کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره نوزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس شورای ملی، دوره ‏19
[1396/05/31]

جلسه: 9 صورت‌مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه پنجم تیرماه 1335  

 

فهرست مطالب:

1 - تصویب صورت‌مجلس

2 - بیانات قبل از دستور ـ آقایان: خلعتبری ـ عمیدی‌نوری ـ علامه‌وحیدی

3 - تقدیم چهار فقره سؤال به وسیله آقایان: دکتر بینا ـ خرازی ـ خلعتبری

4 - بیانات آقای وزیر کشور

5 - معرفی آقای مهندس مشایخی به معاونت وزارت راه به وسیله آقای وزیر راه.

6 - طرح و تصویب اصلاحات لایحه بیمه‌های اجتماعی و بازنشستگی افزارمندان ارتش

7 - تعیین موقع جلسه بعد ـ ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس شورای ملی، دوره ‏19

 

 

جلسه: 9

صورت‌مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه پنجم تیرماه 1335

 

فهرست مطالب:

1 - تصویب صورت‌مجلس

2 - بیانات قبل از دستور ـ آقایان: خلعتبری ـ عمیدی‌نوری ـ علامه‌وحیدی

3 - تقدیم چهار فقره سؤال به وسیله آقایان: دکتر بینا ـ خرازی ـ خلعتبری

4 - بیانات آقای وزیر کشور

5 - معرفی آقای مهندس مشایخی به معاونت وزارت راه به وسیله آقای وزیر راه.

6 - طرح و تصویب اصلاحات لایحه بیمه‌های اجتماعی و بازنشستگی افزارمندان ارتش

7 - تعیین موقع جلسه بعد ـ ختم جلسه

 

مجلس دو ساعت و بیست‌وپنج دقیقه پیش از ظهر به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید

1 - تصویب صورت‌مجلس‏

رئیس ـ اسامى غایبین جلسه پیش قرائت می‌شود.

(به شرح زیر خوانده شد)

غایبین با اجازه ـ آقایان: اردلان ـ قریشى ـ دکتر آهى ـ باقر بوشهرى ـ دکتر عمید ـ اورنگ ـ امامى‌خویى ـ یارافشار ـ موسوى ـ قبادیان ـ کشکولى.‏

غایبین بى‌اجازه ـ آقایان: دکتر طاهرى ـ تجدد ـ دکتر رضایى ـ دکتر امیراصلان افشار ـ خزیمه‌علم ـ مهندس ظفر ـ هدایتى.‏

دیرآمدگان و زودرفتگان با اجازه ـ آقایان: ثقه‌الاسلامى ـ مهندس شیبانى ـ اسفندیارى ـ کیکاوسى ـ بزرگ ابراهیمى ـ افخمى ـ اکبر ـ محمود ذولفقارى ـ قنات‌آبادى ـ دکتر وکیل.‏

دیرآمدگان و زودرفتگان بى‌اجازه ـ آقایان: دکتر پیرنیا ـ دکتر راجى ـ تیمورتاش ـ اریه.‏

غایبین در رأى ـ آقایان: صراف‌زاده ـ عرب‌شیبانى ـ عبدالحمید بختیار ـ مشایخى ـ بهبهانى ـ سالار بهزادى ـ سعیدى ـ شیبانى ـ دکتر سعید حکمت ـ تربتى ـ مهندس اردبیلى ـ سنندجى ـ مهندس هدایت ـ دکتر راجى ـ مسعودى ـ صادق بوشهرى ـ حشمتى.

رئیس ـ نسبت به صورت‌جلسه پیش نظرى نیست؟ (اظهارى نشد) صورت مجلس تصویب شد.

2 - بیانات قبل از دستور آقایان: خلعتبرى، عمیدى‌نورى و علامه‌وحیدى‏

رئیس ـ چند نفر از آقایان تقاضاى نطق قبل از دستور کرده‌اند، آقاى ارسلان خلعتبرى بفرمایید.

ارسلان خلعتبرى ـ سال‌هاست دستگاه‌هاى دولت خوب کار نمی‌کنند و هیچ تغییرى در طرز کار وزارتخانه‌ها و ادارات دولتى و رفتار آنها با مردم داده نشده و روز به روز وضع ادارى بدتر می‌شود و عمده عدم رضایت مردم از این است که سال‌هاست دستگاه‌هاى دولتى وظائف خود را خوب انجام نمى‌دهد ولى مردم را اذیت می‌کنند، بدرفتارى مى‌کنند، کار مردم را انجام نمی‌دهند، نسبت به حقوق مردم بى‌اعتنا هستند، نظر استفاده پولى دارند، آلت اجرا و مقاصد خصوصى قرار می‌گیرند، نمونه این طرز دستگاه‌هاى ادارى را اعلیحضرت همایونى هر موقع به استان‌ها تشریف می‌برند مشاهده می‌فرمایند. در این اواخر براى این که کسى پیدا شود که قربانى این عدم لیاقت پانزده ساله شود، مجلس شوراى ملى و مجلس سنا را پیدا کرده‌اند و بعضى از مطبوعات هم متأسفانه کمک به این موضوع می‌کنند و روی‌هم‌رفته به وسیله تبلیغاتى که می‌شود می‌خواهند به مردم ناراضى بگویند توصیه و اعمال نفوذ وکلاى مجلس و سناتورها مانع است که وزارتخانه‌ها انجام وظیفه نمایند، خاصه در چند ماه اخیر این تبلیغات شدت یافته است (صحیح است). من هرگز نمی‌خواهم بگویم که هیچ وکیل مجلسى و سناتورى در ادوار سابق توصیه نکرده‌اند ولى اگر هم چنین موردى وجود داشته باشد هیچ ربطى به این تزى که اخیراً تعقیب می‌شود ندارد (صحیح است). دستورهایى که دولت به وزارتخانه‌ها می‌دهد که به توصیه وکلاى مجلس و سنا توجه و اعتنا نکنند بی‌مورد است و خلاف شأن مجلسین است (صحیح است) و دولت به‌هیچ‌وجه حقى ندارد چنین دستوری به وزارتخانه‌ها بدهد (صحیح است). وزارتخانه‌ها هم حق ندارند چنین دستورى به ادارات تابعه خود بدهند (صحیح است). اگر وکیل مجلس یا سناتورى به وزیرى بگوید که طبق میل او رئیس ادارات را بدون علت قانونى و ثبوت تقصیر تغییر دهد و اراده شخصى را بر مقامات ادارى تحمیل کند، هیچ‌گاه من نمی‌گویم باید به چنین توصیه ترتیب اثر داد، همه آقایان هم موافقند (صحیح است). هر تقاضاى خصوصى و نامشروع را دولت باید مقاومت کند ولى وزرا در مجلسى که متکى به احزاب نیست و عدم رضایت یک وکیل یا چند وکیل خودمان می‌دانیم هیچ تأثیرى در نصب یا عزل آنها ندارد، هر توصیه را بپذیرند از ضعف نفس خودشان می‌باشد یا مى‌خواهند روابط خصوصى خود را حفظ کنند یا نقاط ضعفى ممکن است داشته باشند. مجلس شوراى ملى ثابت نموده در لوایحى که دولت می‌آورد نظر یک یا چند نفر هیچ تأثیرى ندارد (صحیح است). در دوره هجدهم این مطلب ثابت شد بنابراین قبول توصیه یک‌چنین وکیل یا سناتورى مربوط به شخص خود وزیر است که هیچ الزامى به قبول آن ندارد و بنابراین مطلبى را که به چند وزیر می‌توان گفت و تذکر داد دولت نباید به صورتى درآورد که مربوط به عامه وکلا و سناتورها باشد و اعلان و بخشنامه شود که به توصیه وکلا ادارات دولتى ترتیب اثر ندهند (صحیح است). وزرا حق ندارند که به ادارات خود دستور بدهند که به مراجعات وکلای مجلس و سناتورها ترتیب اثر ندهند زیرا مراجعه وکلاى مجلس و سناتورها به وزارتخانه‌ها حق مسلم آنها است (صحیح است) و آمدن یک معاون به مجلس برای استماع اظهارات و توجه به مراجعات وکلا و سناتورها کافى نیست و این حق را هیچ‌کس نمی‌تواند از

+++

وکیل مجلس سلب کند (صحیح است) و اگر از این فکر حمایت شود روز به روز وضع ادارات خراب‌تر خواهد شد زیرا وزارتخانه‌ها از تعقیب وکلا و سناتورها خلاص خواهند شد و خود وزرا یا مسئولین امور هم دل بسیار نازک دارند هم از انتقاد مکدر و عصبانى می‌شوند و هم حاضر نیستند کسی بگوید که وزارتخانه‌ها عیبى دارد و به شکایات مردم و وزارتخانه‌ها رسیدگى نمی‌کند و رسیدگى آنها فقط قرطاس‌بازى است و مراجعین و شاکیان و مردم را مثل توپ فوتبال از این اداره به آن اداره می‌پرانند.

من که 2 سال رئیس کمیسیون عرایض مجلس بوده‌ام و صلاحیت دارم که به عرض مجلس برسانم شکایات مردم از ادارات دولتى زیاده از حد تصور زیاد است و یک‌هزارم این شکایات را هم دستگاهى نیست که رسیدگى صحیح کند (صحیح است) و از مردم رفع شکایت و تعدى کند و هرچه می‌شود ظاهرى و کاغذبازى است و مخصوص این دولت نیست، من می‌گویم 10 سال است این کار ادامه دارد و من این تذکر را می‌دهم که دولت مبارزه کند با آن. علت مراجعات زیاد مردم به وکلاى مجلس و سناتورها از روى بیچارگى و ناچارى است و وقتی که می‌بینند به شکایت‌شان رسیدگى نمی‌شود، آن‌وقت است که متوسل به نامه و تلگراف و تلگراف حضورى و تلفن و سفر به تهران، التماس و تمنا به وکیل و سناتور می‌شوند یا این که از بس شکایت کرده و نتیجه ندیده‌اند به جاى این که به استاندار و وزیر و فرماندار و غیره شکایت کنند، فقط به وکیل مجلس و سناتورها شکایت می‌کنند به تصور این که وکیل مجلس قادر است از آنها رفع تعدى کند. ولى با تمام قدرتى که دستگاه‌های دولت براى وکلای مجلس قایل‌اند من به سهم خود اعتراف می‌کنم که نود درصد شکایت مردم را نمی‌توانم به نتیجه برسانم زیرا دستگاه‌هاى دولتى اگر نخواهند کارى را انجام بدهند، آنقدر اشکال‌تراشى می‌کنند که وکیل مجلس سهل است حتى امر شاه مملکت را اجرا نمى‌کنند.

پس اگر دستگاه دولت انجام وظیفه کند مردم هم به وکیل مجلس و سناتور مراجعه نمی‌کنند و این فشار و هجوم مراجعه به وکیل و سناتورها اقوى دلیل بر این است که کسى نیست به داد مردم برسد (صحیح است) اما مردم براى چه چیزها به وکیل و سناتور مراجعه می‌کنند، مدرسه می‌خواهند، برق می‌خواهند، نان و آب می‌خواهند، کار می‌خواهند، دوا و طبیب و قابله می‌خواهند، راه می‌خواهند، بانک می‌خواهند، دفع آفات می‌خواهند، وام می‌خواهند، امنیت می‌خواهند، دستگاه‌هاى دولت از حفظ مردم در مقابل تعدى عاجزند و خودشان تعدى می‌کنند، این تعدى در تمام شئون وجود دارد، مالک، تاجر، زارع، کاسب، اصناف، همگى مورد تعدى هستند، این دستگاه‌هاى متعدد و عظیم باید نان عده زیادى را تهیه کند، عده‌ای هم از پرتو دستگاه‌های دولت می‌خواهند از دیگران عقب نمانند، به زودى داراى خانه‌ها و باغ‌ها و اتومبیل شوند، تامین آتیه کنند، رسیدن به این مقصود به وسیله تعدى، اشکال‌تراشى، بند و بست و از مردم پول درآوردن ممکن است، عده‌ای هم هستند که کج‌سلیقه و اشکال‌تراشند، عده‌اى نمی‌فهمند و نمی‌دانند و روی‌هم‌رفته از هزار نفرى که به ادارات دولتى رجوع می‌کنند نهصدونودونه نفر ناراضى است، این ناراضى‌ها هستند که با حوایج‌شان را ادارات دولتى تامین نمی‌کنند، به آنها تعدى و ظلم می‌شود و به در خانه وکیل مجلس و سناتور می‌آیند و چند نفرى هم براى کار شخصى و استفاده به در خانه وکیل مجلس و سناتور مى‌آیند که شاید از او استفاده کنند ولى از صد نفری که به وکیل و سناتور مراجعه می‌کنند نودونه نفر براى رفع حاجت یا دفع ظلم و تعدى است، روزى نیست که چند نفر مریض به در خانه من نیاید، می‌گویند بیمارستان‌ها ما را راه نمی‌دهند، اگر توصیه نکنیم و از نوشتن یک نامه مضایقه کنیم به وجدان خود چه جواب بدهیم (صحیح است).

اما وکیل مجلس و سناتور اگر به وزیرى یا مسئولى مراجعه نمودند و براى رفع تعدى و رسیدگى به شکایت تذکر دادند، حق قانونى خود را اعمال می‌کنند و اگر وزیرى دستور بدهد که مراجعات وکیل و سناتور را نپذیرند باید او را تعقیب نمود، وکیل مجلس حق دارد به وزیر تذکر بدهد، از وزیر سئوال کند، وزیر را استیضاح کند، چطور حق ندارد مقدمه این اعمال را که کسب اطلاع درباره شکایت مردم است به‌جا آورد و چگونه مطلق مراجعه او به وزارتخانه یا وزیر را تعبیر به توصیه می‌کنند؟ (بسیار صحیح است)

من معتقدم به جاى این که به ادارات توصیه شود که ترتیب اثر به مراجعات وکلا ندهند، به ادارات توصیه شود کارهاى مردم را انجام دهند، حوایج مردم را تأمین کنند. امروز در واقع نودوپنج درصد وقت وکلاى مجلس صرف امورى می‌شود که باید وزارتخانه‌ها و دستگاه‌هاى دولت انجام دهند و چون انجام نمی‌دهند وکلا باید دایماً با وزرا تماس بگیرند و براى راه، بهدارى، فرهنگ، کشاورزى و این قبیل امور تلاش کنیم و اگر تلاش و تقلاى ما وکلا نباشد هشتاد درصد همین مقدارى که براى مردم کار صورت می‌گیرد صورت نخواهد گرفت و اگر دولت تصدیق ندارد، من در یک جلسه خصوصى حاضر هستم در مورد استان مازندران و گیلان ثابت کنم که تلاش وکلا براى امور استان‌ها و مردم در وزارتخانه‌ها صددرصد به نفع مردم است و براى دولت هم بسیار مفید است، خود آقایان وزرا تصدیق می‌کنند. من یک دوره وکیل مجلس بودم در دوره هجدهم، اگر همت و فشار و اصرار دایمى وکلاى مجلس براى راهسازى، براى بیمارستان‌ها، براى کارهاى کشاورزى و زراعتى نبود، دستگاه دولت نمی‌توانست خودش این کارها را انجام بدهد یا هماهنگی نبود، وزارتخانه‌ها به همدیگر اعتنا نمی‌کردند، وزارت دارایى به وزارت راه اعتبار نمی‌داد، سازمان برنامه اعتبار نمی‌داد، بین خودشان اشکالاتى می‌کردند. چند وقت پیش که با چند نفر از وکلا حضور اعلیحضرت همایونى شرفیاب شدیم موضوع چایکارى شمال را عرض کردم، اعلیحضرت فرمودند شش میلیون تومان براى چاى گیلان داده شود، اعلیحضرت همایونى شب در هیئت دولت امر فرمودند که این پول فردا داده شود و من به استاندار گیلان نوشتم که به مردم گیلان بگویید که این کمک و محبتى است که شاه به شما کرده است‏، بنابراین اگر ما شکایات مردم را تعقیب نکنیم به ضرر مردم است.

بعضى از مطبوعات می‌گویند دست وکلا و سناتورها از سازمان برنامه قطع شده و از این جهت اظهار رضایت می‌کنند، این یک تبلیغ غلطى است زیرا برنامه‌هاى سازمان برنامه عام‌المنفعه است و خصوصى نیست و برنامه‌ها در کمیسیون برنامه مطرح می‌شود، در هیئت نظارت و شوراى عالى برنامه طرح می‌شود و یک وکیل راهى براى اعمال نفوذ در مقابل این مقامات ندارد و آنچه مربوط به معاملات است محتاج به تشریفات خاصى است که عبور از آن اصل براى یک یا چند فرد امکان ندارد و خلاصه اگر کسى در دستگاه‌هاى دولتى توانست استفاده کند که نامشروع باشد مقام تأثیر ندارد بلکه آنچه که مؤثر است بند و بست و ارتباطات خصوصى است که مربوط به وکالت نیست (صحیح است). بسا اشخاص در اثر آن ارتباطات در ادوار مختلف استفاده کرده‌اند، وکیل و سناتور هم نبوده‌اند (صحیح است) و حال هم وکیل و سناتور نیستند و من مکرر در مجلس سابق گفتم اگر وکیلى و سناتورى استفاده نامشروعى از مقام خود کند، وزیر یا نخست‌وزیر نباید در اطاق محرمانه مجلس فقط به رئیس بگوید تا ببینند اگر عده قلیلى خدانکرده یافت شود که از مقام خود می‌خواهد سوء‌استفاده کنند چگونه اکثریت عظیم به حمایت دولت خواهد برخاست (صحیح است) والا کلیات گفتن و به وکلای مجلس و سناتورها اهانت کردن صحیح نیست و من از آقاى رئیس مجلس می‌خواهم که انتشارات دولت و وزرا را در دو ماه اخیر مطالعه نموده و این مطلب را با رئیس دولت در میان نهند و مجلس نباید حاضر باشد که هنوز شروع به کار نکرده مورد اهانت دستگاه‌هایى قرار گیرد که در اثر عدم لیاقت می‌توانند امور مردم را انجام دهند ولى تقصیر عدم لیاقت خود را به گردن قوه مقننه می‌خواهند بیندازند (صحیح است). یک وقتى رئیس دادگاه شهرستان به آقاى سیدهاشم، وکیل و رئیس کانون وکلا گفت به آقایان وکلاى عدلیه سفارش کنید به قضات پول ندهند، رئیس کانون وکلا گفت قربان وکلا پانصد نفرند قضات شما هفت و هشت نفر بیشتر نیستند، به 500 نفر سخت است که سفارش بکنیم، شما به این هفت، هشت نفر توصیه بکنید که پول نگیرند، حالا واقعاً اگر چند نفر وزیر زیر بار اعمال نفوذ نروند ما ممنون می‌شویم اما مسئله اعمال نفوذ هم که جداً دولت توصیه نموده که ترتیب اثر به آن داده نشود این عمل مربوط به چند نفر وزیر است، دولت همین قدر به آنها سفارش کند که تحت نفوذ قرار نگیرند کافى است و تعجب می‌کنم مجلسین متکى به حزب نیستند و در آوردن و بردن کابینه‌ها تأثیرى ندارند. بنابراین یک وکیل و سناتور چطور می‌تواند وزیرى را تحت تأثیر قرار دهد که او به خاطر وکیل و سناتورى عمل خلاف قانون کند، من در مورد اعمال نفوذ هم تقصیر را متوجه خود دولت می‌دانم یعنى باعث و سبب خود اوست، چرا عده‌اى به وکیل و سناتور مراجعه می‌کنند که به آنها کمک در ترفیع مقام و تحصیل شغل بهتر و مقام بالاتر کنند؟ دلیل آن واضح است، اشخاصى هستند که به وسیله رفاقت قوم و خویشى، معاشرت‌هاى خصوصى، رفاقت در قمار و عیش و نوش و روابط خصوصى دیگر به مقامات مهم می‌رسند (صحیح است). ترقیات فوق‌العاده سریع می‌کنند (صحیح است) داراى مزایایى می‌شوند و عده دیگر از این قبیل مقامات و مزایا محروم هستند.

رئیس ـ آقاى خلعتبرى از این دقیقه از 15 دقیقه‌اى که آقاى بهادرى وقتشان را به شما داده‌‌اند استفاده می‌کنید، وقت خودتان تمام شد.

خلعتبرى ـ بسیار خوب، این دسته محروم می‌گویند بدون توسل به پارتى و رفیق و زور نمى‌شود ترقى کرد، جلو رفت. این حرف صحیح است جواب ندارد بنابراین می‌گویند ما هم حق داریم مثل آن‌هاى دیگر ترقى کنیم و اگر وکیلى و سناتورى از ما حمایت نکند عقب می‌مانیم و اینها می‌گویند که رؤساى ادارات مسئول به ما می‌گویند که خوبست به وکیلى یا سناتورى مراجعه نمایید و راهنماى این اشخاص به در خانه وکیل و سناتور باز رفتار خود دولت است و رؤسا و مسئولین امور و رویه‌اى که تاکنون جارى بوده یعنى تفویض مشاغل به جهت روابط خصوصى و اگر دولت این مسئله را انکار کند در محضر جناب آقاى رئیس مجلس

+++

صدها شاهد و دلیل اقامه خواهم نمود و وسیله جراید اعلان خواهم کرد هرکس اطلاعاتى دارد به من بدهد، آن‌وقت خواهى دانست که عمل دولت موجب این کار شده و وکیل و سناتور نفعى در این کارها ندارند و اگر چند نفرى بخواهند از این رویه براى دوستان و کسان خود استفاده کنند، اکثریت عظیم مخالف با چنین تحمیلاتى به دولت است و دولت حق ندارد که مسئله اعمال نفوذ را آنچنان جلوه بدهد که تصور شود دستگاه دولت مبرا از این عمل است و اعمال نفوذ وکلا و سناتورها مانع از اینست که امور به حسب لیاقت و استعداد به اشخاص واگذار شود. حتى بعضى از اوقات، بعضى از وزرا به مراجعین خود گفته‌اند که حاضرند به آن شخص کار مهمى بدهند ولى خوب است او هم به یکى دو نفر از وکلا بگوید که او را معرفى کنند، من وزرای فعلى را نمى‌دانم این مطلب مربوط به چند نفر از وزرای قبلى است، اگر به این آقایان هم مربوط بود با کمال شهامت می‌گفتم، خود وزرا را شاهد دارم که گفته‌اند ما می‌خواهیم به شما کار بدهیم ولى بگویید چند تا وکیل و سناتور هم سفارش شما را بکنند. وقتى کارمند دولت تقاضا دارد چرا رتبه فلان مرا نمی‌دهید؟ چرا مرا مدیر کل نمى‌کنید؟ خود رؤساى ادارات دولتى هم مى‌گویند بگویید چند نفر وکیل و سناتور شما را سفارش کنند، خودشان به مردم می‌گویند، مردم هم می‌آیند پیش ما، می‌گوییم به ما چه مربوط است؟ می‌گویند ما پیش رؤسایمان می‌رویم می‌گویند به چند نفر وکیل و سناتور مراجعه کنید. شما ببینید از چند سال پیش به این طرف چند تا مدیر کل در هر وزارتخانه درست شده، هر وزارتخانه سابق یک مدیر کل داشت بعضى از اینها لایق بوده‌اند استحقاق هم داشته‌اند ولى وقتى که کار از رویه خارج شد مردمى که جز این طریق راهى ندارند عقب آن می‌روند اما اگر روابط خصوصى و دوستى در ترقیات کشور مؤثر نباشد کسى به در خانه وکیل و سناتور نمی‌رود. وکیل این که کارها روى لیاقت و استعداد است و شما لیاقت و استعداد ندارید. من براى این که از بیانات خود نتیجه بگیرم به دولت تذکر می‌دهم خوب است یک فکر اساسى بکنند که از مردم رفع تعدى شود به جاى اعلان و اهانت به نمایندگان مجلسین، بهتر است در هر وزارتخانه چند نفر مورد اعتماد بگمارند که بدون کاغذبازى به شکایات مردم رسیدگى کنند و این اشخاص از پشت میز برخیزند و دست شاکى را بگیرند و ببرند در اداره مربوطه و به شکایت او حضوراً رسیدگى کنند و اگر دیدند اشکال‌تراشى می‌شود یا قصد توقع و استفاده است، فوراً به وزیر بگویند و آن شخص اشکال‌تراش یا اخاذ فوراً و بدون معطلى از کار برداشته شود، دیگر به خدمت دولت پذیرفته نشود. در استان‌ها هم یک هیئتى از این قبیل اشخاص در اختیار استاندارها گذارده شود که دایمآً در شهرها و قصبات بگردند و به جاى این که مردم شکایت بکنند، این اشخاص به نزد مردم بروند و از مردم راجع به مامورین دولت جویا شوند. خلاصه این کاغذبازى باید عوض شود و یک طریق مفید جدیدى جاى آن را بگیرد، دولت به جاى آنکه اعلان کند که به توصیه ترتیب اثر داده نشود چرا اقدام اساسى برای رفع شکایات مردم نمی‌کنند؟ دولت چهار وزیر مشاور دارد کار اینها را فقط رسیدگى به شکایات مردم و نظارت بر وزارتخانه‌ها از نظر رسیدگى به شکایات مردم قرار بدهید تا این وزرای مشاور از نزدیک امور را ببینند و در هیئت دولت عیوب را متوجه وزرا سازند.

خلاصه کلام اینست باید علت را از میان برد تا معلول از میان برود، ایراد من به دولت اینست که بعد از آنکه سال‌ها خطاى دولت‌ها دیگر را مشاهده کرده تازه خود به همان راه خطا می‌روند مثل موضوع مبارزه با خیارفروش و سبزى‌فروش و تصور می‌کنند با اعلان و تبلیغ مى‌شود ادارات دولتى را اصلاح کرد و مردم را به اعلان و حرف راضى و خشنود ساخت.

بعضى از این مامورین دولت سادیسم یعنى مرض مردم‌آزارى دارند، بعضى دیگر مردم را اذیت می‌کنند براى این که تمایلات سیاسى مسلکى و خاصى دارند که هدفشان ایجاد عدم رضایت در میان مردم است. دولت باید به این نکات هم توجه کند و در داخله خود جلوى این خرابکارى را بگیرد (صحیح است).

خدا شاهد است آنچه من می‌گویم عین حقیقت است، این‌طور من درک کرده‌ام اگر واقع نیست آقایان بفرمایید (صحیح است).

تصور می‌شود اعمال نفوذ و توصیه را فقط اشخاصى که داراى مقامات عمده در خارج از وزارتخانه‌ها هستند می‌کنند، خیر در داخل تشکیلات هر وزارتخانه و مؤسسه عده‌اى از آنها که رتبه‌هاى بالاترى دارند، توصیه و اعمال نفوذ می‌کنند و آن‌ها هم تحت تأثیر روابط خصوصى قرار می‌گیرند، همچنین بیشتر توصیه و اعمال نفوذ از طرف اشخاصى در ادارات می‌شود که اساس آن همقطارى است یا همبازى بودن در قمار، رفیق عیش و نوش بودن، عشق و محبت همشهرى‌گرى، هم‌منقل بودن، همدرس بودن، نان به هم قرض دادن، امروز مدار کارها روى توصیه و سفارش است و به درجه‌اى رسیده که اگر توصیه و سفارش نباشد کارهاى مردم به تأخیر می‌افتد و فقط کارهایى به جریان می‌افتد که سفارش براى آن بشود و بیش از نودوپنج درصد آن مربوط به مقامات عمده نیست بلکه به وسیله اشخاص معمولى در خارج از وزارتخانه‌ها یا اعضای وزارتخانه‌ها صورت می‌گیرد و پنجاه درصد این امور هم به وسیله یک کارگشایى یا مشکل‌گشایى انجام می‌شود که از همه قدرت بیشتر دارد و آن اسکناس است، حال این حقایق را فراموش کردن و منشأ اعمال نفوذ را وکیل مجلس و سناتور دانستن، بسیار دور از حقیقت است و این جهل از موضوع سبب می‌شود که دولت نتواند علاج قضیه را کند و خود را به صدور بخشنامه و دادن خبر به جراید که دیگر دستور داده شده به توصیه وکلا و سناتورها ترتیب اثر داده نشود قانع سازد و باز بی‌راهه برود، از قضا آن قدرتى هم که دولت براى وکلا و سناتورها قایل است غلط است. اکنون دیگر مرسوم شده اگر وکیل و سناتورى شکایتى و دعوایى صحیح و حق داشته باشند عمداً به تقاضاى مشروع یا حرف حق او ترتیب اثر نمیدهند تا در ظاهر براى خود شهرت و وجهه و مدرکى برى شجاعت و درستکارى تهیه کنند و بعد آن را وسیله براى استفاده در موارد دیگر دهند، از قضا وزرا هم از عهده این اشخاص برنمی‌آیند زیرا اگر نخواهند به تقاضایى ترتیب اثر بدهند فورى به وزیر گزارش می‌دهند که وزیر نتواند دستور صریح بدهد و چون وزرا غالباً نمی‌خواهند در این موارد خودشان اظهارنظر کنند و خودشان در صحت خودشان تردید می‌کنند این است که اشکال‌تراش‌ها از یک طرف براى مردم ایجاد زحمت می‌کنند و از طرف دیگر واسطه می‌فرستند که حق و حساب خود را بگیرند و رفع اشکال کنند (صحیح است)

اما چرا استفاده‌چى‌ها موفقند و مردم هم مجبورند به توصیه و نفوذ متوسل شوند، دلیلش این است که مردم می‌خواهند کارى که دارند در ادارات انجام شود، اعضای ادارات اشکال می‌کنند براى این که می‌دانند شاکى جایى ندارد که شکایت کند و شکایت شاکى را به خود اشکال‌کننده مراجعه مى‌کنند و شکایت آن‌قدر تشریفات دارد که هیچ‌وقت به نتیجه نمی‌رسد اما اگر راه صحیحى براى شکایت پیدا کنند که مردم نتیجه از شکایت بگیرند، اگر دست شاکى را بگیرند ببرند پهلوى طرف همان‌جا طرف را تنبیه کنند دیگر کسى احتیاج ندارد به توصیه و اعمالى نفوذ متوسل شود. حالا گزارش می‌نویسند به عرض برسد، به عرض مدیر کل برسد، مدیر کل می‌نویسد به عرض وزیر برسد، وزیر می‌نویسد مذاکره شود، اقدام شود، من در کمیسیون عرایض هستم شکایات را می‌بینم، بنده صلاحیت دارم که عرض می‌کنم تمام شکایاتى که می‌شود از لحاظ نتیجه صفر است، مردم احمق نیستند که پول و رشوه بدهند، به این و آن متوسل شوند، از طرفى مامورین دولت دیگر جرئت ایجاد مزاحمت و اشکال‌تراشى یا اخاذى نمى‌کنند زیرا وقتى ببینند فوراً به شکایت شاکى رسیدگى می‌شود و تنبیه می‌شوند ناچار رویه خود را ترک کنند، پس علاج اصلاح وضع ادارى ایران اینست که سیستم رسیدگى به شکایات مردم از ادارات دولت تغییر کند و در تهران و استان‌ها سریع‌ترین و عملى‌ترین طریق براى رسیدگى و تنبیه اتخاذ گردد و آن سیستم کاغذبازى و رسیدگى به شکایات مردم باید متروک گردد و همان سیستم امیرکبیر یا امیرنظام و مختارالسلطنه دوباره بعد از صد سال و پنجاه سال معمول گردد یعنى یک عده از اشخاص از هر جهت مورد اعتماد که خودشان اشکال‌تراش و منفى‌باف نباشند و خدمت به دولت را در اشکال‌تراشى و منفى‌بافى ندانند براى وزارتخانه‌ها تعیین کنند و مامورین اشکال‌تراش را اعم از این که رئیس اداره یا مدیر کل یا عضو معمولى اداره باشند، فوراً از کار منفصل کنند و در آینده اذیت کردن مردم از طریق اشکال‌تراشى در ادارات مجازات و تنبیه داشته باشد نه این که جزو محسنات و افتخارات و اعتبارات محسوب شود. امروز هرکس که یک شکایت از دولت دارد فوراً مامور خیال می‌کند اگر طرفدارى از دولت کرد این دلیل محبوبیت است. این عده همیشه منفى‌بافى مى‌کنند اشخاصى هستند که افتخارشان این است که همیشه به نفع دولت اظهارنظر یا قضاوت می‌کنند این اشخاص را نباید تشویق کرد و بلکه باید مجازات نمود. خلاصه بزرگ‌ترین قدمى که دولت می‌تواند براى راحتى و آسایش مردم بردارد رسیدگى به شکایات مردم با طریق و متد جدیدى است اگر دولت موفق در این امر شود توصیه و اعمال نفوذ به خودى خود از میان خواهد رفت ولى با حرف و تبلیغات دولت جز آنکه خود را بى‌اعتبار سازد نتیجه دیگرى نمی‌برد، امروز مردم ایران از دهاتى و زارع و خرده‌مالک و کاسب و تاجر و ملاک و سرمایه‌دار و هرکس که یک کار جزیى و مختصرى با ادارات دولتى داشته باشد، از 15 سال پیش به این طرف نه فقط این زمان به خصوص همگى در عذابند و این بلا را باید رفع نمود. اگر می‌خواهید بگویید این وضع ادارى معلول مداخلات وکلا و سناتورها است صددرصد دروغ است، مردم بیدار و هوشیارند و هرکس که یک ساعت به مؤسسه و اداره دولتى مراجعه می‌کند کذب این ادعا را می‌بیند. این موضوع براى این است که تاکنون دولت‌ها با اصول صحیحى با آن مبارزه نکرده‌اند، خدا کند زودتر مبارزه صحیح و عملى و جدید را دولت با این وضع شروع کند و از هرکس بیشتر طرفدار اصلاح این وضع وکیل و سناتور است زیرا مراجعه هزارها نفر به ما براى شکایت از این اوضاع دیگر وقتى براى ما باقى نگذارده و وکلا و سناتورها اگر این وضع ادارى اصلاح شود، زودتر از این وضع رقت‌آورى که مشاهده می‌کنند خلاص

+++

خواهد شد اما دولت‌ها همیشه اشتباه می‌کنند به جاى این که فکر اساسى کنند بار خود را سنگین‌تر می‌کنند و بر تشکیلات می‌افزایند و براى اصلاح وضع اداره شوراى بهبود ادارى تشکیل می‌دهند، من نمی‌دانم این شوراى براى چیست لابد خود اشخاصى که این چنین وضع ادارى را در سالیان متمادى به وجود آورده‌اند دعوت می‌کنند که وضع ادارات را در این شوراى طرح کنند و بعد به اینجا ختم می‌شود که دولت چند بخشنامه و احکامى صادر کند در آن دستور اکید بدهد که به مراجعات مردم رسیدگى شود و به توصیه و اعمال نفوذ ترتیب اثر داده نشود و اشخاصى که آن دستورها و احکام را باید اجرا کنند همین‌هایى هستند که امروز مسئول و مصدر کارند.

دولت باید یک چیز را در نظر بگیرد اگر همان طریقى که براى اصلاحات در این 15 سال اخیر عمل شد باید عمل شود وضع مملکت و ادارات اصلاح نمى‌شود پس همان طریق را تکرار کردن و بخشنامه و حکم صادر کردن و روى کاغذبازى کردن همه کارها را روى کاغذ و در زبان اصلاح کردن دیگر چه ثمر دارد؟ با شوراى و کمیسیون بخشنامه و حرف و حکم و تهدید به حکومت نظامى والله بالله کار مملکت اصلاح نمی‌شود (احسنت احسنت) بنده می‌خواهم یک نتیجه بگیرم با کار خوب تمام وکلا و سناتورها موافقند و طرفدارند (صحیح است) اگر یک کسى فرض بفرمایید که در یک لایحه‌اى رأى نداد هیچ‌وقت دلیل بر این نیست که کار خوب دولت را حمایت نکند ولى این عدم رضایتى که از 15 سال پیش به این طرف در مملکت وجود دارد این را نباید ندیده گرفت این را می‌دانید براى چیست؟ خدا شاهد است سر منشأ آن دستگاه‌های ادارى دولتى هستند که مردم را اذیت می‌کنند، صدمه می‌زنند و به حقوق مردم بى‌اعتنا هستند. این عدم رضایت وقتى در مردم جمع شد دیگر آن رئیس اداره را نمی‌شناسند، مردم وزیر کشور را می‌شناسند، وزیر راه را می‌شناسند، وزیر دارایى را می‌شناسند، بعد نخست‌وزیر را می‌شناسند و بعد با کمال تأسف این شتر را می‌برند در خانه شاه (صحیح است). به صورتی که شاه شب و روز دستور می‌دهند به وزرا که از مردم دفع تعدى بشود، والله، بالله همه حسن‌نیت دارند آخر چطور ممکن است یک کسى در یک مملکتى وزیر و نخست‌وزیر باشد، شاه باشد، ولى مردم خودش را نخواهد، آخر اگر مردم نباشند دیگر این مقامات وجود ندارد، مردم اگر نباشند مال کجا هستند؟ وزیر کشور کجا؟ نخست‌وزیر کجا؟ من خدا شاهد است بانهایت صداقت عرض می‌کنم این دستگاه‌هاى ادارى هستند که موجب عدم رضایت می‌شوند هیچ‌کس مخالف نیست که قیمت‌ها ترقى نکند، همه طرفدار با پایین آوردن قیمت‌ها هستند ولى مامور دولت بد عمل می‌کند، شلاق بى‌جا می‌زنند، تعدى نامربوط می‌کنند، یقه مردم را بدون جهت می‌گیرند، آنجا که باید اعمال قدرت کنند نمى‌کنند مثل شغال می‌روند توى سوراخ، مثل روباه فرار می‌کنند، آنجا که نباید اعمال قدرت کنند آنجا چماق را می‌گیرند به سر مردم می‌زنند، اگر این تذکرات داده می‌شود برای این است که دولت یک فکرى بکند، باید حقیقت مردم را راضى بکنند براى این که نوکر مردم هستند، من این تذکرات را از روى خلوص نیت دادم براى این عدم رضایتى که در مردم هست، این عدم رضایت را بردارند و تا این دستگاه‌هاى ادارى را از لحاظ رسیدگى به شکایات مردم و حقوق مردم آدم نکنید و سر جای‌شان ننشانید، به خدا روز به روز عدم رضایت مردم بیشتر می‌شود. امروز کسى نیست به یک اداره‌اى برود، از طریق عادى و اگر سفارشى نباشد کارش پیشرفت بکند، امر وزیر نباشد پیشرفت نمى‌کند، اکثریت مامورین دولت براى انجام وظایفشان پول می‌خواهند بنابراین وقتی که بغض زیاد شد می‌ترکد آن‌وقت نمى‌شود با حکومت نظامى جلوش را گرفت، این است که باید شما حتماً دستگاه اداریتان را اصلاح کنید به علاوه شما می‌خواهید یک برنامه تولیدى و اقتصادى 7 ساله اجرا کنید که همه طرفدار تولید و اقتصاد هستند ولى خدا شاهد است بزرگ‌ترین مانع تولید و بزرگ‌ترین مانع و جلوگیرى از پیشرفت اقتصاد و این فعالیت‌هاى خصوصى مردم از ترقى اقتصادى مملکت دستگاه‌ها ادارى مملکت است (صحیح است). هیچ‌کس جرئت نمى‌کند یک دینار پول براى کارهاى اقتصادى بگذارد هیچ‌کس جرئت نمی‌کند تشکیل شرکت بدهد. ممکن نیست با این اوضاع خارجی‌ها سرمایه‌شان را اینجا بیاورند (صحیح است) بنابراین باید دست را در جاى حساس گذاشت، باید با یک طریق جدید با یک ایمان جدید با اشخاص جدید وارد شد و این بار مزاحمت مامورین دولت را در تمام شئون از شانه مردم برداشت (احسنت) و من این را خواهش مى‌کنم با کمال حسن‌نیت قبول کنید، من قطع دارم نظر عموم نمایندگان محترم مجلس رعایت این اصل است ولو این که من در بعضى اظهاراتم اشتباه کرده باشم (صحیح است احسنت).

رئیس ـ آقاى عمیدى‌نورى بفرمایید.

عمیدی‌نورى ـ اتفاقاً عرایض بنده مثل این که با فرمایشات همکار محترم جناب آقاى خلعتبرى هماهنگ بوده بدون این که قبلاً با هم در این خصوص صحبتى کرده باشیم. بنده همان‌طور که ایشان فرمودند معتقد هستم در مملکتى که سیاست خارجی‌اش روشن شده، مملکتى که امور داخلی‌اش بر پایه‌هاى استوار برقرار شده، به چه مناسبت است که ما کمتر موفق می‌شویم در وصول به مطلوبى که مورد نظر اعلیحضرت همایونى و دولت و ملت ایران است، همان‌طورى که دولت آقاى علاء در برنامه خودش نوشته است که تمام کارها شده است، جاده‌ها صاف شده است و ما می‌خواهیم کار مملکت و مردم را به جریان عادى و طبیعى خودش بیندازیم، متأسفانه اشکالاتى در جریان کارها می‌بینیم که به‌هیچ‌وجه کارها سر جاى خودش نیست. همه آقایان نمایندگان محترم در شهرستان‌ها و حوزه‌هاى انتخابیه‌تان برمی‌خورید به نظایر این موضوعات، الان همین‌جا مذاکره‌اى شد راجع به موضوع شش میلیون تومان چاى در شمال، واقعاً موضوع چاى در شمال به وضع بسیار بدى درآمده، خاطر آقایان هست تصویب‌نامه‌هاى متناقضى در دو سال پیش وضع شد و به طور کلى مبارزه شد با حیات چایکاران شمال، این موضوع مورد توجه ما واقع شد، اعلیحضرت همایونى امر فرمودند که شش میلیون تومان کمک نقدى بشود براى این که مؤسسات و دارندگان کارخانجات خودشان را اداره بکنند و به راه بیندازند و پول بدهند به صاحبان باغات تا برگ سبز خریده بشود و براى مملکت چاى تهیه بشود، حالا عرض می‌کنم توجه بفرمایید کارها چه جور است، کار چاى یک امر دقیق و فنى است، برگش در یک موقع خاصى باید چیده بشود، اگر برگ چاى که به صورت غیچه است و چاى خوب از آن تهیه می‌شود، در فروردین دو روز دیرتر چیده بشود آن برگ از بین می‌رود (محسن اکبر ـ پول را هنوز نداده‌اند). همین را می‌خواهم عرض کنم و برگ چاى را که کارخانه‌دار می‌خواهد بخرد پولش را نقد باید به آن زارع و باغدارى که یک سال زحمت کشیده و این برگ چاى را تهیه کرده بپردازد و وقتى که کارخانه‌دار پول ندارد برگ چاى را نمی‌تواند بخرد، به محض این که چایدار این برگ سبز را تحویل کارخانه‌چى داد و کارخانه‌چى پول را نداد، این برگم نفله می‌شود و از بین می‌رود و نفله شدن و از بین رفتن آن نه یک میلیون، دو میلیون شاید ده میلیون تومان به طبقات مختلف مردم از باغدار و کارخانه‌دار و مملکت ضرر می‌زند و براى این که توجه داشته باشید که دولت چه جور کار می‌کند اعلیحضرت همایونى امر می‌فرمایند که شش میلیون تومان به این کارخانجات داده بشود الان پنجم تیر ماه است شاید مرحله دوم و سوم چیدن برگ‌هاى چاى هم رسیده باشد هنوز دستگاه لنگ دولت، بانک کشاورزى و تأسیساتش نتوانسته از این حسن‌نیت و از این توجه خاص که براى امر تولید شده استفاده کند (صفارى ـ یک شاهى هنوز نپرداخته‌اند). بله، یک شاهى نپرداخته‌اند جناب آقاى صفارى، منتهاى زحمت را کشیده‌اند و خوب واردند، وکلاى گیلان و مازندران وارد هستند بنده این را من‌باب مثال عرض کردم، به طور نمونه گفتم والا همه آقایان توجه دارند (خرازى ـ عوضش سالى 200 میلیون تومان چاى وارد می‌کنند). پارسال زمستان یک میلیون تومان بعد از زحمات زیادى از وزیر راه براى آسفالت راهى که از شهر آمل به خارج می‌رود حواله گرفتیم، آقایان باور بفرمایید تا الان هنوز این یک میلیون تومان پرداخت نشده، این اصل تمرکز خزانه‌دارى که ما در این مملکت درست کرده‌ایم که آقاى دکتر امینى اصرار کردند و از نظر تمرکز البته نظرشان صحیح است، نتیجه این شده که تمام وجوهاتى که باید به مصرف خاصى برسد آقایان وزرا با حسن‌نیت حواله مى‌کنند این می‌رود به اختیار شخصى، شخصى خزانه‌دار یا افراد خزانه‌دارى و خزانه‌دار پول‌ها را به عقیده خودش الاهم و فالاهم می‌خواهد حواله کند و اهم هم به نظر خودش امورى است که در تهران هست و براى شهرستان اگر زمانش هم بگذرد توجه نمى‌کنند، اینها مسایلى است که من‌باب نمونه عرض کردم البته هزارها موردش در دستگاه‌هاى ادارى که دولت‌ها متکى به آنند، در این مملکت عملى می‌شود که حکایت از رکود در دستگاه‌هاى ادارى دولتى ما می‌کند که متأسفانه فلج‌کننده تمام حسن‌نیت‌ها و اراده‌هاى خوب در این مملکت است و بنده علت این که رأى دادم به برنامه دولت با تمام‏ انتقاداتى که داشتم فقط براى یک ماده خوبى بوده که در برنامه دولت بود و آن راجع به این بود که تعهد کرده است دولت آقاى علاء کلیه موارد متناقضى که در نظامنامه‌ها و بخشنامه‌ها و مقررات هست و مانع کار مردم است از بین ببرد، اگر دولت همین کار را بکند اساس ابتلائات مملکتى ما رفع خواند شد، آن‌وقت به نظر من دولتى است بسیار مترقى و ملت ایران این دولت را تأیید می‌کند. بنده می‌خواهم از این دولت بپرسم چه فکرى براى پیشرفت این ماده به خصوص برنامه‌تان که مورد توجه ملت ایران است کرده‌اید و چه نقشه‌هایى براى انجام آن دارید، آیا همین عبارت به این کیفیت خودش باید باقى بماند بعد هم همان‌طورى که آقاى خلعتبرى اینجا گفتند این بحث‌هاى بى‌جهت پیش بیاید که وکیل توصیه می‌کند، اعمال نفود می‌کند بعد هم آقاى خلعتبرى حق دارند اینجا بفرمایند که دولت دستگاه خودش کار نمی‌کند، اگر دولت کار بکند دیگر مردم به ما مراجعه نمى‌کنند و قبول بفرمایید که هر دو حق داریم البته بعضى از وکلا در خارج ممکن است فشارى بدهند و اعمال نفوذ بکنند (حشمتى ـ نفوذى ندارند) و این اعمال نفوذى که در دولت مى‌کنند باید گفت ولى همان‌طور که اینجا گفته

+++

شد دولت باید انگشت بگذارد روى اشخاص و بیاید بگوید ما از دولت تقاضا می‌‌کنیم که هر وکیلى که اعمال نفوذ شخصى خارج از اختیار قانونى خودش می‌کند، بیاید بگوید این اصلاً جرم است، یک قانونى در این مملکت وضع شد به عنوان اعمال نفود برخلاف حق که هرکس از وکیل و یا وزیر و هر منتفذ دیگرى که این کار را کرد، نفوذ خود را اعمال کرد قابل تعقیب است، شاید در بیست سال پیش سلب مصونیتى از مجلس گذشت براى یک وکیل بنابراین ما یک قانونى داریم که طبق آن قانون اعمال‌نفوذکننده را تعقیب کرد خواه وزیر باشد در دستگاه اداریش و اغلب هم دیده می‌شود که مقامات مؤثر ادارى هم اعمال نفوذ در کار ادارى خودشان کرده‌اند و کار را منحرف می‌کنند که اگر بنا بشود مواردى نشان داده بشود الى ماشاءالله می‌شود پرونده‌ها آورد و مطرح کرد این مسئله تازه‌اى نیست که ما در این خصوص بحث کنیم که چرا اعمال نفوذ می‌کنند شما بیایید یک کارى کنید که دستگاه‌هاى ادارى براساس قانون و روى محور اصلى خودشان بچرخند، وقتى چرخید چرا مردم براى گرفتن توصیه یا شکایت به نمایندگان مجلسین متوسل شوند؟ مگر خر آن مازندرانى توى گل گیر کرده که بلند بشود 80 فرسخ بیاید پیش من و بگوید آقاى فلان کار را در فلان دستگاه دولتى نمی‌خواهند اجرا بکنند، بنده آنچه که مطالعه کرده‌ام علت اصلى دو موضوع است، یکى نقص دستگاه‌هاى ما از نظر تأسیسات و قوانینى، یکى هم این که دستگاه‌هاى ادارى ما کار خودشان را جور نمی‌کنند. بیاییم متعهد بشویم واقعاً دولت مخصوصاً که امروز خیلى قادرى است مقتدر است و مجلسین همکارى دارند، حقیقتاً کار خودشان را درست کنند. بنده در مسافرتى که در چهار سال پیش در هندوستان رفته بودم برخوردم به تشکیلات قضایى و رسیدگى‌هاى حقوقى آنجا که حقیقتاً یک دستگاهى مافوق سایر دستگاه‌هاى ادارى آنجا دیدم و حتى رفتم با رئیس (هاى بورس) هندوستان در دهلى ملاقات کردم، طبق قوانینى که آن‌ها دارند در آن دستگاه از هرکس شکایت بکنند حتى از دولت، از مجلسین، از مجلس‌هاى استان‌هایى که دارند چون طبق تشکیلات هر استانى مجلس شوراى ملى دارد، نخست‌وزیر دارد، هرکس حق دارد از هرکس و مقامى از نظر نقض قانون اساسى به آن ها بورس شکایت کند و او رسیدگى می‌کند و رأى می‌دهد به این که اینکار برخلاف قانون اساسى است و قانون نقض شده و حق این شخص تضییع شده و آن مجلس و آن استان مجبور است که رأى آن را اطاعت بکند و اجرا بکند، ملاحظه کنید ما امروز در دنیایى زندگى می‌کنیم که نواقص ادارى و قضایى ندارد و تشکیلات‌شان به حدى کامل است که فرضاً کامل‌ترین مسایل را از نظر قانون اساسى که مرجعى باشد و قضاوت کند ایجاد کرده‌اند، متأسفانه بعد از پنجاه سال که از عمر مشروطیت می‌گذرد با این که روز به روز تأسیسات دولتى در مملکت دارد وسیع مى‌شود، یک مرجعى تأسیس نشده که اگر بین یک فرد عادى با یک اداره دولتى اختلافى پیش بیاید در مفهوم یک تصویب‌نامه در تشخیص عبارت یک بخشنامه‌اى آن را رسیدگى کند، با این ترتیب چرا این وضع پیش نیاید، پس وقتى که قرار شد مرجع اجراى امرى در یک اداره دولتى ناچار رئیس اداره باشد، ارباب رجوع هم به او مراجعه بکند، حداکثر جناب آقاى وزیر باشد می‌گویند پرونده را بیاورید و بعد پرونده را نگاه می‌کند، بعد زیرش می‌نویسد که مذاکره شفاهى بشود، پرونده می‌رود آن لاها می‌ماند براى مذاکره شفاهى و هى این بیچاره می‌رود دنبال کارش به او می‌گویند کمیسیون است، بعد از این که از شر کمیسیون‌ها نجات پیدا کرد، پرونده را می‌برد پیش وزیر، وزیر را که نمی‌تواند ببیند نتیجه‌اش چه می‌شود؟ نتیجه‌اش عدم رضایت است که وقتى متمرکز شد به صورت بدى در می‌آید و جلوه می‌کند، پس اگر واقعاً براى مبارزه با فساد بخواهیم اقدام کنیم نباید کارى کینم که اختیار حقوق مردم به ادارات دولتى به صورتى در بیاید که یا با رشوه که خود ارباب رجوع بدهند یا با چاه و چاله‌اى که رئیس اداره ایجاد می‌کند براى آن شخص براى این که او را بیندازد در آن و بعد بگوید که اینقدر به من بده که من این چاه را پر کنم و این کار را درست کنم، اگر ما بخواهیم عدم رضایت مردم را جلویش را بگیریم باید نقص تشکیلات را رفع کنیم. در تمام دنیا در کشورهایی که شاید این‌قدر جنبه اتاتیسم پیدا نشده که دولت در نان و آبش هم دخالت کند، در کشورهاى دمکراسى البته من با کشورهاى کمونیستى کارى ندارم، در کشورهاى دمکراسى که دولت تا این درجه در کارهاى مردم پنجه نینداخته مردم پناهى دارند، مراجعى دارند براى رسیدگى به این اختلافات که اغلب آقایان دکترها شنیده‌اند که شوراى دولتى یا کنستى‌دتا می‌گویند و مراجع دیگرى هستند که مرجع رسیدگى عالى هستند و تا شما این مراجع محقق ثابت قضایى و مالى که در تمام دنیا هست ایجاد نکنید، همین اختلاف و همین حرف‌ها پیش می‌آید بنده براى انجام کارى به فلان رئیس اداره مراجعه می‌کنم آن هم می‌بیند که این کار فلان نماینده مجلس است و پول هم دارد می‌گوید عیبى ندارد که من کارش را توى چاه و چاله بیندازم تا پولى دربیاید و خوب واسطه و دلال و این حرف‌ها هم توى ادارات هست، باید به او مراجعه شود آن هم برود کار را با جناب آقاى رئیس ندهد تا کار انجام بشود، اگر بنا بشود که ما این رویه غلط را در مملکت‌مان ادامه بدهیم پیش برویم، همین خواهد بود که می‌بیند، عدم رضایت پشت عدم رضایت، فساد، رشوه و اعمال نفوذ دنبال هم این است که بنده تذکر دادم و نتیجه‌اى خواستم بگیرم چون بنده معتقدم که دردها را باید گفت و راهش را هم باید گفت، آنچه که به نظر بنده رسیده است چون ما بایستى دنباله‌رو ملل و کشورهایى باشیم که پیشرفت کرده‌اند، براى رسیدن به آنها باید ببینیم که آنها چه جور رفته‌اند ما هم دنبال آنها برویم. در دنیا شوراى دولتى تصدیق شده، قبول شده، تأسیساتش برقرار است، رأیش حاکم بین ارباب رجوع و مؤسسات دولتى است، تمام تصویب‌نامه‌ها و مقررات را شوراى دولتى باید مطالعه کند که تناقض پیش نیاید، من چند وقت پیش با یک مدیرکل یکى از وزارتخانه‌ها راجع به یک موضوعى صحبت می‌کردم و او می‌گفت که این بخشنامه‌ها و آیین‌نامه‌ها غلط است و می‌خواهیم درست کنیم، 5 ماه است ما مى‌خواهیم آیین‌نامه‌ها و بخشنامه‌هاى مربوط به این موضوع را جمع‌آورى کنیم نمی‌توانیم، حالا شما ملاحظه کنید که یک اداره که یکى از وزارتخانه‌هاى ما براى این که سوابق یک امرى را از نظر بخشنامه‌ها و متحدالمال‌ها می‌خواهد جمع‌آورى نماید 5 ماه است که موفق نشده و تکلیف ارباب رجوع بیچاره‌اى که سواد ندارد، وسایل ندارد و بیچاره است چه خواهد بود، پس اگر با این مقررات متناقض اگر آمد به بنده وکیل عدلیه یا وکیل مجلس درد دلش را گفت، من هم انصافاً وظیفه‌ام اینست که می‌نویسم به یک اداره دولتى که آقا چرا این‌طور است این را که نباید گفت وکیل توصیه کرد و رئیس اداره توصیه را قبول نکرده، بنده از خدا می‌خواهم که به دستگاه دولت مراجعه نکنم ما چه کار به دستگاه داریم، اما دستگاه را درست کنید، مؤسسات را واقعاً تصفیه کنید، نواقص را رفع کنید، اگر کسى مراجعه کرد حق اعتراض دارید، این بود که بنده من باب تذکر از این موضوع استفاده کردم و از دولت علاء جداً می‌خواهم در راه اجراى یک ماده از برنامه خودش که بسیار ماده صحیحى است که گفتند این نظامنامه‌ها ومقررات غلط متناقض را حذف می‌کنیم، بنده تقاضا می‌کنم که شوراى دولتى ایجاد کنند که فوراً مقررات و آیین‌نامه‌ها را رسیدگى کنند و تناقضى که هست رفع کند که اختلافات ادارات دولتى و مردم به جریان و ریل خودش بیفتد دیگر عرض بنده راجع به آمل بود که در مجلس سنا یک مذاکره‌اى شد که متأسفانه جور دیگرى تعبیر شد، در صورتی که شهردار آنجا یک مرد شریفى است که سیصد تومان براى او پیشنهاد حقوق داده بودند و گفته است که‏ من 150 تومان بیشتر خرج ندارم و این خودش یکى از عجایب است. یک مرد صحیح‌العمل و با تقوایى است و انجمن شهر هم منتخب مردم است، اینها نشسته‌اند براى اصلاح کارشان در شهرستان خودشان کار کرده‌اند، عوارض تهیه کرده بودند و محل شهردارى هم محل کار آنها بود با این که جناب آقاى علم یک بخشنامه بسیار صحیحى صادر فرمودند و به تمام استان‌ها و شهرستان‌ها فرستاده‌اند که آقایان فرماندارها نمى‌توانند در مؤسساتى که مربوط به شهرداری‌ها است دخالت کنند و اگر کردند این کار غلط است، معهذا فرماندار محل گوش نداده به این حرف شهردار و انجمن شهر مقاومت کرده و برعلیه او اعلام جرم کردند و این عمل به صورت بدى در مجلس سنا منعکس شد به تصور این که شهردار آنجا و انجمن شهر آنجا کار ناصحیحى کرده در حال این که علاوه با آنکه فرماندار آنجا این کار را کرد یک بیانیه‌اى در شهر منتشر کرده که مردم عوارضى که انجمن شهر تصویب کرده اجرا نکنید، ملاحظه بکنید با یک چنین وضعى در حالى که امروز قدم بلندى برداشته‌ایم که اختیارات مردم را به دست خودشان بدهیم، انجمن‌هاى شهر را تشکیل بدهیم، در حدود قانون نمى‌بایستى یک چنین عملى بشود و این نتیجه‌اى است از طرز عمل بعضى از رؤساى ادارات و اشخاصى که در شهرستان‌ها باعث عدم رضایت مردم می‌شوند، این را خواستم به عرضتان برسانم که یک توجهى به این موضوع خاص بفرمایید و دیگر عرضى ندارم‏.

رئیس ـ آقاى علامه بفرمایید.

علامه ـ در موقعى که سیاست خارجى دولت خوب و روشن و سیاست داخلى او هم از نظر کلى تا اندازه‌اى رضایت‌بخش باشد، اکثر نطق‌هاى قبل از دستور تذکرات و پیشنهادهاى اصلاحى نماینده مربوط به حوزه انتخابیه خود بوده و گوینده علاقه‌مند است که راجع به رفع نقیصه‌هاى محل خود صحبت نماید و مقدمتاً به عرض نمایندگان محترم ملت و هیئت محترم دولت می‌رسانم که من شهوت کلام ندارم و نمى‌خواهم وقت آقایان را گرفته باشم فقط لازم می‌دانم که اشاره به جریان و ناکامی‌هاى اهالى حوزه انتخابیه خود بنمایم تا دولت بیش از پیش عنایتى به غرب کشور بنماید و لازم هم نمی‌دانم که چندان وارد خصوصیات شده و یک یک محرومیت‌هاى حوزه انتخابیه را در مجلس شرح دهم زیرا در حسن‌نیت و اقدام دولت تردیدى ندارم، حال جاى سؤال است که با این وصف دیگر جاى تذکرى باقى نمی‌ماند پاسخ اینست که جمعى از موکلینم به من نوشته و خواسته‌اند که تا حد امکان نقایص محل را در مجلس بگویم و از دولت تقاضاى اقدام عاجل

+++

براى رفع نقیصه بنمایم و مسلماً آقایان نمایندگان هم با من هم صدا هستند که دولت تا حد امکان خود مراقبت‌هایى هم نصیب او شده است و در حقیقت این دوره دوره‌ایست که دولت و نمایندگان ملت با هم آمیخته‌اند و نمى‌توان گفت که دو ئیتى در بین است، ملت نمایندگان را به مجلس فرستاده که با دولت‌ها خوب همکارى کنند و دانسته است که دولت‌هاى صدیق و خدمتگزار خواسته‌هاى او را به نحو اتم اجرا می‌نماید، انصافاً این دولت از نظر سیاست خارجى و تاحدامکان هم از نظر سیاست داخلى در سابق قدم‌هاى استوارى برداشته و احسن این است که ایهامى هم در بین نگذاشته است و مصلحتى هم فوت ننموده است، نمایندگان محترمى هم که در کارهاى داخلى دولت انتقاداتى دارند، تذکراتشان با حسن‌نیت می‌باشد و می‌خواهند دولت بیشتر متوجه عیوب کار شود، جناب آقاى عمیدى‌نورى قضیه بحرین و امثال آن هم حل می‌شود، انشاء‌الله نگرانى ندارد ملت ایران به حدى بردبار و متین است که هر مشکلى را با مرور زمان به نفع خود یعنى بر طبق واقع و حقیقت خاتمه می‌دهد و این موضوع را هم خاتمه خواهد داد و بدیهى است که دولت‌هاى هم‌پیمان هم اجازه نخواهند داد که بر قسمتى از کشور باستانى ایران شیخى بدون اجازه حکومت مرکزى حکمران باشد (صحیح است) و منبع زرخیز آن را تصاحب و سهمى از بیت‌المال را تبذیر نماید. از مطلب دور نشوم مقصودم عرایضى راجع به نقایص کرمانشاه و محرومیت‌هاى کرمانشاهیان است و چقدر باعث خرسندى است که روز یکشنبه به جناب آقاى علم گفتم آقا برحسب گزارش‌هاى رسیده تاکنون در قصرشیرین چندین میلیون ریال عوارض شهردارى از صدها هزار مسافرینى که از آن راه به خارج کشور می‌روند هر مسافر شصت ریال گرفته شده که به مصرف عمران این شهر سر حدى برسد و معلوم نیست این مبلغ گزاف به چه مصرف رسیده است؟ آقاى علم باقیافه جذاب و تبسم مخصوص به خود فرمودند علاوه بر این که تحقیق عمیق خواهم نمود بد هم نیست به صورت پرسش از دولت در مجلس سؤال شود، علت تشکر و خرسندى اینست که ایشان نمی‌خواهند معایب ناگفته بماند و مکتوم گردد. موضوع دیگر راجع به شاه‌آباد غرب است که عمارات و بناهایى در عصر اعلیحضرت فقید رضاشاه کبیر با چه زحمت و چه هزینه‌اى ساخته شده در شرف خرابى است. این محل برق ندارد و اگر بخواهم از عدمیات آن صحبت نمایم وقت آقایان گرفته می‌شود.

دولت باید توجهى به این شهرستان هم بنماید تذکر دیگر مربوط به لوله‌کشى شهر کرمانشاه است. در قسمتى از شهر هم آب جارى هست و هم لوله‌کشى و در قسمتى مانند پشت بدنه و چال حسن‌خان و امثال آن نه آب جارى هست و نه لوله‌کشى، فریاد اهالى از تشنگى بلند است و با چه زحمت و با طى چه مسافتى تهیه آب می‌نمایند و در این باب هم با آقاى مهندس خسرو هدایت صحبت نموده و براى اقدام به مهندس ذاکاریا مراجعه فرمودند. گرچه لوله‌کشى کرمانشاه حرکتى است مربوط به خود اهالى و دولت در آن مداخله ندارد ولى چون دولت در حدود ده میلیون تومان به شرکت وام داده و سرمایه شرکت هم بسیار ناچیز است، دولت باید براى استفاده عموم در این باره تصمیمى اتخاذ نماید و نمی‌دانم آقاى ممتاز، استاندار راجع به این موضوع چه اقدامى نموده، چون در نظر داشتند در این باب گزارشى به عرض دولت برسانند. تذکر دیگر راجع به هرسین و صحنه و کنکاور سنقر است که همه‌چیز می‌خواهند، راجع به وضع کشاورزى هم چون عده‌ای از کشاورزان مجهز به وسایل امروزه شده و تعمیرگاه کافى سیار در غرب نیست و ممکن است در حین بهره‌بردارى دچار خرابى و مسایل شوند و خسارت جبران‌ناپذیرى متوجه آنها شود (خرازى ـ فروشندگان باید تعمیرگاه دایر کنند نه دولت) البته جنابعالى به نمایندگان از طرف دولت می‌فرمایید، دولت باید در این باره توجه عاجلى بنماید. در خاتمه عرایضم آقایان محترم توجه فرمایند که تمام این اظهارات منویات سایر نمایندگان محترم کرمانشاه هم می‌باشد که بیش از بنده علاقه‌مند به اصلاحات حوزه انتخابیه خود بوده و هستند و ضمناً از وزارت فرهنگ که در پاسخ پیشنهاد بنده راجع به تأسیس کلاس پنجم متوسطه در سنقر مژده افتتاح آن را در آغاز سال تحصیلى داده‌اند اظهار امتنان می‌نمایم. جناب آقاى خرازى یک موضوعى است که باید عرض کنم، بنده با این که در کلاس زندگى کرده‌ام و کارم درس سخنرانى است معذلک مى‌آیم یک‌یک مطالب را یادداشت می‌کنم که از آن خصوصیات لازم منحرف نشوم، امروز منظورم انتقاد از دولت نیست نه این که صرفاً باید اینجا ایستاد و درد را گفت، باید دوا را هم نشان داد، بدانند که دولت علاقه‌مند است که اگر کشاورزى وسایل مدرن امروزى را تهیه کرده نمی‌خواهد در حین بهره‌بردارى او را گرفتار کند که محصول یک‌ساله کشاورز بدبخت به هدر برود، فروشنده کیست؟ یک کسى می‌آید در تهران یا این که کماند می‌دهد یک وسیله‌اى تهیه می‌کنند پس از این که این وسیله را تهیه کرد می‌رود در محل و می‌خواهد از آن استفاده کند اگر خراب شد باید سازمان برنامه با این دستگاه وسیع که حقیقتاً هم در نظر دارد خدمتى به اجتماع ایرانى بکند باید این را رعایت بکند که این کشاورز بدبخت که نمی‌تواند وسایل کارش را تهیه کند، تعمیرگاه سیار براى تعمیر ماشین او تهیه کند که آن وسیله بتواند کار کند. پس باید این موضوع را هم در حقیقت خود دولت در نظر بگیرد. آنچه که من می‌بینم اعلیحضرت همایونى به تمام معنى علاقه‌مند است که کارگر و کشاورز مرفه باشند (صحیح است). شده است رهبر و ما رهروان اصلاحات معین کارگر و دوستدار دهقانیم، تعادلى که خداوند را بود منظور تمام مجلسیان خواستار و خواهانیم (احسنت).

3 - تقدیم چهار فقره سؤال به وسیله آقایان: دکتر پیرنیا ـ خرازى ـ خلعتبرى

رئیس ـ وارد دستور می‌شویم، آقاى دکتر پیرنیا بفرمایید.

دکتر پیرنیا ـ یک سؤالى دارم از دولت که تقدیم می‌کنم راجع به وضع پولى و نرخ بهره پولى که مشکلات اقتصادى ما را اضافه کرده است‏.

رئیس ـ بسیار خوب، آقاى خرازى بفرمایید.

خرازى ـ بنده دو فقره سؤال دارم یکى از وزارت دارایى و کشاورزى راجع غله و یکى هم راجع به انتخابات انجمن شهر تهران تقدیم می‌کنم‏.

رئیس ـ آقاى خلعتبرى بفرمایید.

خعتبرى ـ بنده هم سؤالى داشتم تقدیم می‌کنم راجع به 15 میلیون پولى که وعده کرده بودند بانک کشاورزى بدهند و نداده‌اند.

4 - بیانات آقاى وزیر کشور

رئیس ـ آقاى وزیر کشور بفرمایید.

وزیر کشور (علم) ـ دو سه نفر آقایان ناطقین قبل از دستور فرمایشاتى فرمودند البته به نطق قبل از دستور نمى‌بایست جواب عرض کرد ولى چون مطالبى بود که بنده یادداشت کردم و لازم دیدم مختصرى در این باره عرض کنم از جناب آقاى رئیس اجازه خواستم و اجازه فرمودند که یک مختصرى حضور آقایان عرض کرده باشم. فرمایشاتى که جناب آقاى ارسلان خلعتبرى فرمودند البته جنبه راهنمایى بیشتر داشت تا جنبه انتقاد و همچنین فرامایشاتى که جناب آقاى عمیدى‌نورى و آقاى علامه فرمودند، ما مکرر هم گفته‌ایم که جواب انتقادات را حاضر نیستیم بدهیم فقط حاضریم انتقادات را بشنویم و رسیدگى کنیم بنابراین اگر آقایان انتقاداتى می‌فرمایند یقین داشته باشند که چه در پشت تریبون بفرمایند چه در دفتر بنده و چه در دفتر هر یک از آقایان وزرا یا دفتر آقاى نخست‌وزیر تذکر بفرمایند، چه در جلسه خصوصى، چه در کمیسیون‌هاى مجلس، ما با کمال میل می‌شنویم و عمل می‌کنیم و اگر نتوانستیم عمل کنیم و مشکلاتى در راه آن داشتیم به عرضتان می‌رسانیم (احسنت). یک مطلبى فرمودند راجع به این که دولت چرا گفته است توصیه قبول نشود، بنده شاید این مطلب را تصدیق می‌کنم که از طرف آقایان نمایندگان توصیه می‌شود صرفاً به منظور رفاه حال مردم است (احسنت) اما این اصل را هم نمی‌توان فراموش کرد که اصولاً یکى از معایب مملکت ما توصیه کردن است (صحیح است) توصیه از ناحیه هرکس بشود، آقایان دو نوع مسئولیت دارید، یکى این که نماینده‌ی  مردم هستید و آنها از شما توقعى دارند، برایتان کار کرده‌اند، به شما رأى داده‌اند و در نتیجه در مقابل آنها شما یک مسئولیتى دارید (قنات‌آبادى ـ مطلقاً بفرمایید در مقابل موکلین) یک مسئولیتى هم وجدانى دارید یعنى واقعاً اهل این مملکت هستید و براى این مملکت باید خدمت کنید به خصوص که در یک مناطق به خصوص هم مسئولیت خاصى به گردنتان هست، بلاتردید براى برآوردن این دو تقاضا یا براى آوردن این دو تکلیف ناچارید به دستگاه‌هاى مختلف دولت مراجعه بفرمایید، بنده اسم این مراجعات را مطلقاً توصیه نمی‌گذارم (صحیح است) اما این مطلب را قبول بفرمایید یکى از دردهاى بزرگ مملکت ما توصیه است. بنده یک‌قدرى به عقب برمی‌گردم ملاحظه بفرمایید که از 15 سال پیش تا حالا در مملکت ما چه پیش‌آمدهایى شده. آقایان قبول بفرمایید که ما اگر جنگ می‌کردیم و شکست می‌خوردیم تا این حد به ما صدمه نمی‌خورد که سه قوه مختلف و سه سیاست مختلف به انواع و اقسام بعد از اشغال مملکت ما اعمال نفوذ می‌کردند (صحیح است). ما اگر شکست می‌خوردیم و آثار شکست را تحمل می‌کردیم خیلی ساده‌تر و آسان‌تر بود از تحمل این اعمال نفوذها، این دوره گذشت و بنده این ده پانزده سال گذشته را مطلقاً به حساب نمی‌گیرم یعنى دوره‌اى بود که مملکت رو به تکامل که نبود رو به انحطاط بود، بعد با خواست خدا و تدابیر حکیمانه‌اى که انصافاً باید تصدیق کنیم از ناحیه اعلیحضرت همایونى شد و مخصوصاً در جرئت خاصى که در حمله به آذربایجان به کار بردند که بنده از جزییات آن اطلاع دارم شاید اغلب آقایان هم کم و بیش اطلاع دارند، خوشبختانه آن دوره گذشت (خرازى ـ الحمدالله) بعد از آن مملکت داشت روى یک جریانى می‌افتاد که متأسفانه گرفتار عوام‌فریبى شد، تصدیق بفرمایید که هیچ امرى براى یک هیئت حاکمه خطرناک‌تر از عوام‌فریبى نیست و همچنین براى مملکت (صحیح است). شما اگر مسئولیتى قبول کنید باید آنچه را که براى مردم می‌کنید وجداناً و منطقاً به صلاح مملکت

+++

بدانید نه آنچه را که مردم از شما بخواهند، ممکن است مردم از شما خیلى چیز بخواهند ولى اگر مصلحت نباشد در مقابل خواسته‌هاى مردم باید با کمال شجاعت بگویید که آقاى این مطلب به مصلحت مملکت نیست یا این مطلب به ضرر مملکت است، این را بکنید آن کار را نکنید و اگر یک روزى انشاءالله برسد و امیدوارم که با روى کار آمدن نسل جوان ما به آن روز برسیم و حالا هم داریم نزدیک می‌شویم به آن نقطه (قنات‌آبادى ـ مجلس الان متشکل از نسل جوان است) که عرض کردم منظماً با کمال متانت رو به تکامل و ترقى رفته‌ایم، باید این جرئت در ما باشد که بگوییم ما این کار را به مصلحت می‌دانیم یا این کار که به مذاق مردم ناپسند آمد انجام دادیم و مصلحت انجام دادیم و مسئولیتش را هم قبول داریم، به‌هرصورت عرض بنده این می‌شود مقصود بنده این بود که بعد از آن تاریخ خطرناکى که در مملکت ما گذشت دوران‏ عوام‌فریبى پیش آمد که بسیار خطرناک بود براى مملکت و نتایجش را هم دیدى یعنى عاقبت مملکت رو به نیستى رفت، باز هم خدا و بود و باز هم بنده شاید لازم باشد این عرض را بکنم ولى عرض می‌کنم که تدبیر اعلیحضرت همایون شاهنشاهى بود و از خودگذشتگى یک عده‌اى که اکثریت مردم را تشکیل مى‌دادند مخصوصاً مردم محروم این مملکت که مملکت نجات پیدا کرد و بنده باز در اینجا انصافاً عرض می‌کنم و گمان هم می‌کنم هیچ‌وقت ملت ایران خدمات سپهبد زاهدى را فراموش نکند (صحیح است احسنت). به‌هرصورت آن دوره عوام‌فریبى هم گذشت ولى آقایان تصدیق بفرمایید که در آن دوره هم رو به انحطاط رفته‌ایم در همه‌چیز، نسبت به همه‌چیز وضع ما ناباب شد (صحیح است). بنده در روى این مطلب خیلى تکیه می‌کنم آقایان توجه بفرمایید یک نفرى مى‌آمد پشت تریبون سال‌ها می‌آمد و با حکومت نظامى مبارزه می‌کرد و داد میزد که آقا حکومت نظامى چه می‌کند چه می‌کند، این مطالب هنوز در این فضا طنین‌انداز است. اگر بنده عرض نکنم در گوش آقایان حتماً هست. همین آدم قانون کمیسیون امنیت اجتماعى برقرار کرد، همین آدم قتل کرد، تبعید کرد، هزار بازى سر مردم درآورد. آقایان این مطلب را تصدیق بفرمایید که این به روحیه مردم چه صدمه‌اى می‌زند، به چه چیز دیگر مردم اعتماد بکنند؟ شما وقتى بیایید و یک مطلبى را براى 50 سال ادعا کنید و درست عکس آن عمل کنید، چه صدمه‌اى به اعتماد مردم می‌زند؟ بنابراین بنده خواستم این ضررى که روحاً و معناً بر مملکت ما خورد، در اینجا لازم دیدم که تذکر بدهم و آقایان هم تصدیق بفرمایند که ضرر بزرگى به مملکت ما خورد، تمام قسمت‌ها مالى و مادى و استقلال ما که به خطر می‌افتاد اینها همه به این اهمیت نبود که اعتماد از مردم سلب شد. به‌هرحال این دوره هم گذشت، با کمال اطمینان به عرض آقایان می‌رسانم. پریروز هم عرض کردم حالا هم مجدد به عرض آقایان می‌رسانم که مملکت ما در یک شاهراه سعادت و آسایش افتاده (صحیح است). ما الان حکم یک مریضى را داریم که آن دوران بحران را به کلى پشت سر گذاشته ولى دوره نقاهت هنوز باقیست (صحیح است). اگر شما یک مریض حصبه‌اى داشته باشید که دوره بحران را گذرانده باشد و بعد با انواع و اقسام ناراحتش کنید، مسلم بدانید عواقب بسیار خطرناک‌تر از اثرات حصبه پیدا خواهد کرد. بنده بعد از این مقدمه می‌خواهم این نکته را عرض کنم که من شخصاً تصدیق می‌کنم که معایب زیادى در دستگاه دولت موجود است (صحیح است) اما آقایان این معایب به نظر ما قابل رفع است و اتفاقاً به نظر ما از همین طریق دمکراسى و از همین طریق تکامل قابل رفع است (صحیح است) نه از طریق انقلابى. بنده هم در مجلس سنا می‌بینم و هم در مجلس شوراى ملى مى‌بینم که با کمال بى‌نظرى و بى‌غرضى با نظریات اصلاحى دولت موافقت می‌شود (صحیح است). عرض کردم انتقاد را هم با کمال میل می‌شنویم و حتى آماده هستیم هر آنکه آقایان اظهار عدم اعتماد بفرمایند برویم اما آن نکته را باید در اینجا من‌باب خیرخواهى هم از جهت آقایان هم از حیث مملکت تذکراً عرض کنم به اینکه بنده تصدیق دارم که دستگاه‌ها کارش را نمی‌کند.

الان در مورد چاى جناب آقاى عمیدى‌نورى تذکر فرمودند بنده یادداشت کردم و از آقاى صفارى پرسیدم این شش میلیون تومان اول فروردین در دولت تصویب شده که به چایکاران بدهند و تا حالا نرسیده، بنده این را خدمت آقایان عرض کنم تا آخر هفته هرکس مسئول این کار بوده تنبیه می‌کنیم و گزارشش را می‌آوریم خدمت آقایان، این تذکرات را به محض این که بفرمایید عمل می‌کنیم و در هر موقع و راجع به هر چیز باشد که بفرمایید ما عمل می‌کنیم اما به صورت اعم گفتن که به طورى دستگاه خرابست و ما به طورى فاسد شده‌ایم که قابل نجات نیستیم، به نظر ما قابل اصلاح است از همین طریقى که داریم می‌رویم یعنى از طریق دمکراسى و از طریق داشتن مجلس و از طریق بحث و مشورت و شنیدن انتقادات، جواب دادن به انتقاد (احسنت) و کارها هم به نظر ما قابل اصلاح است، خداى‌نکرده اگر در این زمینه زیادروى شود، مبالغه شود آن‌وقت بنده یک ترسى دارم و آن اینست که خارجى‌ها سوء‌استفاده می‌کنند (صحیح است) و مدرکى هم که ذکر می‌کنند از گفته خود ماست، می‌گویند دولت می‌گوید که آقا مجلس اعمال نفوذ می‌کند و تمام خرابی‌ها زیر سر مجلس است و مجلس می‌گوید که تمام خرابی‌ها در دستگاه دولت است. نتیجه این می‌شود که خارجى بگوید اینها خودشان این‌جورند، طبقه پولدار و مالک و تاجر نمی‌خواهند، کار سازمان برنامه بگذرد مگر نه که پریروز یک روزنامه خارجى مقاله‌اى نوشته بود (صحیح است) وظیفه روشنفکر فاسد است، دستگاه دولت فاسد است. اینها را از خودمان می‌گیرند و به همان می‌دهند، در صورتى که خودمان می‌دانیم که تا این اندازه خراب نیست و خودمان می‌دانیم که از طریق اصلاح و تکامل قابل اصلاح است نه از طریق انقلاب، یعنى احتیاج به انقلاب نیست که یک‌دفعه قفل بزنیم به در همه وزارتخانه‌ها بعد چه کار کنیم؟ چه کسانى را بیاوریم؟ باز هم همین‌ها هستند و این اندازه خراب نیست که شما لازم باشد قفل بزنید درش، عرض کردم قابل اصلاح است آن‌وقت چه می‌شود؟ پچ‌پچ می‌شود دیدید مقاله تایمز چه نوشته، نوشته کار خرابست، آن نوشته چه ربطى دارد به ما؟ آن روزنامه چیزى نوشته از حرف‌های خودمان است ولى نوشته روزنامه که آیه قرآن نیست، یک روزنامه‌اى نوشته بود بنویسد، چند روز پیش با یک نفر صحبت می‌کردیم گفت آقا دیدید تایمز چه نوشت؟ گفتم من دیدم، خوب آقا بنده سوبلمه بخورم نوشته که نوشته (دکتر بینا ـ احسنت). بنده باز هم می‌خواهم عرض کنم که نسبت به چیزى معایبى وجود داشت قابل رفع است، خودمان می‌توانیم رفع کنیم اما من‌باب تذکر، من‌باب اصلاح‌اندیشى به عرض آقایان می‌رسانم که در این موارد استصواب نباید جارى کرد، بله همین‌طور است آقاى قنات‌آبادى؟ (قنات‌آبادى ـ استصحاب) بله، استصحاب نباید جارى کرد و گفت که همه‌جا خرابست، تا این اندازه خراب که نیست. شاید براى اولین دفعه باشد که بنده به طور قطع می‌خواهم عرض کنم که در آخر سال آقایان اگر ما در خدمتتان بودیم ملاحظه خواهید فرمود که توانسته‌ایم سر و ته بودجه را جمع و جور کنیم و شاید خیلی از مطالب دیگر (موسوى ـ این مهم‌ترین قدم است اگر بکنید). ولى بنده می‌خواهم عرض کنم که ما در خدمتتان حاضر به شنیدن انتقادات هستیم و حاضریم هر راهنمایى که بفرمایید قبول کنیم، نه‌تنها آقایان هر فردى از ملت ایران بنده این را من‌باب تذکر به این فرمایشات می‌خواستم عرض کنم (احسنت).

5 - معرفى آقاى مهندس مشایخى به معاونت وزارت راه به وسیله آقاى وزیر راه‏

رئیس ـ آقاى وزیر راه.

وزیر راه (سرلشگر انصارى) ـ بنده با کسب اجازه از مقام محترم ریاست مجلس شوراى ملى، آقاى مهندس مشایخى را که یکى از مهندسین کاردان و لایق کشور هستند (صحیح است) و سابقه ممتدى در وزارت راه دارند، به سمت معاونت وزارت راه معرفى می‌کنم (صحیح است مبارک است).

6 - طرح تصویب اصلاحات لایحه بیمه‌هاى اجتماعى و بازنشستگى افزارمندان ارتش‏

رئیس ـ لایحه‌اى است از مجلس سنا رسیده راجع به افزارمندان ارتش، یک اصلاحات کوچکى در مجلس سنا شده که حالا نامه مجلس سنا و آن اصلاحات قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

ریاست محترم مجلس شوراى ملى عطف به مراسله شماره 803 -20/10/1334 راجع به لایحه قانونى بیمه‌هاى اجتماعى و بازنشستگى و تعاون افزارمندان کارگاه‌ها و کارخانه‌هاى ارتش اشعار می‌دارد.

گزارش کمیسیون شماره 3 در باب لایحه مزکور در فوق در جلسه روز شنبه 29 اردیبهشت ماه 1335 مطرح و تصویب گردید. چون بعضى اصلاحات جزیى که در نسخه ضمیمه منعکس شده در مجلس سنا به عمل آمده است ملاحظه و اگر تصور می‌فرمایید که متضمن تغییر اساسى نبوده و محتاج به طرح ثانوى در مجلس شوراى ملى نیست، اعاده فرمایند تا به دولت ابلاغ شود والا آن اصلاحات را در یک جلسه به اطلاع مجلس شوراى ملى برسانید و موافقت نمایندگان آن مجلس را تحصیل فرمایید.

رئیس مجلس سنا ـ سید حسن تقى‌زاده‏

رئیس ـ آن اصلاحاتى هم که شده قرائت می‌شود.

(به شرح ذیل قرائت شد)

(در تبصره ماده 3 پس از کلمه تنظیم عبارت «و پس از تصویب هیئت وزیران» اضافه شده است)

رئیس ـ مقصود اینست که آیین‌نامه‌اى که تنظیم می‌کنند به تصویب هیئت وزیران برسد، مانعى ندارد.

(در ماده 4 پس از سرمایه زیر «در بانک سپه» اضافه شده)

رئیس ـ این هم چون مربوط به بازنشستگى افراد ارتش است و حقوق بازنشستگى افراد ارتش در بانک سپه جمع می‌شود ذکر کرده‌اند در بانک سپه.‏

(در تبصره 2 ماه 4 به حقوقاتى

+++

«به حقوقى» تبدیل شده است)

رئیس ـ این اصلاح عبارتى است.

(در ماده 6 پس از کلمه و غیره عبارت «از تاریخ تصویب» اضافه شده است)

رئیس ـ چون تاریخ مبهم بود اضافه شده از تاریخ تصویب این قانون

«در تبصره ماده جمله «جاریه» تبدیل به «جارى» شده است.»

«در ماده 10 بعد از کلمه دارا می‌باشند عبارت «مدت 24 ماه» اضافه شده است.»

رئیس ـ کسور تقاعدى که باید بپردازد مدت آن معین شده که در مدت 24 ماه بپردازد مانعى ندارد.

«در ماده 12 کلمه خدمات «خدمت» شده است.»

رئیس ـ این هم اصلاح عبارتى است

«در ماده 16 کلمه «ماده» حذف شده است.»

«در ماده 23 بند د بعد از کلمه خدمت کلمه «او» اضافه شده است.»

رئیس ـ این هم اصلاح عبارتى است

«در ماده 7 کلمه مذکوره «مذکور» شده است»

رئیس ـ در لایحه تبصره 7 وجود ندارد ماده 7 نوشته شده همین‌طور است. آقاى مهدوى‏.

مهدوى ـ بنده می‌خواستم این تذکر را خدمت مقام ریاست عرض کنم لوایحى که از مجلس سنا به مجلس شوراى ملى فرستاده می‌شود و قبلاً هم در مجلس شوراى ملى موافقت شده وقتى دو تا مجلس موجود است از این مطالب مطلعند ولى وقتى دوره جدید مجلس تشکیل می‌شود، چه‌بسا که عده‌اى از نمایندگان آن تغییر کند و بنده پریروز متوجه شدم که یک‌عده‌اى اصلاً از مواد اطلاع ندارند و نمى‌دانند به چه رأى باید بدهند. اینجا اصلاً باید یک فرمولى پیدا کرد که آقایانى که تازه وارد می‌شوند از آن اطلاع پیدا کنند. این را باید توجه کرد.

رئیس ـ لوایحى که ما به سنا می‌فرستیم دو قسم است، یکى مالى است که ما براى نظر مشورتى می‌فرستیم، یکى مثل این قانون است که تصویب شده است در مجلس شوراى ملى، فرستاده‌ایم یک اصلاحات عبارتى کرده‌اند. این هم بسته به نظر مجلس است، اگر آقایان قبول کردید به دولت ابلاغ می‌کنیم.

مهدوى ـ بنده عرضم راجع به این نبود.

رئیس ـ نسبت به این اصلاحات آقایان نظرى ندارند؟ (گفته شد خیر) چون نظرى نیست با این اصلاحات دولت ابلاغ می‌شود (صدرزاده ـ نسبت به این اصلاحات اخذ رأى می‌فرمایید؟) چون نظرى نبود رأى لازم ندارد. آقاى وزیر دارایى فرمایشى دارید؟

وزیر دارایى (فروهر) ـ بنده عرضى ندارم.‏

رئیس ـ چیز دیگرى در دستور نداریم.‏

قنات‌آبادى ـ نمی‌فرمایید سؤالات قرائت شود؟

رئیس ـ نه لزومى ندارد آیین‌نامه همین‌طور است. آیین‌نامه مثل سابق است سؤالات به دولت ابلاغ می‌شود.

7 - تعیین موقع جلسه بعد ـ ختم جلسه‏

رئیس ـ چیزى در دستور نداریم بنابراین جلسه روز یکشنبه دهم خواهد بود. سؤالات هم همان روز مطرح خواهد شد. آقایان براى سؤالات حاضر باشند.

(مجلس یک ساعت پیش از ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شوراى ملى ـ رضا حکمت‏

+++

یادداشت ها
Parameter:295071!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)