کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره پانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏15
[1396/05/24]

جلسه: 8 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه 29 مرداد 1326  

فهرست مطالب:

1-تصویب صورت مجلس

2-طرح و تصویب چهار فقره اعتبارنامه ورد یک فقره

3- تعیین دستور جلسه بعد- ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏15

 

 

جلسه: 8

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه 29 مرداد 1326

 

فهرست مطالب:

1-تصویب صورت مجلس

2-طرح و تصویب چهار فقره اعتبارنامه ورد یک فقره

3- تعیین دستور جلسه بعد- ختم جلسه

 

مجلس ساعت ده و بیست دقیقه صبح به ریاست آقای رضا حکمت تشکیل گردید.

[1- تصویب صورت مجلس.]

صورت مجلس جلسه قبل را آقاى معتمد‌دماوندى (منشى) قرائت کردند.

صورت مجلس روز یکشنبه بیست و ششم امرداد ماه قرائت و پس از مذاکرات آقایان: عباس مسعودى، نصرت‌الله اسکندرى، مهدى ارباب، شریعت‌زاده رضوى واظهارات مقام ریاست تصویب شد. اسامى غائبین جلسه گذشته که ضمن صورت مجلس خوانده شده:

غائبین روز سه‌شنبه 27 امرداد.

غائب با اجازه: آقاى دادور،

غائبین بى‌اجازه: آقایان: گنابادى، پالیزى، قوامى، ناصرى، على وکیلى، تقى‌زاده، لیقوانى.

دیرآمدگان با اجازه: آقایان: امیر‌تیمور، حسن اکبر، دکتر راجى،

دیرآمدگان بى‌اجازه: آقایان: دکتر طبا، رستم گیو، عامرى، آقاخان بختیار، منصف، شریعت‌زاده، مشاور، صاحب جمع، فولادوند، کامل ماکویى.

غائبین چهارشنبه 28 امرداد ماه:

غائبین با اجازه: آقایان: دادور، رضوى، قوامى.

غائبین بى‌اجازه: آقایان: گنابادى، پالیزى، ناصرى، على وکیلى، تقى‌زاده، لیقوانى.

دیرآمدگان با اجازه: آقایان: حسن اکبر، معتمد دماوندى، دکتر راجى، معین‌زاده، دکتر شفق، دکتر آشتیانى، محمدتقى بهار، هاشم وکیل، شهاب خسروانى.

دیرآمدگان بى‌اجازه: آقایان: دکتر طبا، غضنفرى، رستم گیو، آقاخان بختیار، دکتر امینى، شریعت‌زاده، اسلامى، فولادوند، ملکى.

پس از اظهارات آقاى دکتر شفق راجع به لزوم رعایت نظم مجلس مخصوصاً از طرف آقایان تماشاچیان و بیانات آقاى رئیس در این خصوص بقیه مذاکرات نسبت به گزارش شعبه 4 راجع به نمایندگی آقاى مشایخى مطرح و آقاى امینى مخبر شعبه در جواب بیانات پیش آقاى حائرى‌زاده اظهار داشتند چون راجع به دوران تحصیل و خدمات ادارى ثبت و دارایى آقاى مشایخى ایراد مثبت و مدلل و موجهى نفرمودند ولى دوستى با آقاى نخست وزیر و در نتیجه آن شهردار شدن به زعم ایشان گناه است گناهى نیست چنان که خودشان هم سى سال با معظم له همکارى کرده‌اند و چون رد اعتبارنامه اشخاص نباید روى اغراض باشد البته لیاقت شخصى و خدمات ایشان را هم در شهردارى باید در نظر گرفت و ضمناً معتقد بودند اگر مخالفین ایشان مدارک و مستنداتى براى ابراز دارند بهتر است در کمیسیونى از اشخاص بیغرض رسیدگى بشود و در خاتمه متذکر شدند پس از بحث زیاد در فراکسیون پارلمانى حزب دموکرات نتیجه رأى فراکسیون این شد که اشخاص در دادن رأى خود نسبت به اعتبارنامه‌ها آزاد باشند.

آقاى حائرى‌زاده به استناد ماده 109 آئین‌نامه داخلى اظهار داشتند در مخالفت با نمایندگى آقاى مشایخى نظر خصوصى نداشته فقط اصولى را به عرض مجلس رسانیده‌اند از جمله این که نماینده ملت که مقدرات میلیون‌ها افراد امروز و نسله‌اى بعد را در دست می‌گیرد تنها کافى نیست محکوم به جنحه و جنایت نباشد بلکه باید معروف به امانت و حسن شهرت و داراى قدس و تقواى لازمه وکالت باشد و ایشان

+++

شهرت عکسش را دارند و در خاتمه متذکر شدند همکارى با کسى غیر از نوکرى است.

در این موقع آقاى مکى به عنوان مخالفت با نمایندگى آقاى مشایخى بدواً شرح مفصلى راجع به قصد تصفیه حزب دموکرات از طرف جوان‌های اعضاء حزب و تشخیص مردودت آقاى مشایخى از طرف بعضى و کم شدن توجه افکار عمومى نسبت به آقای قوام در نتیجه نزدیک شدن بعضى اشخاص بایشان که مورد عدم قبول افکار عمومى هستند که بالنتیجه به ترمیم کابینه ایشان منتهى شد و اهمیت افکار عمومى بیان کرده چنین نتیجه گرفتند که مخالفت با ایشان از نظر دوستى با آقاى قوام نبوده بلکه عکس اینست.

سپس به شرح دلایل مخالفت خودشان فقط از نظر صلاحیت شخصى پرداخته و عملیات ایشان را موقع رأى در انجمن انتخابات دوره 14 تهران و ارائه شناسنامه عوضى و برخورد بعدشان در شهردارى و قصد واگذارى هشت میلیون تومان اسفالت تهران از طرف شهردارى به آقای کى‌نژاد از قرار مترى 113 ریال (گران‌تر از زمان جنگ) و اعتراض ایشان و رسیدگى قضیه در شوراى فنى و گزارش شورا مبنى بر عدم امکان اتمام اسفالت تهران با مبلغ و مدت پیشنهادى و وسایل مورد مقاطعه کار و همچنین راجع به تقسیم صدى دوى مبلغ مقاطعه‌ها بین رئیس و معاون و مدیر کارهاى شهردارى. شرح داده اضافه کردند بالاخره پس از استجازه تجدید مناقصه و تقسیم کردن کار بیشتر از دو میلیون تومان مناقصه اسفالت تهران به شخصى به نام مایرعبدالله واگذار شد که هیچ گونه سابقه اسفالت کارى نداشته و تبعه ایران هم نیست پس از آن به شرح سوء استفاده‌های مایرعبدالله و سلیم عینى و یک دسته یهودیان دیگر و خرید 6 میلیون متر پارچه از 9 میلیون متر سهمیه دولت ایران از کارخانه‌ای ژاپن از طریق سفارت امریکا با تبانى وزارت پیشه وهنر پرداخت اظهار امیدوارى کردند که مجلس شوراى ملى با گذراندن قوانین لازم است دست این عناصر خارجى را از تجارت کشور کوتاه کند. بعد اشاره به وضع نامرتب برق تهران نموده بیان کردند با این که به موجب تصویبنامه انجمن شهر مادام که بر نیروى تولیدى افزوده نشده نباید به کسی برق داده شود. ایشان عده زیادى برق طبق صورتى که از طرف روزنامه کارگران برق منتشر شده با لحاظ سوء استفاده به اشخاص داده و سبب شده‌اند که لطماتى به کارخانه برق تهران وارد شده است و به موجب ماده 152 قانون مجازات عمومى در اینخصوص اعلام جرم کردند، سپس به وضع نامرتب مؤسسات شریرخوارگاه و پرورشگاه و تیمارستان اشاره نموده اظهار داشتند کمک روزانه و بودجه مختصر آنها پرداخته نشده و هر یک مبلغى از شهردارى طلبکارند حتى اعانه‌ای هم که براى این مؤسسات جمع آورى شده به مصرف تأسیس روزنامه رسانیده‌اند و نیز نداشتن تلمبه چاه‌های گورستان را گوشزد کرد و نیز راجع به چاه‌هاى آب خیابان‌ها با مقایسه مخارج آنها با چاه‌هایی‌ که بانک رهنى براى 400 خانه ساخته اظهار داشتند بهتر بود این پول هنگفت به مصرف دائر کردن چهار قنات بایر می‌رسید و همچنین راجع به دادن اعلان از طرف شهردارى به بعضى جراید در واقع به جاى حق‌السکوت وراجع به استخدام قریب 370 نفر بیش از حد نصاب قانونى و تحمیل بر بودجه شهردارى شرح مختصرى توضیح دادند. اعتراض دیگرشان این بود که به وسیله بالا بردن ظاهرى سطح درآمد شهردارى از بانک ملى مبلغ شش میلیون تومان قرض گرفته‌اند و این کار کلاهبردارى است و به موجب ماده 238 قانون مجازات اعلام جرم کردند و همچنین اظهار کردند با این که نقشه لوله‌کشى آب تهران و اراضى مخزن آب و مجاور آن محرمانه بود باز مایرعبدالله و بعضى اشخاص دیگر مطلع شده قریب 300 هزار متر اراضى اطراف مخزن آب را خریدارى می‌کنند که در روزنامه آتش اعلام جرم شده است سپس بغرس اشجار اشاره کرده و راجع به فروش مقدارى از گوشت‌های اهدایى امریکایی‌ها به مؤسسات خیریه اظهار کردند آبروى ما را پیش خارجی‌ها هم ریختند و با اشاره به خرید شش دستگاه کامیون و قرار توقیفى که سابقاً از طرف بازپرس دیوان کیفر در این موضوعات صادر شده بود به این دو فقره اعلام جرم کردند. در خاتمه به موضوع سوء استفاده از یخ تهران و همچنین به کار بردن اتومبیل‌های شهردارى در انتخابات اشاره کرده جلب توجه نمایندگان را به افکار عمومى و قضاوت عادلانه کردند..

در این موقع آقاى مشایخى پس از اظهار خوشوقتى از مخالفت خالفین براى فرصت یافتن دفاع از حیثیت خود اشاره به مثالی که آقاى دکتر بقایى در فراکسیون حزب دموکرات راجع به قربانی‌‌هاى ملل اولیه بشر براى فرونشاندن خشم ارباب انواع زده‌اند و تطبیق آن با سرنوشت خودشان اظهار داشتند با وجود شخصیت‌ها و خانواده‌های معروف در اراک چگونه آقاى مکى از آنجا انتخاب شده‌اند و پس از اشاره به نقض عهد و حمله به معلومات ایشان راجع به مزیت شهردارى تهران بر سایر شهرداری‌ها از نظر همکارى با وظایف عالیه کشور توضیح دادند که چون شهردارى عده زایدى رفتگر و کارگر و روزمزد و آتش‌نشان و غیره می‌باشد لذا در موقع ورود ایشان بهترین دستگاه مستعدى براى پذیرفتن نفوذ حزب توده بود ولى ایشان با وجود حملات متعدد آنها با پشتى بانى آقاى نخست وزیر نقشه‌های آنها را خنثى نموده و ضمناً اظهار داشتند علیرغم شهرت مخالفین از دستگاه شهردارى به هیچ‌وجه مساعدتى با حزب دموکرات یا آقاى نخست وزیر نشده است پس از آن به وضع نامرتب شهردارى در موقع ورود خود و همچنین به مبلغ چهار میلیون قرض این مؤسسه اشاره نمود اظهار داشتند پس از دوره تصدى، براى اصلاحات امور شهر از قبیل نظافت بهدارى بهبودى وضع درمانگاه‌ها، تهیه برنامه اسفالت، ایجاد دستگاه کنترل مهندسى در ضمن کار تصمیمات مقتضى گرفته شد با قیمت نازل‌تر از قیمت سابق دویست خیابان در مدت تصدى ایشان اسفالت شد سپس بازدید گودال‌های جنوب شهر و عدم وسایل زندگى آنجا را تذکر داده اظهار کردند موضوع ساختن چهارصد خانه که با بودجه شهردارى غیرعملى به نظر می‌رسید و گرفتن 5 میلیون اعتبار از بانک و واگذارى این کار به دستگاه دیگر در نتیجه اقدامات و جدیت ایشان بوده و نطق افتتاحیه خود را در موقع زدن کلنگ در حضور اعلیحضرت همایونى دلیل بر وطن پرستى و خدمات خود دانستند.

در این موقع (یک ساعت و نیم بعد از ظهر) بنا بر پیشنهاد آقاى دکتر راجى جلسه به عنوان تنفس تعطیل و روز چهارشنبه 28 مرداد ماه ساعت ده صبح مجدداً به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید. مجدداً آقاى مشایخى به دفاع از اعتراضات مخالفین پرداخته پس از تشکر از آقایان نمایندگان از تشکیل جلسه واشاره به ساختمان چهارصد خانه از طرف بانک وگرانى کرایه خانه و لزوم ساختن این قبیل خانه‌ها در تمام ولایات و شرح نقایص کارخانه برق و کمى نیروى آن و خرید هشتهزار کیلوواتى از امریکایی‌ها و همچنین نبودن آب کافى براى مشروب کردن 40 میلیون متر مساحت شهر تهران و عدم وسایل لازم براى بستن صد لار و کرج و راجع به چاه‌هاى طهران و آب امیرآباد و نیز اشاره به مقدمات کار لوله‌کشى طهران و شروع به اجرای آن توسط کمپانى الکساندر گیپ اظهار داشتند موجب گرانى هزینه زندگى در تهران عوامل متعددى است که رفع آن از عهده شهردارى حتى دولت هم خارج است. از قبیل رواج مقدار زیاد اسکناس و زیاد کردن حقوق مستخدمین و گرانى قیمت ارز خارجى در بازار آزاد و سینگینى بودجه مملکتى و تحصیل درآمدهاى عمومى از راه فعالیت اقتصادى و بازرگانى و وجود انحصارها و گرانى اجناس خارجى که بالنتیجه از نظر ارتباط با ضروریات زارعین از حیث پارچه و قند و شکر موجب گرانى ارزاق می‌باشد سپس با اشاره به تجاوز و تعدى فروشندگان جزء و محکومیت متجاوز از هزار نفر از هشت هزار عده آنان در ظرف یک ماه، علت عمده دیگر گرانى ارزاق را مربوط به میدان‌های شهر دانسته که قبل از تصدى ایشان به موجب اسناد رسمى به اشخاصی اجازه داده شده بود و اظهار داشتند چون شهردارى جز توسل به دستگاه قضایى و اداره مال‌الاجاره‌ها راه دیگرى ندارد ناچار این عمل را انجام نموده و اجرائیه صادر ولى با وسایلى جلو اجرا گرفته شد بالاخره نتیجه گرفتند که با این سختگیری‌ها و دادگاه رفتن‌ها چطور ممکن است پولى از اینها به نفع خودم یا دیگران گرفته باشم و ضمناً با ذکر علت سنگینى بودجه ادارى شهردارى در نتیجه زیادى رتبه‌های بالا و تذکر و مقایسه خدمات خودشان با سال‌های قبل معتقد بودند که بر اثر نوشتن نامه به دولت در خصوص تقلیل عده کارمندان و نیز انجام نکردن توقعات اشخاصى که برخلاف مصلاح مملکت بود دشمنانى براى ایشان حتى در مجلس هم وجود دارد. پس از آن به عضویت آقاى مکى در حزب ایران و مخالفت‌ها و کارشکنیهاى هم مسلکان ایشان در شهردارى و انتشارات بعضى از جراید و خاموشى برق اشاره نمود اظهار داشتند به این وسایل نمی‌توان سلب صلاحیت اشخاص را کرد بعد به شرح طرز اجراى مناقصه پرداخته و راجع به اعلام جرم بازپرس دیوان کیفر اظهار کردند قضیه مربوط به خرید مقدارى قیر از طرف شهردار اسبق بوده و آن هم به دستور نخست وزیر وقت و ایشان فقط آنها را حمل به تهران نمودند و نیز راجع به اعلام جرم از طرف روزنامه آتش بیان کردند که در همان موقع استدعا کردم در کمیسیونى رسیدگى بشود.

+++

 در جواب آقاى حائرى‌زاده راجع بعدم شناسایى ایشان اشاره به جلسات منزل آقاى قوام و شرح تحصیلات و شهرت اجتماعى خود نموده اظهار داشتند به دستور کمیته حزب دمکرات و امضاء خود ایشان مدت ششماه در غار و فشافویه براى نمایندگى مجاهدت کرده‌اند پس از آن به شرح خدمات نسبت به حوزه انتخابیه و بالا بردن درآمد شهردارى رى به وسیله وضع عوارض بر قند و سیمان و غیره پرداخته و راجع به تحصیل دارایى خود به وسیله تجارت با آمریکا و مجاهدت شخصى توضیحاتى داده وراجع به دوستی با آقاى قوام اشاره به دوستی سایر آقایان و همچنین شرح خدمات معظم له در موقع گرفتارى کشور نموده ارادت نسبت بیک مرد وطن‌پرست راموجب افتخار دانستند و در موضوع خدمت اداری‌شان تقدیرنامه‌هایی دایر بر حسن خدمت تقدیم مقام ریاست نموده و نیز براى اثبات امانت خودشان عضویت هیئت مدیره، و بازرسى چندین شرکت سهامى را خاطر نشان کردند.

در این موقع به پیشنهاد آقاى دکتر شفق تنفس داده شد و پس از نیم ساعت مجلس مجدداً تشکیل گردید.

آقاى مشایخى به دفاع از خود پرداخته راجع به اعطای برق به اشخاص اظهار داشتند چهل عدد برق در ظرف 17 ماه آنهم بشخصیتهاى مهم کشور و پزشکان تعداد زیادى نیست ودر جواب ایراد راجع به استخدام کارمند بیش از حد نصاب اشاره به توسعه اداره ساختمان و برزن‌های شهردارى و لزوم کمک به جوانان دیپلمه نموده و قرض از بانک ملى را که مورد اعلام جرم واقع شده بهیچوجه جرم ندانستند و نیز علت کسر درآمد بودجه شهردارى را حذف ده درصد سهم شهردارى که در قانون مالیات بردرآمد در نتیجه رفورم مالیاتى دکتر میلسیو ایجاد شده بود دانستند و همچنین مبلغ حاصل از وضع عوارض بر کالاهاى انحصارى و نیز اخذ دو میلیون تومان از درآمد املاک شاه فقید را که فقط یکمرتبه واقع شد کافى براى جربان کسر درآمد و پرداخت قروض شهردارى ندانسته ضمنا امیدوار بودند که روزى شهردارى براى انجام خدمات خود میلیاردها مقروض باشد.

راجع به فروش گوشت و اعلام جرم آقاى مکى پس از تشکر از آمریکایی‌ها اظهار داشتند به هیچ‌وجه گوشتى به فروش نرسیده بلکه بین مؤسسات خیریه شهردارى تقسیم شده است و راجع به خرید کامیون‌های کامر اظهار نمودند مطابق ترتیب قانونى خریدارى شده است و پس از اشاره به موضوع یخ تهران و طرز تعیین نرخ و شکایت یخچالی‌ها و کنترل در فروش آنها و نیز تکذیب از استفاده اتومبیل‌های شهردارى در انتخابات خودشان به تشریح قضیه اسفالت پرداخت با ارائه و قرائت نامه رئیس ساختمان شهردارى اظهار داشتند برنده مناقصه اسفالت طهران مایرعبدالله بغدادى است که به ترتیب صحیح مناقصه و تخفیف 34 درصد برنده شناخته شده و وسایل کارش از هر حیث کامل می‌باشد و ضمناً تقسیم ده درصد از مبلغ مقاطعه‌ها را به عنوان کمیسیون بین رئیس و معاون و رؤساى دوایر شهردارى تکذیب کردند. در موضوع چاه‌های تهران با ارائه چند قطعه عکس اظهار نمودند از 17 حلقه چاه که به وسیله چهار شرکت برنده مناقصه حفر شده 9 حلقه را که داراى آب کافى می‌باشد تاکنون تحویل گرفته‌ایم و نیز در خصوص مؤسسات خیریه شهردارى با تشریح وضع منظم آنها اظهار داشتند اساساً اداره شیرخوارگاه و پرورشگاه و سایر این گونه مؤسسات از طرف انجمن شهر به هیئت‌های مدیره‌اى واگذار شده و شهردارى مستقیماً دخالت در آنها ندارد معذلک اقدام به ازدیاد درآمد از راه جمع‌آورى اعانه براى آن‌ها شده است. در خصوص خرید خانه خود با ارائه و قرائت روزنامه قیام ایران اظهار نمودند به وسیله فروش خانه و زمین و نیز موجودیشان در بانک قبل از زمان تصدى شهردارى توانایى خرید یک خانه را داشته‌اند.

در خاتمه بیاناتشان درخصوص زمین‌های بالاى نهر رج با تشریح ترتیب مناقصه و برنده شناخته شدن شرکت الکساندرگیپ در موضوع لوله کشى اظهار داشتند که به هیچ‌وجه از متن نقشه‌ها اطلاعى نداشته و تاکنون هم در کشوى میز آقاى نخست وزیر ضبط است و نیز با ارائه نامه‌ای از شوهر خواهر خودخرید زمین‌هایی‌ را به اسم اقوام خودشان تکذیب کردند و همچنین با ارائه نامه دیگرى از شهردارى اظهار داشتند اگر من زمینى خریده بودم باید آنها را ترقى بدهم و حال آنکه به موجب این نامه پیشنهاد مصادره آنرا کرده‌ام.

در این موقع آقاى مکى به استناد ماده 109 نظامنامه بعضى از اظهارات و تکذیب‌های آقاى مشایخى را نسبت به خود توهین دانسته ابتدا شرحى دفاعاً از معلومات خود با ارائه کتب مؤلفه خودشان بیان و به استناد نامه‌ای معاهده با آقاى مشایخى را تکذیب نموده و نیز اسناد ارائه شده از طرف ایشان را کافى براى اثبات اظهاراتشان ندانستند و پس از اشاره به علم ساختمان 400 خانه در آن محل و نیز تکذیب عضویت خود از حزب ایران و همچنین استناد مردودت آقاى هدایت و دیگران اظهار نمودند ارائه شناسنامه عوضى در انتخابات به استناد شهادت اشخاص گمنامى نبود که بتوان تکذیب کرد.

آقاى دکتر بقایى به استناد ماده 109 اشاره به تحریف مثال خودشان از طرف آقاى مشایخى کرده اظهار داشتند اگر ملل اولیه بشر براى فرونشاندن خشم ارباب انواع حتى اشخاص بیگناهى را هم قربانى می‌کردند ولى خوشبختانه در مجلس اشخاصى وجود دارند که افکار عمومى آنها را مستحق طرد می‌داند.

در ضمن بیانات آقاى دکتر بقائى 3 نفر از تماشاچیان به واسطه ابراز احساسات از مجلس اخراج شدند بنابر پیشنهاد 28 نفر از نمایندگان و نیز بر طبق پیشنهاد یکى از آقایان مطابق ماده 92 نظامنامه در‌باره اعتبارنامه آقاى مشایخى رأى مخفى دادند و نمایندگى ایشان به اکثریت 64 رأى از 109 نفر عده رأى‌دهندگان تصویب شد.

در این موقع (دو ساعت و نیم بعد از ظهر) جلسه ختم و جلسه آینده به روز پنجشنبه 29 امرداد ماه و دستور رسیدگى بقیه اعتبارنامه‌ها تعیین شد.

رئیس مجلس شوارى ملى‏

رئیس- آقاى اردلان به صورت جلسه اعتراض دارید؟

اردلان- خیر بنده قبل ازدستور عرضى دارم.

رئیس- آقاى دهقان نسبت به صورت جلسه فرمایشى دارید؟

دهقان- بعد از صورت جلسه عرض دارم.

رئیس- آقاى اورنگ.

اورنگ- بنده به صورت جلسه عرضى ندارم.

رئیس- آقاى رضوى نسبت به صورت جلسه فرمایشى دارید؟

رضوى- بنده قبل از دستور عرضى دارم.

رئیس- آقاى آزاد نسبت به صورت جلسه اعتراضى دارید؟

آزاد- بله عرض کنم که بنده (رحیمیان- بنده قبلاً اجازه خواستم. اول کسى که اجازه خواست راجع به صورت جلسه بنده بودم آقایان منشی‌ها اشتباه کرده‌اند) عرض کنم که اعتراض بنده آقا راجع به صورت جلسه است که بنده می‌بینم وقتى صورت جلسه قبل را می‌خوانند می‌نویسند غائبین بى‌اجازه، دیرآمدگان بدون اجازه، بنده به تعیین وقت و ساعت تشکیل جلسه اعتراض دارم براى این که آقاى رئیس باید توجه بفرمایند و ببینند اگر مجلس ساعت هشت و نیم تشکیل می‌شود باید ساعت هشت ونیم تعیین کنند و اگر تشکیل نمی‌شود (چنان که بنده هم دیده‌ام که آقایان می‌آیند اینجا ولى مجلس تشکیل نمی‌شود) (صحیح است) بهتر است ساعت ده تعیین کنید.

رئیس- همیشه وقت از طرف رئیس تعیین می‌شود و البته اگر آقایان دیر بیایند غائب شناخته می‌شوند و مقرراتى دارد که اجرا می‌شود و البته باید سعى کنند سر وقت حضور بیابند. آقاى رحیمیان.

رحیمیان- بنده بر اثر تصویب شدن اعتبارنامه آقاى مشایخى و فورمول اختراعى آقایان مخالفین ناچارم مطالبى به عرض نمایندگان محترم برسانم.

رئیس- نسبت به صورت جلسه است؟

رحیمیان- بله بله راجع به صورت جلسه است راجع به تصویب اعتبارنامه آقاى مشایخى و فورمولى که آقایان مخالفین اختراع کرده‌اند راجع به مخالفت با آقاى مشایخى عرض کنم. تاکنون سه اعتبارنامه مطرح شده است یکى راجع به آقای تقى‌زاده، یکى راجع به تهران و یکى هم راجع به آقای مشایخى. راجع به آقای تقى زاده آقاى اسکندرى فرمودند راجع به طرز انتخاب ایشان کار ندارم و نسبت به صلاحیت ایشان حرف دارم، آقاى دکتر متین دفترى فرمودند که من راجع به صلاحیت آقاى دکتر امینى کارى ندارم ولى با طرز انتخابات تهران مخالفم. آقاى مکى و آقاى حائرى‌زاده هم اظهار کردند که راجع به طرز انتخابات آقاى مشایخى ما کارى نداریم مقصودمان راجع به صلاحیت ایشان است بنده می‌خواستم عرض کنم کسانی که در یک حوزه انتخابیه‌ای کاندید می‌شوند وقتى ادعاى وکالت می‌کنند، این براى خاطر این است که بیایند به مجلس و از قانون اساسى دفاع کنند و به نفع مردم در اینجا فداکارى بکنند یک شخصى که در محل خودش یا در جاى دیگر اتکاء به دولت داشت یا با وسایل غیرمشروع دیگرى قانون اساسى را زیر پا گذاشت که مردم را به نفع خودش حبس کند و تبعید کند او نمی‌تواند در اینجا حافظ قانون

+++

 اساسى باشد (صحیح است) زیرا تنها عدم صلاحیتى که راجع به آن شخص می‌شود گفت این است که او در طرز انتخابات خودش قانون اساسى را زیر پا گذاشته است (صحیح است) و این فورمول اختراعى را من ناچارم و خیلى متأسفم که عرض کنم یا از حجب و حیای مخالفین یا براى نظر بعضى مقامات باعث ذکر حقایق شده است در اینجا و یا این که آقایان در اینجا جبن و ترس آنها را وادار کرده است که راجع به عین حقیقت انتخابات اشخاص اظهارى نکنند و فقط اکتفا بکنند که صلاحیت ندارد چون دزد است و او هم بگوید من دزد نیستم دزد نگرفته هم پادشاه است پس بنابراین، این بدعت بد در آتیه براى مجلس شوراى ملى ایران نباید ایجاد بشود و کسانی که 43 سال پیش از این خون خودشان را ریختند و فداکارى کردند و گفتند که این ملت باید وکیل انتخاب کند می‌گفتند به حساب چون که ملت رشد ندارد با طرز انتخاب آنها مخالفت داریم این نظر بنده راجع به فورمول اختراعى آقایان است که مورد توجه آقایان نمایندگان محترم واقع بشود و از این ترتیب دورى بکنند و پشتیبانى نکنند و یکى راجع به انتخابات آقاى مشایخى در فراکسیون آزاد این تصمیم گرفته شد ...

رئیس- تصدیق می‌فرمایید این توضیح راجع به صورت جلسه قبل نبود.

رحیمیان- اجازه بفرمایید این هم راجع به صورت جلسه است اعتبارنامه آقاى مشایخى در جلسه قبل تصویب شده است الان صورت جلسه قبل را قرائت کردند بنده می‌خواهم عرایض خودم را بکنم. در فراکسیون حزب دموکرات تصمیم گرفته شد که رأى درباره ایشان آزاد باشد. بنده و رفقاى دیگر از روز اول اعتراض داشتیم و اعتراض کردیم. و همچنین در حضور آقاى قوام‌السلطنه در جلسه فراکسیون حزب دمکرات هم (صحیح است) آزاد گذاشته شده و تصویب هم شده، ولى بنده یکى از اشخاصى بودم که براى این که دروغ بازى نکرده باشم روز اول این نظر را عرض کردم وراى خودم را هم به مخالفت ایشان دادم و حالا بنده دوستانه و صمیمانه از افراد حزب دمکرات تقاضا می‌کنم که اگر چنانچه بنا باشد از بعضى از پرونده‌های ننگین‌تری مجدداً حمایت و پشتیبانى بکنند بنده از طرف خودم ناچارم پرده‌ها را بالا بزنم.

رئیس- این اعتراض به صورت جلسه نیست.

رحیمیان- چرا آقا راجع به صورت جلسه است. (احسنت، صحیح است)

رئیس- آقاى مکى نسبت به صورت جلسه اعتراضى دارید؟

مکى- عرض کنم در صورت جلسه‌ای که از روز قبل قرائت شد راجع به لوله‌کشى فقط یک قسمت را که بنده عرض کرده بودم نوشتند و آن راجع به زمین بود در صورتی که بنده راجع به دو قسمت گفته بودم یکى گفتم در نتیجه خرید زمین تمام زمین‌های زیر رزروآر ترقى کرده و یکى هم گفتم در نتیجه تغییر لوله‌کشى که ابتدا سه میلیون لیره که (تقریباً چهل میلیون تومان) برآورد کرده بودند و حالا هشتاد میلیون تومان شده چهل میلیون تومان به زیان شهر تهرن است این موضوع را خواهش می‌کنم تصریح کنید. یکى هم راجع به اعلام جرم‌هایی بود که بنده کردم در آخر جلسه که آمدم پایین عرض نکردم که پس گرفتم گفتم فرض کنید که من پس گرفته باشم و ایشان پاک مادرزاد هم باشند. ایشان را افکار عمومى محکوم کرده و اگر محکوم نکرده باشد، در یک محکمه عالی‌تری که بنده تصور می‌کنم که محکمه الهى باشد محاکمه خواهد شد پس بنده پس نگرفتم اعتراض خودم را و یکى هم راجع به اجازه صحبت و اخطارهاى نظامنامه‌ای بود که از طرف مقام ریاست به بنده شد، بنده استدعا کردم از مقام ریاست که بنده در موضوع دارم صحبت می‌کنم ولى بعضى ازآقایان یادداشت‌هایی می‌فرستادند که خارج از موضوع است. بنده نزدیک میز جناب ریاست عرض کردم که جناب آقاى رئیس شما مرد شریفى هستید، آقاى سید هاشم وکیل راجع به اعتبارنامه آقاى دکتر امینى یکساعت و نیم راجع به تاریخ مشروطیت صحبت کردند چه جور حق مرا تضییع می‌کنند و نمی‌گذارند من دفاع بکنم. این را هم در صورت جلسه ننوشته‌اند استدعا می‌کنم دستور بفرمایید اصلاح شود.

رئیس- آقاى دکتر راجى در صورت جلسه فرمایشى دارید؟

دکتر راجى- عرض بنده راجع به دیرآمدگان بى‌اجازه است بنده قبل از زنگ رئیس اینجا بودم و اگر به موقع آمدن این است که بنده بیایم و در کریدورها چاى بخورم بنده حاضرم از این صرف‌نظر کنم ولى در موقع زنگ‌زدن بنده اینجا بودم.

رئیس- آقاى صادقى نسبت به صورت جلسه فرمایشى دارید؟

صادقى- در جلسه گذشته نماینده محترم آقاى مکى ضمن بیاناتشان اشاره کردند به این که شش میلیون متر پارچه با تبانى وزارت بازرگانى و پیشه و هنر و با اطلاع سفارت امریکا به آقای مایرعبدالله داده شده با این که این عمل قبل از ورود بنده به وزارت بازرگانى و پیشه و هنر بوده ولى بنده نتوانستم تحمل کنم به اینکه یک وزارتخانه‌اى را یک نفر وکیل با حرف پشت تریبون بگوید که همچو عملى شده است، جرمى واقع شده است دیگر بگوید خیانت کرده‌اند، سومى هم بگوید صحیح است یک پرونده بسته بشود نسبت به خیانت وزارتخانه‌ای این عمل صحیح نیست به نظر بنده آقایان در گفتار خودشان باید توجه کنند. از طرف خارج باید آن را در نظر بگیرند با اطلاعى که بنده دارم یک موقعى از طرف وزارت خارجه ایران از آمریکا و سفارت آمریکا به وزارت بازرگانى و پیشه و هنر اشعار داشتند که مقدار نه میلیون متر قماش ژاپنى به وسیله مؤسسات آمریکایى فروخته می‌شود. از طرف وزارت بازرگانى در همان موقع به اطاق بازرگانى نوشته شده است، از طرف اطاق بازرگانى در مجله رسمى این مطلب اعلام شده است بعد یک دوازده نفرى را از طرف وزارت بازرگانى به وزارت خارجه معرفى کردند. وزارت خارجه از جمله این دوازده نفر سه نفر را ظاهراً، شرکت پایه، شرکت خرازى، و ... را معرفى کرده‌اند و بعدا مورد اعتراض وزارت بازرگانى واقع شده است وزارت بازرگانى راجع به این تبعیضى که از طرف وزارت خارجه شده است شدیداً اعتراض کرده پرونده‌اش هم هست و با اطلاعى که بنده دارم اصل عمل واقع نشده است و بعداً که بنده آنجا بودم یک گزارشى رسید به دست بنده، دوازده نفر همان طور که آقاى مکى گفتند اغلبشان از بازرگانان یهودى و عرب و خارجى بودند در حاشیه آن هم بنده نوشتم که اینها صلاحیت وارد کردن قماش ندارند، این‌ها اشخاصى هستند که بیشتر لاستیک فروش و واردکنندگان اتومبیل هستند بنابراین بنده اطمینان دارم از طرف وزارت بازرگانى با این که جریان قبل از بنده بوده است تبانى نشده است. شش میلیون مترى هم از طرف وزارت بازرگانى داده نشده است و بنده تقاضا می‌کنم که چندنفرى از طرف ریاست مجلس تعیین بشوند و جریان این کار را رسیدگى کنند که به اطلاع مجلس برسانند یک وزارتخانه را با این ترتیب، با درج در صورت جلسه، با درج در جراید نباید محکوم کرد.

رئیس- تصدیق می‌فرمایند که این مربوط به صورت جلسه نبود. براى تذکر آقایان عرض می‌کنم، در صورت جلسه آنچه که نوشته می‌شود اگر تحریفى در بیانات آقایان شده باشد آقایان می‌توانند اظهاراتى بکنند ولى موضوع جداگانه را نمی‌شود گفت. آقاى دکتر عبده نسبت به صورت جلسه فرمایشى دارید؟

دکتر عبده- راجع به تنظیم صورت مجلس عرضى دارم که خیلى مفصل تهیه می‌شود و باعث می‌شود که در اطراف صورت جلسه قبل خیلى صحبت بشود و وقت مجلس را بگیرد به نظر بنده صورت مجلس تفصیلى را ما در مجله رسمى معمولاً می‌بینیم و در صورت مجلسى که قرائت می‌شود نباید تکرار بشود، مگر اصول مذاکرات و تصمیماتی‌ که در مجلس گرفته می‌شود به نظر بنده اگر این روش را پیش بگیریم منظماً از وقت مجلس کمتر گرفته می‌شود. (صحیح است)

حاذقى- الان چهل دقیقه وقت مجلس گرفته شده است.

رئیس- آقاى نبوى هم اعتراضى به صورت جلسه دارید؟

نبوى- بلى، بنده همان اعتراضى را دارم که آقاى دکتر عبده فرمودند، صورت جلسه سابقاً مفصل تهیه نمی‌شد در دوره گذشته صورت جلسه به طور خلاصه تهیه می‌شد. اواخر دوره یکى از آقایان که خیال می‌کنم آقاى لنکرانى بودند اصرارى داشتند که صورت جلسه مفصل تهیه شود حالا بعضى از نطق‌ها را می‌بینم مفصل‌تر از اصل نطق است که نماینده در مجلس کرده. ما صورت مشروح مذاکرات مجلس را مفصل داریم به طریقی که هر کسى خودش دارد بنابراین اگر احتیاج به آن شد به آن صورت مراجعه می‌کنیم. استدعا می‌کنم دستور بفرمایید صورت جلسه را به طور اختصار بنویسند.

رئیس- دستور داده می‌شود که به اختصار نوشته شود آقاى فرامرزى.

فرامرزى- عرض کنم بنده معتقد هستم که صورت جلسه‌ای که در اینجا خوانده می‌شود باید نماینده مجلس گذشته باشد یعنى نشان بدهد که

+++

چه باشد. البته نباید آن طور شود که نشان ندهد چه باشد ولى زیاد هم مفصل نباشد خوب اعتراض به صورت مجلس یعنى این که بنده گفته بودم، روز شنبه به دماوند می‌رویم در صورتی که در اینجا نوشته شده باشد به نهاوند می‌رویم یا دوشنبه گفتم و یکشنبه نوشته شده باشد. آقایان غالباً می‌گویند که فلانى چنین گفت و این صحیح نیست و در قضیه وارد می‌شوند و این مربوط به صورت مجلس نیست خواستم تذکراً عرض کنم.

رئیس- اعتراض هر یک از آقایان که خارج بود من تذکر دادم. آقاى ملک‌مدنى تذکرى دارید؟

ملک‌مدنى- بله. بنده خواستم تذکرى بدهم که مطابق آئین نامه مجلس وقتی که مقام ریاست وقت جلسه را تعیین کردند آقایان نمایندگان باید در همان وقت حاضر شوند. نیم ساعت معمولاً فرجه هست (رئیس- این مربوط به صورت جلسه نیست) و مطابق صورت حاضر و غائب که در مجلس هست هر کسى دیر حاضر شد مطابق آئین‌نامه جریمه می‌شود. باید بدانند که زنگ زدن ملاک نیست آن موقعى را که مقام ریاست معین می‌کند ملاک است.

رئیس- بنده ساعت جلسه را تعیین کردم آقاى امینى نسبت به صورت جلسه است؟

ابوالقاسم امینى- بنده در جلسه گذشته ذکرى از کمیسیون تحقیق کردم که درصورت جلسه به آن اشاره‌ای نشده بودو هنوز هم در پیشنهاد خودم باقى هستم و طرحى هم تقدیم می‌کنم که کمیسیونى در مجلس تشکیل بشود و به این مدارکى که آقاى مکى اظهار کردند رسیدگى بشود. هیچ مانعت‌الجمع نیست که یک وکیلى اعتبارنامه‌اش تصویب بشود و کمیسیون تحقیق هم مدارک را رسیدگى کند اگر واقعاً مدارک وارد بود ارجاع بکند و سلب مصونیت بکند رسیدگى بکند و این کمیسیون تحقیق بنده معتقدم که باید دائماً در مجلس باشد و نسبت به هر یک از نمایندگانى که واقعاً ایرادى هست (رئیس- مربوط به صورت جلسه نیست) مربوط به همین است بنده گفتم کمیسیون تحقیق تشکیل بشود و خود ما مجلس راخراب نکنیم (صحیح است) امروز در روزنامه آتش بنده خواندم مابین وکلاى مخالف آقاى مشایخى صدو سى هزار تومان در منزل آقاى نیک‌پور تقسیم شده است. آقا اینها می‌خواهند مجلس را ملوث کنند، خراب کنند، یک کمیسیون تحقیق دائمى باید باشد و رسیدگى کند.

رئیس- براى این کار ترتیبش را می‌دانید باید ده نفر پیشنهاد بکنند طرحى تقدیم بکنند براى کمیسیون تحقیق و مربوط به صورت جلسه نیست. دیگر اعتراضى نیست به صورت جلسه؟

مکى- بنده اخطار نظامنامه‌ای داشتم طبق اظهاری که آقاى صادقى فرمودند.

رئیس- در چه ماده‌ای؟ راجع به ماده 109 به شما توهینى نشده است.

مکى- ملاحظه نفرمودید نسبت به بنده صحبتى شد بنده کى اسم آقاى صادقى را بردم که ایشان اسم بنده را بردند، بنده عرض کردم وزارت پیشه و هنر، ایشان وزیر اقتصاد ملى هستند.

محمد‌على مسعودى- نیست آقا، وزیر کجا هستند.

صادقى- من خواستم از یک وزارتخانه‌اى دفاع بکنم.

رئیس- آقاى عامرى نسبت به صورت جلسه است؟

عامرى- خیر.

رئیس- صورت جلسه 27 و 28 مرداد تصویب شد. یک عده زیادى از آقایان اجازه نطق قبل از دستور خواسته‌اند (نمایندگان- دستور. دستور) آقاى اردلان، آقاى اورنگ، آقاى دهقان، آقاى رضوى نطق قبل از دستور را اجازه خواسته‌اند.

دهقان- بنده عرض لازم داشتم.

رئیس- آقاى اورنگ فرمایشى دارید؟

اردلان- بنده اول اجازه خواسته بودم آقاى رئیس.

رضوى- بنده اخطار نظامنامه‌ای هم دارم اگر اجازه فرمودید که خیر. اگر اجازه ندایید که اخطار نظامنامه‌ای دارم.

رئیس- نطق قبل از دستور با اجازه مجلس است. ببینیم مجلس اجازه می‌دهد بنده رأى می‌گیرم که وارد دستور بشویم یا خیر.

اردلان- اول بنده دلیلم را بگویم.

رئیس- رأى می‌گیریم که وارد دستور بشویم یا خیر.

اردلان- بنده مخالفم.

رئیس- آقایانی که با ورود در دستور موافق هستند قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد. البته اگر تصویب نمی‌شد نطق قبل از دستور اجازه داده می‌شد.

رضوى- بند‌ه اخطار نظامنامه‌ای دارم.

رئیس- طبق چه ماده‌ای؟

رضوى- ماده 2 و 7 و 10.

رئیس- بفرمایید.

رضوى- اول براى این که آقایان توجه بفرمایند و تصور نفرمایند که بنده اخطار نظامنامه را براى حرف زدن خواسته‌ام می‌خواهم براى آقایان عرض کنم موضوع عرضى را که بنده می‌خواستم بکنم این است که رویه‌ام رفته واقعاً مجلس در این دوره یک قدرى از آن راه‌ها که در ادوار گذشته بود انحراف حاصل نموده و حال آن که قاعده بایستى تکلیف هیئت رئیسه معین بشود ماده 2 و 7 و 10 ناظر بر این موضوع است اجازه بدهید بنده آقایان را توجه بدهم به این موضوع و اگر خواستید مطالعه بکنید خودتان هم بکنید ماده دوم می‌گوید در ابتداى دوره تقنینیه در همان جلسه اول فورا بعد از تعیین رئیس سنى در مجلس علنى به اکثریت تام یک رئیس و دو نایب رئیس که هر سه موقتى هستند متوالیاً به انتخاب فردى انتخاب می‌شوند، اینجا اولاً می‌گوید فوراً و بعد انتخاب موقت براى چه؟ براى این که آن وقت انتخاب دائم صورت‌پذیر نیست هیچ کس وکیل نیست ماده هفتم می‌گوید وقتی که صحت نمایندگى سه ربع از نمایندگان حاضر تصدیق شد می‌توان به انتخاب هیئت رئیسه دائمى شروع نمود، با آن مقدمه ماده دوم چون قونین هر کدام به یکدیگر مربوطند بنابراین آنچه که فوریت داشته باشد با آن فوریت اینجا هم می‌آید براى خاطر این که هیئت رئیسه براى نظم و ترتیب مجلس است و برای این است که مجلس وارد کار شود و الّا فوریت چه معنى دارد و مجلس ممکن بود یک نفر رئیس سنى انتخاب بکند بنشیند اینجا. پس این که می‌گوید می‌توان، اینجا این طور تفسیر شد. (رئیس- سر این کار در مجلس ابستروکسیون داشتیم) حالا چون بنده مدعى هستم پیشنهادم را نوشته‌ام توضیح هم عرض می‌کنم. عرض کنم به حضورتان این که در اینجا این می‌توان، این طور تفسیر شده که اختیار تام است این طور نیست، با آن فوریتى که در آنجا دارد این می‌توان یعنى اول مرحله امکان است، ماده دهم هم یک عبارتى دراین موضوع دارد که عرض می‌کنم حضور آقایان که عبارت از اول هر دوره اجلاسیه است، اول هر دوره اجلاسیه پس از انتخاب هیئت رئیسه دائمى موافق اصل ده قانون اساسى مجلس خطابه‌ای به حضور اعلیحضرت همایونى عرض می‌کند و آمادگى مجلس را عرض می‌کند. با وجود این سه ماده الان بیست روز است که مجلس مشغول کار شده سه ربع اعتبارنامه‌ها نیز گذشته و مجلس نتوانسته است مهیا بودن خودش را به اطلاع برساند و مشغول کار باشد و در ضمن به این کارها هم رسیدگى بکند، ساعات فراغت فراوان هم می‌شود پیدا کرد صبح و عصر هم کار کرد و از نظامنامه هم تخطى نکرد، وقتی که اولین اعتبارنامه‌ها اینجا مطرح شد استاد محترم جناب آقاى دکتر شفق این توجه را دادند.

رئیس- این خودش یک نطق قبل از دستور است.

رضوى- پیشنهاد می‌کنم.

رئیس- اول پیشنهادتان را بدهید.

نورالدین امامى- نیم ساعت به ظهر داریم و هنوز وارد دستور نشدیم.

رضوى- می‌دانم بنده هم به همین مناسبت مخصوصاً می‌خواستم توجه بدهم. این رویه اساساً یک موضوعى تبعیضى و یک کیفیت تحریفى از اصولى است که در مجلس بالتبع حکمفرما بوده و این را نباید اجرا کرد و نباید سابقه گذاشت از آن طرف سابقاً هم من درجلسه خصوصى عرض کرده‌ام که مجلس پس از افتتاح هر چه زودتر باید مشغول کار شود. از آن روز تا حالا یک خلاف رویه رفتار کرده بودیم از روزی که انتخاب جناب آقاى رئیس انجام گرفت دو خلاف رویه کردیم زیرا که تمام مواد نظامنامه حاکى به انتخاب هیئت رئیسه است (مکى- مجلس راى داده است) نیست این طور اجازه بفرمایید (همهمه نمایندگان) بنده پیشنهاد کردم، در پیشنهادم می‌فرمایید صحبت کنم. اولاً بنده فقط آن را عرض می‌کنم که رأى مجلس در موقعیکه نظامنامه حاکى باشد رویه‌ام رفته نمی‌توان گفت حاکم است. این را ثابت می‌کنم. (یکى از نمایندگان- راى مجلس قاطع است) حالا اجازه می‌دهید ثابت بکنم (اردلان- اجازه می‌فرمایید، مخالفم با پیشنهاد ایشان).

رئیس- پیشنهاد هنوز خوانده نشده وقتى قرائت شد بفرمایید. این ماده 102 را براى آقایان قرائت می‌کنم ماده صد و دوم: افتتاح جلسات و حفظ ترتیب مذاکرات و اجراى نظامنامه و حفظ نظم به عهده رئیس است. هر یک از نمایندگان در صورتی که از نظامنامه تخلفى مشاهده شود حق دارد مراتب را اخطار نماید. هر کارى اینجا شده با رأى مجلس

+++

بوده (صحیح است) اگر وارد شده‌اند در قسمت اعتبارنامه‌ها و بقیه هیئت رئیسه را هم به عقب گذاشتند با رأى مجلس بوده که همه آقایان در آن شرکت داشته‌اند، چاره‌ای نبود جز این که این کار بشود و الّا تا حالا هم شاید باز این کار ادامه داشت. حالا دو پیشنهاد رسیده قرائت می‌شود.

نبوى- رأى داده‌ایم به دستور.

دهقان- رأى دادیم. رأى براى ورود در دستور داده شد.

دکتر بقائى- رأى داده‌ایم در دستور وارد شویم (همهمه نمایندگان- دستور، دستور)

رئیس- پس لازم نیست؟ (نمایندگان- خیر) پس وارد می‌شویم در دستور.

دکتر معظمى- اجازه می‌فرمایید.

رئیس- بفرمایید.

دکتر معظمى- بنده براى این که یک حقى از آقایان نمایندگان تضییع نشود با این که موافق ورود در دستور هستیم عرض می‌کنم نبایستى پیشنهاد قرائت نشود. چون حق هر وکیلى است که پیشنهاد بدهد و علاوه بر این (یکى از نمایندگان- این طور نیست) اجازه بفرمایید مطابق ماده 95 نظامنامه هر وکیلى حق دارد پیشنهاد بدهد که دستور مقدم و مؤخر بشود. و این از مواردى است که نظامنامه صراحت دارد بنابراین این یکى از مواردى است که ایشان پیشنهاد کرده‌اند و حقشان نباید سلب شود. یکى هم جناب آقاى رئیس فرمودند که مجلس هر چه رأى بدهد قانونى است. بنده مجبورم عرض کنم که در موارد نظامنامه این طور نیست و حتى مواردى که برخلاف نظامنامه پیشنهاد می‌شود، نبایستى هم مطرح شود زیرا که نظامنامه مجلس شوراى ملى قانون است و قانون هم مطابق قانون اساسى بایستى همان طور که وضع می‌شود به همان طور تغییر داده شود. بنابراین اگر خواستید یک ماده‌ای از نظامنامه عوض بشود باید یک طرحى 15 نفر از آقایان نمایندگان امضاء بکنند و با قید دو فوریت تقدیم بکنند و تصویب شود. (صحیح است) چون خواستم این موضوع سابقه نشود از این جهت این عرض را کردم.

رئیس- پس به عقیده سرکار پیشنهاد آقاى رضوى قرائت شود؟ چون موافق نظامنامه است.

محمدعلى مسعودى- مقدم بر پیشنهاد آقاى رضوى پیشنهادآقاى حاذقى است اجازه بفرمایید مطرح شود.

رئیس- پیشنهاد آقاى رضوى را قرائت کنید. به شرح زیر قرائت شد:

مقام محترم ریاست مجلس شوراى ملى: بنده پیشنهاد می‌کنم که امروز انتخابات بقیه هیئت رئیسه دستور مجلس قرار گیرد. رضوى.

رضوى- بنده مقدارى از عرایضم را عرض کردم، متأسف هستم مجلس شوراى ملى در حالی که می‌خواهد احترام مجلس را نگهدارد خرد خرد رخنه در قانون اساسى می‌کند. یعنى آزادى حق و فکر و راى را با اینکه براى هر فردى مجاز و موجود است از یک نفر نماینده سلب می‌کند. به این مناسبت ادله اشخاص در اینجا گفتگو نمی‌شود و معذالک بنده وقت مجلس را نمی‌گیرم ولى اعتراض می‌کنم به این که تأخیر انتخاب بقیه هیئت رئیسه برخلاف تمام اصول پارلمانى و سوابق نظامنامه است. بنده فعلاً عرضى ندارم و پس می‌گیرم.

رئیس- چون پس گرفتند پس اعتبارنامه‌ها مطرح است.

حاذقى- بنده پیشنهادى کرده بودم.

رئیس- پیشنهاد آقاى حاذقى قرائت شود. به شرح زیر قرائت شد.

پیشنهاد می‌کنم به اعتبارنامه هایى که اعتراض بر آن‌ها نشده و یا پس گرفته‌‌اند مقدم رأى گرفته شود.

حاذقى- اجازه می‌فرمایید، عرض می‌کنم این دو سه روز نشان داد که براى بحث و مذاکره و اعتراض یا دفاع هر یک از اعتبارنامه‌ها وقت مجلس شوراى ملى چندجلسه گرفته شد در صورتی که اگر ما به حساب بیاوریم بایستى نسبت به این پرونده‌ها هر چه زودتر معترض به اختصار بکوشد و مدافع هم نطق خودش را مختصراً بگوید تا این که زودتر وارد کارهاى اساسى مجلس شورای ملى بشویم. ما تا حالا در مقدمه هستیم و در سر تعیین ساعت مجلس شوراى ملى وقت می‌گذرانیم در حالی که ما براى کارهاى مهم‌تر و اساسى‌تر اینجا اجتماع کرده‌ایم. من پیشنهاد می‌کنم براى این که امروز هم وقت ما تلف نشود موافقت بفرمایید چند اعتبارنامه هست که یا اساساً به آنها اعتراض نشده است یا اگر اعتراض شد معترض اعتراض خودش را پس گرفته مثل اعتبارنامه آقاى حائرى‌زاده یا اعتبارنامه آقاى گلبادى و شریف‌زاده و اینها طرح بشود که راى گرفته شود و تصویب بشود یا رد شود هر چه نظر مجلس هست و بعد آن اعتبارنامه‌هایی که رویش اعتراض شده است مطرح شود. و من پیشنهاد کردم که در جلسه آینده خواه امروز کار مجلس راجع به اعتبارنامه‌ها تمام بشود یا نه بقیه انتخابات هیئت رئیسه صورت بگیرد و بعد از آن بقیه اعتبارنامه‌های مورد اعتراض مطرح بشود.

حاذقى- همین دستور است.

رئیس- پس اجازه بفرمایید به همان ترتیبى که در دستور بوده مطرح شود (صحیح است)

[2- طرح و تصویب چهارفقره اعتبارنامه و رد یک فقره.]

پس بنابراین اعتبارنامه آقاى قهرمان مطرح است.

حاذقى- باید به پیشنهاد من راى بگیرید.

رئیس- آقاى کشاورز صدر شما با این نظر مخالف بودید.

کشاورز صدر- بله.

رئیس- بفرمایید.

کشاورز صدر- به آقای دکتر بقائى بنده نوبتم را دادم.

رئیس- بعد از شما آقاى نبوى است، آقاى نبوى بفرمایید.

نبوى- ما اگر هر روز تبعیض کنیم و دستور را تغییر دهیم هیچ وقت به نتیجه نمی‌رسیم (صحیح است) در این موضوع صحبت شد و سه جلسه وقت مجلس گرفته شد که ما دستورمان چه باشد رأى دادند مبنى بر این که اعتبارنامه‌ها مطرح شود آن هم به ترتیبی که منظم شده و به هیچ‌وجه نباید تبعیضى بکنیم و این طور که جناب آقاى حاذقى توضیح دادند که اعتبارنامه‌هایی که با آن‌ها مخالفت شده وقت زیاد می‌گیرد، بالاخره این وقت از ما گرفته خواهد شد چه امروز چه روز دیگر این است که ما نباید تبعیضى بکنیم و تغییرى در دستور بدهیم. از آقاى حاذقى استدعا می‌کنم موافقت بفرمایند به همین ترتیب شروع کنیم و در یکى دو جلسه تمام می‌شود و پیشنهادشان را پس بگیرند. (صحیح است)

حاذقى- اگر نظر اکثریت مجلس این است که پس بگیرم، پس می‌گیرم.

رئیس- آقاى حائرى‌زاده مخالفت خودتان را راجع به اعتبارنامه آقاى قهرمان بفرمایید.

حائرى‌زاده- راجع به آقاى سردار اعظم یک مشاهداتى خود من در جنگ بین‌المللى سابق داشتم در آن موقع که بنده تقریباً تبعید شده از یزد بودم و به اصفهان رسیدم که موجبات تأثر من را فراهم کرده بود. در این موضوع من مخالفت کردم دوسیه‌هایى در وزارت امور خارجه هست که روشن می‌کند موضوع‌هایی را که مورد نظر من است از مقام ریاست تقاضا کردم که آن دوسیه‌ها را براى مخالفت من بخواهند و من مطالعه کنم آن دوسیه‌ها را من ندیده‌ام و من چون هیچ وقت راضى نیستم یک حرفى بدون سند و دلیل پشت این تریبون کسى بگوید خود منهم میل ندارم به طریق اولى وارد این موضوع شوم به این جهت اینجا بسته به نظر مجلس است اگر می‌فرمایید که آن دوسیه‌ها بیاید من مطالعه کنم و بگویم صبر کنند و الّا اگر مجلس میل دارد تصمیمى گرفته شود بنده عرضى ندارم (محمدعلى مسعودى- دوسیه‌ها مال چندسال قبل است؟) راجع به تابعیت ایشان است.

رئیس- آقاى ابوالقاسم امینى مخبر شعبه صحبت بفرمایید.

امینى- نماینده محترم راجع به اعتبارنامه سردار اعظم مختصراً مشاهدات خودشان را در جنگ بین‌المللى فرمودند و متکى شدند به دوسیه‌هایى در وزارت خارجه. در وزارت خارجه آنچه بنده تحقیق کرده‌ام همچو سابقه‌ای نبوده است و باید هم انتظار داشت که این سابقه‌ها برسد و اعتراضات معترض به عرض مجلس برسد ولى البته بایداین را متذکر شد که مشاهداتى که آقا داشتند در جنگ بین‌المللى و سابق رسم این بود که اتباع ایران بدون این که ترک تابعیت کرده باشند براى حفظ اموال خودشان اتکایى داشتند (محمدعلى مسعودى- بعضى خانواده‌ها) تاجرباشی‌ها و امثال آنها و با این که ضرورت دارد که بنده یک مطالبى را اینجا عرض کنم زیاد وقت مجلس را نمی‌گیرم چون موضوع انتخاب آقاى سردار اعظم است و نسبت به جریان انتخابات ایرادى نبود ولى سندى هست اینجا در زمان محمدشاه براى این که فامیل ایشان معرفى بشود نسبت به جدایشان مرحوم محمدخان سردار و فتوحاتى که ایشان داشتند که بنده مختصرى از فتوحات ایشان را می‌خواستم به عرض برسانم. این فرمان که اصلش پیش سردار اعظم است که بنده دیدم و از رویش این صفحه یادداشت شده، می‌نویسد در نتیجه دعواى با روسیه و بخصوص در دعواى با محمدپاشاى چوپان اغلى ایشان فتوحات زیادى کرده‌اند خلاصه یک فرمان مفصلى است از منازعات ایشان مخصوصاً با روس‌ها و درجه‌ای که به ایشان داده

+++

شده است که این مفصل است این را من مخصوصاً می‌گذارم در هیئت رئیسه که ملاحظه بفرمایند و این نسبت به جد ایشان بوده است که این فرمان در 1252 قمرى به امضای محمدشاه رسیده است که قریب 114 سال پیش است از جد ایشان و پدرانشان و فامیل ایشان و خودیشان که البته سرهنگ در قشون بوده است و اخراج شده است به واسطه کسالت مزاج و بنده معتقد نیستم که یک همچو نسبت‌هایی را به هم‌وطنان خودتان که البته ریشه و فامیلى دارند و امروز در مجلس هستند بدهید وانصافا نباید ساحت مقدس مجلس را این قدر مبتذل کرد با این اتهامات و با این صحبت‌ها که واقعاً گزکى به دست اشخاص می‌دهد. این اشخاصى که ممنوع‌الوکاله هستند یا نسبت به وکلا بغض و حسدى دارند، شروع می‌کنند به حملات به مجلس. من مخصوصاً خواهش می‌کنم از آقاى حائرى‌زاده که چون من تحقیق کردم از وزارت خارجه و همچو پرونده‌ای نبود خودیشان تشریف برده‌اند و می‌گویند آنچه را که شنیده‌اند و این فرمان را هم اجازه می‌دهند آقاى رئیس که اول بدهم به خود آقاى حائرى‌زاده نسبت به جد آقاى سردار اعظم است ببینند (یکى از نمایندگان- ایشان راجع به جدشان صحبت نکردند) (ابوالمکارم دماوندى- اعتبارنامه جدشان که مطرح نیست) ایشان راجع به سوابق پدرشان اعتراضى داشتند بنابراین چون پدرشان هم در مجلس نیستند این اعتراض وارد نیست و بنده اینجا البته وظیفه‌ام این است که این را عرض کنم نبایستى در مجلس سوابق سویى ایجاد شود زیرا همیشه معمول این طور بوده که هر کس نسبت به اعتبارنامه کسى معترض بوده در جلسه بعد یا جلسات بعد مطالب خودش را می‌گفته و دیگر معوق نمی‌مانده است معذلک بسته به نظر مجلس است یا مخالفت خودشان را پس بگیرند و رأى گرفته شود یا بماند.

ابوالمکارم دماوندى- بنده مخالفم که بماند. مخالفت خودشانرا بکنندو راى بگیرند.

رئیس- آقاى اقبال پیشنهاد کرده‌اند از دستور خارج بشوند.

اقبال- پیشنهاد کردم بنده از دستور خارج شود. به شرح زیر قرائت شد.

پیشنهاد می‌کنم که اعتبارنامه آقاى سردار اعظم از دستور خارج شود. اقبال.

اردلان- بنده مخالفم.

رئیس- آقاى اردلان، بایستى اول پیشنهاددهنده توضیح بدهد.

اقبال- بنده شخصاً از کسانى هستم که معتقدم آقاى سردار اعظم از خانواده‌های قدیم هستندو در اصفهان املاک زیادى دارندو صاحب نفوذ هم هستند ولى با این مذاکره‌ای که پیش آمد و آقاى حائرى‌زاده هم گفتند و آقاى مخبر هم تلویحاً آن را تصدیق کردند و صحبتى هم در این باب نکردند به عقیده بنده باید صحبت کرد و از وزارت خارجه مدارک را خواست و به این دلیل پیشنهاد می‌کنم که کمیسیونى معلوم بفرمایید و فعلاً اعتبارنامه ایشان از دستور خارج شود تا تحقیقات بیشترى دراین باب بشود تا مجلس یک چیزى بفهمد و رأى بدهد.

رئیس- آقاى اردلان.

اردلان- بنده عضو شعبه چهارم هستم که اعتبارنامه آقاى سردار اعظم در آنجا مطرح بود و من از اشخاصى بودم که به اعتبارنامه ایشان راى دادم وحالا هم که نماینده محترم آقاى اقبال پیشنهاد فرمودند که از دستور خارج شود چون من خودم پرونده را خواندم و رأى دادم وظیفه خود دانستم به این که خاطر آقایان را جلب کنم انتخابات شهرضا بسیار جریان طبیعى و عادى داشته، آقاى سردار اعظم آنجا یکى از ...

رئیس- آقا دلیلتان را بفرمایید که از دستور خارج نشود.

اردلان- باید کمک بکنید بنده مختصر عرضى دارم در تمام مدتی که انتخابات جریان داشت و انجمن نظار تشکیل شده بود چنانچه در خبری که مخبر شعبه به مجلس تقدیم کرده تصریح شده شکایتى نبوده است، گزارش شعبه نوشته شده، چاپ شده و موجود است. اولاً این که در جلسه‌ای که اعتبارنامه ایشان مطرح شد آقاى حائرى‌زاده مخالفت فرمودند چون مخالف داشت افتاد به جلسه بعد. ولى فعلاً اگر بنا به رأی مجلس ما این را به جلسه بعد بیندازیم این صورت خوبى ندارد و اما این که نماینده محترم پیشنهاد می‌فرمایند که از دستور خارج شود این مثل این است که ما اعتبارنامه آقاى قهرمان را نصفه رد کرده باشیم به موجب نظامنامه وقتی که ایشان کمیسیون تحقیق تقاضا نکرده‌اند و فقط تقاضاى خروج از دستور را بکنند و وقتى به موجب نظامنامه و راى مجلس یک اعتبارنامه عقب افتاد آن وکیل درتمام مدت حق پیشنهاد و حق رأى ندارد، و هر وقت بخواهید شما یک رأى بگیرید باید بگویید ایشان بروند بیرون بنابراین، این یک نظر غیرعادلانه است و این که جنابعالى فرمودید آقاى مخبر تلویحاً تصدیق کردند، بنده گوش کردم ابداً آقاى مخبر همچو چیزى نگفته‌اند و گفتند در وزارت خارجه هم بنده ندیدم و همچو چیزى نبوده بنده یک عرضى می‌کنم آقاى اقبال و آن این است که اگر این موضوع بود چرا در تمام این مدت جریان انتخابات یک کلمه معترضین نیاوردند توى دوسیه و ما که عضو شعبه بودیم و با کمال دقت به این موضوع رسیدگى کردیم اگر یک چنین چیزى بود فوراً از وزرات خارجه می‌خواستیم و محال بود که رأى بدهیم. آقاى بیخود که نمی‌شود بنده خیلى عذر می‌خواهم اینجا تقریباً می‌شود گفت یک غرض شخصى است و الّا اگر یک کسى به این نظر معترض بود می‌بایستی این مطلب را منعکس می‌کرد و در پرونده بود ما که عضو شعبه چهارم هستیم و سوکمیسیونى بودیم که تعیین شدیم براى این موضوع تمام پرونده را از اول تا آخر ورق زدیم این پرونده در مجلس شوراى ملى حاضر است به هیچ‌وجه من‌الوجوه چنین چیزى موجود نیست وقتى که کسى اعتراض نکرده و چیزى نیست و خود آقاى حائرى‌زاده هم خودشان می‌فرمایند که مطلبى نبود، برایشان ثابت نشده، چطور می‌توانیم ما بدون جهت وکیلى را از وکالت محروم بکنیم، مجلس شوراى ملى امروز رأى می‌دهد همیشه هم برایش مقدور است که تحقیق بکند دیگر بنده عرضى ندارم.

رئیس- رأى می‌گیریم...

اقبال- اجازه بفرمایید به بنده نسبت غرض شخصى داده‌اند مطابق ماده 109 نظامنامه عرض می‌کنم بنده واقعاً تعجب می‌کنم که آقاى اردلان شخص پاک و با شرفى هستند به عقیده بنده و نماینده خوبى هستند در یک مطلبى این قدر تحت تأثیر واقع بشوند بدون این که گوش بدهند به شخص حمله می‌کنند. این طور نیست آقا بنده اگر الان به اعتبارنامه آقاى سردار اعظم رأى بگیرند رأى می‌دهم این را متوجه باشید، بنده فقط خواهشى که کردم چون آقاى مخبر فرمودند بعضى خانواده‌ها براى حفظ اموال خودشان موقتا تحت‌الحمایه خارجی‌ها واقع می‌شدند و چون آقاى حائرى‌زاده هم این مطلب راگفتند من می‌گویم چه عیبى دارد که این از دستور خارج بشود و این کار رسیدگى بشود. (امینى- من گفتم نیست) شما می‌گویید نیست آن آقا می‌گوید هست بنابراین بنده مخالفتى ندارم رأى بگیرید به پیشنهاد بنده.

رئیس- بنابراین رأى می‌گیریم به پیشنهاد آقاى اقبال آقایانی‌ که موافقند از دستور خارج شود اعتبارنامه آقاى سردار اعظم قیام کنند (عده کمى برخاستند) تصویب نشد. بنابراین رأى گرفته می‌شود به نمایندگى آقاى ابوالفتح قهرمان از شهرضا آقایانى که موافقند قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد. اعتبارنامه آقاى کهبد مطرح است. آقاى دکتر معظمى.

دکتر معظمى- کسانی که با بنده آشنایى دارند به خوبی می‌دانند که در گفتار و کردار خود همواره سعى کرده‌ام که عقل و وجدان را ناظر و شاهد رفتار و قاضى و داور کردار خود بدانم (صحیح است، صحیح است) در این مورد نیز مخالفت من با اعتبارنامه آقاى کهبد از لحاظ حفظ و مراعات مصالح عمومى و وظایف پارلمانى است که به عهده دارم، خود ایشان نیز گواهند که هیچ‌ گونه سابقه دیگرى در بین نیست که موجب این مخالفت باشد پس از این مقدمه به شرح جزئیات و دلایل مخالفت خود با اعتبارنامه آقاى کهبد می‌پردازم.

جریان انتخابات: آقاى کهبد در آخرین روزهاى انتخابات ساوجبلاغ و شهریار و کمى قبل از خاتمه آن خود را به عنوان نامزد وکالت این حوزه معرفى کرده‌اند و انجمن نظارت انتخابات در این ناحیه تشکیل شد در حالی که نامزدهاى وکالت در مرحله اول آقاى فرمانفرمائیان و در مرحله بعدلو آقایان احمد لنکرانى، مهندس دارایى و خدابنده بوده‌اند و آقاى کهبد تا قبل از شروع انتخابات (شروع انتخابات عبارت از روزی است که انجمن نظار انتخابات می‌شوند) در حوزه‌های خرم آباد و ملایر به فعالیت انتخاباتى اشتغال داشتند و حتى چنان که پرونده انتخابات پشتکوه حاکى است در این ناحیه 7199 رأى نیز به نام ایشان بوده است. همچنین در مبارزات انتخاباتى که بین نامزدهاى وکالت این حوزه جریان داشت و قسمتى از آن در پرونده منعکس است هیچ گاه نامى از آقاى کهبد تا روزهاى آخر دیده نمی‌شود (صحیح است) آقاى احمد لنکرانى یکى از نامزدها در تاریخ 25/ 11/ 6 یعنى یک روز قبل از انتخابات و توزیع تعرفه و اخذ رأى در نامه خود که به وزارت کشور نوشته است به انتخاب آقاى فرمانفرمائیان اعتراض می‌کند (صحیح است) و ابداً تصور انتخاب آقاى کهبد که در آن تاریخ هنوز نامى از ایشان

+++

در بین نبوده است نیز به خود راه نمی‌دهد در تاریخ 9/ 10/ 25 یعنى قریب بیست و چند روز قبل از اخذ رأى وجود اهالى ساوجبلاغ طبق تلگرافى که در پرونده موجود است با آقاى فرمانفرمائیان مخالفت کرده و آقاى هرمز داریى را نامزد انتخاباتى این حوزه معرفى می‌کنند بدون اینکه ذکرى از آقاى کهبد تا این تاریخ در پرونده باشد. تنها در روز آخر اخذ رأى یعنى 7/ 11/ 25 آقاى احمد لنکرانى شکایت می‌کند که اخیراً نامزد انتخابات راتغییر داده و آقاى کهبد را می‌خواهند به این حوزه تحمیل کنند در همین موقع هم کامیون‌های زیادى با افرادى که معلوم نیست اهل کدام ناحیه بوده‌اند بگردان مرکز ساوجبلاغ می‌رسند از این مقدمات به خوبی پیدا است که آقاى کهبد تا آخرین روزهاى انتخابات در این حوزه هیچ گونه فعالیتى نداشته‌اند. (صحیح است) و تردیدى نیست که با فعالیت‌هایی که سایر نامزدهاى وکالت از مدت زمانى قبل در این ناحیه می‌کرده و سوابق و شهرتى که بعضى از آنها در محل داشته‌اند عقلاً و منطقاً ممکن نیست بى ‌هیچ‌گونه تهدید و تطمیع شخصى یک باره در آخرین روزهاى انتخابات خود را در ناحیه‌ای معرفى کند و بى هیچ مقاومت و اعتراضى توفیق حاصل کند، (صحیح است) دومین نکته که باید به عرض آقایان نمایندگان محترم دراین باب برسد دلایل و مدارکى است که همه حاکى از عدم نظم وترتیب جریان کار انتخاباتى این حوزه است و به خوبی می‌رساند که در این قسمت فعالیت‌های نامشروع و مخالف قانونى در پشت پرده جریان داشته و مانع شده است که امر انتخابات مطابق اصول و موازین قانونى انجام پذیرد. اینک به طور خلاصه شمه‌ای از آن را به عرض نمایندگان محترم می‌رساند و مفصل این مجمل را به اصل پرونده احاله می‌دهد. از ابتداى شروع به کار تا همگام اخذ رأى سه بازرس مختلف به این ناحیه اعزام شده‌اند که جریان کار آنها بسیار شنیدنى است. در آغاز امر آقاى بیگدلى از طرف وزارت کشور مأمور بازرسى این ناحیه می‌شود بعد در یادداشتى که در پرونده موجود است می‌نویسند که چون آقاى بیگدلى شخصا از قبول این مأموریت منصرف شده است آقاى خوانسارى مدیر کل وزارت کار و تبلیغات به جاى ایشان انتخاب شده، اما این دو بازرس در آن واحد هر دو به گردان مرکز ساوجبلاغ وارد می‌شوند بخشدار گردان طبق تلگرافى به وزارت کشور اطلاع می‌دهد که بیگدلى بازرس انتخابات وارد شده و منتظر دستور است (همان کسى که خودش استعفا داده) مجدداً همین بخشدار تلگراف می‌کند آقاى خوانسارى بازرس انتخابات در تاریخ 1/ 10/ 25 وارد شده است در همین موقع بیگدلى هم تلگراف می‌کند که به محل مأموریت خود رفته‌ام به این ترتیب در عین حال دو بازرس به این ناحیه گسیل می‌شوند که یکى از آنها مدیر کل وزارتخانه‌ای است که وزیر آن نامزد وکالت از همین حوزه می‌باشد. آقاى خوانسارى پس از ورود درتاریخ 2/ 10/1325 تلگراف می‌کند که مانعى براى شروع انتخابات نیست. هنوز آقاى کهبد در اینجا نامزد نیستند وزیر کار نامزد است در این تاریخ، در تاریخ 8/ 10/ 28 وزارت کشور به بخشدار دستور می‌دهد که طبق ماده 14 انجمن نظارت را تشکیل دهد در تاریخ 11/ 10/ 25 آقاى خوانسارى به تهران حرکت می‌کند و بخشدار به وزارت کشور تلگراف می‌کند که چون بازرسى در محل نیست انجمن را نمی‌توان تشکیل داد در صورتی که قانوناً از وظایف فرماندار است که وقتى دستور رسید باید انتخابات را شروع کند بالنتیجه درتاریخ 15/ 10/ 25 به آقای خوانسارى دستور می‌رسد که فوراً به محل مأموریت خود حرکت کند و به این ترتیب در تاریخ 25/ 10/ 17 انجمن تشکیل می‌شود و در روز 28/ 10/ 25 اعلانى در حوزه‌های انتخابى منتشر می‌سازد که از پنجشنبه سوم بهمن تا یکشنبه ششم در حوزه‌های فرعى و روز دوشنبه هفتم در گردان توزیع تعرفه و اخذ رأى خواهد شد. در این جا جریانى پیش می‌آید که به خوبی معلوم می‌دارد نامزد انتخابات دفعه تغییر کرده زیرا در جریان اخذ رأى یا روز اول اخذ رأى بازرس انتخابات تغییر می‌کند و آقاى على‌اکبر خاطر میرشب به سمت بازرس این ناحیه تعیین می‌شود. پس خاطر آقایان نمایندگان را به این قسمت جلب می‌کنم که انجمن نظارت براى انتخاب کس دیگرى تعیین شده است آن هم برخلاف مقررات با فشار به انجمن که کس دیگرى از ساوجبلاغ انتخاب شود بعد همین انجمن که برخلاف قانون انتخاب شده بود بازرس وارد می‌شود و مأمور می‌شود که در حین جریان انتخابات آقاى کهبد را از صندوق دربیاورد و در این جا همین آقاى میرشب که در واقع گویا تخصصى در کار شب داشته است کارهایى انجام می‌دهد که بنده اسم می‌برم. در همین موقع نیز نام آقاى کهبد بدون هیچ گونه سابقه بر سر زبان‌ها می‌افتد و کامیون‌ها به ساوجبلاغ و شهریار وارد می‌شود و پس از دو روز از خاتمه اخذ رأى یعنى در تاریخ 9/ 11/ 25 بازرس جدید به مرکز اطلاع می‌دهد که صندوق فرعى کرج قرائت شد و 2271 رأى بنام آقاى کهبد بود حالا اعتراضات دیگری که علاوه بر این که انجمن نظارت چطور با تهدید معین شده است بازرس‌ها پى در پى آنجا وارد شده‌اندو بدون جهت دخالت در آنجا کرده‌اند و خود نامزد انتخاباتى هم در موقعى آنجا وارد شده است که هیچ سابقه تبلیغاتى براى خود نداشته است در صورتی که آقاى فرمانفرماییان خودشان شخصاً می‌رفته‌اند به دهات و براى خودشان تبلیغ می‌کرده‌اند اینک اعتراضات، اینک مجملاً به اصول اعتراضاتى که نسبت به انتخاب این ناحیه از طرف اهالى شده است اشاره می‌شود.

1- نامه‌ای که در تاریخ 8/ 11/ 25 رئیس انجمن نظارت مرکزى شهریار آقاى دکتر سید حسن افتخار می‌نویسد (گنجه- انجمن نوشته آقا) رئیس انجمن نوشته (یمین‌اسفندیارى- کى آقا؟) دکتر سید حسن افتخار رئیس انجمن نوشته به این مضمون چون صندوق ملارد در ملک آقاى کهبد گذارده شده ...

رئیس- آقاى یمین وقتى که قرائت می‌کنند بیشتر توجه کنید تا مجبور نشوید سؤال نمایید.

دکتر معظمى- و علاوه امضاى آن که از طرف انجمن مرکزى تعیین شده‌اند بعداً تغییر یافته‌اند و عالیخانى مباشر آقاى کهبد مأمور انجمن مرکزى شده است. لذا صندوق مزبور مورد سوء‌ظن انجمن مرکزى است محض اطلاع عرض شد تا اقدام مقتضى به عمل آید.

دوم: شکایات متعددى در پرونده موجود است که در طى جریان انتخابات، نمایندگان بعضى از نامزدهاى دیگر را مجروح و مضروب ساخته و آزادى عمل را از آنان سلب نموده‌اند و مأمورین انتظامى هم به نفع آقاى کهبد کار می‌کرده‌اند.

سوم: اعتراض شده است که برخلاف مدلول مواد 14 و 15 قانون انتخابات و سابقه عمل تمام اعضاء انجمن از اهالى گردان انتخاب شده‌اند.

چهارم: برخلاف قانون پس از تشکیل انجمن تا انتخاب رئیس و نایب رئیس و منشى سه روز وقت گذشته است در صورتی که مطابق قانون در همان جلسه وقتى که انجمن را انتخاب می‌کنند باید رئیس و نایب رئیس هم انتخاب بشود (صحیح است).

پنجم: اعضاء شعب فرعى را بخشدار محل بدون دخالت مستقیم انجمن مرکزى انتخاب کرده است.

ششم: اعتراض شده است که در گردان با آن که بیش از سه نفر از اعضاء انجمن حضور نداشته‌اند اخذ رأى برخلاف قانون به عمل آمده است.

هفتم: شکایت شده که در انجمن‌هاى فرعى مأمورین انتظامى علناً به نفع آقاى کهبد دخالت می‌کرده‌اند.

هشتم: از تهران نیز عده‌ای براى مداخله مستقیم در انتخاب آقاى کهبد به گردان عزیمت کرده‌اند که نام و نشان آنان در پرونده منعکس است.

نهم: اهالى شکایت کرده‌اند که بخشدار شخصاً به بعضى از حوزه‌های فرعى رفته و مثلاً در رامجین امر به توقیف کدخداى محل داده و از اصول بى‌طرفى خارج شده و به نفع آقاى کهبد بیاناتى کرده است.

دهم: شعبات فرعى که موظفند طبق ماده 19 آئین‌نامه انتخابات عده آراء که با تعداد تعرفه صادره کرده‌اند هر روز اعلام کنند توجه بفرمایید انجمن موظف است که همه روزه عده تعرفه و عده رأى که گرفته شده است تعیین بکند و اعلان بکند که دیگر نتواند تغییراتى در رأیی‌ها بدهد توجه بفرمایید در برغان یکى از شعب فرعى اعلاناتى بدین مضمون کرده‌اند که از ساعت 2 بعد از ظهر روز 5/ 11/ 25 انجمن به ریاست آقاى مهتدى تشکیل و تا ساعت 6 مشغول توزیع تعرفه و اخذ آراء گردید و صبح روز 6/ 11/ 25 ساعت 8 انجمن به قریه طالبان انتقال و مشغول اخذ آراء می‌گردد. این اعلانى است که می‌کند.

یازدهم: جمعى از اهالى شکایت کرده‌اند که کامیون‌ها افراد ناشناس را از سایر نقاط براى رأى دادن در روزهاى آخر انتخابات به این ناحیه می‌آوردند واین قسمت مخالف بند 3 ماده نهم قانون انتخابات است که باید رأى‌‌دهنده در حوزه انتخابیه متوطن یا لااقل از شش ماه قبل از موقع انتخاب در این جا ساکن باشد.

این بود مجملى از شکایات و اعتراضات مربوط به پرونده انتخابات آقاى کهبد که با توجه به قرائت دیگر و سوابق کار به خوبی آشکار می‌سازد که انتخاب ایشان مبنى بر تطمیع و تهدید بوده و این امر مشمول ماده 44 قانون انتخابات است که می‌گوید: انتخاباتى که مبنى بر تهدید و یا تطمیع بوده است از درجه اعتبار ساقط است و تهدید یا تطمیع کننده از سه ماه الى

+++

یکسال محبوس می‌شود و براى یک الى دو دوره انتخابیه از حق انتخاب محروم خواهد بود (صحیح است) و به علاوه مشمول ماده 92 قانون مجازات است که (هر کس آراء انتخابیه را بخرد یا بفروشد در مدت 6 سال از حقوق مذکور درماده 15 و مشاغل دولتى و ملى محروم خواهد شد) (صحیح است) به علاوه خریدار به صد الى هزار تومان و فروشنده به حبس تأدیبى از 8 روز الى یکماه یا 5 الى 50 تومان غرامت محکوم خواهد شد (صحیح است).

در خاتمه عرایض خود توجه آقایان نمایندگان محترم را به این نکته جلب می‌کند که اولین وظیفه مجلس شورای ملى جلب اعتماد و احترام مردم است (صحیح است) با احترام گذاشتن به افکار عمومى (صحیح است) ما در این جا هر چه بگوییم ونتیجه این اعتراضات و داورى مجلس هر چه باشد اکثریت روشنفکر و دانشمند کشور در هر حال آن طور که باید در این قبیل موارد قضاوت می‌کند (صحیح است) مجلس شوراى ملى در این موقع حساس باید کارى بکند به او به دیده احترام بنگرند نه آن که با بى‌اعتنایى به افکار عمومى طبقه مؤثر اجتماع را مأیوس و دلسرد کند (صحیح است) امروز در میان بزرگ‌ترین شخصیت‌های علمى و اجتماعى کشور ما از استادان و فرهنگیان و دانشجویان و ارباب علم و هنر این اندیشه قوت گرفته است (صحیح است) که در این کشور می‌توان هر مقامى را با پول خرید (صحیح است) و بیم آن می‌رود آقایان نمایندگان (احسنت، احسنت) که اگراین فکر در مغز آنان رسوخ نماید یکباره خود را از مصالح کشور خویش دور بگیرند (صحیح است) و ذمه خود را از آن برى بدانند و بدان بى‌اعتنا‌ شوند و البته معلوم است که خطر این امر براى آزادى و مشروطیت ایران و نسل حاضر و آینده تا چه پایه خواهد بود (صحیح است) پس اگر می‌خواهید افکار عمومى را با مجلس همراه کنید (مکى- دیر شده آقاى دکتر) باید کسانى را که به رغم احساسات مردم باپول آراء آنرانرا مانند یک کالاى بازرگانى (آشتیانى‌زاده- یا اتومبیل) خرید و فروش کرده و می‌کنند دراین مکان مقدس نپذیرند. وجدان شما را به داوری می‌خوانم که این قبیل اشخاص اگر پول نداشتند آیا می‌توانستند کرسى قانونگذارى مجلس مقدس ملى را به خود اختصاص دهند؟ آقایان نمایندگان محترم نگذارید که مملکت از عوامل مؤثر خود محروم بماند. نگذارید طبقه روشن فکر کشور که طبعاً فاقد سرمایه مادى است از شرکت در حکومت و مسئولیت مأیوس و دلسرد شود (صحیح است، احسنت) سرمایه‌دارانى که فقط و منحصراً به نیروى سرمایه مادى خود به مجلس می‌آیند کمتر ممکن است علاقه و ایمانى به کار خود داشته باشند. (صحیح است) آقایان نمایندگان محترم وقتى که طبقات فاضله کشور دیدند که بزرگ‌ترین و مقدس‌ترین حق ملى را می‌توان با پول به دست آورد قدر تقوى و فضیلت و علم در میان آنان می‌شکند. (برزین- کشته خواهد شد) و دیگر هیچ کس در پى کسب فضائل اخلاقى وعلمى نمی‌رود (صحیح است) چنان که امروز به عیان نشانه آن را در جامعه می‌بینیم بنده وظیفه‌دار بودم به نام اکثریت فقیر کشور و طبقات فاضله این مطالب را اظهار کنم (رحیمیان- زنده باد) اینجا آقاى گنجه تلگراف واصله از اردبیل را فرستاده‌اند براى بنده که بخوانم (به شرح زیر قرائت شد).

دوست محترم و معظم: تلگراف واصله از اردبیل را محترما ملاحظه می‌فرمایید. اگرچه در موقع طرح انتخابات اردبیل توضیحات داده خواهد شد براى مزید اطلاع عرض می‌نماید حضرات علاوه از این که در‌باره خود به حربه تهدید و تطمیع متوسل هستند در‌باره رفقاى خود و انتخابات سایر نواحى کشور هم از اقدامات خلاف قانونى مضایقه ندارند. جواد گنجه.

تلگراف از اردبیل 3/ 5

حضرت آقاى ممقانى و سایر نمایندگان محترم آذربایجان کپیه تلگرافاً به باتمانقلیچ اطلاع می‌دهد که از اقدام آقایان وکلا راجع به تأخیر انتخابات در وزارت کشور جلوگیرى نموده دستور تأخیر هنوز نرسیده چهارم شروع به اخذ رأى می‌شود و جواب فورى. وکیلى. هدى. معتمدى.

گنجه‌ای- اگر لازم باشد توضیح می‌دهم‏

دکتر معظمى- اینک در این قضاوت آقایان نمایندگان محترم خود دانند و وجدان خود و شک ندارم که مصالح عمومى را هیچ گاه از نظر دور نخواهند داشت (صحیح است، احسنت، احسنت)

رئیس- آقاى نبوى.

نبوى (مخبر)- بنده اتفاقاً همیشه با آقاى دکتر معظمى در امور هم عقیده و هم فکر بودیم و هیچ وقت در امور بین بنده و ایشان در چیزهایى که در مجلس مطرح بود و در خارج اختلاف عقیده نبوده است ولى به مقتضاى این که بنده مخبر شعبه هستم باید از پرونده و از نظر شعبه دفاع کنم (صحیح است) ایشان فرمودند نباید راضى شد که اشخاص از طریق سرمایه مقاماتى را اشغال کنند در این قسمت بنده با ایشان کاملاً موافقم زیرا اقل عیبش این است که بنده و آقاى دکتر معظمى در آینده اگر این رویه باشد انتخاب نشویم ولى در این مورد یک مطالبى هست که باید به عرض آقایان برسانم. اولاً شعبه هیچ اعمال نظرى در این موضوع نکرده نظر شعبه صرفاً از روى پرونده بوده و با رعایت تمام قوانین و مقررات بوده و مخصوصاً ما در شعبه در بدو امر تصمیم گرفتیم که در موقع رأى گرفتن رأى مخفى بگیریم تا مبادا اعضاى شعبه رودربایستى گیر کنند و نتوانند آزادانه رأى بدهند یکى از آقایان پیشنهاد کرد و ما پذیرفتیم و تمام آنچه که در شعبه 5 رأى داده شد رأى مخفى بود و براى مخفى این پرونده و این اعتبارنامه تصویب شد مخصوصاً آقاى صدرزاده نماینده محترم شیراز به قدری دقت کرد در قرائت پرونده‌ها و اتخاذ تصمیم که در دوره‌های سابق بنده نظیرش را ندیدم اگر ما می‌خواستیم یک ورقه‌ای را بخوانیم ومطلب به نصف کاغذ می‌رسید و موضوع مطلب روشن بود که چیست و ما می‌خواستیم صرف‌نظر کنیم ایشان باز نمی‌گذاشتند و اصرارى داشتند که ورقه تا آخر خوانده شود مبادا در سطور آخر ورقه مطلبى باشد که براى یکى از طرفین موثر باشد نظری که شعبه اتخاذ کرد از روى پرونده است، پرونده انتخاباتى گردان مثل غالب پرونده‌هایی است که آقایان به آن رأى دادند و به آن اعتراض نکردند (رحیمیان- و الّا در مجلس کسى باقى نمی‌ماند) و اعتراضى در پرونده نبود. انتخابات در آنجا مطابق مقررات انجام یافته دو سه فقره شکایت شده که بنده آنها را در گزارش خودم عرض کردم آن شکایت‌ها وارد نبوده و مطابق مقررات هم نبوده اشکالى که در کار آقاى کهبد پیدا شده و می‌شود آن اشکال را جزء بدشانسی‌های ایشان گرفت این است که از اینجا یک مرد شریف محترمى قبلاً کاندید بود و او جناب آقاى سید محمد‌صادق طباطبایى است، ایشان از شخصیت‌های بزرگ این مملکت هستند (صحیح است) همه مایل بودند که ایشان در این مجلس باشند (مرآت‌اسفندیارى- تنها این یک اشکال نیست) مخصوصاً من خودم از همه بیشتر متأسف هستم که ایشان انتخاب نشدند و ایشان حقا کسى هستند که موجد مشروطیت مملکتند و از هر جهت مورد احترامند ولیکن این شده، کار بدى شده، ولى شده (مرآت‌اسفندیارى- شما یک چیزى را که نیست می‌گویید و یک عده‌ای را به زحمت می‌اندازید) آقایان باید متوجه باشید که آقاى کهبد از جایى انتخاب شده که در آنجا چندین ده دارد، رعیت دارد، کس و کار دارد، فامیل دارد و ایشان در آنجا غیر معروف نبودند از جایى انتخاب نشدند که کسى ایشان را نشناسد یا سابقه رفت و آمد نداشته باشد، آقایان طرز انتخاب را در این چهارده پانزده روز می‌دانند و شاید تا سال‌های بعد مثلاً سى سال آینده انتخابات مملکت ما این طور باشد. داشتن رعایا، کس و کار، رفیق و دوست و کدخدا از چیزهایى است که در انتخابات امروز مؤثر است و ایشان اینها را در آنجا داشته‌اند و ایشان نرفته‌اند در یک جاى ناشناسى که حتى یک نفر هم ایشان را ندیده باشد آنجا و هم در نظر ما عجیب باشد که چرا ایشان از آنجا انتخاب شدند. ایشان از ده خودشان، از ملک خودشان انتخاب شده‌اند که در آنجا چندین هزار کارگر داشته‌اند (سزاوار- عجب استدلالى می‌کنید آنها به ایشان راى ندادند) به اضافه آنچه بنده از بعضى از اهالى آن حدود شنیدم و بعضى از آقایان نمایندگان هم تصدیق کردند ایشان در آنجا مدارسى تأسیس کردند که خودشان فرمودند 32 مدرسه درست کرده‌اند دو کارخانه برق و دو بیمارستان تأسیس کرده‌اند (یک نفر از نمایندگان- ایشان شاه عباس ثانى هستند) در قسمت راه‌ها و پل‌ها و وسایل نقلیه آنجا زحماتى کشیدند فلاحت را به طرز جدید ایشان در آنجا رواج کردند تراکتورها و و وسایل جدید آنجا برددن و مجاناً در اختیار رعایا گذاشتند (مرآت‌اسفندیارى- مطالبى که ایشان گفتند جواب بدهید نه دفاع از مالش) (سزاوار- من خلاف این را اطلاع دارم تعهد کرده است قبل از انتخاباتش و نرفته است شما از نظر شعبه باید دفاع کنید) دفاع از انتخاباتى که تقریباً بوى الرحمن ازش می‌آید خیلى مشکل‏ است (خنده نمایندگان) معذالک بنده حقایق امر را عرض می‌کنم (همهمه نمایندگان) (زنگ رئیس) ایشان خلاصه از ملک خودشان از چنان جایى که تمام سکنه ایشان را می‌شناسند انتخاب شدند. جناب آقاى دکتر معظمى ایراد فرمودند که بازرس‌های متعددى مکرر عوض شده‌اند اینجا و این عوض شدن بازرس‌ها و تعداد آن‌ها را دلیل بدى انتخابات گرفتند در حالی که به عقیده من حسن تعبیر که در بدایت امر از این عمل فهمیده می‌شود این است که دلیل استحکام کار است، بازرس‌های متعدد آنجا فرستاده‌اند که قانون بهتر عمل شود. بهتر انتخاب شود، هر یک ناظر دیگرى باشد فرمودند که کامیون‌ها

+++

اشخاصی را از مناطق دوردست می‌آوردند به مرکز انتخابات براى رأى دادن، براى این که انجمن انتخابات که در هر دهى قطعاً تشکیل نمی‌شود هر حوزه انتخابیه مرکزى خواهد داشت و ناچار رأى‌دهندگان باید بیایند به آن مرکز. خلاصه اعتراضاتى که ایشان فرمودند به عقیده من موجب این نمی‌شود که ما قائل شویم انتخابات آنجا بد بوده است. ایشان در ملک خودشان انتخاب شده‌اند، در آنجا هم رعیت دارند. انجمن انتخابات، بازرس‌ها، بخشدار محل تمام تصدیق صحت این انتخابات را کرده‌اند یک کسى فرمودند رئیس انجمن حوزه‌ای است او نوشته صندوق در دهى بود که متعلق به آقای کهبد بود، بودن صندوق در دهى که متعلق به ایشان است دلیل خرابى انتخابات نمی‌شود براى این که ایشان در آنجا علاقه یاد دارند ناچار یکى از آنها هم محلى است که انجمن در آنجا بود، صندوق در آنجا بود، با بودن بازرس‌ها، مأمورین بخشدارى دلیل این نمی‌شود که یک انتخاباتى فاسد است و ما نمی‌توانیم اعتبارنامه یک وکیلى را رد کنیم به استناد این که صندوق در ده او بوده به هر صورت همان طور که مکرر در مجلس گفته شده انتخابات از دو نظر مورد اعتراض ممکن است واقع شود. یکى از نظر طرز جریان انتخابات و اجراى قانون و دیگر از نظر صلاحیت شخصى. بنده آنچه که موظفم دفاع کنم جریان قانونى است با تطبیق آنچه که در پرونده دیده‌ام و همه آقایان اعضاء شعبه هم دیده‌اند به نظر بنده شعبه کاملاً در رأى مصاب بوده هیچ انحرافى هم در رأى شعبه از قانون پیدا نشده و هیچ گونه دلیل و قرینه و خدشه‌اى در انتخابات ایشان مطابق پرونده دیده نمی‌شود. و شعبه رأیى که داده کاملاً حقیقت بوده و اما اعتراض در صلاحیت ایشان قطع نظر از این که آقاى دکتر معظمى مخالفتى نکردند ایشان از تجار فهیم هستند و به این مملکت خدمات اجتماعى کرده و راجع به صلاحیتشان هم مطالبى دارند که خودشان خواهند فرمود.

رئیس- چون کسى دیگر اجازه نخواسته آقاى کهبد خودشان دفاع می‌کنند.

قبادیان- بنده هم جزء معترضین هستم.

رئیس- آقاى کهبد اجازه بفرمایید بعد از آقاى قبادیان دفاع کنید.

رحیمیان- آقاى قبادیان اجازه بدهید آقاى کهبد خودش دفاع کند.

قبادیان- بنده مخالف هستم بایستى صحبت کنم.

رئیس- مخبر هم دفاع خودش را کرده شماهم می‌توانید دلایل مخالفت خود را بگویید.

قبادیان- چون آقاى دکتر معظمى که بنده افتخار همکارى با ایشان را در دوره چهاردهم هم داشته‌ام اعتقاد و عقیده زیادى به ایشان دارم بیاناتى فرمودند (صحیح است) ملاحظه می‌فرمایید که نسبت به اعتراض به پرونده آقاى کهبد بنده هیچ یادداشتى این جا نیاورده‌ام زیرا آنچه که لازم باشد آقاى دکتر معظمى به عرض مجلس رساندندو پس از این که اعتراضاتى ما در این جا کردیم در آن جلسه قرارگذاشتیم آقاى دکتر معظمى آنچه که لازم می‌دانند نسبت به پرونده حوزه انتخابیه آقاى کهبد استخراج بفرمایند و یک مطالبى را اینجا به عرض مجلس رساندند و گمان نمی‌کنم دیگر محتاح به این باشد و واقعاً هم چیزى باقى نگذاشتند که بنده بتوانم در اطراف بعضى از قضایا مطالبى را بگویم و به عرض مجلس برسانم فقط من اینجا دو نکته را به عرض می‌رسانم من اولاً خدا را شاهد می‌گیرم که در تمام دوره زندگی‌ام با هیچ کس دشمنى و غرض شخصى نداشته‌ام و روى دشمنى و غرض شخصى نه با اعتبارنامه آقایان مخالفت کردم و نه خواهم کرد و نه مایل هستم که حق یک شخصى را به ناحق بنده بخواهم تضییع کنم این اخلاق و عادت را هم ندارم و یک عادتى هم در میان ایلات هست و آن عادت گذشت و اغماض است و حقیقت هم این جنبه را بیشتر براى خودشان حفظ کرده‌اند (صحیح است) اگر یک وقتى هم یک واقعه ناگوارى در یک خانواده ایلاتى اتفاق بیفتد و به کشتن برادر و اولاد و پدر آن شخص منجر بشود وقتى که طرف بیاید و پناهنده بشود نسبت به آن شخص گذشت و رأفت می‌کند ولى با این که آقاى کهبد در این مدتى که نسبت به ایشان اعتراض کرده‌ام به وسیله جمعى از دوستان بنده تقاضاهایى از بنده کردند ولى بنده از نقطه‌نظر این که شخصاً غرض و دشمنى با کسى ندارم روى این اصل نخواستم با آقاى کهبد یا امثال ایشان طرفتی بکنم فقط یک اصل را ما باید رعایت بکنیم که اگر بنا باشد به وسیله سرمایه مقام مقدس نمایندگى ملوث بشود آقایان هر کدام از شما که سرمایه ندارید بعد از این وکیل نخواهید شد (صحیح است) بنده این قسمت را به عرض آقایان محترم می‌رسانم در زندگى اجتماعى ما روى یک اصول و قوانینى بایست پابند باشیم (صحیح است) و به قانون اساسى بایستى احترام بگذاریم. قانون اساسى درواقع به منزله بزرگ‌ترین مقدسات ملى ماست (صحیح است) و اگر برخلاف قانون اساسى یک رویه‌ای آن هم در مجلس شوراى ملى نمایندگان اتخاذ بکنند واقعاً به دست خودمان ریشه مشروطیت را از ایران برداشته‌ایم (صحیح است) بنابراین بنده به آقای کهبد نه تنها سابقه بدى نداشتم بلکه هیچ نوع سابقه بد یا خوبى با ایشان نداشتم و وقتى وارد مجلس شدیم یکى دو جلسه با حضور آقایان آقاى کهبد را ملاقات کردم. در پرونده‌ای که اینجا خوانده شد و همان طورى که آقاى دکتر معظمى توضیحاتى دادند بنده نسبت به این پرونده مشکوک شدم و وجدانم راضى نشد که نسبت به این پرونده بدون اعتراض بگذرم ولى چون آن اعتراضاتى که لازم بود جناب آقاى دکتر معظمى به عرض مجلس رساندند بنده چیزى را علاوه نمی‌کنم یک مطلب را بنده می‌گویم که آقاى کهبد اگر واقعاً کاندیداى حوزه انتخابیه ساوجبلاغ بودند چرا در لرستان آقاى کهبد کاندید شدند با لرستان خیال می‌کنم خیلى منافات داشته باشد آقاى کهبد یک تاجر معروفى است که در ظرف ده، پانزده سال حقیقت میلیاردها پول و ثروت جمع کرده‌اند و بعد می‌آیند در یک حوزه ایلیاتى سرحدى آقاى کهبد خودشان را کاندید وکالت آنجا می‌کنند واقعاً آقاى کهبد مگر ما مرده بودیم که جنابعالى می‌خواستید از آنجا وکیل بشوید (خنده نمایندگان) این قسمت خیلى غریب به نظر می‌آید شما آمدید آنجا و آنجا کاندید شدید نسبت به نمایندگی لرستان آن هم لرستانى که افتخار این را دارد که هزاران سال اولاد خود را در راه استقلال ایران فدا کرده است (صحیح است) و آنها با این که خودشان یک مردمان متشخص، متدین وطن‌پرست با ایمان دارند بیایند جنابعالى را انتخاب کنند و البته خیر این قضیه موقعى که به بنده رسید بنده در کرمانشاه بودم تصمیم گرفتم ازطرف ملت لرستان این مطلب را در پشت تریبون به عرض مجلس شوراى ملى برسانم و علت مخالفت بنده با جنابعالى بیشتر سر این قضیه است و بعد هم یک چیزهایى شنیدم که یک شخصى مثل آقاى سید محمد‌صادق طباطبایى با این که در دوره چارده و دو دوره ریاستشان نسبت به بنده خیلى کم لطف بودند و کمال بى‌لطفى را داشتند ولى من او را یک سید جلیل‌القدر می‌دانم (صحیح است) و داراى یک موقعیت و احترام خاصى‏ است نسبت به ایران. پدرش مشروطیت ایران را به ایران بخشید با آن سابقه من نسبت به آقاى سید محمد‌صادق کمال احترام را دارم حالا نسبت به من کم لطف بودند من اهمیت نمی‌دهم ولى ایشان را یک مرد بسیار شریف، درست و میهن پرست می‌دانم بنابراین آیا شایسته است با بودن شخصى مثل آقاى سید محمد‌صادق طباطبایى با این که تمام ملت ایران او را می‌شناسند که یک شخصیتى در کشور ما داراست و سابقه خدمت به مشروطیت ایران دارد او را کنار گذاشت و برای خاطر این که یک پولى آنجا خرچ شود و سرنیزه‌ای هم به کار بیفتد آقاى کهبد را آورد و انتخاب کرد بنده آقایان زائد بر این چیزى نمی‌گویم و روى غرض شخصى هم خدا را شاهد می‌گیرم یک کلمه راجع به این موضوع صحبت نکردم. حالا هم نسبت به آقاى کهبد وجدان خود آقایان را بنده قاضى می‌گیرم اگر شما صلاح دانستید که به اعتبارنامه آقاى کهبد رأى بدهید حقیقت خیال می‌کنم در آتیه به زیان کشور که هیچ، به زیان مشروطیت ایران که هیچ، به زیان خودتان هم یک اقدامى کرده‌اید، بسته به نظر خودتان است. بنده زائد بر این عرضى نمی‌کنم و وجدان آقایان نمایندگان خودشان قاضى باشد نسبت به این پرونده.

رئیس- آقاى کهبد.

دکتر معظمى- مطابق ماده 109 اخطار دارم اجازه بفرمایید.

رئیس- بفرمایید.

دکتر معظمى- آقاى نبوى درضمن بیاناتشان فرمودند که عیب کارهاى آقاى کهبد این است که در مقابلشان آقاى طباطبایى نامزد انتخابات آنجا شدند عرض کردم بنده مخالفتى کردم سابقه هم در مجلس هست و سال گذشته عین این مطالب را گفتم بنابراین به خاطر کسى نیست. (صحیح است) بنده معتقدم هر کسى را که اهل محل خواست او باید در نظر نمایندگان محترم باشد بنابراین هیچ نظر شخصى نیست اهالى ساوجبلاغ هر کسى را که مایل باشند بایستى انتخاب کنند و به مجلس بفرستند.

رئیس- آقاى کهبد.

کهبد- آقاى مرآت‌اسفندیارى هم مخالفت کردند ممکن است ایشان هم بفرمایند تا این که بعداً من صحبت کنم.

رئیس- بفرمایید اشان اجازه نخواسته‌اند.

کهبد- جناب آقاى دکتر معظمى که بنده از ایشان متشکرم بیاناتى اینجافرمودند که نمی‌شود به آن جنبه غرض خصوصى داد و واقعاً با آن بیاناتى که ایشان فرمودند (صحیح است) و بنده البته زبانم الکن است که بتوانم

+++

جوابى عرض کنم به صلاحیت شخص بنده اعتراض نکردند و اگر به صلاحیت شخصى بنده هر یک از آقایان اعتراض دارند ولو این که مخالفتى هم نکرده‌اند در موقعش بنده حاضرم که دفاع کنم و اما از طرز انتخابات ایشان مذاکراتى فرمودند که بنده تصور می‌کنم یک قدرى اشتباه باشد یعنى سوء‌تفاهمى براى ایشان ایجاد شده باشد ایشان اشاره فرمودند که بنده اول کاندیداى نهاوند بودم و ملایر و بعد از آنجا کاندید لرستان شدم و بعد غفلت کاندید شهریار و ساوجبلاغ شدم در قسمت اول که فرمودند جناب آقاى ملک‌مدنى اینجا تشریف دارند و آقاى اسمعیل ظفرى هم اینجا تشریف دارند هر دو از همشهری‌های بنده هستند به شهادت خودشان بنده اینجا عرض می‌کنم حى و حاضرند اهالى ولایات ثلاث به من مکرر تلگرافتی کردند پیغام‌هایی فرستادندکه بنده آنجا کاندید بشوم بنده چندین ماه قبل از این مخصوصا منزلشان شرفیاب شدم استدعا کردم بنده منزل تشریف آوردند و بهشان عرض کردم بنده کاندید آنجا نیستم و نمی‌خواهم هم در ولایتى که متعلق به بنده بوده است تشنجاتى ایجاد شود و محل بنده شهریار و ساوجبلاغ است و بنابراین صلاح می‌دانم که آقایان کاندید آنجا بشوند و بنده هم به همان آقایانى که به من لطف دارند، تلگراف می‌کنم، کاغذ می‌نویسم که آقایان آن طوری که باید خدمت بکنند اگر این عرض خلافى است استدعا می‌کنم از آقایان با کمال صراحت توضیح بفرمایند شش ماه قبل از انتخابات بنده این مقدمات را فراهم کردم و به آقایان عرض کردم که محل انتخاب بنده شهریار و ساوجبلاغ است البته بعد از این که آقایان توافق حاصل کردند و اهالى هم در نتیجه خدماتى که آقایان کرده بودند آقایان را انتخاب کردند بنده یک روز در منزلم نشسته بودم که یک دسته از خوانین لرستان (غضنفرى- خوانین نبودند) بنده منزل تشریف آوردند که اسامى آن‌ها را اگر اجازه بفرمایید عرض کنم (چند نفر از نمایندگان- بفرمایید) آقاى بهادر رئیس ایل چگنى آقاى پورسرتیپ آقاى علی‌قلى خان پسر آقاى والى پشتکوه و همین طور چندنفر دیگر به بنده منزل تشریف آوردند و گفتند که آقا ما شنیدیم شما مرد خیر و خوبى هستید و به درد ما می‌خورید و ما از شما خواهش می‌کنیم، استدعا می‌کنیم (همهمه نمایندگان) آقایان چون بنده قوه بیان ندارم خواهش می‌کنم حواس مرا پریشان نکنید بنابراین ما از شما خواهش می‌کنیم که شما بیایید وکالت ما را قبول کنید بنده هم با اظهار تشکر و امتنان از آنها چندین مرتبه به آقایان عرض کردم که آقا بنده درست است که اصلاً نهاوندى هستم ولى چون حوزه انتخابیه بنده شهریار و ساوجبلاغ است از یک طرف و از طرف دیگر بنده لرستانى نیستم برخلاف وجدان نمی‌توانم از محلى که بنده آنجا هیچ سمتى ندارم انتخاب بشوم و یک دسته تلگرافتی که اگر اجازه بفرمایید پایین است می‌آورم ملاحظه می‌فرمایید تلگرافات متعددى از خوانین به بنده مخابره شد و بنده را دعوت به آنجا کردند و خواهش کردند بنده آنجا بروم بنده رد کردم و گفتم آقا بنده کاندید نیستم و حتى به وسیله رادیو و اخبار و اعلانات به آقایان گفتم آقا بنده کاندید آنجا نیستم و قبول نکردم و صدق عرایضم تلگرافتی است که آقایان کرده‌اند و جواب‌هایی است که بنده به آقایان داده‌ام این هم در قسمت آنجا و اما در قسمت ساوجبلاغ و شهریار جناب آقاى دکتر فرمودند تا روزهاى آخر فلان کس کاندید نبوده است و بعد یک مرتبه کاندید شده است و شروع به فعالیت کرده است و با کامیون و با اشخاص غیرمعینى آمدند و رأى دادند. البته جناب آقاى جواد عامرى که آنجا تشریف داشتند ایشان خودشان شاهدند بنده از شش ماه و از یک سال پیش کاندیدا در شهریار و ساوجبلاغ بودم و اقدامات اساسى براى آقایان کردم شاید بعضى از آقایان هم که آنجا مالک هستند از قبیل آقاى ناصرالدین ناصرى از قبیل آقاى ایلخان، آقاى امیرحسین خان بختیارى که اینجا تشریف دارند خود آنها مالکین عمده ساوجبلاغ و شهریار هستند و از طرفى شهریار و ساوجبلاغ که در حدود چهارصد پارچه آبادى مجموعاً می‌شند اینها آقا چهار فرسخى و شش فرسخى تهران هستند جاى دورى نیستند نقاط دوردستى نیستند که دست رسى به هیچ جا نداشته باشند بنده خدماتى کردم که آقاى نبوى مختصرى فرمودند خدماتى که بنده کردم عرض می‌کنم 32 باب مدرسه از 4 الى 6 کلاسه به موجب اسامى و صورتى که هست در دهات شهریار و ساوجبلاغ در نتیجه مساعى بنده احداث شده (سزاوار- صحیح نیست) 6 پل آجرى بنده در شهریار و ساوجبلاغ به خرج خودم بسته‌ام. در زمان قحطى در ملک دیگرى که تمام را با اسم عرض‏ می‌کنم استدعا می‌کنم آقایان توجه بکنند و تحقیق بکنند در زمان قحطى مخصوصاً در مروآباد و حسین آباد که دو تا از دهات معظم ساوجبلاغ هستند بنده شاید بیشتر از دو هزار خروار گندم به اهالی آنجا دادم که در آن موقع خروارى 450 تومان بود و درسال بعد با خروارى 150 تومان گندم را پس گرفتم. (سزاوار- این حرف‌ها چیست این پول‌هایی است که از همان پول‌های گندم گرفته شده) (رئیس- آقاى سزاوار بگذارید حرفش را بزند بفرمایید آقاى کهبد) ... ترتیب امور صحى ساوجبلاغ را بنده به طور آبرومندى داده‌ام مریضخانه‌ای که در علیشاه عوض است یکى از تجار محترم آقاى توتونچى به خرج خودشان ساخته بودند و این مریضخانه وضع بسیار بدى داشت. نه طبیب داشت، نه دارو داشت. نه دوا داشت. و هر طرفش خراب بود. بنده رفتم جدیت کردم از یک عده از مالیکن از قبیل آقاى سرلشکر خدایار‌خان پولى جمع کردم و مریضخانه را اصلاح کردم که الان داراى 60 تختخواب است و آقایان ممکن است تشریف بیاورند و ملاحظه کنند. دو دستگاه آمبولانس که تا عمر دارم متشکرم از وزارت بهدارى خودبنده گرفته‌ام دو دستگاه جیپ هم خود بنده به اختیارشان گذاشته‌ام یعنى قرار است که بهشان تحویل بدهم براى این که امور بهدارى آنجا مرتب بشود. سهمیه عقب‌افتادگى که درقسمت قند و شکر بوده است بنده اقدام کرده‌ام و رسانده‌ام و جاده‌هاى آنجا را تا توانسته‌ام اسفالت کرده‌ام. خانه بنده همیشه خانه شهریارى و ساوجبلاغى بوده وهست و شاید روزى 17 و 18 نفر می‌آیند و می‌روند آنجا و همیشه شریک در خوبى و بدى با آنها بوده‌ام و به پاس خدماتى که بنده کرده‌ام با کمال میل و رضاورغبت به بنده رأى داده‌اند و به طوری که جناب آقاى مخبر هم فرمودند در دوسیه انتخاباتى بنده شکایتى به هیچ وجه من‌الوجوه از اهالى نیست فقط شکایت از دو نفر روزنامه‌نویس است آقا و بنده تصور نمی‌کنم البته روزنامه‌نویس معلوم‌الحال که شاید همه آقایان بشناسند بنده نمی‌خواهم در قسمت مطبوعات دخالت بکنم آن با خود آقایان است خودشان قضاوت کنند و براى مثل بنده عرض می‌کنم. دهاتى را در 10 سال قبل بنده به مبلغ 152 هزار تومان خریدارى کردم آن دهات عبارت از 300 نفر جمعیت داشت و سالى هشتاد نفر اینها را مالاریا از بین می‌برد و رعیت از محل دیگر می‌آوردند الان این دهات بیش از پنج هزار نفر جمعیت دارد و شاید در سال 50 نفر تلفات ندارد و بنده به خرج خودم دکتر بردم، به خرج خودم مدرسه درست کردم به خرج خودم مسجد درست کردم براى این دهات، براى یک قطره آب شاید ناراحت بودند و بعضى اوقات در تابستان که از چاه آب می‌آوردند چاه خشک می‌شد و اینها به زحمت بودند بنده با خرج خودم با سرمایه خودم بدون این که کمک از کسى بخواهم یا از دولت کوچک‌ترین تقاضایى داشته باشم یا از بانک کشاورزى تمناى داشته باشم قناتى به طول 17 کیلومتر و عمق 142 متر احداث کردم 24 سنگ آب دارد جناب آقاى ساعد تشریف آورده‌اند و دیده‌اند. جناب آقاى ملک‌مدنى تشریف آورده‌اند دیده‌اند و یک عده دیگر از آقایان هم تشریف آورده‌اند دیده‌اند که بنده اسامی‌شان را فراموش کرده‌ام (آشتیانى‌زاده- دعوت بکنید بیاییم ببینیم) استدعا می‌کنم همین فردا جمعه تشریف بیاورید و ببینید (رئیس- چرا آقا نمی‌گذارید مجلس مرتب باشد بعد از این هر یک از آقایان بى‌نظمى کردند اخطار می‌کنم (صحیح است، صحیح است) همین طور که عرض کردم) خوشبختانه اهالى ساوجبلاغ مردمان چیزفهم و با اطلاع و حساس هستند به هیچ‌وجه من‌الوجوه ایمان و عقیده خودشان را به پول نمی‌فروشند من به آقایان قول شرف می‌دهم یکشاهى به هیچ عنوان بابت رأى‌خرى و رأى‌فروشى داده نشده است. البته بنده گمان نمی‌کنم و اذعان دارم در هر قسمت از امورى مربوط به امور خیریه بنده خوددارى نکردم. اینها شاید خودنمایى باشد ولى بد نیست عرض کنم بنده در سال بیش از صدى سى عوایدم را صرف امور خیریه می‌کنم به شهادت همین آقاى ظفرى که اطلاع دارند چند روز قبل در نهاوند مریضخانه‌ای خواستند احداث کنند بنده پانزده هزار تومان پرداختم یک قطعه زمین دادم و 8000 تومان نقد دادم در صورتی که هیچ علاقه آنجا ندارم تمام این‌ها را شاهد صحیح می‌آورم بنده سى سال زحمت کشیدم در این مملکت با یهودی‌های بیگانه سرو کله زدم پول دادند بنده را از بین ببرند نتوانستند. اگر بنده در نتیجه سعى و زحمت توانسته‌ام منافعى را که دیگران از این مملکت می‌برده‌اند دست بیندازم و چیزى به دست بیاورم و خرج عمران و آبادى مملکت‏ بکنم و البته این سزاوار است. که بنده نماینده همان محلى باشم که این خرج‌ها را براى آنها می‌کنم. البته بنده عرض کردم بنده آن قوه بیان ودفاعى را ندارم که جناب آقاى استاد معظم آقاى دکتر معظمى فرمودند و من یقین قطعى دارم که

+++

اگر جناب آقاى معظمى به عملیاتی که بنده کرده‌ام پى ببرند خودشان اول کسى باشند که در همین مجلس از من قدردانى بکنند و حتى برى به من بدهند. بنابراین آقایان توجه بفرمایند منافع این مملکت را الان بنده نمی‌خواهم داخل خصوصیات بشوم و وقت مجلس را هم نمی‌خواهم بیشتر از این بگیرم و خیلى معذرت می‌خواهم بیشتر از این عرض می‌کنم 181 میلیون دلار در این مدت یهودی‌های بیگانه از این مملکت برده‌اند هنوز که هنوز است از اتومبیل‌های دوج و گریسلر صدى 10 آقاى کتانه می‌برد. آقایان سوار اتومبیل می‌شوید او صدى دهش را در امریکا نشسته و می‌برد و البته بنده لوایح دارم. پیشنهادات دارم با کمک آقایان اینها را تقدیم مجلس می‌کنیم. همین طور که عرض کردم ملت ایران از مجلس شورای ملى دو انتظار دارد یکى این که عدلیه را اصلاح کند آقایان بنده بهتان اطمینان می‌دهم اگر شما عدلیه‌تان را اصلاح کنید و فرق بین خادم و خائن گذاشته شود این مملکت ترقى می‌کند ما هیچ چیز کسر نداریم على ایحال خدماتى که بنده کردم مسلم و معین هست و شاید آنهایی که بنده عض کردم بنده از نحوه بیانات آقاى دکتر استحضارى نداشتم که قبلاً یادداشت‌هایی تهیه کنم خدماتى که بنده کردم شهریارى و ساوجبلاغى هم نزدیک تهران است و مردمان چیزفهمى دارند وکیل دارند. وزیر دارند. آقاى بدر در آنجا ملک دارد آقاى رام ملک دارد این‌ها مردمانى نیستند که همان طور صاف و ساده کهبدى پیدا شود و همین طور رأیشان را بدهند و بروند پى کارشان این نیست آقایان، آقایان با کمال ایمان و عقیده به من رأى داده‌اند بنده الان دو سال مشغول فعالیت انتخاباتى هستم ولى به هیچ‌وجه من تظاهر نکرده‌ام و عملیاتى هم که در امور خیریه کرده‌ام تاکنون تظاهر نکرده‌ام براى این که هر عمل خیریه‌ای که باید انجام شود نباید تظاهر کرد. بنابراین بنده از آقایان استدعا می‌کنم و وجدان خودشان را شاهد قرار می‌دهم که توجه بکنند ببینند راجع به بنده چه می‌توانند بگویند بنده در تمام مدت عمرم با دولت معامله‌ای نکرده ام در مناقصه یا مزایده شرکت نکرده‌ام، داخل خدمات دولتى نشده‌ام داخل خواربار به هیچ‌وجه نشده‌ام. روزى 16 ساعت بنده کار می‌کنم. با پشه مالاریا شب و روز بنده دست به یقه هستم والحمدالله موفقیت پیدا کرده‌ام و نقشه و پروژه‌هایی دارم که الان مشغول آن هستم که انشاء‌الله مالاریا را از شهریار و ساوجبلاغ خارج کنم و این بزرگ‌ترین خدمتى است که یک نفر ایرانى می‌تواند به این مملکت بکند. به عقیده بنده اگر آقایان بخواهند در این مملکت خدمتگزار پیدا شود باید امثال بنده را کمک کنند باید تشویق کنند نه این که روى شایعات بروند، بنده از جناب آقاى دکتر استرحاماً تمنى می‌کنم اشخاصی که شکایت کرده‌اند در پرونده بنده کی‌اند؟ اشاره فرموده‌اند که آقاى رئیس انجمن آنجا گفته‌اند در ملارد ملک بنده یک صندوقى است و به آن سوء‌ظن برده‌اند بنده که این را نمی‌دانستم این رونوشت صورت مجلس است که همان رئیس انجمن می‌گوید مطابق تمام موازین و قوانین انتخابات و قوانین جاریه انتخابات آنجا صحیح بوده است. این صورت مجلس است که بنده تقدیم مقام ریاست می‌کنم به امضاء همان آقاى دکتر افتخار که رونوشت اصل آن در پرونده انتخاباتى بنده هست. آقایان با تمام تشبثاتى که مخالفین بنده البته بنده مخالفى ندارم جز یک عده بسیار معدودى. با تمام تشبثاتى که کرده‌اند توانسته اند 50 نفر بیاورند اینجا. نتوانسته‌اند یک تلگراف شکایتى بیاورند به صرف حرف دو تا روزنامه‌نویس معلوم‌الحال که تمام آقایان می‌دانند قصد و نظر آنها چیست و روى چه منظورى این عملیات را می‌کنند بنده گمان نمی‌کنم که وجدان پاک آقایان تحت تأثیر این طور چیزها قرار بگیرد (محمدعلى مسعودى- آقاى کهبد به روزنامه‌ها بیخود اهانت نکنید) اهانت نکردم. به دو تا روزنامه عرض کردم (محمدعلى مسعودى- دو تا چیست؟) ببخشید. بنابراین این صورت مجلس حوزه انتخاباتى است که می‌نویسد در اینجا انتخابات مطابق جریان و انتخابات این حوزه با رعایت موازین و دستور مواد 14 و 15 و 16 و 17 و 18 و 19 و 20 و 21 و 22 و 23 و 24 و 25 و 26 و 27 و 28 و 29 و 30 و 31 و 32 و 33 و 34 و 35 و 36 و 37 و قانون انتخابات است. البته بنده چون وقت آقایان را نمی‌خواهم زیادتر از این بگیرم شاید مجلس هم خسته‏ شده باشد همین قدر عرض می‌کنم آقایان کم و بیش از وضعیت شخص بنده و از وضع انتخاباتى بنده استحضار دارند چیزى هم که باید دستگیرشان بشود شده است. از طرفى هم در تمام این مدت یک شکایت کوچکى از هیچ یک از اهالى ساوجبلاغ و شهریار یا بخش‌های اصلى و فرعى واصل نشده است به شعبه مربوطه به استثناء دو تا شکایت یکى از طرف روزنامه صداى ایران (اشاره به آقاى محمدعلى مسعودى) که آقا فرمودند یکى از طرف روزنامه دادیار که همان رقیب انتخاباتى من آقاى لنکرانى باشد که هر دو رقیب انتخاباتى بنده بودند واصل شده است بنابراین ادعاى مدعى بنده خیال نمی‌کنم صحیح باشد ودیگر بنده عرضى ندارم وجریان انتخابات بنده همان طوری که عرض کردم به نحو صحیحى انجام شده است و کوچک‌ترین دخالتى نشده است و البته مقدرات خودم را به آقایان واگذار می‌کنم و هر چه قضاوت وجدان خود آقایان می‌کند انجام دهند. در خاتمه این را عرض می‌کنم بنده کوچک‌ترین پرونده در هیچ یک از ادارات ملى و دولتى و عدلیه ندارم مال هیچ کسى را هم نخورده‌ام با کسى دعوا مرافعه نکرد‌ه‌ام مردى بودم سرم را انداخته‌ام پایین زحمت کشیده‌ام و در نتیجه زحمت و فعالیت خودم موفقیت پیدا کرده‌ام و از طرفى این را هم که می‌گویند بنده متمولم بنده کتمان نمی‌کنم البته بنده متمول زیادى نیستم ولى در نتیجه وضعیت جنگ ایجاد شده است که تمول بالا رفته است اگر بنده یک خانه‌ای صد هزار تومان خریدارى کرده‌ام و الان یک میلیون تومان می‌خرند این ملاک این نیست که بنده یک میلیون تومان دارایى دارم اگر نظر جناب آقاى ملک‌الشعراء باشد و چندى قبل که حضورشان شرفیاب شدم عرض کردم این خانه خودتان را چند خریده‌اید؟ فرمودند 7 هزار تومان عرض کردم الان سیصد هزار تومان این خانه قیمت دارد. باید گفت که آقاى ملک‌الشعراء بهار خانه سیصد هزار تومانى از کجا آورده‌اند خریدارى کرده‌اند؟ مال بنده هم همین طور اگربنده این را خریدارى کرده‌ام و در نتیجه زحمت و کوشش و فعالیت شب و روز این را آباد کردم. بنده از اقصى نقاط ایران و خارجه انواع درخت‌ها را آورده‌ام و از آقایان تمنى می‌کنم تشریف بیاورند ببینند. بنده ماشین‌آلات فلاحتى آوردم و می‌توانم عرض کنم فرم مدل در ایران درست کردم و دیگران باید بیایند ببینند و سرمشق بگیرند و امیدوارم آقایانی که توجه دارند این قسمت را در نظر بگیرند و هر جور دلشان می‌خواهد قضاوت کنند. بنده بیش از این عرضى ندارم هر جور دلشان می‌خواهد رفتارکنند.

رئیس- آقاى دکتر عبده.

دکتر عبده- راجع به اعتبارنامه آقاى کهبد بنده می‌خواهم به نمایندگی از طرف رفقاى حزبى عرض کنم که هیچ گونه تصمیمى نسبت به اعتبارنامه ایشان در فراکسیون گرفته نشده نه در رد نه در قبول ایشان (صحیح است) و علاوه بر این تصمیمى که گرفته می‌شود از لحاظ فراکسیون حزب دموکرات به هیچ‌وجه قابل ترتیب اثر نیست و هیچ‌ گونه تأثیرى در فراکسیون حزب نخواهد داشت. اما راجع به عقیده خودم بنده به سمت مخبر شعبه 5 انتخاب شدم و استعفا کردم و یکى از جهاتى که داشتم این بود که نمی‌خواستم از اعتبارنامه ایشان دفاع کنم.

رئیس- بعضى از آقایان پیشنهاد کفایت مذاکرات را نموده‌اند. پیشنهادها را بخوانید.

 (پیشنهاد آقاى رحیمیان به وسیله آقاى محمدعلى مسعودى (منشى) به شرح زیر قرائت شد)

جناب آقاى رئیس پس از خاتمه مذاکره آقاى کهبد تقاضاى کفایت مذاکرات را می‌نمایم. رحیمیان.

 (بعضى از نمایندگان- مذاکرات کافى است)

رئیس- مخالفى نیست با این پیشنهاد؟ (گفته شد- خیر) (محمدعلى مسعودى- کافى است) پیشنهادى هم راجع براى مخفى رسیده که قرائت می‌شود. (به وسیله آقاى محمدعلى مسعودى منشى به شرح زیر قرائت شد.) مقام ریاست مقدس مجلس شوراى ملى: بدین وسیله امضاء‌کنندگان زیر تقاضا دارند نسبت به اعتبارنامه آقاى بهاء‌الدین کهبد راى مخفى گرفته شود: دکتر معظمى، سزاوار، حائرى زاده، مرآت اسفندیارى، احمد دهقان، ملک‌الشعراء، کفایى، آشتیانى‌زاده، مسعودى، نورالدین امامى، شادلو، بهادرى، ناصر ذوالفقارى، على‌اکبر مکى، نصرت‌الله اسکندرى، سلطان‌العلماء، لیقوانى، قبادیان، گنجه، بوداغیان، ضیاء ابراهیمى، سلطانى، عزت‌الله بیات، رحیمیان، عبدالقدیر آزاد، دکتر بقائى، کشاورز صدر، برزین، اقبال، مهندس رضوى، دکتر طبا، محمدعلى مسعودى، پیشنهاد دیگرى رسیده است قرائت می‌شود. (به شرح زیر قرائت شد.)

مقام ریاست محترم مجلس شوراى ملى ایران.

پیشنهاد می‌کنم طبق ماده 92 راى گرفته شود. دکتر بقایى، کرمانى (صحیح است)

رئیس- بنابراین براى استخراج آراء به حکم قرعه سه نفر انتخاب می‌شوند.

 (آقایان: حسن نبوى، ناصرقلى اردلان، ابوالفتح قهرمان به حکم قرعه براى استخراج آراء تعیین و پشت تریبون قرارگرفتند).

رئیس- عده حضار 105 نفر اسم یک یک آقایان برده می‌شود هر کس موافق است با گزارش

+++

شعبه مهره سفید و هر کس مخالف است مهره سیا و مهره تفتیشیه را هم در این ظرف می‌اندازند و چون دو مرتبه این عمل شده البته آقایان اشتباه نمی‌فرمایند.

حسن اکبر، اقبال، ملکى على اکبر، سلطانى، دهقان، ارباب مهدى، هاشم وکیل، مرآت اسفندیارى، مامقانى، رحیمیان، ارسنجانى، رفیع، حائرى‌زاده، عباس مسعودى، تولیت، نراقى، منصف، اسدى، حاج امین، عباس اسکندرى، دکتر راجى، زنگنه عزیز، عامرى، ابوالقاسم امینى، کشاورز صدر، دکتر طبا، دکتر معظمى، برزین، دکتر بقائى، دکتر آشتیانى، سزاوار، حاذقى، دکتر فلسفى، گلبادى، اسلامى، صاحب جمع، بیات، ملک‌مدنى، قبادیان، کفایى، سلطان‌العلماء، دکتر امینى، وثوق، مسعود ثابتى، بهار، آشتیانى‌زاده، مکى، یمین اسفندیارى، دکتر مجتهدى، نیک‌پى، محمود محمود، حسین وکیل، آصف، امامى اهرى، لاهوتى، صفا امامى، مهندس خسرو هدایت، دکتر عبده، ابوالحسن صادقى، جرجانى، موسوى، ابوالقاسم بهبهانى، ایلخان، حسین خان، مهندس رضوى، بختیار، شادلو، مکرم، شریعت‌زاده، دکتر مصباح‌زاده، ضیاء ابراهیمى، ساعد، گنجه، دکتر ملکى، بوادغیان، دکتر متین‌دفترى، افشار، غضنفرى، نواب، ظفرى، ارباب مهدى، فرامرزى، خسروانى، ملک پور، قشقائى، صدرزاده، دکتر شفق، ناصرى، اخوان، امیرنصرت اسکندرى، بهادرى، باتمانقلیچ، امامى خویى، نیک‌پور، بهبهانى، اورنگ، مشایخى، آزاد، فاضلى، هراتى، قشقایى امیرحسین، ناصرذوالفقارى، معتمد دماوندى، محمدعلى مسعودى، قهرمان، نبوى، اردلان.

رئیس- عده حاضر 105 مهره تفتیشیه 106.

مسعود ثابتى- اول چند تا بود؟

نبوى- یکى از آقایان شرکت در رأى نکردند مهره تفتیشیه هم نگرفتند.

مهره‌های سیاه و سفید شماره شده 45 مهره سفید و 61 مهره سیاه نتیجه شد).

رئیس- مهره سفید 45 مهره سیاه 61 بنابراین اعتبارنامه آقاى کهبد رد شد.

 (در این موقع از طرف تماشاچیان و مخبرین جراید ابراز احساسات شد)

رئیس- آقایان را خارج کنید از اینجا. اعتبارنامه آقاى کهبد تصویب نشد (صحیح است) تظاهر در مجلس غلط است مطابق قوانین. مقررات را باید رعایت کرد خارجشان کنید) پس از قرائت خارج کنید. عده حضار 107 نفر چندنفر از نمایندگان 106 نفر.

رئیس- من خودم هم حاضر بودم عده راى دهندگان 106 نفر بودند 45 راى سفید 61 راى سیاه البته اعلام می‌شود رد شده است شرحى از آقاى قبادیان رسیده استرداد کرده‌اند مخالفت خودشان را با اعتبارنامه آقاى گلبادى و آقاى شریف‌زاده قرائت می‌شود. (به وسیله آقاى محمدعلى مسعودى قرائت شد.

ریاست محترم مجلس شوراى ملى- چون عده از آقایان محترم که احترام آنها بر این جانب لازم است وچون تلگراف و نامه‌هایى از اهالى سارى نسبت به آقایان گلبادى و شریف‌زاده رسیده و آقایان را نماینده طبیعى مردم محل می‌دانند و اینجانب هم همیشه به افکار عمومى معتقد هستم و احترام دارم لهذا اعتراض خود را نسبت به آقایان مسترد می‌کنم توضیحاً این نکته را متذکر می‌شوم اینجانب بنا به عادت ایلى آقای کلبادى هم شخصاً چند مرتبه به منزل اینجانب آمده‌اند و توضیحاتى نسبت به طرز انتخابات محل دادند که این جانب را قانع نمودند بنا به رعایت اصل عادت ایلى دیگر مخالتفى با آقایان ندارم. عباس قبادیان.

رئیس- بنابراین رأى می‌گیریم به نمایندگی آقاى منوچهر کلبادى از سارى آقایان موافقین قیام کنند. (اکثر قیام نمودند) تصویب شد. رأى گرفته می‌شود به نمایندگی آقاى شریف‌زاده، از سارى آقایان موافقین قیام کنند (اغلب برخاستند) تصویب شد. پیشنهادى هم براى ختم جلسه رسیده.

مکى- مخالفم.

یکى از نمایندگان- اعتبارنامه آقاى حائرى‌زاده را مطرح کنید.

 (پیشنهاد ختم جلسه به وسیله آقاى محمدعلى مسعودى به شرح زیر قرائت شد).

مقام ریاست مجلس شوراى ملى ختم جلسه را پیشنهاد می‌کنم. اورنگ.

اردلان- مخالفم.

حاذقى- آقاى اورنگ چیزى در دستور نیست و قابل طرح نمی‌باشد. یک پیشنهادى هم من داده‌ام راجع به دستور جلسه آینده.

رئیس- یک پیشنهاد دیگر شده است که خوانده می‌شود آقاى مسعودى قرائت کنید. (به وسیله آقاى محمدعلى مسعودى قرائت شد).

پیشنهاد می‌کنم خواه تا آخر وقت جلسه امروز به تمام اعتبارنامه‌هایی که در دستور است رأى گرفته شود یا نشود انتخاب بقیه هیئت رئیسه مجلس شوراى ملى در اول دستور جلسه آینده گذاشته شود. حاذقى.

حاذقى- اجازه می‌فرمایید توضیح بدهم؟

اردلان- مخالفى نیست.

رئیس- راجع به دستور جلسه آینده است الان ختم جلسه مطرح است.

حاذقى- این راجع به این است که هیئت رئیسه در جلسه آینده انتخاب شود.

برزین- اعتبارنامه آقاى حائرى‌زاده چطور شد؟

حاذقى- این پیشنهاد راجع به این است که من در نظر دارم که اگر مجلس شوراى ملى موافقت کند جلسه آینده بقیه هیئت رئیسه انتخاب شود.

رئیس- پس شروع می‌کنیم به بقیه اعتبارنامه‌ها اعتبارنامه آقاى حائرى‌زاده مطرح است آقایان مشایخى و محمود محمود و جمعى مخالفت کرده‌اند بفرمایید آقاى مشایخى.

مشایخى- بنده مخالفتم را با آقاى حائرى زاده استرداد کردم.

رئیس- آقاى محمود هم استرداد داشته‌اند بنابراین دیگر مخالفى نیست رأى می‌گیریم به نمایندگی آقاى حائرى‌زاده از سبزوار آقایانى که موافقت دارند قیام کنند (عده کثیرى برخاستند) تصویب شد.

[3- تعیین دستور جلسه بعد. ختم جلسه.]

رئیس- پیشنهاد ختم جلسه رسیده است پیشنهاد می‌کنم جلسه ختم شود. محمد‌على مسعودى.

اردلان- بنده مخالفم.

رئیس- آقاى اردلان.

محمدعلى مسعودى- اجازه بدهید بنده مخالفتم را توضیح بدهم چون بنده می‌بینم آقایان خسته شده‌اند پیشنهادى کردم براى ختم جلسه و تقاضایم این است که جلسه آینده سر وقت تشکیل شود که باز تا ساعت دو و سه بعد از ظهر با این گرما معطل نشویم هر روز ساعت هشت و نیم جناب آقاى رئیس جلسه را معین می‌کنند آقایان می‌گذارند ساعت 10 و 11 تشریف می‌آورند و تا ساعت 2 و 3 معطل می‌شویم.

رئیس- آقاى اردلان.

اردلان- عرض می‌کنم ما به هیچ‌وجه خسته نیستیم آقاى مسعودى از صبح تا حالا هیچ کار نکرده‌ایم. خوب است حالا یک قدرى کار کنیم چند تا اعتبارنامه مانده است یکى مال آقاى بوداغیان نماینده محترم است و هیچ کس هم مخالف نیست اجازه بدهید اینها را هم تمام کنیم تا در جلسه آینده با فراغت خاطر بقیه هیئت رئیسه را انتخاب کنیم.

رئیس- باید براى ختم جلسه رأى گرفت آقایانى که موافقند با ختم جلسه قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد. جلسه آینده یکشنبه ساعت هشت ونیم دستور انتخاب بقیه هیئت رئیسه. (جلسه یک ساعت و ربع بعد از ظهر ختم شد.)

 رئیس مجلس شوراى ملى- رضا حکمت‏

انتصابات و احکام در وزارت دادگسترى

 8/ 5/ 26 آقاى کاظم آل رسول، امین دادگاه بخش سیرجان، به سمت بازپرسى شعبه یک دادسراى کرمان.

""" قاسم حکمت، بازپرس دادسراى زابل، به سمت امانت دادگاه بخش سیرجان‏

""" علاء‌الدین مساعد، کارمند على‌البدل دادگاه شهرستان کرمان، به سمت بازپرسى دادسراى زابل.

+++

 8/ 5/ 26 آقاى نصرت‌الله دانش، کارمند منتظر خدمت، به سمت مستشارى دادگاه استان ششم.

 10/ 5/ 26 " محمدصادق علمیه، مستشاردادگاه استان 1 و 2، به سمت دادیارى دادسراى دیوان کیفر.

""" شریف دریابیگى، دادیاردادسراى دیوان کیفر، به سمت ریاست شعبه دهم دادگاه شهرستان تهران‏

""" احسان‌الله نیکو، دادیاردادسراى قزوین، به سمت دادیارى دادسراى تهران.

""" مرتضى مقبل، دادیارى دادسراى بروجرد، به سمت بازپرسى خرم آباد.

""" على اصغر کروالیان، بازپرس شعبه 2 دادسراى تهران، به سمت دادیارى دادسراى دیوان کیفر.

""" ناصر یگانه، امین شعبه 3 دادگاه بخش تهران، به سمت بازپرسى شعبه 17 دادسراى شهرستان تهران.

""" ضیاء‌الدین تقوى، کارمنددادگاه نخستین املاک واگذارى، به سمت امانت شعبه 3 دادگاه بخش تهران‏

""" زین‌العابدین امیرابراهیمى، دادیاردادسراى دیوان کیفر، به سمت کارمند قضایى اداره نظارت.

""" قریش قریشى، کارمند قضایى اداره نظارت، به سمت بازپرسى شعبه 3 دادسراى شهرستان تهران.

""" جمال تجملى، کارمند منتظر خدمت، به سمت امانت دادگاه بخش طوالش.

""" تقى دولو، امین دادگاه بخش طوالش، منتظر خدمت.

""" ابراهیم طلوعى، بازپرس دادسراى قم، منتظر خدمت.

 12/ 5/ 26" عبدالحسین آگاهى، دادیاردادسراى دیوان کیفر، به سمت دادیارى دادسراى شهرستان تهران.

""" ابوالحسن فصیح خلعتبرى، دادیاردادسراى شهرستان تهران، به سمت دادیارى دادسراى دیوان کیفر. 18/ 5/ 26" حسین‌قلى عدالت پور، کارمندمنتظر خدمت، به سمت مستشارى دادگاه استان 1 و 2

20/ 5/ 26" زین العابدین حائرى مازندرانى، دادیاردادسراى شهرستان شیراز، به سمت دادیارى دادسراى شهرستان قم

21/ 5/ 26" عزیزالله قرائى، دادیاردادسراى شهرستان مشهد، به سمت بازپرسى شعبه 2 دادسراى قوچان.

""" جعفر مجتهدى، بازپرس شعبه 1 دادسراى مشهد، به سمت بازپرسى شعبه 1 دادسراى قوچان.

""" رحیم ساروخانى، کارمندعلى البدل دادگسترى مشهد، به سمت بازپرسى شعبه 1 دادسراى مشهد.

""" احمدصفایى نراقى، بازپرس شعبه 1 دادسراى قوچان، به سمت دادیارى دادسراى مشهد.

""" صادق صادق کلورى، بازپرس شعبه 1 دادسراى قوچان، به سمت کارمندى على البدل دادگاه شهرستان مشهد

""" غلامعلى مرادى، بازپرس اداره بازرسى وسازمان وکلا‌، به سمت دادیارى دادسراى شهرستان تهران‏

""" مرتضى فتحى، کارمند على‌البدل دادگسترى ساوه، به سمت بازپرسى دادسراى شهرستان ساوه.

""" کاظم میرابوالفتحى شیوا، لیسانسیه حقوق، به سمت کارمند على‌البدل دادگسترى ساوه.

""" على‌محمد بیگدلى، بازپرس دادسراى ساوه، به سمت بازپرسى شعبه 3 دادسراى قم. 26/ 5/ 25" نصیرالدین خواجوى، بازرس نخست وزیرى،، به سمت دادیارى دادسراى دیوان عالى کشور.

""" حسن هدایتى، کارمند منتظر خدمت، به سمت امانت دادگسترى بخش ماکو. 26/ 5/ 27" على حائرى شاهباغ، رئیس شعبه 2 دیوان کشور، به سمت ریاست شعبه 6 دیوان کشور.

""" لطفى، رئیس دادگسترى استان آذربایجان، به سمت ریاست شعبه 2 دیوان کشور.

""" فتح الله فرزار،، معاون اول دادسراى دیوان کشور، به سمت ریاست دادگسترى استان آذربایجان.

""" جعفر عضدى، بازرس قضایى اداره نظارت، به سمت ریاست دادگسترى استان هشتم.

""" اسدالله نظامى نراقى، کارمندمنتظر خدمت، سمت کارمندى على‌البدل دادگاه استان ششم.

+++

                       

یادداشت ها
Parameter:294317!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)