کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره هجدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏18
[1396/05/30]

جلسه: 84 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه 23 دی ماه 1333  

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت‌مجلس

2- سؤال آقای ارباب راجع به عوارض چای و جواب آقای معاون بازرگانی وزارت اقتصاد ملی

3- سؤال آقای نقابت راجع به فروش آهن‌آلات اسقاط شرکت ملی نفت و جواب آقایان وزیر دارایی و معاون وزارت دادگستری

4- جواب آقای وزیر بهداری در مورد سؤالات آقای خلعتبری مربوط به نظارت در قیمت دارو و آسایشگاه مسلولین

5- اخذ رأی و تصویب گزارش راجع به اسکناس‌های 50 و 100 ریالی

6- طرح گزارش کمیسیون راجع به چند نفر اعتبارات اضافی بودجه سال 1333

7- تعیین موقع و دستور جلسۀ بعد- ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏18

 

 

جلسه: 84

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه 23 دی ماه 1333

 

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت‌مجلس

2- سؤال آقای ارباب راجع به عوارض چای و جواب آقای معاون بازرگانی وزارت اقتصاد ملی

3- سؤال آقای نقابت راجع به فروش آهن‌آلات اسقاط شرکت ملی نفت و جواب آقایان وزیر دارایی و معاون وزارت دادگستری

4- جواب آقای وزیر بهداری در مورد سؤالات آقای خلعتبری مربوط به نظارت در قیمت دارو و آسایشگاه مسلولین

5- اخذ رأی و تصویب گزارش راجع به اسکناس‌های 50 و 100 ریالی

6- طرح گزارش کمیسیون راجع به چند نفر اعتبارات اضافی بودجه سال 1333

7- تعیین موقع و دستور جلسۀ بعد- ختم جلسه

 

مجلس دو ساعت و ده دقیقه پیش از ظهر به ریاست آقای حکمت تشکیل گردید.

1- تصویب صورت‌مجلس

رئیس- صورت غائبین جلسۀ قبل قرائت می‌شود.

(به شرح زیر خوانده شد)

غائبین با اجازه- آقایان: دکتر سیدامامی، حشمتی، امید سالار، شادلو، مهندس جفرودی، خاکباز، سلطانی، کی‌نژاد، امیر احتشامی، سرمد، نقابت.

غائبین بی‌اجازه- آقایان: اریه، شفیعی، ثقۀ‌الاسلامی، سعیدی، فرود، مشایخی

دیرآمدگان و زودرفتگان با اجازه- آقایان: جلیلی، غضنفری، داراب، دکتر مشیر فاطمی، صراف‌زاده، بهادری، یارافشار، دکتر جزایری، بزرگ نیا، توماج، سهرابیان، دولت آبادی.

دیرآمدگان و زودرفتگان بی‌اجازه- آقایان: دکتر افشار، عبدالرحمن فرامرزی، پیراسته، تربتی، دکتر پیرنیا، سالاربهزادی، مهندس ظفر، مهدوی، دکتر شاهکار، کیکاوسی، دکتر حمزوی، تجدد، تیمورتاش، میراشرافی.

غائبین در رأی- آقایان: بوربور 4 رأی- سالار بهزادی 3 رأی- معین‌زاده 3 رأی- نراقی 3 رأی- شادمان 3 رأی- صفاری 1 رأی- کاشانی 1 رأی- برومند 1 رأی- ارباب 1 رأی- تیمور تاش 1 رأی- صدقی 1 رأی- مصطفی ذوالفقاری، کیکاوسی، مهندس ظفر، تفصلی، اعظم زنگنه، تجدد، عبدالحمید بختیار هر یک یک رأی.

رئیس- آقای دکتر نیرومند

دکتر نیرومند- خواستم عرض کنم آقای مشایخی مریض است و در مریضخانه بستری است البته بعداً تصدیق طبیب خواهند آورد.

رئیس- بسیار خوب، آقای بهادری

بهادری- بنده در جلسه گذشته با کسب اجازه از مقام ریاست به وسیلۀ آقای ایلخانی‌زاده سه ربع دیر آمدم

رئیس- بسیار خوب اصلاح می‌شود آقای بور بور

بوربور- بنده در جلسه گذشته در کمیسیون بودم غایب نبودم کسب اجازه هم کردم

رئیس- اصلاح می‌شود، آقای شادمان

شادمان- بنده هم با کسب اجازه از حضرتعالی در کمیسیون اساسنامه نفت بودم.

رئیس- آقای افشار صادقی راجع به صورت‌مجلس نظری دارید؟

افشارصادقی- بله این تذکر چندین بار از طرف همکاران محترم داده شد که اداره رادیو به کلی از گفتن نطق نمایندگان صرف‌نظر کند یا چیزی از آن حذف نکند (صحیح است) و مطالبی گسیخته و نارسا نگوید که باعث مشوب شدن اذهان مردم بشود بنده در جلسه گذشته در انعکاس شکایت اهالی رضائیه نهایت امساک را به خرج داده بودم که مختصر بشود و دیگر محل برای امساک گویندگان رادیو باقی نمانده بود بنده از مقام ریاست تقاضا می‌کنم نسبت به این موضوع توجه مخصوص مبذول فرمایند.

رئیس- آقای داراب

داراب- بنده عرضی ندارم

رئیس- آقای ارباب

ارباب- بنده در رأی غایب نبودم تا آخر جلسه هم نشسته بودم بنده را غائب در رأی نوشته‌اند.

رئیس- آقای کریمی

کریمی- کارمندان ادارات دولتی از کرمانشاه چند تلگراف تقدیم کرده‌اند به حضور مبارک و تقاضای تصویب اضافات را کرده‌اند تقدیم می‌کنم.

رئیس- شاید امروز مطرح شود آقای فرود

فرود- بنده کسب اجازه کرده بودم

رئیس- بسیار خوب، آقای بختیار

سلطان‌مراد بختیار- یک سؤالی از وزارت راه کرده‌ام تقدیم می‌کنم.

رئیس- آقای پور سرتیپ

پورسرتیپ- کارمندان دولت به وسیله بنده عریضه‌ای تقدیم کرده‌اند راجع به ترفیعشان تقدیم می‌کنم و تقاضا می‌کنم که راجع به آن زودتر اقدام بفرمایید.

رئیس- لایحه ترفیعات و اضافات کارمندان جزء دستور است بعد از سؤالات مطرح می‌شود آقای دکتر جزایری

دکتر جزایری- یک سؤالی از وزارت راه راجع به راه شوشتر و دزفول کرده‌ام که تقدیم می‌کنم.

رئیس- آقای سالار بهزادی

سالاربهزادی- نامه‌ای است که اهالی چهارراه سیدعلی تقدیم کرده‌اند و از عملیات بازرسان نخست وزیری تقدیر کرده‌اند.

+++

پنج هزار ریال هم اگر باشد داده می‌شود، آقایانى که موافقند محدودیت برداشته شود قیام بفرمایند (عده کمی‌برخاستند) تصویب نشد بنابراین به همان ترتیبى که اول مجلس شوراى ملى رأى داده است با ورقه رأى گرفته می‌شود. (اسامی‌ آقایان نمایندگان به ترتیب ذیل به وسیله آقاى جلیلى (منشى) اعلام و اخذ رأى در محل نطق به عمل آمد) آقایان: امیر تیمور. کریمى. دکتر بینا. دکتر عدل. صفارى. عماد تربتى. تجدد. مهندس اردبیلى. موسوى. اعظم زنگنه بوشهرى. احمد فرامرزى. مرتضى حکمت. کاشانى. برومند. عبدالصاحب صفایى. محمودى. تفضلى. مهندس جفرودى. مهندس ظفر. صدفى. عباسى. ایلخان‌زاده. دکتر وکیل. سنندجى. عاملى. بوداغیان بهادرى. بیات ماکو. شفیعى. افشارصادقى. دکتر حمزوى. صدرزاده. رضایى. محمود افشار. بزرگ نیا. شادمان. افخمى. پور سرتیپ. غضنفرى. پناهى. دکتر آهى شوشترى. دکتر شاهکار. نراقى. قراگزلو بوربور. اردلان. دولتشاهى. خاکباز. سهرابیان. کیکاوسى. عبدالحمید بختیار. بزرگ ابراهیمى. دکتر مشیرفاطمى. داراب. توماج. دکتر نیرومند. مهندس شاهرخشاهى. شیبانى. کاشانیان. لارى. مهدوى. کدیور. فرید اراکى. درخشش. قرشى. خرازى. بهبهانى. دکتر جزایرى. خلعتبرى. دکتر افشار. دکتر عمید. تیمور تاش. اسکندرى. مرآت اسفندیارى. سالار بهزادى. یدالله ابراهیمى. عمیدى نورى. نقابت. هدى. نصیرى. دکتر پیر نیا. سلطان‌مراد بختیار. دکتر سعید حکمت. خزیمه علم. استخر. دهقان. قوامى. گیو. فرود. اخوان. عرب‌شیبانى. اکبر. ذوالفقارى. صراف‌زاده. رضا افشار. جلیلى. جلیلوند. یار‌افشار. حمیدیه. صارمى. (آراء مأخوذه شماره شد و نتیجه به قرار زیر بود) ورقه سفید موافق 80 رأى ورقه کبود مخالف 5 رأى ورقه سفید علامت امتناع 10 ورقه‏

رئیس- لایحه اسکناس‌هاى صد ریالى و پنجاه ریالى با 80 رأى موافق تصویب شد. اسامی‌ موافقین آقایان: مرآت اسفندیارى. استخر. کاشانیان. یدالله ابراهیمى. دهقان. دکتر حمزوى. مرتضى حکمت. غضنفرى. مهندس اردبیلى. پناهى. دولتشاهى. تیمور تاش. اکبر. دکتر شاهکار. عبدالصاحب صفایى. صارمى. یار افشار. ایلخان‌زاده. شادمان. محمودى. مهدوى. کدیور. جلیلوند. افخمى. دکتر وکیل. حمیدیه. سالاربهزادى. سنندجى. خاکباز. سهرابیان. بور‌بور. داراب. مهندس شاهر‌خشاهى. توماج. دکتر مشیر فاطمى. کاظم شیبانى. دکتر نیرومند. دکتر عمید. کیکاوسى. قراگزلو. قرشى. موسوى. تجدد. اردلان. لارى. اخوان. تربتى. خلعتبرى. نصیرى. بزرگ نیا. صدرزاده. پور سرتیپ. دکتر افشار. دکتر پیرنیا. قوامى. رضا افشار. اسکندرى. نقابت. خزیمه علم. دکتر عدل. دکتر کریمى. خرازى. صفارى. گیو. دکتر بینا. برومند. باقر بوشهرى. بیات ماکو. بوداغیان. احمد فرامرزى. امیر تیمور. شفیعى. محمود افشار. عاملى. عمیدى نورى. صادق نراقى. فرید اراکى. شوشترى. دکتر آهى. دکتر سعید حکمت.

اسامی ‌مخالفین آقایان عرب‌شیبانى. بهبهانى. رضایى. تفضلى. درخشش. ورقه سفید بى‌اسم علامت امتناع 15 ورقه.

6- طرح گزارش کمیسیون بودجه راجع به چند فقره اضافه اعتبار بودجه 1333

رئیس- گزارش کمیسیون بودجه راجع به چند فقره اضافه اعتبار دولت مطرح است و قرائت می‌شود: (بشرح زیر قرائت شد)

ماده واحده- به وزارت دارایی اجازه داده می‌شود اضافه اعتبارات ذیل را که ضمن لایحه بودجه تقدیمی ‌سال 1333 منظور است از محل درآمد عمومی‌ سال جارى کشور به تدریجى که مورد مصرف پیدا مى‌کند با رعایت کامل مقررات مربوطه و در حدود درآمد وصولى پرداخت نماید.

1- اضافه اعتبار هزینه دستگاه سلطنتى ردیف (1) صورت شماره (2) ضمیمه لا یحه بودجه سال جارى کشور 7059300 ریال‏

2- اضافه اعتبار ژاندارمرى کل کشور مندرج در ردیف (10) صورت شماره (2) ضمیمه لایحه بودجه سال جارى 102021000

3- اضافه اعتبار اداره کل انحصار دخانیات براى مخارج بهره‌برداری و ساختمان انبارها و خرید مواد دخانیه در سال جارى مندرج در ردیف 41 صورت شماره (2) ضمیمه لایحه بودجه سال جارى 710000000 ریال‏

4- اضافه اعتبار سهمیه دولت ایران از مخارج سازمان ملل‌متحد و اجراى برنامه کمک‌هاى فنى و حق الشر که دولت در سازمان‌های بین‌المللی و تعهدات سال‌هاى قبل (موضوع ردیف 58 صورت شماره 2 ضمیمه لایحه بودجه سال جارى) که با ارز دولتى قابل پرداخت است 31785883 ریال‏

5- اضافه اعتبار کمک به انجمن تربیت بدنى مندرج در ردیف 66 صورت شماره 2 و ردیف شماره 3 ضمیمه لایحه بودجه سال جارى که از این اعتبار 6 میلیون ریال براى تهران و 4 میلیون ریال براى شهرستان‌ها و در درجه اول براى ساختمان‌هاى ناتمام به مصرف خواهد رسید و در سال بعد این اضافه اعتبار داده نخواهد شد 10000000 ریال 6- اضافه اعتبار بیو ثات سلطنتى مندرج در ردیف 1 صورت شماره 3 ضمیمه لایحه بودجه سال جارى 4592000 ریال

7- اضافه اعتبار اداره انتشارات و تبلیغات ردیف 2 صورت شماره 3 ضمیمه لایحه بود سال جارى 850000 ریال

8- قسمتى از اضافه اعتبار وزارت جنگ و مرزبانى از بابت ردیف 3 شماره (3) ضمیمه لایحه بودجه سال جارى 317146000 ریال‏

9- اضافه اعتبار شهربانى کل کشور ردیف 7 صورت شماره 3 ضمیمه لایحه بودجه سال جارى 202068000 ریال‏

10- اضافه اعتبار دانشکده پزشکى و بیمارستان‌ها ردیف 14 صورت شماره 3 ضمیمه لایحه بودجه سال جارى 31370000 ریال‏

11- اضافه اعتبار وزارت بهدارى ردیف 20 صورت شماره 3 ضمیمه لایحه بودجه سال جارى 69000000 ریال‏

12- اعتبار تفاوت ترفیع و اضافات تا آخر سال 32 کارمندان که از از اول سال 1333 پرداخت می‌شود همچنین اعتبار اضافات سال 1333 خدمتگذاران جزء و کارمندان دون‌پایه ردیف 26 و 27 صورت شماره 3 ضمیمه لایحه بودجه سال جارى 3905000000

13- اعتبار براى عمران بلوچستان و سیستان جهت مصارف 41 صورت شماره 3 ضمیمه لایحه بودجه سال جارى با نظارت وزارت دارایی 10000000 ریال‏

14- اضافه اعتبار انتظار خدمت که به مبلغ اعتبار ردیف 57 صورت شماره (2) ضمیمه لایحه بودجه سال جارى علاوه می‌شود 10000000 ریال‏

15- اعتبار کمک به مؤسسه ضد سرطان در وجه جمعیت شیروخورشید سرخ ایران که به بودجه سال جارى کشور علاوه می‌شود 3401120 ریال جمع 003 ر 186 ر 871 ر 1 ریال‏

تبصره 1- کسر مبلغ 54 میلیون و دویست هزار ریال (54200000) از بودجه اداره کل گمرک و افزون آن به بودجه اداره مرزبانى (تابع وزارت جنگ) که ضمن ردیف 8 صورت شماره (2) ضمیمه لایحه بودجه سال 1333 کل کشور قلمداد شده تصویب می‌شود.

تبصره 2- به شهربانى اجازه داده می‌شود در مرکز 4 استان کشور آموزشگاهى براى تربیت پاسبان دایر نماید که پس از طى دوره‌ آموزشگاه پاسبانان مزبور به خدمت گمارده شوند.

رئیس- ماده واحده مطرح است آقاى اردلان‏

اردلان- خیال مى‌کنم در موقعى که دولت یک لایحه خرجى به مجلس شوراى ملى پیشنهاد مى‌کند متناسب باشد که محلى هم براى آن محلى معین بکند یعنى فکر بکند که از یک مخارج زائدى موفق شده است کسر بکند و این مخارج لازم را به جاى او بگذارد یا یک درآمد تازه‌اى در نظر بگیرد به مجلس شوراى ملى پیشنهاد بکند که از آن درآمد اضافى خرج اضافى انجام بشود. بودجه‌ای که وزارت دارایی به مجلس شوراى ملى پیشنهاد کرد 7 میلیارد کسر داشت و براى خودش فکرى کرده بود که یک مخارج ضرورى تقریباً معادل با درآمد عادى و یک مخارح احتمالى که بر فرض زیادى عایدات این مخارح اضافى را بتواند مصرف بکند حالا بدون این‌که ما بدانیم چه عایداتى اضافه شده و از چه محلى وزارت دارایی مى‌خواهد این مخارج اضافى را بپردازد ما را در مقابل یک لایحه یک میلیارد و 75 میلیون ریال خرج می‌گذارد با اقلام جزء که مراجعه می‌شود ابتدا طرفداران خاصى دارد که خیلى مشکل به نظر مى‌آید که یک نماینده با این لایحه مخالفت کند مثلاً چیزى را که بنده خودم هم خیلى لازم مى‌دانم اعتبار مربوط به کارمندان دولت است کارمندان دولت را کى مى‌تواند قائل باشد که یک کارمند دولت اعم از این‌که درجه اول و بالاترین حقوق را بگیرد یا این‌که کمترین حقوق را دریافت می‌کند با حقوقى که دریافت می‌کند بتواند عائله خودش را اداره کند (صحیح است) بنده خیال می‌کنم که هیچ آدمی‌وجود ندارد محال است (صحیح است) و بنده خیال می‌کنم که باید یا یک پول موروثى داشته باشد یا یک درآمد دیگرى داشته باشد تا بتواند زندگى خودش را اداره کند و الّا با این مواجب محال است و اما این دلیل نمی‌شود که وزیر دارایی ما را در مقابل یک محظورى بگذارد و بگوید که آقا باید رأى بدهید بنده نظر شخصى شاید در اظهاراتم هیچ‌وقت نداشته باشم و نمى‌توانم در مخالفت این اصل اساسى که بودجه ما کسر داشته باشد و هر روز ما را در مقابل یک خرج تازه‌ای مى‌گذارند ساکت باشم این کار مملکت را ‌نمی‌دانم آخرش به کجا مى‌رساند هر روز ظاهراً یا باطناً براى یک خرج واجبى پیشنهادى به مجلس شوراى ملى می‌شود مجلس شوراى ملى هم خوب آقایان مختارند بالاخره رأى مى‌دهند بعد ما را با کسر بودجه مواجه می‌کنند آن وقت وزیر دارایی مى‌آید لایحه قرض مى‌دهد اگر بگوییم چرا؟ مى‌گویند براى همین رأی‌هایى که دادید خوب از کجا پولش را بدهیم بایستى که قرض که کردیم پشت سرش یک چیزهاى دیگر مى‌آید خوب این قرض که مال ما نیست این یک ارزى است که از خارج وارد شده است خوب این دلار یا لیره باید تبدیل ریال بشود تا در ایران مصرف کنیم ریال هم که کم داریم چکار کنیم یک لایحه هم براى نشر اسکناس پیشنهاد می‌شود (صحیح است) بنابراین با روشى

+++

‌ که جناب آقاى وزیر دارایی در پیش گرفته ما را دچار ورشکستگى می‌کند من صریح باید به آقا عرض کنم یا وزیر دارایی فکرش تدبیرش قدرتش هر چیزى که خیال مى‌کنید این در حالى است که مى‌تواند بودجه ما را به طور معادل به مجلس شوراى ملى پیشنهاد کند حالا از راه ازدیاد عایدات است، از راه کسر مخارج، از راه تمرکز عایدات بنده هنوز هم قانع نیستم که سازمان برنامه هر روز هر کارى دلش مى‌خواهد می‌کند بسیار خوب، وزیر دارایی هر کارى دلش مى‌خواهد می‌کند بنگاه مستقل علیحده علیحده هر جور دلشان مى‌خواهد اداره شوند هرکس را به هر عنوان مى‌خواهند اگر قانون استخدام اجازه ندهد در آن بنگاه‌ها استخدام می‌کنند این قانون استخدام هم باعث بیچارگى آن کسانى شده که کارمند هستند آن‌ها باید به آن سه غاز و نیم قانع باشند و آن وقت وقتى دل‌شان بخواهد یکى رأى جایی مى‌گذارند که 5 مقابل آن رتبه 9 حقوق می‌گیرد وزارت دارایی باید تمرکز بدهد به درآمدها و مخارج و ببیند که مملکت قادر به چقدر پرداخت و عوارض است در مقابل آن درآمد درست اقلامی‌را براى وزارتخانه‌ها قائل باشد که با او متناسب باشد هر فشار هر زور هر قدرتى که در مقابل این فکر بخواهد با وزیر مالیه مقاومت بکند باید او هم مقاومت بکند اگر نمى‌تواند باید این پست را کنار بگذارد برود کنار. خوب آقا ما یک مدتى گرفتار مصدق‌السلطنه بودیم مى‌گفت اگر من نباشم آسمان می‌آید به زمین زمین می‌رود به آسمان چطور می‌شود تمام دنیا به هم مى‌خورد آقا دیدیم که مصدق را برش داشتند و کارها هم خیلى بهتر شد (وزیر دارایی- امیدواریم مار را هم بردارند کارها بهتر شود) بنده می‌گویم وزیر دارایی وظیفه‌اش این است که به مجلس شوراى ملى بگوید من این فکر را دارم که از حیث درآمد و از حیث مخارج مملکت به این طرز باید اداره شود اگر نکردیم ایراد دارد ولى ایشان بدون این‌که چنین پیشنهادى بکنند هر روز یک لایحه می‌آورند که رأى بدهید بعد ما در مقابلش چکار کنیم بروید قرض کنید قرض هم که کردید اسکناس منتشر کنید زندگانى مردم چند مقابل می‌شود هى روی هم می‌رود هى روى هم می‌رود (کاشانى- قبول ندارد که زندگى مردم بالا رفته) چطور بالا نرفته مردم که از کجا زندگى بکنند (دکتر شاهکار- جناب آقاى اردلان فشار زندگى روى طبقه سوم است) بنده نمی‌خواهم طیقات را از هم خیلى متمایز قرار بدهم ولى در فکر خودم جناب آقاى وزیر دارایی مصرم هر موقع هم دستم برسد این فکر را به آقایان عرض می‌کنم یک دفعه دیگر هم عرص کردم ولى البته اول کار وظیفه وزیر دارایی است این پیشنهاد را بدهد ولى بعد هم وظیفه ماست که بگوییم این پول را داریم و براى ده تا وزارتخانه تقسیم بکنیم باور کنید که اختیار هم بهشان بدهیم به جزئیات هم رسیدگى نکنیم بگوییم بروید بودجه‌تان را در همین حدود براى خودتان تعیین تعیین کنید من یادم هست (چون باز صحبت مستخدمین است بنده باید حمایت آنها را بکنم) همیشه در بودجه‌هاى وزارتخانه‌ها براى اضافات و ترفیعات یک مبالغى منظور می‌شد و در همان حدود هر سال هر حقى داشت هر کسى می‌گرفت حالا بنده نمی‌دانم چطور شده که حالا یک چیز قلمبه‌اى یک دفعه می‌آورند و می‌گویند این را بدهید این خودش خطایى بوده است که در بودجه‌ها منظور نمی‌کردند و حالا می‌آورند می‌گویند و می‌خواهند یک جا از ما بگیرند همینطور راجع به قشون راجع به پلیس راجع به ژاندارمرى بنده عرض می‌کنم پول ندارید خرج نکنید مملکت را گدا نکنید براى بودجه کسر قائل نشوید تا در دنیا به ما اعتماد پیدا کنند در این مقدمه چیزهایى نوشته شده رجز‌خوانى‌هایى شد که این کار را که ما می‌خواهیم بکنیم موجب می‌شود که بعد از این دنیا به ما اعتماد پیدا می‌کند، اعتماد پیدا می‌شود، سرمایه خارجى چطور به ایران می‌آید ایران گلستان می‌شود، این‌جا بهشت می‌شود همه کارها می‌شود آخرش هم می‌گویند این را رأى بدهید، آقا همه‌اش شاتو آن اسپانى است یعنى برو قصر بساز کله دماوند ولى پول براى مملکت نمی‌شود، وقتى سرمایه خارجى به ایران می‌آید و ایران طرف اعتماد دنیا می‌شود که اول بودجه متعادل شود (صحیح است) بنابر این بنده تا موقعى که وزیر دارایی در مقابل یک خرجى نگوید که از چه محلى این مخارج را من می‌خواهم تأمین کنم بنده در مخالفت خودم باقى هستم.

رئیس- آقاى وزیر دارایی‏

وزیر دارایی- بنده خیلى خوشوقتم که جناب آقاى اردلان مثل یک وزیر دارایی این‌جا استدلال فرمودند وحق هم این بود که با سابقه ممتدى که در وزارت دارایی دارند و درد وزیر دارایی را خوب متوجه هستند این‌طور استدلال بفرمایند ولى الان که جنابعالى وکیل مجلس هستید و نماینده مردم خواستم توجه آقا را جلب کنم که آنچه فرمودید دولت یا وزیردارایی ما را در مقابل محظور می‌گذارد بنده این را می‌خواهم بنده این را می‌خواهم عرض بکنم که چرا آقایان در مقابل محظور هستید؟ دولت یک لایحه را می‌آورد تقدیم مجلس شوراى ملى می‌کند مجلس شوراى ملى یک کمیسیون‌هایى دارد که خودش انتخاب کرده در این کمیسیون‌ها می‌نشینند و رسیدگى می‌کنند نمایندگان دولت را می‌خواهند و بالاخره گزارش تقدیم مجلس شوراى ملى می‌کنند و بالاخره رأى مجلس شوراى ملى است که تکلیف بنده و دولت را معلوم می‌کند می‌فرمایند که بنده مطلقاً یک شاهى ندهم بنده از خدا می‌خواهم ولى خود آقایان توجه بفرمایند یک قدرى هم حقیقت را در نظر بگیرند جناب آقاى اردلان که البته با تمام عنایتى که به بنده دارند فرمودند که اگر وزیر دارایی به این ترتیب ادامه بدهد مملکت به ورشکستگى می‌رود (صحیح است) عرض کنم که در این مورد باید عرض کنم که اولاً وزیر دارایی نمی‌تواند پول بتراشد و شاید بنده اگر عرایضى می‌کنم این‌جا خالى از نزاکت باشد که بنده باید با صد گروه بجنگم همه ترفیع می‌خواهند همه راه‌سازى می‌خواهند همه قواى انتظامی‌ می‌خواهند بنده ‌امیدوارم که در کردستان هیچکدام از این‌ها لازم و ضرورى نباشد و مردم مرفه باشند ولى على‌ایحال مدت سه سال کارهاى این مملکت راکد مانده بود اضافات و ترفیعات را دادند راه‌سازى نکردند عرض کنم وضع ادارات پریشان بوده است و حالا که نوبت به ما رسیده تمام این انتظارات و توقعات هست بنده از نظر وزارت دارایی خدمت آقا عرض می‌کنم که تصادفاً یک صورتى همراه بنده بود که عمل کرد 18 ماهه این دولت را با 18 ماه دولت سابق مقایسه کرده‌ام البته منهاى کمک آمریکا درآمد تا آذر: 1511000، 107، 12 ریال بوده و با مقایسه با درآمد دولت سابقه که 3850000، 1027 بوده است دو هزار میلیون ریال اضافه بوده است و استفاده‌اى که خزانه دولت از کمک آمریکا کرده 3 میلیارد و 328 میلیون بوده است در صورتی که آقایان مطلع هستند که وقتى که این دولت سر کار آمد وضع ارتش چه بوده سرباز یک شلوار بیشتر نداشت (صحیح است) وضع بهدارى ما به آن پریشانى بود که در مریضخانه پنبه و دوا مطلقاً وجود نداشت وضع کارمندان و غیره را کارى ندارم و مبالغ گزافى در شهرستان‌ها دولت از بابت کرایه خانه و غیره مدیون بوده قرضه ملى هم بوده است بنده این‌جا صورت خرج هم دارم که با این اضافه درآمد و کمک آمریکا جناب آقاى اردلان توجه بفرمایید تا بنده عرض کنم این مخارج را ما پرداختیم و تا حالا هم چرخ مملکت راه رفته است (پیرنیا- مقایسه مخارج را بفرمایید) مخارج را هم عرض می‌کنم 14 میلیارد مخارج ما بوده 12 میلیارد مخارج دولت سابق اینها البته قند و غله و اینها تویش نیست قرضه ملى و اینها تویش نیست این مخارج عادى بوده است که 14 میلیارد ما و 12 میلیارد آن‌ها خرج کرده‌اند البته بنده حساب وضع مالى دولت را وقت که قرضه این‌جا مطرح شد عرض خواهم کرد که ما چرا می‌خواهیم قرض کنیم على‌ایحال بنده خوشوقتم که این مطالب مطرح شد (بهبهانى- مخارج را هم به حساب بیاورید و به عرض مجلس شوراى ملى برسانید که چقدر این دولت مخارج کرده) این‌که آقایان می‌فرمایند که بنشینیم از خرج کم کنیم و چنین و چنان کنیم این مطلب یک روز در کمیسیون بودجه که خود جناب آقاى بهبهانى هم عضویت دارند مطرح شده است به محض این‌که به حقوق و اضافه حقوق و ترفیع می‌رسد می‌گویند که نمی‌شود این را نداد می‌گویند کارمندان دولت فقیر هستند بدبخت هستند این را باید داد به قواى انتظامی ‌هم که می‌رسد خوب البته مملکت ارتش لازم دارد (بهبهانى- براى این‌که شما زندگى را بالا بردید به این محظور برخودید) تمام این اقدامی‌ را که ملاحظه می‌فرمایید برخلاف نظر جناب آقاى اردلان نظر خاصى نبوده است ضرورت خاصى بوده است چون در سال 1329 و 30 که درآمد کم بود آمدند چوب‌انداز کم کردند و توجه نکردند که اگر مخارج را بدون دقت رسیدگى در اطرافش کم بکنند قطعاً آخر سال دچار مضیقه می‌شوند همین وزارت کار در سال گذشته مخارج آب و یخ و این چیزها مطلقاً نداشت (دکتر جزایرى- این را هم بفرمایید که چرا دولت خودش قیمت زندگى را برد بالا) جناب آقاى جزایرى دولت که خوشبختانه خود قیمت زندگى را بالا نمی‌برد و خوشبختانه جناب عالى چون متخصص اقتصاد هستید این عرض بنده را توجه بفرمایید که تورم اثرش آنى نیست تدریجى است وقتى که دلار رسید به 13 تومان و آن آنفولاسیون 400 میلیونى پیدا شد قیمت‌ها که یک مرتبه خودش را به آن سطح نمی‌رساند بنده آن منحنى‌اش را می‌آورم خدمت آقایان تقدیم می‌کنم که ملاحظه بفرمایید که نه در این‌جا بلکه در تمام دنیا قیمت‌ها یک مرتبه بالا می‌برد تا برساند به سطح تورم آنفلاسیون بنده دیشب یک حسابى کردم که آقایانى که مدعى هستند که اگر ارز را پایین بیاوریم زندگى پایین می‌آید و این صدى صد مؤثر است بنده یک گرافیکى خدمت آقایان تقدیم می‌کنم حساب بفرمایید چاى که یک آرتیکل مورد احتیاج مردم است با این‌که در خارج ترقى کرده هر کیلو 9 روپیه است حالا این ترقى که وارد سر حد ما می‌شود از ورود به گمرک تا وقتى که به دست مصرف‌کننده برسد این را ملاحظه بفرمایید که چه عوارضى برش وارد می‌شود عوارض، انحصار، چهار تومان و نیم که این‌جا صحبت شد سیل‌زده‌گان براى تشویق چاى داخلى عوارض بندرى- شهر‌دارى خرمشهر در مسیرش هم که می‌آید در هر شهر ازش می‌گیرند بعد هم دلال‌هایی که بین تولید‌کننده هستند حساب بفرمایید تا وقتى که به دست جنابعالى می‌رسد می‌شود کیلویى پنجاه تومان (ارباب- صحیح است) بنده عرض می‌کنم که صحبت موافقت و مخالفت با دولت نیست در این مرکز مقدس باید یک مسائلى واقعاً تشریح بشود که همه‌

+++

مردم باید بدانند اگر دولت هم قصور و تقصیرى دارد سرجایش محفوظ ولى تمام بدبختى‌ها را به گردن دولت حاضر نگذارید. مسائل اقتصادى پزشکى دارو عواملى که سه سال پیش به وجود آمده ‌امروز اثرش ظاهر می‌شود البته آقایان حق دارند و کسى که‌ امروز هست یقه‌اش را می‌گیرند جناب آقاى عزالممالک یقه بنده را می‌گیرند که اگر این وزیر دارایی باشد مملکت ورشکست می‌شود بنده هم از خدا می‌خواهم که اگر قدم بنده نحس است بروم ولى بنده به جنابعالى اطمینان می‌دهم که به هیچ‌وجه من‌الوجوه چنین چیزى نیست یه این‌ که بنده بخواهم تعریف کنم ولى جنابعالى هم قادر نخواهید بود که این بودجه را تعدیل کنید مگر این‌که واقعاً یک هیئتى جمع شوند اولاً به مردم تلقین بکنند که اگر بودجه تعادل نداشته باشد زندگى روز به روز بالا می‌رود و در مرحله اول به آن‌هایی که از خزانه دولت ارتزاق می‌کنند و بین آنها یک عده متمول هم هست باید حالى کرد که بیایند از خود گذشتگى به خرج بدهند یک مدتى مهلت بدهند صرف‌نظر از این حقوق بکنند تا ما بتوانیم کارى بکنیم بنده براى این ‌که آقا مستحضر باشید عرض می‌کنیم که یک عده زیادى از کارمندان دولت هستند که قسمت عمده بار کار هم روى دوش آن‌ها است و سیصد تومان سیصد و پنجاه تومان بیشتر حقوق نمی‌گیرند (رضایى- سوگلى‌ها را دو هزار تومان می‌دهند) بنده که خودم سوگلى ندارم بنده خودم سوگلى هستم سوگلى ندارم. به هر صورت اینها را بنده مکرر در کمیسیون بودجه خدمت آقایان عرض کردم گفتنش خیلى سهل است ولى عملش مشکل است بایستى ایجاد کار کرد ایجاد فعالیت کرد (بعضى از نمایندگان- کى بکنند؟) و جوان‌ها را به این کار سوق داد و از این تورمی‌ که در دستگاه دولت هست جلوگیرى کرد لابد از این اوراق چاپى راجع به بیننده خدمت آقایان رسیده (دکتر جزایرى- آنها را پاره کردیم ریختیم دور) که فلان کس راجع به مستخدمین چه می‌گوید بنده همین قدر که توجه می‌کنم که در فلان دستگاه می‌خواهم اقداماتى بکنم و این دستگاه را منقح بکنم یا مثلاً چند نفر را بیرون بکنم برمی‌دارند فلان مرکز را فوراً تشکیل می‌دهند و روزنامه یا از این اوراق هم منتشر می‌کنند و بنده هم یک رویه دارم که در ذهن یک عده‌ای هم این حرف‌ها مؤثر واقع می‌شود على‌ایحال هیچ رفورمی ‌و هیچ اصلاحى بدون درد سر نمی‌شود و بنده خیال می‌کنم که در این دردسر همه باید با هم شریک باشند و الّا فرض بفرمایید دولت یک لایحه‌ای را می‌آورد (رضایى- دولت لایحه‌اش را می‌آورد مجلس چوبش را بخورد نمی‌شود) جناب آقاى رضایى جناب عالى در کمیسیون بودجه تشریف داشتید این‌جا هم می‌توانید بفرمایید بدانید که آقا هم با بنده فرق زیادى ندارید آقا هم تحت فشارید بنده هم تحت فشارم آقایانی که می‌فرمایند این کارها را باید دولت بکند راهنمایى‌هایش را هم بفرمایید ما حرفى نداریم بنده چیزهایی را که تعهد کرده‌ام می‌آورم آقایان هم در رأى دادن مختارند ولى نفرمایید که ما را در محظور می‌اندازید خوب بنده باید این تعهدات را بیاورم و تقدیم آقایان کنم و آقایان کنم رأى بدهند ولى بنده اطمینان دارم که خود جناب آقاى رضائى هم رأى نخواهد داد. عرض کردم راجع به قرضه چون فرمودند و در دستور مجلس هم هست بنده به طور اختصار عرض می‌کنم که شق‌القمر و شعبده‌بازى در امود اقتصادى نمی‌شود کرد باید از یکى کم کرد به یکى اضافه کرد تا توازن برقرار شود (صحیح است) این‌جا‌ هم چهل پنجاه نفر طرح امضا کردند که یک دینار از درآمد نفت خرج بودجه نشود آقاى رضائى پیشنهاد کردند و حتى جناب آقاى جفرودى پایشان را هم بالا گذاشتند که شرکت ملى نفت یعنى چه این 12 درصدد‌ باید بگیرند همه را بدهند به سازمان برنامه (مهندس جفرودى- همچو حرفى نزدم باید مخارج و درآمد زیر کنترل مجلس باشد) (اردلان- آقا شما همه را تمرکز بدهید) نتیجه این است که دولت عجاله نه ارزى دارد نه ریالى دارد و اگر ارز داشت با حساب خودش تبدیل به ریال می‌کرد و البته مرحله اول عمران و تولید مملکت است و باید این کار را هم کرد این را که دادیم به سازمان برنامه و کمک آمریکا هم که قطع نشود چون مملکت ما درآمد دارد و به عقیده بنده شرط اول بقاى یک مملکت این است که دستگاه حاکمه یک مملکت این است که دستگاه حاکمه یک مملکت خودشان باید فکرش را بکنند نه دیگران بنده این‌جا را با فرمایش جنال آقاى اردلان موافقت دارم که اگر بنده لیاقت ندارم باید این پست را ترک کنم و بروم و این مقام را تحویل دیگرى بدهم و اگر بنده نباشم نمی‌گویم چنین و چنان خواهد شد خیلی اشخاص بهتر هستند که شاید گم‌نامند و ما نمی‌دانیم ولى اگر آمدند وضع بهتر می‌شود ولى مسلماً اشخاصى که ‌امتحان داده‌اند قادر نیستند دوباره برگردند و این وضع را اصلاح کنند (احسنت) (اردلان- شما خودتان هم از امتحان داده‌ها هستید) به هر حال بنده می‌خواهم این مطلب را خدمت آقایان عرض کنم که باید مطالعه کرد دقت باید کرد و بنده خیال می‌کنم که تمام این بحث‌ها در مجلس ضرورت دارد که درد دولت را آقایان بدانند و سعى کنند که راه علاج را پیدا کنند و بنده ‌امیدوارم که تمام این فرمایشات در بودجه سال 1334 ملحوظ بشود و البته بنده پیش‌بینی می‌کنم که این جراحى دردناک است و باید آقایان توجه بفرمایند که این مریضى را که می‌خواهیم عمل جراحى بکنیم و این دستگاه هست به ناله و ندبه‌اش تا حدودى که صحیح است ترتیب اثر ندهیم والا اگر فشار بخواهید بیاورید به آن کسى که می‌خواهید بیاورید به آن کسى که می‌خواهد این عمل جراحى را بکند که به عقیده بنده توأم با فحش و بدنامی‌است توأم با حملات شدید است کارى از پیش نمی‌رود ولى اگر آقایان کمک بفرمایند بنده قول می‌دهم که قابل اصلاح است این لایحه در اختیار آقایان است گزارش کمیسیون بودجه هست و این حماسه‌سرایی را بنده نکردم امضاى آقا مشایخى زیر آن است و آقایان اعضاى کمیسیون هم توجه فرموده‌اند و دقت فرموده‌اند حال هم هر قدر از این بزنید و کم و کسر بکنید بنده عرض می‌کنم که نه تنها دولت مخالفتى ندارد بلکه استقبال هم می‌کند.

رئیس- آقاى ارسلان خلعتبرى-

ارسلان خلعتبرى- این لایحه را آقایان توجه فرموده‌اند که قسمتى که مربوط به اضافات و ترفیعات مستخدمین‏ است فقط مال 1333 است و طبق لایحه‌ای که جلوى آقایان است این تعهد شده قبلاً و این تعهدى است که دولت کرده است و حالا می‌خواهد آن تعهدى را که قبلاً دولت کرده است انجام بدهند و لایحه هم منحصر به اضافات و ترفیعات نیست یک مثل معرفى در زبان خودمان داریم و شیرین‌ترین مثال است و می‌گویند شکم سیر از گرسنه خبر ندارد این لایحه‌ای که این‌جا خدمت آقایان تقدیم شده است قسمتى ممکن است شامل یک عده‌ای بشود که استحقاق نداشته باشند ولى قسمت عمده این لایحه در قسمت اضافات و ترفیعات شامل یک مشت مردم بیچاره‌ای است که هیچ راه درآمد و معیشت دیگرى غیر از حقوق ندارند (صحیح است) و شأن مجلس شوراى ملى اقتضا می‌کند که تعهدى که دولت کرده است انجام بدهد (صحیح است) آقایان توجه بفرمایید بعضى از دول بزرگ در حینى که در جنگ بودند طرح‌های اجتماعى تهیه کردند با این‌که اطمینانى به جنگ و به بعد از جنگ نداشتند که از آن جمله طرح معروف به بورنیج است که در انگلستان طرح شد (تجدد- در 1941 موقع جنگ) آقایان می‌دانند امروز مسئله حقوق کافى براى زندگى متناسب یا حداقل زندگى این یک فرمولى است که تمام دنیا اتخاذ کرده است شما یک مقدار مستخدمینى دارید که عده زیادى از این مستخدمین بلکه تمام این مستخدمین حقوق‌شان براى خرجشان مکفى نیست یک پیشخدمت و یک سرایدار بین 90 و 150 تومان حقوق می‌گیرد یک اتاق کرایه می‌کند به پنجاه تومان و یا 5 نفر با صد تومان زندگى بکند این را نمی‌شود گفت نمی‌دهیم بنابراین به نظر بنده مناسب بودن حقوق با زندگى یکى از مسائلى است که نمی‌شود صرف‌نظر کرد (عبدالصاحب صفایى- ولى قربان همه مردم الان پیشخدمت شده‌اند) اجازه بدهید آقایان نظرى دارید بعداً اظهار کنید نظر موافق را استماع کنید بعد در رأى هم مختارید به این مسئله توجه بفرمایید تا قسمت دوم را عرض کنم قسمت اول این است که این یک امرى است که تعهد شده است و بایستى نسبت به مستخدمین انجام شود دوم مطالبى هم که آقایان مخالفینى که می‌گویند این مطلب هم به جاى خودش صحیح است اما نه این‌که موجب عدم تصویب این لایحه بشود به جاى خودش چون صحیح است براى این است که مملکت و بودجه و اقتصاد مملکت را تابع وضع مستخدمین دولتى نمی‌شود کرد براى این باید یک فکر اساسى کرد عده‌ای از مستخدمین دولت زائد هستند کار نمی‌کنند و حقوق می‌گیرند (صحیح است) اما بیکار نمی‌شود کرد امروز در دنیا مردم حق کار دارند باید کار تهیه کرد آن وقت عذرشان را از دستگاه دولت خواست (صحیح است) اما نه این‌ که در شرایط امروز اشخاصى که سال‌هاى سال کار کرده‌اند و این مختصر کمکى است به زندگیشان بگوییم ما این لایحه را تصویب نمی‌کنیم ضمناً به آقاى دارایی خواستم عرض کنم شما که وقت صرف کردید و قانون استخدام نوشتید قانون استخدام نوشتن چه ثمرى دارد بروید یک فکرى بکنید براى مستخدمین زائد این ده بیست هزار نفر مستخدم دولت که اضافى هستند یک فکرى براى اینها بکنید شما کشت پنبه را اگر توسعه بدهید به دویست هزار تن برسانید می‌توانید زندگى 50 هزار نفر را تأمین کنید شما اگر بانک عمران و کشاورزى درست کنید بانک تولید و اعتبارات درست کنید کارخانه‌هایى درست کنید که کنسرو و شیلات را خوب درست کنند از این کارها اگر بکنید می‌توانید در ظرف یک سال دو سال مستخدمین فعلى دولت را از بودجه دولت بردارید بگذارید در مؤسساتى که تولیدى است و تجارتى است که هم از بودجه دولت حقوق نگیرند و هم بیکار نمانند اگر وضع ادارات را شما اصلاح کردید و کارهاى تولیدى درست کردید آن وقت مستخدمین دیدند که استخدام صرف ندارد خودشان دست از این کار می‌کشند باید کارى بکنند که استخدام براى مستخدمین به دو بیکار و تنیل و بى‌کار صرف نکند یا این‌ که در زمان شاه فقید مستخدمین دولت همه به شرکت‌هاى دولتى هجوم آورند و یک بخشنامه‌ای صادر شد که دیگر نپذیرد مستخدمین دولت را. عرض بنده این بود که به آقایان عرض کنم و از آقایان استدعا کنم که این دو مسئله را به همدیگر ربط بدهند‌

+++

اولى را تصویب بفرمایید دومی ‌را بخواهند از وزیر دارایی و از دولت اما بعد از این قضیه مخارج دیگرى هست آن مخارج دیگر را هم بنده چند تایش را به طور اختصار یادداشت کرده‌ام که در این موقع تذکرات خودم را بدهم یکى از آنها مسئله بعضى از مخارج ضرورى است که دولت در این‌جا آورده است ولى بعضى از اقلام ضرورى را فراموش کرده‌اند آقایان ببینید این مخارجى که الان هست آقاى وزیر دارایی در این موقع که هزارها جوان بیکار هستند شما چرا چهار دانشکده طب در چهار نقطه ایران تأسیس نمی‌کنید (صحیح است) که سالى سه هزار نفر جوان به جاى این‌ که بروند درس حقوق بخوانند بروند درس طب بخوانند و در آذربایجان و خراسان و فارس یک شعبه‌اى هم در بندرعباس براى آقاى ارباب در گیلان و مازندران دانشکده کشاورزى تأسیس کنید اینها راهم بیاورید جزء این اقلام با مردم عقب یک کارهاى عملى و پراتیک بروند همه‌اش به دستگاه دولتى هجوم نیاوردند در اینجا آقاى وزیر دارایی راجع به توتون و توتون‌کاران مبلغى قید کرده‌اند بعضى از ایالات ایران مثل آذربایجان و گیلان و کردستان همه این‌ها در امر توتون علاقمندند این مسئله توتون را شما این‌جا آوردید ولى حساب صحیح بفرمایید الان موقع این حرف‌ها است که ما این‌جا بزنیم آقاى دکتر امینى ما می‌خواهیم از شما وکلاى مجلس از شما این کارها را می‌خواهند و بعد دیگر اگر از این اقلام آوردید تصویب نخواهند کرد شما جلوى کشت توتون را گرفته‌اید چرا جلو سطح کشت توتون را می‌گیرید شما توتون را آقا اجازه بدهید شما توتون را در انحصار خودتان قرار داده‌اید شما سالى 160 میلیون تومان از این راه درآمد دارید آقا آن چیزى که به کشاورز می‌دهید ه اندازه یک بیستم دسترنجش نیست من در گیلان حساب کردم یک هکتار و نیم زمین توتون‌کارى ششصد تومان درآمد حداکثر به توتون‌کار می‌دهد و یک خانواده کشاورز با ششصد تومان نمی‌تواند زندگى کند در موقع مساعده دادن تأخیر می‌کنید و حتى پولش را وقتى باید بدهید می‌گویید نداریم کشاورز باید زحمت بکشد و دیگرى استفاده بکند و چرا به یک ترتیبى نمی‌دهید که سطح زندگى کشاورز بالا برود که نیایند در ادارات دولتى مدتى سرگردان باشند اینها را یادداشت بفرمایید و انجام بدهید (افشارصادقى- برعکس پدر توتون‌کارها را در می‌آورند) مسئله دیگرى که می‌خواهم بگویم آقاى دکتر امینى حالا یک عده‌ای از آنها را از لحاظ این‌که ممکن است بفرمایید که این کارها این خرج‌ها با درآمدهاى ما مناسب نیست یعنى پول کم داریم توجه کنید با این مسئله مسائل را نمی‌شود آمد اینجا و گفت و یک جورى جواب داد و سنبل کرد آقا شما مسئولیت جمع درآمد مملکت و مخارج مملکت را دارید شما تأسیسات مرزبانى را براى جلوگیرى از قاچاق هى زیاد می‌کنید چند میلیون تومان به آن‌ها می‌دهید یک وقت این کار با گارد مسلح بود گارد مسلح را به هم زدید حالا می‌گویید با مرزبانى باشد مثل خیابان‌هاى شهر تهران شده است که منزل بنده از موقعی که آمده‌ام در این منزل این خیابان چهار اسم عوض کرده است اولش خیابان پروین‌الدوله بود بعد شد خیابان ایرانشهر بعد شد خیابان دهخدا حالا هم شده خیابان اصفهان این چه خاصیتى دارد شما هى اسم عوض می‌کنید همه ما می‌دانیم که اگر مسئله قاچاق در مملکت حل شود خیلى چیزها اصلاح می‌شود و بزرگترین راه‌حلش آباد کردن قسمت جنوب ایران است قسمت سواحل و کرانه است باید توجه کنید که اصل موضوع قاچاق از بین برود و الّا چهل میلیون ریال بدهید به مرزبانى یا به گارد دردى دوا نمی‌کند آقاى وزیر دارایی یکى از مراکز قاچاق در زیر سر خود جنابعالى است و این اداره گمرک است از سال‌ها به این طرف مربوط به حالا نیست ده سال پیش هم این‌طور بوده پنج سال پیش هم همینطور بوده دو سال پیش هم همینطور بوده شما اگر توجه‌تان را معطوف به اداره گمرک کنید و در آن‌جا یک اصلاح اساسى و ادارى بکنید و نگذارید از خود گمرک قاچاق بشود به شما من قول می‌دهم شما سالى سیصد میلیون تومان درآمد اضافه داشته باشید تجار به من می‌گویند که هستند عده‌ای از خود ما یعنى از خود وارد‌کنندگان جنس (خودشان یکدیگر را لو می‌دهند) می‌گویند که پارچه می‌آوریم‏ از گمرک رد می‌کنیم و تویش ابریشم است و کیلویى 140 ریال که باید حق گمرک بدهیم کیلویى سه تومان و نیم می‌دهیم این اجناس قاچاق که در ایران زیاد است این براى این است که گمرک شما خراب است حالا شما زینتش بدهید این چه ثمرى دارد؟ این حرف‌هایى را که ما می‌زنیم باید بروید عمل بکنید اگر عمل بکنید ما هرگز محتاج به قرض نمی‌شویم بالاخره باید جلوى قرض را گرفت اداره گمرک یکى از شریان‌هاى مالى مملکت است بیشتر ممالک دنیا از عواید گمرک خرج مملکت را تأمین می‌کنند شما یک دقتى بکنید در گمرک یک تجدید نظرى بکنید اشخاصى که در آنجا سوابقى دارند می‌گویند ارزیاب‌ها در آنجا تقلب می‌کنند هیچ کنترلى در آن‌جا نیست که اجناس صحیح تقویم بشود تقویم‌هاى غلطى می‌کنند بنده که در گمرک نیستم با نهایت اخلاص عرض می‌کنم عده‌ای از تجار می‌آیند این مطالب را می‌گویند در صورتى که شاید خود این‌ها هم از اشخاصى هستند که از مرتکبین این‌گونه تقلبات هستند منتهى وقتى که به بنده گفته شد بنده در این قسمت امانت‌دارى نمی‌کنم و می‌آیم این‌جا به عرض شما می‌رسانم بعد از مسئله گمرک شما دو چیز دیگر این‌جا ذکر کرده‌اید یکى اضافه‌خرج براى شهربانى است یکى براى ژاندارمرى بنده تصدیق می‌کنم که براى شهر‌بانى اضافه خرج لازم است حقوق پاسبان خیلى کم است (بعضى از نمایندگان- بسیار کم است) شهربانى وسایل شهربانى امروز باید مثل تمام شهربانى‌ها ممالک دیگر باشد و الّا امنیت ما حفظ نخواهد شد ولى آقاى وزیر دارایی به آقاى وزیر کشور به آقاى نخست‌وزیر و همکارانتان بگویید ما این را اضافه می‌کنیم اما شما هم آیا به وظایفتان عمل خواهید کرد یا نه؟ شما هم از خانه‌هاى مردم مراقبت خواهید کرد؟ شما هم مراقبت در امر اتوبوسرانى خواهید کرد؟ شما هم در مقابل متعهد بشوید بیایید این‌جا بگویید که من عهده‌دار می‌شوم که ترتیب کار شهربانى عوض بشود ترتیب کار این کلانتری‌ها عوض بشود ما که با آن‌ها بد نیستیم با این رؤساى ادارات رفیق هستیم من با رئیس شهربانى رفیقم او را خیلى دوستش دارم اما انجام وظیفه ازش می‌خواهم باید وضع شهربانى بهتر بشود مردم باید راضى بشوند شماها نوکر مردمید شما عنوانى بیش از نوکرى مردم ندارید باید مردم از شما راضى باشند مردم را راضى کنید آقاى وزیردارایی این مسائلى است که قطع دارم همه آقایان می‌خواهند (صحیح است) و مسئله دیگر مسئله ژاندارمرى است ژاندارمرى براى مملکت لازم است باید به او وسایل داد اما یک وسایلى ندهید که با همان وسایل بیشتر بلاى جان مردم بشوند چون وسیله بیشتر دارند بیشتر بلاى جان مردم بشوند حالا رئیس ژاندارمرى بسیار مردم خوب بسیار مردم شایسته همه هم می‌گویند اما چه فایده دارد جنابعالى هم بسیار خوب بسیار شایسته آدم خوب تنها کافى نیست شما برلیان نیستید که شما را پشت جعبه آئینه بگذاریم تماشا بکنیم تشکیلات ژاندارمرى و گمرک را بایستى درست بکنید باید با دنیا جلو بروید والله به خدا در گیلان و مازندران مردم از ترس دزد آرامش ندارند کشاورزها از ترس گاو دزدها اکثرا گاو را می‌آورند به پاى خودشان می‌بندند و می‌برند توى اتاق خودشان می‌خوابند (اکبر- باز هم گاو آن‌ها را می‌برند خودشان هم می‌برند) آخر ژاندارمرى براى جلوگیرى از وقایع است وزارت بهدارى براى جلوگیرى از مرض است وقتى مرش آمد شما چطور جلوگیرى می‌کنید؟ الان ده ماه است ما وکیل این دوره شده‌ایم در وضع ژاندارمرى در ولایات هیچ تفاوتى پیدا نشده (صحیح است) من خدا شاهد است به بی‌نهایت خجالت می‌کشم که در بعضى از جاهاى حوزه انتخابیه‌ام بروم براى این‌که سرقت و نا‌امنى و شرارت مردم را به ستوه آورده (پورسرتیپ- باید اجازه بدهند به مرکز) این دزدی‌ها این مفاسد سرش به مرکز بند است رئیس اداره خوب و پاک باشد زیر دستش خراب است زیر دستش خوب باشد بعدیش خراب است اساس تشکیلات خراب است اساس کار را درست کنید این کارها را اصلاح کنید و الّا آن دولت سابق دو سال وقتش را صرف قانون نوشتن نمود حالا شما هم دارید همان عمل را تکرار می‌کنید شما قانون استخدام براى چه می‌نویسید؟ یک کارى بکنید که طرز عمل مستخدم‏ تغییر بکند قانون استخدام سوییس را بیاورید چه ثمرى دارد تازه یک قانون استخدام می‌نویسید و می‌نویسید که اداره کل استخدام یکى از دوایر تابعه نخست‌وزیرى چه مربوط است؟ خودتان را چرا توى دردسر می‌اندازید باز می‌گویید که اداره عبارت است از مدیرکل رئیس اداره و معاون اداره و مدیر اداره و فلان، آقا این سیستم پوسیده صد سال پیش را بیندازید دور اداره‌ امروز در دنیا عبارت است از ‌یک رئیسى که یک نفرى نشسته است توى یک اتاقى کسى که به او مراجعه می‌کند می‌گوید چه فرمایشى دارید؟ یک بایگان دارد، یک ماشین‌نویس دارد وقت می‌شود خودش ماشین می‌کند خودش امضا می‌کند می‌دهد به دست شما به این سیستم کار می‌کند مردم را از این سیستم کاغذ‌بازى نجات بدهید قانون تقسیمات کشورى می‌نویسید اصولاً شما قانون تقسیمات کشورى براى کى می‌نویسید؟ حالا آمدیم شهسوار جزو گیلان بود یا جزو مازندران بندرعباس جزء کرمان بود یا جزء فارس چه تأثیرى دارد مردم که گرفتار هستند بیچاره هستند مردمی ‌که گرسنه هستند کشاورزانى که وسیله کار ندارند تمام درآمد خود را به سلف می‌فروشند حالا هى بنویسید که این‌ها جزو آن استان یا این استان هستند چرا وقت تلف می‌کنید؟ مگر رضا شاه با ده استان کار نتوانست بکند خوب حال شما بکنید 12 استان ناصرالدین شاه 4 استان داشت مملکت را مطابق سیستم خودش اداره می‌کرد مظفرالدین شاه جد بزرگوار شما بیچاره نمی‌توانست اداره کند (خنده نمایندگان) بنابراین می‌خواهم بگویم شما قانون استخدام را به مجلس می‌آورید سه ماه وقت مجلس را می‌گیرید ولى نتیجه‌اى به حال مردم ندارد یک ماده؛ دارید بیاورید براى بانک کشاورزى که به تمام کشاورزان وام بدهند (صحیح است) کار مستخدمین دولت را با مراقبت و با کنترل عوض بکنید آخر این‌ که طرز کار نشد بروید روى این فکر کنید که چکار باید بکنید که طرز کار این ادارات عوض بشود شما یک وضع اتوبوسرانى را شش ماه است نتوانسته‌اید اصلاح کنید آن وقت می‌روند دولت را وادار می‌کنند زغال وارد کند آخر به دولت چه مربوط است به شما چه مربوط است که زغال وارد کنید؟ بنده از‌

+++

شما می‌خواهم که این مطالب را در هیئت دولت مطرح کنید ولى می‌دانم که نخواهید کرد و یادتان می‌رود آقایان خیال می‌کنند که این‌هایى که ما می‌گوییم شعر است ولى شعر نیست می‌خواهم، یک مرتبه دو مرتبه می‌خواهیم و بعد تکلیف دیگرى داریم ما امروز آقا در مقابل مملکت خودمان مسئولیتى داریم یک فرصتى است که دنیا پیش آورده از این فرصت باید مجلس ایران دولت ایران و مردم ایران به نفع مملکت استفاده کنند اگر این فرصت از دست در رفت آن‌وقت شما به دست معاندین و اخلالگرها سند می‌دهید که باید این تشکیلات ساقط شود جمع بشوید همت کنید کار بکنید فکرتان را عوض کنید مغزتان را عوض بکنید (صحیح است) بله مغز خراب است (خنده نمایندگان) که این‌جور شده حالا برگردیم باصل موضوع این تفاوت حقوق براى مستخدمین دولت همه این اول یا آخرش بیست میلیون تومان است (داراب- آقا شما مخالفید یا موافق) بنده موافق هستم عرض می‌کنم که شما اگر وظایف‌تان را صحیح انجام ندهید از اداره مالیات از اداره گمرک از چیزهاى دیگر نتوانید نتیجه صحیح بگیرید براى چه این خرج‌ها بشود؟ این آقاى نراقى را دیدم یک چیزى یادم آمد در شهر همدان از شخص موثقى هم شنیدم یکى از دروازه‌هایش روزى نود تومان درآمد داشت آقاى رضاى نراقى برادر این آقاى نراقى به اعضا انجمن شهر گفتند که می‌رویم در دروازه ‌امشب می‌خوابیم ببینیم این دروازه چقدر درآمد دارد رفتند آن‌جا خوابیدند و دو هزار تومان درآمد داشت تفاوتش 90 تومان با دو هزار تومان بود آقاى دکتر امینى اگر شما ماهى دو مرتبه بروید گمرک وکلا‌ را تقاضا کنید که بیایند بروند رسیدگى بکنید نتیجه دارد کنترل‌تان باید صحیح باشد دراین مملکت اگر کمترل صحیح بود پاسبان و ژاندارم و بالاتر از این‌ها همه این‌ها انجام وظیفه می‌کنند شیستم اداریتان را باید ببرید روى کنترل به جاى این‌که قانون بنویسید این‌که کارمند را عوض نمی‌کند او را باید از طریق دیگر عوض کرد مستخدمی‌که نان ندارد ناچار است از لحاظ سد جا دزدى بکند مستخدمی ‌که با ماهى صد تومان باید زندگى بکند هى صد تا ماده قانون به دستش بدهید این‌که عوض نمی‌شود او را باید به طریق دیگر عوض کرد (نراقى- باید مستخدم حقوقش مکفى باشد) ببینید در آلمان چه می‌کنند کارى را که یک مستخدم در آمریکا و آلمان می‌کند در ایران پنجاه نفر هم نمی‌کنند شما وقت‌تان بیشتر صرف تلفن جواب دادن می‌شود یا مراجعات دیگر که وقت تلف کردن است شما یک هفته دور هم بیشینید ببینید این حرف‌هایى که بنده می‌زنم و آقایان هم قبول می‌کنند صحیح است یا غلط است (صحیح است) اگر صحیح است برود عوض این‌که هى این قوانین را عوض بکنید فکر چاره‌اى بکنید آقایان این فرصت از دست ما می‌رود و زمان دیگرى برنمی‌گردد هر چقدر شما جلو بروید نمی‌توانید جاى آن را که گذشته است جبران کنید در دوره مصدق هر وزیرى هر روز می‌آمد می‌گفت قانون تهیه کرده‌ام هر جا که گیر می‌کرد یک ماده قانون درست می‌کردند شما هر جا گیر می‌کنید نباید یک ماده قانون درست بکنید کار با قانون فرق دارد کار را باید انجام داد قانون که فایده ندارد شما هزار قانون بنویسید وقتى درست عمل نشود چه فایده دارد؟ بنابراین من تقاضا می‌کنم که احتیاجات مردم را در نظر بگیرید با ایجاد امنیت درآمد را حفظ کنید بروید و براى توتون‌کاران براى کشاورزان قانون بیاورید همین مجلس 24 ساعت این‌جا می‌نشیند تصویب می‌کند قانون براى کشاورزان بیاورید براى بانک کشاورزى قانون بیاورید بنده این عرایضى که عرض کردم براى موافقت با این لایحه و شأن آقایان این است که این اضافات مستخدمین را تصویب بفرمایند.

رئیس- آقاى ‌وزیر دارایی

وزیر دارایی(دکتر امینى)- بنده فکر کردم اگر به فرمایشات جناب آقاى ارسلان خلعتبرى که بسیار موجه و مدلل بود جوابى عرض نکنم یک مقدار سوءتفاهماتى باقى می‌ماند این است که بنده خواستم توضیحى عرض بکنم یکى راجع به قانون استخدام که آقا فرمودند که قانون استخدام می‌خواهیم چه کنیم اگر آن قانون استخدام اولیه جاى خودش بود شاید یک قسمت از این بدبختى‌هاى فعلى در دستگاه دولت به وجود نمی‌آمد بنا براین بنده خیال می‌کنم که اول باید دید علت فساد و بدبختى مستخدم چیست بنده خیال می‌کنم که اگر مستخدم وضعش ثابت باشد قانون درباره ترفیعش خیال می‌کنم که شاید پنجاه درصد این فساد را بشود جلوگیرى کرد آقاى خلعتبرى بهتر از بنده متوجه هستند که یک قسمت عمده عدم رضایت مردم از ما روى تبعیض است اگر تبعیض نشود و اشخاص بدانند که حق‌شان داده می‌شود و تبعیض نمی‌شود بنده خیال می‌کنم که شاید ما بتوانیم پنجاه درصد از عدم رضایت‌ها را رفع بکنیم (دکتر جزایرى- تبعیض را کى می‌کند؟ مسئول این تبعیض‌ها کیست؟) آقاى خلعتبرى فرمودند که اول باید ما فکرمان را عوض کنیم و بعد مغزمان را بنده حالا از فکر شروع می‌کنم تا به مغز برسم بنده عرض می‌کنم که اگر بنا باشد که مستخدم یک استاتوى ثابت داشته باشد بداند که در سر موقع اگر لیاقت داشت اگر شایستگى داشت و هر آن پشتش را تغییر نمی‌دهند اگر بداند که بالاخره این مقامی ‌که احراز کرده در اثر حسن خدمت در اثر فعالیت و درستى این مقام را احراز کرده و این مقام ارزش دارد شما اطمینان داشته باشید که خیلى از این فسادها از بین می‌رود الان یک مقدارى از این بسادها در اثر عدم رضایت این کارمندان است شما به تمام این ادارات سرکشى بفرمایید این عدم رضایت را می‌بینید بنده یک روز این‌جا عرض کردم که یکى از آمریکایی‌ها رفته بود مالیات بر درآمد را مطالعه کرده بود و گزارش داده بود در مقدمه این گزارش نوشته بود که آن طوری که من استنباط کردم تمام این آقایان در این اداره خوش‌نشین هستند هر کسى چند ماهى می‌آید می‌نشیند و می‌رود و اگر کسى بیش از یک سال در این دستگاه مانده باشد غیر از ثباط و ضباط کس دیگرى نیست. بنابراین چون ما الان مواجه با یک خلایى هستیم از نقطه‌نظر استخدام تصمیم گرفته‌ایم که یک قانون استخدام جامعى بنویسیم که روى آن عمل بکنیم (دکتر جزایرى- کى عمل بکند؟) اول باید باشد تا بعد عمل می‌کنیم اما راجع به اداره کارگزینى کل که فرمودند جناب‏ آقاى خلعتبرى که این وابسته به دفتر نخست‌وزیرى می‌باشد یک لایحه است که مدتى است کیف آقاى انتظام وزیرخارجه هست مدت‌ها است نشسته‌ایم مطالعه کرده‌ایم که یک تشکیلاتى که در فرانسه هست (چند نفر از نمایندگان- عجب تشکیلاتى؟ تقلید از فرانسه که فایده ندارد) بنده پس گرفتم (دکتر جزایرى- اصل موضوع را هم پس بگیرید) وزارت فرهنگ می‌گوید ما معلم می‌خواهیم معلم براى کلاس‌هاى ابتدایى نداریم یا فلان وزارتخانه محتاج به ماشین‌نویس است محتاج به مستخدم جزء است مکرر اتفاق می‌افتد که وزارت دارایی موافقت کرده روى پیشنهاد یک وزارتخانه‌اى که ماشین‌نویس من لازم دارم و می‌خواهم استخدام بکنم چون فنى بود ما موافقت کرده‌ایم و بعد معلوم شده است این ماشین‌نویس را که استخدام کرده‌اند اصلاً دست راستش چلاق بوده است (خنده نمایندگان) براى آن ‌که ما بتوانیم این را متمرکز بکنیم بگوییم آقا اگر دستگاهى چند تا ماشین‌نویس می‌خواهد در یک مرکزى بیایند اینها را امتحان بکنند بگویند این چند نفرى که درجه اول شده‌اند اینها را ما معرفى می‌کنیم به وزارتخانه‌های مختلف و بگوییم که این‌ها امتحان شده هستند از اینها استخدام بکنید نه این‌ که یکى که چلاق است ماشین نویس شود یا یکى که نمی‌تواند بنویسد به عنوان تندنویس استخدام کنند و کارگزینى کل کارمند به درجات مختلف و طبقات مختلف را معرفى کند حالا گفته‌اند که اینها در اختیار وزارت کار باشند وزارت کار کارى به کارمند ندارد آنجا مرکز کارگر است شاید مستخدمین به خیلى از آقایان شکایت کرده باشند یک کارمند حسابى را می‌گوییم وابسته به وزارت کار این را کارمند براى خودش وهن می‌داند به هر صورت این را بنده می‌خواستم خدمت آقایان عرض کنم که اصولاً این بدون شرط نباید باشد باید تحت یک شرایط و یک قواعدى باشد با یک مسابقه و یک کنکور وارد بشوند تا از استخدام یک مستخدمی ‌که صلاحیت ندارد از نظر علم و معلومات جلوگیرى شده باشد از این جهت به نظر بنده تمرکز کارگزینى ضررى ندارد ولى آقا میفرمایند که هر چه قانون تصویب می‌شود چون بهش عمل نمی‌شود ضرورت ندارد و حالا اگر ما قانون را تصویب کردیم و عمل نکردیم آن وقت وسایل در دست مجلس هست که باز خواست کند. اما راجع به ایجاد دانشکده طب در نقاط مختلف کشور الان دو دانشکده طب هست یکى در اصفهان یکى در تبریز (مهندس اردبیلى- معلم ندارد) اینها معلم ندارند دانشکده ایجاد کردن در حالی که معلم و وسیله نداشته باشد صحیح نیست (بعضى از نمایندگان- استخدام بکنید آقا) حالا که بنده در سهم خودم کمک کردم تلگراف کردم که این آلمانی‌ها را که استخدام کرده‌اید على‌الحساب پولشان را بدهید تا این‌که لایحه از مجلس بگذرد ولى بنده براى دانشکده فنى و طب عقیده دارم که اول باید وسایل را فراهم کرد بعد آنها را تأسیس کرد و در این قسمت بنده هیچ اشکالى نمی‌بینم دو مطلب فرمودند یکى راجع به گمرک یکى راجع به دخانیات که چرا ما آمدیم و مرزبانى درست کردیم و بودجه را از گمرک گرفتیم دادیم به مرزبانى این کار آقاى خلعتبرى یک تاریخچه خیلى مفصلى دارد وقتى در زمان مرحوم رضا شاه بنده معاون گمرک بودم آمدند یک گارد مسلح گمرک درست کردند هر چه افسر وامانده بود هر چه افسر ناصالح بود دادند به گمرک و هر جا هر اتفاقى افتاد شتر را در خانه گمرک خوانیدند و گفتند که کار کار گمرک است بنده خودم وقتى معاون گمرک بودم گفتم که آقا چند تا افسر حسابى به ما بدهید که اقلاً اشخاص پاکى باشند بالاخره در این تحولات اخیر که به عرض آقایان رسیده تقریباً یک عده‌ای از مأمورین گمرک را با غل و زنجیر از خرمشهر آوردند به تهران و بعد هم گفتند آقا اگر یک چند نفر از اینها را بکشید و حبس کنید قاچاق ریشه‌کن می‌شود براى این‌که مرکز قاچاق مأمورین گمرکند در صورتى که معلوم شد علت آن نبوده اگر یک قدرى دقت بفرمایید معلوم می‌شود چرا قاچاق می‌شود؟ باید آن جنس مورد قاچاق براى قاچاقچى صرف بکند (صحیح است) فقط تفاوت قیمت است که اشخاص را ترغیب و تحریض می‌کند که بروند قاچاق بکنند و الّا اگر یک جنسى در بازار به قیمت عادلانه باشد اشخاص مرض‏ ندارند که بروند قاچاق بکنند باید دید که آن اجناس که قاچاق‌

+++

می‌آورند چه اجناسى هستند اجناس ممنوعه حالا یا ورق بازی است یا فرض بفرمایید حریر است یا جنسى است که عوارض آن فوق‌العاده سنگین است على‌ایحال بنده کار ندارم همان تاجر هم که به عرض آقا رسانده که در گمرک عملیاتى می‌شود وقتى که قاچاق صرف کرد یک در هزار کادر گمرک مرزبان و تاجر و غیره اینها عادت می‌کنند و برایشان قاچاق یک اعاشه‌اى می‌شود در وهله اول به عقیده بنده که این کار را هم در زمان مرحوم داور کردیم و نتیجه مثبت گرفتیم باید کارى کرد که مال قاچاق صرف نکند به نظر بنده اگر در موقع خودش ما محصولات داخلى را روى حمایت قطعى ببریم یا روى حمایت گمرکى ببریم و از این ممنوع کردن اجناس در سهمیه خوددارى بکنیم یک قسمت عمده از این کارها از بین می‌رود فرض بفرمایید فلان جنسى که در داخله مملکت به مقدار کافى تولید نمی‌شود و باید یک مقدارى از خارج به مملکت بیاید این را گمرک زیاد ازش نگیریم و یا فلان مال ممنوعى که متأسفانه انسان حریصى على ما منع این را بیاورند و گمرک زیادى ازش بگیرند و در دسترس باشد و آن کسى که می‌خواهد آن را مصرف کند به قیمت گران بخرد چنانچه الان راجع به سیگار خارجى بنده دارم مطالعه می‌کنم چون الان یک عده شاید از خود آقایان از اشخاص متشخص توى خیابان اسلامبول سیگار خارجى را از قاچاقچى می‌خرند مصرف می‌کنند و مادامی ‌که این مصرف‌کننده هست آن قاچاقچى می‌آورد و با هیچ توپ و تفنگى هم نمی‌شود جلویش را گرفت بنابراین این کار را داریم می‌کنیم و مشغول مطالعه هم هستیم جناب آقاى خرازى توجه بفرمایید آن کسى که سیگار کامل را سه تومان می‌خرد در صورتی که 5 قران با قاچاق وارد کند بنده آن را بیاورم 25 قران بفروشم آن آقا سه تومان نمی‌خرد و نمی‌کشد و دو تومان هم گیر ما می‌آید عرض کنم که بعد از این‌که این مأمورین گمرک را آوردند چندین دستگاه بازرسى در گمرک مشغول عمل شد بنده هم سکوت مطلق اختیار کردم که آقایان بدون رادع و مانع کار خودشان را بکنند مأمورین نخست‌وزیرى بازرسى کل کشور و بازرسى وزارت دارایی شاید در حدود 12 نفر اینها جمع شوند و این پرونده‌ها را دیدند تقریباً در حدود 150 نفر صورت دادند از تهران و شهرستان‌ها که اینها را همه را عذرشان را بخواهید و الان هم هستند شاید هم یک عده‌ای هستند که از مأمورین خوب گمرک باشند بنده این‌ها را گفتم که در اختیار کار گزینى بگذارند (خرازى- الان که قاچاق جنوب زیادتر شده است) اجازه بفرمایید بعد هم گفتند مادام که مرزبانى زیر نظر گمرک است وضع همین طور است گفتیم که این کار قاچاق را هم به مرزبانى بدهید و یک نوار مرزى هم درست کنید و با ما کارى نداشته باشید مالى که آقاى خلعتبرى می‌آید در گمرک و با نظر مأمور گمرک خارج می‌شود مال قاچاق نیست ممکن است تقلب تویش باشد (خرازى- ابریشمی ‌را جاى نخى رد بکنند) تقلب چه قدر می‌شود هزار تن که نمی‌شود آن مالى که وارد می‌شود بایستى که به دست مأمورین مسلح وارد بشود بنده به کسى نمی‌خواهم جسارت بکنم نمی‌تواند فلان کشتى بیاید در فلان بندر پهلو بگیرد که ژاندارمرى و مرزبانى هستند بگویند که ما اطلاع نداشته‌ایم فقط آن مأمور یا رئیس گمرک دخالت داشته این نمی‌تواند اولاً صدى صدش را بخورد و مجالست و اگر هم بخواهند بخورند باید با هم بخورند و به این بدبخت مأمور بنده یک سهم خیلى قلیلى می‌رسد (عبدالصاحب صفایى- از آن به تهران هم می‌رسیم) على‌ایحال بنده می‌خواهم عرض کنم که بدون این ‌که بنده بخواهم دستگاه خودم را تبرئه بکنم اول باید عمل قاچاق را جلو گرفت و آن را ار بین برد در مرحله دوم باید مأمورین صالح را گذاشت شما ملاحظه بفرمایید در تمام این مدت اگر یک مأمورى را گرفتند و بردند گفتند آقا ما آمدیم ترا مسئول تشخیص دادیم باید مسئولیت و تقصیر او را معلوم کنند ولى بعد از چهل یا پنجاه روز دیگر او را ول می‌کنند و معلوم نیست تقصیرش چه بوده بنده اگر می‌خواهم اسم ببرم نظر حمله به‏ کسى ندارم ولى هنجنى و خواجه‌اى رئیس و معاون غله را گرفتند بردن حبس کردند (چند نفر از نمایندگان- بسیار مأمورین خوبى بودند) این دو نفر مأمور عالى‌رتبه را حبس کردند بعد بهشان گفتند تشریف ببرید حالا بنده از آقایان سؤال می‌کنم که این مأمورین هر قدر مأمور درست و وظیفه‌شناسى باشند اینها آیا دیگر دل به کار خواهند داد (بعضى از نمایندگان- دزد می‌شوند) بنابراین که بنده عرض می‌کنم تا وقتى که استاتوى مأمورین ثابت نباشد تا وقتی که یک مرجع معینى به خبط و خطاى مأمور رسیدگى نکند به هیچ‌وجه من‌الوجوه اعتمادى به صحت عمل مأمورین دولت نمی‌شود کرد. اما راجع به دخانیات چون فرمایشات جنابعالى مربوط به گیلان و مازندران بود رفقاى گیلانى بنده مطلع هستند که با تمام سختى که در خزانه دولت داشتیم سعى کردیم مطالبات را بپردازیم و اما چرا کشت محصول را بیست درصد کم کردیم براى این‌که محصولى که ما به دست می‌آوریم اگر انبار و وسیله نگهداشتن نداشته باشیم فاسد می‌شود از بین می‌رود هم ما متضرر می‌شویم و بالاخره مورد استفاده واقع نمی‌شود بایستى این محصول را به تدریج بالا برد که علاوه بر این‌که مصرف را تأمین می‌کند شاید یک مقدار هم ذخیره داشته باشیم الان یک برنامه وسیعى براى ساختن انبار داریم که یک قسمتى ار آن تهران است و یک قسمت در مراکز تولید در شهرستان‌هاست یکى مال خود رشت است (مهندس جفرودى- زمینش را هنوز نخریده‌اید) آقاى جفرودى بنده وقتى که آمدم اختلاف ما بین مقاطعه‌کار و دولت بود زمینش را خریده‌ایم پى آن را هم که ریخته‌اند توجه بفرمایید به هر حال بنده خودم شخصاً معتقدم آقاى خلعتبرى اگر بنا باشد که اقتصاد این مملکت که اساس و مبنایش کشاورزى است اصلاح نشود کار این مملکت درست نخواهد شد (احسنت) بنابراین بنده اگر راجع به بارز در گذشته پافشارى کردم و در آینده هم پافشارى می‌کنم براى این است که اگر صادرات مملکت تشویق نشود و تولید مملکت اضافه نشود این اقتصاد به جایی نمی‌رسد (صحیح است) حساب بفرمایید اگر بنا شد یک روزى به جهاتى نفط این مملکت خشک شد و از بین رفت کما این‌که دیدیم که سه سال دچار بحران شد تمام اقتصاد این مملکت فلج می‌شود اتفاقاً در یک جزوه‌اى که از طرف حزب ایران فرستاده بودند بعد از تعارفات راجع به مقایسه صادرات در کابینه سابق و حالا بعد از تذکراتى که داده بود نوشته بود که در کابینه سابق صادرات فلان قدر بود بعد در اثر تنزل ارز صادرات آمد پایین این تئورى فى حد ذاته درست است تا وقتى که ما مشوقى پیدا نکرده‌ایم براى صادرات که قائم‌مقام نرخ ارز بشود باید راجع به نرخ فوق‌العاده توجه کرد که باعث کم شدن صادرات نشود این را بنده عرض می‌کنم که ذهن آقایان متوجه باشد اگر حساب بفرمایند یک میلیون نفر حداکثر حقوق‌بگیر در این مملکت هست که تمام اضافه شدن هزینه زندگى تحمیل به این یک میلیون نفر می‌شود ولى در مقابل این یک میلیون نفر 19 میلیون نفر دیگر هست در این مملکت که این‌ها یا تولید کننده هستند یا فاصل بین تولید کننده و مصرف کننده بخصوص تولید کننده را باید در نظر بگیرید علت توسعه کشت پنبه در شمال چه بوده است علتش این بوده است که وقتى در سابق پنبه را صادر می‌کردند یک دلارش ده تومان دست می‌گرفت آن کسى که پنبه را این‌جا می‌فروشد توجه به ریالش دارد امروز تمام نرخ اجناس در دنیا تنزل کرده جنگ کره خاتمه یافته و یک افزایش بین‌المللی هم پیدا شده و اجناس ایران متأسفانه از نقطه‌نظر نا مرغوب بودن در وضع عادى با دیگران نمی‌تواند رقابت بکند و حتماً  تشویق لازم دارند و این (چون آقاى خرازى دارند. به بنده نگاه می‌کنند) تشویق صادرات فقط عرض نیست یک قسمت هم تناسب هزینه تولید است با قیمت فروش یک عاملش هم موضوع حاصل فروش آن جنس است که ببینیم دست تولیدکننده چه می‌رسد راجع به زارع و هزینه زندگى استدلال می‌کنند که اگر هزینه زندگى بالا برود همان زارع هم متضرر می‌شود در هزینه زندگى همه اقلام که مؤثر نیست خود آقاى خرازى بهتر می‌دانند که در همه جاى دنیا بسته به نوع زندگى افراد یک اقلامی‌ را در نظر می‌گیرند حالا اگر زندگى زندگى نسبة مرفهى باشد 25 قلم در نظر می‌گیرند ولى در مملکت ما از پنج یا شش قلم تجاوز نمی‌کند یکى نان است یکی گوشت است یکى قند و شکر است یکى چاى است قماش است و دارو این شش تا جنس هست (داراب- مسکن) زارع که در ده زندگى می‌کند و خرج مسکن ندارد این اجناسى است که در مصرف طبقات مهم این کشور تأثیر دارد آنچه که مربوط به نان است این تولید داخلى است یکى راجع به گوشت است آن هم عرض کردم که گرانى گوشت چند علت دارد (دکتر جزایرى- مهمترین علت آن است دخالت شهردارى است) این فقط براى این بود که چون راجع به هزینه زندگى زیاد صحبت می‌شود بنده خواستم که نیک تابلوى خدمت آقایان تقدیم بکنم که یک توجهى بفرمایند یکى هم موضوع قند و شکر است که به تصدیق آقایان الان قند و شکر از سبزه ملایرى و کشمش ارزانتر است (اکبر و محمودى برنج با بفرمایید) در تهران بیشتر برنج صدرى می‌خورند برنج صادراتى نیست یکى از قماش است و چاى این را جناب آقاى دکتر جزایرى توجه بفرمایید که یک قسمت عمده تجملات داخلى موجب افزایش هزینه زندگى است (دکتر جزایرى- قبول داریم) و در تهران به خصوص این را بنده حاضرم خدمت آقایان ثابت کنم که یک قسمت عملیاتى که دستگاه‌هاى مختلف می‌کنند در زندگى مردم تأثیر دارد و آن را بالا می‌رود یک روز پا می‌شوید می‌بینید فلان عوارض را به فلان چیز بسته‌اند عوارض در و پنجره وضع کردند روز دیگر یک دستگاه دیگرى یک عوارض دیگرى معین کرده منظور بنده این بود که آقایان از این اشتباه بیرون بیایند که نرخ ارز عامل صدى صد یا 50 درصد نیست یک پورسانتاژى البته تأثیر دارد ولى در زندگى ما یک پورسانتاژ فوق‌العاده قلیل. به هر حال راجع به خرید توتون و درجه‌بندى جناب آقاى خلعتبرى یک قسمت این‌که سوءاستفاده می‌شود آن مورد توجه قرار گرفت و بنده یک نکته‌اى را که می‌خواهم توجه بفرمایید این است که هر کس مالى دارد سعى می‌کند که آنرا به قیمت خوب به فروشد بالاخره ‌امرى طبیعى است وقتى‌

+++

بنا شد که جنسى درجات یک و دو و سه و مرغوب و نامرغوب داشته باشد خیلى از زارعین هستند که بالاخره‌ امام جعفرصادق که نیستند این‌ها سعى می‌کنند که نامرغوب را بیاورند و به جاى جنس مرغوب به فروشد (محمودى- هیچ همچو چیزى نیست) بنده عرض می‌کنم که بشر آقا حریص است بشر سعى می‌کند که حداکثر استفاده را بکند. بنابر این بنده خلاصه می‌کنم عرایضم راجع به توتون و طبقه‌بندى آن گفته‌ام که یک کمیسیونى تشکیل بشود که یکى دو نفر این کار را نکنند و هم گفتگو بین فروشنده و خریدار باقى نماند از آقایان تقاضا می‌کنم که همانطوری که جانب زارع را می‌گیرند یک قدرى هم جانب خزانه دولت را بگیرند بنده ‌امیدوارم که رفع شکایت آقایان بشود ما که به طبقیه خواهی ضعف نمی‌دهیم تحمیل کنیم آقایان تشریف بیاورند نظرشان را بفرمایند البته نظر آقایان را اجرای می‌کنیم به شرط این‌که این نظر نظر عادلانه‌اى باشد

7- تعیین موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه‏

رئیس- یک پیشنهاد سکوت و دو پیشنهاد کفایت مذاکرات رسیده می‌ماند براى جلسه آینده فعلاً جلسه را ختم می‌کنیم جلسه آینده روز یکشنبه‏

(مجلس پنجاه دقیقه بعد از ظهر ختم می‌شد)

رئیس مجلس شوراى ملى- رضا حکمت‏

+++

یادداشت ها
Parameter:294911!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)