کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره هجدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏18
[1396/05/30]

جلسه: 91 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه 17 بهمن ماه 1333  

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت‌مجلس‏

2- بیانات قبل از دستور- آقایان: عمیدى نورى- تیمورتاش- حمید بختیار

3- بیانات آقاى تفضلى طبق ماده 87 آئین‌نامه‏

4- تقدیم یک فقره سؤال به وسیله آقاى رضایى‏

5- بقیه مذاکره در گزارش کمیسیون اقتصاد ملى راجع به تحصیل اعتبار از دولتین آمریکا و انگلستان‏

6- تقدیم یک فقره سؤال به وسیله آقاى دکتر جزایرى‏

7- بقیه مذاکره در گزارش کمیسیون اقتصاد ملى راجع به تحصیل اعتبار از دولتین آمریکا و انگلستان‏

8- قرائت گزارش راجع به انتخابات اعضاء کمیسیون تجدیدنظر در آئین‌نامه داخلى‏

9- تعیین موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏18

 

 

جلسه: 91

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه 17 بهمن ماه 1333

 

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت‌مجلس‏

2- بیانات قبل از دستور- آقایان: عمیدى نورى- تیمورتاش- حمید بختیار

3- بیانات آقاى تفضلى طبق ماده 87 آئین‌نامه‏

4- تقدیم یک فقره سؤال به وسیله آقاى رضایى‏

5- بقیه مذاکره در گزارش کمیسیون اقتصاد ملى راجع به تحصیل اعتبار از دولتین آمریکا و انگلستان‏

6- تقدیم یک فقره سؤال به وسیله آقاى دکتر جزایرى‏

7- بقیه مذاکره در گزارش کمیسیون اقتصاد ملى راجع به تحصیل اعتبار از دولتین آمریکا و انگلستان‏

8- قرائت گزارش راجع به انتخابات اعضاء کمیسیون تجدیدنظر در آئین‌نامه داخلى‏

9- تعیین موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

 

مجلس دو ساعت و پانزده دقیقه پیش از ظهر به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید

1- تصویب صورت‌مجلس

رئیس- صورت غایبین جلسه پیش قرائت می‌شود

(به شرح زیر خوانده شد)

غائبین با اجازه- آقایان: شادلو- سعیدى- محمود ذوالفقارى- مرتضى حکمت مهندس ظفر- هدى- نراقى- دکتر مشیر فاطمی‌مشایخى- سنندجى- صفارى- کریمى- سلطانى-

غائبین بی‌اجازه- آقایان- اریه- سرمد کیکاوسى

دیرآمدگان و زودرفتگان با اجازه- آقایان: قوامی‌15 دقیقه- مسعودى سى دقیقه- حشمتى 30 دقیقه- تربتى 30 دقیقه تفضلى 30 دقیقه- حمیدیه چهل و پنج دقیقه- اورنگ یک ساعت- دکتر پیرنیا یک ساعت سالار بهزادى یک ساعت و 15 دقیقه- بهادرى یک ساعت و 15 دقیقه- امامی‌خوئى یک ساعت و 30 دقیقه- بزرگ نیا یک ساعت و 30 دقیقه علم دو ساعت- موسوى دو ساعت- عبدالرحمن فرامرزى دو ساعت- بزرگ‌ابراهیمی ‌یک ساعت و 30 دقیقه دیرآمدگان و زودرفتگان بی‌اجازه آقایان: اعظم زنگنه 15 دقیقه- ارباب 30 دقیقه- نقابت 45 دقیقه- شاهرخشاهى 30 دقیقه- پیراسته 30 دقیقه- فرود 30 دقیقه- افشار صادقى 30 دقیقه- تیمورتاش یک ساعت- دکتر عمید یک ساعت- تجدد یک ساعت 15 دقیقه.

رئیس- آقاى تیمورتاش‏

تیمورتاش- راجع به جملات معترضه‌ای که در جلسه گذشته در مجلس رد و بدل شد در خارج توهماتى حاصل شده بود ‌

رئیس- راجع به صورت‌مجلس بفرمایید.

تیمورتاش- چشم و این‌طور گفتند که من بى‌ادبى کرده‌ام چون من اصولاً آدم بى‌ادبى نیستم (صحیح است) و عادت هم ندارم به این‌که در امور سیاسى و منازعات سیاسى با بى‌ادبى وارد بشوم و با بى‌ادبى عمل بکنم این است که من جداً تکذیب می‌کنم (صحیح است) من بى‌ادب نیستم بى‌ادبى هم نکرده‌ام (صحیح است) و اجازه می‌خواهم یک نکته‌ای را هم عرض کنم و این فارغ از جناب آقاى مصطفى کاشانى است یعنى مربوط به شخص ایشان نیست، از پریروز تلفن‌هایی به ما شده است به عنوان تهدید و این حرف‌ها خواستم به این آقایان بگویم که ما گوشمان از این حرف‌ها خیلى پر است در آن زمان هم ما این تلفن‌ها را گوش نکردیم و اعتنا نکردیم و حالا هم این حرف‌ها براى ما حایز اهمیت زیادى نیست (صحیح است) (شوشترى- بارک‌الله همان وقت هم جواب دادیم)

رئیس- آقاى مکرم

مکرم- یک شرحى است از طرف صاحب‌منصبان بازنشسته شهربانى که بایستى بسر خدمت برگردند و تا حالا برنگشته‌اند این نامه را به من نوشته‌اند که تقدیم می‌کنم حضور مبارکتان و استدعا می‌کنم در این موقع که جناب آقاى وزیر دارایی هم در جلسه تشریف دارند دولت نسبت به برگشت این‌ها اقدام بکند

رئیس- نسبت به صورت‌مجلس دیگر نظرى نیست؟ آقاى افشار صادقى‏

افشار صادقى- بنده در جلسه گذشته از مقام ریاست اجازه گرفتم استدعا می‌کنم اصلاح بفرمایید

رئیس- اصلاح می‌شود. آقاى کاشانى.

کاشانى- ضمن توضیحی که بنده در اطراف سؤالم از آقاى وزیر دارایی در جلسه گذشته در مجلس دادم سوءتفاهمی ‌رخ داد که بنده مجبورم که براى رفع این سوءتفاهم مختصراً عرضى کنم که تنها مطلبی را که بنده به عرض مجلس رساندم این بود که مملکت ما از لحاظ فقر مادى و اقتصادى مجبور به قبول این قرارداد نفت شد (چند نفر از نمایندگان- این‌طور نبود) عرض من این بود و اما سؤالی که آقایان فرمودند چرا بعد از چند ماه این سؤال مطرح شده است این تقصیر بنده نیست این مربوط باجراى آئین‌نامه بود و اما راجع به این‌که همکار عزیزم آقاى تیمورتاش فرمودند که تلفن‌هایی شده این مربوط به من نیست وقتى سوءتفاهمی ‌رخ می‌دهد یک مردی که 70 سال در یک مملکتى زندگى کرده است لابد دوستان و رفیقانى دارد و شما هیچ‌وقت مطلبى برخلاف نفرمودید روز جمعه هم که تلفن فرمودید همین عرض را خدمت‌تان کردم در هر حال بنده‌ امیدوارم که هیچ‌وقت سوءتفاهم بین دوستان رخ ندهد و اجازه بدهید یک ناطقى عرایضش را کلاً و تماماً بکند و اگر نظریاتى در بین بود بعد تشریف بیاورید و جواب بدهید تا این ترتیب پیش نیاید

+++

رئیس- آقاى شوشترى شما که آن روز حرفى نزدید حالا نسبت به صورت‌مجلس اگر نظرى دارید بفرمایید چیزى از خارج نفرمایید

شوشترى- تصدیق می‌کنم در صورت‌مجلس گله‌هاى خصوصى نباید عنوان بشود ولى یک جمله باید مسلماً گفته شود و آن این است که مجلس شوراى ملى و 113 نفر وکیل مجلس با علم و اراده و به مصلحت رأى دادند هیچ اجبارى نبوده است (کاشانى- صحیح نیست) صحیح است‏

رئیس- آقاى ارباب‏

ارباب- بنده بدون اجازه تأخیر نکردم.

رئیس- اصلاح می‌شود بنده مکرر عرض کرده‌ام مجلس جاى بحث و استدلال است و البته ناطق هم باید مطالبش با مصالح مملکت وفق بدهد و آقایانى هم که استماع می‌فرمایند این قدرت و تحمل را هم داشته باشند که ناطق اظهار عقیده خودش را بکند (صحیح است) دیگر نظرى نسبت به صورت‌مجلس (صحیح است) (اظهارى نشد) صورت‌مجلس جلسه پیش تصویب شد.

2- بیانات قبل از دستور آقایان: عمیدى نورى- تیمورتاش- حمید بختیار

رئیس- سه نفر از آقایان تقاضاى نطق قبل از دستور کرده‌اند آقاى عمیدى نورى. عمیدى نورى- بنده خیلى معذرت می‌خواهم که وقت همکاران محترم را به عنوان قبل از دستور می‌گیرم ولى تصور می‌کنم وظیفه ما که در مقام قوه مقننه هستیم و دیده‌بان مملکت وسیع ایران با اوضاع سیاسى متشنج فعلى دنیا هستیم قدرى از نظر اوضاع مملکت و موضوعات مربوط بامور پارلمانى بایستى یک قدرى فکر کنیم و بالاخره ببینیم چه بایستى کرد و به این جهت است که بنده وقت همکاران محترم را گرفته‌ام. دیشب که بنده این‌جا خوابیده بودم براى این‌که وقت امروز را به دست بیاورم یک منظره‌ای از خوابیدن چند سال پیش در مجلس شوراى ملى از طرف اقلیت دوره 16 و روز‌نامه‌نگاران متحصن از خاطر بنده گذشت (عبدالصاحب صفایى- ولى خیلى باهم فرق داشت) و به همین جهت شکر کردم خداى تبارک و تعالى را که فعلاً ما از یک نعمتى برخوردار هستیم که البته ناطق مخالف دولت با کمال شهامت حرفش را این‌جا می‌زند و باید هم بزند (صحیح است) و در روزنامه چاپ و منعکس می‌شود ولى من یادم می‌آید که همین آقاى شوشترى کفن‌پوشیده بودند این جا آمده بودند و وصیت نامه خودشان را نوشته بودند (شوشترى- الان هم موجود است) (خنده نمایندگان) و ما ملتجى به مجلس شده بودیم علت این التجا این بود که ما مثل هرکسى در روزنامه خودمان از جریان روز چیزى نوشتیم یک مرتبه دیدیم که چماق‌دارها در حکومت آزادى ریختند و روزنامه را غارت کردند (صحیح است) (عبدالصاحب صفایى- لعنت‌الله علیه) آقاى ‌هاشمی‌حائرى اگر یک دقیقه تأخیر کرده بود او که هیچ پسر او هم که آن‌جا بود کشته می‌شد (صحیح است) خداوند او را نجات داد وقتى که‌ آمدیم در همین عمارت در آن اطاق 7 ماه متحصن بودیم شب و روز دسته‌جات تحریک شده‌ای را جلوى این میدان بهارستان می‌دیدیم که فریاد می‌زدند پوست و روده متحصنین را می‌خریم در چند سال پیش این زندگى ما بود امروز هم حکومت پارلمانى داریم و ما متشکر هستیم که می‌توانیم از نعمت امنیت برخوردار بشویم و می‌توانیم براى مملکتمان خوب فکر کنیم و ببینیم چه بایستى کرد (صحیح است) بعد از آن منظره روزه 2 مرداد یعنى منظره بین 25 مرداد و 28 مرداد از خاطرم گذشت 25 تا 28 مرداد دوسال پیش روزهاى بسیار خطرناک این مملکت بود (صحیح است) روزى بود که خود بنده 4 ماه متوارى بودم بعد از این‌که از زندان مصدق خارج شده بودم پیچ رادیو را که باز می‌کردم در روز 25 مرداد بعضى از سپهبدها و سرلشگرها و از وکلاى مجلس 17 را می‌دیدم که نامه تبریکى به قیام کننده علیه مشروطیت داده بودند براى آن عمل دیکتاتورى که از رادیو قرائت می‌شد (صحیح است) و خیلى واقعاً متشنج بودم که چه خواهد شد (صدقى- اسم آن‌ها را ببرید) بله اسم این‌ها خیلى روشن و ساده است سپهبد نخجوان مقدم استاندار گیلان سرتیپ کوپال بنده همیشه با اسم حرف می‌زنم و  به آن‌ها هم اعتراض کردم و حتى بعد از 28 مرداد که این آقایان آمدند در کاخ نخست‌وزیرى من اقدام کردم که سپهبد نخجوان را از آن‌جا بیرون کردند گفتم که تو به قیام کننده علیه مشروطیت تبریک گفته‌ای (شوشترى- و سلطنت) بله و سلطنت (نراقى- مشروطه و سلطنت توأم است) همان روز فراموش نمی‌کنم پیچ رادیو را که گرفتم اعلامیه دولت را شنیدم که سر سپهبد زاهدى یا سرلشگر زاهدى آن روز را به جایزه گذاشته بود ما چنین روزهایی را دیدیم البته به نظر بنده نظرى بگذشته بد نیست همیشه بشود براى این‌که از گذشته است که انسان آینده‌اش را درک می‌کند پس اگر این تذکر را می‌دهم این توجه را پیدا می‌کنیم و می‌دانیم مردى که امروز نخست‌وزیر این مملکت است و البته حق است که مجلس شوراى ملى بنام اقلیت اگر انتقاد منطقى دارد اظهار بکند و اکثریت پشتیبانى بکند ولى او یک چنین روزهاى خطرناکى را براى نجات مملکت گذرانیده و باز به یادم آمد که در همان روزها بود که اعلیحضرت همایون شاهنشاهى که عظمت و استقلال مملکت ایران هستند (صحیح است) در نتیجه یک چنین جریان نامطلوبى در رم و بغداد تشریف داشتند و امروز خوشبختانه با امنیتى که در مملکت ما هست با فراغ خاطر یک مسافرت بسیار خوب و مجللى در کشور آمریکا با آبرومندى زیاد فرموده‌اند که حقیقة مورد تجلیل زیاد واقع شده‌اند و بعدهم‏

به اروپا تشریف خواهند برد (صحیح است) این دو خاطره در نظرم مجسم بود و شکر کردم خدا را که می‌توانم شب را در این‌جا بخوابم و صبح بیایم عرایض خودم را به عرض آقایان برسانم بنابراین بنده معتقد هستم که ما همیشه بایستى در اطراف اوضاع موجود خودمان فکر کنیم مطالعه بکنیم و مقایسه با اوضاع گذشته‌مان بکنیم و به بینیم هرچه نقص داریم با تنظیم برنامه‌های صحیح نواقص‌مان را رفع بکنیم ما نمی‌بایستى کارى کنیم که اگر نقایصی در امور مملکتى یا در جریان سیاسى روز پیش آمد براى رفع این نقایص تیشه به ریشه کارهایمان بزنیم چرا؟ براى این‌که در این صورت ما گرفتار تضعیف قواى مملکتى می‌شویم (شوشترى- صحیح است) (رضایى- صحیح نیست) اگر آقایان توجه فرموده باشند به چه مناسبت ما گرفتار زندگى حکومت سه ساله گذشته شدیم این فقط براى این بود که قواى مملکتى تضعیف شد قواى مملکت مرکب است از پارلمان مرکب است از افکار عمومی ‌مرکب است از قواى ملت آن جریانات نامطلوبى که پیش آمد ما باید سعى کنیم که با آن کیفیت در مملکت پیش نیاید به نظر بنده یکى از مواردى که باعث ایجاد جریانات گذشته شد مشوب کردن اذهان عمومی‌ بود به طور کلى (بهبهانى- فساد دستگاه بود) بنده هم جناب آقاى بهبهانى معتقد هستم که بایستى بحث کنیم همفکرى کنیم و مشکل مملکت‌مان را رفع کنیم بنده از گذشته عرض می‌کنم عرض می‌کنم جریانى که در گذشته براى ما پیش آمد و آن اوضاع را پیش آورد که باعث تضعیف قواى مملکت شد یعنى همان قوایی که در آن روزهاى بلوایی که در همین تهران به وجود آمد و خاطر آقایان هست که نظامی‌هاى ما نمی‌توانستند در مقابل آشوب طلب‌ها دفاع بکنند این وضع را نمی‌بایستى در مملکت ایجاد کرد (صحیح است) این چطور پیش می‌آید در نتیجه تضعیف قواى مملکت این تضعیف براى مملکت چطور پیش می‌آید وقتى که سعى می‌کنند افکار را برانگیزند تحریک کنند سمپاشى بکنند صحنه‌هاى کلى براى تحریک احساسات ایجاد بکنند نتیجه‌اش این می‌شود که اولاً دزدهایی که بدزدى خودشان ادامه می‌دهند توى توشک پرقو هستند ثانیاً در نتیجه تحریک احساسات مملکت خراب می‌شود بنده فراموش نمی‌کنم در 1321 می‌خواستم امتیاز روزنامه بگیرم به یک نخست‌وزیر مراجعه کردم که‌ امتیاز روزنامه می‌خواهم بگیرم به من گفتند به تو که ‌امتیاز روزنامه می‌دهیم که هیچ به هر کسى که بخواهد با سواد بى‌سواد تحصیلات علمی ‌داشته باشد یا نداشته باشد هر که می‌خواهد باشد می‌دهیم (رضایى- حالا هم همین طور) مشغول رسیدگى به قانون مطبوعات هستند البته باید در قانون تجدیدنظر بشود که هر کس نتواند روزنامه بنویسد بنده گفتم چرا؟ گفت براى این‌که من میل دارم مطبوعات طورى مبتذل بشود که اگر یک کسى با دلیل و استدلال بیک نخست‌وزیرى حرف صحیحى زد او هم در عداد سایرین بیاید و بگویند همه اینها مزخرف می‌گویند می‌خواهم عرض کنم که ما حقیقة به پیشرفت مملکت‌مان علاقمند هستیم در مجلس شوراى ملى اگر کسى نسبت به دستگاهى انتقاد دارد بایستى انتقاد خودش را بکنند و مبارزه با فساد بکند دستگاه مملکت را حفظ بکند ما بایستى طورى عمل بکنیم که از صحنه‌سازى‌هاى تحریک احساسات از کلیاتی که قواى مملکت را به طور کلى تضعیف می‌کند و همه را سروته یک کرباس حساب می‌کند از این برنامه جلوگیرى بکنیم بنده از آن‌هایی هستم که معتقدم که اگر وزیرى در معرض اتهام واقع شد بنده وکیل بایستى بروم دلیلش را پیدا کنم سند اتهامش را پیدا کنم بعد با کمال رشادت بیایم پشت این تریبون بگویم که این آقاى وزیر دزدى کرده است باید از او سلب مصونیت بشود و برود محاکمه بشود و برود کنار (رضایى- دزدها معمولاً سند نمی‌دهند) ولى اگر ما بخواهیم با این برنامه برویم جلو مثلاً فرض کنید که بنده از یک وزیرى بدم آمد بدون این‌که دلیلى داشته باشم بیایم به طور کلى بگویم وزرا‌ فاسدند دولت فاسد است وقتى که این بیان کلى را بنده گفتم مثل این است که نقض غرض کرده‌ام براى این ‌که آن وزیرى که صحت عمل داشت و کار خوب کرد او را هم من در عداد آن وزیر فاسد و نا‌پاک گذاشته‌ام در نتیجه هر دوشان با یک چوب رانده شده‌اند بنده معتقد هستم در مجلس وکیل نقاد و وکیل منقد باید باشد براى این‌که محال است یک پارلمانى بدون اقلیت زندگى کند پارلمان باید اقلیت داشته باشد پارلمان بایستى اکثریت داشته باشد هر دو چرخ‏ محکم پارلمان‌ها هستند و بایستى با هم باشند

+++

 و پارلمان‌ها را بچرخانند ولى هرکس باید کارش را بکند قواى مملکت را که گفتم از این جهت است (حشمتى- نزاکت را هم البته رعایت بکنند) عرض کردم جناب آقاى حشمتى بنده وقتى دلیلى داشتم علیه یک وزیرى باید بیایم مورد اتهام را در پشت تریبون با کمال نزاکت بگویم (صحیح است) که جناب آقاى فلان این کار را کرده است موضوعى که به نظر بنده حرف صحیحى است و هیچ‌کس هم نمی‌تواند به بنده اعتراض بکند ویک وکیل بدى هم معرفى نمی‌شوم (جفرودى- مجلس را باید تقویت کرد) این تضعیف قواى مملکتى را که عرض کردم حکومت مصدق همیشه ازش استفاده می‌کرد و چرخ مملکت را برد به جایی‌که ما قبل از 28 مرداد به لب پرتگاه و سقوط رسیده بودیم و این مربوط به این جریانات سویی بود که در گذشته در این مملکت به وجود آمد استدلال بنده این بود این است که بنده معتقدم که قیام 28 مرداد خوشبختانه یک ترمزى نسبت به این وضع بد اجتماعى ما شد در واقع می‌شود گفت که 28 مرداد روزى بود که ما به سقوط رسیده بودیم و لب پرتگاه بودیم و در 28 مرداد که قیام شد در واقع این ترمز شد و مملکت لب پرتگاه ماند اما باید ببینیم از آن به بعد یعنى پس از 28 مرداد چه کردیم و چه باید بکنیم بنده آنچه مطالعه کردم 18 ماه حکومت حاضر کار می‌کند 9 ماه از عمر حکومت فعلى در این 18 ماه فقط براى این بود که این ترمز را محکم‌تر کرده باشد که مملکتى سرجایش بماند هیچ‌کس نمی‌تواند منکر بشود در تاریخ ایران هم نمی‌شود منکرشد که نخست‌وزیر مملکت توانست با همان فداکارى خودش که با جانش توأم بوده و هیچ‌کس منکر نیست (صحیح است) سپهبد زاهدى جانش را به کف دستش گذاشته بود بنده یادم می‌آید در زندان با زندانی که ایشان بودند یک دیوار فاصله داشتم آقاى مصدق اجازه نمی‌داد که با کسى ملاقات بکنیم بزندانیانى که بعد از 11 اسفند زندانى شده بودند اجازه ملاقات نمی‌دادند ولى اجازه دادند که یک نفر با آقاى سپهبد زاهدى ملاقات بکند و آن هم آقاى مکى بود و ملاقات آقاى مکى هم براى این بود که پیشنهادى از طرف آقاى مصدق آورده بود پیشنهاد ایشان این بود که شما اگر قبول کنید سفارت کبراى ایران را در یکى از کشورها آزاد خواهید بود و ایشان قبول نکردند گفتند من اهل سفارت و این حرف‌ها نیستم گفتند من یک ایده‌آلى دارم پرنسیپى دارم و پرنسیپ من این است راهى که شما رفتید غلط است باید این راه برگردد و مملکت نجات پیدا کند یک شخصى با این سیستم و پرنسیپ بالاخره‌ آمد و ترمز هم کرد و از اوضاع سیاسى و جریانات روز هم استفاده کرد و باقى ماند دولت 9 ماه کوشش کرد این ترمز سرجایش ماند 9 ماه دیگر حکومت پارلمانى است که دست آقایان است باید ببینیم که در این 9 ماهى که دست آقایان بوده است ما چه کردیم ما این را باید متشکر باشیم که وضع حکومت فعلاً در مملکت ما غیر از حکومت دوره مصدق است که با یک رفرندام ساختگى در مجلس را بست (صحیح است) (عرب‌شیبانى- مردم همه مبارزه کردند) اجازه بدهید بنده عرایضم را بکنم جناب آقاى عرب‌شیبانى جنابعالى مبارزه نمی‌کردید شما توجه کنید به عرایض بنده آن روز آمد) (رضایى- مبارزه تمام پا برهنه‌ها را به حساب یک شخص نگذارید) (بهبهانى- همه مبارزه کردند و از این مبارزه نباید سوءاستفاده کرد) آقاى بهبهانى جنابعالى که می‌دانید ما جلسات محرمانه داشتیم مصدق هم نمره اتومبیل‌هاى در خانه بنده و ایشان و دیگران را برمی‌داشت و فردایش هم هرچه می‌توانست تهدید می‌کرد بنده عرضم این است آقاى رضائى این 9 ماه که حکومت پارلمانى پیش آمد این 9 ماه اختیار دست آقایان است یعنى مجلس شوراى ملى و مجلس سنا که مرکز ثقل مملکت هستند.

رئیس- آقاى عمیدى نورى وقت شما تمام شد.

عمیدى نورى- بنده اجازه صحبت می‌خواهم چون عرایض بنده یک قدرى طولانى است‏

رئیس- چقدر وقت میخواهید

عمیدى نورى- نیم ساعت

رئیس- یک ربع کافى نیست؟ چون کارهاى دیگرى هم داریم‏

عمیدى نورى- بنده راجع به ارز هم یک عرایضى دارم خدمت آقاى دکتر امینى که دیروز ایشان صحبت کردند

مسعودى- ارز که حل شد آورده‌اند پایین.

عمیدى نورى- آقاى مسعودى جنابعالى کنترل نفرمایید

رئیس- آقایانی که با بیست دقیقه اضافه نطق آقاى عمیدى نورى موافقند قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد بفرمایید.

عمیدى نورى- عرض بنده این است این 9 ماه که ما حکومت پارلمانى داریم ومرکز ثقل مملکت مجلس شوراى ملى و مجلس سنا است بنده خیال می‌کنم که ما باید موجودیت خودمان را حفظ کنیم براى چه؟ براى این‌که موتور مملکت در حکومت پارلمانى دست مجلس شوراى ملى و مجلس سنا است حکومت‌ها هم که به وجود می‌آیند منتخب و منبعث مجلس شوراى ملى هستند بنابراین بنده معتقد هستم در مجلس شوراى ملى باید اقلیت باشد و انتقاد صحیحش را هم بکند بنده در پارلمان انگلستان یک روزى تماشاچى بودم حکومت اتلى بود چرچیل نقطه مقابل اتلى نشسته بود و صف اقلیت در مقابل اکثریت روبروى هم نشسته بودند و حتى حقوق و مزایاى لیدر اقلیت مساویست با نخست‌وزیر انگلستان بنابراین کسى نمی‌تواند منکر این باشد که مجلس باید اقلیت داشته باشد بنده معتقد هستم که خیلى مقتضى بود که مجلس شوراى ملى حکومت پارلمانى ما زودتر از این اقلیتش را تشکیل می‌داد و اقلیت با روش خودش می‌بایستى جلوى تندروى اکثریت را بگیرد و اگر نگیرد حکومت پارلمانى معنى ندارد (تفضلى- صحیح است حالاهم جبران می‌کنیم) همینطور اکثریت، البته اکثریت رل پشتیبانى و حفظ حکومت را دارد او است که باید حکومت بکند بر مملکت و مملکت را اداره بکند (صحیح است) بنده در سه سال پیش در هندوستان یک روز ناهار مهمان آقاى نهرو بودم از ایشان پرسیدم چه جور شما با کمونیزم مبارزه می‌کنید گفت با پشتیبانى اکثریت پارلمانى خودم گفتم چطور؟ گفت حزب کمونیست در هندوستان چهل تا عضو دارد و در مجلس شوراى ملى حضور پیدا می‌کنند و حرف‌شان را می‌زنند ولى اکثریت 250 نفرى من از حزب کنگره اجازه نطق را که‌ به آنها داد و حرف‌شان را زدند با رأى خود آنها را ساکت می‌کند به این جهت من اجازه دادم که حزب کمونیست در دهلى در هندوستان باشد مرکزش هم سرجاى خودش هست حکومت پارلمانى وضعش این است، در حکومت پارلمانى اکثریت بایستى پشتیبانى واقعى خودش را بکند اقلیت هم انتقاد خودش را بکند و آن وقت است که مجلس شوراى ملى تازه ممکن است به جریان عادى خودش افتاده باشد یعنى برسد به آن راهى که در نتیجه تصادم دو فکر اکثریت و اقلیت نظارت واقعى در خرج و دخل مملکت و حسن اداره کشور به وجود بیاید بنابراین از این جهت بنده خیلى خوشوقت هستم فقط چیزى که هست بنده معتقد هستم که هنوز اکثریت پارلمانى ما آن طوری که هماهنگى بایستى بکند نمی‌کند و امیدوارم به این‌که اکثریت پارلمانى ما بتواند همکارى خودش را چه در کمیسیون‌ها و چه در مجلس انجام بدهد تا چرخ حکومت پارلمانى ما به کار صحیح و واقعى خودش بیفتد همین طور بنده از نظر دولت هم عرایضى دارم دولت ما مرکب است از وزرایی که البته مورد اعتماد ما هستند که جناب آقاى نخست‌وزیر با این آقایان همکارى دارند و ریاست فائقه دارند متأسفانه بعضى از آقایان وزرا‌ همکارى با اکثریت ندارند این را بنده نمی‌توانم منکر بشوم حتى در سیاست‌هاى عمومی ‌و در سیاست‌هاى خودشان اختلاف دارند (مهندس جفرودى- آدم‌هاى خوبى هستند) در عین این‌که آدم‌هاى خوبى هستند و جنابعالى هم اعتماد دارید حکومت پارلمانى می‌بایستى از حمایت اکثریت بهره‌مند بشود اقتضا دارد که با اکثریت خودش همکارى بکند بایستى راجع به لوایح خودش با اکثریت پارلمانى خودش بحث بکند جلب نظر قبلى بکند تا بتواند اکثریت پشتیبان خودش را به معناى واقعى جلب بکند (صحیح است) و این را بنده این‌جا عرض می‌کنم البته چند نفر از آقایان وزرا‌ این‌جا تشریف دارند اقتضا دارد ما که اکثریت هستیم بنده خودم که جزو اکثریت هستم و پشتیبان دولت هستم و این عرایضى که می‌کنم از نظر این است که نظم مملکت با چرخ‌هایش به آن معنى واقعى خودش بچرخد اقتضا دارد بر این‌که آقایانى که این جا تشریف دارند یک تفاوتى بین حکومت 9 ماه قبل از پارلمان و 9 ماهی که کارها در دست پارلمان افتاد بدهند یعنى معتقد باشند که در این 9 ماه پارلمان هم در اداره کردن مملکت سهم دارد و آقایان هم در حکومتى زندگى می‌کنند که پارلمان و قوه مقننه وجود دارد به این نکته اگر حقیقتاً و معناً توجه بشود بنده خیال می‌کنم خیلى از اشکالات رفع بشود (صحیح است) چرا؟ براى این‌که اگر فرض بفرمایید که این رژیم سقوط بکند ببخشید دولت حاضر سقوط بکند به صورت و وضعى که مخالفین کمین کرده‌اند توده‌ای‌هایی که وقتى این‌جا صحبت شد یکى از نمایندگان محترم خراسان به ببنده فرمودند که با خراسان با تلفن گویا صحبت می‌کردند یک اعلامیه‌ای از طرف توده‌ای‌ها صادر شد و گفته‌اند که دیدید ما حکومت را داریم ساقط می‌کنیم (بهبهانى- این حرف‌ها چیست توده‌ای‌ها دیگر کجا بودند؟) (رضایى- خودشان این اعلامیه را داده‌اند) جناب آقاى بهبهانى توجه‌تان می‌خواهم بدهم به خطر سوءاستفاده‌هایی که از این مطالبى که گفته می‌شود می‌نمایند و ما می‌بایستى جلوى این وضع را بگیریم بنده معتقدم اعلامیه‌هایی در موضوع نفت در این مملکت منتشر شد شاید یکى از آن اوراق هم بود که به امضا‌ء همان عده بود و با کمال تأسف همان آقایان مصدقى‌ها و چند تا از استادانی که در این‌جا و در جاهاى دیگر برکنار شدند همان‌ها گفته بودند که این‌ها در مجلس شوراى ملى مستقر شدند نگفتند که مجلس شورای ملى و قوه مقننه دوره هیجدهم نشسته کار می‌کنند گفتند یک عده‌ای نشسته‌اند بر صندلی‌ها مستقر شدند حکومت بعد از 28 مرداد را گفتند حکومت کودتا این حرفى است که آن آقایانى که مصدقى هستند آنها که همین الان جلسات‌شان شبانه دایر هست و یک افکارى را دارند پرورش می‌دهند بعد در جاهاى دیگر در نقاط دیگر جور دیگر منعکس می‌شود و به صورت دیگرى گفته می‌شود این‌ها دشمن همین مجلس شوراى ملى هستند همین آقایان محترمی‌که به عنوان اقلیت که بنده بهشان احترام می‌گذارم که بایستى حرف‌هایشان را بگویند و قبلاً هم عرض کردم حالا هم عرض می‌کنم باید حرف‌هایشان را بگویید عرض بنده این است که همه ما اکثریت و اقلیت یک وظیفه کلى داریم آن وظیفه حفظ مملکت و بقاى

+++

رژیم فعلى ما است (صحیح است) عرض من این است که اکثریت و اقلیت پارلمانى در اظهار مطالب پارلمانى خودشان هر یک بایستى طورى انجام وظیفه بکنند که براى بقاى مملکت و براى مبارزه با دشمنان مملکت که کمین کرده‌اند و نشسته‌اند و ممکن است سوءاستفاده از بعضى حرف‌ها بکنند وسیله‌ای نباشد ما باید مبارزه با آنها بکنیم و نگذاریم که یک همچو جریانى پیش بیاید و آقایان می‌دانند اگر خداى نکرده این بساط قبل از 28 مرداد تجدید شود این‌جا دیگر فکر نمی‌کنم بین آقاى مهندس جفرودى و بنده فرقى باشد که ایشان به نفع دولت حرف زد یا به ضرر دولت حرف زد آن‌ها معتقدند که ما این‌جا مستقر شده‌ایم حکومت حکومت کودتا است (صحیح است) با تشکر از این‌که آقایان توجه بفرمایند که اقلیت باشد اکثریت باشد عرض بنده این است که ما یک رویه‌ای باید در روش پارلمانى خودمان ایجاد کنیم که نهایت منظورمان در مبارزه اصولى با آن دشمنانى که مخالف رژیم ما هستند دوام داشته باشد در اختلاف ما از نظر دولت که دولت خوبى هست یا نیست وزیر خوبى است یا نیست افرادى سوءاستفاده می‌کنند این‌ها را بایستى با تناسب با اصول با انگشت گذاشتن روى موضوعى توضیح بدهم بنده الان عرض می‌کنم که جناب آقاى تفضلى یک موضوعى را در روزنامه نوشته بودند که یک نماینده‌ای که وکیل عدیله هم هست در یک جریانى می‌خواهد سیصد هزار تومان (تفضلى- سیصد و هفتاد و پنج هزار تومان) 375 هزار تومان حق‌الوکاله بگیرد بنده به ایشان عرض کردم در مجلس بنده وکیل عدیله هستم جناب آقاى ارسلان خلعتبرى هم وکیل عدیله هستند چند نفر دیگر از آقایان هم وکیل عدیله هستند شما اگر یک همچو سندى پیدا کردید بر علیه یکى از آقایان اگر منکر باشد اسم ببرید نگویید این وکیل عدیله‌ای که وکیل مجلس هم هست می‌خواهد در یک دعواى اوقافى که وکیل اوقاف هم بوده 375 هزار تومان بلند بکند آقا بنده عرض کردم که اسم ببرید سندش را هم بنویسید که جامعه او را بشناسد نه این ‌که وقتى نوشته شد یک وکیل عدیله که وکیل مجلس هم هست همچو کارى کرده وقتى سربسته می‌نویسید جامعه تصور می‌کند که آقاى وکیلى که توى مجلس هست به همه آقایان این نظر هست عرض و استدلال بنده این است (مسعودى- آقاى عمیدى این شخص کیست؟) از آقاى تفضلى بپرسید اقلیت وظیفه‌اش این است که برود بگردد سند پیدا بکند حکومت را انتقاد بکند و اصلاح بکند ما هم تشکر می‌کنیم از راهنمایى اقلیت تا بتوانیم وضع مملکت را منظم بکنیم و اصلاح بکنیم ولى اگر معذرت می‌خواهم اگر گلى گفتید سمپاشى شد یکى بیکى گفت دزد دو مرتبه گفت ما بر می‌گردیم به اوضاع چهار پنج سال پیش و خداى نکرده اگر این دفعه یک همچو جریانى پیش بیاید یک نفر از ماها باقى نخواهیم بود (بهبهانى- عملش را هم باید در نظر بگیرند آقایان جلوگیرى بکنند) (مسعودى- راجع به تبلیغات هم قرار بود بفرمایید) بعد از تذکر این موضوع راجع به کلیات بنده خواستم به قسمتى از فرمایشات جناب آقاى دکتر امینى جواب عرض کرده باشم متأسفانه آنچه را که در جلسه قبل فرمودند از نظر این‌که پایین آوردن قیمت ارز تأثیرى در زندگى ندارد به نظر بنده وارد نیست (یک نفر از نمایندگان- شما که قرار بود از دولت دفاع کنید) بنده این‌جا مجله بانک ملى را که مال خودشان است می‌خوانم این‌جا یک شاخص زندگى دارد در سال 315 شاخص زندگى نشان می‌دهد صد امروز شاخص زندگى نشان می‌دهد 1121 ملاحظه بفرمایید از صد رسیده به 1121 چرا این جور شد؟ تمام جزئیات را که از سال 1315 تا امروز مطالعه بکنیم می‌بینیم نوسال‌هاى مربوط به نرخ ارز هم عرض است با بالا رفتن هزینه زندگى (وزیر دارایی- این‌طور نیست) آمارش این‌جا است قربان اینجا است در سال 1315 تا 1320 صد شده 227 یعنى 5 سال در مملکت ما از نظر ثبات و دوامی‌که در نرخ ارز و اوضاع داشت ترقى خیلى غیرمحسوسى کرده در سال 1320 که یکى از قهرمان‌هاى ترقى نرخ ارز در این مملکت به وجود آمد و لیره را گران کرد زندگى ما بهم خورد در پشت تریبون وزیر دارایی حکومت فروغى گفت که ترقى ارز هیچ اثرى ندارد بهش اعتراض شد توجه نکرد (رضایى- شاخص 1331 را هم بفرمایید) در سال 1321 عرض کردم (رضایى- 31 را هم بفرمایید) الان یکى یکى برایتان می‌خوانم در سال 1322 شده 1003 ملاحظه کنید که از 276 بعد از این‌که آقاى مشرف‌الدوله نفیسى آمد ارز را تثبیت کرد و گرانش کرد به 8 تومان و ده تومان عامل گرانى زندگى از 276 رسید به 1003 و گرانى زندگى از همان وقت شروع شد (دکتر بینا- باز هم تشریف آورده‌اند منتظرند) در سال‌هاى بعدى که نگاه می‌کنیم در سال 1324 شده 883 در 1325 شده 780 براى این ‌که یک مقدارى از اسکناس‌ها را اگر خاطر آقایان باشد طبق آن قانونى که جلوگیرى از نشر اسکناس کرد یک مقدارى از اسکناس‌ها را جمع کردند در سال 329 موقعى بوده است که ارز از هر موقع پایین‌تر آمده بود جناب آقاى وزیر دارایی ملاحظه بفرمایید در سال 29 نرخ زندگى گران نشده است 784 بوده چرا در سال 29 نرخ زندگى شده است 784 براى این‌که سالى بود که دولت انگلیس خواسته بود صادرات بیشترى گیر بیاورد و خودش ارز را پایین آورد یعنى لیره 13 تومان شد 9 تومان و ما بلافاصله در شاخص می‌بینیم که در سال 29 شاخص زندگى شده 784 بنابراین موقعى که آقاى مشرف نفیسى ارز را بردند بالا شاخص شد 1003 موقعى که خود انگلیس‌ها ارز را آوردند پایین شد 784 بنده نمی‌دانم که که با وجود این دو سند صحیح چطور ما می‌توانیم خلاف این را بگوییم ناشر این شاخص هم مجله بانک ملى خودتان است یک اعتراضى فرمودند که پایین آوردن ارز برخلاف تعهدى است که با صندوق پول بین‌المللی داریم بنده بازهم یک مدرکى دارم که از خودشان گرفته‌ام از بانک ملى راجع به برابرى پول ایران جناب آقاى دکتر امینى توجه بفرمایید راجع به برابرى پول ایران در صندوق بین‌المللی هر دلارى 32 ریال است بنده نمی‌دانم اگر آقایان می‌خواهند تعهد خودشان را با صندوق پول بین‌المللی وفا بکنند به چه مناسبت 32 ریال را می‌کنند 80 ریال و استدلالى که فرمودند راجع به این‌که ما تعهد داریم با صندوق بین‌المللی پول و نمی‌توانیم اینطور عمل کنیم به کلى مخالف این موضوعى است که ملاحظه می‌فرمایید آن وقت با این وضعى که به عرض آقایان رساندم به نظر بنده جز این‌که گرانى زندگى مساوى با گرانى ارز باشد چیز دیگرى نیست یعنى همان عملى که سیاست مالى آقاى دکتر امینى است که حاضر نیستند ارز را به قیمت واقعى خودش به قیمت قانونى خودش بفروشند قیمت قانونى دلار 32 ریال است قیمت قانونى ارز 80 ریال نیست مادامی‌که قیمت ارز به قیمت قانونى یعنى همان 32 ریال نرسد اوضاع مملکت همین است که هست و بنده معذرت می‌خواهم سال دیگر خواهید دید که این علامتى که شاخص نرخ زندگى است از 1120 رسیده به دوهزار بنده از همین حالا اعلام خطر می‌کنم بزرگترین وظیفه مجلس شوراى ملى و دولت و همه ماها این است که نرخ زندگى را پایین بیاوریم هرچه حقوق را بالا ببریم هزینه زندگى هم زیاد می‌شود انفلاسیون می‌شود (وزیر دارایی- چرا مال قضات را بالا بردید) اجازه بفرمایید چون از آن طرف که ارز می‌رود بالا هزینه زندگى هم‏ بالا می‌رود اگر ارز را بیاورید پایین هزینه زندگى بالا نمی‌رود در همه جاى دنیا هم معمول است اما راجع به صادرات هم یک توضیحى بدهم این‌که دیشب یک تصویب‌نامه‌ای صادر شد و یک رقم 7 ریال 8 ریال پایین آمد این آن معنایی که ما از پایین آوردن ارز می‌خواستیم تأمین نمی‌شود چرا؟ براى این‌که اقتضا داشت شما بین ارز صادراتى با ارزى که به طور عادى است فاصله بیشترى بگذارید براى این‌که آن صادراتچى تشویق بشود براى این‌که آن پریم و آن جایزه موجب کوشش و فعالیت بیشترى می‌شود ولى مادامی‌که فاصله زیادى بین ارز صادراتى و ارز عادى در بین نباشد این یک عملى است که نتیجه‌اش همان می‌شود که 64 میلیون دلار چند روز پیش با عمل آقایان مردم آوردند فروختند و سوءاستفاده کردند صورتش را تماماً خواندید 45 میلیون تومان تفاوت این ارز به جیب کسانى رفته است که موقع‌شناسى کرده‌اند و یا سوءاستفاده خواسته‌اند بکنند بنده معتقد هستم که سیاست ارزى و اقتصادى دولت می‌بایستى مبتنى بر یک پایه اساسى و ثابت و صحیح باشد که ما از این نوساناتى که راجع به گرانى زندگى و بدبختى که برایمان پیش می‌آید نجات یابیم ولى اگر عقیده جنابعالى بر این باشد یک مسابقه‌ای بین ارز و بین اضافه حقوق در این مملکت همیشه هست و خواهد بود که نتیجه‌اش جز انفلاسیون در این مملکت چیز دیگرى نیست این است که بنده این مذاکرات را خدمت جناب آقاى دکتر عرض کردم و امیدوار هستم که ایشان که حقیقة به ایشان اعتقاد داریم و ایشان یک شخصیت اقتصادى و حقوقى هستند فکرى براى مملکت بکنند چون مردم واقعاً از گرانى زندگانى می‌سوزند والله بالله ما که با مردم تماس داریم جز آه و ناله و دشنام از مردم براى گرانى زندگانى چیز دیگرى نمی‌شنویم (بهبهانى- احسنت) (صحیح است) این مطلب را بایستى رویش فکر کرد اگر روى این مطلب فکر کردیم بسیارى از نارضایتى‌ها از بین خواهد رفت و اگر اشخاصى بخواهند در محیطى راضى حرف‌هایی بزنند اثرى نخواهد داشت این است که بنده تمنى دارم یک فکرى براى ارزانى زندگانى بفرمایید (صحیح است)

رئیس- آقاى تیمورتاش

وزیر دارایی- اجازه بفرمایید

رئیس- وقتى وارد دستور شدیم بفرمایید

تفضلى- اجازه بفرمایید بنده یک توضیح مختصرى نسبت به مطلبى که آقاى عمیدى نورى فرمودند بدهم‏

رئیس- وقتى که وارد در دستور شدیم بفرمایید

تیمورتاش- بیانات مستدل جناب آقاى عمیدى نورى بى‌اختیار بنده را به یاد یکى از نواقص آئین‌نامه داخلى مجلس شوراى ملى انداخت چون مقرر است که کمیسیونى در این زمینه (عده‌ای از نمایندگان- بلندتر بفرمایند) کمیسیونى در اصلاح آئین‌نامه مجلس تعاطى نظر کنند و انشاءالله نقایص را مرتفع کنند بنده می‌خواستم این نکته را متذکر شوم و از فرصت استفاده کنم آقایان محترم استحضار دارند معمولاً در نطق‌هاى قبل از دستور اثرات زیادى مترتب نیست جز یک تذکرات کلى و بعضى اوقات هم وقتى که وزیر پرچانه باشد مثل آقاى دکتر امینى از این اجازه لایتناهى که دارند استفاده می‌کنند که چه بسا صلاح باشد مورد بحث و مشورت قرارگیرد (مسعودى- الحمدالله همه کم حرفند) به این ملاحظه در همه مجالس دنیا براى مطلب سیاسى دولت بحث و دفاع معمول است موضوعى را مطرح می‌کنند یک جلسه دو جلسه مجلس در اطراف آن

+++

صحبت می‌کند و آن راهنماى خط‌مشى براى آتیه دولت می‌شود بنده می‌خواستم استدعا کنم کمیسیونى که براى این کار تشکیل شده است با توجه به مقرراتى که در پارلمان‌هاى دیگر دنیا هست این موضوع را در نظر بگیرند شاید انشاءالله از این جهت رفع مضیقه بشود اما موضوعى که موجب شده بنده موجب تصدیع آقایان محترم بشوم اتفاقاً جنبه دیگرى از سیاست عمومی‌ دولت است که از آن خیلى بحث و گفتگو می‌شود آقایان محترم به خوبى خبر دارند که در منطقه دیگرى از دنیا ناقوس خطر به صدا در آمده و این روزها چشم مردم جهان به منطقه‌ای دوخته شده که شاید سرنوشت جنگ و صلح یعنى بود و نبود بشریت را در برداشته باشد (قنات‌آبادى- بله این بلشویک‌ها نمی‌گذارند که دنیا روى صلح به خودش ببیند) وظیفه هر فرد عاقل هر موجودی که به بقاى خود و عزیزان خود علاقمند است هر شخصى که دنیا را از نظر مواهب خدایی می‌نگرد و این آب و خاک و کوه و دریا را بازیچه دست خودش نمی‌داند و یا آزادى را براى نیل به مقاصد تجاوز‌کارانه خود نمی‌خواهد آن است که منتهاى جدیت و فعالیت خود را براى جلوگیرى از آتش جهانسوزى که عاقبت آن بر هیچ‌کس مکشوف نیست به کار برد و براى حفظ صلح یا صلح حقیقى که بر مبناى حق و عدالت و آزادى استوار باشد کوشش کند چنان‌که در روزنامه‌ها ملاحظه فرمودید نماینده دولت ایران یعنى نماینده شما آقایان نصرالله انتظام (یکى از نمایندگان- مرد شریفى است) در کانون سیاست دنیا در یگانه مرجع صلاحیتدار این قبیل گفت و شنودها در جایی که چشم امید دنیاى آزاد بدان دوخته شده است یعنى سازمان ملل متحد از تز صلح دفاع کرد با کسانی که از عفریت جنگ نفرت دارند هم صدا شده گرچه من یقین دارم که در این قسمت حتماً از شخص اول ایران از سمبل استقلال و سیاست ما از شاه ما که فعلاً در آمریکاست الهام گرفته ولى بجا خواهد بود که مجلس ایران این نظر دولت و نماینده دولت را تأیید کند (صحیح است) و به بانک بلند بگوید که ملت و دولت ایران خواهان صلح است (صحیح است) ملت و دولت ایران (قنات‌آبادى- نه از آن صلح‌ها، صلح واقعى) ملت و دولت ایران از صمیم قلب آرزومند است که با یافتن یک راه حل عاقلانه طریق همزیستى مسالمت‌آمیزى براى ملل جهان پیدا کند (صحیح است) حفظ صلح و آرامش باید اساس و پایه سیاست خارجى و داخلى ایران گردد زیرا ملت زجر کشیده و ستمدیده ما شاید بیش از بسیارى از ملل دیگر دنیا نیازمند به صلح و آرامش براى بهبود وضع زندگى خود می‌باشد محرومیت‌هایی که از آغاز جنگ جهانى دوم هر روز به نحوى براى مردم این مرزوبوم خودنمایی نموده چنان طومار زندگى ما را درهم نوردیده که بى‌شک براى جبران آن فرصت کار و مجاهدت لازم است تا به سر منزل اول باز گردیم و اندکى روى رفاه و آسایش ببینیم، ترمیم خرابی‌ها، حاصل این همه فداکارى‌ها و نتیجه‌ای که عاقبت از تمام این کشمکش‌ها باید نصیب ملت ایران گردد مستلزم وجود یک محیط امن و ساکت در داخل و خارج مملکت است و تصور می‌کنم تا این‌جا هیچ‌یک از آقایان با من مخالفتى نداشته باشند بلکه یقین دارم در اساس امر و الزام بوجود یک چنین محیطى هم کوچکترین تردیدى در بین نیست (صحیح است) منتها نحوه نیل به این منظور و طریق حصول این هدف ممکن است به فراخور سلیقه متفاوت باشد من و بسیارى دیگر عقیده داریم که در دنیاى پر‌جنجال کنونى در محیطى که هر آن بیم اشتعال نائره جنگ می‌رود در زمانى که لااقل به تحقیق می‌توان گفت دنیا دقایق بسیار حساسى را طى می‌کند و دولت‌ها باید سراپا گوش و هوش باشند مبادا فرصتى از دست برود و واجبى فوت گردد در لحظاتى که باید تمام هم ما مصرف تطبیق اوضاع بین‌المللی باشد دریغ است امور داخلى و مناقشات داخلى خود را آن قدر اهمیت و توسعه بدهیم و مشغول به خویش گردیم که حقیقت جهانى را فراموش کنیم برخى دیگر معتقد هستند که هر آن مسامحه با حیات ملت ما بستگى دارد و هر دقیقه‌ای که از اصلاحات باز نشینیم تیشه‌ای است که بریشه خود زده‌ایم باید برخاست و قد مردانگى افراشت دولت را واژگون ساخت و کاخ نوین سعادت ملت ایران را بنا نهاد منهم با آقایان موافقم برویم دست آن کسى که باید در یک چنین دقایق حساسى این همت را به خرج بدهد بگیریم و به کرسى صدرات بنشانیم ولى کو آن ستاره تابانى که در افق سیاست ایران طلوع نموده؟ کو آن گوهر درخشانى که به شما نوید انجام این رؤیاى شیرین را می‌دهد؟ کو آن شخصیت بارز و بکر و پر مغزى که با اکیپ و دسته خود بیاید و مشکلات امروز شما را حل بنماید بیایید و کلاه خود را قاضى کنیم ما هم از گفت وشنودها و چون و چندهاى این کشور مطلع و آگاه هستیم مگر این‌که بگوییم دستى از غیب بیرون آید و کارى بکند و الّا آن کسانی که در مظان تصدى مقامات هستند همه را می‌شناسیم همگى امتحان خود را داده‌اند کجا بودند این آقایان (رضایى- بعضى هم هستند نداده‌اند) آنها را هم انشاءالله ‌امتحان می‌کنیم کجا بودند این آقایان زمانى که زاهدى سینه خود را سپر بلا نمود (احسنت) کجا بودند آن‌هایی که امروز داعیه صدارت دارند به گفته آن شوخ حقیقت بین یا مجذوب بودند یا مرعوب (شوشترى- با مصدق همکارى می‌کردند) یا کسانى بودند که خود در زمره بازیگران عصر قرار گرفته ولى گوسفند مرتضى على را تا چاشت نچراندند و بعد هم جرأت نفس کشیدن نیاوردند و یا آن‌هایی بودند که تا دم آخر بازیگر میدان باقى ماندند و امروز ببهانه این‌که قلب ما با شما بود می‌خواهند مصدر کار شوند (شوشترى- و گزارش 8 نفرى را تهیه می‌کردند) و یا آن‌هایی که تصور می‌کنند چون آرامش و سکون برقرار شده حق طبیعى آن‌ها حکومت بر این مملکت است همکاران محترم و عزیز من اشتباه نفرمایید من به هیچ‌وجه با تمام کرده‌ها و اعمال دولت موافق نیستم (احسنت) در بسیارى از موارد عقیده دارم دولت باید انتقاد منتقدین را بشنود (صحیح است) چون که لازمه حکومت پارلمانى طبیعتاً این است که یک اقلیت منقدى وجود داشته باشد حرفش را بزند و دولت هم گوش بگیرد، شأن نزول اقلیت این است که ترمز کار دولت باشد عمل اقلیت در تمام دنیا مبتنى بر همین است (شوشترى- صحیح است) من واقعاً نمی‌توانم تصور کنم که یک شخصى مثل جعفر بهبهانى دوست عزیز من که در تمام قدم‌ها و فداکاری‌ها در آن دقایق وخیم و هولناک، شریک در این فداکاری‌ها بوده است (صحیح است) و خانواده معظمش و خاندان بزرگش حق بر گردن این مملکت دارند (صحیح است) این بیاید و روى یک نظریاتى حرف‌هایی بزند (عرب‌شیبانى- حقش رادیو ادا می‌کند) خوب شما هم که حق‌شان را دادید و گوش‌شان را کشیدید براى من مسلم است که جعفر بهبهانى و امثال هم صلاح این کشور را در نظر می‌گیرند (مهندس جفرودى- صلاح چى؟) صلاح این کشور را در نظر دارند فقط این‌ها به جای این‌که در یک چنین موقع حساسى در دنیاى کنونى که واقعاً هر دقیقه اش ممکن است با نیستى بشر توأم باشد به جای این‌که تشریف بیاورند در پشت این تریبون اظهاراتى بکنند چه بسا اصلح باشد بروند با همان آقایانی که در آن دقایق مخوف با آن‌ها همکارى می‌کردند بنشینند جعفر عزیزم حرف‌هایشان را بزنند و بگویند و کوشش بکنند (جعفر بهبهانى- آنچه البته به جایی نرسد فریاد است) (شوشترى- نه آقا اگر بگویید تفاهم ایجاد می‌شود) و کوشش بکنند یک محیطى به وجود بیاورند که در آن محیط بشود هم دولت خدمت بکند و هم خود را مشمول عنایات آقایان بداند (مهندس جفرودى- شما درباره آنچه اقدام کرده‌اید چه نتیجه گرفته‌اید؟) جناب آقاى مهندس جفرودى ما با هم یک قرارى داشتیم، قرار ما با یک عده‌ای این بود که‏ توى حرف همدیگر نرویم. من به سهم خودم بسیار خوشوقت می‌شوم اگر به منهم اجازه بدهند که توى حرف شما بدوم‏

رئیس- هیچ‌کس حق ندارد وسط حرف ناطق حرف بزند، این را همه باید مراعات کنند

تیمورتاش- من خوشوقت می‌شوم اگر به منهم اجازه بدهند (شوشترى- بین دعوا نرخ تعیین نکن) من آنچه را که در اول عرایضم عرض کردم می‌خواهم مجدداً تکرار کنم، براى یک بار خواستم از رو بخوانم نتوانستم عادت ندارم این است که این یادداشت‌ها را کنار گذاشتم. بنده آنچه را که در آغاز صحبتم عرض کردم حالا هم تکرار می‌کنم، آن هم این است که فرض کنید زاهدى رفت آن فرد واجد تمام شرایطی که شما می‌خواهید کیست که بیاید و مهم امور را در دست بگیرد (شوشترى- انوشیروان عادل پشت دروازه است) و باز بنده و شما و عمرو و زید پس فردا دچار همین گرفتارى و انتقاد نشویم، چرا ما می‌شویم به دلیل این‌که خانه از پاى بست ویران است، من اجازه می‌خواهم این را در کمال صراحت اینجا عرض بکنم، داستان دیروز و امروز نیست سالیان دراز است که یک بیمارى اجتماعى دامنگیر این کشور شده است، چاپلوسى، تملق، تعظیم بخودى و بیگانه (صحیح است) و هزاران معایب دیگر یک انحطاط اخلاقى در این کشور به وجود آورده، این را صراحتاً عرض می‌کنم که به این زودی‌ها و به این ترتیب و با این تغییر و تبدیل‌ها تصور نمی‌کنم قابل علاج و درمان باشد، هر دولتى که بیاید فرق نمی‌کند این دولت یا دولت دیگرى باشد بالاخره آدم می‌خواهد باید با اشخاصى کارکند، کدام دولت، در ضمن همین چندین سال گذشته از زمان دموکراسى بگوییم باز همان ژوکرها، همان کسانی که یک روز در دامان آزادیخواهان یک روز از آستین مرتجعین، یک روز از کیسه ملیون سر در می‌آورند، همه این‌ها عوامل این دولت‌ها بوده‌اند‌، کیست آن مرد بکرى که ‌امتحان خود را نداده باشد که بیاید و تمام این دردها را علاج کند

رضایى- پیدا خواهد شد

حمیدیه- آقاى رضائى است‏

رئیس- آقاى تیمورتاش وقت شما نزدیک به اتمام است (تیمورتاش- بنده چهار، پنج دقیقه دیگر عرضى ندارم) بفرمایید.

تیمورتاش- دو راه دارد این کشور اصلاح این کشور یا این‌که باید با عمران و آبادى، یا مبارزه با فقر وفاقه و با استفاده از بیدارى مردم که این یک اصل مسلمی‌است که مردم بیدار شده‌اند موجباتى فراهم کرد که ‌اندک اندک خود مردم به کار خودشان واقف شوند و در اثر رفاه و آسایش یک محیطى به وجود بیاید که در این محیط دولت‌ها بتوانند براى ملت کارکنند، این معجزه نمی‌خواهد یک قدرى حسن‌نیت می‌خواهد هر کدام از این دولت‌هایی که آمده‌اند یا احیاناً فردا بیایند اگر بتوانند این کار را بکنند به مقصود

+++

می‌رسیم ولى حسن‌نیت می‌خواهد و مخصوصاً وقت و زمان می‌خواهد موقعیت می‌خواهد و عرض کردم حسن حکومت. این یک راه تدریجى است یک راه دیگر هم دارد و آن هم این است که یک دسته‌ای همفکر هم آهنگ هم گام با یک برنامه صحیح و با یک جسارت فوق‌العاده‌ای بیایند زمام امور را در دست بگیرند و حکومت بکنند، فکر این‌که من چه می‌خواهم، آن چه می‌خواهد، این چه می‌گوید، آن چه می‌گوید نکنند متأسفانه باید اذعان کنیم چیزى که در این کشور امروز در وضع موجود وجود ندارد، همین اکیپ‌ها هستند، همین کسانى هستند که ده نفر بیست نفر سى نفر 50 نفر همفکر و هم آهنگ با هم بنشینند و واقعاً با هم کار کنند، من نمی‌دانم آیا واقعاً محیط کنونى این مملکت و شاید پیش از محیط کنونى این مملکت محیط کنونى دنیا مجال یک چنین فرصت و موقعیتى را بدهد و آیا ما می‌توانیم در اوضاع پرجنجال و پرحادثه‌ای که در کمین همه ملل دنیا نشسته است یک چنین اقدام جسورانه‌ای بکنیم و چون مدار کار بر این است به نظر من واقعاً چه بسا صلاح باشد بنشینیم به جای شماتت، انتقاد به جای من و تویی دست یگانگى و اتحاد به هم بدهیم و در راه یک هدفى که بالاخره سرنوشت من و شما را در بر دارد، یعنى بقاى مملکت متحد و متفق باشیم (احسنت) (صحیح است)

رئیس- آقاى حمید بختیار

حمید بختیار- بنام خداوند متعال انتقاد بهترین راه اصلاحات است و این اصل را کلیه ممالک مترقى پذیرفته و به آن احترام می‌گذارند (صحیح است) با این حال جاى کمال تأسف است که در کشور ما هنوز اولیا‌ی مسئول به این حقیقت توجهى ندارند (صحیح است) و هرکه از راه خیرخواهى زبان به انتقاد از اعمال آن‌ها گشود وى را مخالف و دشمن خود می‌پندارند و دامن قتلش را بر کمر می‌بندند. مثلاً بنده که به واسطه معایبی که در دستگاه‌هاى دولتى مشاهده می‌کنم چند بار از فساد دستگاه‌ها و عدم پیشرفت کار در این‌جا صحبت کردم و به علت وجود همین معایب و مفاسد است که وجدانم حاضر نمی‌شود رأى موافق به لوایح دولت بدهم و ناگزیر رأى ممتنع می‌دهم دولت و هواخواهان او تصور می‌کنند که من مخالف دولت هستم در حالی که انتقاد اگر ظاهر تلخ و ناگوارى داشته باشد در باطن به منزله یک داروى مؤثر و شفابخش است) صحیح است (بنابراین جناب آقاى نخست‌وزیر باید بهترین و مؤثرترین دوستان خود را در میان دسته انتقاد کننده جستجو کنند (صحیح است) (یکى از نمایندگان- به شرط این‌که حق باشد) آقا، حمید بختیار ناحق حرف نمی‌زند تیمسار سپهبد زاهدى به خوبى می‌دانند که بنده هیچ‌گونه مخالفت شخصى ندارم- ولى آیا بهتر نیست به جای آن‌که از عرایض من عصبانى شوند ببینند چه می‌گویم اگر حرف خلاف قانون می‌زنم و می‌خواهم تحمیل به ایشان بکنم ترتیب اثر ندهند- و الّا اگر حرف حساب می‌زنم قدرى هم به این حرف‌هاى حساب بذل توجه فرمایند. این‌جانب قریب یک ‌سال است که افتخار نمایندگى مردم اهواز، شوشتر، مسجدسلیمان و رامهرمز را دارم و البته این موضوع تکالیفى براى بنده ایجاد کرده است که ناگزیر به اجراى آن هستم و این تکالیف انجام خواسته‌هاى حقه و قانونى مردم این چهار شهرستان است در مبارزه انتخاباتى دوره هفدهم که دولت وقت وعده آزادى انتخابات به مردم داده بود- به شهادت همکار محترم‌مان جناب آقاى شیبانى و همچنین جناب آقاى سرابندى معاون نخست‌وزیر که آن موقع حاکم خوزستان بودند بنده پنج ماه و نیم تمام با مردم محروم و واقعاً بدبخت این چهار شهرستان محشور بودم وبا فرد فرد آن‌ها اعم از کشاورز و کارگر و کارمند و پیشه‌ور از نزدیک تماس داشتم و همچنین در انتخابات این دوره نیز در میان مردم حوزه انتخابیه‌ام بودم و براى العین دیدم که این مردم زحمتکش در تلاش معاش براى پیدا کردن یک لقمه نان که با آن شکم عیال و اولاد خود را سیر کنند با چه مصائب و مشکلاتى روبرو هستند بدیهى است این‌جانب به این مردم وعده داده‌ام که حتى‌الامکان در راه بهبود شرایط زندگى آن‌ها تلاش کنم و در رفع نیازمندی‌هاى آنان از دولت کمک بگیریم- با این حال وقتی که براى انجام مستدعیات قانونى مردم به دستگاه‌هاى دولتى مراجعه می‌کنم و می‌بینم آنچه که در این دستگاه‌ها به حساب نمی‌آید منافع مردم است (صحیح است) بازهم انتظار دارید که رأى موافق به دولت بدهم. خیر این صحیح نیست که مصالح مردم را قربانى رفیق بازى و ملاحظات خصوصى نماییم (صحیح است) همین پرده‌پوشی‌ها و سهل‌انگارى‌هاست که مملکت را به این روز انداخته است (صحیح است) موضوع دیگرى را که با استفاده از فرصت لازم است به عرض همکاران محترم برسانم این است که مدتى است منزل مسکونى اینجانب را یک مشت کارگر مسلول احاطه کرده‌اند این افراد کارگر که سال‌ها در گردش دستگاه‌هاى عظیم تولید نفت سهم به سزایی داشته‌اند امروز که مرض خانمانسوز سل گریبان آنها را گرفته است با هزار امید و آرزو راه تهران را در پیش گرفته‌اند ولى چون هر درى را که می‌زنند به رویشان بسته است ناچار دیوارى کوتاه‌تر از دیوار خانه حمید بختیار گیر نمی‌آورند این‌ها دو دسته هستند یک دسته کسانى که اخیراً از کارخانه مسلول‌سازى خوزستان براى معالجه به تهران آمده‌اند و مقامی ‌نیست که خود را در مقابل این جماعت- مسئول و موظف بداند- دسته دیگر مسلولینى هستند که بهبودى یافته‌اند و مطابق تجویز پزشک هیچ مانعى وجود ندارد که به کار خود بازگردند- ولى نمی‌دانم چرا و به چه علت این کارگران را به کار نمی‌پذیرند- در حالی که قانون کار صراحت دارد که کار فرما مکلف است کارگر را پس از بهبودى به کار گمارد- مثلى است معروف که احترام امامزاده با متولى است- وقتی که دولت احترام قانون را رعایت نکرد چطور انتظار دارند فلان کارخانه‌چى قانون را محترم بشمارد (یارافشار- دولت همیشه رعایت قانون را کرده) (میراشرافی- این مسلولین در همین مدت مسلول شدند؟) این موضوعى که عرض می‌کنم کار امروز و دیروز نیست شش ماه است که فریاد می‌زنم آقایان محض رضاى خدا بیایید تکلیف این کارگرانى را که از بیمارستان خارج شده‌اند معین کنید- اینها حساسیت خاصى دارند و اگر دوباره گرسنگى و محرومیت بکشند مرض‌شان عود می‌کند- اما آقایان در جواب می‌گویند مشغول (اتود) و مطالعه هستیم در حالی که مطالعه و اتود را را براى آینده باید کرد- فعلاً که این‌ها گرسنه هستند و در خیابان‌هاى تهران و خوزستان سرگردانند تکلیف‌شان چیست تا چند سال بعد از مرگ و نابودى این جماعت بدبخت (اتود) و مطالعه شما تمام می‌شود. آقایان ملاحظه کنید چقدر مضحک و در عین حال تأثر‌آور است یک پسر 18 ساله مسلول که از هواى گرم مسجد سلیمان به تهران آمده پس از مدت‌ها زحمت او را برده‌اند در آسایشگاه شاه‌آباد دامنه کوه در میان باغ و زیر برف خوابانیده‌اید (ثقة‌الاسلامى- اطاق ندارند چه کنند؟) که این بدبخت شبانه از سرما فرار کرده و بخانه من پناه آورد- (دکتر حشمت- جنبه فنى دارد) کسى چه می‌داند (میراشرافى- آن چادرها را زمان دکتر مصدق درست کردند) شاید این هم آخرین طریق درمان سل است که در کشور ما ابداع شده (پورسرتیپ- اینها را که دولت به وجود نیاورده این‌ها بوده‌اند) البته این موضوع را نباید ناگفته بگذارم که این جوان بالاخره با کمک و با خرج سازمان بیمه‌هاى اجتماعى در بیمارستان حمایت از مسلولین که الحق یک مؤسسه مفید است بسترى و خیال من از جانب این یک نفر راحت شد به هر حال جناب آقاى نخست‌وزیر انصاف بدهید در مقابل این ناملایمات و این تابلوهاى زننده که هر روز به چشم ما می‌خورد آیا انتظار دارید که بازهم دعا گو و ثنا خوان دولت باشیم؟ ما اعصابمان از چدن نیست و موقعى که می‌بینیم عمال دولت شما در مقابل این همه فجایع رل نعش را بازى می‌کنند ناگزیر می‌شویم حرف‌هایی بزنیم که بطبع شما تلخ و ناگوار باشد (میراشرفی- این همه توده‌ای‌ها را هم که گرفتند این رل نعش است) ولى همانطور که عرض کردم اگر به همین حرف‌هاى تلخ و ناگوار توجه کنید و به آن ترتیب اثر بدهید حکم همان داروى مؤثر و شفا دهنده را دارد چند ماه پیش که بنده در خوزستان بودم عشایر خوزستان می‌گفتند دفعه اول است که ما از خودمان وکیل معلوم کرده‌ایم (میراشرافی- یک دفعه دیگر هم که آقاى ظفر ایلخان بودند) این حرف تعارف بود یا حقیقت- قدر مسلم این است که این عشایر زحمتکش از وکیل خودشان انتظار دارند که حقوق از دست رفته آن‌ها را به دست آورد در این‌که به عشایر خوزستان اجحاف شده این مردم زحمتکش از بسیارى مزایا محروم هستند حرفى نیست اما عجب این‌جا است که هیچ یک از دستگاه‌هاى دولتى خود را مسئول این وضع نمی‌دانند می‌دانید چرا؟ براى این ‌که منافع مردم و مصالح ملت در نزد این دستگاه‌ها پشیزى نمی‌ارزد (چند نفر- صحیح است) و فقط پول وزور است که بر این سازمان‌ها حکومت می‌کند (صحیح است) معذرت می‌خواهم که بازهم تحت تأثیر احساسات کلماتى ادا کردم باب پسند خیلى‌ها نیست، و ممکن است این جملات موجب تحریک و مخالفت بسیارى از منتفذین بشود و باز هم حربه تکفیر و تهمت را علیه این‌جانب بلند کنند، با این حال من از این حملات واهمه‌ایی ندارم، و صریحاً می‌گویم که تا در این مملکت یک اقدامات عمیق و اساسى انجام نگیرد، و تا اشخاص شجاع و صالح در رأس پست‌هاى حساس قرار نگیرند، دردهاى بی‌شمار این ملت درمان‌پذیر نخواهد بود کسانى باید پست‌هاى حساس این مملکت را اداره نمایند که یهودیان عراقى را به ایرانیان ترجیح نداده، و ثروت هنگفتى را که باید ثلث آن را بابت مالیات به دولت

+++

 بپردازند. این سوداگران عراقى نتوانند تبدیل به ارز نموده و از مملکت خارج سازند (صحیح است) کسانى باید پست‌هاى حساس مملکت ما را در دست داشته باشند که با کمال شجاعت عوامل فساد را بگویند و این سازمان‌های دولتى را از فساد و تباهى تصفیه کنند (صحیح است) مبارزه با عوامل فساد و تعمیم عدالت اجتماعى ایدآل اعلیحضرت همایونى است و بارها لزوم تعقیب این دو موضوع اساسى را به دولت تأکید فرموده‌اند. اینک من به نام یک نماینده مجلس از جناب آقاى سپهبد زاهدى سؤال می‌کنم که دولت خدمتگذار ایشان در راه مبارزه با فساد و تعمیم عدالت اجتماعى چه کرده است؟ (یارافشار- خیلى کارها) کدام قدم اصلاحى را برداشته است؟ کدام عضو فاسد را از پیکر مریض و معلول دستگاه‌هاى دولتى قطع کرده است؟ (رضایى- هیچ) (پورسرتیپ- فرصت می‌خواهد) آیا تاکنون جناب آقاى نخست‌وزیر و یا یکى از همکاران ایشان موضوعى را مطرح کرده‌اند که نفع مردم واقعى ایران در آن مستتر باشد؟ (میراشرافی- نفت را هم که حل کردند) راجع به گرانى اجناس، کمیابى ارزاق و گرفتارى مردم چه اقدامی‌شده است؟ (رضایی- هیچ) اگر جناب آقاى سپهبد زاهدى با صراحت کامل به این سؤالات جواب بدهند (کاشانى- حرف حساب جواب ندارد) رمز عدم موافقت ما را با دولت خود پیدا خواهند کرد. دولتى مورد تأیید و پشتیبانى ما است ک عمر گرانبهاى مملکت را براى ادامه حکومت خود به بیهودگى تلف نکند (صحیح است) هر روزى که بگذرد و آن روز قدم براى این ملت بدبخت برداشته نشود به عقیده من صلاح نیست. به هر حال مطالبى که عرض کردم گرچه قدرى تلخ و ناگوار است ولى امید است این اظهارات انتقادى حمل بر مخالفت نشود و دولت به جای آن‌که کینه مرا در دل بگیرد اصلاح عمل و افعال خود بپردازد (صحیح است)

3- بیانات آقاى تفضلى طبق ماده 87 آئین‌نامه

رئیس- وارد دستور می‌شویم آقاى تفضلى.

تفضلى- درباره آنچه آقاى عمیدى نورى درباره ایران فرمودند با اجازه مقام ریاست محترم مجلس خیلى به اختصار توضیح می‌دهم اولاً بهتر بود آنچه مربوط به روزنامه است در روزنامه به میان می‌آمد زیرا با همه ارزش و تأثیرى که براى ایران ما بتوان قائل شد مقام تریبون مجلس شوراى ملى خیلى بالاتر از آن است که مدتى از وقت مجلس صرف خبر کوتاهى گردد خاصه که آقاى عمیدى نورى خود دسترسى به روزنامه دارند آن هم یک روزنامه یومیه ثانیاً خبرنگار ایران ما که همیشه اخبار خود را در کمال بیطرفى و دقت می‌نویسد چنین صلاح دانسته است که اسم آن نماینده گرامی ‌را ننویسند تا کنجکاوى خوانندگان بیشتر برانگیخته شود و خود خوانندگان دریافتن نام آن نماینده گرامی ‌بکوشند و چون آقاى عمیدى نورى این کنجکاوى را خیلى شدیدتر فرمودند مخلص از طرف خبرنگار ایران ما از جناب ایشان سپاسگزارى می‌کنم.

4- تقدیم یک فقره سوال به وسیله آقاى رضایى‏

رئیس- آقاى رضایى‏

رضایى- سؤالى است از دولت که تقدیم می‌کنم

5- بقیه مذاکره در گزارش کمیسیون اقتصاد ملى راجع به تحصیل اعتبار از دولتین آمریکا و انگلستان‏

رئیس- لایحه اعتبار مطرح است یک پیشنهاد مسکوت که نسبت به این لایحه داده‌ام مقصودم این نبود که عرض مطلبى کرده باشم بلکه واقعاً نظرم این است و عرایضم در این حدود است بنده با این لایحه‌ای که دولت تقدیم مجلس کرده است جداً مخالفم زیرا قطع نظر از این ‌که در اعتبار و قرضه آن هم از دولت‌هاى خارجى حرف بسیار است نکته مهمترى وجود دارد که به فرض این‌ که به علت اشکالات مادى و وضع بد اقتصادى مملکت دریافت اعتبار و به عبارت ساده‌تر قرضه ضرورى تشخیص شود و راه نجات مملکت هم از این وضع ناهنجار اقتصادى فرضاً دریافت قرضه از خارجى شناخته شود تازه دستگاه حکومت فعلى از لحاظ به مصرف رساندن وجوه عمومی ‌امتحان خوبى نداده (صحیح است) (شوشترى- این‌طور نیست) (رضایى- این‌طور است) به این علت اگر ضرورت هم داشته باشد فعلاً باید دست نگهداشت.

رئیس- در اصل لایحه صحبت بکنید

کاشانى- می‌خواهیم بگویم چرا پیشنهاد سکوت داده‌ام پیشنهاد بنده ازاین نظر است که فعلاً این لایحه مسکوت بماند تا انشاءالله اعلیحضرت همایونى به سلامت به وطن بازگردند و چاره اساسى بازگردند و چاره اساسى براى مملکت در نظر گرفته شود و در این مورد هم بتوان تصمیم گرفت به این جهت و با توجه به این مصلحت مهم پیشنهاد می‌کنم فعلاً لایحه مسکوت بماند (صحیح است) دلیل فساد دستگاه دولت سؤالات عدیده آقایان محترم و سناتورهاست که در زمینه سوء جریانات مملکتى به عمل می‌آید و جاى تردید براى کسى باقى نمی‌گذارد (صحیح است) (میراشرافى- آقا قرض را که خود دکتر مصدق می‌خواست)

رئیس- آقاى شوشترى‏

شوشترى- بسم‌الله الرحمن‌الرحیم اگر بنا بشود ما در انتقاد چوب لاى چرخ بگذاریم و بخواهیم امور مهمه مصلحتى مملکت را به عنوان مسکوت و این عناوین ب تأخیر بیندازیم یا به بوته اجمال و تعویق بیندازیم به عقیده بنده وظیفه نمایندگى را ادا نکرده‌ایم (صحیح است) اگر بنا می‌شد که در اصل موضوع صحبت می‌کردم اثبات می‌کردم چنین قرضه‌ای از دو دولت چطور بر اعتبار و عظمت مملکت ایران خواهد افزود. هر تاجرى وقتى که ثروتش بالا رفت و اعتبارش زیاد شد مردم از اطراف و اکناف بیش او پول امانت می‌گذارند و میل دارند به عنوان قرض و بهره‌اش بهره را هیچ‌وقت رأى نداده‌ام و نخواهم داد ولو هرقدر ناچیز باشد پول باو بدهند ولى اصل مسلمی‌است که وقتى تاجر معتبر شد مردم باو پول قرض می‌دهند چرا؟ براى این‌که معتبر است به علاوه مصلحت سیاست و مصلحت روز مملکت و افق دنیا را باید در نظر گرفت که این اعتبارى که به عنوان قرض داده می‌شود چقدر شئون مملکت می‌افزاید یا نمی‌افزاید، به عقیده من این‌کار ضرورى است و کلمه سکوت معنى ندارد و باید امروز تصویب شود (صحیح است) (کاشانى- ربحش را هم می‌خواهند)

رئیس- رأى می‌گیریم به این پیشنهاد سکوت آقایانى که با این پیشنهاد موافقند قیام فرمایند. (عده کمی ‌برخاستند) تصویب نشد دنباله موضوع مطرح است آقاى وزیر دارایی

وزیر دارایی- (دکتر امینى) بنده با این‌که هنوز یک نفر یا دو نفر مخالف و موافق هستند که می‌خواهند صحبت کنند مبادرت کردم به عرض جواب نه از این جهت که واقعاً خیال می‌کنم آقایان موافق با کفایت مذاکرات هستند بلکه تکلیف بسیار مهمی ‌است که خواستم به طور اجمال عرض کنم آقایان روشن شوند (عبدالصاحب صفایى- قبل از رأى گرفتن صحبت می‌کردید بهتر بود، تا آن وقت فراموش می‌کنند) یک دفعه دیگر هم عرض می‌کنم (خنده نمایندگان) به نظر بنده قرض فى حد ذاته کار بدى نیست اگر جسارت می‌کنم اغلب آقایان در زندگى خصوصى خودشان ملتجى به قرض می‌شوند اگر براى کارهاى صحیح و روى الزام و اجبار باشد براى راه انداختن زندگى باشد این کار بدى نیست ولى برعکس اگر بنا باشد آدم قرضى بکند و اعتبار بگیرد براى ولخرجى و کارهاى بیهوده البته کار صحیحى نیست و کار بسیار غلطى است اغلب براى خود آقایان اتفاق افتاده بیک جهتى از جهات یا قیمت‌ها بالا یا درآمد پایین می‌آید انسان تا بتواند زندگى خود را باید تطبیق بدهد با آن وضع موجود ولى اگر نتواند ناگزیر باید یک درآمدى از یک محل استثنایی پیدا بکند تا بتواند این کسرى وضع موجود را جبران کند و خود آقایان تصدیق می‌کنند و اگر دقت بکنند در زندگى خصوصى اشخاص هم پیش می‌آید یک روزى زندگى اشخاصى مرفه است دو تا نوکر دارد چهار تا کلفت دارد اگر درآمدش کم شد بلافاصله نمی‌تواند کلفت و نوکرش را جواب بکند و زندگیش را بلافاصله تطبیق بدهد با وضع موجود ناگزیر قرض می‌کند قوله می‌کند تا بتواند یک فکر تازه‌ای براى کارش بکند (دکتر شاهکار- اما به شرط این‌که نوکر تازه‌ای نیاورد) البته به شرط این‌که این فکر را بکند بشرط این‌که نخواهد آن وضع نامطلوب را ادامه بدهد این را خواستم عرض کنم به طور کلى که کلمه استقراض جاى نگرانى نیست (مهندس جفرودى- مصرفش موجب نگرانى است) آقایان مخالفین که صحبت کردند بنده این‌طور استنباط کردم که رویهم‌رفته با گرفتن اعتبار براى کارهاى عمرانى و تولیدى موافقند هیچ در این قسمت تردیدى ندارند (صحیح است) خود آقاى رضایى هم که موافق مشروط بودند تصریح کردند که با گرفتن اعتبار براى عمران موافقند و این هیچ اشکالى ندارد ولى مخالفند با این‌که اعتبارى بگیرند براى کسر بودجه بنده می‌خواهم حضور آقایان عرض کنم که یک نکته اساسى را در نظر بگیرند آن ضرورت اعتبار است، پس اول اگر ضرورتش مسلم شد آن وقت داخل جزئیات می‌شویم در مورد کارهاى تولیدى و عمرانى خود آقایان توجه دارند که مدت‌ها است در اثر قطع درآمد نفت این‌کارها متوقف بود و انسان هم نمی‌تواند با درآمد مملکتى و عادى این‌کارها را که واقعاً ضرورت دارد بگرداند و به سرعت انجام بدهد و یک وضعیتى بوجود بباید که این اضافه خرج‌هایی که ناشى از تورم کارمند و مستخدم است از بین برود و یک راهى پیدا کنیم که به آن طرف سوق داده نشود یا لااقل از هجوم جوانان تحصیل کرده به ادارات جلوگیرى شود باید هرچه زودتر کارهاى عمرانى شروع شود خود

+++

آقایان مسبوق هستند که درآمد حاصله از نفت در ظرف سه سال در حدود 150 میلیون لیره است در این کارهایی که شاید یک قسمت از آقایان که عضویت کمیسیون برنامه را دارند بهتر مسبوق هستند این کارهاى راه‌سازی سدبندى بندر‌سازى و این کارهایی که مؤثر در تولید کشور است این‌ها مبالغ هنگفتى لازم دارد البته هم مدت می‌خواهد هم پول می‌خواهد اگر بنا شود در حدود درآمدى که ما داریم این‌کار را انجام بدهیم بایستى از لحاظ مدت طولانى باشد و هرچه مدت طولانى‌تر شد ناگزیر این انتظار و صبر طورى خواهد بود که ما نمی‌توانیم در موقع خودش کار انتظام و تعادل بودجه را یک سر و صورتى بدهیم پس اگر قائل به سرعت شدیم و قائل به این شدیم که این‌کار عمرانى باید زودتر بشود باید آن مقدار پولى که براى این کار لازم است در نظر بگیریم اما راجع به کسر بودجه، بنده خیال می‌کنم که در این محضر مقدس آقایان یک روز راجع به کسر بودجه صحبت شد در عین این‌که همه آقایان معتقد هستند که بایستى از مخارج کاست همین مخارج را رأى می‌دهند آن هم روى ضرورت و احتیاج رأى می‌دهند یکى دو هفته قبل جناب آقاى ارسلان خلعتبرى و جناب آقاى عمیدى نورى تشریف دارند جناب آقاى‏ دکتر شاهکار هم هستند که در کمیسیون مربوط به امور سازمان دادگسترى آقایان تصمیم اتخاذ فرمودند که اصل حقوق قضات را بالا ببرند و استدلال آقایان هم استدلال صحیحى بود که قابل رد کردن نیست که قاضى براى این‌که استقلال داشته باشد و بتواند واقعاً درست رأى بدهد و تحت تأثیر نفوذ مادى و معنوى قرار نگیرد باید حقوق بگیرد آنها صحبت بود که اگر می‌خواهید قاضى درست باشد و زن و اولاد باید باو پول داد براى این ‌که بتواند در قضاوتش درست باشد. بنده خدمت آقایان عرض کردم که در موضوع ارتزاق فرقى بین قاضى و کارمند و طبیب نیست، نمی‌شود گفت معده قاضى دو برابر معده کارمند عادى است و از این جهت احتیاج او دو برابر کارمند عادى است همه زن و بچه دارند و احتیاج عموم باید برطرف شود و زندگى همه باید تأمین گردد، بالاخره، مصلحت شخص بنده نبود و نیست که بنده در قسمت اضافه کردن حقوق قضاوت پافشارى کنم ولى جناب آقاى عمیدى نورى در زندگى اجتماعى به عقیده بنده باید فداکارى کرد و بایستى این مخالفت‌ها را از صمیم دل و جان خرید تا بشود یک نظمی‌ در کار مملکت ایجاد کرد (احسنت) همه بانسان نصیحت می‌کنند، اشخاصى هستند که مسن‌تر هستند مجرب‌تر هستند و در کشاکش زندگى سیاسى مملکت وارد هستند مطلعند می‌گویند آقا این کار را نکن براى خودت دشمن نتراش حالا شما چرا می‌کنید؟ بگذارید دیگرى بکند. به عقیده بنده علت همه بدبختى همین است، همین بدبختى باعث شده که این مملکت چندین سال است دست و پا می‌زند و نمی‌تواند راهى پیدا کند. اصول زندگى مملکت ما الان بسته به کار مالى و اقتصادى است و این کار هم درست نمی‌شود مگر این‌که یک شهامت قطعى آدم به خرج بدهد و آن عده‌ای را هم که بنده اطمینان دارم که خودشان مردم با منطقى هستند حاضر می‌کند و متقاعد می‌کند که در مملکت یک بام و دو هوا نمی‌شود. بالاخره کارمند وزارت دارایی که با پول سر و کار دارد با ملیون‌ها پول آقا سر و کله می‌زند بهتر می‌تواند که دست کند توى کیسه بردارد آن هم باید شکمش سیر باشد والا براى او بعضى کارها وسیله‌اش سهل‌تر فراهم است و یا فرض بفرمایید فلان ثبات و بایگان وزارت بهدارى یا جاى دیگر آن هم بالاخره بشر است و باید حقوقش تأمین شود و اشخاص مؤثرى هستند و بنده قول می‌دهم که یک قسمتى از خرابى کارها در آن قسمت‌هاى پایین است براى این‌که آن‌ها با مردم تماس دارند و آنها گرفتار هستند و خداى نکرده ناصالح هستند این افراد بالا که مستقیماً با افراد تماس ندارند آن افرادى که بیشتر تماس دارند ممیز مالیه است، مأمور وصول است و اگر زندگیشان تأمین نباشد فاسد می‌شود حالا بنده در روزنامه خواندم که چون قضات 900 نفر بیشتر نیستند  به آن‌ها داده‌اند دکترها مراجعه کردند به ببنده که آقا ما با جان مردم تماس داریم یک دکترى که به خاش می‌رود یا به زاهدان می‌رود با 150 تومان (مهدى ارباب- به بندر‌عباس می‌رود) یا به بندرعباس می‌رود با این حقوق این زندگیش تأمین نیست اشخاصی که به اینها مراجعه می‌کنند آنها را از خطر مرگ نجات می‌دهند اشتباه آنها ضرر حیاتى دارد ولى از طرف قاضى اگر رأى به ناحق صادر شد ضرر مالى است پس بنابراین اگر بخواهیم استدلال کنیم هم قاضى محق است هم دکتر و هم لیسانسیه و هم بالاخره کارمندان دولت و این به عقیده بنده دور و تسلسل ایجاد می‌کند ولى اگر بنا را بر این بگذاریم که تمام افراد به خصوص افرادى که متعین‌تر هستند اشخاصى که متمولتر هستند بیایند واقعاً از خود‌گذشتگى نشان بدهند به عنوان این‌که مالیات بدهند یا یک مقدارى از حقوق کمتر بگیرند یا اصلاً نگیرند (بوربور- این عملى نیست) تا ما بتوانیم آن تفاوت را بدهیم و الّا اگر بخواهیم به همه بدهیم آن توانایی مالى را نداریم و اگر هم تبعیض قائل شویم بنده خیال می‌کنم یک اختلاف طبقاتى به وجود می‌آمد و این هم ضرر دارد، اما راجع به بودجه ده پانزده روز است که بنده گلاویز هستم و هنوز نتوانسته‌ام کسر را بیاوریم به حد اعتدال، دلیلش هم این است که این عملیات سهل‌الوصول نیست زمان می‌خواهد مطالعه می‌خواهد و به خصوص گذشت می‌خواهد همه آقایان تحت فشار هستند و بنده هم تحت فشار هستم و بنده هم تحت فشار هستم، خیلى‌ها مراجعه می‌کنند، عرض کردم در یک مملکتى هستیم که انسان هر قدر دشمن کمتر داشته باشد بهتر است ولى از یک طرف وقتى انسان مسئولیت یک کارى را قبول کرد بایستى پیه تهمت و افترا را به تن خودش بمالد و الّا این فرمایشاتى را که آقایان می‌فرمایند از مرحله حرف خارج نخواهد شد، بنده مکرر خدمت آقایان عرض کردم چون خودم از طبقه متمول هستم مکرر عرض کرده‌ام که ما خودمان را همیشه بگذاریم در مقابل خطرات اجتماع، اگر اجتماع ما سر و صورتى پیدا نکند، زندگى ما مثل دیگران در معرض خطر است. حالا که خوشبختانه مرفه هستند بیشتر متوجه این درد می‌شوند و اگر حالا ما این اصلاحات را بکنیم با یک آرامش و با یک فراغت خاطرى ممکن است این کارها را بکنیم ولى اگر خداى ناکرده یک پیش آمدى براى مملکت رخ داد دیگر این رفرم‌ها به درد مملکت نمی‌خورد، شما نظر داشته باشید (حشمتى- همه ایرانی‌ها باید میلیونر شوند، ایران بلشویک نیست) بنابراین کسر بودجه یک کسر مزمنى شده و روز بروز هم مبلغش بالا می‌رود بنده خواستم این وسط یک پرانتزى باز کنم و خدمت آقاى عمیدى نورى که بیانى فرمودند در ضمن تشکر از اظهار لطفى که کردند عرض کنم که نسبت بترقى هزینه زندگى وقتى روى آمار مطالعه می‌فرماید، مطالعه کردن آمار و استفاده کردن از آمار خیلى ساده نیست ممکن است هرکس آمار را بردارد و به میل خودش و آن طورى که دلش می‌خواهد از آن استنتاج کند ولى استفاده کردن از آمار یک راهى دارد وقتى شما شاخص هزینه زندگى را می‌بینید که بالا رفته فورا بهش می‌چسبید که در آن تاریخ ارز هم بالا رفته است (صحیح است) بنده عرض نمی‌کنم که ترقى ارز تأثیرى در ترقى هزینه زندگى ندارد، عرض کردم یا آن قدر باید تنزل کند که در قوه خرید اثر بکند و بعداً یک خطرات اقتصادى داشته باشد اگر تنزلش کم باشد آن تنزل یک عامل تنها نیست، عامل دیگرى را هم باید در نظر گرفت و الّا آن را تنها نمی‌شود در نظر گرفت و آن را تنها نمی‌شود در نظر گرفت و آن را پیراهن عثمان که خیر چماق کرد زد توى سر بنده این عوامل را اگر دقت میفرمودید، عامل تورم، یک عامل بسیار مؤثرى است در هزینه زندگى متأسفانه در مملکت ما تهران شاخص همه چیز است، شاخص زندگى تهران است، شاخص رفاه تهران است، شاخص سیاست تهران است و الّا در شهرستان‌ها صحبتى در میان نیست اگر اهالى تهران راضى باشند مملکت امن و امان است و اگر راضى نباشند نیست در صورتی که همه چیز در خود تهران نیست الان در خود تهران هر ماه متجاوز از پنجاه میلیون تومان پرداخت می‌شود شما حساب کنید پنجاه میلیون تومانى که در تهران پرداخت می‌شود و فقط دولت می‌پردازد بنده پرداخت‌هاى دیگر را کارى ندارم ملاحظه بفرمایید چقدر قوه خرید را بالا می‌برد در این محیط کوچک و اگر مایحتاج مردم باندازه کافى در دسترس مردم نباشد همین قوه خرید اضافه بر تولید خرج را بالا می‌برد و به علاوه مؤثر دیگر موضوع توزیع مال‌التجاره و رسانیدن آن به دست مصرف‌کننده است که یکى از آن کارهاى خیلى مهم است و آقایان اگر به خودتان زحمت بدهید و ببینید طرز توزیع کالا در شهر چطور است یعنى در همین میدان شهر و فروش اجناس تا رسیدن به دست مصرف‌کننده چه ایادى در بین هست که این جنس وقتى از آن میدان خارج می‌شود و به دست مصرف‌کننده می‌رسد شاید صد درصد به قیمت اضافه می‌گردد (صحیح است) شما حساب بفرمایید این تر‌بارى که از اطراف به تهران می‌آید قیمت آن در تهران چقدر است و چقدر دست آن زارع و مالک را می‌گیرد (سنندجى- هیچ چیز) و چقدر تحمیل به مصرف‌کننده می‌شود بنابراین خواستم توجه آقایان را جلب کنم که وقتى شاخص هزینه زندگى را مطالعه می‌فرمایید متوجه باشید که عوامل مختلفى هست که یکى از آن عوامل ارز است منتهى در نحوه استدلال این یک دلیل روشنى است که بگویند بلى اگر دلار پایین نخواهد آمد؟ جواب هم مثبت است اما این تنزل دلار از نظر اقتصادى مفید است یا نیست؟ این بحث طولانى است بنابراین کسر بودجه یکى از بزرگ‌ترین بدبختى و بزرگ‌ترین عامل هزینه زندگى و گرانى هزینه زندگى است ولى همانطور که عرض کردم متأسفانه نمی‌شود امروز تا فردا نشست و بر بد در سال گذشته همانطور که آقایان مسبوق هستند با کمک بلاعوض دولت آمریکا که بنده موظف هستم تشکر کنم از آن‌ها براى این‌که یک دولتى‏ بلاعوض به ما یک کمکى داد و ما توانستیم از این راه موقتاً یک نظمی‌در کارهاى مالى و اقتصادى مملکت به وجود بیاوریم و با این کمک توانستیم چرخ مملکت را راه بیندازیم مخارج هم خیلى کردیم در آمدمان هم زیاد بود بنده صورت را می‌دهم خدمت آقایان

+++

که ملاحظه بفرمایید ما هم در آمدمان زیاد بود و هم خرجمان زیاد تمام این کارهایی که تا حالا شده ایجاد نظم و انضباط خرج دارد خود مخارج فرماندارى نظامی ‌را اگر ملاحظه بفرمایید یک مخارج هنگفتى است ولى بعد از این ‌که قضیه نفت حل شد و مملکت داراى درآمد ارزى شد باز هم انتظار داشته باشیم که رفقاى ما و کسانى که می‌خواهند کمک کنند به وضع اقتصادى ما بیاییم بگوییم که باز به ما پول مجانى بدهید، یک عده از آقایان تصور می‌فرمایند امروز که ما داریم زندگى می‌کنیم وضع اعتبار دنیا و وضع مملکت ما همان وضع 50، 60 سال پیش است. جناب آقاى بهبهانى جد بنده مرحوم مظفرالدین شاه را که مثال زدید مرحوم مظفر‌الدین شاه را که مثال زدید مرحوم مظفرالدین شاه موقعى که قرض کرد ایشان رفتند جقجقه اسباب بازى و این ترتیب‌ها خریدند؟ در همان موقع جد دیگر بنده مرحوم امین‌الدوله شرحى نوشت به مظفرالدین شاه که قرض کردن خطا است و من حاضرم مخارج مسافرت شما را از راه گمرک تأمین کنم و شما قرض نکنید حالا بنده وضعیت بسیار بغرنجى دارم وقتی که جد بنده با استقراض و گرفتن اعتبار مخالفت کرده ‌امروز بنده بیایم این جا و خداى نکرده فرزند ناخلفى باشم و بخواهم از استقراض و اعتبار دفاع کنم (باقر بوشهرى- شما به عقیده آن جد دیگرتان دارید اقدام می‌کنید) (بهبهانى- پس معلوم است که شما با گرفتن قرضه از خارجى موافق نیستید) خواستم خدمت آقا عرض کنم که هر زمانى یک مقتضیاتى دارد آن زمان اگر قرض می‌دادند و به قول آقایان تحمیل می‌کردند در مقابلش گرو می‌خواستند و قرض می‌خواستند براى این‌که به اروپا مسافرت کنند و اسباب بازى بخرند کنترلى هم در قسمت خرج در کار نبود براى این‌که رژیم رژیم استبدادى بود شاه مملکت هر تصمیمی ‌می‌گرفت آن تصمیم قابل اجرا بود و اگر یک اتابکى دستور را اطاعت نمی‌کرد مثل جد بنده به لشت نشاء تبعیدش می‌کردند که در تبعید هم مرد ولى امروز حکومت حکومت مشروطه است آقایان حاکم بر مقدرات مملکت هستند هر تصمیمی ‌بگیرند ما مجبور به اطاعت هستیم و از نقطه‌نظر حقوقى و وضع بین‌المللى دنیا فرق کرده در سابق اگر یک دولتى قرضش را نمی‌داد قشون‌کشى می‌کردند آن مملکت را اشغال می‌کردند و هر کارى هم که دلشان می‌خواست می‌کردند ولى امروز دیگر آن کنترن مارکو از بین رفته حتى نسبت به شخص چه رسد به ممالک کما این‌که آقایان اطلاع دارند که دولت‌ها میلیاردها پول طرف را خورده‌اند و چیزى هم بهشان نگفته‌اند خوشبختانه این افکار در بین نیست و بنده عرض می‌کنم که دولت ایران افتخار دارد که در تمام این مدت با فقر و تنگدستى که داشته یک شاهى پول خارجى را نخورده و در موقع خودش پرداخت کرده و داده بنابراین از نقطه‌نظر پرداخت پول هیچ‌ وقت غفلت نکرده و بنده خیال می‌کنم این قسمت را آقایان انصاف داشته باشد که همیشه به هر کسى یا به هر دولتى خارجی‌ها قرض نمی‌دهند همانطور که هرکس بالاخره یک اعتباراتى دارد دولت‌ها هم اعتباراتى دارند به یک کسى ممکن است صد هزار تومان قرض بدهند و بدون معطلى هم بدهند و بدون ارائه دادن گرویی، اشخاصى هم هستند که با دادن گرو با التماس و درخواست صد دینار هم قرض یا اعتبار به او نمی‌دهند پس همانطور که اعتبار براى اشخاص وجود دارد براى دولت‌ها هم بالاخره اعتبارى هست یکى از کارهایی که بنده خیال می‌کنم این دولت می‌تواند جزو افتخارات خودش حساب کند این است که دولت از نقطه‌نظر بین‌المللی یک اعتبارى پیدا کرده است این طبیعى است که مملکت ما امروز با درآمد نفت خودش اعتبار اقتصادى و مالى دارد و اگر یک دولتى بود که این اعتبار و عنوان را نداشت این اعتبار را به او نمی‌دادند از نقطه‌نظر سیاسى به عقیده بنده آقایان این قدر نگران نباشید که قرض گرفتن از آمریکا کار خطرناکی است چون امروز نفوذ پیدا کردن در کشورها راهش این نیست که اگر بخواهند نفوذ پیدا کنند قرض بدهند تا نفوذ پیدا کنند امروز به قدرى کشورها با هم نزدیک شده‌اند به قدرى هم بستگى سیاسى و اقتصادى زیاد شده که مایحتاج به این تدابیر نیستند و به قول بعضى از آقایان خطرناک نیست که از راه قرض دادن بتواند نفوذ پیدا کند بنده بیش از این نمی‌خواهم راجع به این قسمت عرض کنم خود آقایان کشورهایی که از ما بزرگتر هستند قوی‌تر هستند نفوذ خارجی‌ها را در آن مملکت‌ها ببینند مبالغی که از خارجى براى هر امرى قرض می‌کنند به بینید چه مقدار است، جناب آقاى حائرى‌زاده فرمودند که اگر ما این اعتبار را بگیریم به بانک‌ها بدهیم آن‌ها بهتر خرج می‌کنند، بنده هیچ تردیدى ندارم که دولت در همه جا به خصوص در ایران وقتى می‌خواهید داخل کارهاى تجارى و اقتصادى بشود چون تشکیلات ندارد البته طرز عملش صحیح نیست و اگر افراد را تشویق و ترغیب کند و مزاحمت در کارهاشان ایجاد نکنند مردم هم تاجر خوبى هستند و هم مردمان معتمدى به خصوص چون خودشان ریسک می‌کنند و خطر را متوجه هستند بهتر مراقب هستند تا دولت ولى یک مطلبى هست امروز اگر این قرض را می‌دهند به دولت ایران می‌دهند نه بافراد حالا اگر اعتبارى بخواهیم بگیریم که به افراد برسد آن موضوع دیگرى است، در سایر کشورها چون موضوع دیگرى است، در سایر کشورها چون موضوع بورس هست استقراض انتشار ابلیگاسیون هست از مجراى بورس می‌شود این سرمایه‌هاى مواج خارجى و شرکت‌ها و افراد را در آن بورس جمع کنند و قرض کنند متأسفانه وضع سیستم بانکى ما به آن‌جاها نرسیده که یک اوراق بانکى و اسناد استقراضى از طرف مردم منتشر بشود و دولت هم تضمین کند، امیدوارم بتوانیم به آن مرحله برسیم، بنا بر این عجالتاً موضوع بین دو دولت است. عرض کنم اگر ما بخواهیم این کسر بودجه را از یک محلى تأمین کنیم بنده خیال می‌کنم هیچ راهى ندارد جز این‌که از راه درآمد نفت برداریم به میزانى صرف کسر بودجه بکنیم و از کارهاى عمرانى بکاهیم که آن کسر تأمین بشود و بنده خیال می‌کنم اصولاً این کار صحیحى نیست براى این‌که اگر دولت‌ها آمدند عادت کردند و این پول نقد را برداشتند خرج بودجه کردند بعد همه خواهند گفت که عجالتاً درآمد مسلم مملکت را خرج کنیم چون یک عده‌ای هستند که فقیرند بیچاره‌اند و این حرف‌ها و این استدلالات هر دولتى را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد و این کار یواش یواش عادت می‌شود و ولخرجى را ترغیب می‌کند اما اگر کسى آمد پولى گرفت و قرض کرد و بداند که هم اصلش را باید بدهد و هم فرعش را همین عمل محرک می‌شود که در خرجش هم دقت کند کما این‌که ما در زندگى شخصى خودمان عادت داریم، قرض می‌کنیم و ربح زیادى می‌دهیم که آبرومان در جلو اشخاص محفوظ باشد و این البته یک ترتیب و طرز خاصى است ولى اگر بنا باشد دولت ایران این پول را گرفت و آقایان کنترل فرمودند آن وقت خواهند گفت که هر سال مبلغى را که باید بردارید و بپردازید کنار بگذارید پس این خودش یک محرک قناعت و صرفه‌جویی است یک عده‌ای از آقایان ایراد می‌فرمایند و بنده نمی‌خواهم تکذیب کنم البته دولت عبارت از 10 و 12 نفر وزیر نیست تمام کارمندان دولت از بزرگ و کوچک آن‌ها مجموعه‌ای را تشکیل می‌دهند که می‌گویند دستگاه دولت البته در این دستگاه ممکن است خیلى ریخت و پاش بشود ولى بنده می‌خواهم از آقایان یک سؤال بکنم شما تقریباً 1400 میلیون تومان از راه بودجه مملکت خرج می‌کنید این 1400 میلیون تومان به دست همین دستگاه خرج می‌شود حالا اگر 32 میلیون دلار که می‌شود در خدود دویست و خورده‌ای میلیون تومان این رقم را اگر بر آن خرج اضافه بفرمایید آیا اضافه کردن این دویست میلیون یک خطراتى دارد و حالا اگر آن 1400 میلیون را دقت می‌فرمایید مراقبت می‌فرمایید مو را از ماست می‌کشید در این موقع که می‌خواهیم قرض کنیم اگر آن 1400 میلیون را توانستید دقت کنید کنترل کنید، نظارت کنید که درست خرج بشود خوب این 200 میلیون را هم روى آن بریزند و نظارت کنید و این نگرانى از این جا پیدا شده که ما اگر 32 میلیون دلار را گرفتیم و گذاشتیم در بودجه با این دستگاه چه خواهد شد، این دستگاه دستگاهى است که 1400 میلیون خرج می‌کند اگر خوب خرج کند با این دویست میلیون که 1600 میلیون خواهد شد باز هم خوب خرج می‌کند اگر هم بد خرج می‌کند این دویست میلیون هم رویش (صحیح است) از طرف دیگر گرفتن پول از محل درآمد نفت و خرج بودجه کردن چون برخلاف تعهدى است که جناب آقاى نخست‌وزیر در دولت و در حضور آقایان‏ کرده‌اند که یک شاهى از درآمد نفت صرف کارهاى غیر تولیدى نشود آقایان هم این مطلب را تأکید فرمودند (صارمی- ‌قانون گذراندیم) قانون گذراندید، طرح تهیه کردید که دولت نتواند از این محل خرج کند اگر چنین کارى را کرد مسئولیت دارد پس معادله چند مجهولى ندارد، جسارت می‌کنم خدمت جناب آقاى مهندس جفرودى ما یک وقتى مطالعاتى کرده‌ایم، آقاى مهندس جفرودى بدنگاه کردند، معادله یک مجهولی است (مهندس جفرودى- مجهول چند تا است؟) یک مجهولم این است که کسر بودجه را باید سریعاً از بین برد این را براى این‌کار باید نقش اساسى تنظیم کرد که به در آمد افزود و از خرج کاست این را از این محل بدهیم (مهندس جفرودى- چقدر می‌خواهید؟ بگویید ما را راحت کنید) (یک نفر- از نمایندگان ایکس) دولت آمریکا سابق خیلى بیشتر از این مبلغ به ما می‌داد ولى بنده خیال می‌کنم باید ممسک بود حتی‌المقدور قناعت کرد و کمتر صرف کرد کمتر خرج کرد و این جاست که بنده باید عرض کنم باید فداکارى بیشترى کرد و گذشت کرد و بنده ایمان کامل دارم که با این ترتیب قابل علاج است و الّا بنده بیایم یا دیگرى بیاید چون این مدار جریان است محال است درست بشود بنابراین این مبلغی که براى کسر بودجه نوشتیم براى احتیاجات ضرورى است و این پول باید براى وارد کردن کالا خرج بشود و ریال حاصله از آن برود در بودجه، این‌جا نوشته شده 150 میلیون دلار و 10 میلیون لیره بنده باید خدمت آقایان عرض کنم 150 ملیون دلار این یک شیفرى است که ما این‌جا گذاردیم ولى آنچه که به ما داده خواهد شد و مورد مذاکره است عبارت

+++

است از 85 میلیون دلار که از این 85 میلیون دلار 53 میلیون دلار آن براى کارهاى عمرانى و 32 میلیون دلار براى احتیاجات ضرورى است آقایان کمک به کسر بودجه است ما فکر کردیم اگر بنا باشد بتوانیم بعداً پولى تحصیل کنیم یک مجوزى قبلاً از مجلس شوراى ملى تحصیل کرده باشیم که دوباره مصدع آقایان نشویم این بود که فکر کردیم و با آمریکایی‌ها مذاکره نمودیم اگر بتوانیم 150 میلیون دلار بگیریم که 75 میلیون دلار براى کارهاى عمرانى و 75 میلیون دلار براى احتیاجات ضرورى، شاید بتوانیم این مبلغ را از آن‌ها بگیریم ولى آنچه که مسلم است فعلاً 53 میلیون دلار براى کارهاى عمرانى و 32 میلیون دلار براى کارهاى بودجه‌ای است (عمیدى نورى- محصلین را هم فراموش نفرمایید) نخیر بنده خواستم به طور خلاصه خدمت آقایان عرض کنم که در قسمت کارهاى عمرانى شاید اختلاف نظرى در بین آقایان هست و همینطور در طرح‌هایی که سازمان برنامه براى کارهاى عمرانى تهیه می‌کند و براى تصویب به نظر آقایان می‌رسد، اگر این 150 میلیون که با برنامه معین همانطور که خوانده شد که بانک صادرات و واردات آمریکا که زیر نظر دولت آمریکا است براى کارهاى عمرانى اعتبارى به دولت ما می‌دهد در مقابل بایستى نقشه براى کارهاى عمرانى تهیه بشود و متخصصین آن بانک نقشه‌ها را ببیند و وقتى تصویب و تأیید کردند که این نقشه‌ها از نقطه‌نظر قابل اجرا بودن مورد قبول است آن وقت حاضرند که این پول را بدهند به طرز اعتبار که ماشین‌آلات وارد بکنند و یک قسمت مخارج ریالى را داخله مملکت بکنیم پس ملاحظه می‌فرمایید که کنترل هست، یک کنترل از طرف خود آقایان هست که این نقشه را عمل کنند بهتر است یا آن نقشه را بعد از این‌که تصمیم براى طرز اجرا گرفته شد تازه باید بانک صادرات و واردات آن نقشه را ببیند و اگر آن نقشه درست بود و از نقطه‌نظر اقتصادى صحیح بود پول را خواهد داد حالا تصور نفرمایید به محض این‌که این قانون را تصویب فرمودید فردا این پول در کیسه سازمان برنامه یا وزارت دارایی است، این‌طور نیست عجالتاً یک تحصیل مجوزى است اگر آقایان اجازه فرمودید می‌رویم داخل مذاکره می‌شویم تا این اعتبار را داخل مذاکره می‌شویم تا این اعتبار را کسب کنیم بنابراین بنده تأکید می‌کنم در ضرورت قرضه گرفتن این اعتبار ضرورى است حالا که ضرورت پیدا کرد و انسان وقتی که محتاج به پول قرض دادن شد ممکنست تومانى ده‌شاهى هم بگیرد و زجر و مشقت را تحمل کند ولى از نقطه‌نظر شرایط هم قابل تحمل است آن 53 میلیون دلارى که ‌آمریکایی‌ها می‌دهند براى کارهاى عمرانى و تابع آن نقشه‌ها و پروژه‌ها خواهد بود به نرخ روز که امروز نرخ آن 5/ 4 درصد است و از حیث مدت هم تابع مدت عمل نقشه‌ای است که انجام می‌شود براى‏ 32 میلیون دلار با نرخ سه درصد در ظرف مدت 25 سال به صورت ظاهر و در مدت 28 سال در صورت معنى که از سال سوم شروع می‌شود پرداخت اقساط آن که تقریباً در سال  40/2 درصد بهره آن می‌شود که در حکم صفر است تقریباً اگر هم عرض کردم قرض‌الحسنه است واقعاً قرض‌الحسنه است (رضائى- قرض‌الحسنه را پس نمی‌گیرند) تا 28 سال کى مرده کى زنده اگر قرض‌الحسنه هم نباشد یکى قرضى است که با شرایط سهل و ساده بسیار مساعدى است کى می‌آید 32 میلیون دلار قرض بدهد با بهره 40/2 درصد که تقریباً صفر است و دلیلش هم این است که ما از آنها تقاضا کردیم که عجالتاً بعد از حل قضیه نفت رفع بحران اقتصادى ما دو سه سال وقت لازم دارد و اگر در این فرصت کمک و مساعدتى به ما نشود این چاه ویل تمام این پول‌ها را از بین خواهد برد و کارهاى عمرانى و تولیدى معوق می‌ماند و به نظر بنده کار عمرانى و تولیدى باید کرد که کمک کند در کار بودجه از حیث دخل و خرج و ما تقاضا کردیم این کمک را و آقایان رفته‌اند مطالعه کرده‌اند و این شرایط را به ما پیشنهاد کردند بنده معتقدم آقایانی که تاجرند و صنعتگرند و به شرایط قرض بیشتر آشنا هستند براى این‌که بنده یا دیگران مثل بنده اگر پول قرض می‌کنیم براى کارهاى جارى است صد 12 صد 15 یا صد 30 است ولى اشخاصی که قرض براى کارهاى عمرانى و صنعتى می‌کنند آن‌ها متوجه هستند که چه قرضى از حیث فرع و از حیث مدت با صرفه است و چه قرضى با صرفه نیست و آن آقایان بهتر می‌دانند که این قرض از هر حیث با صرفه است، بنده بیش از این عرضى ندارم خواستم به آقایان عرض کنم که به هر وجه من‌الوجوه نگرانى نداشته باشید و کارهاى سیاسى امروز دنیا با کارهاى سیاسى سازمان سابق شبیه به هم نیست و این هم بستگى اقتصادى و سیاسى امروز بین تمام کشورهاى دنیا از بزرگ و کوچک هست معهذا بروید بپرسید چنانچه واقعاً تصور بفرمایید که از راه‌های دیگر انجام این عمل مقدور هست ما اصرار نداریم ولى از آقایان تقاضا می‌کنم که موضوع کسر بودجه را تعلیق به محال نفرمایید و اگر یک بودجه‌ای آمد در مضیقه واقع شدین باز بنده براى تأمین آن در فشار خواهیم ماند مثل همین 850 هزار تومانى که براى حقوق آقایان در نظر گرفته شده است و تصویب شده است و بنده هم دستور پرداخت آن را داده‌ام این خودش یک راه است.

6- تقدیم یک فقره سؤال به وسیله آقاى دکتر جزایرى‏

رئیس- آقاى دکتر جزایرى‏

دکتر جزایرى- سؤالى است که بنده و جناب آقاى احمد صفائى از وزارت فرهنگ کرده‌ایم راجع به مسجد لرزاده که تقدیم می‌کنم.

7- بقیه مذاکره در گزارش کمیسیون افتصاد ملى راجع به دریافت اضافه اعتبار از دولتین آمریکا و انگلستان‏

رئیس- آقاى خلعتبرى بفرمایید

ارسلان خلعتبرى- بنده راجع به این لایحه در ستون مخالف اسم نوشته‌ام لایحه‌ای که امروز از آن دفاع کردند قسمت اولش 75 میلیون دلار براى طرح‌های عمرانى و تولیدى است و 75 میلیون دلار براى احتیاجات ضرورى با توضیحى که جناب آقاى وزیر دارایی دادند معلوم می‌شود که نظرشان از احتیاجات ضرورى کسر بودجه است و قسمت سوم ده میلیون لیره است اعتبار از انگلستان و بنده نشیندم که قسمت مخارج آن را چه جور توضیح فرمودند ده میلیون لیره هم براى کارهاى تولیدى است؟ (وزیر دارایی- بلى بلى) در لایحه این قسمت توضیح داده نشده است بنابراین از آن قسمت هم ابهام برایم رفع شده است بنابراین از آن قسمت صرف‌نظر می‌کنم اما در این موقع که این لایحه مطرح است و له و علیه اظهاراتى می‌کنند بنده در قسمت اول راجع به استفاده از 75 میلیون دلار براى خرج‌هاى تولیدى و عمرانى مخالف نیستم ولى با طرزى که لایحه تهیه شده است مخالف هستم (صحیح است) و حتى معتقدم 75 میلیون دلار کم است و اگر بیشتر بتوانیم تحصیل کنیم بهتر است و ما مردم ایران بیشتر استحقاق این کمک را داریم و باید در این موقع یک مطلب را گفت و آن مطلب این است که به نظر بنده تهیه این اعتبار براى مملکت اگر براى کارهاى تولیدى و عمرانى باشد نه فقط بد نیست بلکه خدمت است (صحیح است) این خدمت را می‌بایستى از ده سال پیش کرده باشند ده سال پیش به ما فرض نمی‌دادند بنده نمی‌خواهم در این جا جهات سیاسى آن را عوض کنم چون وقت ندارم در خارج ممکن است به آقایان عرض کنم و آقایان هم ممکن است از بنده بهتر بدانند، اولین دفعه‌ای که صحبت قرض به میان آمد در زمان آقاى دکتر مصدق بود که آقاى دکتر مصدق در نیویورک بعد از این‌ که از مذاکرات نفت مأیوس شدند تقاضاى قرضه از دولت آمریکا کردند (صارمى- 40 میلیون دلار) نخیر بیشتر بود 250 میلیون دلار براى این‌که معلوم باشد در چه قسمت‌هایی با این لایحه موافقت می‌کنم در ادوار قبل هم یک عده‌ای قرض نخواستند و عده‌ای قرض خواستند و ندادند اگر اختلافات ما با انگلستان تمام شده بود در مسئله نفت قرض به آقاى دکتر مصدق می‌دادند ولى انگلستان مادام که اختلافش باقى بود اعمال نفوذ سیاسى می‌کرد و نمی‌گذاشت بما قرض بدهند (کاشانى- انگلیس ما را محاصره اقتصادى کرده بود) این دلیل عدم موفقیت دولت سابق در گرفتن قرض شد و در جلسه یکشنبه دهم آذر ماه 1330 مجلس شانزدهم آقاى دکتر مصدق در پشت تریبون آمدند و به این طریق اظهار داشتند در تاریخ 13 نوامبر که قصد مراجعت داشتم نامه‌ای به آقاى ترومن نوشتم، خلاصه پس از ذکر اوضاع ایران مخصوصاً براى این‌که جاى ابهام براى کسى باقى نماند صریحاً تقاضا کردم قرضه‌ای بدولت ایران بدهند که بتوانیم اوضاع مالى خود را سر و صورتى داده و چرخ‌هاى اقتصاد کشور را به راه بیندازیم، این کار بعد از یاس از مذاکرات حل نفت بود در موقعى که این مذاکرات با آمریکایی‌ها شد دولت وقت می‌دانست که مسئله نفت لاینحل است و این پولی را که می‌گیرد نمی‌تواند پس بدهد قدرت رد کردن هم براى آن دولت نبود پس آن دولتی که قرض می‌خواست بکند می‌دانست از نقطه‌نظر سیاسى رد نکردن قرض تأخیر در پرداخت یا مطلقاً عدم پرداخت هم اثر بد سیاسى نخواهد داشت این را براى این خواستم عرض کنم که حالا که ما می‌توانیم این پول براى عمران و تولید بگیریم به نظر بنده یک موفقیت است این را اشتباه نفرمایید این یک عمل اقتصادى است یک عمل سیاسى نیست (کاشانى- توأم با سیاست است) ابداً سیاست نیست، ما تنها از دولت آمریکا قرض نگرفته‌ایم تمام ممالک دنیا از آمریکا قرض گرفته‌اند، انگلستان به مجرد خاتمه جنگ 5 هزار میلیون دلار از آمریکا قرض خواست و گرفت این یک ملتى بود که رژیمش رژیم سرمایه‌دارى و دمکراسى است (بعضى از نمایندگان- همه گرفتند) یوگوسلاوى یک کشورى است کمونیست (دکتر عدل- بیچاره) کشور کمونیست از آمریکا پارسال قرض گرفت بنا بر این قرض کردن از دولت آمریکا هیچ‌گونه آثار بد سیاسى ندارد قرض می‌گیریم براى این‌که کارهاى عمرانى و تولیدى بکنیم چنین کمونیست هم از دولت شوروى قرض می‌گیرید که تابع آن رژیم است بنابراین مطلب از نظر سیاسى بسیار روشن و واضح است اگر دولت آمریکا خواست با قشون کشى قرض خود را وصول کند و این

+++

قشون کشى را باید از اقیانوس‏ اطلس شروع کند از تمام ممالک بگذرد تا به ما برسد و به علاوه شما می‌دانید که اگر ما امروز با این لایحه براى عمران و تولید موافقت می‌کنیم و با بعضى از مواد این لایحه هم مخالفت می‌کنیم براى این است که از نظر ما محرز است که ما این پول را پس نخواهیم داد آقاى وزیر دارایی رویشان نشد که بگویند (یک نفر از نمایندگان- از کجا معلوم است؟) قدرت پس دادن نداریم دولت آمریکا که این پول را می‌دهد می‌داند که اگر طرح‌های عمرانى عملى نشد ما نداریم این پول را پس بدهیم پس بنابراین دادن این پول منوط است به این که ما قدرت مالى و اقتصادى پیدا کنیم اگر قدرت مالى پیدا کردیم با کمال میل این پول را پس می‌دهیم تشکر هم می‌کنیم اما اگر قدرت مالى پیدا نکردیم دولت آمریکا و انگلستان و هم ممالک دیگر کارى نمی‌توانند بکنند این‌جا گفته شد این‌کار ممکن است آثار سیاسى داشته باشد من دو نمونه می‌خواهم عرض کنم این قرض که وثیقه ندارد در دنیاى سابق از وثیقه‌اش استفاده می‌شد و موجبات مداخلات می‌شد اما حالا چرا نمی‌خواهیم قبول کنیم که دنیا با سابق فرق کرده است (پورسرتیپ- مملکتى که قرض نداشته باشد نداریم) بنابراین بنده بیش از این وارد این قسمت نمی‌شوم و از جنبه سیاسى آن می‌گذرم و معتقد هستم که این قرض اگر براى مصارف تولیدى و عمرانى گرفته بشود مفید است و مضر هم نیست (افشارصادقى- پس بیشتر بگیریم) بنابر این در این قرض نظر بنده چیست؟ نظر بنده این است که در این لایحه آن قصدى که ما داریم یا فکرى که لااقل شخص بنده می‌کنم و به آن کیفیتى که بنده می‌خواهم تأمین نشده است چرا؟ براى این ‌که ما اگر قرض کردیم باید فکر ما این باشد که این طرح‌های عمرانى و تولیدى طرح‌هایی باشد که در درجه اول از لحاظ اقتصادى مورد لزوم و اهمیت باشد و تمام مملکت از آن استفاده بکند نه این‌ که یک قسمت مملکت استفاده کند و قسمت دیگر استفاده نکند بنده هم نمی‌گویم که چنین خیالى هست و به هر حال وقتى که ما خواستیم راى بدهیم و قرض را قبول کنیم باید این مطلب از نظر ما محرز باشد که این پولی که به مصرف می‌رسد این مصرف لازمترین مصرف‌ها است و در درجه اول اهمیت است و مفید است و براى ما مفید است این مصارف را باید مجلس در نظر بگیرد اگر این مسائل تأمین شد به نظر بنده هیچ اشکالى ندارد و براى این موفقیت بنده حاضرم که به هیئت دولت تحسین بگویم البته أین موفقیت در اثر رهبرى اعلیحضرت همایونى به دست آمده است و این وضع سیاسى که موجب شده است که به ما کمک کنند دولى که تا دیروز به ما کمک نمی‌کردند من این را یک موفقیتى می‌دانم (صحیح است). در دوره دوم مجلس یک قرضى گرفتند به مبلغ دو کرور و نیم این مال سى و چند سال قبل است آقایان توجه بفرمایند مجلس دوم سه لایحه گذراند یکى تصویب قرض دوم مخارج قرض مجلس تمام اقلامی ‌که باید از آن قرض خرج بشود صریحاً معین کرد (مهندس جفرودى- ما هم همین را می‌گوییم) قبلاً این موضوع را گفت نگذاشت در اختیار دولت این قسمت از لحاظ این لایحه به نظر بنده مهم‌ترین مسئله است در مجلس دوم یک هیئتى به عنوان تفتیش در نظارت بر خرج قرضه معین کرده است و حساب آن را از حساب وجوه و کارهاى دیگر جدا کرده است همانطورى که ملاحظه فرمودید مجلس 15 هم راجع بسازمان برنامه یک کمیسیون دائمی ‌در مجلس قرار گذاشت باشد و به نظر بنده کمیسیون سازمان برنامه در مجلس وجودش مفید است ولو این‌که هر یک از آقایان انتخاب بشوند (یک نفر از نمایندگان- معلوم هم نیست) مفید است وکیل مجلس هر جور باشد نظارتش بر دولت لازم است (صادقى- برخلاف اصول مالى است) وکیل مجلس هر کس باشد حاصلش، کسى که سوادش کمتر باشد حاصلش، کسى که سوادش کمتر است کسى که مالک است کسى که تاجر است جمع بشوند بهتر است در کار دولت نظارت داشته باشند تا این‌ که در بست در اختیار دولت باشد حالا بنده در این طرح یک نگرانى دارم و قسمت اولش که راجع است به طرح‌های عمرانى و تولیدى، نوشته است که دولت طرح‌های مربوطه را از لحاظ کلى و غیرفنى تهیه می‌کند و به مجلس تقدیم می‌کند و مجلس آن را به کمیسیون بودجه و یا به کمیسیون‌هاى مربوطه از نظر کلى و غیرفنى ارجاع می‌کند و اگر تا 15 روز کمیسیون مربوطه تصویب نکرد آن وقت دولت آن طرح را حق دارد اجرا کند به نظر بنده حق نظارتى که قانون اساسى به مجلس داده و مردم از ما منتظرند گرفته می‌شود و تأمین منظور ما را نمی‌کند به دو دلیل اولش این است که با نهایت احترامی ‌که براى همه آقایان قائل هستم بعضى اوقات از یک کمیسیون 18 نفرى چند نفر آن در مسافرت هستند 8، 9 نفر حاضر می‌شوند و از 9 نفر اگر 5 نفر راى دادند و تصویب کردند یک امرى قابل اجرا است بنابراین یک امر بسیار مهمی ‌که بى‌اندازه مورد علاقه ما است و امر قرض است و یک امرى است که در اساس مملکت، در آبادى مملکت اثر دارد نتیجه این می‌شود که با نظر 4 یا 5 نفر تصویب می‌شود در صورتی که اگر دولت بگوید که مجلس از لحاظ فنى مجهز نیست خودش کمتر مجهز است بدلیل معاملاتى که دولت از بیست سال باین طرف در شئون اقتصاد مملکت کرده است دولتى که خودش نمی‌تواند یک مسئله چاى را اداره کند چند سال پیش در وزارت اقتصاد یک تصویب‌نامه‌ای براى چاى گذرانیدند که دویست میلیون تومان به مردم مملکت ضرر زدند توجه فرمودید علاوه بر این در هر یک از این ادوار مختلف هم می‌بینم، من بی‌خود نمی‌خواهم تعریف کنم و یا جسارتى به آقایان کنم، این آقاى امینى من واقعاً شهامتشان را تحسین می‌کنم واقعاً یک عقیده‌ای را که دارند با شهامت می‌آیند و می‌گویند ولى در همین مسئله ارز باید تشریف بیاورند این‌جا اقرار و اعتراف کنند که ارز را از 6 ماه پیش به این طرف اعلان کردند و بعد هم در مجلس آمدند گفتند من نگفتم قیمت ارز را تغییر می‌دهم در صورتی که قبلاً شما گفتید که تا دهم بهمن تغییر نمی‌دهم و خود این حرف معنایش تغییر قیمت ارز بود براى این‌ که آنهایی که 10 سال بود تعهدات خودشان را انجام نداده بودند آمدند در این موقع انجام دادند (وزیر دارایی- بهتر ما ضررى نکردیم) پس بنابراین حاشا نکنید که من نمی‌خواستم تغییر بدهم نخیر می‌خواستید تغییر بدهید روزش را هم معین کردید و الّا چرا گفتید دهم به همان ماه حالا چون دستگاه مجهز نیست لازم است که مجلس شوراى ملى این طرح‌هایی که هر کدام از لحاظ مملکت مؤثر است و اهمیت هم ندارد که یک هفته دیرتر تصویب بشود یا یک ماه دیرتر تصویب بشود به مجلس بیاورید که ما برویم مطالعه کنیم، جلسات خصوصى بکنیم شاید یک طرحى آمد که دور کرمان را خط کشیدند که در کرمان هیچ آثار آبادى نباشد خوب آقا کرمان هم جزو ایران است این را می‌خواهم عرض کنم این نظر را هیچ چیز تأمین نمی‌کند مصرف صحیح این قرضه اگر غیر از این عمل شود تأمین نمی‌کند نقشه‌هاى صحیح را ما هم می‌بینم ما هم اشخاص فنى داریم دولت می‌آید در مسائل عدلیه، در مسئله نفت، در مسائل فنى دیگر به مجلس لایحه می‌آورد همه لوایح دولت فنى است پس مجلس شوراى ملى نباید قضاوت و نظارت بکند؟ بنابراین من معتقدم این طریقى که این طرح تهیه شده است این حق نظارت را از مجلس شوراى ملى سلب می‌کند و به مصلحت خود دولت هم نیست دولت باید نظارت مجلس شوراى ملى را استقبال بکند. (مرآت اسفندیارى- سازمان برنامه در بودجه‌ای که تسلیم کرده به کرمان سهمی ‌نداده) خوب شد گفتید دلیل این‌که دستگاه دولت خوب مجهز نیست براى این‌کار، همین سازمان برنامه است که شش سال است عمل می‌کند و هیچ کارى نکرده است (صحیح است) همه آقایان علاقمندند که وضع کشاورزى مملکت اصلاح بشود چهل میلیون تومان به بانک کشاورزى داده شده است چهل میلیون تومان براى ازدیاد بانک کشاورزى داده شده است سازمان برنامه در این 6 سال چندین هزار میلیون تومان پول مملکت را خرج کرده (یکى از نمایندگان- و هیچ کارى نکرده) ولى این رقم را نداده است (صحیح است) بنابراین ما با آقایان رفیقیم باید کمک بکنیم این کارها به مصلحت مملکت نیست ما نمی‌توانیم بگوییم که ما وطن‌خواهیم اما تمام دنیا وطن فروشند آن‌ها که از آمریکا قرض کرده‌اند وطن فروشند، تمام آن‌ها خائن هستند و فقط ما یکى وطن‌پرست هستیم، نه این حرف‌ها گذشتت دنیا عوض شد با سیاست دنیا باید جلو رفت و الّا آدم عقب می‌ماند فقط سیاست منفى تنها کافى نیست سیاست منفى اگر باشد براى مقاومت است ولى با دنیا هم باید جلو رفت این است که بنده با عمران موافقم‏ و در این‌که می‌گویم مجلس بایستى پایش در کار باشد براى این است که وقتى دولت در امرى در محظور واقع شد وکیل مجلس بیاید در اینجا و از حق مردم دفاع کند دلیل دوم این است بنده براى آقایان یک احصائیه‌ای را که هفت رقم است می‌خوانم در فرانسه بعد از جنگ شوراى عالى اقتصادى درست کردند که این شوراى عالى اقتصادى کلیه طرح‌هایی را که دولت می‌آورد به مجلس تقدیم می‌کند شوراى عالى اقتصادى قبلاً اظهار نظر می‌کند امروز اقتصاد مال یک دسته مخصوصى نیست در امر اقتصاد همه مردم دخالت دارند منتهى بعضی‌ها بیشتر دخالت دارند بعضی‌ها کمتر بنابراین در این تغییرى که در سازمان افتصادیش کشور فرانسه داد این قسمت نظر بنده را جلب کرد که به این قسمت توجه کنیم حالا شوراى افتصادى فرانسه که این قبیل مسائل را قبلاً در آن شورای‌عالى اقتصادى مطرح می‌کنند و بعد آن نظر می‌دهد ببینید چه اشخاصى در این شورا هستند 450 نفر نماینده اتحادیه کارگران و مستخدمین و مؤسسات اقتصادى و مهندسین و مأمورین دولت بیست نفر نماینده ارباب صنایع که ما اینجا هیچ به حساب نمی‌آوریم و نمی‌گوییم در این طرح‌ها نظر شما چیست، آنها اهمیت دارند ما از ارباب صنایع مشورت کرده‌ایم؟ ده نفر از طرف اصناف 25 نفر از طرف اتحادیه‌هاى کشاورزان این مالکین و کشاورزان اینها

+++

از عناصر مولد ثروت این مملکت هستند آیا با آنها در این طرح‌های عمرانى مشورت شده؟ خیر مشورت نشده؟ اینها یک مسائلى است که اگر در مجلس بیاید به نظر بنده براى ما فرصت هست که از این طبقات مختلف کسب نظر بکنیم و ما هم از این طبقات مختلف از خودمان داریم و بنا بر این می‌توانیم بهتر از دولت تصمیم بگیریم. 9 نفر از طرف شرکت‌هاى تعاونى و شرکت‌هاى کشاورزى ده نفر از علما‌ علوم اقتصادى و طبقات روشنفکر این شوراى عالى اقتصاد را تشکیل می‌دهد و پول‌هایی را که از آمریکا گرفتند با تصویب و نظر این شورا خرج کردند توجه فرمودید؟ ما جایی که براى این‌کار داریم، با کمال تأسف این اشخاص دوستان من هستند ولى شوراى عالى اقتصاد ما در مقابل این اشخاصى که عرض کردم این‌ها هستند. عبارت است از جناب آقاى وزیر دارایی جناب آقاى وزیر امورخارجه جناب آقاى دکتر شادمان وزیر دادگسترى جناب آقاى نمازى وزیر مشاور (میراشرافی- آقاى نمازى یک دفعه هم تا به حال مجلس نیامده‌اند) جناب آقاى ناصر مدیرکل بانک جناب آقاى ابتهاج رئیس سازمان برنامه یعنى دستگاه خود دولت. خود دولت آئینه‌ای گذاشته است می‌گوید خودم با خودم مشورت می‌کنم یعنى این‌که هر روز جناب آقاى دکتر امینى آئینه‌ای جلوى خودشان بگذارند و خودشان را ببینند این طریق که آقایان می‌خواهید با همدیگر مشورت کنید این اسمش مشاوره نیست می‌خواهید صحبت کنید شما چند نفر وزیر هستید جناب آقاى انتظام دیپلمات خوبى هستند همه هم به ایشان معتقد هستیم. جناب آقاى دکتر شادمان وزیر دادگسترى اگر اخویشان را به جای ایشان می‌گذاشتند خیلى بهتر بود پس این شوراى اقتصاد نشد براى این‌که خود آقاى وزیر دارایی که طرح‌کننده طرح هستند مذاکره می‌کنند، مدافع و در عین حال مشاور هم هستند آقا این به نظر بنده درست نیست. (حشمتى- عیب دیگر این است که در تغییر هستند) امروز در روزنامه خواندم که طرح‌های عمرانى، بودجه‌هاى عمرانى وزارتخانه‌ها را دولت مراجعه کرده به یک کمیسیونى که بعد از تصویب آن کمیسیون بفرستد به مجلس آن سه نفر جناب آقاى نمازى جناب آقاى دکتر شادمان جناب آقاى مهندس نفیسى هستند این درست نیست این مسائل به این اهمیت را ما وقتى رأى می‌دهیم باید بدانیم لازم است، مفید است در درجه اول اهمیت و لزوم واقع شده بنابراین خیلى از مسائل هست که ممکن است ما بهتر صحبت بکنیم و بهتر بفهمیم و هرچیز را هم قبول نکنیم و چون نماینده تمام ولایات هستیم همه سعى خواهیم کرد از این طرح‌ها تمام مملکت ایران استفاده کند و اگر طرحی را لازم تشخیص ندادیم ما می‌توانیم رد بکنیم بنابراین من خواهش می‌کنم آقایان نمایندگان محترمی که با این طرح اصولاً موافق هستند این را در نظر بگیرند (حشمتى- یک طرحى تهیه بفرمایید) که تصویب مجلس نسبت به همه طرح‌ها باید شرط بشود و اجراى تمام طرح‌ها با تصویب مجلس صورت بگیرد (صدرزاده- بنده پیشنهادى داده‌ام) خیلى متشکرم

رئیس- وقت شما تمام شد

ارسلان خلعتبرى- یک ربع دیگر بنده وقت می‌خواهم دو مسئله دیگر دارم که باید به عرض برسانم.

رئیس- آقایانی که موافقند یک ربع دیگر آقاى خلعتبرى صحبت کنند قیام کنند. (اکثر قیام نمودند) تصویب شد بفرمایید.

خلعتبرى- بنده یک چیزى را الان که آقاى عماد تربتی را دیدم یادم آمد علت این‌که نظر شوراى عالى اقتصادى دولت براى ما کافى نیست این مسئله است که ‌امسال قسمتى از غله مملکت ما شاید از مرز به طور قاچاق خارج شده قسمتش را هم آقاى عماد تربتى فرمودند که در خراسان از بین رفت براى این‌که قیمتش به قدرى نازل بود که صرف نمی‌کرد درو کنند و ول کردند و یک مقدارش هم چون قیمت نازل بود به ثمن بخس از دست دادند یا دیگران از دست‌شان به در آوردند و به اداره غله ندادند و ما 6 ماه بعد از دولت شوروى گندم داریم می‌خریم از آمریکا ششصد تومان و هفتصد تومان. خوب این را می‌خواستید شما شش ماه پیش، تنى پانصد تومان از مردم ایران به خرید این براى این است که نمی‌خواهیم استفاده کنیم نظر شوراى عالى اقتصاد شما نظرى نیست که مجلس قانع بشود باید این طرح‌ها را مجلس قانع بشود باید این طرح‌ها را مجلس تصویب کند رقم دوم این اعتبار 75 میلیون دلار براى کارهاى ضرورى است بنده هیچ عیب نمی‌دانم که با توضیحی که جناب آقاى وزیر دارایی دادند یک مرتبه دیگر صریح‌تر با دولت آمریکا که می‌خواهد به ما قرض بدهد صحبت کنیم این 75 میلیون دلار را ما می‌گیریم ما یک ملتى هستم که شما دیدید ما مصمم هستیم براى حفظ آزادى و استقلال خودمان اقدام کنیم شما اشتباهاتى کرده اید در کار ما نباید اشتباهات شما را معین بکنیم شما اگر به موقع ببعضى از ممالک کمک‌هایی می‌کردید آن وقت ناچار نمی‌شدید که دو سال بعد از آن هزار برابر آن کمکى که آن روز جلوى خطر را می‌توان ست بگیرد بروید خرج کنید دولت آمریکا در کره 150 هزار نفر بکشتن داد میلیاردها دلار خرج کرد در صورتی که اگر یک پنجاهم یا یکصدم آن را در چین 2 سال پیش خرج کرده بود جنگ کره اتفاق نمی‌افتاد بنابراین اگر به ما کمک بشود و اگر شما آقاى وزیر دارایی نگویید که ‌آمریکا هم حق دارد ما هم بیش از این نمی‌خواهیم نخیر مجبور نیست که بدهد بنده هم می‌دانم اما ما از آمریکا صمیمانه خواهش می‌کنیم که این کمک را ادامه بدهد که ما لااقل در ظرف یک‌سال و دو سال بتوانیم این قدم‌هایی که برداشته‌ایم این قدم‌ها را به مقصد و نتیجه برسانیم اگر ما این قرض را براى بودجه بگیریم و تمام تلاشمان را بکنیم که بلکه یک بودجه‌ای درست کنیم در حدود درآمد خودمان و سعى کنیم به ازدیاد درآمد از طریق اداره گمرک که هر چند به جناب آقاى دکتر امینى تذکر می‌دهیم وضعش خوب نیست توجهى نفرمایید، همینطور در مسئله وصول مالیات و مسائل دیگر آن وقت به نظر بنده اگر این همت و تلاش را کردیم و معذالک موفق نشدیم آن مسئله دیگرى است اما در وضع فعلى من مقتضى نمی‌دانم که ما به عنوان این ‌که این براى بودجه است رد بکنیم بگوییم آن طرح اولى را قبول می‌کنیم چون براى بودجه است و ما نباید قرض کنیم براى این‌که بودجه‌مان کسر دارد و احتیاجات ضرورى ما چیزهاى دیگرى است این 75 میلیون دلار در این موقع که ‌آمریکا می‌خواهیم به ما کمک بکند و من اطمینان دارد که کمک می‌کند و این حرف‌هایی که میزنید و این شایعاتى که می‌دهند این براى استعمار است غلط است براى این ‌که مساعدت‌هایی که ‌آمریکایی‌ها به دنیا می‌کنند درست برخلاف اصل استعمار است، بهداشت را ترقى می‌دهد مدرسه می‌سازد وضع کارگر را بهتر می‌کند آب درست می‌کند سد می‌سازد راه می‌سازد، راه‌آهن می‌سازد پول می‌دهد کارخانه می‌آوریم پنجاه سال پیش دول بزرگ که استعمارگر بودند ممالک و نواحى را خراب می‌کردند خوزستان خراب شد و گفتند به قصد استعمار بود بحمدالله نشد اگر امروز در خوزستان سد ساخته می‌شود کدام بى‌انصافى است بگوید به قصد استعمار است (صحیح است) بنابراین من این‌جا به نام یک نماینده مردم ایران به آمریکایی‌ها می‌گویم برادران عزیز در این موقع که می‌خواهید به ما کمک کنید این 75 میلیون دلار را به ما بدهید که ما سرمایه بانک کشاورزى را برسانیم به صد میلیون تومان یا بانک تولیدى و بانک صنعتى تأسیس کنیم (صحیح است) که با ربح 3 درصد به مردم پول بدهد تأسیس شرکت بشود تأسیس کارخانه‌ها بشود معادن ما استخراج بشود بانک کشاورزى را توسعه بدهیم بدهیم صد میلیون تومان به بانک کشاورزى پول بدهیم که به زارعین و کشاورزان و خورده مالکین و ملاکین قرض بدهد ملاکین امروز عامل آبادى کشور هستند ملاکین‏ امروز کسانى نیستند که ما بخواهیم راجع‌ به آنها یک صحبت‌هایی بکنیم امروز اگر در شرایط فعلى مملکت در شرایط کشاورزى تغییرى داده بشود هر یک از ادارات دولتى که بخواهد کار مالکین را انجام بدهد صد برابر آنچه که یک ده خرج دارد از پول مملکت خرج خواهد کرد و بیشتر از آنچه به آنها می‌دهد خواهند خورد و تمام ایران مبتلا به یک خرابه‌ای خواهد شد (صحیح است) ما هنوز به آن مرحله نرسیده‌ایم امروز بایستى از عوامل کار و زراعت و آبادى بالسان اتفاق و اتحاد استفاده کرد و کار کرد امروز اگر این 75 میلیون دلار را به ما قرض دادند و این را براى این مصارف دادند این یک خدمتى است که به عمران و آبادى و ترقى یک مملکتى می‌کنند و الّا به نظر بنده اگر این پول را بدهیم که پشت میزنشین و حقوق بگیر زیادتر بشود این صحیح نیست خدمت نیست به مملکت پس بنا بر این بنده معتقدم که این ماده را به طریقى اصلاح کنیم که این 75 میلیون دلار را بگیریم منتهى براى اصلاح کشاورزى، کشاورزى، کشاورزى تولید و صنعت و معدن براى این کارها براى ساختمان براى بانک ساختمانى براى بانک رهنى براى این مسائلى که مملکت را تکان می‌دهد به این مسئله کشاورزى اگر توجه بشود بالاترین مسئله‌ای است که اگر در ظرف سه سال این بودجه صرف مسائلى که من عرض کردم و آقایان تصدیق فرمودید بشود ما استقلال مملکت را تثبیت کرده‌ایم ما دیگر بی‌نیاز خواهیم بود ما وقتى استقلال داریم که بی‌نیاز باشیم بی‌نیازى استقلال را تقویت می‌کند وقتى کشاورزان بی‌نیاز شدند تمام مردم کار پیدا کردند شرکت‌هاى بزرگ و بانک‌هاى بزرگ تأسیس شد این مستخدمین زیادى تحویل آن شرکت‌هاى تولیدى شد می‌توانیم بودجه مملکتى را کم کنیم و مملکتى خواهیم داشت که کشاورزان و صنعتش خوب می‌شود و در مملکت به خودى خود آن مقصدى که‌ آمریکا دارد یعنى مبارزه با کمونیزم حاصل می‌شود اگر این عرض بنده را به آقایان تصدیق فرمودید استدعاى دوم بنده این است که راجع به این 75 میلیون دلار براى احتیاجات ضرورى براى حفظ مصالح مملکت براى حفظ شئون و حیثیت خودمان تصویب کنیم که قلم به قلم با تصویب مجلس باشد (صحیح است) اگر تصویب کردید قلم به قلم با تصویب مجلس باشد و دولت حق ندارد به هیچ‌وجه خرج ‌زائد بر آنچه مجلس تصویب می‌کند بکند ممکن است اگر حالا هم نشد بعد خودمان در موقعى که دولت می‌آورد یک چیزهایی را قبول نکنیم می‌گوییم فقط براى معدن و صنعت و کشاورزى و تولیدى ما قبول می‌کنیم معلوم هم نیست که همیشه

+++

جناب آقاى دکتر امینى وزیر دارایی باشند یک روز وزیر دارایی دیگر می‌آمد ممکن است او وارد نباشد و اگر با نظارت مجلس شوراى ملى و با تصویب مجلس باشد که قلم به قلم تصویب بکند به نظر بنده اشکال ندارد و الان پول را می‌گیریم (مهندس جفرودى- اگر این‌طور باشد چهار برابر قرض کنید) آخرین قلم ده میلیون لیره مربوط به قرضه انگلستان است که مدتش 5 سال است (مهندس جفرودى- خیلى کم است) به نظر بنده این مدت خیلى کم است این مثل این است که باید خیلى زود پس داد بعد از پنج سال، بنده از آن‌هایی هستم که معتقدم در خاورمیانه ما باید با انگلستان دوست باشیم باید حرف‌هاى گذشته را کنار بگذاریم امروز باید از دوستى با دول بزرگ استفاده کنیم و این هیچ به ضرر ایران نیست که ما در شرایط فعلى قدرت داشته باشیم که بتوانیم از دوستى تمام ممالک در شرایط فعلى قدرت داشته باشیم که بتوانیم از دوستى تمام ممالک در شرایط فعلى خاورمیانه از لحاظ سیاسى استفاده کنیم من بیش از این عرضى نمی‌کنم (عبدالصاحب صفایی- همین کافى است) اما این ده میلیون لیره را هم بنده معتقدم که باید قید بشود تمام اقلام خرجش با تصویب مجلس شوراى ملى باشد بنابراین بنده عرایضم را خاتمه می‌دهم اگر مجلس نظارت بر تمام این کارها داشته باشد به نظر بنده فعلاً تحصیل این اعتبار ضررى ندارد خیلى هم از آقایان متشکرم (احسنت، احسنت)

رئیس- آقاى صفایى بفرمایید

عبدالصاحب صفایى- از لحاظ یک ناطق بدترین موقع سخن وقتى است که شنوندگان خسته باشند البته اگر بنده قرآن مجید هم بخواهم خستگى مانع توجه آقایان خواهد شد ولى به اطاعت از امر مقام ریاست چاره‌ای جز این نیست که بنده چند دقیقه‌ای عرایضم را بکنم مطالبى که گفته شد تکرار نکنم جناب آقاى دکتر امینى را من تصور می‌کردم تنها عالم علم اقتصاد هستند معلوم می‌شود روانشناس هم هستند اگر آخر وقت صحبت می‌کردند وضعیت مجلس خیلى ناجور بود این بود که در موقع خودش صحبت کردند و آن مطالبى را که داشتند در موقعى که آقایان استعداد شنیدن داشتند بیان کردند به هر حال این اعتراف را هم می‌کنم بنده قبل از آن‌که وارد اصل مطلب بشوم دو کلمه عرض می‌کنم بنده داوطلب عضویت شوراى عالى نفت بودم چون بعضى از آقایان انتشار دادند که من کاندید دولت هستم و این یک نوع توهین به مخلصتان بود به این دلیل بنده داوطلب نیستم (احسنت) (میراشرافى- آقاى صفایى در انتخابات که جرم نیست آدم کاندید دولت باشد) چون این بى‌لطفى بود و بنده نخواستم مورد بى‌لطفى واقع بشوم و تا حدودى بارم سبک باشد چنانچه تا به حال هم بوده در موضوع وام برخلاف آنچه که آقاى دکتر امینى فرمودند که وام فى حد ذاته عیب ندارد بنده باید عرض بکنم که اصولاً وام حکم ندارد و نمی‌شود گفت خوب نمی‌شود گفت بد، حکمش مربوط به مصرفش است طرز قانون و طرز مصرف حکم وام میزان خوبى و بدى وام را معلوم می‌کند و الّا وام از موضوعات بلا حکم است حکمش تابع نتیجه‌اش است بنابراین وقتی که ما می‌خواهیم در یک موضوع وام حقیقته بحث کنیم باید در سه، چهار مرحله بحث کنیم یکى این ‌که وام دهنده منظورش از این وام چیست و به چه منظورى وام داده می‌شود دوم این‌که این وامی که می‌گیریم براى چه منظور است آیا به قصد منافع خصوصى است یا براى مصالح عمومی ‌است در مرحله اول نظر قرض دهنده را باید بدانیم چیست مرحله دوم این است که ببینیم این وام لازم است یا نسبت مرحله سوم براى این است که به چه مصرف می‌رسد مرحله چهارم مرحله پرداخت وام است به نظر بنده از لحاظ اول یعنى از لحاظ وام‌دهندگان جناب آقاى ارسلان خلعتبرى حق سخن را ادا فرمودند بنابراین بنده تکرار نمی‌کنم زیرا بدون شک وام‌دهندگان هیچ نظرى جز کمک به ملت ایران در این اوضاع تنگ دنیا ندارند (احسنت) قرض‌دهندگان که قبل از قرض کمک بلا‌عوض کردند هیچ نمی‌توان تصور کرد که این وام به عنوان استعمار و استثمار و از این حرف‌ها باشد چه دولت آمریکا چه دولت انگلستان بدون شبهه در این موقع منظورى جز کمک به ملت ایران ندارند و جاى هیچ‌گونه نگرانى به عقیده من براى مجلس شوراى ملى و براى ملت ایران نخواهد بود دنیاى امروز وضعش با دنیاى 50 شصت سال قبل فرق کرده است این بیانات را هم چون جناب آقاى دکتر امینى فرمودند بنده عرضى نمی‌کنم در 50 شصت سال پیش رژیم استبداد بود امروز رژیم رژیم مشروطه است و هیچ نوع هزینه‌ای در این مملکت بدون اجازه مجلس نمی‌شود و این مجلس هم بدون تردید یعنى هر مجلسى چرا این مجلس را بگوییم هیچ مجلسى از لحاظ تصویب بودجه جز مصالح عمومی‌چیز دیگرى در نظر نخواهد داشت و به عقیده بنده مجلس‌ها همیشه آزادانه فکر کرده‌اند و اگر چنانچه مجلس هم تحت‌تأثیر واقع شده مثل مجلس هفدهم ملت ایران حسابش را تصفیه کرده (احمد فرامرزى- همه‌شان این‌طور نبودند) البته یک عده‌ایشان عده‌ای مستثنى بودند شما هم مستثنى بودید آن هفت هشت نفر فراکسیون آزادى مستثنى بود مابقى مرعوب و مجذوب بودند بنا‌بر‌این هیچ جاى تردید نیست با نظارتى که مجلس شورای ملى در دخل و خرج کشور دارد غیر‌ممکن است که دولت‌ها بتوانند هیچ‌گونه سوءاستفاده‌ای در هزینه بکنند و اگر توانستند و مجلس مقاومت نکرد آن یک فرض دیگرى است که ما نمی‌توانیم آن فرض را پیش‌بینی بکنیم ولى اگر واقعاً یک مصدقى پیدا شد نه قانون اساسى نه مجلس نه مشروطیت را رعایت کرد هر نوع فرضى که ما پیش‌بینی بکنیم در قانون آن روز لغو می‌شود چنان‌که آن روز عملش خلاف قانون اساسى بود و می‌گفت که عمل من خلاف قانون اساسى است ولى من دلم می‌خواهد بنابراین این قابل پیش‌بینی نیست ولى با رژیم مشروطیت و نظارت مجلس شورای ملى به عقیده‏ بنده هیچ جاى شک و تردید براى ما در این‌که این وام به مصرف واقعى خواهد رسید نخواهد بود و اما لزوم وام بنده معتقدم اگر آقایان توجه بفرمایند قطع نظر از این‌که ببینیم دولت کیست و چه دولتى خرج می‌کند باید بحث کنیم زیرا دولت‌ها مخلوق مجلس هستند و هر دولتى که قوانین مجلس شورای ملى را احترام نگذارد قطعاً نمی‌تواند دولت ایران باشد پس بنا‌بر‌این مجلس در مورد لزوم قرض و مصرف قرض هیچ‌وقت توجه بیک دولت خاصى نمی‌تواند داشته باشد جناب آقاى دکتر امینى وزیر دارایی باشید یا هر کس که فرض کنیم به نظر بنده باید قطع نظر از دولت بشود در این مورد همه آقایان می‌دانند که مملکت ما از هر لحاظ عقب افتاده است از لحاظ کشاورزى امروز ما روش کشاورزیمان روش قرون وسطا است حالا طرق صناعت طرق مخابرات و غیره را چه عرص کنم اگر بنا بشود بخواهیم یک یک نواقص اجتماعى و عمرانى را توضیح بدهیم فرصت و وقت نیست (مهندس اردبیلى- روضه‌خوانى می‌شود) و فعلاً استعداد شنیدن نیست بنابراین بدون تردید احتیاج به اصلاحات از لحاظ عمرانى و کشاورزى و صنعتى هیچ جاى بحث نیست و بدون تردید با بودجه‌ای که ما داریم قادر نیستیم که این اصلاحات را عملى کنیم نه ما دنیا نتوانسته است اصلاحات عمومش را در ضمن بودجه عملى کند اکثر دول این نحوه اصلاحات عمومی‌شان را به نحوه وام انجام داده‌اند زیرا اگر بنا باشد به فرموده جناب آقاى دکتر امینى براى اصلاحات منتظر تأمین بودجه بشویم یک زمانى می‌خواهد مثلاً حساب کنید یک جاده‌ای که می‌خواهیم درست کنیم به آخر نرسید اولش خراب شده است و امکان ندارد الان مادر ایران مخابرات‌مان به طور کلى در شهرستان‌ها خراب است پس چطور می‌شود اصلاح کرد (بعضى از نمایندگان- در خود تهران بفرمایید) در خود تهران هم همینطور است تلفن برق را ملاحظه بفرمایید برق الان چه وضعى دارد اکثر نقاط ایران برق ندارد اگر در یک مدتى در ظرف 2- 3 سال این کار را اتمام نکنیم به آن نتیجه مطلوب نخواهیم رسید بنابراین باید جبران عقب افتادگى را این‌طور انجام بدهیم اگر بخواهیم تدریجى عمل بکنیم شصت سال 70 سال وقت می‌خواهد و اگر ما بخواهیم زودتر به تمام مقصود برسیم راهى جز اخذ وام نیست اگر الان از محل وام این مقاطعه‌هاى عمومی‌و این قرارداد‌هایی که در شرف انعقاد است نبندیم نسل بعد هم موفق به اصلاحات نخواهد شد حتماً به نسل سوم خواهد رسید ضمناً این همه ناله‌هایی که می‌کنیم از لحاظ اصلاحات یک قد ریش هم بى‌انصافى است زیرا نواقصى که امروز داریم امروز پیدا نشده است نه مسلول امروز پیدا شده نه سایر مفاسد این‌ها از زمان طولانى که حداقل بخواهیم فرض کنیم در این 14 سال بعد از شهریور 20 تا حالا اصلاح اساسى و عمومی ‌در این مملکت نشده است (صحیح است) همیشه این را من تجربه دارم نمایندگان محترم وقتى عدم رضایت از دولت دارند آن معایب را از اول می‌گویند و به ریش این دولت می‌بندند این صحیح نیست که ما یک معایبى که 14 سال است در این مملکت هست امروز همه‌اش را بگذاریم به حساب یک فرد و بگوییم کارى نکرده معایب 14 سال 14 سال هم براى اصلاحش وقت می‌خواهد. (پورسرتیپ- خیلى از دولت‌ها بودند که بهش بد گفتند) این بد اسمش نیست آدم در انتقاد بد را باید بگوید ولى به حساب کى؟ به حساب بد کننده. الان یک کارمند را اگر ما بخواهیم اخراج بکنیم ممکن است؟ پس چطور می‌توانیم بگوییم بودجه تعدیل بشود (بهبهانى- می‌توانیم تازه استخدام نکنیم) واقعاً معتقدیم که امروز می‌شود استخدام نکرد؟ امروز واقعاً می‌شود استخدام نکرد؟

(یکى از نمایندگان- نمی‌شود) چطور می‌شود در هر سال 4 هزار لیسانسیه و دیپلمه اخوى جناب عالى و پسر بنده از دانشگاه خارج می‌شوند می‌شود به این‌ها کار نداد (رضایى- اینها بروند خارج کار کنند، کار آزاد کنند) کار آزاد هم مربوط به همین وام است شما که می‌گویید وام نگیرید. کار آزاد به چه طریقى باید ایجاد کرد؟ راه ایجاد کار آزاد تأمین امنیت عمومی ‌و تقویت از یک دولت، تهیه یک وام این‌ها مقدماتى است که در یک مملکتى ممکن است کار آزاد ایجاد کند و اگر بنا شد با وام مخالف باشیم، تشنج ایجاد کنیم نگذاریم اصلاحات بشود دولت عوض این‌که حواسش متوجه اصلاحات باشد متوجه راضى کردن بنده و شما بشود چطور ممکن است اصلاحات کرد الان وضعیت کلى و عمومی ‌این است بودجه که کسر دارد

بنده و شما هم که ناراضى هستیم باید راضی‌مان بکنند بنده نمی‌دانم آقاى دکتر امینى چکار می‌کند تا این‌که ممکن باشد کار آزاد در مملکت ایجاد بشود حوصله می‌خواهد، این‌ها ممکن است وسیله اصلاحات و آن چیزى که مطلوب نظر آقایان است

+++

بشود و به علاوه هى صحبت از این می‌شود که افراد صالح را بیاورید (صارمى- صالح که در دولت هست) افراد صالح همین‌هایی هستند که یکى مطابق سلیقه آقاى صارمی ‌است او می‌شود صالح، یکیش هم مطابق سلیقه بنده آن می‌شود صالح این بستگى به نظریات و سلیقه افراد دارد بنابراین صالحیت و فساد نظرى است امروز آن کسی که جنابعالى می‌فرمایید صالح است فردا ممکن است یک عده‌ای او را صالح ندانند و آن وقت بنده به عنوان اصلاح دستگاه می‌آیم پشت تریبون آن شخص را صالح ندانم افراد را من حیث‌المجموع و به طور کلى وقتى دیدیم سوابق زندگیشان خدمت بوده و واقعاً می‌خواهند خدمت کنند باید صالح بدانیم ولى باید یک خورده هم حوصله کرد، صبر کرد تا کم کم منویات شما عملى بشود البته هیچکس نمی‌تواند مدعى بشود که دولت حاضر همه اصلاحات را کرده هر کس این ادعا را بکند حتماً نقیصه‌ای در تفکرش هست، غیر‌منصف هم نمی‌تواند این ادعا را بکند پس به عقیده بنده در صورت توجه به معایبى که ما داریم و اصلاحاتى که لازم است از لحاظ رفع نقیصه کار و ایجاد کار منوط به امکانات دولت است از لحاظ مادى و اگر راهى غیر از وام داشتیم بدون تردید جاى شبهه نبود که وام گرفته نشود راه بدون وام از خارجى عبارت از این است که سطح درآمد برود بالا یا وام است که خود مردم ایران خود آقا می‌دانید که مردم ما استطاعت ندارند که براى کارهاى عمومی‌ وام بدهند به طور قطع اگر استطاعتى ندارند که این وام را بدهند، درآمدى هم ندارند که ما بودجه را بالا ببریم و از محل بودجه اصلاحات بکنیم بدون تردید چاره‌ای نیست جز این‌که وام بگیریم، البته وقتی که لزوم وام، حسن‌نیت وام دهنده معلوم شد باید اقدام کرد. بعضى از آقایان می‌فرمایند که چطور ما نسل‌هاى آتیه را مدیون بکنیم اگر ما این‌کار را نکنیم اصلاً نه بنده و نه نسل آتیه باقى خواهد ماند ممکن نیست که باقى بماند ولى با فرض وام ممکن است یک مقدارى را هم آقازاده بنده و جنابعالى بپردازند این اشکالى ندارد بنابراین به عقیده بنده هیچ نگرانى از این‌که نسل آتیه دچار قرض بشود ما نخواهیم داشت به علاوه این قرض به نسل آتیه نمی‌رسد زیرا بنده حداقل خودم میل دارم 25 سال دیگر زنده باشیم این قرض را بنده براى خودم می‌کنم براى 25 سال قرض می‌کنم نه براى نسل آتیه مدت 10 میلیون لیره که 5 سال است هیچ‌یک از این آقایان قصد رحلت در این 5 سال را ندارند مگر می‌خواهیم در این مدت 25 سال نباشیم؟ این قرض مال خودمان است و مربوط به آتیه نیست (دکتر پیرنیا- سنا را چطور؟) این امور مالى است مربوط به مجلس شوراى ملى است و کارى به مجلس سنا ندارد و اما نحوه مصرف در نحوه مصرف بنده حتى با نظر جناب آقاى ارسلان خلعتبرى با کمال تأسف مخالفم (چند یادداشت ارائه دادند) همه این یادداشت‌ها این است که حرفت را تمام کن بیا پایین خلاصه‌اش این است بنده پنج دقیقه دیگر صحبت می‌کنم اگر اجازه بفرمایید و بعد می‌آیم پایین جناب آقاى ارسلان خلعتبرى در این دوره به عقیده بنده بهترین نطق‌هایی که ممکن است در یک مجلس بیان بشود ایشان بیان کرده‌اند (صحیح است) و همیشه منصفانه حرف زده‌اند ولى در این‌جا باید عرض کنم که آقا می‌دانند که وقتى دولت یک وامی ‌گرفت و برنامه‌ای تنظیم شد که این وام و این طرح به نظر وام‌دهنده و هیئت دولت و متخصصین باید به مصرف برسد دیگر موردى براى طرح در مجلس نمی‌ماند فرمودند این به کمیسیون نرود و بیاید به مجلس آقا می‌دانید که طرح مطلبى در مجلس به این زودى‌ها ختم نمی‌شود امروز چهار ماه است این لایحه وام آمده است و اکثریت مجلس هم با این قراض موافق بوده است و حالا بنده نمی‌دانم چقدر پیشنهاد داده خواهد شد و چقدر رویش صحبت خواهد شد و کى در مجلس تکلیفش روشن خواهد شد و کى به مجلس سنا خواهد رفت و طبیعى است با این طریق که یک دفعه بباید مجلس شوراى ملى بعد برود به کمیسیون‌هاى مجلس شوراى ملى باز برگردد به مجلس شوراى ملى بعد برود به مجلس سنا برود کمیسیون‌هاى مجلس سنا برگردد مجلس شوراى‏ ملى این دیگر از اثر می‌افتد این‌ها را ملاحظه بفرمایید انسان باید همیشه حداقل ضرر و حداکثر نفع را در نظر بگیرد اگر کارهاى ما در مجلس در ظرف سه روز، چهار روز، ده روز انجام می‌شد حق با آقا بود اولاً آقایان نمایندگان می‌توان ند در کمیسیون‌ها تشریف بیاورند و اظهار نظر بکنند هیچ مانعى ندارد و همیشه اعضای کمیسیون بودجه از بهترین نمایندگان مجلس شوراى ملى انتخاب می‌شده در دو ماه دیگر هم تمجید انتخاب می‌شود دقت کامل بشود و آن پیشنهادى که آقا فرمودید با توجه به این که صحیح است عملى نیست چهار ماه، پنج ماه طول می‌کشد ممکن است یک موضوعى اصلاً از بین برود (مکرم- به درد نسل آتیه می‌خورد) به درد نسل آتیه هم نمی‌خورد مدفون می‌شود و از بین می‌رود کار به جایی نمی‌رسد من از جناب آقاى ارسلان خلعتبرى استدعا می‌کنم با همان تصویب کمیسیون بودجه این‌کار خاتمه پیدا بکند تا زودتر به نتیجه برسیم منتهى آقایان اهل دفن و اهل خبره و اهل اطلاح را انتخاب بفرمایند در کمیسیون بودجه تا اهل خبره همه یک جا جمع بشوند و اظهار نظر دقیق بکنند والا با این صورت صحیح نیست بنده عرایضم را با این‌که خیلى مانده خاتمه می‌دهم فقط (احسنت) (میراشرافى- خاتمه بدهید)

پس بنابراین آخرین جمله‌ای که عرض می‌کنم این است که دو تبصره در لایحه قید شده است که تبصره اول عبارت از این است که براى تأمین نظر مجلس شوراى ملى در نحوه مصرف اعتبارات تولیدى و عمرانى موضوع این لایحه دولت مکلف است فهرستى از طرح‌های عمرانى و تولیدى با برآورد هزینه هر یک به مجلس تقدیم کند و تبصره دوم که نوشته است استفاده از ریال حاصل از 75 میلیون دلار اعتبار براى تأمین احتیاجات ضرورى کمیسیون بودجه مجلس شوراى ملى است هر نوع فرض سوءاستفاده و هر نوع شک و تردیدى از بین می‌رود مگر این‌که بگوییم خداى نکرده مجلس انجام وظیفه نخواهد کرد آن هم مسلماً صحیح نیست بنابراین تمام احکام قرض از لحاظ قرض دهنده و قرض کننده و نحوه مصرف به نظر بنده از هر لحاظ صحیح است و جاى نگرانى براى آقایان نیست و امیدوارم با تسریع در تصویب یک کمکى به اصلاحات کشور بشود (احسنت)

8- قرائت گزارش راجع به انتخاب اعضای کمیسیون تجدیدنظر و آئین‌نامه داخلى از شعب‏

رئیس- شعب شش‌گانه تشکیل شده است و نمایندگان خود را براى کمیسیون تجدیدنظر در آئین‌نامه داخلى مجلس معین کرده است گزارشش قرائت می‌شود

(به شرح ذیل قرائت شد)

مقام معظم ریاست مجلس شوراى ملى بنا به دستور آن مقام محترم شعب شش‌گانه در تاریخ 14 بهمن و 17 بهمن 33 تشکیل گردیده و براى عضویت کمیسیون تجدیدنظر در آئین‌نامه داخلى مجلس شوراى هر یک از شعب مزبور دو نفر به شرح ذیل انتخاب نمودند.

از شعبه اول- آقایان: شوشترى- صدرزاده

از شعبه دوم- آقایان: نورالدین امامی -‌دکتر بینا

از شعبه سوم- آقایان: شادمان- امیدسالار

از شعبه چهارم- آقایان: دکتر جزایرى، ارسلان خلعتبرى

از شعبه پنجم- آقایان: عمیدى نورى، دکتر آهى

از شعبه ششم- آقایان: نقابت، رضا افشار

رئیس- تمنى دارم آقایان زودتر کمیسیون را تشکیل بدهند و هیئت رئیسه خودشان را زودتر انتخاب بکنند و شروع به کار کنند آقاى سهرابیان فرمایشى دارید؟

سهرابیان- می‌خواستم عرض کنم این شعبى که فرمودید آیا ما هم جزو شعب هستیم باید اطلاع داشته باشیم یا خیر

رئیس- اگر غیبت کنید نه تنها اطلاع پیدا نمی‌کنند بلکه جریمه هم می‌شوید و اگر تشریف می‌آورید مستحضر می‌شدید

9- تعیین موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه‏

رئیس- جلسه را ختم می‌کنیم جلسه آینده روز پنجشنبه خواهد بود ساعت 9 صبح و دستور هم دنباله همین لایحه‏

‌(مجلس پنجاه دقیقه بعد از ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شوراى ملى- رضا حکمت‏

+++

یادداشت ها
Parameter:294918!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)