان سلطنتى باید بیشتر براى خدمت به مردم حاضر باشند نه این که در شکارگاه رقیب شکار خود را طرف حمله و تعرض قرار دهند آقاى رئیس فعلى دولت مملکت وقتى خراب می‌شود که اشخاص کوچک را براى کارهاى بزرگ انتخاب کنند و بالعکس در انتخاب شما آقایان وکلا اغفال شده‌اند و در عمل مشهود است که روز به روز ناراضى زیادتر می‌شود و فقر و بدبختى که شما چند سال است مسبب آن بوده و هستید چه در زمان وزارت دارایى چه موقع نخست وزیرى رشته حیات این ملت کهنسال را نزدیک است بگسلد شما با توفیق جراید و حبس و تبعید نمی‌توانید برخرمراد سوار بمانید می‌شنوم دولت خیال ترمیم دارد آقا خود شما اسباب خرابى هستید بعضى از وزرا شما مردمان بدى نیستند فقط عیب آن‌ها این است که چرا عضویت در کابینه شما را قبول کردند (یکى از نمایندگان- احترام دولت را رعایت کنید آقاى حائرى‌زاده) براى مثال تصمیم دولت شما را راجع به عمل جمع‌آورى غله قرائت می‌کنم و مفاسد آن را عرض می‌کنم اشعار و مغالطه شما در مقابل حقایق اثرى ندارد آثار شاه آنچنان دیده می‌شود که با مشورت شما نیست خیلى خوب است، شاه از اروپا شنید که در تهران مشغول بستن طاق نصرت هستند تلگراف کرد نکنید شما چه کردید؟ چند نفر متملق و چابلوس در هر صنف و طبقه هست که از موقع استفاده کرده براى نزدیک کردن خود به مراکز قدرت جلو افتاده با استفاده از قواى دولت مشغول اخاذى می‌شوند بدیهى است کسى با شاه مخالف نیست ولى نباید اعمالى انجام بشود که ناراضى درست کند؟ یک نفر را به شهر بانى بردند پنجاه تومان را براى طاق ورود بگیرند بدبخت نداشت این گاراژ دار مخالف شاه نبود پول زیادى براى انجام این تشریفات نداشت زن و بچه او واجب‌تر بودند که لباس داشته باشند نداد تا ضامن نداد که وجه را نپردازد مرخص نشد (کشاورز صدر- اسمش چه بود؟) فراوان هستند یکى دو تا نیستند (کشاورز صدر- آقا چرا نسبت دروغ می‌دهید اگر راست می‌گویید اسمش را ببرید سرلشگر ضرابى بسیار مرد وظیفه شناسى است) می‌خواهید فردا بروند بگیرند حبسش کنند؟

با این حرف‌ها که قشون ملى است کارها درست نمی‌شود من با افراد قشون و افسرها کمتر تماس داشته و دارم آقاى یزدان پناه را در مجلس دیدم شخصى است علاقه‌مند به مملکت به دلیل این که عضویت کابینه شما را قبول نکرد با این که از قرار معلوم علاقه و ثروت شخصى ندارد فقط ثروت این شخص خدمات او است آقاى رزم آرا رئیس فعلى ستاد را در شب میهمانى ملکه دیدم که آقاى آشتیانى زاده ماها را به یکدیگر معرفى کردند می‌شنوم مردى است مدبر و در کار خود جدى و لایق بعضى از آقایان افسرها را که تصادف کرده تماس حاصل کردم مردمان خوبى می‌باشند و این مقررات و تشکیلات است که مردم را ناراضى ساخته بدیهى است سرباز باید مطیع باشد وقعتى جناب هژیر فرمان می‌دهد که جلوى مردم را بگیرید براى تظلم به خانه خود مجلس شوراى ملى نیایند تظلم بکنند این وقت است که واقعه 27 خرداد واقع می‌شود (فولاد‌وند- این اظهارات براى مملکت مضر است ما گوش نمی‌دهیم شما به همه مقدسات مملکت اهانت می‌کنید آقایان بلند شوید برویم) (آشتیانى‌زاده- چرا تملق می‌گویى آقا؟) (حاذقى- رعایت احترام را بفرمایید) (زنگ رئیس) آقایان فحش حربه عاجز است شما همه روزه این دکان‌ها را که اسمش اداره روزنامه است تعطیل می‌کنید صاحب این روزنامه‌ها مجبور می‌شوند با فحاشى خود را تسلیت بدهند خوب دکانش است پول داده امتیاز گرفته مجبور است روزنامه‌اش را اداره کند اگر روزنامه اطلاعات که خیلى روزنامه مؤدبى است 5 دفعه بروند و زندگی‌اش را به هم بزنند فحش خواهد داد چرا زندگى مردم را به هم می‌زنید؟ یک پاره دوز را نمی‌روند زندگی‌اش را بهم بزنند آقایان فحش حربه عاجز است شما همه روزه این دکان‌ها را که اسمش اداره روزنامه است تعطیل می‌کنید و صاحبانش مجبور می‌شوند که با فحاشى حود را تسلیت بدهند. آقایان دستگاهى که یک روز عشقى را روز دیگر محمد مسعود را بکشد روز دیگر آشیانه دکتر رادمنش را آتش بزند مردم را ناراضى می‌سازد. (کشاورز صدر- این‌ها آتش نزدند مردم آتش زدند) دولت باید جلوگیرى بکند. یک روزنامه‌ای امروز صبح که می‌آمدم مجلس به من دادند دیدم یک چیزهایی تویش نوشته است چند سطرش را براى آقایان می‌خوانم (یکى از نمایندگان- روزنامه ایران نو است؟) بله روزنامه ایران نو است (یک نفر از نمایندگان- مال آقا سید ضیاء‌الدین است) مال هر کس هست حرف حق را هرکس بگوید باید شنید. من می‌شنوم.

این مدیر روزنامه می‌نویسد: چندى پیش در روزنامه اشاره کردیم که تحت حمایت قواى انتظامى و تامینى کشور سازمان تروریستى تشکیل شده و قصد جان بعضى از رجال سیاسى و ارباب مطبوعات را نموده‌اند پس از چندى واقعه آقاى دکتر راد‌منش اتفاق افتاد که همه شنیده و دانستید. به ما روزى اطلاع رسید که فلان دسته به نام و نشانى و فلان پست در صدد اجراى سوء قصدى نسبت به یکى از رجال سیاست هستند. این نکته را هم ما به اشاره گفتیم و گذشتیم (کشاورز صدر- کى آقا من که ندیدم نوشته‌اند از خودش بپرسید (خنده نمایندگان) از روز سه شنبه از مقامات مطلع و مؤثرى اطلاع داده شد که همان سازمان تروریستى به ارائه طریق و حمایت دستگاه‌های انتظامى و به اشاره مقامات مؤثر دیکتاتورى تصمیم جدى و قطعى براى کشتن مدیر روزنامه وظیفه اتخاذ نموده و افرادى را نام بردند که به این کار مأموریت یافته‌اند. چند ساعتى بعد بعضى همکاران مطبوعاتى که به جهاتى از این جریانات پنهانى اطلاع دارند مراتب را تأیید روز سه‌شنبه عصر یکى از اعمال جنایت که از دور به آقاى حجازى مدیر نامه وظیفه ارادتى داشته به یکى از مجاهدین قدیمى اطلاع می‌دهد که این جنایتکاران ما مأمور ساختند که به خون سید بى‌گناهى دست خود را آلوده سازیم هر چه زودتر او را آگاه سازید که خود را مراقب باشد و خودش را از دست این دولت و دستگاه محفوظ دارد» حالا راست و دروغ‌العهده علیه کسى در ایران با شاه طرف نیست شما میل دارید ایجاد طرفت بکنید من اگر آمدم درب منزل شما نوکر شما به من توهین کرد من از شما رنجش حاصل خواهم کرد، به مردم توهین نکنید مردم را اذیت نکنید آقایان این دسته چابلوس و متملق اطراف شاه را می‌گیرند...

‌جمعى از نمایندگان- کدام دسته؟

 کشاورز صدر- اخطار نظامنامه‌ای دارم.

حاذقى- چرا اهانت می‌کنید؟

آشتیانى‌زاده- حرف نزن آقا (همهمه نمایندگان) (زنگ رئیس)

رئیس- ساکت باش.

 آشتیانى‌زاده- ساکت باشید نه ساکت باش اقلیت حق حرف ندارد؟!

رئیس- من به شما اخطار می‌کنم (آشتیانى‌‌زاده- ما حق حرف نداریم؟) دفعه دوم هم اخطار می‌کنم نظم مجلس با من است. (در این موقع آقاى حائرى‌زاده از مجلس خارج شدند)

رئیس- آقاى حائرى‌زاده هستند یا رفتند؟ (گفته شد- رفتند) (بعضى از نمایندگان- چند دقیقه تنفس بدهید)

ده دقیقه تنفس داده می‌شود. در این موقع ساعت یازده مجلس به عنوان تنفس ختم و پس از یک ربع ساعت مجدداً به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید)

رئیس- آقاى خسرو هدایت (صادقى- بنده مخبر کمیسیون هستم اجازه می‌فرمایید مطلبى دارم عرض کنم؟) بفرمایید.

صادقى- بنده از این جهت که شاید مطالبى را به عرض مجلس می‌رسانم تا اندازه‌ای از بعضى مذاکرات رفع احتیاج بشود و در تصویب بودجه کل کشور تسریعى به عمل بیاید خواستم به عرض آقایان برسانم. البته گذراندن بودجه کل کشور یکى از وظایف اصلى آقایان نمایندگان است و نمایندگان

+++

دوره پانزدهم هم از بدو تأسیس مجلس همه آمال و آرزو و اسرارشان این بوده است که بودجه زودتر به مجلس تقدیم شود (صحیح است) مشکلاتى که در کار بود البته از نظر تغییر وضع دولت‌ها و مشکلاتى که در اثر عدم تصویب بودجه در سنوات گذشته از سال 1322 به این طرف بوده همه‌اش مال این بوده است که بودجه از طرف دولت تقدیم مجلس بشود و از طرف کمیسیون بودجه هم تهیه و تنظیم بشود و تقدیم مجلس بشود تا این که بودجه‌ای در سال 27 در فروردین تقدیم شد با حملاتى که از طرف خارج و تا حدى از طرف آقایان نمایندگان نسبت به کمیسیون بودجه بود به عقیده بنده کمیسیون بودجه تا جایى که اشکال نداشت و تا جایى که وضع اجازه می‌داد تسریع لازم را در تصویب و تدوین بودجه به عمل آورد و به مجلس تقدیم داشت و شاید در حدود دو ماه است که بودجه تقدیم شده اگر در ظرف این هیجده روزى هم که به آخر ماه مانده است و قطعاً بیش از هفت هشت جلسه نخواهد بود و ما بخواهیم بیشتر وقت را صرف بکنیم به یک مذاکرات اجمالى این فرصت هم از دست خواهد رفت (صحیح است) و باز مجبور خواهیم شد بودجه این ماه را به طور یک دوازدهم بگذرانیم(حاذقى- خدا نکند) طورى که بنده تشخیص می‌دهم مذاکراتى که در اطراف بودجه می‌شود تقریباً به سه قسمت متمایز تقسیم می‌شود. یکى ایرادتی است که راجع به اصل بودجه و بودجه‌نویسى و طرز بودجه سایر کشورها که این البته لازم است گفتنش ولى به نظر من این یک واجب کفایی است اگر یک نفر دو نفر در این باب مذاکره کردند دیگران را از مذاکره کردن در این باب مستغنى می‌کند زیرا راجع به کلیات است به علاوه به نظر بنده مقدمه‌ای که در گزارش تقدیمى به مجلس ذکر شده است خودش یک قسمت از مشکلات و محظوراتى را که بوده است در نظر آقایان نمایندگان محترم روشن می‌کند. و مضافاً به اینها به عقیده بنده یا دولت یا کمیسیون بودجه مدعى نیستند که این بودجه تقدیمى یک بودجه به کلى بى‌عیب و نقصى است که در برابر آن ادعایی باشد از نواقصى دارد زیرا در آن مقدمه ذکر شده که این بودجه خالى از نقص و عیب نیست ولى تا حدى که ممکن بوده است رعایت نکات شده است که یک بودجه‌ای باشد و باز مضافاً به این‌ها چون یک وجود ناقص بهتر از عدم است آقایان موافقت بفرمایند این بودجه با ترتیبى که هست به تصویب مجلس شوراى ملى برسد بعد البته این کمکى خواهد کرد نسبت به تصویب بودجه سال 1328 قسمت دوم مذاکراتى است که راجع به یک نواقص و اصلاحاتى است که در مواد دارند آن را هم هر کس به نظرش می‌رسد در ضمن پیشنهادات خواهند داد. قسمت سوم مذاکراتى است که راجع به مسائل دیگرى است البته قانون اجازه داده است که در موقع طرح بودجه کل کشور مذاکراتى که خارج از این حدود باشد می‌شود کرد

 (اسلامى- پس مجلس دست بسته تسلیم کمیسیون بودجه باشد؟)

نخیر بنده آقاى اسلامى عرض کردم که مذاکراتى را نسبت به اصلاح یا تغییر بعضى از مواد دارند این‌ها را پیشنهاد بدهند ولى قصاص قبل از جنایت جنابعالى نفرمایید بنده چنین چیزى را عرض نمی‌کنم ولى نظر من این بود که اشخاصى که نظریاتى دارند یکى خود جنابعالى همیشه مقید این مطلب بودید که بودجه از کمیسیون خارج نمی‌شود بیایید به مجلس حالا دو ماه است که این بودجه از کمیسیون خارج شده و آمده به مجلس یک دفعه بنده به خاطر دارم که آقاى دکتر عبده در ضمن بیانات خودشان فرمودند که اعضاى کمیسیون بودجه از همین اشخاص هستند اشخاص دیگرى نبوده حالا همه به نوبه خودمان کمک بکنیم که زودتر بگذرد و این مانع از این نیست که اگر اصلاحات اساسى هم دارد این‌ها را بفرمایید. اصلاح بشود آن وقت در موارد به خصوص هم به نظر بنده حالا این که یک بیاناتى فرمودند بنده از نظر سمتى که دارم خودم را مجاز می‌دانم در جواب عرایضى به عرض آقایان برسانم یکى از ایرادات آقاى اسلامى راجع به یک دوازدهم بود که چرا یک دوازدهم می‌گذرانید که بنده در آن قسمت موفق هستم عقیده دارم که کوشش بکنیم تا آخر این ماه بودجه تصویب شود که محتاج به گذراندن یک دوازدهم نباشیم. یک ایرادى فرمودند راجع به طرز تدریس دانشجویان و ایجاد کار که آن هم البته منکر این ایراد کسى نیست ولى این قسمت هم باز به عقیده بنده محتاج به این است که بودجه تصویب بشود بعد دولت مجالى داشته باشد که راجع به طرز تدریس دانشجویان و اشخاصى که تحصیلات خودشان را تمام می‌کنند بعد میل دارند در ادارات باشند یک مطالعه کافى بشود. راجع به طرز وصول مالیات‌ها که بیش از حد معمول است و ایراد به سازمان وصولى گرفتند این یک مطلبى است که اگر کشور ایران مبتلا به یک مسائل مهمى است این مسئله به عقیده بنده در درجه اول اهمیت واقع است و آن خرج وصول و حقوقى است که به کارمندان پرداخت می‌شود. موضوع زیادى کارمندان هم یک مطلبى است که این را همه می‌دانند، غیر از نمایندگان هم اشخاصى که در خارج نشسته‌اند واقف این مطلب هستند که عده کارمندان دولت در سنوات اخیر بیش از حد معمول است حالا این را اگر بدون این که فکرى کرده باشیم بخواهند کارمندان را اخراج بکنند البته نمی‌شود که بدون توجه به سایر جهات و سایر موانعى که در این امر پیدا نمی‌شود این کار را کرد. بنابراین اگر خرج وصول و خرج وزارت دارایى از خرج سایر وزارتخانه‌ها بیشتر است و بیشتر هم حقوق مصرف می‌شود این یک مطلبى است که ایرادش صحیح است ولى رفعش هم به این آسانى نیست این را باید بیشتر دقت کرد راه‌هایی که اگر به نظر آقایان می‌آید آن‌ها را بفرمایند اصلاح بشود.

راجع به قسمت هزینه املاک واگذارى فرمودید که مبلغ 6 میلیون بودجه آن است البته صحیح است ولى این که فرمودید حقوق جزء این نیست حقوق هم جزء این است حقوق کارمندان مالیات بر درآمد هم جزء حقوق پرسنلى وزارت دارایی‌ ذکر شده. آقاى مکرم یک بیاناتى فرمودند نسبت به اصول همه تصدیق دارند که نظریاتشان صحیح است ولى البته به طورى که عرض کردم این‌ها ایرادتی است که على‌الاصول صحیح است براى یک بودجه‌ای که به کلى خالى از عیب باشد ولى ببینیم که در این بودجه می‌شود آن‌ها را رعایت کرد یا نه؟ به عقیده بنده تا حدى که امکان داشت رعایت شده است یک قسمت از فرمایشات ایشان این بود که یک هیئتى معین بشود که با کمیسیون بودجه رابطه داشته باشد و وسیله ارتباط کمیسیون بودجه با دولت بشود به عقیده بنده این اصلى است که می‌شود قبول کرد و سابقاً هم طرحى تهیه کرده بودند او را می‌شود به عقیده بنده قبول کرد. راجع به صرفه جویى فرمودید، صرفه‌جویى صورت ریز هزینه وزارتخانه‌ها هنوز به کمیسیون نیامده و دولت هم با تعهداتی که سابق داشت و دولت آقاى هژیر هم این تعهد را تایید کردند متعهد هستند که به حداقل امکان هزینه را تعیین بکنند و صورت ریز را به کمیسیون بودجه بیاورند البته در موقع آوردن صورت ریز باید هم کمیسیون بودجه و هم دولت نهایت کوشش را بکند و از این مبالغى که ذکر شده است صرفه‌جویى بکند (مکرم- منظور بنده از اجراى تبصره قانون بوده است) راجع به مالیات نفت و بنزین فرمودید این را هم با اطلاعی که بنده دارم و آقاى نخست وزیر هم ممکن است تأیید بفرمایند یکى از نظریات دولت این است که در این مالیات تجدید‌نظرى بکنند که تا حدى که ممکن است کاسته بشود. راجع به صدى چهل که فرمودید صدى چهل درآمد نفت چرا در بودجه کل منظور شده و چرا جزء مخارج عمرانى منظور شده است البته این ایراد را بنده نمی‌توانم منکر بشوم (صحیح است) و به همین جهت در مقدمه‌ای که به عرض رسیده است به این مطلب اشاره شده (صحیح است) ولى این که فرمودید در کل بودجه چرا منظور شده این منظور خاصى نبود زیرا قانون هم براى این بود که صدى چهل به کلى کنار بماند (صحیح است) و نسبت به هزینه او مجلس شوراى ملى تصمیم بگیرد این مطلب در کمیسیون بودجه مذاکره شد این ایراد جنابعالى به آقاى نجم‌الملک که آن وقت وزیر مالیه بود ایراد شد ایشان در جواب گفته بود که چون این قلم مهمى است اگر بخواهیم این را از درآمد کل کشور برداریم و از هزینه‌های عمرانى هم که ضررى به نظر می‌رسد باز خواهیم ماند کمیسیون این قسمت را قبول کرد و چون بسته به نظر مجلس شوراى ملى است اگر مجلس این را با همان ترتیب که در بودجه ذکر شده است قبول خواهد کرد در واقع این خرج به تصویب مجلس شوراى ملى رسیده است (دکتر معظمى- قانون خاصى می‌خواهد به این ترتیب نمی‌شود) بنده که منکر نیستم قانون خاصى می‌خواهد برنامه مخصوصى هم می‌خواهد عرض کردم اگر بخواهید از توى بودجه بردارید از بودجه عمرانى بردارید همان قدر هم از خرج باید بردارید حالا آقایانى که مدعى هستند این نباید در درآمد بیاید باید بدانند که از همان هزینه‌هایی که به رأیشان معین شده است برداشته شود (دکتر معظمى- آخر باید برنامه‌اش بیاید) برنامه‌اش می‌آید به مجلس یک شرحى فرمودند راجع به ریز درآمدهاى انحصارى و بانک صنعتى البته خودتان می‌دانید بانک صنعتى مطابق اساسنامه‌اى که دارد یک بنگاه بازرگانى است یک ترازنامه باید معمولًا سال به سال حتى 6 ماه به شش ماه از عملیات خودش تقدیم نماید این که درآمدهاى انحصارها جزء بودجه نیامده است البته کلش آمده ولى ریزش نیامده است به همین جهت صحیح است که بانک صنعتى باید ترازنامه داشته باشد حالا در دادن ترازنامه تاخیر شده یا ترازنامه‌ای که داده‌اند درست است یا درست نیست آن مبحث علیحده ایست ولى جزء کل بودجه که ریزش به عقیده بنده مشخص نیست نباید بیاید (مکرم- باید ضمیمه بودجه باشد) همچنین راجع به بنگاه راه آهن، بنگاه راه آهن خودتان می‌دانید قانون مخصوصى دارد یک حسابدارى دارد و یک هیئت نظارت هم دارد هیئت نظارت

+++

 بنگاه راه آهن مرکب است از یک نفر نماینده وزارت دارایى، یک نفر از دیوان محاسبات، یک نفر نماینده وزارت راه، و دو نفر هم از طرف بنگاه راه آهن، این پنج نفر نظارت می‌کنند در دخل و خرج و جزئیات و کلیات کارهاى راه آهن به همین جهت بوده است که اینجا هم نیامده است این مطلب تازگى ندارد از دوره چهاردهم همیشه مورد مذاکره مجلس شوراى ملى بوده است و در این باب بنده خواستم وضعى را که فعلًا راه آهن دارا است به عرض آقایان برسانم، همچنین اداره کل غله و نان هم یکى از اداراتى است که به صورت بازرگانى اداره می‌شود راجعه به کمک هزینه فرمودید، کمک هزینه یک رقمى است آقاى مکرم هم گفته‌اند این هم به خودى خود یک مطلب مهم است ولى دوایی نیست که 135 میلیون تومان علاج آن را بکند 135 میلیون تومان به عقیده بنده تا وقتى که یک تنزل فاحشى، یک تنزل قابل ملاحظه‌ای نسبت به هزینه عمومى نشده است این مبلغى است که باید دولت به کارمندان خودش کمک بکند (مکرم- بنده غرضم این بود که ضمیمه حقوق بشود) و ضمیمه شدنش هم یک اشکالات دیگرى دارد، یک اشکالات دیگرى پیش می‌آید باید وضعى بشود که مستغنى بشوند از گرفتن. آقاى حائرى‌زاده شرحى فرمودند راجع به تفریغ بودجه و عقیده بنده مطلب صحیحى است و قانون هم حکم می‌کند متأسفانه این نکته تا به حال رعایت نشده است و امیدوارم با کوشش آقایان نمایندگان محترم این مطلب به صورت عمل در بیاید که بودجه وقتى تصویب بشود لایحه تفریغ بودجه هم همان قدر ضرورى است که باید به مجلس بیاید راجع به 408 میلیون ریال عوائد گمرک که فرمودند تمام آقایان نمایندگان محترم آرزو دارند که از تحمیلاتى که به مردم هست کاسته شود ولى این در صورتى تحقق پیدا می‌کند که همان قدر هم بتوانیم از خرج کم کنیم من نمی‌دانم اگر از خرج کم نشود و همین است که فرمایش ایشان صحیح است ولى این 408 میلیون ریال را می‌شود کم کرد؟ راجع به بانک ملى ایران که فرمودند بنده لازم می‌دانم که آقایان نسبت به اهمیت و نسبت به موقعیت بانک ملى ایران توجه بیشترى بکنند بانک ملى ایران یک مؤسسه‌ای است که به عقیده بنده اگر در کشور ما مؤسسه خوب 5 تا 10 تا هست یکیش بانک ملى است. بانک ملى ایران از بنگاه‌هایی است که تا حال وظیفه خودش را با نهایت خوبى انجام داده و کمک مهمى تا جایى که ممکن بوده است در این مورد نموده بانک ناشر اسکناس مطابق قانون مخصوص و مطابق ترازنامه‌ای که بانک در مقابل می‌دهد به کلى عملش مجزى از بانک اقتصادى یا بانک تعاونى است هر دو جداگانه است این را که هم ایراد کردند که بانک ناشر اسکناس نباید معاملاتى بکند بانک ناشر اسکناس معاملاتى نمی‌کند. بانک ملى ایران مطابق اساسنامه بانک که صورت قانونى هم دارد و به تصویب مجلس شوراى ملى هم رسیده است معاملاتى می‌کند در این معاملات هم به عقیده بنده بانک مجاز است با اجازه مجلس معامله بکند بنابراین ایرادى که در این قسمت فرموده‌اند من وارد نمی‌دانم.

بانک را ما باید محترم و مصون از تعرض بدانیم البته باید تذکر داد که بانک ملى ایران یک مؤسسه ایست که باید همه افراد کشور مخصوصاً نمایندگان ملت نسبت به احترام او بکوشند. و مطالبى که در اینجا می‌گویند باید مبنى بر این باشد که به اعتبار و ارزش این مؤسسه روز به روز افزوده شود و راجع به بانک واردات فرمودند یک مؤسسه‌ای واردات را دست خودش بگیرد بنده می‌گویم باید نتیجه را ببینیم زیرا اگر ما مدعى هستیم که دولت تاجر خوبى نیست و نمی‌تواند واردات بکند و فروشنده اجناس باشد و صحیح هم هست بانک را هم اگر بخواهیم بیاییم توسعه بدهیم و سعى بکنیم تمام واردات کشور ما که واردات انحصارى است به دست این بانک اداره شود مسلماً آن بى‌ترتیبى که در گذشته در فروش اموال و اجناس انحصارى بوده است در این بانک هم پیش خواهد آمد بنابراین رویه خوبى نیست و بنده عقیده دارم حتى‌الامکان باید آزاد کرد انحصارها را و دست وارد کنندگان را دولت باز بگذارد که تابع قانون عرضه و تقاضا بشود. راجع به تبصره 2 و پنج میلیون و هفتاد هزار لیره و خرید دو میلیون فشنگ راجع به این موضوع در کمیسیون مذاکرات مفصل شد البته این تبصره تنها از این جهت که دولت می‌خواهد از بنگاه راه آهن که داراى پنج میلیون و هفتاد هزار لیره خواهد بود دو میلیون قرض بکند.

براى یک مصرف معین و بعد مبلغ ریالى او را بپردازد و این که این مربوط به طلب از متفقین یا حساب راه آهن باشد همچو چیزى نیست به عقیده بنده از آوردن این تبصره موضوع فشنگ را هم دولت در برابر ایراد یکى از نمایندگان توضیح داد این فشنگى است که مخصوص تفنگ‌های مخصوصى است و در ایران وجود ندارد چون قسمتى از کارخانه‌های تسلیحات ارتش فرسوده شده است نظر دولت این است که دو میلیون لیره این قسمت را هم تکمیل بکند و در آتیه هم با کارخانه‌جاتى که ما داریم امیدواریم سلب احتیاج بشود. یک مطلبى هم مربوط به بودجه بود ولى بنده از خارج اطلاع دارم موضوع ایراد ایشان راجع به آسایشگاه نیاوران فرمودند من اینجا عرض می‌کنم که این‌ها اهالى نیاوران بنده در یک جلسه‌ای که حضور داشتم و چند نفر از آقایان نمایندگان هم بودند یکى از آقایان اصرار داشت که آقاى هژیر این را عملى بکند یعنى این آسایشگاه را از نیاوران بردارند و به جاى دیگرى ببرند حتى آن شخص جایش را نشان می‌داد ایشان جواب دادند اگر من این کار را بکنم اگرچه حق هم این است در خارج این طور تصور خواهد شد که من یک مقدارى زمین آنجا دارم به این جهت این کار را نکردند و گفتند من به هیچ وجه با این موافق نیستم و اگر رأى موافق بدهند باید باشد براى بعد ولى این سوء تفاهم شده است براى آقاى حائرى‌زاده این را هم خواستم تذکر بدهم بنده چون حدالامکان نمی‌خواهم وقت آقایان را گرفته باشم به عرایض خودم خاتمه می‌دهم و از آقایان باز استدعا می‌کنم که توجه بفرمایند بودجه کل کشور که مربوط به یک مجلس یا یک دولت یا یک دسته نیست بلکه مربوط به کشور است تصویب شود اعم از این که مخالفت یا موافقت با دولت یا مخالفت و موافقت با یک جهات این را اساساً نباید حساب کرد بودجه را بگذاریم تا وارد کارهاى دیگر دولت شویم بودجه مال مملکت است مال یک نفر یا یک شخص یا یک دولتى نیست (صحیح است)

رئیس- آقاى مهندس هدایت بفرمایید

مهندس هدایت- آقاى کشاورز صدر قصد داشتند که اخطار قانونى بکنند بنده از ایشان خواهش کردم که ازاین اخطار صرف‌نظر بکنند بنده اینجا تذکر می‌دهم ماده 129 نظامنامه فقر 50 پیش‌بینى می‌کند نماینده‌ای که نسبت به یک یا چند نفر از هیئت دولت فحش داده یا تهدید نماید رئیس می‌تواند او را مؤاخذه یا منع حضور بکند این پیشامد چند دفعه تکرار شده است بنده از جناب آقاى رئیس تقاضا دارم که این موضوع را رعایت بکنند. اگر بنا به تهدید و اهانت به دولت باشد چون دولت در نتیجه اکثریت مجلس است، این اهانتى است که به اکثریت مجلس شده (صحیح است) (فرامرزى- صحیح نیست توهین کسى نکرد) در مورد استیضاح دولت آقاى حکیمى یا در موقع طرح برنامه دولت آقاى هژیر و همچنین در نطق‌های قبل از دستور و نطق ضمن بودجه که آقاى حائرى‌زاده ایراد کردند ایشان یک نوع مطالبى ایراد کردند در تمام این موارد آنچه را که گفتند یکسان بوده است بنده براى این که اولًا در خارج این و هم حاصل نشود و در نتیجه سکوت نمایندگان براى خود ایشان این توهم حاصل نشود که این مطالب وارد است مجبورم توضیحاتى عرض کنم که بنده می‌خواهم اینجا عرض کنم آقاى حائرى‌زاده در این مواقع مکرر اصرار داشتند بگویند ارتش ایران ملى نیست بنده می‌خواهم عرض کنم که آقاى حائرى‌زاده نمی‌دانند ارتش ملى یعنى چه چون ارتش در دنیا دو قسم است ارتش داوطلب و ارتش ملى ارتش داوطلب ارتشى است که یک کسانى میایند و شغلشان را سربازى قرار می‌دهند به آن‌ها یک دستمزد کافى می‌دهند و این‌ها همواره در تمام مدت شغلشان اینست، ارتش ملى ارتشى است که در اثر نظام وظیفه یک انسانى می‌آیند یک مدت محدودى خدمت می‌کنند و بعد برمى‌گردند و سرباز و افسر ذخیره محسوب می‌شوند آن‌ها بدون دستمزد خدمت می‌کنند چنانچه سربازان ما ماهى 18 ریال می‌گیرند. این ارتش طبق قانون ترفیعات و قانون دادرسى ارتش به وجود آمده است بنابراین تمام تشکیلاتش قانونى و ملى است (صحیح است) یک دلیل دیگر هم بنده بر ملى بودن این ارتش دارم و آن احساسات مردم است در موقع ورود ارتش به زنجان در موقع ورود ارتش به تبریز و رضائیه، احساساتى که مردم بروز دادند و قربانی‌هایی که کردند و حتى می‌خواستند فرزندان خودشان را قربانى کنند علامت ملى بودن ارتش است (صحیح است) الان این ارتش ملى 21000 نفر در سر حدات دارد که مرزها را حفظ می‌کنند همین الان آقایان بروند ببینند سروان طباطبایی 5 تا تیر خورده در مریضخانه بسترى است این گلوله را در مرز خورده و براى حفظ آقاى حائرى‌ زاده خورده (امامى اهرى- آقاى هدایت چهارده تیر خورده) بنده شنیدم که 5 تیر خورده و الان این جمع آورى غله و وصول مالیات به وسیله ارتش می‌شود، اگر مالیات

+++

 وصول نشود در این مملکت هیچ کارى صورت نمی‌گیرد، آن دستگاهى که غله جمع می‌کند و مالیات وصول می‌کند کاملًا ملى است صرف‌نظر از این که ملاکین و کسانى که غله دارند مازاد را حاضرند به ارتش تحویل بدهند ولى شاید به مأمورین غیر ارتش تحویل نمی‌دهند (صحیح است) ارتش الان صد و سیزده هزار نفر زیر پرچم دارد این 113 هزار نفر در نقاط بد آب و هوا و در نقاط مختلف کشور انجام وظیفه می‌کنند، وقتى می‌خواهد یک دشمنى به یک کشورى رخنه کند اول کارى که می‌کند سعى می‌کند آن ارتش را سست بکند، ایمان آن‌ها را سست بکند ما نمی‌بایستی خودمان که سمت نمایندگى داریم بیاناتى بکنیم که موجب سستى صد و سیزده هزار نفر بشود (صحیح است) بنده هیچ وقت همچو ادعایی را نداشته‌ام که در پشت تریبون از طرف ملت و یا از طرف اکثریت مجلس صحبت می‌کنم ولى امروز از اکثریت مجلس اجازه می‌خواهم که از طرف اکثریت مجلس به تمام افسران و افرادى که در نقاط بد آب و هوا و در تمام نقاط ایران انجام وظیفه می‌کنند و جان بازى می‌نمایند درود بفرستم (صحیح است- احسنت) بنده اجازه می‌خواهم به نام اکثریت مجلس شوراى ملى توجه مخصوص اکثریت را نسبت به سازمان ارتش که سازمان ملى ماست اعلام کنم، بنده می‌خواهم این را هم اضافه کنم اگر چیزى است که ملى نیست این نمایندگى آقاى حائرى‌زاده از سبزوار است (آزاد- این را نفرمایید) (مهندس رضوى- ایشان خودشان اینجا نیستند شما هم این را نفرمایید) مطلب دیگرى که ایشان بیان کردند گفتند وزیر جنگ در مقابل مجلس مسئول است و لیکن چیزى در اختیار ایشان نیست و ستاد ارتش جداگانه است بنده می‌خواهم عرض کنم وزیر جنگ مسئول است و با کابینه‌ها تغییر می‌کند یک دستگاه ثابت در ارتش هست که تغییرات آن تابع تغییرات دولت نیست و وظیفه‌اش را انجام می‌دهد و البته ستاد ارتش تابع وزارت جنگ است تابع دستورات وزارت جنگ است بنابراین مسئولیت وزیر جنگ محرز است (صحیح است) بنا‌براین بیانات آقاى حائرى‌زاده اعتراض شخصى است بنده یک مطلبى را اینجا عرض می‌کنم و آن این است که وقتى پادگان آذربایجان تسلیم پیشه‌ورى شد خبر دادند که پادگان کردستان محاصره شده و در شرف تسلیم است رزم آراء مأمور شد به کردستان رفت به شهادت نمایندگان کردستان که خودشان در موقع شهادت خواهند داد محاصره را شکست (صحیح است) و متجاسرین را راند و بعد از تهران اجازه خواست که به آذربایجان حمله کند سپهبد رزم آرا تمام وقت خودش را از وقتى که سرباز بوده تا امروز که سپهبد است در خدمت ارتش به کار برده و از فرزندان شرافتمند و رشید کشور است (صحیح است- احسنت) آقاى حائرى‌زاده همین امروز در اینجا گفتند باید قوى بود ولى در عین حال به ارتش حمله می‌کردند بنده خیال می‌کنم که می‌بایستی ارتش داشت تا قوى بود و می‌بایستی این ارتش مجهز باشد آنچه که امنیت را نگاه می‌دارد این ارتش است والّا چندین میلیون لیسانسیه در مقابل سرباز مسلح مقاومت نمی‌توانند بکنند، دولت سویس 4 میلیون جمعیت دارد ولى 400 هزار نفر زیر پرچم در حالى که خیال حمله بجایی هم ندارد و تمام این سربازها هم مجهزند براى این که در صورت تجاوز مردم بتوانند از خاک خود دفاع نمایند، آقاى حائرى‌زاده مطلب قابل بیانى نگفته‌اند جزء این که شکایت کردنند که چرا وزارت کار وقتى یک کارگرى را بیرون می‌کنند دخالت می‌کند و او را به کار می‌گمارد صرف‌نظر از این که کارگران از حمایت ایشان بى‌نیاز هستند اصل این است که کارگر را کارفرما نمی‌تواند بی‌جهت بیرون بکند کارگرى تقصیرى کرد دادگسترى هست شهربانى هست یک مراجع معینى هست کارفرما به صورت اتهام نمی‌تواند یک کارگرى را از کار بیرون کند، ایشان دلتنگ بودند که چرا یک دستگاهى پیدا شده است که در نقاط دور دست در نقاطى که شاید دو روز بایستى با قاطر رفت و در نقاطى مثل جزیره قشم درمانگاه به وجود آورده. طبیب فرستاده، دارو فرستاده، و کسانى که مریض می‌شوند معالجه می‌شوند ایشان اساساً تا این دقیقه نمی‌دانند وزارت بهدارى براى چه وجود دارد، نمی‌دانند که وزارت بهدارى چه وظیفه‌ای دارد، وزارت بهدارى براى تأسیس مریضخانه و تأسیس بیمارستان نیست، وزارت بهدارى براى جلوگیرى از پیدایش مرض است، همان لحظه‌ای که مرض پیدا شد مریض باید در بیمارستان بسترى بشود، در هیچ جاى دنیا بیمارستان‌ها در دست وزارت بهدارى نیست این کار به عهده مؤسسات خیریه هست مانند مؤوسسات خیریه‌ای که کشور ما به وجود آورده است، به این مطالب رسیدگى می‌کنند، براى مردمى که دسترسى به دوا و طبیب ندارند این قابل تقدیر است، صرف‌نظر از این که سازمان شاهنشاهى اولین سازمانى است که هزینه پرسنلى آن از یک صدم مجموعه هزینه آن کمتر است و اساساً مصرف پرسنلى ندارد و بنده در اینجا اجازه می‌خواهم که از خدمات آقاى دکتر آشتیانى که بدون هیچ گونه شائبه و با کمال صداقت به سازمان کردند تشکر کنند (صحیح است) بنده در موضوع مریضخانه یزدى و نیاوران می‌خواهم عرض کنم اهالى نیاوران از قدیم از قبل از حکومت آقاى هژیر دسته دسته می‌آمدند که آب ما را آلوده کردند زندگى ما را آلوده کردند و اینجا یک دستگاه بهره‌بردارى شده است، آقاى بیک نفر بیچاره که تخت نمی‌دهند بنده خودم مسلول کارخانه دخانیات را فرستادم قبول نکردند آنجا کسانى می‌روند که مسلول ثروتمند هستند و می‌توانند طبق تعرفه‌ای که تعیین شده عمل کنند، مردم نیاوران به همه جا رفته به تمام نقاط شکایت کردند به مجلس هم رفتند به نمایندگان تهران گفتند. این امر اساساً مربوط به دولت آقاى هژیر نیست قبل از ایشان است و ایشان در این امر دخالت نکردند به همین دلیل که آقاى صادقى گفتند ولى بنده یک خبرى دارم که باید به آقاى حائرى‌زاده بگویم آن خبر این است که اصل عوام فریبى و جنت مکانى دیگر در این مملکت فایده ندارد مردم از حرف خسته شده‌اند مردم عادت پیدا کرده‌اند که به عمل نگاه کنند.

آقاى حائرى‌زاده از روى اصرار براى یک حکومتى که بیست سال در این مملکت خدمت کرده به نام حکومت قلدرى صحبت می‌کنند، مردم اگر از آن حکومت ناراضى بودند از فرهنگش که ناراضى نبودند همان حکومت دانشگاه ساخت دبیرستان ساخت این که راه آهن ساخت بد نکرد اگر شکایتى هست از دستگاه دادگسترى و از امنیت قضایی آن است و آقاى حائرى‌زاده در دستگاه دادگسترى بزرگ‌ترین مقام‌ها را داشتند، در همان زمان بزرگ‌ترین رتبه‌ها را داشتند، نه قلماً و نه قدماً در آن عصر بر ضد آن حکومت که قلدرى می‌گویند نه گفتند و نه نوشتند. آقاى حائرى‌زاده در دستگاه دادگسترى بودند و اگر حکومتى بوده است که قلدرى می‌کرده ایشان از عناصر مؤثر آن حکومت بوده است، مردم آقا فراموش نکرده‌اند آقاى حائرى‌زاده اینجا مکرر گفتند که من در دوره چهارم با مدرس همکارى می‌کرده ام ولى مردم این را می‌دانند اگر این حکومت قلدرى بوده مدرس را کشت و حائرى‌زاده را رتبه داد. اما مطالب بنده راجع به بودجه: فرق بودجه با ترازنامه این است که ترازنامه را در آخر می‌آورند و اگر سودى داشت بین صاحبان سهام تقسیم می‌کنند اگر ضرر داشت و ضرر بیش از نصف بود شرکت را منحل می‌کنند اگر کمتر از نصف بود یک خط مشى جدیدى براى آن اتخاذ می‌کنند. بودجه را قبل از عملکرد می‌آورند بنده خودم هم معتقدم که 90 درصد از کار شوراى ملى رسیدگى به بودجه کشور است بودجه‌ای که الان آمده این یک بودجه‌ای است که اساساً آقایان دیدند کسر دارد در یک بودجه‌ای دو مطلب را می‌شود بحث کرد یکى وضع اقتصادى کشور است که آن بودجه آینده آن است و یکى وضع اجتماعى کشور است که آیا براى اجتماع کشور چه در پیش دارند چه در نظر دارند. آقایان شاید بدانند یک نفر انگلیسى که به دنیا می‌آید 475 لیره مقروض است هر فرد انگلیسى امروز 475 لیره مقروض است هر فرد ایرانى داراى نیم شلینگ پول است یعنى اگر درآمد ثابت نفت جنوب را هفت میلیون و نیم لیره حساب کنیم و جمعیت ایران را 15 میلیون به هر نفر ایرانى نیم شلینگ می‌رسد. (اردلان- ما حاضریم عوض کنیم) پشتوانه ریال صد در صد تامین است پشتوانه لیره نیم در هزار است پشتوانه لیره مصرى 6 درصد است پشتوانه رسمى دلار 25 درصد است طلا بیشتر دارند ولى آنچه که براى پشتوانه دلار گذاشته‌اند 25 درصد است میزان ارزى که چه از نفت و چه از فروش نفت و چه از صادرات به دست می‌آوریم در حدود 35 الى 40 میلیون لیره است آن لیره‌ای که احتیاج براى واردات داریم بیش از 30 میلیون است پس ارز زیادى هم داریم 80% مردم کشور رعیت و کشاورز و کارگر در دهات و غیره زندگى می‌کنند و 80 درصد واردات ما قند و قماش و چاى است (مهندس رضوى- آقا این‌ها هم لختند) پس مسئله اقتصادى آنچه که بنده توضیح دادم مشکل است نمی‌شود، اسکناس محکم است از بیش از مصرف است مساحت کشور یک میلیون و ششصد هزار کیلومتر مربع است و لیکن جمعیتش 15 میلیون بیش نیست پس در این شرایط فقر و بدبختى ممکن نیست در مملکتى پیش بیاید و اگر وضع اقتصادى ما خوب نبوده است منحصراً در اثر این بوده است که یا خوب اداره نشده و یا اصلًا اداره نشده و بنده علت این که موافق صحبت کردم این بود که بنده معتقدم بودجه‌ای را که دولت آقاى هژیر

+++

 براى سال 1328 می‌آورد در صورتى که باشد بودجه‌ای خواهد بود که این معایب و نقائص را نخواهد داشت و از آنچه بنده گفتم وضع اقتصادى ما اگر از منابع ثروت و آنچه که احتمال ایجاد ثروت دارد استفاده شود بودجه غیر از این خواهد بود که آمده است، به هرحال بنده عقیده‌ام این است و این اعتقاد را دارم بنده معتقدم که ایشان می‌توانند وضع اقتصادى کشور را روى این «دنه»‌هایی که بنده دادم اصلاح کنند هیچ کدام قابل انتقاد نیست پس روى این مطالبى که بنده گفتم این مطالب موجود است و غیر قابل انکار و با این مطالب نمی‌تواند وضع اقتصادى بد باشد حالا صرف‌نظر از این که این مطالب هست و از این مسائل و این شرایط استفاده نشده یک جریان دیگرى هم بوده و او این که جزء بودجه نبوده یک اشکالاتى یک مقرراتى بود که خودمان وضع کردیم خودمان ایجاد کرده‌ایم بنده یکى از آن ایرادتی که عرض می‌کنم موضوع وزارت دارایی است این بودجه عمرانى که اینجا نوشته‌اند به دو دلیل عمل نخواهد شد یکى به دلیل این که صرفه‌جویى در حقوق پرسنلى نخواهد شد باید حقوق کارمندان حتماً پرداخت شود پس صرفه‌جویى در این قسمت‌های عمرانى می‌شود دوم آن که وضعیت وزارت دارایی طورى است که کار عمرانى به زحمت صورت می‌گیرد صحیح است بنده این را می‌خواهم ببینم آیا تصور رفته که مأمورین وزارت دارایی از سایر وزارتخانه‌ها درس‌ترند آیا صالح‌ترند هر وزارتخانه‌ای گرفتار یک دستگاهى است از وزارت دارایی که نمی‌تواند کار بکند بنده خودم مطلعم که راه چالوس را براى این که آب برده بود. رئیسش می‌خواست سرکشى کند ولى رئیس حسابدارى بنزین نمی‌داد اگر او درستکار است او را به این کار انتخاب کنید و بگذارید کار کند من می‌خواهم اینجا بگویم و هیچ نظرى ندارم که استفاده وزارت دارایی و این شعبه‌هایی که در وزارتخانه‌ها دارد مانع کار و مانع حسن پیشرفت کارها است و فقط براى بیان به یک مثل اکتفا می‌کنم بنده خودم یک وقتى در سال 1318 راه شوسه تبریز با بنده بود آنجا یک ناظر هزینه‌ای داشت وقتى رفتم دیدم یک پلى را در یک محلى پیش‌بینى کرده بودند دو دهنه شش مترى مناقصه گذاشته بود بنده گفتم که این پل عوض 2 دهنه شش مترى یک دهنه 18 مترى بسازند و آن مقاطعه کار هم حاضر شد با همان قیمت قبلى که قبول کند در حالی که سنگ و چوب بست بیشتر می‌خواست ناظر هزینه آمد گفت آقا نمی‌شود گفتم چرا نمی‌شود گفت براى این که مناقصه گذاشته‌ایم 2 دهنه شش مترى اگر 18 مترى می‌گذاشتیم شاید شخص دیگرى برنده مناقصه می‌شد بنده بالاخره گفتم که می‌نویسم شما جواب بدهید بنده نوشتم این کار بشود و قبول کرد مقصود این است که او مهندس هم نبود ولى در این موضوع اظهار عقیده می‌کرد و می‌گفت اینجا پل 18 مترى لازم نیست و اگر واقعاً او بهتر می‌فهمید حق این بود که دولت او را می‌گذاشت و مرا بر می‌داشت ولى نمی‌گذاشتند این پل ساخته شود وضع دخالت در امور وزارتخانه‌هاى مختلفه از طرف عمال وزارت دارایی طورى است که باید گفت مانع انجام کار است بنده دلیلى عرض می‌کنم در زمان وزارت داور بود که وزیر دارایی بود و وزارت راه که آقاى منصور بود آئین نامه‌ای راجع بنظار وزارت دارایی که به وزارتخانه‌های دیگر می‌روند نوشته بود آقاى بدر در آن موقع معاون وزارت دارایی بود در مقابل شکایت وزارت راه از نظار هزینه گفت خیال می‌کنید که مأمورین خوبى را می‌فرستیم به وزارتخانه‌ها وقتى در وزارتخانه‌ها ناظر هزینه می‌خواهند هرکسى زیادى باشد می‌فرستیم بنده چون اینجا از ناظر هزینه صحبت کردم و انتقاد کردم این را هم از نقطه‌نظر اخلاقى می‌باید که عرض کنم در اداره راه شوسه آقاى دیده ور ناظر هزینه بوده و از افراد بسیار صلاحیت دار و شرافتمند است‏ (صحیح است) و خود این استثنا مؤید اصل است بنده تقاضایم این است که یا این که این بودجه را دولت بدهد به وزارتخانه‌هاى مختلفه و به آن‌ها فرصت بدهد که کارهاى عمرانى را انجام بدهند و حسابداری‌ها زیر نظر وزیر مربوطه باشد تا این که اگر می‌بایستی این کارها را وزارت دارایى بکند مانعى که ندارد اداره کل ساختمان که دارند راه شوسه هم بسازد ولى به هر حال یک مسئول داشته باشد و یک دستگاه مسئول باشد تشخیص بدهند و طرف درست کار بکند و بگذارد کار بکند و هر دستگاهى مداخله نکند این‌ها بود که بنده در جزئیات وضع اقتصادى گفتم اما راجع به وضع اجتماعى که از این بودجه فهمیده می‌شود ماده هفت یکى از آن‌ها بهترین موادى است که تا‌کنون در این چهل و چند سال مشروطیت به مجلس داده شده می‌نویسد که کلیه کارفرماها چه دولتى و چه غیر دولتى موظفند براى کارگرهاشان خانه بسازند بنده قسمت عمده بدبختى و فقر این مملکت را بر اثر خانه می‌دانم بچه وقتى مالاریا می‌گیرد رماتیسم می‌گیرند چون خانه مرطوب است و روشنایی ندارد این بدبختی‌ها و این امراض تولید می‌شود و توسعه پیدا می‌کند و در اثر عدم وجود بهداشت است.

بنده این موضوع را در بودجه از قدم‌های مؤثر می‌دانم ولى معتقدم که باید برایش یک سانکسیونى پیش بینى بشود یعنى می‌بایستی دولت پس از آن که مجلس این ماده را تصویب کرد اول خودش و بعد با کارفرماها واقعاً بیایند خانه‌ها را بسازند و به کار گران بدهند و به این ترتیب هر کارخانه‌ای که جمعیتش زیادتر باشد داراى کوى کارگرى و دبستان و زمین ورزش خواهد بود و تأثیر بسیار زیادى در امر بهداشت آن‌ها خواهد داشت بنده نظرم این است که طریقه عمل و سانکسیون آن را هم در اینجا بگنجانند یک مطلبى که بنده انتظار داشتم در آن پیش‌بینى می‌شود موضوع بیمه‌های اجتماعى است کمیسیونى تشکیل شد و این کمیسیون قسمتى از همین سازمان شاهنشاهى که مورد قهر آقاى حائرى‌زاده است آن کمیسیون طرح بیمه اجتماعى را با مطالعات بیمه‌های مختلفه نوشت بیمه کارمندان، بیمه کارگر، بیمه اطفال و قرار شد صندق مخصوصى تشکیل شود و طرحى هم به هیئت وزیران برود فقط چیزى که قانون می‌خواست 40 میلیون تومان پول بود یعنى اگر دولت این قانون بیمه‌های اجتماعى را اجراء می‌کرد شاید چهل میلیون تومان توى بودجه است می‌گذاشت البته اصل بیمه اجتماعى محرز است که ضرورت دارد و کشورى نیست که در این قسمت بیمه اجتماعى بهش عمل نکرده باشد اگر یک کسى پیر شد و مرد بایستى بچه‌هایش بزرگ شوند و تحصیل کنند اما اینجا عملى نشد استدعاى من این است که یکى از قدم‌های برجسته دولت تهیه قانون بیمه‌های اجتماعى باشد (صحیح است) بنده نسبت به قسمت اجتماعى بودجه در صورتى که ماده 7 عمل بشود و این بیمه‌های اجتماعى که گفتم عمل بشود براى این 6 ماهى که از سال مانده است شاید 5 ماه پیش از این انتظارى ندارم البته نواقصى هست که می‌بایستی نواقصش را در نظر بگیرند که براى سال 28 اصلاح بشود حالا بنده چند تذکرى دارم که به طور مختصر عرض می‌کنم راجع به جزئیات خود بودجه یک قسمت از عرض بنده راجع به تبصره 2 ماده 2 می‌باشد در آن تبصره نوشته شده که از 5 میلیون و هفتصد هزار لیره که به راه آهن می‌دهند دو میلیون لیره براى فشنگ بدهند این خط آهن ما اساساً یک خطه است یعنى دو خطه نیست وقتى که یک راه آهنى یک خطه شد بهره‌بردارى ازش محدود می‌شود در زمانى که متفقین در ایران بودند یک بهره‌بردارى غیرقابل قبولى از این خط کردند یعنى در روز از خرمشهر تا تهران 9000 تن حمل کردند این را اگر بروند بگویند.

هیچ کس قبولنمى کند در آن زمان داراى 446 لکوموتیو و داراى 8032 واگن بودند اما امروز ما داراى 241 لکوموتیو و 4135 واگن هستیم که صدى سی‌اش را بر اثر نبودن وسایل لازم باید از کار خارج کرد اما محمولاتمان آنچه که در پیش است با محمولاتى که براى وزارت جنگ پیش‌بینى می‌شود می‌بایستی که 6000 تن در روز از جنوب راه آهن باید حمل کند پس توجه مى‌فرمایید که دو سوم آنچه را که متفقین 446 لکوموتیو و 8032 واگن حمل می‌کردند ما می‌بایستی دو سوم آن را با وسایلى کمتر از نصف حمل کنیم پس اساساً این 5700000 لیره که به راه آهن می‌دهند این براى این است که در مدت بهره‌بردارى که متفقین از این راه آهن استفاده کردند و ماشین‌هایش در حال استهلاک هستند بایستى یک قسمتى از ریل‌ها و تراورس‌ها تجدید بشود پس اساساً این پولى که باید به راه آهن داده شود می‌بایستی به مصرف تجهیزات راه آهن برسد و در غیر این صورت بهره‌بردارى راه آهن تا سه ماه دیگر متوقف می‌شود اما ایراد این که چرا 5700000 لیره می‌دهند این است تعرفه وقتى می‌نویسند مثلًا یک تن در یک کیلومتر یک قران این روى یک عوامل معینى است می‌گویند خرج سوخت لکوموتیو انقدر پرسنلى انقدر استهلاک ماشین انقدر منفعت انقدر حتى منفعت سرمایه را هم در نظر می‌گیرند بعد متفقین آمدند یک مقدارى هم بار حمل کردند ما آمدیم طبق آن تعرفه یک حسابى کردیم آنها می‌گویند همان تخفیفى که به ارتش خودتان می‌دهید به ارتش ما هم که متفقین هستیم بدهید و یک مطالباتى به این ترتیب براى راه آهن ایجاد شد خلاصه‌اش این است که بابت حمل و نقل که راه آهن کرده با حساب خودش با در نظر گرفتن تخفیف این 5 میلیون و هفتصد هزار لیره‌ای که باید بدهند و آنچه که حساب می‌کنیم بابت اسکله خرمشهر و بندر شاهپور و دستگاه‌های تلگراف و غیره با لیره به 7 میلیون می‌رسد این مبلغ جواب آن تعرفه را می‌دهد ولى آمدند گفتند که ما متفقین بودیم ما کشته دادیم شما هم مجاناً حمل کنید

+++

 در آن موقع که من در راه آهن بودم جواب دادم که شما کشته دادید ولى شما تمام کارخانه‌جات آلمان را هم حمل کردید و بردید ولى به ما خسارت ندادید خلاصه اگر این 5 میلیون و هفتصد هزار لیره را بدهند بابت حمل و نقل با راه آهن قابل قبول است اما بابت خسارات جنگى خسارت که منحصر به راه آهن نیست این خسارت در راه شوسه بوده این خسارت در شهر هم بوده این خسارت بوده دولت هم می‌بایستی سعى بکند که در کنفرانس صلح شرکت بکند و این خسارت را بخواهد آنچه را که از بابت راه آهن فکر می‌کنید باید در صورت خسارات بگذرد و بخواهد و براى این که بشود تعمیرات را انجام داد این پنج میلیون و هفتصد هزار لیره را وصول نماید به علاوه آقاى اردلان وزیر راه وقت در آن موقع این مطلب را در کمیسیون مختلط راه و دارایی توضیح دادند و اینجا باید عرض کنم که در دوره چهارده یک مقدارى لکوموتیو و واگن از آمریکایی‌ها خریده شد که پولش را به دلار دادند و هم ارز ریالش را راه آهن به بانک ملى مقروض شد اصولًا چون در موضوع آن آقاى مهندس رضوى توضیح دادند بنده می‌خواهم عرض بکنم که این معامله با پول نقد به دلار و به سرعت صورت گرفت و راه آهن و دستگاه‌های ادارى وزارت راه خبر نداشتند بنده می‌خواستم این را بگویم بنده خودم معاون فنى راه آهن بودم آن موقع و یک روزى خبر دادند که دو لیست است یکى لیست چهار میلیون و یک لیست هم هشت میلیون دلار لیست هشت میلیونى را پرداخت کرده بودند و چهار میلیونى را براى بعد گذاشته بودند حتى ما کوشش بسیارى کردیم که شاید بتوانیم از آن چهار میلیون چیزى بکاهیم ولى دیدم طورى تنظیم شده که آن چیزهاى مورد نیاز ما در لیست چهار میلیونى گذاشته شده بنده در اینجا چون اسمى از اشخاص برده شد باید بگویم که آقاى حسین نفیسى و آقاى سعیدى معاون وزارت راه خبر نداشتند و بنده اخلاقاً موظف می‌باشم که عرض کنم آقاى نفیسى و آقاى سعیدى در این امر دخالت نداشتند (مهندس رضوى- پس کى کرد) آقاى بدر وزیر دارایی بودند ما اعتراض کردیم آن چیزى را که می‌بینید می‌شود در اقساط داد و شاید اصلًا نداد چرا این طور شد می‌گفتند که مجلس فشار آورد ما اصلًا خبر نداشتیم این را که عرض کردم بپذیرید از لیست خبر نداشتیم و چیزهایی که مورد احتیاج قطعى ما بود در لیست دوم گذاشتند و چیزهاى کمتر لازم را در لیست اول بنده مقصودم این است که الان براى همین معامله راه آهن 26 میلیون تومان به بانک ملى قرض دارد و اگر بنا شد این دو میلیون را براى فشنگ بردارند آن 26 میلیون را هم به بانک ملى ایران بدهند دیگر چیزى براى راه آهن نمی‌ماند که به مصرف راه آهن برسد بنده پیشنهادى در این خصوص دادم و در موقع توضیح عرض خواهم کرد بنده تقاضایم این است که دولت از این پول فوراً قرض راه آهن را به بانک بدهد این راه هم باید اضافه کنم که در 1322 راه آهن 232 میلیون ریال یعنى 23 میلیون تومان نقد داد به وزارت دارایی در 1322 اضافه درآمد داشت که دکتر میلسپو داد به «یو. ک. سى. سى» پس راه آهن اضافه در آمد داشت و حالا که راه آهن قبول می‌کند که این دو میلیون را بردارند آن قرضش را هم به بانک بدهند اما در موضوع درآمدى که در بودجه براى شیلات پیش‌بینى شده غیر متناسب است با عوائدى که این شرکت می‌برد (صحیح است) ... اردلان- آقاى هدایت پول را که می‌گیریم دیگر ادعایى نخواهیم داشت؟

هدایت- ادعاى خسارت است نه ادعاى حمل و نقل آقاى هژیر چون این مربوط به وزارت دارایی است بنده استدعا می‌کنم که توجه داشته باشید بنده نسبت به درآمد که در بودجه نسبت به شیلات پیش‌بینى شده معترضم همان طور که دولت نماینده شرکت نفت را خواسته است و در روزنامه خواندم کمیسیونى تشکیل شده که در قسمت نفت مذاکره شود بنده پیشنهاد می‌کنم که باید از شرکت شیلات هم نماینده خواسته شود و این کار را نسبت به شیلات هم بکنیم همان طور که این قرار داد نفت جنوب قابل تجدید و مذاکره است این را هم مذاکره بفرمایید بنده در این قسمت اضافه می‌کنم که دولت براى وصول طلاهاى ما که در بانک مسکو خوابیده است چه اقدامى کرده؟ (صحیح است) اما در قسمت هزینه یک طرحى تهیه شده راجع به دانشگاه‌های کشور در پنج منطقه و بعد هم بعضى از آقایان نمایندگان شکایت کردند که چرا در ناحیه آن‌ها نیست بنده اطلاع دارم که براى تشریح، براى دانشکده پزشکى تدریس از جهت تشریح مرده از تهران با هواپیما می‌فرستند و در تبریز نتوانستند مرده براى تشریح تهیه کنند البته مرده براى تشریح دانشجویان لازم است مرده را از اینجا با هواپیما می‌فرستند در تبریز نتوانستند آنجا براى تشریح مرده تهیه کنند مطلب دیگر این که دانشکده دامپزشکى داراى 6 شاگرد است و 15 استاد بنده اضافه می‌کنم که اصل داشتن دانشگاه شأن نیست شأن در آن است که شاگرد از آن خارج بشود (صحیح است) فرانسه 5 دانشگاه دارد (وزیر فرهنگ- 18 تا است) پنج انیو رسته است (وزیر فرهنگ- خیر انیو رسته 18 تا است) بنده این طور شنیده‌ام. به طور خلاصه تعداد دانشگاه باید متناسب با راندمان آن کشور باشد بنده اساساً معتقدم که برقرارى این دانشکده‌ها در نقاط مختلف روى فعالیت آقایان نمایندگان محترم مجلس است چنان چه بنده از جاى دیگر شنیدم که این آموزش طبى که در مشهد هست در جاى دیگر هم هست شاگرد ندارد یکى از مطالب دیگرى که بنده می‌خواستم در اطرافش صحبت بکنم هزینه ژاندارمرى است در بودجه براى ژاندارمرى 56 میلیون تومان پیش‌بینى شده بنده کار ژاندارمرى را براى آقایان تشریح می‌کنم حفظ سر حدات یا ارتش است در عشایر ارتش است در شهرها پادگان ارتش و شهربانى است فقط در راه‌ها ژاندارمرى است (یکى از نمایندگان- ضابط دادگسترى است آقا) تعدادش هم 21 هزار نفر است اما براى این بیست و یک هزار نفر همان سر رشته دارى و همان ستادى که ارتش براى 113 هزار نفر دارد براى 20 هزار نفر دائر کرده‌اند حالا عملشان چیه؟

بنده مثل می‌زنم یک کانون کارى درست شد سازمان شاهنشاهى گداها را جمع کرد و یک کار صحیح هم کرد و آن این بود که براى این که فرار نکنند براى مراقبت آن‌ها ژاندار هم گذاشت آن وقت رساندند تریاک به این ها به وسیله ژاندارم‌ها صورت می‌گرفت همه ژاندارم‌ها را عوض کردند دیگر این عمل صورت نگرفت یک کامپى بود کامپ آمریکایی در راه آهن و اقدامات مفصل شد که تخلیه بشود که این کامپ ژاندارمرى تبدیل بشود به کوى کارگران براى کارگرها همه وسائل را داشته باشد که نزدیک کارشان باشد دستورات اکید از طرف نخست وزیر وقت حتى از اعلیحضرت همایونى صادر شد گفتند تخلیه نمی‌کنیم و تخلیه نکردند اما امسال شروع کردند سیم‌هایش را بردند تورش را بردند درش را بردند حالا خراب می‌کنند که آجرش را ببرند وقتى که ژاندار‌مرى این کار را در مرکز مملکت می‌کند ببینید در سر گردنه با مردم چه می‌کنند بنده یک مثال دیگرى هم می‌زنم یک کسى تلگراف کرده که در ده من یک گراز پیدا شده و ژاندارم هم در این ده هست تقاضا کرده است که گراز بماند ولى ژاندارم برود زیرا گراز آنقدر که ژاندارم مزاحم است مزاحم نیست مردم تا این درجه مورد زحمت و مشقت هستند اما ضابط دادگسترى از این‌ها آنچه که منظور است برآورده نمی‌شود بنده این را باید بگویم که براى یک دزدى احتمالى سر گردنه‌ها نباید یک دزدى حتم را در مملکت رواج داد توضیحى که بنده می‌خواهم راجع به ضابط دادگسترى بدهم آقا بیایید در ده به خود کد‌خدا حق ضابطى دادگسترى بدهید این پنجاه و شش میلیون را حذف کنید حفظ راه‌ها را به خود ارتش بسپارید و چهل میلیون تومان از این 56 میلیون حذف کنید 16 میلیون براى ضابط دادگسترى و راه‌ها آن چهل میلیون هم براى این بیمه اجتماعى است که بنده گفتم اصلًا پیشنهاد بنده براى حذف این رقم است عرض کنم که الان بروید ببینید کامپ را خراب کردند (عباسى- آقاى مهندس در آذربایجان و کردستان خوب کار کردند) عرض کنم که بنده خیال می‌کنم یکى از راه‌های اصلاح کم کردن اصطکاک مردم است با مأمورین دولت (گفته شد اکثریت نیست- اکثریت حاصل شد) عرض کردم که در اثر کم کردن اصطکاک مردم با مأمورین دولت شاید شکایت کمتر بشود (دکتر طبا- آقا سر لشکر کوپال را هم بفرمایید آدم درستى است) بنده راجع به راهنمایی و اداره راهنمایی شهر طهران می‌خواهم اینجا یک گله‌ای عرض کنم آنچه که ممکن است مزاحمت براى تاکسی‌ها و اتوبوس‌ها فراهم می‌کند من یک دفعه یک تاکسى سوار شدم شوفر براى من تعریف کرد که امروز 7 تومان مأمور راهنمایی از من پول گرفته گفتم چرا دادى گفت اگر نمی‌دادم می‌برد شعبه و با‌یستى 15 تومان بدهم تمام زحمات این مردم را که وسیله ارتزاق آنها است به شدت هرچه تماتر فراهم می‌کنند مجلس که قانون تشدید مجازات رانندگان را تنظیم کرده و می‌گذارند براى تخلفات آن‌ها یک ترتیبى بدهید که انقدر این مردم بدبخت را اذیت نکنند اساساً کار به جایی رسیده است که اتوبوسرانى را انحصار کرده‌اند بنده طرفدار انحصار بهره‌بردارى اتوبوسرانى طهران هستم ولى وقتى که مجلس تصویب

+++

 بکند و بدهد در اختیار یک شرکتى که صلاحیت داشته باشد ولى شهربانى به تشخیص خودش به یک شرکت‌هایی انحصار داده و اگر کس دیگرى برود میزنندش حبسش می‌کنند بنده خیال می‌کنم که در شهر‌بانى باید توجه مخصوص به اداره راهنمایی بشود و آنجا یک نکات قابل توجهى پیدا کرده و بنده در موقع قانون مربوط به تشدید مجازات رانندگان ... (اکثریت نیست- پس از چند دقیقه مجدداً اکثریت حاصل شد) بنده چون می‌بینم آقایان خسته هستند عرایضم را خلاصه می‌کنم بنده شخصاً عقیده‌ام این است و آنچه را که احساس کرده‌ام عرض کردم و معتقد هستم هر وقت مطالب خیلى صحیحى بود به قدر استنباط خودم گفته‌ام و وظیفه خودم هم می‌دانسته‌ام ولى یک مطلب دیگر را هم استنباط کرده‌ام عرض می‌کنم و مرخص می‌شوم مملکت ما البته محتاج به یک اصلاحات عمیق و پردامنه است و این اصلاحات می‌بایستی از یک جایی شروع بشود بنده می‌خواهم امروز اینجا به آقایان عرض کنم که منحصراً و راه منحصر به فرد به وجود آوردن این اصلاحات است که با مجلس است بنده خیال می‌کنم که اگر یک اکثریتى باشد که این اکثریت بخواهد لوایح مفیدى که می‌آید در اجراى آن لوایح نظارت بکند و از دولت پشتیبانى بکند که این اصلاحات به عمل بیاید لایحه باید اجرا بشود و نظارت اجرایش هم با خود قوه مقننه است بنده به هیچ وجه نمی‌توانم به خودم اجازه بدهم که یک دولتى را مورد تعرض قرار بدهم براى این که معتقدم که دولت وقتى می‌تواند کار بکند که مجلس از آن پشتیبانى کند و این پشتیبانى در مجلس وجود ندارد از دوره پانزدهم شاید بیش از 11 ماه باقى نمانده آقایان اطلاع دارند یک موقعى آمدند متفقین افراد مؤثر و مبر‌ز ما را گرفتند و حبس کردند و مدت مدیدى شاید بیش از یک سال در حبس بودند از راه آهن بروند از ارتش بروند این‌ها یک کسانى بودند که در زندان به غلط رفته بودند و در آن موقع نمی‌توانستند کارى بکنند نه کار شخصى و نه کار اجتماعى بنده عرض می‌کنم ما که از آن‌ها بهتر نیستیم آقایان تصور بکنند که این 11 ماه را در یک حبس هستند که آن حبس، حبس مجلس شوراى ملى است که در این حبس براى خودشان می‌توانند کار بکنند ولى براى مردم می‌توانند کار بکنند و براى این مدت نظریات خصوصى را کنار بگذارند بلکه بشود یک رویه‌ای در این مدت اتخاذ کرد که یک کارى انجام بشود و براى مجلس وجهه‌ای ایجاد بشود که یک سدى در مقابل هر پیشامد ناگوارى باشد بنده به طور خلاصه این را عرض می‌کنم که هیچ کس به هیچ مقامى ایراد نگیرند که تنها راه اصلاح با مجلس است دیگر عرضى ندارم (احسنت)

رئیس- پیشنهادى رسیده است که روز شنبه جلسه باشد خوانده می‌شود. (به شرح زیر قرائت شد) پیشنهاد می‌کنم که پس از ختم مجلس جلسه به ساعت هشت و نیم صبح شنبه موکول گردد. حاذقى‏

2- موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه‏

رئیس- چون مخالف دارد و عده هم براى گرفتن رأى کافى نیست جلسه همان یکشنبه ساعت هشت و نیم صبح.

 (سه ربع بعد از ظهر جلسه ختم شد)

رئیس مجلس شوراى ملى- رضا حکمت‏

انتصابات و احکام‏

شماره 13025 و 51983                     14- 6- 27

وزارت کشور آقاى محمود صدر بخشدار لنگرود از تاریخ شانزدهم شهریور ماه 1327 به سمت فرماندار (دشت گرگان) گنبد کاوس منتقل شدند.

وزیر کشور

شماره 46096         30- 5- 27

آقاى لسان سپهر مدیر کل وزارت کشور از اول شهریور ماه 1327 به سمت فرماندار یزد منتقل شدند. وزیر کشور

 تصویب‌نامه‌ها

 شماره 11156               15 و 6 و 327

وزارت دارایی هیئت وزیران در جلسه سیزدهم شهریور ماه 1327 بنا به پیشنهاد

شماره 5681-                    10- 6- 27

وزارت دارایی تصویب نمودند که به مؤسسات یا اشخاصى که با سرمایه شخصى خود بخواهند از لحاظ امور عام‌المنفعه و بهداشتى تأسیستی از قبیل لوله‌کشى آب مصرفى اهالى و یا مریض خانه ایجاد نمایند کمیسیون ارز مجاز باشد پروانه خرید با معافیت از تسلیم گواهى‌نامه فروش عرض براى واردات این قبیل تأسیسات صادر نماید مشروط بر آن که اولًا وزارت بهدارى و یا بنگاه آبیارى لزوم اجناس وارداتى مورد تقاضاى آن‌ها را تأیید نماید و ثانیاً وارد کننده تعهدى بسپارد که آن تأسیساتی تحت نظارت هیئتى مرکب از دادستان و رئیس بهدارى و شهردارى همان شهرستان خواهد بود و هیچگاه از تاسیسات مزبور بهره‌بردارى به نفع شخصى نخواهند نمود و عوائد خالص حاصل از این مؤسسات طبق ترازنامه سالیانه که هیئت نظارت مذکور آن را تصدیق نموده باشد منحصراً توسعه همان مؤسسه یا سایر امور عام‌المنفعه همان شهرستان خواهد رسید. تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیر است.

م- 3527 نخست وزیر

 

شماره 12576 و 49006                             8- 6- 327

آقاى هادى اربابى کارمند منتظر خدمت از تاریخ ورود به محل مأموریت به سمت فرماندار دشت میشان منصوب و منتقل شدند.‏.

+++

یادداشت ها
Parameter:294408!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)