کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره هجدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏18
[1396/05/30]

جلسه: 9 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه 14 اردیبهشت 1333.  

 

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس

2- بیانات قبل از دستور آقایان: رضایی، امیر احتشامى و برومند

3- بیانات آقاى مهندس جفرودى به عنوان ماده 90 آیین‌نامه

4- تقدیم دو فقره لایحه به قید فوریت به وسیله آقاى وزیر فرهنگ و طرح و تصویب فوریت آنها

5- تقدیم یک فقره سئوال از طرف آقاى بهبهانى

6- تقدیم یک فقره اعلام جرم از طرف آقاى عمیدى نورى و قرائت آن

7- اعلام وصول یک فقره سئوال از طرف آقاى عرب شیبانى

8- تعیین موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏18

 

 

جلسه: 9

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه 14 اردیبهشت 1333.

 

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس

2- بیانات قبل از دستور آقایان: رضایی، امیر احتشامى و برومند

3- بیانات آقاى مهندس جفرودى به عنوان ماده 90 آیین‌نامه

4- تقدیم دو فقره لایحه به قید فوریت به وسیله آقاى وزیر فرهنگ و طرح و تصویب فوریت آنها

5- تقدیم یک فقره سئوال از طرف آقاى بهبهانى

6- تقدیم یک فقره اعلام جرم از طرف آقاى عمیدى نورى و قرائت آن

7- اعلام وصول یک فقره سئوال از طرف آقاى عرب شیبانى

8- تعیین موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

 

مجلس سه ربع قبل از ظهر به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

1- تصویب صورت مجلس

رئیس- اسامى غائبین جلسه قبل قرائت می‌شود.

(به شرح ذیل به وسیله آقاى یارافشار خوانده شد.)

غائبین بااجازه- آقایان: اسکندرى، احمد فرامرزى، تجدد، بهادرى، اکبر، دکتر آهى، بزرگ‌نیا.

غائبین بى‌اجازه-‌آقایان: باقر بوشهرى، نقابت، کى‌نژاد، دولت‌شاهى، سلطانى، قوامى.

دیرآمدگان و زودرفتگان با اجازه- آقایان: کریمى، شادمان، حمیدیه، شوشترى.

دیرآمدگان و زودرفتگان بى‌اجازه- آقایان: کاشانیان، خاکباز.

رئیس- آقاى دولت‌شاهى.

دولتشاهى- بنده روز جلسه گذشته به مناسبت ختمى که در خانواده داشتم مجبور بودم آنجا باشم و به آقایان امیر احتشامى و زنگنه هم عرض کرده بودم که به عرض مقام ریاست برسانند.

رئیس- اصلاح می‌شود. آقاى تیمورتاش.

تیمورتاش- اشتباهات کوچکى که در بیانات بنده چاپ شده که تصحیح می‌کنم و می‌دهم ضمناً خواستم عرض کنم بنده مستظهر به قولى که فرمودید هستم و امروز اگر اجازه فرمایید بیاناتم ادامه دهم.

رئیس- اصلاحات را بدهید به تندنویسى تصحیح شود. آقاى مکرم.

مکرم- عرض بنده هم مربوط به مختصر اشتباهاتى است که مربوط به چاپ است، بعضى کلمات هم از قلم افتاده مثلاً بنده عرض کردم که زارعین سیل‌زده در بیابان‌ها آواره و سرگردان هستند، نوشته شده است در خیابان‌ها، خواستم استدعا کنم اجازه بفرمایند اصلاح شود.

رئیس- بدهید به تندنویسى اصلاح شود. آقاى بوشهرى.

باقر بوشهرى- بنده در جلسه قبل مریض بودم نامه‌اى هم به مقام ریاست نوشته‌ام.

رئیس- پس اجازه داده شده البته اصلاح می‌شود، آقایان هر وقت گرفتارى یا کسالت دارند زودتر بنویسند که اقدام شود. آقاى دکتر سید امامى.

دکتر سید امامى- بنده راجع به آن که صحبت کردم مقصودم خونریزى در مخاط بود، مخاط را نخاع نوشته‌اند، اجازه فرمائید اصلاح شود.

رئیس- این اصلاحات لفظى را آقایان اصلاح بفرمایند و به تندنویسى بدهند اصلاح می‌شود. در صورت مجلس دیگر نظرى نیست؟ (گفته شد- خیر) صورت مجلس قبل تصویب شد.

2- بیانات قبل از دستور آقایان: رضایی، امیر احتشامى و برومند

رئیس- سه نفر از آقایان تقاضاى نطق قبل از دستور کرده‌اند، آقاى تیمورتاش هم یک بیاناتى داشتند که می‌خواستند در جلسه قبل ادامه بدهند به این جلسه موکول شد. آقاى رضایی بفرمایید.

رضایی- گاه گاه در این کشور مطلبى موضوع روز قرار گرفته و عده‌اى درباره آن بحث می‌کنند و صحبت می‌کنند، بدون این که به اصل مطلب توجهى شده باشد.

این روزها نیز تنزل نرخ ارز موضوع روز است و عده‌اى براى جلب انظار عمومى بدون توجه به این که آیا تنزل نرخ ارز به صلاح کشور و اقتصادیات مملکت هست یا خیر اصرار به تنزل ارز دارند.

اینک با پوزش و اجازه از اساتید محترم علم اقتصاد که در این مجلس حضور دارند مختصرى در این باره به عرض می‌رساند. ایجاد توازن میان واردات و صادرات مملکت از اصول مسلم اقتصاد است. در کشورهایى مانند ایران که واردات آن بر صادرات فزونى دارد و همیشه کمبود ارز خارجى و نیاز به آن احساس می‌شود، باید اقداماتى کرد و به وسایلى متشبث شد که قوه تولید اضافه شده و قوایى که در راه ازدیاد تولید به کار افتاده است، تشویق گردیده و بالنتیجه صادرات کشور افزایش یابد. از طرفى این نکته نمی‌تواند مورد تردید قرار گیرد، مخصوصاً طبقه محروم این مملکت به قیمت ارزان و مناسب در دسترس مصرف‌کنندگان آن گذارده شود. (قنات آبادى- از قبیل عروسک) براى نیل به این دو هدف و رسیدن به این دو مقصود که در بادى امر متضاد به نظر می‌رسند باید نرخ ارز براى ورود کالاهاى ضرورى و مورد نیاز عامه از نرخ ارز براى واردات کالاهاى غیر ضرورى و تجملى و سایر مصارف تفکیک شود (صحیح است) یعنى به منظور تقلیل هزینه زندگى باید نرخ ارز براى ورود کالاهاى ضرورى تنزل داده شده در کمترین قیمت ممکنه تعیین گردد. ولى براى تشویق صادرات و ازدیاد تولید و ایجاد کار براى مردم و رفع کمبود ارز خارجى بایستى نرخ ارز صادراتى را تا آنجا که ممکن است بالا نگهداشت. (میراشرافى- آقاى این طور نیست، این فقط براى محتکرین خوبست) جناب آقاى میراشرافى بنده عرضم را می‌کنم بعد هم جنابعالى تشریف بیاورید، تریبون هست و فرمایشاتتان را بکنید.

+++

روشى که دولت انگلستان بعد از جنگ دوم جهانى براى رفع بحران اقتصادى و کمبود ارز مورد نیاز خویش پیش گرفت، بهترین شاهد براى اثبات نظریه فوق به نظر می‌رسد.

هنگامى که دولت انگلستان احساس کرد از نظر ارز خارجى مورد نیاز خویش در مضیقه می‌باشد و این مسئله باعث ترقى هزینه زندگى و بالنتیجه ایجاد بحران اقتصادى شده است، بدون درنگ تصمیم به تنزل ارزش پول خود در مقابل ارزهاى خارجى گرفت و با اجراى این تصمیم در مدت چند سال مشکلات بسیارى را از پیش پاى خود برداشت (پناهى- کنترل قیمت را هم بفرمایید). در حال حاضر وضع کشور ما از نظر اقتصادى کم و بیش بى‌شباهت به وضع چند سال قبل انگلستان نیست با این تفاوت که ما هنوز بسیارى از نیازمندی‌هاى ضرورى و اولیه خود را بایستى با ارز خارجى تهیه کنیم. از این نظر تفکیک نرخ ارز و تعیین دو نرخ یا بیشتر براى ارز پیشنهاد می‌شود. بزرگ‌ترین دلیلى که طرفداران تنزل نرخ ارز براى اثبات لزوم اجرا نظریه خود اقامه می‌کنند، تنزل هزینه زندگى است، در صورتى که با اتخاذ تصمیمات پیشنهادى فوق و جلوگیرى از صدور خواربار و مواد مورد نیاز عامه، منظور این آقایان نیز برآورده می‌شود و هزینه زندگى پایین مى‌آید، ولى از تقلیل صادرات و ازدیاد بیکاران و عدم رغبت مردم به کارهاى تولیدى و کمبود ارز خارجى مورد نیاز جلوگیرى می‌گردد.

کسانى که معتقد می‌باشند در صورت تنزل نرخ ارزهاى حاصله از صادرات فقط چند نفر تاجر صادر کننده متضرر می‌شوند در اشتباه محضند.

تنزل نرخ ارز صادراتى تنها به زیان چند نفر بازرگان صادر کننده نمی‌باشد، بلکه به ضرر تمام یا لااقل اکثریت تام ساکنین کشور است.

تجار صادرکننده در صورت تنزل ارز صادراتى زیان زیادى را متحمل نمی‌شوند، ولى افرادى که گذران زندگى خود و خانواده آنها منوط به امور تولیدى و صادراتى است هستى خود را از دست خواهند داد. باید دید در صورت تنزل نرخ ارز آیا کسى دیگر اقدام به آباد کردن اراضى بایر خواهد نمود؟ و هستى و انرژى خود را در این راه به کار خواهد انداخت؟

در صورت از بین رفتن کشت پنبه و سایر محصولات زراعتى چه کسى زندگى صدها هزار کارگرى را که امروز در مزارع نواحداث ایران به کار مشغولند تأمین خواهد نمود؟ چه کسى مخارج روزمره هزاران مردمى را که امروز از ازدیاد کشت پنبه چه از نظر کار در مزارع، چه از نظر حمل و نقل و چه از نظر کار در کارخانه‌جات عدل‌بندى و پنبه پاک کنى امرار معاش می‌کنند، خواهد پرداخت؟

براى اثبات صحت نظریه گفته شده، مبنى بر لزوم تعیین حداکثر نرخ ممکنه براى ارزهاى حاصله از صادرات، چه دلیلى بهتر از تأمین زندگى صدها هزار کارگرى که امروز از طریق ازدیاد تولید به واسطه بالا بردن نرخ ارز اعاشه می‌کنند، می‌توان یافت.

یک نظر سطحى نشان می‌دهد که بر اثر ترقى نرخ ارز و افزایش صادرات سطح زندگى زارعین و آفتاب‌نشینان دهات که ترقى آن پیوسته مورد توجه مخصوص ذات مبارک ملوکانه و عموم طبقات بوده به طور محسوس بالا رفته است. توجه بفرمایید سطح زندگى عرض کردم با هزینه زندگى اشتباه نشود.

نتایج حاصله از ترقى نرخ ارزهاى صادراتى در دو ساله اخیر به موجب آمار رسمى گویاترین دلیل و بهترین مشوق ما در ابراز چنین نظریه‌اى می‌باشد.

اگر امروز هزاران زارع در مزارع پنبه‌خیز گرگان و مازندران به کشت پنبه مشغولند.

اگر هزاران کارگر در معادن این مملکت به کار اشتغال دارند، اگر ده‌ها هزار نفر در مزارغ زیره‌خیز کاشمر و سبزوار به کشت زیره مشغولند، اگر هزاران روستایى در کوهستان‌ها و صحارى به جمع‌آورى گیاهان خودرو مشغولند، اگر هزاران باغبان و زارع به ایجاد باغ‌هاى جدید و کشت درخت‌هاى تازه و مبارزه با آفات براى تهیه خشکبار مشغولند و اگر هزاران زن روستایى در پشت دستگاه‌های ریسندگى و بافندگى دستى نشسته و به کار اشتغال دارند، فقط به خاطر ترقى ارز است.

براى آن است که ایجاد و انجام این امور براى صاحبان آنها، براى کسانى که هستى و انرژى خود را در این راه مصرف می‌کنند، متضمن منافعى است. (همهمه نمایندگان).

بعضى از نمایندگان- این طور نیست. (زنگ رئیس).

قنات‌آبادى- آقاى رضایی اینها زندگى نمی‌کنند، اینها دارند ذره ذره جان می‌کنند. شما دارید از منافع سرمایه‌دارهاى بزرگ دفاع می‌کنید، اینها رمقى براى مردم نگذاشته‌اند.

کریمى- شما که وکیل التجار نیستید.

رضایی- بنده در این باب یک تلگراف هم از سبزوار رسیده از زارعین و کارگران که قرائت خواهم کرد، ولى اگر فردا ارز حاصله از صادرات تنزل کند، آیا پنبه کارى به همین حال می‌ماند؟

یک نفر از نمایندگان- بله می‌ماند.

رضایی- و محصول آن اضافه می‌شود؟ آیا معادلى که این چند سال اکتشاف و استخراج آنها شروع شده است اگر ارز پایین بیاید باز هم صرف می‌کند؟

آیا خشکبار ایران با تنزل ارز می‌تواند با خشکبار ترکیه و زیره ایران یا زیره مراکش رقابت کند؟

آیا باز هم صادرات پوست و روده ایران افزایش خواهد یافت؟

آیا باز هم می‌شود به پسته‌کارى قزوین و رفسنجان توسعه داد؟

آیا باز هم محصول چاى در گیلان افزایش مى‌یابد؟

قنات آبادى- قبل از این هم از ایران صادر می‌شد.

رضایی- آیا باز هم صدور پوست خشخاش (در این دو ساله پوست خشخاش از این مملکت صادر شد) و پنبه تخم و پوست پسته و دم قیچى و استخوان حیوانات از کشور امکان پذیراست؟ از این قبیل سؤالات زیاد است و جواب تمام آنها هم قطعاً منفى است.

میراشرافى- نه آقا منفى نیست. (همهمه نمایندگان).

قنات‌آبادى- از نظر تجار که دارند مردم را غارت می‌کنند، منفى است.

رضایی- این مسلم است قطعى است که اگر ارز صادراتى تنزل کند، نه تنها تولید اضافه نمی‌شود، بلکه از بین می‌رود، چنان که رفته بود.

کشورى که قبل از شهریور 1320 سى و هفت هزار تن سالیانه صادرات پنبه داشت بعد از شهریور وارد کننده پنبه شد و همه ساله مقدارى پنبه از روسیه و مصر وارد می‌کرد. این فقط مربوط به ارز است.

نورالدین امامى- قبل از شهریور دلار 5/12 ریال بود.

رضایی- دلار آزاد توى این مملکت با گواهى نامه‌اش با تصدیق صدورش پنج تومان بود.

طرفداران تنزل ارز نظریه تازه‌اى ابراز نکرده‌اند. تز جدیدى نیاورده‌اند. این نظر و این نقشه از شهریور 20 تا دو سال قبل در این مملکت با کمال شدت اجرا شده است، عمل شده است و نتیجه آن را همه دیده اند.

این نقشه اسم دیگرى هم دارد، جدا کردن صادرات به خاطر واردات، به خاطر ارزان‌تر تمام شدن واردات، نام دیگر این نقشه است. و نتیجه آن از بین رفتن تولید کشور، از هم پاشیده شدن زندگانى تولیدکنندگان کشور، بیکار ماندن نیروهاى فعاله کشور است. تولید کشور از بین برود، زندگى صدها کارگر از هم بپاشد، صادرات کشور به حداقل ممکن تنزل پیدا بکند، براى که؟ و به خاطر که؟ به خاطر بانوانی که می‌خواهند عطرگران مصرف کنند، به خاطر آقایانی که دل‌شان می‌خواهد کراوات سولکا بزنند و آن را ارزان‌تر بخرند.

براى این طبقه و براى ارزان‌تر تمام شدن نیازمندی‌هاى این طبقه ارز صادراتى باید تنزل کند.

بلى ارز باید تنزل کند تا بتوانند ارز مورد نیازشان را براى رفتن و زندگى کردن و تفریح نمودن در سواحل مدیترانه و پلاژهاى کان و نیس ارزان‌تر تهیه کنند.

پیراسته- آقا این طور نیست. (همهمه نمایندگان).

رئیس- آقاى رضایی وقت شما تمام شد.

رضایی- بنده یک ربع ساعت دیگر وقت می‌خواهم.

رئیس- آقایان رأى نمی‌دهند.

رضایی- من رأى می‌خواهم، حالا آقایان می‌خواهند رأى بدهند، می‌خواهند رأى ندهند.

رئیس- آقاى رضایی مطابق آیین‌نامه یک ربع دیگر هم وقت می‌خواهند راجع به این موضوع، رأى می‌گیریم، آقایانى که با ادامه مذاکرات ایشان موافقند قیام کنند (اکثر برخاستند) با 50 رأى تصویب شد، به شرطی که آقایان که رأى می‌دهید اقلاً گوش هم بکنید. بفرمایید آقاى رضایی بیانات‌تان را بکنید.

رضایی- این طرز تفکر صحیح نیست، نتیجه این فکر و حاصل اجراى این نظر و این نقشه از بین رفتن پنبه اقتصادى مملکت و از هم پاشیده شدن دستگاه‌های تولیدى کشور است. این نقشه در مملکت ما ده سال تمام اجرا شده است و حاصل اجراى آن این بود که هنوز دو ماه از قطع درآمد نفت نگذشته، مملکت فلج شد و تمام دستگاه‌ها خوابید و بالنتیجه براى گردش امور جارى مملکت دست نیاز به سوى خارجى دراز شد. ولى تا کى می‌توان وجهى بلاعوض یا به عنوان قرض گرفت. اگر در چند ساله پس از شهریور 1320 صادرات را قربانى واردات نکرده بودیم، مسلماً به این زودى به مضیقه ارزى دچار نمی‌شدیم و نیروى اقتصادى ما آن قدر قوى می‌بود که هیچ عاملى نتواند تزلزلى در وضع آن به وجود آورد.

آقایان نمایندگان محترم چنانچه نرخ ارز حاصله از صادرات را تنزل بدهیم، اطمینان داشته باشید که بنیان تمام امور عمرانى و کارهاى تولیدى کشور را که تازه شروع شده است با دست خویش ویران کرده‌ایم، سطح تولید و میزان صادرات در این دو ساله به طور محسوسى ترقى کرده است، اقتصاد جدید ما امروز نهال تازه‌ای است، قطعش نکنید و اطمینان داشته باشید که در مدت کوتاهى

+++

درخت برومندى خواهد شد که تمام مملکت و مردم آن در سایه این درخت به راحتى زیست خواهند نمود. اگر ارز صادراتى تنزل کند، کارخانه‌جات داخلى ما یکى بعد از دیگرى تعطیل می‌شود، کارگاه‌هاى دستى ما از کار می‌افتند. صنایع داخلى ما از بین می‌رود.

سرمایه‌هایى که در راه توسعه تولید و صادرات به کار افتاده است، نابود می‌شوند. شرکت‌هایى که براى اکتشاف و استخراج معادن تشکیل گردیده، منحل و یا ورشکسته می‌شوند.

دکتر عدل- دلیلش را بگویید.

رضایی- و در نتیجه هزاران کارگر و زارع بیکار شده، به شهرها هجوم می‌آورند، فریاد کار می‌خواهیم، نان می‌خواهیم، فضاى مملکت را فرا خواهد گرفت.

قنات آبادى- اصلاً انشا نوشته.

میراشرافى- پس پیشنهاد بکنید که قیمت‌ها قدرى بالاتر برود.

رضایی- در آن هنگام کدام یک از آقایان مسئولیت جواب گویى به این صدها هزار نفر کارگرى را که بیکار می‌شوند به عهده خواهید گرفت. چه کسى مسئولیت خطرات عظیمى را که در صورت استفاه دسته‌جات سیاسى از این صدها هزار کارگر بیکار به وجود می‌آید قبول خوهید نمود؟ ممکن است اظهارات بنده در ذهن برخى از همکاران، شبهه‌اى ایجاد کند.

صفایی- قطعاً ایجاد کرده.

رضایی- و تصور فرمایند که از منافع شخصى دفاع می‌کنم (صحیح است) باید با کمال صراحت اظهار کنم این افتخار من است که یکى از افراد تولید کننده و مولد ثروت کشور باشم، ولى عقیده‌اى را که اظهار کرده‌ام مبنى بر اصول مسلم اقتصادى و نتیجه دوازده سال مطالعه علمى و عملى و طبق تمایلات و خواسته‌هاى موکلین عزیز سبزوارى من است.

میراشرافى- زارعین سبزوار ارز دارند آقا؟

رضایی- اگر کسانى در صحت این عقیده تردید نمایند، ناگزیر در جلسات بعد مفصل‌تر و دقیق‌تر صحبت خواهم نمود، با رقم و عدد موضوع را مورد بحث قرار خواهم داد، زیرا تصور می‌کنم زبان اعداد و ارقام گویاتر باشد.

یکى از همکاران محترم هنگام بحث در برنامه دولت در مورد تنزل نرخ ارز بیانات تندى اظهار فرمودند و به یک عده مردم فعال با انرژى و تولید کننده ثروت در این کشور توهین کردند.

باید دید آیا در این مملکت تنها کسى که نفع می‌برد صادر کننده است و آیا بازرگانان وارد کننده، بنکداران داخلى بورس بازان زمین سفته‌سازان، دلالان و بالاخره کارچاق‌کن‌ها ضرر می‌برند که تنها طبقه صادر کننده مورد بى‌مهرى قرار گرفته‌اند؟ (صحیح است). تنزل نرخ ارز صادراتى تنها به بازرگانان صادر کننده ضرر نمی‌زند، بلکه شیرازه کارهاى تولیدى را از هم پاشیده و روح فعالیت و به کار انداختن سرمایه‌هاى خصوصى را می‌کشد و صدها هزار افرادى را که مستقیم یا غیر‌مستقیم از این طریق زندگى می‌کنند، بیکار و سرگردان و سربار جامعه می‌نماید. با این توضیحات مختصر چنین به نظر می‌رسد که دولت براى اخذ تصمیم درباره نرخ ارز نبایستى تنها با نمایندگان بازرگانان وارد کننده تماس بگیرد، کما این که شنیده‌ام فقط با اتحادیه بازرگانان تهران تماس گرفته شده. (خرازى- همچو چیزى نیست قربان) بلکه بایستى نظر مولدین، ثروت کارگردانان کارهاى تولیدى، نمایندگان سازندگان مصنوعات داخلى، بازرگانان صادر کننده و بالاخره نظر زارعین و کارگرانى را که از این راه اعاشه می‌کنند، جلب نموده و با مشورت همگى طریقى اتخاذ نمایند که هم هزینه زندگى پایین آمده و نیازمندی‌هاى اولیه مردم به کمترین قیمت در اختیار مصرف کنندگان گذارده شود و هم این که اساس کارهاى تولیدى از هم پاشیده نشده و سرمایه‌هایى که در این راه به کار افتاده و یا خواهد افتاد، عاطل و باطل به تنزیل دادن اختصاص داده نشود. یک تلگرافى هم در این زمینه از سبزوار رسیده است، بعد از آن که آقاى پیراسته آن روز در موقع صحبت از برنامه دولت به تجار صادر کننده متأسفانه توهین کردند، تلگرافى از سبزوار رسیده است، ولى چون لحنش یک قدرى تند است، با این که تقاضا هم شده است صراحتاً در مجلس خوانده بشود، بنده از خواندنش در مجلس خوددارى می‌کنم (احسنت).

رئیس- آقاى امیر احتشامى.

امیر احتشامى- موضوعى را که امروز به عرض نمایندگان محترم می‌رسانم مربوط به چند مورد است، یکى راجع به فرمایشات جناب آقاى نورالدین امامى نایب رئیس محترم در دو جلسه قبل می‌باشد که به عنوان تعظیم به دانشگاه بیاناتى فرمودند و دیگرى راجع به بیانات جناب آقاى مهندس جفرودى است که قسمتى از فرمایشات ایشان در همان موقع مورد اعتراض نمایندگان محترم و خود بنده واقع گردید و موجب تشنج در مجلس شد و در جلسه اخیر نیز در اطراف آن صحبت شد و خود ایشان نیز مقدارى از بیانات‌شان را تصحیح و اصلاح فرمودند، مع الوصف لازم می‌داند که در این مورد صحبت کنم، موضوع سوم مربوط به عقب‌ماندگى شهر کرمان‌شاهان و نقاط تابعه آن و عدم توجه دولت‌ها باوضاع عمرانى و اصلاحى و فرهنگى و بهداشتى آنجا خواهد بود و موضوع چهارم مربوط به فرمایشات جناب آقاى حمید بختیار در جلسه قبل می‌باشد که موضوع اولیه باعث تعجب و موضوع دوم باعث تأسف و موضوع سوم موجب امیدوارى است، و یقین دارم دولت تیمسار سپهبد زاهدى عطف توجهى بدان مبذول خواهند داشت و موضوع چهارم محتاج بندگار می‌باشد، موضوع اولى که باعث تعجب بوده این است که تاکنون در جلسات هفت گانه مجلس به حمدالله کسى نسبت به دانشگاه کوچک‌ترین اظهار مخالفت و یا خداى ناخواسته اهانتى نکرده است که محتاج به معذرت خواهى باشد، تردیدى نیست که دانشگاه مورد علاقه کامل و احترام عموم ملت ایران و به خصوص نمایندگان محترم مجلس بوده و هست و همه ایمان و اعتقاد داریم که رجال بزرگ و حکما و ادبا و فلاسفه که وجودشان براى ملت و مملکت مفید و باعث افتخار و سرافرازى کشورشان بوده و هستند، از برکات وجود دانشگاه‌هاى آن مملکت است، پس دانشگاه به خودى خود شایان تعظیم و احترام است (نمایندگان- صحیح است) و اما چون بنده صراحت لهجه دارم، ناگزیرم عرض کنم نام مقدس دانشگاه و وجود این دستگاه مفید و اساتیدى که امتحانات شاه‌دوستى و وطن‌پرستى و علاقمندى به دیانت را داده‌اند، مورد احترام و علاقه تمام ملت ایران می‌باشد، نه آنهایى که از این وظایف مقدس منحرف و تحت تأثیر بیگانگان قرار گرفته و خیانت و جسارت به مقدسات ملى ما را شجاعت و افتخارى براى خود دانسته و نام پرافتخار استادى و دبیرى و آموزگارى را بدنام کرده واز حدود وظیفه وجدانى و ملى خود منحرف و جوانان و نونهالان یک دل و ساده لوح ما را به دستور و به دلخواه اجانب اغوا و تحریک کرده و وادار به مخالفت با مقدسات ملى و خیانت به تمام شئون مملکتى می‌نمایند که چند نفر آنها را مانند کریم سنجابى، رضوى، زیرک‌زاده، شایگان، رادمنش، کام‌بخش، کشاورز، یزدى، حق‌شناس، حسیبى، صدیقى، فاطمى، دکتر قلابى را براى مثال نام می‌برم.

دکتر افشار- این حرف‌ها چیست؟

دکتر جزایرى- اینها چیست که می‌گویید؟

قنات آبادى- بارک الله.

میراشرافى- اگر مقصودتان دکتر سنجابى است، پس اسم ببرید.

امیر احتشامى- نمایندگان محترم استحضار دارند تشنجات و جریانات سویى که بعد از واقعه شهریور 20 تاکنون در دانشگاه و در دانشکده‌ها و مدارس متوسطه و ابتدایى رواج داشته، موجد آن این قبیل اساتید خیانت پیشه بوده‌اند. بنا علی‌هذا آن دعایى را که جناب آقاى امامى کردند که یک روزى ببینید تمام نمایندگان مجلس از دانشگاه دیده‌ها باشند. امیدوارم در مورد اساتید و دانشگاه دیده‌هاى صالح و وطن‌پرست مصداق پیدا بکند، نه در مورد آنهایى که اسم بردم و آنهایى که همه می‌شناسیم، دیگر امثال سنجابی‌هاى خیانتکار مؤتلف پیشه‌ورى و قاضى محمد و غلام یحیى و حزب توده و کومله در مجلس، در این مکان مقدس راه نیابند. ان‌شاءالله. موضوع دوم این بود آقاى جفرودى در اطراف نهضت ملى ایران و قوانین ملى شدن صنایع نفت بیاناتى کردند و مصدق را رهبر نهضت و فاتح در دادگاه‌هاى بین‌المللى خواندند و به نظرم اگر فراموش نکرده باشیم بى‌لطفى کردند.

مهندس جفرودى- ماده 90.

رئیس- آقا شما به هیچ وجه حق تذکر به وکیل ندارید.

امیر احتشامى- و فرمودند باید مصدق را تأیید کنیم.

محمودى- این طور نبوده.

دکتر جزایرى- با یک زحمتى تمام شد باز تکرار می‌کنند.

دکتر عمید- ایجاد تشنج نکنید.

امیر احتشامى- آقایان ما باید تاریخ ایران را ورق‌زده و به سى سال قبل برگردیم که در آن زمان آن رادمرد بزرگ ناجى ایران.

شوشترى- منجى ایران.

امیر احتشامى- یعنى اعلیحضرت فقید رضاشاه کبیر قبل از هر کسى متوجه شد که در مورد نفت و امتیاز دارسى به ایران ظلم شده و منافع ملت ایران تأمین نشده و عادلانه نیست که به فکر افتاد قدمى براى اصلاح این کار بردارد و برداشت که شاید در آن وقت نیز اوضاع و احوال بین‌المللى اقتضا نداشت مطابق میل و منظور واقعى خود موضوع را به انجام برساند، خلاصه بهتر از آنچه شد و در آن روز مقدور نبود بشود.

قنات آبادى- این حرف‌ها چیست می‌زنید؟ ملت قبول نداشت آن قرارداد را مجلس کان لم یکن شناخته این حرف‌ها چیست که می‌زنى.

(زنگ ممتد رئیس- دعوت به سکوت).

امیر احتشامى- و این فکر در مخیله تمام افراد کشور خطور داشت تا این که جنگ اخیر و اوضاعى که بعد از آن در دنیا به وجود آمد به ملت ایران مجالى داد که قیام کرده و احقاق حق خود را بخواهد که با تأییدات و پشتیبانی‌هاى اعلیحضرت شاهنشاه شروع به اقدام شد، ولى متأسفانه مصدق و همکاران نزدیک و مشاورینش که بنده به طور قطع و یقین آنها را عمال بیگانه و مأمور تخریب ایران می‌دانم.

قنات آبادى- آقا این حرف‌ها چیست می‌زنى مرد که برو کارت را بکن، رعایا را به چوب ببند، مرد که آمده اینجا از کمپانى سابق دارد دفاع می‌کند، الاغ.

درخشش- آقا این حرف‌ها صحیح نیست. (همهمه شدید، زنگ رئیس).

رئیس- آقاى قنات‌آبادى، به شما تذکر می‌دهم، نمی‌گذارید بفهمم او چه می‌گوید

+++

ساکت باشید.

قنات‌آبادى- نوشته‌اند داده‌اند دستش نمی‌تواند بخواند. (زنگ رئیس).

امیر احتشامى- نگذاشتند ملت ایران بدون این که از موضوع منحرف شود و اوقات و افکار خود را صرف به وجود آوردن اوضاع سورى و دروغى طومارسازى و جار و جنجال و مرده باد و زنده با گفتن بکند حق قانونى خود را مطالبه کرده و بایستد تا آن را بگیرد، چنانچه ملاحظه فرمودید یکى از وعده‌هاى این مرد عوامفریب و دروغگو اصلاح قانون انتخابات بود.

قنات‌آبادى- اگر قانون انتخابات اصلاح می‌شد که تو به مجلس نمى‌آمدى.

امیر احتشامى- و بعد از 28 ماه زمامدارى با قدرت که منهاى نفوذ قلدرانه را در مجلسین داشت و اختیارات قانونى را با اکراه و اجبار و من غیر حق و برخلاف تمام اصول به دست آورد و در زیر پتو وظایف مجلس سنا و مجلس شورا را انجام و صدها قوانین مضر و بیجا و بى‌قاعده را تصویب کرد، مع‌هذا کوچک‌ترین اقدامى براى اصلاح قانون انتخابات نکرد. آیا این دروغگویى و عوامفریبى نبود. وعده دیگر این مرد یعنى ماده دوم برنامه دولت او به دست آوردن حقوق حقه ملت ایران در نفت جنوب بود، در اولین قدمى که براى این کار برداشت و قوانین ملى شدن صناعات نف را مبحلاً از تصویب مجلسین گذراند بزرگ‌ترین خیانت را مرتکب شد.

(همهمه عده‌اى از نمانیدگان، زنگ رئیس).

قنات‌آبادى- چه می‌گوید آقا، این حرف‌ها چیست نوشته‌اند داده‌اند دستش بخواند، ماده 90.

درخشش- این احمق امروز بزرگ‌ترین خیانت را به ملت و مملکت ایران می‌کند که به نهضت ملى ایران و ملى شدن نفت توهین می‌کند.

قنات‌آبادى- آقا باید من باین مرد جواب بدهم، ماده 90، 90. (زنگ شدید رئیس- دعوت به سکوت).

امیر احتشامى- اقرار به پرداخت غرامت در حال حاضر بزرگ‌ترین مشکل براى اصلاح کار نفت شده است به هر حال به جاى آن که به وعده خود وفا کرده و این دو موضوع مهم را انجام دهد زیر پتو خوابید و به فکر به دست آوردن اختیارات قانونى و وزارت جنگ و فرماندهى کل قوا و بستن مجلس سنا با پیشنهاد طرح تقدیمى وسیله همان سنجابى خیانکار (همهمه نمایندگان) (قنات‌آبادى- بیا برو کنار) طرح تقدیمى و مخالفت با افراد خاندان جلیل سلطنت و شخص شخیص شاهنشاه که مورد پرستش و علاقه و احترام تمام ملت ایران می‌باشند، افتاد، خونریزى و آدم‌کشى راه انداخت وقایع فروردین و آذر و 30 تیر را به وجود آورد و هزارها مردم را به کشتن داد، مردم را به مسلسل بست و بالاخره براى به دست آوردن مقام ریاست جمهور و نابودى و اضمحلال قطعى این مملکت قیام کرد و یاغى و طاغى شد، منتها خداى بزرگ همیشه و در هر حال حامى و ناجى ایران بوده و تدابیر حکیمانه شاهنشاه محبوب ما و قیام سپهبد زاهدى و ملت رشید ایران در 28 مرداد مملکت را از خطر سقوط حتمى نجات داد و مصدق و همکارانش آرزوى خام خود را به زندان بردند و انشاءالله به گور خواهند برد. و اما در مورد محاکم بین‌المللى که آقاى جفرودى همکار عزیز من معتقد بودند مصدق فاتح شده، جناب آقاى جفرودى شخصیت مصدق قاضى اختصاصى انگلستان را مجبور و ملزم نکرد که رأى به حقانیت ملت ایران بدهد، شخصیت و موقعیت و مظلومیت ملت ایران و اوضاع و احوال بین‌المللى و شرافتمندى قضات عالى مقام آن دادگاه‌ها موجب شد که حق ملت ایران پایمال نشود و در ظاهر فاتح و در باطن امر به دست همان مصدق و از راه ملى شدن صنایع نفت بزرگ‌ترین صدمات و خسارات را ببیند (همهمه شدید نمایندگان) اگر شما هم از طرف ملت ایران به دادگاه‌هاى بین‌المللى می‌رفتید، مطمئناً فاتح می‌شدید، بنابراین من، به صراحه عرض می‌کنم هیچ یک از اعمال مصدق مورد تأیید ملت ایران نیست. (همهمه شدید نمایندگان، زنگ رئیس).

قنات‌آبادى- آقاى رئیس این شخص به نهضت ملى و ملى شدن نفت دارد خیانت می‌کند، شرکت سابق این را نوشته به دستش داده است که اینجا بخواند، مردی که بیا پایین آقا ماده 90.

امیر احتشامى- و او کوچک‌ترین کار خوبى براى این ملت و این مملکت انجام نداد و خیانت‌هاى غیر قابل جبران و عفوى، خود و همکارانش مرتکب شده‌اند که باید به شدیدترین مجازات برسند نه به 3 سال حبس، آقایان باید خودخواهى و تعصب بی‌مورد و کینه و عداوت را کنار بگذاریم و برادروار مثل شمع و پروانه به دور شاهنشاه محبوب خودمان حلقه زده و تیمسار نخست وزیر مملکت را که واقعاً خدمات گرانبهایى به این ملت و این مملکت کرده و هیچ وقت فراموش نخواهد شد، صمیمانه حمایت و پشتیبانى کنیم و از خداوند بزرگ تأیید آنها و خودمان را در حل مشکلات و معضلات فعلى بخواهیم و یقین دارم ان‌شاءالله این کشتى طوفانى به ساحل نجات خواهد رسید.

رئیس- آقاى امیر احتشامى وقت شما تمام شد، بفرمایید بنشینید.

شمس قنات‌آبادى- بیا برو کنار، آقاى رئیس اجازه می‌فرمایید بنده به موجب ماده 90 عرضى دارم.

رئیس- هنوز که وارد دستور نشده‌ایم که هى می‌گویید ماده 90، مجلس را شلوغ نکنید.

دکتر جزایرى- اقلاً می‌خواستى یک دفعه این را در خارج بخوانى بعد بیاورى اینجا این بیچاره که اصلاً سواد ندارد.

میر‌اشرافى- وکیل محلى است، توهین نکنید.

دکتر جزایرى- وکیل محلى سواد ندارد بخواند، نوشته‌اند داده‌اند دستش.

درخشش- آقاى رئیس خواستم خواهش کنم که امر بفرمایید اگر چیزى در خارج نوشته و دست وکیل می‌دهند اینجا قرائت کند، قبلاً آن را بخواند.

رئیس- براى من تکلیف معین نکنید. بنشینید آقا به شما تذکر می‌دهم.

قنات‌آبادى- از نظر نمایندگان و از نظر ملت ایران تمام این حرف‌ها مردود است، همه‌اش بى‌ارزش است، همه‌اش بى‌قیمت است، از نظر ملت هر چه گفته بى‌ارزش است.

رئیس- آقا اگر شما تأمل بفرمایید هر چه ناطق بخواند از حدود قوانین خارج بشود، بنده خودم جلویش را می‌گیریم.

قنات‌آبادى- در نطق قبل از دستور که نمی‌تواند به یک ملتى فحش بدهد.

دکتر جزایرى- شخص اعلیحضرت همایونى بزرگ‌ترین و بهترین فرد دلسوز و علاقمند به مملکت و مردم این کشور است، خوب نیست به نام شاهنشاه در مجلس حرفى گفته شود و با این حرف‌ها مملکت را به هم بزنند، همه علاقمندیم به شاه.

رئیس- آقاى برومند.

برومند- بسم الله الرحمن الرحیم، بر هیچ یک از ما پوشیده نیست که اوضاع مملکت و احوال ملت از لحاظ مزایایى که لازمه یک زندگى آبرومند اجتماعى است رضایت بخش نمی‌باشد و چون در علت اساسى پیدایش گرفتاری‌هاى موجود امعان نظر نماییم و براى یافتن ماده اصلى آلام و مصایب این ملت تفحص کنیم، باین نکته پى می‌بریم که منشاء همه این تلخ کامی‌ها دو چیز است، یکى فقر مادى و دیگر فقر معنوى و بدون تردید تا وقتى که این دو بلیه خانمان‌سوز از جامعه ما رخت برنبسته و روزبه‌روز در ارکان حیاتى ما بیشتر رسوخ می‌کند، هرگز به بهبود اوضاع امیدوارى نمی‌توان داشت، زیرا انفکاک معلول از علت ممتنع است و با وجود علت وجود معلول حتمى و واجب بالغیر است و به نظر اینجانب براى مبارزه با این و ماده فساد باید چند چیز را در درجه اول اهمیت قرار داد.

1- تشیید مبانى معتقدات مذهبى و ترویج دین مقدس اسلام به معناى واقعى خود یعنى مصداقى که به قول حکما به حمل شایع صناعى دیانت اسلام است و با این تعریف غرض از ترویج دین اسلام تنها حفظ ظواهر و تشریفات صورى نیست.

میراشرافى- اسلام راجع به ربع چه گفته است؟

برومند- راجع به ربع هم برای‌تان بیان می‌کنم.

2- هدایت افکار و اهتمام در آشنا کردن افراد به وظیفه مقدس میهن‌پرستى و شاه‌دوستى و قتویت احساسات ملى و حس اعتماد به نفس و آزادی‌خواهى به نحوى که قاطبه اهالى مملکت از بندگى و رقبت بیزار بوده و به هیچ وجه تحت تأثیر تبلیغات سوء بیگانگان واقع نشوند.

3- سعى و مجاهدت در تهیه موجبات رفاه عامه و تقویت بنیه مادى آنان به وسیله تولید کارهاى مولد ثروت و استفاده از منابع طبیعى خدادادى که در کشور عزیز ما موجود است و منظور داشتن ارزش قابل ملاحظه براى کار طبقات کارگر و زحمتکش و جلوگیرى از اصراف و تبذیر، اما در خصوص تشیید مبانى اسلام که در صدر مطلب مذکور شد و در چند روز قبل هم حضور اعلیحضرت همایونى عرض کردم و مورد تأیید ملوکانه واقع گردید و نسبت به آن ابراز علاقه فرمودند به اختصار عرض می‌کنم که دین بزرگ‌ترین عاملى است که عوامل مذکور دیگر در ذیل آن پرورش تواند یافت و موجبات کلى ترقى و تعالى کشور را فراهم خواهد نمود و عمل به آن باعث تأمین سعادت و برقرارى وضع عادلانه‌اى که مبنى بر تساوى در حقوق است، خواهد گردید، زیرا احکام اسلام اعم از احکام وضعى و تکلیفى ناشى از حکم و مصالح است و در شریعت مقدس اسلام هر جا قانونى وضع شد، براى حفظ حقى و یا ثبوت تکلیفى مصلحتى در آن مندرج است، مثلاً در مواردى که حق مالکیت تثبیت شده مسبوق به موجباتى است که استحقاق آن را ایجاب می‌کند، از قبیل حبازت مباهات، احیا اراضى موات زراعت، غوص استخراج معادن و امثال آن که در کتب فقیه مستور است و اکنون مجال بسط کلام در آن نیست، حفظ منافع فرد و مصالح اجتماع هر دو منظور نظر قانون‌گذار اسلامى بوده است، به طوری که نه حقوق افراد پایمال شود و نه زندگى اجتماعى دستخوش اغراض فردى گردد تا بالنتیجه نظم اجتماع مستقر گردد و از این‌رو است که آزادى فردى تا حدى محترم شمرده است که به مصالح جامعه لطمه‌اى وارد نیاورد، مثلاً با این که اصل مالکیت محترم است و به مقتضاى مفاد آیه شریفه لاتاکلوا اموالکم بینکم بالباطل الا آن تکون تجاره عن تراض و حدیث شریف لایحل مال مرء مسلم الاعن طیب نفسه تصرف در اموال دیگر جایز نیست، قوانین دیگرى نیز وضع شده که از عموم و اطلاق آن نسبت به جمع موارد جلوگیرى کند، مثل قانون نفى ضرر که به استناد لاضرر و لاضرار فى الاسلام تثبیت شده و قانون نفى حرج که مستفاد است از آیه شریفه ما یرید الله لیجعل علیکم من حرج و اختیارات

+++

ملاک را محدود می‌کند به مواردى که موجب عسر و حرج فرعى نگردد و ضرر به دیگران وارد نیاورد ابوعلى‌سینا فیلسوف بزرگ ایران در کتاب اشارات حکمت پس از ذکر مطالبى که مشعر بر ضمانت قوانین الهى از حفظ نظام اجتماع است جمله‌اى ذکر کرده که حاکى از این است که آن دانشمند عظیم‌الشأن معتقد بوده که تکالیف الهى به حد شگفت‌آورى جامع و مشتمل بر مزایایى است که اتم از آن براى حفظ نظام قابل تصور نیست و اینک عین آن جمله را نقل می‌کنم، ولى این نکته را نیز ناگفته نمی‌گذارم که که چه بهتر بود این مطالب سودمند را به زبان فارسى بیان می‌کرد و بر افتخارات خود می‌افزود. عبارت شیخ فانظر الى الحکمه ثم الى الرحمه والنعمه تلاحظ جناباً به تهرک عجائبه و اما این که ملل اسلامى از مزایاى این قوانین مقدس که لازمه اسلامیت است، نرسیده‌اند، براى قوانین اسلامى موقوف الاجرا بوده است، نسخه آسمانى قرآن مجید آن گاه براى دردهاى جامعه مفید است که به مندرجات آن عمل شود، ولى اگر از آن پیروى نکنیم دردى درمان نخواهد شد، بنابراین هر نقصى که در سیر تکامل ملل اسلامى یافت شود، از قصورى است که از جانب ماست، نه از دین، هر چه هست از قامت نارسایى اندام ماست، (قنات‌آبادى- صحیح است) ور نه تشریف تو بر بالاى کس کوتاه نیست از دولت انتظار می‌رود نسبت به این موضوع مهم عطف توجهى بشود و متذکر باشند که معنویات در عین حال که خود به نفسه کمالى است مطلوب، ارتباط دارد با بهبود وضع مادى و مالى جامعه و اما موضوع دومى که بدان اشاره شد، وطن‌پرستى و شاه‌دوستى بود. وطن‌پرستى حکمت میهن‌پرستى در این است که با تقویت این سجیه مقدس مزایاى اجتماعى و منافع ارضى و مشخصات قومى و ملى یک ملت در چهار دیوارخانه بزرگ و عزیزى که وطن نامیده می‌شود، از دستبرد بیگانگان محفوظ خواهد ماند، پس دلبستگى به شئون ملى و اجتماعى ما ایجاب می‌کند اصل مقدس وطن‌پرستى را تا منتهاى حدامکان ترویج نماییم و عملاً این موضوع را به منصه ظهور رسانیم وطن‌پرستى اقتضا می‌کند اتحاد بین طبقات که افراد یک کشورند حفظ کرده‏

و از عللى که موجب پیدایش اختلاف و جدایى است جلوگیرى کنیم به مبارزه بین طبقات که افراد یک کشورو برادران ایمانى هستند و هر یک براى به کار انداختن چرخ نظم اجتماع کار خاصى را انجام می‌دهند بی‌مورد و غیر‌مشروع است بلى در صورتى که بخواهند به حقوق یکدیگر تجاوز کنند باید از تجاوزات آنان مانع گردید وطن‌پرستى اقتضا می‌کند از خدمتگزاران وطن که با علاقه مخصوص به مملکت خدمت کرده و در قبال تجاوزات بیگانگان شهامت و فداکارى نشان داده و محل هر‌گونه شداید و ناملایمات را بر خود هموار ساخته قدردانى کرد.

رئیس- وارد دستور می‌شویم یک موضوعى را من باید به آقایان تذکر بدهم و آن این ماده‌ای است که به موجب آن سه نفر می‌توانند نطق قبل از دستور بکنند نطق قبل از دستور مبتنى بر یک مواقع و یک مطالب مهمى است که لازم است به عرض مجلس برسد اینها خطابه است، اینها را باید به روزنامه داد و من مجبورم که در این قسمت با نظر موافقت آقایان یک ترتیبى براى نطق قبل از دستور بدهم ماده 83 را قرائت کنید.

(به شرح زیر قرائت شد).

ماده 83- هر یک از نمایندگان که مطلب مهمى داشته باشد و بخواهد به استحضار مجلس برساند می‌تواند قبل از شروع به دستور و یا آخر جلسه با اجازه رئیس و رعایت نوبت به عنوان نطق قبل از دستور یا بعد از دستور مطلب خود را اظهار نماید، مجموع این قبیل نطق‌ها در یک جلسه به طور کلى نباید از سه ربع ساعت تجاوز کند، مگر با اجازه مجلس و در هر جلسه بیش از سه نفر، هر نفرى ربع ساعت نمی‌توانند در اول یا آخر جلسه صحبت نمایند و هر کدام از دارندگان اجازه نطق می‌توانند حق خود را تماماً یا بعضاً به نماینده دیگر واگذار و یا تعویض نماید.

دکتر افشار- قدغن فرمایید که از روى نوشته هم کسى نخواند.

رئیس- یک مطلب دیگرى است که بنده باید تذکر بدهم و آن گوش دادن به بیانات ناطق است، هر چه می‌خواهد باشد، بنده چندین بار گفته‌ام که نطق قبل از دستور یک مطلبى نیست یک نظر شخصى است این را آقایان باید تا حدى که منافى با قوانین نباشد، قبول بکنند و تأمل کنند و بشنوند (میراشرافى- گاهى مخالف مصالح مملکت است) این را هم باید صبر کنند اگر مخالف قوانین باشد، من خودم جلوگیرى می‌کنم خودتان بهتر می‌دانید که در مجالس دنیا همه جور عقیده وجود دارد ممکن است در یک مجلس رویالیست کمونیست باشد، سوسیالیست باشد، بگذارید هر کس هر طور می‌خواهد صحبت کند اگر مخالف مصالح مملکت صحبت کردند من خودم جلوگیرى می‌کنم، چون اسمى از آقاى مهندس جفرودى بردند ایشان می‌توانند به عنوان ماده 90 صحبت کنند، بفرمایید.

3- بیانات آقاى مهندس جفرودى به عنوان ماده 90 آیین‌نامه

مهندس جفرودى- بنده از پشت تریبون مقدس مجلس هیچ گاه حرفى نخواهم زد و عملى نخواهم کرد که به ضرر ملت ایران و بر علیه قانون اساسى باشد (احسنت) (میر اشرافى- در خارج هم نمی‌کنید) اینجا چون سمت رسمى دارم نمی‌کنم، براى آن که قدرت قانونى دارد در خارج هم نخواهم کرد (احسنت) بنده یقین دارم که بیانات جناب آقاى امیر احتشامى بی‌سابقه و تاریخى ملت ایران در راه نهضت مقدس ملى ایران است بیش از همه شخص شاهنشاه شخص اول مملکت متأثر خواهند شد (صحیح است).

نراقى- از گفته ایشان هم خلاف چیزى استنباط نشد.

مهندس جفرودى- عرض کردم اگر بشود جناب آقاى امیر احتشامى باید بدانند که بنده آن روز عرض کردم حالا هم تأیید می‌کنم که در محافل بین‌المللى پایدارى بی‌سابقه ملت ایران بود که حرف حق او را به کرسى نشاند (امیر احتشامى- بنده هم همین را گفتم) اینجا من گفتم باز هم تکرار می‌کنم، صورت جلسه حاکى است و تکرار کردم و روشن کردم، گفتم نهضت مقدس ملت ایران ریشه‌دار است، صحبت ده سال، بیست سال نیست، نهضت ملى ایران در سایه سال‌ها فداکارى و محرومیت و رنج و مصایب ملت ایران بوجود آمده است و هیچ‌ دار و دسته‌اى حق ندارد بگوید نهضت ملى ایران متعلق به اوست و هیچ کس به خصوص نهایى که داراى مقام رسمى هستند، حق ندارند بیاین اینجا و به خاطر محرومیت شخصى که کشیده‌اند، این نهضت را تخطئه کنند مخصوصاً موقعی که دولت، دولتى که مجلس انتخاب کرده است، مشغول مذکره در امر نفت است و یکى از اثرات نهضت مقدس ملى، ملى کردن نفت است، در هیچ موقع نباید این حرف‌ها را پشت تریبون مجلس زد، ما اجازه نمی‌دهیم اساساً ما باید همه عادت بکنیم آنچه که متعلق به مردم است در نظر ما مقدس باشد و در جمیع حالات از خواسته‌هاى مردم در پشت این تریبون با نهایت شجاعت و شهامت دفاع کنیم (عده‌اى از نمایندگان- احسنت) بنده یقین دارم آن روز جناب آقاى مشایخى در بیانات خودشان مخصوصاً ملى شدن صنعت نفت را تأیید کرده‌اند (زنگ رئیس).

رئیس- آقاى جفرودى از ماده 90 خارج نشوید از آن روز صحبت نکنید فقط از امروز صحبت کنید و وارد مطالب دیگر نشوید، ایشان هم استفاده می‌کنند.

مهندس جفرودى- خواستم به جناب آقاى امیر احتشامى عرض کنم که قضاوت بیانات و گفته‌ها و اعمال ما با مردم وطن‌پرست است، توجه به این مطلب داشته باشید غرض دیگرى هم ندارم.

عمیدى نورى- بنده اعلام جرمى داشتم، می‌خواستم تقدیم کنم.

رئیس- بسیار خوب، تأمل کنید، آقاى وزیر فرهنگ لایحه‌شان را بدهند، آقاى وزیر فرهنگ.

تیمورتاش- وقتى هم که به بنده وعده فرمودید از بین رفت.

4- تقدیم دو فقره لایحه به قید فوریت به وسیله آقاى وزیر فرهنگ و طرح و تصویب فوریت آنها

وزیر فرهنگ (آقاى جعفرى)- براى بنده جاى بسى خوش‌وقتى و مباهات است که اولین لایحه‌اى که تقدیم مجلس شوراى ملى می‌کنم در خصوص تأمین رفاه و آسایش معلمین کشور است (احسنت) خاطر نمایندگان محترم مستحضر است که بار سنگین تعلیم و تربیت بر دوش آموزگاران و در درجه دوم بر دوش دبیران است (صحیح است).

صفایی- در درجه سوم استادان.

وزیر فرهنگ- ولى با کمال تأسف می‌خواهم به عرض مجلس شوراى ملى برسانم همین معلمین در نهایت عسرت و بدبختى زندگى می‌کنند (صحیح است) حقوق یک نفر آموزگار در ماه 150 تومان است.

مهندس اردبیلى- به اندازه یک سپور شهردارى.

وزیر فرهنگ- از این 150 تومان شاید بایستى 50 تومان کرایه خانه بدهد (یکى از نمایندگان- بیشتر) و روزى بیش از سه تومان یعنى سى ریال برایش باقى نخواهد ماند.

صفایی- از حقوق یک سپور هم کمتر است.

وزیر فرهنگ- که باید با این پول زندگى خود و عائله‌اش را تأمین کند، از حقوق یک پاسبان و شاید همان طور که می‌فرمایید از حقوق یک سپور هم کمتر است و شاید در وزارت فرهنگ مملکت در حدود پانزده هزار نفر آموزگار باشند که حقوق آنها 15 تومان است، به همین جهت دولت در ابتداى تشکیل با پیروى از منویات ملوکانه و با توجه به علایقى که خود نمایندگان محترم نسبت به فرهنگ دارند، در نظر گرفت که اولین لایحه‌اى که تقدیم می‌کند، تغییر حقوق آموزگاران باشد از 150 تومان به 250 تومان (نمایندگان- آفرین، احسنت) اما در مورد دبیران و دبیرانى که چندین سال تحصیل کرده‌اند لیسانسیه دانش‌سراى عالى شده‌اند و خود من هم افتخار می‌کنم از این که لیسانسیه دانش‌سراى عالى هستم به این دسته از معلمین هم ظلم فاحشى شده است (صحیح است) براى رفع این ظلم و براى این که نگرانى آنها مرتفع بشود و به کار خدمت فرهنگ علاقه بیشترى پیدا بکنند، در نظر گرفته شد که لایحه دومى تهیه شود و حقوق دبیران هم یاد بشود.

درخشش- دبیران اعم از لیسانسیه دانش‌سراى عالى و غیره است.

وزیر فرهنگ- بلى حقوق دبیران اضافه شود در لایحه‌اى که تهیه شده است، در نظر گرفته شده، براى این که توجه دولت و وزارت فرهنگ به طبقه آموزگار معلوم

+++

بشود، بنده تاریخ تنظیم این لایحه را به عرض مجلس شوراى ملى می‌رسانم، تاریخ تنظیم لایحه اضافه حقوق آموزگاران در 27/ 8/ 33 یعنى در آبان ماه 32 این لایحه تهیه شده که الان تقدیم می‌شود (میراشرافى- لایحه را با فوریت بدهید که زودتر تصویب بشود) لایحه اضافه حقوق دبیران در تاریخ 20/12/32 یعنى در بهمن تهیه شده این می‌رساند که دولت و وزارت فرهنگ به طبقه آموزگار توجه و علاقه بیشترى دارند (احسنت) در لایحه‌اى که براى دبیران تهیه شده، یک ماده واحده‌اى است و چند تبصره در این ماده واحده اشاره به اشل حقوق آموزگاران و کمک آموزگاران هم شده است، این از جهت این است که اگر به خاطر آقایان نمایندگان محترم باشد سال 1326 تصویب‌نامه‌اى از هیئت وزیران گذشت و اشل حقوق آموزگاران و کمک آموزگاران تعیین شد ولى تا به حال مجوز قانونى براى این اشل به دست نیامده است، فعلاً در همان لایحه اشاره به این اشل شده است ما حداقل حقوق را به موجب این لایحه به 250 تومان می‌رسانیم، شاید در حدود دو هزار نفر آموزگار استفاده خواهند کرد ولى همه آموزگاران از این لایحه استفاده نخواهند کرد، به همین جهت لایحه دیگرى در دست تهیه است براى تغییر حقوق آموزگاران و کمک آموزگاران که طبقه زحمت‌کش فرهنگ هستند و تقریباً تقدیم مجلس خواهد شد، بنده به استظهار لطف و محبت همه آقایان نمایندگان محترم و به خصوص به اتکا این که نهایت علاقه را نسبت به فرهنگ دارند این دو لایحه تهیه شده است و تقدیم مقام ریاست می‌شود با یک فوریت و تمنى می‌کنم که نسبت به تصویبش اقدام بفرمایید.

میراشرافى- با دوفوریت بدهید.

رئیس- وکیل که حق ندارد براى دولت تکلیف معین کند.

عمیدى نورى- بنده اعلام جرمى دارم تقدیم می‌کنم و تقاضا می‌کنم قرائت شود.

رئیس- بعد قرائت می‌شود، حالا فوریت لایحه مربوط به اضافه حقوق آموزگاران مطرح است، قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

ریاست محترم مجلس شوراى ملى.

به طوری که خاطر نمایندگان محترم مستحضر است معلمینى که تربیت اطفال کشور به عهده آنان محول گردیده و در دورترین نقاط و با مشکل‌ترین وضعى مشغول خدمت می‌باشند و جز حقوق دریافتى از دولت درآمد دیگرى ندارند از لحاظ وضع مالى بى‌اندازه در مضیقه بوده و با وضع اسف‌آورى امرار معاش می‌نمایند و اغلب از افراد این طبقه بیش از ماهى 1500 ریال از بایت حقوق و کمک و مابه‌التفاوت دریافت نمی‌دارند، با این ترتیب تصدیق خواهند فرمود معلمى که با دریافت 1500 ریال حقوق عهده‌دار امرار معاش چهار یا پنج نفر عائله خود می‌باشد و در تمام ساعات مقرره ادارى به تربیت نوباوگان میهمن مشغول است تا چه اندازه در مضیقه خواهد بود. بنابراین براى رفاه حال آنان و این که بتوانند با فکر آسوده به انجام وظیفه خطیرى که به عهده آنان محول شده ادامه دهند، بهترین وسیله بالا بردن میزان حقوق دریافتى آنان می‌باشد، لذا با استظهار به نیات نمایندگان محترم که همواره رفاه حال معلمین را منظور نظر قرار داده‌اند، ماده واحده زیر را به این منظور تهیه و به ضمیمه تقدیم می‌دارد.

تمنى دارد دستور فرمایید در مجلس شوراى ملى مطرح و به قید یک فوریت مورد تصویب قرار گیرد:

ماده واحده- از تاریخ اول فروردین‌ماه سال 1333 حقوق معلم (اعم از حقوق ثابت و کمک) در تمام کشور از دو هزار و پانصد ریال کمتر نخواهد بود. براى تأمین این منظور از اشخاصى که بیش از پنج هزار ریال حقوق از وجوه عمومى دولت ماهیانه استفاده می‌نمایند کماکان (طبق تبصره 25 از ماده 2 قانون بودجه سال 328 کشور صد یک مرتباً دریافت خواهد شد و در صورتى که این محل براى پرداخت فوق کافى نباشد، بقیه از محل بودجه عمومى کل کشور پرداخت می‌شود.

به جاى وزیر فرهنگ- رضا جعفرى

وزیر دارایی- دکتر امینى،

نخست وزیر- سپهبد زاهدى‏

رئیس- این لایحه‌اى است مالى مربوط به حقوق آموزگاران و دبیران است، اصولاً لوایح مالى یک شورى است، اگر یک فوریت تقاضا کنند، دو فوریت می‌شود و چون یک فوریت تقاضا کرده‌اند، آقایانی که با فوریت این لایحه موافقند، قیام کنند (اغلب برخاستند) تصویب شد، براى چاپ فرستاده می‌شود و در جلسه آینده مطرح می‌شود فوریت لایحه دوم مطرح است، قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

ریاست محترم مجلس شوراى ملى.

به طوری که خاطر نمایندگان مستحضر می‌باشد، ماده 12 قانون تعلیمات اجبارى مشاغل آموزگار و دبیر و کمک آموزگار را به ده پایه تقسیم و ارتقا آنان را با در نظر گرفتن مدت توقف مطابق مندرجات ماده مزبور از پایه‌اى به پایه بالاتر در مورد کمک آموزگاران و آموزگاران تا پایه 5 یا اضافه کردن یک پنجم حقوق پایه مادون و از پایه شش به بالا یک هشتم و در پایه‌هاى دبیرى به طور کلى یک هشتم حقوق پایه مادون قرار داده که با این ترتیب حقوق پایه ده آموزگارى 3540 ریال و حقوق پایه ده دبیرى 5510 ریال پرداخت می‌شد، ولى در سال 1326 هیئت وزیران بنا به پیشنهاد وزارت فرهنگ در جلسه 9/ 2/ 1326 طى شماره 3245 تفاوت حقوق ارتقا پایه‌هاى آموزگاران را تا پایه پنج یک چهارم حقوق پایه مادون و از پایه پنج تا هشت، یک پنجم و پایه 9، یک ششم و پایه ده، یک هشتم و تفاوت حقوق پایه مادون تعیین نمودند، با تصدیق به این که این کمک به آموزگاران و کمک آموزگاران از هر لحاظ واجب و ضرورى بوده، ولى میزان حقوق دبیران به صورت سابق باقى مانده است و از طرفى خاطر نمایندگان محترم مستحضر است که در سال 1331 دولت وقت با استفاده از قانون اختیارات میزان حقوق آقایان قضات را که از لحاظ مدت تحصیل با دبیران برابر بوده و زحمت و مشقتى را که یک نفر دبیر براى انجام وظیفه متحمل می‌شود، اگر از لحاظ کار و زحمت بیشتر از زحمت آقایان قضات نباشد، کمتر از آن هم نیست، به میزان قابل توجهى که پایه آخر آن متجاوز از 16000 ریال می‌باشد، قرار داده و به این وضع حقوق دریافتى آنان بیش از دو برابر حقوق دریافتى دبیران گردیده و با توجه به این که در تمام قوانین مصوبه مجلس شوراى ملى براى طبقه معلم با تساوى سنوات تحصیلى امتیازات بیشترى نسبت به سایر طبقات کارمندان دولت براى تشویق جوانان به خدمت معلمى منظور شده است، این تبعیض موجب نگرانى معلمین را که زحمتکش ترین طبقات مستخدمین کشور می‌باشند، فراهم نموده است. اینک براى رفع این تبعیض و تأمین نظر آقایان نمایندگان محترم که همواره تشویق و تهیه وسایل رفاه حال معلمین کشور را که مؤثر در پیشرفت فرهنگ می‌باشند، مورد توجه خاصى قرار می‌دهند، ماده واحده ذیل با سه تبصره آن تقدیم و استدعاى تصویب آن را دارد.

ماده واحده- از تاریخ اول فروردین ماه 1333 میزان تفاوت حقوق پایه‌هاى کمک آموزگارى، آموزگارى، دبیرى، به شرح زیر تعیین می‌گردد. حقوق پایه طبق ماده 12 تعلیمات اجبارى و در موقع ارتقا از پایه‌اى به پایه بالاتر تا پایه چهار یک چهارم، و در مورد کمک آموزگاران از پایه پنج به بالا یک پنجم و در مورد آموزگاران و دبیران تا پایه هشت یک پنجم و پایه نه یک ششم و پایه ده یک هفتم حقوق پایه مادون علاوه خواهد شد.

تبصره یک- مابه‌التفاوتى که بموجب این قانون حاصل می‌شود، با پیدا شدن اعتبار قابل پرداخت می‌باشد.

تبصره دو- دارندگان پایه هاى آموزگارى و ادارى که بسمت مدیرى یا نظامت مدارس منصوب شوند و همچنین رؤساى ادارات فرهنگ در شهرستان‌ها مشمول تبصره دو ماده دوازده قانون تعلیمات اجبارى بوده و از فوق العاده فنى استفاده خواهند نمود.

تبصره سه- ملاک پرداخت فوق‌العاده‌هاى خارج از مرکز، بدى آب و هوا و فوق‌العاده فنى دبیران حقوق ثابت قبل از اجراى قانون خواهد بود.

کفیل وزارت فرهنگ- رضا جعفرى، (وزیر دارایی- دکتر امینى نخست وزیر- سپهبد زاهدى‏)

دکتر شاهکار- بنده عرض مختصرى دارم.

رئیس- با فوریت مخالفید؟ (دکتر شاهکار- بلى) بفرمایید.

دکتر شاهکار- منت‌هاى خوشوقتى است که همان طور که آقاى جعفرى گفتند، اولین قدم اصلاحى دولت راجع به فرهنگ است و امیدوارم که این قدم ادامه پیدا کند، و در اصلاح فرهنگ قدم‌هاى بسیار وسیع‌ترى برداشته شود، علیت این که بنده عرض کردم با فوریت مخالفم این است که در قسمت تأمین بودجه این قسمت آقاى وزیر فرهنگ یک قدرى کم لطفى کردند و آن این است که در فرهنگ ما مثل در دادگسترى ما متن فداى حاشیه می‌شود فرهنگ مملکت یعنى دبیر و آموزگار، مثل این که دادگسترى مملکت یعنى قاضى، اما وزارت فرهنگ ما که البته تقصیر متوجه جنابعالى نیست، این رویه بوده است و شما هم ادامه می‌دهید، آن قدر مدیر کل ادارى، معاون اول، معاون دوم، بازرس ویژه، بازرس‌هاى دیگر وجود دارد که یک قسمت بودجه فرهنگ مملکت که فقط باید صرف تعلیم و تربیت بشود، صرف این جور اصول می‌شود.

رئیس- راجع به فوریت بفرمایید نه راجع به اصل موضوع اگر با فوریت مخالفتى دارید بیان کنید.

دکتر شاهکار- خواستم به عنوان فوریت تذکرى بدهم، بنده از آقاى وزیر فرهنگ این تقاضا را دارم که توضیح بدهند که براى تأمین بودجه این دو لایحه ما که موافقت می‌کنیم با فوریت باید بدانیم تأمین بودجه آن از کجا می‌شود.

رئیس- مطالبى که فرمودید مربوط به فوریت نبود، مخالفت با فوریت یعنى به این دلیل میل ندارم این مطلب فورى مطرح شود و به طور عادى مطرح شود والا در اصل موضوع نباید داخل شوید.

دکتر شاهکار- اگر فعلاً فوریت مطرح است بنده مخالفتم را پس گرفتم، موافقم.

رئیس- آقاى امامى مخالفید، (دکتر شاهکار- بنده مخالفتم را پس گرفتم) بسیار خوب رأى می‌گیریم به فوریت این لایحه، آقایانى که موافقند قیام فرمایند (اغلب برخاستند) تصویب شد.

+++

5- تقدیم یک فقره سؤال از طرف آقاى بهبهانى

رئیس- آقاى بهبهانى.

جعفر بهبهانى- بنده یک سؤالى از دولت کرده‌ام راجع به ارزاق عمومى و وضع اتوبوس‌رانى که تقدیم می‌کنم.

6- تقدیم یک فقره اعلام جرم از طرف آقاى عمیدى نورى و قرائت آن

عمیدى نورى- بنده اعلام جرمى داشتم که تقدیم کردم و تقاضا می‌کنم دستور بفرمایید طبق قانون محاکمه وزرا قرائت شود بعد به کمیسیون برود.

رئیس- هم می‌شود قرائت کرد، هم می‌شود قرائت نکرد، الزامى نیست که قرائت شود.

عمیدى نورى- طبق قانون محاکمه وزرا باید قرائت شود، در جلسه علنى.

رئیس- مطابق قانون اساساً الزامى در قرائت نیست، آقاى اردلان فرمایشى داشتید؟

اردلان- بنده عرضم راجع به قبل از دستور بود، حالا عرضى ندارم.

رئیس- اعلام جرم قرائت می‌شود.

(اعلام جرم آقاى عمیدى نورى به شرح زیر قرائت شد.)

مقام مقدس مجلس شوراى ملى‏

شیدالله ارکانه.

نظرى به تاریخچه حکومت مصدق‌السلطنه در سه سال گذشته نشان می‌دهد آن دسته‌اى که با همکارى یکدیگر در آن مدت زمام امور را در دست داشتند، در لواى احساسات پاک مردمى که تشنه حفظ حق خود در نفت بوده و هستند، چنان بى‌اعتنا به اصول مشروطیت و قوانین مملکت گردیدند که مرتکب جرایم غیر‌قابل اغماض در برابر ملت ایران شده‌اند، تأسف عمیق از این جهت بیشتر دست می‌دهد که اگر محمدعلى میرزا علیه مشروطیت قیام نموده، مجلس شوراى ملى را به توپ بست، امرى نبود غیر مترقبه، زیرا خوى استبدادى پادشاه مستبدى که از مشروطیت و حقوق ملت بى‌اطلاع بود، ملازمه با چنین تجاوزى داشت، ولى درباره کسى که سى و پنج سال ادعاى خدمتگزارى و حق‌شناسى داشت و در برابر کوچک‌ترین تجاوز به حقوق مردم، اشک غم نثار قدوم ملت می‌نمود و با اعلام جرم‌هاى خود علیه متجاوزین به ایراد نطق‌هاى مؤثر می‌پرداخت، جاى بسى شگفتى این است که وقتى از میان همکاران خود از این محل مقدس به اتفاق آرا به زمامدارى ایران نائل گردیده و نخست‌وزیر کشور می‌شود، چنان علیه حکومت قیام نمود که با اسلحه‌اى مهیب‌تر از توپ محمدعلى میرزا به مجلس شوراى ملى و حکومت ملى حمله ورشد. براى این که چنین نخست‌وزیرى با همکاران و معاونین جرم خود در پیشگاه قانون محاکمه شود تا ملت ایران به تجاوز آنها بر قوانین آگاه گردد مراتب ذیل را به عرض مجلس شوراى ملى می‌رسانم:

الف) هنگامى که انتخابات دوره هفدهم مجلس شوراى ملى به جریان افتاد، صرف‌نظر از مداخلات غیر قانونى دولت مصدق در انتخابات و ایجاد حوادثى از قبیل کشتار زابل و وقایع تأسف‌آور دیگر که ملت ایران به خوبى واقف بر آن می‌باشد و علاوه بر مداخلات مخصوص از توقیف انتخابات حوزه‌هایى از قبیل مشهد، بابل و امثال آن در روز سه‌شنبه بیست و نه اردیبهشت 31 نیز دولت مصدق‌السلطنه مرتکب گستاخ‌ترین جرایم علیه مشروطیت و حکومت گردید، زیرا از انتخابات مجلس هفدهم در 33 حوزه کشور جلوگیرى به عمل آورد که این عمل جرم و قابل تعقیب می‌باشد.

دلائل ارتکاب:

1- تلگراف 7084 روز شنبه 13 اردیبهشت ماه 1331 به بابل براى توقیف انتخابات مازندران.

2- تلگراف مورخه 14 تا 15 اردیبهشت 31 به مشهد براى جلوگیرى از قرائت آرا موجود در صندوق‌هاى انتخابات مبنى بر احضار فرمان‌دار مشهد در پاسخ به اعلام آقاى امیر تیمور کلالى به آقاى مصدق‌السلطنه که آرا آقا سید محمد صادق طباطبایی در صندوق‌ها زیاد بوده و مشارالیه نماینده خواهد بود.

3- تصویب نامه سه‌شنبه 29 اردیبهشت‌ماه 31 هیئت دولت مصدق‌السلطنه به این مضمون:

«چون در این موقع که دعواى دولت انگلیس علیه دولت ایران در دیوان دادگسترى بین‌المللى مطرح است، نظر عده‌اى از عمال بیگانه آن است که از اختلافى که بین داوطلبان نمایندگى دوره هفدهم تقنینیه وجود دارد، سوءاستفاده نموده نظم و امنیت کشور را مختل کنند و آثار و علایم به هم خوردگى اوضاع و اغتشاش در بعضى از حوزه‌هاى انتخابیه نیز ظاهر شده، لذا هیئت وزیران در جلسه مورخ 29 اردیبهشت 1331 تصویب نمودند اینک که مجلس شوراى ملى افتتاح شده و فترتى وجود ندارد، نظر به مصالح عالیه کشور انتخاب بقیه نمایندگان مجلس شوراى ملى به بعد از خاتمه کار دیوان لاهه محول شود. از این تصویب‌نامه چنین برمی‌آید که اولاً اغتشاشى که خود دولت در جریان انتخابات به وجود آورده بود، سوءاستفاده بر تعطیل مشروطیت و جلوگیرى از حقوق بیش از نصف ملت ایران به عمل آمد، ثانیاً از احساسات پاک ملت ایران در مبارزه براى اخذ حق خود سوءاستفاده شده در لواى آن به قیام علیه حکومت ملى و تجاوز به حق مردم پرداخته شده است، ثالثاً چون مسلم بود عذر محاکمه لاهه فقط بهانه‌اى در برابر مردم بود براى قیام علیه حکومت ملى و جلوگیرى از اجراى قانون انتخابات و ممانعت مردم از استفاده از حقوقى که قانون اساسى به آنها داده است، بدین جهت پس از پایان کار دیوان لاهه نیز تا پایان عمر و طغیان دولت مصدق هم انتخابات حقى یکى از حوزه‌هاى تعطیل شده انجام نیافت، بنابراین تردیدى نیست اقدام مزبور مبنى بر سوءنیت و مبارزه با حکومت ملى بود که به موجب قانون جرم و قابل تعقیب می‌باشد، زیرا اگر تعداد نمایندگان مجلس هفدهم 136 نفر بود، هرگز استعفاى 54 نفر موجب نمی‌گردید مجلس هفدهم تعطیل گردد، پس اقدام مزبور براى مخالفت با اساس حکومت ملى و برقرارى حکومت دیکتاتورى بود.

4- پرونده‌هاى حوزه‌هایى که انتخابات آنها به شرح زیر متوقف گردیده و تقاضاى خواستن آنها و همچنین پرونده‌هاى دیگر انتخابات دوره 17 را دارم.

1- بابل 2- سارى 3- رشت 4- گرگان 5- همدان 6- بروجرد 7- دزفول 8- شوشتر 9- بهبهان 10- خرمشهر 11- فسا 12- شیراز 13- زابل 14- مشهد 15- تبریز 16- درجز 17- دشت میشان 18- اصفهان 19- نائین 20- شهرکرد 21- سنندج 22- سقز 23- ساوه 24- سبزوار 25- کاشان 26- قوچان 27- اراک 28- لار 29- شهررى 30- انتخابات زرتشتیان 31- ارامنه شمال 32- ارامنه جنوب 33- کلیمیان.

اسامى متهمین این واقعه:

آنچه به خاطر می‌آید: آقایان: 1- دکتر محمد مصدق نخست‌وزیر، 2- مصطفى قلى رام وزیر کشور، 3- باقر کاظمى وزیر امور خارجه و نایب نخست‌وزیر، 4- دکتر آذر وزیر فرهنگ، 5- جواد بوشهرى وزیر راه، 6- مهندس طالقانى وزیر کشاورزى، 7- دکتر عالمى وزیر کار، 8- دکتر صدیقى وزیر پست و تلگراف، 9- امیر علایى وزیر مشاور، 10- فروزان کفیل وزارت دارایی، 11- دکتر مفخم کفیل وزارت اقتصاد ملى، 12- دکتر حکیم‌الدوله وزیر بهدارى، 13- سپهبد یزدان پناه وزیر جنگ، 14- دکتر سمیعى کفیل وزارت دادگسترى.

مقارن این تصویب‌نامه اعضاى دولت وقت را تشکیل می‌دادند که از بین آنها فقط دکتر سمیعى فوت نموده و آقاى دکتر على امینى نیز که وزیر اقتصاد ملى بودند، در آن موقع به اروپا رفته و معاون‌شان به عنوان کفالت امور وزارت اقتصاد ملى را اداره می‌نمودند و شاید تیمسار سپهبد یزدان پناه نیز به مسافرت رفته بودند، به هر حال با مراجعه به اصل تصویب‌نامه 29 اردیبهشت 1331 و دقت در امضاى ذیل آن مسلم خواهد بود که از اعضاى دولت آقاى مصدق‌السلطنه چه کسانى امضا کرده و مسئولیت مشترک دارند، ولى با اطلاعى که از روحیه دکتر مصدق دارم، مسلماً این تصویب‌نامه را به امضاى کلیه وزیران و کفیل‌هاى وزارتخانه‌ها رسانیده است، به هر حال نسبت به کلیه امضاکنندگان ذیل تصویب‌نامه مزبور اعلام جرم نموده و آنها را متهم و قابل تعقیب می‌دانم.

مواد کیفرى قابل استناد:

1- ماده 82 قانون مجازات عمومى تصریح دارد:

«هر یک از وزرا و اعضاى پارلمان و صاحبه منصبان و مأمورین دولتى که بر ضد حکومت ملى قیام نماید، یا حکم قیام را بدهد، محکومبه اعدام است.» با توجه به ماده مزبور و دقت در این امر که «حکومت ملى» طبق قانون اساسى ما حکومت پارلمانى است و توجه به این که اقدام دسته جمعى دولتى که قدرت در دست دارد، دستور چنین تصویب‌نامه واجراى آن مبنى بر جلوگیرى از حکومت پارلمانى عبارت از ضدیت با اعمال حق حاکمیت بیش از نصف ملت ایران در انتخاب نماینده بوده و در حقیقت «قیام بر ضد حکومت ملى» است می‌توان گفت عمل متهمین منطبق با ماده مزبور می‌باشد.

ماده 83- هر یک از اشخاص مذکور در ماده قبل که بر‌خلاف قانون آزادى شخصى افراد ملت را سلب کند یا افراد ملت را از حقوقى که قانون اساسى به آنها داده، محروم نماید، از شغل خود منفصل و از پنج تا ده سال از حقوق اجتماعى محروم خواهد شد.»

با توجه به ماده فوق مسلم است که عمل دولت مصدق‌السلطنه در صدور تصویب‌نامه فوق بیش از نصف افراد ملت را از حق انتخاب وکیل محروم کرده است.

ماده 139- هر یک از مستخدمین دولتى در هر مرتبه و مقامى که باشد، هر گاه براى جلوگیرى از اجراى اوامر کتبى یا اجراى قوانین مملکتى یا اجراى احکام یا اوامر عالیه یا هرگونه امرى که از مقامات قانونى صادر شده باشد، قدرت رسمى خود را اعمال کند، از خدمت دولت منفصل خواهد شد.

با توجه به ماده فوق مسلم است که عمل دولت مصدق در صدور تصویب‌نامه فوق براى «جلوگیرى از اجراى قانون انتخابات مملکتى» بوده و قدرت رسمى دولت او با صدور این تصویب‌نامه اعمال گردیده است.

ماده 280- هر گاه یکى از وزرا یا مستخدمین دولتى در هر رتبه و مقامى که باشد، به وسیله وضع نظام‌نامه یا تصویب‌نامه یا صدور متحدالمال و اوامر کتبى دیگر و یا اعمال آنها بدون امر کتبى مقامات مافوق قانون را تغییر دهد، یا تغییر نمایند، یا در اجراى آن تبعیض کنند، از خدمات

+++

دولتى دائماً منفصل خواهند شد. با توجه به ماده فوق و این که تصویب نامه مورد استناد اجراى قانون انتخابات را مورد تبعیض قرار داده است زیرا بیش از نصف مردم ایران را که بیشتر آنها اهالى شهرستان‌ها هستند، از انتخابات محروم نمود، تردیدى نیست که این تصویب‌نامه منشا تبعیض در اجراى قانون انتخابات گردیده است.

نظر به مراتب فوق، عمل متهمین منطبق با مواد 82 و 83 و 139 و 280 قانون مجازات عمومى بوده، تقاضاى محاکمه آنها را طبق قانون محاکمه وزار دارم. ب- دولت مصدق‌السلطنه با صدور تصویب نامه‌هاى معارض با قانون درباره انتخابات دوره هفدهم اولاً قانون را تغییر داده است، ثانیاً بیش از هزینه‌هاى مصوب قانونى خرج تراشیده است، بنابراین از جهت مزبور نیز نخست‌وزیر واعضاى دولت او که آن تصویب نامه‌ها را امضا کرده‌اند، قابل تعقیب و محاکمه و مجازات در پیشگاه قانون و ملت ایران می‌باشند.

دلایل ارتکاب:

1- طبق ماده 27 قانون انتخابات عده‌اى که به عنوان معتمدین محل و طبقات شش‌گانه براى تشکیل انجمن نظارت از طرف فرماندار دعوت می‌شود، 36 نفر می‌باشند، ولى طبق تصویب‌نامه‌اى که دولت مصدق‌السلطنه در زمستان سال 1330 در این باره وضع نمود، این عده را به 108 نفر رسانید، بنابراین تصویب‌نامه مزبور قانون را تغییر داده است.

2- طبق قانون فوق‌العاده کارمندان پایه 9 روزانه بیش از 144 ریال نیست، ولى دولت مصدق‌السلطنه با صدور تصویب‌نامه‌اى فوق‌العاده بازرسان قضایی و ادارى را حتى بدون در نظر گرفتن رتبه آنها از قرار روزى 500 ریال تعیین کرد که به آنها از خزانه ملت از همین قرار پرداخت شد.

3- یک شوراى انتخاباتى مرکب از 10 نفر تعیین نمود که هر یک روزانه 500 ریال فوق‌العاده می‌گرفتند، در حالى که در همین تهران دور هم جمع می‌شدند و کارشان هم این بود که عمل مداخله دولت را در انتخابات مورد توجه قرار داده وسایل تسهیل آن را فراهم آورند.

4- به کلیه بازرسان قضایی و ادارى دو برابر مبلغى که کمیسیون بودجه مجلس شوراى ملى تصویب نموده‌اند، هزینه داده شده است.

5- در نتیجه این حاتم بخشی‌ها از خزانه ملت، کار به جایى رسید که انتخابات دوره هفدهم براى 79 نفر نمانیده بالغ بر بیست و هفت میلیون و دویست و سى و دو هزار و هفتصد و شصت و پنج ریال تمام شد، در صورتى که انتخابات 57 نماینده دیگر باقى مانده بود، در حالى که هزینه انتخابات دوره شانزدهم مجلس با انتخاب 136 نفر فقط نه میلیون و هفتصد و سى و شش هزار و نهصد و سى و دو ریال شده بود.

6- تصویب‌نامه‌هاى 26252 مورخه 7/10/1330 و 24362 مورخه 20/ 9/ 1330 و 31410 مورخه 14/ 11/ 1330 و 27076 به تاریخ 12/ 10/ 30 و 760 مورخه 27/ 1/ 1332 و همچنین تصویب‌نامه دعوت 108 نفر که قبل از اینها صادر گردیده همه دلیل جرم می‌باشد.

اسامى متهمین این اعمال:

دکتر محمد ‌مصدق نخست‌وزیر و کلیه وزرا، وکیل‌هاى وزارتخانه‌ها که ذیل این تصویب نامه‌ها را امضا نموده‌اند که با ملاحظه اصل تصویب‌نامه‌ها اسامى متهمین تعیین می‌گردد.

مواد کیفرى مورد استناد:

1- تبصره 25 از قانون بودجه 1328 بدین شرح:

«غیر از مخارج برنامه هفت ساله که مطابق ماده 5 قانون اجراى برنامه معادل درآمد نفت جنوب منظور و عملى می‌شود، تجاوز از هزینه مصوب در بودجه به هر عنوان ممنوع است. هر وزیرى که از این منع تخلف کند، اعم از این که اضافه بر بودجه خرجى کند یا تصویب‌نامه اضافه خرج امضا کند و توجه به این که بیش از بودجه انتخابات براى انتخاب 79 نماینده از طرف هیئت دولت مصدق‌السلطنه خرج تصویب و پرداخت گردید، عمل متهمین با ماده فوق منطبق می‌باشد.

2- ماده 20 قانون مجازات عمومى:

«هر گاه یکى از وزرا یا مستخدمین دولتى در هر رتبه و مقامى که باشند، به وسیله وضع نظام‌نامه یا تصویب‌نامه یا صدور متحدالمال و اوامر کتبى دیگر و یا اعمال آنها بدون امر کتبى مقامات مافوق قانون را تغییر دهند یا تفسیر نمایند یا در اجراى آن تبعیض کند، از خدمات دولتى دائماً منفصل خواهند شد.» با توجه به ماده فوق و دقت در متن تصویب‌نامه انتخابات دوره هفدهم که ماده 27 قانون انتخابات را تغییر داده است، عمل مصدق‌السلطنه و امضاکنندگان ذیل تصویب‌نامه مزبور منطبق با ماده فوق می‌باشد. نظر به مراتب فوق طبق قانون محاکمه وزرا تقاضاى تعقیب و محاکمه و مجازات متهمین را دارم.

14/ 2/ 1333

عمیدى نورى‏

رئیس- طبق ماده 3 از قانون محاکمه وزرا هر‌گونه اسناد و مدارکى هم دارید در ظرف یک هفته باید به کمیسیون عرایض ارسال کنید.

7- اعلام وصول یک فقره سؤال از طرف آقاى عرب شیبانى

رئیس- آقاى عرب شیبانى سؤالى راجع به لوله‌کشى از دولت کرده‌اند که به وزارت کشور ابلاغ می‌شود که براى جواب حاضر شوند.

8- تعیین موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

رئیس- قبلاً جلسه را ختم می‌کنیم، جلسه آینده روز پنجشنبه ساعت ده خواهد بود، تا یک ساعت بعدازظهر چون بر طبق آیین‌نامه باید سه ساعت جلسه باشد.

(مجلس پنجاه و پنج دقیقه بعدازظهر ختم شد).

رئیس مجلس شوراى ملى- رضا حکمت‏

+++

یادداشت ها
Parameter:294834!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)