کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره هشتم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏8
[1396/05/04]

جلسه: 86 صورت مشروح مجلس روز یکشنبه اول خرداد ماه 1311(16 محرم 1351)  

فهرست مذاکرات

1) تصویب صورت مجلس

2) شور اول لایحه اعتبار زغال سنگ اطراف شهر تبریز

3) شور دوم لایحه انحصار تریاک

4) موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏8

جلسه: 86

صورت مشروح مجلس روز یکشنبه اول خرداد ماه 1311(16 محرم 1351)

فهرست مذاکرات

1) تصویب صورت مجلس

2) شور اول لایحه اعتبار زغال سنگ اطراف شهر تبریز

3) شور دوم لایحه انحصار تریاک

4) موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

مجلس یک ساعت و نیم قبل از ظهر به ریاست آقاى دادگر تشکیل گردید.

صورت مجلس روز پنجشنبه بیست و دوم اردیبهشت ماه را آقاى مؤید احمدى(منشى) قرائت نمودند.اسامی غایبین جلسه گذشته که ضمن صورت مجلس خوانده شد .

غایبین با اجازه - آقایان : آشتیانی - طالش خان - ملک آرایی

غایبین بی‌اجازه - آقایان : تیمورتاش - ناصری - حاج میرزا حبیب­الله امین - دکتر امیر اعلم - امیر ابراهیمی - میرزا سید احمد بهبهانی - حاج حسین آقا مهدوی - طهرانی - معتصم سنگ - دکتر سنگ - میرزا محمدتقی بروجردی - یونس آقا وهاب‌زاده - عبدالحسین خان دیبا- محمدتقی خان اسعد - آقازاده­ سبزواری - محسن خان قراگوزلو - دبیر سهرابی - شریعت‌زاده.

دیر آمدگان بی‌اجازه - آقایان : لیقوانی - عراقی - مسعود ثابتی .

[1- تصویب صورت مجلس‏]

رئیس- آقاى دهستانى.

دهستانى- آقاى امیر ابراهیمى را غایب بى‌اجازه نوشته بودند خواستم تذکراً عرض کنم که ایشان استجازه کرده بودند.

رئیس- براى این که ممکن است سؤالات دیگرى هم که مى‌شود از این مقوله باشد براى استحضار خاطر آقایان عرض مى‌کنم که کمیسیون عرایض و مرخصى اظهار موافقت کرده است ولى به واسطه تعطیل جریان طبیعى خود را نکرده است.

آقاى جمشیدى.

جمشیدى- بنده هم مى‌خواستم راجع به آقایان دکتر سنگ و معتصم سنگ عرض کنم که آنها را در صورت مجلس غایب بی‌اجازه نوشته بودند در حالى که هر دو آقایان کسالت دارند و به وسیله بنده از مقام منیع ریاست استجازه کرده‌اند این بود که مى‌خواستم استدعا کنم که تصحیح شود.

رئیس- اصلاح مى‌شود. آقاى بروجردى.

بروجردى- بنده را غایب خوانده‌اند چون فرمودید اصلاح مى‌شود دیگر عرضى ندارم.

رئیس- آقاى عراقى.

+++

عراقى- عرض بنده هم راجع به امیر جنگ بود.

رئیس- آن هم اصلاح مى‌شود. در صورت مجلس دیگر نظرى نیست (گفته شد- خیر) صورت مجلس تصویب شد.

[2- شور اول لایحه امتیاز زغال سنگ اطراف شهر تبریز]

رئیس- جمعى از آقایان نمایندگان تقاضا کرده‌اند که اعطا امتیاز زغال سنگ اطراف تبریز مطرح شود (صحیح است)

خبر کمیسیون‏

کمیسیون اقتصاد ملى در دو جلسه با حضور آقاى رئیس و نماینده اداره کل صناعت لایحه نمره 895 دولت را راجع به اعطا امتیاز زغال سنگ اطراف شهر تبریز به آقاى مسعود خان عدل مطرح نموده به طریق ذیل مواد آن را با موافقت رئیس کل صناعت تصویب و خیر آن را به مجلس شوراى ملى عرضه مى‌دارد.

ماده 1- مجلس شوراى ملى به اداره کل صناعت اجازه مى‌دهد که امتیاز انحصارى مانع للغیر استخراج و استفاده از معادن زغال سنگ اطراف شهر تبریز را از نقطه مرکزى ارک تا دوازده فرسخ از هر طرف براى مدت پانزده سال به آقاى میرزا مسعود خان عدل اعطا نماید.

ماده دوم- دولت مى‌تواند استخراج یکى از معادن زغال سنگ واقعه در منطقه امتیاز را براى خود محفوظ داشته و آن را استخراج نماید. انتخاب معدن مزبور باید در ظرف یک سال از تاریخ اعطاى امتیاز به عمل آمده و به صاحب امتیاز کتباً اطلاع داده شود.

ماده 3- مؤسسات مربوط به این امتیاز از تأدیه هر گونه مالیات در پنج سال اول مدت امتیاز معاف خواهند بود پس از آن باید فقط صدى پنج 5% عایدات خالص خود را همه ساله به دولت بپردازد ترتیب تعیین و تشخیص عایدات خالص به موجب قرارداد جداگانه بین دولت و صاحب امتیاز معین خواهد شد.

ماده چهارم- صاحب امتیاز با منظور داشتن مخارج ضرورى ادارى و بهره‌بردارى و حقوق دولت و وجوه لازمه براى استهلاک سرمایه و کسر و نقصانى که براى آلات و ادوات باید منظور داشت قیمت زغال را به میزانى باید معین کند که بیش از صدى بیشت 20% به عنوان منفعت خود علاوه نشده باشد.

تبصره- براى مقادیرى که دولت جهت احتیاجات خود ابقاع خواهد نمود فقط صدى که 10% نفع منظور مى‌شود.

ماده 5- سایر شرایط این امتیاز مطابق مواد 2- 3- 4- 5- 6- 7- 8- 9- 10- 11- 12- 14- 15- 16- قانون مهرماه 1309 راجع به امتیاز زغال سنگ اطراف شهر مشهد خواهد بود.

رئیس- مذاکره در کلیات است. آقاى ملک‌زاده.

ملک‌زاده- بنده عرضى ندارم.

رئیس- آقاى مؤید احمدى.

روحى- بنده اول اجازه خواستم.

رئیس- آقاى طباطبایى دیبا در ماده اول اجازه خواسته بودید.

طباطبایى دیبا- خیر در کلیات است آقا.

رئیس- این خط خودتان است در ورقه خارج به مجلس نوشته شده معاینه بفرمایید.

طباطبایى- این ورقه لایحه تریاک است بنده در زغال سنگ اجازه خواسته بودم.

رئیس- آقاى مؤید احمدى.

مؤید احمدى- بنده با این که کاملاً با امتیاز معدن موافقم به علت این که معادنى که در این مملکت در اطراف هست هنوز ازشان استفاده نشده این یک موضوعى است که واقعاً خیلى قابل اهمیت است و باید موافقت کرد لکن یک موضوعى است که لازم است به عرض آقایان برسد و آن این است که ما بر حسب ترتیبى که بین خودمان مقرر است باید مطالب اول در فراکسیون مطرح شود و مطابق دستورى که داریم در فراکسیون مذاکرات‌مان را بکنیم بعد که تصویب شد بیاید مجلس این لایحه در فراکسیون

+++

مطرح نشده و فقط عرض بنده این بود که باید رد فراکسیون مطرح شود بعد بیاید مجلس.

رئیس- آقاى دیبا موافقید؟

دیبا- مخالفم.

رئیس- آقاى فاطمى موافقید؟

فاطمى- بله بنده موافقم‏

رئیس- بفرمایید.

فاطمى- بنده مخالفى ندیدم که موافقت خود را عرض کنم فقط مطلبى را که آقاى مؤید احمدى فرمودند این مسأله همین طور است که تذکر دادند در قسمت لوایح مهم همین طور بوده است ولى خیلى لوایحى را هم بنده سراغ دارم که در همین جلسه گذشته با این که در فراکسیون نیامده بود در مجلس مطرح شد (طباطبایى- این دلیل نمى‌شود آقا) به علاوه موضوع هم موضوع مهمى نیست(طباطبایى- خیلى مهم است) از نقطه‌نظر تشویق مهم است نه از نقطه‌نظر این که چون در فراکسیون مورد مذاکره نشده مهم است و در مجلس نباید مطرح شود.

رئیس- آقاى دشتى.

دشتى- موافقم.

رئیس- آقاى دیبا.

طباطبایى دیبا- بنده اساساً با استخراج معادن کمال موافقت را دارم خاصه نسبت به آذربایجان که در آنجا یک معادنى هست که حقیقتاً خیلى خوب و قابل استخراج است حتى معدن طلا هم دارد و آنچه شنیده شده از طرف اداره صناعت هم در استخراج آنها اقدامى شده است ولى نسبت به این لایحه بخصوص اولاً عقیده بنده هم این است که آقاى مؤید احمدى فرمودند معهود ما این بود که بدواً این لوایح مى‌آمد رد فراکسیون و مذاکره مى‌شد و هر کسى که سابقه داشت نسبت به آن لایحه مى‌گفت و تصمیمى مى‌گرفتیم و بعد در مجلس مذاکره مى‌شد. ولى نسبت به این لایحه در خارج هیچ صحبتى نشده است(صحیح است) غالب آقایان نمایندگان آذربایجان یک سوابقى در آنجا دارند که باید راجع به این لایحه در خارج صحبت کنند بنابراین عقیده بنده این است که این لایحه امروز از دستور خارج شود و در فراکسیون صحبت بشود بعد در اساس لایحه عقیده بنده کلیتاً این است در باب معدن که دولت باید یک قانون کلى تنظیم و تقدیم مجلس نماید که در تحت آن قانون تمام مردم تشویق شوند و بروند استخراج کنند معادن را و الا هر روزى یک معادن مخصوص را با اشخاص امتیاز بدهیم این به عقیده بنده صحیح نیست و راجع به این امتیاز هم این امتیاز البته یک سرمایه کلى مى‌خواهد و در این لایحه هیچ سرمایه معین نشده و آنچه بنده در خارج شنیده‌ام ده هزار تومان سرمایه تعیین کرده‌اند ولى این ده هزار تومان ابداً کافى نیست اگر مقصود صاحب امتیاز این است که مردم بروند این معدن را استخراج کنند امروزه در تبریز مردمى هستند که خودشان مى‌روند و استخراج مى‌کنند آنها را و مى‌آورند بارى پانزده قران مى‌فروشند و اگر مقصود صاحب امتیاز این است که اگر بدون این که سرمایه داشته باشد بدون این که عملیات وسیعه عمیقه داشته باشد برود استخراج کند پانزده قران را سه تومان بفروشد او یک مطلبى است و الا این کار سرمایه کافى مى‌خواهد و باید اینجا معین شود و یکى دیگر اینجا صدى بیست منفعت معلوم شده است من نمى‌دانم کدام سرمایه است در دنیا که پس از وضع مخارج صدى بیست هم صاحب امتیاز منفعت کند این است که بنده با این لایحه کمال مخالفت را دارم و عقیده‌ام این است که این لایحه بیاید در فراکسیون و صحبت شود و آقایان تصمیم‌شان را بگیرند بعد بیاید در مجلس چون خیلى لایحه مهم است و باید نسبت به آن در فراکسیون تصمیم کلى اتخاذ شود.

رئیس- آقاى دشتى.

دشتى- اگر غیر از آقاى دیبا کسب با این لایحه مخالف مى‌کرد غریب نبود ولى خیلى تعجب است که ایشان

+++

در این موضوع مخالفت می‌کنند!! عرض کنم که بنده استدلالات آقای دیبا را تمام غیر حق می‌دانم یکی از استدلالات‌شان این است که باید به فراکسیون برود بنده عرض می‌کنم نباید برود چه لزومی دارد که به فراکسیون برود فقط ما تصمیم گرفتیم در لوایحی که در فوریت دارد (دیبا- این طور نبود) برای این که مبادا نظریه دولت با نظریه مجلس مخالف باشد برود در فراکسیون که در آنجا حل شود بعد بیاید در مجلس و الا لایحه که دو شورا است و یک شورش در مجلس می‌شود و بعد می‌رود به کمیسیون و در آنجا هم درش شور می‌شود صحبت کردن در آن اشکالی ندارد اصلاً علت این که فراکسیون تصمیم گرفت که لوایح را قبلاً به آنجا ببرند برای لوایح دو فوری بود (دیبا- خیر در تمام لوایح بود) اما لوایح دو فوری این طور نیست آقا (طباطبایی دیبا- این طور می‌شود) اغلب لوایح دولت بدون این که به فراکسیون برود در مجلس مطرح می‌شود به طوری که آقای فاطمی گفتند بدون این که برود به فراکسیون اعضا فراکسیون هم اینجا هستند فقط فراکسیون برای لوایح دو فوری است که در فراکسیون به طور خصوصی صحبت شود و قضایا را حل کنند یعنی نظر دولت و نظر مجلس با هم یک راه‌حلی پیدا کنند و الا لوایحی که دو شورا است در مجلس مطرح می‌شود و بعد می‌رود به کمیسیون بعد دوباره کمیسیون تشکیل می‌شود و از آنجا برمی‌گردد این هیچ لازم نیست که به فراکسیون برود و به عقیده بنده نظریه شما به کلی مخالف با آن اصلی است که ما اتخاذ کردیم (چنین اصلی نبود) عرض کردم مکرر ملاحظه فرموده‌اید چقدر لوایحی به مجلس آمده است که به فراکسیون نرفته است. آقایان وکلا بفرمایند چه قدر از این لوایح به مجلس می‌آید (نمایندگان- خیلی آقا) (طباطبایی دیبا- هر لایحه آمده است باید برود به فراکسیون) پس بنابراین ما الزامی نداریم که هر لایحه را که در مجلس مطرح می‌کنیم در فراکسیون هم مطرح کنیم و این الزام بمالایلزم است عرض کنم که یک مسأله دیگر که گفتند که به کلی استدلال‌شان موجه نبود این است که می‌فرمایند اساساً یک لایحه بیاورند به مجلس برای کلیه معادن این حرف صحیح است اما این دلیل نمی‌شود بر این که اگر یک لایحه که برای یک معدن آوردند تصویب نشود عرب‌ها می‌گویند مالا یدرک کله لایترک کله یعنی وقتی که دست به همه چیز نمی‌رسد اقلاً به جزئیش برسد چه عیب دارد آقا شما وقتی که دولت یک لایحه کلی نیاورد از برای تمام معادن اگر از برای یک معدن آورد مخالف هستید؟ این به عقیده بنده استدلال وارونه است عرض کنم یک قسمت دیگر بود که بنده به هیچ وجه آن را نفهمیدم گفتند ما آذربایجان‌ها باید در خارج با هم صحبت کنیم (دیبا- بنده چنین عرض نکردم) خوب می‌فرمایند بنده نگفتم هیچ یکی دیگر راجع به سرمایه‌اش می‌فرمایند که ده هزار تومان است شما از کجا می‌دانید که سرمایه ده هزار تومان است (دیبا- به بنده گفتند ده هزار تومان است) معین کنید اینجا (زنگ رئیس) عرض کنم یک شرایطی اینجا در قانون امتیاز زغال سنگی است که به خراسانی‌ها داده‌اند که ما تصویب کرده‌ایم نوشته مطابق آن شرایط عمل شود و آن یک قانون مفصل و مشروحی است که دو شور هم در مجلس درش شده است و به عقیده بنده آنچه باید عمل کنند از روی آن عمل خواهند کرد و یک چیز دیگر را ما باید در نظر بگیریم و آن این است که ما هر قدر بتوانیم شرکت در این مملکت تشکیل بدهیم و هر قدر مردم را تشویق به کار و استخراج معادن کنیم برای ما فایده دارد اصلاً معدن زیر زمین بماند برای ما فایده‌اش چیست بنده خیال می‌کنم که صدها هزار میلیون پول دارم ولی وقتی دستم بهش نمی‌رسد چه فایده دارد ما وقتی که معدن زیر زمین داشته باشیم و استخراج نکنیم و اهل وطن ما استفاده نکنند چه فایده دارد (دیبا- با شرایط صحیح) خوب شرایط همین است که در استخراج معدن زغال‌سنگ مشهد کردیم (دیبا- این دلیل نمی‌شود) همین قانونی است که از مجلس شورای ملی گذشته است و منتهای دقت درش شده است

+++

و بنده و شما و دولت نشستیم فکر کردیم و آن را تصویب کردیم این را هم مطابق آن نوشته‌اند و به نظر بنده یک قانون خیلی خوبی است بالاخره ما باید مردم را تشویق کنیم که اگر یکی ده هزار تومان بیست هزار تومان دارد این باید پولش را به کار بیندازد در نتیجه دو هزار نفر سه هزار نفر به کار بیفتند.

رئیس اداره کل صناعت- بنده اگرچه به واسطه گرفتاری اداری یک قدری دیر رسیدم و فرمایشات آقایان را راجع به کلیات این لایحه درست اصغا نکردم ولی به آن قسمتی که رسیدم برای استحضار خاطر مبارک آقایان به عرض می‌رسانم اصولاً راجع به امور اقتصادی نظر مجلس شورای ملی و دولت این بوده است که حتی‌‌المقدور یک تسهیلاتی بشود و مردم بتوانند از سرمایه خودشان و منابع اقتصادی مملکت استفاده کنند وقتی که ما این اصل را قائل شدیم و این نقطه اصلی را در مرکز عمل خودمان قرار دادیم آن وقت البته شعبی که از این منشعب می‌شود ممکن است روی همان فکر با یک نظر مساعد‌تری به کار برود. امور اقتصادی امروز در دنیا مشکل‌ترین امور زندگانی بشر را تشکیل می‌دهد و متأسفانه قسمت معادن هم یکی از مشکل‌ترین قسمت‌های اقتصادی است بنده اگر چه شخصاً یک آدم متخصص در امور معادن نیستم ولی مطابق اطلاعات کوچک و سطحی که پیدا کرده‌ام یکی از کارهای مشکل استخراج معادن است یک کسی که می‌آید سرمایه‌اش را برای استخراج معادن به کار می‌اندازد واقعاً یک مقدار سرمایه‌اش را کاملاً به خطر می‌اندازد (صحیح است) چنانچه خود دولت در اصفهان برای زغال‌سنگ دو سال است جد و جهد می‌کند در صورتی که تمام متخصصین از نقطه نظر علوم ژئولوژی و طبقات‌الارضی معلوم کرده‌اند صدی هشتاد و پنج زغال هست تا به حال مقداری پول دور ریخته‌ایم و هنوز اطمینان نداریم زغال خواهد بود یا خیر همین عمل معدن دریافت یزد هم معلوم شده است عمل معدن یک کاری نیست که کسی پولش را برده باشد در بانک ملی گذاشته باشد و بخواهد صدی شش صدی دوازده منفعت بگیرد حضرت آقای دیبا فرمودند معادن صدی بیست منافع برایش زیاد است برای معدن صدی 20 کم است آقا معدن جایی نیست ممکن است کسی صد هزار تومان سرمایه‌اش را به کار بیندازد به خطر بیندازد ولی صد دینار هم استفاده نکند ممکن است اقبالش بیاورد یک مبلغی که خرج کرد به یک منافع خیلی زیادی هم برسد بنابراین برای این که اشخاصی را تشویق کنیم که سرمایه‌شان را به کار بیندازند باید یک اندازه هم مساعدت کنیم اما راجع به سرمایه شرکت که فرمودند بنده خیال می‌کنم اصلاً ما نباید این سؤال را بکنیم زیرا خود قانون معین کرده است که اگر اینها تا فلان مدت فلان عملیات را نکردند خود کنترات ملغی است آقا تصور می‌فرمایند که امروز معدن زغال‌سنگ را ممکن است که دو تا چاله بکنند تا به آب رسید بروند جای دیگر این به هیچ جا نمی‌رسد پانزده من زغال هم نمی‌توانند تهیه کنند آقایان باید دویست هزار تومان سرمایه داشته باشند حفر تونل بکنند مطابق اصول علمی امروزه دنیا باید استخراج معدن بکنند تا بتواند زغال‌سنگ بیرون بیاورد مگر با اصول چاله کندن که ما معمول داشتیم ممکن است که ما زغال پیدا کنیم؟ خیر ممکن نیست و آن کسانی هم که برای این عمل این کار را کرده‌اند تصور نمی‌کنم این قدر بی‌فکر باشند و مدتی هم که در این لایحه ذکر شده است به عقیده بنده برای استخراج معدن پانزده سال بیست سال کوچک‌ترین عمری است که ممکن است عمل کرد و الا آقا به تاریخ استخراج معادن دنیا مراجعه بفرمایند آقا هیچ معدنی کمتر از پنجاه سال ممکن است که از آنجا به طرز واقعاً اصول علمی استفاده و بهره‌برداری کرد؟ گذشته از اینها این لایحه یک سابقه هم دارد که در لایحه مشهد هم این امتیاز داده شده است و مجلس شورای ملی تصویب فرموده‌اند این لایحه چندین قسمت مزایایی

+++

دولت برایش قائل شده است نسبت به همان امتیاز سابقى که در خراسان داده شده است و اما اصول کلى که آقایان فرمودند براى استخراج معادن نه این است که اداره صناعت این موضوع را فراموش کرده باشد بنده یکى از اصول مهمى را که از آن روزى که به این خدمت مفتخر شده‌ام در نظر داشته‌ام این بوده است که یک قانون کلى براى معادن در نظر بگیریم و با اکثر همکارهاى مجلس هم مشورت کرده‌ایم و لوایحى هم تهیه کردیم مطالعاتى هم شده است ولى دولت به یک دلایل و جهاتى که قطعاً از دلایل من محکم‌تر است فعلاً صلاح نمى‌داند و شاید هیمن طور که لوایح فردى را تقدیم مجلس شوراى ملى کرده است براى سیاست اولى و انسب بداند و تصور مى‌کنم آقا هم با این لایحه موافقت بفرمایند هم خدمتى به آذربایجانى‌ها و هم خدمتى به اوضاع اقتصادى مملکت کرده اند.

نمایندگان- کافى است آقا.

رئیس- آقاى افسر پیشنهاد خروج از دستور را کرده‌اند که تقدم نظامنامه دارد قرائت مى‌شود.

پیشنهاد آقاى افسر:

بنده پیشنهاد مى‌کنم این لایحه زغال سنگ از دستور امروز خارج شود و در فراکسیون اولا مطرح شده به مجلس بیاید.

رئیس- آقاى افسر.

افسر- اختلاف نظرهایى که بین نمایندگان و دسته‌هاى مختلف در مجلس‌هاى قدیم بود و براى کارهاى کوچک وقت زیاد تلف مى‌شد و لایحه‌هاى کوچک چندین روز وقت مجلس را مى‌گرفت و مکرر مى‌شد چنانچه ملاحظه مى‌فرمایید براى فروش چاپارخانه اصفهان که سى تومان قیمت کرده بودند چهار جلسه مجلس هدر رفت بالاخره یکى از نتایج این عصر مخصوصاً این بود که اختلاف نظرهایى بین آقایان پیدا نمى‌شد و با یک وحدت نظرى امور حل مى‌شود و یکى از این کارها مسأله فراکسیون بوده که مى‌رفتیم آنجا مذاکره مى‌کردیم و رفع اختلافات‌مان مى‌شد(صحیح است) این که آقایان مى‌فرمایند مگر هر مذاکره را باید بیاوریم اینجا مى‌کنیم؟ خیر این طور نیست ولى خیلى از مذاکرات هست که بنده در فراکسیون پیش رفقا مى‌کنم و اینجا نمى‌خواهم بکنم(بعضى از نمایندگان- در موضوع سیاسى این طور است ولى موضوع جزئى این طور نیست) عرض کردم در تمام مطالب همین طور است به علاوه بنده به عنوان موافقت اجازه خواستم و کاملاً به همه این حرف‌ها با این لایحه موافق هستم و با همه حرف‌ها وقتی که یکى از نمایندگان آذربایجان مخصوصاً آقاى دیبا بنده را متذکر مى‌کند که یک مطلبى هست و باید گفته شود و باید اعتماد داشته باشم به فرمایش ایشان حالا نمى‌شود گفت که اگر یک چیزى هست حکماً بیا پشت تریبون بگو یک چیز خیلى ساده به مجلس مى‌آید و بنده ممکن است در خارج عرض کنم که این عیبش چه چیز است و حسنش کدام است و سرکار با همه موافقتى که دارید و آقاى دشتى و دیگر آقایان متقاعد مى‌شوید اگر اشاره نمى‌فرمودند بنده هم جزء موافقین بودم الان هم دفاع مى‌کردیم ولى چون یک فرمایشاتى فرمودند(دشتى- دو شور مى‌شود) بالاخره دو شور نباشد بیست شور باشد على اى حال این با عرض بنده ده شور هم منافاتى ندارد دیگر عرض مى‌کنم این یک معدن نیست مسأله دوازده فرسخ اطراف است ممکن است یک مطالبى باشد مصلحت طور دیگر باشد بنده خودم دوازده سال تمام در معدن زغال سنگ مشهد با شرکا کار کردیم و خیلى ضرر کردیم تازه آقاى اسدى هم که با شرکای‌شان مشغول هستند باز هنوز نفعى نبرده‌اند با این که مشهد معدن متکشف دارد و آذربایجان گویا معادن متکشف هم به این تفصیل ندارد که الان حاضر باشد در آنجا از چهل سال پنجاه سال قبل از این کار شده بود باز هم به جایى نرسیده بوده که استفاده بکنیم و غیر از این هم چاره نداریم و معادن هم چنانچه

+++

فرمودند به چاله کندن نمى‌شود ولى چون باید با نظر رفقا همراهى کرد و نظرشان را محترم شمرد به نظر بنده هیچ ضررى نداردکه آقایان موافقت بفرمایند که از دستور خارج شود و برود به فراکسیون اگر دلایلى نبود که ما را قانع کنند اینجا کاملاً مبارزه کنیم اگر هم بود خوب فکرش را مى‌کنیم و اصلاح مى‌کنیم معذلک تمام عرایض بنده از نظر موافقت است و اگر به پیشنهاد بنده رأى دادید معلوم مى‌شود که واقعاً نظرتان این است که این مهم است و باید برود در خارج و حل شود و اگر رأى ندادید معلوم مى‌شود اهمیتى ندارد و نظر مجلس این است که باید الان بگذرد و بنده هم موافقم و رأى خودم را خواهم داد.

طهرانچى(مخبر کمیسیون)- همان طور که آقاى دشتى فرمودند این لایحه در شورى است و این شور اولش است و تا شور دومش بر مى‌گردد به کمیسیون و ممکن است اگر نماینده محترم و آقاى دیبا نظریاتى دارند به کمیسیون تشریف بیاورند در فراکسیون هم ممکن است مطرح کنیم این لایحه در کمیسیون اقتصاد که مطرح شد از نمایندگان آذربایجان هم بودند و توضیحاتى داده شد آقاى فرشى و آقاى افشار بودند(طباطبایى دیبا- نمایندگان آذربایجان 21 نفر هستند) ولى باز هم هیچ مانعى ندارد که نظریه آقا را هم تأمین کنیم و در فراکسیون هم تا شور دوم لایحه را مطرح کنیم و این نظریه هیچ منافاتى ندارد با این که این لایحه مطرح شود.

رئیس- آقایانى که با خروج از دستور موافقت دارند قیام فرمایند.

(عده قلیلى برخاستند)

رئیس- تصویب نشد فرمودید مذاکرات کافى است آقایانى که موافقت با ورود درمواد دارند قیام فرمایند.

(اکثر برخاستند)

رئیس- تصویب شد. ماده اول قرائت مى‌شود:

ماده1- مجلس شوراى ملى به اداره کل صناعت اجازه مى‌دهد که امتیاز انحصارى مانع للغیر استخراج و استفاده از معادن زغال سنگ اطراف شهر تبریز را از نقطه مرکزى ارک تا دوازده فرسخ از هر طرف براى مدت پانزده سال به آقاى میرزا مسعود خان عدل اعطا نماید.

رئیس- آقاى روحى.

روحى- عرض کنم که عرایض بنده غیر از تمام این قسمت‌هایى بود که آقایان محترم همکار‌هاى بنده فرمودند بنده به شهادت گذشته همیشه یک نفرى بوده‌ام که منتهاى آرزو و آمالم این بوده است که در این ممکلت شرکت تأسیس بشود معادن استخراج بکنند و از منابع قدیمى این مملکت حقیقتاً استفاده کنند و ما هم حقیقتاً روال دنیا را پیش بگیریم و به این ترتیباتى که همه دنیا هست پیش برویم ولى متأسفانه در عمر مجلس که ما بوده‌ایم یک دو سه فقره اتفاق افتاده است که آن هم براى بنده جز یأس هیچ چیز دیگرى حاصل نکرد. بنده واقعاً فکر مى‌کنم که دولت که احاطه دارد و در واقع به تمام قسمت‌هاى مملکت و افراد چرا اینها دقت نمى‌کند و چرا از گذشته قدرى پند نمى‌گیرد و بالنسبه به این قضایا و امتیازاتى که داده است چرا اقدام نمى‌کند البته امتیاز خوب است و این مملکت وطن ما است و باید به دست ما آباد شود ما هم بکنیم نسل‌هاى بعد مى‌آیند و آباد مى‌کنند ولى امیدواریم که ما هم موفق بشویم این کار را بکنیم و مملکت را رو به آبادانى ببریم عرض کنم خاطرم مى‌آید در مجلس پنجم یک امتیازى داده شد به آقاى عزت‌الله خان هدایت و حسنعلى خان هدایت براِی رب سوس آقایان آمدند و مجلس هم با یک سلام و صلواتى و با یک بشاشتى که مى‌خواهند از علف صحرا رب سوس استخراج کنند امتیاز را دادند حساب کردیم ما نمایندگان که این امتیاز منافعش چه قدر است یک صادرات مهم مملکت خواهد بود و باب تجارت در این مملکت مفتوح خواهد شد و حقیقتاً با یک اشتیاقى ما این امتیاز را دادیم و حالا چند سال است که این آقایان این امتیاز را در جیب‌شان گذاشته‌اند و ما هم یک ماده

+++

نمی‌گذرانیم اگر نیامدند و نکردند خسارت مملکت را بدهند لااقل خسارت اوفات گرانبهای مجلس را بدهند. (این جلسه مجلس شورای ملی را حساب کنید که برای مملکت چقدر تمام می‌شود؟) این خیلی گران است آقا خیلی ذی‌قیمت است خیلی چیز آسانی نیست آقا مبلغ‌ها خرج می‌شود چه خرج انتخابات چه خرج مباشرت چه خرج دوایر تقنینیه مجلس تا یک قانونی می‌گذرد آن وقت صاحب امتیاز آن را می‌گذارد به جیبش و می‌رود و عمل نمی‌کند این می‌شود کان لم یکن شیئاً مذکورا. یکی دیگر موضوع چاه ارتزین یزد بود که در دوره ششم امتیاز آن را دادند به یک تاجر رشتی خاطرم هست آقای فیروزآبادی اگر نظرتان باشد آقای دیبا (دیبا- بلی صحیح است) همیشه اینجا صبح بلند می‌شد و خواهش می‌کرد که این را مقدم در دستور قرار بدهند آن را هم با یک سلام و صلواتی گذراندیم و گفتیم که در یک وادی کویر و خشکی مانند یزد چاه آرتزین احداث می‌کنند آب فوران می‌کند مردم زراعت می‌کنند و بالاخره یزدی‌ها از این عسرت و تنگی آب و بدبختی خلاص می‌شوند او هم امتیازش را گذاشت جیبش و رفت و هکذا امتیاز اتوبوس‌رانی دانمارکی و امثال اینها من متعجبم که دولت چرا یک مدتی قرار نمی‌گذارد که اگر در ظرف چند سال به این امتیاز عمل نکرد ملغی خواهد بود این امتیازش یا لااقل خسارت آن اوقات گرانبهای مجلس را بدهد اینها آقا باید بروند سرمایه‌شان را تهیه کنند کارهای مقدماتی‌شان را بکنند متخصصین خودشان را تهیه بکنند قوه و بنیه مالی خود را بسنجند و ببینند آن وقت تقاضای امتیاز بکنند و بگیرند (رئیس کل صناعت- ماده 2 و 3 قانون امتیاز رب سوس را ملاحظه بفرمایید) و الا همین جور هی بیایند و امتیاز بگیرند و بروند که نمی‌شود فردا هم بنده می‌خواهم از دوست قدیمی خودم آقای رئیس صناعت تقاضا کنم به بنده هم امتیاز یک نقطه از کرمان را مرحمت کنند. الان اینجا ماده دو و سه راجع به رب‌السوس را آقای رئیس کل صناعت تذکر دادند خوب چطور شد؟! راجع به چاه آرتیزین یزد تذکر دادند چطور شد؟ این را بنده عقیده‌ام این است بایستی لااقل قید شود و واقعاً هم تعقیب کنند آقای دیبا خوب تذکری دادند یکی مسأله سرمایه است این با چه مایه می‌خواهد این قسمت را تعقیب نماید و استخراج کند خودتان می‌فرمایید در مسأله ژئولوژی و قسمت‌های تحت‌الارضی معلوم شده است که معادن کار مشکلی است بنابراین باید این را یک سرمایه کلی درش به کار برد تا استخراج بشود با سرمایه پنج هزار تومان بیست هزار تومان بنده گمان نمی‌کنم بتوان معدن استخراج کرد باز هم عقیده دارم اجازه بدهند در امتیازات به طور کلی این قسمت هم تصریح شود که تا صدی چهل چهل و نه سرمایه خارجی هم شرکت کند هیچ عیبی ندارد وقتی یک سرمایه اکثریتش به دست ما ایرانی‌ها بود البته آن اقلیتش مستهلک ما است باید سرمایه بی‌آلایش خارجی را بیاوریم بنده عرض کردم ما با خارجی‌های سیاست‌باف کار نداریم ولی با تاجر و کاسبش کمال موافقت را داریم و خیلی ممنون می‌شویم که سرمایه‌شان را بیاورند معادن را استخراج کننده آنها هم استفاده ببرند بنده منظورم این بودکه راجع به قسمت‌های گذشته تذکری بدهم و الا با این لایحه هم مخالف نیستم منتهای آرزوی بنده هم هست که یک نفر از اهالی آذربایجان اهل وطن بنده آمده است و این امتیاز را خواسته است ولی فکر اجرای این را بکنید. فکر اوقات مجلس را بکنید که تضییع می‌شود و یک امتیازی داده می‌شود ولی اجرا نمی‌شود.

مخبر- عرض کنم فرمودند که ممکن است امتیاز داده شود و نگاه داشته شود این قسمت در ماده سه امتیاز پیش‌بینی شده است زیرا در ماده سه قانون امتیاز زغال‌سنگ شهر مشهد هست که این هم جزو شرایطی است که موکول به همان ماده سه آن قانون کرده است و در آنجا کاملاً پیش‌بینی شده است که تا مدت شش ماه صاحب امتیاز باید شروع به عملیات بکند و تا مدت سه سال به اندازه کفایت استخراج زغال‌سنگ بکند و تا سال چهارم اگر معدنی استخراج نکرد اصلاً از حدود امتیاز این شخص خارج است. این نظر در ماده سه امتیاز زغال‌سنگ مشهد

+++

اشاره شده است و در آنجا تأمین گردیده است در این قانون هم هست منتهى بالصراحه نیست فقط اشاره شده است عرض کنم در قسمت سرمایه آن هم در ماده سه پیش‌بینى شده است زیرا که باید صاحب امتیاز در مدت سه سال کلیه احتیاجات شهر تبریز را از حیث زغال سنگ رفع کند و کوشش در ازدیاد هم بکند و در اینجا هست که هر جا را که نکرد از خوزه امتیازش خارج است بنابراین هر صاحب امتیازى کوشش خواهد کرد که سرمایه‌اش را زیاد کند تا بتواند معدن را استخراج کند در قسمت سرمایه خارجى هم باز بنده تصور مى‌کنم در این قانون پیش‌بینى شده است زیرا در یکى از مواد آن قانون هست که اجازه مى‌دهد که تا یک مقدارى از سهام آن شرکت را مى‌تواند به اتباع خراجه بفروشد البته تشکیل شرکت را هم اجازه داده است به این صاحب امتیاز تمام این مسائلى که فرمودند بنده تصور مى‌کنم در اینجا هست منتهى به صراحت عبارتى نیست بلکه در همان ماده 1 و 2 و 3 و 4 و 5 امتیاز شهر مشهد هست که در آنجا نظر آقایان کاملاً تأمین شده است.

رئیس- آقاى بیات.

بیات- عرضى ندارم.

رئیس- آقاى فهیمى.

فهیمى- عرضى ندارم.

رئیس- آقاى روحى.

روحى- عرضى ندارم.

رئیس- آقاى دیبا.

طباطبایى دیبا- بنده یک توضیحى از آقاى رئیس کل صناعت مى‌خواستم و آن این بود که آنچه بنده شنیده‌ام اساساً به یک نفر در آذربایجان نسبت به رودقات و مهر از رود یک اجازه استکشافى داده‌اند و رسماً هم از طرف اداره کل صناعت یک شرحى به آن نوشته شده است ظاهراً آقاى اعتبار هم مسبوق باشند که به توسط ایشان بوده است راجع به این شخص که این اجازه را مى‌دهند چه ترتیبى اتخاذ خواهد شد.

رئیس اداره کل صناعت- به طوری که خود نماینده محترم فرمودند در چهار ماه قبل و پنج ماه قبل شخصى اجازه استکشاف خواست در اصطلاحات معدنى استکشاف و استخراج و امتیاز یک مراحل معینى دارد استکشاف حقى را براى کسى اثبات نمى‌کند مخصوصاً که در آن تلگراف هم این قرار ذکر شده است که دولت هیچ گونه حقى را براى شما قائل نیست و در آتیه هیج نمى‌توانید این را بخواهید حتى عین این دوسیه را آوردیم در کمیسیون اقتصاد ملى چون حضرت آقاى اعتبار خودشان عضویت در کمیسیون داشتند و در حضور همه آقایان نمایندگان محترم و ملاحظه فرمودند. استکشاف را که آن شخص خواسته است راجع به زغال سنگ فقط نیست راجع به زغال سنگ و سرب و مس و اینها است و البته اداره وظیفه‌اش این بود که این امتیاز چون یک امتیازى بود نافع به او تلگراف شد که شما در موضوع زغال هیچ حقى ندارید و آن استکشافى هم که اجازه داده بودیم هیچ حقى براى این شخص اثبات نمى‌کند.

نمایندگان- کافى است.

رئیس- ماده دوم قرائت مى‌شود.

ماده دوم- دولت مى‌تواند استخراج یکى از معادن زغال سنگ واقعه در منطقه امتیاز را براى خود محفوظ داشته و آن را استخراج نماید انتخاب معدن مزبور باید در ظرف یک سال از تاریخ اعطاى امتیاز به عمل آمده و به صاحب امتیاز کتباً اطلاع داده شود.

رئیس- اشکالى نیست(نمایندگان- خیر) ماده سوم قرائت مى‌شود.

ماده سوم- مؤسسات مربوطه به این امتیاز از تأدیه هر گونه مالیات و عوارض در پنج سال اول مدت امتیاز معاف خواهند بود پس از آن باید فقط صدى 5 عایدات خالص خود را همه ساله به دولت بپردازد ترتیب تعیین و تشخیص عایدات خالص به موجب قرارداد جداگانه بین دولت و صاحب امتیاز معین خواهد شد.

رئیس- اشکالى نیست؟

دکتر طاهرى- اجازه مى‌فرمایید.

رئیس- بفرمایید.

+++

دکتر طاهرى- بنده مى‌خواستم سؤال کنم که این که نوشته است مؤسسات مربوطه به این امتیاز از تأدیه مالیات معاف است مقصود چه چیز است؟ آیا محصول هم از تأدیه عوارض معاف مى‌شود؟ مثلاً زغال سنگى که استخراج مى‌شود و شهر مى‌آورند عوارض بلدى مى‌دهند یا نه زیرا اسم مؤسسه که شد به زغال و محصول هم اطلاق مى‌شود اگر مقصود این است که محصول هم معاف باشد بایستى عبارت را تغییر داد و اگر مقصود این است که اصلاً این شرکت از پرداخت مالیات معاف باشد که با این طورى هم که نوشته شده است معاف مى‌شود و کافى است ولى اگر منظور این است که از تمام عوارض محصول هم معاف است اولاً که موجبى ندارد که از عوارض بلدى معاف باشد و ثانیاً این که این عبارت هم وفا نمى‌کند حالا هر کدامش است توضیح بدهند.

رئیس اداره صناعت- همین طور که در ماده ذکر شده است در اینجا مقصود از مالیات مالیات‌هایى است که قانون براى این قبیل شرکتها وضع کرده است عوارض بلدى هم یک موضوع جداگانه است و هیچ مربوط به عمل‌ها نیست. شهر خودش یک نمایندگانى دارد یک عوارضى وضع مى‌کنند که مربوط به ما نیست و نه ما دخالت داریم معافیت پنج سال اول هم براى این است که سه سال اصلاً قسمت بهره‌بردارى حاصلى نمى‌دهد که مالیاتى بهش تعلق بگیرد در قسمت معدن باید این چند سال را معافیت داد تا به محصول برسد این است که این چند سال از آن مالیات‌هایى که براى مؤسسات معین شده و تصویب شده است باید معاف باشد و این البته یک چیز لازمى هم هست این را اگر این قدر مساعدت نکنید ممکن نیست که موفق بشود و این در سه چهار سال اول هم این یک بخشش با معنویتى هم نسبت زیرا که موضوع ندارد در سه چهار سال اول‏

رئیس- ماده چهارم قرائت مى‌شود.

ماده چهارم- صاحب امتیاز با منظور داشتن مخارج ضرورى ادارى و بهره‌بردارى و حقوق دولت و وجوه لازمه براى استهلاک سرمایه و کسر و نقصانى که براى آلات و ادوات باید منظور داشت قیمت زغال را به میزانى باید معین کند که بیش از صدى بیست به عنوان منفعت خود علاوه نشده باشد.

تبصره- براى مقادیرى که دولت جهت احتیاجات خود ابتیاع خواهد نمود فقط صدى ده نفع منظور مى‌شود.

رئیس- آقاى کازرونى.

کازرونى- معادن به یک اعتبار به دو قسمت منقسم مى‌شود یکى معدن مکشوف است و یکى معدن غیر مکشوف همان طورى که آقاى دیبا فرمودند صدى بیست البته منفعت مورد ندارد چون که معدن مکشوف البته در حکم یک معامله عایدى است و معامله عایدى البته به طور کلى نبایستى صدى بیست منفعت برایش منظور کرد و اما معدن غیر مکشوف نظر به این که ممکن است که امتیاز گیرنده سرمایه خود را به کلى مستهلک بکند و بالاخره کامیاب نشود و یک خسارت فوق‌العاده برایش وارد بیاید اینجا است که یک منفعت فوق‌العاده برایش منظور مى‌دارند که اگر موفق شد استفاده از این بنماید. اگر موفق نشود که اصلاً سرمایه‌اش از بین مى‌رود در اینجا بنده دیده که ذکر مى‌کند که مقدارى استهلاک نماید در صورت استهلاک سرمایه و کارش عقیده‌ام این است که صدى بیست منفعه زیاد است اصل سرمایه که براى استخراج (یعنى براى این که دسترس به استخراج پیدا بکند) خرج شده این نبایستى استهلاک شود سرمایه استهلاک شود و معذلک صدى بیست هم منفعه بگیرد بایستى بعد از وضع مخارج عادى سالیانه بعد از اخراج آنها آن وقت صدى بیست هم منفعه بگیرد به عقیده بنده اینها اصلاحى لازم دارد.

مخبر- عرض کنم این قسمت منافع که فرمودند به طوری که خودشان هم فرمودند اینجا معدنى است که هنوز مکشوف نشده و بایستى صاحب امتیاز برود آنجا مبالغى خرج کند آن هم معلوم نیست که آیا معدن با منفعت است یا نه زیرا هر معدنى معلوم نیست که منفعت داشته باشد معدن وقتى فایده دارد که قابل باشد و این هنوز معلوم نیست از آن طرف در قسمت استهلاک که فرمودند اگر معین نشود تمام منفعتى که مى‌برد ممکن است به اندازه سرمایه‌اش نباشد گذشته از

+++

آن آقای کازرونی البته خودشان مطلعند در قسمت تجارت اجناس منفعت مختلف دارد یک مالی است که ممکن است ده یک منفعت داشته باشد زغال‌سنگ فرضاً هم تازه در بیاید و فروش هم داشته باشد در سال باید این منافع را نگه دارد در یک مدتی که محل احتیاج است و در یک فصل معین به فروش برساند پس سرمایه در سال یک مرتبه بیشتر گردش نمی‌کند و یک همچو سرمایه یک چنین منفعتی برایش زیاد نیست یک چنین مال‌التجاره صدی بیست از برایش خیلی کم است به طوری که آقای رئیس محترم کل صناعت فرمودند نازل‌ترین منفعتی است که از برای صاحب امتیاز در نظر گرفته شده است و صاحب امتیاز قبول کرده است و به عقیده بنده خوب منفعتی است که به او داده شده است یعنی این از برای صاحب امتیاز چندان مفید نیست بلکه از برای مردم و مصرف‌کننده فایده دارد و الا برای صاحب امتیاز منفعتی نخواهد داشت.

رئیس- آقای افسر

افسر- در این قسمت در اصل ماده بنده موافقم فقط یک سؤالی دارم اگر برای آقای کازرونی توضیحات آقای طهرانچی کافی است که عرضی ندارم و الا توضیح بدهم در این قسمت که نوشته شده است صدی بیست عایدی دارد سهم صدی پنج دولت از کدام یکی خارج می‌شود از اصل خارج می‌شود و صدی بیست عاید صاحب امتیاز می‌گردد و منفعت او می‌شود یا خیر از صدی بیست‌ها صدی پنج دولت داده می‌شود این را توضیح بفرمایند.

مخبر- صدی پنج هم جزو مخارج است پس او باید صدی بیست به سایرین بفروشد و صدی ده مال دولت است.

رئیس- آقای دکتر طاهری

دکتر طاهری- اولاً این عرایضی را که بنده می‌کنم موافقم با این لایحه ولی برای اصلاح و بعضی توضیحات است که عرض می‌کنم در این ماده چهار به نظر بنده تفاوتی که مابین قیمت زغال برای دولت و مردم معین شده است این یک فلسفه ندارد که دولت زغال را ارزان‌تر بخرد و مردم زغال را گران‌تر بخرند در صورتی که دولت صدی پنج از عواید را می‌گیرد موجبی ندارد که او زغال را ارزان‌تر بخرد به هر حال یا باید که هر دو صدی ده باشد یا هر دو صدی بیست. علت این که دولت زغال را ارزان‌تر بخرد و مردم گران چیست خوب است توضیح بفرمایند.

مخبر- عرض کنم این هم مثل یک حقی است همان طور که دولت در امتیاز صدی پنج حق می‌گیرد البته این هم یک حقی است که از برای خودش در دادن این امتیاز منظور می‌دارد مثل همان صدی پنج و چون موافقت حاصل شده است و دولت هم از ده بیشتر نکرد و در واقع این یک اقل منافعی است که برای او منظور شده و این یک حقی است که برای دولت قبول کرده است و در امتیاز دولت با او شرط کرده است و مثل همان موضوع صدی پنج است که یک همچو حقی هم علاوه بر آن حق از برای خودش گرفته است و این البته به منفعت دولت است و باید موافقت بفرمایید به ضرر مردم هم نیست.

رئیس- ماده پنجم قرائت می‌شود.

ماده 5- سایر شرایط این امتیاز مطابق مواد 2- 3- 4- 5- 6- 7- 9- 10- 11- 12- 14- 15 و 16 قانون مهرماه 1309 راجع به امتیاز زغال‌سنگ اطراف شهر مشهد خواهد بود.

رئیس- باید رأی بگیریم عده هم کافی نیست. آقای احتشام‌زاده.

احتشام‌زاده- ماده که خیلی محل احتیاج است آن مبدأ تاریخ است و در اینجا ذکر نشده و بنده عقیده‌ام است که باید ذکر شود و مبدأ تاریخ را در امتیاز معین کنند و در این لایحه به طور کلی نوشته شده است و ابتدای مدت را معین نکرده است مبدأ تاریخ را معین نکرده است.

مخبر- این هم در همان قسمت مواد امتیاز زغال‌سنگ مشهد اشاره شده است به آن و تأمین گردیده لیکن از تاریخ امضا مقاوله‌نامه بین دولت و صاحب امتیاز در یکی از این مواد هست چنانچه نوشته شده که

+++

مواد دو و سه و چهار و پنج یکى از موادى است که امضاى قرارداد را معین کرده است و ماده اش را هم عرض مى‌کنم که ماده 2 قانون امتیاز مشهد است.

رئیس- آقایانى که با ورود در شور دوم این قانون موافقت دارند قیام فرمایند(اغلب قیام نمودند) تصویب شد.

[3- شور دوم لایحه اصلاح قانون انحصار تریاک‏]

رئیس- شور دوم لایحه اصلاح قانون تریاک لایحه مفصل است و توزیع شده ماده اول قرائت مى‌شود:

ماده اول- به کلیه ایالات و ولایاتى که تا کنون زراعت تریاک داشته‌اند منتهى به ساحتى که در سنوات اخیر مى‌کاشته‌اند در هر سال سه ماه قبل از شروع به زرع تریاک از طرف وزارت مالیه اجازه زرع داده مى‌شود.

رئیس- آقاى دیبا.

طباطبایى دیبا- البته نظر دولت از تقدیم این لایحه تقلیل زراعت تریاک است و بنده هم کمال موافقت را دارم که این سم مهلک روز به روز کم مى‌شود راجع به تحدید گشت تریاک و امثال آن باید ترتیبى باشد که براى مردم اسباب زحمت نشود را به نماد اول یک ترتیبى نوشته شده است که ممکن است براى مردم نوعاً زحمت تولید شود نوشته است:(به کلیه ایالات و ولایاتى که تا کنون زراعت تریاک داشته‌اند منتهى به مساحتى که در سنوات اخیر مى‌کاشته‌اند در هر سال سه ماه قبل از شروع به زرع تریاک از طرف وزارت مالیه اجازه زرع داده مى‌شود) این معلوم نیست یعنى ظاهر این عبارت این است که معهود بوده است در یک محل‌هایى زراعت تریاک ولى یک محل‌هایى هم هست که دو سال سه سال پیش از این مثلاً زراعت تریاک شده است عبارت یک قدرى مجمل است ممکن است بعد یک قدرى اسباب زحمت شود براى اشخاصى که دو سال قبل یا یک سال پیش از این شروع کرده‌اند حتى بعضى محل‌هایى هست که یک سال قبل زراعت تریاک داشته‌اند تکلیف آنها چیست؟ ممکن است این ماده اصلاً شامل این قبیل اشخاص که یک سال پیش دو سال پیش زراعت کرده‌اند نشود یکى هم راجع به تبصره است. این باغات شخصى معلوم نیست که مقصود از باغات شخصى چیست؟ باغات شخصى در مقابل باغات دولتى است؟ البته این که مقصود نیست پس باغات شخصى مقصود چیست؟ در این جا مقصود معلوم نیست در یک محل‌هایى باغاتى هست که اطلاق لفظ باغ به آن مى‌شود یک جاى محصورى باشد که اشجارى داشته باشد او را باغ مى‌گویند اگر خالى است که محصور نیست و لو اشجارى باشد باغ نمى‌گویند و این ممکن است در مقام عمل فردا مأمورین مالیه بعد از تصویب این قانون یک شخصى در یک باغاتى که محصور نیست و معهود هم بوده زراعت تریاک بیایند بگویند اینجا باغ است و با این که معهود هم بوده است زراعت تریاک در آنجا آن وقت او را ممنوع کنند عقیده بنده این است یک توضیحى در مجلس داده شود که مقصود از باغات شخصى چیست و چه قسم باغاتى ممنوع است و چه باغاتى ممنوع نیست عقیده‌ام این است که باغات شخصى که در حکم خانه‌ها است باید ممنوع باشد ولى یک باغاتى که معهود بوده است و در حکم خانه‌هاى شخصى نیست منتهى محصور است و چند تا درخت دارد یا محصور هم نیست باز درخت دارد آنرا نباید ممنوع داشت به عقیده بنده.

بعصى از نمایندگان- صحیح است.

وزیر مالیه- قبل از این که جواب آقا را عرض کنم عرض مى‌کنم که اولاً لایحه خیلى مدت مدیدى مانده است پنج ماه شش ماه است و نهایت احتیاج بهش است و هر روز اسباب اشکال است و ترتیبات انحصار کما ینبغى اجرا نمى‌شود و هر ترتیبى هست خواستم مخصوصاً تمنا کنم که توجهى بفرمایند که این تمام شود اغلب ملاحظاتى که تصور مى‌رفت در کمیسیون ملاحظه شده و تصور نمى‌کنم که شاید اشکالى هم باشد که در کمیسیون حل نشده باشد اولاً بعضى‌ها را بکلى آقایان حذف کردند ما هم موافقت کردیم آنهائى که خیلى اشکال داشت ما آنها را حذف کردیم ولى این عین همان مطلبى است که از قدیم بوده مگر این که کسى عقیده داشته باشد که آنجاهایى هم که تریاک کارى نبوده آنجاها را هم بخواهند شروع کنند و

+++

تریاک بکارند باید صریح عرض بکنم که البته ما مخالف هستیم حالا از تمام موانع و اشکالات دیگرش صرف‌نظر مى‌کنیم همین الان این تریاکى که در مملکت ایران کاشته مى‌شود این قدر کافى در رو ندارد این زیاد کردن یک چیزى همین براى گندم و جو پارسال و پیرار سال چقدر در زحمت بودیم اگر بنا باشد که گندم و جو در تمام مملکت دو برابر این که هست مثل سال‌هاى قبل عمل بیاید اسباب بدبختى است هم زیادى و هم کمى این را عرض کردم چندین موانع متعدده و اسباب دیگرى است که نباید زراعت تریاک را وسعت داد و باید در آتیه به تدریج محدود کرد حالا که اینجا در محدود کردن صحبت نیست حالا از این مى‌گذریم اگر کسى در زنجان یا در تبریز یا در مراغه یک باغى را شروع کرده بود از پارسال بکارد حالا بگوییم که خوب آن را جلوگیرى نکنیم خوب اصلاً نکارد شما مى‌فرمایید حالا که دو سال است یک سال است شروع کرده این غیر از این است که در اصفهان اصلاً حکم گندم را پیدا کرده سى سال است که مى‌کارند حالا بعضى‌ها بخواهند مثل چاى کارى آزمایش بکنند و یک جریب دو جریب را خواستند ببینند این طور عمل مى‌آید این را البته نباید بکارند اما در آن ولایتى که مى‌فرمایید مساحت تریاک کارى چطور به دست مى‌آید از این بابت خاطر آقا کاملاً مطمئن باشد که به قدر یک گز هم باشد مرتب و منظم احصائیه دارد در هر ولایتى نه تنها جریش و ذرع مربعش احصائیه مرتب و منظمى دارد مى‌دانند چه اندازه کاشته مى‌شود به همان اندازه هم به آن شخص اجازه داده مى‌شود منتها باید این اشخاص مزاحم همدیگر نشوند این فکرها هم در کمیسیون همه‌اش شده است اما مسأله باغات شخصى که متوجه شدیم که آقاى افسر هم در نظر داشتند یا آقاى امیر تیمور این را بنده نمى‌دانم و گمان مى‌کنم هیچ اختلافى در منظور ما نباشد و نمى‌دانم به چه عبارتى بگویم اگر مزرعه‌اش است که تریاک مى‌کاشته است ما حرفى نداریم اگر ما باغات شخصى که مى‌گوییم در آذربایجان هم داریم خیلى اشخاص در شمیران هم باغ دارند تویش اطاق نیست باغ دارند براى اشجارش است باغ عبارت است از مقدار زیادى اشجار و غیره دیگر اگر طمع بکند و ببینند تریاک یک چیزى شده است که قاچاقش خیلى اسباب رغبت و طمع مى‌شود چون ما توجه‌مان به این است که نمى‌خواهیم مفتش در خانه مردم یا توى باغ مردم که در دارد برود مزرعه اگر دیوار دارد یا دیوار کوتاه دارد و اگر دیوار بلند دارد مى‌روند تویش خوب مزرعه است اما باغ شخصى که اسمش باغ است و در دارد دیگر زاید برود و شروع به کاشتن بنماید اینجا باغ است همان معنى باغ را مى‌فهمیم آقا فرمودند در یک ولایتى این باغ معنى دیگرى دارد و همان مزرعه را هم باغ مى‌گویند آن نیست هر عبارتى که مى‌خواهید خانه مسکونى باغ شخصى باغباتى که غیر از خانه است غیر از خانه آدم باغ هم دارد. اهل طهران هم دارند الان بنده در شمیران باغ‌هایى را مى‌دانم که اصلاً اطاق هم تویش نیست اگر این عبارت کافى نیست به نظر آقایان یک عبارت دیگرى بفرمایند که منظور ما و منظور خودتان حاصل شود بنده حرفى ندارم.

رئیس- آقاى ملک مدنی.

ملک مدنی- عرض کنم ماده اول لایحه یا این که دقت هم شده است که خوب تهیه شود باز به نظر بنده طورى نیست که رفع اشکال را براى زارعین کرده باشد براى این که ما خودمان در عمل هستیم و معاملات مأمورین مالیه را با مالکین و زارعین مشاهده مى‌کنیم و البته قانون یک صورت خوبى دارد ولى وقتى که به دست یک نفر امین مالیه دور دست افتاد آن وقت خیلى بد اجرا مى‌شود و یک مشکلاتى تولید مى‌کند. اینجا در ماده اول ذکر شده است که سه ماه قبل از فصل تریاک اجازه زرع داده مى‌شود این اجازه زرع به چه کیفیت داده مى‌شود. این یک کلمه مبهمى است مثلاً در یک بلوکى در اصفهان یا در کرمان هست که بیست فرسخ است تا مرکزى که امین مالیه یا نماینده مالیه آنجا هست. این زراعى که در بیست فرسخى آنجا مى‌خواهد زراعت تریاک بکند او به چه وسیله مطلع مى‌شود که مجاز است یا ممنوع است این اجازه را وزارت مالیه به چه وسیله به او ابلاغ مى‌کند این کلمه مبهمى است اگر مقصود ما این باشد که اصلاً زراعت ترک

+++

حقیقتاً از بین برود و به کلى موقوف شود به نظر بنده این ماده خیلى خوب تأمین مى‌کند این منظور را ولى چون این منظور را نداریم و دولت موافق نیست و آمده است منحصر کرده است زرع تریاک را به یک نقاط معینى حالا به یک نقاط معینى زرع تریاک را انحصار داده به نظر بنده ما باید در این ماده قید کنیم که وزارت مالیه نقاطى که مجاز مى‌داند براى زرع تریاک به وسیله ادارات مالیه به آن بلوک ابلاغ کند و دیگر محتاج نیست که آن زارع بیاید اجازه زرع بگیرد بالاخره زارعى که در بیست فرسخى نشسته است از هیچ جا اطلاع ندارد و یک نفر آدم با سواد شاید در آن ده پیدا نمى‌شود از کجا مى‌تواند که بیاید اظهارنامه بدهد و اجازه بگیرد و آن تشریفات را به عمل بیاورد که ما در قانون در نظر مى‌گیریم قانون را باید با افکار مردم اساساً وضع کرد. عرض کردم اگر آقاى وزیر مالیه مایل نباشند و اصلاً صلاح ندانند که زراعت تریاک اصلاً در مملکت باشد براى این که سیاست مملکتى اجازه نمی‌دهد این یک موضوعى است لایحه بردارند و بیاورند و الا این در عمل تولید مشکلات مى‌کند و غیر عملى است ممکن نیست پیشرفت کند براى این که ما مى‌دانیم امناى مالیه و تحصیلدارها که حالا الحمدلله موقوف شده‌اند در اثر حسن توجه آقاى وزیر مالیه این‌ها یک اشخاصى هستند که پى یک اشکالاتى مى‌گردند فردا مى‌گویند که تو نیامدى صورت بدهى اطلاع بدهى زراعت تریاک هم کرده‌اى و مطابق این قانون و ماده که در این لایحه هست قاچاق شناخته مى‌شوى و آن بیچاره دچار اشکال مى‌شود به عقیده بنده اولاً در ماده اول باید طورى کرد که در عمل قابل اجرا باشد و به نظر بنده جز این که ما در این ماده قید کنیم که ما به ایالات و ولایاتى که تا کنون زراعت تریاک داشته‌اند وزرات مالیه سه ماه قبل از زرع تریاک به اهالى بلوک ابلاغ کند راه دیگرى نیست و آنها مجاز هستند و غیر از آنها مجاز نیستند یک اجازه کتبى به طور کلى داده وشد این نظر بنده است در ماده اول و در ماده هفت و هشت این لایحه هم بنده ایراد و اعتراضى دارم و در شور قبلى هم عرض کردم و در این شور هم در موقع خودش عرض مى‌کنم.

وزیر مالیه- اول هم عرض کردم مکرر صحبت شده است هر وقت ما ملتفت بشویم که واقعاً یک اشکال مهمى است براى اصلاح آن حاضر هستیم و در این لایحه به خصوص هم درست از اول تا آخر مطالعه شده است و بحث شده است باز هم بحث و صحبت مى‌کنیم ولى بعضى صحبت‌ها مبنى بر اصل تفاهم و تفهم است. عرض کنم که در کمیسیون هم مذاکره شده است در مجلس هم خیلى مذاکره شده و عرض کنم که به طور کلى منظور یکى است وقتى هم که منظور یکى شد هر عبارتى را که مى‌خواهد بگذارید بنده قبول مى‌کنم مى‌خواهید بفرمایید امین مالیه شاید نخواهد اجازه بدهد این را هم بنویسند مکلف است بدهد این هم در ماده سوم هست وقتى شما اعلام مى‌کنید که در فلان جا در گلپایگان یا در فلان ولایت فلان قدر مساحت زرع شود آن وقت چطور بدون جواز مى‌توانید فردا نظارت کنید؟ هر کس زرع کرد کرد بعد سال آتیه مى‌بینید مساحت دو برابر شده است آن وقت جریمه مى‌گیرید؟ این که نمى‌شود غیر از این که بیایند و جواز به آنها بدهند و آنها اجازه بگیرند آنهایى که سابقاً مى‌کاشته‌اند حتماً باید اجازه بگیرند یعنى به مالک اجازه بدهند ملکى که سابقاً در آن کاشته مى‌شده در ماده سوم هم ملاحظه بفرمایید هست اگر عبارت را هم مى‌خواهید بیفزایید بیفزایید که حتماً امین مالیه مجبور باشد که اجازه بدهد اما اگر اجازه نباشد و اظهارنامه باشد از کجا مى‌داند که مساحت زرع امسال چقدر است که براى فلان مساحت بدهد ولى اینها جمع مى‌کنند اجازه‌ها را وقتى که از مساحت مقرر گذشت دیگر اجازه نمى‌دهد. ما اینجا نوشته‌ایم و شرط شده است که جواز‌هاى زرع از طرف ادارات مربوطه به آنهایى که سابقاً مى‌کاشته‌اند در درجه اول داده شود و آنها مقدم باشند اگر آنها نیامدند و تا اواخر مدت زمینه خالى ماند مى‌توانند به کس دیگرى که تازه مى‌خواهد زرع کند بدهند و الا به آنهایى که سابقاً مى‌کاشته‌اند باید حق تقدم بدهد پس در اینجا هیچ اشکالى به نظر بنده وارد نیست

(عده از نمایندگان- مذاکرات کافى است عده دیگر- کافى نیست)

رئیس- آقاى دکتر طاهرى.

دکتر طاهرى- اولاً عرض بنده راجع به عدم کفایت مذاکرات است. لوایحى که آقاى وزیر مالیه مى‌آورند همیشه مبنى

+++

بر یک اصلاحاتى است که اصطکاک‌هاى مأمورین مالیه و مردم را کمتر مى‌کند و تصفیه مى‌کند اشکالاتى را که موجود است در این قسمت لایحه تریاک هم چون که این مسأله خیلى مهمى است که با تمام ملاکین و زارعین و یکى از صادرات مهم مملکتى اصطکاک دارد مقتضى این است که اجازه داده شود یک مذاکراتى که لازم است در این لایحه بشود زیرا که اگر ملاحظه بفرمایید تاکنون چندین دفعه این قانون عوض شده است. این براى چیست؟ براى این است که معایبى که هست گفته نمى‌شود و در موقع عمل باز مجبور مى‌شوند که قانون را اصلاح کنند و یک وقت دیگرى را مى‌گیرد پس بهتر این است که از تجربه‌هایى که شده است و خواسته‌اند قانون را اصلاح کنند و نتیجه بگیرند و اجازه بدهند که عرایضى که هست گفته شود مذاکراتى که هست گفته شود که با در نظر گرفتن این اشکالاتى که هست رفع آنها را در نظر بگیرند و لایحه را تنظیم کنند(صحیح است) حالا اگر اجازه داده مى‌شود بنده عرایضى که دارم به عرض برسانم.

عده از نمایندگان- بفرمایید آقا، بفرمایید.

رئیس- عده براى مذاکره هم کافى نیست رأى هم باید بگیریم به کفایت مذاکرات قدرى تأمل بفرمایید.

(پس از دو دقیقه عده برای رأی کافی شد)

رئیس- رأی می‌گیریم آقایانی که مذاکرات را کافی می‌دانند قیام فرمایند.

(عده قلیلى قیام نمودند)

رئیس- معلوم مى‌شود کافى نیست.

افسر- صحیح است هنوز مذاکره نشده است که کافى شده باشد.

رئیس- آقاى مؤید احمدى.

مؤید احمدى- بنده در شور اول این قانون یک عرایضى عرض کردم که نسبتاً لایحه را کمیسیون یک تغییراتى درش داده است اما کاملاً نظر بنده تأمین نشده به علت این که غرض دولت از این لایحه آنچه بنده مى‌فهمم تحدید زراعت تریاک است و محدود کردن این زراعت است. بنده یک عرایضى در شور اول عرض کردم که یک دو فقره سوء تفاهم در اطراف آن شد یکى این که عرض کردم که از اینها سالى پنجاه کرور از تریاک یعنى از زراعت تریاک استفاده مى‌برند و انتفاع مى‌برند گویا آقاى فاطمى توجهى نفرمودند به عرایض بنده و به خیال‌شان که مى‌گویم از صادرات این بود که بعد خدمت‌شان کتباً عرض کردم که خیر کلنل ماک کرماک کتابى نوشته است الان هم اینجا بنده همراه آورده‌ام و او ثابت کرده است به حساب عدد و رقم ایرانى‌ها از زارع از مالک از تریاک مال از رعیت از تاجر تا وقتى که حمل مى‌شود تریاک روى هم رفته بلکه اگر دست‌هایى هم که پیش تجار داد و ستد مى‌شود آنها را هم حساب کنید بیش از سى میلیون عایدات ملت ایران از زراعت تریاک این یک مووضع عرض بنده بود و البته بنده هم موافقم که یک حدى در مقابل تریاک که آن را ما عمل مى‌کردیم و زراعت مى‌کردیم قائل شد و اگر مى‌شد این را بر مى‌داشتیم چیز دیگرى را جایش مى‌گذاشتیم این خیلى خوب بود لکن عجالتاً مى‌بینیم چیز دیگرى هم که نداریم و صادرات ما هم قلم بزرگش این است این را هم داریم یک ترتیبى برایش فراهم مى‌کنیم که اصلاً زراعت نشود جایش هم که جیزى نداریم تحمیلاتش هم که زیاد است پس من نمى‌دانم از کجا باید جمع و خرج این مملکت را این مردم بدهند و این مملکت اداره شود؟ یک موضوع دیگر هم این است که همان وقت در شور اول خاطرم هست که آقاى دکتر ملک‌زاده همچو تصور کرده بودند که بنده گفته‌ام که تریاک باید خیلى زراعت کرد بعد فرمودند که باید جدیت کرد و نوع پرستى کرد و این سم مهلک را باید از دنیا برداشت البته خود ایشان بهتر مى‌دانند که تریاک مواد زیادى دارد که بیشتر در دواخانه‌ها به مصارف طبى مى‌رسد و مصرف مى‌شود و البته ایشان خودشان بهتر از بنده قضیه را مسبوقند حالا نمى‌شود به طور کلى گفت چون در یک راه‌هاى دیگرى و در یک مواقع بدى در موارد غیر مناسبى استعمال مى‌شود کلیتاً جلوگیرى شود. البته تریاک مصرف طبى زیاد دارد در دنیا و در تمام دواخانه‌ها و مطب‌ها و مریضخانه‌ها استعمال و عمل مى‌شود و از این جهت نمى‌شود گفت که محصول تریاک نوعش بد است و بر فرض این

+++

که بگوییم نوعش هم بد است و به طور کلى باید این اسم را ما برداریم بسیار خوب لیکن این در صورتى هست که چیز دیگرى داشته باشیم جاى آن بگذاریم ولى اگر برداریم و چیزى جایش نگذاریم که نمى‌شود به این ترتیبى که این لایحه تنظیم شده است خاصه ماده اول طورى تنظیم شده است که در عمل چون عمل غیر از صحبت کردن در این جا است مثلاً فرض بفرمایید که وزارت مالیه معین مى‌کند که در فلان بلوک و فلان محل این قدر اراضى باید زراعت تریاک شود البته این را جزئیاتش را که نمى‌تواند معین کند خوب این کار مى‌افتد دست کى؟ در آنجا البته نظریات‌شان هم قابل تقدیس و تصدیق است که تشریف نداردند بلکه مى‌خواهم عرض کنم امین مالیه هم نیست یک شعبه‌ای است در آنجا و یک نفر نشسته است و یک اختیارى هم دست این آدم آمده است که باید پنج هزار جریب زمین در این بلوک گشت بشود و مالکین هم باید بروند از او اجازه بگیرند مأمورین را هم ما مى‌شناسیم معلوم است به هر کس که دلش مى‌خواهد جواز مى‌دهد به هر کس دلش نمى‌خواهد نمى‌دهد و این یک اشکال است و استدعا مى‌کنم رجوع بفرمایند این عرایضى که بنده مى‌کنم از روى تجربه و عمل است رجوع بفرمایید به دفتر محاکمات ادارى مالیه ببینید چقدر از این اشخاص محاکمه شده‌اند؟ در ظرف 5 سال 1200 نفر خود بنده در محاکمات مالیه‏

بودم از همین اشخاص محاکمه شدند که همین طور تبعیضات و همین طور کارها با مردم کرده‌اند و حالا هم عرض مى‌کنم باز همان اشخاص هستند عوض که نشده‌اند یک مأمورى است که در محل رفته است و سى تومان چهل تومان حقوقش است مى‌گوید در این بلوک به طور کلى باید هزار جریب دو هزار جریب زراعت تریاک بشود دیگر نمى‌گوید که مثلاً بنده که رفتم جواز خواستم این با بنده مساعد است اجازه پانصد جریب مى‌دهد با آن آقا فرض کنید مساعد نیست جواز به او نمى‌دهد و این یک اشکال بزرگى در کار تولید مى‌کند و باید قانون را آقا به یک طورى نوشت که نتواند اسباب سوء استفاده مأمورین واقع بشود (صحیح است) این یک موضوع موضوع دیگر که مى‌خواستم عرض کنم راجع به باغستان‌ها است این را براى استحضار خاطر مبارک آقاى وزیر مالیه عرض مى‌کنم مخصوصاً در حدود کرمان باغات محصورى هست چون یکى از آفات تریاک باد است یک باغاتى درست مى‌کنند که اسمش هم باغ است اما درخت ندارد یک قطعه زمینى است پنج جریب چهار جریب براى جلوگیرى از باد که تریاک را خراب مى‌کند این را محصور مى‌کنند و دورش یک دیوارى مى‌کشد یک محوطه بى‌درختى است که به آن در کرمان مى‌گویند خالى باغ (افسر- ما در خراسان محوطه مى‌گوییم) و اغلب اراضى تریاک این طور است(صحیح است) و اگر بنا باشد غرض از لفظ باغ که در تبصره ماده اول نوشته شده است اینجا‌ها هم باشد این به کلى زراعت تریاک را از بین مى‌برد پس باید تبصره را جورى نوشت که این خالى باغ‌ها را نگیرد مثلاً باغات مشجر یا عبارت دیگرى بنویسند که واضح باشد یکى هم سر آن جوازهایى است که مأمورین مالیه باید بدهند و این اسباب زحمت مردم مى‌شود یکى دیگر این که اگر چنانچه دولت کلیتاً لایحه تریاک را عوض مى‌کرد و به یک ترتیب دیگرى مالیات را مى‌گرفت البته بهتر بود لکن حالا البته این عرض بنده مورد ندارد و موقعش گذشته است و عجالتاً عرض مى‌کنم این ماده اول را به عقیده بنده باید جورى نوشت که اشخاصى که زراعت تریاک مى‌کرده‌اند تا به حال مأمورین مالیه مکلف باشند به همان اشخاص بدهند لااقل یعنى به صاحبان آن اراضى(حالا ممکن است صاحبان آن عوض شده باشند یعنى آن کسى که پنج جریب زراعت مى‌کرده است) مجبور باشد امین مالیه به دادن جوایز یکى هم خالى باغ‌ها را استثناء نکند و زراعت در آنجا‌ها به کلى باید آزاد باشد.

مرتضى قلى خان بیات(مخبر)- در این دو قسمتى که آقاى مؤید احمدى اظهار فرمودند گمان مى‌کنم هیچ اختلاف نظرى با نظر کمیسیون و نظر وزارت مالیه نباشد یعنى نظر یکى است حالا اگر عبارت یک قدرى به نظرشان نارسا مى‌آید ممکن است یک طور دیگرى پیشنهاد بفرمایند چون مقصود یکى است و ما هم قبول مى‌کنیم به آن ترتیب چون نظر یکى است که خوب فهمیده شود مطلب اولاً

+++

در قسمت جواز که فرمودند باید به آن اشخاصى که سابقاً داده مى‌شد داده شود همان طور که فرمودید در ماده هم هست تا تبعیضى در کار پیش نیاید اینجا در ماده سوم هست و معین کرده است مى‌نویسد (وزارت مالیه مکلف است صورت تقسیم مساحت مقرره در ماده یک را تا آخر امر داد هر سنه به وسیله ادارات انحصار تریاک ایالات و ولایات به اطلاع عامه برساند و نیز مراقبت نماید که جوازهاى زرع از طرف ادارات مربوطه در درجه اول به زارعین محل‌هایى که سابقاً زراعت تریاک داشته‌اند داده شود) اینجا ما این قید را مخصوصاً کردیم که حق تقدم براى آنهایى است که این زراعت را داشته‌اند و البته در درجه اول به آنها باید اجازه داده شود و بعد در قسمت ثانى همان طور که آقاى وزیر مالیه هم اظهار فرمودند اگر آنهایى که مى‌کاشته‌اند اجازه نخواستند و یک قسمتى خالى ماند به یک اشخاصى که جدیداً مى‌خواهند بکارند بدهند پس این در ماده نوشته شده است حالا اگر آقایان دقت بفرمایند در این ماده مى‌شود عبارت بهترى نوشت که این مقصود را برساند ما هم موافقیم ولى اگر این عبارت بهتر است به همین قناعت بفرمایند چون به عقیده بنده آن منظورى که آقا فرمودند در اینجا تأمین شده است. اما در قسمت مأمورین البته این یک قسمتى است که ممکن است به طور کلى یک اختلافاتى پیش بیاید و جلوگیرى‌هایى هم البته مى‌شود ولى صریح عبارت ماده به نظر بنده این نظر را مى‌رساند در قسمت باغات هم که فرمودید اینجا نظرى که اظهار فرمودید آقاى وزیر مالیه هم که فرمودند مقصود از باغات باغات و خانه‌هاى تفرجى است باغ‌هایى که تفرجى هست و در واقع حکم خانه‌هاى اشخاص را دارد (امیر تیمور- آقا رعیت که باغ تفرجى ندارد) قدرى تأمل بفرمایید بعد ملاحظه بفرمایید یک باغاتى هست که حکم خانه را دارد و باغ گردش و تفرج است مثلاً امروز فلان شخص یک خانه در طهران دارد یک باغ تفرجى هم در خارج شهر دارد و باغى است که حکم خانه را دارد پس نظر این است که آن خانه‌ها و باغاتى که تفرجى است و در حکم خانه است در آن جا‌ها نکارند براى این که مأمورین دخالت نداشته باشند زیرا اصل تفتیش آنها ممکن نیست و خیلى مشکل است ولى در دهات و در قسمت بلوک البته یک جاهائى دارد که دیوار دورش است ولى باغ نیست و قطعه زمینى است مزروعى یا خالى باغ که آقاى مؤید فرمودند که در دهات هست و باغ تفرجى نیست و در آن جا‌ها یعنى در جاهایى که محل زراعت بوده است و زراعت مى‌شده است باز هم این اجازه داده مى‌شود و ممکن است اگر باز این قسمت را به یک ترتیبى به تربیب دیگرى عبارت را بهتر مى‌توان نوشت که این منظور و این مفهوم را تأمین نمایند ما هم موافقیم و الا نظر همان است که آقایان هم دارند(صحیح است).

رئیس- آقاى دکتر ملک‌زاده.

دکتر ملک‌زاده- هر کس مسائلى را از یک نقطه‌نظرى مورد بحث و مطالعه قرار مى‌دهد همان طور که آقاى وزیر مالیه این لایحه را از نقطه‌نظر تعدیل بودجه و عواید مملکت در نظر گرفته‌اند و بعضى از آقایان هم از نقطه‌نظر زراعت تریاک و ملک و ملاکى صحبت کرند بنده هم خودم را موظف مى‌دانم که از نقطه‌نظر صحى عقاید خودم را در اطراف این لایحه عرض کنم- در وقتى که شور اول این لاحیه بود بنده مطالبى عرض کردم که آقاى مؤید احمدى هم اشاره کردند و یقین دارم وامیدوارم که تمام مجلس شوراى ملى و دولت هم با نظریه بنده که عبارت از کم کردن محصول تریاک و بالاخره خاتمه دادن به استعمال این سم باشد موافقت بفرمایند بر بنده حقیقتاً به طور قطع و مسلم ثابت شده است که دو چیز موجب ضرر و سلب انحطاط مادى و معنوى مملکت شده است و به عقیده بنده دولت و مجلس موظف است که حتى الامکان از این دو چیز جلوگیرى کند. یکى مرض مالاریا است و یکى استعمال تریاک استعمال تریاک هم از هر نقطه‌نظر در مملکت مضر است هم از نقطه‌نظر اقتصادى مضر است هم از نقطه‌نظر صحى مضر است و بالاخره از جهات دیگر هم هیچ راهى که نفعى درش باشد براى مملکت در استعمال تریاک وجود ندارد جز ضرر، در مذاکراتى که در شور اول و هم در این جلسه شد بعضى از آقایان بیانات خودشان را به منافعى که ملت از کاشتن تریاک مى‌برد تکیه دادند که در سال چندین کرور از این راه عاید مملکت

+++

مى‌شود بنده به یک جمله خیلى مختصرى مى‌خواستم عرض کنم که امروزه در دنیا ثابت شده است که سرمایه اقتصادیات عبارت از کار است و چیزى که مولد ثروت است در دنیا کار است و هیچ چیز نیست مگر کار کار تولید ثروت مى‌کند و تریاک دشمن کار است و به همین دلیل هر قدر که ما از کاشتن تریاک استفاده کنیم از ضررى که از این راه تریاک به اقتصادیات مملکت وارد مى‌آورد یعنى دشمن کار است و دشمن سعى و عمل است از این نقطه‌نظر صحى هم به عقیده بنده به قدرى مطلب روشن است که هر قدر بخواهم در اینجا عرض کنم وقت تلف کردن است نکته دیگر هم که بنده خودم را مکلف مى‌دانم متذکر شوم این است که حقیقتاً باید دولت موظف باشد که از هر پیش آمدى هر اصولى که اسباب اختلال و صدمه به اخلاق عمومى وارد بیاورد جلوگیرى کند و یکى از مسائلى که سبب فساد اخلاق عمومى شده است عبارت از این قانون قاچاق تریاک است. الان به روزنامه‌ها مراجعه کنید مى‌بینید روزى قاچاق کرده‌اند و اینها را برده‌اند و جریمه و مجازات کرده‌اند و بالاخره یک اشخاصى روى این کار دزد شده‌اند و چه خانواده‌هایى در روى این موضوع فنا شده‌اند بالاخره صدمات اخلاقى و صدمات معنوى این قانون نسبت به افراد این مملکت فوق‌العاده زیاد است و به عقیده بنده دولت موظف است که از این راه جلوگیرى کند بنده اولاً امیدوارم و آرزومندم که تریاک در این مملکت دیگر کاشته نشود و استعمال نشود تریاک در داخله(امیر تیمور و مسعود ثابتى- مى‌میرند آقا، صد هزار نفر مى‌میرند) حتى درخارجه ولى مطالب را باید تا حدى گفت که به یک جائى برسد و فایده داشته باشد و حقیقتاً یک جنبه عمل به خودش بگیرد امروزه منافعى که دولت ایران از تریاک مى‌برد یکى از پایه‌هاى مهم بودجه مملکت ما را تشکیل مى‌دهد و البته تا یک عواید جدیدى پیدا نشود نمى‌تواند دولت از این منفعت و عایدى صرف نظر کند ولى به عقیده بنده اگر از قسمت تجارت خارجى آن نمى‌تواند صرف‌نظر کند دولت راجع به استعمال تریاک در داخله اگر حالا هم ممکن نیست اساساً موضوع را دولت و وزارت مالیه مورد توجه و مطالعه قرار بدهند که اگر ممکن است استعمال تریاک در داخله ممنوع شود و به عقیده بنده و اطلاعى که بنده دارم و همه مى‌دانند این است که ترک تریاک مستلزم هیچ گونه خطرى نیست هیچ مخاطره در ترک تریاک نیست چون اینجا شنیدم که گفته شد چندین صد هزار نفر اشخاصى که مبتلا هستند تلف مى‌شوند عرض مى‌کنم خیر هیچ خطرى در ترک تریاک نیست و به تدریج مى‌شود ترک کرد بدون این که صدمه بهشان برسد این است که دولت اگر یک راهى فکر کند که تریاک ترک بشود خیلى فایده دارد و دولت خیلى خوب است که این راه را ترک تریاک را ایجاد بکند اگر این قسمت را هم موفق نمى‌شوند عجالتاً به عقیده بنده این راه را دولت ایجاد کند از براى این که مفاسدى که مفاسد اخلاقى که راجع به قاچاق تریاک مترتب مى‌شود این مفاسد از بین برود عوض این که باندرل به تریاک مى‌گذارند نسبت به اشخاصى که تریاک استعمال مى‌کنند و معتاد هستند جواز داده شود مثل این که در بسیارى از نقاط دنیا در موقع جنگ بین‌المللى بسیارى از چیزهایى که مورد استعمال عمومى و جمعى بوده است جواز مى‌داده دولت در این کار هم مطالعه بکند و به اشخاصى که معتاد به استعمال تریاک هستند جواز بهشان داده شود و این قضیه باندرل داشتن تریاک به این صورت که موجب این همه بدبختى و گرفتارى و صدمات عمومى شده است از میان برود این است نظر بنده.

رئیس- آقاى بروجردى مخالفید؟

بروجردى- خیر یک مطالبى است که مى‌خواستم عرض کنم.

رئیس- بفرمایید.

بروجردى- عرض کنم همان طور که در لایحه نوشته شده که وزارت مالیه اجازه مى‌دهد به زارعین تریاک چون قبلاً هم خود آقاى وزیر مالیه فرمودند مساحت تریاک کارى در تمام حدود تریاک کارى در مملکت معین است و معلوم و مطابق همان چیزى که مساحتش معین است در هر نقطه تریاک کارى به همان اندازه اجازه بدهند که کاشته شود این بسیار خوب اما ملاحظه بفرمایید الان یک زارعى

+++

از محل هشت فرسخى، ده فرسخى باید سه ماه قبل از زراعت تریاک بیاید به شهر مجاورش و جواز بگیرد این مستلزم چه زحمتى است و تا بیاید شهر و برگردد چقدر باید طول بکشد و معطل شود؟ تا آخر دستش برسد به اداره مالیه محل و جواز مطالبه کند و تقاضا بدهد و تا تحصیل جواز کتبى مدت‌ها طول مى‌کشد و زحمت دارد الان حضرت مستطاب عالى درست ملاحظه بفرمایید اگر همه جا طهران بود و مجلس بود و آقاى وزیر مالیه تشریف مى‌داشتند هیچ اشکال نداشت ولى در هشت فرسخى و ده فرسخى چند نفر رعیت تریاک کار مى‌خواهد بیاید به شهر و تحصیل اجازه کند بعد جواز کتبى بگیرد و برود سر کارش این مستلزم چقدر محظور و اشکال است؟ و بعدهم این طور نیست که هر قانونى که این جا مى‌گذرد همین طور هم بهش عمل بشود شاید حضور آقایان عرض کرده باشم در قانون ممیزى مسلم است که به هیچ عنوانى از اراضى نباید مالیات آب بگیرند بروجرد با این که اراضیش جدیداً ممیزى شده است از هر جریب زمینى هفت من گندم و جو و هفت قران پول مى‌گیرند معذلک آبش را آمده‌اند و گذاشته‌اند در مزایده و 2400 تومان امسال پول آب مزایده از مردم مى‌گیرند هر مالکى مالیات جریبانه‌اش را مى‌دهد از آن طرف هم آمده‌اند و مى‌گویند براى هر جریبى بیا دو قران سه قران پول آب بده سه هفته دو هفته است که بنده از جنابعالى وقت خواسته‌ام که تظلم بروجردى‌ها را به عرض‌تان برسانم مى‌فرمایید وقت نیست خوب بنده که در طهران هستم و دستم به سرکار نمى‌رسد آن زارع بروجردى بیچاره دستش به کجا برسد و از کى و چطور اجازه بگیرد و چه خاکى بر سرش بکند؟ بعد هم به عقیده بنده موضوع باغاتى را که مى‌فرمایید مشکل است. در تمام شهرها متعارف است که یک باغات مفصلى هست که اینها هم اشجار دارد و هم مو دارد و هم محل زراعت تریاک و گندم و جو است و شخصى هم هست آن باغ هم مال اشخاص است آقایانى که از بروجرد عبور فرموده‌اند مشاهده فرموده‌اند که وضع باغات بروجرد شخصى است و هر کدام سى جریب چهل جریب باغات است یک مقدار مفصلى از اینها معین است براى اشجار مو و درخت میوه و غیر از اینها است یک مقدارى هم براى زراعت تریاک است آن را هم خوب است آقاى وزیر مالیه یک طورى خودش اصلاح بفرمایند که شامل حال آنها هم بشود که اسباب زحمت مردم نشود بعدها و بتوانند زراعت‌شان را بکنند و به اسم باغ ازشان جلوگیرى نشود.

وزیر مالیه- بنده باز مى‌خواهم تکرار کنم عرضم را که هر چه گوشش کردم آقایان هر چه فرمودند بنده نهایت توجه را داشتم که به بینم یک نکته که محل اختلاف است در اطرافش بیاناتى بفرمایند و اگر عبارتى که منظور است اصلاح کنند ما حرفى نداریم در این ماده اول هم بحثى که شد خلاصه و نتیجه اش این است که اگر یکى از آقایان خواست که مساحت را توسعه بدهد و علاوه بر آنچه باید بکارد بکارد بتواند و این عکس مقصود است آقاى مؤید احمدى فرمودند شاید دولت بخواهد محدود کند و فلان در اینجا در این قانون که همچو چیزى نیست ما به این مساحت گفتیم داده شود آمدیم به سر این نکته نکته قابل توجهى که همه اظهار فرمودند که مبادا به مردم زحمتى وارد شود از حیث اجازه دادن و اینها اول هم عرض کردم خیلى از این نکات هست که در ماده سوم تأمین و اصلاح شده است ملاحظه بفرمایید این که مى‌فرمایید نماینده مالیه نیست و دور است حالا بدبختانه در هر بلوکى نماینده معارف یا صحیه نیست و کم است ولى نماینده مالیه در هر محلى هست و یک مأمور مالیه است و هر کسى که اجازه بخواهد مطابق این ترتیبات بهش مى‌دهد فقط یک شرط مى‌گذارند که این حق تقدم دارد یعنى آن کسى که اول مى‌کاشت یعنى نه آن شخص بلکه آن ملک که اول در آن کاشته مى‌شده آن حق تقدم دارد(صحیح است) اما اگر فرض بفرمایید همین طور به طور کلى آزاد باشد این آزادى ممکن است به ضرر خودشان تمام شود و ممکن است اشخاص دیگرى بیایند و بکارند و آن اشخاصى که از اول مى‌کاشته‌اند نکارند حالا قرار تکمیل این منظور و مقصود را ممکن است خودتان بدهید مقصود این بود که بنده عرض کردم حالا اگر عبارتى بخواهید علاوه کنید که به مجرد این که زارع اظهار کرد باید به او اجازه بدهند

+++

بنده عرضى ندارم و در اصل مقصود و منظور اختلافى نیست آن مساحت را که مى‌فرمایید منتها تا آن مساحت باید کاشته شود و در آن ولایاتى که مى‌کاشته‌اند معین است و زارع آن محلى هم که در آن محل کاشته مى‌شده حق تقدم دارد اجازه هم بخواهد داده مى‌شود و اجازه هم براى این است که حسابش و مساحتش و احصائیه‌اش در دست اداره مالیه باشد و اگر یک وقتى یک شکایتى پیدا شود و یک کسى بگوید که در فلان ناحیه ما اجازه خواستیم و ندادند معلوم بشود این را هم قبلاً باید عرض کنم که هیچ این ممکن نیست و بنده ندیده‌ام و همیشه قوانین در مقام اجرا مأمورین و عمالى در بعضى جاها پیدا مى‌شوند که بد اجرا مى‌کنند و این را نمى‌شود گفت و نمى‌شود این نتیجه را ازش استنتاج کرد که چون عمال ما قوانین را مطابق منظور اجرا نمى‌کنند قانون نگذرانیم این نمى‌شود البته قوانین وضع مى‌شود و براى عمال هم مجازاتى هست(اگر بد اجرا کردند)(صحیح است) و البته هیئت مجلس شوراى ملى و هیئت دولت مرکزى و عمل عمده ایالات و ولایات مراقب و مواظب هستند که اگر یک کسى بد اجرا کرد و مراقبت نکرد خبر بدهند و استیضاح کند و سؤال کند و البته او را تعقیب باید بکنند و مى‌کنند هم ولى این دیگر از حیطه اقتدار و اختیار بنده خارج است که هر چه و هر جا خلاف کار زیاد است همه را اصلاح کنیم ولى البته خلاف کار مجازات مى‌شود(صحیح است) اما این که خلاف کار چرا زیاد است یا کم است آن دیگر بسته است به ترقى یا تنزل اخلاق عمومى ولى به طور کلى عرض مى‌کنم که هر جا ما مطلع مى‌شویم فورى در صدد جلوگیرى و اقدام بر مى‌آییم(صحیح است) و بعد هم براى آتیه بنده صریحاً عرض مى‌کنم که اگر یکى از آقایان مطلع بشوند یا خود بنده مطلع بشوم که در فلان ناحیه یک کسى اجازه خواسته است و به یک جهتى به او اجازه نداده‌اند و به دیگرى داده‌اند با وجودى که آن شخص اولى سابقاً زراعت مى‌کرده است البته آن شخص را مأخذه مى‌کنیم و مجازات مى‌کنیم ولى قانون یعنى احکام قانون مطابق‏

اصلش باید اجرا شود ولى در موقع اجرا اگر دیدند یک جائى طور دیگر اجرا مى‌شد و بر خلاف منظور قانون رفتار شد البته باید جلوگیرى شود(صحیح است- کافى است مذاکرات)

افسر- بنده اجازه خواسته ام.

رئیس- مى‌گویند کافى است با کفایت مذاکرات مخالفید.

افسر- بلى مخالفم به عقیده بنده همین جورى که آقایان فرمودند اینها اصلاح شود بهتر است نظر آقاى وزیر مالیه هم همین است و جلوى حرف زدن را هم نمى‌شود گرفت بنده محض این که آقایان بدانند جلوى حرف زدن را هم نمى‌شود گرفت پیشنهاد کردم و در پیشنهاد حرفم را مى‌زنم.

بعضى از نمایندگان- بفرمایید.

افسر- مذاکرات مفصل این قانون در شور اول شده است و البته آقایان در کمیسیون متذکر شده‌اند این ماده به عقیده بنده چنانچه اصلاح شود بهتر است عرض مى‌کنم فرمودند اصطلاحات ولایات فرق دارد و براى همین قسمت ما در عمل دچار مشکلات مى‌شویم و به واسطه اختلاف اصطلاح ما گرفتار مى‌شویم مثلاً آنجایى که دیوار دارد در خراسان مى‌گویند باغ، در کرمان مى‌گویند خالى باغ، در سایر ولایات اسامى دیگر دارد مقصود این است که مى‌گویند در منزل‌هاى شخصى و باغ‌هاى شخصى نباید این زراعت بشود این بسیار حرف خوبى است باغ و منزل‌هایى که البته صد ذرع زمین است دویست ذرع زمین است صد ذرع آن زیر بنا است صد ذرع آن هم مشجر است مى‌گویند در اینجا کاشته نشد حالا مى‌خواهد اسمش خالى باغ باشد باغ خشک باشد یا هر چه باشد زیرا اگر بگوییم باغ مشجر همان اشکال را خواهد داشت مسأله را که آقاى مؤید احمدى متذکر شدند غالب ولایات هم همین طور است دامغان خود شهر دامغان که بزرگ بوده و حالا خراب شده است در بین خانه‌هاى مسکونى باغاتى است که هفت هزار ذرع و هشت هزار ذرع فاصله دارد خاک آن هم کهنه شده است و از درختهایش هم کمى باقى مانده است در تون آقایان حاضرند مى‌دانند که دو فرسخ

+++

در دو فرسخ اصلاً معمول است که درخت‌هایشان بیش از سى سال عمر نمى‌کند که این درخت‌هایى را که مى‌کارند بعد از چند سال آنها را باید بکنند و جایش را تریاک بکارند تا برسد زمینش به جایى که بعد از چند سال بشود درخت کاشت به علاوه این زمین‌ها هم که دورش دیوار است که مصون است از باد و از تزاحم گاو و گوسفند بنابراین به نظر بنده اگر عبارت این طور اصلاح شود تبصره منازل و باغ‌هاى مسکونى رفع اشکال مى‌شود حالا اسمش هر چه مى‌خواهد باشد چون هر چه ذکر کردیم غیر از این نمى‌شد اگر باغ مشجر باشد نمى‌شود اگر غیر مشجر باشد نمى‌شود چنانچه مى‌فرمایند خشک باغ یا خالى باغ بنابراین بهتر است که همان باغات مسکونى را قبول بفرمایند و آن اشکالى هم که راجع به رفتن مأمورین به منازل مردم مى‌کنند این را مردم راحت مى‌شوند و هم اسباب اشکال نمى‌شود و این که آقاى دکتر ملک زاده مى‌فرمایند این جایک اشتباهى مى‌شود یکى موضوع استعمال تریاک است یکى کاشتن تریاک این طورى که ایشان مى‌فرمایند هیچ کس مخالف نیست بنده هم مى‌دانم که یک کسى اگر دو مثقال تریاک بخورد مى‌میرد اصلاً این محتاج به طب هم نیست محتاج به حفظ الصحه هم نیست ولى مى‌فرمایند که زارعین تریاک تریاک را مى‌خواهند بکشند این طور نیست اگر تریاک نکارند چه کنند و این که مى‌فرمایند کار مولد ثروت است این را هیچ کس منکر نیست ولى این مربوط به کاشتن تریاک نیست هر مملکت باید کار خودش را بکند قالى‌بافى مولد ثروت است وقتى نخرند چطور مولد ثروت است البته کار مربوط به استعمال است وقتى که استعمال نکردند از کجا مى‌کارند اگر آن قدر بکارند که عرضه بیش از تقاضا باشد همه مردم کار مى‌کنند عوض هشت ساعت هم بیست و چهار ساعت کار مى‌کنند بنابراین براى کار احتیاج بشر هم لازم است و به همین جهت است که تریاک را مى‌گویند محدود شود و کشیده نشود چون تصور مى‌فرمایند فروش ندارد اما راجع به کاشتن تریاک ما ابداً تریاک کاشتن‌مان براى این نیست که بخواهیم به تمام دنیا بخورانیم خیر مادام که دنیا بریا ادویه طبى و لوازم صحى لازم دارند از ما بخرند مادامى که لازم ندارند نخرند ما به هیچ مملکتى نگفته‌ایم که تریاک ما را بخرند و بخورند تا بمیرند خیر ما هرگز همچو آرزویى نداریم آن قدرى که براى حفظ الصحه دنیا لازم است ما عرضه مى‌کنیم هر قدر لازم دارند بخرند لازم ندارند نخرند ما کم کم آن قدر خودمان از این مذاکرات مى‌کنیم مثل این که چنان که ممالک دیگر گاز خفه کننده درست کرده‌اند ما هم تریاک درست کرده‌ایم که مردم را بکشیم خیر ابداً ما چنین قصدى را نداریم ما مردمانى هستیم صلح طلب و با عموم دنیا هم موافقیم‏

بنابراین باید فرق مابین کاشتن تریاک و کشیدنش هم بگذارند.

رئیس- آقاى فهیمى.

فهیمى- بنده یک توضیحى راجع به فرمایشاتى که بعضى از آقایان در این قانون فرمودند مجبور هستم عرض کنم زیرا معلوم مى‌شود که مراجعه به قانون سابق انحصار نفرموده‌اند زیرا قانون انحصار سابق به حال خودش و تقویت خودش باقى است این قانون فعلى آن قانون را تکمیل مى‌کند ودر بعضى موارد مربوط به قاچاق یک تسهیلاتى قائل شده است در قانون سابق انحصار تریاک و فروش و غیره را انحصاراً به دولت واگذار کرده و در همان موقع چنانچه نظر آقایان باشد مذاکره شد که اگر ما بخواهیم کاملًا به انحصار تریاک موفق شویم با هر متاع دیگرى باید او را اولاً ترتیبش را محصولش را محدود کنیم ولى در آن موقع به جهاتى مناسب ندیدند این مطلب را در قانون ذکر کنند و در عین حال دولت غفلت نکرد و در عرض این چند سال مشغول تهیه یک احصائیه کاملى از زراعت تریاک در ولایات و غیره بوده به طورى که الان مى‌دانند در هر ایالت یا ولایتى چقدر کسر شده یا اضافه شده حالا به جهاتى که غالب آقایان ذکر کردند فعلاً مى‌خواهند محدود کنند آن زراعت را به آنچه هست یعنى جلوگیرى از زیاد شدنش کرده باشند و نگذارند زیادتر از آنچه هست شود حضرت والا هم توضیحات دادند

+++

لزومى ندارد ما همین قدر که دیدیم یک قدرى مشترى هست به قدرى زیاد کنیم که دیگر قیمت پیدا نکند پس این طورى که ذکر شده است براى این است که به مساحتى که تاکنون مى‌کاشته‌اند باشد البته نسبت به کم کردن هم در اینجا قیدى نشده مطلب دیگرى که آقایان مى‌فرمودند این بود که زارعین قبل از وقت اطلاع داشته باشند و وزارت مالیه به آنها اطلاع بدهد این مطلب در قانون سابق ذکر شده است که در هر محل قبل از شروع به زراعت تریاک سه ماه قبل از وقت باید به امین مالیه محل اظهارنامه بدهند و شروع کنند به زراعت حالا براى مرحله جدیدى که ذکر شده است ببینیم اول دولت یعنى وزارت مالیه از روى احصائیه‌هایى که دارند همیشه پیش از وقت به هر ایالت و ولایتى اطلاع مى‌دهند که چند جریب شما حق دارید زراعت کنید بعد به موجب آن قانون سابق آن اشخاص هم میایند و به همان اندازه از مالیه محل اجازه زراعت مى‌گیرند پس در اینجا دیگر اشکالى باقى نمى‌ماند که بگوییم زارع اطلاع ندارد یا خبر دیر برسد اینها دیگر مورد پیدا نمى‌کند وقتى دولت معین کرد در هر ایالت و ولایتى باید به چه مساحت زراعت کنند مردم هم اطلاع داشته و آمده‌اند اجازه گرفته‌اند دیگر جاى اشکال و تردیدى مابین امین مالیه و غیره باقى نمى‌ماند در قسمتى هم که شاهزاده توضیح دادند نظر کمیسیون و نظر وزیر مالیه هم همین بود که در خانه‌ها و باغات شخصى نباید کاشته شود ولى البته یک اراضى هست که عنوانش باغ است ولى در آنجا ممکن است که باغ میوه باشد یا اصلاً هیچ درخت نداشته باشد اما اسمش از قدیم باغ باشد اینها هیچ وقت مخالفتى نخواهد بود از طرف دولت که آن باغ را ممنوع کنند حالا باید یک عبارتى بنویسیم(یا باغ خانگى بگوییم یا باغ‌هایى که در حکم خانه است بگوییم ممنوع باشد) که این مطلب را بفهماند و البته مقصود همه به عمل مى‌آید و در اصل موضوع هیچ اختلافى نیست ولى باید یک عبارتى باشد که مطلب مفهوم شود و به علاوه به طورى که با آقاى وزیر مالیه مذاکره کردیم چون در این ماده قید شده است که سه ماه قبل از شروع به زرع تریاک باید اجازه بخواهند این دو مدت با همدیگر یک قدرى تباین پیدا می‌کند بنابراین یک پیشنهادى هم کردم که آن مدت سه ماهى که وزارت مالیه باید اجازه بدهد آن را تبدیل کنند به چهار ماه یا پنج ماه که در سه ماه قبل وزارت مالیه مقدار و مساحت را معین کرده باشد و اعلان کرده باشد بعد در ظرف سه ماه قبل از زراعت تریاک هم مردم حق داشته باشند که بیایند اظهارنامه بدهند و جواز بگیرند و گمان مى‌کنم به این پیشنهاد منظور آقایان هم به عمل آمده باشد.

جمعى از نمایندگان- مذاکرات کافى است.

رئیس- پیشنهادهایى که رسیده است مضموناً به هم نزدیک است و سه چهار تبصره هم هست که تمام آنها در قسمت باغ است همه را یک باره مى‌خوانیم.

پیشنهاد آقاى افسر و چند نفر دیگر از آقایان‏

ماده اول را به طرق ذیل پیشنهاد مى‌کنیم.

ماده اول- به کلیه ایالات و ولایاتى که تا کنون زراعت تریاک داشته‌اند در هر سال تا سه ماه قبل از شروع به زرع تریاک در صورت تقاضاى مالکین یا زارعین محل وزارت مالیه مکلف اجازه زرع بدهد.

تبصره- زراعت تریاک در خانه‌ها و باغ‌هاى مسکونى ممنوع است. افسر- امیر تیمور- ثابتى- دکتر ضیایى- بوشهرى- افخمى.

پیشنهاد آقاى اعتبار و دو نفر دیگر از آقایان‏

ماده اول به شرح ذیل پیشنهاد مى‌کنیم:

ماده اول- به کلیه ایالات و ولایاتى که تاکنون زراعت تریاک داشته‌اند منتهى به مساحتى که در سنوات اخیر مى‌کاشته‌اند در هر سال پنج ماه قبل از شروع به زرع تریاک از طرف وزارت مالیه اجازه صادر و به وسیله امنا مالیه در محل اعلان مى‌شود- اعتبار- فهیمى- ملک مدنى.

پیشنهاد آقاى طهرانى‏

بنده پیشنهاد مى‌کنم عبارت تبصره ماده یک این طریق اصلاح شود:

+++

تبصره- زراعت تریاک در خانه‌ها و باغات غیر مزروعى به کلى ممنوع است.

پیشنهاد آقاى دهستانى‏

پیشنهاد مى‌کنم در تبصره ماده 1 کلمه باغات شخصى حذف شود.

پیشنهاد آقاى افسر

تبصره- زراعت تریاک در خانه‌هاى مسکونى در باغ‌هاى تفرجى و باغ‌هاى میوه کارى و نظیر آن ممنوع است.

پیشنهاد دیگر آقاى افسر

تبصره- در منازل و باغ‌هاى مسکونى‏

رئیس- توضیحات داده شده است راجع به این پیشنهادات نظر دولت و مخبر؟

وزیر مالیه- راجع به خود ماده آقاى فهیمى هم اینجا یک تذکرى دادند بنده مخالفى ندارم که سه ماه زیادتر باشد یعنى سه ماه و نیم یا چهار ماه باشد بیشتر خیر راجع به تبصره هم هر عبارتى که جامعتر باشد بنویسند بنده مخالفتى ندارم به نظر بنده غیر مزروعى بهتر است زیرا باغاتى هست تفرجى است مشجر است و باغ میوه است ولى باغ مسکونى نیست و خانه شخصى در آنجا نیست در هر صورت منظور عبارت از اینست که باغى که محل زراعت نباشد و اشجار هم داشته باشد البته این را به هر عبارتى بنویسید یک نقص درش هست بنابراین هر کدام را مجلس قبول کنند مختارند بنده هم مخالفتى ندارم.

رئیس- آقاى ملک‌ مدنی

ملک مدنی- آقاى فهیمى توضیحى را که فرمودند در قانون سابق در ماده 2 راجع به اظهارنامه است و به حال خودش باقى است ولى هیچ اجرا نشده از موقعى که این قانون گذشته است تا حال که پنج سال است در تمام مرکز و ولایات که زرع تریاک مى‌شده است آقایان نمایندگان اطلاع دارند که در یک محل نه زارع آمده است اظهارنامه بدهد و نه مأمور سراغ او رفته است در آن موقعى که این قانون از مجلس شوراى ملى مى‌گذشت بنده خودم عضو کمیسیون قوانین مالیه بودم عرض کردم غیر ممکن است و عملى نیست الان هم اینجا عرض مى‌کنم اگر چنانچه مقصود این است که این زارع بیاید و اظهارنامه بدهد و زرع تریاک بکند این را هیچ ممکن نیست مأمورین شما بتوانند اجرا کنند براى این که کار یکى دو تا سه تا نیست هزاران نفر هستند و اینها در بلوک و قراء متفرق هستند بنابراین یک تشکیلاتى مى‌خواهد و شما آن تشکیلات را ندارید که بتوانید این تشریفات را قائل شوید این بود که در آن موقع هم عرض کردم این پیشنهاد را هم که آقاى اعتبار و آقاى فهیمى تقدیم کردند که اصولاً خود اداره انحصار در نظر بگیرد که کدام ولایت کدام بلوک باید زراعت تریاک بشود قبل از زرعش اخطار و اعلان کنند به علاوه آن محظور احصائیه هم که اشاره شد اداره انحصار در نظر دارد آن احصائیه را در موقع حزارى ممکن است به دست آورد براى این که بدانند چقدر زراعت کرده است این بود که بنده خواستم توضیح بدهم که به دلیل این که آن ماده در قانون سابق اجرا نشده در این قانون هم نباید باشد و بنده با دادن اظهارنامه از طرف زارع مخالفم.

بیات(مخبر کمیسیون قوانین مالیه)- عرض مى‌کنم اینجا قسمتى را که آقاى ملک فرمودند در قانون قدیم و جدید یک تفاوتى است که البته قانون جدید آن را لازم ندارد در سابق فقط اظهارنامه براى این بود که دولت بداند در هر محل چقدر تریاک کاشته مى‌شود ولى محدود نبود یعنى حد معینى براى زرع تریاک نبود هر مقدارى که مى‌خواستند مى‌کاشتند و آزاد بود و فقط آن اظهارنامه براى این بود که آقایان مطلع باشند که در فلان ده قریب بیست جریب کاشته مى‌شود که در موقعش تفتیش بکنند ولى به موجب این قانون دولت در نظر دارد که تریاک به همان میزانى که در سنوات اخیر کاشته مى‌شده کاشته شود بیایند و اجازه بگیرند براى کاشتن و همان احصائیه که مى‌فرمایید خود دولت دارد که فلان ده بیست جریب زراعت تریاک داشته

+++

حالا هم دولت به همان میزان اجازه مى‌دهد ممکن است که این ده سى جریب بکارد دهات دیگر هم به اختیار خودشان بکارند آن وقت تکلیف دولت چه مى‌شود تکلیفش این مى‌شود که آن زرع را به کلى خراب بکند و از بین ببرد آن وقت این ضررى مى‌شود براى زارع که جبرانش غیر ممکن است بنابراین مى‌گویند که اظهارنامه داده شود و تقاضا شود فرض بفرمایید در فلان ولایت باید پانصد جریب یا هزار جریب تریاک کاشته شود وقتى که اجازه خواستند البته آنها که زراعت داشتند مطابق احصائیه‌شان هیچ معطلى ندارد که باید بهشان اجازه داده شود و اگر چنانچه اضافه از میزان سابق‌شان خواستند آن اضافه داده نمى‌شود بنابراین حالا که محدود شده لازم است براى این که اگر این اجازه داده نشود ممکن است بعد اسباب خسارت رعایا فراهم شود براى این که دولت مجبور است برود بگوید چرا کاشتى و همین دلیل مى‌شود که از بین مى‌رود و یک ضررى به زارع متوجه مى‌شود بنابراین این سه ماه هم در اینجا لازم است قید شود و آن قسمتى را هم که آقاى وزیر مالیه موافقت فرمودند که چهار ماه قبل وزارت مالیه به ولایات اطلاع بدهد و سه ماه قبل ولایات مطلع باشند و تقاضا کنند و مطابق تقاضاشان اجازه بدهند همین است که در ماده نوشته شده بنابراین به عقیده بنده ماده ترتیبى که نوشته شده اشکالى ندارد و آن قسمتى را هم که آقایان پیشنهاد کردند در ماده سوم تأمین شده است و فقط چیزى که باید به عقیده بنده وجه جمع باشد آن سه ماه است که تبدیل به چهار ماه بشود که آن را هم آقاى وزیر مالیه قبول کردند و بنده هم قبول مى‌کنم که در هر سال چهار ماه قبل باشد در اینجا هم که نظر آقایان تأمین مى‌شود در قسمت تبصره هم چنانچه مذاکره شد هر یک از کلمات و عبارات را بگذاریم یک معایبى تولید مى‌کند مثلاً مى‌فرمایند مسکونى نوشته شود آن هم یک معایب دیگر دارد براى این که ممکن است که یک باغبانى در آن باغ سکنى داشته باشد یا این که یک رعیت توى آن باغ مسکون باشد آن وقت آن از بین مى‌رود اما آن عبارت غیر مزروعى به نظر بنده بهتر است و نظر آقایان را تأمین مى‌کند (افسر- غیر مزروعى را معین کنید) زراعت عبارت است از گندم و جو و حبوبات و تریاک و غیره اینها مثلاً مى‌گویند فلان باغ زراعتى است یعنى این زراعت معمول که گندم و جو و پنبه و تریاک است درش مى‌کارند البته در آن قسمت باغات و زمین‌ها دولت اشکالى ندارد که بکارند اما یک قسمت باغاتى است که مشجر است و مزورعى نیست و باغى نیست که بشود درش زراعت کرد اما در باغاتى که مزروعى است تریاک بکارند و این اشکالى ندارد بنابراین هر کدام این عبارات را که مى‌فرمایید بگذاریم یک معایبى دارد ولى اگر اکتفا کنیم به همین مزروعى گمان مى‌کنیم رفع اشکال بشود.

اعتبار- اجازه مى‌فرمایید.

رئیس- این معطلى‌ها اسباب اختلال جریان کار مى‌شود. تبصره اصلاح شد.

افسر- بله موافقت شد.

رئیس- ماده چطور همان طور که پیشنهاد شده؟

وزیر مالیه- در ماده مخالفتى نبود.

رئیس- تبصره پیشنهادى را مى‌خوانیم.

تبصر- زراعت تریاک در خانه‌هاى مسکونى و باغ‌هاى تفرجى و باغ‌هاى میوه کارى و نظیر آن ممنوع است.

(همهمه نمایندگان- زنگ رئیس)

[4- موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه‏]

رئیس- بنده راه حلش را عرض مى‌کنم و آن این است که اکثریت براى رأى نیست و تعلیق قضیه اجبارى است نهایت این است که براى کمک به آقاى وزیر مالیه جلسه را تسریع مى‌کنیم که زودتر تشکیل شود که در این بین یک توافقى هم پیدا شود که ما روز پنجشنبه در مقابل یک کار معهودى باشیم اگر موافقت مى‌فرمایند جلسه آتیه پنجنشبه 5 خرداد سه ساعت قبل از ظهر دستور بقیه دستور امروز یعنى همین لایحه.

(مجلس یک ساعت بعد از ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شوراى ملى- دادگر

+++

یادداشت ها
Parameter:293319!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)