کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره نوزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏19
[1396/06/01]

جلسه: 88 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه 29 اردیبهشت‌ماه 1336  

 

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس‏

2- بیانات قبل از دستور آقایان: دکتر جهانشاهى. خلعت‌بری.

3- اخذ رأى و انتخاب دو نفر جهت عضویت هیئت نظارت اندوخته اسکناس‏

4- مذاکره در گزارش کمیسیون فرهنگ مربوط به مقررات اعزام محصل به خارجه تا ماده 5

5- اعلام مقام ریاست دابر بر تبدیل کلمه (اداره) به (وزارت) در لایحه تأسیس پلیس گمرک و تصدیق مجلس‏

6- تصویب یک فقره اصلاح در ماده واحده عهدنامه مودت و اقامت بین ایران و اسپانیا

7- قرائت طرح پیشنهادى راجع به عوارض شهرداری‌ها و ارجاع به کمیسیون‏

8- تعیین موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه‏

مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏19

 

 

جلسه: 88

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه 29 اردیبهشت‌ماه 1336

 

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس‏

2- بیانات قبل از دستور آقایان: دکتر جهانشاهى. خلعت‌بری.

3- اخذ رأى و انتخاب دو نفر جهت عضویت هیئت نظارت اندوخته اسکناس‏

4- مذاکره در گزارش کمیسیون فرهنگ مربوط به مقررات اعزام محصل به خارجه تا ماده 5

5- اعلام مقام ریاست دابر بر تبدیل کلمه (اداره) به (وزارت) در لایحه تأسیس پلیس گمرک و تصدیق مجلس‏

6- تصویب یک فقره اصلاح در ماده واحده عهدنامه مودت و اقامت بین ایران و اسپانیا

7- قرائت طرح پیشنهادى راجع به عوارض شهرداری‌ها و ارجاع به کمیسیون‏

8- تعیین موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه‏

 

مجلس ساعت ده و پنج دقیقه صبح به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

1- تصویب صورت مجلس‏

رئیس - صورت غایبین جلسه قبل قرائت می‌شود.

(به شرح زیر خوانده شد)

غایبین با اجازه_  آقایان: صفارى. دکتر آهى. دکتر نفیسى. اقبال. قرشى. کدیور. مرتضى حکمت. محمودى. اکبر. ذوالفقارى. دکتر عمید. اریه. عامرى. سنندجى. معین‌زاده. دادگر. مسعودى. اورنگ. دکتر هدایتى. ثقه الاسلامى. دکتر سید امامى. دکتر بینا. فرود. قراگزلو.

غایبین بی‌اجازه - آقایان: دکتر عدل. اخوان.

دیر‌آمدگان و زود‌رفتگان با ‌اجازه ـ آقایان: دکتر پیرنیا. تیمور‌تاش. دکتر وکیل. امیر بختیار. ساگینیان. مهندس فروغى.

رئیس - نسبت به صورت مجلس نظرى نیست؟ آقاى مهندس اردبیلى.

مهندس اردبیلى ـ اشتباهاتى در عرایض بنده در صورت جلسه قبل هست که تصحیح می‌کنم می‌دهم به تندنویسى.

رئیس ـ دیگر نظرى نیست؟ (اظهارى نشد) صورت مجلس جلسه قبل تصویب شد.

2- بیانات قبل از دستور آقایان: دکتر جهانشاهى. خلعت‌بری.

رئیس ـ امروز نطق قبل از دستور است. آقاى دکتر جهانشاهى.

دکتر جهانشاهى ـ بنده دو موضوع دارم که می‌خواهم مطالبى را به عرض مجلس شوراى ملى برسانم یکى مربوط است به بودجه سال 36 و لزوم مقایسه بین نظر دولت سابق و دولت حاضر از نظر ارقام بودجه چون به طورى که آقایان اطلاع دارند آقاى نخست‌وزیر و آقاى وزیر دارایی هر دو اظهار کرده‌اند که این بودجه تقریباً پانصد میلیون تومان کسرى دارد و این مطلب بایستى رسیدگى شود و معلوم بشود چرا کسر دارد چه اشکالى در بین هست و علت این کاهش از نظر ارقام چیست؟ مطلب دوم مربوط است به سیاست بازرگانى و گمرکى که دولت حاضر اتخاذ کرده و این امر موجب نگرانى در بعضى محافل وارد به این قبیل مسائل و محافل اقتصادى پایتخت شده است و بنده می‌خواستم در این مورد هم عرایضى بکنم اول مطلب دوم را عرض می‌کنم و اگر فرصتى بود به مطلب اول می‌پردازم براى این که به موضوع روشن بشویم بنده برمی‌گردم به یک کمى عقب‌تر براى این که موضوع را درست روشن و حلاجى بکنم تقریباً در 145 سال پیش به جهات سیاسى و شکست‌های نظامى و بعد از 15 سال بعد از آن باز به علت شکست و قرار‌داد ترکمان چاى به موجب یکى از مواد این قرارداد کالا‌های روسى با گمرک فقط صدى پنج وارد مملکت می‌شد سیل این کالا‌ها که در آن تاریخ وارد ایران شد متدرجاً اول انگلستان و بعد سایر ممالک اروپایی از ضعف دولت ایران استفاده کردند و این تعرفه گمرکى مسخره تحمیل به مملکت ما شد و نتیجه این بود که یک مقدار بسیار زیادى کالا‌های غیرلازم وارد مملکت می‌شد که نمونه‌اش الان مشهود است یعنى همین بلور آلات، چینى‌آلات، کریستال‌‌ها این لوستر‌ها که از صد سال و پنجاه سال پیش آمده و هنوز توى مملکت هست دوم این که ارز مملکت با سرعت خارج می‌شد و سوم این که مصنوعات این مملکت نه فقط پیشرفت نمی‌کند بلکه دچار یک رکودى هم می‌شد البته طبعاً هزینه زندگى هم در این مدت پائین می‌آمد این موضوع ادامه داشت تا تقریباً 35 سال پیش یعنى از بدو حکومت اعلیحضرت فقید که یواش یواش تصمیماتى گرفته شد و اول تجدیدنظرى در قرارداد‌های بازرگانى و بعد تغییرى در تعرفه‌های گمرکى و بعد در سال 1308 قانون کنترل ارز و بعد در سال 309 که درست مصادف بود با بحران اضافه تولید اروپا و آمریکا که خواه و ناخواه گوشه‌اش هم مملکت ما را می‌گرفت به قانون انحصار تجارت و در 1312 و 1313 اصلاح این قانون و بالاخره در سال‌های 1315 و 1316 شروع به یک سلسله قرارداد‌های پایا پاى شد خلاصه این که در سال‌های 17 و 18 در بازرگانى خارجى ایران با وجود این که حجمش رو به ازدیاد می‌رفت تعادل پیدا می‌شد به طورى که در آخر سال‌های حکومت آن رادمرد تعادل بین صادرات و واردات به وجود آمد البته آقایان امروز نمی‌شود گفت که ما ارزى که داریم این را بیائیم و تمامش را به مصرف امور تولیدى و عمرانى برسانیم چون امور تولیدى و عمرانى محدود است به یک امکاناتى که ما تمام آن را در اختیار نداریم فرض بفرمایید اگر امسال هزار میلیون دلار داشته نمی‌توانم باشیم آن را صرف امور تولیدى

+++

بکنیم بنده یک مورد را عرض می‌کنم و آن این است که شوروى در سال تقریباً دو برابر امریکا سرمایه در کار‌های تولیدى می‌گذارد ولى درآمد ملى آنها معادل آمریکا است پس امکانات را باید در نظر گرفت که بسیار مهم است و نمی‌شود گفت که ارزى را که ما زائد داریم می‌خواهیم پس انداز بکنیم چون مملکتى که در آستانه تحول است و سطح زندگى مردمش دارد بالا می‌رود خواه ناخواه باید ارزى اختیار داشته باشد مورد استفاده مردم قرار بگیرد و همان‌طور که عرض کردم می‌توانیم هر چقدر ما ارز داشته باشیم کالا‌های لازم مثل قند و شکر و قماش و کامیون و دارو غیره که اولاً لازم باشد براى مردم و ثانیاً به تولیدات داخلى لطمه‌ای نزند وارد بکنیم ولى این اجازه‌ای نمی‌دهد که کالا‌های که لازم نیست و به وضع زندگى مردم لطمه می‌زند و در بالا بردن سطح زندگى عامله تأثیرى ندارد آنها را وارد کنیم چون ممکن است بیکارى و رکود در مملکت به وجود بیاورد اگر بیائیم به فکر بالا بردن عوائد گمرکى یعنى به فکر یک عایدات مجهول یک مقدار کالا‌هایی که اطمینان داریم که برایمان لازم نیست اجازه بدهید وارد مملکت شود اشتباه بسیار بزرگى کرده‌ایم براى این که اگر این کالا‌ها با تعرفه گمرکى سنگینى وارد بشود طبیعى است که‏ به علت اختلاف قیمت بازار قاچاق خود به خود رونق خواهد داشت و همان‌طور که دیروز نمی‌توانستیم و امروز نمی‌توانیم از قاچاق جلوگیرى بکنیم بعداً هم نخواهیم توانست و اگر تعرفه سنگینى نگذاریم طبیعى است نه عایدى براى دولت زیاد می‌کند به حدى که مورد توجه باشد و هم مصنوعات داخلى را لطمه می‌زند بنابراین اگر بخواهیم که جلوى کالا‌های غیر لازم را بگیریم فقط از راه اعلام ممنوعیت و مبارزه با قاچاق ممکن است البته در بعضى ممالک ممکن است مثل بلژیک مثل انگلستان مثل ممالک کوچکى که داراى تشکیلات قوى هستند و بر سر حداتشان مسلط هستند این امر میسر باشد ولى براى مملکتى مثل ایران که کنترلى به سرحداتش ندارد امکان‌پذیر نیست که ما فکر بکنیم تمام کالا‌ها از طریق گمرک می‌آید و با گرفتن حق گمرک آن کالا می‌آید به بازار و فروش می‌رود بنده یک موردى را عرض می‌کنم که چند سال پیش اجازه دادند که یک مقدارى پیراهن آرو وارد شود این پیراهن‌‌ها وارد شد خلاصه از آن سال تا به حال چندین برابر آن مقدار به فروش رفته هر وقت هم که مقامات مراجعه بکنند به دارندگان و فروشندگان آن کالا گفته می‌شود که این همان پیراهن‌‌ها است و آن هم جوازش است هیچ دلیلى هم براى اثبات خلاف این موضوع و کنترل این موضوع نیست این موضوع آزادى تجارت از چندین سال به این طرف مطرح است بنده هم معتقد هستم که ما باید تجدیدنظرى در مسئله بازرگانى بکنیم ولى آزادى تجارت مثل تمام آزادی‌‌ها باید محدودبه یک قوانین و مقررات باشد که مصالح جامعه را حفظ بکند نه این که به صرف این که فلان مملکت آزادى بیشترى دارد ما هم آزادى بیشترى بدهیم چند سال پیش طرح آزادى تجارت که در سنا مطرح بود یکى از روزنامه‌‌ها روزنامه کیهان از بنده مطلبى خواست راجع به این موضوع بنده هم چیزى نوشتم و در آنجا همین موضوع را اشاره کردم که ما باید تجدیدنظرى بکنیم و باید اصول امروز را رعایت بکنیم و آن چیزى که براى جلوگیرى از هرج و مرج اقتصادیست آن را هم باید مورد توجه قرار بدهیم اگر ما اینجا مطلبى بگوئیم نه براى حفظ صنف خاصى است نه براى حفظ صنف بازرگان و نه صنف دیگر بلکه عقیده‌ای است که داریم و گمان می‌کنم که بتوانم عرض کنم آنچه را که بنده می‌گویم کمال عقیده‌ام است چه مطلبى را تأیید بکنم و چه مخالفت بکنم روى کمال عقیده است و نظر خاص ندارم (صحیح است) اگر که آقاى نخست‌وزیر تشریف می‌آورند و تأیید نامه اتاق بازرگانى را مبنى بر تأیید آزادى تجارت و تصمیمات اخیر قرائت می‌فرمایند این دلیل مقنعى نیست که هر تصمیمى که گرفته شود صحیح است اتاق بازرگانى کار را صحیح تشخیص داده بود و تعقیب این پیش هم صحیح تشخیص داده بود و تعقیب این کار بود و اما این دلیل نیست که این کار و این عمل صحیح است بنده با وجود این که عقیده دارم در مملکتى که مثل ما داراى این وضع هستند باید واردات کالا‌های ضرورى زیاد شود که قیمتش بالا نرود و به مردم فشار وارد نشود معهذا معتقدم که یک فکر اساسى براى امر بازرگانى بکنیم و این اختلاف‌بازى که بین صادرات و واردات داریم مرتفع بکنیم یک وقتى عقیده بر این بود که باید هر چه ممکن است صادرات را زیاد کرد و از واردات کم‌کم کرد و خلاصه تحصیل طلا و ارز کرد و امروز عقیده بر اینست که باید حجم بازرگانى خارجى را بالا برد یعنى واردات را زیاد کرد و صادرات را هم زیاد کرد و ضمناً اختلاف در این مورد را از بین برد شاید همه ما عقیده داشته باشیم به این که واقعاًَ دلسوزترین شخص به مسائل مهم مملکت و مخصوصاً به مسائل اقتصادى شخص شخیص شاهنشاه هستند که به تمام این مسائل توجه دارند بنده یادم است که یک وقتى یکى از مؤسسات دولتى که افتتاح می‌شد رئیس آن مؤسسه ضمن عرض گزارش گفت این موسسه براى ازدیاد صادرات درست شده ایشان ضمن جواب این تذکر را فرمودند که بلى غرض، بالا بردن حجم بازرگانى خارجى است و به این ترتیب نشان دادند که باید هم صادرات زیاد بشود و هم واردات باید زیاد شود که هم معاملات زیاد انجام شده باشد و ضمناً کسرى مرتفع بشود امروز اکثر ممالک دنیا کسرى بازرگانى خارجى دارند حتى انگلستان و فرانسه اینها صادراتشان از وارداتشان کمتر است اما در ایران این اختلاف خیلى زیاد مشهود است مثلاً در سال 33 ما 21 میلیارد ریال واردات داشتیم و 12 میلیارد ریال صادرات یعنى 9 میلیارد ریال کسرى و در سال 34 بیست و چهل میلیارد ریال وارداتمان بوده است و فقط 8 میلیارد ریال صادراتمان یعنى کسرى شده است 16 میلیارد ریال ولى در سال 35 کسرى واردات بیست میلیارد و صادرات 8 میلیارد و کسرى 12 میلیارد یعنى کسرى 4 میلیارد کم شده و این به علت زیاد شدن صادرات نبوده بلکه کسرى از لحاظ کمبود واردات بوده در حالی که بایستى به عکس این عمل از طریق زیاد کردن صادرات صورت گرفته باشد و این نقصان رفع شده باشد البته در ایران وقتى که بعضى کالا‌ها ممنوع می‌شود بعضى از صاحبان کارخانجات اجحاف و تعدى می‌کنند و قیمت را به قدرى بالا می‌برند و اجحاف را به حدى می‌رسانند که فکر رقابت کالا‌های خارجى براى متصدیان امور پیدا می‌شود.

رئیس ـ آقاى دکتر جهانشاهى وقت شما تمام شد و حالا از وقت آقاى قنات‌آبادى استفاده می‌کنید.

دکتر جهانشاهى ـ متشکرم. و وقتى که این فکر ایجاد شد و رقابت بین کالا‌ها به وجود آمد موجب تعطیل کارخانجات داخلى می‌شود هر دوى این صورت صورت‌های افراطى و تفریطى است باید یک سیاست معتدل و عاقلانه‌ای اتخاذ بشود که ضمن حمایت از صنایع داخلى اصل آزادى تجارت هم رعایت بشود یکى از دوستان عزیز بنده یادداشتى داده‌اند و نوشته‌اند که در همین یک ماهه اخیر باز قیمت زمین‌‌ها بالا رفته است و واقعاً باعث تأسف است که باز قیمت زمین‌‌ها بالا برود چون یکى از علل بالا رفتن قیمت زمین در یک مملکتى رکود و نبودن کار‌های تولیدى و بازرگانى است که سرمایه از بازار تجارت منتقل می‌شود به بازار معاملات زمین بنده نمی‌گویم که این امر معلول کار‌های بازرگانى و تولیدى است ولى به هر صورت موضوعى است که پیدا شده است و قابل توجه است امروز آقایان تمام ممالک دنیا غیر از ممالکى که در قسمت اقتصادى وضعشان با ما مشابه نیست تصمیماتى می‌گیرند دولت دخالت‌هایی می‌کند دولت جلوگیرى‌هایی می‌کند و خلاصه این که ما باید از این قبیل ممالک، ممالکى که وضعشان با تشابه دارد سر مشق بگریم و یا لااقل وضع خودمان را با آنها منطبق کنیم باید ببینیم همین ترکیه و ایتالیا و بعضى ممالک دیگر که با ما کم و بیش وضعى شبیه دارند اینها چه‌جور عمل مى کنند ما نباید با مالکى که با ما مشابهى ندارند از آنها تقلید کنیم و طرز عمل آنها را در اینجا ملاک عمل خودمان قرار بدهیم مثلاً امریکا یک مملکت بسیار بزرگ صنعتى و یک مملکتى است که از نظر ماشینیسم و راندمان کار بسیار مورد توجه دنیا است این مملکت با وجود این که هشتاد در‌صد تولیدات خودش را در داخل صرف می‌کند با بیست درصد دنیاى خراج را تحت تأثیر بازرگانى اقتصادى قرارداده است معهذا این دولت قوى تا چند سال پیش اجازه نمی‌داد که کالا‌های ژاپنى و آلمانى که ارزان‌تر تمام می‌شود به این مملکت وارد بشود و با وجود دارا بودن کارخانجات بزرگ دارو‌سازى اجازه نمی‌دهد دارو‌های فرانسوى وارد آن مملکت بشود و با دارو‌های آمریکایی رقابت بکند و به خصوص که قدرت کنترل سر حدات در آمریکا مقدور است و در مملکت ما مقدور نیست همین قدر که اجازه داده شد آن کالا وارد شود و کالایی وارد شد دیگر جلوگیریش مشکل است هر وقت مراجعه بکنید جواب اینست که آقا ما جواز داریم و بهترین طریق که کالا‌هایی که غیر‌ضرور به نظر می‌رسد به طور کلى ممنوع باشد و اگر قرار است اقدام شدیدى بشود و اگر قرار است فعالیت بشود مبارزه با قاچاق و مبارزه با ورود آن کالا باید بشود (صحیح است) امروز در خیابان‌های همین شهر مرکز مملکت است پایتخت مملکت است کالا‌های قاچاق به حد وفور دیده می‌شود یک نفر نیست که برود و بگوید که آقا شما این کالا را از کجا آورده‌اید داشتن آنهابه موجب قانون جرم باشد و فروشش هم ممنوع باشد اگر به جاى تمام این تشریفات شما دنبال آن کار بروید عملاً جلوگیرى بکنید (خرازى - در سر‌حد باید جلوى قاچاق را بگیرند) در سر‌حد که عرض کردم ما امکان کنترل بر مرز‌ها را نداریم (خرازى - این هم خراج از نزاکت است که در خیابان جلوى خانمى را بگیرند و بگویند این گردن‌بند را تو از کجا آوردى؟) اجازه بفرمایید ما قدرت کنترل بر مرزمان را نداریم این یک حقیقتى است و نمی‌توانیم سرتاسر این مرز بزرگ را آدم بگذاریم در دنیا شاید 5 تا مملکت باشد که قدرت این کنترل را داشته باشد و چون نمی‌توانیم (خرازى - قانون داریم از 1314) و چون نمی‌توانیم بهتر است که به کلى ممنوع کنیم و جلوى قاچاق را هر جا هست بگریم چون یک چیزى که قاچاق است

+++

وجودش خلاف مصلحت است و الا نمی‌شود گفت چون توانسته‌اند یواشکى از سر حد بیاورد بگوئیم آزاد است که در اینجا بفروشد آزاد است که با مصنوعات داخل رقابت کند و آزاد است که ارز مملکت را ببرد بیرون این خلاف نزاکت نیست سیاست و مملکت دارى و اقتصاد و تجارت که نزاکت بر‌نمی‌دارد از نزاکت آن کسى که بد عمل کرده دور بوده است که رفته جنس قاچاق را آورده بنده چند وقت پیش در ضمن مطلبى عرض کردم که باید دولت ضمن آزادى تجارت نظارت هم بکند نظریه پرفسور سالوادرى را راجع به اقتصاد آمریکا می‌خواندم خالصه‌اش‏ این است که می‌گوید امریکا اقتصادش آزاد است ولى بر‌خلاف آزادى اقتصاد ممالک اروپایی محدود به قوانین و مقرراتى است که آن قوانین و مقررات از معایب آزادى مطلق جلوگیرى می‌کند و باز در یک جاى دیگر می‌گوید که دولت با اخذ تصمیمات لازمى جلوگیرى از هر‌گونه نوسانى که به ضرر اقتصاد مملکت باشد می‌کند اگر غیر از این باشد نمی‌شود عمل کرد ما سوابق بسیار تلخى از معاملات دمپنیک داریم البته امروز در دنیا دیگر دمپنیک به این صورت نیست ولى همین‌قدر که در مملکتى قیمت یک کالایی ارزان تمام بشود از خود بود دمپنیک می‌شود و اگر این کالا با همان قیمت طبیعى بتواند وارد مملکت دیگرى بشود مصنوعات آن ملکت دچار رکود و اختلال می‌شود و محصولات داخلى آن مملکت دیگر صرف نمی‌کند. براى مثال یک موردى که هست همین سیگار خراجى است که در دست اشخاص است و امروز دولت قصد استفاده از این کالا را دارد که مقادیر زیادى از این کالا وارد شده یک مثال خیلى روشنى را عرض کنم امروز این سیگار خارجى یعنى سیگار آمریکایی در حدود 5 ریال و ده‌ شاهى و 6 ریال براى ما تمام می‌شود اگر دولت بخواهد این را بیاورد و به یک قیمت بالایی در حدود 22 یا 25 ریال بفروشد این اختلاف زیاد قیمت قاچاق را تشویق می‌کند و به قاچاقچى اجازه می‌دهد به همان طریقى که تا به حال قاچاق می‌کرد باز هم بکند و به دولت اجازه نمی‌دهد که به همان ترتیبى که دیروز و امروز نمی‌توانست از ورود این کالا جلوگیرى بکند از این به بعد هم بکند و اما اگر عوارض گمرک را پائین بیاورد به حدى که این قیمت در حدود 15 یا 16 ریال تمام شده و فروش رود بسیار طبیعى است که به دخانیات لطمه می‌زند اگر در بعضى ممالک مثل عراق یا لبنان این قبیل کالا‌ها مثلاً سیگار خارجى آزاد است دلیلش این است که آنجا یک مؤسسه‌ای نیست مثل دخانیات ایران که سیصد میلیون تومان به بودجه مملکت کمک بکند و ایجاد یک رکودى در این کار موجب نگرانى براى دولت و براى مردم باشد پس باید به کلى این اجناس وارد نشود فرق نمی‌کند کفش انگلیسى بخواهیم امروز وارد این مملکت بشود اگر اینجا بخواهند طورى حساب بکنند یعنى عوارض بگیرند که با کفش داخلى 40 تومان یا 50 تومان اختلاف داشته باشد که رقابت نتواند بکند همین اختلاف 50 تومان به قاچاقچى اجازه می‌دهد که این جنس را از راه قاچاق بیاورد و گمرکش را ندهد خیلى راحت این کار صورت می‌گیرد اگر این فاصله کم باشد آن وقت رقابت صورت می‌گیرند. بنابراین به هر ترتیب اجازه دادن کالایی که براى مملکت ضرورت ندارد به صورت بالا بردن در آمد گمرک صحیح نیست بنده معتقدم که دولت‌‌ها در بعضى موارد باید سیاست ثابتى داشته باشند باید اگر یک دولتى سیاستى را اتخاذ می‌کند دولت بعد که می‌آید در تمام موارد تغییر سیاست ندهد اتفاقاً در همین مورد اقتصاد آمریکا دیدم نوشته بود که امروز خطر بحران در آمریکا مرتفع است براى این که دولت اختیاراتى دارد که با این اختیارات و نظارت‌ها هرگونه بحرانى را از بین می‌رود مثلاً نظارت بر نرخ بیمه نظارت بر قرضه نظارت بر نرخ بهره و میزان آن و میزان پول سیستم مالیاتى و سیاست بازرگانى و غیره و این اختیارات و این سیاست‌‌ها و این طرز فکر‌‌ها جزو ساختمان ملت امریکا شده یعنى هر دو جزب این موضوع را قبول دارد حزب دموکرات این را قبول دارد حزب جمهورى خواه هم این مسائل را قبول دارد بنابراین مسائل تغییر داده نمی‌شود و اگر دولت یا حزبى عوض شود اقتصاد مملکت دچار اختلال نمی‌شود بنده نمی‌خواهم تعریفى کرده باشم ولى باید این را عرض بکنم که آقاى دکتر اقبال و دولت ایشان قصد خدمت دارند حقیقتاً قصد خدمت دارند و می‌خواهند کار بکنند وزرایشان هم مردمان شریفى هستند و می‌خواهند کار کنند و بنده که با آقا تجدد همکار بوده‌ایم همین‌طور آقاى سرتیپ ضرغام که از مردمان شریفى هستند که در وزارت دارایی با ایشان کار می‌کردم و همین‌طور سایر وزرا مردمان خوبى هستند ولى اگر یک وقت دچار اشتباه می‌شوند وظیفه ما اینست که این اشتباه را تذکر بدهیم و امیدواریم که ‌این تذکرات را حمل بر نظر خاص نکنند البته امروز مقتضیات با مقتضیات 20 سال پیش فرق کرده است یعنى نمی‌شود با همان سیاست اقتصادى که در بیست سال پیش داشتیم و در سایه آن سیاست توانستیم به مشکلات اقتصادیمان فائق بشویم یعنى آن سیاستى که دخالت شدید و مستقیم‏

دولت در امور اقتصادیست امروز قابل استفاده نیست ولى به طریق اولى عقیده ندارم که یک تز پوسیده دویست ساله آزادى مبادلات و به اصطلاح لیبراشانژیسم امروز براى مملکتى هم مثل ایران قابل اجرا و استفاده است و ما نمی‌توانیم مثل سال‌های بعد از جنگ که اولاً به علت زیاد بودن کالا‌های خارجى و ثانیاً به علت داشتن ارز در دست و عدم اطلاع بازرگانان از میزان مصرف بازار ما بدان صورت درآمد که از یک طرف منجر به ورشکستگى و از طرف دیگر منجر به صدور در آمد که از یک طرف منجر به ورشکستگى و از طرف دیگر منجر به صدور ارز و تأثیر آن بر روى تولیدات داخلى شد نمی‌توانیم وقت خودمان را به این ترتیب بگذرانیم بنده امیدوارم که دولت آنچه را که تذکر دادم خیر‌خواهانه تلقى کند و مورد مطالعه قرار دهد شاید یک کلمه از آن کلمات مفید باشد و به درد بخورد در خاتمه یک مطلبى را می‌خواستم تذکر بدهم و آقاى ناصر ذوالفقارى یادداشت بفرمایند دولت سابق بر اثر تذکرات و سؤالاتى که بنده کردم و آقایان اطلاع دارند لایحه‌ای تقدیم کرد که به موجب آن تعرفه گمرکى از 30 درصد تا ده درصد تقلیل پیدا کرد و طبعاً موجب پائین آمدن قیمت کالا‌هایی که مورد احتیاج تمام مردم بود شد.

بنده می‌خواستم تقاضا کنم که در تعقیب و اجراى منویات شاهنشاه دولت این لایحه را تعقیب بکند که این لایحه برود به کمیسیون و تصویب بشود و بیاید به مجلس و تصویب بشود و از این راه کمکى بشود و چو وقتم تمام شده است مطلب راجع به بودجه را به یک وقت دیگرى موکول می‌کنم که وقت بیشترى باشد.

رئیس ـ یک ربع وقت دارید چون آقاى مهران هم وقتشان را به شما داده‌اند.

دکتر جهانشاهى ـ خیر بنده عرضى ندارم چون بیش از نیم ساعتم نمی‌خواهم صحبت کنم.

رئیس ـ آقاى مهران.

بعضى از نمایندگان - نیستند.

رئیس ـ آقا خلعت‌بری.

احمد مهران ـ بنده وقتم را دادم به آقا دکتر جهانشاهى.

رئیس ـ ایشان استفاده نکردند. آقای خلعت‌بری بفرمایید.

خلعت‌بری ـ هر فرصت و دقیقه‌ای که بتوانم تذکرى به نظر خودم به عرض آقایان نمایندگان محترم برسانم به خودم این افتخار را می‌دهم که بیایم و این مطالب را عرض بکنم (احسنت) (قنات‌آبادى - شما همیشه مطالبتاً را بگویید) در این مملکت اگر فرصت حساب داشته باشیم به نظر بنده خیلى از کار‌ها مقرون به موفقیت است بنده قطع دارم که 80 درصد بلکه 90 درصد وقت دولت وزرا و مسئولین و متصدیان امور و شاید 98 درصد وقت آقایان نمایندگان محترم مجلس صرف رسیدگى و دوندگى راجع به شکایات مردم و تعدیاتى است که در تمام قسمت‌های مختلف مملکت از سال‌ها به این طرف مأمورین دولت به مردم می‌کنند بدون این که دولت نیت بدى داشته باشد هر ماه هزار‌‌ها نفر از ولایات به مسافرخانه‌های تهران و به در خانه وکلاى مجلس متوسل و پناهنده هستند براى کوچک‌ترین کار که باید در ولایات انجام بشود یا در تهران باید ادارات به خودى خود انجام بدهند. اگر یک حساب آقایان بکنند سالى دویست یا سیصد میلیون تومان بودجه مملکت صرف رسیدگى به این شکایات می‌شود و به عنوان بازرسى و فوق‌العاده و این قبیل مخارج به هدر می‌رود حالا جه باید کرد؟ یک دولتى است آمده است حاضر به کار برنامه خودش را هم کار معرفى کرده است بنده می‌خواهم حالا که دولت رأى اعتماد از مجلس گرفته است این مسئله را با یک طریق صحیحى دنبال کند چون اگر طرز کار همین است که تاکنون بود به نظر بنده این دولت هیچ توفیقى در این مسئله مهم مملکتى نمی‌تواند پیدا کند بنده من‌باب نمونه چند فقره مشکلات مردم را خدمتتان عرض می‌کنم چون در کمیسیون عرایض هستم آقایان توجه کنند ببینند نوع شکایات مردم چیست از نوع کلى یکى مسئله نظام‌وظیفه سرباز‌گیرى است چندین سال است به خدا براى کشاورزان مملکت آفتى از این آفت بزرگ‌تر وجود ندارد و بنده از این واضح‌تر نمی‌خواهم بگویم قصد هم بود که جلوگیرى بشود اما سیستم نبوده است که به چه قسم آن کسى که در مرکز نشسته است از این تعدیات جلوگیرى بکند مسئله دولت این است که 5 یا 6 ماه است چندین هزار نفر از زارعین مملکت شکایت می‌کنند که از ما مالیات می‌گیرند و مطابق قانون زارعینى که به زراعت اشتغال دارند از مالیات معافند چقدر به وزارت مالیه گفتم هنوز نتیجه نگرفتیم این یک حساب ساده‌ای است زارع که خرده مالک باشد و یک جریب یا دو جریب را زراعت بکند این بهره مالکانه ندارد که مالیات بدهد (یکى از نمایندگان - جزو جمع می‌گیرند) از صد نفر که بپرسید 99 نفر شاید این مسئله را تأیید بکنند اما یک جایی باید باشد که به این شکایات رسیدگى بکند مردم مازندران در سال 2 و 24 آقایان شاهد هستند. همان‌طورى که در آذربایجان و جا‌های دیگر مردم فداکارى کردند در گیلان و مازندران هم اشخاصى که یک خانه‌ای و مختصر علاقه‌ای داشتند تفنگ گرفتند از دولت و رفتند و خودشان را به خطر انداختند (صحیح است) و بزرگ‌ترین خدمت را کردند (صحیح است) پارسال یک عده‌ای آمده‌اند و به نام خدمت به دولت گفته‌اند که دولت مراتعى که دارد به نام خودش باید تقاضا ثبت کند مراتعى که اعلیحضرت فقید از مردم خرید و بعد مطابق حکم محکمه به مردم داده شده و اعلیحضرت همایونى بخشیدند

+++

به مردم و عنایت کردند و برنامه‌شان خدمت به مردم است حالا یک عده‌ای به عنوان خدمت و خدمتگزارى آمده‌اند و جلو ثبت مردم را گرفته‌اند که اینجا خالصه است و این مال دولت است آقا این کار‌ها تعدى است به مردمى که زمان خطر خودشان را به خطر انداختند خدا نکند که خطر به سراغ این مملکت بیاید چون مردم دست خودشان را داغ کرده‌اند که خدمت نکنند مردم روز سخت خدمت می‌کنند در روز خوش همان مأمورین دولت مزاحم مردم می‌شوند (صحیح است) اینها مسائلى است که تن‌ها مربوط به مردم مازندران نیست بنده می‌دانم در تمام ولایات در هر قسمت در هر جاى مملکت مردم در خوزستان با اداره کشاورزى سرو کار دارند مردم کردستان با یک عده دیگر هر جاى مملکت را حساب بکنید، ایلات، عشایر، کشاورزان، مردم زحمتکش و تولید‌کننده را اذیت می‌کنند اینها باید قلع ماده بشود اینها باید یک دفعه خاتمه پیدا کند بنده اشکال‌تراشی‌ها و زحمتى که به مردم موارد می‌شود این را خلاصه کرده‌ام به سه عنوان یکیش یک عده‌ای هستند اشکال‌تراش و منفى‌باف که طبیعت و فطرتشان ایجاد زحمت در کار‌های مردم و منفى‌بافى در کار‌های مملکت است و ظاهراً مردم صحیح‌العمل هستند به نظر بنده اینها خطرشان بیشتر است خطرناک‌ترند براى این که خیال می‌کنند که اگر مردم تعدى کردند این خدمت به دولت است بنده می‌خواهم دولت یک دفترى باز کند و این اشخاصى را که براى امور مردم اشکال می‌کنند اینها را از دستگاه‌های مملکت بردارند که مردم از دست اینها راحت بشوند و اشکال‌تراشى خدمت به مردم تلقى نشود یک دفعه هم می‌گوید که آقا تو چون این کار خلاف قاعده را کرده‌ای باید مجازات بشوى نه این که بگویند آقای صحیح‌العملى است چون در تمام عمر خودش یک دفعه یک حرف مثبت نزده است و همه‌اش حرف منفى گفته است مسئله دوم این است که یک عده‌ای مردم را اذیت می‌کنند به قصد این که پول بگیرند دسته سوم اشخاصى هستند که ایجاد عدم رضایت در این مملکت می‌کنند و براى این که بین مردم و بین دولت و مردم بین دولت و شاه و وزرا و اولیاى امور اختلاف بیندازند و از این اختلاف استفاده بکنند و هر وزارت‌خانه و در هر اداره‌ای این برنامه را یک عده‌ای تعقیب می‌کنند ولى با کمال تأسف دولت به این مسئله اساسى توجه ندارد در صورتى که باید توجه داشت که اگر اشخاصى براى مردم ایجاد عدم رضایت می‌کنند اینها را باید توجه داشت من به ارسال در امر جنگلبانى در مازندران دیدم که گفتند که درخت نباید قطع بشود این حرف صحیحى بود اما مأمورین جنگلبانى که عده‌ای از آنها سابقه توده‌ای بودن داشتند یک میلیون کشاورز را ناراضى کردند گفتند کشاورز نباید چوب براى سه پایه‌اش بیاورد و از چوب استفاده بکند و شاخه ببرد و تمام زندگى عادى کشاورز‌ها را فلج کند بعد از پنج یا شش ماه تازه دولت متوجه شد و دستور داد و رفتند و مقدارى از تعدیات را جلوگیرى کردند. بنده می‌خواهم به وسیله جناب آقاى معاون نخست‌وزیر به دولت پیغام بفرستم از طرف خودم به عنوان یک نماینده عرض می‌کنم که دولت در درجه اول باید اتوریته و قدرت داشته باشد اگر دولت دستورى بدهد و یک نظامى با یک مأمور کشورى دستور دولت را اجرا بشود و به مردم باز تعدى خواهد شد در درجه اول مأمورین دولت باید بدانند که دولت اتوریته دارد و هر کس در هر مقامى که باشد اگر دستور دولت و امر دولت را اجرا نکرده تنبیه خواهد شد (صحیح است) و از کار برکنار خواهد شد و بنده مخصوصاً خواهش می‌کنم که به این مسئله توجه بفرمایید چندین وزیر دارید یک وزیر مشاورتان را تعیین بکنید براى این که به امور استان‌ها توجه کند شکایاتى که مردم دارند و امورى که مربوط به استان‌ها هست یک وزیر مخصوص این کار باشد و همین‌طور از افکار اشخاص استفاده کنند چند نفر مشاورى که مورد اعتماد هستند در میان دولت یک دسته‌ای باشد که مسائل مربوط به مردم ولایات را رسیدگى بکند و به دولت و نخست‌وزیر وقت و به عرض اعلیحضرت همایونى برساند و در امورى که به مردم تعدى می‌شود رفع تعدى بکنند چون اگر به همین سیستم باشد این وزیر به آن وزیر این مدیر به آن مدیر این فایده ندارد اینها شکایات را به همانجا مراجعه می‌کنند به همان اشخاصى که خودشان موجب تعدى بوده‌اند باید در مرکز چند نفر براى این کار مجهز باشد. سوم این که حالا هر کارى مردم دارند این کار ارجاع می‌شود به یک عضو عادى این عضو هم اشکال می‌تراشد یک گزارشى می‌دهد بنده معتقدم که سیستم کار باید تغییر کند باید وزیر و معاون و مدیر‌کل این طرز کار را عوض کنند خودشان تصمیم بگیرند و خودشان دستور بدهند در سایر ممالک گمان نمی‌کنم این‌طور باشد در آمریکا یا در انگلستان اگر یک کارى پیش آمد و یک تقاضایی آمد نمی‌فرستند پهلوى ضابط اظهار‌نظر بکند یا پهلوى یک نفر عادى چون در دفعه اول ممکن است پنجاه تومان توقع داشته باشد ولى اگر وزیر خودش یا معاون او دستور داد این جریان کاغذ بازى از بین خواهد رفت این که آقایان وزرا وقتى که وزیر می‌شوند مردم می‌گویند که آقایان وزرا عوض می‌شوند وزرا عوض نمی‌شوند وزرا همان اشخاص خوبى بودند که هستند یا هستند که بوده‌اند وزرا مستهلک در کار ادارى می‌شوند جذب می‌شوند به یک عده‌ای و اینها را غرق در پرونده می‌کنند و گیج می‌کنند این آقایان با همین اسلوبى که در این 15 سال بوده است می‌خواهند کار بکنند این است که بین اینها و مردم یک پرده‌ای است که این پرده مانع این می‌شود که بتوانند احتیاجات مردم را مرتفع کنند بنابراین باید یک کارى کرد که اتخاذ تصمیم دست مقامات بالا‌تر باشد و در استان‌ها و شهرستان‌ها دولت وظیفه خودش بداند که دائماً بازرسى و کنترل کند و به مأمورین مهم خودش و استاندار‌ها اختیارات بیشترى بدهد که اینها در محل رفته رفع شکایات اهالى را بکنند دیگر براى نظام‌وظیفه و امثال اینها مردم به تهران نیایند خلاصه این است که یک سیستمى درست کنند که این سیستم کاغذ بازى را کنار بگذرند و دولت با قدرت خودش کار‌ها را حل کند و مردم ناچار نشوند که به تهران بیایند و این 80 درصد را از بین ببرد بنده خواستم این تذکر را بدهم (صحیح است) (یکى از نمایندگان - براى همین منظور بازرسى نخست‌وزیرى درست کرده‌اند) چندین مرتبه بازرسى نخست‌وزیرى بوده است و نتیجه‌ای نگرفته‌ایم بنده بیش از این عرضى ندارم (احسنت).

3- اخذ رأى و انتخاب دو نفر جهت عضویت هیئت نظارت اندوخته اسکناس‏

رئیس ـ وارد دستور می‌شویم چون اولین جلسه اردیبهشت ماه باید نظار بانک تعیین شوند و این موضوع به تعویق افتاده امروز در دستور گذاشته شده و حالا شروع می‌کنم به انتخاب نظار بانک ابتدا سه نفر بقیه قرعه براى نظارت انتخاب می‌شوند.

(اقتراع به عمل آمد و آقایان قنات‌آبادى، ‌پرفسور جمشید اعلم و محمد عباسى. به قید قرعه جهت نظارت انتخاب گردیدند)

رئیس ـ آقایان جلیلى و جلیلوند هم در نظارت اخذ رأى شرکت خواهند کرد.

(اسامى آقایان نمایندگان به ترتیب زیر است توسط آقای جلیلى (منشى اعلام و آقایان در محل نطق حاضر شده رأى دادند).

آقایان: بهادرى. قوام. عماد تربتى. مهندس شیبانى. دکتر دیبا. سلطانى. خرازى. بزرگ ابراهیمى. موسوى. صادق بوشهرى. باقر بوشهرى. ارباب. امید سالار. حشمتى. پناهى. سراج حجازى. مهندس هدایت. طباطبایی قمى. غضنفرى. مهندس اردبیلى. پردلى. شادمان. مهندس جفرودى. فخر طباطبایى. فرود. ساگینیان. هدى. دکتر امین. دکتر فریدون افشار. یارافشار. صدرزاده. دهستانى. بزرگ‌نیا. بیات ماکو. ابتهاج. خزیمه علم. افخمى. فضائلى. سلطان مراد بختیار. رستم امیر بختیار. مشایخى. فیروز. دولت‌آبادى. دکتر مشیر فاطمى. اردلان. مهندس فروغى. دولت‌شاهى. دکتر جهانشاهى. دکتر رضائى. کیکاوسى. مهندس بهبودى. دکتر شاهکار. علامه وحیدى. دکتر امیر حکمت. توماج. دکتر نیرومند. برومند. شیبانى. مهران. آقایان. مهندس فروهر. فولادوند. سعید مهدوى. قبادیان. شادلو. دادگر. دکتر اسدى. دکتر ضیایى. تیمورتاش. دکتر طاهرى. خلعت‌بری. دکتر هدایتى. دکتر دادفر. دیهیم. اسکندرى. حکیمى. مجید ابراهیمى. عامرى. رامبد. نصیرى. عرب شیبانى. معین‌زاده. سالار بهزادى. عرب شیبانى. معین‌زاده. سالار بهزادى. دهقان. استخر. مرآت اسفندیارى. دشتى. کشکولى. دکتر امیر اصلان افشار. گیو. جلیلوند. عباسى. قنات‌آبادى. جلیلى. پرفسور جمشید اعلم. بهبهانى.

(پس از شمارش مهره‌های تفتیشیه و آرا مأخوذه نتیجه به قرار ذیل اعلام گردید)

مهره تفتیشیه 96 عدد. اوراق رأى 96 برگ.

آقاى عرب شیبانى 60 رأى آقا دکتر مشیر فاطمى 61 رأى آقاى شجاع بیات ماکو 53 رأى آقاى دکتر پیرنیا و دولت‌آبادى و دهقان و مهران هر یک یک رأى.

رئیس ـ آقایان عرب شیبانى و دکتر مشیر فاطمى براى نظارت بانک انتخاب شدند (مبارک است).

4- مذاکره در گزارش کمیسیون فرهنگ مربوط به مقررات اعزام محصل به خارجه تا ماده 5

رئیس ـ دنباله لایحه فرهنگ مطرح است. پیشنهادات ماده 3 مطرح است و قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌نمایم این تبصره به ماده 3 اضافه شود.

تبصره محصلینى که در جریان تحصیل به ایران می‌آیند فقط با گواهى وزارت فرهنگ و بدون انجام هیچ‌گونه تشریفات مربوط به گرفتن گذر‌نامه می‌توانند مراجعت نمایند عمیدى نورى.

رئیس ـ آقاى عمیدى نورى (نیستند) پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

کارت تحصیلى مورد تصدیق وزارت فرهنگ براى صدور گذر‌نامه تحصیلى دانشجویان کافى خواهد بود دولت‌آبادى.

رئیس ـ آقای دولت‌آبادی.

دولت‌آبادی ـ یکى از مشکلاتى که اینجا صحبت شد و مخصوصاً مورد توجه وزارت فرهنگ هم هست چنانچه با جناب آقای وزیر فرهنگ که بنده صحبت کردم خودشان توجه با این کار داشته و این کار مشمولیت دانشجویان است احیاناً در زمان تعطیل یا براى حوادث و گرفتاری‌هایی با رعایت مقررات دانشجویان از اروپا به ایران می‌آیند اینها وضعشان از لحاظ نظام وظیفه مشخص نیست و از لحاظ مقررات نظام وظیفه موجب اشکالاتى

+++

براى اینها می‌شود (صحیح است) بایستى سعى کرد که این مشکلات را از جلوى پاى اینها برداشت (صحیح است) به طورى که در جلسه خصوصى جناب آقای وزیر فرهنگ به بنده اظهار داشتند به ایشان به طور دائم با مأمور نظام وظیفه تماس دارند که این مشکلات حتى‌الامکان کم بشود ولى تا آنجا که بنده اطلاع دارم وقتى که محصل مشمول می‌آید به سر حدات در مرز گذرنامه اینها را می‌گیرند و چون ما تشکیلات مرزیمان مربوط به ارتش است طى تشریفاتى بعد از یک ماه که در مرز گذرنامه اینها را می‌گیرند این می‌رسد به تهران تا این تشریفاتش را طى کند محصلى که شاید ده روز بیشتر وقت نداشته باشد دچار محظور می‌شود (صحیح است) در صورتى که محصلینى وقتى که وضعشان تحت کنترل وزارت فرهنگ است. از نظر مشمولیت و با این لایحه و مساعى آقاى وزیر فرهنگ امیدواریم عده محصلینى که در خارج ایران هستند وضعشان تحت مراقبت دقیق وزارت فرهنگ قرار بگیرد و با وجود این اگر ما با همان کارت تحصیلى اینها که تشریفات مقدماتیش همه ملحوظ شده است وزارت فرهنگ را مجاز کنیم به موجب همین قانون براى این محصلین که گذرنامه تحصیلى دارند خودش گذرنامه صادر کند این محظور از جلو پاى محصلین برداشته می‌شود و امیدواریم این قسمت مورد توجه آقایان نمایندگان محترم قرار بگیرد و همچنین تسریعى در کار وزارت فرهنگ باشد و این پیشنهاد تصویب بشود بنده از موقع استفاده می‌کنم و نمی‌خواهم وقت آقایان را بگیرم اجمالاً این عرضم را هم همین‌جا می‌کنم که توجه به کار محصلین که در خارج هستند. یکى از اهم مسائل این مملکت است و دلیل آن این است که امروز و فردا دوران این زندگى که ما به آن مشغول هستیم سپرى خواهد شد به جز طبیعت و آینده مال جوان‌های این مملکت است (صحیح است) بایستى به کار اینها توجه داشت و اینها را براى یک زندگى با شرف براى یک زندگى توأم با فداکارى در راه مملکت تربیت کرد این تنها به عهده وزارت فرهنگ نیست همه کس باید براى این کار بکوشد وزارت فرهنگ باید وظایف رسمیش را عمل بکند ما هم در جهت خودمان با توجه به این مطلب که طبقه جوان این مملکت بایستى به آینده این مملکت امیدوار باشند بایستى اینها را براى دخالت در اوضاع مملکت و براى مملکت تربیت کرد و در این راه قدم‌های عملى برداشت و محصلین را از این وضعى که هستند به صورت بهترى درآورد بنده سال گذشته در خارج از ایران در ممالک اروپا بودم در اکثر نقاط کمال علاقمندى را در محصلین ایرانى دیدم محصلین همه به مملکت علاقه دارند و یک افراد استثنایی را نباید ملاک قضاوت قرار داد همه ایرانى هستند همه میل دارند به این مملکت خدمت بکنند و خوشبختانه شخص اعلیحضرت همایون هم اقدامات مؤثرى فرمودند و بایستى محصلین را به نظراتشان توجه داشت از اینها نظرات مفید در امور مملکت گرفت و اینها را در مکتبى قرارداد که براى مملکت مفید باشد و این انتقادات بی‌جا را قبول نکنیم و اینها را با تشویق و تقدیر براى فداکارى حاضر بکنیم (صحیح است).

رئیس ـ آقاى وزیر فرهنگ.

وزیر فرهنگ (دکتر مهران) ـ ترتیبى که اخیراً در وزارت فرهنگ مقرر شده بنده به استحضار آقایان نمایندگان محترم می‌رسانم و آنچه در این قانون هم پیش‌بینى شده است آن هم تذکر داده می‌شود با وجود این اگر پیشنهاد دیگرى لازم باشد بسته به نظر آقایان است اولاً در این قانون گفته شده است که در آینده صدور گذرنامه تحصیلى به وسیله خود وزارت فرهنگ انجام می‌شود بنابراین یک مشکل بزرگ که الان در راه محصلین هست که در موقع عزیمت مجبور هستند به مؤسسات مختلف مراجعه و مدتى وقت صرف کنند این محظور برداشته می‌شود دوم این که توافق حاصل شده است با اداره شهربانى کل و مقامات انتظامى کشور که محصلینى که در خارجه مشغول تحصیل هستند در موقعى که می‌خواهند به ایران بیایند و ایام تعطیل را در ایران بگذرانند خود سرپرستی‌ها در گذرنامه اینها یک ویزایی بدهند که آن ویزا براى مراجعتشان به ایران و همین‌طور براى مراجعت از ایران به کشور محل تحصیل آنها کافى باشد و به هیچ‌وجه من‌الوجوه احتیاجى به مراجعه به مقامات دیگر نداشته باشند در این صورت بنده خیال می‌کنم. نظر جناب آقاى دولت‌آبادی به وجه احسن به این ترتیب تأمین است و چنانچه با وجود این کافى نباشد بسته به نظر آقایان است.

دولت‌آبادی ـ قصد بنده تسهیل کار وزارت فرهنگ است براى صدور گذرنامه تحصیلى به دانشجویان (عده‌ای از نمایندگان - بسیار پیشنهاد خوبى است)

رئیس ـ رأى گرفته می‌شود به این پیشنهاد آقایانى که با این پیشنهاد موافقند قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌نمایم جمله «در صورتى که گواهى ثبت‌نام از یکى از مدارس خارجه که مورد تأیید وزارت فرهنگ باشد ارائه دهد» حذف گردد. دکتر شاهکار.

رئیس ـ آقاى دکتر شاهکار.

دکتر شاهکار ـ آقایان محترم با این اصلاحى که الان به وسیله پیشنهاد آقاى دولت‌آبادی شد و مورد تأیید مجلس قرار گرفت یک قدم بزرگى براى تسهیل وسایل فراگرفتن علم و دانش از طرف 6 نمایندگان برداشته شد و من معتقد که آقاى وزیر فرهنگ به طورى که به عرض مجلس محترم رسانیدند حداکثر تسهیلات را براى محصلینى که می‌خواهند در خارج تحصیل کنند فراهم کند و بنده این پیشنهاد حذفى را در این قسمت کرده‌ام که محصلینى که می‌خواهند به هزینه شخصى و بدون کمک مالى می‌خواهند به هزینه شخصى و بدون کمک مالى می‌خواهند به هزینه شخص و بدون کمک مالى دولت براى تحصیل به خارجه بروند در صورتى که گواهى ثبت‌نام در یکى از مدارس رسمى گواهى ثبت‌نام در یکى از مدارس رسمى خارجه که مورد تأیید وزارت فرهنگ باشد ارائه دهند. از طرف وزارت فرهنگ گذرنامه ارائه دهند از طرف وزارت فرهنگ گذرنامه تحصیلى داده می‌شود این قید را حذف کنید چطور می‌شود پسر جنابعالى با خرج خودتان بعد از این که دیپلمش را گرفت می‌خواهد برود اروپا خودش را براى کنکور آماده کند و بعد وارد مدرسه معدن یا مدرسه طرق و شوارع و یا مدرسه دیگرى شود این باید برود یک سال زحمت بکشد (آقایان دو سال) اگر هوش جنابعالى باشد دو سال والا یک سال، این را گفته‌اند از مدرسه گواهى بگیرد این براى این کار رفته است هنوز در مدرسه‌ای وارد نشده است ولى ما یک چنین قیدى بگذاریم این نقض غرض خواهد شد اینها به خرج خودشان می‌رود این می‌رود براى تهیئی براى تحصیل مرود عرض کردم این قسمت را حذف بفرمایید که محصلى که به خرج خودش می‌رود چون با خرج خودش می‌رود این قید را موافقت بفرمایید حذف شود (مهندس شیبانى - یک مدتى قائل شوید) این را قبول داریم اگر در ظرف یک سال نتوانست گواهى قبولى بفرستد گذرنامه تحصیلى از او گرفته شود.

مهندس جفرودى ـ این صحیح نیست یک کنکور دو سه سال وقت لازم دارد.

رئیس ـ این پیشنهادى که کرده‌اید باید به طور تجزیه رأى گرفت.

دکتر شاهکار ـ بلى قربان و همین‌طور که آقاى رئیس فرمودند باید در موقع رأى به عنوان تجزیه رأى گرفت.

رئیس ـ این پیشنهاد تجزیه است و در موقع رأى گرفتن باید تجزیه گرد. پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود.

(پیشنهاد آقاى عمیدى نورى به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌نمایم تبصره ذیل به ماده 3 لایحه قانون محصلین ایرانى در خارجه اضافه شود.

تبصره وزارت فرهنگ فقط می‌تواند از محصلین مشمول ماده فوق که داراى دیپلم متوسطه نباشند امتحان زبان براى دادن گذرنامه تحصیلى بنماید.

رئیس ـ گویا آقا عمیدى نورى غایبند یک پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود.

(پیشنهاد آقاى دکتر مشیر فاطمى به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌نماید تبصره ذیل به ماده 3 اضافه شود:

تبصره دولت مجاز نیست به محصلینى که سن آنها کمتر از 16 سال است گذرنامه تحصیلى بدهد.

دکتر مشیر فاطمى.

رئیس ـ آقا دکتر مشیر فاطمى.

جمعى از نمایندگان پس بگیرید آقا.

دکتر مشیر فاطمى ـ این پیشنهادى که بنده کرده‌ام این است که به بچه‌‌ها و محصلینى که کمتر از 16 سال دارند گذرنامه تحصیلى ندهند دلیل این را بنده عرض می‌کنم و آن این است که اشخاصى که براى تحصیل به اروپا می‌روند لااقل زبان فارسى بلد باشند من رفتم به منزل یکى از بستگان خودم دیدم بچه‌ای آمد آنجا که اصلاً بلند نیست سلام و علیک بکند خوب اقلاً اگر می‌خواهد یک گذرنامه معمولى برود و اگر آقایان مخالفید پس می‌گیرم (جمعى از نمایندگان - پس بگیرید آقا). حال بنده به احترام آقایان پس می‌گیریم.

رئیس ـ دیگر این ماده پیشنهادى ندارد جز همین پیشنهادى که آقاى دکتر شاهکار کردند که این جمله حذف شود آقاى وزیر فرهنگ توضیحى دارید بفرمایید.

وزیر فرهنگ ـ این پیشنهاد جناب آقای دکتر شاهکار از لحاظ رفاهیت این محصلین در خارجه اشکالى فراهم خواهد کرد اولاً این که عده‌ای از کشور‌ها بدون این که یک محصلى گواهى ثبت‌نام از یک مدرسه رسمى در دست نداشته باشد اصلاً ویزا نمی‌دهد براى آن شکور دکتر شاهکار کشور‌های به شت پرده این‌طورند. این یکى دوم این که بنده هیچ منطقى نمی‌بینم چه موجبى دارد که ما یک عده محصل را اجازه بدهیم بروند بدون این که معلوم باشد به کجا می‌خواهند بروند و این به نظر بنده صحیح نیست براى این که محصلى که به این ترتیب خواهد رفت در کشور‌های مختلف بدون این که در یک مدرسه‌ای ثبت‌نام کرده باشد بدون این که به مدرسه‌ای مراجعه کرده باشد سرگردان در کشور‌های خارج خواهند ماند از جمله بنده به آقایان عرض می‌کنم که براى ورود به بعضى از دانشگاه‌ها خیلى اشکالات هست و امتحانات و مسابقه هست اینها اگر در یک مدرس‌های ثبت‌نام نکنند و اگر خودشان را آماده براى مسابقه نکنند چندین سال تحت عنوان این که خودشان را براى مسابقه می‌خواهند آماده کنند در آن کشور‌های باقى خواهند ماند (دکتر رضایی - همان وضعى که در آلمان داریم پیش خواهد آمد) الان ما عملى مى کنیم و هیچ محظور و مانعى در پیش نیست یعنى یک محلى که در یک جایی می‌خواهد برود

+++

براى تحصیل قبلاً خودش یا مستقیماً یا به وسیله سرپرستى به آن مدرسه مراجعه می‌کند و نامش را ثبت می‌کند و آن کاغذ را براى ما می‌فرستد گذرنامه می‌گیرد می‌رود و تمام مقامات مملکت ما و مقامات آن کشورى که در آنجا خواهد رفت می‌دانند براى چه آمده و از کجا آمده و مشغول تحصیل خواهد بود و در حال حاضر هم نبوده به آقایان اطلاع می‌دهم که هیچ‌گونه مانع و زحمتى براى محصلین فراهم نیست و جز این که هرج و مرجى فراهم می‌کند نتیجه‌ای ندارد.

رئیس ـ پیشنهاد دیگرى رسیده است که قرائت می‌شود (پیشنهاد آقاى دولت‌آبادی به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌نمایم وزارت فرهنگ مکلف است که با وزارت کشور و اداره کل نظام وظیفه ترتیبى بدهد صدور گذرنامه تحصیلى و رسیدگى به وضع دانشجویان مشمول در فرهنگ انجام شود و همچنین درباره دانشجویانى که براى گذراندن ایام تعطیل به ایران می‌آیند گواهى سر‌پرستى و گذرنامه تحصیلى آنان کفایت خواهد نمود دولت‌آبادی‏

رئیس ـ آقاى دولت‌آبادی.

دولت‌آبادی ـ پیشنهاد مختصرى که بنده که از نظر عبارت کوتاه بودن و مورد توجه نمایندگان محترم قرار گرفت و تصویب شد بدبختانه معلوم شد ه کافى براى مقصود نیست یعنى آنچه تصویب شد این بود که کارت‌های تحصیلى وزارت فرهنگ چه خودش چه سرپرست‌ها بدهند کافى براى صدور گذرنامه باشد در صورتى که منظور بنده این بود و منظور آقایان هم این بود که محصلینى که می‌آیند و احتیاج به ویزا دارند ترتیبى داده شود که از نظر مشمولیت و براى تحصیلشان با همکارى وزارت فرهنگ در خود وزارت فرهنگ ترتیبى داده شود که آن مشکل حل شود بنابراین با اجازه آقایان بنده این پیشنهاد را یک دفعه دیگر می‌خواهم که این می‌شود تبصره الحاقى به ماده 3.

تبصره - وزارت فرهنگ مکلف است که با وزارت کشور و اداره کل نظام وظیفه ترتیبى بدهند که صدور گذرنامه تحصیلى و رسیدگى به وضع دانشجویان مشمول در وزارت فرهنگ انجام شود و همچنین درباره دانشجویانى که براى گذراندن ایام تعطیل به ایران می‌آیند گواهى سرپرستى گذرنامه تحصیلى آنان کفایت خواهد نمود.

رئیس ـ آقاى وزیر فرهنگ.

وزیر فرهنگ ـ این تبصره این که پیشنهاد فرمودند در واقع مکمل آن تبصره است که تصویب شد بلکه جامع‌تر و روشن‌تر از آن تبصره است و بنده خیال می‌کنم که این باید قائم مقام آن تبصره باشد.

رئیس ـ آقا دولت‌آبادی به توضیح آقاى وزیر فرهنگ توجه کردید؟

دولت‌آبادی ـ بلى متوجه شدم اگر این تبصره تصویب شود آن تبصره اولى حذف خواهد شد (صحیح است).

رئیس ـ باید رأی گرفت آقایانى که با این 1 پیشنهاد موافقند قیام کنند (اغلب برخاستند) تصویب شد پس این پیشنهاد به جاى آن پیشنهاد شد. حالا این جمله قرائت می‌شود جمله ار یک مرتبه رأى می‌گیریم بعد ماده را یک مرتبه دیگر ماده با حذف آن جمله قرائت می‌شود.

(مجدداً به شرح زیر قرائت شد)

ماده 3- به محصلینى که بخواهند به هزینه شخصى خود و بدون کمک مالى دولت براى تحصیل به خارج بروند در صورتى که گواهى ثبت‌نام از یکى از مدارس رسمى خارجه که مورد تأیید وزارت فرهنگ باشد ارائه دهند گذرنامه تحصیلى داده می‌شود.

رئیس ـ در تجزیه بحثى ندارد فقط باید رأى گرفته شود، حالا پیشنهاد حذف را هم قرائت کنید (پیشنهاد می‌نمایم جمله) (در صورتى که گواهى ثبت‌نام از یکى از مدارس رسمى خارجه که مورد تأیید وزارت فرهنگ باشد ارائه دهد حذف گردد)

رئیس ـ حالا به ماده با حذف این جمله رأی مى‌گرییم اگر آقایان رأى دادید حذف می‌شود اگر رأى ندادید جمله می‌ماند آقایانى که با ماده با حذف این جمله موافقند قیام کنند (اغلب برخاستند) تصویب شد یعنى حذف شد حالا به خود ماده هم رأى می‌گیریم (اردلان به ماده رأى دادیم) گو این که لازم نیست و ماده 3 با همین رأى البته با حذف جمله پیشنهادى تصویب شد. ماده 4 قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

ماده 4- به محصلینى که در اسفند 1335 در خارجه مشغول تحصیل بوده‌اند در صورتى که داراى گذرنامه تحصیلى نباشند گذرنامه داده می‌شود و به آن عده که در یکى

+++

از رشته‌های مندرج در ماده یک به تحصیل مشغول باشند به شرط وجود اعتبار به میزان مقرر در ماده 2 کمک هزینه تحصیلى پرداخت می‌شود.

رئیس ـ در این ماده کسى اجازه نخواسته است پیشنهادات قرائت می‌شود (پیشنهاد آقاى دکتر دادفر به شرح زیر قرائت شد) پیشنهاد می‌کنم که ماده 4 به شرح زیر اصلاح شود.

ماده 4- به محصلینى که در تاریخ تصویب این قانون در خارجه مشغول تحصیل هستند در صورتى که دراى گذرنامه تحصیلى نباشند گذرنامه تحصیلى داده می‌شود و به آن عده که در یکى از رشته‌های مندرج در ماده یک به تحصیل مشغول باشند به شرط وجود اعتبار و در صورت احراز صلاحیت اخلاقى و تحصیلى به میزان مقرر در ماده 2 کمک هزینه تحصیلى پرداخت می‌شود.

رئیس ـ آقای دکتر دادفر.

دکتر دادفر ـ پیشنهاد بنده با اصل ماده دو تفاوت دارد یکى از این است که در اصل ماده نوشته است که به محصلینى که در اسفند 1335 در خارجه مشغول تحصیل بوده‌اند بنده پیشنهاد کردم محصلینى که در تاریخ تصویب این قانون محصل هستند اولاً این که اصولاً در قانون نمی‌دانم اسفند 35 از کجا آمده است همیشه قانون از تاریخ تصویب قابل اجرا است (صحیح است) به خصوص این که در مواد بعدى به کرات اشاره شده است به تاریخ تصویب این قانون مثلاً در ماده 2 نوشته است به محصلینى که در تاریخ تصویب این قانون در خارجه به تحصیل اشتغال داشته. اما در این ماده به محصلینى که در اسفند 1335 در خارجه مشغول تحصیل بوده‌اند و از این جهت محصلینى که بعد از اسفند 35 رفته‌اند به خارج نه مشمول این قانون می‌شود و نه این که از مزایاى قبلى می‌توانند استفاده کنند اینها یک عده‌ای می‌شوند که مشمول این قانون نمی‌شوند و نمی‌توانند استفاده کنند به این جهت بنده پیشنهاد کردم که از تاریخ تصویب این قانون باشد. قسمت دوم این است که بنده اینجا نوشته‌ام که در صورتى احراز صلاحیت اخلاقى و تحصیلى اگر حالا براى وزارت فرهنگ این توهم پیش بیاید که با این شرط تمام محصلینى که تا الان رفته‌اند و یا ممکن است بروند براى پرداخت کمک هزینه تحصیلى و گذرنامه اگر چنانچه صلاحیت علمى و اخلاقى آنها را اداره سرپرستى تصدیق کرد حرفى نیست و اگر در رشته‌های مندرج در ماده 1 هم به تحصیل اشتغال داشتند به آنها کمک هزینه تحصیلى داده شود.

رئیس ـ پیشنهاد را مجدداً قرائت کنید.

(پیشنهاد آقاى دکتر دادفر مجدداً به شرح سابق قرائت شد)

رئیس ـ آقاى وزیر فرهنگ.

وزیر فرهنگ ـ بنده وظیفه خودم می‌دانم تذکرات راجع به این پیشنهاد‌هایی که آقایان مرحمت می‌کنند و لازم است به عرض برسانم گاهى نظر آقایان این است که تسهیلاتى فراهم شود ولى یک مشکلاتى ایجاد می‌شود. مثلاً درباره همین موضوع که گواهى ثبت‌نام بیاورند این را بنده به آقایان عرض می‌کنم که یک چیزى است که غیر‌عملى است براى این که این محصلین عموماً دیپلمه و مشمول نظام‌وظیفه هستند وقتى که یک گواهى ثبت‌نامى از یک مدرسه‌ای بیاورند ما اینها را محصل می‌شناسیم و مجازند از کشور بیرون بروند ولى اگر آن را نداشته باشند مشمول نظام هستند و محصل تلقى نمی‌شوند این در این مورد حالا بنده عرض می‌کنم که این که نوشته شده است در اسفند 1335 همان موقعى بوده است که لایحه تقدیم مجلس شوراى ملى شده است و چندین ماه است که گذشته است و ما به مناسبت نداشتن اعتبار کافى براى این که به هر محصلى که بخواهد به خارج برود کمک مالى بکنیم یک ترتیب مسابقه‌ای بر‌قرار کردیم و بین محصلین در حدود اعتباراتى که داریم یک عده‌ای را انتخاب می‌کنیم و می‌فرستیم البته در نظر گفتیم اشخاصى که در موقع تقدیم این قانون یعنى در اسفند 1335 در خارجه مشغول تحصیل بوده‌اند اگر بعد‌‌ها اعتبار پیدا کردیم به آنها کمک کنیم و اگر بگذاریم برای تصویب ممکن است یک ماه دو ماه دیگر طول بکشد و یک عده زیادى دیگر محصل پیدا می‌شود که به این امید می‌روند و باید به اینها کمک مالى بشود و اعتبارات ما که لایتناهى نیست یک اعتبارات محدودى است و ما می‌خواهیم به این محصلین کمک کنیم در نتیجه یک عده محصل سرگردان و بی‌چاره می‌شوند به این جهت بود که اینجا اسفند 1335 قید شده است اما قسمت دیگر پیشنهاد آقاى دکتر دادفر که با این ماده تفاوت دارد یک قسمت آن را که به شرط احراز صلاحیت علمى و اخلاقى باشد آن را بنده قبول می‌کنم این صحیح است. در تمام موارد رعایت هم خواهد شد اما این قید به شرط وجود اعتبار را از اینجا برداشتند بنده خیال می‌کنم که هر قانونى که تصویب شود به شرط وجود اعتبار است و اگر قید وجود اعتبار را برداریم هیچ تفاوتى نمی‌کند براى این که هیچ‌وقت این ماده ما را مقید نمی‌کند که به آنها کمک کنیم البته وجودش بهتر از نبودش است براى این که همه بدانند که کمک ملى به آنها در صورتى است که یک بودجه مصوبى باشد اگر بودجه و اعتبار نباشد که کمک نمی‌شود بنده استدعا می‌کنم در این پیشنهاد یک قسمتى را که بنده می‌کنم در این پیشنهاد یک قسمتى را که بنده قبول می‌کنم این را اضافه بفرمایید راجع به صلاحیت علمى و اخلاقى و از آن قسمت دیگر لطفاً صرف‌نظر بفرمایید.

رئیس ـ اصلاح می‌کنند.

دکتر دادفر ـ راجع به تاریخ تصویب آن قانون بنده تا آخر سال تحصیلى اصلاحش می‌کنم یعنى اسفند 1335 را تا آخر خرداد 36 تصحیح می‌کنم.

رئیس ـ تصویب قانون هم همین بود بلکه زودتر.

وزیر فرهنگ ـ چون باید به سنا هم برود.

رئیس ـ پس به این ترتیب اصلاح می‌شود که تا آخر اردیبهشت باشد با همان قسمت صلاحیت علمى و اخلاقى اما تصویب قانون بهتر است و همان وجود اعتبار باقى مانده است پس قرائت کنید که رأى بگیرم‏.

(به شرح زیر قرائت شد)

ماده 4- به محصلینى که در تاریخ تصویب این قانون در خارجه مشغول تحصیل می‌باشند در صورتى که داراى گذرنامه تحصیلى نباشند گذرنامه تحصیلى داده می‌شود و به آن عده که در یکى از رشته‌های مندرج در ماده 1 به تحصیل مشغول باشند به شرط وجود اعتبار و در صورت احراز صلاحیت اخلاقى و تحصیلى به میزان مقرر در ماده 2 کمک هزینه تحصیلى پرداخت می‌شود)

رئیس ـ آقایانى که با این اصلاح موافقند قیام بفرمایند (اغلب برخاستند) تصویب شد پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌نمایم که سطر اول ماده 4 به شرح زیر اصلاح شود:

به محصلینى که در تاریخ تصویب این قانون در خارجه مشغول تحصیل می‌باشند.

رئیس ـ این مشابه همان پیشنهادى است که تصویب شد. پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود.

(پیشنهاد آقاى بهبهانى به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم ماده 4 به این نحو اصلاح شود:

ماده 4- به محصلینى که تا تاریخ تصویب این قانون در خارجه مشغول تحصیل هستند الى آخر. بهبهانى.

رئیس ـ باز هم این مشابه است که تصویب شده پیشنهاد آقاى مهندس جفرودى قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم ماده 4 لایحه محصلین ایرانى در خارجه به شرح زیر اصلاح گردد.

ماده 4- به محصلینى که در تاریخ تصویب این قانون در خارجه مشغول تحصیل می‌باشند در صورتی که مهندس جفرودى.

رئیس ـ این را مجلس رأى داده پیشنهاد آقاى بهبهانى قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قائت شد)

پیشنهاد می‌کنم در ماده 4 جمله به شرط وجود اعتبار حذف شود.

رئیس – این هم تصویب شده است. پیشنهاد آقاى مهران قرائت می‌شود

(به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم در ماده 4 جمله از اسفند 35 به از تاریخ تصویب این قانون تبدیل شود. احمد مهران.

رئیس ـ این قسمت تأمین شد. پیشنهاد آقاى ارباب قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم افرادى که در خارج در رشته صنایع مستظرفه تحصیل می‌کنند مشمول مفاد ماده 4 خواهند بود.

رئیس ـ آقاى ارباب.

ارباب ـ عده‌ای از جوانان ما با نهایت آبرومندى در خارج مشغول تحصیل علم در صنایع مستظرفه هستند و در نهایت مضیقه هم هستند که خود بنده در ایتالیا چند نفر افرادى را دیدم که به زحمت یک تابلو می‌سازند در یک نمایشگاهى می‌فروشند و از آن راه اعاشه می‌کنند و زحمت می‌کشند خواستم استدعا کنم آقایان موافقت بفرمایید که این طبقه از محصلین هم مشمول ماده باشند و اگر جناب آقاى وزیر فرهنگ در اینجا اعلام بفرمایند بنده تشکر می‌کنم.

رئیس ـ آقا وزیر فرهنگ.

وزیر فرهنگ ـ این محصلینى که فرمودید مشمول ماده 4 هستند و ما هم بیشتر نظرمان این بود که در هر رشته تحصیلى یک محصلینى اگر باشند که صاحب امتیازات برجسته‌ای باشند به آنها کمک بشود اعم از این که صنایع مستظرفه باشد یا نباشد اما اگر بخواهیم صنایع مستظرفه را قید کنیم باید همه را قید کنیم ولى اگر همین‌طور اعلم باشد شامل همه می‌شود (صحیح است).

ارباب ـ بنده اتخاذ سند کردم و پیشنهادم را پس گرفتم.

رئیس ـ پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود.

(پیشنهاد آقاى سعید مهدوى به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌نمایم تبصره ذیل به ماده 4 اضافه شود:

تبصره وزارت فرهنگ مکلف است براى محصلینى که با پرداخت ارز آنها موافقت دارد در بانک ملى ترتیبى بدهد که اولیا اطفال مستقیماً با ارائه مدارک لازم ارز مورد احتیاج را بگیرند. سعید مهدوى.

رئیس ـ آقاى سعید مهدوى.

سعید مهدوى ـ بنده مکرر اشخاصى را دیده‌ام که با این که مدارک کافى در دست داشته‌اند به دستگاه وزارت فرهنگ براى گرفتن ارز مراجعه کرده‌اند ولى متأسفانه دستگاه وزارت فرهنگ به آنها جواب صحیحى نداده است و آن اشخاص با حال عصبانیت خارج شده و بدون نتیجه آن اداره را ترک کرده‌اند خود بنده با در دست داشتن مدارک نظیر این جریانات را دیده‌ام در صورتى که خیلى ساده می‌شود که در بانک ملى یک ترتیبى داده شود یا نماینده وزارت فرهنگ در بانک باشد که رسیدگى کند و اگر لازم باشد موافقت کنند و لازم نباشد که به دادگسترى ببرند و ترجمه کنند در هر حال آقایان موافقت بفرمایند که مدارک لازم براى یک مرتبه از طرف اولیاى اطفال به موافقت اداره سرپرستى که همان موافقت وزارت فرهنگ است رسیدگى شود و یک فرمول در بانک باشد که این ارز مورد احتیاج را پرداخت کند و یک طورى شود با موافقت وزارت فرهنگ که اولیاى اطفال سرگردان نشوند به یک محل مراجعه کنند و آن محل قادر باشد که بدهد.

رئیس ـ آقاى وزیر فرهنگ.

وزیر فرهنگ ـ ترتیبى که الان به آن عمل می‌شود بنده به عرض آقایان می‌رسانم و آن این است که در هر سالى دو مرتبه محصلینى که در خارجه تحصیل می‌کنند از مدرسه‌ای که تحصیل می‌کنند یک گواهى می‌گیرند و این گواهى را به امضاى سرپرستى می‌رسانند و وزارت فرهنگ هم به اتکا این گواهى حواله ارز به کمیسیون ارز صادر می‌کند این ترتیبى است که عمل می‌شود چرا سالى دو مرتبه به دلیل این که اکثر مدارس خارجه دو سومستر یعنى دو شش ماه ثبت‌نام می‌کنند بنابراین ما ناچار باید از هر محصلى دو گواهى در سال بخواهیم براى این که یک محصل ممکن است در یک سومستر تحصیل بکند و در یک سومستر تحصیل نکند اما تشریفاتى که فرمودند راجع به ترجمه و فلان هیچ همچو چیزى خواسته نشده این ترجمه‌ای که می‌فرمایند مربوط به دیپلم است یعنى کسى که تحصیلاتش تمام می‌شود و می‌آید در ایران موقعى که شوراى عالى فرهنگ ارزش دیپلم او را تعیین می‌کند باید ترجمه مصدق دیپلمش را هم بیاورد البته تشریفاتى است که ارتباط به امر محصلین ندارد و به نظر بنده منظور آقا کاملاً تأمین است در سابق سه ماه به سه ماه گواهى می‌خواستند و حواله را هم سه ماه به سه ماه می‌دادند ما سعى کردیم این را شش ماهه کردیم و تسهیلات زیادى فراهم شده است و به نظر بنده اشکالى به هیچ‌وجه من‌الوجوه نخواهد داشت به علاوه یک مطلبى را باید رعایت کرد و آن کنترل وزارت فرهنگ است بالاخره آقایان این قانون را که تصویب فرمودید همه‌جا صلاحیت تحصیلى و اخلاقى را قید فرمودید که اگر کسى بهش کمک می‌شود یا ارز داده می‌شود باید تحصیل بکند و اخلاقش هم خوب باشد این را باید یک مقامى کنترل بکند به نظر بنده باید سعى کرد که این تشریفات و این نظارت‌هایی که می‌شود به حداقل باشد ولى اگر آن نمی‌شود صرف‌نظر کرد که یک گواهى بردارد ببرد کمیسیون ارز و ارزش را از آنجا بگیرد به عقیده بنده تا این حدى که پیش‌بینى شده و عرض کردم ضرورت دارد موافقت بفرمایید.

سعیدى مهدوى ـ بنده نظرم این نبود که وزارت فرهنگ نظارت نداشته باشد بلکه در موقع مراجعه مردم ترتیبى بدهند که یک جا باشد و بنده پیشنهادم را پس گرفتم.

رئیس ـ دیگر پیشنهادى نیست رأى گرفته می‌شود به ماده چهارم آقایانى که موافقند با اصلاحاتى که شده قیام بفرمایند. (اکثر برخاستند) تصویب شد ماده 5 قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

ماده 5- وزارت فرهنگ مجاز است همه ساله تا میزان بیست درصد از عده‌ای که طبق ماده یک اعزام می‌دارد از محصلین مشمول مواد 2 و 3 و 4 انتخاب نماید این محصلین بر طبق مقررات خاصى که به تصویب هیئت وزیران می‌رسد از میان بهترین محصلین ایرانى مقیم خارجه که از حیث اخلاق و تحصیلات صاحبت امتیازات برجسته باشند انتخاب خواهند شد و در صورت تساوى شرایط کسانى که سابقه تحصیلى منظم بیشتر در خارجه دارند و بضاعت اولیا آنها کمتر است مقدم می‌باشد.

رئیس ـ آقاى دکتر رضایی مخالفید بفرمایید.

دکتر رضایی ـ بنده ابتدا باید عرض کنم با این ماده 5 کاملاً موافقت داشته‌ام ولى با تغییر و تبدیلى که در ماده 3 به عمل آمد و آن جمله‌ای که از ماده 3به موجب پیشنهاد جناب آقاى دکتر شاهکار (مرحمت بفرمایید توجه بفرمایید) که آن جمله‌ای که از ماده 3 حذف شد سبب شد یک ابهامى براى من به وجود بیاید. در ماده 5 گفته شده است از محصلین مشمول مواد 2 و 3 و 4 انتخاب نماید بنده می‌خواهم سؤال بکنم محصلین مشمول ماده چهار چه اشخاصى هستند، اصولاً به عقیده بنده با حذف جمله‌ای که در ماده 3 به عمل آمد شما نمی‌توانید به آن اشخاص محصل اطلاق کنید به دلیل این که این اشخاص می‌آیند می‌گویند ما می‌خواهیم برویم تحصیل کنیم پدربزرگ بنده می‌آید می‌گوید من براى تحصیل می‌خواهم به خارج بروم شما از چه طریق می‌توانید کسب اطلاع بفرمایید که این شخص محصل است، شما در ماده 3 وزارت فرهنگ را مکلف فرمودید که به این شخص گذرنامه تحصیلى بدهد چه اطلاعى دارید که این شخص براى تحصیل می‌رود و در نتیجه بنده از جنابعالى سؤال می‌کنم و علاقمندم که تا وقتى که دیر نشده است یک فکرى بکنید که این محصلین که به خارج می‌روند چه اشخاصى هستند این محصلین که در اینجا شما به عنوان ماده 2 و 3 و 4 تعیین می‌فرمایید آن قسمت که مربوط به ماده سوم است چه کسانى هستند و به عقیده بنده و تا این مطلب روشن نشود تصویب این قسمت از ماده 5 صحیح نیست.

رئیس ـ اگر پیشنهادى دارید بدهید.

دکتر رضایی - اشکال این است که آن قسمت حذف شده است و جناب آقاى وزیر فرهنگ باید فکرى بکنند.

رئیس ـ آقاى دکتر شاهکار.

دکتر شاهکار ـ عرض کنم آقاى دکتر رضایی ماده سه‌ای که سبب شده است که آقا در ماده 5 تردیدى فرمودید روشن است در ماده 3 آن عبارت هم که حذف شده معذالک این مطلب مانده در تمام مدتى که منظماً به تحصیل اشتغال دارند و باید عرض کم این وضعیت درست مثل این می‌ماند که بنده به علت مرضى که در بدنم پیدا شده می‌خواهم بروم و یکى از بیمارستان‌‌ها بخوابم می‌گویند آقا قبلاً شماره تختخواب

+++

در مریض‌خانه را به ما بده تا ما شما را بفرستیم می‌گویم آقا می‌خواهم بخوابم براى این کار چطور به بنده‌ای که می‌خواهم بروم فرنگ کنار دریاى مدیترانه استراحت کنم گذرنامه می‌دهند اما بپسر من که می‌خواهد برود به فرنگ درست بخواند می‌گویند قبلاً ثبت‌نام بکنید بنابراین آن قسمت که تصویب شد و در تصویب مجلس هم که حرفى نیست اما این تردیدى که فرمودید جوابش در ماده 3 هست ملاحظه بفرمایید قسمت اخیر ماده را نوشته است «در تمام مدتى که منظماً به تحصیل اشتغال دارند» وزارت فرهنگ یک اداره سرپرستى دارد یک اداره سرپرستى کل دارد و یک اداره کل در کل و منظماً با آنها در رابطه است و مخصوصاً وزیر فرهنگ با کمال علاقه‌ای که دارد گزارش‌ها را می‌خواند وقتى براى آقا اطلاع می‌آید که حسن فرزند حسین در فرنگستان مشغول تحصیل نیست، نه در کنکور شرکت کرده و نه دنبال این کار است همین ماه 3 ایجاب می‌کند که آقا گذرنامه تحصیلى او را بگیرد چرا؟ براى این که این‌جا گفته شده مادامى که منظماً به تحصیل اشتغال دارند می‌تواند و اما این ماده 5 یک ماده ابتکارى نیست در دوره‌های سابق در دوره اعلیحضرت فقید که محصل اعزام می‌کردند می‌آمدند از اشخاصى که واجد شرایط بودند بیست درصد انتخاب می‌کردند این ماده هم همین‌طور است بنابراین خیال می‌کنم که رفع سوء‌تفاهم از جنابعالى شده باشد و مادامى که منظماً مشغول تحصیل خواهند بود این یک عنوانى است که قبلاً نمی‌شود تهیه کرد باید به تحصیل اشتغال داشته باشد تا به من بگویند محصل و به نظر بنده ماده 5 بسیار ماده خوبى است و امیدوارم که رفع این اشکال آقا هم شده باشد.

رئیس ـ دیگر کسى اجازه صحبت نخواسته پیشنهادات قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

اینجانب پیشنهاد می‌نمایم در ماده 5 اضافه شود به میزان بیست درصد دانشجویان مقیم خارجه از میان محصلین بی‌بضاعت و با مسابقه انتخاب خواهند شد. دکتر امین.

رئیس ـ آقاى دکتر امین.

دکتر شفیع امین ـ اصولاً قوانینى که می‌گذرد براى راحتى اجتماعات است که وضع می‌شود ولى در اجراى این قوانین بعضى اشکالات پیش می‌آید که باید در خود قانون روشن بشود به خصوص محصلینى که در اروپا هستند یا به اروپا می‌روند در این چند سال اخیر با کمک‌هایی که دولت کرده و می‌کند همه‌اش به اشکالات برخورده‌اند و کمکى که باید بشود به سادگى انجام نمی‌شود و بلکه به اشکالات زیادى برخورد می‌کند مخصوصاً در آلمان محصلین به اسم ارزانى یک تخته فرش یا قالیچه برده‌اند ولى در آنجا مواجه با سختى شده و اشکالاتى پیش آمده است و این کمکى که به این ترتیب قرار شده که به محصلین مقیم خارج بشود بنده پیشنهاد کردم به محصلین بی‌بضاعت داده شود و مخصوصاً به آن‌هایی که در کلاس‌های بالاى دانشکده هستند آنها انتخاب شوند و به آنها داده شود که هم تفریط نشود و هم استفاده بکنند به طورى کلى آقایانى که از محصلین اعزامى که اینجا تشریف دارند می‌دانند بیست درصدى که در قانون قدیم در سال 1307 تصویب شده بود خاصه خرجى می‌شد طورى بشود که ترتیب بهترى رعایت گردد و یک طورى باشد که به محصلین بی‌بضاعت و آن‌هایی که در کلاس‌های بالاى دانشکده باشند داده شود و ترتیبى داده شود که هر کس بی‌جهت نتواند از این بودجه استفاده کند چون همه که رفته‌اند اروپا خواهند خواست که از این کمک استفاده کنند و باید در قانون توضیح داده شود.

رئیس ـ آقاى مهران مخالفید بفرمایید.

احمد مهران ـ اصولاً ماده 5 یکى از بهترین ماد این قانون است این ماده از ابتکارات مرحوم اعتمادالدوله قراگزلو است (دولت‌آبادی - خدا رحمتش کند) که یکى از بهترین وزراى فرهنگ بود در قانون 1308 مسئله عدم بضاعت نوشته شده است ولى ذکر عدم بضاعت را به صورتى که آقاى دکتر امین پیشنهاد کردند بنده مخالفم براى این که اصولاً این عدم بضاعت را به اشخاص جوان که اول زندگیشان است تلقین کردن و شرایط سنگین براى آنها در نظر گرفتن بسیار کار ناصحیحى است مضافاً به این که وزارت فرهنگ در خود ماده شرایط لازم پیش‌بینى کرده است به این معنى که می‌گوید «صاحب امتیازات برجسته‌ای باشند انتخاب خواهند شد و در صورت تساوى شرایط کسانى که سابقه تحصیلى منظم بیشتر در خارجه دارند و بضاعت اولیا آنها کمتر است مقدم می‌باشند» من فکر می‌کنم که ماده خیلى ماهرانه نوشته شده است و مخصوصاً عدم بضاعت را ننوشته است براى خودشان براى اولیا‌شان ذکر کرده است فقط بنده پیشنهاد کرده‌ام که جمله (با تشخیص اداره سرپرستى) ذکر شود که دیگر این محصل را این طرف و آن طرف براى شرط تقدیم نفرستند حالا اگر آقایان به این قسمت نظرى دارند بنده این پیشنهاد را ندهم اگر ندارید بدهم بنده فکر می‌کنم که مشخص این کار هم باید اداره سرپرستى باشد که محصل این طرف و آن طرف ندود.

رئیس ـ آقاى دکتر امین پیشنهادتان را رأى بگیرم؟

دکتر امین-  اگر جناب آقاى وزیر فرهنگ قبول کنند که موضوع تأمین خواهد شد بنده نظرى ندارم.

رئیس ـ این قسمت در این ماده هست که اشخاص بی‌بضاعت رعایت بشود معذالک رأى گفته می‌شود یک بار دیگر خوانده می‌شود (به شرح سابق قرائت شد) آقایانى که با این پیشنهاد موافقند قیام کنند (چند نفرى برخاستند) تصویب نشد پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود (به شرح زیر قرائت شد) پیشنهاد می‌کنم تبصره ذیل به ماده 5 اضافه شود.

تبصره محصلین مشمول ماده 5 باید تعهد نماینده که پس از فراغ تحصیل در ایران اقامت و خدمت نمایند و در غیر این صورت مخارج وزارت فرهنگ را مسترد دارند. احمد مهران.

رئیس ـ قسمت اولش قبلاً تصویب شده است آقایى وزیر فرهنگ بفرمایید.

وزیر فرهنگ ـ جناب آقاى صدرزاده در این باب پیشنهاد فرمودند که قرار شد یک ماده به این قانون علاوه شد که گمان می‌کنم اگر این ماده علاوه شود این نظر به طور کلى تأمین مى شود که کلیه محصلینى که با کمک مالى دولت به خارجه می‌روند مکلف باشند پس از پایان تحصیلات به ایران بیایند و به کشور خدمت کنند.

رئیس ـ اینجا در پیشنهاد که شده یک جمله علاوه دارد که اگر نیامدند معادل همان وجه را بدهند پیشنهاد آقاى صدر‌زاده این بود که به همان مدت اینجا خدمت کنند و تصویب هم شده اینجا یک اضافه‌ای دارد که ارگ خدمت نکردند مخارجى که براى آنها شده مسترد شود.

احمد مهران ـ در این صورت بنده پس می‌گیرم.

رئیس ـ پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت می‌شود)

پیشنهاد می‌کنم جمله با تشخیص اداره سرپرستى قبل از مقدم می‌باشند در آخر ماده 5 باشد احمد مهران.

رئیس ـ عامل این کار خود وزارت فرهنگ و سرپرستى است.

احمد مهران ـ پس گرفتم.

رئیس ـ پیشنهاد دیگر قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌نمایم تبصره ذیل به ماده 5 اضافه شود.

تبصره به محصلینى که با تصویب این قانون در امتحاناتى که وزارت فرهنگ براى داوطلبان تحصیل در خارج از کشور ترتیب داده است شرکت کرده‌اند و پذیرفته شده‌اند گذرنامه تحصیلى داده خواهد شد. دکتر دادفر دکتر حسن افشار.

رئیس ـ آقاى دکتر دادفر.

دکتر دادفر ـ آقایان محترم اطلاع دارند که سابق براى رفتن به خارج براى تحصیل دو شق وجود داشت یا وزارت فرهنگ خودش رأسا می‌فرستاد که تمام هزینه تحصیل را می‌داد و یا اصولاً اشخاصى که فقط امتحان زبان می‌دادند براى رفتن خارج به خرج خودشان می‌توانستند بروند یک عده‌ای آمده‌اند در وزارت فرهنگ و امتحان داده‌اند و پذیرفته هم شده‌اند ولى هنوز به آنها گذرنامه تحصیلى داده نشده است در عوض آن‌هایی که رد شده‌اند و در خارج هم بسر می‌برند قانون گذراندیم که به آنها گذرنامه تحصیلى داده شود و بنده نمی‌دانم آن اشخاصى که آمده‌اند امتحان داده‌اند و زبان خواننده‌اند چرا نباید گذرنامه به آنها داده شود حالا بنده پیشنهاد داده‌ام چون در ماده 5 است اگر جناب آقاى وزیر فرهنگ قبول بفرمایند که دستور بدهند به اینها هم گذرنامه تحصیلى داده شود بنده پیشنهادم را پس می‌گیرم.

وزیر فرهنگ بنده باید عرض کنم با این قانون همه اینها گذرنامه تحصیلى می‌گیرند و می‌روند نه تنها اینها بلکه آنهایی که اسم هم ثبت نکردند و محصل هم شناخته نشده‌اند آنها هم گذرنامه تحصیلى می‌توانند بگیرند.

دکتر دادفر ـ حالا که می‌فرمایند به این اشخاص هم گذرنامه تحصیلى می‌دهند پس می‌گیرم.

رئیس ـ دیگر پیشنهادى نیست آقایانى که با ماده 5 موافقند قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد ماده ششم قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

ماده 6- صدور روادید اقامت محصلین مقیم خارجه موکول به داشتن حسن اخلاق و تحصیل منظم می‌باشد وزارت فرهنگ می‌تواند از اولیا محصلین در موقع اعزام آنان تضمین بانکى در حدود هزینه و وسایل مراجعت اخذ کند تا اگر از جهات اخلاقى و تحصیلى موجبات رضامندى فراهم نکنند استفاده از این اعتبار آنها را به ایران عودت دهند.

رئیس ـ آقاى اردلان مخالفید بفرمایید.

اردلان ـ این ماده همه جایش خوبست فقط یک اشکالى دارد که بهتر است جناب آقاى وزیر فرهنگ مساعدت بفرمایند که تسهیلى فراهم بشود ضمانت بانک یک تشکیلات و تضییقاتى دارد که او را راحت نمی‌گذارند بنده می‌خواهم پسرم را بفرستم خارج تحصیل کند حالا بروم یک ضمانت‌نامه بانکى بدهم که تا هشت سال ده سال که او آنجا تحصیل می‌کند در بانک باشد که اگر یک روز خطایی کرد بتوانند او را برگردانند این به نظر بنده یک مطلب مشکلى است موافقت بفرمایید ضمانت‌نامه بانکى را بردارید وزارت فرهنگ ببیند این آدم صاحب چیز است ضمانت او را قبول کند این کافى است ضمانت بانکى را خواهش می‌کنم بردارید

+++

(صحیح است).

رئیس ـ آقا دکتر رضایی موافقید بفرمایید.

دکتر رضایی ـ بنده با این ماده موافقم چون خودم در مدتى که در خارج بوده‌ام بار‌ها شاهد جریاناتى بودم که معتقد شدم این ماده کاملاً لازم است منتهى فرمایشات جناب آقاى اردلان هم کاملاً صحیح است به این معنى که بایستى یک وسیله‌ای باشد که سرپرستى، کنسولگرى ما در خارج بتواند یک شخصى را که در آنجا تحصیل می‌کند و مزاحم است و سبب سرشکستگى محصلین ایرانى در آن کشور است او را به کشور برگرداند بنده خودم بار‌ها دیدم که محصلینى بودند که لازم بود به کشور برگردانده شود ولى متأسفانه کنسولگرى اعتبار و بودجه‌ای براى این کار نداشت و نتیجه این شد که این آقایان در آن کشور ماندند سرگردان و مزاحم پس عقیده و ایده اصلى بسیار بسیار خوب است فقط همان‌طور که جناب آقاى اردلان فرمودند بایستى براى گنجاندن این موضوع در این ماده مزاحم محصلین دیگر نشویم و بنده پیشنهاد می‌کنم همان‌طور که جناب آقاى اردلان فرمودند تضمین بانکى تبدیل به تضمین لازم شود.

رئیس ـ آقاى دکتر شاهکار مخالفید بفرمایید.

دکتر شاهکار ـ عرض می‌کنم جناب آقا اردلان یک قسمت از فرایضى که بنده می‌خواستم بکنم فرمودند و با یک قسمت آن موافقت فرمودند بنده اصلاً با این ماده مخالفم ما استرداد مجرم که نمی‌خواهیم بکنیم اینجا نوشته است اگر موجبات رضامندى را فراهم نکرد عودت داده شود این درست نیست عرض کنم بنده پسرم را می‌فرستم به خرج خودم به فرنگ در آنجا مادامى که به تحصیل منظم اشتغال دارد بهش روادید می‌دهیم اگر نکرد و محصل نبود روادید نمی‌دهیم اما کسترادیسیون که نوشته است استرداد مجرم این برا مجرمین است که باید برگردانده شوند به ایران ما آنجا صندوق‌هایی در کنسولگرى‌هایمان داریم براى ایرانیانى که نمی‌توانند به وطن عودت نمایند یک همچو آقایی را که فرستادیم آنجا اگر تحصیل منظم نکرد و محصل نیست کنسولگری‌های ما آنها را به ایران برمى‌گردانند و انشا‌الله آن سؤال بنده که راجع به وزارت خارجه است مطرح خواهد شد و بنده عرض خواهم کرد که این آقایان در آنجا چه می‌کنند و بنابراین بنده استدعا می‌کنم که آقاى وزیر فرهنگ موافقت بفرمایند این قسمت کافى است که صدور روادید اقامت محصلین خارج موکول به داشتن حسن اخلاق و تحصیل منظم می‌باشد و بقیه مطلب به هیچ‌وجه لازم نیست (صحیح است).

رئیس ـ آقاى تیمورتاش.

تیمورتاش ـ بنده مخالفم.

رئیس ـ آقاى مرآت اسفندیارى.

مرآت اسفندیارى ـ بنده هم مخالفم.

رئیس ـ چون موافقى اجازه نخواسته است و مخالف هم صحبت کرده است پیشنهادات قرائت می‌شود. تاکنون 9 پیشنهاد در این ماده رسیده.

5- اعلام مقام ریاست دابر بر تبدیل کلمه (اداره) به (وزارت) در لایحه تأسیس پلیس گمرک و تصدیق مجلس‏

رئیس ـ یک موضوعى را می‌خواستم به عرض مجلس برسانم وقتى قانون پلیس گمرک در مجلس تصویب شد به عنوان اداره گمرکات تصویب شد چون هنوز وزارت‌خانه نبود یعنى لایحه تأسیس وزارت گمرکات در مجلس تصویب نشده بود به عنوان اداره گمرکات نوشته شده بود و بنابراین به مجلس سنا نفرستادم حالا که در جلسه قبل لایحه وزارت گمرکات و انحصارات تصویب شده در عوض کلمه (اداره) گذارده می‌شود (صحیح است) چون تصویبى که مجلس کرد به عنوان اداره گمرکات بود خواستم به اطلاع آقایان برسانم که در آن لایحه هر جا اداره گمرک هست تبدیل می‌شود به وزارت گمرکات و به مجلس سنا فرستاده می‌شود (صحیح است).

6- تصویب یک فقره اصلاح در ماده واحده عهدنامه مودت و اقامت بین ایران و اسپانیا

رئیس ـ مطلب دیگرى که می‌خواستم به اطلاع آقایان برسانم عهد‌نامه مودت و اقامت بین دولت شاهنشاهى ایران و کشور اسپانى از مجلس سنا برگشته در آنجا یک اصلاح مختصرى کرده‌اند که چیز مهمى نیست این‌جا نوشته بود «مجلس شوراى ملى عهدنامه مودت و اقامت ایران و اسپانى را الى آخر» آنجا اصلاح کرده‌اند «عهد‌نامه مودت بین دولتین ایران و اسپانى الى آخر» بنابراین اجازه بفرمایید همین‌طور که از سنا برگشته است به دولت ابلاغ کنیم صحیح است و چون در ماده ششم لایحه اعزام محصل 9 فقره پیشنهاد رسیده است و عصر هم آقایان باید تشریف بیاورند بقیه مذاکره در لایحه فرهنگ می‌ماند به جلسه بعد.

7- قرائت طرح پیشنهادى راجع به عوارض شهرداری‌ها و ارجاع به کمیسیون‏

رئیس ـ یک طرح است که آقایان نمایندگان داده‌اند چون عادى است قرائت می‌شود و به کمیسیون مربوطه فرستاده شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

مقام مقدس مجلس شوراى ملى‏

در سنوات گذشته وضع عوارض در شهر‌ها به عهده انجمن‌های شهر و در غیبت انجمن به عهده وزارت کشور واگذار گردیده چون به موجب اصل هجدهم قانون اساسى رد یا قبول عوارض باید به تصویب مجلس شوراى ملى باشد علیهذا از نظر حفظ قانون اساسى و دقت و مطالعه بیشتر در وضع عوارض ماده واحده ذیل را پیشنهاد می‌نماید.

ماده واحده تصمیمات انجمن شهر یا وزارت کشور به قائم مقامى انجمن‌های شهر در مورد وضع عوارض پس از تصویب کمیسیون کشور مجلس شوراى ملى قابل اجرا خواهد بود.

تبصره - وزارت کشور مکلف است مصوبات جارى انجمن‌های شهر یا وزارت کشور را در مورد عوارض در ظرف سه ماه براى تحصیل اجازه تقدیم مجلس شوراى ملى نماید. ارسلان خلعت‌بری خرازى بهبهانى رستم گیو موسوى آقایان هدى، مهندس جفرودى، مهندس هدایت، مهندس فروغى اعظم، زنگنه، دکتر پیرنیا و چند امضاى دیگر.

رئیس ـ آقاى خلعت‌بری توضیحى دارید بدهید.

خلعت‌بری ـ توضیحى ندارم چون مردم در زحمت هستند این طرح تقدیم شده است که به کمیسیون ارجاع شود.

8- تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه‏

رئیس – به کمیسیون کشور ارجاع می‌شود جلسه را ختم می‌کنیم جلسه آینده روز سه‌شنبه خواهد بود دستور هم بقیه لایحه فرهنگ.

(مجلس نیم ساعت بعد از ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شوراى ملى ـ رضا حکمت

+++

یادداشت ها
Parameter:295150!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)