کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره شانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس شورای ملی، دوره شانزدهم
[1396/05/28]

جلسه: 9 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه بیست ‌و سوم اسفند ماه 1328  

فهرست مطالب:

1 ـ تصویب صورت مجلس

2 ـ بیانات قبل از دستور آقایان: اسلامی ـ تیمورتاش ـ دکتر مجتهدی ـ فقیه‌زاده ـ‌ دکتر سید امامی.

3 ـ دو فقره سؤال آقایان: آشتیانی‌زاده و کشاورز صدر از آقایان: وزیر کشور و وزیر دادگستری.

4 ـ بقیه مذاکره در برنامه دولت.

5 ـ موقع جلسه آینده ـ ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس شورای ملی، دوره شانزدهم

 

 

جلسه: 9

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه بیست ‌و سوم اسفند ماه 1328

 

فهرست مطالب:

1 ـ تصویب صورت مجلس

2 ـ بیانات قبل از دستور آقایان: اسلامی ـ تیمورتاش ـ دکتر مجتهدی ـ فقیه‌زاده ـ‌ دکتر سید امامی.

3 ـ دو فقره سؤال آقایان: آشتیانی‌زاده و کشاورز صدر از آقایان: وزیر کشور و وزیر دادگستری.

4 ـ بقیه مذاکره در برنامه دولت.

5 ـ موقع جلسه آینده ـ ختم جلسه

 

مجلس ساعت نه و نیم صبح به ریاست آقای جواد گنجه (نائب رئیس) تشکیل گردید.

1 ـ‌ تصویب صورت مجلس

نایب رئیس ـ راجع به صورت مخالفی‌ نیست؟

اردلان ـ  چرا بنده عرضی دارم.

نایب رئیس ـ بفرمایید.

اردلان ـ عرض کنم یک توضیحی خیلی مختصری خواستم عرض کنم که نسبت به ارقامی که در جلسه گذشته عرض گردید توضیح عرض کنم در جلسه گذشته بنده عرض کردم که هزینه ریالی را‌ه‌آهن بود البته هزینه ارزی هم داشت مقصود بنده هزینه ریالی بوده.

نایب رئیس ـ آقای شوشتری (شوشتری ـ‌ بنده عرضی ندارم) آقای ارباب.

ارباب ـ بنده با استفاده از ماده 90 خواستم توضیح مختصری عرض کنم.

نایب رئیس ـ راجع به صورت جلسه است؟

ارباب ـ  بعد از صورت جلسه عرض می‌کنم.

نایب رئیس ـ بعد از صورت جلسه عرض می‌کنم.

دهقان ـ بنده راجع به صورت جلسه می‌خواستم عرض کنم مخصوصاً توجه آقایان کارپرداز‌ها را با این قسمت جلب کنم که صورت جلسات دارای اغلاط زیادی است. (صحیح است) و حالا که یک دستگاه به این بزرگی هست به نام چاپخانه مجلس و یک بودجه بسیار بزرگی هم دارد توجه کنند که بیانات نمایندگان به طور صحیحی در یک مجله‌ای که به نام مجله رسمی کشور شاهنشاهی موسوم است درجه بشود و این مجله این‌قدر غلط چاپ نداشته باشد. (صحیح است) و زحمت تندنویس‌ها و کارکنان اداره تند‌نویسی و زحمت نمایندگان را در ایراد بیانات‌شان هدر ندهد یک اخطار قانونی هم داشتم که با اجازه مقام ریاست از این فرصت استفاده می‌کنم و آ‌ن راجع به مطلبی است که در مجلس سنا دیدم که بودجه خودشان را مطرح کردند و تصویب کردند می‌خواستم اینجا طبق مواد و اصول قانون اساسی این نکته را یادآور شوم که رسیدگی به کار بودجه و دخل و خرج امور مالی کشور در هر قسمتی طبق قانون اساسی جزء وظایف خاصه مجلس شورای ملی است. (صحیح است) و هر تصمیمی که بدون تصویب مجلس شورای ملی اتخاذ شود اثر و سندیت قانونی ندارد.

نایب رئیس ـ صورت جلسه‌ها دو مرتبه طبع و نشر می‌شود اول اینها است بعد از اینها که توضیحات داده شد آن وقت این اغلاط مرتفع می‌شود و راجع به موضوعی که آقای دهقان اشاره فرمودند وظایف مجلس را قانون اساسی صریحاً تعیین نموده البته موضوع دخل و خرج از وظایف مختصه مجلس شورای ملی است و در موقع خود البته وقتی طرح شد آقایان اظهارنظر خواهند فرمود آقای تیمور‌تاش فرمایشی داشتید بفرمایید.

تیمورتاش ـ‌ در همین زمینه که آ‌‌قای دهقان فرمودند بنده با جناب آقای تدین مخصوصاً صحبت کردم ایشان اظهار فرمودند که مجلس سنا این را به عنوان پیشنهاد بین خودش همان‌طور که یک وزارتخانه‌‌ای بودجه‌اش را پیشنهاد می‌کند این بودجه را مطرح کرده است از نظر داخلی بوده است نه از نقطه‌‌نظر رسیدگی مالی خواستم این را عرض کرده باشم.

نایب رئیس ـ آقای ارباب

ارباب ـ عرض بنده خیلی مختصر است همکار

+++

محترم آقای پیراسته در دفاع از عرایض بنده فرمودند تجارت مصونیت نمی‌آورد. بنده می‌خواهم عرض کنم تا مصونیت نباشد کسی نمی‌تواند تجارت کند یا به کار‌های تولیدی بپردازد. باید مردم مصونیت دز حدود قوانین داشته باشند نکته دیگری که فرمودند،‌ فرمودند من تخصص در رشته تجارت دارم و بنابراین نباید در امور اقتصادی مداخله کنیم و مطالبی را اینجا عرض بکنم اگر یک کسی حرفه‌اش تجارت بشود و اطلاعی در امور اقتصادی داشت مسلم جرم نیست هر کس می‌تواند هر اطلاعی را داشته باشد مضافاً به این که بنده تقاضا کردم به آراء احکام دادرسی شعبه یک دادگاه دارایی یک نفر به تمام معنی قاضی توجه کند اگر احکام صادره منطبق با قوانین بود من خودم همین‌جا معذرت می‌خواهم و از‌ش تجلیل می‌کنم دولت هم تشویق کند و اگر غیر از این است مقدرات مردم را به دست این اشخاص نسپارید دیگر فرمودند من برای مرخص شدن منتهی یک روزی به ایشان مراجعه کردم شک نیست که وظیفه همه ما این است که اگر یک بدبختی بی‌جهت گرفتار است و به ما مراجعه کرد می‌رویم تقاضای استخلاص‌ او را می‌کنیم و عرایضی‌ که کردم تمام مطابق تحقیق و مدرک و دلیل بود و اظهارات ایشان وارد نبود.

نایب رئیس ـ آقای فولادوند

فولادوند ـ راچع به بودجه مجلس سنا چون مذاکره شد خواستم به عرض مقام ریاست برسانم که دیروز یکی از آقایان نمایندگان سنا در مجلس گفته بود این بودجه پس از تصویب مجلس سنا قابل پرداخت است همچنین آقای وزیر دارایی بنده دیروز از ایشان شنیدم فرمودند بعضی از نمایندگان از ایشان خواسته‌اند که پس از تصویب سنا این وجه پرداخته شود بنده می‌خواستم عرض کنم که این خلاف قانون اساسی است و حق ندارد وزیر مالیه‌ بدون تصویب مجلس شورای ملی بپردازد. (صحیح است)

نایب رئیس ـ آقای مخبر فرهمند

مخبر فرهمند ـ عرض کنم که در بودجه مصوب 1328 بعد از بودجه دربار سلطنتی یک رقم است ده‌میلیون اعتبار بودجه مجلس سنا (صحیح است) و این بودجه‌ای که آوردن اینها تنظیم کردند از آن محل است آن را مجلس تصویب کرده است.

کشاورز صدر ـ باید بیاید در کمیسیون بودجه.

2 ـ بیانات قبل از دستور ‌آقایان: اسلامی ـ تیمورتاش ـ دکتر مجتهدی‌ ـ فقیه زاده ـ دکتر سید امامی

نایب رئیس ـ  موضوع تصویب رقم کلی که آقای مخبر نیست راجع به صورت ریز بودجه بود که صحبت کردند، آقای اسلامی نطق قبل از دستور بفرمایید.

اسلامی ـ البته آقایان نمایندگان محترم مسبوقند‌ که بنده هم در ستون مخالف دولت نام‌نویسی کرده‌ام و خوشوقتم قبل از این که برنامه دولت مطرح مذاکره قرار گیرد اولین نغمه مخالفت را بر علیه اعمال خلاف قانون و کمدی دیکتاتوری آقای ساعد در مجلس آغاز کردم و تصادفاً‌ در هر دو مجلس از طرف آقایان نمایندگان در تأیید مخالفت بنده نسبت به سوء رفتار دولت‌ آقای ساعد و همچنین حبس و تبعید مردم و بسیاری از مسائل مهمه دیگر مطالبی گفته شد و خود بنده هم در این زمینه گفتنی‌های لازم و مؤثری دارم که به موقع معروض خواهد شد.

ولی فعلاً منظور بنده تذکار‌ یک مطلب اساسی است که در این چند جلسه از فحوای کلام آقایان نمایندگان در حین ایراد نطق در موضوع سیاست خارجی ما با دول همسایه استنباط کرده‌ام و برای روشن شدن ذهن آقایان نمایندگان به عرض می‌رسانم.

بدبختانه جریان ارتباطات سیاسی ما با دو دولت بزرگ همسایه قیافه‌ای به خود گرفته است که به تحقیق حیات سیاست داخلی ما را تهدید می‌کند بسیاری از مردم صاحب‌نظر این مملکت گناه بدبختی و عقب‌افتادگی ملت ایران را متوجه موقعیت جغرافیایی ما می‌کنند و متعقدند که تمام گرفتاری‌های ما معلول این علت است که به حکم طبیعت در حد فاصل دو فضای حیاتی همسایگان زورمند خود قرار گرفته‌ایم بنده به سهم خود از این حرف تعجب می‌کنم و صراحتاً‌ می‌گویم بدبختانه این ضعف ماست که دیگران را در چشم‌ ما قوی و نیرومند نشان می‌دهد اساساً انسان تا وقتی که در خودش احساس ضعف نکند طرف را قوی نمی‌شمارد چه بسی از ملت‌های کوچک هستند که در جوار ملل قوی و حتی سرکش و قلدر استقلال و حاکمیت و منافع خود را حفظ کرده‌اند این ملت‌های کوچک با آن که از لحاظ تسلیحات و نیروی تدافعی با همسایگان خود قابل قیاس نیستند مع‌الوصف بحرانی‌ترین روزهای تاریخ نتوانست آنها را در هم بشکند و به منافع و شئون حیاتی‌شان لطمه وارد کند البته آن اصلی که استقلال و حاکمیت این قبیل کشورهای ضعیف و کوچک را برای همیشه تضمین می‌کند حسن تدبیر و شهامت فوق‌العاده سیاستمداران و رجال مسئول و همچنین حس میهن دوستی و فداکاری افراد آن در مقابل هر گونه دسائس‌ و نظریات مغرضانه‌ دول خارجی است در اینجا باید عرض کنم که خوشبختانه ملت ایران یعنی همین مردمی که امروز این طور در تنگنای بدبختی و عسرت دست و پا می‌زنند مراتب فداکاری و میهن دوستی و رشادت خود را در طی جنگ‌های تاریخی نشان داده‌اند به دفاع و معاوضه‌ این مطلب را هم روس‌ها می دانند و هم انگلیس‌ها و در حال حاضر هم اگر خدای نخواسته احساس خطری بکند بلادرنگ ایران عزیز دفاع خواهند بنابراین مقصر واقعی در این ذلت و زبونی، تضعیف ایران در چشم بیگانگان دولت‌ها و هیئت‌های حاکمه ما هستند که بدبختانه اکثراً از طبقه ملکوک‌ و خیانت پیشگان انتخاب و در رأس‌ کارهای حساس و حیاتی این مملکت گمارده می‌شوند من به جرئت‌ می‌گویم هر عیب و نقصی که در این کشور وجود دارد و هر بدبختی و بیچارگی که دامنگیر مردم شده ناشی از سوء سیاست و ضعف مصلحتی و اعمال خائنانه دولت‌های ماست هر طفل این مطلب را درک می‌کند که وقتی که ما بین دو حیوان شرور قرار گرفت ناچار باید مواظب رفتار هر دو باشد و نسبت به هر دو یک جنبه احتیاطی اتخاذ کند، این موضوع را که در عرف سیاست‌مداران اصل توازن می‌گویند متأسفانه دولت‌های ما تاکنون در روابط خارجی خود با دو همسایه شمالی و جنوبی معمول نداشته‌اند حقوق و منافع و حاکمیت ملت ایران وقتی پابرجا و تضمین شده است که رابطه ما به این دو همسایه بر محور سیاست توازن دور بزند آقایان تمنی‌ می‌کنم چون مسئله سیاست خارجی است توجه بفرمایند.

اما در این چند روز برخلاف این نظریه سعی می‌شود تمام گله و شکایت متوجه همسایه شمالی گردد و به هیچ‌وجه ذکری از مراحم همسایه جنونی نمی‌شود، تصدیق می‌کنم که دولت شوروی با سیاست غیر عاقلانه‌ای که نسبت به ما پیش گرفته و علاوه بر آن که با روش خصمانه خود ملت ایران را بدبین و ناراضی ساخت به اندازه کافی هم کوشید که مناسبات دو ملت همجوار را تیره‌تر کند چنانچه راجع به استرداد طلاها‌ و سایر حقوق از دست رفته ایران که امروز آقایان نمایندگان محترم بدان اشاره می‌کنند و اینجانب و سایر نمایندگان محترم نیز در دوره پانزدهم در مجلس و در روزنامه متدکر شده بودیم معلوم نشده چه اقدامی از طرف دولت به عمل آمد و چرا روس‌ها حاضر به استرداد طلاها نشدند، بدیهی است این تقصیر متوجه سیاست خشن و غیردوستانه شوروی‌هاست و بنده به آقایان نمایندگان حق می‌دهم که در این باره تذکراتی بدهند و دولت شوروی را متوجه سوء رفتارش کنند و در استیفای حقوق از دست رفته ملت ایران پافشاری نمایند ولی این نکته را هم ناگزیرم عرض کنم که آقایان اگر میل دارند منافع ملت ایران با ذکر این حقایق تأمین شود خوب است از ابتلائات‌ و تضییقات‌ و گرفتاری‌هایی که از ناحیه انگلیس‌ها هم متوجه ما می‌شود لااقل یک از هزار را بیان کنند و خراب‌کاری‌ها و دسائس‌ نامرئی همسایه جنوبی را هم تا آنجا که اطلاع دارند فاش سازنند‌ تا به این ترتیب دنیا بداند که مجلس ایران در توجیه سیاست خارجی بی‌طرفانه قضاوت می‌کند.

مقتضیات اخلاقی و روحی روس‌ها این است که در سیاست رک و صریح و خشن باشند و از همین جهت است که بیش از سایر ملل در کار سیاست بین‌المللی رسوایی بار می‌آورند و مشت خود را در کشورهای دیگر باز می‌کنند اما انگلیس‌ها باهوش و زکاوت عجیبی که دارند ماند شیطانی که عبای‌ جن‌ را به دوش گرفته باشد در میان ملت‌ها حتی کوچکترین اثر و ریایی از خود نمی‌گذارند مخفی نماند که ما از انگلیس‌ها بیش از روس‌ها لطمه و خسارت می‌بینیم و دلیلش‌ هم واضح است چون ما از توقعات بی‌مورد و سیستم حکومت همسایه شمالی بیم و هراسی داریم ناگزیر در همه حال از او پرهیز می‌کنیم و همین دوری و احتیاط و کنار جویی ما را در برابر مطامعش‌ مصون نگاه می‌دارد ولی همسایه جنوبی تحت این عنوان که با ما مناسبات دوستانه دارد و از منافع ما در موقع لزوم حمایت می‌کند به عناوین مختلف در سیاست داخلی ما وسوسه و اعمال نظر می‌نماید و تا آنجا که مصالح او اقتضا کند می‌نماید و تا آنجا که مصالح او اقتضا کند شئون حیاتی ما را ملعبه‌ اغراض خود می‌سازد، این مسئله را اگر باور ندارید به تاریخ پر حادثه یکی دو قرن اخیر ایران مراجعه کنید و در آنجا خواهد دید که چطور حاکمیت و مقدرات مردم ایران سال‌های

+++

متمادی دست آویز مقاصد دو همسایه زورمند ما بود، وقایع و حوادث گذشته به ما نشان داد که این دو همسایه کمتر مایلند ملت ایران از زیر بار مصائب و مشکلات قدر است کند ماجرای زندگی شوستر‌ در ایران و التیماتوم روس‌ها نسبت به عزل وی قتل مرموز ماژورایمبری‌ و قرارداد سری 1917 و جریان استخراج نفت شمال در زمان شاهنشاه فقید به دست شرکت‌های معتبر امریکایی و همچنین وقایع عدیده دیگر مثبت این عرایض است.

ملاحظه فرمایید همین مسئله نفت جنوب که ظاهراً یک امر پیش پا افتاده است سیاست نامرئی طوری آن را بغرنج نموده که فردا لایحه مزبور مجدداً به مجلس آورده شود نمایندگان با وجدان در موقع اخذ تصمیم به شک و تردید دچار می‌شوند زیرا اگر موافقت نماینده افکار عمومی ناراضی می‌شود و اگر مخالفت کنند چگونه استیفای حقوق از دست رفته ایران بشود. آیا این وضع خود به خود پیدا شد؟ اینها نکات تاریکی است که آینده روشن خواهد شد.

باری دو همسایه محترم ما به هیچ‌وجه حاضر نیستند که ملت ایران دست مودت و مساعدت کشورهای بی نظر را بفشارد و از کمک‌های آنان به نفع سعادت خود استفاده برد ـ یکی از رجال با سابقه در باب مساعدت مالی امریکا می‌‌گفت در مسئله تقاضای وام از دولت امریکا هم دست ما برای گرفتن وام دراز است و هم دست آمریکا‌یی‌ها برای دادن آن ولی یک جریان مرموز و عجیبی در ان میان مانع از این است که وام مزبور به دست ما برسد و چرخ‌های فرسوده حیاتی ما را به حرکت درآورد، رضا شاه کبیر از روزی که منویات پاک و لطیف اصلاح طلبی و تجدد خواهی خود را به مرحله عمل درآورد، از روزی که برای نجات این ملت عقب افتاده دست به یک سلسله اصلاحات اساسی زد بغض و کینه همسایگان شمال و جنوب را تحریک نمود و آنها را وادار کرد با سیاست سابوتاژ و تحریک کارشکنی کنند و مانع بروز افکار عالیه شاهنشاه فقید کردند بلوای مشهد و مسئله اخراج مهاجرین ایرانی از مرز روسیه و خرابکاری‌های بعدی آنها و همچنین پرونده قطور سد کارون و نقش‌های وسیع رضا شاه در حاصلخیز کردن زمین‌های بایر قسمت‌های مختلف خوزستان که به طرز عجیبی راکد ماند بهترین شاهد این مدعا است.

با این کیفیت بر ما فرض است که در نطق خود از مظالم و سوءرفتار هر دو همسایه یاد بکنیم نه این که به یکی بتازیم و دیگری را فراموش کنیم، در دوره قبل زمانی که آقای عباس اسکندری به سیاست بی‌رحمانه انگلیس‌ها و اجحافات و تعدیات شرکت نفت می‌تاخت من بارها به ایشان در حین نطق‌شان متذکر شدم که خوبست مراحم قابل ذکر همسایه شمالی را هم یادآوری کنید و متأسفانه اکنون هم حس می‌کنم عده‌ای روش ایشان‌ را در جهت مخالفش تعقیب می‌کنند و مرتباً به یک طرف می‌کوبیند.

اصولاً اساس سیاست خارجی دولت‌های ما نسبت به این دو همسایه غیر معقول و مخالف مصالح عالیه ملت ایران است دولت‌های ما از همسایه شمالی به انداز‌ه‌ای احتیاط و پرهیز می‌کنند که نزدیک است به کلی در آغوش همسایه جنوبی جا بگیرند و این عمل منافی با اصالت وجودی‌ یک جامعه و استحکام حاکمیت یک ملت تاریخی و زنده است.

اساساً ما چرا نباید سیاست خود را با شوروی‌ها روشن کنیم،‌‌ چرا وزارت خارجه ما با اعزام یک فرد شایسته و کاردان با تجربه این قضایای‌ مبهم را که دست آویز عده‌ای از ماجرا جویان پراکنده شده است حل و تصفیه نمی‌کند، چرا در باب استرداد طلا سهل‌انگاری می‌نماید این سیاست طفره و تممج برای چیست؟ ما اگر بخواهیم زندگی و حیات و حریت‌ خود را درک کنیم باید سیاست خود را با هر یک از دول مخصوص با دو همسایه بزرگ خود روشن سازیم و اگر هر کدام برخلاف مصالح ملی ما توقعاتی دارند دولت وقت ملزم است توقعات آنها را در پشت همین تریبون به گوش دنیا برساند.

چیزی که مرا بی‌اندازه متأثر می‌نماید و از آینده‌ای که با ادامه این روش دادر به دست می‌آید مأیوس و نگران می‌کند نکته‌ای است که ذیلاً عرض نموده و به عرایض خود خاتمه می‌دهم.

چند روز قبل در کریدور مجلس با یکی از رفقای مطلع و در عین حال شوخ در این زمینه گفتگو می‌کردیم و من از ایشان سؤال کردم که عاقبت وضع غامض سیاست ما با روس‌ها به چه شکل و صورت در می‌آید و روس‌ها از ما چه می‌خواهند، او با لبخند سیاست مآبانه‌ای گفت شوروی‌ها می‌گویند ماها میل داریم مثل انگلیسی‌ها عمال مزدور و قره نوکرها خود را در ایران و زیر و وکیل نموده و جاسوسان خود را مانند آنها شاغل مقامات حساس ببینیم.

شوشتری ـ انشاءالله طبق مصالح مملکت عمل می‌شود.

تیمور تاش ـ بنده اخطار دارم.

نایب رئیس ـ طبق چه ماده‌ای.

تیمور تاش‌ ـ اگر اجازه بفرمایید بنده عرض کنم بعد آقایان قضاوت بفرمایند بیانی که آقای اسلامی نماینده محترم فرمودند مخصوصاً حمله به سیاست یکی از دول مجاور و مدح و سنا درباره دولت مجاور دیگری بود بنده کم و بیش انطباق با بیانات خودم دادم خواستم به عرض آقایان برسانم که منظور بنده از بیانات جلسه قبلم این بود که مدح و سنا درباره یکی داشته باشم و برعکس نسبت به دیگری بدبین باشم م از کمونیزم صحبت کردم و کمونیزم یک جنبه ایدئولوژی دارد در دنیا که به نظر من بدبختانه گاهی هم با سیاست دولتی که بالاخره مظهر آن است یکی و مترادف می‌شود ولیکن کمونیزم مقصود این نیست که سیاست دولت شوروی باشد من مخالف کمونیزم صحبت کردم و از این عمل خودم از این بیان خودم ابایی ندارم ولیکن در عین حال هم کاملاً موافق هستم که دولت ایران باید خط مشی سیاست خارجی خودش را معین و روشن کند بدبختانه همین‌طور که عرض کردم باز هم تکرار می‌کنم این یک دولت عاقل و قوی می‌خواهد ودولت کنونی خیال نمی‌کنم که بتواند. (صحیح است)

نایب رئیس ـ آقای دکتر مجتهدی

دکتر مجتهدی ـ قبلاً دو تلگراف یکی رضائیه آقای افشار صادقی دارند راجع به بذر بهاره است که گویا کمتر از هزار تن می‌دهند 400 تن می‌دهند یکی هم آقای بهادری دادند که بنده خطش را نتوانستم بخوانم حالا هم تشریف بردند چون عرض بنده راجع به این موضوع صحبت می‌کنم بنده در برنامه دولت به عنوان مخالف اسم نوشته بودم ولی بدبختانه می‌بینم که نوبت به بنده نمی‌رسد از یک طرف عرض مهمی داشتم خواستم 5 دقیقه اسباب زحمت آقایان بشوم. (دکتر راجی ـ  حالا هم که دولت نیست) آقایان می دانند من از این دولت، خیلی کم توقع هستم بنده راجع به چیزهای مهم صحبت نخواهم کرد و چیزهای خیلی ساده می‌‌خواهم عرض کنم آقایان شندیدند که تقریباً در دو سه هفته پیش یک هیئت بازرسی به آذربایجان رفت و پس از چندین شبانه‌روز که بین راه ماندند بالاخره دولت مجبور شد که از هوا برای آنها خرما و کشمش بریزد من نمی‌خواهم بگویم که این هیئت بازرسی اصلاً برای چه می‌خواست برود اوضاع رقت‌بار آذربایجان را هر به چه مکتبی می‌‌دانست و این آقایان که با این وضع رفتند مواجه با عدم استقبال اهالی شدند علتش هم یأس مفرطی است که آنجا حکمفرماست و با این که شصت نفر از کارمندهای کشوری و لشگری را از کار برکنار کردند راجع به این قسمت‌ها صحبت نمی‌کنم فقط این را می‌خواهم بفهمم که دولت وقتی یک وزیری را با یک هیئتی به یک استانی می‌فرستد آیا نیاید ما نه ارتباط هوایی داریم نه ارتباط زمینی داریم این است که من خواستم از آقای دکتر اقبال که نیستند چون مرد فعال هستند خواهش کنم به ا ین موضوع رسیدگی کنند چون واقعاً اسباب ننگ است که جیزهای ساده را نتوانند اداره کنند. چون صحبت هیئت به میان آمد چون این موضوعی است خیلی خنده آور و در عین حال تأثرآور آقایان پس از یک هفته که می‌خواستند مراجعت کنند مسافرین یک هواپیما را که بلیط داشتند از هواپیما بیرون ریختند. (صحیح است) و خودشان سوار شدند و خودشان را از محیط رقت‌بار آذربایجان نجات دادند. (دکتر راجی ـ به این می‌گویند دموکراسی) اما یک موضوعی است که می گویند یک شاهسون یا لرها بالاخره یکی را غارت می‌کرد و با یک‌دستش شلاق می‌زد پسرش می‌گفت که حلالم کن همان آقایان مسافرین هم اینها را حلالشان کردند. (امامی خوئی ـ حالا یک هیئت هم برای رسیدگی به کار این هیئت باید فرستاده شود) اما موضوع را که عرض کردم لازم بود آقایان بدانند که دو سال سه سال است که طبیعت روی خوش به آذربایجان نشان نمی‌دهد. (زنجان هم همین‌طور است ـ همه‌جا همین طور است) در پاییز امسال ما هی داد کشیدیم و جناب آقای وزیر دارایی خودشان هم فرمودند برای کشت پاییزه و بالاخره

+++

بعد از گفت و شنود زیاد به این نتیجه رسیدیم که دولت و مقاماتی هم که اعلان می‌کنند در رادیو که کشت پاییزه دادند این را اصلاً‌ ندادند حالا هم که موضوع کشت بهاره است و این است که بنده خواهش می‌کنم که حرف نباشد چون اگر یک هفته بگذرد این فایده ندارد یک چیزی که بنده مأیوسم همین موضوع کشت بهاره است باز دولت گفته بود که چندین هزار تن بذر فرستاده‌ایم پریروز ما خبردار شدیم که عوض 12 هزار تن یا 15 هزار تن که روی کاغذ بود همه‌اش 750 تن به میانه رسیده (صدری ـ آن هم یک ماه دیگر حمل خواهد شد)‌ چرا راپرت می‌دهند چرا در روزنامه‌ها غلط انتشار می‌دهند چرا با زندگی مردم بازی می‌کنند من نمی‌خواهم فکر کنم که خدای نکرده دست‌های مرموزی هر روز در پاره کردن و هرج و مرج آذربایجان درکار است ولی این لاقیدی هیئت حاکمه مرا بیشتر مبهوت ومتحیر می‌کند باز هم بنده می‌شنوم که می‌گویند به آذربایجان کمک‌های مؤثری می‌شود و به سایر استان‌ها نمی‌شود می‌خواستم فقط یک مثال کوچکی عرض کنم آقایان می‌دانید که در اثر این قحطی بالاخره این آوارگان و بیچارگان آمدند طهران کمیسیون بازی‌ها شد چیزها شد تنها چیزی که ‌آن هم دولت نکرد قرار شد یک عوارض و مالیاتی برای این بیچارگان به بندند و از خود همان بیچارگان بگیرند و فقط دولت 4 هزار تن گندم بفروشد با پول بفروشد که اینها از گرسنگی نمی‌رند باز خبردار شدیم که گفتند ما 4 هزار تن داده‌ایم به این بیچارگان ما پول فرستادیم بالاخره باز دیدیم 135 تن داده‌اند این واقعاً خنده‌آور است 135 تن تأسف‌آور است این را که دولت مفت نمی‌دهد 135 تن به این آوارگان کمک کردند در خاتمه بنده توجه اولیای دولت را به وضع اسف‌آور آذربایجان جلب می‌کنم من نمی‌دانم چرا دولت آقای ساعد از خود نمی‌پرسد که چرا مهاجرین آذربایجانی روز به روز زیادتر می‌شود و هر کس خانه و زندگی و فامیل و علاقه خودش را ول می‌کند به طهران می‌آید در این اواخر در اثر تحریکات اوضاع خراب آذربایجان را معمول این می‌دانستند که مالکیت و تجار بی‌علاقه هستند و ول می‌کنند می‌آیند به تهران اصلاً وضعیت آذربایجان این طور آشفته است که مردم فرار می‌کنند من نمی‌دانم دولت چرا توجه نمی‌کند من نمی‌خوانم بگویم وضع آذربایجان طوری است که مردم آرزوی چه روزها ار می‌کشند اگر دولت فکر عاجلی نکند من وضع را خیلی خطرناک می‌بینم و این یک حرف بس است.

نایب رئس ـ آقای فقیه‌زاده

فقیه‌زاده ـ مطالبی که بنده می‌خواهم به عرض آقایان برسانم یک قسمت راجع به بذر بهاره بود که جناب آقای دکتر مجتهدی بیان فرمودند متأسفانه دولت هیچ‌گونه کمکی در این‌موقع که موقع بذرکاری بهاره است نمی‌کند تلگرافی از قزوین رسیده است برای بنده و همچنین برای جناب آقای صاحب جمع همکار محترم بنده که اسباب تأثر آقایان خواهد شد به عنوان ریاست عالیه سازمان برنامه رونوشت وزارت کشاورزی، رونوشت فقیه‌زاده، رونوشت جناب آقای صاحب جمع، رونوشت شورای کشاورزی، حشره سن از بعضی از دهستان‌ها به حد وفور مشاهده شده است.

چنانچه اقدام فوری برای مبارزه نشود حاصل قزوین دچار آفت‌زدگی و کشاورزان از بین خواهند رفت بذر بهاره نیز که وزارت کشاورزی وعده داده تاکنون نرسیده است و در حومه قزوین بذر بهاره یافت نمی‌شود تأخیر آن با گذشت فصل کشت خسارت بزرگی متوجه کشاورزان خواهد شد مبارزه با آ‌فت پشه نیز در بوته اجمال است استدعای عاجل رسیدگی را در این سه قسمت که موجب گرفتاری این شهرستان است داریم. متأسفانه 50 روز قبل بنده یادداشتی به وزارت کشاورزی تقدیم کردم و یکی از اقلام آن یادداشت موضوع سن بود که به هیچ‌وجه توجهی نشده است من از جناب آقای وزیر کشاورزی که تشریف دارند استدعا می‌کنم دستور سریع و صریح صادر کنند که به فوریت این را بفرستند.

وزیر کشاوری ـ دستور داده شد.

نایب رئیس ـ آقای دکتر سید امامی

دکتر سید امامی ـ بنده می‌خواهم توجه آقایان را به یک نکته جلب بکنم. مرض حصبه معمولاً در زمستان و شدت سرما پیدا می‌شود زمستان متأسفانه این مرض به طوری در طهران شیوع پیدا کرده که عده‌ زیادی از خانواده‌ها را با مرگ اطفال خود داغدار نموده است و بنده می‌ترسم با رسیدن بهار که مردم زیاد سبزیجات خام می‌خورند بیشتر این مرض شیوع پیدا کند و خطر حصبه ممکن است که مدت‌ها در اینجا بماند چون وقتی یک عده‌ای مریض شدند میکربش در بدن می‌ماند و به اطراف سرایت می‌کند و ممکن است به این ترتیب به تمام شهرستان‌ها مرض سرایت بکند و به این زودی‌ها مرض از بین نرود به این ملاحظه بنده خواستم قبل از دستور یک تذکری بدهم و نظر آقای وزیر بهداری را جلب کنم، موضوع دیگر موضوع لوله‌کشی طهران است این لوله‌کشی که مدت‌ها است در روزنامه‌ها می‌خوانیم و بایستی تا حال تمام شده باشد متأسفانه هیچ‌جور اقدام اساسی نشده و یکی از علل شیوع حصبه همین عدم لوله‌کشی است که این آب‌های آلوده و پر از کثافت را مجبور می‌شوند مصرف کنند همین آب‌هایی که با اطمینان خاطر به نظر این که پلمپ شده است به منزل ما می‌آورند پر از میکرب است و تا این لوله‌کشی با تمام نرسیده و این خطر حصبه در طهران همان‌طور که عرض کردم بهتدریج در شهرستان ها زیاد خواهد شد بنده معتقد هستم موضوع بهداشت یکی از موضوع‌های مهمی است ک باید کاملاً تحت توجه دولت باشد بالاخره بنده گمان نمی‌کنم هیچ آفت آفاتی به اندازه این امراض برای مملکت مهم باشد و تا حال تلفاتی که از جنگ‌های مختلف در دنیا تصیب نوع بشر شده است به اندازه تلفات این امراض نبوده است و اکثریت این مردن که واقعاً اکثریت اهالی شهرستان‌ها هستند به کلی فاقد بهداشت هستند نه طبیب نه دوا، نه وسیله معالجه دارند اینها به کلی عاری از همه جور کمک هستند و متأسفانه در خود طهران هم که مرکز ایران است و الان در حدود یک میلیون و دویست هزار نفر جمعیت دارد گمان می‌کنم که بهداشت ما مطابق صورت ظاهر نباشد و الان با وضعیتی که ما طهران داریم یک ترتیبی است که یک عده زیادی از مردم در نتیجه آبله، حصبه، سرخک مخملک و امراض دیگر تلف می‌شوند و یک موضوع بسیار مهم آقا آن نداشتن وسایل امدادی در این پایتخت است در خارجه در تمام شهرستان‌ها حتی در مؤسسه‌ها جادهایست امدادی دارند ما در تهران الان یک پست امدادی که بتواند کمک بکند در یک موقع مخصوص که یکی مجروح شود یا مسموم شود ابداً وجود ندارد و ابداً وسیله کمک به این مریض فراهم نیست قطعاً همه آقایان متوجه به این موضوع بودند و شدند و دیدند که یک نفر مانده زیر اتومبیل یا یک اتفاقات فوق‌العاده ای رخ داده در بیمارستان‌ها که پراز مریض است تختخواب کافی هم که ندارند اینها به هیچ وجه وسیله امدادی ندارند بنده مخصوصاً تقاضا می‌کنم از وزارت بهداری ندارند بنده مخصوصاً تقاضا می‌کنم از وزارت بهداری حالا ما جاده‌ها را گذاشتیم کنار شهرستان ها را می‌گذاریم کنار اقلاً یک پست امدادی در تهران داشته باشید با این کثرت مجروحین یک پست امدادی باشد حالا فردا در روزنامه می‌نویسند که ما فلان‌جا را با کردیم این پست امدادی باید با تمام لوازم و وسایل طبی مجهز باشد طبیب باید باشد آمبولانس داشته باشد تا ا ین پست امدادی باید با تمام لوازم و وسایل طبی مجهز باشد طبیب باید باشد آمبولانس داشته باشد تا این پست امدادی بتواند در این موارد کمک کند این یکی از آن قسمت‌هایی است که آقای وزیر بهداری که همه به ایشان اطمینان داریم باید توجه کنند موضوع سوم موضوع برنامه 7 ساله برای تأمین بهداشت عمومی باید صرف شود چون بنده چون تصور می‌کنم تا این ملت مریضند و ناتوانند و رنجور هستند از اینها را تندرست بکنید تا بتوانید استفاده کنید و بنده می‌خواهم بگویم از سیر کردن اینها مهتمر رفع کردن امراض آنها است بالاخره برنامه 7 ساله باید در این قسمت یک فکر اساسی بکند چون بودجه وزارت بهداری کافی برای مبارزه با امراپ و تأمین بهداشت عمومی نیست و متأسفانه وزارت بهداری هم بیشتر بودجه‌اش صرف پرسنل و تشکیلات می‌شود و حتی این رؤسای بهداری اطراف هم که هستند همه فکر مقام و منصب هستند و هیچ جور استفا ده طبی و فنی از آنها نمی‌شود و اینها هم وسیله ایاب و ذهاب ندارند، در شهرستان‌ها فقط یک اسمی از بهداری داریم ولی عمل نیست در آنها دیده نمی‌شود یکی هم بنده می‌خواستم عرض کنم راجع به مریضخانه‌هایی که در شهرستان‌ها وجود دارد بنده در دوره اعلیحضرت فقید که به مازندران مسافرت کردم الحق‌ مریضخانه‌هایی بودند که مجهز بودند طبیب داشتند وسایل داشتند به درد مردم می‌خوردند و واقعاً‌ قابل استفاده بودند به درد مردم می‌خوردند و واقعاً‌قابل استفاده بودند و این دفعه اخیر که بنده رفتم دیدم فقط سرلوحه‌ای از آنها باقی است هیچ وسیله درمان ندارند اگر هم طبیب داشته باشند ابداً‌ وسایل معالجه در آ‌نجا فراهم نیست پس بنابراین می‌خواستم خواهش بکنم از جناب آقای وزیر بهداری که راجع به این موضوع حصبه و موضوع آب مشروب یک توجهی

+++

کامل بفرمایند بنده تصور می‌کنم اگر یک اداره مخصوصی و اداره فنی برای رسیدگی به آب مشروب طهران‌ داشته باشند که این اداره موظف باشد که آب مشروب طهران‌ را کنترل بکند و به این آب رسیدگی بکند منابع امراض را می‌تواند پیدا کند مثلاً یک حصبه‌ای در تهران امسال پیدا شده الان ما نمی‌دانیم که این حصبه از کجا آمده است باید واقعاً در این موضوع یک آنکتی‌ بکنند به بینند آبا‌ آب شاه آلوده شده یا علت دیگری داشته است و علت مرض پیدا شود و مبارزه حسابی با آن بکنند و گمان می‌کنم در وزارت بهداری به اندازه کافی اعضاء باشد که یک عده‌ای را به این کار تخصیص بدهند.

3 ـ دو فقره سؤال آقایان: آشتیانی زاده و کشاورز صدر از آقایان: وزیر کشور و وزیر دادگستری

نایب رئیس ـ دو فقره سؤال از آقایان آشتیانی زاده و کشاورز صدر جزء دستور است مجلس وارد دستور می‌شود آقای کشاورز صدر.

کشاورز صدر ـ علت این که بنده این سؤال را از آ‌قای وزیر دادگستری کردم برای این بود که موضوع صندوق لواسانات و صندون‌ قصران زبانزد خاص و عام شده است بنده خودم از کسانی هستم که معتقدم در این کشور تا می‌توان آقایان را از تشتت بازداشت و یک اتفاقی به وجود آورد و از ذکر اعمال تاپسند و مسائل غیر منتظر در مجلس شورای ملی هم خودداری کرد مادامی که قرائن و مدارک آن را در خارج از مجلس فراهم نتوان کرد این است که مدتی است بنده و دوست عزیزم آقای آشتیانی زاده وعده دیگری از آقایان نمایندگان که آقایان سؤال نکردند ولی از هم سؤال می‌کنند این مطلب را خود به خود انتظار کشید مجلس که به بینیم انجمن تهران که مرکز صلاحیت‌دار این امر است در درجه اول چه اقدامی می‌‌کند متأسفانه با این که در جرایدی که مظهر افکار عمومی است مفصلاً‌ انتقاد شد راجع به صندوق لواسانات و قصران آثار عملی ندیدیم (صفایی ـ در هفته اعتراضات باید رسیدگی کنند به این حرف‌ها) حالا بنده خواهش می‌کنم از آقای رئیس که یادآور شوند به آقایان که یادداشت‌ بکنند مطالب‌شان را و بعد بفرمایند بنده الان می‌گویم که چه باید بکنند کافی است که بنده مبادرت به این سؤال کردم و حالا توضیح آن سؤال را می‌دهم که جناب آقای وزیر دادگستری و آقای وزیر کشور این مطالبی را که بنده اعتقاد دارم و امیدوارم که آقای وزیر دادگستری آقای دکتر سجادی که مرد پاک و درستی است در این مورد سؤال به عنوان این که مبادا به دولت بر بخورد و همچنین جناب آقای زند که مرد باوجدانی است در این زمینه از ذکر حقایق که البته تحقیق کرده‌اند و به دست آورده‌اند در اینجا خودداری نفرمایند اول از آ‌قای وزیر دادگستری این سؤالاتی که مربوط به تعقیب از اعلام جرمی که در این امر شده است می‌کنم البته انتظار ما از دادگستری و از مراجع صلاحیت‌دار قضایی در این امر تعقیب قانونی اعلام جرمی است که شده است مسئله انتخابات یا ابطال یا عدم ابطال صندوق ارتباط به جنبه قضایی و آقای وزیر دادگستری ندارد این را عرض می‌کنم. (صحیح است) شکایتی به دادسرای تهران شده است و اعلام جرمی شده که تقاضا دارم لابد خدمت ایشان هست آن شکایت و سؤال و بنده توضیح آن را می‌گویم بنده  فقط برای استحضار از جریان می‌خواستم که ایشان تشریف بیاورند و جواب بدهند با دلائل ومستنداتی که برای اعلام جرم شده است بر کسانی که می‌گویند در این امر تقلب و تزویر کرده‌اند بنده تقاضا می‌کنم اول توضیح بدهند آقای وزیر دادگستری (اردلان ـ استیضاح نیست که توضیح بدهند، شما سؤال می‌کنید) البته سؤال می‌کنم که جواب بدهند حالا توضیح هم که عرض کردم منظورم جواب بود و منظورم این نیست که استیضاح بشود آن استیضاح یک بحث جداگانه‌ است که بعد از سؤال است وقتی به سؤال جواب داده نشد بعد استیضاح خواهد شد آقایان باید جواب بدهند که آیا آراء صندوق لواسانات را بعد از قرائت بازپرس به نام جلوگیری از امحاء آثار جرم ضبط کرده است یا خیر؟ یکی از موارد اعلام جرم این بوده است که تقلب و تزویر کرده‌اند در این آراء یکی از اقدامات اولیه بازپرس باید این باشد که آثار و علائم جرم را حفظ کند به خلاف دفعه گذشته که انتخابات طهران را ابطال کردند و عملاً گفتند تقلب و تزویر شده و یا رأی‌ها را آتش زدند. (فقیه‌زاده ـ بی‌ربط کردند) این غلط بود و کسی که آتش زده قابل تعقیب کیفری است زیرا امحاء آثار جرم با لذات جرم است. (دهقان ـ آنهایی که عوض کردند چطور؟) آنها هم قابل تعقیبند این است که سؤال بنده این است که این آرایی که خوانده می‌شد آیا بازپرس رفته است، سری سری آنها را گرفته ضبط کرده این آثاری را که اعلام جرم شده و می‌گویند دلیل جرم است یا نه، این یکی از موارد سؤال است، آیا بعد از اعلام جرم بلافاصله بازپرس به محل رفته و در جمع آوری دلائل و تحقیقات لازم اقدام کرده است یا خیر، خوشبختانه عده‌ زیادی از آقایان قضات محترم و کلای دادگستری ک از موازین قضایی و تحقیق اطلاع دارند در مجلس حضور دارند و عموماً می‌دانند که وقتی یک اعلام جرمی شد وظیفه اولیه بازپرس و دادستان این است که در مقام کشف جرم و در مقام جمع‌آوری و تهیه دلایل برآیند و عملاً هم این است خاصه موضوعی که مهم باشد که بلافاصله بایستی مستنطق برود به محل و تحقیقاتی را که ضروری و لازم می‌داند بکند، خاصه در جرائم جنایی که مسامحه و تعلل حتی یک دقیقه هم جایز نیست بنده می‌پرسم که اعلام جرمی که شده است مستنطق رفته به محل و وظایف خودش را قانوناً انجام داده است یا نه؟ نکته دیگر آیا بازپرس بلافاصله و همان قسم که قانون مقرر داشته است فوری در حفظ و نگاهداری دفاتر ثبت آراء و مهر انجمن لواسانات و قصران اقدام نمود. یا خیر؟ من آنچه تحصیل اطلاع کرده‌ام بازپرس فقط به مطالعه دفاتر به بازپرس تسلیم شده در حالی که این را جواب بدهید که آیا این طور بوده یا نه؟ در صورتی که باز دلایل کشف حقیقت اعم از این که این کار و این اعلام جرم مثبت نتیجه بدهد یا منفی، برای این کار ضرورت داشت که امهار و دفاتر را فوراً مستنطق تحت اختیار بگیرد که اگر خدای نکرده جرمی واقع شده بتواند این را زیر و رو بکنند تا مجالی به معترضین و اعلام جرم‌کنندگان ندهند که بگویند آقا مهر را ندادند تا وقتی رفتند در تمام لواسانات گردش کردند و لست و شناسنامه‌ها را مهر زدند، یکی این سؤال است. مطلب دیگر اگر واقعاً در تحویل دفاتر وامهار مسامحه شده است چرا بازپرس بی‌درنگ به ضبط آنها اقدام نکرده، بازپرس می‌گوید من مطالبه کردم از انجمن دفاتر وام‌ها را و انجمن عادتاٌ در ظرف 24 ساعت باید بفرستد و نفرستاده است، وظیفه داراست قانوناً و مکلف است بازپرس که برود و جبراً و عنفاٌ این چیزهایی که دلیل جرم است حفظ کند. (صحیح است) چرا ضبط نکرده؟ اگر این کار نشده و اگر ضبط نکرده است آقای وزیر دادگستری بفرمایند که این عمل شده. ششم، یعنی مورد ششم از سؤال راجع به آقای وزیر دادگستری آیا صحت دارد که سه نفر از اعضای انجمن در نزد مستنطق حاضر شده‌اند و گفته‌اند که ما سواد ندارمی آقایان به من اطلاع دادند که سه نفر از اعضاء انجمن را که مستنطق احضارشان کرده است و تحقیق کرده گفته‌اند که ما سواد نداریم و ما را جزء انجمن انتصاب کردند چون اعضای انجمن‌های فرعی 9 نفر هستند و انتصابی و اگر این طور باشد که خوب، باید عضو انجمن باسواد باشد، صریح قانون است و اگر اینها نگفته‌اند آقای وزیر دادگستری تصریح بفرمایند تا از بنده رفع شبهه بشود این بود موارد سؤالی که راجع به وزارت دادگستری و مراجع قضایی بود و توقع بنده از آقای وزیر دادگستری این است که این نکاتی را که عرض شد دانه دانه جواب مثبت و منفی او را بفرمایند چون البته تحقیق کرده ‌اند و ضمناً نتیجه جناب آقای دکتر سجادی وزیر دادگستری در اینجا بفرمایند که روی این اعلام جرم چه اقدامی شده و چه نتیجه قانونی مؤثری تاکنون گرفته شده، اما راجع به موارد سؤال نسبت به وزارت کشور که در این مورد البته جناب آ‌قای زند جواب خواهند داد آن موارد را هم جزئیاتش را می‌خوانم و توضیح می‌دهم تا ایشان بتوانند به جزئیات آن نظری که بنده از سؤال دارم جواب بدهند.

جناب آقای مصدق‌السلطنه یک یادداشتی برای بنده فرستاده‌اند و تقاضا کرده‌اند که ضمن سؤال از آقای وزیر دادگستری این مسائل را که ایشان مرقوم فرموده‌اند بنده بپرسم و البته بر بنده هم فرض است که اجابت این درخواست و تقاضای ایشان را بکنم

+++

ایشان مرقوم فرموده‌اند یعنی جناب آقای دکتر مصدق‌، که به نام بعضی از دهکده‌ها آرایی ثبت شده که انجمن به آن دهات نرفته و ساکنین آنها را اصلاً ندیده است. 2 ـ در نقاطی هم که صندوق را برده‌اند چون اعضای انجمن برای گرفتن رأی اصرار نکرده و حتی به مردم گفته‌‌اند که احتیاجی برای آ‌نها نسبت مردم رأی نداده‌اند به همین دلیل در غالب این دهات شناسنامه‌ها مهر نخورده است. 3 ـ به نام دهکده‌هایی که در زمستان خالی از سکنه و فقط چند نفر برای حفاظت و سرایداری در آنها بسر می‌برند صدها رأی در دفاتر ثبت شده و من باب مثال عرض می‌کنم که در لوارک ملک آقای ممتاز فرماندار تهران که فقط یک پسر و یک پدر در آنجا بوده‌اند 60 رأی ثبت کرده‌اند. این سؤالات آقای مصدق‌السلطنه است دنباله هم دارد. 4 ـ در بعضی نقاط هم اسم این اشخاص در دفتر ثبت شده که از اهل را نشناخته‌اند. 5 ـ چون دفاتر را از روی جیره‌بندی قند و شکر نوشته‌‌اند در جزء اسامی رأی دهندگان نام اموات و اطفال و پیران زمین‌گیر مکرر دیده شده و حکایت پدری که پس از احضار طفل او با شناسنامه پسر آمده و خواهش کرده که از آوردن طفلش که خواب است او را معاف کنند و نقل محافل تهران شده است یکی از آنهاست.

نایب رئیس ـ‌ آقای کشاورز صدر یک دقیقه دیگر بیشتر نمی‌توانید صحبت کنید.

کشاورز صدر‌ ـ آقای آشتینانی‌زاده نوبت‌شان را به بنده داده‌اند ایشان صحبت نمی‌کنند.

نایب رئیس ـ آقای آشتیانی زاده نیستند.

کشاورز صدر ـ الان اطاعت می‌کنم ا ین سؤالاتی بود که آقای دکتر مصدق‌السلطنه فرموده‌اند و بنده استدعا می‌کنم که اقای وزیر کشور جواب بدهند اما مطلبی که خود من سؤال دارم که آیا صحت دارد که 3 نفر از اعضای انجمن بی‌سواد بوده‌اند و نزد بازپرس اعتراف کرده‌اند آیا صحت دارد که هیچ یک از اعضای انجمن از کسانی نبوده‌اند که در سال برای تشکیل انجمن دعوت می‌شوند؟ آیا صحت دارد که برای ده نفر اعضای انجمن به جای 9 نفر ده حکم صادر کرده‌اند تا اگر یکی استعفا کرد دیگری به جای او باشد؟ این است سؤالات من و یک جمله در بین سؤال من هست و آن این است که تقاضا کردم جناب آقای وزیر کشور صورت آراء صندوق‌های لواسانات و قصران را با آراء صندوق‌های حوزه 1 شمالی تهران مقایسه کنند و نیاورند اینجا این برای این است که به بینند در صندوق لواسانات و قصران آقای مصدق‌السلطنه که همیشه اول و دوم در آنجا بوده است مطلقاً اسمی نبوده و دیگر آن که حتی هیچ شهرت ندارند در آنجا صاحب هفت هزار هشت هزار رأی بوده‌اند و این هم سری مرتبی دارد من برای مصدق السلطنه احترام قائلم و معتقدم کسی که بدون آن صندوق وکیل او تهران شده است مرض و غرضی ندارد که بگوید آن صندوق خراب است اظهار مصدف‌السلطنه سندیت دارد و بیشتر باید دقت کرد زیرا کم شدنش هم چیزی به او اضافه نمی‌کند استدعا می‌کنم چون این موضوع بسیار مورد توجه تمام جراید و دانشگاه و اشخاص مختلف است در همین‌جا جناب آقای وزیر دادگستری و جناب آقای وزیر کشور جواب بدهند که اسباب اقناع افکار عمومی فراهم بشود. (صحیح است)

نایب رئیس ـ  آقای آشتیانی زاده

آشتیانی‌زاده ـ مطالبی را که بنده می‌خواستم عرض کنم نماینده محترم به نحو اتم و احسن فرمودند اگر جوابی هست جناب آقای وزیر دادگستری و وزرای دیگر می‌فرمایند.

نایب رئیس ـ آقای وزیر دادگستری.

وزیر دادگستری ـ بنده قبل از این که گزارش دادستان دیوان کیفر را راجع به رسیدگی به اعلام جرمی که در مورد صندوق لواسانات شده است به عرض آقایان برسانم خواستم عرض کنم با قوانین و مقرراتی که ما داریم مرجع رسیدگی به شکایت از عملیات انتخاباتی در وحله اول انجمن نظار است. (صحیح است) و در وحله ثانی خود مجلس شورای ملی است. (صحیح است) در جریان انتخابات این دوره مکرر شکایاتی به من رسیده است از نوع این که از بین عده‌ای که به نام انجمن نظار انتخاب شده‌اند یکی دو تا سواد ندارند یا عوض این که رأی را روز بخوانند تا یک ساعت از شب رفته خوانده‌اند یا فلان کسی را که انتخاب کرده‌اند به عنوان عضو یکی از طبقات شش‌گانه از آن طبقات نبوده است بدیهی است که مراجع دادگستری صالح برای رسیدگی به این موارد نیست. (صحیح است) فقط در موقعی می‌تواند رسیدگی بکند که اعلام جرمی شده باشد یعنی وقوع جرمی را نسبت بدهند به یک کارمند دولت یا یکی از اعضای انجمن از نوع این که فلان آراء را جعل کرده است فلان دفتر را قلم برده است این مطالبی است ک دادگستری رسیدگی می‌کند و مادام که مثل سایر ممالک دموکراسی مرجع خاصی مثل دیوان  عالی کشور یا دادگاه مخصوصی برای رسیدگی به صحت عملیات انتخاباتی پیش‌بینی نشده مرجع رسیدگی همانست که عرض کردم در درجه اول انجمن نظارت در مرحله دوم مجلس شورای ملی (صحیح است) سؤالی که از طرف ریاست مجلس به بنده اعلام شده است برای دادن جواب غیر از آن بود که آقای کشاورز صدر اینجا بیان کردند. (کشاورز صدر ـ بنده توضیح دادم) چیزی را که بنده می‌توانم اظهار اطلاع بکنم آن مقدار اطلاعاتی است که ایشان به من ابلاغ کردند آقا یک چیزهایی را از من سؤال می‌فرمایند که نمی‌توانم جوابی عرض بکنم خودتان خوشبختانه هم بازپرس بوده‌اید هم دادستان بوده‌اید مقامات دیگر قضایی را طی کرده‌اید خوشبختانه بنده می‌بینم در بین اقایان عده دیگری هم همین مقامات را دارا بودند بنده خیال نمی‌کنم آقایان به نام واضح قانون حاضر باشند که یک تخلف قانونی بکنم. (صحیح است) اگر من بخواهم مندرجات یک پرونده بازپرسی را می‌دانید بای مستور و مخفی بماند قبل از این که کار به انتها برسد بخواهم اینجا برای آقایان یک یک یک یک با ذکر جزئیات بخوانم چطور ممکن است این کار را کرد بنده به طور کلی آنچه را که سؤال شده بود و از طرف دادسرای دیوان کیفر رسیدگی شده بود این را به اطلاع آقایان می‌رسانم آن وقت مطلب از دو حال خارج نیست یا این که بازپرس نتیجه رسیدگیش به ا ینجا می‌رسد که شخص مجرم است جاعل است قهری است که کیفر خواستش صادر می‌شود و او را به دادگاه صالحه می‌فرستند و البته مطابق قانون عموم هم مستحضر می‌شوند اینجا دیگر مرحله‌ای است که دعوی در یک مرجعی مطرح است که تماشاچی هم می‌توند حضور پیدا بکند و از کلیه مندرجات پرونده هم مستحضر شود، یا این که منتهی می‌شود به منع تعقیب کسی،‌آنجا هم شاکیان خصوصی می‌توانند از آن شکایت بکنند باز می‌رود در یک محکمه‌ای باز مطلب روشن می‌شود بنابراین مادم که این کار به مرحله نهایی نرسیده بنده هم از آقا تقاضا می‌کنم تأمل بفرمایید هم مطالب روشن خواهد شد شما هم مطلع خواهید شد ولی نه الان (کشاورز صدر ـ بنده که نگفتم که دوسیه را بیاورید اینجا بخوانید) این سؤالاتی که شما کردید همین بود بنده خودم هنوز اطلاع ندارم، بنده که نباید یک پک پرونده‌های قضایی را هر روز بگیرم بخوانم سؤال شما این بود که ایا اعلام جرم تعقیب شده است یا نه، اعلام جرم تعقیب شده است. عرض کنم گزارش دیوان کیفر است قرائت می‌کنم، به محض وصول اعلام جرم از طرف آقایان حائری‌زاده و دکتر سنجابی چون در اعلامیه برعلیه کارمندان دولت جرائمی نسبت داده شده بود و از این حیث مداخله و صلاحیت دیوان کیفر را در رسیدگی به موضوع ایجاب می‌نمود قضیه به بازپرسی شعبه 8 دیوان کیفر ارجاع و نام برده نیز پس از انجام تحقیقاتی در مرکز قرار تحقیقات محلی صادر نموده ... (کشاورز صدر ـ کی قرار تحقیقات محلی صادر نموده) اگر قدری صبر می‌کردید می‌رسیدیم و پس از وصول دفاتر مربوطه از انجمن مرکزی انتخابات که در روز 11 اسفند ماه صورت گرفته بازپرس پس از آماده شدن وسائل مسافرت صبح روز 15 اسفند ماه به منظور بازجویی به محل حرکت نموده است و چون تحقیقات خاتمه نیافته و به علاوه پرونده امر در اختیار بازپرس و فعلا با آن دسترسی نیست توضیحات بیشتری مقدور نمی‌باشد، بنده اطلاع دارم که بازپرسی می‌کنند تحقیقات هم در محل خاتمه پیدا کرده حالا هم مشغول است از کسانی که مورد اتهام هستند بازپرسی می‌کند و رسیدگی می‌کند البته نتیجه رسیدگی به موقع خودش معلوم خواهد شد و پس از این که حکم قطعی را صادر کرد همه مطالب در دادگاه ذی‌صلاحیت مطرح می‌شود

+++

و هم به استحضار خواهد رسید. (صحیح است)

رئیس ـ آقای وزیر پست و تلگراف

وزیر کشور ـ اجازه بفرمایید راجع به انتخابات عرضی کنم؟

رئیس ـ آقای وزیر کشور

وزیر کشور ـ سؤالی که نماینده محترم از بنده راجع به انتخابات لواسان کرده بودند با صحبت‌هایی که الان اینجا فرمودند تغییر پبدا کرد البته تکمیلی که در سؤالات‌شان فرمودند در واقع سؤالی است که جناب آقای دکتر مصدق می‌کنند و ایشان را وسیله قرار داده‌‌اند (کشاورز صدر ـ خود بنده هم سؤال کردم) البته ا ین قسمت محتاج تحقیقات بیشتری است که بنده امروز حاضر نیستم و البته تحقیق می‌کنم و به عرض مجلس شورای ملی می‌رسانم.

در جواب سؤال آقای کشاورز صدر به عرض مجلس شورای ملی می‌رساند شکایت واصله از صندوق لواسانات به انجمن نظارت مرکزی انتخابات تسلیم گردید و انجمن به موجب ماده 40 قانون انتخابات موظف است بدون وقفه در جریان کار شرح شکایات را در صورت مجلس ذکر نماید و رسیدگی به شکایات بر طبق ماده 41 قانون بایستی در ظرف هفته دوم پس از خاتمه قرائت آراء از طرف انجمن مرکزی انجام بشود که البته در موقع خود اقدام خواهند کرد. مطابق اطلاع حاصله نظیر همان شکایات نیز به دادستانی دیوان کیفر تسلیم شده که به قرار معلوم مشغول تحقیقاتی هستند وزارت کشور مطلقاً صلاحیت رسیدگی به شکایات انتخاباتی را ندارد فقط در مواردی که در ضمن جریان انتخابات شکایتی از طرز عمل مأمورین برسد حسب‌المعول لزوم حفظ بی‌طرفی و رعایت کامل مقررات قانون و اجتناب از هر گونه مداخله را در امر انتخابات مأمورین مربوطه گوشزد می‌نماید و در پایان کار نیز پرونده و صورت مجلس نهایی انتخابات که حاکی از جریان امر و نتیجه استخراج اراء و نظریه انجمن می‌باشد بر طبق مقررات آئین‌نامه از مجرای وزارت کشور به مجلس شورای ملی تقدیم می‌شود اما راجع به صورت مقایسه آرا چون معمولاً انجمن مرکزی انتخابات پس از خاتمه قرائت آراء صورت حائزین اکثریت را تنظیم و به وسیله فرمانداری به استحضار عامه می‌رساند اگر منظور تقدیم صورت رسمی به مجلس شورای ملی است تسلیم آن موکول به خاتمه قرائت آراء و وصول صورت حائزین اکثریت از طرف انجمن نظارت مرکزی خواهد بود.

کشاورز صدر ـ بنده قربان عرضی دارم طبق ماده 89 حق دارم جواب بدهم مخصوصاً در جواب آقای وزیر دادگستری.

نایب رئیس ـ بفرمایید.

کشاورز صدر ـ یک ربع ساعت حق دارم ولی مختصر صحبت می‌کنم. (نمایندگان ـ‌مختبصر بفرمایید) بنده خیلی متأسفم از این که جناب اقای وزیر دادگستری به عرایض بنده آن توجهی که باید بفرمایند نفرمودند بنده تصدیق می‌کنم که محتویات پرونده استنطاق را نمی‌شود کشف کرد قبول دارم ولی این را می خواهم از شما سؤال بکنم که آیا حقاً و انصافاً این که می‌پرسم در کی و چه تاریخ چه شکایت شده است. در چه تاریخ مستنطق حرکت کرده است. برای محل این را حق ندارم بپرسم؟ این از اسرار دوسیه است؟ (وزیر دادگستری ـ این را امروز می‌فرمایید این را که در سؤال ننوشته‌اید.)  بنده آن را نوشتم مخصوصاً تاریخش مصرح است دیگر این که بنده دیگر می‌گویم مستنطق مکلف است آثار و دلایل جرم را که اعلام کننده معرفی می‌کند از قبیل دفتر و صندوق این را مکلف است فوراً بگیرد و اگر دادند چرا نگرفته است، این از اسرار دوسیه است؟ این که نیست من نگفتم اظهارات متهمین را برای من بخوانید بنده چنین تقاضایی نکردم ولی هیچ انتظار ندارم وقتی ما یک سؤالی می‌کنیم می‌خواهیم از حقایق قضایا مستحضر شویم از جنابعالی هم که گفتم مطلقاً وزارت دادگستری در امر انتخابات دخالت ندارد این را که خودتان هم فرمودید و عملش هم تأثیر ندارد فقط ممکن است یک قرینه و دلیلی برای انجمن بشود ولی این که شما می‌گویید وزارت دادگستری حق ندارد دخالت کند و همه هم می‌گویند صحیح است صحیح است بنده هم که همین را گفتم بنده از شما سؤال بکنم مستنطق شما وظیفه خودش را انجام داده است یا نه از کجا می‌شود فهمید مستنطق وظیفه‌اش را انجام داده است یا نه، یعنی بیست‌روز معطل کند و برود یعنی صندوق آراء را بگذارد در اختیار آنها اینها تخلف است اینها به وظیفه عمل نکردن است. اما جناب آقای وزیر کشور که یک جیزی نوشته بودند آوردند و قرائت کردند بنده و هیچکس تاکنون مطلقاً به شخص جنابعالی ایرادی نداریم، هیچکس نمی‌تواند ایرادی بکند حضرتعالی نبودید، بنده منظورم این بود که آراء صندوق‌ها را مقایسه کنید مقصودم این بود همان‌ روزی که سؤال کردم وقتی تشریف می‌آوردید این مقایسه را بیاورید و اینجا بخوانید که سری آراء این صندوق، کی‌ها هستند و سری آراء صندوق‌های دیگر کی‌ها هستند این را قرائن و دلایل قوه است حالا چون وعده فرمودید که بیاورید استدعا می‌کنم بیاورید و اما این که فرمودید من که نمی‌توانم انجمن را برای جواب بخواهم رابط وزیر کشور باشد که باید بیاید مسائل را اینجا بگوید من نمی‌گویم وزیر کشور حق دخالت دارد، وزیر کشور یک نظارتی دارد که در مقابل مجلس مسئول اعمال انجمن است مقصود من این بود و حالا هم استدعای بنده این بود که حضرتعالی و جناب آقای وزیر دادگستری این شکلی به بنده جواب نفرمایید، بفرمایید تحقیق کنید و جواب بفرمایید که لااقل افکار عمومی ساکت بشود شاید دروغ بود این را باید روشن کنید همیشه نگذارند در پرده بماند برای این که اگر در پرده بماند بدتر است.

4ـ بقیه مذاکره در برنامه دولت

نایب رئیس ـ آقای وزیر پست و تلگراف

وزیر پست و تلگراف ـ آقای دکتر جلالی نماینده محترم مازندران در وقت بحث در برنامه قسمتی را فرمودند راجع به وزارت پست و تلگراف و تلفن و قسمتی را که بنده می‌خواهم به استحضار آقایان محترم برسانم چون می‌بینم که هوا در افواء هست و هم در جراید قسمت تلفن است. در زمان آقای سیاح وزیر پست و تلگراف سابق شکایات زیادی راجع به تلفن، راجع به شرکت سهامی تلفن به وزارت پست و تلگراف رسیده بود. این شکایات به مقام عالی نخست وزیری هم رسیده بود و آقای سیاح برحسب دستور آقای رئیس الوزرا امر به تشکیل کمیسیونی دادند. این کمیسیون مرکب بوده است از نماینده وزارت دادگستری، نماینده وزارت دارایی، نماینده وزارت اقتصاد ملی، نماینده وزارت پس و تلگراف اینها رسیدگی به این شکایات کردند و این در وقت بود که به واسلطه استعفای کابیه آقای سیاح تشریف بردند. بنده امروز 60 روز است به وزرات پست و تلگراف این کابینه معرفی شده‌ام. روز بیست‌و چهارم دی معرفی شده‌ام. وقی که بنده به وزارت‌خانه رفتم از چند روز بعد شروع شد به شکایات و شکایات زیادی که در حدود 1160 فقره شکایت بود به بنده رسید. آقایان می‌دانند که بنده هیچ وقت وارد خدمات دولتی نبوده‌ام و چون وزارت پست و تلگراف و تلفن اولین کار دولتی بنده است بنده ناچار بودم یک مطالعه دقیقی بکنم که اگر بخواهم تصمیمی بگیرم بتوانم و نسنجیده این تصمیم گرفته نشده باشد. وظیفه بنده این بود که آن کمیسیون را به جریان خودش بیندازم. کمیسیون عمل خودش را ادامه داد و در روز یازدهم یا دوازدهم تصدی بنده بود که آ‌مدند گفتند تصمیمی گرفته‌ایم و می‌خواهیم به نظر دولت برسانیم طبیعی بود که آقایان می‌‌بایست نظریه خودشان را می‌گفتند آنها نظریه خودشان را گفتند و آوردند امضا کردند پنج نفری بعد بنده مطابق ترتیب باید گزارش را بدهم به رئیس محترم دولت که وزارت پست و تلگراف و تلفن کمیسیونی تشکیل داده بود و دوسیه را فرستادند برای ملاحظه آقای رئیس‌الوزراء ایشان گفتند در هیأت مطرح شود و در هیأت هم مطرح گردید، بنده آن را بردم در هیأت و به طوری که در صورت جلسه ضبط شده است آقایان وزرا هم تصویب فرمودند که نظر کمیسیون جریان عادی پیدا کند. آقای رئیس‌الوزرا همین موضوع را به بنده ابلاغ کردند، بنده هم آن نظریه را،‌ آن خلاصه‌اش را اینجا عرض می‌کنم که قرار شد طبق نظریه کمیسیون به کار شرکت سهامی تلفن رسیدگی شود. چون د رجزو شکایات وارده و متن نظریه آقایان اعضای کمیسیون یکی این بود که یک عددی می‌‌گفتند. ..

بنده چون احتیاط می‌‌کنم که یک عددی را بگویم و خدای نخواسته مطابق با واقع نباشد،‌ این است که بنده

+++

احتیاط می‌‌کنم به هر صورت گفتند تهران به بیست و دو هزار شماره تلفون احتیاج دارد و برای 22 هزار شماره گفته شد کسانی که خواسته‌اند ششصد ‌تومان هم داده‌اند و شاید صد تومان دیگر هم بعد داده‌اند و همچنین راپرتی که از وزارت کشور رسیده بود بنده را متذکر به این معنی می‌داشت که از بانک‌ملی ایران هم شرکت مبلغی معادل 15 میلیون تومان قرض کرده است برای تأسیسات جدیدی که می‌خواهد در تهران بدهد. یعنی تلفن را مدرنیزه بکند. (فقیه‌زاده ـ آقا، بنده سه هزار و پانصد تومان دادم تلفون خریدم و آقای آصف 3800 تومان) مقصود بنده این است که شرکت سهامی تلفن رسماً از هر کس که تقاضا کرده پول گرفته است و صحبت این نیست که خدا نخواسته یک معاملاتی شده است. و مورد اطلاع بنده همان دوسیه است که ممکن است اینجا بگویم جون نمی‌شود ک یک وزیری یک مطالبی را اینجا بگویم چون نمی‌شود که یک وزیری یک مطالبی را اینجا بگوید و بعد که تحقیق کند به ببیند آن طور نیست این پداست، پس برای مدرنیزه کردن تلفن پایتخت ایران شرکت سهامی تلفن این فکر را کرده بود و 15 میلیون تومان قرض کرده بود و به بنده خبر رسید که 12 میلیون تومان هم از این ششصد تومان جمع شده است. یعنی جمعاً بیست وهفت میلیون تومان یعنی 54 کرور شده است و از سال 1325 شروع شده است به شکایت تا به سال 1329 که برسیم شکایت‌هایی که به بنده رسیده است خلاصه‌اش که «وزیر پست و تلگراف این ششصد تومان را دادیم یعنی اگر وزارت پست و تلگراف و تلفن نوشته نمی‌شد ما ششصد تومان را نمی‌دادیم، این شکایت‌ها ایجاب کرد که اینجا رسیدگی دقیقی بشود. اینها که گفته شده بود طبیعی بود که ما نمی‌توانستیم گوش بکنیم که آیا صحیح است یا صحیح نیست. بنده چطور می‌توانستم بگویم؟ این بود که شرحی نوشتم و مراجعه کردم به شرکت و بالاخره جوابی به بنده داده شد که ما باید آن را سند بدانیم و آن جواب این بود که 8 میلیون تومان گرفته شده است نه 12 میلیون تومان یعنی 8 میلیون تومان روی کاغذ آمده است. (اسلامی ـ حالا یک ده بیست میلیونی‌ هم شما بدهید درست می‌‌شود.) اجازه بفرمایید آقای اسلامی بنده عرضم را بکنم چون بنده ناطق نیستم و هیچ‌وقت نطقی و خطابه‌ای نکردم و این اولین دفعه‌ای است که در یک مجمعی دارم صحبت می‌کنم و فرمایشی که می‌فرمایید رشته‌ام را گم می‌کنم. (حاذقی ـ معاونت نخست‌وزیری را کار دولتی حساب نمی‌فرمایید؟ ) 36 روز بود قربان، در هر حال بعد وقتی که 8 میلیون را نوشتند و به بنده تلفن کردند و شرحی نوشتند که 22 هزار شماره را ما در 1329 تأمین می‌کنیم تا اواسط مهر در حدود 6 هزار شماره می‌دهیم و تا آخر سال بقیه‌اش را بنده اعتقادم این نبود و حالا هم حضور آقایان عرض می‌کنم چون ما نظر اخلال که نداریم، نمی‌خواهیم در کار کسی اخلال کنیم و بنده هم میل دارم که کارها در دست خود مردم باشد اگر این بیست‌ودو هزار شماره را صحیح است که به ما می‌دهند بنده یک نظری داشتم و آن این است که یک دوازدهم یک دوازدهم از اول فروردین 1329 بدهند که بتوانیم به مردم بگوییم که این ماده 1800 شماره تلفن به تهران داده خواهند شد. (بهادری ـ نمی‌دهند) پس اگر بگویند ما بیست هزار شماره تلفن می‌دهیم و تا آخر سال 29 هم می‌دهیم معنیش این است که این وزیر برود، (صحیح است) ولی بنده تا ساعتی که هستم سختگیری می‌کنم. (اسلامی ـ خیلی از وزرا را سر همین کار انداختند) تا بنده هستم سختگیری می‌کنم اما این که دست به دست بشود تا آخر سال 1329 و چهار هزار شماره یا پنج‌هزار شماره تا اواسط مهر بشود بنده این را شخصاً موافقت ندارم ولی طبقه چون نمی‌خواهیم یک دستگاهی را به هم بزنیم چون بنده خودم طرفدار این هستم که هر کاری را مردم بکنند نفعش بیشتر است تا دولت بکند. (صحیح است) مداخله کردن و هی به قول اروپایی‌ها ببخشید بینی خود را در هر کاری داخل کردن بد است. (یک نفر از نمایندگان) فقط اگر در انتخابات دولت مداخله کند خوب است)‌نه آن هم بد است اگر بنده را می‌فرمایید که بنده طرفدار عدم مداخله بودم و عمل هم کردم (اجسنت) (دکتر مجتهدی ـ بالاخره می‌فرمایید که مداخله کردند) عرض کنم پس این نظریه حقیقی من بود به محضر آقایان نمایندگان. منظور این است که ما نمی‌خواهیم اذیت بکنیم شرکت سهامی تلفن را ولی پافشاری می‌کنیم که تعهداتش را اجرا بکند. (صحیح است) حالا نوشته‌‌اند بهمن که 22900 شماره می‌دهیمف خیلی خوب بدهند، اما آخر سال 29 نمی‌شود. (دکتر مصباح‌زاده ـ قرار بود تا ‌آخر سال 28 بدهند.) (اسلامی ـ آن برای این بود که قرض از بانک بگیرند.) به هر حال بنده گفتم تا بنده نمی‌شود. با بنده این طور نمی‌شود حالا که این طور است یعنی می‌گویید سال 1329 بنده با مطالعه دقیق از جهت منظم بودنش یعنی از جهت این که اعتراضی نکنید که به ما می‌گویند ماهی 1900 شماره بدهید به واسطه کابل کشی،‌به واسطه نصب دستگاه نمی‌شود، چون بنده مطلع نیستم، ولی باید طوری بکنید که وزیر پست و تلگراف بتواند به آقایان اطمینان بدهند که وقتی گفتند یک ماه یا دو ماه، کشیده بشود وعده سر خرمن که نمی‌شود، با وعده نمی‌شود ما چه کردیم؟ ما این کار را کردیم. وقتی که هیأت محترم دولت تصویب کرد که رأی کمیسیون به جریان بیفتد بنده فوراً مجال ندادم. آقای رئیس الوزرا ابلاغ کردند به بنده ما هم همان روز و فردا به وزارت دادگستری نوشتیم که نمایندگان محترم خودشان را تعیین بکنند، به بانک ملی ملی هم نوشتیم که نماینده خودتان را تعیین بکنید و وزارت پست و تلگراف هم نماینده خودش را تعیین کرد که بروند در شرکت تلفن، بنشینند و ببینند پولی که از بانک گرفته‌اند چقدر است آن مقداری که گفته‌اند صحیح است یا سقیم است؟ پولی که از مردم گرفته‌‌اند چقدر است؟ صحیح است یا سقیم؟ بعد این پول‌ها را روی هم بیاورند بعد هم ببینند این خرج‌هایی که آنها کرده‌اند چقدر است؟ آنها هم لابد می‌‌گویند پول‌هایی که ما گرفته‌ایم،‌خانه ساخته‌ایم،‌ کابل کشیده‌ایم در خیابان‌ها استاسیون‌هایی تهیه کرده‌ایم اینها را هم رسیدگی کنند که در عمل شکایاتی که گفته‌اند وارد است یا نه؟ چون این شکایات، قبل از این که آقای رئیس‌الوزرا تشریف بیاورند بنده عرض کردم که شکایات مکرر شده است و به عرض ایشان هم رسیده بود امر به رسیدگی دادند، کمیسیون عمل خودش را کرد، من هم عمل کمیسیون را بردم در هیأت محترم دولت و در آن بحث شد، بحث هم که شد هیأت محترم دولت تصمیم گرفت و تا آن تصمیم را به جریان انداختیم در فاصله 48 ساعت حالا این عرایض بنده از این جهت بود که آقای دکتر جلالی در قسمت برنامه دولت و وزارت پست ‌و تلگراف و تلفن اشاره‌ای به تلفن فرمودند و طبیعة من نیاید زیادتر از این عرض کنم، این صورتی است که من گزارش می‌دهم که به اینجا رسیده است. فصل سوم امتیاز نامه می‌گوید... (اصلامی ـ اصلاً امتیاز نامه ملغی است) اجازه بفرمایید بنده صحبتم را بکنم، فصل سوم امتیاز‌نامه اشاره‌ای دارد... البته بنده مضمون امتیاز‌نامه را می‌گویم نه عین آن را ایراد بفرمایید بنده مفادش را می‌گویم،‌فصل سوم امتیاز نامه یک اشاره‌ای دارد که در محالی که باید تلفن گذاشت در شهرها، اگر ده سال بعد از امضاء این فرمان تلفن نگذارند دیگر حقی ندارند، حالا نظر کمیسیون یکیش هم همین بود که آنجاهایی که نگذاشتند. (سنندجی ـ همانجاهایی هم که  گذاشته‌اند ناقص است) اجازه بفرمایید. من آن را هم عرض می‌کنم جواب آن را هم می‌کنم و آن این است که یک کاری شده، 20264 شماره تلفن در تمام مملکت گذاشته‌اند، اما چه جور؟ در یک شهری به تناسبی 50 تا شماره، در یک شهر دیگر چهار تا اما وقتی این را گذاشته‌اند حالا دیگر مشمول آن سانکسیون نیستند ظارهراً ملاحظه بفرمایید گفته بودند تا ده سال بعد از امضاء فرمان اگر گذاشت مانعی ندارد، خوب، چکار کردند؟ رفتند در طبس چهار تا سیم کشیدند گفتند تلفن ما تمام شد، رفتیم در کاشان سه تا سیم دیگر کشیدیم گفتیم آنجا هم تمام شد دو تا سیم گذاشتیم در شیراز، گفتیم اینها هم تمام شده بالاخره و قس علیهذا فعلل و تفعلل،‌خوب،‌ نتیجه چطور شد؟

+++

بنده که اطلاع نداشتم بنده وارد شدم به وزارت کار تلفن کار پست کار تلگراف کار بی‌سیم بود عرض می‌کنم وظیفه من این بود که به بینم اولاً چند تا تلفن داریم در ایران، آخر بنده می‌خواهم بروم آنجا جلو آقایان وکلا چه بگویم؟ آخر می‌گویند توجه می‌دانی؟ شماره‌ای که به من دادند همان بیست‌هزار و چند صدتایی که گفتم بود شماره‌ای که به من دادند دیدم نوشته‌‌اند اراک آقای شکرایی چند تا، طالش آقای حاج قائم مقام‌الملک چند تا، گفتم خیلی خوب این را هم برداشتیم، خوب بنده هم که تا هستم رویه‌ایم اذیت کردن نیست کسی را که نمی‌خواهیم اذیت کنیم بنده گفتم خوب است با آقایان صحبت کنیم که شما تسهیل بکنید که مردم تقاضا‌هایشان را تأمین بکنند دولت هم که کارش کار‌شکنی نیست این دولت نظرش کار شکنی نیست اینها مردمانی هستند که اهل کار شکنی نیستند و می‌خواهند کارها دست خود شماها با شد هر تقویتی هم که ما بتوانیم بکنیم می‌کنیم،‌حالا کار به اینجا رسیده است که عرض کردم، خلاصه کلام این‌ است که به وزارت دادگستری نوشته شد به بانک ملی هم نوشته شد از جهت این که پول داده نماینده خودش را بفرستد نماینده ما هم از جهت نظارت خودمان بروند، متأسفانه بر می‌خورد به تعطیل مجلس والا بنده تصمیم داشتم تا هفته آینده گزارش قطعی‌اش را بدهم. (اردلان ـ مجلس تعطیل نخواهد شد.) مجلس اگر تعطیل نشد و ما هم که ندیم می‌آیم اینجا عرض می‌کنم. (نورالدین امامی ـ این دومی از اولی مشکل‌تر است)‌ خوب آقا یک وزیر دیگر می‌آید. (امامی ـ انشاءالله) عرض کنم که گمان می‌کنم مقصود آقای دکتر جلالی از سؤالشان راجع به این قسمت تلفن تأمین شده و دیگر بیشتر از این اجازه بدهید بحثی نکنیم، این قسمت تلفن جداست و گذاشتیمش کنار، آقای دکتر جلالی در بحث در برنامه دولت یک قسمتی را اشاره فرمودند که پست و تلگراف است. بنده اینجا باید آنچه را که به طور اختصار در شورایعالی برنامه در حضور آقایان اعضاء توضیح دادم، به طور رزومه و خیلی مختصر عرض کنم ک ذهن آقایان نسبت به وضعیت روشن بشود، در سال 1300 هجری شمسی، یعنی 26 سال قبل تهران جمعیتی داشته است بالغ بر سیصد و سی هزار نفر برحسب احصائیه آن روز، بنده نمی‌گویم صحیح بوده یا سقیم این بوده که می‌دانستم سال، 29 سال گذشته است و گفته می‌شود تهران 200000 نفر جمعیت دارد و حالا اگر نداشته باشد یک میلیون را باید داشته باشد،‌خوب یک جمعیت سیصد هزار نفری شهر تهران در سی سال قبل تبدیل شده است به یک جمعیت یک میلیون و دویست هزارنفری و شهر تهران در سال 1300 قبل از اصلاحاتی که در زمان اعیحضرت فقید شده است عبارت بود از آن چند دروازه‌ای که ملاحظه می‌فرمودید و حالا شهر تهران ازجی و بیرونگ هست تا سلیمانیه و از این طرف هم تا زر آب کرج،‌آن روز ما یک پستی داشتیم، حالا هم یک پست داریم آن روز پست صد و چند نفر موزع داشت و حالا هم که شهر به این برزگی شده است جمعیت زیاد شده است. وسایل ارتباط و کمونیکاسیون ما زیاد شده است، ارتباط با اروپا پیدا کرده‌ایم زیادتر ، آن وقت فعلاً با 165 نفر موزع در تهران یک میلیون و دویست و پنجاه هزار نفری در تهران با ستعت 25 کیلومتر مربع داریم، (فقیه‌زاده ـ آن وقت چرخ نداشتند حالا دارند) چقدر خوب شد که این را فرمودید. خوب شد فرمودید که بنده جواب عرض کنم آن وقت یک بودجه‌ای داشت وزارت پست و تلگراف حالا هم همین بودجه است که بنده دعوای بودجه را دارم که حتی درهیأت هم با وزیر محترم دارایی فریاد زدیم، داد کشیدیم که ما بودجه نداریم بودجه بدهید و ایشان هم فرمودند که ما می‌خواهیم به مجلس شورای ملی بودجه‌ای ببریم که موازنه داشته باشد و بودجه وزارت پست و تلگراف از هر چه که در سال 28 بوده 5400 تومان هم کسر شده، خوب حالا که ما در مقابل چه هستیم؟در مقابل یک حقیقتی هستیم که باید عرض کنم و آن این بود که فرض بفرمایید کاغذهایی که از اروپا می‌آید همه اینها لاتین است، اینها را دقت بفرمایید یک آقای محترمی از دوستان من شرحی به من نوشته بود که آقا کاغذ از لندن به تهران دو روزه رسیده ولی از تهران تا منزل من که که از فلان خیابان است چهار روزه رسیده، بنده یک شوخی کردم نوشتم بلی،‌‌ من از بندر پهلوی تا تهران 26 دقیقه پریدم و از تهران ، فرودگاه، تا منزلم که سه راه امین حضور است یک ساعت و خرده‌ای‌، ولی این شوخی بود و خنده داشت که خواب نبود، جواب این است که این کاغذ که از لندن آمده اولاً انگلیسی نوشته، یا فرانسه این را اول باید تریاژ بکنند، بعد این باید ترجمه بشود چون آن مشهدی حسین‌قلی که آنجا نشسته و ماهی 130 تومان حقوق می‌گیرد که فرانسه و انگلیسی بلند نیست، این چکار می‌کند؟ بر‌می‌دارد می‌نویسد جناب آقای شکرایی این را ترجمه بکنید. (خنده نمایندگان) بعد از این که این را نوشت اینها را می‌دهند ببرد منزلش حالا ملاحظه بفرمایید سه روز پیش از این بنده رفتم، به پست‌خانه اگر از من باور نمی‌کنید آقایان، تشریف ببرید، ده‌تن، یعنی سی خروار کاغذ آمده است و در کیسه‌های مرتب سی خروار کاغذ آمده است و در کیسه‌های مرتب و عده موزع ماه 16 نفر اضافه بخواهند بدهند مخالف مقررات است. (نورالدین امامی ـ 6 روز هم آنجا می‌ماند) نه این طور نمی‌شود باری نتیجه‌اش این است که باید نامه‌ها ترجمه بکنند به موزع بدهند در این وقت موزع بیچاره عرض کنم حضور محترم‌تان که نتیجه این طور می‌شود که باید ترجمه‌ کنند و به موزع بدهند موزع که در سابق دوچرخه نداشته آقایان وزراء سابق اقدام کردند با هر وضعی بود برای اینها دوچرخه خریده‌اند حالا دارای دوچرخه هستند بنده نظرم این بود که به آقا عرض کنم که وضع پست چطور است، این مستخدمین وزارت پست و تلگراف قسمت مردمی هستند و همین قدر که به آنها توجهی می‌شود هه‌شان دیسیپلینه هستند. (صحیح است) کوچکترین اقدامی درباره آنها بشود خودشان راه می‌افتند و این آثار این است که یک روزی رئیس پست ما یک نفر بلژیکی بوده و آ‌نها را دیسیپلینه تربیت کرده و رئیس تلگراف‌مان یک خارجی دیگری بوده و آنها را مردمان دیسیپلینه‌ای تربیت کرده است و هنوز دیسیپلین یک اداره اروپایی را دارند حسن اتفاق این است همین‌قدر دیسیپلین یک اداره اروپایی را دارند حسن اتفاق این است همین‌قدر که ما توجه کردیم حضرات خودشان انرژی خودشان را راه انداختند و مسئول می‌شوند یا نبودن وسایل یک حرکتی می‌کنند که به عقیده کسانی که به بنده مراجعه می‌کنند وضعش بهتر شده است نمی‌گویم خیلی خوب شده اما بهتر شد اما راجع به تلگراف، موضوع تلگراف این بوده است، چون آقای دکتر جلالی به تلگراف مطالبی فرمودند بنده ناچارم عرض کنم راجع به تلگراف آقایان وزراء هم تشریف دارند، تلگراف‌ وزارتخانه‌ها با شرایط ثلاث باید مخابره شود، قسمت وزارت‌ جنگ آن قسمت‌هایی که بی سیم دارند خودشان کار می‌کنند ولی آن قسمت‌هایی که بی‌سیم دارند خودشان کار می‌کنند ولی آن قسمت‌هایی که بی‌سیم ندارند به ما مراجعه می‌کنند بنده برای اطلاع از موضوع خواستم به بینم وارده و صادره تهران در 24 ساعت چقدر است و در شبانه روز چند هزار کلمه از تهران مخابره می‌شود و یا چند هزار کلمه تهران باید بگیرد ارسال و ضبطش چقدر است و از مقدار کلی چقدرش را دستگاه دولت می‌گیرد و چقدرش را مردم این را بنده خواستم بدانم عده‌ای را معین کردیم ا حصائیه درست کردند یک کمیسیون کوچکی درست کردیم وجریانش را الان خدمت آقایان عرض می‌کنم و آن این است که اگر لا ینقطع 24 ساعته این دستگاه کار بکند مطابق این سیستم مرس که سیستم مرس الان در دنیا مرده است که ما باید این را نو کنیم این بود که در برنامه دولت هم در ماده مربوط به تجدید وسایل ارتباطات نوشتیم باید نو کنیم این سیستم از بین رفته را، این دستگاه فعلی اگر 24 ساعت کار کند بنده حساب کردم دیدم پنج‌ساعت و نیم را دستگاه دولتی می‌گرفت برحسب مقدار کلمات پنج ساعت و نیم هم وزارت جنگ می‌گرفت اینها مجموعاً 11 ساعت می‌شد از 24 ساعت و به من معلوم شد که علت تأخیر تلگرافات چیست این تلگرافی را که به بنده اعتراض می‌کنند که چرا چهار پنج روز طول کشیده و رسیده است این شد که بنده گفتم این را دست بزنیم. (پیراسته ـ مقصود از ذکر این مطالب چیست؟) چون آقای دکتر جلالی اعتراضی راجع به تلگراف داشتند در جواب بیانات ایشان است. (صحیح است) و از طرفی بهتر است این مطالب اینجا گفته شود چون اگر وکیل مجلس نداند کی بداند بنده عقیده دارم که آقایان

+++

و کلاء بیشتر باید به وزراء فشار بیاورند تا مطالب گفته شود این از اصول پارلمانی است. (صحیح است) اول دفعه دستگاه وزارت جنگ مراقبت کردند، تعلیمات دادند که حتی‌المقدور به ما کمک شود که شرایط ثلاث رعایت بشود. و حتی‌المقدور در جاهایی که می‌توانند دستگاه ارتش خودش مخابره کند و این یک خدمت بزرگی بود که به کار مردم از طرف وزارت جنگ می‌شد وقتی که این کار را کردند و نوشتند وکمیسیونی درست کردیم از نماینده وزارت جنگ و نماینده ما که با این محل‌ها دیگر وزارت جنگ مخابره نکند سیم ما راحت شد ما یک دفعه یک دشارژی پیدا کردیم یعنی ما استفاده کردیم و در بعضی از وزارتخانه‌ها هم همین عمل شد و بعد هم طول کار را زیاد کردیم ونیجه‌اش این بود که در هفته اول کم محسوس بود در هفته بعد بیشتر محسوس شد در این حالت که هفته ششم است که بنده متوجه هستم که تلگرافات تاریخ گرفتن اصل و وصول و یا همان روز است یا 24 ساعت بعد (صحیح است) مگر استثنائاً فرس ماژور بشود سه چهار جا سیم مایلده شده و در آن برف سنگین این فاصله پیدا شود والا حالا این تلگرافات همان‌طوری که عرض کردم این طور شده است بنده عرض کردم به واسطه عملی که شده و با استفاده‌ای که از این حیث کردیم جریان یک سرعتی به خودش گرفته و امیدواریم که با تجدید وسائل طوری بشود که از این عسرت هم بیرون بیاییم.

(شوشتری ـ شرایط ثلاث را هم بفرمایید) شرایط ثلاث این است که مثلاً فرض بفرمایید یک چیزی که فوری نیست بعد مخابره کنند. (دکتر جلالی ـ تلفن کاری را هم بفرمایید) اجازه بفرمایید یک موضوع دیگر این را مسئله کار برنامه چون در اینجا اشکالی هم به برنامه شد، اشاره شد باید اعتراف کنم که برنامه نسبت به کار وزارت ‌پست و تلگراف که بنده مطلعم و آقایان وزراء هم نسبت به سهم خودشان اطلاع از کار وزارتخانه خود دارند بنده باید عرض کنم نهایت حسن نیت آنجا وجود داشت چطور شد بنده عرض می‌کنم آقایان موافقت کردند بنده رفتم به شورای عالی برنامه یک برنامه یک ماه و نیم قبل کار خودم را با شورای برنامه تمام کردم آن این بوده است که برنامه کمک کرد که ما سیم کاری را احداث بکنیم. یک تاسیساتی متفقین گذاشته بودند و در زمان آقای سیا‌ح‌ ما بین تهران و بندر پهلوی هم دائر شد. (بهادری ـ راجع به آذربایجان هم بفرمایید.) در برنامه گذاشته شد (فقیه‌زاده ـ سری به اعضاء کاریر بزنید) (زنگ رئیس) عرض کنم شما اجازه بدهید که بنده شروع کنم چون اینجا راجع به به سیم کاریر صحبت شد. (اسلامی‌ ـ می‌گویند سیم‌های کاریر را شرکت تلفن پاره می‌کند این صحت دارند؟) این را بنده اطلاع ندارم و آقایان اجازه بدهند که بنده عرایضم را عرض کنم عرض کنم حضور محترمان راجع به سیم کاریر داشتیم صحبت می‌کردیم کاریر سیم مسی می خواهد و ما سیم نداشتیم برنامه موافقت کرد که از مقدار سیم موجود بانک صنعتی الکرونیزه در اختیار وزارت پست و تلگراف بگذارد ما هم او را برای سیم‌سازی به اداره کارخانه تسلیحات ارتش بدهیم سیم بسازد کجاها را می‌کشیم؟ در سال 1329 که بنده از حالا تعهدش را می‌کنم یعنی برنامه تعهد کرده از تهران ـ قزوین ـ میانه ـ زنجان ـ تبریز ( همهمه‌ نمایندگان) آقای رئیس نمی‌گذارند. (زنگ نایب رئیس) این یک قسمت است، یکی دیگر از تهران می‌رود. از طریق گچ سر به چالوس برای کنار دریای خزر (نمایندگان بابل ـ احسنت) یکی دیگر از تهران می‌رود به قم ـ کاشان ـ اصفهان ـ شیراز که نتیجه این می‌شود که آقایان می‌توانند با تلقن کاریر به آن نقاط تلفن نمایند. (مکرم ـ پس خراسان لازم ندارد؟ (ناظر زاده ـ کرمان چه شد؟) این کمک برنامه است از جهت تلفن کاریر که با این سیم مسی ما می‌توانیم هم تلفن کنیم هم تلگراف این خاصیت سیم مسی است، اما در قسمت بی‌سیم مشهد برای این که یک محل مهم مذهبی ما است مردم از اقصی بلاد مملکت به آنجه می‌ روند بنده توضیح دادم که در آنجا بی‌سیم باشد و با آنجا مرتبط باشد و بی‌سیم در مشهد خواهد بود و بی‌سیم تبریز هم تقویت بشود و بی‌سیم تهران هم تقویت بشود و این از برنامه 7 ساله است که کمک به وزارت پست و تلگراف بود و همچنین از تهران با بی سیم به کرمان و زاهدان صحبت خواهیم کرد این هم جزء برنامه است نتیجه این است که شورای عالی برنامه کمکی به وزارت پست و تلگراف می‌کند از جهت کاربر سه قسمت بود که عرض کردم از جهت بی‌سیم هم همین قسمتی بود که عرض کردم و نتیجه این می‌شود که می‌توان از شمال به جنوب، از شرق به غرب مملکت مطابق شبکه‌‌ای بتوان ارتباط حاصل کرد در این را متخصصین برنامه با نمایندگان وزارت پست و تلگراف که این را هم بنده باید عرض کنم که حسن نیت آقای منصور‌الملک رئیس شورای عالی برنامه و همچنین آقای دکتر مشرف نفیسی در این کار خیلی تأثیر داشت به این که به جریان بیفتد اما یک قسمت دیگر است و این در جواب آقای فقیه‌زاده است که حوصله نفرمودند ما کاریر داریم از تهران تا بندر پهلوی فقط سیمشکی که کافی نیست و یا دستگاه گذاشتن باید آدامش را داشته باشیم که صحبت بکنیم. (فقیه‌زاده ـ با مردم بداخلاقی می‌کنند توهین می‌کنند به مردم) (زنگ رئیس) عرض کنم یک قسمت، قسمت پرسنلی است بنده باید خاطرتان را مستحضر بکنم که بنده صحبت کرده‌ام با آقای وزیر دارایی و ایشان موافقت فرمودند و آ‌قایان هم کمک بفرمایید در کمیسیون بودجه که در قسمت پرسنلی وزارت پست و تلگراف هم برای استخدام جدید، برای مؤسسات سال 29 که احتیاج داریم که روزی که ما بی‌سیم گذاشتیم از مشهد به تهران آدمش را هم باید کمیسیون بودجه کمک پولی بکند تا استخدام کنیم باز یک نظری هم بود از آقایان وزراء خواهش کردیم در وزارتخانه‌ها اگر مستخدمینی هستند که ما می توانیم انتخاب بکنیم که بیاوریم در کلاس خودمان آنها را یاد بدهیم هم تلگراف و هم بی‌سیم و هم تلفن اینها که استخدام جدید نیست. (حاذقی ـ آنها را وزارت فرهنگ لازم دارد) آنهایی که وزارت فرهنگ لازم دارد هیچ از بقیه و اگر هم نشد این را هم از سازمان برنامه و از بانک صنعتی البته نه از آن مدیر کلها بلکه از آ‌ن پایین‌ها چون آن مدیر کلها را ما نمی‌توانیم جا بدهیم چون پولش را نداریم آنها را می‌گذاریم پشت دستگاه کار می‌کنند آقای ارباب هم اشاره‌ای کردند گفتند راجع به ترفیعات اعضاء وزارت پست و تلگراف یک بام و دو هوا که نمی‌شود آن ترفیعات اختیارش دست آقای وزیر دارایی است مطابق یک مقرراتی اگر در وزارت دارایی دادند در وزارت پست و تلگراف هم می‌دهند ما هم می‌گیریم و می‌دهیم عرض کنم یک شکایتی شده بود که یک ترفیعی داده بشود من گفتم که اعتبارش هست؟ گفتند نیست گفتم حالا که نیست پس خشکه فایده‌ای ندارد. (ارباب ـ راجع به 1327 است) اینجا آقای وزیر دارایی تشریف دارند بنده نه مالیه‌چی هستم و نه غرضی دارم ترفیعات را اگر بدهند ما هم می‌دهیم بنده هم طرفدار اعضاء وزارت پست و تلگراف هستم. (ارباب ـ یک خورده بیشتر باشید.)

نایب رئیس ـ بین‌الاثنین صحبت بکنید.

وزیر پست و تلگراف ـ پس این هم راجع به آقا راجع به قسمت سیم‌ها هم وزارت پست و  تلگراف وزارت جنگ را از این حیث به زحمت انداخته است، آن سیم‌های قدیم ما آهن بود بریدن و دزدیدنش فایده‌ای نداشت حالا این سیم‌ها مسی است و با‌ آب کردن این سیم‌های مسی می‌شود بادیه ساخت میبروند سیم‌ها را میبرند و میبرند آبش می‌کنند و بادیه درست می‌کنند. (شوشتری ـ دزد را دستش را ببرید درست می‌شود. اسلام می‌گوید) بعد ما باید مزاحم وزارت جنگ بشومی که آ‌قا استدعا می‌کنیم آدم بگذارید تعقیب کنند تا سیم‌ها را دو مرتبه به هم ببندیم این راجع به اخلاق عمومی ما است. (تیمور تاش ـ راجع به فقر و تنگدستی است) این یک مسئله‌ای است که ما باید در جراید نصیحت کنیم‌، متوجه کنیم مردم را در جراید که این سیم‌ها مربوط به آسایش مردم است و از بریدن آن صرف‌نظر بفرمایند. عرض دیگری ندارم. (احسنت ـ احسنت)

نایب رئیس ـ ده دقیقه تنفس داده می‌شود.

در این موقع جلسه یازده‌ونیم صبح به عنوان تنفس تعصیل و مجدداً در ساعت 22 دقیقه بعدازظهر به ریاست آقای گنجه (نایب رئیس) تشکیل گردید.

حاذقی ـ بنده تذکر نظامنامه‌ای دارم.

نایب رئیس ـ مطابق چه ماده‌ای بفرمایید.

حاذقی ـ مطابق ماده 41 که می‌گوید در

+++

اول هر دوره تقتینیه هیئت رئیسه صورتی از طرح‌ها و لوایحی را که در دوره سابق معوق مانده در اختیار نمایندگان می‌‌‌گذارد و صورتی نیز برای دولت ارسال می‌دارد هر یک از آن طرح‌ها یا لوایح که لزوم تجدید آن به وساطت پانزده نفر از نمایندگان یا به درخواست دولت تقاضا شود به ترتیب مندرج در آئین‌نامه‌ به کمیسیون‌های مربوطه ارجاع و مورد شور قرار می‌گیرد مقصود این است که طرح‌هایی که درش زحمت کشیده شده و خیلی خیلی مفید است و ضرورت هم دارد کشیده شده و خیلی خیلی مفید است و ضرورت هم دارد مقصود این است که امر بفرمایید چاپ بشود و به اطلاع نمایندگان جدید رسانده شود و هم برای دولت بفرستند که هر کدام را مفید می‌داند تقاضای طرحش را بکند و یکی دیگر این را که عرض می‌کنم اگر مجلس موافقت بفرمایند جلسه آینده روز پنج‌شنبه تشکیل شود.

نایب رئیس ـ صورت آنها حاضر شده است و در موقعش هم که کمیسیون‌ها آماده کار شدند توزیع خواهد شد و آقای اردلان بفرمایید.

اردلان ـ عرض کنم یک پیشنهادی ما داده بودیم و چون ممکن است که جلسه از اکثریت بیفتد خوبست که رأی گرفته شود.

نایب رئیس ـ بسیار خوب بفرمایید آقای وزیر دارایی.

وزیر دارایی ـ وقت زیادی از آ‌قایان نمی‌گیرم یک موضوعی بود که مربوط به حیثیت یکی از همکاران آقایان بود و من وظیفه‌دار بودم که این را بگویم و یا این که جایش این بود که در مجلس سنا گفته شود ولی چون آن را آقای پیراسته هم تذکر داده بودند و روز گذشته از شورای پزشکان هم سؤال شده این قضیه را اجازه می‌خواهم که اینجا بگویم و آقایان مسبوق باشند آقای دکتر ملک‌زاده ضمن بیاناتشان فرموده بودند که یکی از پزشکان که نماینده مجلس هم هست صدهزار دولار نقد گرفته و این را در بازار برده فروخته برای وارد کردن اثاثیه جراحی و حتی یک سوءتفاهمی هم شده بود که بعضی از روزنامه‌ها به وکیلی حمله کرده بودند و چون آنها نوشته بودند وکیلی خیال کرده بودند علی وکیلی است خواستم به اطلاع آقایان برسانم که مطابق صورتی که از کمیسیون فرستاده شده در سال 1328 تاکنون یک‌نفر نماینده مجلس که طبیب باشد چنین ارزی نگرفته. (یکی از نمایندگان- لیره هم نگرفته) کسی که نماینده مجلس باشد پزشک هم باشد چنین ارزی نگرفته است تنها ارزی که گرفته شده است برای مریض‌خانه شیراز بود که صدهزار دولار به توسط سفارت آمریکا در اوائل سال 1327 فرستاده شده نه در سال 1328 این هم یک مقرراتی داشته است که برای مریض‌خانه تصدیق  می‌کنند که با نظر فرماندار و رئیس شهرداری و رئیس دارایی و معتمدین محلی برای اساسیه مریض‌خانه‌ها ارز داده می‌شود و تنها ارزی که به مریض‌خانه‌ها داده‌ شده ارزی بوده که توسط سفارت آمریکا اقدام شده و یک مقدارش آمده و یک مقدارش هنوز نیامده است چیزی نیست که شخصاً یک وکیل استفاده کرده یا خواسته است استفاده کند برای مصرف خودش این یک قسمتی بود که خواستم به عرص آقایان برسانم که سوءتفاهمی نشده باشد که یکی از نمایندگان چنین کاری کرده و یک وقت بگویم که البته مجال کافی نخواهد بود فقط به عنوان تذکر عرض می‌کنم شاید بعد از این‌که فرمایشات آقایان تمام شد بتفصیل‌ عرض کنم آقای پیراسته راجع به خریدگندم اشاره فرمودند و گفتند که آقای ساعد یکی از مفاخرش وارد کردن گندم بوده است این را بنده صریحاً عرض می‌کنم که بله یکی از مفاخر آقای ساعد این است که از قحطی جلوگیری کردند دولت وقتی سر کار آمد که در تمام مملکت ده دوازده هزار تن گندم بیشتر موجود نبود و در شهر تهران تمام دست‌ها بلند بود برای نان و وضع محصول مملکت هم بنا به تصدیق آقایان از یکی از بدترین سال‌‌ها بود اگر این گندم را هم دولت وارد نمی‌کرد به طور تحقیق این مملکت تهدید به قحطی شده بود و انقلاب شده بود و اگر انقلاب می‌شد هیچ‌کس و هیچ‌قوه‌ای نمی‌توانست جلوی آن را بگیرد این یکی از مفاخر دولت است و اگر این عمل جرم باشد من افتخار می‌‌کنم که مرتکب یک جرمی شدم که توانستم با کوشش و فداکاری این مملکت را از قحطی نجات بدهم حالا اگر برای این عمل هم جرمی قائل نیستند بنده عرضی ندارم یک قسمتی که لازم است به عرض آقایان برسانند و چون یک قسمتش مربوطه به وزارت دارایی است بنده عرض می‌کنم ما لوایح مفصلی داشتیم که می‌خواستیم به مجلس بدهیم. الان چهارده روز است که این دولت انتخاب شده و ما هر روز آمده‌ایم در مجلس و سنا نشسته‌ایم این کارهای ما یک قسمت مانده و یک قسمت هم اعتراض شده که چرا از اول وقت نمی‌آییم همه آقایان می‌دانند که ما از صبح تا غروب چقدر گرفتاری داریم یک قسمت بودجه مملکت است که دو ماه است حاضر است که مطابق قانون باید به مجلس بدهیم لوایح دیگری خود وزارت دارایی دارد راجع به اعتبارات ضروری که الان مورد لزوم است الان آقایان می‌دانند که در مملکت بیکاری هست برای رفع این بیکاری‌ ما محتاج هستیم که یک کارهایی را ایجاد بکنیم که در بودجه عادی مملکت نیست ناچاریم اعتبار بخواهیم برای خواستن این اعتبار دولت باید رأی اعتماد داشته باشد تا بنشیند این کارها را بکند و هر چه به امروز و فردا بگذرد نتیجه‌اش این می‌شود که کار‌های مملکت عقب‌تر بماند و همان توجهی که آقایان دارند که ت سریع در کارها بشود درست نقض عرض شده است این است که بنده می‌خواستم استدعا کنم واقعاً در این قسمت توجه بفرمایید این زحمتی که هر روز ایجاد می‌شود نتیجه‌اش هم عاید مملکت هم عاید دولت و هم عاید همه می‌شود اگر واقعاً دولت مورد اعتماد مجلس هست باید زودتر تکلیفش معین شود اگر هم مورد اعتماد نیست باید زودتر تکلیفش معلوم شود برای این‌ که ما جند‌ لایحه خیلی مهم داریم که باید به مجلس بدهیم و این لوایح را تا تکلیف دولت معین نشده نمی توانیم به مجلس بدهیم.

رئیس ـ آقای وزیر بهداری بیاناتی دارید؟ بفرمایید.

وزیر بهداری ـ نماینده محترم و همکار عزیز بنده آقای دکتر سید امامی اظهاراتی عزیز بنده به بهداشت فرمودند همان‌طور که در چند روز قبل در مجلس سنا به اطلاع آقایان رساندم اینجا هم لازم می‌دانم خاطر آقایانمحترم را مسبوق بدارم هم لازم می‌دارم خاطر آقایان محترم را مسیوق بدارم که از جریان بهداشت کشور استحضار حاصل کنند خود آقای دکتر سید امامی رئیس بیمارستان بودند خودشان را در موضوع بهداشت مردم مسئول می‌دانند حتی در همان بیمارستان نجات که ایشان تشریف دارند تلقیح ضد تیفوئید و ضد حصبه هر روز انجام می‌شود و طبق اطلاعی که در ظرف این هفته داده‌اند از تعداد مبتلایان فوق‌العاده کم شده است این متوفیاتی که اظهار فرمودند خیلی مبالغه آمیز است متوفیاتی خوشبختانه نبوده است. چون خود بنده در رشته پزشکی هستم و با خانواده‌ها تماس دارم فقط موضوعی که هست این است که تا موقعی که لوله‌کشی نشده همان‌طور که ایشان اشاره فرمودند در هر شهری باید منتظر آلودگی آب‌ها بود مخصوصاً افراد طبقه سوم و چهارم مسبوق به وضع بهداشت نیستند هنوز که رخت‌های کثیفی دارند این رخت‌ها را برمی‌‌دارند به جای ا ین که توی خانه‌هاشان بشویند در آبی که از جلوی منزل رد می‌شویند و آب آلوده می‌شود و به خانه همسایه‌ها می‌رود این وسیله می‌شد که همه را آلوده بکند و این تقصیر متوجه دولت و وزارت بهداری نیست و بایستی لوله‌کشی بشود و لوله‌کشی را هم دولت باید بکند و دولت مشغول است و خود بنده ناظر این کا‌ر هستم چندین جلسه از وقت هیئت دولت صرف این کار شده است و حتی شنبه گذشته یک جلسه تمام مشغول اقدام یعنی وارد کردن لوله‌ها و این کار بوده است و ایرادی اگر بشود که پنج شش سال همه کارها را فلج نمود و هیچ کارخانه‌ای نتوانست لوله و آهن بیرون بدهد سفارشات دولت راکد ماند تازه دارند برای چند سال دیگر وعده می‌دهند که بتوانند لوله بدهند پس دولت و وزارت بهداری در این قسمت هیچ قصوری‌ نکرده‌اند بنده هم تصدیق می‌‌کنم شهرهایی که لوله‌کشی شده است با آن که خیلی ناقص بوده است نتایج بسیار خوبی گرفته شده است و چند ماه پیش که بر حسب تصویب دولت و امر اعلیحضرت همایونی به آذربایجان و سایر نقاط ایران برای سرکشی

+++

به بهداشت کشور مسافرت در بیمارستان خوی دیدم مریض تیفوئیدی نبود، پرسیدم شما چطور مریض حصبه‌ای ندارید حتی در بیمارستان ارتش هم ندارید گفتند چون ما لوله‌کشی داریم اخیراً در بهبهان لوله‌کشی شده است در شیراز مشغول هستند در خود شهر تبریز گمان می‌کنم تا چند ماه دیگر تمام بشود در خراسان یک قسمتی هست در بیرجند هست در سایر نقاط هست و در اهواز و آبادان هم هست. هیچکس در واقع به فوائد لوله‌کشی نمی‌تواند اعتراض داشته باشد ولی وقت می‌‌‌خواهد و سرمایه می‌خواهد و بایستی با کمال دقت انجام بشد و اما راجع به جلوگیری از سایر بیماری‌ها بیماری‌هایی که ما مشغول مبارزه هستیم البته وظیفه وزارت بهداری است یکی موضوع مالاریا است موضوع تراخم است موضوع سل است موضوع سیفلیس ودیفتری و حصبه است تمام اینها در برنامه دولت  در سال گذشته بوده و عمل هم شده است اولاً تراخم که در اغلب تراخم که در اغلب نقاط پزشک متخصص چشم داریم چشم پزشک داریم البته عده پزشکان ایران دو هزار نفر است و ما به ده هزار پزشک احتیاج داریم به همین مناسبت هم ما مشغول هستیم و از خارج داریم به همین مناسبت هم ما مشغول هستیم و از خارج عده‌ای از پزشکان آلمانی و اطریشی استخدام شده‌‌‌اند و وارد خدمت شده‌‌اند ولی به تدریج دانشکده‌هایی که در شهرستان‌های مهم ایران مثل تبریز مشهد خراسان اصفهان تأسیس شده است امیدوارم که در سال‌های آتیه شماره پزشکان به اندازه کافی باشد که بتوانند با همان علاقمندی که به استان‌شان دارند همان‌جا بمانند و متوجه مرکز نباشند. (یکی از نمایندگان ـ‌ انشاءالله) شماره کارمندان را فرمودند که در تهران زیاد است اگر بهداری توسعه پیدا بکند عده کارمندان کم است نه این که زیاد است برای این که وقتی نظری که راجع به توسعه بهداشت داریم این کارمندان کفایت نخواهد کرد فقط تصریحی که در دوره پانزدهم شد وزیر بهداری و معاونین و مدیر کل فنی بایستی طبیب باشند البته بازرس‌هایی هم هستند که طبیب هستند ولی بیشتر پزشکان‌ ما وظایفی دارند که بایستی بروند در شهرها و دهات انجام بدهند و به این جهت وجودشان مورد احتیاج است راجع به تراخم عرض کردم که در دزفول فعلاً با کمک فوق‌العاده‌ای که سازمان شاهنشاهی خدمات اجتماعی می‌کند یک عده‌ای مشغول مبارزه هستند حتی بنگاه خاور نزدیک که یک بنگاه امریکایی است و متخصص این امر است در اصلاح شهر دزفول مشعول اقدامات هستند که آنجا هم لوله‌های آب دایر بکنند چون به ثبوت رسیده است که هر جا آلودگی و کثافت باشد آنجا مگس زیاد است و هر جا مگس زیاد باشد. تراخم زیاد است چون از چشم بیمارآلوده بلند می‌شود و روی‌ صورت و چشم شخص سالم می‌نشیند و او را مبتلا می‌کند. (صحیح است) موضوع دیگر موضوع سل است، برای سل به طوری که آقایان مسبوق هستند با خوشبختانه در تهران دو مؤسسه مهم و مفیدا داریم یکی آسایشگاه شاه آباد شمیران است یکی هم بیمارستان بوعلی است که از عطیه ملوکانه تقویت شده است و فعلا در این دو قسمت بیش از 800/ 900 نفر بیمار داریم و بخش‌های دیگری هم در جریان است که در استان فارس و گیلان و خراسان هم آسایشگاه تأسیس بشود و برحسب امر مطاع ملوکانه تصمیم گرفته شده است و دولت این موضوع را در نظر دارد که ده شاه‌آباد را اصلاً‌ تبدیل به ده مسلولین بکند یعنی مسلولین که خوب می‌شوند می‌توانند در آنجا زراعت و فلاحت بکنند و با مردم دیگر تماسی نداشته باشند و آنحا ویلاژ‌ سناتوریم‌ بشود مثل این که در سویس دارند موضوع دیگر قضیه سیفلیس و امراض دیگر است این قسمت هم مورد نظر قرار گرفته است و بیمارستان نجات که آقای دکتر سید امامی رئیس آنجا بودند این قسمت مورد توجه است و عده کثیری استفاده می‌کنند می‌ماند مسئله دیفتری، سال گذشته عده‌ای در تهران مبتلا شدند وزارت بهداری به وسیله بنگاه پاستور اقدام به تلقیح ضد دیفتری اناتوکسی کرد خوشبختانه خیلی کم شد و دیگر نگرانی برای بهار و تابستان ندارد چون با حدیت مخصوصی که امسال در تمام مدارس و تمام نقاط کشور در مورد تلقیح ضد تیفوئید شده این سبب خواهد شد که مسئله مبارزه با تیفوئید صورت عملی به خود بگیرد و عده‌ای مصون بمانند و یکی از آقایان محترم یادداشت‌ داده‌اند که در اواخر دوره 15 راجع به حق‌العلاج پزشکان لایحه‌ای آورده شده این موضوع را باید به عرض برسانم که مشغول هستیم و چندین جلسه هم آقایان پزشکان شهر تهران آزاد و غیر آزاد مستخدم دولت دعوت شدند و نتیجه به همین زودی به عرض مجلس خواهد رسید ولی در نظر خواهید گرفت که پزشکان حق‌العلاج‌شان زیاد نیست اگر موضوع بین‌المللی چه بوده است و الان چیست ترقی فوق‌العاده‌ای نکرده با وصف بر این وزارت بهداری و ‌آقایان پزشکان سعی خواهند کرد که نفع جامعه را در نظر بگیرند که جامعه دلسرد نباشد مسئله دیگر که بعد از تیفوئید و دیفتری است مسئله عادی است وزارت بهداری به وسیله انستیتو پاستور تمام اشخاصی را که سگ‌ها و گرگ‌ها آنها را می‌گزند واکسیناسیون می‌کنند و از این حیث نجات پیدا می‌کنند وضع بهداشت عمومی ما آن طوری که می‌خواستند جلوه بدهند بد نیست حتی نماینده بهداشتی بنگاه خاور نزدیک آمد به تهران و وقتی نقشه بهداشت شهر تهران و ایران را که سازمان برنامه تهیه کرده است  ملاحظه کرد و با خود بنده تماس گرفت و گفت من بایستی بروم در پاکستان و سایر ممالک شرق نزدیک این برنامه ایران را اجرا کنم برنامه شما فوق‌العاده‌ جامع ‌و فوق العاده‌ خوب است البته اینها پول لازم دارد و من یقین دارم که به تدریج اجرا خواهد شد در خصوص مبارزه با مالاریا می‌توانم عرض کنم که مالاریا یکی از امراضی است که از فعالیت افراد می‌کاهد. (دکتر طبا ـ مثل تریاک) مثل تریاک و به همین مناسبت یکی از وظایف مهم دولت و وزارت بهداری مبارزه با این مرض است و خوشبختانه سازمان برنامه در امسال 50 میلیون تومان برای این کار تخصیص داده است و وزارت بهداری بودجه خوش را در این کار تخصیص خواهد داد و مشغول خواهیم شد و من یقین دارم موفق خواهیم شد و قسمت اعظم ایران که اسم می‌بریم در سواحل بحر خزر، مازندران و گیلان (فقیه‌زاده ـ قزوین را هم بفرمایید) بله بله‌ در سواحل جنوب بندر بوشهر و بندرعباس خواهد بود و در داخل کشور هم اطراف دریاچه رضائیه اطراف اصفهان، اطراف قزوین و سیاه‌دهن، در خراسان قسمت کشف‌رود و در سایر قسمت‌ها هم همین‌‌طور کلیه توجه خواهد شد که آنچه مقدور است عملی شود و از الان مشغول هستیم متخصص برای این کار تربیت می‌کنیم عده‌زیادی هم تربیت شده‌‌اند. قریب / 200 نفر پزشک و پزشکیار برای سمپاشی تربیت می‌شوند در سال گذشته ما 20 تن گنه‌گنه و صد هزار لیتر نفت صرف کردیم برای سمپاشی در این کابینه فعلی و به علاوه دوازده میلیون و پانصد هزار مترمربع سمپاشی در دهات و نقاط مختلف و در اطراف اصفهان هم امسال خواهد شد به همین جهت به طوری که ما کار کردیم برای آتیه فوق‌العاده می‌توانیم امیدوار باشیم چون یک عده افراد ورزیده و کارآمد در تحت نظر داریم، موضوع دیگر که قابل توجه است این است که بنگاه معروف و کفلر را وزارت بهداری برحسب امر دولت دولت کرده است و این بنگاه فعلاً در تهران چندی است که در وزارت بهداری چندین اطاق تخصیص داده‌ایم به نماینده‌ دائمی این بنگاه و در اینجا مشغول است و یک کلاسی هم برای تربیت اشخاصی که با این بنگاه می‌‌خواهند کار کنند تأسیس شده است این کلاس منظورش این است که آمار بهدا‌شتی‌ در مملکت تهیه شود اینها می‌‌روند توی خانه‌های مردم حالا هم در اطراف شهر ری حضرت عبدالعظیم شروع به کار کرده‌اند در آن خانه‌ها یک یک افراد را می‌بینند سؤال می‌کنند چه امراضی را گرفته‌اند، حصبه گرفته، مالاریا گرفته حتی تجربه‌های مخصوصی می‌کنند که به بینند چه دارند به طوری که ما خواهیم توانست از روی این اصول سیستم آمریکایی در آتیه نزدیکی در کشورمان شروع بکنیم به تهیه آثار بهداشتی‌ این فوق‌العاده‌ مفید است، در این وضع امروزی نمی‌شود امور بهداشت را بدون اطلاع از اوضاع اداره کرد و بایستی اینجا عرض کنم در امور درمانی اگر ما نمی‌رسیم به تمام کشور با وجود بر این 422 درمانگاه و 110 بیماررستان داریم که سالی هزاران صندوق دارو از مرکز می‌فرستیم.

+++

به شهرستان‌ها علتش این است که این چند سال اوضاع دنیا و جنگ که متأسفانه به کشور ما هم کشیده شد وضعیت عمومی ما را، مزاجی ما را ضعیف کرده است، از صد نفر که باید یک نفر مریض شود متأسفانه 40 نفر مریض می‌شوند چون در این چند سال به اهالی کشور خیلی بد گذشته است و خوشوقتم که در اینجا عرض کنم که از طرف ذات‌ملوکانه همواره در این موضوع از روزی که به تخت سلطنت جلوس فرموده‌اند همیشه متوجه این امر بود‌ه‌اند و به طوری که مسبوق هستید ابتدا میلیون‌ها تومان برای بیمارستان‌ها و درمانگاه‌ها  تخصیص دادند به علاوه در آذربایجان بنده رفتم 7 میلیون تومان آنجا اهدا فرمودند،‌ سازمان‌ شاهنشاهی خدمات اجتماعی یکی از مؤسسات بسیار مفید کشور است آن را به وجود آوردند و 51 درمانگاه در نقاط مختلف کشور این سازمان اداره می‌‌کند و داروی مجانی و رایگان به همه می‌دهد اعم از فقیر و غنی و به همین مناسبت یک کمک فوق‌العاده به بهداشت کشور می‌کند و از طرف جمعیت شیر و خورشید سرخ هم بایستی تصدیق کرد که آنچه در قوه دارد کمک می‌کند و بیمارستان‌هایی در تبریز، رضاییه، مراغه، مهاباد، همدان دارد و همچنین در نقاط دیگر کشور تأسیس کرده است که آ‌نها هم باری از دوش جامعه برمی‌دارند و این همه آوازها باید گفت که از شه بود آقایان بایستی توجه بفرمایند که وزارت بهداری با کمک سازمان شاهنشاهی خدمات اجتماعی و با کمک برنامه 7 ساله مشغول اقدامات اساسی و شالوده کارها را طوری ریخته است که به تدریج پیش می‌‌رود وزارت بهداری ا کتفا به این موضوع نخواهد کرد و بعد تکمیل خواهد نمود این اقدامات را.

نمایندگان ـ انشاءالله ـ احسنت

5 ـ موقع جلسه آینده ـ ختم جلسه

نایب رئیس ـ وقت منقضی است و چون تکلیف دولت معلوم نگردیده و طبق آئین‌نامه‌ جدید تا 20 فروردین جلسات مجلس تعطیل خواهد بود برای این که اگر ضرورتی ایجاب نماید رئیس مجلس بتواند مجلس را به طور فوق‌العاده‌ تشکیل دهد عده‌ای از نمایندگان طبق ماده 192 آئین‌نامه‌ کتباً این اجازه را به رئیس مجلس داده‌اند لذا از آقایان محترم تمنی می‌شود آقایانی که از تهران خارج می‌شوند محل خود را قبلاً و کتباً به دفتر مجلس شورای ملی اطلاع دهند که در صورت ضرورت رئیس مجلس بتواند آقایان را دعوت به تشکیل جلسات کند بنابراین تا قرار ثانوی جلسه را ختم و بروز یک‌شنبه 20 فروردین ساعت 9 و نیم صبح موکول می‌کنیم.

(50 دقیقه بعد از ظهر جلسه تعطیل گردید)

نایب رئیس مجلس شورای ملی ـ جواد گنجه

+++

آئین‌نامه‌ها

آئین‌نامه اماکن عمومى‏

ماده 1- اماکن مصرحه در این آئین‌نامه عبارت‌اند از کاباره مهمانخانه‌ها هتل کافه رستوران بار مسافر‌خانه پانسیون کافه قهوه‌خانه کافه قنادى و کلیه اماکن مشابه دیگرى که براى پذیرایى اشخاص یا مسافرین دایر می‌شود.

 ماده 2- داوطلبان افتتاح اماکن مذکور در ماده (1) باید درخواستى که حاوى مراتب زیر باشد به شهربانى محل براى اخذ پروانه بدهند.

‌الف - اسم و اسم پدر و نام‌خانوادگى.

‌ب - شماره برگ نام و نشان (در صورتى که درخواست کنند نیمه خارجه باشد برگ تابعیت و شماره پروانه اقامت) و سه قطعه عکس تقاضا کننده.

ج - تعیین این که مکانى که تقاضاى باز شدن آن می‌شود از چه نوع است وهمچنین تعیین تمام مشخصات آن.

د - تعیین نام بنگاه.

هـ - درصورتى که شرکتى تقاضاى افتتاح اماکن عمومى را بنماید معرفى مدیر مسئول و ذکر نام شرکا و رونوشت اساسنامه شرکت.

ماده 3- شهربانى پس از دریافت تقاضا‌نامه یک نسخه از تقاضانامه و رونوشت شناسنامه و یک قطعه عکس متقاضى را براى شهردارى محل ارسال می‌دارد و شهردارى چنانچه افتتاح مکان مزبور را از لحاظ ساختمان و بهداشت و عوارض مربوط به شهردارى بلامانع تشخیص نمود موافقت خود را ظرف ده روز به شهربانى ابلاغ خواهد کرد.

 ماده 4 - د‌ر نقاطى که شهربانى دایر نباشد شهردارى قائم‌مقام شهربانى خواهد بود و چنانچه شهردارى هم دایر نباشد بخشدار وظایف مذکور در این آئین‌نامه را انجام خواهد داد.

 ماده 5 - پس از وصول نظر شهردارى در صورتى شهربانى پروانه افتتاح اماکن مزبور را صادر می‌نماید که شهردارى موافقت خود را با افتتاح اماکن عمومى از لحاظ مقررات مربوطه به خود اعلام داشته باشد

 ماده 6- تعیین نرخ کرایه اطاق در پانسیون و مهمانخانه و مسافرخانه و به طور کلى تعیین هر نرخى اعم از خواربار و غیره طبق مقررات با شهردارى خواهد بود.

 ماده 7- مدت اعتبار پروانه اماکن عمومى یک سال است این پروانه در اول اسفند ماه هر سالى باید تجدید شود و تقاضاى تجدید آن ده روز قبل از اسفند خواهد بود.

 ماده 8 - متصدیان اماکن عمومى قبل از اخذ پروانه حق افتتاح امکنه خود را ندارند و در صورت خلاف مادامى که پروانه تحصیل نکرده باشند از افتتاح اماکن عمومى به وسیله شهربانى جلوگیرى خواهد شد.

 ماده 9 - در صورتی که عدم صلاحیت صاحب پروانه ضمن مدت اعتبار پروانه به تشخیص شهربانى محرز شود پروانه صادره ابطال و موافق ماده (8) با متصدى امکنه عمومى عمل خواهد شد.

 ماده 10 - پروانه صادره غیر قابل انتقال و فقط مخصوص کسى است که پروانه به نام او صادر شده و مستقیماً متصدى اداره امور امکنه عمومى باشد و انتقال اماکن عمومى به دیگران باید با تصویب شهربانى محل باشد.

ماده 11 - تغییر محل اماکن عمومى در صورتى که مکان جدید از لحاظ ساختمان و غیره داراى شرایط مذکور در این آئین‌نامه باشد فقط باید به اطلاع شهربانى و شهردارى برسد.

ماده 12- هیچ یک از صاحبان اماکن عمومى نمی‌توانند بنگاه خود را به ملیت معین اختصاص دهند.

 ماده 13- چنانچه صاحبان اماکن عمومى امور داخلى اماکن خود را به دیگرى واگذار نموده باشند باید مدیر داخلى را به شهربانى معرفى نمایند.

ماده 14 - صاحبان اماکن عمومى مکلفند کلیه کارکنان خود را به شهربانى معرفى و اطلاع دهند و در صورت تغییر آنها کارکنان جدید خود را نیز ظرف 48 ساعت معرفى نمایند.

ماده 15 - صاحبان اماکن عمومى مکلفند مواد این آئین‌نامه و دستورات مشترک شهربانى و شهردارى را در محل مناسبى که به رویت واردین برسد نصب نمایند.

 ماده 16 - صاحبان اماکن عمومى مسئول حفظ اثاثیه واردین می‌باشند که در امکنه عمومى اقامت نمایند و چنانچه از طرف واردین قسمتى از اثاثیه به صاحب امکنه عمومى سپرده شود باید رسید کتبى به وارد بدهند.

 ماده 17- در صورتی که یکى از مسافرین در اماکن عمومى فوت نماید صاحب یا مدیر مؤسسه باید بلافاصله مراتب را کتباً با ذکر اسم شخص متوفى و شماره اطاق او به بهدارى شهردارى و کلانترى محل اطلاع و تا ورود نماینده شهربانى یا دادسرا اطاق متوفى باید از طرف صاحب یا مدیر موسسه بسته شده و احدى داخل آنجا نشود.

 ماده 18- صاحبان و مدیران اماکن عمومى موظفند در هر موقع هر گونه توضیحاتى که مأمورین شهربانى بخواهند (نسبت به وضعیت امکنه و مسافرین و مستخدمین) بلا‌تأمل در حدود اطلاعاتى که دارند با نهایت صحت به آنها بدهند.

 ماده 19 - صاحبان اماکن عمومى مکلفند فهرست قیمت اطاق اغذیه نوشابه و سایر چیزهایى که مورد مصرف مشتریان است در دسترس مشتریان بگذارند.

 ماده 20- در موقعى که یکى از مسافرین مظنون یا مبتلاى امراض واگیردار و عفونى از قبیل وبا طاعون حصبه و امثال آنها باشد صاحبان اماکن عمومى مکلفند بلافاصله مراتب را با ذکر اسم بیمار و شماره اطاق او به بهدارى شهردارى و کلانترى محل اطلاع دهند.

 ماده 21 - صاحبان اماکن عمومى مکلفند سیاهه حساب مشتریان را تهیه و تسلیم مشتریان نمایند و نمى‌توانند به هیچ عنوانى اعم از صاحبان اماکن عمومى یا مستخدمین آنجا جز نرخى که به تصویب شهردارى رسیده از مشترى چیزى علاوه دریافت دارند.

ماده 22- صاحبان مهمانخانه و مسافر‌خانه مکلفند تابلوای که شماره اطاق‌هاى آن امکنه باشد مقابل درب ورودى نصب نمایند. ماده 23- چنانچه صاحبان اماکن عمومى بخواهند اتراکسیونى (موزیک، رقص. آواز عمل آکروباتى، بار) در امکنه عمومى خود دایر نمایند باید اجازه مخصوص از شهربانى تحصیل نمایند.

 ماده 24 -کلیه مستخدمین و کارکنان اماکن عمومى باید داراى برگ معاینه تندرستى از بهدارى شهردارى و اجازه اشتغال از شهربانى باشند.

 ماده 25- صاحبان اماکن عمومى، (مهمانخانه مسافرخانه، پانسیون، اطاق مبله) باید دفترى مطابق نمونه شهربانى براى ورود و خروج مسافرین تهیه و نام و نشان کامل آنها را در آن قید نمایند.

 ماده 26 -اماکن که براى اقامت مسافرین و سایر مردم تأسیس یافته از قبیل (مهمانخانه، پانسیون مسافرخانه، اطاق مبله) باید هر موقع که مسافر به قصد سکونت به اماکن آنها وارد می‌شود اعلامیه ورود مسافر را مطابق نمونه که از طرف شهربانى داده می‌شود تعیین و بلافاصله 12 ساعت بعد از ورود مسافر به شهربانى ارسال و رسید دریافت نمایند.

 ماده 27 - چنانچه مسافر خارجى در اماکن عمومى به قصد اقامت وارد شود متصدیان اماکن باید محل عزیمت مسافر را سئوال نموده در دفتر خود ثبت کنند و به طور کلى صاحبان اماکن عمومى مکلفند اعلامیه دایر به ورود وخروج کلیه مسافرین روز خود را اول وقت هر روز بعد تنظیم و به شهربانى محل تسلیم کنند.

 ماده 28 -در صورتی که در اماکن عمومى مجلس جشن عروسى، مهمانى، شب‌نشینى و امثال آن دایر شود صاحبان اماکن مکلفند 48 ساعت قبل شهربانى کل کشور را از جریان آن مطلع سازند.

 ماده 29 - براى اماکن عمومى نام باید فارسى انتخاب و فقط به زبان فارسى هم روى تابلو نوشته شود.

ماده 30 - مسافرین مختار خواهند بود که در موقع خروج از اماکن عمومى کلید اطاق خود را تسلیم دفتر مؤسسه نموده و یا نزد خود نگاه دارند.

 ماده 31 -مسافرین براى صرف غذا در سالن عمومى یا اطاق خود آزاد خواهند بود.

 ماده 32 -صاحبان اماکن عمومى مکلفند در مقابل وجهى که از مسافر از هر بابت اخذ می‌نمایند رسید تسلیم نمایند.

 ماده 33 –به محض آن که اطاقى در اماکن عمومى از مسافر خالى شد صاحبان اماکن عمومى مکلف به تمیز کردن آن بوده و چنانچه مسافر مظنون یا مبتلا به امراض واگیردار و عفونى باشد بایستى در ضد عفونى آن اقدام نماید.

 ماده 34 -فروش مشروبات الکى غیر از کافه رستوران بار کاباره و کاباره دانسینگ ممنوع است و صاحبان این قبیل اماکن مکلفند از ورود اشخاصى که کمتر از 18 سال دارند ممانعت نمایند.

 ماده 35 -در اماکن عمومى سخنرانى و نقالى و هر عمل دیگرى که بر خلاف منظور از تشکیل امکنه عمومى و اجازه‌نامه صادره مربوطه به آن باشد بدون اجازه مخصوص از شهربانى ممنوع است و شهربانى هم فقط باید امورى را اجازه دهد که مخالف نظم عمومى و قوانین جاریه نباشد.

 ماده 36 -در کلیه اماکن عمومى وسایل مقدماتى آتش‌نشانى طبق دستور شهردارى باید حاضر و آماده باشد.

+++

 ماده 37 -دعاوى صاحبان اماکن عمومى و بالعکس در مقامات صالحه رسیدگى خواهد شد.

 ماده 38 -در اجراى ماده فوق چنانچه اختلافى بین صاحبان اماکن عمومى و واردین تولید شود فوراً شهربانى اگر رضایت‌نامه کتبى از طرفین نتواند تحصیل نماید آنها را به مقامات صالحه هدایت خواهد کرد.

 ماده 39 -در اماکن عمومى صداهاى ناهنجار و اداى الفاظ رکیکه و حرکات زشت ممنوع است و صاحبان اماکن عمومى مکلفند متخلف را به مأمورین انتظامى معرفى نمایند.

 ماده 40 - یک نفر نمی‌تواند بیش از یک از امکنه عمومى را اداره و پروانه آن را تحصیل نماید مگر این که براى اماکن دیگرى که می‌خواهد تأسیس کند یک نفر مدیر صلاحیت‌دار که شهربانى صلاحیت او را گواهى نماید استخدام کند و در این صورت مدیر مزبور مسئول اداره این گونه اماکن خواهد بود.

 ماده 41- در صورتی که صاحبان اماکن عمومى 5 نوبت یا بیش‌تر در ظرف یک سال به مجازات خلافى مذکور در این آئین‌نامه محکوم گردند پروانه آنها براى یک الى سه سال توقیف خواهد شد.

 ماده 42 - درجه‌بندى و تعریف هر یک از اماکن عمومى از حیث دارا بودن وسایل با اداره کل شهربانى و موافقت شهردارى آن محل خواهد بود.

 ماده 43 - متخلفین از مقررات مواد زیر قسمت اخیر ماده 7 و 8 و 10 و 11 و 12 و 13 و 14 و 15 و 16 و 17 و 18 و 19 و 20 و 21 و 22 و 23 و 24 و 25 و 26 و 27 و 28 و 29 و 32 و 33 و 34 و 35 و 36

39 و 40 در صورتی که براى اهمال مزبور کیفر شدیدترى تعیین نشده باشد به حبس تکدیرى از 3 روز تا ده روز و به غرامت از 30 ریال تا دویست ریال محکوم می‌شوند..

 ماده 44- آئین‌نامه خلافى اماکن عمومى مصوب سال (1323) از تاریخ اجراى این آئین‌نامه ملغى است. م 8480

وزیر کشور                                                                                    وزیر دادگسترى

 

انتصابات و احکام

شماره 23921 / 106340                                                                  11 / 12 / 28

در وزارت کشور

 آقاى حسن افتخارى کارمند استاندارى دهم از تاریخ شانزدهم اسفند ماه 1328 به سمت بخش‌دار نجف آباد منتقل شدند.

 وزیر کشور .

شماره 23291 / 94203                                                    11 / 12 / 28

آقاى ابوطالب فرزام بخش‌دار حویق از تاریخ شانزدهم بهمن ماه 28 به سمت بخش‌دار کارگر نرود منتقل شدند.

وزیر کشور

شماره 24182 / 83182                                                18/ 12/ 28

آقاى محمد‌یوسف حائر‌ی‌زاده فرماندار شهرستان بیجار از تاریخ شانزدهم اسفند ماه 28 به سمت فرماندار شهرستان شاهى منتقل شدند.

 وزیر کشور.

شماره 24190 / 83192                                                   18/ 12/ 28

آقاى احمد خاتمى فرماندار شهرستان شاهى از تاریخ شانزدهم اسفند ماه 28 به سمت فرماندار شهرستان شهسوار منتقل شدند.

 وزیر کشور

شماره 24352 / 97698                                              22/ 12/ 28

آقاى على زهرى کارمند استاندارى اول از تاریخ اول اسفند ماه 28 به سمت بخشدار استانه منتقل شدند

وزیر کشور.

 

 شماره 19254 - 32002                                          20/ 12/ 28

آقاى عبدالحمید آشتیانى  

به موجب این ابلاغ دفتر شمار را در شهر تهران براى ثبت ازدواج رسمیت می‌دهد. وزیر دادگسترى

شماره 19255 - 32010                                             20/12/28

آقاى سید ‌اسماعیل گلپایگانى  

سر‌دفتر اسناد رسمى شهر بروجرد به موجب این ابلاغ استعفاى شما از تصدى دفتر اسناد رسمى پذیرفته می‌شود.

 وزیر دادگسترى

 شماره 17549 - 32014                                21 / 12 / 28

آقاى مسعود ‌نشاط ازغندى

سردفتر اسناد رسمى و ازدواج و طلاق دهستان ازغند نظر به این که بر اثر گزارش واصله به اتهام تخلف از مقررات ازدواج مورد تعقیب دادگاه جنحه قرار گرفته‌اید وزارت دادگسترى طبق ماده 39 قانون دفتر اسناد رسمى شمار را از تصدى دفاتر نام‌برده معلق می‌نماید.

 وزیر دادگسترى

شماره 17983 - 31990                                20 / 12 / 28

آقاى حسن محدث

سر‌دفتر اسناد رسمى سابق نیشابور نظر به این که محاکمه انتظامى شما منتهى به محکومیت جزاى نقدى شده به موجب این ابلاغ رفع تعلیق شما را از تصدى دفتر اسناد رسمى اعلام می‌دارد.

 وزیر دادگسترى

شماره 19256 - 32004                               20 / 12 / 28

آقاى سید محمد‌حسین علوى سر‌دفتر اسناد رسمى شماره 6 اهواز نظر به این که در دادگاه بدوى انتظامى سر‌دفتران به انفصال موقت محکوم شده‌اید وزارت دادگسترى طبق ماده 39 قانون دفتر اسناد رسمى تا خاتمه رسیدگى انتظامى شما را از تصدى دفتر اسناد رسمى معلق می‌نماید.

 وزیر دادگسترى

شماره 14789 - 32012                               20 / 12 / 28

آقاى ابو‌تراب مهدوى

سردفتر اسناد رسمى و ازدواج و طلاق شاهى نظر به این که مورد تعقیب دادگاه انتظامى سر‌دفتران قرار گرفته‌اید وزارت دادگسترى طبق ماده 39 قانون دفتر اسناد رسمى تا خاتمه رسیدگى انتظامى شما را از تصدى دفاتر اسناد رسمى ازدواج و طلاق معلق می‌نماید.

وزیر دادگسترى.

 شماره 19261- 32018                             21 / 12 / 28

آقاى مرتضى رفیعیان

دفتر‌یار و نماینده دفتر اسناد رسمى شماره 37 تهران به موجب این حکم به سمت سر‌دفتر اسناد رسمى درجه دوم کرمانشاهان منصوب می‌شوید طبق مقررات مشغول انجام وظیفه شوید.

 وزیر دادگسترى

شماره 18460- 32146                               20/ 12/ 28

آقاى سید ‌على کاظمى‌بهبهانى

به موجب این ابلاغ دفاتر شما را در کهکیلویه بهبهان براى ثبت ازدواج و طلاق رسمیت می‌دهد وزیر دادگسترى

شماره 17878 - 32128                                 22 / 12 / 28

آقاى عبدالحمید مرتضوى

به موجب این ابلاغ دفتر شما را در شهر بهبهان براى ثبت ازدواج رسمیت می‌دهد.

 وزیر دادگسترى‏

شماره 17613 - 32168                                22 / 12 / 28

آقاى حمید گلپایگانى

دفتر‌یار درجه اول بروجرد به موجب این حکم به سمت سر‌دفترى اسناد رسمى درجه سوم شهر بروجرد منصوب می‌شوید طبق مقررات مشغول انجام وظیفه شوید.

 وزیر دادگسترى

 شماره 17897 32132                                        22 / 12 / 28

 آقاى عبدالجواد معدلى

سردفتر ازدواج بلوک زرقان شیراز به موجب این ابلاغ دفتر شما را در رزقان براى ثبت طلاق هم رسمیت می‌دهد.

 وزیر دادگسترى‏

شماره 18130 32172                                   22 / 12 / 28

آقاى محمد‌على مولانا

به موجب این حکم به سمت دفترى اسناد رسمى درجه سوم نى‌ریز شیراز منصوب می‌شوید طبق مقررات مشغول انجام وظیفه شوید .

وزیر دادگسترى

+++

 شماره 18163 - 32140                             22 / 12 / 28

آقاى محمد‌على فقیه

سر‌دفتر ازدواج و طلاق در کهان فشم به موجب این ابلاغ استعفاى شما از تصدى دفاتر ازدواج و طلاق پذیرفته می‌شود.

وزیر دادگسترى

شماره 19266 - 32152                            22 / 12 / 28

آقاى محمد‌على معزالدینى

سر‌دفتر اسناد رسمى شهرستان سارى به موجب این ابلاغ محل رسمیت دفتر شما به شهر شاهى تبدیل می‌شود طبق مقررات مشغول انجام وظیفه شوید.

 وزیر دادگسترى‏

شماره 19265 - 32170                              22 / 12 / 28

آقاى محمد‌على مولانا

به موجب این ابلاغ دفاتر شما را در تبریز براى ثبت ازدواج و طلاق رسمیت می‌دهد

وزیر دادگسترى

شماره 17740 - 32164                           22 / 12 / 28

آقاى مجتبى شفیعى‌پورمهدى

دفتر‌یار درجه اول بروجرد به موجب این حکم به سمت سر‌دفتر اسناد رسمى درجه سوم اشتریان منصوب می‌شوید طبق مقررات مشغول انجام وظیفه شوید.

 وزیر دادگسترى

 شماره 17691 - 32154                              2 / 12 / 28

آقاى محمد‌على معزالدینى

به موجب این ابلاغ دفتر شما را در شهرستان شاهى براى ثبت ازدواج رسمیت می‌دهد

 وزیر دادگسترى‏

شماره 18226 - 32268                                  24 / 12 / 28

 آقاى محمد‌اسماعیل هوشمند

سر‌دفتر ازدواج و طلاق دامغان نظر به این که محاکمه انتظامى شما منتهى به صدور حکم قطعى به شش ‌ماه انفصال از تصدى دفتر ازدواج بوده که درباره شما اجرا شده به موجب این ابلاغ رفع تعلیق شما را اعلام می‌دارد.

 وزیر دادگسترى‏

شماره 19440 - 32284                                   23 / 12 / 28

آقاى مهدى انصارى

سردفتر سابق دهستان فلاو قزوین به موجب این ابلاغ دفتر شما را در قریه سلطان‌آباد حوزه قزوین براى ثبت ازدواج رسمیت می‌دهد.

وزیر دادگسترى‏

+++

یادداشت ها
Parameter:294527!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)