کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره هجدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏18
[1396/05/30]

جلسه 89 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه دهم بهمن ماه 1333  

 

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت‌مجلس‏

2- بیانات قبل از دستور آقایان: دکتر جزایرى. مهندس جفرودى. پناهى‏

3- تقدیم دو فقره سؤال به وسیله آقاى شوشترى‏

4- طرح و تصویب گزارش کمیسیون بودجه راجع به بودجه سال 1333 مجلس سنا

5- طرح گزارش کمیسیون اقتصاد راجع به تحصیل اعتبار از دولتین انگلستان و آمریکا

6- تعیین موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏18

 

 

جلسه 89

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه دهم بهمن ماه 1333

 

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت‌مجلس‏

2- بیانات قبل از دستور آقایان: دکتر جزایرى. مهندس جفرودى. پناهى‏

3- تقدیم دو فقره سؤال به وسیله آقاى شوشترى‏

4- طرح و تصویب گزارش کمیسیون بودجه راجع به بودجه سال 1333 مجلس سنا

5- طرح گزارش کمیسیون اقتصاد راجع به تحصیل اعتبار از دولتین انگلستان و آمریکا

6- تعیین موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

 

مجلس دو ساعت و ده دقیقه قبل از ظهر به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

1- تصویب صورت‌مجلس

رئیس- صورت غائبین جلسه قبل قرائت می‌شود

(به شرح زیر قرائت شد)

غائبین با اجازه- آقایان: امیدسالار، شادلو. سعیدى. سلطانى. شیبانى. کیکاوسى. مشایخى. دکتر سعید حکمت. صفارى. کریمى. سنندجى. حشمتى. بهبهانى.

غائبین بی‌اجازه- آقایان: اریه. صادق سرمد.

دیرآمدگان و زودرفتگان با اجازه- آقایان: جلیلوند 30 دقیقه. دکتر عمید 30 دقیقه. اردلان 30 دقیقه. تجدد 30 دقیقه. عبدالحمید بختیار 30 دقیقه. فرید اراکى 45 دقیقه. رضائى یک ساعت. ثقة‌الاسلامى یک ساعت. اکبر یک ساعت. صراف‌زاده یک ساعت و 15 دقیقه. مهندس شاهرخشاهى یک ساعت و 15 دقیقه. میراشرافى یک ساعت و 15 دقیقه. دهقان یک ساعت و سى دقیقه. بزرگ ابراهیمى یک ساعت و سى دقیقه. تفضلى یک ساعت وسى دقیقه. فرود یک ساعت و چهل و پنج دقیقه. سلطان‌مراد بختیار یک ساعت و چهل و پنج دقیقه. دولت آبادى یک ساعت و چهل و پنج دقیقه. دکتر شاهکار دو ساعت. نقابت دو ساعت و پانزده دقیقه.

دیرآمدگان و زودرفتگان بی‌اجازه- آقایان: قراگزلو 30 دقیقه. کاشانى 45 دقیقه. تیمورتاش 45 دقیقه. کى نژاد یک ساعت و 45 دقیقه. اخوان یک ساعت و 15 دقیقه. برومند یک ساعت و 30 دقیقه. دکتر حمزوى یک ساعت و 30 دقیقه.

رئیس- نسبت به صورت‌مجلس نظرى نیست؟ آقاى مرآت اسفندیارى بفرمایید

 مرآت‌اسفندیارى- شرحى دفتر یاران شهر کرمان حضور مقام ریاست مجلس شوراى ملى عرض  کرده‌اند و به بنده داده‌اند که تقدیم کنم‏

رئیس- بسیار خوب. آقاى شوشترى نظرى دارید بفرمایید

شوشترى- اولاً می‌خواستم استدعا کنم که آقایان توجه کنند، چون صورت‌مجلس بعضى اوراقش طورى چاپ شده که قابل قرائت نیست، دیگر این که در سؤالى که بنده پریروز کرده بودم جوابى که داده شد موضوعى که گفته شد به طور مبهم بود، باید توضیح بدهم که عرض من این بود که مجلس شوراى ملى از تبصره پیشنهادى منظورش این بود اشخاصى که سه مرتبه سابقه دزدى دارند و پرونده براى آنها تشکیل شده باید به محکمه سارقین مسلح بروند و همان مجازات درباره آنها اجرا شود که از این راه جلوى دزدى و جیب‌برى گرفته شود، این توضیح بنده بود

رئیس- در صورت‌مجلس نظرى نیست؟ (اظهارى نشد)

2- بیانات قبل از دستور آقایان: دکتر جزایرى مهندس جفرودى- پناهى‏

رئیس- سه نفر از آقایان تقاضاى نطق قبل از دستور کرده‌اند آقاى دکتر جزایرى بفرمایید

دکتر جزایرى- بنده با اطمینان به وطن‌پرستی عموم آقایان نمایندگان محترم مجلس شوراى ملى و تمام ایرانیان و با اجازه آقایان نمایندگان محترم مجلس شوراى ملى می‌خواهم یک مطلب اساسى مملکتى را به عرض آقایان وملت ایران و جهانیان برسانم و چون یقین دارم در این مطلب همه آقایان با من شریک و سهیم هستند استدعا می‌کنم که توجه خاص و عنایت مخصوص بفرمایند که این مطالب به عرض همه آقایان برسد و چون یک مطلب قانونى است که بایستى از نظر حقوق بین‌المللی مورد توجه قرار گیرد بنده مطالب را یادداشت کرده‌ام و از براى این‌که از دیوارها و سرحدات حقوق خارج نشوم عین یادداشت را به عرض آقایان می‌رسانم (احسنت)

همکاران محترم- نمایندگان مجلس شوراى ملى امروز با اجازه آقایان می‌خواهم یکى از مهمترین مسائل سیاسى کشور عزیز خود را به عرض مجلس محترم شوراى ملى و ملت و دولت ایران برسانم مسئله‌ای که تمام افراد این کشور از زن و مرد و کوچک و بزرگ از هر طبقه و دسته نسبت به آن علاقمند بوده و همه و همه در بیان این مطلب با اینجانب سهیم و شریکند و در حقیقت صداى قلبى ملت ایران است که به وسیله این جانب به گوش جهانیان می‌رسد و آن عبارت از این است که بحرین جزء لاینفک و عضو جدا نشدنى خاک عزیز کشورم ایران است (صحیح است- صحیح است) (ارباب- مسلم است) همکاران محترم در این موقع که دنیاى آزاد سعى و کوشش می‌کند که اختلاف و سوءتفاهمات بین ملل را رفع کرده و همکارى وصمیمیت واقعى بین آنان ایجاد نماید و یقیناً این امر بدون تصفیه حساب‌هاى حقه و تأمین حقوق واقعى ملل مقدور نیست لازم دانستم که به عرض جهانیان و ملل آزاد برسانم که قسمتى از خاک ایران بدون جهت و سبب مدتى است که به جبر و اعماق قدرت غیر مشروع رابطه ظاهرى‌اش با سایر قسمت‌هاى کشور ما قطع شده است در صورتی که همیشه و حتى در این مدت محدود را‌بطه واقعى‌اش با سایر قسمت‌هاى

+++

کشور برقرار بوده است. ساکنین این جزیره که ایرانى پاک و خالص و برادران عزیز ما میباشند همیشه رابطه خود را با ایران حفظ کرده و خود را ایرانى دانسته و جزیره خویش را جزو لاینفک کشور ایران دانسته و می‌دانند (صحیح است) (صدقى- ایرانى هست) بنابراین با وضع کنونى که ملل آزاد جهان دست همکارى به طرف یکدیگر دراز می‌کنند و میخواهند که با جلب و تشویق همه ملل از کوچک و بزرگ دنیاى آزادى بسازند که در آن عدل و انصاف و حق‌پرستى و عدالتخواهى و رعایت حقوق افراد و ملل از کوچک و بزرگ و مقاومت در مقابل ظلم و تجاوز حکومت کند و ملت ایران هم براى همکارى و ایجاد چنین دنیایی که در آن سعادت خلق و حفظ حقوق ملل تأمین شود و از هرگونه تجاوز جلوگیرى به عمل آید بذل مساعى کرده و می‌نماید لازم است به اطلاع جهانیان و ملل آزاد و حکومت‌هاى آنان برسانیم که ملت ایران می‌خواهد که موانع ارتباط کشور با یک قسمت از خاک خود یعنى جزیره بحرین مرتفع گردد (احسنت) و انتظار دارد که قدرت‌هایی که تاکنون خود مانع این امر بوده‌اند پیش قدم در رفع این مانع گردند و با این عمل ثابت کنند که راستى می‌خواهند که ملل صمیمانه با یکدیگر همکارى کنند و در این همکارى حقوق حقه همه ملل از کوچک به بزرگ محفوظ می‌ماند و اگر در نتیجه سوء سیاست‌هاى گذشته ظلمى به ملتى وارده آمده است در دنیاى جدید و همکارى تازه آن ظلم مرتفع خواهد گردید و حق به حقدار خواهد رسید. (شمس قنات‌‌آبادى- احسنت) گرچه دولت انگلستان خود بهتر از هر کس می‌داند که بحرین جزء لاینفک ایران بوده و می‌باشد و اعمال نفوذ او چه در ابتدا به وسیله کمپانى هند شرقى و چه بد مستقیاً به وسیله قواى بحرى و اعمال نفوذهاى غیر مشروح نظامى و سیاسى جدایی ظاهرى موقتى بین این جزیره و خاک اصلى ایجاد کرده است معذالک براى این‌که جهانیان و ملل آزاد حکومت‌هاى آنها و مخصوصاً آن‌هایی که میخواهند همکارى بین ملل را تمشید و تقویت کنند از حق قانونى و مشروح ایران و تاریخچه این امر اطلاع حاصل نمایند و بدانند که تقاضاى ایران کاملاً تطبیق با حقوق بین‌المللی کرده و هر دادگاه بیطرف بین‌المللی و هر قاضى بصیر و آشنا به حقوق و امور بین‌المللى با اطلاع از ادله ما که به طور مختصر تشریح می‌گردد حق را به جانب ایران خواهند داد و تصدیق خواهند کرد که در این مدت با زور و اعمال قدرت نظامى و سیاسى مانع اعمال حق حاکمیت ایران در این قسمت از کشور خود شده‌اند و براى تأمین عدالت بین‌المللی باید رفع این ظلم بشود (صحیح است) و بحرین متصل به کشور ما در خود گردد (صحیح است احسنت) ضمناً از عموم نمایندگان محترم و هموطنان عزیز ممکن است از جزئیات این امر اطلاع نداشته باشند تقاضا می‌شود که به عرایض این جانب توجه فرموده و بدانند که حقوق ما مبتنى بر دلایل قطعى می‌باشد و باید یک صدا از دولت بخواهند که با کمال جدیت و متانت و تدبیر نسبت به احقاق حق ایران اقدام‏ نماید (صحیح است) و اقداماتى کند که موانعى که در راه اعمال حق حاکمیت ایران بر بحرین است مرتفع گردد. اما تاریخچه و سوابق امر- دولت انگلستان که به قوه ‏‌قهریه مانع اتصال و ارتباط بحرین به کشور اصلى خود ایران می‌باشد ادعا می‌کند. دولت انگلستان سه ادعا می‌کند می‌گوید در سال 1783 شیخ بحرین شورش کرده است چون از نظر قانونى بین‌المللی یکى از عوامل و ادله‌ای که ممکن است خاکى را از خاکى جدا کند شورش است و ثانیاً در 1820 شیخ بحرین قراردادى با انگلستان بسته و از آن سال انگلستان بحرین را یک واحد مستقل شناخته است و رابطه سیاسى پیدا کرده (نورالدین امامى- بیجا کرده غلط کرده) (کاشانى- از این کارهاى خطا انگلستان زیاد کرده است) و ثالثاً از 1820 به بعد دولت انگلستان حق حاکمیت ایران را بر بحرین نشناخته است (امامى- براى خودش کرده یک غلطى کرده بحرین مال ایران است ولش کن) جناب آقاى امامى وقتى حرف حق و حساب داریم که با حقوق بین‌المللی دنیاى متمدن و آزاد تطبیق می‌کند چرا دعوا کنیم ما حرف حسابمان را میزنیم بنده ادعاى آنها را با ادله که تطبیق با قوانین بین‌المللی می‌کند رد می‌کنم و 5 دلیل مثبت می‌آورم که بحرین مال ایران است. اما تاریخچه و سوابق امر: به نظر این‌جانب با در نظر گرفتن تاریخ و سوابق این امر و اسنادى که در وزارت خارجه ایران و حتى آرشیو وزارت خارجه انگلستان وجود دارد بنده در این‌جا باید عرض کنم که اسناد سیاسى در آرشیوهاى هر وزارتخانه‌ای یه قرنى نیم قرنى در اختیار همه گذاشته می‌شود و یکى از دوستان بنده این اسناد را تهیه کرده که بنده در پشت تریبون از ایشان تشکر می‌کنم که در تهیه این اسناد به من کمک کرده است و امیدوارم همیشه موفق باشد. با این اسناد و دلایلى که عرض می‌کنم به سهولت این ادعا‌هاى واهى و باطل مردود قرار می‌گیرد- چه آشنایان بتاریخ استعمارى انگلستان و شروع فعالیت کمپانى هند شرقى در خلیج فارس و اقیانوس هند به خوبى می‌دانند که کمپانى هند شرقى براى ایجاد پایگاه براى خود و دولت انگلستان و اعمال نفوذ‌هاى سیاسى و اقتصادى و تجارى در خلیج‌فارس و اقیانوس هند پس از ورود و نفوذ در این دریاها در هر کجا که توانست انقلابات و تحریکات و اختلافات ایجاد نمود تا به مفاد تقسیم کن حکومت نما براى خود جاى پایی باز کند در بحرین هم در آن تاریخ تحریکاتى کرده است ولى هیچ‌گونه شورشى که به موازین حقوق بین‌الملل بتواند موجد حکومت جدیدى در بحرین شود وجود نداشته است (صحیح است) چه اولاً در فاصله بین سال 1783 و 1820 از طرف شیخ بحرین نامه‌هاى عبودیت و انقیاد به حکومت و درباره ایران نوشته شده است و حامل یکى از این نامه‌ها شیخ على نامی ‌بوده که از طرف شیخ بحرین نامه را به دربار فتحعلى شاه آورده و شیخ بحرین خود را تابع سلطنت ایران دانسته است در تمام این مدت سکه بحرین به نام فتحعلى شاه بوده و نمونه‌ای از این سکه حتى در وزارت خارجه انگلستان وجود دارد در تمام این مدت تمام شیوخ خلیج‌فارس پادشاه ایران را مالک بحرین دانسته و سلطان ایران را سلطان بحرین خوانده‌اند. به علاوه در سال 1805 که اعراب وهابى به بحرین دست‌اندازى و حمله‌ کرده‌اند از طرف فتحعلى شاه قشون به بحرین براى دفع آن‌ها فرستاده شده است و بالا‌خره باید یادآور گردید که در این مدت خود انگلستان انجام هر قراردادى را با بحرین منوط به تصویب شاه ایران میدانسته است با ادله نامبرده به خوبى ثابت می‌شود که ادعاى اولیه انگلستان که در بحرین شورش شده است صحیح نیست و مردود است چه در این مدت رابطه بین ایران و بحرین برقرار بوده و بحرین جزو حکومت ایران بوده است. ثانیاً براى رد ادعاى ثانى انگلستان مبنى بر این‌که از سال 1820 بحرین با دولت انگلستان قرارداد داشته است می‌گوییم قراردادى که در سال 1820 با بحرین بسته شده است قرارداد دولت انگلستان با بحرین نیست بلکه قرارداد کمپانى هند شرقى با بحرین است و به طوری که میدانیم کمپانى هند شرقى در موقعى که در خلیج‌فارس و اقیانوس هند نفوذ کرده از نظر بسط نفوذ تجارتى و اقتصادى خود با هر شیخ و خان و راجع به هر قراردادى بسته است و این نوع قراردادها هیچ‌گونه ارزش حقوقى بین‌المللی ندارد (صحیح است) چنانچه در محاکمه بین‌المللی مکرر نسبت به این نوع قراردادها اعلام بى‌اثرى گردیده است و حتى در قراردادهایی که مشابه قرارداد با بحرین از طرف کمپانى هند شرقى بسته شده بوده است در محاکم داورى از نظر قرارداد بین دول بلااثر تشخیص گردیده است (صحیح است) به علاوه باید بگوییم که با این‌که در سال 1820 شیخ بحرین با کمپانى هند شرقى قرارداد بسته است بازخود را تابع ایران می‌دانسته است چنانچه در سال 1869 (توجه به این سند بفرمایید) شیخ وقت بحرین طى دو نامه مفصل یکى به عنوان ناصرالدین شاه و دیگرى به عنوان حسام‌السلطنه عبودیت و انقیاد خود را اعلام داشته و در نامه که به عرض  ناصرالدین شاه رسانیده است مخصوصاً تذکر داده و نوشته است که اظهر من الشمس است که بحرین جزو لاینفک ایران بوده و می‌باشد و تعهد کرده است که مالیات بپردازد و این سند در وزارت خارجه ایران ضبط می‌باشد.

رئیس- آقاى دکتر جزایرى وقت شما تمام شده‏

دکتر جزایرى- قربان 20 دقیقه دیگر وقت می‌خواهم این صداى همه آقایان است که بنده عرض می‌کنم منتهى سعى کرده‌ام که با موازین حقوقى منطبق باشد

رئیس- آقایانی که با 20 دقیقه وقت اضافى موافقند قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد، بفرمایید

دکتر جزایرى- متشکرم با این اقرار صریح شیخ بحرین که قریب پنجاه سال بعداز قرارداد 1820 کمپانى هند شرقى با بحرین به عمل آمده آیا باز می‌توان‌ تردیدى داشت که قرارداد 1820 وقت جنبه خصوصى بین شرکت و یک شیخ یاغى داشته و هیچ‌گونه اثر حقوقى براى جدا شدن بحرین از ایران نداشته است؟ و آیا جدا کردن بحرین از ایران به بهانه و دستاویز این قرارداد خصوصى برخلاف تمام موازین قانونى و حقوقى بین‌المللی نمی‌باشد؟

در قراردادهاى سوم انگلستان به این‌که بعد از سال 1820 آن دولت حقوق ایران را بر این جزیره نشناخته است میگوییم که اولاً در دستورالعمل‌هاى فرمان رواى انگلیس در هندوستان به مأمور مقیم انگلیس در خلیج‌فارس متذکر گردیده و دستور صریح داده شده که هر قراردادى راجع به بحرین شرط حتمى و لازم آن است که موافقت دولت ایران جلب گردد. آیا چنین دستورات صریحى خود اقرار صریح و قطعى به شناسایی حقوق و حاکمیت ایران و در سال 1820 به بحرین نمی‌باشد و الّا چطور شرط حتمى و لازم امور مربوط به بحرین موافقت دولت ایران می‌باشد و بسیارى دیگر و این شرط را در امور مربوط به بحرین حتمى و لازم می‌دانسته‌اند؟ این را هم توجه بفرمایید ثانیاً ویلبام بروس انگلیسى سرکنسول انگلیس در بوشهر در تاریخ 30 اوت 1822 یعنى دو سال بعد از قرارداد 1820 قراردادى به نام قرارداد شیراز به حسنعلى‌میرزا والى فارس منعقد کرده و طى آن حق حاکمیت ایران را بر بحرین شناخت این هم دلیل دیگرى بر این ‌که انگلستان بعد از سال 1820 حق حاکمیت ایران را بر بحرین شناخته است.

ثالثاً در نامه‌ای که کلارندن وزیر خارجه انگلستان در آوریل سال 1869 در جواب نامه اعترازآمیز دولت ایران راجع به مداخلات غیرقانونى انگلستان در امور بحرین می‌نویسد  صریحاً نوشته است این‌که دولت انگلستان با شیخ بحرین قراردادى بسته است براى این بوده است که حکومت ایران در خلیج‌فارس بحریه کافى نداشته و

+++

همین‌ که دولت ایران اقدام به تهیه و خرید بحریه کافى به منظور تأمین حفظ صلح و امنیت خلیج بنماید دولت انگلستان‏ از مخارجى که به گردن گرفته است صرف‌نظر خواهد کرد. آیا نداشتن بحریه کافى در خلیج‌فارس می‌تواند موجب قانونى براى مداخله انگلستان در امور بحرین بشود؟ و آیا وعده به این‌که اگر دولت ایران اقدام به تهیه خرید بحریه کافى کند انگلستان در مخارجى که به گردن گرفته است صرف‌نظر خواهد کرد خود اقرار به شناسایی حق حاکمیت ایران بر بحرین نیست؟ (صدقى- صحیح است) باز در همین نامه نوشته است که دولت انگلستان اعلام میدارد که اگر شیخ بحرین در برده‌فروشى و عدم امنیت خلیج دخالتى داشته باشد که لازم بیاید علیه شیخ تدابیرى اتخاذ شود دولت ایران را قبلاً مطلع خواهد نمود. این قسمت از نامه نیز شناسایی ضمنى از حق حاکمیت ایران بر بحرین می‌باشد چه اگر دولت انگلستان این حق را براى دولت ایران نمی‌شناخت لزومى نداشت که در مورد اقدامات براى جلوگیرى از برده‌فروشى در بحرین اطلاع به ایران را تعهد نماید. با ادله که به عرض‌ محترم آقایان نمایندگان و ملت ایران و عموم جهانیان و ملل آزاد رسانید ثابت و محقق است که هیچ‌یک از ادله ادعایی انگلستان در مورد بحرین صحیح نبوده و نمی‌تواند موجب قانونى و قابل قبول از نظر بین‌المللی براى جدایی یک قسمت از کشور ما شود و ما می‌توانیم پس از رد ادعاهاى آنها به طور مثبت و روشن ثابت کنیم که این جزیره از گذشته تاحال جزو خاک ایران بوده و در صورت عدم مداخله و حمایت غیرقانونى انگلستان از شیخ یاغى بحرین سکنه و اهالى آن جزیره که از ایرانیان پاک می‌باشد فوراً حکومت ایران را که حکومت واقعى خود آن‌هاست پذیرفته و یقیناً خود این شیخ یاغى هم تسلیم ایران خواهد گردید. (صدقى- صحیح است) در کشور پهناور ایران که همیشه در قسمت‌هایی از آن عشایر غیور و وطن‌پرست سکونت داشته و دارند گاهى اتفاق افتاده است که در نتیجه تحریکات خارجى کسى به فکر طغیان افتد ولى همیشه حکومت مرکزى ایران این قبیل افراد را سرکوب و منکوب نموده است شیخ بحرین هم در سال 1783 در نتیجه تحریکات کمپانى هند شرقى ممکن است چنین فکرى به دماغ او رسیده باشد و بدون حمایت بحریه انگلستان در اولین مداخله حکومت ایران تسلیم و یا تنبیه میشده است منتها بحریه انگلستان مانع مداخله قواى مرکزى ایران بوده و حتى از اقدام خود ایرانیان ساکن بحرین براى بیرون کردن شیخ یاغى جلوگیرى کرده‌اند گذشته از آن که بموجب اسناد و مدارکى که قبلاً به عرض  رسانید پس از سال 1783 خود مشایخ بحرین مکرر اظهار انقباد و اطاعت‌ کرده‌اند بعد از ذکر مطالب مذکوره به عموم جهانیان و ملل آزاد اعلام می‌داریم که طبق حقوق بین‌المللی تغیرحاکمیت در یک نقطه از جهان به صورت ذیل ممکن است انجام یابد. ملاحظه می‌فرمایید ممکن است یک حاکمیت از نقطه‌نظر حقوق بین‌الملل به پنج صورت عمل شود یکى به عنوان شورش دوم به عنوان انتقال سوم به عنوان تصرف قاهرانه چهارم اعراض پنجم مرور زمان و هیچ‌یک از این‌ها قابل انطباق با وضع بحرین نبوده وحالا عرض می‌کنم‏

اولاً شورش- با مطالعه بتاریخ بحرین و وضع آن از سال 1783 به بعد مسلم و محقق می‌شود که هیچ‌گونه شورشى از طرف اهالى آن جزیره بر علیه حکومت مرکزى خود یعنى حکومت ایران انجام نیافته و هر دستاویزى به این عنوان و بهانه مردود است‏

ثانیا انتقال- یقیناً خود دولت انگلستان و وزارت خارجه آن بهتر از هر کس می‌داند که هرگز از طرف دولت ایران بحرین نه به انگلستان و نه به هیچ دولت دیگرى به هیچ اسم و رسم و به هیچ طریقى منتقل نگردیده است بلکه از گذشته تا حال جز عاریان بوده و هیچکس هم ادعاى انتقال بحرین را از طرف دولت ایران به خود نکرده است‏

ثالثاً تصرف قاهرانه- تاریخ بهترین گواه است که از سال 1783 هرگز دولت انگلستان جنگى به خاطر بحرین ننموده و بحرین را به قوه قاهره از ایران نگرفته است (صحیح است) شیخ بحرین نیز هرگز چنین ادعایی ننموده و میداندکه قادر بچنین امرى نبوده و نمی‌باشد چه علاوه بر این ‌که مشایخ بحرین هرگز وسیله مادى براى این امر نداشته و ندارند سکنه آن جزیره هم یعنى هموطنان ما هرگز حاضر نبوده و نمی‌باشند که براى شیخ طاغى با برادران و هموطنان خود جنگ کنند.

رابعاً اعراض و رها کردن- عنوان شورش که مورد ادعاى انگلستان است بهترین دلیل ایران است که هرگز از جزیره بحرین اعراض نکرده و این قسمت از خاک خود را رها نکرده است و الّا این حرف‌ها و این اعتراضات را نمیکرد (صحیح است)

خامساً مرور زمان- به نظر این جانب آرشیو وزارت خارجه انگلستان بهترین گواه صادق ایران بر این امر است چه در این مدت مرتباً دولت ایران به مداخله انگلستان در امر بحرین و جلوگیرى از اعمال حق حاکمیت خود بر یک قسمت از خاک ایران اعتراض کرده نامه‌ها و شکایات متعدد ایران بانگلستان و جوامع بین‌المللی همه‌گونه توهم مرور زمان را از بین میبرد به علاوه شکایت ایران نیز در جامعه ملل و سازمان ملل ثبت گردیده است با بیان مطالب معروضه ادعاى انگلستان مردود گردیده و ادله مثبته ما حقانیت ایران را در محضر هر دادگاه بین‌المللی و نزد هر قاضى بی‌طرفی که به حقوق بین‌المللی و مقررات آن آشنایی داشته باشد ثابت و روشن می‌دارد از این مطالب حقه و قانونى که بگذریم استدعا می‌کنم که رفقا توجه به این عرایض من بکنند (موسوى- چشم) می‌خواهم از نظر مصالح سیاسى و اجتماعى ملل آزاد به ملت و دولت انگلستان یادآور کردیم که سیاست‌هاى دول از بزرگ و کوچک برحسب زمان و گذشت ایام و اوضاع و احوال جدیدى که در دنیا به علت پیشرفت علوم و صنایع و ترقیات افکار به وجود آمده است در تغییر بوده و می‌باشد چنان که دولت انگلستان که از قرن نوزدهم ابتدا به وسیله کمپانی‌هایی که ظاهراً جنبه تجارى داشته‌اند و بعد با مداخلات مستقیم کوشش می‌کرد که در قاره‌هاى مختلف مداخلات سیاسى و اقتصادى کرده و کشورها و مللى را تحت‌الحمایه خود قرار دهد مداخله در امر بحرین نیز در جزء عمین مداخلات کمپانى هند شرقى در خلیج فارس و هندوستان و غیره بوده ولى گزشت ایام و تحولات علوم افکار و مخصوصاً مبارزات ملل باعث شد که خود دولت انگلستان از آن سیاست صرف‌نظر نماید به طورى که امروزه کشورهاى بزرگ و مستقل هندوستان و پاکستان از وزنه‌هاى بزرگ سیاسى دنیاى آزاد در آسیا میباشند و یقیناً هندوستان و پاکستان مستقل و قوى بهتر می‌توانند جبهه ملل آزاد را تقویت کرده و همکارى مؤثرترى در دنیا آزاد بنمایند آیا موقع آن نرسیده است که دولت انگلستان به منظور احقاق حق ایران و ترضیه خاطر ایران و اثبات این‌که همکارى ملل آزاد منافع و حقوق همه ملل در نظر گرفته می‌شود با اقدام عدالت‌خواهانه و محبت‌آمیز حمایت خود را از شیخ بحرین بردارد تا خود به خود این جزیره به کشور ما در خود ایران ملحق شود و ایرانیان هموطنان عزیز خود را در بحرین در‌ آغوش گیرند و برادران دور افتاده خود را بازیابند. آیا به عقیده دولتین انگلستان و آمریکا و عموم جهانیان ملت ایران راضى بهتر نمی‌تواند که در راه صلح و آرامش جهان همکارى کند تا شیخ کوچک بحرین که هیچ‌گونه ارزش و اهمیت مادى و معنوى نداشته و تنها افتخارش این است که تحت حمایت دولت انگلستان شیخ بحرین است چیزى که به نظر می‌آید این است که ممکن است انگلستان و آمریکا از نظر نفت منافعى در آن جزیره براى خود قائل باشند و طبق قراردادى در حدود 50 درصد منافع‌ منابع زر‌خیز آن جزیره را به یک شیخ بى‌اطلاع از اداره حکومت و بى‌علاقه به حفظ آسایش و منافع ساکنین آن جزیره یعنى هموطنان عزیز ما می‌دهند آیا بهتر نیست که براى اعتبار قرارداد نفت ایران در بحرین با خود دولت ایران این قرارداد بسته شود و عوایدش صرف اصلاح و بهبود وضع اقتصادى عموم افراد ملت ایران و من جمله ساکنین بحرین شود (صحیح است) وگرنه تقویت مالى به بعد و حساب یک شیخ که حتى براى خرج عواید خود نیز عاجز است چه اثر اجتماعى و سیاسسى و اخلاقى در دنیاى آزاد دارد آیا دولت آمریکا که براى بهبود اوضاع مالى و اقتصادى ملل شرق ناگریز از کمک‌های اقتصادى و مادى می‌باشد بهتر نیست از عواید حقه خود این ملت‌ها آنها را بی‌نیاز از کمک خارج نماید مثلاً عواید نفت ایران را را در بحرین به خود ایرانیان بدهد تا احتیاج به کمک‌های بلا‌عوض و دادن وام به آنها نباشد و آیا اگر عواید نفت ایران در بحرین به ایرانیان داده شود با استفاده از آن منا‌فع براى بهبود وضع اقتصادى و مالى ایران و تأمین آسایش 20 میلیون جمعیت ایران دنیاى آزاد عملاً از صرف این مقدار سرمایه بیشتر متمتع نگردیده و استفاده نمی‌کند نکته که باید در این‌جا معروض گردد این است که ملت ایران از سایر ملل و دول اسلامى انتظار دارد که با حسن رابطه‌ای که با کشور ایرن دارند و همه از نظر کیش و آیین اسلام شریک و تحت لواى واحد دین پیغمبر اسلام میباشم هیچ‌گونه کمک مادى و معنوى به شیخ طاغى بحرین ننماید چه یقیناً دوستى با یک نفرى است که اگر حمایت انگلستان از او برداشته شود خود می‌ماند و خود و حتى ساکنین جزیره هم او را از بین خود بیرون خواهند انداخت در خاتمه باید با کمال صراحت و صداقت به اطلاع ملتین انگلستان و آمریکا برسانم که ملت ایران متأسفانه از گذشته عدم رضایت‌هایی از مداخلات بیجا و نارواى اعمال شرکت سابق نفت و بعضى از مأمورین سیاسى خارجى داشته که بدون هیچ‌گونه حقى در امور ملت ایران مداخله میکردند و به طوری که نخست‌وزیر و وزیر دارایی ایران در موقعی که براى ایجاد صمیمیت و همکارى صادقانه همه در تلاش می‌باشند آیا بهترین این موقع نیست که دولت انگلستان با یک اقدام عدالت‌خواهانه و جوانمردانه حمایت خود را از شیخ بحرین برداشته و رضایت و محبت قلبى عموم ایرانیان را در مقابل براى خود و دنیاى آزاد خریدارى نماید. به انتظار چنین عملى. (صدقى- دولت ایران باید خودش هم اقدام بکند) (نمایندگان- احسنت- احسنت)

رئیس- آقاى مهندس جفرودى.

+++

مهندس جفرودى- نه ماه و نیم از عمر بسیار کوتاه مجلس و هفده ماه از حکومت تیمسار سیهبد زاهدى میگذرد 0 در این نه ماه و نیم نمایندگان مجلس با متانت و بردبارى به لوایح دولت رأى دادند و برخلاف معمول مجالس دنیا با سکوت خود آرامش ظاهرى را در سراسر کشور حفظ نمودند و دست دولت را در اقدامات خود به کلى باز گذاشتند و حتى با به خاطر مصلحت مملکت و یا دوستى با رئیس دولت و با حق‌شناسى نسبت به ایشان نه تنها از انتقادات به جا خوددارى کردند بلکه بعضى همکاران گرامى قدم فراتر نهادند و از پشت تر‌یبون مجلس دولت را ستودند. دولت با هفتاد و پنج میلیون دولار کمک مالى بلاعوض که از آمریکا دریافت داشت و بیست و پنج میلیون دولار کمک اصل چهار و تسهیلاتى که براى تغییر پشتوانه و نشر اسکناس از مجلس به دست آورد،‌ اوقات گرانبهایی را از دست داد و به جای آوردن کارخانه‌جات سیمان، قند، قماش، بخرید چند دستگاه اتوبوس و کامیون با آن جریان خاص اکتفا کرد. (بهبهانى- صدقى- صحیح است) من منکر بعضى اقدامات دولت سیهبد زاهدى نیستم ولى از تذکار این حقیقت نیز نمی‌توانم خوددارى کنم که مقدارى از اعمال تیمسار محترم به منفعت کشور و موافق با مصلحت دولت ایشان نبوده است (صحیح است) (شوشترى- همچو چیزى نیست) (قنات‌آبادى- چرا سکوت کردید و نشستید؟ چرا از اول نگفتید؟) (عرب‌شیبانى- حالا هم دیر نشده است). متانت آقایان نمایندگان و سکوت عده‌ای از آن‌ها باید در نظر تیمسار به منزله بزرگترین فداکارى تلقى گردد و رئیس محترم دولت نمیبایست در برابر این فداکارى تذکرات بعضى از همکاران ارجمند مجلس را در مورد اشخاص فاسد و بدنام نشنیده بگیرند و در حمایت از آنها در مقابل مجلس مخصوصاً اصرار بورزند. (صحیح است صحیح است) ما از دولت نه جواز خواستیم و نه توقع نامشروع کردیم و نفوذ نمایندگى خود را نیز منحصراً در احقاق حقوق حقه مردم به کار بردیم و در برابر تزیید فساد اخلاق در بعضى دستگاه‌ها و تأیید و حمایت از عمال رشوه‌خوار و کارهاى خلاف دیگر وعده توجه به حال مردم محروم سکوت کردیم (صحیح است) دلیل و امید ما این بود که به این عمل خود، هم مصلحت مملکت را با توجه به مقتضیات سیاسى جهان رعایت کردیم و هم تیمسار که سربازى با اراده و با شهامت هستید همه قدرت و توانایی خود را در اصلاح مفاسد ادارى، برکنارى رشوه‌خواران، نظارت دقیق در مصرف صحیح عواید مملکت به کارخواهید برد. ما امیدوار بودیم که با سکوت خود به توانیم دردهاى مردم را درمان کرده و با ایجاد کارهاى عام‌المنفعه و ترویج مظاهر تمدن صنعتى توانایی مردم وطن‌پرست و حقیقت بین ایران را براى یک مبارزه نهایی زیاد کنیم. برای حصول به این نتایج تا سرحد امکان به شما مراجعه کردیم و ابتلائات شدید مردم را به شما نوشتیم (صحیح است) شما هم با خوشرویی به تقاضاهاى ما گوش فرا دادید و با مواعیدى ما را روانه کردید ولى شما همچنان در میان اطرافیانى ناباب و ناپاک سرگرم بودید و ما ماه‌ها بدون حصول نتیجه به انتظار نشستیم و به تماشاى صحنه‌هاى غم‌انگیز رشوه‌خوارى، مفاسد اخلاقى، ترقى سرسام‌آور هزینه زندگى، فلاکت و ادبارطبقه مولد ثروت پرداختیم (صحیح است- صحیح است (شوشترى- اینطور نیست) شاهرخشاهى- شرکت ثلات را بفرمایید) محصول برنج اهالى فومن در سال جارى دستخوش سوخت شدیدى شد و در حدود هفتاد درصد آن از بین رفت (اکبر- صحیح است) مالک زیان فاحش دید ولى زارع از قوت لا‌یموت خود محروم گردید. (صحیح است) ما از شما تقاضا کردیم مقدار دو هزار تن برنج به زارعین فومن به عنوان مایه‌گذارى کمک نمایید. تا این تاریخ به این تقاضاى ما توجهى ننمودید (صحیح است) به علت تنزل فاحش بهاى برنج در بازارهاى بین‌المللی، بیش از هفتاد هزار تن از مازاد محصول برنج گیلان و مازندران در دست مالک و زارع باقى ماند از چند ماه پیش به این طرف ما از شما تقاضا کردیم به موجب تصویب‌نامه و با اداى امتیازات مشروعى به صدور این محصول کمک نمایید و پانصد هزار تن مالک و زارع را از خطر ورشکستگى و نیستى نجات دهید. به دستور شما کمیسیون‌هایی براى حل این معضل تشکیل شد و اما نتیجه‌ای عاید مردم نگردید تا آن ‌که محصول برنج روى اضطرار به ثمن بخس از دست خورده مالک و زارع خارج گردید (اکبر- صحیح است) و اینک شنیده می‌شود که عنقریب نتیجه نهایی آن کمیسیون‌ها عاید عده معدودى خواهد گردید (اکبر- صحیح است) به علت گرانى فوق‌العاده نان در شهر رشت، ما از شما تقاضا کردیم براى مدتى موقت مقدارى گندم به نرخ دولتى به مردم شهرها کمک نمایید (نمایندگان- کمک نکردند) و عده صریح فرمودند ولى تا این تاریخ اثرى از آن مشهود نگردید (میراشرافى- تقصیر وزیر دارایی است) (پورسر‌تیپ- رشتی‌ها که نان نمی‌خورند) مردم محصول برنج خود را به نصف بهاى سال گذشته می‌فروشند و به همان ماخذ مالیات می‌دهند ولى در مقابل مایحتاج ضرورى و اولیه زندگى خود را به دو برابر بهاى آن سال خریدارى می‌کنند (صحیح است) ما در برابر این درد‌هاى مردم و این وضع اسفناک زندگى آنها سکوت کردیم و متانت خود را نسبت به شما و دولت شما از دست ندادیم. شما مجلس و ملت را فراموش کردید و پل‌های عقب‌نشینى را یکى پس از دیگرى پشت سر خود خراب کردید (صحیح است- صحیح است). و اما این روزها نغمه‌هاى ناساز‌گارى به گوش می‌رسد و اخبار مصاحبه‌ها و حتى برخى اقدامات حکایت از جریانى دارد که ما سرنوشت کشور و نسل آینده ایران تماس دارد و همان‌ها موجب شد که ما از خود بگذریم و از امنیت ظاهرى فردى خود دست بشوییم و سکوت خود را در مجلس بشکنیم (صحیح است- احسنت) ما می‌دانیم که ممکن است از این راه متحمل زحمات، مشقات و اهانت‌ها گردیم (عاملى- حالا که حکومت مصدق نیست) و اما بقاى مملکت و منافع نسل آینده و نجات افراد دولت شما ایجاب می‌کند که ما شمه‌ای از حقایق را بگوییم و با دو سال نمایندگى، ننگ ابدى را براى خود و اعقاب بیگانه خود باقى نگذاریم (صحیح است) (احسنت- احسنت) (قنات‌آبادى- شما به دولت رأى موافق دادید)‌ و اما آنچه را که موجب نگرانى شدید مردم گردیده است (صحیح است) اخبار و شایعاتى است که درباره مصرف عواید نفت، حفظ نرخ ارز و مصرف قرضه خارجى به گوش می‌رسد و اقداماتى است که در زمینه آنها به عمل می‌آید یکى از موارد بسیار مهم اساس‌نامه شرکت ملى نفت است که اخیراً به تصویب کمیسیون مشترک مجلسین رسیده است من اطلاع دارم که نمایندگان محترم دو مجلس در تعدیل آن، به نفع مملکت، کمک بسیار کرده‌اند ولى با این حال آنچه که به تصویب رسیده است موجب نگرانى است (صحیح است) زیرا وظیفه اساسى شرکت ملى نفت طبق ماده 17 قرارداد فروش نفت معین شده است و آن انجام عملیات غیرصنعتى است که در جزء (ب) ماده مزبور تشریح شده است. شرکت ملى نفت باید منحصراً کارهایی را در حوزه نفت جبوب انجام دهدکه براى اجراى صحیح عملیات استحصال و تصفیه لازم می‌باشد و به همین دلیل کلیه هزینه‌هاى کارهاى بالا باید به حساب استخراج و تصفیه منظور گردد و از درآمد نفت که پنجاه درصد سود حاصله از فروش است و متعلق به ملت ایران و نسل آینده است نباید دینارى در راه کارهاى غیرصنعتى برسد (صحیح است) اساسنامه شرکت ملى نفت طورى تضمین شده است که نه تنها این نظر را تأمین نمی‌کند بلکه خطر بزرگى را از لحاظ تفریط سهم عمده درآمد نفت در بردارد. (صحیح است) شرکت ملى نفت وظیفه دیگرى نیز دارد و آن اجراى عملیات مربوط به بخش داخلى است. عملیات این بخش نباید براى شرکت زیان‌آور باشد ولى ماه‌ها است که می‌گویند شرکت ملى نفت در نظر دارد لوله‌هایى براى حمل نفت از اهواز به تهران با هزینه سنگین 50 میلیون دلار احداث کند. من به عنوان یک فرد فنى منکر مزایاى تأسیس این لوله نیستم ولى به عنوان یک نماینده وطن‌پرست مجلس اجراى این طرح را به هیچ‌وجه ضرورى و فورى نمی‌بینم زیرا مردم ایران از فقر و تنگدستى، از آفت و سوخت، از بیکارى و فقدان گندم و قند و گرانى هزینه زندگى گروه گروه بنادر جنوب را تخلیه می‌کنند و به بیگانگان پناه می‌برند (صحیح است- صحیح است) تا کارخانه‌‌هایی مانند سیمان، قند، قماش تأسیس نگردیده است تا سد و بندر ایران ساخته نشده است، تا تأسیسات بهداشت شهرى عملى نگردیده است هیچ لزومى ندارد که چند تن بنشینند و از محل درآمد نفت لوله نفت بکشند و از این راه مقام و آینده خود را تثبیت و تأمین نمایند (صحیح است- احسنت) طبق ماده 31 قرارداد فروش نفت شرکت‌هاى وابسته به کنسرسیوم ریال مورد نیاز خود را با فروش ارز به نرخ بازرگانى، یعنى بالاترین نرخ، به دست می‌آورند، می‌گویند علت عدم تنزل نرخ ارز استفاده‌ای است که از طریق این ماده عاید کنسرسیوم می‌گردد (صحیح است) و اجراى این ماده براى برخى تعهدآور شده است امیدوارم دولت بیاید و این مطلب را با دلیل و برهان تکذیب کند و نرخ ارز را که تأثیر زیادى در تغییر هزینه زندگى دارد پایین بیاورد (صحیح است) و از صادرات ایران از طریق پاداش حمایت بکند و مابه‌التفاوت فروش ارز موجودى خود را از راه‌هاى متعدد دیگر جبران کند.

نگرانى شدید دیگر مردم وطن‌پرست ایران مسئله قرضه است (صحیح است). (بهبهانى- احسنت)

با این فساد و رشوه‌خواری‌هاى شدید که متأسفانه در بعضى دستگاه‌هاى دولت رواج کامل دارد هیچ تضمینى براى نحوه صحیح و منطقى مصرف آن وجود ندارد و ما نگران هستیم که

+++

این مبلغ با آن شرایط خوب قرض شود ولى قسمت مهم آن مصرف حفظ دوستان نا پاک و یا خرید اتوبوس و یا موتور ژنراتر آلستوم گردد (صحیح است) در جهان امروز هر نسلى تنها مسئول تعهداتى است که خود سپرده است (کاشانى- صحیح است) و تحولات اجتماعى به قدرى شدید و ناگهانى است که هیچ نسلى نمی‌تواند آینده طویلى را تحت تسلط خود نگهدارد (صحیح است) به همین است که من امیدوارم نمایندگان وطن‌پرست هنگام طرح قرضه در مجلس اراده اظهارنظر را از دست نداده و به نام حفظ حقوق نسل آینده و رعایت حیثیت مجلس هیجدهم انتقاداتى را که بر آن وارد است در حدود انصاف تذکر بدهند و مجلس آن را با صورت ریز آن تصویب کند و مجازات‌هاى شدیدى براى متخلفین از مصوبات مجلس قائل گردد. دیگر نغمه ناموزون آزادى تجارت است. (ارباب- این فرمایش صحیح نیست).

رئیس- آقاى ارباب ساکت باشید به شما تذکر می‌دهم.

ارباب- ضد و نقیضاست انحصار مضر است براى بنادر جنوب (همهمه نمایندگان) مهندس جفرودى- که به تنهایی براى از بین بردن محصولات داخلى مانند چاى برنج، توتون پنبه کافى بوده و استقلال اقتصادى و سیاسى کشور را مورد تهدید قرار می‌دهد بعضى از همکاران محترم معتقدند که چون دولت سپهبد زاهدى امنیت را در سراسر کشور تأمین کرده است نباید از کارهاى بدى که ممکن است در زمان ایشان بشود انتقاد کرد من منکر این معنى نیستم که در زمان حکومت ایشان میهن ما از چنگال خونین گروهى بیگانه‌پرست نجات یافت ولى آنچه که وجود دارد امنیت به مفهوم واقعى نمی‌باشد (صحیح است) (مسعودى- صحیح است- احسنت) (میراشرافى- این‌طور نیست) زیرا چندى پیش مهندسین پاکدامن و مطمئنى مانند مهندس نجم و مهندس آقاى محمدى نوشتند که از نظر فنى خرید موتور ژنراترهاى آلستوم به نفع شهردارى تهران نمی‌باشد و به جرم این اظهار عقیده صریح فنى منتظر خدمت شدند (قنات‌آبادى- شهردار دزد این کار را کرده است ابتهاج رئیس دزدهاست) (پورسرتیپ- تمام تقصیر شهردار است) و زندگى آن‌ها تباه گردیده و این انتظار خدمت به دست کسانى انجام شد که هنگام خطر مملکت را ترک می‌گویند و دوران امنیت براى چپاول بیت‌المال به آن باز می‌گردند (مسعودى- احسنت) (نمایندگان- صحیح است- صحیح است) اگر امنیت به مفهوم واقعى وجود داشت بعضى از روزنامه‌ها که به قلم افراد متین و میهن‌پرست نوشته می‌شود به علت انتقادات به جا در محاق توقیف نمی‌افتاد و روزى نامه‌هاى فحاش آزاد نمی‌ماندند که انتقاد‌کنندگان را به باد فحش و ناسزا بگیرند. اگر امنیت به مفهوم واقعى وجود داشت تیمسار سپهبد زاهدى به عنوان رئیس دولت نمیفرمودند که از دوستان خود همه نوع حمایت خواهند فرمود ولى مخالفین خود را به چوب خواهند بست (نمایندگان- صحیح است- صحیح است) (میراشرافى و پورسرتیپ- صحیح نیست) (مسعودى- آقاى جفرودى احسنت- احسنت) (بهبهانى- احسنت آقا- احسنت گفته است مخالفین را شلاق می‌زنیم) تیمسار سپهبدزاهدى باید از سقوط دولت مقتدر گذشته درس عبرت بگیرند و جریان سیاسى جهان را همواره به یک صورت ننگرند و نیروى ملى داخلى را نباید به هیچ بشمارند.

رئیس- آقاى مهندس جفرودى وقت تمام شد.

مهندس جفرودى- بنده ده دقیقه دیگر وقت می‌خواهم.

رئیس- آقایانی که با ده دقیقه وقت اضافى ایشان موافقند قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد. بفرمایید.

مهندس جفرودى- در ملاقات‌هایی که به طور دسته جمعى از تیمسار سپهبد زاهدى به عمل می‌آوریم مکرر فرمودند که بعضى از نمایندگان هنگام نطق‌هاى قبل از دستور، رعایت حیثیت دولت را نزد اجانب نمی‌نمایند. من به ایشان به شرط یک معامله متقابله، حق می‌دهم و آن این ‌که ایشان رعایت حیثیت نمایندگان مجلس را نزد مردم وطن‌پرست ایران بنمایند زیرا همه ما معتقد نیستیم که در دوره دو ساله نمایندگى باید پل‌هاى پشت سر خود را خراب نمود و از مردم براى همیشه روگردان گشت (نمایندگان- احسنت- صحیح است) (بهبهانى و مسعودى- احسنت آقا- آفرین) ضمناً تلگرافى از رشت از عده‌ای جنگلبانان رسیده است که تقدیم مقام ریاست می‌کنم (نمایندگان- احسنت)

رئیس- آقاى پناهى بفرمایید

پناهى- بنده در اول دی ماه سؤالى راجع به عملیات بانک توسعه صادرات از دولت کرده بودم و در این اقدام مطلقاً نظرى به مخالف یا موافقت دولت نداشته‌ام بنده برخلاف عده‌ای که متعقدند مفهوم این گونه سؤالات چوب لاى چرخ دولت گذاردن و یا به عبارت ساده‌تر مخالفت با دولت است با آقاى سناتور خواجه نورى یکى از موافقین جدى دولت هم عقیده‌ام که طرز کار این دولت هم مثل تمام دولت‌هاى دنیا نواقص و معایبى وجود داردکه شاید با تذکر و تنقید منصفانه قسمتى از آنها را بشود اصلاح کرد و اطمینان دارم که این تذکرات در ارشاد دولت به راه صواب بسیار مؤثر است. اما چرا بنده براى صحبت پیرامون عملیات خلاف قانون بانک توسعه صادرات از نطق قبل از دستور استفاده می‌کنم. (کاشانى- شما که موافق دولت بودید) (میراشرافى- همه موافق دولت هستند) دلیلش این است که می‌بینم بى‌قاعدگى‌ها و کارهاى خلاف مقررات این بانک به حدى زیاد و به آن اندازه روشن و به چشم می‌زند که هیچ‌کس نمی‌تواند با یک وجدان راحت بیاید جواب سؤال را بدهد و به اصطلاح بانک را تطهیر کند (صحیح است) از طرفى می‌بینم که چند ماه طول می‌کشد تا نوبت به سؤال بنده برسد و در این مدت نه تنها مسئولیت متصدیان امر لوث می‌شود بلکه استمرار در خلاف کارى‌ها ممکن است به آن‌جا برسد که دیگر هیچ دست غیبى هم نتواند اعجازى کند و موفق به اصلاح این دستگاه بشود. (صدقى- مطمئن باشید هیچ‌کس نمی‌تواند اصلاح (کند از طرفى دیگر جواب دهندگان اکثراً کسانى هستندکه بنده به آن‌ها ارادت دارم انصافاً نمی‌خواهم با یک ضمیر ناراحت و یک وجدان مشوش بیایند و جواب‌هایی بدهند که خودشان به آن عقیده ندارند. این است که خواستم ضمن نطق قبل از دستور شمه‌ای از یک دنیا خلافکارى‌هاى بانک توسعه صادرات را به عرض نمایندگان محترم برسانم و از تعقیب سؤال خود صرف‌نظر کنم. حالا براى روشن شدن ذهن آقایان ماده 1 و 15 اساسنامه بانک را میخوانم.

ماده 1- شرکت سهامى بانک توسعه صادرات به منظور کمک به صادرات کشور براى مدت نامحدود تأسیس‏ می‌شود. (مسعودى- بانک تشویق واردات آلمان است نه صادرات ایران) (صدقى- اسم بانک نیاورید)

ماده 5- وظیفه اساسى بانک عبارت است از تشویق و توسعه صادرات و تطبیق اقسام مواد صادراتى با استانداردهاى بین‌المللی و راهنماى صادرکنندگان به بازار‌هاى فروش در خارج و بهبود وضع کالاهاى صادراتى کشور و به طور کلى توسعه تجارت خارجى ایران در درجه اول صادرات. ببینیم آیا بانک از بدو تأسیس تاکنون به مفاد این دو ماده عمل کرده و در راه تأمین هدف گامى برداشته است یا نه (سلطان‌مراد بختیار- این مال بانک است آن‌جا که بانک نیست دلالخانه است) تا آن‌جا که بنده اطلاع دارم عملى که مسئولین بانک انجام داده‌اند و بدان افتخار می‌کنند یکى دخالت در اتوبوس‌هاى مرسدس بنز است که اصلاً جزو وظایف بانک نبوده و دیگر آن که سرمایه بانک را باید گفت به طوردربست در اختیار دوستانى گذارده‌اند که نه تنها صادر‌کننده نیستند بلکه در بازار حسن شهرتى هم ندارند مثلاً سى میلیون ریال براى وارد کردن اتومبیل به یک نفر داده‌اند (موسوى- به کى داده؟) یکصد و بیست میلیون ریال به عنوان امور بازرگانى به دیگرى پرداخته‌اند و همچنین بدون تضمین با ارزش رقم‌هاى دیگر صد میلیون ریالى پرداخت‌ کرده‌اند (صدقى- اسم ببرید) در یک مورد که صادر‌کننده‌ای با چکوسلواکى معامله تهاترى کرده و قرار بوده است در مقابل ورود شکر برنج صادر کند بانک به مجرد وصول اسناد حمل شکرها اسناد را در اختیار تاجر صادر‌کننده گذارده و تا این تاریخ اثرى از صدور برنج نیست (صدرزاده- آقا این‌ها اسم ندارند؟ اسم آنها را ببرید) همه‌شان اسم دارند (مسعودى- آرسن لوپن‌ها معروفند) خیلى عجیب است در قبال بیانات جناب آقاى لسانى در مجلس سنا درباره معامله اتومبیل‌هاى مرسدس بنز بانک جوابى به ایشان داده و در آن نامه می‌نویسد‌ که بانک نه فقط کوچکترین قصورى نورزیده بلکه بعدش مهم است وظیفه اصلى خود را که حفظ اعتبارات دولت در انظار بیگانگان است انجام داده است و گفته است وظیفه اصلى بانک این است نه توسعه صادرات. بنده در معامله اتوبوس اثرى از این ‌که بانک طبق اساس نامه عملى کرده باشد نمی‌بینم. اصلاً ‌منظور از تأسیس بانک حمایت از صادرات است یا تشویق واردات. ظریفى میگفت هدف تشویق واردات آلمان است. و اگر به دنبال اسم بانک توسعه کلمه آلمان را اضافه میکردیم بهتر مصداق پیدا میکرد. در اساس‌نامه هم ماده‌ای که وظیفه اصلى بانک را حفظ اعتبارات دولت در انظار بیگانگان قرار داده باشد نمی‌یابم. بانک در همان نامه‌ای که به جناب آقاى لسانى نوشته اشاره به شاهکارخود راجع به معامله برنج کرده است.

ماده 9- در مواردى که بانک در مقابل وثیقه کالاى صادراتى وام یا اعتبارى دهد حداکثر وام یا اعتبار مزبور نباید از 60 درصد کالاهاى مورد وثیقه به نرخ روز تجاوز کند.

آقایان توجه می‌فرمایند که این ماده

+++

مقرر می‌دارد که میزان اعتبار نباید از 60 درصد ارزش کالاى مورد وثیقه تجاوز کند آن هم به نرخ روز و حال آن ‌که بانک در مورد برنجى که صادر شده معادل یکصد و چهل درصد قیمت روز جنس به صادر‌کننده اعتبار داده است 140 درصد عوض 60 درصد یعنى برنجى را که باید 6 ریال اعتبار بدهد 14 ریال داده از قرار معلوم جناب آقاى لسانى راجع به 36 میلیون تومان پول بانک توسعه صادرات را که از دست رفته در سنا بیاناتى فرموده‌اند. مسئول بانک در نامه‌ای که به ایشان نوشته از راه مغالطه اشعار داشته است که سرمایه پرداخت شده بانک بیست و دو میلیون تومان می‌باشد بنابراین نمی‌دانم مغرضین بقیه تا سى وشش میلیون تومان را از کجا آورده‌اند. بد نیست آقایان محترم بدانند که فقط بدهى سه نفر به موجب مدرک در حساب جارى متجاوز از سرمایه پرداخت شده بانک است (بعضى از نمایندگان- چند نفر هستند) سه نفرند به موجب مدارکى که درادارات مسئول خود بانک داده است (میراشرافى- آن سه نفر را اسم ببرید) آقایان محترم می‌دانند متصدیان بانک که لابد واقف به ‌امور بانکدارى و بازرگانى هستند در این مورد تجاهل کرده نخواسته‌اند اعتراف کنند که یک تاجر یا یک بانک ممکن است بیست و دو میلیون تومان سرمایه داشته باشد ولى معادل پنجاه میلیون تومان ورشکست بشود آن وقت‌ بانک به آقاى لسانى می‌نویسد‌ که سرمایه بانک فقط بیست و دو میلیون تومان است بقیه را مغرضین از کجا آورده‌اند. چون اوقات نطق قبل از دستور بسیار محدود و مجالى براى توضیح مجالب نیست بنده موارد را فهرست‌وار طرح می‌کنم ور نه سخن بسیار است از سفته‌هایی که با یک امضا‌ء گرفته‌اند‌ صحبت کنم از استخدام‌هاى بى‌تناسبى که نتیجه‌اش تنها تحمیل بودجه بانک بوده بحث کنم وام‌های متفرقه را به آنهایی‌ که صادر‌کننده نیستند داده به میان بیاورم. به موجب فصل چهارم تعرفه باید از وام معاملات ارزى صدى 9 درصد بهره بگیرد اما در مورد یک صادر‌کننده دستور صریح داده‌اند که صدى 6 گرفته شود که در نتیجه ضرر هنگفتى متوجه بانک شده است. پس از انتشار سؤال بنده برخلاف تصور به جای این‌که متصدیان مسئول بانک به فکر جبران مافات افتاده و در رفع آشفتگى‌ها بکوشند مثل این‌که چیزى هم طلب‌کار شده و نقشه مصاحبه‌ای کشیدند که در آن‌جا هم خود را رسوا‌ کرده‌اند‌. در این مصاحبه به دو موضوع مهم اشاره شده است یکى این‌که صاحبان سهام بقیه سرمایه مورد تعهد خود را نپرداخته‌اند ‌بانک شعب شهرستان‌ها را تأسیس نکرده و کارمندانى که براى این منظور استخدام شده‌اند بلا‌تکلیف ماده‌اند. از این آقایان باید پرسید چرا قبل از به دست آوردن سرمایه و تأمین اعتبار و افتتاح شعب مردم را به امید واهى استخدام و بلا‌تکلیف نگاه میدارید که هم ناراضى درست کنید و هم بودجه بانک را سنگین کنید. موضوع دوم که آن هم از شاهکارها است که مسئول بانک افتخار می‌کند مقدار متنابهى چاى صادر کرده آن هم چاى فاسد درست بر‌خلاف ماده پنج و اساس‌نامه که وظیفه اساسى بانک را بهبود وضع کالاهاى صادراتى قرار داده یک مشت چاى فاسد صادر کرده که نتیجه‌اش جز به باد رفتن آبروى کشور از دست دادن بازار خارجه چیز دیگر نخواهد بود وحال آن‌که اگر بنا بود چاى فاسد صادر شود بهتر این بود که به دست یک بازرگان عادى انجام پذیرد تا این‌که به دست بانک که هدف تأسیس آن نظارت در بهبود وضع کالاهاى صادراتى می‌باشد. (داراب- بانک صادر نکرده است، یک میلیون تومان ارز وارد کرده است) جنابعالى هم می‌توانستید این کار را بکنید یک مشت چاى فاسد صادر کردن که بازار چاى ایران را خراب کند که خدمت نشد. ماده 12 اساس‌نامه مقرر می‌دارد که موعد تشکیل مجمع عمومى هر سال بانک نباید از سى و یک شهریور سال بعد تجاوز کند بانک توسعه صادرات تا امروز که به نیمه بهمن نزدیک می‌شویم موفق به تشکیل مجمع عمومى سال 1332 نشده است (داراب- تقصیر صاحبان سهام است- تقصیر بانک ملى است) اما دلیل: آقایان مستحضرند که صاحبان سهام این بانک عبارتند از بانک ملى ایران که صاحب شصت درصد از سهام است سازمان برنامه که بیست درصد از سهام را دارد و شرکت بیمه که داراى بیست درصد بقیه است بنده قطع دارم صاحب منصبانى که در رأس این سه مؤسسه بزرگ کشور قرار دارند هرگز حاضر نمی‌شوند که بنشینند و عالماَ عملیات خلاف قانونى را که بنده فقط قسمتى از آن را شرح داده‌ام تصویب فرمایند در رأس بانک ملى ایران شخصى مثل ناصر است که در راه انجام وظیفه جز قانون و اساسنامه بانک به چیز دیگرى نظر ندارد و همان کسى است که چون در حکومت آقاى دکتر مصدق به اجراى‏ مقاصد خلاف قانون دولت تن در نداد از کار برکنار رفت یک چنین مأمورى چگونه ممکن است بیاید این همه اعمال خلاف قانون بانک توسعه صادرات را تصویب کند (داراب- مجمع عمومى تشکیل نمی‌دهند) بنده در پشت همین تریبون قول می‌دهم که هرگاه با کیفیتى که به عرض‌ رسانیده‌ام صاحبان سهام بانک ببلان و عملیات آن مؤسسه را که عرض کردم مورد تأیید قرار دهند بیایم پشت همین تریبون رسماً معذرت بخواهم و ضمناً اگر بانک هم به صحت بیانات بنده اعتراضى کند ناچار از محضر مقدس مجلس شوراى ملى تقاضا خواهم کرد دستور فرمایند پرونده‌هاى مربوطه و گزارش‌هاى بازرسانى که تاکنون مأموریت بازرسى بانک را یافته‌اند ‌به مجلس خواسته شود و در این‌جا مورد رسیدگى قرار گیرد در خاتمه مطالبم خواستم چند کلمه هم درباره نطق دو جلسه قبل همکار عزیزم جناب آقاى خلعتبرى به عرض‌ برسانم بنده به ایشان بسیار احترام میگذارم و انصافاً هم فرمایشات‌شان در مجلس براى بنده همیشه مورد استفاده قرار گرفته است اما در آن جلسه راجع به اپراى شهردارى کمى بى‌لطفى فرمودند امروز تهران در یکى از پایتخت‌هاى شایان توجه دنیا قرار می‌گیرد شهری است که بیش از یک میلیون نفر جمعیت دارد از این پاى سیاستمداران و صاحبان صنایع و بازرگانان و سیاحان خارجى به این جا باز شده است تصدیق بفرمایید که این شهر باید محل زیبنده داشته باشد که از آن محل بتواند براى اپرا یا سینما یا تئاتر یا کنسرت یا کنفرانس یا تجمعات دیگر استفاده نمود (صدرزاده- آقا تا آن زاغه‌ها هست لزومى ندارد) (بهبهانى- گرسنگى مردم را باید چاره نمود) به طوری که بنده اطلاع یافته‌ام براى این ساختمان به بودجه شهردارى تحمیل تازه نمی‌شود براى زمین آن از مقدار مختصر زمینى از مهمانخانه شهرداى که اکنون به حال مبتذلى افتاده و در نظر است مهمانخانه آبرومندى در آنجا ساخته شود استفاده خواهد شد مخارج هم از محل فروش اپراى سابق تأمین است یعنى در آن‌جا را داده‌اند به بانک رهنى در مقابل یک پولى بگیرند که همان پول را صرف آن کار کنند و یک تومان از جیب شهردارى خرج نکنند (نمایندگان- زایشگاه بسازند) (دکتر عمید- ضرورت ندارد) و در نتیجه اپراى مخروبه‌ای که در وسط شهر است از این حالت خارج می‌شود و یک جایی که سى هزار متر زمین دارد و ماهى هزار و دویست تومان کرایه می‌دهد در یک جاى آن ساخته می‌شود ملاحظه میفرمایند این اقدام شهردارى نه تنها امرى تجملى و زائد نیست بلکه براى پایتخت کشور شاهنشاهى از مسائل ضرورى به شمار می‌رود. در خاتمه می‌خواهم از این پیش‌آمد استفاده کنم و پیشنهاد نمایم که اصولاً براى شهردارى تهران عنوانى قائل شویم که در موارد مختلف بتوان شهردار را براى اداى توضیحات به مجلس خواست یا خودش بتواند براى اداى توضیحاتى به مجلس علنى حاضر شود تا بدین‌ترتیب نظر اصلاحى آقایان نمایندگان راجع به امور شهر زودتر به مرحله عمل و اجرا در آید.

3- تقدیم دو فقره سؤال به وسیله آقاى شوشترى

رئیس- وارد دستور می‌شویم، آقاى شوشترى مطلبى داشتید؟

شوشترى- بلى‏

رئیس- بفرمایید

شوشترى- دوسؤال است از وزارت دادگسترى کرده‌ام که این دو سؤال را تقدیم می‌کنم استدعا می‌کنم ابلاغ شود که براى جواب حاضر شوند

4- طرح و تصویب گزارش کمیسیون بودجه راجع به بودجه 1333 مجلس سنا

رئیس- بودجه مجلس سنا مطرح است گزارش کمیسیون بودجه قرائت می‌شود. (به شرح ذیل قرائت گردید) گزارش از کمیسیون بودجه به مجلس شوراى ملى بودجه سال 1333 مجلس سنا که به مجلس شورای ملى احاله شده بود از طرف مجلس به کمیسیون بودجه ارجاع و کمیسیون بودجه مزبور را تحت شور قرار داده و اینک براى روشن شدن ذهن آقایان نمایندگان محترم مختصراً توضیحى می‌دهد طبق ماده واحد مصوب کمیسیون همکارى مجلسین مورخ 27 اسفند 1329 بودجه مجلس سنا نباید از صدى 45 اعتبار بودجه مجلس شوراى ملى (به استثناى بودجه چایخانه و روزنامه رسمى) تجاوز نماید. در سال 1332 مجلس سنا تعطیل و بودجه‌اش فقط بودجه مخارج ادارى و پرسنلى بوده و در سال 30 و 31 بودجه مجلس سنا در حدود 14356000 ریال و در حقیقت مبلغى کمتر از همان صدى 45 می‌باشد اینک بودجه‌ای که براى سال جارى مجلس سنا تهیه نموده‌اند جمع آن با منظور نمودن کمک هزینه بالغ بر 16440700 ریال است که با مقایسه بودجه سال 1330 مجلس شوراى ملى باز کمتر از صدى 45 است و چون در سال جارى بودجه مجلس شوراى ملى تا حال به تصویب نرسیده و بودجه پیشنهادى نمی‌تواند ملاک عمل واقع شود لذا بودجه مجلس سنا با بودجه سال 1330 مجلس شوراى ملى مقایسه شده است و در بودجه 33 کل کشور که از طرف دولت به مجلس تقدیم شده نیز همین رقم منظور است

على‌ایحال کمسیون بودجه وارد جزئیات ارقام بودجه مجلس سنا نشده و فقط به چهار ماده پیشنهادى رأى داده است. ضمناً خاطر آقایان نمایندگان محترم را مسبوق میدارد که مجلس سنا مدتى است براى تهیه محلى اختصاصى جهت مجلس سنا در تلاش بوده و حتى زمینى هم در مجاورت مجلس شوراى ملى خریدارى کرده که پس از تهیه مقدمات

+++

و موجود شدن اعتبار لازم شروع به ساختمان نماید.

ولى گویا اخیراً محل دیگرى در نظر گرفته‌اند‌ که آماده می‌باشد و ساختمان آن با جزیی تعمیراتى شایسته شئون مجلس سنا خواهد بود و براى خریدارى و تهیه وسایل لازمه در نظر گرفته‌اند‌ صرفه‌جویی‌هاى بودجه سنوات قبل و قیمت فروش زمین فوق‌الذکر به مجلس شورای ملى و محل‌هاى دیگر اختصاص به خریدارى آنجا داده شود که البته این قسمت هم مورد موافقت کمیسیون بودجه واقع گردیده که اینک گزارش آن را ضمن چهار ماده تقدیم مجلس شورای ملى می‌نماید:

ماده اول- براى مقررى آقایان نمایندگان و حقوق کارمندان و خدمتگذاران (به انضمام کمک هزینه) و هزینه‌هاى سال 1333 مجلس سنا مبلغ 16440700 ریال مطابق فصول مندرجه در صورت ضمیمه به کار‌پردازى مجلس سنا اعتبار داده می‌شود.

تبصره- در صورتی که یکى از ارقام مواد این بودجه تأمین احتیاجات را ننماید کار‌پردازى مجاز است در وهله اولى از اعتبار دو ماده 4 فصل اول و 17 فصل سوم (تأمین کسر اقلام) و در صورت عدم کفایت آن با تصویب هیئت رئیسه مجلس سنا از محل ماده 18 فصل چهارم (اعتبار ذخیره) استفاده نماید

ماده دوم- اعتبارات ذیل براى تهیه محل جهت مجلس سنا و احتیاجات مربوط به این امر اختصاص داده می‌شود که با تصویب هیئت رئیسه مجلس سنا مصرف گردد.

الف- باقیمانده ده میلیون ریال اعتبار بودجه مجلس سنا مصوب در بودجه سال 1328 کل کشور

ب- صرفه‌جویی‌هاى بودجه از سال 1328 لغایت سال 1333 مجلس سنا

ج- درآمد حاصله از فروش زمین و اموال مجلس سنا و اجاره دکان و امثال آنها.

ماده سوم- پس از تنظیم بودجه سال 1333 مجلس شوراى ملى جنانجه رقم چهل و پنج درصد آن اضافه بر رقم 16440700 ریال بودجه تنظیمى سال 1333 مجلس سنا باشد تفاوت آن به اعتبار ذخیره منظوره در فصل 4 این بودجه اضافه می‌شود و به این ترتیب مطابق ماده واحده مصوب 27 و 12 و 1329 کمیسیون مشترک مجلسین بودجه 1333 مجلس سنا معادل 45% بودجه مجلس شورای ملى خواهد شد

تبصره- منظور از احتساب چهل وپنج درصد بودجه مجلس شورای ملى جهت مجلس سنا هزینه پرسنلى و هزینه‌هاى مستمر و عادى ماهانه و سالانه است‏

ماده چهارم- احکام مزایایی که براى سال جارى جهت کارکنان ادارى مجلس سنا بعد از تصویب بودجه صادر می‌شود در حدود مزایاى کارکنان مشابه آنها در مجلس شورا بوده و جز به اصلاحدید هیئت رئیسه از آن تجاوز نخواهد کرد.

رئیس- در کلیات کسى اجازه مذاکره نخواسته رأى گرفته می‌شود به ورود در موارد آقایان موافقین قیام فرمایند (اغلب قیام نمودند) تصویب شد. ماده اول مطرح است، قرائت می‌شود

(به شرح زیر خوانده شد)

ماده اول- براى مقررى آقایان نمایندگان و حقوق کارمندان و خدمتگذاران (به انضمام کمک هزینه) و هزینه‌هاى سال 1333 مجلس سنا مبلغ 16440700 ریال مطابق فصول مندرجه در صورت ضمیمه به کار‌پردازى مجلس سنا اعتبار داده می‌شود.

تبصره- در صورتى که یکى از ارقام مواد بودجه تأمین احتیاجات را ننماید کارپردازى مجاز است در وهله اول از اعتبار دو ماده چهار فصل اول و هفده فصل سوم (تأمین کسر اقلام) و در صورت عدم کفایت آن با تصویب هیئت رئیسه مجلس سنا از محل ماده 18 فصل چهارم (اعتبار ذخیره) استفاده نماید.

رئیس- آقاى دولت آبادى شما موافقید؟

دولت آبادى- بله‏

رئیس- در این ماده کسى اجازه صحبت نخواسته رأى گرفته می‌شود به ماده اول آقایانى که موافقند قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد. ماده دوم مطرح است، قرائت می‌شود

(به شرح ذیل است)

ماده دوم- اعتبارات ذیل براى تهیه محل جهت مجلس سنا و احتیاجات مربوط به این امر اختصاص داده می‌شود که با تصویب هیئت رئیسه مجلس سنا مصرف گردد:

ب- صرفه‌جوییهاى بودجه از سال 1328 لغایت سال 1333 مجلس سنا

ج- درآمد حاصله از فروش زمین و اموال مجلس سنا و اجاره دکان و امثال آن‌ها،

رئیس- آقایانى که با ماده دوم موافق هستند قیام فرمایند (اکثر قیام نمودند) تصویب شد

ماده سوم- پس از تنظیم بودجه سال 1333 مجلس شوراى ملى چنانچه رقم چهل و پنج درصد آن اضافه به رقم 16440700 ریال بودجه تنظیمى سال 1333 مجلس سنا باشد تفاوت آن به اعتبار ذخیره منظوره در فصل چهار این بودجه اضافه می‌شود و به این ترتیب مطابق ماده واحده مصوب 27 و 12 و 1329 کمیسیون مشترک مجلسین بودجه 1333 مجلس سنا معادل چهل و پنج درصد بودجه مجلس شوراى ملى خواهد شد

تبصره- منظور از احتساب چهل و پنج درصد بودجه مجلس شوراى ملى جهت مجلس سنا هزینه پرسنلى و هزینه‌هاى مستمر و عادى ماهانه و سالانه است.

رئیس- آقایانی که با ماده سوم موافقت دارند قیام فرمایند (اغلب قیام کردند) تصویب شد ماده چهارم مطرح است

(به شرح ذیل خوانده شد)

ماده چهارم- احکام مزایایی که براى سال جارى جهت کارکنان ادارى مجلس سنا بعد از تصویب بودجه صادر می‌شود در حدود مزایاى کارکنان مشابه آنها در مجلس شورا بوده و جز به اصلاحدید هیئت رئیسه از آن تجاوز نخواهند کرد.

رئیس- رأى گرفته می‌شود و به ماده چهارم، آقایانى که با ماده چهارم موافقند قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد. حالا با ورقه رأى گرفته می‌شود موافقین ورقه سفید می‌دهند. (اسامى آقایان نمایندگان به ترتیب ذیل به وسیله آقاى جلیلى (منشى) اعلام واخذ رأى در محل نطق به عمل آمد)

اسامى رأى دهندگان- آقایان: حمیدیه. دکتر بینا. دکتر عدل. مهندس اردبیلى. تربتى. شادمان. ارباب. موسوى. بوشهرى. احمدفرامرزى. بهادرى. امیدسالار. پناهى. حشمتى. مهندس ظفر. غضنفرى. عباسى. ایلخانى‌زاده. افشار. بوداغیان قنات آبادى. افشارصادقى. دکتر مشیرفاطمى. شاهرخشاهى. کاشانى. صدر‌زاده. رضایی. بزرگ‌نیا. کى‌نژاد. عبدالصاحب صفایى. نراقى. عزیز اعظم زنگنه. پیراسته. صدقى. قره‌گوزلو. دولتشاهى. جلیلوند. امیراحتشامى. دولت آبادى. اردلان. فرید. خاک باز. درخشش. حمید بختیار. بوشهرى. دکتر حمزوى. داراب. توماج. دکتر نیرومند. برومند. شیبانى. مکرم. عاملى. قریشى. مهدوى. لارى. کاشانیان. دکتر وکیل. تفضلى. خرازى. دکتر افشار. دکتر شاهکار. گیو. فرود. دکتر عمید. کدیور. خلعتبرى. دکتر جزایرى. بزرگ ابراهیمى. بیات ماکو. حائرى زاده. اسکندرى. دکتر سید امامى. هدى. عمیدى نورى. تیمور‌تاش. سید احمد صفایى. نقابت. نصیرى. دکتر آهى. عرب شیبانى سالار‌بهزادى. مصطفى ذوالفقارى. استخر. معین‌زاده. دهقان. قوامى. صراف‌زاده. مرآت‌اسفندیارى. بهبهانى. ابراهیمى. افخمى. محمود جلیلى. نقةالاسلامى. یار افشار. خزیمه علم. صارمى. (آراء مأخوذه شمارش شده و نتیجه به قرار ذیل بود) ورقه سفید موافق 77 ورقه ورقه کبود مخالف 4 ورقه ورقه سفید بى‌اسم و علامت امتناع 9 ورقه

رئیس- بودجه 1333 مجلس سنا با 77 رأى موافق تصویب شد. به دولت ابلاغ می‌شود و براى مجلس سنا هم فرستاده می‌شود.

اسامى موافقین- آقایان: استخر. مصطفى ذوالفقارى. دکتر بینا. موسوى. ایلخانى‌زاده. امیدسالار. پناهى. حشمتى. اعظم زنگنه. افشار صادقى. قنات‌آبادى. باقر بوشهرى. مهندس شاهرخشاهى. بهادرى. غضنفرى. دکتر مشیر فاطمى. دکتر عدل. لارى. صدر‌زاده. پیراسته. بوداغیان. دولتشاهى. بزرگ‌نیا. نراقى. کى‌نژاد. احمد فرامرزى. دولت‌آبادى. رضا افشار. شفیعى. جلیلوند. قره گزلو. اردلان. کاشانیان. دکتر حمزوى. دکتر افشار. کدیور. گیو. دکتر وکیل. مهدوى. خرازى. مکرم. صارمى. امیر‌احتشامى. دکتر عمید. عاملى. دکتر امیر نیرومند. یار‌افشار. توماج. صادق بوشهرى. قرشى. خلعتبرى. فرید اراکى. عمیدى نورى. شیبانى. دکتر سید امامى. اسکندرى. معین‌زاده. بیات ماکو. شادمان. بزرگ ابراهیمى. مرآت‌اسفندیارى. یدالله ابراهیمى. افخمى. قوامى. نصیرى. سالار‌‌بهزادى. جلیلى. تیمور‌تاش. عباسى. دکتر آهى. صراف‌زاده. عماد تربتى. حائرى‌زاده. ثقةالاسلامى. دهقان. نقابت. حمیدیه.

اسامى مخالفین- آقایان: رضایى. تفضلى. درخشش. صدقى ورقه سفید بى اسم علامت امتناع- 9 ورقه

5- طرح گزارش کمیسیون اقتصاد راجع به تحصیل اعتبار از دولتین آمریکا و انگلستان‏

رئیس- لایحه اعتبار مطرح است. و از کمیسیون‌هاى اقتصادوبودجه و قوانین دارایی و امور خارجه گزارش رسیده است قرائت می‌شود: (به شرح آتى خوانده شد)

گزارش از کمیسیون اقتصاد ملى بمجلس شوراى ملى کمیسیون اقتصاد ملى در چندین جلسه با حضور آقاى وزیر دارایی لایحه شماره 53397 دولت راجع به تحصیل اعتبار از دولتین آمریکا و انگلستان را مطرح و مورد شور قرار داده با مطالعه و توجه به مقدمه لایحه دولت و توضیحاتى که آقاى وزیر دارایی در این خصوص بیان نمودند کمیسیون با اساس لایحه و تحصیل اعتبار طویل‌المدت موافقت نموده ولى با اضافه 3 تبصره که مورد موافقت دولت قرارگرفته و مسلماً مورد توجه آقایان نمایندگان محترم هم واقع خواهد شد با ماده پیشنهادى دولت با حذف تبصره‌ای که در لایحه پیشنهاد شده بود و به نظر زائد میآمد به اتفاق آراء هشت نفر حاضرین در جلسه موافقت و اینک گزارش آن را تقدیم مجلس شوراى ملى می‌نماید:

ماده واحده- به دولت اجازه داده می‌شود براى تأمین هزینه‌هاى اجراى طرح‌های عمرانى و تولیدى و قسمتى از احتیاجات ضرورى کشور تا میزان یکصد و پنجاه میلیون دلار از کشورهاى متحده ‌آمریکاى شمالى و تا میزان 10 میلیون لیره از دولت انگلستان

+++

 تحصیل اعتبار نماید مبلغى که دولت می‌تواند از اعتبارهاى فوق براى تأمین احتیاجات ضرورى مصرف کند 75 میلیون دلار خواهد بود. نرخ بهره 10 میلیون دلار مربوط به احتیاجات ضرورى از قرار 3% در سال و 75 میلیون دلار بقیه با بهره‌ای به نرخ روز استقراض مشروط بر این‌که میزان آن بالاتر از آنچه که بانک صادرات و واردات واشنگنتن در موارد مشابه با دیگران محسوب می‌کند نباشد. مدت پرداخت 10 میلیون لیره در ظرف 5 ساله که بعد از 2 سال شروع می‌شود و مدت پرداخت 75 میلیون دلار مربوط به احتیاجات ضرورى 25 سال و مدت پرداخت 75 میلیون دلار دیگر بر حسب نوع کار متفاوت خواهد بود. شرایط فنى از قبیل طرز استهلاک و امثال آن در قردادهایی که بین دولت ایران و دولت‌هاى آمریکا و انگلستان منعقد می‌شود تعیین خواهد گردید.

تبصره 1- براى تأمین نظارت مجلس شوراى ملى در نحوه مصرف اعتبارات تولیدى و عمرانى موضوع این لایحه دولت مکلف است فهرستى از طرح‌های عمرانى و تولیدى با برآورد هزینه هر یک به مجلس تقدیم نماید. مجلس مطالعه طرح‌های مزبور را از نظر کلى و غیرفنى به کمیسیون‌هاى مربوطه ارجاع و کمیسیون‌هاى مزبور در ظرف حداکثر 15 روز نظر قطعى خود را اعلام خواهند نمود و الّا طرح‌های تسلیمى به موقع اجرا گذارده خواهد شد.

تبصره 2- استفاده از ریال حاصل از 75 میلیون دلار اعتبار براى تأمین احتیاجات ضرورى منوط به تصویب بعدى کمیسیون بودجه خواهد بود.

تبصره 3- دولت مکلف است حداکثر تا آخر سال 1335 از راه تقلیل مخارج و تثبیت سازمان ادارات دولتى و ازدیاد درآمد بودجه کشور را متعادل نموده و برنامه اقداماتى که براى اجراى این هدف ضرورى است در نظر گرفته گزارش آن را تا قبل از آخر سال 1333 تقدیم مجلس شوراى ملى نماید.

مخبر کمیسیون اقتصاد ملى محمدرضا خرازى گزارش از کمیسیون بودجه به مجلس شوراى ملى

کمیسیون بودجه: لایحه شماره 53397 دولت راجع به تحصیل اعتبار از دولتین آمریکا و انگلستان را با حضور آقاى وزیر دارایی مطرح نموده پس از چندین جلسه بحث و مذاکره و مداقه در گزارش کمیسیون اقتصاد ملى و توضیحاتى که آقاى وزیر دارایی بیان نمودند نظریاتى که در کمیسیون اظهار و مورد موافقت آقاى وزیردارایی قرارگرفت بالاخره در جلسه 7 دی ماه 33 با گزارش شماره 2 کمیسیون اقتصاد ملى شامل ماده واحده و سه تبصره موافقت و اینک کزارش آن را تقدیم مجلس شوراى ملى می‌نماید.

مخبر کمیسیون بودجه- مشایخى گزارش از کمیسیون قوانین دارایی به مجلس شوراى ملى لایحه شماره 53397 دولت راجع به قرضه و تحصیل اعتبار از دولتین آمریکا و انگلستان که در کمیسیون‌هاى اقتصاد و بودجه ضمن ماده واحده با سه تبصره به تصویب رسیده بود با حضور آقاى وزیر دارایی مورد دقت و مطالعه قرار گرفت پس از مذاکرات مفصلى که به عمل آمد با توضیحاتى که آقاى وزیر دارایی بیان نمودند لایحه دولت با اصلاحات و اضافاتى که در کمیسیون اقتصاد و بودجه به عمل آمده بود مورد موافقت واقع و اینک گزارش آن را تقدیم میدارد مخبر کمیسیون‏

قوانین دارایی- صارمى گزارش از کمیسیون امور خارجه به مجلس شوراى ملى کمیسیون امور خارجه لایحه شماره 53397 دولت راجع به تحصیل اعتبار از بانک آمریکا و انگلستان با حضور آقایان وزیر امور خارجه و وزیر دارایی مورد شور قرار گرفته گزارش کمیسیون اقتصاد در این خصوص قرائت پس از توضیحات مفصل که از طرف آقایان وزرا‌ داده شد کمیسیون از جنبه سیاسى این لایحه اظهار موافقت نموده و اینک گزارش آن را تقدیم می‌دارد

مخبر کمیسیون امور خارجه- مرآت‌اسفند یارى‏

رئیس- مذاکراه در ماده واحده است. آقاى بهبهانى بفرمایید

بهبهانى- در موقعی که لایحه قرضه در کمیسیون بودجه مطرح بود بنده و چند نفر از نمایندگانى که مخالف این لایحه بودیم نظریات خودمان را به طور تفصیل در آن‌جا به مرض کمیسیون بودجه رساندیم و جناب آقاى دکتر امینى هم در آنجا تشریف داشتند با این‌ که نظریات ما خیلى مستدل و بعضى از نظریات را خود جناب آقاى دکتر امینى هم تصدیق می‌فرمودند با این حال به هیچ ‌وجه تغییرى در آن داده نشد فقط در جملات آن چند تغییر داده شد که من جمله آن وجوهى را که براى بودجه می‌خواستند قرض بکنند به عنوان مخارج ضرورى ذکر کردند چون این لایحه که امروز مطرح است یکى از لوایح بسیار مهم است و نسل آینده مملکت ما گرفتار این خواهد شد بنده می‌خواستم مخصوصاً از ارباب جراید تقاضا بکنم که این صحبت‌هایی که در این‌جا می‌شود تعریفى در آن نکنند و هر چه گفته می‌شود همان طور مرقوم بفرمایند در مجلس شوراى ملى قوانینى میگذرد که از لحاظ اهمیت موضوع درجات مختلفى دارد. بعضى از قوانین هست که به لحاظ اهمیتى که در بر دارد باید حتماً  مورد توجه مخصوص نمایندگان قرار گیرد و هنگام طرح آن بر ما فرض است که با کمال دقت جوانب مختلف آن را بسنجیم و نظرى ندهیم که خداى نخواسته در آینده پشیمان شده و گرفتار نفرین و لعن گردیم. بنده خیال می‌کنم لایحه قرضه یکى از موضوعاتى است که باید از لحاظ اهمیت و موقعیت جغرافیایی خاص مملکت ما و از نظر سابقه سویی که قرضه‌هاى خارجى در مملکت و قلوب ملت ایران به یادگار گذارده مفصلابحث و حلاجى شود. الان ملاحظه می‌شود که مردم با یک بدبینى و عدم اعتماد به تحصیل قرضه خارجى می‌نگرند و انتضار دارند که نمایندگان محترم وظایف خوبش را به نحو شایسته‌ای انجام دهند زیرا مملکتى که عایدات نفت دارد مالیات دارد اعتبار از کمپانی‌هاى خارجى در اختیار می‌گیرد سرمایه‌داران خارجى حاضرند سرمایه خود را در ایران به کار اندازند دیگر وام از دولت‌هاى خارجى چه لزومى دارد؟ و چرا آنها که داعیه مملکت‌دارى دارند میخواهند گردن نسل آینده را زیر بار قرض ببرند که به حکم سوابق تاریخى همیشه موجب تباهى سیاهى و زیان مادى و اضحلال اقتصادى براى مملکت بوده است. این‌جانب از بدو امر با تحصیل قرضه خارجى مخالف بودم و در کمیسیون بودجه دلایل خود را گفتم و هم با آن مخالفت کردم و نمایندگان دولت هم نتوانستند به اینجانب و سایر مخالفین جواب قانع‌کننده‌ای بدهند و واقعاًجواب قانع کننده‌ای‏ هم نداشتند توضیحات آقاى وزیر دارایی در کمیسیون بودجه نشان داد که این خارجى‌ها هستند که پیشقدم شده و پیشنهاد دادن وام به ما ‌کرده‌اند و دولت هم بدون توجه به عاقبت کار با قبول آن موافقت کرده است. قرضه خارجى اگر از هیچ لحاظى مورد توجه قرار نگیرد اقلاً از این حیث که خارجى‌ها مقدم در آن بودند باید شخص را به تأمل و تفکر وادار نماید (صحیح است) در روزهاى اخیر که این‌جانب به سوابق قرضه‌هاى خارجى در ایران مرور میکردم به جریاناتى برخورد کردم که تصور آن هم براى هر آدم وطن‌پرستی اضطراب‌آور است (کاشانى- صحیح است) یک مراجعه اجمالى به تاریخچه قرضه‌هاى خارجى در ایران نشان می‌دهد که در دوران استبداد قاجار دولت‌هاى خارجى همیشه از راه‌دادن قرضه توأم با شرایط اسارت‌آمیز طبقه حاکمه ایران را مطیع و مجرى نظریات خود ساخته‌اند‌ (صدقى- حالا هم همینطور است) اقتصاد ما را در اختیار خود گرفته و از رشد آن جلوگیرى کردند- داستان قروض ایران به بیگانگان از بدترین قسمت‌هاى تاریخى دست‌اندازى و مظالم بیگانگان در ایران بوده است. (صحیح است) اولین استقراض از خارجى در عهد ناصرالدین شاه و به سال 1290 قمرى صورت گرفت. در این سال انگلیس‌ها 200 هزار لیره بافرع صدى پنج به حکومت ایران وام دادند و این وام نیز به مصرف عیاشى طبقه حاکمه فاسد وقت رسید. در سال 1306 بارون ژولیوس دورویترکه ‌امتیاز بانک شاهى را در ایران به دست آورد چهل هزار لیره به ناصرالدین شاه قرض داد و نظریات دولت انگلیس را در ایران پیش برد. به سال 1309 هجرى قمرى ناصرالدین شاه براى جبران خسارت کمپانى رژى که بر اثر مخالف افکار عمومى بر چیده شده بود به توصیه دولت انگلیس پانصد هزار لیره به مدت 40 سال و با فرع صدى شش از بانک شاهى قرض گرفت و عواید گمرکات جنوب را در گرو این قرض گذاشت. در دوران سلطنت مظفرالدین شاه نیز امین‌السلطان صدر اعظم وقت موفق به أخذ 22 میلیون و نیم منات قرضه از روس‌ها شد و شرایط ننگینى در تحصیل این قرضه تحمیل ایران گردید و به موجب قراردادى که به امضا‌ء رسید تمام عایدات گمرکات شمال در گرو این استقراض کذاشته شد- ضمناً دولت ایران متعهد گردید مادام که این قرضه را تصفیه نکرده از قبول قرضه از یک دولت خارجى دیگر بدون موافقت قبلى دولت روسیه خوددارى نماید. در سال 1319 هجرى قمرى ناصرالدین شاه بار دیگر با دول روسیه وارد مذاکره شد و با شرایط قروض سابق ده میلیون منات از بانک استقراضى وام گرفت و در ازای آن ایران تعرفه گمرکى خود را در مورد واردات کالاهاى روسیه و عثمانى تنزل داد و امتیاز ساختن راه شوسه جلفا- قزوین را نیز در انحصار بانک استقراضى روس گذاشت. در سال 1321 هجرى قمرى دربار قاجار بار دیگر در مقام تحصیل وام خارجى بر آمد و این بار به سراغ انگلیس‌ها رفتند و مبلغ دویست هزار لیره که وثیقه آن شیلات و عواید پست و تلگراف و گمرکات جنوب بود به توصیه دولت انگلیس از بانک شاهى قرض گرفتند. این قرضه‌ها روزگار مردم و مملکت را سیاه کرد- استقلال اقتصادى و سیاسى ما را در هم شکست و منابع ملى ما را در بست در اختیار اجانب گذاشت. بنده براى احتراز از اطاله کلام در باره سوابق قرضه‌ها بیش از این توضیح نمی‌دهم ولى تاریخچه استقراض از خارجى در ایران مشحون است از رقابت‌ها و دسایس دول بزرگ براى بدبختى و غضب حقوق مسلم ملت ایران در گذشته اوضاع و احوال زمانه اقتضا می‌کرد که مقاصد بیگانگان در دادن وام به ایران از لابلاى سطور قراردادها کم و بیش آشکار باشد ولى اقتضاى این عصر و زمان این است که هدف نهایی را روى کاغذ نیاورند و با قول و قرارهاى محرمانه و به اصطلاح با کارد پنبه‌ای سر مردم کشورى را ببرند دولت قرضه خارجى را براى چه می‌خواهد و با بودن عواید نفت و عواید

+++

دیگر مملکت چه احتیاجى به استقراض از خارج دارد؟ در حال حاضر دولت می‌تواند 150 میلیون لیره از عایدى نفت پیدا کند و از محل فروش دوازده و نیم درصد سهم آزاد نفت نیز عواید قابل توجهى به دست آورد قانون جلب سرمایه‌هاى خارجى نیز که مورد علاقه عموم می‌باشد دیر یا زود از تصویب مجلس می‌گذرد و پول‌های زیادى وارد مملکت خواهد شد که براى رفع مشکلات اقتصادى کشور مؤثر خواهد بود (صحیح است) و با این مراتب براى وصول قرضه چه محملى می‌توان ‌تراشید می‌گویند مقدارى از این قرضه را می‌خواهند صرف جبران کسر بودجه کنند و قسمت دیگر را به امور عمرانى اختصاص دهند. اگر دولت خیال می‌کند که با پول تنها می‌توان‌ رفع تمام بدبختی‌ها و آلام و مصائب یک ملتى را نمود کاملاً اشتباه می‌کند زیرا در موقعی که اعلیحضرت فقید رضا شاه زمام امور مملکت رادردست گرفت فقر عمومى سرتاسر مملکت را احاطه کرده بود و همه می‌دانند به جای حقوق آجر به کارمندان دولت تحویل می‌دادند هیچ یک از مؤسسات ما سرمایه‌ای نداشت بانکى وجود خارجى نداشت- شاهنشاه فقید با پشتکار و فداکارى خاصی که از خود بروز داد نه تنها اوضاع را به حال خود برگردانید بلکه ما را در اندک مدتى به کاروان تمدن جهانى نزدیک ساخت. (صحیح است) تمام مؤسسات آبرومند و آثارى که امروز ملاحظه می‌شود از برکت پشتکار آن رادمرد بزرگ تاریخى ایران است (صحیح است) که بدون کمک و وام خارجى و فقط با بودجه متعالى که هیچ‌وقت سابقه نداشته این همه آثار تمدن را به وجود آورد و گمان نمی‌کنم هیچ ‌کس بتواند منکر این حقایق بشود (صحیح) امرسون می‌گوید نه طلا بلکه مردانند که می‌توانند شالوده مملکتى و ملتى را در پایه‌هاى محکم استوار سازند و تا آسمان بالاببرند)) (دکتر عمید- احسنت به ‌امرسون) به هر حال آنچه مسلم است این است که تنها با پول نمی‌توان‌ درد مملکتی را دوا کرد بلکه شرایط زیادى لازم است که یکى از آن‌ها پول است درد مملکت از بى‌پولى نیست راه دور نرویم همین سیزده سال اخیر را در نظر بگیریم پول‌هایی را که به مملکت رسیده و ملت از آن طرفى نبسته است در نظر آوریم تا حقیقت روشن شود. در سال‌هاى بعد از شهریور 20 میلیون مگر کم پول وارد خزانه شد؟ مگر اعلیحضرت همایونى که هستى خود را وقف رفاه و آسایش مملکت  کرده‌اند از جیب فتوت خود و از ثروت خویش کم پول براى تقویت مالى مملکت و بهبود وضع مردم مرحمت‌ کرده‌اند (صحیح است) اعلیحضرت پول دادند. مردم به عنوان مالیات پول دادند. از خارج به عنوان کمک به مملکت پول رسید ولى همه در چاه ویل فرو رفت و این همه پول نتوانست آتش حرص و طمع مشتى پول‌پرست را فرونشاند (صحیح است) پس خرابى مملکت از بى‌پولى نیست بلکه خرابى مملکت ناشى از نداشتن مصادر امور متقى و پرهیزکار و مصالح است که آنچه به خیله‌شان خطور نکرده و نمی‌کند منافع مردم و مملکت است اکنون که دولت می‌خواهد مبادرت به تحصیل قرضه خارجى نماید به طوری که سابقاً به عرض‌ رسانیدم در حکومت فعلى مبالغ متنابهى پول و ارز خارجى به مملکت ما سرازیر شده و به نظر بنده با این وجود خیلى از دردهاى مملکت دوا میشد و اگر حسن جریانى در دستگاه دولت موجود بود ما می‌توانستیم حقیقاً بی‌نیاز از کمک خارجى باشیم. لازم نبود که دولت با بودجه ضعیف و نامتعال خود این قدر مخارج هنگفت تشریفاتى داشته و هر شب سفره رنگین بیندازد و دستگاهاى اقتصادى را روى نظریات خصوصى به رفقاى متملق سپرده که یک جا آن را بلع نماید و خود شریک اعمال ناشایست آنها می‌شود (صحیح است) در مملکتى که مردمش براى تهیه قوت و غذاى خود باید سر و پا بشکنند و یا براى به دست آوردن ده سیر ذغال ساعت‌ها در خانه عمرو زید معطل باشند نمی‌توان قبول کرد که یک رئیس دولتى با حسن‌نیت میلیون‌ها پول مردم را به خرج تشریفات بیهوده برساند و آن وقت‌ براى کسر بودجه از خارجى استقراض کند (کاشانى- صحیح است) آن روز که در این‌جا گفتم دولت بیش از صد میلیون دلار کمک خارجى را تلف کرده آقاى نخست‌وزیر به جای این‌که صورت خرج را جلوى ملت بگذارند و موردى را نشان دهند که از محل این کمک‌ها بهبودى در وضع مردم و گشایشى در کار مملکت پیدا شده گفتند اینها شایعه است راستى که دیوار حاشا خیلى بلند است اگر این حرف درست نیست بیایید و با دلیل و مدرک خلاف آن را ثابت کنید تا مردم صحیح را از سقیم و راست را از دروغ باز شناسند. کمک‌های بى دریغ ملت و دولت آمریکا در این یک‌سال و نیم اخیر به مصرف واقعى خود نرسید و ملت ایران که در حقیقت کمک آمریکا به خاطر او میشد از آن طرفى نیست (کاشانى و رضایى- صحیح است) بلکه منبع درآمدى براى عده‌ای نفع‌پرست گردید من قطع دارم که ملت و دولت آمریکا براى حفظ توازن سیاسى دنیا و نجات ملت‌ها از خطرخانمانسوز کمونیزم و حمایت ملت‌هاى مظلوم وضعیف کمک‌های زیاد نموده‌اند که نمونه آن کمک‌هایی است که به خاطر مردم ایران بدون توجه به دولت‌ها نموده‌اند و افسوس که تا این ساعت هیچ یک از این کمک‌ها به محل واقعى خود آن طور که باید نرسیده و به جا‌هایی صرف شده که مصلحت ملت ایران و منظور کمک کننده رعایت نشده (کاشانى و رضایی- صحیح است) و مبالغ زیادى از آن به جیب اشخاص خصوصى ریخته شده است و اکنون به استثناى عده معدودى ملت حقیقى ایران بار زندگى را بر دوش می‌کشند و نمی‌توانند حداقل ضروریات اولیه زندگى خود را فراهم نمایند و این از برکت وجود دولت خدمتگذارى است که با ملت سر و کارنداشته و طبعاً از درد مردم بى‌خبر است.

 (کاشانى- صحیح است) ما 150 میلیون لیره درعرض سه سال عایدى نفت داریم و تمام این عایدى را می‌خواهند صرف کشیدن لوله نفت از اهواز به ازنا و از ازنا به تهران و شش هزارکیلو‌متر راه‌سازی وخرید چند هزار دستگاه خانه ساخته شده بنمایند و آن وقت‌ براى جبران کسر بودجه قرض کنند میخواهند که عایدات مملکت و نفت ایران را که در این چند سال این همه قربانى داده و وضع مملکت را به هم ریخته و موجب بسیارى از نارضایتى‌هاى داخلى شده به مصرف کارهاى غیرعمرانى و بیهوده برسانند (صحیح است) و این با کدام مسلک جور درمی‌آید و با کدام انصاف و مروتى تطبیق می‌کند؟ البته این‌جانب منکر اهمیت راه و راه‌سازى و ایجاد بندر و فرودگاه‌هاى وسیع نیستم ولى راه‌سازى وقتى می‌تواند ارزش اقتصادى داشته باشد که به موارات آن سدى بسته شود و زمین بایرى دایر شود و چاه عمیقى در مناطق بى‌آب حفر گردد (عرب‌شیبانى- صحیح است) باید به موازات این کارهایی که میخواهند بکنند حداقل معشیت تأمین گردد و مردم امیدوار به آینده خود بشنوند و مملکت در طریق کارهاى مولد ثروت قدم‌هایی بردارد که بتوان با آن موجبات رفاه و آسایش و ترضیه خاطر ملت ایران را فراهم ساخت. این برنامه‌های کشاورزى مملکت را تباه خواهد ساخت و کشور را بالاخره دچاره قحط و غلاء خواهد نمود و دیگر هیچ رعیتى با گرفتن مزد نقد حاضر نیست کار نسیه انجام دهد و گندم بکارد و یک ‌سال بعد نتیجه کار خود را دریافت کند (صحیح است) و این سبب می‌شود که سطح دولت ما پایین بیاید و بالمال مجبور می‌شویم که کم کم تمام مایحتاج خود را ازخارج وارد سازیم. از تمام اینها گذشته شرایطی که براى قرضه پیشنهاد‌ کرده‌اند قابل توجه و دقت است. شرایط معمولى که باید بین داین و مدیون در قرض وجود داشته باشد در این‌جا رعایت نشده است. مدیون یعنى ملت ایران ناگزیر است از محل این قرضه مصنوعات به خصوصى آن هم از کشور قرض دهنده است وارد کند و تعیین نوع و قیمت این مصنوعات نیز با قرض دهنده است (رضایى- صحیح است) و با این ترتیب چون ما مجبوریم اجناس آنها را وارد کنیم تمام پول ما دوباره به جیب خودشان برمی‌گردد و در عوض جنس بیمصرف و کهنه و فرسوده براى ملت باقى می‌ماند. آقایان امروز دول کوچک هرگونه پیشنهاد قرضه را با احتیاط و مصلحت‌اندیشى تلقى می‌کند. (کاشانى- صحیح است) و سوابق تلخ گذشته را بیاد میآورد و به حکم همین سوابق بود که در دوران مشروطیت ما نیز با وجود بحران‌هاى مالى و احتیاج مبرمى که مملکت ما به پول داشت براى گرفتن وام به طرف خارجى دست دراز نکردند و مجلس پنجم با هر سختى و مرارتى بود قروض خارجى مملکت را تسویه کرد و هیچ دولتى هم دیگر حاضر نشد قرض خارجى را بپذیرد. در سال‌هاى بحرانى پس از شهریور 20 نیز با تمام مشکلات مالى مه مملکت با آن روبرو بود باز دنبال قرضه خارجى نرفتند. آقایان محترم: مجموع پولى که به عنوان قرضه خارجى میخواهند بگیرند از آنچه در یک‌ سال و نیم اخیر آمریکا به عنوان بلاعوض به دولت ایران داده بیشتر نیست (صحیح است) من به حکم وظیفه این حقایق را در این محضر شریف گفتم و می‌دانم که نخست‌وزیر و وزیر دارایی می‌آیند و حسب‌المعمول جوابى می‌دهند ولى جواب ایشان ملت ایران را قانع نخواهد کرد همکاران محترم منافع مردم و مملکت در دست ماست این ما و این منافع مملکت چشم تمام ملت ایران به ما دوخته شده است کارى کنیم که مملکت دچار بدبختى نشود. اگر این قرضه به مملکت نرسد هیچ مشکلى پیش نخواهد آمد و زندگى مردم این مملکت فلج نخواهد گشت قضاوت امروز مجلس شوراى ملى در موضوع حساسى مانند قرضه خارجى در سرنوشت آینده مملکت تأثیر غیر‌قابل انکارى خواهد داشت. حکومت‌ها و مجلس‌ها می‌آیند و می‌روند این مملکت و ملت است که باید باقى بماند. منافع ملى ما فوق منافع دسته است که چند روزى می‌آیند و کروفرى می‌کنند و جز خرابى و تباهى چیزى به دنبال نخواهند داشت (احسنت، احسنت)

رئیس- آقاى رضایى بفرمایید

رضایى- امروز یکى از مهم‌ترین لوایحى که در دوره هیجدهم مجلس شوراى ملى تقدیم شده مورد بحث قرار گرفته است (قنات‌آبادى- از لایحه نفت مهمتر نیست آقا) (کاشانى- آن گذشته است) به موجب این لایحه به دولت اجازه داده می‌شود مبلغى در حدود یکصد و پنجاه میلیون دلار از دولت آمریکا و بانک صادرات و واردات آمریکا تحصیل اعتبار نماید و تا میزان 75 میلیون دلار یعنى پنجاه درصد وجوهى را که به عنوان وام دریافت می‌کند به مصرف مخارج ضرورى برساند و 75 میلیون دلار دیگر را در را‌ه امور تولیدى و عمرانى خرج کند.

من به اقتضاى طرز تفکرى که دارم با یک قسمت از لایحه یعنى دریافت وام براى امور تولیدى با یک برنامه معین و در تحت نظارت صحیح موافقم به نظر من دریافت وام براى امور تولیدى براى

+++

ساختمان سد کرج- سد سفید‌رود و یا نظایر آن مانعى ندارد. زیرا پس از ساختمان سد‌هاى مزبور و بهره‌برداری از آن‌ها ما قادر خواهیم بود وجوهى را که به عنوان وام دریافت کرده و در راه ساختمان سدهاى مزبور به مصرف رسانده‌ایم از بهر‌ه‌ای که از آنها به دست خواهیم آورد مسترد کنیم (صحیح است) ولى با قسمت دیگر لایحه یعنى دریافت وام براى تأمین هزینه‌هاى ضرورى و یا به عبارت دیگر پرداخت کسر بودجه از محل قرضه مخالفم (صحیح است) دولت می‌خواهد کسب اجازه کند و 75 میلیون دلار یعنى 600 میلیون تومان از یک دولت خارجى به عنوان قرض دریافت کند و وجوه دریافتى را به عنوان اضافه کار مقطوع و فوق‌العاده و هزینه سفر و خرید اتومبیل و مخارج مطالعه و سایر مخارج بیهوده به نور چشمی‌ها بپردازد و 25 سال بعد نسل آینده یعنى فرزندان من و شما جواب ولخرجى امروز را بدهد. اگر دولت حاضر قادر نیست توازن در بودجه مملکت برقرار کند مخارج زائد و بیهوده را حذف نماید، با وصول مالیات‌ها به وسیله مأمورین صالح بر درآمدش بیفزاید نسل آینده چه گناه کرده است که باید با رعدم لیاقت و کفایت دولت حاضر را بدوش بکشد (چند نفر از نمایندگان- صحیح است). (شاهرخشاهى- این‌طور نیست) (بهبهانى- صحیح است) عقل سلیم اجازه نمی‌دهدکه امروز وجوهى به عنوان وام از یک دولت خارجى دریافت گردد و این وجوه در راهى به مصرف برسد که پس از یک‌سال اثرى از آن دیده نشود مگر به صورت افزایش موجودى حساب‌هاى بانکى بعضى از متصدیان امور و اطرافیان دزد آنها (صحیح است) هنگامی که لایحه در کمیسیون اقتصاد مطرح بود من به این قسمت از لایحه اعتراض کردم و در نتیجه اعتراض من وعده‌ای دیگر از نمایندگان محترم تبصره‌ای است که به ماده واحده اضافه گردیده است دولت به موجب این تبصره ملزم می‌شود که تا پایان سال 1335 تعادل در بودجه کل کشور ایجاد نماید. من به این تبصره معتقد نیستم و اطمینان دارم که اجرای نخواهد شد. کما این ‌که یقین دارم جناب آقاى دکتر امینى وزیر محترم دارایی هم هنگام انشا‌ء این تبصره همین اطمینان را داشتند (صحیحى است) به قول یکى از جراید. براى اولیا‌ی دولت وعده دروغ دادن و پى درپى از اصلاحات و اقدامات درخشان و تعدیل بودجه دم‌زدن هیچ مانعى ندارد زیرا آقایان اطمینان دارند که نه تنها عدم انجام این وعده‌ها هیچ‌گاه اسباب زحمتشان نخواهد شد بلکه مثل تریاک مردم را موقتاً به خواب می‌برد و چند صباحى دیگر عده‌ای ساده لوح را به امید اصلاحات و تحولات ایشان چشم به راه می‌سازد باید دید دولتی که وعده می‌دهد تا در سال دیگر توازن در بودجه ایجاد نماید در طى مدت 18 ماه زمامدارى گذشته‌اش چه قدمى در این راه برداشته است مسلماً هیچ (یارافشار- خرابى زیاد بوده است) دولت حاضر در مدت 18 ماه زمامدارى و حکومت آن چنانى نه تنها اقدامى در این راه به عمل نیاورده است بلکه با اقداماتی که انجام داده با ولخرجی‌ها و گشادبازى‌هایی که کرده است فاصله بین سرجمع ستون دخل و خرج مملکت را زیادتر و شکاف بین درآمد و هزینه کشور را عمیق‌تر ساخته است (صحیح است) و اگر کمک‌هاى بیدریغ دولت آمریکا به دادم نرسیده بود معلوم نبود تکلیف مملکت با این همه ولخرجى چه بود؟ و امروز که قطع کمک‌های بلاعوض اعلام می‌شود لایحه وام براى این گشادبازی‌ها به مجلس تقدیم می‌گردد. دولت وظیفه‌دار بوده است در مدت 18 ماه زمامداریش چنین روزى را پیش‌بینى کند و در طى این مدت به اقداماتى دست بزند و به وسایلى متشبث شود که تعادل در دخل و خرج مملکت برقرار گردد. (شاهرخشاهى- با خزانه خالى آقاى مصدق؟) از دولتی که به جای فعالیت براى ایجاد توازن در بودجه کل کشور همیشه در جهت عکس این نظر اقدام کرده است چگونه ممکن است انتظار داشت در طى ماهاى آتى از روش گذشته خود دست بردارد؟ هنگامی که این نکته در کمیسیون بودجه بنماینده محترم دولت تذکر داده شد فرمودند براى اقدام به این عمل احتیاج به آرامش داریم و تا زمانی که آرامش در مملکت ایجاد نشود شروع به این کار مقدور نیست (کاشانى- صحیح است) (وزیر دارایی- عرایض بنده را تعریف فرمودید) چنین به نظر می‌رسد ک نماینده محترم دولت و دستگاه تبلیغات دولتى هر یک یک استنباط خاطى از لغت آرامش دارند. چه ایشان جناب آقاى دکتر امینى وزیر محترم دارایی معتقدند به علت نبودن آرامش در ملکت اقدام به ایجاد توازن در بودجه میسور نبوده است (وزیر دارایی- خواهش می‌کنم بیانات بنده راتعریف نفرمایید) در حالی که 18 ماه است رادیوى دولتى هر صبح و شام فریاد می‌کشد هم وطن شکر‌گزار باش که بر اثر فعالیت‌هاى خستگى‌ناپذیر دولت خدمتگذار آرامش در تمام مملکت حکم فرماست (یارافشار- همین طور هم بوده) در طى 18 ماه گذشته نه تنها اقدامى براى تقلیل کارمندان زائد به عمل نیامده است بلکه در مؤسسات و بنگاه‌هاى وابسته به دولت عده کثیرى با حقوق‌هاى گزاف استخدام گردیده‌اند (صحیح است) و براى عده زیادى از نور‌چشمی‌ها و عزیزان بی‌جهت نیز احکام فوق‌العاده و اضافه‌کار مقطوع صادر گردیده و بدین وسیله تحمیلات جدیدى بر بودجه ناتوان دولت به عمل آمده است بنگاهى که زیادى کارمندان دولت وخدمتگذاران جزء به تصدیق وزرا‌ محترم دولت فعلى و به شهادت صورت جلسات کمیسیون بودجه یکى از گرفتاری‌هاى مهم مملکت به شمار می‌رود و تنها نزدیک به چهل هزار نفر به عنوان پیشخدمت از بودجه دولت حقوق می‌گیرند به موجب تصویب‌نامه‌ای به وزارت فرهنگ اجازه داده می‌شود پانصد نفر به عنوان خدمتگذار استخدام نماید. مگر ممکن نبود از استخدام خدمتگذار جدید صرف‌نظر کنند و احتیاجات وزارت فرهنگ را از خدمتگذاران زائد سایر وزارتخانه‌ها و ادارات دولتى تأمین نماید و اگر هم پول و اعتبار زیادى دارند آن اعتبار را به مصرف افزایش حقوق خدمتگذاران تنگدست برسانند (دکتر جزایرى- در استخدام وزارت فرهنگ منافعى است) و هنگامى که هزارن نفر دیپلمه و لیسانسیه به نام وابسته به دستگاه‌هاى دولتى از بودجه دولتى حقوق می‌گیرند و از بیکارى مرتباً خیابان‌هاى تهران را ذرع می‌کنند وزارت فرهنگ هزار نفر را در کلاس‌هاى تربیت معلم خود میپذیرد و هزار طلب‌کار براى دستگاه دولت تهیه می‌بیند مگر ممکن نبود از وجود کارمندان تحصیل کرده دستگاه دولت که بیکارند براى توسعه فرهنگ استفاده نمایند. به منظور ترضیه خاطر اعوان و انصار و نزدیکان به دستگاه دولت مقدار اعضاء‌ هیئت مدیره و بازرسان بنگاه‌ها و شرکت‌هاى وابسته به دولت و مدیران کل و معاونین وزارتخانه‌ها در طى ماهاى گذشته به طرز عجیبى بالا رفته و از این راه فشار زیادى بر بودجه فقیر مملکت وارد آمده است (صحیح است) ثروت هر کشور در بودجه اول نیروى انسانى آن کشور است (صحیح است) و متأسفانه سیستم ادارى ما و روش دولت ما طورى است که به هیچ‌وجه از این نیرو به سود کشور استفاده نمی‌شود جوانان ما به پیرى می‌رسند نیرو و توان خویش را در پشت میز ادارات محوطه وزارتخانه‌ها تدریجاً از دست می‌دهند بدون آن‌که از وجودشان کوچک‌ترین سودى براى اجتماع تحصیل گردد. کسانى را که تا دیروز در مزارع این کشور به کار اشتغال داشته‌اند‌ به عنوان خدمتگذار و پیشخدمت و سرایدار. آبدار به شهر‌ها کشانده‌اید و افراد فعال و مولد ثروت را به صورت طفیل و انگل اجتماع در آورده‌اید و با این عمل از قدرت تولید مملکت کاسته و بر مخارج دولت افزوده اید (کاشانى- صحیح است) و بدین ترتیب جنایتى عظیم در حق اجتماع روا داشته‌اید تعداد اتومبیل‌هاى آخرین سیستمى که با قیمت‌هاى گزاف در سال جارى در زمان حکومت فعلى از بودجه دولت خریدارى شده است مسلماً در طى سال‌هاى گذشته نظیر نداشته (دکتر جزایرى- بعضى‌هایش هم از اعتبار اصل 4 خریدارى شده است) و ولخرجى‌هایی که به نام مخارج دستگاه نخست‌وزیرى در حکومت فعلى به عمل آمده قطعاً در تاریخ مشروطیت بى‌نظیر بوده است. (صحیح است) من به نام یک عضو کمیسیون بودجه عرض می‌کنم (داراب- غلط میکنى) (دکتر جزایرى- خودت غلط میکنى، دزد، حمال‏ جاسوس، خائن، خاک بر سرت وخاک بر سر آن کسی که ترا این‌جا آورده) (زنگ رئیس دعوت به سکوت)

رئیس- به هر دو آقایان تذکر می‌دهم (در این موقع بین آقایان دکتر جزایرى و داراب مشاجرات دیگری واقع شد)

رئیس- بیایید هر دو آقایانرا بیرون ببرید مجلس که جاى این حرف‌ها نیست. دکترجزایرى- من افتخار می‌کنم که از این مجلسى که یک چنین کسى نشسته است بیرون بروم (زنگ رئیس، دعوت به سکوت)

رئیس- گفتم بیایید این آقایان را ازمجلس خارج کنید. (طبق دستور مقام ریاست هر دو نفر آقایان از تالار جلسه خارج شدند)

رئیس- آقاى رضایى بفرمایید

رضایى- من به نام یک عضو کمیسیون بودجه عرض می‌کنم تنظیم یک بودجه متعادل و متوازن کاملاً عملى و میسر می‌باشد و در صورتی که در دولت هم هم‌آهنگى و همکارى و شهامت و قدرت اتخاذ تصمیم و بى‌نظرى و بیغرضى وجود داشته باشد مسلماً کسر بودجه وجود نخواهد داشت با اضافه در‌آمدى که قطعاً در سال آینده از گمرکات و سایر منابع در‌آمد به دست می‌آید چنانچه از ایجاد مخارج جدید جلوگیرى شود مسلماً کسر بودجه از بین خواهد رفت. با توجه به آنچه که گفته شد انتظار اقداماتى در زمینه تعدیل بودجه از طرف دولت در طى ماه‌هاى آتى صحیح به نظر نمی‌رسد و دولت فقط هنگامى ممکن است نسبت به تعدیل بودجه کشور اقدام کند که پولى براى تأمین گشاد‌بازی‌ها در اختیار نداشته باشد موافقت با دریافت قرضه به منظور تأمین کسر بودجه نشانه عدم تمایل نسبت به ایجاد تعادل در بودجه کل کشور است. تبصره دیگرى هم که در لایحه وجود دارد و استفاده از این وجوه را موکول به تصویب کمیسون بودجه نموده است به نظر من نتیجه بخش نخواهد بود.

+++

جناب آقاى فرامرزى در روزنامه کیهان نوشته بودند

(بى‌انصافى است ک پولى بگیریم و به مصرف حاجت روزانه خودمان برسانیم و نسل‌هاى بعد زیر بار آن دربمانند)

استفاده از وام دریافتى براى امور غیر‌انتقاعى یک عمل غیر‌منطقى به نظر (صدقى- هیچکس موافق نیست) می‌رسد و معلوم نیست 25 سال بعد نسل آینده از محل کدام درآمد باید وجوهى را که امروز به عنوان وام دریافت می‌شود پرداخت کند به عقیده من کلیه وام دریافتى باید منحصراً در راه‌ امور تولیدى و عمرانى و در تحت یک نظارت و توسط یک دستگاه صالح به مصرف برسد (صحیح است) و مطلقاً از محل وام دریافتى براى تأمین کسر بودجه استفاده نگردد. و در راه تأمین این نظر پیشنهاداتى هنگام بحث در ماده واحده تقدیم خواهد شد که ‌امیدوارم مورد توجه نمایندگان محترم واقع گردد (احسنت، احسنت)

رئیس- آقاى حائرى‌زاده بفرمایید.

حائرى‌زاده- من اول به اشتباه خودم اقرار می‌کنم. در انتخابات این دوره بدبختانه یا خوشبختانه من موفق به این‌که شرکت بکنم نشدم تردید داشتم که بیایم به مجلس و یا بروم کار دیگرى براى خودم پیدا کنم. حوادث مرا فرستاد به مجلس بعضى مسائلى که موضوع حیاتى است حالا پنج شاهى از احمد بگیریم یا از محمود بگیریم این یک چیز موقت است، چیز مهمى نیست ولى بعضى مسائلى که جنبه حیاتى براى نسل‌های آتیه دارد من با ناراحتى مزاج و روح مجبورم بیایم این‌جا و یک مطالبى را عرض بکنم به نام یک نفر ایرانى نه به نام یک نفر نماینده به نام یک نفر ایرانى از پشت این تریبون استفاده بکنم و مطالب خودم را به عرض‌ ملت ایران برسانم.

موضوع این اعتبار یا قرضه هر چه اسمش را بگذارد موقعی که در جلسه خصوصى مطرح شد من آنجا عرض کردم هم موافقم، هم مخالف زیرا اظهاراتى که من در مجلس می‌کنم نه این دوره، دوره‌هاى پیش هم موافقتم، همینطور بوده روى حب و بغض با دولت‌هاى وقت و این حرف‌ها نیست در مسائل مملکتى، دولت‌ها اگر بدهند عوضشان بکنید اگر هم خوب هستند کارشان را ادامه بدهند در این یک اختلاف سلیقه پیدا می‌شود این مسائلى را که من تشخیص داده‌ام و به نظر خودم به نفع ملت ایران است ناچارم عرض کنم و این هیچ ارتباطى با این‌ که دولت خوب کار می‌کند در داخله دولت هماهنگى هست یا نیست این‌ها یک موضوعاتى است که من وارد بحثش نمی‌خواهم بشوم در این لایحه من عرض کردم هم موافقم هم مخالفم زیرا این فشار‌هایی که به این مملکت در این مدت طولانى به واسطه جهل یا خودخواهى و یا سوءنیت بعضى از دولت‌هاى ما وارد شده و مملکت به یک جاى خیلى بدى و پرتگاه عجیبى افتاده است شما تهران و این حوزه را نگاه نکنید یک قدم بروید جلوتر مردم براى زندگانى اولیه‌شان ماشینشان لنگ است (صحیح است) من شنیده‌ام در سواحل جنوبى ما از مظالم مأمورین و سوء تشکیلات چون هوا و یک قدرى هم طبیعت به آنها کمک کرده است تا ده بیست سالگى یک لباس ساترى ندارند بپوشند یک همچو بدبختى است در این مملکت پس یک چنین مملکتى محتاج است که یک ثروت‌هایی از خارج براى عمران و آبادى این مملکت بیاید که این مملکت هم در این قافله تمدن امروز دنیا بتواند یک قدمى رو به جلو بردارد و به طرف نیستى و بدبختى نرود از این جهت من هم موافقم که سرمایه‌هاى خارجى وارد مملکت بشود (صحیح است) ولى از طرفى هم دولت‌ها عموماً منحصر به دولت‌هاى ایران نیست در دنیا دولت‌ها براى امور اقتصادى و تولیدى خوب نیستند اصلاً‌ وضع دستگاه دولت براى برقرارى امنیت و عدالت در مملکت است در درجه اول براى این کار دولت‌ها تأسیس شده و همچنین براى بالا بردن سطح فرهنگ مردم، بهداشت مردم ارتباطاتشان، سیاست داخلى و خارجیشان این چیزها را دولت باید مطالعه بکند بایستى صرف وقت بشود و بودجه‌هایی براى این‌کارها باید تخصص داد ولى دولت تاجر خوبى نیست، زارع خوبى نیست معمار و ساختمانچى خوبى نیست این کار‌ها کار دولت‌ها در دنیا نیست مگر این‌ که احتیاجات نظامى احتیاجات بین‌المللی اجبار کند دولت‌ها را که در کار‌هاى اقتصادى دخالت بکنند و الّا دولت‌ها براى این‌کار اصلاً‌ مناسب نیستند در ایران خودمان امتحان شده است سال‌ها املاک خالصه را دولت داشت از زمان ناصرالدین‌شاه به بعد به فکر این‌ که مردم بهتر بتوانند خودشان این مملکت را آباد کنند در مقام انتقال خالصه‌جات به مردم بر آمدند اول عده‌ای مبلغى پول دادند و این خالصه‌جات را به آنها دادند و بعدش هم به عنوان بازخرید خریدند او آخر هم یک قانونى گذاشت که به اقساطى دولت فروخت حالا مذاکره‌ای است که بین رعایا تقسیم بشود این‌ها تمام مولود این فکر است که دولت یک زارع و مالک خوبى نیست دولت یک کارهاى اقتصادى و تولیدى را می‌تواند انجام بدهد یک شخصى ممکن است یک مزرعه‌ای را با پنجاه هزار تومان آباد بکند ولى اگر این را به دست دولت بدهید با پانصد هزار تومان هم آباد نمی‌کند این یک خرج‌هایی در دستگاه‌هاى عریض و طویل دارد که براى این ‌کار دولت‌ها هیچ صلاحیت ندارند خالصه‌جات را نگاه کنید حالا ده پانزده سال بیشتر نیست که یک قانونى گذشت و خالصه‌جات را دادند به دست مردم این آقاى وزیر دارایی حاضر است معلوم است که آن روزى که دولت این املاک را داشت چقدر تولید و چقدر محصول داشت امروز که به دست مردم داده است اگر دو سنگ آب داشته ده سنگ شده و اگر ده خروار محصول داشته پنجاه خروار شده است پس براى این‌که خانه و آشیانه خودشان را آباد کنند صلاحیتشان بیش از دستگاه دولت است که نتایج اجتماعى آن آبادى را به دست بیاورند (صحیح است)

این اصل پیش‌بینی مسلم و محرز است نظایر و امثالش زیاد است من یکى دو هفته پیش تصمیم براى دیدن سد گرفتم که تهیه ساختمانش را دارند می‌بینند اتفاقاً خیلى خوب تهیه مقدماتى کرده بودند اقداماتى کرده بودند براى کارگرها و براى مهندسین براى عملیات مقدماتى اتفاقاً زحمت کشیده بودند و خیلى اسباب خرسندى من شد که در ایران یک دستگاهى براى کارهاى تولیدى تشکیل شده است ولى آن‌جا که حساب کردم و با جناب مهندس طالقانى که رئیس قسمت بود صحبت می‌کردم حالا دلار را چه جور حساب می‌کنند بین دویست یا سیصد میلیون تومان خرج این دستگاه است که اینجا به ثمر برسد من حساب کردم که قنواتى که در ایران در دوره مغول و تیمور در نتیجه ظلم و تعدى خراب شده است آنها را بگذاریم کنار قنوات موجودى که امروز در ایران هست اگر این پول را به پنج هزار قنات کمک کنند نه این‌که مجانى بهشان بدهند این پول را می‌دادند به بانک کشاورزى وثیقه می‌گرفت و به فلان صاحب قنات قرض می‌داد که براى آبادى هر یک از این قنوات موجود از ده بیست هزار تومان تا پنجاه و شصت هزار تومان را خرج کنن اگر آبش ده برابر نشود دوبرابر می‌شود در این تردیدى نیست محتاج به ماشین‌هاى سنگین هم که از آمریکا وارد کنیم نیست (صحیح است) و مبلغ زیادى ارز خرج این‌کار هم نمی‌کنیم همان عمله‌هاى خودمان این عمل را می‌کردند و در حدود ده بیست هزار سنگ حداقل آب اضافه می‌شد یک شاهى پول هم به خارج نمی‌رفت و این آب در تمام مملکت هم پخش می‌شد که اگر بمب اتمی ‌هم در این مملکت سقوط بکند فقط یکى دوقنات را خراب می‌کند مملکت به این پهناورى با این قنواتى که دستگاه تولیدى مملکت ما هست و زراعت ما را به وسیله آبیارى کمک می‌کند به راه می‌افتد هر صاحب قناتى امروزه سیلاب آمده قناتش را خراب کرده من گزارشاتى از یزد دارم که قنواتى هست صد هزار تومان پنجاه هزار تومان خرج برمی‌دارد که دو مرتبه به راه بیفتد بانک کشاورزى هم که پول ندارد بدهد خودشان هم پول ندارند که این قنوات را دوباره به کار بیندازند ما اگر به جای این سیصد چهار صد میلیونى را که در کرج خرج می‌کنم که آب‌هاى بهارى را آنجا ذخیره بکنیم و بعد بیاوریم شهر اگر این پول را به طور منظم تقسیم بکنیم و این را به قنوات داده بودیم چندین مقابل آب اضافى در مملکت ایجاد می شد کار براى بیکاران تهیه می‌شد سطح تولید مملکت بالا می‌رفت زندگى خیلى بهتر بود من به جناب مهندس گفتم این عمل به یک هوسى شبیه است تا به یک کار تولیدى من نمی‌گویم که کارى بدى است ولى کارهاى دیگر هست که از این‌کار بهتر است مثلاً همان طور که عرض کردم اگر پول این را می‌دادند به صاحبان قنوات که قنوات‌شان را آباد بکنند عایداتش براى مملکت و براى دولت و براى آتیه ما به مراتب بهتر و بیشتر بود سدهایی که دولت ساخته است سد شاهرود که دولت در زمان شاه سابق ساخته است خدا رحمت کند مصطفی‌قلى‌خان بیات را رئیس فلاحت بود.

(چند نفر از نمایندگان- خدا رحمتش کند) و دستگاه فلاحت ایران و مدرسه فلاحت مارا و به راه ‌انداخت مرد بسیار خوبى بود این‌ کار را و به راه ‌انداخته بود ولى دستگاه چون مال دولت بود از آن نتیجه‌ای گرفته نشد شما بروید ببینید آب‌هایی که از آن سد جریان پیدا کرده باتلاق درست کرده و بهره‌بردارى ازش نشده از زمان سلاطین صفویه براى این‌ که آب کوهرنگ را بیاورند به زاینده رود و ببرند اراضى اطراف اصفهان را آباد بکنند این نقشه بوده است که این آب به زاینده رود بیاید و مردمان اصفهان که مردمان زحمت‌کش و زارعین با اطلاع و بصیرت هستند آب داشته باشند و سطح تولیدشان خیلى بالا می‌رود من نظرم نیست که در مجلس چهارم و شاید قانونش باشد که جمعیتى در اصفهان شرکتى درست کردند که دولت به آنها اجازه بدهد و کمک‌هاى معنوى به آنها بکند که آنها بروند و کوه را سوراخ بکنند و این آب را بیاورند توى زاینده رود مرحوم امین‌التجار اصفهانى بود در این کار شکرالله‌خان هم بود جمعیتى بودند که شرکتى درست کرده بودند مرحوم مدرس هم علاقه‌مند بود و قانونى هم گذشت ولى به قدرى آنها را معطل کردند و سر‌گردان کردند که یکى از شرکا‌ مرحوم شد و این شرکت به هم خورد و عملى نشد در ظرف این بیست سى سال دنبال این فکر بود و با پول‌های داخلى یا خارجى یا پول‌های ایران مغصوبه و یا غیرمغصوبه خرج این‌کار شد حالا که این آب به جریان افتاد دولت از این‌که چه جور این آب را تقسیم کند و چه جور به زارع بدهد و چه جور خرج این را وصول بکند درمانده است که جلوى سد را بسته‌اند‌ این عرایض براى این بود که ثابت شود دولت یک زارع خوبى نیست یک تاجر خوبى نیست یک تولید‌

+++

کننده خوبى نیست در همه جاى دنیا این ‌طور است در مملکت ما هم تجربه شده است همین سد کرخه هم که بسته شد آن را هم من مطمئنم که ملحق می‌شود به سد شاهرود اراضى که ما در خوزستان داریم که آن‌جا گنجینه دنیا بود در هزار سال پیش از حیث محصول از حیث اشجار و از حیث نباتات مفیده ‌امروز یک صحراى سوزانى شده است و اگر زارعى رفت که آن اراضى را آباد بکند آن دامی که نفت درست کرده است در آن دام می‌افتد و کار زراعت آنجا با یک ترتیبات به راه نمی‌افتد باید یک فکر دیگرى براى آن‌جا بکنید که حالا وارد بحث آن نیستم و من در آن موضوع صحبت نمی‌کنم این است که من معتقدم سرمایه خارجى باید به ایران بیاید ولى دستگاه‌هاى دولت براى این‌ که این سرمایه را در امور تولیدى صرف بکنند صالح نیست به طور خلاصه عرض کردم موافقم که سرمایه بیاید شما به بانک‌ها بدهید بانک‌ها به مردم بدهند وثیقه از مردم بگیرند مردم دلشان براى وثیقه‌هایی که داده‌اند براى مزرعه خودشان براى آبادى خودشان میسوزد علا قه‌مندى به خرج می‌دهند این پول نفله نمی‌شود حالا اگر از راه‌های دیگر در اروپا و آمریکا متصدیان امر تهیه می‌کنند در کارهاى عمرانى خودشان صرف خواهد شد چند وقت قبل خدمت جناب نخست‌وزیر عرض می‌کردم ایشان هم با نظر من مخالف نبودند ولى من نمی‌دانم چطور است در داخل دستگاه دولت هماهنگى نیست جناب وزیر دارایی به مجلس که می‌آید فرمایشاتى می‌کند می‌بینم بعد عکسش درمی‌آید و اینجا می‌نویسد‌ که به دولت اجازه داده می‌شود براى تأمین هزینه‌هاى اجراى طرح‌های عمرانى و تولیدى و قسمتى از احتیاجات ضرورى کشور یعنى هر روز خرج را زیاد کنند کارهاى مملکت را بیشتر فلج کنند واین پول را بیشتر خرج آنها بکنند و نسل آتیه ما باید شانه‌اش زیر بار این خرج خرد بشود و نتواند بپردازد در زمان ریاست وزرایی آقاى قوام‌السلطئه که تا واقعه شهریور 1320 فاصله‌ای بود و در آن فاصله خیلى‌ها به عنوان پیمانى حکمی‌ و روز‌مزد و اسامی ‌مختلف دیگر وارد دستگاه دولت شده بودند و دست از کارهاى تولیدى و کاری که در خارج مشاغل آزاد اسمش بوده کشیده بودند و سربار بودجه مملکت شده بودند ایشان آمدند یک تصویب‌نامه‌ای گذراندند و طبق آن تصویب‌نامه همه اینها داراى وضعیت استخدامی ‌شدند مجلس‌هاى بعد هم کم و بیش آنها را به رسمیت شناخت و عمل کرد از آن تاریخ به این طرف می‌بینیم باز جناب وزیر دارایی لایحه‌ای آورده است که گمان می‌کنم 25 هزار نفر کمتر یا بیشتر باز بر دستگاه خرج مملکت افزوده شده باید دولت‌ها همان کار براى مملکت پیدا بکنند نه این‌که بیکارها را از خزانه عمومی‌حقوق بدهند بار مملکت را باید سبک کنیم کار براى مردم تهیه کنیم این همه مهندس و دکتر اشخاص تحصیل‌کرده و فاضل در این مملکت ویلان و سرگردان مانده‌اند یک شوفر بیسواد حقوقش از یک نفر قاضى رتبه 9 اگر بیشتر نباشد کمتر نیست.

(مهندس اردبیلى- کاملاً صحیح است) براى این‌که عجالتاً شوفرى توى این مملکت هست وقتى کار توى این مملکت تهیه شود که طبقه فاضله مملکت، بتواند برود مشغول بشود خودش داوطلب خدمت در دستگاه دولت نمی‌شود این فرجه و تنفسى که براى مملکت ایران پیش آمده دولت‌هاى ما وزراى ما چرت می‌زنند و نمی‌روند دستگاه تولید را وسعت بدهند کار براى مردم تهیه بکنند هى پست مستخدم درست می‌کنند و کرسى و میز ایجاد می‌شود اضافه می‌شود و این به درد کار ما نمیخورد با این لایحه که براى کارهاى تولیدى پولى از خارج با یک شرایط مناسبى گرفته بشود من کاملاً موافقم ولى نه به دست دولت نه این دولت هر وقتى که بیاید نه تنها دولت ایران تمام دولت‌هاى دنیا مگر این‌ که حوایج جنگى و فوق‌العاده دولت‌ها را مجبور کند که در کارهاى اقتصادى وارد بشوند مثل این ‌که در ایران اگر نظر آقایان باشد تجارت ما تجارت آزادى بود این قوانین انحصارى در زمان شاه سابق گذشت اولش براى کشیدن راه‌آهن انحصار تجارت قند و شکر وچاى را به دولت دادند، عنوان، عنوان کشیدن راه‌آهن بود آن روز خروار خروار احساسات بود و غرور ملى خیلى زیاد بود که راه‌آهن را با خرج خودمان و از بودجه ضعیف خودمان بسازیم ولى در عمل دیدیم که راه‌آهن را براى دیگران می‌سازیم این راه‌آهن و زحمت و حمالى و خسارت آن را که هنوز مردم دارند مالیاتش را می‌دهند و این گرانى قند و شکر و عوارضى که دارند نتیجه همان قانون انحصار تجارت قند و شکر و چاى است که دولت گرفت خرجش را از کیسه پیرزنان بیرون آوردند ولى در موقع جنگ راه‌آهن را نفله کردند و خارجی‌ها از آن استفاده کردند.

(یکى از نمایندگان- از بین بردند) مع‌التأسف یک مقدار از آشغال‌هایی که در موقع جنگ به این مملکت آمده بود، آن چیزهایی که خوب بود لکوموتیوهاى خوبى هم آورده بودند براى حوایج خودشان، این‌ها را از ایران بردند ولى پول سایر آشغال‌ها راز ایران گرفتند آن وقت‌ من در خراسان بودم دیدم که عکس آن وزیرى را که آن قرار داد و چک را امضا کرده است که چند میلیون دلار بدهند. من گفتم که این را چاپ‌ کرده‌اند که نسل‌های آینده بدانند چه مردم خائن و بى‌شرفى داشته‌ایم کسى نمی‌تواند باور کند که خارجی‌ها آمده‌اند و مملکت ما را غارت‌ کرده‌اند و گدا کردند یک مشت آهن‌پاره هم که آورده بودند پولش را از ما گرفتند و وزیر ما هم با سلام و صلوات چکش را امضاء‌ کرده است در هیچ مملکتى این عمل نشده است ما بدبختانه دچار این رجال خدا لعنت کرده شده‌ایم که این بد‌بختى را براى ما ایجاد‌ کرده‌اند در این لایحه قرضه اولاً طرحى بود که آقایان داده بودند که از قرضه و نفت و این چیزهایی که از این راه‌ها به دست می‌آید فقط به بانک‌ها داده شود و به آنها سر‌مایه داده شود اگر حالا هم به این لایحه یک تبصره اضافه شود که این قرضه به بانک‌هایی که براى تولید و عمران در این مملکت فعالیت می‌کنند به آنها سر مایه داده شود بنده موافقم و ورقه سفید عوض یکى پنج تا می‌دهم و الّا مخالفم و این را خیانت به این مملکت می‌دانم (احسنت)

رئیس- آقاى رضا افشار

عبدالصاحب صفایی- جلسه ‌امروز خیلى طول کشید (شمس قنات‌آبادى- ده دقیقه تنفس بدهید)

رئیس- جلسه کمتر از سه ساعت نباید باشد و تنفس هم چون جلسه بعد باید تشکیل شود معنى ندارد بعد از بیان ایشان جلسه را ختم می‌کنیم. آقاى افشار بفرمایید،

رضا افشار- من متأسفانه به مدلول نظامنامه داخلى فعلى آشنا نیستم فقط امروز دیدم بعد از سه نفر مخالف یک نفر موافق باید صحبت کند.

رئیس- آقاى رضائى موافق مشروط بود.

رضا افشار- و موافق مشروط هم خیلى جدیتر از یک مخالف غیرمشروط بود بنده متأسفم که آقاى دکتر مصدق یک فرمولى در این مملکت، یک سابقه‌ای در این پارلمان ایجاد کرده ما روى تأسى به آن سابقه داریم پارلمان را یک مرکز کنفرانس می‌کنیم به این معنى که خطابه خوانى در این‌جا شروع شد و اگر چنانچه آقایانی که مأموریت دارند در نظامنامه داخلى مجلس تجدیدنظر کنند به این موضوع یک توجهى داشته باشند در آتیه ما از سخن پراکنى در این مجلس یک قدرى آسوده خواهیم شد. البته ما باید سعى کنیم به عقیده بنده که حتی‌المقدور در آتیه خودمان زندگى کنیم نه در گذشته، بنده می‌بینم قسمت اعظم خطباى مجلس تمام توجه‌شان روى تذکر گذشته است و همیشه از دست گذشته نسبت به نسل آینده صحبت می‌کنند در صورتی که یک مرد فداکار کسى است که امروز نسل موجود را حفظ کند و در فکر آتیه هم باشد در دنیاى امروزى وضعیات ارتباطات سریع دنیا را کوچکتر از آن کرده است که ما تصور کنیم و هیچ مملکتى در زیر قبه نیلگون آسمان وجود ندارد که به همدیگر نیاز و احتیاج سیاسى و اقتصادى نداشته باشد، بزرگ‌ترین مملکت متمول دنیا که ‌آمریکا است، بیش از تمام ممالک دیگر قرض دارد و از قرض نمی‌ترسد قرض موجب بیم و هراس نیست ولى اگر شما استقراض کنید و آن را به مصرف‌هاى زائد و بى‌مطالعه برسانید البته تقصیرش متوجه مجلس خواهد بود نه دولت، دولت از طرف شما انتخاب شده است و مورد اعتماد شماست. لوایحش را به شما عرضه می‌دارد، شما لوایح او را می‌پذیرید، یعنى عمل او را تصدیق می‌کنید. اگر دولت یک عملى برخلاف مصلحت کشور کرد دست شما براى استیضاح، سؤال، تعقیب باز است دولت یک کسر بودجه‌ای دارد بنده تصدیق می‌کنم هر دولتى به عقیده بنده می‌تواند کسر بودجه را جبران کند اما به چه راهى؟ از راه بیرون کردن یک عده زیادى از افراد این مملکت اما اوضاع سیاسى این کشور امروز اجازه نمی‌دهد که شما صد هزار نفر افرادى راکه وجودشان را زائد می‌دانید بیرون کنید و اینها را ملعبه دست سیاست خارجى قرار بدهید، این غیر ممکن است شما اگر بخواهید این عمل را بکنید سیاست حادیک اجنبى دیگر را تقویت کرده‌اید و مصلحت مملکت این است که این ضرر را متحمل شویم و این تعدیل بودجه را تدریجاً تأمین کنیم و اسباب و ادوات کار براى اعمال اجنبى و سیاست اجنبى ایجاد نکنیم در ادوار گذشته آقایان فرمودند زمان مرحوم ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه استقراض شده شما مبالغی که استقراض شده و در زمانی که استقراض شده با وضعیت فعلى کشور خودمان تطبیق و قیاس بکنید آن روز البته براى یک 22 هزار روبل منات یا نمی‌دانیم 40 هزار لیره از شما وثیقه می‌خواستند و بدون وثیقه دینارى به شما نمی‌دادند. وضعیات کنونى کشور شما از جهات عدیده طورى است که نه فقط به شما پول‌هاى بلاعوض می‌دهند می‌خواهند به شما قرضه‌هایی بدهند که به مصرف عمران و آبادى کشور خودتان برسانید. در زمان مرحوم رضا شاه البته یک راه‌آهنى با وضع عوارض قندوشکر در این مملکت دایر شد اما تمام لوازمی ‌که در آن زمان تهیه شده بود با آن عواید آن روز از نقطه‌نظر کنونى دنیا امروز ارزش زیاد ندارد و دمده هستند شما روى مقتضیات امروز باید زندگانى کنید نه روى مقتضیات هفتاد هشتاد سال پیش غیرممکن است وقتى به شما قرض می‌دهند و می‌خواهند تکانى به روحیه جامعه خودتان بدهید نمی‌توانید بگویید سد را صرف‌نظر کند این پول را قرض بدهند و قنوات را دایر کنید. دولت

+++

دست قراض نکند آن قرض دهنده پول را بگذارد توى طیاره در آسمان تهران و یک مرتبه ول کنند نصیب شما شود امروز یک حرف‌هایی یک صحبت‌هایی راجع به دولت‌ها و دولت فعلى می‌زنند بنده گمان می‌کنم اگر شما یک ایادى و یک عواملى میشناسید که آنها سوءاستفاده از مقام و موقعیت خودشان کرده‌اند بیایید علناً اسم آنها را بگویید که آنها را در مورد تعقیب قرار دهند (صحیح است) و این ننگ است در یک پارلمان که نمایندگان خارجى هم نظارت در صحبت‌هاى شما می‌کنند که بیایید افراد مملکت خودتان را ملوث کنید این صحیح نیست (صحیح است) در هیچ جاى دنیا سابقه ندارد شما اگر اشخاص پلید، اشخاص مختلس، اشخاص سوءاستفاده‌چى در دوایر دولتى خودتان میشناسید اسامیشان را بدهید، یک نفر از آقایان اسم نبردند همه از کلیات به قول مرحوم آقاسید یعقوب انوار داراى فک اسفل متحرک صاحب ادغاهاى لایتناهى هستند، این معنى ندارد ما باید این رویه را ترک کنیم روى منطق روى اصول روى حقیقت حرف بزنیم به عقیده بنده دولت باید کسر بودجه خودش را تأمین کند و اگر نکند پارلمان موجبات یک نهضت یک انقلاب و یک هرج و مرج سیاسى را در این مملکت تقویت کرده بعضى از آقایان‏ می‌گویند در این 18 ماه دولت چه کرده است، من عقیده‌ام این است که ما یک نسیان شده‌ایم و حافظه ما در مواردى به ما خیانت می‌کند، در ظرف 18 ماه اگر یک امنیتى و یک مبارزه‌ای و یک مال‌اندیشى صحیحى از ناحیه دولت کنونى نشده بود بنده و تمام آقایان این‌جا ننشسته بودیم و آزادى نداشتیم دولت کار کرده است (صحیح است) (رضایى- این ‌طور نیست) اجازه بدهید وقتى شما صحبت می‌کردید من حرفى نزدم (حمیدیه- آقاى رضایى صحبت نکنید) اگر دولت مورد اعتماد جامعه نبود و جامعه هم محل اعتماد دنیا نبود هیچ احمقى حاضر نبود به شما قرض بدهد فراموش نکنید در زمان مظفرالدین شاه و محمدعلیشاه یک شلینگرى بود در خزانه، آنها کوشش میکردند که قرض کنند. میگفتند قرض می‌دهیم به شما به شرطى که فلان زید را براى فلان سمت بپذیرید امروز که دارند به شما قرض می‌دهند مملکت شما مورد اطمینان قرض دهنده است و یکى از آقایان صحبت کردند که با جلب سرمایه خارجى قرض لزومی ‌ندارد و به عقیده بنده لازم است، اگر شما خودتان موجبات عمران و آبادى کشور را تدارک و تأمین نکنید شما خیال می‌کنید سرمایه خارجى خواهد آمد به این مملکت و این خیش‌هاى عصر حضرت آدم را براى شما تعویض خواهد کرد و یا این‌که براى شما سدسازى خواهد کرد. البته این کار را نخواهد کرد به عقیده من باید غرض و تمنیات خصوصى و حب و بغض شخصى را کنار بگذاریم و در درجه اول مصلحت مملکت را در نظر بگیریم و اگر چنانچه یک حوایج مشخصى هم داشتیم آن حوایج شخصى را به هیچ‌وجه مخلوط با مصلحت کشور نکنیم درست است که مملکت امنیت دارد ولى این امنیت وقتى است که ما امنیت را تقویت کنیم. اگر از حالا یک آوازه‌هایی یک آوازه‌هایی از این‌جا شروع کنند هنوز آن آتش زیر خاکستر خاموش نشده است ما به انقراض و بلوا کمک کرده‌ایم. (احسنت)

6- تعیین موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه‏

رئیس- جلسه را ختم می‌کنیم جلسه آینده روز پنجشنبه خواهد بود ساعت 9 دستور بقیه همین لایحه. (مجلس نیم ساعت بعد از ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شورای ملى- رضا حکمت‏

+++

 

یادداشت ها
Parameter:294916!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)