کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره شانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏16
[1396/05/29]

جلسه: 95 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه 30 آذرماه 1329  

 

فهرست مطالب:

1- قرائت غائبین و طرح صورت مجلس جلسه قبل‏

2- بیانات قبل از دستور- آقایان دکتر مصدق. معدل. جمال امامى. دکتر جلالى. رضوى‏

3- اخطار نظامنامه آقاى آزاد طبق ماده 90

4- تصویب صورت مجلس جلسه قبل‏

5- طرح پیشنهاد آقاى دکتر معظمى راجع به تعیین کمیسییون خاص براى امور مطبوعات‏

6- بقیه گزارش در کمیسیون مخصوص نفت‏

7- تقدیم چهار فقره لایحه به وسیله آقاى وزیر جنگ‏

8- تقدیم یک لایحه به وسیله وزیر کشور

9- بیانات آقاى رئیس راجع به مطبوعات‏

10- تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه‏

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏16

 

 

جلسه: 95

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه 30 آذرماه 1329

 

فهرست مطالب:

1- قرائت غائبین و طرح صورت مجلس جلسه قبل‏

2- بیانات قبل از دستور- آقایان دکتر مصدق. معدل. جمال امامى. دکتر جلالى. رضوى‏

3- اخطار نظامنامه آقاى آزاد طبق ماده 90

4- تصویب صورت مجلس جلسه قبل‏

5- طرح پیشنهاد آقاى دکتر معظمى راجع به تعیین کمیسییون خاص براى امور مطبوعات‏

6- بقیه گزارش در کمیسیون مخصوص نفت‏

7- تقدیم چهار فقره لایحه به وسیله آقاى وزیر جنگ‏

8- تقدیم یک لایحه به وسیله وزیر کشور

9- بیانات آقاى رئیس راجع به مطبوعات‏

10- تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه‏

مجلس ساعت ده صبح به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید

1- قرائت غائبین و طرح صورت مجلس جلسه قبل‏

رئیس- صورت غائبین جلسه پیش قرائت می‌شود

 (به شرح زیر قرائت شد)

غائبین با اجازه: آقاى اورنگ- شوشترى. سالار سنندجى. صاحب‌جمع. فقیه‌زاده. سرتیپ زاده طباطبایی. معین زاده. بهبهانى. شادلو

غائبین بى اجازه آقایان خاکباز. محمود محمودى. حسن اکبر. آشتیانى‌زاده. اقبال. شهاب خسروانى. حبیب پناهى. افشار صادقى. کاظم شیبانى‏

دیرآمدگان با اجازه- آقایان: رضا رفیع. حسن مکرم. محسن طاهرى. رضوى‏

دیرآمدگان بى اجازه- آقایان: امیر افشارى. سلطانى. کهبد. تیمورتاش. تولیت. منصف. هراتى‏

رئیس- نسبت به صورتجلسه پیش نظرى هست؟ آقاى نریمان‏

نریمان- در عرائض بنده مختصر تحریفى در عبارات شده، یک اصلاحات عبارتى دارد اصلاح شده‌اش را می‌دهم به تند‌نویسى دستور بفرمایید اصلاح کنند

رئیس- اصلاح می‌شود، آقاى موقر

موقر- بنده در جلسه پیش که راجع به روابط دولتین ایران و عراق صحبت کردم و عرائضى که عرض کردم متکى به اسناد و مدارک بود. بنده می‌خواهم طبق ماده 90 توضیح بدهم که تحریف در عرائض بنده شده براى این که عرائض بنده متکى به اسناد است، شما اطلاع ندارید آقاى آزاد شما اطلاع ندارید از اوضاع بین‌النهرین (آزاد- وزیر خارجه تکذیب کرد) شما مسموعات را مدرک قرار می‌دهید سال‌ها در عراق بودم ....

رئیس- آقاى موقر شما راجع به صورت مجلس اگر صحبتى دارید بفرمایید

موقر- به هر صورت آنچه بنده عرض کردم متکى به اسناد و دلیل است رفتار آن‌ها در شط‌العرب، عدم اجراى عهد‌نامه‌یی که ما با آن‌ها داریم راجع به اشغال پاسگاه‌هایی که ما در آنجا داریم و راجع به تأسیس بانک ملى که امر تجارى است آقا شما اتکاءتان به این است که شنیده‌اید چه می‌گویند. شما بفرمایید که زبان فارسى در آنجا مصطلح است، استناد من به همین بود ما یک میلیون اتباع ایرانى در آنجا داریم، در آنجا مدارس خوبى داریم، اعتراض به آن‌ها نداشتم، مدارس ما بسیار خوب است اما اجازه نمی‌دهند از آن به مدارس عراقى وارد شوند، چرا تحریف می‌کنید آقا؟ هر کارى را با جنجال کردن نمی‌شود آقا تحریف کرد (صحیح است- احسنت)

رئیس- دیگر نظرى نسبت به صورت مجلس نیست؟ (گفته شد خیر) صورت مجلس بعد تصویب می‌شود

2- بیانات قبل از دستور- آقایان دکتر مصدق. معدل. جمال امامى. دکتر جلالى. رضوى‏

رئیس- آقاى مکى وقتشان را داده‌اند به آقای دکتر مصدق. بفرمایید آقاى دکتر مصدق‏

خسرو قشقایى- بنده در صورت مجلس نظرى دارم و می‌خواستم عرض کنم وقتى که دولت نمی‌آید به مجلس فایده تشکیل مجلس چیست؟ نطق قبل از دستور چه معنى دارد؟

رئیس- این چه ربطى به صورت مجلس دارد؟

اسلامى- بسیار نظر صحیحى است دولت همیشه به مجلس سنا می‌آید اینجا مجلس ملى است نمی‌آید حرف مجلس را گوش کند.

 رئیس- صحیح است ولى ربطى به صورت مجلس ندارد.

اسلامى- این چه وضعى است که دولت به مجلس نمی‌آید مگر دولت مال مجلس سنا است؟ اینجا مجلس ملى است هرروز دولت در مجلس سنا است.

+++

 مکى- دولت مشغول غارتگرى چاپخانه‌ها است دولت مشغول چپاول است.، دولت غارتگر. دولت دزد

اسلامى- دولت به مجلس نیامده. صحبت نفرمایید آقاى دکتر مصدق‏

دکتر مصدق- اکنون بیش از سه سال است که موضوع استیفاى حقوق ملت ایران از شرکت غاصب نفت مطرح است و چنانچه ملت ایران و جهانیان می‌دانستند تا شهریور ماه 1328 دولت‌های ما باحفظ نهایت استتار و اختفا آن هم نسبت به ملت ایران که صاحب اصلى کلیه منابع خود می‌باشد قرار‌داد الحاقى گس گلشائیان را در قالب ظاهرالصلاحى ریختند و با استفاده از تنگناى وقت دوره پانزدهم تقنینیه که آخرین روزهاى حیات خود را طى می‌نمود آن را تقدیم مجلس شوراى ملى نمودند به امید آن که با عدم اطلاع نمایندگان از جزئیات امر نفت با اضافه کردن چند شلینگ و پرداخت قسمتى از مطالبات ما شرکت بتواند هم مفاصا حساب در یافت کند و هم قرار داد باطل 1933 را مجلس شوراى ملى با تصویب قراداد الحاقى تأیید و تنفیذ نماید. ملت باهوش ایران که به خیال غاصبین نفت و خدمتگذاران آن در خواب غفلت غوطه ور است به ناگاه با استفاده از صداى افراد اقلیت نا له هاى مظلومیت خود را ضمن نطق آقاى مکى به گوش جهانیان رسانید و وکلاى اکثریت عموماً با مقاومت منفى خود مانع شدند آقاى مکى را از صحبت محروم نمایند و قرارداد را به تصویب برسانند.

انتخابات اول و دوم تهران با وجود این که زر و زور در دست دولت بود در اثر بیدارى مردم توفیق کسانى را که رسماً برنامه خود را با مخالفت قرار‌داد الحاقى اعلام نموده بودند میسور ساخت و بالاخره عده‌ای را که هدف واقعى آن‌ها هدف ملت ایران بود روانه مجلس نمود پس از صحنه سازی‌های حکومت ساعد و سپس حکومت منصور و بعد رزم‌آرا نتیجه این شد که دفاع قرارداد الحاقى را دولت رزم‌آرا به عهده بگیرد و در صدد احتناق احساسات عمومى در این امر حیاتى بر‌آید ولى مبارزه مصرانه اقلیت که مساعدت‌های عده‌ای از وکلاى اکثریت عملًا برخوردار بود منتهى به این شد که کمیسیون مخصوص نفت برخلاف انتظارى که اربابان نفت از آن داشتند با استفاده از شعور ملى و وجدان پاک ایرانیت همان طوری که ملت ایران انتظار داشت قرارداد الحاقى را با اتفاق آراء رد کند و براى دفعه دوم مشت محکمى بر دهان نفت آشام شرکت غاصب نفت فرود آورد. گو این که حقایقى که از پرونده نفت مستفاد شده بود به طور کامل و مقتضى به بهانه اسرار ادارى هنوز به گوش ملت ایران نرسیده است ولى توضیحاتى که نمایندگان اقلیت براى روشن شدن اذهان مردم ضمن استیضاح دولت راجع به نفت داده و در جلسات اخیر مجلس هم اطلاعات مفیدى در اختیار ملت ایران و جهانیان قرار داده‌اند سبب شد که براى اولین بار شرکت غاصب نفت و حامیان و خدمتگذارانش از خواب نادانى و غفلت بیدار و ناگهان متوجه شوندکه تا چه اندازه قافیه را در اصرار به اظهار‌نظر مجلس نسبت به قرارداد الحاقى باخته‌اند تا این اواخر هم اشخاصى که به طور مستقیم یا غیر مستقیم با مقامات شرکت نفت تماس داشته این طور تصور نموده‌اند که عنوان ملى کردن صنعت نفت در تمام ایران موضوعى است که با انتشارات و تبلیقات خلاف واقع آن‌ها مورد عنایت و توجه خاص ملت و نمایندگان آن‌ها واقع نخواهد شد و آن را بیشتر تهدید و و یا بهتر بگویم شوخى تصور می‌نموده‌اند. بحث در جلسات اخیر مجلس شوراى ملى که به موضوع نفت تخصیص داده شده بود و قلم جراید حق نویس که هر روز مردم را در جریان حوادث می‌گذاشت پرده عظمت این بیچارگان را چنان پاره نمود که دیگر بحث در موضوع را صلاح ندیده و قبل از این که کارد به استخوانشان برسد خواسته‌اند وسایلى را که به نفع ملت ایران تبلیغات می‌کنند و یا می‌نویسند از دست مردم بگیرند و وسایل دلگرمى آن‌هایی که هنوز خیال خیانت به کشور و خدمت به اجانب را در سر می‌پرورانند فراهم آورده و وسایل پیشرفت مقاصد شوم خود که تفویض اختیار به دولت براى بحث در قرارداد الحاقى جدید باشد فراهم آورند. علاوه بر بازداشت مدیران جراید ملى از قبیل آقاى دکتر حسین فاطمى مدیر روزنامه باختر امروزدر دو سه روز اخیر محل چاپخانه موسوى که خانه یکى از رشیدترین فرزندان این آب و خاک و نماینده دوم تهران اعلام شده بود از دستبرد و خرابکارى عده‌ای چاقوکش که به تقویت قواى انتظامى با کمال بى‌باکى اصول قانون اساسى را زیر پا گذارده‌اند محفوظ نمانده و حقیقت زندگانى را عملًا براى افراد اقلیت که زبان گویاى ملت ایران است دشوار و خطرناک نموده و آن‌ها را از کلیه وسایل قانونى کشورهاى مترقى براى رسانیدن صداى ملت به گوش جهانیان محروم کرده‌اند.

نمایندگان جبهه ملى براى رفع این مشکلات و مضیقه‌ها روز قبل به آقاى رزم‌آرا نخست وزیر در سه وحله و هریک به فاصله یک ساعت صحبت نموده و خواستار شدند که رفع این همه مضیقه روزنامه‌های ملى و مدیران آن‌ها و همچنین فشارى که به آقاى دکتر بقایى وارد می‌آید بکند ولى نخست وزیر بهیچوجه روى مساعد نشان نداده سهل است نمایندگان جبهه ملى را به تشدید فشار به بهانه‌هایی که به هیچوجه موجه نمی‌باشد تهدید نموده‌اند. چون بزرگ‌ترین هدف نمایندگان اقلیت ملى کردن صنعت نفت که یگانه راه علاج دردهاى بى‌درمان این کشور ستمدیده است می‌باشد و با طرز عمل دولت فعلى و دستگاه انتظامى آن سازگار نیست و انجام وظایف ملى که رسانیدن حقایق به گوش ملت ایران است غیر ممکن شده لذا کلیه افراد جبهه ملى از دیشب ساعت هفت تصمیم گرفته‌اند تا رفع این مضیقه در مجلس شوراى ملى تحسن اختیار کنند. نظر به این که ملت بیدار ایران خوب می‌داند که این مضیقه‌ها به دست خدمتگذاران شرکت غاصب نفت فراهم می‌شود و دولت ما نیز از آنان پشتیبانى نموده و بهانه جلو گیرى اغتشاشاتى که خود ایجاد‌کننده آن است در صدد شکستن قلم و بریدن زبان اقلیت و ملت ایران است. ما نمایندگان اقلیت خود را موظف میدانیم که به کلیه جهانیان اعلام کنیم که هرگونه قرارى نسبت به لایحه نفت در مجلس با توجه به مضیقه‌هایی که ایجاد شده داده شود مثل اقداماتى که در دوره قرارداد 1933 شده از درجه اعتبار ساقط است و ملت ایران را بهیچوجه متعهد نمی‌کند و رسماً اعلام می‌کنم که ملت ایران هر قرارى غیر از ملى کردن نفت را که حق مسلم اوست به رسمیت نخواهد شناخت و این مبارزه مقدس تا نیل به هدف همچنان ادامه خواهد داشت بنده در خاتمه می‌خواهم عرض کنم که دولتى که اینجا می‌آید و شکایت می‌کند که یکى از نمایندگان اقلیت که گفته است لوطى بازی‌های دولت، این دولت حق ندارد وقتى که یک مدیر روزنامه را می‌برد ودر یک جایی که جنایتکاران را حبس می‌کنند، حبس می‌کند، به تصدیق و شهادت آقاى معدل که دیشب رفتند، دیدند که آقاى دکتر فاطمى جزو جنایتکاران حبس شده، یک مدیر روزنامه‌یی که یک سال است بلا‌انقطاع از حقوق ملت ایران دفاع می‌کند اى خاک بر سر این دولت که با این مدیر روزنامه این طور رفتار می‌کند به این دولت هر ناسزا و هر فحشى و هرچه در این مجلس بگویند کم است من بقیه وقتم را می‌دهم به آقاى معدل

مکى- شرکت نفت به دولت دستور داده است که لایحه‌اش را پس بگیرد.

رئیس- الان هیچ این‌ها موضوع صحبت نیست آقاى معدل

معدل- بنده امروز اجازه می‌خواهم که آقایان نمایندگان را که مظاهر ملت ایران هستند و هیأت دولت که به تصور ما اینجا حاضر نیست ولى من آن‌ها را حاضر می‌دانم (جمال امامى- مگر دولت اولیاء الله هستند که اینجا حاظر نباشند و حاظر باشند) مورد خطاب قرار بدهم و راجع به جرائد و روزنامه‌ها صحبت بکنم دولت براى ما اشخاصى هستند که جاى آن‌ها روى این صندلی‌ها است بسیارى از آقایان نمایندگان هم بعضى از روزها تشریف نمی‌آورند، ولى آن‌ها نماینده ملت هستند. گوش دولت این صداى ما را می‌شنود و مطالب ما را می‌فهمد، موضوع روزنامه و جریده‌نگارى وابستگى تام و تمام بحکمومت ملى دارد (صحیح است) یکى از ارکان مشروطیت است (صحیح است) اگر براى یک روزنامه‌نویس در قانون مصونیت قائل نشده‌اند دلیل عدم مصونیت نویسنده نیست (صحیح است) قانون بزرگ‌تر از قانون الهى یعنى قرآن روزنامه‌نویسى و قلم را ستوده است و احترام قلم را به تمام معنى به هر مسلمانى توصیه و تأکید کرده است (فرامرزى- قسم خورده است به قلم) بزرگ‌ترین قسم خداوند به قلم است ما نمایندگان در اینجا هرچه می‌گوییم براى خودمان نمی‌گوییم و این نویسندگان و روزنامه نگاران هستند که مطالب ما را به سمع دنیا و به سمع ملت ایران می‌رسانند اگر بنا شود که در حکومت ملى نسبت به نویسندگى و روزنامه‌نگارى بشود اهانت کرد و جسارت نمود پایه حکومت ملى می‌لرزد بنده البته نمی‌خواهم این نکته را انکار بکنم که بسیارى در کسوت نویسندگى و روزنامه‌نگارى پا از حق بیرون می‌گذارند و وظیفه مقدسى را که می‌بایستی یک نویسنده به عهده بگیرد و آن حفظ حق است از کف می‌دهد ولى نبایستى به این عنوان به این مقام بتوان جسارت کرد یعنى اگر بین نمایندگان یک نفرى پیدا بشود که حق نمایندگى

+++

 را ادا نکند نسبت به مجلس شوراى ملى و مقام قانونگذارى نمی‌شود توهین کرد.

اگر بین نویسندگان هم افرادى پیدا شوند که آن‌ها پا از جاده عفاف بیرون بگذارند نباید به مقام نویسندگى توهین کرد همه ما از وزیر و وکیل گرفته در مقام خود و به موقع خود حاجت به این سنگر داریم سنگر نویسندگى و سنگر روزنامه‌نگارى تنها ملجاء و پناه تمام سیاسیون و اشخاصى است که وارد این کار و وارد این حرفه هستند بنده از جبهه ملى و اقلیت این نگرانى را دارم که هى عصبانى می‌شوند و با ذکر کلمات و جملاتى این فرصت را از نمایندگان می‌گریند که حقى را به دولت حالى کنند و حرف حسابى را در اینجا بزنند تصور می‌کنم با منطق و استدلال صحبت کردن مؤثر‌تر از این است که با بیان زننده و جملات کوتاه ولى زننده بشود مطالبى را گفت و حالى کرد.

 (مکى- آقاى معدل‌المأمور معذور)

حالا به هر حال بنده براى این موقع سخت و این موقعى که فوق‌العاده حساس است و تمام نمایندگان از اکثریت و اقلیت در مسئولیت شریک هستند (صحیح است) و ما بایستى یک فرونت واحدى تشکیل بدهیم تا بتوانبم بهتر و بیشتر حقوق مملکت خودمان را حفظ کنیم تمنى می‌کنم از آقایان یک قدرى به اعصاب خود مسلط بشوند (صحیح است) تا این که ما بتوانیم دولت را بهتر ارشاد و هدایت بکنیم و از دولت هم در پشت این تریبون تقاضا و تمنى می‌کنم که به تمام ارکان حکومت ملى احترام بکند، به نویسندگی و روزنامه‌نگارى بیشتر از این توجه بکند اگر افرادى را در این قسمت سراغ دارد که آن‌ها هتاکى می‌کنند آن‌ها را در جامعه روزنامه‌نگارى حاظر کنند و به دست روزنامه‌نگارها و به دست نویسندگان آن‌ها را تنبیه اخلاقى بکنند، حبس کردن یک روزنامه‌نویس در محبس و آن هم پهلوى اشخاصى که در در سلک و صنف او نیستند در حکومت ملى کار بد و زشت و مورد تکفیرى است، یکى از نویسندگان بزرگ و مؤثر کشور ما یکى از شخصیت‌هایی که مورد احترام است آقاى دکتر حسین فاطمى نویسنده روزنامه باختر امروز است همه مردم به مفاخر خودشان احترام می‌کنند بنده بارها عرض کردم وظیفه اقلیت انتقاد از دولت است آن قسمت از حرف‌های زننده و کلماتى که برخورنده است، بنده آن‌ها را کنار می‌گذارم و از آقایان هم تمنى می‌کنم که آن‌ها را تکرار نفرمایند و در این موقع حساس دولت و اقلیت و اکثریت دست در دست هم بدهیم و این بار گران مسئولیت را با کمال متانت و با کمال وطنپرستى بکشیم، بنده این عرایض امروزم من باب این است که یک اعتراضى به عمل اشخاصى که شاید بدون استحضار رئیس دولت مبادرت به حتک حرمت نسبت به یک نویسنده بوده است کرده باشم‏

دکتر بقایی- با دستور و امر دولت بوده است.

مکى- امر شرکت نفت امر دولت فخیمه انگلستان بوده و که رئیس دولت اطاعت کرد

رئیس- آقاى صالح وقت خودشان را به آقاى امامى داده‌اند، آقاى جمال امامى بفرمایید

جمال امامى- بنده قصد نداشتم امروزمزاحم آقایان بشوم ولى پیش آمدهایی شده است که مرا وادار کرد از جناب آقاى صالح تقاضا کنم نوبت خودشان را به بنده التفات کنند دو سه موضوع است بنده لازم دیدم به عرض آقایان نمایندگان محترم برسانم، یکى موضوع فرار زندانیان است از محبس، درست است آقایان نمایندگان به عظمت این امر متوجه شده‌اند ولى در مجلس شورای ملى چنانکه باید و شاید این قضیه حلاجى نشده بنده با این که چند نفر محبوس سیاسى از زندان فرار کرده‌اند زیاد اهمیت نمی‌دهم. به اصل موضوع اهمیت می‌دهیم.

در جلسه خصوصى به عرضتان رساندم، این عمل از دو شق خارج نیست یا خود دولت این کار را کرده که اگر این طور باشد بر ما و مملکت ما و یا دولت نکرده است و توده‌ای‌ها آنقدر به مملکت مسلطند که این عمل را توانسته‌اند انجام بدهند. آن وقت هم برمرده هم بر زنده باید گریست (صحیح است) (دکتر بقایی- همان شق اول صحیح است) ولى شخص بنده عقیده‌ام بر این است که دولت خودش ذیدخل بوده است در این کار (صحیح است) دلیل بارز من این است که آقاى رزم‌آرا چندین سال رئیس ستاد بودند.

شخص من اطلاع دارم که ایشان از تشکیلات حزب توده بیش از همه اطلاع دارند افراد حزب توده را هم ایشان می‌شناسند، این دو نفر افسرى که در زندان بوده‌اند، هر دو توده یی بوده‌اند، سابقه توده‌یی داشته‌اند یکى آقاى قبادى که این در جزب کوموله بوده، گروهبان ارتش بوده، به عنوان توده یی اخراج شده رفت و در شهر‌بانى، اخیراً او را گذارده‌اند براى پاسبانى توده‌ای‌ها. یکى آقاى احمد‌زاده است چیه؟ (نمایندگان- محمد‌زاده) این برادر آتش‌نیا است، آتش‌نیاى معروف توده‌یی که الان در چکسلواکى است این‌ها را آقاى رزم‌آرا بهتر از من و شما می‌شناسد این‌ها را اخیراً گذاشته‌اند براى حفاظت توده‌ای‌ها و با آن ترتیبى که این‌ها فرار کرده‌اند روز جمعه ساعت هشت شبهه قوى این است که خود دولت متصدى این امر بوده است (صحیح است) خوب اگر این را قبول بکنیم، آقا فرض بکنید شما اینجا مصونیت دارید و نشسته‌اید؟ مملکتتان مصونیت دارد؟ شاه مملکت مصونیت داد؟ شما باید بالاجبار از خودتان دفاع بکنید آقا این عمل خیلى بزرگ است، بزرگ‌تر از این‌ها است که فرض می‌فرمایید. در هر صورت من امیدوارم آقایان توجه به عظمت این امر داشته باشند و اگر مثل من فرض می‌فرمایید که خود دولت در این عمل ذیدخل بوده است چنین دولتى را سر کار نگه ندارید چون عاقبت مخوفى دارد (صحیح است). قسمت دوم عرض بنده راجع به مطالبی است که در روزنامه‌ها منتشر شده نسبت به روزنامه شاهد، بنده با این آقایان مخالفم، مخالفت سیاسى دارم در مجلس هم با ایشان مبارزه می‌کنم اختلاف عقیده‌مان بسیار شدید است دولت هم همان طوری که من بارها گفته‌ام اگر از مجراى قانون بیاید روزنامه‌ای را توقیف کند، یا فردى را توقیف کند، من اینجا مدافع دولت می‌شوم، ولى چاقو‌کش به روزنامه فرستادن این کاری است که توده‌ای‌ها می‌کردند آقا این ماجرا‌جویی است. ما قدرت قانون و قدرت مملکت را دست دولت نمی‌دهیم که ماجرا‌جویی بکند. من همچو دولتى را نمی‌خواهم.

در زمان قوام‌السلطنه اطلاع دارند که عده‌ای از اعضاى حزب دموکرات ریخته‌اند به روزنامه‌هاى آتش و داد و اقدام و روزنامه این‌ها را به هم زده‌اند و مطبعه‌شان را بهم زده‌اند من 150 نفر از افراد خودم را مأمور کردم، هر پنجاه نفرى را به یک روزنامه فرستادم حفاظت کردند و حال آن که این روزنامه‌ها مخالف من بودند حالا هم به دولت اخطار می‌کنم، من افراد خودم را براى هر روزنامه یی دولت بخواهد به وسیله چاقوکش به هم بریزد می‌فرستم براى حفاظت آن روزنامه براى شاهد می‌فرستم و افراد من بازارى نیستند آن‌ها ده سال است که مبارزه کرده‌اند با همین دولت‌ها و با توده‌ای‌ها هم بلدند مبارزه کنند (حاذقى- بازارى هم محترم است آقا) من نگفتم محترم نیست، گفتم آن‌ها مبارزه بلد نیستند ما قدرت قانونى می‌خواهیم، قدرت ماجراجویی و رجالگى نمی‌خواهیم (مکى- لوطى‌بازى) این را توجه داشته باشید آقایان، اصلًا من نمی‌فهمم این‌ها به قول رفیقمان آقاى دشتى مغز خرخورده‌اند، آخر تو که این قدرت را در دست دارى، چاقو‌کش چرا می‌فرستی آقا؟ آخر تو که شهربانى دارى، ژاندارمرى دارى، نظامدارى آخر به چاقو‌کش چه احتیاج دارى، این همه قانون کشدار دارى، تو که از قانون سرتا پا سوء استفاده می‌کنی یک موردش، اقلا حفظ ظاهرى را بکن من با مدیر روزنامه باختر مخالفم، من با غالب این اشخاص که با این شکل می‌نویسند مخالفم.

او به خود من توهین کرده بود به دادگاه شکایت کردم او را محکوم کردند ولى اگر چاقوکش بفرستند براى روزنامه باختر من دفاع می‌کنم ازش (دکتر بقایی- احسنت) این که دولت نشد براى شما هم فردا چاقوکش می‌فرستند قسمت سوم عرائض بنده راجع به موضوع نفت است، این قضیه هم یکى از بدبختی‌ها است. بزرگ‌ترین بدبختى است که امروز دامنگیر مملکت شده، کجا است این دولتى که مدافع لایحه‌اش است، آورده این را انداخته گردن ما، مجلس را مشغول کرده خودش رفته دنبال کمپزیسیونش این چه طرز دفاع از یک لایحه به این اهمیت است؟ کو دولت؟ آخر مگر ما موظفیم بنشینیم از لوایح دولت دفاع بکنیم یا تنفیذ بکنیم؟ وقتى دولت نمی‌آید بگذارید کنار آقا، این که مسخره است آقا، این چطور دفاع از لایحه نفت است؟ این در کمیسیونش این هم اینجا آقاما چه ککمان گزیده که بنشینیم از لوایح دولت دفاع کنیم؟ ما تکلیفمان را انجام دادیم من اینجا مختصر گله‌یی هم از جناب دکتر مصدق دارم. یک روز تشریف آوردند مباهات فرمودند که این لایحه نفت را جبهه ملى رد کرد اولا اظهار عقیده نماینده یی مباهات ندارد این تکلیفش است اظهار عقیده کرده باشد با سایرین تنها جبهه ملى نبود بنده کتمان نمی‌کنم این‌ها هم زحمت کشیدند ولى تنها جبهه ملى نبود (مکى- راجع به ملی شدنش تنها بود) نه راجع به لایحه فرمودند آن لایحه الحاقى را روز اول در این مجلس من گفتم که من با این لایحه مخالفم در دولت هم که بودم مخالف بودم امضا نکردم (حاذقى- همه نمایندگان مخالفند) بله تمام کمیسیون نفت برداین لایحه رأى داد و پیشنهادش را هم بنده کردم من از دکتر مصدق تقاضا کردم که امضا بکند در هر صورت آن هم مباهات ندارد اگر هم عقیده من این بود که این لایحه مفید است ازش دفاع می‌کردم نه مثل این دولت خاک بر سر (خنده نمایندگان) یعنى چه آقا؟ ما اینجا نشسته‌ایم خودمان را گول می‌زنیم دنیا در آتش می‌سوزد و فردایمان معلوم نیست، آن وقت یک همچو دولت‌هایی را نگه داریم من نمی‌فهمم براى چه نگه داریم؟

+++

 (مکى- براى چاقو‌کشى) بهر صورت آقا بنده تا آنجایی که آقایان نمایندگان جراید نسبت برد لایحه از مجلس پشتیبانى کردند موافقم ولى بیش از این نباید این قضیه بغرنج نفت را به دست عامه انداخت، این قضیه قضیه بغرنجى است، این را باید مجلس با آرامش، معقولانه بنشیند حلش بکند این را بهو و جنجال نباید انداخت اگر بیاندازیم براى مملکت عواقب وخیمى دارد و این قضیه هم ممکن است حل نشود، ممکن است که پشت پرده نقشه‌یی باشد که این قضیه را نگذارند حل بشود و به جایی برسد. این قضیه قضیه‌ای نیست که به دست عامه بیفتد و هرکس اظهار نظر کند.

در تمام دنیا ده نفر متخصص نفت بیشتر نیست که از این قضیه کما هو حقه اطلاع داشته باشد آقایانى که در کمیسیون تشریف داشتند ملاحظه فرمودند، بعد از چهار ماه بحث باز بعضى از رفقاى ما اطلاع از موضوع نداشتند این را به دست عامه انداختن حل نمی‌شود. با هو و جنجال همک صلاح نیست حل شود، این را مجلس شوراى ملى با آرامش فکر باید بنشیند حلش بکند.

رئیس- آقاى صفوى بفرمایید

جمال امامى- آقا اگر از نوبت بنده باقى مانده آقاى دکتر جلالى تقاضا کرده‌اند استفاده کنند.

رئیس- سه چهار دقیقه مانده، بفرمایید آقاى دکتر جلالى‏

دکتر جلالى- بنده تصمیم داشتم که یک وقت زیاد ترى از مجلس بگیرم یک صحبت‌های زیادى داشتم ولى متأسفانه امروز صبح که آمدم دیدم از دیشب آقایان وقت گرفته‌اند، خیلى متشکرم که چند دقیقه‌ای به بنده وقت دادند که موضوعى که می‌خواستم به عرض برسانم. بنده از آقاى معاون وزارت دارایی سؤال کردم که به چه دلیل لایحه بودجه را پس گرفتید ایشان اظهار کردند که من نظرم این نبود که پس بگیرم بلکه عرض کردم که این لایحه باز و قاعده براى بودجه سال آتى خواهد بود این را با اصلاحى که دولت و کمیسیون بودجه خواهد کرد به مجلس شورای ملى تقدیم بکند و مقصود از این توضیح این نبود که پس گرفته شود و حال آن که در صورت مجلس غیر از این است (اردلان- عملاً پس گرفته) بنده از مقام ریاست تمنى دارم این تقاضاى کتبى که دولت در این امر فرستاده قرائت شود تا روشن شود وزارت دارایی نظرش این بوده که پس گرفته شود و به طور کلى بودجه امسال یا این که پس نگرفته؟

رئیس- پس نگرفته

دکتر جلالى- به طوری که فرمودند پس نگرفنته در این صورت استدعا می‌کنم که پس از نفت مطرح شود براى این که آقا یک تبصره‌های زیادى در اینجا هست که مردم بیچاره مورد احتیاجشان است بودجه فقط این یک دوازدهم‌ها و حقوق کارمندان نیست‏

دکتر معظمى- کمیسیون در بودجه ملاک عمل است‏

رئیس- پس نگرفته‏

دکتر جلالى- موضوع دیگرى که می‌خواستم به عرض برسانم، سر و صدایی است که در اداره دخانیات راجع به معامله اخیر تنباکو راه انداخته بنده از مقام ریاست تمنى دارم دستور بفرمایند پرونده امر یا به مجلس بیاید که مطالعه بشود و یا این که اطلاع داده شود در وزارت دارایی در به اره این امر مطالعه بشود (اورنگ- در مجلس قلیان کش که نداریم براى چه به مجلس بیاید؟) موضوع دیگرى که اخیراً سر و صدایی در بین دولت و مجلس سنا راه انداخته موضوع چایی است.

بنده انشاء الله در یک فرصت بیشترى تاریخچه این امر را مفصلًا عرض خواهم کرد. امروز با کمال اختصار براى این که وقت ندارم عرض می‌کنم که اگر دولت و همین طور آقایان سناتورها با این امر حیاتى شمال بازى کنند این گناه است.

امسال سازمان برنامه شرکت چای‌اش آمد با مشاوره وکلاى مجلس، وکلاى شمال و متخصصین آمدند طرحى تهیه کردند که یک صورت خوبى به خودش گرفت.

متأسفانه در مجلس سنا و همین طور بیشتر دولت یک رویه خلافى که براى لا اقل پانصد هزار نفر جنایت محض است، در حال اجراست (صفایی- صحیح است) قرار بود سود بازرگانى چاى خارجى براى تشویق و بهبود وضع چاى داخلى مصرف شود متأسفانه دولت از این امر اخیراً خوددارى کرده و بجاهاى دیگر داده یک سؤالى هم در این مورد شده که بنده تقدیم مقام ریاست می‌کنم. جناب آقاى امینى در این مورد می‌خواستند بحث مفصلى بفرمایند، انشاء الله ایشان هم در آتیه صحبت خواهند فرمود و بنده با کمال تأسف پیش پیش از آقاى رفیع گله می‌کنم و گناه را بیشتر از ایشان می‌دانم براى این که ایشان مورد احترام همه نمایندگان شمال هستند و در این امر هم بسیار واردند مردم محل هم از ما و هم از شما انتظار داردند. اگر این رویه‌یی که دارد دنبال می‌شود این زد و بندهایی که در خارج ادامه پیدا می‌کند نتیجه برسد پانصد هزار نفر را به نیستى می‌برد تازه صورت چاى مازندران و گیلان به یک صورت خوبى امسال دارد بیرون می‌آید معهذا یک یا چند نفر تاجر سود‌پرست بى‌انصاف با مقامات مربوط زد و بندهایی کرده‌اند و دارند یک اعمالى می‌کنند (صحیح است) این جنایت است این خلاف است چنانچه ادامه داده شود بنده اینجا اعلام جرم خواهم کرد. (احسنت) یک تلگرافى هم در این مورد به بنده رسیده تقدیم مقام ریاست می‌کنم (احسنت)

رئیس- آقاى صفوى.

صفوى- بنده هم مقدمه می‌خواستم از تضییقاتى که در این چند روزه اخیر نسبت به مطبوعات پیش آمده اظهار تأسف کنم.

البته آقایان راجع به مطبوعات شرحى فرمودند که بنده زیاد‌تر نمی‌حواهم وقت مجلس را تلف کرده باشم ولى البته می‌دانید که مطبوعات یک خدمات بزرگى را به کشور و مملکت کرده‌اند. مطبوعات خدمتگذار جامعه هستند و با فقدان وسائل و نبودن اسباب کار شب و روز خدمت می‌کنند و هر کدام به عقیده خودشان می‌خواهند به ملت و مملکت خدمت کنند (صحیح است) این تضییقاتى که براى مطبوعات از راه غیر قانونى پیش آمد کرده اسباب تأسف و تأثر تمام نویسندگان و مدیران جرائد و مطبوعات است و نمایندگان محترم مجلس شوراى ملى است (صحیح است) براى مطبوعات قوانینى خیلى شدید و قوانین خیلى خیلى زیادى تصویب شده است که در هر موردى و هر موقعى از تجاوزات مطبوعات و از زیاده‌روی‌ها و خداى نکرده هتاکی‌ها جلو گیرى شود بنده تصور می‌کنم که این قوانین کاملًا کافى است و اگر به دستگاه قضایی کشور اطمینانى نیست، دستگاه قضایی کشور را اصلاح کنید و مطبوعات را با دادگاه به مجازات برسانید، اگر بر خلاف حقیقت یا برخلاف منظور بعضى چیزها نوشتند و منتشر کردند، یا تهمت و افترا زدند، از راه قانون مطبوعات را تعقیب کنید و من گمان نمی‌کنم کسى با این ترتیب مخاف باشد (صحیح است) ولى این رویه فعلى این رویه فعلى در به اره مطبوعات اسباب تأسف و تأثر است و من امیدوارم که دولت به این امر توجه بیشترى بکند.

موضوع دیگرى که می‌خواستم توجه بدهم البته آقایان اطلاع دارند که راجع با اوضاع بین‌المللى یک نگرانی‌هایی هست و افکار عمومى خیلى نگران است و خیلى مراقب است که مبادا یک پیش آمدهایی بکند که خداى نکرده ضررش مستقیماً به کشور ما بخورد البته این نگرانی‌ها هست و یک نگرانى دیگر هم در ظرف این دو سه روز پیش آمد کرده که موضوع بروز و با در بعضى از نقاط هندوستان است ما چون هم مرز با کشور هندوستان هستیم و با ایاب و ذهاب مسافرین زیاد و پرواز هواپماها ممکن است که هرچه زود‌تر و با سرایت کند و با چند هزار نفر را مقتول کرده است (اسلامى- آقاى صفوى این و با هم بوى نفت می‌دهد) دو هزار نفر را مقتول کرده است (صحیح است) تقاضا می‌کنم که هى‏ء ت دولت توجهى بفرمایند و مخصوصاً جناب آقاى دکتر صالح وزیر محترم بهدارى که همیشه با کمال جدیت وظیفه خودشان را در هر موضوع انجام داده‌اند، در این موضوع هم یک توجه بیشترى بفرمایند که خداى نکرده این مرض به مملکت ما سرایت نکند و اگر خداى نکرده به واسطه عدم مراقبت و یا تکمیل نشدن دستگا‌ه‌هاى سر حدى و قرنطینه‌ها این مرض به کشور ما بیاید آن وقت با نبودن آب لوله و آب پاک ممکن است که خسارت زیادى به کشور ما وارد بیاورد من استدعا می‌کنم که آقاى وزیر بهدارى توجه بفرمایند.

موضوع دیگرى که می‌خواستم توجه آقایان را جلب کنم راجع به بیانات آقاى عبدالقدیر آزاد در جلسه گذشته شوراى ملى بود که راجه به قرارداد نقشه‌بردارى بنادر جنوب ایشان یک بیاناتى فرمودند و بنده خیال می‌کنم براى ایشان یک سوء تفاهمى شده است که فرمودند که این لایحه براى تعیین عمق آب دریاها است و براى این کار یک قراردادى منعقد کرده‌اند این طور نیست جناب آقاى عبدالقدیر آزاد این قرارداد براى ساختن چهار اسکله است (آزاد- این طور نیست) اجازه بفرمایید، این طور است من خیلى خوشوقتم که توجه بفرمایید جنابعالى بدبختى و بیچارگى اهالى بنادر و بوشهر را تذکر فرمودید ولى توجه نفرمودید که این نقشه‌یی که طرح شده است و سازمان برنامه بعد از چند سال خواسته است بوشهر و این بنادر را از این بدبختى نجات بدهد، براى ساختن چهار بندر است (صحیح است) یکى بندر بوشهر با ظرفیت دویست هزار تن، بندر عباس با ظرفیت با ظرفیت صد هزار تن، بندر چابهار با ظرفیت پانصد هزار تن حمل و نقل بندر عسلویه با سیصد هزارتن (آزاد نه این‌ها نیست آقا) و این کنتراتى که براى نقشه‌بردارى منعقد نمودند براى همین چیزها است، نقشه‌بردارى و براى اسکله‌سازى براى

+++

 براى تعیین مقدار آب و براى قسمت‌های دیگرى که در نقشه بندر و لنگرگاه‌ها، موج‌شکن‌ها، اسکله‌ها و جویبارهاى ساحلى است که باید متخصصین انجام بدهند (آزاد- قراردادى که به کمیسیون آورده‌اند این نیست) به کمیسیون هنوز نیاورده‌اند، این قرار داد است (اشاره به ورقه‌اى که در دست داشتند) تقاضایی است به مبلغ 19750 لیره که بایستى با اطلاع متخصصین این نقشه را حاضر کنند. در ظرف 9 ماه حاضر کنند بدهند. وقتی که این نقشه تصویب شد نصفش را به ریال و نصفش هم بارز می‌دهند. تنها قدمى که بعد از مدت‌ها، بعد از سال‌ها که اهالى جنوب و بندر جنوب و بندر بوشهر محرومیت داشته‌اند براى آن آورده‌اند این که فرمودید براى آب شیرین این براى آب شیرین نیست بنده خیلى خیلى خوشوقتم و تشکر می‌کنم که اعلیحضرت همایونى از کیسه فتوت خودشان یک میلیون تومان مرحمت فرمودند و الان اهالى آب شیرین دارند، براى آب شیرین نیست، براى نقشه بردارى اسکله‌ها است و این اسکله‌ها براى بندر بوشهر و بندر عباس و بندر چابهار و بندر عسلویه است و این تنها قدمى است که بعد از مدت‌ها دارد به مرحله عمل در می‌آید.

این قراردادش است و لایحه‌اش است که بنده نمی‌خوانم و تقدیم مقام ریاست می‌کنم ملاحظه بفرمایید در شش صفحه است و مطابق این قرارداد باید نقشه‌بردارى بکنند و این تنها قدمى است که برمی‌دارند و جنابعالى هم با علاقه‌یی که به بوشهر و بنادر جنوب دارید موافقت بفرمایید

آزاد- آقاى رئیس به بنده هم اجازه بدهید مطابق ماده 90 توضیحى بدهم‏

رئیس- شما صحبت نکردید که می‌خواهید توضیحى بدهید.

صفوى- موضوع دیگرى که می‌خواستم به اطلاع مجلس شوراى ملى برسانم مربوط به بازرگانی و اطاق بازرگانى شهرستان‌ها است.

آقایان توجه بفرمایید براى حسن روابط بازرگانى و قسمت واردات و صادرات در چند سال قبل قانونى به تصویب مجلس شوراى ملى رسید که در شهرستان‌ها و تهران اطاق بازرگانى تشکیل شود و اطاق‌های بازرگانى مراقب کار واردات و صادرات کشور باشند اطاق‌های بازرگانى یک وظایفى دارند که مطابق این قانون که در تاریخ دوم تیر ماه 1321 به تصویب مجلس شوراى ملى رسیده وظائفشان را در سى ماده معلوم کرده است، اطاق‌های بازرگانى هم مشغول کار شدند. البته عضویت اطاق بازرگانى هم افتخارى است ولى براى مخارج ضرورى کرایه محل، روشنایی، سوخت، حقوق منشى و غیره در ماده 23 قانون اطاق‌های بازرگانى در نظر گرفتند این طور نوشته شده است که وزارت بازرگانى از مجموع صورت‌های مزبور و کلیه درآمدهاى اطاق‌های بازرگانى آن سال صورت جمع و خرج واحدى انتشار خواهد داد و این قسمت را معین کردند که صد یک درآمد بازرگانى را بدهند به وزارت بازرگانى و تقسیم بکنند بین تمام اطاق‌های بازرگانى این عمل انجام می‌شد ولى در قانون مالیات بر درآمد، قانون املاک مزروعى و مالیات بر درآمدی که در اواخر دوره پانزده به تصویب کمیسیون قوانین دارایی رسید در آخر ماده بیستم یک جمله‌یی اضافه شده است. آن جمله را بنده براى استحضار آقایان نمایندگان محترم قرائت می‌کنم.

توجه بفرمایید که چه جور نوشته شده و چه نوع پیش بینى شده در ماده 20 قانون می‌گوید که از اصل کلیه مالیات‌های موضوع این قانون به اسثناى مالیات املاک مزروعى و مستغلات و مالیات حقوق و مالیات بنگاه‌های دولتى که سرمایه آن‌ها متعلق به دولت است یک مالیات اضافى به ممیززان ده درصد به وسیله وزارت دارایی وصول و به شهردارى محل پرداخت می‌شود یک درصد از اصل مالیالتى که از بازرگانان و شرکت‌ها وصول می‌شود علاوه بر مالیات مقرر به نفع اطاق‌های بازرگانى وصول می‌گردد پنجاه درصد مالیات مستغلات موضوع ماده 8 این قانون متعلق به شهرداری همان محل است.

از وصول مالیات مستغلات سهم شهرداری‌ها مبلغ هشت درصد و در سایر مالیات‌ها سهم شهرداری‌ها سه درصد به عنوان هزینه وصول دریافت می‌گردد سهم اطاق‌های بازرزگانى هر هر محل بعد از وضع سه درصد هزینه وصول مستقیماً از طرف اداره دارایی محل باطاقهاى بازرگانى پرداخته خواهد شد این طور تصویب شده است که اطاق‌های بازرگانى از محل وصولى این صدى یک بودجه خودشان را تکمیل کنند تا آن تاریخ وصول صدى یک اطاق‌های بازرگانى متجاوز از سه میلیون ریال بود یعنى سیصد هزار تومان که این سیصد هزار تومان می‌آمد در تهران و بودجه اطاق بازرگانى تهران که یک میلیون ریال بود از آن پرداخت می‌شد و بقیه را هم که دو میلیون ریال بود براى شهرستان‌ها اختصاص می‌دادند به تمام اطاق بازرگانی‌ها.

در حال حاظر در اغلب شهرستان‌ها اطاق بازرگانى داریم یک اطاق بازرگانى در تهران است و بقیه در مشهد، اصفهان، شیراز، تبریز، اهواز، یزد، کرمان، رشت، بندرپهلوى، خرمشهر، کرمانشاه، همدان، بوشهر، بندر عباس، اردبیل این 17 اطاق بازرگانى را ما داریم خواهش می‌کنم توجه بفرمایید جناب آقاى اردلان بنده از تمام آقایان اعضاى محترم کمیسیون دارایی استدعا می‌کنم توجه بفرمایند تمام تجار شهرستان‌ها چون مأیوس می‌شوند از این که در آنجا که نشسته‌اند کارشان تصویه بشود این‌ها رو آورده‌اند به تهران قسمت زیادى از این بازرگان‌ها از این شرکت‌هایی که در تهران هست و مؤسسات بازرگانى همه متعلق به شهرستان‌ها است شصت درصد این‌ها از شهرستان‌ها آمده‌اند اینجا اصل تجارتخانه خود را منتقل کرده‌اند به تهران البته مالیات هم در تهران می‌دهند یک شعبه‌ای هم در محل گذاشته‌اند براى این که اینجا به وزارت باررگانى نزدیک باشند به کمیسیون ارز بزدیک باشند کارهایشان تصویه بشود در نتیجه این عمل است که امسال اطاق بازرگانى تهران درآمدش شده 250 هزار تومان ولى تمام اطاقی بازرگانى شهرستان‌ها به علت نداشتن بودجه دارد تعطیل می‌شود (صحیح است) آقا این را توجه بفرمایید اطاق بازرگانى که بایستى از درآمد خودش این مختصر بودجه ماهى چهارصد تومان پانصد تومان را بپردازد دارد درهمه شهرستان‌ها تعطیل می‌شود و آن وقت درآمد اطاق بازرگانى تهران شده است 250 هزار تومان صدهزار تومان بودجه‌اش است و بقیه‌اش نمی‌دانم به چه مصرف می‌رسد و من یک صورتى دارم که نمی‌خواهم وقت آقایان را بگیرم و این صورتى است که تنظیم شده است که در مدت چند ماه اطاق‌های بازرگانى اینشهرها طلب کارند از دولت و چیزى نگرفته‌اند کارمندانى هستند که از شهریور حقوق نگرفته‌اند جناب آقاى رفیع بندر پهلوى یک دینار هم عایدى نداشته تمام تجار آمده‌اند تهران مالیاتشان را در تهران می‌دهند و اطاق بازگانى تهران را هم وزارت دارایی نوشته است که درآمد را باید در اختیار ما بگذارند و این اطاق‌های بازرگانى شهرستان‌ها همه تعطیل شده‌اند و چون این ترتیب مطابق قانون قبلى است الان که کمیسیون قوانین دارایی مشغول اصلاح قانون مالیات بر درآمد است و آئین‌نامه‌اش را در کمیسیون دارند می‌گذرانند بنده استدعا می‌کنم که توجهى به این نکته بکنند براى این که ولایات از بین رفته تمام در مرکز در تهران آمده‌اند همه کار منحصر به تهران شده است توجه بفرمایید اطاق بازرگانى ولایات که ماهى چهارصد پانصد تومان درآمد ندارد نمی‌توانند خودشان را نگاه دارند منافع بازرگانى آنجا را هم رعایت بکنند به علاوه یک درآمدهاى دیگرى اطاق بازرگانى تهران دارد امسال آمدند گفتند مطابق مقررات هرکسى می‌خواهد سهمیه خودش را وارد بکند باید کارت بازرگانی‌اش را تجدید کند در تهران هرکس می‌خواست تجدید کند شصت هزار تومان یعنى ششصد ریال باید بدهد ولى در شهرستان‌ها 250 ریال سیصد ریال آن وقت 2500 نفر تاجر و بازرگان رفتند تهران و ثبت نام کردند کارت‌هایشان را تعویض کردند دو میلیون و صد هزار ریال از این بابت دادند ولى در ولایات چهل تومان صد تومان بیشتر نشد خوب آقا اگر ایران منحصر به تهران است عرضى ندارم و اگر این طور نیست توجهى بفرمایید که در موقع قانونگذارى و در موقع وضع قوانین یک رعایتى بشود که بین تهران و شهرستان‌ها تفاوت زیادى قائل نشوند

فقیه‌زاده- اگر می‌خواهید توجهى به شهرستان‌ها بشود باید قانون انحصار تجارت ملقى شود.

حاذقى- همان سهمیه‌های ولایات را هم به تهران داده‌اند آقاى صفوى‏

صفوى- سهمیه تمام ولایات را عرض کردم که به 3500 نفر در تهران دادند بنده تمنى دارم کمیسیون اطاق بازرگانى به این قسمت توجهى بکند و حقوق چند ماهه اطاق بازرگانى شهرستان‌ها را که همه در حال بی‌تکلیفى است و در حال پریشانى هستند دستور بدهند بپردازند بقیه وقتم را به جناب آقاى فرامرزى می‌دهم‏

رئیس- بقیه‌ای دیگر ندارد

فرامرزى- پنج دقیقه وقت دارم‏

رئیس- نه خیر آقا چیزى باقى نگذاشتند یک دقیقه هم زیاد‌تر صحبت کردند

3- اخطار نظامنامه آقاى آزاد طبق ماده 90

آزاد- جناب آقاى رئیس بنده می‌خواهم توضیحى بدهم.

رئیس- راجع به چه قسمتى؟

آزاد- راجع به به صحبتى که بنده پریروز کردم قسمتى از آن تحریف شده‏

رئیس- ایشان که راجع به شما حرفى نزدند

آزاد- چرا صحبت بنده را تحریف کردند

رئیس- بفرمایید بنشینید پیشنهادى آقاى دکتر معظمى کرده‌اند...

آزاد- در صحبت من تحریف شده است سه دقیقه بیشتر توضیح نمی‌دهم

+++

 رئیس- پیشنهاد آقاى دکتر معظمى قرائت می‌شود.

صدرزاده- اجازه بفرمایید این خیلى مهم است راجع به مطبوعات است‏

آزاد- آقاى رئیس بنده سه دقیقه بیشتر توضیح نمی‌دهم اجازه بفرمایید طبق ماده 90 صحبت بکنم‏

رئیس- چند نفر از آقایان هم طبق ماده 90 اجازه خواسته‌اند

آزاد- بنده سه دقیقه بیشتر توضیح نمی‌دهم‏

دکتر بقایی- اگر اجازه داده بودید الان تمام شده بود.

آزاد- ماده 90 هم آقاى رئیس اجاره می‌دهد که من سه دقیقه صحبت کنم‏

رئیس- بفرمایید

آزاد- عرض کنم عرایضى که بنده آن روز کردم جناب آقاى صفوى یک قدرى در اصل موضوع تحریف کردند این قضیه بنادر که فرمودند این سه مرحله دارد یکى مرحله نقشه‌کشى است یک مرحله دیگر لاى روبى بندر است که بندر قابل عبور کشتى باشد یک قسمت دیگر آن هم ساختن اسکله است‏

صفوى- این مربوط به همه است‏

آزاد- اجازه بدهید بنده پریروز که بنده صحبت کردم با آقاى دکتر نجفى ایشان گفتند که این فقط مربوط به نقشه‌کشى است (صحیح است) بعد گفتم آقا شما براى لایروبى چه کار می‌کنید و راج به اسکله گفت آقا آن چند میلیون تومان خرج دارد نه 250 هزار تومان که شما می‌خواهید با آن در چهار بندر اسکله بسازید.

صفوى- نقشه‌بردارى تمام این کارها است‏

آزاد- ایشان فرمودند در حدود پنجاه میلیون تومان مخارج لایروبى و اسکله ساختن است گفتم که شما مگر پول دارید که این کار بکنید گفتند نداریم گفتم می‌خواهید چه کار کنید گفتند ممکن است بعد قرض کنیم گفتم حالا می‌خواهید چه کار کنید گفت فعلًا می‌خواهیم بدانیم عمق دریا چقدر است 250 هزا تومان هم پول می‌دهیم وقتى که شما این پول را دارید و معلوم کردید وقتى پول ندارید اسکله درست کنید و پول ندارید لایروبى کنید این پول هم هدر می‌رود جناب آقاى صفوى ملاحظه بفرمایید این پول هدر می‌رود براى این که آن‌ها پول براى لایروبى ندارند.

صفوى- براى نقشه‌بردارى است‏

آزاد- لایروبى که نقشه لازم ندارد و نقشه در وزارت جنگ هست بنده در آنجا دیده‌ام اگر شما بخواهید بندر را قابل استفاده بکنید که کشتى آنجا بیاید این مخارج لایروبى دارد و مخارج اسکله‌سازى دارد به طوری که دکتر نجفى می‌گفت این در حدود پنجاه میلیون تومان خرج دارد و ما پول هم نداریم‏

4- تصویب صورت مجلس جلسه قبل‏

رئیس- عده کافى است صورت مجلس جلسه قبل تصویب می‌شود

5- طرح پیشنهاد آقاى دکتر معظمى راجع به تعیین کمیسییون خاص براى امور مطبوعات‏

رئیس- پیشنهادى از آقاى دکتر معظمى رسیده است قرائت می‌شود. (به شرح زیر قرائت شد) به استناد ماده 200 آئین‌نامه داخلى مجلس پیشنهاد می‌کنم هیئتى مرکب از شش نفر منتخب از شعب براى رسیدگى به کیفیت جزیانات موجود جراید و اشخاص تعیین و در ظرف یک هفته گزارش آن را به مجلس شوراى ملى تقدیم دارند. دکتر عبدالله معظمى‏

دکتر معظمى- عرض کنم جریاناتى که این چند روزه اتفاق افتاده است و در مجلس شوراى ملى مذاکره می‌شود اگر مجلس شوراى ملى مخصوصاً اکثریت سکوت اختیار کنند به عقیده من به مصلحت خود اکثریت نیست و چون خود من به دولت رأى اعتماد داده‌ام لازم بود که در اینجا یک تذکراتى را به دولت بدهم و او را متوجه بکنم به این که امروز اوضاع دنیا فوق‌العاده وخیم است و در مملکت ایران وظیفه هر دسته اعم از دولت و اقلیت و اکثریت این است که مملکت را طورى نکنند که در حال تشنج دائمى باشد (صحیح است) و این عملیاتى که در اینجا اظهار شد که در خارج اتفاق افتاده است.

مکى- چاقو کشی‌های دولت‏

دکتر معظمى- به عقیده من ریشه یک تشنج عمیقى را می‌رساند ولى می‌خواستم بگویم دولت متأسفانه نمی‌آید اظهارات صحیح بکند به یک جملات کوتاهى قناعت می‌کند که من رسیدگى می‌کنم اگر خلاف قانون شده است جلوگیرى خواهم کرد ولى ما که رأى اعتماد به دولت دادیم براى اجراى قانون داده‌ایم و براى ما در مقابل قانون اقلیت و اکثریت فرق نمی‌کند (صحیح است) قانون بایستى که نسبت به کلیه افراد اجرا بشود و من مخصوصاً به دولت تذکر بدهم که اگر دولت در این کارها دخالت دارد فوق العاده اسباب تأسف است و اگر دخالت ندارد موظف است قانوناً جلوگیرى کند و آگر روزنامه‌هایی هم بر خلاف قانون اقداماتى کرده‌اند باید مطابق قانون با آن‌ها رفتار بشود و الا از توقیف بى‌جهت جراید و توقیف مدیران جراید و اشخاص حتماً بایستى جلوگیرى بشود.

مکى- و از غارتگرى چاپخانه‌ها جناب آقاى معظمى‏

معظمى- این طور ریختن به چاپخانه‌ها این قسمت‌ها که براى ما که اکثریت هستیم غیر قابل تحمل است براى این که ما خودمان مایل هستیم که در مملکت ما نظم و قانون بر قرار باشد و در عین حال خود دولت بایستى که این قسمت را مراقبت بکند و الان آقاى وزیر کشور در اینجا تشریف دارند یک جواب قانع‌کننده‌ای به بنده بدهند به علاوه مجلس شوراى ملى براى این که ساکت در این موضوع نباشد لازم است جریان حقیقى را آقاى وزیر کشور به مجلس بگویند و در این جریان واقعاً اگر دولت دست داشته باشد ما نمى‌توانیم به چنین دولتى رأى اعتماد بدهیم که خودش موجب این بشود الان در مملکت ایران از هر چیزى آرامش لازم‌تر است اوضاء دنیا بسیار وخیم است و حتّى من شنیده‌ام (البته این انشاء‌الله درو‌غ است) که حتى در هیئت دولت هم بین بعضى از وزرا اختلاف هست بنده می‌خواستم بگویم آقا شما نباید بنشینید منافع خصوصیتان را آنجا حل کنید شما براى حفظ منافع عمومى هستید اگر بخواهید منافع خصوصى یا مخالفت‌های خصوصى را مقدم بدانید خیانت است باید اختلافات را بگذارید کنار که در خارج هم موجب آشفتگى اوضاع بشود بنابر‌این خود دولت خود آقایان بایستى متوجه اوضاع باشند و این قسمت را هم من تأکید می‌کنم که حتماً دولت اگر دخالت در این کار دارد بایستى این قسمت را رفع کند ما آرامش می‌خواهیم و با این وضعیت براى ما یعنى براى شخص من چون بنده منفردم بنده دولت را پشتیبانى کردم و رأى اعتماد دادم ولى این جریان دیشب دولت این موضوع باید روشن بشود اگر واقعاً این طور است که می‌گویند قطعاً بنده با دولت مخالفت می‌کنم.

جمال امامى- چطور باید روشن بشود؟

دکتر معظمى- با تحقیق باید روشن بشود بنده صبح که از ساعت 9 آمدم به مجلس اینجا شنیدم که آقایان هم به من نگفتند در نتیجه نطق‌هایی که اینجا شد من شنیدم و دیدم که سکوت ما دلیل بر این است که ما این قضایا را تحمل می‌کنیم و بنده تصور نمی‌کنم که هیچ یک از آقایان اکثریت راضى باشند که کارى برخلاف قانون در مملکت بشود (صحیح است) پس بنابر این تمنى می‌کنم راجع به این پیشنهاد اظهار‌نظر بفرمایید و آقاى وزیر کشور هم که اینجا هستند توضیح بدهند صراحتاً که این جریانات منشأ چیست و در ضمن هم از آقایان همکاران اقلیت می‌خواستم تمنى بکنم که آقایان هم مبارزه‌ای که می‌کنند و البته در راه مملکت خودشان مبارزه می‌کنند این مبارزه مطابق جریان قانوق بشود که مبادا فرض شود و تصور بشود باین که آقایان برخلاف قانون مبارزه می‌کنند در صورتى که آقایان هم باید در مسائل کلى باید کمک بفرمایند که مسئله اتحاد مملکت در این موقع محفوظ باشد و عرض کردم ما که اکثریت هستیم ما به هیچ وجه راضى نیستیم که مضیقه‌ای بیک دسته معین وارد بشود و از این جهت هم این پیشنهاد را دارم (صحیح است)

مکى- چطور آقاى دکتر معظمى از کباب سوخته دود بلند نشود ما مجبوریم که داد بکشیم‏

رئیس- آقاى فرامرزى.

فرامرزى- عرض کنم بنده خوشوقت هستم که بعد از آقایانى که صحبت کردند و دولت تشریف نداشت حالا که بنده حرف می‌زنم یک عده از اعضاى دولت تشریف دارند و مخصوصاً جناب آقاى وزیر کشور و البته مسئولیت مستقیم در امور مملکت متوجه ایشان است البته یک روزنامه نویس وقتى که دستش برسد به قلم یا به تریبون مجلس و ببیند یک روزنامه نویس دیگرى بدون حکم محکمه در حبس است این اگر سکوت بکند معنایش این است که بنده هم حاضر هستم بدون حکم قانون و محکمه به حبس بروم (صحیح است) هر فردى هم که ببیند بدون حکم دادگاه و جریان قانونى اشخاص را می‌گیرند و توقیف می‌کنند و او سکوت بکند آن هم معنایش این است که بنده هم حاضر هستم که بدون حکم دادگاه و بدون جریان قانونى به حبس بروم (صحیح است) این جریاناتى که راجع به مطبوعات گفته می‌شود و بنده متأسفانه به واسطه گرفتارى زیاد به واسطه این که مریض هستم و کمتر می‌توانم فعالیت بکنم و عمل بکنم کمتر وارد هستم

+++

اگر این‌ها صحیح باشد واقعاً جاى تأسف است جاى تأسف است براى دولت جاى تأسف است از براى مجلس جاى تأسف است از براى مطبوعات جاى تأسف است از براى ملت از براى دولت براى این که اگر راست باشد یک دولتى برخلاف جریانی که دولت براى آن ایجاد شده عمل بکند و برخلاف قانونی که خودش مجرى آن قانون است عمل بکند آن دولت وضعش طبیعى نیست و وقتى و وضع یک کسى طبیعى نبود دوام برایش غیر ممکن است اسباب تأسف است براى مجلس براى این که مجلسى که ببیند اعمال خلاف قانون خیلى واضح و آشکار در مملکت واقع می‌شود و ساکت بنشیند این مجلس یا حالایش وجود ندارد یا این که بعدش وجود نخواهد داشت از براى مطبوعات که مسلم است وقتى که بشود مطبوعات را بدون حکم قانون گرفت و تعطیل کرد توقیف کرد این مطبوعات دیگر هیچ قوه وقدرت ندارد از براى ملت هم هم براى این که تمام این‌ها براى ملت است وقتی که این هیئت مدیره ملت که عبارت ز دولت و مجلس و مطبوعات باشد این‌ها یک وضع طبیعى درستى نداشته باشند طبعاً آن ملت یک وضع طبیعى که توأم با آسایش باشد نخواهد داشت آقاى دکتر مصدق فرمودند که دکتر حسین فاطمى را حبس کردند آقاى دکتر فاطمى را نمی‌توان حاشا کرد که یک نویسنده بسیار خوبى است و یک روزنامه بسیار وزینى دارد البته ما باآنها در دو وجه مختلف هستیم از جهت سیاست ولى انصاف ما را وادار می‌کند حیثیت و وضعیتى و شخصیتى که دارند اگر اقرار بکنیم دلیل بى‌انصافی‌های ما است روز نامه باختر امروز بدون شبهه از روزنامه‌های خوب مملکت است و اگر راست باشد که این را گرفته باشند بدون حکم قانون و بدون حکم دادگاه ریخته باشند گرفته باشند و حبس کرده باشند.

دکتر بقایی- راست است‏

فرامرزى- جاى تأسف است و بنده به نوبت خودم به این عمل دولت اعتراض می‌کنم به صورت یک نفر نماینده مجلس و یک نفر ایرانى چون دولت طرف اعتماد اکثریت مجلس است هر عملى دولت بکند که خلاف قانون یا خلاف نظم و آرامش باشدیا خلاف مسلحت مملکت باشد بقول جناب آقاى دکتر معظمى مسئولیتش مستقیماً روى گردان اکثریت مجلس است (صحیح است) ینى معنایش این است که این اعمال با موافقت اکثریت مجلس صورت گرفته و این را من تصور می‌کنم صحیح نباشد براى این که من تصدیق می‌کنم در مطبوعات یک اشخاص ناهلى وارد شده‌اند که آن‌ها شایستگى ورود به صنف ارباب قلم وظیفه‌ای که مدعى راهنمایی ملت هستند ندارند ولى خیلى جاى تأسف است که به بهانه این‌ها یعنى بهانه اوراق مبتذل دولت‌ها همیشه آن‌ها را بهانه قرار می‌دهد و بقیه مطبوعات صحیح و و وزین را می‌گیرند اگر یک روزنامه یعنى هیچ فرق نمی‌کند بشر در دنیا به خونش به مالش به ناموسش و به جنسیتش به هر سه تا مقید است فرق نمی‌کند مال کسى را برند یا خون خون کسى را بریزند یا حیثیت و آبرویش را بریزند همان طورى که یک نفر آدم چاقوکش حق ندارد برود ضربه بزند به پهلوی مدیر روزنامه همان طور هم یک مدیر روزنامه با سر نیزه قلم ضربه بزند به پهلوى ناموس و شرافت و حیثیت کسى (صحیح است) به این جهت در دنیا قانون برقرار کرده‌اند یعنى قانونى که حدود همه کس را معین می‌کند چاقو‌کش اگر چاقو زد به پهلوی مدیر روزنامه قانون مجازاتش را معین کرده و اگر مدیر روزنامه ضربه زد به پهلوی ناموس وحیثیت و شرفت همان چاقوکش قانون مجاراتش را معین کرده دولت باید مجرى قانون باشد واى به وقتى دولت در اجراى قانون تهاون بکند و یا این که خودش از طریق دیگرى وارد بشود و براى اجراى مقصودش بر خلاف قانون عمل بکند اگر دولت قانون را درست اجرا بکند این قانون مطبوعات و عشر این قانون مطبوعات خمدش کافى است که ضامن حفظ حقوق همه باشد البته من هم مثل جناب آقاى دکتر معظمی تردید کردم که دولت خودش دخالتى در این اعمال داشته باشد ولى دولت حق سکوت هم ندارد یعنى دولت پاسبان دارد تشکیلات دارد براى جلوگیرى از تجاوز به یکدیگر دولت نباید ساکت باشد یعنى اگر اشخاصى ریختند به مطبعه و روزنامه من و یا آقاى مسعودى یا آقاى صفوى دولت نباید بگذارد که ما خودمان تشکیلات بدهیم و دفاع بکنیم از خودمان و آنجا دعوا بکنیم و همدیگر را بکشیم دولت باید فوراً دسیسه کننده ر بگیرد و او را تسلیم دادگاه بکند و دادگاهش را باید قوى بکند که بتواند احقق حق کسى را را که حقش پایمال شده بکنند البته جناب آقاى دکتر معظمى تذکرى به آقایان اقلیت دادند که من هم در عالم همکارى می‌خواهم این استدعا را از آقایان بکنم که حربه اقلیت قانون است حربه اقلیت حق است (صحیح است) حربه عقلت عدالت است (احسنت) البته اقلیت هم تندروى معذرت می‌خواهم آنقدر نکنند که بهانه بدهند به اشخاصى که آن را مستمسک قرار بدهند و به اصل آزادى و به ریشه مطبوعات تیشه بزنند (صحیح است) همه آقایان در حدود قانون و در حدود آن اصلى که تمام بشر یعنى بشر عاقل متمدنى که آسایش و آرامش می‌خواهد باید حرکت بکنیم اما راجع بیسشنهاد آقاى دکتر معظمى البته من به به صورت مخالف این پیشنهاد براى این آمدم که تصور می‌کنم که همه حدود را قانون معین کرده و اگر دقیقه به دقیقه‌یی از مجلس کمسیون معین بشود براى رسیدگى به نظرم غیر طبیعى می‌آید و الا اگر راهى غیر از این نداشته باشد من مختی با خود این عمل ندارم مخصمصاً که فکر مرا فرمایش یکى از آقایان تغییر داد که فرمودند که فرمایش جناب آقاى دکتر جمال امامى بود که فرمودند از کجا معلوم خواهد شد که دولت دخالت دارد یا دخالت ندارد این البته همان طوری که آقاى دکتر معظمى فرمودند اگر لازم باشد یک کمیسیونى می‌تواند این را معین بکند به این جهت من مخالفتم را با این پیشنهاد و فرمایش ایشان‏

رئیس- عرض کنم این پیشنهادى که کرده‌اید بر طبق ماده 200 آئین‌نامه است ولى تقریباً تغییر دستور می‌شود یک موضوع دیگرى را جاى موضوع دیگرى می‌گذارد مطابق ماده 80 آئین‌نامه اگر پانزده نفر این پیشنهاد را تأیید کنند می‌شود رأى گرفت‏

دکتر معظمى- بنده توضیح دادم یک نفر هم به عنوان مخالف صحبت کرد

رئیس- بنده این توضیحى که دادم براى این است که اگر این پیشنهاد را پانزده نفر تأیید بکنند می‌شود رأى گرفت آقاى وزیر کشور بفرمایید

وزیر کشور- جناب آقاى نخست وزیر خودشان آمدند که به مجلس شوراى ملى بیایند و ولى به واسطه این که از طرف اعلیحضرت همیون شاهنشاهى احضار شدند این بود که به بنده فرمودند که اینجا شرفیاب بشوم تا خودشان هم حاضر بشوند بنابر این به طور اختصار می‌خواستم عرض کنم که در دولت اصلًا اختلافى نیست و من نمی‌دانم که این فکر از کجا پیدا شده همجو چیزى اصلًا نبوده و امروز که یک ماه می‌شود که بنده در دولت هستم و هیچ وقت ندیده‌ام اختلاف نظرى باشدالبته ممکن است در اینجا هم یک قانونى که مطرح می‌شود آقایان نمایندگان محترم هر کدام یک نظر خاصى داشته باشند بعد از شور و صحبت نتیجه آن می‌شود این براى رفع شبهه بود و نسبت به پیشنهاد وقتى که خودشان وارد موضوع بشوند ملاحظه خواهند فرمود که خلاف قانون رفتار نشده ولى انتظار دولت و بنده که فرمودند مسئول وزارت کشور هستم این است که آقایان که مص. ن از تمرض هستند هم جرید و هم مردم را تشویق و تحرک به انقلاب می‌کنند توجه فرمودید؟

 مکى- شما تحریک می‌کنید

وزیر کشور- همین داد و بیداد تشویق است وقتى که پشت تریبون گفته می‌شود می‌کشم انقلاب می‌کنم‏

دکتر بقایی- کى گفت می‌کشم من که از رضائیه فرار نکردم حرف ما را تحریف نکنید

وزیر کشور- بنده از همین صورت مجلس اتخاذ سند می‌کنم که فرمودید می‌کشم‏

دکتر بقایی- چاقو کش‌های شما که‌امی آیند توى خانه من عمویش را فرستاد این استاندار رضائیه پسر عمویش را فرستاد بیاید مارا بکشد بله پسر عمویت را فرستادى استاندار سابق رضائیه

 رئیس- همین حرف‌ها است که عکس‌العملش این طور می‌شود

دکتر بقایی- پسر عمویش را فرستاد بیاید مرا بکشد استاندار رضائیه من می‌آیم آنجا می‌گویم‏

وزیر کشور- من همچو پسر عمویی ندارم‏

دکتر بقایی- سرگرد اردلان آمده بود او پسر عموى شما نیست؟ آقاى محترم رضائیه‏

وزیر کشور- بنده با همین نظرى که نمایندگان محترم دارند دولت هم در این قسنت موافق است که باید یک کارى کرد در این موقع که دنیا متشنج است ایران را متشنج نکنیم.

مکى- نفت را بدهید و آرام بشود

وزیر کشور- یک عده‌اى مخصوصاً نمی‌گذارند که آرام بماند آقایان مساعدت بفرمایید که اینجا هم آرام بماند.

+++

 دکتر معظمى- عرض کنم که در ماده 200 نوشته شده که هر موقع که مجلس صلاح بداند می‌تواند چون یک امر استثنایی است.

رئیس- این یک سابقه بدى است که نمی‌شود در مجلس گذاشت هر موقعى یک نماینده‌ای پیشنهادى بکند اگر پانزده نفر پاى آن را امضا بکنند رویش می‌شود رأى گرفت شما همچو حرفى می‌زنید که سابقه بشود نمی‌شود یک نفر پیشنهاد بکند که هر موقع دستور تغببر بکند.

دکتر معظمى- بنده وظیفه‌ام این است که پیشنهاد بکنم جنابعالى هم وظیفه ریاستتان این است که مطابق آئین‌نامه اقدام بفرمایید تا حقوق مردم محفوظ بماند

رئیس- مطابق آئین‌نامه 15 نفر اگر امضاء بکنند می‌شود رأى گرفت این موضوع مطرح نیست آقاى رقیع.

رفیع- نماینده محترم راجع بچاى صحبتى کرد و از من مؤاخذه کرد که چرا شما در این باب اقدامى نکردید این مسئله چاى که الان شاید بیش از پانصد و شست هزار نفر مردم از آن ارتزاق می‌کنند در تمام مازندران و گیلان و غیره از این وسیله معاش دیگرى ندارند بنده چندین بار به رئیس دولت عرض کردم به وزیر دارایی عرض کردم به رئیس برنامه به مدیر برنامه که به منزل من آمده بود به ایشان گفتم حالا دو روز است جریانى در مجلس سنا مشاهده می‌شود اشخاصی که در این کار نباید مداخله بکنند مداخله می‌کنند این کار مداخله‌اش با آقایان نمایندگان مازندران است یا دولت نه در مجلس سنا حالا آن‌ها هم می‌خواهند مداخله بکنند باید از این‌ها بپرسید و بدانید براى خاطر چند نفر بازندگى پانصد هزار نفر ششصد هزار نفر بازى کردن این کار اسباب مزاحمت خود دولت خواهد شد وزیر اقتصاد وعده کرده که من تصویب‌نامه را می‌برم باطل می‌کنم ایشان یک مطالعه‌ای در این باب بفرمایید و دولت بدون اطلاع و بدون تحقیق این تصویب نامه را باطل نفرمایند چون فردا اسباب زحمت خود دولت خواهد شد و پشیمان می‌شوند.

 6- بقیه گزارش در کمیسیون مخصوص نفت‏

رئیس- وارد دستور می‌شویم‏ آقاى بقایی

 اسلامى- بنده یک مشاهداتى دارم پریشب می‌خواستم چند کلمه عرایضى بکنم‏

رئیس- راجع به چه موضوع

اسلامى- راجع به مسئله مطبوعات‏

رئیس- این موضوع مطرح نیست‏

مکى- می‌خواهد بگوید سه تا پاسبان که مشغول غارت بودند خود آقاى اسلامى گرفته برده تحویل داده داشتند چاپخانه را غارت می‌کردند دولت غارتگر! خیال می‌کنند روزنامه‌ها را ببندند زبان ما را هم بسته‌اند نوکرهاى انگلستان.

آزاد- این‌ها براى انگلستان نفت نمی‌شود

مکى- آرزو را به گور می‌برد انگستان و نوکرهاى صمیمیشان.

دکتر بقایی- با این شرارت‌ها شما نفت را بارب خودتان نمی‌توانید بدهید

وزیر کشور- شما نمی‌گذارید بدهیم.

دکتر بقایی- بله ما نمی‌گذاریم بدهید حق بر زبان جناب آقاى اردلان جارى شد که فرمودند شما نمی‌گذارید نفت را بدهیم بله ما نمی‌گذاریم نفت را آقایان بدهید به انگلیس ها از این کلمه اتخاذ سند می‌کنم و در آن جلسه هم من صحبت نکردم که آدم می‌کشم متأسفم که جناب آقاى اردلان در مجلس سنا دیروز از همان رویه سنیه جناب آقاى نخست وزیر محترم پیروى کردند همان عملى که اسمش را نمی‌خواهم دوباره بیاورم که توهین کردى و قهر کند بعد دوباره هم بدون آن که آشتیشان بدهند خودشان بیایند آن کلمه‌اش را نمی‌گویم ولى همان کارى جناب آقاى نخست وزیر پشت این تریبون نسبت به معذرت خواستن از دانشگاه و معذرت نخواستن کردند جناب آقاى اردلان استاندار محترم سابق رضائیه دیروز در مجلس سنا کردند بنده در جلسه گذشته قبل از دستور که صحبت کردم و گفتم که دولت دست به شرارت زده است گفتم من نماینده تهران هستم و کسانى که به من رأى داده‌اند از من پشتیبانى می‌کنند اگر ما بخواهیم می‌توانیم انقلاب بکنیم گفتم می‌توانیم انقلاب بکنیم نه این که انقلاب می‌کنیم حالا هم تأیید می‌کنم مردم عاجز نیستند که جلوى یک مشت شریر و جاسوس و مزدور بیگانه ایستادگى بکنند (صحیح است) که 15 نفر جاسوس زرخرید شرکت نفت هر غلطى می‌خواهند توى این مملکت بکند آن وقت ما مملکت نخواهیم داشت این را گفتم ولى نگفتم من آدم می‌کشم البته اگر کسى بدون اجازه من بیاید می‌کشم توى خانه‌ام او را می‌کشم البته این حق را قانون اساسى نه به من بلکه به هر فرد ایرانى این حق را داده است خانه هر فرد ایرانى خواه وکیل باشد خواه شاه باشد خواه گدا باشد خانه‌اش مصونیت دارد و هیچ کس نمی‌تواند وارد خانه کسى شود مگر به حکم قانون (چون آقاى اردلان وزیر کشور صحبت می‌کردند آقاى بقایی با عصبانیت فریاد زدند گوش کن)

وزیر کشور- (با اشاره به صورت مجلس که در دستشان بود) این نطق آقا است‏

رئیس- آقاى دکتر بقایی صحبت خودتان را بکنید شما که آمده‌اید اسم‌نویسى کرده‌اید در موضوع نفت است در همان موضوع صحبت کنید

دکتر بقایی- این‌ها تمام مربوط به نفت است جناب آقاى رئیس حتى دستورى هم از طرف شرکت نفت که به دولت داده شده است که بیاید لایحه‌اش را مسترد بکند آن هم مربوط به نفت است چون وضعیت خطرناک شده گفتند دولت باید لایحه‌اش را پس بگیرد (حائرى‌زاده- دولت حق ندارد پس بگیرد این دولت نیاورده طرح قانونى است ما باید تکلیفش را معین بکنیم) (آزاد- حق ندارد پس بگیرد) حالا حق دارد یا ندارد کار دولت از این چیزها گذشته مفتضح‌تر از این کارها است عرض کنم متأسفانه مجال نشد که بنده راجع به جریان مبارزه ملت ایران در خصوص نفت صحبت بکنم و توضیحاتش را می‌گذارم براى یک فرصت بیشترى فقط براى این که ذهن آقایان نمایندگان کاملًا از جریان مسبوق باشد چند کلمه عرض می‌کنم ضمن تشکر از پشتیبانى که جناب آقاى جمال امامى از ما کردند (جمال امامى- تشکر ندارد) دولت فقط چاقوکش نفرستاده آقاى امامى چاپخانه‌دارها را پاسبانان و افسران شهربانى رفتند دفعه دوم غارت کردند به عنوان این که ما آمده‌ایم ببینیم چاقو‌کش‌ها چه کار کرده‌اند بعد غارت کردند در چاپخانه ما به همین ترتیب پسر عم گرام اینجانب استاندار سابق رضائیه که حالا هم حرف‌های بنده را گوش نمی‌کند و آقایان یادشان است که در شهریور 20 ایشان پستشان را ترک نکردند و بنده چادر سرم کردم و فرار نمودم ایشان فرار نکرد (صفوى- این حرف‌ها معنى ندارد)

رئیس- شما که می‌خواهید مجلس اداره شود این حرف‌ها چیست می‌زنید

دکتر بقایی- گفتم فرار نکرده مگر گفتم فرار کرده (اشاره به آقایان تندنویس‌های مجلس نموده گفتند) شما نوشته‌اید ایشان فرار کردند؟ (خنده نمایندگان) ایشان در شهریور 20 فرار نکرد تأیید می‌کنم که تحریف نشود بنده فرار کردم (ابریشم‌‌کار- آقاى دکتر ما اسم شهریور 20 را نمی‌خواهیم بشنویم) به گوشتان نخورده؟ (ابریشم‌کار- دیگر شهریور 20 را نمی‌خواهیم بشنویم) تجدید می‌شود آقا تجدید می‌شود در هر صورت ایشان که اطلاع ندارند که پسرعموى ایشان جناب سرگرد اردلان پس پریشب یعنى بعد از آن که دو شب متوالى چاقوکش‌های شهربانى و حقوق‌بگیرهای شهربانى (البته من براى آقایان نمایندگان می‌گویم چون دولت خودش کاملًا وارد است این‌ها حقوق به گیرهای شهربانى هستند) بعد از این که شب اول آمدند و غرت کردند و خسارت وارد آوردند شب دوم یک عده دوستان عزیز و موکلین من آمده و براى دفاع ازچاپخانه با چوب و سنگ آن‌ها را از آنجا بیرون کردند و آن‌ها در را شکستند البته پرونده‌ای تشکیل شد تمام مراحل قانونى آن تکمیل شده کارى به این ندارم در شب سوم آقاى سرگرد اردلان آمدند و گفتند که می‌خواهند یک چیزى به بنده ابلاق بکنند گفتم بفرمایید تو آمدند گفتند باید در این چاپخانه هیچ چیز چاپ نشود و هیچ روزنامه‌ای هم شما نباید منتشر بکنید گفتم که ابلاغ کتبى بدهید گفتند کسى به من ابلاغ کتبى نکرده و شفاهاً گفته‌اند گفتم آن کسى که در مملکت مشروطه بیک چاپخانه بگوید تو حق ندارى چیزى چاپ کنى یا به کسی بگوید تو حق ندارى روزنامه‌بنویسى دهنش میچاد در مملکت مشروطه به حکم قانون می‌توانند طبق آن قانون ننگین اقبال زنگنه (یاد هر دو تا شان به خیر) این‌ها این خیانت‌ها را می‌کردند که همیشه وزیر باشند حالا هر دو تا شان که نشدند و رفتند این‌ها طبق همین قانون می‌توانند هر روزنامه‌ای را که می‌خواهند توقیف کنند وقتى هم که یک روزنامه چیزى را چاپ کرد که قابل تعقیب باشد مدیرش قابل تعقیب ست در مملکت مشروطه جناب آقاى سپهبد رزم‌آرا کسى دهنش میچاد که بیک چاپخانه بگوید تو حق ندارى چیزى چاپ بکنى ایشان آمدند ابلاغ کردند بعد هم ماندند آنجا من خیال کردم که اینجا مانده‌اند براى این که خیال می‌کنند ما اینجا بمب اتم می‌سازیم یا کلکسیون جواهر درست می‌کنیم یا چادر نماز می‌دوزیم گفتم بمان ایشان همانجا ماندند تا این که صبح بنده گفتم خوب تشریف ببرید کار به جریاناتش ندارم که وقت آقایان را بگیرم به من گفتند مأموریت دارم همه‌اش اینجا باشم گفتم غلط کرده آن کس که به شما مأموریت داده که بیایید توى خانه من امشب که اینجا بوده‌ای پذیرایی هم کرده‌ام حالا

+++

باید تشریف ببرید بیرون گفت من می‌مانم گفتم من با اردنگى شما را بیرون می‌کنم بیرونش هم کردم از خانه‌ام چون آنجا یک هفته‌ای که منزل من است و من اعلام کرده‌ام و پلاک هم دارد که منزل دکتر بقایی البته مردم توى کوچه زیادند کارى هم به این ندارم بعد آقایان دستور داشتند بعد از تشکر از جناب آقاى امامى (جمال امامى- تشکر ندارد آقا من حافظ اصولم) مقصودم این بود که مأمورین خود شهربانى این کار را کردند و دیشب حدود 300 نفر پاسبان دور آن خانه را احاطه کرده بودند البته من یک بیانیه دادم و مردم را دعوت کردم به سکوت هفتاد و چند نفرى در داخله چاپخانه بودند و سر شب هم چندین صد نفر هم تمام کوچه را گرفته بودند امروز صبح در حدود صد نفر کمتر یا بیشتر تا صبح توى کوچه توى سرما ماندند سیصد نفر پاسبان مسلح با افسرهایشان دور تا دور خانه مرا تا صبح محاصره کرده بودند البته اول می‌خواستند چاقوکش‌ها را بفرستند بعد یک جریان‌هایی پیش آمد که آن‌ها را نفرستادند و بعد بنا شد ساعت دو بعد از نصف شب 3 تا تیر به هوا خالى کنند و پاسبان‌ها با نردبام یورش بیاورند توى خانه من لذا رفتم بالاى پشت بام در حدود نصف شب جریان را براى آن‌هایی که آنجا بودند گفتم و به پاسبان‌هایی هم که در آنجا بودند گفتم که اگر کسى بدون اجازه من بیاید توى خانه من نعشش توى این دالان می‌افتد و ما ایستادگى کردیم البته پاسبان‌ها هم زه زدند و من در تمام این مدت به شهادت تمام مردم تهران که حرف‌های من را می‌شنیدند و بر خلاف تمام این چیزهایی که جناب آقاى اردلان استاندار محترم استان رضائیه در شهریور 20 فرمودند در تمام این مدت مردم را دعوت به آرامش و سکوت و متانت کردم و من گفتم زنده باد و مرده باد هم نکشید خودم خیلى مرده باد کشیدم ولى به آنها گفتم تظاهرى نکنند ولى یک دستورى بهشان دادم هم دیشب و هم امروز صبح و آن این است که گفتم این افسران و این پاسبان‌ها که باید زندانیان قصر را نگهدارى کنند آن‌ها را فرار دادند حالا آمدند خانه مرا محاصره کرده‌اند به آن‌ها و به این دولت مفتضح باید خندید (نخست وزیر- به تو باید خندید) به جاى این که زندانی‌هایشان را نگاه دارند پاسبان می‌فرستند خانه مردم را محاصره می‌کنند ولى جناب آقاى رزم‌آرا فرمود که به من باید خندید ولى تمام مردم به دولت ایشان خندیدند و من اعلام می‌کنم همین خنده‌ها دولت ایشان را ساقط خواهد کرد و من تقاضا می‌کنم در بییرون و خارج هیچ جا نه تظاهراتى بکنند نه مرده باد بگویند فقط بخندید خواهند دید که این دولت مفتضح که در شش ماه هیچ کارى نکرده خواهد رفت (چند نفر از نمایندگان- آقاى دکتر بقایی این چه فرمایشى است می‌کنید با احترام صحبت کنید) دیشب من تا پاى جانم ایستاده بودم‏

رئیس- آقاى دکتر بقایی این ماده قرائت می‌شود چون می‌دانم هیچ وقت نظامنامه را نگاه نمی‌کنید و دارید اهانت می‌کنید و من ناچارم این ماده آئین‌نامه را عمل کنم این که وضع مجلس نیست حتاکى و فحاشى که وظیفه وکیل نیست آن‌ها هم همین کار را می‌کنند. دکتر بقایی جناب آقاى رئیس ما پاى جانمان ابستاده بودیم 200 نفر پاى جانمان ایستاده بودیم من می‌خواهم بدانم شهربانى چه کار دارد سیصد نفز مسلح دور خانه من می‌فرستند توى این خانه مگر بمب اتم می‌ساختند؟ ماده 100 آئین‌نامه قرائت می‌شود

 (به شرح زیر قرائت شد)

ماده 100- توبیخ مؤکد در موارد ذیل به عمل خواهد آمد:

1- اگر نماینده‌ای پس از توبیخ عادى در همان جلسه مجدداً از دائره نظم خارج شود

2- اگر نماینده‌ای بیک یا چند نفر از وزرا و معاونین توهین یا تهدید نماید.

رئیس- من حواهش می‌کنم که شما نظم مجلس را حفظ کنید و مطالبتان را با کمال شجاعت و صراحت بگویید البته بدون فحاشى بدون کلمات رکیک وقتى شما کلمات زننده بگویید آن‌ها هم تحمل نمی‌کنند جواب می‌گویند بنده در محظور می‌افتم و ناچارم نظامنامه را اجرا کنم.

دکتر بقایی- آقاى رئیس بنده اطاعت می‌کنم (غلامرضا فولادوند- دیگر حاجى دزدالممالک را نفرمایید آن روز به به آقاى وزیر کشور گفتید دزد فرارى حاج دزدالممالک) آقاى وزیر کشور صاحتشان مبرى از این حرف‌ها است ایشان از هیچ جا فرار نکرده اند (مکى- ایشان مستثنى از تعریف هستند) به طوری که آقایان نمایندگان محترم فرموده‌اند بنده با گزارش کمیسیون به عنوان موافق مشروط ثبت نام نموده‌ام زیرا که هرچند که با گزارش مزبور دائر برد قرارداد الحاقى گلشائیان گس کاملًا موافق هستم ولى رد آن را بهیچوجه براى استیفاى حقوق ایران کافى نمی‌دانم تصویب این گزارش با این صورت خشک و خالى مجالى براى دولت خواهد بود که یک قرارداد الحاقى ننگین‌تر را امضا کند و براى اواخر دوره شانزدهم به مجلس بیاورند آقایانى که در دوره پانزده اینجا تشریف داشتند می‌دانند و کسانى هم که در خارج هستند می‌دانند که این زمینه سازی‌ها به دستور و سعى و همت تیمسار محترم سپهبد رزم‌آرا رئیس ستاد آن وقت صورت گرفت و به پاداش همان بود که مسند نخست وزیرى را اشغال فرمودند و با طرف نبودن با یک شخص کند فهمى مثل جناب آقاى ساعد ایشان خودشان رأساً بهتر خواهند توانست در اواخر دوره براى به تصویب رساندن قرارداد الحاقى زمینه‌سازى بکنند در آن وقت معلوم نیست که ما بتوانیم همان موقعیت دوره سابق را داشته باشیم به این جهت موافقت بنده با گزارش کمیسیون نفت مشروط بر این خواهد بود که تکلیف نفت را کاملًا روشن و یکسره نماییم در اینجا یک صحبتى آقاى امامى فرمودند راجع به نفت که متخصص نفت که بتواند اظهار‌نظر بکنند عده‌اش کم است البته راجع به ترکیبات شیمیایی یا وضع فیزیکی‌اش یا راجع به استخراجش باید متخصصین اظهار‌نظر بکنند ولى ملت ایران راجع به یک چیز کاملًا می‌تواند اظهار نظر نماید و آن این است که ملت ایران حق دارد بگوید این نفت از ایران است و مال من است و من نمی‌خواهم بیگانگان استخراج بکنند و مورد استفاده قرار بدهند ملت ایرن کاملًا حق چنین اظهار نظرى دارد و همین الان که این عرایض من به سمع شما می‌رسد دانشجویان دانشگاه تهران در جلوى همین مجلس مشغول تظاهرات هستند می‌بینند عموم طبقات در این قسمت اظهار علاقه و اظهار عقیده کرده‌اند و در این اظهار عقیده‌شان هم کاملًا ذى حق بوده و هستند پس لازم است که علاوه بر تصویب گزارش کمیسیون تکلیف نفت را خود مجلس روشن بکند. براى این که بنده چیزى که می‌توانم عرض کنم این است که شرافت آقایان ساعد و گلشانیان بهیچوجه کمتر یا بیشتر از شرافت جناب آقاى رزم آراء و جناب آقاى فروهر نبوده و نیست ایشان با آقاى ساعد و آقاى فروهر و آقاى گلشائیان بیک اندازه شرافتمند هستند بنابر‌این طبق مأموریتى که از طرف فراکسیون جبهه ملى به بنده واگذار شده است راه حل مثبت مشکل نفت را به عرض آقایان می‌رسانم و خواهش می‌کنم که آقایان توجه بفرمایند و خیلى معذرت می‌خواهم اگر صدایم گرفته و این طور صحبت می‌کنم چون دیشب تمامش ما مشغول سنگربندى بودیم و بیشتر من مجبور بودم که براى مردم که توى کوچه بودند صحبت کنم و پست بگذاریم براى این که مصمم بودیم از خانه‌ای که اسم من رویش نوشته شده و فعلًا بعد از تمام شرارت‌هایی که در سایر چاپخانه‌ها کرده بودند و این تنها سنگر آزادى بود دفاع بکنیم به این جهت خستگی‌مان خیلى زیاد بود. راجع به امتیاز دارسى و قرارداد تحمیلى 1933 و تحمیلى بودن هر دوى آن‌ها به ملت ایران گذشته از سخنرانى معروف آقاى تقى‌زاده و آن اعتراف و صحبتى که پشت این تریبون کردند مضار سیاسی و اقتصادى و اجتماعى ناشى از سیاست شرکت نفت در ایران و خسارات هنگفت تحمل ناپذیرى که از جریان امتیاز مزبور و تمدید آن هر ساعت به این ملت وارد می‌شود پیشواى جبهه ملى جناب آقاى دکتر مصدق و آقاى دکتر شایگان و آقاى نریمان و آقاى حسین مکى و آقاى حائرى‌زاده و سایر نمایندگان جبهه ملى وعده دیگرى به دفعات در همین مجلس صحبت کرده‌اند خواه در دوره پانزده و خواه در ابتداى دوره 16 خواه در زمان اسیضاح راجع به نفت و خواه در جریان این چندروز بنده با تکیه و استناد به کلیه آن چیزهایی که در این خصوص گفته شده است و استدلال‌هایی که کرده‌اند با اتخذ سند از تمام آن‌ها از تکرار آن‌ها صرف‌نظر می‌کنم و حتى از شمردن مضار قرارداد 1993 و قرارداد تحمیلى و دلائل بطلان و رد آن قرارداد خوددارى می‌کنم زیرا یقین دارم که امروز اکثریت آقایان نماندگان محترم وارد مطلب شده‌اند و آشنا هستند و فقط با اجازه آقایان محترم لازم می‌دانم که چند کلمه‌ای راجع به ریشه عمل ملى کردن صنایع در دنیا و بالاخره راجع به اهمیت و لزوم و امکان عملى ملى کردن صنایع نفت ایران اشاراتى به عرض آقایان برسانم (چون جلسه از اکثریت افتاده بود آقاى رئیس اظهار نمودند صبر کنید پس از حصول اکثریت اظهار داشتند بفرمایید) من لازم می‌دانم که توجه آقایان نمایندگان محترم را به جریان ملى کردن صنایع بزرگ در کشورهاى دیگر جلب بکنم و خواهش می‌کنم در این قسمت آقایان

+++

 قبل از اظهار‌نظر یک مطالعاتى بکنند و ببینند که چطور در این سال‌های اخیر این جریان ضرورت پیدا کرده و مخصوصاً بعد از جنگ اخیر در کشورهاى دموکراسى غربى با سرعت بی‌مانندى توسعه پیدا کرده اگر آقایان به اخبار روزنامه‌ها یا مجلات اقتصادى که از خارج می‌رسد آشنایی داشته باشند ملاحظه فرموده‌اند که ملى کردن صنایع بزرگ که کلید حیاتى هر کشور هست در ممالک فرانسه، ایتالیا، اسکاندیناوى، بلژیک و حتى انگلستان که انگلستان را دژ تسخیر ناپذیر آزادى صنایع می‌دانستند و حتى در زلندجدید و استرالیا و سایر ممالک این موضوع ملى کردن صنایع پیشرفت خیلى بزرگ کرده در اینجا ما فقط یک توجهى به تاریخچه ملى کردن صنایع در انگلستان بکنیم انگلستان یعنى همین کشور مدعى دموکراسى و مسیحیت که بر خلاف دستور بزرگ حضرت عیسى که ضرب‌المثل در بین تمام ملل عالم شده که فرموده است آنچه بر خود نمی‌پسندی بر دیگران مپسند این ملت مسیحى از آنچه که در داخله کشور خودش و براى ملت خودش می‌پسندد هیچ چیز براى سایرین مخصوصاً براى مللى مثل ما نمی‌پسندد.

و ملى کردن صنایع را در داخله انگلستان می‌پسندد ولى در مملکت ما نمی‌پسندد در مملکت خودشان به قانون اساسى خودشان یک رفتاردیگرى می‌کنند و در اینجا براى ما چیز دیگرى می‌پسندند. در قرن 19 در اثر اختراعات و اکتشافات بزرگى که در دنیا به ظهور پیوست صنایع شروع کرد که به اندازه خیلى زیادى توسعه و اهمیت پیدا کند و دنباله این جریان در قرن بیستم با شدت بیشترى وجود داشت و هر روز که جلوتر می‌رویم این موضو مهمتر می‌شود در زمان‌های سابق فرض بفرمایید یک نفر کرباس باف که کارش کرباس بافى بود و خود و خانواده‌اش از این ممر اعاشه می‌کردند کارش وضعیتش مربوط به خودش بود و زندگانى خودش ولى در اثر اکتشافات صنعتى هرچه صنایع بزرگ‌تر شدند سرنوشت عده بیشترى از افراد بشر با هر یک ز صنایع بستگى پیدا کرد مثلًا اگر شما امروز یکى از کارخانه‌جات پارچه‌بافى منچستر را با آن کرباس بافى که مثال زدم مقایسه کنید می‌بینید که او فقط ارتباط صنعتش با خودش و خانواده‌اش داشت ولى یک کارخانه پارچه‌بافى منچستر ارتباطش با هزاران خانواده است این که می‌گویم هزاران خانواده مقصودم آن‌هایی نیست که فقط پارچه می‌خرند و از لباسش استفاده می‌کنند براى تهیه او و براى مواد اولیه و خود کارخانه‌اش و حتى در بعضى موارد می‌خواهم بگویم که سرنوشت یک صنعت با سرنوشت یک ملت و یک مملکت توأم شده و می‌شود این صنایع در تحت اختیار یک عده اشخاص معدودى بود که هر جور می‌خواستند و می‌توانستند عمل کنند جنبه همین صنایع بزرگ جنبه عمومى بود از جنبه خصوصى آن کرباس باف خارج شده بود آن کرباس باف فرض کنید می‌توانست حالاهم می‌تواند یک کرباس باف کرباس ببافد یا نبافد هر جور که دلش بخواهد کار بکند یا کار نکند ولى تصدیق می‌کنید با اهمیت جریانات اقتصادى بین‌المللى یک کارخانه عظیم روزى صدها هزار متر متر پارچه فرضاً می‌تواند بیرون بدهد این یک روز نمی‌تواند بگوید که من دلم دیگر نمی‌خواهد پارچه ببافد چون یک همچو عملى ممکن است مستقیماً درسرنوشت کشور خودش مؤثر باشد بتواند با یک همچو عملى لطمه بزند یا بر عکس خدمت بکند به این جهت از اواخر قرن 19 کم کم یک اشخاصى پیدا شدند که متوجه این حقیقت شدند که مراکز صنعتى عظیم که با سرنوشت میلیون‌ها افراد ملت یا با سرنوشت تمام ملت بستگى دارد نباید در اختیار هوى و هوس چند نفر باشد در این ضمن یک موضوع دیگرى هم پیش آمد کرد و آن رقابت آزاد در صنایع بود که تولید هرج و مرج و بحران‌هاى اقتصادى می‌کرد فرض بفرمایید که یک عده‌ای شریک می‌شدند یک کارخانه مثلًا کاغذ‌سازى در یک مملکت باز می‌کردند یکمبلقى پول روى هم می‌گذاشتند تا این کارخانه آماده و به کار می‌افتاد البته محصول این کارخانه طبق یک حسابى است آن ورقه کاغذى که بیرون می‌آید باید حساب خرج کارخانه و استهلاک سرمایه و دستگاه کارخانه و تمام این‌ها را بکنند و به میزانی به دست می‌آید که آنرا به فروش برسانند تا سرمایه خودشان را به دست بیاورند و زندگى بکنند حالا فرض کنید یک شرکت گردن کلفت‌تری بخواهد این کارخانه دایر نباشد می‌تواند با صرف یک سرمایه بیشترى یک کارخانه بزرگ‌تری بیاورد یک سال شش ماه دو ماه به تفاوت محصول کاغذ خودش را به ضرر بفروشد تا آن که آن کارخانه اولى ورشکست بشود و برود دنبال کار ودش و این صاحب هر دو کارخانه بشود این‌ها عملى است که اگر در مملکت ما صنایع بزرگ نبوده املاک بزرگ بوده آقایانى که ملک بزرگ دارند در همین مجلس یا مثل بنده ملکدارها را دیده‌اند میدانند که یکى از سیاست‌های ملک دارى در این مملکت این است که ناخن بند می‌کنند یک‌ ملکى یک‌دانگ نیم‌دانگ می‌خرند و بعد اخلال می‌کنند که در این ملک خرج و تنقیه قنات نشود باالطبع قنات می‌خشکد و ملک از بین می‌رود آن وقت آن ملک را به قیمت خیلى ارزانى می‌خرد بعد هم آباد می‌کند همین عملى که راجع به املاک در مملکت ما صورت گرفته و بالاخره هم مجبور شدند براى این یک قانون بیاورند براى عمران و آبادى و محدود بکنند قدرت و حق مداخله هر یک از شرکاى ملک را این موضوع براى صنایع بزرگ هم بعد از آن که ایجاد هرج و مرج شد باعث گردید که یک فکرى بکنند فکرى که به نظرشان رسید این بود که صنایع بزرگ را آمدند تمرکز دادند و انجصارى کردند به این معنى که فرض بفرمایید صاحبان صنعت فولاد یا صنعت سرب یا غیره آمدند دور هم جمع شدند تشکیل یک تروست دادند یعنى یک جمع بزرگ‌تری یا یک شرکت بزرگ‌تری که تمام آن‌ها تابع آن باشند البته این موضوع از هرج و مرج جلوگیرى می‌کرد از بحران اقتصادى هم جلوگیرى می‌کرد ولى چیز خطرناک‌تری از تویش درآمد و آن این بود که منافع عمومى ملت و وضعیت مصرف‌کنندگان در اختیار یک عده معدودى قرار می‌گرفت که آن‌ها با انحصار یک صنعت بزرگ داراى قدرت و اقتدار بیشترى می‌شدند با این که این عمل صحیح نیست ولى سوء نیت آن‌ها هم در مقابل هیچ محکمه‌ای یا مجلسى قابل رسیدگى نبود چون داراى مسئولیتى نبودند و این‌ها داراى نفوذ و اقتدار زیادى می‌شدند در دولت‌ها نفوذ پیدا می‌کردند بالنتیجه به جاى این که ملت و مصرف کننده استفاده بکند آن صنایع بزرگ استفاده‌های بیشترى می‌بردند البته آقایان محترم همه شنیده‌اند پادشاه نفت پادشاه فولاد پادشاه سرب و از این قبیل اشخاصى که داراى لقب پادشاهى می‌شدند آن کسى که در رأس آن صنف قرار می‌گیرد و تمام اختیار آن صنعت در دست او هست ولى همان طوری که عرض کردم این جریان ممکن بود یک مخاطراتى حتمى براى مملکت تولید بکند بنده به عنوان مثال یک چیز کوچکى که خودم کاملًا به جریانش وارد شدم خدمت آقایان محترم عرض می‌کنم وآن این است که در جنگ بین‌‌المللى اول موقعى که جنگ بین فرانسه و آلمان در گرفت درآلمان کارخانه‌های اسلحه‌سازى معروفى بود که آقایان اسمش را شنیده‌اند و می‌دانند کارخانجات کروپ در موقع جنگ می‌گفتند توپ‌های کروپ مال این کارخانه بود در فرانسه هم کارخانجات مفصل و معروفى بود به اسم کارخانجات شیندر که در کروزو که یکى از ایالات فرانسه است کار می‌کرد و شاید یک عده از آقایان اسم مغازه سنت اتین را شنید باشد یک مغازه‌ای بود که چندى پیش با مکاتبه می‌شد خرید بکنند یک کاتالوگ‌هایی معرف همه چیز داشت گرامفون داشت چرخ خیاطى داشت همه چیز داشت اسباب بازى بچه داشت این معازه سنت اتین مربوط به همان کارخانجات فولاد‌‌سازى کروزو که در مقام خودش به اندازه کارخانجات کروپ اهمیت داشت جنگ در گرفت جنگ جنگ بین‌المللى اول بین فرانسه و آلمان هر فرانسوى با یک کینه شدیدى مشغول جنگیدن و کشتن آلمان‌ها است و هر آلمانى هم عمل متقابل می‌کند در آن بحبوحه جنگ این مطلبى است که با مدارک تاریخى ثابت شده و در کتاب‌ها نوشته شده و خود بنده هم مدارکش را دارم اگر آقایان بخواهند خدمتشان ارائه می‌دهم در همان بحبوحه جنگ که دشمنى بین فرانسه و آلمان به اعلی درجه رسیده بود کارخانجات کروپ احتیاج به یکى از مواد اولیه پیدا کرد حالا خاطرم نیست منگنز بود یا یک همچو چیزى البته آقایان می‌دانند که سویس بی‌طرف بود و بی‌طرفى خود را حفظ کرد و هیچ وقت هم از بی‌طرفى خودش ضرر ندیده است نماینده کارخانه کروپ که در سوئیس با نماینده کارخانه شیندر دوتا دشمن با هم صحبت کردند که ما منگنز کسر داریم آن هم گفت ماهم فلان رقم فولاد کسر داریم و اشکالى ندارد قرار معامله را گذاشتند که کارخانه کروپ به کارخانه شیندر فولاد بدهد و کارخانه شیندر هم به کارخانه کروپ منگنز بدهد درست توجه بفرمایید معناى این عرض بنده را کارخانه کروپ فولاد می‌دهد به کارخانه شیندر براى این که کارخانه شیندر اصلحه بسازد بدهد دست فرانسوی‌ها که آلمانی‌ها یعنى برادران صاحبان کارخانه کروپ را بکشند و صاحبان کارخانه شیندر به کارخانه کروپ منگنز می‌دهد که بمب بسازند و بهتر بتوانند فرانسوی‌ها را بکشند این وسیله می‌دهد براى کشتن برادران خودش و آن هم وسیله می‌دهد براى کشتن برادران خودش این موضوعى است که باعث شد و یک دلیل بارزى هم دارد که همین موضوع باعث شد که قضیه کشف شد چه بسا بسیارى از اسرار سیاسى کشف نمی‌شد و این موضوع کشف شد و گمان می‌کنم که تیمسار وزیر جنگ بهتر از من توضیح بدهند و آن این است که وقتى آلمان‌ها یک قسمت از خاک فرانسه را اشغال کردند و به سنت آئین رسیدند آنجا چاه‌های ذغال سنگ غیر از مال سنت اتین همه را آب انداخته خراب کردند ولى آن قسمت که مال مغازه سنت اتین بود و مربوط به کارخانه شنیدر می‌شد روى آن دوستى که آنجا دیده بودند به آنجا دست نزدند و وضعیت نقشه هم طورى است که اگر آقایان اجازه بفرمایند تیمسار هدایت بیایند اینجا و با یک نقشه جنگى براى ما توضیح بفرمایند ملاحظه می‌فرمایید که در نقشه که تقریباً در شکم آن این کارخانه شنیدر و معادن مربوط به آن قرار گرفته و متعرض آن نشده‌اند در صورتی که بدیهى است در موقع جنگ اول باید اسلحه خانه دشمن را بکوبند کما این که جناب آقاى وزیر کشور و جباب آقاى نخست وزیر دستور فرمودند که بیایند چاپخانه ما را خرد بکنند ولى ما متشکریم فکر نکنید که گله می‌کنم مسائل دیگرى هم پیش آمد می‌کرد مثلًا فرض بفرمایید در مقام رقابت بین‌المللى ممکن بود که یک دولتى بخواهد با کمپانی‌هایی بخواهند صنایع یک مملکتى را از بین ببرند و این موضوع کراراً اتفاق افتاده و همه آقایان اطلاع دارند و شاهد هستند یکى در مورد کارخانه کبریت سازى تبریز به طوری که در خاطر دارم در اوایل افتاح این کارخانه یک دفعه کبریت‌های روسى به قیمت خیلى ارزان به این مملکت وارد شد یعنى اول نصف قیمت کارخانه تبریز بود در آن وقت کبریت کارخانه تبریز قیمتش یک شاهى بود روس‌ها اول شروع کردند دو تا یک شاهى بفروشند بعد 3 تا یک شاهى و همین طور روز بروز قیمت کبریت روسى پایین آمد آقایان لابد خاطرشان هست این براى چیست براى این است که بعد از مدتى که اینکار را کردند یک کارخانه کبریت‌سازى که یک سرمایه محدودى دارد قطعاً ورشکست می‌شود وقتى که ورشکست شد آن دولت که کبریت را ارزان فروخته به جاى دانه‌ای یک شاهى دانه‌ای پنج شاهى بفروشد چون چون دیگر داراى رقیبى نخواهد بود این عمل را دمپینگ می‌گویند و همین طور قبل از جنگ براى یک مدتى که ژاپنی‌ها می‌خواستند با کالاهاى آلمانى رقابت کنند همین طور دمپینگ می‌کردند یعنى در بندر ورودى آلمان و هامبورگ یا جاى دیگرى دوچرخه فولادى را خیلى ارزان‌تر از قیمت محصول خود آلمان می‌دادند در سوییس ساعت ژاپنى را کیلویی می‌فروختند ژاپنی‌ها براى این که ساعت‌سازى سویس را از بین ببرند آقایان ملاحظه فرمودید در اینجا هم یک ساعت‌های خیلى ارزانى آمد که بد ساعت‌هایی هم نبود و تقریباً یک سال هم کار می‌کرد دانه‌ای پنج قران و یک تومان بود این کارها براى صنایع یک کشور امکان پذیر است تمام این مسائل که عرض کردم جمع شدند و بالاخره افکار عمومى هم متوجه این قضیه شد و آن چیزى که در ابتدا علماى اقتصادى و اجتماعى توجه کرده بودند و شاید روزهاى اول هم کسى به حرفشان اعتنا نمی‌کرد که یعنى چه! به صنایع بزرگ باید توجه بشود و دست اشخاص نمی‌تواند باشد، روز اول معمولًا به این حرف‌ها کسى گوش نمی‌دهد تا آن وقت که خطر به طور حتم محسوس بشود کم کم مجالس مقننه و دولت‌ها هم متوجه این قسمت که نفع عمومى درآن بود شدند و موضوع ملى کردن صنایع نفت را جزء برنامه‌های خودشان می‌گذاشتند ولى از لحاظ نفوذی که صحبان صنایع بزرگ در دولت‌ها داشتند این موضوع فقط جزء برنامه آن‌ها می‌ماند کما این که تمام موضوع‌هایی که جناب آقاى نخست وزیر محترم در برنامه خودشان گذاشته‌اند همان طور توى برنامه مانده و چیزى را در خارج کسى ندیده فقط یک چیزش را ما می‌دانیم در قسمت پائین آوردن زندگى قیمت کاغذ از روزى که ایشان زمام دار شدند از دوبرابر هم تجاوز کرده است روزی که ایشان زمام دار شدند کاغذ روزنامه را کیلویی 12 ریال می‌خریدیم حالا در اثر مساعى خستگى‌ناپذیر ایشان و تئوری‌های اقتصاد همکارانشان کاغذ روزنامه باوجود این که گفتد پیمان شورى منعقد می‌شود و همه چیز ارزان می‌شود و ما یادمان است. با وجود این قیمت کاغذ در بازار تهران کیلویی 25 ریال و اگر تاجرش زیاد بى انصاف نباشد کیلویی 24 ریال است البته قیمت قانونى و رسمى هم دارد که کیلویی 15 ریال است ولى دولت مقتدر باید قانون را صرف بستن کوچه‌ها به کند و اگر کسى هر چیزى داشت نمی‌آید که مطابق قانون بفروشد ولى چون ما باید روزنامه را منتشر کنیم مجبوریم بخریم 15 ریالش را به عنوان قانونى می‌دهیم بقیه اشرار هم همین طورى در هر صورت صحبت از این بود که دولت‌ها کم کم در اثر افکار عمومى مجبور شدند که موضوع ملى کردن صنایع بززرگ را که اهمیت حیاتى براى تمام کشور داشت جزء برنامه خودشان قرار بدهند ولى در موقع این جنگ اخیر افکار عمومى بسیارى از کشورهاى متمدن دنیا راجع به این قسمت جداً عصبانى شدند چون این موضوع همیشه توى برنامه‌ها هست ولى عملى دیده نمی‌شود پایتخت دولت‌ها مجبور شدند در مرحله اول قوانینى از مجالس مقننه بگذرانند که اختیار نظارت و کنترل‏ دولت‌ها را درصنایع تصویب بکند وچون این را هم کافى ندیدند و منظور را تأمین نمی‌نمود ملت‌ها به وسیله نمایندگانشان دولت‌ها را مجبور کردند که صنایع بزرگ را ملى بکنند.

به این ترتیب صنایع نه تنها می‌بایستی طبق یک نقشه عمومى کار بکنند بلکه منافع حاصله از این صنایع هم بایستى با یک قیمت عادلانه‌ای باشد و استفاده‌اش هم براى دولت باشد نه براى یک عده معدودى البته آقایان توجه فرموده‌اند خواهش می‌کنم یک بار دیگر توجه بکنند که وقتى که ما می‌گوییم ملى کردن صنایع اعم از نفت و غیره یعنى واگذار کردن صنایع به دست دولت‌ها و چون در تمام دولت‌ها نماینده ملت‌ها هستند آنچه که مال دولت‌ها است مال ملت است و چیزى که مال دولت نیست ملى نیست و خصوصى است ولى با کمال تأسف بنده می‌گویم که هیئت محترم دولت جناب آقاى سپهبد معناى این کلمه ملى کردن را درست توجه نفرمودند براى این که یک لایحه‌ای آوردند از وزارت فرهنگ به اینجا تحت عنوان ملى کردن دبیرستان‌های دولتى در صورتى که مقصودشان این بوده که دبیرستان‌هایی که در دست دولت هست یعنى ملى هست داده بشود به دست اشخاص یعنى خصوصى بشود عنوان لایحه را می‌بایستی بگذارند اختصاصى کردن دبیرستان‌های ملى، در صورتى که این را گذاشته‌اند ملى کردن دبیرستان‌های دولتى و با این لایحه که البته جناب آقاى نخست وزیر هم امضا کردند نشان داده‌اند که معناى ملى کردن را نمی‌دانسته‌اند. در هر صورت ملى کردن یعنى دادن نفت به دولت، حالا علت این که نمی‌دانسته اند نمی‌دانم چیست ولى در هیچ جاى دنیا چنین اشتباهى نمی‌شود که از ملى کردن قصدى غیر از دولتى کردن کسى بکند.

بنده اجازه می‌خواهم قبل از این که به دنباله عرایضم بپردازم همان طوری که عرض کردم خدمت آقایان الان دانشجویان دانشگاه تهران یک تضاهراتى راجع به موضوع نفت دارند مى کنند و جلو مجلس جمع شده‌اند و یک یادداشتى براى من و آقاى مکى دوست عزیز من دادند که این‌ها یک قطعنامه‌اى صادر کردند و استدعا کرده بودند که به عرض نمایندگان مجلس برسانم را‌جع به موضوع نفت است و خارج از موضوع هم نیست، قطعنامه دانشجویان دانشگاه تهران در متینگ عمومى 30 آذر 1329 درباره ملى کردن صنعت نفت ساحت مقدس مجلس شوراى ملى، از آنجا که دانشجویان بیدار دانشگاه به وظایف ملى و میهنى خویش واقف بوده و به انتظارات ملت ایران از جوانان کشور به خوبی آگاهند در این هنگام که پیشنهاد ملى شدن صنعت نفت توسط عده‌ای وکلاى میهن پرست به مجلس شوراى ملى تقدیم گردیده ما دانشجویان دانشگاه که همواره براى خدمت به مردم و مبارزه بر علیه غاصبین حقوق ملت ایران آماده می‌باشیم این پیشنهاد که بر طبق خواست ملت ایران است ما را به پىگیرى از این اراده ملت نموده بدین وسیله آقایان وکلا را در مورد ملى شدن صنعت نفت در سراسر ایران تأیید کرده اضافه می‌نماییم هر فرد میهن پرست که به استقلال و عظمت کشور خود علاقه داردبراى انجام این آرزوى مقدس باید تا آخرین قطره خون خود بستیزد زیرا نفت ایران از آن ملت ایران است و باید براى آبادانى ایران به کار برده شود دست اجانب از منابع زرخیز سرزمین ایران باید کوتاه گردد بدین منظور مجلس شوراى ملى باید بزرگ‌ترین و مقدس‌ترین وظیفه خود را انجام دهد آرزوى دانشجویان دانشگاه این است که هرچه زودتر این خواست ملت عملى گردد ما دانشجویان بیدار دانشگاه همچنانکه مبارزه وکلا و عناصر میهن پرستانه را تأیید می‌کنم با هر عنصر منحرف، مخالف منافع ملت ایران نیز سرسختانه مبارزه خواهیم کرد البته احساساتشان به قدری زیاد بوده که به انشاء زیاد نتوانسته‌اند بپردازند و انشاء یکقدرى ضعیف شده ولى از لحاظ شدت احساسات این ضعف انشاء بخشیده است همین دولت انگلستان که عرض کردم تا پیش از جنگ به آن لقب داده بودند قلعه تسخیر‌ناپذیر رقابت آزاد و جدا از هر نوع دخالت دولت در کاهی مردم کاملًا جلوگیرى شده بود و حداکثر اجتناب می‌کردند در زمان جنگ همین انگلستان متوجه شد که اقتصاد راهنمایی شده یا به اصطلاح اکوترمیدیریزه و توزیع ضروریات زندگى بیشتر مطابق با عدالت اجتماعى است و عملى را که این‌ها در زمان جنگ وبری جنگ کردند چون یک نتیجه خیلى خوبى از این حیث از آن گرفتند در زمان فعلى هم ادامه دادند و چون افکار عمومى ملت انگلستان خواهان چنین چیزى بود حزب کارگر انگلستان که یک حزب مترقى است و سعى می‌کند خواست ملت را بیشتر در قدم‌های خودش منعکس بکند یک برنامه وسیعى براى تجدید سازمان اقتصادی‌ات و ملى کردن منایع ذغال سنگ، الکتریسیته، فولاد- حمل ونقل زمیى و دریایی و هوایی و ملى کردن

+++

نان- آب گاز- گاز روشنایی و گاز سوخت و امثال این‌ها را اعلام کرد. این را در برنامه خودش گذاشت و در موقع انتخابات این را به مردم انگلستان عرضه کرد. البته در آن ممالکى که حزب هست هر هزب یک برنامه سیاسى و اقتصادى و اجتماعى دارد. این را عرضه می‌کند بمردم چون همه مردم یک کشورکه عضو یک حزب یا احزاب نیستند خیلى هستند که عضو هیچ حزبى نیستند ولى طرفدار یک حزب هستند و یا مخالف یک حزب، البته این برنامه را که اعلام می‌کند براى این است که افرادى که وارد حزب نیستند و وظیفه ندارند به کاندید رأى بدهند ببینند این برنامه را و اگر پسندیدند رأى بدهند البته برنامه احزاب هم در این جور موارد بى شباهت به برنامه دولت نیست، البته دولت‌های ما، حاضرین را هم استثنا می‌کنم.

این برنامه ملى کردن صنایع بزرگ چون مطابق میل مردم انگلستان بود با یک اکثریت قاطعى بطوریکه همه می‌دانید به حزب کارگر رأى دادند و در عرض یک مدت کوتاهى دولت انگلیس که البته یک دولت حزبى است و مربوط به همان حزب کارگر هست برنامه حزبى خودش را با سرعت زیادى عملى کرد و اجراى این موضوع را تسریع کرده‌اند البته انگلیسی‌ها که مردمان خیلى عاقلى هستند برخلاف بعضى از دوستانشان یک الگوى خشک و جامدى براى ملى کردن صنایع انتخب نکردند بلکه مطابق طبیعت هر صنعت یک وضع خاصى را ایجاد کردند و طرز عمل به طور کلى این بود که پس از آن که مجلس عوام انگلستان ملى کردن یک صنعتى را تصویب می‌کرد دولت موظف بود یک مدت معین و کوتاهى وسایل و نقشه‌های دقیق عملى ساختن این موضوع را فراهم بکند و اجرا بکند و به همان ترتیب هم عمل شد و آن وقت آن نقشه‌ای که عملى می‌کردند براى هر صنعت از این قرار بود که عین این که یک نقشه کلى به طوری که عرض کردم داشتند از تمرکز زیاد صنایع در یک دستگاه جلوگیرى می‌کردند و حتى دسته‌های خاص یک صنعت را هم ممکن بود که مجلس انگلستان یک اختیارات داخلى بدهد براى اداره هر صنعت، مثلًا فرض بفرمایید صنعت آهن را اگر مثال بزنیم تنها آهن نیست چندین رشته صنایع دیگر هم هست که جزء صنعت آهن است این‌ها براى هر کدام از این‌ها مطابق وضعیت خاصشان یک سازمانى ترتیب دادند و یک هیئت منتخب و مسئولى را وزیر مربوط به هر صنعت انتخاب می‌کرد و در رأس کار می‌گذاشت که این‌ها در نزد آن وزاتخانه مسئول باشند و بالاخره خود آن وزارتخانه و هیئت دولت هم در جلو پارلمان مسئولیت دارند و به این ترتیب می‌دانیم که آن مقاصدى که از ادب و مسئولیت صاحبان صنایع بزرگ بهداشت وجود داشت به این ترتیب از بین می‌رفت البته باز یک چیز دیگرى که درنظر گرفتند این بود که یک هیئت مدیره خیلى مفصلى انتخاب نکنند که وقت به بحث و مشاجره بگذرد و یک هیئت‌های خیلى کوچکى را انتخاب کردند و این درست عکس عملى است که در مملکت ما کرد‌ه‌اند، البته راجع به صنایع که دولت جناب آقاى رزم آراء کارى نکرده اند هنوز ولى در جاهاى دیگر هیئت هایی بودند مانند بانک‌ها و شرکت‌ها و این‌ها و آنجاهایی که یک هیئت مدیره کوچکى داشتند آنجاها را توسعه دادند و بر بودجه هیئت مدیره اش افزودند البته این را انشاء الله حسن‌نیت داشته‌اند و به منظور سرعت عمل بوده است ولى اصلًا وقتى یک هیئتى عده‌شان زیاد شد کار خیلى دیرتر می‌گذرد البته انگلیس‌ها هم مثل سایرین بشر هستند و داراى صنعت بشرى هستند و صاحبان صنایع بزرگ وقتى که می‌دیدند زورشان به اکثریت نمایندگان حزب کارگر نمی‌رسد و خواهى نخواهى این موضوع عملى می‌شود فشار خودشان را بردند روى سنا روى مجلس لردها و در آنجا شروع کردند به اخلال و شاید هم به کارهای دیگر و بالاخره نتیجه این شد که در مجلس لردهاى انگلستان چند تا از این قانون‌های ملى کردن صنایع که از مجلس عوام گذشته بود وقتى رسید به مجلس سنا آنجا این‌ها را خواباندند در کمیسیون‌های مربوطه مثل اعلام جرمى که در کمیسیون‌های مربوطه مثل اعلام جرمى که کمیسیون عرایض ما داریم وغیر از آقاى حکیمى و یکى دیگر از اعضاء کمیسیون عرایض تشریف نمی‌بردند (حاذقى- تمام شده آقاى دکتر گزارشش جزء دستورهای مجلس است، یک ماهو نیم است که تمام شده) اعلام جرم راجع به لوکوموتیوها تمام شده (حاذقى- نه خیر این یکى اعلام جرم حاضر است) بلى این یکى مربوط به دکتر اقبال است و بعضى از آقایان هم احساساتى هستند (حاذقى- درست است نمی‌آیند) صحبت در اینجا بود که در مجلس لردها جلوى این کار را می‌گرفتند و این لوایح را می‌خواباندند و هى بازى در می‌آوردند که دیر تر به تصویب برسد مجلس انگلستان براى یکدفعه خودش را از از شر مجلس لردها آزاد کرد به این ترتیب که دخالت مجلس لردها را در این موضوع محدود کرد و یک قانون گذراند که اگر تا مدت معینى متن قانونش خاطرم نیست ولى چند ماه پیش در روزنامه‌ها نوشته بودند که اگر یک مدت معینى مجلس لردها اظهار‌نظر نکرد حقش ساققط می‌شود (دکتر طبا- تا یک سال، سابق تا دوسال بود حالا یک سال شده) و در اینجا هم می‌بینیم که جناب مستر به وین در مورد تکامل قانون اساسى و مشروطه ایران و قانون اساسى خودشان به طور یک بام و در و هوا رفتار کردند یعنى در آنجایی که سناى خودشان را محدود می‌کنند براى ما خواستند سنایی درست بکنند و امید هایی داشتند از این سنا ولى خوشبختانه از آنجایی که ایرانى ذاتاً خائن نیست و ذاتاً شریف است نهایت بعضی‌ها در اثر تربیت‌های بد و احتیاجات یا جاه طلبى فوق‌العاده و یا مال دوستى فوق العاده تن به مزدوری بیگانه می‌دهند چنانکه بعضى هاشان را اگر درست نگاه بکنیم می‌توانیم ببینیم (حکیمى- آخرش هم چیزى به کسی نمی‌دهند) مردم نمی‌دهند البته، ولى آن چیزى که انگلیس‌ها انتظار داشته‌اند از سنا به دست نخواهند آورد زیرا یک عده اشخاص شرافتمند ایرانى در آنجا هستند و شاید بر خلاف ترس بعضی‌ها در مواقع حیاتى سنا به کمک سنا بیاید کما این که در چندین مورد دیدیم تا حالا که ایستادگى سنا باعث شده که دولت‌ها را یک قدرى به راه راست هدایت بکند و خیلى جاى خوشوقتى است که این یک بام و دو هوا براى انگلستان هم به نتیجه‌اى نرسید چون آن‌ها مقصودشان این بود که ما یک مجلس سنا داشته باشیم که اگر یک کار خوبى مجلس کرد در ستاد فن کنند. ولى ما یقین داریم که آرزوشان از سناى ایران برآورده نخواهد شد.

در هر صورت صحبت در این بود که تکامل مشروطیت در انگلستان محدود کردن اختیارات مجلس لردها بود و تکامل قوه قانون گذارى در دست منتخبین مستقیم ولى کاملًا دموکراسى و مشروطه و قانون اساسى در مملکت ما البته به نظر مستر به وین و تبعه او با محدود کردن و سلب اختیارات شوراى ملى تأمین می‌شود و البته چون اینجا ذکر شد یادآورى می‌کنم که این جناب مستر به وین خیلى خیلى علاقمند هستند که تمام مواد قانون اساسى ایران اجرا بشود مخصوصاً آن سه ماده مربوط بانجمنهاى ایالتى و ولایتى که کاملًا ایران را تجزیه می‌کند و خیلى خوشوقتم که تمام مجاهدت و سعى دولت تیمسار سپهبد رزم‌آرا در این خصوص به جایی نرسید و با تمام فشار و تهدیدى که به مجلس شوراى ملى کردند اکثریت قریب به اتفاق آقایان نمایندگان محترم در این مورد کاملًا ایستادگى کردند و نگذاشتند این عمل که جز تجزیه مملکت ما چیزى نبود اجرا بشود بدین ترتیب باز می‌بینیم تکامل دیگرى در داخله کشور انگلستان با تمرکز صنعت و بهداشت و آموزش و پرورش در دست حکومت مرکزى این برنامه حزب کارگر بود ولى تکامل همین دموکراسى در مملکت ما بالا مرکزیت و عدم مرکزیت در همه چیز است فرهنگ را بطوریکه لایحه‌اش را ملاحظه فرمودید می‌خواهند ملى کنند یعنى به خیال خودشان از دست دولت خارج کنند و خود مختارى به شهرستان‌ها بدهند و همچنین راجع به سایر امور هم همین طور. چرا؟ فقط براى یک چیز فقط براى آن که شرکت نفت بداند اعمال نفوذى که تا حالا مستقیماً و از مرکز می‌کرده و حالا دچار اشکالات شده غیر مستقیم و از اطراف انجام بدهد ناراحتى خیال فقط و فقط براى این است خیلى جاى تأسف است که زمامداران ما در این موارد که صحبت از تأمین دموکراسى براى مردم و تأمین عدالت اجتماعى هست زبان سیاستمداران انگلیس‌ها را درست نمی‌فهمند تا جایی که از کلمه ملى کردن بطوریکه عرض کردم درست عکس مقصود را می‌فهمند و ایکاش که زمامداران ما از زمامداران انگلستان سر مشق می‌گیرفتند و کاش از رویه آن‌ها پیروى می‌کردند و کاش دولت جناب تیمسار رزم آرا همان چیزى را که در ماژور اتلى و به وین براى انگلستان می‌خواهند همان چیز را هم آقایان براى ایران می‌خواستند ایکاش ولى متأسفانه عمل این طور نشان نمی‌دهد که پیروى در اینجا این است که هرچه انگلستان براى ایران بخواهد انجام بدهند نه هرچه براى ایران خوب باشد اگر نفت ما به فرض محال در خاک انگلستان وجود داشت هیچ شک و تردیدى نیست با اهمیت مقایسه صنایع نفت و برترى عظیم آن نسبت به کلیه صنایع دیگر مسلماً تا حالا ملى شده بود با این فرض محال که چاه‌های نفت در انگلستان بود البته به اندازه کافى راجع به نفت گفته شده ونوشته شده و احتیاج نیست بنده چیزى خدمت آقایان عرض کنم مخصوصاً هم خودم خسته هستم وهم خیلى تصدیع دادم آقایان را و خسته‌شان کرده (صحیح است) ولى خواهش می‌کنم که تنها بیک نکته توجه بفرمایند آقایان که تمام نیروى محرکه تمام صنایع انگلستان اگر به دقت نگاه کنید بیشترش از همین نفت ما است نیروى محرکه دریادارى عظیم انگلستان هواپیمایی کشورى ونظامى نیروهاى متوریزه و غیره به وسیله همین نفتى که از ما غصب می‌کنند اداره می‌شود

+++

قسمت عمده نقاط سوق‌الجیشى دنیا که در دست صاحبان و غارت‌کنندگان فعلى نفت هست از همین نفت ما سیراب می‌شود و بحریه عظیم بازرگانى و مسافر برى که نفوذ سیاست استعمارى بریتانیا را به تمام دنیا می‌برد با همین نفت ما حرکت می‌کند با با همین نفت ایران خوب اینجا یک سؤال پیش می‌آید انگلستانى که تمام صنایع بزرگ را ملى کرده یعنى در دست گرفته انگلستانى که تمام چیزهایی که داراى اهمیت بود چون غیر از صنایع بزرگ چیزهاى دیگرى مثل بانک‌ها که این صنعت محسوب نمی‌شود ولى بانک‌ها را هم انگلستان ملى کرده مثلًا پنج تا بانک اعتبارى بزرگ در انگلستان بود که من اسمش را نمی‌دانم ولى شاید بعضى از اعضاء هیئت دولت بدانند اسمش را این‌ها را ملى کرد و این پنج تا را به صورت یک بانک واحدى درآورد براى این که اقتصادی‌ات در این بحران‌های اقتصادى و هرج و مرج در دست خود دولت باشد البته دولت انگلستان خودش شرارت نمی‌کند هرج و مرج نمی‌کند براى این که جلوگیرى از هرجو مرج اقتصادى بکند خوب انگلستانى که تمام صنایع بزرگ را به طوری که گفتم ملى کرد چطور شده است این شرکت‌ها را به حال خودش باقى گذاشته این یک سؤالى است این شرکت نفت که به طوری که‏ گفتم موتور محرک قسمت عمده صنایع و قسمت عمده ...

حقیقتاً من نمی‌دانم خیلى معذرت می‌خواهم از آقایان که این جمله معترضه را عرض می‌کنم که چه کلمه‌ای براى این رفتار دولت باید تعیین بکنیم دیروز همان طوری که عرض کردم تمام خانه مرا و دفتر روزنامه شاهد را محاصره کردند با سیصد تا پاسبان و چند تا افسر و سرهنگ و سرگرد و بنى‌عم خود جناب آقاى استاندار سابق رضائیه ما در آنجا که محصور بودیم و هر ساعت در وضعى قرار گرفته بودیم که ممکن بود این‌ها هجوم کنند و کشت و کشتار بشود یک اعلامیه‌ای من صادر کردم روى یک برگ کوچک است و دایم چاپ کردند و نمونه‌اش هم ایمنجا هست براى این که به مردم بگویم بیایند بایستند اینجا بدون تظاهر و تماشا کنند که دولت چه جور دارد عمل می‌کند این بیانیه را البته دیروز مقدار زیادش نشد پخش بشود و امروز پخش می‌کردند تعقیب کرده‌اند یک نفر از آن‌ها که پخش می‌کردند بگیرند. من نمی‌دانم این اعلامیه اینجا هست خواهش می‌کنم آقایان بیایند ببینند این چه چیز خلاف قانون خلاف مملکت خلاف اخلاق خلاف مذهب چه چیز دارد؟ چرا می‌خواهند آن کسى که این را پخش می‌کند بگیرند آقایان شما دارید اشتباه می‌کنید من خیلى خوش وقت هستم از این طرز عمل دولت خوشوقت هستم براى این که با این عمل، هرچه از این کارها بکنید مردم بیدارتر می‌شوند. بنده می‌خواستم با پیشنهاد آقاى معظمى مخالفت بکنم که رسیدگى هم نشود. این‌ها بیایند شرارت بکنند اول چاقو‌کش بفرستند بعدهم پاسبان بفرستند براى غارت خانه مردم براى این که جناب آقاى دکتر معظمى ارزش دارد براى این مملکت، و انفسا که که می‌گویند همه بى اعتنا هستند ارزش دارد که هفتاد نفر دیشب توى چاپخانه تا صبح شام خودشان را خوردند و بالا پوششان را آوردند و همه‌شان آمدند آنجا اتاق نبود، کنفرانس هم نبود یکعده روى پشت بام و یک عده پشت درها سنگر گرفته بودند توى سرما و دیشب اتفاقاً هوا هم خیلى سرد بود و تا حدود نیم بعد از نصف شب نصف این کوچه پر جمعیت بود و تا صبح در حدود صد نفر توى این سرما ایستادند، فقط ما گفتیم که ما احتیاج داریم که شما بیایید اینجا بایستید سیصد نفر پاسبان هم دور ما را محاصره کردند آخر بپرسید از این دستگاه مفتضح که چه چیز توى این چاپخانه بود که سیصد نفر پاسبان فرستادید؟ این‌ها را بفرستید زندان‌هایتان را حفظ بکنند چرا می‌فرستید مانع ورود مردم بشوند؟ آخر این‌ها را فرستادید آنجا که چه؟ سیصد نفر پاسبان این خانه تمام طول و عرضش شاید هشتصد متر نباشد دو طرفش کوچه است سیصد تا پاسبان کیپ ایستاده بودند و هى رئیسشان هم از این طرف می‌آمد از آن طرف می‌آمد دستورات صادر می‌کرد و یک دفعه هم خواستد هجوم بکنند البته آب‌ها ریختند سرشان چون این جرم نیست براى این که می‌خواستند بیایند تو و هر کس حق دارد که از بالاى بام خانه‌اش آب بریزد توى پیاده رو کوچه و سنگ هم بیندازد ولى هرچه فشار بیاورند من به سهم خودم خوشوقت می‌شوم بى‌نهایت خوشوقت می‌شوم براى این که خداى من شاهد است که دیشب خوشوقت بودم از نظر این که ما کشته بشویم.

براى این که من یقین دارم که اگر چند تا خون ریخته بشود در خانه من این مملکت تکان خواهد خورد و حالا هم هر چه از این کارها بکنید افتضاح خودتان را بر ملا کرده‌اید امشب پنج هزار تا پاسبان بفرستید و خواهید دید که مردم بیشتر خواهند آمد مطمئن باشید حالا که آقایان را هم (اشاره به نمایندگان) که این اعلامیه‌ها را خواندند جلب کنید دولت هر قدر که از این کارها بکند ضعف خودش را نشان داده است دولت وقتى متوسل به چاقوکش شد یا برخلاف قانون دستور به پاسبان داد که توى خانه مردم برود این علامت ضعفش است علامت اقتدارش نیست در هر صورت الان ملاحظه بفرمایید دو روز است که دو نفر از روزنامه‌نویس‌ها از دست همین تعقیب‌های خلاف قانون آمده‌اند و در مجلس متحسن شده‌اند آقاى امیر عبد الله کرباسچیان و آقاى محسن بیگدلى و این هم رفتارى است که با روزنامه‌ها می‌کنند و من از این رفتار بى‌نهایت خوشوقتم براى این که من یقین دارم که امشب چون باز هم منزلم همانجا است می‌روم آنجا و یقین دارم که امشب هم همین کار مفتضحشان را ادامه بدهند جمعیت تا توى خیابان ناصریه خواهند بود ولى این را من اعلام می‌کنم و در اینجا من عرض می‌کنم که هر کس که پا بدر خانه من که اسمم هم روى آن خانه نوشته شده بدون اذن من وارد بشود نعشش در آنجا توى در خانه خواهد افتاد نه من هر ایرانى در خانه خودش مصونیت دارد و هیچ کس و هیچ مقامى نمی‌تواند سد و حصار خانه یک ایرانى را فرو ببرد و توى یک خانه‌ای وارد شود مگر به حکم قانون و حکم قانون هم حکمى نیست یک دستور خلاف قانون یک وزیرى که خودش معلوم نیست که از کى دستور گرفته به کسانی که در دستش هستند بدهند حکم قانون حکمى است که از محکمه صادر شده باشد هر وقت شما رفتید یک حکم از محکمه صادر شده باشد هر وقت شما رفتید یک حکمى از محکمه آوردید که پاسبان‌ها بیایند توى خانه من قدمشان روی چشم من ولى تا آن حکم در دستشان نیست هر چه‏ بیشتر فشار بیاورید خودتان را بیشتر مفتضح کردید بحث در این بود که انگلستان که ...

رئیس- خیلى از این صحبت‌ها باقى مانده؟

دکتر بقایی- تقریباً بلى امروز تمام نیشود

رئیس- جلسه تمام شده باقى براى جلسه آینده می‌ماند و آقاى دکتر بقایی هم بقیه اظهاراتشان را براى جلسه آینده می‌گذارند آقاى وزیر جنگ یک لایحه‌ای دارند تقدیم می‌کنند

7- تقدیم چهار فقره لایحه به وسیله آقاى وزیر جنگ‏

وزیر جنگ- بنده با نهایت افتخار در اجراى اوامرى که در دفعه قبل نمایندگان محترم فرمودند لایحه‌ای راجع به کمک به خانواده شهدا تقدیم می‌کنم راجع به بیمه کارمندان و افسرن هوایی و یک لایحه است راجع به مجوز قانونى براى پرداخت حقوق کارشناسان خارجى که سابقاً در تسلیحات خدمت کرده‌اند و لایحه آخر راجع است به هم‌ردیفان ارتش (احسنت)

رئیس- به کمیسیون‌هاى مربوطه فرستاده می‌شود آقاى وزیر کشور

8- تقدیم یک لایحه به وسیله وزیر کشور

وزیر کشور- توجه به عمران و اصلاحات بنادر جنوب موضوعى است که گمان می‌کنم نمایندگان محترم همه به آن اهمیت می‌دادند و مدتى است که در هیئت دولت مورد مطالعه است و یک کمسیون خاصى هم مرکب از نمایندگان تمام وزارتخانه‌ها در وزارت کشور به طور دایم تشکیل شده و تمام مسائلى که براى عمران و آبادى بنادر جنوب بایستى مورد عمل قرار گیرد آنجا مطالعه می‌شود از آن جمله لایحه‌ای است راجع به ارفاق و کمک به شرکت‌هاى کشتیرانى بنادر جنوب و به واسطه این که خود بنده در آنجا مأموریت داشتم و بنادر را به وسایل مختلف دیدن کردم این لایحه موجب خواهد شد که بنادر ما از این وضعیت حالا یک قدرى بهتر بشود این است که آن لایحه را را به مجلس تقدیم می‌کنم‏

9- بیانات آقاى رئیس راجع به مطبوعات‏

رئیس- مجلس شوراى ملى که مرکز قانونگذارى کشور است همواره طرفدار آزادى افکار وقلم بیان است و نمایندگان ملت براى حفظ اصول و انجام وظائفى که به عهده دارند با وحدت فکر و نظر همیشه عمل کرده‌اند شک نیست که حقوق مطبوعات که از ارکان مشروطیت و حکومت ملى است باید محفوظ بماند (صحیح است) و انتظار دارم دولت که طرف اعتماد اکثریت است مراقبت نماید عملى جز به رونق قوانین انجام نگیرد و هیچگونه نقض حقوق به عمل نیاید (صحیح است) و ارباب مطبوعات نیز وظایفى دارند که امیدوارم با رعایت آن مصالح کشور را همواره محفوظ و منظور بدارند (صحیح است)

10- تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه‏

رئیس- جلسه ختم می‌شود جلسه آینده روز یکشنبه خواهد بود دستور هم بقیه این لایحه‏

 (مجلس یک ساعت بعد از ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شوراى ملى- رضا حکمت‏

+++

                       

یادداشت ها
Parameter:294614!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)