کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره هشتم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏8
[1396/05/04]

جلسه: 88 صورت مشروح مجلس روز سه‌شنبه 10 خرداد ماه 1311(25 محرم 1351)  

فهرست مذاکرات

1) تصویب صورت مجلس

2) تصویب لایحه مجازات مرتکبین قاچاق اجناس ممنوعه

3) موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏8

جلسه: 88

صورت مشروح مجلس روز سه‌شنبه 10 خرداد ماه 1311(25 محرم 1351)

فهرست مذاکرات

1) تصویب صورت مجلس

2) تصویب لایحه مجازات مرتکبین قاچاق اجناس ممنوعه

3) موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

مجلس یک ساعت و نیم قبل از ظهر به ریاست آقاى دادگر تشکیل گردید.

صورت مجلس روز پنجشنبه 5 خردادماه را آقاى مؤید احمدى(منشى) قرائت نمودند

اسامی غایبین جلسه گذشته که ضمن صورت مجلس خوانده شده است:

غایبین با اجازه - آقایان : آشتیانی - طالش خان - ملک آرایی .

غایبین بی‌اجازه - آقایان : تیمورتاش - ارباب کیخسرو - طباطبایی دیبا - اسدی - فقیه - کفایی - عبدالحسین خان دیبا - آقا رضا مهدوی - اقبال - قوام .

دیر آمدگان بی‌اجازه - آقایان : حاج میرزا حبیب­الله امین - آقا رضا بوشهری - یونس آقا وهاب‌زاده - مسعود ثابتی .

[1- تصویب صورت مجلس‏]

رئیس- در صورت مجلس نظرى نیست؟

نمایندگان- خیر.

رئیس- تصویب شد.

[2- شور لایحه مجازات مرتکبین قاچاق اجناس ممنوعه‏]

رئیس- خبر کمیسیون اقتصاد ملى راجع به مجازات مرتکبین قاچاق اجناس ممنوع الورود مطرح است مذاکره در کلیات است آقاى فاطمى.

فاطمى- تقریباً یک سال قبل وقتى که لایحه انحصار تجارت در فراکسیون مطرح بود بنده به طور کلى یک عرایض کردم و خیلى هم متأسفم که عرایض بنده و حدسیات بنده صائب بود و اسباب گرفتارى و زحمت براى مردم شد البته این لایحه هم که امروز آورده‌اند مقصود دولت و آقاى رئیس کل تجارت تسهیلات وضعیت حال مردم است بنده تصدیق دارم ولى متأسفانه با تجربه گذشته و با اطلاعاتى که بنده شخصاً دارم یقین دارم که این لایحه هم باز به ضرر دو طبقه که فعلاً همه چیزها به ضرر این دو طبقه تمام مى‌شود این لایحه هم به ضرر آن دو طبقه تمام خواهد شد و آن

+++

دو طبقه هم معلوم هستند یک طبقه اشخاصى هستند که مستخدمین دولت هستند و از دولت حقوق مى‌گیرند و یک طبقه هم زارع که اینها باید همه چیز را بخرند اینها در مقابل حقوق ثابتى دارند مى‌گیرند یعنى همان حقوقى را که در شش سال پیش از این پنج سال پیش از این در موقعى که این اجناس ثلث قیمت فعلى بلکه خیلى کمتر بود و زارعین هم که حال‌شان معلوم بود که یک خروار گندم مى‌فروختند چهار جفت کفش مى‌خریدند حالا چهار خروار گندم که بفروشند یک لنگه کفش هم نمى‌توانند بخرند بنده مى‌بینم تمام این عملیاتى که شد هیچ به نفع مردم تمام نشد و به نفع چند نفرى شد شاید در طهران صدها هزار خانواده از بین رفته و ده نفر میلیونر شده‌اند و بنده مى‌توانم در همین شهر طهران یک اشخاصى را به شما نشان بدهم که کارشان فروش همین اشیایى است که در اینجا نوشته مى‌شود اینها در ده سال قبل دوازده سال قبل تمام سرمایه‌شان به ده هزار تومان نمى‌رسیده و امروز دو میلیون تومان مستغلات‌شان رسیده است این البته از راه تجارت که محال است این از راه غارت است از راه تمام کردن خانواده‌ها است امروز هم نمى‌شود مردم را به طور کامل جلوگیرى از استعمال کرد مردم امروز غیر از مردم بیست سال قبل هستند مردمان بیست سال قبل به چراغ برق آشنا نبودند حالا اگر چه آقاى حاج امین‌الضرب تشریف دارند و جسارت است ولى باید گفت که امروز هیچ کس از وضعیت چراغ برق راضى نیست و آن را نمى‌پسندند همین طور نمى‌شود گفت مثلاً فلان پارچه را نخواهند و استعمال نکنند فلان پارچه را در فلان دکان پیدا مى‌شود و خانواده‌ها هم به رقابت همدیگر مى‌خرند و بنده بعد از تصویب این لایحه مى‌دانم که چه مى‌شود تمام این اشیاء حکم تریاک قاچاق را پیدا مى‌کند یک نفر مى‌رود به فلان دکان و فلان چادر را مى‌خواهد صاحب دکان شب چادر را مى‌گذارد زیر عبایش که من به زحمت این را براى شما صد و بیست تومان تمام کرده‌ام فردا صبح هم که نگاه مى‌کند ده جایش سوراخ است و جرأت هم نمى‌کند بگویند براى این که مطابق قانون قاچاق ممنوع‌الورود است به این جهت بنده در این زمینه عرایضى دارم و حتى اعتراضاتى هم به کمیسیون اقتصاد ملى دارم که موقع طرح بعضى مواد توضیح خواهم داد که به عقیده بنده کمیسیون صلاحیت تصویب نداشته آنها را هم عرض خواهم کرد و حالا عجالتاً در این قسمت عرض مى‌کنم و مى‌خواهم خواهش کنم که یک اقدامى به نام مصلحت تمام مردم بکنید و تمام این لایحه را کنار بگذارید شما که مى‌خواهید یک سال دیگر این کار را بکنید امروز این لایحه را بیاورید و این چیزها را اصلاً حرام کنید که مردم نتوانند استعمال کنند و الا امروز ما بخواهیم بگذاریم تا یک سال دیگر فلان آقا یا فلان خانمى که اطلاع دارد بعد از یک سال دیگر ممنوع مى‌شود علاقه‌مند هم هست که جوراب ابریشمى پایش بکند یا فلان پارچه ابریشمى را استعمال کند ناچار است برود اثاثیه‌اش را گرو بگذارد چند جفت کفش تهیه بکند مى‌فرمایید یک اجناسى که موجود است اینها را کى ضررش را متحمل مى‌شود شما متحمل مى‌شوید پس مالیات هنگفتى برایش وضع کنید که مردم از شر اینها راحت شوند و الا بنده آن وقت عرض کردم حالا هم در پشت این تریبون عرض مى‌کنم ملاحظه‏ بفرمایید بعد از تصویب این لایحه آن چیز‌هایى که فعلاً هست فردا هر چه را مراجعه کنید چهار برابر مى‌شود و بالاخره پس فردا به جایى مى‌رسد که هیچ کس توانایى ندارد که طرفش برود جز یک عده که اسباب خرابى خانواده‌ها هستند و بنده نمى‌دانم چه محظورى دارد که دولت یک همچو لایحه بیاورد که فلان چیز و فلان چیز را استعمال نکنند مجلس شوراى ملى هم رأى مى‌دهد مردم هم راحت مى‌شوند این است عقیده بنده.

رئیس کل تجارت(آقاى یاسایى)- فرمایشاتى را که حضرت آقاى فاطمى فرمودند دایر به تأیید این لایحه بود منتها یک قدرى چرب‌تر و شاید خود بنده هم با طرز فکر حضرتعالى مخالف نباشم و شاید آقایان هم موافقند ولى ملاحظه بفرمایید موقعى که دولت طرز فکر حضرتعالى

+++

را بخواهد اجرا کند خیلى مشکل است اجناس ممنوعه که حالا اصطلاح ممنوعیت را درباره‌اش استعمال مى‌کنیم عیناً به صورت مجاز وارد این مملکت شده است در مرحله قانون انحصار تجارت نبوده ورود این اجناس مثل سایر اجناس مجاز بوده و هیچ مانعى هم در بین نبوده است و یک تجارى هم شغل‌شان ورود این گونه اجناس بوده یک سرمایه‌‌هایى هم به کار برده‌اند براى تدارک آنها یک قسمت‌‌هایى هم همین طور که مى‌فرمایید به قیمت‌هاى گزاف فروش رفته و مى‌رود و یک قسمت‌هاى دیگر شاید این طور نیست اجناس ممنوعه چند صورت دارد یک قسمت آن‌هایى است که مشترى نقد پاى مال حاضر است و تقاضا بیش از عرضه است و بوالهوسى ماها باعث این شده است که فروش مى‌رود البته کسانى که متصدى ورود و خرید و فروش این اجناس هستند ممکن است که خیلى استفاده کرده باشند ولى خوب تجارت آزاد بوده است وقتى که یک تجارتى آزاد بوده است نمى‌شود اسمش را سوء استفاده گذاشت بى‌انصافى مى‌شود گفت و شاید مى‌شود لغات دیگرى برایش پیدا کرد آیا اینها برخلاف مقررات و قوانین موضوعه نیست و یک قسمت اجناسى است که الان شاید مدت‌ها است آورده‌اند و هنوز فروش نرفته مثلاً فلان مجسمه را آورده است در فلان مغازه و هنوز هست و شاید ده سال دیگر هم باشد که بالاخره هنوز ایرانى آن قدرها بوالهوس نشده است یا سرمایه آن را ندارد که این طور چیزها را استعمال کند و بالاخره یک قسمت از این قبیل اجناس و نظایر آن را در مغازه‌ها مى‌بینید که مدت‌ها هست و کسى نمى‌رود بخرد و یک قسمت هم اجناس دیگرى است که غالباً مراجعه مى‌کنند و اجازه عودتش را به خارجه مى‌خواهند که آورده‌اند ببینند در بازار ایران مصرفى پیدا مى‌کند و ممکن است که ایرانى‌ها را معتاد کرد به این طور چیزها یا خیر مى‌بیند خیر موفق نمى‌شود بر مى‌گردانند در هر حال همه جور اجناس ممنوعه هست ولى آن چیزى که بیشتر طرف توجه است همان چیزى است که مشترى نقد دارد و همان چیز‌هایى است که موجب وارد کردن مردم است به قاچاق مثل فرضاً مشروبات الکلى مثل منسوجات ابریشمى که خیلى لوکس است و مثل انواع و اقسام جوراب‌هاى ابریشمى و چیزهاى حاضر و پرداخته و مهیا شده اینها نظر به این که مشتری‌هاى حاضرى همیشه در بازار دارد مردم هم اصرار دارند که بیشتر وارد کنند تشبثاتی مى‌کنند براى این که به طور قاچاق وارد شود مقصود دولت حالا مقاومت با این طور اشخاص و مخالفت و سختى با ورود این گونه اجناس است ابتدا آقایان در نظر دارند که دولت به فکر افتاد که اجناس ممنوعه و مجاز را درجه‌بندى کند و محدود کند و طبقه‌بندى کند اجناس ممنوعه را که کدامش قابل این است که به آنها علامت الصاق شود یک صورت علی‌حده برایش معین شود و آنچه که قابل این نیست یک مدتى برایش معین شود بعد که ما شروع کردیم به مطالعه در اطراف اجراى قانون و چسباندن اتیکت و علامت و اینها دیدیم شاید کار آسانى نیست و ممکن است اسباب زحمت مردم شود و مأمورینى هم که خیلى شاید مورد اطمینان باشند نداشته باشیم و به این جهت از این خیال انصراف حاصل کردیم و به ترتیب فعلى موافقت و پیشنهاد شد که مهلتى داده شود به آن اشخاص در ظرف یک سال که هر چه اجناس ممنوعه دارند که به موجب یک صورتى معین خواهد شد در ظرف یک سال به فروش برسانند و اگر در ظرف یک سال به فروش نرساندند آن وقت در تحت نظر دولت در یک مراکزى فروخته شود و پولش به صاحبش برسد آقاى فاطمى اگر توجه بفرمایند به نظر بنده چندین مزیت دارد اولاً ما از این نگرانى که داریم از نداشتن مأمورین زیاد و صحیح‌العمل براى تفتیش آن نگرانى دیگر در اینجا مورد ندارد خود ضرب‌الاجل و اخطار این کار را خواهد کرد مگر این که ما وقتى که موفق شدیم به این که اتیکت بچسبانیم آن وقت اینها مجاز خواهند بود که بدون تمدید مدتى به فروش برسانند در صورتى که به ترتیب فعلى فقط یک سال وقت داده شده است

+++

یک تمدیدى است براى اینها که در این مدت بفروشند و البته آن چه که باقى بماند به تقویمى که خود دولت معین مى‌کند تحت نظر دولت در مراکزى به فروش مى‌رسد و البته مى‌دانند صاحبان آنها که وقتى که تحت نظر دولت باید به فروش برسد خرج آن کم نخواهد شد و تصور مى‌شود که در ظرف یک سال آنچه هست به فروش برسد اولاً نتیجه که حاصل مى‌شود از این قسمت این است که آنچه که هست در ظرف یک سال قسمت بیشترش تمام مى‌شود دوم این که ما یک زحمت‌‌هایى متوجه مردم نکرده‌ایم و این قسمت شاید براى ما آسان‌تر باشد زیرا که در اینجا پیش‌بینى شده است که بعد از دو ماه باید صورت بدهند و بعد هم ماه به ماه صورت به فروش بدهند که ما یک مراقبت‌‌هایى هم در عمل بکنیم که یک تفاوت‌‌هایى در آخر سال پیدا شود آن وقت باقى مى‌ماند یک اجناس ممنوعه که به طور قاچاق وارد شده و همین طور که فرض فرمودید که مخفیانه به فروش برسد تصدیق بفرمایید وقتى که کار به اینجا کشید باید خیلى خوشوقت بود که یک قسمت مهم از منظور ما حاصل شده است زیرا که موارد اینجا فرق مى‌کند تشبیه این که فرمودید با تریاک قاچاق یک قدرى این فرق دارد آقا اجناس ممنوعه یا اجناسى که اتیکت دارند یا اجناسى که باندرل دارند تعدادشان تصدیق بفرمایید که همه‌اش خیلى آسان نیست که به این ترتیب خرید و فروش شود ثانیاً با مراقبت‌هایى که خواهد شد تصدیق بفرمایید جلوگیرى خواهد شد دیگر این که اغلب اشخاصى که متصدى خرید و فروش این اجناس هستند به طور حتم بدانند که از خرید و معامله این طور اجناس جلوگیرى خواهد شد خوددارى خواهند کرد زیرا که وضعیت شخصی‌شان اجازه نمى‌دهد که وارد این جور کارها بشوند چنانچه الان هم مى‌ببینیم یک عده کمى هم هستند که اینها ول کن نیستند ما باید مقاومت کنیم با آنها تحقیق کنیم و تفتیش و آن وقت یک سال که منقضى شد به نظر بنده وجه جمع قضیه این است که دولت پیشنهاد کرده است که یک سال مهلت داده شود به آقایان که بفروشند و تصور مى‌شود که خود این اخطار و ضرب‌الاجل قانونى الزام بکند که به قیمت ارزان‌ترى بفروشند صورت هم ما مى‌دهیم و مطابق آن صورت یک ترتیباتى خواهیم کرد که زودتر تمام شود و مادام که این اجناس ممنوعه موجوده فعلى که یک قسمتش ذخیره فعلى است و یک قسمتش این اواخر وارد شده است مادام که اینها در تحت یک نظم و ترتیبى نیاید در آتیه جلوگیرى از قاچاق آسان نیست و در خاتمه عرض مى‌کنم هر محظورى ملازمه دارد با قاچاق در تمام دنیا که یک قوانینى در این موارد وضع شده است براى این است که یک قاچاق‌هایى بوده است و یک تخلفاتى هم پشت سرش پیدا شده است البته یک مطالعات و مقررات و سانکسیون‌هایى هم پیدا مى‌شود که از قاچاق جلوگیرى شود یعنى تقلیل شود تا آن جایى که ممکن است ولى هیچ جاى دنیا موفق نمى‌شوند که در قاچاق یک موضوعى هر چه هست صد در صد جلوگیرى شود در عین حال اگر یک موارد محدوده به نظر مى‌آید آن را نباید مثال به اصل قرار داد ما اگر موفق شدیم صدى شصت صدى هفتاد این مطلب را به وسیله این قانون جلوگیرى کنیم باید خیلى خوشوقت باشیم و تصور مى‌کنم از این قانونى که ملاحظه مى‌فرمایید این منظور حاصل مى‌شود و اگر هم باقى بماند یک مقدار کمى است و اگر یک مرتبه بگوییم معاملات راجع به اجناس ممنوعه ممنوع است به نظر بنده نه صلاح است و نه مقتضى است زیرا که عرض کردم آنهایى که اجناس وارد کرده‌اند اغلب به طور مشروع قبل از قانون وارد کرده‌اند عرض کردم در یک مواقعى یک مقرراتى نداشتید و یک قانونى در مملکت نبود و مرا منع نمى‌کرد از وارد کردن من مدارک هم نشان مى‏دهم که این جنس مال چهار سال پیش است هنوز هم به فروش نرفته شما هم نمى‌توانید الان بگویید این معامله ممنوع است در هر صورت به نظر بنده اگر آقایان موافقت بفرمایند که یک سال اجازه داده شود و بعد از یک سال هم تحت نظر دولت به فروش برسد و پولش به صاحبانش برسد هم به کسى ضرر زیادى وارد نشده و هم مثل کسى مصادره نشده ضبط نشده و هم به مقصود مى‌رسیم منتهى یک قدرى ملایم‌تر و دیرتر این را هم تصدیق بفرمایید که قوانین سخت وضع کردن باید فکر اجرایش را هم کرد خود قوانین و مقررات قانون انحصار تجارت فوق‌العاده سخت بود حالا یک قدرى ملایم شده است مردم

+++

هم مأنوس شده‌اند بنده هم آقایان شاهدند که در سنه گذشته انواع و اقسام تسهیلات را مى‌کردم که یک حالت برزخى بگذراند که مردم معتاد و مأنوس شوند ولى آن تسهیلاتى که پارسال یک کسى مى‌آمد و می‌گفت سفارش قطعى دادم و فلان و فلان ولى امسال کسى نمى‌تواند بگوید سفارش قطعى دادم در هر صورت اگر بخواهیم یک نتیجه از قانون فعلى گرفته شود باید یک ملایمت‌هایى باشد زیرا اگر یک خشونت‌هاى فوق‌العاده در کار باشد نتیجه حاصل نمى‌شود این خلاصه عرایض بنده است.

رئیس- آقاى طهرانى.

طهرانى- عرض مى‌کنم که بنده تصور مى‌کنم که دو جهت را اینجا باید در نظر گرفت یکى مسأله احتیاجات و این که آیا دولت مى‌تواند این لایحه را کاملاً اجرا کند به طورى که واقعاً به نفع مردم تمام شود یا نه و این را بنده مفصلاً عرض مى‌کنم اولاً از نقطه‌نظر احتیاجات ما در قسمت احتیاجات مى‌بینیم که این اشیاء ممنوعه بیشترش و قسمت اغلبش محل احتیاج مردم است فرض بفرمایید پارچه‌هاى ابریشمى و یا چادر یا بعضى چیزهایى که ضرورت دارد براى آنها این زن مجبور است و چیزى نیست که جاى آن را بگیرد زن که نمى‌تواند پارچه یزدى را پیراهن کند.

افسر- چه اشکالى دارد آقاى(همهمه نمایندگان)

بعضى از نمایندگان- چرا نمى‌توانند.

طهرانى- اجازه بفرمایید این تئورى است یعنى عمل نشدن البته همه کار مى‌کنیم ولى وقتى که وارد عمل شدیم بنده هم با شما موافقم اشکالى ندارد الناس على دین ملوکهم وقتى که بزرگان و رؤساى مملکت و وزرا و وکلا و رؤساى ادارات شروع کردند و خانواده‌هاشان چیزهاى وطنى استعمال کردند و خانم‌هایشان را مجبور کردند که امتعه وطنى استعمال کنند همه مردم این کار را خواهند کرد ولى مادامى که این طور نیست و خانه من چادر فاق سرش مى‌کند شما نمى‌توانید این کار را بکنید او هم مى‌رود و شوهرش را مجبور مى‌کند که به هر نحوى هست برایش تهیه کند ما بایستى احتیاجات را در نظر بگیریم یک قسمت از پارچه‌هاى ابریشمى همان چادر است چنانچه ملاحظه مى‌فرمایید چهار برابر پنج برابر ترقى کرده است چرا ترقى کرده براى این که خریدار دارد و هر کارى کنید باز مى‌روند و مى‌خرند پس اگر دولت در نظر بگیرد یک چیزهایى که در مملکت تهیه‌اش فعلاً ممکن نیست آنها را اجازه ورودش را بدهد یا خودش وارد کند به یک تریتبى و یک اندازه و آن را به یک قمیت عادلانه بفروشد ممکن است از این وضعیت جلوگیرى شود و مردم هم دچار زحمت نشوند مثلاً بنده یک مثل خیلى کوچکى عرض مى‌کنم چادر فاق در بغداد دوازده روپیه است اینجا چهل تومان است و مى‌خرند چهل تومان پارچه ابریشمى در بغداد ذرعى دو تومان است اینجا ذرعى هشت تومان است و مى‌خرند و همین طور کریدوشین و کرپ ساتین چنانچه آقاى فاطمى فرمودند روى چشم و هم چشمى مجبوراً استعمال مى‌کنند بنده عرض نمى‌کنم که پارچه وطنى نپوشند بلکه خیلى میل دارم همه کرباس بپوشند ولى نمى‌پوشند و من هم نمى‌توانم جلوگیرى کنم(افسر- بنده مى‌توانم جلوگیرى کنم) خوب شما مى‌توانید ولى بنده نمى‌توانم و وقتى این عمل پیشرفت مى‌کند که از بالا شروع شود حتى اگر کسى لباس ابریشمى بپوشد از زن‌ها بهش احترام نکنند و الا باقى چیزهاى دیگر حرف است تئورى است مثل این که به جاى قند کشمش بخورند اینها دیگر یک چیزهایى است که کهنه شده است اینجا آن اشیایى که محل احتیاج است و استعمال مى‌کنند قاچاقش را چطور جلوگیرى مى‌کنیم دو قسم قاچاق مى‌شود در این مملکت کرد یک قاچاقى است که خیلى بنده جسارت مى‌کنم و نباید اینجا گفته شود ولى به طور کلى مجمل عرض مى‌کنم فرض بفرمایید بنده سمت نمایندگى دارم جامه‌دان و صندوق مرا حالا یا به وسیله خصوصى یا توصیه تفتیش نمى‌کنند و بنده در این جامه‌دان صد زرع دویست زرع پارچه ابریشمى مى‌گذارم و مى‌آورم آن وقت اینجا که آوردم هشتصد تومان استفاده کرده‌ام این

+++

نوع قاچاق را شما چطور جلویش را مى‌توانید بگیرید چنانچه بنده یک نکته دیگر عرض مى‌کنم چند سال است که از همین مجلس قانون گذراندیم که جوهر اگر وارد شود در گمرک آتش بزنند بسوزانند و یک من چهل تومان جریمه بگیرند شما از قاچاق جوهر جلوگیرى کردید؟ شما چه وقت در طهران و در ایران جوهر مى‌خواستید که برای‌تان مهیا نبوده است و نمى‌توانستید تهیه کنید؟ و جوهر را تنها آنچه که بنده خودم اطلاع دارم چون تجارتش در داخله مى‌شد غالباً قاچاقچى‌ها از سرحد اتباع خارجى وارد مى‌کردند و به دست اتباع داخلى فروش مى‌رفت و اگر یک وقت یک نفر اتباع داخلى گیر مى‌افتاد خودش واسطه ورودش نبوده و همچنین اشیاء نفیس و ممنوع‌الورود که مى‌شود به وسیله جیب بغل و توى جامه‌دان خارج کرد اینها جلوگیریش براى دولت خیلى مشکل است و بنده تصور مى‌کنم نمى‌شود جلوگیرى کرد و حالا آن مقدارى که استعمال مى‌شد بایستى چندین برابر مردم پول بدهند و بخرند و هر کارى هم که شما بکنید در مغازه‌ها بالاخره دلاله زن‌ها در خانه‌ها مى‌برند و مى‌فروشند ملاحظه بفرمایید بنده از بغداد از همین سواحل خوزستان عرض مى‌کنم شما تقریباً یک مقدار زیادى از دهنه فاو تا بیاید بصره و محمره و همچنین کوت‌العماره تا نزدیک بغداد و از دهنه فاو تا محمره کشتى‌ها و قایق‌هاى کوچک وسط شط العرب در حرکت است و شما یک مأمور ندارید در وسط شط که از اینها جلوگیرى کند و هر کدام آنها ده زرع پارچه و ده چادر و پنج چادر همراه بیورند و بخواهند قاچاق کنند براى دولت جلوگیریش خیلى مشکل است همچنین از قسمت کوت‌العماره به این طرف که اتصالاً رفت و آمد مى‌شود چطور مى‌شود از قاچاق جلوگیرى کرد.(بعضى از نمایندگان به وسیله همین قانون جلوگیرى مى‌شود) اجازه بفرمایید آقا یکى هم در بنادر خلیج فارس است این همه بنادرى که در خلیج فارس هست و خودتان مى‌دانید که جوال جوال صد جوال و پنجاه جوال صد صندوق و پنجاه صندوق قند قاچاق مى‌کنند وقتى قندها را قاچاق مى‌کنند آن وقت شما جلوگیرى از قاچاق یک اجناسى که قاچاقش خیلى سهل‌تر است چطور مى‌توانید بکنید؟ این خیلى مشکل است و تصور مى‌کنم که دولت نمى‌تواند کاملاً موفقیت پیدا کند و از این قاچاق جلوگیرى کند و بنده تصور تصور مى‌کنم که دولت یک اشیایى ار خیلى ضرورت دارد در زندگانى مردم آنها را در تحت نظر بگیرد و آن مقدارى که لازم مى‌داند براى مردم آنها را وارد بکند به یک ترتیبى و به قیمت خیلى ارزان و عادلانه مناسبى به مردم بدهد به این ترتیب از قاچاق بیشتر و بهتر مى‌توان جلوگیرى کرد و از آن کس هم آن‌هایى هم که یا قاچاقچى‌اند یا هر کسى است که به یک ترتیباتى جنس وارد مى‌کند جلویش را مى‌توان گرفت و جلوگیرى کرد و الا ممکن نیست و آنها وارد مى‌کنند و قاچاق مى‌کنند و درب خانه‌هاى مردم مى‌برند و مى‌فروشند و این قانون هم جلوگیرى نمى‌تواند بکند یک ماه دیگر سه ماه دیگر یک سال دیگر معلوم مى‌شود که جلوگیرى نشده و یک ضررى هم به مردم خورده و آن منظورى هم که شما براى تکافو صادرات و واردات و تعادل آن داشتید آن هم عملى نشده است.

طهرانچى(مخبر کمیسیون اقتصاد ملى)- عرض کنم که نماینده محترم در دو قسمت ....

جمعى از نمایندگان- نمى‌شنویم آقا چه مى‌گویید بلندتر بفرمایید.

رئیس- آقا از آنجا تندنویس‌ها قادر نیستند نطق شما را بشنوند اینجا بیایید.

طهرانچى(پشت کرسى خطابه)- مذاکره ایشان در دو قسمت بود که به نظر بنده هر دو قسمت مؤید همین لایحه است یکى راجع به قسمت احتیاجات بود که عرض مى‌کنم این قسمت اصلاً مربوط به این لایحه نیست این لایحه مربوط به طرز جلوگیرى از قاچاق است و آن که فرمودید راجع است به اصل آن کنتنژانی که دولت تهیه مى‌کند براى اجناس و از آنجا اگر نظرى دارید(که آن حق به موجب قانون به دولت واگذار شده که چه قسمتى را جزء اجناس

+++

ممنوعه قرار بدهد و چه قسمتى را جزء اشیاء مجاز) در آن قسمت باید فرموده باشد و جایش در این لایحه نیست یک قسمت دیگر راجع به منسوجات ابریشمى فرمودید و الا راجع به قسمت مال‌هاى ابریشمى که فرمودید که باید حتماً استعمال بکنند این طور نیست آقا (صحیح است) و هیچ مجبوریتى ندارند زن‌هاى ما که استعمال کنند همیشه اجناس خارجى را (صحیح است) به علاوه وقتى که اجناس همین رقم در مملکت هست دیگر کسى اجبار ندارد آنها را مصرف کند (افسر- صحیح است) و کم کم همین اجناس داخله جاى آنها را مى‌گیرد بنده نمى‌توانم عرض کنم که کاملاً اجناس داخله ما جانشین و قائم مقام اجناس لوکس خارجه شده است ولى کم کم به آن مرتبه خواهد رسید (صحیح است) یعنى آنها هم اول همین طور بودند بعد کم کم و به تدریج تکمیل شده‌اند و البته این طور قوانین در این مملکت باید وضع شود تا جلوگیرى کند از ورود اجناس لوکس و اجناسى که تهیه آن در داخله مملکت ممکن است و تشویق بشود (صحیح است) و اگر غیر از این باشد ما نمى‌توانیم قادر باشیم که تعادل و توازن بدهیم صادرات و واردات‌مان را و این منظورمان را تأمین کنیم و از ورود این اجناس جلوگیرى کنیم. قسمت ثانى هم که فرمودید راجع به وسعت سرحدات که جلوگیرى از قاچاق به این واسطه یک قدرى مشکل است این مطلب صحیح است و البته به همین دلیل بوده است که این لایحه آمده است چون جلوگیرى از قاچاق در آن سرحدات که فرمودید یک قدرى مشکل است و همین اشکالاتى که فرمودید پیش آمده است و فعلاً براى این که کاملاً جلوگیرى بشود و زودتر و بیشتر به مقصود برسیم این است که این قانون آمده است و در داخله مملکت هم تا یک سال به آنها مهلت داده شده است که یک مال‌هایى را که قبلاً وارد کرده‌اند و مشمول اجناس ممنوعه نبوده است آنها را در ظرف یک سال باید بفروشند و بعد از آن هیچ کس حق خرید و فروش ندارد پس بالاخره همان نظر آقاى طهرانى است که هم در سرحد جلوگیرى شود و اگر اتفاقاً هم از سرحدات وارد کردند در داخله جلوگیرى شود و بالاخره مقصود و منظور قانون انحصار تجارت که اصل تعادل صادرات و واردات است اجرا و تأمین بشود(صحیح است)

رئیس- آقاى اعتبار.

(گفته شد- نیستند)

رئیس- آقاى ملک مدنى.

ملک مدنى- موافقم.

رئیس- آقاى دشتى.

دشتى- عرض کنم که بالاخره بنده با یک ادله مى‌خواستم با این لایحه مخالفت کنم اولاً بنده مى‌خواستم یک مثلى را عرض کنم در حکایت و امثال قدیم‌مان دیده‌ایم که یک مردى را داشتند حد مى‌زدند یکى گفت چرا او را حد مى‌زنید گفتند چون آلت فسق همراهش بوده است یک شیشه شراب همواره داشته و این آلت فسق است باید حد بخورد عرض کنم که آن مرد گفت پس من را هم باید حد بزنید عرض کنم که اینجا هم ....

عده از نمایندگان- آقا بلندتر بفرمایید نمى‌شنویم.

دشتى- عرض کنم که لایحه را هم که وزارت اقتصاد تهیه کرده است تقریباً همین طور است عرض کنم که دولت یک اجناسى را اجازه داده است که وارد کنند یک اجناسى را هم ممنوع کرده است که وارد نشود خوب باید دید وسایل جلوگیرى از ورود این اجناس ممنوعه چیست و چطور باید جلوگیری کرد؟ آیا این اجناس را اگر در داخله دیدند باید جلوگیرى کنند و بگیرند و آتش بزنند که معقول نیست این یا در سرحد باید مواظب باشد که وارد نشود به هیچ وجه؟ وقتى یک دولتى گفت من ورود این اجناس را ممنوع مى‌کنم باید وسایل جلوگیریش را هم فراهم کند نه این که در داخله مردم را موظف کنند که حتماً تا یک سال اجناسش را باید بفروشد بعد از آن هم در هر شهرى یک بازارى درست کند که مرکز اداره تجارت باشد و مردم اجناس‌شان را اگر ندادند یا نفروخته بودند در آنجا به شکل حراج فروخته

+++

شود این اجناس ممنوعه اینها بالاخره یک چیزهایى است که سخت است و دولت در اجرایش دچار محظور مى‌شود دولت مى‌گوید این اجناس را نباید وارد کنید و اگر وارد کردید حکم قاچاق را دارد و فلان طور با شما معامله خواهد شد ولى باید از اول مانع ورودش بشود و مواظب هم باید باشد دقت هم بکند که وارد نشود و قاچاق نکنند اگر هم براى اجناسى است که قبلاً وارد این مملکت شده است دیگر لازم نیست تا یک سال مهلت معین شود که مجبور باشند در ظرف این مدت بفروشند چه داعى دارید این کار را بکنید این کار بیهوده‌ای است ده سال باشد ده سال دوازده سال نگاه دارند و بفروشند فرض بفرمایید که صد میلیون پارچه‌هاى ابریشمى قبل از این قانون و موقعى که جزو اشیاء ممنوعه نبوده است وارد این مملکت شده است آنها که جزو قاچاق محسوب نمى‌شوند و این قانون هم که براى آنها نباید باشد آزادند که بفروشند شما مى‌خواهید به وسیله این قانون جلوگیرى از قاچاق بکنید بسیار خوب و مى‌خواهید با این اجناس فعلى دیگر چیزى اضافه نشود خوب على اى حال قاچاق این است (یعنى شما مى‌گویید) که چون نمى‌توانیم ما در در سرحدات از قاچاق جلوگیرى کنیم این به عقیده بنده یک چیز منطقى نیست براى دولت و به عقیده بنده هم دولت باید اصولاً از سرحداتش شروع کند و جلوگیرى از قاچاق و ورود اجناس و مال‌التجاره‌هاى ممنوعه بکند نه از داخله این که عملى و منطقى نیست صحیح نیست از سرحد باید شروع کند و مواظبت کند البته در اوایل امر در هر قانونى که ملاحظه بفرمایید همین طور چیزها پیش مى‌آید محظورات و موانعى سد راه مى‌شود ولى باید به تدریج مشکلات را برطرف کرد تا قانون کاملاً اجرا شود اگر همان قانون را دولت تدریجاً و به طور مرتب کار کند به طور حتم در مدت یک سال یا دو سال مى‌تواند قانون را به طور کامل اجرا کند مثلاً ملاحظه بفرمایید شما در قانون انحصار قند و شکر و چاى کلیه قاچاقى که حالا مى‌شود با قاچاقى که در چهار سال قبل سه سال قبل مى‌شد به طور قطع صدى پنجاه صدى هفتاد تنزل کرده است براى چه؟ براى این که دولت وسایل جلوگیرى را به تدریج فراهم کرده است و کار پیشرفت کرده و بالنتجه قاچاق کم شده است تا اندازه حالا هم باید دولت وسایل جلوگیرى از قاچاق را به تدریج فراهم کند و همان قانون را اجرا کند اما این طور که اداره تجارت یک همچو لایحه را بردارد و بیاورد به مجلس شوراى ملى و بگوید که هر جنسى را که دولت ممنوع کرده است این را در ظرف یک سال باید صاحبان آن بفروشند و اگر نفروختند مجبورند که بیاورند و بدهند و به دولت تسلیم کنند تا در مراکز معینى از طرف دولت به فروش برسد این خوب نیست این یعنى چه؟ آخر چه الزامى دارد که در ظرف یک سال بفروشد این که عملى نیست آقا علاوه بر این آقا اجناس ممنوعه‌الورود چیست و مقدارش چقدر است آخر باید فهمید مثلاً بنده مى‌دانم که پارچه‌هاى ابریشمى یا فرض بفرمایید عطر و ادوکولونى و اینها رو به هم رفته تماماً در حدود سیصد هزار تومان چهار صد هزار تومان با این ترتیباتش بیشتر نیست.

عده از نمایندگان- بیشتر است آقا.

دشتى- نه آقا بیشتر نیست من اطلاع دارم و مى‌دانم در حدود همین مبلغ است در صورتى که اکثر صادرات‌مان خیلى بیشتر از اینها است و مربوط به این طور چیزها نیست و اینها هم غالباً مربوط به حوایج مردم است از قبیل پارچه‌هاى پنبه و ابریشمى و سایر چیزهاى جزئى است ولى مخصوصاً در این سنوات اخیر بیشتر عدم تعادل صادرات و واردات ما مربوط به ورود اتومبیل و لوازم اتومبیل بوده است و لوازم راه آهن و این چیزها قسمت عمده‌اش بوده است لازم بوده و منع هم نمى‌توان کرد تعادل و توازن محسوس صادرات نسبت به واردات ایجاد کرده است و الا ملاحظه بفرمایید که مثلاً در تمام مدت سال صد هزار تومان پارچه ابریشمى با پنجاه هزار تومان پارچه ابریشمى وارد این مملکت شده این چندان اهمیتى ندارد و تفاوت فاحشى در تعادل صادرات و

+++

واردات ایجاد نمى‌کند این که آقاى فاطمى گفتند که این لایحه کافى براى جلوگیرى نیست و خوب است اساساً حرام کنید عرض مى‌کنم این نمى‌شود آقا مثل این که شما یک قانونى را بگذرانید که لباس پوشیدن حرام است همان طور که این عملى نیست آن هم تقریباً عملى نیست آقا ملاحظه بفرمایید یک قسمت‌هایى است که باید درش تحقیق و تدقیق کرد « اساساً من نمى‌دانم هم چطور است ما یک وقتى که یک قانونى را مى‌گذرانیم خیال مى‌کنیم که مقررات این قانون باید صد در صدش اجرا شود و وقتى مى‌خواهیم آن را اجرا کنیم مثلاً در قانون قاچاق باید تمام وسایل جلوگیرى را یک مرتبه فراهم کنیم و اجرا کنیم این که نمى‌شود باید به مرور و به تدریج به مقصود رسد و قانون را اجرا کرد» فرمودند باید حرام کرد این قسمت عملى نیست آقا

یکى از نمایندگان- در هندوستان حرام کردند.

دشتى- در آنجا اصلاً حرمت دارد یعنى اصلاً جنس حرام است عین جنس حرام است و نجس‌العین هست براى‌شان ولى شما که جنس را حرام نکرده‌اید جنس را اگر شما حرام بکنید که نباید صرف شود بلی ولى اگر جنس حرام نباشد شما مى‌گویید وارد نشود این همان مى‌شود که آقاى فاطمى فرمودند شما جنس را حرام کنید وقتى که حرام کردید هر جنسى که وارد سرحد شد هر چه باشد و مال هر که باشد باید مجازات سخت برایش قائل شد ولى باز هم اجراى آن مشکل است و به تدریج باید پیش رفت و وسایل فراهم کرد ملاحظه بفرمایید که امروز دولت اتازونى با تمام این وسایلى که دارد و با آن شدت و التهابى که نسبت به قاچاق مشروبات به خرج مى‌دهد معذلک به طور حتم قاچاق در آنجا خیلى مى‌شود ولى اگر قاچاق مشروب را در اتازونى حالا مقایسه کنیم با چند سال پیش از این مى‌بینیم به مراتب کمتر شده است و به تدریج اجراى قانون پیش رفته است همین طور در ایران قاچاق قند و شکر را مقایسه کنیم وضعیت حاضره‌اش را با وضعیت چند سال پیش البته سال‌هاى پیش پیشتر قاچاق مى‌شده است اما در قسمت قاچاق اجناس و امتعه ممنوعة‌الورود دولت باید اولاً در سرحدات وسایل جلوگیرى را فراهم کند و به تدریج اقدام کند بنده یادم مى‌آید که در سه چهار سال پیش غیر از بندر لنگه و بندر عباس و بندر بوشهر و بندر ریگ در تمام سواحل جنوب به قدرى قاچاق قند مى‌شد که حد نداشت ولى الان هیچ نیست و فقط در یک بندر شاید بوده است که آن بندر عسو بوده است که آن را هم دولت جلوگیرى کرده است و یک شخص یاغى در آنجا بوده است و دولت مسلط شده است و بالاخره آنجا هم قاچاق دیگر نمى‌شود و به هر جهت حذف شد و به همین ترتیب هم ورود و قاچاق اجناس ممنوعة‌الورود از بین مى‌رود و حالا لایحه آوردن که در داخله در بازارها جنس را تحقیق و تفتیش کنند و تا یک سال بگویند باید بفروشند در داخله بعد طور دیگر باشد بنده این را که تصور نمى‌کنم خیلى عملى و منطقى باشد و به این ترتیب جلوگیرى قاچاق در داخله تصور نمى‌کنم عملى باشد.

رئیس- آقاى مؤید احمدى.

مؤید احمدى- عرض کنم که چند نفر از آقایان در کلیات این لایحه مخالف کردند و بنده کاملاً دقت کردم در فرمایشات‌شان مخصوصاً فرمایشات آقاى طهرانى را و بنده ملتفت شدم که لایحه را دقت نفرموده‌اند به علت این که این دولت یک لایحه گذراند لایحه قانون انحصار تجارت و یک اشیایى را هم که ضرورى نمى‌دانست آنها را هم ممنوع کرده است ولکن اشکالى در کار بوده آن اشکال این بود که تجار به اداره تجارت اظهار مى‌کردند که ما پیش از آن که این قانون بگذرد اسعار خارجى مطابق قانون خریدیم و فرستادیم به اروپا و این اشیاء را هم که آن وقت ممنوع نبوده خریدیم و فرستادیم بعد شما یک قانونى گذراندید و این اسباب اشکال باشد یک سال مهلت داده شد خیلى خوب آن

+++

یک سال هم گذشت و آنها باز وارد کردند و باز هم الان ما مى‌بینیم که مغازه‌ها پر است اطاق‌ها پر است از اشیاء ممنوعه و به آنها رجوع مى‌شود مى‌گویند آقا از سابق داشتیم و سابق مجاز بوده است که وارد شود ما هم وارد کرده‌ایم و حالا مى‌فروشیم در حالتى که قطعاً این طور نیست و در حالتى که مسلماً به طور قاچاق وارد این مملکت شده و به قیمت‌هاى خیلى گزاف که واقعاً مردم را تمام کرده است به فروش مى‌رسد این اشیاء و حد یقف هم ندارد. همیشه هم مى‌گویند از پیش داشتیم هیچ راهى براى دولت نیست که ببیند این اشیاء ممنوعه را از سابق داشته است یا به قاچاق وارد کرده‌اند راه تفتیش هم نیست(یکى از نمایندگان- سرحدات را ببندید) مى‌فرمایند سرحدات را ببندید و نگذارید بیاید اولاً این جمله سرحدات را ببندید یک جمله‌ای است غیر عملى چطور ملاحظه بفرمایید اگر بخواهند این را عملى کنند برایتان غیر مقدور است و غیر ممکن است بنده عرض مى‌کنم که قدرت ما و تنظیمات ادارى ما هنوز به درجه امریکا نرسیده است آنها با این که سرحدات‌شان به این درجه سخت بسته است باز ما مى‌بینیم که در آنجا قاچاق هست و همه روزه در جراید مى‌بینید که چند نفر را گرفتند چون که مشروبات قاچاق کرده و فروخته بودند پس این که مى‌فرمایید سرحدات را ببندیم البته دولت آن قدرى که در حیطه قدرت و اقتدارش هست باید اقدام کند دفاتر گمرکى را زیاد کند تفتیش گمرک را زیاد کند قواى گمرک را زیاد کند و از قاچاق جلوگیرى کند لکن با این سرحداتى که ما داریم مخصوصاً در حدود غرب و شرق و حدود خلیج فارس که همه مى‌دانند تفتیش کردنش یک کار مشکلى است اما تفتیش داخله بنده تعجب مى‌کنم از آقاى دشتى مگر در امریکا که درگمرک تفتیش مى‌کنند دیگر در داخله اگر اشیاء ممنوعه در توى مغازه‌ها ببینند نمى‌گیرند و توقیف نمى‌کنند؟ پس اینهایى که همه روزه در جراید و روزنامه‌ها مى‌خوانند چیست؟ که گرفتند و حبس کردند و چه کردند دولت وقتى یک شیئى را ممنوع کرد حق دارد در سرحد جلویش را بگیرد در داخله هم هر جا دید جلویش را بگیرد فقط اشکالى که دارد این است که دولت این لایحه را که آورده است سر این مسأله است که یک اشیائى ممنوع است لکن تاجر مى‌گوید که من این را قبل از ممنوعیت وارد کرده‌ام اما حقیقتاً تا چه اندازه و چقدر و تا کى این معلوم نیست این است که دولت آمده است و یک حدى معین کرده است و آن حد این است که مى‌آید به صاحب فلان مغازه مى‌گوید آقا شما چقدر مشروبات الکى دارى؟ این را صورت بده ماه به ماه هم صورت فروش خودت را به من بده تا یک سال یک سال مهلت اداره تجارت مى‌دهد براى فروش این اجناس ممنوعه که مى‌گویند قبل از ممنوعیت وارد کرده‌ایم بسیار خوب بعد از یک سال هم اگر باقى ماند و چیزى بود اینها را اداره تجارت یک جایى معین مى‌کند که در آنجا ببرند بفروشند براى این که از خارج دیگر وارد نشود و به قاچاق وارد نشود فقط غرض این است که این اشیاء ممنوعه دیگر بعد از این قاچاق وارد نشود و هیچ راهى غیر از این و بهتر از این به نظر نیامد و این قانون هم خیلى در کمیسیون جرح تعدیل و حک و اصلاح شده و مطالعه درش شده است و در کمیسیون عدلیه هم که بنده بودم در آن جا هم مطرح شد آن قسمت مواد مجازاتیش و خیلى بحث شد و البته آقایان لایحه دولت را ملاحظه فرموده‌اند این لایحه را هم ملاحظه مى‌فرمایند خیلى تغییرات درش داده شده است لکن خوب است فعلاً آقایان اجازه بدهند در کلیات رأى داده شود آن وقت در مواد ممکن است که یک پیشنهادات و یک نظریاتى اگر آقایان داشته باشند که در کمیسیون ممکن است مذاکره نشده باشد بفرمایند و پیشنهاد کنند و قبول بشود و این لایحه تصویب بشود.

عده از نمایندگان- کافى است مذاکرات.

دکتر طاهرى- بنده مخالفم با کفایت مذاکرات.

رئیس- بفرمایید.

دکتر طاهرى- به نظر بنده چون این قانون متمم قانون انحصار تجارت است و قانون انحصار تجارت یکى

+++

از مهمترین قوانینى است که تاکنون از تصویب مجلس شوراى ملى گذشته است اینجا در اطرافش یک مذاکراتى شد که لازم است بیشتر بحث بشود و توضیحاتى داده شود چون اگر دفاع کاملى نشود سوء اثرهایى مى‌کند در ولایات نسبت به اجناس داخلى و امتعه داخلى سوء اثرهایى مى‌کند که اسباب دل سرد شدن استادان داخلى مى‌شود و به نظر بنده مقتضى این است که اجازه داده شود یک توضیحات بیشترى داده شود.

رئیس- خوب اگر بنا باشد صحبت شود اشخاص دیگرى مقدم بر شما هستند.

افسر- باید حرف زده شود هر کس حرف بزند بزند و الا سوء اثر دارد.

رئیس- آقایانى که مذاکرات را کافى مى‌دانند قیام فرمایند.

(عده قلیلى قیام نمودند)

رئیس- تصویب نشد آقاى اعتبار.

اعتبار- موافقم.

رئیس- آقاى عراقى.

عراقى- موافقم.

رئیس- آقاى افسر هم که موافقند آقاى وثوق.

وثوق- موافقم‏

رئیس- آقاى فاطمى.

فاطمى- بنده مخالفم.

رئیس- بفرمایید.

فاطمى- عرایض بنده مورد توجه آقاى رئیس کل تجارت بود ولى البته ایشان هم مجبورند که از لایحه که آورده‌اند دفاع کنند در جواب بنده ایشان یک فرمایشى فرمودند که بنده جواب ایشان را عرض مى‌کنم و امیدوارم قانع شوند ولى آقاى مؤید احمدى اینجا یک مطالبى فرمودند که مقصود آقاى طهرانى را تفسیر کردند و مقصود دولت را از آوردن این لایحه که یک اشیاء ممنوعه الان در شهر هست و امروز دولت وقتى که مى‌خواست جلوگیرى کند به هر مغازه و دکانى که مراجعه مى‌کرد مى‌گفتند اینها آنهایى است که ما از سابق آورده‌ایم و براى این که اساساً این توهم رفع بشود دولت این لایحه را آورده است که این توهم رفع شود و مقصود دولت این است که بر آن چیزهایى که فعلاً در اینجا هست دیگر چیزى افزوده نشود بنده حالا عقیده‌ام درست معکوس عقیده موافقین لایحه است عقیده بنده این است که همان امتعه ممنوعه که الان هست و شما تصور مى‌کنید که آنها زیادتر صورت مى‌دهند موجودى‌شان را بنده عقیده‌ام این است که عموم اشیاء ممنوعه که فعلاً در این مغازه‌ها هست امروز عصر تمام مخفى مى‌شود و مى‌برد به خارج مخفى مى‌کنند و به اداره تجارت هم صورت نخواهند داد اصل نکته بدبختى ما همین جا است آقا آن وقت چه خواهد شد؟ بوالهوسى‌هاى جاهلانه(همان طور که اول هم عرض کردم) و رقابت‌هایى که هست شروع مى‌شود به این که از فردا به فلان مغازه رجوع کنند و با چه زحماتى این اجناس را به قیمت گزاف به فروشند این هم که راجع به مشروبات الکلى اشاره فرمودید اینها هیچ اساساً مورد اشکال و زحمت نیست چیزهایى که مورد اشکال و زحمت است چیزهاى دیگرى است و هر چیزى را که امروز در بازار فروخته مى‌شده است چهار تومان فردا هشت تومان هم به دست مردم نخواهد آمد پول جلو باید ببرند و بدهند محرمانه به دست بیاورند بنده یک نکته را به عرض مى‌رسانم و آن این است که مى‌گویند اجناسى که یک اشخاصى وارد کرده‌اند مى‌گویند خوب آقا ما چه گناه کرده‌ایم این را ما در یک موقعى این اشیاء را وارد کرده‌ایم که اصلاً قانون انحصار تجارت در این مملکت نبوده است و ورود این اشیاء هم ممنوع نبوده و آزاد بوده بنابراین ما مرتکب خلافى نشده‌ایم این را بنده هم تصدیق دارم ولى این دلیل را عیناً بنده این جا یک روزى اقامه کردم براى آقاى وزیر عدلیه یا آقاى وزیر مالیه براى محصلین اعزامى که آن روزى که این محصلین را اولیاى اطفال با رو پا روانه کردند لیره چهار تومان بود و یک محصل در ماه شصت تومان خرجش مى‌شد حالا هم شده است 250 تومان آن روز هم که

+++

بنده اطلاع نداشتم که شما یک قانون اسعار خارجى و اسعار تجارتى مى‌آورید و میزان لیره این طور مى‌شود و این دلیل را شما از ما قبول نکردید ولى دلایل هم در مواقع خود فرق مى‌کند یک وقت البته موقع عادى است اهمیت ندارد البته مى‌شود این کار را کرد یک وقت موقع فوق‌العاده است و به عقیده بنده امروز در این مملکت براى خیلى از طبقات موقع موقع فوق‌العاده است از حیث اقتصادیات چرا؟ براى این که یک روزى البته یک محصولات داخلى در اینجا بود تریاک بازارش خوب بود کسانى که تریاک داشتند استفاده مى‌کردند گندم و جو و پنبه قالى خریدار داشت و خیلى خوب بود بازارش پسته و بادام و کشمش و اینها عموماً خریدار داشت و در خارجه خریدار داشت و در خارجه خریدار داشت بازار فرش شما خیلى بهتر از این بود بازار کتیراى شما و این چیزها خیلى خوب بود ولى امروزه علاوه بر آفات عمومى که هست وضعیت پریشانى حال مردم و نداشتن قوه خرید از همه بدتر شده است و از همه بدتر با بودن این پریشانى‌ها و بودن این اشیاء و به فروش رسیدن آنها و رقابت‌هاى جاهلانه هم که هست این به نظر بنده یک چیز خیلى فوق‌العاده‌ای است و این که بنده عرض کردم تحریم و عرض بنده را طور دیگر تفسیر کردند بنده عرض کردم چون موقع موقع فوق‌العاده است مى‌تواند مجلس شوراى ملى‏

به نام سعادت عمومى فلان چیز و فلان چیز را تحریم بکند خیلى عرض بنده صاف و ساده و راست حسینى بود امریکا مى‌گوید من میل ندارم به هیچ وجه به مملکت من مشروبات الکلى وارد شود و نمى‌خواهم در داخله مملکت من مشروب استعمال کنند شاید یک عده زیادى هم در آنجا یک ثلث مردم هم شاید طرفدار استعمال باشند ولى دو ثلث دیگر مردم و دولت طرفدار منع استعمالش هستند اینجا هم چه مانعى دارد که افراد این مملکت این مردم فقیر و بیچاره فلان پارچه و فلان پارچه را استعمال نکنند این را نمى‌شود گذاشت روى دست فلان کیسه و تاجر بى‌رحم و بى‌انصاف و بى‌مروت که هیچ جور رحم و انصاف و مروت ندارند با او هر نوع دلش بخواهد معامله کند شخصى که هزار تومان سرمایه‌اش بوده است حالا بنده نمى‌خواهم اینجا اسامى اشخاص را در اینجا عرض کنم و الا همین جا به آقاى رئیس تجارت اسامى آنها را مى‌دادم و دانه دانه صورت بهشان مى‌دادم و این هم که مى‌گویند قاچاق را جلوگیرى کنند آن را هم باز بنده پشت تریبون نمى‌توانم عرض کنم که مصلحت نیست گفته شود که نمى‌شود جلوگیرى کرد از قاچاق دولت با تمام اقتدار و قوتى که دارد اگر تمام سرحدات را نظامى بگذارد باز از این قبیل اشیاء از قاچاق این قبیل اشیاء به یک دلائلى که بنده دارم و در خارج هم که به آقاى رئیس تجارت عرض کنم قانع خواهند شد که نمى‌شود جلوگیرى کرد پس چرا بى‌خود مردم را در زحمت و اشکال بیندازید آقا چه مانعى دارد که یک لایحه بیاورید و این اشیاء را ممنوع کنید آن وقت یک اشیاء موجودى هست این اشیاء را آقاى روحى گفتند چهار صد هزار تومان است(بعضى از نمایندگان- خیلى بیشتر است) اگر چهار صد هزار تومان است اگر یک میلیون است اگر دو میلیون است اگر سه میلیون و پنج میلیون است اشکالى ندارد.(افسر- پنج میلیون بیشتر است) بنده هم عقیده‌ام این است که پنج میلیون هم بیشتر است شش میلیون هم زیادتر است آقا یک زیر زمین‌هایى توى خیابان لاله‌زار هست یک میلیون اشیاء ممنوعه که امروز مذاکره‌اش هست توى آنها است ولى امروز ممکن است دولت به نام سعادت عمومى یک مالیات فوق‌العاده وضع کند و الا با این رویه باز هم بنده چیزى عرض نخواهم کرد البته رأى اکثریت و آقایان مطاع است ولى براى این که بدانید این مرتبه هم مثل سابق حدسیات بنده صائب است این عرایضى را که کردم و نتیجه‌اش را پس فردا در ماه‌هاى آتیه ملاحظه خواهید فرمود.

رئیس کل تجارت- عرض کنم بنده ناگزیرم چند کلمه یک کلیاتى را عرض کنم که قضیه از نقطه‌نظر

+++

کلیات یک قدرى تشریح بشود و منظور اصلى واضح و روشن باشد آن وقت در اطراف قضیه صحبت بشود اصلاً چرا دولت آمده است و سهمیه براى واردات معین کرده است چرا قانون انحصار و آقایان این اجازه را به دولت داده‌اند براى تعادل صادرات و واردات است براى این است که واردات ما بیش از صادرات‌مان است این هم یک مسأله پیش پا افتاده است که همه آقایان مى‌دانند و این هم که آقاى دشتى فرمودند اشیاء ممنوعه مقدارش کم است و ناچیز است اهمیتى ندارد ارزش ندارد این اقدامات بشود این را بنده خیال مى‌کنم اشتباه فرموده‌اند همان طور که عقیده خودشان بود اشیاء ممنوع‌الورود فعلى از بیست و هشت میلیون بیشتر است همین یک قسمت آن چیزهایى است که قاچاق‌بردار نیست و دولت کار ندارد سر به سر اشخاصى که متصدى خرید و فروش آنها هستند بگذارد هست تا تمام شود یک قسمت آن چیزهایى است که الان مورد بحث است باید صورتى از آن تهیه کنند و بدهند و الا آینه قدى با جار ورودش ممنوع است ولى کسى نمى‌آید جار یا آینه قدى را قاچاق وارد کند اما پارچه ابریشمى را قاچاق مى‌کند بنده تصدیق مى‌کنم جوراب را قاچاق مى‌آورند مشروبات را قاچاق مى‌آورند یک چیزهایى هست که مى‌شود قاچاق کرد جعبه‌هاى خرازى البسه‌هایى که در بازار فروخته مى‌شود و حاضر و مهیا است این جور چیزها دولت فعلاً منظورش این است که درباره آن اجناسى که فعلاً مشترى حاضر دارد و مردم قاچاق مى‌کنند یک اقداماتى بکند و یک سخت‌گیرى‌هایى بشود که در آتیه جلوگیرى شود و بوالهوسى‌هایى هم که در کار نبوده است همان طور که آقاى دشتى اینجا فرمودند اتومبیل را نمى‌شود جلوش را گرفت مقدارش را هم نمى‌شود کم کرد نفت و بنزین را هم نمى‌شود جلوش را گرفت آنها مایحتاج عمومى شده است یک قسمتى هم در خود تجارت و ترانزیت مدخلیت دارد پس مادامى که ما صادرات‌مان با واردات‌مان تعادل نمى‌کند یک قسمت آن احتیاجات‌مان را حذف کردیم و گفتیم هر وقت صادرات ما وافى شد آن احتیاجات‌مان را در بازار‌هاى خارجه رفع مى‌کنیم و الا ما نمى‌خواهیم کرباس پوشى کنیم یا گونى تنمان کنیم خیر پارچه لوکس ابریشمى هم خیلى خوب است براى افراد این مملکت در صورتى که موجبات خریدارش را فراهم کرده باشیم مى‌فرمایید که ما آن قسمت را تحریم مى‌کنیم یعنى مجلس شوراى ملى رأى بدهد به حرمت آنها یعنى رأى بدهد به حرمت معامله یا حرمت استعمال (فاطمى- به حرمت استعمال) حکم به حرمت استعمال اجناس ممنوعه فعلى عبارت است از اتلاف چندین میلیون سرمایه‌هاى مردم این مملکت براى این که اغلب لباس‌هایى که تن مردم هست و اثاثیه‌هایى که توى خانه‌ها هست پوشیدن و استعمالش را حرام کرد سخن در این می‌آید که حکم متوجه خرید و فروش شود یعنى مغازه‌هایش بسته شود بازارى براى خرید و فروش باشد ما هم همین کارها را مى‌کنیم بله بعد از یک سال هیچ کس حق خرید و فروش این چیزها را ندارد مگر با نظر دولت آن هم آن جنسى که از سابق باقیمانده است ولى تصدیق مى‌فرمایید که الان عملى نیست و مشکلات زیاد ایجاد مى‌کند و به علاوه یک چیزهایى هم هست در مملکت که بدلش دارد تهیه مى‌شود آقایان تصور مى‌کنند که اگر اجناس ممنوعه باشد گران باشد یا مثلاً تحمیل زیادى شود این را هم چون خیلى‌ها از خارج به من مى‌گویند که قانون انحصار براى مصرف کنندگان گران تمام مى‌شود اگر این قضیه را تفکیک نکنیم از نقطه نظر مسائل مختلفه عیبى ندارد یعنى اگر جنس ممنوع گران شود به حدى که هیچ کس نتواند بخرد مقصود ما حاصل است ما مقصودمان این است که کار را به اینجا برسانیم مادام که مشروبات خارجى گران نشود کارخانه براى مشروب سازى در جلفاى تبریز حاضر نمى‌شود مادامى که پارچه‌هاى ابریشمى گران نشود کارخانه‌هاى نساجى یزد مثل حالا به کار نمى‌افتد پس بهترین مشوق صنعتگر براى توسعه صنعتش این است که خریدار زیاد داشته باشد و بازار داشته باشد و خوب هم

+++

بخرند چرا مخمل‌بافى کاشان دوباره به کار افتاده است و دو مرتبه حالا حیاتى از نو دارد از سر مى‌گیرد براى این است که مخمل‌هاى فرنگى که آمده است طورى ارزان فروش رفته است که مردم را معتاد کرده است که مصرف بکنند و حالا از حسن اتفاق دو تا پیرمرد پیدا شدند در کاشان که اگر این دو تا پیرمرد هم از بین بروند دیگر شاید در ایران کسى این کار را بلد نباشد و حکومت کاشان تعقیب کرده است که یک عده را آنجا تربیت کنند که این کار را بکنند خلاصه این که اگر آقایان این فکر را داشته باشند که اجناس ممنوعه به حدى گران شود که قوه خریدارى مردم سلب شود نتیجه حاصل مى‌شود آقایان باید تفکیک کنند بین اجناس ممنوع‌الورود و اجناس مجاز و آن قسمت مجاز را باید سعى کنند که جلوگیرى نشود عقیده و فکر خود ما این است و دولت هم جداً مراقب این کار است و یک مقدماتى هم برایش فراهم شده است و منتظریم که عرضه‌اش زیاد شود و اگر از این راه نشد یک فکرهاى دیگرى مى‌کنیم ولى اجناس ممنوع‌الورود باید به اندازه گران شود که هیچ کس نتواند بخرد این جا فرضاً اگر هزار تومان قیمتش است بشود ده هزار تومان به عقیده بنده به نفع مردم است براى این که کسانى که هزار تومان دارند بیش از آنهایى هستند که ده هزار تومان دارند و هر قدر قیمت جنس بالا برود قوه خرید کم مى‌شود و به کلى از بین مى‌رود تنها چیزى که مبتلا به است قسمت زن‌ها است و ما همیشه عقیده‌مان این بوده و حالا هم هست که مى‌گفتیم الرجال قوامون على النساء ولى آنها نمى‌شنوند اخیراً هم در کمیسیون عدلیه که آقاى وزیر عدلیه هم تشریف داشتند از طرف دولت وعده داده شد که در این باب یک مطالعه بکند و براى این کار یک راه حلى پیدا کند که اگر چادرهایى که الان در یزد حاضر مى‌شود ببینیم کافى است چنانچه به عقیده ما اگر این طورى که الان این صنعت دارد پیشرفت مى‌کند ممکن است این کافى شود زیرا چادر‌هاى معمول فعلى که مورد احتیاج سکنه قم و کاشان نیست سمنانى و دامغانى که معتاد به آن نیستند تنها باعث بدبختى همین عادتى است که زن‌هاى طهران به پوشیدن این چادر دارند و هر چه تأخیر شود در جلوگیرى از این قسمت البته به ضرر مملکت است زیرا که همین چادر را توسعه مى‌دهند استعمالش را در شهرهاى دیگر اگر بتوانیم متوقفش بکنیم پوشیدن این چادر را در خود طهران خوب است ولى در هر صورت باید سعى کرد و بدل این را تهیه کرد مثل چادر‌هایى که در یزد است یا چادر رنگى دیگر من نمى‌دانم رنگ سیاه چه اختصاصى دارد چه ارتباطى به مطلب دارد اگر سایر رنگ‌ها باشد چطور مى‌شود به کجا (افسر- تیره باشد رنگ دیگر باشد صحیح است آقا) برمى‌خورد اینها که در این مملکت عادت نبود زن‌هاى ما که این عادت را نداشتند این سنوات اخیر این عادت پیدا شده دولت در فکر است که در این باب مطالعاتى بکند و امیدوارم که یک راه خوبى فکر کند که نگرانى بعضى آقایان هم رفع شود و امیدوارم آقایان در کلیات رأى بدهند چنانچه در فراکسیون هم خیلى صحبت شده بود و آقایان اکثراً موافق بودند(بعضى از نمایندگان- کافى است)

افسر- بنده کافى نمى‌دانم.

رئیس- بفرمایید.

افسر- گویا ملاحظه نظرى که آقاى دکتر طاهرى داشتند نفرمودید البته مطلبى است که الان هم اکثریت دارد در فراکسیون در کمیسیون عدلیه همه جا مذاکره شده است اینها اشکال ندارد حرف سر این قسمت است که آقاى طاهرى تذکر دادند مردمانى که تمام سرمایه خودشان را گذاشتند براى امتعه وطنى و کارخانه وارد کرده‌اند گاهى مى‌شود که خیال مى‌کنند که این قانون هم همه روزه متزلزل مى‌شود و ممکن است به حال دیگر برگردد آن طورى که بوده است شدت اشتیاق آنها را تأمین نمى‌کند مقصود آقاى طاهرى این بود که اینجا بحث شود و مذاکره شود همان قدرى که یک قسمتش گفته شد که دولت منظور نظرش ترویج امتعه داخلى است و این قانون‌هایى که مى‌گذرد براى توسعه امتعه داخلى است و حتى‌الامکان نمى‌خواهد اجناسى که ولو پنج درجه

+++

پست‌ترش در داخله تهیه مى‌شود اجازه بدهند وارد شود و هر مشکلى را دولت متحمل مى‌شود براى ترویج امتعه داخلى و توازن صادرات و واردات است مقصود ما این بود و البته چون یک قسمتش را آقاى یاسایى و آقایان دیگر فرمودند خوب کافى است مقصود این بود که سوء تفاهمى در نقاط مملکت پیدا نشود و الا اصل لایحه لایحه خوبى است و همه موافقند.

رئیس- آقایانى که مذاکرات را کافى مى‌دانند قیام فرمایند.

(اکثر برخاستند)

رئیس- تصویب شد آقایانى که با ورود در مواد موافقت دارند قیام فرمایند

(اغلب قیام نمودند)

رئیس- تصویب شد ماده اول قرائت مى‌شود:

ماده اول- اداره کل تجارت مکلف است از اجناس خارجى ممنوع‌الورودى که از طرف دولت معین خواهد شد صورتى تهیه کرده و اعلان نماید اشخاصى که اجناس ممنوعه مذکوره در اعلان را براى فروش تجارتى موجود داشته باشند مکلفند که اولاً صورت اجناس مزبور را منتهى در ظرف دو ماه از تاریخ انتشار اعلان در هر محل به اداره کل تجارت در مرکز و در ایالات و ولایات به نماینده آن اداره تسلیم نموده رسید دریافت دارند.

ثانیاً در ظرف یک سال از تاریخ اعلان مذکور در آخر هر ماه صورت فروش آن ماه را نیز به اداره کل تجارت و یا نمایندگان آن اداره تسلیم نمایند.

بعد از انقضاء مدت یک سال مذکور اجناس ممنوعه که به فروش نرفته باید در ظرف یک ماه به مراکز فروش که در هر محل از طرف دولت تعیین خواهد شد تحویل گردد تا تحت نظارت دولت و صاحبان اجناس به قیمتى که دولت معین مى‌نماید به فروش برسد.

رئیس- آقاى دکتر طاهرى.

دکتر طاهرى- بنده موافق هستم و بعد از یک مخالفى حرف مى‌زنم.

رئیس- آقاى افسر.

افسر- بنده هم موافقم بعد از مخالف.

رئیس- آقاى دکتر ملک‌زاده.

دکتر ملک‌زاده- عرض مى‌کنم قریب دو سال است که در نتیجه بحران اقتصادى دنیا یک لوایح زیادى راجع به امور تجارت و اقتصادیات به مجلس آمده است و قانون انحصار تجارت گذشته است و هیچ نمى‌شود منکر شد که از نقطه‌نظر فواید زیادى که تصور مى‌شد که این قانون براى مملکت دارد یک تحمیلاتى هم در زندگى عمومى و افراد در نتیجه این قوانین وارد شده است و کسى نمى‌تواند این را منکر شود و نتیجه که دولت و مردم آرزومند بودند این بود که در نتیجه این قانون انحصار تجارت صادرات و واردات مملکت تعدیل شود این نقطه برجسته بود که از وضع این قانون دولت و مجلس در نظر داشتند بنده خیلى متأسف هستم که با مساعى جمیله که دولت به کار برده است و با این که یکى از مهم‌ترین افراد کارى و جدى ما امروز در رأس اداره تجارت قرار گرفته است این منظور کاملاً حاصل نشده است بلکه نمى‌خواهم عرض کنم کاملاً و مى‌خواهم لفظ کاملاً را هم حذف کنم و بگویم این منظور حاصل نشده است و بهترین دلیلى که همیشه مى‌شود از براى صحت و ستم یک قضیه مقدماتى داشت عبارت است از نتیجه که اگر نتیجه خوب بود و درست بوده است و اگر نتیجه غلط در آمد معلوم مى‌شود که مقدمات هم غلط بوده است این یک مسأله منطقى قطعى است و به عقیده بنده اگر یک نظرى به وضعیت اسعار خارجى بکنید معلوم مى‌شود چون به عقیده بنده اسعار خارجى و قیمت ترمومترى است که نسبت صادرات و واردات را معین مى‌کند واقعاً حساس‌ترین ترمومترى که معین مى‌کند بورس قیمت اسعار خارجى است و اگر به طورى که لازم است ارقامى که از گمرک مى‌دهند و اداره تجارت در دست دارد صادرات ما بر واردات‌مان اضافه بود اسعار خارجى باید تنزل کرده باشد ولى ترقى فوق‌العاده

+++

که امروز به خودش داده است به ما نشان مى‌دهد که متأسفانه واردات ما مى‌چربد بر صادرات‌مان و هیچ جاى شبه نیست که یک قسمت مهم این مسأله در نتیجه قاچاق است که دولت هم متوجه شده است و این لایحه را امروز آورده است از براى جلوگیرى و به عقیده بنده هر اقدام شدیدى و هر نوع قوانینى که وضع شود براى جلوگیرى از اعمال نامشروع و قاچاق و تعدیل صادرات و واردات مملکت فوق‌العاده نافع است چون ما به تجربه فهمیده‌ایم که در مملکت ایران به احساسات عمومى و وطن‌پرستى افراد راجع به منع دخول و عدم استعمال اجناس مضره نمى‌شود زیاد اعتماد کرد الان هر کس به مخارج زندگى شخصیش نگاه بکند مى‌بیند که آنچه امسال خریده است از اجناس ممنوعه دو برابر و سه برابر پول داده است و چیزى هم ندارد پس نمى‌شود به آنها اعتماد داشت و فقط به وضع قوانین و مجازات خیلى شدید باید اعتماد داشت این را بنده موافقم فقط چیزى که بنده در اینجا عقیده دارم این است که آن کارى را که بعد از یک سال دیگر مى‌خواهند بکنند و در این یک سال یک صدمات و زحماتى متوجه مردم خواهد شد این را امروز بکنند که به عقیده بنده بهتر و مناسب‌تر است و بیشتر به صرفه و صالح مردم است امروز اجناس ممنوع‌الورود به عقیده بنده دو طبقه است یک چیزهایى است که در مورد احتیاج مردم نیست مثل مجسمه‌ها که فرمودند ممنوع‌الورود است و الان هم در مغازه‌ها مانده است ولى بعضى اجناسى که آنها اسباب زحمت مردم شده است و باب قاچاق را در مملکت باز کرده است دولت چه مانعى دارد که این اجناس را امروز خریدارى کند و بالاخره به این موضوع خاتمه بدهید این کارى را که در یک سال دیگر مى‌خواهید بکنید و در ظرف این مدت اسباب زحمت همه فراهم خواهد شد (گفت مردن یک دفعه و شیون هم یک دفعه) امروز همین کار را بکنند و بالاخره به این حرف‌ها خاتمه بدهند.

رئیس- آقاى طهرانچى.

طهرانچى- عرض کنم که آقاى دکتر جزء موافقین بودند منتها قدرى شدیدتر (بعضى از نمایندگان- آقا بلندتر) آقاى دکتر از موافقین بودند فقط چیزى که بود این بود که فرمودند یک سال زیاد است کم کنید و به اصطلاح توافق‌شان نسبت به لایحه شدیدتر بود حالا بنده عرض کنم که جهت این که اینجا یک سال مدت معین شده چیست این لایحه به واسطه این که همین طور که عرض شد مقصود از این لایحه جلوگیرى از قاچاق است یعنى اشخاصى که حالا یا بعد از آن قانون همین طور وارد مى‌کردند و نمى‌شد کاملاً در سرحدات ازشان جلوگیرى کرد از آنها دیگر جلوگیرى شود که نتوانند از راه‌هاى غیر مشروع وارد کنند و همیشه وارد کنند و از آن طرف منظور دیگرى هم هست آنها که قبلاً وارد کرده‌اند و داشته‌اند و در وقت خودش مشروع بود و به علاوه در ظرف همین مدتى که قانون انحصار خارجى گذشت بعضى اجازه‌ها داده شد راجع به بعضى اجناس ممنوع‌الورود در مقابل تصدیق صدور غله و چه و چه البته اینها را نمى‌شود مقید کرد که بیایند و بگوییم مال‌هاى موجودی‌شان را ازشان بگیرند و بدهند به دست دولت که بفروشد البته خود صاحب مال بهتر مى‌تواند مالش را بفروشد و بیشتر این اجناس ممنوع‌الورود را هم البته باید گفت یک اشخاصى مشروعاً این اموال را وارد کرده‌اند و آن موقع ممنوع بوده است حالا نمى‌شود همه را یک مرتبه تحدید کنیم و تضییق بهشان وارد کنیم دولت هم در این خصوص خیلى فکر کرده و بالاخره این طور تصمیم گرفته شد یک سال مهلت داده شود و در ظرف این یک سال هم ظلم و فشارى به آنها نشده باشد و هم دیگر بیش از این این اعمال نامشروع را ادامه ندهند.

رئیس- آقاى دکتر طاهرى.

دکتر طاهرى- همین طور که در کفایت مذاکرات در کلیات عرض کردم نسبت به جلوگیرى از اجناس ممنوعه مطلب به طورى واضح است که جاى مذاکره نیست ولى چیزى که لازم است مذاکره شود این است که این قوانین تمام تابع قانون انحصار تجارت است و قانون انحصار تجارت

+++

یکى از مهمترین قوانینى است که از مجلس شوراى ملى تاکنون گذشته و در ثروت و اقتصادیات مملکت مؤثرترین قوانین است هر دفعه که یک مذاکراتى در اطراف آن و نتایجش مى‌شود در مجلس یک صحبت‌هایى مى‌شود که البته مبنى بر سوء نیت نیست و هر نماینده از نقطه‌نظر مصلحت‌بینى یک اظهاراتى مى‌کند لکن ممکن است که این مذاکرات از فواید و نتایجى که منظور از قانون انحصار تجارت است بکاهد و آن را سست بکند این است که بنده معتقدم بیشتر مذاکره شود تا اگر در اصل قانون انحصار تجارت هم کسى حرفى دارد بگوید و اگر مطلب دیگرى هم هست آنها گفته شود و جواب هر یک داده شود زیرا نتایجى که قانون انحصار تجارت دارد در صورتى است که مجلس شوراى ملى و نمایندگان و تمام مردم پشتیبان این قانون باشند اگر چنانچه در مجلس یک مذاکراتى بشود از قبیل این که این قانون اسباب گرانى اجناس شده است اسباب این شده است که باید کرباس بپوشند اجناس کمیاب شده و مذاکراتى و نظایر اینها صنعتگران داخلى و استادهاى این مملکت و صاحبان صنایع داخلى و اشخاصى که تهیه جنس مى‌کنند و تجارى که باید کارخانه وارد کنند آنها را سست مى‌کنند بنابراین لازم مى‌دانم چون مطلب مهم است در اطرافش بیشتر مذاکره شود که سوء تفاهمى ایجاد نشود اسباب تشویق صنعتگران و تجار گردد بنده معتقدم این قانون قاچاق لازمه قانون انحصار هست و استفاده که از قانون انحصار تجارت باید بشود پس از تصویب این قانون است یک مذاکراتى آقاى طهرانى و بعضى آقایان دیگر کردند البته آنها سوء نیتى نداشتند که نسبت به محصولات داخلى یک صدمه وارد بیاورند ولى اگر چنانچه اینجا مذاکره نشود و جواب داده نشود و نظریه مجلس کاملاً معین نشود ممکن است که اسباب سستى و رخوت بشود و آن براى اجراى نظریه که دولت در تشویق صنایع داخلى دارد که تجار را تشویق کند کارخانه‌جاتى بیاورند که رفع احتیاج ما را از محصول خارجى بنماید براى این منظور مقدس خیالى موانعى ایجاد مى‌کند یکى از فواید قانون انحصار تجارت این است که قریب 25 میلیون از واردات غیر لازم را دولت جلوگیرى کرده است دیگر از فوایدش این است که وقتى ورود اجناس محدود مى‌شود اجناس متشابه آن در داخله تهیه مى‌شود چنانچه بنده یک مرتبه دیگر از فواید این قانون عرض کردم که درتمام شهرهاى ایران هرجا نسبت به استعداد خودش و نسبت به سوابقى که در ساختن مصنوعات و بافتن منسوجات داخلى داشته همه جا ترقیات فوق‌العاده حاصل گشته بیکارى‌هایى که بوده‌اند همه را به کار وا داشته‌اند و همه استفاده‌هاى مهمى مى‌برند همه در رفاهیت و راضى از وضعیت فعلى و دولت حاضره و دعاگوى شاهنشاه معظم که تمام فکر و حواس‌شان صرف استراحت عامه است هستند قانون انحصار موجبات رفاهیت عامه را در تمام نقاط مملکت فراهم کرده است و هر قدر تکمیل شود و سوراخ‌هایى که دارد براى ورود اجناس قاچاق و سکنه‌هایى که ممکن است به اجراى این قانون برسد رفع شود نتیجه‌هاى حسنه این قانون بیشتر محسوس مى‌شود بنابراین حالا که فواید قانون انحصار تجارت معین و معلوم شد در صورتى که منتج نتیجه مى‌شود که حقیقتاً مجرا شود و از قاچاق اجناس ممنوعه جلوگیرى گردد ما مى‌بینیم بعد از این که یک سال است قانون اجرا شده است به طورى که آقاى ملک‌زاده اظهار کردند هنوز تعادل صادرات و واردات حقیقى فراهم نیامده و براى این است که قاچاق‌هایى در سرحدات و سواحل هست که هنوز دولت موفق نشده است کاملاً از آنها جلوگیرى کند منافع زیاد اجناس موجب ترویج قاچاق مى‌شود چون فایده زیاد مى‌کند و اشخاصى هستند که تقلب در این کارها مى‌کنند و اجناس ممنوعه را وارد مى‌کنند حالا براى این که جلوگیرى بشود براى این دو راه است یکى که حضرت والا شاهزاده افسر فرمودند در فراکسیون دولت هم در نظر دارد که در سرحدات وسایل‏

حفظ سرحد را بیشتر فراهم کند که قاچاق وارد نشود و در صورت ورود ضبط شود ولى براى این که ما بفهمیم وارد مى‌شود یا نه مقیاسش از کجا معین مى‌شود ولى اجناس ممنوعه موجوده را بر طبق قوانین موضوعه نمى‌شود آنها

+++

را فعلاً ضبط کرد زیرا که هیچ قانونى عطف به ما سبق نمى‌شود و یک وقتى مجاز بوده است که این اجناس را وارد کنند وارد هم کرده‌اند و حالا قانون آن را ممنوع کرده صورت بردارند و به تدریج به فروش برسانند که از بین برود این که بعضى از آقایان مى‌گویند اینها را تحریم بکنند به عقیده بنده بر خلاف عقل و عدالت است چرا براى این که وقتى که قانونى نبوده و یک اشخاصى پول‌هایى داده‌اند و رفته‌اند این اجناس را خریده‌اند حالا اینها را بسوزانند؟ چکار کنند؟ این برخلاف عدل و انصاف است و مجلس نباید این رأى را بدهد پس عقل و عدالت این است که اینها را معین کنند و صورت بدهند که تا یک سال به فروش برسانند و بعد هم هرچه باقى ماند تحت نظارت دولت به فروش برود که ضرر و خسارتى هم متوجه صاحبان اجناس نشود از آن طرف هم معهود باشد که اگر یک مال‌التجاره مشابهى پیدا کرد از آنها صرف‌نظر نشود و ضبط شود و در هر صورت قانون انحصار تجارت به عقیده بنده بسیار خوب است و قانون متمم آن هم که همین لایحه است خوب است و عالی‌ترین قوانین است این بود که این عرایض را بنده لازم مى‌دانستم عرض بکنم و حالا مذاکرات کافى است.

بعضى از نمایندگان- کافى است.

رئیس- آقایانى که مذاکرات را کافى مى‌دانند قیام فرمایند (اغلب قیام نمودند) تصویب شد پیشنهادى از آقاى اعتبار رسیده است قرائت مى‌شود.

در ماده اول اصلاحات ذیل را پیشنهاد مى‌کنم:

اول در سطر چهارم در ظرف دو ماه به یک ماه تبدیل شود ثانیاً در سطر ششم عبارت در ظرف یک سال اصلاح شود در ظرف هذه السنه تا آخر اسفندماه 1311

رئیس- بفرمایید.

اعتبار- البته وقتى که در اساس قضیه موافقت حاصل شد و همه آقایان مخالفین هم که اینجا صحبت کردند باز بالاخره همان آقایان مخالفین هم معتقد بودند که اقدام به این کار باید بشود و این وضعیت فعلى قابل دوام نیست قانون انحصار تجارت نتیجه و عوایدش به جیب یک مشت قاچاقچى رفته است بالاخره به عنواین مختلفه و به بهانه این که این اشیاء را ما سال‌هاى قبل آورده‌ایم و به این بهانه همه روزه وارد مى‌کنند پس وقتى که در اساس قضیه قطع شد که بالاخره یک فکرى هم باید دولت مى‌کرد یعنى وقتى که دولت قانون انحصار را گذراند و وقتى که یک اشیایى را ممنوع کرد براى تعادل صادرات و واردات ورود اشیاء غیر ضرورى براى مملکت لازم نیست باید آن وقت این قانون را آورده باشد به نظر بنده خیلى هم دیر شده است بعد لایحه را که اول دولت داد مدت را همین طور که در اینجا هست یک سال قرارداد و براى صورت یک ماه لازم است ولى در آن لایحه این بود که اگر بعد از یک سال اشیاء لوکس پیدا شد دولت آن را ضبط مى‌کند ولى اینجا البته شاید بهتر بوده که ارفاقى و کمکى شده باز به این آقایان که مبلغ‌ها از این حیث استفاده کرده‌اند و گفته‌اند که آن روز هم باز بعد از یک سال ما مى‌بریم به نرخ روز مى‌فروشیم دولت مى‌فروشد وقتى که این طور شد به نظر بنده یک سال زیاد است و گذاشتن یک مدت زیادى براى این قانون از جهاتى مصلحت نیست غالب آقایان رفقا که آنجا نشسته بودند نظرشان این بود که شش ماه کافى است بنده براى این که باز هم کمکى شده باشد و حقى تضییع نشده باشد فکر کردم که این نه ماه که تا آخر سال است مدت قرار دهیم براى این که بالاخره تقلباتى که همیشه هست و مى‌بینیم هر راهى را که مى‌گیرند سه چهار راه دیگر آنها قبلاً تهیه مى‌کنند و استفاده مى‌کنند به این جهت بنده عقیده‌ام این است که این لایحه را مدتش را نه ماه یعنى تا آخر سال قرار دهیم که تا آخر هذه السنه راحت شویم یکى دیگر راجع به صورت است چون در لایحه دولت مدت یک ماه بوده و البته با یک مطالعاتى بوده است ولى جهت این که کمیسیون دو ماه کرده است چیست؟ براى این که در هر محل پس از اعلان کردن صورت دادن بنده از اشیایى که در مغازه خودم دارم یک ماه هم زیاد است تا چه رسد به این که دو ماه براى این کار وقت معین کردن و به عقیده بنده خیلى زیاد است به علاوه ما وقتى اینجا هر قدر مدت را کم کنیم براى دادن صورت از

+++

یک جهت‌هایى که ممکن است راه براى آنها پیدا کند جلوگیرى کرده‌ایم این است که بنده خواستم تمنا کنم از آقاى رئیس کل تجارت که با این پیشنهاد موافقت بفرمایند که دو ماه را تبدیل به یک ماه کنند و یک سال را هم به نه ماه تا آخر سال موافقت کنند.

رئیس- نظر آقایان مخبر و رئیس کل تجارت چیست؟

رئیس کل تجارت- عرض مى‌شود اختلاف‌نظرى که بین آقایان هست یک قسمت از آقایان فکرشان خیلى حاد است و یک عده بر عکس یک عده طرفدار تحریم و تقلیل مدت هستند یک عده به خلاف آن اگر آقایان اجازه بدهند یکى موافقتى بکنیم بهتر از این است که یکى یکى پیشنهادات مطرح شود و در اطراف آنها صحبت شود این است که بنده استدعا مى‌کنم اجازه بفرمایید که پیشنهادات همه یک مرتبه قرائت شود شاید بین خود آقایان پیشنهاد دهنده هم موافقى حاصل شود چون وقت هم کم است.

نمایندگان- صحیح است.

رئیس- پیشنهادى از آقاى رهنما رسیده است.

این جانب پیشنهاد مى‌کنم که مدت (یک سال) مذکور در ماده اول تبدیل به شش ماه شود.

رهنما- به طورى که آقاى رئیس کل تجارت فرمودند راجع به این لایحه نظریات خیلى دور از همى است براى این که بعضى‌ها عقیده‌شان این بود که اصلاً لازم نیست مطابق دلایلى که خودشان اظهار کردند بعضى‌ها هم در مدتش اختلاف‌نظر داشتند بنده پیشنهاد کردم شش ماه براى چه؟ اساساً قبل از بحث در این لایحه یک بحث باید حل شده باشد و آن را مجلس حل کرده است با رأى خودش به یک نظریه و ترجیح داده است با تصمیم خودش و آن تصمیم را راجع به قانون انحصار تجارت گرفت و آن این تصمیم و این فکر بوده است که بایستى جلوى واردات خارجى را گرفت و آن را معادل صادرات کرد آن وقت به تدریج هر چه صادرات زیاد شود اضافه کرد و در مرحله اول هم از قسمت لوکس و قسمت‌هایى که مورد احتیاج نیست این فکر دولت و مجلس بود به موجب قانونى که از مجلس گذشته است در اینجا دیگر فکرى باقى نمى‌ماند که ما در آن بحث کنیم براى این که قانونش گذشته است از مجلس شوراى ملى حالا این قانون چه مى‌کند چه مى‌گوید این قانون چیز جدیدى نیست آقا این قانون مى‌گوید آن عده اشخاصى که مخالف بودند که آن قانون بگذرد یا موافق بودند عجالتاً آن قانون گذشته آن مخالفین هم باید حالا این قانون را قبول داشته باشند براى این که آنهایى که مى‌گویند آزاد باشد و هرچه هر کس مى‌خواهد بیاورد آن مخالفت با این نیست که هر چه مى‌آید منافعش نباید توى جیب یک مشت یهودى برود ...

افسر- ملیت بحث نیست به جیب اهالى مملکت نباید برود.

رهنما- خیر این خیلى فرق دارد اجازه بدهید دولت مى‌آید قانونى مى‌گذراند منع مى‌کند آن وقت مجال پیدا مى‌کند کى؟ یک مشت قاچاقچى مجال پیدا مى‌کند و اجناس خارجى مى‌آورند توى این مملکت و در بازار طهران مى‌فروشند دولت مى‌آید مى‌گوید من اگر اجناس ممنوعه را دیدم جلوگیرى مى‌کنم امروز هم اگر این اجناس را ببینم ضبط مى‌کنم براى این که اجازه نداده‌ام که اینها را بیاورند امروز باید صورت بگیرد دولت چرا یک سال صورت بگیرد شش ماه صورت مى‌گیرد در مدت شش ماه مى‌آید مغازه‌ها را مى‌بیند اجناس لوکس را مى‌بیند البته اگر بعد از آن آمد معلوم مى‌شود قاچاق است پول را نداده است پول گمرک را نداده است آن وقت به قول آقاى طهرانى چادرى که بایستى ده دوازده تومان بفروشد بدون این که عوارضى داده باشد آورده است و فروخته است سى تومان بنابراین بنده موافقم آقاى یاسایى هم موافقت بفرمایند شش ماه مدت معین شود و در مدت شش ماه به این قضایا رسیدگى شود و معلوم شود که اجناس ممنوعه در بازار طهران چقدر است مجال به اینها بیشتر ندهید مجال دادن به اینها برخلاف مصلحت است در این قسمت شش ماه منظور بدارید.

رئیس کل تجارت- بفرمایید همه پیشنهادات را قرائت کنند.

+++

رئیس- بسیار خوب همه پیشنهادات را مى‌خوانیم ولى بعد هر کس حق دارد در پیشنهاد خودش توضیح بدهد.

پیشنهاد آقاى دشتى‏

بنده پیشنهاد مى‌کنم به جاى مدت یک سال دو سال مهلت داده شود.

رئیس- بفرمایید.

دشتى- بنده با لایحه مخالف هستم یعنى اساساً با این فکر مخالفم و هر قدر هم جلو مى‌رویم مى‌بینیم این فکر در مملکت تکمیل مى‌شود و آن فکرى که بنده مخالف آن هستم این است که بنده مخالف فکر(اتاتیسم) هستم که هر کارى را دولت بکند حتى دولت مغازه باز کند جنس بفروشد بنده با این فکر مخالف هستم همسایه شمالى ما هم این رویه را اتخاذ کردند ولى نتایج خوبى نبردند و متأسفانه با کمال تأسف بنده مى‌بینم که روز به روز این فکر و این مسأله زیاد مى‌شود ما یک عده زیادى در این مملکت هستیم که مخالفیم با این که دولت غیر از کارهاى اتفاقى به کارهاى صنعتى و کارهاى تجارتى مداخله کند دولت فقط باید حکومت و نظارت داشته باشد دولت در امور اجتماعى و اقتصادى تا حدى باید مداخله کند که فقط حق نظارت و عرض کنم اداره کردن امور اقتصادى مملکت را داشته باشد و با این لوایحى که تند تند ما از مجلس مى‌گذرانیم متأسفانه علاوه بر این که نتیجه حاصل نمى‌شود نتیجه وارونه هم مى‌شود. این امتحان را در یک موقع دیگرى هم کرد و متأسفانه موفقیتى پیدا نکرد و بنده به این جهت با این لایحه مخالف هستم دولت نباید دخالت کند که مغازه حریر فروشى باز کند مغازه صابون فروشى باز کند عرض کنم در قسمت اولى که عرض کردم دولت حق دارد بگوید که این اجناس وارد نشود در سرحد هم جلوگیرى بکنند اما در داخله شهر دفاتر را زیر و رو کردن و تفتیش کردن هیچ معنى ندارد عرض کنم آن لایحه که اول آورده بودند این بود که اجناس را رویش یک(اتیکت) بچسبانند آن به نظر بنده بهتر بود که اجناسى که مى‌شود اتیکت بهش بچسبانند بزنند در مغازه‌ها به تدریج آنها را بفروشند اما به این مشکل که ما این را به معرض حراج بگذاریم یکى مى‌گوید دو سال یکى مى‌گوید یک سال یکى مى‌گوید شش ماه این اجناس را حتماً بفروشد و آن وقت براى توجیه آن هم یک استدلال خاصى مى‌کنند در صورتی که همیشه باید برهان و دلیل مطابق با مدعا باشد و اینجا دلیل اخص از مدعا است یک شخصى رفته است جنس چادرى را خریده است دوازده تومان فروخته است چهل تومان این را جلوگیرى کردن براى این که نفع زیادى ببرد بنده نمى‌فهمم چه داعى دارید که این فکر را کنید فکر این را بکنید که یک عده زیادى قبلاً یک مقدار زیادى از این اجناس را خریده‌اند و وارد کرده‌اند عرض کردم در تمام معاملات صاحب مال مالک مال خودش است مگر در اجناسى که خطر عمومى و مهلکه نفوس داشته باشد از قبیل گندم آنجا دولت حق دارد جلوى محتکر را بگیرد و بگوید حتماً به این قیمت باید بفروشى (اعتبار- اینجا هم همین طور است) اجازه بدهید آقا موقع صحبت شما که شد صحبت کنید اما در یک اجناسى که خودتان معتقد هستید که لوکس است و مى‌خواهد گران بفروشد به صرفه اقتصادى مملکت است براى این که مردم نمى‌خرند به هوس و مسأله منع واردات حق است این است که گمرک را زیاد کنند که جنس به طورى گران شود که مردم نخرند پس بنابراین گران فروختن که به منفعت مردم است به نفع عمومى است که نمى‌خرند عرض کنم که مى‌فرمایند لوکس است اینجا متصل صحبت لوکس مى‌شود بنده از آقایان تقاضا مى‌کنم که معناى لوکس را توضیح بفرمایند لوکس یک مفهوم عامى است یعنى چیزهایى که جزو حوایج عمومى مملکت نیست و این ممکن است به خیلى از چیزها اطلاق شود بنده عقیده‌ام این است که یک قسمت زیاد از قند لوکس است اگر فرض بفرمایید به جاى پنج میلیون قند ده میلیون قند در این مملکت وارد بشود نتیجه این مى‌شود که عوض یک من قند دو من قند مصرف مى‌شود و البته آن زیادیش لوکس است و به عقیده بنده

+++

جلوگیرى از این قسمت خیلى بهتر است تا این که جلوگیرى از پارچه ابریشمى بکند براى این که یک کسى قند استعمال نمى‌کند ولى پارچه ابریشمى براى او لازم است و لوکس نیست پس بنابراین اگر فکر معادله صادرات و واردات را مى‌کنیم باید خیلى از چیزهای‌مان را کم کنیم مخصوصاً همین قسمت قند و چاى و شکر را کم استعمال کنیم و کم خورده شود براى این که وقتى چاى زیادتر وارد شود زیادتر هم چاى خورده مى‌شود وقتى کم وارد شود کم مى‌خورند چه عیبى دارد که اصلاً کمتر بخورند پس با این شکل‌ها ما موفق نمى‌شویم به معادله صادرات و واردات باید معادله صادرات و واردات را به یک شکلى حل کنیم وقتى که به این شکل نشد این لایحه هم دیگر لزومى ندارد اولاً شما خیال مى‌کنید تمام ایران منحصر به خیابان لاله زار است؟ خیر جاهاى دیگر این خبرها نیست با این چیزها هیچ وقت حوایج مملکت را رفع نمى‌کنیم زیرا مطابق آن رفتار نمى‌کنیم به عقیده بنده باید حوایج مملکت را در نظر گرفت یکى از آنها کتاب است الان نمى‌شود کتاب را وارد این مملکت کرد کتاب سه برابر قیمتش وارد مى‌شود در صورتى که ما وقتى حساب کنیم مى‌بینیم که در سال بیشتر از ده هزار تومان کتاب وارد نمى‌شود حالا ملاحظه بفرمایید ما از ده هزار تومان مالیات مى‌گیریم آن وقت یک مرتبه به اسم حوایج مملکت مقدار ریادى قند و شکر و چاى وارد مملکت مى‌کنیم در صورتى که این چیزى را که اسمش حوایج مملکت مى‌گذاریم جزو حوایج مملکت نیست و البته کتاب و پارچه ابریشمى مفید‌تر است و بهتر از چاى است که مضر است هم از براى معده و هم از براى قلب و بنده پیشنهاد خودم را مسترد مى‌دارم.

پیشنهاد آقاى وثوق‏

بنده پیشنهاد مى‌کنم که عموم دهنیات جزو مواد ممنوعه در ماده اول باشد.

پیشنهاد آقاى فزونى‏

بنده پیشنهاد مى‌نمایم در ماده اول بعد از عبارت (براى فروش تجارتى موجود داشته باشد) براى فروش تجارتى و خورده فروشى در مغازهها موجود داشته باشد.

یک نفر از نمایندگان- دوباره قرائت شود.

(مجدداً خوانده شد)

پیشنهاد آقاى ملک مدنى‏

تبصره ذیل را به ماده اول پیشنهاد مى‌نمایم.

تبصره- اجناسى که پس از انقضاء مدت قانونى باقى خواهد ماند دولت باید از روى خرید به علاوه یک عشر منافع تعیین نماید.

پیشنهاد آقاى ناصرى‏

پیشنهاد مى‌کنم در ماده اول سطر سوم کلمه تجارتى حذف شود.

رئیس کل تجارت- عرض مى‌شود پیشنهاداتى که آقایان کرده‌اند در یک قمست‌هایى که بنده از آخر شروع مى‌کنم یک پیشنهادى شده بود که کلمه خورده فروشى به تجارتى اضافه شود به عقیده بنده خورده فروشى همان تجارت است و در اصطلاح فقهى کسب و تجارت یکى است تجارت هم اطلاق به کسب مى‌شود و هم بر خود مسأله تجارت خورده فروشى و عمده فروشى یکى است بنابراین اگر بگوییم تجارتى شامل همه است و اما در قسمتى که آقاى ملک مدنى فرمودند که دولت نگاه بکند این درست نقطه مقابل مقصود دولت است ما مى‌خواهیم آنهایى که اجناس ممنوعه دارند به هر قیمتى که هست در این مدت نه ماه تا شب عید بفروشند و الا وقتى دست دولت افتاد این قدر مخارج برش تحمیل مى‌کند که هیچ چیز گیرشان نمى‌آید و بنده الان باز و روشن مى‌گویم وقتى که اینها تحت نظر دولت به فروش برود مفتش بنده حقوق مى‌خواهد ناظر حقوق مى‌خواهد مقوم حقوق مى‌خواهد اینها باید تا شب عید هر چه هست به فروش برسانند یک مقصود ما این است که اینها به فروش برود پس خواهش مى‌کنم که پیشنهادشان را مسترد بدارند یک پیشنهادى هم آقاى وثوق

+++

فرمودند راجع به دهنیات بنده عرض مى‌کنم خدمت‌شان که در صورت اجناس ممنوعه هست عبارتى که وافى باشد به مقصود ایشان و اگر نیست ممکن است که توضیح داده شود براى پیشرفت کارخانه قزوین که دهنیاتش خیلى خوب شده است و ممکن است تشویقات بیشترى بشود و ما همین کار را کرده‌ایم الان خیلى از روغن‌ها را ما ورودش را ممنوع کرده‌ایم بقیه را هم ممکن است ممنوع کنیم الان یک قسمت روغن کرچک روغن خشخاش ورودش ممنوع است و ممکن است روغن‌هاى دیگر هم که تدارک آن در داخله آسان باشد ممنوع کرد در این صورت پیشنهادتان تأمین شده است (وثوق- متشکرم) در موضوع پیشنهاداتى که شده بود راجع به مدت کلمه حذف تجارتى هم مضر است زیرا که اگر فردا یک بیچاره‌اى در توى خانه‌اش یک چادرى یا مبلى داشت و خواست این را بفروشد این را نمى‌شود تضییقات براى مردم فراهم کرد موضوعى را که آقاى دشتى فرمودند راجع به این که دولت عوارضى وضع کرده است بر کتاب و مثل این است که دولت با معارف مى‌خواهد دشمنى کند و چرا قند و شکر را جلوگیرى نمى‌کند ما براى پیشرفت کار مطابع این کار را کردیم کتاب فروش‌ها کتاب را ممکن است در داخله طبع کنند مطایع ما که در داخله بی‌کار هستند حق ندارند بروند کتاب در خارجه طبع کنند حتى من دستور داده‌ام قرآن که کتاب مقدس ما است در مطابع خودمان چاپ شود مگر قرآن باید زیر دست فرنگى چاپ شود در هر حال بنده اتیکت را هم اجازه نداده‌ام در خارجه چاپ شود براى این که در اینجا خیلى بهتر و قشنگ‌تر از مال فرنگ چاپ مى‌شود حتى آن تمبرها و باندرل‌ها را هم که وزارت مالیه سفارش کرده بود چون قبلاً سفارش آنها داده شده بود اجازه داده شد جوازش را دادم به شرط این که وزارت مالیه در آتیه در داخله این کار را بکند بله اگر یک کتاب مهمى مال یک پروفسور باشد مال یک دانشمندى باشد و مورد استفاده است مثل مجله است که مجله آزادانه وارد مى‌شود و آن را کسى متعرض نمى‌شود و هیچ جواز نمى‌خواهد اگر هم یک کتاب‌هاى مفیدى هم باشد مال یک اشخاص مخصوص بنده عهدم مى‌گیرم جواز معاف از صدور صادر کنم و بفرستم خدمت‌شان ولى بنده باید بفهمم که فلان شخص چه کتابى خواسته دیکسیونر یا کتاب علمى مى‌خواهد تاریخ مى‌خواهد و سفارش داده آنها هم اشخاص معینى هستند ولى کتاب فروش باید حتى‌الامکان کتابش را در داخله تهیه کند مگر این که در داخله طبع و تدارکش ممکن نباشد آن وقت دولت هم موافقت مى‌کند در قسمت مدت هم به نظر بنده به جاى پیشنهادات و نظریات مختلفه اگر آقایان موافقت بفرمایند که تا آخر سال 1311 بشود کرد مدت را بهتر است براى این که آخر سال مصادف مى‌شود با ایام عید و هر چه که هست فروخته مى‌شود و بعد یعنى از سنه 1312 دیگر دولت تکلیفش معین مى‌شود و درب این مغازه‌ها بسته مى‌شود و گمان مى‌کنم حضرت آقاى رهنما هم موافقت بفرمایند که مدت یک سال و شش ماه و اینها تبدیل شود به تا آخر اسفند(اعتبار- دو ماه هم یک ماه شود) دو ماه عیبى ندارد همان دو باشد براى این که آقاى اعتبار دقت بفرمایند که همان قسمت‌ها را هم که بخواهند تدارک بکنند باز دو ماه مى‌شود تا حساب اینها را بکنیم و تدارک بکنیم. و این که آقاى دشتى فرمودند که این مقدار کم توى مغازه‌هاى لاله‌زار چیزى نیست خیر توى انبارها است به علاوه آقایان مسبوق باشند که مى‌دانیم درست که مقدار واقعى این اجناس چقدر است در گمرک اطلاع دارد دولت و مى‌داند چه چیزهایى در انبار است خلاصه چسباندن اتیکت اسباب زحمت است براى مأمورین دولت و عوارض زیادى دارد براى این که به اندازه کافى دولت مأمور خوب ندارد و در ولایات حکام شاید وسایل نداشته باشند.

رئیس- خوب حالا بنده تکلیف ماده را معلوم مى‌کنم جمله خورده فروشى را که مطابق تصریح آقاى رئیس کل

+++

تجارت که با عمده فروشى لفظ تجارت گذارده شده است ایشان هم منظورشان حاصل است دهنیات را هم قبول مى‌فرمایید که جزء اشیاء ممنوعه باشد؟

رئیس کل تجارت- در اینجا شاید صلاح نباشد غرض تذکر بود که در جزو اشیاء ممنوع‌الورود هست اما اینجا شاید جایز نباشد در قانون ذکر شود براى این که مشروبات هم هست در صورت علی‌حده اجناس ممنوعه معین شده و در قانون شاید صلاح نباشد ذکر شود ولو صورت آن کم باشد به این جهت صورت یک چیزى است که در مخارج ممکن است آن را اعلان کنیم آقایان هم مى‌بینند.

رئیس- کلمه تجارت را هم که حذفش را معتقد نیستند آقاى رهنما هم با پیشنهاد آقاى اعتبار موافقت فرمودند که تا آخر اسفند ماه باشد دو ماه مدت هم باقى باشد این تصمیمات را یادداشت مى‌کنیم و رأى مى‌گیریم به ماده اول با تغییرى که متذکر شدم یعنى تبدیل یک سال به تا (آخر اسفند 1311) آقایان موافقین قیام فرمایند (اغلب قیام نمودند) تصویب شد.

[3- موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه‏]

رئیس- پیشنهاد شده است جلسه را ختم کنیم (صحیح است) براى این که کارهاى آقاى رئیس کل تجارت به تأخیر نیفتد

جلسه آینده یک شنبه 10 خردادماه سه ساعت قبل از ظهر دستور هم بقیه شور در لایحه کنونى و لایحه زغال سنگ تبریز.

(مجلس سه ربع ساعت بعداز ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شوراى ملى- دادگر

+++

یادداشت ها
Parameter:293321!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)