کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره سیزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏13
[1396/05/15]

جلسه: 8 صورت مشروح مجلس روز پنجشنبه 20 آذر ماه 1320  

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس

2- طرح برنامه دولت

3- موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏13

جلسه: 8

صورت مشروح مجلس روز پنجشنبه 20 آذر ماه 1320

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس

2- طرح برنامه دولت

3- موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

مجلس یک ساعت و ربع پیش از ظهر به ریاست آقاى اسفندیارى تشکیل گردید.

صورت مجلس روز یکشنبه 16 آذر ماه را آقاى طوسى (منشى) خواندند.

1- تصویب صورت مجلس‏

رئیس- در صورت مجلس نظرى نیست؟ (گفته شد- خیر) صورت مجلس تصویب شد.

2- طرح برنامه دولت‏

رئیس- برنامه دولت مطرح است. آقاى تیمور

امیر تیمور کلالى- بهترین فرصت براى آقایان نمایندگان (مرآت اسفندیارى- بفرمایید پشت تریبون) بنده همین جا طورى عرض می‌کنم که آقاى مرآت بشنوند. عرض کردم بهترین فرصت براى آقایان نمایندگان که بتوانند در امور کشور اظهار‌نظر فرمایند فقط موقعى است که برنامه دولت مطرح است. برنامه‌اى که آقاى فروغى اخیراً به مجلس تقدیم فرمودند همان طورى که خودشان هم بیان فرمودند همان برنامه‌اى است که در کابینه قبل به مجلس تقدیم داشتند به علاوه چنان که در بیانات‌شان هم اضافه شد چیزى که اهمیت دارد موضوع تکمیل امنیت و تأمین خواربار است البته تکمیل امنیت با اعاده امنیت و تأمین خواربار این دو موضوع یکى از وظایف و تکالیف اولیه هر دولتى است که محتاج به ذکر در پروگرام نیست. البته هر دولتى در هر جایى باشد اولین تکلیفش اعاده ایجاد امنیت و تأمین خواربار مملکت است و در مملکت ما در جریانات اخیر تمام اهالى کشور به متابعت از آراء و عقاید مجلس شوراى ملى سعى وافى براى امنیت دارند و آن طورى که در خارج تعبیر می‌شود امنیت کشور ما از هم گسیخته نشده است و پا بر جا است. بنده حقیقت سراغ ندارم اشخاص یا مقاماتى در این مملکت وجود داشته باشند که بخواهند امنیت

+++

مملکت را مختل بکنند یا قدمى بردارند. عموم ایرانی‌ها متفق هستند و در این موقع که مملکت بیشتر محتاج به وحدت است براى این منظور هم کوشش می‌کنند. البته اگر پاره ناامنى‌هاى کوچک اتفاق مى‌افتد این را نمی‌شود گفت عدم امنیت. البته آنچه که بوده برقرار است و اگر جزءئى ناامنى‌هاى کوچک هم باشد امیدواریم با توجه هیئت دولت برطرف شود. غیر از این موضوع عرایض بنده این است که دولت در پروگرام سابق هم یکى تعدیل مالیات‌ها و الغا انحصارها را جزءء پروگرام خودش قرار داده بود اینجا هم باز در برنامه تجدید شده در موضوع تعدیل مالیات‌ها با وجود این دولت به هیچ وجه من‌الوجوه بنا بر وعده و مرام خودش رفتار نکرد بلکه در این مدت قلیل بر اغلب مالیات‌ها اضافه کرده مقدارى بر مالیات بنزین و قند و نفت و کبریت و همین طور بر باقى مایحتاج اضافه شده است. از موضوع انحصارات هم که در اینجا باز دولت اشاره کرده است که در موقع بودجه سال آتیه انحصارات غیر ضرورى را بردارند چرا از همین حالا که نسخ آن لازم است الغا نمی‌کنند و قدمى برنمی‌دارند و نه تنها از نظر نفع خودش باید در این قضیه اقدام بکند بلکه از نظر مصلحت مملکت اغلب این انحصارات باعث پریشانى و بدبختى مردم این مملکت می‌شود یک عده مختصرى البته فوایدى برده‌اند در مقابل عده زیادى پریشان و بدبخت شده‌اند (صحیح است) البته دولت نباید راضى بشود که دسترنج هزاران نفر بدبخت و پریشان به جیب یک اشخاصی برود من جمله فرض کنید انحصار کتیرا چه نفعى براى این مملکت دارد جزءء این که حاصل زحمت هزاران افراد گیر یک عده بیاید مخصوصاً در این موضوع از آقاى نخست وزیر که قطع دارم نظرشان آسایش مردم است تمنى می‌کنم دقت بیشترى از نظر مصالح کشور نه از نقطه‌نظر موفقیت دولت بفرمایند زیرا ممکن است بسا قضایا و مطالبى باشد که نفع دولت در مقابل آن باشد ولى مصلحت کشور و مملکت باید به نفع دولت مقدم باشد. موضوع عرض دیگر بنده چون راجع به امنیت مذاکره شد خواستم به عرض آقاى فروغى برسانم که غیر از امنیت صورى امنیت مالى و امنیت خارجى و شرفى هم بایستى ما مردم داشته باشیم و باید ترتیبى ایجاد کرد که مردم حقیقتاً خاطرشان امنیت داشته باشد در نتیجه عواملى در بیست سال گذشته هزارها نفر و عده زیادى از اهالى این مملکت املاک و دارایی‌شان از دست رفت و از موقعى هم که این املاک به اعلیحضرت پادشاه جوان منتقل شد از انصاف نباید گذشت با نهایت جوانمردى فرمودند که این املاک را نمی‌خواهم و باید به صاحبان‌شان داده شود و حق را به من له‌الحق باید داد بنده اذعان می‌کنم که نظر آقاى فروغى هم همین بود و در همین مجلس با نهایت حسن نیت و صمیمیت فرمودند که دولت نظرى ندارد و کراراً در مجلس اظهار کردند که باید حقوق مردم به خودشان داده شود ولى در مقابل این که پادشاه این طور امر کرد مجلس هم موافقت کرد دولت هم موافقت دارد چه اقدامى دولت کرده در نتیجه این لایحه را آورد به مجلس که مطابق آن باید در عدلیه رسیدگى شود این موضوع حقیقتاً از چاه در آوردن و به چاله افتادن است بنده خدا شاهد است هر چه مطالعه کردم دیدم همه این لایحه براى ارفاق حق مردم نیست براى یک عده اشخاص زیادى که وکلاى محترم دادگسترى هستند کار پیدا می‌شود و نسبت به آقایان هم بنده قول می‌دهم که همیشه سپاس‌گذار خواهند بود که یک همچو کار مهمى براى آنها درست کرده‌اند بنده عرض می‌کنم مصلحت مملکت را باید در نظر گرفت و مال مردم را باید به خودشان داد بنده عرض می‌کنم تمام این املاک باید به رایگان به مردم داده شود عرض می‌کنم سابقه این املاک تمام در دربار در دفتر شاهنشاهى هست آنجا معلوم است از کى گرفته شده به چه نحو و به چه مبلغ گرفته شده چه مبلغ خرج آبادى آنها شده است هیچ گونه رسیدگى ندارد شما صمیمانه آن دفتر را باز کنید از روى آن می‌توانید قضاوت کنید. البته یک عده این املاک خالصه دولت بوده و به شاه سابق منتقل شده و یک عده از این املاک املاکى است که صاحبان آن به رضا و رغبت خودشان رفته‌اند فروخته‌اند اما یک قسمت دیگر اینها را از رعیت بیچاره مازندران و کرمانشاه و بجنورد و صحراى ترکمن و گرگان گرفته‌اند و بیچاره‌هایى که در یک جریب زمین نشسته‌اند از دست‌شان رفته است و با

+++

کمال عسرت به آنها می‌گذرد آقاى وزیر عدلیه از روى کمال بى‌التفاتى این لایحه را می‌آورند و معلوم نیست حق این بیچاره‌ها چه خواهد شد که واقعاً این بیچاره‌ها دچار سختى و بدبختى شده‌اند. از این موضوع که می‌گذریم در قسمت معشیت و وضع گرانى البته اوضاع عالم و اوضاع اقتصادى عادى نیست و به واسطه جنگ و آشفتگى‌هاى روزگار براى کشور ما و دولت ما خیلى سخت است که بتواند از هر جهت اسباب آسایش و رفاه ما را صددرصد فراهم کند ولى یک قسمت‌هایى هم هست که حقیقتاً به واسطه عدم توجه دولت دارد از هم می‌پاشد خوب است توجه بکنید دوایى که چند روز قبل یک تومان قیمتش بود حالا با چهار تومان پیدا نمی‌کنید نه این که تصور شود در کشور دوا نیست بنده اطلاع دارم که در مملکت به قدر پنج شش سال دوا موجود است فقط و فقط یک عده استفاده‌چى از قبیل مردمان پست نظر احتکار کرده‌اند جمع آورى کرده‌اند براى آن که جیب خودشان را پر کنند با جان مردم بازى می‌کنند اما موضوع دوا این چیزى نیست که بشود تحمل کرد یک مریض که محتاج به دوا است و یک دواخانه می‌گوید پنج تومان این قوه ندارد بالاخره نمی‌تواند و جانش از میان می‌رود و این اشخاصى که می‌خواهند با جان مردم بازى کنند باید توى سرشان زد و از جامعه بیرون کرد و هیچ وقت در جامعه ایران و ایرانى نباید این قبیل اشخاص را قبول کرد غیر از موضوع دوا بقیه اشیا بنکدارى و خرازى و غیر خرازى که مایحتاج مردم مملکت است مقادیر زیادى در این مملکت هست که بنده اطلاع دارم یک عده استفاده‌چى در مقام خریدارى بر آمده‌اند و می‌خواهند از مملکت صادر کنند در این موضوع هم مخصوصاً توجه رئیس دولت را جلب می‌کنم تحقیق فرمایند که اگر حقیقت داشته باشد واقعاً جلوگیرى کنند موضوع دیگر گرانى اشیاء اتومبیل است کسانی که اتومبیل دارند می‌دانند واقعاً چه بدبختى است متأسفانه و بدبختانه این کار هم منحصر شده است در طهران به چند نفر هندى که در خیابان چراغ برق هستند و فروش اشیاء اتومبیل دست آنها است و مردم را غارت می‌کنند حقیقتاً یک چیز دو قرانى را به پنج تومان ده تومان آنچه دل‌شان می‌خواهد می‌فروشند آقایانی که منکر قضیه هستند بنده دست‌شان را می‌گیرم و می‌برم و نشان می‌دهم که چطور چیز دو قرانى را پنج تومان می‌فروشند و مقادیر زیادى هم کالا در انبار اینها موجود است و می‌خواهند در این موقع استفاده بی‌جایى بکنند از این قضیه که بگذریم بنده در موقعى که پروگرام دولت در کابینه قبل به مجلس تقدیم شد و مطرح بود اجازه خواستم متأسفانه موضوع بحث و نوبت به بنده نرسید و می‌خواستم اظهار نظر کنم در مسأله منع کشت تریاک این مسأله تریاک یکى از مسائل حیاتى است براى زارعین ایران و تنها رقم درشتى که به فلاحت این مملکت خدمت می‌کند و یک پول نقدى وارد این مملکت می‌کند فقط و فقط تریاک است تریاک ایران هم تنها از نظر مصرف نیست بلکه در دنیا خدمت به طب می‌کند همچو رقم حیاتى مملکت را نمى‌شود از دست داد (صحیح است) بنده با منع استعمال تریاک کاملاً موافقم و دولت هر قدمى که بردارد تقدیر می‌کنم ولى این موضوع منع کشت تریاک به ضرر این مملکت است و بنده پیشنهاد می‌کنم از پروگرام حذف بفرمایند و تقاضا می‌کنم آقاى نخست وزیر هم موافقت بفرمایند و قسمت دیگر در خصوص دیگر در خصوص معارف البته با بودن حضرت آقاى تدین که حقیقتاً ایشان بهترین کسى هستند که در معارف ایران می‌توانند اظهار نظر کنند و بهتر از هر کسى معایب و نواقص معارف ایران را می‌دانند عرضى که بنده در این قسمت می‌خواهم حضورشان بکنم این است که ما باید در آتیه روح فضیلت و تقوى را در فرزندان خودمان ایجاد و تقویت کنیم و براى رسیدن به این مقصود راهى نداریم جزء این که پایه معارفمان معارف اسلامى باشد (صحیح است) بهترین معارفى که حقیقتاً باعث ارتقا بشر است و می‌تواند ما را به ترقى و تکامل برساند فقط معارف اسلامى است و بنده از آقاى وزیر فرهنگ که بهترین فردى هستند براى معارف ایران تمنى‏ و استدعا می‌کنم در این قضیه عطف توجه مخصوص بفرمایند. موضوع دیگر که راجع به معارف است آرزوى شخصى بنده است تعمیم معارف در تمام کشور و باسواد

+++

کردن تمام افراد این مملکت است و البته این موضوع باید هر چه زودتر شروع بشود و بنده بدواً در این عقیده‌ام ولو این که تنها باشم از نمایندگان مجلس و هیئت دولت استدعا می‌کنم در قدم اول براى معارف عمومى آذربایجان قدم بردارد که جامعه آذربایجان باسواد شوند و زبان فارسى را بیاموزند و اگر امر داده شود که یک سال دو سال بودجه معارف اختصاص به معارف آذربایجان داده شود بنده به سهم خودم موافقت می‌کنم و استدعا می‌کنیم که در این موضوع توجه مخصوص بفرمایند. عرض کنم در قسمت سیاست خارجى که در ماده اول پروگرام دولت ذکر شده است بنده البته استدعا می‌کنم که دولت موافقت بکند که این قضیه مورد بحث طولانى‌ترى در مجلس قرار گیرد و البته چون حالا عده زیادى از همکاران و رفقاى عزیز بنده اجازه خواسته‌اند بنده وقت آقایان را بیشتر اشغال نمی‌کنم و امیدوارم دولت موافقت کند که در آتیه مناسب‌ترى این قسمت مطرح شود سیاست خارجى ما همیشه باید روى بی‌طرفى باشد و در سایه بی‌طرفى هم دولت و ملت ایران بهتر خواهد توانست به صلح عمومى عالم خدمت بکند و در خاتمه عرایضم موضوعی را که مى‌خواستم به عرض آقاى وزیر کشور مخصوصاً برسانم این قضیه زوار عتبات عالیات بود از موقعى که از طرف دولت گفته شده که ارز آزاد است یعنى ارز داده می‌شود براى کسانى که می‌خواهند به عتبات عالیات بروند عده زیادى از ولایات آنچه بنده اطلاع دارم از خراسان متجاوز از چندین هزار نفر رعیت و غیر رعیت دهاتى‌ها آمده‌اند البته کار خیلى خوبى است ولى عرض می‌کنم حالا که شما اجازه داده‌اید بروند این بدبخت‌ها از شهرها و دهات دویست سیصد فرسخ راه آمده‌اند تهران و الان معطل و سرگردانند نه این که اعضا و کارکنان اداره تذکره در این موضوع غفلت و مسامحه کرده‌اند خیر بنده اطلاع دارم که آنها هم کمال موافقت را دارند و نهایت جدیت را به عمل می‌آورند ولى یک فرمول‌هاى ادارى هست که اینها کار را به کلى فلج کرده است فرض بفرمایید آمده‌اند گواهینامه ارز می‌خواهند و ضامن خواسته‌اند و ضامن ازش گرفته‌اند می‌گویند یک ضامن هم در تهران باید بدهى. این دهاتى از کلات خراسان آمده نه تهران را می‌داند نه تهرانى را می‌شناسد و باید یک ماه بیست روز در سرماى سخت زمستان اینجا معطل شود و هر روز واقعاً بروید نظمیه ببینید چه منظره رقت‌آورى دارند براى اینها یک فکرى بکنید زودتر راحت شوند اگر تذکره دادنى است بهشان بدهند و اگر نمی‌دهند زودتر بهشان بگویند اشکال دارد و برگردید ده سال بیست سال نرفته‌اند حالا هم نمی‌روند ولى بالاخره اینجا بمانند در تهران از بى‌پولى و بی‌جایى و بی‌دوایى خواهند مرد.

رئیس- آقاى دکتر ملک‌زاده‏

دکتر ملک‌زاده- هر چند وضعیت مزاجى بنده مساعد نیست ولى می‌خواستم در این موقع که برنامه دولت مطرح است همان طور که اظهار عقیده کردند مقتضى است در موقع طرح برنامه براى این که پایه محکم و اساسى در کار پیدا شود در کلیه مسائل بحث شود این است که عده زیادى به عنوان موافق و مخالف اجازه خواسته‌اند در اطراف برنامه دولت اظهار نظر کنند البته این نظریات فوق‌العاده نافع است به جهت این که فکر مجلس و دولت را به همدیگر نزدیک می‌کند تماس این دو قوه است که بالاخره می‌تواند اصلاحاتى را که ما انتظار داریم براى آتیه کشور تأمین کند عرایض بنده چون به عنوان موافق دولت اظهار عقیده می‌کنم یک قسمت راجع به بیاناتى است که نماینده محترم اظهار داشتند و بعضى نکات هم متذکر شدند که به عقیده من فوق‌العاده نافع بود و مورد توجه دولت هم هست ولى گفت. من که پس از علم نگویم سخن. علم که آمد به تو گوید چه کن. البته هر وقت دولت مقتدر توانا و متکى به قانون و عدالت درست شد تمام آنچه که بنده و ایشان انتظار داریم انشا‌الله درست می‌شود اصل مطلب این است ایشان یک نکاتى را تذکر دادند که بنده یاداشت کردم این سر لوحه برنامه دولت است و اگر روزى هم نمایندگان فراکسیون‌ها با هیئت محترم دولت جلسه‌اى نمودند تمام به اتفاق نقطه‌نظرشان و مقصود حقیقی‌شان تأمین امنیت

+++

مملکت بود حتى بنده در سهم خودم پا را بالاتر گذاردم و عرض کردم موضوع امنیت را باید یک قدرى وسیع‌تر در نظر گرفت و آن امنیت در تمام معناى کلمه است مخصوصاً امنیت شرافتى و حیثیتى در مملکت است براى این که مملکتى که حثیت و شرافتش دست‌خوش هرج و مرج بشود روى سعادت را نخواهد دید (صحیح است) این است که بنده مقدم بر امنیت طرق و شوارع گردنه‌ها، شهرها و راه‌ها در یک کشورى امنیت شرافتى و حیثیتى و آزادى آن کشور را می‌دانم و توجه هیئت محترم دولت را به این نکته جلب می‌کنم. موضوع دیگر که بیان فرمودند مسأله املاک است راجع به املاک یک لایحه قانونى تهیه کرده‌اند و خواهند آورد و در اینجا مورد بحث و مذاکره واقع خواهد شد و آقایان اظهار نظر خواهند کرد و البته املاک آنهایی را که برده‌اند باید بهشان بدهند ولى باید دانست اشخاصى هم که ذیحق نیستند نباید در این موقع استفاده کنند (صحیح است) و آب گل آلود بدست بیاورند و بخواهند املاکى را که با خون اهالى این مملکت شیرازى- اصفهانى- یزدى- کرمانى تهیه و آباد شده است دامى انداخته و استفاده کنند (صحیح است- صحیح است) بنده مخصوصاً از آقاى وزیر دادگسترى تقاضا می‌کنم که تحت تأثیر به هیچ وجه واقع نشوند و آنچه موجب سعادت مملکت است عمل بفرمایند یک موضوع دیگرى که نماینده محترم تذکر دادند مسأله انحصار‌ها بود که البته دولت مشغول مطالعه است و یکى هم زیاد شدن بعضى مالیات‌ها است بنده هم تصدیق دارم که بعضى چیزها اضافه شده ولى از آن طرف تصدیق بفرمایید عواید دولت خیلى کم شده است و بالاخره چرخ مملکت را پول می‌گرداند مسلم است اضافه شدن مالیات بر چیزهایى که به نفع مملکت و چیزهایى که به ضرر مملکت است فرق دارد مثلاً نان و گوشت و چیزهایى که مورد احتیاج جامعه است نباید اضافه شود ولى سیگار چیز مفیدى نیست فرض بفرمایید چیزى هم اضافه شود یا الکل مخصوصاً مواد الکلى که حالا تهیه می‌کنند. از دو جهت حرام است یکى از لحاظ شرعى و یکى هم از نظر مواد دیگرى که به آن داخل می‌کنند و هر قدر بر مالیات آن اضافه کنند به عقیده بنده به موقع و به جا است (روحى- باید مجلس تصویب بکند) البته بسیارى از نکاتى که تذکر دادند حقیقتاً به جا است و جزء برنامه دولت است ولى مسأله توانایى است بایستى دولتى توانا باشد دولت ایده‌آلى دولتى که همان چیزى را که ما انتظار داریم عملى کند و اما قسمت دومى که می‌خواستم به عرض مجلس برسانم و استدعا کنم هیئت محترم دولت هم توجه خاصى در این قسمت بفرمایند عرض کنم همان موقعى که مملکت در نتیجه پیش‌آمدهاى اخیر دست‌خوش وضعیت مخصوصى شد و متأسفانه آتشى که در دنیا روشن شد ما از آن نتوانستیم کنار بمانیم و تمام شئون مملکت دست‌خوش هرج و مرج شد و آن قدرت و توانایی که موتور دولت و اوضاع مملکت بود از میان رفت مجلس شوراى ملى که حقیقتاً مرکز اقتدار مشروع مملکت است هم در سهم خودش در نتیجه گذشته به طوری که یک روز هم خدمت آقاى رئیس‌الوزرا عرض کردم که ما یک مجلسى بودیم اجتماعیون انفرادیون و هیچ گونه سازمان و نظر سیاسى وجود نداشت ما در مقابل یک همچو وضعیتى واقع شدیم و البته تأسیس و تشکیل یک دولتى با یک مجلس انفرادى خیلى خیلى مشکل است این است که بنده تشکر می‌کنم از مجلس شوراى ملى که در آن موقع مشکل حقیقتاً با یک روح خیلى عالى دست به دست یکدیگر دادند و اکثریتى تشکیل داده شد و تا روز آخر مجلس با کمال صمیمیت حقیقتاً نسبت به دولت پشتیبانى شد و انجام وظایف شد و یک لوایح فوق‌العاده نافعى هم گذشت امروز یک روز تازه است و بین مجلس و دولت باز عرض می‌کنم که براى این که کار ما یک اساسى پیدا بکند و دولتی که منظور داریم موفق به اصلاحات بشود این است که بنده یک قدرى بیشتر توضیح می‌دهم در اطراف نظریات خودم که در روى یک تجربیات خیلى طولانى در این کشور بوده است سى و شش سال از عمر مشروطیت ایران می‌گذرد و بنده این سى و شش سال را به دو دوره تقسیم کرده‌ام یکى دوره افراط و یکى دوره تفریط چرا این طور است که اغلب ما طرف افراط را می‌گیریم

+++

یا طرف تفریط را این را واگذار می‌کنم به نظر خود آقایان زیرا که همه ماها علت حقیقى آن را می‌دانیم علت حقیقى این است که یک ملتى که هنوز به مرحله رشد نرسیده است یا دست‌خوش افراط می‌شود یا تفریط یک ‏دوره که اسمش را دوره سستى می‌گذاریم دوره ناتوانى دوره عدم امنیت یک قدرى هم دوره شاید عوام فریبى این دوره به عقیده من موجد و مؤسس دوره دوم شد یعنى این دوره شدت و دوره جبر که اهل منطق می‌گویند یک وقت براى این که بفهمیم نتیجه نافع است یا مساعد است باید مقدمات را در نظر گرفت اگر مقدمات خوب شده بود البته نتیجه مطلوبه به دست می‌آمد و اگر مقدمات غلط بود مسلماً نتیجه هم غلط می‌شود بنابراین اگر این سبک آن وقت (و شخصاً تشکیل عقیده خودم را طرفدارى شخص خودم را و رفقاى خودم را از دولت روى این جمله قرار می‌دهم) اگر سبک حکومت آن وقت سبک بی‌مبالاتى سبک حکومت و عدم امنیت براى مملکت نافع بود آن نتیجه را نمی‌داد یعنى آن دوره جبر و آن دوره شدت براى مملکت پیش نمی‌آمد پس به حکم منطق آن دوره و آن سبک حکومت براى مملکت نافع نبود حالا بیاییم سر دوره دوم شدت بود که همه‌مان درش بودیم و آن دوره را دیدیم که به چه صورتى این مملکت افتاد که باز نتیجه دلیل بر بطلان مقدمات است که اگر دوره نافعى بود و خوب بود براى کشور به این صورت منتهى نمی‌شد پس به عقیده بنده مایحتاج به یک دولتى هستیم ما بین این افراط و تفریط یعنى یک دولت متقدر متکى به قانون (صحیح است) متکى به مساوات بلى اصول مشروطیت به درجه‌اى قدرت و اقتدار به دولت داده است که در مقابل هر اشکالى می‌تواند البته با یک تصمیم قاطعى و با فداکارى موفقیت پیدا کند این ایده‌آل ما است و تصویر می‌کنم که این فرمول ما باشد و راه علاجى که خیال می‌کنم براى آتیه ممکن است در خارج و داخل البته پیدا بکنیم. به واسطه این که اگر یک دولت توانایى داشتیم و موفق به اصلاحات مملکت شد به عقیده بنده بسیارى از اشکالات خارجى ما مرتفع می‌شود و اگر خداى نخواسته ملت ایران ابراز داشت که مایل نیست با اصول مشروطیت خودش را اداره کند بنده هم خجالت می‌کشم و نمى‌خواهم عرض کنم که ممکن است صورت‌هاى فجیح و ناشایسته و غیر منتظره‌اى در این مملکت پیدا شود پس محور موفقیت و سعادت آتیه ما در این است که یک دولت مقتدر توانا و یک دولت متکى به قانون و عدالت داشته باشیم این عقیده شخصى بنده است و موافقم با این نظر که راه رسیدن به این مطلوب براى این که یک چیزهایى است که گفتنش آسان است ولى براى رسیدن به این مقصود باید دید که راهش چیست به عقیده بنده راه رسیدن به این مقصود سه پایه می‌خواهد و ما در روى آن عمل کرده‌ایم این که در اطراف این قضیه حرف زدم حقیقتاً یک اشخاص با عنوانى در این مجلس هستند که در این قضیه هم‌فکرى کردند اول یک مجلس متحد و متفقى است که از دولت پشتیبانى کند و حقیقتاً سعادت مملکت را مقدم بر هر گونه نظریات کوچک و پست شخصى بداند و من امیدوارم که این مجلس همان مجلس باشد و روح و ایمان میهن‌پرستى در این موقع مشکل تفوق پیدا کند بر نظریات کوچک و همان منظور به دست بیاید دوم به اصطلاح مسأله سلیداریته است (حالا نمی‌دانم فرهنگستان چه لغتى انتخاب کرده است) یعنى اتحاد و اتفاق و نزدیکى فکر ما بین همکاران دولت و نظر به همین اصل بود که وقتى از ما نظر خواستند نسبت به رئیس محترم دولت تقریباً فراکسیون ما و همین طور سایر آقایان هم بدون هیچ قید و شرطى نسبت به شخص محترم ایشان که حقیقتاً مورد احترام و اعتماد همه ما هستند (صحیح است) موافقت کردیم و کوچک‌ترین مداخله و نظرى را راجع به کابینه ایشان اعمال نکردیم این را بنده صریحاً می‌گویم مجلس هم می‌داند همه هم می‌دانند چرا؟ براى همین نکته دوم بود که دولت سلیداریته داشته باشد رئیس دولت توانایى داشته باشد که به میل خودش با نظر خودش با در نظر گرفتن صلاح مملکت پایه کار را طورى تهیه کند که مصلحت کشور باشد این بود که عملاً هم نسبت به مجلس کردیم هم نسبت به دولت حالا هم تصمیم داریم که رویه خودمان را ادامه بدهیم تا روزى که یک عملى بر‌خلاف قانون و بر‌خلاف مشروطیت از طرف دولت سربزند و تا وقتى که دولت ضعف و سستى در

+++

امور نشان دهد آن وقت است که البته بایستى مأیوس شد که این دولت قادر نیست که چرخ مملکت را بگرداند. تا آن وقت ما از دولت پشتیبانى می‌کنیم، کمک می‌کنیم، همکارى می‌کنیم و امیدواریم که این همکارى ما منتج به یک منافع مطلوبه‌اى که ایده‌آل ماست و همه انتظار داریم بشود البته در اینجا مجبورم یک نکته دیگرى هم تذکر بدهم که یک کمک مختصرى هم مردم باید بکنند در پشتیبانى دولت و آن قضاوت عمومى است اگر مردم حق راحق بگویند و باطل را باطل بگویند به عقیده من این قضاوت عمومى دولت را به نیکوکارى وامی‌دارد و جلوگیرى بد عملى اشخاص را می‌کند اگر مردم هم حقیقتتاً از دولت پشتیبانى کنند به این ترتیب‏ که وضعیت دولت را از راه میهن‌پرستى تحت قضاوت قرار دهند و از این راه پشتیبانى کنند این سه پایه یعنى اتحاد و اتفاق مجلس و همراهى و سلیداریته دولت به طورى که تشکیل شده است و همکارى مردم ما امیدواریم در این روز بدبختى دنیا و در این روز که هیچ کس نمی‌داند فردا چه صورتى پیدا خواهد کرد و در این موقع که اضطراب و بدبختى سرتاسر گیتى را فرا گرفته است شاید ما موفق بشویم در سهم خودمان دلومان را از آب در بیاوریم (صحیح است)

رئیس- آقاى نوبخت

نوبخت- دانستن این که چه چیز خوب و چه امرى بد است یک کار بسیار آسانى است. شاید در دنیا کسى پیدا نشود که کار بدی را مرتکب بشود در صورتی که معتقد باشد کار خوبى کرده است آدم ترسو آدم خائن- یا آدم دو‌رو و دزد و مانند آنها اشخاصى هستند که می‌دانند بد مى‌کنند اما در این بد کردن مسئول حقیقى نیستند زیرا اخلاق و علم به آن اندازه کسب نکرده‌اند که بتوانند از بد کردن خودارى کنند عدم کسب آنها متوجه مربى آنها است. علماى اجتماع هیئت اجتماعى را تشبیه به یک فرد و گاه ساختمان تشبیه به یک جسم کرده‌اند البته اینجا وقت آن قدر نیست که داخل آن مقوله بشوم همین قدر عرض می‌کنم که یک ملتى یا یک سازمان دست جمعى شبیه یک فرد است مربى این ملت هیئت دولت است و مربى هیئت دولت قوه مقننه است دولت در بد بودن یا خوب بودن این سازمان اجتماعى دخیل بلکه مسئول است.

چنانچه هیئت مقننه هم در بد بودن یا خوب بودن دولت مسئول است. یعنى مسئول ملت است شاهنشاه ایران نیز این نکته اجتماعى را مکرراً اظهار فرمودند منتهى با عباراتى دیگر و حتى تصریح کردند که همان طور که دولت در برابر شما نمایندگان مسئول است همان طور هم شما در برابر مردم مسئول هستید.

پیدا و بدیهى است که ما نمایندگان آقایان وزرا تمام افراد مردم وظیفه دارند که هر یک در این خصوص مراقبت تام و تمام خود را از دست ندهند من هم از این نظریه استفاده می‌کنم و درباره برنامه دولت آنچه صلاح کشور را مى‌بینم به عرض می‌رسانم.

تذکر بنده بر روى دو اصل است. یکى بر روى برنامه دولت دیگرى راجع به بیانات آقاى نخست وزیر. به عقیده من برنامه دولت خوب تنظیم نشده است یعنى لازم است بعضى مواد در این برنامه باشد و نیست و بعضى مواد صلاح است در این برنامه نباشد که هست و به طور کلى این برنامه جامع و مانع نیست از جمله مواد این برنامه ماده‌ای است که حاکى از تکمیل بنگاه‌هاى فرهنگى است عین عبارت برنامه این است:

" تکمیل و ترقى تأسیسات فرهنگى و اهتمام در اصلاح اخلاق عمومى" خیلى متأسف هستم که ناچارم اعتراف بکنم که من از این عبارت چیزى نمی‌فهمم. اگر مقصود از تکمیل و ترقى تأسیسات فرهنگى کامل کردن مؤسسه‌ها و بنگاه‌هاى فرهنگ است که خدا به داد این مردم بى‌چاره برسد زیرا آنچه وزراى سابق و اسبق و سابق بر اسبق مخصوصاً کردند بدون اغراق می‌توان گفت قسمت اعظم آنها بر‌خلاف مصالح مردم بوده یعنى آنها که در این نظام فرهنگى شرکت داشته و مالیات می‌دادند که براى مصالح آنها صرف بشود تمام به زیان و ضرر آنها صرف می‌شد و خدا نکند که آقاى تدین همان راه

+++

و روش را تقویت کنند یا تکامل و ترقى بدهند اگر از این عبارت مقصود دولت پیشرفت امور فرهنگى است که البته لازم است در عبارت آن بیشتر دقت بشود و به عقیده من اگر نوشته بشود پیشرفت امور فرهنگى هم بیشتر نزدیک به فهم است و هم جامع و مانع است در موضوع فرهنگ صحبت خیلى هست ولى من به اختصار می‌کوشم. آقاى تدین وزیر فرهنگ خودشان خوب می‌دانند که اگر ما بگوییم فرهنگ صحیح و حسابى نداریم شاید راست و درست گفته باشیم تنها به طهران نباید نگاه کرد مصالح اجتماعى ما ایجاب می‌کند که همه ایران را باید به نظر داشته باشم زیرا نفع افراد بالسویه و مشترک است و همان طور که یک طهرانى حق دارد از فرهنگ این کشور استفاده کند همان طور یک نفر بلوچى یک نفر کرد یک نفر لر یک نفر فارسى و غیره حق دارند از همان سود بهرمند بشوند.

نظام اجتماعى یک کشورى تماماً براى مصالح تمام مردم کشور ایجاد شده و البته آقاى وزیر فرهنگ می‌دانند که هر جا مصالح عمومى نیست نباید توقع داشت که نظام اجتماعى وجود داشته باشد البته مطابق قوانین منظمى این قضیه از قضایاى مسلم به شمار می‌رود و می‌توان گفت هر جا که دیده شد توافق و انتظام وجود ندارد باید تصدیق کرد که مصالح عمومى وجود نداشته است مردم شهرستان‌ها همان را می‌خواهند که مردم مرکز خواهانند زیرا در این نظام و این اجتماع شرکت دارند شاید در یارى و کمکى هم که به حفظ این اجتماع شده است سهم بیشترى را داشته و دارند ما در نقاط مختلف ایران در قرا و قصبات مدرسه به قدر کافى و لازم نداریم و در پاره نقاط مهم هیچ مدرسه نداریم در همین تهران هم آموزشگاه ما بسیار کم است و دبستان خیلى خیلى کم داریم نمى‌دانم بعضى از اولیا اطفال به کدام یک از نمایندگان محترم مراجعه نکرده و براى بچه‌هاى خود توصیه به فرهنگ نخواسته‌اند که اطفال ما را به مدرسه بپذیرید به عقیده من به جاى این همه عمارت و بناهاى شامخ که براى دانشگاه و سایر بنگاه‌هاى فرهنگى ساخته شده و می‌شود و مى‌توان گفت که بیشتر آنها خالى و بى‌سکنه مانده است دبستان باید تهیه نمود ساختمان هر قدر رفیع و عالى باشد هرگاه از سکنه تهى و خالى باشد هیچ سودى نخواهد داشت آقاى وزیر فرهنگ ما نباید آموزگاران پیرو آزموده را که همیشه سر و کارشان با کتاب است از فرهنگ بیرون کنیم و براى اشخاصى استادى قائل بشویم که هنوز موى صورتشان نروییده است. آقاى وزیر فرهنگ البته به این عیوب توجه دارند و از نزدیک مشاهده کرده‌اند که به چه کسانى درجه استادى داده شده. امروز ما تعجب می‌کنیم که چرا مثلاً در کردستان یا فلان نقطه کشور آشوب و هرج و مرج ایجاد شده است اگر وزیر معارف سابق و اسبق و سابق بر اسبق در عوض ظاهر‌سازى توجهى به فرهنگ کردستان و غیره می‌کردند اگر در عوض پیشاهنگ بازى و رقاصى که در این تهران راه انداخته بودند که همه ما دیده و می‌دانیم اگر در عوض میلیون‌ها پول که صرف تجمل بى‌جا می‌شد اگر به جاى حق‌التالیف‌ها، حق‌التدریس‌ها، حق‌التعلیم‌ها، پول درشکه‌ها، ساختمان‌ها، و پول‌هایى که به رفقا و کس و کارهای آقاى وزیر پرداخته می‌شد اگر به جاى میلیون‌ها خرج اداره تبلیغات پرورش افکار دروغى انجمن تربیت بدنى و صدهزار ریال خرج پیدا کردن کلمه حکمت در قرآن و کلمات ماثوره پول‌هایى که به رفقا داده می‌شد در خانه بنشینند و مطالعه کنند پول‌هایی که خرج خرابى آثار کریم خان وکیل می‌شد پول‌هایی که از موقات شیراز و آذربایجان و غیره بذل و بخشش می‌شد به عوض اینها و بسیارى خرج‌هاى دیگر اگر دبستان و دبیرستان درست کرده بودند و طوایف مردم دور از مرکز را در این فرصت ممتد که نتوانستند یا نخواستند استفاده کنند تربیت کرده بودند کدام لر کدام کرد کدام آذربایجانى و شیرازى مصلحت مشترک خودش را فراموش می‌کرد؟

کى حاضر می‌شد رشته اتحاد خودش را با سایر هموطنان خود از هم پاره کند؟ متأسفانه بعضى از نویسندگان ما شاید اشتباه کرده و در جراید گاهى عشایر و طوایف ایرانى را به اسم دد و گاهى به نام شریر وصفت یاغى متصف می‌کنند در صورتی که این گفتار خیلى از انصاف دور است. من نمی‌خواهم اینجا داخل تاریخ و نژاد‌شناسى بشوم اما آن قدر مى‌توانم بگویم

+++

که: کردها با آن شانه‌هاى مستوى و چهره‌هاى گشاده آریایى و دلاورى جبلى و جرأت و شهامت بهترین نمونه ملت آریاى ایران به شمار می‌روند این را تنها من نمی‌گویم این را تمام علماى انساب و نژاد‌شناسان گفته‌اند. لرها با آن لهجه معقول با آن پهلوانى و شجاعت طبیعى.

قشقایى‌ها با آن هوش سرشار با آن تندى قریحه با آن نجابت فطرى با سایر طوایف ایرانى همه یکى و یگانه هستند هیچ وقت نمی‌توان گفت که تنکستانى و دشتستانى دلیر نیست یا خداى نکرده دد و شریر است زیرا این مردم که غالباً اسکان آنها صورت عملى گرفته به مراتب احساسات‌شان پاک‌تر طرز فکرشان قوی‌تر و تعصب ملى و غرور ایرانى آنها به اضعاف مضاعف از بنده که شهرى هستم بیشتر است.

عدم توجه زمامداران وقت آنها را از کسب فضایل امروزى باز‌داشته آقایانی که سال‌هاى متمادى وزیر فرهنگ بودند و فکرشان تماماً متوجه ظاهرسازى بود می‌خواستند یک توجه کوچکى هم به کرد و لر و قشقایى و سایر طوایف و ولایات ایران بکنند. اداره تبلیغات که متأسفانه هنوز هم هست با میلیون‌ها پول این کشور می‌خواست یک ناطق براى لرها و کردها بفرستد من نمی‌دانم چرا این قدر اشتباه می‌کنیم؟ چرا کرد و لر و قشقایى را دد و شریر می‌خوانیم دد و شریر و مغرض آن کسى است که پول کشور را که با آن همه خون جگر تحصیل شده است و همان کرد و لر و قشقایى پرداخته است به زور صرف بى‌عفتى یک مشت مردم نموده اسمش را ورزش شناورى و پیشاهنگى می‌‌گذارند یا حق‌التالیف به خویشان و رفقاى خود می‌دادند ای کاش یک اثر خوب یک تألیف صحیح و درستى هم نشان داده بودند من نمی‌دانم کدام یک از مردم این کشور راضى بودند که وزارت فرهنگ دختر‌شان را به زور براى پیشاهنگى ببرد یا عور و برهنه در استخر فلان جا به شناورى وادار کند. چقدر پدر و مادر‌ها نام ببرم که آنها را به حکم وزیر فرهنگ به حبس به بهانه‌جویى به سیاه چال شهربانى برده‌اند این گناه‌ها را کى مرتکب می‌شد؟ شاه سابق؟ نه اینها را وزارت فرهنگ می‌کرد و شاید هم تعمد داشت که این بیداد را نسبت به مردم ایران روا دارد همان وزاریى که جوانان و دانشجویان این کشور را به اسامى مختلف در زندان مى‌افکندند و جان آنها را مى‌گرفتند. هنوز بسیارى از مادرها و پدرها لباس سیاه برتن دارند و به این میر‌غضب‌ها که نامشان وزیر بود نفرین می‌کنندحتى از رئیس مدرسه ارامنه هم نگذشتند و یک مرد فاضل و مطلعى را بى گناه پنج سال به زندان برده و نگاه‌داشتند در عوض این که براى آنها که خودشان را از حیث مذهب در اقلیت می‌دانند مدرسه درست کنیم و نظر آنها را که از همه جا به ما متوجه است به طرف خود معطوف داریم به جاى آن که با آنها کاملاً ثابت کنیم که تاریخ ایران را نمی‌توان تغییر داد و آنها در هر جا باشند ایرانى بوده‌اند و هستند در عوض اینها ما کرد و لر و بختیارى و ارمنى و گیلانى و آذربایجانى و فارسى را سعى کردیم که از یکدیگر بیزار کنیم و بدبختانه از تاریخ هم استفاده نکردیم در چند سال پیش یکى از رؤساى روحانى کلیساى جلفاى اصفهان براى من گفت که ما با آن که می‌دانیم شاه عباس مسیحى نبوده است در عقب هر نمازى براى او طلب مغفرت می‌کنیم و این جزءء مراسم مذهبى ما شده است زیرا آن پادشاه عادل میان رعایاى خود فرقى نگذاشته است. همین آقاى دکتر صدیق که دو روز متأسفانه وزارت فرهنگ به چنگشان افتاد نمی‌دانم چرا به راه کج رفته پولى را که از پادشاه کشور براى فرهنگ حقیقى کشور مى‌گیرد می‌خواست خرج یک مشت امریکایى بکشد که به کشور ما بیایند و خداى نخواسته فرهنگ ما را اصلاح کنند چرا این پول را صرف پرورش همین کرد و لر‌ها نمى‌کنید؟چطور شما پرورش نژاد اسب را قائل هستید اما از پرورش هموطنان خودتان که پاکى‌نژادشان آلوده نشده و خون‌شان اختلاط پیدا نکرده صرف نظر م‍ی‌کنید آن وقت هم آنها را دد و یاغى می‌خوانید؟ چرا با این پول یک عده آموزگار فقیر و ناتوان را همراهى نمی‌کنید؟ چرا براى یک دسته از جوانان این کشور که قادر به خرج تحصیل خود نیستند و سراغ دارم که بعضى از دانشجویان مدرسه کشاورزى که از کرج به تهران آمده‌اند و سکنا ندارند شرم می‌کنم که عرض کنم در پشت

+++

کوچه‌ها می‌خوابند کمک خرج نمی‌دهید چرا در بلوچستان یا مکران که یک قطعه پهناورى از ایران است و می‌توان گفت از حیث استعداد هندوستان ایران است چند باب مدرسه تأسیس نمی‌کنید. دشت یارى شهرى از بلوچستان است که از حیث آبادى و جمعیت یکى از امکنه مهم است هنوز یک دبستان چهار کلاسى هم ندارد بنده اطلاع دارم که در همین ادوار تاریخى وزارت فرهنگ یک نفر از اشخاص معارف دوست عریضه به شاه سابق عرض کرده و نوشته بود که حاضر است یک باب مدرسه در دشتیار با پول خودش تأسیس کند فقط خواهش کرده بود که وزارت فرهنگ اجازه بدهد و مانع او نشود حالا ببینید چطور شد از طرف دفتر مخصوص جوابى به او داده شد که اعلیحضرت به وزارت فرهنگ امر فرمودند که اجازه بدهند وزارت فرهنگ نه تنها بخواهش او توجهى نکرد و نه تنها نگذاشت مدرسه تأسیس شود بلکه به اشاره آن مرد بیچاره در تحت بازجویى شهربانى و امنیه افتاد و یک سال او را محاکمه و سرو کیسه می‌کردند که چرا به شاه کاغذ نوشته است مقصود این است کشورى که این طور است میسیون آمریکایى لازم ندارد بچه هاى بلوچى که لخت و عور زندگى کرده باور کنید که سرا پا لخت زندگى می‌کنند و یک دبستانى ندارند که در آنجا تحصیل کنند من نمی‌دانم میسیون امریکایى براى آنجا چه خواهد کرد؟ امریکایى لازم نیست که پول بدهند بیایند آنها حاضرند مفت و مجانى بیایند زیرا بیش از آنچه مهذب و معلم باشند آنها مبلغند بر فرض تمام سازمان‌ها و مؤسسات فرهنگى ما در اقصى نقاط ایران مثل تهران است یا تا سر حد امکان معارف ما ترقى یافته و دیگر فکر ایرانى قادر نیست مثلاً فرهنگ را بیش از این ترقى بدهد با این فرض محال بنده هیچ لازم نمی‌دانم که میسیون امریکایى به کشور ما تشریف بیاورند و لازم نمى‌بینم که ثابت کنم که فرهنگ ایران از زمان زردشت تا حالا و فرهنگى که براى ایران لازم است هیچ گونه سازش و شناسایى با فرهنگى که مثلاً امریکایی‌ها مى‌خواهند براى ما درست کنند ندارد. ما محتاج فرهنگ بین‌المللى نیستیم هر نوع از انواع تربیت با یک محیط و یک ملتى مناسب است ما فرهنگى مى‌خواهیم که اشخاصى مثل این مسکویه ایرانى مثل ماکیاول ایتالیایى مثل نیچه آلمانى مثل مستربرنارد‌شو انگلیسى تربیت کند و به قول اسپنسر انگلیسى که از مربیان دنیاى بشری است هر ملتى از تربیت چیزى مى‌خواهد و نظرى دارد که مخصوص بخود اوست ما که ملت ایران را تشکیل می‌دهیم از کرد و لر و بختیارى و فارسى و مازندرانى و آذربایجانى و غیره و غیره از خاور به یاختر از جنوب به شمال یک ملت هستیم و ناممان ایرانى است و سلیقه فرهنگى ما همان است که ژنرال ساکس انگلیسى مورخ معروف یاد کرده است که ایرانیان پدر ملت آریا و معلم تمام دنیا به شمار می‌روند پس محتاج نظریه سخیف و سست امثال دکتر صدیق نیستیم و از آقاى وزیر فرهنگ که مرد مطلعى هستند انتظار داریم که امر بفرمایند میسیون امریکایى صدیقى به این کشور تشریف نیاورند. دیگر موضوعى که می‌خواستم به آقاى وزیر فرهنگ تذکر بدهم این است که مکرراً شنیده‌ام که هنوز بعضى از دانشجویان را به اداره آگاهى می‌برند و از ایشان بازجویى مى‌کنند و در روزنامه چند روز قبل هم اشاره به این موضوع شده بود اولاً که دانشجو در همه جاى گیتى محترم است ثانیاً این که بعضى از آقایان نمایندگان و بسیارى از مردم که صریحاً دوره سابق را انتقاد و خرده گیرى می‌کنند بیشتر تکیه انتقادشان بر روى همین اعمال و رویه شهربانی‌ها است که مردم را بى‌گناه جلب مى‌کنند و حتى به زندان مى برند شنیدم همان روزى که شاهنشاه ایران براى افتتاح به مجلس تشریف مى‌آورند دبیرى محترم را از سرکلاس به اداره آگاهى جلب نموده از او بازجویى کرده‌اند. همین امروز شنیدم که چند روز پیش در دبیرستان البرز چند نفر را مأمورین کلانترى دستگیر کرده و حتى دست‌بند به دست آنها زده‌اند من هنوز نمی‌توانم باور کنم که آنها دانش‌آموز بوده‌اند به عقیده بنده اگر دانشجو یا دبیر یا استاد یا آموزگار کارى برخلاف مرتکب شد باید اولاً وزارت فرهنگ رسیدگى کند نه شهربانى اگر لامحاله باید شهربانى او را جلب کند اقلاً باید با اطلاع وزارت فرهنگ باشد.باز هم

+++

لازم می‌دانم که موقع را مغتنم شمرده آقاى وزیر فرهنگ را متذکر نمایم که اخیراً شنیدم آقاى دکتر صدیق در وزارت چند روزى خود قانون مطبوعاتى نوشته‌اند. آقاى تدین شما خودتان روزنامه‌نویس بوده‌اید و گمان نمی‌کنم کسى به قدر شما با فرهنگ این مملکت آشنایى داشته باشد شما آیا مى‌توانید باور کنید که قانون مطبوعاتى را که دو سه نفر آدم بى‌اطلاع می‌نویسند به درد کشور خواهد خورد؟اولاً قانون مطبوعاتى که داریم به عقیده من هیچ اصلاحى لازم ندارد و ثانیاً اگر ضرورت بیاید من شخصاً امیدوار هستم که در تحت نظر خود شما و ارباب جراید و آنهایی که سابقه و اطلاع دارند نوشته شده آن وقت به مجلس بیاید تا ما هم که دیدیم قانون مطبوعات صحیحى است و البته امیدواریم چنین باشد آن را تصویب کنیم مسأله دیگرى که می‌خواستم عرض کنم موضوع جراید و مجلات است از قراری که اطلاع یافته‌ام عده زیادى از نویسندگان خواستند روزنامه خود را مجدداً به طبع برسانند و گویا دولت جلوگیرى نموده است الحمدالله دولت مشروطه ملت آزاد اما روزنامه را اجازه نمی‌دهیم. البته آقاى وزیر فرهنگ در این ممانعت شرکتى نداشته‌اند و روى سخن من با آقاى نخست وزیر است که امروز یک کشورى هستند که نامش مشروطه است و عقیده‌مند هستند که در مملکت آزادی است آقاى نخست وزیر خیلى بیشتر آزادى را در کتابى که به نام حقوق اساسى نوشته‌اند کاملاً شرح و بسط داده و بى‌مناسبت نیست که براى یادآورى خودشان چند سطر از آن کتاب را براى خودشان قرائت کنم تا انشاء‌الله از اینجا که تشریف بردند به شهربانى امر بدهند که از طبع و نشر جراید جلوگیرى نکنند. در این کتاب در صفحه 130 در ضمن مسئولیت دولت می‌نویسند:

"توضیح آن که افراد ناس بالفطره و بالطبیعه بعضى حقوق عمومى دارند که دولت باید آنها را رعایت کند به طوری که وضع قوانین و اجراى آنها منافعى حقوق مزبوره نشود زیرا که بناى دولت براى حفظ همین حقوق نهاده شده و اگر غیر از این کند از وظیفه خود خارج و متعدى شده است" ذیل این مطلب می‌نویسند صفحه 130 حقوق عمومى ملت مجموعاً در تحت دو عنوان در‌می‌آید اول آزادى دوم مساوات. بعد در ضمن تعریف آزادى می‌نویسند (در صفحه 132) حصول آزادى براى ملت موقوف به داشتن بعضى اختیارات است و اصول آن اختیارات از این قرار است: اختیار نفس و اختیار مال، اختیار منزل اختیار کار و پیشه اختیار عقاید اختیار طبع و اظهار افکار اختیار اجتماع و تشکیل انجمن آن وقت در صفحه 144 در معنى اختیار طبع و اظهار افکار بعد از آن که تعریف کافى براى این قسمت می‌فرمایند تصریح می‌کنند: سلب اختیار اظهار افکار علاوه بر آن که ظلم است مفسده بزرگى هم دارد و آن این است که انسان چون در اظهار افکار خود مختار نباشد ناچار دروغگو و مزور و فاسدالاخلاق می‌شود بنابراین در دول متمدنه یعنى نزد ملل آزاد اختیار طبع و اظهار افکار براى همه کس حاصل است و از لوازم مشروطیت محسوب می‌شود. غریب این است که نوشته‌اند و مستبدین به انواع مختلف این حق را از مردم سلب مى‌کردند یکى از طریق ممانعت آزادى مطبوعات این بود یعنى در دولت مستبد دایر کردن چاپخانه و کتابفروشى را موقوف به اجازه دولت نمایند و طریق دیگر این که طبع کتب و اوراق و جراید را موقوف به اجازه مى‌کردند. بعد از آن که طرق دیگری را هم ذکر می‌کنند حتى می‌نویسند که (صفحه 145) امروز در دول مشروطه ترتیبات مذکوره متروک است و هر کس در دایر کردن مطبعه و کتابفروشى و طبع اوراق و جراید به هر وسیله بخواهد آزاد می‌باشند همین قسم درباره اجتماعات.

معلوم نیست چرا از اجتماعات و انجمن‌ها جلوگیرى می‌شود در صورتی که خود آقاى نخست وزیر از همه بهتر می‌دانند که وقتى گفتند آزادى است و مشروطیت رعایت می‌شود باید مردم را هم از تجمع و تشکیل احزاب جلوگیرى نکنند این موضوع را هم باز خودشان در همین کتاب ذکر نموده‌اند مضحک است که مجلس شوراى ملى داریم و فراکسیون داریم اما حزب نداریم دیگر از مواد این برنامه تجدید‌نظر در سازمان قواى تأمینیه و تکمیل وسایل امنیت است.

کشور ما احتیاج مبرمى به اصلاحات زیادى دارد و

+++

اساس و شالوده این اصلاحات البته استوار نمى‌شود مگر آنها که عامل این اصلاح شناخته می‌شوند خودشان اصلاح طلب باشند از امنیه که خودش موجب ناامنى می‌شوند نباید انتظار داشت که رعایت کشور و سازمان آن را در مد نظر داشته باشند. از شهردارى که انجمن‌هاى منتخبه او را به ریاست نگمارند نباید منتظر بود که به احتیاجات شهرها رسیدگى نمود آن را که لازم است به مورد عمل درآورد از فرماندار یا استاندارى که طماع باشد نباید انتظار عدالت و درستکارى داشت و با آنها نمی‌توان احتیاجات مردم را رعایت نمود و هر قدر هم که قانون سازمان کشور خوب و پسندیده ساخته و پرداخته شود در هنگام عمل تحریف و تصحیف می‌یابد. موضوع خواربار و امنیت کشور بیش از همه نوع اصلاحى مورد رعایت و دقت است. آقاى نخست وزیر هم در نطقشان به این نکته اشاره فرموده و به عقیده من در این خصوص اطناب و تطویلى لازم نیست خوب است امنیه کشور را که شاید در آینده عامل مهم این سازمان به شمار می‌رود به دست مرد امین و درستکارى بسپارند که در افراد و کارمندان و مأمورین خود دقت کامل کرده از نوع خود انتخاب نماید و در عوض یک اتومبیل چهار اتومبیل لوکس از آخرین سیستم براى وجود شریف خودشان اختصاص ندهند. افراد امنیه که در بعضى نقاط بلوچستان و کویر هشت فرسخ به هشت فرسخ پست دارند و هر پستى از هر طرف تا هشت فرسخ آب آشامیدنى وجود ندارد بیشتر محتاج اتومبیل هستند یا رؤسا محترم که چهار اتومبیل قطارکش درب دولت سراى ایشان ایستاده باشد همین سال پیش بود که یک نفر امنیه بیچاره در یکى از پست‌ها دو روز تشنه مانده بود اتفاقاً اتومبیل بارى عبور می‌کرد آن بیچاره براى تحصیل آب جلو اتومبیل ایستاده و پاى او را از کمر قطع شد و جان داد و شاید آقایان رؤسا هم اندک تأثرى پیدا نکردند آقایان رؤسا و وزرا که تازه بر سرکار مى‌آیند از تشکیلات جدید از فقط همین نکته را آموخته‌اند که چند اتومبیل جدید از آخرین سیستم براى خودشان و خانواده‌شان از پول مردم رنجبر ابتیاع کنند و بس و با این ترتیب هرگز کشور اصلاح نخواهد شد سابقاً ما خواستیم درباره ایل‌ها و عشیره حکم اسکان را جارى کنیم. باید تصدیق کرد که خوب از عهده برنیامدیم چرا؟ براى این که مأمورین اگر همه را نگویم مى‌توانم بگویم که اکثر طماع و نالایق بودند و این هرج و مرجى که در اسکان آنها رخ داد تماماً تقصیر مأمورین بد بود الآن هم اگر علاقه‌مند به اصلاح کشور باشم باید اول و پیش از همه چیز دقت کنیم و آنها را که برسرکار می‌گذاریم و امور کشور را با آنها می‌سپاریم باید امین و مصلح باشند. مأموری که توانسته است خوب بفرمایبد یا دروغ بگوید یا خوب اطمینان و امان بدهد و به قرآن قسم بخورد و بعد وفا به عهد خود نکند یا خوب بتواند قمار بکند و شب و روز در پى ناموس مردم باشد او مصلح نمی‌تواند بشود او مصلح نیست او مفسد است. او خودش موجب اختلال امنیت است آیا ما منتظر هستیم که از این سنخ مأمورین و رؤسا کشور ما اصلاح بشود؟

درختى که تلخ است وی را سرشت گرش برنشانى به باغ بهشت‏

سرانجام گوهر به کار آورد همان میوه تلخ بار آورد

یک موضوعى که مکرر از طرف آقایان نمایندگان مخصوصاً از طرف آقاى دشتى گوشزد دولت شد موضوع آنهایی است که هنوز بى‌جهه و بدون گناه در زندان هستند،، از این بالاتر جماعات بسیارى در همین طهران توقیفند و تحت نظر هستند و برسرشان چند مأمور آگاهى ایستاده است و سپرده‌اند که طهران تکان نخورد. چندى قبل به من اطلاع دادند جماعتى بدبخت که سال‌ها است از خانه و زندگانى خود دور مانده‌اند و امروز به خاک سیاه نشسته‌اند و معلوم است که هیچ گناه نداشته اند هنوز در تهران توقیف هستند من براى اطلاع رفتم ببینم قضیه از چه قرار است خدا می‌داند که توصیف حال آنها گریه آور است تصور بفرمایید یک خرابه که جزء کلوخ و سنگ و لاشه مردار در آن چیزى نیست در میان چهار دیوار و یک سقفى که نه آفتاب تابستان است و نه باران زمستان بر روى یک لنگه حصیر پاره عده زیادى بی‌کار و متحیر نشسته بعضى از آنها سابقاً مریض شده و مرده‌اند و بعضى مبتلا به تب و نوبه و پاره به رماتیسم دچار و بقه گرسنه و بینوا لخت و عریان نه بالاپوش و نه فرش اینها اسم‌شان تحت نظر است یعنى

+++

خداى نکرده زندانى نیستند و گناهى نتوانسته اند از براى آنها معین کنند مثلاً یکى آمده است برود به مشهد زیارت چون به طهران رسیده است و فهمیده‌اند که از ایل قشقایى است به او گفته‌اند که در طهران باش و لازم نیست برگردى. دیگری را که دانسته‌اند مثلاً نامش رستم خان یا فرامرز خان است گفته‌اند آه آه این ناپاک معلوم می‌شود آدم شریری است و الا اسمش چرا رستم خان است پس تو هم حق ندارى از طهران خارج بشوى دیگری را به نحو دیگر از همین مقوله توقیف کرده‌اند. من وقتى حال رقت بار این جماعت را دیدم فوق‌العاده متأثر شدم چندى پیش به آقاى جهانبانى وزیر کشور آن روز موضوع را شرح دادم ایشانه م انصافاً دل‌شان سوخت و متأثر شدند و به من گفتندخوب‌تر تفحص کنید اسامى آنها را بنویسید به من بدهید آنها را مرخص کنم بنده به وظیفه وجدانى خود عمل کردم اسامى ایشان را به خدمتشان دادم و خودشان هم معلوم شد که آنها بى‌تقصیرند به من هم گفتند که الآن به شهربانى می‌نویسم که آنها را رها کند در این بین کابینه سقوط یافت و بعد وزیرى دیگر براى کشور معین گردید به آقاى جهانیانى که وزیر راه هستند و سابقاً وزیر کشور بودند عرض کردم که این موضوع را به آقاى وزیر کشور جدید سابقه بدهید همان روزى که آقاى نخست وزیر آقایان را براى معرفى به مجلس آورده بودند آقاى جهانیانى قول دادند که به آقاى وزیر کشور خواهم گفت یکى دو روز گذشت اثرى از آثار مرخصى این بیچارگان ندیدم ناچار به آقاى جهانیانى تلفن کردم گفتند ایشان رؤسا را بار داده اند و نمى‌شود خدمت‌شان رفت گفتم بسیارخوب.

به آقاى وزیر کشور تلفن کردم پیش‌خدمت اظهار کرد که تشریف دارند بعد که پیغام دادم برگشت و گفت حضرت اشرف سوار شده‌اند. من نمی‌دانم چرا شهربانى دست از گریبان این بدبخت‌ها برنمی‌دارد. اگر گناهکارند آنها را به دادگاه ببرند به دار هم بیاویزند اما آدم بى‌گناه را که کسى توقیف نمی‌کند. خدا می‌داند اگر این بدبخت ها و امثال آنها رها نگردند دولت را استیضاح خواهم کرد. موضوع مهم دیگر که در اصلاح فعلى کشور بسیار مؤثر است موضوع خواربار است آقاى نخست وزیر در ضمن بیان متین خود به ما مژده دادند و فرمودند براى چندین ماه نان شهر تهران تأمین شده است و البته باز هم اهتمام خواهد شدکه انشاء‌الله خاطر همه از این باب آسوده بوده و زحمتى وارد نیاید و نگرانى در هر صورت نباشد. بنده نمی‌دانم جناب آقاى نخست وزیر آیا خبر دارند که در ولایات و ایالات و قرا و قضبات و شهرهاى دور دست ایران براى آذوقه چه محشرى بر پا است یا نه. من از تکرار آنها و اطلاعاتى که در این موضوع دارم حقیقتاً شرم می‌کنم که چیزى عرض کنم مردم ایران شاید انتظار داشتند که رئیس دولت نظرشان متوجه به اقصى نقاط ایران باشد نه تنها طهران ایران عبارت از طهران نیست برج ماش در جوار نرماشیر جزءو ایران است که خوراک مردمش امروز یونجه است بلى مردم در بعضى از نقاط جنوب یونجه می‌خورند. در بعضى از نقاط مکران و سواحل جنوب مثل چاه بهار و لنگه قحطى عظیمى حکم فرماست به حیوانات و چارپایان خود عوض علف و جو ماهى می‌خورانند این که خوراک چارپایان است خوراک مردمش معلوم است که چیست؟ در دشت یارى که زمین حاصل‌خیز است نان پیدا نمی‌شود در بعضى از نقاط بلوچستان و بنادر خوراک مردم پوست پاره و چرم حیوانات است خوراکى که مردم اصفهان هنگام محاصره افغان‌ها داشته و ما در تاریخ می‌خوانیم و به زمامدارى آن وقت بد می‌گوییم. از خاش به من نوشته‌اند که در اداره تثبیت غله گندم زیاد در انبار‌ها موجود است مردم براى کاشتن حاضرند خروارى هفتصد ریال بخرند و اداره نمی‌دهند. همین طور اطلاع دارم که در زنجان دو هزار کیسه پنجاه کیلویى قند در انبار‌ها موجود است که نه به مصرف زنجان می‌رسد نه به سایر نقاط ایران حمل می‌شود. البته در سازمان کشور و اصلاح آن سخن بسیار است درد‌هاى بى‌درمان آن قدر هست که انسان از شمردن آنها عاجزء است دیگر چه حاجت است که شرح بدهد. یک اتفاق ناگهانى که در پیش چشم خودم واقع شد و خیلى از

+++

آن متأثرم به عرض آقاى نخست وزیر و آقاى وزیر کشور می‌رسانم که شهردارى را متنبه و متوجه نمایند.در هیچ جاى دنیا دیده نشده که سیم برق لخت در خیابان‌ها کشیده شود. در خیابانى که منزل من واقع است چند روز پیش در پیش چشمم یک بچه که از مدرسه برمی‌گشت کشته این بى‌قیدى و لاابالى گرى شهردارى شد. اتومبیل بارى عبور کرد سیم برق را پاره نمود سیم در خیابان افتاد بچه که از مدرسه می‌آمد از پهلوى او عبور کرد و به او اصابت نمود و در پیش چشمم جان داد. دیگر از موارد این برنامه تکمیل راه‌ها و راه آهن در حدود استطاعت کشور است.

در خاطرم است در دوره ششم یا هفتم لایحه راه آهن به مجلس آورده شد و مطرح و مورد تصویب واقع گردید در اطراف آن لایحه مذاکرات زیاد شد بنده هم در پاره مذاکرات شرکت داشتم آقاى تدین هم وزیر فرهنگ بودند و در این مجلس تشریف داشتند از این نوع راه آهن‌ها که امروز در برنامه دولت نوشته شده است اسمى در آن لایحه برده نشده است. من اطلاع پیدا کرده‌ام که اکنون از خرمشهر راه آهنى به اهواز کشیده می‌شود من نمی‌دانم از خرمشهر تا اهواز براى ما چه ضرورتى دارد؟ همچنین در روزنامه‌ها خواندم که از قزوین به همدان و کرمانشاه و خانقین خسروى خطى کشیده می‌شود که به راه آهن عراق وصل می‌گردد. بدبختانه آنچه مایه پیشرفت و ترقى ملل دنیا است براى ما مایه بدبختى و تنزل می‌شود. آن روز که لایحه راه آهن را به مجلس آوردند در دوره شش یا هفت هم هیچ در مخیله ما خطور نمى‌کرده که راه آهن سبب بدبختى ما بشود حالا هم می‌خواستم عرض کنم اگر راه آهن وسیله خوشبختى یا وسیله بدبختى بود و هر چه بود همین قدر بس است دیگر لازم نداریم که از کیسه یک مشت مردم فقیر و ناتوان وسایل آسایش دیگران را فراهم کنیم ملتى که نان ندارد راه آهن می‌خواهد چه بکند و محققاً گمان می‌کنم باید دولت را از مجلس در این خصوص اجازه بگیرد زیرا این عمل عادى نیست. خیلى تعجب می‌کنم در این برنامه دولت نامى از ارتش برده نشده است آقاى نخست وزیر خیلى بهتر از من به علوم اجتماعى آگاه هستند و یقین است که متین‌ترین و محکم‌ترین پایه که حیات ملت بر او استوار است نظام ارتش است و ممکن است گفته شود که اگر ملت را به منزله یک جسمى زنده تصور کنیم ارتش او به منزله استخوان‌بندى آن جسم به شمار می‌رود و انحلال او موجب انحلال تمام اعضا جسم است. پس حساس‌ترین و دقیق‌ترین نظام هر ملتى نظام ارتشى او است اگر مصداقى براى جسم بی‌جان بتوان پیدا کرد همان کشوری است که ارتش ندارد.

نه تنها باید به این رکن محکم اتکا داشته باشیم بلکه عقیده من آن است که باید سایر سازمان‌هاى خود را نیز با او وفق بدهم یعنى مطابق او بکنیم و انضباطى را در ارتش است در همه جا رعایت نماییم متأسفانه روزگارى براى ما پیش آمده است که آن نظم و قاعده پیش بهم خورده حالا براى نظم تازه و نوین باید خیلى دقت کنیم. شکى نیست که یک ملتى تا زنده است قوه دفاعى لازم دارد و این مسأله در علم اجتماع ثابت شده است اما شرط این قوه دفاعى آن است که قایم به ذات باشد.

از یک طرف بنده می‌شنوم که متأسفانه پاره از ادارات ارتش و بعضى از قسمت‌هاى مهم را منحل می‌کنند از طرفى دیگر با شدتى هر چه تمام‌تر در طهران بلکه تنها در اطراف تهران و بعضى قسمت‌هاى جنوب به گرفتن افراد براى نظام وظیفه مشغول هستند این کار هم بى‌شباهت به جنگ کردن ما نیست در عین حال که با قواى مهاجم جنگ مى کردیم در همان حال هنگ‌ها و لشکر‌ها و تیپ‌ها را منحل می‌کردند و افراد را حکم مرخصى می‌دادند و مردم از هر طرف به فرار از تهران تشویق می‌شدند بنده اطلاع پیدا کرده ام که نیروى دریایى ما را به کلى منحل کرده‌اند چند روز پیش هم در جراید خواندم که اداره بازرسى ارتش را هم منحل کردند و ریش و قیچى را به دست یک نفر سپرده‌اند گویا اخیراً توپخانه دریایى صد و پنج بلند کارخانجات مهمات کارخانه طیاره‌سازى، اسلحه‌سازى، مسلسل‌سازى، تفنگ‌سازى، فشنگ‌سازى همه را منحل کرده‌اند در بعضى جاها تیپ‌ها را مبدل به هنگ و لشکر‌ها

+++

را مبدل به تیپ نموده‌اند و نمی‌دانم این کارها با اجاره کى صورت گرفته است اینها تماماً قابل استیضاح است. مضحک اینجا است که لشکر خوزستان را مبدل به تیپ کرده‌اند آن وقت سر‌لشکری که بوده است امروز رسمیت تیپ را دارد گویا در برابر شهامتى که کرده به درجه سپهبدى رسیده است آنچه اطلاع دارم این است که در جنوب تنها قوه‌ای که فداکارى کرده است و آخرین نفرات خود را قربانى نموده تنها نیروى دریایى بوده است که امروز آن را منحل کرده‌اند و از عطیه شاهانه هم که براى این نوع افراد و بازماندگان آنها اعطا شده است به افسرانى داده شده و می‌شود که در تهران راست راست راه می‌رفته و در خیابان لاله‌زار قدم می‌زدند یا در همان چند روزهاى کذایى مردم را به فرار تشویق می‌کردند به افسرانى که در طهران بوده‌اند یا خوب از جنگ گریخته‌اند هر یک یک هزار و دویست و پنجاه ریال مزد فداکارى به آنها داده شده اما به خانواده آن استوارها و گروهبان‌ها و آن افراد فداکار و حتى به خانواده آن افسرانى که از جان گذشته جنگیده‌اند و جان خود را فداى وطن خود کرده‌اند هیچ گونه توجهى نشده است یا اگر شده است خیلى نادر و مختصر.

ناوبان یک هریس‌چی آذربایجانى که ناویدک نهصد تنى به او سپرده شده بود دویست و شش سال بیشتر از عمر او نگذشته بود با ناوى که در حدود سه هزار تن بوده است جنگ کرده و با تمام عده و افرادش همه کشته شده‌اند من نمی‌دانم از این عطیه ملوکانه به خانواده این افسر فداکار و این افراد فداکار چه رسیده است؟ از خانواده ناخدا سه میلانیان ناوبان یک کهن مویى ناوبان یک ریاضى بالاخره از خانواده دریا‌سالار بایندر و ناخدا نقدى و سرهنگ لشکرى در قسمت دیگرى چه قدردانى شده است؟ بنده اطلاع یافته‌ام که ناو پلنگ و ناو ببر و ناویدک غرق شده‌اند و افراد آنها هم کشته شده‌اند خوب آقاى وزیر جنگ درباره سایر ناوها توضیحى بدهند که آنها در چه حالند و چرا نیروى دریایى ما را منحل کرده‌اند و با اجازه کى این کار صورت گرفته است؟ البته اینها متعلق به یک ملتى است که با خون جگر تهیه کرده است و ما هم که نمایندگان مردم هستیم باید مستحضر باشم مثلاً مى‌شنوم که می‌خواهند لباس دانشکده افسرى و شاید بعد از آن سایر قسمت‌هاى ارتش را عوض کنند و به شکل‌هایى در‌بیاورند که به هیچ وجه صلاح ما نیست درباره لباس پلیس هم همین را شنیدم و کلاه جدید آنها را هم دیدم آقایان مغزها و فکر ها را عوض بکنید.

مردى که هیچ جامه ندارد به اتفاق‏

بهتر ز جامه که دور هیچ مرد نیست‏

اتومبیل‌هاى لوکس عالى، لباس‌هاى یراقدار براق، حمایل‌هاى رنگارنگ و نشان‌هایی که به عوض لیاقت به هر نالایقى داده شده بدرد امروز ما نمى‌خورد باید ما افرادى درست کنیم که دلیر و توانا باشند و الا لباس را بر تن چوب بکنید چه تأثیرى دارد؟ مهم‌تر از آنچه عرض کردم نخستین ماده این برنامه است چنانچه در مقدمه یادآور شدم اکنون در خاتمه گفتار خودم عرض می‌کنم که ذکر این برنامه هیچ گونه ضرورتى ندارد به عقیده من نه در عدم ذکر آن ضرری است و نه در ذکر آن نفع و فایده موجود است و بالاخص معناى آن به هیچ وجه براى من و شاید بعضى از رفقاى من معلوم نیست مثلاً این عبارت که نوشته‌اند:

"دولت با رعایت کامل مصالح کشور مقتضى می‌داند با دولت‌هایی که منافع ایران با منافع آنها ارتباط تام دارد" من نمی‌دانم چگونه منافع ایران می‌تواند با منافع آنها ارتباط داشته باشد شاید برعکس باشد و منافع آنها با منافع ایران ارتباط تام داشته باشد زیرا ما یک کشور بی‌طرف بوده و هستیم.

در این عبارت که ذکر شد باید آقاى نخست وزیر دقتى کامل مبذل بفرمایند زیرا من عقیده دارم که ایشان مردى هستند دانا و هم قادر و توانا هستند که این گونه مواضع را بهتر از این حل و تصفیه نمایند.

در موضوع کلمه همکارى نزدیک نیز بنده نمى‌فهمم و به عقیده من بهتر این است که در برنامه خود از این مقوله چیزى یاد نفرمایند.

+++

تدین (وزیر فرهنگ)- نماینده محترم به طوری که اظهار فرمودند چهار ده سال است صحبت نکرده‌اند ...

نوبخت- مکرر صحبت کرده‌ام خودتان رئیس بودید بنده صحبت کردم.

وزیر فرهنگ- از آن تاریخى که بنده رئیس بودم تا حالا بیش از 14 سال است شما فرمودید 14 سال شما شخص ادیبى هستید می‌دانید در موقع سخن گفتن تا متکلم صحبتش تمام نشود نباید صحبت کرد.

نوبخت- صحیح است. معذرت می‌خواهم.

وزیر فرهنگ- بسیار خوب پس از این مرحله می‌گذریم. امروز گر چه یک عده به نام دولت و جمعى هم از آقایان به نام نماینده ملت هستند ولى در واقع همه‌ماها ایرانى هستیم و هیچ وقت میل نداشته‌ایم و میل نداریم ایران ما خراب و ویران باشد (نمایندگان- صحیح است) امروز هم عقیدمان این است که باید سعى کنیم کوشش کنیم خرابى‌هایى که در سابق بوده است جبران شود و ترمیم شود بنابراین فرمایشات ایشان را بنده به چند جزء تقسیم می‌کنم جزء اول مشتمل بود بر تاریخ ایام گذشته که آن را هم آقایان می‌دانند و امروز هم اینجا تکرارش به نظر بنده مورد ندارد آنچه لازم است در این مجلس مورد بحث واقع شود توجه خاصى است به اجراى این برنامه که امروز این هیئت دولت تقدیم مجلس کرده و مورد بحث است معایب را همه می‌دانیم ولى جزء تاریخ گذشته محسوب شد. و صحبتى که ایشان داشتند مربوط به شکایاتى بود که البته شاید هم باشد و بنده تصدیق می‌کنم که هست یک قسمت‌هایى ولى بنده گمان می‌کنم از نظر عمل بهتر این است که هر یک از نمایندگان محترم یا اشخاص خارج بدواً به شخص وزیر مربوطه یا اداره مربوطه رجوع کنند (صحیح است) و این را بنده نسبت به سهم خودم و از طرف همکاران محترم خود عرض می‌کنم ماها همه معتقدیم که از این تاریخ به بعد قانون فقط حاکم بر همه هست و باید باشد (صحیح است) و بنده به طور آشکار عرض می‌کنم که اگر خداى نخواسته از بنده خلاف قانونى سر زد با کمال میل حاضر خواهم بود که به بنده تذکر دهند که خبط و خطایى نسبت به اجراى قانون نکنم و همین طور به طور قطع می‌دانم که رئیس محترم‌مان آقاى فروغى هم همین قصد را دارند و رفقا و همکاران بنده هم همین عقیده را دارند پس بنابراین اگر شکایتى از یک مدرسه یا یک اداره هست بهتر این است اول به خودم رجوع کنید بنده نماینده حقیقى همه آقایان و یک آمرى هستم براى اجراى قانون و به تمام روساى وزارتخانه هم گفته‌ام که از این تاریخ به بعد قانون حاکم بر همه است آنها اختیار تام دارند ولى در حدود قانون که وظایف خود را نجام دهند امروز دیگر وزیر ماشین امضا نیست وزیر باید ناظر جریان ادارات وزارتخانه خود باشدتا امور به جریان طبیعى خودش سیر کند و وارد شود اما خودتان می‌دانید هر عملى زمان لازم دارد وسایل می‌خواهد،، امروز اوضاع مملکت خودتان را با وسایلى که داریم اینها را باید در نظر بگریم اگر نسبت به رعایت اوضاع و احوال و مقتضیات امروزه قصورى شد نظامنامه مجلس را که آقایان می‌دانند و بنده هم به خوبى اطلاع دارم راه را باز کرده است شما مى‌توانید به خود وزیر مراجعه بفرمایید اگر احیاناً مطابق میلتان نشد سئوال کنید و به توسط مقام ریاست مجلس به وزیر مسئول اعلام می‌شود او هم می‌آید و جواب می‌دهد و اگر خداى نخواسته یک کارى را بد کرد مى‌توانید استیضاح کنید و اینها که فرمودید اکثرش مسائل استیضاحى بود و استیضاح هم می‌دانید شرایط مخصوص در نظامنامه دارد بعد از این امیدوار هستم همان طوری که گفته شد قانون بر همه ما حکم فرما است نظامنامه مجلس هم حاکم بر همه ماها باشد. در ضمن مطالبى فرمودند که بنده ناچار هستم براى این که سوء تفاهمى در خارج ایجاد نشود توضیحاتى بدهم اولاً اشاره به قانون مطبوعات کردند که در زمان سلف بنده در وزارت فرهنگ تهیه شده است و اظهار استیحاش عجیبى کردند. آقا اگر در یک وزارتخانه یک لایحه تهیه شود خودتان می‌دانید که آن سمت قانونیت پیدا نمی‌کند. هزار تا از این لوایح در وزارتخانه‌ها تهیه می‌شود ولى وقتى لایحه صورت قانونى پیدا می‌کند که مطابق مقررات نظامنامه به مجلس بیاید و جریان خودش را طى کند بعد از

+++

آن که به تصویب مجلس رسید بلافاصله به صحه و امضاء پادشاه برسد آن وقت به جریان عادى خودش بیفتد و به موقع اجرا گذاشته شود پس این چه استحاضى است؟ یک عملى کرده‌اند بکنند و اما راجع به شهربانى این جمله را باید عرض کنم که شهربانى امروز ما با سابق بسیار تفاوت دارد (صحیح است) و از نظر انصاف باید امروز قدرانى کرد از انجام وظایفى که شهربانى به عهده گرفته است و اگر یک عملیاتى می‌کند آن را به طور قطع می‌دانم که آن عملیاتى بر طبق قانون است حالا توضیح می‌دهم امروز به حکم مقتضیات مملکت ما مشروطه است قانون اساسى آزادى عمل داده است به مردم اما نه آزادى مطلق. عملش اگر مخل آسایش عمومى و یا مضر به حال جامه باشد آن عمل باید تعقیب جزءایى شود (صحیح است) از هر کس صادر شود اگر فلان زید در یک دبیرستان است نباید سوء استفاده کند از سمت دبیریش و تصور کند و بگوید چون من دبیر هستم پس باید معاف باشم از تشریفات قانونى و هیچ کس به من حرف نزند نه. اولاً من سراغ ندارم چنین دبیری را در مدارس و مؤسسات فرهنگى و اگر از اعضا فرهنگى بخواهند مداخلاتى در امور سیاست مملکت بکنند و همچنین محصلین مدارس این را باید بدانند که نباید سوء‌استفاده کنند از این که اینها چون محصل هستند و دانشجو هستند اگر یک کار خلاف قانونى بکند کسى نباید به آنها حرفى بزند (صحیح است) بنده این را با کمال آزادى عرض می‌کنم و هیچ ترسى هم ندارم امروز یک عده زیادى از دانشجویان ما در این مدارس هستند که سن آنها از هیجده متجاوز است یعنى یک اشخاصى هستند که اگر در دفاتر رسمى سندى را امضا کنند آن امضا معتر است. حالا اگر به عنوان این که شاگرد مدرسه است بخواهد بر‌خلاف سیاست عمومى و بر‌خلاف مصالح مملکت یک اقدامى بکند آن سمت دانشجویى او موجب عدم تعقیب نخواهد شد (صحیح است) و این را عرض کنم که تاکنون‏ این جریانات نبوده و اگر هم بوده یک اتفاقات خیلى جزءیى بوده و شهرت‌هایى که در اطراف داده‌اند مطابق واقع نبوده است و امیدوارم تمام دانشجویان از بزرگ‌ها و متوسطین فقط درس بخوانند و به وظایف خودشان عمل کنند (صحیح است) این راعرض کنم ساعات اضافى ما در دبیرستان‌ها داشتیم که اکثر آقایان اولاد‌هاشان در دبیرستان‌ها بوده‌اند می‌دانند و این باعث شده بود که یک قسمتى از عمر اطفال‌ها فرزندان من تلف می‌شد. البته این برنامه‌ها نواقصى دارد باید اصلاح شود و اصلاح هم می‌شود بنده مخصوصاً دستور داده‌ام که ساعات اضافى را که این بچه‌ها می‌آمدند بیرون به عنوان این که در خانه‌ها کار کنند و بازى می‌کردند و دو تا از بچه‌هاى خود بنده مى‌آمدند منزل چه منزل باشم و چه نباشم مى‌آمدند براى خودشان بازى می‌کردند بنده مخصوصاً دستور دادم براى ساعات اضافى آنها معلم اضافى تهیه کنند و کمک بدهند به همان دروس آنها و همچنین دستور دادم بعد از ظهر‌ها وقتى ساعات درس تمام شد به هیچ وجه شاگرد را در مدرسه نگاه ندارند و به اولیا آنها هم اطلاع بدهند که اطفال شما در فلان ساعت از مدسه بیرون آمدند و اگر دیر آمدند مربوط به مدرسه نیست و هکذا نمی‌خواهم این حرف‌ها را بزنم ولى امیدوارم آنچه که در سابق خوب نبوده اصلاح بشود.

اما راجع میسیون آمریکایى فرمودند ما فرهنگ بین‌المللى نمى‌خواهیم بعد فرمودند ما باید مثل دکارت و کى و کى تربیت کنیم. بنده نمی‌دانم مقصودشان از فرهنگ بین‌المللى چیست اگر مقصود این است که ما امروز از علوم و فنونى که در ممالک متمدنه دنیا معمول است و در جریان است بى‌بهره باشیم که گمان نمی‌کنم شما مقصودتان این باشد. آقا معارف قدیم براى ما کافى نیست این را باید اعتراف کرد ما باید امروز معارف ممالک متمدنه دنیا را به حدی که امروز رسیده با وسایلى که داریم اخذ کنیم (صحیح است) ما نمی‌خواهیم تنها زندگى کنیم (صحیح است) ما جزء لاینفک دنیا هستیم (صحیح است) در دنیایى که امروز اگر در چند هزار فرسخ راه فاصله حادثه اتفاق بیفتد ما در ظرف چند ثانیه می‌شنویم نمی‌توانیم اکتفا کنیم به علوم قدیمه. ما آن اندازه که لازم باشد براى حفظ آثار و براى شناسایى بزرگان‌مان آنها را حفظ م‍ی‌کنم و علوم و فنون و آداب جدید را هم باید درک کنیم. اما

+++

میسیون آمریکایى بنده گمان نمی‌کنم آن میسیون براى منظورى که فرمودید از آمریکا خواسته شده است که هیئت و میسیون آمریکایى معارف ما را مطابق نظریات خودشان درست کنند این طور نیست بنده اطلاع کاملى ندارم و آنچه که اطلاع دارم این میسیون را خواسته‌اند که از اوضاع معارف فعلى ما مسبوق بشوند نه این که به ما دستور بدهند و شاید مصلحت مملکت ما در این بوده است که یک ارتباط فرهنگى با آمریکا یا جاى دیگر از نظر فرهنگ بین‌المللى داشته باشیم بنابراین به آن منظورى که شما فرمودید نیست و علاوه بر این لازم است این قضیه را هم عوض کنم متأسفانه با این پیشامد اخیر تصور نمی‌کنم این موضوع عملى شود. اما مطلب دیگرى که باید دفاع کنم و وظیفه دارم در این قسمت آن صحبتى بود که راجع به استادان فرمودند. مقصودم دفاع از شخص نیست بلکه دفاع از علم است فرمودند ما اشخاصى داریم پیرمرد و ریش‌دار و شما آنها را کنار گذاشته‌اید و اشخاصى را آورده‌اید که موى در صورت ندارند. آقا شما می‌دانید که علم مربوط به ریش و ریش‌دارى نیست (صحیح است) امروز ما یک عده از جوان‌هایى که چندین سال قبل فرستاده‌ایم به مسافرت خارج با خرج دولت و با خرج خودشان اینها اصولاً یک تحصیلاتى کرده‌اند و امروز برگشته‌اند ما باید از وجود اینها در فرهنگ ایران استفاده کنیم و نظر به کمى و زیادى سن نداریم فرهنگ ایران باید از تمام افرادش استفاده کند از اشخاص پیر در موقعش و از اشخاص جوان در موقعش. اما راجع به ساختمان‌هاى فرهنگى که فرمودند بناهاى عالى هست ولى کسى در آنها نیست بنده که چنین جای را سراغ ندارم و متأسفانه باید بگویم یکى از مشکلاتی که براى وزارت فرهنگ در پیش می‌باشد همین موضوع ساختمان و بناهاى فرهنگى است که در اثر نبودن بناهای لازم الآن وزارت فرهنگ با یک عده از صاحبان منازل خصوصى که براى مدارس اجاره کرده است جنجال عجیبى دارد و البته وزارت فرهنگ سعى دارد که بناهاى لازم را بسازد و ضمناً این موضوع را هم که عقیده شخص خودم است باید عرض کنم همان طور که تعلیمات ابتدایى و مقدماتى مقدم بر تعلیمات متوسطه است همان طور هم ساختمان دبستان مقدم بر ساختمان دبیرستان می‌باشد. یک قسمت نماینده محترم راجع به تعلیمات عمومى مخصوصاً راجع به آذربایجان صحبت کردند بنده لازم می‌دانم در این باب هم اشاره بکنم. همه آقایان مخصوصاً خود اهالی آذربایجان به خوبى می‌دانند در پانزده سال قبل که سمت وزارت فرهنگ را داشتم نظر به علاقه خاصى که نسبت به آذربایجان داشتم مخصوصاً خود من به آنجا مسافرت کردم و در آن موقع هم آن اندازه که مقدور بود نسبت به آنجا کمک شد و حالا هم با وجودی که تمام ایالات و ولایت ایران در نظر دولت مساوى است ولى با در نظر گرفتن مصالح وقت آن اندازه که مقدور باشد اطمینان می‌دهم که نسبت به فرهنگ آنجا کمک بشود و با وجودی که اخیراً وسایل فرهنگیمان یک قدرى دچار اختلال شده است در صورتی که موفق بشویم اختلالات را رفع کنیم البته رفع نگرانى اهالى آذربایجان و سایر هموطنان ما هم خواهد شد و این جمله را هم نیز می‌گویم که سایر آقایان رفقاى من هم یعنى هر کدام از آقایان وزیران در قسمت کار خودشان علاقه را که دارند در درجه اول نسبت به آذربایجان و همین طور به همه نقاط آن علاقه‌مندى را داشته و اهالى همه نقاط باید بدانند که تا این هیئت دولت هست و مجلس محترم هم پشتیبان آن می‌باشد تمام توانایى و وسایلى را که در دست دارند به طور کلى براى رفع حوایج آنها و رفع نگرانى آنها اعمال خواهند کرد. (نمایندگان- صحیح است- احسنت)

(بعضى از نمایندگان- ختم جلسه)

3- موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه‏

رئیس- اگر تصویب می‌فرمایید جلسه را ختم می‌کنیم‏

جلسه آتیه روز یکشنبه 23 آذر و دستور طرح بقیه برنامه دولت‏

(مجلس یک ساعت و ربع بعد از ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شوراى ملى- حسن اسفند‌یارى‏

+++

یادداشت ها
Parameter:293874!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)