کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره شانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏16
[1396/05/29]

جلسه: 79 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه 18 آبان ماه 1329  

فهرست مطالب:

1- قرائت اسامی غائبین و طرح صورت مجلس جلسه قبل

2- بیانات قبل از دستور- آقایان: اردلان- دکتر بقایی- آزاد- عامری

3- طرح گزارش کمیسیون دادگستری راجع به تصفیه کارمندان دولت

4- ختم جلسه به عنوان تنفس

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏16

 

 

جلسه: 79

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه 18 آبان ماه 1329

 

فهرست مطالب:

1- قرائت اسامی غائبین و طرح صورت مجلس جلسه قبل

2- بیانات قبل از دستور- آقایان: اردلان- دکتر بقایی- آزاد- عامری

3- طرح گزارش کمیسیون دادگستری راجع به تصفیه کارمندان دولت

4- ختم جلسه به عنوان تنفس

 

مجلس ساعت ده و ربع به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید .

1- قرائت اسامى غائبین و طرح صورت مجلس جلسه قبل‏

رئیس- صورت غائبین جلسه قبل قرائت مى‌شود

( به شرح زیر قرائت شد)

غائبین با اجازه آقایان: آصف فرامرزى فتح‌على افشار دهقان هراتى طباطبایى دکتر شایگان غائبین بى‌اجازه آقایان: محمودى خسرو قشقایى سنندجى تولیت اکبر تیمور‌تاش ابتهاج اقبال پناهى محسن طاهرى پیراسته محمد ذوالفقارى خزیمه علم قراگوزلو ناصر ذوالفقارى.

رئیس- نسبت به صورت مجلس نظرى نیست؟ آقاى شوشترى‏

شوشترى- بنده در آن روز در عبارت این دزدها، این مأمورین کوچولو که شصت و سه هزار تومان را دو مرتبه می‌دهند این طور نگفتم و گفتم 63000 لیره دبه در آوردند و البته روزى تشریح مى‌کنم اعمال شرکت سیوند را و دیگر این که گفتم من ممکن نیست کلمه ربا بگویم احل‌الله‌البیع و حرم‌الربوا این هم باید اصلاح شود.

رئیس- اصلاح مى‌شود دیگر نظرى نیست؟ (اظهارى نشد) صورت مجلس بعداً تصویب مى‌شود چند نفر از آقایان تقاضاى نطق قبل از دستور کرده‌اند. آقاى اردلان.

2- بیانات قبل از دستور آقایان- اردلان دکتر بقایی آزاد عامرى

اردلان- متأسفانه چند جلسه است که مجلس شورای ملى به مناسبت اختلاف نظری که راجع به گزارش کمیسیون محترم دادگسترى در بین آقایان موجود است عملاً تشکیل نمى‌شود و من شخصاً که یک نماینده هستم بسیار از این پیش‌آمد متأثر هستم (صحیح است) ما در ظرف این مدت ده دوازده روز با قید صریحى که در نظامنامه هست که اگر بودجه را مطرح بکنیم باید هر روز متوالى بنشینیم و روزى پنج ساعت هم حداقل کار بکنیم مى‌توانستیم در ظرف این مدت بودجه کل کشور را تصویب بکنیم (صحیح است) و این نهایت تأسف را دارد که ما هر روز صبح با یک ایمان پاکى برمی‌خیزیم که بیاییم به مملکت خدمت بکنیم و براى یک کار کوچکى ده دوازده روز این طور کار مملکت را فلج کرده‌ایم. در این مجلس نمایندگان محترمى هستند که قادر هستند بزرگ‌ترین مشکلات این مملکت را حل بکنند این کار به این کوچکى این قدر غامض نیست که قابل حل نباشد من عقیده خودم را عرض می‌کنم که علت اصلى این کار بى‌مهرى آقایان اعضای محترم کمیسیون دادگسترى است براى این که دولت یک لایحه‌اى به مجلس شوراى ملى تقدیم کرد کمیسیون محترم دادگسترى .... (کشاورز‌صدر- آقاى رئیس بنده اجازه می‌خواهم بعد از ایشان یک توضیحى بدهم) دولت یک لایحه به مجلس شوراى ملى تقدیم کرد و به کمیسیون رفت و کمیسیون محترم دادگسترى هم گزارش به مجلس داد در نظامنامه نوشته شده است که در شور اول اگر نمایندگان مجلس نظرى راجع به اصلاح لایحه دارند آن اصلاحات خودشان را تقدیم مجلس مى‌کنند و به کمیسیون می‌رود کمیسیون محترم البته نظامنامه صریح نوشته مى‌تواند و ملزم نکرده همین مى‌تواند باعث شد که کمیسیون من که یکى از پیشنهاد دهندگان بودم و یک راه حلى هم پیدا کرده بودم براى این کار سایر نمایندگان هم آنچه من جویا شدم و پیشنهادشان را خواندم یک راه حل‌هاى خوبى در نظر گرفته بودند

+++

در نظامنامه نوشته شده است که از طرف کمیسیون 24 ساعت قبل به آن پیشنهاد دهنده باید اطلاع بدهند که در فلان ساعت کمیسیون تشکیل مى‌شود و شما بیایید نظر خودتان را دفاع کنید. به من که یک پیشنهاد دهنده بودم اصلاً اطلاع ندادند و توجهى به عرایض ما نکردند خوب براى چه یک لایحه دو شورا است؟ براى این که اگر وکیلى یک نظرى دارد ما هم توى این مملکت زندگى می‌کنیم مردم مى‌آیند پیش ما نظرشان را به ما می‌گویند و ما از آن نظریاتى که مردم به ما می‌گویند و افکار خودمان یک پیشنهاداتى تهیه کردیم چرا کمیسیون محترم دادگسترى بى‌لطفى کرد و ما را نخواست که نظرمان را بپرسد. بنده خودم را می‌گویم بدون این که نظر من را بپرسند یا از دیگران سؤال کند این گزارش را به مجلس شوراى ملى تقدیم کرد. من به جناب آقاى عامرى رئیس محترم کمیسیون دادگسترى در همین مجلس در اطاق جلسه خصوصى حضورشان عرض کردم جناب آقاى عامرى ما نمایندگان مجلس ما افراد مجلس شوراى ملى رأى ندادیم که کدام کارمند دولت بند الف باشد کدام کارمند بند ب باشد کدام کارمند دولت بند ج باشد یک هیئت تصفیه‌اى آمده و این رأى را داده به موجب این قانونى که از مجلس شورای ملى گذشته حالا یک عده از آقایان محترم می‌فرمایند که این هیئت تصفیه بعضى قسمت‌ها را غرض به خرج داده بسیار خوب، ما قبول می‌کنیم یک هیئت عالى‌ترى تعیین کنید بیاید رسیدگى کند و اگر اعمال غرض شده تعدیل کند، ما که رأى ندادیم که کى بند ج است که امروز بیاییم کان لم یکن بکنیم این چه بى‌انصافى است که این را بیایند به گردن مجلس بیندازند؟ این است که بنده از آقایان اعضاى کمیسیون دادگسترى استدعا مى‌کنم استراحام مى‌کنم براى مصلحت مملکت این گزارش خودشان را پس بگیرند این قضیه سابقه هم دارد ما نمایندگان که پیشنهاد دادیم و پیشنهادات و راه حل‌هاى بسیار خوبى پیش‌بینى شده است راجع به تجدید نظر مى‌آییم مى‌نشینیم آنجا عرایض خودمان را مى‌کنیم، در کمیسیون بحث می‌کنیم شما اصلاً ما را نخواستید که بپرسید عقیده ما چیست اگر خواسته بودید یا ما شما را متقاعد کرده بودیم که دیگر حرفى نبود اگر شما هم ما را متقاعد کرده بودید که من الان ساکت بودم ولى هیچ کدام از این کارها نشده و بدون این که توجه بکنند که ما یک نظریاتى داشتیم و در شور اول عرایضى داشتیم چون در شور اول در پیشنهادات نمى‌شود حرف زد فقط پیشنهادات را می‌خوانند و می‌رود به کمیسیون اگر آن پیشنهادات خوانده مى‌شد، و بحث مى‌شد و بنده نظریات خودم را آنجا عرض مى‌کردم و سایر نمایندگان محترمى هم که پیشنهادات داده بودند عرایضى مى‌کردند نظر آقایان معلوم مى‌شد ولى هیچ کدام اینها نشده و حالا هم این هیچ وهنى براى کمیسیون دادگسترى نیست که بیاید این را پس بگیرد و در ظرف یک هفته ما بیاییم آنجا نظریات خودمان را عرض بکنیم و انشاء‌الله یک راه حلى پیدا بکنیم و در ظرف این مدت هم ما بیاییم یک فکرى به حال مملکت بکنیم و‌الله من به اعضاى کمیسیون دادگسترى ارادت دارم به فرد فرد اعضاى کمیسیون دادگسترى ارادت دارم. خود جناب آقاى عامرى مى‌دانند ولى براى این که این را کان لم یکن بکنیم ما رأى ندادیم که این کار بشود شما بیایید یک هفته مهلت بگیرید از مجلس و تقاضا کنید که این لایحه برگردد به کمیسیون و کسانى که پیشنهاداتى در این خصوص دارند مطابق نظامنامه بخواهید با آنها صحبت بکنید شاید آنها شما را متقاعد کردند بعد با نظرى که مجموع نظر نمایندگان مجلس است بیاید اینجا و مطرح بشود و الا فایده این چیست که ما هى بیاییم اینجا و باز سرافکنده برگردیم من صبح که از خانه‌ام آمدم اینجا صبح از لژ مطبوعات به من گفتند آقا امروز هم شما هیچ کارى نخواهید کرد و بنده خجالت کشیدم همین طور که حالا هم می‌کشم (احسنت)

رئیس- آقاى مکى.

آقاى مکى- بنده نوبت خودم را به آقاى دکتر بقایی واگذار مى‌کنم.

دکتر بقایی- بنده می‌خواستم دو سه مطلب را به عرض مجلس شوراى ملى برسانم، یکى این که اعلام شود و به دولت یادآورى بشود که طبق اصل 25 قانون اساسى هر قرضه‌اى به هر عنوان که باشد از داخله یا خارجه باید با اطلاع و تصویب مجلس شوراى ملى باشد (صحیح است) و الا صورت قانونى نمى‌تواند داشته باشد البته دولت راجع به یک قرضه‌اى که می‌خواهد از بانک صادراتى بگیرد از آمریکا در مجلس چیزى مذاکره نکرده است ولى جریانى که در بیرون این موضوع پیدا کرده بسیار نامطلوب است، بنده اطلاعات زیادى راجع به این قسمت کسب کردم که یک جزئش را به اطلاع مجلس شوراى ملى می‌رسانم و خواهش مى‌کنم که آقایان محترم در این قسمت توجه بفرمایند، به طوری که در روزنامه‌ها منعکس شده بود و آقایان اطلاع دارند از این قرضه مبلغ 6 میلیون دلار براى وزارت راه در نظر گرفته شده است. از این 6 میلیون دلار یک میلیون دلارش حقوق و خرج سفر مهندسینى خواهد بود که از آمریکا به ایران مى‌آیند نه براى مشاوره و به عنوان مشورت بلکه براى این که بیایند و ادارات راه‌سازى ما را خودشان اداره بکنند. پانصد هزار دلار از این مبلغ هم صرف حقوق و مخارج مکانیسین‌هایى خواهد شد که باز از آمریکا مى‌آورند براى این که ماشین‌آلات را راه ببرند (صاحب‌جمع- پس این را همان جا حقوق می‌دادند) و چهار میلیون و نیم دلار دیگر را ماشین‌آلاتى می‌آورند که خودشان خواسته‌اند و یک صورتى داده‌اند به دولت ایران که اگر شما قرضه از ما می‌خواهید باید این چیزها را با این قیمت‌هایى که ما به شما می‌گوییم بخرید. راجع به ماشین‌آلات کشاورزى مذاکرات زیادى شد و حتى اگر براى گرفتن قرضه به آمریکا برود تأخیر کرد و علت تأخیر این بوده که بعضى از اعضاى این هیئت زیر بار امضاى صورت مجلس‌ها نرفته‌اند مثلاً یک ماشین‌آلاتى اینها در نظر گرفته بودند که هیچ به درد مملکت ما نمی‌خورد مثلاً ماشینى بود براى کشت و برداشت محصول سیب‌زمینى در صورتى که ما محصول سیب‌زمینى‌مان هنوز آن اندازه نیست که کشت و برداشت آن محتاج به ماشین‌آلات باشد. ماشین‌آلات دیگرى ما بیش‌تر احتیاج داریم که هیچ در آن صورت قید نشده بود و این قسمت را گویا خود آمریکایی‌ها تغییر دادند ولى موضوع راه یک موضوعى است که خیلى قابل توجه است براى این که ما 6 میلیون دلار قرض مى‌کنیم. از یک طرف یک عده کارمندان خودشان را مى‌آورند اینجا که اینها را اداره کند و مکانیسین‌هاى خودشان را هم مى‌آورند 4 میلیون و نیم دلار دیگر را هم به هر قیمتى که خودشان دلشان بخواهد و هر ماشینى که خودشان بخواهند به ما می‌فروشند من نمی‌دانم ملا نصرالدین هم که خدا رحمتش کند معامله از این احمقانه‌تر مى‌کرد؟ (مکى- مى‌خواهند مثل عهد‌نامه ترکمنچاى سند بگیرند) آن وقت فرعى که ما باید براى این قرضه بپردازیم که آقایان البته ملاحظه فرموده‌اند که در حدود سه درصد است در حدود سه درصد براى مدت 12 سال، فرع 25 میلیون دلار مى‌شود 9 میلیون دلار آن وقت این را اسمش را مى‌گذارند کمک آمریکا به ایران و آن وقت در تمام دنیا ما را گدا معرفى کردند دستمان را پیش‌شان دراز کردیم، اجناس خودشان را می‌فروشند به ما به قیمت گزاف و آن وقت تازه راهى را هم که خواهند ساخت اگر آقایان خاطرشان باشد در اواخر دوره پانزدهم در جلسه خصوصى بنده چند کلمه راجع به عملیات برنامه عرض کردم که اینجا لازم می‌دانم تکرار کنم به این جهت بنده لازم می‌دانستم که از پشت تریبون اعلام بکنم که اگر دولت آمریکا، بانک صادراتى، بانک بین‌المللى به دولت ایران می‌خواهند قرضه بدهند باید قرضه با اطلاع مجلس شورای ملى و با تصویب مجلس شورای ملى باشد (صحیح است) و اگر می‌خواهند به قول خودشان به آقاى ژنرال رزم‌آرا قرض بدهند آن البته به ما ربطى ندارد و خودشان باید به ایشان پس بدهند (صحیح است) و به ملت ایران ربطى ندارد و ابداً این قرضه صورت قانونى نخواهد داشت مگر این که طبق اصل 25 قانون اساسى در مجلس شورای ملى طرح و تصویب شده باشد (صحیح است) و اصل 25 قانون اساسى هم هنوز لغو نشده است (صحیح است احسنت) تمام این ننگ‌ها را باید تحمل بکنیم، این معامله ملا نصرالدین را هم بکنیم موضوع دوم، به طوری که آقایان ملاحظه فرموده‌اند شرکت نفت براى این که اذهان را مشوب بکند و زمینه را براى تصویب قرارداد الحاقى ننگین و خیانت‌آمیزى که در دوره گذشته به مجلس تقدیم شد حاضر بکند شروع کرده به این که‏ به بعضى از روزنامه‌هاى معلوم‌الحال مقالاتى می‌دهند و آنها هم درج می‌کنند که البته یک موقعى هم پشت همین تریبون بنده راجع به این موضوع توضیحات بیش‌ترى خواهم داد. حالا کارى نداریم، یک روزنامه‌اى است احتیاجات مالى دارد و یک مقاله‌اى هم از شرکت نفت می‌گیرد و به اسم سید محمد طباطبایى یا مهندس کرمانى درج می‌کند. آن را ما کارى نداریم ولى موضوعى که به هیچ‌وجه قابل تحمل نیست این است که رادیوى دولتى ایران رادیویى که با پول من و شما اداره مى‌شود این مقالات را با آب و تاب فراوان قرائت مى‌کنند و به ردیه‌هایى هم که به این مقالات نوشته مى‌شود هیچ اشاره نمى‌کند. بنده می‌خواستم سؤال بکنم اگر رادیو مال شرکت نفت است این بودجه را ما حذفش بکنیم و خود شرکت نفت این را اداره کند. براى این که با این وضعیت مملکت ما، اصلاً آقایان آدم نمى‌داند چه بگوید... و‌الله آدم دیوانه مى‌شود (شوشترى- چه نوشته آقا؟) نوشته‌اش را در روزنامه‌ها بخوانید (شوشترى- بی‌جا کرده‌اند) رادیو هم می‌خواند براى دنیا (شوشترى- آنها هم بی‌جا کرده‌اند) بی‌جا که حرف نشد آقاى شوشترى، رادیو وقتى این را می‌خواند که شرکت نفت این جور خدمت کرده به ملت ایران،

+++

شرکت نفت این جور بزرگوارى کرده، این جور حاتم‌بخشى کرده و این منحصر به ما نیست این را همه دنیا مى‌شنوند آخر این مملکت ما ننگ‌آور است که از شرکت نفت که مملکت ما را این جور کرده و به این روز انداخته در رادیو تعریف کنیم. حالا یک موضوعى هم پریروز به نظر بنده رسید آقایان البته آقاى بزرگ‌مهر را که از اعضاى برجسته شرکت نفت است مى‌شناسند. ایشان یک جوان خیلى فاضلى است و مقالات خیلى خوبى هم مى‌نویسد و بنده هم آشنایى کامل به مقالات ایشان دارم. چندین سال است که ایشان کارمند شرکت نفت هستند و پریروز تصادفاً بنده در خیابان عبور مى‌کردم ایشان را دیدم در صورتی که اطلاع داشتم که ایشان مقر کارشان در آبادان است. راجع به این موضوع تحقیق کردم معلوم شد از وقتى که این مقاله‌نویسى شرکت نفت شروع شد ایشان براى همین کار تشریف آورده‌اند به تهران و مقاله می‌نویسند و یکى دو تا از مقالات روزنامه‌ها هم هستند که بنده چون خودم آشنایى به سبک انشای ایشان دارم تشیخص دادم که مقاله مال ایشان است تا اینجا هیچ مانعى ندارد. یک کسى کارمند یک شرکتى است به او می‌گویند این جور مقاله بنویس، می‌نویسد بنده هم اگر آنجا قبول عضویت کرده بودم و کارمند آنجا بودم اگر می‌گفتند شاید می‌نوشتم ولى چیزی که براى ما خیلى زننده است این است که برادر ایشان را جناب آقاى رزم‌آرا مدیر کل رادیو کرده و آقاى بزرگ‌مهر برادر آن آقاى بزرگ‌مهر است یک برادر مقاله می‌نویسد و یک برادر مقاله را می‌خواند، من نمی‌دانم ملت ایران در این میانه چه کار باید بکند. اینها قابل تحمل نیست آقایان اینها مملکت را به انقلاب خواهند کشید آنهایی که خیال مى‌کنند این قراداد الحاقى در این مجلس تصویب مى‌شود این آرزو را باید به گور ببرند مجلس شورای ملى هیچ وقت تن به چنین خیانتى نخواهد داد هر چه از این کارها بکنند بیش‌تر خودشان را مفتضح خواهند کرد (اسلامى- آقاى دکتر تأکید بفرمایید کمیسیون نفت هم زودتر کارش را تمام بکند) (مکى- الان یک هفته است کارش تمام شده همین طور کشش می‌دهند) یکى دیگر هم که دولت نتوانست از راه‌هاى دیگر تضییقات براى روزنامه‌ها فراهم بکند موضوع گرانى کاغذ را ایجاد کرد بازار گرانى کاغذ را درست کرد و موضوع توقیف بعضى از روزنامه‌ها را ولى از همه بدتر فشارى است که به روزنامه‌فروش‌ها می‌آید (صحیح است) اخیراً شهردارى تهران در حدود 120 دکه چوبى اختصاص داده به مدیران بعضى از جرایدى که همین مقالات شرکت نفت را می‌نویسند و اینها را به تفاوت از دو تا سه تا ده تا پانزده تا به هر روزنامه‌اى از این دکه‌ها داده‌اند و این دکه‌ها هم هر کدام در حدود دو سه هزار تومان سرقفلى دارند هر دکه‌ای که آقایان در خیابان مى‌بینید دو سه هزار تومان سرقفلى‌اش است این را وقتی که بدهند به مدیر فلان روزنامه ضمناً اگر مقالاتى از شرکت نفت هم برسد درج مى‌کند چون مردم می‌خواهند زندگى بکنند ولى روزنامه‌هاى دیگر تقصیرى ندارند و روزنامه‌فروش‌هاى بیچاره هم تقصیرى ندارند یک عده روزنامه‌فروش هستند که اینها از فروش روزنامه اعاشه و زندگى مى‌کنند به اینها می‌گویند شما نباید روزنامه بفروشید و باید این روزنامه‌ها را در دکه‌ها به فروش برسانند و بنده می‌خواستم توجه آقایان را راجع به این نکته جلب کنم و به دولت هم بگویم که یک قدرى از این افتضاح‌بازى دست بردارند موضوع دیگرى که بنا بود آقاى مکى اینجا صحبت بکنند ولى چون ایشان لطف کردند و نوبت‌شان را به بنده دادند بنده از طرف ایشان به عرض مجلس شورای ملى می‌رسانم نامه‌اى است که از یک عده کارگران مسلول شرکت نفت به عنوان آقاى مکى رسیده و ایشان می‌خواستند که این نامه را به عرض مجلس برسانند البته آقایان متوجه هستند که شرکت نفت داراى چندین هزار نفر کارگر هست و خیلى از این کارگرها در شرایط بسیار سنگین و مخالف بهداشت کار مى‌کنند چاره‌اى هم نیست و همه سال عده زیادى مرتباً مسلول مى‌شوند حالا شرح حال اینها را ملاحظه بفرمایید که چه رفتارى با این کارگران مسلول مى‌شود: فدویان کارگران شرکت نفت که سالیان متوالى عمر خود را در آن شرکت انجام وظیفه کرده با هزاران مصیبت و بدبختى و استیصال و در به درى در منطقه سوزان و جهنمى خوزستان ساخته به امید این که در آتیه قادر باشیم در پرتو آن کوشش و جان‌فشانى زندگى خود را تأمین نماییم ولى بدبختانه در اثر اشتغال به کارهاى سخت و طاقت‌فرسا و تنفس در هواى آلوده و کثیف پالایشگاه و محیط مسموم کننده و مملو از گازهاى خفقان‌آور به مرض مهلک و خانمان‌سوز سل مبتلا شده و این بیمارى مزمن راکه زاییده محیط و عوامل مؤثر کارخانه‌ها و دستگاه‌هاى مسموم کننده پالایشگاه می‌باشد شرکت ناشى از عوامل طبیعى دانسته بدون رعایت قانون و مقررات جان‌نثاران را براى همیشه از کار برکنار و مصیبت و بدبختى بزرگ‌ترى بر این درد افزوده است شکایت و ناله‌هاى اعتراض جان‌نثاران در شهری که همه چیز آن تحت سلطه و نفوذ عناصر بیگانه اداره مى‌شود بلاجواب مانده بنابراین در عین ضعف و ناتوانى خود را به هر وسیله بود به تهران رسانیده تا اولیاى امور و مقامات مسئول به نام عاطفه و انسانیت به تظلمات توده‌هاى درمانده و محروم ترتیب اثر داده و در استرداد حقوق پایمال شده فدویان اقدام مؤثرى مبذول فرمایند از بدو ورود تا کنون چندین نامه و عرض حال به پیشگاه وزارت کار عرضه داشته (این آقا چقدر ساده‌لوح است) ولى هر دفعه با جواب‌هاى یأس‌آور و کمرشکنى مواجه شده که فدویان را از این زندگى سنگین و سراسر فقر و بدبختى سیر کرده است وزارت کار که مسئول رسیدگى به شکایات و تقاضاهاى توده زحمت‌کش و بیچاره است این طور رفتار می‌کنند و شرکت نفت هم برخلاف تمام قوانین و مقررات کارگران بى‌پناهى را که در اثر صدمات و مشقات کار و عوامل مؤثر دیگرى به مرض خانمان‌سوز گرفتار شده این طور بی‌رحمانه می‌راند و شرکت بیمه هم که از بدو استخدام هر کارگرى ماهیانه مبلغى به نام حق بیمه دریافت می‌داشته تا براى چنین روزى مساعى لازم به عمل آورد این طور حق‌کشى کرده و این ظلم و اجحاف را فقط در حق کارگران ستم‌کش شرکت نفت منظور داشته است این وضعیت کارگرها است بقیه‌اش را نمی‌خواهم آقایان تصدیع بدهم و بخوانم و این را هم خواهش می‌کنم که آقایان یک توجهى بفرمایند و به دولت تذکر بدهند (فقیه‌زاده- تذکر داده شده) (مکى- این یکى دیگر است این کاغذ از مسلولین آسایشگاه شاه‌آباد است) (شو‌شترى- این را باید از وزارت بهدارى خواست) هیچ کارى نمى‌کنند و هیچ کس به اینها جواب نمی‌دهد.

ابریشم‌کار- عین همین مراسله را بنده داشتم به کمیسیون کار فرستاده‌ام.

رئیس- آقاى آزاد بفرمایید.

آزاد- عرایضى که بنده خدمت آقایان محترم دارم راجع به این قانون تصفیه است عرض کنم که این قانون تصفیه مجلس را از روزى که بعد تعطیل تشکیل شده تا به حال متشنج کرده است مجلس تصمیمى در کارهاى دیگر مملکتى نتوانسته است بگیرد بنده معتقد هستم که اگر چناچه در این قانون آقایان وکلا را مستثنا کرده بود اگر تصمیمات هیئت بدتر از اینها بود که شده کسى در این مورد حرف نمی‌زد ولى براى خاطر 5 6 نفر از آقایان نمایندگان که در این بندها افتاده‌اند وضعیت مملکت الان دو ماه تمام است که متشنج است و مجلس شورای ملى کارى نکرده بنده براى رضاى خدا می‌خواهم عرض بکنم با این که حقیقتاً مخالف هستم ولى براى این که این وضعیت نباشد حاضر هستم یک لایحه‌اى را امضا بکنم که آقایان وکلا مستثنا هستند که دیگر این وضعیت در این مملکت ادامه پیدا نکند البته آقایان می‌دانند که در این مملکت تمام دستگاه‌هاى دولتى خراب و فاسد است شما اگر خواسته باشید که این مملکت را اصلاح بکنید از چه راهى می‌خواهید اقدام بکنید در تمام دنیا تعقیب مجرمین و اشخاص خطا‌کار از طریق دادگسترى است اما ما یک دادگسترى داریم که هر مجرمی‌که آنجا برود در آنجا تبرئه مى‌شود مى‌آید بیرون براى این مسئله یک موضوع را مثل می‌زنم آقاى حسین نفیسى متهم شد که چندین میلیون اختلاس کرده است و اختلاس ایشان هم راجع به تیرهایى بوده که درست کرده بودند یکى از پاکدامن‌ترین مأمورین وزارت راه مأمور شد برود رسیدگى کند ایشان رفتند اسناد و مدارک اختلاس را پیدا کردند و دادند به ادارت متبوع خودشان چون پرونده را نمى‌توانستند ماست‌مالى بکنند فرستادند به دیوان کیفر دیوان کیفر هم روى آن اسناد و مدارک رأى داد رفت محکمه، محکمه ایشان را محکوم کرد به سه سال حبس پرونده را مدتى بردند نزد آقاى بوذرى برداشت و گذاشت توى کشو میز خودش و بعد از دو سه ماهى این را فرستادند به دیوان کشور و آن هم رأى داد به نقض بلا‌ارجاع یعنى به هیچ‌وجه من‌الوجوه دیگر این پرونده بیرون نیاید شاید من در حدود صد پرونده دیگر سراغ دارم که که همین طور شده و الان وقت مقتضى نیست عرض کنم خوب آقا ما یک عدلیه‌اى داریم که این عدلیه ما به هیچ‌وجه من‌الوجوه خاطى و اشخاص گناهکار را مجازات نمى‌کند اگر شما خواسته باشید یک روزى این مملکت را تصفیه بفرمایید چه کار می‌کنید غیر از این کار مگر راه دیگر هم شما دارید؟ بنده می‌خواستم این را به آقایان تذکر بدهم که در تمام قوانین جزایى و حقوقى یک موادى ذکر شده است که تقریباً همه یکسان است و آن عبارت از این است که در محاکمه جزایى و حقوقى شهادت اشخاصى که تا درجه سوم قرابت سببى یا نسبى داشته باشند مسموع نیست یعنى اگر چنانچه کسى دعوایى داشته باشد در دادگسترى شهادت کسان او را تا درجه سوم که قرابت سببى

+++

و نسبى داشته باشند قبول نمى‌کنند از اول دنیا تا حالا هم دیده نشده است که یک نفر محکوم بشود و آن وقت آن شخص محکوم را بروند قاضى قرار بدهند که راجع به خودش قضاوت بکند شما تمام تاریخ بشر را بیاورید جلو خودتان بگذارید همچو قضیه‌اى را شما نمى‌بینید که یک نفرى محکوم شده باشد و آن محکوم را بیاورند بگویند آقا تو خودت قاضى هستى بیا راجع به خودت قضاوت کن یک قانونى را کمیسیون دادگسترى وضع کرده است رفته است حالا این آقاى بوذرى که وزیر دادگسترى است و خودش جزو بند (ب) است آمده است لایحه‌اى تهیه کرده است و فرستاده است به کمیسیون دادگسترى آقاى عامرى رئیس کمیسیون خودش جزو بند (ب) است و 65 نفر دیگر از این اعضاى کمیسیون دادگسترى هم خودشان جزو بند ب هستند اینها آمده‌اند قانون وضع کرده‌اند راجع به خودشان و قضاوت کرده‌اند راجع به خودشان شما براى چه می‌آیید به خاطر این پنج شش نفر یک کارى می‌کنید که برخلاف اصول است این اسباب رسوایى و بدنامى مملکت است شما براى چه به خاطر 5 6 نفر می‌خواهید یک ملتى را بدنام بکنید آخر براى چى این کار را می‌کنید مگر آن اشخاصى که شما را وکیل کرده‌اند فرستاده‌اند اینجا براى این است که این ملت را بدبخت و بیچاره‌اش بکنید متهمش بکنید و رسوایش بکنید من به این چیزها عقیده ندارم ولى عرض کردم شما یک لایحه‌اى درست کنید و وکلا را مستثنا کنید آن وقت بگذارید این قانون اجرا

بشود این مملکت آقا دچار تشنج مى‌شود دچار رسوایى مى‌شود این برخلاف مصالح مملکت است والله بالله ما می‌رویم بیرون و هر مسئولیتى که باشد به عهده آقایان است .‏

رئیس- آقاى عامرى بفرمایید .

عامرى- کسى کرده بى‌آبرویى   بسى چه غم دارد از آبروى کسى   تأسف در اینجا است اشخاصى مى‌آیند اینجا صحبت می‌کنند که به هیچ‌وجه من‌الوجوه از موازین قضایى اطلاع ندارند اشخاصى مى‌آیند اینجا صحبت می‌کنند که حتى آن زحمت را به خودشان نمی‌دهند این قانون را بخوانند ببیند چه شد و به کجا رسید و حتى استدلالاتى که کمیسیون دادگسترى کرده است به هیچ‌وجه نگاه نکرده‌اند آن وقت آقاى آزاد مى‌آید اینجا مى‌گوید کجاى دنیا محکوم قضاوت کرده است آقاى آزاد شما اطلاع از موازین قضایى ندارید (آزاد- من 32 سال بیش‌تر در عدلیه بودم) اگر اطلاع داشتید شما را به کمیسیون دادگسترى انتخاب کرده بودند اجازه بفرمایید من تشریح بکنم ببینند تمام این آقایانى که مى‌گویند اصلاً نه نگاه کرده‌اند به این قانون و نه این که متوجه شده‌اند و چه شده است و لازم بود که من اینجا یک روزى تشریح بکنم من از نقطه نظر کمیسیون دادگسترى حضورتان عرض می‌کنم نه نسبت به شخص خود بنده، بنده را به قول آقا در بند (ب) گذاشته‌اند (آزاد- من حاضرم به شما رأى بدهم مستثنا شوید) ساکت باش اولاً بنده خودم را بعد از خدمات و زحماتی که براى این مملکت و مردم کشیده‌ام و مردم این مملکت خوب تشخیص می‌دهند این بنده و آقاى آزاد ایشان بند (الف) و بنده بند (ب) خودم را مافوق بندها مى‌دانم به من هیچ چیز نمى‌چسبد تازه من مى‌دانم چرا این کار را کرده‌اند اما تازه بنده را جزو بند (ب) گذاشته‌اند یعنى من باید بروم معلمى بکنم (چند نفر از نمایندگان- همه ما شاگرد آقاى عامرى بودیم) من افتخار به این کار می‌کنم سال‌هاى سال من استاد دانشکده حقوق بودم خودم ول کردم و باز هم افتخار مى‌کنم که هر وقت بیکار بشوم بروم باز استاد دانشگاه بشوم و تدریس بکنم و اما پرده را من بالا نمی‌زنم و به هیچ‌وجه من خوشم نمى‌آید که پرده‌ها را بالا بزنم و به یک مقاماتى بر بخورد و بنده افتخار مى‌کنم که بروم و معلمى بکنم و معلمى براى من افتخار است و هر دقیقه‌اى هم که کار نداشتم باز برمی‌گردم به کار اولی خودم معلمى اما آقایان از نقطه نظر قانونى استدعا مى‌کنم یک توجهى بفرمایند این قانون قانون آزمایش بوده در خود قانون توضیحى می‌دهند آقایان زحمت نمی‌دهند به خودشان آن را بخوانند در آخر همین قانونى که از کمیسیون دادگسترى گذشته نوشته چون به موجب قانون 20 اردیبهشت وزارت دادگسترى باید لوایحى را که مجلس شوراى ملى پیشنهاد نموده یا مى‌نماید به استثناى لوایح مربوط به دعاوى اشخاص علیه دولت پس از تصویب در کمیسیون به مورد اجرا گذاشته مى‌شود بعد از آزمایش چنانچه در عمل نواقصى مشهود شد قوانین مزبور را تکمیل نموده مجدداً براى تصویب به مجلس شورای ملى می‌آید یعنى یک قانون ناقص آخر دوره آوردند گفت کمیسیون دادگسترى این را تصویب مى‌کنیم اگر دولت دید این قانون ناقص است نمى‌شود اجرایش بکند دو مرتبه دولت آمده لایحه آورده این را نمی‌خواهد بدبختى اینجا است که نمی‌گذارد و هر کس غرض و نظر خاص پیدا مى‌کند بدون آن که متوجه باشد به مقدمات و نتایجش پا مى‌شود می‌آید اینجا روى احساسات یک حرفى می‌زند این برخلاف شأن وکلاى مجلس است که یک امورى را نپاییده و نسنجیده و نخوانده بیاید اینجا و بگوید پس در خود این قانون یک چیز موقت را یک عده خیلى کمى تصویب کردند و گفتند برو دولت این را اجرا کن و نتیجه آن را به مجلس گزارش بده بنابراین دولت چه کرده دولت این لایحه را برداشته آورده اینجا این لایحه دولت است (اشاره به لایحه‌ای که در دست داشتند) آقایان استدعا می‌کنم توجه بفرمایید دولت که این لایحه را آورد گفت آقا من این لایحه قانون آزمایش را خواستم به موقع اجرا بگذارم این نواقص را در آن دیدم خود دولت گفت که عمل هیئت تصفیه برخلاف دستور قانون بوده در صورتى که منظور رسیدگى به وضعیت کلیه کارمندان دولت بوده که فعلاً 158 هزار نفر است فقط به وضعیت هزار نفر آن هم به طور ناقص رسیدگى کرده‌اند خلاصه یک رشته دلایلى دولت دارد که من نمى‌توانم این قانون را اجرا بکنم و یک لایحه جدیدى آورده داده در این لایحه که آورده یک ترتیب دیگرى در نظر گرفته در این لایحه نظر اکثر نمایندگان و نظر تمام اعضای کمیسیون دادگسترى رعایت شده حالا در کمیسیون دادگسترى آقاى آزاد بنده مشمول بند بودم با یک نفر دیگر ما توى بند ب بودیم و افتخار هم می‌کنیم به بند ب بودن غافل از این که به شما و آقایان دیگرى که مرا در توى بند گذاشته‌اند بگویم که برو این بند بر شخص دگر نه که عنقا را بلند است آشیانه بنده خیلى آشیانه‌ام را بلندتر از این گرفته‌ام که سجادى و شاهرخ و شاهرودى بنده را جزو بند بگذارند براى همین هم آقایان دیدند دو تا پول براى اظهار عقیده و نظرشان قائل نیستم این در بند گذاشتن چه تأثیرى در زندگى و سرنوشت من دارد بعد از آن که ما آمدیم در کمیسیون که مرکب از یک اشخاص بسیار پاکدامن قضایى است که سال‌هاى سال با نهایت پاکدامنى قضاوت کرده‌اند بدون هیچ چیزى آقاى گنابادى است، آقاى صاحب‌جمع است آقاى فقیه‌زاده هستند آقاى گودرزى هستند (یکى از نمایندگان- آقاى فولادوند، آقاى کشاورز‌صدر آقاى صفایى) آقاى صفایى هستنند، آقاى سلطان‌العلما هستند، اینها هم در بند بودند که آمدند خواستند که قضاوت بکنند؟ اظهار نظر بکنند مثل جنابعالى 18 نفر از قضاوت هستند که تمام‌شان از قضاوت پاکدامن درجه اول همین آقاى گنابادى، آقاى صاحب‌جمع آقاى گودرزى اینها که رو به روى من نشسته‌اند اینها چندین سال در این مملکت قضاوت کرده‌اند (صحیح است) یک مرتبه کسى توانسته است بگوید که این آقایان یک کارى با نظر خصوصى کرده‌اند، تا ما دو نفر می‌خواستنیم واقعاً بیاییم راجع به خودمان قضاوت بکنیم (آزاد- شما خوب بود استعفا مى‌دادید) که آقاى آزاد که تمام این مملکت اطلاع به سوابق ایشان دارد بیایند این ایراد را بگیرند این لایحه بود که دولت برداشت آورد گفت آقا این را نمى‌توانم اجرا بکنم بعد از این که گفت نمى‌توانم اجرا کنم ما مواجه شدیم با دو سه فکر بعضی‌ها عقیده‌شان این بود که گفتند محض رضاى خدا بیا یک همچو کار غلطى که در آخر دوره 15 شد دیگر این سابقه تجربه تلخى را کردید، اینجا دیگر این تجربه را نکنید گفتند اصلاً ملغى بکنید برود بعضى نظرشان بود که برود به تجدید نظر بعضى دیگر هم یک حد وسطى قائل بودند اما راجع به آقاى اردلان بنده و تمام رفقاى ما تمام به حسن نیت آقاى اردلان ایمان و عقیده داریم (اردلان- تشکر می‌کنم) بنده همین عقیده را داشتم و هر چه مى‌گویند از روى حسن نیت است بنده شخصاً به تمام عقاید نمایندگان محترم و حتى افراد خارج احترام مى‌گذارم عرض کنم در کمیسیون دادگسترى پیشنهادهایى آمد بعضى از این پیشنهاد‌ها بود که دیده شد مربوط به موضوع نیست. بعضى از پیشنهادات دیگر البته می‌رفت روى تجدید نظر بلى کلیه آقایان اعضاى کمیسیون با مشاوره نظرهایى دادند اولاً این که آقا یک گله‌اى فرمودید در کمیسیون دادگسترى همان روز یک اعلانى شد که الان در دوسیه‌اش هست. نوشتیم اینجا چسباندیم، از آقایان خواهش کردیم که کمیسیون تشکیل مى‌شود هر کدام از آقایان پیشنهاد داده‌اند تشریف بیاورند شاید بعضى از آقایان توجه به این اعلان که اینجا شده بود نفرموده‌اند. البته نظر خود من هم حالا که تذکر دادند نظر ایشان بود که به هر یک از آقایان نامه علیحده بنویسند و دعوت بکنند، چون معمول نبوده که به همه فرد به فرد آقایان نامه علیحده بنویسیم گفتند پس اعلان بکنند و اینجا بچسبانند که آقایان بدانند ولى البته بنده هم نظرم این بود که تک تک آقایان را دعوت بکنیم، حتى اینجا دو مذاکره شد گفته شد که این معمول نبوده، یک شرحى بنویسند این جلو بچسبانند آقایان تشریف بیآورند. چنانچه بعضى از آقایان هم آمدند و توضیح دادند، این هم گله جنابعالى و اما بعد از این که در کمیسیون دادگسترى

+++

مذاکره شد و عقیده اکثر از آقایان را خواستیم دیدیم نظرشان این بود که دیگر این کار را ادامه ندهیم به طور کلى ملغى شود برود اما چرا یک عده‌اى از آقایان مى‌گویند که چون یک عده‌اى در خارج آمده‌اند و این تشخیص‌ها را داده‌اند ما نبایستى نظر بدهیم. براى این بود اینجا یک فشارهایى آمده بود از خارج به دولت که شما بیا نظر آنها را اجرا بکن، یعنى یک عده از مستخدمین را که به این ترتیب با این تشخیصات غلط اینها را آمده‌اند در بند گذاشته‌اند آنها را بیایید از ادارات خارج‌شان بکنید وقتى که به این مشکل برخوردیم این بود که گفتند چون آثارى از آن می‌ماند بنابراین باید آثار مرتفع‏ باشد و اگر هم بخواهیم در آتیه فکرى بکنیم بیایید یک کارى بکنیم که عمومیت داشته باشد و با بودن این مشروطه و مجلس ملى ایران سر پا و با بودن دستگاه قضایى دیگر این رویه غلط را که برخلاف قانون اساسى است قبول نکنید. اگر آقایان توجه کرده باشند در آن مقدمه‌اى که در کمیسیون دادگسترى گذاشته شده، مخصوصاً تصریح شده که انحراف ممکن است از عمل قانونگذارى گاهى پیش بیاید ولى اگر این انحراف را در هر موقع که انسان یافت قوه مقننه که خودش ناظر به آن هست خودش مکلف به جبرانش است. بنابراین وقتى ما یافتیم که عده‌اى معین شدند که تعلم‌شان برخلاف اصول قانون بوده است. تازه عملى را که کرده‌اند برخلاف صریح همین قانون است. همین قانون مورد قبو‌ل، اما برخلاف همین قانون عمل کرده‌اند. راهى هم که در خود قانون براى تجدید نظر نبود پس راهش این است که مجلس شورای ملى که خودش باید نظارت در اجراى قوانین و قوه مقننه داشته باشد. این که گفته شد که لایحه‌اى که کمیسیون دادگسترى تهیه کرد با‌طل است آورد به مجلس براى این است که شما خودتان نظارت در قوه مجریه دارید. وقتى که آمد قوه مجریه یا بعضى از افراد آن یک همچو قانونى را آن هم به این ترتیب و روى امیال و اغراض شخصى اخراج کرده‌اند البته باید رفع ایرادش را بفرمایید عقیده قضایى شخص بنده را اگر بخواهید، عقیده قضایى من این است که چون آن قانون از کمیسیون دادگسترى گذشته خود کمیسیون دادگسترى وقتى گفت این آثارى ازش باقى نیست، خودش کافی است. وقتى مجلس شورای ملى رفع اثر ازش مى‌کند که قانون از مجلس شورای ملى گذشته باشد. چون این قانون در کمیسیون دادگسترى گذشته و کمیسیون دادگسترى هم پس از رسیدگى گفت این داراى آثارى نیست، این هیچ گونه آثارى ندارد (صحیح است) ملاحظه بفرمایید ما هم در مقدمه گفتیم فقط از نقطه نظر تأیید مجلس است که اگر مجلس آن دلایل و مقدماتى را که کمیسیون دادگسترى در مقدمه لایحه آمده ذکر کرده، در مقدمه لایحه آن را دیدید فقط الغاء و یا اعلام الغائش یک تأییدى است و الا اصولاً رفع اثر ازش شده است. و رفته از بین عرض کنم دیگر این که آقایان نباید قبول بفرمایید یک همچو عملى مخالف همین قانونى که وقتى می‌فرمایید این قانونیش تمام مخالف این قانون شده، مگر مجلس شورای ملى مى‌تواند بنشیند و ناظر باشد که حقوق یک عده‌اى را این جور آلت اغراض شخصى قرار دهند و مجلس شورای ملى هم سکوت صرف اختیار بکند. بنده دیگر عرضى ندارم آقا هم اگر فرمایشى داشتید هم بنده و هم سایر آقایان هر نظرى داشته باشید چون حضرتعالى با نهایت حسن نیت یک نظرى داشتید بنده حاضرم اطاعت کنم.

اردلان- خیلى تشکر مى‌کنم.

3- طرح گزارش کمیسیون دادگسترى راجع به تصفیه کارمندان دولت‏

رئیس- گزارش راجع به تصفیه مطرح است بگویید آقایان بیایند می‌خواهیم رأى بگیریم.

مکى- اگر اینها نمى‌آیند ما پا شویم و برویم.

رئیس- عده کافی است براى رأى آقایانى که با کفایت مذاکرات موافقند قیام کنند (اکثر برخاستند (تصویب شد) اینجا پیشنهاد رأى با ورقه شده ولى الان هم یک پیشنهاد رسید براى رأى مخفى مقدم است مطابق آیین‌نامه.

حائرى‌زاده- بنده پیشنهادى دارم.

دکتر معظمى- پیشنهاد‌ها باید قرائت بشود.

رئیس- در شور دوم پیشنهاد نمى‌شود داد. مگر پیشنهاد در شور اول داده شده باشد که در کمیسیون دعوت شده باشند و حل نشده باشد حق‌شان است که در شور دوم مطرح شود کمیسیون اینجا اعلان کرده و آقایان را دعوت کرده هیچ کس حاضر نشده. پیشنهاد آقاى حائرى‌زاده پیشنهاد جدید است!

حائرى‌زاده- همان پیشنهاد شور اول است که قبلاً داده بودم‏ .

رئیس- پیشنهاد آقاى حائرى‌زاده قرائت مى‌شود. (به شرح زیر قرائت شد) پیشنهاد مى‌نمایم تبصره ذیل اضافه شود: کلیه احکام محاکم نظامى مانند محاکم عمومى قابل تمیز است. حائرى زاده.

آشتیانى‌زاده- صحیح است‏ .

رئیس- آقاى حائرى‌زاده بفرمایید .

حائرى‌زاده- در مملکت ما رویه‌اى شده است که یک مسائل مهمى مربوط به یک وزارتخانه‌ای است اگر خواسته باشیم این قوانین و مقررات این وزارتخانه را درش تجدید نظر بکنیم با این جریان تشکیلات مملکتى و دستگاه شورا ما به این زودی‌ها اصلاح نمى‌شود. یک قسمت‌هاى مهمى را در هر موقعى که مناسب شد باید از تصویب مجلس گذرانید (صحیح است) یک قوانینى در ادوار سابق گذشته که مناسب با محیط و موقع خودش نمى‌توان گفت که آن را اکثریت تصویب کرده ولى در جریان عمل ما دیدیم که احکام محاکم نظامى را به غیر از اعدام و حبس دائم نوشته‌اند قابل تمیز نیست . (فقیه‌زاده- همه‌اش باید باشد) و یک عده مردم بدبختى سال‌ها در محبس می‌مانند و اینها تکلیف‌شان معلوم نیست (صحیح است) با آن که در احکام محاکم عمومى و تشکیلاتى که براى دادگسترى هست ما اغلبش را قابل تمیز دانسته‌ایم حالا یک حد نصابى گفته‌اند اهمیت ندارد. مابقى را قابل تمیز دانستیم آن تفحص و آن دقت که در محاکم عمومى مى‌شود در محاکم نظامى آن دقت و آن تفحص نمى‌شود و حقوق جماعت تضییع مى‌شود. در این موقع این بود که من مناسب دیدم حالا که کار کارمندان دولت، یک طبقه‌اى که به طور دیمى با آنها رفتار شده و درست نبوده و آقایان متوجه شده‌اند که بی‌دقت نظر، با نبودن تجدید نظر و نبودن محکمه بالاتر خیلى حق‌ها ممکن است تضییع شود، مناسب دانستم این پیشنهاد را بکنم به صورت تبصره (صحیح است) خیلى مختصر است کلیه احکام محاکم نظامى مانند احکام محاکم عمومى قابل تمیز است. ما فرقى نگذاریم بین این دو دستگاه، دستگاهمان یکى است، همه ایرانى هستند و حقوق همه باید محفوظ بماند.

اورنگ- صحیح است .‏

رئیس- آقاى نورالدین امامى‏ .

نورالدین امامى- استدعا مى‌کنم تشریف نبرید بنده با اصل پیشنهاد آقا موافقم، اینجا دو تا اشکال می‌رسد به نظر بنده، یک تجدید نظر کلیه احکام محاکم نظامى مانند محاکم عمومى قابل تمیز است، ممکن است فرض بفرمایید یک فرد نظام وظیفه به واسطه یک تخلفى برود در محکمه نظامى و به دو ماه حبس محکوم شود اینجا اگر این است که او هم حق دارد... (حائرى‌زاده- ندارد از دو ماه کم‌تر حق تمیز ندارد) این را تعیین باید بفرمایید که از حبس بیش از یک سال یا حبس بیش از شش ماه از آنجا قابل تجدید نظر و قابل تمیز است. یکى هم از کى؟ این اگر مشمول گذشته‌ها بشود البته قانون مطابق قوانین مدنى تا در خود قانون ذکر نشود، عطف به ماسبق نمى‌شود. ولى این را باید توضیح داد که معلوم شود از حالا به بعد و الا من تصور مى‌کنم که با این موضوع آقایان موافقند و اشکالى هم ندارد. مدت معین شود فرض بفرمایید از شش ماه یا یک سال بیش‌تر همه ما موافقیم. آقا استدعا مى‌کنم این را اصلاح بفرمایید همه قبول داریم. (آشتیانى‌زاده- قبول فرمودید آقاى حائرى‌زاده) رئیس باید بنویسند. پیشنهاد ایشان قرائت مى‌شود آقایان توجه بفرمایند (به شرح زیر قرائت شد) کلیه احکام محاکم نظامی‌که بیش از یک سال حبس رأى داده شود از این تاریخ مانند احکام محاکم عمومى قابل فرجام است.

آشتیانى‌زاده- یک سال زیاد است، من با یک سال مخالفم.

رئیس- مجدداً قرائت مى‌شود (به شرح فوق قرائت شد)

شوشترى- مخالفم .‏

دکتر طبا- با یک سالش مخالفم، دو ماه .‏

حائرى‌زاده- بنده فرقى بین سرباز وظیفه با خودم قائل نیستم تمام افراد باید در مقابل قانون مساوى باشند، من خودم با مدت مخالفم.

نورالدین امامى- بنده که پیشنهاد نکردم، بنده مخالفت کردم عرض کردم که ارجاع احکام محاکم نظامى اصلاً براى دیوان کشور وقت باقى نمی‌گذارد اگر یک وقت یک نظام وظیفه را گرفتند محکوم کردند خواست برود به دیوان کشور، تمام نظام وظیفه‌ها صد هزار نفر هر روز باید برود دیوان کشور. بنده موافق نیستم با دو ماه.

+++

فقیه‌زاده- نخیر آقا این طور نیست.

رئیس- چون آقاى حائرى‌زاده موافق نیستند به همان پیشنهاد خودشان رأى گرفته مى‌شود (صحیح است) رأى گرفته مى‌شود به پیشنهاد آقاى حائری‌زاده همان پیشنهاد اول آقایانى که موافقند قیام فرمایند (عده زیادى برخاستند) تصویب شد.

پیشنهادى هم در شور اول آقاى دکتر معظمى داده‌اند که قرائت مى‌شود تصور مى‌کنم این را دیگر همه موافقند براى این که دیگر هیچ اختیارى به کمیسیون‌ها داده نشود.

( به شرح ذیل قرائت شد)

ماده الحاقیه از تاریخ تصویب این قانون هیچ طرح یا لایحه یا پیشنهادى که مبنى بر درخواست اعطاى اختیارات به دولت یا کمیسیون‌ها یا اشخاص براى وضع مقررات و قوانین شده باشد قابل طرح و مذاکره در مجلس نخواهد بود (صحیح است). دکتر معظمى (چند نفر از نمایندگان- دو مرتبه بخوانید) (مجدداً به شرح فوق قرائت شد)

رئیس- آقاى دکتر معظمى‏ .

دکتر معظمى- عرض کنم بعضى جریانات که در مملکت اتفاق می‌افتد به عقیده من بایستى که همه را متوجه بکند به این که حدود و حقوق اشخاص محفوظ نیست در این جریان قسمت تصفیه که اتفاق افتاد به عقیده من ثابت کرد که در مملکت ایران مشروطیت وجود ندارد چرا؟ براى این که مشروطیت موقعى است که هر کسى حقوق و حدودش محفوظ باشد (صحیح است) متأسفانه ما در اینجا دیدیم که رئیس قوه مقننه ما را هم آمده‌اند به حقوق و حدودش لطمه وارد آوردند (صحیح است) پس واى به حال افرادى که اصولاً مقامى ندارند پس این امر می‌رساند به این که بایستى در یک مملکتى اصولى برقرار باشد و تمام این داد و فریادى که راجع به هیئت تصفیه شد براى این است که جناب آقاى عامرى کمیسیون دادگسترى باید اعتراف بکند بایستى اقرار بکند که گناهى مرتکب شده چیست؟ آمده‌اند نشسته‌اند یک قوانین وضع کرده‌اند و این قوانین هم یکى نیست به شما عرض کنم حالا آمده است هیئت تصفیه یک عده‌اى را اینجا مبتلا کرده است برعکس یک قوانینى هم وضع کرده است که در واقع افراد این مملکت در تحت حمایت قانون نیستند توجه بفرمایید شما به یک کسى بگویید که مستخدم نشو به عقیده من این قدرها سخت نیست که شما به یک نفر بگویید که شما حق ندارید به این که براى دفاع خود به دیوان کشور مراجعه کنید و شکایت بکنید (صحیح است) پس بنابراین یک قسمت از لوایحى هم که در کمیسیون دادگسترى و در کمیسیون قوانین دارایى گذشته است به عقیده من برخلاف مصلحت است ما با این اختیارى که به کمیسیون دادگسترى دادیم حقوق اشخاص و حیثیت اشخاص را در واقع لطمه زدیم آمدیم یک اختیارى دادیم به کمیسیون دادگسترى یک قوانینى را تصویب کند خود این عمل به عقیده من برخلاف قانون اساسى است براى این که ماده 12 قانون اساسى صراحت دارد که براى این که تصمیمات نمایندگان بتواند به مورد اجرا در بیاید بایستى در مجلس علنى باشد و با ورقه و با رأى باشد که مردم بدانند وکلا چطور رأى می‌دهند حقوق و حدود اشخاص چطور محفوظ می‌ماند پس بنابراین آن اصلى که بنده پیشنهاد کردم در واقع این بود که مشروطیت را تحکیم کند حالا یک بدبختى براى افرادى به حق یا ناحق پیش آمده ولى در آتیه لااقل حقوق مردم محفوظ بماند و اما راجع به خود قانون تصفیه هم جناب آقاى عامرى می‌دانند بنده به ایشان گفتم براى این که ما حیثیت مجلس را محفوظ بداریم و یک منطق اساسى را تعقیب کرده باشیم شما حق بود که در کار می‌کردید چون مجلس آنچه را که فکر مى‌کنم مایلم که ملت ایران بداند و الان هم که درخواست رأى مخفى مى‌شود بداند که ما چطور رأى مى دهیم پس الان آقاى عامرى عرض کردم اینجا یک قسمت مال وکلا بود ممکن است یک وکیلى خاطى باشد و حتى اگر ما علم و یقین داشته باشیم به این که یک وکیلى دزد و خطاکار باشد وقتى که اعتبار‌نامه‌اش تصویب شد و اینجا نشست بایستى که تعقیبش روى یک اصولى باشد طرز تعقیبش بایستى روى اصول کلى باشد (صحیح است) یعنى مگر شما اسلحه وکیل را چه می‌دانید؟ اسلحه وکیل حرفش است وقتى شما به یک وکیلى گفتید تو دزد هستى این دیگر اسلحه ندارد اسلحه را ازش گرفته‌اید این رسمیت ندارد دیگر نمى‌تواند نمایندگى بکند بنابراین شما از نظر وکلا حق این بود مى‌گفتید که در خصوص وکلا حق نداشته است منتها دولت را مکلف مى‌کردند که اگر وکلایى پرونده دارند در ظرف یک ماه موظف باشد درخواست سلب مصونیت آنها را بکنند این حرفى است که من به آقاى عامرى زدم عرض دوم این بود که گفتم اگر شما این منطق را قبول دارید که کمیسیون دادگسترى حق ندارد چنین کارى را بکند حق و شایسته این بود که مى‌گفتید ما چون برخلاف قانون اساسى رفتار کردیم و در آخر دوره بود وکلا تحت فشار بودند موقع انتخابات بود وکلا به طور سالم اظهار نظر نکرده‌اند بنابراین هر کارى که ولو این که یک عده‌اى که ما مى‌خواهیم تعقیب بشوند و وارد استخدام دولتى بشوند از این استفاده می‌کنند؟ با وجود این براى این منطق اساسى لازم بود که شما بگویید که کلیه تصمیمات کمیسیون دادگسترى و کمیسیون قوانین دارایى باطل است نه این که فقط یک موضوعى که مربوط به یک اشخاصى که عده‌اى آنها مقصرند مورد توجه قرار دهند و ذیل آن ماده این ماده را که من پیشنهاد کردم بگذارید تا از این جریان ملت ایران یک بردى مى‌کرد و این بردش این بود که در واقع در آتیه حقوقش محفوظ بود یعنى هر کس که صبح پا مى‌شد گرفتار دسایس و پرونده‌سازى نشوند شما ملاحظه بفرمایید در این تحولاتى که در این چند ساله در این مملکت اتفاق افتاده اشخاص مختلفى که روى کار آمده‌اند هر که آمده مخالفین خودش را گرفته است و افراد این مملکت حقوقى ندارند و بنده هر وقت فکر مى‌کنم که اگر یک مملکتى افرادش حقوق‌شان محفوظ نباشد در تحت حمایت قانون نباشند این مملکت بهشت هم باشد جاى زندگى نیست اگر من شخصیتم طورى باشد که به هوا و هوس اشخاص شخصیت مرا خرد کنند پرونده بسازند دزدم بکنند این مملکت جاى زندگى نیست (صحیح است) این را به شما عرض کنم پس بگذارید یک افرادى این مملکت پیدا بکند که علاقمند به این آب و خاک باشند آزادى فکر داشته باشند شخصیت داشته باشند و بتوانند در مقابل خارجى و داخلى ایستادگى بکنند قاضیش از پشت میز قضاوت بکند وکیلش با کمال شجاعت در پشت تریبون با کمال شهامت حقایق را به مردم بگوید پس اگر شما آمدید یک همچو کارى کردید مملکت شما بالطبع مستقل خواهد بود مردان و رجال خواهد داشت پس به این جهت متأسفانه این عرایضى که من عرض کردم به جناب آقاى عامرى و من پیشنهاد هم کرده بودم که دعوتم بکنند در کمیسیون و این عرایض را عرض کنم که محتاج نباشد به طور علنى بگویم متأسفانه کمیسیون دادگسترى بنده را دعوت نکرد تصمیمی‌که گرفته است فقط یک قسمت را که مربوط به اشخاص است در نظر گرفته و تصمیمات هیئت تصفیه را در واقع کان لم یکن نموده و وقتی که این تصمیم به این مرحله که رسید به عقیده من به این صورت اگر از مجلس بگذرد به حیثیت مجلس لطمه بزرگى وارد خواهد آورد و خداى نکرده این وهم را خواهد داشت به این که مجلس شورای ملى واقعاً (اسلامى- این توضیحات دیگر مربوط پیشنهاد نیست) دارم عقیده‌ام را عرض مى‌کنم می‌خواهد عده‌اى را تبرئه کند حق بود که ما طورى این گزارش را تهیه مى‌کردیم و ما می‌دانیم مسلماً به یک عده از اشخاص ظلم شده است نسبت به وکلا حق نداشته‌اند وارد این قسمت بشوند براى این که مصونیت داشته‌اند و بعد هم طورى بود که در قسمت رأیى که ما می‌دادیم در عین حالی که می‌خواستیم رفع ظلم از یک عده‌اى بکنیم حیثیت مجلس شورای ملى را هم ما محفوظ می‌داشتیم و هم حقوق ملت ایران را مجدداً محفوظ می‌نمودیم من عقیده‌ام را عرض می‌کنم بنابراین حق بود که ما طورى این گزارش را تنظیم مى‌کردیم که هم رفع ظلم از یک عده‌اى مى‌شد و هم حیثیت مجلس شوراى ملى محفوظ مى‌شد که تصور نرود به این که مجلس قصد دارد دربست یک عده‌اى را تبرئه کند بنابراین چون یک کارى را کمیسیون دادگسترى برخلاف اصل کرده از یک طرف و از طرف دیگر هم مسلماً رأى به این گزارش به حیثیت مجلس شورای ملى لطمه وارد می‌آورد براى این که ملت ایران بداند چطور رأى مى‌دهیم.

رئیس- در چه قسمت؟ رأى مخفى را می‌فرمایید پس گرفتند .

دکتر معظمى- پس گرفتند خوب ملت ایران بداند که در این قسمت هم گرفتار این هستیم که یک اصلى در مرحله اول رعایت نشده است در این گزار هم که تهیه شده است چون این گزارش مطابق نظر قطعى بنده نیست و به حیثیت مجلس لطمه وارد می‌آورد این است که من مادامى‌که این طور باشد و تغییرى مطابق شئون مجلس در آن داده نشود نسبت به گزارش کمیسیون دادگسترى ممتنع خواهم بود .

رئیس- در شور ثانى پیشنهادی که آقایان نمایندگان داده‌اند اظهار مى‌کنند پنج دقیقه برایشان وقت تعیین شده است مجدداً قرائت مى‌شود پیشنهاد آقاى دکتر معظمى‏ .

( پیشنهاد مجدداً قرائت شد )

رئیس- آقاى دکتر هدایتى‏

دکتر هدایتى- بنده با پیشنهاد آقاى دکتر معظمى با صورتی که تقدیم فرمودند اینجا مخالف هستم براى این که مطلب را ناقص گذاشته‌اند اگر نظر آقایان نمایندگان محترم باشد در روزهاى اول انعقاد مجلسین

+++

بود راجع به اختیارى که مجلس شوراى ملى به کمیسیون مختلط مجلسین می‌داد بنده اینجا صحبت کردم با این که خودم هم انتخاب شده بودم براى عضویت در آن کمیسیون عرض کردم که مطابق هیچ قانونى و اصلى نمایندگان مجلس شورای ملى حق وکالت در توکیل ندارند (صحیح است) و آنچه هم به من جواب دادند که این سابقه است آقا عرض کردم سابقه هست ولى سوابق غلط هم زیاد داریم و هر چه هم که غلط باشد می‌گوییم و لازم نیست که سابقه غلطى که باشد ما هم پشت سرش بایستیم از این جهت باید اذعان کرد همان طور که خود آقاى دکتر معظمى فرمودند یکى از بدترین قوانینى که از کمیسیون‌هاى مجلس شورای ملى گذشته همین قانون بوده قانون خوب هم اگر بوده بنده به آن اعتماد نداشتم براى این که اگر قرار بود که نمایندگان مجلس حق داشته باشند به یک کمیسیونى از کمیسیون‌هاى مجلس اختیار بدهند چه موجبى هست که به یک هیئت دیگرى در خارج مى‌توانند اختیار بدهند به خود هیئت دولت اختیار بدهند که یک کارهایى بکند اصلاً حق وکالت در توکیل ندارند بنابراین چون پیشنهاد جناب آقاى دکتر معظمى یک قسمت از اصل کلى است در صورتی که تکمیل بفرمایند آقاى دکتر پیشنهادشان را و اجازه بفرمایند راجع به پیشنهاد ایشان بنده صحبت مى‌کنم و گوش بدهند در صورتی که تکمیل بکنند پیشنهادشان را و مخصوصاً تسرى بدهند به آنچه که در کمیسیون هاى دارایى و دادگسترى گذشته است بنده با ایشان موافقت خواهم کرد.

رئیس- آقاى مخبر کمیسیون .‏

رضوى‌شیرازى- عرض کنم پیشنهاد آقاى دکتر معظمى به خودى خود البته بعد از مطالعاتى که در ادوار مختلف شده راجع به اختیاراتى که به کمیسیون‌ها داده‌اند شخص بنده هم که مخبر این کمیسیون هستم موافقم و معتقدم که اگر مجلس شورای ملى حق قانونگذارى را براى خودش باقى بگذارد اولى است اما در قسمت این متمم که مذاکره شد بنده خیلى خطرناک می‌دانم زیرا مدت چهل سال به مدت و 15 دوره از ادوار پارلمانى این اصل جارى بوده و در کمیسیون‌هاى مختلفى که اصلاً قابل احصاء نیست قوانین در کمیسیون‌ها وضع شده اصلاً یکى دو تا ده تا و پنجاه تا نیست شأن مجلس شورای ملى و طریقه قانونگذارى این نیست که یک مرتبه یک مطالبى را نخوانده و ندیده و توجه نکرده به طور کلى بگویند باطل این که این از این جهت بر فرض دو تا پنج تا یا تمام از قوانینى که سابقاً از کمیسیون‌ها گذشته (جمال امامى- ایشان تقاضاى ابطال نکردند) مجدداً جواب آقا را می‌دهم بنابراین مقصود از عرض بنده این است توضیح زیاد هم لازم ندارد فقط عرض می‌کنم که این پیشنهاد و این قسمت را بعضى از آقایان نمایندگان محترم تأیید کرده‌اند خطرناک است ولى راجع به موضوع از حالا به بعد مجلس شورای ملى اختیار دارد که براى خودش وکالت در توکیل بدهد یا خیر و براى خودش قائل باشند از حالا به بعدش بنده عرض ندارم.

نبوى- حالا که نمى‌شود رأى گرفت اجازه بدهید یک توضیحى بدهم.

رئیس- یک نفر بیش‌تر نمى‌شود مطابق آئین‌نامه حالا یک پیشنهادى هم کرده‌اند براى لوایح .‏

شوشترى- اجازه بفرمایید آقایان وزرا اگر لوایحى دارند تقدیم بکنند.

رئیس- قبلاً به پیشنهاد آقاى دکتر معظمى باید رأى گرفته شود.

4- موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه به عنوان تنفس‏

امامى- اگر اجازه می‌فرمایید ده دقیقه تنفس داده شود.

رئیس- ده دقیقه تنفس داده مى‌شود .

( مجلس در ساعت 11 و سى و پنج دقیقه به عنوان تنفس تعطیل و دیگر تشکیل نگردید .)

رئیس مجلس شوراى ملى - رضا حکمت‏

+++

یادداشت ها
Parameter:294598!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)