کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره سیزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏13
[1396/05/16]

جلسه 97 صورت مشروح مجلس روز شنبه 25 مهر ماه 1321  

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس

2- تصویب پنج فقره مرخصى و رد مرخصى آقاى بوداغیان

3- بقیه شور لایحه متمم بودجه

5- موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏13

جلسه 97

صورت مشروح مجلس روز شنبه 25 مهر ماه 1321

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس

2- تصویب پنج فقره مرخصى و رد مرخصى آقاى بوداغیان

3- بقیه شور لایحه متمم بودجه

5- موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

(مجلس یک ساعت و نیم پیش از ظهر به ریاست آقاى اسفندیارى تشکیل گردید)

صورت مجلس روز چهارشنبه 22 مهر ماه را آقاى (طوسى) منشى خواندند. (اسامی غایبین جلسه گذشته که ضمن صورت مجلس خوانده شده است:

غایب با اجازه- آقای: روحی

غایبین بی‌اجازه- آقایان: تولیت، دکتر ضیا، مهدوی، اورنگ، اکبر، امیر ابراهیمی، عطاءالله پالیزی، یار‌احمدی، فاطمی، دبستانی، آصف، صادق وزیری، مستشار، کامل ماکو، بوداغیان)

1- تصویب صورت مجلس

رئیس- در صورت مجلس نظرى نیست؟ آقاى طوسى‏

طوسى- اجازه می‌فرمایید تذکرى در صورت مجلس بدهم در آنجایی که نوشته شده بود کفایت مذاکرات تصویب شد باید تصویب نشد بشود یکى هم راجع به تعیین جلسه براى یکشنبه است که اشتباه شده و البته شنبه خواهد بود.

رئیس- در صورت مجلس دیگر نظرى نیست؟ (اظهار نشد) صورت مجلس تصویب شد.

2- تصویب پنج فقره مرخصى و رد مرخصى آقاى بوداغیان

رئیس- چند فقره خبر از کمیسیون عرایض و مرخصى رسیده است قرائت می‌شود:

گزارش مرخصى آقاى فیاض

آقاى فیاض براى انجام امور محلى مسافرتى نموده و مدتى بیمار شده‌اند که به موجب گواهى پزشک معالج از حرکت ممنوع بوده‌اند و در نتیجه چهل و هفت روز از تاریخ 21 شهریور 1321 غایب بوده‌اند و اکنون درخواست اجازه نموده‌اند کمیسیون عرایض و مرخصى عذر ایشان را موجه تشخیص داده اینک گزارش آن به عرض می‌رسد.

رئیس- موافقین با مرخصى آقاى فیاض برخیزند (اکثر برخاستند) تصویب شد.

گزارش مرخصى آقاى یاراحمدى

آقاى یاراحمدى- درخواست پانزده روز مرخصى از 19

+++

شهریور 1321 نموده‌اند و کمیسیون عرایض و مرخصى با درخواست ایشان موافقت نموده اینک گزارش آن تقدیم می‌شود.

رئیس- موافقین با مرخصى آقاى یاراحمدى برخیزند (اکثر برخاستند) تصویب شد.

گزارش مرخصى آقاى امیر ابراهیمى

آقاى امیر ابراهیمى برحسب درخواست وزارت دارایى ناچار به مسافرت کرمان شده‌اند و درخواست چهل روز مرخصى از 19 شهریور 1321 نموده‌اند و درخواست ایشان مورد موافقت کمیسیون واقع شده اینک گزارش آن تقدیم می‌شود.

رئیس- آقاى انوار

انوار- بنده با مرخصى ایشان موافقم اما آن عبارت درخواست وزارت دارایى مورد ندارد نماینده حق دارد تقاضاى مرخصى بکند و مجلس هم تصویب کند آن عبارت را حذف کنید.

مخبر کمیسیون عرایض و مرخصى- بنده خواستم به آقاى انوار عرض کنم عبارتى که فرمودند نه از لحاظ وزارت دارایى بوده است خیر از لحاظ قضیه خواربار است که آقاى امیر ابراهیمى و سایر نمایندگان کرمان ناچار شده‌اند به کرمان تشریف ببرند.

رئیس- آقایانی که موافقند با این مرخصى برخیزند (اکثر برخاستند) تصویب شد.

گزارش مرخصى آقاى بوداغیان

آقاى بوداغیان درخواست بیست روز مرخصى از 11 مهر 1321 نموده‌اند و کمیسیون عرایض و مرخصى با درخواست ایشان موافقت نموده‌اند اینک گزارش آن تقدیم می‌شود.

رئیس- موافقین با مرخصى آقاى بوداغیان برخیزند.

(عده‌اى برخاستند و چون مشکوک بود شماره شد 42 نفر از 98 بودند)

رئیس- تصویب نشد. گزارش مرخصى آقاى دکتر تاج‌بخش:

آقاى دکتر تاج‌بخش براى انجام امور محلى درخواست سیزده روز مرخصى از تاریخ 21 شهریور 1321 نموده‌اند و مورد موافقت کمیسیون عرایض و مرخصى واقع شده اینک گزارش آن تقدیم می‌شود.

رئیس- موافقین با مرخصى آقاى دکتر تاج‌بخش برخیزند (اکثر برخاستند) تصویب شد.

گزارش مرخصى آقاى محیط

آقاى محیط درخواست بیست و یک روز مرخصى از تاریخ 15 شهریور 1321 نموده‌اند و مورد موافقت کمیسیون عرایض و مرخصى واقع شده اینک گزارش آن به عرض می‌رسد.

رئیس- آقایانی که موافقند برخیزند (اکثر برخاستند) تصویب شد.

3- بقیه شور لایحه متمم بودجه

رئیس- لایحه متمم بودجه مطرح است. ماده سى‌ام قرائت می‌شود.

ماده 30- وزارت دارایى وزارت دارایى مجاز است هزینه مخابرات تلگرافى و مرسولات پستى سال 1320 اداره کل شهربانى و ادارات شهربانى شهرستان‌ها را در حساب بودجه سال نامبرده جمعاً و خرجاً منظور نماید.

رئیس- موافقین با ماده سى‌ام برخیزند (اکثر برخاستند) تصویب شد.

مخبر کمیسیون بودجه (آقاى اعتبار)- اجازه می‌فرمایید اولاً ماده 24 اینجا قرائت نشده و همین طور مانده است مقرر بفرمایید اول این ماده خوانده شود و بعد هم ماده 26 بعد از مذاکراتى که شد رأى گرفته نشد تکالیف آن را هم معلوم بفرمایید.

نبیل سمیعى- 27 است نه 26

مخبر- بلى 27 و 24 است‏

رئیس- ماده 24 قرائت می‌شود

ماده 24- از اول 1321 وظیفه ورثه مرحوم سید جمال‌الدین واعظ به ماهى سیصد و شصت ریال تصویب و برقرار می‌شود.

رئیس- موافقین با ماده 24 برخیزند (اکثر برخاستند) تصویب شد. ماده 27 قرائت می‌شود.

ماده 27- وازت بهدارى مجاز است از محل وجوه حاصل از فروش دارو که در حساب مخصوص به خزانه‌دارى کل تحویل خواهد شد دارو خریدارى نماید حساب ماهیانه خرید و

+++

فروش دارو تابع تشریفات مربوط به محاسبات دولت بوده و مجموع معامله باید جمعاً و خرجاً در لایحه تفریغ بودجه کشور منظور گردد.

رئیس- آقاى یمین اسفندیارى‏

یمین اسفندیارى- گرچه آقاى مخبر محترم در جلسه ما قبل آخر عقیده‌شان این بود که راجع به این موضوع مذاکرات کافى است و براى تشکیلات و نظریات راجع به بهدارى موقع دیگر پیدا می‌شود که صحبت بشود و آقای وزیر بهداری هم تشریف آوردند مذاکراتى هم شده است ولى در عین حال بنده تصور می‌کنم که مذاکره کافى می‌باشد چون موضوع موضوع مهمى است و چون ماده جز متمم بودجه است موقعى است که می‌شود در اطرافش بحث کرد و اگر نواقصى باشد به اطلاع وزارت بهدارى رساند که توجه بیشترى بفرمایند بنده چند نکته است که اطلاع حاصل کرده‌ام و در این موقع می‌خواستم به عرض مجلس برسانم و متأسفانه آقاى وزیر بهدارى تشریف ندارند که جواب بنده را فرموده باشند و امیدوار هستم که توجه خاص نسبت به این موضوع بشود و بعد اگر مورد توجه وزارت بهدارى هست که به اطلاع مجلس خواهند رساند اگر هم نباشد در آتیه توجه بیشترى نسبت به این موضوع مبذول خواهند فرمود آن موضوع یکى راجع به عطیه ملوکانه است با آن نظرى که بوده است در مرحمتى که شده است که نسبت به طبقه‌اى که احتیاج داشتند به این عطیه از لحاظ دواجاتى که بهدارى تهیه می‌کند و به طبقاتى رسید که مستحق هستند مطابق اطلاعى که بنده حاصل کردم شاید این قسمت رعایت نشده است استدعا داشتم وزارت بهدارى توضیحاتى بدهد که واقعاً این عطیه ملوکانه براى منظور حقیقى مصرف شده است یا نه؟ یکى هم این که اداره دارویى در وزارت بهدارى تشکیل شده است که مسئول این اداره هم در دانشکده مشغول است و هم این که خودش یک داروخانه دارد و این نقض غرض است. بنده نمی‌شناسم که کیست شخصش را اطلاع ندارم ولى چون موضوع خیلى مهم است و براى خود من پیش‌آمد و به یک دواخانه مراجعه کردم و دوایى خواستم دوایى که به بنده داد دواى عوضى بود (امیر تیمور- همان آدم؟) خیر یکى از دواخانه‌هاى شهر و وقتى به طبیب مراجعه کردم معلوم شد که اشتباه است و اگر خداى نخواسته این به دست یک نفر طبیب مجاز مى‌افتاد واضح است که چه زحمتى تولید می‌کرد این است که چون این مسأله خیلى اهمیت دارد و باید نسبت به این موضوع یک شخصى باشد که دواخانه نداشته باشد و ثانیاً کارش منحصر به همین کار باشد تا با یک وقت بیشترى و دقت بیشترى و توجه بیشترى بکند که مفاسدى که از این موضوع متأسفانه پیش می‌آید جلوگیرى شده باشد. متأسفانه همین اداره ناقص هم که الان مشغول کار است یک بازرسی‌هایى که باید براى انجام این مقصود داشته باشد ندارد. چرا ندارد؟ چون اداره خودش وقت این کار را ندارد که بتواند این کار را بکند شاید هم محتاج باشد براى این که باید یکى از این بازرس‌ها هم مأمور دواخانه این شخص که واقعاً نمى‌شناسم باشد و وزارت بهدارى قطعاً می‌داند. عرض کنم قانون خدمت پزشکان که از مجلس گذشته است این قانون متأسفانه آن طورى که منظور قانون‌گذار بوده است عملى نشده و نمی‌شود. تبعیضى که شده است دو قسم است یک قسمتش این است که اشخاصى که در تهران هستند مایل نیستند که از تهران خارج شوند و متشبث می‌شوند به دو مؤسسه که یکى به توجه و مساعدت آقاى فیروز‌آبادى در حضرت عبدالعظیم تشکیل شده. یکى هم در شمیران که در آنجا بهدارى مؤسسه‌اى دارد. این اشخاص به عنوان این که به خارج مرکز می‌روند حکم برایشان صادر می‌شود و از تهران خارج می‌شوند و می‌روند به حضرت عبدالعظیم و شمیران خودشان را نشان می‌دهند و برمی‌گردند در توى خود وزارت بهدارى مشغول کار می‌شوند در صورتی که بنده تصور می‌کنم این دو قسمت شمال و جنوب تهران را باید جز مرکز قرار داد در صورتى که اشخاص استفاده کنند که دو سال در خارج هستند آن خارج کجا است؟ یکى‌اش حضرت عبدالعظیم است یکى هم شمیران؟ و آن مقصودی که در نظر قانون‌گذار بوده به کلى (طباطبایى-

+++

عملى نشده) بلى عملى نشده خیلى متشکرم از این که کمک فرمودید براى اهمیت موضوع: و مخالفت شده. ضمناً این قضیه را هم که آقاى وزیر بهدارى فرمودند که مجلس تحت تأثیر واقع می‌شود بنده تصور نمی‌کنم چون خودم را که مى‌بینم با این که چه در خانواده خودم چندین دکتر هست و چه دوستانى دارم نه آنها به بنده تشبث می‌کردند و نه کسان دیگر را تصور می‌کنم که کسى باشد که از وزارت بهدارى کسى به آنها تشبث کند و در مجلس شوراى ملى کسى حاضر نبود تشبث بکند براى این که یک دکترهایى که باید بروند به همه جا بروند به دهات‏ آنجا نروند و در تهران بمانند و مردم ایران در سایر نقاط ایران نتوانند از آنها استفاده کنند. بنده وقتی که در جنوب بودم به خاطر دارم در مدت 5 سالى که در بنادر مأموریت داشتم در تمام بنادر و جزایر خلیج فارس که رفتم دکترهاى خارجى که در آنجا بودند و از نقاط خیلى دور دست مى‌آمدند هم دولت خودشان نسبت به آنها توجه خاصى داشت و هم خود آنها یک علاقه خاصى داشتند که وقتى وارد فلان جزیره می‌شدند که هیچ وسیله‌ای نبود براى آنها کشتى با نهایت درجه وسایل فراهم مى‌کردند و آنها هم می‌دانستند که تا آن روزى که باید آنجا باشند و بمانند از هر حیث راحت می‌باشند و همان روزى که باید از آنجا بروند می‌دانستند که براى آنها کشتى حاضر است و از آنجا می‌رود و دیگرى که خلف او است به جاى او معین شده است و مى‌آید. ولى این متأسفانه در کشور ما از سابق همین طور این رویه برخلاف این عمل می‌شده است و آقاى اعتبار کاملاً متوجه این موضوع هستند چون در یک وزارتخانه سابقاً خدمت می‌کردند که مى‌دانند تلگرافچى و پستچى اصلاً به یک نقاطى می‌رفتند که هیچ وسایل نبود دیگر روى مرکز را هم نمى‌دیدند و این همیشه باید در آنجا بماند و یک وضعیتى براى خودش در آنجا درست کند. حالا این دکترها حکم همان تلگرافچى‌هاى سابق را دارند براى این که بعضى از آنها که مأمور جایى می‌شوند نه فقط به آنها توجهى نمی‌کنند بلکه از براى رساندن دوا هم براى آنجا خوددارى شده است حالا این شخص نرفته باشد به آن محل و مأموریتش مانده باشد نه کسى حالش را می‌پرسد و نه کسى هم کمکى به او می‌کند. اداره تبلیغاتى در وزارت بهدارى تشکیل شده است (امیر تیمور- اداره تبلیغات نمی‌خواهد وزارت بهدارى!) این اداره تبلیغات را که بنده نمی‌دانم کارش چه است گمان نمی‌کنم خود وزارت بهدارى هم بداند که این منظورش چه است و براى چه کارى آماده شده و چه کارى را باید انجام بدهد اگر این اداره تبلیغات را از میان برداریم و واقعاً وارد عمل بشویم تصور مى‌کنم بهتر باشد. متأسفانه آنچه اطلاع حاصل کردم داروهایى به خارج فرستاده می‌شود و این داروها یا داروهایى است که قیمتى است یا این که خیر چندان قیمتى ندارد و اشخاصى که کم‌تر مایل هستند سوء‌استفاده کنند و نسبتاً هم طمع‌شان کم است این داروها را عوض مى‌کنند از اینجا فرستاده می‌شود به آذربایجان بنده مخصوصاً سابقاً در آذربایجان بودم و اطلاع دارم که از اینجا دارو فرستاده شده به آذربایجان و قوطى‌هایى که هست قوطى‌ها را خالى فرستاده‌اند حالا یا این شخصی که از اینجا فرستاده است با آن شخصى که در آنجا هست تبانى دارد که این کار را می‌کند یا این که نمی‌تواند بفهماند که این دواها که فرستاده یا قوطى را که فرستاده است در آن دوا نبوده است و مقدورش نیست که بتواند آنجا هم تذکر داده باشد (نبیل سمیعى- یا بد بسته‌اند) بلى یا بد بسته‌اند بفرمایش آقاى نبیل چون ممکن است بعضى قسمت‌ها را بد ببندند که دوا از بین رفته باشد که دوا بوده است ولى طورى بسته بوده است که دواها از بین رفته و به مقصد نرسیده است. یا بد بسته‌اند در هر صورت یا سوء‌استفاده کرده‌اند که آنها را نفرستاده‌اند یا عوض کرده‌اند دواها را خلاصه متأسفانه آن منظورى که وزارت بهدارى داشته است که این دوا به محل برسد نرسیده است. موضوع دیگر راجع به فرستادن گنه گنه‌اى است که در زمان سابق یعنى قبل از شهریور گذشته براى نقاط بد آب و هوا و مالاریایى تهیه شده و یک مقدار زیادى دوا از هلند خریدارى شده که به تهران هم

+++

وارد شده است و این گنه گنه به آن نقاطى که باید برسد نرسیده است و معلوم هم نیست که در اینجا به چه مصرف رسیده است این هم مورد علاقه بنده است که مخصوصاً در مازندران که مالاریا زیاد است و مردم هم احتیاج مبرمى دارند به گنه گنه و شاید هم یک قسمت نظر این بوده است که به آنجا فرستاده شود این دوا نرسیده است و معلوم نیست به کجا رفته است. وضعیت بهدارى شهردارى که خود بنده هم مدتى در انجمن شهردارى بودم مطابق اطلاعى که اخیراً دارم به یک صورت خوشى اداره نمی‌شود. اگر چه آقاى دکتر سجادى مخصوصاً آنچه اطلاع‏ دارم خیلى مواظب هستند و انصافاً هم دقت مى‌کنند که وضع آنجا را بتوانند بهتر کرده باشند ولى چون وقت ایشان خیلى ضیق است و در قسمت‌هاى دارالمجانین و سایر قسمت‌ها آن توجهى که ایشان مى‌فرمایند در ماه یک دفعه یا در هفته یک دفعه کافى نیست متأسفانه آن طورى که لازم است بهدارى شهردارى عملى نمی‌شود و به عقیده بنده اگر بهدارى شهردارى ضمیمه وزارت بهدارى بشود یا به همین ترتیب ناقص مى‌ماند یا این که در آتیه با توجهى که آقاى دکتر مرزبان وزیر بهدارى دارند انشاء‌الله زودتر معایب اینجا را هم اصلاح کنند این بود عرایض بنده که عرض کردم و چون آقاى وزیر بهدارى تشریف ندارند مى‌خواستم خوددارى کنم از گفتنش ولى چون آقایان نمایندگان مازندرانى ما (نمایندگان‌شان) در اینجا اطلاع دارند که ما منتظر بودیم که آقاى وزیر بهدارى هم که به گیلان تشریف مى‌آورند به مازندران هم تشریف ببرند و آنجا هم رسیدگى کنند به مازندران هم سرکشى کنند و متأسفانه فرصت نکردند که به آنجا بروند آنجا منتظر بودند که تشریف فرما بشوند و قدم‌شان را با کمال احترام بپذیرند و از وجودشان استفاده کنند و یک معایب و نواقصى که در قسمت بهدارى مازندران است به اطلاع ایشان برسد بنده قسمت کلیات را عرض کردم ولى در قسمت مازندران چون راه مذاکره با وزارت بهدارى باز است بیش از این وقت مجلس را تضییع نمی‌کنم.

رئیس- آقاى انوار

انوار- بنده از نظر موافقت با ماده و از نظر این که مذاکرات هم کافى بود و این فرمایشات هم که آقاى یمین فرمودند خواستم اجمالاً عرض کنم راجع به عطیه ملوکانه که فرمودند که دوا خریده شود و دوا بخرند و همین طور راجع به داروخانه و چیزهاى دیگر که فرمودند کلیه این قسمت‌ها که فرمودند مربوط به این ماده نبود در اینجا هیچ مناسبتى با یک از این مسائل که شما فرمودید نیست (خنده نمایندگان)

یمین اسفندیارى- حرف شما هم که مربوط نیست‏.

انوار- اجازه می‌خواهم توجه بدهم معارضه که نداریم در ماده 33 متمم بودجه که وزارت بهدارى مجاز است که پولی بگیرد در آنجا باز است ولی جای اساسی همان است که خبر داد وزارت بهداری که من یک لایحه سازمان وزارت بهدارى تنظیم کرده‌ام و این را مى‌آورم به مجلس در آن لایحه راجع به آن قسم دوم راجع به رئیس داروخانه که مذاکره کردید و هم راجع به آن اطبا که باید به خارج بروند می‌شود مذاکره کرد. در اینجا یک کلمه از اینها که فرمودید مناسبت ندارد. البته اساساً می‌شود در همه چیز به یک وجود ربطى نسبت داد ولى خواستم عرض کنم چون مذاکرات کافى شده بود دیگر محتاج به این حرف‌هاى شما نبود بهتر بود صبر می‌فرمودید لایحه تنظیمى بیاید وزارت بهدارى می‌دانید چون وزارتى است که جدید‌الولاده است تازه به دایره وجود پا می‌گذارد و این است که باید تقویتش کنیم تا تشکیل بشود این است که مذاکراتى که می‌شود آنجا بایستى بشود.

چیزى که بنده را کشانده پشت تریبون راجع به مازندران است. واقعاً آقایان چشم‌بندى است این همه که صحبت مى‌شد که مخارج شده است در اینجا. در سنوات سابق در مازندران از حیث بهدارى و از حیث راه‌سازى. و جاسازى این همه چیزهایى که شده است همه دروغ بوده است؟ این همه می‌گفتند که دیگر در آنجا مالاریا نیست در آنجا دیگر هیچ ناخوشى نیست و قطعه‌اى است مثل بهشت الان چیزى نگذشته است شما می‌فرمایید باز مالاریا است و احتیاجات

+++

است من نمی‌دانم خیلى اسباب تعجب است این نکته بنده را متعجب کرده است که آمدم اینجا سؤال کنم که چطور مازندارن با آن همه مخارجى که شده است آن زحماتى که شده است باز به این حل باقى است؟!!

بعضى از نمایندگان- کافى است، کافى است.

یمین اسفندیارى- اجازه مى‌فرمایید؟ (کافى است، کافى است)

رئیس- بفرمایید.

یمین اسفندیارى- بنده دفعه دوم است که طرف حمله همکار خودم واقع می‌شوم ولى گمان مى کنم بهتر بود ایشان تکلیف براى خودشان معین مى‌کردند تا این که به حرف بنده ایراد بگیرند بنده نمی‌توانم از ایشان درس بگیرم نتایج آن هم که خوب واضح است بنده اگر به قدر آقاى انوار در مجلس سابقه پارلمانى ندارم که تمام نکات را بدانم و متوجه باشم ولى تصور می‌کنم که امروز این مطالبى که مفید است به حال مردم باید از وجود این لایحه استفاده کرد و گفت وزیر بهدارى هم که یک شخصى است مثل آقاى دکتر مرزبان که شخصى متخصص است و بایستى از وجودشان استفاده کرد در رأس این وزارتخانه است اگر یک اطلاعاتى به ایشان داده نشود و این را بنده خوددارى کنم پس چه وقت باید این اظهار را بکنم؟ که آقا می‌فرمایند حالا موقع بودجه است در موقع بودجه شما اگر اظهارى داشته باشید راجع به نفع مردم هم باشد باید خوددارى کنید تا این که تشکیلات وزارتخانه داده شود؟ اولاً همچو قرارى که آقاى انوار با آقاى وزیر بهدارى ندارند که تا شش ماه دیگر بدانیم که ایشان هستند و ایشان بدانند آن قانون را پروژه‌اش را تهیه می‌کنند (انوار- بنویس براى وزیر بهدارى) این پروژه هم کى باید بیاید اینجا آن را هم بنده نمی‌دانم بنده چیزهایی را که می‌دانستم و اطلاعاتى را خواستم به عرض مجلس برسانم تا ضمناً آقاى وزیر بهدارى و وزارتخانه‌شان هم متوجه بشوند و اگر ممکن است اصلاح کنند حالا اگر آقاى انوار هم عقیده‌شان این است که وکیل از وکیل می‌تواند سؤال کند بنده عرضى ندارم.

معاون وزارت دارایى (آقاى اردلان)- فرمایشاتى که آقاى یمین اسفندیارى فرمودند چون آقاى وزیر بهدارى تشریف نداشتند بنده یادداشت کردم که به ایشان بدهم و چون این ماده مفیدى است که به درد مردم می‌خورد تمنا می‌کنم زودتر رأى بدهید که عملى شود.

بعضى از نمایندگان- مخالفى نیست رأى بگیرید آقا

رئیس- رأى می‌گیریم به ماده 27 موافقین با این ماده برخیزند (اکثر برخاستند) تصویب شد. ماده 31

ماده 31- وزارت دارایى مجاز است تا استهلاک بدهی‌هاى تثبیت شده و تثبیت نشده دولت به بانک ملى ایران در هر سال مبلغى که از یک صد میلیون ریال کم‌تر نباشد در بودجه کشور و بابت اصل و بهره بدهی‌ها به بانک مذکور بپردازد.

رئیس- آقاى فرمانفرماییان‏

فرمانفرماییان- پیشنهاد بنده در این ماده دو موضوع است یکى راجع به طرزى است که این ماده تنظیم شده است می‌نویسد (تا استهلاک بدهی‌هاى تثبیت شده و نشده) به نظر بنده این عبارت مفهومش آن طورى که باید رسا نیست در مفهوم این تثبیت شده و تثبیت نشده دیگر این که معاملاتی که دولت با بانک می‌کند معهود بر این بوده است که مثل اشخاص عادى که با بانک معامله می‌کنند معامله مرضى‌الطرفین باید باشد و یک قراردادى دارد دولت و بانک ملى. بانک ملى هم ما قائل هستیم که استقلال وجودى دارد در معاملات البته آن قراردادى که بین دولت و بانک ملى تنظیم شده است و طرز پرداخت و طرز استهلاک و آن ربحى که به آن تعلق می‌گیرد و کلیه خصوصیاتى که در آن گونه معاملات ذکر می‌شود آنها یک عمل خصوصى است بین دولت و بانک ملى. من نمی‌دانم چگونه ما می‌توانیم در اینجا یک رأى بگیریم یا این که کمیسیون بودجه یک مداخله‌اى بکند که این مداخله برخلاف آن قراردادى باشد که بین بانک ملى و دولت بسته شده باشد. یک نکته دیگرى که بنده مطلع شدم و مدت‌ها است شنیده شده است و بنده هم شنیده‌ام این است که اساساً سرمایه قانونى بانک ملى به کلى در دست دولت است و در دست

+++

و بال بانک ملى یک وجوه قلیلى نسبت به آن سرمایه قانونى که از اول قرار بود آن سرمایه در دست خود بانک ملى قرار بگیرد بیشتر آن سرمایه همین طور مانده است یعنى دولت در خزانه نگهداشته است و پرداخت نشده و این ارقامى هم که صورت می‌دهند ارقامى که وفق با حقیقت نمی‌کند (مخبر- کى این طور است؟) و آن مبلغ پرداخت نشده و در دست بانک ملى نیست در خزانه دولت مانده است در صورتى که باید در بانک ملى باشد و بانک ملى مختار باشد که بتواند به مصرف معاملات بانکى خودش برساند اگر غیر از این است البته آقاى مخبر محترم یک توضیحاتى خواهند داد.

معاون وزارت دارایى- این ماه که اینجا نوشته شده است اولاً نسبت به خود ماده عرض می‌کنم مقصود یک اجازه‌اى است که از مجلس شوراى ملى گرفته شده است همان طوری که فرمودند یک طرف معامله دولت است و یک طرف بانک ملى اگر یک شخص خصوصى بود البته محتاج نبود که از مجلس شوراى ملى اجازه بگیرد خودش یک قراردادى با بانک بسته است و پول را پرداخت می‌کند ولى چون طرف معامله دولت است و بدون اجازه مجلس شوراى ملى پولى نمی‌تواند بدهد این است که بایستى به موجب قانون از مجلس شوراى ملى اجازه بگیرد همین که اجازه گرفت آن وقت می‌تواند یک پولى بپردازد و این جزئیات که می‌فرمایند تثبیت شده و تثبیت نشده البته تصدیق می‌فرمایند که یک قرض‌هایى است که مدتش متمادی است و بهره‌اش هم کمتر است و آن تکلیفش معلوم است و یک قرض‌هایی هم هست به طور جاری که در آن بانک هم پول مردم پهلویش است و هم پول دولت که پیش او است حساب دارد و پول او هم پیش دولت نیست و پیش خودش است و وجوه سرمایه بانک که فرمودند پیش دولت است این طور نیست (صحیح است) در اختیار خود بانک است بانک هم استقلال مالى دارد و بدون جهت و بدون اجازه مجلس شوراى ملى به دولت هم نمی‌دهد. ما هم که می‌خواهیم به بانک پول بدهیم ناچاریم در مجلس تصویب کنیم و اجازه بگیریم. (صحیح است)

رئیس- آقاى انوار

انوار- بنده عرضى ندارم.

رئیس- آقاى هاشمى

هاشمى- بنده خواستم خواهش کنم که آقاى مخبر توضیح بیشترى درباره این ماده بدهند بعداً که آقاى اردلان توضیح دادند تا حدى قانع شدم. مطلب دیگر هم این است که به طور خصوصى خدمت آقاى مخبر هم تذکر دادم که این را توضیح بفرمایند که وزارت دارایى وجوه عطیه ملوکانه را که به عنوان وام گرفته است آیا براى پرداخت آنها هیچ پیش‌بینى کرده است یا نه؟ بالاخره یک وجوهى به نام عطیه ملوکانه به شهرستان‌هاى ایران داده شده است وزارت دارایى به عنوان وام گرفته است کار به موضوع ندارم که باز می‌شنویم نسبت به هر مبلغى که به هر شهرستان داده شده تجدید‌نظر شده بدون توجه به این که روز اولى که این وجوه به هر شهرستانى تخصیص داده شد مطابق نیازمندى‌ها و احتیاجات شهرهاى عقب مانده بود به آن هم کار ندارم مطلب این نیست جوابى که مرقوم فرمودند خواستم عرض کنم که توضیح بیشترى بدهند چون وعده داده شده است که یک وجوهى پرداخته شود و وجوهى هم داده شده است و بعضى جاها هم دست به کار عمران و آبادى زده شده است که اگر وجه نرسد به کلى آن عملیات خنثى می‌ماند به خصوص که مردم شهرستان‌هاى ایران هم امیدوار شده‌اند. مطلب دیگرم این است که در موقع طرح قانون متمم بودجه خوب است آقایان وزرا تشریف داشته باشند که مذاکره در ماده‌ها تکرار نشود که در یک جلسه مطالب گفته شود و جلسه بعد باز وقت مجلس صرف جواب‌ها بشود بهتر است که آقایان وزرا تشریف داشته باشند و حالا که آقاى معاون وزارت دارایى تشریف دارند البته توضیح خواهند داد.

مخبر- عرض کنم این قسمتش را که آقاى هاشمى فرمودند لازم است که خدمت‌شان عرض کم موضوع وجوهى که از محل عطیه ملوکانه باید به شهرستان‌ها داده شود مراجعه به یک کمیسیونى شده است که مرکب است از آقاى وزیر

+++

دارایى و دو نفر دیگر از آقایان وزرا و آقاى وزیر دربار و نسبت به این وجوه البته یک حواله‌جاتى شده است و یک آیین‌نامه هم براى اجراى این منظور تهیه شده که از هر جایى که مورد احتیاجى برسد آن را بپردازند و لازم هم نیست که همه‌اش را یک مرتبه بپردازند تدریجاً می‌پردازند هر قدر مورد خرج پیدا شد می‌پردازند و آقاى وزیر دارایى هم یک صورتى آوردند در کمیسیون بودجه که در سال پنج شش میلیون بود و در نظر داشتند که این صورت را با حواله‌جاتى که صادر شده بود از طرف اعلیحضرت همایونى از محل همان قرضه که فرمودند وزارت دارایى کرده است بپردازند به این جهت این کار جریان منظمى را طى کرده است و به موقع خودش هم هر مبلغى که باید داده شود پرداخته می‌شود.

رئیس- آقاى ملک‌مدنى

ملک‌مدنى- موافقم.

رئیس- آقاى ثقه‌الاسلامى

ثقة‌الاسلامى- عرض کنم بنده خودم در کمیسیون بودجه هستم و آنجا هم سؤال کردم گفتند که این از بابت قرضه‌هاى سابقى است که دولت و وزارت مالیه از بانک ملى کرده است و آن قرضه‌ها را که تمرکز داده‌اند در حدود دویست میلیون وزارت دارایى به بانک ملى قرض دارد و حالا در نظر دارند سالى ده میلیون از این بابت به بانک ملى بپردازند می‌خواستم از حکومت، وزارت مالیه سابق بپرسم که این دویست میلیون به چه خرج رسیده و با استحضار کى بوده است و در حالى که بودجه مملکتى بوده است این دویست میلیون را براى چه مصرفى خرج کرده‌اند. از قرارى که بنده شنیده‌ام این قرضه‌ها براى آن شرکت‌هایى است که ایران را بهشت برین کردند آن شرکت‌هایى که هم انحصار خرید داشتند و هم انحصار فروش در صورتی که می‌توانستند همه کار بکنند یعنى چیزى که ده تومان قیمت داشته است پنج تومان می‌خریدند و چیزى که بیست تومان قیمت داشت چهل تومان می‌فروختند با وجود این گونه معاملات این شرکت‌ها این مبالغى که اینجا جمعاً دویست میلیون تومان شده است قرض‌دار شده‌اند و این مبلغ عرض آن شرکت‌ها است پس باید به این موضوع رسیدگى کامل بشود و الا نمی‌شود که ما بیاییم در قانون متمم بود بودجه این ده میلیون را براى پرداخت آن قرضه‌ها بگذاریم بعد هم بگویند خود مجلس رأى داده است بى‌جهت مخالفت نکنید و باز در سال آینده هم این ده میلیون را می‌خواهند این را بنده اطلاع کامل دارم که مربوط به آن شرکت‌هایى است که در آن موقع بوده است و مملکت را به این حال فلاکت بار انداخته‌اند و دولت هم حالا باید دویست میلیون تومان قرض آن شرکت‌هایى را که هم مال مردم و هم مال دولت را خورده‌اند بدهد.

رئیس- آقاى مؤید احمدى

مؤید احمدى- اگر چه آقاى معاون وزارت دارایى توضیح‌شان کافى بود لکن عبارتى که آقاى فرمانفرماییان گفتند محرک شد که بنده در جواب ایشان و هم جواب آقاى ثقه‌الاسلامى توضیحى عرض کنم. اولاً حساب‌هاى بانک ملى به قدرى منظم است که بنده بالصراحه می‌توانم عرض کنم که در ایران هیچ حسابی به این منظمى نیست (صحیح است) یک شاهى یک شاهى حسابش منظم است البته کلیه دفاتر بانک صندوق‌هاى بانک از صندوق پس انداز و غیره حسابش مرتب و منظم است معاملات دولت هم حساب مرتبى دارد و حساب دولت هم همان طور که یک نفر تاجر با بانک حساب دارد دو قسم است اگر یک کسى پولى داشته باشد در بانک به عنوان حساب جارى این فرع ندارد به علت این که هر روز حواله می‌کند می‌گیرد و دو مرتبه می‌دهد ولى اگر آن را به عنوان حساب ثابت بگذارند فرع دارد حساب‌هاى وزارت مالیه هم با بانک این طور است. یک پول‌هایى است دولت از بانک ملى قرض کرده است مجلس اجازه داده است براى مصرف معینى مثلاً پانزده میلیون تومان قرض کنند و به فلان ترتیب بپردازند و البته هر چه فرع هم تعلق بگیرد مثل سایر مردم دولت به بانک می‌پردازد اما یک حساب‌هاى جارى هم دولت دارد که قرضى کرده‌اند براى خرید تریاک براى خرید گندم در مواقع لازم از بانک پول گرفته‌اند و وقتى که آن جنس

+++

فروش می‌رود و پولش برمی‌گردد به بانک می‌پردازند و این که دو جور نوشته‌اند این حساب‌ها را از این جهت است لکن این که ملاحظه می‌فرمایید اجازه می‌خواهند مجلس شوراى ملى این را تصویب کند مثلى که زدید با مثلتان درست تطبیق نمی‌کند بنده که می‌روم با بانک یک حسابى باز می‌کنم و قرض می‌کنم یک شخصیت و اختیارى دارم و هر طور خودم می‌توانم با بانک قرارداد بگذارم ولى دولت شخصیت حقوقى دراد و مطابق قانون باید معاملات او را با بانک مجلس تصویب کند و مجلس اجازه بدهد که این مبلغ را از عواید مملکتى بدهید به بانک و اگر مجلس تصویب نکند نمی‌تواند دولت بدهد چون بودجه را باید مجلس تصویب کند و جزو اقلام خرجى که مجلس تصویب می‌کند یک قلم آن هم قرض بانک است که می‌گوید این مبلغ را بدهید به بانک پس این ماده هیچ اشکالى ندارد و بسیار ماده خوب و صحیحى است.

رئیس- آقاى امیر تیمور

امیر تیمور- بنده تصور می‌کنم که تصویب این لایحه از طرف مجلس یک قدرى اشکال دارد (طباطبایى- این ماده) بلى این ماده براى این که نوشته شده است بدهى‌هاى تثبیت شده یا تثبیت نشده. ما از نظر قانونى این طور بدهى تثبیت شده را تعبیر می‌کنیم که بدهى‌هایى است که به تصویب مجلس رسیده باشد و البته مواردى پیش آمده باشد که یک وجوهى لازم بوده است که دولت قرض بکند و مجلس هم تصویب کرده در همان قانون هم محل پرداخت و موعد پرداخت را معین کرده‌اند و مجالى براى مراجعه و تصویب بعدى مجلس نیست و خود به خود و در موقع خود باید مطابق همان قانون تصفیه بشود اما نسبت به بدهى‌هاى تثبیت نشده آن بدهى‌هایى که دولت گرفته بدون این که مجلس تصویب کند چون بدون تصویب مجلس بوده است امروز مجلس نمی‌تواند چیزهایى را که اطلاع ندارد براى چه فرض شده و به چه مصرفى رسیده اجازه بدهد که سالى ده میلیون تومان در بودجه بگذارند و پرداخت کنند. موقعى که این ماده در کمیسیون مطرح بود بنده همین طور که الان عرض می‌کنم در کمیسیون هم ایراد کردم و به علاوه عرض کردم این مبلغى را که می‌فرمایید دولت بده دارد صورت آن را بدهید وزیر دارایى وقت وعده کرد صورت آن را بدهد و آن صورت تحت مطالعه قرار بگیرد و آنچه اطلاع پیدا کردم تا این دقیقه هم صورتى به کمیسیون بودجه نرسیده است بنده هم که عضو کمیسیون هستم بى‌اطلاع هستم این است که بنده نظر دارم این ماده بماند و صورتى را که وزیر دارایى وعده کردند به کمیسیون بفرستند که مستحضر شویم که بدهى‌هاى تثبیت نشده چه چیز است و کدام است و از چه محلى این وجوه بایستى هر سال پرداخته شود که با آن توضیحات مجلس شوراى ملى رأى بدهید و قضاوت کند البته بهتر است و الا تا این توضیحات داده نشده است در صورتی که نمی‌دانم چیست نمی‌توانیم رأى بدهیم.

رئیس- آقاى دکتر طاهرى

دکتر طاهرى- در اطراف این ماده در کمیسیون بودجه هم به طوری که آقاى امیر تمیور اظهار کردند مذاکرات زیادى شد لکن به عقیده بنده این اشکلالى که فرمودند به نظر نمی‌رسد زیرا در قانون بانک و اساس‌نامه بانک تصریح شده است که دولت بدون اجازه مجلس حق ندارد از بانک پول بگیرد فلسفه‌اش هم معلوم است براى این که دولت قدرت داشته است سرمایه هم مال مالیه بوده است و هر وقت احتیاج داشته باشد می‌رود از بانک قرض می‌کند این است که استقراض از بانک را براى دولت موکول به اجازه مجلس کرده‌اند که اگر بانک وقتى پولى به دولت می‌دهد بر طبق اجازه مجلس باشد نه مالیه می‌تواند از بانک بگیرد و نه بانک می‌دهد حالا یک پول‌هایى است که برحسب تصویب مجلس بانک به دولت داده است من جمله صد میلیون تومان در موقعى که قانون اقتصادى گذشت زمان گلشاییان صد میلیون سرمایه این مؤسسات اقتصادى شده است که قانونش از مجلس گذشت این یکى است که بنده نظرم است در هر حال بدهى‌هاى دولت تمامش مطابق قانون است و این ماده براى تأدیه وجهى است که دولت به بانک مقروض است که معین می‌کند چه جور بپردازند

+++

و اینجا اجازه داده می‌شود که سالى ده میلیون در بودجه عمومى کشور هر سال بگذارد و طلب بانک را بدهد و در بودجه امسال هم که از تصویب مجلس گذشته است این ده میلیون تومان هست صد میلیون ریال در بودجه امسال هست که بدهند به بانک و به نظر بنده این اشکالى ندارد و آقاى امیر تیمور هم موافقت بفرمایند که تصویب شود.

رئیس- آقاى معدل

معدل- بنده نظرم این است که چون این مذاکره به میان آمده حق این است که دولت توضیحى بدهد که محاسبه‌اش با بانک ملى چه مبلغى است اگر حالا هم آقاى معاون وزارت دارایى آن ارقام را ندانند ممکن است این ماده بماند براى جلسه آتیه و این توضیح را در جلسه بعد بدهند براى این که روشن شدن این مطلب حالا که مذاکره به میان آمده است بسیار لازم و ضرورى است و بنده مطمئن هستم که اشکالى در محاسبه نیست و تمام این محاسبه مطابق قانون و اختیاراتى است که دولت‌ها داشته‌اند و تأیید می‌کنم نظر آقاى مؤید احمدى را و بنده تصور می‌کنم که آقاى فرمانفرماییان هم نظرى نداشتند به آن شکلى که ما نظر ایشان را تلقى کردیم بلکه نظر ایشان براى روشن شدن موضوع بود ولى حالا که صحبتش به میان آمده است بسیار به جا است که دفعات عدیده و مبالغ جز آن اینجا ذکر شود که به چه صورتى بوده است مثلاً در خارج شنیده می‌شود که یک عملیاتى را بانک انجام داده است و او را موکول به دستور و سفارش دولت کرده است مثلاً گفته است که این اراضى سنگلج را که خریده‌ام به دستور دولت خریده‌ام و دولت اینها را به حساب خودش نمى‌آورد یا این که بنایى را که در خیابان فردوسى پهلوى بانک ملى ساخته شده است می‌گوید به دستور دولت ساخته‌ام در صورتی که دولت حالا با آن وقت فرق کرده است دولت آن وقت شخصى بود و الان دولت است این پول‌هایى است که بانک خرج کرده است اگر این ساختمان مال خود بانک است بانک آن را می‌خواهد چه بکند البته باید بفروشد و وقتی که فروخت البته این پول‌ها در گردش مى‌افتد و موجب یک رواجى بیشترى می‌شود و اگر مال دولت است بایستى فهمید که دولت با چه اختیاراتى و مطابق چه قانونى این جور دستورات را به بانک ملى داده است براى این که این قضیه روشن شود آقاى معاون وزارت دارایى خوب است این قضیه را موافقت بفرمایند که موکول شود براى جلسه آتیه.

رئیس- آقاى ملک‌مدنى

ملک‌مدنى- در اطراف موضوعى که مطرح است بنده لازم می‌دانم که توضیحى عرض کنم. آنچه دولت از بانک ملى استقراض کرده است و وام دارد به بانک تمام مبناى قانونى دارد بانک ملى بدون این که مجوز قانونى داشته باشد به هیچ وجه به کسى قرض نمی‌دهد حتى به دولت که حتماً بایستى به موجب قانون مخصوص باشد و همان طور که آقاى مؤید احمدى توضیح دادند اساس بانک ملى ما یک اساس فوق‌العاده متین و صحیحى است که هیچ وقت قابل تخلف نیست هیئت مدیره و مدیر عامل بانک همیشه رعایت مقررات اساسنامه‌ای بانک را که بر طبق مصوبات مجلس شوراى ملى است کرده و می‌کنند این در اصل موضوع که ذهن آقایان روشن شود. اما راجع به مبلغ قرضه و کیفیات و جزئیات آن آنچه بنده خاطر دارم آقاى صهبا که رئیس سرویس محاسبات دارایى و اداره بودجه بودند در کمیسیون بودجه توضیح دادند که دویست میلیون تومان بدهی‌هایى است که دولت به بانک دارد و همه هم به طورى که عرض کردم مبناى قانونى دارد و دولت هم هیچ وقت نمی‌تواند بدون اجازه مجلس استقراض از بانک یا مؤسسه دیگرى کرده باشد و به نظر بنده روشن است و اشکالى هم ندارد میل هم داشته باشید بماند براى بعد بنده عرضى ندارم ولى مطلب روشن است و این قرضه‌ها هم تمام قانونى است و دولت فعلاً در نظر گرفته است که سالى صد میلیون ریال این قرضه را بپردازد و در بودجه هم پیش‌بینى می‌شود تا این قرضى که دولت به بانک دارد استهلاک شود و حسابش تمام شود این است و چیزى دیگرى جز این نیست.

مخبر- عرض کنم خود آقایان ملاحظه فرمودند که

+++

هر ماده‌ای که مختصر اجمال و ابهامى داشت بنده موافقت کردم که به کمیسیون ارجاع شود ولى این موضوع هیچ ابهامى ندارد همان طور که آقایان توضیح دادند یک قرضى دولت به بانک دارد بر طبق یک مجوزات و قوانینى که از مجلس گذشته است و براى پرداخت آن و براى ترتیب پرداخت این قرضه دولت اجازه خواسته است که در هر سال حداقل ده میلیون تومان در بودجه‌اش بگذارد و قرضش را بدهد و این هم به صرفه بانک است. اما آن قسمتى را که آقاى معدل فرمودند راجع به اراضى سنگلج و ساختمان خیابان فردوسى شاید که بانک ملى کرده است و مال او است ولى امروز هم ضرر نمی‌کند بانک ملى هر معامله‌اى کرده باشد چه در قسمت ساختمان و چه خرید اراضى چندین برابر استفاده می‌کند و زیانى هم ندارد و این که فرمودند امروز تصویب نشود و براى جلسه بعد بماند فقط وقت تلف کردن است زیرا این قرضه دویست میلیون تومان یا بیشتر هر چه باشد مطابق قانون است و براى پرداخت آن هم دولت اجازه خواسته است که به این ترتیب بپردازد. (صحیح است)

بعضى از نمایندگان- مذاکرات کافى است.

ثقة‌الاسلامى- بنده مخالفم با کفایت مذاکرات.

رئیس- بفرمایید.

ثقة‌الاسلامى- عرض کنم این قرضه دویست میلیون تومان است که دولت به موجب قوانینى که اجازه گرفته است از مجلس خرج شرکت‌ها کرده است شرکت حریر شرکت مرکزى و فلان و فلان و حالا آن شرکت‌ها معلوم نیست که چه ضررى کرده‌اند و چه منفعتى کرده‌اند درست است آن پول از بانک گرفته شده است و به شرکت‌ها داده شده است ولى معلوم نیست که در کجا خرج شده و چه خرجى شده است و آن شرکت‌هایى که منحل شده است دارایى آنها به کجا رفته است باید دارایى آنها در مقابل این قرض برگردد به بانک ملى مثلاً شرکت مرکزى سیصد میلیون سرمایه‌اش بوده و معلوم نشد وقتى که شرکت مرکزى منحل شد آن سیصد میلیون کجا رفت آیا ضرر کرد یا منفعت کرد؟ یا شرکت حریر که دویست میلیون ریال سرمایه‌اش بود و منحل شد آن دویست میلیون سرمایه‌اش کجا رفت ضرر کرد یا منفعت کرد درست است که بانک ملى دویست میلیون تومان از دولت طلب دارد ولى آن یک بحث علیحده است و باید ببینیم که این دویست میلیون در بودجه مملکتى در کجا خرج شده است این را وزارت مالیه و وزیر مالیه نتوانست جواب بدهد و گفت صورت می‌فرستیم ولى آن صورت را نفرستادند و جوابى در این خصوص ندادند آقاى امیر تیمور هم آنجا بودند بنده هم آنجا بودم حالا دیگر بسته است به رأى مجلس.

مخبر- عرض کنم اگر فرمایشات آقاى ثقة‌الاسلامى هم وارد باشد باز به این ماده ارتباطى پیدا نمی‌کند چون آن یک موضوعى است مربوط به این است که دولت این وجوهى را که از بانک گرفته است کجا رفته است صورت این را از دولت باید بخواهند و دولت هم باید بیاورد ولى اینجا یک پولى است که به بانک باید برگردد پولى است بانک داده است و باید با این اقساطى که اجازه خواسته است به بانک برگرداند این ارتباطى به این که ببینیم شرکت مرکزى چه کرده یا پول‌هایى که دولت گرفته است کجا خرج کرده است ندارد و در اینجا این صحبت‌ها به نظر بنده هیچ موردى ندارد و شما مى‌توانید همان طور که آن روز هم در کمیسیون بودجه فرمودید از آقاى وزیر دارایى بخواهید که آن صورت را بیاورند و به ما نشان بدهند تا ببینیم در کجا خرج شده است و بالاخره شرکت مرکزى نفع کرده است یا ضرر کرده است این یک محبث دیگرى است که مربوط به این ماده نیست.

جمعى از نمایندگان- مذاکرات کافى است.

رئیس- پیشنهادى است مال آقاى فرمانفرماییان:

در ماده 31 اصلاح شود و ذکر شود در سال 1321. فرمانفرماییان

فرمانفرماییان- اینجا باز هم به نظر بنده نواقصى که در این ماده است این است که موضوع را کلى نوشته‌اند و نوشته‌اند در هر سال. این مثل این است که ما در اینجا اختیار می‌دهیم مادام‌الحیات باید سال‌ها (مادام که این دویست میلیون هست) استهلاک بشود در صورتی که اینجا ممکن است

+++

ما که قضاوت می‌کنیم و رأى می‌دهیم راجع به سال 1321 باشد سال بودجه‌ای باشد یعنى سالى که مفهومش منطبق با وکالت این دوره سیزدهم باشد و مربوط به این دوره باشد و هیچ دلیل ندارد به قضاوتى که در آینده باید به عمل آید ما الان در اینجا یک رأیى داده باشیم بنابراین بنده پیشنهاد کردم در اینجا اضافه شود و موافقت بفرمایند که در ماده ذکر شود در سال 1321 و بعد از آن مجلس آینده کمیسیون بودجه آینده به هر طورى که مقتضى بدانند ممکن است بعدها این را در اصل بودجه منظور دارند و الّا البته این یک دینى است و سال به سال هم باید از طرف دولت به طور تدریجى مرتباً در بودجه سنواتى منظور و تأمین شود.

مخبر- به نظر بنده این پیشنهاد آقاى فرمانفرماییان کاملاً به ضرر بانک است براى این که ما در اینجا قانون می‌گذرانیم و دولت را مکلف می‌کنیم که در هر سال این مبلغ را در بودجه‌اش بگذارد و بعد به بانک بدهد...

فرمانفرماییان- مجلس آینده هم می‌خواهد این کار را بکند.

مخبر- مجلس آینده البته. ولى غالباً ملاحظه فرموده‌اید که بودجه‌ها به تأخیر می‌افتد و موقعى، می‌رسد که ممکن است چند ماه از این مدتى که در قانون مقرر است بودجه دیرتر بیاید اگر این قانون باشد دولت قبل از هر خرجى مکلف است که این ده میلیون تومان را به بانک بدهد و بنده خواهش می‌کنم که آقا این پیشنهادشان را استرداد بکنند و بگذارند دولت این کار را بکند و قرضش را به بانک بدهد.

معاون وزارت دارایى- براى این که بنده آقا را قانع کنم عرض می‌کنم غیر از این که قانون بودجه باید به تصویب مجلس شوراى ملى برسد بودجه‌ها همیشه باید قبل از سال تهیه شده و تقدیم مجلس شوراى ملى بشود و این ماده یک دستورى است براى وزارت دارایى که در موقع تدوین بودجه مکلف باشد این مبلغ را در بودجه بگذارد و منظور کنند براى این که همیشه اکیلیبر و موازنه و تعادل بودجه را در نظر داشته باشد وقتى که موظف شد به موجب قانون این مبلغ را همه ساله در بودجه بگذارد موظف خواهد بد که در هر سال در بودجه خودش اول این را پیش‌بینى بکند و پیشنهاد بکند به مجلس شوراى ملى ولى اگر مکلف نبود نمی‌شود بنابراین تصویب این ماده به نفع بانک است و این مطلب هم مسلم است البته بودجه براى یک سال است و اگر مجلس رأى ندهد بودجه‌ای نخواهد بود. (صحیح است)

فرمانفرماییان- بنویسید در بودجه منظور بدارند.

رئیس- رأى گرفته می‌شود به پیشنهاد آقاى فرمانفرماییان آقایان موافقین برخیزند (عده قلیلى قیام نمودند) تصویب نشد.

رأى می‌گیریم به ماده 31 آقایان موافقین برخیزند (اکثر برخاستند) تصویب شد. ماده سى و دوم خوانده می‌شود:

ماده 32- وزارت بهدارى مجاز است تمام یک قطعه باغ معروف به پوستى واقع در کنار جاده ورامین را در عوض زمین‌هاى زیر که مجموع آنها چهل و هفت هزار و سیصد و پنجاه و هفت متر و سى و پنج سانتیمتر مربع می‌باشد:

زمین بیمارستان فیروز‌آبادى‏

تمام زمین سمت غربى بیمارستان‏

زمین محل موتورخانه برق‏

و آقاى حاج سید رضا فیروز‌آبادى آنها را به نام بیمارستان فیروز‌آبادى وقف مؤید می‌نماید به طور رایگان به آقاى فیروز‌آبادى انتقال بدهد.

انوار- اجازه مى‌فرمایید؟

مخبر- در سطر آخر ماده که مى‌نویسد آقاى حاجى سید رضا فیروز‌آبادى آنها را به نام بیمارستان فیروز‌آبادى وقف مؤید می‌نماید به طور رایگان این می‌نماید را حذف بفرمایید براى وقف مؤید بکنید آن وقت این طور اصلاح می‌شود (براى وقف مؤید به طور رایگان)

رئیس- آقاى انوار

انوار- بنده خواستم براى رفع سوء‌تفاهم در این ماده یک توضیحى بدهم و به عرض آقایان برسانم که این سید بزرگوار نه این که خواسته است این باغ پوستى را مالک بشود و براى خودش نگاه بدارد چون از عبارت همچو توهم می‌شود

+++

که آقاى فیروز‌آبادى که این اراضى را داده است و این مریضخانه را ساخته است و مریضخانه آبرومندى ساخته است و خیلى باعث آبروى همه است نه این که حالا این باغ پوستى را بخواهد ازش استفاده کند (صحیح است) چنان که آقاى بدر وزیر دارایى سابق هم در کمیسیون توضیح دادند ایشان این زمین باغ پوستى را براى زایشگاه اختصاص می‌دهند که یک زایشگاه دو مرتبه‌ای بسازند از جیب خود و از مال خودشان معلوم است مسلمانان هم کمکش می‌کنند نه این که آن را بدهند در ازاى این که زمین خودش را آمده است و مریضخانه کرده است. این را براى توضیح خواستم عرض کنم (صحیح است) این شخص نه این که بخواهد این را مالک بشود خواسته است این را این زمین را از دولت بگیرد و یک زایشگاهى ایجاد بکند نهایت چیزى که بود خواستم اینجا عرض کنم و آقاى معاون وزارت دارایى جواب بدهند این باغ مگر متعلق به دولت نیست؟ مال دولت است دیگر پس چرا وزارت بهدارى را مکلف کرده‌اید باید وزارت دارایى را مکلف کنیم چون مال دولت است و باید این تکلیف وزارت دارایى باشد مگر این که این را وزارت دارایی داده باشد به وزارت بهدارى و حالا وزارت بهداری بخواهد این کار را بکند. (صحیح است)

طباطبایى- این شق دوم که فرمودید صحیح است.

رئیس- آقاى صفوى‏

صفوى- اینجا نوشته شده است که به آقاى حاجى سید رضا فیروز‌آبادى براى وقف مؤید به طور رایگان انتقال بدهد این عبارت سکته دارد این اراضى را دولت واگذار می‌کند به وزارت بهدارى وزارت بهدارى به آقاى فیروز‌آبادى در مقابل آقاى فیروز‌آبادى هم مریضخانه و زحماتى را که کشیده‌اند خدماتى را که کرده‌اند موافقت می‌کنند که این اراضى را به نام بیمارستان وقف مؤید کنند ولى این جمله آخر وافى به این مقصود نیست و عبارت رسا نیست به عقیده بنده باید این ماده را آقاى مخبر اصلاح بفرمایند تا معلوم باشد و پیشنهادى هم تقدیم می‌کنم.

رئیس- آقاى ملک‌مدنى

ملک‌مدنى- بنده چون اسمى از آقاى فیروز‌آبادى برده شد به عقیده خودم از نقطه‌نظر تشویق و تقدیر از افکار مقدس ایشان لازم دانستم یک مقدمه‌ای را به طور خلاصه که وقت مجلس هم گرفته نشود عرض کنم. آنچه بنده به یاد دارم در دوره ششم که آقاى فیروز‌آبادى در مجلس تشریف داشتند وقتى که حقوق‌شان را تخصیص دادند براى این مریضخانه ابتداى کار از همان جا شروع شد بنده همان موقع در کمیسیون عرایض و مرخصى بودم همه آقایان هم یعنى اغلب‌شان در آن موقع تشریف داشتند و مى‌دانند که این مرد شریف با حسن نیت آمد و حقیقتاً این قدم خیر را برداشت و فعلاً هم خیلى مفید واقع شده است زیرا بیمارستان فیروز‌آبادى تنها بیمارستانى است که در حومه تهران به دهاتى و زارع و اشخاصى که هستند (و نمایندگان محترم و افکار عمومى به آنها و به آسایش آنها توجه دارند) خدمت می‌کند و آنها استفاده می‌کنند از این مریضخانه و البته بنده لازم دیدم در این موقع به نام مجلس شوراى ملى تقدیرى از افکار ایشان کرده باشم (صحیح است) و این مرد شریف خیلى به عقیده بنده قدم‌هاى مفید و سودمندى برداشته و امیدوارم سایر متمولین و متمکنین و کسانى که در نتیجه این پیشامدهاى بیست ساله اخیر بعضى از آنها تمول فوق‌العاده‌ای پیدا کرده‌اند و ثروت زیادى فراهم کرده‌اند (که البته اسباب خوش‌وقتى همه هم است) آنها هم به این شخص شریف تأسى کنند و براى تأمین آسایش مردم یک بیمارستان‌ها و وسایل بهدارى در نظر بگیرند. این بود عرض بنده (صحیح است)

رئیس- آقاى امیر تیمور

امیر تیمور- بیانات بنده را آقاى ملک مدنى فرمودند و بنده هم خواستم عرض کنم آقاى فیروز‌آبادى از وجودهاى خیر و با حسن نیت این جامعه هستند و در این موقع که اسم‌شان در اینجا برده می‌شود البته شایسته بود که از طرف مجلس شوراى ملى هم تقدیرى بشود از ایشان (صحیح است) چون بنده مطمئن هستم که مقام ایشان در نزد تمام جامعه

+++

محفوظ است و همه هم می‌دانند که آقاى فیروز‌آبادى با چه نیت پاکى این مریضخانه را تأسیس فرموده‌اند و این اراضى هم که در اینجا داده می‌شود به ایشان این اراضى را براى یک نیت خیر دیگرى می‌خواهند که هزاران نفر انشاء‌الله ازش استفاده خواهند کرد و با ماده هم بنده موافقم.

جمعى از نمایندگان- صحیح است. مذاکرات کافى است.‏

رئیس- آقاى طباطبایى

طباطبایى- اگر چه مذاکرات کافى است ولى آقایان به عقیده بنده اصل طرز تنظیم ماده را نپسندیدند (صحیح است) و قبل از این که آقاى انوار توضیح بدهند من واقعاً فکر مى‌کردم که چطور این ماده تنظیم شده است یک زمینى را ایشان با حسن نیت داده‌اند به مریضخانه و البته عرض می‌کنم می‌خواهند وقف کنند ولى ماده این طور می‌رساند که ایشان آمده‌اند و از دولت عوض می‌گیرند این ماده این طور نشان می‌دهد ولى بنا نیست که اگر کسى چیزى وقف کرد عوض بگیرد که آقاى فیروز‌آبادى عوض بخواهند (صحیح است) و تصور می‌کنم که ماده خوب تنظیم نشده است ایشان یک وقفى کرده‌اند وقف می‌کنند این به دولت چه مربوط است می‌روند به محضر و در دفتر اسناد رسمى وقف می‌کنند این به دولت چه مربوط است دولت می‌خواهد یک زمینى را به اختیار ایشان بگذارد که بعداً زایشگاه بشود یا هر چه این را باید برایش یک فرمول صحیحى درست کرد و به دولت اجازه داد که واگذار کند ولى وقف را آقا می‌رود در دفتر اسناد رسمى و انجام می‌دهد و کارش را تمام می‌کند این را توى قانون متمم بودجه گذاشتن نمی‌دانم چه صورتى دارد و بنده نفهمیدم یعنى چه؟

یکى از نمایندگان- مال دولت است.

طباطبایى- مال دولت است مال دولت را یک ماده بنویسید و آقا هم اگر می‌خواهند وقف کنند خودشان می‌روند در دفتر رسمى و وقف می‌کند.

مخبر- آقاى طباطبایى توجه بفرمایند. تصور می‌کنم وقتى که در اصل موضوع روشن شدند اشکالى در تنظیم ماده نه بینند. البته همین طورى که تمام آقایان مسبوق هستند آقاى فیروز‌آبادى در احیاى این بیمارستان که امروز یکى از بیمارستان‌هاى خوب کشور است نهایت زحمت و خسارت و صرف وقت را متحمل شده و همه کار کرده‌اند (صحیح است) ولى بایستى توجه بفرمایید این ساختمان‌هایى که در بیمارستان فیروز‌آبادى شده است و می‌شود یک قسمت مهمش را دولت عهده‌دار بوده است و آقاى فیروز‌آبادى هم نیتشان این است که اینجا را وقف بکنند و دولت هم این تقاضا را تأیید کرده است و خواسته است ایشان که این زحمات را کشیده‌اند همان طور که نیت خودشان هم هست وقف کنند این را که براى همیشه اینجا به نام بیمارستان فیروز‌آبادى براى خود و اعقاب‌شان یادگار خوبى باقى بماند ایشان البته نیت‌شان این است ولى صورت عمل هنوز انجام نشده است یعنى هنوز آقاى فیروز‌آبادى در یک دفتر رسمى این انتقال رسمى یعنى این وقف را تنظیم نکرده‌اند و با مذاکراتى که با وزارت بهدارى داشته و دارند این تصمیم را گرفته‌اند از این جهت این اراضى را که معروف به باغ پوستى است این اراضى را هم دولت ضمیمه آن اراضى که مربوط به بیمارستان است بنماید و یک جا انتقال می‌دهند که در یک جا این وقفیت و این انتقال نامه به طور ابد تنظیم شود که همیشه براى بیمارستان فیروز‌آبادى باقى بماند این اصل قضیه است عبارت هم به نظر بنده کافى و وافى است حالا اگر عبارت را وافى نمی‌دانید اصلاح بفرمایید اگر اصلاح مفیدى باشد که بنده عرضى ندارم.

رئیس- آقاى هاشمى

هاشمى- با توضیحاتى که آقاى مخبر دادند معذلک همیشه عبارت کالبد معنى است یعنى باید هر که خواند این عبارت را بداند که منظور چیست بنده کار ندارم به آقاى حاجى سید رضا فیروز‌آبادى البته نظر ایشان خیر است ولى این قسمت آیا یک متمم لازمى است براى ماده یا غیر لازم در هر حال این را به صورت یک تبصره بفرمایید یا یک توضیح بیشترى بدهید که هر خواننده‌ای از اشتباه بیرون بیاید و الّا این متمم یک تکلیفى است که مجلس شوراى ملى براى آقاى حاجى سید رضاى غایب دارد معین می‌کند. بنده هم تصدیق

+++

دارم که این صحیح است ولى همین را هم به یک صورت تبصره در بیاورند یا به یک صورت مبتدا و خبرى در آورند و الفاظش را کلماتش را درست کنند که مستغنى باشد و حکایت از معنى بکند.

رئیس- آقاى دکتر طاهرى‏

دکتر طاهرى- با توضیحاتى که داده شد دیگر اشکالى باقى نمی‌ماند این اراضى بیمارستان متعلق به آقاى فیروز‌آبادى است و در صورتی که به سعى ایشان و به همت ایشان دولت مبالغ خیلى زیادى خرج کرده است آنجا از یک کرور بیشتر و حالا هم اداره بیمارستان به عهده وزارت بهدارى است در صورتی که زمین مال ایشان است این شایسته نیست چون البته مادام که ایشان انشاء‌الله در قید حیات هستند البته نیت‌شان هم همین طور است و اشکالى پیش نمى‌آید ولى بعدها ممکن است که اگر زمین متعلق به ایشان باشد و مؤسسه متعلق به دولت باشد اشکال پیش بیاید با خود ایشان که صحبت شد و بنده هم وکالت داشتم مذاکره کردیم البته با حسن نیتى که داشتند گفتند که من منظورم این است که این را وقف کنم به بیمارستان گفتیم بسیار خوب حالا منظور این است که مکلف کنند ایشان را به وقفیت و این یک قراردادى است که در ضمن این قانون گنجانده شده و نوشته شده و در مقابل این اراضى که پنجاه شصت هزار تومان قیمتش است یک زمینى هست معروف به باغ پوستى که چهار هزار تومان وزارت بهدارى خریده است به ایشان انتقال می‌دهد و منظور ایشان این است که این را یک آسایشگاه مسلولین بسازند و ایشان گفتند این زمین را بدهید به من من خودم آسایشگاه مسلولین مى‌سازم در مقابل این زمین را هم وقف مى‌کنم و در حقیقت این دو کار خیر است (صحیح است) و کار بسیار خوبى است اشکالى هم ندارد آقا. (صحیح است)

جمعى از نمایندگان- کافى است مذاکرات‏

طباطبایى- اجازه می‌فرمایید؟

رئیس- اگر باید صحبت بشود نوبت آقاى دهستانى است‏.

دهستانى- با بیاناتى که آقاى اعتبار و آقاى دکتر طاهرى فرمودند همین طور با اظهارات قدردانى که از آقاى فیروز‌آبادى شد بنده هیچ اشکالى در اینجا نمى‌بینم ماده هم بالصراحه مى‌گوید (وزارت بهدارى مجاز است تمام یک قطعه باغ معروف به پوستى واقع در کنار جاده ورامین را در عوض زمین‌هاى زیر که مجموع آنها چهل و هفت هزار و سیصد و پنجاه و هفت متر و سى و پنج سانتیمتر مربع می‌باشد و آقاى حاجى سید رضا فیروز‌آبادى آنها را به نام بیمارستان فیروز‌آبادى وقف مؤبد می‌نماید به طور رایگان به آقاى فیروز‌آبادى انتقال بدهد این قضیه معلوم است و در عین این که قضیه خیلى معلوم است از نظر این که تمام آقایان فرصت پیدا کنند از آقاى فیروز‌آبادى اظهار قدردانى کنند این صحبت‌ها می‌شود و تمنا می‌کنم مذاکره کافى باشد و به ماده رأى گرفته شود.

رئیس- آنچه بنده مى‌فهمم در اصل مطلب هیچ اختلافى نیست (صحیح است) فقط در عبارت است. عبارت هم یک قدرى صحیح نوشته نشده اگر یک قدرى عبارت روشن‌تر نوشته شود بهتر است که مطلب خوب مفهوم بشود و الا در اصل مطلب اشکالى نیست‏...

انوار- وقف که اینجا مى‌نویسد در عوض زمین‌هاى زیر که مجموع آنها به فلان قدر است این صحیح نیست وقف که عوض ندارد آقا با قانون مدنى منافات دارد کلمه عوض باید برداشته شود.

رئیس- چرا آقا بى‌اجازه حرف می‌زنید. (صحیح است)

انوار- این کلمه عوض باید اصلاح شود. (زنگ رئیس)

مخبر- اجازه می‌فرمایید حالا که آقاى انوار بى‌اجازه حرف‌شان را زدند (خنده نمایندگان) بنده هم عرض کنم؟ اینجا آقا یک توافقى است. آقاى فیروز‌آبادى موافقت کردند اینجا را وقف کنند دولت هم موافقت کرده است که این اراضى باغ پوستى را واگذار کند (صحیح است) این اصل قضیه است حالا عرض کردم هر عبارتى که آقا به نظرتان می‌رسد مرقوم فرمایید و پیشنهاد کنید.

رئیس- اگر تصویب می‌فرمایید عبارت را این طور درست کنیم:

+++

انوار- عرض کنم‏...

طباطبایى- گوش بدهید پیشنهاد آقاى رئیس.

رئیس- (چون آقاى حاج سید رضاى فیروز‌آبادى اراضى ذیل را براى مریضخانه فیروز‌آبادى وقف مؤبد می‌نمایند وزارت بهدارى مجاز است که در عوض باغ فلان را به ملکیت ایشان واگذار نماید.)

معاون وزارت دارایى- گمان می‌کنم که آقایان نمایندگان محترم همه متفقند در این که آقاى فیروز‌آبادى یک کار خیرى کرده‌اند (صحیح است) و این کار خیر را یک طورى باید کرد که تا ابد انشاء‌الله باقى بماند این ماده هم این مفهوم را دارد. اولاً باید تشکر کرد از آقایانی که نسبت به یک شخص که کار خیر می‌کند قدردانى می‌فرمایند تا تشویق بشوند مردم و هر کسى دستش می‌رسد در این قبیل کارها پیش قدم باشد خود بنده هم چون به این بیمارستان رفته و وضعیت آنجا را دیده‌ام و واقعاً جاى تشکر است که آقاى فیروز‌آبادى با نداشتن وسایل و با این که می‌دانید در سابق خیلى طرف توجه هم نبوده است و برایش مشکل بوده که اقلاً از خانه‌اش بیرون بیاید این طرف و آن طرف رفته زحمت کشیده و این بیمارستان را با یک وسایلى به این صورت حاضر در آورده است (صحیح است) حالا مجلس شوراى ملى با تصویب این ماده وضعیت آنجا را تثبیت می‌کند. به چه ترتیب؟ اولاً خوب همان طور که اینجا گفته شد امیدواریم که ایشان عمر طولانى داشته باشند و البته همین طور هم هست و کار خیر عمر را زیاد می‌کند و نگاه می‌دارد ولى باید فکر کرد شاید در آینده کسى بود که نخواست کارى را که ایشان کرده‌اند دنبال کند و حقیقتاً وزارت بهدارى را دنبال کند که آقا بیایید پول این زمین را به من بدهید یا بعداً شاید یک وضعیتى پیش بیاید که با نظر ایشان مخالف باشند و بگویند ما هم بودجه اینجا را نمی‌دهیم تو هم زمین خودت را بردار و ببر و بالنتیجه یک چنین مؤسسه مفیدى از بین برود (صحیح است) حالا این رأیى که آقایان محترم دادند وضعیت تثبیت می‌شود و می‌فهماند که باید آقاى فیروز‌آبادى هم این کار را بکنند و در مقابلش هم این زمین را می‌دهند به ایشان و عبارت هم به عقیده بنده رسا است هر که می‌خواهد جور دیگر بکند بهتر از این نمی‌شود حالا براى آن قدردانى هم که فرمودید رأى هم بدهید. (صحیح است)

رئیس- آقاى لاریجانى‏

لاریجانى- عرض می‌کنم که بنده از آقاى فیروز‌آبادى با این که تشکر می‌کنم و قدردانى می‌کنم عرض می‌کنم که اصلاً این ماده صحیح است منتها در خواندن آقاى طوسى این عبارت را آن طورى که باید نخواندند و این سوء‌تفاهم‌ها ایجاد شده است اگر آقایان توجه بفرمایند عبارت این است: و آقاى حاج سید رضاى فیروز‌آبادى آنها را به نام بیمارستان فیروز‌آبادى وقف مؤید می‌نمایند بعد جمله‌ به طور رایگان به آقاى فیروز‌آبادى انتقال بدهد. اینجا دو جمله است و این دو جمله را ایشان با هم خواندند و این سوء‌تفاهم ایجاد شد در صورتى که عبارت ماده وافى است و بیش از این هم بنده استدعا مى‌کنم بحث در این ماده نفرمایید و رأى بدهید.

جمعى از نمایندگان- پیشنهادات را بخوانید.

رئیس- آقاى طباطبایى‏

طباطبایى- پیشنهادات بعد از ختم مذاکرات است. اجازه بفرمایید حالا وسط صحبت است من عرضم را بکنم آن وقت. بنده رسماً این طور حالى شدم آقاى دکتر طاهرى که این دو معامله است. دولت می‌خواهد این اراضى را بدهد به آقاى فیروز‌آبادى و ایشان هم در مقابل اراضى بیمارستان را وقف کنند خوب پس دولت در اینجا عوض می‌خواهد بدهد. عرض کنم آقاى دکتر اولاً بنده استدعا مى‌کنم توجه بفرمایید.

معدل- پس شما دارید با آقاى دکتر طاهرى صحبت می‌کنید.

طباطبایى- خیر با مجلس صحبت می‌کنم. اولاً بنده به آقاى فیروز‌آبادى کمال ارادت را دارم سوء‌تفاهم نشود ولى این عبارت را گنگ و مبهم نوشته‌اند هر کس این را بخواند خیال می‌کند که صریح ماده این است که یک نفر را ما مکلف

+++

می‌کنم که برود اراضى را وقف کند بعد یک زمین را به او عوض می‌دهیم هم در حاشیه می‌گوییم برود در آنجا آسایشگاه بسازد در صورتی که در ماده چنین چیزى نیست و این زمین مال ایشان می‌شود بعد ممکن است که در آینده آسایشگاه بسازند این باغ پوستى را البته آقاى فیروز‌آبادى یک زمینى دارند و ایشان هم البته نیتشان خیر است ولى این مطلب گنگ است و ما نباید براى ایشان تعیین تکلیف کنیم اگر بخواهند تشریف می‌برند در دفتر اسناد رسمى و این زمینى را که این همه دولت درش خرج کرده است وقف مى‌کنند وزارت بهدارى هم باغ پوستى را به ایشان انتقال می‌دهد ولی در هر حال با کدام مجوز قانونی و چه سابقه دولت می‌آید و عوض می‌دهد و در مقابل این اراضى که وقف بشود وقف که در مقابل عوض نمی‌شود. به هر حال این عبارت صحیح نیست و طرز عمل هم صحیح نیست به نظر بنده و بهتر است اگر موافقت بفرمایند ماده را اصلاح کنند و یک فرمول صحیحى داشته باشد یا باشد براى جلسه آینده که در خارج اصلاح کنند و یک عبارت صحیحى را تنظیم کنند که مجلس به آن رأى بدهد. (صحیح است)

مخبر- عرض کنم بنده در عبارت نقصى نمى‌بینم و براى ایشان یک سوء‌تفاهمى حاصل شده از این جهت براى این که بیشتر در خارج بتوانم توضیح بدهم و مذاکراه کنیم بنابراین بگذارید این ماده بماند براى جلسه بعد و ماده سى و سوم خوانده شود.

عده‌ای از نمایندگان- چرا. تصویب می‌شد. چرا بماند؟

رئیس- مى‌ماند براى جلسه بعد. (صحیح است)

5- موقع و دستور جلسه آتیه- ختم جلسه

رئیس- اگر اجازه می‌فرمایید جلسه را ختم کنیم (صحیح است) جلسه آتیه روز سه‌شنبه 28 مهر ماه سه ساعت و نیم قبل از ظهر دستور هم لوایح موجوده‏.

(مجلس نیم ساعت بعد از ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شوراى ملى- حسن اسفندیارى

+++‏

یادداشت ها
Parameter:293966!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)