کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره سیزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏13
[1396/05/15]

جلسه: 9 صورت مشروح مجلس روز یکشنبه 23 آذر ماه 1320  

فهرست مندرجات:

1- تصویب صورت مجلس

2- بقیه مذاکرات در برنامه دولت

3- تصمیم مجلس دایر به ابراز رأی اعتماد به هیئت دولت

4- موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏13

جلسه: 9

صورت مشروح مجلس روز یکشنبه 23 آذر ماه 1320

فهرست مندرجات:

1- تصویب صورت مجلس

2- بقیه مذاکرات در برنامه دولت

3- تصمیم مجلس دایر به ابراز رأی اعتماد به هیئت دولت

4- موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

مجلس یک ساعت و سه ربع پیش از ظهر به ریاست آقاى اسفند‌یارى تشکیل گردید.

صورت مجلس پنجشنبه بیستم آذر ماه را آقاى طوسى (منشى) قرائت نمودند(اسامی غائبین جلسه گذشته که ضمن صورت مجلس خوانده شده:

غائبین بی‌اجازه- آقایان: تولیت- دکتر ضیا- صدر- ناصری- اعظم زنگنه- موید قوامی- دکتر ادهم- جهانشاهی- آصف- تهرانچی- صادق وزیری- معدل

دیرآمدگان بی‌اجازه- آقایان: اکبر- خسروشاهی)

1- تصویب صورت مجلس‏

رئیس- در صورت مجلس نظرى نیست؟ (گفته شد- خیر) صورت مجلس تصویب شد.

2- بقیه مذاکرات در برنامه دولت‏

نخست وزیر- در جلسه گذشته چند نفر از آقایان نمایندگان محترم بیاتانى فرمودند درباره برنامه دولت که مطرح مذاکره است که بسیارى از آنها توضیحات و تذکرات بود توضیح در بعضى مطالب که اکثر محل توجه هیئت دولت هم بوده و هست و در هر صورت ما از بیانات آقایان استفاده کرده‌ایم باز هم حاضریم که استفاده کنیم. بنده به مناسبت بیاناتى که در جلسه گذشته شد مقتضى می‌دانم که بعضى عرایض را بکنم. از جمله بعضى از آقایان اشاره فرمودند درباره سیاست خارجى و اظهار میل کردند به این که در سیاست خارجى دولت مذاکره بشود. بنده هم عقیده‌ام این است که خوب است بلکه هم لازم است که گاهى اوقات سیاست خارجى دولت در مجلس شوراى ملى مطرح مذاکره بشود (صحیح است) سیاست خارجى ما بلکه تمام دول امروز مدارش بر این جنگى است که در حال جریان است. خاطر آقایان

+++

به خوبى مستحضر است که دامنه این جنگ روز به روز توسعه پیدا کرده است تا جایى که امروز تقریباً تمام دنیا را گرفته است و کم‌تر جایى است بلکه شاید جایى نیست که مستقیم یا غیر‌مستقیم از این جنگ نصیبى نداشته باشد ناچار ما هم همین حال را داریم. حالا باید به خاطر آورد و قایع شهریور ماه گذشته را در آن موقع قواى دولتین شوروى و انگلیس داخل خاک ما شدند و عملیاتى کردند دولت مصلحت ندید با آنها ستیزگى بکند و مقتضى دیدند که ترک مقاومت بکند و با نمایندگان آن دو دولت مشغول مذاکره شدیم و مذاکرات ما منتهى شد به مبادله مکاتباتى که در همان شهریور ماه آنها را به مجلس آوردیم و آقاى وزیر امورخارجه قرائت کردند و خاطر آقایان و عموم ملت از قضایا مسبوق شد که علت وقوع این وقایع چه بود. بنده فرض می‌کنم که اگر از خود حضرات آقایان شوروی‌ها و انگلیس‌ها هم بپرسیم این طور جواب خواهند داد که این جنگ از براى ما یک مسأله حیاتى و مماتى است حکایت جنگ‌هاى سابق نیست سابقاً وقتى دو دولت با هم جنگ می‌کردند سر یک موضوع خاصى بود مثلاً براى این بود که یک قطعه خاکى از آن دولت بگیرند یا خاکى که آن دولت از آنها گرفته است پس بگیرند وقتى که یک طرف مغلوب می‌شد این طور نیست این جنگ جنگى است که اگر مغلوب شویم دشمن ما وجود ما و حیثیت ما را فانى خواهد کرد بنابراین ما مجبوریم که به هر وسیله متوسل بشویم که مانع این پیشامد بشود از جمله آلمان‌ها رسم دارند که هر جا هستند به هر قسم که مى‌توانند بر ضد ما کار کنند و براى ما مشکلات بتراشند و فتنه‌انگیزى می‌کنند و ما مطلع بودیم که در ایران هم جماعت کثیرى از آلمانی‌ها جمع شده بودند چهار صد پانصد نفر آنها که مردمان کارى هستند مشغول به همین عملیات هستند و تهیه می‌دیدند که فتنه بزرگى را ایجاد کنند به دولت شما هم این تذکرات را دادیم و توقع کردیم، تمنى کردیم رفع این شر را بکنند دولت شما اعتنایى که می‌بایست بکند نکرد و ما مجبور شدیم بالاخره خودمان عمل کنیم‏. در هر حال این زبان حال آنها است این امور واقع شد و موافقت شد با آنها که آلمانی‌ها از خاک ما با ترتیبانى بیرون بروند پس از آن که این نگرانى تا اندازه‌ای رفع شد آمدند و به ما پیشنهاد کردند بیایید با ما یک پیمان اتحادی ببندید چرا؟ علت این پیشنهادى که به ما کردند و می‌کنند چیست باز از قول آنها یعنى چه از مطالبى که استنباط می‌کنیم و چه از چیزهایى که صراحتاً و مستقیماً به ما گفته‌اند و چه از آنچه که غیر‌مستقیم از آنها استنباط کردیم می‌توان زبان حال آنها را این طور فرض کرد که می‌گویند مواقع جغرافیایى مملکت شما که با دو دولت همسایه است طورى است که ما دو دولت که هر دو مشترکاً داخل در جنگ هستیم با یک دشمن قوى باید متفقاً و جداً در دفاع و حفظ خودمان بکوشیم و مجبوریم و ناچاریم با همدیگر ارتباط و اتصال داشته باشیم براى این که بتوانیم به هم کمک کنیم. موقع جغرافیایى کشور شما طورى است که امروزه مخصوصاً در نتیجه پیشامدهاى این جنگ بهترین و سهل‌ترین راه از براى ما عبور از کشور شما است و ما می‌خواهیم به وسیله مملکت شما به همدیگر ارتباط پیدا کنیم و قوا و مهمات ببریم و بیاوریم و ما از این مقصود نمی‌توانیم صرف نظر بکنیم براى این که گفتیم این مسأله براى ما حیاتى و مماتى است این علت از براى این که به کشور شما نظر داریم و میل داریم با شما همکارى کنیم علت دیگر این است که باز نظر به موقع جغرافیایى شما دشمن ما کشور شما را که با هر دوى ما همسایه است می‌تواند وسیله قرار دهد براى این که به ما آسیب بزرگ برساند و ما محتاج هستیم و مجبوریم که جلوی این وسایل را بگیریم و تدارک و تهیه این کار را داشته باشیم براى این که دشمن اگر بخواهد کشور شما را از براى آسیب رساندن به ما وسیله قرار دهد جلو‌گیرى کنیم این دو علت اصلى است که ما به کشور شما و به همکارى شما محتاجیم.حالا هم این اعمال را می‌کنیم این کارها واقع می‌شود ولیکن بنابر پشامدهایى که واقع شد این عملیات به صورت اشغال خاک شما صورت می‌گیرد و ما این مطلب را خوش نداریم زیرا که با شما دشمنى نداریم.

+++

بلکه می‌خواهیم با شما دوست باشیم و این کارها را از روى اجبار می‌کنیم و این مقاصد را باید انجام بدهیم اگر شما با ما مساعدت بکنید این علامت دوستى شما خواهد بود و اگر نکنید آن وقت ما نمی‌توانیم نسبت به شما احساسات دوستانه داشته باشیم پس اگر شما با ما یک پیمان اتحادى ببندید که این مقاصدها را حاصل کند ما در عوض تعهد می‌کنیم که استقلال و تمامیت خاک شما و حاکمیت شما را رعایت کنیم و محترم بداریم و بلکه اگر مزاحمتى از طرف دولت دیگرى هم به شما بشود و تجاوزى بشود ما حاضریم که از شما دفاع کنیم و این زمان هم که جنگ دنیا را گرفته است و اثرات نامطلوبى را براى شما من جمله در امور زندگى و اقتصادى شما خواهد داشت ما متعهد می‌شویم هر چه از دستمان برمى‌آید به شما کمک کنیم که کم‌تر در تحت این تأثیرات واقع شوید و صدمه بخورید و وقتى هم که جنگ تمام شد قواى خودمان را از خاک شما می‌بریم و تعهد می‌کنیم که در نتیجه جنگ هم در اوقاتى که انجمن‌هاى صلح و انجمن‌هاى بین‌المللى تشکیل می‌شود منافع شما را محفوظ بداریم و هیچ اقدامى و هیچ امرى که برخلاف مصلحت شما باشد و برخلاف استقلال شما باشد و برخلاف تمامیت خاک شما باشد ما موافقت نکنیم. این را هم ضمناً خود بنده باید عرض کنم که این مساعدتى که می‌گویند در امور اقتصادى به شما می‌کنیم تا یک اندازه تا به حال هم کرده‌اند و این را باید انصاف داد که مثلاً خواربار، گندم، قند و شکر یک مقدارى که لازم بود رسانده‌اند و بعداً هم قول داده‌اند که باز هم برسانند و کمک کنند و این که بعضى تصور می‌کنند که انگلیس‌ها خواربار و قند و شکر ما را می‌برند این صحیح نیست حقاً باید انصاف داد و کسى را نباید متهم کرد. حالا از آن طرف راجع به این اتحاد می‌گویند این اتحاد شما را مجبور به جنگ هم خواهد کرد و عملیات جنگى خواهد کرد؟ نه خیر ما از شما شرکت در عملیات جنگى نمی‌خواهیم ما از شما کمک اشخاصى نمی‌خواهیم ما هیچ گونه توقعى نداریم از این که شما براى خاطر ما فداکارى از حیث اشخاص بکنید جوان‌هاى خودتان را فدا کنید حتى هیچ توقع نداریم که تهیه و تدارک جنگى کنید تا به درجه که اگر اسلحه یا مهمات زیادى هم داشته باشید ما حاضریم از شما بخریم و ممنون هم می‌شویم از شما و توقع این را نداریم که به ما کمک جنگى کنید که از حیث اسلحه و مهمات و چه نفرات و خیال شما راحت باشد و در عهد‌نامه هم ذکر مى‌کنیم که عملیات جنگى بر عهده خود ما باشد ما البته قواى لازم داریم و باید هم داشته باشیم اما توقع ما از شما این است که فقط اکتفا کنید به این امنیت داخلى خودتان را حفظ کنید و شاهد بر این اتحادی که شما با ما می‌کنید و مجبور نمی‌کنید شما را که با ما وارد در جنگ بشوید این است که مثلاً دولت ترکیه از اول جنگ با ما متحد بوده است حالا هم که بیست و هفت ماه از جنگ می‌گذرد دولت ترکیه وارد در جنگ نشده است این هم عرض کردم زبان حال آنها است در علت پیشنهاد عقد اتحاد. دولت ایران بعد از این کارها و مشاوراتى که به عمل آورد مقتضى دید در این باب داخل مذاکراه شود و این پیشنهاد را رد نکند ما هیئت دولت سابق تقریباً از بدو تشکیل تا حالا که تقریباً سه ماه می‌گذرد مشغول این مذاکرات بوده‌ایم و البته عقد یک اتحادى مثل یک معامله‌ای است بین دو نفر که با هم معامله می‌کنند سعى دارند هر کدام معامله را به منافع خودشان نزدیک‌تر کنند به این جهت بوده است که این مذاکرات طول کشیده است و حالا تقریباً تمام شده است و ترتیب را هم این طور دادیم که وقتى عقد‌نامه حاضر شد به مجلس شوراى ملى و تحت مشاوره و مطالعه مجلس قرار بگیرد و اگر موافقت شد امضا شود.

این قسمت راجع است به روابط ما به این دو همسایه.اما راجع به همسایه‌هاى دیگرمان چندان چیز تازه‌ای نداریم که عرض کنم یکى از همسایه‌هاى ما دولت عراق است این دولت هم متأسفانه درنتیجه جنگ گرفتار تشنجاتى شده است ولیکن این مسأله تأثیرى در روابط ما با دولت عراق نداشته است و روابط ما با آن دولت کماکان دوستانه است.همسایه دیگر ما افغانستان است با دولت افغانستان هم دوستى و یگانگى ما کماکان در اعلى درجه است موقع جغرافیایى

+++

افغانستان قدرى بهتر از ما است و به این جهت کم‌تر از ما گرفتار نتایج جنگ شده است ولیکن همچو هم نیست که به کلى مصون مانده باشد. در هر صورت امیدواریم که بیش از این به این دولت دوست ما از جنگ صدمه وارد نیاید دولت دیگر همسایه ما دولت ترکیه است آقایان مستحضرند که بنده شخصاً نسبت به ترکیه علاقه مخصوصى دارم به واسطه این که از بدو تأسیس سیاست جدید ما بین دولت ایران و دولت ترکیه بنده دخیل و واسطه این کار بوده‌ام. خاطر آقایان مستحضر است که سابق بر این یعنى در زمان دولت عثمانى روابط ایران و عثمانى ترکیه چندان تعریفى نداشت بسیارى اوقات با هم جنگ کرده بودند و اوقاتى هم که با هم جنگ نکرده بودیم و ظاهراً صلح و صفا داشتیم باطناً مهر و محبتى نداشتیم.

خوشبختانه دولت ترکیه جدید سیاستش چه در امور داخلى و چه در امور خارجى به کلى با سیاست دولت عثمانى متفاوت بود و حاضر شد آن دولت بعضى خیالات باطل را که با ما سابقاً داشتند ترک کنند و طرح دوستى و محبت بریزند. در دفعه اول تقریباً چهارده سال قبل که بنده به ریاست وزرا مفتخر بودم در آن موقع یک عهد‌نامه دوستى با دولت ترکیه جدید منعقد کردیم و چنین اتفاق افتاد که بعد از آن بنده مأموریت پیدا کردم در ترکیه و در آنجا سیاست جدید دولت تازه ترکیه را یعنى دولتى را که رئیس او مصطفى کمال آتاترک مرحوم بود به رأى‌العین دیدم و مطمئن شدم و دولت خودم را مطمئن کردم به این که دولت نسبت به ما سوء‌نیتى ندارد و صمیمیتى را که اظهار می‌کنند حقیقت دارد اساس دولت ترکیه و ایران از آن زمان محکم شده است و ممکن است که آقایان شنیده باشند و ملتفت شده باشند که مثلاً اخیراً در یکى از روزنامه‌هاى ترکیه یک شرحى نوشته شده بود نسبت به ایران که چندان بوى محبتى از آن نمى‌آمد و آقایان روزنامه‌نویس‌هاى ما هم این مطلب را دیدند و متأثر شدند و اظهار عقیده و گله کردند ولى بنده مطمئن بودم و هیئت دولت ترکیه هم صراحتاً گفتند و اطمینان دادند به این که این حرف‌ها را شما منتصب به دولت ترکیه نکنید این یک شخصى است یک نفرى است که خیالاتى دارد گاهى اوقات چیزهایى اظهار می‌کند که ما از او راضى نیستیم نه تنها نسبت به شما این اظهارات را کرده است نسبت به مقامات دیگر هم حرف‌هایى زده است که هیچ مناسبت نداشته است و این را مطمئن باشید که از ناحیه ما نیست و حتى خیلى هم در نظر ما ناپسند آمد. اما روابط ما با دول دیگر یعنى دولى را که غیر از همسایه‌هاى خودمان هستند هیچ عرضى ندارم زیرا متأسفانه تقریباً روابط ما با غیرهمسایگان مقطوع است راه رفت و آمد نیست با بعضى که رسماً مقطوع شده است و با بعضى هم که راسماً مقطوع نشده است عملاً مقطوع شده است گمان می‌کنم که سیاست خارجى دولت را کاملاً براى آقایان روشن کردم. حالا دو کلمه از تعبیر مطالب دیگرى که آقایان نمایندگان در جلسه گذشته اظهار فرمودند می‌خواهم عرض بکنم بیانات خیلى مفصل بود نمی‌توانم در آنها وارد شوم و ضرورت هم شاید نباشد. عجالتاً مختصراً عرض می‌کنم مثلاً بیانات آقاى نوبخت که خیلى مفصل بود یک مقدارى از آنها را که ملاحظه فرمودید حکایت زمان ماضى بود و ربطى به حالا و برنامه دولت نداشت و یک مقدارى از آنها هم که ممکن بود راجع به زمان حال باشد لازم است عرض کنم که بسیارى از اظهارتى که کردند اطلاعاتى که دادند از روى اشتباه بود نمی‌خواهم بنده یک یک آنها را عرض کنم زیرا خیلى وقت می‌گذرد نمی‌خواهم عرایضم طولانى شود مثلاً فرمودند می‌خواهند لباس نظامیان را عوض کنند هیچ همچو چیزى نیست هیچ همچو مذاکره‌ای نشده است در صورتی که فرضاً هم شده باشد چه ضررى به دنیا و آخرت ما وارد می‌آید که لباس نظامیان ما عوض شود؟ بنده مکرر در عمر خودم دیده‌ام که لباس نظامیان ما عوض شده لباس سربازان ما در زمان ناصرالدین شاه جور دیگرى بود و بعد عوض شد و بعداً هم مکرر عوض شد (انوار- یک کلاه را فقط عوض کردند) در هر صورت این مطلب صحت ندارد و همچو چیزى نیست نه در هیئت دولت صحبتى شده است نه در وزارت کشور.

+++

یک چیز دیگر مثلاً فرمودند راجع به عطیه ملوکانه که در تقسیمش تبیعض کرده‌اند و طهران را ترجیح داده‌اند بر شهرستان‌ها این هم حقیقت ندارد عطیه ملوکانه که براى مساعدت زندگانى نظامیان داده شده بود بنابراین گذاشتند که به یک طبقه از نظامی‌ها داده شود یعنى از درجه سرهنگ دومى به پایین که هر کدام به مناسبت این که تاکنون به نظامی‌ها یک پاداش‌ها و حقوق کافى داده نشده است و دست تنگ هستند به آنها کمکى از براى مخارج زمستان‌شان بکنند و آن طبقه را که معین کرده‌اند همه را بالسویه داده‌اند و راجع به همه جا این تقسیم را کردند و تبیعضى نشده است. نسبت به کسانى که در قضایاى اخیر شهید شده‌اند قرار شد به بازماندگان آنها از این عطیه ملوکانه معادل سه ماه حقوق آنها کمک شود براى این که فعلاً به فویت یک افاقه در کار آنها بشود علاوه بر آن حقوق هم به موجب مقرراتى که در وزارت جنگ است به این بازماندگان که البته استحقاق این را دارند که دائماً به آنها مساعدت بشود یعنى وظیفه به آنها داده شود و فعلاً چون مقرراتى نیست و محلى نیست وزارت جنگ عن قریب یک لایحه به مجلس شوراى ملى پیشنهاد خواهد کرد که یک ترتیبى اتخاذ بشود که بازماندگان این شهدا بتوانند وظیفه‌اى را که استحقاق دارند بگیرند (صحیح است) اظهار تأسف فرمودند جماعتى از نظامیان این اوقات به مناسبت سن و مناسبات دیگر بازنشسته شده‌اند براى این که اینها هم در این‏ عمل بازنشستگى فوراً یک سکته به زندگانیشان وارد نیاید معادل دو ماه به آنها داده شده (وزیر جنگ- به افسران بازداشت شده نه بازنشسته) بلى افسران بازداشت شده. دیگر اظهار تأسف کردند مثل این که اعتراض کردند از انحلال اداره بازرسى مالى وزارت جنگ در صورتی که به عقیده بنده کارخوبی کردند زیرا که امور مالى وزارت جنگ مثل امور مالى سایر وزارتخانه‌ها در تحت بازرسى وزارت دارایى رفته است (صحیح است) در هر صورت اداره بازرسى دارایى وزارت جنگ چیز بی‌فایده بود و انحلال او هم مطابق اصول بود و هم مطابق صرفه‌جویى از این قبیل بود این که عرض کردم اطلاعات آقاى نوبخت کافى نبوده و در بسیارى از این موارد براى ایشان اشتباهاتى دست داده است یک کلمه دیگر هم می‌خواهم عرض کنم راجع به بعضى از مذاکرات که راجع به مسأله شد امنیت که خیلى محل توجه همه هست چه باید باشد حتى این که اخیراً در روزنامه‌ها هم چیزهایى نوشته می‌شود و اضهاراتى می‌شود مثل این که بنده و هیئت دولت کاملاً به معناى امنیت پى نبرده‌ایم بنده اطمینان می‌دهم که ما کاملاً می‌دانیم که امنیت چیست و چه اقسامى دارد البته به طور کلى می‌توان گفت و تعریف جامعه‌اى که براى امنیت می‌توان کرد این است که در هر کشورى امنیت یعنى این که جریان امور آن کشور بر طبق قانون باشد و قانون در آنجا حاکم باشد و محترم باشد و مجرى باشد این فرمول کلى است ولى البته اقسام هم دارد یک قسم امنیت جانى و مالى مردم است در مقابل دزدان و غارتگران و اشرار یک قسم امنیت قضایى است یعنى این که مردم مجبوراً با هم معاملاتى دارند و داد و ستد دارند حقوق‌شان را بتوانند حفظ کنند و مطمئن باشند که کسى اگر به حقوق آنها تخطى کرد و خواست حقوق آنها را پایمال کند نتواند و وسیله‌اى داشته باشند از براى این که حق خودشان را بگیرند این هم یک قسم از امنیت است. یک قسم امنیت هم امنیت محکومین است در مقابل حاکمان و مقصودم از حاکم فرماندار و استاندار تنها نیست مقصود بنده هر کسى است که حکمش بر دیگران روا باشد مخصوصاً مأمورین دولت که باید مردم از تعدى و اجحاف مأمورین دولت مصون باشند (صحیح است) یک قسم دیگر امنیت را هم (که نمی‌دانم توجه فرموده‌اند) این است که باید حیثیت و شرافت و آبروى مردمان آبرومند در امان باشد در مقابل اشخاصی که می‌خواهند تخطى بکنند (صحیح است) البته تمام اقساط این امنیت منظور نظر است و امیدواریم که همه دست به دست هم بدهیم امنیت و به عبارت اخرى محترم داشتن قانون را در کشور خودمان تأمین کنیم البته مسأله امنیت ارتباط کامل هم پیدا می‌کند به آزادى در این باب هم در جلسه خصوصى مذاکرات شد و بنده همیشه گفته‌ام و گمان می‌کنم کسى هم منکر نباشد که بنده هم آزادى طلب هستم (صحیح است) در آزادى طلبى بزرگ شده‌ام و افتخار دارم که آزادى طلب باشم و هیچ وقت هم آزادى طلبى خودم را پنهان

+++

نکرده‌ام حتى در موقعی که اظهار آزادى طلبى خطرناک بود و آقایان مسبوق هستند و مجبور نیستم توضیحش را بدهم حتى در این باب بر من زحمت وارد آمد و فقط خداوند مرا حفظ کرد بنده آزادى طلب هستم و شخصیت بنده این است که آزادى در دنیا مخصوصاً کشور ما برقرار باشد ولکن تأسف دارم که توجه کافى نشد به بیانی که بنده یک شبى کردم و به توسط رادیو منتشر شد که در آنجا همه این مطالب به طور مختصر و مفید با این که نه حال داشتم و نه مجال ذکر کردم همان طور که امنیت در سایه قانون و محترم بودن قانون تأمین می‌شود آزادى هم در سایه محترم بودن قانون تأمین می‌شود در این اوقات می‌بینیم که در روزنامه‌ها خیلى صحبت از سانسور می‌کنند و از این که هئیت دولت لایحه تهیه کرده است که جراید را تحت سانسور در بیاورد و به مجلس شوراى ملى پیشنهاد خواهد کرد بنده مأخذ این اطلاعات را نمی‌دانم چیست ولکن بنده اطمینان می‌دهم که در این هیئت دولت صحبتى از سانسور پیش نیامده و پیش نخواهد آمد و لایحه هم براى این کار تهیه نشده است نه این است که بنده سانسور را یک عفریتى می‌دانم آن طورى که آ قایان به نظرشان مجسم می‌کنند عرض کنم به هیچ وجه من‌الوجوه در هیچ وقت از اوقات سانسور نباید باشد در جراید این را هم عرض کنم و بنده باک ندارم که این را عرض کنم که سانسور بعضى اوقات در جراید باید باشد در همین موقع در ممالکى که همیشه آزادى داشته‌اند در آنجا حکم‌فرما است الان سانسور در آنجا برقرار است و در یک وقتى سانسور اگر باشد باید از روى مصلحت و موقت باشد یعنى در یک وقتى باید سانسور کرد که مصالح عالى مملکت بر آزادى زبان و قلم مرجح باشد ولى البته باید موقت باشد امیدوارم که‏ در کشور ما کار به آنجا نرسد و آرزومندم و هیچ میل ندارم که بیاییم در مجلس شورای ملى و تقاضاى برقرارى سانسور را بکنیم براى این که یک اندازه‌ای کار به دست کسانى است که از آزادى زبان و آزادى قلم استفاده مى‌کنند به خاطر داشته باشند که زبان و قلم اگر آزاد باشد آن زبان و قلمى باید آزاد باشد که عفت داشته باشد (صحیح است).

بنده البته از بیانات و تذکرات آقایان مستفیض می‌شوم و عجالتاً عرایض خودم را خاتمه می‌دهم و همین قدر یاد‌آورى می‌کنم که این هئیت دولت یازده روز است به مجلس شوراى ملى معرفى شده‌اند و این هم روز دومى است که در برنامه او مذاکره می‌شود و خیلى مقتضى است و مصلحت است که آقایان البته صحبت‌هاى خودشان را بکنند اما در این جلسه تکلیف هئیت دولت را از رد یا قبول معلوم بفرمایند زیرا تا وقتى که تکلیف برنامه معین نشده است هئیت دولت تا اندازه‌ای تکلیفش نامعلوم است.

رئیس- آقاى نقابت

نقاب- البته فلسفه این که هئیت محترم دولت یکى هنگام طرح برنامه و یکى هم در موقع طرح بودجه در مجلس حاضر می‌شوند من جمله این است که آقایان وزیران هر کدام نیست به مذاکرات نمایندگان در امورى که مربوط به وزارتخانه خودشان است و تخصص در آن قسمت دارند جواب‌هاى متقضى بیان کنند زیرا ممکن است که آن نماینده در اشتباه باشد و اطلاعات کافى نداشته باشد و در سایه این محاوره هم براى آن نماینده و هم براى سایرین رفع شبه بشود و بالاخره از مجموع این صحبت‌ها زمینه وحدت سلیقه به تعبیر جناب آقاى نخست وزیر ایجاد خواهد شد و نمایندگان هم از صمیم خاطر آن ورقه سفید رخشنده که آقاى انوار تذکر دادند خواهند داد و از آن برگ‌هاى سفید سفید روزى مملکت را امیدوار هستند. تذکرى که بنده دارم چون خدمات بنده همیشه در امور قضایى بوده است مطلقاً راجع به امور قضایى است و امنیت قضایى بنابراین روى سخن بنده با آقاى وزیر دادگسترى است و یک مقدمه‌اى هم دارم. البته بر طبق قانون اساسى کشور ایران داراى ارکان ثلاثه مشروطیت است قوه مقننه و قوه مجریه و قوه قضاییه. قوه قضاییه از قوه مقننه فرمانبردارى می‌کند ولى به قوه مجریه که قدرت در دست آنها جمع می‌شود رفع حوایج دو قوه دیگر هم به آنها سپرده شده است هرگاه از اشخاصی تشکیل شود که خداى نکرده کمى آزادی‌خواه نباشند کمى اعتنا به قوانین و مقررات نداشته باشد.

+++

کار یک صورتى پیدا می‌کند که عنوان تهافت پیش می‌آید و نسبت به دو قوه دیگر بى‌اعتنا می‌شوند و دخالت در امر دو قوه دیگر مى‌کنند و یک مسائل جزئى از قبیل عدم استحقاق فلان نماینده براى وکالت مجلس شوراى ملى یا طول مذاکرات در جلسات پارلمانى یا عدم استحقاق قضات و چه و چه از مجموع این حرف‌ها استفاده عدم رشد ملى می‌کنند و بالاخره قوه مجریه این طور نتیجه می‌گیرد که یک ملتى غیر رشید است و من به نام قیم بر آن ملت غیر رشید باید قیومیت کنم این طرز فکر که قوت گرفت دخالت‌ها شروع می‌شود و فضاحت‌ها بروز می‌کند به این معنى که اول در نتیجه بد بودن اوضاع اقتصادى در نتیجه بد بودن اوضاع قضایى چرخ‌هاى اقتصادى زنگ می‌زند زیرا که سرمایه و پول خوب گردش نمی‌کند مردم یک اطمینان و اعتمادى پیدا نمی‌کنند بر گردش سرمایه خودشان از طرفى نمایندگان مجلس شوراى ملى مى‌بینند که به وسیله دخالت دولت در انتخابات آنها حیثت انتخابیشان مورد تهدید واقع می‌شود و سلت مصونیت حبس و زجر و آزارهایى را که به چشم دیده‌ایم قدرت استقلال را در مجلس کم می‌کند و به همین جهت در مقابل مسائلى که در مجلس مطرح می‌شود با یک اصول مسالمت‌آمیز و مدارا می‌گذرد و بالاخره از این دو قوه مقننه و قوه قضاییه جز نام و نشان چیزى باقى نمى‌ماند ولى وقتی که به یک علل داخلى یا خارجى قواى مجریه رو به ضعف می‌گذارد احساسات ملت به نام آزادى جلوه می‌کند و آن اشخاصی که ساکت مانده‌اند سر از زیر سرپوش بیچارگى در می‌آورند و شروع می‌کنند به سئوال کردن و بازخواست کردن از قواى ثلاثه مشروطیت فریاد جراید بلند می‌شود البته جراید یک آیینه‌ای است که افکار مردم در آنجا منعکس می‌شود و هر نویسنده به فکر خودش و بر‌حسب تربیت و بر‌حسب طرز تشخیص خودش مسائلى را می‌نویسد و لازم نیست همه آن مسائل راست باشد و صحیح باشد ولى شنوندگان و خوانندگان بایستى از مجموع آن اوراق استفاده کنند یکى از حبس‌ها از زجرها از زندان‌ها از توقیف املاک از فشار مالیات از ناامنى از چه و چه مقالاتى منتشر می‌شود در این موقع قوه مجریه در مقام تبرئه خود برمی‌آید و همچنین قوه قضاییه قاضى حقیقت امر را بر مردم می‌پوشاند و نمی‌گوید که تحت امر وزیر واقع شده‌ام می‌گوید قانون سخت است اینها قوانینى است که از مجلس شوراى ملى گذشته است ما هم چاره نداریم و باید اجرا کنیم دولت هم به عنوان این که ما قوه مجریه هستیم و ما نظر نمایندگان را اجرا می‌کنیم باز هم تقصیر را متوجه نمایندگان می‌کنند و در این مواقع آن دو قوه دیگر احساسات ملت را به مجلس سوق می‌دهند و این است که که به روزنامه‌ها که مراجعه می‌کنند از صفحه اول تا آخر یک مشت حملات شدید نسبت به نمایندگان کرده می‌شود ولى بنده به تمام آن افکار و تمام آن ترشحات یک ارزش معنوى می‌دهم و همه آنها را به جاى خود مفید می‌دانم زیرا جراید مرآت افکار مردم است و بایستى از مجموع آنها استفاده کرد. امروز حالا کار نداریم تقصیر با هر که هست از گذشته بگذریم اقتضایش این است که هر سه قوه مقننه و قضاییه و مجریه با یک متانت و بردبارى با یک علاقه‌مندى کاملى که مقتضى مردان وطن‌پرست است دست به دست هم بدهند و این گرفتارى و بدبختى که در کشور ما هست رفع کنند به عقیده بنده به مصداق کل حزب بما لدیهم فرحون و چون اعتقادم این است که اگر قوه قضاییه کشور فوق‌العاده متین و استوار و مقتدر تهیه بشود یک مقدار زیادى از بدبختى‌هاى ما کاسته می‌شود زیرا هر کسی که در هر فشارى واقع شد در تمام طبقات به قوه قضاییه متمسک می‌شود مرجع و ملجأ و پناه مردم قوه قضاییه است و نباید به این قوه حمله کرد و از اهمیت آن کاست. متأسفانه حملاتى شده است به‏ قوه قضاییه که از زمان‌هاى سابق شروع شده و امروز هم ادامه دارد و امرى هم نیست که محتاج یک اصلاحات طولانى و مفصلى باشد زمان مفصلى هم نمی‌خواهد خیلى زود و سریع می‌شود اصلاح کرد و بنده به نام یادآورى و اظهار آن علاقه‌مندى این تذاکرات را عرض می‌کنم. از آن جمله ایجاد دادگاه‌هاى اختصاصى است در امور حقوقى البته در تمام ملل راقیه دادگاه‌هاى اختصاصى هست مثلاً دادگاه دادرسى آرتش است و از چیزهاى

+++

خیلى لازم است و در تمام دنیا هم هست ولى در امور حقوقى هیچ وقت دادگاه اختصاصى ایجاد نمی‌کنند به دلیل این که موجب ضعف قوه قضاییه خواهد شد مثلاً دیوان محاکمات مالیه یا به اصطلاح امروز دیوان دادرسى دارایى در 13 آبان 1309 شروع شد و به موجب آن قانون در ماده 4 این عبارت صلاحیت آنجا را ایجاد کرد که (کلیه دعاوى دولت بر اشخاص و دعاوى اشخاص بر دولت نسبت به اموال غیرمنقول و حقوق متعلقه به آن و دعاوى ناشیه از اعمال حاکمیت دولت نسبت به اموال منقول و همچنین دعاوی منقول ناشیه از اعمال تصدى که منشأ تولید آن قبل از 19 اردیبهشت 1307 باشد و نیز دعاوى بانک ایران بر اشخاص بر بانک به مرجعیت محاکمات مالیه قطع و فصل خواهد شد در سایر موارد مرجع رسیدگى محاکم عدلیه است) و به موجب ماده 8 مقرر شد که یک آیین‌نامه از طرف هیئت وزیران براى طرز رسیدگى در این دادگاه‌ها تنظیم شود و با این ترتیب در حدود دویست هزار شماره کار و در حدود چند میلیارد مدعى به مردم به دیوان محاکمات مالیه مراجعه شد و از تحت سلطه و قدرت قوه قضاییه خارج شد و هیچ منطقى نداشت و فقط چون خود بنده هم در همین دیوان براى بیست روز وارد شدم و بعد برخوردم که هیچ پایه و سلطه‌ای ندارد و تأمین ندارد با وزیر وقت مذاکره کردم ایشان گفتند که تمام عقلاى قوم پذیرفته‌اند و دلیلش هم این است که اگر حکمى از این دادگاه شد اگر به موقع اجرا گذارده نشود عملى بر‌خلاف قانون اساسى نکرده‌ایم تصمیم دادگاه اختصاصى است که اجرا نکرده‌ایم اما اگر از دادگاه قضایى و دادگسترى صادر شد و قوه قضایى به ما داد و ما اجرا نکردیم بر‌خلاف قانون اساسى رفتار شده بنده چون موانعى دیدم از آن استخدام صرف نظر کردم و برگشتم به خدمات قضایى قبلیم. عرض کنم که تصویب‌نامه یک نظامنامه مقرر شد وضع شود در هیئت دولت براى کیفیت تشکیل و طرز رسیدگى ببینید این اختیار هیئت دولت محدود است به تشکیل و طرز رسیدگى اما اختیار داده نشد به هیئت دولت که نظاماتى وضع کند که که مقررات قانون مدنى را در هم بشکند و مقرراتى وضع کند که اصول کلى قضایى را پایمال کند تصویب‌نامه‌هایى که صادر شد تمام به همین ترتیب است و بنده به طور مثال عرض می‌کنم تصویب‌نامه صادر شد در هشتم مرداد 1311 که (دفاتر بانک بر علیه تاجر و غیر تاجر دلیل رسمى و قاطع است) این بر‌خلاف قانون تجارت است بر‌خلاف ماده 1297 و 1298 و 1299 قانون مدنى است و بر‌خلاف ماده 198 آیین دادرسى مدنى است و بر‌خلاف تمام این قوانین تصویب‌نامه صادر شد یعنى قوه مجریه خود را قائم مقام قوه مقننه کرد و وضع قانون کرد آن هم در چه مورد؟ در مورد دعاوى بانک ایران. در فصل نهم از عهد‌نامه ایران با دولت جماهیر شوروى مصوب 23 قوس 1300 این ماده ذکر شد (دولت شوروى روسیه نظر به اعلان نفى سیاست مستعمراتى سرمایه‌دارى که باعث بدبختی‌ها و خون‌ریزی‌هاى بى‌شمار بوده و می‌باشد از انتفاع از کارهاى اقتصادى روسیه تزارى که قصد از آنها اسارت اقتصادى ایران بود صرف‌نظر مى‌نماید. بنابراین دولت شوروى و روسیه تمام نقدینه و اشیا قیمتى کلیه مطالبات و بدهى بانک استقراضى ایران را و همچنین کلیه دارایى منقول و غیر‌منقول بانک مزبور را در خاک ایران به ملکیت کامل ملت ایران واگذار می‌نماید) به موجب صریح این ماده دولت ایران تصدیق کرد که پخش این وجوه بین طبقات مختلفه مردم ایران فقط به منظور سیاسى شومى بوده و روى نظرهاى خاصى داده شده است ولى به موجب تصویب‌نامه یک چنین دفاتر رسمى و قاطع و غیر‌قابل اعتراض تلقى شد بر علیه نوه‌ها و نواده‌هاى مردم و هنوز هم آن دعاوى در جریان است (صحیح است- احسنت) اگر مقدارى از نظر اقتصادى دولت و یک جنبه اقتصادی را دیده است بالاخره هم حساب عدد می‌کند از نظر اقتصادى حساب بفرمایید مجموع درآمدى که از این دعاوى درآوردند و مجموع خرجى که براى این اداره و دادگاه و براى این وکلا کردند حساب کنید تازه یک مقدار زیادى دولت از بودجه خودش خرج کرده و یک جماعتى ناراضى و مخالف با قواى مشروطیت درست کرده است.

+++

دیگر از کارهایى که کرده‌اند و در همین هیئت تصویب شد که پول‌هاى بدهى بانک ایران به اشخاصی پرداخته نشود تا وصول مطالبات از اشخاص بشود بنابراین هر کس طلب‌کار بود مأیوس از وصل شد اسناد مطالباتى را تومانى دو ریال سه ریال فروختند یکى از وزرا هم مأمور جمع‌آورى‏ و خریدارى این اسناد شد و اینها را جمع‌آورى کردند به نام شاه مستعفى و بعد املاک سپهسالار و بسیارى املاک دیگر مازندران که امروز مطرح مذاکره است به عنوان بدهى به بانک به قیمت تومانى چهار قران بدست آوردند و آن اسناد که تومانى دو ریال و سه ریال خریده بودند با فرع آن حساب کردند و یک تصویب‌نامه صادر کردند که بانک قروض خودش را بپردازد آن وقت آن قروض را با فرع تومانى یک تومان حساب کردند این املاک را در مقابل آن برگذار کردند این خدمتى بود که بانک با این دفاتر رسمى در موضوعیتش براى اعمال یک سیاستى اجرا کرد البته یک عده هم از این جریانات سوء‌استفاده کردند و بالاخره این حرف‌ها زدنش اینجا مورد ندارد بالاخره وقتى که برخوردند به مشکلات قضایى در همین دیوان دادرسى باز تصویب‌نامه 1311 صادر شد با این عبارت هرگاه مدعى علیه ادعا کند (توجه بفرمایید اینها یک مسائلى است که شاید آقایان نمایندگان خیال کنند که من اختراع کرده‌ام براى کسانى که وارد نبوده‌اند) هرگاه مدعى علیه ادعا کند که مورث او ترکه نداشته یا ترکه بیش از دیونى که تأدیه شده نبوده یا مداخله در ترکه ننموده باید مدعى علیه ادعایش را ثابت بکند ملاحظه فرمایید اصل البینه على المدعى اصل برائت انتقال دارایى با قرض و خیلى اصول دیگر و همین طور مقررات قانون مدنى و سایر مقررات قانونى زیر پا گذاشته شد و هیچ کس نیست به این مردم بگوید که آقایان مجلس این کار را نکرد اینها با تصویب‌نامه گذشت برخلاف اختیارات بود پس امروز دیگر چرا باقى است حالا دیگر چرا نمی‌رود پى کارش مگر اینها وقت می‌خواهد زمان می‌خواهد الغا این تصویب‌نامه در جلسه همین امشب هم ممکن است بنده خیلى راه دور نمی‌روم که چه زحماتى براى مردم ایجاد کردند و چطور توى سر ما زدند یک مثال از خود مجلس شوراى ملى دارم و آن شخص رئیس مجلس است آقاى رئیس مجلس در بیست و شش سال پیش از یک نفر معرفى کرده بودند و آن شخص هم باغ شمیران و املاکش را در اختیار بانک گذاشته بود پس از بیست و دو سال سهل‌انگارى بانک بیست و هفت هزار تومان از رئیس مجلس مطالبه کرده با زحمات زیادى که کشیده شد و در جلساتى که بنده و آقاى همراز وکیل بانک هم بودیم بالاخره قرار شد که پانزده هزار تومان از بابت اصل ایشان بدهند و باقى صرف‌نظر شود و ایشان که امروز در خانه اجاره منزل دارند از حقوق مجلسشان دارند می‌پردازند وقتى این رفتار با رئیس مجلس شوراى ملى بشود حالا ببینید که با سایر مردم چه رفتارى می‌کنند با فقراى بیچاره چه می‌کردند خانه‌هاى مردم را توقیف می‌کنند و مال و اموالشان را می‌برند و یک بیچارگى براى مردم ایجاد می‌کنند برای وصول مطالبات دولت و می‌گویند آخر دولت که نمی‌تواند از مطالباتش بگذرد بانک است دفاترش رسمى است عامل شوم سیاست خارجى را مگر ما می‌توانیم ولش کنیم و از مردم نگیریم نخیر؟ این هم مقرراتى است که فعلاً جارى است هیچ زمان هم لازم ندارد در یک آن قابل اصلاح است در همین دیوان دادرسى شروع شد در مورد املاک ثبتى دولت یک عده به ثبت دولت اعتراض کنند و دولت هم بنابر احوط به ثبت مردم اعتراض می‌کند یک مأمور مالیه براى این که مبادا ازش مؤاخذه کنند که چرا فلانى ثبت داد اعتراض نکردى به رسم على‌الحساب اعتراض می‌کند بالاخره قرار بود به حکمیت قطع و فصل شود بعد از آن که دیدند آخر حکم‌ها هم داراى وجدانى هستند گاهى دخالت می‌کنند در این کارها حق را به حق‌دار می‌دهند آمدند و بهم زدند قانون حکمیت را گفتند در دادگاه رجوع شود چرا به هم خورد براى این که شخص آقاى فروغى در یک قضیه حکم بودند و به ضرر دولت رأى دادند و رأى ایشان اجرا نشد و باز هم شاهد دارم گفتند خود دادگاه رسیدگى بکند باز اصول را به هم زدند در همین دادگاه با همان تصویب‌نامه و با همین ترتیب شروع به رسیدگى دعاوى و حقوق مردم شد این است که مردم داد می‌زنند عده‌ای که تشخیص می‌دهند مرض

+++

را می‌دانند که مریض ناله می‌کند دوازده نفر طبیب حاذقى که امروز به نام دولت براى پانسمان کردن جراحات مردم دعوت شده‌اند امروز حقیقتاً توجه کنید ما هم وظیفه‌دار هستیم ولو به هر عنوانى از عناوین که باشد باید تذکر بدهیم (آفرین) حالا چه عیبى دارد که یک همچو دیوانى یا یک قانون بدى غلطى یا یک همچو رویه بر‌خلاف قوانین حقوق امروز منحل شود و آن دعاوى هم چنانچه سابق بود به عدلیه مراجعه شود و این کاپیتولاسیون در وزارت مالیه ملغى شود اگر واقعاً منطق دولت در حفظ این دادگاه این است که دادگاه اطلاعات فنى لازم دارد در امور دولتى با آن که از قضاوت دادگسترى براى همین کار دیده‌ایم که عاریه می‌کردند به علاوه یک قسمتى از دعاوى دولت را ما دیده‌ایم‏ به دادگسترى مراجعه می‌شود باز هم منطق را قابل قبول تشخیص نمی‌دهند بنابراین بنده درخواست می‌کنم بدون هیچ معطلى و بدون این که هیچ ضررى براى کشور داشته باشد این دادگاه را منحل کنید و این دعاوى را به مراجع صلاحیت‌دار خودش ارجاع کنید و یک حمله دیگر هم به قوه قضاییه شده است که به طور اختصار ذکر می‌کنم و آن ایجاد دیوان جزاى اعمال دولت است این فکر در دوم تیر ماه 1307 شروع شد و به موجب یک ماده واحده 30 آبان 1380 اجازه داده شد که وزیر دادگسترى وقت موادى راجع به طرز تشکیل و صلاحیت دادگسترى تهیه کند و در ظرف شش ماه به مجلس شوراى ملى پیشنهاد کند اعتبار این هم محدود به شش ماه بود البته یک جمله هم در دنبال این ماده هست و آن این است که تا موقعى که از مجلس تعیین تکلیف نشده آن مواد به اعتبار خود باقى است در آن موقع صورت مجلس کمیسیون دادگسترى حاضراست نمایندگان می‌گفتند ما وکیلیم و حق توکیل غیر را نداریم و حق قانون‌گذارى خودمان را به غیر نمی‌دهیم در آنجا وعده دادند که خیر ما فقط تا شش ماه از لحاظ کارى که داریم و حوایجى که داریم تهیه می‌کنیم و چون وقتى که این قانون به مجلس داده شد و آن وقت با شور در کمیسیون‌ها و مذاکرات طول می‌کشد و این دستگاه بلاتکلیف می‌ماند بنابراین تا وقتى که در جریان شور واقع نشده به اعتبار خودش باقى باشد یعنى پس از پیشنهاد به اعتبار خود باقى باشد نه این که تا وقتى که نداده‌اند این صورت مجلس کمیسیون دادگسترى است و این مذاکرات وکلا است پس این قانون محدود به مدت شش ماه امسال دوازده سال است در جریان است و از تمام متخصصین دنیا هم که هر کس اگر دسترسى داشته باشد و سئوال کند بر بطلان این بر شدت وحدت این بر اعمال نظر خصوصى این و بر اعمال اغراض شخصى این شهادت می‌دهد و مع‌ذلک دوازده سال است که وعده داده شده است که امروز می‌آوریم فردا می‌آوریم این قانون هنوز هست و این دستگاه هنوز هست یکى دو تا از عیوبش را هم بنده بگویم و عبور کنم به موجب قانون دیوان کیفر مدعى‌العموم دیوان جزا حق دارد هر کس را از هر طبقه که هست در هر نقطه مملکت که اقامت دارد به صرف ظن و گمان خودش تلگراف کند و او را توقیف کند از این قرار توقیف هم به هیچ کس نمی‌شود شکایت کرد و به هیچ جا نمی‌شود استیناف داد مگر به وزیر دادگسترى آن وزیرى که برخلاف حق این قانون را وضع کرد آن وزیرى که بدون اجازه مدعى‌العموم اقدام می‌کند بنابراین آن مرجع عرض حال و این هم مرجع استیناف و این هم اختیار در این صورت باز هم دم از امنیت قضایى بزنیم؟ بنابراین کسى هست که در خانه خودش بخوابد و مصون باشد از قرار توقیف دیوان جزا هیچ کس؟ بنابراین این مقررات شش ماهه دوازده سال است در جریان است و هیچ جواب منطقى دندان شکنى ندارد کسى به بنده بدهد وقتى که پرونده تکمیل شد سه سال در جریان تحقیقات بیچاره متهم دچار اشتباه که فلان مأمور فلان استاندار فلان والى براى حفظ موقعیت خودش یک جماعتى را متهم می‌کند و جلوى چرخ دیوان جزا می‌دهد بعد از همه این تحقیقات آن وقت پرونده می‌رود به محکمه اظهار می‌کنند که سه روزه برو پردنده را بخوان اگر اعتراض دارى بگو پرونده هم هزار برگ که قابل مطاله نیست بالاخره جریان هم قوى و هم سریع است مثل ماشین خودکار دادگاه تشکیل می‌شود دو کلمه مبادلات گفتار شخصى از طرفین و بدون جهت حکم ده

+++

سال حبس حکم انفصال از خدمت بنده نمی‌گویم مقصر را نباید مجازات کرد اما این مطلب مورد اتفاق فلاسفه و حکما است که خطر محکوم شدن اشخاص بى‌تقصیر براى مملکت بیشتر است از خطر تبرئه شدن اشخاص مقصر (صحیح است) بنده خیلى سعى کردم که یک کلمه را نگویم ولى خوب على‌الله می‌گویم و آن این است که یکى از رؤساى همین محاکم به یکى از محکومین خودش می‌گفت که شما غصه نخورید ما مجبور بودیم براى این که یک مستنطقى که با یک متهمى درشتى کرده ولى حقیقت چیز دیگرى بوده ده سال حبس نوشتیم آن محکوم به آن قاضى گفت که شما اگر مجبور بودید که محکوم کنید عده ده سال حبس را که وزیر براى شما معین نکرده بود دلیلش هم این است که حکم شما در دیوان تمیز شکسته شد براى این که وزیر نظرى در این کار نداشت ولى البته دیگر این قاضى جوابى نداشت بدهد زیرا سنخیت پیدا کرده بود با قوه مجریه و این شدت عمل و سختى را موجب ترقى و ترفیع خود می‌دانست اینها چیزهایى است که امنیت قضایى یک کشورى را جریحه‌دار می‌کند بالاخره در نتیجه این محکومیت‌ها و این رسیدگى‌ها با این پروسدورها اشخاص ناراضى تهیه می‌کنند یکى که از توقیف بیرون می‌آمد یاغى می‌شود یکى محاکمه تنهایى بین خودش و مردم می‌کند آن چنان محاکماتى که ویکتورهوگو در کتاب خودش می‌نویسد بالاخره باید یک قدرى مردم را استمالت کرد و این جراحات بیچاره مردم را درمان کرد اگر تمام گودال‌هاى سهمگین را از پیش پاى مردم برنمى‌دارید استدعا می‌کنم لااقل بیایید بالاى هر کدام یک چراغ خطرى نصب کنید دیگر گفته نشود که ما امنیت قضایى داریم ودادگسترى به معناى حقیقى داریم (صحیح است- احسنت) در همین دیوان جزا وقتى مدیر کل‌هاى وزارت راه را محاکمه می‌کردند یکى از وکلا گویا آقاى آقا‌شیخ رضاى ملکى شرحى از مظالم شهربانى نقل کرده بود که چه بلاهایى سر اینها آورده بودند البته گفت که موکل من می‌گوید این طور آن وقت این اظهار او تأثیر خوب که نبخشد به جاى خودش بلکه ممنوع‌الوکاله هم‏ شد به جاى مدت پنج سال بالاخره قانون وکالت را هم عوض کردند در بیستم شهریور 1314 قانون وکالت توى همین مجلس در وزارت آقاى صدر تصویب شد قبل از این محاکمه دیوان جزا که در بهمن 1314 بود، در 25 بهمن 1315 قانون وکالت یعنى یک سال بعد عوض شد وکیل عدلیه که ارزش قاضى دارد و بایستى قدرت داشته باشند بر علیه وزیر وکیل و قاضى اقامه دعوى بکند اینها را بردند به یک دادگاه انتظامى و سپردند به دادگاه انتظامى و صلاحیت دادند به این دادگاه‌هاى انتظامى و قضاوت را هم خارج کردند و بالاخره کانون وکالت را که مرکز پرورش مردان شایسته در تمام دنیا است دست‌خوش هوى و هوس قرار دادند و این افکار و این تشکیلات امروز هم هست و با این دستگاه‌ها که ما داریم دستگاه‌هاى آدم سازى را یکى بعد از دیگرى خراب می‌کنم (صحیح است) باید یک قدرى توجه کرد و این موضوعات را اصلاح کرد یک جمله دیگرى هم قوه قضایى کرده است و آن عدم دقت در تشکیلات قوه قضاییه است البته وزارت دادگسترى مثل ناخدایى که سکان کشتى را در دست دارد کشتى عدالت یک مملکتى را هدایت می‌کند اگر بنا شود که هر ساعت از پشت آن دستگاه خارج شود از آن دیده‌بانى باز می‌ماند و آن کشتى عدالت به سنگ می‌خورد بنابراین این دستگاه را باید اصلاح کرد هر قاضى راهنمایش کتاب قانون است قانون مدنى قانون اصول محاکمات آن وقت شرایطى دارد این قاضى باید تحصیلاتى داشته باشد این قاضى باید پانزده سال معلومات حقوقى ببیند،، آن وقت فقیه باشد و اصول را دیده باشند و آن وقت تمام مطالب را باید در تحت نظر بگیرد باید مستقل‌الفکر باشند نه این که به هر قاضى کارهاى حساس داده شود که تا فلان کار را از او بپرسند بگوید آقا فردا از وزیر می‌پرسم می‌آیم جواب می‌دهم آقا این جریانات باید از بین برود (صحیح است) نکته دیگری که هست این است که کارهاى خیلى مهم و مؤثر که تماس با مال و جان و نوامیس و اعراض مردم دارد غالباً به اشخاصی سپرده می‌شود که آن ارزش را ندارند حالا تصور نشود که نظرى دارم خدا گواه است نظرى ندارم مثلاً

+++

پست مدعى‌العموم بدایت طهران پست مدعى‌العلوم استیناف طهران و این طور پست‌ها که در قانون برای آن رتبه نه قائل شده‌اند براى این است که نه سال بیست و هفت سال ارزش دارد که کسى رتبه نه پیدا کند در سن قضایى از بیست و پنج سالگى که شروع کرد بیست و پنج سال و بیست و هفت سال می‌شود پنجاه و دو سال پس پنجاه و دو سال وقت لازم دارد که یک کسى به مقام شامخ مدعى‌العموم بدایت طهران برسد و نماینده ثابت یکی از ارکان مشروطیت ایران باشد و وقتى که آن جبه سرخ با آن اپیتوژ طلایى رتبه 9 را در برمی‌کند زندان و شهربانى و هر کس در مقابل او تعظیم می‌کند که این نماینده رکن سوم مشروطیت است این نماینده دولت است این نماینده شاه است و شاه ظل‌الله است بالاخره باید از نظر رتبه و سن و شخصیت و حسن تدبیر همه به او به نظر احترام نگاه کنند چرا مثل آقاى عبده رئیس محکمه انتظامى را ما به مدعى‌العموم طهران برنمى‌گزینیم که اگر رئیس شهربانى تلفن کرد بگوید فضولى موقوف همیشه باید انتخابات از اشخاص متعین و روشن و صالح و محترم و با خانواده و مؤثر در پست‌هاى خودشان بنشینند و قوا را بدست بگیرند ما نمی‌گوییم اینها بی‌کار باشند البته اینها تحصیلاتى کرده‌اند تربیتى دارند اینها هم در پست‌هاى غیر مؤثر باشند ولى پست‌هاى حساس را به دست کسانى بسپارند که زندگانى خودشان را از هواى نفس دور کرده باشند این است مصداق وصف عادل که در لغت می‌گوییم عادل کسى است که از هواى نفس دور شده باشد حال اگر ما به طور کلى نمى‌گوییم به مقدار جزئى که می‌توانیم انجام بدهیم این یک تذکراتى بود عرض کردم البته بنده شاید کوچک‌تر باشم از براى این بیانات ولى البته آقایان توجه دارند به این مضمون که انظر الى ما قال و لا تنظر الى من قال این یک دستور است.

مرد باید که گیرد اندر گوش

ور نوشته است پند بر دیوار (صحیح است- احسنت- آفرین)

وزیر دارایى- در قسمت دیوان دارایى نماینده محترم یک فرمایشاتى فرمودند که بنده لازم دانستم چند کلمه توضیح عرض کنم خاطر آقایان مسبوق است که از بدو تشکیلات وزارت دارایى یعنى در سى سال قبل از زمانى که مرنارد در ایران بود این دیوان وجود داشته است و فلسفه آن هم مربوط به یک اصلى است که در قانون اساسى نوشته شده و آن موضوع تفکیک قوا ثلاثه است قوه اجراییه، قوه قضاییه، قوه مقننه چون اعمال حاکمیت دولت همیشه در یک مرجعى رسیدگى می‌شود که تابع قوه قضاییه باشد از این جهت یک دیوان دارایى درست کرده‌اند که تابع خود قوه مجریه باشد و این ترتیب در تمام ممالکى که قانون اساسى آن مطابق قانون اساسى ایران است وجود دارد و منظور هم بیشتر براى حفظ حقوق افراد است که یک موجباتى دارد و باید باشد که پابند نظامات و تشریفات قضایى نباشد و بتوانند بیشتر احقاق حق مردم را بکنند حالا اگر در عمل بد اجرا شده البته رسیدگى می‌شود و در ظرف این مدت هم بنده هر وقت به شکایتى برخورده‌ام شخصاً رسیدگى کرده‌ام و جلوگیرى نموده‌ام که حق کسى ضایع نشود یک دستگاهى هم در وزارت دارایى است براى این که اشخاص اگر شکایتى دارند به آنجا مراجعه کنند و رسیدگى بشود در این صورت گمان نمی‌کنم اشکالى باشد و ما هم در نظر داریم در آیین‌نامه‌هاى آن تجدید‌نظر بشود که کاملاً منظورى که از تشکیل این دادگاه بوده است تأمین شود.

موضوع دیگرى که فرمودند راجع به امر بانک ایران بود البته آقایان مستحضرند که این بانک استقراضى سابق روس بود که به دولت ایران با تمام دعاوى و دیونش به دولت ایران منتقل شد و هیچ وقت هم قانونى وضع نشده است که دولت از این تاریخ از وصول آن مطالبات صرف‌نظر کند و البته تا وقتى که وضعیت به صورت امروز باقى است وزارت دارایى وظیفه‌اش این است آن وجوه را که مردم مدیون هستند دریافت کند ولى البته بنده هم تصور می‌کنم که راجع به مطالبات گذشته و نقل و انتقالاتى که در آن حاصل شده لازم است یک تجدید‌نظرى شود و از وقتى هم که بنده متصدى وزارت دارایى شده‌ام این مطلب را تحت نظر گرفته‌ام و شاید تا

+++

دو سه هفته دیگر یک لایحه قانونى براى اصلاح این موضوع به مجلس تقدیم بشود و آقایان نمایندگان در آن موقع فرصت خواهند داشت که نظریات‌شان را هر طور صلاح است اظهار نمایند و در صورتی که معلوم شود وصول این مطالبات موردى ندارد البته صرف نظر خواهد شد ولى تا آن موقع البته باید هر مطالباتى که هست مطالبه شود منتها اگر در ضمن عمل یک فشار بی‌موردى به اشخاص وارد آمد و یا تقاضاهاى نامشروعى شد البته شکایت می‌کنند و به شکایت‌شان هم رسیدگى خواهد شد.

وزیر دادگسترى- بنده می‌خواستم جواب فرمایشات آقایان نمایندگان محترم را که راجع به وزارت دادگسترى تذکر دادند بگذارم براى آخر جلسه که پس از اتمام مذارکات و استماع تذکرات آقایان یک جا جواب عرض کنم ولى براى این که وقت زیاد باقى نمانده و تصور می‌کنم عرایضى که می‌کنم جواب مطالب آقایانى هم که بعداً اظهاراتى شاید داشته باشند خواهد داد این است مختصراً عرض می‌کنم که تضییع وقت هم نشده باشد اگر چه تذاکراتى که امروز آقاى نقابت دادند اقتضا می‌کرد که بنده هم مشروح‌تر و مفصل‌تر جواب فرمایشات ایشان را بدهم ولى چون وقت تنگ است به اختصار می‌کوشم و حاضر هستم که ایشان بعد تشریف بیاورند و جواب فرمایشاتشان را حضوراً و شخصاً بدهم و قانع بشوند و بدانند که قسمت عمده که ایشان تذکر دادند این طور نیست که ایشان تصور فرموده‌اند هر مطلبى و هر موضوعى دلایلى دارد که البته در موقع برنامه و مذاکرات راجع به بودجه خیلى تذکرات داده می‌شود ولى اظهار قسمتى از مطالب هم احتیاج به یک مطالعه بیشترى دارد و جواب آن هم بایستى با یک مطالعات بیشترى داده شود چنانچه در تذکراتى که آقاى نقابت دادند چه راجع به بانک چه راجع به دیوان دادرسى مالیه و چه راجع به دادگسترى بایستى با ارقام و با یک مطالعات بیشترى به ایشان جواب داده شود که حالا متأسفانه وقت تنگ است و موقع آن نیست به این جهت بنده برمی‌گردم و به جلسه گذشته و بعضى آقایان نمایندگان راجع به املاک واگذارى و تذکراتى که دادند و اظهار تعجب کردند از این که چرا این املاک زودتر واگذار نمی‌شود و چرا آن لایحه پیشنهاد شده و این ممکن است اسباب زحمت بیشترى براى مردم بشود این تذکرات از طرف بعضى افراد مالکین و از طرف بعضى از اشخاصی که در این قسمت ذى‌نفع بودند چه تلگرافاً و چه کتباً به وزارت دادگسترى داده شده بود و جواب را هم بنده داده بودم حتى در کمیسیونى هم که در چند روز قبل با حضور عده‌ای از آقایان نمایندگان مازندران در همین جا تشکیل شد بنده عرض کردم سابقاً هم در جلسه علنى مجلس شوراى ملى عرض کردم که موضوع واگذارى املاک و استرداد املاک و به صاحبانش بدون یک رسیدگى دقیق صحیح نیست و منطق ندارد و غیر ممکن است و نمی‌خواهم عرض کنم که بعضى‌ها مقصودى دارند آقایان نمایندگان هم خودشان متوجه آن مطالب هستند که نباید آب گل آلود بشود و در نتیجه حق به من له‌الحق نرسد (صحیح است) باید کارى کرد که واقعاً احقاق حق بشود و املاک به صاحبان حقیقى آنها برسد و بنده هم از اول همین نظر را داشتم و آن لایحه هم که تهیه شد روى همین نظر بود و عرض هم کردم که نباید شتاب کرد تا با مطالعات بیشترى لایحه تهیه شود و این فرصتى که در این فاصله پیدا شد به بنده مجال داد که مطالعات بیشترى بشود تا احقاق حق مردم نسبت به املاکشان به عمل آید دولت هم غیر از این نظرى ندارد وزارت دادگسترى هم کاملاً متوجه این معنى بود و کوشش داشته و دارد که این منظور بوجه احسن عملى شود از همین لحاظ پس از دقت در شکایات و تمام اظهارات راجع به این مطلب لایحه جدیدى در این چند روزه بنده تهیه کرده‌ام که منتظر بودم مذاکرات راجع به برنامه تمام شود و آن وقت تقدیم مجلس کنم و آن لایحه قبلى پس گرفته شود. در لایحه جدید که تقدیم خواهد شد یک تغییرات اساسى داده شده است به طورى که بعد ملاحظه خواهند فرمود که شاید دو ثلث از شکایاتى که اشخاص دارند به طرز سهلى حل شود و رفع نگرانى هم از مالکین و هم آقایان نمایندگان از این حیث بشود تصور می‌کنم دولت مساعدت کافى درباره اینها کرده است و بنده هم آن قدر که ممکن

+++

بوده است کوشیده‌ام که بتوانم رفع نگرانى مردم را از این حیث بکنم و حق را آن طور که باید به ذى حق برسانم ضمناً راجع به این که در این زمینه آقایان بیان فرمودند و از جمله آن روز آقاى امیر تیمور فرمودند که ممکن بود به دفاتر حسابدارى دربار و غیره مراجعه بشود و زمینه حاضر بشود بنده تصور می‌کنم در همین جا هم عرض کرده بودم که از اول هم بنده به این نکته متوجه بودم که زمینه فراهم بکنم تا حتى‌المقدور اشخاصی که دچار زحمت شده‌اند زحمت‌شان کم‌تر شود و این زمینه راهم بنده تهیه کرده‌ام و رسیدگی‌هاى قبلى هم به عمل آمده است و تصور می‌کنم راه خوبى پیموده شده است براى این که مطلب روشن و عملى بشود (دکتر سنگ- این را هم بفرمایید که تحت هیچ تأثیرى هم واقع نخواهید شد) بنده گمان می‌کنم که این توضیح دیگر زائد باشد زیرا آقایان تصور می‌کنم به قدر کافى بنده را شناخته باشند که تحت تأثیر واقع نمی‌شوم دلیل هم ندارد که تحت تأثیر واقع شویم و اگر تحت تأثیر مضرى واقع شویم گناه بزرگى را مرتکب شده‌ایم امیدوارم چنین چیزى هم پیش نیاید اما مطلبى که امروز نماینده محترم آقاى نقابت تذکر دادند راجع به قوه قضاییه و حملاتى که به قوه قضاییه وارد شده است و باید جبران شود بنده چون وقت تنگ است باز عرض می‌کنم که نمی‌خواهم به طور تفصیل وارد مطلب شوم اما همین قدر عرض می‌کنم که سازمان و تشکیلات ذر یک جامعه و در یک کشورى البته معلول به علل و موجباتى می‌باشد و الان تأسیسات به وجود نمى‌آید و این موقع هم جاى بحث آن نیست که چرا مؤسساتى که ما داریم و به نظر نماینده محترم نبایستى وجود داشته باشد به وجود آمده است البته آن علل و موجبات قوت داشته است که این مؤسسات را به وجود آورده شاید هنوز هم آن علل و موجبات باقى باشد و به همان دلیل هم نمی‌شود از خیلى از قسمت‌ها صرف نظر کرد تمام تشکیلاتى هم که بشر می‌دهد و تأسیساتى که در هر جامعه به وجود می‌آمد از همان روزهاى اول و هر چه بعد جلوتر برویم بیشتر معلوم می‌شود که داراى نواقصى می‌باشد و البته این نواقص باید مرتفع گردد مهم‌ترین تشکیلات کشور هم که در رأس همه قرار گرفته است و پایه و بنیان مشروطیت می‌باشد و عبارت از مجلس شوراى ملى است براى همین است که این نواقص در آنجا تذکر داده شود و قوه مجریه هم آن را در نظر بگیرد و متوجه بشود که اصلاحات ضرورى را تدریجاً به عمل آورد. ولى این اصلاحات باید با مطالعه به عمل بیاید و اگر بدون مطالعه به محض این که امرى به نظر ما ناقص آمد ما بخواهیم آن تشکیلات را بر هم بزنیم و آن تأسیسات را از میان ببریم دچار اشتباه بزرگتری شده‌ایم و نواقص بیشترى ایجاد کرده‌ایم که برخلاف مصلحت جامعه است و به زبان جامعه تمام می‌شود. دیوان دادرسى مالیه که آقاى نقابت تذکر دادند یک عللى داشت که مختصرش را آقاى وزیر مالیه تذکر دادند و تفصیلش را هم ممکن است که بنده به آقاى نماینده محترم توضیح بدهم و آن علل هنوز هم باقى است که نمی‌شود از آن صرف نظر کرد و این را نمی‌شود دلیل بر حمله به قوه قضاییه دانست و قوه مجریه هم در این قسمت و هم در موارد دیگر می‌تواند هم کمک بکند هم کمک از قوه قضاییه بخواهد تا این که منظور بوجه احسن و واقعاً عملى شود و البته بنده نمی‌خواهم راجع به گذشته و معایبى که در کار بوده است و نماینده محترم متوجه آن شده‌اند چیزى عرض بکنم و تبرئه کنم خیر در هر قدمى که ما برمی‌داریم نواقصى هست و خطاهایى ممکن است و در این زمینه هم رخ داده باشد از این مطلب هم صرف می‌کنم که آیا در این مورد جاى این مذاکرات هست یا بهتر بود رفع نواقص را با یک مطالعات بیشترى بخواهیم تا آن تشکیلات هم بتواند با توجه بیشتر به علل و نواقص کار رفع آن را بکند در هر صورت چه دیوان دادرسى مالیه چه دیوان کیفر کارکنان دولت اینها یک عللى داشته است که باعث وجود آنها شده است البته عرض نمی‌کنم که همه آن موجبات هنوز هم به قوت خود باقى است ولى قسمت زیادى از آن موجبات حالا هم وجود دارد. شک نیست که نواقصى هم در عمل و طرز تشکیلات موجود است و باید اصلاح شود بنده هم سابقاً اینجا عرض

+++

کردم که وزارت دادگسترى در نظر دارد و مشغول مطالعه است که اصلاحاتى که باید در کلیه قسمت‌ها از جمله در این قسمت به عمل آورد و البته نتیجه‌اش هم به عرض آقایان خواهد رسید و ملاحظه خواهند فرمود اما این که تذکر دادند که با این نواقصى که هست خوب است یک چراغ خطرى برفراز آن روشن شود تا مردم آگاه شوند و در گودال این مخاطرات نیفتند بنده انتظار داشتم آقاى نقابت که خودشان بهتر از بنده آشنا هستند به تأسیسات دادگسترى این فرمایشات را نفرمایند چون این چراغ خطر وجود دارد دیده بصیرت و قوه بینایى ایشان هم بیش از آن است که بنده بگویم ایشان ندیده‌اند ایشان دیده‌اند و می‌دانند که این چراغ خطر به صورت دستگاه اداره نظارت و محکمه عالى انتظامى در وزارت دادگسترى وجود دارد و اگر خداى نخواسته یکى از تشکیلات ما راه خطایى به پیماید و یا اشتباهى بکند آنها متوجه خواهند شد و تذکر می‌دهند و جلوگیرى مى‌کنند و اگر کسى دچار خطرى از حیث امور قضایى بود در این تأسیسات آن خطر از او رفع می‌شود و جبران اشتباهات و چیزهایى که برخلاف انتظار ممکن است پیش بیاید به عمل مى‌آید این را هم باید عرض کنم که این اشتباهات انحصار و اختصاص به ما و تشکیلات جامعه ما ندارد در همه جاى دنیا ممکن است این اشتباهات پیش بیاید و این تأسیسات هم براى این است که رفع اشتباهات و این خطرهاى فرضى را بکند.

راجع به اشخاص و این که مثلاً در دادسراهاى شهرستان و استان اشخاص مسن‌تر و مهم‌ترى بایستى به کار گماشته شوند و به بنده تذکراتى دادند صرف نظر از این که نگفتند چرا با وجود احتیاج مبرم ایشان نسبت به جوانان تحصیل کرده زحمتکش بى‌عقیده شده‌اند بنده هم تصدیق دارم که اگر مثلاً آقاى عبده در دادسراهاى شهرستان ما بودند البته بهتر بود و اهمیت بیشترى می‌داشت ولى خوب بنده از شما می‌پرسم که چند نفر مثل آقاى عبده ما داریم؟ و اگر ایشان را مثلاً براى ریاست محکمه عالى انتظامى چه می‌کردیم؟ اینها یک نکاتى است که اگر شخص بیگانه این حرف را می‌زد و نسبت به وسایل و عده اشخاص تحصیل کرده شایسته و میزان احتیاجات تشکیلات قضایى بى‌اطلاع بود بنده چیزى نمی‌گفتم ولى آقاى نقابت وارد هستند و می‌دانند اشخاصى را که براى رفع این احتیاجات جامعه پرورانده و آماده انجام این وظایف نموده تا چه میزان است و تا چه حد هم باید انتظار داشت بنده تصور می‌کنم اگر دقت در این موضوع مى‌فرمودند این اشکال را خودشان جواب می‌دادند. اما این که تذکر دادند باید کارى کرد که دیگر قاضى از وزیر براى صدور حکمش اجازه نخواهد و وزیر هم اجازه ندهد باز هم بنده تعجب می‌کنم که چرا آقاى نقابت حقیقت را از نظر دور داشته‌اند بنده راجع به گذشته اطلاعى ندارم اما در این مدت که متجاوز از یک سال و نیم است خود بنده خدمتگذار دادگسترى هستم نه فقط اطمینان می‌دهم بلکه می‌دانم خود آقاى نقابت هم یقین دارند که در این مدت حتى یک مورد را هم خود نماینده محترم یا یک کس دیگرى نمى‌تواند نشان بدهد که کسى از قضات براى صدور رأى خود از وزیر دادگسترى اجازه خواسته باشد به عقیده بنده هم وزیر دادگسترى همان طور که فرمودند ناخدایى است که باید مراقب باشد کشتى دادگسترى در مجراى قانون و سلامت طى راه کند و مقید هستم که این طرز عمل همیشه سیره وزارت دادگسترى باشد و همه عادت به این رویه کنیم و این عمل در زمان بنده شده است و امیدوارم بعد هم خواهد شد که وزیر در کار قاضى و قضاوت مداخله نکند (صحیح است) عمده مطالب این بود که عرض کردم و یادداشت‌هاى دیگری هم دارم که چون وقت تنگ است صرف نظر می‌کنم و تمنى می‌کنم آقاى نماینده محترم اگر میل داشته باشند از حقایق آگاه شوند تشریف بیاورند تا توضیحات بیشترى به ایشان بدهم.

رئیس- آقاى روحى‏

روحى- سخن بسیار فرسودگى آورده است براى آقایان نمایندگان و هیئت محترم دولت این است که بنده سعى می‌کنم که خیلى مختصر اداى مقصود کرده باشم. عرض

+++

کنم که برنامه‌ای که دولت تقدیم مجلس شوراى ملى داشته است فقط می‌توان یک وسیله معمولى است و یک فرمالیته‌ای است براى دادن رأى اعتماد به مجلس و براى این که صلاحیت دولت را براى رأى اعتماد مجلس به آنان احراز کرده باشند و الا براى هر قسمت از اینهایى که در برنامه ذکر شده است یک قانون جداگانه لازم است کشاورزى را می‌خواهند توسعه بدهند قانون علیحده باید بیاورند همین طور سایر قسمت‌ها من مى‌خواستم خاطر محترم جناب آقاى نخست وزیر را که کاملاً شهد‌الله مورد اعتماد و اتفاق اکثریت مجلس هستند و نظر اکثریت مجلس به شخص ایشان است ایشان هم متوجه اصلاحات هستند متوجه ساخته باشم که خوب بود یک برنامه دو ساله سه ساله پنج ساله براى اصلاحات در کشور بیاورند که این چرخى که با مقررات با زحمت با رنج در این کشور و با خون دل به جریان افتاده است و در واقع فشار مالیات‌ها هم مردم را خرد کرده است سازمان این چرخ نباید متوقف بشود و دولت مى‌آمد و مى‌گفت مثلاً طبق این نقشه من این قدر در این چند سال سد‌بندى می‌کنم، راه آهن می‌کشم سایر اصلاحات اساسى را می‌کنم،، بالفرض این دولت نبود یک دولت دیگرى ناگزیر بود همین اصلاحات را دنبال و پیروى کند بنده امروز صراحتاً عرض می‌کنم که تمام این چرخ‌ها در کشور خوابیده است و البته انتظار دادم که هیئت دولت توجهى بکند توانایى به خرج بدهد قدرت به خرج بدهد که اینها را به جریان بیندازد البته این انتظار همه است (صحیح است) که هیئت دولت براى گردش همه این چرخ‌ها یک توجهى بکنند و توقف را روا ندازند (صحیح است) زیرا وقوف به عقیده عقلا و فلاسفه روى به انحطاط و مرگ است و ما نباید تسلیم به وقوف و مرگ بشویم و حالا من صریحاً عرض می‌کنم صدى شصت از عایدات ما به ارتش داده می‌شد حالا شما این خرج را این قدر نمى‌کنید و بنده نمی‌گویم که بیایید به مالیات اضافه و تحمیلى بکنید البته آقاى وزیر دارایى اضافه مالیات مورد پسندشان نبوده است ولى در مورد بنزین که اضافه شد به هر حال پس این کارها را بکنید و این چرخ‌ها را به گردش بیندازید که کارها با همان سرعت که در پیش بوده و با کمال صحت پیش برود و به جریان خودش بیفتد. عرض دیگر بنده موضوع فارس و کرمان است بنده صریحاً عرض می‌کنم که در ظرف این مدت بیست سال که به تمام این کشور خدماتى شده و توجهاتى شده است کارخانه‌جاتى دایر شده خط آهن‌هایى کشیده شده است و بالاخره یک دست توانایى ولو هر قدر هم جامعه بخواهد تنقید کند از یک خدماتى که شده است از طرف او که این خدمات بس آبرومندى به این کشور شده است و سازمان‌هاى بس بزرگى هم ایجاد شده است اتفاقاً کوچکترین توجهى به فارس و کرمان نشده است آقاى سهیلى وزیر امورخارجه که خود مدتى در کرمان تشریف داشتندخوب توجه دارند که از این کارخانه‌ها هیچ یکى هم به کرمان نرفت همین طور از قسمت‌هاى دیگر، ازخزانه بانک کشاورزى یک دینار به کرمانى داده نشد. همین طور در فارس چرا فقط یک کارخانه قندى در مرودشت شیراز که آن هم در فارس است نه کرمان، من چیزى نمی‌گویم،، البته بجنوردى، کرمانى، مراغه‌ای مثل فارسى و کرمانى همه جزء کشور ایران و همه وطن ما است و ما به همه آنجا‌ها علاقه داریم و می‌خواستم دولت توجهى بکند به این موضوع و مخصوصاً بنده توجه جناب آقاى رئیس دولت را به این موضوع جلب مى‌کنم. موضوع دوم موضوع خواربار است بنده به آقایانى که رفتند خدمت آقاى نخست وزیر که شاید نظر آنها را جلب کنند براى افراد هیئت دولت بنده عرض کردم که شما نظرى نداشته باشید در افراد نظر مثبت یا منفى در افراد نداشته باشید به آنها گفتم خدمت خودشان هم عرض کردم که امروز از همه چیز واجب‌تر و ضرورى‌تر موضوع خواربار است و کشور ما امروز نیازمند یک نفر وزیر خواربار است زیرا امروز ارزاق عمومى و خواربار تأمین نیست ملاحظه بفرمایید آقاى نخست وزیر وضع خواربار به کجا کشیده است اراکى نان یک من سه ریال دارد، اصفهانى 8 ریال، کرمانى 7 ریال البته همه می‌دانند امسال بهترین سالى بوده است که ما جنس در کشور داشتیم و شاید اضافه هم بر مصرف خودمان داشته‌ایم با این حال طورى

+++

شده است که حالا ما باید از خارج جنس بیاوریم اینها چه شده است؟ همه اینها احتکار شده است احتکار و شما باید از این احتکار جلوگیرى کنید که انبارها خردخرد از بین برود و در داخله جنس را احتکار نکنند و این تنگى آذوقه از جامعه برود و آذوقه و خواربار کشور فراوان شود و توجهى به این درد بشود و نظارت کامل هیئت دولت در این امر خیلى لازم است یکى دیگر از قسمت‌هایى که مى‌خواهم عرض کنم راجع به بانک کشاورزى است بانک کشاورزى که مى‌توانم عرض کنم ستون فقرات اقتصادى کشور است و این بانک هر روز یک مشکلات جدیدى را براى ارباب رجوع ایجاد می‌کند که مردم نمی‌توانند استفاده از آن بکنند باید ملک ثبت شده بدهند تضمین دو چندان بدهند و این مقررات خیلى مشکل است که بایستى اینها را برداشت این مقررات سخت را و سرمایه بانک را علاوه کرد بلکه مردم قنوات خودشان را لایروبى کنند، زمین‌هاى بایر خودشان را آباد کنند، تهیه آب کنند اصلاحاتى بکنند که در زمین‌هاى قابل کشت‌شان کشت و زرع بشود و فلاحت کنند پیشرفت کند و آباد بشود. موضوع دیگر عرایضم این بود که خواستم توجه بدهم آقاى وزیر فرهنگ را شخص ایشان از مبانى کامل مشروطیت ایران هستند و تمام جریانات را در این کشور می‌دانند و آن موضوع کلاس سالمندان است که موضوع عجیبى شده است در این کشور یک بودجه بس گزافى را این کار می‌خواهد آن وقت هم می‌آیند و پیشخدمت ادارى و حمامى و حمال سر گذر را می‌برند به عنف در آنجا و این صد دینار هم فایده ندارد آن وقت یک ملتى سزاوار نیست که بچه‌ها را بگذارند که ول بگردند و تحصیل نکنند آن وقت پنجاه سالش که شد بیاورندش و مجبور کنند که تحصیل کند در کلاس سالمندان اینها سزاوار و شایسته نیست و هیچ فایده‌ای هم ندارد من عقیده دارم که خرج اینها را در بودجه کشور اختصاص بدهید براى دواستان در دواستان در جنوب و در شمال، در خوزستان و در آذربایجان در این جاها تعلیم را اجبارى کنید هیچ کارى هم ندارد محل هم دارید کلاس اکابر هم لازم ندارید که به این ترتیب بجه نرود تحصیل کند ولى مرد پنجاه ساله را ببرند به اجبار به کلاس سالمندان این یک چیزى است که بایستى در آن نظر کرد و براى نمونه هم که شده است در یک قسمت استان کشور عملى بشود و تعلیم اجبارى را عملاً شروع کنیم دبستان‌هاى دو کلاسه و سه کلاسه که بچه‌ها بروند و از اول عمر تعلیم بگیرند و خواندن و نوشتن را یاد بگیرند این بسیار ضرورت دارد.

یکى دیگر از عرایضم موضوع کارخانه‌هاى داخلى است این کارخانه‌ها یک روز هم خدمتشان عرض کردم اینها از همه چیز از گمرک و از سایر عوارض معاف بوده‌اند و همه نوع تسهیلاتى هم برایشان قائل شده‌اند پنیه هم در داخل کشور هست امروز هم ما احتیاج مبرم داریم اینها باید یک طورى باشد که مصنوعاتشان را این قدر گران نفروشد ملاحظه بفرمایید اینها تا الان چند برابر پول کارخانه‌هاشان را واصل سرمایه‌شان را در آورده‌اند کارخانه هم مال خود کشور است پنبه هم مال خود کشور کارگر هم مال خود کشور خوب اینها نباید بیش از صدى ده سود ببرید نه این که در این موقع تنگى این طور رفتار بکنند این مقتضى نیست که ما بنشینیم و اینها هر اندازه که دلشان می‌خواهد جنس را به مردم بفروشند آخر چرا؟ این نظارت خیلى خیلى دقیق می‌خواهد که باید این قسمت هر طور شده کاملاً تعدیل شود که مردم در رفاه باشند (صحیح است) قسمت دیگر موضوع حمل و نقل است و بنده نمی‌دانم دولت براى این موضوع چه در نظر دارد شاید در چهار ماه دیگر ما نتوانیم حمل و نقلمان را اداره کنیم امروز لاستیک براى اتومبیل‌هاى بارى لازم است نه براى اتومبیل شخصى بنده عرض نمی‌کنم به اتومبیل شخصى ندهند ولى باید اقدامى بشود و طورى بشود که ما از حیث حمل و نقل دچار مضیقه نشویم این هم یک موضوعى بود که بنده خواستم عرض کرده باشم. یکى دیگر از عرایض بنده که خیلى علاقه دارم و شخصاً عقیده دام که باید عده مأمورین وظیفه ناشناس یا توبیخ شوند و یا به کیفر برسند و آن این است که در این واقعاتی که در شهریور ماه در کشور اتفاق افتاد از لشکر شرق یک عده‌ای کار و وظیفه و خدمت خود را ترک کردند و رفتند و نمی‌دانم

+++

آیا این قضایا تحت رسیدگى است یا نه یا مأمورین دیگر مثلاً فلان آقاى رئیس پست یا فلان رئیس دارایى که پست خودش را ول کرده و گذاشته رفته و فرار کرده و نمی‌دانم سر از کجا در‌آورده بدون این که خطرى به او متوجه شده باشد آیا این موضوع‌ها رسیدگى شده؟ ما باید به این کارها برسیم و اینها باید مورد توبیخ و کیفر قرار گیرند. بایستى به این قضایا متوجه باشیم شاید خداى ناخواسته یک خطرات بیشترى پیش بیاید و حال کشور بدتر از این شد با این مأمورین چه باید کرد؟ اینجا باید دولت مأمورین وظیفه‌شناس را تشویق کند و پاداش بدهد و آنهایى هم که پستشان را ول کرده و فرار کرده‌اند آنها را هم باید کیفر داد (صحیح است) و همه نوع توبیخ و تعقیب کرد و حال آن که الان من مى‌بینم امروز بعضى‌ها که این کارها را کرده‌اند راست دارند راه می‌روند و به مردم افتخار هم می‌کنند (صحیح است) این قسمت‌ها را بنده عقیده دارم که جداً باید تحت تعقیب قرار دهند و رسیدگى کنند و توجه داشته باشند (صحیح است) و مأمورین را به وظایف خودشان آشنا کنند.

یکى دیگر چون من به آقاى وزیر جنگ کنونى عقیده دارم و به پاکدامنى ایشان معتقدم و به ایشان علاقه دارم نمی‌دانم این ترفیعات و تغییرات را در وزارت جنگ به چه جهت می‌دهند که یک عده را خارج می‌کنند یک دسته را برمی‌دارند و متقاعد می‌کنند و بى‌جهت یک دسته را کار می‌دهند یک دسته را نمی‌دهند اینها را که عرض کردم فقط چیزى که من را اقناع می‌کند همانا اطمینانى است که به پاکدامنى و درستى شخص آقاى وزیر جنگ دارم و ایشان را بسیار بسیار مرد شریف پاکدامن می‌دانم امیدوارم که عرض کنم این قسمت هم طورى باشد که اعمال نظریات شخص درش مدخلیت نداشته باشد.

یکى دیگر از عرایضم این است: یک نفر از آقایان یادداشتى الان در موضوع دوا به من داده است شما اگر الان به احصاییه گمرکى نگاه کنید به اندازه چهار سال در طهران دوا داریم و تمام احتکار شده است و این یک قانونى می‌خواهد آقاى نخست وزیر بایستى براى احتکار قانونى بیاورند حتى تا اعدام هم مجازات داشته باشد زیرا این کم‌کم دامنه پیدا می‌کند و رفته رفته احتکار سر از ذغال هم درمی‌آورد سر از سایر مایحتاج‌هاى مردم هم در‌مى‌آورد و باید جلوگیرى شود و یک کارى باید بکنید که مردم این قدر در مضیقه و فشار نیفتند و مجبور نشوند که از صبح تا شام دنبال ذغال بگردند و درباره ذغال الان این کار را کردند و الان در این موقع سال ذغال رسیده است به سیصد کیلو چهارصد ریال و این معقول نیست،، خوب نیست این را نباید ول کرد آقا تا کى؟ باید براى پایین آوردن سطح زندگى و جلوگیرى از احتکار کوشش کرد و فکرى کرد پس فردا عید نوروز است یک نفر روستایى یک کشاورزى که بخواهد بچه‌اش را یک پیراهن نو بپوشاند باید صد و پنجاه ریال دویست ریال پول بدهد و این مقدور نیست آقا باید فکرى کنید و چاره بیندیشید و براى این طبقه که مولد ثروت هستند یک فکرى بکنند. در پایان هم می‌خواهم عرض کنم آقا نخست وزیر به وسیله رادیو درباره آزادى و قانون به جامعه اندرزهایى دادند هم به آقایان وزرا و هم به سایر طبقات کشور که در کار خودشان نظریات خصوصى اعمال نکنند و از حدود قانون تخطى و تجاوز نکنند بنده خیلى میل دارم آقایان مخصوصاً آقاى وزیر راه آهن قانون و دستور را رعایت کنند و آن نظریات خصوصى که در وزارت کشورشان فرمودند نکنند و آقاى آهى هم خودشان را که در محاکمه تعمیم فرمایند.

وزیر فرهنگ (آقاى تدین)- در عین این که راجع به مطالب مربوط به هر یک از وزارتخان‌ها وزیر مسئول آن وزارتخانه حق دارد جواب بدهد دیگرى از وزرا هم حق دارد از طرف آن وزیر جواب عرض بکند بنابراین بنده با در نظر گرفتن خستگى آقایان (چون بنده مکرر در مجامع عمومى و خصوصى صحبت کرده‌ام و می‌دانم همان قدر که آقایان مستمعین خسته بشوند دیگر براى گوش دادن حاضر نیستند) خیلى مختصر است اولاً خیلى خوش وقت هستم بنده و سایر آقایان وزریران از تذکرات کلى که داده می‌شود و در عین این که تمام این موضوعات مورد توجه خاص دولت است زمان لازم دارد و به تدریج هر مشکلی

+++

حل خواهد شد ولى بعضى قسمت‌هاى برجسته در نطق آقایان بود که آن را خواستم جواب عرض کنم.

اولاً موضوع دوا بود که این موضوع فوق‌العاده طرف توجه هئیت دولت است و مخصوصاً آقاى وزیر بهدارى در این خصوص اقدامات جدى کرده‌اند و در نظر دارند که در حدود وسایل ممکنه موضوع دوا آن طورى حل شود که بر اشخاصی که محتاج به دوا هستند صدمه وارد نشود و از این حیث جاى هیچ گونه نگرانى نیست.

اما راجع به وزارت جنگ اعتراض کردند که چرا اصلاحات ادارى شده است جواباً می‌گویم که البته یکى از اصلاحات اساسى که هیئت دولت در نظر دارد اصلاح ادارى است براى این که یک تشکیلاتى بر طبق مقتضیات ادوار گذشته ایجاد شده و امروز دولت در نظر دارد تجدید نظرى در آن تشکیلات بکند و زوایدى که به نظر می‌رسد آنها را به طور عادلانه اصلاح کند و از میان ببرد. تجدید نظر در تشکیلات و اصلاحات ادارى اگر قانون داشته باشد از حقوق مختصه وزیر است و اگر محتاج به قانون هم باشد البته قانونش را تقدیم مجلس خواهد کرد تا با نظر و تصویب مجلس شوراى ملى به موقع عمل و اجرا بگذارد بنابراین اگر در وزارت جنگ اصلاحاتى به عمل آمده است اشکالى ندارد و جاى نگرانى نیست. اما راجع به بازنشستگى این هم بر طبق یک قانونى است که به تصویب مجلس شوراى ملى رسیده است و بر طبق آن یک عده از افسران وزارت جنگ بازنشسته شدند و راجع به آن اشخاص هم که اشاره کردند که از مأموریت و شغل خود فرار کرده‌اند آن هم مورد توجه خاص وزارت جنگ واقع شده است و رسیدگى می‌کنند که هر کدام از این افسران فرار کرده و انجام وظیفه نکرده باشند حتماً به دادگاه نظامى احاله داده خواهد شد اما آنهایى که عذر موجه داشته باشند البته رعایت حال آنها هم خواهد شد و رسیدگى در این موضوع هم موجب نگرانى خاطر آقایان نخواهد بود براى این که باید در این موضوع قضاوت بشود و قضاوت هم خواهد شد تا این که در آتیه افسران کاملاً متوجه انجام وظیفه باشند و هیچ وقت از زیر بار انجام وظیفه شانه خالى نکنند و آنهایی که انجام وظیفه کرده‌اند نیز باید مورد تقدیر واقع گردند. اما آن قسمتى که مربوط به خودم است آن را هم اگر اجازه می‌فرمایید چند کلمه در آن باب عرض کنم: فرمودند کلاس سالمندان لازم نیست متدسفانه بنده با این فکر همراه نیستم و براى موضوع لازم است که مختصرآ عرض کنم که همه آقایان بدانند که تعلیمات عمومى سال‌ها وقت لازم دارد و ما وقتی که از اطفال شروع می‌کنیم مى‌بینیم شش سال دوره ابتدایى است شش سال هم دوره متوسطه و دوره عالى هم حداقل سه سال و حداکثر شش سال پس بنابراین اگر چنانچه یک طفل هفت ساله امروز وارد دبستان بشود و مملکت بخواهد منتظر بشود که از وجود این اطفال استفاده کند شش سال و شش سال دوازده سال هجده سال باید انتظار بکشد که یک طفل هفت ساله امروز بعد از 18 سال یک نفر شخص مطلع و مفیدى از این کارخانه‌هاى آدم‌سازى مملکت بیرون بیاید و البته در ظرف این مدت عده زیادى هستند در این مملکت که بنده آن نسبت صدى چندش را متأسفانه امروز نمی‌خواهم عرض کنم ولى به طور کلى اکثریت تام با آنهایى است که سواد ندارند بنابراین ما باید با یک دست اطفال امروزى خودمان را در دبستان‌ها بگذاریم و انتظار اختتام دوره تحصیل آنها را بکشیم و با یک دست دیگر آن سالمندان را که به واسطه نبودن وسایل کافى از تحصیل بازمانده‌اند وسایل تعلیم و باسواد شدن آنها را تهیه کنیم به این جهت بوده است که کلاس سالمندان ما یا به اسم قدیم کلاس اکابر تأسیس شد و نمی‌شود از آن صرف‌‌نظر کرد و این که فرمودند که بعضى از افراد را به اجبار جلب می‌کنند به آنجا البته اگر به اجبار باشد جلوگیرى خواهد شد از آن و اگر یک نواقصى در اصل عمل باشد البته آن را هم بنده رسیدگى خواهم کرد و آن را رفع خواهم نمود ولى از اساسش نمى‌شود صرف نظر کرد و اما راجع به تعلیمات اجبارى این موضوع تصور می‌کنم مورد توجه و علاقه همه ما باشد که تعلیمات ابتدایى در مملکت ما اجبارى باشد اما یک نکته را هم باید عرض کنم که در مملکت ما خوشبختانه احتیاجى نیست به این که قانون تعلیمات اجبارى را به موقع اجرا

+++

بگذاریم زیرا که مى‌بینم همه مردم امروزه بالطبع طرف‌دار فرهنگ و دبستان و دبیرستان هستند و براى اثبات این مطلب عرض کردم همین قدر کافى است که عرض کنم در ابتداى افتتاح مدارس به قدرى هجوم مى‌آوردند براى گذاشتن بچه‌هایشان در دبستان‌ها که متأسفانه وزارت فرهنگ دبستان به قدر کفایت ندارد (یکى از نمایندگان- تهیه کنید) و سایر چیزهاى دیگر و به عقیده بنده اول باید بناى دبستان را تهیه کرد بعد بقیه چیزها و با توجه دادن خاطر آقایان به این موضوع تصور می‌کنم که ما باید سعى کنیم که دبستان به قدر کفایت ایجاد کنیم (صحیح است) و مدرسه بسازیم و مردم را تشویق کنیم یعنى آنهایى را که تمکن دارند با طلوع و رغبت و شوق دبستان بسازند و به وزارت فرهنگ هدیه کنند آن وقت که این دبستان‌ها ساخته شد بنده می‌توانم اطمینان بدهم که طبعاً در این مملکت تعلیمات ابتدایى به خودى خود عمومى و اجبارى خواهد شد.

رئیس- آقاى سلطانى‏

سلطانى شیخ‌الاسلامى- در مطالعه برنامه دولت نکاتى به نظر رسید که تذکر آنها را لازم می‌دانم و چون مصلحت عموم اقتضا می‌کند که در تعیین تکلیف دولت تسریع شود سعى می‌کنم که مطالبم را به طور اختصار به عرض برسانم. در برنامه دولت سابق وعده‌هایى در خصوص اصلاح امور اقتصادى و قضایى و برقرار ساختن امنیت و غیره داده شد بود که عین آن با مختصر تغییر عبارت و اضافه یکى دو موضوع در این برنامه هم وارد شده است. بنده اصولاً و منطقاً طرفدار جدى قدرت و توانایى حکومت کشور خود هستم و به فضایل جناب آقاى فروغى و خوبى افکار و عقاید ‌ایشان معتقدم و اگر به عنوان مخالفت اظهارى می‌کنم به قسمى که عرض کردم از باب تذکر است نه مخالفت. دولت سابق در برنامه خود انجام دو قسم امور را بر عهده گرفته و وعده داده بود یک قسم اموری که اختیارش در دست خود دولت و سریع‌الحصول بود قسم دیگر اموری که جز به مرور زمان و تدریج انجام نمى‌یابد از قبیل ترقى و تکمیل صنایع و مؤسسات فرهنگى و اصلاح اخلاق عمومى و امثال آن. بنده در آن قسمت که انجامش جز به طول زمان میسر نیست عرضى ندارم و تذکراتى که در نظر دارم مربوط به آن امورى است که باید با نهایت سرعت و بدون فوت یک دقیقه وقت اقدام شود و اگر با مورد دیگر اشاره می‌کنم از باب مثل و نمونه است. یک قسمت از عرایض بنده مربوط به تعدیل مالیات‌ها به منظور تخفیف مالیاتى و تجدید‌نظر در مقررات بازرگانى و الغا انحصار‌هاى غیر‌ضرورى و بلکه زیان‌آور است که اختیارش در دست خود دولت بوده و به سرعت می‌توانست اقدام کند. در این قسمت متأسفانه به استثناى ملغى ساختن یکى دو انحصار از قبیل انحصار برنج آن هم نسبت به داخله مملکت اقدامى به عمل نیامده و آرزوى عموم برآورده نشده است بیشتر رنج و فشارها و گله و شکایت‌هاى مردم از این دو سه موضوع است که رفع آنها اشکالى ندارد. توده ملت از مالیات‌هاى سنگین کمر‌شکن و تحمیلاتى که به نام مقررات بازرگانى و انحصارها بر او شده و تبعیض و استثناهاى عجیب و غریبى که در اجرا همین مقررات معمول بوده در رنج و عذاب است و بیشتر گله و شکایت اکثریت از بالا رفتن سطح زندگى است که از حد تحمل گذشته و به هر یک از شکایات مردم که رسیدگى کنیم منتهى به این موضوع می‌شود دولت سابق در مدت کوتاه خود نه تنها به این قسمت برنامه خود به طور مطلوب عمل نکرد بلکه یکى دو مالیات هم اضافه و بر بار سنگینى که ملت از تحملش عاجز است یکى دو سربار علاوه کرده و از تصویب اکثریت طرف‌داران خود گذرانید و با گذراندن لایحه افزایش حقوق کارمندان دولت سطح زندگى را هم قدرى بالاتر برد. در برنامه فصلى هم در قسمت ششم تعدیل مالیات‌ها براى تخفیف مالیاتى و جلوگیرى از هزینه‌هاى غیر‌لازم و تجدید‌نظر در مقررات بازرگانى و الغاى انحصار‌هاى غیر‌ضرورى و اهتمام در پایین آوردن سطح زندگى عامه وعده داده شده. اما تاریخ اجراى این قسمت را به زمان دورترى که زمان تهیه و تدوین بودجه سال آینده باشد موکول داشته‌اند،، در صورتی که در برنامه دولت سابق که رئیس و بیشتر اعضایش

+++

در این دولت هم ریاست و عضویت دارند به طور صراحت (در قسمت چهارم) وعده شده بود که در بودجه کشور براى جلوگیرى از هزینه‌هایى که با مقتضیات فعلى وفق نمی‌دهد تجدید نظر شود. از این تفاوت لهجه که در دو برنامه دیده می‌شود این طور استنباط می‌شود که آقایان وزرا سکوت و آرامش افکار عموم را که دلیل بر متانت ملى است دلیل بر راضى بودن و لااقل شاکى نبودن فرض کرده و از تصمیم سابق خود که فوریت و لزوم آن مورد تصدیق همه بود صرف‌نظر کرده و گذشته از این که به تجدید‌نظر در بودجه اشاره نکرده الغاى انحصار‌ها و مقررات بازرگانى را هم به موقع تهیه بودجه سال آینده محول داشته و چنین مستعاد می‌شود که از فکر سابق خود منصرف شده است.

از رئیس محترم حکومت که داراى افکار عالى و ارجمند علمى هستند و از بعضى افراد دولت ایشان که صاحب فکر روشن و واقف بر احوال عامه مردم و داراى حس عالى وطن‌پرستى هستند به هیچ وجه منتظر نیستم که تجدید‌نظر در بودجه را که بر‌خلاف توانایى و بنیه مالى کشور و بر‌خلاف کلیه اصول و موازین اقتصادى تنظیم شده است روا ندارد و به آن اشاره نکنند. بعد از تغییر آقاى تقى‌زاده و بلکه بعد از برداشته شدن مستشاران امریکایى از وزارت دارایى تا به امروز اساس تدوین بودجه این کشور بر هیچ اصلى جز جهل و استبداد و بى‌اطلاعى از حال طبقات ملت و بى‌علاقکى به آسایش و بلکه به حیات جامعه نبوده و این امرى است که همه مى‌بینیم و می‌دانیم و محتاج به توضیح و تشریح نیست از حکومتى که مدعى اصلاح خرابکاری‌هاى گذشته است اصرار در نگهدارى انحصارهاى مضرویا نالازم و خوددارى از تجدید‌نظر در بودجه که شمه از چگونگیش عرض شد کاملاً بعید و غریب می‌نماید.

جناب آقاى نخست وزیر: جنابعالى که مردى حکیم و صاحب تجربه‌اید به درد مردم برسید و بدبختی‌هاى آنها را تسکین دهید و بیش از آن که وقت بگذرد بر دل‌هاى ریش مرهمى بگذارید ملت به آخرین درجه ناتوانى و ضعف رسیده فقر و فاقه عمومى و گرانى روز افزون زندگى بقا و موجودیت ما را تهدید می‌کند.

آقایان وزرا: به عمارت‌هاى مجلل و آپارتمان‌هاى زیبا و خیابان‌هاى اسفالت شده و آبادنماى و اتومبیل‌نشین‌هاى تهران نگاه نکنید و نظر خود را به نقاط دور از مرکز بیندازید و به سکنه سایر شهرهاى کشور که روز به روز فقیر‌تر و پریشان‌تر می‌شوند توجه کنید براى نمونه فارس و شیراز را اسم می‌برم و تمنا می‌کنم که دیروز و امروز آن را مقایسه کنید و ببینید استانى که متمول‌ترین و زیباترین استوان کشور محسوب می‌شد به چه روز افتاده و چگونه در اثر ظلم و بیداد مأمورین و غفلت حکومت مرکزى و تعدیات مأمورین طماع و نالایق و بدى اجراى قوانین تبدیل به یک ظلمت‌کده و وحشت‌آباد شده است یگانه راه علاج این بدبختى و محنت عمومى تخفیف مالیات‌هاى سنگین و تقلیل هزینه‌هاى نالازم است از وسعت و بسط غیر‌لازم ادارات بکاهید عرض و طول سازمان وزارت دارایى را که از زمان مرحوم داور به طرز شگفت‌آورى رو به فزونى نهاده است محدود فرمایید مخارج غیر‌لازم که از همین حالا می‌توان حذف کرد بسیار داریم براى نمونه یک فقره را به عرض می‌رسانم دولت در هر سال مبلغ مع تنابهى به عنوان مخارج اتومبیل براى سوارى مدیران کل و رؤساى وزارتخانه‌ها می‌پردازد این قلم خرج غیر‌لازم است که حذف آن به هیچ جا ضرر نمی‌رساند ملتى که خوراکش نان و آبگوشت و وسیله گرمى زمستانش کرسى و خاکه ذغال است و آن را هم اغلب نمی‌توانند تهیه کنند اگر ایاب و ذهاب کارمندان دولتش هم با پاى و پیاده و یا با روزى دوازده ریال خرج درشکه باشد هیچ عدم تناسبى در میان نیامده و با هیچ اقتضایى مخالفت نشده است و هزاران درجه بهتر از این است که براى هر یک مأمور درجه اول ماهى لااقل دو هزار و پانصد ریال خرج اتومبیل سوارى بشود به علاوه چندین هزار ریال که براى خریدارى اتومبیل پرداخته می‌شود. آقایان وزرا: اگر بیان جامعه را از دست یک عده انحصارچى و شرکت‌چى و رؤساى شرکت‌هاى دولتى رها سازید و در الغاى انحصارهایى که نتایج آن را دیده و مى‌بینیم تسریع فرمایید

+++

در اثر همین انحصارها است که تجارتخانه‌هاى سرمایه‌داران و تجار واقعى بسته شده و بازرگانان و سوداگران واقعى که یکى از ارکان هر جامعه‌اند از هستى ساقط و برخى به نان شب محتاج شده‌اند و در برابر معدودى بى‌سرمایه‌هاى زرنگ و ورشکستگان به تقصیر از بدی اوضاع استفاده کرده و به زور نفوذ و قدرت دولت و وجود انحصار سرمایه‌هاى دیگران را به کیسه خود ریخته و میلیونر شده‌اند نتیجه این وضع ناگوار و جمع شدن ثروت در دست عده معلوم‌الحال این که میان افراد جامعه و سرمایه‌داران جدید فاصله روز افزون ایجاد شده و به وحدت ملى لطمه بس هولناک خواهد زد! ملت ایران و ما نظر تنگ نیستیم و این اشخاص اگر از راه تجارت آزاد و مشروع یا انحصار صحیح و بى‌تبعیض سرمایه‌دار و میلیونر شده بودند هیچ کس حرفى نداشت و بلکه همه خوشحال بودند و می‌گفتند نوش جان‌شان باشد خدا بیشتر بدهد اما این اشخاص بدبختانه از قدرت نامحدود دولت سوء‌استفاده کرده‌اند و به طریق نامشروعى که شرحش مقتضى نیست تمام تجارت کشور را به خود انحصار داده‌اند و ای کاش تمام تجارتخانه‌ها در دست خود دولت بود که سود آن هم عاید همه می‌شد. بدیهى است که دولت تاجر نیست و نباید تجارت کند بلکه باید بکوشد و افراد ملت خود را تاجر و سرمایه‌دار سازد چه دولت به اعتبار ملت در جهان متمول یا فقیر شناخته خواهد شد لیکن بودن تجارت‌ها در دست دولت بهتر از این انحصارها و شرکت‌هاى زیان‌آور است. یکى دیگر از عرایض بنده که اهمیت درجه اول دارد این که در روز بیست و پنجم شهریور در جلسه 115 دوره دوازدهم جناب آقاى نخست وزیر در ضمن اعلام استعفا و کناره گیرى شاه سابق پیام اعلیحضرت پادشاه جوان و آزادی‌خواه ما را به مجلس شوراى ملى و عامه مردم ابلاغ کردند و از جمله این بود (که ملت ایران بداند که من کاملاً یک پادشاه قانونى هستم و تصمیم قطعى من بر این است که قانون اساسى دولت و مملکت و ملت ایران را کاملاً رعایت کنم و محفوظ بدارم و جریان عادى قوانین را هم که مجلس شوراى ملى وضع کرده است یا وضع خواهد کرد تأمین کنم و اگر در گذشته نسبت به مردم جمعاً یا فرداً تعدیانى شده باشد از صدور تا ذیل مطمئن باشند که اقدام خواهیم کرد از براى آن که آن تعدیات مرتفع و حتى‌الامکان جبران بشود) این بود فرمایشات پر مغز و امید‌بخش همایونى که آقاى نخست وزیر اعلام کردند حال ببینیم در اجراى این نیت و اراده عالى چه اقدامى شده است. همه می‌دانیم که حکومت اسبق نه تنها قوانین پیش از زمان خود را محترم نمی‌شمرد بلکه به قوانینى هم که خود پیشنهاد کرده و از تصویب مجلس گذرانده بود وقعى نمى‌نهاد و در هر موقع که رأیش اقتضا می‌کرد به لغو آنها عملاً اقدام می‌نمود براى نمونه یک فقره را به عرض می‌رسانم و آن تعطیل دانشکده‏ معقول و منقول است که به موجب قانون تأسیس دانشگاه یکى از شعب شش‌گانه دانشگاه است که باید دایر باشد و چند سالى هم دایر و برقرار بود و بعد معلوم نشد که چرا و به کدام مجوز قانونى تعطیل کرده‌اند. این دانشکده تنها مرکز علمى بود که علوم سابق ما یعنى نتایج افکار هزاران عالم و فیلسوف و حکیم و ادیب و ریاضى‌دان و پزشک را که در ظرف 1200 و بلکه دو سه هزار سال به وجود آمده است از محو و اندراس مصون می‌داشت و همه می‌دانیم که پایه تمام ترقیات عصر حاضر بر همین افکار نهاده شده و همین معلومات است که تمدن قدیم را به تمدن جدید مربوط می‌دارد این دانشکده تنها مرکز علمى بوده که رنگ ملیت و ایرانیت داشت و می‌بایست در نگهدارى آن بیش از سایر مراکز علمى سعى و دقت شود و اگر در اداره آن نقایص و یا معایبى وجود داشت می‌بایست در مرتفع ساختن آن بکوشند و اداره آن را به اشخاصى که از هر جهت لایق و قابل اعتماد باشند واگذارند نه این که آن را پس از چند سال دایر بودن بدون سبب و دلیلى ظاهر ببندند. از این لغو قانون‌ها که یکى براى نمونه عرض شد بسیار است و دولت کنونى که به نام آزادى و قانون روى کار آمده است باید قوانین ترک شده را از سر نو احیا و تجدید کند محترم و محفوظ نبودن قوانین آثار زیان‌آورى در این مملکت تولید کرده و از جمله موضوعى است که ظاهراً بى‌اهمیت می‌نماید

+++

لکن تأثیر آن در بدبین ساختن مردم نسبت به حکومت قانونى کمال اهمیت را دارد و آن این که قاطبه مأمورین دولت و لااقل اکثریت آنها از کوچک و بزرگ به نوعى از رفتار مستبدانه عادت کرده و در اداى وظایف ادارى یا انجام تقاضاهاى ارباب رجوع شخصیت خود را بیش از اوامر قانون و آیین‌نامه‌ها معتبر و محترم می‌شمرند و به طوری که می‌شنویم هنوز مأموریتى از درجه سوم و چهارم هستند که براى آزار ارباب رجوع تفسیر مواد قانون را که خاص مجلس شوراى ملى است بهانه قرار می‌دهند و با نداشتن سواد و عاجز بودن از فهم یک عبارت ساده فارسى کلمات و عبارت قانون و آیین‌نامه را برخلاف منظور واضع اصلى تفسیر می‌کنند و آن را وسیله آزار ارباب رجوع یا غرضرانى نسبت به زید و عمرو و دماغ‌سوزى افراد و اعضاى لایق دانشمند قرار می‌دهند و می‌شنویم که بعضى از همین آقایان درجه 3 و چهارند که در برابر قوانین و آیین‌نامه‌ها رأى من و عقیده قطعى من می‌گویند و میل و اداره شخصى خود را به این عبارت مستبدانه به کرسى مى‌نشانید. این روح پلید استبدادى که در ظرف بیست سال سوء اداره و تربیت در این کالبدها دمیده شده است باید از بین برود و خفه شود و روح وظیفه‌شناسى و ایمان به قانون و عظمت و احترام به قوانین موضوعه جانشین آن گردد. پادشاه جوان و آزادی‌خواه ما در آخر پیام خود وعده می‌دهند که: هر نوع تعدى که به مردم جمعاً یا فرداً شده است مرتفع خواهد شد. اکنون باید دید که قوه مجریه یا وزرا در انجام یا اعجاز این وعده چه اقدامى کرده و تاکنون چند دسته از ستم‌کاران و متعدیان را به دادگاه تسلیم نموده‌اند؟ متأسفانه از این منظور مقدس آنچه با کمال سرعت و فوریت انجام شد همان ضبط املاک شاه سابق بود که شخص شریف پادشاه جوان و محبوب ما املاک و دارایى پدر خود را که مال ملت بود به ملت مرحمت فرمودند و دیگر از احدى حقوق ملت مطالبه و دریافت نشده است و گویا تجاوز کننده به حقوق مردم همان شاه سابق بوده است لاغیر. در صورتی که شاه سابق اگر استفاده‌اى از اموال و املاک مردم کرد خدماتى هم در برابرش انجام داده است لیکن یک عده مأمورین بیدادگر چه در مرکز و چه در شهرها مى‌شناسیم که از غارت اموال مردم صاحب میلیون‌ها شده و با نهایت آزادى و بلکه سربلندى به تعیش از حاصل غارتگری‌هاى خود مشغولند و به قانون و به عدالت مى‌خندند. آقایان وزرا: تعقیب و مجازات این بیدادگران را که ملت را از صغیر و کبیر کشورى و لشکرى چاپیده و مملکت را به این روز سیاه نشانیده‌اند از مواد اساسى برنامه خود قرار دهید. شما می‌خواهید بنیاد و وحدت ملى را مستحکم سازید. این مقصود عالى در صورتى انجام مى‌یابد که به درد ملت برسید و حق او را از یک عده غارتگر که مدت بیست سال او را چاپیده‌اند بگیرند. تا وقتی که این بیدادگران با کمال آزادى و سلامت راه می‌روند و از خون جگر و اشک چشم جامعه غارت‌زده تعیش می‌کنند محال است که جامعه به حکومیت و قانون اعتماد پیدا کند و پشتیبان و حامى حکومت گردد.

آقایان: منظور شاهانه را به موقع عمل بگذارید و مظالمى را که به افراد و جماعات شده است جبران کنید.

عشایر قشقایى و کوه‌گیلویه و بختیارى و امثال آنها که دهنده قسمت اعظم مالیات و در موقع خود پشتیبان قوه نظامى مملکت و حافظ استقلال کشورند نه تنها اموال‌شان غارت شده و از هستى ساقط شده‌اند بلکه دسته دسته از این طوایف را بدون محاکمه اعدام کرده‌اند! تنها چندین دسته برادران کوه‌گیلویی مرا که به هیچ عنوانى در محاکم نظامى نتوانستند گناهى براى آنان پیدا کنند به نام قصد فرار کشتند و گفتند امر محرمانه بود! از طایفه بهمنى علا‌الدینى کوه‌گیلویه در یک روز 97 نفر را کشتند که یک نفرشان کودک 13 ساله بود چهار صد نفر از این طایفه را در اهواز حبس کردند و قریب سیصد نفر آنها در زندان مردند یا نفله شدند. کوه‌گیلویه به خدا قسم یاغى نبود طوایفش را مأمورین یاغى کردند. ممسنى یاغى نبود پول حاج معین بوشهرى کار خود را کرد و مأمورین باعث خمیر مایه فتنه و انقلاب آنجا شدند. خوانین بویر‌احمدى را با دادن تأمین و سوگند یاد کردن به طهران آوردند و به عنوان این که

+++

بر علیه مملکت قیام کرده‌اند کشتند اما عایله و بازماندگان آنها را به جاى این که نگهدارى و تربیت کنند به جاى این که به حکومت و قانون آشنا و به زندگى شهرى مایل و دل‌گرم سازند نگذاشتند عواید املاک‌شان به آنها برسد و آنها را در نهایت سختى و بدبختى نگهداشتند (عواید املاک آنها را مأمورین حیف و میل می‌کردند) غافل از این که این طرز رفتار فیلسوف را جانى و خطا‌کار می‌کند تا چه رسد به مردم نادان. روشى که در خانه‌نشین کردن عشایر نشان دادند روش اعدام و افنا بود نه تربیت و اصلاح و همین روش و جامعه ایرانى را ناتوان و امید به وحدت ملى را ضعیف کرده است. بدبختى این بود که اگر برحسب تصادف مأمور پاکدامن و شرافتمندى مانند آقاى محمد‌حسین جهانبانى را به کوه‌گیلویه می‌فرستادند و از روى ایمان و درستى به مملکت خدمت می‌کرد به جاى تقدیر و سپاس چنین کسى را خلع درجه می‌کردند (افشار- این مطالب خارج از موضوع برنامه است) خیر آقا خارج از برنامه نیست در برنامه است.

آقایان: وحدت ملى باید در سایه عدالت و قانون ایجاد و تأمین شود. براى ایجاد وحدت براى تشویق معدودى که در این عصر وحشت با کمال شرافت و بى‌طمعى انجام وظیفه کرده‌اند و براى ارشاد و دلالت خدمت‌گذاران آینده که با دل گرم و امیدوار به آنها تأسى کنند و براى تسلیت دل‌هایى که از حکومت و قانون و عدالت و جامعه رمیده است گناهکاران را تسلیم دادگاه و حقوق ملت را از آنها دریافت کنید. آقاى سپهبد امیر احمدى که از افسران لایق و فدا‌کارند و امروز به خدمت وزارت کشور گماشته شده‌اند و شخصاً لیاقت ایشان را در خدمت به امنیت کشور دیده و شناخته‌ایم به خوبى می‌دانند که امروز آوازه عدل و داد بیش از صداى غرش توپ و خمپاره تأثیر دارد. پس باید کارى کرد که کافه طبقات مردم به عدل و داد و حکومت امیدوار کردند. امروز تأمین خواربار و امنیت مهم‌ترین موضوعى است که فکر دولت را به خود مشغول داشته و بنده بر طبق ادله و براهینى که در دست دارم به دولت اطمینان می‌دهم که اگر مأمورین متعدى سابق را تعقیب و مجازات کنند نخست امنیت و سپس خواربار تأمین می‌شود و اگر در این امر قصورى رود خطر قحط و غلا روز به روز شدید‌تر خواهد شد. مملکت تنها طهران نیست که نانش را تأمین کرده‌ایم و دولت البته می‌داند که در بیشتر نواحى مملکت بلاى قحط و غلا بالا گرفته و حیات جامعه را تهدید می‌کند. این قحط و غلا را باید جدیت همین مردم در کار و پیشه مرتفع سازد و کسانى که کشندگان پدر و برادر و غارت‌کنندگان اموال خود را سالم مى‌بینند ممکن نیست که با دل شاد و امیدوار به خدمت مملکت آماده و مهیا شوند. گناهکاران شهربانى مگر همین دو سه نفر بودند که زندانى شدند؟ مگر پاسیار دو نیرومند کشنده جوان دانشمند بی‌گناهى مانند خان بابا اسعد متهم به چندین جنایت دیگر نیست که با کمال آزادى و بى‌ترسى راه می‌رود و بدبختانه می‌شنوم او را برخلاف عدل و انصاف از مقاماتى به او حمایت می‌شود و به عنوان تفتیش،، آرى تفتیش از مردم (بیچاره مردم!) او را به خوزستان فرستاده‌اند خان بابا اسعد را همه مى‌شناسیم که پسر مرحوم سردار اسعد بزرگ پدید آورنده اساس مشروطیت و حافظ همین مجلس شوراى ملى و خادم راه آزادى و استقلال مملکت بوده. سردار اسعد را تاریخ این کشور به نام مجاهد بزرگ آزادى معرفى کرده و کسى بود که جنازه‌اش را می‌خواستند در مجلس دفن کنند تا از خدماتش قدردانى شده باشد. پسرهاى این مرد بزرگ هر کدام به نوبت و سهم خود خدماتى به این مملکت کردند یکى از آنها شادروان جعفر قلى سردار اسعد وزیر جنگ اسبق بود که همین مجلس شوراى ملى در سخت‌ترین بحران‌هایى که براى کشور در استبداد صغیر پیش آمده بود از خدمات بزرگ او تقدیر و تمجید کرد. این شخص را به طوری که می‌دانیم برخلاف نصر صریح قانون اساسى به زندان افکندند و به فجیع‌ترین وضعى کشتند و خانواده‌اش را به روز سیاه نشاندند و از هستى ساقط شده‌اند. من به نام حقوقی که سردار اسعد بزرگ به مملکت و به همین مجلس شوراى ملى دارد از پیشگاه مبارک دولت استدعا می‌کنم که متهمین به قتل فرزندان او مخصوصاً مرحوم جعفر قلى اسعد وزیر جنگ اسبق را تعقیب

+++

و مجازات و خسارت‌هاى وارد به بازمارگان او را اندازه امکان تلافى و جبران کنند.

رئیس- اینها جزء برنامه است آقا؟ چرا وقت مردم را تلف می‌کنید آقا. حیف است از شما.

سلطانى- باید کسانى را که در این مملکت کشته‌اند گفته شود. باید حقایق مکشوف شود.

رئیس- چرا وقت مردم را ضایع می‌کنید؟ حیف است اینها چه ربطى به برنامه دارد آقا.

سلطانى- خوب معلوم می‌شود نباید کسى گناهکاران را تعقیب کند و نباید به مجازات برسند.

پس بنده صرف‌نظر می‌کنیم از عرایضم. امیدواریم انشاء‌الله در آتیه آزادى آن طوری که شایسته و برازنده است برقرار شود تا حقایق گفته شود. از بیخ و بن برکنده باد استبداد (از مجلس خارج شد.)

نخست وزیر- مجلس شوراى ملى آقا باید سرمشق باشد براى همه کس در اداى وظایف (صحیح است) البته زبان باید در مجلس شوراى ملى آزاد باشد و همه چیز را بتوانند بگویند و به مردم مملکت بفهمانند ولى هر چیزى به جاى خودش (صحیح است) ولى عرض کردم ابتدائاً دولتى هست که مى‌خواهد تکلیفش را بفهمد این برنامه را هم پیشنهاد کرده است حالا باید قسم بخورد والله بالله این مذاکرات مربوط به برنامه نبود (صحیح است) هیچ کدام مربوط به بنده نبود. سابق بر این چه واقع شده است چه ربطى به بنده دارد (صحیح است) بنده می‌خواهم یک پیشنهادى بکنم بنده می‌گویم که آقایان نمایندگان یک حرف‌هایى را مدت‌هایى است داشتند و نمى‌شد بگویند حالا میل دارند و مى‌خواهند بگویند یک چیزهایى را لازم می‌دانند به ما بگویند البته ضررى ندارد بفرمایید بگویید این مذاکرات، این توصیه‌ها، این حرف‌ها خوب است به ما بگویید ممنون هم می‌شویم بنده هم تصدیق می‌کنم صحیح است ولى بنده تمنى می‌کنم بنده هیچ عرضى نمی‌کنم آقایان نمایندگان والله بالله بنده نمى‌گویم به این دولت و به من رأى اعتماد بدهید بنده تمنى می‌کنم رأى خودتان را معلوم کنید اگر عدم اعتماد است که خوب یک دولت محل اعتماد شما مى‌آید اگر هم به این دولت رأى اعتماد دادید و اعتماد دارید که خوب تکلیف این دولت را معلوم کنید که متوجه کارهاى خودش باشد این اوقاتى که ما مصرف این چیز‌ها مى‌کنیم بایستى برویم و کار کنیم و لوایح قانونى تهیه کنیم و بیاوریم اینجا و شما رأى بدهید و تصویب کنید و اگر هم این حرف‌ها لازم است اینجا زده شود بعد از آن که تکلیف دولت معلوم و معین شد یک جلسات مخصوصى تشکیل بدهند و این صحبت‌ها را بکنند (صحیح است) شوخى نمی‌کنم والله شوخى نمی‌کنم- بگویید بفرمایید ولى بعد از آن که تعیین تکلیف دولت را کردید یک جلسات مخصوص این صحبت‌ها تعیین بفرمایید خوب است که این حرف‌ها زده شود بسیار خوب است هفته دو جلسه سه جلسه مخصوص این کار تخصیص بدهید یا زیاد‌تر هفته سه جلسه دارید زیاد‌تر بکنید و بگویید ما هم مى‌آییم و مى‌نشیییم و مى‌فهمیم و در نظر می‌گیریم و کار می‌کنیم ولى بیایید بدواً تکلیف را معلوم کنید که ما بتوانیم کار کنیم الان یازده روز است این هیئت دولت تشکیل شده و هنوز تکلیفش معلوم نشده است و من استدعا می‌کنم ابتدا مجلس شوراى ملى تعیین تکلیف این موضوع را بنماید (صحیح است) که ما مى‌خواهیم برویم کار کنیم.‏

بعضى از نمایندگان- مذاکرات کافى است (عده دیگر کافى نیست)

رئیس- آقاى اعتبار

اعتبار- استدعا می‌کنم که آقایان توجه داشته باشند بالاخره به نظر بنده آن طوری که باید و شاید مذاکرات لازمه شد و مطالب گفته شده بعداً هم رئیس محترم دولت تقاضا می‌کنند که بالاخره تکلیف دولت معلوم شود و با این نظرى که جناب آقاى نخست وزیر اظهار کردند بنده هیچ مانعى نمى‌بینم که واقعاً یک جلساتى هم مجلس داشته باشد که این مطالب به طور مشروح گفته شود از این جهت بنده استدعا می‌کنم آقایانی که اجازه خواسته‌اند کف نفس بفرمایند و بگذارند تکلیف دولت معلوم شود. یک ساعت بعد از ظهر است آقایان هم مى‌خواهند بروند کار کنند بگذارید مطالب را براى بعد

رئیس- خیلى از آقایان اجازه خواسته‌اند و با این ترتیب

+++

دیگر بنده نمى‌توانم اجازه بدهم. رأى گرفته می‌شود به کفایت مذاکرات ....

اورنگ- اجازه مى‌فرمایید بنده یک عرضى دارم. یک مخالف، یک نفر موافق حرف بزند بعد رأى بگیرید.

رئیس- بفرمایید.

اورنگ- عده زیادى از آقایان اجازه خواسته‌اند بیاناتى بکنند اعم از موافق یا مخالف و بنده هم جزء آن دسته هستم و نوبه هم به ما نرسیده است هیچ مانعى هم نیست از این که رأى بگیرید منتهى نه به کفایت مذاکرات بلکه به این که تکلیف دولت را معین کنند و نام آقایانى هم که اجازه خواسته‌اند محفوظ بماند براى جلسات بعد ... (عده‌ای ازنمایندگان- خیر خیر این ترتیب خوب نیست. کافى است مذاکرات)

ملک مدنى- اجازه می‌فرمایید بنده هم یک عرضى دارم.

رئیس- بفرمایید.

ملک مدنى- مطابق نظامنامه داخلى مجلس وقتی که در مجلس اظهار کردند مذاکرات کافى است مقام ریاست باید با آن کسى که اضهار می‌کند مذاکرات کافى است اجازه بدهد تا دلایل خودش را بگوید بعد هم یک نفر مخالف با کفایت مذاکرات نظریات خود را اظهار می‌کند و رئیس رأى می‌گیرد و تکلیف را مجلس معلوم می‌کند. حالا آقاى اعتبار کفایت مذاکرات را پیشنهاد کردند و صحبت کردند آقاى اورنگ هم اضهارى کردند به نظر بنده حالا رأى گرفت و بالاخره تکلیف مطلب را معلوم کرد.

رئیس- چندین نفر پیشنهاد کفایت مذاکرات و ختم مذاکرات را نمودند و بعضى هم مخالفت کرده‌اند حالا رأى گرفته می‌شود به کفایت مذاکرات ....

دکتر جوان- بنده مخالف هستم با رأى گرفتن به کفایت اجازه می‌فرمایید دلیل مخالفتم را عرض کنم‏.

عده‌ای از نمایندگان- نمی‌شود آقا یک نفر مخالف و یک موافق صحبت کرده‌اند باید رأى گرفته شود ....

رئیس- (خطاب به دکتر جوان) بفرمایید.

دکتر جوان- علت این که بنده مخالف هستم براى این است که امروز جناب آقاى نخست وزیر راجع به سیاست خارجى مذاکراتی فرمودند و از طرف نمایندگان محترم بنده مى‌بینم سکوت شده است و ممکن است که بعضى‌ها عرایضى داشته باشند و مطالبى را بخواهند بگویند و بنده شخصاً راجع به این سیاست خارجى که فرمودند نظریاتى دارم و عرایض خیلى مختصرى دارم زیرا این یک فرمایشاتى نیست که به همین سکوت بگذرد ولو این که عرض بنده راجع به خودم است از این جهت به اکفایت مذاکرات مخالف هستم تا تنها خودم بتوانم پنج دقیقه عرض کرده باشم.

عده‌ای ازنمایندگان- رأى رأى

رئیس- رأى گرفته می‌شود به کفایت مذاکرات آقایان موافقین برخیزند (اکثر برخاستند) اکثریت است تصویب شد. رأى گرفته می‌شود به ورود در شور مواد.

مؤید احمدى- بنده صحبت‌هایى داشتم که اصولاً صحبت نشده است در موضوع رأى خواستم به آقایان نخست وزیر توضیح بدهم که آقایان نگذاشتند و البته من هم آدمى نبودم گه مهمل بگویم ... (از مجلس خارج شدند).

وزیر فرهنگ- اجاره می‌فرمایید؟ چون فرمودند ورود در شور مواد خواستم عرض کرده باشم البته دخالت من در اموری که مربوط به داخله مجلس است چندان مورد ندارد فقط از حیث شرکت خواستم تذکر بدهم که مطابق سابقه و اصول برنامه دولت یک ماده است و مشتمل بر اجزا مختلف (صحیح است) چون حالا رأى به کفایت مذاکرات داده شده است و گویا کافى هم بود (صحیح است) بنابراین بنده به نام دولت عرض می‌کنم رأى اعتماد گرفته شود تا تکلیف دولت معلوم شود (صحیح است) این قسمت را هم من باب مثل عرض می‌کنم که از طرفى آقایان توقع جدیت در کار دارند از ماها و از طرف دیگر هم می‌خواهند مذاکرات‌شان چندین روز طول بکشد و به عقیده بنده جمع بین هر دو همان طور بود که جناب آقاى نخست وزیر فرمودند. (صحیح است)

رئیس- برنامه قرائت نشده،، خوانده و رأى می‌گیریم.‏

عده‌ای از نمایندگان- خواندن لازم ندارد طبع و توزیع شده و نزد همه هست.

+++

رئیس- بایستى در مجلس خوانده شود.

بیات- اجازه می‌فرمایید؟

رئیس- بفرمایید

بیات- اساساً نسبت به برنامه دولت رأى گرفته نمی‌شود و احتیاج به خواندن هم ندارد تذکراتى در اطراف برنامه داده شده برنامه هم چاپ شده مجلس هم به کفایت مذاکرات رأى داد حالا همان طور که از طرف دولت تقاضاى رأى اعتماد شده است باید رأی اعتماد گرفته شود دیگر خواندن لایحه و اینها موضوعى ندارد (صحیح است)

طوسى- باید پنج نفر پیشنهاد کنند تا رأى با ورقه گرفته شود.

وزیر فرهنگ- تصور می‌کنم آن پنج نفرى که باید در مورد اخذ رأى با ورقه پیشنهاد نمایند شامل این مورد نباشد ما به نام هیئت دولت خودمان تقاضا می‌کنیم رأى با ورقه گرفته شود (صحیح است)

رئیس- رأى اعتماد گرفته می‌شود با ورقه آقایانى که اعتماد دارند ورقه سفید می‌دهند.

(اخذ و استخراج آراء شده 77 ورقه سفید و دو ورقه کبود و سه ورقه بى‌امضا شمرده شد)

اسامی موافقین-آقایان:رستم گیو- طوسی- پارسا- طالش رحمت سمیعی- ملک‌زاده آملی- حمزه تاش- یمین اسفندیاری- عزیزی-معتصم سنگ- یاراحمدی-پناهی- دکترقزل ایاغ- ذوالقدر- معدل- صفاری- شیرازی- اردبیلی- دکترنفیسی- مسعودی خراسانی-دکتر طاهری- ثقةالاسلامی- پالیزی- دکترسنگ- حریری- امامی- خواجه نوری- لاریجانی-نواب یزدی- دکتر لقمان نهورای- دبستانی- جلیلی- امیرابراهیمی- جلایی- دکترملک زاده –اوحدی-اورنگ- رفیعی- فرشی- شاهرودی-هاشم ملک مدنی- نصرتیان- لیقوانی- نمازی- مهذب- اعتبار- بهبهانی- مرآت اسفندیاری- گودرزنیا- بیات - گرگانی- محیط- خسروشاهی- معینی- چایچی-ابراهیمی‌ریگی-نائینی- فتوحی- رهبری- دکترتاجبخش- فریدونی-مسعودی- آزادی- اکبر- کازرونیان- نیکپور- نقابت- محسن منشور- رضوی- مستشار- معتضدی- فروهر- عطاءالله پالیزی- مجدضیایی- ابراهیم سمیعی.

اسامی مخالفین- آقایان: دکتراهری- کامل ماکو

ورقه سفید بی‌امضاء- سه برگ

رئیس- عده حاضر در موقع اعلام رأى 103 به اکثریت 77 رأى. رأى اعتماد به هیئت دولت داده شد.

4- موقع و دستورجلسه بعد- ختم جلسه‏

رئیس- اگر تصویب می‌فرمایید جلسه را ختم کنیم.

جلسه آتیه روز یکشنبه 30 آذر ماه سه ساعت به ظهر مانده دستور هم اجراى مراسم تحلیف از طرف آقایانى که قسم یاد ننموده‌اند.

مجلس یک ساعت و ربع بعد از ظهر ختم شد

رئیس مجلس شوراى ملى- حسن اسفند‌یارى

+++

تصمیم قانونى‏

دایر به تصویب برنامه کابینه آقاى محمد‌على فروغى نخست وزیر

مجلس شوراى ملى در جلسه 23 آذر ماه 1320 به اکثریت آراء عده حاضر برنامه کابینه آقاى محمد‌على فروغى‏

نخست وزیر را تصویب نموده است.

این تصمیم در جلسه بیست و سوم آذر ماه یک هزار و سیصد و بیست به تصویب مجلس شوراى ملى رسیده است.

رئیس مجلس شوراى ملى- حسن اسفند‌یارى‏

+++

یادداشت ها
Parameter:293875!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)