کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره هفدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏17
[1396/05/29]

جلسه: 82 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه هفتم خرداد ماه 1332  

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس

2- بیانات قبل از دستور - آقایان: جلالی - میر اشرافی - زهری (آقای زهری - ضمناً از ماده 90 هم استفاده نمودند)

3- بیانات آقای قنات‌آبادی طبق ماده 146 و آقای دکتر معظمی به عنوان ماده 90 آیین‌نامه

4- تقدیم لایحه تمدید فرمانداری نظامی در شهرستان شیراز به وسیله آقای معاون وزارت دفاع ملی

5- اعلام حاضر بودن آقایان وزیر کشور و معاون نخست وزیر برای جواب سئوالات

6- بیانات آقایان: خلخالی و مکی به عنوان ماده 90 آیین‌نامه

7- تعیین موقع جلسه بعد - ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏17

 

 

جلسه: 82

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه هفتم خرداد ماه 1332

 

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس

2- بیانات قبل از دستور - آقایان: جلالی - میر اشرافی - زهری (آقای زهری - ضمناً از ماده 90 هم استفاده نمودند)

3- بیانات آقای قنات‌آبادی طبق ماده 146 و آقای دکتر معظمی به عنوان ماده 90 آیین‌نامه

4- تقدیم لایحه تمدید فرمانداری نظامی در شهرستان شیراز به وسیله آقای معاون وزارت دفاع ملی

5- اعلام حاضر بودن آقایان وزیر کشور و معاون نخست وزیر برای جواب سئوالات

6- بیانات آقایان: خلخالی و مکی به عنوان ماده 90 آیین‌نامه

7- تعیین موقع جلسه بعد - ختم جلسه

 

مجلس دو ساعت قبل از ظهر به ریاست آقاى محمد ذوالفقارى (نایب رئیس) تشکیل گردید.

1- تصویب صورت مجلس

نایب رئیس - جلسه رسمى است. صورت غایبین سه‌شنبه پنجم خرداد ماه قرائت مى‌شود.

(صورت غایبین به شرح ذیل به وسیله آقاى ناظرزاده منشى قرائت گردید)

صورت غیبت و دیرآمدگى و غایبین در رأى آقایان نمایندگان در جلسه صبح سه‌شنبه 5 خرداد ماه 1332.

غایبین با‌اجازه آقایان: دکتر شایگان - اورنگ - عبدالرحمن فرامرزى - بهادرى - عامرى - صراف‌زاده - دکتر فقیهى‌شیرازى.

غایبین بى‌اجازه آقایان: مشار - راشد - دکتر امامى - دکتر مصباح‌زاده‏.

دیرآمدگان و زودرفتگان با اجازه آقایان: شبسترى یک ساعت - صفایى یک ساعت - کریمى یک ساعت و ده دقیقه‏.

دیرآمده بى‌اجازه آقاى محمدحسین قشقایى یک ساعت‏.

نایب رئیس - نسبت به صورت جلسه اعتراضى هست؟ آقاى کهبد بفرمایید.

کهبد - آقاى عامرى را در صورت جلسه غایب بدون اجازه نوشته‌اند در صورتی که غیبت ایشان با اجازه بوده است و کسالت داشته‌اند و به این علت نتوانسته‌اند به مجلس بیایند بنده خواستم تقاضاکنم اصلاح شود.

نایب رئیس - به کمیسیون محاسبات ارجاع می‌شود. آقاى مهندس غروى.

مهندس غروى - مختصر اغلاط چاپى هست در عرایض بنده اصلاح می‌کنم مى‌دهم به اداره تندنویسى‏.

نایب رئیس - اصلاح خواهد شد نسبت به صورت جلسه اعتراض دیگرى نیست؟ آقاى صفایى بفرمایید.

صفایى - بنده را جزو دیرآمدگان نوشته‌اند در صورتی که بنده دیر نیامدم در جلسه گذشته لیکن در آخر جلسه زود رفتم (ناظرزاده - اینجا هم جزو زودرفتگان نوشته‌اند) بلى لیکن دیر نیامدم‏.

نایب رئیس - اصلاح مى‌شود اعتراض دیگرى نیست. صورت جلسه سه‌شنبه 5 خرداد تصویب مى‌شود.

2- بیانات قبل از دستور آقایان: زهرى - جلالى - میر اشرافى - زهرى - (ضمناً آقاى زهرى از ماده 90 هم استفاده نمودند)

نایب رئیس - عده‌اى از آقایان تقاضاى نطق قبل از دستور خواسته‌اند آقاى جلالى بفرمایید.

جلالى - آقایان نمایندگان محترم شاید بعضى از آقایان نمایندگان نخستین روزى را که پیش از افتتاح دوره هفدهم به عنوان معارفه در مجلس تشکیل شد به خاطر داشته باشند در آن روز اینجانب عده‌اى از آقایان را که تا آن روز فقط نامى از آنان شنیده بودم و هیچ گونه رابطه قبلى با آنها نداشتم به این نکته مستحضر کردم که در این دوره بدون شک راه آینده ما هموار نیست ما در یک نقطه بیم و امید و هستى و نیستى شرف و ننگ پیروزى و شکست قرار داریم و دنیاى غارت‌زده شرق نگران ما بود و استعمارطلبان غرب همچنان خواهان بلعیدن ثروت ما و پایمال کردن مواریث ملى و مدنى ما هستند در آن روز من خاطرنشان کردم که پیروزى ما را اتفاق تأمین می‌کند و شکست و بدنامى ما را نفاق و اختلاف آن روز فراموش نمی‌کنم به آقاى پارسا عرض کردم که نمایندگان تازه‌کارى امثال ما که تا آن روز دستى از دور بر آتش داشتیم و تنها تلؤلؤ چراغ نهضت ملى و بى‌پروایى و گستاخى رهبران ملى و مذهبى و مردم را در قبال جباران و استثمارگران را مى‌دیدیم تنها به این امید و با شوقى تمام آماده خدمت شدیم که بتوانیم با همکارى دکتر مصدق و دیگر زعماى نهضت با تاییدخداوند کاروران غارت‌زده ملت را روزى به وادى ایمن برسانیم آن روز مشوق ما هیچ نبود مگر همین که عرض کردم و امروز هم بحمدالله جز آن نمی‌خواهیم و هدفى نداریم همکاران عزیز تاریخ جهان همیشه مشحون از حوادث است ولى در تاریخ ملت‌ها تنها گاهى از این حوادث داراى یک عنوان فوق‌العاده است به اصطلاح با خط درشت رقم خورده است در چنین مواقعى که حیثیت و استقلال یک ملتى در یک نقطه بحرانى قرار می‌گیرد مسئولیت زعماى قوم هم در نقطه بحرانى قرار خواهند گرفت در این نقطه هم براى ملت و هم براى کملین و مسئولین محل تلاقى دو خط آبرو و آزادگى و شکست و ناکامى است در این نقطه است که باید قدم‌ها استوارتر و از خودگذشتگیها بیشتر باشد عقل و منطق و فکر سلیم و فداکارى مجال خودنمایى به کینه و عداوت و نظریات شخصى ندهد زیرا تجربه نشان داده است هیچ گاه نهضت‌ها جریان خود را عوض نمی‌کند اکثر به همان راهى می‌روندکه هدف در انتهاى آن قرار دارد زیرا جریان نهضت‌ها کمتر شامل خودخواهى و نفس‌پرستى است و گمان نمی‌کنم کسى از آقایان محترم منکر این باشد که امروز آنچه در این کشور دیده می‌شود و می‌گذرد یک جریان کاملاً استثنایى است و قطعاً تاریخ آینده هم امروز را به نام یک روز بحرانى نام خواهد برد و این قیام را به بهترین صورتى خواهد ستود.

آقایان محترم شیشه سرنوشت و حیات و حیثیت مردمى که هیچ سرمایه جز آزادگى و فداکارى ندارند امروز در دست مجلس شوراى

+++

ملى ایران است مردمى که سخت نگران به سرنوشت خود هستند وقتى آنها محرومیت مى‌کشند و مبارزه می‌کنند من و شما چگونه می‌توانیم حاضر شویم که تنها روى اختلاف سلیقه به سرنوشت آنها نیندیشیم پنجاه سال از عمر مشروطیت ما می‌گذرد و تنها محصولى که از این پنجاه سال مشروطیت به دست مردم آمد این بود که براى اولین بار آنچه می‌خواستند یعنى قطع ایادى شرکت سابق نفت را دیدند و دولتى که نظر داشتند به سر کار آمد چه می‌شود کرد که دولت دکتر مصدق اولین دولتى بود که طبقات مختلف کشور می‌خواستند که روى کار بیاید این سد براى اولین بار شکست و در حالی که شکستن این سد خیلى‌ها را نگران کرد و بیش از همه کوته‌نظران خارجى را نگران ساخت که آمالشان پایمال این دولت می‌شد امروز باور کنید ولى دیروز باور نمى‌کردید که ممکن است دو دولت زورمند که منابع شمال و جنوب کشور ما را درید قدرت خود داشتند از میدان در بروند جز کاردانى دکتر مصدق و دیگر زعماى نهضت ملى و مساعدت حضرت آیت‌الله کاشانى چه نیروى مى‌توانست این بت فساد رازخوان یغماى ملت ایران براند کدام دولتى مى‌توانست مسئله شیلات را به این آرامى به نفع مردم ایران التیام دهد کیست که منکر گردد دکتر مصدق در این باره هم جهانى را به حیرت واداشت گمان نکنید که آنها از این مرد مى‌ترسیدند این طور نبوده براى اولین دفعه دولت شوروى در کشور ما به حکومتى برخورد که با مردم پیوند داشت و براى روى کار آمدنش انقلاب سى‌ام تیر به وجود آمد دولتى که به دولت‌هاى گذشته تحکم می‌کرد و یادداشت می‌داد این بار متوجه شد که مقاومت و سرسختى او در قبال دولت ایران حاصلى جز بدنامى و شکست ندارد کما این که براى دولت زورمند انگلستان جز ننگ و رسوایى حاصلى نداشت اینجانب خدا را گواه می‌گیرم که در این سخنان خود سر سوزنى قصد تعارف و مجامله نسبت به دولت را ندارم بلکه به دستگاه انتقاد بسیار دارم زیرا با این دستگاه خیلى کم مى‌توانیم کار موکلین خود را راه بیندازیم در حالی که بر کسى پوشیده نیست که گرفتارى مردم تاچه حد است من مدتى است تلاش می‌کنم شاید بتوانم بعضى وزارتخانه‌هارا وادار کنم که اقلاً به زارعین محروم و خرده مالکین دماوند و فیروزکوه که هیچ وقت لطف دولت‌ها شامل حال‌شان نشده است بیش از اینها نظر داشته باشند و موفق نشده‌ام ولى با همه دلتنگی‌ها که به خاطر موکلین خود از این دولت دارم هدف بزرگترى در پیش چشم من است نظر این است که نباید یک بار دیگر به انگلستان استعمارگر که امروز مانند دوره‌گردان به هر در مى‌زند و از لاهه تا ژاپن همه جا دسیسه می‌کند و با هزاران حبل شیطانى می‌کوشد تا دولت حاضر را سقوط بدهد مجال داد اینجانب به نام یک نماینده ملت ایران اعلام می‌کنم که غایت آمال انگلستان سقوط دولت دکتر مصدق است و به این سبب نباید به هیچ قیمت اجازه داد این آرزوى آنها تحقق یابد باید دید مردم چه می‌گویند و چگونه قضاوت می‌کنند و به قضاوت آنها احترام گذاشت مردم امروز می‌گویند در سیاست خارجى سر سختى و پافشارى دکتر مصدق درباره استقلال و در قبال مطامع خارجى بوده که دوست و دشمن را به اعتراف واداشته که براى اولین بار سیاست خارجى کشور بر روى شالوده محکم و احترام متقابل قرار گرفته است و اما درباره سیاست داخلى و اصلاحات باید عرض کنم روزى که ما مبارزه را شروع کردیم هدف ما این بود که به وضع پریشان خود سر و سامانى داده و بیش از همه به استقلال حقیقى برسیم و براى این کار قطع ریشه نفوذ اجنبیان را بهترین دارو و درمان دانستیم و تعجب در این است که بعضى از آقایان اصلاح امور داخلى را به طور کامل پیش از پایان مبارزه میسر می‌دانند آقایان محترم شما مرض را تشخیص دادید درمان را هم تشخیص دادید ولى پیش از به دست آوردن دارو چگونه از طبیب می‌خواهید که مریض را به سر حد سلامت برساند آیا با این اختلافات و تشنجات دیگر مجال اصلاحات می‌ماند؟ اگر انصاف داشته باشیم جواب منفى است بلکه خداى نخواسته می‌ترسم این سیل اختلاف کند روزى این درخت وین باد مختلف بکشد روزى این چراغ گر بشنوى نصیحت ور نشوى به صدق گفتیم و بر رسول نباشد به جز بلاغ. بنده تحقق سعادت و سیادت و موجودیت مملکت را در موفقیت این دولت می‌دانم و معتقدم دکتر مصدق در میان مشکلات گوناگون اقتصادى و سیاسى مأموریتى را که به عهده ایشان برگذار شده خوب انجام نداده است و براى ملت ایران این تضمین وجود ندارد که دیگرى هم همین کار را بکند به خصوص این که دکتر مصدق شخصیت بین‌المللى پیدا کرده و مظهر مبارزه و مقاومت شناخته شده است.

و اما موضوعى که تذکر آن شایان اهمیت مى‌باشد این است که با کمال تعجب دیده می‌شود که بعضى از آقایان نمایندگان محترم دکتر مصدق را به ضدیت سلطنت مشروطه و شخص اعلیحضرت همایونى متهم می‌کنند و این نوع بیانات آن هم در مجلس شوراى ملى هر فرد وطن‌خواهى را متأثر مى‌نماید گر چه اطمینان دارم آنهایى که عنوان این مطلب می‌کنند چون خود هم از بانیان نهضت بوده‌اند از صمیم قلب به آن ایمان ندارند زیر این مرد‌بازها علاقه خود را به سلطنت و به خصوص به اعلیحضرت همایونى ابراز داشته و تمام مراحل سیاسى و ارتقا مقام را با وجاهت ملى پیموده است و نیز باید عرض کنم که اتهاماتى هم در این زمینه نسبت به منتخبین فراکسیون نهضت ملى وارد آمده که البته بدون جواب نخواهد ماند. در جلسه گذشته نماینده محترم جناب آقاى زهرى سؤالاتى چند درباره آقاى دکتر مصدق و این که آیا این همان دکتر مصدق سال‌هاى قبل است کرده بودند که اینجانب با اجازه ایشان جوابشان را از شهریار شاعر معاصر که دیوانش هم به همت والاى آقاى زهرى به چاپ رسیده است عرض می‌نمایم.

شبى ز شمع شبستان خویش پرسیدم.

چه روى داده که لطفى به زندگانى نیست.

دگر ز عشق و جنون آیتى نمى‌بینم.

عزیز من دگر الفاظ را معانى نیست.

وفا به قیمت جان هم نمی‌شود پیدا.

فغان که هیچ متاعى به این گرانى نیست.

این قطعه زیاد است و بنده وقت گران‌بهاى مجلس را بیش از این نمی‌گیرم و تنها به آقاى زهرى عرض می‌کنم.

به خنده گفت تو خود را ببین که آن همه هست.

ولى به چشم تو آن عینک جوانى نیست‏.

(شمس قنات‌آبادى - عینک‌شان را شکست)

و در پایان از فرصت استفاده کرده و توجه آقایان وزرا راه و بهدارى را (میر اشرافى وزرایى که هیچ وقت نمى‌آیند به مجلس)

درباره حوائج دماوند و فیروزکوه که آسفالت جاده طهران به دماوند و احداث چند درمانگاه و تسطیح حداکثر پنجاه کیلومتر راه فرعى که آقاى نخست وزیر هم دستور انجام آن را داده‌اند جلب و به عرایض خود خاتمه می‌دهم (نمایندگان - احسنت)

نایب رئیس - آقاى میر اشرافى بفرمایید.

میراشرافى - مطلبى که بنده امروز می‌خواهم به عرض آقایان نمایندگان محترم برسانم موضوعش مربوط به همان گزارش هیئت 8 نفرى است که به طور اختصار عرض می‌کنم.

چون موضوع گزارش هیئت هشت نفرى و لجاجت فطرى اولیاى امور دولت کار را به یک ائتلاف علنى میان حکومت حاضر و دست‌نشاندگان کرملین یعنى حزب کمونیست توده کشانیده بنده امروز که تصویب این گزارش علیرغم مبارزات ما به این مرحله رسیده ناچارم پرده را بالا بزنم و از پشت این تریبون قانون‌گذارى ملت ایران را به شهادت بگیرم و بگویم جناب آقاى محمد مصدق‌السلطنه جناب آقاى مهندس رضوى رئیس فراکسیون موسوم به نهضت ملى و جنابان آقاى اعضاى فراکسیون طرفدار دولت جناب آقاى خسروخان قشقایى دایر مدار نهضت جنوب نهضتى که مدعى بودند براى جلوگیرى از جدایى آذربایجان به وجود آمد (خسرو قشقایى - شما آن وقت از ما دفاع می‌کردید) جنابان آقایان وابسته به حزب ایران امضا‌کنندگان ائتلاف نامه با حکومت تجزیه‌طلب پیشه‌ورى و تمام کسانى که بهر اسم و عنوان دانسته یا ندانسته فهمیده یا نفهمیده شانه‌هاى خود را چوب‌بست‌هاى حکومت کمونیستى دست نشانده آینده قرار داده‌اند با تمام کسانى که با اعمال و کردار خود به امیدى جاده صاف کن سلطه جابرانه و ظالمانه کمونیسم بر مملکت شده‌اند باید به این حکم قطعى تاریخ گردن بگذارند که حکومت بلشویکى هرگز به جاده صاف‌کن‌ها و چوب‌بست‌هاى قدرت خود رحم نخواهد کرد.

آقایان اگر آن روزی که (خدا کند ما نبینیم) کمونیسم بر این مملکت مسلط شود و با این اعمال و اصرار شما در سقوط مملکت ایران لگد‌کوب چکمه خارجى گردد ما ضرر نخواهیم کرد زیرا ما براى حفظ استقلال خود تفنگ به دست می‌گیریم و با کمال سربلندى مى‌جنگیم آن دقیقه که احساس نمودیم قدرت از ما سلب شده و باید سرنوشت ابدى را استقبال کنیم مثل تمام قهرمانان تاریخ مثل همه کسانى که در طى دو جنگ در برابر تجاوز در قبال نفوذ زور و استعمار در لهستان در چکوسلواکى در رومانى تا آخرین نفس جنگیدند پیکار می‌کنیم و بعد با کمال افتخار در راه وطن خود در راه هدف خود کشته می‌شویم آن‌هایى که در اروپا در راه نجات وطن کشته شدند خونشان از ما رنگین‌تر نبود اما شما آقایان شما جناب آقاى مصدق‌السلطنه و شما آقایان فراکسیون طرفدار دولت بدانید که به شما رحم نخواهند کرد کمونیسم همیشه جاده صاف‌کن‌هارا نابود خواهد کرد آگاه باشید اگر در ادامه و سیر این راه غلط اصرار کردید این شما و این ملت شاهد است آن روز به شما رحم نخواهند کرد آن روز اگر عده شما زیاد باشد همه را کمونیست‌ها وقشون اجنبى جلو مسلسل می‌گذارد و گر نه تیرهاى چراغ برق میدان بهارستان یکایک در انتظار شما خواهد بود این سرنوشتى است که تمام چوب‌بست‌هاى کمونیستى در تمام کشورهاى پشت پرده آهنین بدان دچار شدند این سرنوشت گزیرناپذیراست این گزارش هیئت هشت نفرى همان طورى که در جلسه گذشته گفتم مطلب مهم نبود لیکن همان دست‌هایى که در اطراف اطاق در بسته جناب آقاى مصدق‌السلطنه براى سقوط مملکت کار می‌کند آن را به مرحله مبارزه با رژیم مملکت کشانیده موضوع تصویب این گزارش را آن دست‌هایى که به مرحله سقوط مملکت کشانید که قبل از روز 9 اسفند نقشه ایجاد حوادثى را کشیده بود همان دستهایى که روز بعد از سى‌ام تیر و تشکیل مجدد کابینه به پاس خدماتى که حزب کمونیست توده براى زمامدارى مجدد آقاى مصدق‌السلطنه متحمل شد

+++

دو وزیر از حزب توده به دولت تحمیل گردید چه کسى در این مجلس هست که بتواند بگوید جناب آقاى دکتر آذر وزیر فرهنگ و بردار سرهنگ آذر افسر تجزیه‌طلب پیشه‌ورى وزیر منتسب به حزب توده نیست چه کسى می‌تواند منکر عضویت جناب آقاى وزیر محترم دادگسترى در کمیته صلح حزب توده و جمعیت مبارزه با استعمار حزب کمونیست توده‌اى باشد موضوع لجاجت بر سر تصویب این گزارش را همان دست‌هایى به مرحله سقوط مملکت کشانیده که از دی ماه سال گذشته با سازش و بند و بست با مقامات شوروى به امید این که ایران جمهورى بشود و بعضى‌ها را به ریاست جمهورى بشود و بعضى‌ها را به ریاست جمهورى برسانند پرونده آزاد ساختن سران فرارى و خائن حزب کمونیست توده را به جریان انداختند آن را براى اظهارنظر به یک بازپرس سپردند که در قرارى که صادر کرده به کلى از حدود بی‌طرفى یک قاضى عدالت‌گستر خارج و همکارى خود را با حزب توده به مرحله ثبوت رسانیده موضوع گزارش را همان دست‌هایى پیراهن عثمان کردند که در یک جلسه محرمانه دربار مقدمات خروج محرمانه شاه را از ایران فراهم نمودند و اگر قیام مردانه مردم این شهر نبود امروز چنگال سرخ بر این سرزمین سایه انداخته بود موضوع گزارش را همان دستى پیراهن عثمان نموده که روز بیست و هفتم فروردین به نام تقاضاى تصویب آن به حزب کمونیست توده اجازه داد که زیر پرچم سرخ داس و چکش و عکس استالین با کمال آزادى به شاه مملکت و استقلال ما فحش بدهند و تعجب آن است که قواى انتظامى مواظب بودند که کسى مانع وطن‌فروشى حزب کمونیست توده نشود از روز 27 فروردین که ما تصمیم به مهاجرت گرفتیم بر ما مسلم شد که تصویب این گزارش را استعمار سرخ و بندگان کاخ کرملین و حکومت مسکو مى‌خواهند نه ملت ایران مسکو تصویب این گزارش را می‌خواهد زیرا خوب می‌داند که به دست جناب آقاى مصدق‌السلطنه در موقعیت فعلى نابودى رژیم و امحاء مشروطه سلطنتى ممکن است مسکو می‌داندکه بعد از نابودى رژیم فقط یک تیر چراغ برق مقابل منزل جناب آقاى مصدق‌السلطنه براى نابودى ایشان کافى است لیکن مبارزه با اساس سلطنت کار آسانى نیست.

اگر جناب آقاى مصدق‌السلطنه و اطرافیان ایشان تصور می‌کنند که می‌توانند حزب کمونیست توده را براى پیشرفت مقاصد خود اجیر کنند تا به ما و مقدسات مملکت فحش بدهند و بعد از وصول به مقصود قادر خواهند بود که بر سران حزب لجام بگذارند سخت دچار اشتباهند اینها با آتش‌بازى می‌کنند زیرا حزب کمونیست توده هم همین فکر را می‌کند و تجربه و حکم تاریخ نشان داده است که سرنوشت دکتر بنش تجدیدشدنى است اگر جناب آقاى دکتر مصدق تصور می‌کند که بتواند با ابزار فاسد و وطن‌فروشى کاخ سعادت ملت را بسازد باز هم اشتباه می‌کند آقایان اصل گزارش مطلب مهمى نیست لیکن طرز به تصویب رساندن این گزارش مهم است گزارشى که با کمک حزب کمونیست توده به تصویب برسد همان چیزى است که مسکو می‌خواهد نه ملت ایران و ما زیر بار نخواهیم رفت بنده بار دیگر تکرار می‌کنم تمام کسانى که راه را براى سقوط مملکت بدست کمونیست‌ها صاف می‌کنند خواه در این مجلس خواه در دستگاه دولت بدانندکه سرنوشتى مهلک‌تر و خطرناک‌تر از تمام کسانی که در پشت پرده آهنین آتش بیار سقوط مملکت خود بودند و به دست قشون اجنبى تیر باران شدند و قشون اجنبى در انتظار آنها است این گزارش که آقایان امروز مى‌خواهند تصویب بفرمایند به قیمت سازش پنهانى با اجنبى نسبت به قانونى ساختن یک حزب دشمن استقلال و منکر دین مذهب و توحید مى‌باشد به قیمت امحاء قانون اساسى به قیمت نابودى مملکت تمام شده است حالا این شما و این قضاوت تاریخ. به طوری که شنیدم وقتی که آقاى دکتر مصدق به آمریکا رفته بود آقاى آچسن وزیر سابق وزارت خارجه آمریکا براى یکى از همراهان ایشان مثلى گفته بود که بنده الساعه عرض می‌کنم.

گفته بود در ایام قدیم براى جمع چوب‌هاى جنگل در آمریکا کارگران هندى استخدام می‌شدند و هندی‌ها در ایام تعطیل در جنگل آتش زیادى روشن می‌کردند و مشغول تفریح بودند تا این که روزى در موقع تفریح جنگل آتش می‌گیرد صاحب جنگل به کارگران اصرار می‌کند که تفریح را کنار بگذارید و به کمک سایرین بروید جنگل را خاموش کنید ولى سایرین مشغول تفریح بودندتا این که آتش زیاد می‌شود و به خانه همه سرایت می‌کند وقتی که مردم مشاهده می‌کنند که آتش خانه و خانواده آنها را می‌سوزاند و بچه‌هارا کباب می‌کند متوجه خطر عظیمى می‌شوند ولى شدت آتش مانع جلوگیرى می‌شود در نتیجه همه را مى‌سوزاند آن وقت مردمى که در جنگل باقى بودند و تاکنون نسوخته بودند فکر کرده بودند که بعد از این اگر چنین وضعى اتفاق افتاد جلوگیرى خواهیم کرد حالا بعضى از کشورها حق دارند زیرا هنوز نمی‌دانند که آتش کمونیست چگونه سرایت می‌کند و کشور را آتش می‌زنند وقتی‌ که دیگر چاره‌اى جز سوختن ندارند.

آقایان درست است که تصویب گزارش هیئت هشت نفرى را حزب کمونیست توده مى‌خواهد ولى آقایان نمایندگان هم در مقابل تاریخ مسئولیتى دارید و بهترین سند و دلیل بنده رفتار با کمونیست‌ها در دولت جناب آقاى مصدق‌السلطنه همان قرار بازپرس که اخیراً صادر شده که توضیحش دیگر لازم نیست همه آقایان به خوبى اطلاع دارند که این قرار را چگونه صادر کردند و چگونه حزب منحله توده را می‌خواهند قانونى بسازند این عرایض بنده راجع به این گزارش هیئت هشت نفرى آقایان هم به این جراید کمونیستى توجه بفرمایید اگر مصلحت می‌دانید و باید تصویب بشود دیگر آن در اختیار اکثریت است.

یک مطلب دیگر را می‌خواستم به عرض آقایان برسانم و توضیح عرض کنم آن توضیح این بود که در جلسه گذشته ضمن اظهاراتم عرض کردم که در دوره شانزدهم ما با آقاى جمال امامى همکارى می‌کردیم. براى یکى از روزنامه‌هاى طرفدار دولت این موضوع سوژه بسیار خوبى شده بود و حالا لازم است که بنده یک توضیحى عرض کنم اکثراً آقایان نمایندگان محترم که با بنده آشنا هستند مى‌دانند که همیشه هر دولتى که روى کار آمده است به محض این که یک مختصر انحرافى از آن مشاهده کردم با آن دولت مبارزه کردم مثل حکومت هژیر مثل حکومت مرحوم رزم‌آرا که مدتى با همین آقاى حائرى‌زاده و آقاى مکى جناب آقاى مهندس حسیبى آن وقت تشریف نداشتند در مجلس متحصن شدیم کفن پوشیدیم تا آن قانون مطبوعات را لغو کردیم که جریان آن را خود آقایان دیده‌اید در مبارزه‌اى که با رزم‌آرا می‌کردیم البته جناب آقاى مصدق‌السلطنه و حضرت آیت‌الله کاشانى با ما همراه بودند ما با آنها همکارى نزدیک مى‌کردیم مکى بودند با ما همکارى می‌کردند آقاى دکتر بقایى بودند ما همکارى خیلى نزدیک داشتیم روزنامه آتش هم مورد توجه شخص جناب آقاى مصدق‌السلطنه بود و اغلب وقتى روزنامه آتش توقیف می‌شد آقاى مصدق‌السلطنه تشریف مى‌آوردند پشت این تریبون و از روزنامه حمایت مى‌فرمودند در موقعى که انسان در یک جنگى هست در یک مبارزه‌اى هست هر کس در آن مسیر باشد خود به خود با او همکارى می‌کند آن روز آقاى مصدق‌السلطنه مخالف با رزم‌آرا بودند بنده هم مخالف بودم با هم همکارى می‌کردیم و بعد اولین روزى که جناب آقاى دکتر مصدق تشکیل حکومت دادند به شهادت روزنامه آتش نوشتم که جنابعالى یک رجل سیاسى هستید یک مرد فوق‌العاده هستید ولى براى این کار خوب هستید که در صف اقلیت مجلس بمانید و ترمزکارهاى خلاف دولت‌ها باشید و شما براى حکومت در مملکت کارى نمى‌توانید بکنید در همان روز اول با حکومت جناب آقاى مصدق‌السلطنه مخالفت کردم و تا حالا هم مخالفت خودم را تغییرى ندادم البته ابتداى امر روزنامه‌هاى دولت به تدریج شروع کردند به تهمت و فحش و افترا ولى من راه خودم را رفتم و اهمیتى ندادم پس از مدتى جناب آقاى جمال امامى در مجلس شروع کردند به مخالفت بنده هم با جناب آقاى جمال امامى نزدیکى نداشتم چیزى که بنده را با ایشان نزدیک کرد همان خط سیرى بود که با هم مى‌رفتیم وقتی که بنده دیدم ایشان هم در مسیر ما دارند مى‌آیند با هم همکارى کردیم و هیچ عار و ننگى هم نداریم همین طور به رویه خودمان ادامه دادیم تا به اینجا رسیدیم که عده کثیرى از آقایان جبهه ملى یعنى آنهایى که اساس و بانى نهضت ملى بودند آنهایى که پایه‌هاى نهضت ملى را به وجود آوردند آنهایی که در دوره 15 اینجا مبارزه می‌کردند و جناب آقاى دکتر مصدق‌السلطنه اینجا تشریف نداشتند و قضایاى نفت را به وجود آوردند اینجا با من هم‌عقیده شدند و نظر مخالف با دولت دادند البته ما هم خود به خود با این دسته همکارى کردیم و مى‌کنیم و این امر باعث این شد که بعضى از روزنامه‌ها طرفدار دولت می‌نویسند که میر اشرافى همکار جمال امامى آقایان میر اشرافى دو سال هم با جناب آقاى دکتر مصدق همکارى کرده دو سال هم با حضرت آیت‌الله کاشانى همکارى کرده است فقط این را براى خودشان سوژه کرده‌اند مطلبى که می‌خواهم به عرض آقایان برسانم این موضوع است و استدعا می‌کنم که جناب آقاى قائم مقام هم توجه بفرمایند روزنامه‌ها مى‌نویسند که آقاى جمال امامى جاسوس انگلیس‌ها است اگر آقاى جمال امامى جاسوس انگلیس است خود آقایان در مجلس تشریف داشتند کسى که در مجلس تعارف زمامدارى به جناب آقاى دکتر مصدق کرد کى بود؟ آقاى جمال امامى بود پس باید بگویم که خداى نکرده آقاى دکتر مصدق‌السلطنه هم به دستور انگلیسى‌ها آمدند بنده که هیچ همچو حرفى نمى‌توانم بزنم ولى می‌خواهم عرض کنم هر کسى که مخالف دولت است فوراً متهمش می‌کنند به جاسوسى انگلیس‌ها و خائن و خیانت پیشه در صورتی که بنده هرگز افراد ایرانى راجاسوس نمی‌دانم همه خدمت‌گزار ایران هستند فقط اختلاف سلیقه دارند ولى فقط بنده از جناب آقاى دکتر مصدق یک سؤال دارم و استدعا دارم که جواب این مطلب را لطف بفرمایند که روزنامه‌هاى وابسته به ایشان نوشته‌اند آیت‌الله کاشانى که امروز مایه فخر چهارصد میلیون مردم مسلمان است و مایه افتخار ملت ایران است و پایه‌گذار اساس و بانى این نهضت است این شخص جاسوس انگلیسى‌ها است؟ بقایى جاسوس انگلیسى‌ها است؟ مکى کسى بود که در دوره پانزدهم آقایان شاهد هستند بنده که نبودم در پشت این تریبون روزها ایستاد و صحبت کرد و نگذاشت که آن قرارداد کذایى در دوره 15 تصویب بشود امروز روزنامه شورش به مکى یک کلمات رکیک و بدى

+++

مى‌نویسد که من نمى‌توانم اینجا عرض کنم خجالت می‌کشم جناب آقاى دکتر مصدق باید این مسئله را براى ملت ایران روشن کند که اگر دکتر بقایى و حائرى‌زاده و مکى و قنات‌آبادى جاسوس انگلیسى‌ها هستند همه با ایشان همکارى می‌کردند و اگر این روزنامه بی‌خود نوشته است باید رسماً اعلامیه بدهند و جلو این گونه روزنامه‌ها را بگیرند و چیزى که هست دولت نباید ...

نایب رئیس - آقا وقت شما تمام شده است.

میر اشرافى - بنده سه دقیقه دیگر وقت دارم آقایان نگذاشتندکه صحبت کنم به این روزنامه‌ها اجازه بدهد که شخص برجسته مملکت را لجن مالى بکنند و اشخاص خدمت‌گزار مملکت را فحش بدهند.

مهندس حسیبى - جناب آقاى میر اشرافى این آواز دشتى بود؟

میراشرافى - نخیر دشتى نبود ماهور بود (خسرو قشقایى - کوراوغلى بود) آقاى صفایى مى‌فرمایند مى‌خواستى بگویى آواز پیشه‌ورى بود.

صفایى - نه آقا دروغ می‌گوید.

فرامرزى - یک چیزى بگو که به حسیبى بخورد.

نایب رئیس - آقاى زهرى بفرمایید.

زهرى - عرایض بنده بقیه عرایضى است که در جلسه سه‌شنبه گذشته می‌خواستم عرض کنم و اجازه نفرمودند جناب آقاى جلالى هم چند دقیقه پیش اظهار لطفى فرمودند که اصولا بنده لازم نمى‌دانم در مقام جواب‌گویى برآیم براى این که مى‌دانم ایشان با حسن‌نیت کامل (صحیح است) بدون تردید با حسن‌نیت کامل آن اظهارات را فرمودند (صحیح است) بنده هم جناب آقاى جلالى و جناب آقاى دکتر سنجابى را که اصولا سخن با ایشان است می‌خواهم تایید کنم و تایید هم کردم که آقاى دکتر مصدق بزرگ همه ما بود ولى با کمال تأسف باید عرض کنم که بزرگى نفرمودند بنده در جلسه هفته گذشته عرض کردم با ذکر شواهدى که آقاى دکتر مصدق امروز دکتر مصدق فرض کنیم یک سال یا دو سال پیش نیست خیلى میل داشتم براى من کسى توضیح بدهد آن دکتر مصدق چطور شده که این طور شده است ما خودمان براى این ترتیب یعنى بنده خودم براى این ترتیب دلیلى دارم و آن این است که‏ هر کجا طعمه‌اى بود شیرین/ مگس و مار و مور گرد آیند

(میر اشرافى و حزب ایرانى‌ها) آن همه قدرت و توانایى ابن‌الوفت‌ها متملقین و چاپلوس‌ها را به طرف خود جذب کرد به طور خلاصه عرض کنم بعد از مدت کوتاهى که جناب آقاى دکتر مصدق تمام قدرت‌هاى موجود را در دست گرفت فقط کسانى توانستند در اطراف پیشواى ما بمانند که از شخصت خود صرف‌نظر نمایند براى این کار براى صرف‌نظر کردن از شخصیت هم همیشه می‌شود بهانه درست کرد و آقاى دکتر مصدق هم بعد از مدتى در حکومت مطلقه فقط اشخاصى را می‌توانست تحمل کند که مرتب بگویند صحیح مى‌فرمایید و من باب مثال وزراى ایشان را از نظر بگذرانیم معذرت می‌خواهم نظر من به همه آقایان نیست ولى اکثریتشان در بى‌شخصیتى و بى‌ارادگى به تصدیق آقاى دکتر مصدق سرآمد اقران مى‌باشند البته یکى دو تا هم آب زیرکاه در میان آنها هست که تفصیل دیگرى دارد (عبدالرحمن فرامرزى - آنها هم کاهند یعنى بى‌وزن هستند) من همیشه شب 10 اسفند و آن جلسه خصوصى کذایى را که آقاى نخست وزیر با پیژامه تشریف آورده بودند اغلب بیاد دارم اغلب آقایان هم حضور داشتند و یادشان هست که آقاى دکتر مصدق بعد از شرح وقایع در حضور آقایان وزرا شمه‌اى از بى‌عرضگى وزیران اظهار داشتند آن شب وقتى عکس‌العمل از آقایان وزیران ندیدم به موضوع چندان اهمیت ندادم ولى بعدها که جریان کارهاى بعضى از وزارتخانه‌ها را شنیدم با خود گفتم که حق با دکتر مصدق بوده است اگر اینها بى‌عرضه نبودند تحمل نمی‌کردند که مثلاً تیمسار رئیس بازرسى نخست وزیرى که در میان افسران شهرت خاصى دارند به روزنامه‌ها بگویند که من به هرج و مرج وزارت خاتمه خواهم داد و همه وزارتخانه‌ها را زیر نظر خود خواهم گرفت اگر آقایان بى‌عرضه نبودند تحمل نمی‌کردند که یک بازرس بیاید و یک وزیرى را که در مقابل مجلس مسئول است یک وزیر فرهنگى را که غیبتش بدون عذر موجه بود دوازده تومان و خرده‌اى جریمه بکند این بى‌عرضگى و عدم لیاقت آقایان وزیران تقصیر کیست؟ (فرامرزى - تقصیر خداست که خلقشان کرده) به نظر من تقصیر کسى است که اینها را انتخاب کرده و بعد از این که اینها را آزمایش کرده نگه داشته است و این دلیل بر این است که آقاى دکتر مصدق دیگر نمی‌تواند با اشخاص باعرضه و با شخصیت همکارى کند و یک چنین اشخاصى را تحمل کند از روزى که جناب آقاى دکتر مصدق‌السلطنه قدر قدرت شده‌اند (میر اشرافى - و قوى شوکت) فقط بله قربان‌گوها حق حضور در مقابل ایشان را دارند و نتیجه این وضع شده است که مى‌بینیم وزارتخانه‌هاى ما مبدل شده است به یک دستگاه مجهز براى تهیه گزارش‌هاى 6 ماهه و یک ساله و دو ساله و غیره من می‌خواستم اگر آقاى دکتر سنجابى اینجا تشریف داشتند خدمت‌شان عرض کنم که ما عوض نشده‌ایم ما در جزئیات بهانه‌جویى نمی‌کنیم مثلاً انتصاب آقاى دکتر فلاح که در دوران انگلیسى‌ها هیچ پست فنى نداشتند و طبق اسناد موجود با اداره انتشارات شرکت سابق در تهران یعنى با اداره جاسوسى شرکت در تهران همکارى می‌کرده است شاید ظاهراً اهمیتى نداشته باشد ولى اگر عکس‌العمل این انتصاب را در ده‌ها هزار نفر کارگر رنجدیده و صدها نفر مهندس تحصیل کرده شرکت مطالعه نماییم به اهمیت موضوع پى مى‌بریم و مى‌فهمیم که این انتصاب که به قول آقاى دکتر سنجابى ممکن است یک اشتباه باشد یک اشتباه احتمالى باشد چقدر ممکن است اسباب یاس و ناامیدى بشود و به تبلیغات ایادى انگلیس کمک کند که می‌گویند انگلیس‌ها خودشان خواسته‌اندکه نفت ملى شود (حسیبى - این فرموده آقایان است) آقاى فلاح رئیس استخدام شرکت بودند اداره استخدامى که فقط کارشان استخدام بودبعضى وقت‌ها حکم استخدام می‌دادند آقاى دکتر سنجابى تشریف ندارند این بهانه‌جویى است (دکتر بقایى - آقاى مهندس حسیبى هستند) (مهندس حسیبى - بله البته هستم) ما پارسال هم به بعضى از انتصابات و بعضى اعمال آقاى دکتر مصدق عقیده نداشتیم و ایراد داشتیم وظیفه خود دانستیم که انتقاداتمان را بگوییم ولى پارسال در روزهاى آخر تیر ماه حزب ما و روزنامه ما و خود ما وظایف خود را در مقابل نهضت ملت ایران به بهترین وجهى انجام دادیم ده‌ها هزار نفر از مردم تهران در خیابان‌ها و ده‌ها هزار نفر از خوانندگان روزنامه شاهد و مندرجات روزنامه شاهد، شاهد هستند که در همان ایام در آخر تیر ماه در روزنامه ما مقاله آقاى مکى همکار محترم و عزیز ما سانسور می‌شد به عذر این که زیاد تند است و ممکن است بعد اسباب زحمت بشود اگر آقاى مکى بودند تصدیق می‌کردند آقاى دکتر سنجابى به تیترهاى سرمقاله سه سال پیشتر روزنامه شاهد بدون این که شاید قصد ناگفتنى داشته باشدبه طور ناقص اشاره فرمودند چنین وانمود کردند که شعار ما همواره این بوده است که اندر پس مگر ما چه دریا چه سراب و بعد جمله ناقص دیگرى را فرمودند که حرف مرد یکى است و ما را رفیق نیمه راه معرفى کردند حرف مرد البته یکى است چیزى که نابخشودنى است مخصوصاً براى مسئولین امر لجاجت و پافشارى در اشتباه است حرف مرد یکى است من اجازه می‌خواهم از آقایان که عرض کنم به علت همین نظر بودکه بنده هنگام طرح اعتبار‌نامه‌ها درهمین مجلس هیچ کس به اندازه من براى خود مخالف تهیه نکرد ولى اکنون می‌توانم ادعا کنم و به همکاران محترم هم ثابت شده است که ایستادگى من مبنى بر لجاجت و غرض خصوصى در آن روزها نبوده است آقاى دکتر سنجابى که مقالات سه سال پیش روزنامه شاهد راهنوز بخاطر دارند مندرجات روزنامه ماراطى این سه سال بطور قطع فراموش نخواهندکرد وتصدیق مى فرمایندکه ماهیچوقت از اصولى که روز ازل معین کردیم منحرف نشدیم ما همواره همراه نهضت مردم ایران بودیم و هستیم و افراد زیادى در این راه مدتى با ما بودند و از ما جدا شدند با ما هستند و از ما جدا خواهند شد ما چه تقصیرى داریم اگر شخصى که‏ رهبرى نهضت به او سپرده شده بود نتوانست از تمام ممکنات و فرصت‌ها براى رسیدن به پیروزى نهایى استفاده کند براى ما فروش چند صد هزار تن نفت یا چند میلیون تن نفت پیروزى نهایى محسوب نمی‌شود به نظر ما پیروزى نهایى وقتى بدست مى‌آید که از هیئت حاکمه فاسد و دست نشانده استعمار خلع ید گردد و حقوق مسلم میلیون‌ها نفر مردم زحمت‌کش این مملکت تأمین بشود آقاى دکتر مصدق ببخشید جناب آقاى دکتر مصدق با آن قدرت و آن اختیارات آن پیروزى و آن افتخارات براى نیل به این منظور چه کرده است اگر آقاى دکتر مصدق جاودانى بود و اگر ادعا بکند که هرگز اشتباه نمى‌کند و هرگز هم اشتباه نمى‌کرد همه ایرادها و انتقادهاى ما را مى‌شد بهانه‌جویى تلقى کرد ولى دکتر مصدق جاودانى نیست ملت ایران است که جاودانى است ولى دکتر مصدق اشتباه هم می‌کند منتهى دیگر هرگز به اشتباهات خود اعتراف نمى‌فرماید و آخرین جواب ایشان و مدافعین ایشان در مقابل انتقادات ما این است که بگویند همین است که هست. این جواب هم که تصدیق مى‌فرمایید قابل قبول نیست ما براى همین است که هست مبارزه نکرده‌ایم ما مبارزه کرده‌ایم و مى‌کنیم که این است هست عوض بشود جناب آقاى دکتر مصدق نتوانست و هنوز هم شاید نتواند نهضت ملى ایران را با مقام و موقعیتى که ملت ایران برایش فراهم کرده است زودتر به ثمر برساند ولی دوام و بقاى نهضت بستگى به اشخاص ندارد بستگى به هیچ فرد بخصوصى ندارد اگر افراد منحرف شوند ملت دیر یا زود آنها را خواهد شناخت و آنها را کنار خواهد گذاشت (صحیح است) تأثیر تبلیغات و طومارهاى خونین هم به طورى که همه می‌دانیم خیلى موقتى است (دکتر بقایى - به امر کور کرم رنگى می‌شود) آقاى دکتر سنجابى فرمودند که اگر کارشکنى و اخلالگری‌ها نبود در مسئله نفت توفیق بیشترى بدست مى‌آمد این موضوع‌ها و این اگرها قابل بحث نیست و ادعاى صرف است آقاى دکتر شایگان جایشان خالى چندى پیش از پشت همین تریبون وعده دادند که اگر اختیارات فورى تصویب گردد کار نفت هم فورى سرانجام پیدا می‌کند (میر اشرافى - یعنى تا 48 ساعت دیگر) و یک سند محرمانه هم براى اثبات این مدعا داشتند ولى اختیارات همان روز تمدید شد ولى از سند محرمانه از آن وعده و نتیجه منتظره ما هنوز اطلاعى پیدا نکردیم (دکتر بقایى - از قرار معلوم رفته‌اند بیاورند) (عبدالرحمن فرامرزى - رفته‌اند نتیجه را بیاورند) و در مورد سرمقاله سه سال پیش که آقاى دکتر سنجابى قسمت‌هایى از آن را خواندند چیزى عرض نمى‌کنم جز این که تیتر کامل آن

+++

سرمقاله را در این جا تکرار می‌کنم تیتر کامل این بوده است که ...

نایب رئیس - آقاى زهرى وقت شما تمام شده است.

زهرى - پنج دقیقه وقت می‌خواهم‏.

نایب رئیس - سه دقیقه هم علاوه شده‏.

زهرى - اجازه بفرمایید که از وقت ماده 90 استفاده کنم.

نایب رئیس - بفرمایید.

زهرى - این لطف آقاى جلالى هست که یک ماد 90 درست کردند که چند دقیقه استفاده کنم عرض می‌کردم که تیتر کامل آن سرمقاله از این قرار بود: که هنوز وقت آن نشده که گوییم: «اندر پس مرگ ما چه دریا چه سرآب» و سو تیترش این بود که شرکت نفت دوام خود را مدیون دوام یأس و بدبینى ما که خودساخته است مى‌باشد راجع به تاریخچه ملى شدن نفت و عقاید سه سال پیش ما و عقاید فعلى ما وقت و فرصت خواهد شد که در اینجا مفصلاً بحث شود نه تنها عقاید ما بلکه عقاید بسیارى از آقایان دیگر این موضوع را براى بعد مى‌گذاریم فقط یک نکته مى‌ماند و آن عقیده ما نسبت به آقاى مهندس حسیبى است که چون حرف مرد یکى است باید عرض کنم در اصول تغییرى نکرده است ما مثل تمام آقایان نمایندگان محترم ایشان را مرد درست، پاکدامن، تحصیل کرده مى‌دانیم (صحیح است) ولى چه می‌شود کرد ایشان همان قدر که ساده و پاکدل می‌باشند سریع‌التأثیر و زود باور هم هستند (مهندس حسیبى - بله به نظر شما) عرض کردم که به نظر بنده است عرض اولم نظر همه آقایان است و این دومى نظر بنده و خودمان را هم گول نمى‌زنیم که به آقاى مهندس حسیبى و امثال آقاى مهندس حسیبى اشخاص درستکار‌کارى بهشان رجوع نکرده‌اندو فقط آقاى مهندس حسیبى در جواب بعضى‌ها مصاحباتى مى‌فرمایند مثل مصاحبه دیشب ایشان که در روزنامه کیهان بود که خواهش می‌کنم آقایان بخوانند (میر اشرافى - کارى که بلدند به ایشان دادند) (مهندس حسیبى - بنده آن مصاحبه را ندیده‌ام با بنده صحبت کرده‌اند نوشته‌اند مصاحبه‌اى نبوده است اگر نوشته‌اند مصاحبه درست نبوده اگر مطلب غلطى باشد به من مربوط نیست) (زنگ رئیس)

نایب رئیس - آقایان بین‌الاثنین صحبت نفرمایید.

زهرى - پس تکذیبش بفرمایید چون وقت بنده دارد تمام می‌شود آخرین مطلبى که می‌خواهم در اطراف آن چند کلمه بگویم موضوع قتل فجیع رئیس سابق شهربانى است نکته غریب و غیرمنتظره در بیانات جناب آقاى دکتر سنجابى مقایسه‌ایست که استاد محترم بنده و نمی‌دانم در اثر چه سلسله تفکراتى هنگام بحث در این موضوع از محاکمه تاریخى دریفوس یاد کرده‌اند که آقاى دکتر سنجابى در آغاز گفتار خودشان متذکر شده‌اند که قبل از رسیدگى به مدارک در این‌باره اظهارى نمی‌فرمایند ولى قبل از رسیدگى به مدارک جز اظهارنظر در این‌باره کار دیگرى نکردند ما تا امروز به خود اجازه ندادیم در مورد کیفیت تحقیق وتعقیب آن قتل فجیع آن را با چگونگى تحقیق و تعقیب پرونده تاریخى دریفوس مقایسه کنیم در صورتی که از بسیارى جهات قابل مقایسه است (عبدالرحمن فرامرزى - در تاریخ نوشته شده است) اکنون هم وقت این کار را نداریم و این که خدمت آقاى دکتر سنجابى یادآور می‌شوم که امیل زولا نویسنده فرانسوى قبلاً از دریفوس نخواست که بیگناهی‌اش را ثابت کند که او بتواند از او دفاع کند زولا معتقد حق و عدالت بود پس از محاکمه دریفوس که منجر به محکومیت او گردید زولا درصدد تحقیق برآمد مدارک محاکمه و اسناد و ادعا‌نامه دادستان و سوابق زندگى دریفوس را مطالعه نمود و یقین حاصل کرد که دریفوس بی‌گناه است و دامن همت به کمر زد که بی‌گناهی‌اش را ثابت کند. من از آقاى دکتر سنجابى توقع ندارم که ایشان همان کارى را بکنند که زولا کرد ولى توقع داشتم که قبل از رسیدگى به مدارک درباره آقاى دکتر بقایى اظهارنظر نکنند من اطمینان دارم و اطمینان پیدا کرده‌ام که به موقع خود اقلاً یکى از چهار مسئله مطروحه آقاى دکتر سنجابى به اثبات خواهد رسید و وقتى که عدم مداخله و اطلاع آقاى دکتر بقایى در این جریان ثابت شد آن وقت دیگر احتیاجى نخواهد بود که کسى پیدا شود و با دفاع خود دفاع زولا را از دریفوس تحت‌الشعاع قرار دهد (میر اشرافى - آقاى دکتر سنجابى شوخى کردند) آقاى دکتر سنجابى در آن جلسه با کمال قدرت بیان خود خواستند شکنجه متهمین را که یک امر موهوم و ثابت نشده‌اى توصیف کرده‌اند در مقابل قتل نفس ناچیز قلمداد کنند در صورتی که این مسئله احتیاج به اثبات نداشت موضوعى که اهمیت ندارد این است که از خود بپرسید آیا متهمین را شکنجه کرده‌اند و اگر شکنجه کرده‌اند چرا ...

عبدالرحمن فرامرزى - این طور نیست شکنجه کردن در نظمیه صد مرتبه از قتل بدتر است نظمیه و عدلیه باید ما من مردم باشد قتل در همه جاى دنیا مشود ولى دولت در هیچ جا حق ندارد شکنجه بدهد این حرف‌ها چیست صد مرتبه بدتر است (زنگ رئیس)

زهرى - ایشان یک وسیله داشتند که این ادعا را براى همه تکذیب کنند و مفترى را در این مورد تعقیب کنند و رسوا سازند و آن این بود که می‌گذاشتند بازپرس و نماینده دادستان طبق مقررات قانون فورى بعد از اعلام جرم دکتر بقایى متهمین را ببینند اگر این کار را کرده بودند ثابت می‌شد که ادعاى اعلام جرم‌کننده پوچ و واهى است و مقصودش بدنام کردن مأمورین تحقیق مى‌باشد (عبدالرحمن فرامرزى - دولت حق ندارد شکنجه بدهد) اگر این کار را می‌کردند براى متهم ساختن دکتر بقایى دیگر احتیاج به آن همه تبلیغات رادیویى و مطبوعاتى پیدا نمی‌شد ولى این کار را نکردند و با جلوگیرى از اجراى قانون و ادعاى بى‌اساس که دکتر بقایى می‌خواسته است متهمین را ملاقات کند ضعف موقعیت خود را به ثبوت رساندند. اما این که چرا مرتکب شکنجه شدند؟ البته آقاى دکتر سنجابى شکنجه در مقابل قتل جرم کوچکى است ولى اگر منظور از شکنجه تهیه اقاریر براى متهم و محکوم ساختن یک بی‌گناه باشد شما باز هم آن را یک جرم کوچک و ناچیز تلقى خواهید فرمود (دکتر سنجابى - نه) آیا باز هم در آن وقت دکتر بقایى را به آن جیب‌برى تشبیه خواهید نمود که دستش را پیچانده‌اند (دکترسنجابى - دست دکتر بقایى را که هنوز نپیچانده‌اند) امر بفرمایید که ما خودمان بپیچانیم آیا باز هم آن وقت تبلیغات دولت را بر علیه یک متهم یک امر عادى تلقى خواهید فرمود شما خواستید که اول ثابت شود که متهمین بیگناه‌اند تا بعد ادعاى شکنجه مؤثر و قابل توجه قرار گیرد یک چنین تقاضایى از شما استاد دانشگاه و قاضى یک محکمه عالى بین‌المللى بعید است وظیفه ما نیست که ثابت کنیم که متهمین گناهکار‌اند یا بی‌گناه وظیفه کلى همه ما شما و ما این است که نظارت کنیم تا در اطراف یک قتل فجیع و جنایتى که اتفاق افتاده است درست تحقیق شود و مرتکبین جنایت هر که می‌خواهد باشد طبق مقررات قانونى تعقیب گردد و به مجازات برسد ما جز این وظیفه نداریم آیا شما آقاى دکتر سنجابى استاد دانشگاه قاضى محکمه عالى بین‌المللى نماینده مجلس و عضو کمیسیون قوانین دادگسترى وظیفه دیگرى هم در این مورد دارید؟ اگر ما به شکنجه متهمین اعتراض داریم به این جهت است که این عمل ممکن است باعث گمراهى عدالت بشود و سبب شود که مجرمین واقعى از چنگال عدالت فرار کنند آنهایى که مرتکب این عمل می‌شوند نمی‌دانند که صرف اعتراف با شکنجه‌یابى شکنجه به تنهایى نمی‌تواند در امور قضایى سبب و دلیل محکومیت بشود مطلب مهم‌تر تصور نمى‌فرمایید توجیه یا کوچک ساختن اصل شکنجه متهمین در جامعه امروز قدم اول در راه برقرارى دیکتاتورى و نابودى حکومت دمکراتیک و حکومت مردم بر مردم است در مورد دریفوس که آقاى دکتر سنجابى از آن یاد فرمودند قسمتى ازمردم فرانسه قریب 15 سال مبارزه کردند تا توانستند برائت یک مرد بی‌گناه را ثابت کنند من اطمینان دارم که در این مورد 15 هفته هم طول نخواهد کشید تا بی‌گناهى بقایى در نظر مردمى که انصاف دارند و در نظر خود سرکار عالى خود جناب آقاى دکتر سنجابى ثابت گردد. یک سؤال هم راجع به وقایع دزفول داشتم که الان تقدیم می‌کنم.

3- بیانات آقاى قنات‌آبادى طبق ماده 146 و آقاى دکتر معظمى به عنوان ماده 90 آیین‌نامه

نایب رئیس - وارد دستور می‌شویم آقاى دکتر معظمى طبق ماده 90 اجازه خواسته‌اند.

شمس قنات‌آبادى - بنده اخطار دارم‏.

نایب رئیس - طبق چه ماده‌اى؟

شمس قنات‌آبادى - ماده 146 اخطار بنده راجع به طرح قانون حکومت نظامى در مجلس شوراى ملى است (صحیح است) چون به موجب خود همان قانون دولت مکلف است بلافاصله بعد از یک هفته لایحه برقرارى حکومت نظامى را به مجلس بفرستند و مجلس هم موظف است که در جلسه عادى یا جلسه فوق‌العاده قانون را مطرح بکند (مهندس حسیبى - جلسه فوق‌العاده تشکیل بدهید) تشکیل نشده و حالا بنده علت این که چرا قانون حکومت نظامى مطرح نشده بیان می‌کنم و خلاصه باید عرض کنم که به استناد همین حکومت نظامى غیرقانونى دولت هر که را می‌خواهد می‌گیرد پریشب رفته‌اند به مساجد می‌ریزند به جلسات قرآن و رفته‌اند در جلسه هیئت قائمیه دانشمند محترم آقاى شیخ محمد تهرانى را از منبر کشیده‌اند پایین و او را برده‌اند به شهربانى جرم این مرد این بوده که تفسیر قرآن می‌گوید جرم این مرد این بود که فرعون‌هاى عصر را با فرعون‌هاى گذشته تطبیق می‌کند این جرم این مرد بود ولاغیر این حکومت نظامى غیرقانونى و این بند و بستها و گرفتگیرها همه‌اش جرم است آقاى دکتر مصدق نمی‌تواند با این حربه‌ها به جنگ خدا برود.

دکتر بقایى - آقاى قنات‌آبادى جرم او این بوده است که به معاویه اهانت کرده است چون معاویه قوم و خویش ما را سر کار آورده بود.

عبدالرحمن فرامرزى - کار بدى کرده بود که به معاویه اهانت کرده بود معاویه از صحابه پیغمبر است‏.

نایب رئیس - آقاى دکتر معظمى طبق ماده 90 اجازه خواسته‌اید بفرمایید.

دکتر معظمى - بنده خیلى متأسفم از این که وضع مجلس شوراى ملى ایران به مرحله‌اى رسیده است که کارش فقط نطق قبل از دستور است و از وظایف قانون‌گذارى به هیچ‌وجه خبرى نیست.

شمس قنات‌آبادى - حق را ازش

+++

گرفته‌اند جناب آقاى دکتر معظمى‏.

صراف‌زاده - کارى دیگر نیست آقاى دکتر معظمى (زنگ رئیس).

دکتر معظمى - و امروز که روز هفتم خرداد یعنى یک سال از دوره هفدهم مجلس می‌گذرد اگر ما بخواهیم بیلانى به ملت ایران ارائه بدهیم جز نطق قبل از دستور تهمت به یکدیگر زدن همدیگر رامفتضح کردن چیز دیگرى نیست‏.

میر اشرافى - چرا لایحه اختیارات را تصویب کرده‏.

شمس قنات‌آبادى - دولت هم همین کار را می‌کند.

میر اشرافى - سرچشمه‌اش آقاى دکتر مصدق است (زنگ رئیس)

دکتر سنجابى - در این محیط که نمی‌شود صحبت کرد.

نایب رئیس - آقاى میر اشرافى صحبت نفرمایید.

دکتر معظمى - از آقایان اعضاى فراکسیون نهضت ملى تمنى می‌کنم که طرفدارى نفرمایید بگذارید هرچه می‌خواهند داد بزنند چون من هم حوصله‌اش را دارم و هم بحمدالله ملت ایران به قدرى رشد پیدا کرده است که به خوبى تمام جزئیات اعمال ما را حتى اگر این جا سرفه کنیم یا عطسه کنیم در نظر گرفته و قضاوت می‌کند (صحیح است) بنابراین هیچ نگرانى نداشته باشیدکه بنده را در این جا فحش بدهند کتک بزنند شکنجه بدهند زجر بدهند (میر اشرافى - در زندان زجر می‌دهند) نه از عقیده‌ام دست برمیدارم و نه از راهى که نهضت ملى ایران یعنى راهى که ملت ایران در پیش گرفته دست بر می‌داریم بنابراین تمنى می‌کنم که اجازه بدهید صحبت کنم و آقایان هم هرچه فریاد کنند من یک کلمه جواب نمی‌دهم پس بنابراین در مقابل ملت ایران امروز که روز یک ساله مجلس شوراى ملى است ما به جز حرف تشنج افترا به همدیگر زیر پا گذاشتن مصالح مردم هیچ بیلانى نداریم و حتى امروز به یکى از آقایان نمایندگان گفتم که من خیال دارم که در آتیه نزدیکى یک نطقى بکنم (میر اشرافى - آقاى رئیس ماده 90 چون من نماینده مجلس هستم باید بیلان مجلس را عرض کنم) و بگویم که این مشروطیت ایران و این راهى که امروز می‌رویم آتیه خوبى ندارد بنده تأسفم از این است که پس از 7 سال وکالت یعنى چهار دوره نمایندگى که سه دوره آن گذشته و 6 سال و از این دوره هم یک سال گذشته 7 سال است که وکیل هستم و این دفعه اولى است که من از ماده 90 استفاده می‌کنم و ماده 90 هم به من اجازه نمی‌دهد که در کلیه مذاکراتى که جناب آقاى دکتر بقایى فرمودند وارد شوم و صحبت بکنم.

دکتر بقایى - مجلس به شما اجازه خواهد داد.

دکتر معظمى - خواهم گفت بنده بعد از تعطیل راجع به اوضاع مملکت و این که چرا ما از دکتر مصدق پشتیبانى می‌کنیم نطقى در مقابل ملت ایران خواهم کرد و امروز با اجازه آقایان فقط جواب آقاى دکتر بقایى را می‌خواهم عرض کنم من اولاً متأسف هستم از این که پریروز براى اولین دفعه یک قدرى از روى عصبانیت خارج از وظیفه وکالتى معمول خودم بى‌نزاکتى کردم و گفتم به آقاى دکتر بقایى یک وکیل که دروغ می‌گویید من با آقاى دکتر بقایى قبل از این که به مجلس بیاییم سابقه دوستى داشته‌ایم در مدرسه و در اروپا و همین طور با پدر ایشان و همیشه روابط ما با کمال دوستى و احترام بوده در این جا هم که این حرف را زدم از شدت عصبانیت بوده است و مبتنى بر یک دلایل و سوابقى است که بنده به ایشان گفتم دروغ مى‌گویید و علت این بود که ایشان فرمودند ما تبانى کردیم که تغییر رژیم بشود و بعد دلایلى هم براى اظهارات خودشان فرمودند که من آنها را یکى یکى به عرض آقایان می‌رسانم اولاً استنادی که من به ماده 90 کردم از چند جهت است یکى راجع به کلمه که من به ایشان گفتم دروغ می‌گویید یکى هم راجع به این که ایشان به ما و فراکسیون نهضت ملى اسناد دادند که ما در تغییر رژیم می‌خواستیم شرکت بکنیم و بعد هم راجع به گزارش هیئت هشت نفرى که چون بنده شرکت داشتم مطالبى را که ایشان فرمودند چون یک قسمتش را نفرمودند و یا بخاطر‌شان نبود و براى روشن شدن اذهان مردم ضرورى است عرض می‌کنم این است که بنده مطالبم را چند قسمت می‌کنم یکى راجع به جریان دعوتى که از طرف دربار از طرف فراکسیون نهضت ملى شده است و یکى هم راجع به گزارش هئیت هشت نفرى. اولاً می‌خواستم عرض کنم که جناب آقاى دکتر بقایى جنابعالى می‌دانید قسمت‌هایى از فرمایشات جنابعالى از قبیل مغالطه و جدل و سفسطه بود و این البته یکى از اقسام خطابه است و در موارد معینى البته مستحسن است ولى در یک مجلس رسمى و پارلمانى چون این قسمت ممکن است در نتیجه این که در اذهان کسى که آشنا به اوضاع نیستند یک سوء‌تفاهماتى ایجاد بکند و با آبرو و حیثیت یک عده‌اى هم تماس داشته باشد به عقیده بنده این طرز استدلال صحیح نبود جنابعالى در استدلالى که فرمودید دو قسمت فرمودید یکى این که فراکسیون نهضت ملى وارد این جریان بوده و اطلاع داشته است می‌خواستم عرض بکنم که فراکسیون نهضت ملى را دو قسمت بفرمایید ما در آن موقع 30 نفر بودیم یک قسمت 23 نفرى و یک قسمت 7 نفرى آن قسمت 23 نفرى به هیچ‌وجه وارد نبودند یعنى اصلاً اطلاع نداشتند و حتى در فراکسیون نهضت ملى راجع به مسافرت اعلیحضرت همایونى اصلاً نه بحثى شد و نه آقایان اطلاع داشتند و نه آقایان را به جریان گذاشتیم.‏

میر اشرافى - خیلى چیزها آنجا بحث نمی‌شود ولى به نام فراکسیون عمل می‌شود.

دکتر معظمى - این 23 نفر اطلاع نداشتند و مى‌خواهم عرض کنم این آقایان هیچ کدام از مردانى نیستند که وارد این تبانى‌ها بشوند مردمان شریفى هستند و در یک مبارزه سختى وارد هستند و من به موکلین این آقایان تبریک می‌گویم که نمایندگانى فرستاده‌اند در این جا در این نهضت کاملاً کمک می‌کنند و این آقایان هم علاوه بر این که وارد نیستند همه‌شان در پشت این تریبون به قرآن مجید قسم خورده‌اند که به قانون اساسى خیانت نکنند.

حمیدیه - پس اختیارات خیانت نبود آقاى دکتر؟

شبسترى - اختیارات موافق قانون اساسى است‏.

دکتر معظمى - و به اساس قانون اساسى و به مقام سلطنت هم خیانت نکنند و همه‌شان چون مردان شریفى هستند مسلمان‌اند پا‌بند به قسم خودشان هستند و هر وقت هم صحبت شده است در فراکسیون همگى علاقه خودشان را به مقام سلطنت مشروطه با کمال وضوح و بدون تردید ابراز داشته‌اند (صحیح است) به علاوه اعلامیه‌هاى متعددى که بعد از نهم اسفند و قبلش از طرف فراکسیون نهضت ملى صادر شده است همه حاکى از این نیت پاک آقایان نمایندگان است پس بنابراین این 23 نفر را من کاملاً مجزى می‌کنم به جهت این که هیچ اطلاعى نداشتند و اما مى‌آید راجع به 7 نفر دیگر اسامى آن 7 نفر را می‌خوانم تا آقایان بدانند آقاى میلانى - آقاى جلالى - آقاى دکتر سنجابى - آقاى پارسا - آقاى حاج سید جوادى - آقاى دکتر شایگان - معظمى - این 7 نفر در واقع به جریان مسافرت شاه قبل از نهم اسفند مسبوق شدند و طریق مسبوق شدن آن را الان جزئیاتش را به عرض جنابعالى می‌رسانم که جنابعالى هم واقف شوید که اگر اشتباه و سوء‌تفاهم باشد چون یقین دارم بى‌انصافى نخواهید کرد این قسمت را قبول خواهید کرد و همین قدر بدانید که نبایستى یک اشخاص محترمى را آن هم به طور دسته جمعى مورد اتهام قرار دهید و جنابعالى حتماً مسلمان هستید و می‌دانید که یکى از آیات بزرگ قرآن این است که می‌گوید یا ایها الذین آمنو فاجتنوا کثیرا من الظن ان بعض الظن اثم (دکتر بقایى - این را به آقاى دکتر مصدق و رادیو هم بگویید) (عبدالرحمن فرامرزى - رادیو که مسلمان نیست) (خنده نمایندگان) ملاحظه بفرمایید که در قرآن کریم بعضى از ظن‌هارا گناه کبیره می‌داند تا چه برسد به این که شما بیایید این جا یک عده اشخاص 30 نفرى را در مجلس که یک مدتى با آنها همکارى می‌کنید مدتى با هم هم قدم بوده‌اید بیایید آنها را تهمت بزنید که وارد تبانى بوده‌اند جناب آقاى دکتر بقایى خودتان می‌دانید اشخاصى مثل آقاى میلانى که من این شهادت را باید به ملت ایران و مخصوصاً مردم آذربایجان بدهم که یکى از اشخاصى هستند که اسباب افتخار مجلس هفدهم هستند (صحیح است) مردی است فاضل عالم ربانى باتقوى بافضیلت و هیچ چیزی منظور ندارد جز این که در این مدتى که در مجلس است بتواند خدمت کند.

دکتر بقایى - کاملاً صحیح است ولى رو‌دست خورده و آلت شده‌اند.

میر اشرافى - صحیح است راجع به جواز جو و برنج هم ما از آقاى میلانى چیزى نشنیده‌ایم.‏

دکتر معظمى - این آقاى جلالى که در حضور جنابعالى هستند مردی است که همه آقایان می‌دانند مورد اعتماد صحیح‌العمل فاضل دانشمند.

دکتر بقایى - کاملاً درست است ایشان هم رو‌دست خوردند.

دکتر معظمى - همه را می‌دانید این آقاى حاج سید جوادى که جز این 7 نفر بودند ملاحظه بفرمایید مردى است دانشمند بى‌نظر باتقوى و مردى نیست که موافق تغییر رژیم باشد و بیاید تبانى کند.

عبدالرحمن فرامرزى - نور از صورتش مى‌بارد.

دکتر معظمى - همچنین آقاى دکتر شایگان دکتر سنجابى آقاى پارسا همه را ملت ایران و مردم مى‌شناسند اینها اشخاصى هستند که خود جنابعالى و آقاى شمس قنات‌آبادى مکرر در روزنامه‌هاى خودتان در آغاز انتخابات تهران مکرر اعلامیه صادر فرمودید که مردم تهران به این اشخاص رأى بدهند درست است یا نه؟

دکتر بقایى - آن وقت خیال تغییر رژیم نداشتند.

دکترسنجابى - گناه‌شان این بود که با شما هم عقیده نبودند.

دکتر معظمى - یکى هم خود بنده که جنابعالى خوب مرا مى‌شناسید اهل تغییر رژیم نیستم و بنابراین مى‌خواهم عرض بکنم یک کسى که اهل انقلاب باشد یا اهل کودتا و یا اهل تغییر رژیم باشد بی‌جهت وقت خودش را تلف نکند که سراغ من بیاید براى این که من اهل هیچ کدام از اینها نیستم من در حدود قانون اساسى و مشروطیت مبارزه می‌کنم و از روزى هم که اینجا وارد شدم همان طور که می‌دانید از اول آن طوری که به عقیده خودم و به عقل خودم می‌رسد کاملاً از راه صحیحش وارد شده‌ام و نمی‌گویم اشتباه نکردم و اگر هم اشتباه کرده باشم سوء‌نیت نداشتم پس بنابراین این اشخاص

+++

اشخاصى نبودند که وارد یک تبانى بشوند توجه بفرمایید آقاى دکتراین تهمتى که جنابعالى زدید که ما وارد تبانى شده‌ایم به همین علت عصبانى شدم و گفتم که دروغ می‌گویید مقصودم این بود که اشتباه مى‌فرمایید. توجه بفرمایید نخواستم فرمایشات جنابعالى را تکذیب کنم. پس بنابراین در جریان کاملاً‌ جنابعالى بى‌انصافى فرمودید و امیدوارم که این سوء‌تفاهم کاملاً‌ رفع شود.

دکتر بقایى - جواب بفرمایید.

دکتر معظمى - یکى یکى جواب می‌دهم و حتى جنابعالى اگر نظرتان باشد دو سه مرتبه در این جریان مجلس از من سؤال فرمودید که واقعاً دکتر معظمى اگر نقشه تغییر رژیم بود به ما هم اطلاع بدهید یک دفعه در این راهروى مجلس و یک دفعه در کمیسیون خارجه و باز هم یک دفعه در راهروى مجلس بنده به جنابعالى عرض کردم قول شرافت به شما مى‌دهم که همچو چیزى نیست مصدق‌السلطنه همچو مردى نیست.

میر اشرافى - ایشان باید این قول را بدهند شما باید وکالت‌نامه داشته باشید.

دکتر معظمى - و گفتم به جناب آقاى دکتر بقایى من قول شرافت به شما می‌دهم که اگر روزى حس کردم که همچو چیزى باشدمن خودم جدا با این فکر مبارزه خواهم کرد صحیح است یا نه؟ من به شماگفتم که اگر یک وقتى همچو فکرى ایجاد بشود اول کسى که از قدرت قانونى خودش براى مبارزه اینجا استفاده بکند شخص من خواهد بود و با این سابقه توقع نداشتم که جنابعالى بیایید به طور دسته‌جمعى تهمت بزنید و به علاوه در سى‌ام تیر نظر آقایان هست که همه آقایان با کمال صمیمیت مبارزه می‌کردیم و من امروز خیلى متأسفم و مکرر هم گفته‌ام که اشخاصى که روز 30 تیر با هم بودند و مبارزه می‌کردند و یک هدف مقدس داشتند امروز عده‌اى از آنها را من متفرق مى‌بینم.

شمس قنات‌آبادى - مبارزه نکردیم که فلاح بیاید سر کار.

دکتر معظمى - همه مبارزه کردند جنابعالى مبارزه کردید (اشاره به آقاى قنات‌آبادى) مجاهدین اسلام مبارزه کردند بنده شهادت می‌دهم زحمتکشان مبارزه کردند حزب ایران مبارزه کردند و سه روز توانستیم شهر را حفظ کنیم و آبروى ایران را حفظ کردیم در همان موقع هم جناب آقاى دکتر بقایى شاهدند که ما گفتیم اگر ایراداتى به دربار باشد بایستى اطرافیان اصلاح شوند و براى تغییر رژیم حاضر نیستیم صحبت تغییر رژیم در بین نبود.

افشارصادقى - بوده است آقاى دکتر جنابعالى اطلاع نداشتید (زنگ رئیس)

دکتر معظمى - این را به جناب آقاى دکتر بقایى گفتم آقاى دکتر بقایى هم عیناً تأیید فرمودند اگر اصلاحى در اطرافیان باید بشود در اساس نباید تغییرى داده بشود و لطمه‌اى وارد بیاید.

میر اشرافى - آقاى خسرو قشقایى هم همین عقیده را دارند؟ (زنگ رئیس)

نایب رئیس - بین الاثنین صحبت نفرمایید.

دکتر معظمى - پس این بود به طور خلاصه آنچه در مقدمه خواستم عرض کنم اما راجع به جریان دعوتى که از طرف فراکسیون نهضت ملى به عمل آمد تا روز 9 اسفند چون جناب آقاى دکتر مصدق هم در نطق خودشان در جلسه خصوصى دو سه مرتبه اشاره به من کرده بودندمن اتفاقاً خیلى خوشوقتم که جناب آقاى دکتر بقایى موضوع را تکرار کردند که من یک مرتبه براى این که سوء‌تفاهمى ایجاد نشود جریان را آن طوری که هست به عرض آقایان برسانم در ابتدا خدا را به شهادت مى‌طلبم که آنچه می‌گویم آن طورى است که واقع شده ممکن است حافظه‌ام اجازه ندهد که بعضى جزئیاتش را بگویم ولى آن طوری که واقع شده به عرض آقایان می‌رسانم: یک روز در فراکسیون نهضت ملى ما جلسه داشتیم جناب آقاى علاء که من ایشان را مرد شریفى می‌دانم و مرد محترمى می‌دانم بهش هم علاقه دارم چه در زمانى که در پاریس بودند سرپرست ما بودند و چه اینجا که آمدیم در قسمت تقسیم املاک با ایشان کار می‌کردیم و به بنده لطف داشتند تلفن فرمودند که من یک عده از آقایان منفردین را دعوت کردم به دربار شما هم بیایید چند نفر دیگر هم بیایند بنده به ایشان عرض کردم من چون عضو فراکسیون نهضت ملى هستم دعوت انفرادى را نمى‌توانم قبول کنم و اگر مصلحت می‌دانید من به فراکسیون بگویم که من را دعوت کردند. بعد بنده آمدم در فراکسیون مطرح کردم که جناب آقاى علاء یک چنین تلفنى کردند ایشان تلفن را گذاشتند زمین مجدداً تلفن کردند که حالا که این طور است از طرف فراکسیون نهضت ملى یک عده‌اى را دعوت کنید که بیایند به دربار من آمدم از طرف آقاى علاء به عرض فراکسیون رساندم و آقایان اعضاى فراکسیون نهضت ملى هفت نفر را تعیین کردند که بنده هم یکى از آنها بودم ولى بنده اصرار کردم که بنده را نفرستند اما آقایان اعضاى فراکسیون نهضت ملى به اتفاق فرمودند که چون اعلیحضرت همایونى به شما لطف دارند آقاى دکتر مصدق هم به شما لطف دارند و ما علاقه‌مند هستیم که این اختلاف موجود به طور خوبى رفع بشود شما هم حتماً بروید.

دکتر بقایى - تاریخش را هم بفرمایید.

دکتر معظمى - عرض کنم یا اواخر بهمن یا اوایل اسفند.

نایب رئیس - آقاى دکتر معظمى وقت شما تمام شده‏.

دکتر معظمى - حقیقتش این است که بنده خیلى دلم می‌خواهد این مطالب را بگویم.

دکتر بقایى - اجازه بفرمایید بگویند که بعد بهانه نیاورند که به ما وقت ندادند دلایل اتهام را رد کنیم تا حالا جوابى ندادند دو ساعت ما وقت می‌دهیم.

نایب رئیس - چقدر وقت می‌خواهید.

مکى - هر وقت که صحبت‌شان تمام شود.

دکتر بقایى - نامحدود وقت می‌دهیم.

دکتر معظمى - بنده صحبت خودم را تمام می‌کنم ولى یک سابقه را ایجاد نفرمایید که براى ماده 90 اجازه نامحدود باشد بنده یک ربع بیست دقیقه وقت می‌خواهم‏.

دکتر بقایى- یک ساعت وقت مى‌دهیم.

دکتر معظمى- یک ساعت زیاد است نیم ساعت کافى است.

دکتر بقایى - استفاده نکنید بقیه‌اش را به بنده بدهید.

نایب رئیس - آقایانى که موافقند نیم ساعت آقاى دکتر معظمى به بیانات خودشان ادامه بدهند قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد.

نایب رئیس - بفرمایید.

دکتر بقایى - ما بعد از نیم ساعت باز به ایشان وقت می‌دهیم‏.

دکتر معظمى - بعد 7 نفر از آقایان که معین شدند روز بعد ما به دربار رفتیم صبح وقتى که دربار رفتم جناب آقاى علاء عنوان کردند به این که جناب آقاى دکتر مصدق روز جمعه آقاى میلانى و آقاى ملک مدنى و آقاى دکتر شایگان را خواسته‌اند و یک اظهاراتى کرده‌اند (دکتر بقایى - کى‌ها را خواستند) جناب آقاى میلانى و جناب آقاى دکتر شایگان و جناب آقاى ملک‌مدنى را و بعد فرمودند که من یک مطلبى داشتم (دکتر بقایى - مطالب را بفرمایید ضرر ندارد) آقایان همه شنیده‌اند تکرارش لزومى ندارد فرمودند چون اعلیحضرت همایونى همیشه کابینه آقاى دکتر مصدق را تأیید و تقویت فرموده‌اند خیال می‌کنم سوء‌تفاهماتى شده است و خیلى مایل هستم که این سوء‌تفاهمات به ترتیبى مرتفع شود اینجا مذاکره خیلى زیاد شده مطالب بحث شد گفته شد و بعد کار طورى طول کشید تا این که ناهار ما را دربار نگاه داشتند و بعد از ناهار هم که در اطراف مطالب صحبت شد هیچ فرمول معینى در واقع پیدا نشد بعد از ظهر آقاى علاء پیشنهاد کردند که ما 7 نفر شرفیاب شویم در آن موقع یکى از آقایان اعضاى دربار که آقاى والا تبار باشد در ضمن صحبت موضوعى مسافرتى را که اعلیحضرت یک وقتى می‌خواستند بروند صحبتش را کردند ولى مورد بحث واقع نشد (دکتر بقایى - قول را هم آنجا گرفتند؟) اجازه بفرمایید قول را هم عرض می‌کنم همه مطالب را یکى یکى عرض می‌کنم ناهار را که خوردیم آقاى علاء فرمودند که فعلاً خوب است حضور اعلیحضرت همایونى شرفیاب بشویم آقاى دکتر شایگان یادشان به خیر فرمودند که حقیقت این است که ما هنوز فرمولى فکر نکردیم که برویم پیش اعلیحضرت و این هم برخلاف ادب است که برویم آنجا یک مطالبى بگوییم به عقیده من چون هنوز به نتیجه نرسیده است خوب نیست بدون این که مطلبى تمام شده باشد برویم حضور جناب آقاى علاء فرمودند بهتر است که مطالب اعلیحضرت همایونى را هم اصغاء بفرمایند گفتیم بسیار خوب ساعت دو و نیم بعد از ظهر بود که ما خدمت اعلیحضرت همایونى شرفیاب شدیم و در آنجا باز هم صحبت از مطالب جناب آقاى دکتر مصدق به میان آمد و بعد هم اعلیحضرت همایونى فرمودند که من همیشه از آقاى دکتر مصدق طرفدارى و پشتیبانى کرده‌ام و بعدهمین طور مذاکره طول کشید تا مقارن ساعت 7 بعد از ظهر بود که در واقع موضوع مذاکره و مطالب ما بدون نتیجه ماند و ما از حضور اعلیحضرت همایونى مرخص شدیم که بیاییم دسته جمعى خدمت آقاى نخست وزیر (دکتر بقایى - اجازه مى‌فرمایید یک سؤال بکنم).

نایب رئیس - نخیر آقا نفرمایید سؤال را بعد بفرمایید.

دکتر معظمى - قبل از این که می‌خواستیم بیاییم اعلیحضرت همایونى قبلاً تشریف بردند و بعد آقاى علاء با ما چند نفر که آنجا بودیم مذاکره کردند و خلاصه سعى ایشان این بود که راه‌حلى پیدا بشود ولى ما 7 نفر تمام سعی‌مان این بود که اگر اعلیحضرت همایونى و دکتر مصدق با هم روبرو شوند خودشان بهتر مطالب را می‌توانند حل کنند تا این که ما رفتیم منزل آقاى دکتر مصدق در آنجا مشغول مذاکره بودیم که جناب آقاى علاء تلفن فرمودند و از ما چند نفر که نشسته بودیم بنده را خواستند پاى تلفن بعد همان طور که آقاى دکتر بقایى فرمودند بنده همیشه رو یه احتیاط را پیش مى‌گیرم همان جا به آقایان گفتم خوبست یک نفر دیگر از آقایان بروند پاى تلفن عین حقیقت را عرض می‌کنم همه آقایان فرمودند شما بروید بنده رفتم پاى تلفن جناب آقاى علاء فرمودند که اعلیحضرت همایونى چند وقت پیش مى‌خواستند بروند به مسافرت فعلاً مهیا براى مسافرتشان هستند بنده آمدم (دکتر بقایى - سؤال کوچکى دارم که روشن می‌کند مطلب را) اجازه بفرمایید بنده آمدم در اطاق و واقعاً این حرف را نمى‌خواستم بگویم بعد به فرانسه به آقاى دکتر

+++

شایگان و آقاى پارسا و آقاى دکتر سنجابى عرض کردم که آقاى علاء یک چنین مطلبى را فرمودند و من مصلحت نمی‌دانم که این حرف را بزنیم و گفتم این قسمت را به آقایان بگوییم یا خیر آقایان هم فرمودندکه بگویید و این مطلبى بود که آقاى دکتر مصدق به نحوى تعبیر فرمودند که فلانى آمد و یک نجوایى کرد (دکتر بقایى - النجوى من عمل الشیطان) و بعد که ما این حرف را به فرانسه زدیم گفتیم به آقایان دیگر بگوییم بعد هم بنده به جناب آقاى میلانى و جناب آقاى جلالى و سایرین گفتم که آقایان هم تأیید فرمودند نظر بنده را که خودشان بیایند بگویند و یک مطلبى را که جنابعالى نفرمودید بنده اضافه می‌کنم بنده خودم رفتم دربار و به جناب آقاى علاء گفتم که شما خودتان بیایید مطلب را بگویید تصادفاً در بین راه که پیاده مى‌رفتم به آقاى ابوالقاسم امینى که فعلاً کفیل دربار است برخورد کردم به ایشان گفتم یک روزگارى داریم که صبح تا غروب می‌دویم باز یک عده‌اى به ما حسادت می‌کنند بد هم به ما می‌گویند و خدا نکند کسى به این روزگار بیافتد امروز معلوم نیست چه می‌کنیم و چه شده‌ایم و حالا هم گرفتارى داریم و نمى‌دانیم چه بکنیم این حرف را زدم و گفتم به همین بدبختى یک عده‌اى حسادت مى‌برند (میر اشرافى - آن وقت که آقاى امینى کفیل دربار بودند آنجا چکار مى‌کردند) توى راه بود ایشان مى رفتند منزل شاهپور عبدالرضا چون باجناق والاحضرت شاهپور عبدالرضا هستند خلاصه رفتم و به آقاى علاء عرض کردم خودتان بیایید بگویید آقاى علاء گویا شرفیاب شد یا این که اعلیحضرت همایونى اطلاع پیدا کردند که بنده آمده‌ام بنده را در کتابخانه احضار فرمودند در آنجا که شرفیاب شدم راجع به مسافرت فرمودند من مدتها بود قصد مسافرت داشتم همان حرفى را که آقاى دکتر شایگان گفتند که اعلیحضرت فرمودند مدتها بود قصد مسافرت داشتند اول صحبت مسافرت شد و بعد راجع به تقسیم املاک صحبت کردند و فرمودند که شما مرتب اینجا مى‌آیید من خیلى ممنون هستم و این قسمت را من بهش علاقه دارم باید همین طور دنبال کنید در اینجا باید عرض بکنم من مخصوصاً تنها نرفتم از آقاى علاء خواهش کردم که ایشان هم بیایند و بعد ما رفتیم خدمت آقاى دکتر مصدق با آقاى والاتبار و آقاى علاء (دکتر بقایى - آن شش نفر آقایان آنجا بودند؟) اجازه بدهید عرض کنم وقتى ما رفتیم آنجا آقایان از اطاق آمده بودند بیرون بنده و آقاى والاتبار و آقاى علاء آنجا نشستیم و در ضمن اعلیحضرت همایونى یک مطلب دیگرى هم به من فرمودند که من آنجا مطرح کنم مطلب راجع به مسافرت بود بنده آنجا ابتد این قسمت را یادآورى کردم به آقاى علاء که این قسمت را به آقاى دکتر مصدق بگویید و بنده هم بعد از گفتن این صحبت پا شدم درست توجه کنید در ابتداى صحبت که هنوز صحبت نشده بود آن مطلب را بنده گفتم و بعد بنده هم پا شدم آقایان سه چهار نفرشان توى اطاق مجاور اطاق آقاى نخست وزیر بودند و چند نفرشان آمده بودند به مجلس به مجلس که آمدیم ما چند نفر با هم مشورت کردیم که آقاى علاء این قسمت را قول گرفتند به این که اصلاً نبایستى فاش بشود و با قید محرمانه بودن این قسمت را قول گرفتند (دکتر بقایى - کدام قسمت؟) قسمت مسافرت را قول گرفتند از آقایان و گفتندکه به هیچ‌وجه اعلیحضرت همایونى حاضر نیستند و راضى نیستند که هیچ کس از این مسافرت اطلاع حاصل کند (دکتر بقایى - من از این قسمت اتخاذ سند می‌کنم) این قسمت به آقایان گفته شد و بعد هم (مکى - چرا؟ مگر شاه مملکت مى‌خواستند فرار کنند؟) (میر اشرافى - مى‌خواستند فرارش بدهند) (بهادرى - قول گرفته بودند که محرمانه باشد) عین حقیقت است که من عرض می‌کنم بعد آمدیم در فراکسیون یعنى در آنجا با هم صحبت کردیم که ما تمام سعى و کوششى که کردیم این بود که اعلیحضرت همایونى و آقاى دکتر مصدق با همدیگر ملاقات کنند و پس از ملاقاتى که کردند این اختلاف مرتفع بشود (دکتر بقایى - سؤال من مال پیش از فراکسیون است آقاى علاء در مصاحبه مطبوعاتى خودشان فرمودند که سه نفر از آقایان فراکسیون نهضت ملى گفتند صلاح این است که اعلیحضرت از کشور بروند و آن سه نفر هم تکذیب نکردند تا حالا که دو ماه از مطلب گذشته تکذیب نشده در روزنامه‌ها) چرا تکذیب کردند در روزنامه‌ها (میر اشرافى - قرار بازپرس هم تکذیب شد ولى دو روز بعد عینش چاپ و منتشر شد) دیگر فرمایشى ندارید آقاى میر اشرافى؟ آن قسمت را هم مراجعه بفرمایید از طرف‏

فراکسیون نهضت ملى مفصلاً تکذیب شده که عبارتش را آقاى دکتر سنجابى در اختیار آقایان خواهند گذاشت اما این که فرمودند روز شنبه چرا بنده رفتم دانشکده حقوق حقیقتش را می‌خواهید بنده 7 سال است که وکیل هستم در این مدت همیشه ساعى بوده‌ام که درسم را مرتب بدهم همیشه هم رفته‌ام حتى در بازرسی‌هاى امتحانات که دعوت می‌شود من می‌روم و افتخار هم می‌کنم چون بالاخره من شغل دائمى خودم را همان شغل تدریس مى‌دانم و به این کار هم افتخار می‌کنم و بعد هم آن روز اصلاً از طرف فراکسیون دعوتى نکرده بودند و فراکسیون آن روز رسمى نبود فقط از اشخاصى که در جلسه خصوصى اطلاع پیدا کرده بودند تشکیل شده بود و دعوت جلسه خصوصى هم به من نرسیده بود و به علاوه اگر هم رسیده بود به شما عرض کنم که بعد از 7 سال تجربه که می‌دانم جلسات خصوصى مجلس شوراى ملى بچه صورت است هر وقت درس داشته باشم ترجیح می‌دهم که بروم درس تا این که بیایم در جلسه خصوصى مجلس شوراى ملى چون من در این چند سال از جلسات خصوصى مجلس فقط یکى دو مرتبه دیدم به نتیجه رسید یعنى نصف نتیجه یکى از آن جلسه خصوصى بود که در نتیجه مساعى آقاى مکى که با یک حسن نیت کاملى فرمودند که اختلافات دربار و دولت باید مرتفع بشود به این صورت که در ده نفر یک نفر را معین کنیم از من خواهش کردند که کمک کنم و 8 نفر معین شدند و آن 8 نفر هم آمدند و این گزارش را تهیه کردند و خود جنابعالى هم بودید و سایرین سوء‌نیتى هم در کار نبود (دکتر بقایى - ساعت درستان از چه ساعتى شروع می‌شود و تا چه ساعتى است؟) درس من از ساعت ده و نیم تا ساعت 12 است ده سال است برنامه‌هاى درس من شنبه و دوشنبه است و بنابراین بنده از جلسه خصوصى اطلاع نداشتم و اگر هم اطلاع مى‌داشتم نمى‌آمدم و علاوه بر این اگر خبر مسافرت را مى‌شنیدم براى من تعجب‌آور نبود براى این که 8 روز بود که من می‌دانستم که اعلیحضرت می‌خواهند بروند حتى آن روز هم پیاده از دانشکده حقوق مى‌آمدم و اولین کسى که آن روز توى راه به من رسید آقاى عنایت سر دفتر بود داشتند بنزین می‌گرفتند گفت شنیدم اعلیحضرت همایونى استعفا داده‌اند و می‌روند (عبدالرحمن فرامرزى - ایشان مگر مى‌خواستند استعفا بدهند؟) نه خیر عنایت این طور مى‌گفت من همان طور پیاده آمدم منزل مادرم که نزدیک منزل آقاى دکتر مصدق است و آن هیاهو را آنجا شنیدم وبعد از ظهر هم که بنده تلفن کردم گفتند که فراکسیون هست اما مطالبى که جنابعالى بهش استناد فرمودید چند مطلب است یکى این که نمایندگان فراکسیون نهضت ملى اطلاع نداشتند بنده اقرار می‌کنم که اطلاع نداشتند و این عدم اطلاع آنها یا اطلاع آنها هیچ کدام دلیل بر تغییر رژیم نخواهد بود یک قسمت دیگر هم فرمودید که مذاکرات را ما محرمانه نگاه داشتیم و چرا محرمانه بود نه در این قسمت در هر قسمتى وقتی که تقاضا شده که مطالب را محرمانه نگه داریم محرمانه نگه داشته‌ایم مثلاً راجع به گزارش هئیت هشت نفرى جناب آقاى مکى فرمودند که حق ندارید قبل از این که منتشر بشود به فراکسیون گزارش بدهید تا شبى که جناب آقاى مکى در جلسه قرائت فرمودند گزارش آن به فراکسیون داده شد و اگر به حرف ایشان گوش داده بودیم و در مجلس قرائت شده بود کار به این جا نمى‌رسید (عبدالرحمن فرامرزى - فایده‌اش چه بود که می‌خواندند آقاى دکتر؟) بعد عرض می‌کنم ایشان اصرار کردندکه ما کارى نکرده‌ایم بیایید این گزارش را مى‌خوانیم که تمام بشود این راجع به محرمانه ماندن. بعد هم یکى از دلایل جنابعالى رفتن بنده به دانشکده حقوق است که این دلیل بر تغییر رژیم است اگر این طور باشد من الان 14 سال است مشغول تغییر رژیم هستم براى این که همیشه می‌روم دانشکده حقوق درس می‌دهم و اگر اسم این تغییر رژیم باشد (دکتر بقایى - اسم این استدلال چیست؟) همانى است که شما فرمودید سفسطه است همان دلیل خود جنابعالى (فرامرزى - حالا فرمودید که این سفسطه بود) یکى از دلایل جنابعالى این بود که من در آن مجلسى که پاى تخت آقاى نخست وزیر بوده است نجوى کردم نجوى را هم عرض کردم که بنده به فرانسه گفتم چون نمى‌خواستم به همه آقایان موضوع را بگویم (دکتر بقایى - صحبت فرانسه صرف ادعا است) عین حقیقت است به سر جد آقا (اشاره به آقاى میلانى) عین حقیقت است (دکتر بقایى - ممکن است مطالب دیگرى فرموده باشید که می‌خواستید جناب آقاى میلانى و آقاى جلالى ندانند) آقاى دکتر بقایى زندگانى سیاسى آدم می‌گذرد کما این که یک سال از عمر مجلس گذشته است یک سال دیگر هم انشاء‌الله امیدواریم که به زودى بگذرد ولى فقط یک چیز اینجا باقى مى‌ماند و آن این است که به عقیده بنده ما امانت‌دار ملت ایران هستیم و در مقابل ملت ایران همیشه باید طورى حرف بزنیم که یک وقت سوء‌تفاهمات ایجاد نکند بنده مخالف بعضى اشخاص هستم که مى‌آیند پشت تریبون به یک کسى می‌گویند بدون محاکمه دزد می‌گویند جاسوس می‌گویند (پورسرتیپ - به رادیو هم بفرمایید) بنده به طور کلى با اعمالى که برخلاف اصول است مخالفم (میر اشرافى - آنهایى که در روزنامه شورش مى‌نویسند چطور با آن هم مخالفید پس آن را هم بفرمایید به حضرت آیت‌الله کاشانى فحش می‌دهد؟) با آن هم مخالفم همیشه گفته‌ام به هر کسى به هر مقامى که برخلاف اصول توهین بشود مقامات قضایى باید جدا تعقیب کنند با فحش دادن غیر از این که نفاق در مملکت پیش بیاید فایده دیگرى حاصل نمى‌شود پس بنابراین در این جریان مسافرت می‌خواستم تمنا کنم اگر اشتباهاتى در این قسمت داشته‌اید کاملا مرتفع بفرمایید اما راجع به این قسمت گزارش‏ هیئت 8 نفرى خوشبختانه جناب آقاى دکتر بقایى در آخر نطق‌شان در موقعى که این گزارش 8 نفرى را مطرح مى‌فرمودند مى‌خواستند گزارش هیئت هشت نفرى را هم به آن قسمت دیگر متصل کنند ولى خوشبختانه در آخر نطق‌شان که اینجا هست فرمودند که این قسمت چیزى نیست و مثل کلمه لا اله الا الله است که هیچ مطلب تازه‌اى نیست و محتاج به رأى نیست و حتى خود جنابعالى هم مجدداً در اینجا امضا فرمودید این دلیل بر این است که این با تغییر رژیم ارتباط ندارد

+++

(دکتر بقایى - پس اصرارش براى چیست؟)

(فشارصادقى - مسکوت بگذارید).

والله اصرارش براى این است که روز اول درخواست کردیم که بیاید در مجلس قرائت شود نگذاشتند (عبدالرحمن فرامرزى - اگر آن وقت نگذاشتند حالا چه مانعى دارد که این کار را بکنیم؟) چند نفر اگر هر وقت می‌خواستند با هم آشتى کنند من‌ نمى‌دانم چطور مى‌شود یک عده‌اى پیدا مى‌شوند و آن مطلب را بزرگ مى‌کنند و نمی‌گذارند یکى از بدبختى‌هاى بزرگ مملکت ایران همین نفاقى است که یک عده‌اى پیدا می‌شوند و نفاق مى‌اندازند یک چیزهاى کوچکى را بزرگ می‌کنند و وقتی‌ که می‌رود کار مملکت به یک سامانى برسد نمی‌گذارند (دکتر بقایى - پس خودتان پیشنهاد سکوت بدهید) اما راجع به گزارش می‌خواستم جریان گزارش را به عرض برسانم که اینجا هم سوء‌تفاهماتى ایجاد نکند در مجلس شوراى ملى مطلبى یک روز مطرح شد که در امور داخلى مجلس یک اختلافاتى هست و یک اختلافى هم بین دربار و آقاى دکتر مصدق و با این موقعیت مملکت مصلحت نیست که این اختلافات وجود داشته باشد جناب آقاى مکى با من در خارج صحبت کردند فرمودند که شما هم مساعدت بکنید که ما این اختلافات را در این موقع بحرانى مملکت از بین ببریم گفتم بنده حاضرم و حتى با چند نفر دیگر از آقایان هم صحبت فرمودند و خود ایشان تقاضاى جلسه خصوصى کردند در جلسه خصوصى آقاى مکى مطالب مفصلى اظهار کردند و فرمودند هر ده نفرى یک نفر را تعیین کنند تا این که آن هیئت به این دو موضوع یکى به اختلافات داخلى و دیگرى به اختلافات دربار رسیدگى کنند این هشت نفر تعیین شدند جناب آقاى دکتر بقایى و جناب آقاى حائرى‌زاده. از طرف فراکسیون نهضت ملى جناب آقاى دکتر سنجابی، آقاى مجدزاده و خود بنده و از طرف منفردین هم جناب آقاى مکى و جناب آقاى رفیع و جناب آقاى گنجه‌اى معین شدند بعد عصر همان روز ما در مجلس شوراى ملى جلسه کردیم ابتدا گفتیم که کار داخلى مجلس را باید اختلافاتش را مرتفع کرد اختلاف داخلى مجلس دو موضوع بود یکى موضوع گارد مجلس بود و یکى اختلافى بود که مقام ریاست مرقوم فرموده بودند که جناب آقاى محمد ذوالفقارى جلسات را اداره بکنند و جناب آقاى مهندس رضوى اداره نکنند و بعد با مطالعه قانونى (میر اشرافى - این که عمل قانونى بود خود جنابعالى وقتی که نایب رئیس آقاى سردار فاخر بودید چندین ماه مجلس را اداره کردید) بعد در اینجا مذاکره کردیم در باب گارد مجلس توافق کردند که به دولت بگویند پنج نفر را صورت بدهند و مقام ریاست یک نفر را انتخاب بکند و راجع به اداره جلسات مجلس هم گفتیم چون یک نایب رئیس ممکن است مریض شود این کار سابقه نشود و دیگرى نتواند بهتر این است که مقام ریاست موافقت بفرمایند با توافق یکدیگر باشد آقایان خودشان بروند توافق بکنند در این قسمت ما توافق کردیم و رفتیم شرفیاب شدیم حضور حضرت آیت‌الله کاشانى منزل آقاى مصطفوى تشریف داشتند آنجا نسبت به همه ما اظهار مهربانى فرمودند این دو پیشنهاد را هم که به ایشان کردیم بدون این که بحثى بفرمایند با کمال میل قبول کردند و در همان حال هم ابلاغ کردند به آقایان نواب رئیس که خودشان توافق بکنند نسبت به گارد مجلس هم توافق کردند و بعد ما تشکر کردیم از حضور آیت‌الله و بعد آمدیم اینجا جناب آقاى گنجه دعوت فرمودند اعضاى هیئت هشت نفرى را ناهار خدمت آقاى گنجه‌اى بودیم حضرت آقاى آیت‌الله کاشانى هم لطف فرمودند و تشریف آوردند ولى در حضور ایشان راجع به عمل دیگر هیئت هشت نفرى بحث نشد کلیات بحث شد بعد رفتیم خدمت جناب آقاى حائرى‌زاده آنجا صحبت شد به این که به چه ترتیب این اختلافات حل شود جناب آقاى حائرى‌زاده فرمودند که بهترین راه رفع اختلاف این است که خود آقاى دکتر مصدق برود براى این که این اختلافات مرتفع بشود خود آقاى دکتر مصدق نباشد بهتر است ما گفتیم که واقعاً می‌خواهیم راه‌حلى پیدا بکنیم که چون این مذاکرات به نتیجه نمی‌رسد جناب آقاى دکتر بقایى فرمودند یک فرمول کتبى باید پیدا بشود در اطراف فرمول بحث کردیم سه فرمول پیش آمد یکى این که خود دربار با دولت توافق بکند راجع به مفهوم قانون اساسى بعد جناب آقاى حائرى‌زاده و یک نفر دیگر از آقایان فرمودند که این قسمت ممکن است سابقه بدى بشود بهتر است این ترتیب نباشد یک نفر دیگر از آقایان پیشنهاد کردند که خود دولت نظریاتش را به صورت طرح بیاورد به مجلس و در اینجا مطرح بشود باز هم آقایان گفتند که این روى تعصب اقلیت و اکثریت می‌رود بهتر این است که یک گزارشى خود نمایندگان مجلس تهیه کنند راجع به این قسمت ما توافق کردیم و گفتیم که هر کدام از آقایان نظرى دارند نظرشان را بفرمایند و آقاى مجدزاده یادداشت بفرمایند جناب آقاى حائرى‌زاده مطالب و مواد قانون اساسى که مورد ابتلاء بود دیکته فرمودند و بعضى آقایان نظریه‌شان را دادند و قرار شدجلسه آینده در منزل جناب آقاى مکى تشکیل شود و این یک موضوع را بنده فراموش کردم عرض کنم که قبل از این جلسات یک ملاقاتى بانخست وزیر کردیم ایشان اشکالات کارشان را فرمودند که در دوره بیست ساله عادت بر این جارى شده است که قواى انتظامى مملکت خودشان را مسئول دولت نمی‌دانند و بعد از وقایع بیستم شهریور 20 هم غالب دولت‌ها در نتیجه عدم اطاعت قواى انتظامى فلج شده‌اند بنابراین اگر می‌خواهد من کار بکنم این وضع را روشن بکند که قواى انتظامى تبعیت از دولت باید بکند به هر حال براى من روشن شود اگر مسئولیت از من می‌خواهید این کار را بکنید این مطالب‌شان را ایشان فرمودند و بعد شرفیاب شدیم حضور اعلیحضرت همایونى ما مطالب آقاى نخست وزیر را که گفتیم ایشان فرمودند که من همیشه نسبت به کارهاى آقاى‏ دکتر مصدق پشتیبانى کرده‌ام قواى انتظامى هم از ایشان تبعیت کرده حتى رئیس ستاد ارتش را که پریروز خود ایشان با یک ابلاغى برایشان حکم صادر کردند بنده قبول کردم بنابراین اختلافى موجود نیست آقاى نخست وزیر هم بعد از آن مذاکراتى که فرمودند گفتند ما اختیار می‌دهیم به آقایان هشت نفرى بعداً اعلیحضرت فرمودند با وجود این ما اختیار می‌دهیم به همان هشت نفر (دکتر بقایى - موضوع تقسیم املاک را هم که اعلیحضرت فرمودند بفرمایید) خواهم گفت بله این را هم در ضمن فرمودند (دکتر بقایى - مقصود نقل قول اعلیحضرت است) من مطلب را به طور خلاصه عرض کردم (دکتر بقایى - نگفتید آقاى دکتر این موضوع تقیسم املاک را بفرمایید که اعلیحضرت همایونى فرمودند که آقاى نخست وزیر با تقسیم املاک مخالف هستند) بله اعلیحضرت همایونى فرمودند آقاى نخست وزیر مخالف‌اند و من علاقه دارم املاک تقسیم بشود خلاصه به منزل جناب آقاى مکى که رفتیم در آنجا صحبت طرح تمام شد یادداشت‌هایى که جناب آقاى مجدزاده تهیه فرمودند قرائت شد با یک مختصر اصلاحى این قسمت قبول شد در آنجا جناب آقاى حائرى‌زاده فرمودند که راجع به اختیارات هم بایستى فکرى کرد جناب آقاى دکتر بقایى هم فرمودند که آقاى دکتر مصدق باید اختیاراتشان را به مجلس پس بدهند در همان جا (دکتر بقایى - طبق آن پیشنهاد) جنابعالى فرمودید به طور خلاصه عرض می‌کنم بعد از آنجا که خواستیم برویم فراموش کردم عرض کنم دفعه اولى که منزل آقاى دکتر مصدق رفتیم فقط آقاى حائری‌زاده تشریف آوردند آقاى دکتر بقایى تشریف نیاوردند ولى در دربار که رفتیم هر دو آقایان تشریف آوردند ولى در دفعه دوم جناب آقاى دکتر بقایى یک چهله یکى از رفقایشان بود (دکتر بقایى - چهله یکى از شهدا بود که توده‌ایها کشتند) حکم نمى‌توانم بدهم که کى کشته است ولى این را می‌توانم بگویم که چهله یکى از رفقایتان بود و جنابعالى تشریف برده بودید آنجا و بعد هم جناب آقاى حائرى‌زاده گفتند که من نمى‌توانم بیایم دفعه دوم جناب آقاى دکتر بقایى نه به دربار آمدند و نه خدمت آقاى نخست وزیر (دکتر بقایى - بنده نه اینجا رفتم نه آنجا) دفعه دوم نه به دربار تشریف آوردند و نه آنجا از آنجا رفتیم خدمت آقاى نخست وزیر گزارش را که خواندیم فرمودند که اطاعت می‌کنم این موضوع را قبول می‌کنم بعد جناب آقاى رفیع فرمودند که آقاى حائرى‌زاده و آقاى دکتر بقایى راجع به قسمت اختیارات مایل بودند به این که جنابعالى یک قسمت از این اختیارات را به مجلس برگردانید و بهتر است به این که آقایانى که در ردیف اقلیت قرار گرفته‌اند شما با موقعیت مملکت موجبات رضایت آنها را فراهم بیاورید (رفیع - صحیح است) مصلحت مملکت است جناب آقاى دکتر مصدق فرمودند که والله این اختیاراتى که به من داده شده براى مصلحت وقت بوده و الا من نخواسته‌ام سلب حقى از مجلس بکنم و حتى مثال زدند که قسمت امور مالى و بودجه که آن هم جزو اختیارات من بوده است یک دوازدهم به مجلس فرستاده‌ام و باز هم در قسمت‌هایى که ضرورت ایجاب بکند بیایید با هم بنشینیم صحبت بکنیم و حل بکنیم حتى کتابچه قانون اختیارات را هم آوردند و فرمودند آقایان بیایند صحبت کنیم تا ببینیم چه می‌شود ما این مطالب را خدمت آقایان عرض کردیم که جلسه دیگر برویم خدمت آقاى نخست وزیر صحبت کنیم و آقایان اجتناب فرمودند (دکتر بقایى - ماده 90) و این نکته را هم باید عرض کنم که این قسمت نه در ماموریت ما بود و نه در جلسه خصوصى این ماموریت بما داده شد بعد از این که گزارش تهیه شد و آقاى دکتر مصدق قبول کردند در کاخ اختصاصى حضور اعلیحضرت همایونى شرفیاب شدیم اعلیحضرت تشریف آوردند آنجا گزارش را خواندند و بعد که قرائت فرمودند یک نکته‌اى بود که فرمودند اضافه شود که ما قبول کردیم و یک عبارتى هم فرمودند که اگر به این صورت باشد بهتر است که آن نسخه خدمت جناب آقاى مکى است بعد از این که تشریف بردند شقوق مختلف را توسط آقاى رفیع فرستادیم و بعد برگردانند و فرمودند که همان فرمولى که خود آقایان تهیه کرده‌اند خوب است و من هم کاملاً موافق هستم بعد در کاخ اختصاصى جناب آقاى مکى پشت همان سند نوشتند که در چه ساعتى در کاخ اختصاصى امضا شد و ما 6 نفر امضا کردیم بعد که امضا شد آوردند جناب آقاى حائرى‌زاده و جناب آقاى دکتر بقایى هم امضا کردند تا این که بنا شد این موضوع محرمانه بماند تا این که در جلسه خصوصى مطرح بشود همان روز صبح که در جلسه خصوصى مطرح شد با اجازه آقایان ما به فراکسیون اطلاع دادیم و فراکسیون نهضت ملى هم قبول کرد و در جلسه هشت نفرى هم جناب آقاى مکى به عنوان مخبر انتخاب شدند که به عرض مجلس شوراى ملى برسانند و من از ایشان تمنى دارم چون یک سند تاریخى است و مخصوصاً مقدمه‌اش را جناب آقاى دکتر

+++

بقایى فرمودند قرائت بشود جنابعالى آن سند را در مجلس قرائت بفرمایید و آن روزى که ما این طرح را امضا کردیم بنده می‌خواهم عرض کنم هیچ کدام از آقایان جز حسن‌نیت منظور دیگرى نداشتند و بعد هم که امضا کردیم مایل بودیم که قرائت بشود ولى متأسفانه این کار به این سادگى به این صورت در آمد قبل از عید هم من یک مطلبى عرض کردم که این طرحى که تهیه شده هم به صلاح مجلس است هم به صلاح شاه است و هم به صلاح خود ماست که قبل از عید مى‌خواهیم برویم به مسافرت حالا هم عرض می‌کنم روابط دولت و دربار و مجلس این کار را ولو این که سابقه نداشته باشند لازم دارد شما اگر مى‌خواهید حکومت این مملکت یک سر و صورتى داشته باشد بدون تأمل موافقت بفرمایید (میر اشرافى - اگر غلام یحیى یک روزى آمد چه می‌گویید؟) اجازه بفرمایید بنابراین طبق قانون اساسى قبول مى‌فرمایید مقام سلطنت بایستى محترم باشد بایستى که مصون از تعرض باشد بعضى از آقایان گفتند که این قسمت تضعیف است به عقیده بنده به هیچ‌وجه تضعیف نیست بلکه تثبیت مقام سلطنت است سلطنت مملکت به این ترتیب تضعیف نمی‌شود بلکه تقویت مى‌شود و حتى چند کلمه هم از قانون اساسى که ما در اینجا گفتیم چون اختلافاتى بوده و عملاً هم اختلاف زیاد بوده است که حالا وقت نیست بنده اینجا عرض کنم بهتر این است که روشن بشود بنابراین می‌خواستم این نکته را عرض کنم جناب آقاى دکتر بقایى فراکسیون نهضت ملى جز سعادت مملکت و جز خدمت به مملکت به هیچ‌وجه قصدى ندارد (میر اشرافى - همه این قصد را دارند) (بهادرى - مونوپل نیست) اثبات شیئى نفى ماعدى نمی‌کند چون تهمت به فراکسیون زدند فراکسیون را عرض کردم و الا یقین دارم که مجلس شوراى ملى ایران هیچ وقت و در هیچ دوره‌اى کارى نخواهد کرد که به ضرر ملت ایران باشد. (میر اشرافى جز این یک کارى که این دوره کرده و اختیارات را داد به دکتر مصدق) آقایانى که اینجا نشسته‌اند همه ایرانى هستند و مسلم بدانید که فراکسیونى که امثال آقایان میلانى - انگجى - مدرس - حسیبى - دکتر سنجابى - مهندس رضوى (میر اشرافى - پیشه‌ورى و غلام یحیى) اینها هیچ کدام کارى که برخلاف مصلحت مملکت باشد نخواهند کرد و اینج با صداى بلند عرض می‌کنم که عقیده عموم اعضاى فراکسیون نهضت ملى است که به هیچ‌وجه با موقعیت فعلى مملکت قصد تضعیف مقام سلطنت را نداریم و قصد تغییر رژیم نداریم (میر اشرافى - موقعیت فعلى مملکت یعنى چه) به ظاهر کلمات استناد نفرمایید (میر اشرافى - چون فرمودید فعلى) بنابراین می‌خواستم عرض کنم که این سوء‌تفاهم را جنابعالى ایجاد نفرمایید (میر اشرافى - آقاى وزیر کشور مى‌فرمایند که ایشان غیبگو نیستند راجع به فعلى) عرض کردم راجع به خودمان ما سى نفرى که در آنجا هستیم این کار را نخواهیم کرد براى همیشه بنابراین تمنى می‌کنم که آقایان نمایندگان به همدیگر تهمت و افترا نزنند با روح صمیمیت در حدود مقررات قانون اساسى همکارى بکنند اکثریت حرفش را بزند اقلیت حرفش را بزند و رأى حکومت بکند آقایان مجلس شوراى ملى امانتى است که به دست شما سپرده شده (میر اشرافى - متأسفانه که نگهش نداشتند جناب آقاى دکتر معظمى) (احمد فرامرزى - تمام این کار‌ها را نوکران اجانب و جاسوسان می‌کنند) (میر اشرافى - آقاى دکتر یک ساعت دیگر استدعا می‌کنم صحبت بکنید که این مطلب خوب روشن بشود مخصوصاً راجع به این فعلاً یک توضیحى بدهید) اگر بنده کلمه فعلاً را پس بگیرم رفع نگرانی‌ها می‌شود؟ این فعلاً را خواهش می‌کنم هم از روزنامه‌ها و هم از صورت ملجس حذف کنند (فعلاً) را بنده پس گرفتم تا رفع نگرانى آقاى میر اشرافى بشود (دکتر بقایى - یعنى فعلاً حذف کنند تا بعد مطاله بشود) براى همیشه حذف بکنند پس بنابراین می‌خواستم تمنى بکنم که همه با یک روح و صمیمیت و احترام متقابل کار مملکت را انجام بدهیم و عوض نطق قبل از دستور برگردیم به آن کار اساسى که قانونگذارى باشد.

نایب رئیس - با اجازه آقایان ده دقیقه تنفس داده می‌شود.

(5 دقیقه بعد از ظهر مجلس به عنوان تنفس تعطیل و مجدداً 25 دقیقه بعد از ظهرتشکیل گردید).

4- تقدیم لایحه تمدید فرماندارى نظامى در شیراز به وسیله آقاى معاون وزارت دفاع ملى‏

نایب رئیس - آقاى معاون وزارت دفاع ملى‏

معاون وزارت دفاع ملى (سرلشگر مهنا) لایحه‌ای است راجع به یک ماه تمدید مقررات فرماندارى نظامى در شهرستان شیراز براى تصویب صورت مجلس شوراى ملى تقدیم مى‌شود.

مهندس رضوى - یک دفعه لایحه حکومت نظامى را براى تمام مملکت بیاورید.

شمس قنات‌آبادى - یک باره براى تمام مملکت بیاورید همه را راحت کنید.

5- اعلام حاضر بودن آقایان وزیر کشور و معاون نخست وزیر براى جواب سؤالات‏

نایب رئیس - آقاى وزیر کشور و همچنین آقاى دکتر ملک اسمعیلى براى پاسخ سؤالات آقایان حاضر هستند ولى بهتر است مثل سابق یک روز معین را تعیین کنیم که جلسات مخصوصى براى سؤالات باشد (مکى - جلسه آتیه) (چند نفر از نمایندگان - سه‌شنبه‌ها بهتر خواهد بود).

6- بیانات آقایان خلخالى و مکى به عنوان ماده 90 آیین‌نامه‏

نایب رئیس - آقاى خلخالى به عنوان ماده 90 اجازه خواسته‌اند. بفرمایید.

خلخالى - گمان می‌کنم تصادفى پیش‌آمد کرد تأثر جناب آقاى دکتر بقایى شاید باعث شد فرمایشاتى فرمودند که من ناچار شدم از ماده 90 استفاده کنم چون به طور کلى راجع به فراکسیون نهضت ملى فرمودندکه بنده هم فعلاً بستگى دارم به آن فراکسیون اگر در فرمایشات‌شان ادعاهایى که شد راجع به تغییر رژیم مى‌فرمودند اشخاصى اطلاع داشتند توطئه‌اى که مى‌فرمایند در جریان بوده است یا مى‌فرمودند همان 7 نفر با اطلاع بوده‌اند باز مطلبى بود که خود جناب آقاى دکتر معظمى از اول تا آخر جریان را تذکر فرمودند و بنده آن موقعى که اسمم را به عنوان ماده 90 نوشتم متوجه نبودم که جناب آقاى دکتر معظمى هم در این صدد هستند و بیاناتى خواهند فرمود که احتیاجى به اظهارات من نباشد براى حل اختلاف بین دربار و دولت در جریان مذاکره بودند در فراکسیون مطلبى اظهار نفرمودند خواه از مسافرت اعلیحضرت همایونى و خواه از علت مسافرت ولى یک مطلب دیگرى هم هست که به طوری که بنده استنباط می‌کردم نظر آقاى دکتر بقایى این بود که نظیر آقاى دکتر معظمى یا اشخاصى نظیر ایشان به جوابگویى ایشان و مبارزه‌اى که شاید مایل بودند ایجاد بشود حاضر بشوند و نظرشان به امثال بنده شاید نبوده و من هم از این جهت خوشوقت هستم ولى باید این نکته را قبلاً عرض کنم که ما هم مانند اقمار مات و بى‌فروغى نیستیم بلکه افتخار این را داریم که آن موحدى بودیم و هستیم که هیچ گاه بت‌پرست نبوده‌ایم (صحیح است) وکالت‌مان باز اینجا خودستایى مسلماً از جانب ملت‌ و روى همان دعوت و على‌رغم دخالت‌هاى نیروى انتظامى و مقاماتی که اسم نمى‌برم انجام گرفته (میر اشرافى - اسم ببرید آقاى خلخالى) و من اگر چنانچه کینه‌توزى داشتم و اگر می‌خواستم در مجلس شوراى ملى مصالح ممکت را تحت‌الشعاع این احساسات شخصى خود قرار بدهم بنده حق داشتم نسبت به آن سوء‌قصدهایى که حتى به جان من می‌کردند و در راه عدم موفقیت ملت در انتخابات خود انجام می‌دادند همان شبى که آقاى دکتر مصدق آمدند و بیاناتى کردند بحثهایى بکنم مطلبى که جناب آقاى دکتر بقایى فرمودند راجع به تغییر رژیم و اعلان جمهوریت و از این قبیل مقوله بود و واقعاً من تعجب کردم همان طور که روز نهم اسفند در مجلس از آقایان در سرسراى پایین مسافرت اعلیحضرت را شنیدم و من متعجب شدم براى این که هیچ گونه بنده سابقه‌اى نداشتم و آقایان هم کاملاً می‌دانند که جزو آن هیئتى که انتخاب شد بنده انتخاب نشده بودم و خود آقایان تصدیق مى‌فرمایند که در آنجا هیچ ذکرى نشده این نه براى این است که فرض کنید این قبیل صحبت‌ها جرمى است فکر آزاد است بشر می‌تواند همه جور فکر کند مقام سلطنت هم که گفته می‌شود و تصور می‌شود به نفع ملت است نه این است که اینها آلت براى نظریات شخصى و خصوصى باشد و من متأسفم که اینجا فریادهایى که بلند می‌شود بیشتر جنبه‌هاى شخصى و فردى دارد هیچ گاه محرومیت طبقات کثیر‌العده ملت ایران مطمح نظر نیست و اگر هم مورد بحث قرار می‌گیرد به صورت مقدمه‌ای است (میر اشرافى - آن قسمت سهم شما است جناب آقاى خلخالى) ملت این قدر قدرت دارد و حتى احتیاج به گفتن من ندارد تاریکى‌ها روى هم انباشته شده و یقین بدانیدکه نور سعادت و پیروزى ملت مانند آفتاب از پس این ابرهاى تیره بیرون خواهد آمد آن وقت کار خفاشان کار کسانى که با ملت دشمنى می‌کنند و پنجه به روى پنجه آنها مى‌افکنند معلوم خواهد شد (صحیح است) گزارش هیأت 8 نفرى که باعث این حرف‌ها شده موجب این شده که بنده به عنوان ماده 90 استفاده کنم ریشه‌هاى زیادى دارد بنده براى این که وقت آقایان را تلف نکنم شاید روزى در این باب اظهار عقیده بکنم فعلاً اشاره‌اى نمی‌کنم (پورسرتیپ - همین امروز بفرمایید) وقت تلف نمی‌کنم اگر خیلى به تفصیل نپردازیم باید آن شبى که آقاى نخست وزیر یعنى شب 10 اسفند به مجلس آمدند با آن ترتیبى که آقایان می‌دانند بعد از حادثه روز 9 اسفند و نطقى که آقاى دکتر مصدق فرمودند باید توجه نمود که اختلافات بین خود و دربار تصریح فرمودند و آن همان اختلافى بود که واقعه 30 تیر را هم به وجود آورد و بنده از حسن آقایان نسبت به خود استفاده کرده و این مطلب را عرض می‌کنم که قضاوت من قضاوت فردى و بدون تحت نفوذ قرار گرفتن مقامات است یعنى در آن روز سى تیر آن نامه‌اى که از دربار آورده بودند و خواندند مسئله وزارت جنگ و این که اعلیحضرت همایونى نسبت به قواى انتظامى وزارت جنگ علاقه دارند و آقاى دکتر مصدق می‌خواستند شخصاً این مقامات را متصدى باشند اختلاف‌نظر پیدا شده بود حتى یادم مى‌آید که نمایندگان آذربایجان که جمع شده بودیم آقاى میر اشرافى آمد نامه را گرفته مجدداً آنجا خواندند (میر اشرافى - آقاى رئیس ماده 90) من تکرار نمی‌کنم می‌خواهم عرض کنم این موضوعى نیست که بتوان پرده روى آن افکند یا پنهان نگه داشت مسئله‌ای است که حتى از اول مشروطیت بلکه قبل از پیدایش مشروطیت وجود دارد باید دید مشروطه چرا بوجود آمد و اختیار به دست نمایندگان ملت سپرده شد و این اختلافات ادامه داشت تا این که قضیه 9 اسفند پیش‌آمد کرد و بعداً براى

+++

این که رفع اختلافات بشود بنده فعلاً به تفصیل عرض نمی‌کنم براى این که ممکن است براى یک عده‌اى سوء‌تفاهم ایجاد بشود تفصیل آن را می‌گذارم بماند براى بعد (میر اشرافى - جناب آقاى خلخالى بفرمایید ما استفاده می‌کنیم) هشت نفر انتخاب شدند و طبق صریح صورت جلسه‌اى که الساعه بنده نگاه می‌کردم جناب آقاى دکتر بقایى خودشان تصریح مى‌فرمایند که براى این که تصریحى در وظایف طرفین بشود ما گفتیم از این فرصت استفاده کنیم براى تحکیم قانون اساسى‏ مذاکراتى شد پس معلوم می‌شود مسئله مبتلا به همان موضوع قواى انتظامى بوده است و مربوط به قانون اساسى بوده است و رضاى طرفین و رفع اختلاف طرفین مربوط به این قسمت بوده است و مسئله اختیارات هم در آن جلسه مطرح نبوده از فرمایش بعدی ایشان هم استفاده مى‌شود بعد اضافه مى‌فرمایند حالا که آمده‌ایم و می‌خواهیم راجع به تحکیم و تشیید قانون اساسى یعنى اگر این گزارش تهیه نمی‌شد و همان طور که در خود گزارش تصریح شده است در مجلس خوانده بشود و تأیید بشود عملى نمی‌شد مثل این که قانون اساسى تشیید و تحکیم نمی‌شد یعنى از آن سوء‌استفاده می‌کردند همان طور که تاکنون انجام گرفته است (میر اشرافى - مثل قضیه اختیارات که خیلى سوء‌استفاده کردند) این که می‌گویند اگر براى تشیید و تحکیم قانون اساسى بخواهیم عملى انجام بدهیم مستلزم این است که در قانون اختیارات هم تجدید نظرى بشود این فرمایش ایشان به صورت پیشنهادى به نظر می‌رسد بنده که در آن هیأت نبودم ولى از فرمایش آقایان این طور معلوم شد که ایشان مى‌فرمایند خوب است حالا که ما این کار را انجام می‌دهیم انکار را بکنیم این مسئله علی حده باید مورد بحث قرار بگیرد و از این استنباط نمی‌شود که در بحث رفع اختلاف دربار و دولت با استفاده از فرصتى که به دست آمده بود براى تحکیم مبانى مشروطیت مسئله اختیارات هم مستقلاً مورد بحث شود (دکتر بقایى - ماده 90) بعد هم دلیل صریح دیگر خود آن گزارش هیأت 8 نفرى است که در آن از اختیارات بحثى به میان نیامده است و حتى خود آقایان هم امضا فرموده‌اند خیلى من متأسفم با این که جناب آقاى دکتر بقایى خودشان مى‌دانند من در اول ورودم به مجلس به ایشان ارادت داشتم (دکتر بقایى - ما الان هم به شما ارادت داریم) این حقیقتى است که اینجا می‌گویم که فرمایشات آقاى دکتر بقایى در این مورد جنبه بهانه‌جویى است چرا؟ براى این که (دکتر بقایى - یک جواب بنده را حضرتعالى بفرمایید) اجازه بفرمایید به نظرم می‌رسد آن روزى که گفته شد در جلسه خصوصى و قرار شد این گزارش بیاید به مجلس و در مجلس خوانده بشود و تأیید بشود و موضوع خاتمه پیدا کندخودشان تصدیق فرمودند و ما هم می‌دانیم که ایشان قانع شدند و اکنون مثل این که حاضرند آن گزارش خوانده بشود و طرح مطرح نگردد (دکتر بقایى - تکذیب می‌کنم حاضر نیستم هیچ وقت حاضر نیستم یک سؤالم را جواب بدهید آن 6 نفر که در جلسه حاضر بودند چرا یک نفرشان نگفتند که ما نگرانى نداریم از مسافرت شاه) بنده از آن 6 نفر نیستم (دکتر بقایى - شش نفر نمایندگان شما بودند چرا یکی‌شان نگفتند ما نگرانى داریم چون شاه براى معالجه می‌رود) عرض کنم راجع به مسئله علت مسافرت که جناب آقاى دکتر فرمودند حالا امیدوارم مطلبى که عرض کردم یادم نرود جناب آقاى دکتر باز در همین صورت جلسه فرمودند که به علت مسافرت خیلى اهمیت می‌دادند مى‌فرمایند حزب زحمتکشان که در جریان وقایع 9 اسفند اثر زیادى داشت جلوگیرى می‌کرده من تعجب می‌کنم جناب آقاى دکتر بقایى خودشان در همان جلسه مى‌فرمایند وقتى در مجلس مطرح شد آقاى فرامرزى پیشنهاد فرمودندکه همه دسته جمعى برویم و مانع از رفتن شاه بشویم فرمودند که این صلاح نیست شاید یک عمل سبکى باشد براى این که از علت مسافرت اعلیحضرت ما اطلاعى نداریم چه بگوییم بعد که هیئت رئیسه رفت و برگشت علت مسافرت را هم بیان کرد آیا حضور افراد حزب زحمتکشان و آن جریان بعد از این اطلاع بوده است؟ بعد هم مى‌فرمایند که عده‌اى به ما یادداشت می‌دادند و تلفن می‌کردند از علت مسافرت جویا می‌شدند و ما چون اطلاعى نداشتیم به آنها چیزى نداشتیم بگوییم در هر حال می‌خواهند این طور نتیجه بگیرند که این حوادث به علت عدم اطلاع از علت مسافرت بوده است که بالاخره منجر به آمدن آقاى دکتر مصدق به مجلس و اینها شد و آن پیش‌آمد کرد و من می‌خواهم عرض کنم که این مسبوق به اطلاع ما بشود براى این که هیأت رئیسه برگشت و علت را گفت؟ (دکتر بقایى - یک ماده 90 دیگر) (خنده نمایندگان) (فرامرزى - ماده 180 می‌شود).

نایب رئیس - آقاى خلخالى وقت شما تمام شد.

میر اشرافى - رأى می‌دهیم هر قدر مى‌خواهند صحبت کنند.

خلخالى - چون طرح اینجا مطرح است و نظر فراکسیون این است زودتر مطرح بشود و رأى گرفته بشود خود بنده هم از کسانى بود که به جناب آقاى مهندس رضوى پیشنهاد کردم ترتیبى باید داد که موضوع آقاى روحى تحت‌الشعاع این جریان قرار بگیرد و اتفاقاً همین طور شد چون من خودم این عقیده را دارم نمی‌خواهم با بیانات خود به فرض این که خوب هم باشد وسیله تأخیر تعیین تکلیف طرح را فراهم کنم (میر اشرافى - مثل اختیارات که تا ساعت دوازده ما را نگاه داشتند و رأى گرفتند) (قنات‌آبادى - موضوع روحى از اول فرع بود) ولى اگر فرصت دیگرى بدست آمد عرض می‌کنم.

میر اشرافى - اگر چیزى ندارید که بگویید ندارم و اگر دارید که الان بفرمایید.

خلخالى - اگر شما چیزى نمی‌شمارید من چیزى ندارم ولى ملت که با ما هست درد رنج الم دارد که به وقت دیگرى موکول می‌کنم (احسنت).

(در این موقع عده‌اى از تماشاچی‌ها تظاهر کردند و آقاى نایب رئیس دستور اخراج آنها را دادند).

نایب رئیس - آقاى مکى بفرمایید.

مکى - بنده خیلى امساک می‌کردم از این که وقت همکاران عزیزم را با گرفتن نطق به عنوان ماده 90 تضییع کرده باشم ولى بعضى مواقع حوادث ایجاب می‌کند که انسان ملت ایران و تاریخ آتیه مملکت را روشن کند به قول سعدى:

دو چیز طیره عقل است دم فرو بستن.

به وقت گفتن، گفتن به وقت خاموشى‏

(صحیح است)

مذاکراتى را که همکار گرامى جناب آقاى دکتر معظمى فرمودند صحیح بود ولى خیلى از جزئیات از نظر محو شده بود (قنات‌آبادى - صحیح است) و خیلى متأسفم که عرض کنم لجاجت و خودخواهى و غرور دو سه ماه وقت مجلس و مملکت را گرفت (صحیح است) و هنوز هم ما در خم کوچه اولیم روز اول من استدعا کردم خواهش کردم گفتم آقایان ملت مبار زایران دو سال شدیدترین بارها را تحمل کرده به دوش کشید بزرگترین صدمات را خورده و حالا نباید کارى کرد که این ملت مأیوس بشود و دیگر دنبال نهضت ملى را نگیرد آقایان بنده این کلمه تاریخى را پشت این تریبون عرض می‌کنم طورى دارند از ما انتقام می‌گیرند که براى کلیه ملل خاورمیانه ملت ایران یک درس عبرتى بشود که دیگر جرأت نکنند دم از نهضت ملى و مبارزه استقلال‌طلبانه بزنند (عده‌اى از نمایندگان - صحیح است) (مهندس حسیبى - مطمئن باشید این طور نخواهد شد مردم بیدارند) من در آخر دوره 15 پشت این تریبون در آن آخرین ساعتى که همه می‌دانند چه ساعتى به من می‌گذشت (صحیح است) جان من چه جور در مخاطره بود از خدا چه خواستم؟ گفتم خدایا در این مکان مقدس در این شب عید فطر از تو می‌خواهم آن کسانى که می‌خواهند به وسیله تحمیل قرارداد الحاقى ننگین گس گلشاییان قلاده اسارت را بر گردن ملت ایران بیندازند از تو می‌خواهم که آنها را به آتش نفت بسوزانى این دعا را کردم و دیدیم چه جور به آتش نفت سوختند امروز هم عرض می‌کنم خدایا آن کسانى که تعمداً یا تعقلاً دارند به نهضت مقدس ملت ایران خیانت می‌کنندآنها را به آتش نفت بسوزان (نمایندگان - الهى آمین).

دکتر بقایى - دکتر فلاح را تعمداً آوردند یا تعقلاً آن را هم بفرمایید.

مکى - از آن کسانی که با نیش بودند باید بپرسید که هر کس خدا می‌داند اسم نهضت مقدس ملت ایران را در خوزستان آورده هر کس گفته است زنده باد نهضت ایران گفته است زنده باد ملى شدن صنعت نفت امروز دارند ازشان انتقام می‌گیرند آقایان من جز بی‌طرفى جز سعادت ملت ایران جز خیرخواهى مملکت ترا به شرافتتان چیزى در این مجلس گفته‌ام؟ و یا در جلسات خصوصى خواسته‌ام؟ حالا من از تمام همکاران عزیزم که در نطق‌هاى قبل از دستور پشت این تریبون اظهار تأسف کردند که چرا یک روزنامه بلندگوى هیأت حاکمه به من بد بگوید و به طور نمونه من را مثال مى‌آوردند متشکرم ولى من هیچ تأسفى ندارم من در دوره پانزدهم پشت این تریبون حاضر بودم با گلوله از پشت این تریبون پایین بروم ولى از حق ملت ایران صرف‌نظر نکنم در دوران خلع ید هم کبدم را گذاشتم روى این کار و حاضر بودم جانم را روى این کار بگذارم و از خلع ید صرف‌نظر نکنم من می‌دانم آقا استعمار و هیأت حاکمه استعمارطلب دارند انتقام می‌گیرند از آن کسانى که می‌خواهند اساس نهضت مقدس ملت ایران رونق بگیرد من می‌دانم انتقام است (میر اشرافى - از حضرت آیت‌الله کاشانى هم دارند انتقام می‌گیرند) این فحش‌ها انتقام است بنده این انتقام را پس می‌دهم (دکتر بقایى - دکتر فلاح با مرکورکرم طومار درست می‌کند) و براى مثال عرض می‌کنم که بنده را آن روزى که گرفته بودند در زندان ما رفقاى اقلیت بودیم آن روزى که ما بودیم از آن طایفه دردکشان که مورد تمسخر و استهزای یک دسته‌ای است آن روز که هیچ یک از این تاک و تاک‌نشان‌ها اثرى نبود یک کسى از رجال این مملکت آقاى حائرى‌زاده شاهدند توى زندان به من پیغام داد که من خیلى خوشوقتم که شما را گرفته زندانى کرده‌اند شما هم خوشوقت باشید که به همین تمام بشود و راضى شوید زیرا نمی‌خواهند شما را نابود کنند. دارند طرحى می‌ریزند که شما را اعدام کنند اگر به زندان تمام شود خیلى راضى باشید زیرا شما انتقامتان را خیلى خفیف پس داده‌اید (میر اشرافى - حالا هم از دکتر بقایى شروع کرده‌اند) بنده می‌دانم که این انتقام را روزى از من پس خواهند گرفت انتقام رد قرارداد گس وگلشاییان (حائرى‌زاده - این طورى نیست این صحیح نیست این انگلیس آن انگلیس سابق نیست) (مهندس حسیبى - ایشان هنوز وحشت دارند) خفه شو (زنگ رئیس) من هیچ وقت توى فرمایش هیچ یک از آقایان عرضى کرده‌ام؟ (مهندس حسیبى - به دیگران هم بگویید که نکنند).

دکتر بقایى - راجع به دکتر فلاح حرف زدید متأثر شدند دکتر فلاح جاسوس است مدال دارد مدال وفادارى مدال کله سگ از انگلستان دارد مثل دکتر بختیار.

+++

نایب رئیس - آقاى دکتر بقایى به شما تذکر می‌دهم.‏

دکتر بقایى - چرا به آنها تذکر نمی‌دهید.

مکى - خوشوقتم که آقاى فرامرزى و آقاى ناصر ذوالفقارى که از اعضاى کمیسیون نفت هستند و شاهد خیلى از جریان‌هاى کمیسیون نفت بودند در اینجا هستند آقا کى واسطه شرکت نفت و کى تینگ با شما آقایان بود (ناصر ذوالفقارى - دکتر فلاح) آقاى فرامرزى کى بود؟ .... (عبدالرحمن فرامرزى - آقاى روحانى و آقاى دکتر فلاح آمدند منزل من) حالا این آقایان خدمتگزارند و بنده جاسوس انگلیس اگر یک روزى ملت ایران باز احتیاج به فداکارى داشت باز نشان می‌دهم که باز هم من سرباز فداکار ملت ایران خواهم بود (احسنت) حالا هم هستم ولى حالا سحر و معجزه دارد پهلو می‌زند سحر با معجزه دارد پهلو می‌زند من از خداوند متعال مى‌خواهم در این روز مقدس در یک مکان مقدسى که مظهر اراده و مرکز ثقل قانونگذارى یک ملت مسلمانى است مى‌خواهم کسانى را که به این ملت خیانت می‌کنند اینها را در هر لباسى که هستند و در هر جایى که هستند آنها را به آتش نفت بسوزاند (آمین) (مهندس حسیبى - انشاء‌الله) و کسانى را هم که خدمتگزار ملت هستند خداوند در هر لباسى که هستند آنها را مؤید و موفق بدارد (مهندس حسیبى - انشاء‌الله) (میر اشرافى - آقاى حاج سید جوادى عمامه‌اش را برداشته) (قنات‌آبادى - براى این است که دعا بهتر مستجاب شود) بنده دوره پانزدهم که همه آقایان خبر دارند این آقاى فرامرزى که همیشه از مدافعین سر سخت آزادى مطبوعات است و چندین نطق راجع به آزادى مطبوعات پشت این تریبون کرده همچنین راجع به حکومت نظامى چون آن وقت در اقلیت بودم مثل مسلول بودم به هر کس که سلام می‌کردم و صحبت می‌کردم (میر اشرافى - مثل حالاى ما) محاکمه‌شان می‌کردند که چرا صحبت کردید (میر اشرافى این جواز‌بگیرها همیشه از ما رو بر می‌گردانند) بنده از آقاى فرامرزى می‌خواستم که شما جزو اقلیت نیستید بروید صحبت کنید من راجع به این حکومت نظامى چه جانى کندم تا این طرح را درست کردم و از تصویب مجلس گذراندم این طرح قانون حکومت نظامى را من درست کردم براى این بود که بروند با 300 نفر نظامى توى جلسه قرائت قرآن و یک واعظ معروف مثل شیخ محمد تهرانى را بگیرند و مردم را با سر نیزه بزنند (شبسترى - آقا او آنارشیست است ما او را بهتر مى‌شناسیم او به آیت‌الله اصفهانى هم فحش می‌داد) آقاى شبسترى شما نگذارید که پرده‌هاى شما را هم بالا بزنم شما که راجع به لایحه مشروبات الکلى آن فرمایشات را در کمیسیون بودجه فرمودید و بنده آن طور جواب دادم وقتى که نظر دولت معلوم شد آمدید آن بیانات را اینجا فرمودید (میر اشرافى - کسى که جواز 500 تن برنج گرفته همین آقاى شبسترى است حاضرم الان بروم وزارت اقتصاد ملى صورت آن را بیاورم) (شبسترى - آقاى مکى من خواستم شما را روشن کنم «خطاب به آقاى میر اشرافى» او آدم نیست که جوابش را بدهم) آقاى میر اشرافى خواهش می‌کنم از من دفاع نکنید پشت این تریبون آنقدر جنجال‌ها شده صد مرتبه بالاتر از آقاى شبسترى جلوى ایشان ایستاده‌ام (شبسترى - من از ارادت می‌گویم راجع به دیگران جواب نمی‌دهم) من هم ظهر عاشورا دیده‌ام هم شام کوفه را مرا عصبانى نکنید من از جلوى هو و جنجال انگلیس‌ها در نرفتم با 15 کشتى جنگى آنها به هرحال جناب آقاى دکتر معظمى من خارج شدم از موضوع و خیلى معذرت می‌خواهم باید ببخشید راجع به این طرح و این گزارش هشت نفرى از بنده خواستند که این را قرائت کنم و در صورت جلسه بماند و حقیقتاً هم این موضوع تاریخى است و من با اساسش موافق بودم و عقیده دارم که وزرا در مقابل پارلمان مسئولند لاغیر (صحیح است) و یک کلمه اضافه مى‌کنم مملکت مشروطه تکلیف قواى ثلاثه مملکت را معین کرده. اصل تفکیک قوا در هر کشورى که بروید قوه مجریه قوه مقننه قوه قضاییه هست بعضى از آزادى‌خواهان یک قوه‌اى را قایل هستند که آن را قدرت مطبوعات و قلم می‌دانند که حقیقتاً هم قلم به نهضت مقدس ایران خیلى خدمت کرد همین لایحه آزادى مطبوعات بود که کمک کرد و افکار را روشن ساخت تا توانست ملى شدن نفت را جامه عمل بپوشاند و به همین دلیل هم باید آزادى مطبوعات باشد و من از هیچ روزنامه‌اى گله ندارم و همان‌هایى که مورد اعتراض همکاران بنده است و آمدند اینجا به عنوان نمونه و مثال بنده را یاد کرده‌اند که اهانت کرده به بنده آقا اینها اهانت نکرده‌اند اینها انتقام است ولى بالاخره مطبوعات باید آزاد باشند باید بتوانند فحش بدهند و بالاخره قضاوت با ملت است قضاوت با تاریخ و ملت ایران است چند سال دیگر قضاوت می‌شود که کى خائن بود و کى خادم اما راجع به این گزارش هشت نفرى چیزى است که در منزل بنده تهیه شده و همه آقایان امضا کرده‌اند یکى از همکاران محترم مرقوم فرموده‌اند که در شأن قلم همین بس که خداوند در قرآن فرموده ن والقلم بنده راجع به مقام و ارزش قلم زبانم عاجز است امیدوارم که دیگران که قدرت بیان بیشتر از بنده دارند بتوانند حق مطبوعات ایران را مخصوصاً راجع به مبارزات ملت ایران در جهت ملى شدن نفت تعریف و توضیح کنند و از این طبقه منوره که حقاً یکى از پایه‌گذاران نهضت بوده‌اند تقدیر شایسته‌اى به عمل آید (فرامرزى - یک اشاره‌اى بفرمایید که شب‌ها از پشت بام بعضى از ارباب جراید بالا می‌روند که شاید نصف شبى توى خانه باشند و بگیرندشان مثل نوبخت) خیلى اسباب تأسف است من خیال نمی‌کنم در این مجلس هیچ یک از همکاران با این قضیه موافق باشند (صحیح است) (قنات‌آبادى - این معنایى است که تازگى براى حکومت ملى کرده‌اند) و باز کمال تأسف را دارم من لم یشکر المخلوق لم‏ خیلى جسارت کردم به آقاى مهندس حسیبى او را من یکى از کسانى می‌دانم که در این مبارزه مؤثر قدم برداشته منتهى چیزى که هست خیلى تعصب بخرج می‌دهد و دنیا و علماى علم‌الاجتماع هم می‌گویند احساسات و عقل در روى دو خط موازى یا منطبق کمتر تطبیق کرده‌اند غالباً متنافر هستند و از هم دور می‌شوند کمال حسن‌نیت را آقاى مهندس حسیبى از خود نشان داده و هر چه را بگوید واقعاً از روى ایمان می‌گوید منتهى از دو حال خارج نیست یا من اشتباه می‌کنم یا ایشان (معتمددماوندى - یا هر دو) بنده نیامده‌ام اینجا مبارزه با آقایان بکنم. خیلى هم متأسفم و اگر یکى دو جمله کلام بنده را قطع نکرده بودند ترمز از دست بنده در نمی‌رفت خیلى متأسفم وقتی که جریاناتى که آقاى دکتر معظمى فرمودند و خواستم یک جمله‌اى از لحاظ تاریخ اضافه کنم که در همان خلالى که آقایان اعضاى فراکسیون نهضت ملى نماینده به دربار دعوت می‌کردند و رفت و آمد داشتند یک روز یکى از همکاران در مجلس یک کارتى به من نوشتند که می‌خواهم شما را ببینم شب که ساعت 10 یازده و نیم که به منزل رسیدم از دربار تلفن کردند آقاى حشمت‌الدوله دیبا بودند ایشان مطالبى را که آقایان (عده‌اى از نمایندگان - والا تبار) بنده چه عرض کردم؟ (یکى از نمایندگان - دیبا) (دیگرى از نمایندگان - فرقى نمى‌کند دیبا برادرش است) بله ایشان مطالبى را که آقایان مذاکره کرده بودند گفتند و گفتند این مطالبى که بنده به شما می‌گویم اعلیحضرت همایونى فرموده‌اندکه براى اطلاع شما که وکیل طهران هستید بگویم که مستحضر باشید همین طور به طور اختصار به بنده جریان را گفتند بنده هم خیلى تشکر کردم که به بنده اطلاع دادند صبح ساعت 9 آقاى علاء وزیر محترم دربار وقت با تلفن با بنده ارتباط گرفتند و گفتند می‌خواستم خواهش کنم که شما در جلسه‌اى که امروز عده‌اى از آقایان نمایندگان مجلس دعوت شده‌اند شما هم شرکت کنید بنده عرض کردم که مطالب را آقاى حشمت‌الدوله به بنده فرموده‌اند.

نایب رئیس - وقت جنابعالى تمام شده‏.

مکى - این مطالب تاریخى است خیال می‌کنم لازم باشد.

نایب رئیس - چقدر وقت خیال می‌کنید کافى باشد؟

مکى - یک ربع (فرامرزى نیم ساعت وقت بگیرید از اضافه‌اش استفاده نکنید).

بنده کوتاه صحبت می‌کنم چون نمی‌خواهم خلاف آیین‌نامه هم بشود.

نایب رئیس - آقایانى که موافقند یک ربع آقاى مکى ادامه بدهند قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد بفرمایید.

مکى - خیلى تشکر می‌کنم. به ایشان عرض کردم که آقاى حشمت‌الدوله مطالب را به بنده رساندند گفتند چون آقایان تشریف مى‌آورند دربار به ایشان عرض کردم من متأسفانه در این دعوت‌هایى که در این دولت و هر دولتى که می‌شده من اصلاً شرکت نمی‌کرده‌ام یا موضوعى بوده مربوط به یک کمیسیونى که بنده مجبور به شرکت می‌شده‌ام من اصولاً متأسفانه مادامى که مجلس به من مأموریتى ندهد بنده در دربار و در این جلسه شرکت نخواهم کرد بعد رفته رفته صحبت از شدت اختلاف بین دربار و دولت شد و بنده حقیقتاً اختلافات را به هرکیفیتى به هر شکلى در حال حاضر مفید نمی‌دانم و وظیفه خودم می‌دانستم که جلوى ضرر در هر کجا که بگیریم منفعت است جلوى این کار را بگیرم از آقاى حاج سید جوادى همکار محترم و پسر عموى گرامم خواستم که شما با قرآن یک تفألى بزنید و ببینید اگر من این کار را بکنم می‌توانم عملى انجام بدهم و رفع این اختلاف را بکنم ایشان قرآن را باز کردند این آیه آمد «فسجد الملائکه کلهم الا الابلیس» حالا راجع به ابلیس این قضیه کى بوده (حاج سید جوادى - پیدا می‌شود آقا) چون خیلى صحبت شده ولى تاریخ و آیه نشان می‌دهد که ابلیس کى است (عبدالرحمن فرامرزى - مستثناى منقطع است) بنده خواهش کردم در جلسه همکاران گرامى هم تفقد فرمودند لطف فرمودند و واقعاً مجلس علاقه دارد که این اختلافات رفع بشود و کشمکش نشود بنده در این موقع اقلیت و اکثریت نمی‌شناسم همه را هواخواه مملکت می‌دانم (صحیح است) امیدوار هستم که همه موفق به خدمت به مملکتمان بشوند من هیچ کس را خیانت‌پیشه نمی‌دانم ممکن است اشخاصى اشتباه بکنند امیدوار هستم که خداوند همه را از اشتباه مصون بدارد زیرا انسان جایز‌الخطا نیست (عده‌اى از نمایندگان - هست) ببخشید هست معصوم نیست چون معصوم نیست خطا خواهد کرد ولى آقا «گر خطایى از تو سر زد در پشیمانى گریز - از خطا نادم نگردیدن خطایى دیگر است‏» (صحیح است) انسان وقتى خطایى می‌کند

+++

باید جلوى خطاى خودش را بگیرد باید دید چه موجب شد کدام خطا سبب شده که رفته رفته ملت ایران دارد از این نهضت مأیوس می‌شود آقا دارند مارا درس عبرتى می‌کنند در میان ملل خاورمیانه که دیدید این نتیجه نهضت ملت ایران است این نتیجه ملى کردن نفت است که به این روز افتاده‌اند باید دید کدام خطاها موجب شده که ما را به این روز درآورده جلوى این خطاها را باید گرفت چه موجب شد که اتحاد و اتفاق ما را از بین برد چه موجب شده که ملت ایران دو تا برادر با هم دارند مى‌جنگند یکى می‌گوید زنده باد یکى می‌گوید مرده باد بنده در جلسه خصوصى هم عرض کردم که من نه طرفدار دکتر مصدقم نه طرفدار آیت‌الله کاشانى نه طرفدار دربار هستم آن روز عرض کردم که کنترات نامه من با ملت ایران قانون اساسى است من روى قوانین و حکومت قوانین با دولتها و با اشخاص مخالفت یا موافقت می‌کنم (صحیح است) هیچ وقت در زندگى سیاسى من در این چند دوره‌اى که در مجلس بوده‌ام بت‌پرستى نکرده‌ام و نخواهم کرد (میر اشرافى - ولى بت‌شکنى کرده‌اید ما شاهدیم) این مثال شاید با بنده تطبیق بکند و شاید هم یوسف از این گناه به زندان نشسته است (پورسرتیپ - مسلم است) (دکتر بقایى - ولى به آن روزنامه‌هایى که به شما فحش می‌دهند کى پول می‌دهد؟ ...) اینها سند افتخار من است اضافه می‌کنم که یک مبارزه‌اى را کردم که آن قدر دردناک بوده براى سیاست استعمار که بعد از چند سال با این که اکنون برکنارم بنده را می‌کوبند پس بنده قدرتى هستم که من رامی‌کوبند آقا اگر به آدم فحش ندهند مرده است به مرد زنده فحش می‌دهند باید فحش بدهند من افتخار می‌کنم مردى که مبارز میدان سیاست است بهش فحش می‌دهند و باید هم بدهند آن هم براى چى؟ براى چه عملى؟ .. کدام جواز را بنده گرفتم کدام ملک را دارم کدام پول را در بانکهاى خارجه دارم کدام تمکن را دارم کدام تقاضا را در چند سالى که بنده همه کاره نهضت بوده‌ام کرده‌ام (خطاب به آقایان وزرایى که در جلسه بودند) کدام خواهش را از شما کرده‌ام آیا اطاق شما آمده‌ام؟ ... (دکتر صدیقى - وزیر کشور هیچ وقت) (میر اشرافى - ما هم نکرده‌ایم) بنده هیچ وقت از کسى خواهش نکرده‌ام و نخواهم کرد براى این که به موقعش حرفم را بزنم (یکى از نمایندگان - یک عده معدودى خواهش کرده‌اند) در روزنامه‌ها نمی‌دانم نوشتند من عمارت کجا را خریدم به یک سیر نبات صلح کردم، کجا را خریدم باز به یک سیر نبات صلح کردم و حالا هم باز عرض می‌کنم همان عرضى را که موقع رفتن به امریکا کردم هر کسى که مستغلى به دست آورد از من به یک سیر نبات به او صلح کردم وکالت شرعى و عرفى به همه‌شان می‌دهم و هر کس که کوچکترین سوءاستفاده‌اى از بنده دیده است صد دینار رشوه داده است بلند شود بگوید رشوه گرفتن چیزى نبود که مکنوم بماند کار چاق‌کنى که من کرده‌ام اگر کسى دیده بیاید بگوید (یکى از نمایندگان - کارگشایى) ببخشید کارگشایى اگر کرده‌ام هرکس گفت از وکالتم صرف‌نظر می‌کنم به هرحال خواهش کردم که از هر ده نفرى یک نفر انتخاب بشوند مطالب همان طورى بود که آقاى دکتر معظمى فرمودند راجع به اختیارات و فرمایشات آقاى دکتر بقایى هم صحبت کردند تصدیق می‌کنم ولى چون بنده همان جلسه هم با حضور آقاى دکتر مصدق عرض کردم و مذاکره شد ایشان گفتند به زور اختیارات را پس نمی‌دهم من هم تأیید کردم ایشان را گفتم خیال نمی‌کنم کسى در این موقع بخواهد به زور اختیارات را از شما پس بگیرد شما هر کدامش را بخواهید هیچ چند ماده‌اش را شمردند گفتند اینها اصولاً منتفى است و کارى به آنها ندارم اینها را رد می‌کنم و راجع به آنها صحبت شد که کلیه لوایح در ظرف یک هفته 15 روز بیاید در کمیسیون‌هاى مجلس و رویش مطالعه می‌شود هر کدام که تصویب کردند به دولت ابلاغ شود و اگر در کمیسیون تصویب نکردند با این قید که ظرف 10 روز 15 روز ضرب‌الاجل داشته باشد و اگر جریان قانونگذارى وقفه‌اى در کار ایجاد بکند اتوماتیکمان خود به خود دولت آن قانون را اجرا کند قرار بود که جلسه بعد هم برویم و این کار را با آقاى دکتر مصدق تمام بکنیم ولى چون یک مخالفت‌هایى پیش آمد و صحبت‌هایى پیش آمد که نگذاشتند تشکیل شود و دیگر این جریان پیش نیامد که ما برویم با ایشان صحبت کنیم که خودشان یک قسمت از اختیارات را واگذار کنند. به هر حال مذاکرات مفصلى شد و این طرح تهیه شد (یکى از نمایندگان - گزارش) بله این گزارش تهیه شد و مخصوصاً یک نکته‌اى را باید اضافه کنم جناب آقاى دکتر سنجابى تشریف دارند جناب آقاى گنجه هم تشریف دارند آقاى رفیع هم تشریف دارند آقاى حایرى‌زاده هم تشریف دارند همه الحمدالله هستند در یکى از عباراتى که خود اعلیحضرت قرائت مى‌فرمودند تأملى کردند تأملى کردند و یک عبارتى را ایشان فرمودند به این کیفیت این اشکال را دارد بنده نمی‌خواهم زیاد جزییات را بگویم بعد یک مثالى زدند مثال‌شان این بود جناب آقاى دکتر معظمى خاطرتان هست یانه؟ مثال‌شان این بود که موقعى که جریان آذربایجان پیش آمد یک دسته‌اى از افسران از خراسان فرار کردند رفتند گرگان و یک دسته از افسران از تهران فرار کردند رفتند آذربایجان یک پیشنهادى دولت کرد (دکتر بقایى - اسم پیشه‌ورى را نیاورید که تقاضاى ماده 90 خواهند کرد) که کلیه افسرانى که قیام کردند و به ارتش پیشه‌ورى ملحق شدند آنها را با یک درجه ترفیع وارد ارتش ایران بکنند (مهندس رضوى - مگر ممکن است همچو چیزى؟) بله کرده بودند آقاى گنجه نگفتند؟ آقاى رفیع اینجور نبود؟ آقاى حائرى‌زاده نگفتند؟ (حائرى‌زاده - من نبودم) و من گفتم اگر دستم را از اینجا ببرند من این را امضا نخواهم کرد این حکم تجزیه و انحلال ارتش ایران است (صحیح است) و حالا که شما این وسط افتاده‌اید فکر آن روز را هم کرده‌اى که یک همچو آوانسى داده‌ام تمام فرماندهان لشگرها را بدون اطلاع من عوض کرده‌اند تغییرداده‌اند و من هم اعتراضى ندارم دخالتى نکردم ولى فکر آن روز را کرده‌اید که اگر یک چنین دولتى پیدا شد یک چنین پیشنهادى کردند دیگر من مؤثر نیستم. این عبارتى بود خواستم تکمیل کنم فرمایشات آقاى دکتر معظمى را و جریان تاریخى این گزارش هشت نفرى و ملاقات‌هایى که شده بود و بعد بنده سه فرمول تهیه کردم که به خط بنده است روى مارک وزارت دربار وقتی که این سه فرمول را شروع کردیم به بحث کردن حقیقت قضیه این است که بنده دیدم که شاه مملکت آقا یک مقام شامخى دارد مورد احترام است مورد تجلیل است اگر با حضور ایشان ما بحث کنیم ممکن است یک بیانى ایشان بفرمایند که ما صورت ظاهر نتوانیم ایشان را متقاعد کنیم و تصور شود که ما مقاومت می‌کنیم در مقابل ایشان بنده یک استدعایى از ایشان کردم و آن این بود که اعلیحضرت همایونى به ما اجازه بدهند که از این اطاق خارج شویم و در اطاق دیگرى بحث کنیم و فرمولى تهیه کنیم و به عرض برسانیم و این سه فرمول را تهیه کردیم با خط بنده است و خود اعلیحضرت از اطاق تشریف بردند بیرون ما این فرمول را تهیه کردیم بعد دادیم خدمت آقاى قائم مقام ایشان بردند حضور اعلیحضرت اعلیحضرت فرمودند که چون من اظهار اعتماد به هیأت هشت نفرى کرده بودم همان که نوشته شده قبول می‌کنم و هیچ تغییرى درش جایز نمی‌دانم این بود که بنده چون این یک سند تاریخى بود حفظش کردم تا به امروز که بدهم به مجلس در هر حال متن گزارش این است (به تاریخ 30 اسفند ماه 1331).

ساحت مقدس مجلس شوراى ملى - چون حسب تصمیم آقایان نمایندگان محترم در جلسه خصوصى روز پنجشنبه 14 اسفند ماه 1331 مقرر گردید امضا‌کنندگان زیر درباره شایعه اختلافات حاصله بین دربار و رئیس دولت که به واسطه پیش‌آمد اخیر در افواه منتشر و موجب پاره‌اى تشنجات و نگرانی‌ها گردید مطالعات و اقدامات لازمه نموده نتیجه را به عرض مجلس شوراى ملى برسانیم لذا هیأت منتخب بدواً با جناب آقاى دکتر مصدق نخست وزیر ملاقات و با استحضار از مطالب ایشان به حضور اعلیحضرت همایونى شرفیاب و فرمایشات ملوکانه را صغاء نموده اینک خلاصه مذاکرات و نتیجه را به شرح زیر به عرض مجلس مقدس شوراى ملى می‌رساند خوشبختانه بین اعلیحضرت همایونى و رئیس دولت کوچکترین اختلافى که ناشى از نظریات شخصى و خصوصى باشد موجود نیست به علاوه اعلیحضرت همایونى فرمودند که همواره علاقه کامل خود را به رعایت اصول قانون اساسى تصریح و زحمات جناب آقاى دکتر مصدق را در پیشرفت نهضت ملى ایران تقدیر نموده‌اند همچنین علاقه و احترام کامل آقاى شخص اعلیحضرت همایون شاهنشاهى مسلم و ابداً محل تردید نیست تنها جهتى را که می‌توان منشأ اختلاف‌نظر تشخیص داد اختلاف در تفسیر و تعبیر مقررات قانون اساسى در مورد اعمال حقوق سلطنت و اختیارات قانونى هیئت دولت مخصوصاً راجع به قواى انتظامى کشور است که با توجه به مجموع اصول قانون اساسى و متمم آن نظریه خود را به شرح زیربه عرض می‌رسانیم. نظر به ین که موافق اصل 35 متمم قانون اساسى سلطنت ودیعه است که به موهبت الهى از طرف ملت به شخص پادشاه مفوض شده و طبق اصل 44 متمم قانون اساسى شخص پادشاه از هر گونه مسئولیت مبرا است و از طرفى طبق همین اصل واصل 45 متمم مسئولیت اداره امور مملکتى بعده وزرا و هیأت دولت مى‌باشد بدیهى است اداره و مسئولیت امور مملکتى اعم از کشورى و لشگرى از شئون مقام سلطنت نبوده حقوق هیأت دولت و وظیفه وزیران است که در اداره امور وزارتخانه‌هاى مربوط به نام اعلیحضرت همایونى سعى و کوشش در اجراى مقررات قانونیه نموده منفرداً و مشترکاً از عده مسئولیت در مقابل مجلس شوراى ملى برآیند بنابراین براى این که این موضوع براى همیشه واضح و روشن باشد استدعاى تأیید این گزارش را از ساحت مقدس مجلس شوراى ملى داریم. (حسین مکى - جوادگنجه - رضا رفیع - حائرى‌زاده - دکتر سنجابى - مجدزاده - دکتر معظمى - دکتر بقایی) این هم سه قسمتى بود که این طور تهیه شد (بدیهى است اداره و مسئولیت امور مملکتى اعم از کشورى و لشگرى منحصراً از حقوق و وظایف هیأت دولت و وزیران است) که بقیه آن به آن یکى متصل می‌شود و همچنین یکى دیگر (بدیهى است قانون اساسى اداره مسئولیت امور مملکتى اعم از کشورى و لشگرى را از شئون مقام شامخ سلطنت ندانسته است) و همچنین فرمول دیگر قانون اساسى از شئون

+++

مقام شامخ سلطنت ندانسته است (میر اشرافى - در بعضى جاها قانون اساسى تصریح کرده مخصوصاً در اصل 50 متمم قانون اساسى) این تصور می‌کنم که از لحاظ تاریخ بایستى در صندوق نسوز مجلس بماند پشتش هم بنده یادداشت کردم همان طور که همکار محترم آقاى دکتر معظمى فرمودند ساعت 5 بعد از ظهر 19/12/1331 منزل آقاى نخست وزیر ساعت 7 و ربع بعد از ظهر 19/12/1331 تا هشت و بیست دقیقه کاخ اختصاصى سلطنتى در خاتمه عرایضم (حمیدیه - ممکن است استدعا کنم مذاکرات منزل آقاى نخست وزیر را هم بفرمایید) (یکى دیگر از نمایندگان - راجع به اختیارات هم بفرمایید) فقط بنده از حضور همکار گرامى جناب آقاى پارسا می‌خواهم استفاده کنم چون یکى دو تا از این بلندگوهاى هیأت حاکمه در روزنامه‌شان مى‌نویسند مکى از وقتى به امریکا رفته عوض شده بنده به شهادت آقاى پارسا که افتخار همسفرى ایشان را داشتم بنده یک قدم بدون اطلاع ایشان بر نداشتم (پارسا - صحیح است کمال وطن‌پرستى را ابراز کردید) خوشبختانه ایشان سخنگوى فراکسیون نهضت ملى هستند (سید جوادى - آن را من باید تشخیص بدهم) و ملاقات‌هاى بنده و آقاى پارسا اگر یک روزى کشف شد آن هم مسلماً سند افتخار بنده خواهد بود (پارسا - تمام خدمات از ناحیه جنابعالى بود) به لطف و مرحمت شما بود چون من زبان انگلیسى نمی‌دانستم و ایشان 6 سال در چین بوده است و به زبان انگلیسى آشنایى کاملى داشتند و در تمامى ملاقات‌ها ایشان حضور داشتند به علاوه جناب آقاى صالح سفیر کبیر دولت شاهنشاهى هم حضور داشتند و تمام آنها تلگراف رمز شده و دولت هم اطلاع دارد بنابراین بنده در آنجا نه جلسه محرمانه‌اى داشتم و نه کارى از ملت ایران مکتوم مانده و اگر یک روزى آن تلگراف‌هاکشف شود آن وقت سند افتخار ما خواهد بود.

7- تعیین موقع و دستور جلسه بعد ختم جلسه

نایب رئیس - با اجازه آقایان جلسه را ختم می‌کنیم جلسه آینده یکشنبه 17 خرداد.

(یک ساعت و نیم بعد از ظهر جلسه ختم شد).

نایب رئیس مجلس شوراى ملى - محمد ذوالفقارى‏

+++

یادداشت ها
Parameter:294820!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)