کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره هفدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏17
[1396/05/29]

جلسه: 79 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه سى و یکم اردیبهشت ماه 1332  

 

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس جلسات 19 اسفند 31/20/29 اردیبهشت ماه 1332

2- بیانات قبل از دستور - آقایان: دکتر بقایی - حائری‌زاده - دکتر سنجابی

3- بیانات آقای قنات‌آبادی به عنوان ماده 90 آیین‌نامه

4- تقدیم یک فقره لایحه به وسیله آقای وزیر فرهنگ

5- معرفی آقای دکتر غلامحسین مصاحب به معاونت وزارت فرهنگ به وسیله آقای وزیر فرهنگ

6- تقدیم و قرائت تقاضای وزارت دادگستری دایر به تعیین تکلیف پرونده‌های اعلام جرم علیه آقای قوام

7- مذاکره و اعلام رأی نسبت به قرائت اول طرح سه فوری مربوط به گزارش هیئت هشت نفری

8- ختم جلسه به عنوان تنفس

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏17

 

 

جلسه: 79

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه سى و یکم اردیبهشت ماه 1332

 

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس جلسات 19 اسفند 31/20/29 اردیبهشت ماه 1332

2- بیانات قبل از دستور - آقایان: دکتر بقایی - حائری‌زاده - دکتر سنجابی

3- بیانات آقای قنات‌آبادی به عنوان ماده 90 آیین‌نامه

4- تقدیم یک فقره لایحه به وسیله آقای وزیر فرهنگ

5- معرفی آقای دکتر غلامحسین مصاحب به معاونت وزارت فرهنگ به وسیله آقای وزیر فرهنگ

6- تقدیم و قرائت تقاضای وزارت دادگستری دایر به تعیین تکلیف پرونده‌های اعلام جرم علیه آقای قوام

7- مذاکره و اعلام رأی نسبت به قرائت اول طرح سه فوری مربوط به گزارش هیئت هشت نفری

8- ختم جلسه به عنوان تنفس

 

مجلس ساعت نه و چهل دقیقه صبح به ریاست آقاى مهندس رضوى (نایب رئیس) تشکیل گردید.

1- تصویب صورت مجلس جلسات 9 اسفند 31 /20/ 29 اردیبهشت 1332

نایب رئیس - صورت غایبین جلسه قبل قرائت مى‌شود.

(به شرح زیر قرائت گردید)

غایبین با‌اجازه آقایان: اورنگ - دکتر شایگان - جلالى - عبدالرحمن فرامرزى.

غایبین بى‌اجازه آقایان: مشار - صراف‌زاده - دکتر امامى - راشد - دکتر مصباح‌زاده - امیرافشار.

دیرآمدگان با اجازه و زودرفتگان آقایان: زهرى 30 دقیقه - نبوى 30 دقیقه - صفایى 45 دقیقه - مصدقى یک ساعت معتمددماوندى یک ساعت - مجدزاده یک ساعت - کریمى یک ساعت - ناصر ذوالفقارى دو ساعت و سى دقیقه‏.

دیرآمدگان بى‌اجازه و زودرفتگان آقایان: دکتر طاهرى 15 دقیقه - شوکتى 15 دقیقه - شبسترى 20 دقیقه - خسرو قشقایى 20 دقیقه - انگجى 20 دقیقه - دکتر فقیهى‌شیرازى 30 دقیقه - کهبد 45 دقیقه - دکتر کیان یک ساعت و پانزده دقیقه - عامرى 2 ساعت و سى دقیقه.

نایب رئیس - نسبت به صورت جلسه روز سه‌شنبه 29 اردیبهشت ماه نظرى نیست؟ آقاى نبوى‏

نبوى - از این جهت بنده در ضمن تصحیح صورت مجلس اجازه گرفتم که عرضى که می‌خواهم بکنم مربوط است به تشکیل جلسات مجلس تشکیل جلسات مجلس متأسفانه یک ماه چهل روز دیرتر از موعدى آیین‌نامه تعیین کرده بود تشکیل شد حالا بنده امیدوارم در آتیه دیگر تعطیلى رخ ندهد و انشاء‌الله بتوانیم به وظایف ملى و به کارهایى که موجب خیر و صلاح مملکت باشد اقدام بکنیم (انشاء‌الله) این دو جلسه تقریباً صورت فوق‌العاده داشت چون چهل روز مجلس تشکیل نشده بود و آقایان مطالبى داشتند و در خارج مى‌گفتند که ما می‌خواهیم آن مطالب را به سمع مردم برسانیم این بود که ما این دو جلسه را فوق‌العاده تلقى کردیم و در فراکسیون اتحاد تصمیم گرفتیم که منحصراً براى این دو جلسه اگر آقایانى که قبل از دستور نطق مى‌فرمایند اجازه خواستند نیم ساعت از آنچه در آیین‌نامه تعیین شده زیادتر به آنها رأى بدهیم در جلسه گذشته هم این کار را کردیم و این جلسه هم با توجه به این که عده دیگرى از نمایندگان محترم فرمایشى خواهند کرد این تصمیم را گرفتیم و تا نیم ساعت اضافه رأى خواهیم داد ولى در آینده اگر این رو یه ادامه داده شود باعث خواهد شد که کارى در مجلس نگذرد ...

نایب رئیس - آقاى نبوى مختصر بفرمایید.

نبوى - چشم آیین‌نامه حداقل تشکیل جلسه را سه ساعت معین کرده و ما هم همان حداقل را گرفته‌ایم اگر بنا باشد سه نفر ناطق محترم هر کدام سه ربع تا یک ساعت حرف بزنند براى کارهاى ضرورى کشور وقتى باقى نخواهد ماند (صحیح است) بنابراین ما در سهم خودمان تصمیم داریم که در جلسات آیند بیش از آنچه در آیین‌نامه نوشته شده است اجازه ندهیم یعنى اگر یکى از آقایان محترم به عنوان نطق قبل از دستور از یک ربع اضافه تقاضایى کرد ما رأى نخواهیم داد.

نایب رئیس - آقاى کهبد

کهبد - در جلسه پریروز تذکرى می‌خواستم عرض کنم (یکى از نمایندگان - پریروز نبود) که متأسفانه مجلس متشنج شد و موفق نشدم عرایضى را که بنده می‌خواستم عرض کنم این بود که در نتیجه تگرگ شدیدى که در ساوجبلاغ و شهریار آمده قسمت اعظم هستى کشاورزان از بین رفته بنابراین بنده می‌خواستم تمنى کنم دولت توجه مخصوصى بفرمایند چه فرق می‌کند بین اینها و زلزله‌زدگان‏.

قنات‌آبادى - براى زلزله‌زدگان پول گرفتند خرجش نکردند خوردند.

نایب رئیس - آقاى حائرى‌زاده‏

حائرى‌زاده - تذکراتى که من پریروز دادم بعد گفته شد نسبت به جناب آقاى رحیمیان عبارت من یک زنندگى داشت من هنوز وقت نکرده‌ام به صورت جلسه مراجعه کنم آقاى رحیمیان در دوره چهاردهم که بنده نبودم و در دوره پانزدهم که بنده با ایشان همکار بودم از نمایندگان خوب خراسان بودند و اگر چنین چیزى بود این را براى اصلاحش عرض کردم.

نایب رئیس - نسبت به صورت مجلس نظرى نیست؟ (اظهارى نشد) بنابراین صورت جلسه سه‌شنبه 29 اردیبهشت ماه تصویب مى‌شود و در عین حال صورت جلسه‌هاى مورخ 19 اسفند ماه 1331 و 20

+++

اردیبهشت 32 که قبلاً مورد رسیدگى واقع شده ولى اعلام نظر نشده بود آن صورت جلسات هم تصویب شده اعلام مى‌شود.

 2- بیانات قبل از دستور آقایان: دکتر بقایى - حائرى‌زاده - دکتر سنجابى

نایب رئیس - سه نفر از آقایان تقاضاى نطق قبل از دستور کرده‌اند. آقاى پورسرتیپ بفرمایید.

پورسرتیپ - آقاى دکتر بقایى صحبت مى‌فرمایند.

نایب رئیس - آقاى دکتر بقایى‏

دکتر بقایى - عرض کنم بنده بدواً مى‌خواستم از دولت جناب آقاى دکتر مصدق تشکر کنم از این که به تقاضاى مجلس شوراى ملى ترتیب اثر داده و اجازه داده‌اند که نوار صحبت‌هایى که در جلسه گذشته شده بود به وسیله رادیو پخش شود و بعد هم مى‌خواستم یک تقاضاى دیگرى بکنم و آن این است که اجازه بدهند صحبت‌هایى که از طرف نمایندگان موافق دولت هم در مجلس مى‌شود به همان ترتیب به وسیله رادیو پخش بشود براى این که ما حاضر نیستیم یک چنین تبعیض را قبول بکنیم که چندنفر از مخالفین صحبت بکنند و ملت ایران صحبت‌هاى آنهارا بشنوند ولى موافقین دولت که مى‌آیند اینجا و البته توضیحاتى خواهند داد راجع به اقدامات دولت و پیشرفت‌هایى که در کارها شده و به بهبودى که در زندگى مردم حاصل شده و تمام قوانینى که اجرا شده (البته اینها را پشتیبانان دولت اینجا توضیح خواهند داد) ملت ایران باید از آنها مستحضر بشود بنابراین شایسته است که نوار صحبت‌هاى موافقین دولت هم گذاشته شود از این دو مطلب که بگذریم رادیو پریشب براى این که نوار صحبت‌هاى بنده و دو نفر دیگر آقایان را پخش کرد یک موضوع خیلى مسخره‌اى را اظهار داشت و آن موضوع این بود که چون در هیچ جاى دنیا سابقه نداشته که مذاکرات مجلس به وسیله رادیو پخش شود این یک دفعه را به دستور جناب آقاى نخست وزیر ما نوار را گذاشتیم ولى دفعات دیگر بعد از این نخواهیم گذاشت اولاً معلوم مى‌شود که رادیو یک مملکت مستقلى است این یک دفعه را گفته است به آقاى نخست وزیر ترحم کرده لطف کرده این یک دفعه را گذاشته و بقیه را دیگر نخواهد گذاشت این البته صورت ظاهر است باطن این است که اینها ترسیده‌اند که مفتضح شوند اینها ترسیده‌اند که ملت ایران حقایق را بفهمد و به این مسخره بازی‌ها خاتمه بدهد به این جهت این بازى‌ها را در آورده‌اند و الا دستگاه رادیو داخل آدم نیست که از طرف خودش چنین اظهار نظرى بکند دستگاه رادیو که اقاریر متهمین و تمام آن مسخره بازی‌ها را ساعت‌ها و روزها گذاشت و هیچ توجه نکردند که در کجاى دنیا چنین چیزى سابقه داشته است یک موردى پیدا کنید که در دنیا سابقه داشته باشد یک پرونده‌اش پیش از این که بسته شده باشد پیش از این که تحقیقات به نتیجه رسیده باشد اقاریر را توى رادیو بخوانند آن وقت در تفسیر سیاسى رادیو هم یک عده‌اى که هنوز اتهام و مجرمیت‌شان محرز نشده مرتباً لجن مال بکنند اینها هیچ جاى دنیا سابقه ندارد ولى مانعى ندارد که رادیو ساعت‌هاى متمادى و روزهاى متوالى اینها را بگذارد هر کدام از این اقاریر را دو دفعه سه دفعه چهار دفعه در رادیو گذاشتند یک دفعه از روى نوشته خواندند یک دفعه از روى صدایى که مدعى بودند که متهمین حرف زده‌اند از روى نوار گذاشتند اینها مثل این که سابقه داشته در سایر جاهاى دنیا گذاشتنش مانعى ندارد ولى پخش کردن صداى نمایندگان مجلس این چون دیگر سابقه نداشته رادیو دیگر دستور آقاى نخست وزیر را هم نخواهد خواند این به نظر بنده مضحک است و این بهترین دلیلى است که ثابت می‌کند که اینها توجه کرده‌اند که چقدر رسوا و مفتضح هستند براى این که آقایان فراموش نفرموده‌اند همین یکى دو سال پیش بود که صحبت‌هاى مخالفین دولت را نه تنها از مجلس به رادیو وصل می‌کردند نوارش را هم شب دوباره می‌گذاشتند همین طور بود یا نبود؟ در دوره 16 آقایان خاطرشان هست آقاى دکتر معظمى خاطرتان هست که صحبت‌هاى مخالفین دولت را از اینجا وصل می‌کردند به رادیو؟ (دکتر معظمى - بله) ولى یک تفاوت داشت در آن موقع چون ماهیت این دستگاه ظاهر نشده بود و ملت هنوز نمى‌دانست که دارند چه کار می‌کنند حرفهاى مخالفین تقویت دولت می‌شد ولى حالا این طور نیست آقایان حالا اینها رسوا هستند و از ترس رسوایى بیشتر اجازه نمی‌دهند که صداى نمایندگان مجلس به ملت ایران برسد ولى در هر صورت با اتخاذ سند از نوشته رئیس دولت که در جواب‌نامه ریاست معظم مجلس شوراى ملى راجع به اتصال رادیو به مجلس نوشته‌اند روزها نمى‌شود ولى دستور داده‌ام که متن کامل مذاکرات را شب‌ها در رادیو پخش بکنند و چون کاملترین متن مذاکرات همین نوار رادیو هست براى این که آقایان می‌دانند یک مطلبى را در طرز خواندنش یا طرز ادایش معنایش را ممکن است تغییر داد یک جایى که قوى است اگر شل بخوانند یا یک جایى اگر مطلب جدى است با صداى مسخره بخوانند و قس علی هذا مطلب را مى‌شود تغییر داد به این جهت خواندن به وسیله مأمورین رادیو قابل قبول نیست و چون خود جناب آقاى دکتر مصدق نوشته‌اند دستور داده‌ام متن کامل مذاکرات مجلس به وسیله رادیو پخش شود و کامل‌ترین متن مذاکرات مجلس همین نوارى است که در اینجا تهیه می‌شود بنده عرض می‌کنم اگر از رسوایى نمی‌ترسند اگر از افتضاح خودشان نمى‌ترسند دستور بدهند همان طوری که یک دفعه این عمل شده همین عمل ادامه پیدا کند و بنده هم عرایضى را که راجع به جریان تأسف‌آور فعلى هست و باید به عرض نمایندگان مجلس برسانم موقعى که دستور دادندکه نوار پخش شود آن وقت این عرایض را خواهم کرد مثلاً روز یکشنبه و از تمام این چیزها هم که بگذریم آقایان جوانمردى شرافت بشریت تمام اینها را هم که صرف‌نظر بکنیم عدالت محض هم حکم می‌کند بعد از آن که روزها و ساعت‌هاى متوالى چه به وسیله این اقاریرى که با شکنجه گرفته شده بود و چه به وسیله تفسیرهاى سیاسى رادیو که عمل خود دولت است و چه به وسیله سرمقاله روزنامه‌هایى که همه می‌دانند چه جور نوشته مى‌شود بعد از این که‏ مدت‌هاى مدیدى وقت رادیو را صرف کردند براى این که بنده را لجن مال بکنند عدالت ساده حکم می‌کند به من هم اجازه داده شود که به همان وسیله از خودم دفاع کنم حالا آینده نشان خواهد دادکه چه کار می‌کنند اما مطلبى که امروز می‌خواستم به عرض آقایان محترم برسانم راجع به یک جریان دیگرى است آقایان نمایندگان محترم به خاطر دارند از ابتدایى که بنده وارد مبارزه شدم یکى از هدف‌هاى مبارزه بنده مبارزه با کمونیست‌ها بود و همچنین آقایان نمایندگان محترم به خاطر دارند که در همین مجلس و از پشت همین تریبون بنده چند دفعه صحبت کردم اعتراض کردم اعلام خطر کردم راجع به کارهایى که دولت دارد می‌کند و راجع به ائتلاف پنهانى که با کمونیست‌ها کرده‌اند این براى خیلى از آقایان دشوار بود باور کردنش آن اولین دفعه‌اى که بنده گفتم عدلیه را دارند دربست به دست توده‌ای‌ها می‌دهند خیلى از آقایان تعجب می‌کردند که به این شورى هم نمی‌شود بعضی‌ها مى‌گفتند آقا یک قاضى درست بوده حالا اگر توده‌اى بوده چه مانعى داشته که سر کار نباشد ولى امروز پرده‌ها برداشته شده یک قرار منع تعقیبى از دادگسترى اصلاح شده جناب آقاى دکتر مصدق راجع به سران حزب توده صادر شده که این قدر مفتضح و رسوا است این قدر مسخره است که حتى روزنامه‌هاى مزدور دولت حتى روزنامه‌هاى اجیر دولت حتى اسم نمی‌خواهم بیاورم آنها هم مجبور شدند بگویند این قرار رسوا بوده بخوانید آقا این روزنامه‌هاى دولتى را بخوانید یکى از دوستان بنده که مرتب به رادیو گوش مى‌دهد می‌گفت که روز پیش پریروز مطلب به قدرى شور بود که اینها براى خواندن سرمقاله هیچ روزنامه‌اى را پیدا نکردند که بخوانند حتى روزنامه‌هاى مزدور را هم لذا مجبور شدند یک سرمقاله کهنه را در رادیو بخوانند ولى چون آقایان نمایندگان محترم وقت ندارند و مجال نکرده‌اند که خودشان این موضوع را بخوانند بنده این قرار را مى‌خواهم به عرض‌شان برسانم چون این از آن موضوع‌هاى عجیب دنیا است. این قرار نه تنها قرارى است که بازپرس صادر کرده این یک شاهکار ادبى قضایى حقوقى فلسفى فنى اقتصادى سیاسى است که بنده توى روزنامه چند وقت پیش نوشتم که تمام اخلاف و اسلاف آقاى دکتر مصدق اگر آقاى دکتر مصدق یک هنر داشته باشد و آن هم اصلاح دادگسترى باشد و دادگسترى هم فقط یک کار کرده باشد که آن هم صدور این قرار باشد اخلاف و اسلاف ایشان باید الى الابد به این قرار افتخار بکنند حالا این قرار را می‌خوانم مى‌دانید که یک عده از سران حزب توده را به جرایم مختلفى گرفته بودند جرایمى که در پرونده اعلام شده بود سه قسمت بود یکى ضدیت با سلطنت مشروطه ایران دوم تشکیل حزب توده و عضویت در آن حزب که رویه و مرامش اشتراکى اعلام شده است (موضوع ماده اول قانون مقدمین بر علیه امنیت و استقلال مملکت مصوب خرداد ماه 1310) سوم چندین فقره جرح و ضرب و حبس غیر‌قانونى و تصرف و اخذ مال به عنف و غیره. البته به طوری که می‌دانید شروع این رسیدگى در سال 1329 بود جلوتر بود یعنى مربوط به سال 1327 بود در یک موقعى که رزم‌آرا ....

نایب رئیس - آقاى دکتر بقایى وقت شما تمام شده‏.

دکتر بقایى - از آقایان اجازه مى‌خواهم که اجازه بدهند که این مطلب را تمام بکنم چون فرمودند که تا نیم ساعت وقت می‌دهند.

نایب رئیس - چقدر وقت می‌خواهید؟

دکتر بقایى - نیم ساعت‏

نایب رئیس - آقایانى که با نیم ساعت اضافه نطق قبل از دستور آقاى دکتر بقایى موافقند قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد بفرمایید.

دکتر بقایى - البته آقایان نمایندگان محترم به خاطر دارند که رزم‌آرا در موقعى که با روس‌ها نزدیک شد تصمیم گرفت که همین کار را بکند به وسیله دادگسترى ولى چون هنوز دادگسترى اصلاح نشده بود نتوانست این کار را بکند چون این اختیارات قانونى و اصلاحات کار را به اینجا‌ها مى‌کشاند ولى براى این که تعهدش را جلوى روس‌ها انجام بدهد آمد آن ده نفر سران حزب توده را از مجلس به ترتیبى که آقایان اطلاع دارند فرارى داد ولى حالا الحمدلله در سایه دادگسترى اصلاح شده یک قرار صادر کردند همین طور که عرض کردم یکى از شاهکارهاى جاویدان است این از روى رونوشت قرار خوانده می‌شود جرایم اعلام شده در پرونده به طوری که اشاره شد یک قسمت راجع است به ایراد ضرب و جرح و توقیف غیرقانونى و ضبط اموال به عنف که چندین فقره بوده و طبق گزارش دادستان نظامى در نقاط مختلف کشور اتفاق افتاده است راجع به این جرایم چون فقط هر یک در محل خود پرونده‌اى داشته است

+++

و چون واسطه بین آنها و متهمین در این پرونده وجود ندارد بنابراین مورد رسیدگى در این پرونده نیست و قرار عدم صلاحیت صادر می‌گردد. راجع به جرم ضدیت با سلطنت مشروطه ایران و داشتن رویه و مرام اشتراکى ابتدا باید به تعریف این دو جرم توجه نمود. اینها آثار بازپرسى است ولى خیلى متأسفم که آقاى دکتر معظمى تشریف بردند چون امروز یک قدرى ایشان خجالت کشیدند براى این که استاد حقوق و رئیس دانشکده حقوق بودند و فعلاً هم مشاور دولت هستند خیلى متأسفم که ایشان رفتند بگویید آقاى دکتر معظمى بیایند این چیزهاى شاگردان خودشان را بشنوند حالا آقاى بازپرس تعریف می‌کند سلطنت مشروطه یا دموکراسى عبارت است از حکومت مطلقه مردم مشخص آن وجود قواى ثلاثه و انفکاک آنهاست و ارکان سلطنت مشروطه ایران را قانون اساسى ما تعیین و تعریف کرده است حالا کار ندارم و وارد جزییات نمی‌شوم که این جمله‌اى که بازپرس نوشته یک تعریضى هم به اختیارات جناب آقاى دکتر مصدق دارد به این کار ندارم براى تشخیص این که رویه و مرام توده ضدیت با سلطنت مشروطه است یا خیر باید به اساسنامه و مرامنامه حزب و روزنامه‌ها و نوشتجات آن مراجعه نمود. مرام‌نامه حزب توده داراى 5 اصل است از این قرار که پنج اصل حزب توده را نوشته این اصول از کتاب حزب توده ایران چه می‌گوید و چه می‌خواهد تألیف آقاى احمد قاسمى یکى از متهمین پرونده نقل شده است و در همان کتاب که در پرونده بایگانى می‌گردد کاملاً مرام‌نامه حزبى و تمام درخواست‌هاى حزب توده تشریع شده است. با مطالعه این کتاب و تمام روزنامه‌ها و نوشته‌هاى حزبى (درست توجه بفرمایید) مطلب و دلیلى که حکایت از ضدیت با رژیم حکومت مشروطه (آن وقت آقاى بازپرس خودش هم معنى کرده) یعنى حکومت مطلقه مردم بنماید به دست نمى‌آید بلکه بر عکس طبق اصل چهارم مرام‌نامه که عیناً نقل شد حزب توده مرام خود را طرفدارى از دموکراسى واقعى اعلام کرده است. صحیح است که طبق حکایت پرونده (صحیح است هم مال آقاى بازپرس است مال بنده نیست) صحیح است که طبق حکایت پرونده و اضاع و احوال حزب توده در مطبوعات خود با تمام دولت‌هاى گذشته مخالفت کرده است (البته با این دولت موافق است چون ائتلاف دارند) به آنها حمله و از آنها تنفیذ نموده است ولى تمام این حملات و تنقیدها از حدود افکار و عقاید اشخاص که طرفدار وجود مشروطیت واقعى و اجراى صحیح قانون اساسى باشند تجاوز نمى‌نماید و از این حد پا فراتر نگذاشته‌اند یعنى تمام این جریانى که در روزنامه‌هاى حزب توده صراحتاً راجع به مخالفت با قانون اساسى با مشروطیت ایران تبلیغ براى جمهوریت تبلیغ براى این که ما باید برویم زیر بیرق روسیه تبلیغ براى پیشه‌ورى تمام اینها هیچ نیست اینها تمام دلیل این است که حزب توده طرفدار سلطنت مشروطه ایران است من نمی‌دانم این بازپرس کى را خر تصور کرده (یکى از نمایندگان - خودش را) خودش که خر نیست ملت ایران هم که این چیزها را مى‌فهمد من نمی‌دانم کى خر است در این میانه که نمى‌فهمند و این چیزها را مى‌نویسند. بازپرس دادگسترى اصلاح شده مى‌نویسد حزب توده هیچ دلیلى نه در مرام‌شان نه در کتاب‌های‌شان نه در نوشتجات‌شان هیچ دلیلى به دست نیاوردیم که با سلطنت مشروطه ایران مخالفت داشته باشد یک جاى دیگر هم شنیدم چون فرصت نکردم این را تحقیق بکنم ببینم واقعاً صحت دارد یا نه توى یک روزنامه‌اى خواندم که نوشته بود یک نفر از این توده‌ای‌ها را که گرفته بودند که روى دیوار نوشته بود مرگ بر پسر رضاخان فرارى صادر کرده‌اند به این مضمون که معلوم نیست کدام رضاخان است رضاخان هم خیلى است به این جهت این جرمى نکرده و ولش کردند ولى این را به قید احتیاط عرض می‌کنم چون در روزنامه خواندم و فرصت این که تحقیق بکنم در اطرافش پیدا نکردم اما مطلب خیلى شیرین‌تر (زد و خوردها و ضرب و جرح و اغتشاش‌هایى که بر حسب حکایت پرونده و گزارش‌هاى دادستان نظامى در نقاط مختلف کشور رخ داده است لازمه وجود حزب و تعارض و تصادم بین افکار حزبى (البته حزبى مقصود حزب توده است) و دسته‌هاى مختلف در کشور‌هایى است که به روش صحیح اداره احزاب و زندگانى با وجود احزاب مختلف عادت نکرده‌اند و مجموع آنها را نمی‌توان دلیل مخالفت و ضدیت با رژیم حکومت مشروطه دانست (حالا بعداً به عرضتان خواهد رسید که منع تعقیب هم صادر کرده است) بنابراین از مجموع نوشته‌ها و روزنامه‌هاى حزب توده و محتویات پرونده دلیلى‏ بر ضدیت حزب توده متهمین این پرونده با سلطنت مشروطه به دست نمى‌آید) حالا کاش گفته بود از این پرونده بدست نمى‌آید حالا کاش گفته بود از این پرونده به دست نمى‌آید می‌گفتیم خوب آن جریان را که ما مدعى هستیم توى این پرونده نبود این بازپرس تمام نوشتجات تمام روزنامه‌ها تمام کتاب‌ها را قاطى کرده در اینها هیچ دلیلى بر ضدیت حزب توده با سلطنت مشروطه بدست نمى‌آید و اما رویه و مرام اشتراکى این را مخصوصاً توجه می‌دهم به آقایان کتاب خوانده که این را دقت کنند چون خیلى لطف دارد (اما رویه مرام اشتراکى تعریف لغت اشتراکى را اگر آن را رویه سیاسى و اجتماعى بدانیم در هیچ کتاب یا نوشته‌اى نمی‌توان یافت و اگر آن را لغت اقتصادى بدانیم باید آن را در فرضیه افلاطون و اتوپى توماس موروس جستجو کرد و نظر مقنتین را باید محمول بر این عقاید دانست و یا باید گفت مقصود مقننین محترم از کلمه اشتراکى ترجمه لفظى کمونیزم است (معناى کوچه على چپ درست اینجا صدق می‌کند) اگر معناى اشتراکى همان نظریه افلاطون و توماس موروس باشد باید دانست که فعلاً در دنیا دولت و حکومتى مبتنى بر رژیم اشتراکى باشد وجود ندارد و اگر مقصود کمونیزم باشد آن نیز مراحلى دارد و آن چه تاکنون در دنیا تحقق یافته است سوسیالیسم است که آن را اجتماعى ترجمه کرده‌اند خلاصه تعریف آن مالکیت اجتماعى بر وسایل تولید و صنایع بزرگ مى‌باشد بنابراین کمونیزم نیز هنوز به وجود نیامده است (خنده نمایندگان) تمام مردم دنیا که صحبت از کمونیزم می‌کنند غلط می‌کنند دنیا به دو بلوک تقسیم نشده یک بلوک کمونیستى یک بلوک ضدکمونیستى نیست اینها هیچ کدام نفهمیده‌اند آن دسته از مللى هم که مایل به تعقیب هیچ یک از این دو نیرو یعنى نیروى کمونیستى یا نیروى ضدکمونیستى نیستند و مرام حزب ما هم هست که ملت ایران باید آزاد و مستقل و بدون اتکا به هیچ یک از این دو نیرو زندگى بکند اینها هم هیچ نفهمیده‌اند براى این که وقتى کمونیست و ضدکمونیست نیست هیچ چیز نیست وقتى کمونیست به وجود نیامده است دیگر نه روس است و نه آمریکا این شاهکار آقاى دکتر مصدق است با این مقدمه با توجه به کتاب‌ها و مطبوعات حزب توده چطور مى‌توان گفت که رویه و مرام آن اشتراکى بوده است بیچاره بازپرس تعجب کرده است و متهمین پرونده بر حسب حکایت پرونده و اوضاع و احوال اکثراً داراى تحصیلات عالیه و استعداد عالى و شعور و منطق قوى و بالجمله نخبه ملت ایران مى‌باشند به این جهت بهتر فهمیده و درک کرده‌اند که چنین رویه در ایران با شرایط زمانى و مکانى فعلى عملى نیست زیرا بر فرض چنین رژیمى ممکن و عملى باشد براى افکار جامعه انسانى سیر و حرکت و رشد و نبوغ به حد معینى لازم است تا بتوان فرضیه افلاطون را در آن جامعه تلقین و تبلیغ نمود و در این قرن داشتن افکار و تبلیغ چنین مرامى افسانه‌اى بیش نیست به این جهت نسبت دادن رویه یا مرام اشتراکى و تبلیغ آن به حزب توده و متهمین این پرونده نسنجیده و بى‌مطالعه و تعقل سخن گفتن است یعنى بنص فرمایش آقاى بازپرس هر کس بگوید حزب توده رویه اشتراکى دارد آدم بی‌عقل و بى‌مطالعه نفهم و احمقى است و اما این دیگر از آن ریزه‌کاریهایى است که این را مخصوصاً به آقایان قضات و آقایان وکلاى عدلیه تقدیم می‌کنم و اما اگر در مقالات و نوشته‌هاى فردى بعضى از افراد حزب توده براى این که فکر کرده یک کسى برود این روزنامه‌ها را بردارد و بیاورد بگوید مردکه دیوث این که نوشته گور پدر شاه این که نوشته گور پدر مملکت این که سر تا سرش لجن است این که هزار تا فحش به تمام مقامات مملکت داده این را چه می‌گویید این سؤال متعدد را جواب داده که اگر در نوشته‌ها و مقالات فردى بعضى از افراد متهمین این پرونده بحثى راجع به کمونیسم یا اشتراکى دیده مى‌شود باید آن را نظر و اندیشه شخصى نویسنده تلقى نموده و ربطى به برنامه رسمى حزب ندارد و حالا معلوم نیست روزنامه‌اى که ارگان حزب است و یک مطلبى از طرف سران حزب در روزنامه منتشر شده این ربطى به حزب ندارد و این یک چیز شخصى است؟ بنا به مراتب بالا دلیل بر ضدیت متهمین پرونده با سلطنت مشروطه و یا داشتن رویه مرام اشتراکى یا تبلیغ آن چه از لحاظ فردى (حالا جلوتر اقرار کرد که یک فرد ممکن است این کار را کرده باشد این جا زده زیرش) چه از لحاظ فردى و چه از لحاظ حزب وجود ندارد و نسبت به اتهام قتل و جرح و ضرب و اخذ مال به عنف این که خیلى شیرین است نسبت به اتهام قتل و جرح و ضرب و اخذ مال به عنف نیز قرار منع تعقیب متهمین صادر می‌گردد و نسبت به اشخاص دیگر که مورد این اتهام قرار گرفته‌اند چون خارج از تهران بوده و در این پرونده نباید مطرح شود قرار عدم صلاحیت صادر گردیده است این شاهکار در 18 دى 1331 به وجود آمده ولى البته یک دفعه نمی‌شد که این را پخش کنند با وجود این که مى‌بینید هر روز کوچکترین اسرار دادگسترى و بزرگترین اسرار دولت پخش مى‌شود راجع به این موضوع هیچ کس صدایش را در نیاوردند آقا مراحلش را طى کرد تا شب عید یعنى 24/12/31 نظر تأییدى دادستان داده مى‌شود حالا اگر دادستان این تأیید را بخواهم خدمت آقایان عرض کنم وقت گرفته مى‌شود این قرار را به یکى از دادیارها مراجعه کردند ایراداتى گرفته و ایراداتش به جا بوده (دکتر طاهرى - ایرادات را بخوانید) نوشته است در روزنامه مفصل است جواب داده‌اند که ایرادات وارد نبوده بالاخره در 24/12/31 دادستان مى‌نویسد پرونده ملاحظه گردید با توجه به مجموع محتویات پرونده در خصوص قرار آقاى بازپرس به منع تعقیب متهمین معرفى شده در قرار و اتهامات‏ انتسابى آنان نتیجتاً موافقت می‌شود و پرونده به نظر آقاى بازپرس می‌رسد تا طبق مقررات اقدام قانونى معمول دارند (به خصوص از لحاظ اعلام نتیجه به زندان) (این ضمناً خیلى شیرین است) در خصوص شکایت پاره‌اى از زندانیان از عملیات مأمورین نیز رسیدگى و اظهارنظر فرمایید دادیار دادسراى تهران قزل ایاغ. البته این پرونده به این مهمى که مى‌بایست خود دادستان اظهارنظر کرده باشد دادستان زیر بار نرفته بعد از دو ماه بالاخره یک دادیار این را امضا کرده و ضمناً

+++

نوشته است که شکایت توده‌ها را از مأمورین زندان رسیدگى بکند حالا این هم یک نکته‌اى دارد که خدمت آقایان عرض می‌کنم عرض کنم بعد از تعطیلات عید سر و صداى این بلند شد که همچو قرارى صادر شده در دادگسترى اینها دست و پاچه شدند چون هنوز موقعش نرسیده باشد چون باید زمینه را فراهم کند چون این نقشه هنوز به مرحله اجرایش نرسیده بود یادتان باشد عاقبت یک روز هم عده‌اى چاقوکش توده‌اى به همراهى بعضى از غیرتوده‌ای‌ها که پریروز به آقاى زهرى خدمت کرده‌اند و عینکش را شکسته‌اند به مجلس خواهند ریخت این را داشته باشید با توافق خود دولت و شخص آقاى دکتر مصدق (میر اشرافى - قاطرچى‌هاى محمدعلی‌شاه هم یک وقت ریختند به مجلس) این قرار باید یک موقعى علنى بشود که توده‌اى‌ها یک زهرچشمى از مردم گرفته باشند این نشد زودتر فاش شد و روزنامه‌ها نوشتند که یک چنین قرارى صادر شده است راجع به منع تعقیب آنها یک بار تکذیب شد سخنگوى دولت گفت چنین چیزى نبوده یک بار هم یک تکذیب حقه‌بازى از یک مقام صلاحیت‌دار دادگسترى گفته شد تکذیبش این بوده است که می‌گوید در شعبه بنده همچو چیزى صادر نشده است ما هم می‌دانیم صادر نشده در شعبه آقاى نبوى صادر نشده در شعبه آقاى حاج سید جوادى و در شعبه آقاى ملک‌مدنى هم صادر نشده ولى قرار صادر شده (حاج سید جوادى - بنده شعبه ندارم) مقصود این تعقیب خنک است عرض کنم به این صورت تکذیب شد تا این که متن قرارداد به دست آمد و در روزنامه‌ها نوشته شد اینها دستپاچه شدند چون هنوز موضوع نتیجه بوده شروع کردند به این در و آن در زدن اولاً گفتند آقاى دادستان چرا حرفى نزدى و او را وادار کردند حرف‌هایى بزند و توى روزنامه چاپ شود من دورا‌دور ایشان را مى‌شناسم آدم خوبى هم می‌دانمش (امامى اهرى و کهبد - آدم بسیار شریفى است) حرف‌هایى که زده دون شأن دادستان تهران بود از ایشان سؤال می‌شود (البته مصاحبه مطبوعاتى کرده‌اند) آیا مندرجات روزنامه‌ها را راجع به صدور قرار منع تعقیب خوانده‌اید؟ جریان چیست؟ ایشان می‌گویند اولاً این قرار در دی ماه سال گذشته صادر شده است و در آن روزها جسته گریخته در روزنامه‌ها منتشر نشد آن روزها تمام دستگاه به دستور جناب آقاى دکتر مصدق این موضوع را مخفى نگه داشته تا موقعش برسد یک روزنامه‌اى بیاورید در دی ماه این خبر را منتشر کرده باشد؟ خیر منتشر نکردند و سر و صدایى نشد و کسى هم انتقادى نکرده است (در صورتی که این مطلب کاملاً دروغ است براى این که بعد از عید که مطلب فاش شد و اعتراضات شدیدى به عمل آمد البته این را آقاى دادستان ندیدند) چه شده است که قرار بازپرس امروز با کسر قسمت عمده آن و تأویل و تفسیر و استنتاج مورد بحث روزنامه‌ها واقع شده است و آن را یک جنبه سیاسى بهش داده‌اند جاى تعجب است که این قرار جنبه سیاسى پیدا کرده خوب این یک چیز کاملاً حقوقى است نه حزب توده سیاسى است مرام اشتراکى هم که ندارد و این یک دعواى حقوقى و مالى بوده چرا جنبه سیاسى بهش داده‌اند این جاى خیلى تعجب است یک نکته‌اى را هم فرمودند که کاملاً صحیح است در دادگسترى از درى که سیاست وارد مى شود از در دیگر قضاوت فرار می‌کند و متأسفانه الان دادگسترى ما به این صورت درآمده است دادگسترى ما دربست تحویل حزب منحله توده داده شده است.

نایب رئیس - آقاى دکتر بقایى 5 دقیقه دیگر وقت دارید.

دکتر بقایى - آقایان اگر علاقه‌مند به بقیه مطالب این قرارها هستند به روزنامه‌ها مراجعه کنند بنده فقط یک مطلب دیگرى را می‌خواهم عرض کنم در جریانى که در تعقیب جریان روز 9 اسفند پیش‌آمد کرده چون در آن جریان واضح شد که حزب توده و آقاى دکتر مصدق ائتلاف دارند و هنوز موقع کشف این موضوع نرسیده بود یک دعواى زرگرى درست کردند بین قواى انتظامى و حزب توده یک جنگ زرگرى کردند البته این داستانش خیلى مفصل است مدارک هم براى این هست کارى ندارم منتهى چیزى که بنده می‌خواهم عرض بکنم این است که یکى از افسران بسیار شریف شهربانى که رئیس کلانترى 3 بوده جلوى توده‌اى‌ها را گرفته بوده اگر طبق دستور رفتار کرده بود نمى‌بایستى گرفته باشد ولى نفهمى کرده جلوی‌شان را گرفته این را مضروب کردند با دشنه و چاقو 3 چهار ضربه خورد که یکش هم کارى هم بوده و نزدیک بود جانش را روى این کار بگذارد وقتی که این را می‌زنند و مى‌افتد پاسبان‌هایى که همراه او بودند غیرتى به خرج می‌دهند و مرتکب این کار را می‌گیرند و مى‌برند حبس می‌کنند آن آقاى مرتکب در حبس بوده که جناب آقاى لنکرانى یکى از اخوان لنکرانى‌ها را هم می‌گیرند می‌دانید این داستان مفصل دیگرى هم دارد که شاید بعضى از آقایان فراکسیون نهضت ملى اطلاع بیشترى داشته باشند این را می‌گیرند حبس می‌کنند آن سرهنگ بدبخت را می‌برند مریض‌خانه چندروزى مریض‌خانه بوده و پانسمان کرده‌اند و حالش بهتر شده آمده بیرون چون در حین انجام وظیفه ضربت خورده و مشرف به مرگ بوده به این جهت بعد از این که از بیمارستان بیرون آمد تصمیم گرفتند دیگرى کارى بهش رجوع نکنند البته براى تشویقش که دیگر جانش را به خطر نیاندازد و آن آقاى مرتکب را هم چند روز پیش همین دو 3 روز گذشته از زندان مرخص کردند حالا اگر اینها دلیل ائتلاف با حزب توده نیست نمی‌دانم دیگر چى دلیل می‌شود و من به حال آن بیچاره‌هاى مفتضحى تأسف می‌خورم که خودشان مى‌بینند این جریانات را می‌فهمند و با کمال بدبختى در منجلاب سازش‌کارى فرو مى‌روند و می‌گویند این کار بد شده ولى ما از دولت پشتیبانى می‌کنیم آنقدر پشتیبانى بکنید تا جناب آقاى دکتر مصدق خداى نکرده به بنش به پیوندند ولى این آرزو را هم ملت ایران اجازه نخواهد داد چه رادیو را وصل کنند چه نکنند چه مبارزه بکنند چه مبارزه نکنند ملت مسلمان ایران اجازه نخواهد داد که پرچم کمونیستى در این مملکت دوباره بالا برود (میر اشرافى - صحیح است) با استناد به همین قرار بازپرس که نوشته است که ضرب و جرح و قتل و زد و خورد و اخذ مال تعقیب و توقیف غیرقانونى در ممالکى که احزاب رشد نکرده قانونى است و قرار منع تعقیب برایش صادر مى‌کنند به استناد همین قرار بازپرس ما تکلیف دولت و تکلیف حزب توده را معین خواهیم کرد و تحمل نخواهیم کرد که صحنه چکواسلواکى یک بار دیگر به دست یک مشت منفعت‌طلب و سودجو که بیش از جلوى دماغ‌شان را نمى‌بینند و براى چند جواز می‌روند تسلیم مى‌شوند و یک عده‌اى که تبانى دارند با توده‌اى‌ها و یک عده‌اى ذاتاً کمونیست هستند و می‌خواهند مملکت را به آن طرف بکشند ملت ایران یقین بدانید که تسلیم نخواهد شد.

نایب رئیس - آقاى میر اشرافى گویا مرقوم فرموده‌اند که به جاى ایشان آقاى حائرى‌زاده صحبت می‌کنند (میر اشرافى - صحیح است) بفرمایید آقاى حائرى‌زاده.‏

حائرى‌زاده - موضوعى را که دیروز یعنى در جلسه سابق در اینجا وارد صحبت شدم 3 قسمت بود مورد استیضاح و سؤال و انتقاد و داد و فریاد بوده همان مسایل به نحو اتم و اکمل در زمان حکومت خودشان به موقع عمل و اجرا درآمد یکى این که چرا سلب اعتماد از دکتر مصدق کردم یکى این که چرا مهاجرت نمودیم در 27 فروردین و چرا مجدداً براى شرکت در جلسات حاضر شدیم جناب آقاى دکتر مصدق راجع به مبارزه نفت.

نایب رئیس - آقایان تشریف داشته باشید تا جلسه از اکثریت نیفتد.

حائرى زاده - این تعطیل‌ها به حساب وقت من نیاید.

نایب رئیس - نه بفرمایید اصلاً تعطیل نشد.

حائرى زاده - جناب آقاى دکتر فرمایشاتى که خودشان در مجلس کردند این‌ها را در موقع اجرا و عمل عکسش را خیلى عمل کردند آقایان مسایلى که مورد استیضاح و سؤال و انتقاد و داد و فریاد بوده همان مسایل به نحو اتم و اکمل در زمان حکومت خودشان به موقع عمل و اجرا درآمد این جمله را بنده نگفته نگذارم که یک مشت کاسه گرم‌تر از آش هستند که یک حرف‌هاى پوچى را پیراهن عثمان می‌کنند مثلاً من جلسه پیش گفته بودم که من به آقاى دکتر عرض کردم و 5 دوره خدمت مجلس براى من کافى است من وضع مزاجم مقتضى مبارزه زد و خورد نیست در مجلس و من کارمند دولت هستم حوصله این که باز برگردم بروم دیوان کشور دوسیه‌ها را مطالعه بکنم ندارم و یک شغلى که بتوانم سلامتى از دست رفته خودم را عودت بدهم به من بدهید و شرکت در انتخابات ندهید یکى دیدم نوشته است که فلان کس شغل می‌خواهد بهش نداده‌اند یکى از این کاسه گرم‌تر از آش‌ها بنده شغلى از مصدق هیچ وقت نخواستم حالا هم نمى‌خواهم و تقاضاى تقاعدهم کرده‌ام فقط بین دوره پانزده و شانزده براى این که من در ایران نباشم و کشمکش انتخاباتى را ادامه ندهم یک مأموریت فرهنگى به من دادند بروم ولى بنده قبول نکردم و نرفتم بهشان گفتم من آن موقع براى مبارزه حاضر بودم آن مأموریت را قبول نکردم و نرفتم حالا حاضر هستم بروم براى این که در صحنه سیاست وارد نشوم و مزاج من براى مبارزه دیگر مهیا نیست شغلى از ایشان نخواستم البته کارمند دولت بودم باید براى حقوقى که می‌گرفتم این چند وقت انجام وظیفه بکنم من حقوق نمى‌گرفتم که در کوچه راه بروم باید انجام وظیفه بکنم بنده شغلى از ایشان نخواستم از خدا می‌خواهند که یک شغلى به من بدهند حالا هم اگر من از ایشان تقاضا کنم که شغلى به من بدهند بروم کنار تصور می‌کنم که ایشان جواز برنج و شکر و مأموریت و خدمت و رهنما به اشخاص مى‌دهند شر مرا با یک مأموریت نخواسته باشند بکنند. بنده حاضر براى اینکارها نیستم هوچیگرى هم یک حدى دارد جناب دکتر فرمایشاتى را که می‌کردند فراموش کرده‌اند. در موضوع نفت موقعى که 9 ماده را گذراندند و آوردند ما خیلى در اطراف قسمت غرامت بحث کردیم ما عقیده داشتیم که کمپانى طبق قرارداد دارسى در تمام تأسیساتى که در دنیا دارد نمى‌دانم دویست سیصد شرکت‌هاى تابعه بود در معادن نقاط دیگرى هم که وارد بود بحریه‌اى هم که داشت در تمام این قسمت‌ها یا سهیم و شریک بودیم اگر قرارداد دارسى تا موقع ملى شدن نفت به عقیده جناب دکتر حجیت داشت پنج ششم دارایى کمپانى مال ایران بود که کمپانى برود و جناب دکتر یک کلمه در این موضوع فرمایشى نکردند ما در آن موقع در پشت این تریبون این موضوع را بحث کردیم پس از این که ما نفت را ملى کردیم و یک مشت آهن پاره از کمپانى گرفتیم سهام کمپانى تنزل کرده و کمپانى ورشکست شد اینها هم نفت ملى ماست که برده دارد تجارت می‌کند تمام آقایى که در دنیا دارد می‌کند مال ماست که بوده مال این پنجاه سال غارت است که در ایران کرده مسکوت ماند آن قسمت‌ها را ما حساب 50 ساله کمپانى را مطالبه می‌کردیم غرامت باید از کمپانى بگیریم آن موقعى که ایشان لایحه 9 ماده‌اى را آوردند اینجا ما اعتراض کردیم که شما این ماده غرامت را چرا نوشتید گفتند غرامت احتمالى نوشته‌ام

+++

این هم که قرارداد نیست قانون است فردا لغوش می‌کنم براى این که ما صورت حق به جانب داشته باشیم در دنیا این را نوشته‌ام (مهندس حسیبى - هرگز نگفته قانون است و لغوش می‌کنم این حرف‌ها را نزنید این حرف‌ها به ضرر مملکت است) قانونى که به ضرر مملکت باشد باید سوزاندش لغوش باید کرد این حرف‌ها را شایسته نیست بزنید ما غرامت را هیچ وقت زیر بار نرفتیم دکتر مصدق به امریکا رفتند به لاهه رفتند و غرامت را قبول کردند و حالا انگلستان غرامت عدم‌النفع را دارد مطالبه می‌کند انگلستان از مسالمت جناب دکتر مصدق استفاده کرده ولى حرف‌هاى ملت ایران را آن نکته‌اى که به نفع ملت ایران بود قبول ندارد ما جنگ نکرده بودیم براى سازش‌کارى ما در دوره پانزدهم جنگ را شروع کردیم در دوره 16 مصدق‌السلطنه ملحق به این صف شد تا آنجایى که درست رفتار می‌کرد ما به ایشان سوء‌ظنى نداشتیم ازش کمک مى‌کردیم تا تحت نفوذ جناح چپ انگلستان واقع شد و حقوق ایران را زیر پا گذاشت و نمایندگان آنها در جراید به اسم احزاب در مجلس این پیرمرد مریض را اغفال کردند با آن اساس خدمتگزارى فامیلش که من خیال می‌کردم فشار دوره رضاخانى او را عوض کرده ولى بعد معلوم شد عود کرده است به اصل خودش انگلستان در ممالک شرقى چه می‌خواهد؟ انگلستان غیر از خرابى دو ممالک شرقى جز فقر و بدبختى و نفاق و شقاق چیز دیگرى نمی‌خواهد باید ایجاد فقر و نفاق و شقاق و بدبختى بکند تا حکومتش را ادامه بدهد جناب مصدق بیش از تمام رئیس‌الوزراها این فکر را در این مملکت عملى کرده با هو و جنجال و تهمت و افترا نباید حکومت کرد هو و جنجال وظیفه اقلیت است براى این که اطلاع ندارد و مسایل را نمی‌داند که از چه قرار است یک چیزى را که مى‌شنود براى او سوء‌ظن می‌شود در اطراف اشخاص حرفى می‌شوند حق دارد داد و فریاد کند داد بزند که آقا حقوق ما اینجا دارد از بین می‌رود جناب دکتر که البته مافوق ملت و مملکت است می‌ترسد که پایش به مجلس برسد نجس شود توى کمیسیون‌ها هم نمى‌آید. ولى من نمی‌دانم این رجل چه ملتى است که ازشان فرار می‌کند براى دفاع از کارهاى خودش نمى‌آید روزنامه ارکانش هم که‏ اقلیت لندنى می‌نویسد حائرى‌زاده لندنى است یا دکتر فاطمى؟ سوابق کدامیک لندنى است؟ خجالت خوب است ما در موضوع نفت نرفتیم براى کوتاه کردن دست انگلستان از ایران ما این قیام را کردیم ما می‌خواستیم در سایه ملى کردن نفت سطح زندگى ملت ایران بالا بیاید نه این که گرفتار فقر و بدبختى باشد لیره و دلار از آن روزى که دکتر مصدق آمده قبول نخست وزیرى کرده تا امروز سه مقابل ترقى کرده یعنى ثروت ایران ثلثش براى ملت ایران نمانده این فقر و این بدبختى و این بیچارگى معلول حکومت دو ساله اوست تمام طبقات را به هم ریخته است ما براى چه آمدیم مبارزه کردیم؟ آیا در مبارزه با انگلستان هوى و هوس داشتیم؟ عوام‌فریبى بود؟ دکان نفت باز کردیم که حکومت کنیم؟ بنده هیچ وقت این جور فکر نمی‌کردم کمپانى نفت سرمایه‌اش آن چند لیره‌اى که بوده یا سهامى که بعد دولت انگلستان به آن کمپانى کمک کرد پنجاه و چند درصد سهامش که آن پول داده تمامش غارت اموال ایران است حسابى را که دولت ایران مطالبه کرد و دفاتر کمپانى را تحت رسیدگى قرارداد اگر در همان محکمه لندن دفاتر کمپانى را رسیدگى شده بود حساب پنجاه ساله را رسیدگى می‌کرد معلوم می‌شد چقدر غارت کرده‌اند انگلیس‌ها از ایران. جناب دکتر یک کلمه حرف می‌زند غرامت هم یک اصل مسلمى شده است بنده که نبودم در آمریکا در محکمه لاهه آنچه منعکس می‌شد در ایران بیانات ایشان که نماینده ملت ایران بودند این اصل را ثابت و مسلم قرار داده بود که ایران براى پرداخت غرامت حاضر است (مهندس حسیبى - صحیح است ولى دعاوى ایران سر جاى خودش است) حساب باید رسیدگى بشود اگر بدهکار باشیم خیلى خوب (مهندس حسیبى - همین است) اگر بدهکار هستیم ولى امروز تمام حرف‌ها معلوم نیست من چند روز قبل در روزنامه دیدم من که نماینده مجلس هستم اطلاع ندارم دولت با انگلستان چکار می‌کند و روزنامه‌ها نوشتند که به انگلیس‌ها گفته‌اند شما میزان غرامت عدم لنفغ را معلوم بکنید تا رجوع به حکمیتش را معین می‌کنیم (مهندس حسیبى - هیچ وقت همچو صحبتى نشده است) این حرف‌ها چیست باید به حسابش رسیدگى بشود (صحیح است) کمپانى پنجاه سال ایران را چپو کرده غارت کرده باید حساب اینها رسیدگى بشود (صحیح است - صحیح است) یک کلمه راجع به رسیدگى من نشنیدم ما اینجا نشسته‌ایم که هو و جنجال بکنیم و یک مشت ملت گرسنه و بدبخت را تماشا بکنیم و پشت پرده به عنوان این که ما فحش به انگلستان می‌دهیم نوکر انگلستان باشیم و مجرى اوامر و دستورات آنها باشیم انگلستان ...

نایب رئیس - آقاى حائرى ‌زاده وقت شما تمام شد.

حائرى زاده - بنده حرف خیلى دارم‏.

نایب رئیس - چقدر تقاضا می‌کنید؟

حائرى‌زاده - من یک ساعت وقت مى‌خواهم‏.

نایب رئیس - حالا نیم ساعت تقاضا بکنید.

حائرى‌زاده - بسیار خوب نیم ساعت بدهید اگر خستگى برایم نیاید که مرا ممنوع بکند از حرف زدن دوباره تقاضا می‌کنم و اگر خسته شدم می‌گذارم براى یک روز دیگر.

نایب رئیس - آقایانى که با نیم ساعت اضافه نطق قبل از دستور آقاى حائرى‌زاده موافقت دارند قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد بفرمایید.

حائرى‌زاده - با حلوا حلوا گفتن دهن کسى شیرین نمی‌شود این که بگویم من مخالف انگلستان هستم و عملاً آنچه را که انگلستان در ایران طالب هست انجام بدهم ممکن است یک عده اشخاص ساده‌اى گول بخورند ولى اشخاصى که وارد قضایا هستند گول نخواهند خورد متوجه خواهند شد که موضوع از چه قرار است حکومت امروزه یک حکومت پخت و ساخت شده موضوع نفت را توى کوچه بن‌بست بردند حوادث دنیا و زمان یک وضعى دارد براى ما پیش مى‌آورد که من نمی‌دانم در آتیه ما باید سیاست بى‌نفت را تعقیب بکنیم یا امیدى داشته باشیم که یک روزى نفت هم کمک به بودجه مملکتى ما بکند حوادث داخلى ایران هم در تهران اوضاعش را آقایان مى‌بینند من نباید توضیح بدهم که اقلیت رخت بربسته دولت با هر کس طرفیت دارد یک مشت اراذل و اوباش را مأمور می‌کند بروند مزاحمش باشند جلسه پیش آقاى زهرى یک مردی است که خیلى کم حرف است از رفقاى ما است همه او را مى‌شناسند شنیدم من هنوز با خود ایشان صحبت نکردم شنیدم از اینجا سوار تاکسى شده است که برود و یک عده دنبالش می‌روند و جلوى کلانترى به او حمله می‌کنند حالا عینکش می‌شکند و کتک می‌خورد و چه می‌شود اینهایش را من نمی‌دانم خود ایشان خواهش می‌کنم توضیح بدهند که ما روشن بشویم طرز عمل حکومت با مخالفینش از این قرار است الساعه یک یادداشتى براى من رسید ولى چون امضا ندارد لابد از یکى از همین آقایان بوده است که از همین آقایان بوده است که اطلاع داشته چون من اطلاع درستى ندارم نوشته است که در تعقیب نطق قبل از دستور جناب آقاى دکتر سنجابى که چارقد و سنجاق به دولت اهدا کردند به آقاى امیر احتشامى که مخالفت ایلى با هم دارند حمله نمود اخیراً در غیاب امیر احتشامى در کرند نزاعى بین کسان ایشان و زارعین در گرفته اتفاقاً دو نفر از کسان امیر احتشامى کشته و چند نفر از طرفین مجروح شده‌اند (دکتر سنجابى - بر عکس) خوب بنده اطلاعى ندارم (دکتر سنجابى - البته شما هر چیز را که دستتان بدهد می‌خوانید) بازپرس محکمه به نام باباشاهى طرفین نزاع را احضار و بعضى را زندانى و بعضى را با ضامن آزاد می‌کند و خود امیر احتشامى را با اخذ صد هزار تومان وجه‌الضمان مرخص می‌کند متنفذین دادگسترى محرمانه فشار مى‌آورند که این بازپرس بى‌تقصیر را منفصل نمایند و آقاى امیر احتشامى مخالف آقاى دکتر سنجابى را زندانى کنند و همین طور باقى بماند بازپرس جدید چه وقت از تهران فرستاده بشود در صورتی که امیر احتشامى در این واقعه حضور نداشته یعنى در قصر شیرین بوده و در کرند نبوده (دکتر سنجابى - این را کى براى شما فرستاده؟) ضامن صحت و سقم این مطالب من نیستم ولى این اصل را در تهران مى‌بینم که یک عده مى‌آیند مى‌زنند مى‌برندشان کلانترى آن مضروب را که جز تیپ مخالف حکومت است نگاهش می‌دارند و آن ضارب را که جزو اعزامى‌هاى دولتى است مرخص می‌کنند این وضع در سنجابى در کرند در جاهاى دیگر هم ممکن است صحت داشته باشد من نمی‌دانم یکى دیگر به من نوشته است که آقاى محمد شیرازى فرزند مرحوم حاج آقاى شیرازى را هم در شیراز گرفته‌اند حالا چرا این طور است با حزب ایران اختلافى داشته من نمی‌دانم عجالتاً حکومت حزب ایران است و پیشواى معظم و مردم ایران حق حرف ندارند امنیت و آسایش از این مملکت رخت بربسته از حیث کسب و کار و زندگانى هم که وضعیت بازار روشن است سؤالى را که آقاى نریمان کرده بودند مال نرخ و زندگى تهران که هویج را چارکى چند و سبزى را که از یک فرسخى مى‌آید چارکى چند مى‌فروشند براى این که اسکناس‌هایى را که همین جور بی‌حساب توى بازار منتشر کرده‌اند به کلى وضعیت عمومى و اقتصادى مملکت را به هم زده است ارزهاى مملکت آنچه که بوده خرج کرده‌اند من معتقدم ناطق محترم که مدافع دولت است دولتى که من اینجا نمى‌بینم مافوق اینها است دولت از ما بهتران است و او غیر از این که توى روزنامه‌ها بگوید فحش بدهد یک مشت اراذل هم چاقوکشى بکنند فعلاً کار دیگرى ندارد موافقین او باید بگویند که این دو ساله دولت چه کار کرده هیاهو و جنجال نفت را که ما کردیم بیچاره کاشانى تبعید شد زد و خورد کرد و با هژیر و ساعد و تبعیدش کردند به آن وضع فجیع و ما اینجا کشمکش کردیم حبس شدیم بدبختى دیدیم زد و خورد کردیم تا طومار نفت را پاره کردیم پاره کردن طومار نفت که ربطى به جناب دکتر مصدق و حزب مقدس طرفداران‌شان ندارد این کار‌ها را که ملت همه کرده‌اند ماها نمی‌گوییم که در صف جلو بودیم ولى همراه اینها بودیم آن کارى که براى ملت ایران در ظرف این دو سال این حکومت کرده است به غیر از بدبختى و بیچارگى بیاییدبگویید ببینیم چه کار کرده؟ دولتى که نیست آن ناطقى که بعد از من مى‌آید اینجا صحبت می‌کند این چیزها را جواب بدهد من چون حالم خوب نیست امروز آن دو چراى دیگر را مى‌گذارم به کنار و همین یک چراى راجع به عملیات

+++

جناب دکتر مصدق را منتظر می‌شوم آقایان بیایند توضیحات‌شان را بدهند که این جناب دکتر مصدق در ظرف این دو سال غیر از این که ایجاد اختلاف بین طبقات کرده مالک و زارع و برادر و پسر و پدر و شاگرد مدرسه و معلم و همه را در هم ریخته چه کار کرده است؟ این مدرسه شما موقع امتحانات مى‌بینید چه خبر است این بچه‌ها درس نخوانده‌اند و غیر از زنده باد و مرده باد کشیدن کارى نداشته‌اند. دولتى که روز 27 فروردین سیصد هزار تومان مخارج می‌کند و مدارس را تعطیل می‌کند که یک دستگاه زنده باد و مرده باد جلو مجلس راه بیاندازد که ما براى حفظ آزادى مجبور شدیم مجلس را بشکنیم و تشکیل نشود این دستگاه رادیو دنبال آنها راه مى‌افتد و نمایش‌هاى اینها را توى‏ صفحه ضبط می‌کند و پشت رادیو می‌گوید که ما روز رادیو را گرفتیم دیدیم نمایش‌هاى اینها را نقل می‌کند ما مى‌شنیدیم تازه شب هم قانع نمى‌شود این را به صورت یک صفحه می‌گذارد در توى اتومبیل بلندگو و توى شهر مى‌چرخاند دولتى که این اندازه براى تبلیغات حاضر است وقتى که می‌گویند این وکلا می‌خواهند مردم بفهمند چه خائنینى هستند که با حکومت دکتر مصدق مخالفت می‌کنند با این فرشته رحمت با این نتیجه شجره طیبه صد و پنجاه ساله این مملکت مخالفت می‌کنند اینها چه اشخاص فاسدى هستند اینجا دیگر روى طنابش ارزن خشک کرده اصلاحات فنى چه و اشکالات و از این چرندها را جواب می‌دهد استدعاى من این است که آن ناطقى که از طرف دولت مى‌آید اینجا و این وکلاى دولتى که در اینجا مدافع دولت هستند خود دولت را که نمى‌بینیم که از او بپرسیم اگر سؤال بشود من سؤال‌هاى زیادى دارم که کسى نیامده است جواب بدهد یک روز هم بنده آمدم گفتم اسکناس چاپ شده است گفتند اسکناس چاپ نشده در صورتی که من اسکناس توى جیبم است که امضاى جناب مهندس رضوى را دارد در صورتی که جناب مهندس رضوى را پیشوا به عنوان بازرس برد آنجا و روى اسکناس‌ها امضاى جناب مهندس رضوى هست. این دلیل این است که اسکناس منتشر کرده این را گفتم و جناب معاون نخست وزیر آمد اینجا و گفت جداً تکذیب می‌کنم. خوب تکذیب کردن و دروغ گفتن و تهمت زدن کار آسانى است. حکومت که نباید پایه‌اش روى جنجال و آشوب باشد حکومت باید دلیل داشته باشد منطق داشته باشد حرف حسابى داشته باشد ما یک چیزهایى مى‌شنویم این اعمالى را که ذکر کردم من اوایل ظنین شدم ولى حالا یقین کردم که این اعمال به ضرر مملکت است این اعمال خیانت است دکتر مصدق اگر عالم و عامد است باید تسلیم محکمه شود ولى اگر از ضعف نفس و بیچارگیش است باید برود به آسایشگاه فعلاً من چون با حال ضعف و کسالت و بدبختى مبارزه می‌کنم و از آنهایى که مدافع دولت هستند وکلایى که طرفدار و حامى و مدافع دولتند تقاضا می‌کنم بیایند بگویند که دولت در این دو ساله چه کار کرده غیر از این که یک مشت هو و جنجال بکنند و فحش بدهند بنده عجالتاً امروز عرایضم را تمام می‌کنم و همین قدر را کافى می‌دانم.

دکترسنجابى - یک ربع ساعت وقتتان باقى مانده است‏.

حائرى‌زاده - حالم خوب نیست عصبانى شدم دیگر نمى‌توانم صحبت بکنم.‏

نایب رئیس - آقاى دکتر فلسفى به نظرم وقتتان را به آقاى دکتر سنجابى داده‌اید.

دکتر فلسفى - بلى‏

نایب رئیس - بفرمایید آقاى دکتر سنجابى‏.

دکتر سنجابى - وقتى در روزنامه شاهد داستانى حکایت شده بود که کوه درد زاییدن گرفت البته هر قدر مادر عظیم و مجلل باشد انتظار می‌رود که مولود او بیشتر خارق‌العاده باشد رودابه افسانه‌اى که سیمرغ قابله او بود باید رستم داستانى را به وجود بیاورد وقتى که کوه عظیم درد زاییدن داشته باشد انتطار می‌رود که مولود فوق‌العاده‌اى از آن بوجود بیاید مثلاً یک شط عظیم جارى شود یا آتشفشانى بشود و یا معادن بزرگ و قیمتى ظاهر گردد ولى کوه عظیم پس از رنج بسیار و درد و تکان‌هاى شدید و انتظار زیاد، زایید، یک موش مردنى کوچک و ضعیف به دنیا آورد مدتى بود که در این مجلس عده‌اى درد افشاى حقایق و پرده برداشتن از اسرار عظیم داشتند و می‌گفتند اى ملت ایران هشیار باشید که دولت دکتر مصدق و نمایندگان نهضت ملى از افشاى حقایق مى‌ترسند و جلوگیرى می‌نمایند بالاخره پس از تشنج زیاد و انتظار بسیار روز موعود افشاى حقایق رسید. حقایقى را که جناب آقاى حائرى‌زاده مادر یا نامادرى آن باشند مردم انتظار داشتند که خبرهاى تازه و عجیب و شنیدنى باشد ولى دیدیم و شنیدیم و داستان آن موش کوچک مردنى را مجدداً به خاطر ما آورد آقاى قنات‌آبادى از نهضت مقدس ملت ایران صحبت به میان آوردند و فرمودند که مبارزین با استعمار انگلستان در ابتدا عده معدودى بودند و اشخاصى که این نهضت را آغاز کردند افتخار تقدم دارند کسى منکر این امر نمی‌تواند بشود جوانمردى و فداکارى آن اشخاص فراموش شدنى نیست ملت ایران هم بزرگترین پاداش را به آنها داد ولى مطلب این است چه شده است که بعضى از آن اشخاص اکنون از صف نهضت ملت ایران جدا شده‌اند؟ اساس این نهضت همان طور که ایشان بیان فرمودند مبارزه بر علیه سیاست دیرین استعمارى انگلستان بوده آیا نهضت ملت ایران به نتیجه نهایى رسیده که مبارزین اولیه پس از وصول به هدف هر کسى به دنبال کار و تعقیب هوى و هوس و اغراض خصوصى و شخصى خویش برود؟ یا کسى که اداره و رهبرى این نهضت بى‌نظیر به او سپرده شده از اصول آن منحرف گردیده که اکنون با این شدت و بى‌انصافى با او مخالفت مى‌شود؟ چه شده است که مخالفین و معاندین دیروز جز یاران و مؤتلفین امروز شما شده‌اند؟ انحراف از نهضت ملى یعنى سازش و همکارى با سیاست استعمارى انگلستان. آیا واقعاً قابل قبول است که دکتر مصدق که با آن همه تدبیر و شجاعت و کاردانى قانون ملى شدن نفت و سپس اجراى آن را رهبرى کرد اکنون با سیاست استعمارى هر چه و از هر ناحیه‌اى باشد سازش کند؟ (دکتر بقایى - صحیح است) دکتر مصدق که حاضر نشد در مذاکره با هیئت نمایندگى شرکت نفت که با جکسون به ایران آمده بودند کوچکترین انحرافى از قاعده ملى شدن نفت را قبول نماید مصدقى که در مقابل هریمن واستوکس ایستادگى نمود مصدقى که فشارهاى روز فزون ترومن که به صورت ظاهر فریب میانجی‌گرى اظهار می‌شد کوچکترین تأثیرى در اراده ثابت او نکرد مصدقى که با آن شهامت و جوانمردى در شوراى امنیت از منافع ملت ایران دفاع کرد ....

 (در این موقع یک نفر از جایگاه تماشاچیان تظاهراتى کرد که بلافاصله به دستور مقام ریاست جلب و از تالار جلسه علنى اخراج شد)

نایب رئیس - بفرمایید آقاى دکتر سنجابى‏.

دکترسنجابى - مصدقى که با آن شهامت و جوانمردى در شوراى امنیت از منافع ملت ایران دفاع کرد و پیروز شد مصدقى که جریان دادرسى لاهه را به نفع ملت ایران به پایان رسانید و به بزرگترین و ارجمندترین پیروزی‌ها نایل آمد مصدقى که در قنسولگری‌ها یعنى لانه‌هاى جاسوسى سیاست استعمارى انگلستان را بست که هنوز نوکران و مزدوران آن خانه‌ها با حسرت یاد آن ایام می‌کنند و با ندبه و زارى آن دیوارها معجزه برقرار مجدد بساط جیره‌خوارى مى‌طلبند مصدقى که با انگلستان قطع رابطه سیاسى کرد مصدقى که پیشنهاد ترومن و چرچیل را با سرسختى رد نمود آیا قابل قبول است که چنین مردى که در دوران عمرش کوچکترین خطا و خیانتى نسبت به منافع ملت خود نکرده اکنون پس از آن همه مبارزات و پس از آن همه پیروزی‌ها پس از این همه افتخارات جاودانى با دشمن مکار و غدار ملت ایران سازش نماید؟ کسانى که چنین حرف‌هایى مى‌زنند مخصوصاً آنهایى که از همکاران و همقدمان اولیه دکتر مصدق و یا پیشروان نهضت ملى بوده‌اند و اکنون رفیق نیمه راه شده‌اند باید براى توضیح عمل و انحراف نابخشودنى خود یکى از این دو چیز را ثابت نمایند یا ثابت کنند که در مشى مبارزه دکتر مصدق با سیاست استعمارى تغییرى حاصل شده یا باید ثابت نمایند که از اول در اساس این نهضت و ملى کردن صنعت نفت انگلیس‌ها دست داشته و آنها فریب خورده بودند که پیشرو و مبشر این نهضت شده بودند کسانى که مدعى انحراف و یا زمینه‌سازی براى سازش هستند چرا پس از این همه لاف و گزاف که پرده‌ها را بالا مى‌زنیم و حقایق را آشکار می‌کنیم چیزى از این مقوله نمى‌گویند؟ چون درباره میهن دوستى و استقامت دکتر مصدق در برابر بیگانگان و سختى او در اجراى قانون ملى شدن نفت کوچکترین بهانه‌اى در دست ندارند مخالفت و کارشکنى غیرموجه خود را به این عنوان توجیه مى‌نمایند که اداره شرکت ملى نفت به کسانى سپرده شده است که مدال وفادارى از دولت انگلیس یا شرکت سابق نفت گرفته‌اند هر کس جزیى انصافى دارد باید تصدیق نماید که این حرف‌ها بهانه‌جویى است و به هر حال مجوز مخالفت‌ها و کارشکنی‌هاى به این شدت نمی‌شود. این یک یا چند نفرى که مورد ایراد هستند خدمات و کارهاى فنى داشته و اکنون نیز متصدى خدمات فنى مى‌باشند آیا در خدماتى که به این اشخاص ارجاع شده تاکنون خیانتى ظاهر گردیده؟ به علاوه این اشخاص در امر ملى کردن و اداره نفت ایران چه اختیارى دارند که بتوانند خیانتى بنمایند آیا اختیار بستن قرارداد و تمدید امتیاز با مذاکره مربوط به غرامت و سایر دعاوى به آنها داده شده است؟ آیا این اشخاص بدون تصویب دولت می‌توانند معامله‌اى درباره نفت بکنند؟ شرکت ملى نفت از کار و تخصص اینها استفاده میکند بدون این که اختیارى در امور سیاسى یا تجارى مربوط به نفت به آنها داده شده باشد همه می‌دانید یکى از ایرادهاى ملت ایران به شرکت سابق نفت ایران این بود که متخصصین ایرانى به اندازه کافى تربیت نمی‌کرد و بیشتر امور مهم در دست انگلیسی‌ها و خارجی‌ها بود در آن موقع ما می‌خواستیم که ایرانیان متصدى همه امور باشند اگر چند ایرانى در نتیجه تحصیلات عالى و یا کاردانى خود به درجه‌اى رسیده باشند که در شرکت سابق متصدى خدمات بالنسبه مهمى بوده و در آن خدمت هم صحت عمل و شایستگى نشان داده و مورد تقدیر واقع شده باشند بدون این که خیانتى به دولت و ملت خود کرده باشند آیا انصاف خواهد بود که ما آنها را به بهانه این که در گذشته مورد تقدیر و رضایت کارفرمایان بوده‌اند از خود برانیم و از تخصص و کارشناسى آنها استفاده نکنیم بلى در خدمت شرکت سابق اشخاصى بودند که مأموریت‌هاى سیاسى داشتند جاسوسى می‌کردند در امور داخلى مملکت به نفع

+++

شرکت مداخله مى‌نمودند این اشخاص باید از دستگاه شرکت ملى نفت رانده شوند و رانده هم شده‌اند (دکتر بقایى - مثل دکتر بختیار در هیئت دولت مى‌آید) حال با وجود همه اینها فرض کنیم که دولت در این امر اشتباهى کرده باشد آیا این اشتباه کافى خواهد بود که با دولت مخالفت اصولى بکنیم؟ مگر این دولت همان دولت نیست که در دوره گذشته اکثر وزراى خود را از رجال دوره سابق انتخاب کرده بود و شما با آن موافق بودید و به ملت ایران می‌گفتید که ما مجبور هستیم تا مدتى با همان ابزار گذشته کار کنیم حال چه شده است که استدلال خود را تغییر داده‌اید؟ موضوع دیگرى که در این روزها بهانه به دست آقایان داده فروش نفت یا تخفیف 50 درصد مى‌باشد بعضى آن را تاراج هستى ملت جناب آقاى دکتر بقایى زمینه‌سازى براى سازش‌هاى بعد معرفى می‌کنند. این هم از همان نوع تهمت‌هاى جمال امامى و شوشترى است که در موقع اقامت استوکس در ایران به دکتر مصدق نسبت مى‌دادند آقاى دکتر بقایى اگر دکتر مصدق اهل چنین سازشى بود تا حالا کرده بود این عمل دولت که براى مدت شش ماه تخفیف فوق‌العاده در قیمت فروش نقدى نفت قایل شده یکى از بهترین و مؤثرترین سیاست‌هاى دکتر مصدق است زیرا فقط در نتیجه آن بود که حلقه محاصره سیاسى و اقتصادى انگلستان شکسته شد و مقدار قابل توجهى نفت ایران به بازارهاى دنیا صادر گردید و اکنون نیز در حال صدور مى‌باشد این سیاست‏

نایب رئیس - آقاى دکتر سنجابى وقت جنابعالى تمام شد.

دکترسنجابى - بنده اجازه می‌خواهم که عرایض خود را تمام کنم. بنده نیم ساعت دیگر اجازه می‌خواهم.‏

نایب رئیس - آقایانى که با نیم ساعت اجازه نطق قبل از دستور آقاى دکتر سنجابى موافقت دارند قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد بفرمایید.

دکتر سنجابى - این سیاست تخفیف اولا براى مدت شش ماه است ثانیاً در خصوص آن دولت ایران در مقابل به هیچ دولت و هیچ فرد خارجى تعهد نکرده و دست او آزاد است و هر وقت که بخواهد می‌تواند نظر خود را تغییر بدهد اگر کارشکنی‌ها و اخلالگرى‌هایى که در مدت چند ماه اخیر در کار دولت شده و مملکت ایران را به صورت یک کانون آتش و انقلاب و یک کشور متشنج و غیرثابت به جهانیان معرفى کرده نبود مسلماً و به طور تحقیق تاکنون در راه شکستن موانع و سدهاى فروش نفت موفقیت‌هاى بیشترى نصیب ما مى‌شد حتى می‌توانم ادعا بکنم که موضوع فروش نفت و صادرات نفت به آن حدى توسعه پیدا کرده بود که می‌توانستیم آن را حل شده تلقى کنیم و شاید هم دولت ناچار نمى‌شد که براى این مدت شش ماه تخفیفى در بهاى نفت خود قایل شود کسانى که مسبب این تحریکات و اخلالگری‌ها در کار حکومت دکتر مصدق بوده‌اند آنها که در تضعیف حکومت و براى ساقط کردن او می‌کوشند به این ترتیب دانسته یا ندانسته به سیاست‌هاى خارجى خدمت می‌کنند آقایان سیاست و نظر ما از روز اول در موضوع ملى کردن نفت معلوم بوده و همواره بر آن اصل ثابت و استوار هستیم. ما على‌رغم آن دو دسته مزدورى که ابطال قرارداد 1933 و یا ملى کردن نفت جنوب را پیشنهاد می‌کردند و على‌رغم کسانی که طرق سازش دیگرى را با دولت انگلستان و شرکت سابق پیشنهاد مى‌نمودند به محکمترین و استوارترین اصل بین‌المللى یعنى ملى کردن صنعت نف در سراسر کشور متوسل شدیم و خدا را شکر می‌کنیم که در این راه تشخیص ما درست بود اتخاذ همین سیاست معقول موجب گردید که ما را در جهان به پیروزی‌هاى درخشان نایل کند و اکنون نیز در برابر خداوند متعال و در برابر ملت ایران بار دیگر عهد و پیمان می‌کینم که تا پیروزى نهایى و آخرین نفس در این راه ثابت و پایدار باشیم (انشاء‌الله) اما اشخاصى هستند که اکنون در صف مخالف ما قرار دارند و خود را از دردکشان روز ازل مى‌دانند و در این باره نظریات دیگرى داشتند که اکنون به ذکر یک مورد آن مى‌پردازم و آن نقل از شماره چهارشنبه 22 فروردین ماه 1329 روزنامه صفیر به قلم آقاى دکتر مظفرالدین بقایى کرمانى استاد اخلاق است که براى راستى و آزادى قیام کرده است باید در نظر بگیریم که این مقاله بعد از مبارزات دوره پانزده و بعد از مبارزات انتخابات دوره شانزده نوشته شده است در سرلوحه این شماره یک جمله تاریخى بسیار معنا دارد و مطابق با واقع با خط درشت مرقوم شده و آن این است حرف مرد یکى است و بعد سرمقاله آن تحت عنوان اندر پس مرگ ما چه دریا چه سراب مى‌باشد.

در این مقاله آقاى دکتر بقایى درباره ملى کردن نفت مرقوم مى‌دارند:

و این یک امر بدیهى است که اگر ما الان با همان فرض محال نفت را به دست عالی‌قدرى مانند جناب آقاى گلشاییان جناب آقاى دکتر اقبال جناب آقاى دکتر زنگنه و یا اشخاص بسیار صلاحیت‌دارى مانند جناب آقاى بدر و جناب آقاى ابتهاج خواهد بود (بقایى - بیات را از قلم انداخته) بسیار خوب تا آنجا را که قبول دارید چون حرف مرد به قول خودتان یکى است ... ما باید واقع بین باشیم باید توجه کنیم که این دستگاه نمى‌تواند کار کند و نمی‌خواهد مسئولیت قبول کند اما شما تصور می‌کنید که اگر ما نفت را گرفتیم اداره آن را به مهندس حسیبى خواهند داد یا به جناب آقاى خسرو هدایت یا به جناب آقاى مهندس عزت‌الله هدایت یقین داشته باشید که این دستگاهى که بر سر کار است امثال مهندس حسیبى‌ها را هیچ وقت راه نخواهد داد شاید تمام مملکت ایران حاضر باشد حتى در شرایط بدتر از این هم انگلیس‌هاى نفت‌خوار پرمدعاى بى‌انسانیت را از این مملکت بیرون کند یا بعد از این هر چه پیش آید خوش آید دل خوش به دارد ولى این کار با وضع فعلى دنیا به نظر ما عجالتاً مقدور نیست.

آن روزى می‌توانیم خودمان اداره نفت به دست خودمان باشیم که قبلاً دست این رجال خدمتگزار فعلى را از کار کوتاه کرده باشیم و کارها به دست امثال حسیبى‌ها سپرده شود به نظر ما اگر با اوضاع فعلى موفق شویم مناسبات خودمان را بر اساس عادله با همین شرکت نفت برقرار کنیم به درجات بهتر از این خواهد بود که خودمان چیزهایى باشیم که فعلاً متأسفانه توانایى رسیدگى به آن را نداریم ما معتقدیم در درجه اول بایستى با همین شرکت ملى نفت قراردادى منعقد سازیم که اولاً ما مالک زمین و مالک نفت و صاحب سرمایه واقعى هستیم اقلاً 51 درصد از سهام متعلق به ایران باشد فیفتى فیفتى همان حرفى را که استوکس زده است (میر اشرافى - همان عملى که الان شما دارید می‌کنید شما که از این هم کمتر کردید) ثانیاً گذشته از منافع آن سهام و مالیاتى که شرکت حقاً باید بپردازد از مقدار نفت مستخرجه هم حقى برابر نفت سعودى یا نفت ونزوئلا دریافت داریم آقایان باید در اداره شرکت نفت و مؤسسات آن کاملاً سهیم و وارد باشیم البته به مصداق سرلوحه روزنامه شاهد که حرف مرد یکى است بعداً در مقابل سیل احساسات و افکار عمومى و نهضت ملى شدن نفت آقاى دکتر بقایى از اظهار خودشان پوزش خواستند ولى من از ایشان سؤال می‌کنم آیا در عقیده خود درباره مهندس حسیبى باقى هستند یا باز هم حرف مرد یکى است؟ در مقدمه این قسمت عرض کردم مخالفین دکتر مصدق باید یکى از این دو امر را ثابت کنند یعنى یا باید ثابت کنند که ایشان از سیاست مبارزه علیه سیاست استعمارى انگلستان و پیروى از قانون ملى شدن صنعت نفت عدول کرده‌اند و ثابت نمایند که ملى کردن نفت اصلاً از روز اول سیاست خود انگلستان بوده است نمی‌دانم عقیده آقاى حائرى‌زاده در این باب چیست؟ (حائرى‌زاده - قضیه بر عکس است موافقین دولت باید ثابت کنند) اثبات با مدعى است درباره این نظریه دوم باید عرض کنم که این حرف گفته منفى با خان و مستضعفین و مرعوبین است براى این که من حقیقت این نظر را آشکار کرده و براى این که تجلیل و حق‌شناسى نسبت به یکى از یاران اولیه این نهضت شده باشد چند قسمت از مقاله‌اى را که اخیراً آقاى ارسلان خلعتبرى به عنوان مردم ایران صنایع نفت خود را ملى کرده‌اند نوشته و این موضوع را با استدلال قوى روشن ساخته است قرائت مى‌نمایم:

اظهارات و نوشته‌هاى اشخاصى که ملى شدن صنعت نفت ساخته و پرداخته انگلیس‌ها می‌دانند خلاصه بر این که چون ایران جز منطقه جنگ آینده است انگلیس‌ها با دست کشیدن از نفت ایران خواسته‌اند از ایران غرامت اموالى را بگیرند که مسلماً به دست شوروى‌ها خواهد افتاد و از نظر وضع دنیایى دیگر فایده‌اى از نگاهداشتن نفت ایران نداشتند (دکتر بقایى - در چه روزنامه‌اى نوشته شده) در روزنامه ایران ما بود بسیار سست و بى‌پایه است نمی‌دانم قبول دارید این را یا نه انگلیس‌ها بسیار عاقل‌تر از این هستند که به امید گرفتن مبلغى از ایران خود چیزى را از دست بدهند که لااقل سالى صد میلیون لیره براى آنها درآمد داشته و ششصد میلیون دلار براى آنها ارز تهیه مى‌نموده چه اگر از نظر وضع بین‌المللى ایران در خطر بوده و یا به دست شورى‌ها مى‌افتاد و منظور انگلیس‌ها هم این بود که آبادان را بگذارند و بروند و مبلغ هنگفتى به عنوان غرامت بگیرند (میر اشرافى - یعنى همان که الان آقاى دکتر مصدق قبول کرده که می‌گوید من غرامت نمی‌دهم) و انگلیس‌ها بهتر از همه می‌دانند که در آن صورت دینارى غرامت از ایران نمى‌توانستند بگیرند و اگر فرض کنیم چون شوروى به آبادان و مناطق نفت‌خیز مى‌رسید قطعاً به بغداد هم رسیده و زودتر از آبادان به بصره مى‌رسید و لذا نفت عراق از دست می‌رود و از آنجا کویت بمباران و زیر و رو خواهد شد پس شرکت سابق نفت انگلیس‌ها مى‌بایستى از نفت عراق و کویت و جاهاى دیگر هم به همین خیال دست بکشد و حال آن که استخراج عراق و کویت و جاهاى دیگر را زیاد کرده‌اند یک مسئله که از آن نام به میان آمده تصفیه‌خانه آبادان است بعضى‌ها می‌گویند و مى‌نویسند چون انگلیس‌ها مى‌خواستند تصفیه‌خانه را به تدریج به انگلستان منتقل کنند لذا بقاى تصفیه‌خانه آبادان نفعى به حال آنها نداشت و از آن دست کشیدند که قیمت را به مبالغ هنگفتى از ایران بگیرند تصفیه‌خانه آبادان پرنفع‌ترین و بزرگترین تصفیه‌خانه عالم بود که طبق ارقام ظاهر در آن نشان می‌داد چگونه انگلیس‌ها خودشان سبب مى‌شدند که مبلغ درآمد را از دست بدهند.

چگونه می‌توان تصور نمود که دولت

+++

انگلیس و شرکت نفت سابق نشستند و نقشه‌اى کشیدند که نتایج آن براى انگلستان از این قرار مى‌باشد:

1- از دست دادن حیثیت مقام و اهمیت انگلستان در تمام آسیا و خاورمیانه و تشویق ممالک دیگر خاورمیانه به اقدامى نظیر آن‏

2- از دست دادن یک پایگاه مهم سیاسى و ارتباطى در آسیا و خاورمیانه‏

3- از دست دادن سالى متجاوز از صد میلیون لیره درآمد

4- از دست دادن سالى متجاوز از ششصد میلیون دلار ارز خارجى‏

5- از دست دادن نفت مفت براى بحریه انگلستان‏

6- از دست دادن سالى 28 میلیون لیره به عنوان مالیات خزانه‌دارى انگلستان‏

7- محروم نمودن چند هزار نفر انگلیسى از حقوق و مزد و وسایل بى‌نظیر زندگى در دنیا.

اگر فرض کنیم انگلیسى‌هاى زیرک مى‌خواستند نفت ایران را براى خاطر منافعى که تصور می‌کردند از دست بدهند چرا به این طریق متوسل مى‌شدند که هم در دنیا پرستیژ خود را از دست بدهند و هم منافع هنگفت خود را و هم در عین حال بیست میلیون مردم ایران را از خود متنفر و بدبین بسازند و چرا مثل لنین یک‌باره الغاى امتیازات دوره تزارى را در ایران نمود لغو امتیاز 1933 را اعلام نمی‌کردند که محبوبیتى و مقامى را هم در دل ایرانى‌ها بدست آورده باشند (میر اشرافى - لنین محبوبیتى هم در میان ملت ایران کسب نکرده است) بنده از خودم نمی‌گویم مقاله‌اى را قرائت می‌نمایم که نویسنده آن آقاى ارسلان خلعت‌برى است.

و این جمله را هم به عنوان آقاى حائرى‌زاده باید از خود اضافه نمایم که شما می‌گویید و یا مى‌خواهید چنین وانمود نمایید که دکتر مصدق از روز اول در حلقه سیاست انگلستان بوده و نقشه‌هاى آن دولت را در کشور خود بازى کرده است هرگاه این ادعاى کذب و بى‌اساس و توهین‌آمیز شما و نظایر شما که از اول و سال‌ها در این مبارزه با دکتر مصدق همراه و همقدم بوده‌اید و در جبهه ملى او وارد شده‌اید و در ملى کردن صنایع نفت با او شریک بوده‌اید به دولت رأى داده‌اید و از او در مقابل حملات و اتهامات جمال امامى و شوشترى که عیناً نظیر اتهامات امروز شماست حمایت کرده‌اید یا در توطئه و نقشه‌هاى او شریک بوده‌اید که در این صورت عالماً و عامداً ملت خود را فریب داده‌اید و حق ندارید که براى مبارزات خود در نهضت ملت ایران افتخارى براى خویش قائل باشید و یا خود شما فریب خورده‌اید در این صورت اشخاصى که این قدر گول و ساده و زود باور و مستعد براى فریب خوردن باشند حق زعامت و رهبرى ملت را ندارند و از کجا معلوم است که گول دسیسه و نیرنگ سیاست مکار و محیل دیگرى را نخورده باشید نکته دیگرى که باید بگویم این است که اغلب در مقالات روزنامه شاهد ارگان آقاى دکتر بقایى و ملت ما ارگان آقاى قنات‌آبادى و همچنین در نطق‌ها و بیانات این آقایان گاهى ما را منسوب به سیاست امریکا و گاهى متمایل به سیاست شوروى معرفى می‌کنند آقاى حائرى‌زاده هم در نطق اخیر خود گویا ما را به جناح چپ سیاست استعمارى انگلستان نسبت داده‌اند اصطلاح باند توده‌اى نفتى را گویا براى معرفى ما وضع نموده‌اند نمى‌دانم این سیاست‌هاى متناقض و مخالف که در سراسر جهان مثل دشمن خونین در مقابل هم صف‌آرایى می‌کنند و با خرج میلیاردها براى خنثى کردن نقشه یکدیگر کوشش می‌کنند و جنگ و کشتار عظیم جهانى دیگرى را توطئه مى‌چینند چگونه شده است که در کشور ما با هم اتحاد و اتفاق پیدا کرده‌اند آیا دکتر مصدق معجزه کرده یا شعبده‌اى به کار برده است که توانسته است سه سیاست مخالف و متناقض را با هم جمع نماید و یا آنقدر‌ها ساده و بى‌تجربه است که بى‌اراده آلت دست سه سیاست متناقض شده باشد چون به قول آقاى دکتر بقایى حرف مرد باید یکى باشد از آقایان خواهش می‌کنم که فکرهای‌شان را یک دفعه جمع بفرمایند و تکلیف ما را معلوم بفرمایند که ما نوکر کدام یک از این سیاست‌ها هستیم نکته دیگر از فرمایشات آقاى دکتر بقایى راجع به انتخابات آقاى روحى بود در این موضوع نمی‌خواهم وارد بشوم و قضاوت آن با مجلس است ولى یک نکته از فرمایشات ایشان را نمی‌توانم بلاجواب بگذارم ایشان مدعى هستند که چون از دو محل انتخاب شده‌اند حق داشته‌اند نمایندگى هر دو محول را قبول نمایند و نمایندگى هر دو محل را داشته باشند و یا چون ایشان نمایندگى هر دو محل را قبول کرده‌اند مجلس مکلف بوده یکى از آنها را تصویب کند و نسبت به یکى از آنها سکوت نماید و نمایندگى محل مزبور بلاتکلیف بماند آقاى دکتر بقایى این ادعاى شما نه تنها برخلاف عقل سلیم است بلکه ناقض اصول دمکراسى و مشروطیت است ماده اول قانون انتخابات می‌گوید عده نمایندگان 136 نفر است اگر هر کسى می‌توانست نمایندگى چند محل را در وجود خود جمع نماید ممکن بود مجلس شوراى ملى فقط با چند نفر تشکیل شود مثلاً اگر 12 نفر وکیل تهران هر یک از ده محل دیگر انتخاب بشوند مجلس شوراى ملى با همان 12 نفر تشکیل شود مرحوم رضا شاه در دوره زمامدارى خود از بیست محل انتخاب شد به همان ترتیب ممکن بود نمایندگى بقیه شهرستان‌ها را هم چند نفر دیگر تخصیص دهند مجلس شوراى ملى نمایندگى شما را از تهران تصویب کرد و چون یک نفر نمی‌تواند در آن واحد نماینده بیش از یک محل باشد نمایندگى دیگر شما خودبخود ملغى گردیده است (دکتر بقایى - ماده 51 را چه کار می‌کنید) جنابعالى توضیحش را بفرمایید.

و اما در موضوع قتل مرحوم تیمسار افشار طوس آقایان قنات‌آبادى و دکتر بقایى اظهاراتى فرمودند در قسمتى که مربوط به شخص آقاى دکتر بقایى است اینجانب هیچ گونه اظهارنظر نمی‌کنم زیرا عضویت کمیسیون دادگسترى را دارم و به وظیفه وجدانى خود عمل خواهم کرد هر گونه اظهارنظرى را قبل از این که به مدارک و سوابق رسیدگى شود ممکن است قضاوت قبلى تلقى شود فقط عرض می‌کنم و وجداناً تعهد می‌نمایم که هرگاه جناب آقاى دکتر بقایى یکى از چهار مطلب ذیل را ثابت نماید:

1- افشار طوس برده و کشته نشده است.

2- در صورتی که برده و کشته شده باشد مربوط به اشخاصى که متهم شده‌اند نیست بلکه اشخاص دیگر عامل آن بوده‌اند

3- در صورتی که شرکت و مباشرت متهمین ثابت باشد ولى آقاى دکتر بقایى ثابت کنند که موضوع ربودن افشار طوس در منزل حسین خطیبى صحیح نبوده است.

4- در صورتی که انجام جرم و ربودن در منزل خطیبى صورت گرفته باشد.

ولى ثابت شود که حسین خطیبى و سایر متهمین در این موضوع ارتباطى با دکتر بقایى نداشته و آقاى دکتر بقایى از جریان بر کنار و بى‌اطلاع بوده دستگاه دولتى به منظور مخالفت سیاسى برایشان پرونده‌سازى کرده است.

نه تنها کوچکترین نظرى برخلاف ایشان اظهار نخواهم کرد بلکه یکى از مدافعین جدى ایشان خواهم شد و در این باب دفاعى از ایشان خواهم کرد که دفاع معروف امیل زوئلا را از دریفوس تحت‌الشعاع خود قرار دهد. (احسنت)

آقاى قنات‌آبادى در نطق خود این طور وانمود کرده‌اند که دستگاه‌هاى دولتى در قتل افشار طوس دخالت داشته‌اند

ضمناً گویا خواسته‌اند آن را مربوط به تیسمار سرتیپ ریاحى بکنند ایشان به مردم وعده کرده بودند که پرده‌ها را بردارند و اسرار را فاش کنند ولى این بیان ایشان یک ادعا و تهمت صرف است و کوچکترین دلیل و قرینه به آن اضافه نکردند و معلوم نیست کى این حقایق را بیان خواهند کرد و تا موقعى ادعاى خود را ثابت ننمایند بر طبق اصول قانون عنوان دیگرى غیر از مفترى درباره ایشان صدق نمی‌کند.

آقا شما با دولت مخالف هستید اگر واقعاً راست می‌گویید و دولت اسباب این قتل و سرقت و جنایت را فراهم کرده است چرا آن را بیان نمى‌فرمایید چرا آن را شکار نمی‌کنید.

دیگر منتظر چه هستید شما ظاهراً امسال از طواف خانه خدا مراجعت کردید و در برابر خدا لابد متعهد شده‌اید که معصیت نفرمایید چه معصیتى بالاتر از این که بخواهند خون یک نفر بیگناه را بنا به اغراض سیاسى پایمال کنند و قاتلین او را از کیفرى که استحقاق دارند نجات دهند یا گناه آن را به اشخاص دیگرى نسبت دهند که در آن دخالتى نداشته‌اند بعضى اشخاص از سوابق مرحوم افشار طوس صحبت می‌کنند (میر اشرافى - یکى از جانى‌هاى درجه اول بوده چند نفر زن آبستن را با لگد کشته) هرگاه آن مرحوم غرق در همه سیئات بوده با این ترتیب ناجوانمردانه که او را برده‌اند به قتل رسانده‌اند امروز در شمار شهداى ملت ایران محسوب می‌شود (صحیح است) (میر اشرافى - در شمارخائنین)

آقاى دکتر بقایى بحث مفصلى راجع به شکنجه و آزار متهمین کرده‌اند و از صندلى آهنى مجعولى که با شمع سرخ مى‌شود صحبت به میان آوردند تمام این حرف‌ها و اتهامات از ناحیه ایشان ادعاست و به ثبوت نرسیده و به طور مکرر از ناحیه مقامات رسمى و خود متهمین تکذیب شده است حتى خدا شاهد است شوفر مزینى که بعد از یکى دو روز آزاد شده بود به منزل اینجانب آمد از او پرسیدم که آیا شما را شکنجه کرده‌اند اظهار کرد به هیچ‌وجه شکنجه‌اى در بین نبوده است (دکتر بقایى - شما به وجدان‌تان قسم بخورید که شکنجه‌اى نکرده‌اند) تا آن درجه اطلاعى که من دارم به وجدانم قسم می‌خورم که شکنجه داده نشده است اما این که مأمورین انتظامى و تحقیق به شما و همراهان شما اجازه ندادند که با متهمین ملاقات کنید دلیل آن معلوم است (دکتر بقایى - ما تقاضاى ملاقات نکرده بودیم) زیرا از روز اول متأسفانه شما در این قضیه سهیم و آلوده بوده‌اید (دکتر بقایى - ما تقاضاى ملاقات نداشتیم بازپرس می‌خواست به وظیفه قانونى خودش عمل کند) به هر حال عرض می‌کنم آقاى دکتر بقایى ادعاى شما راجع به شکنجه ثابت نیست ولى قتل افشار طوس ثابت و مسلم است بر فرض این که وارد آوردن شکنجه و آزار ثابت باشد البته جرم است ولى جرمى است به مراتب کوچکتر از قتل نفس که مرتکب شده‌اند کسى که مدعى است براى راستى و آزادى قیام کرده آیا وجداناً خود را مجاز می‌داند که براى یک جرم ثابت نشده کوچک از جانیان دفاع کرده یک جنایت عظیم آدم‌کشى را

+++

پامال نماید؟

شما اگر راستگو هستید اول باید ثابت نمایید که این اشخاص عامل ربودن و کشتن مرحوم افشار طوس نبوده‌اند (دکتر بقایى - بمن چه که ثابت کنم) و آن وقت بیان و ادعاى شما که به متهمین بى‌گناه آزار و شکنجه وارد کرده‌اند مؤثر و قابل توجه خواهد بود (دکتر بقایى - بنابراین شکنجه جرم کوچکى است) نمی‌گویم آقاى دکتر بقایى کوچک است قانون مجازات عمومى هم مجازات شکنجه را تعیین کرده و هم مجازات قتل نفس را تعیین کرده (صحیح است) البته جرم شکنجه در مقابل قتل نفس کوچک است اکنون این ادعاى شما شبیه حرف جیب‌برى است که جیب شخصى را زده باشد و شکایت نماید موقعى که دست در جیب آن شخص کرده است او را پیچانیده و صدمه به او وارد آورده است شما اگر براى آزادى قیام کرده‌اید یک نکته مسلم و محقق در جلوى شما است و آن این است که جمعى توطئه براى اخلال نظم و امنیت اجتماعى چیده شبانه رئیس کل شهربانى را ربوده و بعد آن را با فجیع‌ترین صورتى به قتل رسانیده‌اند. کدام آزادى و آزادی‌خواهى اجازه می‌دهد که بخواهند این جنایت عظیم را کوچک نشان بدهند و مرتکبین آن را با هو و جنجال از مجازات نجات بدهند همه نامه سرگشاده شما را به آقاى دکتر مصدق خوانده و مضمون آن را به خاطر دارند که در مورد توقیف حسین خطیبى و کسانش که فرموده‌اند ...

میر اشرافى - آقاى رئیس وقت ایشان تمام شده‏.

دکتر سنجابى - دو دقیقه دیگر عرضم تمام مى‌شود.

نایب رئیس - وقت شما تمام شده‏.

میر اشرافى - باید رأى گرفته شود اگر بنده بودم اجازه نمى‌فرمودید نیم دقیقه هم اجازه نمی‌دادید.

نایب رئیس - به همه آقایان یکى دو سه دقیقه کم و زیاد وقت داده شده و دفعه دیگر ملاحظه خواهید فرمود.

دکتر سنجابى - اگر بین شما و ایشان یکى شرمنده و خجل و سرافکنده و شرمسار باشد و باید عذرخواهى بکند آن یک نفر شما نخواهید بود و همچنین مقاله دیگر شما را عبدالحسین تو وجدان دارى شما از مادر و خواهر خطیبى که آلوده به این جنایت هستند خجالت می‌کشید ولى معلوم نیست چرا از خواهر و مادر و همسر افشارطوس خجالت نمی‌کشید شما درباره شکنجه و آزارى که مدعى هستید به قاتلین و مجرمین وارد آورده‌اند فصاحت می‌دهید ولى معلوم نیست چرا درباره شکنجه و آزارى که به افشارطوس وارد آورده‌اند هیچ گونه رقت قلب پیدا نمی‌کنید آیا با آن طرز فجیعى که خوانده‌اید بی‌هوش کردن طناب پیچ نمودن ....

نایب رئیس - زودتر تمام کنید.

دکتر سنجابى - و چاقو زدن و خفه کردن و نیمه جان در گودال کردن شکنجه و آزار نیست آخر توجه بفرمایید چطور شده آزار کردن و کشتن یک بی‌گناهى شما را متأثر نمی‌کند ولى ادعاى موهوم وارد کردن شکنجه به قاتلین و مجرمین آن همه حس راستى و آزادى‌طلبى شما را تحریک کرده است شما باید بدانید تا به این نکته‌ها جواب ندهید حرف شما و مغلطه شما و فریاد شما در ملت ایران و برهر شخصى که داراى وجدان سالم باشد مؤثر نخواهد بود.

 3- بیانات آقاى قنات‌آبادى مطابق ماده 90 آیین‌نامه

نایب رئیس - قسمت عمده وقت مجلس صرف نطق قبل ازدستور شده واکنون هم عده اى ازآقایان برطبق ماده 90 اجازه خواسته اند

نمایندگان - دستور - دستور

نایب رئیس - بنده که ندیدم به آقایان اهانتى شده باشد و این تعبیر لازمه‌اش این است که ادامه پیدا کند از آقایان خواهش می‌کنم که صرف‌نظر بفرمایند.

شمس قنات‌آبادى - نمى‌شود قربان.‏

اخگر - بعد از دستور اجازه بفرمایید.

نایب رئیس - ممکن است به جلسه آینده موکول بفرمایند و از نطق قبل از دستور استفاده کنید.

شمس قنات‌آبادى - ماده 90 را براى همین منظور گذاشته وقتى که گفته می‌شود مفترى باید جواب گفته شود و قسمتى از عرایض بنده را تحریف کرده‌اند اجازه بفرمایید ماده 90 خوانده شود.

نایب رئیس - ماده 90 براى اطلاع آقایان خوانده مى‌شود تا ببینیم تطبیق می‌کند یا نه‏.

(به شرح زیر قرائت شد)

ماده 90 - اگر در ضمن مذاکرات صریحاً یا تلویحاً نسبت سویى به یکى از نمایندگان داده شود یا عقیده و اظهار او را برخلاف واقع جلوه دهند و نماینده مذکور براى رد آن نسبت یا رفع اشتباه اجازه نطق بخواهد بدون رعایت نوبت به او اجازه داده مى‌شود و نطق او نبایداز مدتى که در فقره 4 بند الف ماده قبل معین شده تجاوز نماید.

نایب رئیس - نسبت سویى بنده نمى‌بینم‏.

شمس قنات آبادى - هم گفتند مفترى هستى و هم عرایض بنده را تحریف فرمودند و چند مطلب دیگر هم هست یادداشت کرده‌ام‏.

نایب رئیس - پس مختصر بفرمایید.

شمس قنات آبادى - بنده قبل از این که جناب آقاى دکتر سنجابى شروع به بیانات بفرمایند و فرمایشات‌شان را ایراد بفرمایند حس می‌زدم که یک سلسله مطالبى که بى‌شباهت به مداحى شعراى بارگاهى سلاطین قدیم است بیان خواهند فرمود این حدس را من زدم اما هیچ این حدس را نمی‌زدم که در خلال فرمایشات‌شان یک مطالبى را بفرمایند که عرایض ما را تصدیق کنند من البته راجع به این که ایشان فرمودند من گفتم سرتیپ ریاحى یعنى خواسته‌ام وانمود کنم که سرتیپ ریاحى در قضیه قتل افشار طوس دست داشته آنچه باید بگویم در جلسه گذشته عرض کردم و اگر کمیسیون دادگسترى تشکیل شد و اجازه دادند آنچه که باید بگویم آنجا خواهم گفت من رأساً به کسى نگفتم که در این امر دخالت داشته‌اندو اگر بنا بشود صرف این که من اسم آورده باشم عنوان مفترى به من داده شود پس دستگاه دولت و این دستگاه عریض و طویلى که هنوز محکمه ثابت نکرده جرم هیچ کس را بالخصوص دکتر بقایى را پیش از همه مفترى است و بیشتر از همه افترا زننده است و اما راجع به این مطلبى که ایشان فرمودند که ما راه خودمان را طى می‌کنیم ..

نایب رئیس - آقاى قنات‌آبادى ماده 90 فقط مربوط به جوابگویى به آن مطلبى است که راجع به جنابعالى گفته شده است‏.

شمس قنات آبادى - راجع به شخص بنده است مطالبى که بنده عرض کردم ایشان اشاره به عرایض بنده کردند و دو دقیقه هم جنابعالى وقت بنده را گرفتید (خنده نمایندگان) ایشان فرمودند که على‌رغم آن دسته مزدورانى که طرفدار ابطال قرارداد 1933 بودند یعنى حزب توده و آن دسته‌اى که می‌گفتند بایستى فقط نفت جنوب ملى بشود یعنى حزب توده این یک مطلبى است که می‌خواهم آقایان توجه بفرمایند چون فرمودند علی‌رغم آن مزدورانى که می‌گفتند قرارداد 1933 باطل شد و نفت جنوب ملى شود بعد اشاره به روزنامه ملت ما ارگان مجمع مسلمانان مجاهد فرمودند چون کافر همه را به کیش خود پندارد ایشان مى‌خواهند بگویند روزنامه جبهه و حزب ایران و همان چند نفر معدود خیال می‌کنند همه دستجات و همه حزب‌ها روزنامه ارگان شخص است و حال این که روزنامه ملت ما ارگان حزب ما است و افتخار حزب ما این است که روزنامه ملت ما ارگان حزب ما است و ارگان شخص من نیست و من هم از نظر شخصى دخالتى در کار روزنامه ندارم چون فرمودند در روزنامه ملت ما به ما می‌گویند که مزدور فلان و فلان آقایان محترم ملت ایران ما در روزنامه ارگان مجمع مسلمانان مجاهد چندین مرتبه اسناد ائتلاف حزب ایران را با حزب توده و حزب دمکرات آذربایجان و فرقه دمکرات آذربایجان را از روزنامه ارگان خود حزب ایران نقل کردیم. مطالبى که ما در روزنامه ارگان حزب‌مان نقل کردیم تمام مطالبى بوده است که ازروزنامه جبهه حزب ارگان حزب محترم ایران نقل کردیم چه راجع به ائتلاف آقایان با آن کسانى که خود این آقایان آنها را علی‌رغم این مزدوران مزدوران می‌خوانند و مزدورشان می‌دانند ما از آن روزنامه‌ها نقل کردیم بنده حاضرم از جناب آقاى دکتر سنجابى از جناب آقاى مهندس زیرک‌زاده و از جناب آقاى مهندس حسیبى و دیگر اعضاى محترم حزب محترم ایران معذرت بخواهم و هر توبیخى هم که بفرمایید بنده قبول دارم و همین علی‌رغم مزدوران همین مزدورانى که آقا فرمودند همین مزدوران هستند که امروز دولت این دولتى که ادعا می‌کند در مسیر نهضت ملى دارد قدم برمی‌دارد اینها را آزاد کرده و اینها هر عملى که دلشان می‌خواهد دارند می‌کنند و فقط آن دسته‌اى خشنود از آزادى این مزدوران هستند که در قدیم با این مزدوران هم عهد بوده‌اند.

نایب رئیس - آقاى قنات‌آبادى مختصر بفرمایید چون وقت ماده 90 محدود است از خودتان دفاع بفرمایید.

شمس قنات‌آبادى - یک نکته دیگر مانده است راجع به خودم و دفاع از خودم باز هم جناب آقاى دکتر سنجابى در خلال فرمایشات خودشان فرمودند آقایانى که تقاضاى ملاقات داشتند اگر اعضاى گرامى و محترم حزب ایران در جلسه گذشته اینجا تشریف داشتند و توجه مى‌فرمودند لازم نبود که دو مرتبه این موضوع را مطرح کرده و تکرار کنم (مهندس حسیبى - چون دیوار حاشا بلند است) ما نرفته بودیم که ملاقات کنیم صورت‌ جلسه این موضوع حاضر است صورت جلسه هست فرماندارى نظامى هم هست بازپرسى هم هست رئیس شهربانى هم هست همه چیز هم که در اختیارتان هست ممکن است تحقیق بفرمایید بنده باز تکرار می‌کنم در اثر تلفن جناب آقاى دکتر بقایى در خدمت ایشان رفتم به دادگسترى با بازپرس و نماینده دادستان چون ایشان اعلام جرم کرده بودند حرکت کردیم رفتیم به سمت شهربانى و ما ابداً تقاضاى ملاقاتى نداشتیم بلکه این دستگاه حکومت نظامى و شهربانى بود که اجازه نداد نمایندگان قانون به وظایف خودشان عمل کنند یک نکته دیگر هم عرض می‌کنم که آقاى مهندس رضوى زحمت نکشند زنگ بزنند و آن این است که موضوع مبارزه با انگلیس‌ها و طرد انگلیس‌ها و ملى کردن صنعت نفت مبارزه با استعمار

+++

سیاه همه یک چیزى بوده که ارتباط به هیچ شخص واحدى نداشته تمام افراد این مملکت صغیر و کبیر عالم و جاهل هر روزى مجتمعاً قیام کردند تا توانستند این اعمال را انجام دهند و الا آقاى دکتر مصدق‌السلطنه خیلى وقت بود که در این مملکت ذخیره بودند و نتوانستند این کارها را بکنند وقتى نهضت همگانى شد این موقعیت بدست آمد. اما چیزى که آقایان طرفداران دولت باید بفرمایند این است که بعد از ملى شدن صنعت نفت و بعد از طرد انگلستان و عمال او براى مملکت براى بدبخت‌ها براى گرسنه‌ها براى بیچاره‌ها چه کرده‌اند و الا اینجا بیایند هى شعر و مدح و ثنا بخوانند این که اشکالى ندارد.

نایب رئیس - آقاى دکتر بقایى از ماده 90 استفاده مى‌فرمایید؟

دکتر بقایى - جلسه آتیه استفاده می‌کنم‏.

نایب رئیس - آقاى زهرى حضرت عالى از ماده 90 استفاده مى‌فرمایید؟

زهرى - بنده هم در جلسه آینده استفاده می‌کنم‏.

 4- تقدیم یک فقره لایحه به وسیله آقاى وزیر فرهنگ

نایب رئیس - وارد دستور می‌شویم آقاى وزیر فرهنگ فرمایشى دارید؟

وزیر فرهنگ (دکتر آذر) - اجازه می‌خواهم لایحه‌اى را که مبنى بر تقاضاى تجدید استخدام سه نفر از استادان اطریشى دانشکده پزشکى تبریز است تقدیم کنم.‏

 5- معرفى آقاى دکتر غلامحسین مصاحب به معاونت وزارت فرهنگ به وسیله آقاى وزیر فرهنگ

وزیر فرهنگ - ضمناً آقاى دکتر غلامحسین مصاحب را به سمت معاونت وزارت فرهنگ به مجلس شوراى ملى معرفى می‌کنم (نمایندگان مبارک است).

 6- تقدیم و قرائت تقاضاى وزارت دادگسترى دایر به تعیین تکلیف پرونده‌هاى اعلام جرم علیه آقاى قوام

نایب رئیس - آقاى مصطفوى معاون وزارت دادگسترى‏

معاون وزارت دادگسترى - در باب اعلام جرم‌هایى که بر علیه آقاى احمد قوام به عمل آمده جناب آقاى وزیر دادگسترى تقاضایى از مجلس کرده‌اند که تقدیم مقام ریاست می‌کنم و تقاضا دارم که قرائت شود.

نایب رئیس - نامه آقاى وزیر دادگسترى قرائت مى‌شود.

 (به شرح زیر قرائت شد)

مجلس شوراى ملى به موجب ماده واحده مصوب سیزدهم آبان ماه 1331 به وزارت دادگسترى اجازه داده شد که نسبت به وقایع 26 تا 31 تیرماه 1331 آقاى احمد قوام را مورد تعقیب قانونى قرار دهد و بر طبق اجازه قانونى مذکور مشارالیه مورد تعقیب واقع و پس از تحقیقات لازمه پرونده امر با صدور کیفرخواست از طرف دادسراى دیوان عالى کشور تسلیم گردید و در جریان انجام رسیدگى است ولى چون به قرارمعلوم نسبت به نامبرده اعلام جرم‌هاى دیگرى به مجلس شوراى ملى تقدیم شده به این شرح:

الف - در تاریخ 24/9/26 از طرف حزب آریا نسبت به مراتب ذیل بر علیه آقاى احمد قوام اعلام جرم گردیده است.

1- ایجاد وقایع آذربایجان و تقویت حکومت پیشه‌ورى و غلام یحیى و به رسمیت شناختن از طرف دولت‏.

2- بذل و بخشش بیت‌المال به عناوین مختلف به یک عده ماجراجو که در استان آذربایجان به حکومت ترور و وحشت دست زده‌اند.

3- تیره نمودن روابط شوروى و اغفال مقامات شوروى‏.

4- مداخله صریح در امر انتخابات که بزرگترین حق ملت ایران است به نام یک حزب دولتى و با فرستادن بازرس‌هاى شخصى تماماً از افراد حزب دمکرات ایران برخلاف قانون و اعمال نظر شفاهى تا به تصور خود مدرک کتبى به دست نداده باشد.

5- رواج بازار رشاء و ارتشاء علناً و فروش جوازهاى بی‌شمار و گرفتن پول به نفع حزب و قطع جنگل‌هاى دولتى و استفاده از این اموال ملى و سرشار.

6- وضع قوانین مالیاتى با تصویب برخلاف قانون اساسى و تصویب مجلس شوراى ملى‏.

8- حبس و تبعید آزادی‌خواهان و رجال پاکدامن و مؤثر کشور برخلاف قانون مجازات عمومى‏.

ب - در تاریخ 30/2/1327 مرحوم احمد دهقان نماینده مجلس شوراى ملى در دوره پانزدهم بر علیه آقاى احمد قوام به مجلس شوراى ملى اعلام جرم نموده که نام برده با پیشه‌ورى که بر علیه حکومت مرکزى و ملى علم طغیان برافراشته بود قرارداد بسته و برخلاف قانون اساسى و سایر قوانین با تجزیه ایران و نقض قانون اساسى و سایر اعمال خلاف قانون او موافقت نموده و نهضت قلابى تجزیه‌طلبانه و خائنانه پیشه‌ورى را به رسمیت شناخته و از این راه مرتکب خیانت به کشور گردیده است.

در تاریخ 1/2/27 به وزارت دادگسترى ضمن نامه شماره 2342 گزارش 1174 22/1/27 دادسراى دیوان کیفر را دایر به اعلام جرم علیه احمد قوام در باب سوء‌استفاده و اخذ وجوه در مورد صدور جوازهایى به نام اشخاص به ضمیمه پرونده شماره 4126- 4097 به مجلس شوراى ملى تقدیم نموده است و چون هنوز نسبت به موضوعات فوق‌الاشعار از طرف مجلس شوراى ملى تکلیف قطعى نگردیده در نتیجه تصمیمات قانونى به وزارت دادگسترى ابلاغ نشده است و موافق اصول قانونى در صورتی که کسى متهم به ارتکاب جرایم متعدد باشد در مراجع قضایى به کلیه آن جرایم مى‌بایست تواماً رسیدگى به عمل آید.

بنابراین متمنى است نتیجه تصمیمات قانونى را در مورد اعلام جرم‌هاى فوق به وزارت دادگسترى ابلاغ فرمایید تا در صورت تصویب به تعقیب آقاى احمد قوام نسبت به اتهامات مذکور با قضایاى تیر ماه 1331 در دیوان عالى کشور یک جا رسیدگى به عمل آید. وزیر دادگسترى لطفى‏

نایب رئیس - خیلى اسباب تعجب است که دولت راجع به مطالبى که اعلام نظر نشده تقاضاى تعیین تکلیف از مجلس می‌کند و حال آن که قانونى را که صریحاً تصویب و ابلاغ شده است در اجراى آن سهل‌انگارى می‌نمایند به هر حال به کمیسیون عرایض فرستاده مى‌شود.

دکتربقایى - دستور بفرمایید پرونده قتل امیرکبیر و پرونده ابراهیم خان کلانتر و کشته شدن حسنک وزیر را هم به این نامه اضافه کنند که یک دفعه بفرستند شرم نمی‌کنند که به این ترتیب می‌خواهند قوام را نجات بدهند.

مکى - اجازه بفرمایید چون بنده در کمیسیون عرایض هستم توجهى بدهم چون ما این کار را کرده‌ایم.

نایب رئیس - این موضوع مورد بحث نیست‏.

7- مذاکره و اعلام رأى در فوریت اول طرح سه فورى مربوط به گزارش هیئت هشت نفرى‏

نایب رئیس - طرح مربوط به عده‌اى از آقایان نمایندگان قرائت مى‌شود.

 (به شرح زیر قرائت شد)

مجلس شوراى ملى.

براى این که گزارش هیئت هشت نفرى بر طبق آیین‌نامه داخلى مجلس شوراى ملى مطرح و به صورت تصمیم قانونى درآید امضا‌کنندگان ذیل عین پیشنهاد آن هیئت را به صورت ماده واحده با قید سه فوریت تقدیم و تقاضاى تصویب آن را داریم.

ماده واحده - نظر به این که موافق اصل 35 متمم قانون اساسى سلطنت ودیعه‌ای است که به موهبت الهى از طرف ملت به شخص شاه تفویض شده و طبق اصل 44 متمم شخص پادشاه از هر گونه مسئولیت مبرى است و از طرفى طبق همین اصل و اصل 45 متمم مسئولیت ادارات امور مملکتى به عهده وزرا و هیئت دولت مى‌باشد بدیهى است که اداره و مسئولیت امور مملکتى اعم از کشورى و لشگرى از شئون مقام شامخ سلطنت نبوده و حقوق هیئت دولت و وزیران است که در اداره امور وزارت‌خانه‌هاى مربوطه به نام اعلیحضرت همایونى سعى و کوشش در اجراى مقررات قانونیه نموده منفرداً و مشترکاً از عهده مسئولیت در مقابل مجلس شوراى ملى برآیند.

اخگر - پارسا - محمدحسین قشقایى - حاج سید جوادى - دکتر سنجابى - شاپورى - دکتر ملک - شبسترى - دکتر معظمى - زیرک‌زاده - موسوى - میلانى - مهندس حسیبى - خسرو قشقایى - اقبال - دکتر فلسفى - احمد رضوى - نجفى - انگجى - سید باقر جلالى - مجدزاده - ذکایى - شهیدى - مدرس - خلخالى - دادور - کهبد - شهاب خسروانى - نریمان‏.

نایب رئیس - فوریت اول مطرح است آقاى حائرى‌زاده.‏

حائرى‌زاده - قانون اساسى و متمم قانون اساسى 48 سال پیش تقریباً با 150 60 اصل ایجاد شده است خیلى از اصول آن مطابق با اصول و زمان ما نیست مادرش تردیدى هیچ نداریم چند اصلى که مربوط به انتخابات بوده است در همان دوره بین اول و دوم طبق رفراندومى که آن روز معمول بوده است که انجمن‌هاى ایالتى و ولایتى نظر مى‌دادند و اختیاراتى به انجمن ولایتى آذربایجان دادند که آن اصولى که مربوط به قانون انتخابات می‌شده است در آن موقع اجازه متروک ماندنش را دادند و اختیار دادند به مجلس دوم که هر چه مصلحت می‌داند عمل کند مجلس دوم یک قانون انتخاباتى را نوشته بود که با آن اصول قانون اساسى تناقض دارد ولى تصریحى که چه اصل‌هاى لغو شده و چه اصل‌هاى لغو نشده بود در آن قید نشد در آن روز من نظرم هست که یک گزارشى به مجلس تقدیم کرده‌اند که ادله‌اش مشروحاً ذکر شده و دیگر لازم نیست اینجا عرض کنم یکى دیگر آن روزى که ناصرالملک نایب‌السلطنه بوده است و این شکلى که ما قانون اساسى را مى‌فهمیم او هم مى‌فهمیده و معتقد بوده است که مقام سلطنت که او نیابتش را عهده‌دار است داراى هیچ اختیارى نیست همین طورى که ما هم تشخیص می‌دهیم که مقام مقدسى است و هیچ اختیارى ندارد و از لحاظ احترامات این مقام را باید احترام بگذارند ولى اختیارى براى او نیست و هیچ مسئولیت ندارد او هم همین جور تشخیص می‌داد ولى متأسف بوده است و می‌گفتند که مصلحت ایران نیست که مقام سلطنت بى‌اختیار باشد او عقیده‌اش این بود جلساتى هم تشکیل دادند بالاخره کار به اینجا رسیده است که در ضمن فرمان انتخابات دوره سوم اجازه بدهند به مجلس سوم که تجدیدنظرى در قانون اساسى بکنند وکلاى دوره سوم که وکیل عادى بودند و یک وکیلى که حق تجدید‌نظر در قانون اساسى که مؤسسان باشد بوده‌اند در مجلس سوم خوشبختانه ناصرالملکى از بین رفته بود و کسى که اصرارى بر این کار

+++

بکند وجود نداشته، احمد شاه هم مردى بوده است که به همان مقام خودش قانع بوده است و توقع اختیاراتى نداشته و مجلس سوم هم نظرى ابراز نکرده و مقارن شده است با جنگ بین‌المللى اول و منحل شده است و مهاجرت کردند و به جایى نرسیده است یکى دو دوره بعد هم در زمان شاه سابق و این شاه یک مجلس‌هاى مؤسسان قلابى درست کردند که من عقیده به تصمیمات آنها ندارم براى این که براى تشکیل مجلس مؤسسان و رفراندم باید کسى که قدرت سرنیزه اختیارات تحت نظر اوست او بگذارد برود کنار یک شخص عادى بشود و مردم خودشان به وسیله انجمن‌هاى ملى مؤسسات عمومى طرحى تهیه بکنند اقدام بکنند چند اصل قانون اساسى را که تغییر داده‌اند به عقیده من یک قسمتش را که ما در اینجا شاهد و ناظر بوده‌ایم در دوره پانزدهم بود گویا همین جا داد و فریادها می‌کردیم که این مجلس قلابى است و همین طور که حالا طومار و تلگرافات از بچه‌ها براى گذراندن این گزارش هیئت هشت نفرى می‌رسد آن روز هم این طومارها و تلگرافات می‌رسد فراوان به جاى این که این را باز در اطرافش بحث بکنیم که بگوییم چهار اصل قانون اساسى را درش بحث کنیم باید فهمید که چه جور بحث کنیم اگر بگوییم این چهار اصل این است که علاه بر این چهار اصل پنجاه اصل دیگر هم هست که هست اگر ما می‌خواهیم تغییرى در آن بدهیم استنباط ما غیر از آنچه مادران جلسه خصوصى گزارش داده‌ایم که حالا آقایان این را پیراهن عثمان کرده‌اند و آورده‌اند این چیز دیگرى است اگر تغییرى تفسیرى عملى در این اصول باید انجام بدهیم من صلاحیت براى مجلس نیم بند این جورى قائل نیستم در آن جلساتى که براى راه حل تشکیل می‌شد یک چیزى به نظرم رسید حالا هم به عرض مجلس شوراى ملى می‌رسانم در این که قانون اساسى خیلى از اصولش متناسب با عصر حاضر ما نیست من تردیدى ندارم و لازم است در آن تجدیدنظرى بشود ولى مرجع صالحى باید باشد ما چرا این قانون اساسى را در بغل گرفتیم با تمام عیب و نقصى که دارد براى این که مى‌ترسیم اگر یک ماده مضرش را ما موافقت کردیم براى اصلاح آن قدرت‌هایى هستند مافوق ما که این مواد و اصول عمده‌اش را به نام اصلاح افساد می‌کنند ما می‌گوییم این با تمام عیب‌هایش بهتر از این است که این دفترچه را امروز از دست ایرانى‌ها بگیرند در اینجا خیلى چیزها دارد مثلاً امتیازات را بدون تصویب مجلس به خارجى‌ها نمی‌شود داد در حالی که الان 50 درصد قیمت نفت را بدون تصویب مجلس می‌بخشند اینها چه صورتى دارد بدون تصویب مجلس؟ اینها یک مباحثى است که بعدها همین جورى که حالا براى قوام آوردند یک روزى هم مصدق اگر ما زنده ماندیم خواهیم آورد (مهندس حسیبى - تخفیف قیمت امتیازاست؟ قربان حس حقوقى شما) خیانت به مملکت است (مهندس حسیبى - در هر حال امتیاز نیست) خیلى چیزها در قانون اساسى هست که حیف است آنها را ما بگذاریم متزلزل بشود و خیلى چیزها هم هست که لازم است اصلاح بشود فکرى که به نظر من رسید مبنایش تقریباً دنبال فکری است که مرحوم ناصرالملک داشته نه به صورتی که او در نظر داشته او می‌گفت که موقع فرمان انتخابات ما از ملت تقاضا می‌کنیم که به نمایندگان دوره سوم اجازه بدهند در قانون اساسى نظر بدهید من عقیده دارم که همین مجلس یک ماده بگذراند و یک کمیسیونى براى مطالعه قانون اساسى انتخاب کند (شاپورى - این که مجلس نیم بند است آقا) این کمیسیونى که براى قانون اساسى انتخاب می‌کند از قضات دیوان کشور باشد از دانشگاه‏ باشند و از مجلس هم باشند و یک قانون اساسى متناسب با وضع امروزى و محیط امروزى ما تهیه کنند (صحیح است) این طرح قانون اساسى را مجلس هفده افتخار تهیه‌اش را عهده‌دار باشد و در موقع اعلان انتخابات دوره هیجده ملت به نمایندگانش اجازه بدهد که این مسأله این طرحى را که در مجلس هفده تهیه شده است قبول کنند یا همان‌هایى که قدیم بوده به قوت خودش باقى باشد و حق هم بهشان ندهند که موادى از آن را کم و زیادش بکنند من مى‌ترسم که آن را از دستمان بگیرند و بدها را هم بدترش بکنند این موضوع را من عرض کنم که براى اصلاح اصول قانون اساسى و رفع اجمال و ابهام و تناقض و اینجور چیزهایى که در این قانون هست به این ترتیب نمی‌شود من با این فکر موافقم که یک اصلاح اصولى بشود اما اگر آقایان با این نظر موافقت بکنند این نظرى است که به گاو و گوسفند کسى ضرر نمی‌زند و براى مملکت هم خیلى مفید است اما این را چون خودم امضا کرده‌ام و طرفدارش هستم باید عرض کنم که یک تشنجى در مملکت بوده و هست یک کمیسیونى را جناب آقاى مکى در جلسه خصوصى خواهش کردند که تشکیل بشود بنشینند و ببینند چه جور ممکن است این تشنج‌ها را تخفیف بدهیم که موجبات به جریان افتادن کارها فراهم بشود بدبختانه جز آن هشت نفرى که براى این کار معلوم شدند بنده را هم انتخاب کردند (خسرو قشقایى - خوشبختانه) ما وارد این موضوع شدیم که این اختلافات سر چیست یک قسمتش مال اوضاع داخلى مجلس بود این را با حسن نیتى که جناب رئیس مجلس داشتند به عرض ایشان رساندیم و ایشان هم دستوراتى صادر و این موضوع حل شد و اشکال مرتفع شد یک موضوع این اختیارات جناب دکتر مصدق بود که اختیارات قانونگذارى خلاف قانون اساسى است این قسمت تشخیص داده شود که شخصى هم رئیس قوه مجریه باشد و هم حق قانونگذارى داشته باشد این ابداً صلاح نیست (مهندس حسیبى - همچو موضوعى به آن کمیسیون مراجعه نشد) کمیسیون براى اختلافات بود کمیسیون غیررسمى در یک جلسه خصوصى براى پیدا کردن راه‌حل در رفع اختلافات بود یکى از مسائل مختلف فیه ما این بود اختلاف نبود می‌گفتیم که دکتر مصدق اختیار داشته باشد (مهندس حسیبى - به نظر شما بله) همچو چیزى نبود بائک تجر و بائى لاتجر نیست‏.

نایب رئیس - آقاى حائرى‌زاده راجع به فوریت شماره 15 دقیقه وقت داشته‌اید 10 دقیقه‌اش گذشت.

حائرى‌زاده - خیلى خوب آنچه را که رسیدم عرض می‌کنم بقیه را در فوریت دوم عرض خواهم کرد این موضوع با دکتر مصدق صحبت شد خودش هم موافق بود. حتى آن جلسه من رفتم پهلوى ایشان رفقا که رفته بودند گفتند قانون اختیارات را آورده است و گفته در فلان قسمت‌هایى هیچ مانعى ندارد و من سلب اختیار از خودم می‌کنم و در یک قسمت‌هایى که مربوط به پیشرفت کار من است اینها را تعقیب نکنید که دولت تضعیف مى‌شود و وعده دادند ایشان که خودشان این کار را بکنند مجلس سلب اختیار از ایشان نکند که تضعیف شوند بلکه خودشان آن اختیاراتى را که در مجلس آمدند و رختخواب انداختند و شب خوابیدند و گفتند که مجلس اختیار بدهد چون من و شاه آب‌مان توى یک جوى نمی‌رود شاه براى خودش اختیاراتى قائل است مأمورین عالی‌رتبه گوش به حرف من نمی‌دهند و گوش به حرف شاه می‌دهند و این مسئله باعث فلج شدن کارها مى‌شود ما که با شاه صحبت کردیم او معتقد بود که اختیاراتى در قانون اساسى براى او هست ولى می‌گفت من هیچ وقت از این اختیارات وقتى که دولت دکتر مصدق بوده است استفاده نکرده‌ام هر کسى را که مأمور کرد بدون این که مشورتى با من کرده باشند من اعتماد داشته‌ام و گفته‌ام چون یک کار اساسى را دارد انجام می‌دهد موافقت کردم اختلافى نداشتیم فرمودند من یک قسمى خورده‌ام شما هم یک قسمى خورده‌اید ما دیدیم که عملاً اختلافى نیست اختلاف سر ملانقطى شدن است و این اصل مسلم حقوقى هم در دنیا هست که در دنیاى امروز قبول شده اختیارات لازمه‌اش مسئولیت است اگر کسى را گفتند مسئول نیست نمى‌توانید اختیار بهش بدهید (صحیح است) یک صغیرى مال هم خیلى دارد ولى به جهاتى به او اجازه نمی‌دهند در مال خودش دخالت کند ولى قیم او دخالت می‌کند آن صغیر مسئول نیست اختیار هم ندارد ولیش هم مسئول است و هم اختیار دارد. دولت هم همین جور است دولت در مقابل مجلس مسئول است البته دولت‌هایى که خود را مال مجلس بدانند نه این که بروند زیر پتو هیچ کارى به مجلس نداشته باشند این که می‌رود زیر پتو مخفى مى‌شود نمى‌آید به مجلس این دوسیه‌اش علی‌حده است دولت‌هایى که خودشان را مسئول مجلس مى‌دانند و تحت امر مجلس باشند باید به آنها اختیار داد اما نه اختیار قانونگذارى (مهندس حسیبى - اختیار قانونگذارى داده نشده) این بود که گفتیم یک عبارتى که طرفین راضى باشند و این گله‌گزاری‌ها خاتمه پیدا کند على بهانه‌گیر نداشته باشیم در کار یک اصل مسلم حقوقى را بر مى‌داریم مى‌نویسم گمان می‌کنم در منزل ما بود آقاى مجدزاده و دکتر سنجابى و سایر رفقا هم تشریف داشتند (دکتر معظمى - بفرمایید که یک قسمت را هم خود جنابعالى دیکته فرمودید) یک قسمت را هم بنده دیکته کردم و نوشتند در این حرفى نیست چون یک اصل مسلم حقوقى قانون اساسى است در این هیچ اختلافى نیست سر این حرفى نیست (صحیح است) این را پیراهن عثمان کردند و در تمام شهرستان‌ها بوق و کرنا راه انداخته‌اند که بیایید رأى بدهید خوب قانون اساسى هم همین است اگر آقایان دلشان براى قانون اساسى سوخته است آنجایى که قانون اساسى لغو شده است و اختیار قانونگذارى را از دست مجلس گرفته به مصدق‌السلطنه داده‌اید این را ضمیمه کنید ما دو طرح تهیه کرده‌ایم حالا ایشان گفتند وقت تمام شده این را شروع بکنم یک قدرى طول مى‌کشد.

نایب رئیس - در موقع طرح اصل ماده صحبت بفرمایید.

حائرى‌زاده - بسیار خوب من در موضوع فوریت بیشتر از این حرفى نمى‌زنم مجلس این را بد مى‌داند و یک چیز چرندى است.

دکتر سنجابى - امضاى خودتان چطور آن هم چرند است.‏

حائرى‌زاده - براى على بهانه‌گیر نداشتن یک چیزى نوشتیم که قار و قور تمام بشود.

نایب رئیس - آقاى نریمان بفرمایید.

نریمان - عرض کنم متأسفانه یکى دو مرتبه بنده اینجا صحبتى می‌شنوم که می‌گویند مجلس نیم بند. می‌خواستم عرض کنم که در اصول قانون اساسى یک حد نصابى معین شده است وقتى که عده نمایندگان به آن حد نصاب رسید (حاج سید جوادى آن وقت

+++

بند می‌شود) بایستى تشکیل مجلس بشود و نمایندگانش تشکیل جلسه بدهند و تصمیماتى که می‌گیرند متبع و صحیح است (صحیح است) این راجع به مجلس نیم بند و اما راجع به موضوعى که مطرح است عرض کنم بنده در دوره شانزدهم و در این دوره راجع به قانون اساسى و انحرافاتى که در قانون اساسى شده به طور تفصیل نظریات خودم را براى آقایان عرض کردم و محتاج نیست که آنها را تکرار بکنم بنده فعلاً عضویت هیچ دسته و هیچ فراکسیونى را ندارم و مخصوصاً از فراکسیون محترم نهضت ملى کناره‌گیرى کردم براى این که آزاد باشم از قیود فراکسیونى براى این که با هر پیشنهادى که به نفع ملت ایران باشد کمک کنم در این مجلس و از آن دفاع کنم یکى از آن پیشنهادها همین پیشنهادى است که الان مطرح است اصول قانون اساسى روشن است در آن حرفى نیست ولى متأسفانه در دوره دیکتاتورى و دوره بیست ساله از بعضى از این اصول انحرافاتى شده و روش‌هایى ایجاد شده که با قانون اساسى وفق نمی‌دهد (صحیح است) ادامه این روش‌ها متأسفانه به ضرر ملت ایران تمام شده: یکى از مهمترین نتیجه انحراف‌ها همان قرارداد سال 1933 است که عاقد و امضا کننده قرارداد که وزیر دارایى وقت بود خودش را آلت فعل می‌دانست این بهترین مثال براى این است متأسفانه بعد از دوره 20 ساله این انحرافات و روش‌ها ادامه پیدا کرده و امروز نمى‌شود اجازه داد که این روش‌ها بیش از این ادامه پیدا بکند. بنابراین تصویب این طرح نهایت فوریت را دارد و من از آقایان محترم تقاضا می‌کنم و استدعا می‌کنم که با تصویب فوریت این طرح موافقت بفرمایید.

محمد ذوالفقارى - قدرت دست کى خواهد بود آقا؟

نایب رئیس - اعلام رأى می‌کنم نسبت به فوریت اول (در این موقع عده براى رأى کافى نبود).

مکى - اجازه بفرمایید بنده عرضى داشتم‏.

نایب رئیس - اعلام رأى شده است نسبت به فوریت اول طرح تقدیم و بنا بر تقاضاى 6 نفر از آقایان رأى با ورقه باید گرفته شود. (پس از چند دقیقه انتظار عده براى رأى کافى نشد)

 8- ختم جلسه به عنوان تنفس

نایب رئیس - چون چند نفر از آقایان از آمدن خوددارى می‌کنند چند دقیقه تنفس داده مى‌شود.

 (مجلس نیم ساعت بعد از ظهر به عنوان تنفس و تعطیل و دیگر تشکیل نگردید).

نایب رئیس مجلس شوراى ملى - احمد رضوى‏

+++

 

یادداشت ها
Parameter:294817!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)