کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره هفدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏17
[1396/05/29]

جلسه: 8 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه سیزدهم خرداد ‌ماه 1331  

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس.

2- قرائت گزارش اعتبارنامه نمایندگی آقای دکتر بقایی از کرمان و خروج آن از دستور.

3- طرح گزارش اعتبارنامه آقای دکتر شایگان نماینده تهران و تصویب آن.

4- تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه.

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏17

 

 

جلسه: 8

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه سیزدهم خرداد ‌ماه 1331

 

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس.

2- قرائت گزارش اعتبارنامه نمایندگی آقای دکتر بقایی از کرمان و خروج آن از دستور.

3- طرح گزارش اعتبارنامه آقای دکتر شایگان نماینده تهران و تصویب آن.

4- تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه.

 

مجلس ساعت ده و نیم صبح به ریاست آقاى اورنگ تشکیل گردید.

1- تصویب صورت مجلس‏

رئیس - صورت غائبین جلسه گذشته به عرض می‌رسد.

 (به شرح زیر قرائت شد)

غائبین با اجازه آقایان: احمد اخگر و مهدى شوکتى‏.

غائبین بى‌اجازه آقایان: دکتر حسین فاطمى - حاج سید ابوالقاسم کاشانى - نریمان - سید باقر جلالى‌موسوى - محمد‌على دادور.

رئیس - در صورت مجلس نظرى هست یا خیر؟ آقاى بهادرى.‏

بهادرى - بنده راجع به تعیین وقت جلسات می‌خواستم به عرض برسانم‏.

رئیس - چشم بماند براى بعد، در صورت مجلس نظرى نیست؟

 (اظهارى نشد)

صورت مجلس جلسه قبل تصویب شد.

2- قرائت گزارش اعتبارنامه نمایندگى آقاى دکتر بقایى از کرمان و خروج آن از دستور

رئیس - آقاى خسرو قشقایى.

 (آقاى خسرو قشقایى گزارش کمیسیون تحقیق راجع به انتخابات کرمان و نمایندگى آقاى دکتر بقایى را به شرح زیر قرائت کردند)

گزارش کمیسیون تحقیق به مجلس شوراى ملى‏

پرونده انتخابات کرمان که به مخالفت آقایان دکتر میر اشرافى و عامرى به کمیسیون تحقیق ارجاع شده بود مورد رسیدگى قرار گرفت جریان کار به شرح ذیل به عرض مجلس شوراى ملى می‌رسد:

جریان کلى انتخابات کرمان به شرح گزارش شماره 5 از شعبه پنجم به استحضار آقایان نمایندگان محترم رسیده است.

آقاى میر‌اشرافى یکى از معترضین در کمیسیون حضور یافته و توضیح دادند طبق قانون اساسى و قانون انتخابات آقاى دکتر بقایى نمی‌توانند از دو محل انتخاب شوند ولى ایشان در یک روز قبولى خود را از هر دو حوزه اعلام داشتند و در مورد انتخابات کرمان باید بگویم آقاى دکتر بقایى با اعمال نفوذ انتخاب شده‌اند و مستند اینجانب اوراق و شکایات مضبوط در پرونده انتخابات کرمان است توضیح این که عدم مخالفت با آقاى مهندس رضوى این بوده که ایشان محبوب مردم و با آرای طبیعى انتخاب شده‌اند ولى آقاى دکتر بقایى با زور و اعمال نفوذ. سپس آقاى دکتر بقایى منتخب مورد اعتراض در کمیسیون حضور یافتند و پس از استحضار از اعتراضات آقاى میر اشرافى گفتند موادى که مورد استناد معترض براى عدم انتخاب یک نفر از دو محل بوده مؤید اعتراض و ادعاى ایشان نیست بلکه این مواد نمایندگى اینجانب را از دو محل تأیید می‌نماید و در مورد جریان کلى انتخابات کرمان هم مجلس صحت جریان انتخابات کرمان را تصویب نموده کمیسیون با توجه به اعتراضات معترض و مدافعات منتخب و توجه به اسناد پرونده گزارش شماره 5 از شعبه پنجم دایر به نمایندگى آقاى دکتر بقایى از کرمان را تأیید و اتخاذ تصمیم را در مورد انتخاب ایشان از دو محل به مجلس شوراى ملى واگذار می‌نماید.

رئیس - پیشنهادى از آقاى ملک‌مدنى رسیده است قرائت می‌شود:

 (به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم اعتبارنامه جناب آقاى دکتر بقایى از ردیف تا مراجعت خودشان خارج شود - ملک‌مدنى‏.

ملک‌مدنى - اجازه می‌فرمایید؟

رئیس - بفرمایید.

ملک‌مدنى - چون جناب آقاى دکتر بقایى حضور ندارند که راجع به پرونده خودشان اظهار‌نظر بکنند به نظر بنده این طور رسید که پیشنهاد بکنم که از ردیف فعلاً خارج شود.

تا مراجعت خودشان از مسافرت که بتوانند اخذ تصمیم کنند براى این که مجلس باید تصمیم بگیرد که یکى از دو اعتبارنامه باید مورد تصویب مجلس شوراى ملى واقع بشود و این منوط به این‌ است که آقاى دکتر بقایى که ذی‌نفع هستند در مجلس حضور داشته باشند و نظر خودشان را اظهار بدارند که حقى از ایشان فوت نشده باشد با بعضى آقایان هم که مذاکره کردیم این طور به نظرمان رسید که مصلحت در این است که فعلاً پرونده از ردیف خارج بشود تا مراجعت خودشان که با حضور خود ایشان مجلس شوراى ملى تعیین تکلیف این پرونده را بکند و هر طور که مقتضى شد در موقع خودش اخذ تصمیم بشود (صحیح است)

رئیس - آقاى مکى با این پیشنهاد مخالفید؟

مکى - بلى‏.

رئیس - بفرمایید.

مکى - طبق یادداشتى که آقاى دکتر بقایى به مقام ریاست مجلس نوشته‌اند دفاع از اعتبارنامه‌شان را به عهده بنده و دو سه نفر دیگر از رفقاى خودشان گذاشته‌اند راجع به گزارشى که مخبر محترم کمیسیون تحقیق قرائت فرمودند و عباراتى را از قول مخالف ذکر کرده بودند که ایشان با اعمال نفوذ انتخاب شدند خوشبختانه رئیس انجمن کرمان آقاى مهندس رضوى بوده‌اند که همه شایستگى و صلاحیت (صحیح است) و درستى و پاکدامنى آقاى مهندس رضوى را تصدیق می‌کنند (صحیح است) آقاى مهندس رضوى زیر این اعتبارنامه را امضا کرده است انتخابات کرمان را تصدیق کرده است (صحیح است) و مهندس رضوى کسى نیست که اگر با تطمیع و تهدید انتخابات صورت

+++

گرفته بود زیر آن صحه بگذارد (صحیح است) و اما راجع به این که از دو حوزه ایشان انتخاب شده‌اند این تصمیم با مجلس شوراى ملى است (صحیح است) قانون اساسى 136 کرسى براى پارلمان ایران قائل شده است و اصولاً بنده هم مخالف با انتخاب یک نماینده از دو حوزه هستم (صحیح است) زیرا ممکن است بدعتى شود که یک نفر از تمام مملکت انتخاب بشود و مشروطیت را تعطیل بکند خود آقاى دکتر بقایى هم چنین ادعایى نداشته و به مجلس واگذار کرده است بنابراین گزارش نمایندگى ایشان حوزه انتخابیه کرمان یا تهران مطرح می‌شود و به یکیش رأى گرفته می‌شود و آن یک خود به خود با تصویب مجلس از بین می‌رود این یک اشکال و ابهامى نیست که این پرونده در بوته اجمال بماند و مدت‌ها زیر گرد و غبار بخوابد و مجلس نتواند رویش تصمیم بگیرد این بسته به اراده نمایندگان محترم مجلس شوراى ملى است که روى یکى از این دو رأى بگیرند.

فرامرزى - اگر مجلس الان به پرونده کرمان رأى داد دیگر حق ایشان از تهران ساقط است لابد این طور می‌شود.

مکى - بنابراین بنده می‌خواستم عرض کنم که اگر پیشنهاد آقاى ملک به عنوان دفاع از پرونده ایشان است بنده از پرونده ایشان دفاع می‌کنم‏.

ذوالفقارى - هیچ دفاع ندارد و فقط اشکال در اینجاست‏.

مکى - اگر اشکال در این است که آقایان در خارج از مجلس بنشینند سه چهار نفر یا پنج شش نفر از زعماء و این را مطرح بکنند یکى از این دو پرونده را بیاورند و مجلس هم به اتفاق آراء رویش نظر بدهد ولى نگذارند تا ایشان برگردد ممکن است پنج ماه شش ماه دیگر طول بکشد چرا در این مدت ایشان از حق نمایندگى یعنى از حقوق نمایندگى محروم باشند (صحیح است) بنابراین باید در خارج از جلسه موضوع را مطرح کرد آقایان بنشینند آنچه را که به مصلحت مملکت است و آن طورى که به قانون لطمه‌اى وارد نیاید چون براى آتیه ممکن است یک سابقه بدى گذاشته شود، تصمیم بگیرند و به مجلس هم گزارش بدهند و مجلس روى آن اتخاذ تصمیم بکند بنابراین بنده به این دلیل مخالفت کردم که پرونده ایشان نماند تا ایشان از آنجا برگردند جلسه دیگر مطرح بشود و این کار روشن بشود.

ملک‌مدنى - بنده توضیح دارم‏.

قنات‌آبادى - اجازه بفرمایید نوبت بنده است‏.

رئیس - آقا تأمل بفرمایید نوبت شما باید برسد اصولاً یک پیشنهاد است که یک موافق توضیح داد و یک مخالف و زائد بر یک موافق و یک مخالف در پیشنهاد نمی‌توانند صحبتى بفرماید.

قنات‌آبادى - حضرتعالى توجه نمی‌فرمایید قبل از این که صحبتى بشود بنده اجازه خواسته بودم.‏

رئیس - چه اجازه‌اى آقاى ملک‌مدنى بفرمایید.

ملک‌مدنى - عرض کنم نظر بنده همان بود که جناب آقاى مکى اظهار کردند قصد بنده در این پیشنهاد این بود که یک راه‌حلى پیدا کنیم که روى این مطلب به طوری که مقتضى و مصلحت هست مجلس تصمیم بگیرد و بنده نظرم از دادن پیشنهاد این نبود که تعویقى افتاده باشد بلکه با مذاکره قبلى آقایان رفقا جناب آقاى حائری‌زاده و سایرین بنده این پیشنهاد را دادم و خواستم توضیح بدهم در هر حال من موافقم که امروز از دستور خارج بشود.

رئیس - پیشنهاد آقاى ملک‌مدنى حاکى از این است که از ردیف امروز خارج شود آقایانی که با این پیشنهاد با این کیفیت موافقت دارند قیام بفرمایند (اکثریت برخاستند) تصویب شد.

خسرو قشقایى - بنده به عنوان مخبر کمیسیون باید توضیحى بدهم‏.

رئیس - این موضوع توضیحى ندارد.

ناظرزاده - پس در جلسه آتیه صحبت می‌شود.

رئیس - بلى‏.

3- طرح گزارش اعتبارنامه آقاى دکتر شایگان نماینده تهران و تصویب آن‏

رئیس - آقاى خسرو قشقایى‏.

خسرو قشقایى - بنده یک توضیحاتى را لازم می‌دانم که راجع به پرونده آقاى دکتر بقایى عرض کنم ولى آقاى رئیس صلاح نمی‌دانند ولى بنده عقیده دارم که یک توضیح راجع به این موضوع صحیح باشد.

امامى‌اهرى - نشود بهتر است.‏

 (آقاى خسرو قشقایى گزارش کمیسیون تحقیق راجع به انتخابات تهران و نمایندگى آقاى دکتر شایگان را به شرح زیر قرائت کردند)

گزارش از کمیسیون تحقیق به مجلس شوراى ملى:‏

اعتبارنامه آقاى دکتر شایگان که به مخالفت آقاى میر اشرافى به کمیسیون تحقیق ارجاع شده بود مورد رسیدگى کمیسیون قرار گرفت جریان کلى انتخابات تهران به شرح گزارش شماره 6 از شعبه چهارم به استحضار آقایان نمایندگان محترم رسیده است. آقاى میر اشرافى معترض پرونده توضیح دادند در انتخابات تهران صد و چهل هزار تعرفه توزیع شده در صورتی‌ که به ادعاى چند نفر از منتخبین فعلى تهران در ادوار گذشته توزیع این تعداد آراء خلاف نظریه آنان بوده است و نامه‌اى از آقاى جزایرى عضو انجمن نظارت مرکزى به کمیسیون رسیده که فساد انتخابات تهران را تأیید مى‌نماید و در مورد صلاحیت آقاى دکتر شایگان در کمیسیون صحبتى نمى‌کنم و در مجلس بیان ادعا می‌نمایم.‏

آقاى دکتر شایگان منتخب مورد اعتراض در کمیسیون حضور یافتند و پس از استحضار از اعتراضات معترض گفتند جریان انتخابات تهران با تصویب اعتبارنامه چهار نفر از منتخبین آن مورد تأیید مجلس شوراى ملى قرار گرفته جمعیت تهران یک میلیون دویست هزار نفر است و بنده 127 هزار رأى داشتم آقاى دکتر بقایى هم توضیحاً گفتند اعتراض در مورد تعداد آرای مأخوذه ادوار گذشته مربوط به اخذ رأى جهت مجلس مؤسسان بود زیرا در آن موقع تعداد زیادى آراء با بودن 20 صندوق اخذ گردید.

رئیس - آقاى مکى.‏

مکى - بنده خواستم عرض بکنم آقاى دکتر شایگان طبق یادداشتى که نوشته‌اند دفاع از اعتبارنامه خودشان را به عهده بنده و آقاى مهندس زیرک‌زاده و آقاى قنات‌آبادى و آقاى زهرى واگذار کرده‌اند بنابراین اشکالى ندارد که آقاى میر اشرافى مطالب خودشان را بیان بفرمایند.

رئیس - آقاى میر‌اشرافى‏.

عده‌اى از نمایندگان - پس بگیرید آقا ایشان تشریف ندارند.

میر‌اشرافى - پرونده‌شان که تشریف دارند اگر خودشان تشریف ندارند.

ناظرزاده - خواهش ما را فراموش نفرمایید.

میر‌اشرافى - چشم. بنده اجازه می‌خواهم قبل از این که وارد اعتراضات خودم نسبت به انتخابات تهران بشوم یک موضوعى را به عرض آقایان نمایندگان محترم برسانم و آن عبارت از این است که اگر خاطر آقایان باشد در دوره گذشته که اکثر آقایان در پشت تریبون نطق می‌‌کردند رادیو تبعیض قائل می‌شد و نطق موافقین دولت را تمامش مى‌گفت و نطق مخالفین را نمى‌گفت مثل این که در جلسه گذشته عرایضى بنده حضور آقایان عرض کردم و اظهاراتى هم جناب آقاى مهندس زیرک‌زاده فرمودند عرایض بنده را از رادیو تحریف کرد و آنچه به نفع خودشان بود گفت و آنچه که راجع به دفاع بنده و دفاع از سرگرد گیوتاش و عدم مداخله او بوده است مطلقاً نگفت و آنچه را که جناب آقاى مهندس زیرک‌زاده فرمودند که ارتش مداخله کرد و سرگرد اله کرده بله کرده تمام را طابق النعل بالنعل با یک صداى فوق‌العاده قشنگى پاى رادیو بیان فرمودند بنده مى‌خواستم استدعا کنم یا امر بفرمایند که اداره رادیو نطق موافق و مخالف را کاملاً بگوید یا این که مثل اواخر دوره گذشته رادیو را وصل بکنند به مجلس که بیانات آقایان نمایندگان از این جا به سمع کلیه ملت ایران برسد نه این که بیانات نماینده‌اى را ببرند تحریف کنند و هر چه را که میل دارند بگویند و هر چه را میل ندارند نگویند این عرض اول بنده بود و البته این موضوع تصمیم قطعى‌اش با جناب آقاى رئیس است.

خسرو قشقایى - مجلس باید وسایلى داشته باشد که عین نطق را بدهد به روزنامه‌ها و رادیو هم مطابق آن بگوید کاملاً فرمایش‌تان صحیح است‏.

میر‌اشرافى - مخبر اداره تبلیغات اینجا حاضر است یادداشت می‌کند چطور نطق آقاى مهندس زیرک‌زاده را یادداشت کرد (زیرک‌زاده- تمام نطق بنده نبود) عرض امروز بنده راجع به انتخابات تهران است نسبت به آقایان نمایندگانى که بنده اعتراض کردم دو قسمت است یک قسمت راجع به جریان انتخابات تهران است و یک قسمت هم راجع به صلاحیت بعضى از آقایان است که البته هر کدام به نوبه خودش گفته می‌شود و بنده ناگزیر هستم و امروز عین یادداشت‌هاى خودم را بگویم براى این که دفعه گذشته عرایضى کردم که آن عرایضم در رادیو خوانده نشد از این جهت بنده عرایض خودم را یادداشت کرده‌ام آنها را قرائت می‌کنم و عیناً می‌دهم به اداره رادیو که دیگر تحریفى نشود این یادداشت را هم می‌دهم اداره تندنویسى.‏

آقایان نمایندگان محترم، خیلى متأسف هستم از این که اطلاعاتی که در مدت چند سال روزنامه‌نویسى و مبارزات سیاسى پیدا کرده‌ام مرا مجبور می‌سازد یک وظیفه ناگوارى را به عهده بگیرم‏.

تأسف بنده از این‌ است که چرا باید جریان امور مملکت از یک مجارى غیر مطلوبى سر بزند که انسان مجبور شود یک حقایق تلخى را بگوید و اسرار ناگفتنى‌ها را فاش کند لکن وقتى که انسان در مقابل هر گونه فداکارى هر گونه تلاش براى نجات مملکت مواجه با ناکامى مواجه با حرمان مى‌شود نمى‌تواند سکوت را پیشه خود سازد.

آقایان محترم اجازه خواهند داد براى بیان مقصود خود مقدمه‌ای‌ را که براى عرض مطالب آتى لازم می‌شمارم بیان نمى‌آیم از روزی که حرفه روزنامه‌نگارى و هدایت افکار را به عهده گرفتم خواهان مجهول مطلق نبوده‌ام از هر فرد هر مدعى اصلاح و هر خواهان تغییر اوضاع که ظاهراً براى نجات مملکت کوشش می‌کرد استقبال کرده و وی را با خود همدرد بالطبع خویش را طرفدار وى می‌دانستم از همین نقطه نظر از چند سال قبل عقاید جناب آقاى دکتر مصدق

+++

و بعد از آن برخى اعضاى جبهه ملى که خویشتن را پیشرو دلسوخته‌گان قرار می‌دادند واژگون شدن احوال ناگوار و بهبودى اوضاع عمومى را وجهه همت خود معرفى مى‌کردند به افکار خود نزدیک دیده و تمام سعى و کوشش خود را در همکارى و پیش بردن مقاصد مشترک ملى قرار می‌دادم‏.

از آغاز ایجاد روزنامه آتش به شهادت دوره‌هاى هفتساله روزنامه پیوسته از جمله منقدین عملیات دولت‌ها بودم و به همین سبب مکرر در مکرر روزنامه آتش با حکومت نظامى وقت و دولت‌ها در جدال و کشمکش بوده و چه بسا روزنامه توقیف و این خدمتگزار مورد تعقیب و آزار قرار گرفته است بودم ولکن با تمام فشارها و تضییقات و مخالفت‌ها این مشعلى که براى حفظ آزادى و خدمت به استقلال و دفاع از حقوق حقه و اساسى مردم با سرمایه و تلاش شخصى و همکارى عده‌اى همدرد افروخته شده بود خاموش نگردید.

آقایان احساس می‌فرمایند پس از چند سال همکارى پس از چند سال همدردى اکنون خود را ناگریز مى‌بینم بر‌خلاف اعتبارنامه بعضى از همکاران دیروزى خود زبان بگشایم انجام این وظیفه براى من ناگوار لکن در مقابل وجدان در مقابل ملت در مقابل خدا و در مقابل خلق ناگریز هستم عواطف و احساسات و روابط شخصى خود را فداى مصالح عمومى نمایم.‏

ممکن است همکاران و رفقاى دیروزى من مرا خطاکار بشمارند ولى اجازه بدهید به آنها عرض کنم که اشتباهات آنها خطاهاى آنها اگر نبود من به این کارى که آنها ممکن است خطاکارى بنامند مبادرت نمى‌کردم ولى اطمینان می‌دهم آنچه بگویم و آنچه را مخالفت تعبیر نمایند خالى از هر غرض شخصى و نظر خصوصى است یک انسان وارفته و یک بشری که ببیند تمام امیدها و مساعى او بیهوده تلف شده اگر در بیان درددل و یا سوزدل خود یک حقایق را بگوید باید وى را معذور داشت.

مجلس شوراى ملى در میان طوفان تمام بدبختى‌ها تنها مرجع و مرکزى است که یک نفرى که به خود اجازه عنوان نمایندگى ملت را می‌دهد کتمان حقایق را شعار خود ساخته و از گفتن آنچه می‌داند خوددارى نماید.

آنچه می‌گویم مبالغه تصور نفرمایید من معتقد شده‌ام و احساس کرده‌ام که باید در دوره هفدهم به مجلس بیایم تا بتوانم پشت این کرسى خطابه و در حضور نمایندگان محترم یک حقایق را به سمع ملت ایران برسانم‏.

شاید اگر این حقایق براى شخص نتایج سویى داشته باشد شاید سکوت بیشتر به مصلحت شخص بنده بود اما روزی که به این مجلس قدم گذاشتیم به قرآن مجید سوگند خورده‌ایم که جز مصلحت مملکت و ملت چیزى در نظر نگیریم‏.

مخالفت بنده با اعتبارنامه آقاى دکتر شایگان نخست از نقطه‌نظر جریان انتخابات تهران است که این قسمت شامل کسانى است که با نمایندگى آنها مخالفت کرده‌ام چون سلسله حوادث به یکدیگر مربوط است براى روشن شدن ذهن آقایان نمایندگان محترم ناگزیر هستم در ضمن توضیح سوء جریان انتخابات تهران امثال و شواهدى از مداخلات دولت و وزیر کشور یا نائب رئیس و کارگردان سابق انتخابات تهران در انتخابات نقاطى که هنوز جریان آن خاتمه نیافته به عرض برسانم هر چند با صدور تصویب‌نامه توقیف و تعطیل انتخابات آخرین مرحله مداخلات دولت در امر انتخابات آشکار شد و اصول ششم و هفتم قانون اساسى و ماده 14 قانون انتخابات و سایر مواد قانون انتخابات که لگدمال و مقام این قانون‌شکنى صریح بالاى تمام قانون‌شکنى‌ها است زیرا مواد اخیر‌الذکر دولت را مانع شده است که در مورد اجراى قوانین میان افراد ملت فرق بگذارد تمام مواد قانون انتخابات صراحت دارد که وقتى انجمن نظارت تشکیل شد دولت دیگر حق مداخله در کار انتخابات را ندارد و اختیار انتخابات با انجمن‌ها است چون این موضوع عجالتاً مورد بحث ما نیست بنده نمى‌خواهم با ذکر دلایل و موارد قانونى از موضوع مورد بحث خارج شوم همین‌ قدر از پشت این تریبون علیه آقاى وزیر کشور و کلیه آقایان وزیرانى که این تصویب‌نامه مخالف نصوص صریح قانون را امضا کرده‌اند اعلام جرم می‌کنم.

آقایان محترم: براى اثبات صحت یا عدم صحت جریان انتخابات هر حوزه ما دو مدرک داریم یکى قانون و دیگرى سنن سابقه و عادات گذشته.

در شروع انتخابات این دولت نه احترام قانون و نه رعایت سنن و سوابق را لازم دانست ممکن بود آنچه می‌کنند بر‌خلاف قانون یا بر‌خلاف سنن و سابقه جارى در این مملکت باشد ولى در دنیا در تاریخ بشر یک سابقه و نمونه‌اى داشته باشد لکن اتفاقاً قرعه‌بازى و فرماندار‌سازى ایشان در تمام ادوار تاریخ انتخابات بشر سابقه نداشت و این ابتکار و ابداع که سبب قتل‌عام زابل، بابل، یزد بهبهان وده‌ها نقطه دیگرگردید از خصوصیات مختصات جناب آقاى دکتر مصدق است البته یک فرماندارى که بدون هیچ معرفت و سابقه‌اى به نقطه‌اى وارد شود و واجد تعلیمات صریح دولت باشد اگر اشتباهى بکند و جان خود و مردم را فداى اصل نوظهور قرعه بنماید مسؤولیت آن متوجه دولتى است که با ایجاد چنین مقدماتى یک چنان نتایج ناگوارى را براى مملکت تهیه نماید.

آقاى رئیس، آقایان وکلا امیدوارم به بنده اعتراض نفرمایید که خارج از موضوع انتخابات تهران صحبت می‌کنم زیرا براى اثبات مداخلات پى در پى دولت در جریان انتخابات تهران باید اسناد و مدارک و شواهد و نظایرى ارائه داد. یک شاهد زنده یک مدرک غیرقابل انکار راجع به مداخلات دولت در انتخابات که مورد تصدیق ضمنى آقاى نخست‌وزیر نیز واقع شده دستورى است که درباره انتخابات بهبهان صادر شد که مفاد آن به عرض می‌رسد.

البته این دستور به عرض آقایان نمایندگان رسید و در اکثر جراید هم منتشر شد و این دستورى است که رئیس ژاندارمرى بهبهان مستقیماً برداشته به فرمانده لشکر و فرماندارى نوشته که امر گردید که بایستى آقاى غروى از آنجا وکیل شود و عین این نامه محرمانه در جراید منتشر شد فقط ایرادى که آقاى نخست‌وزیر گرفتند این بود که چه شده این نامه محرمانه در دسترس جراید قرار گرفته والا در اصل موضوع اشکالى نشد البته هم نامه رئیس ژاندارمرى و هم نامه آقاى دکتر مصدق هست که اگر آقایان اجازه بفرمایید خوانده می‌شود (دکتر معظمى - در موقع انتخابات بهبهان قرائت بفرمایید)

(خسرو قشقایى- در انتخابات شهرضا بوده گویا) جاى تأسف است که اولیای دولت مهار اندیشه را از دست داده عصبانى شده و با نوشتن این نامه و تقاضاى تعقیب نویسنده نامه محرمانه به این بنده فرصت دادند که اگر ارفاق نکنم علیه مداخلات دولت در جریان انتخابات بار دیگر اعلام جرم نمایم.

این سابقه یعنى سابقه اعلام جرم علیه مداخلات ورزا در جریان انتخابات را جناب آقاى دکتر مصدق به ما درس داده‌اند هنگامی‌ که علیه مرحوم تدین و جناب آقاى سهیلى ظاهراً به همین علت اعلام جرم نمودند.

آقایان به بنده اعتراض نفرمایند انتخابات بهبهان چه ارتباطى با جریان انتخابات تهران دارد؟

آقایان نمایندگان محترم فاصله بهبهان تا تهران چند صد کیلومتر است. با آن که جناب آقاى دکتر مصدق یک عامل با سابقه را براى انتخابات خوزستان مأمور فرمودند با این که تمام مأمورین کشورى و لشکرى را براى همین مقصود تغییر دادند معهذا از ولع انجام مقصود خود چنین اسنادى را از فکر درست خود بیرون داده‌اند اما در تهران مورد نداشت سند کتبى بدهند پیشواى مطلق آمر مطلق آنچه می‌خواست شفاهاً به این و آن تکلیف و اوامر شفاهى به تمام مأمورین دولت در شهربانى ژاندارمرى و ادارات دولتى ایشان را مستغنى می‌ساخت که سند کتبى بدهند.

در جریان انتخابات تهران قراین و آثار دلایل بی‌شمار و اظهارات و شهادت عده کثیرى از اعضا و رؤسای انجمن‌هاى فرعى حکایت از مداخلات انکارناپذیر دولت و مخدوش بودن و رسوا بودن این انتخابات می‌کند.

دلیل اساسى این که در بدو شروع انتخابات تهران دولت وزیر کشورى نداشت زیرا یقین نداشتند که وزیر کشور مجرى تمام اوامر باشد به این جهت تا خاتمه انتخابات تهران تمام جریان انتخابات این شهر بدون وجود وزیر کشور ادامه پیدا کرد.

آقایان نمایندگان محترم براى این که بدانند جریان امور کشور از چه قرار است همین موضوع عدم تعیین وزیر کشور را در جریان انتخابات تهران و سپس علت آمدن و سبب رفتن آقاى اللهیار صالح در خاتمه علت انتصاب جناب آقاى رام نائب رئیس سابق انجمن نظارت و مسئول جریان انتخابات تهران را به وزارت کشور تحقیق فرمایید تا اسرار دردناکى براى همگى فاش شود.

آقاى اللهیار صالح 29 روز وزیر کشور بودند وقتى که آقاى صالح وزیر کشور شدند اولین روز رفتند خدمت آقاى نخست‌وزیر و به ایشان گفته بودند که آقا من حاضر نیستم در امر وزارت کشور هیچ کس مداخله کند آقاى نخست‌وزیر هم به ایشان اجازه داده بودند که کلیه اوراق و اسنادى که در دسترس نخست‌وزیرى هست به وزارت کشور ببرند و هیچ کس هم در کار ایشان حق مداخله ندارد پس از این که آقاى اللهیار صالح آمدند چندین حوزه که بلا‌تکلیف بود از جمله تربت، مشکین‌شهر، بندر پهلوى که آقاى معتمد‌دماوندى اینجا نشسته‌اند اینجاهایى که بلا‌تکلیف بود و مورد اعتراض دولت بود که نمی‌خواستند انتخابات آنجاها خاتمه پیدا کند آقاى صالح انتخابات آنجاها را جریان انداختند در یک جلسه هیئت دولت بین آقاى اللهیار‌صالح و نخست‌وزیر مشاجره حضورى پیدا شده به طوری که آقاى نخست‌وزیر شدیداً به آقاى اللهیار‌صالح اعتراض فرمودند که آقا شما رفته‌اید که مخالفین ما را در بیاورید آقاى صالح هم گفته‌اند که من نرفته‌ام ببینم کى مخالف است و کى موافق است من رفته‌ام که هر کس رأى داشت در بیاید و به همین جهت هم اوقات آقاى صالح تلخ شد و از وزارت کشور کناره‌گیرى کرد هم کناره‌گیرى کرد و هم دولت او را کنار گذاشت چرا؟ دولت و دستگاه نخست‌وزیرى متوجه شدند که اللهیار‌صالح کسى نیست که تحت اوامر دستگاه دولتى باشد (مهندس زیرک‌زاده - این اخبار از کجا پیدا شده صحیح به نظر نمى‌آید) همه‌اش صحیح است به جان شما از دستگاه غلام یحیى و پیشه‌ورى بیرون

+++

مى‌آید بلى مقصود عناصرى است که در آن دستگاه همکارى می‌‌کردند اینجا جناب آقاى نخست‌وزیر را واقعاً با این که ما با آقاى دکتر مصدق با روشش مخالف هستیم ولى معتقدم خودش مرد صالحى بود (صحیح است) و حیف که امروزه به دست یک عده‌اى ناصالح شد یک مردى که وجهه ملى داشت و امروز به درد ملت و مملکت می‌خورد امروز طورى شده است آن حرف‌هایى که براى تدین و سهیلى و رزم‌آرا و هژیر می‌زدند با کمال خجلت و شرمندگى باید براى دکتر مصدق بزنند افسوس دولت آقاى دکتر مصدق در عرض چند ماه اخیر مداخلات علنى و صریحى در امر انتخابات شهرستان‌ها نموده که توقیف و تعطیل و احضار فرماندار و اعزام مأمور مخصوص و صدور اوامر صریح نمونه‌هایى از آنها است و این دولت در انجام مقاصد غیر قانونى خود یک مشاور و ناصح مشفق داشته و آن آقاى رام نائب رئیس و مسئول و کارگردان سابق انتخابات تهران و وزیر کشور فعلى بوده است این ناصح مشفق و همکار بلا اراده و مطیع و خدمتگزار با سابقه به پاداش مداخلات خود در انتخابات تهران و براى این که انتخابات سایر نقاط را نیز مثل انتخابات تهران جریان دهد به وزارت کشور منصوب شد چنانچه حضرت آیت‌الله حاج سید فخرالدین جزایرى عنصر روحانى با شخصیت و نائب رئیس دوم انجمن نظارت تهران در مراسله خود این حقیقت دردناک را به صراحت تمام به آقاى نخست‌وزیر متذکر شدند.

باید اقرار کرد که پس از نیل به مقام وزارت کشور بود که آقاى نخست‌وزیر مانند آقاى رام رهبر و شریک جرمى براى خود پیدا کردند و تا آن اندازه که وضعیات اجازه می‌داد انصافاً جناب آقاى وزیر کشور در فلج کردن تمام جریان انتخابات ولایات و تعطیل عملى مجلس و محروم ساختن چند میلیون نفر از حق انتخاب وکیل کامیابى حاصل نمودند.

نام جناب آقاى وزیر کشور فعلى و نائب رئیس و صحنه‌گردان انتخابات خواه ناخواه ما را از جریان انتخابات ولایات منصرف و متوجه تهران می‌سازد. و اما اعتراض بنده به جریان انتخابات تهران که آقاى دکتر شایگان صاحب پرونده مورد مخالفت بنده نیز از مدعیان نمایندگى این حوزه هستند به قرار زیر است:

1- هیئتى که به نام انجمن نظارت انتخابات تهران دور هم گرد آمده بودند صلاحیت اطلاق چنین عنوانى را به خود نداشته زیرا فرماندارى که ایشان را براى کفالت انجمن دعوت کرده مخالف قانون تعیین گردیده بود فرماندار باید بنا به پیشنهاد استاندار و تصویب وزارت کشور با صدور فرمان همایونى تعیین گردد در اینجا آقاى مفتاح به غیر ترتیب مقرر در قانون تعیین شد به همین جهت آقاى هادى اشترى استاندار تهران که به هیچ قیمت حاضر نبود زیر بار خلاف قانون برود استعفا داد (ضمناً در این جا به طور جمله معترضه باید عرض کنم که همین آقاى فرماندار نیز مثل همه کسانى که توانستند صندوق انتخابات تهران را با آرای پارویى پر کند پاداش خود را گرفت و همین ماه گذشته به طرز غیر طبیعى به سمت استاندارى مازندارن ارتقا مقام یافت) (تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل)

2- به موجب قانون انتخابات انجمن نظار باید از بین 36 نفر از طبقات شش‌گانه مالکین - زارعین - اصناف - تجار - علما - اعیان و همچنین از معتمدین محل که مورد دعوت فرماندار قانونى قرار مى‌گیرد انتخاب شوند در اینجا ادعا شده که 108 نفر را فرماندار تعیین نمود و با قرعه از بین کسانى تعیین شده‌اند که خود را انجمن نظار مرکزى انتخابات معرفى نموده‌اند بدیهى است چون اساس تشکیل انجمن بر‌خلاف ترتیب مقرر در قانون بوده انجمن صلاحیت نداشته است.

فرضاً از بین 108 نفر  36 نفر به قرعه انتخاب شوند که آن 36 نفر از بین خود با رأى مخفى 18 نفر را به سمت اعضاى اصلى و على‌البدل انتخاب نموده باشند باز هم تشکیل این انجمن قانونى نیست زیرا مسلم است که قرعه ولو زبان‌فهم هم باشد هرگز نمى‌تواند 36 نفر از طبقات شش‌گانه و معتمدین محل طبق پیش‌بینى قانون انتخاب کند در حالى که نظر اصلى قانونگذار غیر از این بوده است‏.

3- انحراف از رعایت این اصل مهم و صراحت قانون است که انجمن نظارت انتخابات تهران از کسانى تشکیل شده بود که به انجمن خانوادگى کاندیداى دولت بیشتر شباهت داشت تا انجمن انتخابات و بنده نمی‌خواهم در اینجا اسامى یکایک اعضای انجمن و درجه قرابت آنها را با هر یک از آقایان مدعیان نمایندگى تهران به عرض برسانم آقاى زیرک‌زاده یک ایرادى گرفتند به انتخابات قم که در انتخابات هم انجمن که تشکیل شد یکى از اقوام آقاى تولیت جز‌و انجمن بود در صورتی که انجمن تهران وقتى نگاه کنیم می‌بینیم که تمام از رفقا و بستگان و اقوام آقایان بوده‌اند من‌جمله دو نفرشان رفیق جناب آقاى نریمان بوده‌اند که امروز اولین روز است تشریف آورده‌اند آن رفیق ایشان آقاى شهنواز است (نریمان - افتخارش این است که رفیق بنده است و بنده هم افتخار دارم که رفیق او بودم) او سابقاً در بانک روس هم در قزوین کار می‌کرده (نریمان - اشتباه می‌کنید) شما اشتباه می‌کنید (زنگ رئیس) خیلى هم اشتباه می‌کنید آقاى نریمان.‏

رئیس - صحبت خودتان را ادامه بدهید.

میر‌اشرافى - باید گفته شود که انتخابات تهران رسوا بوده است صد و چهل هزار رأى از کجا آمده است با پارو هم بریزید صد و چهل هزار رأى نمى‌آید خجالت هم خوب چیزى است (شمس قنات‌آبادى - آقاى میر اشرافى مردم تهران براى بیرون کردن آن کسانى که می‌خواستند به حقوقشان تجاوز کنند قیام کردند براى حفظ مملکت قهرمانى خود را به دنیا نشان دادند این رأی‌ها براى حفظ حقوق ملت بوده) هیچ کدامش مال ملت نبوده بنده دلیل دارم و نطق آقاى دکتر مصدق را می‌خوانم خود آقاى دکتر مصدق مى‌گویند که تهران سى و پنج هزار رأى بیشتر نمی‌تواند بدهد و خود آقاى دکتر بقایى هم نطق کرده است که تهران نمى‌تواند بیش از 70 هزار رأى داشته باشد آقاى حائرى‌زاده هم در نطق‌شان مى‌گویند بیش از هفتاد تا هشتاد هزار رأى نمی‌شود پس صد و چهل هزار رأى از کجا آمده (قنات‌آبادى - عقیده فرد که نمی‌تواند ملاک کلى باشد) تمام شماها از عقیده فردى پیروى می‌کنید از عقیده آقاى دکتر مصدق پیروى می‌کنید عقیده یعنى چه؟ (قنات‌آبادى - ما از اصول عالیه پیروى مى‌کنیم)

4- علاوه بر این که بستگى اکثریت 9 نفر از اعضاى انجمن اصلى با مدعیان نمایندگى تهران مسلم است اساساً در انجمن نظارت کسى از معتمدین محل عضویت نداشت در حالی که قبل از دعوت فرماندار از طرف شوراى عالى انجمن‌هاى محلى تهران مرکب از نمایندگان رسمى 160 انجمن نامه‌ای به فرماندار تهران ارسال گردید و تقاضا شد در دعوت معتمدین محل با نظر آن انجمن عمل نمایند لیکن فرماندار آن روز تهران یا استاندار کنونى مازنداران بدون رعایت قانون و اصول و سنن و سابقه دست به تشکیل یک انجمن نظار خانوادگى زد.

5- آقاى شیخعلى مدرس یک روحانى جلیل‌القدرى است که چندین دوره مردم تهران او را انتخاب کرده‌اند و ایشان از قبول وکالت استنکاف نموده‌اند و به هیچ وجه با جریان‌ها ارتباطى ندارد و نود در صد از بازیگران را هم نمى‌شناسند سن ایشان و شخوخیت ایشان مجال و فرصت توجه به این امور را نمى‌داد که روزى 8 ساعت وقت خود را صرف جریان انتخابات بکند ولى اولیای امور و کارگردان‌هاى انتخابات تهران لازم دیدند یک چنین شخصیتى را وسیله قرار دهند و به نام او انتخابات تهران را به جریان بیندازند جناب آقاى نخست‌وزیر سه مرتبه شخصاً به منزل ایشان رفتند هر چه خواهش کردند این شخصیت سالخورده عذر خواست و جواب رد داد دفعه آخر سیاست ارعاب و تهدید به کار رفت و حتى روزى در جریان تشکیل انجمن درب خانه ایشان را آتش زدند و بالاخره این پیرمرد جلیل‌القدر را راضى کردند که به تعیین ایشان به سمت ریاست انجمن نظارت شهر تهران اعتراض نکند اما لازم نیست در جریان انتخابات مداخله نمایند یا نظارتى داشته باشد.

6- وجود اشخاص بی‌سواد چه در بین 36 نفر و چه در انجمن نظارت مرکزى از قبیل آقایان شمشیرى کریم‌آبادى کدخدا اسمعیل قصاب غلامحسین اتفاق و همچنین وجود اشخاص بى‌سواد در انجمن تجریش که اسامى آنها در پرونده موجود و مورد اعتراض مردم شمیرانات قرار گرفت همچنین وجود این اشخاص در انجمن لواسانات و رودبار قصران و کن و ارنگه و شهرستانک به کلى عملیات انجمن‌ها را از اعتبار قانونى مى‌اندازد زیرا صراحت قانون در عدم دخالت بی‌سوادها در انجمنهاى نظار در اساس قانونى بودن انجمن مقرر است به نحوی که عدم رعایت آن انجمن را از صلاحیت قانونى خارج مى‌سازد.

7- در تشکیل انجمن‌هاى فرعى رعایت بی‌طرفى نگردید و در حقیقت باید گفت که مأمورین براى اجراى نظریات انجمن خانوادگى انتخابات مرکزى تعیین شدند و باید اعتراف کرد که مدعیان نمایندگى تهران این تجربه را از انتخابات دوره 16 تهران کسب کرده بودند زیرا در دوره شانزدهم هنگامی که آقاى دکتر مصدق پیشواى جبهه ملى اعلامیه تحریم انتخابات را آماده کرده بودند و مدعى بودند که انجمن‌هاى فرعى از کسانى دعوت خواهندشد که به نفع کاندیداى دولتى‌ها عمل می‌کنند فرماندار وقت تهران به ایشان متوسل شد و رسماً اعلام کرد که ما از شما هم براى تشکیل انجمن‌هاى فرعى صورت مى‌پذیریم در مقابل این توافق ریاست انجمن مسجد سپهسالار دکتر فاطمى ریاست انجمن کافه شهردارى امیر‌علا‌یى که از کثیف‌ترین افراد جبهه ملى است همین امیر‌علایى صدى هشتاد وجهه دکتر مصدق را از بین برد ریاست انجمن مسجد قایم نریمان، امیر‌تیمور کلالى ناظر صندوق شمیرانات که اقرار به جرم کرده‌اند ممکن است یک قاتلى هم یک روز بیاید و بگوید که من قتل کرده‌ام اقرار به جرم است هیچ مانعى ندارد مهندس حسیبى ناظر صندوق رودبار قصران، دکتر نعمت‌اللهى ناظر صندوق کن و شهرستانک منصوب شدند و به این ترتیب اسامى آرای 8 نفر از کاندیداى وابسته به آقاى دکتر مصدق در همین صندوق‌ها ریخته شد. کاندیداى دولتى و اولیای امور که از گذشته درس گرفته و می‌دانستند که هر گاه دولت انجمنهاى محلى را در اختیار داشته باشد به مقصود خود رسیده است در انتخابات اعضاى انجمن‌ها به هیچ وجه رعایت قانون و اصول را

+++

نکردند و از همین رویه پیروى نمودند خوش‌بختانه از آنجایی که هیچ جرمى همیشه در پرده نمى‌ماند در عرض این مدت یک ماه صدها نامه و مراسله از اعضاى سابق انجمن‌ها به بنده و کمیسیون تحقیق رسید و اکثر آنها با ندامت و پشیمانى و سرشکستگى به اشتباه خود اعتراف و اظهار داشته‌اند که چگونه در ریختن آراء به صندوق‌ها در قرائت آراء و در تعویض آراء دست داشته‌اند.

و اگر آقایان نمایندگان محترم صلاح بدانند چند تن از ایشان در این مجلس حاضرند چون طبق دفاتر موجود در فرماندارى تهران سمت ایشان در انجمن‌هاى محلى محرز است اعترافات آنها به عنوان مدارک غیر قابل انکار مخدوش بودن انتخابات تهران تلقى می‌گردد الان 20 روز است که ما نوشته‌ایم دفاتر انتخابات تهران را اینجا بیاورند الان که روز بحث است آقاى تاج آمده‌اند می‌گویند که این دفاتر حاضر است چند روز است که ما نوشته‌ایم آقاى ذوالفقارى؟

8- طرز کار انجمن‌هاى فرعى چه از نظر تشکیل و چه از نظر اخذ آراء و چه در قرائت آن بر‌خلاف قانون بوده و عملیات انجمن را از اعتبار قانونى ساقط می‌نماید زیرا انجمن‌هاى فرعى نیز اصولاً می‌بایستى مثل انجمن اصلى از بین 36 نفری که در قانون تصریح گردیده انتخاب شوند در اینجا به هیچ وجه هیچ یک از انجمن‌هاى 120گانه به شکلى که قانون تصریح نموده تعیین نگردیده‌اند دلیل بنده پرونده امر می‌باشد که در اختیار فرماندارى تهران است.

انجمن مرکزى براى هر حوزه فرعى اشخاصى را دعوت کرد که خود آنها از بین خودشان هیئت رئیسه را تعیین نمایند در حالى که باید 36 نفر دعوت شوند که آنها از بین خود اعضاى اصلى و على‌البدل را تعیین کند و نظر به عدم رعایت این نکات عملیات انجمن از درجه اعتبار ساقط است.

اعضاى انجمن‌ها داراى نظریات شخصى خصوصى نسبت به کاندیداها بودند مثلاً وقتى آراء به نام نامزدهاى دولتى ریخته می‌شد با سلام و صلوات استقبال می‌‌کردند ولى هر کسى نام مخالفان دولت را در آرای خود داشت با توهین و هتاکى روبرو می‌شد و حتى‌الامکان مانع گرفتن رأى او می‌شدند و به طور کلى در اکثر حوزه‌ها تهدید رأى‌دهندگان یک امر عادى بوده است همان تهدیدى که جناب آقاى مهندس زیرک‌زاده فرمودند تهدید در تهران بیشتر از همه جا بوده است به علاوه در اخذ آراء به هیچ وجه رعایت مقررات نشده زیرا در حوزه‌هایی که رأى دولتى ریخته نمی‌شد انجمن‌ها کار نمی‌‌کردند و به عناوین مختلف کار را تعطیل نمودند مثلاً انجمن سلسبیل رأى 500 نفر را برگرداند که صورت مجلس شد و آن روز بیش از 50 رأى نگرفته و بعد هم انجمن را تعطیل کردند چرا؟ براى این که این پانصد نفر نمى‌خواستند به کاندیدهاى دولت رأى بدهند به دیگرى مى‌خواستند رأى بدهند و اما بر‌عکس در نقاطى که مایل به ریختن رأى دستى و صادر کردن تعرفه سفید بودند که آن تعرفه‌ها در دست اشخاص می‌باشد مثل مسجد ترک‌ها در عرض 3 روز 3600 رأى صورت دادند که گرفته شده است 3600 رأى را حساب کنید چه جور مى‌شود خود آقاى دکتر مصدق در زمانی‌ که آقاى قوام‌السلطنه انتخابات را انجام دادند حساب کردند که براى هر رأى پنج دقیقه حالا 3600 رأى را حساب کنید (یک نفر از نمایندگان- ممکن است) بلى اگر درش را باز کنند یک دقیقه پر می‌شود در حالی که شاید جمع آراء (سلسبیل) به هزار رأى نرسید به همین جهت حوزه‌هاى فرعى را چاقوکشان منتسب به دار و دسته دولتى که در حادثه 14 ماهیت خود را نشان داده و لقب مردم شرافتمند گرفته بودند آقایان نظر مبارکتان هست که وقتی که روز 14 آذر شد چند اداره روزنامه را غارت کردند و ما را از هستى ساقط کردند آقاى امیر‌تیمور کلالى در آن وقت وزیر کشور و رئیس شهربانى بودند که این مردمى که امروز رفتند غارت کردند اینها مردم شرافتمند تهران بودند ما از آنجا مردم شرافتمند را شناختیم و دانستیم که شرافتمند کى‌ها هستند (فرامرزى - ایشان نبودند رئیس شهربانى کس دیگرى بود) چرا خود آقاى امیر‌تیمور هم رئیس شهربانى بودند و هم وزیر کشور همان مردم شرافتمند صندوق‌ها را محاصره کرده بودند و هیچ کس جرأت نداشت رأیى به صندوق‌ها بریزد جز لیست دولتى در نتیجه همین رویه کاندیداى انتخابات تهران مانند حضرت آقاى دکتر امامى امام جمعه تهران، آقاى سید محمد طباطبایى - جمال امامى و چند تن دیگر همان روز اول استعفا دادند و از پیروان خود تقاضا کردند که جان خود را به خطر نیاندازند.

در صندوق‌هایى که صورت آرای آنها زیاد است یعنى از 2 هزار رأى بیشتر است چاقوکش‌ها اطراف صندوق را احاطه کرده بودند تا حریم امنیت ایجاد کنند و عده‌اى هم که به نامشان تعرفه صادر می‌شد دست به مرکب نمى‌زدند و با شناسنامه‌هاى جمع‌آورى شده دفاتر پر می‌شد. تعرفه‌هاى مکرر به اسم اشخاص معین در یک حوزه و همچنین تعرفه‌هاى سفید در دست مدیران جراید است که در خاتمه انتخابات ضمن مصاحبه‌اى که در مجلس تشکیل شد آن تعرفه‌ها به اعضاى هیئت رئیسه مجلس سنا ارائه گردید و آقاى تقى‌زاده اظهار داشتند (این را دیگر نمى‌دانستم که تعرفه سفید باطل می‌کنند؟) و عین آنها در روزنامه فرمان گراور شده که به نظر آقایان محترم می‌رسانم و یکى از موارد اعتراض آقایان مدیران جراید درباره انتخابات همین موضوع بود.

9- در قرائت آراء نیز بر‌خلاف قانون عمل شده زیرا آرای همه کاندیدها را نخوانده‌اند و قرائت نکرده‌اند و چند تن از کسانى که خود عامل انجام این کار بوده الان حاضرند ممکن است شهادت بدهند براى اثبات این مدعا به طوری که مسلم شده در اعلام جرمى که از طرف آقاى عمیدى نورى مدیر روزنامه داد به عمل آمد و در همان تاریخ تقاضا شد که از معدوم ساختن آراء صرف‌نظر و آنها را یک مرتبه دیگر با تعداد آرایى که صورت داده شده با حضور نماینده دادستان و مخبرین جراید مخالف و بی‌طرف تطبیق نمایند ولکن انجمن که به هیچ وجه این کار را مصلحت خود نمى‌دید به این تقاضا ترتیب اثر نداد.

10- آقایان نمایندگان محترم خوب توجه فرمایید خوب دقت فرمایید صرف‌نظر از این دلایل و مدارک زنده و غیر قابل انکار یک سند زنده و غیر قابل انکاری که به اعتراف شخص آقاى نخست‌وزیر و اکثر آقایان اعضای جبهه ملى و منتخبین تهران رسیده تعداد و میزان سیر طبیعى آرای تهران در مدت سه روز است که بدون اندک تردید بطلان و مخدوش بودن انتخابات این حوزه را ثابت و مدلل می‌سازد.

در انتخابات دوره هفدهم تهران در مدت 3 روز 145 هزار رأى اخذ شده است شخص آقاى دکتر مصدق نخست‌وزیر اولین کسى است که این انتخابات را باطل می‌داند زیرا ایشان در تحصن به دربار شاهنشاهى در دوره پانزدهم ضمن اعلامیه خود به انتخابات آن دوره تهران اعتراض نمودند که چگونه در مدت (5) روز 70 هزار رأى در تهران به صندوق‌ها ریخته شده بود که چون حداکثر براى اخذ یک رأى قانونى 5 دقیقه وقت لازم است چگونه در مدت (5) روز 75 هزار رأى به صندوق‌ها سرازیر شده است لابد بابا جان خانى بوده است آقایان اعضای جبهه ملى لااقل شما خودتان به اظهارات آقاى دکتر مصدق اعتقاد دارید بنابراین جواب بدهید چگونه در عرض سه روز 145 هزار رأى به صندوق ریخته شد؟ و اگر در دوره پانزدهم بنا به ادعاى آقاى دکتر مصدق 75 هزار رأى نمی‌شد در مدت 5 روز به صندوق ریخت چگونه در دوره هفدهم 145 هزار رأى یعنى دو برابر آرای دوره پانزدهم را به صندوق ریختند این انتخابات برق‌آسا است این انتخاباتى است که 90 هزار رأى را در خانه آقایان حسیبى و سنجابى نوشتند و بنا بر اقرار چند نفر از طلاب مسجد سپهسالار که گفته‌اند نصف شب جمعه 5 بهمن ماه از روزنه پشت بام مسجد سپهسالار دیده‌اند آقایان مشغول ریختن آرای دستى به صندوق بوده‌اند و وجود تعرفه‌هاى سفید در دست اشخاص نیزشاهد این مدعاست دلیل بطلان انتخابات تهران را باید از نظر تعداد آرایى که انجمن صورت داده جستجو کرد و هیچ دلیل زنده‌اى بهتر از این نطق آقاى حائری‌زاده نیست که در یک روزنامه چاپ شده است و بنده استخراج کردم قسمتى از نطق حائرى‌زاده است که در جلسه مورخ هشتم اردیبهشت 1328 استخراج کرده‌ام این را انتخابات نمی‌شود گفت کسانی که به نام آنها سند اعتبارنامه صادر می‌شود افکار ملت ایران اینها را با اعتبار نمی‌داند و دلیل آن را از اظهارات آقایان حائری‌زاده و دکتر بقایى در دوره پانزدهم می‌توان جستجو کرد این اظهارات که ذیلاً قرائت می‌شود اقرار مدعیان به نمایندگى تهران به بطلان انتخابات شهرى مى‌باشد که 145 هزار رأى براى آن به حساب آورده‌اند اینک متن نطق آقاى حائری‌زاده‏:

(قسمتى از نطق آقاى حائری‌زاده در جلسه 157 دوره پانزدهم مورخ پنجشنبه 8 اردیبهشت 1328 است که می‌گویند: این طرز انتخاب نمی‌شود گفت کسانى که به نام آنها سند نمایندگى صادر می‌شود اینها نماینده افکار ملت نیستند ما در تهران جمعیتش را فرض می‌کنیم یک میلیون نفر دیگر بیش از یک میلیون تهران جمعیت ندارد ولى به آرای‌اش مراجعه کنید ببینید براى شهر تهران چقدر جمعیت فرض کرده‌اند این یک میلیون جمعیتى که شهر تهران دارد مطابق قانون زن‌ها که حق شرکت در انتخابات ندارند پس پانصد هزار حداقل مستثنى است پانصد هزار نفر دیگر می‌ماند این پانصد هزار نفر روى درجات سن و تلفاتى که براى سنین مختلف انسانى پیش مى‌آید مثلاً وقتى طبقه‌بندى بکنیم دو ثلث‌اش کسانى هستند که کمتر از بیست سال دارند چون بچه‌اى که تولد می‌شود خطراتش خیلى زیاد است تا به سن رشد و نمو برسد و به درد خدمت سربازى بخورد تلفاتش خیلى زیاد است پس دو ثلث‌اش کمتر از بیست سال است ما این پانصد هزار نفرى که داریم باید دو ثلث‌اش را موضوع کنیم که حق شرکت در انتخابات را ندارند باقى می‌ماند صد و هفتاد و هشتاد هزار نفر حالا حساب دقیق را آقایان قلم دارید بکنید)

این بیانى است که آقاى حائرى‌زاده می‌کند حالا آقایان قلم‌تان را در بیاورید و حساب بکنید معلوم می‌شود این 45 هزار نفر تازه به دنیا آمده‌اند آقاى حائری‌زاده در دوره پانزدهم حساب کرده‌اند و فرموده‌اند با این حساب‌هایى که می‌کنیم عده‌ایى که می‌توانند رأى بدهند صد هزار نفر بیشتر نمى‌شود این را بنده نمی‌گویم آقاى حائرى‌زاده مى‌گویند.

مکى - بنده اتخاذ سند می‌کنم از بیان شما و پرده را بالا می‌زنم بالا.

میراشرافى - پرده را همه‌اش را بالا بزنید ما آمدیم اینجا که پرده را بالا بزنیم نیامدیم که تعارف به هم تحویل بدهیم شما بگویید ما هم می‌گوییم

+++

عبدالرحمن فرامرزى - پرده‌پوشى خوب است نه پرده‌درى‏.

کریمى - مردم بهتر می‌دانند.

میر‌اشرافى - مردم همه می‌دانند.

کریمى - مردم بهترین قاضى هستند.

میر‌اشرافى - ما آمده‌ایم این جا حرف بزنیم مهمانى که نیامده‌ایم، این فرمایشات جناب آقاى حائری‌زاده است و بنده هم همین اظهارات ایشان را عرض کردم می‌رویم سر مطلب و بقیه بیانات آقاى حائری‌زاده (این صد و هشتاد هزار نفرى که حق شرکت در انتخابات دارند و از طبقه نسوان هم نیستند مردم دیگرى داریم، اتباع خارجه که حق شرکت در انتخابات ندارند در ایران عده زیادى هستند، قشونی‌ها، مأمورین شهربانى و ژاندارمرى حق شرکت در انتخابات ندارند و عده شان را آقاى وزیر جنگ و آقاى وزیر کشور تشریف آورده‌اند تعیین می‌کنند، حداکثر اشخاصى را که در تهران می‌توانند از این حق قانونى خودشان استفاده کنند که یک نفر هم از قلم نیفتند از صد هزار نفر نمی‌تواند بیشتر باشد)

به این ترتیب ملاحظه می‌فرمایندکه خود آقایان مدعى هستند وقتى تهران داراى یک میلیون نفر جمعیت باشد این شهر بیش از 75 هزار رأى نخواهد داشت در صورتی که آقاى دکتر مصدق در دوره پانزدهم این نظر را هم قبول نداشت و براى شهر یک میلیون نفرى اخذ 75 هزار رأى را در مدت 5 روز زائد و دلیل بطلان انتخابات می‌دانست اما حالا کارگردانان انتخابات دوره چهاردهم و پانزدهم سربلند کنند و در نظر ملت ایران رو سفید باشند زیرا مدعیان آزادیخواهى و اصلاح‌طلبى چنان مرتکب رسوایى و فضاحت شدند و چنان بى پروا بر حقوق مردم تاختند و چنان ادعاهاى گذشته خود را یکایک عملاً باطل نمودند که ملت باید چراغ بردارد و به دنبال گذشتگان بگردد.

آقایان محترم: اسناد و مدارک رسوایى انتخابات تهران خارج از اندازه است و حتى بى‌انصاف‌ترین افراد نیز با مطالعه پرونده انتخابات تهران انکار نمی‌کنند که این انتخابات یک صورت مفتضحى براى خارج ساختن افراد مورد نظر بوده است.

این انتخابات مفتضح و رسوا زیر‌نظر آقاى رام نائب رئیس انجمن نظار و وزیر کشور فعلى و آقاى مفتاح فرماندار و استاندار امروز انجام شد چاقوکش‌ها در تحت امرای‌شان افسار گسیخته‌گان مزدور در تحت فرمان و اوراق جبهه ملى تهدیدکننده مخالفان بودند و در یک محیط ارعاب و وحشت و اخافه و ترور ناشیه از حادثه 14 آذر که فقط به منظور ترساندن مخالفان صورت گرفته بود انجام گرفت و به این صورت‌سازى مبتنى بر تهدید بنا به صراحت قانون باطل است.

آخرین دلیل بر بطلان انتخابات نامه حضرت آیت‌الله جزایرى است که مفاد آن بعد قرائت می‌شود.

جناب آقاى مهندس زیرک‌زاده در ضمن مطالعه پرونده مشکین‌شهر یک شکایتى که آقاى بزرگ ابراهیمى مدعى وکالت مشکین‌شهر نوشته بودند آن را دلیل قرار دادند که انتخابات آنجا باطل است حال بنده می‌خواهم نامه‌اى که آقاى جزایرى آیت‌الله که خود آقایان هم به ایشان ارادت دارند و آقاى مکى هم با ایشان سوابق دوستى دارند پشت تریبون قرائت کنم تا ببینند کدام سند و مدرک است.

رئیس - بیست دقیقه بیشتر وقت ندارید.

میر‌اشرافى - نامه آقاى جزایرى را می‌خوانم «حضور حضرت آقاى نخست‌وزیر محبوب، رونوشت شعب شش‌گانه مجلس شوراى ملى نامه حضرتعالى راجع به خرابى اوضاع انتخابات داعى را که عضو انجمن انتخابات تهران بودم جرأت بخشید (معلوم می‌شود تا به حال جرأت نداشتند) نظر به علاقه‌اى که به مملکت و به شخص حضرتعالى دارم و مرا ارادتمند قدیمى خودتان می‌دانید حقایقى را که تاکنون جرأت اظهار نداشتم اظهار کنم و چون به بی‌غرضى معروفم انشاءالله حسن نظر خواهد شد خرابى انتخابات تهران کم از جاى دیگر نبود بلکه سرمشق براى جاهاى دیگر شد کما این که دیدیم چند نفرى از آنها مردمى بودند که از هزار نفر مردم تهران یک نفر آنها را نمى‌شناخت (مثل آقاى مهندس زیرک‌زاده) و یا اگر می‌شناخت به حسن عقیده و صحت عمل نمی‌شناخت و بالاخره همان خرابکاری‌هایى که در ضمن چند ماده براى انتخابات جاهاى دیگر قائل شده بودید به نحو اتم و اکمل در تهران صورت گرفت و مرتکبین هم به طوری که معمول این مملکت است فورى به مقامات عالیه رسیدند (این را کسى می‌گوید که مرجع تقلید است یک کسى می‌گویدکه مورد احترام مردم است یک کسى می‌گوید که خود آقایان رفته‌اند آورده‌اند) نعوذاً بالله از این بدبختی‌ها (عبدالرحمن فرامرزى - گفتید نعوذ بالله) بله گفتند نعوذاً باالله (عبدالرحمن فرامرزى - خوب این صحیح نیست نعوذبالله صحیح است) (خنده نمایندگان) به هر حال داعى و چند نفر دیگر از رفقاى انجمن که ناظر قضایا بودیم نه یاراى مخالفت داشتیم و نه جرأت استعفا زیرا که علاوه بر انواع تهمت‌ها مخصوصاً شخص بنده مورد تهدید شدید بودم براى این که استعفاى بنده در آن موقع براى آنها گران تمام می‌شد بالاخره همه می‌دانید که ریاست محترم انجمن حضرت آقاى مدرس اصلاً امضا نفرموده و شخص بنده هم که خیلى کم در انجمن حاضر می‌شدم نظر به تکلیف شرعى خود اصلاً اعتبارنامه چندنفر را امضا نکردم بنابراین مقدمات اوامر ارشادى خود را که نسبت به وکلاى حقیقى صادر فرموده‌اند و حقاً از روى علاقه به این مملکت و دلسوزى به احوال این مردم است و نمونه بارزى از فداکاری‌هاى گذشته آن جناب است در باب انتخابات تهران هم مخصوصاً تأکید فرمایند که وکلاى حقیقى تهران با سایر وکلاى حقیقى ولایات تشریک مساعى فرمایند و نگذارند این بدنامى براى مردم تهران بماند از خداوند و صاحب شرع مزید توفیقات همه را خواهانم امضای آقاى جزایرى.

این نامه آقاى جزایرى است. آقایان نمایندگان محترم، آقاى آیت‌الله جزایرى کسى نیست که پس از یک عمر زندگى با سربلندى امروز به خاطر منافع شخصى و خصوصى بهتان بزند ایشان در پاسخ نامه آقاى نخست‌وزیر به مجلس شرحى به ایشان نوشته‌اند و به عنوان نائب رئیس انجمن نظارت انتخابات تهران بطلان انتخابات این حوزه را تأیید و از آقاى نخست‌وزیر تقاضا کردند که قبل از هر اقدامى ابطال انتخابات تهران را از مجلس بخواهند و اصلاح را از تهران شروع کنند (کریمى - ایشان اخوى آقاى شوشترى هستند) (زنگ رئیس) ایشان پدر آقاى دکتر جزایرى هستند که مورد لطف آقاى مکى است و از شوشتر کاندید هستند (مکى - پدر آقاى دکتر جزایرى سال‌هاست که فوت کرده) نسبتى که با ایشان دارند (دکتر کیان- برادر ایشان هستند) (مکى - باید از شما پرسید) شما دعوتش کردید براى آیت‌اللهى من که دعوتش نکردم (زنگ رئیس)

رئیس - مذاکرات بین الاثنین نفرمایید.

میر‌اشرافى - آقایان محترم انتخابات تهران از ابتدا تا انتها مبتنى بر تقلب و حقه‌بازى و رأى‌سازى انجام گرفته است از موقع تشکیل انجمن تقلب و تزویر شروع شده و در موقع تشکیل انجمن‌هاى فرعى این رویه ادامه داشته است در هنگام اخذ آراء تهدید و ارعاب و حقه‌بازى ادامه داشته‏.

رئیس - آقاى میر اشرافى سه دقیقه از وقت شما بیشتر نمانده‏.

میر اشرافى - با تصدیق دوچرخه و با سجل اموات رأى گرفته به موجب حساب دقیقى که جزییات آن خدمت آقایان عرض شد از 145 هزار رأى ریخته شده به صندوق‌ها به قول آقاى مصدق‌السلطنه 110 هزار آن تقلب و ساختگى است به قول آقاى حائرى‌زاده 40 هزار رأى آن و به قول آقاى دکتر بقایى 75 هزار رأى آن.

آقایان مسجد سپهسالار در جریان انتخابات تهران شاهد یکى از فجیع‌ترین صحنه‌هاى حق‌کشى و تقلبى و تزویر بوده است. آقایان محترم فرق این انتخابات با بعضى نقاط دیگر این است که لااقل در سایر نقاط صاحب پرونده‌ها خود بر بطلان انتخابات خویش رأى نداده‌اند اما در انتخابات تهران دکتر مصدق نخست‌وزیر وعده مدعیان وکالت هر یک به صراحت در موقعى در مورد بطلان آن انتخابات رأى صادر کرده‌اند و هیچ وجدان بیدارى نمى‌تواند کاسه گرم‌تر از آش باشد و انتخاباتى را که مدعیان نمایندگى و رئیس دولت اقدام به بطلان آن نموده و از ابتدا تا انتها تقلب و حیله و تزویر در آن به کار رفته صحیح و قانونى بداند.

ممکن است بعضى از آقایان بر بنده خرده بگیرند که با مدارکی که راجع به سوء جریان انتخابات تهران عرض کردم چرا با اعتبارنامه چهار نفر از آقایان نمایندگان تهران مخالفت نکردم و در اینجا دو جواب دارم عرض کنم که در تعقیم و تأخیر آن امیدوارم بر من خرده نگیرند بین نمایندگان تهران مطابق اطلاعات من سه نفر بودند که موکلین واقعى داشتند اما البته شماره حقیقى موکلین آنها را نمى‌توانم عرض کنم. اما نفر چهارم چون در بستر بیمارى بود و هر نوع التهاب و خروش مضر به صحت یک بیمار است ارفاق را از وظایف اسلامى خود دانستم و خیال می‌کنم که همین حس ترحم موجب شد که جمعى از آقایان نیز از مخالفت با او خوددارى کنند.

به عرایض خود در اینجا خاتمه می‌دهم و بقیه عرایضم را در موقع طرح سایر اعتبارنامه‌هایى که مخالفت کرده‌ام عرض خواهم کرد.

رئیس - آقاى خسرو قشقایى مخبر کمیسیون تحقیق.

خسرو قشقایى - چون بیشتر فرمایشات جناب آقاى میر‌اشرافى جنبه عمومى داشت و مربوط به انتخابات تهران نبود بنده جوابش را اینجا نمی‌توانم عرض کنم ولى دو سه موضوع مهم اینجا بود که لازم می‌دانم به عرض آقایان برسانم اول راجع به جریان انتخابات تهران فرمایشاتى جناب آقاى میر‌اشرافى فرمودند دایر بر این که انجمن تهران خوب تشکیل نشده و بر‌خلاف مقررات تشکیل شده (میر‌اشرافى - انجمن فامیلى تشکیل شده) و به طور کلى اتخاذ سند فرمودند که آقاى زیرک‌زاده اعتراض کردند به آقاى تولیت که یکى از رفقاى ایشان یا دوستان ایشان در انجمن بودند چون پرونده آقاى تولیت یعنى اعتبارنامه ایشان به اکثریت تصویب شد معلوم شد که بیانات و اعتراضات آقاى زیرک‌زاده را مجلس در نظر نگرفته و تصدیق نکرده که اگر چند نفر از دوستان موکلین در انجمن باشند آن انجمن باطل است. رأى مجلس هم صورت قانون پیدا می‌کند پس بنابراین بودن یک عده‌اى

+++

از دوستان یک نفر از کاندیداها در انجمن دلیل بر بی‌قانونى بودن انجمن نیست (مهندس زیرک‌زاده - بنده هم چنین چیزى نگفتم) ایشان گفتند و اما راجع به این که آقاى میر اشرافى به انتخاب آقاى دکتر شایگان اعتراض کردند و مطالبى راجع به طرز انتخابات فرمودند بنده اینجا دیدیم که به چند نفر از آقایان نمایندگان تهران رأى موافق دادند نسبت به چند نفر از آقایان هم اعتراض‌شان را پس گرفتند پس صحت انتخابات تهران در نظر ایشان محرز بوده که عده‌اى را هم پس گرفتند براى این که انجمن نمی‌تواند براى یک عده درست باشد و براى یک عده دیگر نادرست باشد (صحیح است) پس در این صورت ایرادى نیست اما راجع به فرمایشى که راجع به نامه آقاى جزایرى فرمودند بنده هم از فرمایشات ایشان اتخاذ سند می‌کنم و عرض می‌کنم که ایشان مرد بسیار محترمى هستند و بر‌خلاف عقیده خودشان فرمایشى نمی‌فرمایند الساعه بنده اینجا اعتبارنامه آقاى دکتر شایگان را که دیدم اولین امضایى که این اعتبارنامه دارد همان امضاى آقاى جزایرى است (میراشرافى- بنده نگفتم اعتبارنامه آقاى دکتر شایگان را امضا نکردند گفتم چند تا را امضا نکرده‌اند) پس بهترین دلیل براى صحت انتخابات ایشان همان فرمایش جناب آقاى جزایرى است و هیچ ایرادى نیست اما راجع به این که فرماندار استاندار و وزیر شده است این را من گمان نمی‌کنم که لطمه‌اى به طرز انتخابات جناب آقاى دکتر شایگان بزند البته بعد از فرماندارى استاندارى است منتهى در مورد ایشان یک قدرى زودتر انجام گرفته اما راجع به این که این همه نمی‌شود رأى گرفت در تهران و در دوره‌هاى قبل هم این جور بوده است به طوری که اداره آمار و صورت آن نشان می‌دهد جمعیت تهران یک میلیون و دویست هزار نفر است و در دنیاى مترقى و در جاهاى دیگر هم همین‌ طور است که به نسبت جمعیت هر محلى رأى‌دهندگان تعیین می‌شوند.

و یک ثلث جمعیت هر محلى می‌توانند رأى بدهند حالا تصور می‌کنم که یک ثلث نه یک ربع، با وجود این دویست هزار رأى می‌توانند بدهند. اما چرا در دوره گذشته این قدر نبود آقایانى که در تهران بودند تصدیق می‌فرمایند که تعداد صندوق‌هایى که در تهران سابقاً بوده بسیار کم بوده است و بنده فکر می‌کنم که آقاى دکتر شایگان یکى از شخصیت‌هایى هستند که در ایشان به طور تحقیق یک عده زیادى رأى داده‌اند و جناب آقاى دکتر معظمى هم الان فرمودند که خود ایشان هم به آقاى دکتر شایگان رأى داده‌اند (دکتر معظمى - رأى دادم) (دکتر کیان - ایشان هم به آقاى دکتر معظمى رأى داده‌اند) در این صورت فکر می‌کنم که ایراد زیادى از نظر معترض به اعتبارنامه آقاى دکتر شایگان نبوده و بنده دفاع خود را به همین جا خاتمه می‌دهم چون ایراد بزرگى نبوده یکى دو ایراد اساسى بوده و بقیه کلیات بوده است‏.

رئیس - آقاى مکى‏.

مکى - بنده از دفاعى که آقاى مخبر محترم فرمودند متشکرم ولى ایراد اساسى نداشته است (خسرو قشقایى - به نظر ایشان) چنان که همکاران محترم و نمایندگان عزیز استماع فرمودند دفاع و بیان مطلب آقاى میر اشرافى نماینده حقیقى و واقعى مشکین‌شهر (صد در صد) از انتخابات قلابى تهران قسمت اعظمش مربوط به استیضاح از وزیر کشور، شخص نخست‌وزیر، و خلاصه جریان‌هاى سیاسى گذشته بود راجع به انتخابات شاید وارد نبود ولى یک نکته اساسى را که ایشان زیاد رویش تکیه کردند و به قول خودشان خیلى معتقد بودند و آن را اساسى می‌دانستند این بود که چرا تهران 145 هزار رأى داده است و طبق بیانى که آقاى دکتر مصدق و آقاى حائرى‌زاده و آقاى دکتر بقایى در دوره پانزدهم در مجلس راجع به انتخابات مجلس مؤسسان (میراشرافى - انتخابات قوام‌السلطنه مال مؤسسان نبود) انتخابات مؤسسان بوده که ما اعتراض کردیم در مجلس و گفتیم 250 هزار راى ریخته بودند و حومه تهران را مستثنى کرده بودند چون در مؤسسان فقط شهرها رأى می‌دهند و من به بیانى که ایشان کردند حالا هم اتخاذ سند می‌کنم اگر حق نداشته است 180 هزار رأى بریزند پس آن مجلس مؤسسان قلابى بوده (حائری‌زاده - مسلماً قلابى بوده) (زنگ رئیس) حالا نطق آقاى حائری‌زاده را می‌خوانید بله ما مجلس مؤسسان را گفتیم حالا هم می‌گوییم (میراشرافى - دوره پانزده آقاى دکتر مصدق اعلامیه دادند موقعى که در دربار متحصن بودند) آنچه که آقاى دکتر مصدق و آقاى دکتر بقایى و آقاى حائرى‌زاده و بنده گفتیم راجع به مجلس مؤسسان قلابى بوده است صورت مجالس هم موجود است و به علاوه اعتراض ما آن دوره این بود که 180 هزار رأى به نام 24 کاندید در ظرف دو روز چطور توانستند بخوانند این یک شق‌القمرى بوده است. جمعیت تهران بدون حومه یک میلیون دویست هزار نفر است و اگر مثل ممالک مترقى یک ششم تا یک هشتم جمعیت رأى بدهند بالغ بر 140 هزار رأى می‌شده است در صورتی که اگر یک میلیون جمعیت تهران را بگیرید یک دهم اگر رأى بدهند صد هزار رأى می‌شود در تهران خالى بدون حومه تازه جمعیت تهران جنبشى نکرده است، اگر یک دهم رأى داده باشند جنبشى نکرده است در مقابل وظیفه اجتماعى، درصورتی که در تمام ممالک مترقى بین یک ششم تا یک هشتم رأى می‌دهند این یک عدد فوق‌العاده وحشت‌زایى نبوده است که چشم‌ها باز بشود و ببینند که اینجا یک جمعیتى از خارج با کامیون آورده‌اند و یا شناسنامه اموات آورده‌اند یا شناسنامه اطفال را آورده‌اند و رأى داده‌اند خیر، حساب دو دو تا چهار تا است. به علاوه بعد از مبارزه شرافتمندانه ملت ایران در مقابل یک شرکت خون‌خواری‌ که ماسک یک شرکت تجارتى را به آن زده بودند و در باطنش دولت بریتانیاى کبیر بود این احساسات را در ملت ایران بیدار کرد و معلوم شد که مبارزات او در مسائل اجتماعى و مبارزات او در مسائل سیاسى و حیاتى ملت ایران کاملاً مؤثر است کما این که این قیام شرافتمندانه ملت ایران موؤثر واقع شد و خیلى آقایان شاید امروز تعجب بکنند ولى چند سال دیگر تاریخ قضاوت می‌کند که قیام شرافتمندانه ملت ایران یک ملت کوچک در مقابل یک بریتانیاى کبیر که 150 سال دنیایى را به زانو درآورده بود این را واقعاً جز این که بگوییم ملت ایران یک قیام شرافتمندانه کرد و تاریخ باید این قیام را با خطوط درشت و زرین در خودش ضبط بکند چیز دیگرى نبوده است بعد از این قیام باید ملت ایران قیام بکند و باید این طور رأى بدهد پس وحشتى ندارد که اگر بعد از بستن قونسولگرى‌ها که یک خانه جاسوسى در تمام این مملکت بود بعد از عمل خلع ید که این طور ملت ایران در اینجا باید گفت شرافتمندانه عمل کرد براى این که اگر ملت ما نفهمیده بود اگر ملت پى به ارزش این مبارزه‌اش نبرده بود بایستى در موقع خلع ید خونریزى شود. یک اتفاقات ناگوارى در سراسر این مملکت به وجود بیاید و در خوزستان بدون سر و صدا تخلیه نکنند ولى این نمونه رشد و نمونه بیدارى ملت ما است که این طور عاقلانه عمل کرد و 3800 نفر انگلیسى را در حقیقت به کارون ریخت بدون این که مو از سر کسى کم شود یا خون از دماغ کسى بیاید اینها تمام دلایل و نمونه‌هاى برجسته‌ای است که ملت ایران در این مبارزه حیاتى و مقدس از خود نشان داده است حالا تعجب می‌کنم که اشخاصى بخواهند ملت امروز ایران را با دوره 15 و با ملتى که در زیر سلطه حکومت نظامى بود و در آن موقعى که آن انتخابات مفتضح مؤسسان را انجام دادند و قانون اساسى ایران را خدشه‌دار کردند بخواهند مقایسه کنند من نمی‌خواستم این حرف‌ها را بزنم (میراشرافى - ملت ایران همیشه شجاع بوده است این دو ساله شجاع نشده است 2500 سال است ما تاریخ داریم) آقاى میر اشرافى خواهش می‌کنم براى این که می‌ترسم یک حرف‌هایى که مصلحت نباشد اینجا بزنم (میراشرافى - هر چه می‌خواهید بفرمایید، هر چه دلتان می‌خواهد بگویید مصلحت و غیر مصلحت را بگویید اینجا براى حرف زدن است بگویید اینجا براى این است که ملت بداند مصلحت چیست هر چه هست باید گفت)

(زنگ ممتد رئیس)

رئیس - ادامه بدهید آقاى مکى.‏

مکى - اگر این ملت، ملت امروز ما در دوره پانزدهم آن بیدارى و احساسات را پیدا کرده بود مطمئن باشید آنهایی که دست به قانون اساسی‌اش زده بودند به سر دار می‌بردند من نمی‌خواهم این حرف‌ها را اینجا بزنم (میراشرافى - بگویید) چشم باز و گوش باز و این عمى - حیرتم از چشم‌بندى خدا یک مردم تهران مثل زنجیر خط زنجیر کشیده بودند دور انجمن‌ها که حتى وزیر دربارش دو ساعت معطل شده (در روزنامه کیهان نوشته) تا رفته است رأى خود را داده است بیایند این انتخابات را مخدوش و قلابى قلمداد بکنند این انتخابات با انتخابات خیلى جاها فرق دارد انتخابات اینجا قلابى بوده و انتخابات مشکین‌شهرحقیقى بوده است (خنده تماشاچیان) آقایان (خطاب به تماشاچیان) خواهش می‌کنم تظاهر نکنید چه حقى دارید تظاهر می‌کنید؟ (زنگ رئیس) (ناصر ذوالفقارى - تقصیر رئیس است) اما انجمن خانوادگى جرم دکتر شایگان و جرم این انجمن این بوده که فقط آقاى ذکاء‌السلطنه که هر کس به صلاحیت و پاکى او تصدیق دارد توى این انجمن بوده است جناب آقاى میر اشرافى در انتخابات دوره پنجم تهران مرحوم مشیرالدوله رئیس انجمن تهران بود دکتر مصدق عضو انجمن بود مؤتمن‌الملک عضو انجمن بود تقى‌زاده عضو انجمن بود و همه هم انتخاب شدند و کسى نگفت انجمن خانوادگى حالا اگر پدر زن آقاى دکتر شایگان عضو انجمن بوده دلیل بر این است که انتخابات مخدوش و خانوادگى بوده است اگر 108 نفر دعوت بکنند ... (میراشرافى - آقاى توتونچیان با کى فامیل بوده؟) آقاى توتونچیان در 20 سال قبل دختر ایشان زن برادر من بوده است و بعد هم به طلاق منتهى شده است و الان دختر ایشان در ازدواج دیگرى است و این را نمی‌شود نسبت گفت (یک نفر از نمایندگان - به فرض که نسبتى باشد چه مانعى دارد) آقاى توتونچیان مردى است درست‌کار و مقدس در بازار و خیلى هم متدین است ولى در عین حال در بیست و چند سال قبل صبیه ایشان عیال برادر من بوده و پس از چند سال متارکه شده است و در ازدواج دیگرى است (ناصر ذوالفقارى - قوم و خویش داشتن که مانعى ندارد) در عوض اگر مى‌توانستند خوب بود که مى‌گفتند آقاى توتونچیان یک جا کلاه مردم را برده است یک جا لطمه به زندگى مردم زده است ولى نتوانستند چنین ایرادى بگیرند ایشان از مردمان خیرى هستند که پانصد هزار تومان در شهریار خرج کرده است و یک بیمارستانى به خرج خودش و از جیب خودش ساخته (میراشرافى - اینها دلیل بر صحت انتخابات نیست) الان عرض می‌کنم پس دلیل انتخابات مشکین‌شهر خواهد بود ایشان مسجدى ساخته است در خیابان غفارى که

+++

پانصد هزار تومان خرج آن مسجد کرده این اشخاص عضو انجمن تهران بوده‌اند براى اخذ رأى 94 صندوق در تهران بوده است و 8 صندوق هم در حومه تهران و این انتخابات با انتخابات مجلس مؤسسان و یا انتخابات دوره 15 خیلى تفاوت دارد براى این که آن وقت 20 صندوق در تهران و چهار صندوق در حومه براى مدت 5 روز بوده و براى انتخابات دوره هفده 104 صندوق در تهران و حومه تهران براى اخذ آراء در نظر گرفته شده است همان روزهایى که انتخابات در شرف پایان بود یادم هست آقاى فرامرزى در روزنامه کیهان نوشته بودند خوبست مردم شهرستان‌ها از طرز تهران سرمشق بگیرند و همینطورى که در انتخابات تهران با نظم و ترتیب عمل کرده و آبرومندانه به پایان رسانیده‌اند شهرستان‌ها هم این کار را بکنند، مخبر رویتر و مخبر تایمز و سایر مخبرین انگلیسى که در تهران بودند و می‌خواستند یک کاهى را کوهى بکنند نتوانستند به انتخابات تهران اعتراض بکنندپس معلوم می‌شود که تنها روزنامه آتش بوده است که به انتخابات تهران اعتراض کرده است و خواسته است مخدوش قلمداد کند (میراشرافى - سایر روزنامه‌ها هم بوده است) روزنامه‌هاى خارجى عموماً در تمام ممالک جریان انتخابات تهران و آزادى مردم را در موقع اخذ رأى می‌ستودند و نمونه رشد ملى ما قلمداد کردند و من به این ملت و به این مردم رشید تهران افتخار می‌کنم که این اندازه رشد ملى از خودشان نشان دادند و دنیا صلاحیت و رشد آنها را تصدیق کرده است و من خیلى از آقاى میر اشرافى تعجب می‌کنم که مى‌آیند پشت تریبون و ضمن این که اعتراض به من و رفقاى من داشتند اعتراض به رشد ملى مردم و میزان آراء کردند و در صورتی که خوب بود اعتراض خودشان را از راه دیگرى بیان می‌‌کردند و به رشد ملى مردم پایتخت اعتراض نمى‌کردند (میراشرافى - سوء جریان به رشد ملى پایتخت مربوط نیست) راجع به آقاى جزایرى فرمودند ایشان از قرارى که من شنیدم روى اعتبارنامه دو نفر امضا نکرده‌اند و بقیه را امضا کرده‌اند آن هم حساب جداگانه‌اى است که من نمی‌خواهم وارد آن بشوم (میراشرافى - بنده خودم می‌شوم) بنده خودم می‌شوم ولى خواهش می‌کنم نگذارید وارد بشوم براى این که آن هم از آن حرف‌هاى خطرناک است، فرمودند که قرعه‌بازى شد در انتخابات البته قانون می‌گوید 36 نفر باید انتخاب کنند ولى نگفته است این 36 نفر را چه جور انتخاب بکنند به علاوه روزى که جناب آقاى نخست‌وزیر پشت همین تریبون راجع به شروع انتخابات صحبت می‌‌کردند یکى از نمایندگان اقلیت آن وقت آقاى فولادوند داد کشید، فریاد زد که فرمانداران را هم به قرعه انتخاب کنید و بروید انتخابات را شروع نمایید، آقایان نمایندگان دوره 16 که اینجا تشریف دارید این عبارت را گفت یا نگفت؟ (بعضى از نمایندگان - صحیح است) و دولت دکتر مصدق هم خواست به نداى یک فرد اقلیت جواب مثبت بدهد و احترام بگذارد (میر‌اشرافى - مجلس قانون گذراند که یک ماه انتخابات به تأخیر بیفتد و دکتر مصدق گفت من به قانون اعتنا نمی‌کنم) آقاى‏ میر‌اشرافى من در بین بیان شما صحبتى نکردم (زنگ ممتد رئیس) آقاى رئیس تمام مطالبى را که ایشان می‌گویند باید به یک ساعت بنده اضافه شود ایشان به قانون احترام می‌گذارند ولى قانون موقعى صورت اجرا به خود می‌گیرد که از تصویب مجلسین ایران گذشته و به صحه اعلیحضرت همایونى برسد (فرامرزى - مسکوت بگذارید) تصمیمى مجلس گرفت و مجلس سنا تصویب نکرده بود به صحه اعلیحضرت همایونى هم نرسیده بود پس نمی‌شود گفت که آن قانون بود به فرمایش آقاى فرامرزى هم من تسلیمم. امیدوار هستم نمایندگان محترم مجلس ایران اختلاف بین طرز انتخابات تهران و تشکیل انتخابات انجمن‌هاى تهران را که هزار نفر در آنها شرکت داشتند با بعضى نقاط دیگر تمیز بدهند خاصه چون حضرت آقاى راشد وارد شدند عرض می‌کنم انتخابات تهران انتخابات دولتى نبود که با انتخاب ایشان و وجود حضرت آقاى راشد که وارد هیچ دسته‌اى نبودند در مجلس شوراى ملى ایران بهترین دلیل بر این است که مردم تهران رشد سیاسى اجتماعى ملى خودشان را به درجه اعلى نشان دادند (صحیح است) و این مردمى که رشد ملى خودشان را این طور نشان دادند بنده یقین دارم که بین بیان آقاى میر اشرافى و بنده هم قضاوت عادلانه خودشان را خواهند کرد و دنیا هم این قضاوت را کرده است کما این که بنده در این مجلس عده‌ا‌ى از نمایندگان محترم را مى‌بینم که همه‌شان در انتخابات تهران شرکت کرده‌اند و همه‌شان رأى داده‌اند و اگر واقعاً وجداناً می‌دانند انتخابات تهران این طرز بوده است که آقاى میر اشرافى می‌گویند یک نفر غیر از آقاى میر اشرافى بلند شود بگوید به تمام مقدسات اولین فردى که از این مجلس استعفا کند برود خودم خواهم بود بیش از این عرضى ندارم‏.

نمایندگان - رأى - رأى‏

رئیس - آقایانى که با صحت انتخاب آقاى دکتر شایگان موافقند ورقه سفید خواهند داد و آقایانى که مخالفند رأى کبود می‌دهند.

(اسامى آقایان به ترتیب ذیل توسط آقاى غروى منشى قرائت و در محل نطق اخذ رأى به عمل آمد)

آقایان: مهندس زیرک‌زاده - انگجى - میلانى - خسرو قشقایى - محمد ذوالفقارى - ناصر ذوالفقارى - محمد‌حسین قشقایى - دکتر معظمى - دکتر کیان - عبدالرحمن فرامرزى - گنجه‌اى - حمیدیه - مجتهدى - دکتر ملکى - پارسا - موسوى - کهبد - دکتر طاهرى - دکتر مصباح‌زاده - بهادرى - ذکایى - ملک‌مدنى - مصدقى - فرزانه - اقبال - راشد - خلخالى - مدرس - افشار - نبوى - احمد فرامرزى - دکتر فلسفى - حائرى‌زاده - معتمد‌دماوندى - مشار - مکى - قنات‌آبادى - کریمى - زهرى - ناظرزاده - مهندس رضوى - شادلو - شوکتى - منصف - وکیل‌پور - ریگى - دکتر فقیهى‌شیرازى - پورسرتیپ - جلیلى - صراف‌زاده - تولیت - افشار - افشار‌صادقى - هدى - شبسترى - نریمان - نجفى - دکتر فاخر - اورنگ - شاپورى - مهندس غروى.

(پس از شماره آراء 60 ورقه سفید موافق شماره شد)

رئیس - از 61 نفر عده حاضر با 60 رأى موافق اعتبارنامه آقاى دکتر شایگان تصویب شد.

اسامى موافقین آقایان: مهندس زیرک‌زاده - میلانى - خسرو قشقایى - محمد ذوالفقارى - ناصر ذوالفقارى - محمد‌حسن قشقایى - دکتر معظمى - دکتر کیان - عبدالرحمن فرامرزى - گنجه - حمیدیه - مجتهدى - دکتر ملکى - پارسا - موسوى - کهبد - دکتر طاهرى - دکتر مصباح‌زاده - بهادرى - ذکایى - ملک‌مدنى - مصدقى - فرزانه - اقبال - راشد - خلخالى - مدرس - افشار - نبوى - احمد فرامرزى - دکتر فلسفى - حائرى‌زاده - معتمددماوندى - یوسف مشار - مکى - قنات‌آبادى - کریمى - زهرى - ناظرزاده - مهندس رضوى - شادلو - شوکتى - منصف - وکیل‌پور - ریگى - دکتر فقیهى‌شیرازى - پور‌سرتیپ - جلیلى - صراف‌زاده - امیر‌افشارى - افشار‌صادقى - هدى - شبسترى - نجفى - دکتر فاخر - اورنگ - شاپورى - مهندس غروى - نریمان.

4- تعیین موقع دستور جلسه بعد - ختم جلسه‏

رئیس - اگر اجازه بفرمایید جلسه را ختم می‌کنیم جلسه آینده روز 5 شنبه 2 ساعت به ظهر مانده موکول می‌شود و دستور رسیدگى به اعتبارنامه‌ها.

(یک ربع بعد از ظهر مجلس ختم شد)

رئیس مجلس شوراى ملى - اورنگ‏

+++

یادداشت ها
Parameter:294746!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)