کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره هفدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏17
[1396/05/29]

جلسه: 80 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه سوم خرداد ماه 1332  

فهرست مطالب:

1- طرح صورت مجلس

2- بیانات قبل از دستور آقایان: مهندس زیرک‌زاده - زهری

3- اعلام تصویب صورت مجلس جلسه قبل

4- بیانات قبل از دستور آقای میر اشرافی

5- بیانات آقایان زهری و دکتر بقایی به عنوان ماده 90 آیین‌نامه

6-اعلام تنفس جهت تشکیل جلسه خصوصی طبق تقاضای ده نفر از آقایان نمایندگان

7- اخذ رأی و تصویب فوریت اول و مذاکره و اعلام رأی نسبت به فوریت دوم طرح سه فوری مربوط به گزارش هیئت هشت نفری

8- تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏17

 

 

جلسه: 80

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه سوم خرداد ماه 1332

 

فهرست مطالب:

1- طرح صورت مجلس

2- بیانات قبل از دستور آقایان: مهندس زیرک‌زاده - زهری

3- اعلام تصویب صورت مجلس جلسه قبل

4- بیانات قبل از دستور آقای میر اشرافی

5- بیانات آقایان زهری و دکتر بقایی به عنوان ماده 90 آیین‌نامه

6-اعلام تنفس جهت تشکیل جلسه خصوصی طبق تقاضای ده نفر از آقایان نمایندگان

7- اخذ رأی و تصویب فوریت اول و مذاکره و اعلام رأی نسبت به فوریت دوم طرح سه فوری مربوط به گزارش هیئت هشت نفری

8- تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

 

مجلس ساعت 9 و 50 دقیقه صبح به ریاست آقاى محمد ذوالفقارى (نایب رئیس) تشکیل گردید.

1- طرح صورت مجلس

نایب رئیس - جلسه رسمى است صورت غایبین جلسه گذشته قرائت مى‌شود.

(به شرح زیر به وسیله آقاى ناظرزاده خوانده شد)

صورت غیبت و دیرآمدگى و غایبین در رأى آقایان نمایندگان در جلسه صبح پنجشنبه 31 اردیبهشت ماه 1332.

غایبین با اجازه آقایان: دکتر شایگان - جلالى - اورنگ - عامرى - دکتر فقیهى شیرازى - عبدالرحمن فرامرزى.

غایبین بى‌اجازه آقایان: مشار - صراف‌زاده - دکتر امامى - راشد - دکتر مصباح‌زاده.

دیرآمدگان با اجازه و زودرفتگان آقایان: صفایى 15 دقیقه - اخگرسى دقیقه - شبسترى یک ساعت - بهادرى یک ساعت - کریمى یک ساعت و 15 دقیقه - امیرافشارى دو ساعت و 15 دقیقه‏.

دیرآمدگان بى‌اجازه و زودرفتگان آقایان: افشارصادقى سى دقیقه - دکتر کیان 35 دقیقه - شهاب خسروانى 2 ساعت.‏

غایبین در رأى آقایان: پورسرتیپ - افشارصادقى - فرزانه - هدى - بهادرى - میر اشرافى - حمیدیه - حائرى‌زاده - احمد فرامرزى.

نایب رئیس - آقاى اخگر نسبت به صورت جلسه اعتراضى داشتید؟ بفرمایید.

اخگر - بله بنده کسالت داشتم و اجازه مرخصى هم نوشته بودم معهذا بنده را دیرآمده بى‌اجازه نوشته‌اند.

ناظرزاده - با اجازه نوشته‌اند.

نایب رئیس - آقاى بهادرى‏.

بهادرى - عرضى نداشتم‏.

نایب رئیس - آقاى جلالى‏.

جلالى - عرض کنم خواستم تذکر بدهم بنده همان طور که قرائت فرمودند با اجازه مرخصى داشتم و در تهران نبودم به طورى که در بعضى از روزنامه‌ها دیدم از قول جناب آقاى حائرى‌زاده عده‌اى که روز پنجشنبه بیرون تشریف بردند بنده را هم جزو آنها نوشته بودند در صورتی که بنده اصلاً در جلسه نبودم خواستم تذکراً عرض کنم‏.

نایب رئیس - در روزنامه‌ها نوشته‌اند این مربوط به صورت جلسه نیست آقاى دکتر سنجابى.‏

دکتر سنجابى - بعضى اصلاحات مختصرى هست که تصحیح می‌کنم می‌دهم به تندنویسى‏.

نایب رئیس - اصلاح خواهد شد آقاى شهاب خسروانى‏.

شهاب خسروانى - جلسه قبل بنده نیم ساعت بیشتر دیر نیامدم و زود هم نرفتم خواهش می‌کنم اصلاح بفرمایند.

نایب رئیس - تحقیق مى‌شود و اصلاح خواهد شد آقاى شبسترى‏.

شبسترى - تأخیر بنده با اجازه بود بى‌اجازه نبود.

نایب رئیس - در صورت هم با اجازه نوشته‌اند. آقاى کهبد

کهبد - آقاى عامرى به علت کسالت و تب شدیدى که داشتند نتوانستند بیایند تقاضا کردند که با اجازه محسوب شود.

نایب رئیس - غیبت ایشان هم با اجازه منظور شده آقاى حائرى‌زاده‏.

حائرى زاده - صورت جلسه سابق یک اصلاحات مختصرى لازم دارد که پس و پیش شدن عبارات معنایش را به کلى عوض کرده که در مطبعه اشتباه شده است تصحیح می‌کنم می‌دهم به تندنویسى که در طبع ثانى اصلاح بشود.

نایب رئیس - اصلاح خواهد شد نسبت به صورت جلسه اعتراض دیگرى نیست؟ آقاى گنجه‏

گنجه - یکى از شرایط اساسى تشکیل جلسه علنى بودن تماشاچى است متأسفانه اخیراً نمی‌دانم چطور شده در هیئت رئیسه چه تصمیم گرفته‌اند که بلیط‌هاى تماشاچى را الان مى‌آورند می‌دهند این برخلاف اصل است براى این که اگر تماشاچى نباید باشد چرا بلیط مى‌دهند و اگر چنانچه باید باشد چرا حالا مى‌دهند ملاحظه مى‌فرمایید که الان مجلس خالى است از تماشاچى این است که تقاضا می‌کنم در این تصمیمى که گرفته شده تجدیدنظر بفرمایید.

نایب رئیس - در هیئت رئیسه هیچ تصمیمى راجع به این موضوع گرفته نشده مطابق آیین‌نامه تماشاچى باید شرکت کند حالا بلیط‌ها این دفعه قدرى دیر توزیع شده بعد از این دستور داده خواهد شد که قبل از تشکیل جلسه بدهند. آقاى نریمان‏

نریمان - یک اصلاحاتى در عرایض بنده هست اجازه بفرمایید تصحیح کنم بدهم به تندنویسى‏.

نایب رئیس - اصلاح مى‌شود چون اکثریت براى رأى نیست تصویب صورت مجلس مى‌ماند براى بعد.

 2- بیانات قبل از دستور آقایان: مهندس زیرک‌زاده و زهرى

نایب رئیس - عده اى از آقایان نطق

+++

قبل از دستور خواسته‌اند آقاى مهندس زیرک‌زاده.‏

مهندس زیرک‌زاده - در شماره دیروز اطلاعات یک خبرى بود که لابد اکثر آقایان دیده‌اند و آن خبر این بود که آقاى سوکارنو رئیس جمهورى اندونزى می‌گوید که نهضت ایران طلیعه سعادت ملل شرق است این بیان یک رئیس جمهورى یک ملت تازه مستقل شده و یک ملتى که قسمت عمده جمعیت آن مسلمان است تصور می‌کنم براى ملت ایران یک افتخارى باشد ولى ماو ملت ما به این یک بیان قضاوت نمی‌کند در تمام این مدت مبارزه ما سراسر دنیا در آسیا در آفریقا در اروپا در امریکا ملت ما را ملت قهرمان و مبارزه ما را مبارزه بزرگ آزادى ملل مى‌نامند تمام ایرانیانى که به خارج سفر کرده‌اند و آنهایی که از خارج نامه دریافت می‌کنند همه شاهد این ادعا هستند دنیا معتقد است که ما یک جنگ بزرگى کردیم و در این جنگ بزرگ فتح کردیم به نظر من دنیاى خارج ما دنیایى که چندین دفعه جنگ دیده است و مخصوصاً با مبارزه‌هاى اجتماعى آشنایى دارد بهتر می‌تواند مبارزه ملت ایران را قضاوت بکند از همان روز اول ملى شدن صنعت نفت موضوع نفت را جنگ نفت نامیدیم و از این جهت است که من اجازه می‌خواهم در بیان خود یک مقایسه‌اى با جنگ هم بکنم وقتى که به پایگاه دشمن حمله می‌کنید مى‌خواهید آن پایگاه را از دست دشمن بیرون کنید مسلم است که دشمن اول مى‌کوشد که از تصرف شما جلوگیرى کند یعنى نیروى کمکى مى‌فرستد هر وسیله‌اى بکار مى‌برد که نگذارد شما پایگاه را تصرف کنید ولى اگر موفق نشد و پایگاه به تصرف شما درآمد مرحله دوم عمل دشمن این است که با تمام قوا جلوگیرى کند که شما نتوانید از آن پایگاه به نفع خودتان استفاده کنید نقش اصلى دشمن که پایگاهى را از دست داده است جلوگیرى از استفاده پایگاه به وسیله فاتح است ما در مبارزه نفت با گذراندن قانون‌هاى ملى شدن صنعت نفت و خلع ید پایگاه نفت را تصرف کردیم دادگاه لاهه و دادگاه و نیز این تصرف ما را به رسمیت شناخت و حق ما را در دنیا قانونى اعلام کرد در حقیقت مرحله تصرف به نفع ما تمام شد مشکلاتى که در راه تصرف ایجاد کردند جاى صحبتش نیست ولى پس از آن مشکلاتى که ایجاد می‌شود براى این است که ما نتوانیم از این تصرف خودمان استفاده کنیم استفاده ما چیست؟ استفاده ما این است که نفتمان را در دنیا بفروشیم و از ارزى که به دست مى‌آید سطح زندگى مردم ایران را به سرعت بالا ببریم و در عین حال نقطه قابل توجه باید فروش نفت طورى انجام بگیرد که استعمار جدیدى گریبانگیر ما نشود این نفتى که سالیان دراز باعث شد که قید عبودیت به گردن ما گذاشتند حالا که در دست آمده است باید به فروش برسد ولى طورى به فروش برسد که دو مرتبه به دست و پاى ما زنجیر نبندند پس منظورى که دشمن دنبال می‌کند این است که نگذارد ما نفتمان را به فروش برسانیم مگر این که طورى به فروش برسانیم که استعمار مجدد ما میسر باشد این نقشه‌اى است که دشمن به کار مى‌برد و در مقابل این نقشه است که ما قرار داریم البته وقایعى که در یک مملکتى روى می‌دهد همه علل داخلى دارد علل خارجى دارد و ادعاى این که تمام وقایع در نتیجه اقدامات خارجى است شاید صحیح و منطقى نباشد ولى مسلم است که خارجى از تمام پیش‌آمدها به نفع خودش استفاده می‌کند نه تنها یک عده از وقایع را خودش به وجود مى‌آورد بلکه با وسایلى که دارد با دستگاه‌هایى که در اختیار دارد از وقایعى که علل دیگرى به وجود آورده است به نفع خودش استفاده می‌کند از همین جهت است که در ممالک راقیه دنیا هر وقت که ملت‌ها گرفتار یک مشکل خارجى بزرگى هستند مخصوصاً در مواقع جنگ مى‌بینید که مخالفت‌ها و نفاق‌ها ازش کاسته مى‌شود و حتى اقلیت‌ها با دولت‌ها همکارى می‌کنند. براى این است که در مقابل دشمن خارجى در موقعى که مشکل بزرگ خارجى هست کوچکترین اقدامى ممکن است باعث این بشود که دشمن لطمه بزرگى بزند حالا ببینیم از وقایع ایران چگونه مى‌شود سوء‌استفاده کرد دولتى در ایران در روى کار است که اکثریت مردم طرفدار او هستند دولتى بر سر کار است که تا این ساعت لااقل در مجلس ایران اکثریت دارد ولى معهذا بعضى حملات بعضى گفتارها بعضى نوشته‌ها منتشر می‌شود دشمن خارجى با این وسایل تبلیغاتى شدیدى که دارد بوق و کرنا‌ها را در دنیا بر می‌دارد و اوضاع ایران را متزلزل و متشتت معرفى می‌کند رئیس شهربانى مملکت ربوده می‌شود کشته می‌شود خوب این وسیله خوبى است براى این که بگوینداین مملکت در حال انقلاب است و در دو قدمى متلاشى شدن است و اگر به خاطر بیاوریم که قرن‌هاى متمادى است که دول استعمارطلب مشرق زمین را یک جاى بى‌ثبات یک جاى بی‌دوام معرفى کرده‌اند مى‌بینند که در چنین وضعیت با چنین روحیه‌ای که ایجاد می‌کنند منظور اصلى ما که عبارت از فروش نفت است به چه مشکلاتى بر می‌خورد تجارت‌خانه‌هاى بزرگ آنهایى که قاعدتاً باید داخل در معامله بشوند علاوه بر مشکلات سیاسى که برایشان از خارج ایجاد می‌شود اوضاع ایران را هم وسیله و بهانه‌اى می‌توانند بکنند براى این که نزدیک نشوند و مقصود ما که فروش نفت است انجام نگیرد وقتى که این قضیه به عقب افتاد سیاست خارجى استفاده‌اى که می‌کند این است که دولت را به حال ورشکستگى معرفى بکند دولت را در مشکل اقتصادى فرورفته معرفى بکند و یا کارى بکند که دولت دکتر مصدق مجبور به تسلیم بشود و یا این که جاى خودشان را به دولت‏ دیگرى بدهد که آن دولت بیاید قراردادى را که آنها مى‌خواهند منعقد بکند قراردادى منعقد بکند که شرایطى در آن باشد که تجدید استعمار ملت ایران میسر باشد (حائرى‌زاده - این سم‌پاشى‌ها را نفرمایید ملت ایران هیچ وقت از در سازش با انگلستان در نخواهد آمد و از این حرف‌ها هم گول نخواهد خورد) (زنگ رئس) الان همین را دارم عرض می‌کنم که آن کسانى که این فکر را می‌کنند این نقشه را دارند می‌کشند آن کسانى که به این نقشه کمک می‌کنند در اشتباه هستند ملت ایران مبارزه نفتش را شروع کرد نه براى این که چند میلیون لیره کم و بیش گیرش بیاید ملت ایران مبارزه را شروع کرد براى این که به استعمار خاتمه بدهد ملت ایران مبارزه را شروع کرد براى این که از زیر بار نفوذ خارجى بیرون بیاید و از این جهت است که این اقدامات به جایى نخواهد رسید (صحیح است) ملت ایران تسلیم نخواهد شد در آن روزهاى اول مبارزه که وضع اقتصادى ما خیلى بدتر از حالا بود ملت ایران استقامت کرد استقامى که دنیا را به تحسین وادار کرده است و الان که وضع ما بهتر شده و هر روز بهتر از روز قبل مى‌شود (کریمى - گرانتر شده) به طریق اولى مقاومت خواهد کرد و زیر بار این دسیسه‌بازی‌ها نخواهد رفت پس آنهایى که این نقش را دنبال می‌کنند راه عبثث مى‌پیمایند آنهایى که این نقشه را دنبال می‌کنند زحمت خودشان و مشکلات کوچکى براى ملت ایران ایجاد می‌کنند ملت ایران به هیچ‌وجه حاضر نیست که نفت خودش را در دفعه به دست دیگران بدهد تا بتوانند و مرتبه به ملت ایران مسلط بشوند و اگر ملت ایران از دولت دکتر مصدق به این شدت پشتیبانى می‌کند براى این است که دولت نشان داده است عملاً نشان داده است نه با حرف نه با ادعا بلکه عملاً‌ نشان داده است که حاضر به قبول شرایطى نیست که آزادى و استقلال ایران را در خطر بیندازد این استقامت علتى اصلى پشتیبانى ملت ایران از دکتر مصدق است از این جهت براى این که انگلیس‌ها بخواهند به منظورشان برسند دیگر این دسیسه‌ها به جایى نمی‌رسد و فقط یک کار مى‌توانند آنها بکنند و آن اقدامات غیر‌قانونى و مسائل غیرقانونى است بکار برند و خداى نخواسته باعث سقوط دولت بشوند و در اینجا می‌خواستم یک کلمه اضافه کنم و آن این است که اگر این فکر را هم داشته باشند باز هم در اشتباه‌اند ملت ایران منظور علنى و حقیقى خودش را بارها گفته است الان کاملاً بیدار است کاملاً خواهان انجام مقاصد خودش مى‌باشد و این پیش آمد‌ها هر قدر هم ناگوار باشد به جایى نخواهد رسید و دولتى که احیاناً بعد خواهد آمد هر دولتى باشد جرأت و جسارت این که اقدامى بکند نخواهد داشت و اگر اقدامى بکند فرداى آن روز نابود است (صحیح است).

نایب رئیس - وقت جنابعالى تمام شد.

مهندس زیرک‌زاده - دو کلمه اضافه می‌کنم این نقشه‌ها را دیگران دارند ما باید مراقبت کنیم ما باید در مقابل این نقشه‌ها نقشه داشته باشیم و همین طورى که تابه حال عمل کرده‌ایم ثبات عقیده و استقامت خودمان را به دنیا نشان بدهیم وبه دنیا بگوییم‏

گر هماى جهان شود معدوم

کس نیاید به زیر سایه بوم‏

(احسنت)

نایب رئیس - آقاى زهرى بفرمایید.

زهرى - امروز اگر بعد از مدتى جسارت می‌کنم و البته با اجازه آقایان نمایندگان محترم می‌خواهم ساعتى از وقت مجلس را بگیرم قبلاً معذرت می‌خواهم (شمس قنات‌آبادى - نبوى فقط یک ربع) البته با اجازه آقایان اگر اجازه ندادند که هیچ این که گفتم جسارت می‌کنم علت دارد علتش این است که می‌خواهم به قسمتى از اظهارات و پرسش‌هاى شخصى جواب بدهم که اینجا ادعا کرده است می‌تواند در شرایط معین و در صورت اثبات بی‌گناهى متهمى در دفاع از آن متهم بى‌گناه چنان داد سخنى بدهد که دفاع تاریخى امیل زولا از دریفوس را تحت‌الشعاع قرار دهد.

براى من که از هر جهت به قلت بضاعت خود آگاه هستم ادعاى جوابگویى به آقاى دکتر سنجابى البته ممکن است که جسارت تلقى گردد. ولى امیدوارم که آقایان محترم با توجه و دقت مخصوص خود به من کمک کنند و نارسایى بیاناتم را تا حدى با تفاهم خویش جبران فرمایند.

استاد و همکار محترم جناب آقاى دکتر سنجابى در پاسخ بیانات آقایانى که در جلسه سه‌شنبه گذشته از تریبون مجلس استفاده نموده بودند اظهاراتى فرمودند و سوالاتى کردند که رئوس آنها از این قرار بود:

1- دفاع از سیاست ضد استعمارى و عمومى دولت و توجیه انتصابات و اقدامات اخیر که براى فروش نفت شده است.

2- تقبیح روش و کارهاى مخالفین من‌جمله نمایندگان فراکسیون نجات نهضت با استفاده از سرمقاله‌ای که سه سال پیش در روزنامه شاهد منتشر شد.

3- لزوم تعقیب و مجازات کسانی که به نحوى از آنجا در قتل فجیع رئیس سابق شهربانى دخالت داشته‌اند.

4- موضوع نمایندگى آقاى روحى که به موقع خود هنگام طرح گزارش کمیسیون تحقیق در اطراف آن بحث خواهد شد.

ناطق محترم ضمن بیانات خویش چند نوبت سؤالاتى هم نمودند و براى آن‌ها جواب خواستند.

آقاى دکتر سنجابى خواستند که به یکى از این دو سؤال جواب داده شود:

1- آیا نهضت ملت ایران به نتیجه رسیده است؟ و نهضت به دست انگلیس‌ها به وجود آمده و از روز ازل خود انگلستان می‌خواسته

+++

است که صنعت نفت در سراسر مملکت ملى شود؟

به این سؤالات آقاى دکتر سنجابى ما مکرر در روزنامه شاهد جواب داده‌ایم و امروز هم اعلام می‌کنیم که جواب ما به این سؤالات منفى است و اضافه می‌کنیم که نه تنها در نهضت ملت ایران به نتیجه نرسیده است بلکه راهى را که دولت آقاى دکتر مصدق در پیش گرفته است باعث تأخیر پیروزى نهایى ملت ایران (کریمى - صحیح است) شده است‏.

و تأیید می‌کنم که نهضت ملت ایران و ملى شدن صنعت نفت على‌رغم دسایس نوکران بیگانه و کارشکنى‌هاى آنها به وجود آمده و ممکن گردیده است‏.

ولى بعداً در اثر سوء‌سیاست و سهل‌انگارى‌هاى دولت جناب آقاى دکتر مصدق و خودپسندى‌ها و غرض‌رانى‌ها و سماجت و لجاجت و جاه‌طلبى‌هاى اطرافیان آقاى مصدق‌السلطنه آن نوکران بیگانه و ابن‌الوقت‌هاى معروف و سرشناس توانستند در صفوف متحد ملت ایران نفوذ کنند و جریان وقایع بعدى را به نفع اربابان خود سوق دهند و هدایت نمایند.

جناب آقاى دکتر سنجابى سؤال دیگرى هم کردند که از این قرار است‏:

2- آیا دکتر مصدق که رهبرى نهضت ملت ایران به او سپرده شده بود از اصول آن منحرف گردیده؟

حاضر به همکارى و سازش با انگلستان شده؟ از سیاست مبارزه بر علیه انگلستان و پیروى از قانون ملى شدن عدول کرده است؟

من هر قدر فکر کردم و مطالعه نمودم نتوانستم خود را راضى کنم که بگویم دکتر مصدق عالماً و عامداً خواسته است که از اصول نهضت منحرف شده یا حاضر به سازش و همکارى با انگلستان گردیده یا عزم عدول از تعقیب مبارزه علیه انگلستان و از قانون ملى شدن نفت را کرده باشد.

من یقین دارم که جناب آقاى مصدق‌السلطنه هنوز تصور مى‌فرمایند که اصول نهضت ملت ایران را تعقیب می‌کنند و علیه سیاست استعمارى انگلستان در ایران پیش از پیش مبارزه می‌نمایند.

ولى نتیجه اعمال و مبارزات و سیاست خارجى و داخلى ایشان مخصوصاً اخیراً همه به نفع سیاست‌هاى استعمارى بیگانه است و اسباب تقویت و شدت نفوذ و مداخلات مزدوران اجنبى گردیده است.

آقاى دکتر مصدق این را نمی‌خواهند ولى نتیجه اعمالشان این است که عرض کردم.

مخصوصاً در این مورد از آقایان نمایندگان محترم و از ملت ایران می‌خواهم که در نظر داشته باشند دولت انگلستان تنها دولت استعمارى روى زمین نیست و ملت ایران براى اخراج انگلیس‌ها قیام نکرده است تا جاى آنها را در طبق اخلاص به یک دولت استعمارى دیگر یا به دولتهاى استعمارى دیگر تقدیم بدارد اما تا این اواخر نه تنها با سیاست خارجى دولت موافق بودیم نه تنها اقدامات او را می‌ستودیم و از آن پشتیبانى می‌کردیم نه تنها آقاى دکتر مصدق را به تعقیب از یک سیاست قاطع و صریح در مقابل بیگانگان تشویق مى‌نمودیم بلکه اگر اعتراض و انتقادى داشتیم اعتراض و انتقاد ما این بود که چرا آقاى دکتر مصدق وقت خود و دولت و ملت را به تعقیب مذاکرات بیهوده تلف می‌کند زیرا با اطلاع به سیاست عمومى کشورهاى امریکا و انگلیس از همان آغاز کار معلوم و روشن بود و ما همان موقع این مطلب را در روزنامه شاهد منعکس کردیم که هدف نهایى اینها از مذاکرات و پیشنهادات و تجدید مذاکرات و تجدید پیشنهادات اغفال کردن دولت و ملت ایران است‏.

(نریمان - صحیح است)

چگونه می‌شد قبول کرد که دولت امریکا دولتى که از صدها امتیاز در کشورهاى به اصطلاح عقب‌افتاده بهره‌بردارى می‌کند از ما حمایت و جانب‌دارى بکند تا موفق شویم و با پیروزى قطعى خود سایر کشور‌ها را تحریک و تشویق به لغو امتیازات استعمارى بنماییم؟ زیرا فردا یا پس فردا که پیروزى ما قطعى شود اساس کلیه امتیازاتى که در کشورهاى به اصطلاح عقب‌مانده در آسیا و آفریقا و آمریکاى جنوبى به کشورهاى استعمارى داده شده است متزلزل می‌گردد. اگر ما به موفقیت قطعى خودمان برسیم یعنى از منابع نفت خودمان صد در صد به نفع خودمان بهره‌بردارى کنیم در وحله اول دولت همسایه ما عراق حق خواهد داشت‏.

طبق قراردادى که بعد از ملى شدن نفت در ایران امضا کرده است حق خواهد داشت قرارداد امتیازى را که با انگلیس‌ها و آمریکا‌یى‌ها و هلندى‌ها و فرانسوی‌ها امضا کرده است لغو نماید وقس علی هذا ....

در این صورت معلوم بود که انگلیس‌ها و پسرعموهاى آمریکایى آنان با تمام قوا مانع خواهند شد که ما بیش از 50 درصد دقت بفرمایید 50 درصد از منابع خود ما بهره ببریم. زیرا ما هر قدر بیش از 50 درصد نفع ببریم آنها هم مجبور خواهند بود در همین نزدیکی‌هاى کشور ما مثلاً در عراق و عربستان سعودى به ممالک صاحب معادن بیشتر سهم بدهند.

این است که ما به 50 درصد تخفیف که به خریداران نفت ایران داده شده است اعتراض داریم و مى‌پرسیم آیا 49 درصد تخفیف براى تشویق خریداران کافى نبود؟

ما هم می‌گوییم و گفته‌ایم که باید به خریداران نفت ایران که ممکن است احتمالاً با مخاطراتى مواجه شوند و یا مخارج محاکماتى را تحمل کنند تخفیف قابل ملاحظه‌اى داده شود. ما هم با دامپینگ موافقیم. حتى موافق بودیم که به هر خریدار جدى و معتبر یک کشتى نفت مجانى داده شود. (میر اشرافى - حالا همه‌اش مجانى است) ولى این رقم 50 درصد را که تأیید غیرمستقیم انگلیس‌هاست نمى‌توانیم بپذیریم. خواهشمندیم یک شخص مسئول از طرف دولت اینجا به ما توضیح بدهد که چرا براى تشویق خریداران به جاى 45 درصد یا 49 درصد رقم 50 درصد انتخاب شده است چرا 49 درصد کافى نبود؟

تمناى من این است که به ما جواب داده نشود که اگر 49 درصد تخفیف می‌دادیم شما مخالفین باز ایراد می‌کردید که چرا 48 درصد ندادید؟

یک چنین جوابى اگر در هر مورد دیگر صحیح باشد در این مورد صحیح نیست.

زیرا 50 درصد همان رقمى است که انگلیس و آمریکا بر اساس آن با سایر کشورهاى نفت‌خیز معامله کرده‌اند و ما اگر نفت خود را به 51 درصد قیمت می‌فروختیم (یعنى فقط 49 درصد تخفیف می‌دادیم) کشورهاى امتیاز دهند مخصوصاً عراق و عربستان سعودى مى‌توانستند مزاحم آقایان آمریکایى‌ها و انگلیس‌ها بشوند و به جاى 50 درصد فعلى 51 درصد مطالبه کنند و قرار دادهاى موجود را لغو نمایند.

دولت ما چرا این کار را کرد؟ براى این که عراق و عربستان سعودى نتوانند نفع بیشترى ببرند یا این که جهت آقایان انگلیس‌ها و آمریکایی‌ها مزاحمتى تولید نشود.

نایب رئیس - آقاى زهرى وقت شما تمام شده است‏.

زهرى - متأسفانه عرایض بنده تمام نشده است اگر اجازه بفرمایید مطالب خود را تمام کنم.

میر اشرافى - آقاى زهرى از وقت بنده 5 دقیقه استفاده کنید.

زهرى - 5 دقیقه کافى نیست‏.

نایب رئیس - آقاى زهرى چقدر وقت می‌خواهید؟

زهرى - نیم ساعت‏

مهندس رضوى - آقاى زهرى یک جلسه دیگر صحبت بفرمایید.

دکتر ملکى - بقیه اش را آخر دستور بفرمایید

نایب رئیس - آقایانى که با نیم ساعت وقت اضافى آقاى زهرى موافقند قیام بفرمایند (عده کمى برخاستند) رد شد.

 3- اعلام تصویب صورت مجلس جلسه قبل

نایب رئیس - چون عده براى رأى کافى است تصویب صورت مجلس روز پنجشنبه 31 اردیبهشت ماه اعلام مى‌شود.

 4- بیانات قبل از دستور آقاى میر اشرافى

نایب رئیس - آقاى میر اشرافى‏

میر اشرافى - بنده براى این که لازم بود در یک مورد به خصوص از خودم دفاع کنم ناگزیر شدم که امروز یک چند دقیقه وقت آقایان نمایندگان را با اجازه خودشان بگیرم براى این که وقتى به انسان یک اتهاماتى زده می‌شود اگر انسان سکوت بکند حمل بر رضا و قبول آن مطلب است بنابراین هر فرد زنده‌اى باید حتى‌الامکان از حقوق شخصى خود دفاع کند بنابراین با اجازه آقایان یک مقدمه‌اى عرض می‌کنم و بعد هم در آخر مطلب آن مطلبى که مربوط به دفاع شخصى بنده است عرض می‌کنم.

همکاران عزیز:

بعضى اوقات ابراز و اظهار یاس و نومیدى نسبت به آینده یک فرد و یا یک قوم و ملت براى انسانى که خود جزیى از اجزاى آن قوم مى‌باشد فوق‌العاده دردناک و تحمل‌ناپذیر و موجب عذاب روح است تاریخ آن قوه مقتدر و آن نیروى بی‌طرف و آن حقیقت پسند که نه طومار و نه فحش و نه ابراز احساسات ساختگى و مجعول و نه عذاب و شکنجه حکومت وقت در قضاوت بی‌طرفانه و عادلانه آن به قدر سرسوزنى اثر ندارد دیر یا زود امروز یا فردا با خطوط سیاه سقوط انهدام و تجزیه و تلاش یک ملتى را با چندین هزار سال سابقه درخشان تمدن و فرهنگ گذشته در اوراق سفید خود ثبت خواهدکرد. از ابراز این حقیقت دردناک هر چقدر تلخ و ناگوار  و رنج‌آور باشد تعجب نفرمایید.

کتمان حقایق از ملت در روزهایى که خطر سقوط و انهدام به آستانه خانه او آمده گناهى است که هرگز فرزندان امروز و نسل آینده مملکت آن را بر ما نخواهند بخشید ما مسئولیم در برابر خانواده خود خانواده ملت ایران که این حقایق را بگوییم و اگر صلاح ما براى مبارزه با این خطر کافى نیست جان خود را یکایک در برابر مسیر این سیل بنیان‌کن خطر و انهدام قرار مى‌دهیم اگر ما در راه مبارزه مرگ و حیات ملت تلف شدیم و جان دادیم و بار خطر سقوط مملکت و ملیت از ما قوی‌تر و شکننده‌تر بود و حکم قطعى تاریخ صادر شد آن روز ما در پیشگاه قضاوت مطلق و بی‌طرفانه تاریخ روسیاه و سرشکسته نخواهیم بود زیرا به موقع خود اعلام خطر کردیم و تا پاى جان ایستادیم و با سربلندى و شهامت در این راه سر دادیم و جان باختیم تمام شهداى راه حقیقت ممدود و محدود بودند اگر حقیقت بر همه مسلم و آشکار بود نیازى به مبارزه و جانبازى و فداکارى نداشت تمام پیشوایان بزرگوار دین و ملیت ما در راه اثبات عقیده خود در کمال مظلومیت به کمک ستمگران خون‌خوار و

+++

سنگدل تاریخ به قربانگاه نمى‌رفتند پس ما در این مبارزه حساب کار خود را کرده‌ایم حقیقتى است که مثل آفتاب در برابر دیدگان ما روشن است توطئه بر ضد استقلال و حیات و موجودیت و ملیت ما در شرف تکوین و ایجاد است که تمام عوامل مخرب صاحب قدرت و نفوذ داخلى و خارجى در آن شریک و صاحب نفع و فایده هستند.

پیرمردى 75 ساله صاحب احساسات جاه‌طلبى مطلق و خودپرستى و خودپسندى فوق‌العاده که از معایب بزرگ دیکتاتور‌هاى مطلق‌العنان تاریخ مى‌باشد دانسته یا ندانسته آلت اجراى این سیاست انتقامى موحش و وسیله تسریع سقوط انهدام چندین هزار ساله تاریخ تمدن و فرهنگ کهن ما گردیده است.

بنده از پشت این تریبون قانونگذارى خطاب به جناب آقاى مصدق‌السلطنه دیکتاتور منحرف و خودپرست ایران فریاد می‌زنم به هوش باشید که تاریخ از توطئه‌ها و تحریک عوامل شما نمى‌ترسد به هوش آیید و از طریق دیکتاتورى و خودپرستى و آزادى‌کشى و قانون‌شکنى و انحراف از اصول برگردید و اما اگر این نصیحت را نشنیدید و به راهى که هم اکنون به سقوط تاریخ و ملیت ما منتهى مى‌شود ادامه دادید مطمئن باشید که پس‌گردنى و سیلى محکم حوادث و حکم برگشت‌ناپذیر و نخوت و جاه‌طلبى مفرط که مخصوص تمام دیکتاتورها است به زمین خواهد زد.

اما افسوس که این سقوط مهلک در تمام دنیا صدا خواهد کرد زیرا شما به تحریک و توطئه اجانب مملکت را به راهى برده‌اید که هر دو با هم سقوط خواهید کرد و آن روز دیگر جبران اعمال شما ممکن نیست.

ملت ایران روزى قیام کرد تا نفوذ خانمان برانداز سیاست‌هاى استعمارى را به هر رنگ و شکلى چه سرخ و چه سیاه از این مملکت ریشه‌کن سازد و جناب آقاى مصدق‌السلطنه که طى 50 سال در مکتب عوام‌فریبى شاگرد اول به ملت محروم ایران وعده می‌داد که هر وقت به قدرت برسد ریشه نفوذ‌هاى خارجى را از این مملکت براندازد لکن مشاهدات روزانه به ما ثابت می‌کند و درس می‌دهد که این مرد نه تنها نتوانست یا نخواست که ذره‌اى از این نفوذ پنهانى و شیطانى را از میان بر دارد بلکه بعد از 2 سال حکومت این روزها نوکران حلقه به گوش بیگانه چنان قدرت پیدا کرده‌اند که در کمال جرأت و بى‌باکى در زیر علم و کتل استالین در زیر سایه قدرت مقامات انتظامى دولت جناب آقاى مصدق‌السلطنه به شاه مشروطه مملکت فحش می‌دهند و وطن‌فروشى می‌کنند این روزها کار ما به جایى رسیده است که در محکمه عدلیه وقتى دشمنان رژیم مشروطه و عوامل مسکو محاکمه مى‌شوند بزرگترین سند تبرئه ایشان بیانات شخص جناب آقاى مصدق‌السلطنه بر ضد مظاهر مشروطیت و اساس سلطنت است.

این روزها کار مملکت و اعمال مدعیان مبارزه با نفوذ انگلیس به جایى رسیده است که نمایندگان رسمى دولت جناب آقاى مصدق‌السلطنه در کنار شیخ بحرین که خود را سلطان آن سرزمین می‌داند مثل گوسفند در مراسمى شرکت می‌کنند که تمام ادعاهاى ما را بر سر این نقطه حیاتى پوچ و باطل مى‌سازد این اعمال این انحرافات کار ایرانى نیست دستى بالاى تخت جناب آقاى دکتر مصدق‌السلطنه کار می‌کند که دست ملت نیست دست بیگانه است که از کبر و نخوت و روح استبدادى جناب مصدق‌السلطنه تمرین و حتى براى سقوط مملکت و نابودى و اضمحلال رژیم مشروطیت استفاده می‌کند و ایشان در زندانى که خود را محبوس ساخته نمى‌داند چه می‌کند و چه می‌خواهد.

این روزها جناب آقاى مصدق‌السلطنه به تحریک همان عواملى که براى سقوط مملکت کار می‌کنند طالب فرماندهى کل قواست و تعجب اینجا است که ایشان و هواداران ایشان این تقاضا را براى حفظ و رعایت قانون اساسى به میان آورده‌اند اى بیچاره قانون اساسى که آقاى مصدق‌السلطنه آن را به خاک سپرد و حالا معلوم نیست که از جان مرده قانون اساسى چه می‌خواهد روزى که جناب آقاى رئیس‌الوزرا از طریق تجهیز قوا و طومارسازى و به ضرب تبلیغ و هو و جنجال در یک محیط ارعاب و وحشت و ترور فکر اختیار قانونگذارى را از مجلس گرفت مشروطیت و قانون اساسى مرد و نابود شد نه تنها قانون اساسى ما در آن روز پاره پاره شد بلکه از آن تاریخ اعلامیه حقوق بشر نیز لگدمال حرص و خودپسندى آزمندان قرار گرفت آزادى فردى و اجتماعى از این مملکت رخت بربست اهریمن شوم استبداد مطلق بر بالاى سر آزاد مردان ایران بال و پر مى‌زند حکومت پلیسى همه جا سایه انداخته از آن روز به نام مبارزه با استعمار و به این بهانه ظاهرپسند این دولت و ایادى او به مبارزه با تمام اصول آزادى و حقوق بشرى قیام کرده روزنامه‌نگاران را دسته دسته به زندان انداخته سیاستمداران مخالف را مهدورالدم قلمداد ساخته مثل تمام دیکتاتورهاى دنیا فکر کردن آزاد و مخالف با حکومت جرم غیرقابل بخشایش محسوب گردید به طورى که در حال حاضر آنچه را که لازمه یک دولت مستبد آزادی‌کش است در دولت آقاى مصدق‌السلطنه جمع است‏.

نایب رئیس - وقت جنابعالى تمام شده است‏.

میر اشرافى - 5 دقیقه مانده است‏.

نایب رئیس - خیر تمام شده است‏.

میر اشرافى - بقیه‌اش طلب آقاى دکتر مصدق‌السلطنه باشد که بعد به عرض کنم ولى بنده دو دقیقه وقت آقایان را مى‌خواهم بگیرم و آن راجع به روزنامه شورش است که همه آقایان خوانده‌اید و همه هم از مندرجاتش بهره‌مند شده‌اید الا چند نفر از طرفداران دولت این روزنامه شورش پارسال که ما جزو اقلیت بودیم و با جمال امامى همکارى می‌کردیم به من و جمال امامى بد می‌گفت بسیار خوب صحیح امروز هم به من و کاشانى و بقایى و مکى می‌گوید جاسوس خائن مکى خائن است؟ دکتر بقایى و من و کاشانى جاسوس هستیم همان طورى که آقاى دکتر سنجابى فرمودند آقایانى که با آقاى دکتر مصدق مخالف هستند باید ثابت کنند که منحرف شده‌اند ما هم امروز مى‌خواهیم روشن کنیم ببینیم که دکتر مصدق منحرف شده یا این آقایان منحرف شده‌اند ما می‌خواهیم سؤال کنیم که این جاسوس‌ها کی‌ها هستند انگلیسی‌ها کى‌ها هستند کاشانى است؟ پس چرا پارسال با دکتر مصدق همکارى می‌کرد. بقایى و شمس قنات‌آبادى و مکى اینها همه جاسوسند؟ پس آقاى دکتر مصدق پارسال چطور با این جاسوس‌ها همکارى می‌کرده است؟ یک مطلب دیگر این است که این روزنامه به من اتهام دزدى زده امروز تمام دستگاه‌ها در اختیار دولت است دولت اگر یک پرونده‌اى که مربوط به بنده باشد اگر کوچکترین خدشه‌اى در سوابق من باشد دزدى کرده باشم بدون سلب مصونیت استعفا می‌دهم و می‌خواهم از آقاى دکتر معظمى استدعا کنم که به آقاى دکتر مصدق از قول من عرض کنید تمام دستگاه‌ها بگردند من مشاغل دولتى نداشتم من تا درجه سرگردى در ارتش بودم فرمانده گردان بودم و از سال 21 هم مشغول روزنامه‌نویسى بودم و توى کار روزنامه‌نویسى هم نه لاستیک بود و نه کوفت و زهرمار یک جا هم به من نوشته است حرامزاده من حرامزاده را می‌خواهم پشت این تریبون عرض کنم حرامزاده آن کسى است که به این روزنامه‌ها پول بدهد و حقوق می‌دهد و خجالت نمی‌کشد. (مهندس حسیبى - احسنت)

5- بیانات آقایان: زهرى و دکتر بقایى به عنوان ماده 90 آیین‌نامه‏

نایب رئیس - وارد دستور می‌شویم‏.

زهرى - ماده 90 از جلسه قبل داشتم.

دکتر بقایى - بنده هم داشتم هر دو نفر اجازه می‌خواهیم.‏

نریمان - اعلام رأى شده است‏.

نایب رییس- ماده 90 مقدم است.

پارسا - مقدم نیست در دستور اعلام رأى شده است‏.

زهرى - ماده 90 بر همه چیز مقدم است‏.

پارسا - بعد از دستور بفرمایید.

نایب رئیس - بفرمایید.

زهرى - چون عرایضم در قبل از دستور همان توضیح ماده 90 بود لذا بقیه عرایض قبل از دستور را ادامه می‌دهم‏.

نایب رئیس - فقط طبق ماده 90 اگر توضیحى دارید بفرمایید.

زهرى - آقاى دکتر سنجابى در جلسه گذشته پس از یادآورى پافشارى‌ها و استقامت‌هاى دکتر مصدق در مقابل جاکسون و استوکس و هریمن و ترومن و غیره و پیروزى‌هاى نیویورک و لاهه و بستن قنسولگرى‌ها و قطع رابطه با دولت انگلستان پرسید که چنین مردى که در دوران عمرش مرتکب کوچکترین خبط و خیانتى نسبت به مصالح ملت خود نشده اکنون پس از آن همه مبارزات پس از این همه پیروزی‌ها پس از این همه افتخارات جاودانى آیا قابل قبول هست که با دشمن مکار و غدار ملت ایران سازش نماید و هرچند آن مبارزات وپیروزی‌ها و افتخارات بدون بیدارى و قیام ملت ممکن نبود براى احدى میسرشود ولى جواب ما به آقاى دکتر سنجابى منفى است ما می‌گوییم که قابل قبول نیست که یک چنان ....

نایب رئیس - آقاى زهرى تمنى می‌کنم راجع به ماده 90 بفرمایید.

زهرى - راجع به همان بود تحریف شده است حرف‌های ما.

نایب رئیس - استدعا می‌کنم آقاى زهرى راجع به ماده 90 صحبت بفرمایید بنده این اجازه را نمی‌توانم بدهم اگر تحریفى شده است بفرمایید.

زهرى - تحریف شده از روزنامه شاهد که بنده مدیرش هستم راجع به مطالبى بود که جلسه گذشته دکتر سنجابى بیان فرمودند همان جواب ایشان را می‌خوانم به آقاى دکتر سنجابى منفى است.

ولى عقیده داریم که جناب آقاى دکتر مصدق‌السلطنه بدون این که حاضر به سازش با دشمن غدار و مکار شده باشد کارهایى کرده که در نتیجه ملت ایران دشمن شاد شده است.

اگر فرصت بود در اطراف این موضوع و سیاست داخلى آقاى مصدق‌السلطنه مفصلاً بحث می‌کردیم.

ولى وقت محدود است و خدمت آقاى دکتر سنجابى فقط عرض می‌کنیم که ما عوض نشده‌ایم و حرف مرد هم یکى است ولى حیف از دکتر مصدق .....

آقاى دکتر سنجابى! آیا دکتر مصدق امروز همان دکتر مصدق دیروز است؟

آیا دکتر مصدق امروز همان دکتر مصدقى است که انتشار حرف‌هاى مخالفین و انتقادکنندگان در رادیو تهران ظهر

+++

و شب باعث تقویت و سربلندیش مى‌گردیده؟

آیا دکتر مصدق امروز همان دکتر مصدقى است که آن دو اقلیت منظور توده‌اى نفتى‌ها بردگان استعمار سرخ و سرسپردگان انگلیس؟ مدعیان حمایت از طبقات کارگر و فئودال‌هایى که از خون دهقان‌ها تغذیه می‌کنند با او مبارزه مى‌کردند؟

آیا این همان دکتر مصدق است که حکومت نظامى را تعطیل مشروطیت مى‌دانست و امروز بدون حکومت نظامى نمى‌تواند حکومت کند؟

آن دکتر مصدقى که مجلس سنارالانه جاسوسى انگلیس‌ها می‌دانست همین دکتر مصدقى است که سناتورهاى سابق را یکى بعد از دیگرى مقام منصب می‌دهد؟

آیا دکتر مصدق امروز همان دکتر مصدقى است که انتقاد و حق انتقاد را لازمه حکومت دموکراتیک می‌دانست؟ ..

آن دکتر مصدقى که می‌گفت ارتش براى انجام وظیفه عالى خود باید از سیاست و امور حکومت دور باشد همین دکتر مصدقى است که امروز از ارتشیان فرض کنیم از بهترین افراد آن براى امور حکومت حتى توزیع قند و شکر و بازرسى نخست وزیرى و شهربانى مرکز و ولایات و غیره استفاده می‌کند؟ زیرا فراموش نکرده‌ایم که یکى از ایرادهاى دکتر مصدق به رزم‌آرا همین بود و یکى از بهانه‌هایى که قیام تاریخى 30 تیر را به وجود آورد این بود که نظامى‌ها حرف او را نمى‌شنوند.

آقاى دکتر سنجابى این مصدق امروز همان مصدق دیروز است؟

این همان دکتر مصدقى است که چون جلسه مجلس تشکیل نشد جلوى در مجلس براى مردم صحبت کرد و گزارش خود را به عرض مردم رساند؟

این دکتر مصدق که با 50 درصد تخفیف خود از ایجاد مشکلات براى انگلیس وامریکا اجتناب ورزید همان دکتر مصدقى است که با سر سختى علیه دشمن غدار و مکار ملت ایران مى‌جنگید؟

این بهانه‌جویى‌ها که از شمارش آن‌ها عذر می‌خواهم لایق دکتر مصدق مظهر پرچم نهضت مقدس ملت ایران بود؟

نایب رئیس - آقاى زهرى وقت شما تمام شد.

زهرى - اجازه بفرمایید چند شعر فقط باقى است بخوانم‏.

نایب رئیس - نمی‌شود اجازه داد تمنا می‌کنم خاتمه بدهید.

خسرو قشقایى - شعرها را بخوانند این بى‌شعرى بود.

زهرى - پس شعر را می‌دهم به آقاى دکتر بقایى بخوانند.

نایب رئیس - آقاى دکتر بقایى‏.

دکتربقایى - بنده به عنوان ماده 90 مطالبى داشتم که می‌خواستم اظهار بکنم ولى چون این مطالب براى این که به عرض آقایان برسد یک مقدماتى است که بدون آن مقدمات خالى از فایده خواهد بود و از طرف دیگر چون فراکسیون محترم نهضت ملى به طوری که اظهار فرموده‌اند وعده داده بودند که یک جلسه فوق‌العاده هشت ساعتى براى این که بنده عرایضم را بکنم موافقت بفرمایند (صحیح است) در حدود دو ساعت بنده تا حالا صحبت کرده‌ام در مجلس این دو ساعت را پاى آن هشت ساعت حساب می‌کنیم اگر امروز هم دو ساعت موافقت می‌کردند بنده عرضم را بکنم (پارسا - در جلسه فوق‌العاده بعد از دستور ممکن است چهار ساعت یا هشت ساعت صحبت بکنید) (مهندس غروى - آن هم بسته به رأى مجلس است) چون به عقیده بنده با این طور صحبت کردن آن نتیجه‌اى از یک مقدمه‌اى که آدم مى‌خواهد بگیرد نمی‌شود و نتیجه از بین می‌رود اگر آقایان موافقت مى‌فرمایند بنده دو ساعت صحبت بکنم عرایضم را می‌کنم و الا هر وقت مجلس اجازه بدهد.

چند نفر از نمایندگان باشد براى بعد

زهرى - شعر را بخوانید.

ناظرزاده - شعر را بخوانید.

دکتربقایى - چون آقاى ناظرزاده فرمودند که شعر آقاى زهرى را بخوانید می‌خوانم شعر آقاى زهرى که خواندنش اشکال ندارد؟

چند گویى که بداندیش و حسود

عیب‌جویان من مسکینند

که به خون ریختنم برخیزند

گه ببد خویشتنم بنشینند

نیک باشى و بدت گوید خلق

به که بد باشى و نیکت بینند

 (احسنت. احسنت)

زهرى - شعر مال سعدى است مال بنده نیست‏.

یکى ازنمایندگان - پس احسنت بر سعدى‏.

دکتربقایى - رأى بگیرید.

نایب رئیس - خیر نمی‌شود رأى گرفت پس جنابعالى بعد از ماده 90 استفاده می‌کنید.

 6- اعلام تنفس جهت تشکیل جلسه خصوصى طبق تقاضاى 10 نفر از آقایان نمایندگان

نایب رئیس - ده نفر از آقایان پیشنهاد جلسه خصوصى کرده‌اند که قرائت مى‌شود.

(به شرح ذیل قرائت گردید)

ریاست محترم مجلس شوراى ملى. امضاکنندگان زیر تقاضا داریم جلسه خصوصى تشکیل گردد.

پورسرتیپ - فضلعلى هدى - حمیدیه - میر اشرافى - احمدفرامرزى - قنات‌آبادى - بهادرى - افشارصادقى - حائرى‌زاده - زهرى‏.

نایب رئیس - با اجازه آقایان چند دقیقه تنفس داده مى‌شو د.

اخگر - اعلام رأى شده‏.

پارسا - جناب آقاى رئیس اعلام رأى شده مجلس هم وارد دستور شده.

نایب رئیس - طبق آیین‌نامه می‌شود تنفس داد.

پارسا - اگر منظور این است که مجلس تشکیل نشود بفرمایید.

نایب رئیس - بعد از جلسه خصوصى دوباره برمی‌گردیم به مجلس‏.

امامى اهرى - بعد از برگشتن باز نطق قبل از دستور است؟

(یک ساعت قبل از ظهر مجلس به عنوان تنفس تعطیل و مجدداً بیست دقیقه بعد از ظهرجلسه تشکیل گردید)

7- اخذ رأى و تصویب فوریت اول و مذاکره و اعلام رأى نسبت به فوریت دوم طرح سه فورى مربوط به گزارش هیئت هشت نفرى

نایب رئیس - نسبت به فوریت اول طرح 3 فورى اعلام رأى شده و محتاج به رأى هستیم فعلاً عده براى رأى کافى نیست و دیگر کسى نیست ...

دکتر معظمى - یک نفر بیشتر کم نیست چند دقیقه صبر کنید.

مهندس حسیبى - تا نیم بعد از ظهر

(پس از چند دقیقه عده براى اخذ رأى کافى شد)

نایب رئیس - پیشنهاد شده که به فوریت اول با ورقه رأى گرفته شود پیشنهاد خوانده مى‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

مقام محترم ریاست مجلس شوراى ملى پیشنهاد می‌کنیم به فوریت اول و دوم و سوم طرح فراکسیون نهضت ملى در باب گزارش هیأت هشت نفرى با ورقه اخذ رأى گردد.

پارسا - حسیبى - دکترفلسفى - محمدحسین قشقایى - مدرس‏

نایب رئیس - رأى مى‌گیریم به فوریت اول با ورقه‏.

(اسامى آقایان به قرار ذیل به وسیله آقاى ناظرزاده (منشى) اعلام و در محل نطق حاضر و اخذ رأى به عمل آمد)

آقایان: مهندس زیرک‌زاده - مکى - مهندس حسیبى - پارسا - دکتر ملکى - انگجى - میلانى - دکتر سنجابى - شبسترى - ناصر ذوالفقارى - محمدحسین قشقایى - خسرو قشقایى - دکتر کیان - امامى اهرى - فتحعلى افشار - گنجه - مهندس غروى - دادور - مجتهدى - موسوى - امیرافشارى - کهبد - قنات‌آبادى - جلالى - حاج سید جوادى - دکتر بقایى - زهرى -شهیدى - دکتر فلسفى - اخگر - نبوى - نجفى - مدرس - خلخالى - وکیل‌پور - دکتر فاخر - اقبال - مصدقى - ملک‌مدنى - دکتر طاهرى - جلیلى - ذکایى - مجدزاده - شاپورى - مهندس رضوى - شادلو - شوکتى - منصف - فرزانه - ریگى - شهاب خسروانى - نریمان - دکتر معظمى - رفیع - تولیت - معتمد‌دماوندى - ناظرزاده.‏

(شماره آرای به عمل آمده پنجاه و چهار ورقه سفید موافق و 3 ورقه سفید بى‌اسم شمرده شد)

نایب رئیس - فوریت اول طرح با 54 رأى تصویب شد.

اسامى موافقین آقایان: مکى - محمدحسین قشقایى - دکتر فاخر - دکتر منصف - فرزانه - وکیل‌پور - مجدزاده - مهندس رضوى - نریمان - رفیع - معتمددماوندى - جلیلى - ملک‌مدنى - حاج سید جوادى - ریگى - دکتر فلسفى - تولیت - ناظرزاده - امیرافشارى - مصدقى - اقبال - خلخالى - گنجه - میلانى - جلالى - کهبد - مجتهدى - اخگر - دکتر طاهرى - موسوى - دادور - نبوى - فتحعلى افشار - دکتر کیان - انگجى - امامى‌اهرى - مدرس - خسرو قشقایى - ناصر ذوالفقارى - دکتر سنجابى - شبسترى - مهندس حسیبى - مهندس زیرک‌زاده - پارسا - مهندس غروى - ذکایى - دکتر معظمى - نجفى - شاپورى - شهاب خسروانى.

ورقه سفید بى‌اسم علامت امتناع - سه ورقه‏

نایب رئیس - فوریت دو مطرح است آقاى حائرى‌زاده بفرمایید.

حائرى‌زاده - مطالبى را راجع به فوریت اول من در جلسه سابق گفتم حالا که در مجلس ما معمول شده که قصه و مثل گفتن مانعى ندارد عرض کنم شخص مطلبى گفت طرف هم ساکت شد بعد تکرارش کرد بعد رفت شاهد آورد بعد دنباله‌اش قسم هم خورد گفت اول که تو گفتى من باور کردم تکرار که کردى براى من تردید پیدا شد که مطلب راست و حسینى و صاف دیگر تکرار ندارد وقتى شاهد آوردى من تردید و شک و سوء‌ظن پیدا کردم وقتى قسم خوردى یقین کردم که دروغ است اصول قانون اساسى ما منحصر به این چند اصل نیست خیلى از اصول قانون اساسى ما محتاج است که درش تجدیدنظر بشود ولى مجلس صالح براى این که این کارها را بکند نیست علت این که ما همیشه مدافع قانون اساسى هستیم در صورتی که بعضى از مواد آن را مطابق رویه و مسلک و فکر خودمان نمی‌دانیم علتش چیست؟ علتش این است که ما مى‌ترسیم بیاییم ابرویش را درست بکنیم چشمش را هم کور بکنیم یعنى یک اصل را یک تفسیرى درش بکنیم اصلاحى بکنیم تعبیرى بکنیم گرفتار اصلاح و تفسیر سایر مواد بشویم

+++

که به ضرر مملکت تمام بکند کارها را در مملکت ما که ماشاء‌الله عکس ظاهر و منطوق هم تفسیر می‌شود و مانعى هم ندارد مثل آن تفسیر راجع به ایرانى‌الاصل در این مملکت پشت همین تریبون برادرزاده همین نخست وزیر آمد و آرنائوت‌الاصل را ایرانى‌الاصل خواند و مجلس هم رأى داد با یک چنین وضعى ما حتى‌الامکان اگر انگشت در قانون اساسى نکنیم به نفع ایران است این انگشت‌ها به ضرر ایران است یک روزى یک اختلافى جناب آقاى دکتر گفتند با شاه پیدا کرده‌اند ما هم وارد شدیم بعد دیدیم على بهانه‌گیر است و این شاهى را که ما دیدیم اگر رئیس‌الوزرایى باشد که به وظیفه‌اش عمل بکند و حامى و طرفدار داشته باشد حامى و طرفدارش خواهد بود و هیچ اهل معارضه و مبارزه با آن رئیس‌الوزراء نیست حتى در مسایلى که جنبه شخصى یا خصوصى هم براى او دارد رئیس‌الوزراء وقتى تکلیفى به او می‌کند او براى توجه رئیس‌الوزرا انجام می‌دهد اگر رئیس دولت به من بگوید خواهر و مادرت باید از اینجا بروند کربلا می‌گویم به تو چه فضول هستى؟ اینها فامیل من هستند تو حق دخالت ندارى ولى شاه شاهى است که در مسایل شخصى و خصوصى خودش هم رئیس‌الوزرایى که طرف اعتماد مجلس شد اگر از او تقاضایى بکند اشکالى نمی‌کند و انجام می‌دهد و اگررئیس‌الوزراى پفیوزى شد این پیشخدمت‌هاى مجلس هم اراده‌شان را به او تحمیل می‌کنند روى کاغذ آوردن و قانون نوشتن کار را اصلاح نمی‌کند تشنج ایجادمی‌کند ولى کار را اصلاح نمی‌کند ما باید اساس را فکرى برایش بکنیم درست شود همین مسئله که چند اصل قانون اساسى مورد آن گزارش براى این که تسکینى براى آن اختلافات پیدا شود نوشته شد حرفى درش نبود ما همه با کمال سادگى انشا کردیم تصحیح کردیم امضا کردیم دادیم سایر مسایلى که در آنجا بحث شده بود یکیش سلب اختیارات دکتر مصدق بود از قانونگذارى که حق ندارد یک شخص هم مجرى باشد هم قانونگذار رئیس دولت حق ندارد که قانونگذارى بکند صلاحیت ندارد رئیس دولت با او صحبت شده بود جلسه اول من بودم جلسه دوم من نبودم آقاى رفیع بود و با ایشان صحبت کردند خودش رفته قانون اختیارات را آورده بود و گفته بود قسمت‌هایش را من خودم حاضرم واگذار بکنم بعد اصل گرو و گروکشى پیش آمد بعد اصل این که دسته‌ها در شهر راه بیاندازند زنده باد مرده باد بکشند کم کم کار به جایى رسید که همان بازى‌هاى مجلس مؤسسان‌ها شروع شد از ولایات تصویب گزارش هیئت هشت نفرى را خواستند از بندر معشور آن چهار نفرى که آنجا هستند و اصلاً هیچ چیز نخوانده‌اند هى تلگراف و طومار مى‌فرستند که گزارش هیئت هشت نفرى باید تصویب بشود اینها تولید سوء‌ظن کرد براى من، من دیدم زیر این کاسه نیم کاسه‌ای است در مملکتى که مردم آن به قدرى گرفتار فقر و بیچارگى و بدبختى و ظلم و تعدى هستند که حوصله این که بیایند و دنبال این قبیل کارها بروند ندارند یک کسى باید اینها را راهشان بیاندازد و ما پیشتر دیدیم که انگشت‌هاى سیاست‌هاى خارجى بدست ما داخلی‌ها به دست ما انگلیسی‌هاى وطنى بازى درست کرده‌اند (مهندس حسیبى - اقرار خوبى است) ماها ما ایرانیانى هستیم که به لباس ایران هستیم نان ایران را می‌خوریم پدر و مادرمان تربیت شده دستگاه انگلستان هستند ما در سایه انگلیس‌ها آقا بودیم ماها هستیم که مملکت را خراب می‌کنیم باید بگردند پیدا کنند مصادیقش را که کجا است آن جناح چپ انگلستان را باید بگردند پیدا کنند که کى‌ها هستند که نخست وزیر مى‌شدند وزیر مى‌شدند استاندار می‌شدند همه مقامات را اشغال می‌کردند اینها کى‌ها بودند این است که تولید سوء‌ظن می‌کند من براى این موضوع با 9 نفر دیگر از رفقایمان تقاضا کردیم یک جلسه خصوصى تشکیل بشود برویم و بعد از یک توافقى اینکار را بیاوریم در جلسه علنى که اینجا کشمکش نکنیم که اگر حقیقتاً آقایان نظر دارند که این قانون اساسى اصلاحاتى باید درش بشود کما این که خود من هم معتقدم که نقایصى دارد و چیزهایى که مربوط به روز است در آنجا باید پیش‌بینى بشود نشده این کار یک راه دارد در جلسه پیش هم عرض کردم یک ماده قانون بگذرانیم من خودم هم امضا می‌کنم اگر چه خطرناک است در اطراف قانون اساسى صحبت کردن ولى بنده این امید را دارم که اگر بتوانیم و زنده ماندیم مبارزه بکنیم که نگذاریم فسادى پیش بیاید و یک کمیسیون پانزده یا هیجده نفرى ثلثش از مجلس شوراى ملى ثلثش از دیوان کشور و ثلثش از دانشگاه بنشینند مطالعه کنند این قانون اساسى ما را با قوانین امروز تطبیق کنند یک طرح براى قانون اساسى ایران بنویسند (خسرو قشقایى - این را پییشنهاد کنید ما رأى می‌دهیم) و بعد یک قانونى ما بگذرانیم که اختیار به این کمیسیون مطالعه قانون اساسى بدهیم طرحى تهیه کند موقع انتخابات دوره هیجدهم که شد ملت ایران را در موقع انتخابات متوجه بکنیم که شما نمایندگان دوره هیجدهم را با این اختیار انتخاب کنید یا طرح مصوب این کمیسیون مطالعه که به معرض افکار عمومى گذارده شد این را به جاى قانون اساسى قبول کنید و یا رد کنید همان قانون اساسى سابق به قوت خودش باقى باشد که دیگر انگشت‌هاى نفوذ زیاد درش وارد نشود این یک طریق (خسرو قشقایى - پیشنهاد کنید رأى می‌دهیم) یک طریق دیگر هم عرض کردم که آن قسمت‌هایى را که ما صحبت می‌کردیم این را حتماً پیشنهاد خواهیم کرد جناب آقاى دکتر  مصدق عذرشان این بود که کار به موقع از مجلس نمی‌گذرد ما هم تصدیق می‌کنیم که مجلسى که متکى به احزاب نباشد مرامنامه و اساس منظمى در دست این وکلا وقتى که انتخاب شدند نبوده است که به چه فکر آمده‌اند به مجلس این تشنجات هست ما اختیاراتى را که دکتر گرفته است از مجلس به کمیسیون‌هاى مربوطه می‌دهیم که لوایح دولت بعد از تصویب کمیسیون‌هاى مربوطه موقتاً به عنوان آزمایش اجرا بشود و آن قانون اختیارات هم ملغى شود آن را ضمیمه کنید تا ما با سلام و صلوات بیاییم یا این است که می‌خواهیم ریشه دیکتاتورى را در آتیه زده باشیم که یک وقتى در مملکت یک تشنجى به نام دیکتاتورى ایجاد نکنند دیکتاتورى به وسیله چهار نفر آدم لختى مثل من ممکن نیست ایجاد بشود و دیکتاتور بشوند چند افسر بدنام متقاعد هم نمى‌توانند دیکتاتور بشوند و دیکتاتورى درست کنند دیکتاتورى را کسانى مى‌توانند در مملکت برقرار بکنند که تقویت از قواى مسلح بشوند (محمدحسین - قشقایى یا خارجى‌ها) خارجى‌ها هم به دست همان قواى مسلح داخلى این کار را انجام می‌دهند این دیکتاتورى به چند صورت در ایران بروز و ظهور کرده که تاریخش را نمی‌خواهم عرض کنم.

نایب رئیس - سه دقیقه از وقت شما باقى است.

حائرى زاده - در همین سه دقیقه تمام می‌کنم. قواى رسمى مسلح مملکت یا به عنوان شهربانى است به عنوان ژاندارمرى است یا به عنوان قشون است ما اگر دولت را مکلف کنیم که براى هر یک از این مقامات از رئیس ستاد ارتش رئیس شهربانى رئیس ژاندارمرى براى هر یک از این مقامات سه نفر را که سوابق‌شان خدمت‌شان اطلاعات‌شان امانت‌شان مورد تصدق دولت باشد به مجلس معرفى کند مجلس یکى از اینها را براى آن پست‌ها براى مدت معینى انتخاب کند این آدمى که شد رئیس نظمیه دیگر می‌داند بدون تقصیر در محکمه او را محکوم نمی‌کنند یا بدون تصویب مجلس شوراى ملى نمى‌توانند او را معزول کنند وزیر جنگ و وزیر کشور نمى‌توانند او را معزول کنند آن مقام ثابت است و روى نظامنامه‌ها وظایف خودش را انجام می‌دهد اگر در موقع خدمت طرف اعتماد باشد دوره بعد هم براى همین سمت انتخاب مى‌شود این را هم آقایان در نظر بگیرند تا ما بتوانیم شرکت کنیم و بیاییم بگذرانیم در جلسه خصوصى صحبت کردیم و بالاخره به نتیجه نرسیدیم و باز آمدیم در جلسه علنى من مطالبم را عرض کردم و باز معتقدم که در خارج بنشینیم صحبت بکنیم و یک تصمیمى بگیریم و یک طرح واحدى بیاوریم که به نفع مملکت باشد و بگذرانیم و الا به لج و لجبازى و هاى و هوى و این حرف‌ها به صلاح مملکت نیست باید در ایران حتى‌الامکان وحدت ملت را رعایت کرد کشمکش ایجاد نکرد چهار ایل و عشیره طومار درست کنند به نفع شاه و چهار تا به نفع مصدق این غلط است اینها براى مملکت ضرر دارد نباید این حرف‌ها براى مملکت درست بشود و باید در مملکت ایران حتى‌الامکان مانع آشفتگى شد و نباید شیرازه مملکت را گسیخته کرد.

نریمان طرح راجع به قواى مسلح رابدهیدهمه هم راى میدهیم این بجاى خودش وآن هم بجاى خودش‏

مهندس حسیبى - ایشان کلمات قصارشان را مى‌فرمایند و بعد هم تشریف مى‌برند.

نایب رئیس - آقاى پارسا

پارسا - بنده متأسفم که جناب آقاى حائرى‌زاده تشریف بردند و از فیض حضورشان ما را محروم کردند و این جواب‌هایى که عرض می‌کنم قبلاً هم عرض کرده‌ام این مخالفت‌هایى که می‌شود مخالفت‌هاى اساسى نیست چون خود آقایان هم مخالفت‌شان را مشروط می‌کنند به این که اختیارات از نخست وزیر مملکت سلب بشود ما فراکسیون نهضت ملى و چند نفر از آقایان منفردین با این طرح موافق هستیم پس این اختلاف اختلاف اصولى نیست و مخالفتى نیست که آدم از لحاظ اصول براى آن جواب بگوید ولى بنده مى‌خواستم توضیحى عرض کنم توضیحى داده باشم چون چند دفعه تکرار شده که این فقط چند اصل از اصول قانون اساسى است که بی‌خود و بی‌جهت عده‌اى آمده‌اند این گزارش را به صورت طرحى درست کرده‌اند آورده‌اند به مجلس بهانه‌جویى می‌کنند بنده خواستم عرض کنم آقایانى که این فرمایشات را مى‌کنند حتى اکثر از آقایانى هستند که خودشان امضا فرموده‌اند آن گزارش را و تأیید گزارش را در ذیل آن از مجلس شوراى ملى که نماینده ملت ایران است خواسته‌اند در اوائل مشروطیت براى هر اصلى از اصول قانون اساسى معانیى بوده است که با حقیقت وفق می‌داده ولى یک دفعه دیگر هم عرض کردم متأسفانه این اصول به دست ایادى استبداد اجرا شد این است که سوء‌تفاهماتى درش راه یافت و یا این که خواسته‌اند آن سوء‌تفاهمات را ایجاد کنند و معانى را منحرف کنند از آن اصول و درسى سال گذشته هم طورى مرکوز ذهن عده‌اى از افراد کردند که حقیقتاً آن معناى اصلى را که آزادى‌خواهان صدر مشروطیت براى آن فداکارى کرده‌اند به کلى گم شد و یک معناى منحرفى که هیچ ارتباطى با اصول قانون اساسى و روح آزادی‌خواهى نداشت به میان آمد ولى خوشبختانه در اثر نهضت مردم ایران و بیدارى ملت این مسأله بار دیگر به وجود آمد البته آقایانى که گزارش را امضا کرده‌اند یا انشا فرموده‌اند باید افتخار داشته باشند که چنین سندى را تنظیم کرده‌اند ولى ملهم

+++

این گزارش افراد و آحاد و  بیدارى ملت ایران بوده بیدارى ملت ایران یواش یواش فهمیده‌اند که این سند و میزانى که از پدران آزادی‌خواه‌شان بهشان رسیده است از معناى اصلیش منحرف شده (صحیح است) این را دو مرتبه باید برگرداند به معناى اصلیش این است که این طرح آمد این طرح مربوط به چند اصل از اصول قانون اساسى تنها نیست و الا کار لغوى می‌شد و بیهوده سخن به این درازى نبود و اگر قضیه همان طورى که مى‌فرمایند بود پس این ابستروکسیون اقلیت چه بود این ابستروکسیون نداشت این که جلسه از اکثریت انداختن نداشت در ذیل همان گزارش معنى صحیحى که منظور نظر ملت و معنى اصلى قانون اساسى ذکر شده است گفته شده است که آن معنى که مرکوز ذهن بعضى بوده است لغو است بیهوده است معناى اصلیش چنین است بنده گمان می‌کنم این الان بهترین موقع براى گذراندن این طرح است براى این که ما شاهى داریم آزادی‌خواه و خودش هم این طرح را دیده و پسندیده رئیس‌الوزرایى داریم مبعوث ملت و مردم و حکومتى که تکیه‌اش بر ملت است مجلسى داریم که به قول طلاب ضرس قاطع مى‌شود گفت که تا حالا جنبه ملیش مى چربد (حاج سید جوادى - بدون تنوین بفرمایید) و بحمدالله الان تمام مقتضیات موجود است و موانع مفقود ما اگر بعد از 48 سال گمان بکنیم حالا هم فوریتى نداشته باشد پس گمان می‌کنم باید الى الابد و با این انحراف‌ها بسازیم بعد از 48 سال ملت متوجه شده که این باید به فوریت به معناى صحیحش در قالب صحیحى ریخته تحویل مجریان امر داده شود موضوع دیگرى که هست اینجا صحبت از اختیارات می‌شود و دولت آقاى دکتر مصدق بنده تعجب می‌کنم این دو موضوع مختلف را چطور به هم ارتباط می‌دهند این گزارش یا این طرح را که راجع به اساس مشروطیت و جزو بدیهیات مشروطیت است چه ارتباطى دارد با دولت دکتر مصدق که جزو مسایل روز است ممکن است امروز هست فردا نباشد و یا امسال هست 5- 6 سال دیگر نباشد این آقا یک اصلى است راجع به قانون اساسى و مشروطیت را به طور صحیح قبول داریم یعنى آن مشروطیتى که همان طوری که عرض کردم در صدر مشروطیت ملت خواست و منظور نظر سایر ملل آزادی‌خواه هم بوده آن را می‌خواهیم با آن معجون عجیبى که حقیقتاً روز به روز ما را به حکومت فردى مى‌برد و یک دفعه هم برد دو مرتبه سرجایش باقى باشد این است که بنده از آقایان استدعا می‌کنم حساب این طرح و حساب این گزارش را از حساب جناب آقاى دکتر مصدق جدا کنید و از حساب اختیارات هم جدا کنیم چون در اختیارات تا آنجایى که بنده می‌شنوم آقایان مخالفین مى‌فرمایند که با اختیارات در اساسش موافق هستیم یک قسمتى از اختیارات را برگردانند. پس ایرادى که مى‌فرمایند که اختیارات با قانون اساسى انطباق ندارد رد شده است چون حقیقتاً اگر مباینتى از لحاظ قانون اساسى داشت که کلیه‌اش باید باشد چون این طور نمی‌شود که جزو مورد قبول باشد و بعد هم بگوییم که با قانون اساسى انطباق ندارد (قنات‌آبادى - کلاً مورد قبول نیست) عرض کردم تا آنجایى که بنده شنیده‌ام این طور فرموده‌اند (قنات‌آبادى - خلاف به عرض‌تان رسانده‌اند) راجع به سلب اختیار هم حکومت، حکومت اکثریت و عدد است ما نشسته‌ایم پیشنهاد مى‌آید می‌گوید که این اختیارات را بدهیم به دست دکتر مصدق یا این که می‌گویند ما اصلاً دولت دکتر مصدق را نمى‌خواهیم این بسته به رأى نمایندگان ملت است آن هشت نفرى که انتخاب شدند ....

نایب رئیس - چند دقیقه از وقت شما بیشتر نمانده است.

پارسا - چشم آقا عرض کردم آن هشت نفرى که انتخاب شدند براى رفع اختلافات براى اختیارات مأموریتى نداشتند صحبتى براى اختیارات نبوده (صحیح است) این است که بنده استدعا می‌کنم 48 سال وقت کافى بوده است براى ملت این فوریت دیگرش را هم تصویب بفرمایید که انشاء‌الله این مایه فساد که هر روز و هر ساعت چه در گذشته و چه در آینده در گذشته بوده و در آینده هم ممکن است مایه فساد بشود مایه القاء شبهه بشود یک دفعه بریده شود و از بین برود عرض دیگرى ندارم.

8- تعیین موقع و دستور جلسه بعد ختم جلسه

نایب رئیس - اعلام رأى می‌کنم به فوریت دوم با ورقه و چون عده براى رأى کافى نیست و آقایان دیگر تشریف نمى‌آورند یعنى تشریف ندارند پس با اجازه آقایان جلسه را ختم می‌کنیم جلسه آینده روز سه‌شنبه ساعت 9 صبح دستور هم همین مطلب‏.

(مجلس یک ساعت بعد از ظهر ختم شد).

نایب رئیس مجلس شوراى ملى - محمد ذوالفقارى‏

+++

یادداشت ها
Parameter:294818!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)