کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره نهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏9
[1396/05/07]

جلسه: 85 صورت مشروح مجلس روز سه‌شنبه 8 خرداد‌ماه 1313 (15 صفر 1353)  

فهرست مذاکرات:

1ـ تصویب صورت‌ مجلس‏

2ـ تقدیم سه فقره لایحه از طرف آقاى وزیر امور خارجه‏

3ـ شور دوم لایحه تأسیس دانشگاه‏

4ـ معرفى آقاى دکتر متین‌دفترى به سمت معاونت وزارت عدلیه‏

5ـ بقیه شور و تصویب لایحه تأسیس دانشگاه‏ ‏

6ـ موقع و دستور جلسه بعد ـ ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏9

جلسه: 85

صورت مشروح مجلس روز سه‌شنبه 8 خرداد‌ماه 1313 (15 صفر 1353)

فهرست مذاکرات:

1ـ تصویب صورت‌ مجلس‏

2ـ تقدیم سه فقره لایحه از طرف آقاى وزیر امور خارجه‏

3ـ شور دوم لایحه تأسیس دانشگاه‏

4ـ معرفى آقاى دکتر متین‌دفترى به سمت معاونت وزارت عدلیه‏

5ـ بقیه شور و تصویب لایحه تأسیس دانشگاه‏ ‏

6ـ موقع و دستور جلسه بعد ـ ختم جلسه

(مجلس یک ساعت و ربع قبل از ظهر به ریاست آقاى دادگر تشکیل گردید(.

صورت‌ مجلس روز پنجشنبه سوم خردادماه را آقاى مؤید احمدى (منشى) قرائت نمودند.

اسامی غائبین جلسه گذشته که ضمن صورت مجلس خوانده شد :

غائبین بی­اجازه - آقایان : دکتر امیراعلم - حاج غلام­حسین ملک - محلوجی - افخمی - اعظم زنگنه - مسعود ثابتی - یونس آقا وهاب­زاده - محمد آخوند جرجانی - چایچی - کورس - معدل .

دیر آمدگان بی­اجازه - آقایان : اسدی - لیقوانی - بیات - اسفندیاری - دکتر ادهم - نیک­پور - بختیار - شریعت­زاده - مسعودی .

1ـ تصویب صورت‌ مجلس‏

رئیس ـ آقاى دربانى.‏

دربانى ـ قبل از دستور.

رئیس ـ آقاى مؤید احمدى.‏

مؤید احمدى ـ قبل از دستور.

رئیس ـ آقاى دکتر ادهم.‏

دکتر ادهم ـ قبل از دستور.

رئیس ـ در صورت‌ مجلس نظرى نیست؟ (اظهارى نشد). صورت‌ مجلس تصویب شد.

2ـ تقدیم سه فقره لایحه از طرف آقاى وزیر امور خارجه‏

وزیرامور خارجه (آقاى کاظمى) ـ بنده سه فقره لایحه است میخواهم تقدیم کنم.‏

یکى از آنها راجع‌ به عهدنامه بین دولت ایران و دانمارک است خاطر آقایان مسبوق است چندى قبل عهدنامه موقتى مابین دولت ایران و دانمارک منعقد شده بود چون مدت آ ن منقضى شده یک عهدنامه مودت و اقامت و تجارتى منعقد شده است با نماینده دولت دانمارک براى تصویب تقدیم مجلس میشود.

+++

برحسب تصمیمات شوراى جامعه ملل یک تصمیمی اتخاذ شد و کنفرانسى تشکیل شد براى اجراى تسهیلات نسبت به فیلمهاى تربیتى در دنیا و خیلى از دولت شرکت کردند در این کار چون این کار نافع و مفیدى بود براى مملکت دولت ایران هم قصد دارد که ملحق بشود به این قرارداد و اجازه الحاق به این قرارداد هم از مجلس محترم تقاضا میشود.

از سى سال قبل بعضى از قراردادها منعقد شد قرارداد بینالمللی راجع‌ به منع معامله اطفال این مسئله را دولت ایران هم قبول کرد و مجلس شوراى ملى هم تصویب کرد اخیراً این مسئله جلوگیرى توسعه پیدا کرده یعنى تصمیم گرفتهاند براى منع و جلوگیرى از خرید و فروش زنان و دختران بزرگ اقدامات مؤثرترى بنمایند این هم یک کار بزرگ و مفیدى است براى دنیا و دولت ایران هم میخواهد ملحق بشود (صحیح است).

3ـ شور دوم لایحه تأسیس دانشگاه‏

رئیس ـ خبر از کمیسیون معارف، شور ثانى راجع‌ به تأسیس دانشگاه ماده اول:

خبر کمیسیون معارف‏:

کمیسیون با حضور آقاى کفیل وزارت معارف لایحه تأسیس دانشگاه را براى شور ثانى با در نظر گرفتن پیشنهادات آقایان نمایندگان محترم تحت مطالعه قرار داده و با اصلاحاتى خبر شور اول آن را تأیید و براى تصویب مجلس مقدس تقدیم مینماید.

ماده اول ـ مجلس شوراى ملى به وزارت معارف اجازه میدهد مؤسسه به نام دانشگاه براى تعلیم درجات عالیه علوم و فنون و ادبیات و فلسفه در تهران تأسیس نماید.

رئیس ـ اشکالى ندارد. آقایانى که با ماده اول موافقت دارند قیام فرمایند (اغلب قیام کردند) تصویب شد. ماده دوم:‏

ماده دوم ـ دانشگاه داراى شعب ذیل است که هر یک از آنها موسوم به دانشکده خواهد بود:

-1 علوم معقول و منقول. 2- علوم طبیعى و ریاضى. 3- ادبیات و فلسفه و علوم تربیتى. 4- طب و شعب و فروع آن. 5- حقوق و علوم سیاسى و اقتصادى. 6- فنى دانشسراهاى عالى و مدارس صنایع مستظرفه ممکن است از مؤسسات دانشگاه محسوب شوند و نیز ممکن است مدارس و مؤسسات دیگرى لدىالاقتضا به دانشگاه منضم گردد.

رئیس ـ آقاى دیبا.

طباطبایى دیبا ـ بنده با این ماده موافقم و فقط یک تذکرى میخواستم بدهم و آن این است که در قوانین کلیه هر قدر ممکن باشد باید از الفاظ لدىالاقتضاء و ممکن است که در حقیقت از کلماتى هستند که تردید دارند و کشدار هستند جلوگیرى شود- در این لایحه نوشته شده در ماده دوم که: دانشسراهاى عالى و مدارس صنایع مستظرفه ممکن است از مؤسسات دانشگاه محسوب شود و نیز ممکن است مدارس و مؤسسات دیگرى لدىالاقتضا به دانشگاه منضم گردد. اینجا دیگر تردید لازم ندارد اگر حقیقتاً وزارت معارف لازم میداند که باید صریحاً بنویسند که اینها جزو دانشگاه خواهند بود اگر لازم نمیدانند دیگر ممکن است و لدىالاقتضا این چندان در قوانین خوب نیست این یک تذکرى بود که دادم که اگر صلاح بدانند این را تغییر بدهند بهتر است و صریح بنویسند یکى دیگر هم این که نوشتهاند مدارس صنایع مستظرفه در صورتی که ما قبلاً تغییر دادیم این لفظ را در قانون سابق و هنرستان شد دیگر مدارس صنایع مستظرفه به عقیده بنده معنى ندارد و باید عوض شود و هنرستان نوشته شود.

مخبر کمیسیون معارف (دکتر سنگ) ـ اولاً فرمودند که....

(عدهای از نمایندگان ـ نمیشنویم آقا، بفرمایید پشت تریبون).

مخبر ـ چشم عرض کنم فرمودند ممکن است و لدىالاقتضاء را بردارند و تصمیم قطعى خودشان را بنویسند

+++

این به عبارت اخرى در همه قوانین هست قوانینى که اینجا گذراندهاید در همه جا هست ملاحظه بفرمایید چرا؟ براى این که دستشان باز باشد شاید در آتیه یک موقعى بدست بیاید که آن وقت لازم باشد این مدرسه یا مؤسسه هم ضمیمه دانشگاه باشد- این است که به موجب این نظر لفظ حتىالامکان و لدىالاقتضاء در قانون گذاشته شد که دستشان بسته نباشد- در خصوص مدرسه صنایع مستظرفه هم که فرمودید آن هم تصور نمىکنم اشکالتان وارد باشد.

رئیس ـ آقایانى که با ماده دوم موافقند قیام فرمایند (اکثراً برخاستند) تصویب شد. ماده سوم:

ماده سوم ـ رئیس دانشگاه در آغاز افتتاح برحسب پیشنهاد وزیر معارف به موجب فرمان همایونى تعیین و بعدها بر طبق ماده 14 برحسب پیشنهاد شوراى دانشگاه و موافقت زیر معارف به موجب فرمان همایونى منصوب خواهد شد اداره کردن دانشگاه به عهده رئیس ـ است معاون دانشگاه و رؤسا و معاونین و استادان دانشکدهها بر حسب پیشنهاد رئیس ـ دانشگاه از طرف وزیر معارف منصوب میشوند- سایر مستخدمین بر طبق مقررات این قانون از طرف رئیس ـ دانشگاه تعیین میشوند.

تبصره 1 ـ مدت خدمت رئیس دانشگاه و رؤسای دانشکدهها سه سال است بعد از انقضاء این مدت ممکن است مجدداً انتخاب شوند.

تبصره 2 ـ رئیس دانشگاه مجاز است علما و دانشمندان مملکتى و خارجى را بر حسب پیشنهاد شوراى دانشگاه و تصویب وزیر معارف به عضویت افتخارى دانشگاه بپذیرد.

رئیس ـ آقاى مؤید احمدى‏.

مؤید احمدى ـ بنده استدعا میکنم اصلاح عبارتى مختصرى را در ماده بفرمایند. در ماده نوشته شده است بر حسب پیشنهاد رئیس ـ دانشگاه از طرف وزیر معارف منصوب میشود بعد میگوید سایر مستخدمین بر طبق مقررات این قانون از طرف رئیس ـ دانشگاه تعیین میشوند دو تا میشوند هست دومیرا اگر میگردند بکنند بهتر است.

کفیل وزارت معارف (آقاى حکمت) ‌ـ‌ چیزى نیست عیبى ندارد میگردند بشود.

مخبر ـ موافقم.

رئیس ـ رأى میگیریم به ماده سوم با این اصلاح عبارتى مختصر. آقایان موافقین قیام فرمایند (اغلب قیام نمودند) تصویب شد. ماده چهارم:‏

ماده چهارم ـ شوراى دانشگاه از اشخاص ذیل تشکیل میشود:

رئیس ـ دانشگاه که سمت ریاست شورى را خواهد داشت.

معاون.

رؤسای دانشکدهها.

لااقل یک نفر استاد از هر یک از دانشکدهها.

رئیس ـ اشکالى ندارد. موافقین با این ماده هم قیام فرمایند (عده کثیرى قیام نمودند) تصویب شد. ماده پنجم:

ماده پنجم ـ وظایف شوراى مزبور به قرار ذیل است:

تعیین شرایط ورود محصل به دانشگاهتدوین دستور تحصیلات دانشکدهها- تعیین شرایط گرفتن درجه و تصدیقنامه و دیپلم- تهیه نظامنامههاى لازم جهتامتحانات و پیشرفت کار دانشکدهها ـ اظهارنظر در مورد اشخاصى که به سمت استاد دانشیار از طرف شوراى هر دانشکده پیشنهاد شدهاند ‑ پیشنهاد هر اقدامی که موجب ترقى و اصلاح کار دانشگاه باشد- معاونت و کمک فکرى با رئیس دانشگاه.‏

رئیس ـ آقاى احتشامزاده.‏

احتشامزاده ـ خوشبختانه در ظرف چند ساله اخیر در غالب رشتههاى زندگى در مملکت ما اصلاحاتى شده است و البته اصلاحات و اقداماتى هم که بایستى در این مملکت بشود باید رعایت وقت و فرصت و موقع درش بشود. دو مسئله است که از نظر تحکیم بناى ملیت ما

+++

فوقالعاده مهم است و به نظر بنده حالا موقع مقتضى است که از طرف دولت براى این دو موضوع اقدام بشود یکى مسئله اصلاح زبان امروزه است به طورى که آقایان محترم مطلع هستند در اثر لاقیدى و عدم توجه در ازمنه فترت غالباً لغات بیگانه در زبان فارسى داخل شده است به طورى در دو سه ماه قبل هم این مطلب در مجلس شوراى ملى انعکاس پیدا کرد و از طرف دولت و مجلس اظهارنظر و موافقت شد راجع‌ به طرد کردن لغات خارجى از زبان فارسى و به عقیده بنده این کار یکى از مسائل خیلى دقیقى است که بایستى به وسیله اشخاص مطلع و متخصص مورد توجه و دقت واقع شود با یک صورت مستحسن با یک دقت و مراقبتى این عمل براى اصلاح زبان فارسى لازم است انجام شود یکى دیگر هم مسئله اصلاح خط فارسى است. به طورى که اطلاع دارند در تحریر زبان فارسى یعنى در خط فارسى یک نواقصى هست و به عقیده بنده مقتضى است از نظر تسهیل تعمیم و بسط معارف این نواقص که در خط فارسى هست رفع شود و البته این موضوع موضوع خیلى مهمی است و عقاید مختلفى هم راجع‌ به اصلاح خط فارسى موجود است و گفته شده است و در اطرافش هم بحث شده است و البته ایجا منظور و مقصود بنده بحث در این که چه جور اصلاح کنیم نیست... (افسر ـ با اصلاحش مخالفى نیست (صحیح است) ولى با تغییرش مخالفیم) عرض کردم نواقصى موجود است در خط ما که بایستى این نواقص مرتفع بشود و حالا آن هیئت و جمعیتى که صلاحیت باید داشته باشد که در این موضوع مهم اظهارنظر کنند و اصلاح بکنند باید بعد معین و انتخاب شوند و بحث کنند- البته به نظر بنده ضمن وظایفى که براى شوراى دانشگاه در این ماده نوشته شده است بنده معتقدم این دو موضوع را هم باید قرار بدهند که زمینهسازیهایى بکنند و در آتیه نزدیکى این دو مسئله را که به نظر بنده از مسائل خیلى مهم است مورد توجه قرار بدهند و این دو عیب را زبان و خط فارسى بردارند و رفع کنند و البته بنده اصرار زیادى هم ندارم که حتماً باید این کار از وظایف دانشگاه محسوب شود منظور بنده جلب توجه هیئت دولت بود با اهمیت موضوع و چون خیال میکردم این ماده که وظایف دانشگاه را معین کرده است مناسب است که این مطالب گفته شود خواستم توجه حضرت آقاى رئیس ـالوزراء و آقاى کفیل محترم وزارت معارف را به مطلب جلب کنم و البته قطع دارم با توجهى که خود آقاى رئیس ـالوزراء به این دو مطلب داشتند این دو مطلب و تذکر بنده را مورد توجه قرار بدهند و اقدام خیلى سریعى براى اصلاح و خط زبان فارسى خواهند فرمود.

رئیس‌الوزرا (آقاى فروغى) ـ چون که بنده را طرف خطاب قرار دادند در اینجا البته به طور اختصار عرض میکنم: البته این مسائل که اظهار داشتند مورد توجه باید باشد و هست ولکن تصدیق میفرمایید که چه اصلاح زبان باشد چه اصلاح خط باشد چه نوع دیگر از این قبیل اصلاحات اینها فرع این است که ما یک عده زیادتر از این که حالا داریم اشخاصى داشته باشیم که در این مسائل صاحبنظر باشند- همان طور که خودشان متوجه بودند مطلب خیلى دقیق است و سرسرى نباید به آن نگاه کرد در اینک الفاظ بیگانه را از فارسى باید خارج کرد و سر و صورتى داد حرفى نیست ولى الفاظ بیگانه اولاً چیست و چه طور باید خارج کرد؟ آنهایى که باید خارج شود کدام است؟ معایب خط فارسى چیست و چه طور باید اصلاح کرد؟ اینها را اگر توجه بفرمایند همه اینها موقوف میشود به این که این اساسی که امروز از براى تکمیل و ترقى معارف مملکت برداشته شده است و میشود محکمتر بشود آن وقت اینها بالاخره منتج همین نتایج خواهد شد (صحیح است) یکى از نتایج آن پیدا شدن اشخاص عالم و بصیر در هر فن است که بالاخره نقایص و معایب معارفى و معلوماتى و خط و زبان و ادبیات و علوم و اینها را اصلاح کنند و گمان نمیکنم جاى این را داشته باشد که جزو وظایف شوراى دانشگاه ما بگوییم

+++

که اصلاح خط اصلاح زبان باشد (صحیح است) شوراى دانشگاه باید کمک کند به کار دانشگاه به حسن اداره دانشگاه وقتى که دانشگاه خوب اداره شد و مردمان دانشمندى از آنجا بیرون آمدند همه این نتایج حاصل خواهد شد. (صحیح است).

رئیس ـ آقاى دکتر طاهرى.‏

دکتر طاهرى ـ بنده در اصل ماده موافقم و اجازه که خواستم براى این بود که به فرمایشات آقاى احتشامزاده جواب عرض کنم چون در هر دو قسمتش بنده نظرم مختلف است با فرمایشات ایشان در صورتی که همیشه در نظر بودهایم اتفاقاً اینجا مخالف هستم ولى چون آقاى رئیس ـالوزراء توضیح فرمودند دیگر بنده در آن قسمت عرض نمیکنم فقط پیشنهادى که میکنم این است که کلمه در اول ماده که نوشته شده وظایف شوراى مزبور به قرار ذیل است چون ماده عوض شده است و شوراى دانشگاه در آن ماده است این کلمه مزبور هم تبدیل شود به دانشگاه و این ماده مستقلى باشد و نوشته شود وظایف شوراى دانشگاه به قرار ذیل است الى آخر.

کفیل وزارت معارف ـ بنده موافقم.‏

مخبر ـ بنده هم موافقم.‏

رئیس ـ آقاى اورنگ.‏

اورنگ ـ عرضى ندارم.‏

رئیس ـ موافقین با ماده پنجم با مختصر اصلاحى که از طرف آقاى مخبر و آقاى کفیل وزارت معارف قبول شد قیام فرمایند (اغلب قیام نمودند) تصویب شد ماده ششم قرائت میشود.

ماده 6 ـ هر یک از دانشکدهها داراى شورایى خواهد بود مرکب از معاون و استادان در تحت ریاست رئیس ـ دانشکده.‏

وظایف و تشکیلات شوراى مزبور به موجب نظامنامه خواهد بود که از تصویب شوراى دانشگاه گذشته باشد.

رئیس ـ اشکالى نیست (خیر) آقایانی که با ماده ششم موافقت دارند قیام فرمایند (اکثراً برخاستند) تصویب شد ماده هفتم قرائت میشود.

ماده 7 ـ دانشگاه داراى شخصیت حقوقى میباشد و نمایندگى آن به عهده رئیس ـ است و از لحاظ ادارى و مالى دانشگاه مستقل و تحت مسئولیت مستقیم وزیر معارف خواهد بود.

رئیس ـ آقاى دیبا.

طباطبایى دیبا ـ بنده عقیدهام این است اینجا که تصدیق میشود که دانشگاه مستقل است و شخصیت حقوقى دارد و از جنبه مالى هم استقلال دارد اگر آقایان صلاح بدانند یک قیدى هم علاوه شود که مثل سایر ادارات مستقل همان طور دو اداره مستقل که داریم و میتوانند براى دفاع از لوایح خودشان در مجلس حاضر شوند در کمیسیونهاى مربوطه حضور داشته باشند به رئیس ـ دانشگاه هم این حق داده شود که در مجلس براى دفاع از لوایح خود حاضر بشود.

رئیس ـ آقاى دکتر طاهرى‏.

دکتر طاهرى ـ مراد از استقلالى که دارد این است که در کارهاى محاسباتى یک تسهیلاتى شده باشد که جریات کار دانشگاه سریعتر باشد والا بعد اگر ملاحظه بفرمایید نوشتهایم تحت مسئولیت وزیر معارف است دیگر وقتى که تحت مسئولیت وزیر معارف بود در مجلس حاضر شود معنى ندارد (صحیح است).

رئیس ـ آقایانی که با ماده هفتم موافقت دارند قیام فرمایند (اغلب قیام نمودند) تصویب شد. ماده هشتم قرائت میشود.

ماده 8 ـ دانشگاه میتواند در مقابلامور علمیو فنى که اشخاص و مؤسسات غیررسمیرجوع مینمایند بر طبق نظامنامه مخصوص حقالزحمه دریافت دارد.

وجوهى که از این راه عاید میشود و همچنین اعانههایى که اشخاص مختلف میدهند و عایدات دیگر به استثناء حقوقى که از محصلین دریافت میشود به حساب جداگانه در تحت نظر

+++

رئیس دانشگاه جمعآورى و با تصویب وزیر معارف به مصارفى که در شوراى دانشگاه پیشنهاد میشود خواهد رسید و وزارت معارف در حساب آن حق نظارت خواهد داشت.‏

تبصره ـ هدایایى که اشخاص یا مؤسسات به عنوان وقف و امثال آن جهت امر خاص به دانشگاه تقدیم میکنند اداره آنها با دانشگاه است این قبیل عایدات باید مطابق میل هدیهکنندگان صرف شود و تبدیل آن به مصرف دیگر جایز نیست صورت عایدات و مخارج همه ساله به وزارت اوقاف تقدیم خواهد شد دانشگاه در رد و قبول هدایاى مذکور آزاد است‏.

رئیس ـ اشکالى نیست؟ (خیر) آقایانی که با ماده هشتم موافقت دارند قیام فرمایند (اکثراً قیام نمودند) تصویب شد. ماده نهم قرائت میشود.

ماده 9 ـ فارغالتحصیلهاى دانشکدهها که بر حسب مقرراتى که با موافقت نظر وزارت معارف وضع خواهد شد لااقل به درجه اجازه معامی(لیسانس) نائل شوند از حقوق وامتیازات قانون تربیت معلم مصوب 19 اسفندماه 1312 استفاده خواهند کرد.

رئیس ـ اشکالى نیست (خیر) موافقین با ماده نهم قیام فرمایند (اکثراً برخاستند) تصویب شد ماده دهم قرائت میشود.

ماده 10 ـ معلمین دانشگاه به طبقات سهگانه ذیل تقسیم میشوند.

اول و دوم ـ استاد و دانشیار (معاون استاد) که باید علاوه بر داشتن شرایط مقرره در فقرات 1 و 3 و 4 ماده دوم قانون استخدام کشورى استاد کمتر از سى سال و دانشیار کمتر از بیست و پنج سال نداشته باشد و در رشته که تدریس مینمایند درجه علمیآنها را شوراى عالى دانشگاه لااقل دکترى یا معادل آن تشخیص بدهد.

سوم ـ دبیر که باید لااقل داراى شرایط معلمین مدارس متوسطه باشد و بر طبق مقررات مربوطه به معلمین مذکور استخدام خواهد شد- سایر مستخدمین از قبیل متصدیان لابراتوارها و کارخانهها و اعضاى کتابخانه و امثال آن و اعضاى دفترى تابع مقررات قوانین عمومی خواهند بود.

تبصره ـ رئیس کتابخانه باید از حیث درجه علمی کمتر از دبیر نباشد ولى چنانچه درجه علمیاو بالاتر باشد مانند دانشیار استخدام خواهد شد.

رئیس ـ آقاى ملکزاده.‏

دکتر ملکزاده ـ دو چیز بود که بنده میخواستم توجه آقایان را به آن جلب کنم یکى راجع‌ به سن معلم بود به عقیده بنده یکى از آن چیزهایى که براى معلم لازم است که کاملاً تحت نظر گرفته شود مسئله سن است به واسطه این که قطع نظر از دانش و مراتب علمیمعلم معلم باید یک نفوذ کلمه و اعتبار مخصوصى در نظر محصلین داشته باشد و یکى از چیزهایی که تأمین این اعتبار را میکند مسئله سن معلم است و ما در عمل هم دیدیم در همین جا که چند نفر معلم جوان از خارجه کنترات کرده بودند براى دارالفنون و بعد در شوراى عالى معارف و در سایر قسمتهاى مؤسسات معارفى دیدند که مفاسدى مترتب میشود به واسطه داشتن معلم جوان مخصوصاً تصمیم گرفته شد که وقتى میخواهیم معلم استخدام کنیم قید کنمکه لااقل چهل سال داشته باشد البته تصدیق میفرمایید محصلى که در سنوات عدیده در مدارس عالیه تحصیل میکنند اغلب خودش داراى (24- 26) سال سن است و لااقل معلم حقش این است که از حیث سن تفوق داشته باشد و محصل و بنده عقیده دارم اینجا معاونین معلمین یعنى دبیران را سى سال و اساتید را یعنى پروفسورها را اقلاً سى و پنج سال سن برایشان قائل شویم و اینجا بیست و پنج و سى سال است و اگر سى و سى و پنج سال باشد بهتر است یکى هم راجع‌ به معلومات معلمین و اساتید. اینجا قید شده است که رتبه دکترا داشته باشد یا معادل دکترا و بنده معادل دکترا را نفهمیدم که مقصود از این کلمه چیست و عقیدهمندم که گذارده شود یا مقام آگرژه داشته باشد و البته اگر به این مرتبه رسیده باشد و حالا هم داریم خیلى

+++

بهتر است و این که لااقل رتبه دکترى داشته باشد چون ما همیشه سعى میکنیم که در کارها یک قدرى (آدُپته) کنیم وقتى که گفتیم معادل دکترى خوب میگوییم آقا معادل هستند و یک معلوماتى دارند و ایشان قطعاً معلوماتشان به قدر یک دکتر هست پس آقا به سمت معلمیمدرسه عالى انتخاب شوند ولى در عمل تولید اشکال میکند امروز یک علومی هست در دنیا غیر از البته معلمینى که از براى معقول و منقول و علوم قدیمه ایران انتخاب میشوند در قسمت علوم جدیده یک ترتیباتى هست که اشخاصى هستند میروند و تحصیلاتى میکنند و به مقام دکترى و اگرژه نایل میشوند و در همه جاى دنیا حق دارند که به سمت معلمیانتخاب شوند بنده عقیدهام این است اگر موافق باشند این را بردارند و اگرژه بگذارند که کسی که بعد از این میخواهد معلم مدرسه مدرسه عالى بشود باید یا مقام اگرژه داشته باشد یا لااقل مقام دکترى داشته باشد یعنى دیپلم دکترا داشته باشد.

کفیل وزارت معارف ـ نظر آقاى نماینده محترم در خصوص سن معلمین کاملاً صحیح است البته هر چه معلم بر سنین عمرش افزوده شود هم از لحاظ اخلاق و هم از لحاظ تجربه و اطلاعات بهتر خواهد بود ولى چون دانشگاه یک مؤسسه جوانى است بهتر این است که محصلین ایرانى هم که تحصیلات خودشان را در خارجه تکمیل کردهاند و به ایران مراجعت میکنند در آنجا به سمت معلمی انتخاب شوند بنابراین اگر ما بخواهیم این راه را ببندیم و بگوییم حتماً باید معلم دانشگاه سن زیاد داشته باشد ممکن است در ظرف چند سال از حیث تهیه معلم در زحمت باشیم و معلم پیدا نکنیم و الآن هم مدارسمان معلمینش که دکتر هستند سنشان همین اندازهها است و به علاوه این رعایت هم شده است که سن کمتر از سى سال نباشد بیشتر باشد ولى از این میزان کمتر نباشد و البته بعد از این هم که دانشگاه پیشرفت و توسعه پیدا کرد البته معلمین تکمیل خواهد شد و این منظور هم تأمین میشود هم از حیث تجربه و هم از سایر قسمتها و راجع‌ به معادله دکترا که فرمودند اگرژه باشد دکترى یک درجه و اصطلاحى است که تقریباً بینالمللی است در تمام اونیورسیتههاى دنیا این درجه را میدانند ولى (آگرگاسیون) این طور نیست در بعضى از ممالک دیگر این اصطلاح رعایت نشده است بنابرین اگر چنانچه ما بخواهیم به جاى معادل اگرژه بگذاریم ممکن است یک اشخاصی که تحصیل میکنند در ممالکى که اگرگاسیون ندارد و به ایران میآیند نتوانیم از آنها استفاده کنیم مع‌هذا رعایت خواهد شد که معلم و پروفسور کسانى باشند که داراى تحصیلات عالیه و عمیقه باشند و به این جهت نظر آقاى دکتر ملکزاده تأمین خواهد شد (کافى است).

رئیس ـ آقایانى که با ماده دهم موافقت دارند قیام فرمایند (اغلب قیام نمودند) تصویب شد. آقاى وزیر عدلیه فرمایشى دارید؟

4ـ معرفى آقاى دکتر متین دفترى به سمت معاونت وزارت عدلیه‏

وزیر عدلیه ـ بنده آقاى دکتر دفترى را به معاونت وزارت عدلیه معرفى میکنم‏.

5ـ بقیه شور و تصویب لایحه تأسیس دانشگاه‏

رئیس ـ ماده یازدهم قرائت میشود:

ماده 11 ـ از آغاز سال تحصیلى 1313 و بعد دانشیاران و استادانى که طرف احتیاج دانشگاه هستند در صورت تعدد داوطلبان با مسابقه مطابق نظامنامه مخصوصى تعیین خواهند شد.

رئیس ـ اشکالى نیست موافقین با ماده یازدهم قیام فرمایند (اکثراً برخاستند) تصویب شد. ماده دوازدهم قرائت میشود.

ماده 12 ـ در طول مدت خدمت به استادان و دانشیاران ممکن است ده مرتبه اضافه حقوق داده شود و اعطاى اضافات از مرتبه اولى الى سوم هر دو سال و در مراتب بعد هر سه سال یک مرتبه بر طبق نظامنامه مخصوصى با شرایط ذیل خواهد بود:

+++

1- ابراز لیاقت و استحقاق‏

-2 پیشنهاد رؤسای دانشکدهها

-3 تصویب شوراى دانشگاه‏

رئیس ـ اشکالى ندارد موافقین با ماده دوازدهم قیام فرمایند (اغلب برخاستند) تصویب شد. ماده سیزدهم قرائت میشود.

ماده 13 ـ میزان حقوق درجه اول دانشیار همه ساله بر طبق قانون بودجه معین خواهد شد اضافه حقوقى که در درجات اول تا هشتم دریافت خواهد نمود مساوى خواهد بود با هشت یک حقوق ماقبل و در درجه نهم و دهم با خمس حقوق ما قبل- در واقع ترفیع به رتبه استادى و یا ریاست دانشکده و یا ریاست دانشگاه عشر حقوق مقام مادام اضافه خواهد شد و پس از آن نیز اضافه حقوق که در باقى درجات دریافت خواهد کرد تا درجه هشتم مساوى خواهد بود با هشت یک و در درجات نهم و دهم با خمس حقوق ما قبل.‏

تبصره ـ حقوق ماهانه درجه اول دانشیار در سال تحصیلى 14- 1313 به میزان یک هزار ریال است.

رئیس ـ آقاى افسر.

افسر ـ راجع به ترتیب حقوق دانشیار و دبیر گمان میکنم اول آقاى کفیل نظرى اتخاد کرده بودند که با آن نظر ترتیب به هم نمیخورد و یک مناسباتى بین دانشیار و دبیر پیدا میشد ولى حالا که به موجب تبصره رتبه اول را صد تومان معین کردهاند ظاهراً این است که دانشیار یک برابر و نیم است که او شصت و هشت تومان است و این یک برابر و نیم میشود صد تومان و به عقیده بنده این باید در همه جا محفوظ باشد ولى وقتى که رجوع میکنیم به این ترتیب مرتب نیست یعنى همهاش نامرتب است در رتبه پنج و شش مساوى میشود و در رتبه هفت و هشت دوازده تومان دبیر با دانشیار فرق دارد در رتبه هشت دبیر دویست و سى و هشت تومان میشود در صورتى که دانشیار دویست و بیست و سه تومان میشد سابق کمتر بود در رتبه نه دبیر دویست و هشتاد و پنج تومان میشود دانشیار دویست و شصت و هشت تومان در رتبه (10) دبیر میشود سیصد و چهل و دو تومان در صورتى که دانشیار میشود سیصد و بیست تومان و کم میشود و با این ترتیب گمان میکنم که دانشیار پیدا نکنیم و همه دبیر میشوند در صورتى که احتراماتى که براى دانشیار قائل شدید و معاون استادش قرار دادهاید خواستهاید بگویید از دبیر مهمتر است لهذا این تناسب به نظر بنده خیلى نامرتب است و بهتر این است که توجهى بفرمایند که این ترتیب متناسب بشود و آنچه کهامروز به نظر بنده میرسد به عقیده بنده به مطلب نزدیکتر میشود این است که اگر آن هشت یک که بالا رفته است راجع‌ به دانشیار یک هفتم بالا برود آن وقت این عیب برطرف میشود و از آن رتبههایى که پس افتاده بود پیش میافتد و قدرى بهتر میشود والا این ترتیب به نظر بنده نامرتب است همان طورى که در قانون استخدام کشورى یک رتبههایى را قائل شدهایم و معین کردهایم بعد از آن که آنها را تجربه کردهایم حالا یک قانونى بگذاریم که نامرتب باشد و یک کسى که باید احترامش و حقوقش زیادتر باشد براى این که زحمتش بیشتر است آن وقت امتیاز فضلش وارونه بشود یعنى برعکسامتیازش بشود مثل ضرب کسور در یکدیگر که کمتر میشود مقتضى نیست.‏

کفیل وزارت معارف ـ مطالبى را که آقاى نماینده محترم توضیحاتى فرمودند در کمیسیون هم مذاکره فرمودند و بنده هم توضیحاتى خدمتشان عرض کردم و تصور میکرد که قانع شده باشند در اینجا همان طور که گفته شد نظر این بوده است که یک درجاتى مابین طبقات ثلاثه معلمین یعنى ابتدایى و متوسطه و عالیه قائل شوند به این جهت در قانون تربیت معلم که سابق به تصویب رسید حقوق معلمین مدارس متوسطه را دو برابر معلمین ابتدایى قرار دادند و در اینجا سه برابر قرار دادند ولى اشکالى را که آقاى افسر میکنند رفع میشود به دلیل آن که آنجا که نوشته حقوق دانشیار همه ساله بر طبق قانون بودجه معین میشود و اینجا در سال 1313 اساسش معین شده است

+++

که صد تومان است و البته اشکالى پیدا نخواهد شد زیرا که این تناسب در هذهالسنه ملحوظ خواهد بود در درجه معلم عالى و متوسطه تناسب دارد ولى از براى سنوات آتیه یعنى وقتى که به رتبه شش یا هفت رسید اگر اشکالى هم باشد در موقعى که لایحه بودجه به به مجلس مىآید آن عیب رفع خواهد شد و نظر حضرت والا تأمین خواهد شد.

رئیس ـ آقاى افسر.

افسر ـ چون موضوع تناسب است اشل را هر طور معین کنند این تناسب درست نمیشود ولى وقتى که میفرمایند در قانون بودجه این عیب مرتفع میشود و حالا نمیتوانند اصلاح کنند بنده عرضى ندارم و البته نظر مبارکشان که باید این عیب کاملاً رفع شود که این تناسب صحیح بشود.

رئیس ـ موافقین با ماده سیزده قیام فرمایند (اکثراً قیام نمودند) تصویب شد ماده 14 قرائت میشود.

ماده 14 ـ ریاست هر رشته از دروس بر عهده استاد همان رشته است براى ترفیع به رتبه استادى علاوه بر پیدا شدن مجل تدریس باید لااقل پنج سال دانشیار بوده در رشته خود قابلیتى ابراز کرده باشد که مورد قدرشناسى و تصویب شوراى دانشگاه واقع شود.

رؤسای دانشکدهها و دانشسراهاى عالى پس از کسب نظر شوراى دانشکده مربوط از بین استادان و رئیس دانشگاه از بین رؤسای دانشکدهها انتخاب میشوند انتخاب معاون دانشگاه و معاونین دانشکدهها از بین استادان به عمل خواهد آمد.

رئیس ـ اشکالى ندارد موافقین با ماده چهاردهم قیام فرمایند (اکثراً قیام نمودند) تصویب شد. ماده پانزدهم قرائت میشود.

ماده 15 ـ مادامی که معلم داراى شرایط مذکور در ماده (10) به عده کافى براى استخدام یافت نشود ممکن است از اشخاصى که در رشته از علوم و یا ادبیات به مقامی شامخ رسیده و شوراى دانشگاه لیاقت آنها را تصدیق کرده به طور کنترات استخدام شود و نیز ممکن است از متخصصینى که در خدمت ادارات دولتى هستند در برابر حقالزحمه استفاده شود.

رئیس ـ آقاى اورنگ.‏

اورنگ ـ بنده قصدم توضیحى است و آن این است که در ماده 14 شرط میکند (ریاست هر رشته از دروس بر عهده استاد همان رشته است براى ترفیع به رتبه استادى علاوه بر پیدا شدن محل تدریس باید لااقل پنج سال دانشیار بوده باشد) هر کسى که میخواهد به رتبه استادى برسد اقلاً باید پنج سال معاون استاد بوده باشد ولى در ماده (15) ذکر میکند تا وقتى که معلم داراى شرایط مذکور در ماده ده به عده کافى براى استخدام یافت نشود ممکن است از اشخاصی که در رشته از علوم و یا ادبیات به مقامی شامخ رسیده و شوراى دانشگاه لیاقت آنها را تصدیق کرده به طور کنترات استخدام شود. حالا با آن شرطى که در ماده 14 است فرض کنیم که براى مدرسه یک استادى الآن موجود نیست و یا مطابق این ماده (15) یکى از اعضاء ادارات دولتى را یافتند که مقام شامخى در علم دارد یا خارج از ادارات دولتى یک آدمیرا یافتیم که مقام شامخى را در علم دارد شما هم میتوانید او را استخدام کنید خوب این که پنج سال که دانشیار نبوده طى پنج سال زمان را در رشته دانشیارى این علىالعجاله نبوده است چه طور میتوانید او را به رتبه استادى ببرید رتبه علمیاو را تشخیص میدهید که استادى است و میخواهید استخدام کنید براى استادى در ماده 14 دست و بال شما را آن کلمه بسته است که میفرمایید باید پنج سال دانشیار باشد تا بتواند بعد به رتبه استادى برسد در صورتی که الآن شما ندارید معلم یعنى استاد و تشخیص دادهاید به این که این مرد استاد است این مسئله چون تب این دارد میل دارم که توضیح داده شود یا یک پیشنهادى بکنیم که رفع این ابهام بشود که دست و بالتان در استخدام اشخاص باز باشد.

+++

کفیل وزارت معارف ـ این ماده پانزده با ماده چهارده تباینى ندارد به علت این که در ماده 14 صحبت از کسانی است که معلم استخدامیرسمی دانشگاه هستند و به اصطلاح داخل استخدام رسمی اونیورسیته میشوند و مطابق مقررات آن قانون استخدام ترفیع پیدا میکند و اضافه حقوق میگیرند ولى ماده 15 مربوط است به کسانى که داخل کار دانشگاه نیستند و یک اشخاص خارجى هستند و براى مدت محدودى کنترات میشوند و هر وقت هم که احتیاج به وجودشان نبود تبدیل میشوند به یک کسانى که مستخدمین رسمی دانشگاه هستند و این بسته است به لیاقت آن شخص اگر چنانچه معلوماتش به قدرى باشد که در حدود استاد حقوق بگیرد حقوق استادى بهش داده میشود اگر کمتر باشد حقوق رتبه دانشیاری داده میشود و بنابراین ما هیچ محتاج نیستیم مجبور نیستیم که نسبت به کنتراتىها و متخصصین ادارات همان معامله را بکنیم که نسبت به مستخدمین رسمی دانشگاه میکنیم مستخدمین رسمی کسانى هستند که عمرشان و تمام اوقاتشان را وقف دانشگاه خواهند کرد بنابراین مطابق مقررات هم باید ترفیع بگیرند و اضافه حقوق بگیرند ولى کسانی که کنترات هستند دانشگاه ملزم نیست که همان مقررات را درباره آنها اجرا کند آنها مستخدمین کنتراتى هستند بنابراین با این توضیحى داده شد تصور میکنم رفع اشکال آقاى نماینده محترم بشود و با ماده موافقت فرمایند و این نکته را هم اضافه کنم که متأسفانه در مملکت ما عادت بر این جارى شده بوده است که در مدارس عالیه به خصوص یک کسانى با داشتن کارهاى دیگرى در مدارس عالیه تدریس میکردند و این نظریه نه به مصلحت محصلین است نه به مصلحت مدارس عالیه و نه به مصلحت خودشان به مصلحت مدارس عالیه نیست به جهت این که کار تدریس را درجه دوم قرار میدهند به مصلحت محصلین نیست به جهت این که آنها آن طورى که باید استفاده کنند نمیکنند به مصلحت خودشان هم نیست براى این که وقتى که معلم فقط کارش معلمی باشد در رشته خودش تحقیق میکند مطالعه میکند تجربه پیدا میکند و بالاخره این اشخاص بزرگى که در ممالک دنیا در هر رشتهای داراى مقام بزرگى شدهاند براى این است که در یک رشته کار میکنند حالا متأسفانه در مملکت ما به واسطه این که عده دانشمندانش کم است یعنى به قدر کافى معلم نداریم ناچار بودهایم و بعد از این هم تا چندى ناچاریم و از این آقایان هم تشکر میکنم که به ما کمک کردهاند و به تحصیلات عالیه ما کمک کردهاند ولى بعد از این نظر این قانون روى این اصل است که معلم اونیوربسیته منحصراً معلم باشد و تا آخر عمرش هم در آن کار مشغول باشد و در همان رشته عملى خودش کار بکند و بالاخره موفق شود که یک آثار علمی از خودش باقى بگذارد و روى این نظر ماده 14 تنظیم شده است و روى قسمت موقتى هم ماده پانزده‏.

رئیس ـ آقاى اورنگ.‏

اورنگ ـ بنده تردید ندارم که در بیان بنده شاید قصورى بوده است و نتوانستم آنچه را که از این دو ماده استنباط کردهام به عرض آقایان برسانم عرض میکنم ما مانع این نیستیم که همه معلمین بایستى در دانشگاه عالى درس بخوانند و از آنجا بیرون بیایند و همه معلمین هم بایستى تمام اوقاتشان صرف تعلیم و تدریش شود این را هم موافقم فعلاً هم شما خودتان را در مضیقه میبینید که این مقدار معلمی که میل دارید و حاجت دارید و در مملکت موجود نیست این را هم این طور شما تشخیص دادید ما هم حرفى نداریم و این تشخیص خودتان را هم آمدید به شکل ماده 15 در قانون گذاردید با هیچ یک از این مراتب بنده مخالف نیستم د و ماه است در اینجا یکى ماده چهارده است و یکى ماده پانزده ماده چهارده در تویش لفظ دایم نیست ماده 15 در تویش لفظ موقت نیست ماده چهارده شما را منع میکند اگر امروز تشخیص دادید فلان آدم که معلم شما نیست در جاى خارج از مدرسه و دانشگاه زندگى میکند

+++

این شخص استاد است و فوق استاد هم معلومات دارد شما هم بنا به احتیاجى که دارید میخواهید از او استفاده کنید ماده چهارده مچ دست آقا را میگیرد و میگوید پنج سال دانشیار نبوده است بنده مقصودم این است آقا در این ماده 15 بیاناتى را که در خارج فرمودند داخل این ماده نیست. ماده 14 مخصوص است به معلمین خودتان یعنى آن معلمینى که از مدارس خودتان بیرون آمدهاند و ماده 15 مخصوص است به اشخاصى که به طور موقت استخدام میشوند اینها در ماده نیست پس در عمل این ماده مزاحم آقا است والا بنده با چیزهاى دیگرش مخالف نیستم.‏

کفیل وزارت معارف ـ لفظ موقت و دایم البته نیست در ماده ولى لفظ دانشیار و استاد در ماده چهارده که هست وافى به مقصود هست زیرا معلمینى که کنترات میشوند و در برابر کارشان به آنها حقالزحمه داده میشود آنها دانشیار و استاد رسمی اونیورسیته نخواهند بود آنها کسانى هستند که در ماده 15 هم تعبیر به معلمی شده است و آنها را موقت کنترات میکنند و این که گفته میشود دانشیار و استاد براى کسانى است که منحصراً فنشان معلمی در اونیورسیته باشد.

رئیس ـ آقایانی که با ماده پانزدهم موافقت دارند قیام فرمایند.

(اغلب قیام نمودند).

رئیس ـ تصویب شد.

ماده 16 ـ اشخاصى که در سال 1312- 1313 در مدارس عالیه مشغول خدمت بودهاند چنانچه داراى شرایط مندرجه در ماده ده این قانون باشند معلم رسمی دانشگاه خواهند بود درجه و حقوق آنها را وزارت معارف به موجب نظامنامه مخصوص و بر طبق آخرین حقوق تدریس در سال تحصیلى 12- 1313 با رعایت ماده 13 این قانون تعیین خواهد نمود اشخاصى که مشمول قانون استخدام کشورى باشند نیز میتوانند از مقررات این قانون بهرهمند گردند.

تبصره 1 ـ اشخاصى که در سال تحصیلى 12- 1313 در مدارس عالیه مشغول تدریس بوده لیکن تصدیق دکترى در دست ندارند معلم رسمیدانشگاه خواهد بود ولى باید قبل از انقضاء خرداد 1314 در رشته خود رساله تازه تألیف نمایند که مورد قبول شوراى دانشگاه واقع شود و به اخذ تصدیق استادى در همان رشته نائل شوند و این تصدیق به منزله درجه دکترى در آن رشته خواهد بود.

تبصره 2 ـ دبیران که به موجب ماده 12 قانون تربیت معلم مصوب 19 اسفند 1312 و همچنین دانشیاران که به موجب این قانون آخرین حقوقشان مدرک تعیین رتبه آنها میشود هرگاه از درجه تجاوز نموده و به درجه بالاتر نرسیده باشند درجه بالاتر را دارا خواهند شد و همچنین معلمینى که در موقع اجراء این قانون و قانون تربیت معلم حقوق درجه اول را نگرفتهاند داراى درجه اول بوده وزارت معارف میتواند در موقع مقتضى با داشتن اعتبار کسر حقوق این گونه اشخاص را ترمیم نماید.

تبصره 3 ـ تشخیص رتبه و حقوق استخدامی (اعم از رسمی و کنتراتى و غیره) و استحقاق دریافت اضافه حقوق و ترفیع رتبه بر طبق این قانون و سایر قوانین موضوعه نسبت به کلیه اعضاء وزارتخانهها و ادارات مستقله با وزارتخانه یا اداره مستقل مربوطه و تصدیق اداره تقاعد کشورى خواهد بود و چنانچه مستخدمین شکایتى داشته باشند که راجع‌ به تشخیص رتبه یا اضافه حقوق یا ترفیع آنها باشد مرجع به کلیه شکایات استخدامیدیوان عالى تمیز خواهد بود.

رئیس ـ آقاى افسر.

افسر ـ بنده موافقم اگر مخالفى است جواب عرض کنم.‏

رئیس ـ آقاى اورنگ.‏

اورنگ ـ بنده باز توضیحى راجع‌ به این ماده میخواهم نوشته است: اشخاصى که در سال تحصیلى 1312-1313 در مدارس عالیه مشغول خدمت بودهاند چنانچه داراى شرایط مندرجه در ماده ده این قانون باشند معلم رسمی دانشگاه خواهند بود ماده ده این است: معلمین دانشگاه به طبقات سه گانه ذیل

+++

تقسیم میشوند.

اول و دوم استاد و دانشیار (معاون استاد) که باید علاوه بر داشتن شرایط مقرره در فقرات 1 و 3 و 4 ماده دوم قانون استخدام کشورى استاد کمتر از سى سال و دانشیار کمتر از بیست و پنج سال نداشته باشد قصد از شرایطى که در این ماده 16 ذکر شده همین شرایط است یا چیز دیگرى علاوه بر این در نظر دارید یعنى یک کسى که در سال 1312، 1313 در مدارس مشغول خدمت بوده سن او اگر سى سال شد استاد و اگر 25 سال شد دانشیار خواهد بود. همین طور است؟

کفیل وزارت معارف ـ در ماده 10 دو شرط است یکى راجع‌ به همان سن است که توجه فرمودند و یکى هم راجع‌ به این است که در رشته که تدریس مینمایند شوراى عالى دانشگاه درجه علمی آنها را لااقل دکتر تشخیص بدهد. پس اصل مقصود یکى است.

رئیس ـ پیشنهادى آقاى دکتر ملکزاده کردهاند قرائت میشود.

پیشنهاد میکنم تبصره 1 از ماده 6 حذف شود.

دکتر ملکزاده ـ بنده معتقدم که وزارت معارف و مجلس و بالاخره مملکت باید امتیاز فضلى وامتیاز علمی را مخصوصاً نسبت به معلمین خیلى محترم بشمارد البته ممکن است یک اشخاص خیلى باهوش و با جربزه زیاد هم تحصیل نکرده باشند ولى از عهده کارهاى مهم ادارى برآیند ولى دو رشته است در زندگانى که به عقیده بنده بدون داشتن تحصیل و معلومات کافى نمیتوانند از عهده بربیایند یک از آنها معلمیاست که تا اطلاعات کامل و کافى نداشته باشند نمیتوانند داراى شغل معلمیباشند شاید در مدارس ما هم این طور اشخاص باشند که درجه معلوماتشان از محصلین هم یک اندازه کمتر است و مخصوصاً به طور بینالهلالین از آقاى کفیل وزارت معارف تقاضا میکنم که بعد از گذشتن این قانون موقعیت علمی و معلومات معلمین را تحت یک دقت مخصوص قرار بدهند و یک رسیدگى کامل به معلومات معلمین مدارس عالیه بشود و اگر از براى معلومات قدیمه یک اندازه اشکالاتى هست براى معلومات جدیده هیچ اشکالى در دست نیست چون یک میزان و مقیاس مسلمی در دست هست که به خوبى میشود معلوم کرد و تشخیص داد در این تبصره اول مینویسد معلمینى که سمت معلمیدارند ولى به رتبه دکترى نائل نشدهاند اینها هستند یک عده شاید باشند شاید هم نباشند و سمت معلمیدارند در مدارس ما اینها در صورتی که تا آخر 1312 موفق شوند که یک رساله درآن رشته که تدریس میکنند بنویسند همین طورى که در همه جاى دنیا معمول است اینها به سمت معلمی دایمی شناخته میشوند و این رساله در حکم دکتراى آنها محسوب میشود (تز) در همه جاى دنیا هم معمول است ولى پس از این که یک محصلى تمام امتحانات کتبى و شفاهى را در حضور هیئت ممتحنه و قضات آن وقت داد وقتى که تمام این مراحل را طى کرد و به درجه دکترى رسید آن وقت یک رساله هم در کیفیات این فن مینویسد و رسالههایى که نوشته میشود نمیتواند حاکى از مراتب عامی حقیقى آن نویسنده باشد الآن هم معمول است اشخاصى که در خود فرنگستان تحصیلات عالیه کردهاند میروند از دیگران کمک میخواهند و اشخاص متخصص و مطلع در نوشتن آن رساله کمک میکنند اینجا هم ممکن است یک اشخاص بیسوادى بروند و همین کار را بکنند و با کمک دیگران رساله بنویسند و همین رساله در حقیقت تصدیق دکترى آنها باشد این است که بنده خواستم این قسمت حذف شود در این باب قانون ساکت باشد و یک اشخاصى که معلومات کافى براى این کار ندارند استفادههاى دیگرى از وجودشان بشود این محظور هم پیش نیاید.

رئیس ـ آقاى افسر.

افسر ـ تصور میکنم که مقاصد همه یکى باشد منتها یک سوءتفاهمیبراى آقاى دکتر پیدا شده این قسمتى که در قانون نوشته است براى آن اشخاص بیسوادى که

+++

میفرمایند نسبت اگر مقصودشان راجع‌ به علوم جدید اروپایى است البته در این حال نمیشود یک اشخاصى را پیدا کرد که مثل آنهادى که مدارس عالیه اروپا علومات جدیده را تحصیل کردهاند باشند و اگر هم باشند خیلى ناراست و مسئله تزهم یک چیز خیلى مهمی نیست که ما خیلى ترس و واهمه داشته باشیم و این تزهایى را که در خارجه مینویسند آنچه که دیده شده مطلب مهمینیست و به قدرى آسان است که هر شاگردى میتواند از عهده برآید اما اگر اشخاصى پیدا شدند اینها یک معلومات قدیمه و عالیه دارند در فلسفه ادبیات در این قبیل چیزها اینها یک معلومات عالیه دارند که این را نمیشود در فرنگستان تحصیل کرد مثلاً به طور مثال عرض کنم آقاى بدیعالزمان کتابى در ادبیات به نام سخن و سخنوران نوشتهاند که در مدارس انگلستان سه سال است تدریس میکنند حالا جلد دومش را هم خواستهاند که باز ببرند تدریس کنند حالا اگر شاگردى در مدرسه السنه شرقیه انگلستان تحصیل کند از این کتاب استفاده میکند و یک چیزى هم بنویسد و بیاید دکتر شود؟ آن وقت مصنف این کتاب این رتبه را نداشته باشد این خیلى مضحک به نظر مىآید ما در این رشتهها داریم اشخاصى که یک کتابهایى هم نوشتهاند بنابراین این اشخاص که چهار تا پنج تاده تا بیست تاامروز بیش نیستند اینها از بین میروند همین مدارس قدیمه که حضرتعالى ملاحظه میفرمایید اشخاص بزرگى از اینجاها بیرون آمدهاند ولى در معلومات جدیده که امروز در اروپا هست عرض کردم چون اسباب و وسایلش در اینجا نیست ممکن است اشخاص خیلى عالى مقامترى باشند اما این که فرمودند کتابى را میگیرد از رویش استفاده میکند و به اشخاص متخصص مراجعه میکند این دیگر تقصیر قانون نیست و البته در این خصوص خود آن اداره فکرهایى کردهاند لااقل یک سؤال شفاهى از او خواهند کرد و یقین است یک مؤسسه به این مهمی آن قدر میتواند تشخیص بدهد که اگر یک کسى از روى فلان کتاب چیزى نوشته باشد ملتفت شود در این صورت هیچ وقت به یک همچون آدمیتصدیق نخواهند داد بنابراین مقصود شما هم تأمین میشود و بنده قطعاً میدانم که تا ده سال دیگر هم اشخاصى که در رشته معلومات خودمان در اروپا تحصیل میکنند به همین اشخاصى که در گوشه مدرسه عبداللهخان در آن رشته کار میکنند نخواهند رسید ولى معلوماتى که منحصر به خودمان است مال خودمان است آن معلوماتى که پایهاش در اینجا بوده است یکى از دکترهایى که تازه آمده است مخصوصاً خیال کرده است متخصص است و تزى هم دارد وقتى که نطق کرد تمام شاگردان مدارس متوسطه بهش خندیدند حالا اگر اسمش را ببرم اسباب ریا میشود و خارج بهتان عرض میکنم که همان معلوماتى را که خودش مدعى بود نداشت.

دکتر ملکزاده ـ بنده عرضى دارم.‏

رئیس ـ نمیشود در پیشنهاد دو مرتبه صحبت کرد.

دکتر ملکزاده ـ بسیار خوب یک پیشنهاد دیگر تقدیم میکنم.‏

رئیس ـ در این پیشنهاد میفرمایید حالا تبصره دو حذف شود؟

ملکزاده ـ خیر تبصره یک چون موضوع قابل اهمیت است و آقاى دکتر ادهم همین نظر را دارند.

رئیس ـ تکرار میفرمایید پیشنهادتان را؟ (بلى) آقاى دکتر ادهم که عضو کمیسیون نیستند و نمیتوانند در این پیشنهاد صحبت کنند بنابراین در پیشنهاد هم که نمیتوانید دو مرتبه حرف بزنید و تکرار پیشنهاد هم موجب تکرار مذاکره میشود. رأى میگیریم به پیشنهاد آقاى دکتر...

دکتر ملکزاده ـ مسترد میدارم.‏

رئیس ـ آقایانی که با ماده شانزدهم موافقت دارند قیام فرمایند (اغلب برخاستند).

رئیس ـ تصویب شد.

ماده هفدهم ـ ترتیب محاکمه ادارى اعضاء دانشگاه به موجب نظامنامه خاصى است که از طرف شوراى دانشگاه تنظیم و به تصویب هیئت وزرا رسیده باشد.

+++

رئیس ـ موافقین با ماده هفدهم قیام فرمایند. (اغلب قیام نمودند)

رئیس ـ تصویب شد.

ماده هیجده ـ مواد ذیل از قانون استخدام کشورى در مورد رؤسا و معاونین دانشگاه و استادان و دانشیاران مجرى خواهد بود مواد 6- 7- 8- 9- 11- 14- 19- 28- 69.

رئیس ـ موافقین با ماده هیجدهم قیام فرمایند. (اغلب قیام نمودند).

رئیس ـ تصویب شد ماده نوزدهم.‏

ماده 19 ـ رؤسا و معاونین دانشگاه و استادان و دانشیاران میتوانند با بیست و پنج سال خدمت و یا با شصت سال عمر و لااقل بیست سال خدمت تقاضاى تقاعد نمایند دولت نیز میتواند با دارا بودن شصت سال عمر و لااقل بیست سال خدمت آنان را متقاعد سازد مابقى شرایط تقاعد آنها بر طبق فصل چهارم قانون استخدام کشورى با رعایت اصلاحاتى که در آن به عمل آمده خواهد بود به استثناى جزء (د) از ماده واحده اصلاحیه ماده 43 قانون مذکور.

رئیس ـ آقاى شریعتزاده‏.

شریعتزاده ـ بنده راجع‌ به اصول تقاعد معلمین نظریاتى دارم غالباً معلمین خوب در هر مملکتى که احتیاج به وجود آنها است طبعاً باید از بودجه عمومیبیشتر به آنها داد و از طرفى هم فکر و کار آنها چون مقتضى طرز قناعت در زندگانى آنها است بنابراین ممکن است در نتیجه یک مدتى اشتغال به معامیاز لحاظ توجه به فلسفه و علوم جنبه انزوا را به خودشان بگیرند و حال آن که از لحاظ احتیاجى که به وجود آنها است نمیتوان تقاضاى تقاعد آنها را مسموع دانست به این ملاحظه بنده معتقدم که قبول تقاضاى تقاعد آنها الزامی نباشد یعنى تا هر وقت دولت عدم قبول تقاضاى آنها را تشخیص داد و وجودشان را لازم دانست الزام نداشته باشد که آنها را متقاعد نماید ولى البته از نطر مزاج و سایر حیثیات باید رعاید شود این نظر بنده است.

کفیل وزارت معارف ـ نظر آقاى شریعتزاده بسیار نظر مهم و متینى است و دلیلش هم همراهش است زیرا هر قدر بر سنین عمرشان افزوده شود بر تجربیات آنها هم اضافه خواهد شد و به این جهت سنین تقاعد را در این قانون بیشتر قرار دادیم اینجا دولت را مخیر گذرادیم که لازم نیست حتماً یک کسى را متقاعد کند و همچنین در تقاضاى تقاعد معامین را هم مخیر گذاردیم ممکن است تقاضا کنند ممکن است نکنند و این حق را نمیشود از یک معامی سلب کرد زیرا بسا هست که به واسطه فرسودگى و علت مزاج واقعاً نمیتوانند ادامه بدهند و این مسئله هم محرز است که شغل معامی یک شغل بسیار خسته کنندهای است که از سایر مشاغل براى مزاج بیشتر خستهکننده است و با این نظریههایى که اعمال شده است نظر آقاى شریعتزاده هم تأمین شده است‏.

رئیس ـ آقایانى که با ماده نوزدهم موافقت دارند قیام فرمایند. (اغلب قیام نمودند).

رئیس ـ تصویب شد.

ماده 20 ـ دانشگاه به اشخاصى که در رشته از علوم یا ادبیات به مقامی شامخ رسیده و یا خدمات بزرگى به عالم انسانیت کرده باشند شوراى عالى دانشگاه پس از مداقه کامل احراز لیاقت آنها را تصدیق نماید با تصدیق وزارت معارف درجه دکترى افتخارى اعطاء خواهد نمود.

رئیس ـ آقایانى که با ماده بیستم موافقت دارند قیام فرمایند. (اغلب قیام نمودند).

رئیس ـ تصویب شد.

ماده 21 ـ وزارت معارف نظامنامه که بر طبق ماده 16 براى اجراى این قانون ضرورت دارد بعد از تصویب کمیسیون معارف مجلس شوراى ملى به موقع اجرا خواهد گذارد.

+++

رئیس ـ موافقین با ماده بیست و یکم قیام فرمایند. (اغلب برخاستند).

رئیس ـ تصویب شد. مذاکره در کلیات است. آقاى دکتر ملکزاده.‏

دکتر ملکزاده ـ بنده چون موقع گذشته است خواستم یک سوءتفاهمیبود که توضیح بدهم خیلى متأسفم که بیان بنده قاصر بود و نتوانستم آن نیتى را که داشتم به عرض برسانم یا این که آقایان توجه نفرمودند بنده عرض کردم راجع‌ به علوم قدیمه چون میزانی در دست نیست این است که البته این هیئت رسیدگى میکنند و بالاخره تشخیص میدهند که فلان آدم داراى فلان مرتبه علمیاست یا نه و آقاى افسر گویا توجه به عرایض بنده نفرمودند مخصوصاً این را بنده قید کردم که چون در علوم قدیمه یک میزان و مقیاسى مثل علوم جدیده که دیپلم دکترا و غیر اینها باشد در دست نیست ولى البته اشخاصى هستند که داراى معلومات خیلى زیادى هستند البته آن را تشخیص میدهند اینجا مقصود بنده علوم جدیده بود که یک مقیاسهایى هست براى اینها که به عقیده بنده کسانى که علوم جدیده را در مدارس تدریس میکنند داراى یک علمیباشند به طورى که اینجا ذکر شده به مقام دکترى نائل شده باشند و آنهایى که داراى این مقام نیستند و بر طبق آن تبصره که قید شده است میتوانند یک تزى بنویسند به این قناعت نشود براى این که ممکن است به یک وسایل خارجى یک اشخاصى که داراى معلومات زیادى نیستند یک رساله تهیه کنند و از آن رساله استفاده کنند مقصود بنده این بود خواستم توضیح داده باشم.‏

رئیس ـ در کلیات دیگر مخالفى نیست؟ (خیر) چون در لایحه قسمت مالى دارد لایحه بودجه تلقى میکنیم و راى با ورقه میگیریم.‏

(اخذ و شماره آرا به عمل آمده 88 ورقه سفید تعداد شد).

رئیس ـ عده حضار در موقع اعلام رأى 94 به اکثریت 88 رأى تصویب شد.

اسامی رأی دهندگان - آقایان : پارسا - اسکندری - حاج میرزا حسین خان فاطمی - همراز - خواجوی - نمازی - رهبری - میرزا موسی خان مرآت - میرزا یانس - میرزا علی خان وکیلی - طباطبایی دیبا - پناهی - کازرونیان - بیات ماکو - میرزا محمد خان وکیل - مؤید قوامی - محسن آقا مهدوی - ملک­زاده آملی - محسن خان قراگزلو - جمشیدی - مولوی - مجد ضیائی - فرشی - شیرازی - دکتر ضیاء - امیر تیمور - بنکدار - دکتر احتشام - شریفی - هدایت - دادور - سهراب خان ساگینیان - دکتر ملک­زاده - دکتر سمیعی - دکتر قزل ایاغ - شاهرودی - تربیت - دشتی - مخبر فرهمند - حاج تقی آقا وهاب­زاده - کمالی - حسنعلی میرزا دولتشاهی - دکتر لقمان - نواب یزدی - دبستانی - افسر - مؤید احمدی - کاشف - منصف - حاج محمدرضا بهبهانی - دربانی - معتصم سنک - علوی سبزواری - بهبهانی - دهستانی - محیط - مرآت اسفندیاری - اعتبار - حیدری - اقبال - نیک­پور - دکتر شیخ - ناصری - شریعت­زاده - دکتر ادهم - بختیار - میرزایی - دبیر سهرابی - طالش خان - مژدهی - صفاری - سلطانی شیخ­الاسلامی - کفائی - دکتر سنگ - فتوحی - ثقة­الاسلامی - مقدم - پورسرتیپ - امامی - اسدی - لیقوانی - ایزدی - ملک مدنی - رهنما - دکتر بهرامی - لاریجانی - امیر ابراهیمی - طهرانی .

ورقه سفید - 1

رئیس ـ آقاى کفیل وزارت معارف.‏

کفیل وزارت معارف ـ بنده در این موقع تنگنا نمیخواهم وقت آقایان را تلف کنم ولى به حکم وظیفه اخلاقى خواستم از طرف وزارت معارف توجهى که با مرتحصیلات عالیه مملکت شده است مخصوصاً مجلس شوراى ملى که همه نوع مساعدت کرده و قانون دانشگاه را تصویب فرموده تشکر کنیم مجلس شوراى ملى نه فقط با تصویب قانون دانشگاه قدم اساسى براى پیشرفت معارف برداشتهاند به علاوه در بودجه هم که رأى دادهاند مسبوق هستند که اعتبارات لازمه را از براى این مؤسسه مفید به تصویب رساندهاند و خیلى خوشوقت هستم که به اطلاع آقایان برسانم که زمینى که قرار است دانشگاه در آنجا ساخته شود خریدارى شده است و فعلاً در تحت نظر مهندسین و متخصصین و معمارها است که از روى نقشه صحیحى در آنجا ساختمان بشود این مساعدت و موافقتى که مجلس

+++

با دولت کردهاند و همچنین موفقیتى که دولت حاصل کرده است از براى این اقدامات همه در نتیجه توجهات ذات اقدس ملوکانه از براى تربیت و تعلیم ملت ایران است (صحیح است) که توجه دارند ملت ایران مثل اولادشان هستند و میل دارند همان طورى که فرزندان خودشان تحصیل میکنند و به درجات عالیه میرسند افراد مملکت هم ترقى بکنند (صحیح است) و مخصوصاً بیشتر چیزى که مور توجه ذات همایونى است این است که تحصیلات عالیه در خود مملکت متمرکز باشد تا تمام افراد بتوانند استفاده کنند (صحیح است) زیرا که تحصیل در مملکت بیگانه آن طورى که باید در دسترس همه نیست و برفرض هم که باشد ملى نیست در هر حالامیدوارم که این سال مبارکى باشد و انشاءالله تعالى این اونیورسیته یک یادگار خیلى خوبى از این عصر مبارک باقى بگذارد.

6ـ موقع و دستور جلسه بعد ـ ختم جلسه‏

رئیس ـ در دستور کار عاجلى نداریم قبل از این که جلسه را ختم کنیم یک تذکر کوچکى میدهم و جلسه را ختم میکنیم این طور فرمودید در جلسه خصوصى که ما میخواهیم به اهالى قم طورى اعانت کنیم که به موقع باشد ما هم براى اجراى نظر آقایان جدولى تنظیم کردیم هر کس هر کمکى خواست بکند در آنجا بنویسد و چون موفق نشدیم که همه بنویسیم آقایانى که در آنجا اسمشان یادداشت شده است هر قدر میل دارند در مقابلش بنویسند که حداکثر براى فردا بفرستیم آقایانى هم که در ورقه اسمشان نوشته نشده است آقا سید محمود میآورد خدمت آقایان که آنها هم مرقوم بفرمایند.

جلسه آینده روز سهشنبه 15 خردادماه سه ساعت قبل از ظهر دستور لوایح موجوده.‏

(مجلس نیمساعت بعدازظهر ختم شد).

رئیس مجلس شوراى ملى ـ دادگر

+++

قانون

‏اجازه تأسیس دانشگاه در تهران‏

ماده اول ـ مجلس شوراى ملى به وزارت معارف اجازه میدهد مؤسسه به نام دانشگاه براى تعلیم درجات عالیه علوم و فنون و ادبیات و فلسفه در تهران تأسیس نماید.

ماده دوم ـ دانشگاه داراى شعب ذیل است که هر یک از آنها موسوم به دانشکده خواهد بود:

-1 علوم معقول و منقول- 2- علوم طبیعى و ریاضى- 3- ادبیات و فلسفه و علوم تربیتى- 4- طب و شعب و فروع آن- 5- حقوق و علوم سیاسى و اقتصادى- 6- فنى‏.

دانشسراهاى عالى و مدارس صنایع مستظرفه ممکن است از مؤسسات دانشگاه محسوب شوند و نیز ممکن است مدارس و مؤسسات دیگرى لدىالاقتضاء به دانشگاه منضم گردد.

ماده سوم ـ رئیس ـ دانشگاه در آغاز افتتاح برحسب پیشنهاد وزیر معارف به موجب فرمان همایونى تعیین و بعدها بر طبق ماده 14 برحسب پیشنهاد شوراى دانشگاه و موافقت وزیر معارف به موجب فرمان همایونى منصوب خواهد شد.

اداره کردن دانشگاه به عهده رئیس ـ است معاون دانشگاه و رؤسا و معاونین و استادان دانشکدهها برحسب پیشنهاد رئیس ـ دانشگاه از طرف وزیر معارف منصوب میشوند سایر مستخدمین بر طبق مقررات این قانون از طرف رئیس ـ دانشگاه تعیین میگردند.

تبصره 1 ـ مدت خدمت رئیس ـ دانشگاه و رؤسای دانشکدهها سه سال است بعد از انقضاء این مدت ممکن است مجدداً انتخاب شوند.

تبصره 2 ـ رئیس دانشگاه مجاز است علما و دانشمندان مملکتى و خارجى را برحسب پیشنهاد شوراى دانشگاه و تصویب وزیر معارف به عضویت افتخارى دانشگاه بپذیرد.

ماده چهارم ـ شوراى دانشگاه از اشخاص ذیل تشکیل میشود.

رئیس ـ دانشگاه که سمت ریاست شورا را خواهد داشت‏.

معاون‏

رؤسای دانشکدهها

لااقل یک نفر استاد از هر یک از دانشکدهها

ماده پنجم ـ وظایف شوراى دانشگاه به قرار ذیل است:

تعیین شرایط ورود محصل به دانشگاه - تدوین دستور تحصیلات دانشکدهها - تعیین شرایط گرفتن درجه و تصدیقنامه و دیپلم - تهیه نظامنامههاى لازم جهت امتحانات و پیشرفت کار دانشکدهها ـ اظهارنظر در مورد اشخاصی که به سمت استاد و دانشیار از طرف شوراى هر دانشکده پیشنهاد شدهاند ـ پیشنهاد هر اقدامیکه موجب ترقى و اصلاح کار دانشگاه باشد - معاونت و کمک فکرى با رئیس ـ دانشگاه‏.

ماده ششم ـ هر یک از دانشکدهها داراى شورایى خواهد بود مرکب از معاون و استادان در تحت ریاست رئیس دانشکده‏.

وظایف و تشکیلات شوراى مزبور به موجب نظامنامه خواهد بود که از تصویب شوراى دانشگاه گذشته باشد.

ماده هفتم ـ دانشگاه داراى شخصیت حقوقى میباشد و نمایندگى آن به عهده رئیس ـ است و از لحاظ ادارى و مالى دانشگاه مستقل و تحت مسئولیت مستقیم وزیر معارف خواهد بود.

ماده هشتم ـ دانشگاه میتواند در مقابل امور علمی و فنى که اشخاص و مؤسسات غیررسمی رجوع مینمایند. بر طبق نظامنامه مخصوص حقالزحمه دریافت دارد- وجوهى که از این راه عاید میشود و همچنین اعانههایى که اشخاص مختلف میدهند و عایدات دیگر به استثناء حقوقى که از محصلین دریافت میشود به حساب جداگانه در تحتنظر رئیس ـ دانشگاه جمعآورى و با تصویب وزیر معارف به مصارفى که در شوراى دانشگاه پیشنهاد میشود خواهد رسید وزارت معارف در حساب آن حق نظارت خواهد داشت‏.

تبصره ـ هدایایى که اشخاص یا مؤسسات به عنوان وقف و امثال آن جهت امر خاص به دانشگاه تقدیم میکنند اداره آنها با دانشگاه است این قبیل عایدات باید مطابق میل هدیهکنندگان صرف شود و تبدیل آن به مصرف دیگر جایز نیست صورت عایدات و مخارج همه ساله به وزارت اوقاف تقدیم خواهد شد دانشگاه در رد و قبول هدایاى مذکور آزاد است‏.

ماده نهم ـ فارغالتحصیلهاى دانشکدهها که برحسب مقرراتى که با موافقت نظر وزارت معارف وضع خواهد شد لااقل به درجه اجازه معلمی (لیسانس) نائل شوند از حقوق و امتیازات قانون تربیت معلم مصوب 19 اسفندماه 1312 استفاده خواهند کرد.

ماده دهم ـ معلمین دانشگاه به طبقات سه گانه ذیل تقسیم میشوند.

+++

اول و دوم ـ استاد و دانشیار (معاون استاد) که باید علاوه بر داشتن شرایط مقرره در فقرات 1 و 3 و 4 ماده دوم قانون استخدام کشورى استاد کمتر از سى سال و دانشیار کمتر از بیست و پنج سال نداشته باشند و در رشته که تدریس مینمایند درجه علمی آنها را شوراى عالى دانشگاه لااقل دکترى یا معادل آن تشخیص بدهد.

سوم ـ دبیر که باید لااقل داراى شرایط معلمین مدارس متوسطه باشد و بر طبق مقررات مربوط به معلمین مذکور استخدام خواهد شد:

سایر مستخدمین از قبیل متصدیان لابراتوارها و کارخانهها و اعضاى کتابخانه و امثال آن و اعضاى دفترى تابع مقررات قوانین عمومیخواهند بود.

تبصره ـ رئیس کتابخانه باید از حیث درجه علمی کمتر از دبیر نباشد ولى چنانچه درجه علمی او بالاتر باشد مانند دانشیار استخدام خواهد شد.

ماده یازدهم ـ از آغاز سال تحصیلى 1313 و بعد دانشیاران و استادانى که طرف احتیاج دانشگاه میشوند در صورت تعدد داوطلبان با مسابقه مطابق نظامنامه مخصوص تعیین خواهند شد.

ماده دوازدهم ـ در طول مدت خدمت با استادان و دانشیاران ممکن است ده مرتبه اضافه حقوق داده شود و اعطاى اضافات از مرتبه اول الى سوم هر دو سال و در مراتب بعد هر سه سال یک مرتبه بر طبق نظامنامه مخصوص با شرایط ذیل خواهد بود:

-1 ابراز لیاقت و استحقاق 2- پیشنهاد رؤسای دانشکدهها 3- تصویب شوراى دانشگاه‏.

ماده سیزدهم ـ میزان حقوق درجه اول دانشیار همه ساله بر طبق قانون بودجه معین خواهد شد اضافه حقوقى که در درجات اول تا هشتم دریافت خواهد نمود مساوى خواهد بود با هشت یک حقوق ماقبل و درجه نهم و دهم با خمس حقوق ماقبل در مواقع ترفیع برتبه استادى و یا ریاست دانشکده و یا ریاست دانشگاه عشر حقوق مقام مادون اضافه خواهد شد و پس از آن نیز اضافه حقوق که در باقى درجات خواهد کرد تا درجه هشتم مساوى خواهد بود با هشت یک و در درجات نهم و دهم با خمس حقوق ماقبل‏.

تبصره ـ حقوق ماهانه درجه اول دانشیار در سال تحصیلى 14- 1313 به میزان یک هزار ریال است.‏

ماده چهاردهم ـ ریاست هر رشته از دروس بر عهده استاد همان رشته است براى ترفیع به رتبه استادى علاوه بر پیدا شدن محل تدریس باید لااقل پنج سال دانشیار بوده در رشته خود قابلیتى ابراز کرده باشد که مورد قدرشناسى و تصویب شوراى دانشگاه واقع شود.

رؤسای دانشکدهها و دانشسراهاى عالى پس از کسب نظر شوراى دانشکده مربوط از بین استادان و رئیس ـ دانشگاه از بین رؤسای دانشکدهها انتخاب میشوند انتخاب معاون دانشگاه و معاونین دانشکدهها از بین استادان به عمل خواهد آمد.

ماده پانزدهم ـ مادامیکه معلم داراى شرایط مذکور در ماده ده به عده کافى براى استخدام یافت نشود ممکن است از اشخاصى که در رشته از علوم و یا ادبیات به مقامی شامخ رسیده و شوراى دانشگاه لیاقت آنها را تصدیق کرده به طورى کنترات استخدام شود و نیز ممکن است از متخصصینى که در خدمت ادرات دولتى هستند در برابر حقالزحمه استفاده شود.

ماده شانزدهم ـ اشخاصى که در سال تحصیلى 1312- 1212 در مدارس عالیه مشغول خدمت بودهاند چنانچه داراى شرایط مندرجه در ماده ده این قانون باشند معلم رسمی دانشگاه خواهند بود.

درجه و حقوق آنها را وزارت معارف به موجب نظامنامه مخصوص و بر طبق آخرین حقوق تدریس در سال تحصیلى 12- 1313 با رعایت ماده 13 این قانون تعیین خواهد نمود اشخاصى که مشمول قانون استخدام کشورى باشند نیز میتوانند مقررات این قانون بهرهمند گردند.

تبصره 1 ـ اشخاصی که در سال تحصیلى 12- 1313 در مدارس عالیه مشغول تدریس بوده لیکن تصدیق دکترى در دست ندارند معلم رسمی دانشگاه خواهند بود ولى باید قبل از انقضاء خرداد 1314 در رشته خود رساله تازه تألیف نمایند که مورد قبول شوراى دانشگاه واقع شود و به اخذ تصدیق استادى در همان رشته نائل میشوند و این تصدیق به منزله درجه دکترى آنها در آن رشته خواهد بود.

تبصره 2 ـ دبیران که به موجب ماده 12 قانون تربیت معلم مصوب 19 اسفند 1312 و همچنین دانشیاران که به موجب این قانون آخرین حقوقشان مدرک تعیین رتبه آنها میشود هرگاه از درجه تجاوز نموده و به درجه بالاتر نرسیده باشد درجه بالاتر را دارا خواهند شد و همچنین معلمینى که در موقع اجرا این قانون و قانون تربیت معلم حقوق درجه اول را نگرفتهاند داراى درجه اول بوده وزارت معارف میتواند در موقع مقتضى با داشتم اعتبار کسر حقوق این گونه اشخاص را ترمیم نماید.

تبصره 3 ـ تشخیص رتبه و حقوق استخدامی (اعم از رسمی و کنتراتى و غیره) و استحقاق دریافت اضافه حقوق و ترفیع رتبه بر طبق این قانون و سایر قوانین موضوعه نسبت به کلیه اعضاء وزارتخانهها و ادارات مستقله با وزارتخانه یا اداره مستقل مربوطه و تصدیق اداره تقاعد کشورى خواهد بود و چنانچه مستخدمین شکایتى داشته باشند که راجع‌ به تشخیص رتبه یا اضافه حقوق یا ترفیع آنها باشد مرجع کلیه شکایات استخدامیدیوان عالى تمیز خواهد بود.

+++

ماده هفدهم ـ ترتیب محاکمه ادارى اعضاى دانشگاه به موجب نظامنامه خاصى است که از طرف شوراى دانشگاه تنظیم و به تصویب هیئت وزراء رسیده باشد.

ماده هیجدهم ـ مواد ذیل از قانون استخدام کشورى در مورد رؤسا و معاونین دانشگاه و استادان و دانشیاران مجرى خواهد بود مواد 6- 7- 8- 9- 11- 14- 19- 28- 69.

ماده نوزدهم ـ رؤسا و معاونین دانشگاه و استادان و دانشیاران میتوانند با بیست و پنج سال خدمت و یا با شصت سال عمر و هر قدر سابقه خدمت تقاضاى تقاعد نمایند دولت نیز میتواند با دارا بودن شصیت سال عمر و لااقل بیست سال خدمت آنان را متقاعد سازد- مابقى شرایط تقاعد آنها بر طبق فصل چهارم قانون استخدام کشورى با رعایت اصلاحاتى که در آن به عمل آمد خواهد بود به استثناى جزء (د) از ماده واحده اصلاحیه ماده 43 قانون مذکور.

ماده بیستم ـ دانشگاه به اشخاصى که در رشته از علوم یا ادبیات به مقامی شامخ رسیده و یا خدمات بزرگى به عالم انسانیت کرده باشند شوراى عالى دانشگاه پس از مداقه کامل احراز لیاقت آنها را تصدیق نماید با تصویب وزیر معارف درجه دکترى افتخارى اعطاء خواهد نمود.

ماده بیست و یکم ـ وزارت معارف نظامنامه که بر طبق ماده 16 براى اجراى این قانون ضرورت دارد بعد از تصویب کمیسیون معارف مجلس شوراى ملى به موقع اجرا خواهد گذارد.

این قانون که مشتمل بر بیست و یک ماده است در جلسه هشتم خرداد ماه یکهزار و سیصد و سیزده شمسى به تصویب مجلس شوراى ملى رسید.

رئیس مجلس شوراى ملى ـ دادگر

+++

یادداشت ها
Parameter:293449!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)