کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره هفدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏17
[1396/05/29]

جلسه: 81 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه 5 خرداد ماه 1332  

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس

2- بیانات قبل از دستور - آقایان: مهندس غروی - کریمی - قنات‌آبادی

3- اخذ رأی و تصویب فوریت دوم و سوم و مذاکره در اصل طرح پیشنهادی مربوط به گزارش هیئت هشت نفری

4- تعیین موقع و دستور جلسه بعد ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏17

 

 

جلسه: 81

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه 5 خرداد ماه 1332

 

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس

2- بیانات قبل از دستور - آقایان: مهندس غروی - کریمی - قنات‌آبادی

3- اخذ رأی و تصویب فوریت دوم و سوم و مذاکره در اصل طرح پیشنهادی مربوط به گزارش هیئت هشت نفری

4- تعیین موقع و دستور جلسه بعد ختم جلسه

 

مجلس ساعت نه و پنجاه دقیقه صبح به ریاست آقاى مهندس رضوى (نایب رئیس) تشکیل گردید.

1- تصویب صورت مجلس‏

نایب رئیس - صورت غایبین جلسه قبل قرائت مى‌شود.

(به شرح زیر به وسیله آقاى ناظرزاده قرائت شد)

صورت غیبت و دیرآمدگى و غایبین در رأى آقایان نمایندگان در جلسه صبح یکشنبه سوم خرداد ماه 1332

غایبین با اجازه آقایان: دکتر شایگان - اورنگ - عبدالرحمن فرامرزى - دکتر فقیهى‌شیرازى.

غایبین بى‌اجازه آقایان: مشار - راشد - دکتر امامى - صراف‌زاده - دکتر مصباح‌زاده - عامرى‏.

دیرآمدگان و زودرفتگان با اجازه آقایان: خسرو قشقایى 45 دقیقه - مهندس رضوى یک ساعت - دکتر ملکى یک ساعت - نجفى یک ساعت و 15 دقیقه - مجدزاده یک ساعت و 15 دقیقه.

دیرآمدگان و زودرفتگان بى‌اجازه آقایان: کریمى 45 دقیقه - محمدحسین قشقایى 45 دقیقه - شوکتى یک ساعت و 15 دقیقه.

غایبین در رأى آقایان: میر اشرافى - حائرى‌زاده - پورسرتیپ - احمد فرامرزى - بهادرى - هدى - حمیدیه - افشارصادقى - دکتر بقایى - زهرى.

نایب رئیس - نسبت به صورت جلسه یکشنبه سوم خرداد نظرى نیست؟ آقاى حائرى‌زاده‏

حائرى‌زاده - صبح که مطالعه کردم صورت جلسه را یک اشتباهاتى بود که مثلاً بعد را قبل نوشته بودند حک و اصلاحاتى داشت که می‌نویسم و تقدیم می‌کنم.

نایب رئیس مرحمت بفرمایید اصلاح مى‌شود. بنابراین با اصلاحاتى که آقاى حائرى‌زاده خواهند کرد و اصلاح خواهد شد صورت جلسه یکشنبه سوم خرداد ماه تصویب شد.

2- بیانات قبل از دستور آقایان: مهندس غروى - کریمى - قنات‌آبادى

نایب رئیس - چند نفر از آقایان تقاضاى نطق قبل از دستور کرده‌اند (عده‌اى - رأى بگیرید) آقاى مهندس غروى‏

مهندس غروى - آقایان نمایندگان محترم توجه داشته‌اند که در طى یک سال عمر مجلس هفدهم هر وقت وضع چاى کشور را دست‌خوش خطراتى مى‌دیدم به عرض تذکرات و راهنمایی‌هاى لازم مبادرت مى‌کردم تا مگر اندکى از بار مشقات و محرومیت‌هاى کشاورزان چاى بکاهم و اگر در این راه مجدانه کوشا بوده‌ام از این جهت بود که نه تنها حیات اهالى حوزه انتخابیه اینجانب و عده کثیرى از مردم زحمتکش گیلان و مازندران به ریشه چاى بسته است بلکه چاى یکى از عوامل مؤثر در اقتصادیات کشور است زیرا تقریباً 15 الى 20 درصد از میزان کسرى ارز صادرات نسبت به واردات مملکت را ورود چاى مورد نیاز کشور تشکیل می‌دهد در صورتی که با اندک توجه می‌توان در مدت بسیار کوتاهى کشور را از ورود چاى خارجى بى‌نیاز ساخت. بنابراین اگر اینجانب با اطلاعات و تخصصى که نتیجه سال‌ها مطالعه دقیق است بتوانم دستگاه‌هاى اقتصادى و کشاورزى را به طور مطلوب و در راه نیل به این منظور به راه اندازم به سهم خود خدمتى به این آب و خاک نموده‌ام. (قنات‌آبادی - احسنت) در این دو ماه اخیر با تمام تلاش‌هایى که اینجانب در تماس با مقامات اقتصادى کشور داشته و آنان را از اخذ تصمیمات ناروایى بر حذر داشته‌ام مع‌الوصف بدون اطلاع و توجه به مذاکرات اینجانب و سایر مطلعین و متخصصین روشى در مورد چاى اتخاذ گردید که آن را به اعلان جنگ به کشاورزان چاى شمال بیشتر می‌توان تعبیر نمود تا یک روش اقتصادى متأسفانه در این مدت به علت عدم تشکیل جلسات نمى‌توانستم که شکایت خود راه از مقامات اقتصادى به پیشگاه ملت و نمایندگان محترم عرضه بدارم و مخصوصاً وقتى که آقاى وزیر اقتصاد ملى بنا به تذکر اینجانب استنباط کرد که به اقتضاى حس وطن‌پرستى و به منظور احتراز از تضعیف دولت و خلاصه به احترام آقاى دکتر مصدق از هرگونه تظلم و دادخواهى چای‌کاران و علاقه‌مندان استقلال اقتصادى کشور جلوگیرى مى‌کنم تا مبادا مستمسکى بدست مخالفین بدهم به لجاجت خود افزود و کار را به جایى کشانید که با صدور تصویب‌نامه اخیر مورخ 23/3/32 نه تنها لطمه بزرگى به پیشرفت کشاورزى و زندگى چای‌کاران وارد ساخت بلکه موجبات سلب اعتماد و اعتقاد مردم را از دولتى که به اتکاى افکار عمومى پابرجاست فراهم نمود.

آقایان محترم استحضار دارند که در اسفند ماه سال 1330 دولت تصویب‌نامه به شماره 33814 صادر نمود که به موجب آن از اول سال 1331 حق وارد کردن چاى خارجى و استفاده از سهمیه سالیانه چاى را به شرکت‌هایى واگذار کرد که طبق مقررات آن تصویب‌نامه تشکیل و با خرید برگ سبز از کشاورزان به تهیه چاى مرغوب در کارخانه‌هاى چای‌سازى شمال مبادرت نمایند. ضمناً براى نظارت در اجراى آن تصویب‌نامه هیئت نظارتى مرکب از نمایندگان کشاورزان چاى و صاحبان کارخانه‌هاى چای‌سازى و سه نفر تاجر واردکننده و سه نفر مأمور دولت به موجب ماده 5 همان تصویب‌نامه تشکیل گردید که اهم وظایف آن به موجب ماده 6 عبارت است از (جناب آقاى دکتر معظمى بنده استدعا می‌کنم توجه بفرمایید یک سؤالى می‌خواهم بکنم که این مطالبى که عرض می‌کنم

+++

 ببینید این استیضاح از یک وزیر هست یا نیست؟

1- تعیین انواع برگ سبز و طرز خرید و تعیین بهاى آنها.

2- پیشنهاد سهمیه چاى خارجه که بایستى سالیانه از خارج وارد کشور شود با توجه به موجودى محصول چاى داخله و تشخیص سهمیه چاى خارجه براى هر یک از شرکت‌ها با در نظر گرفتن مقدار چاى داخلى خریدارى شرکت‌هاى مزبور و پیشنهاد آن به وزارت اقتصاد ملى.

به این ترتیب در صورتى به خریداران برگ سبز چاى سهمیه چاى وارداتى داده مى‌شود که به نرخ و شرایط و مقررات معین شده از طرف هیئت نظارت به خرید چاى اقدام نماید.

این سهمیه چاى خارجى که سرقفلى چاى داخله تعیین شده بود تنها و بهترین ضامن اجرایى براى خرید برگ سبز از کشاورز و جلوگیرى از اجحاف خریداران و همچنین مراقبت در مرغوبیت جنس چاى بود. زیرا موقعى که دولت از خرید برگ سبز چاى به علت بحران اقتصادى عاجز شود باید خریدارى براى چاى پیدا بکند تا لااقل عشرى از اعشار حمایتى را که از کشاورزى چاى لازم می‌داند انجام داده باشد و جز این هم راهى به نظر نمى‌رسید و به این نحو با این که در سال گذشته کشاورز چاى بدترین ادوار زندگانى خود را گذراند و محصول او به ثلث قیمت از دست او خارج شد ولى باز وسیله‌اى براى ادامه زندگى او موجود بود.

اما جوازدهندگان وزارت اقتصاد ملى که وجود این تصویب‌نامه را که قدرت صدور جواز را از دست آنها گرفته بود و اعمال نظر و نفوذى هم نمى‌توانستند در هیئت نظارت بکنند به فکر خنثى نمودن تلاش مداوم اینجانب که پیوسته در فکر تثبیت وضع چاى کشور بودم افتاده و از هیچ گونه عمل بی‌جایى خوددارى نکردند که شرح جزییات آن را مشروحاً موقعى که رل آقاى وزیر اقتصاد ملى را در این جریان شرح خواهم داد عرض می‌کنم.

بالاخره با این که هیئت نظارت از مطلع‌ترین و سابقه‌دارترین افراد در امر چاى و از طبقات مختلف تشکیل شده بود به تشکیل کمیسیون‌هاى مکرر و متوالى از اشخاص فاقد صلاحیت و بى‌اطلاع مبادرت نموده و هر روز با صحنه‌سازى و مصاحبه‌هاى بى‌معنى موجبات تزلزل ارکان حیات کشاورزان چاى را فراهم مى‌ساختند در فاصله این اوقات اشخاص استفاده جو که پیوسته با مقامات مربوطه در تماس و از فکر و نظر آنان مطلع مى‌باشند به ورود چاى به گمرکات بدون توجه به مقررات تصیویب‌نامه شماره 23814 اقدام نمودند.

بدیهى است هر قدر که میزان چاى وارداتى غیرقانونى در گمرکات اضافه می‌شد حرارت و شتاب‌زدگى اولیاى اقتصادى در تهیه موجبات لغو تصویب‌نامه مذکور و ترخیص چاى‌هاى غیرقانونى بیشتر می‌گردید به طورى که در اواسط بهمن ماه گذشته این موضوع کاملاً فاش گردید که با مخالفت اینجانب و تحصن اهالى هشیار شمال روبرو شد و در نتیجه آقاى وزیر اقتصاد ملى رسماً این موضوع را که مورد اعتراض آقایان دکتر شایگان و دکتر سنجابى نیز واقع شده بود در حضور آقایان نامبرده حاشا نمود و به موجب این تلگراف به متحصنین تلگراف‌خانه‌هاى شمال نیز  اطمینان داد که به این عمل غیرقانونى یعنى ترخیص چای‌هاى موجود در گمرک مبادرت نخواهد کرد.

تلگراف شماره 30307 مورخ 23/11/31.

«آقایان متحصنین در لنگرود - لاهیجان - رودسر - همان طور که حضوراً تذکر داده شد وزارت اقتصاد ملى در حمایت چاى داخلى منتهاى جدیت را داشته و دارد و قصدى مبنى بر مرخص کردن چاى وارده در سال جارى را نداشته و حتى از نظر این وزارت این است که اگر کالایى برخلاف مقررات وارد کشور شود و فوراً اجازه ترخیص داده شود تشویقى است از خلاف مقررات و این وزارت مجدداً تأیید می‌کند که قصد ترخیص چای‌هاى برخلاف مقررات را نداشته و ندارد».

چنانچه ملاحظه مى‌فرمایید وزارت اقتصاد ملى اولاً چای‌هاى وارده در گمرک را در سال 1331 برخلاف مقررات دانسته ثالثاً ترخیص آن را تشویقى از خلاف مقررات می‌داند ثالثاً مجدداً تأیید می‌کند که قصد ترخیص چای‌هاى برخلاف مقررات را نداشته و ندارد.

اما افسوس که فکر قدیمى آقاى دکتر اخوى به فاصله 3 ماه به منصه ظهور رسید و با صدور تصویب‌نامه اخیر اولاً معلوم شد که وزارت اقتصاد ملى قصد ترخیص چای‌هاى برخلاف مقررات را داشته و به قول خود از خلاف مقررات تشویق هم کرده است ثانیاً حقوق عده‌اى مستحق قانونى را پایمال و ثالثاً به خزانه دولت هم زیان وارد ساخته که درباره هر کدام از آن مفصلاً باید صحبت کنم. اما فعلاً درباره تشویق خلاف مقررات از طرف وزارت اقتصاد ملى و همچنین عمل خلاف قانون که منتهى به قریب 750 میلیون ریال ضرر دولت شده است عرایضى عرض می‌کنم.

1- به موجب ماده 1 تصویب‌نامه شماره 33814 مورخ سوم اسفند 30 که تقریباً عیناً در ردیف 23 سهمیه واردات سال 1331 درج شده (حق وارد کردن چاى خارجى و استفاده از سهمیه سالیانه آن فقط به شرکت‌هایى واگذار می‌شود که طبق مقررات تصویب‌نامه شماره 33814 مورخ 3/12/1330 تشکیل شده باشد).

مفهوم مخالف آن این است که کسانى که طبق تصویب‌نامه نامبرده عمل ننموده باشند حق ورود چاى خارجى ندارند و لذا چای‌هاى وارده آنها غیرمجاز شناخته مى‌شود.

2- خود آقاى وزیر اقتصاد ملى چای‌هاى مورد بحث را برخلاف مقررات یعنى غیرمجاز دانسته و در تلگراف به چای‌کاران که قبلاً قرائت کردم صراحتاً اظهار عقیده نموده است.

به علاوه عین مطلب را در سال گذشته در پاسخ یکى از ادارات گمرک جنوب کتباً نوشته است.

3- مهمتر این که ماده 4 تصویب‌نامه اخیر خصوصاً بند 1 و 4 نظر بالا را درباره غیرمجاز بودن چای‌هاى وارده تأیید می‌کند چه مى‌نویسد چای‌هایى که بدون داشتن مجوز برخلاف مقررات این تصویب‌نامه وارد شده از طرف اداره کل گمرک به نفع دولت ضبط مى‌شود.

با توجه به مراتب بالا شک و تردیدى باقى نمى‌ماند که چای‌هایى که بدون توجه به مقررات تصویب‌نامه شماره 33814 وارد گمرک شده غیرمجاز و مشمول ماده 82 آیین‌نامه شماره 6642 مورخ هفتم تیر ماه 21 مربوط به صدور ورود کالا مى‌باشد به شرح زیر است.

ماده 82- براى انجام آیین گمرکى نسبت به کالاهاى غیرمجازى که منظماً به گمرک وارد و اظهار می‌شود گمرک‌خانه ورودى مکلف است پروانه ورودى مخصوص که به استناد تصویب‌نامه هیئت وزیران و بدون ذکر شماره سهمیه صادر شده و شماره تاریخ تصویب‌نامه در آن قید گردیده باشد مطالبه کند و هرگاه چنین پروانه ارایه نشود کالاى غیرمجاز را به سود دولت ضبط و حراج نماید. الى آخر.

حالا بنده از وزارت اقتصاد ملى و اداره گمرک سؤال می‌کنم که واردکنندگان چاى در سال 31 و 32 کدام پروانه ورودى و کدام تصویب‌نامه را ارایه داده‌اند البته جوابى نخواهند داشت.

بنابراین مسلم است که هیچ مجوزى براى ورود چای‌هاى مذکور موجود نبوده و دولت می‌توانسته که براى تنبیه متخلفین که پیوسته مقررات و قوانین ملبعه مطامع بى‌حد و حصر خود قرار می‌دادند به ضبط چای‌هاى غیرمجاز آنان مبادرت نماید تا لااقل براى یک بار نشان دهد که قانون و عدالت حتى در مورد متخلفین میلیونر هم مجرى است.

بهاى چاى‌هاى مورد بحث که در حدود سه هزار تن مى‌باشد به حداقل قیمت امروز بالغ 750 میلیون ریال است که وزارت اقتصاد ملى آن را از کیسه خلیفه بخشیده است.

به هر حال تصویب‌نامه اخیر نه تنها موجب شد که متخلفین از مکافات عمل خود فرار نمایند بلکه جایزه این خلافکارى را نیز از دست مبارک آقاى وزیر اقتصاد ملى دریافت کردند که شرح مفصل آن را بعداً عرض می‌کنم.

شاید بعضى آقایان محترم اصرار اینجانب را در ضبط چای‌هاى مذکوره دلیل قساوت قلب اینجانب بدانند (در این موقع جلسه از اکثریت افتاد و پس از چند لحظه مجدداً اکثریت حاصل شد).

لیکن اگر به آقایان محترم اطلاع دهم که اکثر این چای‌ها متعلق به هندیانى است که سالیان متمادى مروج معاملات ارزى غیرقانونى بوده و به نام و به دست منشیان ایرانى خود چاى وارد کشور نموده‌اند به من حق خواهند داد.

تا دیگر حجره و تجارت‌خانه آنان مرکز جمع‌آورى وجوه رشوه نگردیده و در پیش خود قانون و مقررات مارا مسخره کنند.

بدین ترتیب معلوم است که جریان امر به این سادگى نبوده و براى قانونى نمودن چای‌هاى غیرقانونى به وسیله صدور تصویب‌نامه مشعشع اخیر چه جریانات و اقدامات مهمى صورت گرفته است. تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل (احسنت).

بنده عرایض دیگرى هم دارم در همین زمینه و درباره برنج و اقداماتى که وزارت اقتصاد ملى کرده است یک وقتى در حدود دو ساعت بنده لازم دارم از آقایان محترم تقاضا می‌کنم یا حالا به بنده اجازه بفرمایید یا یک وقتى را تعیین کنید براى این که بنده مخصوصاً مطالب خودم و خلاف‌کاری‌هایى که وزارت اقتصاد ملى کرده است عرض کنم جناب آقاى دکتر معظمى اگر جنابعالى بنده را محق براى استیضاح از وزارت اقتصاد ملى دانستید بنده استیضاح می‌کنم اگر ندانستید قضاوت را به عهده جنابعالى می‌گذارم (میر اشرافى اگر استیضاح کنید نوکر انگلیس هستید) بابا تو دیگر ولمان کن (خنده نمایندگان) در این مدت باز هم وزارت اقتصاد ملى مى‌تواند از خر شیطان پایین بیاید خلاف‌کارى‌هاى خودش را جبران بکند والا بنده تمام مطالب خودم را خواهم گفت (دکتر بقایى - همین حالا بفرمایید) دو ساعت وقت التفات بفرمایید (قنات‌آبادى حالا خیر) یک ساعت وقت بدهید.

نایب رئیس - بین الاثنین صحبت نکنید بفرمایید آقاى مهندس غروى‏.

مهندس غروى - یک تلگرافى هم آقاى شهیدى داده‌اند راجع به قاچاق چاى معلوم می‌شود وضع چاى در آن جا بد است این را هم تقدیم مقام ریاست می‌کنم (شهیدى شکایت از یک عده شمالى‌هاست) آقا شمال و جنوب ندارد چه فرمایشى است آقاى شهیدى همه جا مملکت ایران است‏.

نایب رئیس - آقاى کریمى‏.

کریمى - البته آقایان محترم به خاطر دارند که بنده هم مثل بعضى از آقایان همکاران از روز ورود به مجلس از نمایندگان محترم عضو جبهه ملى سابق که فى‌الحقیقت بانى و پایه‌گذار نهضت ملى ایران محسوب می‌شوند مکرر تقاضا نمودیم که فراکسیونى

+++

تشکیل داده و در مقابل مخالفین صف‌بندى نماییم تا بتوانیم دولت جناب آقاى دکتر محمد مصدق را که آن روز در پارلمان به قدرت امروز نبود پشتیبانى و تقویت نماییم این تقاضا مورد قبول واقع نگردید ولى به شهادت آقایان این بنده در مبارزه با مخالفین دولت از هیچ‌گونه فداکارى خوددارى ننموده‌ام تا به جایى که پرونده انتخاب این جانب را که می‌توان گفت از نمونه‌هاى انتخابات بى‌غل و غش دوران مشروطیت است به جرم طرفدارى از جناب آقاى دکتر محمد مصدق قریب دو ماه معوق و بلاتکلیف گذاردند تا واقعه سى‌ام تیر ماه پیش آمد نمود در این واقعه نیز اولین نفرى بودم که در جلسه خصوصى روز پنجشنبه بیست و پنج تیر که نامه بی‌جاى دربار قرائت شد به عنوان اعتراض از جلسه خارج شدم و اگر آقایان محترم به خاطر داشته باشند در آن روز بیش از 18 نفر از نمایندگان با ما همکارى نمی‌کردند هنگامی‌ که قرار شد پنج نفر از نمایندگان براى مذاکره با شاه مملکت با ایشان ملاقات نمایند اینجانب افتخار این نمایندگى را از طرف فراکسیون طرفداران ادامه نهضت ملى پیدا کردم و حقایق را بدون ملاحظه با اعلیحضرت عرض کردم و در روز سى تیر هنگامی که مدافعین آزادى و استقلال ایران مانند برگ خزان در جلوى چشم نمایندگان آنها به ضرب گلوله مأمورین حکومت نظامى به خاک و خون مى‌غلطیدند بنده چه در مرکز مقاومت اصلى ملت یعنى مجلس شوراى ملى و چه در کاروان‌سرا سنگ براى حمایت همشهریان کفن‌پوش خود که از صدها کیلومتر راه با لباس مرگ براى شرکت در این جهاد آمده بودند همکارى نمودم تا این که به خواست خدا و همت ملت غیور ایران و پافشارى عده معدودى از نمایندگان و براى چندمین بار پشتیبانى حضرت آیت‌الله کاشانى پیروزى نهایى نصیب ملت ایران گردید و جناب آقاى دکتر مصدق با قیمت خون عده کثیرى از بهترین و شریف‌ترین جوانان ملت و مبارزه سرسختانه و حیاتى و مماتى عده‌اى از نمایندگان مجلس این بار با دریافت سمت وزارت دفاع ملى بر مسند حکومت قرار گرفت در این وقت انتظار مجلس و ملت از جناب آقاى دکتر مصدق بیش از پیش گردید همه منتظر بودند که در اولین فرصت با کیفر مسببین کشتار سى‌ام تیر قلوب داغدیده بازماندگان شهدا را مرحم بگذارد و احساسات پاک مردمى را که با شکم گرسنه و بدن برهنه با مشت‌هاى گره کرده در مقابل توپ و تانک ایستادگى نمودند محترم شمرده با قصاص و تقاص خون جوانان وطن مردم را در پیروى و ادامه نهضت مقدس تأیید و تشویق نمیاد متأسفانه دولت علاوه بر آن که اقدام مثبتى در این مورد معمول نداشت بلکه طرح تقدیم اینجانب که به منظور تسریع در محاکمات تهیه شده بود به وسیله بعضى اشخاص دفن گردید و به جاى آن لایحه محاکمه قوام که می‌توان آن را مبطل قانون مصادره اموال دانست به مجلس آورد آقایان نمایندگان این مطلب کاملاً روشن و واضح است با تصویب قانون مهدورالدم شناختن قوام و تصریح در مصادره اموال او ماده واحده تقدیمى دولت مبنى بر اجازه محاکمه او که جز به منظور تبرئه نامبرده و سپس عدم اجراى مصادره اموال تهیه نشده بود و همان دست‌هایى که امروز این آتش اختلاف را شعله‌ور ساخته براى اولین بار این ماده را به امضاى رئیس دولت رسانیده‌اند. خلاصه تا امروز که قریب یک سال از تاریخ آن واقعه فاجعه می‌گذرد براى خون‌خواهى شهدا جز مقدارى الفاظ و صحنه‌سازى و پرونده‌سازى به منظور تبرئه آنها هیچ‌گونه اقدام مثبتى به عمل نیامده است صرف‌نظر از این موضوع براى اصلاحات داخلى مملکت و به کار گماردن صدها هزار نفر از جوانان لایق و بیکار کشور و استفاده از اراضى حاصل‌خیز و پهناور و مسلوب‌المنفعه و آب‌هاى سارى و جارى این مملکت و خلاصه براى نجات میلیون‌ها نفر نفوس فقیر این ملت همه چشم‌ها به انتظار کامل به دست دولتى که به قیمت خون ملت روى کار آمده بود دوخته شد و از پیشواى ملى خود می‌خواستند که در مدت کمى با استفاده از این گنج‌هاى خداداد و استعداد طبیعى و انرژى فراوان مردم بیکار به این فقر و بدبختى عمومى که متعمداً ایادى استعمار به وجود آورده‌اند خاتمه داده شود.

در این موقع پیشواى ملى و رهبر سیاسى تقاضاى اختیارات شش ماهه را نمود و با وجود مخالفت صریح قانون اساسى مبنى بر لزوم انفکاک قواى ثلاثه و همچنین برخلاف منطق مستدل و فریادهاى مظلومانه مکرر سابق خود جناب آقاى دکتر مصدق که مدعى بودند ما وکیلین و حق توکیل نداریم مجلس شوراى ملى به اتمام این موانع قانونى به امید نجات ملت ایران و حل مشکلات نفت زمام اختیار مجلس مقننه را براى مدت شش ماه به اتفاق آرا تسلیم جناب آقاى دکتر مصدق نمود در این موقع دولت مقتدرترین دولت‌هاى تاریخ ایران محسوب گردید آن چنان قدرتى که دیوان عالى کشور را با یک امضا منحل و مجدداً تشکیل داد و از این رو مداخله قوه مجریه در قضاییه عملى گردید و از طرفى با انتشار قانون ظالمانه مطبوعات رکن چهارم مشروطیت نیز به خطر افتاد و مجلس شوراى ملى که با نیمى از عده نمایندگان تشکیل شده بود با سلب اختیارات کاملاً تضعیف گردید به طوری که نمایندگان ملت مورد تحقیر مأمورین دولت قرار گرفتند 5 ماه از اختیارات گذشت دولت با قدرت کامل خود هیچ گرهى از مشکلات مملکت را نگشود در این موقع ایادى ناپاک انگلستان و خرس تیرخورده و مار زخمى استعمار شروع به انجام نقشه همیشگى خود (ایجاد نفاق و تفرقه) نمود و براى اولین بار مخالفت با انتخاب حضرت آیت‌الله کاشانى به ریاست مجلس از طرف چند نفر اطرافیان شخص نخست وزیر شروع و پس از آن نیز با تأسیس و تشکیل کنگره اسلامى و غیره مخالفت ادامه داشت و سپس تقاضاى توبیخ بی‌جاى دکتر بقایى در مجلس به منظور تضعیف و اهانت به مجلس به روى کار آمد و از این تحریکات هنوز فراغتى حاصل نشده بود که با انتشار قانون انتخابات و تغییر حد نصاب نمایندگان تشکیل جلسات مجلس دوره هفدهم دچار خطر گردید و فى‌الحقیقه مشروطیت ایران به تعطیل تهدید گردید در جلسه فراکسیون نهضت ملى مطالب مطرح و قرار شد جناب آقاى مهندس رضوى شخص آقاى دکتر مصدق را ملاقات و انعکاس این اشتباه را به اطلاع ایشان رسانیده و از طرف فراکسیون درخواست کند یا تبصره‌اى به لایحه الحاق شود یا نامه‌اى رسمى مبنى بر عدم تعطیل جلسات به مجلس نوشته شود ملاقات آقاى مهندس رضوى با رئیس دولت بلانتیجه ماند اکثر نمایندگان فشار خود را به ریاست مجلس وارد ساخته و از ایشان چاره‌جویى می‌نمودند ناچار طرحى تهیه و در آخرین جلسه مهلت قانونى شدن لایحه طرح به امضاى 8 نفر از نمایندگان فراکسیون و 8 نفر از منفردین به مجلس تقدیم شد.

هنگام تقدیم طرح جناب آقاى دکتر شایگان و وزیر کشور در بیانات خود اقرار بر محق بودن به تهیه و تقدیم طرح نموده ولى مطلب را تحصیل حاصل خواندند لیکن یکى از نمایندگان مشاور دولت از چند نفر نمایندگان مجلس تقاضاى خروج از جلسه را به منظور اوبستروکسیون نموده و طرح متوقف ماند در این موقع باز دست‌هاى آلوده و مغرض براى دامن زدن آتش اختلاف و نفاق بین پیشوایان نهضت و دولت و مجلس بکار افتاد و ظهر رادیو تهران اطلاع داد که پیشوا درباره طرح نمایندگان با ملت سخن خواهند گفت ریاست مجلس شوراى ملى یکى از محترمین را نزد رئیس دولت فرستاد و از ایشان خواستند که در نطق خود از تضعیف مجلس و اهانت به نمایندگان خوددارى فرمایند متأسفانه قبول نفرمودند.

عصر همان روز فراکسیون نهضت ملى به اتفاق آرا 12 نفر نماینده نزد رئیس دولت فرستاد و تقاضا کرد آقاى نخست وزیر از نطق خود صرف‌نظر نمایند و در اولین جلسه مجلس رأى اعتماد به ایشان خواهند داد و طرح تقدیم را با وصول نامه‌اى از طرف دولت مسترد خواهند نمود.

رئیس محترم دولت به درخواست آن‌ها نیز توجهى نفرمودند بلکه فرموده بودند سخن خود را با ملت عزیز به میان خواهم گذارد نطق کذا به وسیله رادیو پخش شد نمایندگانى که آن هم فداکارى و از خودگذشتگى نموده بودند به جرم تقدیم یک طرح قانونى و کاملاً ساده که هیچ‌گونه ضررى نداشت مورد حمله پیشوا قرار گرفتند بعضى را انگلیسى و برخى را فریب‌خورده وعده را تطمیع شده خواندند و عبارات از پشت خنجر  می‌زدند و غیره که بارها از رادیو طهران شنیده‌اید به نمایندگان همان ملت عزیز نثار شد رادیو که امروز مدعى است مجال پخش نوار مذاکرات مجلس را ندارد در برنامه صبح هم آن فحش‌نامه را تکرار کرد که در جلسه علنى مجلس جناب آقاى مهندس رضوى و آقاى مکى ضمن بیانات مستدل و جامع خود درباره این نطق از دولت گله نمودند و پیش از همه امضا‌کنندگان طرح رأى اعتماد خود را به دولت تقدیم داشتند ولى متأسفانه عصر و شب و حتى صبح روز دوم نیز از شنیدن نوار فحش و دشنام مزبور مصون نماندند و پیشواى محبوب با کمال بى‌انصافى آبرو و حیثیت نمایندگان ملت را به وسیله دستگاه تبلیغات به باد بدنامى داد و تخم نفاق و شقاق بار دیگر بین مجلسیان پاشیده شد چند روز بعد در جلسه خصوصى مجلس جناب آقاى مهندس رضوى نایب رئیس علت تشکیل جلسه را این طور بیان فرمودند که دیشب در حدود ساعت 9 آقاى نخست وزیر اینجانب را احضار و به مجلس پیغام دادند که چون موقعیت مملکت حساس است (نایب رئیس - آقاى کریمى توجه بفرمایید کسى حق ندارد نایب رئیس مجلس را احضار کند از من خواهش کردند من هم رفتم) بسیار خوب از لحاظ سیاست خارجى و مشکل نفت صلاح نمی‌دانم هیچ یک از نمایندگان در پشت تریبون انتقادى از دولت بنمایند و یا موجبات تشنج را فراهم سازند و بایستى مجلس کاملاً آرام و از هر مخالفت خوددارى بشود در جلسه علنى بدون اطلاع رئیس مجلس که تا آن روز با دولت همه قسم هم همکارى و مساعدت را نموده بود و در واقع موجب تقویت و استقرار دولت بود لایحه تمدید اختیارات 6 ماه به یک سال دیگر داده شد مجلس با تمام کراهتى که از این عمل برخلاف قانون اساسى داشت لیکن در مقابل درخواست عده‌اى که در اثر تبلیغات بدون توجه به معایب آن خواستار این معنى بودند و با تضعیفى که قبلاً به عمل آمده بود تسلیم شد و فقط در اینجا ریاست معظم مجلس شوراى ملى به عنوان اتمام حجت تذکرات قانونى خود را به مجلس داد که بعدها تاریخ مشروطیت درباره آن قضاوت خواهد نمود (صحیح است) و بین نمایندگان مجلس اولین کسى که استعفاى خود را روى تریبون گذاشت آقاى مکى بود و سپس آقایان حائرى‌زاده و دکتر بقایى و قنات‌آبادى و چند نفر دیگر مخالفت اصولى خود را به منظور حفظ قانون اساسى ابراز داشتند و آقاى نخست وزیر در شبى که فراکسیون در

+++

منزل ایشان تشکیل شده بود فرمودند تا 48 ساعت دیگر موضوع نفت حل خواهد شد و خود این وعده بیشتر موجب تسلیم نمایندگان براى اختیارات گردید ولى این مخالفت‌هاى اصولى موجب عصبانیت پیشوا گردید و رفته رفته آتش اختلاف بین دو پیشوا زبانه کشید مصلحین هر چه تلاش کردند که به این اختلاف خاتمه دهند ثبات رأى رئیس دولت مانع حصول نتیجه شد انتصاب افشار طوس با سوابق ننگین مأموریت در مازندرانش به جاى سرتیپ کمال واحضار وانتصاب سرتیپ دفترى به ریاست گارد گمرکى بر انتصابات بی‌جاى سابق بیات و دکتر فلاح اضافه شد و تمام تذکرات نمایندگان طرفدار دولت کوچکترین تأثیرى ننمود و بى‌اطلاعى بعضى از وزرا و بى‌اعتنایى آنها به نمایندگان مجلس و عدم توجه دولت به گله‌هاى نمایندگان پیش از پیش موجب دل‌سردى و یأس شد هزاران مطالب دیگر که از حوصله مجلس خارج است موجب ادامه اختلاف گردید هنوز از این ماجرا فارغ نشده بودیم که واقعه 9 اسفند در اثر تمایل نخست وزیر به رفراندوم به وجود آمد نتیجتاً مقام سلطنت که بعد از واقعه سى‌ام تیر نیز به هیچ‌وجه دخالت در امور نداشت و از پشتیبانى دولت هم مضایقه نمى‌نمود مورد تضعیف قرار گرفت ناچار در روز 28 اسفند که اینجانب به منظور خداحافظى پس از دو ماه جهت مسافرت ایام عید به ملاقات رئیس دولت رفته بودم مانند همیشه مطالب را صریح و عریان به عرض ایشان رسانده و عرض کردم که بیلان عملیات 2 ماهه دولت در بهمن و اسفند به قرار زیر است.

1- مجلس شوراى ملى و مشروطیت نسبت به گذشته تضعیف شده است.

2- محبوبیت و وجهه حضرت آیت‌الله کاشانى تقلیل یافته است.

3- مقام سلطنت کاملاً تضعیف گردیده.

4- محبوبیت و مقام شخص دکتر مصدق نسبت به گذشته تنزل کرده است‏.

5- حرارت ملت ایران در پشتیبانى نهضت مقدس خود بالنسبه پایین آمده است.

و نتیجتاً مى‌توان گفت مملکت ایران در این دو ماهه معنا خسارت دیده و با این که مى‌دانم شخص جناب آقاى دکتر مصدق به هیچ‌وجه مایل به شنیدن این حقایق تلخ نبوده و براى گوینده آن جز ضرر فایده‌اى مترتب نیست لکن چون می‌دانم دیگران از گفتن حقایق خوددارى می‌کنند حسب‌الوظیفه به امید تجدیدنظر و چاره‌جویى به عرض رساندم زیرا مى‌ترسم روزى مورخین بنویسند ملت باستانى ایران در اثر فشار پنجاه ساله استعمار جنبش و نهضت بى‌سابقه و تاریخى شروع نمود و پرچم این نهضت به دست دکتر محمد مصدق سپرده شد ولى در زمان زمامدارى او به جاى پیروزى با شکست مواجه گردید و ملت ایران براى همیشه مأیوس و منکوب شد در پاسخ با حالى عصبانى فرمودند با وجود مخالفت چند نفر از مؤثرین چگونه مى‌خواهید این تزلزل و شکست به وجود نیاید و چگونه تقصیر را متوجه من خواهند نمود بنده عرض کردم شما که خود را حریف انگلستان محیل و سیاس می‌دانید و ملت ایران هم به این معنى معتقد هست چگونه مى‌پذیرند که سه چهار نفر از همکاران و یاران قدیمى خود را که با شما هم هدف بوده و هستند نتوانید با خود موافق نموده و راضى نگه دارید.

در هر صورت امروز کار اختلاف به جایى رسیده که آقاى حائرى‌زاده که عمرى را در راه آزادى و مشروطیت و استقلال ایران مبارزه کرده و از همکاران با وفاى شهید راه آزادى مرحوم مدرس مى‌باشند به وسیله اطرافیان دولت نوکر انگلستان خوانده می‌شوند و متأسفانه ایشان نیز از شدت تأثر در پشت تریبون مجلس آقاى دکتر مصدق را انگلیسى می‌خوانند جاى کمال تأسف است.

و آقاى دکتر بقایى و آقاى مکى که هر دو نفر از بانیان نهضت ملت ایران هستند و تاریخ نمی‌تواند فداکارى این دو مرد بزرگ را نادیده بگیرد امروز یکى را به تیر زهرآگین اتهامات جنایى و دیگرى را به نام منافق مورد حمله قرار می‌دهند از همه مهمتر آن که حضرت آیت‌الله کاشانى که سوابق مبارزات معظم له با انگلستان پیش از هر کدام از مدعیان امروزى است و همیشه به جاى قرار و استراحت در سنگر اول مبارزه قرار داشته و تاکنون بزرگترین ضربت‌ها را بر پیکر منحوس استعمار وارد ساخته و در نهضت مقدس ملت ایران سهم به سزایى را دارند و جز بانیان و پایه‌گذاران نهضت به شمار می‌روند نیز از این اهانت و تهمت و افترا مصون نمانده‌اند به قول معروف:

در دهر چو او یکى و آن هم کافر

پس در همه دهر یک مسلمان نبود

 (احسنت)

وقتى آیت‌الله کاشانى مورد اعتماد نباشند دیگر افرادى مثل اطرافیان فعلى دکتر مصدق با آن سوابق چه محلى از اعراب خواهد داشت (میر اشرافى - و رفقاى پیشه‌ورى و غلام یحیى) و اعتماد مردم از سایرین به طریق اولى سلب مى‌شود.

اکنون از پشت این تریبون با شهادت ملت ایران آقایان زمامداران و سران نهضت را مخاطب ساخته و از آنها استرحاماً استدعا می‌کنم که برخلاف گذشته متحد شوند آقایان شما که از سیاست شوم نفاق‌افکن اجنبى اطلاع دارید به مصداق حکایت آن پیرمردى که هنگان نزع یک دسته ترکه را مثال قرار داد امروز دشمن آن دسته تیرها را از هم جدا ساخته نگذارید یک یک را بشکند انگلستان درصدد است هر وقت که باشد از اعضاى جبهه ملى و همکاران آنها انتقام بگیرد استعمار مبارزات حائرى‌زاده و مکى و بقایى و مصدق و کاشانى را از یاد نبرده و نخواهد برد راضى نشوید این انتقام به دست خودى انجام شود بعد از شکست بقایى از بین بردن کاشانى و پس از آن کوبیدن مصدق براى حریف سر سخت سهل خواهد بود بیاید براى خاطر خدا دست از لجاجت و عناد و خودخواهى بردارید و به کورى چشم اجانب و دشمنان نهضت مقدس ایران بار دیگر دست اتحاد و اتفاق به یکدیگر داده به جاى اختلاف و مخاصمت دست به اصلاحات زده فکر چاره دردهاى بى‌شمار ملت پریشان باشید و نگذارید بیش از این ملت غیور و قهرمان ایران از رهبرى شما دل‌سرد و مأیوس گردد (احسنت).

نایب رئیس - آقاى قنات‌آبادى‏.

قنات‌آبادى - اگر جناب آقاى دکتر سنجابى نماینده محترم از پشت این تریبون مبارزات حزبى را عنوان نمى‌فرمودند من البته در پیرامون این مطلب سخنى نمی‌گفتم اما چون این جا جناب آقاى دکتر سنجابى سؤال فرمودند و اشاره به روزنامه ارگان مجمع مسلمانان مجاهد نمودند و خواستند وانمود نمایند که ما یک مطالبى را برخلاف حق و صرف دشمنى و عناد بیان کرده‌ایم براى روشن شدن اذهان آقایان نمایندگان محترم و براى اطلاع نمایندگان مجلس و ملت ایران بنده یک اشاره مختصرى به مطالبى که در روزنامه ارگان مجمع مسلمانان مجاهد علیه آقایان درج شده است مى‌نمایم ما در روزنامه دموکرات اسلامى ارگان مجمع مسلمانان مجاهد .. (در این موقع جلسه از اکثریت افتاد و پس از چند لحظه با ورود چند نفر اکثریت حاصل شد) نوشتیم که آقایان با حزب توده و فرقه دموکرات آذربایجان یعنى دسته‌هایى که آذربایجان را تجزیه کرده بودند با حزب کومله ائتلاف کردند این که ما نوشتیم نقل از شماره 390 یکشنبه تیر ماه 1325 روزنامه جبهه ارگان حزب ایران و شماره 755 یکشنبه 9 تیر روزنامه رهبر ارگان حزب توده ایران بوده است از روزنامه ارگان خود آقایان و روزنامه ارگان حزب توده ما این مطالب را استنساخ کردیم و این مطلبى که ما در روزنامه مى‌نویسیم که آقایان تابع قدرت هستند هر کجا زور باشد هر کجا قدرت باشد آنجا سر تعظیم و تکریم فرود مى‌آورند آنجا صدقنا می‌گویند این هم باز استناد نوشتجات خود آقایان در روزنامه گرامى جبهه ارگان حزب ایران است که یک روزى آقاى دکتر سنجابى مى‌فرمایند من اجازه می‌خواهم جام خودم را به سلامتى آقاى قوام‌السلطنه و سایر نمایندگان آذربایجان و به سلامتى شوراى متحده کارگران که یگانه نماینده کارگران ایران است بنوشم البته بنده در ماهیت جام حرفى ندارم انشاء‌الله آب جوش بوده این مطلب را هم ما از روزنامه جبهه ارگان حزب ایران شماره 349 چهارشنبه 13 شهریور ماه 1325 استنساح کرده‌ایم البته ما نوشته‌ایم آقایان در مقابل قدرت صدقنا می‌گویند می‌دانید آن موقعى که فرقه دموکرات آذربایجان را تجزیه کرده بود یک عده‌اى خیال می‌کردند که کار استقلال ایران بساطش در هم پیچیده شده و فرقه دموکرات آذربایجان مى‌آید تهران و سایر نقاط ایران را می‌گیرد و حکومت بلشویکى در مملکت مستقر می‌شود لذا آنها را مقتدر می‌دانستند آقایان در مقابل آنها تعظیم می‌کردند آن روزى که آقایان جام خود را به سلامتى قوام‌السلطنه مى‌نوشیدند آن روز قوام‌السلطنه در ایران حکومت فرعونى به پا کرده بود و کارش به جایى رسیده بود که از نیمه راه آیت‌الله کاشانى را می‌گرفت و تبعید و در به در می‌کرد پس بنابراین قدرت آن روز دست آقاى قوام‌السلطنه بوده است که آقایان جام خود را به سلامتى او مى‌نوشیده‌اند بعد از قوام‌السلطنه دولت‌هایى که روى کار آمده‌اند آقایان با آنها لاس زده‌اند تا این که موضوع نهضت مقدس ملى ایران پیش آمد من نمى‌خواهم تجدید مطلع بکنم آقایان می‌دانند یک روزى نهضت خوف داشت کتک داشت حبس داشت زندان در به درى داشت این آقایان مدعى نهضت هیچ کدام تشریف نداشتند اما همچو که نهضت وکالت پیدا کرد وزارت پیدا کرد رئیس بانک بیمه پیدا کرد پست‌هاى حساس پیدا کرد آقایان از طرفداران پر و پا قرص نهضت شدند (ذوالفقارى - آدم‌هاى عاقلى هستند) البته بنده پیش از این در پیرامون این مطلب صحبت نمی‌کنم یک مطلبى جناب آقاى مهندس زیرک‌زاده نماینده محترم راجع به موضوع عدم امنیت ایران و تأثیر آن در خارج و تبلیغاتى که عمال استعمار در خارج می‌کنند بیان فرمودند که بنده فرمایشات جنابعالى را تصدیق دارم اما مى‌خواهم سؤال کنم این عدم امنیت را کى به وجود آورده است؟ آیا بنده و دکتر بقایى یک عده‌اى را تحریک کردیم که جلوى در مجلس على زهرى را بزنند و محیط را متشنج کنند؟ آیا من و دکتر بقایى یک عده‌اى را تحریک کردیم بروند دم دادگسترى افراد خارجى را بزنند و پرونده عدم امنیت به وجود بیاید؟ و حال این که شما می‌دانید همان کسانى که درب دادگسترى افراد بیگانه را زدند مؤتلفین ظاهرى اسابق و دوستان مشترک‌المسلک امروزى شما هستند.

پس بنابراین اگر پرونده‌اى هم براى عدم امنیت ایران تهیه می‌شود که بسیار کار بدی است بسیار خائنانه است این ما نیستیم که این پرونده عدم امنیت را تهیه می‌کنیم و اما راجع به موضوع تخفیف 50 درصد راجع به فروش نفت اگر آقایان محترم توجه داشته باشند بنده روز اول یک سؤالى کردم یعنى خواهش کردم که بنده را راجع به این

+++

مطلب روشن بفرمایند خوشبختانه در مذاکرات و فرمایشات جناب آقاى دکتر سنجابى که الان صورت مذاکراتش اینجا هست بنده خواندم که ایشان فرموده‌اند و این عمل دولت که براى مدت شش ماه تخفیف فوق‌العاده در قیمت فروش نفت قائل شده یکى از بهترین و مؤثرترین سیاست‌هاى دکتر مصدق است این عین فرمایش جناب آقاى دکتر سنجابى است که بنده از صورت مجلس خواندم و اگر اشکال نداشته باشد ممکن است جناب آقاى پارسا لطف بفرمایند و بگویند که این عقیده خود ایشان یا عقیده فراکسیون نهضت ملى است یعنى تمام آقایان این عقیده را دارند یا این عقیده تنها عقیده جناب آقاى دکتر سنجابى است که سیاست جناب آقاى دکتر مصدق راجع به 50 درصد تخفیف بهترین سیاست‌هاست این عقیده آقاست یا عقیده همه اعضاى فراکسیون نهضت ملى است و چون تکذیبى نمى‌فرمایند (خسرو قشقایى - سؤال از وکیل نمی‌شود کرد) سؤال نمی‌کنم تمنى می‌کنم براى این که اتفاق افتاده است که بعضى از آقایان آمدند و گفتند ما با فلان دولت موافق نبودیم ممکن است پس فردا یک اوضاعى پیش بیاید و حقایق آشکارتر شود و آقایان بفرمایند این عقیده شخصى دکتر سنجابى بوده و به ما ارتباطى ندارد لذا من فقط خواهش کردم نه فقط براى روشن شدن بنده اصلاً و اساساً براى روشن شدن ملت ایران فراکسیون نهضت ملى این مطلب را بیان بفرمایند اطلاع بدهند لطف بکنند و بفرمایند این عقیده عقیده شخصى جناب آقاى دکتر سنجابى است یا عقیده فراکسیون نهضت ملى؟ (پارسا - بعداً جواب داده مى‌شود) على اى حال تکذیب که نمى‌فرمایید من خیلى متشکرم که آقاى پارسا تکذیب نفرمودند (خلخالى - مطلب در فراکسیون مطرح نشده) دلم مى‌خواست اینجا از جانب آقاى دکتر طاهرى هم که پیرمرد در سیاست هستند بپرسم یعنى سؤال کنم استدعا کنم که بگویند آقایان مى‌فرمایند سؤل نماینده حرام است جناب آقاى دکتر طاهرى جنابعالى هم همین عقیده را دارید که این بهترین سیاست است براى به دست آوردن بازار نفت در دنیا؟ (دکتر طاهرى - من هنوز فکرش را نکرده‌ام سیاستى است که دولت مصلحت دانسته ما وارد نبوده‌ایم با ما هم مشورت نکردند) على اى حال چون آقاى دکتر طاهرى دولت را تأیید مى‌فرمایند و به دولت البته رأى سفید خواهند داد این سیاست را تخطئه نمی‌فرمایند (ناظرزاده - ایشان هنوز فکرش را نکرده‌اند) جنابعالى چطور؟ شما فکرش را کرده‌اید؟ قبول دارید؟ (میر اشرافى - جناب آقاى قنات‌آبادى آقاى دکتر مى‌فرمایند ما قبول نداریم) خوب اجازه بفرمایید خودشان آقاى دکتر قبول دارند خوب مطلبى که اینجا پیش مى‌آید و من خواهش کردم از آقایان طرفداران این سیاست که بیایند بفرمایند و آقاى دکتر مصدق هم به ملت ایران تضمین بدهد که این سیاستى که ایشان اتخاذ فرموده‌اند یعنى 50 درصد تخفیفى که ایشان به کمپانی‌هاى نفت جهان که همه با هم شریک هستند و سر لوله نفت تمام دنیا در یک نقطه تمرکز پیدا می‌کند ایشان به ملت ایران تضمین بدهند که این سیاست سبب می‌شود که ما در دنیا بازار به دست بیاوریم و محاصره اقتصادى شکسته مى‌شود (مهندس حسیبى - این فرمایشى که مى‌فرمایید همه با هم یکى هستند از بى‌اطلاعى جنابعالى است) خیلى صحیح مى‌فرمایید بنده خیلى بد کردم که راجع به این مطلب با متخصص عالیجناب نفت مشورت نکردم خیلى معذرت می‌خواهم جناب آقاى مهندس حسیبى (مهندس حسیبى - این که هوچیگرى است جناب آقاى قنات‌آبادى بعد هم بهتان جواب می‌دهم) بنده خیلى معذرت می‌خواهم که قبلاً با جنابعالى مشورت نکردم (مهندس حسیبى - این هم از بیچارگیتان است) البته بنده شنیده‌ام که اینها همه با هم شریکند شنیده‌ام که آمریکا و انگلستان در موضوع نفت رابطه بسیار بسیار دوستانه‌اى دارند و کمپانی‌هاى بزرگ نفتى دنیا براى این که از فروش نفت ضرر نکنند و همیشه بازار نفت تثبیت باشد با یکدیگر بندوبست دارند این را به بنده گفته‌اند و بنده شنیده‌ام حالا جنابعالى مى‌فرمایید نه آن هم یک مطلبى است علی‌حده و خیلى معذرت می‌خواهم که قبلا ً از جنابعالى استفسار نکردم به هر حال ما به این مطلب هم کارى نداریم جناب آقاى مهندس حسیبى من چیزى که می‌خواهم این است که آقاى دکتر مصدق به ملت ایران تضمین بدهد که این سیاست من در مورد تخفیف قیمت سبب به دست آوردن بازار و شکستن محاصره اقتصادى مى‌شود و اگر بنا بشود که این شش ماه تمام شود و بگویند سیاست اقتضا می‌کند که شش ماه دیگر تخفیف بدهیم باز هم جناب آقاى دکتر سنجابى تشریف بیاورند پشت تریبون که این بهترین سیاست است و شش ماه دیگر هم تشریف بیاورند و بگویند تو نوکر انگلیس هستى تو نوکر کمپانى سابق نفتى تو جوجه استوکسى این کار و این بار به ثمر نمى‌رسد حالا باید بدانیم که کى این کار به ثمر می‌رسد و این تخفیف را تا کى باید بدهیم؟ ما این بذل و بخشش را تا کى بکنیم؟ (پارسا - جناب آقاى قنات‌آبادى تا حدى موفقیت بدست آمده یعنى در بازارهاى نفت‏ دنیا نفت ما به فروش می‌رود) خواهش می‌کنم جناب آقاى پارسا چون همین فرمایش جنابعالى مدتى از وقت بنده می‌کاهد اجازه بفرمایید حرف من تمام بشود الحمدالله از (ب) بسم‌الله تا (ت) تمت هر چه که آقایان بفرمایند با یک ادا و اصول بسیار بسیار قشنگ مطابق با آیین سخنورى رادیو تهران پخش می‌کند موقع نطق ما مثل این که آش خورده و دهنش سوخته مطالب ما را تندتند می‌گوید می‌گویید نه امروز گوش بدهید وقتى نطق بنده را می‌خواهد پخش بکند مثل این که پانزده تا از این سربازهاى حکومت نظامى با سرنیزه دنبالش کرده‌اند الان می‌خواهند ببرندش در ردیف متهمین به قتل افشار طوس مثل برق لامع می‌خواند اما دلم می‌خواهد خوب دقت بفرمایید که وقتى نطق جناب آقاى دکتر سنجابى را قرائت می‌کرد چه بالا و پایین به صدایش می‌داد عیناً مثل این که جناب آقاى دکتر سنجابى آنجا تشریف داشته و دستور مخصوص صادر می‌کردند (مهندس حسیبى - نطق جنابعالى را که با صداى خودتان پخش کردند) اما متأسفانه بعد که نطق بنده را می‌خواندند مثل این که ... (در این موقع یکى از تماشاچیان تظاهر کرد به دستور نایب رئیس اخراج شد).

مهندس حسیبى - آقا وقت ایشان گذشته این چه وضعى است‏.

قنات‌آبادى - چرا جنابعالى مداخله مى‌فرمایید آقاى نایب رئیس باید تذکر بدهند.

نایب رئیس - آقاى مهندس حسیبى مداخله نفرمایید.

مهندس حسیبى - نیم ساعت حرف زدند خواهش می‌کنم شما تذکر بفرمایید.

قنات‌آبادى شما صحبت نفرمایید بنابراین بنده باز هم به نام ملت ایران از جناب آقاى دکتر مصدق خواهش می‌کنم که تکلیف ملت ایران راروشن کنند و بفرمایند این تخفیف تا کى باید ادامه داشته باشد (میر اشرافى - تا وقتى که آقاى دکتر مصدق بخواهد حکومت کند) در خاتمه عرایضم مى‌خواهم عرض کنم همه جاى دنیا رسم این است که نمایندگان مخالفت دولت مى‌آیند و از کارهاى دولت انتقاد می‌کنند نمایندگان موافق دولت هم تشریف مى‌آورند و مى‌گویند ملت ایران این دولت این کارها را کرده و این کارها هم در برنامه آینده آن است و می‌کند متأسفانه آقایان موافقین دولت هر چند مرتبه که آمده‌اند خواسته‌اند راجع به کارهاى دولت صحبت کنند همان مطالب گذشته را دو مرتبه تکرار کرده‌اند کما این که خود جناب آقاى دکتر مصدق هم که امروز نطقى می‌کنند فردا که دو مرتبه نطقى مى‌فرمایند نطق امروز را به اضافه مطالب گذشته دو مرتبه شروع می‌کنند پس فردا هم که نطق فردا را به اضافه مطالب گذشته دو مرتبه تکرار می‌کنند لذا طول مدت نطق‌هاى ایشان هى روز به روز ماه به ماه اضافه شده یعنى یک ساعت بوده یک ساعت و نیم شده چون هر روز ازسر شروع کردند موضوع مهمى که در این نطق‌ها هست و قابل قبول همه است و هیچ کس نمی‌تواند منکر شود و هر کس منکر شود باید توى دهنش زد موضوع مبارزه با استعمار ملى کردن صنعت نفت بستن کنسولگری‌ها و خلع ید است و در این کارها گمان نمی‌کنم هیچ کس بیشتر از دیگرى سهم داشته باشد اما دولت باید بگوید من این نقشه اقتصادى را تهیه کردم من این راه را براى بالا بردن سطح کشاورزى به وجود آوردم و این مقدارش را عمل کردم و این مقدارش را در آینده عمل خواهم کرد و اما این دولت به اندازه‌اى عاجز و ناتوان است که پولى که مردم ایران ده تومان و پنج تومان و بیست تومان براى مردمى که عزیزان‌شان در زلزله طرود کشته شده به این دولت داده و به 600 هزار تومان هم رسیده این دولت نتوانسته قدرت نداشته این پولى را که مردم دادند براى هموطنان‌شان ببرند در طرود براى اینها چهار تا خانه خشت و گلى بسازند دولتى که این قدر عاجز باشد و نتواند این کار کوچک را که بودجه‌اش را هم خود ملت از جیب خودش داده است عمل کند فقط باید به صرف ادعا و به صرف دشنام و به صرف فحش و تحریک و انتریک حکومت کند اگر کار این حکومت به نتیجه می‌رسید و کشتى این مملکت را به ساحل نجات می‌رساند ما حرفى نداشتیم.‏

نایب رئیس - آقاى قنات‌آبادى وقت شما گذشته (میر اشرافى - آقاى قنات‌آبادى در عوض سد گلپایگان تمام شد).

قنات آبادى - بسیار کار خوبى است گلپایگان هم جزو وطن ماست‏.

3- اخذ رأى و تصویب فوریت دوم و سوم و مذاکره در اصل طرح پیشنهادى مربوط به گزارش هیئت 8 نفرى

نایب رئیس - وارد دستور می‌شویم اعلام رأى شده است نسبت به فوریت دوم چند نفر از آقایان تقاضاى رأى با ورقه کرده‌اند بنابراین با ورقه رأى می‌گیریم‏.

 (آقاى معتمددماوندى (منشى) اسامى آقایان نمایندگان را به ترتیب ذیل اعلام و در محل نطق اخذ رأى به عمل آمد) آقایان: مهندس زیرک‌زاده - مهندس حسیبى - دکتر سنجابى - پارسا - انگجى - میلانى - قنات‌آبادى - محمدحسین قشقایى - دکتر فاخر - محمد ذوالفقارى - دکتر معظمى - مکى - دکتر بقایى - خسرو قشقایى - کیان - شبسترى - افشار - کهبد - وکیل‌پور - دکتر ملکى - کریمى - مجتهدى - میر اشرافى - موسوى - هدى - افشارصادقى - حمیدیه - جلالى - حاج سید جوادى - شهیدى - دکتر فلسفى - اخگر - اقبال - مدرس - خلخالى - مصدقى - ملک‌مدنى - دکتر طاهرى - ذکایى - زهرى - مجدزاده. شاپورى - شادلو - شوکتى - جلیلى - منصف - دادور - مهندس غروى - فرزانه - پورسرتیپ - ریگى - احمد فرامرزى - شهاب خسروانى - نبوى - نجفى - گنجه - امیرافشارى - نریمان - صفایى - حائرى‌زاده - رفیع - تولیت - ناظرزاده - معتمددماوندى - امامى اهرى.

 (شماره آرا به عمل آمده 55 ورقه موافق و چهار ورقه مخالف و شش ورقه سفید بى‌اسم شمرده شد).

نایب رئیس - فوریت دوم با 55 رأى موافق تصویب شد.

+++

اسامى موافقین آقایان: ناظرزاده - جلیلى - دکتر فاخر - امیرافشارى - نجفى - فردوسى - مکى - خسرو قشقایى - کهبد - محمدحسین قشقایى - کریمى - دکتر ملکى - تولیت - صفایى - دکتر معظمى - مجدزاده - محمد ذوالفقارى - مهندس زیرک‌زاده - دکتر سنجابى - ناصر ذوالفقارى - جلالى - دادور - شوکتى - امامى اهرى - پارسا - مجتهدى - ریگى - مهندس حسیبى - دکتر کیان - انگجى - اقبال - دکتر فلسفى - رفیع - شاپورى - حاج سید جوادى - موسوى - فتحعلى افشار - میلانى - وکیل‌پور - شبسترى - شهیدى - ذکایى - معتمددماوندى - نریمان - خلخالى - ملک‌مدنى - منصف - مهندس غروى - شادلو - گنجه - دکتر طاهرى - نبوى - شهاب خسروانى - مدرس - اخگر - مصدقى‏.

اسامى مخالفین آقایان: میر اشرافى - افشارصادقى - حمیدیه - هدى (با ذکر این شرح در ورقه فاعتبرو یا اولو الابصار اصل 27 و 28 با آن صراحت زیر پا گذارده شد اصل 44 و 45 با آن صراحت بدون دلیل مورد تفسیر واقع مى‌شود خداوند عاقبت کار این مملکت را در دوره 17 بخیر گرداند) ورقه سفید علامت امتناع (با قید کلمه (آرزو) در یکى از آنها) 6 ورقه.

نایب رئیس - چون فوریت دوم تصویب شده است وارد فوریت سوم می‌شویم آقاى زهرى تقاضا کرده‌اند به عنوان مخالف بفرمایید آقاى زهرى‏.

زهرى - دلیل اصلى مخالفت بنده با فوریت‌ها و با فوریت سوم مخصوصاً این است که این گزارش و این موضوع الان قریب دو ماه است که مطرح است و در اطرافش صحبت می‌شود و بحث می‌شود و تحقیقات مى‌شود و در این مدت به طوری که آقایان ملاحظه فرموده‌اند به جاى این که علت وجودى این گزارش یعنى اختلافات بین دولت و دربار زیادتر شده باشد بحمدالله طبق گفتار سخنگوى رسمى دولت و سخنگوى رسمى دربار رفع شده لذا به نظر بنده این موضوع علاوه بر این که تصویبش اصولاً معنى ندارد فوریتى نمى‌تواند داشته باشد ولى براى این که عرایضم روشن‌تر خدمت آقایان عرض شده باشد یک مختصرى از تاریخچه این گزارش هیئت 8 نفرى و طرحى که امروز مطرح است به عرض آقایان می‌رسانم بعد از وقایع نهم اسفند و 10 اسفند نطق جناب آقاى نخست وزیر هیئتى در جلسه خصوصى تعیین و انتخاب شدند که براى رفع اختلاف بین دربار و دولت مطالعاتى بکنند و در حدود امکان رفع این اختلافات را بنمایند آقایان رفتند و با طرفین اختلاف صحبت کردند و گزارشى تهیه کردند که آقایان از آن اطلاع دارند در این گزارش چند اصل از قانون اساسى عیناً نقل شده براى این که سوء‌تفاهمى به وجود نیاید و اسم تفسیر قانون اساسى گذاشته نشود تفسیر قانون اساسى نیت عین قانون اساسى است که نه تنها شاه و دربار و نه تنها دولت بلکه تمام مردم مجبور و موظف به متابعت از آن هستند ولى متأسفانه این موضوع خیلى ساده و روشن یک عقده‌اى شد و وسیله‌اى شد براى هوو جنجال و هیاهو و تبلیغات گردید به طورى که اگر ما درست با نظر انصاف به این جریان نگاه کنیم مى‌بینیم که عمل آقایانى که این همه اصرار دارند این گزارش بدیهى و این اصول بدیهى مورد تأیید و تصویب قرار بگیرد درست مثل عمل کسانى است که بقول یک ضرب‌المثل چینى زیر دیگ خالى را آتش بکنند به طوری که قبلاً هم ما اظهار کردیم نمى‌توانیم ما بین قانون اساسى و موادى از قانون اساسى که عیناً در این گزارش گنجانیده شده است مخالف باشیم نه تنها با این مواد بلکه با تمام مواد آن موافقم چون اینجا ما قسم‌ خورده‌ایم به رعایت و احترام و حفظ مواد قانون اساسى (صحیح است) موضوعى که اشکال دارد به نظر ما این است که قانون اساسى نه قابل بحث در مجلس است و نه قابل رد در مجلس است و نه قابل تصویب این یک چیزى است تصویب شده و مسلم لذا این عمل که هیچ فوریت هم ندارد چون اختلاف رفع شده مطرح کردن و در اصلش وارد بحث شدن یک عمل زایدى است و ممکن است سابقه بد و خطرناکى براى آینده بشود (بعضى از نمایندگان - صحیح است) (کریمى - ما هم تفسیر نکردیم) عین قانون اساسى است احتیاج به تفسیر نیست قابل طرح و بحث هم نیست کسى حق ندارد در اطرافش و بر علیهش صحبت کند و چیزى که طرح مى‌شود بایستى بشود علیهش صحبت بشود کسى نمى‌تواند اینجا برخلاف قانون اساسى صحبت کند آقایان هم قسم خورده‌اند به حفظ و احترام قانون اساسى از این لحاظ عقیده ما این است که این موضوع اصلاً قابل طرح و بحث نیست کسى نمى‌تواند با آن مخالف باشد (صحیح است) فوریتش هم اگر اختلافاتى بوده است که رفع شده است اگر واقعاً حسن نیت و علاقه‌مند به حفظ سنت‌هاى مشروطه باشد براى این که یک سابقه بدى براى آینده براى یک دولت‌هایى و یک اکثریت‌هایى که شاید قصدهاى ناگفتنى داشته باشند به وجود بیاید به نظر ما نه فوریتش صحیح است و نه اصل موضوع قابل بحث است قانون اساسى که تصویب شده است احتیاج به تکرار ندارد.

نایب رئیس - آقاى اخگر موافقید بفرمایید.

اخگر - جناب آقاى زهرى تصدیق فرمودند که این مطلب مطلبى است ساده دو اصل از قانون اساسى است و فرمودند که کسى هم مخالف با آن نیست ولى پرسیدند که علت اصرار به گذراندن این طرح چیست؟ ما اصرارى براى گذراندن این طرح نداشتیم یک هیئتى مأمور شدند از طرف مجلس رفتند گزارشى تهیه کردند و در آن گزارش خواستار شدند که این گزارش در مجلس قرائت و تأیید بشود مخالفت‌هایى که با گفتگو شدن این مطلب در مجلس شد ما را مجبور کرد براى این که پافشارى کردیم والا همان طور که فرمودند مطلبى است ساده که مربوط دو اصل قانون اساسى است و اصلاً موضوعى نیست که ربطى به اختلاف دربار و دولت داشته باشد همان طورى که فرمودند بین دربار و دولت داشته باشد همان طورى که فرمودند بین دربار و دولت اختلافى نیست این یک حقى بوده است براى دولت‌هاى وقت و قبلاً هم به واسطه پیش‌آمدهایى که شده است این حق از بین رفته بود و براى حالا هم نیست براى همیشه و براى تثبیت قانون اساسى است که هر کس موظف است کار خود را بکند اشخاصى که مسئولیت دارند اختیار هم باید داشته باشند و اشخاصى که اختیار دارند مسئولیت هم باید داشته باشند به این مناسبت این طرح مطرح شده و همان طورى که ملاحظه فرمودید اکثریت قریب به اتفاق مجلس هم با آن موافق است چون مصلحت است.

نایب رئیس - بنابراین اعلام رأى می‌شود به فوریت سوم یعنى طرح فى‌المجلس تقاضاى رأى با ورقه هم شده است آقایانى که موافقند ورقه سفید خواهند داد.

(اسامى آقایان نمایندگان به قرار ذیل به وسیله آقاى نجفى اعلام و در محل نطق اخذ رأى به عمل آمد).

آقایان: مهندس زیرک‌زاده - مهندس حسیبى - دکتر سنجابى - پارسا - دکتر ملکى - انگجى - میلانى - ناصر ذوالفقارى - محمد ذوالفقارى - صفایى - دکتر معظمى - محمدحسین قشقایى - دکتر کیان - امامى اهرى - گنجه - پورسرتیپ - کهبد - دکتر فاخر - مجتهدى - موسوى - میر اشرافى - حمیدیه - امیرافشارى - قنات‌آبادى - جلالى - حاج سید جوادى - شهیدى - دکتر فلسفى - کریمى - اخگر - نبوى - افشار - اقبال - مدرس - خلخالى - وکیل‌پور - مصدقى - تولیت - دکتر طاهرى - ذکایى - مکى - زهرى - مجدزاده - دکتر بقایى - شاپورى - شبسترى - افشارصادقى - شادلو - شوکتى - جلیلى - دادور - مهندس غروى - خسرو قشقایى - فرزانه - ریگى - احمد فرامرزى - صفایى - نریمان - حائرى‌زاده - رفیع - هدى - شهاب خسروانى - معتمددماوندى - ناظرزاده - نجفى - ملک‌مدنى - منصف‏.

 (آرا مأخوذه شماره شده 54 ورقه موافق و 3 ورقه مخالف و شش ورقه سفید بى‌اسم بود).

نایب رئیس - فوریت سوم یعنى موافقت با طرح فى‌المجلس با 54 رأى موافق تصویب شد.

اسامى موافقین آقایان: نریمان - شادلو - گنجه - موسوى - کهبد - منصف - جلالى - اخگر - حاج سید جوادى - رفیع - خسرو قشقایى - دکتر فاخر - دکتر کیان - مدرس - ذکایى - شاپورى - دادور - نجفى - دکتر طاهرى - معتمددماوندى - مکى - جلیلى - شبسترى - ناظرزاده - محمدحسین قشقایى - دکتر ملکى - امیرافشارى - تولیت - شهاب خسروانى - ریگى - ناصر ذوالفقارى - پارسا - انگجى - مهندس غروى - مصدقى - فتحعلى افشار - خلخالى - نبوى - دکتر فلسفى - اقبال - ملک‌مدنى - شهیدى - امامى اهرى - محمدذوالفقارى - میلانى - مهندس حسیبى - صفایى - دکتر معظمى - مجتهدى - مهندس زیرک‌زاده - دکتر سنجابى - مجدزاده - شوکتى - وکیل‌پور.

اسامى مخالفین آقایان: میر اشرافى - حمیدیه - افشارصادقى.

ورقه سفید علامت امتناع 6 ورقه (که در یکى از آن‌ها کلمه آرزو نوشته شده).

نایب رئیس - اصل طرح قرائت مى‌شود و مطرح می‌شود.

 (به شرح زیر قرائت شد)

مجلس شوراى ملى.

براى این که گزارش هیئت هشت نفرى بر طبق آیین‌نامه داخلى مجلس شوراى ملى مطرح و به صورت قانونى درآید امضا‌کنندگان ذیل پیشنهاد آن هیئت را به صورت ماده واحده با قید 3 فوریت تقدیم و تقاضاى تصویب آن را داریم.

ماده واحده. نظر به این که موافق اصل 35 متمم قانون اساسى سلطنت ودیعه‌اى است که به موهبت الهى از طرف ملت به شخص شاه تفویض شده و طبق اصل 44 ممم شخص پادشاه از هر گونه مسئولیت مبرى است و از طرفى طبق همین اصل واصل 45 متمم مسئولیت ادارات امور مملکتى به عهده وزرا و هیئت دولت مى‌باشد بدیهى است که اداره و مسئولیت امور مملکتى اعم از کشورى و لشگرى از شئون مقام شامخ سلطنت نبوده و حقوق هیئت دولت و وزیران است که در اداره امور وزارتخانه‌هاى مربوطه به نام اعلیحضرت همایونى سعى و کوشش در اجراى مقررات قانونى که نموده منحصراً و متشرکاً در عهده مسئولیت در مقابل مجلس شوراى ملى برآیند.

نایب رئیس - آقاى دکتر بقایى‏

دکتربقایى - در اینجا آقایان محترم مواجه با یک موضوعى هستند که اگر درست توجه نکنند و به کنه آن پى نبرند ممکن است متناقض به نظرشان برسد و آن این است که بنده یکى از امضاکنندگان هیئت هشت نفرى هستم آمده‌ام و با لایحه‌اى که روى این گزارش تنظیم شده است مخالفت بکنم براى این که مطلب روشن بشود و آقایان نمایندگان محترم بتوانند توجه بفرمایند که این تناقض ظاهرى از کجا ناشى شده است بنده مجبورم به اختصار یک مقدمه‌اى براى این موضوع عرض کنم و آن مقدمه عبارت از این است که چطور شد اصلاً این گزارش

+++

هیئت هشت نفرى به وجود آمدو چطور شد که به صورت طرح درآمد البته آقایان محترم به خاطر دارند که صبح روز سه‌شنبه 9 اسفند ماه از طرف مقام ریاست معظم مجلس شوراى ملى به آقایان نمایندگان محترم مجلس اطلاع داده شد که براى شرکت در جلسه خصوصى به مجلس بیایند این را همه آقایان به خاطرشان هست بله؟ وقتى که ما آمدیم به مجلس ختم جسته گریخته آقایان نمایندگان یک اطلاعى پیدا کرده بودند و آن این است که شاه می‌رود به مسافرت دلیل رفتنش چیست هیچ کس نمی‌دانست در موقعى هم که ما به مجلس آمدیم اگر آقایان خاطرشان باشد فراکسیون محترم نهضت ملى ساعتى بود که تشکیل جلسه داده بود مقدمتاً این موضوع خیلى زیاد است نمى‌خواهم اسباب تصدیع آقایان بشوم فقط این نکته را عرض کنم که رفتن شاه مسلم بود و هیچ کس از نمایندگان خارج از فراکسیون نهضت ملى اطلاعى از این رفتن‌شان نداشتند (مهندس حسیبى - فراکسیون نه از رفتن‌شان نه از دلیلش اطلاعى نداشت) اجازه بدهید من ثابت می‌کنم عجله نکنید وسط حرف من ندوید چون یک مطلب مهمى را می‌خواهم پشت این تریبون ثابت کنم و آن این است که آقایان می‌خواستند رژیم این مملکت را تغییر بدهند (همهمه نمایندگان - زنگ رئیس) (جمعى ازنمایندگان - دروغ است) اجازه بدهید من حرفم را بزنم بیاید رد کنید با دلیل با مدرک ثابت می‌کنم که شماها به قانون اساسى خیانت کرده‌اید (دکتر معظمى - دروغ می‌گویى (در حالى که قرآن را بلند کرده بود) به این قرآن دروغ می‌گویى) قرآن بیرون نکشید خیلى‌ها قرآن بیرون کشیدند زدند سرنیزه بیایید جواب بدهید بگذارید من حرفم را بزنم بیایید رد بکنید (بعضى از نمایندگان - شلوغ نکنید) (پارسا - صدا بلند کردن که مدرک و دلیل نیست) شما شلوغ کردید ساکت باشید بگذارید استدلالاتم را بکنم بعد بیایید جواب بدهید (دکتر معظمى - بنده جواب می‌دهم) بنده هم جواب مى‌خواهم بنده گفتم اگر این طرح به مجلس کشیده شود می‌گویم آن حرف‌هایى را که نبایستى گفته شود (بعضى از نمایندگان - بگویید ولى دروغ نگویید) (میر اشرافى آقاى رئیس چرا جلسه را ساکت نمی‌کنید؟ اما تا من صدایم در مى‌آید فوراً زنگ می‌زنید)

نایب رئیس - ساکت باشید شما حق اظهارنظر ندارید.

میر اشرافى - بنده حق دارم اظهارنظر بکنم جنابعالى باید بى‌طرف باشید.

نایب رئیس - ساکت باشید.

میر اشرافى - ساکت هم نمی‌شوم وقتی که شما بی‌طرفى را رعایت نکنید مسخره کرده‌اند خیال کرده‌اند با این حرف‌ها مى‌شود جمهورى درست کرد آرزو را به گور باید ببرید به گور سر قبر آقا.

نایب رئیس - آقا ساکت باشید.

دکتر بقایى - ما در اطراف این موضوع فکر می‌کردیم می‌دیدیم که رفتن اعلیحضرت همایونى به اروپا ممکن است یکى از چند علت را داشته باشد یا این که اعلیحضرت میل‌شان کشیده است یک سفرى بروند به اروپا تفرجى بکنند یا یک کسالت مزاجى باعث این کار شده یا این که به عنوان تعرض نسبت به دولت این کار را مى‌خواهند بکنند یا این که یک توافق محرمانه‌اى بین مقام سلطنت و دولت شده باشد براى یک موضوعى که نمی‌دانم و تصمیم گرفته شده باشد که اعلیحضرت براى یک مدت کوتاهى در مملکت نباشند یا این که این یا این که آخر را درست توجه بفرمایید یا این که به شما گفته باشند که شما باید تشریف ببرید (میر اشرافى - این درست است) ولى ما هیچ اطلاعى راجع به این که علت این مسافرت چیست نداشتیم اینجا هم از هر کس که پرسیدیم کسى اطلاع نداشت و تکرار می‌کنم آن روز فراکسیون نهضت ملى از ساعت 9 تشکیل جلسه داده بودند و اگر آقایان به خاطرشان باشد وقتی که ما رفتیم در جلسه خصوصى نشستیم مدت‌ها منتظر شدیم تا این که آقایان مذاکرات‌شان در فراکسیون تمام شد و تشریف آوردند من خیلى متأسفم آقاى دکتر معظمى که شما اینجا قرآن بیرون کشیدید.

(در این موقع از طرف یکى از تماشاچیان تظاهرى شد و طبق دستور نایب رئیس از جلسه خارج شد).

نایب رئیس - بفرمایید.

دکتر بقایى - عرض کنم موضوع دعوت مقام ریاست معظم مجلس معلوم شد راجع به همین مسافرت اعلیحضرت همایونى بود نامه‌اى نوشته بودند که همه آقایان محترم به خاطر دارند نوشته بودند که خبر مسافرت ناگهانى اعلیحضرت همایونى ایجاد اضطراب و نگرانى کرده است مسافرت غیرمترقبه یک همچو چیزى حالا عین عبارت کاملاً به نظرم نیست روح مطلب این است که این که به استحضار نمایندگان مجلس شوراى ملى (این نکته را توجه بفرمایید) به استحضار نمایندگان مجلس شوراى ملى از مقام شاهانه تقاضا می‌شود که از این مسافرت صرف‌نظر بفرمایید رئیس مجلس شوراى ملى سید ابوالقاسم کاشانى این نامه خوانده شد آقایان یک مدتى به همدیگر نگاه کردند ما انتظار داشتیم شاید آقایانى که در فراکسیون بودند اطلاعى داشته باشند می‌خواهند اطلاعى بدهند شاید هم یکى دوتایشان خواستند اطلاعى بدهند ولى یک نفر که اسم نمی‌برم اشاره کرد و ساکت‌شان کرد و من چون داشتم صحبت مى‌کردم آن اشاره از نظر من دور نماند به هر حال هیچ کس چیزى نگفت آقاى فرامرزى گفتند نشستیم شاه دارد می‌رود و این وضع خوبى نیست پا شویم همه برویم دربار نگذاریم شاه برود بنده اجازه گرفتم و عرض کردم که این رفتن ما به این ترتیب یک عمل سبکى است براى این که ما نمی‌دانیم شاه براى چه می‌رود یک دفعه رفتم دربار گفتند که من مریض هستم و دکتر گفته است باید عمل کنم آن وقت ما به عنوان مجلس کجا برویم بنده تقاضا کردم اگر از آقایان کسى اطلاعى دارد راجع به این موضوع این اطلاع را بگوید همین جا بود که قبلاً عرض کردم که یکى دو نفر به نظر آمد که می‌خواهند یک چیز بگویند ولى یک نفر دیگر بهشان دستور داد که ساکت باشند باز بنده خودم پیشنهاد کردم که آقاى علاء احضار شود به مجلس و از او بپرسیم آقاى علاء را هم هر جا تلفن کردند هیچ جا گیر نیاوردند بالنتیجه بعد از مذاکراتى قرار شد که هیئت رئیسه مجلس‌نامه ریاست معظم مجلس را تهیه و تقدیم اعلیحضرت بکند و تقاضا بکند که ایشان منصرف شوند به طوری که خاطرتان هست اینها هم رفتند مذاکره کردند اعلیحضرت هم اظهار کسالت کرده بودند و گفته بودند که من باید بروم در خلال این احوالی که ما انتظار مى‌کشیدیم که هیئت رئیسه برگردد و ببینیم جریان چه شده است عده زیادى مراجعه می‌کردند چه با یادداشت چه با تلفن که شاه براى چه می‌خواهد برود ما هم جواب می‌دادیم که نمی‌دانیم براى چه می‌روند و طبعاً ایجاد یک نگرانى فوق‌العاده‌اى در مردم کرد براى این که خوب در مملکت ما اگر بقال در خانه‌مان بخواهد برود زیارت مشهد یک هفته پیش همه خبر می‌شوند اگر یک پیش‌خدمت اداره بخواهد برود به مرخصى به قم همه خبر می‌شوند و یک وکیل و یک وزیر که جاى خود دارد و آن وقت ما که در متن سیاست مملکت هستیم خبر نداریم که شاه مملکت می‌خواهد برود حالا آن مقدمه‌اش را نگفتم چون یک خبر شایع شد که شاه ساعت چهار بعد از نصف شب رفت خبرهاى زیادى بود که کارى ندارم خبرى هم صبح شایع شد که بعد از ظهر شاه می‌رود چرا می‌رود؟ هیچ کس نمی‌داند عرض کنم بعد آن جریانات تأسف‌آور روز شنبه پیش آمد کرد و این نکته را هم بنده باید عرض کنم که وقتى یک نگرانى پیش مى‌آید و یک صحبتى می‌شود از طرف مردم طبعاً آن دار و دسته‌ها و اشخاص که دنبال آب گل آلوده می‌گردند براى ماهى گرفتن خودشان را مى‌آورند قاطى می‌کنند ممکن است از توى یک تجمعى چیزهایى پیدا بشود که اصلاً در فکر و مخیله آن اشخاص که دفعه اول آمده بودند جمع شده‌اند نبوده است این یک چیز طبیعى است به هر حال جلسه خصوصى را مجدداً براى غروب همان روز شنبه و شب یکشنبه دعوت کردند و ما آمدیم به مجلس و قرار شد که یک نفر از هیئت دولت احضار بشود که بیاید راجع به جریانات امروز گزارش بدهد موقعى که در انتظار آمدن آن یک نفر بودیم یک دفعه دیدیم که جناب آقاى نخست وزیر و رئیس ستاد و وزرایشان تشریف آوردند به مجلس بعد معلوم شد که بعد از ظهر آن روز ریخته بودند توى خانه‌شان و ایشان هم از نردبان رفته بودند به ستاد و فقط یک نکته براى بنده مبهم است و آن این است که جناب آقاى دکتر مصدق که به دربار شرفیاب شده بودند حضور اعلیحضرت و از آنجا آمده بودند به منزل و بعد نیم ساعت یک ساعت بعدش هم آن حمله به خانه ایشان اتفاق افتاده بود از لحاظ تاریخى آن نکته‌اى که براى من تاریک مانده بود این است که ایشان با پیژامه که نرفته بودند به دربار با لباس رسمى رفته بودند کى فرصت کرده بودند که لباس‌شان را عوض بکنند و با پیژامه بیایند خوب این یک چیز کوچکى است (مهندس حسیبى - نخیر خیلى مهم است) صبر کنید آقاى مهندس حسیبى فرصت استوس برایتان خیلى است خیلى زیاد است جلسه خصوصى مجلس تشکیل شد ابتد آقاى دکتر شایگان همکار غایب ما بلند شدند و یک مقدارى صحبت فرمودند در ضمن صحبت‌شان گفتند که صحبت این که اعلیحضرت همایونى براى معالجه می‌خواهند به اروپا بروند از دو ماه پیش که ایشان یعنى ایشان گفتند بنده مقصود خودشان بود با یک عده از آقایان که اگر اشتباه نکنم یکی‌شان آقاى میلانى بودند شرفیاب حضور اعلیحضرت بودند اعلیحضرت فرمودند که من می‌خواهم بروم به اروپا براى معالجه و آقاى دکتر شایگان گفتند که من جداً به این تصمیم اعلیحضرت آن روز اعتراض کردم و گفتم که به هیچ‌وجه صلاح نیست این کار بشود و اگر به خاطر داشته باشید جناب آقاى دکتر شایگان آن کسانى هم که در آن روز همراه‌شان بودند به شهادت طلبیدند گفتند که آقا این طور نبود (پارسا - بنده بودم ولى این طور نبود دو ماه قبل اعلیحضرت همایونى به ایشان فرموده بودند که می‌خواهم‏ به مسافرت بروم و ایشان گفته بودند که به صلاح مملکت نیست و آن روزى که خدمت جناب آقاى میلانى رفتیم همچو صحبتى نشد) نه مقصودم همان صحبت دو ماه پیش بود تصحیح می‌کنم صحبت خودم را مقصود همان صحبت بود اما باز یک هفته دیگر هم باید از نهم اسفند برویم عقب‌تر اگر به خاطر آقایان باشد روز جمعه قبل از نهم اسفند یک دفعه یک خبرى منتشر شد که جناب آقاى دکتر مصدق می‌خواهند روز سه‌شنبه از رادیو صحبت کنند و پرده‌ها را بالا بزنند و نگفتنى‌ها را بگویند و همه دست‌پاچه شدند که این مطالب گویا چه باشد و چه نباشد فراکسیون نهضت ملى هفت نفر را به نمایندگى خودشان معین کردند که بروند با آقاى دکتر مصدق صحبت کنند آقایان تشریف بردند با ایشان صحبت کردند روى صحبت‌هایى که با ایشان شده بود رفته بودند با اعلیحضرت همایونى هم صحبت کرده بودند مجدداً با آقاى دکتر مصدق صحبت کرده بودند این طور نبود آقاى دکتر معظمى (دکتر معظمى - تکرار بفرمایید تا جواب عرض کنم) عرض

+++

کردم آن هیئت هفت نفرى رفتند با دکتر مصدق صحبت کردند و بعد رفتند با اعلیحضرت همایونى هم صحبت کردند و برگشتند مجدداً با دکتر مصدق صحبت کردند (حاج سید جوادى - به دعوت دربار آن هفت نفر رفتند).

دکتر بقایى - عرض کنم آقاى دکتر مصدق در روز جمعه قبل از نهم اسفند از عده‌اى دعوت کرده بودند (دکتر معظمى - آقاى میلانى و آقاى ملک‌مدنى و آقاى دکتر شایگان را دعوت کرده بودند) آن سه نفر را دعوت کرده بودند در حضور آن سه نفر به وسیله آقاى والاتبار پیغام‌هایى داده بودند به دربار و یک التماتومى داده بودند که سه‌شنبه من توى رادیو حرف می‌زنم روى این جریان فراکسیون نهضت ملى هم 7 نفر را انتخاب کرد.

دکتر معظمى - در اینجا اشتباه می‌کنید آقاى علاء تلفن کردند و از طرف دربار دعوت کردند که چند نفر از فراکسیون شرفیاب شوند بعد اعضاى فراکسیون گفتند که چون ما عضو فراکسیون هستیم اگر مایل هستند از فراکسیون دعوت کنند بعد ایشان رفتند به عرض اعلیحضرت رسانیدند و دعوت کردند هفت نفر را بدون این که اصلاً مطلب در فراکسیون مطرح شود که براى چه می‌روند.

دکتر بقایى - بعد آنجا رفتند به دربار خدمت آقاى دکتر مصدق هم رفتند (دکتر معظمى - آن را هم عرض می‌کنم حالا بفرمایید) بالاخره روز بعد هم از منفردین مجلس آمدند از دربار خواستند آنها هم رفتند صحبتى کردند با آقاى دکتر مصدق هم صحبت کردند موضوع سخنرانى توى رادیو منتفى شد این سابقه بود بر آن لاحقه‌اى که قبلاً عرض کردم موقعى که صحبت آقاى دکتر شایگان تمام شد همکار محترم بنده جناب آقاى دکتر معظمى پا شدند یک نطق خیلى مؤثرى در آن جلسه در شب یکشنبه دهم اسفند فرمودند و ضمناً گفتند که به نمایندگى فراکسیون روز جمعه قبل که خدمت جناب آقاى دکتر مصدق بودم که می‌شود شنبه سوم اسفند؟ (دکتر معظمى - بلى) جناب آقاى دکتر معظمى را از دربار خواسته بودند بروند پاى تلفن و گفته بودند به آقاى دکتر معظمى که اعلیحضرت براى معالجه می‌خواهند بروند به اروپا و خواسته بودند که آقاى دکتر معظمى این پیغام را به آقاى نخست وزیر بدهند آقاى دکتر معظمى هم از آن جایى که خیلى در همه امور محتاط هستند گفته بودند که من چرا این پیغام را بدهم خودتان بیایید این پیغام را بدهید به هر حال هفت نفر آقایان منتخبین فراکسیون نهضت ملى دور تختخواب جناب آقاى دکتر مصدق بودند آقایان علاء و حشمت‌الدوله والاتبار آمده بودند آنجا و گفته بودند که اعلیحضرت براى معالجه می‌خواهند بروند به اروپا (پارسا - این هم صحیح نیست دروغ است آن هفت نفر حضور نداشتند) (میلانى - اشتباه است) اجازه بفرمایید الان ثابت می‌کنم که حضور داشتند. آقاى دکتر معظمى در آن جلسه خصوصى بقیه داستان آن مسافرت را واگذار کردند به این که خود آقاى دکتر مصدق بگویند آقایان خواهش می‌کنم به این نکات توجه بفرمایند چون اینها یک نکات خیلى کوچکى است ولى براى تاریخ خیلى اهمیت دارند. جناب آقاى دکتر مصدق پا شدند صحبت کردند اولاً راجع به مداخلات دربار در امور صحبت کردند ثانیاً راجع به مذاکرات خودشان با اعلیحضرت صحبت کردند و ثالثاً راجع به همین جریان مسافرت صحبت کردند و ایشان این طور گفتند (آقایان خواهش می‌کنم توجه بفرمایید چون این نکته حساسى است من می‌خواهم استشهاد بکنم از آقایان) ایشان این طور فرمودند که وقتى آقایان پهلوى من نشسته بودند آن نمایندگان منتخب نهضت ملى آمدند بعد گفتند که آقاى دکتر معظمى را از دربار پاى تلفن خواستند آقاى دکتر معظمى پا شدند رفتند پاى تلفون آمدند با رفقایشان نجوى کردند آقاى دکتر مصدق این طور گفتند این حرف را آقایان یادشان هست (صحیح است) و بعد من دانستم که موضوع مسافرت شاه است این چیزى که آقاى حاج سید جوادى تکذیب کردند آقایان تصدیق کردند (پارسا - این نبود جناب آقاى دکتر بقایى) خواستند ضمناً تکذیب کنند که ما هم از مسافرت خبر نداشتیم بنده از تمام این مقدمات خواستم نتیجه بگیرم که تمام آقایان که آنجا تشریف داشتند همه از مسافرت اطلاع داشتند و آقاى دکتر مصدق هم باز گفتندکه آقاى دکتر معظمى قول گرفته‌اند از رفقایشان راجع به این موضوع چیزى گفته نشود (دکتر معظمى - برحسب خواهش آقاى علاء) برحسب خواهش هر کسى یعنى جنابعالى قول گرفتید از آقایان که این مطلب افشا نشود اینجا باید تاریخ مملکت روشن شود یک چیز خیلى مهمى است (پارسا - خیلى کوچک است) پس آنچه که به طور مسلم و غیر قابل تکذیب از این تصدیقى که تا اینجا کرده‌اند این است که آقایان 7 نفر منتخبین فراکسیون نهضت ملى روز شنبه سوم اسفند ماه 1331 اطلاع داشته‌اند که اعلیحضرت در آن هفته براى معالجه به مسافرت خواهندرفت (حاج سید جوادى و پارسا - در آن هفته نه) (دکتر سنجابى - روزش به هیچ‌وجه معلوم نبود بلکه هفته‌اش هم معلوم نبود) بحث ما سر هفته و روزش نیست آقاى دکتر سنجابى پس آقایان اطلاع داشتند که چنین مسافرتى هست و اختلافى هم تا اینجا نیست و قول هم داده بودند که هیچ جا صدایش در نیاید یک نکته دیگرى جناب آقاى دکتر مصدق در نطق آن روز گفتند که در بعضى از روزنامه‌ها نوشته شد و آن این بود که من به شاه گفتم یا شما تشریف ببرید یا من رفراندوم می‌کنم در آن جلسه مذاکره چهار ساعتى که دنباله این مذاکرات شد (مهندس حسیبى - کى آقا چنین چیزى بود این طور نیست) بعد بفرمایید تکذیب کنید (میلانى - سکوت ما دلیل بر رضا نیست) البته صحبت رفراندوم که بنده نکرده بودم همه می‌دانند که صحبت آقاى دکتر مصدق بود عرض کنم حالا کار به صحبت‌هاى دیگرى که در آن شب شد نداریم بنده نمی‌خواهم وارد آن چیزها بشوم چون وقت کم است همین یک موضوع را دنبال می‌کنم. بعد جلسه که به هم خورد بنده خدمت یکى از آقایان عرض کردم که آقا شما که خبر داشتید چرا براى ما چیزى نگفتید که شاه به مسافرت می‌رود جوابى نداشت بدهد به نفر دوم هم گفتم جوابى نداشت بدهد چون یک مطلب مسلم بود و آن این بود که اگر آن روز صبح ما وکلاى مجلس اطلاع پیدا کرده بودیم که شاه بطورعادى به مسافرت می‌رودمریض است براى معالجه می‌رود یادلش می‌خواهدبرود فرنگ تفریح کند بطورمسلم نصف این تشنج به وجود نمى‌آمد اگر بنده می‌دانستم حزب زحمتکشان ملت ایران در این کار دخالت نمی‌کرد و شاید آقایان تصدیق داشته باشند که حزب ما در این کار خیلى تأثیر داشت اگر همین قدر صبح می‌دانستیم که شاه براى معالجه مى‌خواهد برود اقدامى نمی‌کردیم بنده این مطلب را از سه نفر از آقایان سؤال کردم نتوانستند به من جواب بدهند که چرا ما نگفتیم که شاه براى معالجه می‌خواهد برود تا این که به نفر چهارم رسیدیم به آقاى دکتر معظمى که اگر قرآن نمى‌کشیدند بیرون بنده اسم ایشان را نمی‌بردم ولى چون قرآن کشیدند بیرون (دکتر معظمى - در چه‏ ساعتى این فرمایش‌ها را مى‌فرمایید؟) ساعت ده شب بود به ایشان عرض کردم که چرا نگفتید که شاه می‌خواهد برود چون ایشان همیشه متخصص فرمول و جواب هستند گفتند که آقا ما قول شرف داده بودیم که راجع به این موضوع چیزى نگوییم (صحیح است) آقایان همه قول شرف داده بودید که به کسى نگویید شاه می‌خواهد برود به فرنگ (حاج سید جوادى - همین جا کلاه سر ما رفت به تقاضاى آنها) (کریمى - و خیلى جاهاى دیگر) شما این را قول دادید به تقاضاى آنها یا غیر آنها شما قول شرف داده بودید به کسى نگویید که شاه می‌خواهد به مسافرت برود ولى این را توجه کنید آقاى دکتر معظمى شما قول داده بودید که نگوییدشاه می‌رود به مسافرت گفتم چیز دیگر هم قول داده بودید وقتى که معلوم شد رفتن به مسافرت شاه چرا علتش را بیان نکردید به چه دلیل نگفتید ما خبر داریم براى معالجه می‌رود این نکته حساس است آقایان نکته حساس این جا است که نگفتند شاه براى معالجه می‌رود آقایان قول شرف داده بودند که نگویند شاه می‌خواهد برود به مسافرت من هم قبول دارم پاى قول‌شان هم ایستادند ولى چرا وقتى که معلوم شد شاه می‌خواهد برود به مسافرت چرا نگفتید مى‌خواهد براى معالجه برود این یکى ولى تمام نشد وقتى که رئیس مجلس یک نامه مى‌نویسد روى کاغذ عادى خودش امضا می‌کند بفرستد این یک نامه‌ای است از طرف حضرت آیت‌الله کاشانى ولى وقتى که این روى نامه مارک‌دار مجلس نوشته شد نامه‌ای است از طرف مجلس ولى اگر در این نامه قید شده باشد با استحضار نمایندگان مجلس یعنى این نامه از طرف مجلس است براى این جلسه خصوصى دعوت کردند این نامه در آنجا قرائت شد تویش نوشته شد با استحضار نمایندگان مجلس شوراى ملى این را شما از هر کس می‌خواهید بروید به پرسید معناى این قید جمله (با استحضار نمایندگان مجلس شوراى ملى از خبر غیرمترقبه مسافرت شاهنشاه مضطرب و نگران شدیم ما تقاضا مى‌کنیم که اعلیحضرت از این مسافرت صرف‌نظر بفرمایند) (خلخالى - این نامه کى خوانده شد؟) توى جلسه خصوصى بود شاید شما تشریف نداشتید یک عده زیادى از آقایان بودند خوب اینجا که من فرض می‌کنم که آقایان منتخبین فراکسیون نهضت ملى قول‌شان را هم حفظ کرده بودند و توى فراکسیون هم بروز ندادند گو این که این یک عمل فراکسیونى نیست ولى فرض می‌کنیم که بروز ندادند گو این که دلیل هم دارم که بروز دادند و آن دلیلش را نمى‌گویم حداقل این است که شش نفر از آن هفت نفر قول‌دهنده توى آن جلسه خصوصى حضور داشتند (دکتر معظمى - من تصادفاً نبودم) بلى گفتم شش نفر چون جنابعالى مرد بسیار دانا و فطنى هستید و آن روز تشریف نداشتید و خود این براى من دلیل است به طور تصادف هم نبود (دکتر معظمى - تصادف بود درس در دانشگاه داشتم) بلى وقتى این روزها پیش مى‌آید جنابعالى کار خارج دارید ولى اگر شما قرآن نکشیده بودید بیرون بنده این حرف‌ها را نمی‌زدم چون قرآن کشیدند بیرون مکلف می‌دانم خودم را. آقاى دکتر معظمى تصادفاً آن روز درس داشتند نیامده بودند ولى آن 6 نفر بودند آقایان نمایندگان منتخب فراکسیون نهضت ملى شما چرا اجازه دادید که یک چنین دروغى به نام شما نوشته شود چرا شما گفتیدکه ما استحضار نداریم یا نگرانى نداریم کاغذ را رئیس مجلس به نام شما فرستاده است شما را دعوت کرده است توى جلسه خصوصى می‌خواهد اگر کسى مخالفت نمی‌کند فرستاده شود شما که اطلاع دارید پس چرا به دروغ اظهار بى‌اطلاعى می‌کنید؟ (پارسا - دانستن ما دلیل ندارد که ...) آقا بعد حرف بزنید من وقت ندارم (زنگ رئیس)

+++

(حاج سید جوادى - آقا چرا بهتان مى‌زنید شما؟) (میر اشرافى - آقاى حاج سید جوادى تو که آبروى هر چى عمامه به سر است بردى) (زنگ رئیس) آقایان انتظار نداشتند که مطلب این طور فاش شود. داد بزن قربان دردت گرفته است داد بزن  قربانت بروم (مهندس حسیبى - اینها هوچى بازى است).

قنات‌آبادى - جناب آقاى رئیس جنابعالى از بی‌طرفى خارج می‌شوید.

نایب رئیس - آقاى دکتر بقایى جنابعالى صحبت‌تان را بفرمایید.

دکتر بقایى - آقاى ملاحظه مى‌فرمایید که آقایان روى صحبت من چه کار می‌کنند من نیم ساعت مقدمه می‌چینم تا مى‌خواهم از این کار نتیجه بگیرم آقایان مى‌ترسند رسوا بشوند هیاهو می‌کنند. رسوا هستید وقتى که کسى می‌خواهد خیانت کند کسى که می‌خواهد زیر قسمش بزند کسى که می‌خواهد قانون اساسى را تغییر بدهد کسی که می‌خواهد تغییر رژیم بدهد این که نمى‌باید سند ثبتى بدهد این که نمى‌آید در یک محکمه شرع اظهار بکند بنده نیم ساعت صحبت می‌کنم زحمت می‌کشم مقدمه مى‌چینم وقتى که می‌خواهم از یک نکته حساس استفاده بکنم و به نتیجه برسم تا می‌خواهم به نتیجه برسم بلافاصله آقایان دردشان می‌گیرد و شروع می‌کنند به هوچی‌گرى کردن شماها گوش کنید بعد بیایید جواب بدهید (مهندس حسیبى - به شرطى که استناد به سکوت ما نکنید) در صورت جلسه قید کنید که بنده به سکوت هیچ یک از آقایان اعضاى فراکسیون نهضت ملى تا آخر این جلسه تا وقتى که دارم صحبت می‌کنم به سکوت آنها استناد نمی‌کنم پس ساکت باشید.

نایب رئیس - آقاى دکتر بقایى وقت جنابعالى تمام شده است‏.

دکتربقایى - موضوع محاکمه تاریخى است موضوع توطئه‌ای است که براى تغییر رژیم بود که بنده نمی‌توانم یک ربع ساعت تقاضاى وقت بکنم اگر آقایان مى‌خواهند این موضوع روشن بشود اگر آقایان نمى‌ترسند پرده‌ها بالا برود آقایان موافقت کنند تا مطالبم تمام بشود صحبت کنم‏.

نایب رئیس - چقدر وقت می‌خواهید؟

دکتربقایى - تا حرفهایم تمام بشود.

دکتر معظمى - وقت نامحدود نمى‌شود وقتى را تعیین بفرمایید ما موافقت می‌کنیم‏.

دکتر بقایى - نامحدود بنده وقت می‌خواهم راجع به این موضوع.

نایب رئیس - بند ب از قسمت پنج از ماده 89 می‌گوید در موارد استثنایى ممکن است مدت نطق در موارد فوق براى مجلس اضافه شود آقایان ممکن است براى نیم ساعت اضافه نطق آقاى دکتر بقایى موافقت بفرمایند.

دکتر بقایى - بنده می‌خواستم صحبت کنم راجع به این موضوع چند ساعت وقت می‌خواهم‏.

نایب رئیس - چقدر وقت می‌خواهید.

دکتر بقایى - بنده ممکن است که یک ساعت حرفم تمام بشود یا دو ساعت طول بکشد بنده پنج ساعت وقت می‌خواهم چون بنده که نمی‌توانم بگویم نیم‌ ساعت وقتى مى‌خواهم براى این که هى تقاضاى وقت بکنم‏.

نایب رئیس - آقاى دکتر بقایى اضافه وقت را باید تعیین بفرمایید تا رأى بگیریم.

دکتر بقایى - خیلى خوب بنده چهار ساعت اضافه وقت می‌خواهم‏.

نایب رئیس - نسبت به یک ساعت رأى می‌گیریم آقایانى که موافقند یک ساعت آقاى دکتر بقایى صحبت کنند قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد چون مجلس خسته است ده دقیقه تنفس مى‌دهیم و بر می‌گردیم به مجلس‏.

 (مقارن ظهر جلسه به عنوان تنفس تعطیل و ده دقیقه بعد از ظهر مجدداً تشکیل گردید).

نایب رئیس - آقاى دکتر بقایى بفرمایید.

دکتر بقایى - صحبت در جلسه خصوصى صبح شنبه نهم اسفند بود موقعى که توى آن مرقومه تصریح شده بود با استحضار نمایندگان مجلس شوراى ملى و گفتم که 6 نفر از هفت نفر منتخبین فراکسیون محترم نهضت ملى در آن جلسه تشریف داشتند سؤال این بود که این آقایان چرا اجازه دادند یک مطلب دروغى از طرف آنها اعلام شود آقایان که علت مسافرت را مى‌دانستند قاعدتاً نمى‌بایستى اضطراب و نگرانى داشته باشند پس وقتی که این آقایان حاضر می‌شوند با سکوت خودشان یک مطلب دروغى از طرف آنها اعلام شود این آقایانى که اینجا مى‌نشیند و اگر من یک کلمه یازده را زبانم گرفت گفتم دوازده این جور فریاد مى‌کشند که آقای یازده بود تو چرا گفتى دوازده آنجا ساکت هیچ به روى خودشان نمى‌آورند که با استحضار نمایندگان مجلس نوشته می‌شود و من هم یکى از نمایندگان هستم و هیچ نگرانى ندارم شاه برود براى این حرف که قسم نخورده بودند این حرف را نزنند پس می‌دانید که این سکوت آقایان در آن روز روى یک نقطه‌اى بود و براى این که به آقایان نمایندگان محترم مجلس شوراى ملى یک مطلبى را بنده یادآورى کرده باشم تا بتوانند در قضاوت خودشان صحیح قضاوت بکنند اگر آقایان غیر اعضاى فراکسیون نهضت ملى که آن روز در جلسه خصوصى حضور داشتند بعد از آن سه ربع یک ساعت که آن موقع ما منتظر اعضاى محترم فراکسیون نهضت ملى بودیم براى این که جلسه خصوصى تشکیل بشود اگر آقایان خاطرشان باشد وقتی که در باز شد و آقایان اعضاى محترم فراکسیون نهضت ملى وارد اطاق جلسه خصوصى شدند همه با گردنهاى افراشته همه با یک لبخند فتح و ظفر روى لبان‌شان مثل این که از یک فتح برگشته وارد شدند و نشستند این را خواهش می‌کنم که آقایان روى حافظه خودشان مرور کنند و یادشان بیاورند ولى در جلسه خصوصى که آن شب تشکیل شد همان شب یکشنبه به اصطلاح که بعدش آقاى نخست وزیر آمدند باز هم اگر آقایان یادشان باشد وقتی که اعضاى فراکسیون آمدند توى جلسه و این را من با دو سه نفر از رفقایمان آنجا توى جلسه صحبت کردیم بالعکس سبیل‌ها آویزان با یک حالت پکرى یک حالت ناگوارى در سیماى همه آقایان خوانده شد در صورتی که صبح با قیافه باز با گردن کشیده حالت فاتحانه با تبسم آمدند که بلى ما رژیم را تغییر دادیم شب دیدند نشد با حالت نگرانى آمدند این مطلب را براى کسانى گفتم که در هر دو جلسه بودند و حتماً به این موضوع پى برده بودند توجه مى‌فرمایید. عرض کنم بنده بار دیگر نمی‌خواهم راجع به جریانات و نگرانی‌ها صحبت کنم خیلى طول می‌کشد و از مطلب خارج می‌شویم به این جهت سعى می‌کنیم که تمام عرایضم در اطراف این یک موضوع باشد تشنج در مملکت ایجاد شد مردمی که رفته بودند براى این که نگذارند شاه برود و روزنامه‌هاى دولتى وانمود کرده بودند که مردم براى مشایعت رفته بودند همى می‌دانند که تا صبح آن روز آن چند نفر آقایانى که قسم خورده بودند به هیچ کس نگویند کس دیگرى اطلاع از موضوع مسافرت نداشت بقیه جریان را همه می‌دانید بنده هم جزییاتش در خاطرم نیست معترض نمی‌شوم می‌رسیم به این که بعد از مذاکرات و کشمکش‌هاى بسیار قرار شد که از طرف مجلس در جلسه خصوصى البته این پیشنهاد شد کارى به جلسه رسمى نداشت قرار شدکه یک هیئت هشت نفرى تعیین شوند براى رسیدگى و رفع اختلافات که بنشینند و ببینند که موضوع چه بود یک راه‌حلى پیشنهاد کنند براى این که تشنج از بین برود این هیئت هشت نفرى انتخاب شدند و بنده هم با وجود این که داوطلب نبودم و تقاضا کردم که بنده را معفو بدارید مورد قبول واقع نشد و بنده هم انتخاب شدم و یکى از آنها بودم و بنده نمی‌خواستم قبول کنم براى این بود که بنده مدت‌ها است حداقل از آخر مرداد ماه پارسال هیچ ترددى با جناب آقاى نخست وزیر ندارم و به این جهت اگر لازم می‌شد که این هیئت به منزل ایشان برود مسلتزم این بود که بنده هم بروم براى این بود که نمی‌توانستم قبول کنم و روى اصرار آقایان محترم بنده بالاخره قبول کردم ملاقات‌ها شد هفت نفر آقایان با نخست وزیر ملاقات کردند و مذاکره کردند موقعى که آقایان به دربار رفتند بنده هم بودم صحبت‌هایى شد بالاخره ریشه‌هاى اختلاف معلوم شد یکى از ریشه‌هاى اصلى اختلاف بین جناب آقاى دکتر مصدق و دربار نه بین دربار و جناب آقاى دکتر مصدق یکى از ریشه‌هاى اصلى اختلاف این بوده است که آقاى دکتر مصدق مخالف تقسیم املاک هستند یعنى این راهى را که شاه پیدا کردند یا این که به ایشان پیشنهاد کردند که بیایند املاک‌شان را تقسیم کنند بدهند به رعایا (میر اشرافى - براى احمدآباد است) منحصر به احمدآباد نیست این البته براى یک عده‌اى ناگوار است (نریمان - پولش را هم می‌گیرند) بلى پولش را می‌گیرند ولى همین قدر هم براى یک عده‌اى ناگوار است آقاى نریمان جنابعالى در دوره پانزدهم در مجلس تشریف داشتید در این مجلس وقتی که صحبت شد که این املاک را بدهند به شاه که دوست عزیزمان آقاى مکى مخالفت کرد و بنده و چند نفر دیگر هم مخالف بودیم وقتى که ماها خواستیم به یک صورتى آن کاملاً برنگردد به دربار صحت از این کردیم که وقف بشود (مکى - روى این موضوع ده دفعه هم اخطار کردند یک ماه حقوق من روى آن اخطارها رفت) بودند آقایانى که می‌گفتند وقف یعنى چه این ما شاه است باید بدهیم به شاه و با کمال تعجب بعد از سه چهار سال شنیدم که همان اشخاصى که مخالف بودند عنوان وقف روى این املاک گذاشته شود همین روزها توى جلسه خصوصى مى‏گفتند و اسلاماً شاه چه حق داشته که املاک مرقومه را تقسیم بکند همین آقایان اسم نمى‌برم که اسباب ریا بشود از این چیزها ما خیلى دیده‌ایم عرض کنم که اساس قضیه این بود که شاه شروع کرده بود به تقسیم املاک با همین صورت خودش ولى شما نمی‌دانید جناب آقاى نریمان ما با کشاورزها تماس داریم و نمی‌دانید این موضوع چقدر و تا چه اندازه‌اى جلوى کمونیسم را می‌گیرد (صفایى - اتفاقاً تأثیرش بد بود و بیشتر کرده بود) بلى جنابعالى هم (صفایى - بله بنده هم مالکم) هیچ لازم نیست که جنابعالى مالک باشید و آدم خودش در یک طبقه‌اى باشد و از آن طبقه باشد و بنده متأسفانه با کمونیسم مبارزه می‌کنم براى این گردن کلفت‌هایى که نمى‌فهمند ولى من مقصودم حفظ مال آنها نیست مقصودم حفظ استقلال و آزادى مملکت است مهم نیست که آدم حتماً از یک طبقه‌اى باشد اشتباه نکنید ولى یک چیز را توجه داشته باشید که درد اسلام در مملکت همیشه آن وقت زیاد می‌شود و جایش زخم می‌شود که بعضى از طبقات یک پف بشود یک تلنگر بخورد یک نگاه کج بشود فورى اسلام متزلزل می‌شود و این خیلى اسباب تأسف من است که این دین حنیف را این جور آلت بکنند. عرض کنم درد اصلى این بود که جناب آقاى دکتر مصدق با تقسیم املاک مخالف است دلیلش هم واضح

+++

است بنده که مالک هستم اگر آن همسایه ملکى من آمد یک چیز زیادترى به رعایا و کشاورزها داد طبعاً کشاورزهاى من هم می‌گویند آنها بیشتر گرفته‌اند به ما هم بدهید آنها به من چیره می‌شوند به این جهت بنده باید یک کارى بکنم که نه تنها خودم بلکه آن همسایه ملکى من هم قدمى برایشان بر ندارد چون اگر بنا باشد که چند هزار پارچه املاک سلطنتى تقسیم شود حالا به هر عنوان و من این را هم اینجا تکرار می‌کنم مخصوصاً که راجع به طرز عمل تقسیم املاک بنده وارد صحبت نشد و نگفتم که این طرز عمل صحیح بوده این را بنده هرگز نگفتم چون این یک مطلب قابل بحثى است ولى چون جناب آقاى دکتر معظمى در این کار وارد بودند حتماً یک عمل صحیحى بوده است به هر حال جناب آقاى دکتر مصدق با تقسیم املاک مخالف بودند (ملک‌مدنى - جناب آقاى کاشانى هم مخالف بودند) شما هم مخالف هستید (ملک‌مدنى - من هم مخالف هستم براى این که مخالف دین و اسلام است و خواهش می‌کنم داخل این مذاکرات نشوید) خیلى معذرت می‌خواهم جناب آقاى ملک‌مدنى جنابعالى مرا به حرف آوردید شما در دوره 15 کسى بودیدکه مخالف بودید املاک به صورت موقوفه واگذار بشود و شما کسى بودید که پریروز در جلسه خصوصى می‌گفتید و اسلاماً. وسط حرف من حرف نزنید چون وقتى من راه بیفتم دیگر چشمهایم بسته مى‌شود و سگ نازى‌آباد مى‌شوم دفعه اول که گفتم اسم نیاوردم خودتان مرا به میدان کشیدید (ملک‌مدنى - بنده هم عرض کردم که آیت‌الله کاشانى هم این عقیده را داشتند) (شمس قنات‌آبادى - جنابعالى کى از آیت‌الله کاشانى استفتاء فرمودید که این عقیده را اظهار کرده تقسیم از نظر فروش هیچ مانع شرعى ندارد) جناب آقاى دکتر مصدق با تقسیم املاک مخالف بودند عده دیگرى هم با این کار مخالف بودند اگر یک قدرى برگردیم به عقب آقایانى که در آن موقع در مجلس تشریف داشتند به خاطر دارند که در ابتدایى که صحبت تقسیم املاک شده بود یکى از وسایلى که آن نابغه فقید رزم‌آرامى آمد پشت این تریبون هارت و پورت‌ها می‌کرد یادتان هست براى آن که وکلا را جمع بکند همین موضوع را عنوان کرده بود و آن جلساتى که آقایان مؤمنین در منزل آقاى معدل شیرازى تشکیل می‌دادند براى جلوگیرى از همین تقسیم املاک بود من هیچ خوش ندارم که خاطرات گذشته را به یاد بیاورم چون آدم به اندازه‌اى چیزها یادش مى‌آید و به اندازه‌ای لجن مى‌بیند که متأثر مى‌شود به هر حال مالکین بزرگ گردن کلفت و جناب آقاى دکتر مصدق‌السلطنه با تقسیم املاک شاه مخالف بودند ولى یک طبقه دیگرى هم بودند که با این تقسیم مخالف بودند و آن کمونیست‌ها بودند نه آن کمونیست‌هاى پا برهنه بدبختى که خودش را به کشتن می‌دهد و نمی‌داند چه کار می‌کند مقصودم اینها نیست آن سران قوم آن گردانندگان کار براى این که آنها خوب درک می‌کنند که اگر در یک دهى رعیت شکمش سیر شود و زندگیش راحت شود اگر کسى رفت و تبلیغ کمونیستى کرد با اردنگ بیرونش می‌کنند این را به تجربه می‌دانند اینها تمام سیاست‌شان تمام تاکتیک و استراتژی‌شان و تمام کارشان این است که این فقر کشاورزان ایران روز به روز بیشتر و بدتر بشود و اینجا من یک نکته‌ای را شاید براى آخرین دفعه خدمت آقایان عرض کنم این که تصور می‌کنید که بعضى از آقایان سرمایه‌دارها فکر می‌کنند که اسلام جلوى کمونیسم را می‌گیرد اشتباه می‌کنند اسلام اگر عملى باشد جلوى کمونیسم را می‌گیرد این اعتقاد من است ولى اگر به اسلام عمل بشود. آقایان در جیرفت یعنى حوزه انتخابیه آقاى شاپورى کشاورزانى پیدا مى‌شوند که 3 چهار ماه از سال را با علف تغذیه می‌کنند. آنجایى که کشاورز گندم و جو و برنج بکارد و خودش یک قسمت از سال را با علف تغذیه بکند این دین سرش نمی‌شود هر کس که بگوید دین سرش می‌شود دروغ است (رفیع - همچو چیزى نیست) (میلانى - اسلام خیلى قدرت دارد همه چیز می‌تواند بکند عمل نمی‌کنند شما می‌گویید اسلام جلو چیزى را نمی‌گیرد اسلام جلوى همه مفاسد را می‌گیرد توهین به اسلام نکنید) بله اگر عمل بشود آن روحانیون که باید عمل‏ بکنند به اسلام آنها می‌روند دوروبر گردن کلفتها و سیاست آن مالکین را اجرا می‌کنند (دکتر معظمى - همه این طور نیستند) البته همه را نمى‌گویم تردیدى ندارم مالکین بسیار خوب در ایران داریم توى همین مجلس داریم خارج از مجلس داریم که کشاورزان را مثل اولاد خودشان می‌دانند این را بنده می‌دانم ولى حکم بر نادر نمی‌کنند حکم بر اغلب است اغلب هم این طور نیست از قدیم گفته‌اند شکم گرسنه دین و ایمان ندارد. آقاى میلانى اگر شما مى‌بینید یک قسمت از کشاورزان غیور آذربایجان پافشارى کردند پایدارى کردند حتى من اطلاع دارم در بسیارى از موارد بعد از بیرون کردن آن کیست اسمش را نمی‌خواهم بیاورم که ماده 90 بخواهند (میر اشرافى - منظورتان پیشه‌ورى است همکارانش اینجا هستند) که بعد از بیرون کردن آنها دو سه جا را من اطلاع دارم که بعضى از کشاورزان سهم مالک را کنار گذاشته بودند (میلانى - در اثر تبلیغات دینى ما بود) نه براى آن نبود در اثر این بود که شکم‌شان سیر بود گرسنه نبودند کشاورزان آذربایجان وضع‌شان خوب است آقاى میلانى خواهش می‌کنم تشریف بیاورید برویم در حدود کرمان هر چه هم دلتان می‌خواهد تبلیغ بفرمایید آن کسى که 3 ماه از سال علف مى‌خورد دین سرش نمی‌شود خودمان را نباید گول بزنیم او شکمش را سیر کنید بعد با نظر شما همراه می‌شود به هر حال کمونیست‌ها می‌دانند که اگر کشاورز ایرانى و هر ایرانى غیر از کشاورز اگر چنانچه احتیاج نداشت هیچ وقت گوش به تبلیغات آنها نمی‌دهد براى این که در وطن‌پرستى ایرانى هیچ تردیدى نیست ولى یک عده‌اى هم هستند که به تبلیغات گوش می‌دهند فقط براى این که زندگى بکنند مثلاً ما اشخاصى را داریم که اینها در بعضى از شهرهاى مرکزى ایران براى این که بتوانند تحصیل بکنند زندگى بکنند اینها رفته بودند مسیحى شده بودند غسل تعمید کرده بودند از این چیزها ما داریم ولى این واقعاً مسیحى نشده چون این می‌رود آنجا مى‌بیند که کشیش پنجاه تومان پول بهش می‌دهد شام دعوتش می‌کند می‌رود غسل تعمید می‌کند ولى اگر یک همچو شخصى توى این مملکت فرضاً وکیل شده باشد پانصد هزار تومان هم بهش بدهند نمی‌رود غسل تعمید بکند (میر اشرافى - در کابینه دکتر مصدق از آن غسل تعمیدکرده‌ها هست) خواهش می‌کنم وسط حرف من صحبت نکنید عرض کنم کمونیست‌ها با این تقسیم املاک مخالفند دلیلش را هم مى‌خواهید این دلیلش جز آن قرار بازپرس نبود توى روزنامه‌های‌شان هست همان طورى که ابتداى ملى شدن صنعت نفط مى‌گفتند این غلط است راجع به این هم مخالف هستند ما مى‌بینیم مالکین بزرگ یک عده‌شان گردن کلفتها آن اشخاصی که صلاح خودشان و صلاح مملکت را نمى‌فهمند و در رأس همه اینها جناب آقاى دکتر مصدق و کمونیست‌ها این چهار دسته مخالف تقسیم املاک شاه هستند این رفراندم و سفراندم و تمام این بازی‌ها و من توى رادیو می‌گویم و چه می‌کنم و اینها تمام براى این بود. کشیدند این قدر کشیدند تا بالاخره شاه تسلیم شد همین که اداره املاک را واگذار کرد به دولت تمام این چیزها تمام شد حالا یک دلیل دیگر مى‌خواهید برایتان مى‌ آورم در3 چهار ماه پیش از این یعنى تحقیقاً در 5 ماه پیش یک روز توى روزنامه‌ها خواندیم که جناب آقاى دکتر مصدق تقدیرنامه بالا بلندى صادر فرموده که: جناب آقاى علاء نایب رئیس سازمان خدمات اجتماعى شاهنشاهى من خیلى خوشوقت هستم که این سازمان این قدر خوب کار کرده این قدر خوب خدمت کرده (ناصر ذوالفقارى - آقاى دکتر بقایى واقعاً سازمان خدمت کرده این را توجه داشته باشید که واقعاً خدمت کرده) حالا به آن کارى ندارم مقصودم چیز دیگرى است خیلى متأسفم که چون این مطلب در نظر نبود مدارکش را نیاورده‌ام یک تقدیرنامه بالا بلندى از زحمات و خدمات سازمان شاهنشاهى بود و یک نکته‌اى هم که بنده به سهم خودم این جا باید شهادت بدهم جاهاى دیگر را بنده نمی‌دانم چطور عمل کرده‌اند بد یا خوب بود ولى انصافاً عملى را که سازمان شاهنشاهى خدمات اجتماعى در دزفول انجام داده عملى است که هیچ کدام از دولت‌هاى ما در این چهل سال مشروطیت انجام نداند (صحیح است) (چند نفر از نمایندگان - در همه جا همین طور است) جاى دیگر را نمى‌دانم ولى آنجا را می‌دانم آنجا یک شهرى بود سر تا پا تراخم آقاى دکتر ملکى البته اطلاع دارند که اهالى آنجا صدى 96 مبتلا به تراخم بودند در عرض 5 شش سال مبارزه تراخم در آنجا تمام شده پزشکان فرهنگ آنجا به من گفتند که شاگردانى که تراخم دارند شش درصد است در صورتی که گزارش رسمى صدى 96 خودم دیده‌ام تراخم از بین رفته و اقداماتى هم براى شهرسازى شده که جاى دیگر سابقه ندارد مقصودم آن نیست که مقصودم تقدیرنامه بسیار صحیحى است که جناب آقاى دکتر مصدق کرده‌اند بعد مدت زیادى طول نکشید که در کمیسیون بودجه که بودجه را دادند دیدند که یک مقدارى از بودجه سازمان خدمات شاهنشاهى را حذف کرده‌اند تبدیلش کرده‌اند نمی‌دانم به چقدر (معتمددماوندى - به دو میلیون و چهار صد هزار تومان) 2 میلیون و چهار صد هزار تومان و این را بنده عرض می‌کنم که بنده با پرداخت این 6 میلیون تومان به سازمان شاهنشاهى همیشه مخالف بودم و از آنها نمى‌خواهم دفاع بکنم بنده همیشه می‌گفتم که این املاک عایداتش زیاد است مى‌برند و می‌خورند دیدیم که مقدارى از این را آقاى نخست وزیر دستور داده‌اند از بودجه حذف شده است یک مقدارى راجع به این موضوع صحبت شد البته این صحبت‌ها مصادف شد با 3 چهار هفته پس و پیش از این جریانات اخیر بود یک دفعه دیدیم که آقاى وزیر دارایى آمدند و یک قلم نه کشیدند روى اعتبار کمک سازمان شاهنشاهى خدمات اجتماعى‏ که ما چرا پول بدهیم گفتند آقا این خدمت کرده گفتند نه خیر خدمت نکرده بسیار هم بد عمل کرده خوردند و بردند و صرف تبلیغات بر علیه مملکت شده است آقاى نخست وزیر گفته‌اند که هیچ چیز ندهید چون بنده خودم یکى از اشخاصى بودم که کراراً صحبت از دخالت‌هاى بى‌رویه والا حضرت اشرف کرده و خودم اعتراض کردم به بعضى از جریانات و سوء استفاده‌هاى سازمان خدمات شاهنشاهى اینها را خود من گفته بودم ولى من فکر کردم آن وقتی که ایشان تقدیرنامه صادر کرده راجع به سازمان خدمات شاهنشاهى والا حضرت اشرف در ایران نبود و تا آنجایى که ما اطلاع داشتیم اشخاصى هم که در سازمان خدمات شاهنشاهى هستند اینها خودشان کاره‌اى در سیاست نبودند و از این گذشته چه عملى در این 2 ماه اتفاق افتاده است شما دو ماه پیش تقدیرنامه صادر کرده‌اید که بسیار خوب عمل کرده‌اند و حالا می‌گویید بودجه سازمان خدمات شاهنشاهى را بزنید این موضوع یک قدرى اسرارآمیز است گمان می‌کنم بایستى یک عمل خیلى ناراحت کننده‌اى در این دو ماه از طرف سازمان خدمات اجتماعى اتفاق افتاده باشد که این عکس‌العمل را نشان می‌دهند ولى چون چنین عملى نبود (یکى از آقایان - نمره کارت مسیحیت یک نفر را نوشته نظر من به آن شخص خاص نبود

+++

از این اشخاص خیلى هستند) (بهادرى - آقاى دکتر نمره آن چند است) برایتان مى نویسم (میر اشرافى - بیست است) عرض کنم این جریانات پیش آمد و این تشنجات و بعد املاک تسلیم دولت شد یعنى جناب آقاى دکتر مصدق از این نگرانى که براى تقسیم املاک داشتند بیرون آمدند یک روز در کمیسیون بودجه نشسته بودیم جاى همه آقایان خالى دیدیم که جناب آقاى کاظمى مثل فرشته رحمت تشریف آوردند و با کمال گشاده‌رویى بودجه سازمان خدمات شاهنشاهى را برگرداندند و تمام شد معلوم شد که اى دعوا سر لحاف ملانصرالدین بود که نمى‌خواستند املاک آن به آن صورت تقسیم بشود نه آقاى دکتر مصدق این را می‌خواستند و نه گردن کلفتها نه هر گردن کلفتى آن گردن کلفت‌هاى نفهم و نه توده‌ایها قضیه حل شد موضوع سازمان خدمات شاهنشاهى هم البته درست شد و بودجه‌اش هم در اثر جدیت آقاى دکتر ملکى خبرش تهیه شده فردا پس فردا منتشر مى‌شود و آقایان خواهند دید که درست شده تمام این الدرم و بلدرم و این رفراندام و این که در رادیو می‌گویم یک مدتى مد شده بود من می‌گویم پس فردا توى رادیو صحبت می‌کنم فورى این فراکسیون آن فراکسیون دستمال‌ها را بر داشتند بردند که آقا صحبت نکند چقدر این تهدید شد که من می‌خواهم توى رادیو بگویم هى رفتند التماس کردند آقا تربخدا نگو بعد این آخرى هم که گفتند دیدیم هیچ همچو خبرى نبود که این قدر جاى نگرانى داشته باشد چون گفتنى هم چیزى دیگر باقى نمانده به هر حال این هیئت 8 نفرى وقتى که رسیدگى کردیم و حرف‌هاى طرفین را شنیدیم و آنچه بایستى بفهمیم فهمیدیم دیدیم که موقعیت مملکت اقتضا می‌کند که این موضوع را یک طورى به اصطلاح سرش را هم بیاوریم که به این تشنج و به این نگرانى‌ها خاتمه داده بشود در یکى از جلسات که منزل آقاى حائرى‌زاده تشکیل شده بود بنده پیشنهاد کردم (در این موقع یادداشت به آقاى دکتر بقایى رسید و اظهار نمودند) بلى این را هم دیدم نخواستم بگویم در این یادداشت یادآورى کرده‌اند که در روزنامه‌ها نوشته شده بود که املاک را اجاره 99 ساله بدهند به زارعین این هم اسباب عصبانیت و نگرانى یک عده از مالکین بزرگ شده است (بهادرى - صحیح است) یکى از نعمت‌هاى بزرگ خدا حقیقتاً نعمت فراموشى است اگر انسان این نعمت را نداشت خیلى موجود بدبختى می‌شد اگر بنا بود آدم همه چیز یادش باشد خیلى بیچاره می‌شد براى این که یک وقت صحبتى می‌کنید و دنباله این مطلب کشیده می‌شود به جاهاى دیگر به اصطلاح الکلام یجرالکلام این خیلى بد می‌شود باز راجع به این موضوع هم مطلبى یادم آمد و از گفتنش صرف‌نظر می‌کنم خوشبختانه این دیوارها صداها را منعکس نمی‌کنند والا اگر این دیوارها صداها را منعکس می‌کرد که من در دوره 12 و 15 و 16 و بعد در دوره 17 چه گفته‌ام اگر این صداها همه منعکس می‌شد آبرو براى خیلى‌ها نمی‌ماند به هر حال در آن جلسه منزل جناب آقاى حائرى‌زاده بنده پیشنهاد کردم که یک چیزى روى کاغذ نوشته شود همینطور بود جناب آقاى رفیع؟ (دکتر معظمى - پیشنهاد فرمودید که خوب است آقاى نخست وزیر با اعلیحضرت همایونى کاغذى ردوبدل کنند) نه نه نه پیشنهاد کردم که ما یک چیزى بیاوریم روى کاغذ و به این جریان خاتمه بدهیم مقصود این بود که یک چیزى نوشته شود یک تصریحى در وظایف طرفین بشود و ما از این فرصت استفاده بکنیم براى تحکیم قانون اساسى مذاکراتى شد چند نفر از آقایان رفتند با آقاى نخست وزیر هم مذاکره کردند و بعد هم مینوت این گزارش نوشته شد در مذاکراتى که بنده در آن جلسه منزل جناب آقاى حائرى‌زاده گفتم: حالا که ما آمدیم و می‌خواهیم راجع به تحکیم و تشیید قانون اساسى یک عملى انجام بدهیم مستلزم این است که در این اختیارات هم یک تجدیدنظرى بشود و مخصوصاً این که از این اختیارات استفاده زیادى به نفع مملکت نشده اقلاً به این صورت در بیاید که قسمتى از این اختیارات برگردد به مجلس و به جاى این که این کمیسیون‌ها منزل جناب آقاى نخست وزیر این کار‌ها را بکند خود کمیسیون‌هاى مجلس که براى این کار مجهزتر و آماده‌تر هستند خودشان طرح‌ها و پروژه‌هایى که جناب آقاى دکتر مصدق می‌دهند رسیدگى بکنند و از طرف مجلس هم به این کمیسیون‌ها اختیار تصویب داده شود و ضمناً چون یکى از آقایان گفتند که نگرانى‏ از این است که مبادا لوایح برود در کمیسیون‌ها دفن بشود ضمناً هم براى پیش‌بینى این موضوع گفتیم ممکن است مجلس که به کمیسیون‌ها اختیار قانونگذارى می‌دهد قید شود که این کمیسیون‌ها باید در ظرف 10 یا 15 روز لوایح را رسیدگى بکند و نظر مثبت یا منفى خودش را اعلام کند بنده همان طور که عرض کردم خدمت جناب آقاى دکتر مصدق نرفتم ولى آقایان رفته بودند در آنجا راجع به اختیارات صحبت شده بود خود جناب آقاى دکتر مصدق هم آن طورى که آقایان براى بنده نقل کردند روى خوش به این موضوع نشان داده بودند و حتى از تختخواب‌شان بلند شده بودند و آن لایحه اختیارات را آورده بودند در حضور آقایان خوانده بودند ماده به ماده گفته بودند این ماده را لازم ندارند آن ماده را لازم دارند این یکى ضرورى است این صحبت‌ها شده بود جناب آقاى رفیع این طور بود؟ (رفیع - از کى مى‌پرسید؟) از جنابعالى (رفیع - بله) (مهندس حسیبى - قرار شد که صحبت نشود) ولى از شما نپرسیدم (مهندس حسیبى - از ایشان هم نباید بپرسید).

(زنگ رئیس)

بعد یک جلسه‌اى تشکیل دادیم این گزارش تقریباً به همین صورتى که آقایان مى‌بینند با کمى اختلاف خوانده شد بنده گفتم که آقا این گزارش به این صورت ناقص است و موضوع اختیارات هم باید در اینجا قید شود بعضى از آقایان جواب دادند که نه آقاى دکتر مصدق به این قسمت راضى نیستند و اگر اختیارات از طرف مجلس ازشان پس گرفته بشود این یک نوع تضعیف دولت ممکن است تلقى بشود به این جهت خود آقاى دکتر مصدق این قسمت از اختیارات را که لازم ندارند خودشان طى یک نامه یا یک لایحه مسترد می‌دارند. اینجا بنده هم به این منطق تسلیم شدم چون مقصود ما تضعیف دولت نبود مقصودمان این بود که وقتى یک عملى به نفع قانون اساسى صورت می‌گیرد ما بتوانیم یک کار صحیحى انجام داده باشیم ولى قصدمان این نبود که دولت را تضعیف کرده باشیم این را بنده قبول کردم تا این که یک روز آمدند و گفتند این گزارش را امضا کنم گفتم آقا آن بقیه‌اش چطور می‌شود گفتند آقاى دکتر مصدق مى‌نویسند به مجلس بنده هم امضا کردم مخصوصاً این که این گزارش به طوری که آقایان محترم ملاحظه فرمودند به خودى خود هیچ چیزى را اضافه و کم نمی‌کند چهار تا عبارت قانون اساسى است که پشت سر هم گذاشته شده بنده هم امضا کردم بعد یک عده‌اى خواستند این گزارش را به این صورت در مجلس مطرح کنند بنده دلایل خودم را در جلسه خصوصى عرض کردم که این قابل طرح در مجلس نیست و دلایلم را هم عرض کردم بعد از جلسه آمدم بیرون یک وقت دیدم که جلسه خصوصى به هم خورد و آقایان بلند شدند که بیایند توى جلسه رسمى براى طرح این گزارش اگر آقایان خطر مبارک‌شان باشد آنجا دم در بنده عصبانى شدم و گفتم که بنده با این صورت مخالفم و اگر بخواهید به این صورت مطرح کنید مجبورم بیایم پشت تریبون مجلس و یک حرف‌هایى بزنم که شایسته نمی‌دانم و به این صورت ناقص است اگر آقاى دکتر مصدق هم موضوع اختیارات را حل بکندمی‌شود قبول کرد آن جلسه عمل نشد آقایان رفتند با آقاى دکتر مصدق صحبت کردند راجع به موضوع اختیارات ایشان به کلى یادشان رفته بود که اصلاح صحبتى از اختیارات شده بوده است گفته بودند که من از اختیارات یک (و) هم تغییر نمی‌دهم بعد آقایان پافشارى کردند براى گذراندن این گزارش هیئت هشت نفرى از مجلس شوراى ملى هر چه ما استدلال کردیم که این هیئت جنبه رسمى نداشته در جلسه خصوصى تعیین شده‌اند گزارشش هم مربوط به جلسه خصوصى است جهت ندارد در جلسه علنى مطرح شود و بهش رأى گرفته شود موضوع این است که این اصرار براى یک چیزى است والا همان طور که عرض کردم این طرح به خودى خود نه هیچ چیزى را زیاد می‌کند نه هیچ چیزى را کم ولى در عمل یک معنى و تفسیرى از تصویب این طرح به این صورت عاید خواهد شد که اگر گزارش به آن صورتی که از اول پیش‌بینى کرده بودیم بود این معنى را نمی‌داد اما حالا این معنى را می‌دهد حالا براى آقایان توضیح عرض می‌کنم. فرض کنید بین دو نفر اختلافاتى هست و هر کدام قائلند دیگرى نسبت به او قصور یا تقصیر کرده این دو نفر مى‌آیند حکمیت امر را به جناب آقاى نبوى واگذار می‌کنند ایشان هم براى این که اصلاح ذات‌البینى فرموده باشند و به کشمکش خاتمه داده باشند رأى می‌دهند که من رسیدگى کردم البته ایشان این طور تصور می‌کردند و خیال می‌کردند این طور شده است رأى می‌دهند که من رسیدگى کردم و بعد از مطالعه معلوم شد که چیزى نبوده و اینها سوء‌تفاهم بوده والحمدالله رفع شد. مقدمه آن گزارش هیئت هشت نفرى را که در این ماده واحده حذف شده است اگر آقایان بخوانند این معنى را می‌دهد که مارسیدگى کردیم چیزى نبود (دکتر معظمى - مقدمه را ما قبول می‌کنیم میل دارید مقدمه را هم اضافه کنید) مقدمه بدون نتیجه که فایده ندارد مقصودم یادآورى این است که در مقدمه گفتیم بین طرفین سوء‌تفاهم بوده است والحمدالله رفع شده است حالا در ذى‌المقدمه باید یک چیز راجع به این طرف باشد و یک چیز راجع به آن طرف که تا مقدمه با ذى‌المقدمه تعادلش برقرار بشود ولى این تعادل برقرار نشده یعنى یک طرف را گرفتند و یک طرف را فراموش کردند چطور؟ در همان رأى داورى فرضى که بنده نسبت به جناب آقاى نبوى جسارتاً عرض کردم ایشان رأى می‌دهند که آقاى زید مدعى است که عمرو نسبت به او تقصیر کرده و عمرو هم مدعى است که زید نسبت به او تقصیر کرده من رسیدگى کردم و دیدم سوء‌تفاهم بود عمرو تقصیر ندارد و زید هم تقصیر ندارد ضمناً آقاى زید مبلغ پنجاه هزار ریال به آقاى عمرو بپردازد معناى این البته صورت ظاهر هیچ نیست ولى وقتى شما درست توجه کنید به این رأى مى‌بینید که این زیدى که بدون ذکر محکومیت البته داور خواهش کرده که این پنج هزار ریال را بپردازد بدون ذکر محکومیت ولى باید این 5 هزار ریال را بپردازد هر کس که این را بخواند مى‌فهمد که تقصیر با زید بوده براى این که دلیل نداشت که ایشان بگویند من رسیدگى کردم معلوم شد زید تقصیرى نداشت عمرو هم تقصیرى نداشت پس به چه حساب زید 5 هزار ریال بدهد به عمرو پس معلوم می‌شود که زید یک نقصى در کارش بوده است قضیه این گزارش و این ماده واحده عیناً همین است در آن مقدمه که نوشته شده بود و آقایان و جناب آقاى دکتر معظمى فرمودند که ما قبول داریم اگر می‌خواهید

+++

اضافه کنید نوشته شده است که ما رسیدگى کردیم چیزى نبود و به طوری که عرض کردم این مواد نه چیزى اضافه‏ می‌کند نه چیزى کم می‌کند ولى در قضاوت این طور به نظر می‌رسد که با این مواد یا شاه را محکوم کردیم یعنى شاه تقصیر کار بوده است ما رسیدگى کردیم ولى از لحاظ رودربایستى و حفظ مقام سلطنت به روى خودمان نیاوردیم ولى اگر این (ولى) یک (ولى) دیگر هم دنباله‌اش راجع به اختیارات بود این همان مطلبى بود که بنده عرض کردم ولى چون آن وقت حاضر نشدند و آن قسمت سلب اختیارات را حذف کردند به این صورت رأى به این موضوع جنبه مخالفت یعنى جنبه محکوم کردن شاه را دارد و علت اصرارى که نه تنها این آقایان دارند آقایان که البته باید اصرار داشته باشند و اصرارى که توده‌ای‌ها دارند از این جهت است کمونیست‌ها یک اصرار فوق‌العاده‌اى براى تصویب این طرح دارند گو این که بازپرس اصلاح شده جناب آقاى دکتر مصدق قرار صادر کرد که کمونیست‌ها اشتراکى نیستند و توده‌ای‌ها طرفدار قانون اساسى هستند این قرار را صادر کردند و یک قرار مفتضح‌تر دیگرى که چند روز پیش توى روزنامه‌ها خواندم یک نفر را گرفته بودند که توى خیابان نوشته بود مرگ بر پسر رضاخان این را بردند آقاى قاضى رسیدگى کرده و رأى صادر کرده است که اولاً رضاخان خیلى است و معلوم نیست که این نویسنده مقصودش کدام رضاخان بوده خیلى خوب بعد مسلماً که مقصود از رضاخان رضاه شاه بوده او داراى پسر‌هاى متعدد هست و معلوم نیست که نویسنده دیوار مقصودش کدام یک از پسرهاى رضاخان بوده و بنابراین توهین به مقام سلطنت نیست. این از کارهاى دادگسترى اصلاح شده است و این شعبده‌بازى منتظر خدمت کردن آن بازپرس و دادیار به اندازه‌اى مفتضح و رسوا بود به اندازه‌ای بچگانه بود که بچه‌ها هم خندیدند که فوراً اینها را معلق کردند و فرستادند به محکمه انتظامى بعد هم دیدند بدکارى کردند با آن حرف‌هاى سابق‌شان تناقض پیدا می‌کند چون قبلاً هم وزیر دادگسترى هم دادستان و هم سخنگوى دولت وزیر امور خارجه جور دیگرى راجع به این موضوع صحبت کرده بودند و دیدند آبروی‌شان می‌رود بعد پریروز دیدیم که آقاى وزیر دادگسترى یک اظهاراتى کردند که این بازپرس که تحت تعقیب درآمده است براى این موضوع بوده است که یک پرونده زندانى داشته است و اهمال کرده و آن پرونده را مقدم نداشته و پرونده‌هاى دیگر را جلو انداخته است (پورسرتیپ - قرار خودشان را چه می‌گویند؟ خود آقاى وزیر دادگسترى قبلاً هم چنین قرارى صادر کرده‌اند) (میر اشرافى - موقعى هم که خود ایشان رئیس شعبه 2 دیوان کشور بودند قرار صادر کردند) به هر حال هر چه از این قرارها صادر بشود ماهیت توده‌ای‌ها برکسى پوشیده نیست و علاقه‌اى که به قانون اساسى دارند بر کسى پوشیده نیست کسانی که به اصل قانون اساسى معتقد نیستند کتاب‌ها نوشته‌اند مقاله‌ها نوشته‌اند به اصلش معتمد نیستند حالا سنگ‌هاى ده منى برداشتند به سینه می‌زنند که (و گزارش هشت نفریا) چرا تصویب نمی‌کنید این گزارش را؟ این خائنین این جاسوسان این ماکدارها اینها نمى‌خواهند این گزارش راجع به چهار اصل قانون اساسى تصویب بشود جناب آقاى میلانى جنابعالى که این همه راجع به اسلام مى‌فرمایید این را من خواهش می‌کنم که امشب بروید فکر کنید ببینید چرا توده‌ای‌ها دل‌شان می‌خواهد این گزارش تصویب بشود اگر غیر از تضعیف مقام سلطنت است مرا روشن بفرمایید اینجا نوشته‌اند که آقاى مهاجر عضو حزب ایران است (مهندس حسیبى - از این چیزها خیلى مى‌نویسند) این آقاى على اشرف مهاجر عضو هر کجا باشد اسباب افتخار است حقیقتاً کسى که یک همچو قرارى صادر کند باعث افتخار است (مهندس حسیبى - حتماً عضو حزب شما است) نخیر قطعاً عضو حزب ما نیست توى حزب ما از این افتخارات نیست (شمس قنات‌آبادى - مخبر اتحاد ملى با او مصاحبه کرده و گفته است که عضو حزب ایران است این روزنامه اتحاد ملى است) پس خواهش می‌کنم بگردید براى من پیدا کنید چون من فرصت پیداکردنش را ندارم (آقاى قنات‌آبادى - روزنامه را جهت آقاى دکتر بقایى فرستادند) عرض کنم مخبر اتحاد ملى سؤال می‌کند از این بازپرس که عضو چه حزبى هست گفتم آیا عضو هیچ حزبى هستید گفت بلى پنج شش سال قبل در حزب ایران اسم ثبت کردم ولى کمتر رفته‌ام هنوز هم اسمم در آن حزب ثبت است یادم آمد چند روز قبل روزنامه جبهه آزادى ارگان رسمى حزب ایران در شماره 183 مورخه 30/2/32 راجع به صدور این رأى چنین نوشته بود بازپرس جاسوس و نوکر مآب دادگسترى با این عمل بزرگترین لطمه را به پرستیژ و اعتبار دادگسترى ایران زد (مهندس زیرک‌زاده - پس مسلماً بوده) نه از این تضادها در کار شما خیلى زیاد است (مهندس زیرک‌زاده - شما که اصلاً تضاد ندارید) شما مى‌آیید از جاسوس مارکدار حرف می‌زنید و بعد مى‌آیید پشت تریبون می‌گویید دکتر فلاح آدم درستى است در صورتی که مدارک جاسوسیش را خودتان هم دیده‌اید.

نایب رئیس - ده دقیقه از وقت شما مانده است‏.

دکتر بقایى - عرض کنم کمونیست‌ها یکى از لحاظ این که این موضوع یک تضعیفى براى مقام سلطنت هست این جور سنگ تصویب این طرح را به سینه می‌زنند یعنى در سرمقاله‌هاى شهباز و یک شماره روزنامه مخفى مردم را هم دیدم که یک مطلبى نوشته بود خطاب به فراکسیون نهضت ملى که بگیرید بکشید این خائنین را این مرتجعین را این مستبدین را این مزدوران را له کنید زودتر این طرح هشت نفرى را امضا کنید یک علت دیگرى هم دارد و آن علت این است که می‌خواهند باب بشود که قانون اساسى در مجلس مطرح بشود به این صورت و این جواب این است که چرا ما این طرح را آن گزارش را امضا کردیم ولى الان روى این داریم مخالفت می‌کنیم. الان بنده روى یک کاغذى مى‌نویسم لا اله الا الله محمد رسول‌الله و مى‌فرستم پیش آقایان پاى این کاغذ رامضا مى‌فرمایید یا خیر؟ (جلالى - تا نویسنده کى باشد؟) لا اله الا الله که تفسیر و شرحى ندارد هر کس بنویسد پایش را امضا می‌کنید مگر این که دولت به بعضى‌ها بگوید امضا نکنند کما این که راجع به موضوع مشروبات الکلى کسانی که سنگ به سینه می‌زدند رأى دادند که شش ماه دیگر مباح باشد (پارسا - آقا توهین به نمایندگان محترم نفرمایید) (میلانى - ما تجویز مشروب نمی‌کینم این چه عبارتى است؟ چرا توهین می‌کنید) نمی‌گوییم مشروب را تجویز می‌کنید گفتم آن طرح را وقتى که معلوم شد که می‌خواهند شش ماه دیگر ادامه داشته باشد معنیش این است که رأى می‌دهند که شش ماه دیگر هم مشروب فروشی‌ها باز باشد (مهندس حسیبى - شما که نمی‌خوردید و دیگر هم نمی‌خورید) صحبت من نیست (حسیبى - دلسوزى شما را مى‌خواهم بگویم) من اگر نیکم اگر بد تو برو خود را باش (مهندس حسیبى - دلسوزى را می‌گویم) من تاریخچه را می‌گویم ولى یادآورى صحبت‌هاى گذشته براى بعضی‌ها خیلى دردناک است مقصود بنده این نبود اگر یک کسى هر کجا روى کاغذ بنویسند لا اله الا الله محمد رسول‌الله هر مسلمانى زیر این را امضا می‌کند ولى اگر بگویند که آقا بیایید این را طرح کنید در مجلس و رأى بدهید (پارسا - خیلى ببخشید قربان شما خودتان امضا فرمودید و تأییدش را از مجلس خواستید) آقاى پارسا بعد بیایید جواب بدهید چرا توى حرف من می‌دوید من خیلى متأسفم که آقایان این سیاست را به کار مى‌برند که من هى مقدمه می‌چینم و وقتی که می‌خواهم نتیجه بگیرم می‌ترسند که رسوا بشوند می‌دوند توى حرف من شما نمى‌فهمید که وقتی که یک ناطق مقدمه چید و می‌خواهد نتیجه بگیرد نباید توى حرفش دوید این حقیقتاً شرم‌آور است نمی‌گذارند روشن شود (میر اشرافى - این مال نفت ترکیه است که می‌خواهند معامله بکنند می‌خواهند دلالى این نفت را بکنند که این جوش‌ها را میزنند) چیز عجیبى است این حقیقتاً شرم‌آور است که نمی‌خواهند بگذارند صحبت بکنم. عرض کنم گفتم یک مطلب بدیهى و مسلم براى هر فرد مسلمان یعنى تکبیر و شهادت را هر مسلمانى پایش را امضا می‌کند ولى هر مسلمانى اجازه نمی‌دهد که این به رأى گذاشته شود. هیچ مسلمان فهمیده‌اى این اجازه را نمی‌دهد که این به رأى گذاشته شدن یعنى حتى اگر ردش یا تصویبش مسلم باشد که این را نیست رأى دو طرف دارد وقتى که یک مطلب را به رأى می‌گذارند یعنى این مطلب ممکن است صحیح باشد ممکن است مورد تصویب واقع نشود یا مورد تصویب واقع بشود یک مسلمان هرگز اجازه نمی‌دهد که بکلمه لااله الا الله رأى بگیرند. بنده پیشنهاد می‌کنم راجع به صحبت کلمه لا اله الا الله جز مسلم است قابل براى گذاشتن نیست ولى یک چیزى هست که قابل براى گذاشتن است آن تفسیر است چون ممکن است رازى یک آیه‌اى را یک طور تفسیر کرده باشد و بخارى یک طور دیگرى تفسیر کرده باشد این را ممکن است از حاجات علم از کسانى که وارد هستند بروند رأی‌شان را بپرسند و بخواهند که به نظر شما صحیح بخارى درست نوشته یا تفسیر رازى؟ این مملکت اگر این دو ماده واحده به صورت تفسیر بود طرحش هیچ مانعى نداشت 15 نفر 18 نفر 50 نفر از نمایندگان مى‌آیند براى یک اصل قانون اساسى یک تفسیرى پیشنهاد می‌کنند نظر این است که این ماده این طور تفسیر شود و البته به اصطلاح جز حقوق مجلس شوراى ملى است (مدرس - مختصات) متشکرم جز مختصات مجلس شوراى ملى است ممکن است وقتى این طرح شد اکثریت رأى بدهند که این تفسیر صحیح بوده است تصویب مى‌شود ممکن است بگویند شما که این را امضا کرده‌اید غلط بوده این رد می‌شود در صورتی که رد بشود یا تصویب بشود به اصل آن ماده خللى وارد نمى‌آید و این نکته را خواهش می‌کنم هم درست توجه بفرمایید که اگر یک تفسیرى به رأى گذاشته شد چه قبول بشود و چه رد بشود خللى به اصل وارد نمى‌آید حالا اگر آمدیم راجع به یک اصلى خودش را به رأى گذاشتیم یک وقتى هست که یک تفسیرى از کلمه لا اله الا الله را به رأى بگذاریم این اگر رد شد اصلاً صورت ندارد صورت‌پذیر نیست این موضوع هم عیناً همان است یعنى عبارات قانون اساسى را ما پشت سر هم ردیف کردیم نظر به این که مطابق اصل 77 متمم قانون اساسى نظر به این که مطابق فلان اصل تمام عباراتى را نوشتیم که این طور است آقایان چیزى خارج از قانون اساسى در این ماده نوشته نشده و از قانون اساسى چیزى خارج نیست حالا آمدیم این ماده واحده رد شد یعنى مجلس شوراى ملى ایراد چهار اصل از قانون اساسى را مردود شناخته

+++

است؟ این نکته را خواهش می‌کنم درست توجه کنید (دکتر کیان - هیچ‏ همچو معنایى ندارد) چرا معنى دارد شما نمى‌خواهید متوجه بشوید (دکتر کیان - ما صلاحیت براى رد این اصول نداریم) من هم همین را می‌خواهم بگویم و چون مجلس شوراى ملى قائم به قانون اساسى است خودش حق اظهارنظر حق اضافه کردن و کسر کردن قانون اساسى را ندارد ما اینجا به عنوان قانون اساسى نماینده شده‌ایم آمده‌ایم توى این مجلس و نمى‌توانیم بگوییم اصل دوم قانون اساسى خطا است یا اصل 15 متمم قانون اساسى نباید باشد یا یک اصل 79 هم ما اضافه می‌کنیم نه حق حذف داریم و نه حق اضافه چون ما چنین حقى نداریم این موضوع قابل طرح نیست چون اگر تصویب شود چى تصویب شده بله؟ اگر این موضوع تصویب بشود چى تصویب شده؟ اگر تصویب بشود آن چیزى تصویب شده است که ما هم به آن معتقدیم چون به آن قسم خورده‌ایم یعنى چهار اصل قانون اساسى تصویب شده اما اگر آمدیم رد شد چه می‌شود؟ آخراین طرح به رأى گذاشته می‌شود براى این که یا تصویب بشود و یا رد. اگر آمدیم و رد شد آن وقت مجلس یک کارى کرده است که صحیح نیست حالا ممکن است آقایان بگویند خوب حالا پس شما همه رأى بدهید که تصویب بشود این هم صحیح نیست براى این که یک سابقه‌اى می‌شود براى این که هر مطلب خلاف حقیقت و قانون اساسى را که یک فراکسیون بخواهد حالا براى دوره‌هاى دیگرى که ممکن است باشند و بخواهند یک اصل قانون اساسى را بگذارند به رأى یک چی بدى را هم بگذارند به دنبالش و این را هم به دنبالش بگویند که آقا اگر رأى ندهى قانون اساسى لق شده پس باید رأى بدهید و آن مطلب هم به دنبالش است رأى داده شده والا همان طورى که عرض کردم در عبارات این طرح هیچ مطلب خلافى نیست هیچ مطلب غلطى نیست تمام مطالبى که اینجا نوشته شده صحیح است بنده یک دفعه دیگر هم پایش را توى این مجلس امضا می‌کنم ملاحظه مى‌فرمایید؟ (مهندس حسیبى - عمل لغو) ولى لغوتر از به رأى گذاشتن این موضوع نیست عمل لغو این است که این موضوع را به رأى بگذاریم یعنى درست مثل این است که حضرت محمد بن عبدالله پیغمبر اسلام هست یا نیست این قابل به رأى گرفتن نیست حالا ما بگوییم نظر به این که ما موحد هستیم نظر به این که ما مسلمان هستیم نظر به این که محمد بن عبدالله در فلان تاریخ به پیغمبرى مبعوث شد امضا‌کنندگان این طرح ایشان را به سمت پیغمبر اسلام مى‌شناسیم این طرح عیناً مثل این است این نوشتنش توى تاریخ کاملاً صحیح است همه هم معتقد هستند تمام مسلمین هم ایشان را پیغمبر مبعوث و حق می‌داینم ولى این موضوعى نیست که به رأى گذاشته شود و من در آخر عرایض خودم خیلى متشکرم از اظهار لطفى که آقایان کردند براى اصغاء عرایض بنده و یک مطلبى هم که اینجا یادداشت نشده بود و فراموش کردم بگویم موضوع سیاست دولت است در موارد مختلف که یکى از دوستان تذکر دادند گاهى موازنه منفى مى‌شود گاهى موازنه مثبت داریم خیلى تماشایى است یعنى یک وقتى توده‌ای‌ها را می‌گیرند و چند تا انگلیسى را هم می‌گیرند مثل آن شاهرخ و ناوارا بعد توده‌ای‌ها را ول می‌کنند و آنها را هم مرخص‌شان می‌کنند این از لحاظ موازنه مثبتى که دولت دارد یک نکته قابل توجهى بود و یک موضوع دیگرى هم ...

نایب رئیس - آقاى دکتر بقایى وقت جنابعالى تمام شد اگر دو سه دقیقه دیگر وقت لازم دارید بفرمایید.

دکتر بقایى - دو سه دقیقه بیشتر وقت نمی‌خواهد یک موضوع دیگرى هم که می‌خواستم حضور آقایان عرض کنم در تأیید عرایض اولیه خودم آن جلسات اولى که مجلس به علت کشمکش روى همین طرح تشکیل نشد متأسفانه آن ماده واحده‌اى که ما پیشنهاد کرده بودیم متنش پهلوى من نیست آقاى قنات‌آبادى پهلوى شما هست؟ (قنات‌آبادى - عقبم نیست) ما یک ماده واحده‌اى پیشنهاد کردیم که رأى اعتماد به دولت آقاى دکتر مصدق را تأیید کردیم موضوع شاه را هم تأیید کردیم خلاصه یک ماده واحده‌اى تهیه کردیم که هم رأى اعتماد به دکتر مصدق را تأیید کرده بودیم هم وفادارى به قسمى که به حفظ مقام سلطنت خورده بودیم این طرح به امضاى عده زیادى هم رسید حالا اگر اشتباه نکرده باشم توى روزنامه‌ها نوشته نشده حالا بنده جزییاتش یادم رفته از طرف یک عده از سران محترم فراکسیون نهضت ملى نگذاشتند که این جلسه تشکیل بشود در صورتی که همه اینها توى آن طرح هم بوده فقط براى این که اسم شاه تویش بود ولى این را فراموش نفرمایید به فرض این که شما اکثریت دارید و می‌توانید این طرح را تصویب کنید ما همه‌مان اینجا قسم خورده‌ایم براى حفظ مقام سلطنت (صحیح است) و خوشترمان مى‌آید که توى خانه خودمان باشیم با همین وضعیتى هم که داریم باشیم تا یک غلام یحیاى بسیار خوب تحصیل‌کرده از ماوراى مرز بیاید بر ما حکومت بکند که البته یک مجلسى هم پیدا خواهد شد که رأى بدهد که او ایرانى‌الاصل است همان طوری که آن مرد که روسى کى بود که رفت به لهستان و مجلس لهستان هم رأى داد که او لهستانى‌الاصل است (دکتر کیان - واسیلوسکى) واسیلوسکى این جریان را بنده تصور می‌کنم اگر آقایان توجه بفرمایند و بگذارند به همین ترتیب خاتمه داده شود و رأى بدهند و به همین که گفته شد اکتفا شود گمان می‌کنم به صلاح طرفین باشد بنده بعداً پیشنهاد خروج از دستور خواهم داد راجع به این موضوع چون می‌دانید لجاجت خوب نیست و امیدواریم که آقایان توجه کنند که این موضوع را ما از دستور خارج کنیم و بگذاریم باش براى یک موقع بهترى چون وقتى که یک نقشه‌اى خوانده شد و کشف شد هر چه اصرار کنند دیگر نتیجه‌اى نخواهد داشت.

 4- تعیین موقع و دستور جلسه بعد ختم جلسه

نایب رئیس - یک ساعت و 25 دقیقه بعد از ظهر است بعضى از آقایان به عنوان ماده 90 اجازه خواسته‌اند فعلاً جلسه را ختم می‌کنیم جلسه آینده روز پنجشنبه ساعت 9 و ربع دستور بقیه همین مطلب‏.

 (مجلس یک ساعت و 25 دقیقه بعد از ظهر ختم شد)

نایب رئیس مجلس شوراى ملى - احمد رضوى‏

+++

 

یادداشت ها
Parameter:294819!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)