کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره هفدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏17
[1396/05/29]

جلسه: 9 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه پانزدهم خرداد‌ ماه 1331  

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس.

2- اعلام استرداد مخالفت و تصویب اعتبارنامه آقایان دکتر سیدحسن امامی - دکتر سنجابی - مهندس زیرک‌زاده و صفایی.

3- قرائت گزارش‌های شعبه چهارم راجع به انتخابات یزد و نمایندگی آقایان دکتر طاهری و صراف‌زاده و جلیلی و ارجاع آن به کمیسیون تحقیق.

4- موافقت با تأخیر طرح نمایندگی آقای دکتر بقایی تا جلسه بعد.

5- طرح و تصویب نمایندگی آقای عبدالرحمن فرامرزی از ایوانکی.

6- اعلام تصویب نمایندگی آقای مجتهدی نماینده تبریز به علت حاضر نبودن مخالف آن.

7- تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه.

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏17

 

 

جلسه: 9

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه پانزدهم خرداد‌ ماه 1331

 

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس.

2- اعلام استرداد مخالفت و تصویب اعتبارنامه آقایان دکتر سیدحسن امامی - دکتر سنجابی - مهندس زیرک‌زاده و صفایی.

3- قرائت گزارش‌های شعبه چهارم راجع به انتخابات یزد و نمایندگی آقایان دکتر طاهری و صراف‌زاده و جلیلی و ارجاع آن به کمیسیون تحقیق.

4- موافقت با تأخیر طرح نمایندگی آقای دکتر بقایی تا جلسه بعد.

5- طرح و تصویب نمایندگی آقای عبدالرحمن فرامرزی از ایوانکی.

6- اعلام تصویب نمایندگی آقای مجتهدی نماینده تبریز به علت حاضر نبودن مخالف آن.

7- تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه.

 

مجلس چهل دقیقه قبل از ظهر به ریاست آقاى اورنگ تشکیل گردید.

1- تصویب صورت مجلس‏

رئیس - صورت غائبین جلسه قبل قرائت می‌شود.

(به شرح ذیل قرائت شد)

غایب با اجازه: آقاى دکتر شایگان‏.

غائبین بى‌اجازه آقایان: دکتر فاطمى، محمد‌على دادور، حاج سید ابوالقاسم کاشانى، سید باقر جلالى‌موسوى، احمد اخگر

دیر‌آمده با اجازه: آقاى راشد.

دیر‌آمده بى‌اجازه آقاى دکتر سید حسین فاخر

رئیس - در صورت مجلس نظرى هست؟

شمس قنات‌آبادى: بله‏.

رئیس - (خطاب به آقاى خسرو قشقایى) شما هم در صورت جلسه نظرى دارید؟

خسرو قشقایى - بله‏.

رئیس - آقاى شمس قنات‌آبادى مقدمند بفرمایید آقاى شمس.‏

شمس قنات‌آبادى - در موضوعى که بنده آنجا بیان کردم عرض کردم عقیده فرد نمی‌تواند ملاک کلى باشد اینجا نوشته است (عقیده فردى نمی‌تواند کلى باشد) این البته غلط است تقاضا می‌کنم اصلاح شود و حالا یک نکته دیگر هست که لازم است عرض کنم چون مجلس آماده کار نشده و نمی‌شود قبل از دستور صحبت بکنم اجازه می‌خواهم یک نکته‌اى را تذکر بدهم و تذکرى لازم‌ است براى این که بى‌نهایت از عصر تا شب و حتى تا سحر به من فشار آوردند که دیروز در مجلس سنا یکى از آقایان سناتورها اعتراض کرده بودند که چرا در کشور اسلامى ایران در ماه رمضان موسیقى تعطیل شده. تمام کارها در مملکت ما اصلاح شده و این کار مانده است فقط آمده‌اند اعتراض کرده‌اند که چرا موسیقى را از برنامه رادیو تهران حذف کرده‌اند؟ و این باعث ایجاد تنفر در بین همه مسلمان‌هاى تهران شده و مسلماً از شهرستان‌هاى دیگر خبرش راجع به این مطلب خواهد رسید خواستم تذکر بدهم اینجا کشور اسلامى ایران است.

رئیس - عرض کنم این اولاً راجع به صورت مجلس نیست خواستم به عرض برسانم آن که راجع به صورت مجلس است خاطر جنابعالى مستحضر باشد صورت مجلس‌ها اول طبع می‌شود و توزیع و بعد هر اشکالى در امرى هست که نسبت به نواقص صورت مجلس‌ها است تذکر داده می‌شود آن تذکرها در چاپ ثانى مراعات می‌شود و چاپ صحیح به دست آقایان می‌رسد آقاى خسرو قشقایى‏.

میر اشرافى - خواستم به جناب آقاى قنات‌آبادى عرض کنم که هم موسیقى تعطیل شده هم وعظ در مسجد شاه هر دو تعطیل شده‏.

شمس قنات‌آبادى - این هم مثل همان بود.

رئیس - هم این و هم آن مربوط به صورت مجلس نیست. آقاى خسرو قشقایى‏.

خسرو قشقایى - بنده در آن دفاعى که از آقاى دکتر شایگان کرده بودم نوشته شده است که «دو ایراد اساسى» بنده گفته بودم که از نظر معترض دو ایراد اساسى بوده والا به نظر بنده ایراد اساسى نبود.

رئیس - تصحیح می‌شود. در صورت مجلس نظرى نیست؟ آقاى نریمان‏.

نریمان - در رأى راجع به آقاى دکتر شایگان نوشته شده یک موافق بى‌اسم بنده فراموش کرده بودم امضا کنم، آن اسم بنده است‏.

رئیس - بسیار خوب قید می‌شود آقاى حمیدیه‏.

حمیدیه - آقاى اخگر مریض است اجازه خواسته بودند توسط بنده‏.

رئیس - مرخصى ایشان تصویب شده است در صورت مجلس نظر دیگرى نیست؟ (اظهارى نشد) صورت مجلس تصویب شد.

 2- اعلام استرداد مخالفت و تصویب اعتبارنامه آقایان دکتر سید حسن امامى - دکتر سنجابى - مهندس زیرک‌زاده و صفایى

رئیس - نظر به استرداد مخالفت از طرف آقاى مهندس زیرک‌زاده نسبت به آقاى امام جمعه و از طرف آقاى میر اشرافى نسبت به آقاى دکتر سنجابى و از طرف آقاى میر اشرافى و آقاى عامرى نسبت به آقاى زیرک‌زاده یک‌یک عرض می‌کنم پرونده انتخابات

+++

آقاى امام جمعه تهران بنابراین تصویب شد اما پرونده آقاى مهندس سنجابى (یکى از نمایندگان- دکتر سنجابى) دکتر سنجابى گفت جناب حضرت دوست پس صحت انتخابات آقاى دکتر سنجابى تصویب شد و نظر به استرداد آقاى میر اشرافى و آقاى عامرى از مخالفت با آقاى مهندس زیرک‌زاده انتخاب آقاى مهندس زیرک‌زاده تصویب شد و اما چهارمى نظر به استرداد آقاى عامرى مخالفت خود را از پرونده انتخابات - آقاى صفایى انتخابات آقاى صفایى تصویب شد.

3- قرائت گزارش‌هاى شعبه چهارم راجع به انتخابات یزد و نمایندگى آقایان دکتر طاهرى و صراف‌زاده و جلیلى و ارجاع آن به کمیسیون تحقیق

رئیس - آقاى دکتر کیان‏.

(آقاى دکتر کیان مخبر شعبه چهارم گزارش انتخابات یزد و نمایندگى آقاى دکتر طاهرى را به شرح ذیل قرائت نمودند)

جریان انتخابات هفدهمین دوره تقنینیه در شهرستان یزد به قراری است که ذیلاً به عرض می‌رسد:

تاریخ 25/1/31 از طرف فرماندارى یزد به منظور اجراى ماده 14 قانون انتخابات از 108 نفر طبقات شش‌گانه و معتمدین محل دعوت به عمل آمده است و با حضور آقاى سرابندى نماینده فوق‌العاده دولت و فرماندار 36 نفر به قید قرعه انتخاب، و سپس اعضاى اصلى و على‌البدل انجمن نظارت مرکزى تعیین و اقدام به نشر آگهى شده است و از روز یکشنبه 7 اردیبهشت 1331 به تفاوت در حوزه‌هاى مقرر از 3 تا 6 روز شروع به اخذ رأى گردید، توضیح این که در حوزه فرعى میبد تعداد 1208 برگ توزیع و اخذ رأى شده بوده است، ولى در آخرین روز اخذ رأى آرای صندوق مزبور بر‌خلاف دستور انجمن نظارت مرکزى استخراج و قرائت گردیده است انجمن به علت تخلف مذکور و با توجه به این که تعداد 1208 رأى مأخوذه در برابر 29583 رأى در تعیین منتخبین تأثیرى نداشته آرای صندوق مزبور را باطل می‌نماید در نتیجه آقایان دکتر هادى طاهرى با 27094 رأى و رضا صراف‌زاده با 25961 رأى و محمد جلیلى با 25847 رأى به ترتیب حایز اکثریت شده‌اند و برابر ماده 41 قانون انتخابات از تاریخ 17/2/31 الى یک هفته انجمن براى قبول شکایات تعیین وقت می‌نماید، پس از رسیدگى شکایات چون شکایات به نظر انجمن غیر وارد تشخیص مى‌گردد، در تاریخ 27/2/31 اعتبارنامه به نام آقایان فوق‌الذکر صادر و انحلال خود را اعلام می‌نماید. پس از ارجاع پرونده به شعبه چهارم و رسیدگى به محتویات آن و صورت جلسه نهایى انجمن مرکزى و ملاحظه شکایات رسیده در مدت مقرر به مجلس شوراى ملى چون شعبه شکایات را غیر مستند و بدون دلیل تشخیص مى‌دهد صحت انتخابات شهرستان یزد و نمایندگى آقاى دکتر هادى طاهرى را که در درجه اول داراى 27094 رأى از مجموع 29583 رأى بوده‌اند تأیید و اینک گزارش آن را تقدیم مجلس شوراى ملى می‌نماید.

 (آقایان حائری‌زاده - قنات‌آبادى - مهندس رضوى - زهرى و شبسترى اظهار مخالفت کردند)

رئیس - با مخالفت آقایان حائری‌زاده شمس قنات‌آبادى و آقاى مهندس رضوى و آقاى زیرک‌زاده (زیرک‌زاده - من مخالفت نکردم) ببخشید و آقاى زهرى و آقاى شبسترى به کمیسیون تحقیق مراجعه می‌شود.

میر‌اشرافى - آقاى رئیس پس منظور فلج کردن مجلس است، منظور این است که مجلس کار خودش را نکند.

رئیس - آقاى دکتر کیان‏.

(آقاى دکتر کیان گزارش انتخاب آقاى رضا صراف‌زاده را از یزد به شرح ذیل قرائت نمودند)

پیرو گزارش شماره 20 از شعبه چهارم دایر به صحت انتخابات یزد و نمایندگى آقاى دکتر هادى طاهرى، آقاى رضا صراف‌زاده به اکثریت 25961 رأى از مجموع 29583 رأى در درجه دوم منتخب حوزه مذکور بوده‌اند و شعبه چهارم صحت انتخابات یزد را به شرح گزارش شماره 20 و نمایندگى آقاى رضا صراف‌زاده را تأیید و اینک گزارش آن را تقدیم مجلس شوراى ملى مى‌نماید.

(آقایان زهرى - حائری‌زاده - شمس قنات‌آبادى اظهار مخالفت نمودند)

رئیس - با مخالفت آقاى زهرى و آقاى حائری‌زاده و آقاى قنات‌آبادى به کمیسیون تحقیق مراجعه می‌شود. آقاى دکتر کیان‏

 (آقاى دکتر کیان مخبر شعبه گزارش انتخاب آقاى محمود جلیلى را از یزد به شرح آتى قرائت نمودند)

پیرو گزارش شماره 20 از شعبه چهارم دایر به صحت انتخابات یزد و نمایندگى آقاى دکتر هادى طاهرى، آقاى محمود جلیلى به اکثریت 25847 رأى از مجموع 29583 رأى در درجه سوم منتخب حوزه مذکور بوده‌اند و شعبه چهارم صحت انتخابات یزد را به شرح گزارش شماره 20 و نمایندگى آقاى محمود جلیلى را تأیید و اینک گزارش آن را تقدیم مجلس شوراى ملى می‌نماید

(آقایان قنات‌آبادى و حائرى‌زاده و زهرى ابراز مخالفت نمودند)

رئیس با مخالفت آقاى قنات‌آبادى و آقاى حائرى‌زاده و آقاى زهرى به کمیسیون تحقیق ارجاع می‌شود.

 4- موافقت با تأخیر طرح نمایندگى آقاى دکتر بقایى تا جلسه بعد

رئیس - پیشنهادى از طرف آقا نبوى رسیده است قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

ریاست محترم مجلس شوراى ملى پیشنهاد می‌کنم اعتبارنامه آقاى دکتر بقایى از کرمان به تأخیر افتد تا اعتبارنامه ایشان از تهران مطرح شود. نبوى‏

حائرى‌زاده - بنده تذکر داشتم اجازه مرحمت نفرمودید.

میر‌اشرافى - مخالفم آقا مجلس را که نباید مرعوب کرد.

رئیس - بگذارید آقاى نبوى بیان‌شان تمام بشود بعد.

فرامرزى - پس بگیرید.

نبوى - آقاى دکتر بقایى هم از کرمان انتخاب شده‌اند، هم از تهران. این که در جلسه گذشته مطرح شد اعتبارنامه ایشان از کرمان بود و در آینده باید اعتبارنامه ایشان از تهران هم مطرح شود، چون به طور کلى یک وکیل از یک جا می‌تواند وکالت کند، هر چند مردم روى حسن اعتماد در دو جا به ایشان رأى داده‌اند ولى در هر صورت یک وکیل از یک جا می‌تواند وکالت کند و یک رأى می‌تواند بدهد، نه دو رأى یا بیشتر، بنابراین بنده پیشنهاد کردم که بگذارند اعتبارنامه تهران ایشان هم برسد که یک جا بتوانیم تکلیف این کار را روشن کنیم. حال اگر آقایان محترم موافقت می‌فرمایند که جلوتر از نوبت اعتبارنامه تهران ایشان مطرح بشود و تعیین تکلیف بشود. بنده البته موافقم و به عقیده بنده کار خوبى هم هست ولى اگر موافقت نمی‌فرمایند من تمنى می‌کنم که این پیشنهاد بنده را رویش رأى بدهید که بماند تا وقتى که اعتبارنامه تهران ایشان مطرح بشود که شاید یک یا دو جلسه هم بیشتر نخواهد بود.

مهندس رضوى - یک توضیح قانونى بنده می‌خواستم بدهم.

رئیس - اخطار نظامنامه‌اى دارید آقا بفرمایید.

مهندس رضوى - بله همان طوری که فرمودند یک نفر نمی‌تواند نمایندگى بیش از یک کرسى را به عهده بگیرد البته طبیعى است که وجه رجحان وکالت از هر محل هم باید به اختیار و یا لااقل با موافقت طرف واقع بشود به این دلیل بنده به وسیله تلفن بى‌سیم از آقاى دکتر بقایى سؤال کرده‌ام و امروز یک بعد از ظهر ایشان جواب خواهند داد و اگر جواب ایشان این بود که به هیچ وجه، وجه رجحانى بین کرمان و تهران ندارد و کار را به تصمیم و رأى آقایان محترم می‌گذارند، عیناً همان مطلب به عرض آقایان خواهد رسید و اگر یکى از دو جا را هم انتخاب کردند، باز هم آن به عرض مجلس شوراى ملى خواهد رسید.

دکتر کیان - بنابراین رأى لازم ندارد.

فرامرزى - اجازه بفرمایید من یک تذکرى می‌دهم، پرونده آقاى دکتر بقایى پریروز براى این عقب افتاد که تصمیمى راجع به آن در خارج گرفته شود، این تصمیم هنوز گرفته نشده، پس وضع پرونده در امروز مثل پریروز است و هیچ تغییرى نکرده است (صحیح است) بنابراین اصلاً بدون این که رأى هم بگیریم من معتقدم بگذارید کنار تا در جلسه آینده مطرح شود (صحیح است)

نبوى - بنده هم با این نظر موافقم پیشنهادم را پس گرفتم‏.

رئیس - پس گرفتید؟ بسیار خوب اگر پس گرفته شود براى مخالفت هم چیزى باقى نمی‌ماند آقاى حائرى‌زاده تذکرتان را بفرمایید.

حائرى‌زاده - من گله‌اى از جناب آقاى رئیس نمی‌خواهم پشت تریبون کرده باشم ولى در جلسه سابق که من در جلسه حاضر نبودم از قرار معلوم یک فرمایشاتى جناب آقاى میر اشرافى فرموده بودند که به اظهاراتى که من درمورد مجلس مؤسسان قلابى و استدلالاتى که براى انتخابات قلابى آن جا کرده بودم، یک قیاس مع‌الفارقى فرموده بودند من اجازه گرفته بودم که در این موضوع صحبت کنم و این جور اجازه‌ها قبل از این که در موضوع اصلى رأى گرفته شود قاعدتاً باید مقام ریاست اجازه بدهند که مسائل تشریح و روشن شود و بعد اتخاذ تصمیم بکنند جناب رئیس این توجه را نفرموده و به من اجازه مرحمت نکردند که در جلسه گذشته بیاناتى کرده باشم ولى چون جناب آقاى مکى فرمایشاتى فرموده بودند بنابراین بنده صحبتى نمی‌کنم ولى خواستم این تذکر باشد که بعدها نظایر پیدا نکند.

5- طرح و تصویب نمایندگى آقاى عبدالرحمن فرامرزى نماینده ایوانکى

رئیس - آقاى خسرو قشقایى‏.

(آقاى خسرو قشقایى مخبر کمیسیون تحقیق گزارش کمیسیون را درباره حوزه انتخاباتى ایوانکى به شرح زیر قرائت کردند)

گزارش از کمیسیون تحقیق به مجلس شوراى ملى‏:

چون در گزارش شماره 10 راجع به انتخابات ایوانکى و نمایندگى آقاى فرامرزى کمیسیون تحقیق مطالبى از قلم افتاده بود گزارش مزبور به شرح زیر اصلاح و تقدیم مجلس شوراى ملى می‌گردد.

پرونده انتخابات ایوانکى مبنى بر انتخاب آقاى عبدالرحمن فرامرزى که به مخالفت آقاى حائری‌زاده به کمیسیون تحقیق ارجاع شده بود مورد رسیدگى واقع و جریان کار به شرح زیر تقدیم مجلس شوراى ملى می‌گردد

+++

جریان کلى انتخابات ایوانکى به شرح گزارش شماره 7 از شعبه اول به استحضار آقایان نمایندگان محترم رسیده است.

آقاى حائری‌زاده معترض پرونده در کمیسیون حضور یافتند و اعتراضاتى که خلاصه آن ذیلاً عرض می‌گردد به استحضار اعضاى کمیسیون رساندند در بدو امر پس از دعوت 36 نفر و انتخاب نه نفر اعضاى اصلى از طرف بخشدارى ورامین احضار و بخشدار جدیدى با یک عده قواى نظامى به محل رفته است و مجدداً اقدام به انتخاب نه نفر جهت انجمن مرکزى در ایوانک نموده در نتیجه یک طرف انجمن سابق و از طرف دیگر انجمن جدید خود را واجد صلاحیت می‌دانسته‌اند و روى این موضوع جار و جنجالى بر‌پا مى‌گردد در محل چند نفر کاندیدا بوده‌اند ولى با دخالت قواى انتظامى آقاى فرامرزى که انتخابش در لار مقدور نبوده از حوزه ایوانکى ورامین سر در آورده است در صورتى که ایشان اهل ورامین نبوده و زمینه‌اى هم نداشتند. راجع به شخصیت آقاى فرامرزى تذکرى ندارم و گفتم اطلاعاتى به من رسیده که مقامات مرکزى در مورد انتخاب ایشان نظر داشته‌اند.

آقاى فرامرزى منتخب مورد اعتراض پس از استحضار از اعتراضات گفتند در بدو امر حوزه امر چند کاندید داشته مبارزه آنها شدت یافته ولى بعد هر کدام کنار رفته‌اند و آرای خود را به اینجانب واگذار نموده‌اند تغییر بخشدار هم مربوط به اینجانب نبود بلکه بخشدار مورد‌نظر عضو یکى از کاندیداهاى ورامین بوده است که می‌خواسته به نفع کاندید مذکور مخالفت نماید و بعد کاندیدهاى دیگر غیر از من که در محل نبودم به زور از او استعفا گرفتند روز شروع انتخابات تمام کاندیدها کنار رفتند و غیر از من هیچ کاندیدى نبوده فقط دو نفر که می‌خواستند در این دوره وارد جریان انتخابات شوند هر کدام نفر دوم گردند و به اینجانب هم هیچ نظرى نداشتند وارد جریان شدند در مورد این که اینجانب اهل ورامین نبوده‌ام به چه دلیل منتخب ورامین هستم باید بگویم که ورامین حومه تهران است و تمام مردم مؤثر ورامین یا تهرانى هستند و یا در تهران سکنى دارند و در سیاست تهران دخیل‌اند. ورامین یا شمیران فرقى ندارد جز این که رأى شمیران روى تهران است و ورامین وکیل جداگانه دارد اما راجع به دو انجمن و عمل ایشان به کلى دروغ است بخشدار جدید که به ادعاى ایشان با قواى نظامى رفته خواست انجمن دیگرى را درست کند ولى نتوانست و تفصیل آن را در مجلس عرض خواهم کرد قواى انتظامى نیز به موجب مدارکى که نشان می‌دهم با من مخالفت کرد (یک مدرک هم نشان دادند) اما این که وکالت من در لار مقدور نبوده اگر در آنجا انتخاباتى شد و من وارد شدم معلوم خواهد شد که مقدور بوده یا نبوده و به هر صورت مربوط به پرونده ورامین نیست و اما این که فرموده‌اند من از صندوق ورامین سر درآورده‌ام مگر ایشان از صندوق تهران پا درآورده‌اند هر کس با پا به جایى رفت البته با سر بیرون مى‌آید. توضیحاً این که در تمام مدت انتخابات اینجانب مریض بوده و به محل براى فعالیت انتخاباتى نرفته‌ام. کمیسیون با توجه به اعتراضات معترض و مدافعات منتخب مورد اعتراض و توجه به قسمتى از اوراق پرونده به واسطه عدم وجود موارد خلاف قانون و بدون دلیل بودن اعتراضات معترض گزارش شماره 7 از شعبه اول مبنى بر صحت انتخابات ایوانکى و نمایندگى آقاى عبدالرحمن فرامرزى را در دوره هفدهم تأیید می‌نماید.

رئیس - آقاى حائری‌زاده‏.

حائری‌زاده - قبل از شروع در مطلب باید دو سه جمله کلى را به عرض آقایان برسانم در مملکت ما اگر گفتند فلانى آدم خوبى است نمی‌گویند براى چى خوب است. فلانى آدم خوبى است براى پیش‌نمازى آیا براى مترجمى انگلیسى هم خوب است؟ فلانى قلم خوبى دارد هر کس استخدامش بکند براى مقصود او مقالاتى می‌نوسید خیلى خوب می‌نویسد آدمى است مطلع، بصیر، تحصیل‌کرده باخبر ولى این آدم باید یک رأى مستقل و ثابتى داشته باشد اگر نداشته باشد نمی‌شود به او وکالت داد خوبى دلیل این نیست که براى هر کارى خوب باشد ما خیلى اشخاص داریم که براى یک رقم کارهایى خوبند ولى براى یک رقم کارهاى دیگر بدند یک نفر مترجم انگلیسى خوب است مترجم چینى نیست و در ترجمه چینى آدم بسیار بى‌اطلاعى است نمی‌تواند چینى ترجمه کند این یک مطلب کلى را می‌خواستم قبلاً گفته باشم یک قسمت دیگر راجع به مطالبى که خواهم گفت البته به دولت اصطکاک پیدا خواهد کرد چون مسئول صحت انتخابات دولت است و یک اشتباه یا یک خبط و خطا یا تعمد هر چه بود این جریان را ایجاد کرده است البته در استدلالى که بنده خواهم کرد دامن دولت را خواهد گرفت (میر‌اشرافى - همه جا دولت مسئول بوده است) ولى این را بگویم در این مملکت ما نمى‌توانیم اعتمادى که اظهار می‌شود به منزله ارادت اسمش را بگذاریم و بگوییم مرید نسبت به مراد هر نظرى بگیرد تسلیم است خیر من این جور عقیده ندارم در مملکت ما اگر کار خوبى را شخص می‌کند باید حمایت کرد اگر کار اشتباهى کرد باید تذکر داد باید تخطئه کرد تعقیب کرد. حکومت جناب آقاى دکتر مصدق حکومتى است که من و رفقایى که داشتیم ایشان را ما روى کار نیاوردیم محیط ایشان را به ریاست دولت آورد و مناسب‌تر از ایشان هم کسى نبود و براى کار نفت هم کسى طرف اعتماد و جدى مثل ایشان هنوز هم نداریم و تا ساعت آخر هم از حکومت ایشان اگر هزار خبط و خطاى دیگرى هم که در ایران بکند حمایت خواهم کرد براى این که این یک اصل کلى را من فداى مصالح جزیى می‌کنم چیزهاى جزیى، خبط و خطاها خلاف قانون‌ها اینها چیزهاى کوچکى است اینها ارتباطى به اصل موضوع ندارد. من چون آدم سالمى نیستم و ممکن است مطالبم را گاهى فراموش بکنم یک یادداشت‌هایى تهیه کرده‌ام که به عرض آقایان می‌رسانم اگر حال من اجازه داد که تمامش می‌کنم والا استدعا می‌کنم که یکى از منشی‌ها قرائت بکنند حال من با ماه رمضان و دهن خشک و کسالتى که دارم اگر اجازه نداد از آقایان منشى‌ها خواهش می‌کنم که عرایض مرا به سمع آقایان برسانند.

اذا فسد العالم فسد العالم‏

من میل نداشتم وارد مسائل شخصى شده ولى چه باید کرد که مسائل حیاتى مملکت در سایه منافع اشخاص ملعبه این و آن خواهد شد و اگر خواسته باشیم براى اصلاح جامعه و تقویت آزادى و قانون صحبت کنیم البته با منافع اشخاص اصطکاک خواهد داشت.

مخالفت من با اعتبارنامه آقاى فرامرزى با تصدیق خودشان مخالفت شخصى نیست زیرا جز در مورد نمایندگى در مورد دیگرى همکارى با هم نداشتیم در موضوع نمایندگى هم ما در مجلس مخصوصاً در مشروطیت جدید مخالفت‌ها کمتر بر سر اصول بوده است خارج از مجلس بنده نه عامل قاچاق در خلیج‌فارس و گمرکات جنوب بودم که خداى نکرده اختلاف بر سر منافع با کسى پیدا کنم و نه وارد در زد و بندهاى سیاسى از روزنامه و غیره بودم که در نتیجه دست انداختن روى منافع یکدیگر میان ما اختلافى پیدا شده باشد. ایشان مردى هستند روزنامه‌نویس و در روزنامه‌نویسى هم داشتن مسلک و عقیده پا بر جا و ثابتى را جرم می‌دانند و چون از همین راه به وکالت و آقایى رسیده‌اند و از راه بوقلمون صفتى داراى همه چیز شده‌اند دلیلى بر تجدید‌نظر در عقیده و سلیقه خود نمی‌بینند. بنده از این قبیل کارها سر‌رشته ندارم براى اولین دفعه در دوره چهارم از یزد وکیل شدم و به تهران آمده و سپس در دوره پنجم با مرحوم مدرس همکارى داشتم و در اقلیت بودم و تا روزی که سردار سپه رئیس دولت بود با او مبارزه کردم ولى پس از تغییر رژیم و رسیدن سردار سپه به مقام سلطنت چون مخالفت شخصى نبود دیگر موضوع مخالفت با وى از میان رفته بود و بهتر می‌دانم که از جریان وقایع و حوادث آن زمان سخن همین جا کوتاه کنم.

زیرا عقیده‌مند نیستم که خیلى از اسرار مربوط به تاریخ جمهوریت و تغییر سلطنت را که هنوز موقع انتشار آن نرسیده است پشت تریبون مجلس اعلام کنم (میراشرافى - آقاى حائری‌زاده بفرمایید همه مردم بدانند) هر چه مصلحت من است آن را می‌گویم من تحت تأثیر احساسات قرار نخواهم گرفت مقصود این است که بنده با آقاى فرامرزى کوچک‌ترین اصطکاک و تماسى نداشتم و حتى وقتی که من عضو وزارت عدلیه بودم و ایشان رئیس سانسور شهربانى بودند باز گذارمان به هم نمی‌افتاد که گله یا کدورتى میانمان به وجود آمده باشد پس مخالفت با اعتبارنامه ایشان جنبه شخصى ندارد و اگر آقاى فرامرزى ضرر و خطرشان مثل بعض دیگر از کسانى که در این ادوار انتخاب شده‌اند فقط سوء استفاده براى پر کردن جیب خودشان بود (گرچه چنین اشخاصى همیشه طرف مبارزه من بوده و خواهندبود) باز آن قدر سماجت و مخالفت با ایشان نمی‌کردم اما ایشان یک وکیل عادى نیستند روزنامه دارند بلکه روزنامه‌ها داشته و دارند مداح چکمه و دیکتاتورى و کمونیست و توده بوده و هستند.

میر‌اشرافى - آقاى حائری‌زاده شما خودتان هم که با حکومت دیکتاتورى همکارى کردید (زنگ رئیس)

رئیس - آقاى میر‌اشرافى ساکت باشید.

میراشرافى - جناب آقاى رئیس اظهار بعضى مسائل بى‌انصافى است‏.

رئیس - بى‌انصافى‌ها را تحمل کنید.

میراشرافى - آمدیم مجلس که تحمل بى‌انصافى نکنیم‏.

حائرى‌زاده - آقاى رئیس خواهش می‌کنم اجازه بفرمایید بقیه را یکى از آقایان منشی‌ها بخوانند و بعد براى توضیحات بنده خودم مى‌آیم‏.

امامى‌اهرى - ممکن است جناب آقاى حائرى‌زاده از یکى از آقایان وکلا تقاضا کنندکه بخوانند خواندن منشی‌ها لزومى ندارد.

حائرى‌زاده - مگر آقایان منشى‌ها نماینده نیستند؟

رئیس - بنده هم از آقایان منشى‌ها تقاضا نمی‌کنم چون تحت اختیار من نیست امر خصوصى است بین یک نماینده و نماینده دیگر آقایان منشی‌ها اگرمرقومه ایشان را بخوانند کمکى است و همکارى کرده‌اند.

(در این موقع آقاى مهندس غروى منشى که یادداشت‌هاى آقاى حائرى‌زاده را براى قرائت در دست داشتند به محل نطق آمدند)

مهندس غروى - اگر آقایان اجازه بفرمایند عرض می‌کنم در این مورد منشى‌ها لزومى ندارد که به عنوان نمایندگى بخوانند آقایان با من مساوى هستند چون تن موضوع صحبت کردن از روى مطلبى ممکن است اثرش را کم یا زیاد کند. ممکن است منظور جناب آقاى حائرى‌زاده طورى باشد

+++

که باید تشدید در موضوع بدهد یا صدا را بلند کند یا صدا را پایین بیاورد و من می‌ترسم اگر بخوانم آن اثر را نداشته باشد و مقصر بشوم‏.

فرامرزى - لطف کنید بنده خودم شعرى می‌خوانم (خنده نمایندگان)

مهندس غروى - آقاى حائری‌زاده اجازه می‌فرمایید بدهم خود آقاى فرامرزى بخوانند.

حائری‌زاده - خواهش می‌کنم خود شما بخوانید چون ایشان عصبانى می‌شوند خوب نیست.‏

مهندس غروى - اجازه بفرمایید بنده یک موضوعى را عرض کنم (نمایندگان - آقا نمى‌شود)

رئیس - آقاى مهندس غروى مطلق و ساده بخوانید و رد شوید.

مهندس غروى - من راجع به این موضوع صحبت نمی‌خواهم بکنم می‌خواهم عرض کنم که این مطلب سابقه نشود من نمی‌دانم سابقه بوده است یا نه خود آقایان بهتر می‌دانند بنده شعرى نمی‌خوانم حسینى می‌خوانم.

(آقاى غروى بقیه یادداشت‌هاى آقاى حائری‌زاده را به شرح زیر قرائت کردند)

براى رسیدن به مقام از هیچ کارى روى‌گردان نیستند. فکر مردم را خراب می‌کنند و در مثل هم مناقشه نیست:

به قول سنایى غزنوى:‏

چو دزدى با چراغ آید گزیده‌تر برد کالا

موضوع انتخابات ورامین و وکالت آقاى فرامرزى دو جنبه دارد یکى سوء جریان انتخابات و دیگر عدم صلاحیت آقا و من از نظر هر دو جنبه مخالفم راجع به سوء جریان انتخابات حقیقت آن‌ است که مایل نیستم نسبت اعمال غرض و خیانت به حکومت دکتر مصدق بدهم وقتى که با جناب دکتر در دوره پنجم تقنینیه همکارى داشتم حتى یکبار هم با ایشان راجع به امور جاریه مملکتى مشورت نکردم زیرا تشخیص داده بودم تربیت خانوادگى و شخصى ایشان شکلى است که مورد شور صلاح‌اندیشى با همکاران و دوستان نیستند و فکر خود را بالاتر از همه دانسته و آنچه ایشان به تنهایى بپسندند رأسا به موقع اجرا گذارده و براى آرای سایرین ارزشى قائل نیستند و به همین مناسبت بود که با ایشان پس از مجلس پانزدهم فقط در موارد منفى همکارى داشته و دارم و راجع به انتخابات دوره هفدهم روش و نقشه ایشان به عقیده من مطابق مصلحت مملکت نبود و همچنین آیین‌نامه قرعه‌کشى براى تغییر و تبدیل مأمورین در موقع انتخابات که براى لوث کردن مسئولیت خرابى انتخابات اختراع شده بود نیز رافع مسئولیت ایشان نمى‌باشد. زیرا که در بعضى از نقاط من جمله در ورامین که مأمورین قرعه‌اى منظور دوستان و مریدان ایشان را عملى نمی‌ساختند (میراشرافى - انتخابات تهران هم همین طور با قرعه‌کشى شد) (مهندس غروى - آقا حواس مرا پرت نکنید من که جواب شما را نمى‌توانم بدهم) فورى اولى را احضار و شخص دیگرى اعزام می‌شد. (میر‌اشرافى - در ساوه تا حال 11 فرماندار احضار شده‌اند) (رئیس - آقاى میر‌اشرافى نه قصد انشاء دارند نه مدافعند و نه مهاجم یک نوشته‌اى را می‌خوانند) عملیاتى که در انتخابات این دوره در حوزه‌ها شده است در بعضى از موارد به قدرى خشکى براى اجراى تصویب‌نامه قرعه خود به خرج مى‌دادند که منازعات و اختلافات و بلوا و حتى کشتارهاى دسته‌جمعى تغییرى در تصمیم آقاى دکتر نمى‌داد و تجدید‌نظر در قرعه نمی‌کردند و بر‌عکس در بعضى نقاط دیگر مأمورین را مثل ورق بازى یکى بعد از دیگرى عوض می‌نمودند تا انتخاب شخص معینى که منظور نظر بود عملى شود. این جریان منحصر به ایوانکى نبود بابل و سارى و مشهد و شیراز و کاشان و سبزوار و خیلى از نقاط از این قاعده مستثنى نبوده‌اند. روزى با یکى از وزرای کشوری که هر روز عوض می‌شدند گفتم که پس از افتتاح مجلس از عملیات ننگین و خلاف قانون مأمورین انتخابات وزارت کشور سؤال و حتى استیضاح خواهم کرد با کمال تأسف باید بگویم که آن وزیر در جواب من گفت (من چه مسئولیتى دارم در مقابل قرعه بى‌جان که از میان اشخاص غیر قابل اعتماد مأمور انتخاب می‌کنند) حقیقتاً بازى قرعه‌کشى را می‌توان یکى از پرده‌هاى لوث کردن مسئولیت انتخاباتى دانست و از ابتکار و تصمیمات مخصوص شخص آقاى دکتر مصدق است مثلاً در یکى از حوزه‌هاى انتخابیه که آقاى دکتر علاقه مفرطى به موفقیت کاندید معینى داشتند با این که فرماندار منتخب قرعه کذایى حتى در موقع ادای نماز حکم کشتار دسته‌جمعى مردم بی‌گناه و بى‌آزار را صادر کرد و مرتکب جنایتى به این بزرگى گردید جناب آقاى دکتر حتى کوچک‌ترین توضیحى از قاتل نخواسته و بر‌عکس در انتخابات ایوانکى چون مأمورین یا نمی‌خواستند مخالف افکار مردم محل اقدامى کرده و یا عاجز از بیرون آوردن کاندید دولتى از صندوق بودند پشت سر هم عوض می‌شدند تا این که سرانجام آقاى فرامرزى را با سلام و صلوات از صندوق بیرون کشیدند دیگر اینجا موضوع را درز می‌گیرم و راجع به افتضاحات و رسوایی‌هاى دیگر حرفى نمی‌زنم و نمی‌گویم که فرامرزى در تمام مدت عمر کوچک‌ترین سابقه در ورامین و با اهالى آنجا نداشته و نیز نمى‌گویم که این آقا داراى طریقه تسنن هست و مردم ورامین همه شیعه هستند آن‌ هم شیعه بسیار متعصب بنابراین در آوردن فرامرزى را از جعبه انتخابات ورامین باید به عنوان یک شاهکار و معجزه به دستگاه دولت تبریک گفته و باز نمى‌گویم که با تعویض چند بخشدار و اعزام چند گردان نظامى و ژاندارم و استقرار مسلسل روى بام خانه‌هاى مردم و منتظرخدمت کردن یکى از کاندیدها جناب ایشان را به وکالت ورامین منصوب کردند چون این جریانات چیزى نیست که بر کسى پوشیده باشد.

اما در باب صلاحیت، من آقاى فرامرزى را براى نمایندگى صالح نمی‌دانم زیرا اشخاص ابن‌الوقت اگر دسترسى به این صندوق‌ها پیدا کنند چون از راه تغییر و خیانت به اصول داراى مقام شده‌اند و موفقیت به آنها لذت بخشیده است به طمع مقام بالاتر مرتکب خیانت‌هاى بزرگ‌تر و تازه‌ترى می‌شوند (میراشرافى - این حرف‌ها به مصلحت مملکت نیست)

آقاى فرامرزى از دوره رضا شاه در مدارس معلم عربى بود و براى امرار معاش حقوق معلمى برایش کفایت می‌کرد و در اثر جاه‌طلبى خدمت مختارى را قبول کرد و قصاب جراید شد و مثل ساطور بالاى سر نویسندگان ایستاده بود.

رئیس پلیس دوره امپراطورى ناپلئون گفته است که پایه‌هاى حکومت من روى شانه سرویس جاسوسى است و سانسورچی‌هاى من مغز سرویس جاسوسى را تشکیل می‌دهند در آن‌ زمان نویسندگان صاحب فضل و کمال خیلى بودند و رضا شاه از آنها تملق هم مى‌گفت که چنین منصبى را قبول کنند ولى آنها زیر بار نمی‌رفتند زیرا معتقد به آزادى قلم بودند و نمى‌خواستند در کسوت میر‌غضب‌ها جلوه کنند لکن فرامرزى داوطلب بود و حتى بعد از رفتن رضا شاه روزی که روزنامه تجدد ایران برخلاف دیکتاتورى مقاله نوشت نامه رسمى به سید محمد طباطبایى مدیر تجدد که وکیل مجلس هم بود نوشت و تهدید کرد که اگر مانند سابق مقالات روزنامه را براى سانسور نفرستد اعلان به روزنامه نخواهد داد مدت خیلى کمى طول کشید که این مدافع اختناق آزادى و این جلاد فکر و قلم ناگهان کفن پوشید و در صف مجاهدین آزادى پیدا شد ولى در همین راه هم نتوانست حقیقت خودش را مخفى کند روزنامه بهرام را به اسم خودش گرفت و آن را به دیگران اجاره داد در روزنامه کیهان و دیپلمات در آن واحد هر روز دو مقاله خلاف هم می‌نوشت. فرامرزى هیچ وقت داراى عقیده نبوده است بلکه یک نویسنده حرفه‌اى بود هر کس به او پول بیشتر مى‌داد هر چه دل مشترى می‌خواست می‌نوشت فرامرزى جیره‌خوار مختارى ناگهان علمدار دشمنى با دیکتاتورى شد و حتى از طرفداران جدى حزب توده به شمار رفت و در مدح کمونیست مقاله نوشت و به محض آن که هوا را منقلب دید سر قلم را برگرداند و باز طرفدار قزاق‌ها و دیکتاتورى شد.

فرامرزى از راه ابن‌الوقتى و بى‌عقیده‌گى و فروختن قلم خود به وکالت رسید و بعد در کارهاى بزرگ‌ترى وارد شدکه یک چشمه کوچک آن قاچاق جنوب است که انشاءالله اگر فرصتى دست دهد اسرار جنایات یک باند دزد و خائن را به زودى پشت این تریبون خواهم گفت. و سهم آقاى فرامرزى را در آن قسمت روشن خواهم نمود (مهندس غروى - آقا خواهش می‌کنم بعد از این این جور مأموریت‌ها را به من ندهید) (میر‌اشرافى - آقا اینها مربوط به انتخابات ورامین نیست) (فرامرزى - بگذارید آقا بخوانند من این دروغ‌هاى بی‌شرمانه را جواب خواهم گفت) ممکن است آقایان و همچنین خود آقاى فرامرزى از من بپرسند که این خصائص و سوابق را آقاى فرامرزى پیش از دوره هفدهم داشته است پس چرا من در دوره پانزدهم و شانزدهم با ایشان مخالفت نکردم و جواب یک سؤال محتملى را باید پیش از وقت بدهم تا مجالى براى سوء‌تفاهم و سفسطه باقى نماند و حقیقت این است که من از سوابق آقاى فرامرزى در دوره مختارى و غیره اطلاع داشتم ولى ایشان را تا این حد نمى‌شناختم تا در کمیسیون نفت دوره گذشته مجلس شوراى ملى آقایان اطلاع دارند که کمیسیون نفت که بنده و آقاى فرامرزى هر دو عضو آن بودیم زحمات زیادى کشیدند تا مقدمات رد قرارداد گس ساعد و بعد ملى شدن صنعت نفت فراهم شد و با تصمیم مجلس شانزدهم پنجه‌هاى کمپانى غاصب نفت برداشته شد. صورت مذاکرات جلسات کمیسیون نفت که از طرف مجلس چاپ شده بود موجود است این صورت مذاکرات به امضاى آقاى دکتر مصدق رسیده و آقاى مکى مخبر کمیسیون نیز در طبع آن نظارت داشته است.‏

آقایان می‌دانند و صورت جلسات کمیسیون نفت البته به اختصار شهادت می‌دهد که براى به تصویب رساندن قرارداد خائنانه ساعد گس کمپانى چه فعالیتى می‌کرده و بعضى از اعضاى کمیسیون چه کارشکنى‌ها کرده‌اند که چون این اشخاص غالباً اینجا حاضر نیستند و قادر به دفاع از خود نمی‌باشند میل ندارم ذکرى از آنها بکنم و لذا فقط آقایان را به قرائت صورت جلسات مزبور توصیه مى‌نمایم.

از جمله کسانی‌ که آنجا در دفاع از کمپانى بی‌قرار بوده یکى آقاى فرامرزى است. من وقتى به هویت فرامرزى پى بردم که علناً در جلسه کمیسیون نفت گفت که من با اعضاى شرکت نفت ارتباط دارم و آنها گفته‌اند که قرارداد الحاقى ساعد گس خوب‌ است و باید تصویب شود.

اینک عین بیانات آقاى فرامرزى را که البته مختصرى از بیانات ایشان است از صورت جلسه چاپى کمیسیون قرائت مى‌کنم از صورت جلسه چهارم کمیسیون‏

آقاى فرامرزى «گزارشى که به مجلس آمد راجع به نفت براى من هیچ روشن نیست زیرا من آنچه را که فنم نیست نه مطالعه می‌کنم و نه گوش می‌دهم در این دوره تصمیم گرفتم که وارد بشوم و بفهمم چه چیز است که کسى بلد باشد و بتواند مرا حالى کند پیدا نکردم و از طرف خود شرکت با من تماس گرفتند خلاصه آنها ارقامى به من نشان دادند که به موجب آن ارقام سهمى که به دولت ایران مى‌دهند از تمام دنیا بیشتر است»

ملاحظه بفرمایید که آقاى فرامرزى براى نخستین بار که خواسته است راجع به نفت اطلاعاتى کسب کند به خود کمپانى‌ها مراجعه کرده است!! (میر‌اشرافى - خیلى‌ها به کمپانى مراجعه کرده‌اند که ما هم می‌گوییم)

+++

آیا سایر وکلا و از جمله آقاى دکتر مصدق و سایرین و تمام مردم ایران که مخالف قرارداد نفت بودند، براى به دست آوردن اطلاع به کمپانى رجوع مى‌کرده‌اند؟ وقتى که مردم ایران در کوه و دشت و شهر و ده و خانه و مسجد و کوچه و بازار بر ضد تحمیلات کمپانى فریاد مى‌کشیدند با کمال احترام و در عین خلوص و ارادت از شرکت نفت مى‌پرسیدند که آیا قرارداد الحاقى گس ساعد به نفع ملت ایران است یا به ضرر آن!! آقایان شما از این سؤال و جواب چه می‌فهمید؟ و از این اعتراف صریح و روشن آقاى فرامرزى در داشتن ارتباط با کمپانى نفت چه درک مى‌کنید؟

باز هم آقاى فرامرزى در جلسه هفتم کمیسیون نفت اقرار به داشتن ارتباط با شرکت نفت کرده‌اند زیرا آن روز کسى تصور نمى‌کرد قرارداد رد شود و طرف‌داران و جیره‌خواران کمپانى هنوز شاخ و شانه مى‌کشیدند. در آن جلسه بنده اعتراض کردم که چرا کمپانى نفت حقوق گمرکى نپرداخته است و چرا کمپانى تأسیساتش را در خارج از ایران بنا مى‌کند.

در همان جلسه آقاى فرامرزى در جواب من مى‌فرمایند که من با خود انگلیس‌ها تماس گرفتم و این مطلب را گفتم آنها گفتند که معامله‌گر باید ملاحظه حرفه‌اش را بکند.

لابد آقاى فرامرزى وزیر خارجه یا وزیر دارایى یا وکیل مدافع کمپانى و یا داراى یک مقام مسئول دیگرى بودند که با خود انگلیسی‌ها تماس پیدا می‌کردند (مهندس غروى - بنده واقعاً گلویم خشک شده دو صفحه دیگر مانده یکى دیگر از آقایان بقیه را بخوانند) (عده‌اى از نمایندگان - آقا بخوانید تمام کنید) و با آنها مطالب را در میان می‌نهاده‌اند و الا ما هم عضو کمیسیون نفت بودیم دکتر مصدق رئیس کمیسیون بود پس چرا ما و سایرین با انگلیس‌ها تماس نگرفتیم و از آنها کسب دستور نکردیم؟ در همین جلسات کمیسیون نفت بود که فرامرزى قیافه حقیقى خود را ظاهر ساخت و هویت این مرد ابن‌الوقت که براى کسب موفقیت و ارضای شهوت جاه‌طلبى و نفع‌پرستى جبین بندگى به خاک هر درى می‌مالد در نظر من آشکار شد و فهمیدم که ایادى نامریى و مزدور اجنبى چرا این قبیل اشخاص را در هر راهى که امکان پذیرد و با اصرار در جمعى وارد می‌کنند رأیى که فرامرزى به ملى شدن صنعت نفت داد همه می‌دانند چه اسرارى در کار بود صفحات جراید آن روز همه شاهد است که افکار عامه با این قبیل اشخاص چگونه مبارزه می‌کرد و چه شد که فرامرزى و چند تن مانند او ناچار به رأى دادن شدند. دیگران هم که مانند آقاى فرامرزى و به موجب اعتراف خودشان سر‌سپرده و مدافع کمپانى بودند از ترس رأى دادند ولى دیگر مانند ایشان جرأت نکردند شاخ و شانه بکشند و به عنوان یک نفر قهرمان ملى سینه سپر کرده و از ملى بودن خود حرف بزنند ولى فرامرزى ابن‌الوقت همین که دید راه از این طرف باز شد و رأى را هم داده است فوراً تغییر رنگ و لباس داد و از جرگه جیره‌خواران و مدافعان کمپانى یک دفعه لباس را به ظاهر عوض کرده و در میان صفوف ملت جستن کرد و ملى شد و به هر طریقى بود خود را به دنباله کاروان چسباند تا از قافله عقب نیافتد!! ما انگلیسی‌هاى شرافتمند را!!! که به نفع خود و به ضرر ملت ایران عمل می‌کردند راندیم ولى آن ایادى کثیف انگلیس‌هاى در لباس ایرانى را که با کمال بى‌شرمى بر‌خلاف مصالح ملت خود و به نفع اجنبى کوشش کرده و می‌کنند موفق نشدیم که دست آنها را از مجلس شوراى ملى و سنا و هیئت دولت و دربار کوتاه کنیم و آن اشخاص پلید که فورى لباس خود را عوض می‌کنند براى اغفال ملت مهربان ایران کاملاً ورزیده و مجهز هستند و البته مبارزه با این طبقه فاسد فداکارى لازم دارد.

من خودم را حاضر براى تحمل هرگونه تهمت و افترا چه در جراید و چه در مقامات مؤثر کرده و براى پاره کردن این پرده هم مصمم شدم و این مطالبی که عرض خواهم کرد براى آن نیست که اشخاص مردد را براى پیشرفت این مقصود با خود یار و مددکار سازم بلکه براى این است که تشخیص دهم در این مجلس چند نفر مبارز براى اصلاحات و عضو گروه مبارزه با فساد خواهیم داشت تا با آن عده قلیل که حاضر براى مبارزه با فساد هستند این جهاد مقدس را ادامه دهیم. براى من فرق نمی‌کند کسانی که با حربه قلم و یا تفتین در مقامات مؤثر و یا با تحریک و فساد در هر طبقه باشند و موجبات بدبختى ملت ایران را فراهم سازند مبارزه کنیم.

امروز تصادف من را با اعتبارنامه عبدالرحمن فرامرزى روبرو کرد ممکن است فردا با دیگرى روبرو شوم من براى یک مرام مقدسى که مبارزه با فساد است پشت این تریبون آمده و راجع به اعتبارنامه و انتخابات آقاى فرامرزى مخالفت می‌کنم و می‌دانم که ایشان داراى نطق و بیان خوبى هستند و قلم مؤثرى دارند و می‌توانند کفر را فکرو و فکرو را کفرو کنند.

اگر آقایان اجازه دهند و بیش از یک ساعت که قانون به من حق داده است فرصت دهند اوراق پرونده که مثبت این قسمت از دعوى است و در روى تریبون حاضر است به عرض آقایان می‌رسانم.

شرکت‌هاى بزرگى براى عمل قاچاق وجود دارد که سر تا سر سواحل خیلج‌فارس و بحر عمان پایگاه‌ها و دستگاه‌هاى منظم براى عمل قاچاق دارند و تجارت صحیح‌العمل ایرانى به واسطه این دستگاه‌هاى قاچاق مجبورند دست از تجارت بکشند این دستگاه‌ها رگ و ریشه در مراکز مهم مملکتى دارند در مجلس شوراى ملى در دستگاه دولت و سایر مقامات مؤثر مملکتى هستند.

البته هر کدام شغلى و از این خوان یغما سهمى دارند یک دسته از مستخدمین این شرکت‌هاى قاچاق کسانى هستند که اگر مأمور صحیح‌العمل در قسمت مرز از مأمورین گمرک یا ژاندارم یا فرماندار یا بخشدار پیدا شود که دهن او را با لقمه رشوه نتوان بست با نطق این آقایان در مجلس و قلم انتقادى آنها ریشه آن بدبخت‌هاى مانع قاچاق را قطع خواهند کرد.

من میل ندارم که بگویم یکى از مراکز پخش قاچاق در جنوب شهر لار بوده و مریدها و مؤمنین آقاى فرامرزى همان قاچاقچی‌ها و اشخاص صحیح‌العمل بوده و فعالیت‌هاى انتخاباتى که در ورامین و ایوانکى براى ایشان شده در صورتى که هیچ رابطه‌ای که موجب نمایندگى ایشان بشود بین ایشان و اهالى ورامین و گرمسار نبوده. آن ایادى مرموز و آن دستگاه مؤثر به کار افتاد و شخصى مانند ایشان را در یک حوزه‌ای که کاندیدهاى پرسابقه‌تر و اهالى محل که مؤمنین و معتقدین زیاد داشتند شکست داد و این کاندید خلق‌الساعه را به عنوان نماینده مجلس شوراى ملى تحویل ملت ایران داد.

مهندس غروى - آقاى فرامرزى اگر مایل باشید مال جنابعالى را هم بخوانم. (مطالب آتى را آقاى حائرى‌زاده خودشان بیان نمودند)

حائرى‌زاده - من هیچ نظر شخصى با جناب آقاى فرامرزى و امثال ایشان ندارم ولى یک مسائل اصولى است که باید گفته شود در این مملکت آزادى، عدالت، قانون ملعبه شده اول مشروطیت همان مستبدین همان عین‌الدوله‌اى که رفته بود آذربایجان را به توپ ببندد که چرا براى مشروطیت قیام کرده‌اند لباس را فورى عوض کرده شد رئیس‌الوزراى مشروطه این رویه را باید عوض کرد این رویه مملکت را به نیستى و نابودى می‌برد باید این را ریشه‌کن کرد ما باید براى این موضوع مبارزه کنیم ما باید براى این موضوع قیام کنیم این قیامى که راجع به کار نفت تمام ملت ایران کرد همه‌مان می‌دانستیم البته که این نفت  که تعطیل می‌شود براى مدت قلیلى عایداتمان کم می‌شود (میر‌اشرافى - نه نمی‌دانستیم آقاى دکتر مصدق اینجا فرمودند که ما از فردا روزى سیصد هزار لیره می‌گیریم) در نطق‌هاى من در همین کتابى که چاپ شده اینجا هست من گفتم اگر، اصلاً این نفت را آتش بزنیم و دست نفوذ انگلستان را از ایران کوتاه کنیم به نفع ماست ما نمی‌خواهیم این نفت را که آن قدر بلا براى ما نازل کرده است 150 سال است سیاست اجنبى دراین مملکت حکومت کرده است 50 سال است عمال نفت عامل آن بوده‌اند خانواده‌ها و نسل‌ها را براى اجراى مقصود تربیت کردند من در دوره 4 فریاد بحرین را که حالا موقعش نبود بلند بشود من آن روز بلند کردم هر روزى سیاست یک اقتضایى دارد آن روز هیاهویى شد سر و صدایى شد جناب آقاى شیخ عبدالرحمن فرامرزى از بحرین تشریف آوردند تهران و در مجامع ملیون وارد شدند براى این که اسماً راجع به بحرین دفاع کنند از حقوق بحرین که تحت فشار اجنبى نباشد باطنش چه بود خدا بهتر می‌داند باطنش غیر از ظاهر بوده (احمد فرامرزى - اسناد بحرین را کى تهیه کرده وارد هر قسمتى نشو در وزارت خارجه برو ببین) اشخاصى هستند که لباس را خیلى زود می‌توانند عوض کنند (احمد فرامرزى - مثل جنابعالى) ولى من از آن اشخاصى نیستم و حکومت این مملکت به دست این اشخاص که لباس را مثل بوقلمون می‌توانند عوض کنند ماشینش چرخیده است و حالا هم می‌چرخد من یک وظیفه‌اى پیش خود و خداى خودم داشتم که باید مبارزه خودم را ادامه بدهم (احمد فرامرزى - آقا مصلحت مملکت را در نظر بگیر یک حرفى که یک عده را منصرف بکند نگو بى‌وجدانى هم حدى دارد تمام این اسناد را من تهیه کردم بروید پرونده‌هاى وزارت خارجه را مطالعه کنید ببینید که این اسناد را کى تهیه کرده چون مرا خواستند در کمیسیون وزارت خارجه و شما را نخواستند) (زنگ ممتد رئیس)

رئیس - آقاى فرامرزى تأمل بفرمایید یادداشت بفرمایید جواب موقع دارد.

حائری‌زاده - من یک شخصى گمنامى را پیدا نکردم آثار عملى او در شهربانى هست قلمش در روزنامه‌ها هست روزنامه‌هایى که به اسم خودش بوده است یا به اسم رفیقش بوده است یک روز مدافع دیکتاتورى یک روز مدافع آزادى یک روز سانسورچى من به ایشان ارادت هم دارم ولى یک مشاغلى به ایشان بدهید که مربوط به سیاست عمومى مملکت نباشد دو برابر این هم بهشان حقوق بدهید من با ایشان موافق هستم اما براى این محیط جایى که در سیاست عمومى مملکت بیاید دخالت بکند من با این قسمت موافق نیستم آن زارعى که در ورامین بیل دستش هست و زراعت می‌کند و ایمان دارد به مملکت خویش تماس با اجنبى نمی‌گیرد که ببیند ضرر دارد قرارداد گس - گلشائیان براى ایران اگر آن زارع در اینجا بنشیند به نفع ملت ایران می‌دانم تا پروفسور عالیجنابى که هر روز به رنگى بیرون بیاید باید وجودش براى مشورت در مواردى استفاده بشود من هر وقت حاجتى پیدا بکنم که

+++

مقالاتى در این رشته نوشته شده با کمال افتخار به ایشان رجوع می‌کنم اگر چه امضاى خودشان را هم پایش نگذارند براى این که یک مسئله‌ای به نفع مملکت انجام بشود ولى حیات و ممات ملت ایران بسته به یک رأى‌هایى است که در این مجلس داده می‌شود دکتر سنجابى که می‌رود آنجا معرفیش می‌کنند به عنوان قاضى در آن محکمه‌اى که رشته حیات و ممات ما را به دست گرفته‌اند صلاح نیست ما غیر از سلام و صلوات و احترام براى او کارى بکنیم اگر غیر از این بکنیم براى مملکت ضرر دارد افرادى که این سیستم حرف‌ها را تزریق می‌کنند من آمدنشان را در این مجلس به ضرر مملکت تشخیص داده‌ام حالا ایشان در اکثریت باشند بنده در اقلیت هستم و یقیناً هم بنده در اقلیت خواهم بود نمی‌توانم من در صف اکثریت واقع شوم که روى اصل بارى به هر جهت خواسته باشند بار مملکت را به منزل برسانند (دکتر معظمى - ما روى وجدان رأى می‌دهیم به ما توهین نکنید ما گوش می‌دهیم و قضاوت می‌کنیم) من آمدم پشت تریبون براى تشریح وضع والا همه ایشان را می‌شناسند (میراشرافى - که مرد شریفى هستند) ولى من براى این مبارزه مقدس که دنبالش آمدم خواستم ببینم اگر در اینجا هم هم‌فکر دارم ادامه بدهم خدمت خودم را توى مجلس اگر هم‌فکر ندارم یک فکر دیگرى براى زندگانى خودم بکنم اگر بنیه‌ام قواى بدنى‌ام به من اجازه داد که بایستم مى‌ایستم و تا روز آخر مجلس مبارزه می‌کنم هر وقت اجازه نداد آستانه را مى‌بوسم مرخص می‌شوم من چندان نمی‌خواهم روى این جریان انتخاب صحبت کنم ولى این پرونده پر است از این مسائل که آنجا کاندیدهایى بوده‌اند آن کاندیدها را هر کدامشان را به یک شکلى از میدان بیرون کرده‌اند وقتى دیده‌اند قواى مرموز قواى غیر مریى با کمک قواى مریى به حمایت شخصى قیام کرده است مثل این که در بعضى نقاط دیگر همین وضع شده در ورامین پشت گوش، مقابل چشم، شدیدتر به طور اعلى این مسائل بروز کرده است.

(میر‌اشرافى - در تهران از آن شدیدتر بوده است) بنده دیگر عرضى ندارم بنده مسرور می‌شوم که بنده را به عنوان خیانت از این مجلس بیرون کنید بنده هم عرضى نمی‌کنم و نظر آقایان را قبول دارم.‏

رئیس - تمام شد صحبت شما؟

حائری‌زاده - بلى تمام شد با این حرف‌ها من دیگر ادامه نمی‌دهم‏.

رئیس - آقاى فرامرزى‏.

فرامرزى - من اگر اول فهمیده بودم که آقاى حائری‌زاده چه خواهند گفت اصلاً در مجلس حاضر نمی‌شدم براى این که حرف‌هاى او هیچ کدام جواب لازم را ندارد یک مقدار فحش خائن، جاسوس، بوقلمون، قاچاقچى از همین فحش‌هایى که به همدیگر می‌دهند این که همدیگر را از میدان به در کنند، ممکن است من قاچاقچى باشم ممکن است جاسوس باشم ممکن است دزد باشم ولى کسى که در برابر محکمه‌اى اقامه دعوى می‌کند راجع به دزدى و جاسوسى یک کسى باید اسم ببرد بگوید در فلان جا فلان کار را کرد ایشان فرمودند هر کسى براى جایى و براى کارى خوب است و فرامرزى براى مجلس خوب نیست این را من قضاوتش را به مجلس واگذار می‌کنم که ببینم واقعاً من این قدر در میان این وکلایى که آمده‌اند از همه فاسدتر و نالایق‌تر از همه‌ام که باید جارو را گرفت و بنده را از اینجا بیرون کرد اگر واقعاً مجلس این نظر را دارد بنده عرضى ندارم یک قسمت اشاره کردند به دخالت دولت در انتخابات من از ورامین و قوه مرموزى که در آنجا کار کرده که البته قوه دولت است. ورامین تهران است از ورامین تا تهران نیم ساعت راه است هیچ فرد ورامینى نیست که اثرى داشته باشد در زندگى و سوادى داشته باشد و ارتباط روزانه با تهران نداشته باشد و رامین از لواسانات به تهران نزدیک‌تر است کما این که حضرت عبدالعظیم از لواسان به تهران نزدیک‌تر است اما وکیل علیحده دارد می‌شود گفت کسی که از ورامین یا از حضرت عبدالعظیم وکیل می‌شود وکیل تهران نیست مال لواسان وکیل تهران است تفاوتش این است که این رأیش جزو آرای تهران است و آن یکى جداگانه دارد کما این که در بعضى شهرها مثل کراچى هر محله‌اش یک وکیل دارد مثلاً 12 وکیل تهران را به 12 محله تقسیم کرده‌اند پس این که گفتند من در ورامین معروفیت نداشته‌ام، زمینه نداشته‌ام این طور نیست این را ایشان اقرار دارند که من 30 سال در این مملکت معلمى کرده‌ام در هیچ خانواده‌اى نیست می‌خواهد ورامینى باشد، دماوندى باشد لواسانى باشد شمیرانى باشد شهر تهران باشد و تحصیل‌کرده باشد و از من شاگرد تویش نباشد (صحیح است) بعد از آن من یک نویسنده‌اى هستم که تصور می‌کنم از نویسندگان معروف این مملکت باشم تصور نمی‌کنم در یک شهرى مردمى سواد داشته باشند و مرا نشناسند پس من تصور می‌کنم می‌توانم از هر شهرى وکیل بشوم و مثلاً از سبزوار سر در بیاورم ولى حائری‌زاده نمی‌تواند در بیاید می‌خواستم بگویم از هر دو حال خارج نیست دولت یا در انتخابات دخالت کرده یا نکرده اگر دولتى که روى شانه جبهه ملى و به دست جبهه ملى به وجود آمده جلو و زمام امور را در دست گرفته معقول نیست که براى من دخالت بکند و براى جبهه ملى نکند اگر کرده است براى همه کرده است یا نمی‌کند یا براى همه نمی‌کند فرمودند که چون ایشان روزه هستند زبانشان خشک است دلم می‌خواست تشریف داشته باشند و این مطالب را مى‌شنیدند انشاءالله راست هم می‌گویند ولى در آداب روزه یک چیزهاى دیگر هم هست بستن زبان از طعن و فحش و تهمت چطور یک آدمى که روزه است به یک آدمى که خدا می‌داند و تمام رفقایى که مى‌شناسندش اقرار دارند که از پاکدامن‌ترین مردمى است که در سیاست دخالت کرده است تمام رفقایش می‌شناسندش تهمت می‌زند من می‌خواستم حائرى‌زاده باشد اینجا و بهش بگویم که آقا براى شما اتفاق افتاده است که صد هزار تومان، ده هزار تومان براى شما بیاورند و نگیرید ولى براى من مکرر اتفاق افتاد و شاهدش را به شما نشان می‌دهم آن وقت ایشان با زبان روزه به کسى تهمت می‌زنند که همه شماها کم و بیش می‌شناسیدش ایشان فرمودندکه با تصدیق خودم این مخالفت شخصى نیست متأسفانه من این تصدیق را ندارم چون نمی‌شود گفت که حائری‌زاده مرا نمی‌شناسد این قدر آدم بی‌هوشى نیست که بنده را در تمام این مدت نشناخته باشد و نفهمد حرف‌هایى که زده است همه‌اش دروغ بوده است اشاره‌اى کردند به قاچاق بنادر جنوب که من در اینها شرکت دارم یادم آمد گفت آسیابانى از گرسنگى مرد در سال قحط گفتند کماج گلویش گرفته بود من چند روز پیش از این کلاهم را گم کرده بودم می‌خواهم بگویم که تهمت پایه‌اى جز حسد‌ورزى نیست پول نداشتم کلاه بخرم به یکى از رفقا گفتم تو پول دارى من الان پول توى جیبم نیست رفتیم یک کلاه گرفتیم همان روز یکى گفته بود که بله اگر یک کسى بخواهد کار بکند مثل فلانى بکند یک قلم قوى دارد و پنج شش میلیون تومان از قاچاق جنوب استفاده کرده این تردیدى نیست که در جنوب قاچاق می‌شود ولى من از مبارزین قاچاق بودم دوست من آقاى ایران‌پرست را کشتند همان‌هایى که مرحوم فریدى دانش را کشتند ایران‌پرست را کشتند براى این که قاچاق گرفت (امامى ‌اهرى - کى آقا؟) ایران‌پرست را من مکرر فشار آوردم قاچاق را دولت می‌کند قاچاق را اداره کل گمرک می‌کند قاچاق را ژاندارمرى می‌کند قاچاق را گارد سرحدى می‌کند اینها همه شریک قاچاقند قاچاق از بندر معینى وارد می‌شود ولى چون ریشه‌اش در تهران است جلویش را نمی‌شود گرفت در قسمت زد و بند سیاسى روزنامه‌نویسى که گفتند من البته همه همکارانم مرا می‌شناسند و آنها بهتر می‌دانند چون کاملاً مدیران جراید می‌دانند کى با کى بسته کى پول گرفته یا کى نگرفت آنها بهتر مى‌دانند و بهتر مى‌توانند قضاوت بکنند راجع به وکالت دوره چهارم خودشان و اقلیت که گفته‌اند البته تشریف ندارند و من هم راجع به آن روز صحبت نمی‌کنم ولى یک چیزى که اهمیت‏ می‌دهم بگویم این است که به من رئیس سانسور شهربانى گفتند. من عضو وزارت کشور بودم. یک اداره‌اى درست کردند در زمان مرحوم رضا شاه که اداره تبلیغات باشد، اسمش را هم گذاشتند اداره تبلیغات بعد بردند حضور اعلیحضرت همایونى و ایشان فرمودندکه نه این اسم عربى است و باید فارسى باشد این بود که اسم را گذاشتند نامه‌نگارى و رئیسش آقاى دشتى شد بعد آقاى دشتى مرا به کمک خودشان خواستند ولى کار او و کار من و اعضاى نامه‌نگارى سانسور نبوده سانسورچى از طرف شهربانى در آنجا بوده کما این که بعد هم در تبلیغات آمد کما این که در پست و تلگراف هم بود و کما این که رئیس نامه‌نگارى هم حتى اعلان ختم مادرش را بدون امضاى نماینده شهربانى نمى‌توانست بدهد در روزنامه چاپ کنند به من گفتند روزنامه‌ها دارم و من نمى‌دانم چه روزنامه‌هایى دارم واقعاً هم اگر می‌دانستم درست می‌کردم اما ندارم و این که فکر خودم را بالاتر می‌دانم، این است آنچه اشخاص را وادار به مبارزه با من می‌کند. گفت:

توانم آن که نیازارم اندرون کسى / حسود را چه کنم کاو ز خود به رنج در است‏

من چه کنم به ایشان نمی‌توانم تعظیم کنم، می‌توانم ایشان را امامزاده فرض کنم من خیال می‌کنم که خدا فکر مرا بالاتر خلق کرده حالا اگر اشتباه می‌کنم من نمى‌فهمم، فرمودند مأمورین قرعه آنجا را دولت عوض کرده است براى من، نفهمیدم چرا؟ این جا گفتم که دو نفر مأمور که یکى‌اش به عنوان این که به من کمک کرد و آن بخشدار اول بوده که گفتند انجمن به نفع من تشکیل داده آن را مخالفین من گرفته کتکش زدند، یکى دیگر هم که حکم وزارت کشور را به او ابلاغ کردند می‌خواست یک انجمن دیگر درست کند گفتند یک انجمن هست دیگر چرا می‌خواهى انجمن درست کنى سیم تلگراف را قطع کرد، تلگراف به او کردند نگرفت تلفن شفاهی به او کردند قبول نکرد گفت حکم شفاهى نمی‌شود کاغذ به او نوشتند نگرفت و خودشان روى ترتیب ادارى عوضش کردند و من اصلاً نرفتم چون مریض بودم نرفتم به ورامین. اما چطور شد که من از ورامین وکیل شدم براى این که مردم تشخیص می‌دهند تمام این جوان‌هاى تهران، تمام این تهرانی‌ها که با ورامین ارتباط داشتند تمام ورامینی‌هایى که در تهران بودند تمام کسانى که سابق در ورامین بودند رفتند به قدرى براى من فعالیت کردند که من واقعاً خوشحال شدم از این که گفتم پس توى این مملکت مردم بین خوب و بد فرق مى‌گذارند حالا ممکن است که آنها اشتباه کرده باشند ولى آنها روى امید رفته‌اند و خود اعضاى جبهه ملى هم یک اشخاصش به من کمک کردند اشخاصى که آمدند به ایشان گفتند، گفتند بروید به ایشان رأى بدهید همین آقاى مکى همین آقاى دکتر بقایى و تمام دوستان من مطالبى که ایشان گفتند خیلى زیاد است، من

+++

تمامش را تکذیب می‌کنم و در موقعش و در موقع طرح اعتبارنامه خودشان جواب عرض خواهم کرد اگر بودم و اگر نبودم که هیچ.

رئیس - آقاى مهندس غروى اخطارى دارند بفرمایید.

مهندس غروى - بنده قبل از این که بیایم اینجا یک مطالبى را می‌خواستم از پشت میز منشى‌گرى خودم عرض کنم. اجازه ندادند و اینجا آمدم پشت تریبون و اما می‌خواستم یک مطالبى را عرض کنم و آن این است که منشی‌ها باید اساساً یک اشخاص بی‌طرفى باشند یعنى بی‌طرفى خودشان را حفظ بکنند مثلاً دادن حق صحبت به کسانى که اجازه صحبت می‌خواهند یکى از کارهاى مربوط به ماست یعنى مربوط به منشى است بعد از این که ما گفتیم کى اجازه صحبت مى‌خواهد آقاى رئیس اعلام می‌کند این است که ما باید کاملاً بی‌طرفى خودمان را حفظ کنیم گاهى ممکن است مطالبى احاله شود به ما که ممکن است اینها بر‌خلاف نظر ما باشد (همهمه نمایندگان - رأى رأى) و ممکن است که ما یک مطالبى را حذف کنیم و نگوییم می‌خواستم تقاضا کنم که آقایان من بعد از آقایان منشی‌ها نخواهند که این کار را بکند (یک نفر از نمایندگان - قبول کنید) آقاى رئیس امر مى‌کند ما مجبوریم‏.

رئیس - آقایانى که موافقت با اعتبارنامه آقاى فرامرزى دارند رأى سفید خودشان را می‌دهند با نام و آقایان مخالف ورقه کبود می‌دهند (گنجه- عده حاضرین را هم اعلام بفرمایید) فعلاً 56 نفر است ممکن است اضافه شود صورت قطعى را بعداً عرض می‌کنم‏.

(اسامى آقایان به قرار ذیل به وسیله آقاى غروى (منشى) اعلام و در محل نطق اخذ رأى به عمل آمد)

آقایان: کریمى - دکتر ملکى - انگجى - میلانى - محمد ذوالفقارى - محمد‌حسین قشقایى - ناصر ذوالفقارى - خسرو قشقایى - دکتر معظمى - میر اشرافى - عامرى - گنجه - معتمد‌دماوندى - امامى اهرى - مجتهدى - کهبد - موسوى - ناظر زاده - حمیدیه - دکتر طاهرى - ملک‌مدنى - مصدقى - اقبال - فرزانه - دکتر مصباح‌زاده - مدرس - پارسا - افشار - نبوى - احمد فرامرزى - دکتر فلسفى - حائری‌زاده - مهندس رضوى - وکیل‌پور - شوکتى - منصف - نجفى - دکتر کیان - ریگى - دکتر فقیهى‌شیرازى - شهاب خسروانى - پور‌سرتیپ - صراف‌زاده - تولیت - امیر‌افشارى - افشار‌صادقى - نریمان - بهادرى - هدى - شاپورى - دکتر فاخر - اورنگ - غروى.

(پس از شماره آرای مأخوذه 52 ورقه سفید موافق و یک ورقه کبود مخالف و سه ورقه بى‌اسم مخالف و موافق شمرده شد)

رئیس - عده حاضر 56 نفر به اکثریت 52 رأى موافق نمایندگى آقاى عبدالرحمن فرامرزى تصویب شد.

اسامى موافقین آقایان: مدرس - دکتر مصباح‌زاده - محمد ذوالفقارى - هدى - شوکتى - احمد فرامرزى - پارسا - دکتر سید‌حسن امامى - معتمد‌دماوندى - ذکایى - جلیلى - دکتر کیان - بهادرى - نجفى - فردوسى - موسوى - امامى‌اهرى - افشار‌صادقى - پور‌سرتیپ - تولیت - امیر‌افشارى - غروى - ریگى - دکتر معظمى - وکیل‌پور - ناصر ذوالفقارى - فرزانه - اورنگ - کهبد - حمیدیه - ناظرزاده - دکتر فلسفى - فتحعلى افشار - مهندس رضوى - مصدقى - نبوى - دکتر طاهرى - نریمان - محمد‌حسین قشقایى - گنجه - خسرو قشقایى - صراف‌زاده - شاپورى - دکتر فقیهى‌شیرازى - عامرى - کریمى - مجتهدى - دکتر فاخر - ملک‌مدنى - دکتر ملکى‏.

موافق بى‌اسم یک ورقه.‏

مخالف آقاى حائری‌زاده‏.

مخالف بى‌اسم دو ورقه.‏

نبوى - ختم جلسه‏.

6- اعلام تصویب نمایندگى آقاى مجتهدى نماینده تبریز به علت حاضر نبودن مخالف آن‏

رئیس - نه آقا یک پیشنهادى دارند آقایان بگذارید برسد و موافقت بفرمایید که این پیشنهاد هم تکلیفش تعیین شود.

(پیشنهاد آقاى بهادرى به شرح زیر قرائت شد)

ریاست محترم مجلس شوراى ملى پیشنهاد می‌کنم اعتبارنامه آقاى مجتهدى چون مخالفى ندارد و مورد بحث واقع نمی‌شود مطرح شود.

رئیس - مخالفى نیست براى این پیشنهاد؟ (گفته شد خیر) صبر کنید آقایان تشریف بیاورند (در این موقع با ورود چند نفر عده کافى شد) اعتبارنامه نمایندگى آقاى مجتهدى تصویب شد.

7- تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه‏

رئیس - اگر موافقت می‌فرمایید جلسه را ختم می‌کنیم‏.

جلسه آینده دو ساعت به ظهر مانده روز یکشنبه دستور طرح بقیه اعتبارنامه‌ها.

(مجلس 45 دقیقه بعد از ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شوراى ملى - اورنگ‏

+++

                       

یادداشت ها
Parameter:294747!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)