کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره شانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏16
[1396/05/29]

جلسه: 96 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه سوم دی ماه 1329  

فهرست مطالب:

1- قرائت غائبین و طرح صورت مجلس

2- بیانات قبل از دستور آقایان: آزاد- کشاورز‌صدر- مکی- حائری‌زاده

3- تصویب صورت مجلس

4- تقدیم یک فقره لایحه به وسیله آقای وزیر بهداری

5- بقیه مذاکره در گزارش کمیسیون مخصوص نفت

6- تقدیم یک فقره لایحه به وسیله آقای وزیر پست و تلگراف

7- تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

 

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏16

 

 

جلسه: 96

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه سوم دی ماه 1329

 

فهرست مطالب:

1- قرائت غائبین و طرح صورت مجلس

2- بیانات قبل از دستور آقایان: آزاد- کشاورز‌صدر- مکی- حائری‌زاده

3- تصویب صورت مجلس

4- تقدیم یک فقره لایحه به وسیله آقای وزیر بهداری

5- بقیه مذاکره در گزارش کمیسیون مخصوص نفت

6- تقدیم یک فقره لایحه به وسیله آقای وزیر پست و تلگراف

7- تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

 

مجلس دو ساعت قبل از ظهر به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

1- قرائت غائبین و طرح صورت مجلس

صورت غیبت و دیر‌آمدگى آقایان نمایندگان در جلسه صبح پنجشنبه 30 آذر ماه 1329

غائبین با اجازه- آقایان: فرهودى، عامرى، شوشترى، صاحب‌جمع، سرتیپ‌زاده، محمد‌على مسعودى، محسن طاهرى، پیراسته، معین‌زاده، طباطبایى.

غائبین بى‌اجازه- آقایان: محمودى، اکبر، آشتیانى‌زاده، اقبال، شهاب خسروانى، حبیب پناهى، سود‌آور، افشار‌صادقى، شیبانى، سنندجى،

دیرآمدگان با اجازه- آقایان: بهادرى یک ساعت نورالدین امامى یک ساعت، گنابادى یک ساعت، امامى‌اهرى یک ساعت، دکتر سید‌امامى دو ساعت، منصف 45 دقیقه‏

دیرآمدگان بى‌اجازه- آقایان: هراتى یک ساعت تولیت 45 دقیقه تیمور‌تاش یک ساعت‏

رئیس- نسبت به صورت مجلس جلسه پیش نظرى نیست؟ اقاى حائرى‌زاده بفرمایید.

حائرى‌زاده- آقاى آشتیانى‌زاده را دیدم جزو غائبین بى‌اجازه نوشته‌اند در صورتی که مریض است و براى معالجه رفته است. نمی‌دانم اطلاع نداده که بى‌اجازه نوشته‌اند؟

رئیس- وقتى که گزارش از کمیسیون محاسبات آمد اصلاح می‌شود دیگر اعتراضى نسبت به صورت مجلس نیست؟ (اظهارى نشد) صورت مجلس بعد تصویب می‌شود.

2- بیانات قبل از دستور- آقایان: آزاد- کشاورز‌صدر- مکى حائرى‌زاده‏

رئیس- چند نفر از آقایان تقاضاى نطق قبل از دستور کرده‌اند، آقاى آزاد بفرمایید.

کشاورز‌صدر- جناب آقاى رئیس ایشان مقدارى از وقت‌شان را به بنده داده‌اند.

آزاد- البته آقایان محترم اطلاع دارند که چند شب است در مجلس می‌خوابیم از دیروز هم یک عده زیادى از مدیران جراید آمده‌اند در مجلس متحصن شده‌اند ولى شاید آقایان محترم ندانند علت این که ما آمده‌ایم در مجلس متحصن شده‌ایم چیست می‌خواهم علت را به عرض آقایان محترم برسانم ما آمده‌ایم در مجلس متحصن شده‌ایم براى این که حقى را در 150 سال قبل جامعه بشر با صدها هزار ریختن خون به دست آورده است امروز در ایران ما آن حق را مطالبه کنیم ما در اینجا آمده‌ایم مطالبه یک حقى را می‌کنیم که منشور ملل متفق آن حق را براى تمام حکومت‌هاى دموکراسى تضمین و محقق کرده است عرض کنم آن حقى را که بنده می‌خواهم عرض کنم قانون اساسى ایران هم به ملت ایران داده است ولى متأسفانه این حق همیشه از طرف دولت‌هاى وقت حتى شهربانى و حتى کلانترى مورد تجاوز و تعدى قرار گرفته است حقى را که امروز ما مطالبه می‌کنیم عبارت از این است: اصل نهم متمم قانون اساسى افراد مردم از حیث جان و مال و مسکن و شرف محفوظ و مصون از هر نوع تعرض هستند و متعرض احدى نمى‌توان شد مگر به حکم و ترتیبى که قوانین مملکت معین می‌نماید، اصل سیزدهم- منزل و خانه هر کس در حفظ و امان است در هیچ مسکنى قهراً نمی‌توان داخل شد مگر به حکم و ترتیبى که قانون مقرر نموده اصل 20 متمم قانون اساسى عامه مطبوعات غیر از کتب ضلال و مواد مضره به این مبین آزاد و ممیزى در آنها ممنوع است ولى هرگاه چیزى مخالف قانون مطبوعات در آنها مشاهده شود نشر دهنده یا نویسنده بر طبق قانون مطبوعات مجازات می‌شود

+++

اگر نویسنده معروف مقیم ایران باشد ناشر و طابع موزع از تعرض مصون هستند این 4 اصل که در قانون اساسى ایران هم در چهل و سه سال قبل تذکر داده شده است یک اصلى است که امروز در تمام دنیا مورد احترام تمام دولت‌ها است ولى در کشور ایران این سه اصل به اندازه ذره‌اى در مقابل دولت‌ها و هیئت حاکمه مورد توجه نیست بنده در 14 محرم 1328 شب در خانه نشسته بودم یک عده پاسبان ریختند توى خانه من مرا در ساعت به سر آفتاب مانده برداشتند بردند شهربانى، آنجا دیدم آقاى حائرى‌زاده هم هستند شب بعد آقاى مکى را آوردند بعد پرسیدیم او را چرا گرفته اید؟ گفتند که آقای امامى هژیر را کشته است، امامى هژیر را کشته به من چه؟ (کشاورز‌صدر- براى این گرفتند که بیش‌تر رأى بیاورید) آقاى آیت‌الله کاشانى شب توى خانه‌اش نشسته بود یک دفعه دید که یک عده هجوم به خانه او آوردند و او را تبعید کردند. به موجب حکم کدام محکمه و قانون بود؟ الان هم اداره شهربانى و دولت می‌ریزند توى خانه‌هاى مردم و چاپخانه‌هاى مردم می‌روند روزنامه‌هاى مردم را ضبط می‌کنند مطابق کدام قانون است که دولت و شهربانى این کارها را می‌کنند آقا این مملکت که 43 سال از مشروطیت آن می‌گذرد پس از این که در حدود شاید نصف جامعه بشر منحرف شده‌اند نتیجه سیاست دولت ایران این می‌شود که آن حق اولیه‌ای که براى تمام افراد مردم در صد سال در صد و پنجاه سال قبل معین شده است در ایران هنوز براى ملت ایران قائل نیستند علت این که مطابق اصول قانون اساسى من و امثال من در خانه خودمان نباید بتوانیم مصون بمانیم براى چیست؟ آیا این مجلس شوراى ملى و مجلس سنا باید تضمین بکند اصول آزادى قانون اساسى را که در مملکت ایران تدوین شده است یا خیر؟ ما امروز صحبتمان این است و ما که تحصن اختیار کرده این فقط و فقط براى این است که اصول آزادى که در تمام دنیا تمام دولت‌ها و مجلس‌هاى شوراى ملى هر کشورى براى ملت‌شان محترم می‌شمارند براى ملت ایران محترم شمرده شود امروز آمده‌ایم در اینجا متحصن شده‌ایم براى این که نتوانند به زور و ستم بروند مردم را بگیرند اذیت کنند، حبس کنند، شکنجه و آزار کنند. فرض کنم این قضیه‌ای که می‌خواهم خدمتتان عرض کنم یک مسائل خیلى عمده و خیلى مهمى است. در کشورهایى که انقلاب شده است یک عده زیادى از مطلعین و اشخاص متخصص آمده‌اند علت انقلاب تحقیق و تجسس کرده‌اند به اتفاق آراء تمام نویسنگان و تمام مردمان حقوق‌دان تصدیق کرده‌اند که هر وقت یک ملتى افکار و عقایدش متوجه یک نقطه معین شده است محال و ممتنع است‏.

که بتواند هیئت حاکمه مقاومت بکند و اگر آراء و تمایلات مردم را محترم نشمارند حتماً در آن کشور انقلاب می‌شود ( کشاورز‌صدر- آزادب- آن وقت تمام نشود) صبر کن صحبت می‌کنم. چند شب قبل رفته بودم روزنامه شاهد یک تاجرى که چند روز قبل آمده بود پیش من و یک کارى داشت در اداره گمرک دیدم که تمام لباس‌هایش تر شده است او وقتى که رفته بود آنجا و پاسبان‌ها حمله کرده بوده این دو دستش را گرفته بود به در یک ساعت پاسبان‌ها و سرپاسبان‌ها کتکش زدند این دستش را ول نکرده بود آب سردمى‌ریختند روى سرش ولى این دستش را ول نکرده بود این یک نفر تاجر این مملکت بود اراذل و اوباش نبود که برود آنجا تمام رؤساى اصناف و بازرگانان رفته بودند در روزنامه شاهد کشیک می‌دادند این یک مسائل کوچکى نیست که آقایان توجه نفرمایید و بگویید که قابل اهمیت نیست و نباید اهمیت داد امروز ملت ایران متوجه این شده است که بایستى آزادى که قانون اساسى به او اعطا کرده است حتماً بایستى درباره‌اش رعایت بشود امروز ملت ایران دیگر زیر بار این زورها نخواهد رفت و اگر اشخاص خواسته باشند که باز مثل 30 سال 40 سال 50 سال قبل آزادى مردم را ازشان بگیرند غیر از این که براى خودشان بیچارگى و بدبختى ایجاد بکنند نتیجه دیگرى ندارد بنده خیلى متأسف هستم که مى‌بینم یک علتى که روزنامه‌ها را توقیف کرده‌اند این است که حق ملت ایران تضییع بشود آقایان البته در چند سال قبل اسم کسلینگ را شنیده بوده‌اید کسلینگ یک مرد سیاسى بود در نروژ که رفته بود با آلمان‌ها همکارى مى‌کرد بعد از این که آلمان‌ها مغلوب شدند ملت نروژ طناب دار را به گردن او انداخت و اعقاب او هم تا قیامت سرافکنده در مقابل تاریخ هستند امروز هم در ایران یک کسلینگ‌هایى پیدا می‌شوند که براى تضییع حق ملت ایران از هیچ‌گونه وقاحت و بی‌شرمى فروگذار نمى‌کنند یک ملتى که 50 سال است منافع مسلم او را اجنبى می‌برد امروز مى‌بینیم می‌آیند کنکاش مى‌کنند نقشه طرح مى‌کنند براى چه؟ براى این که نفس مردم را در سینه‌های‌شان خفه بکنند قلم‌ها را می‌شکنند براى چه؟ براى این که اجنبى منافع آنها را از بین ببرد امروز آقایان ملاحظه می‌فرمایید در ویتنام براى استقلال و حق حاکمیت خودشان جنگ مى‌کنند در برمه جنگ مى‌کنند هندوستان مستقل شد ولى در این کشور هیئت حاکمه براى خیانت به مملکت توطئه بر علیه ملت مى‌کند قلم‌هاى مردم را می‌شکنند براى چه؟ براى این که احساسات مردم بیدار نشود و ملت دنبال حق خودش نرود من امروز به آقایان عرض می‌کنم بایستى جلوى این فجایعى که در مملکت می‌شود بگیرند اگر چنانچه باز هم آقایان خواسته باشند توجه مخصوصى به این حوادث مبذول ندارند بنده مى‌بینم در آینده نزدیکى یک حوادث خیلى سختى در این مملکت به وجود خواهد آمد که این حوادث باعث پریشانى و بدبختى و بر باد رفتن صدها خانواده خواهد بود بفرمایید آقاى کشاورز‌صدر.

رئیس- سه دقیقه از وقت ایشان باقى مانده بفرمایید آقاى کشاورز‌صدر

کشاورز‌صدر- بنده خواستم که تنها آقایان افراد اقلیت و یکى دو نفر از دوستان اکثریتمان صحبت راجع به مطبوعات نکرده باشند اعتقادم این بود که بیش‌تر از آقایان نمایندگان اکثریت در موضوع اهمیت مطبوعات و آزادى مطبوعات صحبت بکنند این است که بنده هم خواستم راجع به این موضوع چند کلمه صحبت بکنم چون مدت نطق سه دقیقه‌اى خیلى کوتاه است امیدوارم که جناب آقاى حائرى‌زاده هم 3 دقیقه دیگر به بنده مرحمت کنند اگر تمام نشد اگر تمام شد چه بهتر (حائری‌زاده- اطاعت می‌شود) متشکرم می‌خواستم عرض کنم که بشر در دوره بدویتش یعنى وقتى متمدن نشده بود هر روز به یک اسلحه‌اى مسلح می‌شد براى حفظ جان و حیثیت و شخص خودش و عائله و کسانش به یک اسلحه‌اى متوسل می‌شد در عصر حجر بشر به آن اسلحه‌ای که حالا هست احتیاج نداشت که متوسل بشود و همچنین در عصر آهن بود از این هم ممکن است ما یک سلاح‌هایى پیدا بکنیم که تأمین منافع ما را این سلاح‌هاى امروزى نکند من با این مقدمه خواستم عرض بکنم که تصور نمى‌کنم آقایان نمایندگان تردید داشته باشند که امروز در دنیاى کنونى هیچ چیز اثرش زیادتر از مطبوعات و هیچ اسلحه‌اى برنده‌تر از مطبوعات براى حفظ کشور باشد به نظر من مؤثرترین ضامن حفظ استقلال و آزادى کشور مطبوعات است به یقین سرنیزه‌هاى براق و لوله‌هاى توپ و بمب‌هاى اتمى اثرش از نیش این قلمى‌که به این باریکى است و به آقایان ارائه می‌دهم کم‌تر خواهد بود (صحیح است) مسلم بدون تردید در همان آمریکا که مرکز تمام سلاح‌هاى بزرگ است آن اثرى که نیش خامه یک نویسنده می‌کند آن توپ بزرگى که اختراع کرده‌اند نمی‌کند مسلماً حروف چاپ اثرش به مراتب از گلوله‌هاى دم دم بیش‌تر است بدانید که یک نویسنده قادر و توانا قدر و منزلتش از یک فرمانده بزرگ نظامى ‌براى خدمت به کشور زیادتر است من عقیده دارم باید مطبوعات را تقویت کرد و سعى نمود هر چه مقدور است رفع نقص از آنها بشود آقایان اگر مطبوعات نباشد مردم حق نفس کشیدن از آنها گرفته می‌شود یعنى نمى‌توانند نفس بکشند دلیل دارم اگر آقایان 50 سال پیش از این را یادتان رفته است ما آن وقت که روزنامه نداشتیم وضعمان هم همان طور بود که در دوره استبداد دیدیم بنده عقیده دارم که روزنامه بد هم انتشارش بهتر از آن است که روزنامه منتشر نشود آقایان مسبوقند که بنده کم و بیش از اظهار لطف آقایان ارباب مطبوعات برخوردار می‌شوم گاهى اظهار لطفى به بنده مى‌فرمایند ولى عقیده دارم اگر در تمام جراید چپ و راست هر روز به من فحش بدهند باز باید اینها منتشر بشود زیرا براى شخص من آن فحشى را که توى کفه ترازو بگذارند و منافع دیگرى که براى کشور و براى من دارد که عبارت از آزادى است آن را هم توى کفه دیگر ترازو بگذارند نفعش مى‌چربد بنده شنیدم که آقاى دکتر فاطمى مدیر روزنامه باختر که توقیف شده بودند به حمدالله آزاد شدند خواستم در اینجا اظهار خوشبختى بکنم و آقایان می‌دانند که خود همین آقاى دکتر فاطمى هم گاهى به بنده اظهار مهر و محبتى می‌کنند ولى خداى احد واحد شاهد است که وقتى شنیدم ایشان توقیف شده‌اند به اندازه‌اى متأثر شدم که الان نمى‌توانم توصیف کنم داعى ندارد وحشتى هم ندارم ایشان فحش خودشان را به موقع به من می‌دهند و من هم صبر می‌کنم خواستم عرض کنم به این که دولتى که ما طرفدارش هستیم اعتقاد دارم آقایان اکثریت هم همه مرا تأیید کنند از این نظر که مى‌بایستى با نظر احترام به مطبوعات نگاه بکنند دولت باید حربه خودش را مطبوعات قرار بدهد و بر مغز خارجى‌ها بکوبد (صحیح است) والله توپ و تفنگ و بمب اتمى در مقابل خارجی‌ها براى

+++

گرفتن حقوق ملت ایران اثر ندارد ولى نیش قلم این مطبوعات اثر دارد من به دولت دلسوزانه توصیه می‌کنم که با مطبوعات خوب رفتار کند و از آنها استفاده بکند (احسنت- آفرین)

رئیس- آقاى مکى بفرمایید.

مکى- بیانات همکار محترم وسیله‌اى داد که بنده هم در اطراف اهمیت مطبوعات و معتقدات سیاسى رجال وطن‌پرست ایران نسبت به مطبوعات مملکت عرایضى کرده باشم در یادداشت‌هاى مرحوم مشیرالدوله است که وقتى براوین قنسول سابق روسیه تزارى در اردبیل و سفیر فوق‌العاده لنین وارد تهران شد براى مذاکره در اطراف ایجاد روابط دوستى بین ایران و کشور سویت شوروى مشیرالدوله در آن موقع باریک چون مملکت در زیر سلطه سیاست یک طرفى بود پروا داشت و ملاحظه می‌کرد از این که با دولت اتحاد جماهیر شوروى براى پاره کردن زنجیر اسارت عهدنامه ترکمان‌چاى وارد مذاکره شود این رئیس‌الوزراى متوفى در یادداشت خود می‌نویسد به دو روزنامه‌نویس ششصد تومان پول دادم که در جراید خودشان نسبت به سیاست دولت انتقاد و حمله شدید بکنند که چرا با اتحاد جماهیر شوروى براى عقد قرارداد دوستى و سیاسى وارد مذاکره نمی‌شود آن دو روزنامه هم سیاست دولت را به باد انتقاد گرفتند و تا آنجا که انتظار من نبود حتى به من فحش دادند و من توانستم در اثر این سیاست فوراً به مشاور‌الممالک انصارى به اسلامبول تلگراف کنم که براى ایجاد روابط دوستى به طرف تفلیس حرکت کند چقدر فرق است بین رجال خدمتگزار و رجالى که نوکر و دست‌نشانده اجنبى هستند آنها معتقدات‌شان این بود رجال امروز مملکت هیئت حاکمه امروز مملکت براى خاطر نفت جنوب و دولت بریتانیاى کبیر سرنیزه و قواى انتظامى حمله به چاپخانه‌ها می‌کند اى خاک بر سر این رجال اگر این کار را کرده باشند اگر به دستور بیگانه این کار را کرده باشند و ما اطمینان داریم که به دستور بیگانه کرده‌اند چرا؟ براى این که همان طور که آقاى کشاورز‌صدر گفتند مطبوعات امروز بزرگ‌ترین سنگر و حامى حقوق ملى ما است و همین مطبوعات است که تا کنون توانسته است ایجاد یک افکار عمومى‌با اهمیتى بکند و نگذارد شرکت نفت هر چه را که می‌خواهد به سر ملت ایران بیاورد و از همین لحاظ است که شرکت نفت دچار مرض هارى شده و پاى آزادى را این طور سرسختانه و دیوانه‌وار گرفته است بنده با صداى رسا به گوش تمام جهانیان می‌رسانم در محیط مختنق فعلى هر نوع موافقتى هر نوع کمبینزونى هر نوع ساخت و پاختى شرکت نفت بکند و هر سند پاره‌اى از مجلس شوراى ملى با این زور با این اختناق بگیرد ارزش قانونى ندارد مثل قرارداد 1933 پاره و پوچ و غیر نافذ است ارزش قانونى ندارد در یک موقعى که ملت بیش از هر زمان و هر موقع احتیاج به آزادى قلم و زبان و بیان و احساسات دارد که بایستى افکار عمومى خودنمایى بکند این طور افکار عمومى را دچار اختناق مى‌کنند مسلماً امن (این) ارزش قانونى ندارد می‌گویند در آمریکا وضع غیر عادى است و این را بهانه می‌کنند می‌خواهند حلقوم ملت ایران را بگیرند و او را زیر بار یک زنجیر اسارتى مجدداً بکشند اگر وضع دنیا غیر عادى است ابن‌السعود هم یک کشور عربى است هم جمعیتش هم قدمت تاریخش همه چیزش از ایران کم‌تر است این چیزى است که دیشب در روزنامه کیهان بوده است آقایان توجه بفرمایید اگر وضع غیر عادى است بایستى در عربستان ابن‌السعود هم وضع غیر عادى باشد عربستان سعودى حق‌الامتیاز بیش‌ترى از شرکت نفت آرامکو مطالبه می‌کند رئیس هیئت مدیره آرامکو کارشناسان شرکت در جده مشغول مذاکره با دولت سعودى شده‌اند بنده این مقاله را نمی‌خوانم ولى نکته اساسیش را که به عرض آقایان می‌رسانم توجه بفرمایید « شرکت آرامکو امسال مبلغ 75 میلیون دلار (25 میلیون لیره انگلیسى) به عنوان حق‌الامتیاز به مملکت ابن‌السعود پرداخت خواهد کرد اگر شرکت مزبور 20 درصد مالیات را به دولت عربستان سعودى بپردازد 25 میلیون دلار نیز بر درآمد مملکت ابن‌سعود اضافه خواهد شد » اولاً مقایسه چاه‌هاى نفت ایران با چاه‌هاى ابن‌السعود این یک امرى است واضح تناژ استخراجى ابن‌سعود با تناژ استخراجى نفت جنوب ایران یک چیزى است که اصلاً شاید قابل مقایسه نباشد ما چند برابر آنها تناژ استخراجمان است آنها امسال 25 میلیون لیره می‌گیرند و اگر این 20 درصد اضافه‌اى را که مطالبه می‌کنند و نمایندگان شرکت براى پرداختش وارد مذاکره شده‌اند مورد قبول طرفین قرار بگیرد 25 میلیون دلار دیگر خواهند گرفت که می‌شود صد میلیون دلار در صورتی که تناژ آنها نصف تناژ ایران هم نیست یک ملت پا برهنه‌اى مثل ملت ابن‌سعود این طور در مقابل خارجى ایستادگى می‌کند براى گرفتن حقش آن وقت شرکت نفت توقع دارد که ‏

ملت باهوش و حساس و شریف ایران در مقابل شرکت نفت جنوب مثل شاهزادگان صفویه در مقابل حمله یک مشت افاغنه هفتاد تا هفتاد تا بیایند لب رودخانه زاینده‌رود بنشینند که افغان‌ها بروند شمشیرشان را تیز کنند و بیایند آنها را بکشند آن روز گذشت آن روز روز دیگر بود و امروز روز دیگرى است آن مال 400، 500 سال قبل است (صفوى- خدمات سلاطین صفویه را هم بفرمایید) البته خدمات سلاطین صفویه را که نمی‌شود انکار کرد امثال شاه سلطان حسین را مى‌گویم در هر سلسله‌اى یک عده افراد نالایق و لایق هر دو بوده‌اند تاریخ شواهد و امثله زیادى دارد در هر سلسله‌اى نالایق و لایق داشته است (صحیح است) شرکت نفت تمام این تلاش‌ها را مى‌کند که یک محیط ترور و وحشت به وجود بیاورد و با زور و وحشت این قرارداد را منعقد بکند این آرزو را شرکت نفت باید به گور ببرد تا آن افرادى که خون ایرانیت در عروق‌شان جریان دارد در این کشور زنده هستند اگر هم هیچ نوع وسیله‌اى ندارند با دندان آن شرکت و طرفداران آن شرکت و نوکران شرکت را تکه تکه خواهند کرد مگر اینجا قبرستان است که شرکت نفت هر غلطى مى‌خواهد بکند به چاپخانه به وسیله قواى انتظامى حمله بکنند بروند چاپخانه‌ها را غارت بکنند بنده اگر مجرم هستم حروف مطبعه چه جرمى‌ کرده دیوار مطبعه چه جرمى‌ کرده که بروند بریزند و بشکنند و خراب کنند من نسبت به این عملیات که قواى انتظامى‌کرده است و شخص رئیس‌الوزرا دستور داده است اعلام جرم مى‌کنم جرم مشهود است پرونده هم تشکیل شد رئیس‌الوزرایى که دستور داده است یعنى کسى که باید حافظ جان و مال و ناموس مردم باشد بخواهد خودش را در اختیار شرکت نفت بگذارد و به قواى انتظامى دستور بدهد که حمله بکنند قلم‌ها را این طور بشکنند من اعلام جرم می‌کنم این شخص مجرم است هى می‌گویند وضع غیر عادى است هیچ موقعى از امروز براى ملت ایران بهتر و عادى‌تر نیست که ملت ایران روى پاى خودش بایستد و بگوید در مقابل هر تندبادى چه از شمال و چه از جنوب روى پاى خودم مى‌ایستم که حق ملت ایران را حفظ بکنم اخیراً بنده شنیدم که شرکت نفت دستور داده است طرحى تهیه بشود در مجلس گزارش کمیسیون را تأیید بکند بعد به دولت اختیار بدهند برود با شرکت مذاکره بکند و گزارش را به مجلس بیاورد آقا مگر مجلس شورای ملى ایران خیلى معذرت مى‌خواهم نمایندگانش مغز خر خورده‌اند که اختیار بدهند به دولت برود با شرکت مذاکره بکند و خیر هر عملش که بخواهد انجام بشود باید در مجلس تصویب شود و به علاوه دولتى که آمده است و این مبلغى را که پیشنهاد کرده است قبول کرده گفته من استیفاى حقوق ملت ایران را مى‌کنم دیگر صلاحیت دارد که برود مجدداً مذاکره کند؟ خیر صلاحیت ندارد این دولت تا این اندازه این مبلغ را کافى براى استیفاى حقوق ملت ایران می‌دانسته کسى باید برود که این مبلغ را کافى نداند اصلاً روز از نو روز کار از نو مطابق موقعیت و وضع فعلى جهان مطالبه می‌کنیم آنچه به مصلحت ملت ایران باشد آن را در مجلس شوراى ملى به تصویب می‌رسانیم و آن دستور عملیات ما خواهد بود دیروز عده‌اى از ارباب جراید در مجلس شوراى ملى متحصن شدند و یک نامه بلند بالا به ریاست محترم مجلس سنا نوشته رو‌نوشتش را هم توسط بنده به مجلس شوراى ملى و مقام ریاست تقدیم کردند که اینها چند چیز را از مجلس شوراى ملى مى‌خواهند و می‌گویید تا این چند چیز تأمین نشود ما از تحصن خودمان صرف‌نظر نخواهیم کرد و در تحصن باقى خواهیم بود بنده عین تقاضاى آنها را تقدیم مقام ریاست مى‌کنم تا دستور اقدام و جلوگیرى از این غارت چاپخانه‌ها و حتى دستور تأمین خساراتى که به چاپخانه‌ها وارد شده از طرف مقام ریاست داده شود و راجع به این تخطى و این عملیات ننگینى که دولت کرده مجلس هر چه زودتر یک فکر عاجلى بکند مجلس شوراى ملى کعبه آمال ملت ایران است (صحیح است) من خیلى از آقایان سناتورها متشکرم به محض این که این جریان را شنیدند یک هیئتى را تعیین کردند دیشب تا ساعت 11 توى مجلس نشستند و بالأخره یک تصمیماتى گرفتند و دولت را مجبور کردند که به اعمال ناشایسته و حرکات غیر قانونیش خاتمه بدهد و آقاى دکتر فاطمى را دیشب ساعت 11 با یادداشت‏

آقاى رئیس‌الوزرا یا آقاى وزیر کشور نمی‌دانم از زندان بیرون آوردند اگر کسى مجرم بوده است و جرم کرده است باید مراحل قانون را طى بکند معنى ندارد که در این مملکت قانون حکومت نکند و امر شخص بر مردم حکومت کند پس بدانید که در این مملکت قانون وجود ندارد زور بوده امر شخصى بوده که گرفته‌اند و امر شخصى بوده است که ساعت 11 رفته‌اند او را از زندان آزاد کرده‌اند اى خاک بر سر اشخاصى که مى‌خواهند این مملکت را از وضع دموکراسى به حکومت فردى

+++

و زور و قلدرى ببرند بنده این نامه را تقدیم مقام ریاست مى‌کنم استدعا مى‌کنم از طرف مجلس هم رسیدگى بشود و تکلیف این بدبخت‌ها معلوم شود اینها ارباب جراید این مملکت هستند و جراید هم رکن چهارم مشروطیت است آقایان اگر جراید نباشد ما اینجا آزادى نداریم هیچ کس در منزلش آزادى ندارد آقاى کشاورز‌صدر آنچه که لازمه آزادى قلم بود فرمودند و گفتند که نیش قلم از توپ و تانک و بمب اتمى و همه چیز مؤثرتر است شرکت نفت هم پى به این اثر برده که این طور دارد عمل می‌کند و هیئت حاکمه ما هم مجرى اوامر بیگانه هستند که این طور با ارباب مطبوعات دارند رفتار می‌کنند یک اعلام خطرى هم شده که اعلام تحصن آقایان ارباب جراید است این را هم چاپ کرده‌اند که بنده تقدیم مقام ریاست می‌کنم و اگر از وقت بنده چیزى باقى مانده است آقاى فقیه‌زاده مى‌توانند استفاده کنند.

رئیس- چیزى از وقت شما باقى نمانده است مگر آقاى حائرى‌زاده وقت خودشان را بدهند آقاى حائرى‌زاده بفرمایید.

حائرى‌زاده- بنده در اطراف مطبوعات و این جریانات اخیر چون تمام آقایان چه افراد اکثریت مجلس شوراى ملى چه اعضای مجلس سنا اقدام و مذاکره فرموده‌اند محتاج نیست که بنده بار دیگر بیایم موضوع را مطرحش کنم و اختلاف کلمه‌اى نیست و من نمی‌دانم چطور مى‌شود یک موضوعى که طرف اتفاق مجلسین است دولت چرا توجه نمی‌کند دولت باید آخر با مجلسین کار کند اگر مجلسین با دولت موافق نباشند دولتى وجود نخواهد داشت و این رویه چیست که من هنوز نمی‌دانم یک مملکت شتر گاو و پلنگى است من یک موضوعات خیلى کوچکى است که می‌خواهم تذکر بدهم چون شب خوابیده بودم صبح هم اسم‌نویسى کرده بودم که بیایم اینجا صحبت بکنم یکى موضوع مدیر روزنامه‌ای است که در بهبهان گرفته‌اند حبسش کرده‌اند سید محمد مرتضوى است که مدیر روزنامه فریاد بشر است و این کسى است که راجع به آن قاچاق‌ها چیزهایى نوشته است و یک مقدارى از قاچاق‌هایى که شده اسم برده است او را به یک بهانه‌هایى حبس کرده‌اند او شکایتى کرده است که من را نمى‌گذارند مکاتبه بکنم در توقیف و حبس هستم این را خواستم خدمت آقایان اکثریت تذکر بدهم که حالا که براى مطبوعات کمک می‌کنند براى این سید بدبختى که در بهبهان به جرم این که حرف زده و چیزى نوشته اقدامى‌ بکنید و یادى هم از او بشود (دکتر بقایى- در حکومت رزم‌آرا همه سادات باید بروند به حبس آقاى حائرى‌زاده یک موضوع دیگرى از بافت کرمان محمد خوارزمى‌که گویا آموزگار است او هم شکایتى کرده بود که به نماینده محترم آنجا آقاى ناظر‌زاده دادم که ایشان وعده دادند کمک بفرمایند و رضایتش را فراهم بیاورند (ناظر‌زاده- راجع به تأخیر رتبه بود) یک مراسله‌ای است مربوط به آن مدیر روزنامه‌ای است که خودش نتوانسته مکاتبه بکند پسرش شکایت کرده است این را هم تقدیم به مقام ریاست می‌کنم یک موضوع دیگرى که خواستم عرض کنم موضوع نفت است چون راجع به نفت من عقیده دارم که در شور اول لازم نیست که زیاد صحبت بکنیم و پیشنهاداتى باید تقدیم بشود و در کمیسیون تصمیم بگیرند و در شور ثانى این کار بى‌سر و صدا و بى‌هیاهو خاتمه پیدا بکند ولى مع‌التاسف دولت قلم‌ها را شکست فشار به آنها وارد آورد و موجب شد که بیش‌تر در مجلس در اطرافش بحث بشود ما وقتى در خارج روزنامه نداریم که مطالب را به سمع جهانیان برسانند باید در مجلس در اطرافش صحبت کنیم من کسى را از ایرانی‌ها سراغ ندارم که طرفدار تضییع حق ملت ایران باشد (صحیح است) یک نفر از رجال معمر به من مى‌گفت ما گرفتاریم نمى‌توانیم مثل شما مقاومت بکنیم ولى چاره‌اى غیر از این رویه نیست از بس در این صد و پنجاه سال هر کس براى احقاق حق ملت ایران و به ضرر غاصبین حقوق ملت ایران بود براى او انواع بدبختى و شداید پیش‌آمد کرده است مردم وحشت‌زده هستند از این مار مرده هنوز می‌ترسند وحشت دارند و الا من نه در این مجلس و نه در مجلس سنا نه در سایر طبقات کسى را سراغ ندارم که دل پرخونى از وحشت نفت نداشته باشند، تا حالا یک نفر هم نگفته است که خوب است این نفت به دست کمپانى با همین مظالمى‌که داشته است ادامه پیدا کند تا حالا در اطراف این موضوع یک نفر با من صحبت نکرده است منتها حرف‌ها مختلف است، سلیقه‌ها نظرها پیشنهاد‌ها متفاوت است پس از بحث زیاد به این نتیجه رسیدیم که رویه‌اى را که حکومت انگلستان خودش درباره خودش می‌کند چه ضرر دارد که ملت ایران همان رویه را درباره خودش عمل کند. انگلستان صنایع سنگین فولاد و نظایرش را از دست کمپانى‌ها، شرکت‌ها اشخاص گرفت و خودش اداره کرد، انقلابى شد در انگلستان، فقط اکثریت مجلس آنجا فکرش عوض شد اکثریتى بود مال تیپ سرمایه‌دار اکثریت شکست خورد حکومت کارگرى در آنجا تشکیل شد آمدند همین اصلى را که ما راجع به نفت خودمان می‌خواهیم اجرا کنیم در مملکت خودشان اجرا کردند این چیز تازه‌اى نیست که یک خطرى ایجاد کند ما همان کارى را که ارباب‌هاى نفت در مملکت خودشان کردند ما هم در مملکت خودمان می‌کنیم. یک اصل مسلمى است که جناب آقاى دکتر شایگان کاملاً در اینجا تذکر دادند، توضیح دادند در اسلام این اصل بوده و دنیا هم این اصل را قبول دارد که موقعى حق‏.

حاکمیت پیش‌آمد کرد حقوق شخصى تحت‌الشعاع است و کان لم یکن محسوب می‌شود در اسلام به مالکیت شخصى خیلى احترام قائل شده است ولى موقعى که جنگ پیش آمد عماراتى که سر راه باشد نخلستان‌هایى که باشد حتى مسلمین که سپر بشوند براى پیشرفت مقاصد مهم اسلامى این را باید از بین بردارند و بروند جلو، حقوق شخصى در مقابل حق حاکمیت ملى یک شاهى ارزش ندارد، این اصلى است که در اسلام در 1300 سال پیش به ما مسلمین دستور داده شده، جناب آقاى دکتر شایگان آن اصل مقدس که پیش اروپایی‌ها مقدس است بیان کردند که بنده اصطلاحش را یاد نگرفتم اوضاعی که کمپانى نفت امروز در ایران پیش آورده است من حساب یک شاهى صد دینار یا پنج شاهى یا کم‌تر یا بیش‌تر را که به ما بدهند یا شش شیلینگ یا 5 شیلینگ بدهند بنده هیچ‌وقت پیش خودم آنها را حساب نمی‌کنم من حق حاکمیت ملت ایران را حساب می‌کنم که این اوضاع و دستگاه یک حکومت مقتدر سرمایه‌دار با دیسپلین در وسط یک حکومت ضعیف و متشتت پراکنده‌اى تشکیل شده به دست انگلیس‌ها من با آن مخالف هستم، خواهند گفت آقایان که در ملى شدن که خود دولت خواسته باشد اداره کند ممکن است منافعى که امروز کمپانى عاید مملکت می‌کند این منافع عاید نشود کم‌تر عاید بشود عرض می‌کنم هر چه کم‌تر عاید بشود بیش از آنچه که امروز عاید ما می‌شود خواهد شد در این شک و تردیدى نداریم به جاى این که یک دسته بیکار از انگلستان بیایند اینجا ارتزاق کنند، گرسنه ما خیلى داریم که بروند آنجا از این محل ارتزاق کنند و ما در تمام صحبت‌هایى که نسبت به ملى شدن نفت می‌کنیم براى این است که وحشت و اضطرابى که ایجاد شده است که نمى‌دانستیم نمی‌توانستیم چنین است چنان است از بین برود شنیدم یک کسى گفته است که فلان کارخانه را که دولت نتوانسته است اداره کند چطور این دستگاه عظیم را مى‌تواند اداره کند، ما استخراج و اکتشاف را می‌گوییم ملى باشد همچنین عملى که دولت فعلاً عهده‌دار است در غیر آن منطقه جنوب، یک شرکت نفت ایرانى مگر دولت درست نکرده مهندسین خارج داخل مگر مشغول کشفیات و استخراج نیستند ما این قسمت را می‌گوییم باید ملى شود و خود دولت به دست خودش باید این کار را بدون این که مزایده بدهد، مناقصه بدهد امانت بدهد اجاره بدهد باید خودش مباشرت داشته باشد و انجام بدهد سایر قسمت‌هاى آن صنعتى است، تجارتى است، تصفیه‌خانه می‌خواهیم درست کنیم ممکن است دولت یک شرکتى درست کند نصف سهامش را ملت ایران داشته باشد نصفش را ملل دیگر که یک حکومت و یک دولت در تمام شئون اجتماعى، نافذ و حاکم نباشد می‌خواهید لوله‌کشى بکنید یک شرکت براى لوله‌کشى درست کنید، مى‌خواهید بندر بسازید، یک شرکت براى بندر‌سازى درست کنید البته در تمام این شرکت‌ها اقلاً نصف سهامش را دولت باید داشته باشد و این طور که دولت انگلستان و کمپانى‌اش با ما معامله می‌کنند در آتیه نظایر پیدا نکند، کمپانى است صاف و پوست کنده به ما می‌گوید اینجا مال من است شما چه می‌خواهید این هم حق‌السکوت ما عکسش را می‌گوییم می‌گوییم اینجا مال ما است تو نفت می‌خواهى بخرى نرخش هم معلوم است ما نفت می‌فروشیم ما سر حاکمیت دعوا داریم نه این که یک شاهى یا صد دینار به ما کم بدهد یا ندهد، می‌گوییم که ملت ایران حاکم اینجا است مالک اینجا است مؤثر در اینجا است ما لجاجتى با هیچ ملتى در روى زمین نداریم آن مللى هم که به ما خیلى بد کردند وقتى دست از شرارت‌شان برداشتند ما از آنها دیگر گله‌اى نداریم همین روس‌هاى تزارى جنایاتى در این مملکت آنها مرتکب شدند که هیچ چیز براى هیچ کس باقى نگذاشتند یک بانک استقراضى بودند آنها از دولت ایران 70 کرور طلب داشتند هر روز یک بازی‌هایى در می‌آوردند گمرکات، تجارت، راه‌هاى شوسه ماوپرت پهلوى راه‌آهن ما هر چه داشتیم در اختیار آنها بود در هر شهرى یک تاجر‌باشى داشتند که مردم زندگى از دست این تاجر‌باشی‌ها نداشتند وقتى که آن دستگاه به هم خورد و روس امروزى آمد گفت بلى من وارث دستگاه تزارى هستم و می‌دانم که آن دستگاه ظلمى ‌بوده است

+++

من صرف‌نظر کردم از این امتیازات، مطالبات و دعاوى آنها را به ملت ایران واگذار کرد ما فراموش کردیم آن گذشته‌ها را حتى شهرهاى قفقاز را ما فراموش‏ کردیم براى این که دیدیم روس امروزى که آمده است آن نظر تزارى را ندارد اخیراً آمدند راجع به نفت شمال صحبت کردند گفتند که شما بیایید 50 درصدش مال شما باشد و 50 درصد دیگرش براى ما، ما که روس‌ها هستیم ماشین‌آلات و دستگاه آنها را می‌آوریم 49، 50 این حرف‌ها بود مانگاه نکردیم به آن ارقام و نرفتیم که ببینیم 49 درصد یا 50 درصد بشود ما در اطراف این موضوع بحث نکردیم گفتیم ما یک ملت ضعیف هستیم شرکتمان با قوى‌تر از خودمان به نفع ما نیست آن قرارداد را به اتفاق آراء در مجلس رد کردیم آب هم از آب تکان نخورد و هیچ طور نشد فعلاً هم خوشبختانه دولت رفته است قرارداد تجارتى با آنها بسته است و مشغول هستند تعیین حدود می‌کنند و البته راجع به طلاها هم انشاء‌الله طلاهاى ما را برمی‌گردانند قضایا دارد خاتمه پیدا می‌کند اما راجع به انگلستان از ملت انگلیس که در صدر مشروطیت در مقابل مظالم تزارها به ما کمک می‌کرد خیلى از آنها ممنون هستیم ما آن موقع انگلستان را یک دولت طرفدار آزادى و عدالت مى‌شناختیم ولى پس از جنگ سابق آن وضعیتى که اینجا شد و این مظالمى‌که 30 سال است گرفتار آن هستیم پیش‌آمد کرد دیدیم که خیر زیر این پرده زیبا یک دیو مهیبى است مشروطیت داریم، مجلس شورای ملى داریم مجلس سنا داریم، قانون داریم ولى مثل یک تیرى است که موریانه آن را پوکش کرده که تا بیایى فشارش بدهى نیست، قانون هست ولى در برابر اشخاص اگر نفع‌شان باشد این قانون هست و اگر نفع اشخاص نباشد قانونى نیست این است که ما روى این فکر از نظر این حق حاکمیت ما باید محفوظ باشد دنبال این صحبت را گرفتیم ما ابداً دنبال این بحث نیستیم که سى شاهى به ما کم‌تر بدهند یا بیش‌تر بدهند ما می‌گوییم که ده تن نفت می‌فروشیم یا کم‌تر آنها مشترى نفت هستند با ما قرارداد ببندند که بیاییم صد تن نفت به آنها بفروشیم و فلان مبلغ را به ما بدهند (رئیس- آقاى حائرى‌زاده وقت شما تمام شد) چون آقاى فقیه‌زاده از من وقت خواسته‌اند با این که طولانى بود عرایضم این موضوع را درز می‌گیرم و بقیه وقتم را به ایشان تقدیم می‌کنم و یک پیشنهادى راجع به نفت بوده که در اطراف آن خواستم صحبت کنم به بعد موکول می‌کنم.‏

3- تصویب صورت مجلس‏

رئیس- چون عده کافى است تصویب صورت مجلس جلسه قبل اعلام می‌شود.

4- تقدیم یک فقره لایحه به وسیله آقاى وزیر بهدارى‏

رئیس- اقاى وزیر بهدارى بفرمایید.

وزیر بهدارى- بنده فقط خواستم با اجازه آقایان نمایندگان محترم یک لایحه‌اى که به نظر من حائز اهمیت است از لحاظ پزشکى تقدیم مجلس شوراى ملى بکنم این لایحه مربوط به سازمان نظام پزشکى است که در تمام ممالک راقیه دنیا متداول است و براى اختلافاتى که مابین پزشکان و مردم و تخلفات پزشکى است که رسیدگى بکنند همان طور که آقاى فرامرزى یک وقت راجع به این موضوع در سرمقاله روزنامه‌شان نظریاتى را در این موضوع نوشته بودند این لایحه آن نظر را تأمین می‌کند، تقدیم مجلس شورای ملى مى‌کنم (آزاد- ولى اطبا مخالفت کردند) هیچ کس مخالفت نکرده است.

5- بقیه مذاکره در گزارش کمیسیون مخصوص نفت‏

رئیس- به کمیسیون مربوطه فرستاده می‌شود وارد دستور می‌شویم آقاى دکتر بقایى‏

دکتر بقایى- در جلسه گذشته متأسفانه چون دیر شروع شد و مطالبى تهیه شده بود که به عرض آقایان محترم برسد براى آن که وقت مجلس زیاد گرفته نشود به اطاعت امر پیشواى جبهه ملى جناب آقاى دکتر مصدق بنده از ذکر آن مطالبى که در نظر گرفته بودم صرف‌نظر می‌کنم و فقط رئوس مسائلش را حضور آقایان عرض می‌کنم کسانى که لازم داشته باشند ممکن است اطلاعات کافى در خارج از مجلس در اطراف این مسائل به اختیارشان بگذارم و البته در روزنامه هم نوشته خواهد شد صحبت‌هاى پریروز ما یکى راجع به ریشه و ضرورت ملى کردن صنایع نفت در دنیاى امروز و یکى لزوم ملى شدن صنعت نفت جنوب ایران که ملى شدن صنعت نفت پایه مضر‌ترین تبلیغات را سست خواهد نمود که این قسمت را با اجازه آقایان به عرض‌شان خواهم رسانید و سه مطلب دیگر هم بود یکى این که آیا ما عرضه و لیاقت براى اداره و استخراج نفت داریم یکى هم مطالعه اوضاع بین‌المللى و ملى کردن صنعت نفت ایران و بالأخره سؤالى که آیا نیروى کافى براى ملى کردن صنعت نفت داریم یا نه و طى این عرایض بنده ثابت کرده بودم که این کار شدنى هست و از هر حیث ما مجهزیم به شرط این که خودمان بخواهیم در جلسه گذشته عرایض بنده به اینجا رسیده بود که سؤال کردم چرا انگلستان انگلستانى که کلیه صنایع مهم را ملى کرده است شرکت نفت جنوب را به حال خودش گذاشته و ملى نکرده است البته جواب این سؤال هم واضح است و آن این است که اگر انگلستان می‌خواست شرکت نفت جنوب را مثل شرکت‌هاى بزرگ دیگر و مثل بانک‌ها، مثل صنایع بزرگ ملى بکند این سؤ ال قهراً پیش می‌آمد که نفت به نفع کى باید ملى بشود آیا باید به نفع ملت انگلستان ملى بشود یا به نفع ملت ایران پر واضح است که ایرانیان و حتى مستخدمین و کارگران و کارمندان ایرانى شرکت نفت و تمام ملت ایران عقیده و ایمان دارند که نفت باید به نفع ملت ایران ملى شود ولى از قرار معلوم منطقش هم همین طور است خداوندان و پادشاهان نفت که خودشان در خاک اصلى خودشان هیچ نفعى نداند و قسمت عمده منابع دنیا را در اختیار گرفته‌اند آنها عقیده دارند که باید همه اینها متعلق به انگلستان باشد همان طور که هر چه در انگلستان هست متعلق به انگلستان است، شنیدم در اواسط جنگ بین‌المللى گذشته که در روسیه انقلاب شده بود البته صحبت بلشویکى و اینها هم در ایران زیاد می‌شد والى آن زمان کرمان که اگر اشتباه نکنم جناب آقاى حشمت‌الدوله والاتبار بودند یا یکى دیگر از رجال آن دوره از پدرم رسیده بودند، چون شایع شده بود در کرمان بلشویک هست البته همه متوحش شده بودند مخصوصاً مأمورین دولت ایشان از پدرم پرسیده بودند که در کرمان بلشویک هست؟ در جواب مرحوم پدرم گفته بودند بلى هست آن والى خیلى متوحش شده بودند و گفته بودند چطور هست مرحوم پدرم گفته بودند بلى هست نهایت بلشویک‌هاى کرمان با بلشویک‌های روسیه یک تفاوتى دارند روس‌ها می‌گویند همه چیز که همه دارند مال همه و هر چه هم ما داریم مال همه بلشویک‌هاى کرمان می‌گویند هر چه همه دارند مال ما و هر چه هم ما داریم مال خودمان حالا هم نظر انگلیس‌ها راجع به ملى شدن البته قطعى است که نظر دارند هر چیز که در مملکت خودشان هست مال خودشان است و هر چه هم در سایر جاها هست مال آنها است و اى کاش این رویه را ما هم تعقیب می‌کردیم و هر چه در مملکتمان هست مال خودمان می‌دانستیم و هر چه در سایر ممالک هست آن را هم مال خودمان می‌دانستیم ولى با وجود این که شرکت نفت در انگلستان ملى شده است گذشته از این که نصف بیش‌تر سهام را دولت انگلستان دارد اگر در نظر بگیریم آن معاهده سرى آن قرار مخفى را که بین شرکت نفت و امیر‌البحرى انگلستان هست و مالیاتى که شرکت نفت به دولت انگلیس می‌پردازد و سایر درآمدهاى دولت انگلیس را از ممر نفت اگر تمام آنها را حساب کنیم مى‌بینیم آنچه که از نفت ایران عاید خزانه انگلستان می‌شود بیش از ده برابر مبلغى است که به دولت ایران پرداخت می‌شود یعنى به صاحب اصلى نفت و فعلاً هم کارى ندارم به این که توضیح بدهم که همین مبلغ مختصرى را که به ما می‌دهند با چه دسایس و با چه حیله‌اى به دست مزدوران خودشان دوباره از ما پس می‌گیرند آقایان محترم براى این که توجه بکنند به این موضوع خواهش می‌کنم جریان قرارداد لوکوموتیو جریان قرارداد لوله‌کشى و اینها را در نظر بیاورند و ببینند که چطور این چند لیره‌اى که به ما می‌دهند خودشان پس می‌گیرند و در مقابلش هم هیچ کارى نمی‌کنند یک سؤال دیگرى هم کرده بودم و آن این است که اگر صنعت نفت ایران به دست ملت ایران استخراج شده بود آیا به این وسعت می‌رسید یا خیر؟ البته اولیاى شرکت نفت و مزدوران آن این طور وانمود می‌کنند که ملت ایران خودش نمى‌تواند چنین کارى را بکند و این یک مطلب بسیار دقیق و بسیار طولانى است که اگر چاقوکش‌هاى دولت و قواى شهربانى مجالى دادند انشاء‌الله به تفصیل خواهم نوشت تا این که ثابت کنیم با وضعیت فعلى ایران و با داشتن مهندسین تحصیل کرده و کارگران با تجربه با کمال سهولت و آسانى قادر هستیم که خودمان نفت خودمان را اداره بکنیم موضوعى که با اجازه آقایان مى‌خواستم از صحبت‌هاى قبل به عرض آقایان برسانم این بود که ملى شدن صنعت نفت پایه مضرترین و خطرناک‌ترین تبلیغات را در این کشور سست خواهد کرد آقایان می‌دانند که متأسفانه در این کشور یک عده افراد بى‌شخصیت وجود دارند که خودشان را به انگلیس‌ها فروخته‌اندو در مقابل یک عده‌اى دیگرى هم وجود دارند که آنها خودشان را به روس‌ها فروخته‌اند این دو دسته خواسته‌اند که این طور سیاست موازنه برقرار کنند این دسته دوم که مثل دسته اول عامل بیگانه هستند متأسفانه موفق شدند که عده‌اى از جوانان پاکدل و صمیمى و احساساتى

+++

این کشور را فریب بدهند و دور خودشان جمع کرده‌اند و حالا هم بیش از 15 بهمن و بیش‌تر از آن وقت جمع کرده‌اند ولى اگر بیاییم درست فکر کنیم به علل پیدایش این جریان مجبور خواهیم بود تصدیق کنیم که تنها در سایه عملیات و فجایع شرکت نفت و سیاست شوم استعمارى اقتصادى انگلستان و عملیات بى‌رویه و شتابزده مزدوران انگلیسى است که اینها موفق شدند این جوانان ما را فریب بدهند آن عده از رهبران حزب توده ایران که عامل بیگانه‌اند نه همه‌شان یک عده کمى هستند و به نام مبارزه با استعمار مى‌خواهند کشور ما را از دهان گرک در‌آوردند و به دهان یک خرس بیاندازند تنها در سایه سیاست استعمار بریتانیا موفق می‌شوند که مردم پاکدل و با ایمان این کشور را گول بزنند چون اگر درست دقت بفرمایید قسمت عمده فساد این جامعه براى این رشوه و ارتشاء بى‌سابقه‌اى است که در دستگاه‌هاى ما وجود دارد و این بى‌ایمانى و نوکر‌مآبى که در بعضى از وزراى ما وجود دارد اینها تمام ثمره و ریشه سیاست شرکت نفت است و اگر این سیاست شوم خانمان برانداز از این مملکت قطع شود این مفاسدى را که به همراه آورده با خود خواهند برد و آن مزدوران هم دیگر موفق نخواهند بود زمامدار امور بشوند و آن وقت اگر چنین چیزى بود و دیگر عمال مزدورى هم زمینه تبلیغات پیدا نخواهند کرد چون این ایرانى ایرانى اصیل در نظرش روس و انگلیس و آمریکا و غیره فرقى نمی‌کند هر سه بیگانه‌اند هر کدام نظریات سوء و قصد نفوذ و مداخله در امور کشور ما را داشته باشند به یک اندازه منفور ملت ایران می‌شوند هیچ تفاوتى براى ایرانى نمی‌کند ولى متأسفانه براى یک عده‌اى انگلیس‌ها خودمانى هستند و براى یک عده دیگر هم روس‌ها خودمانى هستند ولى ما ملت ایران هیچ کدام از اینها را خودمانى نمى‌دانیم هر کدام که استقلال ما را حفظ کنند ما به او احترام می‌گذاریم هر کدام حاضر باشد به طور تساوى و مثل به مثل با ما باشند با آنها دوست خواهیم بود و هر کدام بخواهند در کشور ما اعمال نفوذ بکنند و سیاست خودشان را رواج بدهند با او کمال دشمنى را خواهیم داشت (نمایندگان صحیح است) ولى توجه بفرمایید تا وقتى که مزدوران انگلیسى در این کشور ریشه دارند مزدوران روسى هم یک زمینه صاف و مهیایى براى فریب جوانان پاکدل و با ایمان و صمیمى این کشور خواهند داشت و به همین جهت این مزدوران شمالى هم که خوى خطر را حس کرده‌اند خواهى نخواهى در این موقع به نفع شرکت نفت کار می‌کنند این موضوعى است که من نوشته‌ام ولى در اینجا نمی‌خواهم مصدع آقایان محترم بشوم ولى دانسته باشید که این عده هرگز میل ندارند پیش از آن که نیروى اجنبى شمال وارد این ‏کشور بشود نیروى جنوب از این کشور بیرون برود اینها خوب مى‌فهمند که اگر با ابتکار ایرانیانى که تحت نفوذ شرکت نفت نیستند نفت ملى اعلام شود و ایران از سیاست استعمارى بریتانیا خلاصى پیدا کند در نتیجه آن حال طبقه سوم این مملکت اصلاح خواهد شد و آنها دیگر هیچ امیدى براى پیشرفت تبلیغات خود نخواهند داشت و به تمام معنى دکان‌شان تخته خواهد شد باز هم تکرار می‌کنم منظور من این نیست که تمام کسانى که در حزب توده رفته‌اند عمال بیگانه‌اند عده آنها بسیار معدود است که چند نفرشان هم در کارهاى عالى آن حزب واردند ولى عده بی‌شمارى را فریب داده‌اند و حالا هم تیمسار معظم نخست وزیر محترم آن زندانیان سیاسى را فرار داده‌اند چون این را مجلس شوراى ملى بداند که اگر تیمسار نبود ممکن نبود ده نفر بتوانند این طور از زندان قصر بیرون بروند فرار در روز جمعه که بازپرسی‌ها تعطیل است، ادارات تعطیل است به یک افسر ناشناس درجه بدهند که اینها را بیاورند براى محاکمه براى کدام محاکمه می‌گوییم که براى توده‌ای‌ها محکمه فوق‌العاده تشکیل داده بودند آقاى خسرو روزبه دوست صمیمى آقاى رزم‌آرا که محکومیتش قطعى بود این دیگر بازپرسى نداشت این چطور شد که هیچ کس متوجه نشد فقط تقصیر دو نفر بود که با آنها فرار کردند این را هیچ ابلهى باور نمی‌کند یک دفعه بنده به عنوان ملاقات یکى از زندانیان رفتم بنده خودم کاملاً به محیط داخل زندان آشنایى دارم و هم به ملاقات زندانیان رفته‌ام وقتى که یک زندانى را می‌خواهند ببرند براى محاکمه 24 ساعت قبل جارچى در راهروى زندان فریاد می‌زند که حسن‌ على جعفر فردا ساعت هشت باید برود در محکمه هیچ‌وقت نمی‌گویند که آقا لباست را بپوشید بروید در محکمه این کار سابقه ندارد و این از آن مواردى است که تیمسار معظم خواسته‌اند رشوه به سیاست شوروى بدهند حالا این از موضوع ما خارج است بنده نمی‌دانم کسانى که با استفاده از منافع شرکت نفت و سیاست امپریالیستى بریتانیا جوانان این کشور را فریب می‌دهند به آنها این طور وانمور می‌کنند که این انگلستان بسیار مقتدر است و ما هم هیچ راه خلاصى نداریم جز این که متوسل به همسایه شمالى بشویم و با این استدلال سفسطه‌آمیز آنها را فریب می‌دهند ولى این غلط است ما اگر می‌خواهیم این کشور را به انقلاب و کمونیستى نکشیم باید نشان بدهیم که ایرانى قادر است روى پاى خودش بایستد ایرانى احتیاج ندارد که از نفوذ یک بیگانه به نفوذ بیگانه دیگر پناه ببرد من در همین حال که از روابط صمیمانه با دولت همسایه خود شوروى نهایت درجه علاقه را دارم نمی‌توانم آن سعى و کوشش را که براى اعمال نفوذ در کارهاى داخلى، از طرف عمال آنها می‌شود تحمیل نمایم و این را مضرترین عامل مخرب دوستى بین دو کشور می‌دانم بالأخره ملى شدن صنایع نفت و کوتاه کردن دست انگلیس‌ها تنها راه خلع سلاح آن دسته‌اى است که عرض کردم روزنامه‌هاى نفتى سیاست انگلیس را بسیار قادر و مقتدر در این مملکت جلوه مى‌دهند و به مردم عوام و حتى به خواص این طور وانمود مى‌کنند که مبارزه با انگلیس امرى محال است روزنامه‌هاى چپ‌نما هم عیناً این تبلیغات را مى‌کنند و از سیاست استعمارى انگلستان یک تشنج هولناکى ساخته‌اند که بدون اجازه آنها هیچ چیزى در این مملکت مقدور نیست اینها تمام به منظور ایجاد شک و تردید و تزریق روح یأس و بدبینى در جوانان این کشور است اینها فقط براى این است که مردم را متوجه قبله‌گاه شمالى خودشان بکنند و براى همین منظور است که مى‌بینیم روزنامه‌هایى که از شرکت نفت پول می‌گیرند یا از اعتبار مخفى دولت یا از اعتبار علنى دولت پول مى‌گیرند یا روزنامه‌هاى روسى به طور یکنواخت به ما که حافظ منافع ایران هستیم فحش مى‌دهند این براى پیشواى محبوب ما و براى ما منتهاى افتخار و سربلندى است که روزنامه‌هاى انگلیس و روزنامه‌هاى رزم‌آرایى و روزنامه‌هاى روسى یکنواخت به ما فحش مى‌دهند این براى ما کمال خوش‌وقتى است که روزنامه‌هاى ما را توقیف کنند و قلم‌هاى ما را بشکنند ولى به آنها کسى کارى ندارد آقایان این روزنامه‌هاى نفتى را من معرفى مى‌کنم ملاحظه بفرمایید اگر بخواهید ببینید که دولت چقدر کمک مى‌کند به آنها آنها را مى‌شناسید. ملاحظه کنید یک روز نامه‌اى است که دو صفحه، سه صفحه آنها تمام اعلانات دولتى است یک روزنامه‌هایى است که اگر از اداره تبلیغات تحقیق کنید مى‌بینید که 200 تا 300 تا فروش نمی‌شود چطور است که تمام اعلانات دولتى برخلاف قانون تمام به اینها داده مى‌شود این که مى‌گوییم براى این نیست که ما احتیاجى به اعلانات دولتى داشته باشیم، هیچ احتیاجى به اعلان دولتى نداریم ولى براى این که توجه بدهیم به آقایان که ببینید چطور منافع شرکت نفت و سیاست انگلیس بهانه تبلیغات به دست عمال روس می‌دهد و عمال روس هم بهانه به دولت‌ها براى تطبیق در کار آزادى‌خواهى جوانان می‌دهد بروید ببینید اینها را رسیدگى کنید ببینید از این اشخاص که به جرم توده‌اى و تبلیغ مرام اشتراکى می‌گیرند چند نفرشان توده‌اى و چند نفرشان اصلاً با هیچ حزبى بستگى ندارد و فقط براى این که با روس‌ها مخالف بوده است فقط براى این گفته است نفت را نباید به انگلیس داد به جرم توده‌اى می‌گیرند او را اگر این فجایع را بخواهم توضیح بدهم تفصیلش زیاد می‌شود و بنده نمی‌خواهم که زیاد صحبت بشود اعضاى جبهه ملى مانند تمام ایرنیان آزاد و با شخصیت عقیده دارند که مبارزه براى استقلال و تمامیت ایران و حفظ آن تمامیت و براى برقرارى عدالت اجتماعى و استیفاى حقوق ایران باید فقط با تکیه و با اراده خود ملت باشد ماها همه معتقدیم حقاً که با عقوبت دوزخ برابر است، رفتن به پایمردى همسایه در بهشت، ما نمی‌خواهیم بیگانه استقلال ما را حفظ کند اگر قادر هستیم خودمان حفظ کنیم اگر قادر هستیم خودمان نفت خودمان را استخراج کنیم اگر قادر نیستیم که لازم نیست زنده باشیم براى ما فرق نمی‌کند که روس باشد، انگلیس باشد یا آمریکا (نمایندگان- صحیح است) و براى رسیدن به این هدف نه تنها مطمئن هستیم که امکان دارد بلکه در اوضاع و احوال فعلى دنیا ملى شدن صنایع نفت یکى از ضروریات است بنابراین جبهه ملى تا آخرین رمق و نفس بازپسین با پشتیبانى ملت ایران مبارزه با این گونه بیگانه‌پرستى‌ها را ادامه خواهد داد و براى استیفاى حقوق ایران و براى ملى شدن صنایع نفت پافشارى خواهیم کرد اگر آزادى‌خواهان و دموکرات‌منشان ماورای بحار یعنى آقایان آمریکایی‌ها حقیقتاً می‌خواهند با کمونیست مبارزه کنند و حقیقتاً بویى از بشریت و آزادى به مشام‌شان خوده است یک کمک به ما می‌توانند بکنند و آن این است که در امور داخلى ما مداخله نکنند و مانع مداخله انگلیس‌ها بشوند تا ما صنایع نفت خودمان را ملى کنیم، احتیاجى

+++

هم به کمک آنها نخواهیم داشت در آن موقع هم قول می‌دهیم که سدى در مقابل کمونیسم باشیم ولى به آقایان تا وقتی که آمریکا و انگلیس با پشتیبانى کردن از دولت‌هاى مقتدر پوشالى بخواهند با ما این طور رفتار کنند مطمئن باشید که هر ساعت و هر دقیقه ما صد قدم به طرف کمونیسم نزدیک می‌شویم براى شرکت نفت و دولت انگلستان موضوع نفت جنوب یک موضوع مادى و استفاده‌ای است و پایه نفت مادى گذاشته شده ولى براى ما اساس و پایه کار و اساس ارزش ایرانیان از لحاظ انسانى می‌باشد صنعت نفت اگر ملى شود و انشاء‌الله هم خواهد شد. اگر ناخدا جامه بر تن درد، نه فقط مقدارى از احتیاجات و ضروریات ما را تأمین خواهد کرد بلکه احتیاج ما را از قرضه بیگانه به کلى مرتفع خواهد ساخت و آقایان نخواهند توانست با دادن قرضه‌هاى مفتضح 25 میلیون دلارى که 9 میلیون فرع به آن تعلق مى‌گیرد و اجناس بنجل خودشان را آن جورى که اعلیحضرت همایونى فرمودند به ما بفروشند آن هم به قیمت خیلى گران اگر دولت آمریکا حقیقتاً مقصودش مبارزه با مرام کمونیسم است و اگر قصدش این نیست که یک رقیب استعمارى و اقتصادى خودش را از میدان بیرون کند براى این که جاى او را بگیرد به ما کمک کند با مداخله نکردن در امور ما کمک کنند به این که مستر تورتگرافت‌ها نقشه شوم تجزیه ایران را به سپهبد رزم‌آرا ندهند. کمک کنند که انگلستان در امور داخلى ما مداخله نکنند، کمک کنند که جاسوسان مارک‌دار انگلیسى على‌رغم تمام مجلس و على‌رغم تمام ملت ایران و على‌رغم شاهنشاه به تمام این مملکت مسلط نشوند آقایان فراموش نکنید آقاى رئیس تبلیغات همین شاهزاده ساسانى که در برلن جاسوسى انگلیسی‌ها را می‌کرد و تمام این مجلس در شش ماه پیش اخراج او را خواستار شد تمام گفتند این باید برود، یادتان باشد آن روزى که رفت آن کسى را که گذاشته بود پشت رادیو به زبان کردى صحبت ‏کند وقتى که ابلاغ انفصال شاهرخ به دستش رسید برداشت به زبان کردى تبلیغ کردن که قیام کنید حکومت مرکزى چنین است این طور است فاسد است پدرسوخته است، این کسى بود که آقاى رزم‌آرا در رأس اداره تبلیغات گذاشته بود شاهرخ رفت از ریاست تبلیغات در حالى که تمام مجلس خواهان رفتن شاهرخ بودند من سؤال می‌کنم از آقایان نمایندگان محترم که کدام یک از آقایان میل داشتید شاهرخ رئیس تبلیغات بشود هر کى میل داشت بگوید این ثبت می‌شود در تاریخ کى میل داشت نه یک نفر از وکلاى مجلس نه از اکثریت و نه از اقیلت موافق با این امر نبودند شاه مملکت ما موافق نبود آقایان آن روزى که من گفتم که شاه ما مثل یک آهویى در دست اینها اسیر است براى آن چیزها بود فرصت نشد بگویم هزاران از این چیز‌ها هست چطور یک بقال ممکن نیست در روى کسى نگاه بکند که فحش خواهر و مادر بهش داده است آن وقت شاه مملکت ما که مظهر ملت ما است راضى می‌شود آن کسى که از پشت رادیو برلن فحش خواهر و مادر داده، رکیک‌ترین اهانت‌ها را کرده است این شخص رئیس تبلیغات بشود شاه ما راضى نبود تحمیل کردند (رفیع- نباید این حرف گفته شود) من هم همین حرف را می‌گویم که باید این عرض شود کسى هست که بگوید اعلیحضرت شاه موافق بودند و به میل و رغبت خودشان اجازه دادند که شاهرخ رئیس اداره تبلیغات شود؟ مجلس جاى بحث و گفتگو است جاى موافق و مخالف است هیچ کس این ادعا را می‌کند که بگوید شاه به میل خودش این کار را کرده است؟ چرا نمی‌گویید همه می‌دانید که شاه باید فرمان مدیر کلى بدهد

رئیس- آقاى دکتر بقایى شما از موضوع مذاکره تمام خارج می‌شوید موضوع نفت است و تمام مذاکرات شما راجع به مطالب خارج دیگر است باید در اصل موضوع صحبت بکنید آنها امروز مطرح نیست‏.

دکتر بقایى- چشم تمام آن مطالب دور نفت دور می‌زند و ما که براى حفظ مشروطیت و براى حفظ قانون اساسى قسم خورده‌ایم مى‌خواهیم وضعى پیش بیاوریم که مقام شامخ سلطنت محفوظ و مصون بماند مى‌خواهیم طورى بشود که دیگر نتوانند یک جاسوس بین‌المللى مارک‌دار را به شاه تحمیل کنند ما براى این است که می‌خواهیم دست شرکت نفت و انگلیس‌ها را در این مملکت کوتاه کنیم در زمینه سلطه بیگانه اجازه می‌خواهم که یک بحث کوتاه و مختصرى که لازم است عرض کنم تا قضاوت ما از روى انصاف و عدالت بشود آن بحث لازم تضاد و متناقص کاملى است که بین تمدن انگلیس و سیاست خارجى آن کشور است زیرا به طور تحقیق عمل سیاست استثمارى و استعمارى انگلیس با روح و ایده‌آل قاطبه ملت آزادى‌خواه انگلیس تناقضى دارد فراموش نکنید که ملت انگلیس اولین ملت آزاد دنیا است تمام ملل مشروطیت را در قرون اخیر از انگلستان گرفته‌اند و در پرتو یک نوع تربیت خاص اخلاقى و اجتماعى انگلیس‌ها در دنیا ملتى درست کردند که داراى یک وضعیت ممتازى هستند در قرن هیجدهم در موقعى که در فرانسه استبداد برقرار بود موتسکیوها. ولترها روسوها افکار و سنن آزادی‌خواهى آزادى سیاسى آزادى فکر آزادى مطبوعات عدالت اجتماعى و تمام اینها را از انگلستان به فرانسه سوغات آوردند و ملت انگلیس همیشه نشان داده است که کلیه ارزش‌هاى روحى و معنوى و اخلاقى و بشرى را محترم شمرده و کمک کرده است در انگلستان هنرمندان و شعرا و حکمایى بوده‌اند که در درجه اول در دنیا قرار دارند یک شکسپیر براى افتخار یک قوم کافى است اگر بخواهم اسامى‌شان را بگویم خیلى طولانى می‌شود ولى وقتى که به تحول اجتماعى انگلیس نظر بیفکنیم مى‌بینیم که با چه متانت و سلامتى قدم به قدم آزادى خودشان را به دست آورده‌اند اما وقتى که به سیاست خارجى آن نگاه مى‌کنیم سیاست استعمارى انگلیس مى‌بینیم که یک تضاد بینى با روحیه خود ملت دارد در اینجا مشاهده مى‌کنیم که هر چه در نهاد و تربیت ملت انگلیس روح آزادى و آزادمنشى و آزادی‌خواهى و اعتماد و تقواى سیاسى و اخلاقى وجود داشته در سیاست استعمارى روح خباثت و بى‌پروایى و وحشیگرى و خونریزى و خودسرى وجود دارد ولى این سیاست خارجى یک ایده‌آل و هدف دارد که از سیاست و روش‌هاى قدیم اتخاذ شده نتیجه و آن این است که در داخله انگلستان آزادى و آسایش افراد ملت در خارجه سلطه قهقرایى حکمفرمایى می‌کند علت این تضاد را بنده حالا عرض می‌کنم که چطور این ملتى که این طور روح آزادی‌خواهى و بشریت دارد یک همچو سیاست خارجى به روز می‌کند علتش براى کسانى که به تاریخ انگلستان آشنا هستند خیلى ساده است و آن این است که مى‌بینیم در قرن‌هاى شانزدهم و هفدهم در زمان سلاطینى مانند هانرى هشتم یا ملکه الیزابت، براى عظمت امپراطورى انگلستان، دولت انگلستان، پادشاه انگلیس یا ملکه انگلیس از وجود دزدان دریایى استفاده می‌کند این اشخاص که پیشه راهزنى در دریا داشتند یک کشتى داشتند در دریا که مسلح هم بود می‌رسیدند به کشتى‌هاى تجارتى و غارت می‌کردند اینها اولین پایه‌ای است که در کلنى‌هاى انگلیسى بودند و مأمورینى که براى کلنى‌ها مى‌فرستادند از بین همین دزدان دریایى یعنى از جنایت‌کاران و مجرمینى که در حبس محکومیت داشتند نمی‌فرستادند به آنها مأموریت می‌دادند که بروند فلان کلنى را اداره بکنند و انگلیس‌ها را می‌دانیم یک ملتى هستند که براى حفظ آداب و سنن قدیمى خیلى دقیق هستند که آنها را اجرا کنند و کوشش می‌کنند به همین جهت اعقاب همان دزدان دریایى و احقار همان جنایتکاران که از حبس‌ها رها می‌کردند که بروند در کلنى‌ها همان‌ها سیاست خارجى انگلستان را اداره می‌کنند به این جهت است که یک نفر آدم مطلع تعجب نمی‌کند وقتى که مى‌بیند یک انگلیسى در انگلستان یک جنتلمن به تمام معنى است و در خارج از انگلستان از قماش و کرباس همان مزدورانى است که براى خودشان انتخاب می‌کنند یعنى حاضر به هر کارى هستند هر کار به تمام کارها اطلاق می‌شود و در مزدوران انگلیسى حاضر به هر کارى هستند دو مطلب شنیدم که امیدوارم مال این کشور نباشد مال یکى دیگر از کشورهای خاورمیانه باشد ولى جریان نشان خواهد داد با مراجعه به روزنامه‌ها و اخبار خارجى خواهید دید که از کجا سر در خواهد آورد می‌گویند که در یکى از ممالک خاورمیانه هم صحبت از نفت است و چون ممکن است که براى انگلیس‌ها از تویش چیز خوبى در بیاید دو دستور دادند که هر کدامش شد اجرا بکنند یک دستورش این است که دولت آن کشور خارجى بیاید لایحه‌اى را که به مجلس داده شده است پس بگیرد دستور دوم این است که بعضى از وکلاى آن پارلمان پیشنهاد بدهند که آن دولت جاسوس خودش مأمور مذاکره با انگلیس‌ها بشود آقایان خواهش می‌کنم توجه کنند به اخبار خارجى این چند روز ببینند در هر جا صداى یک چنین پیشنهادى یا یک چنین استردادى در آمد مسلم بدانند که به دستور انگلیس‌ها بوده و آنها نوکر انگلیس‌ها هستند و براى عظمت امپراطورى انگلیس این مأمورین انگلیسى که وضع‌شان را عرض کردم با یک روش قهر و غضب و با یک سلطه آمرانه سیاست استعمارى و استثمارى بریتانیا را مانند سیاست استعمارى و استثمارى روسیه تزارى اجرا می‌کنند چون اینها در یک مدتى از تاریخ به طور توازن با هم پیش می‌رفتند (جمال امامى- یواش یواش باز هم دارند پیش می‌روند) اینها براى پیشرفت مقصدشان از هیچ‌گونه خیانت و فضیحت و هیچ فجایعى خوددارى نکردند و براى آن که موقعیت خودشان را حفظ کنند زجر و شکنجه قتل و انهدام شهر‌ها هر نوع عمل بی‌رحمانه و غیر بشرى که فکر کنید مرتکب شده‌اند و باز هم می‌شوند وضعیت رفتار انگلیس‌ها در هندوستان پیش چشم همه هست احتیاجى به تذکر ندارد ولى یک موضوعى که شاید براى آقایان تازگى داشته باشد موضوع رفتارى است که انگلیس‌ها با

+++

برادران همجوار و همسایه‌هاى خودشان یعنى ایرلندی‌ها در طول تاریخ داشته‌اند ایرلند یک جزیره کوچکى است که تقریباً چسبیده به جزیره بریتانیا است و سکنه آن از نژاد کلت یا سلت هستند که قوم و خویش با آنگلوساکسن می‌شوند و به هیچ‌وجه از لحاظ نژاد و تمدن پست تر از انگلیس‌ها نبوده و نیستند و از افتخار ایرلندی‌ها همین بس که یک نفر مثل برنارد شاو که در همین چند روز قبل مرد داشتند که یکى از ستاره‌هاى درخشان ادبیات و سیاست یعنى یکى از اشخاصى است که می‌تواند با سعدی‌ها و حافظ‌هاى ما یک جا نشیند با این همه وقتى که داستان محرومیت‌ها و زجرها و شکنجه‌هاى این ایرلندی‌هاى بیچاره را در زیر مهمیز انگلیس‌ها بخوانید ببینید که این ملت کوچک با این خاک دو وجبى خودش چه جور استقامت کرد و چه جور ایستادگى کرد و چند قرن طول کشید تا بالأخره خودش را نجات داد آن وقت درست انگلیس‌ها را خواهید شناخت سرزمین ایرلند به علت این که سکنه قسمت جنوبیش متدین به دین کاتولیک بودند و مذهب پروتستان انگلیس‌ها را قبول نکرده بودند سال‌هاى سال تحت رنج و فشار و شکنجه بودند تا بالأخره بعد از این که هزاران کشته دادند هزاران سختى و مشقت کشیدند در سال 1793 حق رأى دادن به دست آوردند حق رأى دادن نه انتخاب شدن بلکه انتخاب کردن یعنى آنها حق داشتند که براى پارلمان ایرلند هر کدام از آقایان انگلیس‌ها را که دل‌شان می‌خواهد انتخاب کنند ولى متأسفم که ما هنوز حق ایرلندی‌ها را هم به دست نیاورده‌ایم ما ملت ایران هنوز حق نداریم که بگوییم کدام یک از نوکر‌هایتان بر ما حکومت کنند هر کدام را آنها می‌خواهند ما باید تبعیت بکنیم ولى همان طور که این ایرلند ضعیف و بیچاره و کم جمعیت که در این انگلستان قرار داشت موفق شد که بعد از این حق تمام حقوق را به دست بیاورد یعنى سیتوآین انگلیسى شناخته نشود و بعد از آن هم پافشارى کرد تا استقلال خودش را به دست بیاورد به خواست خدا و پشتیبانى ملت ایران ما هم از همین حقوق کوچک اول شروع مى‌کنیم و به زودى تمام حقوق خودمان را به دست خواهیم آورد و همان طور که انگلستان با آن عظمت بروزش آنها نرسید فکر نکند که براى خاطر بشریت کارى نکردند و حق آنها را دادند خیر کشتارهایى در ایرلند کردند که تاریخى است و همه می‌دانند زن‌هاى ایرلندى در لندن جلوى گلوله مسلسل دویدند زیر تراموا خوابیدند صدها و هزارها کشته دادند تا حقوق خودشان را به دست آوردند آن وقت ما که حالا هیچ همسایه انگلیس هم نیستیم دیگر تمام شد یک وقتى ما دروازه هندوستان بودیم و همسایه انگلیس حالا کجا همسایه هستیم دیگر تمام شد ما باز در اثر تلقینات یک مشت مزدور و یک مشت جاهل، یک عده هم هستند مزدور نیستند ولى جاهل ‏

و نادان هستند می‌گوییم زورمان نمی‌رسد آقایان ما کجامان از ایرلندی‌ها کم‌تر است چرا باید این روح یأس را داشته باشیم و فکر کنیم که زورمان نمی‌رسد کجاى ما از ایرلندی‌ها کم‌تر است شما تاریخ دنیا را نگاه کنید ببینید اندونزى‌ها هیچ‌وقت یک مملکتى بودند آنها توانستند خودشان را نجات بدهند هندوستان خودش را نجات داد مصر خودش را نجات داد ما کجامان از آنها کم‌تر است که با این روح محافظه‌کارى که به ماها تلقین می‌کنند می‌گویند زورمان نمی‌رسد آخر آنها که مى‌گویند، بگویند کجاى اندونزى از ما زورش بیش‌تر است یا ایرلند کجا زورش از ما بیش‌تر است جز حس خودخواهى و حب این زندگى پست و ننگ هیچ چیز دیگر نیست اگر ما حاضر شویم که حقوق خودمان را مطالبه کنیم نمی‌گوییم قیام کنیم انقلاب کنیم نه، حاضر شویم مطالبه بکنیم مطمئن باشید موفق خواهیم شد آقایان این مذاکرات دولت‌هاى ما با شرکت نفت گریه‌آور است گزارش محرمانه‌اى که وزیر دارایى وقت براى حفظ در پرونده محرمانه نفت تهیه کرده خواندنى است و باور نکردنى راجع به فریزر و گس توى این گزارش یادداشت کرده است که در پرونده بماند آن هم محرمانه تمامش می‌نویسد مستر فریزر تشریف آوردند گفتند رفتند به خط گلشاییان توى پرونده نفت موجود است پرونده محرمانه نه براى ترجمه البته اگر بنا باشد نامه بنویسند باید رعایت تمام مراسم نامه‌نگارى بشود این مسلم است ادب باید باشد ولى من می‌خواهم بپرسم از این وزیرهاى دارایى که می‌آیند و پز می‌دهند یادداشت محرمانه‌اى که در توى پرونده مى‌گذارند چه لزومى دارد که این قدر پست و فرومایه باشد که بنویسد جناب فریزر تشریف آوردند چه مانعى داشت که بنویسد فریزر آمد آخر این فریزر و فریزرها کى هستند مگر غیر از این که نوکرهایى هستند که خانه ما رادزدى می‌کنند غارت می‌کنند ولى آن کسانى که این طور مى نویسند و این طور فکر می‌کنند آقایان نمایندگان محترم اى کسانى که شما خودتان را نفروختید مى‌دانید آن کسانى که این طور فکر مى‌کنند آنها خودشان را فروخته‌اند اینها این قدر نوکر صفت هستند که وقتى که فکر مى‌کنند در فکر خودشان هم راجع به فریزرها فکر مى‌کنند باز هم توى فکر خودش مى‌گوید تشریف آوردند شما فکر کنید این انگلیس‌ها که این قدر جنتلمن هستند این قدر آداب‌دان هستند اگر به انگلستان نرفتید اقلاً در سینما‌هاى اخبار دیده‌اید که وقتى که جلوى پادشاه خودشان می‌رسند چه جور زانو به زمین می‌گذارند بعضى‌ها زانوى او را مى‌بوسند بعضى‌ها دست او را مى‌بوسند این جور آداب‌دان هستند آمریکایی‌ها این جور نیستند آنها تربیت دیگرى دارند ممکن است جلو رئیس جمهور بنشیند و پاى خودش را بگذارد روى میز آنها از لحاظ اداب با اروپایی‌ها فرق دارند ولى در تمام اروپا انگلیس‌ها به آداب‌دانى معروفند چون اینها حق تماس دارند با بزرگان خودشان می‌دانند که چه جور رفتار کنند آن وقت من گریه‌ام گرفت که دیدم یک عکسى برداشته‌اند جلو آن بیمارستانى که شرکت نفت داده تمام ایرانی‌ها دست بسته جلو اعلیحضرت ایستاده‌اند مستر نورتگرافت رئیس شرکت نفت این جور ایستاده (دست به پشت سر) من به شما قول مى‌دهم که این مستر نورتگرافت در تمام مدت عمرش جلو یک پاسبان لندنى این طور نایستاده است و در توى این عکس من یک توجهاتى کردم و آن عکس حاضر است و اگر آقایان بخواهند حاضرم که نشان بدهم ببینند کارمندان شرکت نفت لبخند تا اینجای‌شان گرفته (اشاره به گوش‌هاى خود) جناب آقاى صالح و جناب آقاى دکتر راجى دارند از غضب خودشان را می‌خورند ولى من دلم می‌خواست که به جاى یک نفر از این آقایان بودم و با اردنگى او را بیرون می‌کردم فکر نکنید ما این جریان را فقط توى روزنامه خودمان نوشتیم (صحبت کرک انداخت معذرت می‌خواهم) جریان رفتن اعلیحضرت به بازدید آسایشگاه انگلیس‌ها این طور بود که اول تقاضا کردند دربار نپذیرفت بالأخره بعد از آمد و رفت‌هاى زیاد بعد از وسوسه‌هاى بعضى از این رجال که حضور اعلیحضرت هستند قضیه به این ترتیب قطع شده بود که اعلیحضرت براى بازدید آسایشگاه به شاه‌آباده آسایشگاه مسلولین تشریف ببرند ضمناً یک نگاهى هم به آسایشگاه شرکت نفت آبادان بکنند آن هم آسایشگاه ناتمام و یادتان باشد که چه موقعى بود در موقعى بود که نامه مسلولین شرکت نفت اینجا خوانده شده بود اینها به هر چیزى فورى جواب می‌دهند به هر حال این عکس گراور شد در بعضى ‏روزنامه‌ها این عکس تشریف‌فرمایى اعلیحضرت را گراور کردند فقط همین عکس بود که نورتگرافت این جورى ایستاده بود (دست به پشت) آخر شما مى‌دانید که وقتى که اعلیحضرت همایونى به یک جایى تشریف مى‌برند سه هزار تا عکس از ایشان برمی‌دارند این بى‌جهت نیست که فقط یک عکس توى روزنامه‌ها انداخته شود آخر مگر شاه در آسایشگاه شاه‌آباد نرفته بودند؟ مگر در قسمت درمانگاه نرفته بودند چه جور می‌شود که فقط این یک عکس منتشر می‌شود این طبق یک نقشه بود شرکت نفت براى این که شماها و ماها و ایرانیان را مرعوب کند نقشه کشیده بود که این عکس برداشته شود و این را فورى فرستاده بودند آبادان که پشت جلد مجلسیه اخبار هفته چاپ شود ما این شرح را توى روزنامه نوشتیم یکى از کارمندان شرکت نفت به من اطلاع داد که همان بعد از ظهر دستور دادند در آبادان که آن عکس چاپ نشود و چند شماره دیگر در روزنامه خبرهاى روز و مجله اخبار هفته همه‌اش یک عکس‌هایى از نورتگرافت با حال خضوع و خشوع یک جا می‌بینیم خم شده پهلوى والاحضرت شمس و یک جا دست بسته پشت سر سپهبد جهانبانى ایستاده است آن کسى که جلو شاهنشاه ما این جور ایستاده بود پشت سر جهانبانى دست بسته ایستاده بود براى چه؟ براى این که یک تودهنى خورده بود جا خورده بود ترسیدند آقا دیدند چه کارى کردند و اگر ما نترسیم و اگر این رجال ما که مأمور مذاکره هستند این قدر پست فطرت و این قدر فرومایه نباشند نورتگرافت‌ها نمى‌توانند به خودشان اجازه بدهند جلو شاه مملکت ما دست‌شان را پشت‌شان بگذارند و به همین جهت است که می‌خواهیم و یقین داریم تمام نمایندگان وطن‌پرست هم به ما کمک خواهند کرد که دست این دزدان دریایى را کوتاه کنیم روش سیاست استعمارى انگلیس به صورت دو مکتب خاص و معروف در طول تاریخ جلوه می‌کند یعنى دو رویه استعمارى در انگلستان وجود دارد ولى متأسفانه کریه‌ترین و زشت‌ترین روش متداول شده الان در اینجا کتابى دارم نویسنده‌اش گاستون دو مرنین لابد آقاى عامرى مى‌شناخته‌اند سایر آقایان هم که در دادگسترى تشریف داشتند مى‌شناسند مدتى مستشار مملکت ما بودند در 1909 و 1910 و 1911 این کتاب به اسم مسائل ایرانى است و در 1916 منتشر شده این کتاب

+++

مال کتابخانه خودتان است آقاى دکتر هدایتى، مال کتابخانه دانشکده حقوق است و یک ارزش تاریخى هم دارد زیرا یک یادداشت‌هایى از مرحوم داور در حواشى آن نوشته شده است و معلوم است که آن مرحوم هم این کتاب را خوانده است و مطالعه کرده است، این شخص علاوه بر این که مستشار حقوقى دولت ایران بوده مدت‌ها نیز استاد مدرسه علوم سیاسى قدیم بوده و لابد قدماى حاضر در مجلس که آن مدسه را خوانده‌اند یا شاگرد آنجا بوده‌اند یا همکار او بوده‌اند .. آقاى عامرى لابد همکارش بودند (یک نفر از نمایندگان- شاگرد بودند) چطور شاگرد بودند 1909 که چهل سال پیش بیش‌تر نیست (خنده نمایندگان) در این کتاب راجع به روش‌هاى استعمارى انگلستان به تفصیل بحث کرده است و این هم چیزى نیست که دو مرنین از خودش در آورده باشد اینها یک چیزهایى است که در کتاب‌هاى خود انگلیس‌ها نوشته شده و بحث‌ها شده است که کدام روش را انتخاب کنند. دو روش هست یکى روش یا مکتب منچستر یا مکتب گلادستون همان گلادستون معروف خودتان این روش مربوط به آزادی‌خواهان و به اصطلاح لیبرال‌هاى انگلیس بود که مشهور به بشر‌دوستى و نوع‌دوستى و آزادى‌خواهى بودند طبق این روش که مى‌خواستند منافع مادى و معنوى و نفوذى انگلیس را تأمین بکنند سعى می‌کردند که پایه‌هاى استعمار انگلستان را در یک ملایمت و عدالت نسبى قرار بدهند و مرتب هم در هندوستان و سایر جاها به همین روش عمل شد روش دوم معروف به مکتب حفظ منافع هند است این مکتب که یک روش خشن و سبع و قهر‌آلود و درنده است و بوده و متبکرش محافظه‌کاران حزب محافظه‌کار قدیمى انگلستان بوده یعنى امثال لرد گرزن‌ها که از آنها به مستر چرچیل به ارث رسیده و حالا هم با وجود این که حزب محافظه‌کار سر کار نیست و حزب کارگر سر کار است از مستر چرچیل هم عیناً به جناب مستر بوین و آقاى کلمنت اتلى رسیده است و بر طبق این روش است که در کشور ما رویش عمل می‌شود البته روس‌ها هم براى ‏مقابله با انگلیس‌ها در استعمار کردن خودشان آنها هم یک روش استعمارى داشته‌اند که موسوم است به روش بخارا اکل دوبوکارا چیزهایى در این کتاب نوشته که خواندنى است روش روس‌ها از حفظ منافع هند انگلیس‌ها مخوف‌تر است و شدید‌تر است ببینید اینها یک مسابقه وحشتناکى با هم گذاشته بودند در یک قسمت از دنیا نسبت به یک عده از ملل ضعیفه که ماها خودمان همیشه شاهد و ناظر بوده‌ایم و یا اگر خودمان هم به خاطر نداریم از پدرانمان اطلاع پیدا کرده‌ایم کم‌تر خانواده ایرانى هست که با یکى از این دو روش آشنایى خاصى نداشته باشد نهایت خانواده‌هاى اصیل ایرانى و حقیقى ایرانى آشنایى‌شان از این لحاظ است که یا پدر یا عمو یا جد یا برادر یا مادرشان در اثر اعمال یکى از این روش‌ها نابود شده‌اند و هستى‌شان به باد رفته است یک عده از این خانواده‌ها هم هستند که آشنایى آنها با این روش از این لحاظ است که عمال این روش بوده‌اند و به همین جهت است که سر کار مى‌آیند و می‌روند ولى ملت ایران امروز می‌خواهد با اعمال روش استعمارى‌ خواه از مکتب منچستر و خواه از مکتب هند جلوگیرى کنند باید این روشهای‌شان را جاى دیگر عمل بکنند (آزاد- در ایرلند) در ایرلند دیگر نمى‌توانند و اگر هم وسیله می‌خواهند و آدم کم دارند ما حاضریم یک عده از اشخاصى که به طرز عمل این روش‌ها آشنایى دارند، آشنایى کامل دارند تقدیم‌شان کنیم ببرند، روش مکتب حفظ منافع هند یعنى مجهز کردن دویست چاقوکش براى ریختن به یک چاپخانه یعنى کمک گذاشتن سیصد پاسبان دور و بر یک خانه زهوار در رفته هیچ کس نیامد بپرسد که شهربانى براى چه سیصد، چهارصد پاسبان در این کوچه خانه من آورده بود و سیصد تا را دور و بر خانه من گذاشته بود این را باید پرسید این دستور روش حفظ منافع هند است و دستور آن مکتب است که براى رسیدن به مقصود به هیچ چیز اکتفا نباید کرد و شما بدانید که اگر قوت روحى که در آن شب هفتاد نفر ایرانى در داخل خانه من و صدها نفر در خارج خانه نشان دادند نبود چه می‌شد و اینها نماینده تمام طبقات ایرانى بودند مال یک طبقه نبودند تویش تاجر داشت دست‌فروش داشت که اگر روز کسب نکند شب شام ندارد فرنگ رفته داشت طلاب علوم دینیه هم داشت متمول هم داشت فقیر هم داشت آنها که تو آمده بودند و ما دیدیم و شناختیم اینها تا صبح ماندند تا ساعت سه و نیم بعد از نصف شب که من خودم رفتم دیدم هنوز صد نفر اشخاصى که من نمى‌شناختم توى کوچه ایستاده بودند حالا آنهایى که توى خانه براى دفاع آمده بودند من مى‌شناختم یا از دوستان بودند یا از سازمان بودند یا از مجاهدین اسلام بودند که آمده بودند براى دفاع من ولى مردم توى کوچه را که من نمى‌شناختم و به اسم دعوت نکرده بودیم فقط گفته بودیم بیایند و آنها جاى گرم، پاى کرسى را ول کرده بودند در آن سرماى سخت تا صبح ایستادند یک طرف کوچه دو ردیف پاسبان گرفته بودند که مأمور بودند در صورتى که چاقوکش‌ها نتوانستند کارى بکنند آنها بریزند و رو به روى اینها مردم ایستاده بودند آقا ملتى که یک چنین امتحان‌هایى می‌دهد زنده است و ملتى که صد یا دویست نفرش بیش‌تر یا کم‌تر حاضر مى‌شود که شب تا صبح بدون آن که به اسم خوانده باشند اگر فلان آقایى که من نمی‌شناسم و صورت او را هم که من از پشت‌بام ندیدم مگر کسى از او گله مى‌کرد که آقا چرا نیامدى این را فکر بکنید کسى نمى‌توانست گله بکند از زیدى که کسى نمى‌شناسد که چرا نرفتى توى آن کوچه دفاع کنى این ایرانى بى‌نام و نشان و گمنامى‌که بدون این که بخواهد خودش را نشان بدهد می‌آید ساعت‌هاى متوالى در توى یک کوچه مى‌ایستد و بعد هم بدون این که در بزند و بگوید که من تا صبح ایستاده بودم از من تشکر بکنید رفته بود این دیگر نفت نمى‌دهد که جناب آقاى فروهر هر چه هم شما خنده کنید این خنده شما نفت نمى‌شود این خنده‌هاى استهزاء را من خیلى دیدم خیلى از خنده را من دیده‌ام (فروهر- بنده هیچ‌وقت گریه نمى‌کنم) در مقابل خیلى چیزها حتى در موقعى که ما مى‌گفتیم که کمیسیون قرارداد الحاقى را در خواهد کرد یک عده‌اى همین طور خنده مى‌کردند و شاید این اغراق نباشد که من هم آن روز‌هاى اول باور نمی‌کردم که کمیسیون رد بکند ولى بالأخره رد کرد و آن چنان رد کردنى که به اتفاق آراء رد کرد من نمى‌خواهم حرف بزنم و پرده‌درى کنم در هر صورت هدف سیاست استعمارى که به وسیله شرکت نفت در این مملکت اعمال شده است تضعیف نیروهاى ملى ایجاد تفرقه و تجزیه و تلقین روح یأس و بدبینى است خنده جناب آقاى فروهر از دو حال بیرون نیست یا خنده استهزاء بود به این حرف من یاخنده یأس و در هر دو صورت‏

فولادوند- و یا خنده خوشحالى‏

یکى از تماشاچیان- خنده هژیر است.‏

رئیس- از طرف تماشاچیان بود که این صدا را کرد؟

بعضى از نمایندگان- بلى‏

رئیس- اخراجش کنید.

جمال امامى- آقا مختصر بود عیبى ندارد.

رئیس- آقاى جمال امامى مزاح نفرمایید دخالت نکنید.

دکتر بقایى- اینها با استفاده از علومى‌که در سایه مجاهدات و سعى به دست آورده‌اند و با استفاده از روش‌هاى علم‌الاجتماع و روانشناسى سعى می‌کنند در کشورهایى که مى‌خواهند رسوخ بکنند مهار و سرنوشت منابع و مراکز قدرت را به دست مى‌گیرند اینها به وسیله دسیسه و آنتریک در دربارها به وسیله نیرنگ در بعضى از خانواده‌ها و دودمان‌ها به وسیله رخنه کردن بین روحانیون به دست یک عده اشخاص غیر روحانى ولى ملبس به لباس روحانى به وسیله وارد شدن در بین سران عشایر اینها با استفاده از تمام روش‌هاى ممکنه نفوذ خودشان را بسط مى‌دهند حساب‌هاى بزرگ سلاطین را در مملکت خودشان بلوکه مى‌کنند و هزار کار دیگر مى‌کنند براى این که همیشه آن طبقه بالاى کشور را در حال ترس و لرز نگاه بدارند وقتى که این طور شد نتیجه این مى‌شود که یک وزیر دارایى در یادداشت محرمانه خودش براى یک پادوى انگلیسى یک آقا جوجه انگلیسى به جمع خطاب بکند شاید همان وزیر دارایى در یادداشت‌هاى خود راجع به شاه در یادداشت هاى خود بنویسد شاه گفت ولى مستر فریزر گفتند و مستر گس و مستر فریزر به کمیسیون تشریف آوردند در این زمینه دیگر نمی‌خواهم صحبت کنم بحث خیلى طولانى مى‌شود مى‌گذریم ولى منطق صحیح و عقل سلیم حکم مى‌کند که تنها راه استخلاص و آزادى ایران از یوغ منحوس سیاست استعمارى قطع کردن دست خارجى از نفت ایران است اگر زور و نیروى مسلحانه داشتیم مى‌بایستى اینها را به زور بیرون کنیم ولى نیروى مسلحانه ما نداریم و احتیاج هم به آن نداریم باید با اصول و موازین منشور ملل متفق و اعلامیه حقوق بشر که به دست خود انگلیس‌ها امضا شده است و با توسل به کلیه عوامل بین‌المللى که خود انگلیس‌ها جزئى از آن هستند ما متوسل بشویم و چون امروز نفوذ سیاسى و تفوق اقتصادى سیاست استعمارى بعد از منابع هند که هنوز باقى است به صورت امتیاز و قرارداد نفت در مملکت ما اجرا مى‌شود تنها آرزوى ملت ایران کوتاه کردن دست این سیاستمداران و انهدام بنیان این سیاست استعمارى شوم مى‌باشد آقایان نمایندگان فعلاً کار از این حرف‌ها گذشته تاریخچه مبارزه نمایندگان جبهه ملى و یک عده دیگر از نمایندگان ایرانى نشان مى‌دهد که

+++

هر چه گفتنى بوده هر چه حرف منطقى بوده گفته شده در دوره پانزدهم مطلب حلاجى شد در این استیضاح اخیر که ادعانامه ملت ایران از شرکت نفت بود اینها تمام گفته شد و با در نظر گرفتن تمام اینها ما تنها راه نجات ملت ایران را در این تشخیص داده‌ایم که تا آخرین سر حد امکان براى ملى کردن صنعت نفت مبارزه کنیم این مبارزه نور با ظلمت و یزدان با اهریمن است می‌دانیم پدران ما، اجداد ما زردشتى بوده‌اند و آتش را مى‌پرستیدند (ارباب گیو- ما آتش‌پرست نیستیم) این اصطلاح است احترام می‌گذاشتند بنده خیلى ممنون هستم از این تصحیح آقاى ارباب گیو (ناظر‌زاده- یزدان‌پرست بودند آتش مقدس بوده است آتش مظهر یزدان بود) اشتباه لفظى بود آتش یکى از مظاهر یزدان بود حالا درست شد؟ آتشکده‌ها بعضی‌شان یک مقام و احترام و قدس خاصى داشتند اینها آنجایى بود که آتش جاودانى در آنجا مى‌سوخت این آتش جاودانى چه بود؟ همین نفت بود و این دارسى علیه‌اللعنه از روى کتاب‌هاى تاریخ قدیم که راجع به ایران رومى‌ها یا یونانی‌ها نوشته بودند چون خیلى باهوش و بوکش بود به اصطلاح انگلیس‌ها خودشان یک اصطلاح دارند که می‌گویند چون انگلیسى نمی‌دانم و لغتش را هم نمی‌دانم انگلیس‌ها مى‌گفتند که هر جا یک طلایى هست و یا نفتى پیدا شود دارسى بو می‌کند و می‌رود آنجا (جمال امامى- فلر) فلر فرانسه است عرض کنم دارسى این کتاب‌هاى تاریخ را خوانده بود که یک آتش جاودانى بوده که همیشه می‌سوخته و خاموش نمی‌شده و احتیاجى هم به هیزم و زغال نداشته او حدس زد باید نفت باشد و رفت و پیدا کرد ولى اجداد ما که آتش را مقدس می‌دانستند و مظهر یزدان می‌دانستند از این هم من یک رمزى کشف کردم می‌خواستند به آیندگان خودشان بگویند که مظهر استقلال و عظمت و تمامیت و مظهر بقاى شما و مظهر یزدان‌پرستى همه نفت است شما باید این نفت را در مقابل اهریمن که با یزدان همیشه در جنگ است حفظ کنید شما خدا‌پرست‌ها باید نگذارید شیطان دستش به این آتش مقدس برسد این رمز را از هزاران سال ‏به یادگار گذاشتند و ما باید این آتش مقدسى که خزینه‌اش در دل این خاک عزیز نهفته است این را خودمان به دست بگیریم و دست این اهریمن‌صفتان را کوتاه کنیم باید یزدان بر اهریمن غالب بشود و باید نور بر ظلمت غلبه بکند و بالأخره خواهد کرد ولو کره الکافرون آقایان ما هیچ چیزمان از این مملکت کوچکى که همه چیز خودشان را در سایه اراده خود به دست آورده‌اند کم‌تر نیست و می‌توانیم این کار را بکنیم فقط براى این کار یک چیز لازم است یک خورده جرأت بکنیم یک خورده فکر بکنیم وضعیت حساس بین‌المللى را در نظر بگیرید وضعیت حساس خودتان را هم در نظر بگیرید خواهید دید که می‌توانید این کار را بکنید شما نمی‌دانید یا غلط گفتم شما می‌دانید که شرکت نفت چه فجایعى در این مملکت می‌کند یک عده از جوانان ایرانى می‌روند آنجا کارمند شرکت نفت می‌شوند وضع زندگى اینها را طورى می‌کنند که وضع گذران و زندگى اینها را طورى می‌کنند که وضع گذران و زندگى اینها منحصر به همین حقوق شرکت نفت می‌شود و از اینها هر استفاده‌اى که می‌خواهند می‌کنند من فقط یک نمونه کوچکى خدمت آقایان عرض می‌کنم که خیلى خیلى متأثر شدم و حقیقتاً اگر این جریان را قبلاً می‌دانستم خودم در این قسمت عملى نمی‌کردم در یکى دو تا از روزنامه‌هاى نفتى البته روزنامه نفتى آنچنان روزنامه‌اى است که کاغذش را اول انتشارات شرکت نفت می‌دهد خودش روزنامه را چاپ می‌کند اداره تبلیغات و انتشارات کل کشور شاهنشاهى 8 هزار یا 5 هزار شماره از این روزنامه را می‌خرد و می‌فرستد به ولایات این چنین روزنامه‌اى را روزنامه نفتى می‌گوییم در یکى از این روزنامه‌هاى نفتى یکى دو تا کاریکاتور کشیده بود که شناخته شد و تشخیص دادیم که این کاریکاتورها را یک نفر کارمند شرکت نفت که براى این کار به تهران آمده بود کشیده مثل آن مقاله‌نویس شرکت نفت که او هم به تهران آمده بود البته من خیلى مفتخر شدم از این کاریکاتورى که در این روزنامه کشیده بودند (جمال امامى- به چه شکلى کشیده بودند؟) به شکل خرس ولى ملت ایران را هم به شکل یک پیرمرد خرس ولى ملت ایران را هم به شکل یک پیرمرد بیچاره‌اى که یک زنبورى هم روى پیشانى‌اش نشسته و این خرس هم یک سنگ برداشته که بزند و آن زنبور را بکشد و من هم خیلى کیف کردم جناب آقاى جمال امامى چون اگر ما این زنبور را نتوانیم بکشیم خیلى بهتر است که با کله آن خفته یک جا کشته بشود و این بهتر از این است که این فساد و این فحشا ادامه پیدا کند کاش زودتر ما نابود بشویم و تاریخ گذشته‌مان بیش از این لکه‌دار نشود راجع به این موضوع ما در روزنامه نوشتیم البته از مجله اخبار هفته که هر هفته منتشر می‌شود و کاریکاتور‌هایى آنجا مى‌کشند شواهدى در آنجا ذکر شده بود که کاملاً معلوم بود کار این شخص است و بعداً هم تأیید شد یک نفر از دوستان ما که به من کاغذ مى‌نویسد چون مردم به من خیلى کاغذ مى‌نویسند یک کاغذى از آبادان به من نوشته بود شرح حال این کاریکاتوریست را براى من نوشته بود (جمال امامى- مقالات آن روزنامه را اداره تبلیغات مى‌نویسد) بعضى‌هایش را کارمندان شرکت نفت و بعضیهایش را هم نویسندگانى که ما از نزدیک مدتى با آنها محشور بودیم در محبس پارسال خدمت آقاى مکى و آقاى حائرى‌زاده ایشان هم آنجا بودند عرض کنم که یک نامه‌اى (خیلى معذرت می‌خواهم از این که وقت آقایان را می‌گیرم) این دوست به من نوشته بود که تو اگر می‌دانستى و از وضعیت زندگى این کاریکاتوریست مطلع بودى هرگز راجع به او یک کلمه نمى‌نوشتى و شرح داده بود که این شخص پسر مرحوم سرگرد نیک‌زاد است که رئیس سابق کلانترى شماره دو آبادان بود در موقع اشغال شهریور انگلیس‌ها با مسلسل این سرگرد بیچاره را در اطاق کارش کشتند (فقیه‌زاده- با پسرش متشکرم با پسر کوچکش مى‌کشند این پسر دیگر که کاریکاتوریست است آن وقت در قم بوده این می‌ماند و یک مادر و آن وقت مجبور می‌شود که بیاید به استخدام شرکت نفت خیلى معذرت مى‌خواهم از این جمله‌اى که می‌خواهم حضورتان عرض کنم اداره فعلى انتشارات شرکت نفت در آبادان همان کلانترى 2 سابق است و اطاق کار این بچه بدبخت همان اطاق کارى است که پدرش و برادر بدبختش به دست انگلیس‌ها در آنجا کشته شده‌اند و این بدبخت مجبور است که توى این اطاق که هر ساعت خاطره کشته شدن پدر و برادرش را پیش چشمش می‌آورد بنشیند و کار بکند براى این که نان مادرش را بدهد خدا می‌داند که بى‌اندازه متأثر شدم که من براى چه راجع به همچو جوانى نوشتم که کاریکاتور مرا کشیده بود او مجبور بوده بکشد. به این صورت در آورده‌اند این مملکت را درست فکر بکنید که این مملکت را به این صورت در آورده‌اند که جوان باید در اطاقى که پدرش را کشته‌اند از آن کسانى که پدرش را کشته‌اند حقوق بگیرد که مادرش از گرسنگى نمیرد و کاریکاتور بکشد و به برادران وطنى خودش که می‌داند خدمت می‌کنند اهانت بکند این وضعى است که این شرکت در این مملکت ایجاد کرده است آقایان این قدر من از این چیزها می‌دانم این قدر نامه‌ها و مدارک دارم که اگر بخواهم صد یک آن را بگویم می‌توانم شما را بگریانم اگر تیمسار رزم‌آرا چاقوکش می‌فرستد که حروف مطبعه را خورد بکند براى این است که من در آن جلسه خصوصى گفتم که ما مدارکى داریم و انتشار خواهیم داد ولى آن کسانى که این مدارک را به من داده باخطر مرگ مواجه بودند و به من گفتند که اگر بدانند تو این مدارک را دارى تو هم در خطرى و شاید براى حفظ بنده بوده است که فرستادند حروف را له کردند که مبادا این مدارک چاپ شود گفته بودند که بعد از آن که نامه وزارت راه را چاپ کردیم گفتند چطور از آرشیوهاى شما آن نامه راجع به وزارت راه و آن دستور راجع به امضای لوکوموتیو‌ها چاپ شده است این وضعى است که این شرکت در این مملکت ایجاد کرده است هر کدام از آقایان عرایض من قانعتان نکرد یک ساعت خواهش می‌کنم وقتتان را صرف کنید و تشریف بیاورید تا من نامه و مدارک دیگرى ارائه بدهم و ببینید چه به روز این مملکت آورده‌اند و حالا این مملکتى که این همه سختى و بدبختى کشیده و می‌خواهد این نفتش ملى بشود گفته می‌شود حالا مصلحت نیست حالا مقتضى نیست آقا همیشه مقتضى است و بالخصوص حالا که با سیاست مخصوصى که در دنیا حکمفرما است ما با کمال خوبى می‌توانیم بکنیم و این کار خواهد شد و مسلماً خواهد شد براى این که خدا می‌خواهد این کار بشود آقایان یک قدرى منصفانه به حال خودمان نگاه کنیم راجع به رضا شاه در این مملکت ضد و نقیض بسیار گفته شد و بسیار هم نوشته شد ولى اگر با دیده انصاف نگاه بکنیم مى‌بینیم که رضا شاه هر چه بود و به هر منظور بود خدماتى به این مملکت کرد (عده‌اى از نمایندگان- صحیح است) امتیازات خارجى را لغو کرد انحصار‌هاى خارجى را از بین برد امتیاز واگون، امتیاز اسکناس بانک شاهى و از همه مهم‌تر الغای کاپیتولاسیون و حتى من بالاتر از این می‌خواهم بگویم من شخصاً معتقدم که در الغای قرارداد دارسى هم رضا شاه حسن‌نیت داشت ولى خیانت و جبونى رجالى که دورش را گرفته بودند همان کسانى که نام‌شان به ننگ آلوده شده و تا ابد این ننگ در خاندان‌شان باقى خواهد بود (تیمور‌تاش- صحیح است) اینها باعث شدند که این قرارداد 1933 اسم پیدا کند راجع به غیر نافذ بودن این قرارداد گذشته از اقرار آقاى تقى‌زاده و نامه‌هاى رد و بدل شده‌اى که در پرونده نفت هست و روزى که چاپ بشود مشت بسیارى از این رجال ظاهراً نیک‌نام باز خواهد شد علاوه بر اینها خود چرچیل در پارلمان انگلستان بعد از شهریور 1320 گفته است که ایران

+++

مدت 20 سال تحت سلطه یک حکومت غیر ملى بود و این در همان موقع در روزنامه‌ها منعکس شد پس طرفین عاقد قرارداد هیچ‌کدام رسمیتى براى این قرارداد و قائل نبودند و تمام این جریانات و این قرارداد الحاقى و این پیشنهادى که شنیده‌ام که می‌خواهند تهیه کنند که دولت برود این دولت آقاى رزم‌آرا برود براى مذاکره راهى پیدا بکند براى این است که یک راهى براى تنفیذ قرارداد 1933 پیدا بکنند و الا مطمئن باشید و این را من قول شرف به شما می‌دهم که انگلیس‌ها بهتر از ما مطلعند که این قرارداد 1933 پوچ است یک عده از مستضعفین ما ممکن است که فکر بکنند که خوب ورقه‌اى است و اسم قرارداد روى آن است ولى خود انگلیس‌ها می‌دانند که در هیچ محکمه‌اى از زندگى ندارد و به هر صورت می‌خواهند بگویند به یک نحوى این قرارداد را تنفیذ کنید ولو به اسم الغای قرارداد باشد این یادتان باشد تا یک موقعى توضیح بدهم تنها راه نجات ملت ایران فقط و فقط ملى شدن صنعت نفت است شما خودتان آقایان شاهد اجراى یک قسمت از برنامه‌هاى استعمارى در این مملکت بوده‌اید براى این که پر دور نروید یک مثالى را من به خاطر آقایان می‌آورم چون انگلیس‌ها برخلاف بعضى از مزدوران‌شان این قدر شعور دارند وقتى که دیدند یک نقشه‌اى از آنها فاش شد و عملى شدنى نیست خودشان جا می‌زنند و می‌روند همان طورى که مستر نورتگرافت بعد از دست به پشت زدن نزد شاه بعد از این که دید بد شد دست به سینه پشت سر جهانبانى مى‌ایستد این عادت‌شان است که یک نقشه‌اى که دارند هر قدر متهورانه است وقتی که دیدند فاش شد و ممکن است سر و صدا تولید کند فورى جا می‌زنند یک نمونه خدمتتان عرض می‌کنم در همین دوره 15 آقایانى که تشریف داشتند خاطرشان هست که یک روز بنده آمدم اینجا به عنوان قبل از دستور راجع به برنامه استعمارى فرهنگ صحبت کردم آقاى دکتر زنگنه یادش بخیر خدا در این دنیا و آن دنیا با آقاى دکتر اقبال و آقاى اردلان محشورش کند (خنده نمایندگان) آقایان خواهش می‌کنم خنده نکنید چون اسباب به هم خوردن نظم مجلس می‌شود خنده را باید بیرون کرد عرض کنم آمدند و گفتند که این برنامه اولاً نفهمیدند که اصلاً برنامه چیست آمدند اینجا گفتند این برنامه آن چنان برنامه خوبى است که دو سال راجع به آن مطالعه شده است چه شده است و چه نشده است و به عرض اعلیحضرت همایونى رسانیدم اعلیحضرت همایونى فرمودند که بسیار خوب است و شوراى عالى فرهنگ هم تصویب کرده است و دستور اجرایش را هم آقاى دکتر زنگنه داده است هر چه من آمدم داد زدم که این برنامه استعمارى است کسى به حرف من گوش نداد صورت جلسه‌ها را بخوانید ولى در همین پشت تریبون آمدم و این برنامه را شکافتم البته هر کسى فنى دارد و من فنم معلمى است آقاى دکتر صالح فن‌شان طبابت است (دکتر صالح- من هم معلم هستم) اگر چه ایشان استاد دانشگاهند معذرت می‌خواهم آقاى مهندس اشراقى مهندس هستند و از مهندسى اطلاع دارند بسیارى از آقایان با حسن نیت از من می‌پرسیدند که حالا تصدیق 6 ساله و 12 ساله می‌دهند و این وقت سه تا تصدیق 4 ساله جمعش مى‌شود 12 سال و این خیلى مفصل است ولى همین که این موضوع شکافته شد این برنامه‌اى که می‌بایستى فرهنگ ما را احیا بکند این برنامه‌اى که به عرض و تصویب اعلیحضرت همایونى رسیده بود این برنامه‌ای که شورای عالى فرهنگ تصویب کرده بود و وزیر فرهنگ دستور اجرایش را داده بود الان 2 سال است گذشته است کجا است؟ (دکتر هدایتى- خیر بنده خبر ندارم) چطور شد یادتان نیست پشت این تریبون آقاى دکتر زنگنه طرحى را که به شورای عالى فرهنگ داده بود و چند تا از استادان را مرعوب کرده بود که اعلیحضرت همایونى فرموده‌اند خیلى خوب است و بایستى اجرا شود آنها هم تصویب کرده بودند چطور شد این برنامه مهم و کجا شد این تحول فرهنگى؟ فقط براى این که انگلیس‌ها این شعور را دارند که وقتى دیدند مشت‌شان باز شد ول می‌کنند مثل پاسبان‌هاى آقاى اردلان سر کوچه نمى‌ایستند و می‌روند آقایان به خوزستان تشریف برده‌اند و بعضى از آقایان هم اهل خوزستان هستند بنده متأسفانه به آنجا نرفته‌ام یک جزوه‌هایى شرکت نفت منتشر می‌کند یک مقالاتى هم از مجله‌هاى نفتى در اینجا نوشته می‌شود در همه اینها صحبت از بیابان‌هاى بى‌آب و علف خوزستان است که اینجا هیچى نبود یک مشت مردم لخت و برهنه بودند و خوبی‌هایى که شرکت نفت کرده و تمدن آورده و چه و چه آقایان از اینها زیاد خوانده‌اند جزوه‌هایى که اخیراً چاپ شده بود و براى همه آقایان نمایندگان هم فرستاده بودند راجع به خوزستان و آبادان خوبی‌هاى شرکت نفت را نوشته بودند یک جزوه کوچکى بود و کاریکاتور هم داشت بنده در کتاب‌هاى قدیمى از مسافرینى که قرون قدیمه رفته‌اند به آنجا راجع به خوزستان خوانده‌ام که آنجا معمور و آباد بوده وفور نعمتش راجع به نیشکر و خرما و سایر چیزهایش همه اینها را من خوانده بودم و فکر می‌کردم که این کى خراب شده این آبادانى که این طور آبادان بوده است تا این که توانستم تاریخ خرابیش را معین بکنم یکى از دوستان من یک کتابى دارد که بنده متأسفانه از خواندن متن آن کتاب محرومم ولى ‏ترجمه آن عما قریب به فارسى چاپ خواهد شد کتابى است از سر آرنولد ویلسن ویس کنسول سابق انگلیس که کتاب‌هاى دیگرى هم راجع به ایران نوشته و یک کتاب بسیار خوبى هم نوشته است راجع به خلیج‌فارس و امیدوارم که آقاى تیمسار هم خوانده‌اند آن را براى اصطلاح جغرافیائیش بنده ترجمه این کتاب را خوانده‌ام و خیلى کتاب محققانه‌اى است این شخص یک یادداشت‌هایى با کمال انصاف و شرافتمندى و آزادگى تهیه کرده و نمی‌دانم بعد از مرگش چاپ شده یا در زمان تقاعدش می‌دانم کسى است که ناظر حفر اولین چاه‌هاى نفت بوده در سراسر این کتاب تمامش صحبت از خرمى و آبادانى و سرسبزى آبادان است چیزهایى می‌نویسد، می‌نویسد که رمه‌هاى خوزستان این قدر شیر دارند که شیر زیادى را دور می‌ریزند حالا اینها می‌گویند براى ما تمدن آورده‌اند در خوزستان شما بروید ببینید یک شیر تازه پیدا نمی‌شود آنجا خود انگلیس‌هایى که هستند اینها از خوردن آن گوشت‌هاى گندیده استرالیایى شکایت دارند و خود این ویلسن در یک جایى از کتابش به طوری که گفته در چند سال بعد تأسف آن گوشت‌هاى تازه را می‌خورد و اظهار تأسف نسبت به گوشت‌هاى کثیف حالا مى‌کند حالا نفتمان را که بردند هیچ اصلاً تاریخمان را هم دارند عوض می‌کنند اصلاً طورى انتشار می‌دهند مثل این که این خوزستان یک بیابانى بوده است مثل ریگزارهاى آفریقا که این آدم‌ها آمدند و تمدن را آوردند در صورتی که یکى از گاهواره‌هاى تمدن بشرى همین خوزستان بوده است خرابه‌هاى شوش و آثارى که از آنجا به دست آمده و چیزهایى که هست تمام اینها نشان می‌دهد که خوزستان چه وضعى داشته است و اگر اینجا تبدیل به یک بیابان خشک و بى‌آب و علف شده است فقط براى این است که کارگر ارزان براى استخراج نفت در دسترس این بى‌انصاف‌ها باشد فقط و فقط راجع به این مطالب زیاد هست ولى می‌گذاریم و با تمام این احوال ایرانى می‌تواند نفت خود را استخراج کند با این که انگلیس‌ها در این 50 سال اخیر نگذاشتند ایرانی‌ها در رأس مشاغل حساس قرار بگیرند و با این که مانع می‌شدند که به اصطلاح فوت و فن کاسه‌گرى استخراج نفت را یاد بگیرند همان نبوغ و هوش فوق‌العاده ایرانى سبب شده که حتى این کارگرهاى ایرانى در کار خودشان مهارت بسیار زیادى پیدا کنند و تازه به فرض محال که تخصص به اندازه کافى نداشته باشیم چه مانعى دارد از ممالک بی‌طرف متخصص استخدام مى‌کنیم یا بالاتر از این چه مانعى دارد که از انگلستان استخدام بکنیم آن که می‌آید براى شرکت نفت کار می‌کند و حقوق مى‌گیرد ممکن است براى ما کار بکند و حقوق بگیرد گر چه شاید بعضى از آنها حاضر نباشند به حقوق گرفتن از ما و بعضی‌شان را هم صلاح نیست که ما استخدام بکنیم ولى اشخاص متخصص در همه جاى دنیا و در تمام ممالک هستند تازه یک موضوع دیگر اگر ما نفت را تصفیه نکنیم چه می‌شود چون تمام این قسمت‌ها و استدلالات راجع به تصفیه نفت است تا آدم مى‌گوید چى مى‌گویند آقا این 50 ماده است تصفیه‌اش مشکل است متخصص لازم دارد و در تمام دنیا ده نفر بیش‌تر راجع به نفت اطلاع ندارند و از این حرف‌ها می‌زنند ما نمى‌خواهیم نفتمان را تصفیه بکنیم نفت خام می‌فروشیم این هیچ چیز لازم ندارد مى‌دانید که این چاه‌ها با این ترتیبى که تعبیه می‌شود نفت از آنها فوران می‌کند (دکتر هدایتى- تصفیه نشده را بهتر مى‌خرند) ما تصفیه نشده مى‌فروشیم چه مانعى دارد که ما نفت خام که خواهان بسیار هم در دنیا دارد و به طورى که گفته شد الان بسیارى از ممالک خودشان براى خودشان تصفیه‌خانه مى‌سازند که نفت خام بخرند و بیاورند آنجا تصفیه کنند با این لوله نفت خدا داده کشتى مى‌آید کنار بندر ده هزار تن نفت مى‌خواهد یکى دیگر مى‌آید سیصد تن نفت مى‌خواهد پولش را می‌گیریم نه تصفیه‌خانه مى‌خواهد و نه متخصص چه مانعى دارد این دیگر کارى است بیرون آوردن نفت خام و فروش آن بدون تصفیه، این کاری است که هر ایرانى کودن مى‌تواند بکند ولى البته به فکر رجال باهوش ما نمی‌رسد و آقایان این را مطمئن باشند که ما بدون احتیاج به تصفیه‌خانه و به هیچ چیز مى‌توانیم در دنیا نفت‌فروشى کنیم و به شما قول مى‌دهم که اسکله‌هاى بنادر ما مثل دکان‌هاى نانوایى در آن موقعى که‏ تیمسار لازم داشتند فشار باشد براى نان نه در زمان حکومت خودشان همان جور کشتى‌ها براى بردن نفت خواهند آمد و من از آن بالاتر مى‌گویم اصلاً ما نفت نداشته

+++

باشیم یک بمب اتم بیاید تمام منابع نفت ما را نابود بکند که ای کاش از روز اول نداشتیم اگر ما از روز اول نفت نداشتیم اقلاً مثل افغانستان بودیم و روى پاى خودمان بودیم که دیگر افغانستان نتواند آب هیرمند را ببرد و زور از او نشنویم چرا این طور شدیم براى این که انگلیسها می‌خواهند منفعت ببرند آقایان بیائید این صنعت را ملى بکنید ولو حداکثرشرا بگیرید که این نفت نابود بشود و فرض کنید که نابود بشود و دست اینها کوتاه بشود مى‌نشینیم و با هم زندگى می‌کنیم به همان کشاورزى خودمان می‌پردازیم همان آبادان خودمان را آباد می‌کنیم آقایان مگر نمی‌دانید که در تمام کارهاى عمرانى این مملکت چوب انگلیس جلوى چرخ‌ها گذاشته شده است مگر نمى‌بینید که لوله‌کشى تهران عملى نخواهد شد بفرمایید چرا عملى نخواهد شد براى این که بتوانند همیشه لوله‌کشى آب آبادان را به رخ ایرانیان بکشند جریان لوله‌کشى شیراز که لوله را آورده بودند و سر پیچ نیاورده بودند آقایان یادشان هست آقایان نگاه کنید که کدام شهر در دنیا هست از الجزیره، تونس، بغداد، سایگون کدام پایتخت است که لوله‌کشى نشده باشد من می‌پرسم وجداناً آیا کسى هست که بگوید جز این که انگلیس‌ها اخلال کردند علت دیگر داشته ما که این راه‌آهن با عظمت را کشیدیم لوله‌کشى تهران در مقابل آن چیزى نیست چرا نگذاشتند براى این که ما باید از مظاهر تمدن دور باشیم و آن وقت این پولى که ما از شرکت نفت تا حالا گرفته‌ایم چه کار کردیم کدام لیره این به جیب ملت ایران رفت آیا جز این است که یک مقدارش به اسم ذخیره ملى در بانک‌هاى انگلستان ماند و با همان اسلحه وارد کردیم و سال‌ها هزاران جوان ایرانى وقت خودشان را صرف کردند که این اسلحه را براق کردند و روغن بزنند و یک سال هم کار خود من این بود که براى این که آنها توى انبارها بماند و وقتى که آقایان آمدند تحویل خودشان بدهیم براى باقیمانده آن چه کار شد غیر از پرونده و آثارى که پایه ندارد از کدام لیره این نفت به صرفه ملت ایران خرج شد که ما اگر از گرفتنش محروم بشویم متأثر باشیم اگر اساساً ما نفت نداشته باشیم یا اساساً استخراج نشده بود ما با همان کشاورزى خودمان با همان صنایع داخلى خودمان با همان چیزهایى که مى‌توانیم فراهم بکنیم الان خودمان روى پاى خودمان براى خودمان مى‌ایستادیم فقط طمع این دزدان دریایى این روز را به حال ما آورد مگر پیش از این حالا به قرن‌هاى پیش کار ندارم همین زمان صفویه بعد از صفویه زمان نادرشاه بعد از نادرشاه زمان فتح‌علی‌شاه که این قدر فحشش می‌دهند این فتح‌علی‌شاهى که این همه درباره‌اش حرف می‌زنند و مسخره مى‌کنند که قسمت عمده‌اش هم به جا است ولى 25 سال با روس‌ها جنگید آن وقت، عباس‌میرزا جنگید ولى آن وقت نفتى هم استخراج نشده بود ولى جنگ نامساعد بود و از همان وقت رخنه همین آقایان در دریاهاى ما وجود داشت بروید یادداشت‌هاى محرمانه انگلستان را راجع به ترکمانچاى بخوانید ببینید چه بود ما چطور شد به این روز افتادیم فقط و فقط براى این است که اینها می‌خواهند نفت ما را مفت ببرند و بر ما آقایى بکنند یک روزى بود که ممکن بود از آمدن کشتی‌هاى جنگى انگلیسى به بنادر خلیج‌فارس آدم وحشت کند و بترسد امروز آقا گذشته امروز دیگر انگلیس‌ها با ما همسایه نیستند ولى در مقابل یک دولت آزادی‌خواه جمهورى همسایه ما هست که البته یقین است قواى خودش را صرف حفظ نفت انگلیس نخواهد کرد و ما با یک دولت مقتدر یعنى شوروى دو سه هزار کیلو‌متر مرز مشترک داریم چطور با این که ما زیر چنگال روس‌ها بودیم و یک ساعته می‌توانستند تهران را از بین ببرند مگر در همین مجلس مقاله‌نامه قوام سادچیکف را ما رد نکردیم بعد (اشاره به آقاى دکتر معظمى) شما رأى به ردش ندادید (دکتر معظمى- رأیش حاضر است) همه رأى دادیم رد کردیم چطور شد آب از آب تکان خورد؟ روسیه از ما گله کرد؟ قطع رابطه کرد؟ چطور شد هیچ طور نشد نه تنها قطع رابطه نکرد در دوستى خودش باقى ماند تا در دولت همین تیمسار قرارداد بازرگانى را دوباره روى کار آوردند خوب اگر ما از روسیه نترسیدیم و آن قرارداد را رد کردیم آن مقاوله‌نامه را و از این دو هزار و چند صد کیلومتر مرز مشترک نترسیدیم از چه چیز انگلیس‌ها مى‌ترسید آقایان (آزاد- از منافع خودشان) غیر از چند نفر جاسوس خائن که می‌خواهند در سایه نوکرى انگلیس در این مملکت وزارت بکنند دیگر چه چیز ما داریم که بترسیم از انگلیس‌ها، چه کار می‌کنند نه، فکر کنید شما را به وجدانتان به ناموستان به ارواح مردهایتان قسم مى‌دهم فکر کنید که از چى مى‌ترسید، از این روسیه به این خشمناکى از این دیوار آهنین نترسیدیم و رد کردیم مقاوله‌نامه را چرا از این انگلیس بترسیم آقایان خواهش می‌کنم که یک قدرى خودتان را جمع کنید آقایان یک قدرى به نداى باطنى خودتان گوش بدهید شما همه‌تان خون ایرانى در عروقتان دارید یک خورده این تلقینات را بگذارید کنار یک دقیقه فکر بکنید که دکتر بقایى دارد اینجا صحبت می‌کند البته صحبت من ممکن است در بعضى‌ها در این مبارزاتى که ما داشتیم حملاتى داشتیم این را فکر بکنند و دلگیرى‌هایى داشته باشند فکر کنند این صداى یک ایرانى ناشناسى است که دارد صحبت می‌کند و از شما سؤال می‌کند که آقایان نمایندگان شما وقتى نترسیدید مقاوله‌نامة قوام ساد چیکف را رد کردید از چه مى‌ترسید که صنایع نفت را ملى نمى‌کنید از چه مى‌ترسید شما را به خدا درست فکر کنید غیر از یک چند نفرى که مستقیماً منتفع هستند از این که نفت ما را انگلیس‌ها ببرند اکثریت‌شان را می‌دانم که نخریده‌اند چون من می‌دانم که چه کسانى را خریده‌اند و در موقع خودش خواهم گفت اکثریت شما به واسطه ملاحظه فقط روى ملاحظه فلان سرجنبان که مى‌گوید مصلحت‌ای است ما با انگلیس‌ها در بیفتیم مى‌ترسد، آخر چه مصلحتى نیست کدام خلاف مصلحت است که ما بگوییم نفت خودمان را مى‌خواهیم ملى کنیم شما مطمئن باشید روسیه‌اى که براى رد مقاوله‌نامه قوام ساد چیکف هیچ اظهار خصمانه‌اى نکرد اگر ما قرارداد ملغاى 1933 را در ضمن ملى کردن صنایع نفت از بین ببریم و رأى بدهیم من به شما قول مى‌دهم آن روسیه‌اى که در آن موقع اظهار خشم نکرد اگر ما این کار را بکنیم آنها بخواهند به ما تجاوز بکنند دفاع خواهند کرد. آقایان دنیا در یک وضعیت خاصى است اگر یکى از این کشورهاى بزرگ از این امضا کنندگان منشور ملل متفق و اعلامیه حقوق بشر یکى از اینها بخواهند به ما حمله بکنند ما مى‌توانیم دفاع کنیم نه این که خودمان زور داشته باشیم افکار عمومى دنیا پشتیبان ما است آن کشورى که بخواهد به ما حمله کند باید اعلان جنگ به دنیا بدهد حمله به ایران یعنى اعلان جنگ جهانى سوم و انگلستانى که در جنگ جهانى روزى چندین میلیون لیره خرجش بوده و عایدات سالیانه نفت ایران که کفاف مخارج و مصارف نصف هفته‌اش را نمی‌دهد براى حفظ او حاضر نخواهد شد وارد یک جنگى بشود که معلوم نیست چه بشود و حدودش هم معلوم نیست و تازه گیرم انگلستان بخواهد وارد جنگ بشود مگر آمریکا و روسیه احمقند که به خواست انگلستان بیایند این کار بکنند آقایان خواهش می‌کنم یک خورده به اخبار خارجى توجه کنید یک خورده روزنامه بخوانید یک خورده مقاله بخوانید ببینید دنیا چه خبر است چند روز پیش دو مقاله در روزنامه اطلاعات بود در دو شماره چاپ شده از والترلیپمن خواهش می‌کنم آقایان حتماً این دو مقاله را بخوانند (مکى- بعضی‌ها ممکن است اطلاعات را تحریم کرده باشند) نه باید خواند این شخص یکى از بزرگ‌ترین مفسرین سیاسى دنیا است این یک مقاله مفصلى نوشته است تحت عنوان این که ما اشتباه کردیم و در توى این مقاله یک جمله‌ای است که بنده آن را مى‌خوانم می‌نویسد: این راجع به اشتباهات خودش است یکى از اشخاصى است که پیشگویی‌هایش راجع به جریان دنیا در دنیا ارزش دارد و مقاله‌اش چندین میلیون خواننده دارد مى‌نویسد مهم‌ترین و خطرناک‌ترین اشتباهات من در این دو حساب حساب کمونیست و دیکتاتورى اشتباهى بود که در حساب انگلستان مرتکب شده‌ام در آن وقت ملتفت نبودم که فعالیت‌هاى درخشان و خطرناک بریتانیاى کبیر آن را از پاى در آورده است و آن وقت توضیح می‌دهد که فکر می‌کردم که انگلستان بعد از جنگ هم یک آدمى‌براى خودش مثل قبل از جنگ است و فعالیت‌هایى که کرده است باز هم قوایى دارد که با یک قدرى کمک می‌تواند خودش را بگیرد و دو مرتبه به همان حال برگردد ولى مى‌بینم که این دیگر به کلى مضمحل شده است و از بین رفته است هر چه کمک کنیم فایده‌اى ندارد و امور به این ترتیب جریان نیافت هنگام جنگ به ما نگفته بودند که احیای بریتانیاى کبیر هم مدت مدیدى وقت لازم دارد و هم بسیار مشکل است توجه بفرمایید آقایان احیای بریتانیاى کبیر هم مدت مدیدى وقت لازم دارد و هم بسیار مشکل است این یکى از بزرگ‌ترین مفسرین سیاسى دنیا است که مى‌نویسد آن وقت ما مى‌ترسیم از این انگلستان مى‌ترسیم چرا؟ براى این که چند نفر این طور به ما تلقین کرده‌اند ولى آقایان اگر همان طورى که خواهش کردم یک دقیقه فکر کنید که یک ایرانى گمنامى دارد با‌ وجدان شما صحبت می‌کند حساب‌هاى شخصى و حب و بغض‌ها و تمام اینها را کنار بگذارید و گوش به نداى وجدان خودتان بدهید خواهید دید که ما می‌توانیم صنعت نفت را ملى کنیم و انشاء‌الله در آتیه نزدیکى خواهیم کرد بدون این که آب از آب تکان بخورد، آقایان ما الان یک وضعیتى داریم در دنیا که در کمیسیون همین که صحبت رد کردن قرارداد الحاقى گلشاییان و گس شده بود و احتمال می‌رفت در بورس لندن تأثیر کرد و قیمت سهام پایین

+++

رفت همین طور هست آقاى کهبد (کهبد- همین طور است) ما در یک چنین وضعیت خاصى قرار گرفته‌ایم‏.

رئیس- آقاى دکتر بقایى اگر از بیاناتتان خیلى مانده است به جلسه دیگر موکول شود.

دکتر بقایى- خیر اگر آقایان چند دقیقه دیگر بمانند تمام مى‌شود آقایان اغلب شما به انگلستان مسافرت کرده‌اید و دیده‌اید چطور دولت انگلیس به آزادى افراد و ملت خودش احترام می‌گذارد. و آن وقت افراد ملت ایران باید براى نفتى که به رایگان در اختیار این آقامنش‌ها می‌گذارد حتى از خواب و خوراک محروم مانده و مثلاً براى حفاظت یک چاپخانه شب تا صبح بیدار مانده و خون دل بخورد، آقایان منظور این چپاولگران و اشغالگران اشغال یک چاپخانه ناچیز نیست آنها نفت یعنى خون ملت ایران را می‌خواهند آنها مأمورند و معذور باید خون ملت ایران را به اربابان خودشان بدهند و الا کدام پاسبان ایرانى وطن‌پرست پیدا می‌شود که براى از بین بردن مختصر سرمایه یک هم‌شهرى و هم‌وطنى و یا همسایه و برادر خود تا صبح در کنار خیابان از سرما بلرزد و خواب نداشته باشد چون آنها ایستاده بودند آنجا که اگر چاقوکش‌ها موفق نشدند پاسبان‌هاى جناب آقاى حاج عزالممالک اردلان کار چاقوکش‌ها را انجام بدهند و هنوز که هنوز است معلوم نشده است که این سیصد نفر پاسبان چه کار می‌کردند دور خانه من و براى چه آنجا بودند و چرا آمده‌اند آنجا این کارهاى مسخره دولت جواب ندارد نمی‌توانند بگویند که سیصد نفر پاسبان فرستاده بودیم دور خانه و بیست و چهار ساعت چه کار می‌کردند ولى علت دارد، دلیل دارد دلیلش این است که اذا ارادالله شیئا هیا اسبابه وقتى خدا یک چیزى را اراده کند اسبابش را فراهم می‌کند آقایان من از دولت رزم‌آرا متشکر و ممنونم اگر این کارهاى مفتضح را نکرده بودند مردم این طور بیدار نمی‌شدند اگر این تضییقات را به مطبوعات نکرده بوند اگر امثال دکتر حسین فاطمى را به زندان نبرده بودند اگر وکلاى جبهه ملى در مجلس متحصن نمی‌شدند که نتیجه همان کارها است آن وقت مسجد شاه پر نمی‌شد از جمعیت که بیایند همه ملى شدن صنایع نفت را تقاضا کنند و به دولت مقتدر تیمسار رزم‌آرا بخندند اینها اسباب تشکر ما است که این دولت این قدر شعور به خرج داده است در کارهاى خودش که مردم این طور بیدار شده‌اند و این نشان می‌دهد که این کارهاى احمقانه‌اى که پشت سر هم می‌کند پاسبان می‌فرستد، چاقوکش می‌فرستد، توقیف می‌کند بعد نصف شب آزار مى‌کند تمام این شتابزدگى‌ها می‌دانید چیست؟ اینها آن هول و هراس اربابان نفتى است که در این کارها منعکس می‌شود و تمام اینها نشان می‌دهد که ایران موفق خواهد شد صنایع نفت خود را ملى کند آقایان نمایندگان محترم آقایان وزرا توجه بکنید که دنیاى امروز دیگر به کسى اجازه نمى‌دهد که چند نفر به صرف این که مأمور و آلت فعل بوده‌اند دار و ندار ملتى را در طبق اخلاص بگذارند و تقدیم بیگانگان بکنند بیگانه‌پرستى گذشت امروز هر ملتى باید به فکر منافع خودش باشد با وجود همه وسایل سریع‌السیرى که وعده داده‌اند در صورت خطر به اختیار مزدوران بگذارند من به شما قول می‌دهم که یک نفر اگر در این مملکت خبرى بشود جان به سلامت بیرون نخواهد برد و این طیاره‌ها هیچ سرمایه و کلکسیون جواهرى را به صاحبش نخواهد رساند تازه آمدیم و فرار کردند هر کسى تشریف ببرند و فرض کنیم این طور صاف و ساده فرار کردند امروز وضع دنیا سابق نیست امروز فراریان سابق مجبور می‌شوند برگردند براى این که بتوانند بمانند مجبور مى‌شوند بیایند پشت تریبون استغفار بکنند و اقرار بکنند به گناه خودشان تا بتوانند بمانند (فرامرزى- پس باز وکیل و وزیر می‌شوند) تمام می‌شود چون دنیاى امروز دنیاى دیروز نیست در آن روز در اطراف دنیا هر گوشه‌اى یک دیکتاتور عظیم‌الشأن عرض اندام می‌کرد و هر اتفاقى زیر پرده انجام می‌گرفت آن روز ملت‌ها بی‌خبر بودند امروز مردم هر کشور متوجه کوچک‌ترین حرکات و سکنات هیئت حاکمه خود هستند امروز حتى می‌دانند که خانه کدام وکیل آمد و رفت می‌شود می‌دانند که به کى چى وعده داده می‌شود و به کى چه تلفنى می‌شود امروز تمام اینها را می‌دانند این انقلابات خونین دنیا را در نظر بگیرید آقایان و نگذارید کار به آنجاها کشیده شود احساسات دانشجویان و مجاهدین اسلام این میتینگ با عظمتى که همین پریروز داده شد که بعضى روز‌نامه‌ها خبرش را تحریف کردند و بعضى روزنامه‌ها اصلاً این را ننوشتند ولى سرماخوردگى سگ خانه مادر پادشاه انگلیس را نوشتند ولى این 15 هزار نفری که توى مسجد شاه جمع شده بودند اصلاً جزو اخبار داخلى درباره‌اش یک کلمه ننوشتند اینها نشان می‌دهد که ملت ایران براى پس گرفتن حقوق خودش هیچ نوع فداکارى دریغ نخواهد کرد ما از امثال جناب آقاى جمال امامى‌ که حامى دولت رزم‌آرا بودند متشکریم که عمل قبیح دولت را درباره توقیف جراید و توقیف مدیران جراید به شدت مورد حمله قرار دادند آقایان نمایندگان همین دولت رزم‌آرا است که می‌خواهد با این تضییقات و فشارها حقوق ملت ایران را رایگان به دست خارجى بدهد این پیشنهاد‌هاى بینابینى که بنشینیم مذاکره کنیم صدى بیست، صدى چهل فایده ندارد یک روزى شاید خود من فکر می‌کردم که اگر تقسیم باالمناصفه سهام باشد به صرفه ما است ولى امروز اعلام می‌کنم که اگر امروز نود و نه درصد سهام را به ایران بدهند باز یک درصد ضرر کرده‌ایم باید صنایع نفت ملى شود آقایان فقط این چند صد نفر تماشاچى که در اینجا هستند و یا در جلسات بعد خواهند بود فقط اینها نیستند که شما را می‌بینند و از کارتان خبردار می‌شوند دنیا نگران شما است گذشته از این که سعادت یا مذلت یک ملت براى شما بسته است در آن موقعی که می‌خواهید رأى بدهید می‌دانید که دنیا نگران شما است الان یقین بدانید در این مجلس در اینجایى که تمام قسمت‌هایش با خون اقوام و خویشان ما عجین شده روح آنها ما را نگاه می‌کند شما آقایان بر جاى یک اشخاص شرافتمندى نشسته‌اید که کشته شده‌اند و از جایشان تکان نخورده و جا را خالى نکرده‌اند یک خورده خودتان را جمع کنید آقایان من یقین دارم که الان خون ایرانیت در عروق شما دارد مى‌جوشد آقایان یک خورده فکر کنید ترسى ندارد این کار، انگلستان هیچ کارى نمی‌تواند بکند فکر ملت و فکر دنیا را بکنید این پیرمرد سید کمال که مؤتمن‌الملک‌ها مشیرالدوله‌ها مدرس‌ها و امثال اینها را دیده حالا هم شما را دارد نگاه می‌کند از این موى سفید این پیرمرد باید خجالت کشید و نترسید شما آقایان همه بالاتفاق به ملى شدن صنایع نفت رأى بدهید و ملاحظه کنید که چطور ملت ایران از شما استقبال خواهد کرد و چطور شما را در آغوش خواهد گرفت آقایان از وسوسه و بیخ‌گوشى مزدورانى که براى چندرغاز شما را از قدرت امپراطورى ترسانده‌اند و می‌ترسانند نهراسید من قطع دارم که در میان ایرانیان و شما که خودتان را نمایندگان و برگزیدگان آنها می‌دانید هرگز کسى پیدا نمی‌شود که براى چهار شاهى مال دنیا ملتى را سال‌ها دچار بدبختى و فلاکت سازد آقایان در آن دقیقه‌اى که باید رأى بدهید تمام این چیزها را در نظر بگیرید وجدان خودتان خانواده خودتان، خون خودتان را در نظر بگیرید دقت کنید که این رأى شما به سرنوشت سال‌ها سعادت این مملکت خودتان بستگى دارد، این موضوع را این قدر سرسرى تلقى نکنید یک خورده از محافظه‌کارى بیرون بیایید آقایان پارسال در موقعى که در همین مجلس من استیضاح کردم خیلى معذرت می‌خواهم از این یادآورى یک عده راجع به من نگران بودند دیدید که هیچ طور نشد وقتى که ایمان و حقیقت باشد هیچ طور نمی‌شود آقایان یک قدرى جلوى خودتان را رها کنید بگذارید این خون این خون ایرانیت در بدن شما جریان خودش را طى کند و من یقین دارم که شما هم پیشنهاد ملى شدن نفت را امضا می‌کنید آقایان هیئت دولت به جناب آقاى نخست وزیر هم بگویید که بى‌اعتنایى به احساسات عمومى و خیانت به یک ملت عواقب خیلى وخیم دارد تاریخ انقلابات خونین جهان را در نظر خودتان مجسم بکنید با تمام کوشش متدیک و از روى قاعده‌اى که سیاست استعمارى انگلستان براى عقب ماندن این مملکت به خرج داده است امروز کاملاً این ملت بیدار و هوشیار و گوش به زنگ اعمال شما است امروز دیگر قضایا بیست سال نمی‌ماند که بعد کشف شود امروز یک صحبتى که اینجا می‌شود یک ساعت دیگر آن سر دنیا خبرش هست امروز پرونده محرمانه وجود ندارد نتیجه این سیاست جابرانه انگلیس البته این بود که این ملت دیرتر متوجه منافع حیاتى خود بشود ولى امروز على‌رغم میل اربابان نفت مردم این کشور متوجه و بیدار شده‌اند قطع بدانید که با ملى شدن صنایع نفت ملت ایران پشتیبان و یار شما خواهد بود به آن عده معدودى که ممکن است انتخابات آتیه خودشان را در خطر ببینند اگر این پیشنهاد را امضا کنند بنده صراحتاً عرض می‌کنم که ملت شما را انتخاب خواهند کرد مگر شما شاهد نبودید ندیدید که دولت چه مبارزه‌اى با نمایندگان اقلیت کرد و جداناً من از شما می‌پرسم آیا نصف از شما تصور مى‌کردید که دیگر بگذارند ما در این مجلس بیاییم چطور شد آمدیم، در میتینگ پریروز من دلم می‌خواست جناب آقاى رزم‌آرا تشریف داشتند وسط مردم نمى‌دانید چه لذتى دارد که آدم با مردم باشد آقایان من پیرمرد نیستم که از دنیا گذشته باشم و کسى نیستم فکر بکند یک سال و دو سال دیگر از عمرش باقى است اگر حرفى می‌زند از عمرش گذشته است من جزو جوان‌هاى مجلس محسوب می‌شوم من هم داراى آرزوها هستم

+++

داراى امیال هستم، از چیز خوب هر کسى خوشش می‌آید ولى شما غیر از آنهایى که ممکن است اغراض جلوى چشم‌شان را کور بکند بیایید به زندگى من رسیدگى بکنید به زندگى دوستان من هم رسیدگى بکنید ببینید ماها اگر به این راه‌ها وارد شده‌ایم لابد یک ما به ازاى بهترى داشته است و الا براى ما بهتر بود که مثل بعضی‌ها انشاء‌الله این دوره در این مجلس نیستند مثل آنها هم بکنیم خیلى آسان‌تر و بهتر مى‌توانستیم عمل کنیم ولى بدانید آقایان که چون آدم با ایمان کار بکند و بخواهد با مردم کار بکند یک لذت و سعادتى دارد که این دولت‌ها ازش محرومند هیچ کدام از این وزرا، وزرای حاضر البته مستثنا هستند جرأت نمى‌کند توى یک ازدحام بزرگى وارد بشود و بگوید که این آقاى فروهر است ....

رئیس- در مجلس هم جرأت نمى‌کنند بیایند.

دکتر بقایى- این است قضیه پس بیایید رعایت منافع ملت را بکنید بیایید جرأت کنید ....

رئیس- تأمل کنید اکثریت نیست‏.

( پس از چند لحظه مجدداً اکثریت حاصل شد)

دکتر بقایى- پیشنهاد ملى کردن صنایع نفت را که به امضای یازده نفر رسیده تقدیم مقام ریاست مى‌کنم ....

رئیس- این که امضا کم دارد.

دکتر بقایى- پیشنهاد است طرح نیست و اینها هم پیشنهاد ملى کردن صنایع نفت است که به آقایان نمایندگان تقدیم می‌کنم آقایان بیایید شما کمک کنید بیایید آن طورى که ملت از شما تقاضا دارد و آن طورى که وجدان امر می‌کند این پیشنهاد را امضا کنید و یقین بدانید که ضرر نخواهید دید یک خورده نترسید همین کافى است.

6- تقدیم یک فقره لایحه به وسیله آقاى وزیر پست و تلگراف‏

رئیس- اقاى وزیر پست و تلگراف یک لایحه دارند بفرمایند وزیر پست و تلگراف (مهندس اشرافى)- ساحت محترم مجلس شورای ملى- محترماً معروض می‌دارد:

چون در کشورهاى بیگانه استفاده از دستگاه‌هاى فرستنده بى‌سیم بر طبق مقررات قانونى است و تا کنون براى این عمل در ایران مجوز قانونى وجود نداشته و طبق تصویب‌نامه شماره 3817 مورخ 7/ 1/ 1313 که رونوشت آن تلویحاً تقدیم می‌گردد عمل می‌شد لذا با در نظر گرفتن مقتضیات زمان و رعایت مقررات بین‌المللى لایحه‌اى که با مشورت مطلعین وزارتخانه‌هاى امور خارجه، جنگ، کشور، راه، پست و تلگراف و تلفن تحت چهار ماده و دو تبصره تهیه شده است به ضمیمه تقدیم و استدعاى تصویب آن را دارد.

7- تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه‏

رئیس- لایحه به کمیسیون مربوطه فرستاده مى‌شود جلسه آینده روز سه‌شنبه ساعت 9 صبح دستور بقیه گزارش نفت.‏

( مجلس یک ساعت و نیم بعد از ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شورای ملى- رضا حکمت‏

+++

یادداشت ها
Parameter:294615!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)