کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره شانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏16
[1396/05/29]

جلسه: 97 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه 5 دی ماه 1329  

فهرست مطالب:

1- قرائت اسامی غائبین و طرح صورت مجلس جلسه قبل

2- بیانات قبل از دستور- آقایان فقیه‌زاده- مکی- کشاورز‌صدر- حاذقی- معدل و رئیس

3- بیانات آقای فرامرزی طبق ماده 80 آیین‌نامه

4- تصویب صورت مجلس

5- بقیه مذاکرات در گزارش کمیسیون مخصوص نفت و استرداد لایحه به وسیله آقای وزیر دارایی

6- ختم جلسه به عنوان تنفس.

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏16

 

 

جلسه: 97

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه 5 دی ماه 1329

 

فهرست مطالب:

1- قرائت اسامی غائبین و طرح صورت مجلس جلسه قبل

2- بیانات قبل از دستور- آقایان فقیه‌زاده- مکی- کشاورز‌صدر- حاذقی- معدل و رئیس

3- بیانات آقای فرامرزی طبق ماده 80 آیین‌نامه

4- تصویب صورت مجلس

5- بقیه مذاکرات در گزارش کمیسیون مخصوص نفت و استرداد لایحه به وسیله آقای وزیر دارایی

6- ختم جلسه به عنوان تنفس.

 

مجلس ساعت ده و ده دقیقه صبح به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

1- قرائت اسامى غائبین و طرح صورت جلسه قبل‏

رئیس- صورت غائبین جلسه قبل قرائت مى‌شود.

( به شرح زیر قرائت شد)

غائبین با اجازه آقایان: اورنگ نصرتیان شوشترى سرتیپ‌زاده کوراوغلى. سلطانى. دکتر شایگان. طباطبایى.

غائبین بى‌اجازه آقایان: خاکباز محمودى. تولیت. آشتیانى‌زاده اقبال شهاب خسروانى پناهى. سودآور. شیبانى. امینى.

دیرآمدگان با اجازه آقایان: حائرى‌زاده دهقان فرامرزى‏

دیرآمدگان بى‌اجازه آقایان: دکتر مصباح‌زاده، هراتى، محمد‌على مسعودى، جواد مسعودى.‏

رئیس- نسبت به صورت مجلس نظرى نیست؟ آقاى مکى؟

مکى- بنده یک اشکالات جزئى داشتم که تصحیح مى‌کنم و مى‌دهم به تند‌نویسى.

رئیس- بسیار خوب آقاى ناظر‌زاده.

ناظرزاده- جناب آقاى حائرى‌زاده یک نامه‌اى را در پشت تریبون قرائت کردند و بنده هم آن روز گفتم که این مربوط به پایه‌دار شدن اشخاص قراردادى وزارت فرهنگ است.

اینجا یک چیز دیگرى نوشته شده و خواستم این را توضیح بدهم و این در جریان است.‏

رئیس- توضیح که بدهید تصحیح مى‌شود.

2- بیانات قبل از دستور آقایان: فقیه‌زاده، مکى، کشاورزصدر، حاذقى، معدل و رئیس.

رئیس- چند نفر از آقایان تقاضاى نطق قبل از دستور کرده‌اند. آقاى مکى پنج دقیقه از وقت خودشان را به آقاى فقیه‌زاده داده‌اند، آقاى فقیه‌زاده.

فقیه‌زاده- مقدمه مولود مسعود با سعادت رسول اکرم صلى‌الله علیه و آله و سلم را به عموم نمایندگان محترم تبریک عرض مى‌کنم (کشاورز‌صدر- و به جامعه مسلمین) و به جامعه مسلمین و عظمت ایران عزیز و سلامتى اعلیحضرت شاهنشاه محبوب را از خداوند متعال خواهانم (نورالدین امامى- به شرط آن که اوامرش را هم اطاعت کنید) انشاء‌الله پس از مراجعت از مسافرت مطلع شدم که بعضى از جراید نسبت به ناروایى در موضوع کمیسیون نفت به بنده داده‌اند در صورتى که به شهادت اعضای محترم کمیسیون نفت و صورت جلسه مضبوط در کمیسیون در جلسه 9 مورخ شنبه 22 مهر ماه 1329 بنده پیشنهاد کفایت مذاکرات دادم و عقیده داشتم چون قرارداد الحاقى گس و گلشائیان تأمین منافع ملت ایران را نمى‌کنند کمیسیون گزارش خود را تهیه و به مجلس شوراى ملى تقدیم کند مقصود بنده این بود که نسبت ناروایى که به بنده جراید دادند جراید که بنده براى عدم اظهار عقیده راجع به نفت مسافرت کردم این قسمت بى‌مورد بود و کمیسیون هم روى نظر بنده گزارش را تهیه کرد تقدیم مجلس شوراى ملى کرد (صحیح است) بیش از این هم عرضى ندارم.‏

رئیس- آقاى مکى.

مکى- به شهادت همه آقایان محترم بنده کم‌تر سابقه پیدا کرده است که قبل از دستور وقت مجلس شوراى ملى را گرفته باشم (صحیح است) ولى بعضى مواقع ضرورت ایجاب مى‌کند که مطالبى را از پشت تریبون به سمع نمایندگان محترم و به اطلاع ملت ایران برسانم اگر بیانات آقاى نخست وزیر در جلسه پریشب به وسیله رادیو و روزنامه اطلاعات منتشر نشده بود

+++

شاید امروز بنده چیزی به استحضار مجلس شورای ملی نمی‌رسانم و تصدیع فراهم نمی‌کردم. خیلی تعجب می‌کنم اگر آقای نخست‌وزیر یک مطالبی دارند که بایستی بگویند چرا پشت تریبون نمی‌گویند تا اقلیت جواب بگویند چرا جلسه غایب با شک (قایم موشک) درست می‌کنند و اجازه نمی‌دهند که اقلیت در جلسه خصوصی شرکت بکنند و فقط یک عده به خصوصی را دعوت می‌کنند (همهمه نمایندگان) (بعضی از نمایندگان - این نبوده است از همه دعوت می‌شود) اجازه بفرمایید تاکنون این طور بوده و از ما دعوت نشده و سابقه هم ندارد همواره وقتی که آن ورقه برای دعوت روز شنبه‌ها فرستاده می‌شد هیچ وقت سابقه نداشته است که برای اقلیت فرستاده شود خواستم عرض کنم که وقتی یک مطالبی را آنها می‌گویند که جواب دارد باید جواب داده شود ایشان بلند شدند رسماً گفتند که ما لیاقت و شخصیت اداره کارخانه سیمان را نداریم این را با اکثریت گفتند. گرچه اجازه نداده‌اند بعد از نطق ایشان کسی از آقایان اکثریت بلند شوند صحبت کنند والا من مطمئن بودم که غالب از نمایندگان اکثریت می‌گفتند این بی‌لیاقتی دولت است باید بگویند چرا لیاقت ندارد کارخانه سیمان را اداره کنی اکثریت که کارخانه اداره نمی‌کند و آنگهی مقایسه یک کارخانه با معدن این به قول آقای دشتی مقایسه ماست و دروازه است کارخانه دست دولت است. دولت اعمال نفوذ می‌کند، بازار سیاه خود دولت به وجود می‌‌آورد و آنگهی این کارخانه پنجاه برابر قیمت اصلیش را شاید تا حالا استهلاکش را پرداخته از این گذشته (من واقعاً خیلی متأسفم بگویم) ای کاش یک موی نحاس پاشا در تن این نخست‌وزیر بود نحاس پاشا وقتی که دانشجویان مصری قیام می‌کنند و می‌گویند می‌خواهیم کانال سوئز را بگیریم می‌گویند به دانشجویان که اولین فردی که اگر بنا بشود از افراد ملت مصر برای تصرف کانال سوئز کشته بشود او نخست‌وزیر مصر نحاس پاشا خواهد بود. یک چنان رجالی یک مستعمره‌ای را به این صورت امروز درآورده‌اند که ملت مصر ایستاده و مقاومت می‌کند و می‌گوید باید کانال سوئز به تصرف ملت مصر درآید آن وقت نخست‌وزیر ما هر چه را که شرکت نفت به او دیکته می‌کند می‌آید در جلسه خصوصی تحویل می‌دهد روزی که راه‌آهن سراسری ایران را مشغول ساختمانش شدند هیچ کس تصور نمی‌کرد که مهندسین ایرانی و افراد ایرانی بتوانند یک چنین شاهکار فنی و معماری را در ایران به وجود بیاورند الان که دارند قسمت‌هایی از بقیه راه آهن را تکمیل می‌کنند مثل راه آهن شاهرود به مشهد یا میانه به تبریز کدام مؤسسه. کدام مهندسین خارجی در استخدام دولت ایران این کارهای شگرف را انجام می‌دهند؟ ایرانی شخصیت دارد و هیچ هم زیر بار این حرف‌های پوچ نمی‌رود که نخست‌وزیر بلند شود سلب شخصیت از مهندسین عالی مقام ایرانی بکند می‌گویند ما نمی‌توانیم خودمان را اداره کنیم. اگر هر ملت ضعیفی بخواهد این استدلال را بکند پس چه داعلی دارد که ما بیاییم اینجا و به نام سعادت ملت ایران و به نام استقلال و عظمت ملت ایران فداکاری کنیم؟ خودمان را مستعمره یک کشوری قرار می‌دهیم چون نمی‌توانیم در جنگ خودمان را اداره بکنیم الان تقاضا می‌کنم که مستعمره یک کشور از این سه کشور بشویم. این صحیح نیست ملل ضعیف باید استقلال خودشان را حفظ بکنند و این بستگی دارد به توانایی رجال و شخصیت‌هایی که در آن مملکت هستند. متأسفانه ما می‌بینیم که در این مملکت دسته‌ای می‌خواهند یقین بکنند که ایرانی شخصیت ندارد. خیر، ایرانی مشعشع خودش را حفظ کرده است در نتیجۀ شخصیت افرادش بوده است (صحیح است) اگر هم گاهی وقتی یک افراد بی‌شخصیتی پیدا شده‌اند برای یک بی‌نماز در مسجد را نمی‌بندند. دیروز چندین کاغذ از طبقات مختلف تهران رسیده است به وسیلۀ بنده به مقام مقدس مجلس‌ شورای ملی و تقاضا شده است که ... البته کاغذشان را نمی‌خوانم ولی افراد زیادی تقاضای ملی شدن صنعت نفت را کرده‌اند و بنده اینها را تقدیم مقام ریاست می‌کنم که یک روزی اینها به درد این مملکت خواهد خورد. یکی هم بنده امروز شنیدم که آقای نخست‌وزیر می‌خواهد لایحۀ نفت را بیابد پس بگیرد. (دکتر بقایی - از لندن امر شده) این لایحه نیست. گزارش کمیسیون است و نمی‌تواند پس بگیرد (دکتر بقایی - از لندن امر شده، بوین تلگراف کرده که پس بگیرند.)

رئیس- این حرف‌ها چیست که می‌زنید؟ مگر مجلس مطیع بیگانگان است. بوین کیست؟ این حرفها چیست که اینجا می‌زنید؟ چرا به مجلس توهین می‌کنید؟

مکی- ملت فقیر و گرسته و بدبخت با تمام قوا دارد تلاش می‌کنند که بتوانند از منابع حیاتی خودشان استفاده کنند. آقایان استدعا می‌کنم به این خبر که پریشب در روزنامه باختر بود توجه کنند که در محکمه یک کسی را محکوم کرده بودند 13 ماه حبس که این برده بچۀ خودش را توی چاه انداخته برای اینکه پیراهنش را بفروشد و سه چهار روز با او ارتزاق بکند و محکمه هم به حکومیت او رأی داده و بعد که خواسته‌اند او را آزاد بکنند گفته است من را آزاد نکنید اینجا یک لقمه نان دارم می‌خورم تیتر خبر این بوده است، از شدت فقر بچۀ خود را به چاه انداخت و پیراهن او را 5 ریال فروخت و در دادگاه می‌گفت بگذارید در زندان بمانم مرا آزاد نکنید. یک ملتی که این طور دارد زندگی می‌کند سزاوار است که ما این طور سیل طلای سیاه را از کشورمان ببرند و خودمان روی خاکسترش مثل کردم زندگی بکنیم و مجبور بشوند مردم برای ارتزاقشان بچه‌هایشان را ببرند توی چاه بیندازند و پیراهنش را بفروشند. این را من مراجعه می‌کنم به وجدان پاک آقایان و من اطمینان دارم که وجدان پاک عدۀ زیادی از نمایندگان محترم هیچ وقت اجازه نمی‌دهد که این طور شرکت نفت اموال ملی و منابع حیاتی این مملکت را غارت بکند و آن وقت یک رئیس دولتی هم بیاید در جلسۀ خصوصی این طور به ملت ایران و به مهندسین ایران توهین بکند که بگوید ما لیاقت ادارۀ کارخانه لولهنگ - ازی را هم نداریم. خود او لیاقت ندارد که بتواند حق ملت ایران را بگیرد جواب این اظهارات ایشان در نطق‌های همکاران محترم بنده با استدلال با شیفر معین می‌شود و مقایسه این هم که ایشان مکزیک رادر 1938 ذکر کردند با دلایل با اسناد خارجیش که در مجلات خارجی هست همکاران بنده ارائه به مجلس خواهند داد. از این لحاظ اطمینان می‌دهم به آقایان که ما توانایی همه کار را داریم وانگهی اگر ما فکر بکنیم که وقتی این صنایع نفت را ملی بکنیم عوایدی برای ملت ایران حاصل نخواهد شد. بنده فرض می‌کنم که اگر تمام این نفت را به دریا بریزیم یا در چاه‌هایمان را ببندیم و نفوذ بیگانگان را از این مملکت قطع بکنیم بزرگترین خدمت را به این کشور کرده‌ایم و توانسته‌ایم جلو خراب کاری و بدبختی مملکت را در آتیه گرفته باشیم.

رئیس- آقای عبدالقدیر آزاد نصف وقتشان را به آقای کشاورز صدر و نصف دیگر را به آقای حاذقی داده‌اند - آقای کشاورز صدر.

کشاورز صدر- من از جناب آقای عبدالقدیر آزاد کمال تشکر را می‌کنم که باز فرصت به بنده دادند که راجع به مطبوعات یک عرایضی مختصری به عرض آقایان برسانم. بنده عرضی که می‌خواهم به اطلاع نمایندگان محترم برسانم راجع به تحصن ارباب جراید در مجلس شورای ملی است. یک مقدمه‌ای را عرض می‌کنم و بعد نظر خودم را به عرض آقایان محترم می‌رسانم. سلحشوران هنگام آرامش و صلح اسلحۀ خود را دور نمی‌اندازند و فراموش نمی‌کنند هر چند روز یک بار زره و نیزه و زوبین به اصطلاح قدیم و تانک و زره‌پوش و مسلسل خود را به اصطلاح جدید ورغن می‌زنند و پاک می‌کنند برای روز مبادا. ما هم دربارۀ مطبوعات فقط امروز را که روز صلح و صفاست نباید بنگریم و روز مبادا را از نظر دور داریم من در جلسۀ قبل گفتم حربۀ برنده و شمشیر دو دم حفظ آزادی و استقلال ایران مطبوعات است (صحیح است) که به نظر من رکن رکین حکومت دموکراسی در دنیاست. آقایان یاد دارند که در مواقع باریک و در آن روزهایی که کسانی که اکنون زمان امور در دست آنها است شاید قدرت نفس کشیدن نداشتند قیچی مطبوعات دم اجانب و خارجی‌ها را قطع کرد. خصوصاً نمایندگان محترم آذربایجان یاد دارم وقتی که متجاسرین با دست اجنبی تا پشت قزوین آمده بودند مطبوعات در اینجا مردانه ایستادگی کردند و حساب نکردند که فردا همین متجاسرین اینها را به دار می‌زنند. (صحیح است) و باز در نظر دارند که مخصوصاً در مواقع باریک کملین قوم آقایانی که در سابق بیشتر از ما مهارت و تجربه داشتند از قبیل جناب آقای قائم مقام و آقایان رجال بزرگوار ما مانند مرحوم مشیرالدوله مستوفی الممالک و مؤتمن‌الملک و امثال اینها وقتی که در مقابل خارجی تحت فشار قرار می‌گرفتند دست می‌بردند به اسلحه مطبوعات و با مطبوعات و ارباب جرائد صحبت می‌کردند و مطلب را آن طوری که به صلاح مملکت بود متوجه خودشان می‌کردند و مطبوعات با قلم و حربه‌ توانای خودشان خارجی‌ها را در مقابل حکومت‌های ما به زانو در می‌آوردند. بنابراین مقدمه من از حضور آقایان استدعا می‌کنم و از مقام ریاست جناب آقای سردار فاخر که خودشان در راه آزادی خیلی فداکاری کرده‌اند خواهش می‌کنم که هیئتی معین بشود از مجلس شورای ملی

+++

و با کمال گرمى از این آقایان مدیران مطبوعاتى که متحصن شده‌اند پذیرایى شود و درد آنها را بفهمند و دلگرم‌شان بکنند و از تحصن خارج‌شان کنند و همه آنها را یک صدا بکنند و اگر هم به نظر آنها اختلاف نظرى با دولت هست آقاى رئیس مجلس شوراى ملى و نمایندگان واسطه شوند حل بکنند، اگر اتحاد و اتفاق نداشته باشیم و اگر مطبوعاتمان را به حد اعلا تقویت نکنیم درمقابل خارجی‌ها موفقیت پیدا نمى‌کنیم (فرامرزى- باید قانون حکومت کند آقا، قانون مطبوعات) صحیح است، به نظر بنده مى‌بایستى براى این که هیچ‌گونه بهانه‌اى براى آزادى مطبوعات نباشد ما این قانون مطبوعات را هر چه زودتر بیاوریم به مجلس و لغو کنیم و همان طوری که قانون اساسى گفته است معامله شود (صحیح است) البته به اعتقاد بنده ارباب محترم جراید اقتضا دارد که خودشان بنشینند یک هیأت مدیره‌اى انتخاب کنند و یک روش منظمى براى مطبوعات در نظر بگیرند که اگر خداى نخواسته یکى از ارباب قلم هم در جراید از حدود عفت تجاوز بکند خود مطبوعات جلویش را بگیرند (فرامرزى- صحیح است) مطلب دیگر راجع به تحصن آقایان اقلیت در مجلس شوراى ملى است همه آقایان نمایندگان محترم در مواقع مختلف متذکر شده‌اند که براى حفظ مصالح کشور اقلیت و اکثریت چپ و راست نباید رعایت شود هم باید متحد و متفق باشند بنابراین در این امر هم من تقاضا مى‌کنم که جناب آقاى رئیس از آقایان نمایندگان چند نفر را معین کنند وارد مذاکره بشوند آن طوری که خیر و صلاح مملکت و کشور است توافق نظر حاصل کنند که ما بتوانیم یک قدم عملى براى سعادت ملت ایران بداریم امروز به تصدیق جمیع آقایان وضع دنیا وضع عادى نیست، امروز باید از تمام عوامل ملى ایران استفاده بکنیم، امروز نه آقایان محترم نمایندگان اقلیت نبایستى حتى به یکى از افراد اکثریت که بر فرض از نقطه نظر اصولى اختلاف دارند حمله بکنند نه آنها به اقلیت. امروز روزى است که باید مطبوعات و مجلس دست به دست هم بدهند ملت ایران هم پشت سر آنها باشد و در تحت رهبرى اعلیحضرت همایون شاهنشاهى که در حسن نظر ایشان و علاقمندى ایشان به ملت ایران تردیدى نداریم یک خط مشى را پیش بگیرند این دولت آن دولت هر کس که مى‌خواهد باشد سعادت ملت و مملکت در نظر باشد و آقایان هم هم‌قدم جلو بروند مطبوعات هم قلم‌های‌شان مثل شمشیر برنده جلو همه آقایان سیر بکنند خودشان را تا موفقیت براى مملکت پیدا شود (احسنت صحیح است)

نورالدین امامى- شمشیر که سپر نمى‌شود.

رئیس- آقاى حاذقى.

حاذقى- وظیفه دینى که همه آقایان محترم در آن شریک هستند مرا وادار کرد که به مناسبت تصادف فردا با روز ولادت مرد بزرگى که تاریخ بشر را عوض کرد و راه رستگارى و نجات جلوى پاى عالم بشریت گذاشت، امروز از طرف خودم و مجلس ایران، به برادران مسلمان ایرانى و قاطبه مسلمان‌هاى دنیا که همه برادران دینى ما هستند تبریک عرض کنم (صحیح است) هزار و چند سال پیش از این اراده خداوندى بر این تعلق گرفت که شخصى را به وجود بیاورد که او منادى آزادى و پیشوا و رهبر سعادت و فوز و فلاح جامعه بشرى باشد محمد صلوات‌الله علیه و پیغمبر ما از طرف حق مأمور شد که میلیون‌ها افراد بشر را از گرداب جهل و فساد و تباهى به عالم سعادت و خوشبختى و کامیابى و آزادى و هدایت و رهبرى بفرماید (صحیح است) همان اصولى را که سیاستمداران، افراد برجسته ملت‌ها بعد از هزار سال به نام آزادی‌خواهى و نجات بشر از ظلم و استعداد وضع کردند، رهبر بزرگ اسلام در 1370 سال پیش با صداى بلند به جامعه بشرى اعلام فرمود و با صداى انماالمؤمنون اخوت تمام پیروان اسلام را به برادرى هدایت فرمود و همان اصل تساوى حقوقى که بعد از انقلاب خونین فرانسه و اعلامیه حق بشر اعلام شد در همان تاریخ پیغمبر بزرگ ما به بشر اعلام فرمود که هیچ تفاوتى بین سید قرشى و سیاه حبشى در عالم وجود ندارد و همه افراد بشر یکسان هستند. این همکارى و معاضدتى که امروز از آثار تمدن جدید شمرده مى‌شود و پیغمبر بزرگ اسلام در تاریخ بعثت خود به مردم دنیا اعلام فرمودند که هیچ مسلمانى در اسلام خودش ثابت نیست مگر آن که براى برادران دینى خودش، مى‌خواهد این مبانى همان طور که همکار محترم جناب آقاى نورالدین امامى فرمودند براى این است که ما به آنها عمل کنیم و در سایه عمل به آنها سعادت خودمان را تأمین کنیم این مبانى عبارت است از روح اتحاد و برادرى که دست اتحاد به هم بدهیم براى حفظ مصالح عمومى عبارت است از سوء‌ظن نداشتن افراد نسبت به یکدیگر که در قرآن مجید به آن امر شده که یا ایها‌الذین آمنوا اجتنبوا کثیراً من‌الظن ان بعض‌الظن اثم امر شد که نسبت به هم حسن ظن داشته باشیم، سوء‌ظن نداشته باشیم خواجه عبدالله انصارى گفت: خدا می‌بیند و مى‌پوشد، بنده نمی‌بیند و مى‌خروشد. این براى آن است که با تخم سوء‌ظن که در میان ما مسلمان‌ها کاشته می‌شود ما را از اتفاق و اتحاد محروم بکنند و به مفاد آن اصلى که گفته‌اند، فرق تسد یعنى جدایى بیانداز تا سیادت کنند من خواستم عرض کنم ما در این روز بزرگ مواجه با یک مسأله مهم هستیم، این مسئله مهم بلاتردید همان گونه که آحاد و افراد ملت ایران به آن توجه دارند همین گونه تمام افراد مجلس شوراى ملى عضو شوراى ملى، نمایندگان محترم از اقلیت اکثریت و از اکثریت و اقلیت همه به آن نهایت علاقه را دارند. این موضوع، موضوع حفظ مصالح ملت ایران است در مسئله نفت خواستم عرض کنم که این مسئله همکاران ما یعنى اکثریت مجلس مثل آقایان همکاران اقلیت مجلس به این موضوع حیاتى و اساسى اهمیت مى‌دهیم و مى‌خواهیم در یک همچو فرصت خیلى حساسى و خیلى پر قیمتى که به دست ملت ایران افتاده است در یک محیط آزاد، و یک محیط آرام و یک محیط همکارى و یک محیط برادرى تصمیمى را بگیرند که مالاً به نفع ملت ایران باشد، آقایان محترم تصدیق مى‌فرمایند که که هر چه محیط راست‌تر باشد و هر چه حسن اعتماد به یکدیگر بیش‌تر باشد و هر چه از سوء‌ظن و بدگمانى نسبت به هم برکنار باشیم بهتر مى‌توانیم با همکارى و مساعدت فکرى همدیگر این موضوع را به نفع و خیر و صلاح ملت ایران تمام کنیم و به عکس من خواستم همان گونه که از بعضى افراد اقلیت که با مال منطق قوى و استدلال نظیر آقاى دکتر شایگان که نه تنها فارس بلکه ایران به وجود ایشان افتخار مى‌کند که آن روز با بیان منطقى و استدلالى ما را و افراد ملت ایران را به یک حقایقى متوجه کردند، تنها بنده از بعضى از همکاران محترم اقلیت استدعا مى‌کنم که از بیان یک جمله و فرمایش‌هایى که موجب سوء‌ظن همکاران اکثریت یا تحریک آنها باشد و تلویحاً نسبت به آنها بى‏لطفى مى‌فرمایند خوددارى بکنند، براى این که اگر ما مى‌آییم تریبون مجلس را براى این موضوع مهم اشغال مى‌کنیم و با کمال صمیمیت و علاقه نشسته‌ایم اینجا بیانات همکاران عزیزمان که زحمت کشیده‌اند مطالعه کرده‌اند و از سرچشمه‌هاى فکر افراد ایرانى ذخایرى تحصیل کرده‌اند که اینجا به ما حالى بفرمایند همان طور هم آن آقایان محترم متوجه بشوند که احساسات ما هم نباید جریحه‌دار بشود، زیرا همان نکته‌هایى که تلویحاً اشاره مى‌فرمایند یا اسنادهایى که نسبت به افراد این مملکت خواه دولت خواه مجلس مى‌دهند ما را متأثر می‌کند براى چه؟ براى این که حقیقت را از نظر نباید دور داشت دولت که خودرو نیست به خودى خودش سبز نشده. دولت را اعلیحضرت تعیین فرموده‌اند و مجلس شوراى ملى یعنى اکثریتش به او رأى اعتماد داده (صحیح است) اگر اکثریت مجلس شوراى ملى به دولت اعتماد نداشته باشد، سلب اعتماد مى‌کنند، پس مادام که این اعتماد باقی است کلماتى که زنندگى داشته باشد توهین به مقام افراد باشد، قطعاً نباید تلفظ بفرمایند تا ما بتوانیم با همین نظر حسن تفاهم با هم همکارى بکنیم، هیچ تردیدى ندارد همان گونه که آقایان اقلیت میل دارند حداکثر استفاده از این وضعیت بشود آقایان اکثریت هم همان میل را دارند ممکن است در اجتهاد سیاسى تفاوت نظر پیدا شود همه جا در دنیا این اختلاف هست حتى پیغمبر فرمود اختلاف امتى رحمت این اختلاف نظر اغلب موجب پیدا شدن یک حقایق مى‌شود که ما مى‌توانیم در سایه کشف آن حقایق به نفع ملت ایران حرف بزنیم و قدم برداریم در تمام ملت‌هاى دنیا اقلیت هست، اکثریت هم هست، هر دو یک هدف دارند، در اسلام مثلى است که مجتهد اگر مصیب باشد یعنى آن رأیى که مى‌دهد با حقیقت وفق بدهد، پیش خدا دو اجر دارد و دو ثواب و مجتهد اگر خاطى باشد یعنى خطا بکند پیش خدا یک اجر دارد، براى این که او کوشش خود را کرده، تنها این که حقیقت را عوضى درک کرده است. پس بنابراین نمى‌توانیم نظر یکدیگر را تخطئه بکنیم همان طورى که همکار محترم جناب آقاى معدل در یک جلسه خصوصى فرمودند در حقیقت اکثریت و اقلتى هر دو با هم دارند این جریان را دنبال مى‌کنند یعنى اقلیت در این مرحله اگر فرض بگیریم (فرض و تشبیه عیب ندارد تشبیه بکنیم که جریان‌ها را به صورت یک نمایش تراژدى مذهبى تعبیر بکنیم اگر آقایان اقلیت لباس امام را پوشیده‌اند و امام‌خوانى مى‌کنند اکثریت هم لباس اشقیائى پوشیده و اینجا نشسته که آقایان امام‌خوانى بکنند و بالنتیجه هر دو دسته مى‌خواهند شیعیان مرتضى على را به گریه بیاندازند و الا

+++

هیچ کدام‌شان در حقیقت اختلاف نظر مذهبی با همدیگر ندارند. پس من استدعا می‌کنم آقایان همکاران عزیز با کمال متانت و خونسردی مطالب را ادا بفرمایند سوءظن را هم کنار بگذارند خود من الان عرض می‌کنم اگر فراکسیونی که من در آن عضویت دارم اگر بخواهد و رأی بدهد نفت ملی بشود، خود من هم می‌آیم اینجا رأی می‌دهم که نفت ملی شود. منتهی ممکن است یکی از رفقای ما مخالف باشد با اینکه نفت ملی بشود عقیده او هم محترم است، نباید او را ترور کرد نباید او را ترسانید. نباید او را متهم به نپرستیدن وطن نمود باید اجازه داد او هم اگر دلایی دارد بایید بگوید و آن وقت در یک محلیط آزادی بدون ترس بدون رعب با کمال شهامت رأی خودمان را به نفع ملت ایران اینجا بگذاریم هیچ کدام هم نسبت به همدیگر سوءظن نداشته باشیم.

رئیس- آقای معدل.

معدل- چه مقدار وقت برای بنده مانده؟

رئیس- تمام وقتشان را آقای حائری‌زاده به شما داده‌اند.

معدل- عرض بنده امروز راجع به مجلس و مجلسیان است بنده احساس می‌کنم که فداکاری‌های مجاهدین صدر مشروطیت در گرفتن حکومت ملی و سنگر آزادی به واسطۀ اهمال و غفلت ماها ممکن است از میان برود. مرکز ثقل سیاست مملکت و نقطه‌ای که می‌بایستی در آنجا حل و عقد امور سیاسی بشود مجلس شورای ملی است. (صحیح است) آنچه بخواهیم به غفلت بگذرانیم و تصور کنیم که دیگران نمی‌فهمند اشتباه است ما مثل کبک سر خودمان را زیر برف کردیم و چون خودمان نمی‌بینیم تصور می‌کنیم دیگران هم نمی‌بینند ولی حقیقت این است که مجلس شورای ملی در حال حاضر هیچ گونه مداخله و هیچ گونه دخالتی در امور سیاست کشور ندارد (صحیح است) و این برای آتیه مملکت یک خطر بزرگ و برای آزادی و مشروطیت یک خیانتی است که ما می‌کنیم. من امروز با صدای بلند این مسئله را به سمع موکلین خودمان یعنی ملت ایران می‌رسانیم اگر این شیپور حاضر باش من در گوش همکاران عزیز و نمایندگان مجلس شورای ملی اثر کند از خدا می‌خواهم که وضع ما در آتیه تغییر کند و اگر این اثر به وجود نیاید باید ملت ایران بیدار باشد و نگذارد این سنگری که با خون بهای ملت ایران به دست آمده در اثر غفلت از کف برود (قائم‌مقام - چه غفلتی شده؟) حالا توضیح می‌دهم. مجلس شورای ملی باید مرکز سیاست شده آنچه در مملکت می‌شود باید از اینجا سرچشمه بگیرد نمایندگان ملت می‌بایستی در تعیین این سرنوشت بهره و سهم کافی داشته باشد الان مجلس تشکیلاتی ندارد تجهیزاتی ندارد به خصوص در قسمت سیاست خارجی هیچ رویه‌ای که مجس او را تثبیت و تأیید کرده باشد اتخاذ نشده این تشنجاتی که در امور حاصل می‌شود مال بی‌برنامه بودن بی‌نقشه بودن است. بنده کمتر در خود مجلس صحبت می‌کنم برای چه؟ برای اینکه مطالبی که امکان دارد که به وسیلۀ او خاطر نمایندگان مستحضر بشود و ماروش بهتری را اتخاذ کنیم در جلسه خصوص عرض می‌کنم ولی امروز وضع را طوری می‌بینم که اگر این عنوان را در پشت تریبون بکنم و به گوش ملت ایران نرسد به نظر خودم یک خطایی مرتکب شده‌ام مجلس شورای ملی حتی ظواهر امور را هم کم کم دارد رعایت نمی‌کند. مطبوعات یکی از ارگان حکومت ملی است اینجا صحبت شد از دولت خواسته شد که نسبت به مطبوعات ارفاق کند انصاف کند رعایت کند ملاحظه کند بنده کار ندارم که در دورۀ 15 تحت تأثیر چه واقعاتی چه اتفاقاتی یک قانون ظالمانه یک قانونی که با عرف دنیای امروز سازش ندارد دنیایی را که جامعۀ ملل اداره می‌کند و جامعۀ مللی که برای حقوق اجتماعی حدود تعیین کرده و به مللی که تبعیت کرده‌اند از آن رویه یک نسخه‌ای داده یک رویه‌ای داده و گفته به این نهج عمل کند. در هیچ دنیایی در یک مملکت خاص نمی‌شود برای مطبوعات یک رویۀ خاصی اتخاذ کرد یک سال است که از عمر مجلس 16 می‌گذرد بنده شاهد و ناظر هستم که اکثریت نمایندگان مجلس شورای ملی از وجود این قانون نگران هستند (صحیح است) ولی هنوز ما نتوانستیم که این قانون را نقض کنیم با این حال یک اقداماتی از طرف بعضی مأمورین دولت نسبت به بعضی جراید و نویسندگان به عمل آمده. بنده در عین حال که از رویه‌ای که اتخاذ شده بود در گفت و شنید در مجلس شورای ملی در اینجا خورده‌گیری به همکاران اقلیت کردم. از دولت هم خواستم که این رویه را تعدیل کند. دولت قانون مطبوعات را آورده بود به مجلس سنا تسلیم کرده بود و در آنجا مطرح بود و نتوانست دنباله همان را بگیرد و او را به وضع خوبی بیرون بیاورد بنده می‌بینم که این رویه نسبت به حیثیت مجلس شورای ملی خوب عمل نشده در اینجا اشتباه نشود که بنده نگرانی ندارم از اینکه مجلس سنا این کار را بکند یا ما بکنیم ولی ما باید حافظ حقوق این مجلس باشیم یعنی بایستی مطلبی را که دلخواه مجلس بود و عنوان کرد و اظهار کرد دولت در مقابل مجلس شورای ملی این عمل را بکند این مجلس و مجلسی‌هایی که می‌گویند عبارت از تن ما نیست ما 4 روز اینجا هستیم باید این امامنتی را که به خون بهای ملت ایران به کف آمده و به دست ما سپرده شده ما فردا درست به آیندگان تسلیم کنیم این اطاق این صندلی‌ها و این تریبون این آن وسیله‌ای است که ملت ایران بایستی به وسیله آن حقوق خودش را دریافت کند. وقتی که در مجلس عنوان شد که مجلس شورای ملی میل دارد نسبت به مطبوعات ارفاق بشود اگر نویسنده‌ای در زندان است آزاد بشود اگر روزنامه‌ای توقیف است رفع توقیف بشود دولت می‌بایستی در مقابل مجلس شورای ملی این کار را بکند دادن این حقوق به دیگران امروز شاید به نظر مهم نیاید ولی برای فردا این مسائل موجود مشکلاتی خواهد شد بنده شنیده‌ام که وقتی نمایندگان مطبوعات آمده‌اند اینجا متحصن بشوند از طرف افرادی که به مجلس ریاست و حکومت می‌کنند از اینها پذیرایی نشده به آنها غذا داده نشده جای مناسب داده نشده در مقابل از طرف مجلس سنا جای مناسب داده نشده در مقابل از طرف مجلس سنا داده شده این مسائل را کوچک نگیرید کار یک هیئت سیاسی کار یک دسته سیاسی غیر از تحصن غیر از دادن اعلامیه غیر از خواندن خطابه غیر از دادن میتینگ غیر از این تظاهرات نیست و اسلحه‌ دیگری که ندارد اقلیت اگر تحصن اختیار نکند چه کند. توپ و تفنگ روی دوشش بگذارد حرکت کند. روزنامه اگر به سنگر آزادی اگر به مجلس شورای ملی اگر به مقام قانون‌گذاری پیدا نکند برود به کجا تحصن پیدا کند. مجلس شورای ملی چرا پذیرایی نکرده از مطبوعات؟ چرا نکرده؟ (صحیح است) مطبوعات بودند که مجلس را به وجود آوردند اول آنها بودند که جلوی توپ محمدعلی میرزا رفتند تا من و شما به اینجا راه پیدا کردیم چرا بودجه نداریم برای پذیرایی مطبوعات این همه پول‌ها که تفریط می‌شود از جان و مال مردم گرفته می‌شود و به هدر می‌رود چرا یک مقدارش صرف این کارها نمی‌شود می‌خواهید مردمی را که از این در می‌رانید به کدام در هدایت کنید؟ و ارشاد کنید چه شأنی از شئون مطبوعات کمتر از وزرا و وکلاست من امروز به این امر شدیداً اعتراض می‌کنم و می‌گویم که در هر قسمت مملکت یک فرد از افراد حکومت به حیثیت مطبوعات اهانت کند مورد تکدیر ماست در 14 قرن پیش ندای آزادی و حق از حلقوم مردی برخاسته که بر قلوب همه ما حکومت می‌کند سرور کائنات مفخر موجودات صفوت آدمیان تتمه دور زمان محمد مصطفی صلی‌الله علیه و آله بلغ العلی بکماله - کشف الدجی به جماله - حسنت جمیع خصاله - صلوا علیه و آله درس آزادی را به ما داده ما مسلمانی و به تبعیت از قرآن طالب حکومت ملی هستیم و به اشخاصی که ضربه بزنند به حکومت ملی شدیداً مقابله می‌کنیم و از عواقب آن هم نمی‌ترسیم (صحیح است).

رئیس- بنده امروز شخصاً به ملاقات آقایان مدیران جرایدی که در مجلس هستند رفتم. یک عده از آقایان نمایندگان هم تشریف داشتند. چنان که در جلسۀ پیش هم گفتم استحکام مبانی مشروطیت و فلسفۀ ایجاد حکومت ملی آزادی افکار و عقاید و بیان و قالم است و حفظ حقوق تمام افراد کشور و اجرای مساوات و عدالت مورد نظر مجلس شورای ملی است (صحیح است).

آقایان چنانچه خودشان گفتند اینجا برای صرف غذا و اینها که آقای معدل گفتند نیامده‌اند. برای مقاصدی آمده‌اند که البته آنها هم مورد توجه نمایندگان محترم قرار خواهند گرفت. دستور لازم هم داده شده و این قسمت هم عمل خواهد شد. اگر قوانینی هم مخالف با اصول آزادی که همۀ مجلس در حفظ او متفق‌الکلمه هستند باشد البته به همت آقایان باید نقض و لغو بشود. (صحیح است).

بنابراین مجلس شورای ملی همیشه هر کس که به عنوان تظلم به مجلس آمده با او مطابق وظیفه‌ای که داشته عمل کرده است.

بالاخص ارباب جراید که گفتم رکن چهارم مشروطیت هستند و همه طور در تمهید این اساس کوشش و فداکاری کرده‌اند و حق بزرگی بر ملت ایران دارند و این بیاناتی را هم که فرمودند مورد توجه مجلس است چون نظری غیر از این هیچ یک از وکلا ندارند و نداشته‌اند.

3- بیانات آقای فرامرزی طبق ماده 82 آئین‌نامه

فرامرزی- بنده یک تذکری داشتم.

رئیس- بفرمایید.

فرامرزی- عرض کنم چون آقای رئیس دولت و هیئت دولت تشریف دارند یک قضیه‌ای من شنیده‌ام که حتم دارم دولت از این قضیه اطلاع ندارد ولی حتماً یک اهمال و کوتاهی است که مأمورین کرده‌اند و آن این است که گفتند بعضی از ارامنه که

+++

در آذربایجان و آن قسمت‌ها که خواستند عید کریسمس بگیرند مأمورین دولت مخالفت کرده‌اند با اجازه‌اى که خواسته‌اند داده نشده است (دکتر مجتهدى- کریسمس ارامنه حالا نیست) یکى از آقایان به بنده گفت (بداغیان- من اطلاعى ندارم) این را خواستم به هیئت دولت تذکر بدهم که اقلیت‌ها همیشه در ایران کمال آزادى را داشته‌اند براى اداى تمام شعائرشان و حالا یک کارى نکنند که اقلیت‌هاى مملکت یک لشکر مجهزى باشند براى اولین طلیعه کمونیسم که در این مملکت پیدا نشود همان طورى که همیشه در تمام اوقات رعایت احساسات و عواطف و آزادى آنها شده است استدعا می‌کنم که هیئت دولت دستور بدهد به مأمورین خودش که کارهایى که موجب رنجش یک عده‌اى مى‌شود نکنند.

4- تصویب صورت مجلس جلسه قبل‏

رئیس- عده کافى است صورت مجلس جلسه قبل تصویب شد.

5- بقیه مذاکره در گزارش کمیسیون مخصوص نفت و استرداد لایحه به وسیله آقاى وزیر دارایى‏

رئیس- گزارش کمیسیون نفت مطرح است آقاى وزیر دارایى‏ .

آقاى وزیر دارایى- آقایان نمایندگان محترم چند روز است که گزارش کمیسیون نفت راجع به قرارداد الحاقى مورخ 26 تیر ماه 1328 که در تاریخ 28 ماه مزبور در ضمن لایحه‌اى به مجلس شوراى ملى تقدیم شده در جلسه علنى دارالشوراى کبرى مورد بحث بوده و چند نفر از آقایان نمایندگان محترم به عناوین مختلفه از قبیل موافق و مخالف موافق مشروط مخالف مشروط و نظایر آن مطالبى اظهار فرمودند و نطق‌هایى در اطراف موضوع ایراد کردند بنده قبل از آن که وارد موضوع و بحث بشوم لازم مى‌دانم که توجه آقایان را به این نکته جلب نمایم که آقایانى که در ظرف این چند روز از پشت این تریبون اظهاراتى کردند و سعى کردند با بیانات و نطق‌هاى خود مطالبى را تذکر بدهند داراى سمت وکالت و بالطبع مصونیت بوده و بنده که الان مطالبى را مى‌خواهم به عرض برسانم وزیر مطابق قانون مملکت مسئول و بالطبع مثل آقایان نمایندگان محترم چنان که باید و شاید آزادى بیان نداشته و از این نظر اگر نتوانم مثل آقایانى که قبلاً در اینجا نطق‌هایى فرمودند داد سخن بدهم علت آن است که به عرض رساندم و اگر سخن را کوتاه مى‌کنم و از ذکر عبارات پر حرارت خوددارى مى‌نمایم فقط از این نظر بوده و الا شاید قدرت بیان بنده کم‌تر از آقایانى نباشد (حاذقى- کم لطفى مى‌فرمایید چرا آزادى ندارید) (اردلان- شما هر مطلبى دارید بفرمایید) آقایان محترم: خلاصه اظهارات دور و درازى که در اینجا راجع به قرارداد الحاقى مورخ 26 تیر ماه 1328 شده است آن است که باید صنعت نفت در کشور ملى شود (نمایندگان اقلیت- صحیح است) ناطقین محترم سعى کردند با ذکر امثله و شواهدى صحت این تقاضاى خود را ثابت کنند و پیشنهاد ى هم راجع به این موضوع به امضاى چند نفر از آقایان نمایندگان تقدیم ریاست مجلس شوراى ملى کردند خیلى خوش‌وقت مى‌شدم اگر بدانم این اظهارات چه مربوط به دستور مجلس شوراى ملى است دستور مجلس رسیدگى به گزارش کمیسیون نفت است که در تاریخ 19/ 9/ 1329 تدوین و به مجلس شوراى ملى تقدیم شده است خلاصه گزارش آن است که کمیسیون مخصوص نفت که از طرف مجلس شوراى ملى در اواخر خرداد ماه براى رسیدگى به لایحه دولت تشکیل شده بود پس از مذاکرات و مطالعات به این نتیجه رسیده که قرارداد الحاقى ساعد گس کافى است براى استیفاى حقوق ایران نیست لذا مخالفت خود را با آن اظهار می‌دارد دستور مجلس رسیدگى به این گزارش و این نتیجه بوده است و بنده هر قدر در ظرف این چند روز دقت کردم و توجه کردم که بفهمم نسبت به این گزارش از طرف آقایان محترمى‌که در آنجا نطق فرمودند چه نظرى اتخاذ شده است متأسفانه هیچ چیز در بیانات ایشان گفته و شنیده نشد جز این مطلب چیزى که بیش‌تر مورث تعجب بود این بود که آقایان پیشنهادى راجع به ملى شدن صنایع نفت داده بودند و مطابق مرسوم و معمول اگر اظهاراتى راجع به پیشنهاد خود داشتند مى‌بایستى موقعى که پیشنهاد طرح و بحث مى‌شد اظهار مى‌داشتند نه این که گزارش کمیسیون را که در دستور مجلس قرار گرفته اصولاً مورد توجه قرار نداده و اظهارات خارج از موضوع راجع به آن بنمایند با توجه به این مقدمه که کلیه اظهاراتى که از طرف ناطقین در اینجا شد اصلاً مربوط به دستور نبود و خارج از دستور و موضوع بود (آزاد- این مربوط به رئیس مجلس است به تو مربوط نیست) لازم مى‌داند که به بعضى از اظهارات آقایان ناطقین محترم در ضمن بیانات بس دور و درازى خواستند ثابت نمایند که نفت ایران متعلق به ملت ایران بوده و براى اثبات این معنى به بیانات وزیر امور خارجه انگلستان و منشور ملل متفق که مواد خام در هر کشور متعلق به خود آن کشور مى‌باشد استناد نمودند و حال آن که به عقیده بنده این استدلالات به هیچ‌وجه لزوم نداشته و به اصطلاح توضیح واضحات است زیرا در این که کلیه منابع طبیعى مملکت متعلق به ملت ایران است به هیچ‌وجه تردیدى نیست اعم از این که این مسئله در منشور ملل متفق ذکر مى‌شد یا نمى‌شد در این اصل مسلم کوچک‌ترین تردیدى جایز نبود و چنانچه منابع نفتى جنوب متعلق به ملت و مملکت ایران نبود نمى‌توانست مورد قراردادى به عنوان یک امتیاز قرار گیرد کما این که در امتیاز‌نامه‌اى که در سنه 1933 امضا شده و از تصویب مجلس شوراى ملى گذشته به هیچ‌وجه نفت ایران به کسى واگذار نشده است بلکه در ماده اول صراحتاً ذکر شده است که حق تفحص و استخراج و تصفیه و حاضر کردن و فروش نفت براى تجارت براى مدت معینى به آن شرکت واگذار شده است. بنابراین تصدیق مى‌فرمایید اگر ما مالک نفت خود نبودیم نمى‌توانستیم چنین امتیاز‌نامه را امضا نماییم (دکتر بقایى- ما امضا نکرده‌ایم) و لذا این نوع بیانات و عدم توجه به اصول کاملاً شگفت‌آور بوده و از طرف دیگر ذکر آن نه تنها لزومى نداشته و ندارد بلکه قطعاً به ضرر کشور بوده و چون ممکن است اذهان و افکار عمومى را مشوب سازد ذکر و تکرار آن مایه نهایت تأسف است.

یکى از آقایان ناطقین محترم در ضمن بیانات خودشان خواستند این طور جلوه بدهند کلیه امور این مملکت بر طبق میل و اراده شرکت نفت انجام مى‌گیرد. (صحیح است) حتى کار را به جایى رساندند که نبودن لوله‌کشى را در تهران و برنامه‌هاى فرهنگى ما را نتیجه مداخلات مستقیم و تمایلات شرکت نفت تشخیص دادند. صورت مذاکرات مجلس بهترین دلیل صحت این اظهارات است آقایان در ضمن بیانات مفصل خودشان یا تصریحاً یا تلویحاً کار را به جایى رساندند که براى این شرکت در داخله مملکت قدرتى مافوق تمام قدرت‌ها قائل شدند بنده مى‌خواستم در اینجا از گفتن و اظهار این مراتب با کمال تأثر اظهار تأسف بکنم (مکى- از بیانات خودتان) و با صداى رسا بگویم که این قبیل اظهارات نه تنها برخلاف واقع است بلکه مخالف شئون و حیثیات ملت کهنسال ایران بوده و ایراد چنین بیاناتى ناشى از یک حس حقارت شخصى است (دکتر بقایى- پس بفرمایید شاهرخ را که آورد؟) و اگر اجازه بدهید چون یکى از آقایان نمایندگان مخالف دولت براى اثبات اظهارات خود عبارات لاتینى در مجلس گفتند من هم برخلاف میل خودم مى‌گویم که این نوع از اظهارات ناشى از طرز فکرى است که آن را به فرانسه کمپلکس دو نفرریته مى‌گویند. (دکتر بقایى- پس بفرمایید شاهرخ را کى آورد؟) آقایان ما اگر بخواهیم با این طرز فکر امور مهمه و مؤثره مملکت را مورد طرح و بحث و تحقیق و تدفیق قرار دهیم نتیجه‌اى که خواهیم گرفت جز عجز مطلق و زبونى چیزى نخواهد بود (دکتر بقایى- پس شاهرخ را کى آورد؟) به عقیده بنده اظهار این گونه مطالب خلاف واقع در این مکان مقدس یعنى در جایى که مظهر آزادى و استقلال مملکت ایران است نتیجه جز آن که شئون و حیثیات کشور لطمه وارد ساخته و استقلال چندین هزارساله ما در معرض هر نوع اتهام و بدنامى قرارداد نخواهد داشت (مکى- آنهایی که تشکیل ایران آزاد در آلمان مى‌دهند چى؟) آقایان مخالفین دولت سعى کردند شرحى راجع به تاریخ ایرلند و اندونزى و مبارزاتى که این ملل براى آزادى خود نمودند بیان کنند بیانات آنها به قسمى بود که مى‌خواستند بگویند ما امروز در وضعى که بهتر از وضع چندین سال پیش این ملل بود قرار نگرفته‌ایم.

من در عین این که مبارزات این ملل و مبارزات کلیه ملل جهان را براى حصول آزادى خود تحسین و تمجید مى‌کنم به هیچ‌وجه من‌الوجوه نه به نام یک نفر وزیر بلکه به نام یک نفر ایرانى نمى‌توانم اجازه بدهم که ملت شریف و کهنسال ایران را که در طول تاریخ چندین هزار ساله خود همیشه ثابت کرده است که بزرگ‌ترین علاقه را به استدلال خود دارد با مللى که به تازگى استقلال خود را به دست آورده‌اند مورد سنجش و مقایسه قرار دهند و با این بیانات احساسات این ملت را که در تمام جریانات پیچیده و در هم دنیا رشد و استقلال سیاسى خود را به منصه ظهور رسانیده جریحه‌دار سازند (دکتر بقایى- آقاى نخست وزیر گفتند ملت ایران لیاقت ندارد)

آقایان نمایندگان محترم: بنده تصور نمى‌کنم که اگر ملتى بخواهد حق از حقوقى خود را استیفا نماید براى رسیدن به این مقصود صلاح باشد که خود را زبون و بیچاره و دستگاه‌هاى خود را فاسد و خدمتگزاران خود را ننگین و لکه‌دار جلوه‌گر سازد آیا تصور نمى‌فرمایید این اظهارات که لوای وطن‌پرستى پیچیده شده فقط به این منظور و مقصود گفته شده است.

+++

که خواسته‌اند ملتى در تاریخ خود در مقابل مصائبى واقع شده که کم‌تر ملتى نظایر آن را دیده باشد از مبارزات فاتح و سربلند بیرون آمده تحقیر کنند بیش از این بحث در این موضوع را جایز نمى‌دانم زیرا یقین دارم نبوغ ملت ایران و آتش مقدسى که در سینه هر یک از افراد این مملکت دائماً مشتعل است یعنى حس وطن و قوم‌پرستى همیشه روشن بوده و این قبیل اظهارات نمى‌تواند حس شهامت و شجاعت ملت ایران را از بین ببرد و ملتى را که به استقلال خود ذاتاً علاقمند است متزلزل و مردد سازد از این مسائل افکار مى‌گذرم و وارد بحث دیگرى مى‌شویم.

یکى از آقایان ناطقین محترم خواست با استناد به یک سلسله از مباحث قضایى بعضى از مطالب را اینجا ثابت نماید حتى براى اثباتاً اظهارات خود به حقوق روم و الواح دوازده‌گانه استناد نمود این همه معلومات و اطلاعات واقعاً باعث تحسین است ولى خوب بود مى‌فرمودند که آیا موافق هستند که هر موقع که خلاف قانونى بشود متخلف مجاز خواهد بود که به این اصل از حقوق روم استناد بکند یعنى بگوید نجات ملت ناقض قوانین بوده و من به تشخیص خود حق داشتم قانون را نقض بنمایم بنده نمى‌خواهم به هیچ‌وجه وارد این بحث بشوم چون این بحث خطرناکى است و ممکن است عواقب وخیمى را در بر داشته باشد زیرا این اصل از حقوق روم که براى یکى از ناطین محترم هم وزن کوه دماوند طلا قیمت داشت براى دولت و ملتى که مى‌خواهد تابع قانون باشد به پشیزى ارزش ندارد.

یکى از موضوعاتى که آقایان ناطقین محترم سعى کرده‌اند آن را با استناد به یک سلسله مطالب که به قول خودشان ادله و براهین قطعیه بود و به نظر بنده فقط یک سلسله بیاناتى بیش نیست این مطلب بود که یک دولتى صرفاً از نظر این که داراى حق حاکمیت است مى‌تواند زیر امضای خود بزند و تعهداتى را که قبول کرده است از بین ببرد و با استناد به حق حاکمیت خود قراردادهایى را که امضا نموده است ملغى‌الاثر تشخیص دهد (دکتر بقایى- امضا کننده قرارداد گفت به زور بود) آقایان محترم من یقین قاطع دارم که شما با اتخاذ چنین رویه موافق نباشید و آن را جایز نشمارید چه رسد به این که آن را تأیید کنید.

زیرا دولت دائماً با اشخاص اعم از افراد یا شخصیت‌هاى حقوقى طرف بوده و با آنها پیمان‌هایى منعقد مى‌کند آیا مى‌تواند به صرف این که ایرادى نسبت به یک پیمان دارد و براى خود حق حاکمیت قائل است یک جانبه قراردادها را باطل کند. (دکتربقایى- باطل است) و معلوم نیست اگر چنین رویه اتخاذ شود نتیجه آن چه خواهد بود و احترام پیمان‌ها و قراردادها که دولت ایران همیشه منعقد به رعایت آنها بوده است چه خواهد شد (آزاد- هر قراردادى که مخالف منافع ملت ایران باشد ارزش ندارد) (مکى- این بیانات را باید نماینده شرکت نفت بکند)

آقایان محترم در جلسه قبل شوراى ملى جناب آقاى دکتربقایى در ضمن بحث در اطراف نظریات خود و در ضمن این که دفاع از ملى شدن نفت مى‌کردند اظهار مى‌کردند که ما تصفیه‌خانه نمى‌خواهیم مى‌توانیم نفت خام را به فروش برسانیم و حتى از این نیز تجاوز کرده و گفتند احتیاج به چاه نفت نداریم و با همان وسایل فلاحتى قدیم زندگانى خود را ادامه خواهیم داد من نمى‌دانم ایشان تا چه حد در این فکر و عقیده خود راسخ هستند (دکتر بقایى- ماده 90) ولى مى‌خواستم بدانم که آیا اگر واقعاً نتیجه عملیات و تصفیه‌خانه آبادان و مسدود شدن چاه‌هاى نواحى نفت‌خیز خوزستان (دکتر شایگان- و از کار افتادن جنابعالى) باشد آیا این کار به نفع و صلاح ملت ایران است؟ (دکتر بقایى- به نفع شما نخواهد بود به نفع ملت ایران خواهد بود) تصور کنیم امروز مطابق نظر و میل ایشان تصفیه‌خانه آبادان تعطیل شود آیا نتیجه جز این که در حدود سى هزار نفر کارگر بیکار شود براى ما خواهد داشت فرض کنیم استخراج نفت از چاه‌ها از بین رفته و منابع نفتى مسدود شود آیا این عمل ملازمه با بیکارى هزارها کارگر نخواهد داشت (دکتربقایى- و شما هم وزیر نخواهید شد) تصور کنیم نظر ناطق محترم عملى بشود و تمام دستگاه‌هاى نفت خوزستان و کرمانشاهان تعطیل گردد آیا بر این تصمیم نتیجه جز آن که در حدود صد هزار نفر بیکار مى‌شوند و در حدود اقلاً دویست هزار نفر بستگان و اقوام آنها بى‌نان گردند مترتب خواهد بود تصور بفرمایید روزى به چنین نتیجه که میل آقایان است برسیم آیا آن وقت باید مثل قرون سالفه با شتر و کجاوه مسافرت کنیم و یا آن که مجبور بشویم تقریباً یک میلیون تن مواد نفتى را که مصرف سالیانه کشور است با دادن میلیون‌ها لیره از خارج وارد کنیم- من مى‌خواستم از آقایانى که این مسائل را در اینجا طرح مى‌کنند سؤال کنم بر فرض رسیدن به این منظورى که آقایان دارند ممکن است به من بگویند که ما واردات کشور را در چنین روزى از کجا و از چه منبعى باید تأمین کرده با چه ارزى باید احتیاجات یومیه و اولیه خود را از خارج بخریم آقایان گفتن این مطالب بسیار سهل وساده است اما مواجه شدن با خطر بیکارى و بى‌نانى هزاران هزاران نفر و به هم خوردن و متلاشى شدن وضع بازرگانى و اقتصادى کشور مسائل و مشکلاتى است که در صورت بروز و حدوث مسلط شدن بر آن کارى بس مشکل و عظیم است. (دکتر بقایى- ولى وقتی که دست خائنین کوتاه شد آسان مى‌شود) (صالح- اینها سفسطه است) در این موقع لازم مى‌دانم توجه حضار محترم را به یک نکته اساسى معطوف دارم و آن این است آقایانى که طرح ملى کردن نفت را پیشنهاد کرده‌اند و در اطراف آن استدلال نموده‌اند این قسم جلوه داده‌اند که ملى کردن یعنى مصادره نمودن و خواسته‌اند با این عبارت اذهان را مشوب نموده و این طور وانمود بکنند که چنانچه تصمیمى بر ملى شدن نفت گرفته شود تمام دستگاه‌ها و مؤسسات نفتى جنوب بلاعوض در تصرف دولت درآمده و از آن بابت یک شاهى و یک دینار نباید پرداخت و حال آن که آقایان نمایندگان محترم به خوبى مسبوقند که مقصود از ملى کردن صنایع به معناى فرنگى و دولتى کردن آن به معناى ایرانى مصادره آن نیست بلکه باید مؤسسات را تقویم کرد و وجه آن را پرداخت و معلوم نیست از چه محل باید این مبلغ را پرداخت.

مسئله دیگرى را که لازم مى‌داند که به آن اشاره کند که لفظ ملى شدن شاید زیاد دلچسب باشد اما معلوم نیست نتایج آن چه خواهد بود (دکتر شایگان- شما دیگر وزیر نخواهید بود) زیرا تجربه به ما نشان داده است جایى که مبادرت به ملى کردن نفت نموده است جز خسران و زیان ندامت و پشیمانى چیزى ندیده و به دست نیامده وآن مملکت مکزیک است که در سال 1938 تأسیسات نفتى را جبراً از دست صاحب امتیاز منتزع ساخته و از آن تاریخ خود به استخراج آن اقدام نمود دولت مکزیک تصور مى‌کرد که این ترتیب فواید اقتصادى زیادى براى آن کشور در بر خواهد داشت و حال آن که نتایجى که به دست آمد برعکس چیزى بود که امیدوار بودند زیرا بازارهاى آن کشور از دست رفته و فروش نفت قابل صدور این کشور در بازارهاى خارجى یکى از مشکل‌ترین مسائل دولت مکزیک را تشکیل داد و اگر یکى دو سال قبل از جنگ دولت‌هاى آلمان و ایتالیا نفت مکزیک را نمى‌خریدند به کلى بازار خرید آنها از کف مى‌رفت از طرف دیگر محاکم دول غیر حاضر نبودندعمل دولت مکزیک را غیر قانونى بشناسند و بالنتیجه محمولات نفتى مکزیک را جزو دارایى شرکت‌هایى که دولت مکزیک امتیاز را از دست آنها گرفته بود مى‌دانستند کما این که یکى از دادگاه کشور فرانسه که به هیچ‌وجه در مشاجرات و اختلاف مکزیک با صاحبان صنایع نفتى دخیل و علاقمند نبود در سال 1938 محمولات نفتى را که دولت مکزیک حمل کرده بود جزو دارایى یکى از شرکت‌هایى که امتیاز از دست او گرفته شده بود شناختند و رأى داد که آن را به شرکت مزبور تسلیم نمایید (دکتر بقایى- شما خودتان باورتان مى‌آید؟) ارقام ذیل نتیجه ملى کردن نفت را در مکزیک کاملاً در نظر آقایان محترم نمایندگان مجسم مى‌سازد محصول نفت در سال 1921 یعنى موقعی که ملى نشده بود در حدود 28 میلیون تن بوده و حال آن که در سال 1949 فقط در حدود 8 میلیون تن بوده است و متجاوز از 70 درصد کاهش داشته است که مقادیر گزافى مواد نفتى تصفیه شده از کشورهاى خارج وارد نماید (دکتر بقایى- هیچ کدام از اینها صحیح نیست) ضمناً نکته بسیار مهم و حساس آن است نمى‌توان بدون فکر و تعمق تصمیمى اتخاذ نمود و سکنه کشور را دچار بدبختى و سرمایه و هستى ملتى را گرفتار ورشکستگى نمود جاى تردید نیست که با وضع کنونى جهانى ملى کردن صنعت نفت در ایران جز ایجاد بدبختى و بیکار نمودن جمعى مردم مستمند و فقر و فاقه خانواده و کسان آنها نتیجه دیگرى نخواهد داشت (آزاد- الان فقر عمومى نتیجه همین است) (دکتر بقایى- از حالا هم بدتر مى‌شود؟) چنین مسئولیتى را دولت (دکتر بقایى- دولت انگلستان) نمى‌تواند عهده بگیرد و فقط آن را از نظر تظاهر خودنمایى تلقى نماید بلکه بایستى صریحاً در پیشگاه نمایندگان محترم به عرض برساند چنین عملى برخلاف مصالح مملکت بوده و هر کس چنین پیشنهادى مى‌نماید مسئولیت بسیار بزرگ و شدیدى را در پیشگاه تاریخ کشور کهنسال ایران عهده‌دار خواهد بود (آزاد- و شرکت نفت) دولت وظیفه دارد (مکى- آقاى

+++

وزیر: بهدارى‌تان مى‌گوید حق ندارید بگویید دولت چون من مخالفم) (وزیر بهدارى- من به آقاى آزاد گفتم چرا به دولت توهین مى‌کنید) صراحتاً از پشت این تریبون این مسئله مهم را به اطلاع عموم افراد رسانده و با کمال صمیمیت و خلوص نیت بگوید ما نیز مثل همه شماها میهن‌پرست بوده قلوب ما آکنده از مهر میهن و علاقه به وطن است وظیفه ما است که این حقایق را با صراحت و به طور قطع به سمع شما برسانیم تا اگر روزى در نتیجه تبلیغات سوء و بیانات بى‌مورد تصمیماتى اتخاذ شود مسئولیت آن به عهده دولت نبوده و همه ملت ایران بداند روى چه نظریات و افکارى این قبیل مسائل با وجود تذکر دولت عملى شده است مسئله نفت امروز به نحوى شده است که هر دقیقه و ساعتى از طرف اقلیت نغمه جدیدى ساز مى‌شود یک روز در کمیسیون نفت دولت را متخلف از قانون 29 مهر ماه 1326 تشخیص کرده و قسمت اخیر قانون مزبور را به این قسم تفسیر مى‌کنند مقصود مقنن از استیفاى حق الغاى قرارداد 1933 بوده است و وقتى که گفته مى‌شود این تفسیر قانون است دولت چنین حقى را نداشته و ندارد و به علاوه امتیاز از تصویب مجلس گذشته و دولت حق ندارد مصوبات مجلس را لغو کند بنا به شهادت اوراق صورت مذاکرات کمیسیون پس از چند روز تغییر لحن داده و مى‌گویند دولت مکلف به الغاء نبوده بلکه موظف بوده است لایحه الغاى امتیاز‌نامه را به مجلس پیشنهاد کند و وقتی که به آنهاجواب داده مى‌شود که دولت چنین تکلیفى را نداشته و اگر واقعاً طرفدار الغاء هستند چرا خودشان طرح الغاء را پیشنهاد نمى‌کنند؟ و یا اگر واقعاً معتقد به این مسئله هستند وقتی که در ادوار گذشته طرح الغاء به آنها پیشنهاد می‌شود چرا از امضاى آن استنکاف مى‌نمایند چون جوابى ندارد مى‌گویند مطالعات ما کافى نبوده و موقعى که مواجه با یک استدلالات محکمى مى‌شوند و مى‌دانند که این اظهارات‌شان به هیچ‌وجه پایه و اساس قانونى ندارد نغمه جدیدى آغاز کرده و طرح ملى شدن را که آن هم در حقیقت الغاء قرارداد است و یقیناً هیچ‌گونه مطالعاتى در اطراف آن نکرده‌اند صرفاً براى بازار گرمى پیشنهاد مى‌کنند و حتى در پشت تریبون صراحتاً مى‌گویند با الغاء مخالفیم ولى اوله آن را بعداً مى‌گوییم و به جاى آن که دلیل و برهان بیاورند متصدیان امر را مورد حمله قرار داده و از هیچ‌گونه اسنادى خوددارى نمى‌کنند و یا این که با وجود متن صریح گزارش کمیسیون که خودشان امضا کرده‌اند و به هیچ‌وجه تصمیمى‌ که گرفته‌اند قرارداد الحاقى را رد نکرده‌اند (دکتر بقایى- پس چى را رد کرده است؟) و صرفاً چون آن را کافى براى استیفای حقوق ایران ندانسته‌اند مخالفت خود را به آن اظهار داشته‌اند این مسئله را در جراید وابسته به خود رد و بطلان قرارداد وانمود مى‌کنند و تظاهر به آن مى‌نمایند. (آزاد- روى شرکت نفت سفید باشد) کاش مى‌دانستم وزیر اسبق دارایى ایران که بر حسب تصویب دولت وقت قرارداد الحاقى را امضا کرده است مرتکب چه گناهى شده (دکتر بقایى- اگر توضیحى که مى‌دادم گوش مى‌دادید مى‌فهمیدید) که باید او را مورد هر گونه حمله و تهمتى قرار داده و از پشت این تریبون او را خائن بخوانند مگر قرارداد الحاقى که در 26 تیر ماه 1328 امضا شده است چه حق تازه براى شرکت نفت انگلیس و ایران قائل گشته و چه مزایاى جدیدى به صاحبان امتیاز داده است آقاى گلشاییان وزیر دارایى وقت برحسب وظیفه که قانون مهر ماه 1326 براى دولت قائل شده بوده با نمایندگان شرکت وارد مذاکره گشته و پس از مدت‌ها بحث و شور با تصویب دولت قراردادى امضا کرده که نسبت به امتیاز‌نامه 1933 داراى مزایاى مالى مهمى بوده است و قطعیت آن را هم طى قانون اساسى منوط به تصویب قوه مقننه کرده این موضوع هر قدر هم که مخالفین بخواهند آن را کوچک جلوه دهند بسیار مهم و بزرگ بوده و انکار آن در حقیقت انکار بدیهیات است مثلاً طبق امتیاز‌نامه 1933 حق‌الامتیاز دولت از براى هر تن 4 شلینگ تشخیص شده بوده و قرارداد الحاقى این 4 شلینگ را به 6 شلینگ ترقى داده یعنى حق‌الامتیاز را پنجاه درصد بالا برده آن هم با تمام شرایط و مزایایى که براى چهار شلینگ پیش‌بینى شده بود یعنى همان قسم که چهار شلینگ حق‌الامتیاز در قرارداد 1933 تضمین شده به طلا بوده این 6 شلینگ هم تضمین شده به طلا است و یا این که قرارداد الحاقى مالیات را که در امتیاز‌نامه 1933 نه پنس تشخیص شده بود به یک شلینگ ترقى داده که آن هم تضمین شده به طلا است و یا این که حق ایران را در ذخایر عمومى‌که طبق امتیاز‌نامه 1933 سال‌ها بعد قابل پرداخت بوده فوراً و سالیانه قابل پرداخت تشخیص کرده و پرداخت این ذخایر را هم که سابقاً مالیات بر درآمد دولت انگلستان از آنها کسر مى‌شده طبق صریح قرارداد الحاقى بدون کسر مالیات بر درآمد انگلستان مقرر داشته و یا آن که قیمت اصلى مواد نفتى را که در امتیاز‌نامه 1933 با تخفیف ده درصد پیش‌بینى شده بود با تخفیف 25 درصد قائل گشته است بنده مى‌خواستم بدانم آیا امضاى یک چنین قراردادى که میلیون‌ها لیره عایدات دولت را زیاد مى‌کند و مزایاى آن محرز است که مثلاً در سال 1950 کلیه حقوق ایران را که طبق قرارداد 1933 بالغ بر 15 میلیون لیره بالغ مى‌سازد و بالطبع حق‌الامتیاز دولت ایران را براى هر تن نفت استخراج شده به یک لیره و کسرى تلقى مى‌دهد یعنى از مقایسه با حق‌الامتیازهایى که در نواحى نفت‌خیز مجاور ایران از قبیل عراق و کویت و عربى سعودى پرداخت مى‌شود حق‌الامتیاز ایران را بالاتر و بیش‌تر مى‌کند آیا امضای یک چنین قراردادى خیانت به کشور بوده (دکتر بقایى- بلى) و امضا کننده آن خائن و مزدور اجنبى است (دکتر بقایى- بلى و دفاع کننده‌اش) آقایان شخصى که مسئولیتى داشت زحمتى کشیده و مزایایى تحصیل کرده و قدر متیقن چیز تازه‌اى به کسى نداده و حتى در مقابل مطالبه شرکت که حقى را که در ضمن ماده 11 قرارداد 1933 پیش‌بینى شده حاکى از این که بعد از سى سال باید در مالیات‌ها تجدید نظر شود از بین ببرند کوچک‌ترین تزلزلى از خود نشان نداده بلکه زیر بار این مطالبه نرفته و نتوانسته است توفیق بیش‌ترى به دست آورد (صحیح است) (دکتر بقایى- شما هم نخواهید توانست) آیا چنین شخصى به نظر شما خائن است (دکتر بقایى- بله) آیا دولتى که این قرارداد را تأیید مى‌کند که طبق آن چهل میلیون لیره باید اضافه پرداخت بشود و به واسطه عدم تعیین تکلیف پرداخت نشده مرتکب خیانتى شده است (دکتربقایى- کاملاً بلى) گفت:

اگر بر پرى چون ملک زآسمان

به دامن در آویزدت بد گمان،

مپندار گر شیر و روبهى کز ایشان به مردى و حیلت رهى‏

( دکتر بقایى- بى‌مهرى نکنید) یقین دارم اگر دولت چند برابر مزایایى که به دست آمده به دست بیاورد باز هم به نظر شما خائن خواهد بود و من ایمان قاطع دارم که اگر احیاناً اکثریت مجلس و یا دولتى امضای قرارداد 1933 را در نظر مى‌گرفت صرفاً چون شما با آن دولت مخالف بودید این موضوع را نیز دلیل بر خیانت او قرار داده و عکس مطالبى را که امروز مى‌گویید، مى‌گفتید (حائرى‌زاده- ابداً) کما این که در دوره چهاردهم مجلس که یکى از آقایان نمایندگان مجلس طرح الغاى امتیازنامه 1933 را به شرح زیر

« مجلس شوراى ملى امتیاز نفت جنوب را که دوره استبداد به شرکت دارسى واگذار شده و در دوره دیکتاتورى نیز آن را تمدید و تمجید نموده‌اند به موجب این قانون الغاء مى‌نماید »

پیشنهاد نمود و با اصرار و التجاع و التماس و زارى از جناب آقاى دکتر مصدق امضاى آن را استدعا کرد جناب معظم له به استدعاى او توجه نکرده و از امضاى آن استنکاف فرمودند.

زیرا مخالفین دولت هر واقعه که در نتیجه قهر طبیعت در کشور رخ بدهد و فرضاً اگر کسوفى و خسوفى واقع شود مسئولیت آن را به عهده دانسته و آن را دستاویز قرار داده و براى بازار گرمى نطق‌ها و بیاناتى مى‌فرمودید.

دیگر بیش از این نمى‌خواهم وقت مجلس محترم شوراى ملى را بگیرم (دکتر بقایى- بگیرید) ولى لازم نمى‌دانم این نکته را تذکر دهم که آیا در این موقع که دنیا گرفتار تشنجات شدیدى شده است و گرفتار صلح و صفا سلامت نوع بشر را تهدید مى‌کند آیا در چنین موقعى بهتر نیست که نظریات و افکار شخصى را کنار گذاشته و به جاى آن که افکار عامه را تهییج و اذهان مردم را مشوب نموده و مردم را به جان یکدیگر انداخته حسن وحدت و اتحاد و اتفاق را تقویت کنیم (مکى- تسلیم شرکت نفت بشویم) و به جاى این که خادمین به مملکت را مورد تیر تهمت قرار دهیم با آنها تشریک مساعى کرده و تا حدی که مى‌توانیم سعى کنیم از آلام و مصائب ملت بکاهیم (دکتر بقایى- جناب آقاى فروهر خادم به مملکت هستند) آقایان محترم دولت‌ها مى‌آیند و مى‌روند (دکتر بقایى- و به کسى کارى ندارند) طول وکالت آقایان محدود به دوره‌هاى قانونى مجلس شوراى ملى است از بدو مشروطیت ایران تا کنون که متجاوز از چهل سال از عمر آن مى‌گذرد دولت‌هاى متعدد آمده‌اند و مجلس‌هاى متعدده تشکیل شده و عمر خود را به پایان رسانیده‌اند یعنى مقاماتى که شما و ما داریم موقتى است اما یک چیز همیشه باقى و برقرار است و آن ایران عزیز و ملت کهنسال ایران است (صحیح است) بیاییم و به جاى تولید حس انزجار و به جاى کاشتن تخم نفاق و دورویى همان طورى که گفتم در این دنیاى پر آشوب دست وحدت و یگانگى به یکدیگر بدهیم (دکتر بقایى- و به شرکت نفت)

بیا که موقع صلح است و دوستى و سلامت،

به شرط آن که نگوییم ز آنچه رفت حکایت

+++

(دکتر بقایى- به‌به به‌به احسنت شعر را تکرار بفرمایید) (خنده نمایندگان) در خاتمه نظر به این که کمیسیون مخصوص نفت لایحه قرارداد الحاقى را جهت استیفاى حقوق ایران کافى ندانسته دولت این لایحه را مسترد مى‌دارد تا طبق قانون 29 مهر 1326 در حقوق کشور اقدام و نتیجه را به عرض مجلس شوراى ملى برساند (همهمه شدید و تعرض نمایندگان)

آزاد- خیانت کردند خائن‌ها هفت‌تیر مى‌خواهند گلوله مى‌خواهند.

چند نفر از نمایندگان- خائن‌ها.

دکتر بقایى- بوین گفته آقاى رئیس سؤال فرمودید بوین کیست بوین آن کسى است که امر کرد بیایند این حرف‌ها را بزنند.

کشاورز‌صدر- دولت را براى این کار استیضاح مى‌کنم.

مکى- حق ندارند پس بگیرند.

دکتر بقایى- حق ندارند.

مکى- من مخبر کمیسیونم مى‌خواهم عرضى بکنم.

حائرى‌زاده- دولت لایحه نیاورد که استرداد بکند.

تیمورتاش- چى را استرداد مى‌کند؟

مکى- من مخبر کمیسیون هستم مى‌خواهم توضیح بدهم مى‌خواهم بگویم همه‌اش را دروغ گفته.

رئیس- بفرمایید بنشینید نظم را رعایت کنید.

مکى- آقا چرا نمى‌گذارید صحبت بکنیم پس دیکتاتورى است.

تیمور‌تاش- ما اجازه خواستیم صحبت بکنیم.

مکى- آقا ما باید صحبت بکنیم.

رئیس- شما بروید بنشینید تا من اجازه بدهم.

مکى- چشم مى‌نشینم.

سنندجى- آقاى رئیس تنفس بدهید.

مکى- تنفس چى بدهد بگذارید صحبت بکنیم دروغ گفته راجع به نفت مکزیک این مجله‌اش است.

جمال امامى- بنده اجازه خواستم موافق هم هستم.

کشاورز‌صدر- دولت را استیضاح مى‌کنم.

مکى- بوین را باید استیضاح کرد.

کشاورز‌صدر- کار بدى کردید آقاى وزیر دارایى.

مکى- بنده مخبر کمیسیون هستم مى‌توانم توضیح بدهم.

رئیس- وقتى استرداد کردند دیگر توضیح ندارد دیگر صحبت ندارد.

مکى- این برخلاف سابقه است که مخبرکمیسیون را اجازه نمى‌دهید صحبت کند.

رئیس- آخر استرداد کرده‌اند.

مکى- آخر حق ندارند استرداد کنند این گزارش کمیسیون است لایحه نیست.

دکتر بقایى- نمى‌توانند پس بگیرند ملت حق خودش را خواهد گرفت و صنایع نفت ملى خواهد شد.

تیمورتاش- ملى هم نخواهد شد و به این ترتیب هم پیش نخواهد رفت.

رئیس- آقاى جمال امامى بفرمایید (مکى- این برخلاف سابقه است چرا نمى‌گذارید من که مخبرهستم صحبت کنم)

جمال امامى- آقاى مکى اجازه بفرمایید من نفهمیدم که چرا این تشنج و هیاهو ایجاد شد خوب یک لایحه‌اى دولت داده و کمیسیونى هم رد کرده و دولت آمده استنباط مى‌کند که مجلس هم این لایحه را رد مى‌کند (دکتر بقایى- پس چرا نمى‌گذارید رأى بگیرند) مى‌ترسند و من تعجبم از آقاى وزیر دارایى است که این همه حماسه‌سرایى لازم نبود مى‌آمدند مى‌گفتند که ما لایحه را پس مى‌گیریم من آنم که ضحاک را کاوه کشت ندارد عرض کنم که هیچ مانعى ندارد که دولت بیاید لایحه‌اش را پس بگیرد (کشاورز‌صدر- خیلى بد است آقا) اجازه بفرمایید اگر استدلال من کافى نبود آن وقت بفرمایید دولت یک لایحه‌اى آورده و پس گرفته و مجلس شوراى ملى هم تکلیفى دارد بعد از آن که دولت مسترد داشت تکلیف این قرارداد را معین بکند او با ما است به دولت مربوط نیست عجالتاً وارد آن بحث نمى‌شوم یک لایحه‌اى را دولت آمده پس مى‌گیرد چون استنباط کرده مجلس شوراى ملى به لایحه او رأى نمى‌دهد یعنى استنباط کرده که ممکن است به ظاهر در مجلس شوراى ملى اکثریت نداشته باشد لایحه‌اش را پس بگیرد و رأى اعتماد بخواهد و بعد مجلس شوراى ملى تکلیف قرارداد را تعیین مى‌کند این دیگر چه اشکالى دارد شما یک لایحه‌اى را رد کرده‌اید دولت هم مى‌خواهد به رأى نکشاند چه مانعى دارد آن کار که ما باید بکنیم آن را که دولت نباید بیاید توى دهن ما بگذارد بعد ما تکلیف لایحه را معین مى‌کنیم چه اشکالى دارد؟ مگر دولت نباید اینجا و دفاع نکند شما وظیفه‌تان را انجام نمى‌دهید؟ بگذارید دفاع نکند و پس بگیرد.

رئیس- آقاى تیمورتاش بفرمایید شما در چه موضوعى مى‌خواهید صحبت بکنید موضوعى مطرح نیست.

تیمور تاش- بنده قول داده بودم که راجع به نفت صحبت نکنم و امیدوارم که این توفیق را حاصل بکنم و بسیارى از این پرده‌ها را در این زمینه بالا نزنم و اما راجع به لایحه‌اى که دولت ادعا مى‌کند لایحه است و من پس مى‌گیرم به هیچ‌وجه این طور نیست گزارشى است که کمیسون نفت داده (صحیح است) به هیچ وجه لایحه دولت مطرح نیست به دلیل آن که آنچه که تا کنون صحبت شده است فقط و فقط راجع به گزارش کمیسیون نفت است یکى از مواردى که لایحه دولت درش بوده است مطرح نشده گفتگو نشده بحث نشده و اصلاً و ابداً لایحه دولت مطرح نیست که دول بتواند و بخواهد آن را پس بگیرد آقایان من مى‌دانم که نفت خیلى خطرناک است من مى‌دانم که نفت خیلى بد بو است من مى‌دانم که نفت مایه هلاکت بسیارى شده همان طوری که بدبختانه مایه پیشرفت و ترقى بسیارى از اشخاص هم شده شما هر وقتى مى‌توانید که این آتش را روشن کنید هر زمانى که این را در مجلس شوراى ملى مطرح بکنید همین غوغا و همین خونى که در جوشش است به وجود خواهد آمد پس از این نترسید که امروز محیط مناسب براى مذاکره نیست شما هر روزی که نفت را بخواهید مطرح بکنید همین تشنج همین اختلاف همین جوشش را غلیان خواهد بود یک موضوعى صحبت شده جناب آقاى فروهر با کمال ارادت و بندگى که به جنابعالى دارم بگذارید باز صحبت بشود من اعلام می‌کنم که مخالف با ملى شدن صنعت نفت هستم و دلایلم را هم خواهم گفت شما مى‌فرمایید که این لایحه استیفاى حقوق ملت ایران را نمی‌کند من هم می‌دانم مى‌فرمایید مى‌خواهید بروید صحبت بکنید روى چه پایه‌اى صحبت مى‌کنید؟ چى مى‌گویید؟ چه دیر کترى دارید چه کار مى‌خواهید بکنید یک عده‌اى آمده‌اند تمام ناطقینى که اینجا صحبت کرده‌اند فقط و فقط راجع به ملى شدن صنعت نفت صحبت کرده‌اند کسى حرف دیگرى نزده شما مى‌خواهید بگویید که بلى مى‌خواهید این را ملى را بکنید؟ شما دیر کتر ندارید شما هنوز مجلس را هم اصلاً نمى‌دانید چیست شما نمى‌دانید مجلس و کسانى که مى‌خواهند صحبت بکنند راجع به چه قسمت‌هایى مخالف هستند جناب آقاى رزم‌آرا من در کمال ارادت و با این که موافق شما هستم و با این سمت به شما می‌گویم که پوست خربزه زیر پاى شما گذاشته‌اند (صحیح است) شما این کار را نکنید والله بالله دیگر در این مملکت نمى‌توانید حکومت بکنید و من مى‌خواهم شما حکومت بکنید من موافق شما هستم و به این جهت به شما مى‌گویم که شما لایحه را پس نگیرید و بگذارید صحبت بشود و حرف‌ها گفته بشود و بگذارید این عقده براى یک بار حل بشود.

رئیس- آقاى وزیر دارایى در ضمن بیان خودشان یک اشتباهى فرمودند که لازم است من توضیح بدهم که متوجه باشند گزارش کمیسیون نفت چون روى قرارداد تکمیلى بوده است مذاکرات آن محدود است و در اطراف آن و اقسام صور نماینده مى‌تواند همه جور اظهارات و بیانات بکند چون گفتند که موضوعات دیگرى را صحبت کرده‌اند همه طرز صحبت راجع به نفت می‌توانند بکنند اما این که گفتند دولت نمی‌تواند استراد بکند این لایحه است (یک نفر از نمایندگان- نیست آقا راجع به هیچ یک از موادش بحث نشده) لایحه‌اى است که آقاى گلشاییان داده بود بعد آقاى منصور تأیید کرده است بعد هم دولت آقاى رزم‌آرا قبول نموده گزارش روى چه بوده؟ روى لایحه دولت است پس همه وقت مى‌تواند استرداد کند آقاى مکى هم بیاناتتان را بکنید.

مکى- قدما یک مثالى دارند می‌گویند دزد را به دزدیش نمى‌گیرند مگر به حساب.

آقاى وزیر دارایى- یک شیفرى را از معادن و منابع نفتى مکزیک به عرض مجلس شوراى ملى رساندند و گفتند از آن تاریخى که آن ملت نفت را ملى کرده است میزان نفت او کم شده است این یک مجله رسمى است (مجله‌اى که در دست داشتند نشان دادند) به اسم اویل این ونزوئلا بانک ملى نیویورک است از تاریخى که این دیاگرامش اینجا هست معین کرده است کوربش را هم آقایان همه مى‌توانند ببینند (مجله را ارائه دادند) مطابق این مجله رسمى آن چه را که ایشان گفتند دروغ گفتند در 1938 که در مکزیک نفت را ملى کرده‌اند 4 میلیون تن استخراج داشته ایشان گفتند

+++

که 28 میلیون تن در صورتی که شاید 28 میلیون بارل بوده و 28 میلیون بار رلا اشتباه کرده‌اند و از آن تاریخ تا کنون ملاحظه مى‌فرمایید (اشاره به مجله) از آن موقعى که ملى شده است قوس صعودى را پیموده است و رفته است بالا به هفت میلیون تن رسیده ولى در عین حال که به هفت میلیون تن مصرف داخلى مکزیک افزایش پیدا کرده چرا واردات پیدا کرده؟ براى این که از تاریخى که ملى شده شر اجانب و بیگانگان را از مملکتش کنده و نفوذ شرکت نفت‌هاى آنجا را کم کرد و صنایعش ترقى کرد وقتى که قواى ماشینى‌اش زیاد شد یعنى فابریکاسیون ترقى کرد مسلماً مصرف نفت هم در داخله مملکت زیاد مى‌شود کما این که اگر یک روزى این برنامه 7 ساله واقعاً از روى حقیقت تعقیب و عمل بکنند و عمل بکنیم مصرف سالى هشتصد هزار تن در به 3 میلیون تن نفت بالا خواهد رفت و 3 میلیون تن احتیاج خواهیم داشت بنابراین اگر یک روز وضعیت مملکت ما ترقیات مملکت تا به آنجا رسید که ما تمام کارهایمان موتوریزه شد آن وقت ما 3 میلیون تن نفت احتیاج خواهیم داشت و اگر یک روز ما به 3 میلیون تن نفت احتیاج پیدا کنیم دلیل بر این نیست که ما در اوضاع اقتصادیمان شکست خورده‌ایم و تنزل کرده‌ایم بر عکس ترقى کرده‌ایم و مسلماً مى‌دانیم که قواى تولیدى ما زیاد شده است که مصرف نفت ما به سه میلیون تن رسیده است یعنى قواى موتوریمان زیاد شده بنابراین آن چرا که ایشان راجع به قضیه مکزیک فرمودند دروغ است به دلیل این که آن چرا که دست ایشان داده‌اند نماینده شرکت نفت عین آن را به چند تا روزنامه برده بود و حتى به روزنامه شاهد هم برده و گفته بود که اگر چاپ بکنند پول هم بهتان مى‌دهیم عین بیان شرکت نفت است و سفسطه است این هم عین مجله رسمى است آقایان انگلیسى‌دان‌ها در اینجا زیاد هستند اگر قبول ندارند این قضیه را به مجله رسمى نگاه کنند تا ببینند تا ماست از دوغ و راست از دروغ تشخیص داده بشود اما من وقتى مى‌بینم این یادداشت مستر بوین است که توى این پرونده هست کدام ایرانى وطن‌پرستى به رد این لایحه مى‌تواند رأى ندهد این یادداشت مستر بوین است این پرونده محرمانه نفت است (پرونده و یادداشت را ارائه نمودند) مگر ما نمى‌دانیم اینجا تمام یادداشت‌ها و تلگراف‌هاى آقاى ساعد است مال آقاى گلشاییان است این یادداشت آقاى رئیس است این تلگراف آقاى محسن رئیس وزیر امور خارجه است که آنجا نشسته‌اند

دکتر بقایى- وجداناً از آقاى رئیس وزیر امور خارجه سؤال کنید که خودشان بیایند اینجا توضیح بدهند که بوین چه دستور داده بود وجداناً سؤال کنید.

مکى- این تلگراف لندن آقاى رئیس است (دکتر بقایى- یکى‌اش را بخوانید) من وقت این کار را ندارم تمام اینها را نوشته‌ام و به اطلاع ملت ایران مى‌رسانم اسمش را کتاب سیاه گذاشته‌ام رونوشت اینها را تمام برداشته‌ام وقتى که این اسناد در این پرونده هست آن وقت مى‌آیند اینجا تخطئه مى‌کنند و به نفع شرکت نفت حرف مى‌زنند اى کاش یک موى نهاس پاشا در بدن این رجال ما بود آن وقت به شما مى‌گفتم که چطور حق ملت ایران را خواهید گرفت.‏

دکتر بقایى- ولى ملت حق خودش را خواهد گرفت.‏

مکى- اما مطالب دیگر مى‌گوید ما چطور مى‌توانیم راجع به این قرارداد صحبت بکنیم.

جمال امامى- شما مخبر کمیسیون هستید.

مکى- همین را مى‌خواستم عرض بکنم که خود آن دولت و شرکت که این قرارداد را آورده است قرارداد 1933 را پوچ مى‌دانسته در مقدمه لایحه مى‌گوید به ملاحظه تغییراتى که در نتیجه جنگ جهانى 1945 1939 توجه بفرمایید خود شرکت نفت مى‌گوید ( این لایحه دولت است) به ملاحظه تغییراتى که در نتیجه جنگ جهانى 1945 1939 در وضع اقتصادى حادث شده مزایاى مالى که طبق قرارداد اصلى به دولت ایران تعلق مى‌گیرد بایستى به ترتب آتیت‌الذکر افزایش یابد خود آنها این قرارداد را پوچ مى‌دانند که این را بر داشته‌اند و در مقدمه‌اش نوشته‌اند اگر این قرارداد نافذ بود اگر این قرارداد قدرت و قوت قانونى داشت پس چرا یک همچو چیزى در مقدمه‌اش مى‌گذاشتند پس خود شرکت هم معتقد است که این قرارداد نافذ نیست و ملت ایران و خود انگلیسى‌ها هم قبولش ندارند و در یک محیط غیر آزادى گذشته و اما این که گفتند ما مى‌خواهیم پس بگیریم آن را این یک گزارش است که همان طوری که آقاى تیمورتاش گفتند از کمیسیون نفت آمده 17 نفر هم آن را امضا کرده اسمى هم از این که ما کدام موادش را قبول نداریم تویش نیست و آن چیزی که آنجا صحبت شد این بود که وقتى مى‌گوییم استیفاى حقوق ملت ایران را نمى‌کند یعنى هم ملى شدن تویش هست هم لغو قرارداد 1933 تویش هست یعنى همه اینها تویش هستند بنابراین این فرمول را انتخاب کردند که بگویند این قرارداد با این کیفیت استیفاى حقوق ملت ایران را نمى‌کند حقیقت هم همین بود و از کمیسیون هم غیر از این نمى‌شده گزارشى به مجلس داد گزارشى که کمیسیون مخصوص نفت داده تمام جهات را درش ذکر کرده گفته وقتى که دولت وارد مذاکره شد مبناى مذاکرات روى دو چیز بوده است یکى روى تمدید مدت یکى روى حق‌الامتیاز مدتى نماینده دولت با سر ویلیامز فریزر و گس مذاکره کرده روى این موضوع صورت مذاکراتى که این دو نفر با همدیگر کرده‌اند ماشین شده در کمیسیون حاضر است بعد رفته‌اند روى اصل تنصیف این صورت جلسه در اینجا هست که سفیر انگلیس مداخله مى‌کند و به این کیفیت خاتمه پیدا مى‌کند هیچ وقت همان گلشاییانى که وزیر دارایى ازش دفاع کردند حاضر نبوده است ساعد هم حاضر نبوده است ولى وقتى که فشار سیاسى مى‌آید به ساعد صورت جلسه هیئت دولت هست تلگراف بوین هست‏.

دکتر بقایى- تلگراف آقاى رئیس هست.

مکى- آنها فشار آوردند در صورت جلسه قید مى‌کنند با مذاکراتى که سفیر انگلیس کرده که این را ببرید مجلس. ما از این لحاظ مى‌گوییم خیانت کرده که تسلیم نظر بوین شده او اگر ایرانى بود اگر خون ایرانیت در عروقش جریان داشت باید خونش ریخته بشود و از منافع مملکتش دفاع بکند و همان نظرى که اول داشت براى تأمین حقوق ملت ایران تعقیب بکند اگر عقیده‌اش بود چرا پس عدول کرد از عقیده‌اش اول گفته روى تنصیف روى، روى مدت و بعد راجع به حق‌الامتیاز صحبت کرده و اگر عدول کرده و از هیئت دولت هم بهش چنین اجازه‌اى داده نشده و طبق همین پرونده محرمانه تسلیم نظر دولت انگلستان شده و مسلماً خیانت کرده و هر کس که بخواهد این قرارداد غیر نافذ را تنفیذ بکند او هم خیانت کرده براى این که این پرونده را یا باید محوش مى‌کردند نمى‌آمد در کمیسیون نفت ولى وقتی که می‌آید توى کمیسیون نفت دیگر بلند نشوید اینجا رجز‌خوانى بکنید حماسه‌سرایى بکنید که ما خدمت کردیم کدام خدمت؟ چه خدمتى وقتى که به این وضوح اسناد توى پرونده محرمانه نفت هست یادداشت مستر بوین هست تلگرافات آقاى رئیس هست تلگرافاتى که به آقاى رئیس شده هست تلگرافاتى که آقاى ساعد از لندن که براى فشار خون رفته بودند به دفتر مخصوص شاهنشاهى کرده‌اند موجود است و همه توى این پرونده آمده دیگر چرا مى‌خواهید یک بار دیگر این زنجیر اسارت و قلاده بندگى را به گردن ملت ایران بیاندازید و بالأخره ملت ایران را در قید اسارت بریتانیاى کبیر قرار بدهید بنده تصور مى‌کنم آنچه که کمیسیون نفت در قوه داشته در حدود 4 ماه راجع به این موضوع مذاکره کرده صورت مذاکراتى که در کمیسیون هست شاهد است که کمیسیون نفت اکثریتش و حتى در روز آخرش اتفاق آرا داشته است که این لایحه استیفاى حقوق ملت ایران را نمى‌کند پس بنابراین دولت مدعى است که این اکثریت که آن را امضا کرده است یعنى آن 17 نفر و یک نفر هم آقاى فقیه‌زاده که در مسافرت بودند ایشان هم امروز آمدند و تأیید کردند پس صد در صد اعضاى کمیسیون نفت تشخیص دادند که این استیفا ى حقوق ملت ایران را نمى‌کند دولت آقاى رزم‌آرا و آقاى وزیر دارایى مى‌خواهند بگویند که این 18 نفرى که منتخب مجلس شوراى ملى بودند آنجا رفته‌اندنسنجیده و نفهمیده این لایحه را رد کرده‌اند نه این طور نبوده ما چهار ماه توى کمیسیون نشستیم جزء به جزء قسمت به قسمت رسیدگى کردیم در 25 ماده دعاوى دولت بحث مفصل شده روى مواد الحاقى که رسیدیم آقاى فقیه‌زاده یک روز عقیده‌شان این بود که مذاکرات کافى است و پیشنهاد کفایت مذاکرات دادند گفتند اگر یک «و» این قرارداد استیفاى حقوق ملت ایران را نکند اگر یک تاریخش استیفاى حقوق ملت ایران را نکند ما تمامش را قبول نداریم پس بنابراین وقتى کمیسیون رد کرده یعنى هم تمدید مدت را رد کرده هم ملى شدن را تویش گذاشته و هر طورى که مجلس شوراى ملى که منتخب ملت ایران است این را تصویب بکند او مورد قبول

+++

است و این را گذاشته است به اختیار مجلس شوراى ملى که هر طور دلش مى‌خواهد رأى بدهد ملى‌اش را مى‌خواهد بکند اعلام بکند لغو قرارداد مى‌خواهد بکند اعلام بکند هیچ کس مخالفتى نخواهد کرد اعلام بکند مجلس شوراى ملى که من از این تاریخ در چاه‌ها را مى‌بندم اعلام بکند مجلس شوراى ملى که من از این تاریخ در چاه‌ها را گل مى‌گیرم.

رئیس- آقاى مکى چیزى مطرح نیست که دارید صحبت مى‌کنید.

مکى- این گزارش است.

رئیس- گزارشى نیست الان.‏

مکى- بنابراین کمیسیون با دقت کامل این را رد کرده و در حینى که رد کرده همه چیز تویش هست ملى شدن هم هست و این پرونده را هم هر جایش را که بخواهند ملاحظه بفرمایند در اختیار هر کدام از آقایان که بخواهند هست بنده در آنجا مى‌گذارم.

رئیس- چون این موضوع مطرح مذاکره نیست فعلاً ده دقیقه تنفس داده مى‌شود.

کشاورز‌صدر- چرا استیضاح بنده را نمى‌خوانند بفرمایید خوانده شود.

( مقارن ظهر جلسه به عنوان تنفس تعطیل و دیگر تشکیل نگردید.)

رئیس مجلس شوراى ملى - رضا حکمت‏

+++

یادداشت ها
Parameter:294616!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)