کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره نوزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏19
[1396/06/01]

جلسه: 91 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه 7 خردادماه 1336  

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس‏

2- سؤال آقاى پردلى راجع به خسارات وارده از طغیان هیرمند و جواب آقاى وزیر کشاورزى‏

4- سؤال آقاى دکتر امین راجع به ساختمان دانشگاه تبریز و جواب آقاى وزیر فرهنگ‏

5- تقدیم دو فقره سؤال به وسیله آقا فضائلى رئیس آقاى فضائلى

6- سؤال آقاى احمد طباطبایی راجع به مصرف سیصد ریال وام پرداختى سازمان برنامه و جواب آقاى مهندس هدایت معاون نخست‌وزیر

7- اخذ رأی نسبت به در دستور گذاردن لایحه دعاوی مردم بر دولت و رد آن

8- طرح و تصویب گزارش کمیسیون پست و تلگراف راجع به اجازه الحاق دولت ایران به قرارداد پستی بین‌المللی

9- طرح شور اول کمیسیون دارایی راجع به تعویض اراضى انبار غله با اراضى وزارت امور خارجه‏

10- تعیین و موقع جلسه بعد - ختم جلسه‏

مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏19

 

 

جلسه: 91

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه 7 خردادماه 1336

 

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس‏

2- سؤال آقاى پردلى راجع به خسارات وارده از طغیان هیرمند و جواب آقاى وزیر کشاورزى‏

4- سؤال آقاى دکتر امین راجع به ساختمان دانشگاه تبریز و جواب آقاى وزیر فرهنگ‏

5- تقدیم دو فقره سؤال به وسیله آقا فضائلى رئیس آقاى فضائلى

6- سؤال آقاى احمد طباطبایی راجع به مصرف سیصد ریال وام پرداختى سازمان برنامه و جواب آقاى مهندس هدایت معاون نخست‌وزیر

7- اخذ رأی نسبت به در دستور گذاردن لایحه دعاوی مردم بر دولت و رد آن

8- طرح و تصویب گزارش کمیسیون پست و تلگراف راجع به اجازه الحاق دولت ایران به قرارداد پستی بین‌المللی

9- طرح شور اول کمیسیون دارایی راجع به تعویض اراضى انبار غله با اراضى وزارت امور خارجه‏

10- تعیین و موقع جلسه بعد - ختم جلسه‏

 

مجلس یک ساعت 45 دقیقه پیش از‌ظهر به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

1- تصویب صورت مجلس‏

رئیس ـ صورت غایبین جلسه پیش قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

غایبین با‌ اجازه - آقایان: اقبال. دکتر نفیسى. رامبد. پرفسور اعلم. صفارى. دکتر آهى. قرشى. محمودى. ذوالفقارى. اکبر. مشار سعیدى. مهندس جفرودى. ثقه‌الاسلامى. دکتر بینا. دکتر سید امامى. اعظم زنگنه. مهندس شیبانى. دهقان. صادق بوشهرى. معین‌زاده. دکتر دادفر. سنندجى. اورنگ. اریه. دکتر وکیل. دکتر عمید. صراف‌زاده. دکتر طاهرى.

غایبین بی‌اجازه - آقایان: دکتر عدل. اخوان. قراگزلو.

دیر‌آمدگان و زود رفتگان با اجازه - آقایان: دکتر ضیائى. عامرى. بزرگ ابراهیمى. قنات‌آبادى. دکتر جهانشاهى. سالار بهزادى. مهندس بهبودى. خزیمه علم.

رئیس ـ نظرى نسبت به صورت مجلس نیست؟ آقاى دکتر امیر حکمت.

دکتر امیر حکمت ـ بنده خواستم عرض کنم که مختصر اصلاحى عبارتى در عرایض بنده هست اجازه می‌فرمایید اصلاح کنم.

رئیس ـ بدهید اصلاح می‌کنند دیگر نظرى نیست؟ (اظهارى نشد) صورت مجلس تصویب شد.

2- سؤال آقاى پردلى راجع به خسارات وارده از طغیان هیرمند و جواب آقاى وزیر کشاورزى‏

رئیس ـ امروز سؤالات مطرح است. آقاى پردلى.

پردلى یک ماه قبل سؤالى بنده کرده بودم از دولت راجع به آب‌ریزى‌های زابل در سیستان سد ساخته شده آب به اختیار است و مخصوصاً آن قسمت‌هایی که آب برده است دو سال است که این‌طور می‌شود خواستم ببینیم که وزارت کشاورزى چه اقدامات احتیاطى و پیش‌بینی‌های لازم به عمل آورده آیا وظیفه‌اش را انجام داده همچنین شرکت آبیارى و بانک وظیفه‌اش را انجام داده یا انجام نداده این را می‌خواستم جناب آقاى وزیر کشاورزى توضیح بفرمایند.

رئیس ـ آقاى وزیر کشاورزى.

وزیر کشاورزى ـ البته جناب آقاى پردلى از علل خسارت رود هیرمند به اراضى سیستان اطلاعات کاملى دارند توضیحات بنده در این مورد براى آقایان نمایندگان محترم دیگرى است که از وضع سیستان ممکن است اطلاع کافى نداشته باشند. رود هیرمند قریب هزار کیلومتر طول دارد سرچشمه و قسمت عمده مسیر آن در خاک افغانستان است طغیان‌هایی که به واسطه ذوب شدن سریع برف‌ها در سرچشمه رودخانه یا به واسطه بارندگی‌هاى شدید در طول رودخانه به وجود می‌آید باعث می‌شود که در خاک ایران یعنى در سیستان سطح آب رودخانه بالا بیاید دریاچه‌ای که رودخانه هیرمند به آن داخل می‌شود یعنى مازاد آب هیرمند را جمع می‌کند از سطح اراضى سیستان خیلى پائین نیست به این جهت عمق رود هیرمند در خاک سیستان نسبت به اراضى سیستان خیلى کم است. طغیان‌هاى رود هیرمند باعث می‌شود که سطح آب هیرمند بالا بیاید اگر رودخانه نتواند بستر خودش را عریض بکند ناچار آب در داخل اراضى اطراف می‌شود و براى اینکه آب داخل اراضى اطراف نشود سدهاى خاکى در اطراف رود هیرمند می‌بندند و این سدهاى خاکى اگر طغیان خیلى زیاد باشد مثل طغیان سال 1318 یا طغیان سال گذشته یا طغیان امسال این سدهاى خاکى مقاومت ندارد و آب در بعضى نقاط سد را می‌شکند و داخل در اراضى سیستان می‌شود با وجود اینکه دولت و مردم به خصوص در سیستان تلاش فوق‌العاده‌ای براى بستن این سدها کرده‌اند هر وقت که آب خیلى شدید بود این سدها شکسته شده است چون آبادى سیستان مورد توجه عموم است و اعلیحضرت همایونى تأکید فرموده‌اند که زراعت مردم در آن منطقه حفظ بشود و آبادى آن منطقه حفظ بشود و آبادى آن منطقه به طورى که در گذشته بوده بر قرار شود اقدام شده است که کلیه اعتباراتى

+++

که براى عمران سیستان در سازمان‌هاى مختلفه دولت هست در یک جا متمرکز بشود و یک سازمان مأمور بشود تا علاوه بر این که شبکه آبیارى آنجا را منظم می‌کند اقدامات دیگرى هم براى بهبود زراعت آنجا بکند اطراف رود هیرمند را هم سد‌بندى بکند و هر جا لازم باشد حتى سد بتنى ببندند تا از این طغیان و از پراکندگى آب در اراضى زراعتى جلوگیرى بشود تصور می‌کنم این کار در آینده خیلى نزدیکى به مرحله اجراى در بیاید و آن سازمان این وظیفه را انجام می‌دهد و دیگر طغیان رود هیرمند خسارتى تولید نمی‌کند البته یک ایرادى هم هست که بعضى از اهالى در داخله بستر رودخانه اراضى زراعتى به وجود آورده‌اند و براى حفاظت آن اراضى زراعتى دور آن اراضى را سد خاکى کشیده‌اند و عمل آنها در حقیقت باعث شده است که آب در مجراى صحیح و طبیعى خودش جریان ندارد. بیرون کردن مردم از آن قطعاتى که زراعت می‌کنند کار ساده‌ای نیست که به سهولت بشود آنها را خارج کنند و در نظر گرفته شده ضمن این اقداماتى که براى اصلاح آبیارى و زراعت سیستان خواهد شد براى این قبیل اشخاص قطعات دیگر زراعتى معلوم می‌کنند بستر رودخانه را پاک می‌کنند تا طغیان خسارت تولید نکند.

رئیس ـ آقاى پردلى.

پردلى ـ عرض کنم فرمایشاتى که جناب آقاى وزیر کشاورزى فرمودند گزارشى است که به ایشان داده‌اند کسى می‌تواند در یک امرى قضاوت کند که کاملاً وارد باشد والا حقایق غیر از این است بنده چون کاملاً واردم و به اطلاعات خودم مطمئنم آن‌قدر این موضوع را تعقیب می‌کنم تا خاطى‌ها و خائنین و کسانى که موجب و مسبب این عمل هستند تنبیه و مجازات بشوند و اگر بنده خلاف عرض کردم باز تقاضا می‌کنم نمایندگان محترم تنبیهى براى بنده قائل بشوند اولاً الان تقریباً مقدار آبى که در زابل جارى است به اختیار سدها است. 14 دهستان زابل دارد که هر کدام چندین شاه سد دارد و با این سدها می‌توانند آب را به نسبت به تمام قسمت‌ها تقسیم بکنند که به یک نقطه فشار وارد نباید دیگر اینکه جلوى این سدها تا موقعى که تخته آنها پائین است آب در دریاچه جمع می‌شود و هر موقع که تخته را بکشند بالا در یک نقطه معین آب جمع می‌شود و در دو سالى که ما استفاده از این موضوع می‌کنیم کشاورزها آب کافى در اختیارشان هست (صحیح است) دیگر اینکه سیل که در زابل می‌آید چون اختلاف ارتفاع از منبع سیستان خیلى کم است در ظرف 3 شبانه روز انبارش به حد اعلا می‌رسد یعنى سانتیم سانتیم آب می‌آید بالا و این آب را آن‌قدر نگه می‌دارند که ارضى بلند هم استفاده کند و موقعى که به حد اعلى رسید یک دفعه تخته‌ها کشیده می‌شود بالا دیگر اینکه نص صریح آئین‌نامه و قانون این است که اشخاص ذی‌نفع نباید در دهستان‌ها سر آب یار باشند و اشخاصى الان سرابیارند که خودشان کسانشان در دهستان‌ها علاقه و ملک و این اشخاص آب را نگه می‌دارند و یک دفعه تخته‌ها را بالا می‌کشند که به خودشان در آن دهستان‌ها و در آن اراضى صدمه‌ای وارد نباید و تمام صدمات متوجه یک نقطه است دیگر اینکه مجارى قاضل آب‌ها در تمام آن 14 دهستان یک کیلومتر تا دو کیلومتر است ولى آب را نمی‌شود روى هم قرار داد و گفت در یک ستون حرت بکند بایستى در عرض حرکت کند اینها اراضى خالصه است و تمام این مجارى را کشاورزى و دولت به اشخاص داده است براى اینکه اراضى خالصه را آقایان می‌دانند در حکم املاک ارثى مأمورین خالصه است دیگر اینکه قبل از این سدها سال‌ها است که ما با رود هیرمند زندگى می‌کنیم هیچ سالی نیست که هیرمند طغیان نکند و ما با سدهاى خاکى یک حد فاصلى داریم بین اراضى زراعتى و هامون تمام این سدها، سدهاى خاکى است به ارتفاع یک متر در یک متر که فاصله در اطراف آن مجارى فاضل آب با خاک‌ریز ایجاد می‌کند بنده سؤال می‌کنم آیا کشاورزى مجارى فاضل آب‌ها را تنگ نکرده؟ آیا این مأمورین که نص صریح قانون آبیارى است که نبایستى در دهستان‌هاى این سر آبیارى باشند آیا در اینجا نیستند و اعمال غرض نمی‌کنند؟ آیا به موقع این تخته‌ها بالا کشیده می‌شوند در اطراف این سؤالات است که جناب آقاى وزیر باید جواب بدهند نه اینکه یک گزارش که برایشان نوشته شده این را قرائت بفرمایند حالا اگر می‌خواهند اطلاع در این خصوص پیدا بکنند بایستى مأمور مخصوصى بفرستند که حتى با کشاورزى آنجا تماس نگیرد و نرود از آنها سؤال کند برود با مردمان و خورده مالکین که صدمه دیده‌اند و می‌بینند تماس بگیرد و به بینند این سنتى که معمول بود در سیستان عمل شده حالا می‌شود یا نمی‌شود ولى مأمورین آن‌طورى که بنده با تجربیاتى که دارم متخصصند دکترند، مجتهدند در پرونده‌سازى براى تبرئه خودشان تنبیه و مجازاتى که نیست و نمی‌شود از این اشخاص جلوگیرى کرد مگر به زور والا با فلسفه، منطق، کتاب و قانون نمی‌شود جلو اینها را گرفت و من براى این موضوع که هزارها نفر زارع بی‌خانمان شدند این سؤال را کردم اینها هر کدام چند هکتار زمین داشتند پارسال طعمه آب شدند امسال هم این وضعیت به ایشان پیش آمده نتیجه چه می‌شود نتیجه این می‌شود چندین هزار هکتار از دست این خورده مالکین خارج می‌شود و به دست عمده مالکین می‌افتد و آنها بایستى روزمره بدون دنبال نان خودشان براى اینکه زنشان و بچه‌شان نمی‌رند اینها دیگر نمی‌توانند دنبال کار کشاورزى بروند اینها نمی‌توانند دیگر زارع بشوند اینها نمی‌توانند دادخواهى بکنند باید بروند دنبال نان شبشان پس به خودى خود این موضوع منتفى است و به نفع عده‌ای تمام می‌شود هیچ فردى فردا نمی‌تواند شخصاً به کسى ظلم بکند مگر به دست مأمورین دولت (دکتر شاهکار - بسیار صحیح است) البته آدم ضعیف بایستى بمیرد این حکم طبیعى است هر کس که ضعیف شد و نتوانست از حقوق خودش دفاع کند باید بمیرد مدافع حقوق این افراد باید دولت باشد چون اینها هیچ‌جور وسیله‌ای ندارند بایستى دولت مدافع حق اینها باشد اگر دولت دردهاى اینها را درمان بکند و رسیدگى بکند این موضوع اثر فوق‌العاده‌ای در روحیه اینها و براى آتیه دارد یک کار‌هایی عمومى است که بایستى در سال‌هاى متمادى عمل کرد ولى یک کار‌هایی است که روزمره است که باید فوراً به درد مردم رسیدگى کرد و این کار از همان کارها است دیگر اینکه بایستى کمک فوق‌العاده‌ای به اینها بشود که بتوانند سر خانه و زندگیشان بمانند والا اینها هیچ امیدى ندارند و متوارى و فرارى خواهند شد عرض دیگر بنده این است که این قسمتى که آب برده چند صد متر بیشتر نیست الان چطور با همان سدهاى خاکى فرماندار محل با مردم چند کیلومتر سد ایجاد کرده و زراعت مردم را حفظ کرده کارى شده که رئیس و مأمورین کشاورزى و بازرس می‌خواستند فرار کنند مردم متوجه می‌شوند می‌آیند جلوى اینها را می‌گیرند این کار‌هایی است که در آنجا انجام می‌شود اگر تنبیه و مجازاتى نباشد هیچ وقت جلوى اعمال و اغراض و نظر‌های سویى که اشخاص دارند گرفته نمی‌شود مگر اینکه مجازات باشد این تجربیاتى است که بنده دارم و این عرایض بنده است و این را تا آخرین حد تعقیب می‌کنم که تحقیق و معلوم بشود که آیا من خلاف عرض می‌کنم و یا مأمورین کشاورزى به وظیفه‌شان عمل نمی‌کند (احسنت).

رئیس ـ آقاى وزیر کشاورزى.

وزیر کشاورزى ـ عرضى ندارم.

رئیس ـ آقاى نخست‌وزیر

نخست‌وزیر ـ بنده وظیفه دولت می‌دانم سلیقه شخصى بنده است که رئیس دولت یا یکى از افراد دولت هفته‌ای یک مرتبه بیاید به مجلس در جلسه علنى راجع به اوضاع و احوال کشور و مطالب مهمى که هست به عرض نمایندگان محترم مجلسین برساند (احسنت) آقایان اگر خاطرشان باشد در جلسه خصوصى در چند روز قبل عرض کردم که شخص بنده و کابینه بنده بلد نیستیم دروغ بگوئیم ممکن است که مطلبى را نظر به مصالح نگوئیم ولى اگر یک مطلبى را رسماً گفتیم آقایان اطمینان داشته باشند که ما دروغ نمی‌گوئیم به عقیده بنده بزرگ‌ترین خطاى یک دولت و یک زمامدار این است که دروغ بگوید (احسنت) مطالبى هست مشکلاتى هست که باید با صراحت گفت درد‌های دولت را همه مردم و مخصوصاً نمایندگان مجلسین که با رأى اعتماد یک دولتى را نگاه می‌دارند و با رأى عدم اعتماد یک دولتى سقوط می‌کند باید آنها بدانند و مستحضر باشند با یک همچو برنامه‌ای خیال می‌کنم دولت هر قدر هم مشکلاتى داشته باشد توفیق حاصل خواهد کرد وظایفى را که به او محول کرده‌اند انجام بدهند امروز یک از آن جلساتى است که بنده اجازه جناب آقاى رئیس مجلس و نمایندگان محترم این بحث را امروز افتتاح می‌کنم و متأسفانه چون هفته آتیه نمی‌توانم حضور آقایان برسند چون با اجازه آقایان روز یکشنبه براى شرکت در پاکت بغداد عازم کراچى هستم ولى امیدوارم که توفیق داشته باشم به این افتخار که هفته بعد بازم بیایم اینجا و مزاحم آقایان بشوم دولتى که بر حسب امر و اعلیحضرت همایونى و تأیید مجلسین مشغول انجام وظیفه است برنامه خودش را همان‌طورى که به عرض آقایان رساندم که گذاشته است البته در برنامه دولت بعضى از آقایان اظهارنظر کردند که لغو یک لغت مبهمى است و چکار می‌خواهیم بکنیم بهتر بود که چند مطلب را می‌گذاشتید می‌گفتید که این کار‌ها را می‌خواهیم بکنیم البته در موقعش هم بنده جواب عرض خواهم کرد براى این که ما کارى انجام بدهیم بایستى وسایل کار از هر جهت فراهم و مهم باشد و البته نه بنده و نه همکاران عزیزم ادعاى این را نداریم که جزو نوابغ دنیا هستیم و ادعاى این را هم نداریم که بتوانیم معجزه بکنیم و در یک مدت قلیلى بتوانیم یک کارهاى بسیار مهمى انجام بدهیم و از این جهت اگر آقایان محترم به خاطر داشته باشند وقتى که برنامه دولت در اینجا مطرح بود بنده عرض کردم که هیچ وعده‌ای نمی‌دهم ما هیچ چیز را تعهد نمی‌کنیم آن روز عرض کردم این دولتى است که با کمال صداقت با کمال امانت با کمال وطن‌پرستى شاه‌دوستى می‌خواهد خدمت بکند آقایان رساندم که در این دولت هیچ و انشاالله امیدوار هستم که این عرض بنده همیشه صدق بکند هیچ وقت راجع به این دولت و افرادش آقایان ارباب جراید و مردم نخواهند گفت که در این دولت یک کارهاى خلاف قانون و یا یک فسادى شده است البته بشر جائزالخطا است و بنده هم نمی‌توانم تأمین بکنم که فلان همکار من یک روزى فلان خطایی را نکند ولى به آقایان اطمینان قطعى می‌دهم آن روزى که یکى از

+++

افراد این آقایان وزراء که اینجا افتخار حضور دارند خلافى بکنند بنده خودم این آقایان را مرخص می‌کنم هیچ تردید نداشته باشید و می‌خواهم گفت که جناب آقاى دکتر مهران تا امروز ما با هم کار کردیم و این خطا انجام شده و این در دولت شده قابل عفو و اغماض نیست از این جهت تشریف ببرید و این را بنده آن روز اول گفتم در جلسه اول گفته‌ام حالا باز تکرار می‌کنم از همین جهت است که امیدوار هستم و اطمینان کامل دارم که افراد این دولت با کمال صداقت امانت انجام وظیفه خواهند کرد و هیچ وقت رأى بنده این تعصب و تأسف دست نخواهد داد که از افرادى که در این دولت هستند صرف‌نظر کنم بنده از روز اول حضور آقایان عرض کردم که ما طرفدار آزادى صرف هستیم و این را هم عملاً نشان دادیم براى اینکه با توصیه‌های زیادى که از طرف دوستان صد در‌صد صمیمى ببنده شده بود و به قول مثل معروف پوست خربزه هم زیر پاى ما گذاشته بودند گفتند که آقا این حکومت را نگاه دارید این مملکت 16 سال است با این حکومت نظامى خو گرفته و چرا بی‌خود و بی‌جهت یک چیزى که جزو امور عادى این مملکت بوده و جزو عادات مردم شده این را می‌خواهید بردارید و لغو کنید حکومت نظامى را شما مستقر نکرده‌اید تا به شما ایراد بگیرند و دوستان عزیزیم عرض کردم که اگر طبق مقررات و قوانین موجود که بنده خیال می‌کنم که یکى از کشورهاى خود هستیم که این قدر قانون داریم (صحیح است) اگر این مقررات و قوانین انحام بشود به هیچ‌وجه من‌الوجوه دولت احتیاج به اعمال زور ندارد و بنده هم با همین استدلال حاضر نشدم و حالا هم حاضر نیستم که مقررات حکومت نظامى در تهران و در سایر نقاط بر‌قرار باشد (احسنت) باز هم حضور آقایان عرض کردم که این لغت آزادى سوء‌استفاده نباشد بشود (صحیح است) آزادى معناى هرج و مرج نیست (صحیح است) آزادى معنایش این نیست که هر کس در روزنامه‌اش در مکالماتش در مقامات رسمى‌اش داشته باشد که نسبت به مردم توهین بکند نسبت به مردم رفتار سویی بکند قانون تنبیه خواهد شد و ما شدیداً تنبیه خواهیم کرد اشخاصى را که بر‌خلاف قوانین و مقررات جارى مملکت عمل بکنند (احسنت) بنده ترجیح می‌دهم که دو روز نخست‌وزیر مملکت باشم با مقررات و قوانین محکمت با اینکه یک سال و دو سال نخست‌وزیر باشم و قدر نباشم یک قدرم بردارم (احسنت) آزادى مطبوعات را بنده همیشه معتقد بوده‌ام و حالا هم معتقد هستم و خواهم بود براى اینکه به عقیده من مطبوعات هم می‌توانند صد درصد به نفع مملکت مقید باشند و متأسفانه هم می‌توانند صد درصد برخلاف مصالح مملکت عمل بکنند و ما طرفدار آزادى مطبوعاتى هستیم که براى مملکت و براى مصالح مملکت قدرم بردارند اگر خداى نکرده مطبوعات مملکتى باعث ضرر و زیانى به آن مملکت بشوند. بنده شخصاً ترجیح می‌دهم که آن مملکت مطبوعات نداشته باشد بنده یک روز در پشت این تریبون در سال 1328 موقعى که یکى از نمایندگان دولت را استیضاح کرده بود راجع به وزارت فرهنگ گفتند که شما در وزارت فرهنگ مانع پیشرفت یک افکارى می‌شوید مخالف آزادى افراد هستید خلاصه مرتجع هستید بنده آن روز در پشت این تریبون در صورت جلسه هم هست گفتم که آقایان اگر قرار باشد که شاگرد‌های مدرسه‌های ما توده‌ای بار بیایند من ترجیح می‌دهم که بچه‌های این مملکت بی‌سواد باشند تا توده‌ای (احسنت) حالا هم همین را تکرار می‌کنم در دانشگاه هم که رفتم گفتم که من دانشگاه را براى مملکت می‌خواهم نه مملکت را براى دانشگاه اگر بنا بشود در دانشگاه یک اتفاقاتى بیفتد که نتیجه آن به زیان مملکت تمام بشود عقیده شخصى بنده این است این عقیده شخصى دکتر اقبال است عقیده شخصى بنده این است که بهتر این است که ما دانشگاه نداشته باشیم تا دانشگاهى داشته باشیم که مضر به حال مملکت باشد و افرادى در آنجا تربیت بشوند که در آتیه تیشه به ریشه مملکت بزنند (صحیح است) بنده این مطالب را در جلسه علنى مجلس شوراى ملى عرض می‌کنم چون عادت دارم که عقاید شخصى خودم را بگویم ممکن است این عقاید شخصى مورد تأیید و قبول واقع بشود و ممکن است مورد قبول واقع نشود ولى عادت دارم آنچه را فکر می‌کنم صراحتاً بیایم و بگویم ممکن است که اشتباه هم بکنم در این چند روز یعنى تاکنون که دو ماه از عمر دولت می‌گذرد بعضى از مطبوعات را دیدم که بعضى مطالب می‌نویسند که هیچ با حقیقت وفق نمی‌دهد و با اجازه آقایان قبل از اینکه به مطالب دیگر بپردازم اجازه می‌خواهم چند کلمه‌ای راجع به مطالبى که نوشته‌اند توضیح بدهم و قضاوتشان را می‌گذارم به عهده آقایان، آقایان استحضار دارند که هشت ماه تمام است که در شهر تهران و در بعضى از نقاط ایران بیمارى مننژیت وجود دارد البته باید به عرض آقایان برسانم که بیمارى مننژیت با وسایل درمانى که امروز علم در اختیار اطباء گذاشته به هیچ‌وجه من‌الوجوه خطرناک نیست و در حقیقت در حکمت یک گریپ و یک سرماخوردگى است اگر به موقع به طبیب برسد و دارو را تجویز بکند قابل علاج و درمان است این دولت چون دروغ بلد نیست دروغ بگوید این دولت چون نمی‌خواهد هیچ چیز را از مردم مخفى نگاه دارد و ما می‌خواهیم تمام جزئیات کار را از الف تا یاء اول نمایندگان محترم که مسئول مردم هستند و بعد تمام افراد این مملکت بدانند ما هیچ چیز محرمانه نداریم از این جهت لازم دانستیم که این موضوع را وزارت بهدارى طى یک اعلامیه‌ای به استحضار مردم برساند و راهنمائیشان بکند باعث تشویش نشود و به این ترتیب‏ رفع نگرانیشان بشود این که خیال نمی‌کنم عمل خلافى بوده است (بسیار صحیح است) و ما هم وظیفه خودمان را انجام داده‌ایم یکى از روزنامه‌های نوشته بود که مگر چه خبر است که دولت می‌خواهد افکار مردم را منحرف بکند به سمت مننژیت بنده قضاوت را می‌گذارم به عهده خود آقایان فقط بنده خدمت آقایان عرض می‌کنم که مدتى است که وارد این کار سیاست مملکت هستم و در این مدت 16 سال آن‌قدر حملات ناروا به بنده کرده‌اند ما را نوکر خارجى گفتند و مرتجح گفتند همه چیز گفتند به فضل خداوند و عنایت اعلیحضرت و پشتیبانى آقایان نمایندگان مجلسین بنده اینجا شرفیابم (باقر بوشهرى - نیت پاک شما است) این روزنامه‌ای که روزى غرض و خیال می‌کند با این مطالب دولت ما نیم بند است و فردا می‌رود اشتباه محض می‌کند تا موقعى که اعلیحضرت همایون و مجلسین ما با تأیید می‌کنند و تا موقعى که خود بنده فکر می‌کنم که دیگر نمی‌توانم بار را به سر منزل برسانم اینجا شرفیاب آن روزى که نتوانستم خود بنده اول شخصى هستم که بروم حضور اعلیحضرت همایونى بگویم قربان نتوانستم، نتوانستن هم عیب نیست و خیال می‌کنم بزرگ‌ترین قدرتى است در من که وقتى نتوانم اذعان کنم که نمی‌توانم و وقت مملکت و مردم و شاه را تلف نکنم و آقایان مطمئن باشند که آن ساعتى که موقع این کار برسد با کمال شهامت و صراحت این کار را انجام خواهم داد ولى اینکه اینجا ذکر می‌کنم براى مردم بیچاره‌ای است که این اوراق را می‌خوانند و خیال می‌کنند که دولت یک مننژیتى ساخته و یک کار دیگرى می‌خواهد بکند و افکار مردم را متوجه به آن جا بکند و منحرف بکند این افکار است که آن روزنامه نوشته و من امروز اینجا پشت تریبون مجلس می‌گویم براى اینکه آقایان بدانند بنده عرض کردم که من مخالف هرگونه هرج و مرج و لجام گسیختگى هستم (احسنت) دولت با هرج و مرج و لجام گسیختگى در هر موافقت داشته باشد آقایانى که اینجا هستند استحضار دارند که بنده یک وجب یک متر زمین در این ایران عزیز ندارم (صحیح است) و نخواسته‌ام داشته باشم ولى اینکه از پدر بنده به بنده ارثى رسیده حالا خواهند گفت که بی‌عرضه بودى و نتوانستى نگاهدارى ممکن است که حقیقت داشته باشد ولى مسلماً این را نه در راه قمار خرج کرده‌ام نه در عرق‌خوری نه در الواطى، بنده اهل هیچ کدام از اینها نیستم و اگر خواسته باشند ببینند که چه جور خرج کرده‌ام خواسته‌ام آبرومند باشم نه در راه قمار داده‌ام نه در راه الواطى نه در راه سیگار نه در راه مشروب‌خورى، هیچ چیز بنده اهل هیچ کدام از این کارها نیستم بنده که یک متر زمین در اینجا ندارم اصولاً باید این‌طور فکر بشود که من طرفدار مالکیت زیاد نیستم و اگر امروز آمدند املاک را تقسیم کردند شاید به من بی‌نوا هم یک متر زمین برسد ولى من طرفدار این عقیده نیستم و مملکت را ما اصول مذهب رسمى اداره می‌شود که آن مذهب شعبه است (احسنت) من آقا نمی‌توانم موافقت کنم که مال سرلشگر وثوق را به زور بگیرند بدهند به کس دیگر (احسنت) من نمی‌توانم این کار را بکنم دیگران اگر می‌توانند بکنند بستانند و بزنند چندى قبل وقتى که بنده در دولت آقاى ساعد بودم یک لایحه‌ای آوردند که این اراضى یوسف‌آباد را بین کارمندان دولت تقسیم کنند آقایان استحضار دارند که بنده هم یک کارمند دولت هستم بنده رتبه ده استادى دارم کارمند دانشگاه هستند و دانشگاه هم چون بودجه‌اش از خزانه دولت داده می‌شود بنده هم کارمند دولت هستم خوب زمینى را بین تمام آقایان کارمندان تقسیم کردند به من بی‌نوا هم منزل ندارم و زمین ندارم بینوا هم که می‌گویم براى این نیست که خیال بکنید می‌خواهم ترحم آقایان را جلب بکنم خیلى هم خوشحال هستم. عرض کم وقتى که آمدند زمین‌ها را تقسیم بکنند تمام آقایان وزرایی که اغلبشان کارمند هستند می‌خواستند به هر کدام هزار متر زمین بدهند متر دو تومان به اقساط چندین ساله اگر بنده دو هزار تومان آن روز نداشتم می‌توانستم بروم از رفقا قرض بکنم حتماً به من هم می‌دادند که حالا مترى هزار تومان و دو هزار تومان بفروشم این هم عقلم می‌رسید ول هم خوب چیزى است و بدون پول هم آدم نمی‌تواند زندگى بکند بنده آن روز قبول نکردم چرا قبول نکردم؟ براى اینکه اگر یک‏ مسائلى را خدمت آقایان عرض می‌کنم اینجا نقطه ضعف خدمت آقایان نداشته باشم که آقایان بفرمائید اختیار دارید خودتان سرمایه زیاد دارید ملک و املاک دارید و این حرف‌ها را نزنید در چندى قبل بنده قبول نکردم حالا هم یک متر زمین ندارم آقایان هم قبول دارند سایرین هم بعد هم احتیاج به پول داشتند مترى دو تومان خریده بودند مترى شصت تومان صد تومان دویست تومان فروختند کسب حلالى هم کردند ایرادى هم نیست چندى قبل آقایان اطلاع دارند که یک عده یا بیچاره، یا ذلیل یا رجاله، چه می‌خواهید اسمش بگذارید براى اینکه به هیچ کس توهین نکرده باشم صبح سحر ساعت ده شب با بیل و کلنگ راه افتادند رفتند به کرج و به فرح‌زاد و زمین‌های مردم را تصرف کردند بنده اطلاع

+++

پیدا کردم فوراً ژاندارم فرستادم و همه را تعقیب کردم بعد هم اعلامیه دادم که هر کس برخلاف قانون عمل کند تعقیب می‌شود اگر شما زمینى به بنده بدهکار هستید باید عدلیه بیاید بگیرد جنابعالى حق ندارید به زور خودتان بروید زمین بنده را بگیرید عدلیه براى چیست؟ آقایان اگر بنا بود که این آقاى که توى گوش من زده بودم خودم توى گوشش بزنم پس عدلیه براى چیست؟ باید من به عدلیه شکایت بکنم که حسن به گوش من زد عدلیه هم تحقیق بکند و بعد تنبیهش بکند خلاصه دستور دادم که از آنها فوراً جلوگیرى بکنند باز یکى از روزنامه‌ها نوشته بود که این دولت طرفدار زمین‌خوارها است ملاحظه فرمودید بنده‌ای که یک وجب زمین ندارم و اگر فردا زمین‌ها تقسیم شد بنده هم انشاالله چند متر زمین پیدا خواهم کرد بنده طرفدار زمین‌خواران هستم و مردم را تحریک می‌کنم آقایان اطلاع دارند که در جلسه خصوصى عرض کردم به حضور آقایان که در بودجه 1336 که به تصویب مجلس رسیده است که بنده در اطراف آن بحث عرایض مفصلى دارم که حضور آقایان عرض خواهم کرد (چون مطالب همان روزنامه‌ها است) گفتم که دولت اسبق تصمیم داشته است 5 ریال به هر کیلو قند و شکر مردم اضافه بکند براى چه؟ براى اینکه اولاً آن قند و شکری که مردم ایران میل می‌فرماینداین قند و شکرکیلویی 3 عباسى ضرر می دهد برای دولت این قند و شکر 3 عباسی در هر کیلو ضرر می‌دهد فکر کردند که این سه عباسى را پر بکنند و یک عوائدى هم براى بودجه مملکت تأمین بکنند در حدود چقدر؟ صد میلیون تومان آقایان در همه جا دنیا رسم است وقتى که دولت قانون بودجه را می‌آورد یک طرف خرجش است آن طرف هم عایدات آنچه می‌خواهد از مردم بگیرد باید به تصویب مجلسین برساند توى بوجه نوشته صد میلیون تومان بنده از آقاى وثوق بگیرم این آقاى سرلشگر وثوق می‌خواهد صد میلیون بدهد آن امرى است علیحده ولى این گردن بنده نیست که همه خیال می‌کنند صد میلیون توى جیب بنده بابت قند و شکر باشد در آن جلسه خصوصى حضور آقایان عرض کردم که شاه‌رگ‌هاى مرا بزنید من یک شاهى به قند و شکر مردم اضافه نخواهم کرد (احسنت) حالا هم می‌گویم اضافه نخواهم کرد همان‌طور که در آن جلسه خصوصى عرض کردم قبل از آنکه این مطلب را آن روزنامه بنویسد آن روز‌نامه چند روز قبل نوشته بود ولى من به شهادت شما در حضور مردم شرافتمند در جلسه خصوصى گفتم آن روزنامه نوشته بود که آقا دولت کار می‌خواهد به قند و شکر مردم اضافه بکند این غیر از اینکه می‌خواهد افکار را بی‌خود و بی‌جهت ناراحت کند و غیر از اینکه بخواهد یک عده محتکر به نفع آن آقایان از حالا بروند قند و شکر بخرند به هواى اینکه بعد گران می‌شود چیز دیگرى نیست این را در پشت تریبون می‌گویم که دولت من تا وقتى که من در رأس این کار هستم یک شاهى به قیمت قند و شکر اضافه نخواهد کرد ولى اگر بنا شد اجبار شد که اضافه بکنیم عتبه را می‌بوسم و مرخص می‌شوم دیگر از این روشن تر و واضح‌تر؟ این روزنامه نوشته بود که دولت کار پنج ریال می‌خواهد به قیمت قند و شکر اضافه بکند این جز کوچکى فکر خودشان چیز دیگرى نیست و نمی‌دانم که دکتر اقبال کى هست؟ دکتر اقبال یک آدمى است که می‌آید پشت این تریبون با مدرک و دلیل به عرض نمایندگان مجلس شوراى ملى حقایق را می‌رساند (عمیدى نورى - این سه مطلب را یک روزنامه نوشته بود) چه عرض کنم؟ بنده خیلى متأسفم که وقت مملکت و افکار عمومى مردم را به یک چیزهاى بسیار پوچ و واهى تلف می‌کنند عوض اینکه مردم را ارشاد کنند حقایق را بگویند بروند یک جریاناتى بنویسند بنده روز اول عرض کردم حضور آقایان که به هیچ‌وجه از تنقید بدم نمی‌آید خیلى هم خوشم می‌آید ما سر تا پایمان ممکن است عیب باشد ما ممکن است خطا کار باشیم بشر جایزالخطا است شخص قوى آن شخصى است که اگر خطا کرد بیاید بگویند که من خطا کردم و آن شخص من هستم که اگر اشتباه کردم بیایم در پشت همین تریبون بگویم که آقایان ما اینجا را اشتباه کردیم خطا کردیم طبق قوانین و مقررات مملکت اگر ما را تنبیه باید بکنید؟ تنبیه بکنید اگر طبق مقررات و قوانین جاى بخشش است می‌بخشید و اگر صلاحمان هست دولتى که خطا می‌کند سر کار نماند مرخص می‌شویم این قدرت در بنده هست عرض کنم ما از تنقید بدمان نمی‌آید خیلى هم خوشمان می‌آید الان چند‌تا روزنامه هستند که مطالب خیلى زیادى راجع به نفت می‌نویسند ما هم بسیار خوش‌وقت هستیم از همان‌ها که بیشتر ما را تنقید می‌کنند براى اینکه آنها هم مسلماً جز خیر و صلاح مملکت چیزى نمی‌خواهند ما بسیار از آن هم متشکریم حتى گفتم کتبا از آنها سپاسگزارى بکنند که این موضوعى که نوشته بودند و تنقیدمان کردند ما خوشمان آمد شاید یک چیز‌هایی اشتباه کردیم انتقاد می‌کنند، توضیح می‌دهند ما هم روشن می‌شویم بالاخره هر چه مجلسین تصویب کردند اجرا می‌شود پس ما از تنقید بدمان نمی‌آید ولى اینکه آقایان نوشته‌اند یک مطلبى که سر تا پایش دروغ است یک مطلبى که الان برایتان عرض می‌کنم این هیچ تأثیرى در ما ندارم که بیائیم از صبح تا غروب وقتمان را تلف کنیم که حسن چه گفته خاله چه گفته حسین چى گفته اگر بخواهیم ترتیب اثر بدهیم اصلاً دولت به کارهایش نمی‌رسد، هیچ کس هم روى زمین صد در‌صد موافقم ندارد خیال می‌کنم اگر اشتباه نکنم پیغمبرها هم مخالفین خیلى شدید داشتند که حتى بعضى‌هایشان پیغمبر‌ها را مسموم کردند و یا پیغمبر‌ها را کشتند در صورتى که آنها پیغمبر خدا بودند و فرستاده خدا، ما که شخص کوچک رو سیاه خدا هستیم، این است که ما از تنقید بدمان نمی‌آید ولى تنقیدى که به حال مملکت مفید باشد تنقید که براى مصالح مملکت باشد نفت یک موضوع مهم و اساسى است براى مملکت (صحیح است) تمام افراد مردم حق دارند مقاله بنویسند مطالبشان را بگویند ما با کمال خوبى و خوشى و مسرت و تشکر و سپاسگزارى قبول می‌کنیم ولى نه اینکه به مردم بگویند که دولت طرفدار زمین‌خواران است براى اینکه جلو رجاله‌ها را گرفت دولت مننژیت درست کرد براى اینکه افکار مردم را پریشان و منحصر کند نه اینکه بنویسند دولت کار می‌خواهد پنج ریال به قند و شکر اضافه بکند اینها سر تا پایش دروغ است به شهادت خود آقایان حالا هم در یک جلسه رسمى علنى مجلس شوراى ملى ایران رئیس دولت این اظهار را از پشت این تریبون کرد، خوب عوض اینکه وقت مملکت را تلف کنند بهتر است چیزهاى اساسى بنویسند یکى از موضوعات دیگرى که باز صحبت زیادى کردند صحبت دارو است این صحبت هم خیلى داستان مفصلى دارد در دولت سابق رفتند و بدون مطالعه برخلاف تمام مقررات و آئین‌نامه‌ها در وزارت کشور من نمی‌دانم وزارت کشور بدارو چه کار دارد در صوتى که یک وزارت‌خانه عریض و طویلى است به اسم وزارت بهدارى کار دارویی این مملکت با وزارت بهدارى است ممکن است وزارت بهدارى اشتباه بکند، ممکن است غلط بگوید ولى کار با آنجا است مثل اینکه بگوئیم که قضاوت مملکت دست جناب آقاى دکتر مهران وزیر فرهنگ باشد ممکن است جناب آقاى دکتر مهران قاضى خوبى باشد و حتماً هم هستند ولى کار ایشان نیست قضاوت کار و وزارت دادگسترى است اگر وزارت دادگسترى معایبى دارد باید رفع معایبش را کرد نمی‌شود که قضاوت مملکت را بدهند دست نخست‌وزیر به من ارتباطى ندارد ولو اینکه رئیس دولت هستم حق بنده نیست حق وزارت دادگسترى است کار دارو هم حق وزارت بهدارى است حالا وزارت کشور روى چه دلایلى مداخله کرد دلیلش را بنده نمی‌خواهم عرض کنم اصرار کردند می‌آیم اینجا می‌گویم قضاوتش با آقایان اولاً با تمام دولت روى زمین با آنهایی که اصطلاح عهد‌نامه داریم ما رفیق و دوست هستیم مقرراتى هست من نمی‌توانم بنشینم بگویم که با دولت شیلى با اینکه روابط صمیمانه‏ داریم نمی‌خواهیم تجارت کنیم این برخلاف اصول بین‌المللى است نمی‌توانید شما این حرف را بزنید تمام مقامات خارجى اینجا راجع به این موضوع شکایت کردند که این برخلاف اصول روابط بین‌المللى است اینها آمدند بدون هیچ‌گونه دلیلى گفتند این کار خانه بیاید نه آن کارخانه و علتش هم معلوم نبود حالا خوشبختانه یا بدبختانه اکثرش هم کارخانه‌‌هایی بود که هیچ کس نمی‌شناخت و زیاد در دنیا مشهور نبود باز هم تکرار می‌کنم که خود آقاى وزیر بهدارى وقت وقتى که این کمیسیون در وزارت کشور تشکیل شد، جلسه اول رفت و بعد دیگر نرفت تا روز آخر بعد هم مجبور شد دیگر نرفت و صورت‌جلسه را امضاء کرد ملاحظه فرمودید یک چنین جریانى داشت و بعد روى شکایاتى که در دولت جناب آقاى علاء مردم به نخست‌وزیر وقت کردند دولت جناب آقاى علاء نخست‌وزیر وقت دستور دادند که نخست‌وزیرى کمیسیونى تحت ریاست آقاى اشرف احمدى معاون ادارى نخست‌وزیر تشکیل شود و به این موضوع رسیدگى شود این کمیسیون در آن زمان تشکیل شد بود پانزدهم فروردین آمدم آنها رسیدگى کردند طبق صورت جلسه این که الان موجود هست این را بردند و تصدیق کردند که این هم برخلاف مقررات و قوانین این از نقطه‌نظر معنى کار غلطى است در تاریخ 36/ 1 این دولت تکرار می‌کنم که فروردین به پیشگاه همایون معرفى شد 14/ 1/ 36 به امضاء جناب آقاى علاء نخست‌وزیر به وزارت بهدارى دستور داده می‌شود که این نتیجه کمیسیون است شما هم رسیدگى کرده و آنچه مقررات اجازه می‌دهد عمل کنید این کار را وزارت بهدارى کرده بعد از اینکه این کار را کرده به جهاتى عبرت گزارش وزارت بهدارى را بنده به پیشگاه اعلیحضرت همایون شاهنشاهى عرضه داشتم فرمودند که من منظورم رفاه و آسایش مردم است (صحیح است) شما یک کارى بکنید که داروى ارزان دست مردم برسد براى من چه فرقى می‌کند هر چه مقررات و قوانین است انجام شود من هم چون دارو معتقدم که کارهاى اساسى قبلى به استحضارشان برسد اعلیحضرت همایون علاوه بر اینکه رئیس مملکت هستند علاوه بر اینکه پادشاه ما هستند طبق قانون اساسى یکى از سه مقامى هستند که قانون انشاء می‌کنند (صحیح است) از این جهت قبلاً به عرضشان رساندم و بعد هم در هیئت دولت بردم و آن تصویب‌نامه خلاف مقررات و قانون را ملغى کردیم حالا ببینید که با آن تصویب‌نامه آیا قیمت دارو آمد پائین و به حال این مردم بیچاره همان‌طورى که اعلیحضرت فرمودند آیا مفید واقع شد؟ اگر شد بنده

+++

پشت تریبون می‌آیم خدمت آقایان و می‌گویم آن تصویب‌نامه‌ای که دولت لغو کرده اشتباه کرده ولى سنگ مردم را به سینه زدن و دروغ گفتن شایسته مردان شرافتمند نیست (صحیح است) یکى از موضوعاتى که بنده به آن خیلى اهمیت می‌دهم و دو بدو عرایضم خدمت آقایان عرض کردم موضوع امنیت کشور است هیچ مملکتى نمی‌تواند به کار‌های مفید دست بزند و هیچ دولتى نمی‌تواند موفق بشود مگر اینکه امنیت کامل برقرار باشد (صحیح است) بنده راجع به این کار بی‌اندازه علاقمند هستم از روز اولى که دولت تشکیل دادم به رؤساى انتظامى رؤساى ژاندارمرى و شهربانى گفتم همه‌تان آقایان با من رفیق هستید مدت زیادى است سى سال است رفاقت و دوستى یکى است و کار مملکت یکى چون آقا دکتر احمد مهران یک روزى معلم بنده بودند پس بنده باید به پاس شاگردى ایشان هر کارى که خلاف مقررات کردند چیزى نگویم هیچ چنین چیزى نیست. من احترام دارم براى آقاى دکتر مهران معلم من بوده‌اند و افتخار هم می‌کنم اگر خداى نکرده یک روزى در قافیه شعرشان گیر کردند به ایشان خواهم گفت که در این امر بد می‌گوئید آقا من حاضر. آقایان گفتم با هم رفیق هستیم دوست هستیم ولى بنده انتظامات مملکت را آن‌طور که می‌خواهم آسایش مردم برقرار نشود از این کار کنار می‌شوید یا شما نباید بمانید من می‌روم ما که دعوا نداریم با من باید بمانم یا نمانم هیچ تردیدى هم ندارم که برویم صورت همدیگر را ببوسیم و آقاى امیر نصرت اسکندرى یک ناهارى ترتیب بدهند و یک ملاقاتى بکنیم کدورت‌هایمان رفع بشود این راهش نیست براى این با یک ناهار امور مملکت درست نمی‌شود البته جنابعالى یک چنین کارى تا به حال نکرده‌اید (خنده نمایندگان) ولى عرض کردم این بار دیگر شوخى بردار نیست ما نمی‌توانیم بنشینیم و به بینیم که قویاً انتظامى ما آن‏ وظایفى را که دارند با آن قدرتى که دارند انجام نمی‌دهند و هیچ ایرادى هم نکنیم با هر دوى آنها رفیقم هر دوى آنها را هم دوستشان دارم افسر‌های خوبى هم هستند ولى این از مملکت دو تا هستند و به آقایان قول قطعى دادم مادامى که ببینم کارشان را انجام می‌دهند در رأس کارشان خواهند رود ولى روى که تشخیص دادم که این آقایان از عهده انجام وظایفشان برنمی‌آیند البته مرخص خواهند شد (احسنت) ما با امینت مملکت اهمیت می‌دهیم اعلیحضرت همایونى فرمودند که این هم حرف است که ببینیم می‌گویند فلان دزد فلان جا فلان کار را کرده گفتم علتش اینست که مسئولیت و تنبیه در کار نیست (صحیح است) اگر تنبیه بشوند این کارها را انجام نخواهند داد یکروز یکى از آقایان اظهار می‌کرد کى از افسرهاى انتظامى یکى از مقامات انتظامى می‌گفت اعلیحضرت فقید که خدا رحمتش کند براى اینکه بزرگ‌ترین خدمتگذار در ایران بود (صحیح است). اعلیحضرت فقید در یک هنگى اصطبل یک هنگى که آتش می‌گرفت فرمانده لشگر را توقیف می‌کرد و درجه‌اش را گرفت ما آن روز گفتیم که بالاخره این فرمانده لشگر بدبخت بیچاره چه کار بکند که یک اصطبلى به واسطه غفلت یک سربازى آتش گرفته به او چه ارتباطى دارد؟ حالا می‌فهمم که حق با اعلیحضرت فقید بود براى اینکه ایشان تشخیص می‌دادند که وقتى که دکتر اقبال در رأس امور است مسئول تمام امور مملکت است اگر گفت ژاندارمرى این کار را کرد این رئیس دولت به درد هیچ کارى نمی‌خورد یا اینکه گفت شهربانى به من چه ربطى دارد این به درد شما نمی‌خورد شهربانى و ژاندارمرى تحت اطاعت مستقیم رئیس دولت هستند به فرمان شاهنشاه (صحیح است) و هر نوع خلافى که بکنند بنده شدیداً آنها را تنبیه خواهم کرد (احسنت) این بود که دستور دادم رئیس راهنمایی تهران را از کار بردارند براى اینکه این افسر برخلاف شئون افسرى رفتارش با مردم زننده بود (صحیح است) و حتى وقتى از دادگسترى احضارش کرده بودند براى یک پرونده‌ای هم براى همین دو جریان است آن اوقات وزیر دادگسترى وقت یک نامه این نوشته بود به دربار آن موقع من وزیر دربار بودم که من با این شرایط چطور می‌توانم کار کنم گفتم دوست عزیزم رفیق بنده هم هست دو کلمه استعفا و بس این را نمی‌توانند از او بگذرند ولى دکتر اقبال از آن می‌گذرد یکى از روزنامه‌ها نوشته بود که من عاشق این مقام هستم او باید بداند که من عاشق خدمت به مملکت هستم و بس (احسنت) اگر بنا شود به عنوان ثبات گمرک این آقاى وزیر گمرکات در بندرعباس خدمت کند و مفید واقع شود و شاه قبول کند خدمت مرا فردا صبح ثبات گمرک بندرعباس می‌شوم من استادم من دکترم بالاترین مقام اجتماعى را من دارم من نمی‌خواهم پشت سر مرده صحبت کنم اشخاصى هم بودند که آمدند توى این مملکت شما دیدید چه کردند افتخار وزارت وقتى خواهد بود که من بتوانم خدمت کنم (صحیح است) والا وزارت به من شخصیت نمی‌دهد (دیهیم - این افتخار را پیدا خواهید کرد). از این جهت ما خیلى به این آقایان فشار آوردیم که بایستى در کارهایتان جدى باشید و هیچ نوع اغماضى را بنده در کار روا نخواهم داشت منتهى یک مطلبى هست و آن این است که مردم یا روى بیکارى است و یا یک عده‌ای هستند که آشوب‌طلب هستند خوششان می‌آید که به آقاى بهادرى خبرهاى بد بدهد لذت می‌برد که یک خبرهاى بدى به آقاى بهادرى بدهد و آقاى بهادرى ناراحت بشود از این کار لذت می‌برد از این اشخاص هستند همین چند روز پیش یک غوغایی برپا کردند که‌ها ملت را بردند بچه را دزدیدند و بردند متأسفانه بعضى از روزنامه‌ها هم عکسش را ‌انداختند متأسفانه جاى نهایت تأسف است من طبیب هستم و وظیفه وجدانى طبى من این است که در حدود معلوماتم و توانائیم جان مردم را نجات بدهم این است که من از آدم‌کشى متنفرم و اصلاً از نظر حرفه‌ای نمی‌توانم موافق باشم چه چیزها روزنامه‌ها نوشتند بزرگش کردند ولى بالاخره معلوم شد که بیچاره‌ها ملت توى آب انبار منزل خودشان افتاده و خفه شده‌اند چه چیز‌هایی که در روزنامه‌های خودشان نوشتند نوشته‌اند برده‌اندش قزوین، ارمنى‌ها کجا بردندش یک داد و بیدادى بود این آقایان نمی‌دانند که غیرمستقیم به مملکت خدمت نمی‌کنند چون اینها را برمی‌دارند می‌برند خارج می‌گویند مملکت ایران مملکتى است‏ که صلاح نیست بروید آنجا چون بچه‌های شما را می‌برند و این بزرگ‌ترین خیانت به مملکت است والله خیانت است (صحیح است). شما در همه جاى دنیا در آمریکا این چیزها را می‌بینید و در روزنامه‌ها هم می‌نویسند مگر نشنیدید در امریکا بچه لیندبرگ را بردند در روز روشن بانک را می‌زنند اینها چیزهاى کوچکى است که اهمیت ندارد مخصوصاً وقتى که بعد هم معلوم می‌شود درست نیست و اینها است که بنده طبق مقررات به دادستان دستور دادم که شدیداً تعقیب کند و ما تا هستیم کار خودمان را خواهیم کرد براى اینکه وظیفه ملى و وطنى خودمان را انجام بدهیم عرض کنم که موضوع دیگرى که می‌خواستم به استحضار آقایان محترم برسانم وضعیت بودجه کشور است هیچ دولتى نمی‌تواند کار کند مگر اینکه بودجه متعادل داشته باشد (صحیح است). بودجه‌ای که به آقایان دادند بودجه متعادل نیست (صحیح است) و به نام رئیس دولت امروز به آقایان اعلام می‌کنم (عده‌ای از نمایندگان - ما هم گفتیم). بودجه متعادل عبارتست از بودجه‌ای که در مقابل خرجى که می‌کنند منابع قطعى درآمدش هم ذکر شود و قابل وصول باشد با یک پورسانتاژى بنده نمی‌گویم که اگر پیش‌بینی گردید که عایدات مالیات بر درآمد صد و سى و یک میلیون است شما حتماً صد و سى و یک میلیون باید وصول کنید اقلاً صد میلیونش را که قبلاً به آقایان عرض کردم حالا هم تکرار می‌کنم آن رقم عایدات قند و شکر است گفتند صد میلیون تومان بگیرند با 5 ریال خودشان نگرفتند. ‌ای کاش خودشان گرفته بودند و ما این روضه‌خوانى را حضور آقایان نمی‌کردیم این صد میلیون را به عهده بنده واگذار کردند و حالا نمایندگان محترم تشریف می‌آورند و می‌فرمایند که اینجا چطور شد، فرهنگ چه شد؟ آنجا چه شد؟ قربانت بروم بنده همه اینها را وارد هستم بنده 14 مرتبه وزیر شده‌ام قبل از اینکه نخست‌وزیر باشم بنده افتخار داشتم که خدمتگزار یکى از بزرگ‌ترین استان‌های مملکت بودم (صحیح است) بنده تمام این مراحل را دیده‌ام تا آمده‌ام اینجا خدمت آقایان از توى کوچه دست بنده را نگرفته‌اند بیاورند اینجا بنده 16 سال است زحمت کشیده‌ام روزى 16 ساعت اقلاً کار کرده‌ام همین‌طور بی‌خودى نگفته‌اند بیا، زحمت کشیده‌ام و یک اطلاعاتم زیاد نباشد به شهادت این آقایان محترم که اینجا تشریف دارند من گفتم یک ریال از هر کیلو قند و شکر بگیرید و بدهید مدرسه بسازند (صحیح است) الان 50 تا مدرسه از همان کار من ساخته‌اند (صحیح است) پس من می‌دانم که لازم است اما تا زمانى که پول نداشته باشیم جناب آقاى بهادرى از من چه توقعى دارند چه تقاضایی دارند با چى کار کنم؟ ممکن است همه‌مان قادر باشیم همه‌مان معجزه‌کننده باشیم ولى ما چنین ادعایی نداریم پس من تا پول نداشته باشم کارى نمی‌توانم بکنم و این پول هم پولى است که در بودجه گذاشته می‌شود شما اینجا یک رقم صد میلیون تومانى را جزو عواید دارید خواهش می‌کنم پر بفرمائید بنده باید بتوانم محلى داشته باشم تا نظریات و تقاضاهاى آقایان را اجرا کنم اگر تأخیرى می‌شود اگر انجام نمی‌شود علتش این است این هم دلیل ضعفمان نیست نمی‌خواهم اینجا از آقایان تصدیق بگیرم که خوب این دولت بیچاره راست می‌گوید، وسیله ندارد پول ندارد این را براى تبرئه خودم نمی‌آیم بگویم زحمت خواهم کشید جان خواهم کند و این همکاران من با من سعادت خواهند کرد انشاالله امیدوار هستم به فضل خداوند و عنایت شاهنشاه و توجه مجلسین با این وضعى که همه‌تان می‌دانید و وحشت خواهید کرد اگر مشکلات گفته شود ولى باز هم انشاالله توفیق حاصل می‌کنیم (انشاالله) یک رقم در بودجه نوشته‌اند که مالیات بر ارث 10 میلیون تومان خیلى معذرت می‌خواهم یک روز به دکتر راجى گفتم داداش دستت را بزن بالا باید به روى چند تا از آنهایی را که میلیونر هستند بکشى تا من بتوانم مالیات بر ارث را وصول کنم اگر نخواست بمیرد من از کجا وصول کنم؟ (خرازى - دکتر راجى مگر آدم‌کش است؟) آخر من این رقم را از کجا وصول کنم؟ منتظر بشوم تا یک کسى بمیرد بنده بروم مالیات بر ارتش را وصول کنم؟ من آرزو می‌کنم که هیچ کس نمیرد و این مالیات بر ارث را نگیرند باید رفت دنبال کارهاى مثبت والا اینکه وضع

+++

نمی‌شود بنده به آقای بهادرى بگویم که ده میلیون یا ده میلیارد به جنابعالى بدهکارم گفتنش خیلى آسانست، ده میلیارد و جنابعالى هم فرمودید بنده میلیارد از دکتر اقبال طلبکار هستم بنده که ندارم از کجا می‌خواهید بگیرید من که یک دینار ندارم به شما بدهم پس این پولى براى جناب عالى نمی‌شود (دکتر جهانشاهى - آقا این حرف‌های جنابعالى در صورت مجلس نوشته می‌شود) (دکتر شاهکار - تمام این حرف‌ها گفته شده است) آقا اینها گفته شده است ولى بنده وظیفه دارم که بگویم رئیس دولت هستم مسئولیت دارم باید بیایم بگویم به آقایان (احسنت) براى اینکه آقایان از من انتظار بی‌خودى نداشته باشند مردم بدانند که من چه دولتى هستم چه گرفتارى دارم من خدمت آقایان عرض کردم دروغ نمی‌توانم بگویم همه چیز را به شما خواهم گرفت جایش همین‌جا است پشت تریبون خواهم گفت بهترین راه تفهیم این است که حرف‌ها را راست و رک و در ملاعام نه در شب‌نشینى نه در جلسات خصوصى در مجلس رسمى کشور شاهنشاهى در ملاعام طرفین بیایند و حرف‌های خودشان را بزنند و من غیر از این بلد نیستم اگر نمی‌خواهید رأى بدهید من ناز نمی‌کنم تعارف هم نمی‌کنم بگذارید بروم براى اینکه هیچ کس وجودش در روى زمین به قول فرنگى‌ها ‌اندیس یا نسابل. یعنى لازم نیست براى اینکه آقاى مشایخى بعد از 120 سال که انشاالله عمر کنند بعد از آن می‌میرید آن روز بعد از 120 سال که فوت کردید دنیا به جنابعالى خاتمه داده نمی‌شود اگر بنا بود خاتمه داده می‌شد خیلى قبل از شما اشخاصى آمدند اشخاص خیلى مهم و بعد از آن هم به دنیا خاتمه داده می‌شد در صورتى که دنیا هنوز باقى است پس اگر امروز دکتر اقبال فوت کرد و رفت مملکت به دکتر اقبال مانده نیست اول به خداست دوم هم به شاهنشاه است که خدا انشاالله حفظ‌شان کند بعد از من یکى دیگر را می‌آورند و او کار را می‌کند اگر کار به من ختم بشود واى به حال مملکت از این جهت ما اگر نتوانیم و نتوانستیم توفیق در کار پیدا بکنیم مرخص می‌شویم و دیگران که شایسته این مقام هستند می‌آیند من به شرافتم قسم می‌خوردم که عاشق کار و خدمت مملکت هستم و پس حالا می‌خواهد در سربازى گمرک بندرعباس باشد در دانشگاه باشد هر جا که باشد و فرصت به دست بیفتد براى بنده فرق نمی‌کند غرض خدمت به مملکت است این رقمى که اینجا خدمت آقایان عرض می‌کنم این گزارش رسمى خزانه‌دار کل مملکت شاهنشاهى است (عمیدى نورى - آن وقت هم ایشان بودند) دکتر حسن افشار او وظیفه خودش را انجام داده است به مأمورین پاک توهین نکنید چه تقصیرى دارند؟ (مسعودى - بسیار مرد خوبى است) اجازه می‌فرمائید مانده تعهدات سال 35 مرکز و شهرستان‌ها تا پایان سوم خرداد 36 دویست و پنجاه و چهار میلیون تومان (یک نفر از نمایندگان - تومان یا ریال؟) دو میلیارد و پانصد و چهل و یک میلیون و ششصد و هفتاد و نه هزار ریال است تعهدات تا پایان روز 3/ 3/ 36 یعنى براى این دو ماهه اول سال فروردین و اردیبهشت 120 میلیون تومان است این آقا وضعیت بودجه است روى محاسبه‌ای که عرض کردم خزانه‌دار که مرد بسیار شریفى است (صحیح است) کارش هم بسیار خوب است. بنده وقتى که در دانشگاه بودم این اواخر روى علاقه و ایمانى که به کار دانشگاه داشتم تعصب حرفه‌ای با این آقاى خزانه‌دار به هم زدم و علتش هم این بود که گفتم، تو توجهى به کار دانشگاه ندارى و حالا که خدمت آقایان عرض کردم اگر اشتباهى بکنم رسماً می‌گویم ملاحظه می‌فرمائید که در پشت این تریبون به خطاى خودم اقرار می‌کنم لزومى هم نداشت به آقایان بگویم ولى من تیپم این تیپ است به او گفتم که شما شاید نظرى دارید یا اینکه دولت پول ندارد که پول دانشگاه را نمی‌دهى حالا که رفتم آنجا هر وقت این مرد را می‌بینم سرم را می‌اندازم پائین من عادت ندارم وقتى حرف می‌زنم سرم را پائین بیندازم وقتى که با کسى حرف می‌زنم توى رویش نگاه می‌کنم. آن کسى که کارش عیبى ندارد نباید سرش را پائین بیندازد اگر کسى غیر آن کرد حتماً عیب دارد من هم کارم عیب داشت براى اینکه آن قضاوتم نسبت به خزانه‌دار قبل از اینکه بیایم نخست‌وزیر شوم روى اشتباه بوده است اینست که از ایشان معذرت می‌خواهم (احسنت) طبق برآوردى که کردم هر چقدر جمع و جور کنم پانصد میلیون تومان کسر بودجه داریم البته داریم مطالعه می‌کنیم این را هم می‌خواهم بگویم که آقایان ناراحت نشوید قدر مسلم این است که وقتى پول نداشتیم خرج هم‏ نمی‌کنیم به کسى تعهدى که ندادیم تعارف هم نمی‌کنیم بنده خواستم به عرض آقایان برسانم که آقایان بدانند و آگاه از وضعیت باشند در حدود مقدورات از ما کار بخواهید یک عده از آقایان هستند توى این مملکت که به بنده لطف و عنایت خاصى دارند چه کارى بکنم و چه نکنم همیشه در لطف آن آقایان قرار می‌گیرم و حالا بنده گرفتار یک عده اشخاصى هستم که هیچ وقت به بنده عنایتى نداشته‌اند چون بنده هم به آن ارادتى ندارم بنده نمی‌توانم توده‌ای باشم هیچ قدى هم ندارم چون اگر اوضاع به هم خورد و ما را به عنوان مرتجع کنار دیوار گذاشتند به امید آنکه چیزى به آنها برسد بنده که هیچ ندارم بنده هیچ نمی‌توانم طرفدار رژیم و عقاید کمونیستى باشم و اگر هم تمام ایران خداى نکرده توده‌ای بشود که انشاالله هرگز نشود بنده نمی‌توانم تغییر عقیده بدهم هزار مرتبه گفته‌ام این دفعه هم اینجا می‌گویم از این جهت است که ما بایستى حقایق را به آقایان بیائیم بگویم به این آقایانى که با ما مخالف هستند این روزها شاخ توى جیب ما گذاشته‌اند به خیال خودشان که نگفتم دکتر اقبال آمده است اینجا و چنین و چنان می‌شود نگفتم که دکتر اقبال بیاید مملکت آباد می‌شود الحمدلله الحمدالله الحمدلله حالات قضیه‌اش چیست؟ هم بنده پیش آن آقایان که به بنده لطف دارند سرافکنده می‌شوم و هم این آقایان که بگویند دیدید گفتیم آمد و حالا چه جور شده دیدید که گفتیم چه افتضاحى بالا می‌آید یک دسته لطف دارند یک دسته هم تعریف زیاد می‌کنند. ‌ای بابا این نابغه است آمد چکار کرد فردا عوض می‌شود فردا شروع می‌کند که‌ای آقا منتظرین را جان به لب رسید و از این صحبت‌ها بنده هم ادعایی ندارم بنده نه نابغه‌ای نه اطلاعى دارم نه تعهد کرده‌ام و نه تعهد می‌کنم این مقدورات ما است ولى باز دارم تکرار می‌کنم که با کمال صداقت شما یک چیز راجع به دستگاه ما پیدا نخواهید کرد و اگر پیدا کردید فرض محال که محال نیست فردا در پشت این تریبون خواهم آمد و خواهم گفت دو آن وزیر با آن معاون و یا آن مدیر کل اول خودم رسوایش می‌کنم بعد می‌فرستم عدلیه رسیدگى بکند رسیدگى با من نیست ولى آقایان باید بدانند که وضعیت چیست با این وضعیت بودجه انتظار نداشته باشید که تمام جاده‌ها آسفالت بشود تمام کارهاى مردم انجام بشود از من یک چنین انتظارى نداشته باشید و بنده هم چنین انتظارى ندارم اگر تأیید فرمودید بنده جان می‌کنم و کار می‌کنم و اگر تأیید هم نفرمودید می‌روم، عرض کنم که آقایان اطلاع دارید که ما در سیاست خارجیمان که از افکار بلند شاهنشاه هست در پیمان بغداد عضو هستیم و روز دوشنبه هفته آتیه اولین جلسة وزراى خارجه و رئیس دولت‌ها در کراچى تشکیل می‌شود این است که بنده با اجازه آقایان روز یکشنبه مرخص می‌شوم و امیدوار هستم که توفیق حاصل کنم و به زودى خدمت آقایان برسم.

4- سؤال آقاى دکتر امین راجع به ساختمان دانشگاه تبریز و جواب آقاى وزیر فرهنگ‏

رئیس ـ آقاى دکتر شفیع امین.

دکتر شفیع امین ـ بنده در چند ماه قبل سؤالى از وزارت فرهنگ کرده بودم که در اجراى تبصره سه از ماده واحده قانون اجازه استخدام معلمین خارجى براى دانشکده‌های شهرستان‌ها چه اقدامى نموده‌اند؟ و براى پیشرفت امور دانشگاه‌ها و دانشکده‌های شهرستان‌ها چه کارى انجام داده‌اند؟ همچنین براى ساختمان‌هاى دانشگاه‌ها و دانشکده‌های مورد بحث چه اقدامى معمول گردیده است؟

حالا منتظرم ببینم آقاى وزیر فرهنگ چه جوابى می‌دهند که بعد توضیحاتى عرض کنم در مورد ساختمان‌ها می‌خواستم عرض کنم این ساختمان‌ها از سال 1329 شروع شده خوشبختانه جناب آقاى دکتر اقبال خودشان در آن موقع استاندار آذربایجان بودند و دستورات اکیدى در این مورد صادر کرده بودند در ظرف این 8 سال با همه این اوامر و مخصوصاً اوامرى که بندگان اعلیحضرت همایون شاهنشاهى در سال 33 فرمودند بنده یادم است که در ضمن بازدید ساختمان‌هاى دانشگاه فرمودند که دکتر امین باید هر چه زودتر این ساختمان‌ها تمام بشود الان نزدیک سه سال است که اقدام شده است البته سازمان برنامه انجام نداده است سؤال بنده این است که وزارت فرهنگ و سازمان برنامه در این‌باره چه کرده‌اند؟

رئیس ـ آقای وزیر فرهنگ.

امیر نصرت اسکندرى ـ آقاى وزیر فرهنگ حقایق را بگوئید که چطور شده که شما نمی‌توانید حقایق را بگوئید مردم بدانند.

وزیر فرهنگ ـ عرض کنم که دانشگاه تبریز اولین دانشگاهى است که در شهرستان‌ها به وجود آمده و خود آقا هم می‌دانید که بنده در زمان وزارت فرهنگ خیلى کمک کردم به اینکه موجبات و اثاثیه اصلى دانشگاه فراهم بشود اراضى زیادى خرج شده نقشه‌ایی تهیه شده. ولى می‌دانید اینها البته احتیاج به پول دارد بیمارستانى که آنجا ساخته شده در شرف اتمام است اعتبار مختصرى در حدود سه میلیون ریال لازم بوده است که این اعتبار هم تأمین شده و آن ساختمانش هم به زودى شروع می‌شود یک اشکالى از لحاظ قرار داد داشت زیرا که آن اشخاصى که این قرار داد را منعقد کرده بودند در چند سال قبل در ماخذ یک مناقصه‌ای که در آن زمان گذاشته بودند این قرارداد را منعقد کرده بودن و حالا حاضر نبودن با آن شرایط این ساختمان را ادامه بدهند چون اعتباراتى از محل ساختمان برنامه تأمین می‌شد مذاکراتى با متصدیان مربوطه به عمل آمد که زودتر این ساختمان تمام بشود اما راجع به دانشگاه تبریز حدود پنجاه؟ شصت میلیون تومان اعتبار می‌خواهد تا اینکه این ساختمان‌ها تمام بشود ساختمان دانشکده پزشکى شروع شده یک قسمت‌هائیش البته در چند سال قبل ساخته شده و تقریباً طبقه اول یک قسمت بنا شده ولى ادامه‌اش محتاج به یک اعتبارات زیادى است و به این زودى که فکر می‌فرمائید این دانشگاه ساختمانش تمام نخواهد شد ولى با مذاکراتى که کرده‌ایم امیدواریم اعتباراتش هر چه زودتر تأمین شود و براى اینکه دانشکده پزشکى زودتر تمام بشود عطیه‌ای هم

+++

اعلیحضرت همایونى مرحمت فرمودند براى ساختمان محصلین که یک کمک بسیار مفید و مؤثرى براى دانشجویان خواهد بود زیرا اکثر دانشجویانى که اینجا می‌آیند از شهرستان‌ها مختلف می‌آیند و باید جا و مسکن براى آنها تهیه بشود لازم بود که اراضى خریده بشود منظم بشود به دانشگاه براى اینکه ساختمانى براى محصلین بشود این اقدام شده و اراضى خریدارى شده و مشغول تهیه نقشه‌هایی هستیم که براى محصلین هم جایی تدارک شود به طور کلى باید عرض کنم چون اشکالى که براى دانشگاه تبریز هست براى دانشکده‌های سایر شهرستان‌ها هم هست، براى استحضار آقایان عرض می‌کنم که موضوع استاد دانشگاه دانشکده یک امرى نیست که به سهولت انجام بگیرد، البته ساختمان مخصوص می‌خواهد اعتباراتى می‌خواهد تأسیسات می‌خواهد، آزمایشگاه می‌خواهد از همه اینها بالاتر معلم و استاد می‌خواهد از باز هم خیلى از آقایان نمایندگان محترم ابراز علاقه می‌کنند به اینکه دانشکده‌های تأسیس بشود بنده از این فرصت استفاده می‌کنم به خدمت آقایان عرض کنم که یک قدرى این تقاضاها را کمتر بفرمائید (صحیح است) و به ما اجازه بدهید که با یک برنامه‌ای که در پى داریم و کوشش و مجاهدتى که می‌کنیم سعى کنیم که دانشکده‌های موجود تکمیل بشود و در این صورت آقایان اطمینان می‌دهم ما امسال در حدود سه هزار میلیون تومان از وزارت فرهنگ سازمان برنامه را تکمیل شده‌های دانشکده‌های شهرستان‌ها اختصاص داده‌ایم به علاوه از اعتبارات و صرفه‌جوئی‌هاى خود بودجه‌هایشان هم استفاده کرده‌ایم هم براى تکمیل بنا و هم براى ایجاد ساختمان‌ها و آزمایشگاه‌ها امیدواریم با اقداماتى که کرده‌ایم و دنبال می‌کنیم شاید در سنوات بعد موفق بشویم اعتبارات بیشترى تحصیل بکنیم به طورى که این دانشکده‌ها به زودى کارهایشان و تأسیساتشان و آزمایشگاه‌هایشان کامل بشود موضوعى که ضمن سؤال باید عرض کنم این است که در سال گذشته جمع معلمین خیلى کوشش کردیم که یک معلم خارجى به معلمین که در سابق بود اضافه شد چندین نفر استخدام شدند که فعلاً مشغول کار هستند از جمله اقداماتى که کردیم استفاده از استادان دانشگاه تهران است که براى مدت یک ماده و دو ماه به شهرستان‌ها فرستاده‌ایم و دروس عهده‌دار شده‌اند و به علاوه در نظر داریم و اقدام کردیم با بعضى از دانشکده‌ها و دانشگاه‌هاى خارجى ارتباط حاصل بکنیم و از آنجا‌ها استادانى به طور موقت براى مدت شش ماه یک سال دعوت بکنیم و یک دروسى را به عهده آنها قرار بدهیم البته با کارد ضعیفى که على‌الاصول براى دانشکده‌های شهرستان‌ها هست و با وسایل و موجباتى که از لحاظ مالى و تأسیسات ساختمان‌ها فراهم است خیال می‌کنم آقا خودتان که یکى از پایه‌گذاران دانشگاه تبریز بودید و خیلى زحمت براى دانشکده پزشکى آنجا کشیده‌اید، خودتان اعتراف خواهید کرد که نه در گذشته، نه در حال حاضر وزارت فرهنگ نسبت به رفع نقایص دانشکده‌های شهرستان‌ها به هیچ‌وجه کوتاهى نکرده و بنده امیدوارم که در آینده بیش از پیش هم مجاهدت بکنیم که دانشکده‌های شهرستان‌ها به صورت آبرومندترى در بیاید.

رئیس ـ آقاى دکتر شفیع امین.

دکتر شفیع امین ـ بنده از توضیحاتى که جناب آقاى وزیر فرهنگ فرمودند متشکرم ولى بنده غرضم بیشتر روى ساختمان‌ها بود در درجه اول مربوط به سازمان برنامه است که سازمان برنامه تعهد کرده از یک سال قبل بودجه‌های فرهنگى را سازمان برنامه قبول کرده و تعهد کرده و مطالعه چندین مرتبه با حضور آقایان نمایندگان مخصوصاً آقایان نمایندگان محترم آذربایجان کمیسیون شده است و تا به حال نتیجه نگرفته‌اند یعنى بنده به طور کلى می‌خواهم عرض کنم که سازمان برنامه در آذربایجان کارى انجام نداده بنده که تا به حال چیزى ندیده‌ام اگر آقایان نمایندگان محترم آذربایجان که تشریف دارند چیزى دیده‌اند بنده هم قانع می‌شوم تصدیق بفرمائید که امر شاهنشاه قابل اجرا است (یکى از نمایندگان - لازم‌الاجر است). فرموده بودند در ظرف دو سال تمام بشود و الان سال سوم است و هنوز یک دهم آنچه تعهد کرده‌اند انجام نشده (قنات‌آبادى - هنوز اول عشق است) جنابعالى بهتر اطلاع دارید بنده قبل از اینکه مدرسه‌ای که در ده سال قبل با علاقه و همت آقایان مخصوصاً بیش از همه جناب آقاى دکتر اقبال تأسیس شده است و ایشان در مراحل مختلفه در آن موقع وزیر بهدارى بودند وزیر فرهنگ بودند استاندار آذربایجان بودند رئیس دانشگاه بودند و همه نوع کمک می‌فرمودند نظر بر این بود که یک مؤسسه‌ای که ایجاد کردند آن را آباد کنند تا هم مردم و هم زمامداران مملکت راضى بشوند در دانشگاه تبریز خواهش کردیم که ساختمان کشاورزى را شروع بکنند بنده نمی‌گویم بتون آرمه بسازید ساختمان ده طبقه بسازید آنها خرجش زیاد است خیر؟ یک ساختمان دو طبقه که ده تا اطلاق داشته باشد کافى است که این جوان‌ها بتوانند تحصیل کنند براى کوى دانشجویان اقدام فرمودند خیلى متشکریم امیدواریم که با کمک جناب آقاى دکتر اقبال که وعده فرمودند که زودتر این اجرا بشود مخصوصاً وعده فرمودند که دو ساعتى هم در تبریز ناهار میل فرمایند. متشکرم از وزارت فرهنگ هم تشکر می‌کنم که زمین خریده‌اند. در حدود بیست هزار متر زمین خریده شده است در موضوع استادان خارجى به طورى که خودشان مستحضرند چون در پاریس یک موقع سرپرست محصلین اعزامى بودند اطلاع دارند که استادان حاضرند بیایند، یک قانونى براى اعزام محصلین گذشته است به عقیده بنده اگر بتوانیم دانشکده‌های داخلى را به استادان خارجى و استادان خودمان با پزشکان خودمان در دانشگاه تهران تکمیل کنیم امیدوارم هم خرج کم بشود و هم تحمیل به دولت نشود. کسی که پول دارد آزاد است برود اروپا تحصیل هم بکند و به بودجه دولت هم تحمیل نشود بنده امیدوارم که جناب آقاى دکتر مهران کمک بیشترى بفرمائید. اولاً براى تکمیل بودجه و نیز براى اینکه استادان خارجى استخدام کنیم براى مدت 3 ماه براى دانشکده کشاورزى و براى دانشکده پزشکى در آن قسمت‌هایی که آقایان از تهران حاضر نمی‌شوند بنده اینجا هستم می‌روم خدمتشان خواهش می‌کنم خوب آنها هم گرفتار هستند نمی‌توانند دو ماه سه ماه شش ماه به تبریز بروند یکى هم بودجه است توجه فرمائید که اگر بودجه حسابى نداشته باشید هیچ دانشکده‌ای نمی‌توانید درست کنید بنده استدعا می‌کنم شما براى دانشگاه یک ترتیبى قائل بشوید که بتوانند مستقیماً از خارجه استاد بیاورند فعلاً هم استاد داریم خیلى خوبست هم براى قسمت کحالى و هم براى قسمت فیزیولژى و براى ساختمان بنده از جناب آقا دکتر اقبال که تشریف دارند خواهش می‌کنم دستور بفرمائید که آقاى مهندس هدایت هم تشریف دارند سازمان برنامه به کلى در آذربایجان کار ندارد این ساختمانى که قبول نموده و همین الان هم در کمیسیون هستیم اقلاً این را زودتر دستور بفرمایند شروع شود چون فصل ساختمانى دارد تمام می‌شود فصل ساختمان در آذربایجان از اواسط اردیبهشت ماه تا آخر مهر ماه است و حالا ما در خرداد ماه هستیم امروز بنده در سازمان برنامه بودم آقاى یزدان‌فر معاون وزارت فرهنگ هستند ایشان هم بودند ولى هنوز آن ساختمان شروع نشده آن ساختمان کى شروع خواهد شد؟ کى تکمیل خواهد شد؟ اصلاً می‌خواهید ساختمان را تمام کنید یا نه؟ بنده در شرفیابى که حضور بندگان اعلیحضرت همایونى پیدا کردم فرمودند که آیا بیمارستان تمام شده؟ بنده عرض کردم خیر تمام نشده امیدوارم که امسال با کمک دولت سازمان برنامه بیمارستان تمام بشود ما پول زیاد نمی‌خواهیم از بودجه‌های سال قبل که صرفه‌جویی شده و بودجه امسال سازمان برنامه چهار میلیون تومان قبول کرده‌اند ولى آقایان نمی‌دهند.

5- تقدیم دو فقره سؤال به وسیله آقا فضائلى رئیس آقاى فضائلى

فضائلى ـ دو سؤال از وزارت بهدارى وزارت دارایی راجع به بودجه و دارو است که تقدیم می‌کنم.

6- سؤال آقاى احمد طباطبایی راجع به مصرف سیصد ریال وام پرداختى سازمان برنامه و جواب آقاى مهندس هدایت معاون نخست‌وزیر

رئیس ـ آقاى طباطبائى.

بهبهانى – من هم یک سؤالى راجع به نان کرده بودم.

رئیس ـ مدت آن نرسیده سؤالات به ترتیب مطرح خواهد شد.

طباطبایی قمى ـ  سؤال بنده راجع به سیصد میلیون ریال وامى است که بانک صادرات پرداخته است چندى قبل مدیر عامل بانک صادرات مصاحبه کرده بود که سیصد میلیون ریال وام به دوازده نفر بدهند، البته این کار براى ترویج صنایع بوده است (صحیح است). بنده سؤال کرده بودم به اینکه این سیصد میلیون به چه اشخاصی داده شده؟ و به هر کس چقدر داده شده؟ و براى چه مصرفى داده شده؟ به چه مدتى داده‌اند؟ با چه بهره‌ای داده‌اند سؤال بنده این بود و حالا این سؤال که طرح شد منتظرم که آقا مهندس خسرو هدایت جوابش را بفرمایند بعداً بنده عریضم را عرض خواهم کرد.

رئیس ـ آقاى مهندس خسرو هدایت.

مهندس خسرو هدایت ـ مقصود نماینده محترم بانک اعتبارات صنعتى است نه بانک صادرات عرض کنم طبق ماده ده قانون برنامه یک بانکى به وجود آمده که تمام سرمایه‌اش متعلق به سازمان برنامه است و این براى کمک به صنایع است، سرمایه‌ای که براى این بانک پیش‌بینی که باید در برنامه دوم هفت ساله در ظرف سه سال آینده پرداخت شود نود و سه میلیون تومان خواهد بود از این مبلغ سى میلیون تومان در سال 35 پرداخته شده و 25 میلیون تومان هم براى سال 36 پرداخته می‌شود براى اینکه معلوم شود به چه ترتیب به متقاضیان وام داده می‌شود صنایع را سه طبقه تقسیم کرده‌اند طبقه یک و دو و سه و بعد مشخص کرده‌اند بین کسانى می‌خواهند صنعت موجودشان را کارخانه موجودشان را اصلاح کنند و توسعه بدهند و بین کسانى که می‌خواهند یک کارخانه جدیدى وارد بکنند و این‌طور تقسیم شده که هفتاد درصد مبلغ موجود صرف توسعه صنایعى که وجود دارد بشود و

+++

سى درصد صرف صنایعى که بعداً به وجود می‌آورند به دلیل اینکه حساب کرده‌اند صنایعى که وجود دارد براى خرج شده اگر تکمیل شود منفعتش بیشتر است چون یک سرمایه‌ای که به کار افتاده مجدداً به کار می‌افتد و از آن استفاده می‌شود تا اینکه سرمایه جدیدى بیاید از زمانى که این بانک شروع به کار کرد یعنى از سال پیش تا سوم خرداد امروز هفتم خرداد است یعنى چهار روز پیش جمعاً 26 فقره وام داده. جمع تقاضا‌هایی رسیده کسانى که تقاضاى وام کرده‌اند اگر تمام را جمع کنیم به مبلغ مورد تقاضا دو میلیارد و یکصد و هفتاد و چهار هزار صد و نود و نه ریال تقاضاى وام کرده‌اند. وام‌هایی که از روز چهارم خرداد تصویب شده 451545000 ریال بوده است مبلغى که در سال 35 پرداخت شده ما 26 وام تصویب کرده‌ایم (یک نفر از نمایندگان - کدام پرداخت شده) عرض کردم همه پرداخت می‌شود منتهى قرارداد دارد، در سال 35 چقدر؟ در سال 36 چقدر؟ همه را یک دفعه که نمی‌دهند مبلغى که تاکنون پرداخت شده 115 میلیون ریال است مبلغى که در 36 تعهده شده 354 میلیون ریال است در سال 37 هفتاد میلیون و در سال 38 دوازده میلیون مبلغى که پرداخت شده یک صد و پانزده میلیون است جمع مبلغى که تعهد شده و پرداخت شده 451 میلیون ریال است آن صنایعى که ما درجه یک تشخیص داده‌ایم به آنها داده‌ایم و تاکنون به صنایع درجه 2 داده نشده کارخانجات ریسندگى و بافندگى است کارخانجات روغن‌کشى است کارخانجات مصالح ساختمانى اعم از سیمان یا آجر و یا  سنگ و از این قبیل است لیستش خیلى مفصل است به طور کلى (طباطبایی قمى ـ لیستش مفصل نیست ده، دوازده تا بیشتر نیست) لیست طبقه‌بندى آن را عرض کردم (طباطبایی قمى ـ آنهایی که داده‌اید بفرمائید) بنده خواستم بگویم که ما طبقه‌بندى کردیم طبقه یک و دو و سه فقط به طبقه یک دادیم و صنایعى که در طبقه یک در درجه اول تحت رسیدگى است روغن‌کشى است و مصالح ساختمانى است حالا این 26 وامى که داده‌ایم به طور کلى بنده می‌خواستم به استحضار آقایان برسانم که عملیات بانکى یک عملیاتى نیست که بشود همه‌جا طرح کرد یعنى اگر یک کسى یک حساب جارى در یک بانکى دارد نمی‌شود توقع داشت که بیاید بانک صورت حساب جارى او را بدهد فقط دادستان می‌تواند بخواهد. ولى چون رویة سازمان برنامه این بوده که هم چیز را مطالعه بکند و بسنجد تمام پول‌هایی را که پرداخت می‌کند حساب بکند بدهد به دست مردم و در اینجا تصمیم این شد. اسامى کارخانجاتى که از سازمان برنامه وام گرفته‌اند قرائت بشود اولین وامى که داده شده به کارخانه ریسندگى سمنان است (طباطبایی قمى ـ حاجى میرزا علینقى) (خرازى - بلى) (موسوى - چقدر؟). مبلغى که تصویب شده 84 میلیون ریال است مبلغى که پرداخت شده تاکنون یعنى در سال 36 پرداخت می‌شود هفتاد میلیون و در 37 چهارده میلیون ریال است به طورى کلى سودى هم که بانک اعتبارات صنعتى می‌گیرد 6 درصد است (طباطبایی ـ تا به حال داده نشده؟) در سال 35 داده شده وام دوم هم به شرکت سهامى روغن‌کشى پارس نو است (طباطبایی قمى ـ مال کیست؟) روغن‌کشى از مواد اولیه نباتى است (طباطبایی قمى ـ عرض کردم مال کیست؟). شرکت سهامى روغن‌کشى پارس نو (زنگ رئیس) اسمى صاحبان سهام آن را نمی‌دانم.

رئیس ـ آقاى طباطبایی شما یک دفعه دیگر حق دارید صحبت بکنید بگذارید صحبتشان را بکنند.

مهندس خسرو هدایت ـ اسامى تمام صاحبان سهامى را نمی‌دانم همین‌قدر می‌دانم که اسمش شرکت سهامى روغن‌کشى پارس نو است محلش هم در تهران است مبلغ وامى که تصویب شده 6 میلیون ریال است که تمام شش میلیون ریال در 36 باید داده شود (طباطبایی قمى ـ گرفته؟). قراردادش تکمیل نشده به محض اینکه قراردادش تکمیل شد فوراً پرداخت می‌شود. چون قرارداد بانک این‌طور است وقتى قرارداد را می‌نویسد می‌آورند به محضر. چون در مقابل بانک خود آن کارخانه وثیقه است وقتى که وثیقه‌اش معلوم شد سندش تنظیم می‌شود آن وقت به او وام می‌دهند. سومى شرکت سهامى جهان‌چیت است 37 میلیون ریال وام تصویب شده که سى میلیون ریال در 35 پرداخت بشود در حدود 7 میلیون و پانصد هزار ریال در 36 (طباطبایی قمى – نمی‌دانید مال کیست؟). بنده اسامى شرکاء را نمی‌دانم فقط می‌دانم شرکت سهامى جهان‌چیت بعد شرکت سهامى مارگارین است وامى که براى او تصویب شده 21 میلیون و پانصد هزار ریال است کارخانه کش‌بافى منصفى هفتصد هزار ریال است کارخانه کش‌بافى منصفى هفتصد هزار ریال شرکت سهامى صنایع چوب (طباطبایی قمى ـ آقا چى؟). چوب تخته سه لایی 19 میلیون ریال کارخانه گونی‌بافى رشت 12 میلیون ریال پنبه پاک‌کنى و روغن‌کشى شیراز 17 میلیون ریال شرکت سهامى سیمان تهران 30 میلیون ریال شرکت سفال (تکنیک) 12 میلیون ریال به کارخانه سنگ‌برى حجارباشى 120 هزار ریال کارخانه تراشکارى خاچاطوریان 640 هزار ریال کارخانه تراشکارى مختار عربین ششصد و چهل هزار ریال کارخانه ریسندگى و بافندگى فروغ‌بخش سه میلیون ریال کارخانه برنج‌کوبى صارمى پانصد هزار ریال شرکت سهامى بازرگانى تهران ما که ورشوسازى است دو میلیون و هشتصد هزار ریال شرکت یزدباف یزد 62 میلیون ریال کارخانه پنبه پاک‌کنى و روغن‌کشى پارس 30 میلیون ریال کارخانه صندوق نسوز خرم 3 میلیون ریال تراشکارى اونیور سال یقنظر الکسندر 325 هزار ریال کارخانه جوراب‌بافى الیاهو دانیال پور پسران ده میلیون ریال شرکت سهامى ریال کوده میلیون ریال شرکت سهامى سیمان شمال 14 میلیون ریال کارخانه یخ‌سازى و سردخانه ذوب مس و نورد ایران 5 میلیون ریال شرکت سهامى ریسندگى و بافندگى بهشت اصفهان 5 میلیون ریال این تعداد کلى شرکت‌هایی بوده که وام‌هایشان به هیئت مدیره آمده و این مبالغى که عرض کردم تصویب شده است آنهایی که قراردادهایشان به تصویب رسیده و امضاء شده طبق قرار داد عمل شده و مقدار زیادى وام تصویب شده ولى قراردادهایشان به مرحله نهایی نرسیده اما وام تصویب شده و باید عمل کرد اما اینکه تاریخ سر رسید آنها کى است حداکثر مدتى که طبق قانون ما می‌توانیم به آنها به ترتیب وام بدهیم 12 سال است ولیکن این حداکثر است عملاً چه می‌کنیم؟ می‌روند رسیدگى می‌کنند که این کارخانه پس از اینکه در اثر اخذ این وام تکمیل شد تولید محصولات آن چقدر خواهد بود و در چه تاریخ می‌توانند تمام قرضش را بپردازد و آن وقت نتیجه می‌گیرند که کى قرضش تمام می‌شود آنکه از همه دیرتر وامش تمام می‌شود در سال 47 است والا در سال 40، 41 حتى 39 هم بعضى از اینها وام‌هایشان پرداخت می‌شود پس به طور کلى وامى که پرداخت می‌شود با بهره 6 درصد است تعدادى که پرداخت شده 26 تا است سرمایه‌ای که پرداخت شده سى میلیون تومان است جمع کل سرمایه 93 میلیون تومان است آنچه که باید در 36 پرداخت بشود 35 میلیون تومان است همین‌طور که عرض کردم در مقابل سرمایه سى میلیون تومان در حدود دویست میلیون تومان تقاضا بوده و تصمیم این شده که اگر مسیر شد شرایطى به وجود بیاید که بتوانیم به این تقاضا‌ها ترتیب اثر بدهیم و در تکمیل صنایع داخلى که منجر به تعطیل می‌شود کمک بیشترى بشود (صحیح است).

اسکندرى – آن وقت از پول براى تبریز خبرى نیست.

رئیس ـ آقاى طباطبایی قمى.

طباطبایی قمى ـ بنده خیلى خوش‌وقت هستم از جناب آقاى مهندس هدایت که این صورت را در اینجا خواندند ولى متأسفانه بیش از یک نفرش را ایشان نام نبردند اولش را فرمودند حاجى میرزا علینقى کاشانى (خسرو هدایت ـ بنده عرض نکردم حاجى میرزا علینقى کاشانى عرض کردم شرکت سهامى نساجى سمنان) بعد بقیه را نفرمودند گفتند. یک وقتى در بغداد قحطى شد فقرا در مضیقه بودند بیچاره بودند گرسنگى خیلى به مردم فشار آورد خلیفه یک پولى معین کرده بود که بین فقرا تقسیم شود گفتند این پول را به کى بدهیم تقسیم بکند؟ گفتند به بهلول بدهیم تقسیم کند. پول را بهلول گرفت. فقرا جمع شدند که سهمى از این پول بگیرند. اولین فقیر آمد از او پرسید خرجت در سال چقدر است گفت صد تومان گفت برو خودت می‌توانى پیدا کنى. دومى آمد گفت خرجت چقدر است؟ گفت سیصد تومان گفت به تو هم نمی‌دهم خودت می‌توانى پیدا کنى. گفتند چه بکنیم چه نکنیم به کى بدهیم؟ به فقرا هم نداد حاجى میرزا علینقى رفت پیش او گفت تو در سال چقدر خرجت است گفت سیصد هزار تومان گفت خیلى خوب تو بیا و دویست هزار تومان بگیر. همین‌طور این پول تقسیم شد بین آن طبقه و به فقرا هم نرسید وقتى آمدند از بهلول سؤال کردند بابا بهلول این پول را چه کردى؟ گفت من مستحقین دادم گفتند به کى؟ گفت گفتید به مستحق‌ها بدهم من هم به مستحق‌ها داده‌ام. گفتند اینها که مستحق نیستند گفت خدا بهتر می‌داند یا تو؟ خدا آنها را مستحق دانسته که بهشان داده من هم به آنها دادم‌. این بیچاره‌های بدبخت که مستحق نیستند چون خدا بهشان نداده است من هم نمی‌دهم، یک روزى جناب آقاى ابتهاج توى کمیسیون برنامه می‌فرمودند که من یا برهنه‌ها را نمی‌توانم بدهم به اشخاصى خرج مردم نمی‌کنند من خیلى خوش‌وقتم یا برهنه‌ها را شناختیم که پا برهنه‌ها کى هستند. وقتى که یک پولى براى ترویج صنعت در این مملکت می‌آید و به مصرف پا برهنه می‌رسد پا برهنه آقایان ملاحظه فرمائید که کى‌ها هستند و چه اشخاصى اینها را می‌برند آقایان اگر شما می‌خواهید صنایع مملکت کمک کنید چرا به صنایع کمک نمی‌کند بنده وقتى که شنیدم این پول را می‌خواهند مصرف کنند براى ترویج صنایع 7، 8 شهر را در نظر گفتم چون آنها صنایع دستى دارند فکر می‌کردم خراسان است فکر می‌کردم تبریز است فکر می‌کردم یزد است قم است فکر می‌کردم اصفهان است یا بروجرد است من فکر می‌کردم اگر این پول مصرف بشود حتماً توى این شهرها مصرف می‌شود به این بیچاره‌ها داده می‌شود. شعربافى که می‌آید تقاضا می‌کند یا آن پیرزن کرباس‌بافى که از صبح تا غروب 4 متر کرباس می‌بافد و این نیم متر سى شاهى براى آن دارد من فکر می‌کردم که یک هزار می‌دهند یک ماشین دستى براى آن پیرزن می‌خرند و این ماشین دستى را می‌دهند این می‌گویند به جاى روزى سه متر شش متر بباف 15 ریال برایت مزد می‌ماند من خیال می‌کردم با سى میلیون تومان پول 15 هزار خانواده اداره می‌شود من این‌جور فکر می‌کردم همه آقایان هم این‌جور فکر می‌کردند که به این اشخاص داده می‌شود و واقعاً اینجور است حاجى میرزا علینقى 6 میلیون ریال وام بگیرد براى تکمیل کارخانه‌اش واقعاً حاجى میرزا علینقى پول ندارد که شش

+++

میلیون خرج بکند و باید بیاید قرض بگیرد؟ این پولی که شما می‌خواهید به مردم بدهید و خودتان می‌دانید این پول پابرهنه‌ها است این پول بیچاره‌‌ها و بدبخت‌ها است این پول باید اینجور خرج بشود؟ یک نفر غیر از حاجی میرزا علینقی اسم برده نشده است من خیال می‌کنم دیگران از حاجی میزرا علینقی پائین‌تر باشند آقایان بخیل نیستیم بنده بخیل نیستم که حاجی میرزا علینقی 6 میلیون گرفته یا 7 میلیون گرفته چون به آنها ندهید گیر ما هم نمی‌آید ولی آقایان خدائی هست، پیغمبری هست، دینی هست و اله این مردم بیچاره هستند به خدا این مردم بیچاره هستند به آن شعر باف بیچاره به آن کرباس باف بیچاره به آن زن بدبختی که صبح تا شام توی زیرزمین می‌نشیند قالی می‌بافد شانه می‌زند سه قران مزد می‌گیرد اگر دو هزار تومان شما به او بدهید خودش یک دستگاه کار تهیه می‌کند و نتیجه زحمتش را خودش می‌برد پولش را هم خیلی زودتر از اشخاص به شما برمی‌گرداند. من منظورم بود که شما آقایان بدانید ملت ایران بداند که این پول‌هایشان به چه کسانی داده می‌شود و چگونه مصرف می‌شود و کیها می‌برند یک نفر بیچاره بدبخت از این وام‌ها و سال دیگرش هم که به قول آقا 32 میلیون است سال بعدش هم که 32 میلیون است اگر صورت آوردید که به یک بیچاره بدبخت یک قرانوام دادید هر چه بگوئید بنده اینجا تصدیق می‌کنم بنده خواستم فقط ملت ایران بداند که با این پول‌ها چه معامله‌ای می‌شود و عرض دیگری هم ندارم.

رئیس ـ آقای مهندس خسرو هدایت بفرمائید.

مهندس خسرو هدایت ـ بنده خیال می‌کنم که یک اشتباهی برای جناب آقای طباطبایی رخ داده است و آن این است که تصور فرمودید این وام برای این تصویب شده است به یک مؤسسات بی‌چیزی اعاله داده شود اینطور نبوده است این وامی است که در مقابل وثیقه است  باید در یک تاریخ معین پس بدهند اینجوری که ما قرارداد تنظیم می‌کنیم به ترتیب تاریخ است یعنی هر که زودتر تقاضا داده پرونده‌اش زودتر رسیدگی می‌شود و اگر آقای کاشانی بیاید کارخانه‌اش را در سمنان به وثیقه بگذارد و کارخانه‌اش را توسعه بدهد نتیجه‌اش این است که هزار تا کارگر هم در آنجا کار می‌کنند کسانی می‌توانند بیایند از این وام استفاده بکنند که دارای سرمایه هستند و آن سرمایه را وثیقه می‌دهند در مقابل وامی که اخذ می‌کنند راجع به دستباف‌ها به استحضار جنابعالی نرسیده که در اصفهان و در کوهپایه و در یزد ما دستگاه‌های دستبافی دایر کردیم (احمد مهران ـ شما نکردید اصل 4 کرده) ما در اصفهان یک کارخانه که دارای 60 دستگاه دستبافی است (احمد طباطبایی ـ مال اصل 4 است شما دیگر نگردید) (احمد مهران ـ اینطور نیست) ماشین‌های آن را هم اصل 4 داده که ما آنها را دایر کرده‌ایم بنابراین آقایان بایستی استحضار داشته باشند (دکتر مشیر فاطمی ـ به یزد هم داده‌اند) و همچنین در کوهپایه بنابراین ما در نظر گرفته‌ایم کارخانجاتی که از حیث صنعت و از حیث زمان  در درجه اول باشد و تقاضای آنها هم تقدم داشته باشد وقتی این سه شرط را داشته باشند وثیقه هم بدهند ما البته به آنها وام می‌دهیم.

مهران ـ اصل چهار این کارها را کرده نباید در پشت تریبون دروغ بگوئید.

7- اخذ رأی نسبت به در دستور گذاردن لایحه دعاوی مردم بر دولت و رد آن

رئیس ـ آقای کفیل وزارت دادگستری در جلسه پیش تقاضا کردند که لایحه دعاوی مردم علیه دولت در این جلسه مطرح بشود حالا 15 نفر از آقایان هم تقاضای فوریت کردند که قرائت می‌شود (به شرح زیر خوانده شد)

مقام محترم ریاست مجلس شورای ملی ـ اینجانبان تقاضا می‌کنیم لایحه دعاوی اشخاص بر علیه دولت در دستور مجلس شورای ملی قرار گرفته و به قید یک فوریت مطرح بشود.

ارسلان خلعت‌بری ـ امید سالار ـ یار افشار ـ دکتر دادفر ـ سالار بهزادی و چند امضای دیگر.

رئیس ـ آقای خلعت‌بری بفرمائید. توضیحی دارید بدهید.

خلعت‌بری ـ دیگر توضیحی لازم ندارد.

رئیس ـ چون مخالف دارید بفرمائید صحبت کنید. آقای قنا‌ت‌آبادی مخافید؟

قنات‌آبادی ـ بلی بنده مخالف هستم.

رئیس ـ بفرمائید.

قنات‌آبادی ـ بنده با فوریت این پیشنهاد مخالفم نه با طرح این لایحه. این را می‌خواستم عرض کنم الان مدت مدیدی است که این دعوا بین آن کسانی که دعاوی نسبت به دولت دارند یا از دولت مطالباتی دارند با دولت در جریانست و در این مدت و این زمان دراز رسیدگی نشده و معطل شده‌اند بایستی یک لایحه‌ای از  مجلس بگذرد که این لایحه جامع‌الاطراف باشد و خوب مطالعه شود و دقت بشود و حالا بنده این فوریت را برای این لایحه ضروری نمی‌دانم مردمی که معطل شده‌اند با یک روز و دو روز هم حقی از آنها ضایع نمی‌شود که فوریت این لایحه را ایجاب کند فکر نمی‌کنم که این فوریت اگر تصویب بشود تأثیری در اصل ماهیت این لایحه پیدا بکند.

رئیس ـ اول باید رأی گرفت که این لایحه جزو دستور امروز وارد بشود چون دستور با نظر دولت معین شده است. آقای وزیر جنگ فرمایشی دارید؟

وزیر جنگ (سرلشگر وثوق) ـ بنده از لحاظ اینکه تعداد زیادی از این دعاوی برعلیه دولت متوجه وزارت جنگ می‌شود با فوریت آن صد درصد موافقم به خاطر اینکه از لوایح قبلی است و لایحه تازه‌ای نیست جزو لوایح کمیسیون مشترک است که در حال اجرا است ولی در سوم خرداد امسال یعنی چند روز قبل مدت قانونی آن تمام شده است و اگر با فوریت تصویب نشود مدت تصویبش طول خواهد کشید و در کار کمیسیون وقفه حاصل می‌شود و همچنین کارهای مردم و دعاویشان معوق می‌ماند این است که بنده به سهم خود استدعا می‌کنم آقایان با فوریت آن موافقت بفرمایند.

رئیس ـ اول رأی گرفته می‌شود به اینکه این لایحه جزو دستور امروز قرار بگیرد آقایانی که موافقند قیام فرمایند چون دستور معین شده است (عده کمتری برخاستند) تصویب نشد می‌ماند برای جلسه بعد.

8- طرح و تصویب گزارش کمیسیون پست و تلگراف راجع به اجازه الحاق دولت ایران به قرارداد پستی بین‌المللی

رئیس ـ مقاوله نامه پستی که از مجلس سنا رسیده است قرائت می‌‌شود.

(به شرح زیر خوانده شد)

گزارش از کمیسیون پست و تلگراف به مجلس شورای ملی

کمیسیون پست و تلگراف و تلفن در جلسه 12 آذرماه 35 لایحه شماره 1623 ارسالی از مجلس سنا راجع به الحاق دولت ایران به قرار داد و مقاوله نامه‌های پستی جهانی را با حضور آقای وزیر پست و تلگراف و تلفن مطرح نموده و برای شور دوم عیناً تصویب نمود اینک گزارش آن را به مجلس شورای ملی تقدیم می‌دارد.

ماده واحده ـ الحاق دولت ایران به قرارداد پستی جهانی و موافقت‌نامه منعقده میان سازمان ملل متحد و اتحاد پستی جهانی که جزء آنست و مقاوله‌نامه راجع به مرسولات جهبه‌هایی که قیمت آنها اظهار شده است و مقاوله‌نامه راجع به امانات پستی  و مقاوله‌نامه راجع به بروات پستی و آئین‌نامه‌ها و پروتکل‌های نهایی ضمیمه آنهار را که در تاریخ 11 ژوئیه 1952 در سیزدهمین کنگره پستی عمومی منعقده در بروکسل به امضاء رسیده است به شرح ذیل:

1- قرارداد پستی جهانی دارای 83 ماده و پروتکل نهایی آن دارای 19 ماده و اظهاریه متمم آن و موافقت‌نامه منعقده میان سازمان ملل متحد و اتحاد عمومی پستی جهانی مشتمل بر 16 ماده و اظهاریه متمم آن دارای دو ماده و آئین‌نامه اجرای قرارداد پستی جهانی دارای 87 ماده و مقررات راجع به حمل مراسلات هوایی مشتمل بر 33 ماده و پروتکل نهایی آن دارای 3 ماده.

2- مقاوله‌نامه بین‌المللی راجع به مراسلات و جعبه‌هایی که قیمت آن اظهار شده است دارای 18 ماده و پروتکل نهایی آن دارای 2 ماده و آئین‌نامه مربوط به آن مشتمل بر 12 ماده.

3- مقاوله نامه بین‌المللی راجه به امانات پستی دارای 46 ماده و پروتکل نهایی مشتمل بر 9 ماده و آئین‌نامه اجرایی مربوطه دارای 43 ماده

4- مقاوله‌نامه بین‌المللی راجع به بروات پستی دارای 40 ماده و آئین‌نامه اجرای آن مشتمل بر 42 ماده و مقررات مربوط به حواله‌های پستی مسافرتی مشتمل بر 18 ماده تصویب می‌شود.

مخبر کمیسیون پست و تلگراف و تلفن ـ عبدالله سعیدی

رئیس ـ گزارش کمیسیون امور خارجه هم قرائت می‌شود.

(به شرح ذیل خوانده شد)

گزارش از کمیسیون امور خارجه به مجلس شورای ملی

کمیسیون امور خارجه با حضور آقایان معاونین وزارت امور خارجه و وزارت پست و تلگراف لایحه شماره 1623 دولت از مجلس سنا راجع به الحاق دولت ایران به قرارداد و مقاوله‌نامه‌های پستی جهانی را برای شور دوم مطرح نموده پس از مطالعه لازم بالاخره ماده واحده مصوب مجلس سنا برای شور دوم نصویب و اینک گزارش کمیسیون پست و تلگراف را تأیید می‌نماید.

مخبر کمیسیون امور خارجه ـ مرات اسفندیاری

رئیس ـ چون کسی اجازه صحبت نخواسته پیشنهادی هم داده نشده باید به ماده واحده رأی گرفت. رأی گرفته می‌شود به ماده واحده آقایانی که موافقند قیام فرمایند (عده کثیری برخاستند) تصویب شد چون دستور مجلس با حضور یکی از آقایان وزرا برای دو هفته معین شده بود ماده 72 قرائت می‌شود که آقایان توجه کنند چون هر چیزی خارج از آن دستور با رأی مجلس باشد.

(ماده 72 به شرح ذیل فرائت شد)

ماده 72 – دستور مجلس باید به طور مرتب و با تعیین تقدم و تأخر قبلاً برای هر دو هفته از طرف هیئتی مرکب از رئیس و نواب رئیس و رؤسای کمیسیون‌هایی که گزارش لوایح ارجاع شده را به مجلس داده باشند با حضور یکی از وزیران به تعیین

+++

نخست‌وزیر تهیه و 24 ساعت قبل از انعقاد اولین جلسه طبع و بین نمایندگان توزیع و در لوحة دستور نیز نصب شود.

این دستور به هیچ‌وجه قابل تغییر نیست مگر در موردى که به حکم فوریت و ضرورت از طرف دولت یا 15 نفر از نمایندگان کتباً تقاضا شود و در این صورت به شرط تصویب مجلس دستور تغییر خواهد یافت.

رئیس ـ بنابراین در جلسه دیگر جزو دستور می‌گذاریم. باز اگر مجلس رأى داد همان‌طورى که می‌گوئید مطرح می‌شود فوریت هم می‌ماند براى وقتى که جزو دستور قرار می‌گیرد.

قنات‌آبادى ـ بنده می‌خواهم استدعا کنم اگر ممکن است دستور بفرمائید آئین‌نامه مجلس جزو دستور قرار بگیرد چون آن قسمت تحقیقش مورد احتیاج است.

رئیس ـ گذاشته‌ایم جزو دستور است.

9- طرح شور اول کمیسیون دارایی راجع به تعویض اراضى انبار غله با اراضى وزارت امور خارجه‏

رئیس ـ گزارشى از کمیسیون دارایی و کشور رسیده است که قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

گزارش از کمیسیون دارایی به مجلس شوراى ملى‏

کمیسیون دارایی در جلسه 29 بهمن ماه 1335 لایحه شماره 54937 دولت راجع به تعویض اراضى محوطه و زیربناى کاخ وزارت امور خارجه با اراضى انبار سابق غله را با حضور نماینده دولت مطرح و پس از مذاکراتى مواد پیشنهادى دولت را عیناً تصویب نمود اینکه گزارش آن را به مجلس شوراى ملى تقدیم می‌دارد.

ماده واحده به وزارت دارایی اجازه داده می‌شود دعوى شهردارى تهران بر وزارت امور خارجه راجع به اراضى متصرفى آن وزرات‌خانه را با اراضى انبار سابق غله که فعلاً در تصور شهردارى است و به میدان فروش میوه و تره‌بار تبدیل گردیده به طور معاوضه حل و فصل نماید.

تبصره 1- قیمت اراضى مورد معاوضه از طرف کارشناس مرضى‌الطرفین شهردارى و وزارت دارایی تعیین و در صورتى که بین عوض و معوض تفاوتى باشد طرفین می‌توانند تفاوت حاصله را نقداً از محل بودجه خود و یا به وسیله معاوضه زمین و مستغل دیگرى جبران نمایند.

تبصره 2- در سایر دعاوى مشابه شهردار‌ی‌ها بر دولت نیز وزارت دارایی می‌تواند با موافقت شهردارى و تصویب هیئت دولت از مدلول این قانون استفاده نموده و به طور معاوضه آن دعاوى راحل و فیصله دهد.

مخبر کمیسیون دارایی مشایخى.

گزارش کمیسیون کشور به مجلس شوراى ملى‏

کمیسیون کشور در جلسه مورخ 6/ 12/ 1335 لایحه شماره 54637 دولت راجع به تعویض اراضى محوطه و زیربناى کاخ وزارت امور خارجه با اراضى انبار سابق غله را که مشتمل بر ماده واحده و دو تبصره می‌باشد با حضور آقاى معاون وزارت کشور مورد رسیدگى قرار داده و گزارش کمیسیون دارایی را تأیید و اینک گزارش آن را تقدیم مجلس شوراى ملى می‌نماید

مخبر کمیسیون کشور - سعید مهدوى.

رئیس ـ این لایحه دو شورى است. شور اولش مطرح است کسى اجازه صحبت نخواسته است پیشنهادى هم نرسیده است این براى شور دوم به کمیسیون ارجاع می‌شود.

10- تعیین و موقع جلسه بعد - ختم جلسه‏

رئیس ـ جلسه را ختم می‌کنیم جلسه آینده روز پنجشنبه خواهد بود.

(مجلس بیست دقیقه بعد ازظهر ختم شد)

رئیس مجلس شوراى ملى ـ رضا حکمت

+++‏

یادداشت ها
Parameter:295153!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)