کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره پانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره‏ 15
[1396/05/25]

جلسه: 80 صورت مشروح مجلس روز دوشنبه هفتم تیر ماه 1327  

فهرست مطالب:

1 ـ تصویب صورت مجلس

2 ـ بقیه مذاکرات در اطراف برنامه دولت

3 ـ تعطیل جلسه به عنوان تنفس

 

مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره‏ 15 

 

 

جلسه: 80

صورت مشروح مجلس روز دوشنبه هفتم تیر ماه 1327

 

فهرست مطالب:

1 ـ تصویب صورت مجلس

2 ـ بقیه مذاکرات در اطراف برنامه دولت

3 ـ تعطیل جلسه به عنوان تنفس

 

مجلس ساعت ده و نیم صبح به ریاست آقای رضا حکمت تشکیل گردید.

1 ـ تصویب صورت مجلس

صورت مجلس جلسه قبل را آقای صدرزاده (منشی) به شرح زیر قرائت نمودند.

دو ساعت قبل از ظهر روز یکشنبه ششم تیر مجلس به ریاست آقای رضا حکمت تشکیل و صورت جلسه پیش قرائت گردید. اسامی غائبین جلسه گذشته که ضمن صورت جلسه خوانده شده است.

غائبین با اجازه ـ آقایان: اردشیر شادلو ـ محمدعلی دادور ـ سلطان‌العلما ـ تولیت ـ اورنگ ـ بهار ـ نصرت‌الله اسکندری ـ مامقانی ـ احمد فرامرزی.

غائبین بی‌اجازه ـ آقایان: اسماعیل ظفری ـ علی‌محمد غضنفری ـ محمدقلی قوامی ـ حسین وکیل ـ ناصرالدین ناصری ـ شهاب خسروانی ـ نیک‌پور ـ قهرمان ـ گلبادی ـ عباسی ـ افشار ـ صفا امامی ـ کهبد ـ عدل اسفندیاری.

دیر آمدگان با اجازه ـ آقایان: مهدی ارباب ـ ابوالقاسم امینی ـ صاحب جمع ـ دکتر راجی ـ سلطانی ـ کامل ماکوئی ـ منصف ـ موسوی ـ افخمی ـ محمدعلی مسعودی ـ دکتر آشتیانی ـ دکتر مصباح‌زاده.

دیر آمدگان بی‌اجازه ـ آقایان: محمدحسین قشقائی ـ بیات ـ آشتیانی‌زاده ـ حسن اکبر ـ جواد عامری ـ آقاخان بختیار ـ مسعود ثابتی ـ اسدی ـ صاحب‌دیوانی.

آقای رحیمیان اظهار داشتند عین صورت نطق خود را به نظر آقا فولادوند رسانیدند که رفع سوء تفاهم از ایشان بشود.

آقای صفوی راجع به تصویب پیشنهاد آقای مهندس رضوی در باب معافیت کتب از حقوق گمرکی گفتند چون با قیام و قعود اخذ رأی شده اگر قطعی است باید با ورقه اخذ رأی شود.

آقای رئیس اظهار داشتند به مجموع پیشنهادات با ورقه اخذ رأی خواهد شد و آقای حاذقی راجع به اوقات جلسات تذکری دادند و آقای محمدعلی مسعودی راجع به بلیط‌های بخت آزمایی گفتند در بعضی موارد شرط‌بندی جایز است.

آقای حائری‌زاده اظهار نمودند آقای هژیر در غیاب ایشان بیاناتی نموده‌اند که باید توضیح دهند و صورت مجلس تصویب شد.

آقای رئیس بیان داشتند در چند روزه اخیر حوادثی به وقوع پیوسته و اظهارات ایشان در جلسه خصوصی برای حفظ انتظامات در بعضی جراید مخالف با واقع نشر شده است در حالیکه عموم علاقمندان به آزادی و مشروطیت دارای همین عقیده هستند که اظهار احساسات از لوازم حکومت ملی و دموکراسی است منوط بر آنکه مخالف قانون اساسی و مزاحم تصمیمات مجلس نباشد در حکومت مشروطه مرکز حل و عقد امور و سیاست مملکت است و حفظ حقوق و منافع و مصالح ملت مجلس شورای ملی است و هیچ فرد یا مقامی حق مداخله در امور مجلس ندارد و بر هر فرد ایرانی واجب است در تقویت این اساس مجاهدت کند و از هر عملی که باعث تضعیف حکومت مشروطه شود اجتناب نماید.

+++

و بعضی ارباب مطبوعات که رکن چهارم مشروطیت شناخته شده است نباید با مندرجات بی‌اساس در نشریات خود به تضعیف مجلس بپردازد.

آقای کشاورز صدر به عنوان موافق با برنامه دولت آغاز سخن نموده گفتند آقالی حائری‌زاده از ایجاد حکومت دیکتاتوری اظهار نگرانی کردند و نسبت‌هایی به آقای هژیر دادند و انتقادی از اوضاع عمومی کشور نمودند، آزادی فکر و قلم برای هر کس مطابق ناموس مشروطیت محفوظ است تا نقطه‌ای که به حقوق دیگران تجاوز نکند انحصار آزادی یک نفر یا یک جمعیت خود نوعی از دیکتاتوری است و ملت ایران با منشور ملل متفق تحت تأثیر تبلیغات عناصری نخواهد رفت که دیگران را به مداخله در امور داخلی دعوت کنند و اگر اکثریت مجلس به آقای هژیر رأی داده تشخیص داده است که بهتر از دیگران در اجرای اصول دموکراسی انجام وظیفه می‌کنند آقای هژیر در مملکت مشروطیت ایران تربیت یافته و در اجرای وظایف خود برای جوانان کشور راه باز می‌کنند و در انتقاد از اوضاع عمومی قابل انکار نیست که نقایصی موجود است و در نتیجه آن وضع فعلی مردم و مملکت می‌باشد که حکومت‌های چند ساله دموکراسی موفق به رفع نواقص و معایب نشده و برنامه فعلی دولت باید از طرف مجلس پشتیبانی شود موجبات اصلاحات لازمه فراهم گردد همچنین بهترین تصمیم دولت رسیدگی به وضع مستخدمین مملکت است که باید به بهترین طرزی صورت تحقق پذیرد و در خاتمه با قرائت اصل 38 قانون اساسی گفتند مجلس باید در عقاید و تصمیمات خود آزاد باشد و آقایان نمایندگان با اتحاد و اتفاق نظر موجبات تأمین مصالح عالیه کشور را فراهم نمایند.

آقای ناصر ذوالفقاری به عنوان مخالف مشروط بیان داشتند که آقای هژیر در برابر متجاسرین آذربایجان امتحان خود را پس داده‌اند ولی متأسفانه برنامه دولت ایشان نمی‌تواند پاسخ جامعی به انتظارات مردم بدهد و آقای هژیر باید توجه داشته باشند که پس از سه یا شش ماه از عهده اجرای برنامه خود بر آیند و دروس آن را تجدید نکنند و در باب روابط بین زارع و مالک و کارگر و کارفرما که در برنامه دولت بدان اشاره نشده توضیحات مفصلی داده گفتند محتاج به تشکیلات منظم و علاقمندی دولت است که نخست دولت و بعد مالکین و سپس کشاورزان در اصلاح وضعیت کمک کنند که در نتیجه شهرستان‌ها هم خالی از سکنه نشود و نیز معتقد بودند که آبیاری سیستان را دولت باید در برنامه خود بگنجاند و اختلافی که سالهاست بر سر هیرمند بین ایران و افغانستان وجود دارد از میان بردارد والا در صورت اجازه دولت مردم سیستان می‌توانند آب را در مسیر خود برگردانند همچنین در باب اجرای قانون مهر 26 و نفت جنوب و بحرین و فیروزه و مطالبات ایران از متفقین دولت باید تصمیم جدی و فوری اتخاذ کند. و نسبت به اصلاحات وزارت امور خارجه اظهار نظر نمودند که قبل از افشاء بعضی مطالب دولت باید اقدامات مقتضی در اصلاح این وزارتخانه به عمل آورد .

آقای وزیر امور خارجه در موضوع آب هیرمند اظهار امیدواری نمودند که با وساطت امریکا و تذکراتی که به سفیر کبیر افغانستان داده شده موجبات انجام منظور نمایندگان محترم فراهم خواهد شد و نسبت به اصلاحات لازمه وزارت امور خارجه گفتند معایب باید صراحتاً گفته شود تا موجبات رفع آنها بیشتر و بهتر فراهم گردد و معتقد بودند تا به دولت قدرت قانونی ندهند و از آن پشتیبانی نکنند هیچگونه اصلاحی صورت‌پذیر نخواهد بود.

آقایان حاذقی و باتمانقلیج پیشنهاد کفایت مذاکرات نمودند و آقای عباس اسکندری مخالف بودند و اظهار داشتند باید مخالف و موافق صحبت کنند از نظر دولت هم صلاح نیست که به اقلیت مجال صحبت داده نشود.

آقای فرامورزی پیشنهاد نمودند تا برنامه دولت مطرح است همه روزه مجلس تشکیل شود و آقای معتمد دماوندی به عنوان موافق مشروط در برنامه دولت وارد صحبت شده گفتند در باب سیاست خارجی دولت باید دستگاهی برای اجرای منظور خود داشته باشد که وزارت امور خارجه آماده برای انجام این منظور نیست و بعضی نمایندگان سیاسی دولت در خارجه شایسته و قادر به حفظ سیاست دوملت نیستند و در باب قونسولگری‌های دول خارجی در ایران گفتند هیچ محملی ندارد همچنین متعاقب قشون متفقین انجمن‌های فرهنگی آنها در هر شهری تشکیل شده که مخالف مصالح مملکتی ما است و باید به کلی تعطیل شود و نیز از نشریات رادیو همسایه شمالی شکایت نمودند که به مقدسات ملی ما اهانت می‌کنند.

سپس در باب سیاست داخلی اعتراض نمودند که کأمورین در امور یکدیگر مداخله می‌کنند و راجع به اوضاع اقتصادی گفتند از لحاظ دخل و خرج بیلان صحیح ندارد و شکست اقتصادی اسباب اسارت سیاسی است.

نسبت به وزارت فرهنگ نیز معتقد بودند که نهضت دینی در فرهنگ ایجاد شود و اصلاحات اساسی به عمل آید در باب نفت جنوب تصریح و تأکید نمودند که دولت باید حق سلب شده ملت ایران را برگرداند بحرین نیز که ملک مطلق ملت ایران است باید به ما برگردد و دولت امریکا راجع به نفت بحرین با دولت ایران کنار بیاید و بالاخره اوضاع خلیج فارس باید منظم و موجب سادت ایران باشد و دولت باید نفوذهای نامشروعی که مخالف حق حاکمیت ایران است از میان بردارد.

سه ربع بعدازظهر مجلس خاتمه یافت و به صبح روز دوشنبه موقع مقرر محول گردید.

رئیس ـ نسبت به صورت جلسه اعتراضی نیست؟

(گفته شد ـ خیر) صورت مجلس جلسه پیش تصویب شد آقای معتمد دماوندی بقیه نطق خودتان را بفرمایی.

کشاورز صدر ـ بنده نسبت به صورت جلسه تذکری داشتم.

رئیس ـ بفرمایید.

کشاورز صدر ـ بنده در جلسه گذشته سه موضوع را تذکر دادم که ذکر آنها در صورت خلاصه صورت مجلس هم نهایت ضرورت را دارد عرض کردم که این سه موضوع عمده‌ای هست که اکثر آقایان همکاران و رفقای مجلسی بنده را وادار کرده است که به دولت آقای هژیر رأی بدهیم و در اینجا ذکری نشده است آقا یکی راجع به موضوع مقاومت ایشان در مقابل ندادن وجه به متجاسرین آذربایجان...

رئیس ـ  این صورت مجلس مفصل نیست آقا این صورت خلاصه است اصلاح می‌شود.

کشاورز صدر ـ یکی هم راجع به بالا بردن نرخ لیره است که یک وقت که بالا بردن نرخ لیره مطرح بود ایشان مقاومت کردند و یکی هم راجع به بحرین و موضوع نفت بود این را خواهش می‌کنم امر بفرمائید درج کنند.

رئیس ـ اصلاح می‌شود آقای معتمد دماوندی بفرمایید.

2 ـ بقیه مذاکرات در اطراف برنامه دولت

معتمد دماوندی ـ دنباله عرایض دیروز بنده راجع به حقوق غصب شده ملت ایران یکی هم مربوط به هیرمند است که نمایندگان محترم مفصلاً در اطرافش بحث کرده‌اند و نماینده محترم آقای منصف هم بکرات پشت همین تریبون تذکرات جامعی به دولت وقت داده‌اند و آقای وزیر امور خارجه دولت کنونی که در دولت گذشته هم سمت وزیر امور خارجه داشته‌اند اینجا وعده فرموده‌اند که با وساطت دولت امریکا و مذاکرات مستقیمی که بین وزارت امور خارجه از یک طرف و سفیر کبیر افغانستان از طرف دیگر در جریان است امید است که این موضوع با یک صورت درست و صحیحی حل شود و این هم از آن مورادی است که ما از دولت جوات آقای هژیر انتظار بذل توجه خاص در مباحث دیگر عرایض خودم بشوم لازم است تذکر بدهم که بعد از اتمام عرایضم بعضی از آقایان نسبت به نکاتی از عرایضم ایراداتی داشتند و فرمودند و من هم متشکرم از اینکه در حین عرایض ممکن است بعضی حرف‌ها زده شود و خیال می‌کردند صلاح نبوده است و از نقطه نظر یک ناطق جوانی مثل بنده البته من اینها را برای آینده سرمشق می‌گیرم (صحیح است) یکی هم موضوعی که مورد گله بعضی آقایان بود موضوع دانشگاه بود بنده که نگفتم که خدای نکرده دانشگاه ما مردمان بی‌دین درش هستند و تدریس می‌کنند عموم دانشجویان ما به استثنای بعضی از اقلیت‌هایی از قبیل یهودیها و یا ارامنه در دانشکده طب و فنی و حقوق تحصیل می‌کنند عموم بدون استثناء مسلمان هستند (صحیح است) و بنده از جمله آن اشخاصی نیستم که مخالف باشم با استقلال دانشگاه آن روز هم که این صحبت اینجا شد من مخالف بودم و حق این است که عموم دانشگاه‌های ماهر قدر که بعدها در نتیجه مساعی دولت فرهنگ‌خواه حاضر تأسیس می‌شود انشاالله از جمله دانشگاه تبریز آن هم باید مستقل باشد حق این است که دارالعلم باید مستقل باشد ولی بنده از نقطه نظر اوضاع اجتماعی مملکت که ما را به سوی تدنی اخلاقی بسیار شدیدی می‌کشاند و نمونه آن فحشاء و منکری است که در مملکت رایج و رونق دارد. عرض کردم که این فرهنگ برای ملت ایران قابل هضم نیست (صحیح است) برای تجدید و تشکیل حیات دینی مملکت لازم است که در فرهنگ کشور یک نهضت شدید دینی بشود و دین برای مملکت ما لازم است و اینکه گفتند الناس علی دین ملوکهم صحیح است این دولت است که باید پیشوا

+++

شود برای ایجاد یک نهضت دینی و ما هم از آقای هژیر امید این پشتکار را داریم چون به من توصیه شده است که اطراف و جوانب عرایضم را ببرم و قیچی کنم و مختصر عرض کنم از این جهت من دیگر از سایر مباحث صرف‌نظر می‌کنم و اجازه می‌خواهم که مختصری هم به سوی گیلان بپردازم. گیلان از جمله ایالات و ولایاتی است که در ایران به اندازه‌ای موهبت‌هایی اعطاء شده است ولی این مواهب می‌بایستی مورد توجه دولت‌ها در وقت می‌شد و نخواستند و یا نتوانستند و یا باید بخواهند که از این مواهیب به حد اعلی استفاده بشود متأسفانه در دولت‌های گذشته مخصوصاً از سال 1320 به این طرف توجهی نشد البته مأمورین عالی مقامی هم در گیلان بودند که افکار و نیت مرکز و نظریات سیاست دولت را اجرا می‌کردند و ما هم از همه آنها متشکریم مخصوصاً از آقای انصاری که واقعاً مرمان گیلان به او منهای علاقه را دارند این شخص با کمال نجابت در یک مدت بحرانی در گیلان منتهای مساعدت را کرد و باید دولت هم از او تشویق بکند و من امروز به نام گیلانی از او تشویق و تقدیر می‌کنم زحمات خستگی ناپذیری متحمل شد (نیک‌پی ـ در اصفهان هم همین طور) و الان در اصفهان هم مشغول زحمات طاقت‌فرسایی است که من می‌دانم که این برای مملکت ما هیچ ارزشی ندارد ولی عرض کردم یکی دو تا مأمور اینطوری اینها به درد ما نمی‌خورد باید در درجه اول مأمورینی باشند که دلشان به حال گیلانی و مملکت بسوزد حالا بنده بعضی از عرایض مختصراً عرض می‌کنم ملاحظه بفرمایید که هیچ توجه نمی‌شود مثلاً از اهم مسائل اقتصادی توجه نکردن به امور زارعین توتونکار گیلان است زارع توتونکار گیلانی شب و روز زحمت می‌کشد برگ سیگار تهیه می‌کند و به دولت بدهد در ازاء قیمت بسیار ناچیز اگر حساب بکنیم وقتی که ... (صفوی ـ زارعین برازجان هم همین طور، زارعین برازجان هم تنباکو تهیه می‌کنند) (سزاوار ـ زارعین همه کشور همین جورند) ... این صرف وقت می‌کند خود و زنش و بچه‌اش و دیگرانی که در اطراف او هستند به عنوان شخم‌زدن یا وجین‌زدن این مزارع با صرف وقتهای دیگر می‌بینیم دولت ازش می‌‌خرد 25 قران و 25 قران هم خرج می‌کند امروز قیمتی که به ما می‌فروشد 45 تومان است، 450 ریال است سیگاری که بدست مصرف کننده می‌رسد عرض کردم در نتیجه یک مقررات خشکی که دست و پای همه را در این مملکت بسته است، در نتیجه این مقررات زارع بربخت گیلانی آن همه ثروت عاید مملکت می‌کند و به خزانه این مملکت می‌ریزد، بنده پریروز رفتم اداره دخانیات تا دو سه ماه پیش صد میلیون، صد و پنجاه میلیون تومان عایدات سالیانه‌اش تخمین زده می‌شد ولی آقای اشتری می‌گفت که می‌توانیم عایدات سالیانه را به دویست میلیون تومان برسانیم بسیار خوب بودجه مملکت ما 600 میلیون تومان است یک ثلث از عایدات کشور، یک ثلث از بودجه کشور را زارعین توتونکار گیلانی تهیه می‌کنند آن وقت چه می‌دهد دولت؟ 25 ریال در هر کیلو ملاحظه کنید این رعیت چه جور می‌تواند زندگیش را تأمین کند کجای دنیا اینطور است این چه جور عدالت است، این چه انصافی است، این عمل در کجای دنیا حکم می‌کند که 25 ریال از زارع بدبخت بخرند و 450 ریال به ساکنین کشور بفروشند! وقتی که ما مراجعه می‌کنیم  و می‌گوییم که آقا اقلاً این مبلغ خرید را زیاد کنید می‌گویند بله، کمیسیونی خواهیم فرستاد مخارج را در آن جا بررسی کنند و ببینند چقدر مخارج دارد، آقا همین قدر مخارج دارد که هر سال دارد و همان را هم هر سال 25 ریال تخمین می‌زنید، پس چرا 450 ریال می‌فروشید اقلاً بفروشید 50 ریال آخر یا باید هزینه زندگی را آورد پایین یا اینکه حرف عملی زد، هزینه زندگی که نمی‌آید پایین، یکی از موارد پایین آوردن هزینه زندگی همین مورد است که نمی‌آورید پایین پس ببریدش بالا، این مقدار را هم خیال دارند به 500 ریال، پنجاه تومانش برسانند، آقا اجازه بدهید این رعیت هم یک زندگی خوشی به خودش ببیند اقلاً ببیند که چی دارد، ماحصل زندگی‌اش چیست، این رعیت بدبخت در سال برای محافظت مزرعه برای تخم‌ریزی، وجین، برای بریدن، سوزن‌زدن، برای بردن در گرمخانه و برای بسته‌بندی و عدل‌بندی اوقات خودش را صرف می‌کند و از همه مشکل‌تر برای آوردن در آن مکان که باید تحویل این مأمورین بی‌انصاف بدهد و 6 روز باید از فرسنگ‌های مختلف، 8 فرسخ 10 فرسخ بیاید و آنجا معطل بشود که می‌خواهد 4 عدل توتون بفروشد. 4 عدل سیگار بفروشد این را خواهش می‌کنم توجه بفرمایید ما هم به رعایای گیلان وعده داده‌ایم که بر این نرخ باید اضافه بشود و استدعا می‌کنم که یک عطف توجهی بفرمایید که حساب مخارج در کار آورده شود یک ترتیبی اتخاذ بفرمایید که این 450 ریال حلال طیب و طاهر گیرد دولت بیاید که اقلاً به مصرف حلال هم برسد، یکی هم موضوع پیله و نوغان است ـ متأسفانه در برنامهٔ 7 ساله کشور هم راجع به این موضوع اشارهٔ نشده است ما همه‌اش به مردم گیلان وعده می‌دادیم که انشاالله در برنامهٔ 7 ساله برای شما این طور خواهد شد و آقایان حتی سد سفید رود را هم در برنامهٔ 7 ساله نگذاشتند، حالا آقایان می‌گویند گذاشته‌ایم ولی بنده خیال می‌کنم نیست، خوب برنامه 7 ساله با این تظاهرات که خواهد آمد و انشالله در موقعش صحبت خواهیم کرد حرفی نداریم، دولت هم که توجهی ندارد گفتند به عهده بانک صنعتی است رفتیم در بانک صنعتی. در بانک صنعتی آقای حاتم تشریف دارند در امر پیله انصافاً زحمت می‌کشند رفته‌اند صحبت کرده‌اند بعد از صحبتها به قول آخوند ما بعداللتیاوالتی تازه هیئت مدیره نوشته است چون کارخانه چالوس ضرر می‌کند بعداً ما احتیاجی به توسعه کشت توت نداریم بسیار خوب این هم که از جمله خارج می‌شود، آقا گیلان را باید بگویم یک هندوستان ثانی است (امیر تیمور ـ آقا باید نوغان آزاد بشود) بهتر به هر حال اگر آزاد نمی‌شود من عقیده دارم که یک ادارهٔ مستقلی داشته باشیم که بداند چه جور باید اداره بکند به هر حال زحمت خیلی کشیدند و آقای مهندس دهقان هم در رشت زحمت کشیده و امسال محصول پیله به مراتب از هر سال بهتر است و زیاد هم هست ولی متأسفانه در خریدش آنجا جارو جنجال پیدا شد و بالاخره هیئت مدیره اجازه پول دادن نداد و آقای مهندس زنگنه با مسئولیت خودش پول فرستاد و الان هم مشغول خریدن هستند ولی این عمل بار را به منزل نمی‌رساند، آقای هژیر ما از شما انتظار داریم با تأیید خداوند متعال امیدواریم که این مشکلات را توانید حا بکنید (انشاالله) راجع به موضوع چای، بعضی از آقایان گفتند که چای ایران خراب است باید دید که خرابی چای تقصیرش از کیست و چطور شد که چای خراب شد بنده این جا دو نمونه از چای آورده‌ام و خیال می‌کنم که آقایان تشخیص ندهند که این چای مال گیلان است یا هندوستان در صورتی که هر دو نمونه مال ایران است یک نمونه آن چای ممتاز است و دیگری زرین ( آشتیانی‌زاده ـ دمش کنید) خواهش می‌کنم چون حساب اقتصادی ایران است توجه بفرمایید. این دو نمونه که یکی چای ممتاز و دیگری چای زرین شکسته گیلان است ( دهقان ـ دمش کنید) اجازه بفرمایید، متأسفانه ما بساطمان این قدر عریض و طویل نیست که آن را دم کنیم و آقایان را دعوت نمایم همین جا خشگه دم می‌کنم (زنگ رئیس) این دو نمونه را آقای نخست‌وزیر و سایر آقایان ملاحظه بفرمایید خیال می‌کنم این یک نمونه چایی است که با چای هندوستان رقابت می‌کند، این چای الان در بازار آزاد کیلویی 12 تومان خرید و فروش می‌شود و خوشبختانه چای لاهیجان هم هست این که آقایان می‌بینید که چای ایران خراب است چای ایران خراب نیست این مأمورین دولت خراب کرده‌اند (صحیح است) از سال 1312 تا سال 1321 وضع چای گیلان بسیار خوب بود، مأمورین کشاورزی مخصوصاً مسیو هایی‌چو چینی به قدری مراقبت داشت که در سال چندین هزار کیسه چای در این مملکت سوخته می‌شد. ولی متأسفانه از 1321 که سیاست‌های مختلف در این کشور پیدا شد چایکار بدبخت باید فدای هندوستان بشود، چای ایران را خراب کردند بفرمایید این چای را ملاحظه کنید ببینید می‌توانید تشخیص بدهید که این چای گیلان است یا چای هندوستان (سزاوار ـ چای متخصص می‌خواهد) بیایید ببرید به آقایان نشان بدهید، متخصص دارد (سزاوار ـ در این جا متخصص نیست) این چای از چای هندوستان هم بهتر است، آقا چه شد که مأمورین رفتند آنجا برای پرکردن جیبشان و کشاورز بیچاره خیال کرد که اگر زیاد بچیند و زیاد تولید کند و در نتیجه بسته‌بندی و بست و بند با مأمورین دولت می‌تواند زیادتر پول بگیرد در صورتی که این عمل اشتباه است اگر اینطور چای بچیند می‌تواند در هر هکتار 500 کیلو بچیند و 500 تا دوازده تومان بگیرند. حد متوسط مخارج برای هر کیلو یک تومان است برای 500 کیلو 500 تومان مخارج دارد، این مأمورین رفتند آنجا و متخصصین صحیح را از روی کار برداشتند که از جمله رأفت نامی بود که از وزارت کشاورزی رفته بود آقای وزیر کشاورزی توجه بفرمایید با مسیوهایی‌چو این دو نفر رفته بودند سراسر گیلان را کنترل می‌کردند چای گند و پوسیده را توقیف می‌کردند ولی شما از سال 1321 تا امروز آماری برای من بیاورید در آن نشان بدهید که حتی یک کیسه چای توقیف شده یا یک کیسه در سراسر گیلان کنترل شده سوخته شده نه والله چون آنها هم اینطور دیدند زارعین هر طور که دلشان خواست چیدند این کشاورز را باید حالیش کرد باید تعلیم به او داد که اگر چای خوب تهیه کنید کما اینکه کسانی هستید که چای خوب تهیه می‌کنند و به قیمت خوب هم در بازار

+++

آزاد می‌فروشند دیدند اگر اینطور ادامه پیدا کند فردا درب هندوستان را به روی ایران از حیث چای می‌بندیم و دیگر احتیاجی نداریم که دیگر چای از هندوستان بیاید ولی متأسفانه ما باید فدای هندوستان بشویم آنها نمی‌گذارند الان بروید در بازار نگاه کنید بدترین چای‌های هندوستان را که در تمام دنیا مشتری ندارد برای ما فرستاده‌اند (سزاوار ـ صحیح است این موضوع درست است) و این بازرگانان چای‌های هندوستان را دوباره فرستادند به کارخانجات شمال و در آن جا یک قدری بو دادند و یک قدری سیاه کردند و یک مقداری دواهای سیاه توی آن چای‌ها می‌زنند و آنها را به مردم می‌خورانند استدعا می‌کنم آقای وزیر اقتصاد ملی جلوی چایی خارجه را بگیرند در داخل کشور امروز برای 5 سال چایی هست حمایت کنید چایی داخله را حد متوسط صدهزار نفر در گیلان مشغول زراعت چای هستند و مشغول عملگی در گیلان هستند اگر این داستان منتهی به کیفیتی نشود یک فقر بسیار شدید اقتصادی سراسر مملکت را فرا می‌گیرد برای اینکه تبدیل این مزارع به قدری مشکل است که حد ندارد زیرا اینها باید مجاری آبشان را برگردانند جلوی سدهای آبشان را باید بگیرند و همه اینها آقا تبدیل کرده‌اند به باغ، امروز دیگر برای آنها مسیر نیست که بتوانند آن برنج‌کاری را برگردانند و آن استخرها را که خشک کرده‌اند درست بکنند یک عده زیادی از بازرگانان برای اصلاح چای اقدامات زیادی کردند یکی از آنها آقای صلحی است که این شخص به قدری دوندگی برای اصلاح چای کرد و به قدری کوشش کرد که نهایت ندارد منتهی هیچ کس بهش اعتنا نکرد که تو این پیشنهادات خودت را بکی داده‌ای بنده یکی از این پیشنهاداتش را که به من داده است خدمت جنابعالی تقدیم می‌کنم حالا که اینها آمده‌اند به عنوان نمایندگی چای اینجا و یک صورت مجلسی را تهیه کردند و رفتند هر چه ما داد کردیم که آقا بیایید یک طوری قیمت چایی را تعیین کنید حالا نیز آن پیشنهاد را کرده‌اند بنده انتظار دارم از جنابعالی دستور بفرمایید در اقتصادات وزارت دارائی از نمایندگان محترم گیلان و کارشناسان این امر یک کمیسیون‌هایی تشکیل بشود بنشینند و یک هسته مهم و همیشگی بوجود بیاید یک چیزی که برای همیشه باشد و کشاورز هم بداند که از منافع او دولت دفاع می‌کند بوجود بیاید و ما را بی‌نیاز بکند از چای خارجی من به شما قول می‌دهم اگر دقت بفرمایید در ظرف 5 سال از چای خارجه ما بی‌نیاز می‌شویم عین آن پیشنهاد را من به شما تقدیم می‌کنم در گذشته آقا 11 رقم چای بود ولی در 1322 او را سه رقمش کردنداین دوباره باید برگردد به همان 11 رقم مأمورین کشاورزی باید کنترل بسیار شدید داشته باشند شما به جای اینکه ناظر خرید بفرستید آنجا بنشیند نظارت بکند لیست‌هایی تهیه شده و پولهایی داده شده است ای کاش برای بهبود اوضاع چای اینها را می‌فرستادید که نظارت می‌کردند در اوضاع چای که دیگر چای بد نچینند باید چای را آقا به اصطلاح ما گیلانی‌ها سه برگ غنچه و چهار برگ غنچه بچینند ولی کار به جایی رسیده است که می‌روند بیست برگ غنچه می‌چینند و این بیست برگ می‌ماند و مثل برگ شمشاد کلفت می‌شود و این همان چای است که به دولت می‌فروشند و همان چایی را بعد دولت به قیمت خیلی نازل 25 ریال مجبور می‌شود بفروشد آقایان چایی گیلان بسیار مرغوب است لطف بفرمایید چای خوب تهیه بفرمایید و به مردم بخورانید و بنده یقین دارم که دیگر به جای چای خارجه احتیاج ندارند.

(نمایندگان ـ احسنت) (سزاوار ـ چای گیلان بسیار خوب است) اما اوضاع اقتصادی بندر پهلوی (رحیمیان ـ آقای رئیس مخالفین دولت پس کی باید صحبت بکنند؟) اجازه می‌دهید بنده بیایم پایین

رحیمیان ـ طرفداران شما پیشنهاد کفایت مذاکرات می‌کنند مخالفین چه باید بکنند در یک دولت فقط یک نفر مخالف باید صحبت بکند؟

معتمد دماوندی ـ ... بندر پهلوی جناب آقای هژیر از لحاظ اقتصادی به وضع بسیار اسفناکی افتاده است تجارت ابداً ندارد. متأسفانه موهباتی را که طبیعت به گیلان عطا کرده است مخصوصاً در حوزه بندر پهلوی بسیار بسیار کسر نموده زیرا به علت این که زمینهای اطرافش شن‌زار است فلاحتی ندارد بعضی از زمین‌هایی که اخیراً از زیر آب بیرون آمده معد برای فلاحت است متأسفانه ما هر چه کردیم که اداره آبیاری یک اعتباری بدهد که ما بتوانیم چند حلقه چاه بزنیم نمی‌شود و از طرف دیگر اوضاع بهداری آنجا هم چندان خوب نیست مردم دها اطراف آنجا که کارشان زیاد است جمعیت‌شان زیاد است برخلاف نقاط جنوبی از لحاظ بی‌دارویی در مضیقه هستند، آقای وزیر بهداری باید از این جهت خیلی توجه بشود چیزیکه برای ما آقا می‌ماند همین‌ةا است (صحیح است) موضوع دیگر مربوط به عواملی است که در شیلات می‌باشد. شیلات کمپانی مختلطی است مرکب از دولت ایران و دولت شوروی یک مقرراتی دارد هر ساله برای اجرای این مقررات آیین‌نامه‌ای هم وضع می‌شود آیین‌نامه وضع صیادان بندر پهلوی را در شیلات تعیین کرده است متأسفانه اولیای امور شیلات نمی‌خواهند به این اصل توجه بکنند که باید مقرراتی را که خود آنها مؤمن هستند صد در صد و در پرتو حمایت قانون انجام شود مخصوصاً راجع به آیین‌نامه و اجرای آن در سال گذشته اشکال تراشیهای عجیب و غریب می‌شد بنده در درجه اول از جناب آقای وزیر امور خارجه هم می‌خواهم که این مذاکرات بکنند مطابق امتیازنامه باید در ده سال اول مدیر عامل شوروی باشد (صحیح است) بعد از ده سال اول یعنی بقیه مدت که ده سالش گذشته است بلکه 11 سال است و 4 سال بیشتر از آن باقی نیست باز هم مدیر عامل شوروی است در صورتی که باید از این به بعد مدیر عامل گیلانی می‌شد، انتظار ما این است آقا ده سالی که گذشته است پیش‌کششان، بعد از این مدت اجازه بفرمایند متون و نصوص قرارداد اجرا بشود (وزیر امور خارجه ـ اقدام کردیم آقا) و البته این عرض بنده در قسمتهای مختلفه امتیازنامه نفت جنوب هم هست که متخصصین امر و سایر کارکنان متأسفانه در نفت جنوب هم به این نصوص عمل نمی‌کنند حتی بنده سراغ دارم که راننده هم تبعه خارجه است اینها باید در درجه اول برداشته بشود در درجه ثانی آیین‌نامه که تدوین شده بود برای مدت سه سال بود متأسفانه در دولت گذشته برای یک سال اجازه دادند الان نزدیک است که آن پایان پیدا بکند و دوباره اول سال که عبارت از مهر ماه باشد باز دو مرتبه مردم به اشکال برمی‌خورند آنجا رئیس دارد آقای اشتری که رئیس اداره بندر پهلوی است، که گویا از خانواده اشتری معروف است جوانی است بسیار حساس که ما واقعاً‌ در مدتی که در بندر پهلوی بوجود آمده‌ایم و چشمان باز شده است تا به حال یک چنین ایرانی که شاهد و مطیع قانون باشد و صد در صد مقررات را اجرا بکند ندیده‌ایم باید ایشان را تشویق کرد یعنی دولت باید او ار تشویق بکند این شخص یک مشکلاتی دارد آمده است تهران که ما برویم و صحبت بکنیم آخر چه بکنیم آقا. جنابعالی باید اقدامی بفرمایید یا خودتان و یا آقای معاون وزارت راه مشکلات ایشان را حل بکند، یکی از آن مشکلات این است که در آیین‌نامه گذشته قید کرده بودند که مجاری که منتهی به مرداب می‌شود آنها را میخ کوبی بکنند و علامت گذاری کنند اما دولت به این شخص پول نداد که برود چوب برای این کار بخرد ما رفتیم از صیادان پول گرفتیم برای این کار و گفتیم که نظر دولت اجرا بشود، این هم مملکت شد که بروند از مردم گدایی کنند برای اجرای نظریات دولت، آخر این مردم بدبخت که مالیات می‌دهند عوارض که می‌دهند صدی سه که می‌دهند صدی هزار هم می‌پردازند تازه وقتی که می‌خواهند نظر یک دولتی را در مقابل خارجی انجام بدهند این کار را خودشان می کنند ملاحظه بفرمایید آقایان این کار چقدر فداکاری دارد که آنها از خودشان تیر تهیه کرده‌اند و آنجا گذاشته‌اند ولی الان آن تیرها پوسیده است و دوباره تیر از خودشان تهیه بکنند و آنجا کار بگذارند و جلوی مرداب را بگیرند آقایان ملاحظه بفرمایید این ذخایر ماهی ایران دارد از بین می‌رود ماهی باید برود در مرداب تخم بگذارد و این موضوع را بنده عرض می‌کنم که در سالهای گذشته در نتیجه آن حوادث اصلاً اجازه نمی دادند یک دانه ماهی برود در مرداب و تخم گذاری بکند لکن برای اجرای امر دولت مردم فداکاری کردند الان این گرفتاری هست تقاضا شده است که نود هزار تومان پول بدهند برای جلوگیری از قاچاق بسیار مؤثر است چون اینها از امر قاچاق گله می‌کنند حق هم دارند ولی هیچ کس آقا به حرف آنها گوش نمی‌دهد الان آقا ما مشکلات بزرگمان در بندر پهلوی این است و ما انتظار نداریم که شما بندر پهلوی را بهشت برین بکنید و البته نمی‌توانید هم بکنید برای این که اوضاع به اندازه‌ای خراب است که نمی‌شود این انتظار را داشت ولی این اندازه که می‌شود مشکلات جزئی را برطرف کرد من انتظار دارم که این مشکلات جزئی برای مردم رفع بشود مدتها است که سیصدهزار تومان پول می‌خواستیم برای معارفش که یک دبیرستان دخترانه در آنجا بوده خراب شده است و پنج،شش تا دبستان بسازند دهات گیلان را آقا شما والله نمی‌دانید چقدر خوب است از سه فرسخ چهار فرسخ بچه‌اش را خدای من می‌داند توی گل و باران

+++

می‌فرستد به مدرسه در خمام یک مدرسه است و از آنجا تا خشگه بیجار دو فرسخ راه است این بچه‌اش را پا برهنه از آنجا به مدرسه می‌فرستد یک مشت برنج سرد می‌گذارد توی دستمال و به بچه‌اش می‌دهد و شما در توی راه می‌بینید که دارند ردیف و قطار می‌روند و وسیله هم ندارند کفش هم ندارند آقا شما هر چه دبستان در گیلان دائی بکنید بلافاصله پر می‌شود یک حوزه بزرگ است در این حوزه یک دبستان است در صورتی که 29 پارچه آبادی دارد مرکز بزرگترین فعالیت اقتصادی است مقدار زیادی برنج دارد مقدار زیادی توتون دارد و اخیراً هم جناب آقای وزیر دادگستری در آنجا من غیر حق یک مجرایی ایجاد کرده‌اند که این مجرای آب تقریباً‌ هفت هشت تا از آبادی‌های آنجا را که جزء حوزه انتخابیه بنده است خراب می‌کند و از بین می‌برد و در نتیجه یک قتلی هم اتفاق افتاده در آنجا و تلگرافاتی کرده‌اند و جنابعالی هم اقدام فرموده اید و اینجا بنده عین آن تلگراف را تقدیم می‌کنم به جنابعالی و استدعای من این است که توجه بفرمایید اما نتیجه‌ عرایضم، بنده الان تمام می‌کنم که آقای رحیمیان اوقاتشان تلخ نشود.

از هنگامی که شهریور شوم 20 ملت ایران را استقبال نمود و متعاقب آن ارتش‌های متجاوز متفقین از شمال و جنوب برخلاف نصوص قراردادها حاکمیت ملت ایران را نقض نمود و سراسر کشور ما را اشغال نمود تا امروز که مجلس شورای ملی پانزدهمین دوره قانونگذاری خود را طی می‌کند ملت بینوا و مملکت بیچاره ما گرفتار انواع مصائب و بدبختی گشتند نه تنها وجود ارتش‌های بیگانه بار سنگینی بود که قلوب ایرانیان حساس و میهن دوست و شاه دوست را چون منگنه‌هایی آهنین و آتشین فشاری تا سر حد اختناق می‌داد بلکه برای همیشه آن را داغدار نمود و نه تنها این سرنیزه‌های جبر و خودرو خودسر که به قول خودشان و البته برای خودشان مظهر آزادی بود برای ما نمونه و نموداری از پلیدی و خیره‌سری و خودسری و برای اعمال زور و پایمال نمودن حیثیت ملی و هتک حق حاکمیت ما به شمار می‌آید بلکه چون خاری بود که در هر کوی و برزن هر آن و هر دقیقه در چشم میهن‌پرستان حقیقی می‌رفت آنها که اب و توان دیدن این مردم وحشی صفت را نداشتند و هر آن و دقیقه انتظار آن می‌کشیدند که شبی را به صبح بیاورند و علی‌الصباح دیگر از وجود این خارهای جرار اثری نبینند. بلکه تشریف فرمایی این سپاه و صفیر آزادی شیرازه‌های وحدت و یگانگی، یکرنگی و برادری ملت ایران را از هم گسیخت، زیرا متعاقب تشریف فرمایی آنان از شمال و جنوب سیاست‌های متضادی که در بادی نظر قصد همکاری به عنوان آزادی بشریت بر علیه دژخیمان فاشیست داشتند در باطن برای اوضاع آرام و کمحیطی بی‌سرو صدای ایران به قصد توسعه نفوذ به منظور بدست آوردن منافع نامشروع نقشه‌ها کشیدند، اندک اندک مقاصد خائنانه و خودسرانه آنها در نتیجه توسعه مسالک مختلف سیاسی و پیدایش افکار و عقاید متضاد در آسمان سیاست کشور هویدا گردید تا جایی که زبانه‌های آتشی که در خاکستر افکار فریبنده پنهان نموده بودند به یک باره از شما و جنوب سرکسید و می‌رفت که به یک باره  هستی و وجود ایرانی و استقلال کشور عزیزمان را در پرتو لهیب آتش‌های سرکش مطامع خود بسوزاند و ما را نیست و نابود کند بلکه اثر مهمی در اوضاع داخلی اقتصادی فرهنگی و از همه بالاتر در وضع عمومی و اخلاقی و معنوی ملت ایران نمود.

دروازه مملکت باز شد و در نتیجه مطامع مشتی سودپرست داخلی آنچه اندوخته در داخل کشور بود به خارج برده شد و تتمه نیز از بنیه مالی مملکت و مردم دستخوش هوا و هوس شیادان تاجر نما قرار گرفت آن هم در نتیجه ورود اجناس غیر ضروری اخذ و سهم بیشتری از آن به صورت ارز دولتی و آزاد و یا بوسیله شمش طلا در نتیجه فعالیتهای بازرگانی یهودی از مرزهای باز کشور خارج گردید در نتیجه ورود چرم و پوطین‌ها و انواع و اقسام شیشه‌های ساخته شده و لباسهای کهنه و فرسوده و انواع و اقسام البسه و اشیاء بافته شده به وسیله ماشین و ورود انواع و اقسام زیاد آلات لهو لعب و اشیاء تجملی و ورود قماشهای پوشیده و چندین سال مانده در انبارهای هندوستان که در هیچ جای دنیا مشتری نداشت و غیره و مخصوصاً عدم اجازه فعالیت گمرکی ریشه حیات اقتصادی ملت ایران را که به منزله نیمی از استقلال کشور محسوب می‌شود از بیخ و بن بریدند هرج و مرجی در امر اقتصادی راه انداختند که تا امروز هم آثار و خرابی و تباهی آن هرج و مرج باقی و اگر چاره عاقلانه و عاجلاً اندیشه نشود و نقشه صحیح و مدون برای تجدید حیات اقتصادی کشور ترسیم نگردد که نه تنها دولت حاضر بلکه دولت‌های بعد نیز موظف از پیروی از آن باشند به ضرس قاطع باید گفت که این ورشکستگی روز به روز شدید می‌شود و روزی برای ما عاقبت بسیار خطرناکی را در بر خواهد داشت نه تنها اوضاع اقتصادی بلکه بر اوضاع داخلی ما به حد اعلا تأثیر بسیار بدی کرده و اثرات بسیار شومی از خود به یادگار گذاشته است هرج و مرج داخلی، بهم خوردن اوضاع آرام و ساکت مملکت گسسته شدن رشته اتحاد و مودت ایجاد دشمنی بین طبقات و از همه بالاتر رواج بی‌حد و حصر فحشاء و سلب ایمان و پیروی از اعمال پلید شیطانی و هزاران آثار شوم و خانمان برانداز نمونه بارزی از اثرات شوم تشریف فرمایی این سپاه آزادیخواه بود که تا امروز اثرات آن را با چشم خود می‌بینم عدم اعتمادی که امروز در همه جا حکمفرماست و فشار بی‌حد و حصری که از مقامات مختلف کشوری و لشکری بر دوش این ملت وارد شده و هنوز هم می‌شود و از همه مهمتر هرج و مرج اداری رواج رشوه‌خواری و اختلاس و پیروی از اعمال دزدی و زورگویی نشانه‌های بارز آن همه لطف بیکرانی است که متفقین عزیز بر ما روا داشتند ـ تحمل خسارات سنگین و کمرشکن و از همه مهمتر از دست دادن منابع ثروتی سرشار شمال در خصوص شیلات و جنوب در خصوص نفت و بحرین و مخصوصاً نفت بحرین از زمره نشانه‌های سهمگین آن قوای جرار است که هنوز که هنوز است روح ایرانیان پاک‌سرشت را آزار می‌دهد ـ از این جهت بود که خواستم به دولت شما تذکر دهم اگر این همه خرابی و ویرانی را می‌توانی اصلاح کنی این گوی و این میدان و گرنه باید به طبقه جوان رحمی نمایی و یک فداکاری بزرگ از خود نشان بدهید و اسم جوانان را در میان قاطبه طبقات مردم بدنام نسازید «شما چه باید بکنید» در درجه اول آستین مردانه بالا بزنید و این اوضاع اسف‌انگیز را سرو سامانی بدهید اختلافات بین طبقات را حل کرده و این عدم اعتمادی که به قول جناب آقای تقی‌زاده بین دستگاه حاکمه و محکومه موجود است و بالنتیجه باعث آن همه فشار و فساد و تباهی گردیده است از میان برداری ـ اتحاد و معنویت ـ یکرنگی ـ و برادری را بین قاطبه ملت ایران رایج کنی و بر اوضاع آشفته اقتصادی تسلطی به سزا یافته نقشه دقیق و صحیح برای اجراء سیاست جدید اقتصادی طرح و از آن برای اصلاح اوضاع اقتصادی پیروی نمایید هر جا که از منافع ملت ایران فوت و یا غصب شده با پشتیبانی مجلس شورای ملی و اکثریت قاطع نمایندگان محترم و پشتکاری که خود دارید اخذ و به ملت ایران برگردانی برای اینکه ریشه فساد و فحشا و رشوه‌خواری و اختلاس را بگیری ناچار باید در امور سختگیر باشی و چون برای استحکام مبانی ایمان مردم این کشور که همواره به درد مملکت می‌خورد می‌خواهی قدمی برداری لاجرم باید یک نهضت شدید دینی در فرهنگ در سراسر شئون اجتماعی کشور ایجاد نمایی و از اینها گذشته باید در امور سیاست خارجی سخت بینا باشی زیرا در زمانی است که اروپا از میدان رقابتهای بزرگ توسعه‌طلبی دول بزرگ و اصطکاک منافع آنها خلاص شده و بعد از خاتمه کار ایتالیا ـ نوبت به یونان رسیده و آن هم چنانچه مشهود است به زودی فیصله می‌یابد ـ چون صحنه پهن دشت آلمان شکست خورده تنها برای توسعه‌طلبی و پیشرفت نفوذ مرامی و مسلکی دستجات متقابل کافی نیست و از طرفی چون قاره‌های آمریکا تحت نظارت شدید آمریکاییان شمالی قرار گرفته و آنجا دیگر نمی‌توانند صحنه‌های خونین برای پیشرفت نفوذ خویش پیدا کنند لاجرم به طرف آسیا رو بسوی شرق نزدیک و میانه از آن پس به شرق دور می‌پردازند تا کجا این دو قوه متمایز و مختلف المسلک در کجا شدیداً تماس نزدیک پیدا کند و دوباره برای مرتبه سوم جهان زیبا را به جهنم‌سرایی مبدل سازد ـ هم اکنون اثرات این اصطکاک منافع و نفوذ در شرق میانه مشهود گردیده و فلسطین که کعبه آمال مسلمین جهان بوده و هست تبدیل به خاک و خون گردیده است ـ با این روش که در پیش دارند دیری نپاید که اندک اندک به سایر کشورهای شرق میانه و نزدیک اثرات خانمان براندازی نماید که ثمره آن جز بدبختی و سیه‌روزی ملت‌های ضعیف و کوچک نیست. متأسفانه کشور عزیز ما نیز در زمره کشورهای خاورمیانه محسوب و انتظار آن می‌رود که روزی میدان عملیات شوم و خائنانه و جابرانه سیاست‌های متضاد قرار گیرد کما این که به عقیده اینجانب نمونه از مقدمات آن هویدا گردید بر شما و دولت شما و وزیر امور خارجه شما و مأمورین سیاسی خارجی شما است که آنی راحت ننشینند و اوضاع سیاسی جهان را به عرض دولت متبوع خود برسانند و حتی سعی کنند که نظرهای آنان را نیز برای کشور ما فهمیده و خیلی زودتر از موقع بگویند تا نقشه‌های خائنانه‌شان را بتوان خنثی نمود ـ این بود مختصری از نظریات مشروطه اینجانب، باشد که به فضل خدای متعال توفیق خدمتگذاری یافته و مملکت را آباد و قلوب

+++

ایرانیان را شاد گردانی (احسنت ـ صحیح است)

رئیس ـ پیشنهادی رسیده است که قرائت می‌شود، (به شرح زیر قرائت شد)

ریاست محترم مجلس شورای ملی پیشنهاد کفایت مذاکرات را می‌نمایم ـ باتمانقلیج.

رئیس ـ آقای باتمانقلیج

باتمانقلیج ـ کفایت مذاکرات بنده برای این است که وقت مملکت و ملت را بیش از این تلف ننماییم ـ با این سبک عقاید نمایندگان محترم که می‌خواهند هر سه ماه دولتی را روی کار بیاورند و از کار بی‌ندازند دیگر مذاکرات برای چیست؟ (سزاوار همچو خیالی ندارند) وقتی این کشور از  تمام بدبختی‌ها نجات پیدا می‌کند که ما نمایندگان تغییر سبک و عقیده بدهیم دولتی که روی کار می‌آوریم...

رئیس ـ اینکه مربوط به کفایت مذاکرات نیست ایشان که صحبت کردند راجع به برنامه بود و در برنامه و بودجه وکیل هر چه بخواهد می‌تواند بگوید ولی این پیشنهاد کفایت مذاکرات است.

باتمانقلیج ـ تأمل بفرمایید عده برای مذاکره کافی نیست (بعد از چند لحظه عده کافی شد) بفرمایید.

باتمانقلیج ـ بنده اصراری هم ندارم که آقایان به پیشنهاد من رأی بدهند یا ندهند ولی این موضوع را عرض می‌کنم و مرخص می‌شوم وقتی این کشور از این بدبختی‌ها نجات پیدا می‌کند که ما نمایندگان تغییر سبک و عقیده بدهیم و دولتی که روی کار می‌آوریم خواه آقای قوام‌السطنه و یا آقای حکیم‌الملک و یا آقای هژیر باشد باید 5 سال روی کار بماند. بنده خیلی متأسف هستم از اینکه آنچه در این مدت یکسال وکالت استنباط نموده‌ام....

رئیس ـ آقا شما خارج از موضوع صحبت می‌کنید شما باید به طور اختصار و مطابق پیشنهادی که داده‌اید صحبت بکنید. خلاصه بفرمایید شما لایحه نوشته‌اید و اینجا می‌خواهید قرائت کنید.

باتمانقلیج ـ خلاصه است آقا، دو کلمه است بنده خیلی متأسف هستم از اینکه آنچه در نتیجه این یک سال وکالت استنباط نموده‌ام وجود این مجلس را برای ملت ایران تشخیص داده‌ام نمی‌توانم به زبان بیاورم (احسنت) قانون اساسی اختیار خیلی وسیعی به نمایندگان داده است ولی آن قدیمیها که این قانون را وضع نموده‌اند ایمان به قسم کلام‌الله مجید داشته‌اند (سزاوار ـ حالا هم دارند) البته دارند همه دارند. و هیچوقت اغراض شخصی را برای مجلس و دولت بکار نمی‌بردند من نمی‌گویم حالا بکار می‌برند ولی عمل غیر از این است البته آقایان همه ایمان دارید.

رئیس ـ دیگر من نمی‌گذارم شما صحبت کنید (زنگ ممتد رئیس) کمال تأسف را دارم ولی مطابق نظامنامه نمی‌گذارم شما حرف بزنید.

باتمانقلیج ـ فقط یک کلمه مانده است آقایان نمایندگان من اصراری ندارم که رأی بدهید ولی بیایید یک کاری کینم که در خارج مجلس هم ملت ایران از نمایندگان راضی باشند. همین، من این نظر را دارم دیگر خود آقایان می‌دانند.

دکتر عبده ـ آقای باتمانقلیج پس بگیرید این پیشنهاد را

باتمانقلیج ـ پس نمی‌گیرم.

رئیس ـ آقای امیر تیمور

امیر تیمور ـ بنده قبل از این که جواب فرمایشات آقا را عرض کنم اجازه می‌خواهم یک تذکر مختصری به عرض نمایندگان محترم برسانم. نماینده محترم آقای حائری‌زاده در جلسه اسبق ضمن بیاناتشان فرمودند که مجلس شورای ملی خوب است مراقبت بفرمایند که مالیات که مالیات ارضی ملغی بشود جناب هژیر هم ضمن بیاناتشان فرمودند که مالیات بر درآمد در دوره وزارت آقای بیات الغا شده بود من تقصیر ندارم بنده خواستم به استحضار آقایان نمایندگان محترم برسانم و حضور آقای حائری‌زاده عرض کنم که اولاً مالیاتی وضع نشده که الغا بشود مالیات کشاورزی وجود خارجی پیدا نکرده و قانونی برایش وضع نشده که اجرا بشود عمل دولت خلاف قانون است و باید از روی قانون باشد یکی هم می‌خواستم خدمت جناب آقای هژیر تذک بدهم که قانون مالیات بر درآمد مصوب مجلس است و هیچ قوه‌ای و هیچ مقامی و هیچ شخصی نمی‌تواند الغا بکند مگر مجلس شورای ملی، آن قانون به قوت خودش باقی است و دولت مکلف است آقای هژیر که قانونی را که مجلس شورای ملی آن را الغا نکرده، آن را به موقع اجرا بگذارد چون هیچ مقامی و هیچ شخصی قادر نیست که قانون را به میل خودش تغییر بدهد و به میل خودش لغو کند و هیچ کس نباید چنین عملی را بکند (صحیح است) دولت آقای هژیر مکلف است که یک قانونی را که مجلس شورای ملی آن را الغا نکرده است آن را به موقع اجرا بگذارد و به علاوه مکلف هستند از اجرای مالیات کشاورزان جلوگیری بکنند زیرا قانون ندارد و خلاف قانون است (صحیح است) عواید قانونی کشور، در یک مورد دیگر هم عرض کردم بیش از هزار میلیون تومان همین مالیات‌ها که هست می‌شود وصول کرد و تمنی می‌کنم آقا در اولین قدم مقرر بفرمایید که کارهای خلاف قانون موقوف بشود و دریافت کنند هر گونه مالیات خلاف قانونی باید تعقیب بشود اما راجع به پیشنهاد آقای باتمانقلیج نمایندهٔ محترم من باید عرض بکنم که یک عده از نمایندگان اجازه نطق خواسته‌اند (حاذقی ـ نمی‌نشینند تا نطق کنند آقای امیر تیمور) اجازه گرفته‌اند برای نطق و مخصوصاٌ آقایانی که موافقند باید توجه داشته باشند و در مذاکراتی که می‌فرمایند جواب مخالفین را بدهند (صحیح است) آقای معتمد دماوندی اینجا مطالب بسیار صحیحی اظهار فرمودند (صحیح است) ولی مانند این مطالب را ایشان که نماینده موافق هستند باید در خارج من باب تذکر به رئیس دولت و به آقایان وزراء بفرمایند و در مجلس این مطالب را ایشان که موافق دولت هستند نباید بفرمایند بلکه باید جواب مخالفین را بگویند در مجلس نباید این قبیل مطالب را طرف موافقین مطرح بشود باید مجلس شورای ملی مجال بدهد و وقت بدهد آقایانی که در ستون مخالف ثبت اسم کرده‌اند تمام مذاکرات خودشان را بکنند و موافقین هم جواب بدهند (صحیح است)

کشاورز صدر ـ پس بگیرید آقای باتمانقلیج بگذارید حرف بزنند.

باتمانقلیج ـ پس نمی‌گیرم.

رئیس ـ عده برای رأی کافی نیست مباید عده کافی بشود تا بتوانند رأی بگیرند.

صفوی ـ اجازه بفرمائید؟ چون عده کافی نیست برای رأی مخالف می‌تواند صحبت کند

رئیس ـ سه نفر بیشتر بیرون نیست و اگر آنها هم بیایند باز عده برای رأی کافی نمی‌شود بنابراین....

آشتیانی‌زاده ـ  تنفس مرحمت بفرمایید.

صدرزاده ـ آقای باتمانقلیج تمنی می‌کنم استرداد بفرمایید برای این که وقت مجلس تضیع نشود.

باتمانقلیج ـ پس نمی‌گیرم.

3 ـ تعطیل جلسه به عنوان تنفس

رئیس ـ بنابراین چون عده برای رأی کافی نیست و باید تکلیف معلوم بشود که مذاکرات ادامه پیدا کند یا خیر فعلاً تنفس داده می‌شود و فردا ساعت 9 زنگ جلسه زده می‌شود آقایان حاضر باشند.

(مجلس بیست دقیقه به ظهر به عنوان تنفس تعطیل شد)

+++

بقیه جلسه 80

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه 8 تیر ماه 1327

 

فهرست مطالب:

1-بقیه مذاکره در برنامه و رأی اعتماد به دولت

2- موقع و دستور جلسه بعد ، ختم جلسه

 

مجلس مقارن ساعت ده صبح به ریاست آقاى رضا حکمت به عنوان بعد از تنفس تشکیل گردید

1- بقیه مذاکره در برنامه و رأی اعتماد به دولت.

رئیس- در جلسه قبل پیشنهادى آقاى باتمانقلیج کرده بودند به واسطه کافى نبودن عده جهت اخذ رأی به امروز موکول گردید حالا قرائت می‌شود که رأی گرفته شود. (به شرح زیر مجدداً قرائت شد) ریاست محترم مجلس شورای ملى پیشنهاد کفایت مذاکرات می‌نمایم.

رئیس- آقایانى که با این پیشنهاد موافقند قیام کنند (عده کمنى برخاستند) تصویب نشد آقاى مکى.

مکى- انشاءالله آقاى کشاورز صدر بنده را که تاریخ کودتاى ایران را نوشته‌ام طرفدار آقاى سید ضیاء‌الدین طباطبایى قلمداد نمی‌فرمایند ولى در عین حال خواستم خاطر ایشان را متوجه این اصل بکنم که بنده با فرمایشاتى که آقاى حائرى‌زاده اینجا فرمودند کاملاً موافق بودم و تمام آن بیاناتى که ایشان فرمودند مثل این بود که خود بنده خدمت آقایان عرض بکنم هیچگونه اختلافى بین بنده و فرمایشات ایشان نبوده چون ایشان از لحاظ این که خواستند تخطئه کرده باشند مخالفت ایشان را طورى وانمود کردن مثل این که کس دیگرى بایشان القاء کرده و ایشان روى دوستى و روابطى که با آقاى طباطبایى دارند این بیانات را اینجا فرمودند و بنده خواستم خدمت ایشان متذکر بشوم و خاطر ایشان را توجه داده باشم که بنده کتاب کودتاى 1299 را نوشته‌ام و با آقاى آقا سید ضیاء‌الدین هیچگونه رابطه‌اى ندارم ولى بیانات ایشان را تصدیق و تأیید می‌کنم‏

(کشاورز صدر- طبق ماده 109 اخطار نظامنامه اى دارم) و اهانتى هم نکردم که شما از 109 استفاده بفرمایید

(کشاورز صدر- تحریف فرمودید)تحریف هم نکردم. بنده با کابینه آقاى هژیر مخالف هستم و البته این مخالفت نه تنها از موقعى بوده که به ایشان اینجا رأی تمایل داده شد، من از آن روز این مخالفت را ابراز کردم، مخالفت بنده از موقعى بود که کابینه آقاى قوام‌السلطنه ساقط شد و در رأی تمایلى که داده می‌شد آن روز هم برای ایشان فعالیت می‌کردند بنده جزء طرفداران جناب آقاى دکتر مصدق بودم و آن روز هم در کریدرهاى مجلس با بعضى آقایان وکلا سر کاندید شدن ایشان یک بگونگویى کردیم که در جراید منعکس شد بعد ایشان با وسایلى با بنده وارد مذاکره شدند که سبب مخالفت شما با من چیست و یک جلسه طولانى که شاید 5 ساعت طول کشید بنده دلایل مخافت خودم را با زمامدارى ایشان یعنى در رأس دولت قرار گرفتن ایشان مفصلاً بحث کردم آخرش هم که می‌خواستیم بلند شویم از مجلس بنده به ایشان عرض کردم که بنده به این دلایل با زمامدارى شما مخالف هستم و البته در خلال این مدت هم گاهى ملاقات می‌کردیم ایشان بنده را سرافراز می‌فرمودند به بنده منزل تشریف مى‌آوردند کارت مى‌گذاشتند بنده به بازدید ایشان می‌رفتم و تشریف نداشتند کارن می‌گذاشتم و روابط خصمانه‌اى بین بنده و ایشان نبوده و همانطور هم که در آن جلسه طولانى ضمن بحث به ایشان گفته شد بنده هیچ گونه سابقى خصومتى با

+++

ایشان نداشتم خودشان هم تصدیق می‌کنند که مخالف بنده مبتنی بر یک خصومت قبلی نبوده بلکه برای اجابت ندای وجدان بوده که بنده با ایشان مخالفت کردم و امروز هم که بنده با ایشان مخالف هستم و سر آقایان را درد می‌آورم فقط روی ندای وجوان است که بنده می‌خواهم آن بار مسئولیتی را که بر دوش دارم در مجلس شورای ملی به زمین بگذارم والا هیچ گونه سوابق سوئی بین بنده و ایشان نه تنها نبوده بلکه دوستی و مودت هم بوده. چند روز مانده بود که کابینه آقای حکیمی ساقط بشود یک روز آقای هژیر ضمن خروج از جلسه به من گفتند که فلانی من با تو کاری دارم گفتم چشم رفتیم یک گوشه‌ای نشستیم و به من گفتند که من خواهش می‌کنم به تمام آقایان بگویید که من کاندید ریاست وزرائی نیستم و داوطلب این کار نیستم و اگر آقای حکیمی بخواهند کابینه خودشان را ترمیم بکنند من حتی داوطلب و کاندید پست وزارت دارائی هم نیستم این را به تمام رفقایتان بگویید بلافاصله آقای حائری‌زاده و آقای آشتیانی‌زاده وارد شدند رفتیم توی اطاق جلسه خصوصی و همین مذاکرات بین ما چهار نفر ادامه پیدا کرد و آقای هژیر صریحاً‌ همین بیان را فرمودند و قسم‌هایی خوردند که من نه کاندید ریاست وزرائی هستم و نه اینکه اگر آقای حکیمی کابینه‌شان را ترمیم بکنند من کاندید پست وزارت دارائی هستم منظورشان از این بیان تصور می‌کردند که ما اگر یک مخالفت شدیدی با آقای حکیم‌الملک نمی‌کنیم و در عین حال با آقای نجم‌الملک کمال موافقت را داریم و در مجلس موافقت می‌کنیم نگرانی ما از ایشان است یعنی چون می‌دانیم که بعد از ایشان می‌خواهند ایشان را بیاورند ما آقای نجم‌الملک را تقویت می‌کنیم در صورتیکه نظرمان این نبود ما کارهای اساسی هر دولتی را تقویت می‌کنیم تأیید می‌کنیم و کارهای غیر اساسی هر دولتی را ولو اینکه برادر بنده هم رئیس‌الوزراء بشود اگر کار غیر اساسی خواست بکند بنده با او مخالفت می‌کنم نظر ایشان تصور می‌کنم بیشتر به این جهت بود که بتوانند سه رأی مخالف برای کابینهٔ آقای حکیم‌الملک بودیم نه جرء موافقین ایشان بودیم ولی وقتی که دیدیم جریان این طور است و یک مسئولیت وجدانی داریم بنده و آقای حائری‌زاده قبل از اینکه اعلان رأی بشود از جلسه رفتیم بیرون و از عدهٔ حاضر در جلسه کسر شدیم روی همین جهات ما می‌خواستیم با کابینه آقای حکیمی نه ممتنع شده باشیم  نه مخالف شده باشیم و نه در عین حال جزء موافقین باشیم ولی جزء غائبین محسوب بشویم ما رفتیم بیرون. بعضی‌ها این قبیل اعمال آقای هژیر را زرنگی می‌دانند، اینجور سیاست بازیکردن را زرنگی می‌دانند ولی من فراموش نمی‌کنم در یکی از ادوار یکی از وکلاء‌در همین مجلس به آقای هژیر گفت: علی‌ابن‌ابی‌طالب به عمروعاص گفت که شما خیال می‌کنید که خیلی زرنگ هستید اگر پرهیزکاری نبود من به شما می‌گفتم که کی زرنگتر است شما زرنگ ناپرهیزگار هستید بنده هم می‌خواهم به ایشان عرض کنم که اینها را در زندگی زرنگی و سیاست بهش نمی‌گویند اینها را ناپرهیزکاری بهش می‌گویند. و اما یکی از دلایل مخالفت بنده با آقای هژیر آن روح دیکتاتور منشانه‌ای است که ایشان دارند همه آقایان می‌دانند که در کابینه آقای ساعد ایشان وزیر کشور بودند لایحه‌ای به مجلس شورای ملی تقدیم کردند که این متن لایحه است که بنده از اداره قوانین گرفته‌ام دو ماده‌اش را می‌خوانم 1ـ مشمول نمودن کارمندان دولت در تمام یا قسمتی از وزارتخانه‌ها به مقررات نظامی به نحوی که مأمورین و مستخدمین مزبور حکم افسران و نظامیان زیر پرچم باشند 2ـ مشمول نمودن کلیه کارخانجات و کارگران اعم از کارخانجات دولتی و غیر دولتی به مقررات نظامی به نحو مذکور در بند اول ـ وزیر کشور بوده‌اند ایشان (دهقان ـ تاریخش چیست؟) تارخش 16ـ3ـ1323 است (پالیزی ـ مقدمه‌اش را بخوانید) مقدمه‌اش را می‌دهم خدمت خودتان پس این روح در همه موقع در آقای هژیر بوده و من نمی‌انم چطور ایشان خودشان را پرورده مشروطیت می‌دانند. پس از اینکه این لایحه را آقای هژیر به مجلس دادند جراید تهران بطور کلی در زیر عنوان حکومت شلاق و غیره مقالات متعددی منتشر کردند و بحث کردند روی این لایحه و بالنتیجه دولت و کمیسیون کشور نتوانستند روی این موضوع یک نتیجهٔ مثبتی بگیرند و این لایحه را به مرحله عمل در بیاورند پس برای بنده نسبت به آقای هژیر روی این لایحه از همان روز یک اثر روحی پیدا شد که ایشان یک روح دیکتاتور مآبی دارند و ایشان در پشت این تریبون فرمودند که من پروردهٔ مشروطیت ایران هستم و به طوری که اینجا گفتند سن ایشان 46 سال بیشتر نیست 27 سالش از 1300 به این طرف بوده که بیست سالش دیکتاتوری بود هفت سالش یعنی شش سال و خورده‌ای شش سال و چهار ماهش هم همین وضعی بوده است که ما داریم می‌بینیم اگر از شهریور بیست بگیریم درست 7 سال می‌شود که ایشان در کابینه‌های مختلف بودند من نمی‌دانم که از بدو تولدشان تا سن 19 سالگی که بقیهٔ این مدت است ایشان چه خدمتی به مشروطیت ایران کردند که خودشان را پروردهٔ مشروطیت می‌دانند (گلبادی ـ اهل تاریخ هستند) بنده با دیکتاتوری البته همانطور که کراراً گفته‌ام مخالف هستم و برای این که خاطر آقایان را متوجه دیکتاتوری کرده باشم اجازه بدهند آقایان نمایندگان محترم که بنده یک دور نمایی از سوابق نمایندگانی که فعلاً در مجلس شورای ملی هستند و مدتها در سیاه‌چال‌ها بوده‌اند به عرض مجلس شورای ملی برسانم بعد هم اشاره‌ای به وضع دوره چهارم و پنجم مجلس شورای ملی بکنم و بعد هم اشخاصی که تغییر عقیده داده‌اند معرفی بکنم همهٔ آقایان می‌دانند 28 نفر از نمایندگان موجود در مجلس شورای ملی ایران کسانی بودند که در زندان دیکتاتوری در آن سیاه‌چالها بسر می‌بردند آقای قبادیان یک نمونه بارزی است از زجردیده‌های دوره دیکتاتوری (خندهٔ نمایندگان) ایشان 13 سال 12 سال در زندان بوده‌اند و نمونه‌ای هستند از کسانی که مصائب دوره دیکتاتوری را متحمل شده‌اند 14سال ایشان در زندان بوده‌اند جرم آقای قبادیان را من نفهمیدم چه بود چرا باید کسی که دو رورهٔ بعدش وکیل شده است مورد اعتماد اهالی کرمانشاه هم بوده است و به همین جهت هم به ایشان رأی داده و به نمایندگی خودشان انتخابش کرده‌اند چرا باید آقای قبادیان 10 سال در زندان باشند؟ (قبادیان ـ بنده 12 سال در زندان بودم چون من دیکتاتوری را دوست نداشتم حالا هم دوست ندارم) و اگر شهریور 20 نمی‌شد مسلماً آقای قبادیان از این زندان سر سالم بیرون نمی‌آوردند یکی دیگر از نمونه‌های زجر دیدهٔ دوره دیکتاتوری آقای عبدالقدیر آزاد هستند همه آقایان به افکار آقای عبدالقدیر آزاد کم و بیش آشنایی دارند روزنامه‌اش ناشر افکارش بوده از شهریور 1320 به این طرف که وارد مرحلهٔ نویسندگی شده مردی آزاده و آزادمرد و به تمام معنی حامی دموکراسی و حامی حفظ حدود مشروطیت ایران و مبارز بافساد هم بوده من نمی‌دانم چرا آقای عبدالقدیر آزاد باید 14 سال در زندان بمانند و هر آن منتظر پزشک احمدی باشند که بیاید آمپول آخری را بزند (باتمانقلیج ـ اینها مال دوره گذشته است) آقای باتمانقلیج خواهش می‌کنم توی فرمایشات بنده عرایضی نکنید (خنده نمایندگان) در عرایض بنده فرمایشاتی نفرمایید اگر در عرایض بنده فرمایشاتی بفرمایید من هم عرض خواهم کرد خواهش می‌کنم جنابعالی در عرایض بنده فرمایشاتی نفرمایید آقای قائم مقام‌الملک ایشان یکی از افرادی بودند که در ادوار مختلف مجلس شورای ملی سمت نمایندگی مجلس شورای ملی را داشته و یک فرد مورد احترامی هم بوده‌اند در هر دوره‌ای و امروز مانند هم مورد احترام هستند (صحیح است) همه آقایان می‌دانند که ایشان مدتی در زندان بوده‌اند و مدتی هم در گیلان در ده خودشان در زیر نظر مأمورین شهربانی بسر می‌بردند (دماوندی ـ در ده خودشان نبودند) بالاخره در یک جایی تحت نظر بودند از این نمونه‌ها بنده در مجلس شورای ملی زیاد سراغ دارم و بطوری که احصاء کرده‌ام 28 نفر از نمایندگان امروز آقای نایب رئیس آقای امیر حسین‌خان بختیاری آقای وکیلی آقای شادلو، آقای ذوالفقاری، آقای اسکندری آقای نراقی و غیره که بنده احصاء کرده‌ام 28 نفر از نمایندگان مجلس شورای ملی ایران کسانی بوده‌اند که در زندان دیکتاتوری زجر دیده‌اند بنده خوب بخاطر دارم که یکی از رجال این مملکت از من گله کرد که آقا تو در دوره چهارم در تاریخت نوشته‌ای که من این اظهار را کرده‌ام چه اجباری داشتی که این را بنویسی 20 سال از این جریان گذشته چه اجباری بود که این را بنویسی مردم یادشان رفته بود آن روز من اینطور فکر می‌کردم امروز فکر من عوض شده است بعلاوه جریان بیست ساله به من یک درس عبرتی داد و من اشتباه کرده بودم راه را اشتباه رفتم خوب بود اسم من را نمی‌نوشتی من امروز آن افکار 20 سال پیش را ندارم و در افکارم تجدید نظر کرده‌ام چرا اسم من را نوشته‌ای که مردم خیال کنند که من یکی از عوامل مؤثر دیکتاتوری هستم بنده در جوابی که به ایشان دادم عرض کردم جنایات تاریخ مشمول مرور زمان نمی‌شود ما نمی‌توانیم بگوییم چون هفتصدواند سال از مرگ چنگیز گذشته بنابراین جنایات او مشمول مرور زمان می‌دانیم و بگوییم خدا رحمت کند چنگیز را بگوییم خدا بیامرزد یزید را که یک چنین حکومت ظلم و جوری در دنیا

+++

برقرار کرد چرا؟

برای این ‌که هزار و سیصد سال از مرگ یزید گذشته و مشمول مرور زمان شده است خیر در تاریخ جنایات بشرى مشمول مرور زمان نمی‌شود اگر کسى یک روزى اینجا یک کارى کرد یک رأیى داد این را تصور نکند که مرور زمان و دهور ایام محوش می‌کند بلکه مرور زمان و ایام جنایات بشرى و جنایات تاریخ را روز به روز بزرگتر از آنچه که بوده نشان می‌دهد این بود که آقایان نمایندگان محترم را خواستم به این نکته توجه بدهم که اگر امروز یک رأیى بدهند یک اقدامى بکنند اعم از موافق یا مخالف اینها فردا در تاریخ ثبت مى‌شود و آتیه و نسل‌هاى بعد روى این اشخاص قضاوت می‌کنند مسبب بدبختى یا موجب خوشبختى هر دوشان تمیز و تشخیص داده می‌شوند و اتفاقاً هم تاریخ خوب می‌تواند قضاوت کند همه آقایان می‌دانند که مرحوم فروغى یکى از اشخاصى بود که از لحاظ ادبیات و علم شاید از مشاهیر و نوابغ این مملکت بود و خدمات زیادى به این مملکت کرد(صحیح است)

کتب زیادى در دسترس اشخاص گذاشت مدت‌ها رئیس فرهنگستان ایران بود چندین مرتبه پست‌هاى وزارت چند مرتبه پست ریاست وزرایى به ایشان داده شد ایشان از کسانى بودند که در دوره رضاشاه سمت نخست وزیرى را داشتند و یکى از کسانى بودند که به رضاشاه خدمات خیلى ذیقیمت و برجسته‌اى کردند همین مرحوم فروغى که این قدر بادبیات و رضاشاه خدمت کرد یک موقع کارش به جایى می‌رسد که وقتى مرحوم اسدى را می‌گیرند کاغذى می‌نویسند در جواب به ایشان می‌نویسد که در کف شیرنر خونخواره‌اى- غیر تسلیم و رضا کو چاره‌اى؟ شیر را تربیت کرد و بعد اظهار عجز کرد همین مرحوم فروغى خدمت کرد ولى بعد وقتی که نوبت به خودش رسید گفت در کف شیرنر خونخواره‌اى غیر تسلیم و رضا کو چاره‌اى، چرا انسان شیر خونخواره تربیت بکند و بعد اظهار عجز کند که در کف این، چاره‌اى ندارم همین مرحوم اسدى از کسانى بود که به دوره رضاشاه خدمت کرد و سرنوشت او را دیدیم که با چه نحوى او را مجازاتش کردند و اعدامش کردند بعد در سال 23 که پرونده را آوردند تجدیدنظر کردند حکم برائتش را صادر کردند و گفتند جرمى نداشته و بیخود اعدام شده است و اگر شهریور 20 پیش نیامده بود همین آقاى اسدى هم در زندان بودند بنده می‌خواهم خاطر نمایندگان محترم را به این نکته توجه داده باشم که استدعا کنیم شیرنر خونخواره تربیت نکنند که در کفش جز تسلیم چاره‌اى نداشته باشند اگر دموکراسى برقرار نمی‌شد این 1 و 2 نفرى که عرض کردم نمی‌توانستند افتخار نمایندگى ملت ایران را داشته باشند ولى اگر شیرنر خونخواره پیدا شد جز در گوشه زندان و گیر پزشک احمدى افتادن راه دیگرى ندارد و بنده چون صرفنظر کرده‌ام از آتیه‌ام و فکر وکالت دوره بعد را نمی‌کنم آنچه را که به نظرم می‌رسد و آنچه را که وظیفه وجدانم می‌دانم به عرض نمایندگان محترم می‌رسانم شاید مختصرى از این عرایض من مورد توجه آقایان قرار بگیرد و یک تجدید‌نظرى در آراء خودشان بفرمایند بعضى از آقایان می‌گویند که نگرانى از پیدایش حکومت دیکتاتورى مورد ندارد و این سروصدایى که بعضى از جراید و بعضى از اشخاص راه می‌ندازند اینها اساساً وارد نیست و امروز در کمال آزادى مملکت اداره می‌شود و بیخود چرا، احساس ترس و وحشت از حکومت دیکتاتورى کرده باشیم بنده من باب مثال یک سند ذیقیمت از دوره ناصرالدینشاه آورده‌ام که به استحضار مجلس شورای‌ ملى ایران می‌رسانم و مقایسه‌اى می‌کنم دوره ناصر‌الدینشاه پادشاه مستبدى را که می‌گفتند پادشاهى است خونخوار و مستبد با امروز که ما حکومت دموکراسى مطابق اصول قانون اساسى و متمم قانون اساسى داریم با اجازه آقایان این سند را قرائت می‌کنم و قضاوتش را بفهم خود آقایان واگذار می‌کنم نامه‌اى است که خود ناصرالدینشاه به سفارت اتریش نوشته‏(دهقان- آقاى هژیر آن روز چکاره بودند) اجازه بفرمایید مقایسه می‌کنم با آن روز که شلیک کردند. سواد دستخط مبارک همایونى روحنا فداه که به سفارت اتریش فرستاده شده: دیروز برای زیارت به حضرت عبدالعظیم برای ییلاق می‌رفتم در کالسکه بودم جمعیت بسیار قلیلى همراه من بودند در میدان توپخانه به قدر 50 نفر به لباس سربازى دیدم ایستاده‌اند و یکى از آنها عریضه در دست دارند گفتم عریضه را گرفتند آوردند عرض بی‌معنى کرده بود که باید ما را مرخص خانه بکنند بدون این که در این عرض حقى داشته باشند من گفتم که عرض شما قبول است بعد از مراجعت از سوارى قرارش را می‌دهند به این جواب متقاعد نشده توى کوچه دور از ازدحام مردم و عابرین پشت سر کالسکه ما فریاد می‌کردند می‌گفتند حالا باید جواب داده شود و سنگ‌هاى کوچه را برداشته به نوکرهایى که عقب سر می‌آمدند زدند یک سنگ بر سر نایب امیر آخور خورد که بدحال شده از اسب افتاد و سنگ‌هاى دیگری هم به ملتزمین رکاب انداختند پسر ‌علاء‌الدوله که در رکاب بود صدمه سنگ برداشت و همان طور به اجتماع توى کوچه از عقب کالسکه می‌آمدند و سنگ مى‌انداختند من به کالسکه‌چى گفتم اسب‌ها را بدواند چون یک سنگ هم به شیشه کالسکه ما خورد اگر کالسکه چى تند نمی‌رفت یقیناً کالسکه را احاطه می‌کردند نمی‌دانم چه واقع می‌شد باز هم از عقب همان طور آمدند تا نزدیک سرباز‌خانه فوج آذربایجانى رسیدند آنچه من فرستادم صدنفر سرباز از آن سربازخانه آوردند و حکم شد آنها را بگیرند بیست نفر از آن اشرار را که در حقیقت یاغى شده بودند و کمال بى‌احترامى به شأن سلطنت ما کرده بودند گرفتار شدند بردند به محکمه نظامى بعد از تحقیق معلوم شد که ده نفر از آنها سرباز نبوده از طایفه بابیه بودند و خیال شرارت زیاد داشتند این خبر فوراً در شهر نشر کرد و بلافاصله به جمع ممالک سرحدات ایران می‌رسید چون ما هم فرداى آن روز باید ترک پایتخت را کرده به سفر شش ماهه برویم اگر حکم به تنبیه و سیاست آنها صادر نمی‌شد من چطور مى‌توانستم به سفر بروم یا سفارتخانه‌هاى شما به چه اطمینان در همچو شهرى می‌ماند کسانی که جرئت بکنند در کوچه‌هاى پایتخت سنگ به کالسکه من بى‌جهت بیندازند البته بعد از آن خانه‌هاى شما را غارت می‌کردند و نظم پایتخت و نظم مملکت ایران کلیه ضایع و خراب می‌شد و الّا شما و همه کس میداند که من راضى نیستم به مورچه اذیت برسانم اما وقتی که برسر من در پایتخت بریزند سنگ بیندازند چاره به جز تنبیه و سیاست نداشته چون شما را دولتخواه خود می‌دانم این بود که تفصیل را به خدا قسم بى‌کم و زیاد گفتم به معتمد‌الملک به شما بیان نماید میل دارم که از این قرار به دولت متبوعه خودتان همین طور راپرت نمایید که طور دیگر نوشته نشود که...

در حال دولت شما ما را ظالم بدانند بلکه در این فقره مظلوم بوده‌ام. این یک سندى است که ناصرالدین شاه به طور متحد‌المآل به تمام سفارتخانه‌هاى مقیم تهران نوشته و آن وقت هم این اصل از قانون اساسى نبوده اصل بیست و یکم- انجمن‌ها و اجتماعاتى که مولد فتنه دینى و دنیوى و مخل نظم نباشد در تمام مملکت باشند و ترتیباتى را که قانون در این خصوص مقرر می‌کند باید متابعت نمایند اجتماعات در شوارع و میدان‌هاى عمومى هم باید تابع قوانین نظمیه باشد این اصل متمم قانون اساسى است. البته فرمایشاتى دیروز جناب آقاى رئیس فرمودند که کاملاً روشن کرد از طرف مقام ریاست دستور شلیک داده نشده و همه آقایان توجه داشتند که از دو روز قبل از چهارشنبه دراول خیابان شاه‌آباد اول سرچشمه سر خیابان ژاله سر خیابان صفیعلیشاه و چند جاى دیگر یک دسته‌هایى از نظامیان مسلح ایستاده بودند از شب پیش آقاى هژیر نقشه جنگ روز پنجشنبه را کشیده بودند و روز پنجشنبه مسلم بود که اینها را می‌خواهند بباد مسلسل بگیرند. این اصل از قانون اساسى بوده است به ناصرالدین شاه هم که آن طور سرش آوردند در حکومت مطلقه استبداد آن طور رفتار شده چرا؟

برای آن که آن وقت سلاطین معتقد بودند که: رعیت چون ببخند و سلطان درخت درخت اى پسر باشد از بیخ سخت آنها به رعیت این طور اعلان جنگ و اعلان جهاد نمی‌دادند بنده و سایر رفقایمان دلایل و شواهدى در دست داریم و همچنین از مقام ریاست ومجلس شورای ملى و رفقاى بنده که در کمیسیون عرایض هستند تقاضا کردیم برای حفظ آثار جرم یک کمیسیونى معین بشود تا این شواهد و دلایل از بین نرود چون چند نفر مفقود‌الاثر شده‌اند ایشان می‌گویند که کسى فوت نشده به کسى تیر نخورده پس آن زنى که پایش تیر خورده یا آن کسى که آن روز آوردند آقاى دکتر ملکى پانسمان کردند اینها چه چیز خوردند و یا آنهایى که مفقودالاثر شدند چطور شدند البته آمار و احصائیه‌اى نبوده که چه عده‌اى به طرف مجلس حرکت کردند یک دسته زیادى در این گیرودار لطمه دیدند ما نمی‌دانیم کى تلف شده یا نشده چند نفر مفقود شده‌اند که معلوم نیست خاکشان کردند یا نکردند البته دلایلى است که بعداً باید تکمیل بشود به هر حال بنده می‌خواستم به ایشان جواب داده باشم از طرف مجلس شورای ملى و مقام ریاست چنین دستورى که بزنید نبوده خاصه جلوى مسجد سپهسالار که مقام ریاست مجلس شورای ملى که ایشان نماینده مجلس شورای ملى هستند و مقام ریاست مجلس را دارند حفظ نظم مجلس را تا دم در به عهده دارند و هر امری که میفرمایند نسبت به وکلا و نسبت به محوطه مجلس همان طوری که خودشان فرمایش فرمودند مطاع و متبع است ولى جلوى مسجد سپهسالار و سرچشمه را مقام ریاست چکار دارند خیال می‌کنم این از آن حرف‌هایى است که هیچکس نمی‌تواند باور کند برای این که خودشان می‌دانند

+++

کسی که رئیس گارد مجلس است می‌داند که مقام ریاست چنین دستورى نخواهد داد و به علاوه چنین امر دستور کتبى می‌خواست همین با حرف که مقام ریاست فرمودند جلو مسجد سپهسالار مردم را بزنید هیچ همچو نبوده این لوث کردن جرم است فرمایشات جناب آقاى رئیس را شنیدیم و همه مجلس هم تصدیق کرد و دیگر نمی‌توانند این نسبت را بدهند که مقام ریاست گفتند جلوى سرچشمه مردم را بزنید بلکه فردا آمدند یک اتفاقى در شهررى افتاد گفتند که مقام ریاست دستور دادند که شهررى را هم بتوپ ببندید این مسموع نیست اصلاً آن وقت یک عده‌اى این جا تظاهر می‌کنند 6 نفر از تظاهر‌کنندگان را تا می‌خوردند کتک زدند از بالا و پایین هم اعتراض شد که چرا می‌زنید وقتى هم به محکمه می‌بردند آقاى وزیر دادگسترى فشار مى‌آوردند که نباید اینها را تبرئه کرد چنین بکنید چنان بکنید بگیرید بیندازید توى هلفدونى در صورتی که فقط ممکن بوده است چهار روز پنج روز شش روز هفت روز برای اینها حبس قابل ابتیاع قائل بشوند و پول بدهند و خلاص بشوند حالا اینها را ازشان یکى 8000 تومان وجه‌الضمان نقد می‌خواهند این را واقعاً جز اعلان جنگ دادن به ملت نمی‌شود اسمى رویش گذاشت (مسعود ثابتى- آقاى وزیر دادگسترى نگفتند) همین آقاى وزیر دادگسترى گفتند که این پرونده چیزى نیست گفتند آقاى هژیر فرمودند خودشان زبان دارند می فرمایند تکذیب می‌کنند آن وقت بنده هم می‌گویم جریان چه بوده است. یکى از آقایان نوشته است که دوسه نفرى را هم که چند روز قبل در مجلس اظهاراتى نموده‌اند از دیروز به زندان انفرادى تاریک انداخته‌اند دیروز یکى از آقایان اینجا ضمن بیاناتشان ایرادى به فرمایشات آقاى حائرى‌زاده گرفت و این طور بیان کرد وانمود کرد که ایشان نسبت به کسانى که در سفارتخانه‌هاى خارجى استخدام شده بودند ایشان نسبت به همه‌شان نظر سویى داشتند و همه را خائن قلمداد کردند نه اینطور نیست خدمت کردن در یک سفارتخانه‌اى جرم نیست بنده، آقا وزید و عمر و ممکن است که نوکر بیگانه باشیم و خدمت به بیگانه هم بکنیم على بن ابیطالب (ع ) هم آقایان می‌دانند که برای کلیمى می‌رفت کار می‌کرد و مزد می‌گرفت پس خدمت کردن به خارجى جرم نیست خیلى از رجال این مملکت سابق در سفارتخانه‌هاى خارجى مدت‌ها کار می‌کردند و امروز هم خیلى از مردمان شریف و وطن‌پرست هستند که در سفارتخانه‌هاى خارجى کار می‌کنند و به همان سفارت هم خدمت می‌کنند ولى بیانى که آقاى حائرى‌زاده فرمودند اعتراضشان این بود که ایشان نباید مال یزید را بخورد و خدمت به عمرو بکند من بیشتر از این توضیحى در این باره نمی‌دهم خود آقایان می‌دانند

یکى از جهات مخالفت بنده با ایشان عضویت در کابینه آقاى قوام‌السلطنه است یک دسته از مخالفین آقاى قوام‌السلطنه این جا همه‌اش جار و جنجال راه می‌انداختند که کارهاى خلاف کرده است و بهمین جهت هم کابینه قبلى اعلام جرم کرد به آقاى قوام‌السلطنه و در همین مجلس هم اعلام جرم قرائت شد و رفت به کمیسیون، آخر یک شهر و دو نرخ که نمی‌شود اگر وزرا‌ مسئولیت مشترک داشتند طبق این اصل از قانون اساسى که بنده آن را می‌خوانم:

اصل 61 از متمم قانون اساسى وزراء علاوه بر این که به تنهایى مسئول مشاغل مختصه وزارت خود هستند به هئیت اتفاق نیز در کلیات امور در مقابل مجلسین مسئول و ضامن اعمال یک‏ دیگرند.

تمام کارهایى را که ما اعتراض داریم همین تصویب‌نامه‌هاى خلاف قانونى که آقاى امیرتیمور اعتراض دارند تمام اینها روى پیشنهاد وزارت دارایى بوده، چطور آقاى قوام‌السلطنه مجرم است یک شهر و دو نرخ که نمی‌شود یک بام و دو هوا که نمی‌شود اگر جرمى در کار بوده که همه وزرا‌ مسئول هستند و الّا نمی‌شود یکى را آورد رئیس‌الوزرا‌ کرد و بدیگرى گفت که برو در زندان این واقعاً منطقى به نظر می‌رسد؟ که یکى را مجرم قلمداد بکنند و به یکى بگویند مجرم نیست، یکى از جهات مخالفت بنده با ایشان اگر رسیدگى شود همان تصویب‌نامه‌هائى است که بنا به پیشنهاد وزارت دارایى تصویب شده، تصویب‌نامه را که رئیس دولت امضاء یا پیشنهاد نمی‌کند، انشاء نمی‌کند یک وزارتخانه‌اى یک پیشنهادى می‌دهد و می‌نویسد بنا به پیشنهاد شماره فلان و تصویب هیئت دولت این تصویب‌نامه مثلاً در تاریخ فلان به موقع اجرا گذارده می‌شود این تصویب‌نامه‌هاى خلاف قانون بنا بپیشنهاد آقاى قوام‌السلطنه که نبوده با پیشنهاد وزارت دارایى و وزیر دارایى وقت بوده است و آقاى نخست وزیر یا آقاى قوام‌السلطنه به هیئت دولت نبرده‌اند بنابراین مسلم است که اگر بخواهند به این جرائم رسیدگى کنند بنده معتقدم و عقیده دارم که اول وزیر مسئول باید...(در این موقع مجلس از اکثریت افتاد و پس از لحظه مجدداً اکثریت حاصل شد)

وزیر مسئول آقاى هژیر بوده‌اند آن وقت ما برویم گریبان آقاى قوام‌السلطنه را بگیریم و سایر وزرایى که در آن کابینه بوده‌اند بگوییم شما معاف هستید چون می‌خواهند نخست وزیر شوند، اگر جرمى بوده است مال همه است اگر هم ثواب و حسنه‌اى بوده است مال همه است برای این که طبق این اصل قانون اساسى مسئولیت مشترک است هیچ کس هم نمی‌تواند بگوید اگر وزیر فرهنگ در وزارتخانه خود کارى کرد من مسئول نیستم نه همه مسئول هستند و مسئولیت مشترک دارند یکى از اشکالات بنده راجع به طرز تشکیل کابینه است بنده نسبت به بعضى از آقایان وزرا‌ کمال اخلاص و ارادت را دارم و قبل از این که به مجلس معرفى شوند من به آنها نهایت دوستى و ارادت را داشتم و شاید هم یکى از انتظارات و یکى از آرزوهاى من این بوده که آقایان وزیر بشوند و از راه وزارت به مملکت خدمت بکنند یک جوان‌هایى وارد کابینه شده‌اند که من به آنها معتقدم آنها در دوره چهارده مبارزه کردند و بعد از دوره چهاردهم مبارزه کردند و صدمه‌اش را هم خوردند من انتظار داشتم که اینها وزیر شوند و در مملکت یک کارهاى حساسى قبول بکنند و خدمتى به مملکت کرده باشند من نمی‌دانم به چه مناسبت آقاى جمال امامى که یک جوان حساس، کارى و وطن‌پرستى است (صحیح است) ایشان باید پست وزارت مشاور یعنى بیکاره را داشته باشند و آن وقت آقاى نظام‌السلطنه مافى بیایند وزارت دادگسترى را قبول بکنند (مسعود ثابتى- چه مانعى دارد) اجازه بدهید مانعش را بنده عرض می‌کنم آقایان در خارج انتشاراتى که راجع به این موضوع هست توجهى بهش ندارند می‌گویند ایشان برادر زن مرحوم خزعل بوده‌اند اینجا هم ما حکمیت مربوط به املاک خزعل را به اکثریت آراء الغاء کردیم، لغو کردیم و حالا هم که ایشان آمدند اینجا بنده شنیده‌ام و مسموعات است (فولادوند- مسموعات را نفرمایید تا اینجا ما با شما موافق بودیم) البته اگر خلاف باشد ایشان تکذیب خواهند کرد یک مقدارش را هم خود بنده وارد هستم شاید مسموعات هم نباشد بنده مدت‌ها مى‌شنیدم و چندین مرتبه هم از من دعوت شد، پنجشنبه‌ها آقاى نظام‌‌السلطنه مافى نهار می‌دادند

 (مسعود ثابتى- چه مانعى دارد) بنده اول خیال می‌کردم که ایشان پسر نظام‌السلطنه مافى هستند و اسناد تاریخى راجع به قضیه دولت موقتى کرمانشاه دارند کما این که خیلى از رجال معمر مملکت به بنده لطف دارند و ببنده منزل تشریف می‌آورند بنده اول این طور تصور می‌کردم وقتى یک پنجشنبه رفتم دیدم خیلى از رفقاى بنده هم آنجا هستند و بعد هم معلوم شد که این نهارهاى پنجشنبه ادامه دارد (دهقان- چه عیبى دارد) بنده یک دفعه رفتم و دیگر هم هرچه دعوت شد نرفتم و عیبى هم ندارد ولى بنده عرض می‌کنم که عیب این است که آقاى جمال امامى وزیر بى پرت فویى باشند یا آقاى منصور‌السلطنه عدل هم که همه آقایان می‌دانند استاد دانشکده حقوق بودند از 1300 کفیل وزارت دادگسترى بوده و مشاغل متعددى داشتند در تمام کابینه‌هاى حسابى ایشان عضو بودند حالا بنده نمی‌دانم به چه مناسبت ایشان وزیر بدون پست باید در این کابینه باشند. این لابد اسرارى درش هست،

 (یک نفر از نمایندگان- در کابینه آقاى حکیم‌‌الملک هم ایشان وزیر مشاور بودند) در کابینه آقاى حکیم‌الملک که آقاى منصور‌السلطنه وزیر مشاور بودند در رأس دولت هم یک شخصى بود که معمر و محترم بود و ایشان هم از لحاظ سن و تجربه و کار به ایشان احتیاج هم بود که دائماً با آقاى حکیم‌الملک کار کنند(گلبادى- شما با آن کابینه هم مخالف بودید)

خوب حالا هم که موافق نیستم بارى یک موضوع دیگریکه آقاى هژیر فرمودند و اینجا اظهار کردند که من یک سرباز فداکار هستم و هیچ وقت از خدمتى که بر من واگذار شده از زیر بار خدمتى که به من رجوع شده فرار نمی‌کنم همه آقایان می‌دانند در شهریور 1320، عده اى که از تهران فرار کردند ایشان هم جزء آن فراریان بودند که با منوچهر نیک‌پى و آقاى فرزین به اصفهان تشریف بردند (نخست وزیر- چنین چیزى نیست)(دهقان- در آن موقع که خدمتى به عهده نداشتند)

یک اشکال عمده بنده به ایشان که موجبات عدم اعتماد بنده را فراهم کرده موضوع ایشان و پدر ایشان است در وزارت دارایى و من در اینجا یک سندى را که ثبتى است قرائت می‌کنم قضاوتش را هم به آقایان واگذار مى‌کنم پدر آقاى هژیر مدت‌ها است که عضو وزارت دارایی است و موقعى که این سند تنظیم شده عضو وزارت دارایى بوده و امروز هم رئیس املاک واگذارى مازندران هستند و دو مدیر کل هم برای خاطر پدر ایشان عوض شده است و این سند هم در دفتر اسناد رسمى شماره 2 فرزانه سه مرتبه نوشته شده، امضاء شده و پس از ملاحظه شاید ایشان یا شاید شخص دیگرى تجدید شده تا به این صورتى که من اینجا قرائت مى‌کنم

+++

تنظیم شده، دفتر اسناد رسمى شماره 2 حوزه تهران، موکل آقاى سیف‌الله باوند فرزند اسمعیل امیر موید سوادکوهى دارأی شناسنامه شماره فلان از بخش چهار تهران محل اقامت تهران بخش سه خیابان فروردین خانه بانو اقلیم باوند، وکیل آقاى محمد هژیر فرزند مرحوم محمدعلى وثوق همایون دارأی شناسنامه شماره فلان محل اقامت تهران سه راه سپهسالار کوجه حمام فلان مورد وکالت، وکالت تام و تمام بلاعزل از تاریخ زیر لغایت پنجسال خورشیدى دارند که پس از این که رفع مزاحمت دولت و صدور حکم از محکمه استرداد املاک بشود تمامى دو دانگ مشاع از کل شش دانگ قریه... آقاى کلبادى این اسامى را مى‌دانند برای این که اسامى گیلکى است، اسم یک قریه‌اى است واقعه در بابل کنار و دو دانگ مشاع از کل ششدانگ قریه دیگرى در بابل کنار مازندران و یکدانگ مشاع از ششدانگ قراء یخ محله و قریه دیگر و یکدانگ از قریه دیگرى واقعه در محال شیرگاه مازندران را به هر قیمت که صلاح و مقتضى بدانند به فروش برسانند و قیمت آنها را دریافت داشته و به اقساطى که مقتضى بدانند به موکل محترم کارسازى دارند یعنى هر قدر که خواستند و به هر قیمت بفروشند

(مسعود ثابتى- به ایشان چه ربطى دارد؟) اجازه بفرمایید آقاى مسعود ثابتى آنجا که عیان است چه حاجت به بیان است (یمین اسفندیارى- آنجا که بیان است چه حاجت به عیان است)

 (کشاورز صدر- اولاً او این کار را کرده و ثانیاً به هژیر چه ربطى دارد؟) و اسقاط خیارات بنمایند حدود اختیارات وکیل محترم در تنظیم اوراق و امضاء دفاتر رسمى و اخذ وجه و اسقاط  کافه خیارات و امضاء مربوط به فروش هریک از فقرا نامبرده بالاختیار تام دارند و امضاء ایشان در تمام مراحل بالا به منزله امضاء و اقدام خود موکل نامبرده است یعنى اگر موکل (منصف- موکل دیگر ندارد در همه اسناد این جمله هست) خودتان می‌دانید یعنى اگر نخواست بدهد می‌تواند، ایشان فعلاً رئیس املاک واگذارى مازندران هستند، همه آقایان می‌دانند که آنهایى که در دنیا می‌خواهند حکومت بکنند و مورد اعتماد جامعه قرار گیرند باید نظر شخصى و فردى نداشته باشند

(دهقان- آقاى مکى تاریخ تنظیم سندى را که خوانده‌اید چیست؟)

سال 23 است در سال 23 ایشان بازرس وزارت دارایى بودند پسرشان هم عضو کابینه بود و بعد هم دو نفر از مدیران کل یکى آقاى مهدوى و یکى هم همین آقاى بهنیا که الان در وزارت دارایى هستند اعتراضى به کارهاى پدر ایشان کردند و ایشان آن دو مدیر کل را از کار برکنار کردند و یک پاداش 17 هزار تومان هم دادند عین همین جریانى است که عرض می‌کنم و آقاى مهدوى اگر تکذیب کردند و بنده قبول می‌کنم همه آقایان می‌دانند که جنگ جمل فقط به واسطه خاموش شدن چراغى بوده است یعنى دو نفر از سرداران اسلامى طلحه و زبیر رفتند نزد على ابن ابیطالب گفتند ما آمده‌ایم سهم خودمان را بگیریم پس از آن که حضرت سهمشان را پرداخت آنها را بیرون کرد آنها شروع کردند با على صحبت کردن که این مقدار کم است برای ما و می‌خواستند که یک سهم زیادى گرفته باشند على ابن ابیطالب چراغ را خاموش کرد و گفت که من نمی‌توانم گفتند که چرا چراغ را خاموش کردید فرمود که این چراغ از بیت‌المال مسلمین است که دارد می‌سوزد و شما این حرفى را که دارید می‌زنید مهمل است و من نمی‌توانم اجازه بدهیم که چراغى که از بیت‌المال مسلمین می‌سوزد روشن باشد و تقاضاى شما را انجام بدهم و همان باعث شد که آنها رفتند و جنگ جمل درگرفت، کسانى که می‌خواهند در دنیا یک حکومتى بکنند لااقل بایستى این اندازه استحکام داشته باشند که پدرشان را با غیر پدرشان یا برادرشان را با غیر برادرشان اختلافى نگذارند، اختلاف فاحشى نگذارند من خوب به خاطر دارم که در دوره چهاردهم که فراکسیون‌هاى مجلس تصمیم گرفتند وزرایى در کابینه قبول بکنند آقاى مصدق‌السلطنه به من پیغام داد که به آقاى ضیاء‌الملک فرمند و چند نفر دیگر که شاید آقاى صادقى هم در آن فراکسیون بودند به وسیله آقاى ضیاء‌الملک فرمند پیغام بدهم که اگر پسر من در کابینه بیاید من با دولت مخالفت مى‌کنم در کابینه آقاى ساعد بود (دهقان- پسرشان هم نیامد و مخالفت هم کردند) (یمین اسفندیارى- کى آقا؟) پسرشان، پسر مصدق‌السلطنه آقاى مهندس مصدق را می‌خواستند بیاورند در کابینه و گفتند که اگر بیاید در کابینه من مخالفت خواهم کرد

(یمین اسفندیارى- پسرهاى ایشان لایق هستند چرا نیایند؟)لابد یک جهاتى داشته است که با آن کابینه باز هم مخالفت کردند

(مسعود ثابتى- من عقیده‌ام این است که چراغ‌ها را حالا خاموش بکنند) یکى دیگر از جهات مخالفت بنده با آقاى هژیر موضوع سیاست خارجى ایشان است، ایشان از لحاظ سیاست خارجى همه آقایان می‌دانند که بعضى از همسایگان ما نظر خوبى ندارند و من به آنها هم کارى ندارم ولى یک مطالباتى ما داریم و آن 11 تن طلا است در کشور شوروى و این مقدار برای ملت ایران یک چیز ناقابل و بى‌ارزش نیست یک ملت مفلسى مثل ایران یازده تن طلایش در روسیه انبار شده ما باید یک دولت داشته باشیم که یک حسن تفاهمى برقرار بکند و بگوید ما با شما دوست هستیم، همسایه هستیم روابط ماهم با شما حسنه است هیچ وقت هم ما قصد تسخیر باکو و تفلیس و مسکو را نداشتیم اگر 15 میلیون ملت ایران هم سرنیزه بشود معهذا ما با شما خیال جنگ را نداریم 11 تن طلا برای ملت ایران چه چیز نمی‌شود

(حاذقى- اگر تقویت بفرمایید مى‌گیرند)

ما می‌خواهیم سد بسازیم، ایران را آباد کنیم، این پول پشتوانه اسکناس است بدهید به ما، یک ملت ضعیفى با یک ملت قوى و گردن کلفتى که نمی‌تواند طرف بشود و این کار جز با مسالمت و جز با ایجاد حسن تفاهم و روابط متقابل و دوجانبه با کشورهاى بزرگ انجام نمی‌شود مگر به سازمان ملل متفق یا از دنیاى آزادیخواه کمک بگیریم و بتوانیم حقوق خودمان را به دست بیاوریم ایشان با این سوابقى که دارند بنده اطمینان دارم که برای گرفتن این رقم بزرگ ایران هیچ گونه اقدامى نمی‌توانند بکنند (یمین اسفندیارى- چرا نمی‌توانند بکنند؟) برای این که حسن تفتهمى نیست (یمین اسفندیارى- چرا نیست آن 6 ماه که هنوز نیامده تا بفرمایید چرا نکردید) اما ایشان یک برنامه‌‌اى داده‌اند به مجلس شورای ملى که عموماً هر دولتى میاید اینجا یک مشت مواد مشعشع و برجسته‌اى را برمی‌دارد به نام برنامه به مجلس می‌آورد و به عقیده بنده و همه آقایان همه اینها همه‌اش حرف است از مرحله حرف هم تا مرحله عمل مسافت بسیار است و این مسافت را با پاى اراده و با پاى تقوى و پرهیزکارى باید پیمود که متأسفانه آن اراده و پرهیزکارى را از ایشان نمى‌بینم بنابراین آن قسمتى از برنامه که حقوق از دست رفته ما را از کمپانى نفت جنوب بگیرند یا بتوانند این کار را بکنند بنده در جبین این کشتى نور رستگارى را نمى‌بینم (حاذقى- حسن ظن پیدا کنید) ولى از جهتى آقایان اگر واقعاً دلشان را می‌خواهند خوش بکنند به این وعده‌ها طرح حسابى راجع به بحرین را مگر آقایان از خاطرتان رفته است بنده مدتى به تمام آقایان التماس کردم این آقاى محمدعلى مسعودى شاهد است این طرح بحرین را که همگى سنگ بسینه می‌زدند مدتى سعى شد تا بهشت امضاء رسید و می‌گفتند که ما امضاء نمی‌کنیم بالاخره به 15 امضاء رسید و یک روز هم کم کم در اثر صحبت و مذاکره به 32 امضاء رسید و یک فوریتش را از مجلس گذراندیم.

دولت‌ها خادم ملت هستند وقتى که شما یک طرحى را از مجلس گذراندید موظف کردید دولتى را که قوا ببرد هر دولتى که باشد دولت آقاى حکیمى باشد یا دولت آفاى هژیر، من در دولت آقاى حکیمى می‌توانم این افتخار را بکنم که این طرح را تهیه کردم با مساعدت آقایان و به امضاهاى زیادى رساندم یک فوریتش را هم آقایان با کمال حسن نیت رأی دادند رفت به کمیسیون کشور حالا در کمیسیون کشور دفن شده و به مجلس نمی‌آورند و می‌خواهند حرف باشد نه عمل این یک حرف دیگرى است و امرى است علیحده و الّا این طرح به کمیسیون کشور رفته و این گزارشش را اگر بیاورند و فوریت دومش هم تصویب بشود دولت مجبور است اقدام بکند هم چنین در برنامه گفته می‌شود راجع به استیفاى حقوق از دست رفته ایران نسبت به نفت جنوب این اشکالى ندارد یک طرحى ... (در این موقع مجلس از اکثریت افتاد و پس از چند دقیقه اکثریت حاصل شد) یک طرحى آقایان بیاورند و دو فوریتش را تصویب بکنند که دولت موظف است در ظرف یک ماه یا دو ماه این عملیات را راجع به نفت جنوب بکنند دولت خادم مجلس است، دولت خادم ملت است نماینده ملت هم مجلس است و یک سانکسیونى هم برایش قائل شوند که اگر نکرد یک چنین سانکسیونى هم دارد و به جاى حرف عمل تحویل بگیرد. اما در این موقع بنده مى‌بینم بعضى از آقایان فقط می‌گویند برنامه چون این وعده‌ها را داده است خوب ست، کدام یک از دولت‌هایى که در ادوار مشروطیت به مجلس معرفى شده‌اند در مقابل برنامه‌هایى که داده‌اند، کدام عمل را کرده‌اند جز این که آمده‌اند اینجا و یک مشت حرف تحویل وکلا‌ داده و عملى هم در کار نبوده است بنده اطمینان دارم که از این دولت و از این حرف‌ها هیچ‌گونه عملى تحویل مجلس شورای ملى نخواهد شد اینها همه‌اش حرف است و از مرحله حرف تا عمل عرض کردم مسافت بسیار است و به علاوه من نمی‌دانم چطور کابینه آقاى هژیر با این کیفیتى که هست می‌تواند موفقیت

+++

حاصل کند آقایان تمام مسبوق هستند که در مجلس افکار مختلف است، دسته‌جات مختلف است، فراکسیون هاى مختلف هم هست حتى در اقلیت هم افراد از لحاظ فکر و عقیده با هم فرق دارند آقاى هژیر در همان ملاقاتى که با من کردند گفتند اگر شما با من موافقت بکنید من هرچه شما بگویید موافقت می‌کنم یا هر کسى هرچه بگوید می‌کنم من گفتم به همین دلیل با شما مخالف هستم شما هر چه که به مصلحت مملکت باشد باید بکنید نه هرچه که بنده عرض کردم بنده عرض می‌کنم که باید مجلس را خراب کرد آیا باید یک چنین کارى را کرد، این جا افکار مختلف است یک دسته‌اى می‌گویند فلان مالیات باید گرفته شود یک دسته‌هاى دیگر می‌گویند که یک طبقه‌اى نباید فلان مالیات را بدهند و دسته دیگر برعکس، پس وعده‌هایى که ایشان می‌دهند همه با هم تناقض دارد و من نمی‌دانم ایشان جمع بین اضداد را می‌خواهند بکنند و یا برای جمع‌آورى رأی است که به هر نماینده‌اى یا به هر دسته‌اى از این وعده‌ها می‌دهند که من این کارها را خواهم کرد در صورتی که یک کدام از این وعده‌ها اگر موافق عقیده یک دسته‌اى باشد مخالف دسته دیگرى خواهد بود دلایل مخالفت بنده همین‌هایى بود که عرض کردم و همه آقایان می‌دانند که بنده اهل تندخویى و کلمات زننده تا جایى که مقتضیات ایجاب بکند نبوده و نیستم ولى در عین حال از مبارزه هیچ وقت روگردان نبودم و معتقدم که اگر انسان با کفن خونین در خاک غلطان و مدفون بشود بهتر از آن است که با دامن حریر آلوده و ملوث به خاک برود من مبارزه را تا این حد ادامه میدهم در هر مرحله‌اى که باشم از میدان در نمی‌روم کتک هم بخورم از میدان در نمی‌روم فحش هم از جراید موافق دولت بشنوم از میدان در نمی‌روم، یک راهى است انتخاب کرده‌ام و این راه را تا زمانى که نماینده باشم این وظیفه را در مجلس انجام خواهم داد آقاى هژیر هم با سایرین برای بنده هیچ تفاوتى ندارد و من یک وظیفه‌اى دارم که آن وظیفه خودم را انجام خواهم داد و این طور تشخیص دادم که حق با ما است حق هیچ وقت محکوم نمی‌شود امیدوار هستم و به فرض هم که اگر یک وقتى حق مغلوب شود استناد می‌کنم به فرمایش على ابن ابیطالب که می‌گوید مغلوبیت به حق بهتر از غلبه به ناحق است و اگر هم مغلوب شوم مغلوب به حق خواهم بود نه غالب به ناحق بنابراین من مبارزه خودم را ادامه می‌دهم از هو و جنجال هم در نمی‌روم و تا آنجایى که ممکن باشد امیدوارم که این مبارزه را ادمه بدهم اطمینان هم دارم که رفقاى ما در این مبارزه پیروز خواهند شد

 (یمین اسفندیارى- این حق را برای دیگران هم قائل هستید؟)

بله اگر آنها هم نظر خصوصى نداشته باشند- تلگرافى از بهبهان به من رسیده که چون آقاى وزیر بهدارى این جا تشریف دارند عرض می‌کنم و عین این تلگراف برای وکلاى بهبهان هم آمده است یک مرضى هفتاد روز است که در بهبهان شایع شده عده‌اى از زن و مرد مخصوصاً اطفال مبتلا شده و بسترى هستند عده کثیرى از این مبتلایان از بین رفته و تلف شده‌اند این تلگرافى است که می‌خواستم آقاى وزیر بهدارى توجه بفرمایند چرا باید 70 روز در یک گوشه‌اى از کشور عده‌اى مبتلا به مرضى بشوند و از بین بروند و هنوز مرکز اقدامى در این خصوص نکرده باشد اینها هستند هیئت‌هاى حاکمه این مملکت که آقایان می‌فرمایند دلبر جانان من برد، دل و جان من آقاى هژیر از این کابینه رفته‌اند در آن کابینه و از آن کابینه آمده‌اند به این کابینه اگر ایشان مرد عمل بودند و حرف تحویل نمی‌دادند لااقل در یکى از این کابینه هائى که بودند بجاى وعده هاى مشعشعى که می‌دادند، به جاى حرف‌هایى که می‌زدند حق این بود که در یک وزارتخانه عمل می‌کردند در همان وزارتخانه‌اى که بودند کار می‌کردند در صورتی که آقا بالاسرى هم در آن وزارتخانه نداشتند اقلًا یک وزارتخانه را اصلاح می‌کردند که نمونه باشد برای همکاران ایشان چون آقاى سپهبد وزیر جنگ تشریف ندارند یک کاغذى برای بنده رسیده که بنده خیلى متأسف شدم و گمان مى‌کنم برای چند نفر از رفقاى بنده هم رسیده باشد یک خیاطى است در پاساژ چلچله ببنده و چند نفر دیگر از آقایان کاغذى نوشته که سرهنگ دکتر لطفى افسر ارتش به معرفى دوستان خود یک دست لباس به من سفارش داده است که با نهایت دقت...

 (چند نفر از نمایندگان- در اینجا نباید گفته شود) بایستى این مسائل در این جا گفته شود این شخص خیاط را کتک زده است اما در ارتش افسران خوب و وظیفه شناس داریم و وظیفه‌نشناس هم داریم (وزیر پست و تلگراف- کاغذ را لطف کنید) بسیار خوب اگر آقایان دیگر هم دارند بدهند(وزیر پست و تلگراف- یکى کافى است رسیدگى می‌شود)

بهتر است که آقاى سپهبد دستور بدهند آنهایى که باعث بدنامى ارتش می‌شوند آنها را باشد مجازات به کیفر برسانند که احترام ارتش ما را در انظار کم نکنند و ملت ایران را به ارتش خوش بین بکنند این مسائلى که آقایان می‌فرمایند چرا اینجا زده مى‌شود من نمی‌دانم پس کجا باید گفته شود امروز در روزنامه آتش خواندم که یک افسرى در جاده دربند اتومبیلش را طورى نگه‌می‌دارد که جاده را سد می‌کند یکى دو نفر از رانندگان اعتراض می‌کنند آن افسر می‌آید پایین و آنها را کتک می‌زند شلاق می‌زند که در روزنامه آتش نوشته شده است اینها را باید در این جا گفت که اصلاح شود و کسانى که در ارتش باعث بدنامى هستند باید مجازاتشان کرد تا ملت نسبت به ارتش خود احترام پیدا کند من نمی‌دانم اینها را اگر نشود در پشت این تریبون گفت پس در کجا می‌توان گفت اینها را من معتقدم که باید گفت که ملت ایران بداند که اگر از طرف ارتش اهانتى به آنها بشود کسانى هستند در مجلس شورای ملى که بلند می‌شوند و از حق آنها دفاع می‌کنند و شکایات آنها را قرائت می‌کنند این مطالب را باید باطلاع عامه رسانید این جهات و دلایل مخالفت بنده بود با کابینه آقاى هژیر و البته به نا بوظیفه‌اى که دارم یک رأی کبودى که به نام بنده ضعیف است به کابینه ایشان خواهم داد

رئیس- آقاى دهقان‏

دهقان- بنده از موافقین مشروط دولت هستم موافقم از آن جهت است که یگانه راه علاج مشکلات فعلى تقویت حکومت مرکزى و تثبیت آن است بلاى بزرگى که بر ما نازل و ریشه تمام مفاسد شده دزدى و ارتشاء است و آقاى هژیر که از سال بیست اکثر وارد دولت بوده‌اند توانسته‌اند خود را مرد صحیح‌العمل و پاکدامنى معرفى نمایند و اگر به آقایان عرض کنم کار دزدى به جایى رسیده که هرکس آلوده نشده باشد باید به همه چیز آن ساخت راه خطا نرفته‌ام یک وقت است می‌خواهیم ایراد بگیریم البته برای همه می‌شود همه چیز گفت ولى در این مملکت که افراد بى‌باک مرتکب خطاهاى بزرگ مى‌شوند و راست راست راه می‌روند باید از آنها که کف نفس کرده دزدى نکرده و بزندگى ساده ساخته و از نظر سیاسى یا از دایره و‌طن‌پرستى بیرون نگذاشته‌اند و خلاصه خود را بدنام نکرده‌اند قدردانى و از آنها نگاهدارى نمود. وقتى سران خیانتکار واقعه آذربایجان به تهران آمدند با روى مساعدت واقعى یا به جهات دیگر در نظر بود مساعدت‌هاى مالى هم به آنها بشود و آن روز جمعى از ترس و وحشت و عده‌اى روى سیاست آن جبهه را تقویت و با مساعدت‌ها و پرداخت‌ها موافقت داشتند من فراموش نمی‌کنم که آقاى هژیر ایستادگى کرد و دینارى نداد این رشادت و ازخود گذشتگى از خاطر مردم وطن‌پرست که تجزیه آذربایجان عزیز آتش به جان آنها زده بود نمی‌رود و هرگز آن را فراموش نمی‌کنند. این سابقه روشن و سایر جهاتى که عرض می‌کنم دلیل موافقت من با زمامدارى آقاى هژیر است. سه نفر به عنوان مخالف بادولت در اینجا صحبت کرده‌اند.

آقاى حائرى‌زاده- آقاى ذوالفقارى- آقاى مکى (رحیمیان- سه نفر نبودند دو نفر بودند) بنده آقاى رحیمیان مخلص جنابعالى هستم عقیده خودم را عرض می‌کنم حال من هم خوب نیست تب هم دارم صحبت نفرمایید که رشته از دستم در می‌رود (رحیمیان- رشته از دست شما دربرود) آقاى ذوالفقارى تذکراتى به عنوان مخالف مشروط با دولت دادند که اداى آن مورد توجه و عمل به آن آرزوى عموم نمایندگان است و موافقین دولت نیز اداى این تذکرات مفید را واجب می‌دانستند و امیدوارم دولت آنها را به کار بندد. بنابراین به نام موافق دولت نمی‌توان پاسخى به تذکرات مفید و اساسى ایشان داد من برای این که به اختصار بکوشم به نام موافق دولت فقط به قسمتى از ایرادات آقاى حائرى‌زاده پاسخ می‌دهم و بعد به عرض تذکرات خود که اجرأی آن را شرط موافقت با دولت قرار داده‌ام مى‌پردازم و به قول خودشان جواب فرمایشات آقاى مکى مخالف دیگر دولت را به موافقین که بعد از اینجانب نام‌نویسى کرده‌اند وامی‌گذارم. بزرگترین ایراد آقاى حائرى‌زاده به دولت آقاى هژیر و شخص ایشان این بود که از رجعت دیکتاتورى اظهار وحشت را کردند البته آقاى مکى هم این اظهار وحشت را کردند و آقاى هژیر را عامل یاپیش آهنگ دیکتاتورى خواندند و بدون آن که برای وحشت خود در این باره دلیلى ذکر کنند و مستمعین را به وارد بودن ایراد خویش قانع سازند بلافاصله اظهار داشتند که محال است با وضع فعلى دنیا و تشنجات بی‌حد که بین ملل حکمفرما است حکومت مطلق‌العنانى و دیکتاتورى در گوشه‌اى از دنیا ایجاد نمود چه رسد به کشور ما که مرکز تصادم این سیاست‌ها

+++

است بعد هم فرمودند آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت. (آنهایى که در خواب دیکتاتورى مى‌بینند باید این آرزو را به گور ببرند) و به این وسیله بى‌اساس بودن توهم خود را بیان داشتند. خوب جناب آقاى حائرى‌زاده شما که خوب می‌دانید به وجود آوردن حکومت دیکتاتورى با وضع فعلى جهان و تصادم سیاست‌هاى متضاد در کشور ما امر محالى است چرا بی‌جهت اظهار وحشت می‌فرمایید، مثل کسانى که اخیراً از روى کارآمدن رژیم دیکتاتورى اظهار وحشت و هراس می‌کنند درست مثل آن شخصى است که از بیکارى به پاى خود جوال دوز می‌زد و از درد فریاد می‌کشید (حاذقى- به جاى دیگرش می‌زد) (خنده نمایندگان).

رئیس- آقاى حاذقى رعایت ادب را بفرمایید

دهقان- در اینجا بى‌مناسبت نیست به کسانى که حقیقتاً از رژیم قلدرى و زور وحشت دارند و آزادى و دموکراسى را از روى ایمان عزیز می‌شمارند عرض کنم معمولاً به وجود آورنده حکومت دیکتاتورى هرج و مرج و اغتشاش و هتاکى و فحاشى و توهین‌هاى بى‌جهت و از بین بردن امنیت قضایى و اعمال نفوذهاى بی‌مورد در دستگاه‌هاى ادارى و انتظامى و تحمیل نظر اقلیت بر اکثریت و مداخله دادن اشخاص بى‌صلاحیت در امور کشور و رواج بازار تهمت و منفى‌بافى است. (صحیح است) هرکس واقعاً به آزادى علاقه دارد باید با این عوامل مبارزه کند و الّا خواهى نخواهى حمایت کردن از این قبیل مفاسد مردم را به طرف دیکتاتورى متمایل می‌سازد. به هر حال آقاى حائرى‌زاده اولین ایراد خود نسبت به آقاى هژیر را شخصاً نفى فرمودند و روى کار آمدن دیکتاتورى را به سبوى شکسته و آب ریخته و آرزوى بگور برده تشبیه فرمودند در این صورت جاى ایراد در این مورد به آقاى هژیر باقى نمی‌ماند من از آقاى حائرى‌زاده که با این استدلال محکم آقاى هژیر را از یک تهمت بزرگ مبرا ساختند به وکالت از جناب آقاى هژیر از ایشان تشکر می‌کنم. آقاى حائرى‌زاده صحبت‌هایى درباره آقاى هژیر در مورد خدمت به بیگانگان کردند و در این مورد اعلیحضرت فقید را نیز از این تهمت بى‌نصیب نگذاشتند و شخصاً نیز این بیان را با تردید ادا کرده نه مورد خیانت و نه دلیل آنرا اظهار فرمودند. من می‌خواهم عرض کنم که من از آنها نیستم که در راه سیاست روش عوام‌فریبى را پیش گرفته باشم از روزی که وارد اجتماع شدم و در سیاست مداخله کردم همیشه یک دنده و راست و رک آنچه که عقیده ام بوده است گفته‌ام اعم از این که مورد پسند یک عده‌اى بوده است یا نبوده است من از شهریور 1320 معتقد بوده و هستم که رضا شاه به این مملکت خدمت کرده است (صحیح است) یک مرد بسیار وطن‌پرستى بوده است که اعتلاى ایران را خواسته است (صحیح است) بنا‌براین بنده اینجا با کمال صراحت عقاید خودم را عرض می‌کنم و امیدوارم از آزادى که بنده بهش معتقد هستم بهره‌مند بشوم و بتوانم عرایض خودم را درست عرض بکنم آقاى حائرى‌زاده شما که یکى از مردان مشهور این کشور هستید سى و چند سال است در امور سیاسى این کشور وارد بوده و در جامعه جایى برای خود باز کرده‌اید و مردم شما را به نیکى یاد می‌کنند و از اینها بالاتر کار شما و فن شما قضاوت بوده است چرا مطلبى را رسماً در این مقام مقدس و رسمى اظهار می‌دارید و به کسانى علناً تهمت می‌زنید در حالی که بر علیه آنها دلیلى موجود ندارید

(حائرى‌زاده- من تهمت نزدم)

و به قول خود می‌فرمایید این طور می‌گویند شاید هم دروغ باشد. آقاى حائرى‌زاده آیا بیان آنچه می‌گویند و آنچه شایع است در مقام رسمى جایز شمرده می‌شود حق این است که افراد را با شایعات و گفته‌هاى بدون دلیل متهم به خیانت و سوء‌استفاده کرد؟ اگر این طور است آقاى حائرى‌زاده شما را هم از این شایعات مستثنى نکرده‌اند و به شما هم نسبت سوء‌استفاده از بنگاه صغار و شکرهاى ارسالى به خراسان دوموقع انتخابات می‌دهند در حالی که این هم به طور قطع ازنوع همان شایعاتى است که شما درباره آقاى هژیر شنیده‌اید و قابل قبول نیست (اسلامى- توهین نکنید) بنده خودم رد کردم این هم از نوع شایعات است که ایراد را آقاى مکى هم هست چون اعتراضى را که بنده به آقاى حائرى‌زاده دارم به آقاى مکى هم دارم.

آقاى حائرى‌زاده افرادى امسال شما که قولشان در بین مردم مورد اطمینان است و وظیفه بزرگ ملى به عهده دارند نباید به آسانى مانند مردمان عامى و بسیار عادى هر حرفى را بدون دلیل و تحقیق قبول کنند و آن را در چنین محضرى ادا نمایند. ایراد دیگرى که آقاى حائرى‌زاده به آقاى هژیر داشتند همکارى با حکومت آقاى قوام‌السلطنه است اگر صرف همکارى با قوام مورد ایراد باشد این ایراد به شخص آقاى حائرى‌زاده هم وارد است زیرا ایشان در تمام مدت شاید از آقاى هژیر هم به قوام‌السلطنه نزدیکتر بودند عضو اصلى و کمیته مرکزى حزبى بودند که آن حزب حکومت را در دست داشت و اعمال و افعالى را انجام می‌داد که مورد ایراد بود و هست. بنابراین اگر عضویت در این دستگاه عیب بوده آقاى حائرى‌زاده هم دارأی این عیب هستند و از ایشان نیز سلب صلاحیت می‌‌شود در حالی‌ که حق این بود از اعمال بد آقاى هژیر در این دوره نام می‌بردند و به آنها ایراد می‌کردند و الّا صرف عضویت در آن دستگاه که دلیل همراه بودن با بدی‌ها و جرم‌هاى ارتکابى آن دستگاه نمی‌شود بخصوص که ما از بعضى از افراد عضو آن دستگاه هم اعمال پسندیده را سراغ داریم و یکى از آنها آقاى هژیر یا همین آقاى دکتر اقبال هستند. اینها در مواقع بسیار سخت میهن‌پرستى خود را با شجاعت به اثبات رسانیدند.

چنانچه حتم دارم آقاى حائرى‌زاده با وجود موثر بودن در آن دستگاه با اعمال بدى که انجام می‌شد جداً مخالف بودند امرى که آقاى حائرى‌زاده را بسیار متأثر کرده بود موضوع مقاومت نظامی‌ها در مقابل مسجد بود که از طرف آقاى نخست وزیر و مقام ریاست جواب کافى به آنها داده شد و امیدوارم آقاى حائرى‌زاده که مرد استدلالى و منطقى هستند قانع شده باشند ولى دو موضوع را من در اینجا محتاج به تذکر می‌دانم: یکى این که ایشان فرمودند ملت ایران قیام کرده بود. اگر آقاى حائرى‌زاده می‌فرمودند عده‌اى از ملت ایران قیام کرده بود جاى ایراد نبود ملت ایران پانصد ششصد نفر نیست ایران بنا به روایات مختلف از ده تا بیست میلیون جمعیت دارد و در همین تهران نزدیک یک میلیون نفر از مردم این کشور زندگى می‌کنند و در این صورت چگونه به یک عده پانصد نفرى ممکن است نام ملت ایران را اطلاق کرد در حالى که این پانصد نفر خودشان هم ادعاى نمایندگى از جانب سایرین را ندارند برعکس طبق تلگرافات و آثار و شواهد مختلف سایر افراد ملت ایران هم با این افراد تحریک شده هم صدا نبوده بلکه نسبت به زمامدارى آقاى هژیر هم به موجب تلگرافات متعدد اظهار خشنودى کرده‌اند و از این مطلب که بگذریم موضوع نظامی‌ها قابل ذکر است. متأسفانه در این پیش آمد عده زیادى از نظامی‌ها و پاسبانان مجروح و مصدوم شدند شکم یکى پاره شد که در راه فوت کرد و دیگرى از چشم نابینا شد این نظامی‌ها و پاسبانان برادران ما هستید اینها جان خود را در راه حفظ امنیت این کشور در کف گرفته و ازایثار آن مضایقه ندارند، در آن روز هم برای حفظ انتظامات و جلوگیرى از اغتشاش و پیش آمد‌هاى ناگوار دیگر و مخصوصاً برای حفظ حیثیت نظامى خود ...

 (زیرا ریخته بودند می‌خواستند تفنگ آنها را بگیرند و سنگ بارانشان کردند) نظامى را اگرحمله کردند تفنگش را بگیرند باید بزند چاره ندارد دستور ارتش است و اگر دفاع نکند خودش محکوم به اعدام است اینها در برابر جمعیت آن قدر مقاومت کردند که مجروح و مقتول شدند و بدین وسیله از حدوث و قایع تأسف‌آورترى نظیر وقایع اسف‌انگیز 17 آذر که صدها نفر از افراد این ملت مظلوم فداى امیال پست زمامداران وقت شدند جلوگیرى نمودند در این صورت جا داشت از این افراد فداکار قدردانى شود و من در این جا بیمورد نمی‌دانم که از افراد نظامى و مامورین انتظامى ذکر خیر نموده متذکر شوم که خدمت آنان مورد نظر و تقدیر است و بنده از انجام وظیفه نظامی‌ها در اینجا تقدیر می‌کنم. آقاى حائرى زاده در ضمن ایراد به نخست وزیر و ذکر موارد مخالفت با ایشان تذکراتى هم دادند که گرچه مربوط به آقاى هژیر نیست ولى یکى دو قسمت آن چون از حدود حقیقت خارج است محتاج به جواب می‌باشد چنانچه بعضى از آن تذکرات نیز به نوبه خود صحیح و مورد تأیید نمایندگان است مانند موضوع مالیات املاک مزروعى و نفط که همه نمایندگان با آن موافقت دارند و امیدوارم دولت حاضر تذکرات ایشان را مورد توجه قرار بدهد. اما مطالبى که خلاف آنچه هست از طرف آقاى حائرى‌زاده بیان شد. اول موضوع سازمان شاهنشاهى خدمات اجتماعى است. من از آقاى حائرى‌زاده که همیشه دم از حمایت از مردم فقیر و بدبخت می‌زنند تعجب می‌کنم که چگونه به یک سازمانى که صرفاً برای رسیدگى و درمان گذاشتن به جراحات و توجه به آلام این طبقه به وجود آمده حمله می‌کنند سازمان مذکور یک سال

+++

است به وجود آمده و در ظرف همین یکسال توانسته است پنجاه درمانگاه مجهز در نقاط دور افتاده کشور بسازد و آنرا با پزشک ماما و دارو و لوازم و پرستار آماده به کار بسازد و آن را در دسترس افراد فقیر و بینوا و زارعین بى‌سرپرست که در تمام عمر خود رنگ پزشک و دارو را نمى‌بینند بگذارد و با این خدمت ذى‌قیمت بزرگترین قدم اساسى را برای تأمین بهداشت زارعین بردارد، تاکسى به نقاط دور افتاده و دهات و مزارع نرفته باشد و وضعیت سخت و اسف‌آور زارعین را ندیده باشد نمی‌تواند قدر این خدمت سازمان شاهنشاهى خدمات اجتماعی را بداند (صحیح است) این سازمان هر سال همین برنامه را عمل می‌کند و اگر مانع کار او نشوند و مانند هر کار خوبى که در این کشور شروع و از روى جهالت از پیشرفت آن جلوگیرى گردیده سد راه پیشرفت آن نشوند، به زودى در تمام نقاط کشور این در‌مانگاه‌ها بسط خواهد یافت و همه مردمى که دسترسى به شهر ندارند از این درمانگاه‌ها برای حفظ بهداشت خود مجاناً استفاده خواهند کرد.

(صحیح است). خدمت بزرگ دیگر سازمان تأسیس آموزشگاه بزرگ پرستارى و تأسیس بیمارستان یکصد تختخوابى مجهز برای بسترى کردن افرادى است که گرفتار سوانح می‌شوند. همچنین ایجاد آموزشگاه برای اطفال بى‌سرپرست و نگاهدارى از عده زیادى از مادران و اطفال بى‌بضاعت و از آن بالاتر جمع‌آورى عجزه و گدایان تهران که اینک نزدیک به سه هزار نفر از آنها در کانون کار تحت شرایط معین نگاهدارى و تحت تعلیم تربیت قرار گرفته صنایعى به آنها آموخته می‌شود که برای جامعه افراد مفیدى باشند و در بین همین عده نزدیک به ششصد نفر تریاکى و شیره‌اى وجود داشتند که از این اعتیاد خانمان برانداز نجات داده شوند.

از بین همین سه هزار نفر که می‌گویند 4700 نفر بوده‌اند قریب 1700 نفرشان شیره‌اى و تریاکى بوده‌اند که اینها را هم از این بلاى خانمانسوز نجات داده اند و الان سالم هستند و کار میکنند و این واقعاً خدمت بزرگى است که سازمان انجام می‌دهد. اینها قسمت عملى و مختصرى از بیلان یک ساله این سازمان است و گمان می‌کنم در کشورى که همه کارها از دایره حرف پا برون نمی‌گذارد اقدام به چنین کارهاى خیر قابل همه گونه تقدر و تشویق و سپاسگذارى است (صحیح است) و حق این است که امثال آقاى حائرى‌زاده در امر تقدیر و تشویق از این مؤسسات پیشقدم باشد نه با بیان خود موجبات دلسردى خدمتگزاران حقیقى جامعه را فراهم آورند. آقاى حائرى‌زاده صحبت از شاهنشاه فقید کردند و نام این مرد بزرگ را که از مفاخر ایران است و امروز در تمام مظاهر و آثار کشور خدمات ذی‌قیمت او نمایان است به طرزى بردند که شایسته نبود. چون در مذاکره حضورى آقاى حائرى‌زاده بیان داشتند که قصدى در این باره نداشته‌اند من هم ذکرى نمی‌کنم و از این موضوع فعلاً می‌گذرم. بر روى هم ایراداتى که آقاى حائرى‌زاده به آقاى هژیر کردند وارد نبود و به هر یک جواب داده شد و در مورد ایراد عدم اعتماد بآقاى هژیر که مبناى بیان نماینده محترم بود باید عرض کنم این محتاج به زمان است ما باید در آینده از روى اعمال و افعال آقاى هژیر قضاوت کنیم که ایشان برای زمامدارى شایسته هستند یا نه قصاص قبل از جنایت در هیچ دستور عرف و دینى تجویز نشده است.

اعمال گذشته آقاى هژیر نشان داده است که ایشان مردى محکم- کاردان- جدى و فعال هستند و اینها برای شروع زمامدارى کافى است البته اگر خداى نخواسته در آینده آقاى هژیر نتوانست منویات اصلاح طلبان این کشور را که شما هم از برجستگان آن هستید انجام دهد و مرتکب خبط و اشتباهى شد مطمئن باشید هیچیک از این شصت و شش نفر که اورا مورد تمایل خود برای زمامدارى قرار داده‌اند از ایشان پشتیبانى نخواهند کرد و اگر آنچه گفته و به نام برنامه تقدیم مجلس کرده‌اند به مرحله اجرا درآورند که چه از این بهتر ولى قبلاً قضاوت کردن و نسبت دروغ به کسى دادن قصاص قبل از جنایت نمودن شایسته افراد برجسته‌اى مانند آقاى حائرى‌زاده نیست و برای کشور هم مفید نمی‌باشد بخصوص که آقاى هژیر برای انجام کارهاى خود برای اولین مرتبه در تاریخ مشروطیت ایران موعد هم معین کرده‌اند و این موعد هم تا آخر پاییز بیشتر طول نمی‌کشد و همان وقتى است که بنا به مثل معروف جوجه‌ها را می‌شمارند و حساب‌ها را روشن می‌کنند تا آخر پاییز که جوجه‌ها را می‌شمارند تا آن وقت حساب‌ها روشن می‌شود.

آقاى مکى مطالبى اینجا راجع به آقاى هژیر گفتند استناد کردن به حبس بعضى از نمایندگان و مطالبى مربوط به دوره ناصرالدین شاه و از این قبیل ایراداتى که هیچ مربوط به آقاى هژیر نبود درست فرمایشات ایشان مصداق آن شعرى است که گفته‌اند:

 (گنه کرد در بلخ آهنگرى، بشوشتر زدند گردن مسگرى‏)دوره ناصرالدین شاه مرحوم شاه شهید 20 نفر را طناب انداخت بافلانکس چه کرد اینها به آقاى هژیر چه مربوط است اینها ایراداتى است که هیچ کدامش به آقاى هژیر مربوط نیست راجع به ماده قانون اساسى صحبت کردند و خودشان در ماده‌ای که مورد استنادشان بود گفتند که از اجتماعات مخل به نظم باید جلوگیرى بشود و این اجتماعات هم باید تابع قوانین نظمیه باشد ما اگر نظمیه قانونى داریم و نظمیه قانونى تشخیص میدهد که فلان اجتماع مخل نظم عمومى است باید بگوئیم نظمیه هم حق جلوگیرى از اجتماعات عمومى را دارد (صحیح است) و بنده اینجا اتخاذ سند میکنم از همان ماده استنادیه آقاى مکى یک صحبتى هم اینجا کردند که خیلى اسباب تأسف بنده شد پشتیبانى از عدم انتظام در مجلس آقایان حفظ احترام این امام‌زاده با خود ماها است (صحیح است) مجلس باید در حالى باشد که هیچ نوع تحریک و تهدیدى نباشد تا نمایندگان بتوانند وظیفه مقدس ملى خودشان را در محیطى ساکت و آرام انجام بدهند

 (صحیح است) اگر قرار شد تماشاچى در کار مجلس دخالت بکند و یا هیاهو و یا عدم رعایت مقررات و عدم رعایت انتظامات در کار مجلس و رأی نمایندگان تأثیر کند هیچکس دیگر قادر بانجام وظیفه در اینجا نیست (صحیح است) مخصوصاً که اینجا برئیس دولت که مورد تمایل اکثریت مجلس شورای ملى واقع شده است توهین کردند. آقایان این دولت دولت قانونى است زیرا اکثریت مجلس شورای ملى که آقاى مکى هم عضوش هستند بهش رأی تمایل داده است و مطابق نص صریح قانون اساسى امروز آقاى هژیر نخست وزیر این مملکت هستند (صحیح است) این نخست وزیر آقایان باید در مقابل مشکلات خارجى و داخلى عرض اندام بکند (صحیح است) انجام وظیفه بکند اگر بنا شد در مجلس شورای ملى چهار نفر تماشاچى بى‌صلاحیت پاشدند و به رئیس دولت بد گفتند دیگر رئیس دولت چطور می‌تواند در مقابل یک نفر خارجى از منافع مملکت شما دفاع بکند (صحیح است) بنده گمان می‌کنم که صلاح نیست وکیل از این جور اشخاص دفاع بکند باید این قبیل اشخاص که به رئیس شورای ملى اهانت کردند و مرتکب جرم مشهود شدند شدیداً مجازات بشوند بعد از این ما در یک محیطى آرام می‌توانیم انجام وظیفه کنیم (صحیح است) آقاى مکى راجع به بیت‌المال و مطالب دیگرى اینجا بیاناتى کردند و راجع به پدر آقاى هژیر مطالبى گفتند این هم در مصداق همان شعر است که قبلاً عرض کردم یک شخصى آمده است به پدر آقاى هژیر خواسته است املاکش را صلح کند این به آقاى هژیر چه مربوط است این هم مخصوصاً وقتى که ایشان رئیس املاک هم نبوده‌اند

 (کشاورز صدر- کارى هم نکرده‌اند) یک مردى آمده گفته من می‌خواهم مال خودم را به شما ببخشم و پول آن را خورد خورد بگیرم یا نگیرم واقعاً زشت است گفتن این حرف‌ها بنده در دفاعش هم نمی‌خواهم بگویم. (سزاوار- پس تمام وکلاى مجلس قابل تعقیب‌اند)

اما تذکراتى که بنده دادم و انجام آن را از دولت آقاى هژیر خواستارم و موافقتم با دولت مشروط به انجام آنها است. اول موضوع فرهنگیان است- آقاى حائرى‌زاده هم در این موضوع تذکر دادند که به جا بود و آن موضوع رسیدگى به وضع طبقه آموزگار و دبیر، استاد یعنى تربیت‌کنندگان نسل آینده و مردان فرداى کشور است این طبقه در بین مستخدمین دولت بدترین و نامساعدترین شرایط را دارا هستند در حالی که مربیان جامعه باید خاطرى آسوده و زندگى راحت داشته باشند تا با فراغت بیشترى بتوانند وظیفه سنگین و مقدس خود را انجام دهند مخصوصاً آموزگاران که پایه اولیه تربیت اطفال را بنا می‌گذارند در شرایط غیر قابل تحملى انجام وظیفه می‌کنند و اغلب آنها حقوقى دریافت می‌دارند که یک عمله عادى و یک پیشخدمت هم حاضر نیست با آن مقدار حقوق انجام وظیفه کنند باید برای تأمین معاش این طبقه و تأمین مسکن و حداقل زندگى آنها فکر و چاره‌اى اندیشید و الّا نباید انتظار داشته باشید که آموزگار با شکم گرسنه و فکر ناراحت اطفال و نوباوگان این کشور را با ایمان درست و متدین تربیت نماید (صحیح است) آقاى دکتر اقبال با کاردانى و لیاقت خود مایه امیدوارى هستند که بتوانند باین امر بسیار مهم توجه عاجل مبذول دارند (صحیح است) در این راه قطع داشته باشید مجلس شورای ملى با توجه کاملى که بامر تعلیم و تربیت دارد از توجه و مساعدت دریغ نخواهد داشت دوم موضوع کلى راجع به مستخدمین است

+++

فسادی که امروز در بین مستخدمین دولت وجود دارد ما را به طرف زوال قطعی سوق می‌دهد اگر فکر عاجل و فوری برای اصلاح این امر نشود هر گونه اصلاحی در این کشور غیر ممکن است باید دست مستخدمین نادرست و بیکاره و هوچی و اخلال‌گر را از کار کوتاه کرد و مستخدمین خدمتگذار ـ صدیق ـ پاکدامن را مورد تشویق قرار داد معاش آنان را تأمین نمود. باید مقام مستخدم در این کشور تثبیت گردد (صحیح است) تا تشبث و دسته‌بندی و پارتی بازی از بین برود و مستخدم با اطمینان خاطر بیشتری بدون توهم و ترس وظیفه خود را انجام داده و در محیطی امن و آرام بدون اینکه ترس داشته باشد که فلان کس درباره‌اش انجام وظیفه می‌شود این را از کار کنار می ‌کنند یا نمی‌کنند بتواند محکم و قرص بر جایش بنشیند و انجام وظیفه کند بزرگترین خدمت دولت تثبیت مقام مستخدمین است و بنده استدعا می‌کنم دولت در این قسمت توجه عاجل مبذول دارد.

امر مهم و اساسی که لازم است در این قسمت مورد توجه قرار گیرد موضوع بازنشستگی است مستخدم دولت پس از آنکه دوره قانونی خدمت خود را انجام داد و به سنین تقاعد رسید باید دارای حقوق مکفی برای تأمین معاش خود و خانواده‌اش باشد ـ توجه به این قسمت بسیاری از فسادها را خود به خود از بین می‌برد ـ آقایان مستخدمین ما از آتیه‌شان امید ندارند نسبت به دوره پیری و دوره بدبختی و دوره بازنشستگی خودشان هیچگونه امیدی ندارند اینها می‌آیند ده سال 20 سال 30 سال 35 سال به تفاوت خدمت می‌کنند وقتی که بازنشسته می‌شوند حقوقی دریافت می‌دارند که برای تأمین معاش و زندگی آنها نیست (صحیح است) باید برای مستخدمینی که دوره خدمت خودشان را با پاکدامنی و صداقت به پایان می‌رسانند حقوق کافی داده بشود که بتوانند خود و عائله‌شان را اداره بکنند اگر این امر درست بشود مطمئن باشید که فساد از بین مستخدمین دولت می‌رود.

عرض سوم من مربوط به انجمن‌های روابط فرهنگی یعنی مراکز بزرگ جاسوسی بیگانگان در کشور ما است در این مورد نماینده محترم آقای معتمد دماوندی بیانات کافی ایراد فرمودند و جای صحبت باقی نماند به مطلب ایشان باید اظافه کنم که وزارت فرهنگ باید فکری هم برای دبستان‌هایی که از سازمان‌های مذهبی و سیاسی بیگانگان در ایران تأسیس شده است بنماید.

در این دبستان‌ها اطفال را به راه‌هایی سوق می‌دهند که مصلحت ملی و دینی آنان نیست. و زیان این دبستان‌ها کمتر از زیان انجمن‌های فرهنگی که جوانان را گمراه می‌سازند نیست و نظر آقای وزیر لایق فرهنگ را به این امر جلب می‌کنم که مدارس ابتدایی بیگانگان در این مملکت از این سازمان‌های فرهنگی و انجمن‌های فرهنگی مضرتر است. اینها بچه‌های ما را به راهی هدایت می‌کنند که مصلحت دینی و ملی آنها نیست (صحیح است) باید بکلی این مدارس ابتدایی بیگانه و این کودکستان‌های بیگانه که تحت نظر مخصوص معلمین بیگانه است بسته شود مگر برای اطفال خودشان اطفال ایرانی حق نداشته باشند در این مدارس بروند که تحت تأثیر تربیت غیرایرانی قرار بگیرند (صحیح است)

در موضوع بحرین هم تذکر شایسته در اینجا داده شد و به قول یکی از نمایندگان از بس گفتند که بحرین ملک مطلق ایران است ولی به اقدام اساسی دست نزدند خسته شدیم.

امیدواریم اقدام در این مورد یکی از افتخارات مجلس دوره 15 و دولت حاضر باشد ولی تا حصول این نتیجه باید عرض کنم که حق ایران در استرداد منافعی که من غیر حق فعلاً از جزایر بحرین برده می‌شود برای همیشه محفوظ است (صحیح است) و این تذکر رسمی که از طرف نمایندگان مجلس شورای ملی تأیید می‌شود و در آینده مورد استناد خواهد بود (صحیح است) البته تذکرات دیگری دارم که برای جلوگیری از اتلاف وقت و برای این که حالم هم خوب نیست عرض نمی‌کنم و امیدوارم دولت آقای هژیر بتواند موفق به انجام برنامه تقدیمی خود بشود و نام نیک کسب کند بنده تا روزی که عمل خلافی از این دولت ندیده‌ام از آن پشتیبانی می‌کنم و این عمل خودم را به صلاح و خیر مملکت می‌دانم (احسنت) البته اینجا هم نماینده محترمی مرقوم داشته‌اند که راجع به وضع اصلاح ایلات عرضی بکنم این تذکر بسیار اساسی است که دولت باید توجه علاجلی نسبت به وضع بهداشت و فرهنگ و تأمین وسایل زندگی ایلات بکند برای این که یک خدمت اساسی به مملکت است زیرا یک عده زیادی از افراد این مملکت که ایلات را تشکیل می‌دهند همه مردمان وطن‌پرست هستند و همیشه هم امتحانات بسیار خوبی از خود نشان داده‌اند(صحیح است)

رئیس ـ پیشنهادی رشیده قرائت می‌شود

(به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم پس از بیانات آقای مکی و پاسخ ایشان مذاکره در برنامه دولت کافی است و به برنامه رأی گرفته شود ـ حاذقی.

رئیس ـ آقای حاذقی

حاذقی ـ همانطوری که عده زیادی از آقایان نمابیندگان طرفدار ادامه نطق در برنامه دولت هستند عده زیادی از آقایان نمایندگان هم معتقد هستند که بیش از این بحث در برنامه دولت در حال حاضر برای مملکت و ملت مفید به هیچ فایده‌ای نیست آقایان محترم مجالس‌های زیاد خواهند داشت که هر مطلبی دارند بفرمایند و هر تذکرات اصلاحی که دارند بفرمایند و راهنمایی‌هایی که برای دولت دارند بفرمایند مخصوصاً که بودجه کل کشور از طرف کمیسیون بودجه در حال حاضر آماده شده که به مجرد این که به برنامه دولت رأی اعتماد داده بشود بودجه مملکتی به مجلس خواهد آمد و آقایان می‌توانند هر مطلبی که در برنامه دولت دارند در ضمن مطرح بودن بودجه کشور بفرمایند (صحیح است) از آنجایی که ملخص مطالبی که نمایندگان مخالف دولت این بود که ملت ایران احتیاج شدید به اصلاح امور داخلی و خارجی دارد و برنامه دولت هم همین است و آقای هژیر هم مصمم هستند برای بهبود اوضاع حال مملکت یک قدم‌های مؤثری بردارند (صحیح است) و تا موقعی که به ایشان فرصت داده نشود نمی‌توانیم به ایشان ایرادی بکنیم که آیا ایشان قادر و توانا به ایفاء مواعیدی که فرموده‌اند هستند یا نیستند؟ ولی ما امیدوار هستیم که ایشان بتوانند موفق بشوند که تمام مواد برنامه خودشان را به نحوی که منظور ملت ایران است انجام بدهند (صحیح است) بنابراین من استدعا می‌کنم موافقت بفرمایید مذاکرات کافی باشد و به برنامه دولت رأی بدهیم که دولت موفق باشد و بتواند با دلگرمی و پشتیبانی اکثریت مجلس شورای ملی مشغول کارها باشد و اقلیت هم با بی‌طرفی بیاید هر‌گونه نظری دارد به دولت بدهد و همیشه به منزله چراغ راهنمای اصلاحات دولت باشد (صحیح است)

رئیس ـ آقای اسکندری مخالفید با کفایت مذاکرات؟ بفرمایید.

عباس اسکندری ـ  بنده قبل از این که مخالفت خودم را با کفایت مذاکرات در اینجا ابراز بکنم در عالم ارادتی که به آقای هژیر دارم حق دارم که از طرف ایشان آقای حاذقی از شما اظهار امتنان بکنم و اجر شما هم محفوظ است (خنده نمایندگان) دو دفعه پیشنهاد کفایت مذاکرات کرده‌اید بسیار بسیار به جا و به موقع است و قبول است اما موضوع مخالفت من با کفایت مذاکرات خاطر آقایان مستحضر است و دفعه قبل اینجا به اطلاع آقایان نمایندگان محترم رساندم که بنده و چند نفر از همکارانم در اینجا داریم اقلیت مجلس را تشکیل می‌دهیم به معنای اقلیتی که یک اصول و مرامی را پیروی بکند همه آقایان البته حسن نیت دارند و همه هم می‌خواهند برای مملکت کار بکنند و شاید همه هم به خیر مملکت قصد دارند قدم بردارند اما این آقایان در مدت 11 ماه، یک سال این طور من دیده‌ام که در هر موقعی که پیش می‌آید بنا به یک مقتضیاتی که منافع مملکت را تشخیص می‌دهند با یک دولتی موافقت می‌کنند و بعد مخالفت می‌کنند و عمل آنها بنا بر ‌مقتضیات است تصدیق می‌فرمایید مقتضیات غیر از اصول و مرام است بنده از اکثریت نمایندگان مجلس تقاضا دارم اجازه بدهد که اقلیت در مجلس صحبت بکند (رحیمیان ـ چون نوبت به بنده رسیده می‌گویند مذاکرات کافی است. حق بنده محفوظ است) نخیر آقای رحیمیان من یقین دارم این آقایان هم به شما اجازه خواهند داد صحبت بکنید هم به بنده بله، یک قدری تأمل کنید (خندهٔ نمایندگان) و اینکه گفته می‌شود خیلی گرفتاریم و کار داریم و مطالب مهم است برای مملکت آقای حاذقی تمام این فرمایشاتتان درست است ولی خوب! دولتی است آمده است و ظاهر امر هم خیلی کارها دارد! و موفق و مؤید هم از طرف اکثریت است دیگر من نمی‌دانم چه نگرانی آقایان دارند دراین چند روز که ورقه‌هایتان تغییر نمی‌کند یا قدری آقایان تأمل کنید ما حرف‌هایمان را  بزنیم بعد که ما حرف‌هایمان را زدیم رأی می‌دهید و بعد هم که رأی دادید دولت می‌رود مشغول کار می‌شود و در ظرف این چند روز هم مثل این که یک کاری که بدرد آقایان بخورد نیست (یکی از نمایندگان ـ دلیل بیاورید آقای اسکندری) آقایان نمایندگان بنده مطالبی دارم که به خیال خودم و دستور رفقا و همفکرانم ذکر آنها برای صلاح و مصلحت کشور ایران لازم است که اینجا یادآوری بشود و اینها گفته نشده بسیاری از آقایان البته مطالبی را

+++

تذکر دادند چنان که شنیده شد من مى‌بینم که الحمد‌الله نفت جنوب و بحرین هم عالم گیر شده است و این همان است که من می‌خواهم اما مطالب دیگرى بنده دارم که باید اینها را عرض کنم و همه هم مفید است و شنیدنى است الان چون صحبت در کفایت مذاکرات است هنوز کلمه هم گفته نشده من آهسته صداى زنگ آقاى رئیس را دارم می‌شنوم که به نظرم مشغول امتحان زنگ هستند که از موضوع خارج نشوم (خنده نمایندگان)

آقایان نمایندگان من مجبورم از اکثریت تمنى بکنم عجله نکنند و اگر عجله کردند این فکر پیش می‌آید که از بیان حقایق اقلیت اکثریت نگرانى دارد من امروز که می‌آمدم در خارج مجلس به من چیزهایى مردم گفتند که من میل ندارم تکرار بکنم در این موقع که پیش آمد بدى کرده بهتر است که گفته نشود که در اثر فشار یک حکومتى آمد و در اثر فشار خودش را تحمیل کرد به مجلس و رأی گرفت (بعضى از نمایندگان- همچو چیزى نیست) اجازه بفرمایید بنده هم همین را می‌خواهم (یمین اسفندیارى- اینطور نیست آقا) اجازه بفرمایید آقاى یمین. بنده هم می‌خواهم همین نظر شما را تأمین کنم. بنده باید عرایضم را بکنم اگر نگذاشتید همین جا وقتى رأی اعتماد دادید بلافاصله من دولت را استیضاح می‌کنم. اما بیایید و این کار را نکنید این بیانى که شد که ما اینجا رأی دادیم و همه هم آزاد هستیم صدق نمی‌کند البته همه آزادى رأی دارند ولى در این مجلس دیدیم در مدت 20 سال به اتفاق همه به دولت رأی داده‌اند و بعد هم گفتند آزاد نبودیم...

رئیس- آقاى اسکندرى خارج از موضوع صحبت نکنید.

اسکندرى-... بله، در همین مجلس یک رأی‌هایى داده شده است که آن رأی‌ها را همین آقایان نمایندگان می‌گفتند در دوران خودسرى بوده است بهتر این است که ما به این اکتفا نکنیم و بگذاریم یک دولتى که آمده است و می‌خواهد کار بکند دست و پایش باز باشد و بگوید تمام مخالفین آمدند حرف‌هایشان را زدند و جواب هم گرفتند.

صلاح جناب آقاى نخست وزیر این است که خود ایشان بگویند هرکس هر مطلبى، هر تذکرى، هر حرفى دارد بیاید بزند (یکى از نمایندگان- به ایشان مربوط نیست) کمال ارتباط را به ایشان دارد و دولت مى‌تواند خودش بگوید که من طرفدار ادمه مذاکره هستم.

یمین اسفندیارى- این طور ده روز طول مى‌کشد

رئیس- آقاى اسکندرى صحبت‌هاى شما بیش از مخالفت با کفایت مذاکرات شد.

اسکندرى- آقاى یمین اسفندیارى خوب است شما هم موافقت بفرمایید و اگر تازه اشکالى به هم زد باز چند نفر را دعوت می‌کنید یک مهمانى می‌دهید حل می‌شود. (یمین اسفندیارى- شما که میهمانى نمى‌دهید نمک شما را که نمی‌خوریم پس شما نمک ما را بخورید). به هر حال اجازه توضیح بیشترى که داده نمی‌شود دیگر خود دانید...

رئیس- رأی گرفته می‌شود...

رحیمیان- هیچ سابقه ندارد نگذارند مخالف صحبت کند بنده مخالف هستم باید حرف‌هایم را بزنم ده دقیقه اجازه بدهید بنده صحبت‌هایم را بکنم‏

بعضى از نمایندگان- رأی، رأی‏

رئیس- آقاى حاذقى پس مى گیرید پیشنهادتان را؟

حاذقى- خیر پس نمی‌گیرم. پیشنهادم به قوت خودش باقى است بعد از نطق آقاى رحیمیان دو مرتبه پیشنهاد کفایت مذاکرات می‌کنم.

رئیس- آقاى رحیمیان بفرمایید.

رحیمیان- اولاً مخالفت بنده یک مخالفت اصولى است و اگر چنانچه یک قدرى تند باشد این البته جزء روش ما است و من آقاى هژیر نظر شخصى با حضرتعالى ندارم و اتفاقاً خودتان می‌دانید روى چه نظر بنده با دولت شما مخالف هستم و در دو دفعه بنده خدمتتان رسیدم و می‌توانم اعتراف بکنم که شاید در این موقع نباید مخالفت می‌کردم و آن یکى در منزل شما بود من از فقر منزل شما دیدم که یک شخص دموکراتى هستید و دیگر این که یک اتهامى به شما زدند راجع به این که عده‌اى گفتند شما بهایى هستید چون خودتان در آنجا صحبت‌هایى کردید و من در آنجا حضور داشتم و کسى که از طرف بهایى‌ها آنجا بود اظهاراتى می‌کرد تقاضایى می‌کرد و شما رد کردید و خود من هم کمک کردم و من می‌خواهم کسانى که شما را به این اسم خوانده‌اند رفع این سوء‌تفاهم را بکنم (احسنت) من یک آدم بى‌وجدانى نیستم و مخالفت من چون اصولى است البته از آقایان استدعا می‌کنم که یک قدرى به عرایض من توجه بکنند و ما بین عرایض من صحبت نکنند که موجب عصبانیت بنده بشود من به طور عریان صحبت می‌کنم مخالفت من آقاى هژیر دو دلیل دارد دلیل اول آنچه در ظاهر به نظر می‌رسد و ممکن است توضیحات شما رفع سوء‌تفاهم را از بنده بکند و آن این است که مثل این است که حضرتعالى خودتان را به طرفدار یا طرفداران حکومت فردى و حکومت مطلقه فروخته‌اید و احتمال می‌رود نتیجه‌ای که از حکومت شما می‌خواهند بگیرند پیشرفت حکومت فردى و تسلط میلیتاریزم در تمام شئون کشور ایران است البته بنده تسلط دارم عرض می‌کنم نه قدرت و البته امروز همه ما تمام ملت و تمام نمایندگان ملت آرزو دارند که ارتش ما قدرت داشته باشد قوى باشد ولى تسلط امور کشور نداشته باشد یعنى وکیل انتخاب نکند به استاندار دستور ندهد.

یعنى ما نمی‌خواهیم تسلط در شئون کشور داشته باشد البته ارتش باید قوى باشد و البته مطابق احتیاجات خودمان، مطابق استعداد خودمان عوض ده هواپیما هزار هواپیما داشته باشیم عوض صد هزار یک‌ میلیون قشون داشته باشیم هر قدر قدرت داشته باشیم باعث افتخار ما است ولى ما از تسلط بیم داریم.

 (در این موقع جلسه از اکثریت افتاد)

بعضى از نمایندگان- جلسه را ختم کنید

رحیمیان-... آقاى رئیس اگر اجازه می‌فرمایید جلسه ختم شود بنده بقیه عرایضم را بعداً می‌کنم (در این موقع عده برای مذاکره کافى شد)

رئیس- بفرمایید. عده کافى است‏

رحیمیان- ... اگر این نظر بنده یعنى این ترس و بیمى که بنده و مخالفین دولت را فرا گرفته صحیح باشد البته نظر حکومت فردى این است که این مختصر آزادى که هیچ شباهتى به آزادى مردم در دنیا ندارد گرفته شود و با خیال راحت آنچه که منافع شخصى آنها اجازه داد بدون چون و چرا انجام دهند و الّا هیچ دلیل و مجوزى وجود نداشت که جنابعالى را سر نیزه با شدت عمل غیر منتظره‌اى که تاکنون سابقه نداشته است حمایت بکند و به این مجلس معرفى بکند آقاى هژیر من منظورى از مخالفت با شما ندارم مدتى وزیر بودید و می‌دانید که من روى نظر شخصى هیچ تقاضایى از جنابعالى نکرده‌ام، از دیگران هم همین طور فقط مخالفت و نگرانى بنده و مخالفین جدى شما در این قسمت است برای این که مردم زنده این کشور به هیچ نحو از آزادى و حقوق حقه بشرى خودشان نمی‌توانند صرفنظر کنند و هیچ قدرتى هم نمی‌تواند که سلب آزادى از مردم بکند با توجه به اوضاع امروزه دنیا هرقدر به مردم فشار وارد بیاورند بالاخره عکس‌العملى خواهد داشت شما که امروز زمام این کشور را دردست می‌گیرید اگر می‌خواهید یعنى موافق باشید با حق کینه و انتقامى که بعضی‌ها می‌خواهند از مخالفین دیکتاتورى بگیرند البته برای کشور هم مصلحت نیست و برای شخص شما هم البته عاقبت خوشى نخواهد داشت و من بیش از این اندازه در این باب توضیح نمی‌دهم جنابعالى مسبوق هستید قبل از حکومت شما آقاى هژیر از شمال ایران هزاران نفر در حال حبس هستند یا تبعید شدند صدها نفر به جرم اتهامات معلوم‌الحال امروز یا از کار بیکار شده‌اند و در بعضى از قسمت‌هاى شمال حکومت نظامى فعلاً برقرار است ودر هیچ یک از نقاط شمالى مردم نمی‌توانند نفس بکشند و تا بخواهند از حق مشروع خودشان دفاع بکنند فوراً به عنوان غیر معلوم خفه‌شان می‌کنند حالا شما می‌خواهید این قسمت را حل بکنید یا شدیدتر بکنید بسته به حسن نیت شما است ولى به عقیده من مصلحت کشور در این است که با توجه به اوضاع دنیاى امروز رفع این فشار و رفع این اجحافات را بنمایید زیرا یک اقدام مفید و مؤثرى برای حکومت شما خواهد بود (صحیح است)

اساساً بعضى از مردم این کشور پس از شهریور با اتکاء این که کشورمان فعلاً دموکراسى است با اتکاء به حقوق حقه بشرى، با اتکاء تقویت منشور ملل متفق با اتکاء به فرمایشات اعلیحضرت شاه در باب عدالت اجتماعى و رفاهیت طبقه سوم درصدد گرفتن حقوق خودشان برآمده‌اند کارگر ادعا کرد که مزد من کم است، زارع اظهار کرد بیش از این من برده و بنده نمی‌شوم روشنفکر ادعا کرد که من خودم را خواهانم حالا بنده نمی‌دانم این افراد که این اظهارات را کردند زنده هستند یا تبعیدند یا هستند یا نیستند قدر مسلم این است که نتیجه‌اى تاکنون برای مردم گرفته نشده است بلکه به مراتب بدتر و از تمام حقوق اجتماعى هم محرومند من در این خصوص بیشتر از این جناب آقاى هژیر توضیح نمی‌دهم بقیه را سایر آقایان نمایندگان می‌فرمایند حالا در این خصوص چه فکرى می‌خواهید بکنید، چه اقدامى می‌خواهید بکنید مردم را در وضع خودشان آزاد بگذارید، شدیدترش بکنید خودتان می‌دانید البته بنده خیال می‌کنم این فکر در شما باشد که مقام و همه چیز هست ولى شرافت و حیثیت همیشه برای شخص نخواهد بود قسمت دیگرى که بنده می‌خواستم از جنابعالى

+++

سؤال بکنم این است جنابعالى مدت 16 یا 17 ماه در دولت آقاى قوام‌السلطنه شرکت داشتید. این هم قانون اساسى. اصل 61 وزراء علاوه بر این که به تنهایى مسئول مشاغل مختصه وزارت خود هستند به هیئت اتفاق نیز در کلیات امور در مقابل مجلسین مسئول و ضامن اعمال یکدیگرند البته جنابعالى در تمام مدت 17 ماه که در کابینه آقاى قوام‌السلطنه شرکت داشتید و همکار بودید فقط در دو سه روز آخر آقاى قوام‌السلطنه اعلامیه‌اى صادر کردند آن اعلامیه معروف و براثر آن اعلامیه شما در وزارت جنگ اجتماع کردید یا شما را وادارتان کردند که در آنجا استعفا دادید و در آنجا این طور اظهار شد که جنابعالى برای خاطر این اعلامیه حس مسئولیت مشترک برای خودتان کرده‌اید البته این صحیح است بنده به جنابعالى و سایر آقایانى که در آنجا استعفا داده‌اند حق می‌دهم ولى بنده می‌خواهم از حضرتعالى سؤال بکنم که در این مدت 17 ماه با شما هیچ گونه مسئولیت مشترک حس نکردید یعنى تمام کارهاى آقاى قوام‌السلطنه صحیح بود؟ در تمام مدت همکارى شما از کارهاى خلاف از تصویب‌نامه‌ها وضعیت مالیات گشاد‌بازی‌ها جوازها توقیف‌ها خیلى چیزهاى دیگر در هیچکدام احساس مسئولیت نکردید فقط احساس مسئولیت در آن اعلامیه بود فقط آن اعلامیه باعث خانه نشینى قوام السلطنه و باعث نخست وزیرى جنابعالى شد پس باید در اینجا صراحتاً گفت که تمام مخالفتهاى خارج و مخالفتهاى نمایندگان محترم مجلس که صورت آن نطق ها تمام حاضر و موجود است و الان هست همه اینها نظر خصوصى بود همیشه در یک دوازدهم تصویب می‌شد که ما کار بکار بودجه سابق نداریم یعنى راجع به تصویب‌نامه‌هاى سابق کارى نداریم مشمول گذشته نیست گذشته از اینها اعلام جرم شده است و اگر آن اعلام جرم در واقع وارد نبود و تبرئه شد شما هم خدمتگذار هستید قوام‌السلطنه هم خدمتگذار است ولى اگر چنانچه آن جرم تأیید شد جنابعالى هم شرکت دارید.

پس بنابراین تا تکلیف اعلام جرم‌ها به عقیده بنده روشن نشود شما نمی‌توانید نخست وزیر باشید عده‌اى در اینجا به قوام‌السلطنه رأی ندادند چرا رأی ندادند برای این که ایراد داشتند در آن ایراد جنابعالى هم شریک بودید ولى باید به ملت ایران گفت همه‌اش نظر خصوصى بوده است آن اعلامیه فقط باعث خانه‌نشینى قوام‌السلطنه و نخست وزیرى جنابعالى شد من نمی‌گویم هرجور نظر من هست بکنید ولى درس ریا و تزویر و نظر شخصى به مردم یاد ندهید جناب آقاى هژیر بیش از این مردم را به صداقت و حقیقت وادار کنید من امروز وقتى نماینده مجلس باشم و ببینم نسبت به کارهایى که در کابینه قوام‌السلطنه انجام شده اعتراض بکنند و جنابعالى هم شرکت داشته باشید و بعد شما را بیاورند و در اینجا نخست وزیر بکنند وقتى مسئولیت در یک اعلامیه حس کردید ولى در تمام کارهاى دیگر حس نکردید من از این قضیه حق دارم که به جنابعالى اعتراض بکنم و توضیحات کافى در اینجا بدهم یا باید شما اعتراف بکنید که در تمام مدت 17 ماه تمام کارهاى قوام‌السلطنه صحیح بوده است یا باید اعتراف بکنید که صحیح نبوده است و فقط آن اعلامیه غلط بوده است خیال نکنید من با قوام‌السلطنه موافقم. من با قوام‌السلطنه مخالف بودم و با جنابعالى هم که درآن کابینه شرکت داشتید مخالف بودم و همان طوری که به او رأی ندادم به جنابعالى هم رأی نخواهم داد اگر نمایندگان محترمى که با قوام‌السلطنه مخالفت کردند به جنابعالى رأی می‌دهند بنده کارى ندارم ولى ملت ایران اینها را روزى قضاوت خواهد کرد ملت ایران این اندازه بى فهم و شعور نیست در تمام آنها قضاوت خودش را خواهد کرد. مطلب دیگرى که نوشته شده راجع به سیاست خارجى است، من در سیاست خارجى وارد نمى‌شوم و حرفى در این باب نمی‌زنم برای این که در برنامه به طور ابهام آمیز نوشته شده و آن هم البته حق با شما است زیرا سیاست خارجى ایران در پرده استستار است و هرچه دلشان می‌خواهد می‌کنند من در تمام این مدت هنوز نفهمیدم که سیاست خارجى حقیقى این کشور روى چه اصولى است بنابراین برای این که عرایض من ممکن است باعث اتلاف وقت بشود و آقایان خسته بشوند از این قسمت صرف نظر می‌کنم ولى فقط راجع به روابط ما با اتحاد جماهیر شوروى عرض می‌کنم که گویا در زمان آقاى حکیم‌الملک هم می‌خواستند آن روابط را تجدید بکنند و نمی‌دانم که به کجا رسید و من این قدر می‌توانم به حضرتعالى عرض کنم که روابط تجارتى با اتحاد جماهیر شوروى نه تنها برای ایران مفید است مخصوصاً برای اهالى شمال این کار مفیدتر است‏(محمدعلى مسعودى- برای طرفین مفید است)

و اگر در این خصوص مقتضیات سیاست شما یعنى دولت شما اجازه داد که اقدام مفیدى بکنید به عقیده بنده به نفع کشور است در موضوع سیاست داخلى در برنامه شما نوشته شده است تثبیت قدرت دولت و تصمیم به جلوگیری از آنچه مخل آسایش عامه است، بنده هنوز نمی‌دانم آیا دولت در جایى قدرت ندارد، در کجاى ایران دولت قدرت ندارد، این را استدعا می‌کنم اینجا بفرمایید که ببینم دولت اقتدارش در کجا نیست و معناى تثبیت اقتدار دولت چیست؟ دولت در همه جا قدرت دارد و هر کار که دلش مى‌خواهد می‌کند.

یعنى مأمورین هرچه می‌خواهند می‌کنند و هیچ کسى هم از آنها جلوگیرى نمی‌کند و این یک قدرى ابهام‌آمیز است و از جنابعالى مى‌خواهم که این را توضیح بدهید که منظورتان از تثبیت قدرت دولت و تصمیم به جلوگیرى از آنچه مخل آسایش عامه است چیست؟ این هم یک قدرى برای بنده محل تردید است برای این که البته طبق قانون کسى مخل آسایش عامه نباید باشد، دزد وقتى که رفت خانه کسى مخل آسایش عامه است مال مردم را خوردن، دزدى کردن، قند و شکر و ارز گرفتن اینها مخل آسایش جامعه است ولى امروز جناب آقاى هژیر هرکسى که گفت حق مرا بدهید هرکس گفت دفع ظلم بکنید اورا به بهانه مخل آسایش عمومى و به همین حرف‌ها محکومش مى‌کند و می‌برند زندان، آیا ده نفر پیدا شدند به قول آقاى دهقان نمی‌گویم 600 نفر، ده نفر اگر پیدا شد که گفتند ما با دولت آقاى هژیر مخالفیم به عنوان مخل آسایش عمومى نباید آنها را خفه کنند بنده که یک نفر وکیل مخالف شما هستم فردا می‌آیم در وزارتخانه و آنجا مأمورین دولت شما تمام اظهارات حقه بنده را و منافع حوزه انتخابیه بنده را زیر پا می‌گذارند می‌گویند مخل آسایش است پس بنابراین با عرف امروز این برای مردم ضرر دارد ولى اگر شما از روى حسن نیت این را نوشتید مخل آسایش عامه همان کسانى هستند که بانظر خصوصى که شما را می‌آورند و می‌برند و با نظرهاى خصوصى ارز و قند و شکر می‌گیرند و می‌برند و همه کار می‌کنند و به مردم فشار وارد می‌آورند و مخالف قوانین آنچه که دلشان می‌خواهد می‌کنند- اینها مخل آسایش عامه هستند یکى از رفقا به بنده نوشته است که راجع به آن وزیر شجاعى که استعفاء نداد حمله نکنید بنده به تمام 22 ماه حکومت قوام‌السلطنه اعتراض دارم ولى سه روز آخر قوام‌السلطنه را که به تنهایى آمد اینجا و گفت می‌مانم تا مجلس تکلیف مرا معلوم کند همان سه روز قابل احترام بود و من به این شخص احترام می‌گذارم با این که مخالفش هم هستم جنابعالى در ضمن ماده اول خودتان نوشته‌اید و در مصاحبه مطبوعاتى هم گفتید که طرح نقشه‌اى که برآن اساس قیمت اجناس ضرورى عامه مردم با عوایدی که تحصیل میکنند متناسب باشد خود جنابعالى هم در مصاحبه مطبوعاتى فرموده‌اید که هیچ یک از دولت‌ها حاضر به افزایش نرخ ارز نبوده و منهم کاملاً موافقم که باید تجار را وادار بکنیم که جنس را وارد بکنند.به ماخذ نرخى که وارد می‌کنند به فروش برسانند البته این صحیح است، این یک مسئله‌اى است خیلى مهم و قابل توجه، به عقیده بنده و لایحه محدودیت بازرگانان خارجى را هم آقایان روى این اصل موافقت کردند برای این که عده‌اى می‌گفتند که یک اشخاص بیگانه اعم از یهودى و غیر‌یهودى ارز کشور ما را می‌برند و اجناس را هم خیلى گران به ما می‌فروشند پس بنابراین این کار را بکنید که دست تجار داخلى خودتان باز باشد و هر وکیل شرافتمندى هم با این طرح موافق بود ولى از طرفى راجع گرفتن ارز ارزى که بتجار داخلى خودمان داده میشود مظنه داخلى آن یعنى قیمت دولت 130 ریال است و مظنه خارج در بازار 260 ریال و از این نظر 250 میلیون تومان تفاوت این کار میشود (صحیح است) البته بنده ادعا نمی‌کنم که شما نرخ ارز را گرانتر بکنید و البته ارزانتر هم بکنید بنفع کشور است ولى این 250 میلیون تومان تفاوت که بجیب یک عده اى میریزد و میبرند این را برایش چه نقشه‌اى کشیده‌اید و چه فکرى کرده‌اید چه باید بکنید آیا آنهایى که ارز 130 ریال را می‌گیرند و بایستى به قیمت دولتى بفروشند چرا آنها در بازار می‌فروشند به دویست و شصت ریال الى بالاتر و این به ضرر کشور است (صحیح است) و از این راه ما 250 میلیون تومان به جیب یک عده‌اى می‌ریزیم و یک عده‌اى را میلیونر می‌کنیم‏)صحیح است و پانزده میلیون نفر را فقیر و بیچاره میکنیم این را که جنابعالى خودتان فرموده اید چه اقدامى در اینباب میکنید و با چه اصول و با چه روشى آیا میشود جلوگیرى کرد حضرتعالى باید در اینباب یک اقدام مفیدى بفرمائید- و اگر نشد بعقیده بنده بقیمت آزاد بفروشید و این 130 ریال تفاوت را مصرف آبادانى و عمران کشور بکنید (صحیح است) این 250 میلیون تومان میشود و از این 250 میلیون تومان تمام احتیاجات مردم مرتفع می‌شود منتهى فساد کمتر خواهد شد بنده راجع به ماده سوم چون وقت گرفته شد توضیحى نمی‌دهم و راجع به این ماده توضیحات زیادى داشتم ولى چیزى نمى‌گویم و می‌گذارم برای دفعه دیگر فقط یک چیزى را بنده

+++

می‌خواستم راجع به شکایت مردم از دوایر دولتى که بر طبق ماده 6 در اسرع اوقات جواب قطعى و نهایى داده شود عرض کنم- خداى من شاهد است، آقاى هژیر، هرکس از یک نفر ژاندارم، از یک نفر مامور از یک نفر قلدر، اگر شکایت بکند گذشته از این که به شکایتش رسیدگى نمی‌شود خانواده‌اش از بین می‌رود، خودش هم از بین می‌رود و این را هم شما نمى‌توانید جلوگیرى بکنید- در اینباب اگر زیاد توضیح بدهم مفصل خواهد شد می‌گذارم برای بعد- راجع به ماده 12 هم در خصوص بحرین و نفت جنوب بنده خودم از کسانى بودم که در دوره 14 اولین بیرق را بلند کردم و با کمال شجاعت بنده بودم و می‌توانم ادعا کنم که در این قسمت بنده خودم را فداى ایران کردم ولى خوب مشکلات آن را هم نمى‌گویم که چه به سرم آمده است و صرف‌نظر می‌کنم- چون نمایندگان محترم مخصوصاً آقاى معتمد دماوندى توضیحات کافى در این باب داده اند اگر جناب عالى این کار را بکنید و یک اقدام مفیدى به نفع کشور بکنید اول کسى که دست شما را می‌بوسد بنده خواهم بود (احسنت- احسنت) من مطالب زیادى داشتم ولى صرف‌نظر کردم، حرف خودم را ناتمام گذاشتم چون نمایندگان به من احترام قائل شدند من هم صرف‌نظر کردم.

رئیس- آقاى دکتر مجتهدى.

حاذقى- آقا من موافق نیستم به ادامه صحبت

رئیس- ساکت باشید.

دکتر مجتهدى- عرض کردم چون آقایان خیلى عجله دارند اگر من بخواهم طبق یادداشتهایم صحبت بکنم چندین روز طول دارد که این یادداشت‌ها را بنده بخوانم به عقیده خودم برنامه یک قسمت‌هاى تاریکى دارد که در این موقع بهترین فرصت است اگر آقایان منتى بر من بگذارند تا من بتوانم صحبت‌هاى خودم را بکنم اینجانب چنان که آقایان مستحضرند عضو فراکسیون اتحاد ملى هستم و پس از سقوط دولت جناب آقاى حکیمى به جناب آقاى ساعد مراغه که خدمات ایشان به ایران و مراتب وطن‌پرستى‌شان فراموش شدنى نیست ابراز تمایل کردم ولى اکثریت نصیب جناب آقاى هژیر که فعلاً کابینه خود را معرفى کرده‌اند شد اینجانب نظر به سوابق آقاى هژیر و خدماتی که مخصوصاً در ایام بحران آذربایجان به آذربایجان کرده‌اند و با توجه به وزرایى که انتخاب نموده‌اند و با توجه به برنامه‌ای که تقدیم کرده‌اند محلى برای مخالفت با کابینه ایشان نمى‌بینم. احترام زاید‌الوصف من بجناب آقاى ساعد و آرزوى قلبى من به این که ایشان بار دیگر در راس دولتى قرار بگیرند مانع از این نیست که فعلاً ما با کابینه آقاى هژیر که تشکیل یافته و با برنامه ایشان که وعده اقدامات اصلاحى را می‌دهد موافقت نماییم (صحیح است) اینجانب اصولاً در اثر تجربه کمى که دارم معتقد شده‌ام گو این که کابینه‌هاى ایران روی هم رفته ایده‌آل که آرزوى هر ایرانى وطن‌پرست و روشنفکریست نیستند ولى بیشتر بدى اوضاع معلول بدى تشکیلات، طرز فکر جامعه و مخصوصاً عدم ثبات دولت‌هاست و وظیفه هرفرد بی‌غرض این است که حتى‌الامکان با این آفت که متأسفانه رایج شده است و مجالى به کابینه‌ها نمی‌دهد تا اصلاحاتى را شروع کنند و به انجام برسانند مبارزه کند.

بدبختى دیگر این که در فاصله سقوط یک کابینه و تشکیل کابینه دیگر فترت نسبتاً طولانى پیش می‌آید و دستگاه فلج دولت فلج‌تر می‌شود. این بود علل موافقت اینجانب با این دولت حال قدرى در برنامه صحبت خواهم کرد و نکاتى چند را متذکر می‌شوم: چنانکه آقایان مسبوقند هیچ دولتى با برنامه بد بمجلس نیامده است و هیچ رئیس دولتى در برنامه خود نمى‌نویسد که دولت من رشوه را رایج خواهد کرد یا موجبات بطوء جریان امور را فراهم خواهد ساخت این است که اینجانب در جزئیات وارد نخواهم شد فقط به دو ماده برنامه اشاره خواهم کرد کابینه جناب آقاى هژیر وعده می‌دهد که نقشه‌اى طرح خواهد کرد تا قیمت‌ها تنزل نماید و عامه مردم که فعلاً از بسیارى از نعمات محروم هستند بتوانند از اجناس ضرورى استفاده نمایند این فکر کاملاً خوب است و آرزوى همه مردم جز این نیست و این مسئله مهمترین مسائل روز بلکه مسئله حیات و ممات است. من اینجا جسارتاً عرض می‌کنم که علت نگرانى هزینه زندگى همان نقشه‌ها است که دولت‌ها کشیده‌اند عوض این که بارى از دوش مردم برداشته شود اسباب اشکالات جدید شده‌اند. تنزل دادن هزینه زندگى نقشه نمی‌خواهد اگر از من بخواهید عرض می‌کنم که این نقشه‌ها را که تا حال کشیده‌اند کنار گذاشته کمى حسن نیت بخرج دهید هزینه زندگى به خودى خود تنزل خواهد کرد. علت گرانى هزینه زندگى مالیات‌هاى سنگینى است که به اجناس مورد لزوم عامه بسته شده است انحصاراتی است که دولت قبلاً به خاطر پایین آوردن هزینه زندگى مقرر داشته، امتیازاتى است که به بعضى شرکت‌ها داده شده است، نقشه ها و مقررات پرپیچ ادارى است که در دست مأمورین نالایق و گاهى غیرصالح اسباب ترقى اجناس شده است بنده برای اثبات عرایض خود مثال‌هایى ذکر خواهم کرد و جداً توجه جناب آقاى هژیر را به این موضوع جلب می‌کنم: مثلاً مسئله ارز امروز از مسائل خیلى مهم است که مورد نظر دولت و ملت و مجلس است هم چنین مسئله ارز یکى از علل مهم گرانى هزینه زندگى است. ما سالیانه چندین میلیون لیره مستقیم یا غیر مستقیم از شرکت نفت می‌گیریم و صرف مى کنیم، درست توجه فرمائید همین طرز مصرف است که اسباب این شده که یک عده معدود میلیون‌ها ثروت جمع کنند و عده دیگر در آتش فقر بسوزند، آقایان این لیره‌ها متعلق به طبقه بخصوص نیست بلکه متعلق به فرد فرد ایرانى است و در فروش آنها باید دقت کامل شود.

همه می‌دانیم که در بازار سیاه یا به اصطلاح جدید بازار آزاد قیمت لیره با قیمت دولتى بیشتر از ده تومان تفاوت دارد بنابراین وقتى که دولت به یک نفر صد لیره می‌فروشد مثل این است که به آن شخص هزار تومان می‌دهد آن وقت با این اسراف سرگرانى زندگى معلوم می‌شود این رویه باید موقوف شود دولت باید فقط برای سه یا چهار قلم اجناس ضرورى مثل شکر چاى قماش کامیون ارز به نرخ دولتى بفروشد و مراقبت کند که لیره سیزده تومانى صرف آوردن جوراب نایلون نشود و آن چهار قلم جنس به طور وفور بدون حد بدون کنتن ژان که خود اسباب گرانى است وارد مملت شود اصلاً سهمیه بازى در این کشور جز خسران نتیجه نداده است دولت با این دستگاههاى فاسدش تا حال نتوانسته است سهمیه ما را کنترل کند دولت که خود تاجر خوبى نیست حق ندارد برای تجار ادعاى قیمومیت بکند. بگذارید چند تاجر بیش از احتیاج کشور قند و چاى وارد نماید و ورشکست شود تا مردم عادى بتوانند قند و چاى را به قیمت مناسب بخرند. آقاى نخست وزیر عوض نقشه امتیازات مضر را که ناندانى یک عده متنفذ شده‌اند لغو کنید، زندگى خود به خود پایین مى‌آید. در تبریز شرکت برق به کسى برق نمی‌دهد از طرف دیگر به کسى اجازه نمى‌دهد که خودش ماشین برق دایر کند نتیجه این است که قیمت برق بالا رفته است. شرکت تلفن طبق امتیاز‌نامه که در دست دارد تأسیس تلفن را در تمام ایران به خود انحصار کرده است (بهادرى- تلفن در انحصار آقاى یمین است) و موظف است که آخرین سیستم تلفن در تمام نقاط دائر کند به نظر عموم آقایان نمایندگان این شرکت چون به مواد امتیاز‌نامه عمل نکرده است امتیازش خود به خود ملغى است (صحیح است) علاوه بر امتیاز یک کلاه‌بردارى عجیبى هم کرده است ده دوازده میلیون تومان پول مردم را در دست گرفته و وعده سرخرمن داده است (یمین اسفندیارى- این طور نیست آقا) چرا آقا 12 و 15 سال است که پول مردم دست این شرکت است. دولت باید فوراً امتیاز‌نامه را لغو نماید (صحیح است) اما متأسفانه باید به این حقیقت اعتراف کرد که فریاد مردم بیچاره از دست شرکت تلفن به جایی نخواهد رسید (یمین اسفندیارى- آقا وارد نیستید تشریف بیاورید تا اطلاع پیدا کنید) زیرا خود دولت از اولیاى این شرکت خونین جگر است و شجاعت ندارد یک ورق پاره که امتیازنامه اسم دارد پاره کند (معتمد دماوندى- اگر شجاعت دارید امتیازنامه نفت را پاره کنید) بگذارید خود مردم برای خود تلفن دایر کنند اگر نمى‌توانید اقلاً کارى کنید که این شرکت شرش را از سر ما تبریزی‌ها بردارد آقاى نخست وزیر برای پایین آوردن هزینه زندگى زیاد نقشه لازم نیست فقط در بیت‌المال ملت صرفه‌جویى بکنید این منظور حاصل خواهد شد از سوم شهریور به این طرف می‌گویند تعداد کارمندان زیاد است هر سال یک فوج عظیم به این سپاه بیکران اضافه شده است من با اخراج کارمندان مخالفم اما منع استخدام جدید که مانعى ندارد برای مدت محدودى هم شده باب استخدام را به روى جوانان ببندید آنان را به کارهاى آزاد تشویق کنید جوانى که مزه کار آزاد را چشید بار دیگر به سراغ استخدام دولتى نخواهد آمد برای این که این منظور حاصل شود برای مردم کار ایجاد کنید اشتباه نشود نمی‌گویم کارخانه وارد کنید و آن را مثل کارخانه‌هاى موجود اداره نمایید منظورم این است

+++

موانع کار آزاد را از میان بردارید، امنیت قضایی ایجاد کنید، اصول تبعیض را که در کمیسیون ارز و ادارات وجود دارد برطرف نمایید به تمام مقررات و نقشه‌هاى سابق خط بکشید، اصول رقابت آزاد را به جاى اصول فعلى برقرار سازید خواهید دید در ظرف یک سال معجزه‌ها خواهد شد. اسماً به همه مردم ارز می‌دهند رسماً ولایات از ارز محروم هستند از این خوان یغما فقط چند نفر انگشت‌شمار استفاده می‌نمایند در این صورت به یک نفر جوان نمی‌توان گفت برو تجارت کن این جوان نمی‌تواند با آنهایی که ارز کشور را به خود انحصار کرده رقابت کند. جناب آقاى نخست وزیر برای پایین آوردن هزینه زندگى دربند فقط مقام خود باشید برای ارضاء منتفذین از بیت‌المال مردم که در حقیقت به منزله آب حمام وزرا‌ شده است نگذارید سوء استفاده شود. یکى را مقام شامخ با حقوق گزاف بدون فعالیت و به دیگرى ریاست شرکت و مؤسسات دولتى بالاخره عده‌اى را جواز کاغذ و غیره نبخشید بخودى خود وضع بودجه درست می‌شود و وزارت دارایى می‌تواند مبلغى از قروض خود را به بانک ملى تأدیه نماید بارى‏ وقتى گفتگو از زیادى کارمندان مى‌شود دولت‌ها می‌خواهند عده مستخدم را از کار برکنار کنند درصورتی که لازم است از آنها که کار نکرده حقوق گزاف به عنوان باج سبیل از دولت‌ها می‌گیرند(حاذقى- در برنامه هست آقاى دکتر)شروع نمایند من کارمندانى را می‌شناسم از پیشخدمت تا مدیر کل غیر از کار ادارى تجارتخانه در بازار دائر کرده است و فقط اول ماه لیست را امضاء کرده و حقوق مى گیرد یکى از عوامل مهمى که مردم را باستخدام دولت تحریص می‌کند این است که کارنکرده حقوق می‌گیرد بعضى‌ها در خارج حتى در خود مجلس بعضى از آقایان نمایندگان فرمودند که این صحبت‌ها منفى بافى است درد را میگویند دوا نمیگویند این ایراد به نظر من وارد نیست زیرا بدبختی‌هاى این کشور بیشتر به واسطه وجود مقررات غلط است کسى که می‌گوید اصول انحصار در امر تجارت ایران غلط است منفى‌باف نیست من می‌گویم این اصل را بردارید آیا این راه حل نیست وقتی که ما نمایندگان آذربایجان داد می‌زنیم که اصول مرکزیت شدید فعلى غلط است تمام ایران را به خاطر تهران ویران نکنید و یا انجمن‌هاى ایالتى و ولایتى همان طور که در قانون اساسى پیش‌بینى شده است دائر گردد کجاى این امر منفى‌بافى است من تعجب می‌کنم از آقایان نمایندگان سایر ایالات که در این قسمت آن طور که لازم است با ما همصدا نمی‌شوند من باک ندارم از این که از پشت تریبون اعلام کنم که آذربایجان خواهان اصلاحات فورى است و همه مردم این ایالت از گذشته‌ها درس عبرت گرفته‌اند و می‌خواهند درباره امور محلى ذی‌مدخل شوند و انجمن ایالتى را جدا خواستارند جاى خوشوقتى است که آقاى هژیر یکى از وزرای مشاور را مأمور رسیدگى به کارهاى آذربایجان کرده‌اند من پیشنهاد می‌کنم که اصلاً برای امور آذربایجان وزارتخانه‌اى دایر شود (اردلان- صلاح نیست آقا)تأسیس وزارتخانه مخصوص برای اداره امور بعضى از ایالات مهم در ممالک متمدنه سابقه دارد و آذربایجان استحقاق دارد که چنین وزارتخانه‌اى برای امور آن تأسیس شود. بنده راجع به قسمت بهدارى آذربایجان هم یک تذکراتى داشتم که بدهم ولى چون آقایان میل دارند زودتر تمام شود این قسمتش را هم می‌گذارم به وقت دیگر و زودتر تمام شود این قسمتش را هم می‌گذارم به وقت دیگر و زودتر از خدمت آقایان مرخص می‌شوم (احسنت)

رئیس- پیشنهاد کفایت مذاکرات رسیده قرائت مى‌شود. (به شرح زیر قرائت شد) چون موافق و مخالف به حد کافى صحبت کرده‌اند اینجانب پیشنهاد می‌کنم که مذاکرات در اطراف برنامه دولت کافى است. عباس قبادیان کلهر.

رئیس- آقاى قبادیان.

قبادیان- چون به قدر کافى به عقیده بنده در اطراف برنامه بحث شده است و وقت هم مقتضى نیست و اگر دولت بلاتکلیف باشد نمی‌تواند وظیفه سنگین و مسئولیت خودش را انجام بدهد بنابراین بنده خیال می‌کنم دولت آقاى هژیر که با رأی تمایل اکثریت مجلس آمده‌اند با وزرایى که بنده همه شان را میهن‌پرست و پاکدامن مى‌بینم در اطراف برنامه ایشان هم مفصل صحبت شده است با این که خود بنده مذاکره زیادى در اطراف حوزه انتخابیه خودم داشتم صرفنظر می‌کنم و تقاضا می‌کنم آقایان نمایندگان به کفایت مذاکرات رأی بدهند که دولت از بلاتکلیفى خارج بشود.

نمایندگان- رأی رأی‏

عباس اسکندرى- بنده اخطار دارم.

رئیس- طبق چه ماده‌اى؟

عباس اسکندرى- طبق شق اخیر ماده 58 نظامنامه چون رأی اعتماد به دولت و برنامه دولت بزرگترین لایحه است می‌گوید بعد از این که شور در آن قسمت تمام شد نمایندگان مذاکراتى که دارند می‌توانند بکنند استدعا می‌کنم قرائت بفرمایید

رئیس- پیشنهاد کفایت مذاکرات شده است راجع به آن باید صحبت بکنید.

عباس اسکندرى- اجازه بدهید راجع به آن صحبت بکنم.

رئیس- شما که اجازه نخواستید مخالفت کنید رأی می‌گیریم، رأی گرفته می‌شود به پیشنهاد آقاى قبادیان، آقایانی که با کفایت مذاکرات موافقت دارند قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد.

آقاى نخست وزیر بیاناتى دارند بفرمایند.

حائرى‌زاده- آن ماده 109 بنده که جایى نرفته است.

نخست وزیر- مطالبى که آقاى حائرى‌زاده نماینده محترم بیان فرمودند بنده در قبال فرمایشاتشان یک توضیحاتى عرض کردم در باب فرمایشات آقاى مکى هم بنده توضیح زیادى ندارم فقط راجع به آن ورقه ثبتى که خواندند یک مختصر توضیحى عرض می‌کنم و اکتفا می‌کنم می‌گوید در یک قصه‌اى پرسیدند کدام امامى بود که دخترش را سگ خورد جواب داد امام نبود پیغمبر بود دختر نبود پسر بود که مقصود قصه حضرت یوسف بود که گفت آن هم از اصل دروغ بود جلسه گذشته هم عرض کردم بنده بزرگترین افتخارم این‌ است که آقایان مخالفتى که می‌خواهند ایرادى ببنده بگیرند چیزى پیدا نمی‌کنند و به یک چیزهاى دیگرى می‌چسبند- این ورقه ثبتى چیست؟

یک مردى رفته است وکالت‌نامه اى داده است و این ورقه امضاى وکیل را هم ندارد یعنى خودش در یک دفترى رفته و وکالت‌نامه داده است برای فروش املاکش حالا اگر وکیل قبول کرد و پدر خوانده هم بود خوب به بنده چه؟ و تازه چه گفته است گفته‌ است که من به شما وکالت می‌دهم که ملک مرا بفروشید در سال 1323- از آن سال تا حال 4 سال است گذشته اگر عمل شده بود تازه یک حرفى آن وکیل که پدر بنده باشد اگر بفرمایید یکدانه‌اش را فروخته در این مدت که گناهش را پای من می‌نویسید صحیح بود. اما در باب بیانات آقاى رحیمیان که به نظر بنده با کمال انصاف و از روى وجدان اجرای حق نمایندگى فرموده‌اند بنده باید توضیح عرض کنم، دو مطلب به نظر ایشان رسیده بود.

یکى این که بیم دیکتاتورى می‌رود با وجود بنده- بنده نمی‌دانم چه چیزى در سراپاى بنده مى‌بینید که بیم دیکتاتورى از بنده دارید خودشان فرمودند که تشریف آوردند و منزل بنده را دیدند که از هر دموکرات عادى دموکرات‌تر بود- حالا چطور ممکن است بنده دیکتاتور باشم نمی‌دانم- بنده باید عرض کنم با کمال صراحت که حکومتى در دنیا مورد احترام قلوب مردم است حکومتى است که بر طبق رأی اکثریت مردم آن محل عمل می‌کند

(صحیح است)

یعنى بنده با حکومت اقلیت بر اکثریت مخالفم (صحیح است) حالا این حکومت اقلیت بر اکثریت را استبدادى می‌گویند بنده مخالفم. دیکتاتورى می‌گویید، مخالفم، دمکراسى هم می‌گویید مخالفم حکومت ملى هم اسمش را بگذارید مخالفم، بنده با کلمه موافقتى ندارم بایستى آزادى اجرای عقاید و آزادى اظهار عقاید در محیطى انجام بگیرد که همه مردم دنیا از جابلقا و جابلسا که نگاه می‌کنند بگویند مردم در اظهار عقاید خودشان آزادند (صحیح است) و می‌توانند حرف بزنند اگر یک چنین حکومتى در هر جاى دنیا بوجود آمد بنده از فدائیان آن حکومت هستم و بجنابعالى قول میدهم که در هر مدتى کم یا زیاد که برحسب امر مجلس شورای ملى مأمورین خدمت باشم جز در این راه قدمى برندارم (احسنت) استدعاى بنده این است که قصاص قبل از جنایت نفرمایید- اگر چیزى برخلاف آن مقصد دیدید بنده در حضورتان هستم اما برای این که می گویید این طور نباشد تقویت لازم است هر حکومتى که بخواهید این منظور را انجام بدهد باید برکار خودش مستقر باشد و ثابت باشد تا بتواند وظیفه‌اش را انجام بدهد و به این جهت بود که عرض کردم استدعاى من از آقایان نمایندگان محترم صر‌ف‌نظر از فراکسیون‌ها این است که بنده را تقویت بفرمایند تا نظریات تمام فراکسیون‌ها را بتوانم اجرا کنم و مجبور نباشم که به اتکاى یک اکثریت محدودى حکومت مملکت را در دست داشته باشم این استدعاى بنده بود از روز اول اما راجع به قسمت شرکت در حکومت آقاى قوام‌السلطنه آقایان وضع ایران در وقتی که حکومت را به آقاى قوام‌السلطنه سپردند وضعى بود که مجلس چهاردهم قانون وضع کرد و گفت تا این اوضاع برقرار است اصلاً انتخاب نکنید (صحیح است) آخر این را در نظر بگیرید

+++

آقایان خودتان فرمودید که وضع طورى است که مردم مملکت ایران نمی‌توانند آزادانه اظهار رأی بکنند (صحیح است) بنابراین اعلام انتخابات را به روزى محول بکنید که مردم بتوانند آزادانه رأی بدهند (صحیح است) در یک چنین وضعى شما حکومت را به آقاى قوام‌السلطنه سپردید بنده البته در آن چهار پنج ماه اول حکومت قوام‌السلطنه عضویت نداشتم ولى آن روزى هم که بنده را دعوت کردند اوضاع از همان قرار بود

(دکتر معظمى- رأی ندادیم که برخلاف قانون رفتار بکنید)

بنده از همان روز وضع را خدمتتان عرض بکنم که چه بود روزى که بنده معرفى شدم و از پله‌هاى عمارت وزارت دارایى بالا رفتم بلافاصله خزانه‌دار آمد و گفت همین ماه برای پرداخت حقوق مردم و مخارج ضرورى معطلیم...(صفوى- گشاد بازی‌ها بود که می‌کردند) آن روز که بنده نبودم وضع آذربایجان هم در آن روز معلوم نبود یعنى دولت ایران عوایدى از آنجا نداشت زنجان هم ضمیمه‌اش بود کردستان هم نه فقط آرام نبود بلکه دولت مکلف بود که یک عده‌اى قوا در آنجا نگاه دارد و این مستلزم مخارج زیادى بود (آصف- یعنى مهاباد) بلى مهاباد یک قسمت از کردستان‏...

(دکتر معظمى- این حرف را ما موقعى قبول می‌کنیم که 5 میلیون اعتبارات را صورتش را به ما بدهید) بنده که اینجا نبودم 6 ماه می‌خواستید بگیرید اعتبارات توى جیب بنده که نبوده اعتبارات در وزارت دارایى است می‌خواستید بگیرید عرض کنم این قسمت اوضاع آذربایجان- اوضاع فارس هم که آقایان می‌دانند در آن موقع چطور بوده همان موقع در یک قسمت از خوزستان هم اتفاقاتى رخ می‌داد در تهران که آقایان می‌خواهند بفرمایند بایستى قواى حکومت بیطرفانه و عادلانه اعمال اختیارات خودش را بکند درشکه چى را در یک مرکز حزبى می‌بردند محاکمه می‌کردند مأمورین انتظامى را می‌گرفتند می‌کشیدند و می‌بردند خیابان فلان (صحیح است) در ملایر آقاى ملک‌مدنى تشریف دارند اصلاً یک لانه و آشیانه بلوا و فساد شده بود- اوضاع مازندران به آن صورتى بود که ملاحظه می‌فرمودید- اوضاع کارخانه‌جات به آن صورت بود که ملاحظه کردید مالکین اطراف تهران مى‌آمدند می‌گفتند آقا بهره مالکانه کسى به ما نمی‌دهد شما از ما مالیات و مازاد غله می‌خواهید.

خلاصه وضع غریبى بود (قبادیان- غرب هم بى‌نصیب نبود) خلاصه عرض بنده اینست که خزانه خالى، تمام اصول حکومت متزلزل و هیچ کس مطیع دستگاه مرکزى نبود از این بالاتر عرض کنم بنده در غیاب مجلس برای این که یک همکارى فکرى از آقایان مالکین و تجار بگیریم که بتوانیم بر روى آن اساس مالیات را تا حدى عادلانه‌تر و سهل‌الوصول‌تر بگیریم خواهش کردم از ولایات نمایندگان تجار و مالکین بیایند و با آنها مشورت کنیم (صحیح است) آقایان آمدند، من باب تذکر گذشته عرض می‌کنم- یکى از رفقاى عزیز بنده که به نمایندگى مالکین تعیین شده بود از بنده با الحاح و اصرار تقاضا داشت که اسم این را کنفرانس کشاورزان بگذارم نه کنفرانس مالکین، به جهت این که طبقه مالک با این وضع مملکت می‌ترسیدند، این وضع مملکت بود اما من گفتم که ما حکومتیم و ترسى نداریم در اینجا مالکین را دعوت کرده‌ایم و می‌خواهیم بدانند که در مقابل تشکیلات آن طبقه یک تشکیلات مالکین هم هست.

اگر شما می‌ترسید دولت نمی‌ترسد (احسنت) یک چنین وضعى بود در موقعى که لازم بود مخارجى بشود، بنده اینجا اقرار می‌کنم حضور آقایان اگر مثل بسیارى از مردمان دنیاى ما که فقط ظاهر خودشان را ترجیح به حفظ مملکت می‌دهند بنده مکلف بودم به حکم تقدیر حفظ شخصى که فى‌الفور این استعفایى را که ایشان می‌فرمایند بعد از چند ماه داده و بروم منزل- بنده به خیال خودم فداکارى کردم یعنى خواستم بایستم تا آن روزی که نمایندگان دوره چهاردهم گفته بودند که برسد به روز انتخابات و آن روزی که مجلس شورای ملى باز بشود و بگویم که این من و شما، هرچه می‌فرمایید اطاعت می‌کنم (صحیح است- احسنت) و این کار را کردم و تا مجلس شورای ملى باز شد ماندم آقایان فراموش نفرمایید، آقاى قوام‌السلطنه هم پس از استمزاج از رأی آقایان مجدداً بنده را به وزارت دارایى منصوب کردند بنده باز باین هم قناعت نکردم حضور آقایان که تشریف دارند تقاضا کردم که به من شخصاً رأی اعتماد بدهند، اگر رأی اعتماد دادند می‌مانم- اگر ندادند نمی‌مانم- آقاى دکتر معظمى بودند که فرمودند احتیاج برای اعتماد مجدد نیست، رأی اعتمادى که به دولت داده‌اند به شما هم داده‌اند-

(دکتر معظمى- من از نظر اصول گفتم)

بنده چند مرتبه باید که خلاصه عملیات خودم را به استحضار مجلس شورای ملى برسانم و استدعاى تعیین تکلیف بکنم، گفت پیش که برآورم ز دستت فریاد- هم پیش تو از دست تو می‌خواهم داد بنده این قدر آن روز از حال طبیعى خارج بودم که بعضى از سروران گرامى بنده به بنده ایراد کردند که این اندازه جوش و خروش معنى ندارد و حق هم داشتند و من دیدم که آقایان نمایندگان با آن اندازه حسن نیت و صفا به بنده امر می‌فرمایند کارم را انجام بدهم رفتم که وظیفه‌ام را انجام بدهم هنوز هم طورى نشده است الان نیم ساعت بعد هم می‌توانید هر طور می‌خواهید رأی بدهید، خوب می‌فرمایید مقصرم مرخص می‌شوم، در هر صورت خدمات اشخاص را طورى منظور نظر قرار بدهید که باز هم یک کسى دیگر پیدا شد گفت اگر دیدید یک مریضى در کنار راه افتاده به عنوان این که مریض است بردارید و سوار اسب بکنید و به منزلش برسانید نه این که وقتی که سوار کرد او را خود سوار را از اسب بیندازد و خودش سوار بشود و برود- طورى رفتار کنید که برسم جوانمردى باشد (صحیح است) اما راجع به آن قسمت که فرمودید مخل آسایش عامه، باز باید حضور آقایان عرض کنم که حکومت در دنیا، حکومتى که بنده می‌خواهم آقایان لطف بفرمایند و بتوانیم یک مختصرى شروع بکنیم، آن حکومتى را که آقاى مکى از بنده می‌خواهند و با بنده تطبیق می‌فرمایند

 (مکى- قیاس مع‌الفارق است)

از بنده برنمی‌آید پیش پیش بنده عرض کنم اما آنچه که می‌توانم عرض کنم این است که حکومت را یک قوه عامله حاکمه بیطرف که بیطرف باشد و تعدیل بکند بین طبقات مختلف مملکت را یعنى مطمح نظر قرار بدهد و سنگینى خودش را از این که این اقتدارات عالى حکومت را که بر دوش گذاشته‌اند به نفع کسى و به ضرر شخص دیگرى به کار ببرد بدون این که تخطى بکند، این کار از بنده ساخته است (صحیح است) حالا که جنابعالى می‌فرمایید، جنابعالى هم لطفاً رأی بدهید به بنده، آن رأی که عبارت باشد از حفظ حقوق حقه بخصوصى که تصور می‌فرمایید یک طبقه دیگرى از آن متمتع می‌شود بنده به سهم جنابعالى از آن طبقه دفاع می‌کنم- اگر ما بتوانیم این طور حکومتى برقرار بکنیم خدمت بزرگى کرد‌ه‌ایم آقایان اکثریت که با این نظر و با این استدعاى بنده رأی می‌دهند بزرگترین افتخار را بربنده ایجاد می‌کنند که بنده بتوانم حکومت بیطرفانه برقرار بکنم اما آن آقایانى که هنوز خلجانى در خاطر دارند و دغدغه در خیالشان هست و نمی‌خواهند رأی بدهند بنده آن را هم باز محترم می‌شمارم از این جهت که بنده مى‌بینم یک عده‌اى ناظر بى‌غرض همیشه ایستاده‌اند و مواظبند که بنده چه می‌کنم و از همین مواعیدى را که حضورتان عرض کردم تخطى نکنم و باز اغتنام فرصتى است که بنده مى‌توانم از وجود آقایان بهره‌مند بشوم (احسنت) اما از جمله کارهائى که اینجا کاملاً لازم خواهد بود، استقرار مناسبات و ایجاد روابط اقتصادى و تجارتى با دولت اتحاد جماهیر شوروى می‌باشد بنده چون می‌دانم که مصلحت مملکت است و میل نمایندگان مجلس شورای ملى این است که بر روى اصول حقانیت و انصاف برقرار شود با تمام قوا سعى خواهم کرد که برقرار شود (صحیح است)

 (قبادیان- به شرط این که 11 تن طلا را هم بدهند) (انشاءالله)

مطلب دیگر عبارت است از نهایت سعى و اهتمام برای پیشرفت و توسعه کار کشاورزى، وضع مملکت ما طورى است که هنوز هم ما احتیاج به توسعه کشاورزى داریم در قسمت تجارت هم فرمایشات آقاى دکتر مجتهدى را بنده کاملاً قبول دارم و حتى قید هم شده که کلیه قید و بند و قید و شرطى که درست شده به جا نیست و بایستى هرچه زودتر برداشته شود و روابط بین کارگر و صاحب کارخانه و مالک و کشاورز و بالاخره مستخدمین دولت و کارفرمایان هم. و این هم در وهله اول هست برای این که کلیه اشخاص بتوانند مطابق عایدى که دارند زندگى خودشان را بر آن اساس تأمین کنند (عباس اسکندرى- راجع به نفت جنوب هم بفرمایید) راجع بنفت جنوب هم آن ماده‌اى که نوشته شده عرض کنم که آقایان یک نکته از نظرشان رفته است در قانون 29 مهر 1326 شرکت نفت جنوب من‌باب مثال آمده است آنجا نوشته است استیفاى حقوق ایران در هر موردى که صدمه‌اى به آن وارد شده باشد از قبیل شرکت نفت- بنابراین بنده هم فقط برای این که شرکت نفت نباشد به آن وضع نوشتم یعنى هم شیلات هست و هم شرکت نفت هست، بحرین هم درآن هست، فیروزه هم هست و بالاخره تمام حدود و حوز‌ه‌هایى که جزء لایتجزاى مملکت ما می‌باشد تمام اینها را در نظر گرفته‌ام که مطالبه بکنیم، به جاى نفت و بحرین هرچه در اطراف و اکناف مملکت هست همه در یک ردیف است‏

(صحیح است، احسنت) و به هر حال استدعا

+++

می‌کنم آقایان حالا در رأی دادن که البته شاید تصمیم خودشان را گرفته‌اند آقاى مکى که منتظر نشدند به بینند گلوله اى بهوا شلیک شده یا یکى- از همان زمان آقاى قوام‌السلطنه ایشان با من مخالف بودند- امیدوارم که بایشان هم اثر کرده باشد و عملًا موجب این بشود که ایشان هم مطمئن بشوند که بنده جز این عرایضى که عرض کردم نظرى ندارم این مثال را باز باید حضور آقایان عرض کنم گفتند در ایام قدیم یکى از کسانی که که تظاهر به روحانیت می‌کرد یک بدبخت بیچاره را احضار کرد و گفت من می‌دانم که شمارده گفته‌اید گفت خلاف عرض کرده‌اند گفت نه صحیح گفته‌اند- گفت خودم با شهادتین و با هر چه که بفرمایید اقرار می‌کنم که من مسلمان و شیعه اثنى عشرى هستم گفت الان می‌گویم چوب بیاورند و این قدر بزنند که اقرار بکنى- گفت حقیقتاً شما بر مسند پیغمبر نشسته‌اید- پیغمبر می‌گفت قولو الا الله الا الله تفلحوا- یعنى می‌گفت بگویید لاالله‌الاالله شما می‌گویید می‌زنمت تا بگویى نه لااللهالاالله اگر این طرز بنا هست در یک جامعه‌اى قضاوت از نیت و ایمان و عقاید اشخاص بکنند دیگر بنده چه عرض کنم- این را چه می‌شود اسمش را گذاشت در مملکتى که از قول مرجع تقلید ایران و عالم اسلام اعلامیه جعل می‌کنند و نشر می‌کنند آن وقت این آقایانى که آمده بودند اینجا و از راه اسلام خواهى بود بنده نمی‌دانم چه عرض کنم کسیکه این اندازه جسارت و جرئت میکند که یک چنین اسناد دروغى را بگوید و بنویسد و منتشر بکند بنده دیگر نمی‌دانم آن طبقه اى که امثال آن اعلامیه را منتشر کرده‌اند چه باید به آنها بگویم- حق می‌خواهید و دنبال حق می‌روید؟

در هر صورت بنده برای یک مرتبه دیگر باید عرض بکنم از جهت اطمینان خاطر آقایان که در فرهنگمان جنبه تعالیم عالیه اسلامى کاملاً برقرار خواهد بود و نظر آقایان هم غیر این نیست اطمینان خاطر هم از همین قرار حاصل می‌شود (احسنت- صحیح است- رأی رأی)

رئیس- پیشنهادى رسیده که بر طبق ماده 92 رأی گرفته شود عده حضار فعلاً 97 نفر نسبت به برنامه دولت اعلام رأی می‌شود.

حائرى‌زاده- به بنده توهین کردند و تهمت زده بودند من باید توضیح بدهم به موجب ماده 109

رئیس- حالا اعلام رأی شده، بعداً مى‌توانید بفرمائید، آقاى مکرم هم مقدم بوده‌اند.

 (طبق ماده 92 اسامى آقایان به ترتیب ذیل قرائت شد و رأی دادند.)

آقایان: خسرو هدایت. اسلامى. بهبهانى. اورنک. دهقان. مکرم. محمدعلى مسعودى. دکتر مجتهدى. اسدى. منصف. نراقى. شریف‌زاده. کامل ماکویى. دکتر فلسفى. اردلان. حاذقى. دکتر آشتیانى. رفیع. دکتر امینى. دکتر مصباح‌زاده. دکتر بقائى. دکتر معظمى. امامى خویى. محمد ذوالفقارى. کشاورز صدر. ارباب. رضوى. وثوق. حائرى‌زاده. صفوى. کهبد. کفایى. دکتر راجى. پالیزى. نیک‌پور. عباس اسکندرى. امین. دکتر طبا. حسن اکبر. دولتشاهى. ملک‌مدنى. زنگنه. وکیلى. قبادیان. رحیمیان. ایلخان. دکتر شفق. ملکى. آشتیانى‌زاده. مکى. ضیاء ابراهیمى. امامى اهرى. نبوى. گنابادى. مسعود ثابتى. یمین اسفندیارى. اعزاز‌ نیک‌پى. تولیت. سید هاشم وکیل. لیقوانى. معتمد دماوندى. محمود محمود. آصف. لاهوتى. بوداغیان. سالار‌بهزادى. خوئیلر. باتمانقلیچ. ساعد. دکتر ملکى. گنجه‌اى. شریعت‌زاده. شادلو. ناصر ذوالفقارى. غلامحسین صاحب‌دیوانى. ابوالقاسم بهبهانى. معین‌زاده. گرگانى. صاحب‌جمع. دکتر عبده. صادقى. فاضلى. نواب. هراتى. عبدالرحمن فرامرزى. ارباب گیو. عرب شیبانى. مهندس رضوى. ملکپور. فولادوند. موسوى. صدر‌زاده

رئیس- از 96 نفر عده حاضر برنامه دولت آقاى هژیر به اکثریت 88 رأی تصویب شد (نمایندگان- مبارک است) 6 ورقه کبود و دونفر ممتنع می‌باشند.

اسامى موافقین- آقایان: سزاوار. فاضلى. دکتر عبده. دکتر ابوالحسن ملکى. ارباب گیو. ضیاء ابراهیمى. محمد‌تقى خوئیلر. نواب یزدى. دکتر رضازاده شفق. مرتضى شریف‌زاده. عزیز اعظم زنگنه. دکتر مجتهدى. اردلان. حسن مکرم. دکتر بقایى. دهقان. رفیع. ابوالقاسم امینى. دکتر مصباح‌زاده. لاهوتى. لیقوانى. مسعود ثابتى. مهندس خسرو هدایت. نورالدین امامى. ابوالفتح دولتشاهى. محمد‌على مسعودى. دکتر فلسفى. ابوالقاسم بهبهانى. ناصر ذوالفقارى. دکتر آشتیانى. منصف. عباس مسعودى. دکتر على امینى. محمد ذوالفقارى. مهدى ارباب. وثوق. شکرالله صفوى. ابوالحسن رضوى. دکتر راجى. جعفر کفایى. پالیزى. عرب شیبانى. نراقى. اورنک. سلمان اسدى. هراتى. على وکیلى. بهاء‌الدین کهبد. محسن گنابادى. گنجه. آصف. ساعد. تولیت. کامل ماکویى. على بهبهانى. یمین اسفندیارى. معتمد دماوندى. فولادوند. گرگانى. سالار‌بهزادى. نبوى. قبادیان. شریعت زاده. امیرحسین ظفر بختیار. ملک مدنى. حسن اکبر. هاشم وکیل. ابوالحسن صادقى. اعزاز نیک‌پى. محمود محمود. معین زاده باقرى. صاحب جمع. مهدى باتماتنقلیچ. بوداغیان. فرامرزى. شادلو. ملک پور. ابوالفضل حاذقى. کشاورز صدر. بهادرى. موسوى. نصرت الملک ملکى. نیکپور. دکتر طباء اسلامى. امامى اهرى. غلامحسین صاحبدیوانى. صدرزاده.

اسامى مخالفین: آقایان: دکتر معظمى. رحیمیان. عباس اسکندرى. آشتیانى‌زاده. حسین مکى. سید ابوالحسن حائرى‌زاده. نخست وزیر- بنده تصدیق زیادى ندارم به اظهار امتنان قلبى از لطف آقایان می‌خواهم عرض کنم که روزى هم که مرخص می‌شوم امیدوارم طورى خدمت کرده باشم که با 88 رأی موافق ولى از کثرت خستگى از حضور آقایان مرخص شوم‏

2 -موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه‏

رئیس- جلسه را ختم می‌کنیم و جلسه به روز شنبه موکول می‌شود.

(جلسه یک ساعت و ربع بعدازظهر ختم شد)

رئیس مجلس شورای ملى- رضا حکمت‏

انتصابات و احکام‏

شماره  19236- 3‌    29- 3-1332در وزارت دارایى آقاى عبدالعظیم فروغان به سمت مستشار شعبه پنجم دیوان محاسبات منصوب گردیده‌اند.

شماره 3- 18519     25- 3- 27

آقاى اسفندیارى معاون دارایی و اقتصادى اراک با حفظ سمت قبلى به کفالت و ذی‌حسابى آن ادره منصوب گردیده‌اند

شماره 19269- 3     29- 3- 27

آقاى محسن کاظمى به سمت ریاست و ذی‌حسابى حسابدارى دیوان محاسبات منصوب گردیده‌اند

شماره 17011- 1   23- 3-27 آقاى على‌اکبر سیدزاده معاون اداره کل مالیات بر مستغلات به سمت ریاست و ذی‌حسابى دارایى و اقتصادى سنندج منصوب گردیده.

شماره 17697- 3   22- 3-27 آقاى محمد‌على ذوالقدر بازرس پیشکارى استان هفتم به سمت ریاست و ذی‌حسابى دارایى و اقتصادى بوشهر منصوب گردیده.

شماره 17214- 3    25- 3- 27

آقاى جواد بهرامى رئیس اداره چهارم کل کارگزینى به ریاست اداره دوم منصوب و امور اداره چهرم نیز تحت نظر ایشان خواهد بود.

شماره 10172- 2626  12- 3- 27

آقاى على‌اشرف مهدى‌پور بموجب این ابلاغ دفتر شما را در قریه آتبلاغ قاقران حومه قزوین برای ثبت ازدواج رسمیت می‌دهد

وزیر دادگسترى‏

شماره 10170- 3642 13- 3- 27

آقاى سید مصطفى باقرى به موجب این ابلاغ دفتر شما را در دهستان لیماک شهسوار برای ثبت ازدواج رسمیت مى‌دهد

وزیر دادگسترى‏

شماره 10166- 3009    12- 3- 27

آقاى تقى داورپناه به موجب این حکم به سمت سردفترى اسناد رسمى درجه سوم اصفهان منصوب مى‌شوید طبق مقررات مشغول انجام وظیفه شوید

وزیر دادگسترى‏

شماره 10164- 3099    12- 3- 27

آقاى سید ابوالفضل جوادى چهار چوبکى سردفتر سابق سربند اراک به موجب این ابلاغ دفتر شما را در شهر اراک برای ثبت ازدواج رسمیت مى‌دهد

 

وزیر دادگسترى

 +++

آقاى سید احمد خراسانى سردفتر اسناد رسمى درجه سوم 102 تهران به موجب این ابلاغ استعفاى شما از تصدى دفتر اسناد رسمى پذیرفته می‌شود

وزیر دادگسترى‏

شماره 382- 10434    15- 3- 27

آقاى على‌اکبر جعفر‌زاد سردفتر سابق ازدواج و طلاق منطقه ایل جلالى ماکو به موجب این ابلاغ مجدداً دفاتر شما را در منطقه ایل جلالى برای ثبت ازدواج و طلاق رسمیت می‌دهد.

وزیر دادگسترى‏

شماره 3470- 11926    24- 3- 27

آقاى على‌اصغر شیخ محمدى سردفتر اسناد رسمى محدود دهستان قاقزان قزوین به موجب این ابلاغ استعفاى شما از تصدى اسناد رسمى پذیرفته می‌شود.

وزیر دادگسترى‏

شماره 3415- 11883    24- 3- 27

آقاى یحیى اعتمادى سردفتر ازدواج ناتل کنارامل به موجب این ابلاغ استعفاى شما از تصدى دفتر ازدواج پذیرفته می‌شود.

وزیر دادگسترى‏

شماره 4259- 12044   26- 3- 27

آقاى سید حسن صالح کوتاه به موجب این ابلاغ دفاتر شمت را در قریه نیمور اراضى رودخانه محلات برای ثبت ازدواج و طلاق رسمیت می‌دهد.

وزیر دادگسترى‏

شماره 4430- 12046    26- 3- 27

آقاى مجتبى سلطان محمدى سردفتر ازدواج ده گوران طالقان به موجب این ابلاغ دفتر شما را در ده کوران برای ثبت طلاق رسمیت مى‌دهد.

وزیر دادگسترى‏

شماره 3863- 10340    13- 3- 327

آقاى عباس حکیم معانى سردفتر اسناد رسمى شهررى به موجب این ابلاغ محل رسمیت دفتر شما به تهران تبدیل می‌شود طبق مقررات مشغول انجام وظیفه شوید.

وزیر دادگسترى‏

شماره 3859- 10322    13- 3- 27

آقاى على‌اصغر بهادرى دفتر یار دفتر اسناد رسمى شماره 24 تهران به موجب این حکم به سمت سردفترى اسناد رسمى درجه دوم تهران منصوب می‌شوید طبق مقررات مشغول انجام وظیفه شوید.

وزیر دادگسترى‏

شماره 4241- 11888    24- 3- 27

آقاى کیومرث سهراب سردفتر اسناد رسمى بابلسر به موجب این ابلاغ دفتر شما را در بابلسر برای ثبت ازدواج رسمیت می‌دهد.

وزیر دادگسترى‏

+++

یادداشت ها
Parameter:294390!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)