کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره نهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏9
[1396/05/07]

جلسه: 83 صورت مشروح مجلس روز پنجشنبه 27 اردیبهشت‌ماه 1313 (سوم صفر 1353)  

فهرست مذاکرات:

1ـ تصویب صورتمجلس

2ـ تقدیم لایحه اعتبار تکمیل مریضخانه رازى از طرف آقاى وزیر داخله و تصویب آن‏

3ـ شور اول لایحه راجع‌‌به ثبت اعیانىاملاک مزروعى‏

4ـ شور اول لایحه تخفیف مجازات در موارد تکرار جرم

‏5ـ شور اول لایحه تعیین مجازات جرایمی که چند نفر دخالت دارند

6ـ تقدیم یک فقره لایحه از طرف آقاى وزیر عدلیه

7ـ موقع و دستور جلسه بعد ـ ختم جلسه‏

مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏9

جلسه: 83

صورت مشروح مجلس روز پنجشنبه 27 اردیبهشت‌ماه 1313 (سوم صفر 1353)

فهرست مذاکرات:

1ـ تصویب صورتمجلس

2ـ تقدیم لایحه اعتبار تکمیل مریضخانه رازى از طرف آقاى وزیر داخله و تصویب آن‏

3ـ شور اول لایحه راجع‌‌به ثبت اعیانىاملاک مزروعى‏

4ـ شور اول لایحه تخفیف مجازات در موارد تکرار جرم

‏5ـ شور اول لایحه تعیین مجازات جرایمی که چند نفر دخالت دارند

6ـ تقدیم یک فقره لایحه از طرف آقاى وزیر عدلیه

7ـ موقع و دستور جلسه بعد ـ ختم جلسه‏

)مجلس یک ساعت و ربع قبل از ظهر بریاست آقاى دادگر تشکیل گردید.(

صورتمجلس روز یکشنبه بیست‌ و‌ سوم اردیبهشت‌ماه را آقاى مؤید احمدى (منشى) قرائت نمودند.

اسامی غائبین جلسه گذشته که ضمن صورت مجلس خوانده شد :

غائبین بی­اجازه - آقایان : محلوجی - مؤید قوامی - اعظم زنگنه - یونس آقا وهاب­زاده - محمد آخوند - چایچی - کورس - معدل - دکتر بهرامی .

دیر آمدگان بی­اجازه - آقایان : اسدی - افخمی - اسفندیاری - طهرانچی - ثابتی - نیک­پور - شریعت­زاده - قراگوزلو - مسعودی .

1ـ تصویب صورتمجلس‏

رئیس ـ قبل از این که به صورت مجلس رأى بگیریم یک اشتباهى شده است که بنده اجازه میخواهم تصحیح کنم در لایحه که مربوط به سواد اسناد سجلى بود در تبصره دوم یعنى قسمت اخیر تبصره دوم نوشته میشود که متخلفین را مطابق قانونى که در بیستم مردادماه 1307 وضع شده است مجازات کنند در صورتی که قانون در یازدهم آذرماه 1310 تغییر پیدا کرده و آن قانون سندیت دارد (صحیح است) و حالا اجازه مىخواهم که این کلمه را آن طورى که هست اصلاح کنیم (صحیح است) در صورت مجلس نظرى نیست (خیر) صورتمجلس تصویب شد آقاى وزیر داخله‏.

2ـ تقدیم لایحه اعتبار تکمیل مریضخانه رازى از طرف آقاى وزیر داخله و تصویب آن‏

وزیر داخله (آقاى جم) ـ لایحهای است راجع‌‌به بودجه صحیه مملکتى چنان که خاطر آقایان مستحضر است در آبان گذشته یک لایحه از مجلس گذشت که برحسب تبصره

+++

که آن قانون دارد صرفهجویىهایى که در آخر 1312 از آن لایحه اصلاحیه حاصل میشود براى تکمیل مریضخانه رازى که صد تخت خواب دارد و براى زمین و بناى آن به مصرف برسد نظر به این که این تبصره با ماده (37) قانون دیوان محاسبات عمومی یک اصطکاکى پیدا کرده است براى رفع اختلاف این لایحه تقدیم میشد چون براى کارهاى صحیه و خیریه است استدعاى فوریت دارم که در مجلس مطرح شود.

ساحت مقدس مجلس شوراى ملى:‏

به موجب تبصره ذیل قانون 4 آبان 1312 اصلاح بودجه صحیه کل به وزارت داخله اجازه داده شده بود که صرفهجوییهاى اقلام اضافى که جمع آن بالغ بر ششصد و یک هزار و دویست و پنجاه ریال است به مصرف تکمیل بیمارستان رازى و خرید زمین براى مریضخانهها برساند چون دیوان عالى محاسبات صرفشدن صرفه جویىهاى مزبوره را در 1313 مخالف مادتین (1) و (37) قانون محاسبات عمومیدانستهاند و از طرفى بایستى زودتر نواقص بیمارستان رفع و افتتاح شود از این جهت ماده واحده ذیل با قید فوریت براى تصویب تقدیم میشود:

ماده واحده:‏ وزارت داخله مجاز است به اتکاء تبصره ذیل قانون 4 آبان 1312 اصلاح بودجه صحیه کل آنچه از مبلغ ششصد و یکهزار و دویست و پنجاه ریال اقلام اضافه صرفهجویى داشته باشد در سنه مالى 1313 به مصرف تکمیل بیمارستان رازى و خرید زمین براى مریضخانهها برساند.

رئیس ـ فوریت مطرح است (مخالفى نیست) آقایانى که با فوریت این لایحه موافقت دارند قیام فرمایند (اغلب قیام نمودند) تصویب شد. ماده واحده مطرح است. آقاى اعتبار.

اعتبار ـ بنده با ماده واحده این لایحه مخالف نیستم ولى میخواهم استفاده کنم از موقع و آقاى وزیر داخله را متوجه کنم که براى تأسیس مریضخانه در لایحه که گذشت صحیههاى ولایات حذف شد و به بلدیهها تحویل شد و بالاخره در آن بودجهها اطبایى براى حومههاى شهر در نظر گرفته شد بنده در قسمت بروجرد میخواستم عرض کنم با این که وضعیت عواید بلدى آنجا خیلى خوب بود و مبلغى هم براى صحیه صرف میشد چنان که حالا هم هست و آن را حذف کردند و دادند به بلدیه و اطبایى را هم که در نظر گرفتهاند هیچ کدامشان را تا به حال نفرستادهاند حتى آبلهکوبى را هم نفرستادهاند و وضعیت صحیه آنجا خیلى بد و پریشان است و مخصوصاً چون بروجرد طبیب محل هم ندارد خیلى در زحمت و فشار هستند و بنده هم دو سه مرتبه مراجعه کردم جواب دادند که این مبلغى که در بودجه گذاشته شده یعنى شصت و هشت تومان این به درد طبیب نمیخورد میخواستم عرض کنم خوب بود این سه چهار طبیبى را که در نظر گرفتهاند دو تا کنند و مبلغ بیشترى بدهند که بروند و طبیب تهیه شود و به مردم برسند مخصوصاً موضوع آبلهکوبى که الآن در آنجا شیوع دارد خیلى اهمیت دارد و مردم خیلى در زحمت هستند این را هم یک توجهى بفرمایند که بلدیه آنجا هم یک مبلغ کافى پیدا کند که بتواند در این قسمتها کمکهاى مؤثرى بکند.

وزیر داخله ـ به طورى که آقایان مسبوقند به بودجه آبلهکوبى در سال 1313 مبالغى افزوده شد و اگر درست نظرم باشد هفت هزار تومان افزوده شده و در تمام اقطار ممکلت که آبلهکوبىاش نقص دارد آبلهکوبهایى فرستادهایم ممکلت که آبلهکوبىاش نقص دارد آبلهکوبىهایى فرستادهایم راجع‌‌به اطباى حومه شهرها هم به اندازه که بودجه اجازه میدهد البته فرستاده میشود و البته احتیاجات مملکتى بیش از آن اندازهایاست که بودجه اجازه میدهد و ما وسایل داریم نسبت به صحیه بروجرد هم بنده مخصوصاً توصیه میکنم و مانعى هم ندارد که زیاد شود و چنان که فرمودند در حدود نود تومان به اطبایى که در آنجا میروند حقوق مىدهیم و ممکن است از اطبایى که استخدام کردهاند بروند و البته مواظبت میکنند که اگر نواقصى در کار است رفع شود.

+++

رئیس ـ آقاى دکتر طاهرى.‏

دکتر طاهرى ـ موافقم.‏

رئیس ـ اشکالى دیگر نیست (خیر) موافقین ورقه سفید خواهند داد.

(اخذ و شماره آرا به عملامده 100 ورقه سفید تعداد شد).

رئیس ـ عده حضار در موقع اعلام رأى 107 نفر به اکثریت یکصد رأى تصویب شد.

اسامی رآی دهندگان - آقایان : خواجوی - حسنعلی میرزا دولتشاهی - طهرانی - دکتر شیخ - حبیبی - صفاری - اعتبار - امامی - پناهی - کازرونیان - شیرازی - ملک­زاده آملی - میرزا یانس - حاج تقی آقا وهاب­زاده - آقا رضا مهدوی - پارسا - سلطانی - شیخ­الاسلامی - هزار جریبی - اسکندری - شاهرودی - دکتر قزل ایاغ - میرزا موسی خان مرآت - امیر ابراهیمی - بیات ماکو - مرآت اسفندیاری - لاریجانی - سهراب خان ساگینیان - دکتر سنگ - میرزایی - مصدق جهانشاهی - حیدری - کفائی - افخمی - پورسرتیپ - لیقوانی - دربانی - مقدم - کمالی - دکتر ادهم - فتح­الله خان فزونی - فتوحی - رهنما - دهستانی - دکتر امیراعلم - شریفی - نیک­پور - اورنگ - ثقة­الاسلامی - محسن آقا مهدوی - طباطبایی دیبا - دکتر احتشام - محسن خان قراگزلو - بنکدار - اقبال - محیط - مژدهی - هدایت - ملک مدنی - دادور - کیخسرو شاهرخ - میرزا علیخان وکیلی - دبیر سهرابی - مجد ضیائی - طالش خان - نوبخت - طهرانچی - روحی - دکتر طاهری - ارکانی - رهبری - فرشی - حمزه تاش - معتصم سنک - اسدی - عراقی - بختیار - مسعودی خراسانی - دکتر سمیعی - تربیت - حاج میرزا حسین خان فاطمی - امیر تیمور - میرزا محمد خان وکیل - حاج محمدرضا بهبهانی - مؤید احمدی - مخبر فرهمند - نمازی - حاج میرزا حسنخان اسفندیاری - دکتر ملک­زاده - دکتر لقمان - نواب یزدی - سید کاظم یزدی - بیات - مسعود ثابتی - دکتر ضیاء دبستانی - علوی سبزواری - افسر - منصف - کاشف .

3ـ شور اول لایحه راجع‌‌به ثبت اعیانىاملاک مزروعى‏

رئیس ـ خبر از کمسیون عدلیه راجعبه ثبت اعیاناملاک مزروعى براى شور اول مطرح است.‏

خبر کمیسیون:‏

لایحه نمره 428 وزارت عدلیه راجعبه حقالثبت اعیان املاک مزروعى با حضور آقاى وزیر عدلیه مورد شور و مطالعه کمیسیون واقع و بالاخره با اصلاح جزئى شور اول آن خاتمه و علیهذا راپورت آن را براى تصویب به عرض مجلس مقدس میرساند.

ماده واحده ـ ماده ذیل تحت نمره (13) مکرر به قانون ثبت اسناد واملاک مصوب 26 اسفندماه 1310 افزوده میشود.

ماده 13 مکرر ـ در مورد اعیانى که زارعین دراملاک مزروعى متعلق بغیر دارند و به تبع اصل ملک یا مستقلاً مجهولالملک اعلان شده است تقاضاى ثبت از طرف زارعین نسبت به اعیانى مزبور با همان حقالثبت معمولى و بدون تادیه دو برابر قبول خواهد شد اگر چه قیمت آن بیش از دو هزار ریال باشد.

تبصره ـ در مورد این ماده مقصود از زارعین کلیه ساکنین املاک مزروعى است اگر چه شغل آنها زراعت نباشد به استثناى مالک اصل رقبه.‏

رئیس ـ آقاى دیبا.

طباطبایى دیبا ـ بنده اولاً از آقاى وزیر عدلیه تشکر میکنم که نسبت به زارعین اینجا یک ارفاقى قائل شدهاند و البته خیلى مناسب است ولى دو سه مطلب است که به مناسبت این لایحه لازم است تذکر بدهم یکى این است که حقیقتاً اگر آقایان سابقا دیدهاند و در قسمت ولایات توجهى بفرمایند خواهند دید که در غالب موارد مجهولالمالک زیادتر شده است یعنى اعلان ثبت میشود و مجهولالمالک هم زیاد شده است عقیده شخصى بنده این است که علتش حقیقتاً بىپولى مردم است صاحب ملک غالباً چه زارع باشد چه غیرزارع غالباً پول نداشته است که بیاید در موقع ثبت پول بدهد این است که مجهولالمالک اعلان شده است و بنده عقیدهام این است که امروز که این موقعش نیست ولى یک امعاننظرى باید وزارت عدلیه در این خصوص داشته باشد که وقتى ادارات میخواهند حقالثبت بگیرند یک ارفاقى قائل شوند مثلاً در قانون

+++

ثبت که یک وقتى در کمیسیون مطرح شد نوشته شد که به اقساط وصول شود ولى فعلاً آنچه که در اداره ثبت معمول است این است که با این که اقساط اقلاً سه قسمت است که باید در سه قسط بگیرند ولى دو قسط میگیرند بدواً یک قسط و بعد هم یک قسط در هر صورت باید یک ارفاقى قائل شد و همان طور که عرض کردم که این مجهولالملک که پیدا میشود مالک دارد ولى تمکن ندارد که برود ثبت بدهد از این جهت مجهولالمالک اعلان میشود این یک تذکر بنده بود که در موقع خودش البته وزارت عدلیه یک امعاننظرى خواهند کرد و یکى هم این بود که اینجا فقط اعیانى ذکر شده است بعضى حقوق ارتفاقى از قبیل حقابه و حقالمجرى هست که یک زارعینى هستند که حقابه دارند از یک مالک دیگر و آنجا هم ثبت ندادهاند و مجهولالمالک معرفى شده است نسبت به او هم باید تصریح شود که همان حقالثبت معمولى را بدهد این هم یک تذکرى بود که راجعبه حقوق ارتفاقى هم اینجا باید تصریح شود یکى هم این بود که مجهولالمالک را که ماده (12) قانون ثبت املاکى که به عنوان مجهولالمالک اعلان میشود اینها جمع میشود در یک جا آن که اول فروردین رسیده است تا آخر فروردین و آنچه که در آخر فروردین رسیده است تا آخر مهرماه فرض بفرمایید از مهر که گذشت اگر کسى در دیماه تقاضا داد راجعبه مجهولالمالک این باید شش ماه بگذرد یعنى بماند تا سال آتیه اول فروردین که به اسم او اعلان نوبتى بکنند همچنین بعد از فروردین چند ماه باید صبر کند تا آخر مهرماه که اعلان کنند و این اسباب زحمت است براى کلیه مردم خاصه به طبقه زارعین زارعى کهامروز میخواهد حدود ملک خودش را حفظ کنند و ثبت بدهد نسبت به چیزى که مجهولالملک است و حق او است باید پنج ماه صبر کند تا نوبت اعلان او برسد در این قسمت هم یک توجهى لازم است که بفرمایند که یک ترتیبى باشد حالا یا خصوص این لایحه معین کند یا جاى دیگر که همین که مجهولالمک اعلان شد وقتی که صاحب ملک خواست تقاضا بدهد خود او را قبول کنند دیگر تا پنجماه ششماه صبر نکنند و این اسباب زحمت است و البته این یک قانونى است که گذشته و بنده نسبت به گذشته عرضى ندارم ولى نسبت به این مورد به خصوص زارعین را استثناء قائل شویم که اینجا در آخر فروردین یا آخر مهرماه نباید بماند بلکه همین که رفت اعلان داد قبول کنند این هم یک تذکرى بود یکى هم راجعبه استثناء مالک اصل رقبه است اولاً اینجا هیچ لازم نبود استثناء مالک اصل رقبه بنده عقیدهام این است یک استثنای دیگرى را هم باید قائل شویم یک اشخاصى هستند که خورده مالکند که در دهات هستند یک شعیر دو شعیر مالک دارند و حقیقتاً چنانچه عرض کردم پول ندارد که تقاضاى ثبت ملک بنماید و به این جهت مجهولالملک شده است و اینها را باید حقیقتاً استثنا کرد زیرا از این قبیل مالک اصل رقبه یک مطلبى است که غالباً در دهات معمول است کسى مالک اصل رقبه است ولى خودش زارع است این استثناء ممکن است بر بخورد بان شخصى که او هم حق نداشته باشد بنده عقیدهام این است این قبیل اشخاص هم حق دارند یعنى کسى که مالک ملک خودش است فرض بفرمایید چند شعیر از این ملک دارد یا از این ده دارد و ضمناً زارع هم هست اگر این استثناء را ظاهرش بگیریم ممکن است حق او تلف شود و قبول نکنند از او آن هم اگر یک ملکى دارد با وجود این هم یک زراعتى دارد یک حقوقى دارد همین ماده هم در حق او اجرا بشود این عرایضى بود که لازم بود بنده به عرض برسانم و البته خود آقاى وزیر عدلیه توجهى نسبت به این قبیل قضایا دارند.

وزیر عدلیه (آقاى صدر) ـ راجعبه قسمت اول که آقاى دیبا شرحى فرمودند چون خارج از این لایحه است البته به موقع خودش ممکن است طرف توجه شود قسمت دیگر که راجعبه خردهمالکین بود که اینها هم ملحق شوند به زارعین اینجا بنده تصور مىکنم که آن وقت استثناء

+++

خیلى زیاد میشود خرده مالکین هم حدش معلوم نیست که چه اندازه درست و این یک قدرى مشکل میشود و این استثناء هم تقریباً پر فلسفه ندارد اینجا این ارفاقى که نسبت به زارعین شده است به جهت این است که اینها اغلب دهنشین هستند و مردمان بىسوادى میباشند و چون اعلانات راجعبه است به طور کلى حالا اگر حقوقى داشته باشند آنها مخصوصاً حقوق اعیانى که کاملاً تابع ملک است اینها مطلع نمیشوند که مالک اظهارنامه داده یا نداده این طور است که گفتیم مشمول آن قانونى که باید دو برابر حقالثبت را بدهد نباشد و همان حقالثبت معمولى را بدهد این به جا بوده است البته آقایان هم تصدیق میکنند ولى تجاوز به مالکین دیگر معنى نخواهد داشت مثلاً حقوق ارتفاقى عملاً در اداره ثبت معمولش این است که حقوق ارتفاقى را منظور میکنند ولو این که استثناء هم نشده باشد ولى اگر ثابت باشد میتواند براى صاحب آن ملک قبول کنند ولى معذلک بنده موافقت میکنم که ذکر شود و اشکالى ندارد دیگر نظرم نماند چه فرمودند.

رئیس ـ آقاى هزارجریبى.‏

هزارجریبى ـ بنده گمان میکنم این لایحه خیلى ناقص است اگر آقایان توجه فرموده باشند اینجا خواستهاند در قسمت اعیانى یک ارفاقى به رعایا کرده باشند آقایان مستحضرند که اغلب املاک ایران خردهمالک است یعنى املاکى است که رعیت خودش مالک است ملک مال خودش است اعیانى هم مال خودش است اینجا که تا دو هزار ریال مرقوم فرمودهاند و استثناء کرده لذا در صورتی که رعیتى که تمام ملک و خانهاش بیش از دو هزار ریال نیست و آن وقت هم خودش مالک است و هم رعیت است اینها چه باید بکنند؟ اگر یک احصائیه صحیحى از ابتداى امر اداره ثبت اسناد تهیه میکردند آن وقت میدانستید که وضعیت املاک چیست ولى ما همچون احصائیه نداریم بنابراین این قانون هم یک اشکال بزرگى براى مردم تولید خواهد کرد بنده در ابتدا هم با این لفظ مجهولالمالک مخالف بودم چون این لفظ یک لفظ زنندهایست و سابقه دارد در این که این لفظ خیلى زننده است در سابق میگفتند مجهولالمالک یعنى صاحب ندارد و تعلق به دعاگو دارد حالا بنده که رعیت هستم در این ملک یک خانه یا یک باغچه دارم خوب سند مالکیت که در دست ندارم قباله که ندارم سند ملکیت من تصدیق مالک است آن وقت وقتى که شما اصل را از بین بردید کى مصدق خواهد بود؟ پس کى تصدیق رعیت را بکند شما میگویید مجهولالممالک یعنى مالک ندارد کسى مالک این ملک نیست پس این یک عیب بزرگى دارد پس املاکى را که رعایا خودشان مالک هستند و زارع هستند اگر بگوییم آنها به کلى مستثنى باشند هیچ طورى نخواهد شد و البته این مالک هم مالک اعیانى است و هم مالک ارضى است و هیچ ذکرى نشده است در این لایحه که با رعیتى که هم مالک اعیانى است و هم مالک ارضى چه معامله خواهند کرد یکى دیگر هم اخلاق و عادات را هم باید ملاحظه کرد ما میگوییم مجهولالمالک آنوقت در همسایگى این ملک هماملاکى هست که ثبت شده است آن وقت آن که ثبت داده از این ملک که مالکش معلوم نیست استفاده خواهد کرد و ممکن است که اعیانى را از این رعایا بخرد وقتى که اعیانى را خرید براى صاحب آن اراضى اسباب زحمت میشود پس باید در اینجا هم حق اولویت به ما داده شود که خود مالک بخرد در هر حال بنده این را خیلى مشکل مىبینم و چون مىبینم آقایان توجهى نمیفرمایند دیگر عرضى نمیکنم.

رئیس ـ آقاى مؤید احمدى.‏

مؤید احمدى ـ چون این لایحه اولاً شور اولش است و بنده خواهش میکنم اگر آقاى هزارجریبى نظریاتى دارند پیشنهاد بفرمایند چون شور اول است برمیگردد به کمیسیون البته نظریات حضرت عالى تحت شور گذارده میشود اگر صحیح باشد در کمیسیون هم موافقت میکنند و در شور دوم اصلاح میشود بنده اینجا لازم دانستم یک توضیحى عرض کنم که چه شده است که وزارت عدلیه مجبور شده است این لایحه را به مجلس

+++

بیاورد در اطراف تهران مخصوصاً زیاد است در بعضى شهرهاى دیگر هم هست که رعایا در دهات یک اعیانى دارند یک خانه و یا یک دکان و از این قبیل چیزها مىسازند یا درخت و ریشه مالکین ملک وقتى ملک را ثبت دادند آن را جزو ثبت خودشان نمىآورند رعیت هم اطلاع نداشته یا قانون نمىدانسته است که اعیانیاش را هم باید به ثبت برساند اداره ثبت هم روى قانون عمومی او را مجهولالمالک اعلان کرده است و مطابق قانون او را مجهولالمالک اعلان کرده است و مطابق قانون ملکى که مجهولالمالک اعلان شد باید دو برابر حقالثبت بدهد در اینجا وزارت عدلیه خواسته است که ارفاق به آنها کرده باشد اولاً عبارت قانون را ملاحظه بفرمایید رفع اشکال میشود ملکى که مجهولالملک اعلان شده است آن ملک را فقط رعیت میتواند اعیانیش را بیاورد ثبت کند و همان حقالثبت معمولیش را بدهد این فقط از نقطهنظر ارفاق به رعایا است به واسطه بىاطلاعیشان است چون به واسطه عدم اطلاع بوده است از این جهت وزارت عدلیه این ارفاق را کرده است که از اینها دو برابر نگیرند چون در قانون سابق تا مبلغ دویست تومان بود ولى در اینجا قید شده که اگر از دویست تومان هم بیشتر باشد همان حقالثبت معمولى را ازش بگیرند بنابراین این یک ارفاقى است که شده است اما یک تکه را فرمودند آقاى هزارجریبى که اینجا در نظر گرفته نشده است که اگر آن رعیت مالک زمین هم باشد خوب اگر مالک زمین باشد که او دیگر مالک است و مشمول این قانون نمیشود و مالک اعیانى هم که شد مشمول قانوناملاک و ثبت است بنابراین با این مطالب حضرتعالى نظریاتى دارید پیشنهاد بفرمایید میرود به کمیسیون و البته اگر نظریات صحیحى باشد که این ارفاق هم اعمال شود البته میپذیرند.

رئیس ـ آقاى دکتر طاهرى.‏

دکتر طاهرى ـ آقاى مخبر هم توجه بفرمایند با این لایحه کاملاً موافق هستم اینجا ارفاقى شده است براى اشخاصى که نفهمیدهاند وظیفهشان را انجام بدهند و یا این که استطاعت نداشتهاند. عرضى که بنده دارم این است که این کار را به عقیده بنده باید تعمیم بدهند زیرا که ثبت اسناد واملاک یک کارى است که دولت قانونش را گذراند و اجرا کرد براى رفاهیت خود مردم نه این که یک مالیاتى میخواست بگیرد البته چون یک خرجهایى دارد آن مخارج را هم از مردم میگیرند. بعد آمدیم و در قانون گذراندیم که وقتى که اعلان یک محلى شد اگر صاحبان آنجا تا یک ماه چهل روز اظهار نامه ندهند آن ملک مجهولالمالک است و جریمهاش هم این است که بعد میآید اظهارنامه بدهد و به ثبت بدهد باید دو برابر حقالثبت بدهد چرا؟ براى این که ما این کار را براى او میکنیم و او باید این کار را استقبال کند حالا چرا نمیکند این یا پول نداشته است یا مطلع نبوده است که بیاید ثبت بدهد آن وقت نظرتان هست که در اول اجبار و جریمه نبود بعد به تدریج این کار را سخت کردند که مردم بیایند و تقاضاى ثبت بدهند حالا به عقیده من باید که ما در همین قانون یک ارفاقى کنیم و آن این است که اشخاصى کهاملاکشان مجهولالمالک اعلان شده است اگر از پیش است تا آخر سال 1313 وقتى که خواستند ثبت کنند همان حقالثبت معمولى را بدهند و اگر بعد یک جایی را اداره ثبت اعلان داد آنجا هم هر جا مجهولالمالک شد تا یک سال اینها مهلت داشته باشند چنانچه همین کار را در قانون سجلاحوال کردیم و این کار بسیار نافع است براى مردم براى دولت هم خوب است براى این که دولت که نمیخواهد مردم را بدون جهت مجازات کند یک کارى است که به نفع مردم است براى تثبت حق مردم است پول نداشته است حالا که پول نداشته ما باید دو برابر ازش بگیریم؟ خیر باید یک ارفاقى بهش

+++

بشود این عقیده بنده است و یک پیشنهادى هم عرض کردهام و اعضاء کمیسیون محترم عدلیه هم متوجه باشند بلکه در شور ثانى اصلاح شود.

وزیر عدلیه ـ این موضوعى را که نماینده محترم اظهار کردند مسئله مجهولالمالک البته یک قسمت براى حفظ نظامات بوده است و این که مردم هم در موقع خودش بعد از اعلانى که اداره ثبت کرد حاضر بشوند اظهارنامه خودشان را بدهند یا آنها را تشدید نمیشود که حتماً یک دفعه تمام پول را بدهند مخصوصاً دراملاک مزروعى چون قیمت آنها زیاد است به اقساط گرفته میشود چون آن قسط اولى که موجب قبول اظهار نامه شان باشد باید اول بدهند بعد هم قدر بدهند و دیرتر هم بدهند تشدیدى نخواهند کرد و اشکال قانونى هم تولید نمیشود و فقط یک قدرى دیرتر سند مالکیت او صادر میشوداما این که نسبت به مجهولالمالک فعلاً یک ارفاقى بشود یعنى یک مهلتى گذاشته شود که تا یک مدتى مردم بیایند و اظهار کنند بنده حالا نه مخالفت میکنم و نه موافقت بلکه نظر دولت و وزیر مالیه را هم باید جلب کنم اگر مقتضى شد البته لایحه میآوریم راجعبه اصل موضوع این لایحه فقط راجعبه اعیانى رعایا است غیر از اراضى واملاک است ملک مجهولالمالک اعلان شده و بعد مشمول همان ماده خودش است که میتوانند بیایند و اظهارنامه بدهند اینجا خواستیم رعایایى که یک ملک تبعى دارند یک اعیانى در ملک غیر در واقع تبعى است براى این زمره اشخاص یک ارفاقى بشود که اینها مجبور نباشند دو برابر بدهند هر وقت حاضر شدند مطابق آن ماده تا ده سال و تقاضاى ثبت کردند همان حقالثبت معمولى را بدهند این موضوع ماده است. بنابراین با اصل ماده مخالفى نیست و بعد هم پیشنهاداتى که در ضمن خواهد بود البته مورد دقت واقع میشودیک قسمت هم آقاى دیبا فرمودند که بنده آن وقت جواب ندادم و آن این است که اگر زارعى یا کسى آمد و تقاضاى ثبت کرد نسبت به اعیانى ملکى خوب است همان وقت اعلان بشود- این مطابق نظامات داخلى ثبت اسناد است که یک ناحیه را اعلان ثبت میکنند بعد یک اختلافهایى در آنجا حاصل میشود و یااملاک مجهولالمالکى پیدا شده است یعنى اول که اداره ثبت اعلان داده است بعد از آن مردم تقاضا نکرده یا اظهارنامه ندادهاند اینها را جمع میکنند بعد یک اعلان اصلاحى در اول فروردینماه به طور کلى میکنند یکى از نقطهنظر کم خرجى و یکى از این که به بینند یک اختلافهایى که در آنجا بوده است یا مشکلاتى در آنجا بوده است که بعد به نظر هیئت نظار آنجا رسیده است چه بوده و به سهولت رسیدگى کنند و این تفاوتى ندارد براى این که از ملکیت آنها که بیرون نمیرود منتهى عقبتر اعلان آنها را میدهند این اشکالى ندارد.

مخبر ـ راجع به پیشنهادى که آقاى دکتر طاهرى بیان کردند بنده عقیدهام این است چون آقاى وزیر عدلیه توضیحاتشان را دادند مخالفت نفرمودند فرمودند باید شور بشود و اینها بنده یک نظرى دارم عقیدهام این است که اولاً باید در مجلس ذکر بشود که این مجهولالمالک که در قانون ثبت اسناد لفظش گذاشته شده است این غیر از مجهولالمالکى است که ما سابقه ذهنى داریم. چرا؟ به جهت این که همین آدم اگر در مهرماه رفت و تقاضانامه داد به اسمش ثبت میشود و اگر در فروردینماه رفت باز به اسمش ثبت میشود تا ده سالتا ده سال هر آنى که برود این صفت مجهولالمالکى از آن ملک سلب میشود در حالتى که لفظ مجهولالمالکى که در ذهن ما بود غیر از این است (صحیح است) و همچون نمیفهماند. این یک موضوع. موضوع دیگر این را میخواستم به عرض برسانم که یک عده املاک در همه جاى ایران همین طور که آقاى دکتر طاهرى فرمودند هست که صاحبان آنها یا واقعاً از روى جهل به قانون یا از باب عسرت پول نداشتن تقاضا نکردهاند براى ثبت از این جهتآمدهاند و به اسم مجهولالمالک

+++

ملک را اعلان کردهاند و اگر ما مدتى از براى این قسمتاملاک مهلت قائل بشویم که آقایانى کهاملاکشان به اسم مجهولالمالک ثبت شده است اگر تا آخر اسفند 1313آمدند و تقاضاى ثبت کردند همان حقالثبت معمولى را بدهند و اگر گذشت و باز نیامدند آن وقت آن جرم را بدهند بنده نظرم این است که خیلى خوب است و اگر این کار را بکنیم آن وقت آن نظرى را هم که دولت و مجلس داشتند از براى ثبت املاک به اسم اشخاص به کلى اجرا خواهد شد و همان طور که آقاى دکتر تذکر دادند در قانون سجلاحوال هم که آن تبصره در کمیسیون علاوه شد که اشخاصى که تا امروز سجلاحوال نگرفتهاند یک سال مهلت دارند که بروند بگیرند و مشمول مجازات هم نیستند بنده عقیدهام این است که همه هم خواهند رفت و ورقه خواهند گرفت این مورد هم بد نیست پیشنهادى بفرمایند میآید در کمیسیون آقاى وزیر عدلیه هم مساعدت میفرمایند که این کار را بکنیم. به نظر بنده این خیلى قدم بزرگى است که براى ثبت شدن تمام املاک برداشته شده است.

رئیس ـ آقاى هزارجریبى.

هزار جریبى ـ عرض بنده این بود که یک ملکى را میآییم و مینویسیم مجهولالمالک این یعنى چه؟ مجهولالمالک یعنى که مالک ندارد (افسر چرا مالک ندارد) یعنى الآن مالک ندارد (صحیح است) عجالتاً مالک ندارد این ملک و مجهولاست. نیست. خودش را معرفى نکرده است این درست است؟ در این صورت خوب این رعیت که میخواهد این اعیانى را ثبت بدهد در همه جا که سند ندارند در رعیتى معمول است مالک اجازه میدهد به رعیت که تو برو خانه بسازآسیا بساز آبدنک بساز فلان قدرش مال تو یا همهاش مال تو یک قسمت معمول ولایات این است خصوص سمت شمال تمام این طور است. آقاى رئیس ـ ملکشان را ثبت دادند آن وقت تمام خانههاى رعیتى را به اسم رعایا نوشتند تمام آسیاها ابدنگ ها را و هیچ کس هم نرفته است اظهارى بکنداما شما میگویید مجهولالملک. مجهولکه شد آن وقت رعیت این جا میآید میگوید این باغچه و این اعیانى مال من است. خوب اینجا که مالکش فعلاً مجهول است فکر کنید باید تصویق بکند؟ باید مالک تصدیق بکند این یک قسمت را. یک قسمت دیگر این که بیشتر رعایا در یک ده چند خانوار رعیت هستند این چند خانوار رعیت تمام در این ده شریکند زراعت که میکنند به هم چیزى نمیدهند فقط یک مالیاتى میدهند به دولت. این ملک مال خودشان است اعیانى مال خودشان است. گاو هم همین طور و اگر اتفاقاً صد تا دویست تا پانصد تا گاو و گوسفند از خارج آمد و آنجا تعلیف کرد یک حقى میگیرند و آن را نمیرسند و نمیتوانند تقسیم کنند آن را براى یک مخارج بریه و خیریه در نظر میگیرند فرضاً دو من سه من روغن و شیر و اینها این را هم باید یک فکرى برایش کرد و این لفظ مجهولالمالک را هم باید بردارند که اسباب زحمت است این دو فقره بود. فقره سوم که بنده در نظر دارم روابط همسایگى مالکین است با یکدیگر باید این را در نظر داشت وقتى که رعیت از این ده بخواهد برود آنجا آن وقت این اسباب زحمت میشود این چیزها واقعاً بوده است و ما دیده ایم حالا چنانچه کسى به عرایض بنده توجه بکند چه بهتر بنده که مقصودم تظاهر نیست وقتى مالکین مجاور خواستند رعیت همدیگر را ببرند این طرف و آن طرف وقتى که مالکین حق اولویت نداشته باشند که رعایا به غیرمالک بفروشند به خارج بفروشند حق اعیانى خودشان را اینجا همسایهها در زحمت میافتند (صحیح است) و همه اینها را ما دیدهایم اگر گوش به عرایض بنده بدهند در کمیسیون هم عرض خواهم کرد غرض ما که تظاهر نیست در مجلس مقصود این است که مطلب حل شود. این یک قانون عمومی است و این براى شمیرانات که نیست درست است که اینجا ممکن است علاقهجاتشان سند داشته باشد ولى در سمت مازندران و شمال و اینجاها یا خراسان و دامغان هیچکس سند ندارد سند ملکى ندارد تصدیق مالک سند است مالک هر چه تصدیق کرد همان سند است خوب اینجا که مالکش مجهول است کى تصدیق میکند این است مطالب.

وزیر عدلیه ـ بنده خواهش میکنم آقاى هزارجریبى

+++

تشریف بیاورند در کمیسیون و آن وقت مطالبشان را در آنجا توضیح بدهند و درست مفصل صحبت کنیم (صحیح است).

رئیس ـ آقاى افسر.

افسر ـ مکرر دیده میشود که در موضوعهایى نقاط مختلفه مملکت بکلى با یکدیگر فرق دارند. معهذا هر یک از نمایندگان چون در محلى بودند که اطلاعات نسبت به آنجا دارند تمام مملکت را همان طور حساب میکنند بنده از خراسان اطلاع دارم و مطابق آنجا همه جا در نظر میگیرم. آقاى هزارجریبى هم این طور تصور میکنند. اساساً به طور مطلق نمیشود گفت که رعایا در هر ملکى وضعیتشان همان طور است که ایشان فرمودند بعضى از رعایا هستند که در آن محلى که ارباب ملک دارد او هم خانه دارد زندگانى دارد به همان دلیل که او از جدش بهش رسیده این هم از جدش به ارث برده یا همان طور که او خریده است این هم بیست و پنج تومان و سى تومان داده و خریده است و اصلاً رعیت هم مالک است خودش بلى یک دهات اربابى هم هست که اصلاً همان طور که فرمودند مالک میآید و میگوید رعایا بیایید در ملک من خانه بسازید و تا روزى که در اینجا هستید در اینجا باشید و هر وقت هم که خواستید بروید من اعیانى شما را که ساختهاید ازتان میخرم حتى حق اولویت هم براى او هست و حق اولویت را قرار داده است که به دیگرى رعیت حق انتقال نداشته باشد ولى همه جا که این طور نیست و یک جور نیست. حالا در اینجا موضوع این است که اگر در یک جایى رعایا شخصاً اعیانى را مالک بودند و آن وقت ارباب نیامده است و خودش را معرفى نکرده است به اداره ثبت و ثبت نداده تقاضانامه نداده نسبت به اصل ملک و این ملک حال مجهولى پیدا کرده است آن وقت میفرمایید این را چه باید کرد؟ میفرمایید سندى که اینها در دست ندارند. بنده هم به درد آقاى هزارجریبى گرفتار هستم به جهت این که کسى گوش نمیدهد. اینجا پارلمان است از پارله مشتق است یعنى حرف زدن باید گوش بدهند یک کسى حرف بزند یک کسى جواب بدهد بى ربط که نمیشود حرف زد یک نفرى که نمیشود (عدهای از نمایندگان- بفرمایید) عرض کنم بالاخره اگرآمد و این رعیت مالک بود نه آن فرضى که مال مالک است. خیر. این بیچاره هم در این ده زمینى خریدارى کرده است مثل مالک که در عرض هم هستند.آمد و ارباب ده خودش را معرفى نکرد براى ثبت یا به واسطه پول نداشتن (که این یکى از علتش است که آقاى مؤید احمدى فرمودند ولى یک قسمت دیگر را فراموش فرمودند که بنده حالا عرض میکنم) یا به واسطه طول کشیدن جریان و مدت ثبت خود بنده شش سال پنج سال قبل پول دادهام و اظهار نامه دادهام که بیایند و ملک مرا ثبت کنند هنوز نیامدهاند سراغش آن کسانی که قدرى دقیق هستنتد در حساب و زندگانى میآیند و حساب میکند میبینند اگر الآن پول بدهند بعد از پنج سال دیگر شاید ملکشان ثبت بشود اول باید ثلث بدهد یا به قول آقاى دیبا نصف بدهند خوب این فکر میکند که اگر صبر کند تا موقع ثبت عمومییا موقع خودش پنج سال بعد یک مردمی که عرض کردم دقیق هستند در حساب میبینند صرف میکند که صدى بیست علاوه آن در آن موقع بدهند و حالا ملکشان مجهولالمالک باشد بعد در موقعش برود ثبت بدهد به جهت این که طول میکشد و حالا بنده نمیخواهم اشکال و اعتراض به دولت بکنم البته به واسطه کمیاعضاء است اجزاء است. هر چه هست بنده اینها را اشکال نمیکنم عملاً این طور است حالا این را چه بکنند؟ وقتى که مالک آمد و قبول کرد و سند هم داشتم اگر در سر موقع ارباب ثبت نداد بنده که مالک این خانه هستم و رعیت هستم سند هم دارم خریدهام یا ارث دارم و به من رسیده است حالا میفرمایید نمیتوانم استفاده کنم از این سند؟ چرا نمیتوانم میروم به اداره ثبت و میگویم اگر آقاى ارباب ثبت

+++

نداده است خودش میداند ولى من حاضر هستم و این پول را میدهم و خانهام را ثبت میکنم حالا کهآمدند خانه را ثبت خواستند بکنند اگر سند نداشت که اداره ثبت به مجرد ادعا قبول نمیکند اگر تصرف رسمیداشت که مطابق قانون مدنى روى تصرف سابقه خود تقاضاى ثبت میدهد و این هم از دو حال خارج نیست اگر آمد و حق خودش را ثبت کرد که مالکش میشود اگر آمد و از حق خودش بیشتر داد آن وقت البته مالکش پیدا میشود و میگوید که این حق را داشته است که فقط اعیانى را بسازد و برود این این اعتراض که به ثبتش پیدا میشود باید جواب بدهد اگر هم اعتراض ندارد که خوب مثل سایراملاک است راجعبه قسمت شمال و سواحل بحر خزر که فرمودند خوب وقتى که خودش اعراض کند از حقش دیگر چه میتوان گفت سایرین چه بکنند؟ یک دهى سیصد خانوار دارد و همه با هم شریکند و همه هم نشستهاند و مالکند و در عرض هم هستند خوب چون صاحبش نیامده است ثبت را بدهد اینها همه بلاتکلیف هستند عیب دیگر هم پیدا شده در این مملکت از وقتی که قانون ثبت وضع شده است معاملات بکلى فلج مانده یعنى اگر ملکى را بخواهند بخرند میگویند به ثبت نرسیده بالاخره معاملات همین طور را کد مانده است و اگر هم بخواهند معامله کنند نصف وجه را نگاه میدارند تا بعد از ثبت بالاخره معاملات مردم مختل مانده است یک اربابى اگر نخواست ثبت بدهد و حساب کرد دید صرف ندارد براى صرفهجویى همان طور که عرض کردم ثبت را معوق گذاشت اینجا تقصیر سیصد خانوار ده چه چیز است؟ اینها باید بیایند و ثبت کنند و مورد ثبت خودشان را اگر دلیل نداشت که اداره ثبت قبول نمیکند اگر دلیل داشت که قبول میکند و ثبت میکند و چه دلیل دارد که معطل بشوند براى این که ملک مجهولالملک معرفى شده و ارباب ثبت نداده است؟ در این موضوع البته باید دقت شود و البته پیشنهاداتى را که فرمودند صحیح است و آقاى وزیر هم البته تشریف میآورند و در کمیسیون همان طور که وعده فرمودند و در کمیسیون بنده هم چون عضو هستم دیگر زیادتر اینجا وارد نمیشوم ولى این قسمت را در هر صورت نباید معطل گذاشت.

رئیس ـ پیشنهاداتى که رسیده است قرائت میشود:

پیشنهاد آقایان حیدرى ـ دهستانى ـ محیط:

تبصره ذیل را پیشنهاد میکنیم:

تبصره ـ مالکین اعیانى که زارع و بىبضاعت باشند که دفعتاً قادر به تأدیه حقالثبت نباشند به اقساطى که بیش از دو سال نباشد حقالثبت خواهند پرداخت.

پیشنهاد آقاى طباطبایى دیبا:

مقام محترم ریاست مجلس دامت شوکته.

پیشنهاد مینمایم ماده ذیل اصلاح شود:

ماده 13 مکرر ـ در مورد اعیانى و حقوق ارتفاقى که زارعین الى آخر

پیشنهاد دیگر آقاى طباطبایى:

پیشنهاد مینمایم تبصره دو علاوه شود:

تبصره 2 ـ در مورد ماده فوق قسمت مربوط به اعلان نوبتى در آخر فروردین و آخر مهر هر سال که در ماده 12 قانون ثبت اسناد و املاک مذکور است لازمالرعایه نخواهد بود.

پیشنهاد آقاى دکتر طاهرى:

مقام منیع ریاست دامت شوکته پیشنهاد میشود به ماده 13 مکرر اضافه شود:

کلیهاملاک که مجهولالمالک اعلان شده یا بعد بشود چنانچه در مورد اول تا آخر 1313 و در مورد ثانى تا یکسال بعد از اعلان مجهولالمالکى بخواهند به ثبت برسانند همان حقالثبت معمولى دریافت خواهد شد.

رئیس ـ آقایانى که بورود در شور دوم این لایحه موافقت دارند قیام فرمایند (اکثراً قیام نمودند) تصویب شد.

4 ـ شور اول لایحه تخفیف مجازات در موارد تکرار جرم

+++

رئیس ـ خبر از کمیسیون عدلیه راجعبه مواد تکرار جرم:

لایحه پیشنهادى وزارت عدلیه به نمره 430 در جلسه اخیر کمیسیون قوانین عدلیه مطرح نظر به توضیحاتى که آقاى وزیر عدلیه در لزوم تصویب ماده پیشنهادى دادند کمیسیون با ماده واحده موافقت و علیهذا همین لایحه دولت را براى تصویب به مجلس مقدس شوراى ملى پیشنهاد مینماید

رئیس ـ عین ماده واحده پیشنهاد دولت:

ماده واحده ـ ماده ذیل در تحت نمره 45 مکرر به قانون مجازات عمومیافزوده میشود:

ماده 45 مکرر ـ در موارد تکرار یا تعدد جرم و همچنین در کلیه مواردى که مطابق قانون مجرم باید به حداکثر مجازات محکوم شود هرگاه محکمه موجبات تخفیف مجازات را موجود بداند میتواند مرتکب را به کمتر از حداکثر محکوم کند بدون این که بتواند مجازات را به کمتر از حداقل تنزیل دهد و هرگاه مجازات مقرر بدون حداقل و حداکثر باشد محکوم میتواند در مورد حکم اعدام و حبس دایم یک درجه و در سایر موارد فقط تاربع جزاى اصل عمل تخفیف دهد.

رئیس ـ اشکالى نیست. آقایانى که به ورود در شور دوم این لایحه موافقت دارند قیام فرمایند (اغلب قیام نمودند) تصویب شد.

5 ـ شور اول لایحه تعیین مجازات جرایمی که چند نفر دخالت دارند

رئیس ـ خبر کمیسیون عدلیه راجعبه مجازات جرایمی که چند نفر دخالت دارند:

کمیسیون قوانین عدلیه لایحه نمره 432 وزارت عدلیه را در خصوص جرایمی که چند نفر دخالت داشته باشند مطرح و تحت شور و مداقه قرار داده با توضیحاتى که آقاى وزیر عدلیه بیان نمودند کمیسیون با پیشنهاد مزبور موافقت و اینک خبر شور اول آن را که عین ماده واحده پیشنهادى دولت است براى تصویب تقدیم مجلس شوراى ملى مینماید.

رئیس ـ عین ماده واحده پیشنهادى دولت قرائت میشود:

ماده واحده ـ ماده ذیل تحت نمره 175 مکرر به قانون مجازات عمومیافزوده میشود:

ماده 175 مکرر ـ هرگاه در قتل یا ضرب یا جرح عمدى که در غیر مورد منازعه واقع شده دو یا چند نفر دخالت نمایند بدون این که معلوم گردد مرتکب اصلى کدام یک است هر یک از مداخلهکنندگان در صورت وقوع قتل به سه الى ده سال حبس با اعمال شاقه در صورت وقوع جرح یا ضرب برحسب مورد به مجازاتهاى مقرره در ماده 172 و یا ماده 173 محکوم میگردد.

رئیس ـ آقایانی که با ورود در شور دوم این لایحه موافقت دارند قیام فرمایند (عده زیادى برخاستند) تصویب شد. آقاى وزیر عدلیه فرمایشى داشتید؟

6ـ تقدیم یک فقره لایحه از طرف آقاى وزیر عدلیه‏

وزیر عدلیهلایحه ایست وزارت مالیه فرستادهاند بنده تقدیم میکنم.

7ـ موقع و دستور جلسه بعد ـ ختم جلسه‏

رئیس ـ اگر اجازه میفرمایید جلسه را ختم کنیم (صحیح است).

جلسه آینده پنجشنبه سوم خرداد سه ساعت قبل از ظهر دستور لوایح موجوده.

(مجلس مقارن ظهر ختم شد).

رئیس مجلس شوراى ملى ـ دادگر

+++

قانون‏

راجع به تکمیل بیمارستان رازى و خرید زمین براى مریضخانهها

ماده واحده ـ وزارت داخله مجاز است به اتکا به تبصره ذیل قانون 4- آبان- 1312 اصلاح بودجه صحیه کل آنچه از مبلغ ششصد و یکهزار و دویست و پنجاه ریال اقلام اضافه صرفهجویى داشته باشد در سنه مالى 1313 بمصرف تکمیل بیمارستان رازى و خرید زمین براى مریضخانهها برساند ، این قانون که مشتمل بر یک ماده است در جلسه بیست و هفتم اردیبهشت ماه یکهزار و سیصد و سیزده شمسى به تصویب مجلس شوراى ملى رسید

رئیس مجلس شوراى ملى ـ دادگر

+++

یادداشت ها
Parameter:293447!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)