کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره چهاردهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏14
[1396/05/22]

جلسه: 79 صورت مشروح مجلس روز سه‌شنبه 7 آذر ماه 1323  

جلسه: 79

صورت مشروح مجلس روز سه‌شنبه 7 آذر ماه 1323

 

فهرست مطالب:

  1. تصویب صورت مجلس
  2. مذاکره در پیشنهاد آقای فرهودی راجع به دستور
  3. تصویب اعتبار‌نامه آقای ایپکچیان از تبریز
  4. مذاکره در برنامه دولت
  5. قرائت پیشنهاد آقای دکتر شفق و بیانات آقای نائب رئیس راجع به پایان سال اول کنفرانس تهران
  6. بقیه مذاکره در برنامه دولت
  7. افتراع شعب
  8. قرائت گزارش شعبه چهارم راجع به نمایندگی آقای پور‌رضا از فیروز آباد فارس
  9. بقیه مذاکره در برنامه دولت
  10. تقدیم یک فقره طرح قانونی از طرف آقای دکتر مصدق راجع به نفت بقید دو فوریت و تصویب دو فوریت و اصل طرح
  11. تصویب اعتبارنامه آقایان لنگرانی و پوررضا
  12. بقیه مذاکره در برنامه دولت
  13. افتراع جهت شرفیابی روز عید غدیر
  14. قرائت گزارش کمیسیون عرایض راجع به عدم کفایت ادله و مستندات نسبت به اعلام جرم برعلیه آقای سهیلی و ارجاع آن به کمیسیون دادگستری
  15. قرائت و تصویب ده فقره گزارش کمیسیون عرایض و مرخصی
  16. بقیه مذاکره در برنامه دولت و اخذ رأی اعتماد
  17. موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏14

 

 

جلسه: 79

صورت مشروح مجلس روز سه‌شنبه 7 آذر ماه 1323

 

فهرست مطالب:

  1. تصویب صورت مجلس
  2. مذاکره در پیشنهاد آقای فرهودی راجع به دستور
  3. تصویب اعتبار‌نامه آقای ایپکچیان از تبریز
  4. مذاکره در برنامه دولت
  5. قرائت پیشنهاد آقای دکتر شفق و بیانات آقای نائب رئیس راجع به پایان سال اول کنفرانس تهران
  6. بقیه مذاکره در برنامه دولت
  7. افتراع شعب
  8. قرائت گزارش شعبه چهارم راجع به نمایندگی آقای پور‌رضا از فیروز آباد فارس
  9. بقیه مذاکره در برنامه دولت
  10. تقدیم یک فقره طرح قانونی از طرف آقای دکتر مصدق راجع به نفت بقید دو فوریت و تصویب دو فوریت و اصل طرح
  11. تصویب اعتبارنامه آقایان لنگرانی و پوررضا
  12. بقیه مذاکره در برنامه دولت
  13. افتراع جهت شرفیابی روز عید غدیر
  14. قرائت گزارش کمیسیون عرایض راجع به عدم کفایت ادله و مستندات نسبت به اعلام جرم برعلیه آقای سهیلی و ارجاع آن به کمیسیون دادگستری
  15. قرائت و تصویب ده فقره گزارش کمیسیون عرایض و مرخصی
  16. بقیه مذاکره در برنامه دولت و اخذ رأی اعتماد
  17. موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

 

مجلس یک ساعت قبل از ظهر به ریاست آقای دکتر معظمی (نائب رئیس ) تشکیل گردید

صورت مجلس روز یکشنبه 5 آذر ماه را آقای جواد مسعودی (منشی ) قرائت نمودند. (اسامی غائبین جلسه گذشته که ضمن صورت مجلس خوانده شده:

غائبین با اجازه- آقایان: فرهمند- جلیلی- مجد ضیایی- نراقی- دولت آبادی- دهستانی- یمین اسفندیاری

غایبین بی‌اجازه- آقایان: طوسی- تربتی- نبوی- اخوان- کفایی- آصف- امیر ابراهیمی- صادق بوشهری- دکتر زنگنه- دکتر مصدق- گنابادی- معدل- رفیعی- اوانسیان

دیرآمدگان بی‌اجازه- آقایان: بیات- سیف‌پور- شریعت‌زاده- مجد- گله‌داری- جمال امامی- دکتر کیان)

1- تصویب صورت مجلس

نائب رئیس- اعتراضی به صورت مجلس هست؟(اظهار شد- خیر) صورت جلسه تصویب شد قبل از دستور یک نفر از آقایان اجازه نطق خواسته به علاوه دو فقره پیشنهاد رسیده است که قرائت می‌شود:

(به شرح زیر قرائت شد)

2- مذاکره در پیشنهاد آقای فرهودی راجع به دستور

پیشنهاد می‌کنم برنامه دولت از دستور جلسه‌امروز خارج شود- فرهودی

نائب رئیس- آقای فرهودی

یکی از نمایندگان- بنده مخالفم

فرهودی- علت این پیشنهاد بنده ارادتی است که

+++

به دولت دارم (خنده نمایندگان ) دلیلش هم این است که دولتی که با این حسن نیت تشکیل شده  میل دارد که در مجلس شورای ملی آرا اعتماد کاملی به دست بیاورد و ما هم میل داریم دولتی که تشکیل می‌شود گله‌داری از طرف مجلس شورای ملی پشتیبانی و تقویت شود متأسفانه برنامه‌ای که داده‌اند ناقص است نقص برنامه این است ، مثل این که این هیئت دولت یک مرتبه از خارجه‌امده‌اند یا این که در گردش‌های کوه‌نوردی بوده‌اند سه ماه است که در این مملکت یک قضیه بسیار مهمی مطرح است و در جریان است و افکار عمومی ملت ایران به این قضیه مشغول است و حتی از حدود مرزهای ماهم خارج شده و افکار عمومی جهان را به خود مشغول کرده است و از پهنای اقیانوس‌ها هم رد شده است و در جراید و مجالس خارجه هم راجع به این موضوع مذاکره است تقاضاهای مختلفی امتیاز و درخواست‌هایی شده است و حتی یک نفر آوانتودیه هم که چند مرتبه نام و عنوان خود را عوض کرده است آمده است مثل این که باغ انگور شهریار را می‌خواهد اجاره بکند تقاضا کرده است که‌امتیاز تمام معادن فلزات را به من بدهند(بعضی از نمایندگان- کی گوش به حرف داد؟) در اثر این تقاضاها یک گردبادی تولید شد و کابینه سابق هم توی آن گردباد مجبور شد خودش را کنار بکشد و این کابینه تشکیل شد بنابراین این کابینه حقش این است که در برنامه نظر خودش را به طور صریح و روشن در این موضوع اظهار داشته باشد(یکی از نمایندگان- موردی ندارد) در موقعی که کابینه آقای ساعد معرفی شد آقای دکتر کشاورز همکار محترم بنده یک تذکر خیلی صحیحی در همان موقع دادند و به آقای ساعد گفتند که شما چراراجع به مسأله نفت در برنامه‌تان تذکری ندادید اگر آقای ساعد آن روز آن تذکر را قبول کرده بود و در برنامه‌اش فکر خود و کابینه‌اش را راجع به مسأله نفت نوشته بود شاید این حوادث بعدی پیش نیامده بود بنابراین برنامه وقتی کامل است که دولت نظر خودش را صریحاً در این باب ذکر بکند بنده با بعضی از آقایان وزرا صحبت کردم که چرا در این برنامه موضوع امتیاز نفت نیست، یک جواب‌هایی دادند و جواب‌هایشان هم تا حدی صحیح بود و آن این بود که این مسأله نفت است و مسائل نفت را ما نمی‌توانیم در برنامه بنویسیم در برنامه مسائل مثبت را می‌نویسیم در هر حال ذکر نظر و رویه کابینه در باب امتیازاتی که درخواست شده در رأی مجلس موثر است و بایستی در برنامه بنویسند حالا که در برنامه ننوشته‌اند بنده پیشنهادم را مسترد می‌کنم به این شرط که جناب آقای نخست وزیر اینجا اطمینان بدهند که در ضمن برنامه که اینجا مطرح می‌شود نظرشان را به طور صریح و روشن و به طوری که غیر قابل تأویل باشد اینجا بیان کنند و یک نقص دیگر در برنامه این است که نوشته‌اند تشیید روابط دوستی (بعضی از نمایندگان- آقا این مطالب مربوط به برنامه است به پیشنهاد شما مربوط نیست) اجازه بفرمایید این یک نقص اساسی دارد و آن این است که در قسمت اول که نوشته شده تشیید روابط دوستی با دول متحابه می‌بایستی بنویسند با رعایت اصل حاکمیت ملی و احترام متقابل نه تشیید بلاشرط.

جمعی از نمایندگان- رأی - رأی

جواد مسعودی- پس گرفتید؟

فرهودی- بلی بنده پس گرفتم

ملک مدنی- آقا برنامه جزو دستور است مطالب هم  آنجا باید گفته شود.

نائب رئیس- پیشنهاد دوم قرائت می‌شود( به شرح زیر قرائت شد)

3- تصویب اعتبارنامه آقای ایپکچیان از تبریز

امضا کننده پیشنهاد می‌کنم اعتبار‌نامه آقای ایپکچیان قبل از طرح برنامه دولت طرح و تصویب شود.

فاطمی- آقا مخالفی نیست طرح بفرمایید

نائب رئیس- آقای شریعت‌زاده مخالفید؟

صادقی-  آقا مخالفی نیست

نائب رئیس- آقای شریعت‌زاده با اعتبار‌نامه آقای ایپکچیان مخالفت کرده بودند حالا می‌خواستم ببینم به مخالفت‌شان باقی هستند یا نه؟

شریعت‌زاده- توضیحات من راجع به دلایل مخالفت با اعتبار‌نامه‌ها در جلسه‌ای که مخالفت کرده‌ام مبسوط گفته شده است آقایان نمایندگان هم البته همان توضیحات را در نظر دارند و تکرار آن دیگر لزومی ندارد.

+++

نائب رئیس- رأی می‌گیریم به اعتبار‌نامه آقای ایپکچیان (جمعی از نمایندگان- آقا راپورت شعبه را قرائت بفرمایید) گزارش شعبه خوانده شده است اجازه بدهید رئیس کار خودش را انجام بدهد رأی می‌گیریم به اعتبار‌نامه آقای ایپکچیان از تبریز آقایانی که موافقند قیام  فرمایند( اکثر برخاستند) تصویب شد. دستور مذاکره در برنامه آقای بیات است قبل از نطق اجازه بفرمایید که ماده 143 و144 نظامنامه قرائت بشود.

(به شرح زیر قرائت شد)

ماده صد و چهل و سوم- مخبرین جراید و تماشاچیان باید ساکت بنشینند و اگر از طرف یکی از آنها علامت تکذیب یا تصدیق مشاهده شود فوراً اخراج خواهند شد .

ماده صد و چهل و چهارم- هر تماشاچی که باعث اغتشاش مذاکرات یا اختلال نظم شود فوراً به محاکم مرجع جلب می‌شود.

4- مذاکره در برنامه دولت

نائب رئیس- خواستم خاطر آقایان را متوجه کنم که در بین صحبت نمایندگان صحبت نکنند برای آن که گله‌داری مجلس آرام باشد. برنامه دولت مطرح است آقای دکتر کشاورز بفرمایید

دکتر کشاورز- با دولتی که آقای بیات تشکیل دادند و با آقایان وزیرانشان و برنامه‌ای که به مجلس شورای ملی تقدیم کرده‌اند بنده مخالف هستم البته این مخالفت من در هر یکی از سه قسمتی که گفتم از حیث شدت متفاوت است. در بین ما اطباء مرسوم است وقتی که به بالین یک مریضی میرویم و یا یک کسی برای معالجه به ما مراجعه می‌کند،‌ مریض را معاینه می‌کنیم بعد از این که معاینه کردیم عوامل مثبت و مساعدی را که برای بهبودی در این مریض موجود است در نظر می‌گیریم عوامل منفی و نامساعد و خرابی که در این مریض وجود دارد جدا می‌کنیم و این دو تا را با هم مقایسه می‌کنیم و بعد مراجعه می‌کنیم به وجدان خودمان و از خودمان می‌پرسیم که آیا تخصص ما اطلاعات ما برای معالجه این بیمار در این شرایط کافی است یا نه اگر کافی بود او را معالجه می‌کنیم و مسئولیت معالجه او را به عهده می‌گیریم و اگر حس کردیم که ما قادر معالجه این بیمار نیستیم اقلاً به او اطلاع می‌دهیم که وضعیت شما جوری است که از قدرت دانایی و توانایی ما خارج است و به فلان کس مراجعه بکنید بهتر معالجه می‌کند (گله‌داری- ویزتش را هم می‌گیرید) آقای گله‌داری بهتر این است که زحمت به خودشان بدهند و تشریف بیاورند پشت تریبون ولی من اطمینان دارم که تا آخر مجلس صدای ایشان به گوش ملت نخواهد رسید مگر به این ترتیب. ویزیت گرفتن از بیمار گناه نیست دزدی کردن و چاپیدن مردم گناه است (هاشمی- صحیح است) به هر حال با این مثالی که عرض کردم می‌خواستم به آقای بیات عرض کنم که شما هم به نام نخست وزیر آینده باید وضعیت ایران را در نظر بگیرید و بدانید در ایران برای انجام خدمت نسبت به ملت ایران و حفظ مصالح مملکت چه عوامل مساعدی وجود دارد چه عوامل نامساعدی وجود دارد و بعد پشت تریبون بگویید که من خود را در این موقع قادر می‌دانم که به ملت ایران و به وطنم خدمت بکنم بنابراین بنده قبلاً ناچارم به عنوان مقدمه طولانی وضعیت چند ماهه اخیر ایران را در پشت تریبون عرض و تشریح بکنم و بگویم با این وضعیت آقای بیات قادر خواهند بود به این که پست نخست وزیری را اشغال بکنند یا نه؟

مشروطیت ایران، مشروطیتی که برای به دست آوردن آن خون بهترین فرزندان ایران ریخته شد در نتیجه کودتای 1299 به دست کسی که با اقرار به انجام کودتا و قیام برعلیه حکومت ملی در مجلس شورای ملی به نام نماینده ملت نشسته است از بین رفت. این مشروطیت قریب 20 سال اسماً وجود داشت ولی رسماً ملت ایران از تمام مزایای آن بی‌بهره بود. اتفاقات شهریور و اتفاق و اتحادی که ملل آزادی خواه دنیا برای از بن کندن رژیم فاشیسم تشکیل دادند باعث شد که ملت ایران از آن رژیم دیکتاتوری خلاص بشود به قول آقای دکتر مصدق یک دوره (و خیال می‌کنم منظورشان دوره دیکتاتوری بوده )‌زمام‌داران ما می‌گفتند سیاست در این مملکت یکی است و هر چه می‌گویند ما باید بکنیم بنده وارد اندازه صحت و سقم این مطلب و این که آیا زمام‌داران ما تا چه اندازه مسئول بوده‌اند نمی‌شوم ولی امروز ملت ایران و وقتی که من می‌گویم ملت ایران یعنی اکثریت ملت ایران علاقه دارد

+++

که در ایران سیاست یکی باشد و آن سیاست اکثریت ملت ایران باشد ( صحیح است ) ولی سیاست یک ملت و حفظ منافع و مصالح اکثریت یک ملت به هیچ وجه با دوستی و اتحاد دول دیگر و مخصوصاً دول همسایه منافات ندارد بلکه امروز وضعیت دنیا طوری است که هیچ ملتی نمی‌تواند ادعا بکند که به دور مملکت خودش دیواری بکشد و خودش را از همسایگان خود و حتی از دول دور دست بی‌نیاز بداند و با آنها رابطه نداشته باشد هر ملتی مثل هر فرد در جامعه احتیاج دارد که دوست داشته باشد با همسایه‌هایش مساعدت بکند و از مساعدت آنها برخوردار شود متأسفانه بعد از وقایع شهریور در آن سیاستی که ذکر شد تغییر اساسی در ایران حاصل نشد طبقه حاکمه مخصوصاً رئیس‌الوزرای دو دوره اخیر یعنی آقای ساعد در رفتارشان و در اعمال‌شان نشان دادند و این مطلب را ‌من هفت ماه قبل گفتم که ایشان یکی از مخالفین جدی آزادی و دموکراسی بوده‌اند….

جمعی از نمایندگان- این طور نیست آقا قضاوت غلط نکنید.

تهرانی- چون موافق میل شما رفتار نکردند.

ایرج اسکندری- جامعه باید قضاوت بکند.

دکتر کشاورز- آقایان اکثریت توجه داشته باشند که عقیده یک وکیل آزاد است و حق دارد پشت تریبون مجلس شورای ملی عقیده خودش را صریحاً بگوید من اشتباه می‌کنم یا شما اشتباه می‌کنید این را یک روز تاریخ ایران قضاوت خواهد کرد (صحیح است) بنابراین خواهش می‌کنم که مانع صحبت من نشوید و اگر تصور می‌کنید که با این چیزها بنده از میدان در می‌روم اشتباه می‌کنید (خنده نمایندگان) به آقای بیات عرض کردم که شما باید وضعیت چند ماهه اخیر ایران را در نظر بگیرید آن وقت بگویید که من می‌توانم مسئولیت امور این مملکت را به عهده بگیرم. در چند ماهه اخیر به دست دولت‌های سابق اغتشاشاتی عمداً تولید شد و حتی کمک کردند برای این که یک عده از ملت ایران را به وسایل غیر مستقیم مسلح بکنند که اینها یک روز برای حکومت مرکزی که در ایران وجودش لازم است و باید مقتدر باشد خطرناک باشد حتی به اسم اتحادیه‌هایی، اتحادیه‌های عشایر سعی کردند که یک عده از برادران ما یک عده از ایرانی‌هایی را که خون پاک ایرانی در عروق‌شان جاری است و متأسفانه از اوضاع اجتماعی گله‌داری اطلاعات ندارند برای استفاده خودشان متحد و مسلح بکنند (قبادیان- آنها گول نمی‌خورند)…. می‌دانم که آنها پاک‌تر از آنند که حلقه بندگی یک نفر وطن فروش را به گردن بیندازند (قبادیان- آنها وطن‌شان را از جانشان بیشتر دوست دارند) در ایران اخیراً به نام حفظ شعایر مذهبی، مذهبی که مورد احترام ما و تمام ملت ایران است یک عده شیاد کارهایی به اسم مذهب انجام می‌دهند که اسلام تهی کرده مثلاً مجبور می‌کنند که زن‌ها چادر سیاه به سر بگذارند و اگر زنی در اراک، ‌در قم بدون چادر حرکت کند مورد ستم و ضرب یک عده از خدا بی‌خبر و اشخاصی که ذره از مذهب اسلام چیزی نفهمیده‌اند واقع می‌شوند (فیروز‌آبادی- این طور نیست. اینها چه حرف‌هایی است) دولت سابق در اصفهان و در تبریز به روی کارگران بی‌گناهی که هیچ چیز جز دو بازوی خودشان برای دفاع نداشتند و برای حفظ حقوق خودشان مجتمع شده بودند اسلحه کشید و به دستور دولت و شهربانی که تحت نظر دولت بود. یک عده کارگر بی‌گناه را به خاک و خون کشیدند.

نائب رئیس- آقا اینها که مربوط به برنامه دولت نیست در اطراف برنامه صحبت کنید.

دکتر کشاورز- بنده اول هم عرض کردم وضعیت ایران را در این چند ماهه اخیر باید تشریح کنم و بعد از ایشان سؤال کنم که آیا  می‌توانند با این جریانات مملکت را اداره کنند یا نه اگر گفتند بلی آن وقت ما هم در رأی دادن به دولت مطالعه می‌کنیم.

طهرانی- آقای دکتر کشاورز این طور نیست این حرف‌ها بد است در مطبوعات خارجه منعکس می‌شود.

دکتر کشاورز- چه مانعی دارد گفتگوهای مجلس شورای ملی در مطبوعات خارجه منعکس شود؟

دکتر رادمنش- خطاب به آقای طهرانی اگر حرفی دارید بروید پشت تریبون بگویید. چرا نمی‌گذارید صحبت کنند.

+++

طهرانی- (‌در حالی که از صندلی خود برخاسته و به طرف خارج از اطاق جلسه رهسپار بودند) آقا اینها دروغ است. اظهار این مطالب خیانت به مملکت است( زنگ ممتد رئیس)

ایرج اسکندری- برو بیرون،‌ تو یک عمر به مملکت خیانت کردی.

(در این موقع عده‌ای از آقایان نمایندگان از جلسه خارج شدند)

جمعی از نمایندگان- چند دقیقه تنفس داده شود.

عده‌ای دیگر از نمایندگان- تنفس لازم نیست.

دکتر کشاورز- تنفس لازم نیست. عده هم به قدر کفایت هست.

نائب رئیس- بفرمایید

دکتر کشاورز- مطلب دیگری که می‌خواهم تذکر بدهم موضوع مستخدمین امریکایی است

بهبهانی- اخطار نظامنامه دارم اجازه می‌فرمایید؟

دکتر کشاورز- وسط نطق دیگری که نمی‌شود صحبت کرد بنده قبول نمی‌کنم در بین صحبت بنده کسی حرفی بزند.

بهبهانی- اخطار نظامنامه‌ای است و در هر موقع می‌توان اظهار کرد.

(زنگ ممتد رئیس )

نائب رئیس- (خطاب به آقای بهبهانی ) اجازه بفرمایید ایشان صحبت‌شان را تمام کنند بعد صحبت نمایید

بهبهانی- اخطار نظامنامه‌ای است.

بعضی از نمایندگان- با همهمه اخطار است مانعی ندارد اظهار نمایید

عده‌ای از نمایندگان- در بین صحبت دیگران که نمی‌شود صحبت کرد. این چه ترتیبی است.

گله‌داری- ( در موقع خروج از جلسه) این چه وضعی است. به مذهب بد می‌گویی به ملت بد می‌گویی مگر مملکت بی‌صاحب است.

ایرج اسکندری- (خطاب به آقای گله‌داری ) برو بیرون فضولی نکن. دزد. همه شما را می‌شناسند.

بهبهانی- ( خطاب به آقای نائب رئیس ) شما نمی‌توانید مجلس را اداره کنید به موجب نظامنامه تنفس بدهید.

جمعی از نمایندگان- ( با همهمه) مانعی ندارد آقای بهبهانی اخطارشان را بگویند.

(زنگ رئیس )

نائب رئیس- آقای بهبهانی اخطارتان را بفرمایید.

بهبهانی- عرض کنم اگر یک عده اهتمام ندارند به حفظ انتظام مجلس ما می‌خواهیم مجلس منظم باشد و در بین نطق ناطق صحبت نشود و ناطق هر چه می‌خواهد با کمال آزادی بگوید به شرط این که فحش ندهد و چیزی نگوید که اسباب هیجان اشخاص بشود. این فرمایشاتی که آقای دکتر می‌کنند مربوط به دولت فعلی و برنامه دولت فعلی نیست. برنامه دولت یک موادی دارد که باید روی آن مواد صحبت شود دولت سابق چه کرده است امروز موقع آن حرف نیست و خارج از موضوع است. بنده تصور می‌کنم آقای دکتر می‌توانند هر چه می‌خواهند در اطراف مواد برنامه آزادانه صحبت کنند (دکتر کشاورز- ولی مطابق میل شما) ولی هیجان کردن و یک حرف‌هایی زدن و مجلس را به هیجان در آوردن و اشخاص را تحریک کردن و مجلس را از انتظام انداختن خوب نیست.

نائب رئیس- من با آقایان: دکتر رادمنش و فداکار و ایرج اسکندری و بهبهانی اخطار می‌کنم برای این که مانع صحبت ناطق شدند. آقای دکتر کشاورز بفرمایید.

دکتر کشاورز- بنده خیال می‌کنم قبل از این که وارد صحبت شوم یک تسکینی برای آقایان نمایندگان لازم باشد

دشتی- با بیاناتتان تسکین بدهید.

دکتر کشاورز- مطلب دیگری را خواستم به آقای بیات تذکر بدهم و جزو کارهایی است که دولت باید در انجامش

+++

پیشقدم باشد موضوع مستشاران امریکایی است یک روز آقای ساعد به شهادت آقایان نمایندگانی که بی‌غرض و بی‌طرف هستند یک لایحه برای لغو اختیارات دکتر میلسپو به مجلس آوردند و حتی به قول یکی از آقایان نمایندگان اکثریت ایشان وجود دکتر میلسپو و اختیارات ایشان را منافی با سر کار بودن و نخست وزیری خودشان می‌دانستند.

جمعی از نمایندگان- عده کافی نیست چند دقیقه تنفس داده شود.

دکترکشاورز- بنده می‌دانم تا حرفم تمام شود چند مرتبه مجلس از اکثریت خواهد افتاد زیرا حقیقت تلخ است (در این موقع بیست دقیقه پس از ظهر جلسه به عنوان تنفس تعطیل و به فاصله یک ربع ساعت مجدداً تشکیل گردید)

کاظمی- بنده اخطار نظامنامه دارم

نائب رئیس- بفرمایید

کاظمی- برای استحضار خاطر آقایان بنده چند ماده از نظامنامه را که یادداشت کرده‌ام می‌خواستم قرائت کنم….

نائب رئیس- مواد را بنده استخراج کرده‌ام چند ماده است که برای استحضار آقایان قرائت می‌شود.

(آقای هاشمی به شرح ذیل قرائت نمودند)

ماده صد و یازدهم- هر گاه رئیس در ضمن یک نطق دو نوبت به ناطقی اخطار انحراف از موضوع نموده و باز ناطق مداومت نماید در دفعه سیم رئیس به تصویب مجلس می‌تواند ناطق را از تکلم در آن موضوع در تمام جلسه منع نماید و مجلس در این باب بدون مباحثه به قیام و قعود رأی می‌دهد.

ماده صد و دوازدهم- کلیتاً قطع کلام واستعمال الفاظ زشت و تعرضات شخصی و هر گونه حرکات و نمایشاتی که موجب بی‌نظمی مجلس باشد ممنوع است.

ماده صد و بیست و چهارم- در صورتی که به یکی از نمایندگان در دفعه اولی اخطاری شده باشد و در همان جلسه مجدداً مستحقق همین تنبیه بشود این دفعه اسم او در صورت مجلس قید خواهد شد.

ماده صد و بیست و نهم- مؤاخذه با منع حضور در موارد ذیل است:

اولاً- نماینده‌ای که پس از مؤاخذه در همان جلسه مجدداً از دایره نظم خارج می‌شود.

ثانیاً- نماینده‌ای که در ظرف شش ماه دو مرتبه مؤاخذه شده باشد.

ثالثاً- نماینده‌ای که مردم را در مجلس علنی به زد و خورد یا جنگ خانگی یا به ضدیت و نقض قوانین اساسی دعوت و ترغیب نماید.

رابعاً- نماینده‌ای که نسبت به مجلس یا قسمتی از مجلس با به رئیس هتک شرف نماید.

خامساً- نماینده‌ای که نسبت به یک یا چند نفر از هئیت دولت فحش داده یا تهدید نماید.

سادساً- نماینده‌ای که نسبت به دولت توهین نماید.

دشتی- ماده 129 را مجدداً قرائت بفرمایید.

ماده 129 ثانیاً به شرح سابق خوانده شد.

نائب رئیس- آقای فداکار

فداکار- چون اخطار فرمودید بنده می‌خواستم از حق خودم دفاع کنم اولاً آقایان نمایندگان شاهدند که آقای تهرانی برخلاف تمام مواد نظامنامه عمل کردند و توهین زیادی کردند و برخلاف تمام مقررات عمل کردند و هیچ نوع مؤاخذه نفرمودید و البته درمقابل فحاشی‌های ایشان نمی‌شود ساکت نشست و آقای رئیس هم هیچ نوع مؤاخذه نفرمودید بنابراین اخطاری که نسبت به ما شد بی‌مورد است و بنده استدعا می‌کنم بر طبق ماده 128 به آقای طهرانی هم اخطار بفرمایید.

نائب رئیس- جنابعالی حقش این بود که در آن موقع قبل از این که چیزی بفرمایید این اخطار را تذکر می‌دادید و بنده هم می‌پذیرفتم و با کمال بی‌طرفی به وظیفه خودم عمل می‌کردم (صحیح است) . آقای دکتر کشاورز.

دکتر کشاورز- قبل از ادامه صحبتم بنده خواستم به آقای دکتر معظمی نائب رئیس این عرض را بکنم که یکی از موادی را که آقای هاشمی قرائت کردند مستقیماً برای تذکر به بنده بود و آن ماده تصریح می‌کرد

+++

که اگر نماینده را در حین صحبت دو بار اخطار کردند و باز هم از موضوع صحبت منحرف شد آقای رئیس مجلس شورای ملی حق دارند از صحبت کردن آن وکیل مانع شوند.

نائب رئیس- بنده که هنوز اخطار نکرده‌ام.

دکتر کشاورز- بنده یک تذکری مجبورم عرض کنم بنده امیدوارم که از مشروطیت ایران این اندازه‌ها چیزی باقی مانده باشد که یک نفر نماینده بتواند افکار خودش را در مقابل نمایندگان مجلس شورا عرضه بدارد و نمایندگان مجلس شورا مختارند که افکار او را بپذیرند یا رد بکنند و اطمینان دارم که کسی که امروز ریاست مجلس شورای ملی را عهده دار است از این حق سوءاستفاده نخواهد کرد مطلبی را که در ضمن آن به قول مرحوم فروغی جمله معترضه پیش‌آمد مربوط به مستشاران آمریکایی بود و همان طور که در جلسات مجلس شورای ملی کراراً مذاکره شد وجود مستشاران آمریکایی و مستخدمین آمریکایی برای اداره امور مالی به نظر حتی اکثریت مجلس شورای ملی هم از قراری که می‌بینیم مفید به نظر نمی‌رسد و اخیراً شنیده شد که تصمیم گرفته‌اند که خانواده هر یک از مستخدمین آمریکایی را هم به ایران کوچ بدهند و برای کوچ دادن آنها به ایران مبلغ هنگفتی هم از خزانه این ملت فقیر خرج کنند و حتی این مطلب را گمان نمی‌کنم صحیح باشد شنیدم که می‌گفتندبرای هر یک از آنها هم چندین اثاثیه بدون گمرک اجازه داده شده که به ایران آورده شود بنده از این مطلب مستشاران آمریکایی می‌گذرم برای این که حس می‌کنم که اکثریت مجلس شورای ملی می‌خواهد این تصمیم را اتخاذ بکند و فهمیده است که وجود مستشاران آمریکایی مخصوصاً اختیارات نامحدودی که به دکتر میلسپو داده شده موافق مصالح مملکت ایران نیست ( صحیح است ) وضعیت مملکت را آقای بیات از نظر نبودن قماش و قند و چای و دوا و طبیب و اینها لازم نیست که بنده عرض کنم با این که هر روز آقایان اکثریت مجلس شورای ملی از دولت‌هایی که بعد از شهریور سر کار آمدند یکی یکی پشتیبانی کردند هر روز وضع گرسنگی و لختی و بی‌دوایی و بی‌غذایی ملت ایران از روز پیش بدتر شد و دولت‌هایی که سر و کار آمدند هیچ نوع کمکی به مردم گرسنه و لخت ایران تا امروز نکردند حتی توزیع قماش و قند و شکر که چندی پیش قبل از این کابینه اخیر تا اندازه به طور نسبتاً بهتری انجام  می‌شد در ماه‌های اخیر به کلی مختل شد و اخیراً دو عمل انجام گرفت که این دو عمل را بنده باید به شما تذکر بدهم که نظیر این در دولت آینده اتفاق نیفتد یکی این که به مردم به اهالی تهران اخیراً مقداری شکر توزیع کردند و بعد هم اعلان کردند که چون شکر سفید و قند در دسترس نیست شکر قرمر به مردم می‌دهند و در نتیجه همین اعلان نرخ قند و شکر سفید را در بازار سیاه بالا بردند و یک عده‌ای از آقایانی که قند و شکر را احتکار کرده بودند از این عمل یک منافع هنگفتی بردند یکی دیگر موضوع سهمیه  چای ایران از خاورمیانه است با این که من خودم در پشت این تریبون در موقعی که با کابینه ساعد مخالفت می‌کردم ( با کابینه دوم ساعد )‌گفتم که اطلاع صحیح دارم که در ایران به اندازه مصرف سه سال چای موجود است و این مطلب تکذیب هم نشد با وجود بر این اعلامه از طرف رئیس کل دارایی منتشر شد که به اهالی اطلاع داده شود که کمیته تدارکات خاورمیانه برای سال 1945 سهمیه چای برای ایران قائل نشده و همین اعلان باعث شد که نرخ چای یک مرتبه در تهران بالا رفت و به یک عده معین و مشخص که قصد داشتند کمک بکنند که چای‌شان به قیمت ارزان فروخته نشود خدمت بزرگی شد(صحیح است) بنده اگر بگویم این کارها خیانت به منافع ملت ایران است می‌ترسم دو مرتبه آقایان اکثریت عصبانی بشوند یک اعلامیه صادر می‌شود که جیب یک عده معینی را پر کنند و آن پول‌ها و منافع به ضرر ملت ایران هم خرج شود این عمل را چی باید اسمش را گذاشت این را شما بفرمایید تا من ساکت شوم(گله‌داری- این اعلان که صحیح است و همین طور است) یکی از مظاهر مشروطیت یکی از مبانی دموکراسی آزادی افراد و آزادی اجتماعات است تا حدودی که مغایرت و مخالفت با قانون اساسی نداشته باشد( صحیح است ) و یکی از ارکان مشروطیت و

+++

یکی از ارکان دموکراسی در تمام ممالک آزادی خواه دنیا احزاب است. بیست سال تمام ملت ایران از حقوق سیاسی خودش محروم بود بیست سال تمام اجتماعات و احزاب غدغن بود و همین که بعد از وقایع شهریور یک عده‌ای از مردم ایران دور هم جمع شدند و برای حفظ اصول مشروطیت و دموکراسی که ما هم برای همان اینجا جمع شده‌ایم خواستند تشکیل احزاب بدهند به موانع برخوردند که مخصوصاً دولت اخیر ساعد بیش از همه دولت‌ها موانع تولید کرد آقایان اطلاع دارند که در تمام نقاط ایران با رویه که آقای ساعد نسبت به دولت دوست و همسایه ما اتحاد جماهیر شوروی پیش گرفته بود مخالفت‌هایی ابراز شد ایرادی را که ملت ایران در نمایشات بزرگی که در شهرهای مختلف مثل اراک، رشت،‌ مازندران، ‌اصفهان داد  به حکومت گذشته ساعد می‌گرفت جنابعالی باید توجه به آن بکنید آن ایراد این بود که دولتی که ده ماه تمام با یک عده کمپانی‌ها راجع به امتیاز نفت صحبت کرده است و مستخدم به خرج ملت ایران استخدام کرده آورده حتی امتیازنامه هم نوشته و متخصص تحریر امتیاز از خارج برای ایران آورده یک چنین دولتی نباید به یک دولت دوست دیگر آن طور زننده و با بی‌نزاکتی جواب بدهد هیچ کس از افراد دولت ایران ادعا نکرد و نگفت که چون دولت اتحاد جماهیر شوروی درخواست امتیاز نفت کرد شما دربست باید امتیاز نفت را بی‌مطالعه به اتحاد جماهیر شوروی بدهید بلکه مرم ایران آنهایی که نمایشات عظیم‌شان باعث ترس و وحشت دولت گذشته شد می‌گفتند با آن سوابق شما حق ندارید نسبت به یک دولت دوست ما عملی بکنید که این عمل علامت خصومت و دشمنی به خصوص باشد اگر دولت ساعد ده ماه پیش وقتی که درخواست امتیاز نفت از طرف دول دیگر شده بود جواب داده بود که ما این عمل را برای بعد از جنگ گذاشته‌ایم هیچ کس نمی‌گفت که این تصمیم را چرا درباره تقاضای دولت اتحاد جماهیر شوروی بعدها اتخاذ کرده‌اید اما وقتی که نحوه عمل آن طوری شد که دولت ساعد کرد این موقع بایستی توجه کرد که علت این بی‌نزاکتی علت این سوء‌رفتار سیاسی که ایشان کردند چیست؟ آیا یک خصومت مخصوصی در دولت گذشته نسبت به یکی از همسایه‌های ما که طرف احترام تمام ملل دنیا است وجود داشته یا وجود نداشته؟ در نمایشاتی که در شهرهای مختلف برعلیه دولت ساعد برای این خلاف نزاکت داده شد دولت گذشته تانک و توپ و سرنیزه به جان مردم کشید و حتی در تبریز چند نفر کارگر را به قتل رساندند این کارگرها چه می‌گفتند؟ کارگرها می‌گفتند ما می‌خواهیم آزاد باشیم برای این که بتوانیم در هر حزب و در هر دسته و هر جمعیتی که منافع طبقاتی ما و صنفی ما ایجاب بکند وارد شویم این البته با افکاری که دولت ساعد در سرش می‌پرورانید منافات داشت درش تردید نیست حتی در روز هفتم نوامبر کارگرهای تهران اتحادیه کارگران جبهه آزادی که از سی روزنامه تشکیل شده تصمیم گرفته بودند که احساسات دوستانه خودشان را به مناسبت جشن انقلاب اکتبر نسبت به همسایه متفقمان ابراز کنند این تشکیلات مراسله به دولت و به حکومت نظامی و شهربانی نوشتند و اطلاع دادند که ما در آن روز هیچ نوع صحبتی در نمایش و میتینگ عظیمی که داریم نخواهیم کرد جز این که طبقه کارگر ایرانی مثل کارگرهای همه دنیا نسبت به دولت ما اتحاد جماهیر شوروی تبریک و شاد باش می‌گویند در جواب از طرف دولت و حکومت نظامی نوشته شد که ماده هفت و ماده ده حکومت نظامی را به شما ابلاغ می‌کنیم که طابق النعل بالنعل اجرا کنید و این به خط خودشان آقای فرماندار نظامی نوشته بودند این یعنی چه؟ یعنی در چنین روزی که تمام کارگران دنیا نسبت به یک ملت آزادی خواه نسبت به یک ملتی که در چند سال اخیر در راه حفظ آزادی و دموکراسی دنیا قربانی داده و زحمت کشیده و می‌توان به جرأت گفت که آزادی و دموکراسی دنیا را یکی از ارکانی بود که از خطر فاشیست نجات داده نسبت به چنین دولتی شما حق ندارید اظهار شاد باش و تبریک بگویید مردم تهران را با توپ و تانک و سرنیزه متفرق کردند و چند روز بعد از سقوط ساعد یعنی در روز جمعه اتحادیه کارگران و جبهه آزادی بعد از این که تذکر دادند که این اتحادیه منظوری

+++

جزء تبریک به اتحاد جماهیر شوروی و کارگران اتحاد جماهیر شوروی ندارد موافقت کنید که کارگران ایران هم مثل کارگران همه دنیا نسبت به آنها شاد باش بگویند باز با مخالفت باقی مانده‌های دولت ساعد مواجه شد چون دولت ساعد را ملت ایران از کار برکنار کرده بود(دکتر طاهری- ملت نکرد خودش استعفا داده) تبریک به اتحاد جماهیر شوروی برای جشن انقلاب اکتبر به عقیده من از سه نظر مخصوصاً واجب بود1- برای این که تمام مظالم دوره تزاری و تمام بدی‌ها و امتیازاتی را که ملت ایران متحمل شده بود انقلاب اکتبر از ایران رفع کرد و از تمام امتیازاتی که در ایران آن دولت داشت عاملین و کارگران اتحاد جماهیر شوروی گذشتند و صرف نظر کردند(صحیح است) تبریک به اتحاد جماهیر شوروی از نظر دیگری هم واجب بود آن این بود که اتحاد جماهیر شوروی الان متفق جنگی ما است یعنی ما برعلیه فاشیست آلمان مثل سایر متفقین یعنی در ردیف انگلستان و آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی در جنگ هستیم این نمایشات از یک لحاظ دیگری هم واجب بود و آن این بود که همان طوری که گفتم ملل اتحاد جماهیر شوروی در این جنگ در این جنگی که بین آزادی و ارتجاع و قاشیسم در دنیا در گرفته شانه خودش را زیر بار سنگین‌ترین مسئولیت‌ها داد و بزرگ‌ترین سختی‌ها و مشقات جنگ را کارگران اتحاد جماهیر شوروی بر عهده گرفتند( صحیح است) بسیار خوب پس اگر دولتی از کارگران ایران که بخواهند به چنین ملتی که این کارها را کرده‌اند تبریک بگویند جلوگیری کنند اسمش را چه باید گذاشت؟ می‌گویند با فاشیست‌ها همکاری کرده است یا نه؟(هاشمی- ساعد فاشیست است ؟ این تکفیر سیاسی است ) (سیف‌پور فاطمی- تمام ملت ایران دولت شوروی را دوست دارند و دوستی ملت شوروی به هیچ وجه انحصاری نیست) دستگاه حاکمه ما این احساساتی را که آقایان نمایندگان محترم به جا ایراد کردند منعکس نکرد من شاید قبول بکنیم که اکثر آقایان نمایندگان محترم دوستی با اتحاد جماهیر شوروی را برای ملت ایران واجب می‌دانند (صحیح است ) ولی اگر دولتی این احساسات پاک آقایان نمایندگان را منعکس نکند آیا این دولت نباید مورد بازخواست واقع شود اگر رادیویی که در تحت نظر وزیر پست و تلگراف کابینه سابق (آقای مشار) اداره می‌شد این رادیو در گفته‌ها و سخن پراکنی‌های خودش (به قول خودش) سعی بکند که از مقالات و جرایدی که آن مقالات نسبت به یکی از دول دوست ما یک قدری توهین‌آمیز باشد استفاده بکند و جراید آزادی خواه را کنار بگذارد و از آنها اصلاً صدایی در نیاورد آیا این برخلاف میل اکثریت ملت ایران رفتار کرده یا نکرده؟ من ناچارم یک نکته دیگری را هم عرض کنم چون می‌گویند سخن سخن می‌آورد آقای مشار در کابینه سابق بودند و حالا هم هستند (جمعی از نمایندگان- نیستند آقا) ببخشید معذرت می‌خواهم با صحبت‌های آقای سیف‌پور رشته سخن از دستم در رفت منظور این است که آقای مشار که در کابینه سابق وزیر پست و تلگراف بودند و رادیو را اداره می‌کردند مقالات ایشان در جراید برعلیه پیمان سه گانه هنوز وجود دارد یک دولتی که می‌خواهد روابط خودش را با متفقین خودش حفظ بکند با یک کسی همکاری نمی‌کند که آن شخص در توی جراید علناً پیمان ایران با آمریکا و انگلستان و اتحاد جماهیر شوروی را مخالف مصالح مملکت بداند…

یک نفر از نمایندگان- آمریکا نبود

دکتر کشاورز- به هر حال نمایش دومی را که کارگران تهران می‌خواستند برله اتحاد جماهیر شوروی بدهند با توپ و سرنیزه و تانک و مسلسل متفرق کردند و اجازه ندادند که ملت ایران آزادانه با تحاد جماهیر شوروی که یکی از همسایگان و متفقین ما است تبریک بگوید در حالی که آقای روزولت رئیس جمهور آمریکا خودش به کارگرانی که برای چنین عملی جمع شده بودند آمد و به آنها تبریک گفت که یک چنین عملی کرده‌اند ما این ایرادات را به آقای ساعد داریم در صورتی که خودش بایستی در گفتن این تبریک پیش قدم باشد و به کارگران آزادی بدهد که این عمل را آزادانه انجام بدهند.

+++

نائب رئیس -(خطاب به آقای دکتر کشاورز) آقا وقتی که برنامه دولت مطرح است این صحبت‌ها را نکنید.

دکتر کشاورز- بنده دارم این عیوب را تذکر می‌دهم که ایشان متوجه باشند و تکرار نکنند حالا هم اگر می‌فرمایید صحبت نکنم!

نائب رئیس- اینها به برنامه مربوط نیست

سید ضیاء‌الدین طباطبایی- بگذارید بگویند.

حسین طهرانی- ما قصد داریم همه را گوش کنیم و بعد هم جواب بدهیم و تکذیب کنیم

دکتر کشاورز- مرحمت دارید ولی توجه داشته باشید که مطابق قانون اساسی تمام اختیارات ناشی از ملت است و در اختلاف بین ما و اکثریت مجلس شورا ملت ایران قضاوت می‌کند و حرف آخر را او خواهد زد.

حسین تهرانی- اکثرش قابل تکذیب است

دکتر کشاورز- به نظر شما البته بنده اصل دوم قانون اساسی را اینجا خدمت آقایان عرض می‌کنم که می‌گوید: مجلس شورای ملی نماینده قاطبه اهالی مملکت ایران است که در امور معاشی و سیاسی وطن خود مشارکت دارند. (صحیح است) آیا جلوگیری از مردم ایران برای این که تشکیل اتحادیه و حزب بدهند با قانون اساسی مغایرت ندارد؟

یک نفر از نمایندگان- در موقع حکومت نظامی خیر

دکتر کشاورز- آیا صحیح است که تابلوی یک حزبی را که در مجلس شورای ملی هشت نفر نماینده دارد بکشند پایین و تابلوی یک اتحادیه کارگران را که فقط برای حفظ منافع طبقه کارگران تشکیل شده بردارند و غدغن بکنند که افراد حزب و اتحادیه در خانه خودشان تجمع نکنند آیا این مغایرت با قانون اساسی ندارد؟ این مغایرت با اصل سیزدهم متمم قانون اساسی ندارد؟ که می گوید:

منزل و خانه هر کس در حفظ و امان است در هیچ مسکنی قهراً نمیتوان داخل شد مگر بحکم و ترتیبی که قانون مقرر نموده.

چند نفر از نمایندگان- با قانون حکومت نظامی مغایرت دارد.

دکتر کشاورز- قانون حکومت نظامی یک روز برای سرکوبی مرتجعین و طرف‌داران محمد‌علی شاه تصویب شد.

حسین تهرانی- لغوش بکنید

دکتر کشاورز- این قانون حکومت نظامی را امروز دولت‌های مرتجع برای سرکوبی آزادی خواهان به کار می‌برند و شما اکثریت مجلس پشتیبان آن هستید.

حسین تهرانی- ابداً این طور نیست.

دکتر کشاورز- فقط برای اختناق آزادی است

تهرانی- در همه دنیا هست

فداکار- (خطاب به آقای نائب رئیس ) تذکری هم به آقای تهرانی بدهید.

حسین تهرانی- آخر من مرتجعم که به من اخطار نمی‌کنند (خنده نمایندگان )

دکتر کشاورز- یکی از مطالب دیگری راکه می‌خواستم تذکر بدهم این بود که در دستگاه اداری و وزارتخانه‌های ما که به تصدیق همه آقایان به کلی چرخش از کار افتاده و مرتب نمی‌چرخد و رشوه‌خواری و حیف و میل مال ملت ایران در آن به درجه کمال رسیده است باید یک اصلاحاتی بشود یکی از وزارتخانه‌هایی که باید اصلاح شود وزارت خارجه ایران است باید سفرای مختار ایران از اوضاع و احوال مملکت اطلاع کامل داشته باشند بنده برای مثال عرض می‌کنم که به آقای تقی‌زاده نسبت می‌دهند که ایشان در یکی از مصاحبه‌های خودشان در لندن گفته‌اند: ( این که می‌گویند روزنامه‌های تهران سقوط کابینه ساعد را تقاضا کرده‌اند باید بدانند که روزنامه‌هایی که این خبر را منتشر ساخته‌اند از جراید غیر مهم و کم انتشار تهران می‌باشند)

بعضی از نمایندگان- صحیح است. صحیح است

دکتر کشاورز- بسیار خوب حقیقت که با صحیح است از بین نمی‌رود آیا بنده هم با آقایان بگویم صحیح است حقیقت از بین می‌رود؟ خیر- بنده عرضی ندارم اجازه بدهید بقیه‌اش را بخوانم: (و تظاهرات و نمایش‌هایی که خیلی درباره

+++

آن گفتگو بر پا گشته اساس و بنای آن جار و جنجال و غوغا بوده است )

اکثر از نمایندگان- صحیح است- صحیح است

دکتر کشاورز- بنده هم منظورم این بود که این موضوع را تذکر بدهم و آقایان اکثریت صحیح است هم بگویند (در این موقع آقای منوچهر تیمور‌تاش با تعرض و عصبانیت از مجلس خارج شدند ) راجع به این قضیه نظر آقایان نمایندگان معلوم شد حالا اجازه بفرمایید بنده هم نظر خودم را عرض کنم در ایران یک عده از روزنامه‌نگاران به نام جبهه آزادی دور هم جمع شده‌اند این روزنامه‌ها اسامیشان معلوم و معین است 30 روزنامه است که 25 روزنامه‌اش چه در تهران و چه در ولایات در حال انتشار است که تمام آنها با دولت آقای ساعد مخالفت کردند در ایران یک حزبی هم هست که می‌گویند حزب توده حالا صحیح است یا صحیح نیست بنده نمی‌دانم آقایان اکثریت بفرمایند بلی یک حزبی هست که می‌گویند حزب توده این حزب هم دارای یک تشکیلاتی است در تهران و در تمام شهرستان‌ها حالا آیا این حزب قوی است یا نه بنده نمی‌دانم آن را هم آقایان اکثریت می‌دانند این حزب با تمام تشکیلاتش به طرز و رفتار کابینه آقای ساعد مخالفت کرده است اتحادیه کارگرانی نیز در ایران وجود دارد که از قراری که می‌گویند بیش از دویست هزار نفر کارگر و عضو دارد این اتحادیه کارگران هم با دولت آقای ساعد مخالفت کرد روزنامه حزبی هم که رهبر باشد که به نظر من بعد از روزنامه اطلاعات کثیر‌الانتشار‌ترین روزنامه‌های ایران است آن هم با دولت آقای ساعد مخالفت کرد یک روزنامه دیگر هم به نام ایران ما وجود دارد که خیلی مورد علاقه روشنفکران و جوانان ایرانی است که آن هم از قراری که می‌گویند یکی از روزنامه‌های خیلی کثیر‌الانتشار است که آن هم با دولت آقای ساعد مخالفت کرده چرا نباید آقای تقی‌زاده از وجود این جراید اطلاع داشته باشند چرا نباید بدانند که آن روزنامه‌هایی که مخالفت کردند قلیل‌الانتشار نبوده‌اند آن تشکیلاتی که با دولت آقای ساعد مخالفت کرده غیر مهم نبوده است و جار و جنجال و غوغا راه نیانداخته اینها صلاح ملت ایران نیست ما وقتی که سفیر کبیر در یک مملکتی داریم این سفیر کبیر وقتی که خواست صحبت بکند باید عین وقایع را صحبت بکند وقایع و حقایق را منعکس بکند نه این که در وقایع و حقایق تغییر و تبدیل بدهد تذکر دیگری که می‌خواستم به دولت آقای ساعد بدهم…..

نمایندگان- آقای بیات نه آقای ساعد.

دکتر کشاورز- چون خیلی با آقای ساعد مخالف هستم اسمشان هم از خاطرم نمی‌رود تذکر دیگری که می‌خواستم به آقای بیات بدهم این بود که توجه بفرمایند مثل دولت گذشته با بی‌اعتنایی نسبت به اعضا جز ادارات و کارگران و سربازان و افسران جز رفتار نکنند به حال و زندگی اینها توجه مخصوص بنمایند اینها اشخاصی هستند که در مملکت ما چرخ اداری طبقه حاکمه و چرخ دستگاه‌های مملکت را می‌چرخانند و خیلی از اعضا ادارات و افسران اشخاصی هستند که دامن‌شان به دزدی و رشوه‌خواری و حیف و میل مال دولت و ملت ایران آلوده نشده و اینها با حقوقی که می‌گیرند نمی‌توانند زندگی خودشان را با این زندگی گران که دستگاه دولت گذشته به این گرانی هم کمک کرد بچرخانند نسبت به اینها یک توجه مخصوصی بکنند و به علاوه نسبت به حوزه انتخابیه خودم هم باید بگویم چای‌کاران گیلان.برنج‌کاران گیلان. توتون‌کاران گیلان و اشخاصی که تخم نوغان و ابریشم به عمل می‌آورند همه‌شان دارند از بین میروند و همان طور که خبر دارید مخصوصاً در نتیجه بی‌مبالاتی دولت‌های گذشته وضع نوغان و پیله بسیار خراب شده و به کلی از بین رفته و حتی تخم نوغان به اندازه کافی نتوانستند تهیه بکنند و در این کار یک دست‌هایی در کار بوده است که این دست‌ها برای سوء‌استفاده خودشان برای این که رشوه بگیرند تخم نوغان خراب را چند بار به اسم تخم نوغان صحیح با رشوه قبول کردند و این باعث شدکه به کلی جنس ابریشم و تخم نوغان به کلی از بین برود به این نکته خواهش می‌کنم توجه مخصوصی داشته باشید و توجه بکنید و در نظر داشته باشید که ثروت گیلان یعنی چای یعنی توتون یعنی

+++

برنج یعنی تخم نوغان و ابریشم این چهار تا را مخصوصاً توجه کنید اگر مردم گیلان نتوانند این اجناس خودشان را آن طور که لازم است بفروشند تمام دهقانان زارعین و کارگران گیلان از بین می‌روند و بیکار می‌شوند چند کلمه دیگر هم می‌گویم و عرض خودم را تمام می‌کنم و آن چند کلمه راجع به آرتش است تمام ملت ایران و آقایان نمایندگان اطمینان دارند و به این نکته اذعان دارند که ما احتیاج داریم به یک آرتش قوی به یک آرتش نیرومند و یک آرتش ملی اما متأسفانه با این که عده زیادی از آقایان نمایندگان تصدیق می‌کنند که از شهریور به بعد تصفیه‌ای که لازم بود در سران آرتش انجام بگیرد انجام نشده مع هذا تا به حال دولت‌های گذشته به این تصفیه توجه ننموده‌اند من چند بار پشت تریبون تذکر داده‌ام که این افسرانی که مال سرباز و ملت را دزدیده‌اند افسرانی که با بیت‌المال ملت بازی کرده‌اند و بیت‌المال ملت ایران را چپاول کرده‌اند باید به حسابشان رسیدگی شود دیده بشود که حقوق آنها چه مقداری پس‌انداز شده چطور صاحب چندین دستگاه خانه و مقدار زیادی باغ و ملک هستند اینها را باید توجه کرد به حساب افسرانی که به آرتش و به ایران خیانت کرده‌اند رسیدگی کرد تا آن افسرانی که پا کند و عده‌شان هم زیاد است آن افسران جزئی که پاکدامن و فداکار هستند و عده‌شان هم خیلی زیاد است شناخته و تقدیر بشوند ملت ایران این آرتش را با چشم خوب نگاه بکند و آنها را از خودش بداند یکی از اصلاحات دیگری که لازم است و باید در دولت آقای بیات انجام بگیرد موضوع اصلاح شهرداری است وضع آب و وضع اغذیه در تهران بسیار خراب است.

هاشمی- صحیح است

دکتر کشاورز- گرانی جنس مستقیماً یکی از مسئولینش شهرداری و دستگاه شهرداری است و در آنجا از قراری که همه می‌شنویم حیف و میل‌هایی مدت‌ها است از چندین سال پیش تا به حال متصدیان امر می‌کنند و به هیچ وجه تا به حال هیچ قدرتی نتوانسته است آنها را از کار برکنار بکند نکته دیگری هم که باید عرض بکنم این است که شهرداری علناً با شرکت اعضا خودش با شرکت رفتگران شهرداری در اتحادیه کارگران مخالفت می‌کند لازمه مشروطیت و دموکراسی این است که شما اجازه بدهید که هر عضو و هر فردی در هر درجه‌ای که هست وارد هر حزب و هر اتحادیه که دلش می‌خواهد و صلاح می‌داند بشود امروز دنیا وضعش تغییر کرده امروز برخلاف قول یکی از روزنامه فروش‌ها که صحیح هم همین است که او را روزنامه فروش بخوانیم زیرا روزنامه‌اش را به ارتجاع فروخته است پرتقال فروشی و کارگر و حمال فحش نیست پرتقال فروشی که صبح تا شب پرتقال را می‌خرد و سعی می‌کند که چند تا پرتقال بفروشد و برای زن و بچه فقیرش شب خرجی ببرد که در یک اطاق تنگ و تاریک زندگی بکنند به عقیده من این پرتقال فروش هزار بار از آن وزیر دزد و وکیل دزد شرافت بیشتر دارد(صحیح است) بنابراین کارگر را از این که از حقوق صنفی خودش دفاع بکند نباید جلوگیری کنند شهرداری و دستگاه حاکمه ما نباید هر کسی را که عضو یک حزب می‌شود و عضو یک اتحادیه می‌شود ورقه‌اش را ازش بگیرند و بگویند تو را بیرون می‌کنیم برای این که عضو فلان اتحادیه هستی سخن من به درازا کشید بنده مطالبم را تمام می‌کنم و راجع به آقایان وزیران‌شان یعنی نسبت به بعضی‌های‌شان مخصوصاً به یکی از آنها که آقای سروری هستند به مناسبت این که در کابینه گذشته که ما به عقیده ما آن کابینه را صالح نمی‌دانیم و ایشان چون عضو آن کابینه بودند به ایشان و با یکی دو نفر از اعضای دیگر قطعاً موافق نیستم و در برنامه شما هم کوتاه صحبت می‌کنم برای این که شاید رفقای من هم صحبت بکنند برنامه شما برنامه واضح و روشن و صریح نیست یک کلیاتی اینجا نوشته‌اید مثلاً یکی این است که (تهیه کار برای کسانی که ممکن است بیکار شوند) الان در ایران عده زیادی برای تعطیل کارهای متفقین بیکار هستند اینها را باید به طور صریح و روشن گفت که با چه زمینه و با چه وسایل و نقشه برای اینها تهیه کار خواهید کرد روی هم رفته بنده می‌توانم عرض کنم که با تمام مطالبی که گفتم و این وضعیتی که برای جنابعالی روشن کردم که ایران الان در چه حال است تصور

+++

می‌کنم که شما کسی نباشید که بتوانید این کارها را اصلاح کنید امیدوارم که خلاف این نظر من ثابت شود.

نخست وزیر (آقای بیات)- نظر به این که آقایان نمایندگان محترم البته در خاطر دارند که خود این بنده در ادوار مجلس سمت افتخار عضویت مجلس شورای ملی را داشته‌ام و حقیقتاً همیشه معتقدم که مجلس شورای ملی واقعاً باید طرف احترام و توجه عموم باشد و البته باید سرمشق کلیه امورات در مملکت قرار بگیرد این است که در این موقع مخصوصاً می‌خواستم خواهش کنم و تقاضا نمایم که آقایان با کمال توجه و خونسردی صحبت بکنند و نظریات خودشان را بدهند و بنده هم حاضرم با کمال میل نظریات آقایان موافقین و مخالفین را تماماً گوش بدهم و این را هم می‌خواستم عرض کنم که آنجه اظهاراتی که می‌شود بنده یادداشت برمی‌دارم و جواب کلیه آقایان را التبه بعد این که نظر موافق و مخالف را شنیدم و مجموعه نظریه که به دستم آمد به عرض مجلس شورای ملی می‌رسانم.

نائب رئیس- آقای اردلان

اردلان- بنده اسم خودم را در برنامه دولت ثبت کرده بودم که به عنوان موافق صحبت بکنم و منظورم از این اجازه یک مطلب کلی بود که می‌خواستم راجع به امور مملکتی در موقعی که برنامه دولت مطرح است این مطالب را به عرض هیئت دولت و آقای نخست وزیر برسانم که مورد توجه بشود ولی ضمناً آقای دکتر کشاورز یک مطالبی فرمودند که شاید آقای نخست وزیر و یک عده از رفقای محترم جواب خواهند داد لیکن بنده یک قسمتش را لازم دانستم جواب عرض کنم در ابتدای فرمایشاتشان اشاره فرمودند از نمایندگانی که در مجلس شورای ملی وجود دارند و از موضوع کودتا بنده عقیده دارم در موقعی که اعتبار‌نامه ایشان در مجلس شورای ملی مطرح بود مذاکرات به اندازه کافی شده بنابراین ایجاد یک موضوعی در یک جایی که مرکز ثقل مملکت است دوباره صحبت بکنیم و بدون جهت اختلافی ایجاد بکنیم شایسته نیست این یک تصمیمی است که مجلس شورای ملی گرفت و مجلس وارد مذاکره شد اما یک قست فرمایشات دیگری فرمودند که بیشترش مربوط به برنامه کابینه فعلی آقای بیات نبود مربوط به کابینه گذشته بودکه استعفا کرده بود.

دکتر کشاورز- (خطاب به آقای اردلان) شما جواب بنده را می‌دهید یا آمده‌اید موافقت خودتان را اظهار کنید.

اردلان- البته در موقع خودش مجلس شورای ملی به نمایندگان اجازه می‌دهد که با کمال آزادی از دولت وقت سؤال بکنند و استیضاح نمایند ولی حالا آنها هم نباید جواب بدهند زیرا مربوط به برنامه‌ای که امروز مورد بحث است نبود یک فرمایش دیگری فرمودند راجع به قانون حکومت نظامی خواستم عرض کنم که قانون تا وقتی که لغو نشده همیشه محترم است بنابراین قانون حکومت نظامی هم که هنوز لغو نشده به قوت خودش باقی است در آن موقع که وضع شد به فرمایش آقا برای یک امر مخصوصی بود ولی چون تا به حال لغو نشده به حال خودش باقی است ممکن است آقا طرحی پیشنهاد بفرمایند که در مجلس مطرح شود و این قانون حکومت نظامی را اصلاح فرمایند به یک نحوه بهتری آن وقت البته وقتی که اصلاح شد اجرا خواهد شد پس تا موقعی که قانون حکومت نظامی لغو نشده به قوت خودش باقی است البته همه ماها معتقد هستیم که در مملکت مشروطه احزاب باید وجود داشته باشد مجامع باید باشد کنفرانس‌ها باید داده شود ولی بنده شخصاً امیدوارم که هیچ وقت در این مملکت زنده نباشم که وضعیت آن نمایشی را که در آن روز داده شد ببینم به هر حال مطالبی که می‌خواستم راجع به برنامه دولت آقای بیات عرض کنم به دو قسمت تقسیم می‌شود یکی راجع به سیاست خارجی است و دیگری راجع به اوضاع داخلی مملکت خودمان است اما در قسمت سیاست خارجی بنده می‌خواستم این مطالب را عرض کنم که همه آقایان به خاطر دارند در مدت چند روز فرد فرد اهالی این مملکت به مناسبت یک قضیه‌ای یک نگرانی‌هایی داشتند از هر فردی از افراد این مملکت که ملاقات می‌گردید یک نگرانی‌هایی داشتند. حالا بنده نمی‌خواهم علت را بگویم که چرا و چه پیش‌آمد شد ولی آنچه بنده مطالعه می‌کردم فکر می‌کردم که ممکن بود ما کاوش بکنیم

+++

و علت این که این نگرانی در مملکت با آن وضعیت ایجاد شد پیدا کنیم بنده تفکر کردم علت این بود و خواهش می‌کنم که دولت حاضر کاملاً درش نظر داشته باشد و آن این بود که دولت سابق ما در سیاست خارجی خودش با مجلس شورای ملی زیاد تماس نداشت بلکه دولت در سیاست خارجی خودش تماسش با مجلس شورای ملی ناچیز و صفر بود. برای این موضوع بنده لازم است که یک مختصر توضیحی عرض بکنم و آن این است که در چندی قبل ما سفرای خودمان را از انگلستان و مصر و عراق و ترکیه به تهران احضار کردم و اینها در وزارتخارجه جلسات متعددی داشتند و راجع به سیاست خارجی مملکت خیلی بحث شد و تصمیمی اتخاذ کردند و بعد هم به محل‌های خودشان مراجعه کردند. بنده که یکی از نمایندگان مجلس شورای ملی هستم تا این ساعت بخ هیچ وجه از این سیاست حارجی و تصمیمی که اتخاذ شده مطلع نشدم و به نظر بنده این صلاح نیست. دولت باید در سیاست خارجی خودش همیشه تماس مستقیم با مجلس شورای ملی داشته باشد. باور بفرمایید اگر این تماس مستقیم با مجلس شورای ملی بود بنده یقین دارم این نگرانی‌ها به وجود نمی‌آمد. حالا هم این سفرای ما رفتند و تصمیماتی اتخاذ شد و ممکن است در آتیه یک مطالبی آنجا عرض اندام بکنند که چون ما مطلع نیستیم باز یک مشکلاتی برای ما ایجاد کند وظیفه دولت این است که مجلس شورای ملی را از جریان امور سیاست خارجی همیشه مستحضر بکند و او را در تماس مستقیم نگاه دارد . این است که از دولت آقای بیات بنده تمنا دارم که این نظر را کاملاً رعایت بکنند مثلاً‌ دولت افعانستان که دولت دوست و همسایه ما است یک وزیر مختاری برای ترکیه تعیین می‌کند آن وزیر مختار می‌آید در تهران دو شب می‌ماند و بعد می‌رود به ترکیه یا مرخصی می‌گیرد و از ترکیه برمی‌گردد به افعانستان دو شب اینجا می‌ماند اگر بنده که در مجلس شورای ملی وکیل هستم از مسافرت او اطلاع پیدا می‌کنم عین همین وضعیت اگر برای سفرای ما که از خارجه آمده‌اند از لندن یا از مصر آمده‌اند اتفاق بیافتد ممکن است هیچ اطلاعی به دست نیابد. مثلاً یکی از سفرای ما که در لندن بود که آقای تقی‌زاده باشد البته شایسته بود که ایشان که برگشته بودند و چند روزی در اینجا بودند یک روز یک جلسه‌ای تشکیل می‌دادند و آقایان نمایندگان را دعوت می‌کردند که بگویند این چند سالی که من در آنجا بودم مذاکرات سیاسی که من در آنجا کرده‌ام چه بوده است. این به نظر بنده لازم بود که این تماس با مجلس شورای ملی همیشه رعایت بشود در هر صورت این عقیده بنده است. حالا که بنده در این موضوع صحبت کردم خواستم یک تذکری عرض بکنم و از جناب آقای نخست وزیر خواهش بکنم راجع به این محبوسین سیاسی که ما داریم یک توجهی بفرمایند. چندی قبل بنده به طرشت رفته بودم و یک عمارتی در آنجا بود و آنها مثل این که استغاثه می‌کردند که نسبت به آنها توجهی بشود. بنده چند روز قبل از رادیوی انگلستان یک مطلبی شنیدم که چون با این مطلبی که الان اینجا عرض کردم ارتباط دارد عرض می‌کنم رادیوی انگلستان در ضمن گزارشات خودش می‌گفت که چند نفر از اهالی بلژیک آمدند نامه نوشتند که یک افسر آلمانی نسبت به اهالی محل خود خیلی بدرفتاری کرده محاکمه‌اش را تقاضا کردند. در آنجا ذکر شد که محاکمه برای این شخص تشکیل دادند و چون مدارک کافی برای این که معلوم بشود این افسر مجرم و مقصر است در دست نبود آن محکمه آمریکایی که در بلژیک تشکیل داده بودند آن افسر را تبرئه کرد و بنده حقیقتاً از این خبر لذت بردم که ما با متفقین عهد و پیمان بستیم که با اشخاصی که آنها چند سال است در جنگ هستند و آنها شهرهای‌شان را این طور خراب کرده‌اند و جوان‌های‌شان را کشته‌اند مع هذا عدالت‌شان تا این حد است که تا وقتی یک مدارک کافی ابراز نشود محکمه آنها آن شخص را محکوم نمی‌کند. چندی قبل یک کاغذی از رشت برای من رسیده بود فرستنده اسمش آقای نصرت‌الله صوفی سیاوش بود این شخص می‌نویسد که مدت 15 ماه است به اسم این که من از ستون 5 هستم آورده‌اند و در رشت حبس کردند و من دلم می‌خواست یک محکمه‌ای تشکیل بشود و ما بگوییم که آقا

+++

ما با ستون پنجم چه کار داریم؟ بیچاره هستیم بدبخت هستیم چند نفر چای کار هستیم و این پدر ما باید زندگی ما را اداره کند. بنده هم چون در رادیو شنیدم که اینها این قدر دقیق هستند و رعایت می‌کنند یقین دارم که اگر دولت ما هم مذاکره بکنند نسبت به این اشخاص هم مسلماً آنچه حق و عدالت حکم می‌کند رفتار خواهند کرد. بنده خودم از اشخاصی هستم که موافق هستم هر کس برخلاف مصالح مملکت یا دولی که ما با آنها عقد و اتحاد بسته‌ایم بخواهد اقدامی بکند باید شدیداً مجازات بشود چرا؟ برای این که این معاهده را مجلس شورای ملی بسته است و باید رعایت بشود. اما اگر یک اشخاصی غرض دارند و می‌آیند یک نسبت‌هایی می‌دهند نباید یک نفر ایرانی که زن و بچه‌اش در جای دیگر هستند 15 ماه بیاید در تهران حبس بشود بدون این که تقصیر او معلوم باشد که امیدواریم توجهی در این قسمت بشود. اما نسبت به امور داخلی بنده یک چند کلمه عرض خواهم کرد البته چون وقت تنگ است به اختصار عرض می‌کنم. عرض بنده راجع به این محور اقتصادی مملکت یعنی بانک ملی ایران است بنده گمان نمی‌کنم هیچ یک از آقایان نمایندگان باشند که توجه خاصی به این مؤسسه ملی ما نداشته باشند. بدبختانه یک اختلاف و مشاجره‌ای برای این مؤسسه ملی ایجاد شده است که به ضرر این مؤسسه و به ضرر مملکت است. بنده از جناب آقای نخست زویر تمنا می‌کنم یک توجه خاصی نسبت به این موضوع بفرمایند. بنده خودم عضو بانک ملی ایران بودم و در چند سال قبل یک نامه‌ای به دستم افتاد که نوشته بود روی پاکت محرمانه و مستقیم یکی از بانک‌های ممالک مهم دنیا به یک مملکت دیگری به بانکش کاغذ نوشته بود که یکی بانکی در ایران ایجاد شده به نام بانک ملی ایران خواهش می‌کنم اگر از این بانک اطلاعی دارید و با این مملکت رابطه‌ای دارید برای ما بفرستید و این جواب بانک آن مملکت را داده بود(البته اگر اشتباه نمی‌شد به دست من نمی‌افتاد و مورد بحث من واقع نمی‌شد چون این کاغذ را به عوض این که برای او بفرستند این را مستقیماً به بانک ملی ایران فرستاده بودند) در جواب آن نامه نوشته بود که این یک بانکی است که تأسیس شده و سرمایه‌اش فلان ولی شما را متذکر می‌کنم که اعتبارات مالی این بانک رابطه مستقیم با سیاست و قدرت مالی دولت ایران دارد. شما که می‌خواهید با آن بانک معامله کنید همیشه توجه‌تان به این قسمت باشد حالا سال‌های سال ما باید به خارجی‌ها و مؤسسات مالی دنیا حالی کنیم که درست است که اعتبارات این بانک صد در صد مال دولت است ولی این طور نیست که خزانه بانک ملی ایران مال دولت باشد دستش را بگذارد هر وقت هر قدر پول می‌خواهد بردارد. این یک مؤسسه‌ای است ملی اساس‌نامه او از تصویب مجلس شورای ملی گذشته و کاملاً اختیارات مالی صحیح دارد پس می‌بینیم که ممالک دیگر بسیار متوجه این مؤسسه بزرگ اقتصادی ما هستند و بسیار ناروا است که دولت ما بگذارد یک اختلافی به وجود بیاید که رئیس کل دارایی ما به خارجه بنویسد که امضای رئیس بانک ملی ایران اعتباری ندارد.

امیر تیمور- حق نداشته بی‌جا کرده غلط کرده است (خنده نمایندگان )

اردلان- بنده تصور می‌کنم که این کار برای عدم تصمیم دولت بوده است برای این که دولت باید نیم ساعت رئیس کل دارایی را صدا بکند و رئیس بانک ملی را صدا بکند و مذاکره بکند و نگذارد قضیه این طور بشود ما یک مؤسسه‌ای داریم که به وسیله آن مؤسسه می‌توانیم مایحتاج و کارهای اقتصادی خودمان و اعتبارات خودمان را به وسیله آن برآورده کنیم نباید بگذاریم که کوچک‌تریم رخنه و سستی در این مؤسسه ملی ما به وجود بیاید ولی این مطلب را نیز بنده ناچارم بگویم که هیئت مدیره این بانک هم نباید برای بقای خودشان متشبث به وزیر بشوند متشبث به وکیل بشوند متشبث به اشخاص متنفذ بشوند (دکتر عبده- متشبث نشده‌اند) تنها چیزی که نگهدار این مؤسسه ملی ما است ترازنامه او است حساب سود و زیان او است رفتار درست این بانک نگهبان این بانک است نباید هیئت مدیره این بانک برای بقای خودشان هیچ وسیله‌ای پیدا کنند جز دفتر درست ترازنامه

+++

درست و حساب درست اگر اینها را داشتند دولت باید از آنها پشتیبانی بکند و مجلس هم باید پشتیبانی بکند و الان رئیس بانکی که بخواهد برای بقای خودش متشبث بشود ضرر به بانک ملی ایران می‌خورد و نباید که این کار را بکنند این است که تقاضا می‌کنم دولت به این موضوع توجه کند و مخصوصاً این قسمتش را به منتهای درجه توجه بکندکه این مؤسسه ملی ما خدای نکرده تزلزلی از درش حاصل نشود زیرا روح اقتصادی ما و سنگ بزرگی که ما می‌توانیم پایه‌اش را بگذاریم بانک ملی ما است زیرا که بانک ملی ما ناشر اسکناس است در عین حال بنده یک تذکری خواستم به جناب آقای وزیر دارایی عرض کنم. بنده چندی قبل که رفتم از مجلس شورای ملی حقوق بگیرم دیدم که اسکناس‌های صد ریالی به بنده دادند که در این اسکناس‌های صد ریالی جدید آن عبارتی که روی اسکناس‌های قدیم نوشته شده بود نبود و این موضوع در حفظ اعتبار این مؤسسه بسیار تأثیر دارد. در اسفند 1310 قانونی از مجلس شورای ملی گذشته است که یک پهلوی طلا عبارت است از یک سکه‌ای که هفت گرم و سی و سه صدم گرم طلای خالص داشته باشد و برابر است با یک صد ریال و در تمام اسکناس‌های سابق نوشته می‌شد یک صد ریال برابر یک پهلوی بنابراین این ارزش این اسکناس یک صد ریالی یک پهلوی طلا است و بنده نمی‌دانم به چه مناسبت در این اسکناس‌های جدید این عبارت حذف شده (دکتر شفق- اشتباه شده) این اشتباهات قابل بخشش نیست برای این که ما به این مؤسسه فوق‌العاده علاقه‌مند هستیم کوچک‌ترین عملی که بخواهد این مؤسسه را درش صدمه بزند ما باید مراقب باشیم و نگذاریم اسکناس صد ریال برابر یک پهلوی طلا است این موضوع ندارد که نوشته نشود تمنا دارم اگر می‌خواهند اسکناس‌های جدیدی چاپ کنند مراقب این باشند قانونی که از مجلس شورای ملی می‌گذرد تا مدتی که لغو نشده باید رعایت بشود در اسفند 1310 قانونی از مجلس گذشته و باید این موضوع نوشته شود. بنده یک عرایض دیگری دارم که البته سعی می‌کنم خیلی مختصر عرض بکنم و آن راجع به انحصارات است که در ملجس شورای ملی بنده چند نوبت راجع به این موضوع عرض کرده‌ام و استدعا می‌کنم توجه بفرمایند که نظر بنده این است که دولت با وضع حاضر صلاح نیست در انحصار کالاها دخالت بکند تنها باید حمایت بکند نه خودش انحصار را نگاه دارد. خیلی فرق است بین یک دولتی که خودش انحصار کالاها را نگاه دارد با یک دولتی که حمایت بکند.حالا بنده نمی‌خواهم در این خصوص زیاد بحث بکنم فقط یک مثال عرض می‌کنم و از این مثال ما می‌توانیم به سایر نکات پی ببریم. موضوع مثال بنده موضوع انحصار چای است بنده انحصار چای را مخالف منافع مملکت ایران تشخیص داده‌ام ولی در عین حال حمایت دولت را برای محصول چای داخله ایران لازم می‌دانم و این دو قضیه‌ای است که باید از هم تفکیک شود. انحصار چای باعث شده است که محصول چای داخله ما رونقش را از دست بدهد آقایان توجه دارند که چای یک محصولی است یک بوته‌ای که در هندوستان هم هست در لاهیجان هم هست علت این که چای داخله ما به خوبی چای خارجه نیست برای این است که اگر زارع گیلانی متوجه شد که دولت چای محصول داخله را به یک قیمت معینی بخرد دیگر او مراقبت در تهیه کردن این چای نمی‌کند و چون شما الان چای داخله ایران دارید تاجرها را مجبور می‌کنند که علاوه بر این که چای از خارجه وارد می‌کنند یک مقدار هم حتماً از چای ایران بخرند تاجر هم این چای را می‌خرد ولی چون خوب نیست آن را با چای خارجه مخلوط می‌کند و می‌کشد روی قیمت چای خارجه. بنابراین من که می‌خواهم یک استکان چای بخورم باید بدون جهت یک مالیاتی بدهم به آن چای‌کاری که در رشت است و چون او هم می‌داند که دولت این چای را از او به یک قیمت معینی می‌خرد آن وقت آن دقت و مراقبتی که باید در عمل آوردن چای بکند نمی‌کند…

امینی- این طور نیست آقا بدون اطلاع نفرمایید

اردلان- دولت نباید انحصار چای را نگاهدار بلکه باید حمایت بکند.

امینی- آقا این موضوع را واگذار کنید به ما

+++

اردلان-…. حمایت دولت چه جور است؟ حمایت دولت این است که اولاً چای از خارجه نیاید ثانیاً مالیاتی که از چای خارجه که به ایران می‌آید می‌گیرند از محصول داخلی ایران نگیرد و در تمام نقاطی که ما چای به عمل می‌آوریم در ایران باید دولت یکو متخصصین چای‌کار داشته باشد که اگر چای‌کار محتاج به یک اطلاعاتی است راجع به چای و راجع به عمل آوردن چای به این متخصص مراجعه بکند و از او اطلاعاتی بخواهد و این شخص باید چای‌کاران را تعلیم بدهد یاد بدهد اینها یک نظریاتی است که دولت می‌تواند حمایت از این محصول داخلی کرده باشد ولی خودش به نظر بنده به هیچ وجه صلاح نیست که انحصار داشته باشد. همین طور انحصار پنبه و چیزهای دیگر که بنده تشخیص می‌دهم که این انحصارها به ضرر مملکت است. بالاخره این نظر بنده است ممکن است آقای امینی و سایر آقایان یک نظریات دیگری داشته باشند(امینی- بنده جسارتاً عرض کردم) این نظر بنده بود امیدوارم که دولت حاضر نسبت به عرایضی که بنده کردم توجه بفرمایند و بنده هم از موافقین دولت هستم و رأی هم خواهم داد.

نائب رئیس- پیشنهادی راجع به ختم جلسه رسیده است خوب است آقایان موافقت بفرمایند( صحیح است) حالا جلسه را به عنوان تنفس ختم می‌کنیم جلسه آتیه هم فردا (چهارشنبه 8 آذر ماه ) سه ساعت قبل از ظهر دستور هم بقیه شور در برنامه دولت.

(مجلس یک ساعت و ده دقیقه بعد از ظهر به عنوان تنفس تعطیل و مجدداً روز چهارشنبه 8 آذر ماه یک ساعت قبل از ظهر به ریاست آقای ملک مدنی ( نائب رئیس ) تشکیل گردید)

نائب رئیس- جلسه پیش چون تنفس داده شد بقیه مذاکرات در برنامه دولت شروع می‌شود. آقای طباطبایی

محمد طباطبایی- عرض می‌کنم اگر یک قدری بنده دیرتر شروع کردم به صحبت برای این بود که قدری زیادتر به صحبتم توجه بفرمایید. آقایان به نظر من بزرگ‌ترین مصیبت‌ها برای ملت و جامعه‌ای اختلال فکری اختلال دماغی و هرج و مرجی است که در افکار عمومی پیدا می‌شود . همان طور که افراد و اشخاص ممکن است مریض بشوند و گاهی شدت مرض یک شخصی را می‌برد رو به مرگ و هلاکت، ‌جامعه‌ها و اجتماعات بشری هم همین طور است ملل دچار مصایب و امراض مختلفه می‌شوند و گاهی مرض جامعه‌ای به قدری شدت پیدا می‌کند که مثل حال یک مریض و یک بیمار سخت آن جامعه و آن ملت را رو به انقراض و سقوط می‌برد و به نظر من مهلک‌ترین امراض مرض اختلال فکری است، هرج و مرج فکری نامنظم کار کردن دستگاه فکری و دماغی آن جامعه است وقتی این طور شد مملکت و جامعه به طوری که اشاره کردم و عرض کردم رو به نیستی و زوال می‌رود و اگر مراجعه بفرمایید به تاریخ گذشته ایران و یک قدری دقت بفرمایید خواهید دید که این اختلال فکری و این هرج و مرج فکری در سابق شاید مثل حالا کم‌تر نظیر داشته است متأسفانه هر وقت این مملکت یک مقداری از قید و محدودیت بیرون می‌آید همین اندازه که ما احساس می‌کنیم یک مقداری آزاد هستیم با کمال تأسف می‌بینیم که این هرج و مرج فکری دامنه‌اش وسیع‌تر می‌شود بعد از این که دوره 13 خاتمه پیدا کرد بنده خودم هم شخصاً از طرفداران تجدید انتخابات بودم در آن دوره صحبت از تمدید مجلس هم بود، انتخابات اعلان شد به جریان افتاد،‌ در همه جای مملکت و مخصوصاً در تهران ملاحظه فرمودید پشت شیشه‌های هر مغازه‌ای هر دکانی هر کس هوس کرده بود یک اعلان چاپ کرده و نوشته بود که اگر وکیل می‌خواهید چنین و چنان و چنان و چنین باشد مرا انتخاب کنید من به این داعیه اعتراضی ندارم علی‌الاصول - البته در مملکت مشروطه این حق عمومی است و هر کس می‌تواند بگوید که من می‌خواهم وکیل بشوم، اما در یک جایی که 12 نفر باید انتخاب بشوند آن هم در این عصر آیا واقعاً جا دارد که دوازده هزار نفر کسب و کار و شغل‌شان را ول کنند در بدر بدوند که من می‌خواهم وکیل بشوم و بروم مجلس؟ ملاحظه فرمودید با هر کسی صحبت می‌خواستید بکنید یا هر کسی به شما مراجعه می‌کرد نتیجه صحبت این بود که مرا فراموش نکنید، این نمونه‌ای است از اختلال فکری یک ملتی- در آن

+++

کابینه که من مقداری صحبت کردم در اطراف و حواشی صحبت بدون این که قصدی داشته باشم غرضی داشته باشم اشاره کردم به این مطلب که مملکت مثل یک ماشینی است که هر چرخی هر پیچ و مهره باید کار خودش را بکند. اگر اینها به هم ریختند و این دستگاه انتظام کار خودش را از دست داد این ماشین دیگر کار نخواهد کرد مملکت هم همین طور است اگر بنا باشد همه مردم بی‌جهت و بی‌مناسبت شغل و کار و حرفه خودشان را ول بکنند و توی کار هم توی شغل هم بدوند این اسمش هرج و مرج است،‌این اسمش اختلال است،نتیجه‌اش همین روح طغیان و سرکشی است که در این مملکت هست که خدای نکرده ما را رو به انقراض می‌برد، این مطلب توی دماغ من بود وقتی که انتخابات خاتمه پیدا کرد کم کم می‌خواستم فراموش کنم ولی بعد که یکی دو دفعه کابینه افتاد و قرار شد که کابینه دیگری بیاید روی کار در این یک ماهه اخیر دیدیم که این امر هم شبیه به امر انتخابات شده وزیر شدن مردم را ناخوش کرده هر کس از خانه‌اش بیرون می‌آید، هر که با هر کس خویش بود و سلام علیک داشت و وقتی به او می‌رسید التماس دعای وزیر شدن داشت، شما باور کنید،‌ خود آقایان بهتر از من شاهدند چون در این جریان‌ها اکثر و زیادتر وارد هستند کم‌تر تلفنی است به انسان می‌کنند کم‌تر احوال شریفی است که می‌پرسند که این مسأله ضمناً نباشد که در کابینه یک جایی برای من باز کنید، البته وزیر شدن گناه نیست آنهایی هم که وزیر شده‌اند یک پهلوان‌های نوظهوری نبودند و نیستند. اما ابتذال مقام هم در مملکت تا این درجه نباید باشد وقتی که کابینه آقای ساعد آمد به مجلس معرفی شد من از مخالفین بودم آن وقت که صحبت کردیم من گفتم که آقای ساعد و کابینه‌ای که آمده است به مجلس ناتوان‌تر از آن است که در یک همچو موقعی بتواند زمام مملکت را در دست بگیرد و برای مدت نسبتاً طولانی بتواند در این مملکت حکومت کند گویا آن وقت من عرض کردم بیشتر از دو ماه طول نخواهد کشید اکثریت طرف‌دار ایشان فریاد کردند و گفتند که او را نگاه می‌داریم و متأسفانه ملاحظه فرمودید که دو ماه هم طول نکشید گویا عمر کابینه اخیر آقای ساعد پنجاه یا پنجاه و یکی دو روز بیشتر نبود کابینه ساعد علاوه بر ضعف و فتوری که داشت در نتیجه یک اشکال سیاسی ،‌یک محظور بزرگ سیاسی که پیش‌آمد یا پیش آوردند سقوط کرد، وقتی کابینه ایشان افتاد و استعفا کرد و رفت یک مطلبی برای تقریباً سه هفته مملکت را معطل کرد که اگر اجازه بفرمایید برای یک مرتبه به طور اختصار من در مجلس شورای ملی عرض بکنم چون در روزنامه‌ها بود مردم هم کم و بیش شنیدند اما از زبان مجلس و توی مجلس شورای ملی این مطلب گفته نشد و آن این مسأله بود که آقای دکتر مصدق نامزد زمامداری و ریاست وزرا شدند، ایشان خودشان هم قبول کردند مراسله‌ای که به مجلس نوشتند این بود ،‌ دلیلشان هم این بود که من در مجلس هستم و موقعیت مملکت مهم و خطیر است و در یک چنین مواقع مهم و فوق‌العاده هر کسی هر فردی مکلف است که اگر ازش خدمتی بر‌می‌آید خودداری نکند نوشته بودند که این وجوب وجوب عینی است نه کفایی و بعد ایشان خواسته بودند که به نظر من برخلاف قانون اساسی مجلس تصمیم بگیرد و رأی بدهد به این که اگر وکیل وزیر شد به وکالت خودش باقی بماند و بعد برگردد به مجلس یعنی بعد از افتادن یا بعد از عزل یا استعفا بیاید به مجلس و وکیل باشد، در این باب صحبت بسیار شد، در آخرین جلسه خصوصی من این مطلب را عرض کردم حالا هم در جلسه عمومی عرض می‌کنم به همان دلایلی که آقای دکتر مصدق اشاره فرمودند به همان دلایلی که ایشان داشتند، این اصل قانون اساسی تغییر ناپذیر است یعنی وکیل اگر قبول خدمت دولتی کرد خود به خود منعزل از وکالت است، این اصل قابل تفسیر نیست اگر بخواهیم این اصل را تغییر بدهیم از وظایف مجلس شورای ملی نیست (صحیح است) یکی از آقایان بعد از استدلال و صحبت من در این باب که یک قدری مشروح تر و یک قدری واضح‌تر صحبت کردم گفتند که در دوره سیزدهم این تفسیر یعنی این اصل قانون اساسی عملاً تفسیر شده است و ا ین تفسیر این بود که سه نفر از مجلس در دوره سیزدهم رفتند و وزیر شدند یکی همین آقای بیات،

+++

این را خواستم عرض کنم که آقایان وقتی که رفتند وارد کابینه شدند من اینجا اعتراض کردم ، اخطار قانونی کردم که برخلاف قانون مربوط به محدودیت وکلا از خدمت دولت است مگر آن که سه ماه قبلاً استعفا کنند این یک عمل خلاف قانونی بود که در آن دوره مرتکب شدند و هیچ چاره هم نبود جبران ناپذیر بود، دولت بعد از آن که دچار اعتراض شد به خیال خودش، برای این که این اشکال قانونی را مرتفع کرده باشد آقایان آمدند سه ماه حقوق نگرفتند، حقوق نگرفتن مستلزم این نبود که ایراد قانونی برطرف شود، این که سه ماه پیش استفعا نکرده و رفته است جزو وزار شده است قانوناً وزیر نبوده است و عملی را هم که دولت کرده است مورد قبول نبوده و تازه همین عملی را هم که کردند لازمه‌اش این نیست که آن اصل قانون اساسی تفسیر شده و مورد پیدا کند که اگر وکیلی قبول خدمت دولتی کرد قانون اساسی تفسیر شده یا تغییری کرده باشد نه، وقتی کسی از مجلس رفت دیگر وکیل نمی‌شود، ‌در دوره سیزدهم این عمل شاید برای دفعه صدم تأیید شد که اگر وکیلی رفت به کادر دولت معزول است و مسعفی است و دیگر وکیل نیست، از این مطلب که بگذریم بعد که صحبت کردیم آقای دکتر مصدق که خودشان هم ملاحظه فرمودند که مجلس هم مهیای تفسیر و تغییر در این باب نیست خودشان صرف‌نظر کردند، نظر مجلس بعد از ایشان متوجه این معنی شد که سقوط دولت ساعد به طوری که عرض کردم در نتیجه یک اشکال سیاسی بود، این طور فکر شد که برای حل این مشکل سیاسی یک آدم مناسب لازم است بعضی‌ها صحبت کردند فکر کردند که با ضعف و اختلالی که عرض کردم متأسفانه در امور اجتماعی ما هست برویم دنبال یک حکومت با قدرتی برویم دنبال یک حکومتی که بتواند روی پای خودش بایستد و تکیه بکند به مجلس و به قانون و مملکت را از وضع فعلی نجات بدهد، اما چون ابتکار فکری متأسفانه در این مملکت کم‌تر است ما وحشت می‌کنیم از فکر نو و فکر تازه این موفقیت معلوم شد در مجلس شورای ملی عجالتاً نیست فکر دیگری پیش‌آمد و آن این بود که برویم از موی سفید و شخصیت‌های قدیم استفاده کنیم برویم یک پیرمردی را که تجربه داشته باشد، کاربر اداری داشته باشد کاربر سیاسی داشته باشد، دارای شخصیت و سوابق باشد، مورد اعتماد جامعه و مملکت باشد از این حیث که همه یقین داشته باشیم که به مملکت خیانت نمی‌کند. برویم یک همچو آدمی را بیاوریم، حالا که آن طرز فکر عجالتاً اجرا نمی‌شود و طرف‌دار کم‌تر دارد یا ما استعدادش را نداریم برویم یک پیرمردی را بیاوریم، از شخصیت او از تجربه او و از سوابق او به نفع مملکت و برای حل یک اشکال سیاسی که برای ما برای آینده ما، برای تاریخ ما دارای کمال اهمیت است بلکه اصلاح بشود و حل بشود با این که من خودم شخصاً با این سنخ حکومت‌ها موافق نیستم مع هذا در این باب و در این فکر شرکت کردم، رأی تمایل خواستند، در رأی تمایل هم شرکت کردم و موافقت کردم چون تشخیص دادم فعلاً صلاح قطعی مملکت در این است متأسفانه آن هم نقش بر آب شد و در این باب هم ما موفقیت حاصل نکردیم از آن فرمولی که در آن دوره یعنی در حکومت گذشته ما معتقد بودیم که بیاییم در محل جلسه علنی با ورقه رأی تمایل بگیریم (و اگر آقایان در خاطر داشته باشند که چقدر آن وقت مخالفت شد با آن نظر چون آن موقع درست در نمی‌آمد) طبیعتاً مجلس رفت روی آن نظر آمدیم در جلسه علنی بدون حضور تماشاچی رأی تمایل گرفتیم نتیجه این شد که آقای بیات تشریف بیاورند روی صندلی مرحوم مستوفی‌الممالک، ‌مرحوم مشیرالدوله اگر از این تیپ رجال بگذریم از لحاظ قدرت، نفوذ سلطه روی صندلی سردار سپه بنشینند و مملکت را اداره کنند (ساسان- اشکالی ندارد) (همهمه نمایندگان) گوش بده آقا تا عرض کنم وقتی که دولتی آمد به مجلس معرفی شد از دو جهت برای یک وکیل،‌ برای یک نماینده، فرصت هست که وارد صحبت شود مطابق اصل سی و هشتم ( چون دیروز صحبت از نظامنامه بود در خارج از موضوع یا داخل در موضوع صحبت کردن)این اصل را به موقع می‌دانم که بخوانم برای آقایان:

اصل سی و هشتم- اعضا مجلس شورای ملی باید رد یا قبول

+++

مطالب را صریح و واضح اظهار بدارند و احدی حق ندارد ایشان را تحریض یا تهدید در دادن رأی خود نماید اظهار رد و یا قبول اعضای مجلس شورای ملی باید به قسمی باشد که روزنامه‌نویس و تماشاچی هم بتواند ادارک کند الی آخر، این اصل را ملاحظه فرمودید یک نفر وکیل آزاد است مطالب خودش را صریح و واضح اظهار کند، ‌هیچ کس هم حق این را ندارد که یک وکیلی را محدود کند که این طور صحبت کن آن طور صحبت نکن وقتی که یک دولتی آمد به مجلس از دو حیث می‌شود روی آن صحبت کرد یکی از لحاظ شخصیت و صلاحیت دولت و دیگر در اطراف برنامه‌ای است که یک دولت به مجلس می‌آورد،‌ حالا از لحاظ صلاحیت و شخصیت دولتی که به مجلس آمده ، آقای بیات شخصاً آدم خوبی است، چند دوره در مجلس بودند، مردی است شریف مورد بسیار مورد احترام و بسیار مورد احترام و ارادت شخص من هستند، ‌اما از لحاظ مملکت با وضعی که آقایان بهتر از من استحضار دارند با اشاره‌ای که الان من کردم نسبت به اوضاع آقای بیات دارای آن شرایط، ‌آن سوابق نیستند، آقای بیات دارای کاربر اداری نیستند دارای کاربر سیاسی نیستند، دارای آن شخصیت به آن ترتیب و آن تفصیلی که عرض کردم نیستند ایشان خودشان مردی منصف هستند، آقای بیات ممکن بود ممکن هست که از جهات دیگر خیلی به درد مملکت بخورند و خیلی بتوانند از لحاظ دیگر یا از راه‌های دیگر به مملکت خودشان خدمت بکنند، ‌اما در یک چنین موقعی در یک همچو فصلی با ابتلائات و اشکالاتی که برای این مملکت هست من خیال نمی‌کنم هیچ منطقی هر اندازه هم که در مقام محاجه و مباحثه باشد از روی قلب و اطمینان خاطر بتواند به من جواب بدهد که آقای بیات برای حالا وجودشان لازم است (روحی- موقع صحبت رسید عرض می‌کنم) علاوه بر خودشان به نظر من با این که کابینه ایشان دارای یک اعضا و افرادی است که یک قسمت‌شان واقعاً ‌افراد شریف و پاکدامن (صحیح است) و بسیار مردمان خوبی هستند (صحیح است) اما توی همین کابینه افرادی هستند که به درد حالا و این کارها نمی‌خورند، آقای قوام‌السلطنه وقتی که رئیس‌الوزرا شد پیش از ایشان هم شاید این قضیه سابقه دارد ایشان مد کردند که هر رئیس‌الوزرایی که می‌آید به مجلس دو نفر وزیر مشاور هم بیاورد، ‌وزیر مشاور از لحاظ قانونی معنی ندارد.

فرهودی- برخلاف قانون اساسی است.

طباطبایی- بله برخلاف قانون اساسی است اصلاً مخالف احتیاج مملکت مخالف ضرورت ما است.

فاطمی- در قانون اساسی هست که عده وزرا را مجلس معین می‌کند.

طباطبایی- آقای عماد‌السلطنه در قانون هست که عده وزرا را مجلس معین می‌کند اما وزیری که واقعاً دارای وزارتخانه باشد، ‌وزیری که دارای کار است، وزیری که دارای اداره است نه وزیری که همین طور توی خیابان راه برود یک اتومبیل هم به آقا بدهند و به او بگویند وزیر آن هم با این گرفتاری مملکت آقا من نمی‌دانم ما چطور واقعاً کار می‌کنیم ما شوخی می‌کنیم با این مملکت،‌ وزیر مشاور یعنی چه؟ خیلی خوب آقای قوام‌السلطنه مدتی بود منزلش بود من خودم خیال می‌کردم یکی از شخصیت‌هایی است که ذخیره شده است برای این مملکت شاید بتواند خدمتی بکند ایشان وقتی آمدند گفتند دو نفر وزیر مشاور می‌آورند وقتی که‌ آمدند دو نفر پیر‌مرد شریف مو سفید را آوردند یکی این دست‌شان یکی آن دست‌شان آوردند اینجا نشاندند خوب باز این خودش یک چیزی بود و به علاوه تجربه نکرده بودیم موقعیت مملکت هم مشکل بود گفتیم که آقای قوام‌السلطنه دو نفر پیرمرد دانا را آورده است که از فکر آنها از تجربیات و از امتحانات آنها استفاده خواهد کرد به نفع مملکت، بعد دنبال این کار را متأسفانه ول نکردند آقای سهیلی هم که رئیس‌الوزرا شد آمد دیدیم یک نفر را از خواروبار دنبالش آورده است که این هم وزیر مشاور (خنده نمایندگان) بعد از ایشان هم این مرض مرتفع نشد باز وزیر مشاور آوردند حالا آقای بیات هم همین عمل را مثل این که مقرر بود جمع رئیس‌الوزرا بشود- همین کار را می‌کنند یک وزیر مشورت‌شان که در آذربایجان است و انشاءالله

+++

به نفع مملکت هم هست کار می‌کنند ولی آقای دکتر سیاسی که من با ایشان رفیق هم هستم و شخصاً نظر بدی به ایشان ندارم چرا ایشان را از دانشگاه بردارند بیاورند اینجا.

جمعی از نمایندگان- حالا هم هستند آنجا

طباطبایی- خیلی خوب مقصودم این نبود که نیستند و حالا هم غصه نخوردم که چرا آنجا هم هستند (خنده نمایندگان) اگر هست که خود این هم یک اشکال، مقصودم این است چرا آنجا را ول کرده ‌آمدند اینجا و آنجا را هم معطل کرده‌اند. یکی از رفقای مجلسی‌مان اگر اجازه بفرمایید الان با اجازه خودشان اسمشان را ببرم می‌گفتند که تا ساعت 9 آنجا یعنی در دانشگاه کسی نبود در و تخته هم بسته بود خوب ایشان وزیر مشاور هم هستند و باید اینجا هم باشند البته کار آنجا معطل می‌شود، آقای دکتر سیاسی هم یک آدم معمر یک آدم ریش سفیدی یک آدم سیاستمداری نیستند که در یک همچو موقعی شما آقای بیات از فکر او بخواهید استفاده کنید شما در این باب چه می‌فرمایید چه مشورتی با ایشان دارید؟ به هیچ چیز اصلاً عقلش قد نمی‌دهد. (خنده نمایندگان)

نائب رئیس- آقایان یک قدری رعایت بفرمایید که مجلس از نظم خارج نشود.

نخست وزیر- بنده هم معتقدم که توهین نشود به همکاران بنده، ‌این را عرض می‌کنم که بنده حاضر به شنیدن این توهین نیستم و مطابق آئین‌نامه چون خودم در مجلس بودم مطابق نظامنامه تقاضای اخطار می‌کنم.

طباطبایی- در وسط حرف حرف نزنید تقاضا می‌کنم در میان صحبت من این اخطار را نفرمایید. قانون محاکمه وزرا و هیئت منصفه را می‌خوانم،

ماده اول- هرگاه رئیس‌الوزرا یا وزیری در امور مربوط به شغل و وظیفه خود متهم به ارتکاب جنحه یا جنایتی شود مورد تعقیب مجلس شورای ملی خواهد شد اعم از این که حین تعقیب متصدی شغل وزرات باشد یا نه.

تبصره- کفیل رسمی هر وزارتخانه در حکم وزیر است.

ماده دوم- موجبات تعقیب وزرا از طرف مجلس شورای ملی به قرار ذیل است:

1- اعلام کتبی یکی از نمایندگان در مجلس شورای ملی دایر به وقوع جنحه یا جنایت

2- راپورت‌های واصله به مجلس شورای ملی از طرف مأمورین و صاحب منصبان کشف جرایم

3- شکایات و راپورت‌های واصله از افراد مردم و اعلامات مطلعین از وقوع جرم که به توسط نمایندگان مجلس شورای ملی تقدیم می‌شود.

تبصره- در موارد فوق باید توضیحات نمایندگان یا راپورتها یا شکایات و اعلامات واصله مبنی بر قراین و اماراتی باشد که دلالت به وقوع جرم نماید.

ماده سوم- در هر یک از موارد مزبوره در ماده قبل رئیس مجلس شورای ملی در ظرف یک هفته نوشته‌جات و اسناد و مدارک موجوده راجع به اتهام را به کمیسیون عرایض مجلس ارجاع می‌نماید. کمیسیون مزبور مکلف است در ظرف 15 روز تحقیقات بدوی را به عمل آورده خبر خود را دایر به لزوم یا عدم لزوم ادامه تحقیقات به رئیس مجلس شورای ملی تقدیم نماید و این خبر در ظرف یک هفته در مجلس علنی قرائت شده و پس از قرائت بدون مذاکره و مباحثه اعم از این که خبر دایر به تعقیب یا عدم تعقیب متهم باشد به کمیسیون عدلیه ارجاع می‌شود.

یکی از اشخاصی که شما دعوت کردید به کابیته‌تان (خطاب به آقای نخست وزیر) آقای زند وزیر جنگ است در حالی که نسبت به ایشان از طرف یک عده از ارباب جراید اعلام جرم شده است.

کاظمی- یک عده مغرض

طباطبایی- این دیگر قضاوتش با شما نیست و صحبت نفرمایید اگر مخالف مقررات است با آقای رئیس است و با این که یک کلمه گفتید مغرض یا غیر مغرض جواب قانون را نمی‌دهد.

(ماده سوم را دوباره قرائت نمودند)

اعلام جرم از طرف یک نفر هم کافی است تا چه رسد به این که 10 تا 15 تا از روزنامه‌ها نسبت به وزیری حق یا باطل اعلام

+++

جرم کرده‌اند این مستلزم این است که مطابق قانون باید مراحل خودش را طی کند، جواب قانونی باید به آنها داد که اعلام جرمی را که شما کرده‌اید بی‌مورد است وارد نیست و شما مغرض هستید البته وقتی که قانون گفت می‌توانید بگویید که مغرض هستید به موجب قانون حتی ممکن است آنها را تعقیب کرد که چرا توهین کردید افترا زدید ولی از لحاظ قانون این صراحتی بود که خواندم و اگر نسبت به وزیری ولو ناحق اعلام جرم شده باشد شما نباید دست او را بگیرید و بیاورید به مجلس معرفی کنید.

نائب رئیس- عرض می‌کنم آقایان بین صحبت‌های ناطق اظهاری نکنند چون موجب اختلال می‌شود وقتی یک نفر از آقایان صحبت کردند دیگران هم صحبت بکنند درنتیجه  مجلس از نظم خارج می‌شود.

طباطبایی- عرض کنم من خدا را گواه می‌گیریم که هیچ نظر و غرضی ندارم چطور می‌شود خیال کرد که من با ایشان اختلاف حسابی سابقه یا لاحقه دارم این عمل بوده است که در نظر بنده است وقتی که قانون می‌گوید یک نفر حق دارد (من که قانون را خواندم) یک عده از روزنامه‌نویس‌ها هم این تقاضا را کردند و توسط آقای فرخ تقدیم مقام ریاست نمودند این می‌بایستی برود جریان قانونی خودش را طی بکند و مطابق قانون می‌بایستی که ایشان را بگوییم که مرتکب جرمی شده‌اند یا نشده‌اند.

ساسان- تا مجلس رأی نداده است.

نائب رئیس- آقای ساسان صحبت نفرمایید.

طباطبایی- من که نخواستم بگویم که آقای زند محکوم شده‌اند و ایشان را باید مجازات کرد ولی شما که رئیس دولت هستید و سعی کردید یک افراد صحیحی را انتخاب کنید و گفتم که در کابینه شما یک مردمان بسیار شریفی هستند (حاذقی- اسم ببرید آنها را هم ) چه داعی دارد نمی‌خواهم به کسی تعارف بکنم آقای هدایت، ‌مردی است شریف و مسن دارای همه جور سابقه و آقای لقمان‌الملک است که من آن دفعه گله کردم که چرا ایشان از کابینه خارج شدند من نمی‌خواستم اسم ببرم در یک چنین موقعی که شما می‌خواهید که یک کابینه صحیحی درست کنید و جور کنید مگر آدم قحط است در این مملکت که شما حتماً دست متهمی را بگیرید و بیاورید در صورتی که یک همچو اشکال قانونی هست و تا حالا مجلس رأی نداده است. حالا بنده اعتراض می‌کنم می‌گویند مجلس هنوز رأی نداده، ‌پس یک چیزی هست که مجلس رأی نداده،‌ لااقل یک نفری پیدا بکنید که نگویند مجلس رأی نداده، خوب بود ایشان تشریف داشته باشند بیرون، ‌حالا نیایند به وزارت جنگ وقتی مجلس رأی داد و معلوم شد که ایشان جرمی ندارند و وقتی که پاک و پاکیزه شدند آن وقت بیایند به مجلس.

فولادوند- مگر هر کس به هر کس تهمت زد فوراً باید او را خارج کنند.

طباطبایی- یک زنگ هم برای آقا بزنید (خنده نمایندگان - زنگ رئیس)

نائب رئیس- آقایان خودتان نمی‌خواهید اینجا نظم داشته باشد اگر بخواهید، اکثریت مجلس باید رعایت نظم مجلس را بکنند (صحیح است) بنده از طرف شما مجلس را اداره می‌کنم، بنده خودم نیامده‌ام اینجا، پس باید رعایت نظم مجلس را بکنند (صحیح است)

طباطبایی- … عرض کنم آقای دکتر صدیق اعلم خوب مردی است و مردی است که تمام عمرش را در خدمت فرهنگی طی کرده‌اند چند دقیقه پیش که از پله‌ها می‌آمدند بالا خودشان یک مطلبی گفته‌اند و قید نکرده‌اند که نگویم و حالا اگر اجازه بدهید عرض می‌کنم گفتند که من آمدم توی دولت اما به دولت گفته‌ام که مرا از کار خودم نگیرید، بردارید سی، چهل، پنجاه، روز سرگردان کنید (البته عین گفته‌های ایشان را حفظ نکرده‌ام، ‌مطلبی که ایشان گفته‌اند معناً همین است ممکن است عبارات غیر از این باشد) بعد هم از کار بیفتم دوباره کابینه برود کاری و خدمتی هم نتوانم انجام بدهم، این واقعاً عبث است استدعا کردم از دولت و موافقت کردند که یک قانونی بیاورند در مجلس که وزارت فرهنگ را از جنجال سیاسی خارج کنند و همان نظری را که خودم داشتم تقاضا

+++

کرده‌اند، آقا الان زمستان است شما بروید به مدارس با این ده پانزده میلیون تومانی که دادید بخاری هنوز هم ندارند اطفال مثل جوجه مرغ دارند می‌لرزند، کتاب ندارند، قلم و کاغذ ندارند، ‌کابینه رفت وزیر فرهنگ هم با آن کابینه رفت و حالا یک نفر دیگر را آورند با این تغییرات فرهنگ و مدرسه و همه چیز از بین می‌رود الان اینجا (اشاره به وزیر فرهنگ) وقتش را داریم ضایع می‌کنیم با این حرف‌ها وضع مدارس بی‌ترتیب مانده، ‌ایشان گفتند که من خواهش کرده‌ام از دولت که یک قانونی بیاورند به مجلس که یک سالی، ‌دو سالی، سه سالی به من وقت بدهند و اگر بنده را صالح می‌دانند موافقت بکنند توی هیئت دولت هم نیایم بروم کار بکنم در جنجال سیاسی هم وارد نباشم (دکتر کشاورز- کار یک نفر مدیر کل را بکند) … بروم دنبال خدمت معارفی که باید داشته باشم، اگر این صحبت شده است، ‌اگر این تذکر را به آقای نخست وزیر داده‌اند خوب چرا آقای صدیق اعلم را به این کار گذاشته‌اند و آقای صدیق اعلم را از کارشان بی‌کار کرده‌اند، ‌شما می‌توانید برای مدت معینی یک نفر را مسئول کنید خوب بروید یک قانونی می‌آوردید، مثل اساسنامه بانک یک همچو چیزی تهیه می‌کردید که مدیر کل اداره تعلیمات عمومی مملکت برای مدت دو سال سه سال، پنج سال انتخاب می‌شود و باید بروم انجام وظیفه بکند، ‌خوب بود عوض وزیر فرهنگ این لایحه را به مجلس می‌آوردید، و یا می‌نوشتید در پروگرام خود که این دولتی که ‌آمده است از جمله خدماتی که می‌خواهد بکند این است که می‌خواهد دستگاه وزارت فرهنگ را از جنجال سیاسی بیرون کند و ما می‌خواهیم یک اداره کل تعلیمات عمومی یا به هر اسمی که شما می‌پسندید تأسیس کنیم به همین جهت هم وزیر فرهنگ را نیاوردم و نخواهم آورد لایحه‌اش را هم تقدیم خواهم کرد به مجلس می‌خواستید این کار را بکنید (دشتی- عیب ندارد این عقیده) ولی شما این عقیده را ندارید شما رفتید دنبال همان سلیقه پوسیده را گرفتید و این آقایان وزرای مشاور را که عادت شده است یک نفر رئیس‌الوزرا دو نفر، ببخشید دو نفر ینگه همراه خودش بیاورد. آوردید.

نائب رئیس- آقای طباطبایی حضرتعالی که یکی از وکلای قدیم مجلس هستید و قدرت بیان هم دارید نباید این طور بیان خارج از نزاکت بفرمایید، ینگه مفهوم خارجیش بد است و نباید گفته بشود.

نمایندگان- صحیح است.

طباطبایی- …. من قبلاً عذر خواستم و حالا هم عرض می‌کنم که معذرت می‌خواهم، آقای بیات خوب بود به جای کاری که سابق می‌کردند یعنی دوازده نفر، سیزده نفر وزیر می‌آوردند، ‌می‌رفتند دنبال احتیاجات اساسی که این مملکت واقعاً تشنه است، همین امروز صبح، پایین یک نفر از رفقای پارلمانی به من تذکر داد آقای نصرالملک هدایت به طوری که عرض کردم البته پیرمردی است شریف، صحیح، ‌درست و دارای معلومات و اطلاعات، ایشان اگر رئیس‌الوزرا بودند من خیلی تعجب نمی‌کردم شاید حرفی هم نداشتم اما با وزارت پیشه و هنر، توی آن وزارتخانه ، با آن هرج و مرجی که در آنجا حکم‌فرما است آقای نصرالملک هدایت حتماً کاری نمی‌توانند انجام بدهند، ‌برای وزارت پیشه و هنر یک فکر دیگری لازم است، اگر می‌خواهید آنجا را اصلاح بکنید آنجا وزیر لازم ندارد آقای نصرالملک را نمی‌خواهد یک فکر دیگری برایش باید بکنید.

حاذقی- جوان برود مورد اعتراض است، پیر هم مورد اعتراض است.

طباطبایی- …. عرض کنم جوان فرستادند اعتراض کردم، برای این که جوان رفت آنجا جوانی کرد، مطالب شخصی را که اینجا بنده عرض نمی‌کنم، حالا هم عرض کردم با بدی وضع آنجا، یک مرد شریفی مثل آقای نصرالملک هدایت مرد شریف بی‌آزاری حریف آنجا نیست، اگر می‌خواهید یک صورت ظاهری درست کنید که یک عده بیایند اینجا معرفی بشوند و بعد از چهل، پنجاه روز دیگر باز در پروگرام دولت صحبت بکنیم آن حرف دیگری است (حاذقی- خدا نکند) و اما پروگرام دولت، از خود دولت گذشتم و نخواستم بیشتر از این اسائه ادب بکنم همین اندازه تذکر خیال می‌کنم برای ناجور بودن و ناهموار بودن دولتی کافی است، اما

+++

پروگرام دولت به طوری که در جلسه اسبق عرض کردم، پروگرام هیچ صورت قانونی، قوت قانونی ندارد و یک ورقه‌ای است حاوی کلیات شبیه مرامنامه خواب هیچ وقت هم عملی نشده، هر دولتی که روی کار می‌آید این پروگرام را یک قدری پس و پیش می‌کند و قدری هم عباراتش را کم و بیش می‌کند می‌آورد به مجلس، اما اگر همین اندازه یک دولتی می‌خواست که فکر بکند و دارای استنباط و هوش بود و سر نوشت مملکت را تا یک اندازه‌ای تشخیص می‌داد به جای همین تزئیناتی که مجمل وابتر در این برنامه هست، در وهله اول همان طوری که آقای دکتر کشاورز دیروز در اینجا اشاره کرد شما می‌بایست نظر خودتان را اینجا بنویسید راجع به این قضیه مهم و نسبت به این اشکالاتی که مملکت رو به رو شده می‌بایستی شما نظرتان را نوشته باشید که چه کار خواهید کرد، ‌نظرتان را نفیاً یا اثباتاً لازم بود می‌نوشتید، بایستی این قضیه را حل می‌کردید مملکت ایران با مقتضیات فعلی با اوضاعی که‌ امروز ما کاملاً محتاج این مسأله هستیم که سیاست خارجی مانت،‌ روشن و بدون هیچ شایبه و دور از تمام این اخلال‌هایی که در این چند روزه در مرکز و در خارج استنباط کرده و ملاحظه فرمودید باید دنبال شود (نمایندگان- صحیح است) بنده هنوز راجع به نفت صحبتی نکرده‌ام چون در مجلس مطرح نشده است به این جهت الان نمی‌خواهم عرض کنم که قضیه نفت را شما که دولت هستید چه شکل باید انجام بدهید ولی یک کلی پیش همه محفوظ و مورد تصدیق همه است و آن این است که سوءتفاهمات باید حل بشود (یک نفر از نمایندگان- حل شده است مجلس نظرش را داد) بسیار خوب از لحاظ خود نفت من دوباره تذکر می‌دهم و عرض می‌کنم که نفرمایند حل شده یا نشده؟ از لحاظ ارتباط ما با همسایگان عرض می‌کنم و این سوء‌تفاهمی که پیش آمد و موجب رفتن کابینه سابق شد، ‌شما می‌بایستی در این باب صریحاً در برنامه خودتان وعده می‌کردید، ‌تعهد می‌کردید که در این باب یک قدم مؤثری بردارید و در رفع سوء‌تفاهماتی که هست به هر شرطی که مقتضی می‌دانند عملی کنید، ‌ولی در برنامه شما یک چنین مطلبی نیست مثل این که در این باب در این بیست روزه اخیر در این یک ماه اخیر هیچ گونه صحبتی نشده است.

امینی- ماده اول برنامه است.

طباطبایی- … ماده اول برنامه یک چیزی است که از چهل سال پیش تا حالا هر دولتی که آمده است راجع به سیاست خارجی آن را نوشته این کافی نیست شما مصادف هستید با یک قضیه جدی، اگر شما خوشحال هستید که من اینجا هیچ حرفی نزنم راجع  به این مطلب خیال می‌کنید حل شده است این طور نیست.

ایرج اسکندری- آقای حاذقی حل می‌کنند.

حاذقی- دولت حل می‌کند تا پایان جنگ

طباطبایی- …. (اشاره به آقای حاذقی ایشان که نمی‌گذارند ) یک نکته را من به آقایان عرض کنم و آن این است که خدای نکرده وحشتی از صحبت کردن نداشته باشند (صحیح است) چون اگر شما و من عقیده‌مان این باشد که از صحبت نکردن و استخوان لای زخم گذاشتن، هیچ نگفتن قضایا حل می‌شود، ‌خوب می‌شود کسی که واقعاً اهل این مملکت باشد یا همین قدر دشمن این مملکت نباشد عیقده‌اش این است که مشکل سیاسی فعلی باید حل بشود. اما این طور که نیست یعنی حل نشده؟ (یک نفر از نمایندگان- همین طور است) … باید در قضایای جدی جدی بود (نمایندگان- صحیح است) باید کاملاً صریح صحبت کرد چرا وحشت می‌کنید که اسم نفت را آوردم (صفوی- شما نظرتان را بفرمایید) نظر من این است که یک مملکتی در یک چنین موقعی و با یک چنین حوادث عجیبی با یک دولت پوشالی با ضعف و فتور نمی‌تواند زندگی کند! این مشکلات را عدم لیاقت و ضعف و فتور دولت‌های پوشالی برای این مملکت پیش آورده.

سید ضیا‌الدین طباطبایی- ضعف و فتور؟

طباطبایی- …. بلی ضعف و فتور، البته این را باید صورت جدی بهش داد.

+++

تهرانی- جدی است آقا!

طباطبایی- … آقای طهرانی من نمی‌گویم نفت را بدهید یا ندهید صحبت از دادن یا ندادن نیست، به شما دارم می‌گویم که یک مملکتی در نتیجه … (ساسان- حل شده) … یک مملکتی رو به رو شده است با یک اشکال مهم سیاسی و در نتیجه یک سوء‌تفاهماتی بین ما و یک دولت بزرگ همسایه پیش آمده است این مطلب به نظر من جدی است یک دولتی که می‌آید عوض همه این حرف‌های خیلی خوب اما بی‌حقیقتی که نوشته شده لازم بود دو سطر می‌نوشت که در این اشکالی که این مملکت امروز گرفتار است من این کار را خواهم کرد و یا به طور کلی من مدعی حل مشکل هستم کافی بود. الان ملت ایران! اگر با مردم می‌خواهید رو به رو بشوید از شما اصلاح کشاورزی، اینهایی که نوشته‌اید، بهبودی وضع پایین آوردن هزینه، و امثال اینها را با شما صحبت نمی‌کنند این انتظار را اصلاً کسی از شما ندارد بلکه الان شما باید بگویید وضع آذربایجان، خراسان، شمال و مازنداران کجا و کجا و خود طهران از لحاظ همین جریان‌هایی که بوده و هست و از لحاظ این مشکل سیاسی که موجب سقوط یک دولتی شد و شما امروز آمدید عوض همه این حرف‌ها باید چهار و پنج سطر مطلب صحیح و جدی می‌نوشتید اینجا که من چه کار خواهم کرد اگر این را نمی‌خواستید بنویسید لااقل بگویید من که دولت هستم و آمده‌ام زمام مملکت را دست بگیرم مدعی حل این مشکل و این محظور هستم من با نهایت احترام عرض می‌کنم برای این مطالب که در برنامه ذکر شده دیگر وقع و احترام و معنایی باقی نمانده است هر کس آمده گفته که من می‌خواهم کشاورزی را اصلاح کنم، کشاورزی سرتان را بخورد آب یک طهرانی را نمی‌توانید تنها اصلاح کنید، ‌هر دولتی آمده گفته است من اصلاحات معارفی می‌کنم با این 15 میلیون که ما پول دادیم، این است وضع مدارس مختل، مغشوش و درهم و کثیف و ریخته روی هم دیگر دوباره سه باره عرض می‌کنم که چرا ما از صحبت‌هایی که عادی نیست و تکرار نیست وحشت می‌کنیم، خوب شما را به خدا امروز با وضع فعلی با گرفتاری فعلی ممکت ما محتاج بودیم که آقای بیات تشریف بیاورند و این برنامه را بنویسند، نسخه معالجه تمام امراض ما این است، این نسخه مملکت را نجات می‌دهد ما گرفتار تعقیب صرف از یک عادت غلط، هستیم که یک حکومتی می افتد و بعد هم ناچار یک کسی باید بیاید، این کسی که آمد یک چند نفری باید تر و خشک کند از خارج بیاورد و بعد هم یک چیزی بیاورد و بگوید برنامه و بعد هم یک عده ما به نام موافق و مخالف صحبت کنیم توی صحبت هم بدویم یک خرده از هم برنجیم، پس فردا هم به فکر این که رأی اعتماد می‌دهیم به دولت هفتاد، هشتاد تا از این ورقه‌های سفید که دو تا دانه‌اش واقعاً حیف است.

حاذقی- نمی‌شود دولت نباشد.

طباطبایی- ساکت باش آقا، عرض کنم آقا توجه بفرمایید مملکت گرفتار است این مردم نگران هستند، ‌اوضاع اقتصادی ما مشکل است، من احتراز دارم از تکرار مطالب ولی از لحاظ سیاست اوضاع بر شما پوشیده نیست، وسط این مملکت یک خطی کشیده شده است.

همهمه نمایندگان- هیچ خطی کشیده نشده است! هیچ خطی و کسی قبول نمی‌کند.

نائب رئیس- آقای طباطبایی مراعات بفرمایید.

طباطبایی- عرض کنم، من از لحاظ سیاسی عرض نمی‌کنم، اگر مجال داده بودید عرض می‌کردم که از لحاظ سیاست همه ایرانی هستیم، از لحاظ سیاست همه مملکت خودمان را می‌خواهیم بعد از مصلحت و استقلال خودمان، ‌البته دوستی و خوبی روابط خودمان را با سایرین می‌خواهیم، البته ما با دول متفق خودمان مخصوصاً با دول بزرگ متفق دوست هستیم من از لحاظ سیاسی عرض نمی‌کنم از این لحاظ عرض می‌کنم این مملکت، یک قسمت در اشغال یکی از متفقین ما است مطابق قوانین و مطابق پیمانی که داریم، یک قسمت هم سایرین هستند، غیر از ما دیگران هم در این مملکت هستند.

+++

وزیر راه (آقای انتظام)- اینها مخالف پیمان است آقا این مطالب که فرمودید…

طباطبایی- … می‌فرمایید نیستند و اگر بگویم نیستند درست می‌شود با تمام این مشکلات و مصایبی که برای مملکت هست، به نظر من یک حکومت فعال یک حکومت جدی، یک حکومتی که ملت ایران می‌خواهد، ملت ایران می‌داند که با دست آن حکومت ممکن است نجات پیدا کنند، لازم است و اگر به طوری که در اول عرایضم عرض کردم امروز موجبات این کار، مقتضیات این کار فراهم نبوده و نیست ما ناچار بودیم و ناچار هستیم که فکر بهتر و فکر قویتری بکنیم، الان اینجا یک یادداشتی است که به بنده نوشته شده و آن این است که این مطالب را تذکر بدهم که لااقل شما می‌بایست در برنامه‌تان بالصراحه وعده می‌کردید که برای رفع اغتشاش‌ها و اختلافاتی که در اغلب نقاط مملکت بروز کرده است چه نقشه‌ای دارید، و چه راهی را خواهید رفت، الان که این یادداشت یکی از رفقا به بنده تذکر می‌دهد که به شما توصیه بکنم این طور نیست که شما خیال می‌کنید که یک قضیه پیش آمده و چون ده بیست روز دولت نبود از بین رفت و حالا هم ما آمده‌ایم اگر هیچ صحبت نکردیم دیگر هیچ اشکالی نیست شما خوب بود می‌فرمودید که در سیاست خارجی چه رویه اتخاذ خواهید کرد و نقشه‌تان در این باب اگر هم به تفصیل نمی‌خواستید به طور اجمال تذکر می‌دادید که چه خواهد بود، بنده در آخر صحبتم مجبورم دوباره تجدید بکنم این نظر را که من خودم شخصاً خدا می‌داند نسبت به آقای بیات کمال ارادت را دارم، آقای بیات مدتی در مجلس بودند، همکار محترم ما بودند، الان هم مطالبی که عرض کردم به طور کلی بود و نظر و هدف خاصی هم با این آقایان وزرا نداشتم و ندارم و این مطالبی را که عرض کردم به نفع خود آقا بود، اگر در انتخاب وزرا همان طور که دقت هم کرده‌اند، یک قدری بیشتر دقت می‌کردند، ‌لااقل شما یک شخصی بودید که در این موقع آمدید به مجلس و یک کابینه خیلی جور و صحیح می‌آوردید و این خود یک قدری مایه ‌امیدواری است و به عقیده من متأسفانه در این باب هم موفقیتی حاصل نکرده‌اید.

نائب رئیس- آقای دکتر عبده

دکتر عبده- بنده در ستون موافق دولت اسم نوشتم، موافق دولت هم هستم ولی مشروط به این که تذکراتی را که عرض می‌کنم دولت آقای بیات مورد توجه قرار بدهند و ضمن نطقی که ایراد می‌کنند به ما اطمینان بدهند که نسبت به این تذکرات اقدام کنند و قبل از این که شروع به بیان مطلب بکنم راجع به قسمتی از اظهارات آقای طباطبایی در باب آقای  زند از نظر ندای وجدان یک نفر قاضی مجبورم عرایضی بکنم و آن این است که مطابق اصول صرف اعلام جرم یعنی صرف شکایت بر علیه یک نفر برای سلب صلاحیت او از وزارت کافی نیست، اگر غیر از این بود کافی بود که بر علیه وزرای فعلی یکی از وکلا اعلام جرمی بکند و این مانع از وزارت آنها بشود (صحیح است) مطابق اصول برای این که از وزیری سلب صلاحیت بشود لااقل بایستی قرار تعقیب از طرف مجلس نسبت به او صادر بشود (بعضی از نمایندگان- از طرف کمیسیون‌ها) ‌این را بنده از نظر ندای وجدان یک نفر که 15 سال از عمرش را صرف امور قضایی کرده مجبور بودم به عرضتان برسانم، اما راجع به برنامه بنده هم با آقای طباطبایی در این عقیده شریکم که آقای بیات نسبت به سیاست خارجی مملکت ما لازم بود که بیشتر توضیح بدهند این عباراتی که نوشته‌اند خلاصه است و مختصر است و خیلی کلی است بالاخره برنامه یک دولت می‌بایستی به اندازه روشن و واضح و زبان‌دار باشد که نمایندگان مجلس خط مشی آن دولت را تشخیص بدهند و روی موافقت با آن خط مشی به دولت رأی بدهند یا اگر مخالفند رأی ندهند در هر حال نظر به این که مهم‌ترین موضوعی که امروز توجه همه را و همه ملت ایران را جلب می‌کند سیاست خارجی است، ‌تصور می‌کنم که بی‌مناسبت نیست راجع به این موضوع توضیحاتی به عرض همکاران محترم برسانم، بنده از آنهایی هستم که معتقدم سیاست خارجی مملکت از نظر مباحثه در مجلس عیناً مثل سیاست داخلی

+++

مملکت است به قول پرزیدت ویلسن اگر در پارلمان‌های دنیا همان طور که راجع به سیاست داخلی مملکت صریح صحبت می‌شود راجع به سیاست خارجی ممالک هم علناً صحبت می‌شد آن روز دیگر جنگ در دنیا اتفاق نمی‌افتاد تمام این خونریزی‌ها و بدبختی‌هایی که امروزه بشر به آن گرفتار است ناشی از قراردادهای سری و مذاکرات محرمانه است ما باید سعی کنیم به عنوان یک دولت کوچک برای حفظ استقلال مملکت خودمان صریح باشیم برای این که ما سیاستی جز حفظ استقلال مملکت نداریم (صحیح است) ما باید با کمال صراحت لهجه بدون تذبذب با همه متفقین خودمان رفتار کنیم (صحیح است) به طوری که به هیچ وجه مجال سوء‌ظن به هیچ کدام ندهیم (صحیح است) اگر ما با همه صاف و راست رفتار کردیم اگر ما بهانه به دست هیچ کس ندادیم مسلم بدانید که همه به استقلال ایران احترام خواهند گذاشت (سید ضیا‌‌ءالدین- ما بهانه نمی‌دهیم اگر بهانه بگیرند مطلبی است علیحده) (ایرج اسکندری- برای ایشان هم زنگ بزنید آقا) ما امروز با سه دولت بزرگ در تماسیم و به دوستی هر سه دولت اهمیت می‌دهیم و علاقه‌مندیم (صحیح است) اول دولتی که ما باید با آن حسن تفاهم داشته باشیم همسایه شمالی ما دولت شوروی است ما طبعاً با دولت شوروی اخلاقاً سیاستاً با کمال صداقت و صمیمیت بایستی رفتار کنیم (صحیح است) علل و جهاتی هم برای این صداقت و صمیمیت هست برای این که از روز انقلاب اکتبر به این طرف دولت شوروی برخلاف سیاست سابق دولت تزاری با دولت ایران، با ملت ایران یک رویه دوستانه و مسالمت آمیزی را اتخاذ کرده است وقتی یک نفر بی‌طرف فصول مختلف قرارداد 1921 را از نظر بگذراند مواجه می‌شود با مطالبی که حاکی از حسن نیت دولت شوروی است و آن این است که دولت شوروی از سیاست جابرانه دولت مستعمراتی روسیه صرف‌نظر می‌کند دولت شوروی در امور داخلی ایران مداخله نمی‌کند، از سیاست اقتصادی استعماری دولت تزاری صرف‌نظر می‌کند از کلیه امتیازاتی که ملازمه با اختلال استقلال اقتصادی این ممکلت دارد صرف‌نظر می‌کند خوب یک دولتی که بیاید صریحاً چنین قراردادی را با این صراحت که از نظر حفظ استقلال مملکت ما کاملاً مؤثر است منعقد کند البته ما وظیفه داریم که با آن دولت مادام که به این اصول علاقه‌مند است با کمال صمیمت رفتار کنیم (صحیح است) ما نباید فراموش کنیم که اولین مربته کاپیتولاسیون را دولت شوروی در ایران الغا کرد و ما روی الغا کاپیتولاسیون از طرف دولت شوروی توانستیم این زنجیر کذایی را که به استقلال قضایی ما لطمه وارد می‌آورد پاره کنیم و بشکنیم ما این را فراموش نمی‌کنیم و از نظریه دولت شوروی نسبت به ایران کمال تشکر را داریم بالاخره از نظر اقتصادی هم نباید فراموش کنیم که ایران بهترین بازار برای کالاها شوروی است و شوروی هم بهترین بازار برای کالاهای ایران است ایران یکی از بهترین طرق ترانزیت شوروی است و شوروی هم بهترین راه ترانزیت برای ایران است اینها یک چیزهایی نیست که ما بتوانیم از آن صرف‌نظر کنیم و مسلماً هم دولت شوروی صرف‌نظر نخواهد کرد (صحیح است) اما دولت انگلستان، ‌روابط دوستی ما با دولت انگلستان از خیلی دیر شروع می‌شود و انصافاً ما جز محبت و صمیمیت از دولت انگلستان چیزی ندیده‌ایم و مساعدتی را که در تحصیل آزادی و مشروطیت ایران به ما شده است فراموش نمی‌کنیم و اگر در ضمن جریان حوادث گاهی با قراردادهای 1919 یا 1907 که قلب ما را جریحه‌دار می‌کند مواجه می‌شویم این را هم حمل می‌کنیم بر نظریه سیاست‌مداران محلی و مسلماً سیاست عمومی انگلستان این است که یک ایران مستقل، یک ایران نیرومند از نظر حفظ تعادل سیاست عمومی دنیا وجود داشته باشد. اما دولت آمریکا البته سابقه داریم که برخلاف سیاست منرویه سیاست دولت آمریکای امروز مداخله در امور ‎غیر آمریکا هم هست یعنی دولت آمریکا نسبت به امور جهان نمی‌تواند بی‌نظر باشد و روی این سیاست آمریکا یک عامل مؤثری در سیاست عمومی دنیا است و از این عامل مهم ایران نمی‌تواند صرف‌نظر کند امیداوریم که این مداخله به نفع آزادی دنیا

+++

و استقلال ملل کوچک تمام شود و ما خیلی خوشوقتیم که وقتی به تاریخ روابط خودمان با آمریکا نگاه می‌کنیم می‌بینیم وقتی که صحبت از قرارداد 1919 شد دولت آمریکا اعلامیه صادر می‌کند در راه سعادت و حفظ استقلال ایران و کمک می‌کند برای شرکت ایران در کنفرانس صلح سابق و ما نسبت به دولت و ملت آمریکا متشکریم و خدماتی را که مردمانی از قبیل شوسترها در ایران کرده‌اند فراموش نمی‌کنیم (صحیح است) با این روابط سیاسی که داریم وظیفه یک دولت عاقل چیست؟ این است که باید با کمال صراحت لهجه با دول بزرگ صحبت بکند وظیفه یک دولت کوچک مثل دولت ما این است که با کمال صراحت لهجه با کمال صداقت و صمیمیت با این سه دولت رفتار کند ما شاهین ترازوی سیاست خارجی خود را نباید به هیچ طرف متمایل کنیم و به هیچ وجه کاری نکنیم که جلب سوء‌ظن یکی از آنها بشود. بنده معتقدم که هیچ ایرانی با شرف هیچ ایرانی علاقه‌مند به این مملکت دنبال سیاست یک جانبه نمی‌رود (صحیح است) و حتی برخلاف نظر آقای دکتر کشاورز که گفتند:‌ (این طور از بیان‌شان استفاده می‌شد) که ساعد دنبال سیاست یک جانبه رفت می‌خواهم عرض کنم در عین این که مخالف دولت ایشان بودم ساعد مرد وطن پرستی است (صحیح است) ممکن است ساعد مثل هر بشری در اثر فشار کار در اثر توأم کردن پست وزارت امور خارجه با نخست وزیری دچار اشتباه شده باشد و ممکن است بی‌تجربگی و ناشی‌گری به خرج داده باشد و قیافه سیاست یک جانبه را به خود گرفته باشد ولی از آنجایی که ایرانی باید حق شناس باشد بنده که مخالف دولت ساعد بودم امروز از نظر این که حق یک مرد وطن پرست را ادا کرده باشم خودم را اخلاقاً مکلف می‌دانم که عرض کنم ساعد مرد خائن نیست (صحیح است) ما باید یک سیاست کاملاً ملی را تعقیب کنیم. مجبورم این نکته را عرض کنم که این دو دستگی عجیب که امروز در کشور ما مشهود است اگر ادامه پیدا کند برای همه ما خطرناک است (صحیح است) اگر ما از این دو دستگی صرف‌نظر نکنیم اگر در موقعی که خدای نکرده ممکن است این خانه آتش بگیرد همه در مقام اطفا این آتش نباشیم مسلم بدانید خدای نکرده بعد از چندی نه ایران خواهد ماند نه ایرانی (فولادوند- نه دسته) نه دسته ولی در عین حال همان طور که عرض کردم بنده عقیده خودم را عرض می‌کنم نباید ما برای هیچ یک از اتباع دولت‌هایی که با ما تماس دارند هیچ گونه مزیتی قائل شویم بنده این طور خیال می‌کنم و ممکن است این طور هم باشد که اگر غیر از این بکنیم مجال بهانه به دست غیر می‌دهیم اگر ما آمدیم تمام اختیارات اقتصادی مملکت را به دست یک نفر آمریکایی دادیم این خواه ناخواه ممکن است ایجاد سوءتفاهمی بکند (صحیح است) الان سه سال است که قوای امریکا در ایران است و هنوز دولت ما با آنها قراردادی نظیر پیمان سه‌گانه نه بسته‌اند در صورتی که مطابق اصل 106 قانون اساسی قوای بیگانه در کشور ما فقط ممکن است به موجب قانون اقامت کند در یکی از روزنامه‌های آمریکایی دیدم که آمریکایی در قلب ایرانی جا دارد و محتاج به قرارداد نیست ولی تصدیق می‌فرمایید مطالب اصولی با تعارف درست نمی‌شود اینها طبعاً ممکن است یک بهانه‌هایی به دست دیگران بدهد و حال آن که در این جریان باید اذعان کنیم که هیچ کس نظر سویی نداشته است و هیچ کس نخواسته است دنبال سیاست یک طرفه برود (ساسان- از دولت در این موضوع سؤال شد و جواب ندادند) ولی چه باید کرد؟ ناشی‌گری، ‌عدم مهارت ممکن است سوء‌ظن ایجاد کند (ایرج اسکندری- بعضی اشتباهات خیانت است) اگر ما دولت‌های با شهامتی داشتیم، اگر ما دولت‌های توانا و دانایی داشتیم که بعد از سوم شهریور قرارداد سه‌گانه را جلویشان می‌گذاشتند و اجازه نمی‌دادند که برخلاف مدلول آن تجاوزی به حقوق ما بشود و نسبت به کلیه متفقین علی‌السویه رفتار می‌کردند (صحیح است) آن روزی که عده‌ی از ایرانیان به اتهام و عنوان همکاری با فاشیست با آلمان‌ها از طرف مقامات بیگانه، توقیف شدند آن روز (حالا که گذشته عرض می‌کنم) آن روز لطمه بزرگی به استقلال قضایی ایران

+++

وارد شد (صحیح است) استقلال قضایی ایران ایجاب می‌کرد که هر کس در ایران مرتکب جرم می‌شود می‌بایستی مطابق اصول قضایی ما تعقیب شود این اصلی است که ایجاب می‌کند و حفظ می‌کند استقلال قضایی این ممکلت را بنده در مقام ایراد و اعتراض به دولت‌های پیش نیستم ولی تاریخ این ضربه‌ای که به استقلال قضایی ما وارد شده است فراموش نخواهد کرد مضافاً به این که به موجب فصل چهارم قرارداد سه‌گانه ما مملکت اشغال شده نبودیم البته یک دولت اشغال کننده در خاک یک دولت اشغال شده حق دارد محاکمی تشکیل بدهد و جرایمی که در آنجا واقع می‌شود رسیدگی کند ولی ما به موجب فصل چهارم قرارداد که می‌گوید (دول متحده می‌توانند در خاک ایران قوای زمینی و دریایی و هوایی به عده‌ای که لازم بدانند نگاه دارند و تا جایی که مقتضایات استراتژیک اجازه بدهد نقاطی که این قوا آنجا نگاه داشته خواهند شد با موافقت دولت ایران تعیین خواهد شد. جمیع مسائل مربوطه به روابط بین قوای دول متحده و ادارات دولت ایران حتی‌الامکان با همکاری ادارات ایران تسویه خواهد شد بنحوی که مأمونیت قوای مزبور محفوظ باشد مسلم است که حضور این قوا در خاک ایران اشغال نظامی نخواهند بود) حالا که ما مملکت اشغال شده نیستیم حالا که ما مملکت متفق هستیم قوای متفق نبایستی و حق ندارد که دادگاه علیحده تشکیل بدهد و باید کلیه جرایمی که در این مملکت پیش می‌آید دادگاه‌های خودمان رسیدگی کنند (سید ضیا‌ءالدین- تقصیر دولت‌های شما بود) تصدیق می‌کنم بدتر از همه این که یکی از دولت‌ها که درست نظرم نیست کدام بود آمدند پروتکلی کتباً تنظیم کردند که به موجب این پروتکل جرم باز داشت شدگان سیاسی با حضور نمایندگان ایران رسیدگی می‌شود اگر بی‌تقصیر بودند آزاد می‌شوند اگر مقصر بودند تا خاتمه جنگ در توقیف می‌مانند بنده اگر متعرض این مطلب می‌شوم برای این است که در حقوق بین‌المللی استاتوکو و سوابق بعدها ممکن است مورد استناد واقع شود و اگر اشتباهاً یک چنین پروتکلی تنظیم شده باشد بی‌مورد بودن آن باید پشت این تریبون گفته شود که بعدها مورد سوءاستفاده واقع نشود (صحیح است)بنده نمی‌دانم دولتی که این پروتکل را امضا کرده به چه حقی به خودش اجازه می‌دهد که در مقابل تقاضای بیگانه تسلیم شود در صورتی که ممکن بود این نظر را به طریق دیگری تأمین نمود این یک شکافی است که در جریان تاریخ استقلال قضایی ما پیش آمده است و نمی‌بایستی تکرار شود (صحیح است) بدتر از همه مطابق اطلاعاتی که بنده دارم اغلب این بیچاره‌هایی که توقیف شده‌اند تقصیری نداشته‌اند اما ما حرف نزدیم برای این که گفته نشود برخلاف اصول دوستی و صمیمیت و همکاری رفتار شده است (صحیح است) تا آن اندازه‌ای هم که بنده اطلاع دارم تحقیقات هم این حقیقت را ثابت می‌کند که اغلب بازداشت شدگان بی‌تقصیرند یک عده از آنها بعد از پانزده ماه بازداشت و پانزده ماه گرفتاری آزاد شدند و عده‌ای هم هنوز در بازداشت هستند شاید چند نفری واقعاً مقصر باشند ما انتظار داریم مللی که برای آزادی دنیا می‌جنگند نسبت به آزادی هم میهنان ما بیشتر علاقه نشان بدهند و ما یقین داریم با تذاکراتی که داده شد کلیه کسانی که بدون جهت توقیف شده‌اند و الان ماه‌ها است که عایله آنها چشمشان دنبال آنها است هر چه زودتر آزاد شوند بنده از موقع استفاده می‌کنم و عرض می‌کنم از قراری که شنیده‌ام دولت سابق گویا بعضی از متهمین سیاسی که آزاد شده‌اند به عنوان این که ممکن است هنوز مورد سوء‌ظن باشند کار نمی‌دهند در صورتی که به کار آنها رسیدگی شده و بعد از رسیدگی معلوم شده که اینها واقعاً بی‌تقصیر هستند و در هیچ عملی که مخالف مصالح متفقین باشد شرکت نداشته‌اند و از آقای بیات استدعا می‌کنم که نسبت به این موضوع توجه بفرمایند که هر چه زودتر کار مناسبی به آنها مراجعه شود. قسمت دیگر که باز ناشی از مسامحه در امور مربوط به سیاست خارجی ما است عدم انعقاد قراردادی است راجع به مصونیت قوای متفقین در ایران که به موجب قسمت آخر فصل چهارم قرارداد سه‌گانه که می‌گوید: (قراردادی باید منعقد شود که در آن قرارداد مصونیت‌هایی هم که قوای دول متحده در ایران از آن برخوردار خواهند بود مقرر خواهد گردید) به موجب قرارداد سه‌گانه می‌بایستی منعقد شده باشد راجع به این موضوع باید قراردادی بسته شود ولی الان سه سال است

+++

از موقع انعقاد قرارداد سه‌گانه می‌گذرد در صورتی که هنوز از این قرارداد بسته نشده است (سید ضیا‌ءالدین- و قراردادهای دیگر) بلی و قراردادهای دیگر و این موضوع هم در استقلال قضایی ما کمال تأثیر را دارد برای این که با فقدان چنین قراردادی هر کس در داخل خاک ایران جرمی مرتکب بشود بایستی محاکم ما به آن رسیدگی کنند بنابراین اگر یک نفر شوفر بیگانه مثلاً در داخل مملکت ما جرمی مرتکب شود می‌بایستی رسیدگی به اتهام او به محاکم ما مراجعه شود و این کار نشده با وجودی که قراردادی راجع به مصونیت قوای متفقین تاکنون منعقد نشده است امیدواریم به زودی جنگ تمام بشود یا موجباتی که اقامت آنها را در ایران ایجاب می‌کرده از بین برود و اقامت آرتش بیگانه در ایران زیاد طول نکشد و به زودی آرتش متفقین به سلامت به مملکت خود مراجعت کند ولی در عین حال به نظر بنده انعقاد این قرارداد از ضروریات سیاسی ما است (صحیح است) اما راجع به مسأله نفت بنده همان طور که عرض کردم هیچ وارد جزئیات کار نمی‌شود و هیچ نمی‌خواهم عرض کنم که این عمل دولت ساعد در جریان نفت عملی برخلاف مقتضیات سیاسی ما بوده یا نبوده آیا استخدام دو نفر آمریکایی برای مشاوره آن هم به خرج ایران مناسب بوده یا نبوده بنده همه را حمل به ناشی‌گری سیاسی می‌کنم ولی در هر حال دو موضوع را باید محرز دانست یکی این که دولت ساعد به هیچ وجه سوء‌نیتی در جریان تقاضای امتیاز نفت نداشته است و تنها در اثر مجامله کاری و رودربایستی که می‌دانید ایرانی اساساً اهل تعارف است که وقتی یک چیزی را ازش می‌خواهند فوراً طرف را جواب نمی‌کند و نمی‌گوید نه این سوء‌تفاهم پیش آمده و نتیجه‌اش این می‌شود که می‌بینید در صورتی که در کارهای سیاسی باید رک و راست حرف‌ها را گفت دوم این است که دولت ایران مثل هر دولت مستقل دیگری حق دارد تقاضای امتیاز را قبول کند یا نکند به بعد از جنگ محول کند یا نکند به عقیده بعضی‌ها به بعد از صلح عمومی محول کند یا نکند (صحیح است) یا ابداً تقاضای امتیاز را قبول نکنند معنی استقلال در قاموس‌های مختلف مختلف نیست دولتی را می‌گویند مستقل که در امور داخلی و خارجی خودش آزاد باشد (صحیح است) غیر از این استقلال معنی ندارد اگر به موجب اعلامیه اول دسامبر 1943 سه دولت که خوشبختانه ‌امروز ( سید ضیاء‌الدین- دیروز) یک سال می‌گذرد و ما می‌توانیم نسبت به این اعلامیه ابراز خوش‌وقتی کنیم برای این که قطع نظر از منشور اتلانتیک قطع نظر از قرارداد سه‌گانه قطع نظر از سایر اعلامیه‌هایی که صادر شده است به طور کلی به موجب این اعلامیه از طرف رؤسای دولت‌های بزرگ خدمات ملت ایران به متفقین تصریح گردیده و استقلال ایران تضمین شده است (صحیح است) اگر واقعاً به موجب منشور آتلانتیک و این اعلامیه‌ها ما دولت مستقلی هستیم این استقلال را به تمام معنای کلمه ما داریم (صحیح است) البته هر دولت مستقلی وقتی که تقاضای امتیاز نفت نسبت به دویست و شانزده هزار کیلومتر از اراضی او می‌شود حق دارد فکر کند، مطالعه کند و با در نظر گرفتن این نکته که امتیاز نفت مثل سایر امتیازها نیست حواب بدهد بالاخره با تجربه‌ای که ما در جنوب داریم می‌دانیم از نظر سیاسی و در عین حال از نظر اقتصادی دادن امتیاز نفت برای ایران قابل مطالعه است (صحیح است) البته دولت شوروی حق دارد از دولت ایران انتظار صداقت و صمیمیت داشته باشد و به این صداقت و صمیمیت هم همه افراد ملت ایران علاقه‌مند هستند (صحیح است) ولی معنی صمیمیت این نیست که اگر از ما امتیازی نفت خواستند ما فوراً تسلیم شویم (صحیح است) دولت شوروی در 1921 از هرگونه ‌امتیازی در خاک ایران صرف‌نظر کرد و در همان قرارداد این انصراف خود را معلل کرد به این علت که عرض می‌کنم که دولت ایران بتواند آزادانه در دارایی خودش تصرفات بکند بنابراین خود دولت شوروی قبل از هر دولت دیگری علاقه‌مند بوده است که ما آزادانه بتوانیم در دارایی خودمان دخالت و تصرفات کنیم (صحیح است) و مسلماً نفت شمال جزو دارایی مسلم ایران است (صحیح است) و بنده خیال نمی‌کنم دولت امروز شوروی برخلاف نظر پیشوای بزرگ شوروی نظر تازه اتخاذ

+++

کرده و در رویه لنین بزرگ تجدیدنظر نموده باشد (صحیح است) به علاوه این نکته مخصوصاً در حقوق خصوصی و در حقوق عمومی مورد نظر است که وقتی یک قراردادی بین دو نفر یا دو دولت منعقد می‌شود بایستی طرفین آزاد باشند و طرفین در وضعیتی باشد که هیچ گونه شایبه اکراه و اجبار در آن نرود و فرض نشود تا وقتی که قوای بیگانه در داخل این کشور است ممکن است فرض شود که ما در دادن امتیاز مکره بوده‌ایم و این نکته از نظر محبوبیت و از نظر شئون و حیثیتی که دولت شوروی در ظرف این چهار سال در دنیا پیدا کرده است به نظر بنده قابل تأمل است (صحیح است) دولت شوروی در ظرف این چهار سال به حق و به جا خودش را قهرمان آزادی دنیا معرفی کرد بنده عقیده دارم و هر آدم منطقی هم این طور فکر می‌کند که اگر دولتی این عنوان و این مقام و این حیثیت معنوی را در دنیا پیدا کرد نباید به آسانی از دست بدهد (صحیح است) بنده نمی‌توانم باور کنم که دولت شوروی یا مأمورین محلی شوروی با مداخله در امور داخلی ایران نسبت به ما می‌خواهند اعمال فشار بکنند این را من نمی‌توانم باور کنم و باور کردنی نیست و عمل دولت شوروی و عمل سربازان شوروی و رفتار آنها تاکنون نسبت به ایران و ایرانیان رویه مسالمت آمیز شوروی را محرز می‌کند و به هیچ وجه بنده نمی‌توانم این را باور کنم که بدون رضایت ملت ایران می‌خواهند از ما امتیاز نفت بگیرند ولی یک تشکر از دولت شوروی ما داریم آن این است که وقتی به خیال گرفتن امتیاز نفت در شمال افتادند مستقیماً به خود ما مراجعه کردند در مقاله روزنامه تایمز که گویا ارگان رسمی یا نیم رسمی وزارت خارجه انگلیس است یک مطلبی را دیدم (لابد آقایان هم مطالعه کرده‌اند) در آنجا متذکر می‌شوید: دولت روس بدون مشورت با دو هم پیمان خود در تقاضای خود اصرار می‌ورزد معلوم می‌شود که به عقیده مضر روزنامه مزبور جرم آقایان این نبوده است که چرا به ما مراجعه کرده‌اند و درخواست گرفتن امتیاز را دارند جرم‌شان این بوده است که چرا به آن دو دولت متفق خودشان مراجعه نکرده‌اند اگر واقعاً این طور است که مسائلی که مربوط به ما است دیگران باید تصمیم بگیرند. اگر واقعاً ما مال‌المصالحه غیر هستیم آن وقت استقلال و آزادی و این همه حرف‌هایی که برای آزادی و حمایت دول کوچک زده می‌شود معنی ندارد (صحیح است – احسنت) ایرانی هر چه داشت در طبق اخلاص گذاشت و برای پیشرفت متفقین خود داد اما جبران خسارات او را به این ترتیب خواهند داد بنده از دولت آقای بیات از آنجایی که ایشان را مرد شریف و وطن پرستی می‌دانم انتظار دارم نسبت به این موضوع یادداشتی به وزارت خارجه انگلستان بفرستند….

سید ضیاء‌الدین- یادداشت را باید به هر سه دولت فرستاد.

دکتر عبده- به هر سه دولت بفرستند ولی تصور نشود که صرف منشور آتلانتیک یک اعلامیه تهران یا قراردادهای منعقده بین ما و سایرین برای رعایت استقلال ایران کافی است ما باید در این دنیای پر‌آشوب و مادی خودمان علاقه‌مند به آزادی و استقلال خودمان باشیم (صحیح است – صحیح است) تا وقتی ایرانی بخواهد از حقوق خودش استفاده کند تا وقتی که ایرانی بخواهد زنده بماند زنده خواهد ماند (صحیح است احسنت)…

فولادوند- ایرانی زنده بوده و خواهد ماند.

دکتر عبده- برای ایرانی دولت شوروی و آمریکایی و انگلستان همه مساوی است. وقتی که شنیده شد از طرف سفارت آمریکا راجع به دکتر میلسپو یک کاغذ گله‌آمیزی به دولت ما نوشته شده بنده در پشت همین تریبون به دولت امریکا به عنوان یک وکیل ملت ایران اعتراض کردم (صحیح است) امروز هم عرض می‌کنم اگر واقعاً این مطالبی که ما می‌شنویم و اقدامات راجع به تبعید اشخاص در شمال ایران می‌شود راست است این قابل اعتراض است و ما بایستی کاملاً تعقیب بکنیم…

ایرج اسکندری- راجع به عملیات فلیچر هم در جنوب بفرمایید.

اردلان- آنها را شما بگویید.

+++

دکتر عبده- نسبت به آنها هم همین اعتراض را ممکن است داشته باشیم اگر ما ایرانی هستیم بایستی به تمام معنی ایرانی باشیم و در مقابل هر مداخله که در امور داخلی ما می‌شود مقاومت کنیم اگر واقعاً سرنوشت ایران این بوده است که باید از بین برود بگذارید از بین برود ولی نه به دست ایرانی (صحیح است – آفرین) دولت شوروی که در ظرف این چهار سال محبوبیت جهانی پیدا کرده است باید با احترام و حفظ استقلال و تمامیت و حاکمیت دول کوچک ثابت کند که شایستگی قهرمانی آزادی جهان را دارد در اینجا بنده روی سخنم به مأمورین سیاسی شوروی در ایران است یعنی مأمورین سیاسی که وظیفه دارد مذاکره با دولت ما هستند به نظر بنده آنها باید دقت بکنند که قبل از هر چیز منافع معنوی دولت شوروی در جریان است باید عملاً ثابت کنند که هیچ درخواستی که منافی با استقلال کشور ایران باشد نخواهند کرد. باید ثابت کنند که این جنگ به قیمت خون جوانان رشید شوروی تمام شده برای حفظ آزادی افراد و ملل بوده ضمناً دولت آقای بیات هم باید به مسئولیت بزرگی که امروز متوجه ایشان است توجه بکنند. باید با تمام قوا سعی بکنند این سوء‌تفاهمی که بین ما و دولت شوروی پیدا شده است رفع بکنند باید آقای بیات سیاست خارجی خودش را بر حفظ استقلال ایران و در عین حال براساس حقایق سیاسی قرار بدهد نه بر پایه تصورات ولی یک نکته را هم باید توجه داشته باشند که برای ایرانی اولین حقیقت سیاسی غیر قابل تغییر استقلال ایران است (صحیح است) بنده وقت آقایان را خیلی زیاد گرفتم ولی عرایض دیگری دارم اگر اجازه بفرمایید عرض کنم (حاذقی- بفرمایید شما از طرف مجلس ایران نطق می‌کنید) قسمت دوم برنامه راجع به توجه کامل به حفظ امنیت در کشور به وسیله مراقبت در اجرای قوانین و تقویت قوای تأمینیه است بنده راجع به این موضوع عرض زیادی نمی‌کنم برای این که وقت آقایان را نگیرم ولی فقط وظیفه خودم می‌دانم از یک وزیری که در کابینه سابق شرکت داشته است و در کابینه فعلی هم شرکت دارد تشکر کنم و خیال می‌کنم این نظر عموم همکاران بنده است و آن شخص آقای سروری است که با اجرای قانون چاقو‌کشی خدمت بزرگی به ایران کرده است (دکتر رادمنش- آزادی خواهان را هم تبعید کرده است با این قانون) آن را شما می‌گویید اما راجع به قسمت سوم. سعی در بهبود زندگی مادی و معنوی عامه مردم به وسیله پایین آوردن هزینه زندگی و تهیه و اجرای نقشه چند ساله برای بهداشت عمومی و فراهم کردن موجبات اصلاح مدارس و اجرای قانون آموزش و پرورش اجباری و همچنین گذراندن قانون کار به منظور تکمیل آسایش و رفاه کارگران در اینجا آقای بیات نمی‌دانم این ماده را با مشورت دکتر میلسپو نوشته‌اند یا بدون مشورت ایشان به هر صورت بنده به شما قول می‌دهم آقای بیات اگر بزرگ‌ترین سیاست‌مداران دنیا مثلاً چرچیل بیاید در ایران رئیس‌الوزرا بشود با وجود آقای دکتر میلسپو یک قدم در راه بهبودی زندگانی مردم نمی‌تواند بردارد (صحیح است) شما واقعاً اگر می‌خواهید درست به حقیقت و شخصیت آقای دکتر میلسپو و خدماتی که به این مملکت کرده‌اند توجه بکنید به گزارش اخیر ایشان گزارش ماهیانه اخیر آقای رئیس کل دارایی که جلد آن به رنگ کبود است گفته شد که ایشان هم با انتخاب این رنگ خواسته‌اند بگویند که کابینه شما را قبول ندارند و به همین جهت پشت جلد گزارش خود به رنگ کبودی انتخاب کرده‌اند این گزارش شانزده صفحه (تهرانی- ده هزار تومان خرج شده است) هشت صفحه‌اش راجع به آدرس‌های رؤسای وزارت دارایی است زن و مرد (امیر تیمور- آدرس اولش کیست؟) آقای زرین کفش وزیر سابق دارایی صفحه آخرش هم راجع به امور پرسنلی است باقی می‌ماند هفت صفحه که مشتمل بر گزارش مالی و اقتصادی این مملکت ملاحظه کنید در این هفت صفحه راجع به غله و نان و چای و جیره‌بندی و توزیع کالاهای انحصاری کارخانه‌جات، باربری و املاک واگذاری و خالصه‌جات، ‌توزیع مواد دخانیه، عملیات خزانه (تهرانی- یک صفحه‌اش را برای نمونه بخوانید آقای دکتر ) عرض می‌کنم وقتتان تلف می‌شود در هر حال مطلب این است

+++

و همه خوانده‌اند و دو سال است که وقت‌مان را با این آقا با قرائت اعلامه‌ها و گزارش‌های ایشان تلف می‌کنیم. بنده راجع به عملیات آقای دکتر میلسپو عرض زیادی ندارم برای این که مطلب خیلی باز شده است به طور مثال اشاره می‌کنم به عملی که ایشان راجع به پخش قماش در تهران کرده‌اند آقایان سابقه دارند که دو سال پیش چندین مغازه در تهران بود و به هر نحوی بود قماش را بین اهالی تهران در مقابل کوپن پخش می‌کردند ایشان که آمدند یک اداره کل توزیع دست کردند بعد هم یک عمارت بزرگی را اختصاص دادند به پخش قماش همان عمارت بزرگ فروشگاه که می‌دانید چندین میلیون ریال خرج آن شد که تا این عمارت مهیا شد برای فروش قماش قفسه و اثاثیه مغازه‌ها را به آنجا آوردند و از این جهت چندین میلیون خسارت به کیسه فقیر این ملت وارد شد پس از چندین ماه تازه کالاهایی که در انبار بود آوردند توی این مغازه بزرگ ولی آدم نداشتند برای فروش آن وقت آن مستخدمین مغازه‌ها را به حال خودشان گذاشتند آمدند چهارصد نفر عضو تازه استخدام کردند از زن و مرد (دکتر اعتبار- اغلب زن هستند) و ضمناً خرج ماهیانه مغازه‌ها را هم می‌پرداختند و با این ترتیب موفق شدند روزی بین پانصد نفر تا هزار نفر قماش تقسیم کنند و حساب نکردند که با این ترتیب تقسیم این قماش بین هشتصد هزار نفر جمعیت تهران چطور عملی می‌شود و چند سال طول می‌کشد بعد دیدند که این کار عملی هم نیست پنجاه هزار تومان هم خرج نمودند آن نرده‌های آهن را در آنجا نصب کردند باز هم عملی نشد آمدند دوباره همان مغازه‌های سابق را باز کردند و رئیس کل پخش اعلان کرد که مغازه‌ها حاضر است برای فروش قماش مردم که رفتند و مراجعه کردند گفتند ما دفتری نداریم حسابی نداریم از دیوان جزا می‌ترسیم قبل از این که دفتر ما مرتب بشود حاضر برای پخش قماش نیستیم. از این قبیل اعمال یکی دو تا نیست اداره تثبیت قیمت‌ها درست شد منحل شد اداره منع احتکار درست شد منحل شد به هر کاری که دست بزنید همین طور است در همین کار جیره‌بندی آن طوری که بنده اطلاع دارم تاکنون 780000 کوپن تقسیم شده است و هنوز مسلماً ثلث اهالی تهران برگ جیره‌بندی ندارند شاید در همین مجلس عده باشند که هنوز برگ جیره‌بندیشان را نگرفته باشند آمدند بالاخره پخش برگ‌های جیره‌بندی را موقوف کردند دیدند که از این هفتصد و هشتاد هزار ورقه دویست و شصت هزار تا بلامحل است و اصلاً در مقابل پرسش‌نامه ندارد و روز به روز هم قیمت کوپن در بازار پایین می‌آید اول قیمت کوپن صد تومان بود بعد کم‌کم رسید به هفت، هشت تومان این تنزل قیمت دیگر مربوط به عملیات آقای دکتر میلسپو نبود این تنزل قیمت مربوط به قانون عرضه و تقاضا بود چون کوپن در بازار زیاد شد قیمت پایین آمد. (خنده نمایندگان) ما تنها موهبتی که به طور غیر مستقیم از این مرد بزرگ اقتصادی داریم همان تنزل قیمت کوپن است (خنده نمایندگان ) راجع به اعلان چای و شکر قرمز که آقای دکتر کشاورز فرمودند چگونه قیمت چای و شکر و قند را بالا برد بنده عرضی نمی‌کنم .یکی از وظایف اساسی آقای دکتر میلسپو تنظیم بودجه کشور است شما خیال نکنید که کمیسیون بودجه راجع به گذراندن بودجه کوتاهی کرده است این حقیقت را باید گفت که تصور نکنید که کمیسیون بودجه نمی‌خواهد کار بکند خیر خیلی هم خوب کار می‌کند و این تأخیر در دادن گزارش برای این است که لایحه بودجه تقدیمی آقای دکتر میلسپو دارای خصوصیات بودجه نیست بودجه کشور شرایطی دارد باید فصل‌بندی شده باشد فصل‌ها از هم جدا باشند به طوری که از فصلی به فصل دیگر نباید خرج بشود بودجه‌ای که تقدیم شده به طوری که آقایان ملاحظه فرمودند به هیچ وجه دارای خصوصیات بودجه نیست. یکی از مسائلی که مبتلا به امروز مردم است اجرای قانون مالیات بر درآمد است بنده به شهادت  آقایانی که در کمیسیون دارایی بودند راجع به آیین‌نامه مالیات بر درآمد شدید بودم چون معتقد بودم که بایستی در این مملکت به هر وسیله‌ای که شده است این فاصله‌ای را که بین طبقه ممتاز یا طبقه ثروتمند کشور و مردم پیدا شده از بین ببریم (صحیح است) ولی

+++

متأسفانه این قانون هم در عمل معلوم شد برای همان طبقات ضعیف وضع شده چندی است مزاحم اصناف این شهر شده‌اند اصناف تهران به بنده مراجعه کردند و می‌خواستند دکان‌هاشان را این چند روزه تعطیل کنند بنده ازشان درخواست کردم که این کار را نکنند وضع فعلی مملکت اقتضا ندارد این کار بشود و خیلی متشکرم به عرض من توجه کردند ولی بالاخره اگر قانون مالیات بر درآمد را بخواهند خوب اجرا بشود باید فکر اساسی کرد مخصوصاً اجرای این قانون بایستی به دست اشخاص پاکدامن انجام بگیرد و عملاً می‌بینیم غیر از این می‌کنند و بنده مخصوصاً دلایلی دارم ولی برای این که وقتتان را زیاد نگیرم عرض نمی‌کنم از یک کره فروش شاید از بیست و پنج هزار تا سی هزار تومان مالیات بر درآمد خواستند و البته آن بیچاره چون نتوانست این مبلغ را بدهد ناچار شد دکانش را تعطیل کند و من یقین دارم که در هر اجرای قانون مالیات بر درآمد بر عده فقرا و بینوایان این مملکت صد در صد اضافه خواهد شد و عجب‌تر این که آنهایی که درآمد سرشاری دارند و باید بیشتر مالیات بدهند قضایا را حل می‌کنند و کم‌تر در معرض این اشکالات هستند. بنده مطلب دیگر راجع به آقای دکتر میلسپو دارم چون دیروز آقای اردلان هم فرمودند مجبورم اینجا عرض بکنم و آن راجع به آقای ابتهاج مدیر کل بانک ملی است بنده هیچ کاری ندارم که آقای ابتهاج را آقای دکتر میلسپو حق داشت بردارد یا حق نداشت این یک مسأله‌ای است مورد اختلاف به عقیده بنده او چنین حق را نداشته است ولی چیزی در این باب عرض نمی‌کنم چون نظر مخالف هم ممکن است باشد اما بعد از آن که آقای دکتر میلسپو آمدند به موجب یک نامه‌ای ایشان را برداشتند دوباره به معیت وزیر مالیه وقت آقای زرین کفش یک شرح مجددی تهیه کردند و به هیئت دولت انفصال ایشان را پیشنهاد کردند هیئت دولت هم این پیشنهاد را رد کرد اگر بگوییم که آقای دکتر میلسپو با توسل به نامه اخیر از نظر اولیه خودش برگشته یعنی معتقد شده مثل ما با به این که اختیار عزل و نصب مدیر کل بانک ملی را ندارد بایستی در این صورت امر دولت را باید اطاعت کند و نمی‌بایست متوسل بشود به این نامه‌هایی که آقایان ملاحظه فرموده‌اند به بانک‌ها و مؤسسات نوشته و عزل آقای ابتهاج را اعلام کرده است و اگر به عقیده اولی خود باقی است به موجب قانون استخدامش نباید دست به هیچ کاری بزند تا نظریه مجلس در این باب معلوم بشود و بنابراین ایشان با این عمل خودشان یا توهین به مجلس کردند یا توهین به دولت (بعضی از نمایندگان- توهین به همه) بله زیرا آن روزی که ایشان خودشان را حامی استقلال مملکت معرفی کردند توهین به همه شد روزی که ایشان آمدند و گفتند که دیگر موقع نیست دولتی در داخل دولت ایران باشد آن روز توهین به همه شد (دکتر کشاورز- و کسی هم صدایش در نیامد) و بنده مکرر اجازه خواستم عرض بکنم وقت ندادند، ‌آقای مهندس فریور در این موضوع صحبت کردند و بسیار خوب هم صحبت کردند (ایرج اسکندری- سایرین جلوشان را گرفتند) در هر حال ما یک دلخوشی داریم و آن این است که نخست وزیر فعلی ما آقای بیات است و بنده واقعاً مخفی نمی‌کنم از آقایان که نسبت به نظریه ایشان راجع به دکتر میلسپو یک قدری تردید داشتم و بعداً که تحقیق کردم اطلاعی که کسب کردم دیدم ایشان در عین حال که دوستی ممتدی با دکتر میلسپو دارند در کابینه آقای ساعد طرف‌دار الغای اختیارات 13 اردیبهشت بودند و این فکر را تقویت می‌کردند خوب یک مردی که با تمام سوابق دوستی از نظر حفظ قانون و از نظر حفظ مصالح مملکت بیاید این نظر را اتخاذ بکند این قابل تقدیس است بنده به ایشان ارادت زیادتری پیدا کردم و به طوری که اطلاع دارم می‌گفتند در آن دفعه اخیر که لایحه‌ای تهیه شده بود از طرف دولت و به مجلس نیامد و در جلسه خصوصی طرح شد راجع به الغای اختیارات دکتر میلسپو و نفهمیدیم که در اثر چه عوامل مرموزی که به عقل بنده و سایر جوان‌های مجلس نمی‌رسد از بین رفت آقای بیات به آقای ساعد اعتراض کردند که آقا این چه کار بود که ما کردیم بنده عقیده دارم که در ظرف این دو ماه در عقیده آقای بیات هیچ گونه تزلزلی پیدا نشده است (بعضی از نمایندگان-

+++

انشاءالله) و ایشان در عقیده خودشان باقی هستند و شرط موافقت بنده و اکثر از آقایان این است که شما نسبت به این موضوع صریح باشید و نظر سابق خودتان را اجرا کنید اگر این کار را کردید من به شما قول می‌دهم که تمام دسته‌جات مجلس نسبت به شما ارادت و علاقه‌مندی داشته باشند (صحیح است) و به علاوه از نظر مصالح مملکت مقتضی نیست که ما بیاییم در بست اختیاراتی که مربوط به قدرت حاکمیت مملکت است به یک نفر خارجی بدهیم و آن هم در موقعی که سرنوشت دنیا دارد معلوم می‌شود، آن هم در موقعی که بالاخره استانو کو و سوابق ممکن است مورد توجه واقع شود با دادن اختیارات مالی و اقتصادی این کشور به یک نفر خارجی تلویحاً عدم لیاقت خود را امضا کرده‌ایم، ما بایستی هر چه زودتر این اختیاراتی که برخلاف مصالح سیاسی مملکت داده شده است خاتمه بدهیم و هر چه زودتر انتظار داریم که قانون الغا ‌اختیارات 13 اردیبهشت آقای دکتر میلسپو به مجلس تقدیم شود (صحیح است) این نکته را هم فراموش نکنیم که ‌امروز اقتصاد و سیاست با هم خیلی تماس نزدیک دارند. من می‌ترسم و همه ممکن است این توهم را داشته باشند که از لحاظ تماس اقتصاد با سیاست آقای دکتر میلسپو بیشتر آمریکایی باشد تا ایرانی و اگر خیال بکنید که آقای دکتر میلسپو در یک مسأله اقتصادی که با دولت شوروی یا دولت ثالثی تماس بگیرند اگر بخواهند منافع ایران را به منافع آمریکایی ترجیح بدهند اول کسی که به ایشان بی‌ارادت می‌شود بنده هستم برای این که ایشان آمریکایی هستند و هفتاد سال یا هشتاد سال درست نمی‌دانم آمریکایی بوده‌اند و نمی‌توانند آخر عمری ایرانی باشند در قسمت طرح نقشه‌های اقتصادی بسیار فکر خوبی است ولی به شرط این که شورای عالی اقتصادی که در کابینه اسبق آقای ساعد گویا تصویب‌نامه مربوط به آن هم گذشت عملی شود و از مردمان با سابقه و مطلع در اداره‌ امور اقتصاد این مملکت در آنجا دعوت کنند آنجا بیایند یک هیئتی باشد که در آنجا کار کنند خواه جوان باشند خواه پیر همین قدر که وارد کار اقتصاد مملکت باشد کافی است بایستی در این مرکز از آنها استفاده بشود. مسأله‌ای که امروز خیلی موجب نگرانی ما شده است مسأله بی‌کاری است در این مملکت ما چون در تهران هستیم در مجلس هستیم اطراف خودمان را می‌بینیم به دور نماهای رقت آور شهرستان‌ها نظر نداریم ممکن است این مسأله برای ما گران تمام شود باید هر چه زودتر برای آنها فکر کار کرد ما الان صدها مهندس داریم که اینها کار اداری می‌کنند و حال آن که زحمات زیادی برای تربیت آنها کشیده شده است و شاید عده‌ای سرمایه‌دار هم داشته باشیم که با حسن نیت میل داشته باشند سرمایه‌های خودشان را در کارهای مولد ثروث مصرف بکنند اگر ما از این عوامل مهندسین جوان و از این جوانانی که امروز در این مملکت داریم و از این سرمایه‌داران بخواهیم استفاده بکنیم خیلی از ذخایر و منابع مملکت را استخراج می‌کنیم هم به حال مملکت مفید خواهد بود و هم به این وسیله ممکن است از آفت بی‌کاری جلوگیری بکنیم در برنامه دولت‌های سابق بعضی نکات مفید دیده شد در برنامه دولت کنونی ذکری از آن نیست در صورتی که به نظر بنده اگر تذکار آنها برای دلخوش کنک هم بود بد نبود مثلاً راجع به منع کشت تریاک که سال‌ها است از آن صحبت می‌شود ما می‌دانیم که یکی از بلاهای خانمان‌سوز این مملکت تریاک است بنده چند روز پیش رفتم به جنوب شهر و آنجا با دو چشم خودم وضع تأثر آور و سیه روز عده‌ای از هم میهنان خود را دیدم که دچار بلای شیره هستند دیدم در چه کثافتی غوطه می‌خورند و چگونه خود و عایله‌شان را به وادی نیستی سوق می‌دهند تا وقتی مردمان سالم نداشته باشیم تا استعمال تریاک و سایر مواد مخدره در این کشور رواج دارد نمی‌توانیم ما مردمان با اراده و قوی و فعال برای کشور تهیه کنیم.

دکتر شفق- در این خصوص طرحی تهیه شده است که تقدیم می‌شود.

دکتر عبده- راجع به استقلال قضات هم بنده مجبورم صحبتی بکنم زیرا خوب بنده خودم از همان دسته هستم و از این جهت افتخار می‌کنم و بنده به این نکته اساسی برخورده‌ام که مادام که استقلال قضات تأمین نشود ما نمی‌توانیم بی‌طرفی

+++

کاملی که در نظر داریم از قضات انتظار داشته باشیم ولی باید مقدمتاً این نکته را عرض کنم که اول باید دستگاه قضایی را تصفیه کرد بعد قضات را استقلال داد(صحیح است) و مخصوصاً برای تهیه یک کادر قضایی صحیح بایستی آقای وزیر مطلع دادگستری اقدام نمایند و من کمال امیدواری را به موفقیت ایشان دارم. یک قسمت مهمی که ما برای کشور نهایت درجه باید به آن اهمیت بدهیم استفاده از جوان‌های تحصیل کرده کشور است و لااقل اسباب دلخوشی برای ما جوان‌های مجلس بود که در برنامه آقای ساعد به آن اشاره شده بود ولی در این برنامه دیگری به این دلخوشی لفظی مبادرت نشده است و از جوان‌های تحصیل کرده کشور باید عملاً استفاده کرد( صحیح است) بنده عده لیسانسیه و مهندسین را در این کشور سراغ دارم و این که می‌گویم افسانه نیست الان در این شهر دارند بقالی می‌کنند گاراژداری می‌کنند و برای مملکتی که میلیون‌ها از کیسه فقیر این ملت خرج این اشخاص و جوانان تحصیل کرده کرده است من خیال می‌کنم خیلی مایه شرمساری و خجلت است که مهندسین و لیسانسیه‌های آن کشور برای پیدا کردن یک لقمه نان مجبور شوند خواروبار فروشی باز کنند( صحیح است) و من امیدوارم که دولت فعلی هم به این امر مهم یعنی استفاده از جوان‌های تحصیل کرده توجه بکنند یک وقتی در این مملکت یک فرصتی پیدا شد و یک عده را به فرنگ فرستادند و من خیال نمی‌کنم که دیگر به این زودی این فرصت در این مملکت تجدید بشود اکنون چندین ماه است که آقای مهندس فریور اصرار دارند راجع به قانون استخدام مهندسین و تهیه لایحه قانونی آن و تقدیم آن به مجلس شورای ملی و الان هشت نه ماه از این موضوع می‌گذرد و هنوز این لایحه از طرف دولت به مجلس شورای ملی تقدیم نشده است (صحیح است) باز هم بنده در خاتمه عرایضم توجه دولت و نمایندگان محترم دولت را به دو نکته جلب می‌کنم یکی این که دمکراسی ایران حکومت پارلمانی ایران به نظر من همان طور که با بیان شیوای خودشان تلویحاً آقای طباطبایی فرمودند دچار آفاتی شده است وجود حکومت‌های بی‌دوام و عدم قدرت در حکومت‌ها آفاتی است که مثل یک کرم که درختی را می‌خورد ممکن است دیر یا زود حکومت دمکراسی ما را از بین ببرد بنده خواستم اعلام خطر بکنم و از آقای بیات رئیس این دولت تقاضا می‌کنم که برای تثبیت حکومت دمکراسی و پارلمانی بیش از این توجه بکنند در ختام عرایض خود راجع به حاکمیت و استقلال این مملکت که اهم مسائل است صحبت می‌کنم(صحیح است- احسنت) شما و دولت شما و کلیه ایرانیان می‌بایستی در مقابل هر اقدامی که منافی با استقلال این کشور باشد مقاومت بکنید(صحیح است) ایستادگی بکنید ما هم از چپ تا راست در هر دسته‌ای که باشیم از شما پشتیبانی می‌کنیم. برای این که من معتقدم همه ماها ایرانی هستیم برای این که من معتقدم که فراکسیون دست چپ ما هم مثل فراکسیون دست راست همه ایرانی هستند مسلماً ایرانی هستند(صحیح است) و علاقه‌مند به مملکت هستند و من نمی‌توانم قبول کنم که در مملکت ما در کشور ما کسی باشد که بخواهد منافع و استقلال مملکت را از نظر خود دور کند. در این موقع باید ما دست به دست هم بدهیم و در مقابل هر گونه عواملی که به استقلال حاکمیت ما صدمه  برساند مقاومت و ایستادگی بکنیم(صحیح است) و در هر حال دنیا باید بداند که ملت مظلوم و ستمدیده ایران که در این جنگ ضررهای بی‌شماری داد به دوستی با متفقین خودش علاقه‌مند است ولی به استقلال و حاکمیت ایران بیشتر علاقه دارد.

نمایندگان- احسنت - صحیح است

نائب رئیس- اگر اجازه می‌فرمایید جلسه را ختم کنیم (صحیح است) فعلاً تنفس داده می‌شود تا فردا صبح در این موقع یک ساعت بعد از ظهر جلسه به عنوان تنفس تعطیل و روز پنجشنبه نهم آذر ماه یک ساعت و ربع قبل از ظهر به ریاست آقای دکتر معظمی(نائب رئیس) تشکیل گردید.

5– قرائت پیشنهاد آقای دکتر شفق و بیانات آقای نائب رئیس راجع به پایان سال اول کنفراس تهران

نائب رئیس- شرحی آقای دکتر شفق به مجلس شورای ملی عرض کرده‌اند و چون فوریت دارد قرائت می‌شود:

+++

مقام ریاست مجلس شورای ملی: چنان که آقایان نمایندگان مستحضرند سال گذشته در همین روزها یعنی از ششم تا دهم آذر ماه انجمنی مرکب از سران سه کشور بزرگ متفق ما تشکیل یافت و در آن تصمیمات بس مهم اتخاذ گردید و از آن جمله موضوع میهن مقدس ما مورد بحث این مردان نامی واقع شد و روز دهم آذر ماه اعلامیه‌ای با امضای آنان دایر به احترام استقلال کامل و تمامیت ارضی و حق حاکمیت سیاسی و اقتصادی ما صادر گشت اینجانب پیشنهاد می‌کنم چون این انجمن اولین انجمنی بود که سران متفقین ما را جمع کرد و خوشبختانه این اجتماع در پایتخت کشور ما به عمل آمد و اعلامیه‌ای که حاکی از علاقه و احترام سه مرد نامی نسبت به حقوق ملت ایران بود انتشار یافت مقام ریاست مجلس احساسات نمایندگان و ملت ایران را بیان و ابراز فرمایند.

نائب رئیس- با اطلاع از نظر اقایان نمایندگان یقین دارم که آقای دکتر شفق در ا ین اظهارات مترجم احساسات ملت ایران و کلیه آقایان نمایندگان محترم می‌باشند (صحیح است) مجلس شورای ملی و ملت ایران روزهایی را که سه پیشوای بزرگ و متفق ما در تهران گذراندند با مسرت بسیار یاد می‌آورند(صحیح است) و تصمیماتی را که در آن ایام اتخاذ نمودند و به فتوحات عظیمی منجر گردید با نظر تحسین و احترام می‌نگرند(صحیح است) و مخصوصاً از اعلامیه‌ای که سه پیشوای بزرگ دایر به احترام و استقلال و تمامیت اراضی و حاکمیت ایران صادر کردند قدردانی و سپاس‌گزار است.

کلیه نمایندگان- صحیح است

نائب رئیس- آقای امیر تیمور

6- بقیه مذاکره در برنامه دولت

امیر تیمور- در مجلس چهارده بنده دوست دارم بیشتر گوش بدهم تا این که به سخن بپردازم و امروز هم که برحسب لزوم اجازه خواستم عرایضی عرض کنم ساعی خواهم بود خیلی ساده و به طور مختصر مطالب خود را به عرض برسانم و از تضییع وقت آقایان نمایندگان مجلس شورای ملی احتراز خواهم کرد و بدواً هم از این مختصر تصدیعی که می‌دهم معذرت می‌خواهم. از نمایندگی مجلس و خدمت به کشور در زندگانی اجتماعی هر کس سهمی و بهره‌ای داشته سهم بهره بنده هم گویا مبازه با تبهکاران بود و حالا که قسمت و مقدر این طور تعیین شده من هم این مقدر را استقبال می‌کنم و خدای خود را شکر گذارم. قبل از این که به عرض مطلب بپردازم چند مقدمه است که ناگزیرم عرض بکنم. مقدمه اول این است که تصور می‌کنم از بدو مشروطیت تا به حال مستخدمین بسیاری از تمام ملل و ممالک دنیا به دولت ایران جلب شده و به این کشور خدمت کرده‌اند. این مستخدمین از ملیت‌های مختلف بوده و تا به حال به هیچ وجه دیده نشده که در کشور ایران نسبت به یک نفر از این خارجی‌ها برخلاف واقع و برخلاف حقیقت اظهاری شده باشد یا به غرضی نسبت به آنها نسبتی داده شده باشد بلکه همیشه با یک نظر شفقت و رحمت و با یک مکرمت و مرحمتی نسبت به این مستخدمین و نوکرهای خارجی کشور ایران نگاه کرده و اگر خدمت آنها به قدر کاهی بوده است آن کاه را به قدر کوهی جلوه داده و هیچ وقت در مقام عیب‌جویی و ستیزه با آنها برنیامده است و این یکی از خصایص ایرانی‌ها است زیرا این مستخدمین را که استخدام کرده‌اند اینها را مثل یک مهمانی برای خودش فرض می‌کرده و روی همان صفت مهمان‌نوازی که ایرانی‌ها دارند همیشه ساعی بوده‌اند که به بهترین وجهی با آنها رفتار کنند و به خوش‌ترین صورتی آنها را روانه کنند و تا به حال همیشه این کار را کرده‌اند و بعدها هم خواهند کرد. این مقدمه‌ای که عرض کردم برای این بود که در این کشور نسبت به مستخدمین خارجی غرضی تا به حال نبوده است و بعد از این هم نخواهد بود. از این موضوع که بگذریم از اول دوره چهارده راجع به جناب آقای دکتر میلسپو که رئیس کل دارایی هستند.

یکی از نمایندگان- جنابش چیست؟

امیر تیمور- خوب بنده از نقطه‌نظر شخص خودم می‌گویم و طرز عملیات و اقدامات ایشان مذاکره است و مباحثاتی در مجلس و در خارج از مجلس در جراید و تمام مملکت

+++

بوده است و حقیقتاً عملیات دکتر میلسپو طوری نبوده است که مورد پرده‌پوشی یا عفو و اغماض قرار بگیرد . اما از ابتدا یک عده معدودی در مقام شبهه کاری بر آمده‌اند و مذاکره در باب دکتر میلسپو را همیشه ربط با دوستی ایران و دولت آمریکا داده‌اند و تصور کرده‌اند که این طور است و این طور در مقام شهرت بر آمده‌اند و خواسته‌اند القا شبهه بکنند که اگر نسبت به میلسپو یک اظهاری بشود و ایرادی بشود به دوستی کشور ما با آمریکا لطمه وارد می‌شود در صورتی که موضوع میلسپو و نوکری او به دولت ایران یک امر داخلی است و به هیچ وجه من‌الوجوه ارتباطی با کشورهای خارجی حتی با آمریکا ندارد و همیشه در تمام ایران یک احساسات بسیار پاکی نسبت به آمریکا موجود بوده است و موجود هم هست و تمام افراد ایرانی حقیقتاً هواه خواه دوستی و حسن نیت با آمریکا هستند و از جمله آنها شخص بنده هستم که صمیمانه می‌خواهم عرض بکنم که اگر در رأس این افراد نباشم نفر دوم شاید باشم و از آن اشخاصی هستم که طالب دوستی و مودت ایران و آمریکا هستم و اگر صحبتی راجع به دکتر میلسپو باشد یا نسبت به مستخدمین آمریکایی نباید تلقی کرد که نسبت به دولت آمریکا است و این شبهه و شهرت‌ها از طرف یک عده عناصر معدودی است در مملکت که اینها مانند دزدانی هستند که بازار آشفته را طالب هستند و یک کسانی هستند که از دوام این وضعیت فایده می‌برند و استفاده می‌برند و از بینوایی ملت ایران استفاده می‌کنند و با نهایت تردستی در مقام یک چنین القا شبهه بر آمده‌اند که حتی یک عده از نمایندگان عزیز و شریف و خوش نیت ما هم در اول مجلس دچار شبهه بودند و بعضی از آنها می‌گفتند که مصلحت سیاسی ما نیست که در موضوع میلسپو بحث شود در صورتی که این طور نیست موضوع میلسپو موضوع داخلی ما است و ما نسبت به نوکر خودمان و مستخدم خودمان بحث می‌کنیم و هیچ ارتباطی با سیاست خارجی ما ندارد و همان طور که عرض کردم این شهرت و مسببین این شهرت یک عده معدودی هستند یک دزدانی هستند که از بازار آشفته می‌خواهند استفاده بکنند و در زیر علم میلسپو سینه می‌زنند (صحیح است) و از بینوایی ملت ایران می‌خواهند برای خود نوایی درست کنند(صحیح است) این موضوع دومی بود که عرض کردم مقدمه دیگری را هم که می‌خواهم به عرض برسانم برای این است که آقایان نمایندگان محترم بدانند که در بنده تغییر عقیده و سلیقه پیدا نشده و آنچه را در موقع طرح قانون استخدام دکتر میلسپو در دوره سیزدهم گفته‌ام حالا نیز عرض می‌کنم و هم چنین به عقیده که در موقع طرح قانون اختیارات میلسپو داشته‌ام امروز معتقدم موقع طرح قانون استخدام میلسپو من به عرض مجلس رساندم که هر ملتی و هر کشوری خودش باید خانه خودش را اداره بکند. ملت ایران برای اصلاحات و تنظیمات اداری و وزارتخانه‌های خودش احتیاج به عناصر خارجی ندارد و در عناصر ایرانی عناصر بسیار شایسته و لایق و کافی و کاردان هستند که اگر در رأس امور گذارده شوند و از آنها حمایت شود به بهترین وجهی ممکن است آن کارهایی را که به عهده عناصر خارجی گذاشته‌ایم انجام بدهند و عرض کردم اگر این توجهی که در گذشته نسبت به خارجی‌ها شده و یا توجهی که فعلاً می‌خواهید نسبت به خارجی‌ها بکنید یک عشرش اگر نسبت به یک فرد ایرانی بشود یعنی از او پشتیبانی بشود که در یک مدت معین در پستش باقی باشد و حقوق کافی به او داده شود و هر گونه کمک و مساعدتی از طرف دولت به او هم ابراز بشود صد برابر یک نفر اجنبی می‌تواند به مملکت و کشور خودش خدمت بکند(صحیح است) ولی نقص این کشور در گذشته این بود و این نقص حالا هم موجود است. تمام این بدبختی‌ها و بیچارگی‌ها به واسطه هیئت حاکمه‌ای بوده است که مصدر کار بوده‌اند و در تمام ادوار مختلفه به عقیده بنده با این که اغلب آنها مردمان بسیار خوب و صحیح بوده‌اند اما اهلیت و رشد و بلوغ سیاسی نداشتند و عدم لیاقت آنها و فرار از مسئولیت بوده که به عناصر اجنبی متوسل شده‌اند(صحیح است) و الا جهت دیگری که کارها را به دست خارجی بسپارند وجود ندارد و الان هم در ایران

+++

عناصری هستند که اگر به کار گمارده بشوند بهتر از هر اجنبی خواهند توانست به این مملکت خدمت بکنند و امور اداری مملکت و چرخ‌هایش را به راه بیندازند. البته در قسمت کارهای فنی بنده منکر نیستم که در کارهای فنی نه مملکت ما بلکه تمام ممالک دنیا احتیاج به متخصص فنی دارد مثلاً اگر امروز ما بخواهیم یک بحر پیمایی قوی در خلیج فارس یا بحر خزر ایجاد کنیم و امنیت آب‌های خلیج فارس و بحر خزر را عهده‌دار بشویم باید برای کارهای کشتی سازی و بحر پیمایی ابتدا یک متخصصینی جلب کنیم و در عین حال ما امیر‌البحر را نباید یک نفر اجنبی قرار بدهیم باید امیر‌البحر ما ایرانی باشد و به دست ایرانی اداره بشود نه به دست خارجی. در دنیا به تاریخ نگاه کنید سابقه ندارد این سابقه ننگین متأسفانه در کشور ایران گذاشته شده است که یک مملکتی اصلاح کلیه شئون اجتماعی خودش را از یک فرد بیگانه بخواهد و به یک فرد بیگانه این همه اختیارات را بدهد که از عهده و انجام او به کلی خارج باشد (صحیح است) این اظهاراتی بود که بنده در موقع استخدام میلسپو به عرض مجلس رساندم و گفتم مع هذا اگر امروز زمام‌داران مملکت و مجلس شورای ملی بخواهد میلسپو را استخدام نماید باز هم با استخدام ایشان مخالفت نخواهم کرد مشروط بر این که دکتر میلسپو به اصلاح بودجه مملکت بپردازد زیرا در بودجه مملکت من معتقد بودم هشت عشرش مخارج زائد و لوکس و فانتزی و غیر لازم است و اگر دو عشر این بودجه در دست یک دولت صحیح و وزیر مالیه لایق شایسته‌ای بیفتد با دو عشر آن می‌تواند تمام چرخ‌های اداری را بگرداند و هشت عشر دیگر را هم خرج اصلاح و عمران و آبادی و مصالح اساسی این مملکت بکنند و حالا که میلسپو می‌خواهد بیاید و به این مملکت خدمتی بکند باید این کار را بکند که این بودجه را به این طریق تنظیم و اصلاح بکند و همان طور که در قانون او مصرح است باید از کارهای سیاسی و مذهبی جداً احتراز بکند و در کارها هم ایرانی را مقدم بر خارجی بشمارد و سعی بکند از عناصر ایرانی استفاده بکند و این موضوع استفاده از عناصر ایرانی در قوانین بعد هم تذکر داده شده و او متعهد بود که هر جا که یک آمریکایی می‌گذارد یک نفر ایرانی کاردان و لایق پیش دست او بگذارد و این جزو تکالیف او بود و متأسفانه این عمل را هم تا به حال نکرده‌اند و هر کجا هم یک نفر آمریکایی روانه کرده و روز به روز وضع مالیه مملکت را بدتر کرده است(صحیح است) مثلاً بنده برای نمونه مالیه خراسان را بیان می‌کنم ایشان یک نفر آمریکایی گردن نام را فرستاده‌اند به خراسان بنده این شخص را ندیده‌ام و نمی‌شناختم و شکلاً هم نمی‌شناسم ممکن است این آدم خیلی خوبی باشد ممکن است یک آدم بدی باشد و یک آدمی فرستاده است آنجاکه نه او خراسان را می‌شناسد و نه خراسان او را می‌شناسد نه او مردم را می‌شناسد و نه مردم او را می‌شناسند نه او زبان مردم را می‌داند و نه مردم زبان او را می‌دانند نه او می‌تواند مردم را بی واسطه ملاقات کند و نه مردم می‌توانند او را ملاقات کنند و امور استانداری یک چنین استان بزرگی مثل خراسان در دست یک چنین آدمی افتاده است نتیجه چه شده؟ نتیجه این شده است که یک عده مردم دزد و شیاد دور او حلقه زده‌اند و دور او را گرفته‌اند و راستی باور بفرمایید این هرج و مرج و بی‌ترتیبی و اختلاس و غارتگری و دزدی که در خراسان از موقع رفتن این شخص ایجاد شده تا به حال در تاریخ خراسان سابقه ندارد (صحیح است ) باور بفرمایید که سابقه ندارد و یک عده عناصر افتاده‌اند مردم را غارت می‌کنند و می‌چابند و می‌برند و این آقا هم خبر ندارد(اردلان- جای تأسف است) مثلاً صحبت از پخش اجناس انحصاری و قماش می‌شود صریحاً عرض می‌کنم تمام اینها دروغ است بدانید آقای رحیمیان شما اخیراً از خراسان آمده‌اید آیا در درجز و قوچان و خراسان قماش توزیع شده است؟(رحیمیان- خیر هیچ کجا نشده است ) تمام اینهایی که در روزنامه‌ها بعضی اوقات می‌بینید اینها دروغ است شارلاتانی است اینها. تهران را با این موقعیت و با این همه وسایل از فرط بی‌لیاقتی نتوانسته‌اند اداره کنند در تهران قریب یک میلیون کوپن توزیع شده است و هنوز هم عده زیادی کوپن نگرفته‌اند و الان هم همان ترتیب کوپن فروشی همان طور که آقای دکتر عبده فرمودند در بازار رواج دارد

+++

و چندین میلیون تومان از این طریق به طور عادی هر ماه دزدی می‌شود .مثلاً در موقعی که مذاکره از قانون جمع آوری مازاد غله اینجا بود عرض کردم این بهترین موقع بره کشی است که یک عده دزد و شیاد به جان مردم خواهند افتاد و شروع به غارتگری می‌کنند و بعد متأسفانه اخباری هم که از خراسان به بنده رسید و الان هم می‌رسد این نظریه را تقویت می‌کند باور بفرمایید در تمام خراسان به نام جمع آوری مازاد غله از تمام دهات خراسان و از فرد فرد رعایای آنجا از ده تومان گرفته تا پنج هزار تومان پول گرفته‌اند (صحیح است) و راجع به تمام اینها از خراسان تلگراف می‌رسد و شکایت می‌رسد و من در انبوه شکایت و تلگراف و کاغذ که از مردم رسیده غرق هستم و عرق خجالت می‌ریزم که من یک ایرانی و وکیل مجلس هستم و وضعیت مردم باید این طور باشد آن هم مسقط‌الرأس من. واقعاً بحثی بر میلسپو و بر آمریکایی نیست این بحث بر ما است که در اثر بی‌لیاقتی زمامداران ما زمام امور به دست عناصر اجنبی و اشخاص نالایق می‌افتد و این عناصر نالایق برای اصلاح امور مملکت یک چنین اشخاصی نالایقی را مأمور می‌کنند. پس بحث بر ما است و از میلسپو یا گردن هیچ شکایتی نداریم این شکایت از خود ما است(صحیح است) از این موضوع که بگذریم موقعی که قانون اختیارات 13 اردیبهشت در مجلس شورای ملی مطرح شد باز من در مجلس عرض کردم ناله کردم ضجه کردم که آقا مجلس شورای ملی این قانون شأن دولت است و شأن دولت را مجلس، نمی‌تواند به یک اجنبی واگذار کنید یعنی این اختیاراتی که شما به این شخص می‌خواهید بدهید این اختیارات مال دولت است و باید به دولت داده شود و اگر دولت مصلحت بداند می‌تواند به اجنبی واگذار بکند مخصوصاً حق قانون‌گذاری نمی‌تواند مجلس به دیگری بدهد و این برخلاف قانون اساسی است و این صورت مجلس موجود است و آن موقع بنده عرض کردم و من‌الاتفاق آقای دکتر طاهری هم در آن موقع در این قضیه با من موافقت داشتند و اظهاراتی کردند ولی آنچه البته به جایی نرسید فریاد است و موثر واقع نشد حالا هم ببینیم من چه می‌گویم من چه می‌خواهم و دکتر میلسپو در این مدت چه کرده است؟ البته بنده شرح اقدامات و عملیات و خراب‌کاری‌های دکتر میلسپو را اگر بخواهم عرض کنم حقیقتاً بدون مبالغه باید ده روز وقت مجلس گرفته بشود و در اینجا کتاب‌ها باید تدوین شود و قرائت بشود ولی البته نه چنین مجالی مجلس شورای ملی دارد و نه چنین کاری هم لزومی خواهد داشت بنده خیلی خیلی مختصر و به طور اجمال عملیات آقای دکتر میلسپو را از صد هزار یکی از عملیات ایشان را از روزی که آمده‌اند و در قسمت مالی و اقتصادی تجارتی کشاورزی این مملکت دخالت کرده‌اند به عرض آقایان می‌رسانم اولاً بعد از قضیه شهریور از کارهای خوب و پسندیده‌ای که دولت‌های ما به آن متوجه شدند و کردند این بود که اجازه دادند به تجار و بازرگانان که هر قدر می‌توانند اجناس مورد احتیاج این کشور را از خارجه بیاورند چه اجناس انحصاری و چه اجناس غیر انحصاری اعم از قند و شکر و چای و قماش و شکستنی و اجناس دیگر و تجار ایرانی هم به استناد این اجازه دولت و برای خدمت به ملت و کمک به هم میهنان خودشان و برای این که حتی‌الامکان افراد این کشور را از مضیقه خلاصی بدهند با بودن جنگ اقدام کردند و از خارج اجناس وارد کردند و کماندها دادند و سفارشات دادند و چیزی نگذشت که از هر نوع جنس مقدار زیاد به سرحدادت ایران و به گمرکات ایران وارد شد از قبیل قند و چای و قماش و غیره و یک مقدار بسیار زیادی هم که بهای آنها برابر میلیون‌ها تومان بود در راه بود. اولین کاری که آقای دکتر میلسپو کرد این بود که گفت تمام این تجار اجناسی را که در گمرک دارند و وارد کرده‌اند باید به من تسلیم بکنند و آنچه هم بعداً وارد می‌شود باید به من بدهند بالنتیجه چون این کار برای تجار ایرانی هم صرف نداشت مقدار زیادی از اجناس سفارش داده شده را تلگراف کردند که از مبدأ برگردانند و مقداری هم که حل شده بود و نمی‌توانستند برگردانند به ممالک هم جوار بردند و مقداری هم که به ایران وارد شده بود در دست آقای دکتر میلسپو ماند از آن جمله فرض بفرمایید چندین هزار صندوق چای در زاهدان و در محمره و در نقاط

+++

دیگر بود که اینها را میلسپو اجازه نداد که وارد بشود در صورتی که اگر اجازه داده شده بود وارد کشور شده بود چای هر قوطی حساب شده یک روپیه هم کم‌تر تمام شده بود ولی کاری را که آقای دکتر میلسپو کرد نتیجه‌اش این شد که این چای به عوض این که قوطی یک روپیه که 8 ریال باشد به فروش برسد این قوطی 30 تومان در بازار تهران به فروش رسید که الان هم به همان بدبختی مردم دچار هستند و این اولین اقدامی بود که این پهلوان اقتصادی و این مرد بزرگ که این همه در اطرافش سینه می‌زنند کرد این اولین کار ایشان بود که کردند قدم دوم را استدعا می‌کنم آقای اردلان جنابعالی هم توجه بفرمایید یک قسمت از عرایض من بیشتر متوجه آقا است چون همیشه به من التفات داشته‌اند من هم ارادت. یک قسمت از کارهای میلسپو قانون مالیات است که در دوره سیزدهم آورد به مجلس و در مقدمه آن قانون و بعد هم در خارج با یک زبردستی فوق‌العاده بیان کرده و وانمود کرده بود که دولت ایران و کشور ایران گرفتار کسر بودجه و کسر خرج است و اگر حقیقتاً بودجه مملکت آناً از طریق مالیات و از طریق ترمیم مالیات و عملی کردن این قانون اصلاح و ترمیم نشود این مملکت دچار ورشکستگی خواهد شد،‌ دچار افلاس می‌شود و این فکر را با نهایت شدت منتشر کردند و قوت دادند متأسفانه یک عده از جراید ما هم بدون این که وارد مقاصد این آدم بشوند نفهمیده و ندانسته و غور نکرده طوری این موضوع را بزرگ کردند و منبسط نمودند و وحی آسمانی کردند که حتماً باید این قانون را مجلس شورای ملی بگذراند مجلس هم البته با اهمیت زیادی این قانون را تلقی کرد و به علاوه عدد کمیسیون قوانین دارایی را مجلس رأی داد که عده دیگری هم به کمیسیون اضافه شود بنده هم از جمله کسانی بودم که از طرف کمیسیون بودجه مأمور بحث و رسیدگی در این قانون شدم و خوشبختانه آقای بیات نخست وزیر فعلی هم که در آن موقع وزیر دارایی بودند حاضر بودند اولین کاری که ما کردیم و اولین مطلبی که ما عرض کردیم گفتیم وضعیت کشور را ما از نظر مالی و اقتصادی می‌سنجیم و تحقیق می‌کنیم ببینیم واقعاً این طوری که دکتر میلسپو گفته است ما کسر بودجه داریم یا نه من از اشخاصی بودم که معتقد بودم و در کمیسیون هم بیش از 50 مرتبه به عرض آقایان رسانیدیم و یک روز هم که در اینجا جلسه سری بود با حضور جناب آقای سهیلی نخست وزیر وقت به عرض‌شان رساندم که من هم عضو کمیسیون بودجه هستم و هم عمر خودم را صرف خدمت به این کشور کرده‌ام و از بودجه این مملکت اطلاع و تبحر دارم وعضو رسمی هستم با کمال صراحت به شما عرض می‌کنم نه تنها این کشور کسر بودجه ندارد بلکه من حاضر هستم اثبات کنم که مبلغی هم اضافه درآمد و اضافه عایدات، اضافه دخل بر خرج موجود است اما آن وقت البته در دستگاه وصول ما معایب بسیاری بود و آن موقع تذکر دادم که اگر دستگاه وصول را اصلاح بکنید و از هرج و مرج وافراط و تفریط جلوگیری بکنید رقم عایدات شما خود به خود از یک به پنج ترقی خواهد کرد یعنی اگر یک تومان عایدات داشته باشید این یک تومان عایدات شما 5 تومان خواهد شد و این 5 تومان عایدات الان هم هست و از جیب مردم و از جیب این مملکت در می‌آید اما به واسطه بی‌لیاقتی متصدیان امر توی جیب اشخاص می‌رود و دزدی می‌شود شما از دزدی جلوگیری بکنید و اگر این کار را هم نمی‌خواهید بکنید چقدر شما کسر خرج دارید ؟50 میلیون کسر دارید 100 میلیون کسر دارید 200 میلیون کسر خرج دارید یا به 500 میلیون احتیاج دارید، ‌به 1000 میلیون احتیاج دارید رقمش را تعیین کنید معادل مبلغی که مورد احتیاج شما است معادل همان مبلغ مالیات وضع شود یعنی بر منابع موجوده افزوده شود و منابع موجوده را دست نزنیم و این سیستم مالیاتی که سال‌ها در این مملکت عمل شده مردم آشنا شده‌اند مأمورین ورزیده شده‌اند و دفاتر تنظیم شده است روی همان سیستم بیفزاییم مثلاً اگر صدی سه مالیات دم دروازه‌ها گرفته می‌شود صدی سه به نظر شما کم است صدی ده می‌گیریم این چندین مقابل بر مقدار مالیات ما اضافه می‌شود اگر مالیات بر عایدات شما رقم صدی بیست کم است رقم صدی بیست را صدی چهلش بکنید همان سیستم که معمول است آن را استعمال بکنید و چرخ‌هایی را که می‌گویید از گردش افتاده است به گردش

+++

در بیاورید ،‌درصورتی که هیچ احتیاجی هم به اینها نبود، و زیر بار این لایحه مالیات جدید نروید از نظر این که این مالیات جدید به هیچ وجه من‌الوجوه عملی نیست و کم‌تر کسی پیدا می‌شود مخصوصاً در این مملکت هیچ کس حاضر نیست که برود کار بکند و صدی هشتاد آن را به دیگری بدهد شما هر قدر هم دارای تقوی باشید مع هذا حاضر نیستید صدی هشتاد از درآمد خودتان را به دولت بدهید و اگر عناصری هم باشند که بگویند ما می‌دهیم من به شما می‌گویم که صدی نودشان دروغ می‌گویند و به هر طور که بشود از قانون فرار می‌کنند و برای فرار از این قانون در مقام دادن پول و رشوه خواهند برآمد و تازه ما باب دزدی و اخاذی و رشوه گیری را در این مملکت مفتوح می‌کنیم و از نظر اخلاقی ضرر و مفاسد بسیاری به جامعه و به کشور وارد خواهد آمد. از این موضوع که بگذریم در اثر اجرای این قانون شما یک تماس زیادی با مردم پیدا خواهید کرد که حداقل حساب کردیم لااقل سه میلیون پرونده باید در دوایر دارایی این مملکت برای اجرای این قانون جدید ایجاد بشود این سه میلیون پرونده را شما اصلاً مأمور ندارید که بتوانید تدوین کنید، چقدر وقت می‌برد و چقدر وقت مردم و مملکت تضییع خواهد شد بهترین مالیات‌ها مالیاتی است که تماس مأمورین با مردم کم باشد خاصه با طبقات روستایی،‌با طبقات دهاتی و با طبقات خارجی از مرکز که متأسفانه آشنایی با این مقررات و به این فرمول‌ها ندارند ،‌البته این عرایض را هم نپذیرفتند و علاوه بر آن که نپذیرفتند دکتر میلسپو و اطرافیان او با یک جدیت و حرارت در مقابل اشتهار دادند که یک عده سرمایه‌دار که در این کشور برده‌اند و خورده‌اند نمی‌خواهند مالیات بدهند و این قبیل انتشارات را دادند و حتی کار را به جایی رساند دکتر میلسپو که وقتی مستر ایدن تشریف آورده بودند به ایران برای عبور از این مملکت به طوری که بنده شینده‌ام در یکی از مجالس به یکی از ایرانی‌ها گفته بودند که(‌ایرانی‌ها نمی‌خواهند مالیات بدهند) در صورتی که ایرانی به هیچ وجه برای ادای مالیات استنکاف نداشته و برای مصالح مملکت خودش و برای خرج مملکت خودش نه تنها حاضر است تمام مالش را برای مملکت بدهد بلکه در موقع لزوم جانش را هم تقدیم می‌کند(صحیح است) ولی در تحث تأثیر همین انتشارات کار را به جایی رساندند که بالاخره دوره سیزدهم در آخر کار تقریباً خودشان را مجبور دیدند که چشم را بر هم بگذراند و این قانون را در بسته تصویب کنند و من به شما قول می‌دهم که با اجرای این قانون لطمه قطعی به عایدات دولت خواهد خورد و از عایدات دولت خواهد کاست و برای مردم زحمات بسیار زیادی ایجاد می‌شود همان طور که تا به حال شده به علاوه یک باب دزدی و یک باب رسوایی جدیدی هم در این مملکت از نو مفتوح شده که تا چندین سال این مملکت گرفتار است(صحیح است) از این مسأله که بگذریم طبق پیمانی که ما با متفقین منعقد کردیم یعنی طبق پیمان سه گانه متفقین ما متعهد شدند و مکلف هستند مادام که جنگ برقرار است به اوضاع اقتصادی ما کمک کرده و احتیاجات ما را از حیث اجناس و کالا برطرف کنند البته با وجود این تعهد چون خود آنها هم وارد در جنگ بودند و گرفتاری‌های زیاد و بی‌شماری داشتند ما هم توقع زیادی به هیچ وجه من‌الوجوه از آنها نکردیم و در مقام درخواست و مطالبه چیزی برنیامدیم خود آنها به میل و تشخیص خودشان برای کشور ایران یک سهمیه‌ای معلوم کردند که تقریباً حداقل بود من جمله سالی 60 هزار تن قند و شکر و 50 هزار تن هم کالاهای متفرقه معلوم شد و قرار شد که کمیته تدارکات خاورمیانه این مقدار را همه ساله در اختیار کشور ایران بگذارد در سال 1943 که مصادف بودیم با آقای دکتر میلسپو و ایشان اجرای این وضعیت را عهده‌دار بودند از سهمیه‌ای که کمیته تدارکات خاورمیانه معین کرده بود به هیچ وجه استفاده نشد یعنی قند و شکر بیش از نصف استفاده نشده و همان نصف هم که استفاده شد یک مقدارش اجناسی است که خود تجار ایرانی با کشتی‌های بادی از ممالک خارج و از بازارهای آزاد دنیا وارد ایران کرده بودند که مقدار و رفع آن را هم دکتر میلسپو به حساب سهمیه ایران برده و از سهمیه ایران کسر کرده‌اند و همچنین از باقی کالا‌های متفرقه که 50 هزار تن بوده در سال 1943 )7هزار تن

+++

بیشتر استفاده نشده و نتیجه این شده است که مردم این طور دچار مضیقه ،‌دچار بیچارگی بشوند و برای حبه قند و برای یک متر قماش معطل و سرگردان باشند گذشته از همه اینها اگر همان مقدار اجناسی که استفاده شده و آوردند در دسترس مردم می‌گذاشتند و عمل توزیع‌شان مرتب و منظم بود باز یک مقداری از مضایق مردم برطرف می‌شد و دچار این سختی نمی‌شدند ولی متأسفانه باید عرض کنم که در گمرکات ما هزارن کیسه شکر به واسطه عدم لیاقت و عدم مواظبت و لاقیدی آقای دکتر میلسپو  اصلاً آب شد و از بین رفت مثلاًدر گمرکات بوشهر بنده اطلاع دارم در گرمای تابستان پیرارسال بیش از ده هزار کیسه شکر دفعتاً آب شد همچنین در بندرعباس همچنین در محمره و سایر بنادر دیگر و مقدار زیادی از قماش را هم آورده بودند خارج نکردند و در دسترس مردم نگذاشتند و در همان بنادر و انبارها متمرکز کردند تا مقدار زیادی از آنها پوسید و مجبور شدند به دریا بریزند، ‌این هم یکی از کارهای آقای دکتر میلسپو است اگر این مملکت حقیقتاً یک دولتی می‌داشت و اگر حقیقتاً آن دولت می‌خواست کار بکند و بگوید من دولت هستم اولین وظیفه‌اش این بود که باید دست دکتر میلسپو را بگیرد و به محاکمه بکشد ببیند که چگونه این شخص با این مسئولیت در مقابل ملت ایران وظیفه خودش را انجام داده است ولی متأسفانه من یقین دارم که باز هم با سلام و صلوات این قضیه را سنبل می‌کنند و نخواهند گذاشت که به عملیات این مرد نا‌لایق رسیدگی شده و حقایق آشکار شود سهمیه 1944 هم آنچه اطلاع دارم تا به حال استفاده کاملی نشده و چیزی به سال نمانده و تمام خواهد شد و سهمیه 1944 هم از بین خواهد رفت و در این موضوع هم یک مسئولیت بزرگی متوجه دکتر میلسپو است که باید به محاکمه جلب بشود باید تسلیم مجازات بشود باید عبرت بشود برای مستخدمین ایرانی و مستخدمین خارجی که به ایران می‌آیند تا یک عبرتی بشود که بدانند این مملکت زنده است و مملکتی است که روی پای خودش ایستاده و حاکم بر مقدرات خودش است بدانند این مملکت خوب را از بد می‌تواند تشخیص بدهد. از موضوع این سهمیه که بگذریم مسأله جیره‌بندی است. اولین مسئولیتی که به عهده دکتر میلسپو گذاشته شد این بود که سطح زندگی را از این مرد تنزل بدهد ملاحظه بفرمایید از دقیقه که ایشان تشریف آوردند تمام قوای خودشان را در مضیقه مردم صرف کردند که مردم از همه جهت دچار مضیقه بشوند یعنی اجناس مورد احتیاج و اجناس انحصاری را که دولت در دست گرفته به مردم داده نشود و از طرف دیگر بازار سیاه تقویت بشود برای این که رمق مالی مردم هم به این وسیله از بین بر و دو شیره حیاتی آنها کشیده شود به طوری که در فروردین 1323 سطح زندگی نسبت به قبل از جنگ از 100 به 1108 ترقی کرده و این ترقی سطح زندگی در دنیا بی‌سابقه است و ممالکی هم که در جنگ هستند و بوده‌اند و دچار هزاران گرفتاری هستند از قبیل آلمان، از قبیل انگلستان از قبیل امریکا و غیره هیچ مملکتی را شما پیدا نمی‌کند که سطح زندگیش به این پایه بالا رفته باشد و حتی بیچاره چینی‌ها هم که دچار نهایت بدبختی و بیچارگی شده‌اند در اثر جنگ و گرانی هم در چین به حد وافر رسیده و طاقت فرسا است باز نمره دوم ایران قرار گرفته و ایران در رأس او قرار گرفته البته چون برای ما این بدبختی‌ها تدریجی حاصل شده است اهمیت و عظمت آن از نظر دور شده است و الا اگر در دو سال قبل می‌گفتند آقا قند منی 60 تومان وحشت می‌کردید و مورد قبولتان نبود یا مثلاً می‌گفتند ممکن است یک روز شکر برسد به منی 50 تومان قبول نمی‌کردید چیتی که شما از بازار می‌خریدید متری سه قران به متری 12 تومان برای شما غیر قابل قبول بود اما چون تدریجاً حاصل شده و آن زبردستی و چاپکی دکتر مسلسپو و کاردانی او در این مورد حقیقتاً به کار رفته است و تدریجی بوده است اهمیت آن از بین رفته و یک موضوع عادی تلقی می‌شود در صورتی که حیات ملت ایران با این قضیه از بین رفته و واقعاً در دنیا هیچ کشوری پیدا نمی‌شود که سطح زندگیش به این مقدار ترقی پیدا کرده و کشور ایران اولین مقام و اولین مرتبه را در این موضوع حایز است از حیث جیره‌بندی و اداره

+++

تثبیت قیمت‌ها در یک موقع آقای مهندس فریور و آقای دکتر عبده در این مجلس بیاناتی کرده‌اند و به طور کامل مطالب را اظهار داشتند بنده چیزی نمی‌توانم عرض کنم جز این که بیفزایم که این عملی هم که ایشان برای توزیع کوپن و جیره‌بندی کردند نه تنها به درد این مردم نخورد بلکه برای ما اسباب خفت بود و نتیجه‌اش این بود که پارسال در موقع توزیع کوپن و جیره‌بندی دسته دسته مردم هجوم بیاورند به آن مرکز جیره‌بندی و فیلمبرداران آمریکایی از آنها فیلم بردارند بروند در آمریکا این وضعیت بدبختی ما را نمایش بدهند و از این طریق هم بعضی‌های‌شان میلیونر بشوند آمریکایی‌ها هم بدانند که هموطنشان آقای دکتر میلسپو چه عملیاتی در ایران انجام داده‌اند. من ترجیح می‌دهم که از گرسنگی و بدبختی بمیرم و به این ترتیب در مقابل اجانب شرمسار و ننگین نشویم(صحیح است) حالا از ین موضوع که بگذریم اصلاً کشور ایران خوشبختانه از ممالکی است که تمام مواد اولیه و احتیاجات خودش را می‌تواند در داخله فراهم کند و احتیاجی به خارج نداشته باشد اگر یک دولت حسابی و کافی از شهریور به این طرف می‌داشتیم فقط ممکن بود که مقدار چهل یا پنجاه هزار تن احتیاج به قند پیدا کنیم یعنی کسر قند داشته باشیم اما باقی چیزها را خودمان قبلاً در این مملکت موجباتش را فراهم کرده بودیم و تدارک دیده بودیم و آماده و مستعد بودیم که فراهم کنیم کارخانه‌جات ما در شمال و کارخانه‌جات پارچه بافی و چیت سازی و حریر بافی برای رفع احتیاجات این مملکت به وجود آمده بود و قسمت مهم از احتیاجات این مملکت را می‌توانست رفع کند حالا صرف‌نظر از این که محصول این کارخانه‌جات هم به واسطه سوءاداره تقلیل یافته و تقریباً دارد از بین می‌رود مع هذا در کارخانه‌جات شمال در پارسال بیش از 5 میلیون متر چیت موجود بود در کارخانه حریر بافی چالوس بیشتر از 80 هزار متر (بعضی از نمایندگان- 800 هزار متر ) یا هشتصد هزار متر حریر در انبار آنجا ما موجود داشتیم تمام اینها را در انبار گذاشت مردم را به مضیقه انداخت در دسترس یک نفر نگذاشت و حتی چندین هزار تومان و به روایت معتبر 60 هزار تومان برای انبار گردان یکی از این کارخانه‌جات پول داده بود که از این اطاق بردارند به آن اطاق بگذارند و به مردم نداد (ساسان- سوء‌نیت نداشته است)اجازه بفرمایید آقای ساسان شما هم می‌توانید تشریف بیاورید پشت تریبون صحبت بکنید من برخلاف عقیده کسانی که می‌گویند میلسپو قبل از آمدن ایران جنون داشته و مدت‌ها در دارالمجانین بوده و حالا هم باید به دارالمجانین برود من معتقد هستم که این شخص دارای یک هوش و مشاعر بسیار کاملی است که تمامش صرف بدبختی ملت ایران می‌شود(ساسان- آقا سوء‌قصدی نداشته است) آقای ساسان این که می‌فرمایید سوءقصدی نداشته است الان پشت این تریبون به شما عرض می‌کنم و متعهد می‌شوم مجلس به من مأموریت بدهد و اختیار بدهد حاضر هستم اثبات بکنم که بیش از دو هزار میلیون تومان ایشان ضرر مالی و اقتصادی به ثروت و دارایی کشور ایران وارد کرده است من الان پشت تریبون مدعی هستم و اثبات می‌کنم این اختیارات را به من بدهید اگر اثبات نکردم هر مجازاتی که می‌خواهید بکنید من از عهده برمی‌آیم و با جان خودم حاضرم متعهد شوم که بیش از دو هزار میلیون تومان ضرر زده است من متعهد می‌شوم در پشت این تریبون و رسماً عرض می‌کنم که من داوطلب هستم عملیات خسارات و ضررهای این مرد را ثابت بکنم حالا شما بفرمایید سوء‌نیت نیست با حسن نیت این کار را کرده است بنده هم می‌گویم سوء‌نیت نداشته و آقا با حسن نیت یک چنین کاری را برای من کرده باید این آدم را بهش بگویند دیگر تشریف ببرید عرض کردم بنده حاضر هستم و داوطلب هستم اثبات کنم که بیش از دو هزار میلیون تومان دکتر میلسپو به دارایی کشور ایران ضرر زده است(صحیح است) و اگر مجلس شورای ملی به من مأموریت بدهد بنده رقم‌هایی را بیرون می‌آورم و نشان می‌دهم(صحیح است) حالا سوء‌نیت داشته یا حسن نیت داشته نمی‌دانم شما هر طور دلتان می‌خواهد تعبیر کنید بنده عقیده‌ام این است که این آدم با مشاعر کامل و حواس جمع تمام قوایش و مساعیش مصروف بر این است که

+++

این مملکت و ملت را به زانو در بیاورد و افلاس این مملکت را ظاهر سازد که بالاخره این مملکت مجبور شود برای قرضه به مملکت و وطن ایشان متوسل شود و مقاصد سیاسی خودش را برآورده کند بنده عقیده‌ام این است و حاضرم اثبات کنم که این شخص دو هزار میلیون تومان خسارت به مملکت ما زده است(صحیح است) (خطاب به آقای ساسان) جنابعالی هم حاضر باشید این اختیار را به من بدهید اگر اثبات نکردم مرا به دار بزنید طناب دار را هم خود جنابعالی به گردن بنده بیندازید (بعضی از نمایندگان- خدا نکند) در موقعی که تمام متاع کارخانه حریر‌بافی چالوس در انبارها می‌پوسد و در دسترس مردم گذارده نمی‌شود این آدم باز دوازده میلیون دلار اجازه می‌دهد از سویس ابریشم مصنوعی به اینجا بیاورند و ده مقابل قیمت واقعی به فروش می‌رسانند و مردم را لخت می‌کنند از این مسائل هم که بگذریم از حیث ارگانیزاسیون باور بفرمایید که نه تنها ارگانیزاسیون در دوایر مالی ما وجود ندارد بلکه هرج و مرجی در آنجا حکومت می‌کند که در هیچ یک از ممالک دنیا سابقه نداشته و اگر امروز هم به سلامتی شما دست میلسپو را بگیرید و از این مملکت خارجش کنید باز چندین سال طول خواهد کشید تا این هرج و مرجی که این آدم در ادارات ما تولید کرده است اصلاح بشود و حقیقتاً اگر یک آدم مقتدری پیدا شود و بخواهد اصلاحاتی بکند چندین سال باید صرف وقت بکند تا اصلاح بکند(صحیح است) در موضوع باربری و عملیاتی که در آنجا می‌شود چیزی عرض نمی‌کنم چون در دوره سیزدهم مکرر عرض کردم و در این دوره هم آقای دکتر آقایان یک مرتبه بیاناتی کردند و خاطر آقایان نمایندگان مستحضر شده است و لیکن آقایان بدانید که بیش از هزار میلیون تومان این اداره به این مملکت و به اقتصاد این مملکت ضرر و زیان رسانده و در نتیجه عده معدود و انگشت شماری میلیونر شده‌اند صحبت استفاده و اخاذی و دزدی هم حالا دیگر از یک میلیون کم‌تر نیست(صحیح است) مثل سابق نیست که اگر کسی هزار تومان دزدی کرد قانع بشود ولی حالا میلیون میلیون است در این اداره باربری عناصر معدودی هستند که هیچ نداشته و حالا صاحب میلیون‌ها ثروت هستند به واسطه بی‌لیاقتی این شخص و در اثر عملیات این اداره باربری کامیون‌های این مملکت اتومبیل‌های این مملکت کلاً خراب و بلا‌استفاده شده و من خواهش می‌کنم که چون آقای دکتر آقایان از من در این موضوع بیشتر اطلاع و بصیرت دارند اگر عرایض من صحیح نیست بیایند پشت تریبون و عرایض مرا تکذیب کنند(‌دکتر آقایان-  کاملاً صحیح است) و بنده هم قبول می‌کنم یکی از مطالبی که باز شایان توجه و قابل مطالعه و دقت و رسیدگی است معامله برنجی است که در این سنوات گذشته با کشور شوروی شده قبل از این که وارد مطلب بشوم عرض می‌کنم نقاط شمالی ما خوشبختانه یا متأسفانه محصول عمده‌اش برنج است و این زراعت هم زائد بر مصرف ایران است و همیشه به خارج ایران باید حمل کنند و به فروش برسانند و همیشه رقم درشت صادرات ما را تشکیل داده و محل مصرف او مملکت شوروی بوده و به آنجا می‌رفته و این عمل از ابتدایی که شوروی وجود داشته و گیلانات به وجود آمده این ترتیب جاری بوده و این متاع ما را آنها می‌گرفتند و در مقابلش متاع طرف احتیاج به ما می‌دادند این یک امری است که مربوط به سیاست نیست و این یک معامله‌ای بوده است که چیزی که زائد بر مصرف خودمان داریم بهشان می‌دادیم و آنچه لازم داریم ازشان می‌گیریم در این چند سال اخیر اختیار این کار به دست آقای میلسپو افتاد و برای انجام مقصود ابتدا یک شرکت برنجی درست کرد بنده اطلاع دارم که سال قبل حضرات تجار حاضر شدند که نظریات دولت و دستورات دولت و منویات دولت را صد در صد راجع به تحویل برنج با شوروی انجام بدهند و چهار میلیون تومان هم نفع خالص به دولت بدهند که این معامله را دولت به آنها واگذار کند (صحیح است) این کار را آقای دکتر میلسپو نکرد و خودش این معامله را کرد بعد در نتیجه بیلان می‌دهد

+++

که در یک جا بیست و شش میلیون و در یک جا سی میلیون تومان ضرر کرده‌ام چرا ضرر کرده‌ای برای این که مراقبت نکردی برای این که هرج و مرج در کار شما بوده برای این که اداراتی که شما درست کرده‌اید فرع زائد بر اصل است برای این که شما دقت در انجام وظیفه خودتان ندارید از این که بگذریم اجناسی که در مقابل از شوروی گرفته شده این اجناس همه‌اش مورد احتیاج بوده چندین صد هزار متر پارچه بوده(بعضی از نمایندگان- هشت میلیون متر) بله هشت میلیون متر پارچه بوده مقدار زیادی شکستنی بوده از قبیل لوله لامپا- قوری- استکان- نعلبکی- آقایان می‌دانند که این اشیا چقدر مورد احتیاج توده و عامه مردم است چنانچه آقای مهندس فریور اینجا صورتش را به استحضار آقایان رساندند و بعد هم بنده تحقیق کردم چیت را وقتی که ما از آنها گرفتیم موقعی بود که در بازار متری ده تومان دوازده تومان فروش می‌رفت ما متری یازده قران از آنها گرفتیم و برای ما هر متری یازده قران تمام شد قوری دانه‌ای پانزده قران برای ما تمام شد که اگر آناً این اجناس ولو با یک نفع صد در صد در بازار گذاشته شده بود هم مردم از مضیقه خلاص می‌شدند و هم برای دولت یک بهره و نفع کاملی حاصل می‌شد میلسپو این اجناس را در انبار گذاشت تا وقتی که چیت‌ها در انبار پوسیده شد و شکستنی‌ها هم شکست و از بین رفت(بعضی از نمایندگان- سرقت شد) و قوری هم الان سی تومان برای شما پیدا نمی‌شود!! باید کسانی که سنگ این عناصر نالایق را از فرط بی‌لیاقتی به سینه می‌زنند فکر این مردم بدبخت را هم بکنند که این مردم چطور باید زندگی کند و چگونه زندگی خودشان را ادامه می‌دهند(ساسان- عدم لیاقت و عدم شایستگی درست است ولی سوء‌نیت نداشته ) (صدای- زنگ رئیس ) (تهرانچی- خطاب به آقای ساسان اگر شما نوکرتان صد دینار به شما خیانت بکند فوری او را بیرون می‌کنید آقا بگذارید صحبت بکنند) بنده اطلاع پیدا کردم که برای معامله برنج امسال هم به وزارت دارایی و دکتر میلسپو و آقای زرین کفش مراجعه شده بود یعنی تجار گیلانی و صاحبان برنج مراجعه کرده بودند که این برنج را ما باید معامله کنیم اجازه بدهید میلسپو گفته بود که من محال است اجازه بدهم مگر این که در مقابل طلا بدهند خوب طلا را برای چه می‌خواهند طلا را می‌خواهند که بعد بفرستند در جاهای دیگر و اجناس مورد احتیاج ما را که از این رقم‌هایی است که به عرضتان رساندم از قبیل استکان قوری چیت از همین قبیل اجناس از ممالک دیگر وارد کنند در صورتی که طرف مقابل به شما عین همین اجناس را می‌دهد چرا قبول نمی‌کنید؟ این سوء‌نیت نیست؟ (بعضی از نمایندگان- کاملاً هست ) از مسأله برنج که بگذریم تقریباً رقم صادرات ما هم بی‌من اهتمام ایشان در این کشور از بین رفته است بنده نسبت به سایر نقاط اطلاعات خیلی دقیقی ندارم ولی نسبت به خراسان صادرات قسمت عمده خراسان پشم است کرک است میشن است میوه‌های کالیفرنی است خشکبار است کشمش است قیسی است و مواد روغنی مانند کنجد و خشخاش و زیره که هر سال مقدار زیادی علاوه از مصرف داخلی میلیون‌ها تومان صادرات بوده و به خارج صادر می‌شده است اینها هم از حسن اهتمام و توجه دکتر میلسپو از بین رفته است و همیشه تجار خراسانی و زارع خراسان و کشاورز خراسان آه و ناله و فریادشان بلند است و تلگراف می‌کنند و شکایت می‌کنند و ناله می‌کنند و کسی جواب‌شان را نمی‌دهد از این مسائل که بگذریم ببینیم دکتر میلسپو و رفتار ایشان و اثر عملیات ایشان در امور کشاورزی چه بوده بنده از موضوع کشاورزی چند رقمش را مورد مثال قرار می‌دهم یکی پنبه است یکی ابریشم و یکی هم تریاک و تنباکو است راجع به پنبه اجازه می‌خواهم که یک قدری مفصل‌تر به عرض برسانم زراعت پنبه معلوم نیست از چه تاریخی در ا یران ایجاد شده ولی قدر مسلم این است که در گذشته کشور ایران همیشه احتیاجات داخلی و ملبوس خودش را به وسیله کشت پنبه که به عمل می‌آورده رفع می‌کرده است و در دستگاه‌های محلی و پارچه بافی خودش پارچه‌های مورد احتیاج خودشان را می‌بافتند البته خرده خرده که باب مناسبات و ارتباطات هر قدر در دنیا زیاد شده و اجناس

+++

خارجی وارد ایران شده از قبیل پارچه‌های ابریشمی چیت و غیره و به همان نسبت از پارچه‌های داخلی کاسته شده و در مقابل پنبه‌اش را صادر می‌کردند و لیکن دهاتی‌ها و روستاییان ما هنوز هم که هنوز است تمام احتیاجات خودشان را باید از این پنبه خودشان رفع کنند یعنی از این پنبه که به عمل می‌آورد باید زن او این پنبه را نخ کند و از آن نخ کرباس ببافد برای پیراهن شلوار حوله شمد قطیفه حمام و تمام احتیاجات روستایی خودش را رفع می‌کرد و غیر از این احتیاجات از پنبه دانه هم استفاده‌های کلی می‌کرد یعنی اولاً گاوهای زراعتی تا پنبه دانه نخورند نمی‌توانند کار کنند و شخم بزنند شتر تا پنبه دانه نخورد نمی‌تواند بار بکشد و همیشه هم بارکش ایران بیشتر به وسیله شتر بوده و پنبه دانه قوت بارکشی بوده علوفه گاو و گوسفند بوده و روز به روز زراعت پنبه ما رو به ازدیا و رو به ترقی بوده به طوری که بعد از رفع احتیاجات و مصرف داخلی رقم صادرات ما به چهل هزار تن رسیده بود و این مطالب را بنده در دوره سیزدهم تفصیلاً در مجلس شورای ملی هم عرض کردم در سنه 1316 به واسطه معامله‌ای که دولت با کشورهای بیگانه کرده بود در مقام این برآمد که تجارت صادراتی پنبه را جزو انحصار خودش کند و پنبه را در انحصار خودش قرار بدهد البته یکی دو سال پنبه در انحصار دولت بود و تعهداتی که دولت در مقابل خارجی کرده بود و سالی بیش از بیست هزار تن بود توانست انجام دهد و مازاد او را هم شاید خود دولت یا به خارج می‌فرستاد و یا در کارخانه‌جاتی که در داخله ایجاد شده بود به مصرف می‌رساند ولی از موقعی که دولت در امر پنبه مداخله کرده به واسطه سوء‌رفتار و سوء‌عملیات مأمورین روز به روز این زراعت نکث و تقلیل یافت برای آن که مأمورین قصد استفاده داشته و می‌خواستند جیب‌شان را پر کنند مثلاً بنده که زارع پنبه هستم پنج خروار پنبه عمل آورده‌ام طبق مقررات انحصار باید بیاورم تحویل انحصار بدهم باید پنبه را بیاورم جلوی انبار جنابعالی که باید تحویل بگیرید سه روز مرا معطل می‌کنید پنبه زیر آسمان من هم رعیت باید بروم عقب کار کشت و زرع هر چه توی سرم می‌زنم فریاد می‌زنم که آقا این پنبه را تحویل بگیرید می‌گویند جا ندارد پنبه می‌ماند توی باران و برف خراب می‌شود می‌گوید وقت ندارم باشد روز دیگر روز دیگر می‌گوید وقت ندارم بالاخره به قدری این بدبخت معطل می‌شود اینجا که صد تومان که در جیبش هست باید پنجاه تومانش را به آقا بدهد تا وقت پیدا کند و این پنبه را تحویل بگیرد(ساسان- این هم تقصیر میلسپو است؟) بله حالا به میلسپو هم می‌رسیم میلسپو بسیار مرد شریفی است و باید برود به امریکا و خداوند دویست سال در آنجا عمر به او بدهد و همه ساله عکسش را هم برای جنابعالی بفرستد(خنده نمایندگان) قبل از این که پنبه انحصار بشود در نقاط پنبه خیز مردم یک کارخانه‌جات پنبه پاک کن در دهات بلوکات و شهرها نسبت به اهمیت محل ایجاد کرده بودند که این پنبه را خودشان پاک می‌کردند و پنبه دانه‌اش را برای مصرفی که عرض کردم کنار می‌گذاشتند و پنبه صاف و پاک تهیه می‌کردند و به بازار می‌دادند پس از انحصار آمدند تمام کارخانه‌جات پنبه پاک کنی را بستند و نتیجه‌اش این شد که بنده که از بیست فرسخ باید پنبه خالص را حمل کنم مجبور هستم که در این بیست فرسخ این پنبه را با پنبه دانه حمل بکنم در صورتی که هر خروار پنبه شصت و پنج من شصت و شش من پنبه تخمش می‌شود و سی و پنج من پنبه خالص دارد که به واسطه این عمل بنده مجبورم شصت و شش من در هر خروار کرایه زیادی بدهم پنبه تخمش را هم که خودم لازم دارم برای بذر زراعت خودم برای مصرف رعیتی خودم آن هم به دستم نمی‌آید و مجبورم پنبه تخم مخلوط که مفید به حال زراعت من نیست قبول کنم و ثانیاً احتیاجات روستایی من گاو من که خوراکش پنبه تخم بوده گوسفند من که علوفه‌اش پنبه تخم بوده او هم از بین رفته و به هیچ وجه به احتیاجات من نمی‌رسد و تازه پنبه تخمش را هم نمی‌دهند و می‌گویند می‌خواهیم روغن کشی بکنیم این عملیات بود که خرده خرده زراعت پنبه را در ایران از بین برد و رو به نکث گذاشت تا این که در دوره سیزدهم در قانون متمم

+++

بودجه آورده بودند که مدت انحصار پنبه را یک سال تمدید کنند کمیسیون بودجه نسبت به این موضوع به دلایلی که عرض کردم با آن قانون مخالفت کرد و آن ماده را حذف کرد آقای عدل هم وزیر کشاورزی بودند و آنچه ایشان برای این عمل محسنات ذکر کردند کمیسیون قبول نکرد و زیر بار نرفت و گفت اگر دولت می‌خواهد نسبت به پنبه یک توجهی داشته باشدباید توجه دولت در طرز کشت پنبه باشد نه در انحصار بالاخره‌ آمدیم در مجلس و آقای عدل اینجا اظهار داشتند که ما چندین میلیون تومان به زراعین پنبه مساعده داده‌ایم اگر این انحصار لغو شود مساعده‌های دولت از بین می‌رود و شما برای یک سال اجازه بدهید تا ما بتوانیم به این وسیله مساعده‌های خودمان را وصول کنیم روی این استدلال مجلس موافقت کرد و اجازه داد که یک سال بر مدت انحصار اضافه شود یک سال گذشت برای سال بعد وزیر کشاورزی لایحه مجددی آورد برای انحصار مجلس با نهایت شدت با این لایحه مخالفت کرد و لایحه را از دستور خارج کرد و لایحه کان لم یکن فرض شد و دلایل بسیاز زیادی نسبت به مضرات انحصار ذکر کرد و خود بنده از کسانی بودم که بحث مفصلی کردم و گفتم دوام انحصار باعث خواهد شد که نه تنها رقم صادرات ما کم می‌شود بلکه برای مصرف داخلی خودمان هم محتاج به خارج خواهیم شد و بالاخره دست ما در بازار هندوستان و مصر و عراق و بازار نقاط دیگر دراز خواهد شد و مجبور می‌شویم که حتی پنبه مورد احتیاج و مصرف خودمان را که سالی چندین هزار تن خواهد بود از خارج وارد این مملکت بکنیم و این انحصار را نکنید و بگذارید زراعت پنبه باز رونق اولی خودش را به دست بیاورد با این که آن موقع اظهارات من کاملاً مورد قبول قرار نگرفت و تصور نمی‌کردند که یک روزی برسد که دست ایران برای پنبه به بازار مصر و عراق و افغان دراز شود ولی مجلس هم با انحصار موافقت نکرد آقای میلیسپو پیدا شد و بدون توجه به این مطالعات و ملاحظات و بدون سنجش نفع و ضرر این کار و بدون این که موضوع پنبه مربوط به اختیارات او باشد و جز وظایف او باشد آمد و یک آیین‌نامه صادر کرد و پنبه را در اختیار خودش در آورد پنبه که در هر سال چهل هزار تن صادرات ما بوده به مقداری تقلیل یافت که بنده عرض می‌کنم حالا از هشت هزار تن هم میزان محصول شما کم‌تر است(صحیح است) و برای احتیاجات خودمان همان طور که بنده پیش‌بینی کردم مقدار زیادی پنبه از مصر آوردند و مقداری از عراق و حتی اطلاع دارم که مقداری از افعانستان برای کارخانه سمنان آورده‌اند این هم یکی دیگر از نتایج خدمت دکتر میلیسپو است که با نهایت حسن نیت به کشاورزی این مملکت کرده و یک رقم مهم زراعت و عایدات این کشور را که در حدود چهل هزار تن پنبه بوده از بین برده است از این که بگذریم موضوع ابریشم است آقایان نمایندگان گیلان از بنده بهتر مستحضر و مسبوق هستند که زراعت ابریشم در سنوات گذشته تا چه مقدار ترقی کرده که حتی رقم آن به یک میلیون و دویست هزار کیلو رسیده بود ولی سال قبل تمام ابریشمی که به دست آوردند از ششصد هزار کیلو تجاوز نکرده و با ادامه این وضعیت اطمینان داشته باشند که این رقم مهم صادارت و تجارت شما هم که مورد احتیاج  تمام دنیا است و باید روز به روز ترقی بکند از بین خواهد رفت تنباکوی ایران که بیش از مصرف خودش بوده و صادرات هم داشته و احتیاجات داخلی را از حیث توتون چپق و قلیان و سیگار رفع می‌کرده است به واسطه طرز عمل دولت تا آنجایی که بنده اطلاع دارم در نواحی جنوب و در نواحی خراسان به کلی از بین رفته است در خراسان مناطق بسیار زیادی که در همه آن مناطق توتون به عمل می‌آمد در نتیجه طرز عمل غلطی که کرده‌اند توتون کاریش از بین رفته است(صحیح است) و حال مجبورند که بروند در ترکیه و قرارداد ببندند که دو هزار تن توتون برای مصرف داخلی ایران از ترکیه به ایران حمل بکنند این هم البته حسن خدمت و از عملیات برجسته آقای دکتر میلسپو است موضوع دیگری که خیلی قابل اهمیت است موضوع تریاک است اگر چه در موضوع تریاک یک دفعه در اینجا آقای دکتر کشاورز بیاناتی فرمودند دیروز هم

+++

آقای دکتر عبده بیاناتی فرمودند برای منع مصرف تریاک و استعمال آن هر چه بفرمایند بنده موافق هستم و هر اقدامی که برای جلوگیری آن بخواهند به عمل بیاورند بنده از موافقین جدی آن هستم اما باور بفرمایید که مصرف تریاک در ایران صدی صد به واسطه اقدامات خود دولت است(صحیح است) الان هر یک از آقایان اگر قبول ندارند تمنا می‌کنم تشریف بیاورند برویم در دوایر وزارت دارایی و دوایر تحدید تریاک ملاحظه بفرمایند که از موقعی که برای مصرف تریاک اداره‌ای به نام اداره تحدید تریاک تأسیس کرده‌اند نتیجه‌اش این شده که این اداره با تمام قوا در ازیاد مصرف تریاک می‌کوشد و تنها وظیفه‌اش را این می‌دانست که به هر قیمتی که هست در مقدار فروش تریاک و مصرف بیفزاید و این سم مهلک را به مردم تحمیل کند و تعمیم بدهد و در تمام دهات و حتی کاروانسراها و قهوه‌خانه‌ها و منازل عرض راه ماهیانه مردم مجبور بودند مقداری تریاک از اداره ببرند و مأمورین مخصوص تریاک را به مردم تحمیل می‌کردند و به ضرب شلاق پولش را می‌گرفتند و هر گاه یک مأموری رقم فروشش تنزل می‌کرد از طرف اداره توبیخ می‌کرد سرزنش می‌کرد. معلق می‌کرد که چرا مصرف ماهیانه فلان محل از پنجاه من به سی من رسیده و باید شصت من بشود روی این اقدامات بوده است که خود دولت در ازدیاد مصرف تریاک کوشیده است ابداً به مردم مربوط نیست بلکه مربوط به عمل غلط دولت بوده است ولی از اینها که بگذریم تریاک ایران یک مقام بسیار مهمی در طب دارد و بیشتر آن برای مصرف دواجات طبی بوده است و صادرات داشته است و بازار عمده تریاک ایران شرقی اقصی بوده است و همه ساله شاید در حدود شش هزار صندوق تریاک ما را دولت ژاپن و چین خریداری می‌کرد و از قرار صندوقی سیصد لیره ژاپنی‌ها می‌خریدند و در حدود پانصد. ششصد صندوق هم به انگلستان و فرانسه صادر می‌کردیم اما بازار اروپا بیشتر در دست ترکیه بود و محصول تریاک ترکیه در بازار اروپا فروخته می‌شد پس تریاک ایران از نقطه‌نظر طب مورد احتیاج دنیا است و یکی از ارقام مهم صادراتی این کشور را تشکیل می‌دهد باید زراعت تریاک آن مقدار که مورد احتیاج طبی و صادراتی است کاملاً تقویت بشود اما برای تحدید و جلوگیری از مصرف داخلی بنده کمال موافقت را دارم از مطالعه پروگرام دولت چیزی که اسباب مسرت و خوش‌وقتی شده است ماده اول پروگرام دولت است که اشاره به سیاست خارجی این کشور می‌کند البته هر سیاست خارجی که دولت‌های ما اتخاذ بکنند در سر لوجه آن تمامیت و حفظ استقلال و حفظ منافع و استقلال اقتصادی  ایران بوده و خواهد بود(صحیح است) و همیشه ما با همسایگان خودمان با متفقین خودمان در نهایت صداقت و صمیمیت رفتار کرده‌ایم و حسن روابط هم جواری را به تمام معنی رعایت کرده‌ایم و روابط ما همیشه دوستانه بوده و دوستانه هم خواهد بود حتی بنده در یک موقع دیگر در این مجلس شورای ملی عرض کرده‌ام که از موقعی که روابط دیپلوماسی به معنی و مفهوم عصر حاضر در دنیا ایجاد شده و کشور ایران هم با همسایگان خودش روابط دیپلوماسی ایجاد کرده و همیشه روابط ایران نسبت به همسایگان خودش مخصوصاً همسایگان شمال و جنوب همیشه صمیمانه و صادقانه بوده و هیچ وقت دولت ایران قدمی برخلاف همسایگان خودش بر نداشته و هیچ وقت هم بر نخواهد داشت و یک سیاستی هم برخلاف همسایگان در این کشور موجود نبوده است(صحیح است) و خوشبختانه بعد از عقد پیمان دوستی هم رویه‌ای که ملت ایران در پیش گرفت اظهارات و عرایض بنده را تأیید کرد و نشان دادیم که ما با متفقین و همسایگان خودمان نه تنها همکاری می‌کنیم بلکه در موقع لزوم از هم‌دردی هم مضایقه نمی‌کنیم و آنچه هم مقدور و ممکن بوده در حفظ دوستی کوشیده‌ایم و هر چه داشتیم در طبق اخلاص صمیمانه به متفقین تقدیم کردیم(صحیح است) و البته همان طور که گفته شده کشور ایران واقعاً پل پیروزی آنها بوده و ملت ایران معتقدش بر این است که باید از نتایج فتح و از ثمرات جنگ بهره و نصیب کامل و مهمی داشته باشد و انشاء‌الله هم خواهد داشت ولی البته چیزی که مورد انتظار و آرزوی

+++

همه ایرانیان است این است حال که خطرات جنگ هم از مملکت ما و سرحدات ما خوشبختانه دور شده است قوای متفین هر چه زودتر کشور ما را تخلیه نموده تا بتوانیم سرنوشت زندگی خودمان را به طور آزادتری در دست بگیریم و بنده مخصوصاً آرزو دارم که دولت هم در ا نجام این مقصود بکوشد و با متفقین صحبت بکند که زودتر قوای آنها از ایران خارج شوند بنده در دوره سیزدهم عرض کرده‌ام که طبق نزاکت بین‌المللی و روابط دیپلوماسی که در تمام دنیا موجود است هر کشوری که بخواهد به کشور دیگری قدم بگذارد باید یک اجازه قبلی تحصیل بکند ورود قوای امریکا بدون رعایت این تشریفات و اجازه قبلی بوده است و با نهایت حسن نیتی که ما به آنها داریم و حسن نیتی که آنها به ما دارند بنده نسبت به این قضیه اعتراض کرده‌ام و از دولت جداً خواسته‌ام که در مقام جبران بر آید یاد دارم شبی هم یک عده از آقایان رفقا و دوستان در منزل من بودند آقای دکتر طاهری هم با آقای سید کاظم بودند آقای ملک مدنی بودند آقای افخمی و اقبال هم بودند آقای یمین هم تشریف داشتند جناب آقای سهیلی نسخت وزیر وقت هم تشریف آوردند و فرمودند که من امروز با مستر دریفوس سفیر امریکا صحبت می‌کردم دریفوس گفت من منصفانه حق به امیر تیمور می‌دهم که این اعتراض را کرده است و قول می‌دهم که این پیش‌آمد را جبران و استرضای خاطر دولت ایران را فراهم کنیم و گفتند که تا ده روز دیگر این سوءتفاهم مرتفع می‌شود و به شهادت این آقایان این موضوع را به بنده و عده دادند که جبران کنند آقایان این موضوع را به بنده وعده دادند که جبران کنند آقایان شاهد هستند که آقای سهیلی در خانه من و در سر میز شام من این وعده را دادند و بنده یقین دارم که هنوز هم این حسن عقیده و قول در زمام‌داران دولت امریکا باقی است و باید دولت جناب آقای بیات سعی وافی بفرمایند که به این قضیه یک صورتی بدهند و قبل از همه امیدوار هستیم که قوای آمریکا این مملکت را تخلیه بکند قوای انگلیس هم تخلیه بکند قوای روس هم تخلیه بکند و ما با همه حسن نیتی که با همه متفقین داریم نمی‌توانیم هیچ یک از این قوا را در مملکت خودمان ببینیم موضوعی را که لازم می‌دانم به عرض دولت برسانم این است که البته مشکلاتی امروز در مملکت در پیش پای دولت ایجاد شده این مشکلات و یا مشکلات مهم‌تر از این هم اگر خدای نکرده به مملکت ما روی بیاورد با نیروی وحدت بر مشکلات باید غلبه کنیم و قابل حل است مخصوصاً مجلس شورای ملی باید مرکز وحدت مملکت باشد و با ایجاد وحدت در مجلس آن وقت دولت هم خواهد توانست که بر تمام این مشکلات غلبه بکند(صحیح است) و من یقین دارم که آقایان نمایندگان محترم هم بیشتر از بنده و بهتر از بنده متوجه این مصلحت هستند چیزی که لازم است و دولت باید توجه بکند این است که درخارج از مجلس در داخله مملکت هم نگذارد که به وحدت ما لطمه‌ای وارد آید حافظ وحدت ما دولت است جای تردید نیست که وضعیت امروز مملکت ما عادی نیست و غیر عادی است در وضعیت غیر عادی مراقبت‌های غیر عادی هم لازم است مقررات فوق عادی هم لازم است امروز با این که ما وارد در جنگ هستیم و رسماً هم وارد در جنگ هستیم سه قوای بیگانه هم در مملکت ما وجود دارد و حتی‌الامکان باید سعی کنیم که از تشتت و نفاق و دو دستگی جلوگیری شود و بنده اطمینان دارم که ملت ایران کاملاً متوجه این مسائل بوده و خود آنها هم در راه وحدت کوشش می‌کنند اما متأسفانه یک عده از عناصری هم شاید در مملکت هستند که نمی‌گویم از روی سوء‌نیت بلکه از فرط جهالت سعی می‌کنند دو دستگی و تفرقه و تشتت و نفاق ایجاد شود یک دسته به نام اتحادیه عشایر و یک دسته به نام اتحادیه کارگران برخلاف مصلحت است و روی عشایر و کارگر از این اتحادیه بی‌خبر است

دکتر کشاورز- این طور نیست آقا

امیر تیمور- امروز مصلحت کشور بر این است که در این مملکت وحدت ملی حتماً وجود داشته باشد و حافظ این وحدت هم باید دولت باشد(صحیح است) و حتی من به اندازه‌ای به این مطلب اهمیت می‌دهم که عقیده دارم دولت باید عناصری را که می‌خواهند وحدت ملی ما رامتزلزل کنند بخواهد

+++

و آنها را متوجه مفاسد و مضار اقداماتی که شده بنماید و به آنها گوشزد شود که فعلاً موقع این دسته‌بندی‌ها و این نفاق‌ها نیست و دولت باید جداً در مقام جلوگیری باشد هم از شمال و هم از جنوب(صحیح است) و آن عناصری که می‌خواهند نفاق و دوییت ایجاد کنند باید دولت دست آنها را بگیرد و برکنار نماید این عمل هم برخلاف آزادی و دموکراسی نیست شما تصور می‌فرمایید این موفقیتی که امروز دولت شوروی پیدا کرده است یا این فتوحاتی که نصیب دولت انگلستان شده جز در سایه وحدت به چیز دیگری بوده است؟(صحیح است) الان در سر تا سر انگلستان شما قدم بگذارید محال است که آنجا یک دسته‌ای پیدا شود که برخلاف مصالح کشور و برعلیه سیاست عالیه دولت قدم بگذارد و اگر یک چنین دسته‌ای پیدا شد دولت فوراً خفه می‌کند و مسببین محو می‌شوند و امروز اگر در روسیه یک صدایی برخلاف سیاست دولت و برخلاف وحدت ملت روس بلند بشود آن صدا خفه می‌شود و مرتکب تیر باران می‌شود(صحیح است) آقا مملکت‌داری بچه بازی نیست گوش به این حرف‌ها نباید بدهید در درجه اول مسئولیت بزرگی که به عهده شما است(خطاب به آقای بیات نخست وزیر) حفظ وحدت این مملکت است اولین وظیفه سنگینی که دارید حفظ وحدت این ملت است برای حفظ وحدت این مملکت شما باید تمام عناصر ماجراجوی را از هر طبقه و دسته‌ای که باشند سر جای خودشان بنشانید و باید با نهایت شدت و با نهایت قدرت با آنها رفتار بکنید(صحیح است) و کاری بکنید تا موقعی که این مملکت در حال غیر عادی است و تا وقتی که مملکت در حال جنگ است و قوای بیگانه در این مملکت موجود است و باید مملکت در حال صلح و سلم باشند وحدت ایران از بین نرود(صحیح است) وقتی که دنیا صلح شد و آزادی کامل شد آن وقت شما هم آزادی کامل بدهید و اجازه بدهیدکه هر دسته‌ای که می‌خواهد ایجاد شود ولی امروز ایجاد دسته‌جات مانند سم مهلکی است و مملکت را متلاشی می‌کند آقای بیات استدعا می‌کنم برای این که شخصیت سیاسی خودتان را احراز بکنید کوشش بکنید که حافظ این وحدت باشید و این وحدت را حفظ بکنید و سعی بکنید که حامی این وحدت باشید و از تشتت و اختلاف و نفاق جلوگیری کنید(احسنت- احسنت- صحیح است ).

فاطمی- مختصر بفرمایید

امیر تیمور- (خطاب به آقای فاطمی) چون یک مرتبه دیگر عرض کردم ساعی هستم که فرمایشات جنابعالی را اطاعات کنم اگر می‌فرمایید بیایم پایین.

فاطمی- خیر عرض کردم مختصر فرمایید

امیر تیمور- عرض دیگر بنده این است که هر کسی خانه خودش را خودش باید حفظ بکند شما برای اصلاح امور داخلی خودتان مطلقاً احتیاج به عناصر بیگانه و خارجی ندراید خاصه این که ما یک جامعه مسلمان هستیم و پیرو قرآن هستیم باید ببینیم که دستور آسمانی و قرآن به ما چه می‌گوید خداوند می‌فرماید: لن یجعل الله للکافرین علی المسلمین سبیلا یعنی خدا راهی نداده است بر کافرین که به مسلمین حکومت کنند شما به حکم قرآن نباید در امور اجتماعی خودتان افراد بیگانه را مداخله بدهید و باید امور اجتماعی خودتان را به دست ایرانی بدهید و اصلاح آن را از افراد ایرانی و مسلمان بخواهید و باز درجای دیگر خداوند در قرآن می‌فرماید: لاتتخذ واللیهود والنصاری اولیاء یعنی رئیس و بزرگ از یهود و نصارا برای خودتان انتخاب نکنید بلکه از خودتان انتخاب بکنید(صحیح است) حالا که صحبت به اینجا رسید بی‌موقع نمی‌دانم از اقدامی که آقای کاظمی وزیر محترم فرهنگ سابق به عمل آورده است تشکر کنم(صحیح است) و آن اقدامی است که ایشان در مدارس نموده و امر داده‌اند قرآن تدریس شود بنده در دوره سیزدهم کراراً عرض کرده‌ام که شاید در دوره اخیر از حیث تعلیمات پیشرفتی نصیب ما شده است ولی از حیث تربیت و اخلاق باور بفرمایید که ما خیلی عقب رفته و تنزل کرده‌ایم برای این که ما بتوانیم مقام واقعی و حقیقی خودمان را در دنیا احراز کنیم باید پایه تعلیمات خودمان را روی

+++

معارف اسلامی قرار بدهیم معارف اسلامی اولاً اشخاص را متکی به نفس بار می‌آورد و می‌گوید: لیس للانسان الاّ ما سعی ثانیاً هیچ گونه امتیازی بین طبقات بشر اسلام قائل نشده است و بر اثر تعلیمات اسلامی است که بین غلام حبشی و سید قرشی فرقی قائل نبوده است در بشریت و ملیت احدی را بر دیگری امتیازی نیست فقط امتیاز به واسطه تقوایی است که در نزد خدا از همه چیز مهم‌تر است(صحیح است) آنهایی که تقوای‌شان زیادتر است پیش خدا مقربرترند از تقوی که بگذریم چیزی که مهم است فضیلت است(صحیح است) پس باید سعی کنیم که معارف اسلامی کاملاً در این مملکت رواج پیدا بکند شما به واسطه معارف اسلامی می‌توانید روح وطن‌پرستی را به معنای خودش در تمام این مملکت به وجود بیاورید که واقعاً با یک ایمان کاملی اگر یک موقعی خطری متوجه مملکت بشود و یک واقعه‌ای اتفاق بیفتد پیر و برنا و صغیر و کبیر وظیفه خودشان بدانند که دفاع بکنند و حالا هم که آقای دکتر صدیق که از دوستان بنده هستند و از اشخاص لایق می‌باشند و در رأس وزارت فرهنگ قرار گرفته‌اند و بیشتر عمرشان را صرف تعلیم و تربیت کرده‌اند باید در این موضوع اهتمام بورزند آروزهای ما را انجام بدهند(انشاءالله) چون عرایض من قدری طول کشید و احساس می‌کنم که آقای فاطمی هم خسته شده‌اند فعلاً عرایض خودم را خاتمه می‌دهم و حق خودم را حفظ می‌کنم که بعد از فرمایشات آقای دکتر طاهری بقیه عرایض خودم را بکنم

نائب رئیس- آقای گرگانی

گرگانی- بنده شخصاً جناب آقای بیات را شخص درستکار دانسته و به جناب ایشان ارادت کامل دارم و مدت چند دوره افتخار همکاری را با ایشان داشتم بی‌غرضی ایشان به همه کس محل تردید نیست(صحیح است) چنان که از قرار اطلاع از مقام خود استفاده مالی ننموده بلکه مال خود را نیز در راه وطن برای آسایش افراد ملت خرج نموده‌اند البته قبول مسئولیت زمامداری کشور در این موقع کار کوچکی نبوده و جلب رضایت عموم افراد کشور از مشکلات است(صحیح است) موافقت بنده با جناب آقای بیات دفاع از ایشان در مقابل مخالفین نیست بلکه عرایض و تذکراتی دارم که توجه فرموده و موافقت فرمایند. دولت به حوزه گرگان و دشت گرگان اهمیت نمی‌دهند یکی از عرایض بنده راجع به معارف حوزه مذکور است. در سال 1306 سرهنگ احمد خان حکیمی که فرمانده تیپ گرگان و دشت گرگان بودند و همچنین سرهنگ عبدالله خان توماچ برای ترقی فرهنگ آن حوزه بی‌نهایت جدیت نموده و حتی دبستان‌های ملی در میان ایلات تشکیل داده و همچنین مدارس شبانه روزی در تهران و در دشت گرگان یعنی در امچلی در بندر شاه در شهر گرگان ایجاد و باعث پیشرفت فوق‌العاده فرهنگ آن حوزه شده‌اند ولی متأسفانه وقتی که آقای حکمت وزیر فرهنگ شدند کلیه شبانه‌روزی‌ها را منحل کردند علت این کم مرحمتی را نمی‌دانم باقی دبستان‌ها هم در پیش‌آمد شهریور 1320 اغلب تعطیل گردیدند. دولت کلیه عشایر را با زور تفنگ و سر نیزه نمی‌تواند مطیع نماید و فقط به وسیله رواج علم و دانش خواهد توانست آنها را مطیع خود کند. هر قدر بر بودجه فرهنگ بیفزاییم باز هم کم است فعلاً به واسطه وجود آرتش متفقین در کشور خود به آرتش زیاد احتیاج نداریم فقط برای تأمین امنیت داخلی عده‌ای ژاندارم با حقوق مکفی این منظور را تأمین خواهند کرد (صحیح است) و همچنین با وضعیت فعلی احتیاجی نیز به اجرای دو سال خدمت نظام برای افراد کشور نیست(صحیح است) در عوض مخارجی که برای این قسمت‌ها منظور می‌شده به بودجه وزارت فرهنگ افزوده بشود(صحیح است). عرض دیگرم در خصوص انتخاب فرماندار و استقلال فرمانداری دشت گرگان است. در زمان‌های سابق اشخاص درجه اول امثال سپهسالارها به فرمانداری انتخاب می‌شدند حتی در زمان شاه سابق هم همین طور بوده چنان که جناب آقای اردلان و جناب آقای سردار فاخر و امثال آنها فرماندار می‌شدند. به علاوه فرمانداری دشت گرگان از بندر شاه تا آخر دشت گرگان که قریب هشتاد فرسخ بوده علیحده و مستقل بوده(صحیح است). با این عظمت دولت توجهی به آن حدود

+++

ندارد چنان که اقلاً یک مریضخانه پنج تختخوابی و حتی دکتر حسابی ندارد. اغلب ساکنین آنجا مریض و از بی‌دارویی از بین می‌روند در این خصوص نیز دولت متوجه باشد زیرا آنها هم رعیت و تبعه این کشور هستند لذا بایستی فرمانداری و کلیه اداره‌جات دشت گرگان مثل سابق مستقل باشد. عرض دیگر تاکنون املاک اهالی شمال را با وجود ظلم و ستمی که از سابق به آنها رسیده نداده‌اند و هر چه زودتر به هیئت رسیدگی دستور فرمایید بیچارگان را از فقر و مذلت نجات دهند(صحیح است)عرض دیگرم در خصوص زلزله گرگان است خیرخواهان از راه دلسوزی و اتحاد برادری و مسلمانی به زلزله زدگان اعانه مرحمت فرمودند و همچنین متفقینمان  مخصوصاً دولت شوروی از کمک خودداری نکرده(صحیح است) و علاوه بر اعانه کمک و مساعدت‌های دیگری نیز نمودند. از قرار اطلاع اکنون مبلغ قریب یک میلیون و سیصد هزار تومان جمع آوری شده ولی با وجود آن که قریب نه ماه از وقوع زلزله می‌گذرد کم‌ترین توجهی نسبت به اهالی گرکان نشده ….

اردلان- خیلی باعث تأسف است

گرگانی- در مسافرت اخیری که به گرگان رفتم هیچ ساختمان و آثار دیگری که دال بر مساعدت به اهالی باشد ندیدم فقط به بعضی‌ها جزئی پول داده‌اند که خرابی‌ها را تعمیر نمایند. ماه‌ها می‌گذرد ولی هیچ اقدامی از طرف دولت نشده دولت شرعاً و قانوناً مبالغ جمع آوری شده برای ستمدیدگان را برای محل دیگری مصرف کند گرگانی آن قدر بی‌حس نیست که بگذارد بد نام شود و تحمل نخواهد کرد که اعانه که به اسم او با منت برای آنها جمع آوری شده به مصرف دیگری برسد(صحیح است) دولت نباید مثل زمان شاه سابق که نظیر این مبالغ در جای خود مصرف نمی‌شد عملی نماید. دولت بایستی هر چه زودتر کلیه مبالغ فوق را برای کمک به آسیب دیدگان مصرف نماید این که وجه را راکد گذارده و ملت در آنجا به واسطه نداشتن مسکن و بهداشت تلف گردد. بنده غیر از آسایش ملت و پیشرفت امورات دولت نظر دیگری نداشته و همچنین از دولت تقاضای وزیر و یا فرماندار حتی بخشدار را ندارم زیرا میل ندارم شخصی را تحمیل نمایم چنان که  در زمان جناب آقای قوام از فرمانداری گرگان به دولت شکایت نمودم آقای قوام هر چه اصرار فرمودند کی را بفرستم بنده ابداً کسی را معرفی نکردم زیرا اگر نمایندگان کسی را تحمیل نمایند دولت و سایرین خیال خواهند نمود که با آن شخص قراری بسته‌اند و همچنین از شخصی که به دولت تحمیل شده اگر عمل بدی ایجاد نمود ولو پدر ملت را هم در آورد نمی‌توانند شکایت نمایند به دلایل فوق از دولت تقاضای نامناسب نداشته و ندارم

بعضی از نمایندگان- عده کافی نیست(اکثریت حاصل شد)

اردلان- بفرمایید آقا بسیار مطالب مفیدی است

گرگانی- ولی وقتی که کارمندی عمل بدی نمود و نماینده مربوط به دولت گوشزد کرد وظیفه دولت است که فوراً آن کارمند را از آن مکان برداشته و اظهار نماید که بازرس می‌فرستم زیرا عرایض نمایندگان هر محل بالاترین بازرسی است اگر دولت میل داشته باشد به وسیله بازرسی حقیقت را بفهمد بعد از برداشتن بازرسی بفرستد در این خصوص یک موضوعی را عرض می‌کنم اهالی گومیشان از رئیس دارایی محل که ترکمان بوده به بنده شکایت نمودند بنده هم به خدمت آقای ظلی رئیس بازرسی رفته و شکایت اهالی را گفتم و عرض کردم که رئیس دارایی مذکور را عوض نمایید(وزیر دارایی- اسمش چه بود)… به دفاترتان مراجعه نمایید پیدا می‌کنید ولی ایشان با وجود آن که برعلیه رئیس دارایی مذکور شکایات زیادی موجود بود و پرونده‌اش پر از شکایت بود گفتند بازرس رفته و بر له او رأی داده‌اند به این جهت عوضش نمی‌کنم.

دکتر اعتبار- ظلی آدم دزدی نیست. این طور نیست آقا

گرگانی- دزد است. بنده ملاحظه نمودم از اشخاصی تحقیق نموده‌اند که همه قوم و خویش رئیس دارایی مذکور بوده‌اند لذا گفتم(بنده نماینده آن محل هستم و به وضعیت آن

+++

جا کاملاً آشنایی دارم و صلاح دولت و ملت در این است که آن شخص در آنجا نباشد اگر اتفاقی در آن خصوص رخ بدهد مسئول شمایید). پس از اظهارات فوق در حضور آقای طباطبایی با حالت عصبانی خارج شدم بعداً به خدمت رئیس کارگزینی دارایی آقای همایون رفتم در آنجا هم یک نفر را دم درب گذاشته بودند که کسی را راه ندهد فکر کردم امروز اعلیحضرت ما این رویه‌هایی که آقایان دارند ندارد و شاید کار و بار آقا بالا رفته سپس شخص دیگری را واسطه قرار داده خدمت آقای رئیس کارگزینی رسیدم ایشان هم مثل آقای ظلی جواب سر بالا داده گفتند در اختیار من نیست. از این قضیه یک ماه نگذشته بود که خانه همان رئیس دارایی را هر چه مال خود و دولت بود غارت کردند و مبلغ 15 هزار تومان وجه برده‌اند و در این وقایع یک نفر نیز مقتول شده بود و باز هم این کشت و کشتار دنباله دارد.

حال وقتی که به گرگان رفتم دادستان گرگان آن شخص را برای این که مبلغ صد و دوازده هزار تومان به دولت بدهکار است توقیف نموده و از اظهارات مردم هم استنباط می‌شود که برای دادن قماش و شکر صد هزار تومان از اهالی گرفته باز بنده رحمم آمد و به دادستان گرگان عرض کردم که او را با قید کفیل آزاد نماید زیرا در محبس چیزی نخواهد یافت شاید از مردم طلبی داشته وصول نماید پول‌های فوق را بیجاره خودش نخورده بلکه به حامی‌های خود داده زیرا اگر نداده بود الان چیزی در دستش موجود بود در خاتمه مسببین و عاملین این قبیل کثافت کاری راحت نشسته و کیف می‌نمایند و زحمتش با بنده است در هر صورت در میان ایلات و اهالی یک کدورتی تولید کرده‌اند دولت بایستی جداً اقدام نموده و مسببین این عمل را به سختی به کیفر خود برساند که در آینده نظایر این گونه عملیات رخ ندهد و الا ممکن است اسباب زحمت زیادتر بشوند (خطاب به آقای نخست وزیر) آقای بیات شما هیچ توجه نمی‌فرمایید، می‌خندید امروز باید اگر ما ایرانی هستیم گریه کنیم نه این که بخندیم امروز ایرانی‌ها گرسنه هستند،‌لخت هستند بالاخره چاره‌شان که ناچار شد می‌ریزند ما را می‌کشند پاره پاره می‌کنند.

نمایندگان- صحیح است

نخست وزیر- آقای گرگانی بنده متوجه فرمایشات حضرتعالی هستم بفرمایید

گرگانی-… عرض دیگرم راجع به بالا رفتن سطح زندگی است، ‌هر دولتی روی کار می‌آید این موضوع را جز پروگرام خود قرار می‌دهد با وجود این اثری از پایین آمدن سطح زندگی نیست و از این حیث افراد کشور در مضیقه می‌باشند و همچنین قیمت قماش جیره‌بندی بالا رفته دولت بایستی در این خصوص جداً اقدام فرمایند و الا ممکن است مشکلات بیشتری ایجاد گردد فعلاً با این مختصر تذکر قانع و عرایض خود را خاتمه می‌دهم و رأی اعتماد هم به نظر مجلس است.

نائب رئیس- پیشنهادی راجع به ختم جلسه رسیده است

حاذقی- مخالفم

نائب رئیس- چون عده کافی یست جلسه را ختم می‌کنیم

جلسه آتیه 3 ساعت قبل از ظهر شنبه 11 آذر ماه در این موقع

(40 دقیقه بعد از ظهر) جلسه به عنوان تنفس ختم و روز شنبه یازدهم آذر ماه یک ساعت و بیست دقیقه پیش از ظهر به ریاست آقای ملک مدنی(نائب رئیس) تشکیل گردید

7– اقتراع شعب

نائب رئیس- چون مدت شعب شش‌گانه سر آمده بنابراین احتیاج هم هست که کمیسیون عرایض و مرخصی از شعب 6 گانه جدا شود بدواً افتراغ شعب شش‌گانه به عمل می‌آید. شش شعبه عده حاضر 117 نفر هر شعبه 19 نفر به اول و دوم و سوم هم یک نفر اضافه می‌شود.

(اقتراع توسط آقای حاذقی منشی به عمل آمده نتیجه به قرار ذیل حاصل شد)

شعبه اول- آقایان: شریعت‌زاده- ساسان- دهقان- دکتر آقایان- ذکایی- سنندجی- شهاب فردوسی- خلعت‌بری- قبادیان- دکتر معاون- جواد مسعودی- فرمند- ابراهیمی ریگی- گرگانی- افشار صادقی- امینی- خاکباز- فتوحی- مجد ضیایی.

+++

شعبه دوم- آقایان: ذوالقدر- مؤید ثابتی- دهستانی- تهرانچی- بوشهری- رحیمیان- دولت آبادی- دکتر رضا‌زاده – شفق- مهندس پناهی- مراد آریه- اقبال- صمصام بختیاری- افخمی- عامری- فیروز آبادی- خلیل دشتی- آشتیانی- رضا تجدد- نصرت‌الله اسکندری.

شعبه سوم- آقایان: ایرج اسکندری- یمین اسفندیاری- ملایری- حشمتی- فرهودی- ذوالفقاری- حسن اکبر- مخبر فرهمند- رضا حکمت- محمدصادق طباطبایی- مصطفی فاطمی- ارباب گیو- فرخ- علی دشتی- عزت‌الله بیات- نراقی- دکتر کشاورز- قشقایی- رضا رفیع.

شعبه چهارم- آقایان: فرود- فولادوند- مهندس فریور- فلسفی- ظفری- نبوی- اسعد- تیمور تاش- دکتر عبده- کام‌بخش- فداکار- امامی- محمد طباطبایی- دکتر طاهری- سلطانی- ایپکچیان- صفوی- محمدعلی مجد- مهدی نمازی.

شعبه پنجم- آقایان: ثقه‌الاسلامی- جمال امامی- دکتر رادمنش- محمدعلی اعتمادی- تیموری- سیف‌پور فاطمی- اسکندر مقدم – تولیت- محمد بهادری- مؤید قوامی- کاظم جلیلی- عبدالکریم صدریه- نجومی- اردلان- مظفر‌زاده- شجاع- گله‌داری- محمدعلی امام جمعه- ضیا‌الدین نقابت.

شعبه ششم- آقایان: عباس مسعودی- سید ضیاالدین طباطبایی- فرمانفرمائیان – مرآت اسفندیاری- عبدالله معظمی- صدر قاضی- ملک مدنی- سید احمد بهبهانی- ابوالفضل حاذقی- دکتر اعتبار- دکتر آقایان- امیر تیمور- دکتر محمد مصدق پوررضا- حسین تهرانی- محمد هاشمی- مهدی عدل- لنکرانی- ابوالحسن صادقی.

شعبه 1- عطاالله روحی– شعبه 2- عمادالسلطنه فاطمی شعبه 3- سرتیپ‌زاده.

نائب رئیس- از آقایان خواهش می‌کنم پس از خاتمه جلسه برای انتخاب هیئت رئیسه شعب و انتخاب اعضا ‌کمیسیون‌های عرایض و مبتکرات شعب را تشکیل دهند.

دکتر مجتهدی- پس بنده چه کاره هستم؟

نائب رئیس- چون شما غایب بودید در صورت اسامی قید نشده است ولی حالا اضافه می‌شود به شعبه 4 عده با جنابعالی 118 نفر می‌شود.

دو فقره پیشنهاد از طرف آقایان بهبهانی و فرمانفرمائیان رسیده قرائت می‌شود:

پیشنهاد می‌نمایم اعتبار‌نامه‌ها را در درجه اول مطرح فرمایند- بهبهانی

مقام ریاست پیشنهاد می‌نماییم بقیه اعتبار‌نامه‌ها طرح شود- صدر قاضی- فرمانفرمائیان

نائب رئیس- مخالفی نیست؟

جمعی از نمایندگان- مخالفی ندارد.

8- قرائت گزارش شعبه 4 راجع به نمایندگی آقای پوررضا

نائب رئیس- گزارش شعبه 4 راجع به نمایندگی آقای پوررضا خوانده می‌شود:

(آقای فولادوند راپورت شعبه 4 را دایر به انتخاب آقای پوررضا از فیروز آباد به شرح ذیل قرائت نمودند)

انجمن انتخابات چهاردهمین دوره در 3/5/1323 طبق ماده چهارده قانون انتخابات تشکیل و به تشکیل شعبه‌های فرعی پرداخت و از 9/5/23 در حوزه اصلی و به تدریج در حوزه‌های فرعی اخذ رأی به عمل آمده و در نتیجه از 8490 رأی اخذ شده آقای حبیب‌الله پوررضا با داشتن 4724 رأی حایز اکثریت شناخته شده و به نمایندگی معرفی شده‌اند و شکایتی در پرونده دیده نشده شعبه پس از رسیدگی به محتویات موجود در پرونده صحت انتخاب آقای پوررضا را تصدیق و اینک گزارش آن تقدیم می‌شود.

نائب رئیس- تقاضای رأی مخفی شده است قرائت می‌شود:

رفیع- حالا موقعش نیست

مقام ریاست مجلس شورای ملی- در مورد اعتبار‌نامه آقای حبیب‌الله پور‌رضا طبق ماده 90 آئین‌نامه رأی مخفی با مهر سیاه و سفید رأی گرفته شود. نراقی- رحیمیان- فداکار- تیمور‌تاش- سرتیپ‌زاده- فرمند- مظفر‌زاده- مرآت اسفندیاری- امیر ابراهیمی- پناهی- ایرج اسکندری- شریعت‌زاده- مؤید ثابت- فیروز آبادی- کام‌بخش

+++

صادقی- دکتر رادمنش (23) نفر هستند.

یکی از نمایندگان- عده‌ای غائب هستند. اسامی را بخوانید تا آنهایی که حاضر هستند معلوم شوند.

نائب رئیس- آقایانی که حاضر هستند چند نفرند؟ آقای هاشمی بخوانید (آقای هاشمی اسامی آقایان را به شرح ذیل قرائت کردند)

نائب رئیس- آقایان اجازه بفرمایید تا اسامی را قرائت کنند:

آقای امیر ابراهیمی(گفته شد- نیستند) آقای نراقی(نیستند) آقای فداکار(حاضرند) آقای تیمورتاش(‌حاضرند) آقای رحیمیان(حاضرند) آقای دکتر رادمنش(حاضرند) (صادقی- بنده پس می‌گیریم )آقای فرمند(حاضرند) آقای مؤید ثابتی( حاضرند) آقای فیروز آبادی (حاضرند) آقای سرتیپ‌زاده (حاضرند) آقای دکتر کشاورز(حاضرند) آقای پناهی(حاضرند) آقای ایرج اسکندری(حاضرند) آقای شریعت‌زاده(نیستند) آقای کام‌بخش(حاضرند) آقای ذکایی.

ذکایی- بنده هم پس می‌گیریم

هاشمی- یک امضا هم هست خوانده نمی‌شود.

نمایندگان- رأی بگیرید چون  عده پیشنهاد دهندگان کافی نیست.

ایرج اسکندری- بنده مخالفم

نائب رئیس- آقای ایرج اسکندری مخالفید؟

کاظمی- اعلام رأی شد چطور می‌شود با آن مخالفت کرد.

ایرج اسکندری- بلی آقا

دکتر عبده- اعلام رأی شده است

نائب رئیس- می‌ماند برای جلسه بعد

سید ضیاء‌الدین- اعلام رأی شده است بعد از آن نمی‌شود مخالفت کرد.

بعضی از نمایندگان- اعلام رأی شده است نمی‌شود مخالفت کرد.

نائب رئیس- آقای قائم مقام‌الملک نظری دارید؟

قائم مقام‌الملک- بنده نظری ندارم.

بعضی از نمایندگان- اعلام رأی شده است آقا

نائب رئیس- آقای سرتیپ‌زاده نظری دارید؟

سرتیپ‌زاده- بنده مخالفم

نائب رئیس- پس می‌ماند برای جلسه بعد.

دکتر طاهری- اجازه می‌فرمایید؟

نائب رئیس- بفرمایید

دکتر طاهری- وقتی که تنفس داده شد دیگر معمول نبود ما بین مذاکرات مطلبی مطرح شود با این حال مطرح شد و اعلام رأی شد دیگر مخالفت موضوع ندارد خبر که خوانده شد کسی که مخالف است باید  اظهار بدارد برای مخالف ولی اعلام رأی شد و مخالفتی هم نشده بود باید رأی گرفته شود(صحیح است)

جمعی از نمایندگان- اعلام رأی نشد. (همهمه نمایندگان ) زنگ رئیس

نائب رئیس- بی‌اجازه صحبت نکنید بنده خودم تکلیف خودم را می‌دانم اجازه بفرمایید صحبت‌شان را بکنند بنده که مخالف مقررات عملی نمی‌کنم.

دکتر طاهری- اگر اعلام رأی نشده بود چرا صورت رأی مخفی را خواندند بنابراین باید رأی گرفته شود.(صحیح است)

دکتر شفق- بنده مخالفم اجازه می‌فرمایید؟

نائب رئیس- بفرمایید

دکتر شفق- بنده در اعتبار‌نامه به جهاتی که مورد ندارد عرض کنم بی‌مداخله بودم ولی در اینجا من شاهد هستم به محض خواندن گزارش شعبه و قبل از این که اعلام رأی بفرمایید شروع کردند به خواندن یک پیشنهادی که هیچ کدام نمی‌دانستیم که آن پیشنهاد چیست و آقای سرتیپ‌زداده پیش بنده بودند به محض خواندن گزارش شعبه می‌خواستند اجازه بگیرند برای این که مخالفت بکنند و مجالی داده نشد،‌ این عین شهود بنده است حالا اگر برخلاف مقررات اقدامی نشده است چه عرض کنم.

+++

نائب رئیس- اجازه بفرمایید به نظر بنده این تشخیص با ریاست مجلس است و تصور می‌کنم باید بماند برای جلسه بعد(صحیح است) این صحبت‌ها مورد ندارد، مخالفت شد باید بماند برای جلسه بعد(صحیح است)

فاطمی- همه را بگذارید برای جلسه بعد

9- بقیه شور در برنامه دولت

نائب رئیس- برنامه دولت مطرح است. آقای کام‌بخش

کام‌بخش- من آقای بیات موقعی که اخذ رأی تمایل به عمل می‌آمد به حضرتعالی رأی ندادم. موقعی هم که اخذ رأی اعتماد به عمل خواهد آمد البته باز هم به حضرتعالی رأی نخواهم داد.

نخست وزیر- متشکرم.

کام‌بخش- ولی تصور نفرمایید که این موضوع جنبه شخصی دارد بنده و کلیه رفقای من، ما یگانه علاقه‌ای که داریم به این آب و خاک است و به این مملکت و هر اقدامی که می‌کنیم از نقطه‌نظر همین علاقه‌ای است که داریم و بس، نه این که تصور بفرمایید چون حضرتعالی هستنید و چون حضرتعالی کاندید یک فراکسیون خاصی هستید از این نقطه‌نظر با حضرتعالی مخالف هستم. بنده فکر می‌کنم که اغلب از نمایندگان این موضوع را صحبت کرده‌اند که ما در مدت این 15 یا 30 روز در مدت این بحران حتی‌الامکان سعی کردیم که برای مشکلاتی که ایجاد شده است یک راه حلی به دست آوریم و فراکسیون ما یک قدم پیش آمد برای این که این راه حل به دست بیاید برخلاف معمول همیشگی و برخلاف معمولی که داشت مخصوصاً در اینجا که شاید نسبت به یک شخص اکثریت تام مجلس حاصل شود رأی دادند و منظورشان این بود که راه حل پیدا کنند ولی بعد از این که آن راه حل به دست نیامد یک اکثریت تامی پیدا نشد به یک شخص خاصی من شخصاً یک استدلال دیگری به نظرم آمد نسبت به یک شخصی که بایستی زمام امور کشور را در این روز به دست بگیرید و آن استدلال این است که خودم برای این موقعیت‌ها مخصوصاً برای این موقعیت فعلی یک مقیاسی دارم یک سنجشی دارم و آن سنجش عبارت از این است ، که من فکر می‌کنم یک نفر شخص عادی هستم، یک نفر شخص عادی و در جریان گذشته در جریان بیست ساله گذشته در موقع سلطنت رضا شاه پهلوی من هر گونه امکان ترقی میسر بود به شرط این که با آن وضعیت ، با وضعیت آن وقت سازش بکنم و من که یک فرد عادی هستم چون آن وضعیت آن روزی را مخالف دیدم به اصلاح کشور خودم فکر کردم هر کسی جای من باشد بایستی سعی کند آن مقداری که برایش میسر است جلوی رفتن کشور ما را به طرف آن پرتگاه نگاه بدارد و من فکر می‌کنم که در آن موقع زجر دیدم ، شکنجه دیدم زندان رفتم، ولی در این قسمت سهیم بودم و آن قدری که توانستم مبارزه با آن وضعی که آن را برخلاف صلاح کشور خود تشخیص می‌دادم کردم و فکر می‌کنم چون موقعیت فعلی موقعیت مهمی است موقعی باریکی است ، موقعیت فوق‌العاده‌ای است در یک چنین موقعیت فوق‌العاده شخصی که مورد اعتماد کامل نمایندگان نیست یعنی یک رأی اعتمادی ندارد که جنبه تام داشته باشد این شخص بایستی اقلاً یک شخص فوق‌العاده‌ای باشد که بتواند بعداً با تدبیرهای خودش این آرایی که کسر دارد به دست بیاورد و مملکت را از این اشکال بیرون بیاورد و فکر کردم که اقلاً یکی از صفات فوق‌العاده بودن آن شخص این است که در موقعی که یک سیاستی را برای کشور خودش خطرناک می‌دانست با آن سیاست یا مبارزه می‌کرد و یا این که اقلاً همکاری نمی‌کرد ممکن است گفته شود که حضرتعالی همکاریی که در آن موقع می‌کردید با آن سیاست چند دوره وکیل بودید وزیر بودید ممکن است گفته شود که آن همکاری از این نقطه‌نظر بوده که حضرتعالی در آن دوره با سیاست آن روز دولت موافق بودید در این صورت این مهم‌ترین دلیلی خواهد بود فعلاً برای مخالفت بنده با سرکار و اما یک صورت دیگر هم هست ممکن است که بگوییم که خیر موافقتی نداشتید و آن سیاست را حضرتعالی هم به حال این کشور مضر می‌دانستید ولی با آن ارداده قوی که بتوانید در آن موقعیت از آن مقام صرف‌نظر بکنید آن اراده قوی در شما نبوده است در این صورت فکر می‌کنم باز هم در یک چنین موقعیتی که مملکت دچار

+++

یک چنین اشکال بزرگی هست باز هم کسی که آن اراده را نداشته شاید مناسب نبود ولی چون من شنیده‌ام که حضرتعالی شخص خوبی هستید خوبی البته دلیل نیست که ما در یک چنین موقعی زمام یک کشوری را به دست شما بسپاریم ولی این موضوع را قطع بدانید که با تمام این تفاصیل اگر چنانچه احیاناً حضرتعالی از این مجلس رأی اعتماد گرفتید و اگر چنانچه احیاناً یک مدتی به زمام‌داری خود باقی ماندید و اگر چنانچه احیاناً دیده شد که میل دارید به این کشور خدمات برجسته بکنید اولین اشخاصی که با شما موافق خواهند شد ما خواهیم بود، ‌این موضوع را سابقه به ایشان دادم و حالا هم اگر شما این رویه را پیش بگیرید مخالفت، شروع می‌شود و خواهید دید که همین طور است.دلیل دوم که موجب مخالفت بنده با دولت حضرتعالی شد این است که ما همه می‌دانیم که دولت گذشته یک اشکالی پیش آورد و گذاشت حالا در خوب و بد آن بعد صحبت می‌کنیم یک اشکالی پیش آورد و گذاشت،‌در دولت اول آقای ساعد حضرتعالی و گویا آقای زند شرکت داشتید البته آن وقت شاید مشکلات تازه شروع می‌شد در دولت دومی ساعد دو نفر دیگر از وزرا فعلی شما شرکت داشتند البته این به خودی خود شاید آن قدرها مهم نمی‌شود ولی بنده فکر می‌کنم قانون اساسی ما یک موادی دارد که آن مواد با تعمق کافی تنظیم شده است قانون اساسی ما کلیه وزرا ‌را هم بالانفراد و هم به طور دسته جمعی مسئول عملیات دولت می‌داند البته این اتفاقی که موجب مسئولت دولت باشد فعلاً نیست یعنی چیزی نیست که موجب مسئولیت دولت باشد محکمه‌ای تشکیل نشده کسی محاکمه نشده  است که مسئولیت آن معین بشود ولی فکر کردم اگر چنانچه ما به منطق قانون اساسی یک قدری دقیق بشویم و بخواهیم به روح قانون اساسی پی ببریم و نظر آن کسانی را که قانون اساسی را وضع کرده‌اند به منظور آنها خواسته باشیم نزدیک بشویم خواهیم دید که اگر یک دولتی اشکالی را برای مملکت پیش بیاورد که آن اشکال مخصوصاً مهم باشد و قطعاً بدانید که برای رفع آن اشکال بهتر آن است که آن اشخاصی که در ایجاد آن اشکال شرکت داشته‌اند دیگر شرکت نکنند و البته با این تفصیل و با این ترتیب بهتر آن اشکال رفع خواهد شد این هم یکی از دلایل مخالفت من با دولت فعلی شما است. من راجع به خبط‌ها و خطاهای دولت گذشته چیزی نخواهم گفت، ‌چون در این زمینه صحبت زیاد شده است، عصبانیت هم به موقع خودش تولید شد به اندازه کافی و تصور می‌کنم که کافی است همه می‌دانند و منظور را همه حس می‌کنند ولی یک موضوع باقی است و آن موضوع از این نظر مهم است که حضرتعالی بایستی در کشف و چگونگی این موضوع دخالت بفرمایید، ‌از این نقطه‌نظر این موضوع را عرض می‌کنم آن موضوع اعلامیه‌ای است که آقای ساعد منتشر کرده بودند و این روزها در جراید دیده شد. درباره این اعلامیه اینجا صحبت نشده است و من تصور می‌کنم تحقیق و کشف این که این موضوع چه صورتی داشته است شاید به عهده شما باشد من این طور فکر می‌کنم شخصاً که از دو حال خارج نیست یک رئیس دولتی یا یک اعلامیه‌ای صادر می‌کند برای این که آن اعلامیه در معرض افکار عمومی قرار بگیرد یا این که نظر دولت است و این به طور محرمانه به سفرا متحد‌المال می‌شود و اعلام می‌شود، اگر ایشان این اعلامیه را برای افکار عمومی جهان صادر کردند شایسته این بود که اول در معرض افکار عمومی ملت ایران بگذارند(صحیح است) تا ملت ایران قضاوت خودش را در آن چه که مربوط به او است قبل از دیگران بکند(صحیح است)

سید ضیاءالدین طباطبایی- آن در جواب آژانس تاس بود که آن را صادر کرد.

کام‌بخش- آقای رئیس اخطار بفرمایید. حضرتعالی هم نوبت دارید آقای طباطبایی،‌اینجا تشریف خواهید آورد اگر چنانچه خیر، این اعلامیه اعلامیه‌ای بود که برای سفرای ما فرستاده شد یعنی می‌خواستند ایشان با شتاب‌زدگی هر چه تمام‌تر نظر خودشان را به سفرای ما در خارجه اعلام بدارند آن وقت البته این موضوع جنبه اسناد محرمانه دولتی را دارد، یک متحد‌المالی است محرمانه می‌فرستند برای سفرا

+++

و برای فقط اطلاع خود آن سفرا بنابراین اگر چنانچه کسی اسناد محرمانه دولتی را در دسترس اشخاص خارج گذاشته باشد ان شخص مجرم است و بایستی تعقیب شود پس بنابراین ما می‌خواهیم نسبت به آن شخص یا نسبت به آنهایی که این عمل را کرده‌اند اعلام جرم کنیم. این موضوع البته از موضوعاتی است که بایستی حضرتعالی تحقیق بکنید و آن کسی که در اینجا جرمی مرتکب شده است باید تعقیب بشود. همین سیاست استتار همین موضوعی که از جریانات هیچ کس از همین ملت ایران خبر نداشت وقتی گاهی کارهایی می‌کردند که خود اعضای دولت هم خبر نداشتند. این یکی از آن سیاست‌های غلطی است که ما را به این اشکال مواجه کرده، ‌من فکر می‌کنم که این اشکال فعلی ما را کم‌تر موضوع نفت ایجاد کرده است و بیشتر موضوع سیاست استتار، اگر چنانچه سیاست استتاری در بین نبود تشویش ایجاد نمی‌کرد این تشویش که برای همسایه ما دولت شوروی ایجاد شد این یک تشویش طبیعی بود روزنامه تایمز هم همین طور تصدیق می‌کند.

سید ضیاءالدین طباطبایی- چرا تصدیق کرد.

کام‌بخش- اگر چنانچه آقای ساعد همان روزی که به ایشان پیشنهاداتی شده بود عین آن پیشنهادات را به عرض مجلس شورای ملی می‌رسانیدند، در معرض افکار عمومی می‌گذاشتند تا مردم می‌فهمیدند و از جریان کار مطلع بودند، ‌البته این تشویش خاطر برای کسی ایجاد نمی‌شد و شاید برای ما نفع یک چنین سیاستی این می‌شد که دیگران وقتی که می‌دیدند با چه شرایطی آمده‌اند با ما معامله بکنند در شرایط خودشان ملاحظه نفع بیشتری برای ما می‌کردند حالا من نمی‌دانم مقصود از این مستور نگاه داشتن شاید برای این بود که شاید نفع بیشتری برای ما ملحوظ نشود و مبالغ کم‌تری به کمپانی‌های معینی داده شود. نمی‌دانم فقط من یک چیز را در اینجا شاهدم یک چیز را شاهدم که ما نمایندگان مجلس شورای ملی اطلاعات راجع به نفت را با منقاش از آقای ساعد بیرون می‌آوردیم. البته یک چنین عملی را این طور مستور نگاه داشتن، موضوع موجبات تشویش را فراهم می‌کند. بنده این اعتقاد را دارم که اگر چنانچه با تمام معنی این ملاحظاتی را که عرض کردم این ملاحظات را می‌داشتیم من حتم دارم حالا هم همین طور است که همسایه ما دولت شوروی به ما چیزی را تحمیل نمی‌کرد و نمی‌گفت. ما حق داریم همسایه خودمان را بشناسیم و بدانیم با کی همسایه هستیم. در زمان رضا شاه این حق گرفته شده بود و اگر کسی فقط از نظر این که بهفمد آنجا چه خبر است و این چه دولتی است که تشکیل شده است و یا یک چیزی می‌خواند و یا می‌خواست اطلاعاتی کسب کند این شخص مجرم بود ولی ما ضرر یک چنین سیاستی را دیدیم .وقتی متفقین وارد کشور ما شدند تمام اهالی شمال تصور می‌کردند که با یک عده اشخاص وحشی مقابل خواهند شد و همه فرار کردند زندگی‌ها به هم خورد. بعد دیدند که مقعول‌ترین و با انضباط‌ترین سربازها سربازان شوروی هستند(صحیح است) اگر چنانچه ما قبلاً می‌شناختیم با کی همسایه هستیم البته یک چنین جریاناتی تولید نمی‌شد. حالا بایستی این نکته را بدانیم که تمام همسایگان خودمان را بایستی خوب بشناسیم. دولت شوروی در بین همان مللی که داخل اتحاد جماهیر شوروی هم هستند در همان جا هم اگر چنانچه در همان جا هم بخواهد یک معامله‌ای با آن کشورها بکند هیچ وقت آن معامله جنبه تحمیل ندارد به همین مناسبت است که از قراری که من اطلاع حاصل کردم و مطالعه کردم در آنجا یک شورای ملی است که جانشین مجلس سنا است و برای این که مبادا کم و زیاد جمعیت تأثیر بکند بین نمایندگان مجلس عمومی و رأی یکی از ملل تحمیل به یک ملت دیگر بشود در آنجا تعداد نمایندگان ملل اتحاد جماهیر شوروی متساوی هستند تا این که اگر قانونی در مجلس شورای عمومی گذاشت و در این مجلس ملی نگذشت آن قانون قابل اجرا نباشد برای این که تحمیل نشده باشد و اگر ما دقت کنیم و خوب بشناسیم همسایه‌مان را و رویه صحیحی داشته باشیم ما می‌توانیم به خوبی این اشکالاتی را که برای ما ایجاد شده است این اشکالات رارفع کنیم ولی مشروط بر این که حسن ملیت داشته باشیم ولی مشروط بر این که

+++

یک عملیاتی که موجب تحریک و عصبانیت باشد از ما سر نزند مشروط بر این که پرویاکاندی در کار نباشد با یک چنین شروطی که امروز متأسفانه بعضی‌ها آن شروط را قائل نیستند و این شروط را عمل نمی‌کنند و با سفارشات خودشان با رفتار خودشان که بایستی در این موقع کاملاً جنبه متانت داشته باشد تحریک می‌کنند و با این ترتیب البته اشکالات ممکن است روز افزون شود. آقای بیات از آن روزی که آقای سید ضیا‌ءالدین انشاءالله عمر و عزتشان را زیاد کند(سید ضیاءالدین- تشکر می‌کنم) از آن روزی که که ایشان در کشور ما کودتا فرمودند از آن روز به بعد یک سیاست مخصوص یک جانبی در تمام شئون اجتماعی کشور ما رسوخ پیدا کرد(سید ضیاءالدین- اشتباه می‌فرمایید)در طی بیست سال حکومت رضا شاه یک عده با این سیاست پرورش یافتند این سیاست تا حدی برای بعضی‌ها طبیعت ثانوی شد عادت شد فکر می‌کردند که باید این طور فکر کرد باید این طور عمل کرد حتی بقال سرگذر می‌فهمید به کی باید بد بگوید و به کی خوب تا از او خوشش بیاید حتی بقال سرگذر به این سیاست پی برده بود اگر چنانچه صاحب یک دکانی می‌خواست مستأجر خودش را بیرون کند فوراً پنج تومان می‌داد به یک نفر پیلس تأمینات و او هم راپورت می‌داد که فلان سراج که در فلان جا دکان دارد او را دیدم که از پهلوی سفارت شوروی رد می‌شد و تصور می‌کنم از آنجا بیرون آمد آقا عین این پرونده هست و بنده از این پرونده‌ها صدها سراغ دارم و در سینه بنده مضبوط است ممکن است عرض کنم این سیاست در طی تمام این دوره بیست ساله رواج داشت و شاید بسیاری از اشخاص باشند که یک کاری بکنند و خودشان متوجه نباشند که در تحت تأثیر همان عوامل واقع شده‌اند من می‌توانم بگویم که مثلاً آقای دکتر عبده که اینجا نطق فرمودند و مطالبی را اظهار فرمودند که تمام آنها صحیح بود اگر چنانچه ایشان در یک مورد خاصی مته به خشخاش گذاشتند و یک مورد دیگر را ندیدند سوء‌نیت نداشتند این تأثیر همان بیست سال سیاست یک جانبه است که در تمام ماها هست و یک جور فکر می‌کنیم من فکر می‌کنم آقای بیات که اگر چنانچه بخواهد دولت شما پایدار باشد و ملت ایران شما را خادم خودش بداند و همان طور که عرض کردم بخواهید که ما هم پشتیبان شما باشیم ما می‌گوییم یک طرف را نگیرید باید شما یک سیاست به تمام معنی بی‌طرفانه داشته باشید که از این به بعد روی آن رویه سیاست کشور ما را روشن کنید که این دفعه هم هر بقال سر گذری بفهمد که برای ما هیچ یک از همسایگان ما فرق ندارند(صحیح است) متأسفانه کسی که این حرف‌ها را می‌زند و یا کسی که می‌خواهد یک چنین سیاستی را عمل کند اغلب از اوقات از این می‌ترسد که از این وضعیت که سابق موجود بود تا بخواهم منحرف شوم فوراً به من یک رنگی می‌زنند ممکن است بگویند آنها رنگین بودند و شما هم رنگی شدید ولی هر کس که به نفع ملت خودش در موقع مقتضی عاقلانه از سیاست دنیا استفاده کند و یک کاری را لازم بداند و یک همکاری را لازم بداند و بالعکس آن کسی که از روی علاقه کاری برای ممکلت خود نکند رنگ ندارند(سید ضیاءالدین- صحیح است) یک کسی به من گفت که چرا شما با فلان آقا ملاقات نمی‌کنید، صحبت نمی‌کنید(اکبر- با کی؟) با یک کسی بروید صحبت کنید، ملاقات کنیدحرف‌های یکدیگر را به هم بگویید صحبت کنید بلکه یک راه حلی پیدا شود بنده گفتم که راه حل در یک موقع ممکن است پیدا شود(یمین اسفندیاری- راه حل چی؟) راه حل اختلاف را. اگر چنانچه همه کس مثل من فکر بکند،‌ مثل من و رفقای من فکر بکند و آن فکر عبارت از این است که من اگر چنانچه فکر می‌کنم که یک دولت شوروی هست سیاست این دولت شوروی بنا به ماهیتی که دارد نمی‌تواند متجاوزانه باشد و اگر یک همکاری با او می‌کنم نمی‌تواند به ضرر ملت باشد اگر یک چنین عملی باشد و تشخیص داده شود که من همان کسی هستم که دیروز با دولت تزاری چون مخالفت با سیاست مملکت ما بود مخالفت بودم شما حق ندارید به من بگویید رنگ دارید شما نمی‌توانید به من بگویید که چون یک روز با یک سیاستی مخالف بودی امروز هم با یک سیاست صحیح که به نفع ملت خودم و به نفع کشور

+++

خودم است باید مخالف باشی ولی اگر چنانچه من یک شخصی باشم که دیروز با دولت تزاری همکاری کرده باشم و امروز هم می‌گویم با این دولت باید همکاری کرد و فردا با یک دولت دیگر آن روز من رنگ دارم و همچنین اگر امروز دولت انگلیس متفق ما است و ما می‌بینیم و می‌دانیم چون متفق ما است نظر تجاوز نسبت به ما ندارد اگر دیروز نظر تجاوز به ما داشت و آن طوری که اکنون دوستانه است نبود اگر چنانچه بنده آن روز طرف‌دار سیاست انگلیس بودم آن روزی که آن سیاست را به حال مملکت خودم مضر تشخیص می‌دادم آن وقت من رنگ دارم در غیر این صورت البته رنگی باقی نیست. از اینها که بگذریم آقای بیات من می‌خواستم این موضوع را به عنوان ایراد به برنامه شما عرض کنم که شما البته برای سیاست خودتان برای این که رأی اعتماد بیشتری داشته باشید و موافق و مخالف شما نفهمند که شما مخالف و یا موافق با دکتر میلسپو هستید اسمی از دکتر میلسپو در برنامه خودتان ذکر نکردید راجع به دکتر میلسپو در اینجا صحبت خیلی زیاد شد و من فکر می‌کنم که چیز ناگفتنی نباید باشد که در اینجا گفته شود (امیر تیمور- بسیار مانده است ) یک موضوعی را که باید راجع به دکتر میلسپو در نظر داشت و من کلیه عملیات دکتر میلسپو را خلاصه می‌کنم در این یک جمله و آن این است که به عقیده من دکتر میلسپو از طرف سرمایه‌های خاصی مأموریت دارد که صنعت و اقتصادیات ایران را از بین ببرد و زمینه یک بازار وسیعی برای بعد از جنگ جهت آن سرمایه‌های خاص تهیه بکند(صحیح است) من این را می‌دانم عقیده آزاد است این را که عرض می‌کنم بدون مدرک البته نیست آنچه که مدرک میل داشته باشید به شما ارایه می‌دهم(ساسان- ذکر کنید ما هم بفهمیم) یکیش را الان عرض می‌کنم (یمین- سوء‌نیت در کار نیست ) (خنده نمایندگان) یکی را عرض می‌کنم آقای ساسان شما در این موضوع خیلی عصبانی هستید. کارخانه‌جات قند پیشنهاد می‌کنند که در این سال گذشته ما چهل میلیون تومان عایدی داشتیم از این چهل میلیون تومان شانزده میلیون تومانش نفع بوده است اجازه بدهید دو میلیون و نیم برای تکمیل و به کار انداختن کارخانه قند ورامین خرج کنیم و از عایدی همان کارخانه بلافاصله مستهلک می‌کنیم ایشان اجازه ندادند در صورتی که وجهی که داده می‌شد از همان جا مستهلک می‌شد و مردم هم به قند احتیاج دارند آن وقت از طرف دیگر بیست میلیون تومان تصویب شده است برای ساختمان‌هایی که شاید امروز هیچ مورد احتیاج ما نیست باز هم می‌خواهید عرض کنم؟ (ساسان- حرف زدن خیلی آسان است) پانصد هزار تومان تقاضا کرده‌اند برای این که کارخانه کنسرو سازی بندر عباس و کارخانه روغن گیری ورامین را تکمیل و آباد کنند و از آنها مبالغی استفاده ببرند این را هم نداده‌اند پانصد هزار تومان در مقابل میلیون‌ها تومان مخارجی که برای این کارخانه‌ها شده است. باز هم می‌خواهید عرض کنم مدرک دارم و از این مدارک بسیار است و من مخصوصاً اطلاع کامل دارم. اینجا یک یادداشت داده‌اند که آقای دکتر میلسپو آیین‌نامه‌ای تنظیم نموده راجع به انحلال اداره منع احتکار و به مأمورین وزارت دارایی دستور داده که از اجرای قانون منع احتکار خودداری نمایند و منظورش البته تشویق احتکار است. من اطلاع دارم که در صددند آن کارخانه‌جاتی که دولت فعلاً دارد و با آن زحمات آن کارخانه‌جات تهیه شده است نوشته‌اند که آن کارخانه‌ها را با دستیاری یک عده که طرف‌دار ایشان هستند می‌خواهند رفته رفته آنها را از سر وا کنند و از این مقوله در هر صورت می‌گذریم موضوع پخش قند و شکر و قماش این یک موضوعی است که همه سابقه دارند از همه اینها گذشته الان پانزده ماه است از سیصد نفر عاملین قماش طهران پول گرفته‌اند و ودیعه گرفته‌اند قماش را هم بهشان داده‌اند مردم هم محتاج بخرید قماش هستند به آنها می‌گویند نفروشید همین طور پول آنها هم مانده است آن عاملین قماش به مجلس هم نوشته‌اند مجلس هم نوشته است ولی هر چه از مجلس نوشته می‌شود تکلیف این کار را معلوم

+++

نمی‌کند. ما در اینجا قانون تصویب می‌کنیم، بودجه تصویب می‌کنیم ایشان لازم نمی‌دانند قوانینی که ما تصویب می‌کنیم اجرا کنند. یکی از قوانین خوب دوره سیزدهم قانون آبیاری است که تصویب شد که یک بنگاه آبیاری مستقلی در این کشور باشد و یک سرمایه مستقل هم آن قانون در دسترس آن بنگاه گذاشته است که این سرمایه اگر چیزی ازش مصرف نشد جز صرفه‌جویی بودجه دولتی نمی‌رود و در بانک کشاورزی می‌ماند تا این که مورد خرج طبق آن قانون پیدا کند. من برای موضوع آبیاری حوزه انتخابیه خودم با مهندسین رفتیم تمام آنجاها را بازدید کردیم از جنوب قزوین گرفته تا شهریار طهران همه جا مستعد احداث چاه‌های ارتزین است همه جای اینجاها ممکن است چاه‌های آرتزین زده شود البته آن وقت اینجاها یک پارچه بهشت می‌شود با مهندسین که صحبت می‌کردیم گفتند تمام اعتباری را که باید به این کارها برسد تمام را گرفته‌اند و هیچ اعتباری مطابق قانونی که تصویب شده است برای آنها قائل نمی‌شوند. این اعلامیه که ملاحظه می‌فرمایید در این اعلامیه چهار هزار و پانصد نفر از کارگران کارخانه‌جات تسلیحات امضا ‌کرده‌اند و منتشر کرده‌اند به دست اغلب از آقایان هم رسیده است می‌نویسد: که متجاوز از یک سال است که پرداخت و دست‌مزد، اضافه‌کار، ‌کمک خواروبار و سایر مزایای قانونی ما کارگران کارخانه‌جات تسلیحات قورخانه، سلطنت آباد پارچین، مسلسل سازی نامنظم و به تعویق می‌افتد چندین بار در این موضوع با آقای ساعد صحبت کردیم و هر دفعه گفتیم که آقای دکتر میلسپو هر چه ما پول در مقابل اسلحه خودمان از متفقین می‌گیریم آن پول‌ها را ضبط می‌کنند و آنچه که لازم است برای کارگرها داده شود آن را نمی‌دهند. چندین بار در این موضوع صحبت کردیم و بالاخره منتج به نتیجه‌ای نشد و بسیاری مخارجات لازم دیگر هم هست که ما در اینجا تصویب می‌کنیم و ایشان جلویش را می‌گیرند و فعلاً من نمی‌خواهم زیاد در اطراف این موضوع صحبت کنم. یک چیز را آقای دکتر میلسپو خوب یاد گرفته‌اند که از موقعیت خودشان خوب می‌توانند استفاده کنند موقعی که جبهه دوم باز می‌شود و متفقین پیش می‌روند و پیشرفت آنها شروع می‌شود البته طبیعی است قیمت اجناس در بازار پایین می‌آید فوراً یک اعلامیه‌ای صادر می‌کنند و به حساب خودشان این تنزل را می‌گذارند بدوت تصور این که شاید چهار صباح دیگر همین جنس بالا برود.در هر صورت یکی از موضوعاتی که بایستی کاملاً دقت فرمایند همین موضوع دکتر میلسپو است. بنده یک مختصر تذکری هم می‌خواستم در مورد فرمایشات آقای امیر تیمور بدهم که دیروز اظهاراتی فرمودند و البته ممکن است این موضوع یک قدری موجب سوء‌تفاهم باشد و می‌خواستم یک قدری روشن بشود. آقای امیر تیمور صحبت کردند از این که یک نفاقی موجود است که بایستی حتی‌الامکان یک کاری کرد که این نفاق از بین برود و اظهار کردند که این عمل را که بایستی آقای بیات انجام بدهند به عقیده بنده این موضوعی است که از خود ما شروع شده است و مربوط به خود ما است اگر چنانچه شما آقای امیر تیمور برای ما سایر ممالک را در اینجا به عنوان شاهد ذکر فرمودید که در سایر جاها این جریانات در بین هست بنده می‌خواهم عرض کنم که فرق بین ما و سایر جاها از بسیاری جهات زیاد است در مملکت انگلستان یا در مملکت امریکا هیچ وقت نمی‌گویند که ما فلان اعتبار‌نامه را رد کنیم به مناسبت این که این شخص یا کمونیست است و یا فرض بفرمایید منتسب به یک حزبی است آن روزی تخم نفاق در اینجا کاشته شد که ما وکلای اول تبریز را وکلای اول آذربایجان را از وکالت محروم کردیم و یک آذربایجانی راکه مهد آزادی بوده است در این کشور از این عمل خودمان منزجر کردیم اگر چنانچه این موضوعات در بین نبود البته خیلی آسان بود این نفاقی را که جنابعالی فرمودید رفع بشود ایشان مطالبی راجع به موضوع اتحادیه کارگران و زحمت‌کشان فرمودند و اظهار کردند اتحادیه‌ای موجود است که روح کارگر از آن اتحادیه خبر ندارد بنده به شما قول می‌دهم که الان شما تصمیم بگیرید و همان اتحادیه‌ای که به قول شما روح کارگر از آن خبر ندارد

+++

در ظرف یک روز از شمال گرفته تا جنوب تمام چرخ‌های زندگی و حیاتی که زندگی شما مربوط به آن است از کار بیندازد یک چنین اتحادیه یا یک چنین جمعیتی را نمی‌شود گفت که روح کارگر از آن خبر ندارد اگر چنانچه شما در مقابل آن اتحادیه کارگران خواستید اتحادیه عشایر را بیاورید(جمعی از نمایندگان- همه برادران ما هستند) اولاً عشایر خودشان خوب می‌دانند که ما نظر بدی نسبت به آنها نداریم اغلب آنها با ما هم زنجیر بودند همین رؤسای عشایر اگر چنانچه همین را در نظر می‌گرفتند می‌دانستند که نظر ما نسبت به آنها کاملاً صادقانه است بنده نمی‌دانم مقصود از چنین اتحادیه چیست و بنده نسبت به اتحادیه عشایر صحبتی نمی‌کنم برای این که همه آنها برادران ما هستند(صحیح است) و یک موضوع دیگری را هم که باید تذکر بدهم این است که دولت اخیر ساعد یک صورتی تنظیم کرده بودند به این که یک عده از اشخاصی را که منتسب به ما هستند،‌ اشخاصی که منتسب به یک احزابی هستند(مقصودشان حزب ما بود) این اشخاص را حتی‌الامکان یا خارج کنند از کار یا این که تبعید کنند در بعضی از وزارتخانه‌ها این عمل شروع شد و بنده به آقای بیات عرض می‌کنم که اگر چنانچه این وضعیت بخواهد ادامه داشته باشد آن وقت البته مخالفت ما با آقای بیات فقط جنبه مخالفت پارلمانی نخواهد داشت بلکه مبدل به نفاق شدیدی خواهد شد(ساسان- اینها تولید نفاق می‌کند آقا) (نائب رئیس- آقای ساسان در بین مذاکرات ناطق صحبت نفرمایید ) آقای ساسان دبیر مدرسه را به عنوان چاقو کش تبعید کردند این روزنامه رعد امروز است دوستی روزنامه رعد امروز با حزب توده معین است بنده عین این روزنامه را تقدیم آقای سروری می‌کنم که ملاحظه بفرمایند که با آن پرونده‌ای که نباید به دلخواه رعد امروز که در اینجا نوشته شده است اگر چنانچه با این مدرک می‌شود یک نفر دبیر را تبعید کرد بفرمایید(ساسان- آقای سروری خودشان دقت می‌کنند) آقای ساسان حضرتعالی مدعی‌العموم بوده‌اید ولی اینجا محتاج به مدعی‌العموم نیست بنده مقصودم تذکر بود در وزارت پست و تلگراف مخصوصاً صورتی تهیه شده بود برای تبعید کردن و خارج کردن این اشخاص موضوع آخری که بنده عرض می‌کنم و عرایض خودم را خاتمه می‌دهم موضوع حکومت نظامی است در آن جلسه وقتی که آقای دکتر کشاورز صحبت می‌کردند اظهار شد که مقررات حکومت نظامی چون فعلاً در طهران حکم‌فرما است می‌بایستی یک چنین عملیاتی بشود من صحبت نمی‌کنم در اطراف این که آیا حکومت نظامی فعلاً لازم است یا لازم نیست آن وقتی که حکومت نظامی در اینجا اعلام شد آن وقت جنگ پشت دیوارهای کشور ما بود ولی امروز جنگ هزاران کیلومتر از سرحدات ما دور است ولی با این حال این موضوع یک موضوع دیگری است ایرادی که ما به حکومت نظامی داریم این است که استفاده از این حکومت نظامی در هر مورد یک طرزی است و بنا به اقتضای زمان و بنا به اقتضای مکان فرق می‌کند و باید دید عمل حکومت نظامی در چه زمان و مطابق با چه سیاستی این عمل انجام می‌شود ایشان آن عملی را می‌گفتند که آقای ساعد در ضمن مراسله شماره 1568 خودشان به حکومت نظامی می‌نویسند که از این تاریخ به بعد ماده 10 قانون حکومت نظامی را باید طابق‌النعل بالنعل اجرا کنید من می‌گویم حکومت نظامی هست و وجود دارد خوب این یک مقرراتی دارد چه دلیل دارد که یک روز باید فلان ماده اجرا شود و یک روز نباید اجرا شود یک روز به این صورت باید اجرا شود و یک روز به صورت دیگری باید اجرا شود صحبت ما این است که چرا به اقتضای زمان و مکان و هر روز به یک نحوی مطابق دلخواه اشخاص باید اجرا شود و از مواد آن استفاده شود و الا ما از این جریانات و از این که بر علیه ما تانک و مسلسل و توپ بیاورند احتراز نداریم و تصور می‌کنم هر قدر تماس ما با این نظامیان بیشتر بشود و به ما نزدیک بشوند بیشتر خواهند فهمید که به روی ما و به روی برادران خودشان نمی‌توانند سرنیزه بکشند هر قدر این تماس زیادتر بشود همان قدر این موضوع را بهتر می‌فهمند چیزی که هست آقای بیات این است که شما بایستی این موضوع را در نظر بگیرید که ما نشان دادیم که در این مملکت خواه ناخواه ما یک قدرتی هستیم یک قدرتی قابل

+++

توجه و شما بایستی رویه خودتان را نسبت به ما روشن کنید و اگر چنانچه شما نمی‌خواهید ما را به حساب بگذارید ما خودمان خودمان را به حساب خواهیم گذاشت.

امیر تیمور- بنده اخطار نظامنامه‌ای دارم.

نائب رئیس- مطابق کدام ماده؟

امیر تیمور- آقای نماینده محترم در ضمن بیاناتشان اشاراتی به اظهارات بنده در جلسه گذشته فرمودند و مورد مثال قرار دادند و تعبیراتی در اطراف آن فرمودند در صورتی که اظهارات بنده در جلسه گذشته آن طور نبود که ایشان فرمودند و سوء‌تعبیر شد این است که مطابق نظامنامه می‌توانم توضیحاتی بدهم(نائب رئیس- به اختصار بفرمایید) فرمودند که بنده اظهار کردم که نفاق موجود است بنده عرض کردم که در این مملکت وحدت ما را یک عده‌ای از بین برده‌اند و می‌خواهند ایجاد نفاق کنند و همچنین عرض کردم در این مملکت اتحادیه‌هایی موجود است و برای این مملکت اتحادیه کارگر و اتحادیه عشایر سم مهلک است(صحیح است) و معتقدم این است و خواستم به دولت تذکر بدهم که از اتحادیه عشایر و اتحادیه کارگران حتماً باید جلوگیری بشود و امروز تمام قدرت قانونی باید در دولت متمرکز باشد و همه کارهای مملکت باید با دولت باشد و امروز یک جریانی پیدا شده است که ادامه این جریان برای بقای مملکت ما مورد ندارد البته وقتی که جنگ تمام شد وقتی قوای اجانب از مملکت ما خارج شدند و در حال صلح بودیم آن وقت باید این حرف‌ها را زد(کام‌بخش- دیگران هم در حال جنگ هستند و بیشتر از ما دارند) به عقیده بنده امروز باید قدرت در دست دولت متمرکز باشد و دولت باید حافظ وحدت کلی باشد و از تمام این قبیل اتحادیه‌ها اعم از شمال و جنوب جلوگیری کند و عناصری هم که می‌خواهند ایجاد نفاق کنند دستشان را بگیرند و حارج کنند اعم از این که از شمال باشد و اعم از این که از جنوب باشد این عقیده بنده بوده است و به آقای رئیس‌الوزرا‌ هم توصیه می‌کنم که این کار را بکنند.

فداکار- هیچ دولتی نمی‌تواند این کار را بکند برخلاف قانون اساسی است و جلوگیری از اتحادیه‌ها ممکن نیست.

نائب رئیس- آقای دکتر مصدق

دکتر مصدق- وقت گذشته است و بنده نمی‌دانم پیشنهاد ختم جلسه بکنم یا این که مطالب خودم را بگویم.(جمعی از نمایندگان- بفرمایید) می‌خواستم از آقایان نمایندگان استدعا بکنم که رویه نمایندگان دوره اول را در نظر بگیرند که صبح می‌آمدند و تا چهار از شب رفته در مجلس بودند و راحتی نمی‌کردند و نهار را هم از منزل همراه می‌آوردند و اینجا می‌خوردند و یک مسائل مهم که بود انجام می‌دادند.

جمعی از نمایندگان- صحیح است

دشتی- اگر واقعاً و راستی می‌گوید صحیح است عصر هم بیایید و جلسه تشکیل شود.

دکتر مصدق- در موقع اسم نویسی بنده حقیقتاً مردد بودم که موافق باشم یا مخالف زیرا که عملیات دوره گذشته را اگر کسی در مجلس شرح بدهد ربطی به دولتی که می‌آید ندارد (صحیح است) پس اگر کسی با عملیات دوره گذشته مخالفت داشته باشد نباید مخالف این دولت باشد زیرا عملیات دوره گذشته مربوط به این دولت نیست و اگر بخواهیم نسبت به اعضای دولت اظهاری کنیم اعضا دولت در این مملکت همه سر و ته یک کرباس هستند همه با هم آن قدر فرقی ندارند اگر ما بگوییم این بهتر است یا آن ممکن است بگویند نظر شخصی است فعلاً یک دولتی تشکیل شده است البته هر دولتی هم که تشکیل می‌شود یک نفر موافق اسم می‌نویسد و یک نفر مخالف پس بنده گفتم خودم را موافق می‌نویسم و یک شرایطی را می‌گویم به این دولت اگر این دولت آن شرایط را انجام داد من با این دولت موافقم اگر آن شرایط را انجام نداد با این دولت مخالف خواهم بود آقای نخست وزیر هم که فرمودند من بیانات آقایان نمایندگان را اصغا می‌کنم و در آخر عقیده خودم را می‌گویم. فعلاً من دو شرط دارم و یک پیشنهاد قبول پیشنهاد من مربوط به آقایان نمایندگان است و قبول شرایط هم مربوط به آقای نخست وزیر است و تصور می‌کنم اگر آقایان دیگر هم که با دولت مخالفت فرمودند اگر با این دو شرط

+++

بنده آقای نخست وزیر موافقت کنند آنها هم با این شرط با دولت موافقت خواهند کرد به شرط این که دولت نظریات و شرایط من را در مجلس قبول کند اگر کردند آن وقت خواهیم دید که یک دولتی تشکیل شده است که تقریباً مورد اتفاق و موافقت این مجلس با آن خواهد بود و چند روزی هم این عمل را به مورد آزمایش می‌گذارند و وقتی در عمل دیدیم دولت منظور مجلس را انجام داد که به همان حال باقی خواهد بود اگر نشد برای مخالفت فرصت خواهیم داشت و هر وقت  مخالفت خود را می‌توانیم بکنیم. این نظریه من است و حالا نظر خودم را عرض می‌کنم.

در جلسه هفتم آبان مخالفت خود را نسبت به امتیاز نفت اظهار نموده و به عرض مجلس رساندم که راه استخراج منحصر به دادن امتیاز نیست و به طریق دیگر هم خود دولت می‌تواند معادن نفت را استخراج کند و چون امروز نفت به منزله آب حیات است ما هر قدر در استخراج آن تأخیر کنیم به دول قوی مجال می‌دهیم که از خود رفع محظور کنند و از ما امتیاز بخواهند و آن وقت است که ما باید معادن خود را تملیک نماییم هر گاه در ابواب فقه بابی هم برای امتیاز بود عرف بین‌المللی اقتضا می‌کرد که فقها امتیاز نفت را این طور تعریف کنند تملیک عین او منفعتاً مادام‌الحیوه زیرا امتیاز دهنده قادر نیست که در آخر مدت صاحب امتیاز را از مؤسسات خارج کند و بر طبق امتیازنامه مؤسسات نفتی را تصرف نماید و ناچار است هر طور که صاحب امتیاز بخواهد مدت را تمدید نماید و از منافع هر قدر برای ما سهم معین کنند وقتی که نتوانیم داخل شرکت شویم و به حساب آن رسیدگی کنیم نقش بر آب است. حداقلی را هم که قرارداد معین کند باید صرف کاری نمود که صاحب امتیاز موافقت نماید. فراموش نمی‌کنم که دوره ششم تقنینیه وزیر مالیه وقت از نظر مصالح مملکت پیشنهاد نمود که عواید نفت جنوب از جمع بودجه خارج شود و به عنوان ذخیره مملکتی حسابی جداگانه داشته باشد و بعد معلوم شد که مراد از ذخیره مملکتی احداث راه آهن و خرید اسلحه و مهمات است . اینجا است که زمام‌داران دولت اتحاد جماهیر شوروی باید از خدا دور نشوند و با ملت ضعیفی مثل ما همان طور که تاکنون خوب رفتار کرده‌اند باز رفتار نمایند و ببینند چیزهایی که برعلیه آنها تهیه شده بود چطور بر نفع آنها به کار رفت عرفت الله بفسخ العزائم و نقض الهمم من اگر با امتیاز مخالفت نموده‌ام پیشنهادهایی هم برای استخراج نفت و فروش آن کرده‌ام که آنها را نباید از نظر دور داشت که کار نفت را برای بعد از خاتمه جنگ گذاشت. آنهایی که می‌گویند مذاکرات نفت به بعد از جنگ محول شود یا از درک حقایق عاجزند و یا این که عقیده از خود ندارند ولی آنهایی که اهل تشخیصند و نماینده این ملتند می‌دانند که تأخیر موجب زیان است. وضعیات بین‌المللی ایجاب می‌کند که هر چه زودتر تکلیف معادن نفت معلوم شود امروز یکی از شخصیت‌های مهم کشور دوست و مجاور ما تشریف آورده‌اند و می‌خواهند در کار نفت مذاکره نمایند هر دولتی در کار تأخیر کند به مملکت خیانت می‌نماید آن روزی که سیاست یک طرفی بود 32 سال امتیاز نفت جنوب تمدید شد و از روی حداقلی که خود کمپانی برای عایدات دولت معین نمود متجاوز از 16 بلیون ریال از کیسه ملت رفت و نسل‌های آتیه را از چنین عایدات هنگفتی محروم کرد. نسل‌های آتیه هر قدر نفرین کنند کم کرده‌اند و به جای رحمت حق دارند به ما لعنت کنند گر چه ‌امروز توازن کامل در سیاست نیست ولی اگر همین موازنه هم به هم خورد هر یک از دول که موازنه را برد ما را بدبخت می‌نماید. فرض کنیم که سیاست مجاور شمالی ما قوت گرفت و گفت با امتیاز دارسی مخالف بودم ولی در عهدنامه 1920 دست از مخالفت کشیدم تمدید امتیاز موازنه را بر هم زد و من بیش از آنچه تمدید داده است چیزی نمی‌خواهم. فرض دیگر این که سیاست موافق نظریات مجاور جنوبی شد و آن دولت گفت امتیاز سایر معادن را هم می‌خواهم. اساس کار دنیا روی عدل نیست و هر ملتی عدالت را از نظر منافع خود قضاوت می‌نماید و با ضعیتف‌تر از خود می‌کند آنچه را که انصاف و وجدان جایز نمی‌شمارد

+++

مگر نبود که به اشتهای امتیاز 92 ساله شرکت‌هایی آمدند و باب مذاکرات را با سهیلی و ساعد باز نمودند. مگر نبود همین که حریف گفت از این نمد ما را هم کلاهی تمام حرف‌ها و عملیاتی که برای انجام مقصود شده بود از بین رفت. فرض سیم این که متفقین در تسخیر معادن نفت ایران با هم اتفاق کنند و هر کدام برای خود از این نمد کلاهی بخواهند ما باید آن را به قدر وسعت کله هر یک تقسیم کنیم و هر قسمت را در طبق اخلاص بگذاریم و با کمال خضوع و خشوع تقدیم نماییم و خود را مرهون نوع پرستی و بشر دوستی آنها بدانیم. پس تا چنین روزی نرسیده است باید هر چه زودتر تصمیمی که حافظ منافع ما است اتخاذ کنیم و مجال ندهیم که از نمد ما برای خود کلاه بسازند. ما برای مصرف خود فعلاً نفت لازم نداریم و برای این که معادن دیگر استخراج شود احتیاج به سه چیز داریم: اول- محل مصرف، پس از آن سرمایه برای استخراج و بعد متخصص، که نظریات خود را به اختضار عرض می‌نمایم.

  1. محل مصرف

با نماینده بزرگ دولت شوروی داخل مذاکره شویم و قراردادی برای هر مدت که توافق نظر حاصل شود منعقد نماییم و نفت مازاد از مصارف خود را با نرخ متوسط بین‌المللی نفت در هر سال معامله نماییم.

  1. تحصیل سرمایه

بر فرض که برای ما رمقی بود و می‌توانستیم بدون مساعدت غیر نفت را استخراج کنیم این کار خارج از صلاح است ما باید سلف فروشی کنیم و وجهی به عنوان بیعانه و به قید این که فقط صرف استخراج نفت شود بگیریم و نفت که استخراج شد حساب مشتری را از بابت اصل و سود وجهی که داده است تصفیه نماییم.

  1. مدیر و متخصص

برای این کار ما به دو قسم اشخاص محتاجیم، اداری و فنی متخصصین اداری را از هم‌وطنان و فنی را از متخصصین بین‌المللی که موقع قرارداد فروش معلوم خواهد شد انتخاب می‌نماییم.

این است نظریات من راجع به استخراج تمام معادن ایران که با هر دولتی که مشتری خرید نفت است مذاکره نماییم و هر چه زودتر شروع به کار و گریبان ملت را خلاص کنیم و برای هم‌وطنان کارگر که تا آخر جنگ تمام بیکار می‌شوند کار تهیه نماییم.

من تصور می‌نمودم که اگر داخل کار شوم کار نفت و کارهای دیگری انجام دهم و بعد از این که اکثریت قریب به اتفاق مجلس مرا نامزد نخست وزیری نمود معلوم نشد بچه عنوان اکثریت و اقلیت هر دو از من صرف‌نظر کرد و فقط به من کسانی رأی داده‌اند که منفردند.

بعد از عرض تشکر از عموم آقایان محترم که به نخست وزیری بلاشرط من رأی داده‌اند سؤال می‌کنم، اگر نظرشان این بود که قانون سال 1306 با رفتن من بدون استعفای سه ماه قبل موافقت نداشت ماده 2 قانون مزبور را که خود اینجانب در جلسه 11 تیر ماه 1306 پیشنهاد نموده‌ام و به شرح ذیل است: «تا انقضای هر دوره تقنینیه نمایندگان مجلس شورای ملی نمی‌توانند هیچ یک از خدمات دولتی را موظفاً قبول نمایند مگر این که سه ماه قبل از قبول خدمت نمایندگی استعفا نموده باشند» مانع نیست و بیانات اینجانب هم که در مذاکرات مجلس به شماره 91 مندرج است حاکی از این معنا است و چون نظریات اینجانب مفصل و در دو نوبت به عرض مجلس رسیده است قسمت مختصر آن را که در صفحه 1878 مندرج است عیناً نقل می‌کنم. و از قسمت مفصل آن که در صفحه 1876 همان شماره ملاحظه می‌شود برای این که وقت مجلس تضییع نشود خودداری می‌نمایم اینک عین مذاکرات .«چون یکی از نمایندگان فرمودند که این ماده مخالف قانون اساسی است خواستم عرض کنم کاملاً با اصل 32 قانون مطابقت شد و مخصوصاً نظریات حضرت آقای رئیس (مقصود آقای حسین پیرنیا مؤتمن‌الملک است) جلب شد. به هیچ وجه مخالفت ندارد و این که قانون اساسی می‌گوید که چنانچه یکی از وکلا در ادارات دولتی و موظفاً مستخدم بشود از عضویت مجلس منفصل می‌شود ما نگفتیم

+++

که نمی‌شود این مسلم است ما گفتیم اگر وکیلی خواست برود وزیر شود یا رئیس فلان اداره بشود تا زمانی که وکیل است نتواند برود حالا اگر خواست برود باز هم مختار است منتها سه ماه قبل باید استعفا بدهد یا این که حقوق نگیرد».

بنابر آنچه عرض شد اگر کسی خواست که در تمام دوره وکالت در ادارات دولتی غیر موظف کار کند مانعی نیست و بدون استعفای قبلی می‌تواند ولی به شرط این که سوء‌استفاده نکند و به جای وظیفه مدد معاش بگیرد،‌ مراد از وظیفه هر وجهی است که به هر اسم و رسم از خزانه دولت خارج شود از مواجب و شهریه و مدد معاش و انعام به هر صیغه‌ای از صیغ که باشد. پس برای خارج شدن از مجلس مانعی نبود و باید فهمید که برای بازگشت چه مانعی تصور می‌نمایند.

اصل 32 متمم قانون اساسی  از این قرار است :

«چنانچه یکی از وکلا در ادارات دولتی موظفاً مستخدم بشود از عضویت مجلس منفصل می‌شود و مجدداً عضویت او در مجلس موقوف به استفعفای از شغل دولتی و انتخاب او از طرف ملت خواهد بود که بعضی از نمایندگان محترم وظیفه را مترادف با مسئولیت دانسته‌اند در صورتی که مترادف با حقوق است و نظریه دوره ششم و سیزدهم تقنینیه همین است چنانچه مراد از موظف حقوق نباشد احتیاج نیست که قبل از کلمه مستخدم موظفاً قید شود و یک چنین تعبیر مثل این است که بگویند اگر یکی از اعضای ادارات دولتی در مجلس با تعهد دادن رأی وکیل شود از عضویت اداره منفصل است و حاجت به اظهار نیست که رأی دادن متلازم با نمایندگی است کما این که انجام وظیفه و استخدام لازم و ملزم یکدیگرند و هر کس در ادارات دولتی مستخدم شد وظیفه‌دار و مسئول است. پس مراد از موظفاً گرفتن وجهی است از خزانه دولت و هر کس قبل از خارج شدن از مجلس تعهد کرد بدون اخذ حقوق خدمت کند از عضویت مجلس منفصل نمی‌شود و تعهد باید صریح باشد تا خللی به عضویت او نرساند، ‌مضافاً به این که ماده 15 قانون استخدام کشوری چند مقام را که از آن جمله وزارت است از رتب نه گانه اداری خارج می‌نماید، و بعضی بر این عقیده‌اند که اصل 32 تاکنون به این طریق عمل نشده یعنی آنهایی که وزیر شده‌اند بعد از انفصال به مجلس مراجعت ننموده‌اند به عقیده من اول باید سؤال نمود کسانی که از مجلس به شرط نگرفتن حقوق رفته‌اند کیانند و برفرض این که متعهد شده باشند بدون حقوق خدمت کنند بازنگشت آنها دلیل نیست که اصل 32 مانع باشد و نتواند به مجلس بازگشت نمایند چه عدم مطالبه حق دلیل نداشتن حق نیست و در قانون اساسی بعضی از اصول هست که اجرا نشده مثلاً اصلی که راجع است به مجلس سنا، پس اگر ملت ایران تقاضای تشکیل مجلس سنا نمود بنابراین عقیده باید گفت که مجلس سنا نباید تشکیل شود در صورتی که هر وقت مقتضیات وجود سنا را ایجاب نمود آن را باید تشکیل داد بعضی‌ها هم چنین عقیده دارند که اصل تفکیک قوای ثلاثه مانع است که وکیل با حفظ مقام نمایندگی وزیر شود، در صورتی که حکومت ملی منقسم به اقسامی است که یکی از آنها حکومت پارلمانی است و بر طبق قانون اساسی ما کشور ایران دارای این حکومت است و در حکومت‌های پارلمانی وکیل به وزارت می‌رود و از وزارت که افتاد برمی‌گردد و در مجلس وکیل می‌شود. و در جواب آنهایی که فرموده‌اند اگر وخامت اوضاع خدمت را برای هر کس واجب عینی نموده است و من که چنین اظهاری نموده‌ام چرا باید قبول کار را مشروط به بازگشت مجلس کنم عرض می‌شود که مرا مردم انتخاب نموده‌اند تا آخر دوره در مجلس خدمت کنم،‌ اگر مجلس تصور نمود که من در دولت مفیدترم و از حقوق هم که صرف‌نظر نمودم حق این بود که بازگشت من به مجلس تأمین شود و شرط بازگشت برای این بود که اگر خدمت دولت محروم شوم از خدمت ملی محروم نشوم و در مجلس باشم تا بتوانم جهات عدم موفقیت و یا عدم مساعدت مجلس را به جامعه عرض نمایم. پس معلوم شد که حلیت و حرمت هر چیز منوط به اکثریت است. اگر اکثریت خواست که حرام را حلال کند می‌کند و اگر نخواست حلال هم حرام می‌شود. من از اکثریت سؤال نمی‌کنم که چرا با نخست وزیری مشروط من موافقت ننمود،‌ از ابتدای این دوره من در اقلیت بوده‌ام و اکثریت غیر از مخالفت من با

+++

دادن امتیاز نفت یا حرف‌های دیگر من موافقت نکرد حفظت شیئاً و غابت عنک اشیاء من از فراکسیون توده سؤال می‌کنم که از اول این دوره که با من مخالف نبود و در مطبوعات خود مرا تقدیر نمود و یکی از نمایندگان آن فراکسیون قبل از مذاکرات نفت در جلسه خصوصی مجلس مرا برای نخست وزیری پیشنهاد کرد و نظریات من هم در باب امتیاز نفت با نظریات فراکسیون موافق بود چون که آقای دکتر رادمنش در جلسه علنی 19 مرداد این طور اظهار نمود «من و رفقایم با دادن امتیازات به دولت‌های خارجی به طور کلی مخالفیم همان طور که ملت ایران توانست راه آهن را خودش احداث کند یقین دارم که با کمک مردم و سرمایه داخلی ما می‌توانیم تمام منابع ثروت این مملکت را استخراج کنیم چه شد که با نخست وزیری مشروط من مخالفت کرد. من تصور نمی‌کنم که جوانان روشنفکر مملکت معنی قانون را نفهمند بلکه این طور تصور می‌کنم که با نظریه سیاسی من که موازنه منفی است موافقت ندارند، بنابراین لازم می‌دانم که نظریات خود را توضیح کنم من آنچه عرض کرده‌ام در مصالح مملکت و منافع آن دولتی است که طالب موازنه سیاسی است. هر گاه ما تعقیب از سیاست مثبت کنیم باید امتیاز نفت شمال را هم برای مدت 92 سال بدهیم و به این طریق موازنه سیاسی برقرار کنیم گذشته از این که ملت ایران برای همیشه و اکنون مجلس با این کار موافق نیست و دادن امتیاز مثل این است که مقطوع‌الیدی برای حفظ موازنه راضی شود که دست دیگر او را هم قطع کنند در صورتی که هر مقطوع‌الیدی برای حفظ ظاهر هم که باشد طالب دست مصنوعی است و آن مقطوع‌الیدی که بخواهد مقطوع‌الیدین شود خوب است خود را از مذلت زندگی خلاص و قبل از این که ید ثانی او قطع شود انتحار کند.

جمعی از نمایندگان- صحیح است

دکتر مصدق- صحیح است خواهش می‌کنم نگویید، تصدیق و تکذیب مطالبم موکول به قبول یا رد پیشنهادی است که عرض می‌کنم تعقیب سیاست مثبت برای کسانی خوب است که از عهده آن بر آیند پیروی از این سیاست برای آنهایی مفید است که اهل حسابند از هر کسی که سؤال شود هشت بیشتر است یا شصت می‌گویند 60 پس هشت نفر نمی‌توانند با شصت نفر مقاومت کنند ولو این که چند پیشه‌ور دیگر هم اضافه نمایند. از نظر وطن پرستی هر گاه ما از سیاست مثبت پیروی کنیم برفرض این که در مجلس دو دسته مساوی تشکیل شود هر وقت که با هم موافق شدند کار ما زار است ولی اگر ما از سیاست منفی تعقیب کنیم و مجلس از نمایندگان حقیقی ملت تشکیل شود از چنین  مجلس کاری برخلاف مصالح ملت نمی‌گذرد و آن وقت است که موازنه سیاسی به نفع ایران برقرار است. با هریک از نمایندگان در خارج مجلس صحبت کنیم غیر از نوع خواهی و وطن دوستی نظری ندارند. از هر یک از افرادی که در این جنگ شرکت می‌کنند اگر سؤال شود غیر از خیر بشر چیزی نمی‌خواهند و حاضر نیستند مورچه‌ای را زیر پا گذارند ولی داخل صف که شدند هر چه امر گفت می‌کنند و باکی از قتل عام ندارند گرچه بعضی اشخاص مثل مرحوم حسن پیرنیا و جناب آقای حسین پیرنیا حاضر نمی‌شوند وکیل غیر آزاد شوند. فرض می‌کنیم که بهترین اشخاص به این طریق انتخاب شوند کاری که در مصالح مردم و ضرر موکل باشد نمی‌کنند و بدترین اشخاص را اگر مردم انتخاب کنند به حکم‌المأمور معذور هر چه می‌کنند در مصالح مردم می‌نمایند. آقایان محترم این اولین دفعه نیست که به من تکلیف کار می‌شود یکی از دفعات در عهد سلطنت رضا شاه است. روزی آقای حسین علاء به خانه من آمد و گفت شاه با آقای سرتیپ حبیب‌الله شیبانی آن وقت رئیس ارکان حرب فرموده‌اند،‌ اگر دکتر مصدق را بخواهم می‌آید، یا نه،‌ از این حرف تعجب نمودم و گفتم اگر روزهای دوشنبه حضور شاه نمی روم از این جهت است که نماینده ملتم و به اصغای فرمایشات شاه احتیاج ندارم ولی چه مانع است که هر وقت احضار شوم کسب افتخار نمایم. چیزی نگذشت شاه مراخواست و فرمود در مجلس گفتید آنچه را که نمی‌بایست بگویید عرض کردم آنچه روز نهم آبان ماه (روزی که سلسه

+++

قاجاریه خلع شد) گفته‌ام از نظر مصالح مملکت بوده است و من بین شاه وطن دوست و مملکت فرق نمی‌گذارم، فرمود توضیح دهید تا قانع شوم، عرض کردم روزی محمدعلی شاه مرا احضار کرد و فرمود که خواستم توسط معاون‌الدوله ( آن وقت وزیر خزانه) با بهبهانی (مقصود آیت‌الله آقا سید عبدالله ) راهی باز کنم کاری نکرد هر گاه شما بتوانید کاری کنید موجب امتنان است. عرض شد که شاه را با ایشان چه حاجت است ایشان هر چه دارند از همراهی و مساعدتی است که با آزادی خواهان می‌نمایند شاه هم همین رویه را اختیار کنند و با مشروطیت مخالفت نفرمایند تا دکان سیاسی آقا تخته شود آقا و اصحابش همگی من تبع شاه شوند. همان روز مذاکرات با شاه را به مرحوم بهبهانی گفتم تصدیق نمود و بسیار خندید. در جواب فرمود سر شما هم بوی قورمه سبزی دارد(خنده نمایندگان) این بود جواب عرایض من از آن شاه هر گاه اعلیحضرت هم پس از عرایضی که می‌کنم همان طور جواب دهند چیزی عرض نکنم و الا اجازه فرمایید مطالبی را به عرض رسانم. فرمودند بگویید تا معلوم شود عرض شد موقع آمدن به حضور چشمم به سر در سنگی افتاد این بنای با عظمت را اعلیحضرت برای چه می‌خواهند گفتند در خانه من است مگر من خانه نمی‌خواهم! عرض کردم خانه حقیقی شاه قلب ملت است اگر آن را دارند احتیاجی به اینها ندارند فرمود دیگر بگویید. عرض شد از بستن طاق نصرت در ولایات و آوردن مردم با البسه عاریه به استقبال شاه مقصود چی است؟ چنانچه شاه به مردم خدمت کنند اگر مردم ندانند باز اعلیحضرت مأجورند چون که تاریخ خدمت هر پادشاهی را به مملکت خود فراموش نمی‌کند فرمودند که حرف‌های شما جواب ندارد،‌غرض از خواستن شما این بود که بدانم برای چه از مجلس صرف‌نظر نمی‌کنید عرض کردم آقای مستوفی می‌خواستند مرا وزیر خارجه کنند و اصرار هم نمودند نتوانستم قبول نمایم. فرمود من به او گفته بودم که شما را وارد کار کند و حالا مقصود این نیست که وزیر خارجه شوید بیایید خودتان مستوفی باشید. عرض شد حکایتی دارم که اگر اجازه بفرمایید عرض کنم: با کسی منییسکی مأمور تجارت دولت روسیه تزاری برای تصفیه حسابی در همین خانه که مستأجر بود ملاقات نمودم و غیر از او با خارجی‌ها آشنایی نداشتم. در جریان جنگ 1914 که دولت انگلیس و روس می‌خواستند در مالیه ایران نظارت کنند منزل من آمد و گفت بایور نیوف مترجم سفارت نزد سپهسالار بودیم (آن وقت رئیس‌الوزرا) گفتند برای ریاست کمیسیونی که باید تشکیل شود شما را در نظر دارند. چون یورنیف گفت که با شما سابقه ندارد من می‌خواهم شما را با او آشنا و به فن اتروزیر مختار معرفی نمایم. غرض از تشکیل کمیسیون آن است که نمایندگان سه دولت در مالیه ایران تفتیش کنند و کمیسیون مرکب از پنچ نفر است که سه عضو آن را دولت ایران و دو عضو دیگر را دولت روس و انگلیس تعیین می‌نمایند و اکثریت با دولت ایران است هر گاه شما ریاست آن را قبول کنید بانک استقراضی (بانک دولت روسیه تزاری در تهران‌) سند می‌سپارند که مادام‌العمر به شما در هر ماه هزار تومان تأدیه نماید ولو این که کار را برای مدت کمی قبول نمایید. گفتم چون مجلس سوم مرا برای کمیسیون دیگری به نام کمیسیون تطبیق حواله‌جات انتخاب نموده است که با حقوق دویست تومان در ماه همین وظیفه را انجام نمایم هر گاه برای گرفتن ماهی هزار تومان از آن کار استعفا کنم مردم می‌گویند طمع مرا به چنین کار نابکاری واداشت از اعلیحضرت هم اگر قبول خدمت کنم خواهند گفت که ماهی 1500 تومان را به 200 تومان حقوق مجلس ترجیح داده‌ام. این است که استدعا می‌کنم تا آخر دوره تقنینیه از من صرف‌نظر فرمایند و بدیهی است که نخواستم و یا نمی‌توانستم بیش از این اظهاری نمایم مقصود شاه این نبود که از افکار من استفاده کند چه هر کسی با آن شاه کار می‌کرد و از افکار خود استفاده نمی‌کرد بلکه نظرش این بود که مرا از مجلس خارج کند و ثابت نماید که من هم مثل بعضی‌ها به آنچه می‌گویم عقیده ندارم پس از این که شاه دید هیچ چیز مرا نمی‌تواند از عقیده‌ام خارج کند مأیوسانه به من نگاهی کرد و گفت این مذاکرات باید مکتوم بماند و در عصر سلطنت

+++

اعلیحضرت جوان بخت که چون خواهان ترقی و تعالی مملکتند و با نیت پاکی می‌خواهند شاه حقیقی مملکت شوند دعوت شدم و می‌خواستم قبول خدمت کنم به جهاتی که عرض می‌کنم نشد کسب افتخار نمایم. در جلسه هفتم آبان که من با دادن امتیاز نفت مخالفت نمودم بیانات من در عموم آقایان نمایندگان طوری اثر کرد که نخواستند در موقع بحران از من صرف‌نظر کنند و نمایندگان فراکسیون‌ها و منفردین در کمیسیونی که جمعه 12 آبان تشکیل شد طرح قانونی ذیل را تنظیم نمودند: نظر به لزوم تعیین مفاد اصل 32 متمم قانون اساسی و با توجهات به متقضیات کنونی و لزوم استفاده از شخصیت ملی دکتر محمد مصدق ماده واحده ذیل به مجلس شورای ملی پیشنهاد و با قید دو فوریت تصویب آن تقاضا می‌شود.

(ماده واحده )

الف- اصل 32 قانون اساسی که مقرر می‌دارد «چنان که یکی از وکلا در ادارات دولتی موظفاً مستخدم شود از عضویت مجلس منفصل می‌شود و مجدداً عضویت او در مجلس موقوف به استعفای از شغل دولتی و انتخاب از طرف ملت خواهد بود» ناظر به مستخدمین دولت که مشمول مقررات قوانین استخدامی هستند می‌باشد و نسبت به نسخت وزیر و وزرا معاونین پارلمانی آنها شمول ندارد.

ب- به شخص دکتر مصدق استثنائاً اجازه داده می‌شود که بدون رعایت شروط مقرر ماده دوم قانون مصوب 22 تیر ماه 1306 مقام نسخت وزیری را قبول و پس از پایان تصدی به کرسی نمایندگی خود در بقیه مدت دوره چهاردهم تقنینیه بازگشت نماید.

من این طور تصور می‌کنم که اگر ماده فوق با اکثریت قریب به اتفاق نمی‌گذشت با اکثریت قابل توجهی تصویب می‌شد و باید دید چه سبب شد که اکثریت از عقیده‌ای که به زمام‌داری من داشت عدول کرد. بعضی می‌گویند که اکثریت به زمام‌داری من عقیده نداشت و آن را برای اخراج من از مجلس وسیله قرار می‌داد چون بازگشت را شرط قبول کار نمودم منصرف شد ولی من آنچه واقع شده است عرض می‌نمایم و قضاوت را به نظریات اشخاص بی‌غرض محول می‌نمایم. برای این که پس از قبول کار با عدم موفقیت مواجه نشوم و بین من و آقایان محترم که نهایت صمیمیت بود سوء‌تفاهم نشود توسط دوستانم به عرض فراکسیون‌ها و آقایان نمایندگان منفرد رساندم که سرمایه من منحصر به مخالفت با امتیاز نفت نیست و سرمایه‌های دیگری هم دارم. از ابتدای این دوره راجع به دکتر میلسپو و اختیارات او و همچنین راجع به قرارداد فروش نفت و غیره حرف‌هایی زدم که از هیچ یک نمی‌توانم صرف‌نظر کنم و حتی‌الامکان باید در اجرای آنها سعی نمایم. من هر چه در زندگی گفته‌ام برنامه من است خدا نخواهد که من حرفی بزنم و به آن معتقد نباشم اگر آقایان با گفته‌های من موافقند اظهار تمایل کنند از حسن ظنی که ابراز می‌کنید آنها را پشیمان نمی‌نمایم و الا از من صرف‌نظر نمایند. با این پیغام آقایان محترم چه می‌توانستند بکنند اگر به من رأی نمی‌دادند مردم می‌گفتند چه شد که با آن همه حسن ظن از من صرف‌نظر نمودند و اگر رأی می‌دادند تازه اول دعوا بود. پس بهتر همین بود که با نخست وزیری بلاشرط من موافقت کنند و با شروطه مخالفت نمایند. من از آقایان محترم متشکرم که با من برخلاف مروت کاری ننمودند و نخواستند که رفیق نصف راه باشند و از این که بین ما همان صمیمیت باقی است سپاس‌گذارم. آقای نخست وزیر من به عنوان موافق صحبت می‌کنم و چون فرمودید که جواب نمایندگان را در آخر می‌دهید در صورتی که با نظریات من موافقت کنید من به دولت شما رأی مثبت می‌دهم تقاضای من این است که دولت شما در دو موضوع بدون تأخیر اقدام کنند. در کار دکتر میلسپو و استخراج نفت من از شما چیزی که عقیده ندارید درخواست نمی‌کنم. آقای ساعد پس از آن که خلاف کاری‌های دکتر را تصدیق نمود و یکی از نام‌های مفصل ایشان در مجلس خوانده شد معلوم نشد چه پیش آمد که از عقیده خود عدول کند، شرح عملیات او بیش از حد لزوم در مجلس گفته شده و چنانچه عرض کنم که ¼ وقت مجلس در این دوره صرف این کار شده اغراق

+++

نگفته‌ام امیدوارم که شما کاری کنید که به این مذاکرات خاتمه داده شود.

راجع به نفت روزنامه رعد امروز در شماره 315 – اول آذر مقاله روزنامه تایمز لندن را منتشر نموده است که در باب نفت ایران سه مطلب اظهار می‌کند.

اول- تأسف و ملامت و در این باب می‌گوید: «اخیراً مذاکراتی میان امریکا و انگلیس راجع به نفت ایران جریان داشته ولی به طور کلی مذاکرات مزبور بیش از هر چیز مربوط به مشکلات خاور نزدیک بوده است و در هر حال چون دولت روسیه برای شرکت در این مذاکرات دعوت نشده بود ممکن است همان مذاکرات سبب جزئی برای اقدامات اخیر روس شده باشد و آن را عکس‌العمل مذاکرات انگلیس و امریکا و اغفال خودش تصور کند. این عکس‌العمل طبیعی است اگر چه قدری از اصول خردمندی دور می‌باشد و در هر صورت اگر این خطاها تکرار گردد به زیان دولت‌های متفق تمام می‌شود» پس معلوم شد که دولت انگلیس و امریکا از این که دولت شوروری را در مذاکرات خود شرکت نداده‌اند متأسفند و با این حال انتظار نداشتند که دولت شوروی بدون مشورت با آنها از دولت ایران امتیاز بخواهد و دولت امریکا و انگلیس ناچار شوند از امتیازی که می‌خواهند صرف‌نظر نمایند البته اصول خردمندی چنین ایجاب می‌نمود که دولت شوروی به خود و متفقین خود ضرر نرساند و با مشورت آنها هر چه می‌خواهد تقاضا نماید. و قسمت دیگر از مندرجات تایمز که می‌گوید: «از این بالاتر آن که به قرار معلوم دولت روس بدون مشورت قبلی با دو هم پیمان بزرگ خود (آمریکا و انگلیس) در انجام تقاضای خود اصرار می‌ورزد» آن را تأیید می‌نماید.

دوم- امیدواری به آینده، در این باب تایمز می‌نویسد.

«اشتیاق دولت شوروی برای گرفتن امتیاز نفت ایران خیلی واضح و روشن است و سبب خاصی موجود نیست که مذاکرات راجع به آن را به بعد از جنگ محول سازد ولی متأسفانه دولت شوروی به قدری فشار آورد که جریانی شبیه به بحران در روابط شوروی و ایران پدید آمده است»

به نظر روزنامه مزبور برای این که مذاکرات به بعد از جنگ محول شود سبب خاصی مشاهده نمی‌شود دولت شوروی باید مانع را مرتفع کند تا به مقصود خود نایل گردد.

سوم- نصیحت و اندرز به دولت شوروی.

«مذاکرات کامل و روشنی میان انگلیس و روس و ایران و امریکا در این باب مطرح گردد این مذاکرات قدم دیگری برای رفع بحران خواهد شد» پس نتیجه این است که دولت شوروی با دولت انگلیس و امریکا داخل مذاکره شود و نظریات آن دو دولت را که جلب نمود مانع مرتفع و نتیجه مطلوبه حاصل می‌شود و این که اسمی هم از ایران برده‌اند برای این است که دولت ایران هم از حق تمامیت و حاکمیت خود که سران سه دولت تصدیق فرموده‌اند استفاده کند و قراردادی که نمایندگان سه دولت تنظیم می‌کنند امضا و خود را تمام نماید. بعضی را عقیده آن است اگر جناب آقای کافتارادزه مقارن انعقاد قرارداد نفت بین شرکت‌های انگلیس و امریکا تشریف آورده بودند چون آن دو دولت به سهم خود رسیده بودند ناچار می‌شدند که به دولت شوروی هم سهمی بدهند. این نظریه را نمی‌توان قبول کرد زیرا ساعد استعفا می‌داد و زمام‌دار کسی می‌شد که هیچ قراردادی بر علیه ایران امضا نکند. اکنون نمی‌توان پیش‌بینی کرد که پس از انتشار نظریات روزنامه تایمز دولت شوروی چه رویه‌ای اتخاذ می‌کند. ظاهراً رویه دولت شوروی از سه حال خارج نخواهد بود.

اول- دولت شوروی با نظریه روزنامه تایمز موافقت کند، در صورت اتخاذ چنین تصمیمی آن دولت نفتی نبرده و سرمایه‌ای که سال‌ها به دست آورده باخته چون هدف آن دولت این نبود که به قول خود با دول استعماری سازش کند و با کمک و قوه آنها کسب امتیاز نماید هدف دولت شوروی این بود که حامی دول ضعیفه باشد و با آنها برای این که آزاد شوند کمک نماید موافقت دولت شوروی با دول استعماری روی اصل دفاع از دول محور بود، پس وقتی که دول محور

+++

دارند از بین می‌روند هیچ علتی ندارد که دولت شوروی آن اتفاق را برای کار نامشروع تقویت نماید.

دوم- با متفقین موافقت نکند در این صورت هر چه زودتر باید وارد معامله نفت شود و این کار به طوری که در منافع ایران و شوروی است تمام شود و به دنیا ثابت کند که غیر از خدمت به نوع بشر مقصودی ندارد و هیچ وقت حاضر نیست که اعلامیه‌های تمامیت ایران و حق حاکمیت آن را  که امضا نموده و هنوز خشک نشده نقض کند.

سوم- دولت شوروی از نظریه خود عدول نکند در این صورت باید بداند که با وضعیت فعلی نمی‌تواند به طریق عادی نتیجه بگیرد آن روزی که مجلس امتیاز دارسی را تمدید نمود در مملکت جنبنده‌ای نبود ولی امروز که مردم می‌توانند نفسی بکشند و محرک تنفس مصنوعی هم دارند سوای معدودی نفع پرست کسی به دادن امتیار رضا ندارد و فقط  ایران نیست که نفع پرست در آن زیاد است اگر دنیا از این جماعت پاک بود چرا کار عالم تا این درجه ناپاک بود، پس کسب امتیاز از مجاری عادی و قانونی عملی نمی‌شود و آن وقت است که مخالفین رژیم بگویند آنچه در کار نیست حرف حساب است. پس نتیجه این شد که اگر متفقین با هم موافقت کنند با دولت ایران داخل مذاکره می‌شوند و دولت ایران هم که قرارداد را امضا نمود همان جوابی که فروغی با حضور آقای حسین علا به من داد به ملت خواهد داد جواب آن مرحوم این بود که در مقابل ادعای دولت انگلیس راجع به مخارجی که در آن جنگ نموده من عقیده خود را به سفارت نوشتم مجلس آزاد است که آن را رد کند کما این که دکتر میلسپو هم به عقیده شخصی خود مخارج مزبور را پرداخت مجلس آزاد است که آن را قبول نکند. اگر دولتی هم آمد و امتیاز نفت داد قاعدتاً مجلس آزاد است که آن را تصویب نکند ولی با این انتخابات و این اخلاق کدام مجلسی است که قرارداد را رد کند. ما نه امروز مثل مرحوم حسن پیرنا مشیرالدوله وزیری داریم و نه مثل نمایندگان دوره اول تقنینیه وکیل که با قرارداد 1907 موافقت نکنند رحمت‌الله علیهم اجمعین. پس ما باید کاری کنیم که خود را مواجه با چنین روزی نکنیم و چون نظریات من راجع به مخالفت با امتیاز در جلسه هفتم آبان مورد تصدیق اتفاق مجلس شد این است طرحی تهیه نموده‌ام که هیج دولتی نتواند راجع به امتیاز نه مذاکره و نه قراردادی امضا کند و فقط راجع به فروش نفت با هر دولتی که مشتری است داخل مذاکره شود و از آقایان محترم درخواست می‌نمایم قبل از این که متفرق شوند طرحی که پیشنهاد می‌شود تصویب نمایند و به دنیا ثابت کنند که این مجلس خیر خواه ایران است اینک طرح من:

مجلس شورای ملی

از نظر حفظ مصالح مملکت امضا کنندگان طرح قانونی ذیل را تقدیم و تصویب آن را با دو فوریت درخواست می‌نماییم.

ماده اول- هیچ نخست وزیر و وزیر و از اشخاصی که کفالت از مقام آنها و یا معاونت می‌کنند نمی‌تواند راجع به امتیاز نفت با هیچ یک از نمایندگان رسمی و غیر رسمی دول مجاور و غیر مجاور و یا نمایندگان شرکت‌های نفت و هر کس غیر از اینها مذاکراتی که اثر قانونی دارد بکند و یا این که قراردادی امضا نماید.

ماده دوم- نخست وزیر و وزیران می‌توانند برای فروش نفت و طرزی که دولت ایران معادن نفت خود را استخراج و اداره می‌کند مذاکره نمایند و از جریان مذاکرات باید مجلس شورای ملی را مستحضر نمایند.

ماده سوم- متخلفین از مواد فوق به حبس مجرد از سه تا هشت سال و انفصال دایمی از خدمات دولتی محکوم خواهند شد.

ماده چهارم- تعقیب متخلفین از طرف دادستان دیوان کشور محتاج به این نیست که مجلس شورای ملی آنها را تعقیب نموده باشد و اجازه دهد دادستان مزبور وظیفه‌دار است که متخلفین از این قانون را بر طبق قانون محاکمه وزراء مصوب 16 و 20 تیر ماه 1307 تعیقب نماید.

این بود طرح من و این فکر را دو روز بعد از نطقی که راجع به امتیاز نمودم یکی از آقایان نمایندگان محترم که اجازه ندارم نامش را بگویم به من داد و آن روزها صلاح نبود

+++

که پیشنهاد شود زیرا دولتین امریکا و انگلیس نمی‌خواستند با دولت اتحاد جماهیر شوروی راجع به کار نفت توحید مساعی کنند و پیشنهاد چنین طرحی گذشته از این که بی‌طرفانه تلقی نمی‌شد مورد هم نداشت زیرا عدم موافقت متفقین سبب بود که دولت ایران داخل مذاکره نشود،‌ ولی امروز که قضیه دارد فرق می‌کند و امروز که روزنامه تایمز دولت شوروی را به اتفاق نصیحت می‌کند تصویب این طرح ضروری است. هیچ کس نمی‌تواند غیر از مجلس در مال ملت دخالت کند امروز مجلس با نظریات من راجع به ندادن امتیاز موافقت نموده و آن را در صلاح ملت می‌داند پس چه لزوم دارد که دولت امتیاز دهد و مجلس را در مقابل کار خاتمه یافته قرار دهد. ما نهی می‌کنیم دولت را که در این کار دخالت نکند و اگر روزی آمد که مجلس از این عقیده عدول کرد برای مجلس چه اشکالی دارد که این قانون را الغا ‌کند. تا مجلس متفرق و تحت تأثیر واقع نشده باید آن را تصویب کنیم هرگاه امروز این کار نشد دیگر جلسه‌ای منعقد نخواهد شد که این طرح تصویب شود. نفت چیزی نیست که دولت‌های بزرگ از آن صرف‌نظر کنند ما می‌گوییم که تمامیت و حاکمیت ما را که خودشان تصدیق نموده‌اند نقض نکنند و اگر مقصودشان کشور گشایی نیست و فقط نفت می‌خواهند با ما داخل مذاکره شوند و معامله نفت کنند. ما نباید نماینده بزرگ دولت دوست و مجاور خود را دست خالی روانه کنیم و آن دولت را مجبور بسازش با متفقین کنیم. متجاوز از صد سال ایران روی اصل موازنه استقلال خود را حفظ نمود و زمام‌داران بی‌اطلاع آن عصر می‌دانستند که سازش آنها برای ما زیان است ولی وزیران امروز که قرار‌داد 1907 را مطالعه کرده‌اند چون همه ایمان و عقیده ندارند طالب دوام کارند به این اصل مسلم توجه نمی‌نمایند. هیچ کس نمی‌تواند بگوید که نفت نباید استخراج شود و یا این که نفت شمال به جنوب برود و در آنجا به امریکا فروخته شود هیچ کس نمی‌تواند منکر این اصل اقتصادی شود که هر قدر مخارج استخراج و اداری و کرایه کم شود نفت بهتر می‌تواند در بازار بین‌المللی رقابت نماید و باز کسی نمی‌تواند منکر شود اگر دولت شوروی با متفقین ساخت و موانع گرفتن امتیاز را از بین برداشت دیگر خریدار نفت نیست و استخراج نفت به دست خود ما محال است آنهایی که استخراج نفت را به بعد از جنگ محول می‌کنند غیر از اجرای مقاصد بیگانگان نظری ندارند. آقای نخست وزیر من عقیده خود را در مقابل خدا و وجدان گفتم و اگر قصور کنید شما و هیئت شما را خادم به مملکت نمی‌دانم . شما باید به استخراج نفت به دست خود ما اهمیت بدهید و برای این کار وزارت خاصی تشکیل دهید و هر چه زودتر یک وزیر صاحب عقیده و کاردان معین کنید و برای مردم بی‌کار تهیه کار نمایید که صلاح ما و متفقین در این است زیرا ما باید بین متفقین مجاور و دوست فاصله باشیم و صلح عالم را تأمین نماییم. این طرحی است که تهیه شده است و از جوان‌های حساس مجلس خواهشمندم بیایند این طرح را به امضای آقایان برسانند که این طرح رسمیت پیدا کند.

(طرح تقدیمی در مجلس به امضای عده زیادی از آقایان نمایندگان رسید)

نائب رئیس- اجازه می‌فرمایید آقای دکتر این طرح را مطرح کنیم؟

دکتر مصدق- بلی این طرح است مطرح بفرمایید.

نائب رئیس- قرائت می‌شود.

مجلس شورای ملی

از نظر حفظ مصالح مملکت امضا کنندگان طرح قانونی ذیل را تقدیم و تصویب آن را با دو فوریت درخواست می‌نماییم.

ماده اول- هیچ نخست وزیر و وزیر و اشخاصی که کفالت از مقام آنها و یا معاونت می‌کنند نمی‌تواند راجع به امتیاز نفت با هیچ یک از نمایندگان رسمی و غیر رسمی دول مجاور و غیر مجاور و یا نمایندگان شرکت‌های نفت و هر کس غیر از اینها مذاکراتی که اثر قانونی دارد بکند و یا این که قراردادی امضا نماید.

ماده دوم- نخست وزیر و وزیران می‌توانند برای فروش نفت و طرزی که دولت ایران معادن نفت خود را استخراج و اداره می‌کند مذاکره نمایند و ازجریان مذاکرات باید مجلس شورای ملی را مستحضر نمایند.

+++

ماده سوم- متخلفین از مواد فوق به حبس مجرد از سه تا هشت سال و انفصال دایمی از خدمات دولتی محکوم خواهند شد.

ماده چهارم- تعقیب متخلفین از طرف دادستان دیوان کشور محتاج به این نیست که مجلس شورای ملی آنها را تعقیب نموده باشد و اجازه بدهد. دادستان مزبور وظیفه‌دار است که متخلفین از این قانون را بر طبق قانون محاکمه وزرا مصوب 16 و 20 تیر ماه 1307 تعقیب نماید.

نائب رئیس- فوریت اول این طرح مطرح است. آقای طباطبایی

محمد طباطبایی- برای اظهار مخالفت با این طرح چون ارتجالاً و در غیر موقع عادی به مجلس آمد علاوه بر آن که مطرح شدنش برخلاف نظامنامه است (جمعی از نمایندگان- نیست) بنده ناچار هستم که به خود طرح مراجعه کنم و از خود طرح استدلال کنم به این که فوریتش صحیح نیست برای این که خود طرح به نظر من تطبیق با اصول و قوانین نمی‌کند و لااقل کاری که باید بکنیم این است که از فوریتش صرف‌نظر کنیم اولاً دو اصل از قانون اساسی را می‌خوانم که آقایان توجه بفرمایند که اگر این طرح تصویب بشود به نظر من مخالف قانون اساسی است (بعضی از نمایندگان- چرا؟) باید اجازه بدهید صحبت کنم تا عرض کنم. این که عرض کردم برخلاف قانون اساسی است دلیلش این است که یک قسمت از این طرح به موجب قانون اساسی تحصیل حاصل است (فرهودی- تکرار آن است- شما باید در فوریت صحبت کنید) عرض کردم برای این که توجه بفرمایید چرا فوریت این لایحه صحیح نیست باید از خود لایحه استدلال کنم و دلیل دیگری ندارم و الا دلیل دیگری ندارم دلیل خود این لایحه است خود این طرح دلیل بر این است که صحیح نیست چرا؟ بر ای این که یک قسمت آن به موجب قانون اساسی تحصیل حاصل است و اگر مجلس شورای ملی به این طرح رأی داد قانون اساسی را شما لااقل (جمعی از نمایندگان- تأیید کرده‌اید) آقا قانون اساسی تأیید لازم ندارد…

نائب رئیس- آقایان اجازه بفرمایید که صحبت‌شان را بکنند بعد موافق بیاید جواب بدهد.

محمد طباطبایی- آقایان اصول را باید ما نگاه داریم و نباید با یک اعمال و یک رفتار خاصی ما اصول را متزلزل کنیم برای آینده. حالا این دو اصل را بنده می‌خوانم شاید آقایان یک خرده بیشتر با بنده موافقت بفرمایند.

اصل 23- بدون تصویب شورای ملی (البته مقصود مجلس شورای ملی است) امتیاز تشکیل کمپانی و شرکت‌های عمومی از هر قبیل و به هر عنوان از طرف دولت داده نخواهد شد.

اصل 24- بستن عهدنامه‌ها و مقاوله‌نامه‌ها اعطای امتیازات (انحصار) تجارتی و صنعتی و فلاحتی و غیره اعم از این که طرف داخله باشد یا خارجه باید به تصویب مجلس شورای ملی برسد اصول دیگر هم هست که صریحاً مؤید این مطلب است که دولت بدون اجازه مجلس شورای ملی اگر دست به ترکیب مطالبی زد که مربوط به مقاوله‌نامه‌ها و قرارداده‌ها و امتیازنامه‌ها بود بدون تصویب مجلس شورای ملی اصلاً اثر قانونی ندارد این که در این طرح نوشته شده است که: هیچ نخست وزیر و وزیر و اشخاصی که کفالت از مقام آنها و یا معاونت می‌کنند نمی‌تواند راجع به امتیاز نفت با هیج یک از نمایندگان رسمی و غیر رسمی دول مجاور و غیر مجاور و یا نمایندگان شرکت‌های نفت و هر کس غیر از اینها مذاکراتی که اثر قانونی دارد بکند و یا این که قراردادی را امضا نماید. به این عرض بنده توجه بفرمایید که اگر در گذشته و حال و آینده دولتی وارد مذاکره باشد با یک دولتی یا نماینده یک کمپانی خارجی و بخواهد با آنها یک قراردادی ببندد و بخواهد امتیازی بدهد این عمل او که اثر قانونی ندارد (صحیح است) به موجب قانون اساسی هم مطابق این اصولی که خواندم اثر قانونی ندارد اینجا شما تازه می‌خواهید بعد از اصول مسلمه و مصرحه قانون اساسی قانون می‌گذرانید که قوت قانونی و اثر قانونی ندارد مثل این که تا حالا داشته است مثل این که در این مطلب به خصوص که راجع به نفت است اگر از این مقوله بگذریم در سایر موارد اگر دولت بدون اجازه و تصویب مجلس شورای ملی کاری کرد مثل این که اثر قانونی

+++

دارد و حال این که در آن قسمت‌ها هم اثر قانونی نداشته و ندارد. این یک مطلب مطلب دیگر این است که (حالا مجموع عرایض من دلیل بر این است که اگر آقایان اجازه بدهند از فوریت لایحه صرف‌نظر بشود) در ضمن این طرح شما اجازه می‌دهد که دولت برود قرارداد راجع به فروش نفت ببندد (بعضی از نمایندگان- خودش خیر با اجازه مجلس شورای ملی) مطلب این است که دولت بیاید با من خریدار وارد مذاکره و قرارداد فروش نفت بشود این قسمت هم به نظر من قدری دقیق است و اگر دقیق باشید و توجه بکنید به این عرایض من برمی‌خورید به این که ضمناً با تصویب این طرح شما اجازه داده اید که دولت برود عمل نفت را انجام بدهد و وارد مذاکره شود و صحبت کند و قرارداد فروش ببندد من نمی‌گویم که این به مصلحت ممکت نیست ولی شایان دقت است و باید مطالعه کرد که ببینیم آیا صلاح هست که یک چنین اجازه‌ای را به دولت بدهیم یا ندهیم. از لحاظ قضایی هم در این طرح نمی‌دانم ملاحظه کرده‌اید یا نه؟ برای متخلفین مجازات قائل شده‌اند از سه سال تا هشت سال حبس و به علاوه محرومیت دایم از حقوق اجتماعی این مسأله هم قابل دقت است این طرح باید برود به کمیسیون دادگستری و از لحاظ قضایی باید در این امر توجه شود حالا این دفعتاً داده شد نمی‌دانم که می‌شود این را تطبیق با اصول و موازین قضایی کرد یا نه (فاطمی- چه مانعی دارد؟) من نمی‌گویم مانعی دارد ولی حتماً قابل دقت و مطالعه است و باید مطالعه کرد. بنابراین با این توضیحاتی که عرض کردم بدون این که در اصل طرح بخواهم حالا مخالفت بکنم یا موافقت (برای این که هنوز وارد مواد نشده‌ایم) با توجهی که آقایان به عرایض من بکنند باید آقایان موافقت کنند که این طرح را ما می‌پذیریم با کمال مسرت و اگر آقایان موافقت کردند خود بنده هم موافقت می‌کنم ولی یک طرحی است که دفعتاً داده شده است فعلاً از فوریت آن صرف‌نظر بشود و برود به کمیسیون‌های مربوطه و از لحاظ قضایی و از لحاظ اصول در این دقت بکنند و تطبیق بکنیم با موازین قانونی و مخصوصاً اگر این معایبی را که اشاره کردم که به اصول صدمه نزند آن وقت که جریانش را طی کرد بیاید به مجلس شورای ملی و تصویب شود.

جمعی ازنمایندگان- رأی ، رأی

نائب رئیس- رأی می‌گیریم به فوریت اول این طرح پیشنهادی آقای دکتر مصدق آقایان موافقین قیام فرمایند (اغلب قیام نمودند) تصویب شد. فوریت دوم مطرح است (مخالفی نیست) رأی می‌گیریم به فوریت دوم آقایانی که موافقند قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد. طرح پیشنهادی مطرح است مذاکره در کلیات است.

جمعی از نمایندگان- مخالفی نیست. وارد مواد شویم.

نائب رئیس- ماده اول مطرح است. قرائت می‌شود.

ماده اول- هیچ نسخت وزیر و وزیر و اشخاصی که کفالت از مقام آنها و یا معاونت می‌کنند نمی‌تواند راجع به امتیاز نفت با هیچ یک از نمایندگان رسمی و غیر رسمی دول مجاور و غیر مجاور و یا نمایندگان شرکت‌های نفت و هر کس غیر از اینها مذاکراتی که اثر قانونی دارد بکند و یا این که قراردادی امضا نماید.

نائب رئیس- آقای کاظمی

کاظمی- موافقم.

نائب رئیس- آقای دکتر آقایان (حاضر نبودند) آقای دکتر عبده

دکتر عبده- بنده موافقم ولی یک اشکالی دارد می‌خواهم عرض کنم اصلاح شود.

بعضی از نمایندگان- پیشنهاد بدهید.

نائب رئیس- آقای شریعت‌زاده

شریعت‌زاده- موافقم.

نائب رئیس- آقای فرهودی

فرهودی- موافقم.

نائب رئیس- آقای دکتر کیان (حاضر نبودند) آقای مهندس فریور

مهندس فریور- موافقم.

نائب رئیس- آقای سیف‌پور

+++

سیف‌پور- موافقم.

نائب رئیس- آقای دکتر معظمی

دکتر معظمی- موافقم.

نائب رئیس- آقای فاطمی

فاطمی- موافقم.

نائب رئیس- آقای طهرانچی

طهرانچی- بنده یک نظری دارم و نظرم را ناچارم به عنوان مخالفت عرض کنم. بنده اساساً با این ماده مخالف نیستم ولی یک نظر اصلاحی دارم (پیشنهاد بدهید) اول باید توضیح عرض کنم بعد پیشنهاد می‌دهم این که اینجا نوشته شده است مذاکره‌ای که اثر قانونی داشته باشد حق ندارد بکند مذاکره که اثر قانونی ندارد و من حذف این قسمت را پیشنهاد می‌کنم چون هیچ مذاکره‌ای در دنیا اثر قانونی نخواهد داشت ممکن است مبادله یک مراسله اثر قانونی داشته باشد ولی مذاکره تنها اثری ندارد اثر قانونی ندارد به این جهت بنده پیشنهاد خواهم کرد که این قسمت حذف شود.

نائب رئیس- آقای کاظمی

مهندس فریور- حالا که پیشنهادی نداده‌اند که مذاکره شود. مذاکره وقتی است که پیشنهاد ایشان مطرح شود.

نائب رئیس- ایشان فعلاً پیشنهادی نداده‌اند ولی چون به عنوان مخالف صحبت کردند باید یک نفر موافق جواب بدهد.

کاظمی- بنده اجازه می‌خواهم قبل از این که عرایضم را عرض کنم به نام ملت ایران و به نام نمایندگان ملت ایران از نبوغ آقای دکتر مصدق سپاس‌گذاری کنم و از شخص ایشان هم غیر از این انتظاری نمی‌رفت که در این موقع یک چنین راه حلی که برای نجات ملت ایران است پیشنهاد کرده‌اند. اما نظری که آقای تهرانچی می‌فرمایند متأسفانه توجه نفرموده‌اند که در قسمت سیاست مخصوصاً در این اواخر معمول و متداول شده است که یک مذاکراتی را ازش اتخاذ سند می‌کنند و آن را پایه یک تعهداتی قرار می‌دهند البته از نظر اهمیت موضوع از نظر فوق‌العاده بودن این مسأله و این مشکلاتی که در مقابل ما عرض اندام می‌کند راجع به این مسأله نفت قانون خواسته است که از مذاکره‌ای در آن هم جلوگیری کند که این ذخیره ملی را برای خود ملت ایران باقی بگذارد و به همین مناسبت است که این نکته را ذکر فرموده‌اند که اگر این نکته را از اینجا برداریم آن منظور اصلی و اساسی به دست نخواهد آمد و باقی مطالب دیگر به قدری واضح و روشن است که اگر مخالف دیگری هست باید صحبت کند آن وقت جواب داده شود و الا فعلاً مطالب کاملاً روشن است.

نائب رئیس- آقای دکتر رادمنش

دکتر رادمنش- بنده در یکی از جلسات که جناب آقای دکتر مصدق هم به آن اشاره کردند تا آنجایی که مقدور بود راجع به موضوع نفت اظهار عقیده کرده‌ام و در آنجا یک جمله‌ای گفته‌ام که معمولاً وقتی که ذکر می‌شود آن جمله گفته نمی‌شود من گفتم که ما عقیده داریم که تمام منابع ثروت ایران باید به دست ایرانی استخراج بشود در این جمله اسم نفت را نیاوردم و بعد اضافه کردم که اگر این مورد مورد استثنایی است آقای نخست وزیر در این موضوع شتاب زدگی نکنند چون در آن موقع بنده و رفقایم اطلاع پیدا کرده بودیم که مذاکرات به یک مرحله بسیار باریکی کشیده است، ‌حتی تمام شرایط قبول شده است و شرایط هم همان شرایط قرارداد دارسی است بعد از اینها هم چیزی که به ما رسیده بود تأیید شد خود آقای نخست وزیر سابق، ساعد در یک جلسه‌ای که در وزارت امور خارجه تشکیل شده بود و در حدود بیست نفر از آقایان نمایندگان حضور داشتند و بنده هم افتخار حضور داشتم ایشان فرمودند یک مذاکراتی در جریان بود، بعد ما متوجه شدیم پیشنهاداتی که به ما داده‌اند این پیشنهادات عیناً همان پیشنهادات دارسی است و لازم بود که ما چهل سال منتظر باشیم و باز هم یک امتیازی بدهیم که عیناً آن شرایط در آن درج شده باشد. بنابراین به طور کلی همان طوری که در آن جلسه عرض کردم شتاب زدگی و عجله در تصمیمات اساسی دولت نیست، بنده اصولاً

+++

با طرح پیشنهادی آقای دکتر مصدق راجع به این موضوع شاید مخالف نیستم، ولی چون مطالعه کافی نکرده‌ام و نمی‌دانم که عواقب این تصمیم ما چه خواهد بود، این است که می‌خواهم از آقایان اجازه بخواهم و همچنین از آقایان خواهش بکنم که در این مورد دقت بیشتری بکنند، پس از ذکر این مقدمه اینجا چند ماده ذکر شده است.

نمایندگان- ماده اول مطرح است.

دکتر رادمنش- … در کلیات می‌شود صحبت کرد.

نائب رئیس- در ماده اول است.

دکتر رادمنش- در ماده اول نوشته شده است هیچ نخست وزیر و وزیر و اشخاصی که کفالت از مقام آنها و یا معاونت می‌کنند نمی‌تواند راجع به امتیاز نفت با هیچ یک از نمایندگان رسمی و غیر رسمی دول مجاور و غیر مجاور و یا نمایندگان شرکت‌های نفت و هر کس غیر از اینها مذاکراتی که اثر قانونی دارد بکند و یا این که قراردادی امضا نماید بنده گمان می‌کنم این ماده را لازم ندارد، ‌الزامی نیست ما برای این که این قبیل مذاکرات همان طوری که گفته شد هیچ اثر قانونی ندارد، ‌یک دولتی می‌آید با یک شرکتی یا یک دولت دیگر یک سلسله مذاکرات می‌کند این مذاکرات هیچ نوع جنبه قانونی ندارد تا موقعی که به تصویب مجلس شورای ملی برسد ما برای این قضیه سوابق زیادی داریم بارها اتفاق افتاد که دولت‌ها آمدند صحبت‌هایی کردند تصمیماتی گرفتند معاهده‌ها امضا ‌شد، ‌قراردادها را امضا کردند، بعد مجلس شورای ملی تشکیل شد و آن قراردادها و معاهدات را لغو کردند (یکی از نمایندگان- اصلاً تصویب نگردید) تصویب نگردید بنابراین، این ماده را بنده هیچ لزومی برای ذکر آن در این طرح نمی‌بینم چون این اصل قانون اساسی است و تازه اینجا جایش نیست که ما قانون اساسی را تفسیر بکنیم و ما قانون اساسی را نمی‌توانیم کوچک‌ترین تغییری درش بدهیم فقط یک حقی برای ما قائل شده‌اند و آن تفسیر قانون اساسی است و ما هم که اینجا نمی‌خواهیم تفسیری در قانون اساسی بکنیم (نمایندگان- تأکید در قانون اساسی است) تأکید هم از بنده و جنابعالی نخواسته‌اند که تأکید بکنیم، مخصوصاً در اینجا ذکر شده است که هر کس غیر از آنها مذاکراتی که اثر قانونی دارد بکند حتی نباید مذاکره کرد، اساساً من نمی‌دانم نخست وزیر چگونه این را اجرا می‌کند برای یک نماینده شرکتی که می‌آید اول اگر راجع به امتیازات حرف بزند…. (یکی از نمایندگان- البته باید مذاکره بکند)…. به محض این که وارد شد بگوید حرف نزن (همهمه نمایندگان) … البته من نمی‌دانم چطوری است ولی این قضیه برای نخست وزیران یک اشکالاتی فراهم می‌کند و مخصوصاً از این لحاظ که در یکی از این مواد برای چنین نخست وزیری جرمی تعیین شده تعیین شده است، که اگر حرف زد ولو این که دانسته یا ندانسته باشد، به محض این که مذاکره شروع شد جرمی را مرتکب شده است و از سه سال تا 8 سال باید حبس شود، بنده تصور می‌کنم که این لایحه خیلی با عجله تهیه شده است و ما هم اگر با عجله چنین تصمیمی بگیریم شاید صلاح نیست بنده بسیار خوش‌وقتم و اگر رأی موافق ندهم اقلاً رأی ممتنع خواهم داد ولی می‌ترسم که این لایحه با بعضی از موازین قانونی یا بعضی از مصالح ملی موافقت نداشته باشد و ما بدون این که در این موقع نکات را متوجه باشیم یک تصمیمی بگیریم که بعد از آن تصمیم مجبور به انحراف یا متأثر بشویم این است که بنده راجع به ماده اول عقیده ندارم و عقیده‌ام این است که اساساً هیچ لزومی ندارد، ‌چون این ماده اگر جنبه قانونی داشتن مذاکرات رئیس دولت است، ‌رئیس دولت اصلاً مذاکراتش جنبه قانونی ندارد تا وقتی که به تصویب مجلس شورای ملی برسد و این اصل قانون اساسی است بنابراین دیگر ماده اول لزومی ندارد حالا مواد دیگر وقتی که مطرح شد عرایض خودم را عرض می‌کنم .

بعضی از نمایندگان- رأی رأی

نائب رئیس- چند نفر از آقایان اجازه خواسته‌اند.

دکتر شفق- بنده اخطار نظامنامه‌ای دارم.

نائب رئیس- راجع به چه موضوع

+++

دکتر شفق- راجع به همین موضوع

نائب رئیس- اگر راجع به موافق و مخالف صحبت کردن است در این مورد صحیح نیست.

دکتر شفق- بنده تصور می‌کنم این تعبیری که راجع به این طرح شد به موجب ماده آیین‌نامه مجلس برخلاف رأی نویسنده این پیشنهاد است،‌ اجازه می‌خواهم از طرف آقای دکتر که این را عرض بکنم و اما این که فرمودند که جنبه قانونی ندارد مذاکرات آقای نخست وزیر و به موجب این طرح ممنوع می‌باشد که هیچ گونه مذاکره نکنند مقصود این نیست که یک نخست وزیر کلمه نفت را به دهانش نیاورد و چراغ نفتی روشن نکند، ‌چنین حرفی نمی‌گویند. البته اگر یک مأمور خارجی وارد شد و با آقای نخست وزیر دو ساعت هم راجع به نفت و استخراج آن و معادن ایران صحبت کرد هیچ مانعی ندارد ولی ایشان فرموده‌اند اثر قانونی نداشته باشد، یعنی چه؟ یعنی نخست وزیر نگوید جلسه بشود مطرح بشود مذاکرات ثبت بشود، امضا بشود، تصور می‌کنم منظور ایشان این است یعنی ثبت مذاکرات و امضا کردن صورت مجلس و امثال اینها که ممکن است اثر قانونی داشته باشد این قسمت‌ها را به موجب این طرح منع کرده‌اند.

نائب رئیس- رأی می‌گیریم به کفایت مذاکرات

دکتر کشاورز- بنده با کفایت مذاکرات مخالفم.

نائب رئیس- یک نفر صحبت کرد.

دکتر کشاورز- ایشان به عنوان اخطار نظامنامه صحبت کردند.

یک نفر از نمایندگان- آقای دکتر با کفایت مذاکرات مخالفند.

نائب رئیس- یک نفر مخالفت کرد پس معلوم می‌شود که باید بیشتر از یک نفر صحبت بکند.

دکتر کشاورز- معلوم می‌شود که نباید صحبت کرد عجالتاً رأی و صحبت دست شما است.

نائب رئیس- مخالف نظامنامه است ولی بسته به نظر مجلس است.

دکتر کشاورز- نظر مجلس موافق است.

نائب رئیس- اشکالی ندارد بفرمایید.

دکتر مصدق- اجازه می‌فرمایید؟

دکتر کشاورز- بنده بعد از آقای دکتر مصدق عرایضم را عرض می‌کنم.

دکتر مصدق- من موافقم. بعد صحبت می‌کنم.

دکتر کشاورز- قبلاَ شما بفرمایید.

دکتر مصدق- راجع به مذاکراتی که اثر قانونی داشته باشد آقای دکتر شفق توضیحاتی فرمودند، مقصود من این است که نخست وزیران یک مذاکراتی را که اثر قانونی داشته باشد نکنند مخصوصاً آقایان می‌دانند که نخست وزیران غالباً به سفارتخانه‌ها می‌روند، ‌این را بنده خودم دیده‌ام که در سفارتخانه‌ها از مذاکراتی که می‌شود پراندراکت می‌کنند یعنی اتخاذ سند می‌نمایند و هیچ کس هم به یک سفارتخانه نمی‌تواند بگوید که چرا مذاکرات یک وزیری را نوشتید و نزاکت بین‌المللی هم اجازه نمی‌دهد اگر خلافی بنویسند تکذیب شود، بدیهی است مذاکرات وزیر در سفارتخانه اثر قانونی ندارد ولو این که در باب نفت ده ساعت هم صحبت بکند و وعده بدهد که من امتیاز نفت را به شما می‌دهم این مذاکرات رسمیت نخواهد داشت، ‌ولی اگر در وزارتخانه کاری بکند که اثر قانونی داشته باشد نه این که حرف باشد البته قابل مجازات است، و اما این که فرمودند این عین قانون اساسی است و محتاج به ذکر نیست و ذکر مجازات هم لازم نیست باید دانست که هر عملی مادام که از طرف قانون‌گذار نهی نشده مباح است مثل این که قانون جزا هر فعلی را که نهی می‌کند مجازاتی هم باید باشد مطابق اصل نولاپناسین لگ یک مجازاتی که برای یک عملی نوشته نشده نمی‌شود کرد و عقاب بلابیان جایز نیست باید قانون‌گذار یک چیزی را که نهی می‌کند یک سانکسیونی هم برای آن معین کند، ‌آن وقت است که از عمل نهی احتراز می‌کنند و اگر قانون‌گذار نهی نکرد آن کار مباح است و اگر نهی کرد و سانکسیونی معین نکرد اثری ندارد بنابراین ما ناچار هستیم هم نهی بکنیم هم برای وزیر

+++

مجازات معین بکنیم که هیچ وزیری قادر نباشد و بداند اگر کرد مجازات دارد در این قسمت آقایانی که مخالفت می‌کنند به عقیده من تجربیات‌شان کم است مملکت ما آقا خیلی تحولات پیدا کرده، شما می‌دانید که در این مملکت گاهی مدت‌ها مجلس منعقد نشده است ممکن است یک وقتی یک دولتی بیاید روی کار و موافق باشد با دادن امتیاز استخراج نفت و مجلس هم منعقد نباشد و امتیاز را بدهد و بعد هم شروع کنند،‌ ده سال هم طول بکشد و وقتی هم که مجلس باز شد بعد به مجلس بگوید این طور شد، قرارداد وثوق‌الدوله را که بنا بود به تصویب مجلس برسد این قرارداد را یک سیاست دیگر از بین برد چرا ملتفت مسائل نیستند آمدند یک قراردادی گذراندند، من از شما خواهش می‌کنم که این عرایض مرا با کمال خیرخواهی تلقی بکنید، من غیر از خیر حکمت نظری ندارم، قرارداد وثوق‌الدوله گذشت، اگر سیاست شوروی نبود، اگر قرار‌داد 1920 ایران و شوروی نبود، اگر آن رفتار شوروی نبود بنده قسم می‌خورم که قرارداد وثوق‌الدوله نقض نمی‌شد، ممکن نبود نقض شود یک سیاست دیگری آمد قرارداد وثوق‌الدوله را نقض کرد، من همیشه با کابینه وثوق‌الدوله مخالف بودم، من همیشه به دولت دیکتاتوری معترض بودم، ‌مخالفت من با وثوق‌الدوله برای قرارداد بود که به واسطه قرارداد شوروی تئوریکمان از بین رفت ولی پراتیکمان در این مملکت عمل شد مملکت ما هر روز یک حکم پیدا می‌کند، ممالک ضعیفه هیچ وقت قادر به تعادل سیاست خودشان نیستند، این ممالک باید همیشه یک حربه داشته باشند تا دول مجاور اگر بخواهند استفاده‌هایی بکنند آن حربه به کار برده شود این پیشنهادی را که بنده دادم یک حربه‌ای است برای دولت‌ها وقتی که مجلس شورای ملی قدغن کرد که در باب امتیاز نفت با هیچ دولتی مذاکره نشود هیچ دولتی مذاکره نمی‌کند و اگر یک دولتی بیاید و قادر بشود که این قانون را در مجلس الغا بکند این خیلی طول دارد و بنده می‌خواستم این مسأله در مجلس شورای ملی ثابت بشود و این مجلس که نمایندگان ملت هستند امروز رأی بدهند که هیچ دولتی حق دادن امتیاز نفت را ندارد و هیچ کس حق مذاکره راجع به امتیاز نفت را ندارد این نفت را بایستی خودمان استخراج بکنیم ما امتیاز بده به هیچ کس نیستیم، این نظر مجلس است، پس همین طور که می‌گویم امتیاز نمی‌دهیم، همین طور به آقای بیات عرض می‌کنم آقای بیات شما مکلف هستید که هر چه زودتر قرارداد فروش نفت را با هر یک از دولی که می‌خواهند، ‌در جنوب با دولت طالب نفت و در شمال با دولت طالب نفت منعقد کنید و ترتیب استخراج نفت را هم به هر شکلی که می‌دانید بدهید، ما باید یک وزارت نفت داشته باشیم، وزارت نفت را با یک آدم و یک وزیر لایق و صحیحی که در رأس آن وزارتخانه باشد تشکیل بدهیم و این کار را هر چه زودتر عملی کنند که هم برای بی‌کارها در این مملکت کار تهیه شود و هم دول مجاور دیگر این پنبه را از گوش خودشان خارج بکنند که از این مملکت امتیاز نخواهند.

نائب رئیس- آقای دکتر کشاورز

دکتر کشاورز- بنده با طرحی که آقای دکتر مصدق به مجلس شورای ملی تقدیم کرده‌اند فعلاً موافقت یا مخالفتی نمی‌کنم.

دکتر مصدق- موافقت کنید، افتخار شما است که موافقت کنید.

دکتر کشاورز- یک نکته را باید به آقایان نمایندگان عرض کنم و آن این است که موافقت یا مخالفت یک نماینده‌ای با یک طرحی باید بعد از به دست آوردن یک مطالعات کافی انجام بگیرد، اگر برای یک نماینده کاملاً واضح نشده باشد که قانونی که در یک موقع معین با شتاب زدگی از مجلس گذشت اثرات آن قانون چیست وظیفه نمایندگی خود را انجام نداده البته باید به نمایندگان فرصت بدهند که حرف موافق و مخالف را بشوند و بعد برای خودشان یک عقیده‌ای اتخاذ کنند و وقتی که آن عقیده اتخاذ شد می‌توانند موافقت یا مخالف خود را به صلاح ملت ایران ابراز نمایند آن وقت است که با طرح آقای دکتر مصدق موافق می‌شود یا مخالف آن طرح خواهد بود بنده الان خدا را شاهد می‌گیریم همین الان که اینجا

+++

هستم نمی‌دانم که این طرح بعد از تصویب برای ملت ایران مفید است یا نه، ‌من نمی‌دانم ولی برای آقای دکتر مصدق ممکن است مسجل شده باشد. البته ایشان وقت داشته‌اند و وقتی که این را می‌نوشته‌اند لابد چند روز مطالعه کرده‌اند دلایل مخالف و موافق را پیش خودشان مجسم کرده‌اند و این طور در نظر گرفته‌اند که این طرح به مصلحت  مملکت و ملت ایران است ولی بنده هم که یک نماینده هستم و یک برادر کوچک شما حساب می‌شوم در عرض یک ربع نمی‌توانم راجع به یک طرح به این مهمی الان اتخاذ تصمیم بکنم، ‌الان پیشنهاد می‌کنم به آقایان نمایندگان مجلس شورای ملی اگر این موضوع را مهم می‌دانند هیچ کس از ما از مجلس شورای ملی خارج نمی‌شویم و شما هم توی مجلس شورای ملی اجازه بدهید که فراکسیون‌هامان را تشکیل بدهیم یک قدری با هم مذاکره بکنیم یک خورده فکر بکنیم و ببینیم که این به صلاح ملت ایران هست یا نه آن وقت با اعتمادی که آقایان به خدمت‌گذاری و خیر‌خواهی و وطن پرستی آقای دکتر مصدق دارند اظهار‌نظر بنمایند ما تنها کسانی بودیم که تا به حال با شما صد در صد موافق بودیم و همیشه با شما رأی داده‌ایم و ضمناً در نخست وزیری جنابعالی هم اگر موافقت نکردیم، ‌ما مخالف نخست وزیری شما نبودیم آقایان نمایندگان هم شاهدند، ‌هیچ بار از دهن ما در جلسات خصوصی مخالفتی با نخست وزیری شما ابراز نشده و حتی نسبت به آن نظری که خود جنابعالی فرمودید ما می‌ترسیدیم که مبادا در مجلس شورای ملی کسانی باشند که بخواهند شما را از مجلس شورای ملی خارج کنند و راجع به این طرح  تا به حال ما و بعضی از آقایان نمایندگان دیگر شاید باشیم که هنوز نتوانسته‌ایم تصمیمی اتخاذ بکنیم و بفهمیم که آیا صلاح ملت ایران این است که برله یا برعلیه طرح شما رای بدهیم عرض کنم اگر میل دارید قرار بگذارید که از مجلس شورای ملی خارج نشویم تا کار این قضیه را تمام کنیم.

دکتر مصدق- اگر شما ضرر کردید من جبران می‌کنم (خنده نمایندگان)

نمایندگان- رأی بگیرید آقا

نائب رئیس- اجازه بفرمایید صحبت‌شان که تمام شد رأی می‌گیریم.

دکتر کشاورز- پنج دقیقه اجازه بفرمایید اجازه بدهید بدون خارج شدن از مجلس شورای ملی فراکسیون‌ها در مجلس تشکیل شود و ما این طرح را بگذاریم جلومان با دقت بخوانیم شما این طرح را هنوز به ما نداده‌اید که بخوانیم ممکن است در عبارات این طرح اشتباهاتی وجود داشته باشد که بعد از تصویب اسباب اشکال شود البته همه شما را شخص وطن پرستی می‌دانند ولی عقل کل که نیستید و ممکن است که یک اشتباهاتی هم کرده باشید اجازه بدهید این را مطالعه بکنیم و تا این طرح تصویب نشود از مجلس شورای ملی خارج نخواهیم شد.

نائب رئیس- رأی می‌گیریم به کفایت مذاکرات آقایان موافقین قیام فرمایند؟ (اکثر برخاستند) تصویب شد. پیشنهاداتی راجع به ماده اول رسیده است که همه متشابه هم هستند راجع به امتیاز و استخراج اگر اجازه بفرمایید همه یک دفعه خوانده شود.

پیشنهاد آقای مرادآریه

بنده پیشنهاد می‌کنم کلمه استخراج بعد از کلمه امتیاز اضافه شود.

مهندس فریور- در کدام ماده عبارت ماده را یک دفعه دیگر قرائت بفرمایید.

(عبارت ماده اول به شرح سابق قرائت شد)

مهندس فریور- بنده مخالفم.

نائب رئیس- پیشنهاد آقای جمال امامی قرائت می‌شود.

پیشنهاد می‌کنم در ماده اول به جای امتیاز نفت امتیاز استخراج نفت قید شود.

نائب رئیس- آقای جمال امامی

جمال امامی- منظور آقای دکتر هم همین بوده است اجازه بفرمایید پیشنهادات متشابهی هم هست خوانده شود.

نائب رئیس- پیشنهاد آقایان هاشمی و تهرانچی قرائت می‌شود.

پیشنهاد می‌کنم جمله اثر قانونی دارد حذف شود.

+++

مهندس فریور- بنده مخالفم.

نائب رئیس- آقای هاشمی

هاشمی- بنده اصراری ندارم با توضیحی که آقای دکتر دادند بنده مسترد می‌دارم.

نائب رئیس- آقای طهرانچی

طهرانچی- اجازه بفرمایید بنده یک توضیح دیگری عرض کنم، آقای دکتر مصدق در این موضوع فرمودند که ممکن است یک مذاکراتی وزیر در وزارتخانه یا در سفارتخانه بکند و آنها اتخاذ سند بکنند و ممکن است که ثبت شود، ‌اگر ما بخواهیم این را اثر قانونی برایش قائل بشویم که اگر یک وزیری یک وعده‌ای کرد و آنها ثبت کرده باشند و بعد اظهار کردند که ما ثبت کرده‌ایم و فلان وزیر فلان جا فلان وعده را به ما داده است و اگر این مذاکرات بشود و ما برای این یک اثر قانونی قائل بشویم بنده عقیده‌ام این است که در گذشته ضرر کرده‌ایم و در آتیه هم ضرر می‌کنیم و بنده عقیده دارم که ثبت مذاکرات یک وزیری در یک سفارتخانه دارای هیچ رسمیت و اثر قانونی نیست چه در سابق و چه در آتیه چه ثبت شده باشد و چه ثبت نشده باشد (صحیح است) اگر بخواهید بگویید وعده ممکن است داده شود برای وعده هم اثر قانونی نیست که یک وزیر مختاری بگوید به من وعده داده‌اند این هم اثر قانونی نخواهد داشت پس این جمله مذاکراتی که اثر قانونی داشته باشد می‌ترسم حضرت آقای دکتر مصدق که یک ضرری متوجه ما بکند (امینی- اثر رسمی بنویسند) البته بنده با اثر رسمی موافقم و همان پیشنهاد بنده را اثر رسمی بکنید.

نائب رئیس- پیشنهاد آقای فرهودی

پیشنهاد می‌کنم به جای اثر قانونی نوشته شود اثر وعده‌ای یا تعهدی

نائب رئیس- آقای فرهودی

فرهودی- نظر آقای دکتر مصدق (که البته نظر همه ما هم که این طرح را امضا کرده‌ایم همین بود) این بود که یک مذاکراتی نشود که تولید یک تعهدی برای دولت ایران بکند و این تعهد دو صورت دارد یا به صورت وعده است یا به صورت تعهد است و البته یک وزیری نمی‌تواند مذاکره با یک کسی بکند که اثر قانونی داشته باشد فقط وزیر می‌تواند وعده بدهد یا ندهد بنده پیشنهاد کردم که هیچ وزیری نمی‌تواند مذاکراتی بکند که در نتیجه آن مذاکرات تولید وعده یا تعهدی بکند و این عین نظر آقای دکتر مصدق است. ما اگر مسأله اثر قانونی را گفتیم دچار یک اشکال می‌شویم و مثل این است که مرکز قانون‌گذاری را منتقل کرده‌ایم به دولت و گفته‌ایم که دولت نمی‌تواند مذاکره‌ای بکند که اثر قانونی داشته باشد.

نائب رئیس- به نظر بنده با اضافه کردن اثر رسمی اشکال رفع می‌شود آقای دکتر عبده هم همین طور پیشنهاد کردند. پیشنهاد آقای دکتر عبده

پیشنهاد می‌کنم در ماده اول طرح پیشنهادی به جای عبارت (مذاکراتی که اثر قانونی دارد بکند گذاشته شود وارد مذاکرات رسمی الزام آور بشود)

مهندس فریور- الزام آور که به هیچ وجه نیست.

دکتر عبده- الزام آورش را بزنید.

نائب رئیس- آقای دکتر عبده

دکتر عبده- همان طور که آقای دکتر مصدق فرمودند از نظر قانون اساسی تا یک امتیازی به تصویب مجلس نرسد البته اثر قانونی ندارد ولی از نظر مذاکراتی که بین دو دولت و یا بین دولت و یک شرکتی می‌شود آن مذاکرات به قول انگلیس‌ها جنتلمنز آگر منت است و یک مذاکراتی که ممکن است از نظر بین‌المللی یک تأثیری برایش قائل شوند بنابراین ما نمی‌توانیم بگوییم هیچ مذاکره‌ای نشود ولی مذاکره را بایستی طوری بکنند که ایجاد وعده و تعهدی نکند این قسم مذاکراه رسمی است و با این عبارت نظر تمام آقایان تأمین می‌شود.

نائب رئیس- آقای دکتر شفق

دکتر شفق- بنده یک کمی تعجب می‌کنم آقایانی که اینجا تخصص در حقوق دارند اشکال می‌کنند ولی مطلب به نظر من واضح است (دکتر عبده- برای این که اطلاع دارند

+++

آقای دکتر) کلمه اثر قانونی عبارت نیست از خود قانون، ‌اثر قانونی ندارد یعنی به هیچ وجه تعهدی و الزامی درش نباشد طرف اتخاذ سند نکند منظور این نیست از اثر قانونی داشتن که شخص وضع قانون بکند ایشان خواستند یک کلمه نوشته باشند که هم رایج است و هم جامع است که منظور را برساند و الزام هم نداشته باشد و هم وعده نداده باشد هم تعهدی نداشته باشد طرف هم ترتیب اثر و رسمیتی نتواند بدهد هر صحبتی که جزئی رسمیتی داشته باشد می‌توانیم آن را بگوییم که اثر قانونی دارد مثلاً خود قانون مراحلی دارد وقتی مجلس وارد مذاکره‌ای می‌شود مثل حالا هنوز قانون وضع نشده است ولی این مذاکرات یک اثر قانونی دارد ایشان می‌خواستند این را برسانند که نه صورت مجلس در کار باشد نه طرف اتخاذ سندی بتواند بکند و نه یک جلسه رسمی منعقد خواهد شد هیچ کدام اینها نخواهد بود و به عقیده بنده این نکته‌ای که آقای تهرانچی فرمودند موضوعی که در قانون اساسی هست و باک این هست که اگر بگوییم فلان مطلب اثر قانونی ندارد مثل این است که تمام مذاکرات دیگر اثر قانونی دارد هرگز وارد نیست ما اینجا با این جمله متن قانون اساسی را تأکید کرده‌ایم یعنی موکداً یک دفعه دیگر می‌گوییم که هیچ اثر قانونی ندارد بنده هیچ محظوری در این قانون نمی‌دانم الزام آور هم کافی نیست در تحت کلمه اثر قانونی تمام این معانی هست خواهش می‌کنم موافقت بفرمایید همین شکل بگذرد.

دکتر عبده- اجازه می‌فرمایید؟

نائب رئیس- موافقید با نظر ایشان یا مخالف

دکتر عبده- بنده با پیشنهاد خودم موافقم طبیعی است.

نائب رئیس- پیشنهادی هم آقای مهندس فریور کرده‌اند همه اینها مشابه هستند: پیشنهاد می‌کنم نوشته شود صورت رسمی و اثر قانونی ندارد.

هاشمی- دارد باید باشد. مذاکراتی که صورت رسمی و اثر قانونی دارد بکند.

مهندس فریور- صحیح است دارد.

ایرج اسکندری- بنده اخطار نظامنامه‌ای دارم.

نائب رئیس- راجع به چه ماده است بفرمایید.

ایرج اسکندری- طبق ماده 77 نظامنامه داخلی مجلس طرح یا لایحه قانونی که فوریت آن تصدیق شده باشد فقط در یک نوبت درباره ‌آن شور می‌شود و در این شور بدواً درباره آن به طور کلی و روی هم رفته مباحثه می‌شود پس از آن در باب صلاحیت مذاکره فرداً فرد مواد آن رئیس از مجلس کسب رأی می‌نماید. ما خواستیم راجع به کلیات صحبت کنیم گفتند در ماده اول است نمی‌شود در کلیات صحبت کرد در فوریت هم که نگذاشتند صحبت کنیم راجع به کلیات هم که رأی گرفته نشده بنده خواهش می‌کنم این اصلاح شود اول راجع به کلیات رأی گرفته شود و بعد راجع به جزئیات.

نائب رئیس- عرض کنم راجع به کلیات رأی گرفته نشد ولی ایراد آقای ایرج اسکندری هم وارد نیست در کلیات مذاکره شد مجلس تقریباً موافق بود و مخالفی نبود چون در کلیات مخالفی نبود وقتی که به ورود در مواد رأی گرفتیم تصویب شد که وارد مواد بشویم فعلاً پیشنهاد آقای مهندس فریور مطرح است. آقای مهندس فریور

مهندس فریور- بنده پیشنهاد کردم که این کلمه نوشته شود برای این که هر وزیر یا نخست وزیری با هر کسی که خواست صحبت بکند مذاکرات بکند بتواند ولی مذاکراتی نباشد که صورت رسمی و اثر قانونی داشته باشد.

نائب رئیس- رأی می‌گیریم به این پیشنهاد آقای مهندس فریور آقایانی که موافقند قیام فرمایند (اکثر قیام نمودند) تصویب شد. پیشنهاد آقای د کتر آقایان

ماده اول- استخراج و بهره‌برداری نفت منحصراً متعلق به دولت ایران است و هر گونه نقل و انتقال این حق ممنوع است.

مهندس فریور- این را ممکن است آقا یک طرح دیگری پیشنهاد بفرمایید پانزده نفر امضا کنیم مطرح شود این غیر از آن است.

+++

نائب رئیس- آقای دکتر آقایان

دکتر آقایان- عرض کنم ما چه می‌خواهیم؟ مقصود آقای دکتر مصدق این است که از اسباب زحمت نفت خلاص بشویم حقیقت قضیه این است وقتی که این طور است اگر ما خواستیم یک عملی بکنیم که مطابقت کامل با اصول اقتصادی امروزه دنیا داشته باشد خیلی بهتر از این خواهد بود که ما بیاییم یک مجازاتی برای وزرا ‌قائل بشویم، راجع به امور اقتصادی از چهل سال به این طرف یک مکتب اقتصادی مخصوصی هست که کارهای بزرگ اقتصادی مملکت بایستی منحصر به دولت یعنی ملت باشد پریروز در فرانسه قانونی گذراندند و یک قسمت عمده کان‌های زغال را ملی کردند ناسیونالیزه کردند از صاحبانش پس گرفتند بنابراین برای این که کسی نتواند ایراد کند که چرا ما می‌خواهیم این قانون را بگذرانیم بهترین قانونی که در این موقع می‌توان گذراند این است که استخراج و بهره‌برداری نفت متعلق به دولت ایران باشد.

جمعی از نمایندگان- البته هست آقا نمی‌خواهد.

فداکار- این توهین است آقا

نائب رئیس- رأی می‌گیریم به پیشنهاد آقای دکتر آقایان (بعضی از نمایندگان- پس گرفتند آقا) پیشنهاد آقای دکتر اعتبار

پیشنهاد می‌کنم در ماده یک بعد از کلمه نفت در سطر دوم کلمه و معادن دیگر هم اضافه شود.

نائب رئیس- آقای دکتر اعتبار

دکتر اعتبار- سایر معادن ایران هم حایز اهمیت کافی است و اگر نظر آقایان باشد چندی قبل حمله‌ای شده بود به یک دسته که آمده بودند برای گرفتن امتیاز معادن این است که بنده تقاضا می‌کنم این کلمه را علاوه کنید که بی‌طرفی هم کاملاً واضح و ثابت باشد و ضمناً در آنجایی که می‌نویسد: مذاکراتی که اثر قانونی داشته باشد به عقیده بنده اگر مکاتباتی هم بهش اضافه شود بهتر است.

بعضی از نمایندگان- مذاکره که ممنوع شد اعم است از مکاتبه.

نائب رئیس- آقای هاشمی

هاشمی- هر چند خیلی از ظهر گذشته است و وقت منقضی شده است بنده با پیشنهاد آقای دکتر اعتبار موافق نیستم موضوع مبتلا به الان ما نفت است و ما نباید این قدر تعصب داشته باشیم که هر چه داریم دست بگذاریم رویش و برای اخلافمان هم تا پانصد سال هزار سال باقی بگذاریم امروز هم با فقر دست به گریبان باشیم (دکتر اعتبار- کی گفت دست بگذارید رویش) اجازه بدهید وقت هم گذشته عرضم را بکنم این طرحی است که به مناسبت احتیاج مبرم جناب آقای دکتر مصدق پیشنهاد فرمودند اکثریت هم روی خوشی نشان می‌دهد به تصویب آن خوب است تکمیل بفرمایند مرحمت خودشان را و پیشنهاد کم‌تر بدهند و همان طرحی را که ایشان نوشته‌اند و مطالعه کرده‌اند تصویب کنند و در مقابل اگر اقلیتی هم هست مطابق همه جای دنیا در دادن رأی آزاد است و تشخیص با اکثریت است.

ایرج اسکندری- بنده از همه زودتر پیشنهاد کردم این تعبیض عجیبی است.

نائب رئیس- رأی می‌گیریم به پیشنهاد آقای دکتر اعتبار (بعضی از نمایندگان- کدام پیشنهاد؟) آقایان اگر خودشان توجه نمی‌کنند و باعث شلوغی و بی‌نظمی مجلس می‌شوند تقصیر بنده نیست پیشنهادها خوانده می‌شود آقایان توجه نمی‌کنند آن وقت به بنده ایراد می‌کنند اگر می‌خواهند مجلس منظم باشد آقایان هم توجه داشته باشند. آقایانی که با پیشنهاد آقای دکتر اعتبار موافقند قیام فرمایند (عده کمی قیام نمودند) تصویب نشد. آقای ایرج اسکندری حذف ماده را پیشنهاد فرموده‌اند این قانونی نیست وقتی که به اصل ماده رأی گرفته می‌شود اگر رأی داده نشد خود به خود حذف شده است.

ایرج اسکندری- بنده اخطار نظامنامه‌ای دارم.

نائب رئیس- بفرمایید با اختصار

ایرج اسکندری- طبق ماده 42 نظامنامه داخلی و اصل 40 قانون اساسی باید طرح‌های قانونی که در مجلس مطرح می‌شود با حضور وزیر باشد و چون هنوز وزرا ‌رأی اعتماد بهشان

+++

داده نشده بنابراین این هیچ یک از وزرا در اینجا رسمیتی ندارد و این طرح قابل طرح در مجلس نیست.

نائب رئیس- آقای دشتی

دشتی- به نظر بنده اگر امروز این طرح تصویب نشود تقصیر موافقین است نه تقصیر مخالفین خود آقایان موافقین هم  پیشنهاد می‌کنند و وقت مجلس را می‌گیرند و یک سیر کنستانس‌ها و یک وضعیت پیدا شده است که نمی‌گذارند کاری بکنیم طرحی است آقای دکتر مصدق پیشنهاد کرده‌اند عده‌ای هم امضا کرده‌اند حالا هی مثل بچه‌ها بهانه‌گیری می‌کنند هی ایراد می‌گیرند. اما راجع به این که باید وزیر باشد یا نباشد ابداً لزوم ندارد وزیر باشد اگر کاری مربوط به یکی از وزرا باشد این امر طبیعی است که باید دفاع کند ولی این امر مربوط به وزارتخانه‌ای نیست و به علاوه صاحب مملکت و عامل مهم کارهای مملکت مجلس شورای ملی است این دیگر حضور وزیر را لازم ندارد. (صحیح است)

نائب رئیس- رأی می‌گیریم به ماده اول با اصلاح آقای مهندس فریور آقایانی که موافقند قیام فرمایند (اکثر قیام نمودند) تصویب شد. ماده دوم

ماده دوم- نخست وزیر و وزیران می‌توانند برای فروش نفت و طرزی که دولت ایران معادن نفت خود را استخراج و اداره می‌کند مذاکره نمایند و از جریان مذاکرات باید مجلس شورای ملی را مستحضر نمایند.

نائب رئیس- آقای تهرانچی مخالفید بفرمایید.

تهرانچی- برای این که حضرت آقای دکتر مصدق بذل توجهی بکنند بنده آمدم پشت تریبون، ‌اینجا در ماده دوم در این طرحی که تهیه فرمودید می‌گوید دولت می‌تواند راجع به فروش مذاکره بکند و مجلس شورای ملی را از نتیجه مذاکرات آگاه بکند یک وقت ممکن است فروش طوری باشد که بگوید من فلان قدر فروختم که در فلان مدت تحویل بدهم اگر تحویل ندادم تو حق داشته باشی خودت بیایی استخراج کنی همه اطراف را باید نگاه کرد برای معامله و بنده خیال می‌کنم برای فروش و برای معامله خود دولت می‌تواند مذاکره بکند و مانعی ندارد و به عقیده بنده ذکر این ماده لازم نیست زیرا اینجا در این ماده ابداً پیش‌بینی نشده است که دولت مکلف باشد این کار را بکند می‌گوید دولت می‌تواند این کار را بکند راجع به فروش مذاکره کند خوب ما که در ماده قبل نهی کرده‌ایم که حق مذاکره راجع به امتیاز ندارد. حق فروش نفت را دارد البته نفت که استخراج شده باشد می‌توان آن را فروخت و مثل یک امتعه تجارتی که داشته باشد می‌تواند وارد مذاکره فروشش شود و مطابق قوانین بین‌المللی بفروشد به عقیده بنده در این طرح ما محتاج نیستیم این ماده را ذکر بکنیم به همین جهت بنده حذف این ماده را می‌خواهم پیشنهاد بکنم اگر ما این را بنویسیم یک وقت ممکن است دچار اشکال بشوند مثلاً یک فروشی ممکن است مجازاتش این باشد که اگر نتوانستند در فلان مدت مثلاً سالی چندین میلیون تن تحویل بدهند خریدار حق داشته باشد استخراج کند یا او حق دارد فلان کار را بکند و به عقیده بنده اگر این ماده را بگذاریم در اینجا چون برای فروش مذاکره کردن و از مذاکره خودش مجلس را مطلع کردن مانعی نیست ممکن است یک فروش باشد که اگر انجام نشد خود او می‌تواند بیاید انجام بدهد و استخراج کند و این نقض غرض می‌شود با آن نظری که شما دارید پس بهتر است این ماده را برداریم.

نائب رئیس- آقای دکتر مصدق

دکتر مصدق- بنده خواستم عرض کنم که چقدر فرق است بین آن ملتی که بمب می‌بارد آنجا و از جا حرکت نمی‌کند و این مجلس که یک ساعت غذایش دیر شده و تک تک می‌روند (بعضی از نمایندگان- نمی‌روند) بالاخره بنده تصور می‌کنم مجلس از اکثریت بیفتد ما آقا باید رشد سیاسی داشته باشیم رشد سیاسی معنایش این نیست که در مجلس یک قانونی که می‌آید هزار پیشنهاد بدهیم و این کار ثابت خواهد کرد که در مجلس شورای ملی هر وقت قانونی می‌آید همیشه باید در تحت امر یک دیکتاتوری باشد یعنی هیچ وقت حرفی نزنیم یعنی ما یک دوره‌ای واقع شده‌ایم این طور و یک دوره آن طور بود که قانون به آن مهمی مسأله امتیاز

+++

نفت که آمد در مجلس دو نفر بیشتر صحبت نکردند در دو نوبت و امتیاز نفت مدت سی و دو سال برش اضافه شد و از مجلس گذشت ولی امروز را من پیشنهاد می‌کنم امتیاز نفت به کسی داده نشود این قدر درش پیشنهاد داده می‌شود که این لایحه نگذرد بنده چه می‌گویم اولاً در ماده اول این طور نوشته شده است که دولت حق ندارد مذاکره راجع به امتیاز نفت بکند (بعضی از نمایندگان- آن تصویب شد) در ماده دوم نوشتم دولت می‌تواند برای فروش مذاکره بکند مقصود این است که سوء‌تفاهم نشود بین ما و دول خارجی که امتیاز نمی‌دهیم و مذاکره هم نمی‌کنیم ولی این که نوشتم دولت مکلف است و می‌تواند این برای این است که اگر بگوییم دولت باید این کار را بکند شاید یک طرفی نباشد که این تقاضا را بکند و آن وقت دولت با او مذاکره بکند پس ما به دولت یک فاکولته‌ای دادیم و دولت را مجاز کردیم اگر کسی آمد خواست تقاضای خرید نفت را بکند دولت با او داخل مذاکره بشود باید یک چنین ماده‌ای نوشته شده باشد و حذف این هم مورد ندارد این عقیده صریح مجلس شورای ملی است برای فروش نفت نسبت به هر یک از دول مجاور (صحیح است)

جمعی از نمایندگان- مذاکرات کافی است.

محمد طباطبایی- بنده مخالفم با کفایت مذاکرات

نائب رئیس- بفرمایید.

محمد طباطبایی- عرض کنم نه آن اندازه باید معطل کرد و نه این اندازه باید عجله کرد اینجا در ماده دوم می‌گوید:

بعضی از نمایندگان- آقا راجع به کفایت مذاکرات بفرمایید.

محمد طباطبایی- آخر راجع به این که آیا کافی است یا کافی نیست باید دلیل عرض کنم و دلیلش در این ماده دوم است چون ماده دوم مطرح است آقایان باید اجازه بفرمایند که لااقل دو نفر از آقایان صحبت بکنند آقای طهرانچی صحبت کردند آقای دکتر مصدق هم جواب دادند برای این که نفتی که شما می‌خواهید بفروشید اصلاً یعنی چه؟ فروش در یک چیز موهوم که اصلاً وجود ندارد چه معنی دارد (بعضی از نمایندگان- سلف می‌فروشند) آخر چیز مرهوم را که نمی‌شود سلف فروخت…

جمعی از نمایندگان- موهوم نیست.

نائب رئیس- آقایان اجازه بدهید صحبت کنند.

طباطبایی- استخراج نفت اولاً موکول به آزمایش‌های علمی و فنی است که فقط آزمایش چندین سال طول می‌کشد مخارج هنگفتی می‌خواهد و وسایل و ماشین آلات زیادی می‌خواهد (مهندس فریور- داریم آقا) بعد از آزمایش می‌رسد به استخراج و بعد از استخراج آن وقت شما متاعی دارید که می‌توانید بفروشید یا نفروشید به نظر من ماده اول هم جامع بود و هم مانع و حاوی همه نظریات آقای دکتر مصدق و من خیال می‌کنم که اگر از دو ماده بعد صرف‌نظر بشود به مصلحت است. من آمدم آنجا عرض کرد که فوریت این لایحه صحبح نیست و دلیلش هم همین است که خود آقای دکتر مصدق تشریف آوردند اینجا و شکوه کردند که این همه پیشنهادات برای چیست و خود این دلیل بر این است که آقایان توجه نمی‌فرمایند به یک مطلبی که حقیقت دارد و صحیح است.

نائب رئیس- رأی به کفایت مذاکرات می‌گیریم آقایان موافقین قیام فرمایند (اکثر قیام نمودند) تصویب شد. چند فقره پیشنهاد رسیده است.

پیشنهاد آقای مهندس فریور

پیشنهاد می‌کنم نوشته شود این مذاکرات مادام که به اطلاع و تصویب مجلس نرسیده است هیچ گونه رسمیتی نخواهد داشت.

نائب رئیس- آقای مهندس فریور

مهندس فریور- عبارتی که موجب مخالفت آقای تهرانچی شد این بود که این آخر عبارت اخیر جمله یک قدری نارسا بود ماده دوم این بود که نخست وزیر و وزیران می‌توانند برای فروش نفت و طرزی که دولت ایران معادن خود را

+++

اداره می‌کند مذاکره کنند و از جریان مذاکرات مجلس شورای ملی را مستحضر نمایند بنده به عوض این که از جریان مذاکرات مجلس شورای ملی را مستحضر نمایند نوشتم مادام که این مذاکرات به اطلاع و تصویب مجلس نرسیده است بدیهی است رسمیت ندارد به این جهت بنده خیال می‌کنم آقای تهرانچی هم از مخالفت خودشان منصرف شوند.

نائب رئیس- آقای شریعت‌زاده

شریعت‌زاده- آقای نائب رئیس در آن ماده اول به بنده اجازه ندادند بنده عقیده خودم را عرض بکنم آن هم که تصویب شده است صحیح نیست زیرا هیچ مذاکرات مقدماتی نسبت به کارهای ملت ایران رسمی و مؤثر نیست. بنابراین لازم نیست بگوییم اگر به تصویب نرسیده صحیح نیست این مفهوم مخالفش این است که بگوییم قبل از تصویب تأثیری داشته باشد این است که بنابراین بنده موافق نیستم با این مذاکرات ماده اول تکلیف را معین کرده است و گفته است اعطای هیچ امتیاز و هیچ عملی به خارجه و به داخله بدون تصویب مجلس عملی نیست.

مهندس فریور- آقا بنده یک توضیحی مطابق نظامنامه باید بدهم.

نائب رئیس- بفرمایید

مهندس فریور- آقای شریعت‌زاده و آقایان دیگر متوجه هستند که این مسأله محرز است مادام که مسأله‌ای به تصویب مجلس شورای ملی نرسیده هیچ گونه قوت قانونی ندارد ذکرش در متن قانون اولاً مخالفتی با قانون اساسی ندارد پیغمبر اسلام هم در قرآن ده جا گفته نماز بخوانید بعد از پیغمبر هم امام‌ها گفتند نماز بخوانید. ما قوانینی که می‌گذرانیم مباینتی با قانون اساسی ندارد.

و اساساً می‌خواستم به یک نکته هم آقایان را متوجه کنم و آن این است از این مذاکرات از این پرتکل‌ها بهانه ممکن است به دست داده شود و تمام اشکال سیاسی که در مملکت ما پیش آمد در نتیجه رویه غلطی بود که به نظر ما از طرف دولت آقای ساعد ابراز شد و الا نتیجه‌اش را که همه موافق بودیم ما نباید یک کاری بکنیم که موجب کم‌ترین بهانه‌ای بشود و موجب کم‌ترین اتخاذ سندی بشود به قول آقای دکتر مصدق بنابراین ذکر این مطلب هم از نظر تأیید هیچ مانعی ندارد مخالفت هم نفرمایید تصور می‌کنم آقای دکتر مصدق هم که این مطلب را ذکر کرده‌اند مخصوصاً و متعمداً ذکر کرده‌اند برای پیش نیامدن سوء‌تفاهم

نائب رئیس- رأی می‌گیریم به پیشنهاد آقای مهندس فریور آقایانی که موافقند قیام فرمایند (عده‌ای قیام نمودند) تصویب شد.

آقای هاشمی تردید دارند در این که تصویب شده است یا خیر.

محمد طباطبایی- آقا این اشکال قانونی دارد فرمودید تصویب شد.

نائب رئیس- آقا این تشخیص با هیئت رئیسه است ایشان متوجه شدند که اکثریت نیست تذکر دادند بعد هم بنده عرض کردم که تردید شد آقای هاشمی.

هاشمی- بنده که اینجا نشسته‌ام کاملاً حواسم جمع است مجلس پنجاه مقابل این هم آشفته بشود بنده اشتباه در کوچک‌ترین چیزی نمی‌کنم دیدم اکثریت نشد عرض کردم اکثریت نشد توجه بفرمایید و در خاتمه هم عرض می‌کنم نظری که آقای دکتر مصدق گرفته‌اند و با حواس جمع نوشته‌اند با پیشنهادات مختلف آنها را به هم نزنیم و همان که از فکر صائب ایشان صادر شده است رأی بدهیم و با این پیشنهادها بی‌خود وقت مجلس را تلف نکنیم پیشنهاد هم رسیده است که برخلاف قانون اساسی است.

پیشنهاد آقای فرهودی

مذاکره‌ای که برای فروش نفت می‌شود هیچ گونه تعهدی برای استخراج نفت در مدت معینی نخواهد بود.

نائب رئیس- آقای فرهودی

فرهودی- ماده دوم راجع است به این موضوع که دولت می‌تواند وارد مذاکره بشود راجع به قرارداد فروش نفت بنده هم این طور پیشنهاد کردم و اصراری هم ندارم و نخواستم این ماده حذف شود خواستم این در صورت مجلس نوشته شود که این مذاکرات خواه منجر به بستن قراردادی بشود یا نشود

+++

تعهدی برای دولت ایران نباشد که ما در یک مدت معین و محدودی نفت را استخراج کنیم هر وقت استخراج کردیم و خواستیم بفروشیم قرارداد فروشش را منعقد کنیم و فعلاً مسترد می‌کنم.

نائب رئیس- پیشنهاد آقای سیف‌پور

پیشنهاد می‌کنم که ماده دوم به طریق زیر اصلاح شود.

هیئت دولت می‌تواند برای فروش نفت در بازارهای بین‌المللی مذاکره نموده نتیجه مذاکره را به عرض مجلس شورای ملی برساند و پس از تصویب مجلس نظریه اکثریت نمایندگان ملت را به موقع اجرا بگذارد.

نائب رئیس- آقای سیف‌پور

سیف‌پور- این ماده سه نقص دارد اول نوشته است نخست وزیر و وزیران تمام عیبی که به کابینیه ساعد گرفتند گفتند که چرا آقای ساعد وارد مذاکره شد و صحبت کرده است یا وزیرانش چرا صحبت کرده‌اند بنده اینجا پیشنهاد کردم که به جای نخست وزیر و وزیران نوشته شود هیئت دولت و چون این مذاکرات مهم است بنده پیشنهاد کردم این مذاکرات باید در جلسه هیئت دولت مذاکره شود و در دفتری که آنجا هست وارد بشود. این اول دوم این که نوشته شده است می‌تواند راجع به استخراج نفت و فروش نفت و رویه‌ای که برای استخراج نفت ایجاد خواهد کرد صحبت بکند شما در ماده اول گفتید که به هیچ خارجی و داخلی امتیاز نمی‌دهیم و استخراج نفت از صلاحیت ملت ایران است از صلاحیت دولت ایران است که بنشیند پروژه حاضر کند و بیاورد به مجلس و بگوید که ما به این ترتیب نفت را استخراج می‌کنیم با چه مقامی صحبت می‌کنیم یک قسمتی است که باید در هیئت دولت صحبت شود و باید آنجا صحبت بکنند این دو موضوع بود که بنده خواستم تذکر بدهم.

نائب رئیس- آقایانی که با پیشنهاد آقای سیف‌پور موافقند قیام فرمایند (عده کمی قیام نمودند) تصویب نشد. آقای دولت‌آبادی پیشنهاد جنابعالی هم جایش اینجا نیست حالا رأی می‌گیریم به ماده دوم آقایانی که با ماده دوم موافقند قیام فرمایند (اکثر قیام نمودند) تصویب شد. ماده سوم قرائت می‌شود.

ماده سوم- متخلفین از مواد فوق به حبس مجرد از سه تا هشت سال و انفصال دایم از خدمات دولتی محکوم خواهند شد.

نائب رئیس- آقای دکتر عبده

دکتر عبده- مخالفت بنده با اساس این ماده نیست و به این ماده هم رأی می‌دهم فقط مخالفت بنده از نظر تکنیک قضایی است که حالا عرض می‌کنم در این ماده نوشته شده است متخلفین از مواد فوق به حبس مجرد از سه تا هشت سال و انفصال دایم از خدمات دولتی محکوم خواهند شد.

هرگاه تخلف از ماده دوم هم مستلزم حبس از سه سال تا هشت سال باشد به نظر بنده این مجازات غیر متناسب و اصلاً مربوط به ماده دوم نیست این کلمه متخلفین از مواد فوق باید اصلاح شود و نوشته شود متخلفین از ماده اول (دکتر مصدق- موافقت می‌کنم) اما قسمت دوم به نظر بنده مجازات تبعی است که در این ماده پیش‌بینی شده به طوری که آقایان ملاحظه می‌فرمایند مجازاتی که آقای دکتر پیش‌بینی کرده‌اند این حبس جنایی است و حبس جنایی مطابق قانون مجازاتش مستلزم انفصال ابد از خدمات دولتی است دیگر این قسمت محتاج به ذکر نیست اگر اجازه بفرمایید این قسمت هم حذف شود و بنده هر دو قسمت را هم پیشنهاد  کرده‌ام.

جمعی از نمایندگان- مذاکرات کافی است.

نائب رئیس- پیشنهادی رسیده از آقای دکتر عبده قرائت می‌شود.

بنده پیشنهاد می‌کنم در ماده دوم انفصال دایم از خدمات دولتی حذف شود.

نائب رئیس- آقای مهندس فریور

مهندس فریور- آقای دکتر عبده فوراً این انفصال ابد را مجازات تبعی گرفته در صورتی که این مجازات کمپلمانتر است یعنی تکمیلی است و مجازات اصلی است یعنی هم این و هم آن خواهش می‌کنم از آقای دکتر عبده این را پس بگیرند.

+++

نائب رئیس- رأی می‌گیریم به پیشنهاد آقای دکتر عبده آقایان موافقین قیام فرمایند (‌عده کمی قیام نمودند) تصویب نشد رای می‌گیریم به ماده سوم با اصلاح عبارتی که موافقت هم کردند یعنی متخلفین از ماده اول به جای متخلفین در مواد فوق آقایان موافقین قیام فرمایند (اکثر قیام نمودند) تصویب شد.

ماده چهارم قرائت می‌شود.

ماده چهارم- تعقیب متخلفین از طرف دادستان کشور محتاج به این نیست که مجلس شورای ملی آنها را تعقیب نموده باشد و اجازه دهد دادستان مزبور وظیفه‌دار است که متخلفین از این قانون را بر طبق قانون محاکمه وزرا مصوب 16 و 20 تیر ماه 1307 تعقیب نماید.

نائب رئیس- آقای دکتر عبده

دکتر عبده- عرض کنم مطابق اصل هفتاد و نه متمم قانون اساسی تعقیب وزرا با مجلس شورای ملی است یعنی مدعی‌العموم دیوان کیفر نمی‌تواند یک وزیری را مورد تعقیب قرار بدهد فلسفه این موضوع هم این است که جرایمی که یک وزیری مرتکب می‌شود ممکن است غالباً جنبه سیاسی داشته باشد و بایستی سلب صلاحیت یک وزیر به تصویب مجلس برسد بنابراین به موجب قانون اساسی سلب صلاحیت یک وزیر بدون تصویب مجلس شورای ملی ممکن نیست و قانون عادی هم نمی‌تواند این حق را که مختص مجلس شورای ملی است سلب کند و به نظر بنده این ماده برخلاف اصل قانون اساسی است و پیشنهاد حذف آن را کرده‌ام.

نائب رئیس- آقای دکتر معظمی

دکتر معظمی- فرمایشی را که آقای دکتر عبده کردند اصولاً صحیح بود اگر بدون اجازه مجلس شورای ملی بود فعلاً مجلس شورای ملی اجازه می‌دهد که در این مورد بخصوص اگر وزرا تخلفی کردند دادستان دیوان کیفر تعقیب‌شان بکند و مخالفتی با قانون اساسی ندارد.

نائب رئیس- آقای شریعت‌زاده

شریعت‌زاده- بر طبق اصل 69 قانون اساسی تقصیرات وزرا ‌از طرف مجلس شورای ملی باید عنوان بشود و تقصیری هنوز واقع نشده است که قانون فعلی را در حکم عنوان بدانیم بنابراین دلیلی ندارد که قانون محاکمه وزرا را در این مورد تغییر بدهیم. همان طور که نمایندگان ملت با علاقه تام این قانون را تصویب می‌کنند اگر وزیری برخلاف این رفتار کرد با همان کیفیت تقصیر آن را طرح می‌کنند و تعقیب می‌کنند ولی در حدود قانون محاکمه وزرا

نائب رئیس- آقای دکتر شفق شما با این ماده موافقید یا مخالف؟

دکتر شفق- بنده با این پیشنهادی که ایشان کردند و توضیحی که آقای شریعت‌زاده دادند موافقم.

دکتر مصدق- بنده برای این که کار تمام شود این ماده را پس می‌گیریم.

نائب رئیس- یک ماده الحاقیه رسیده است از طرف آقای ایرج اسکندری قرائت می‌شود.

پیشنهاد می‌کنم ماده ذیل به قانون الحاق شود.

ماده 4- نخست وزیران و وزرا و اشخاص مندرج در ماده یک موظفند راجع به هرگونه تقاضایی که در باب امتیاز معادن نفت  می‌شود فوراً به مجلس شورای ملی گزارش نمایند و مجلس باید درباره آن تصمیم مقتضی اتخاذ نماید.

نائب رئیس- آقای ایرج اسکندری

ایرج اسکندری- عرض کنم این ماده یک که از تصویب مجلس شورای ملی گذشت این ماده به طور کلی امتیاز دادن را از بین نبرده است (بعضی از نمایندگان- خیر این طور نیست) اجازه بفرمایید اینجا گفته است که نخست وزیر و وزرا‌ حق ندارند مذاکره بکنند و در قانون اساسی هم دارد که با نظر مجلس شورای ملی می‌شود تصمیم گرفت و امتیاز داد پس معنای این این است که به طور کلی امتیاز به موجب ماده  یک از بین نرفته نهایت گفته است که وزرا و هیئت وزیران حق مذاکره ندارند بنابراین بنده عرض می‌کنم که اگر نخست وزیر: چون نخست وزیر که آنجا نشسته است ممکن است یک مأمور خارجی بیاید آنجا و تقاضایی بکند او که

+++

حق ندارد و قانون اساسی هم که دادن امتیاز را منع نکرده است پس باید فوراً او بیاورد به مجلس و آن وقت مجلس یا قبول می‌کند یا رد می‌کند بنابراین این پیشنهاد بنده تکمیل آن ماده یک است و تصور می‌کنم ضروری است (همهمه نمایندگان) خوب ممکن است همه آقایان مخالف باشند ولی آقایانی که میل دارند در موقع صحبت‌شان همه سکوت بکنند خوب است توجه بکنند مخصوصاً آقای فرهودی و الا اگر همهمه بشود که نمی‌شود بحث کرد خلاصه نظر بنده این است که اگر به طور کلی اصل امتیاز دادن را قبول ندارید پس این ماده را این طور تنظیم کنید که به هیچ وجه  من‌الوجوه در کشور ایران امتیاز داده نمی‌شود این طور که نگفتید شما ماده یک را مطالعه بفرمایید در ماده یک قید شده است که نخست وزیر و وزرا در صورتی که با ایشان مذاکره شد و حاضر شدند مذاکره بکنند این قدر مجازات دارد یعنی حق مذاکره ندارند ولی گفته نشده است که مطلقاً امتیاز نمی‌دهیم غیر از این هم نمی‌توانستند این ماده را تنظیم کنند برای این که در قانون اساسی ذکر شده است که امتیازنامه‌ها و مقاوله‌نامه‌ها بایستی به تصویب مجلس شورای ملی برسد این در حقیقت یک پتین و توضیحی از قانون اساسی بوده است و در این ماده که تصویب شده است قید شده که هیچ یک از وزرا و نخست وزیران نمی‌توانند راجع به این موضوع مذاکره بکنند پس مرجعش کجا است یعنی ناچار است که آن وزیر و آن رئیس‌الوزرا وقتی که بهشان مراجعه شد فوراً بیاورند به مجلس شورای ملی و مجلس تصویب بکند بنده مقصودم این بود حالا ممکن است عبارت را تغییر بدهید.

نائب رئیس- رأی می‌گیریم به ماده الحاقیه پیشنهادی آقای ایرج اسکندری آقایان موافقین قیام فرمایند (عده کمی برخاستند) تصویب نشد.

پیشنهاد آقای دولت‌آبادی

پیشنهاد می‌کنم تبصره ذیل به عنوان ماده 5 به طرح مورد بحث اضافه شود: تبصره سایر معادن ایران نیز مشمول مقررات فوق می‌باشند.

نائب رئیس- این پیشنهاد شما نظیرش رد شده است در ماده دیگر پیشنهاد شده و رد شده است.

دولت آبادی- این رد نشده این غیر از آن است.

هاشمی- نظیر پیشنهاد آقای دکتر اعتبار بود که رد شد.

نائب رئیس- بفرمایید حالا توضیح بدهید.

دولت‌آبادی- در آن موقع مجلس توجه نکرد چون یک مشکلاتی چندی قبل پیش آمد و بعضی از روزنامه‌ها هم به آن اشاره کردند بنده خواستم معادن دیگر را هم مشمول بشود که رفع آن مشکلات بشود و سایر معادن هم مشمول این قانون بشود.

نائب رئیس- مشابه این را آقای دکتر اعتبار پیشنهاد کردند و مجلس رد کرد دیگر موردی ندارد. بحث در کلیات است . آقای طباطبایی

محمد طباطبایی- عرض کنم وقتی یک طرح قانون یا یک لایحه از طرف دولت به مجلس تقدیم می‌شود که یک ماده نیست و شامل مواد زیادی است بحث در کلیات اول دارد و کلیات آخر در کلیات اول اصلاً فراموش شد و اخذ رأی نشد و اما کلیات ثانی همه آقایان توجه کنند این صحبتی را که من عرض می‌کنم بعد از این که از اینجا تشریف بردند این لایحه را یک قدری دقت بکنند به نظر من خیلی نفع ندارد من بالاخره نفهمیدم که دولت ممنوع از مذاکره است راجع به نفت یا ممنوع از امتیاز است آن وقت ماده دوم به طوری که قبلاً عرض کردم در عین این که یک چنین فکری اصلاً هست راه را باز کرده است که راجع به فروش با هر کس که می‌خواهد وارد مذاکره می‌شود و اگر خواستند او را متخلف تشخیص بدهند خواهند گفت که به موجب ماده دوم مجاز بودم نسبت به فروش نفت مذاکره بکنم و حالا که می‌بینم آقایان میل ندارند زیاد در این باب صحبت بشود عرضی نمی‌کنم.

نائب رئیس- رأی می‌گیریم به مجموع مواد این طرح آقایان موافقین قیام فرمایند (اکثر قیام نمودند) تصویب شد اگر اجازه بفرمایید جلسه را به عنوان تنفس تعطیل می‌کنیم جلسه فردا ساعت نه دستور هم بقیه برنامه دولت (در این

+++

موقع (که ساعت سه ربع بعد از ظهر است جلسه به عنوان تنفس تعطیل و روز یکشنبه دوازدهم آذر یک ساعت و ربع پیش از ظهر به ریاست آقای دکتر معظمی (نائب رئیس) تشکیل گردید)

11- تصویب اعتبارنامه آقایان لنکرانی و پوررضا

نائب رئیس- پیشنهادی رسیده است راجع به این که اعتبارنامه‌ها مطرح شود.

پیشنهاد می‌کنم که قبل از طرح برنامه دولت اعتبارنامه آقایان لنکرانی و پور‌رضا و قشقایی مطرح شود (اقبال)

جمعی از نمایندگان- صحیح است.

نائب رئیس- مطابق ردیف نوبت اعتبارنامه آقای لنکرانی است. آقای ملک مدنی

ملک مدنی- بنده می‌خواستم از آقای حاذقی همکار محترم خواهش کنم راجع به مخالفت به این اعتبارنامه مخالفت خودشان را مسترد بفرمایند (صحیح است) چون ماها همگی باید با هم همکاری کنیم آقای حاذقی هم از مخالفت خودشان صرف‌نظر کنند.

حاذقی- بنده بایستی عرایضی عرض بکنم و تا وقتی که عرایض خودم را نکنم ممکن نیست از مخالفت صرف‌نظر کنم.

جمعی از نمایندگان- آقا وقت مجلس را نگیرید لازم نیست.

حاذقی- ممکن نیست بنده باید عرایض خود را عرض کنم.

نائب رئیس- بفرمایید.

حاذقی- بنده خیلی متأسفم که طرح این اعتبارنامه به تأخیر افتاد و مخالفتی که من نسبت به اعتبارنامه حوزه اردبیل کرده بودم به یک صورت دیگری تلقی شد برای این که مقصود و منظور خود را از این مخالفت عرض کنم لازم است مقدمه‌ای عرض کنم که مطلب روشن شود و علت مخالفتی که بنده کرده بودم معلوم شود برای این که مخالفت کردن و بعد پس گرفتن این به شوخی و تعارف بیشتر شبیه است و ما هم با هم شوخی نداریم عرض می‌کنم مخالفت به اعتبارنامه با یکی از دو علت پیش‌بینی می‌شود اول مخالفت با شخصیت و صلاحیت یک نفر نماینده و وکیل که از یک حوزه انتخاب شده و در اینجا من می‌خواهم صریحاً عرض کنم همان طور که روز اول به بیشتر از آقایان و دوستان و مخصوصاً آقای سردار فاخر حکمت و یک عده دیگر که حاضر هستند و شاهدند. بنده عرض کردم که هیچ گونه اعتراضی به صلاحیت شخص آقای لنکرانی ندارم و ایشان را یک فرد شایسته می‌دانم و این موضوع را همه آقایان تصدیق می‌کنند با یک تفاوت مختصر و کوچکی که ممکن است فرض کرد که همه به این مملکت علاقه داریم همه به آب و خاک خودشان دلبستگی دارند و همه میل دارند که فرصتی به دست‌شان بیاید که به مملکت خودشان خدمت بکنند و ایشان هم در این صلاحیت اگر از سایرین جلو نباشند عقب هم نیستند بنابراین نسبت به صلاحیت شخص آقای لنکرانی من، هیچ اعتراضی ندارم ولی اجازه می‌خواهم که آقایان اجازه بفرمایند که من علت مخالفت خودم را عرض کنم (همهمه نمایندگان – آقا بس است مخالفتی ندارد) تصدیق می‌فرمایید که تا من عرایضم را نکنم هیچ مجالی برای رأی دادن آقایان نیست. عرض می‌کنم یک نقص اساسی و بزرگی که در این مملکت هست و باید با علاقه آقایان نمایندگان مجلس شورای ملی این نقص اصلاح شود آن عدم اعتنا به قوانین و مقررات است هیچ تردیدی نیست که وقتی سعادت ملت ایران و مملکت ایران تأمین می‌شود که به اصل قوانین و موازینی که از طرف هیئت مقننه به صورت قانون وضع می‌شود از طرف خود مجلس شورای ملی از طرف هیئت حاکمه از طرف تمام افراد و طبقات به این قوانین و اصول احترام گذارده شود (دکتر اعتبار- آقا این مطالب با اعتبارنامه آقای لنکرانی که ارتباطی ندارد) این احترام به قوانین و مقرارت یک امر مهم و بزرگی است که بایستی بیش از اینها مورد توجه مجلس شورای ملی قرار بگیرد برای انجام عمل انتخابات، مطابق قانون انتخابات یک مواد و اصولی پیش‌بینی شده و این مواد و اصول اگر مطابق نظر هیئت مقننه رعایت شود و انجام بگیرد بدون تردید همان طور که عرض کردم یک زمینه اساسی برای ترقی و تعالی و سعادتمندی ملت و مملکت ایران فراهم می‌شود در دوره گذشته بیشتر از آقایان نمایندگان شاهد و گواه هستند

+++

که آن طوری که انتظار ملت ایران بود قانون انتخابات مورد عمل و اجرا قرار نگرفت (صمصام- این طور نیست قرار گرفت) عرض می‌کنم من یک مقاله‌ای را در یک روزنامه خواندم که ما بیشتر مایل هستیم که آنچه در عمل هست با حرف او را تکذیب کنیم در حالتی که خود آقایان تصدیق می‌فرمایند که آنچه تأثیر دارد عمل است و به حرف نمی‌شود عمل را از بین برد بنده هیچ گونه غرض و منظوری نسبت به شخص آقای لنکرانی ندارم و همچنین نسبت به سایر آقایان ولی حالا که مجالی به دست من آمده اگر چنانچه موضوع انتخابات اردبیل نبود و جای دیگر هم بود این عرایض را بنده می‌کردم چون البته این عرایض من در گذشته هیچ تأثیری نمی‌کند ولی در آینده ممکن است منشأ اثری باشد و این منشأ اثر شدن هم بسته به توجهی است که مجلس شورای ملی در موضوع داشته باشند عرض می‌کنم اگر چنانچه توجه بفرمایید شاید اکثریت آقایان نمایندگان در حوزه نمایندگی خودشان صالح‌ترین و شایسته‌ترین افراد باشند ولی اگر توجه کنیم به این طور انتخابات حتی طبیعی‌ترین نماینده‌های این مملکت مشوب به یک مداخله‌های غیر قانونی دولت معرفی شده‌اند (جمعی از نمایندگان- آقا این طور نیست ) (فاطمی- چرا توهین می‌کنی آقا) عرض می‌کنم که مداخله که دولت وقت در انتخابات کرد یک امری بود که شاید هیچ یک از آقایان به آن مداخله نه راضی بودند و نه مایل بودند (صحیح است) این مورد تردید نیست و بایستی مجلس شورای ملی و آقایان نمایندگانی که علاقه‌مند به اصلاح این مملکت هستند این موضوع را یک امر اساسی تلقی کنند زیرا که سر فصل اصلاحات مملکت اصلاح امر انتخابات عدم مداخله دولت در امر انتخابات است من منظورم ابراز هیچ گونه اهانت به کسی نیست زیرا موردی ندارد و این عرایض را وجداناً خودم را ملزم می‌دانم که عرض کنم تصدیق می‌فرمایند در هر حوزه‌ای که انتخابات بدون مداخله دولت انجام گرفته ملت ایران کاملاُ رشد و استعداد خودش را ابراز کرد و اشخاصی را که انتخاب کرد صالح‌ترین افراد ملت ایران هستند که تا فرصتی به دست‌شان آمده قد مردانگی را علم می‌کنند و برای حفظ مصالح ایران صحبت می‌کنند و زحمت می‌کشند و وقت صرف می‌کنند و آبروی مملکت را حفظ می‌کنند انتخابات تهران یک نمونه‌ای از آزادی انتخابات است و یک نمونه بارزی است که نشان می‌دهد که وقتی که افراد ملت ایران آزاد در عمل باشند بهترین انتخابات را انجام می‌دهند و مثل آقای دکتر مصدق و آقای دکتر شفق و آقای دشتی و آقای دکتر عبده و آقای تهرانچی و همه آقایان دیگری که از تهران انتخاب شده‌اند همه تصدیق می‌فرمایند که بهترین افراد این مملکت هستند (همهمه نمایندگان آقا اصل مطلب را بفرمایید) (صدای زنگ نائب رئیس) عرض می‌کنم خود بنده وارد بودم در خیلی از حوزه‌های انتخابیه آقایانی که الان اینجا حاضر هستند کاندید بودند و ملت به آنها رأی می‌دادند ولی آن عمل دولت وقت و مداخله دولت کرد و من عرض کردم در گذشته این عرایض تأثیری ندارد بلکه آقایان اگر فرصت بدهند که این عرایض بشود برای دوره‌های دیگر مورد توجه زمامداران وقت خواهد شد آقایان این نکته را تصدیق می‌فرمایید که رئیس دولت وقت وقتی که اعلان انتخابات داده شد پشت رادیو به ملت ایران توصیه کرد که بیدار باشید و از حق ملی خودتان استفاده کنید در انتخابات آزاد شرکت کنید هر یک رأی ممکن است اسباب سعادت این مملکت بشود و کوتاهی در اجرای این امر و ندادن رأی آزاد ممکن است به ضرر و زیان مملکت واقع شود با این حال در موقع انتخابات دولت وقت به فعالیت افتاد و موانعی ایجاد کرد که بیشتر انتخابات همان طور که عرض کردم مشوب به مداخلات غیر قانونی دولت گردید (همهمه نمایندگان - صدای زنگ - فاطمی آقا این مطالب توهین است چه مربوط به اعتبارنامه است) من خیلی متأسفم که توجهی به عرایض من نمی‌شود آقای عماد‌السلطنه در نایین همه می‌دانند که وکیل طبیعی آنجا هستند.

نائب رئیس- مطابق نظامنامه شما باید راجع به انتخابات

+++

اردبیل صحبت کنید ولی حالا از موضوع خارج شده‌اید.

حاذقی- من فرمایش همه آقایان را مطاع می‌شمارم و اگر توجه می‌فرمودید من عرایض خودم را طوری عرض می‌کردم که هیچ گونه شایبه در عرایض من نباشد زیرا هیچ گونه منظور اهانتی به هیچ کس ندارم من همه آقایان نمایندگان را محترم می‌دانم و همه نماینده رسمی ملت ایران هستند بنده عرض کردم که می‌خواهم از نظر توجه دولت و زمام‌داران مملکت این عرایض را در ضمن مخالفت با انتخابات اردبیل عرض کنم اینها یک مقدمه‌ای بود که خواستم تذکر بدهم و بعد به نتیجه برسم عرض می‌کنم با این که در هر حوزه آقایانی که به نمایندگی آنجا انتخاب شده‌اند شاخص‌ترین افراد آنجا هستند باز چون رئیس دولت وقت با آن مواعیدی که داده بود و با آن بخش‌نامه‌هایی که منتشر کرده و آن دستورهایی که ظاهراً و علناً در روزنامه‌ها منتشر شد عمل نکرد چون ترتیب اثر به حرف‌های خودش نداد و مخالف حرف‌های خودش عمل کرد و افراد ملت ایران از این عمل دولت رنجش پیدا کردند من این عرایض را می‌کنم برای این که زمام‌داران آینده با توجه به احترام قانون وقتی که اعلان آزادی انتخابات داده شد به هیچ وجه در امر انتخابات مداخله نکنند و این امر را بگذارد به اختیار ملت ایران اما راجع به انتخابات اردبیل عرض کنم شخص آقای لنکرانی مورد احترام تمام رفقای مجلس هستند و من خودم شاید کسی باشم که به صلاحیت ایشان و شایستگی ایشان هم اذعان داشته باشم و هم در مورد لزوم رأی بدهم (‌دکتر اعتبار- چون اگر مخالفی هم داشته‌اند همه موافق شده‌اند) … من خودم تعمد داشته‌ام که همه را با ایشان موافق کنم عرض می‌کنم در امر انتخابات آنجا یک اعمال خلاف قانونی انجام شده و این اعمال خلاف قانون را من در پرونده انتخابات آنجا دیده‌ام و قسمتی از آن را هم با مدارک و دلایل در تلگرافاتی که مخابره شده است بنده مطالعه کرده‌ام و به طور کلی مخالفت من با پرونده انتخابات اردبیل روی این اصل است که روی مداخله دولت وقت سلب آزادی از مردم اردبیل شده البته آقایان می‌دانند که کاندید انتخابات شدن گناه نیست و در هر جا ممکن است دو تا سه تا کاندید باشند و آن که از همه بیشتر رأی دارد او نماینده آنجا خواهد بود در اردبیل هم پیش از آن که آقای لنکرانی کاندید آنجا باشند دو نفر دیگر هم آنجا کاندید بودند که اسم‌شان در خاطرم نیست و پیش از آن که صحبت آقای لنکرانی بشود نسبت به آن شخص یک تضییقاتی شده است یعنی مأمورین دولت آمده‌اند و او را در یک کامیون گذاشته‌اند و از محل تبعید کرده‌اند من می‌خواهم عرض کنم که این عمل عمل خلاف قانون است چون من آرزویم ایده آلم این است که قانون در این مملکت مجری بشود و مأمورین دولت که در درجه اول خودشان بایستی مجری قانون باشند باید احترام به قانون کنند نبایستی بر عکس این یعنی خلاف قانون رفتار کنند می‌خواهم خواهش بکنم از اولیای دولت که اگر چنانچه این عمل این طور انجام گرفته آن مأموریتی که در آن موقع این عمل را مرتکب شده‌اند باید تعقیب بشوند، معایب دیگری که در پرونده ایشان است این است که در بعضی جاها اصلاً رعایت قانون انتخابات نشده نه از حیث صلاحیت رأی دهنده و نه از حیث تعداد اشخاصی که مراجعه کرده‌اند برای دادن رأی مثلاً درحوزه غربی آستارا همه آقایان می‌دانند که آستارا،‌ من نمی‌دانم جمعیت واقعی آن چقدر است ولی همین قدر عرض می‌کنم تعداد آرایی که به اسم آستارا در صندوق ریخته شده 4 برابر پنج برابر عده افراد واجد شرایطی است که می‌توانستند رأی بدهند برای این که من زمینه دستم است و همین طور خلاف قانون‌های دیگر هم شده و من چون عرض کردم با شخص آقای لنکرانی مخالفتی ندارم این تذکرات قانونی را دادم و اعتراضم را نسبت به شخص ایشان پس می‌گیرم.

نمایندگان- رأی رأی

(در این موقع آقای فرمانفرمائیان مخبر شعبه پشت تریبون رفتند)

نائب رئیس- آقای فرمانفرمائیان من به شما اجازه ندادم بفرمایید سر جایتان

+++

فرمانفرمائیان- آقا بنده مخبر شعبه هستم.

نائب رئیس- آقا پیشنهاد کفایت مذاکرات رسیده است آقای حاذقی پیشنهاد کفایت مذاکرات کرده‌اند قرائت می‌شود.

نمایندگان- رأی رأی

نائب رئیس- با کفایت مذاکرات مخالفی نیست ؟ (اظهار شد- خیر) پس رأی می‌گیریم به اعتبارنامه آقای لنکرانی از اردبیل آقایانی که موافقند قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد. اعتبارنامه آقای پور‌رضا مطرح است. آقای سرتیپ‌زاده

جمعی از نمایندگان- آقای سرتیپ‌زاده حاضر نیستند.

نائب رئیس- آقای ایرج اسکندری

ایرج اسکندری- عرض کنم که بنده یک اسناد و مدارکی تهیه کرده بودم که راجع به آقای پور‌رضا هم از لحاظ صلاحیت ایشان و هم از لحاظ طرز انتخابشان صحبت بکنم ولی چون مجلس را آماده برای شنیدن عرایض خودم نمی‌بینم این است که صرف‌نظر می‌کنم و دیگر اظهاری نمی‌کنم. (احسنت)

نائب رئیس- رأی می‌گیریم به اعتبارنامه آقای پور‌رضا از فیروز‌آباد آقایانی که موافقند قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد. اعتبارنامه آقای قشقایی هم هنوز گزارشش نرسیده است. آقای رحیمیان

12- بقیه شور در برنامه دولت

رحیمیان- خواستم عرض کنم بنده با دولت جناب آقای بیات مخالفم، خدا را شاهد می‌گیرم که مخالفت بنده با این دولت از نقطه‌نظر شخصی نیست و فقط برای مصلحت کشور می‌باشد و جناب آقای بیات را هم به طوری که شنیده‌ام یک نفر از رجال محترم و پاکدامن این کشور هستند و نسبت به اعضای کابینه ایشان هم نظری ندارم بلکه همه آقایان را قابل احترام می‌دانم ولی اصولی که برای خودم قائل شده‌ام و آن این است که با وضع فعلی کشور با دولتی موافقت بکنم که دارای شخصیت مهم‌تری و مقتدر و برنامه اساسی او اقلاً تعقیب یک مشت اشخاص خائن و دزد و مفسد و ناصالح این کشور باشد ولو این که از هر طبقه این جامعه باشند برای این که جریان بیست ساله این کشور اشخاصی را سبز و به وجود آورد که غیر چپاول و غارتگری و خیانت به تمام ارکان مقدس این مملکت و ترویج فساد اخلاق عمومی کار دیگری نکردند و نمی‌کنند و پس از شهریور هم در موقع بدبختی و ذلت این مردم بیچاره ایران هیچ گونه رحم و شفقتی از این اشخاص فاسد و ناخلف دیده نشد بلکه از وضع آشفته این کشور و از ضعف دولت‌های سابق سوء‌استفاده کرده و با فشار زیادتری به بدبختی این مردم افزودند و این طبقه همه نمایندگان محترم می‌دانند که حتی در تمام مقامات حساس این کشور دست دارند و قدرتی نیست که از عملیات این اشخاص جلوگیری و آنها را بسزای خودش برساند به هر حال پس از شهریور 12 کابینه تاکنون عوض شده روی هم رفته حساب کنیم، هر دولتی سه ماه و خرده‌ای بیشتر دوام نکرده‌اند از دو حال خارج نیست یا وزرای وقت دارای لیاقتی برای خدمت به کشور نبوده‌اند یا در انتخاب و سقوط آنها نظر شخصی یا جریان‌های دیگری بوده که باعث دوام آنها نشده است. بنابراین یک روزی در پشت همین تریبون در حضور نمایندگان محترم عرض کردم که وظیفه وجدانی به من حکم می‌کند که بدون پروا اظهار کنم که از عملیات این تیپ وزرا و امثال آنها و این دولت‌ها چشم من آب نمی‌خورد و ایمان کامل دارم که اینها یا رفقای اینها بتوانند باری از دوش ملت ایران بردارند بلکه با این طرز عمل و فکرهای بچگانه ملت ایران را به طرف نیستی سوق می‌دهند به علت این که بدبختانه در این کشور سیره کار بر این است که مرد را برای کار نمی‌خواهند، ‌کار تهیه می‌کنند برای مرد تا این طرز تفکر و این عمل در مغزهای طبقه حاکمه ما جاری است محال است کاری به طرز خوبی اداره شود بلکه مانند همیشه نتیجه معکوس در بر خواهیم داشت و نتیجه‌اش وضع فعلی این کشور است که می‌بینیم خلاصه بعضی‌ها می‌گویند بهتر از اینها برای زمامداری کشور پیدا نمی‌شوند باید با همین‌ها ساخت اگر چه خودم با این عقیده موافق نیستم ولی این نظریه اگر صحیح

+++

باشد بدیهی است برای این کشور نهایت بدبختی است اگر هم صحیح نباشد و ماها نمایندگان مایل نباشیم اشخاصی که دارای شخصیت‌های مهم‌تری هستند و لیاقت بیشتری دارند روی کار بیایند تصدیق می‌فرمایید که این عمل  هم در این موقع خیانتی است به کشور. قبل از تعیین این کابینه در جلسات خصوصی نمایندگان دو عقیده بود یکی روی کار آوردن دولت با شخصیت و لایق و مقتدر یکی دولت‌های ضعیف و باری به هر جهت بگذرد بنده هم یکی از اشخاصی بودم که طرف‌داری یک دولت مقتدر و لایق‌تری بودند به دلیل این که وضعیت جریان فعلی کشور ایجاب می‌کند دولت‌های روی کار باشد که بتواند کارهای مؤثری به عمل انجام دهد نه این که به حرف‌های توخالی و با برنامه‌های مشعشع بیایند روی کار و پس از مدتی کارها را از اول خراب‌تر کردن از کار کنار بروند و باز مشغول گرفتاری دولت دیگری و مدتی هم مشغول صحبت در اطراف برنامه‌های تازه و غیر عملی باشیم با این عمل جز اتلاف وقت و به جز این که میدانی خالی به اشخاص مغرض بدهیم کار دیگری نکرده‌ایم . به هر صورت کارهایی که فعلاً ضروری است و باید دولت انجام دهد. به نظر من اول خواستن عذر آقای دکتر میلسپو است که همکاران محترم بنده در اطراف عملیات ایشان مفصلاً بیان فرمودند بنده هم معتقدم که دولت‌های ما با بودن ایشان و این اختیارات کاملاً وجود عاطلی و باطلی هستند (صحیح است) اصلاً خیال می‌کنم وزیر لازم نداریم وزیری که اختیاری نداشته باشد راجع به امور کشور خودش عقیده خودش را به انجام برساند وجودش برای چه لازم است؟ پس با بودن میلسپو وزرای ما کاری از پیش نمی‌برند یا باید او تنها بماند یا اینها. راجع به قسمت‌های مختصری از کارهای میلسپو که شخصاً تماس داشته‌ام به عرض آقایان می‌رسانم راجع به تقسیم کالاهای انحصاری در کشور به میل خودش هر جا نظریه خاصی داشت و میل او بود برد و تقسیم کرد هر جا دلش نخواست به کاغذ نوشتن گذراند بنده برای قماش از سال گذشته مکرر مراجعه کردم همه‌اش مراسلات نوشته است که دستور اقدام داده شد که بزودی انجام دهند حال یک سال است که هنوز این مراسلات قطع نشده و قماش هم تا به حال توزیع نشده. قسمت دیگری در موقع وزارت دارایی آقای زرین کفش تلگرافی از سو جریان گرفتن تعهد غله از قوچان رسید که از قرار معلوم این جریان در تمام خراسان معمول بوده که آقای امیر تیمور مفصلاً بیان فرمودند سؤال کنید وزارت دارایی چه جوابی به مردم داد، چه کاری انجام داد؟ برای این که اختیاری نداشت باید به آقای میلسپو مراجعه کرد بنده مراجعه کردم نتیچه چه شد؟ نتیجه همان که متصدیان وصول غله بدون اعتنا به شکایات مردم هر چه دلشان خواست کردند و کسی هم به داد مردم بدبخت نرسید. راجع به دخالت آقای میلسپو در بانک ملی. با این که یک نفر از نمایندگان محترم در این باب تذکری دادند بنده هم ناچارم عقیده خودم را عرض کنم که دخالت آقای میلسپو در کارهای بانک ملی ایران به این که قانوناً چنین وظیفه‌ای نداشته ولی برای این که این بنگاه ملی که محل اطمینان مردم ایران است آن را هم شاید به وضع بدتری دچار سازند که سلب اطمینان مردم ایران بشود با این که در شخصیت و لیاقت آقای ابتهاج تردیدی نبوده است خواسته‌اند ایشان را از ریاست بانک معزولش کنند فقط می‌خواهم یک فقره جوابی که قابل توجه می‌باشد و آقای ابتهاج به این شخص داده است برای استحضار تمام نمایندگان محترم قرائت کنم.

نمایندگان- بفرمایید.

مراسله شماره 1/186 مورخ 26 مرداد ماه 1323

آقای دکتر میلسپو رئیس کل دارایی

نامه شماره 6709 مورخ دیروز شما را الان دریافت نمودم مکرر به شما تذکر داده‌ام که شما هیچ گونه حق مداخله در امور بانک ملی ایران که طبق قانون اساس‌نامه مصوب 22 مرداد 1317 اداره می‌شود ندارید. اقدام بی‌رویه‌ای که اکنون نموده و بدون اجازه صاحبان سهام شخصی را برای بازرسی بانک تعیین کرده‌اید گذشته از آن که لطمه به حیثیت تنها بنگاه ایرانی که به دست ایرانیان اداره می‌شود و مورد اعتماد عموم اعم از داخلی و خارجی می‌باشد وارد می‌آورد کاملاً سو نیبت و غرض شخصی شما را ثابت می‌کند زیرا خود شما بارها

+++

در طی مذاکرات حضوری به من گفتید و در گزارش‌های چاپ شده خودتان اذعان کرده‌اید که بانک ملی ایران به بهترین ترتیب اداره می‌شود و اگر واقعاً در این کار دارای حسن نیت بودید به جای این اقدام خودسرانه و موهن یا من یا صاحبان سهام بانک را از گزارش‌هایی که به آنها اشاره  کرده‌اید مطلع می‌کردید تا اقدام مقتضی به عمل می‌آمد. چون اخیراً در چند جا دیده‌ام که خودتان را دلسوزترین خدمت‌گذار ایران معرفی کرده‌اید لازم می‌دانم به شما بگویم که شما هر قدر نسبت به کشور من دلسوز باشید حق ندارید چنین جسارتی کرده و به خودتان اجازه این تصور را بدهید که در این مملکت ایرانیانی یافت نمی‌شوند که به اندازه شما نسبت به وطن خودشان علاقه‌مند باشند بنابراین نمی‌توانم اجازه بدهم کسی برخلاف اساس‌نامه بانک در امور بانک ملی ایران مداخله نماید.

خواستم عرض کنم که اگر وزرای وقت ما هم دارای چنین رویه‌ای بودند هیچ وقت مجال روح دیکتاتور‌منشی در کارها و به درست کردن چیزی شبیه به دولت در دولت به این شخص نمی‌دادند.

راجع به ماده اول برنامه- در اطراف سیاست خارجی که آقای دکتر عبده و آقای امیر تیمور شرح مفصلی بیان فرمودند و عقیده شخصی بنده هم این است هر دولتی که روی کار بیاید وظیفه قطعی او این باشد که سیاست موازنه کامل بین همسایگان معظم ما رعایت و در جریان سیاست امروزه دنیا توانا و خیلی عاقل باشند چون موازنه سیاسی در ایران یگانه ضامن بقا و استقلال ایران است.

راجع به ماده دوم برنامه- امنیت در ایران بدون مجازات ممکن نیست و به دست کی باید امنیت برقرار شود وزرای ما که از طهران پا بیرون نمی‌گذارند و از جریان حدود کشور و روحیه مردم هم خیال نمی‌کنم اطلاع کاملی داشته باشند، کی باید انجام دهد؟ مأمورین دولت، اگر اینها مایل بدوند یا قادر بودند تا به حال می‌کردند فرمانداری‌ها که نماینده وزارت کشور هستند و باید کاملاً ناظر جریان عملیات سایر مأمورین دولت باشند ولی در بودن فرمانداری‌ها یک سروان ژاندارمری صد هزار تومان از مردم اخاذی می‌کند و سایر مأمورین هم هر کدام در حدود اختیارات و اقتدار خود مردم را بچاپند و این فرماندار از دستش کاری برنیاید که این اشخاص را تعقیب کند چه لزومی دارد فرمانداری وجود داشته باشد (استدعا می‌کنم آقایان توجه بفرمایند) خنده در این است که اگر یک نفر ژاندارمی که باید تعقیب و به کار او رسیدگی شود افسر مافوق او را برای رسیدگی مأمور می‌کنند هر بچه‌ای اطلاع دارد اگر یک نفر مأمور جز کاری کرد صدی هفتاد با افسر مافوق خود ارتباط دارد وزارت کشور تاکنون از اول الی آخر چه کاری برای رضایت مردم انجام داده است بنده برای وضعیت شهرستان قوچان شرحی به آقای سروری عرض کردم قرار بر این شد الی 10 روز یک کمیسیونی برای رسیدگی به کارهای مردم اعزام دارند تا یک ماه هم طول کشید خبری نشد و تا به حال هم نشده وزارت کشور که مأموری در دسترس نداشته و قادر به رسیدگی کارهای مردم نباشد چه لزومی دارد وجود داشته باشد؟

راجع به ماده سوم برنامه- به عقیده من دولت‌های ما دو برنامه دارند یکی برنامه‌های ظاهری که همین‌ها است یکی برنامه‌های باطنی که خودشان می‌دانند و آن این است تاکنون دولت‌هایی که روی کار آمده‌اند و یا خواهند آمد طرف‌دار یک  اقلیت محدودی هستند با این حال چه امیدی می‌توان داشت که برای سعی در بهبودی زندگی مادی و معنوی عامه مردم بکنند هزینه زندگی را به چه طریق پایین می‌آورید؟ اولاً به طوری که عرض کردم با بودن آقای میلسپو کاری از دست‌شان  برنمی‌آید گذشته از آن تاکنون عمل هیچ کدام از دولت‌های گذشته نشان نداده که اقدامی به نفع عموم عامه مردم بکنند ما در این مملکت تاکنون ندیده‌ایم که تاجری که چای برای او کیلویی دو تومان تمام شد و به این مردم 50 تومان فروخت و سرمایه خودش را هم به کشور آمریکا یا جای دیگر منتقل نمود چه معامله‌ای کرده باشند یا صاحب کارخانه‌ای از حدود انصاف خود خارج و اجناسش را ده برابر قیمت تمام شده گران‌تر فروخت چه مجازاتی برای او قائل شدند

+++

یا مأمور دولتی که با این اشخاص ساخت چه وقت به محاکمه جلب شد و همه می‌دانند که مخصوصاً در این مدت سه سال اخیر تمام این عمل‌ها شده است چه کرده‌اند بنابراین اگر دولت منافع عمومی را در نظر دارد تا این که  یک اداره مجازاتی به تمام معنی و مستقل به وسیله اشخاص لایق و وطن پرست تشکیل ندهند تمام این صحبت‌ها هیچ گونه ارزشی برای ملت ایران ندارد هر وقت هر کس از افراد این مملکت از وزیر گرفته تا یک نفر سبزی فروش دانستند و فهمیدند کاری اگر برخلاف وظیفه و مقررات کشور انجام داد فوراً مجازاتی هست که جلوی او را بگیرد آن وقت می‌توان به این حرف‌ها امیداوری داشت و الا تمام این صحبت‌ها جز شیره مالیدن به سر ملت ایران چیز دیگری نیست.

راجع به ماده 4 برنامه- آقایان می‌دانند تشکیلات ادارات کشوری ما با این وضع فعلی حقیقتاً ننگ آور است و هیچ کاری نمی‌شود کرد به عقیده من صدی پنجاه از افرادی که داخل در ادارات کشوری شده‌اند یا به توجه اشخاص متنفذ بوده یا فقط برای دزدی داخل شده‌اند یا شخصاً متمولند و احتیاجی به حقوق دولت ندارند دولت می‌تواند این اشخاص را از ادارات بیرون کند و حقوق آنها را به اشخاصی که صالحند و مانده‌اند بدهند آن وقت اطمینان دارم کارهای کشور یک جریان خوبی پیدا بکند دزدی و خیانت هم خیلی کم‌تر می‌شود و الا اقدام در بهبودی حال کارمندان دولت یا تقویت حس وظیفه شناسی و انضباط کامل به وسیله اجرای اصل پاداش و بازخواست این حرف‌ها یک دلخوش کنکی است که به درد ملت و مأمورین نمی‌خورد یعنی دولت آن تشکیلات منظمی را ندارد که قادر به انجام این عمل باشد فقط دولت باید شهامت این را داشته باشد که صدی پنجاه عضو ادارات را که وجود آنها لازم نیست و زائدند از ادارات بیرون کند. به عقیده من دولت باید چند چیزی را در نظر داشته باشد در درجه اول همان که عرض کردم اداره مستقلی به نام اداره مجازات تشکیل تا بتوان به این وسیله دست یک مشت دزد و خائن را کوتاه نمود.

دوم- باید جداً طرف‌دار حفظ حقوق تمام مردم و مایل به رفاهیت و سعادت عموم افراد کشور باشد و میدان چپاول را به یک عده محدودی نسپارد.

سوم- اگر کسی از نمایندگان محترم خدا نکرده تقاضای غیر مشروعی داشت رد کند و انجام ندهد (یمین اسفندیاری- صحیح است- بسیار صحیح است)

چهارم- نسبت به ایلات و عشایر در هر گوشه‌ای از کشور باشند علاقه‌مند و فرهنگ و بهداری را در میان آنها توسعه و آنها را امیدوار و علاقه‌مند به کشور بکند و مأمورین دزد و فاسد را به حدود آنها نفرستد که باعث جنجال و گرفتاری کشور را فراهم و برای منافع شخصی یک عده اشرار تراشیده و متوسل به قشون‌کشی و برادر‌کشی بشوند.

پنجم- از وزیر گرفته تا کوچک‌ترین افراد مأمورین دولت نسبت به مردم مهربان وظیفه شناس و دارای این روحیه باشند که این مردم لخت و بیچاره ارباب و حقوق دهنده آنها هستند مطالبی راجع به حوزه انتخابیه خودم که گفتن آنها ضروری است مختصراً عرض می‌کنم (استدعا می‌کنم دولت توجه داشته باشد)

اولاً- اخیراً یک عده نظامی خلع اسلحه به آن حدود رفته‌اند البته باید اسلحه از دست مردم گرفته شود ولی بعضی نکاتی است که برای اطلاع دولت عرض می‌کنم. اولاً سال گذشته عده‌ای تقریباً در حدود 300 نفر از اشرار ترکمن مسلح به دهات قوچان ریختند که بعضی از دهات آنجا را غارت و در مقابل این تجاوز و غارت و چپاول دولت کسی را نداشت که جلوگیری کند رجوع کرد به یک نفر از خوانین که ایشان به کمک محلی‌ها خودشان جلوگیری کردند ولی اموال غارت شده مردم هنوز دولت موفق نشده است پس گرفته به مردم بدهد و در این خصوص همیشه شکایت نموده‌اند ولی متجاوز از یک سال است که دولت کاری نکرده است و حالیه در مقابل ترکمن‌ها که تمام مسلح هستند لازم است و مصلحت هست که از بعضی اشخاص در قوچان اسلحه گرفته شود یا خیر آن را باید دولت تشخیص بدهد ولی می‌خواهم سؤال کنم دولت می‌تواند قول بدهد که اگر از طرف همان اشرار مجدد مثل سال گذشته تجاوزی شد

+++

چه اطمینانی به مردم می‌دهند؟ به عقیده من در این جور مناطق اول لازم است امنیت کاملی بین تمام طوایف برقرار کنند و پادگان‌های نظامی در بعضی قسمت‌ها که ضروری است نگاه دارند که کسی از وظیفه خود تجاوز نکند و اغنام و احشام مردم در معرض تهدید عده‌ای از اشرار ترکمن یا دیگران واقع نگردد برای این که در قوچان اکثر مردم دارای اغنام و احشام می‌باشند که امرار معیشت آنها از این قسمت تأمین می‌شود و ضمناً دولت دستور دهد (استدعا می‌کنم دولت کاملاً توجه کند) که به نام اسلحه گرفتن هر کس را که می‌شود پول از او در آورد اذیت و آزار نکنند (اردلان- صحیح است) و متعرض اشخاص صالح و مال‌داران نشوند.

دوم- راجع به دارایی شنیده‌ام که مأمورین مالیات بر درآمد به دهات قوچان ریخته‌اند و هر فقیر بدبختی که شاید ده بیست سی گوسفند داشته باشد برای هر گوسفندی 5 ریال از مردم مالیات بر درآمد می‌گیرند(جناب آقای وزیر دارایی) که از این پول‌های گرفته شده شاید صدی ده آن را هم به حساب دولت نیاورند من نمی‌فهم 5 ریال مالیات گرفتن از هر بز یا گوسفندی مطابق کدام قانون است با این که در این قسمت به آقای میلسپو نوشته‌ام ولی می‌دانم فایده‌ای ندارد لازم است آقای وزیر دارایی در این خصوص دستور تلگرافی بدهند که این اشخاص را تعقیب و به محاکمه جلب کنند. ضمناً برای یادآوری می‌خواهم عرض کنم که در آن مناطق مرزنشین لازم است به فرهنگ و بهداری مردم توجه بیشتری بشود هر چه به دولت‌های سابق این تذکر را دادیم فقط به کاغذ‌پرانی گذشت در صورتی که از نقطه‌نظر سیاست و مصلحت کشور کاملاً واجب و ضروری است ولی افسوس در مقابل این وضعیت حاضره آنچه به جایی نرسد فریاد است. در خاتمه عرایضم این طرحی را که بنده تهیه کرده‌ام اگر آقایان اجازه می‌فرمایند می‌خوانم:

مقام مقدس مجلس شورای ملی

نظر به این که حفظ منافع عالیه (آقایان استدعا می‌کنم توجه بفرمایید خواهش می‌کنم توجه بفرمایید) (اردلان- چشم آقا بفرمایید) و حقوق ملت ایران از فرایض و تکالیف اولیه نمایندگان محترم است و حفظ منافع ملت و کشور (حضرت آقای طباطبایی استدعا می‌کنم نخندید اینجا جای خنده نیست) در این است که کلیه روابط اقتصادی و مناسبات ایران با همسایگانش بر پایه آزادی اراده و استقلال فکر جامعه باشد. و نظر به این که مجلس شورای ملی بر روی همین اصل دیروز لایحه جناب آقای دکتر مصدق در باب امتیاز نفت و ممنوع شدن دولت‌های ما را در اخذ تصمیم نسبت به آن با قید دو فوریت تصویب نموده و با تصویب مواد سه‌گانه آن ثابت نموده است که مجلس ایران معتقد است که هرگونه امتیازی که از کشور ایران در اوضاع و احوال غیر عادی گرفته شود بی‌اعتبار است و چون خاطر نمایندگان و عموم افراد ایرانی آگاه است که واگذاری امتیاز نفت جنوب به شرکت دارسی نیز در دوره استبداد و برخلاف مصلحت و رضایت ملت ایران صورت گرفته و کلیه شرایط آن به زیان کشور بوده و متأسفانه تمدید و تجدید امتیاز مزبور نیز در زمان دیکتاتوری و در موقعی بر ملت ایران تحمیل شده است که برای مجلس و ملت ایران هیچ گونه آزادی فکر و زبان و قلم حاصل نبوده و بالجمله تجدید و تمدید آن نیز به طریقی نامشروع و به ضرر ایران صورت گرفته و در این معامله اجباری و غیر قانونی ملت ایران به شرحی که جناب آقای دکتر مصدق در نطق‌های خودشان در مجلس تصریح نموده‌اند میلیاردها متضرر گردیده است نظر به جهات معروضه و نظر به اهمیت موضوع و لزوم حفظ منافع ملی ماده واحده زیر را به قید دو فوریت پیشنهاد می‌کنم.

ماده واحده- مجلس شورای ملی ایران امتیاز نفت جنوب را که در دوره استبداد به شرکت دارسی واگذار شده و در دوره دیکتاتوری نیز آن را تمدید و تجدید نموده‌اند به موجب این قانون الغا می‌نماید.

عرض می‌شود که بنده یک روزی در اینجا صحبت کردم و عرض کردم که روح ملت ایران در این مجلس حکم‌فرما است و بنده برخلاف نظر بعضی روزنامه‌ها و بعضی اشخاص که نسبت به نمایندگان محترم و نسبت به این مجلس جسارت و توهین‌هایی می‌نمایند اینها را کاملاً خیانت نسبت به کشور می‌دانم

+++

آقای دکتر مصدق‌السلطنه که یکی از رجال محترم این کشور هستند ثابت کردند که یک نفر فرزند بزرگ این وطن می‌باشند و حقیقتاً لایق این نام می‌باشند و خودشان کاملاً این ضرر و این وضعیت را برای ما روشن کردند لذا از ایشان تقاضا می‌کنم که اولین شخصی باشند که پیشنهاد بنده را امضا بفرمایند.

نائب رئیس- آقای دکتر آقایان

دکتر آقایان- آقای دکتر کشاورز در مخالفت‌شان یک مطالبی را به عرض مجلس شورای ملی رساندند که بنده تصور می‌کنم باید جواب گفته شود. (زنگ رئیس)

نائب رئیس- استدعا می‌کنم آقایان توجه بفرمایند آقای دکتر بلندتر بفرمایید.

دکتر آقایان- … آقای دکتر کشاورز وقتی که یک قضایای تاریخی را درش قضاوت عادلانه نشود چون تاریخ امروز امتداد تاریخ دیروز است امروز هم قضاوت عادلانه نمی‌شود و وقتی که قضاوت عادلانه نشد مملکت مثل یک کاروانی می‌ماند که از راه غلط رفته باشد و به مقصد نخواهد رسید آقای دکتر کشاورز فرمودند که مشروطیت ایران در نتیجه کودتای 1299 از بین رفت اگر ایشان و مخالفین این کودتا که امروز این قضیه را تنقید می‌کنند یک اشخاص بی‌اطلاعی بودند بنده حرفی نداشتم (دکتر کشاورز- این را بگذارید آقای سید ضیا‌الدین خودشان بفرمایند وکیل مدافع نمی‌خواهند) عرض کنم که از تاریخ مشروطیت یعنی از روزی که مجلس مقننه اول تشکیل شد تا روز کودتا چهار سال و 9 ماه این مملکت مجلس داشته 10 سال و دو ماه دوره فترتش بوده مملکتی که این حال را دارد او را مملکت مشروطه‌اش نمی‌توانیم نام بگذاریم مگر در تئوری.

دکتر کشاورز- این طور نیست.

ایرج اسکندری- دوره رضا شاه مشروطه بود؟

دکتر آقایان- … این مملکت قبل از کودتا برخلاف آنچه اینجا گفته شد و هر روز گفته می‌شود فقط روی کاغذ مشروطه بود و در عمل هیچ وقت مشروطیت به صورت عمل در نیامده بود (دکتر کشاورز- این توهین به مجلس اول و دوم است) مملکتی که هر خانی، هر مالکی در حدود خودش سلطنت مطلق داشت مملکتی که مالک عمده با لنگه جوراب مالک جز را می‌داد خفه‌اش می‌کردند و لنگه جوراب را توی گلویش می‌کردند برای این که ملک او را ببرند این مملکت را مملکت مشروطه نمی‌گویند مملکتی که وزارت پست و تلگرافش با نائب حسین کاشی یعنی یک نفر دزد قطاع‌الطریق عهدنامه می‌بندد (دکتر کشاورز- حالا هم با همه رشید می‌بندد) که آقا ماهی فلان قدر به تو داده می‌شود که....

حکمت- آقا این حرف‌ها چیست می‌زنید این مزخرفات چیست می‌گویید از موضوع خارج نشوید.

دکتر آقایان- آقا حق ندارید در وسط حرف بنده حرف بزنید.

بعضی از نمایندگان- هر وکیلی آزاد است حرفش را بزند.

ایرج اسکندری- کودتا قابل دفاع نیست هر کس کودتا کرده خیانت کرده.

دکتر آقایان- … از کودتا تا شهریور ماه یک ترقیات خیلی مهم و زیادی کردیم مملکت در خارج یک آبرویی پیدا کرد من که در خارج بودم قبل از کودتا و بعد از کودتا تفاوتش را حس کردم همه آقایان هم مثل من منتها شما حق دارید بگویید که در مدت این 20 سال ظلم زیادی شد املاک مردم را بردند بی‌جهت یک عده زندانی شدند، کشته شدند (صحیح است) اینها عیب رژیم وقت است ولی آقایان یعنی تمام عقلای دنیا یک اصلی را به طور ثابت معتقد هستند ما هم نباید انکار کنیم و آن این است که یک مملکتی را از تاریخ خودش هیچ وقت نمی‌شود برید و به تاریخ هم نمی‌شود زور گفت و فقط یک تکامل وضعیت مملکت را ممکن است با همراهی افرادش به یک جایی برساند اگر شما میل داشته‌اید که در ظرف 20 سال این مملکتی که هر کس زور داشت لنگه جوراب به حلق دیگری می‌طپاند این مملکت در ظرف 20 سال حال مملکت سویس یا انگلیس را پیدا کند این یک تقاضای بی‌جایی است برای این که اولوسیون

+++

ملل به این ترتیب انجام نمی‌گیرد من خیلی متأسفم که آقای شریعت‌زاده اینجا تشریف ندارند ولی آقای قائم مقام‌الملک تشریف دارند (حکمت- چه فرمودید؟) عرض کردم متأسفم که آقای شریعت‌زاده اینجا تشریف ندارند ولی آقا قائم مقام‌الملک هستند اینها می‌دانند که این مملکت یک وضعیتی داشت که یک نفر تبعه خارجه حکومت و سلطنت مطلق داشت اگر یک تبعه خارجه در کوچه می‌زد یک کسی را می‌کشت دولت ایران نمی‌توانست حتی آن آدم را توقیف کند و وارد منزلش بشود و توقیفش کند این مملکت مشروطه است که این قدر آقای دکتر کشاورز تعریفش را می‌کردند (فداکار- بهتر از این 20 سال بود) این دیگر صحبت مقایسه است. اعتراض زیادی به دولت آقای ساعد شد در این اواخر راجع به حکومت نظامی، آقای دکتر کشاورز و رفقایش یک مطلبی را باید کاملاً بدانند و این موضوع یک موضوع علمی است که ممکن است ندانند و او این است که اولاً وقتی یک قانونی هست این قانون باید محترم شمرده بشود. تا قانون حکومت نظامی هست و وجود دارد کسی برخلاف مقرراتش نباید رفتار بکند حکومت نظامی خوب یا بد است باید باشد یا نباشد آن یک موضوع دیگری است اگر بد است باید او را برداشت ولی تا وقتی که وجود دارد نباید برخلاف مقررات یک قانونی رفتار کرد الان کشور ما در یک حالی است که سه قشون مختلف در آن وجود دارد ما فوق‌العاده باید سعی داشته باشیم که خدای نکرده وضعیتی پیش نیاید که اجازه مداخله به یکی از آنها بدهیم تکلیف ما این است که بعد از سوم شهریور عجالتاً بغض و کینه را بگذاریم کنار آشتی بکنیم و دست به دست یکدیگر بدهیم و کوشش بکنیم که وضعیت مملکت اصلاح شود. عوض آن ما چه کردیم؟ عوض آن ما به جان یکدیگر افتادیم و دولتی که قبل از سوم شهریور در تمام مملکت حکومت داشت و امنیت کامل در مملکت حکم‌فرما بود ما آمدیم آن دولت را به قدری فحش دادیم و بد گفتیم که امنیت مملکت به هم خورد امنیت یعنی چه؟ امنیت یعنی یک حسی که در افراد یک جامعه پیدا می‌شود دولت که نماینده ملت است قوی است قانون قوت دارد و برخلاف قانون نباید رفتار کرد این حس است که جلوگیری می‌کرد که یک زن یا یک بچه که قبل از سوم شهریور در سر تا سر مملکت مسافرت می‌کرد هیچ کسی مزاحم او نمی‌شد و کسی او را صدمه و اذیت نمی‌رسانید ما این حس را از بین بردیم و برای به وجود آوردن این حس ما چندین سال زحمت کشیده بودیم حالا ما ده سال بیست سال دیگر هم باید زحمت بکشیم تا مجدداً این حس را در مملکت به وجود بیاوریم…

دکتر کشاورز- پس به قول خودتان در این بیست سال امنیت کامل بوده

جمال امامی- گفتند امنیت راه‌ها

فداکار- به قول خودت املاک مردم را به زور می‌بردند باز می‌گویید امنیت بود.

دکتر آقایان- ببخشید امنیت را با امنیت قضایی نباید تبدیل کرد بلی امنیت قضایی نبود و نمی‌توانستند که امنیت قضایی بدهند اگر آقای دکتر کشاورز هم قردا دولتی تشکیل بدهد نمی‌تواند این امنیت قضایی را انجام بدهد برای این که یک رشدی لازم دارد و یک وقتی می‌خواهد این موضوع را با امروز و فردا نمی‌شود درست کرد این موضوع موضوع تکامل است بنده معتقد هستم که هر دسته‌ای یا هر کسی که بعد از شهریور عوض تبلیغ اتحاد عوض کنار گذاشتن بغض و کینه عمل بر عکسی کرد این عمل به نفع مملکت تمام نشد و هر روز هم ضرر آن زیادتر می‌شود شخصی از رفقا که از کردستان آمده بود برای من تعریف می‌کرد که به یکی از خان‌های کرد که شرارت می‌کرد گفتم چرا با دولت مخالفت می‌کنی…

یمین اسفندیاری- کی آمده بود؟

دکتر آقایان- یک کسی آمده بود به آن کرد گفته بود که این کارها را مکن شرارت مکن دولت قوی است می‌آیند تو را می‌گیرند و میخ کوبت می‌کنند آن کرد از زیر تشکش چهار پنج تا روزنامه در آورد و پرت کرد وسط اطاق گفت چه دولتی؟ دولتی که زن و بچه وزرایش را یک

+++

کسی که یک قلم در دست دارد فحش می‌دهد به من که تفنگ در دست دارم چه می‌تواند بکند و چگونه می‌تواند طرف بشود…

صدر قاضی- (با عصبانیت) کرد با سواد نبوده است غیر ممکن است اکراد با سواد شرارت بکنند.

سنندجی- (با عصبانیت) این طور نیست. این طور نیست. مزخرف می‌گویی اشتباه می‌گویی

اردلان- کردستان نبوده جای دیگر بوده است (زنگ ممتد رئیس)

یک نفر از نمایندگان- کردستان نبوده خلجستان بوده (همهمه نمایندگان) (زنگ رئیس)

یمین اسفندیاری- برخلاف عرض کرده‌اند.

دکتر آقایان- اجازه بفرمایید از کردستان نبوده از خلجستان بوده تصور نمی‌کنم که آقایان مدعی باشند که در کردستان یک نفر آدم شریر، پیدا نمی‌شود.

صدر قاضی- کسی که سواد داشته باشد شرارت نمی‌کند می‌گویید روزنامه زیر تشکش بود کسی که سواد دارد شرارت نمی‌کند دزدی نمی‌کند.

جمال امامی- چرا یک نفر شریر آنجا هست.

نائب رئیس- آقایان اجازه بدهند ناطق صحبت خود را بکند.

دکتر آقایان- اصل بدبختی مملکت اینجا است که بعد از شهریور دولت روحیه خودش را باخت…

جمال امامی- روحیه ما را هم باخت.

دکتر آقایان- ملاحظه بفرمایید از جمله بدبختی‌هایی که برای ایران پیش آمد نمود بیشتر از بدبختی نبود که برای انگلستان پیش آمد کرد ولی چون آنها روحیه را نباختند بالاخره فاتح شدند…

رادمنش- ما هم نباختیم.

دکتر کشاورز- زمامداران‌مان نالایق بودند.

دکتر آقایان- آقایان می‌دانند که قبل از شهریور هیچ مأمور خارجه‌ای حق کوچک‌ترین مداخله در کارهای ما نداشت…

یک نفر از نمایندگان- ظاهراً نداشت.

دکتر آقایان- ما کارهایمان را خودمان اداره می‌کردیم خوب اداره می‌کردیم یا بد اداره می‌کردیم خودمان اداره می‌کردیم اما حالا کار به جایی رسیده است که اگر آقای دکتر کشاورز برای مسافرت به اصفهان یا بندر عباس تشریف ببرند به اداره شهربانی و تقاضای یک دانه تذکره نمایند به ایشان نخواهند داد اما با تقاضای فلان مقام خارجی موافقت خواهند نمود…

یک نفر از نمایندگان- چون زمان جنگ است.

دکتر آقایان- خیر این هیچ ارتباطی به جنگ ندارد ایرانی می‌رود تذکره می‌خواهد مأمورین شهربانی باید به او تذکره بدهند آن مملکت خارجی میل ندارد که شما در مملکت او بروید به شما روادید نمی‌دهد این حق او است که باید حکومت بکند ولی چون اداره شما یک اداره ایرانی است وقتی که وابسته به اداره خارجی باشد این که به شما تذکره نمی‌دهند نتیجه همان باختگی، ‌روحی است (صحیح است) سال گذشته در بلوک فریدن بنده بر خودم به یک صاحب منصب خارجی که مأمور جمع آوری غله بود…

فداکار- همان موقع که صندوق عوض شد. (خنده نمایندگان)

دکتر آقایان- بلی همان موقع بود عرض کنم که این مملکت یک مملکتی بود که قبل از سوم شهریور یک کدخدا این کار را انجام می‌داد این آقا صاحب منصب چه کار کرده بود؟ این آقای صاحب منصب با دو سه نفر از خان‌های خرده قرارداد کرده بود که این دو هزار تن و سه هزار تن گندم جمع آوری کرده شود به فلان قیمت کدخداها را جمع کرده بودند و بهشان ابلاغ کرده بودند که هر کسی برخلاف میل و اراده رفتار کند تبعید خواهد شد این خان‌ها چه استفاده‌ای کرده بودند؟ هر کدام ده بیست نفر سوار جمع کردند ریختند به این ده به آن ده ده بیست روز در هر دهی خراب شدند بسر آنده تریاک و چای و قند و پلو خوردند و مازاد را اضافه بر مازاد گرفتند و از هر دهی هم هزار تومان. هزار و پانصد تومان. دو هزار تومان گرفتند

+++

صمصام- همچو چیزی نبوده.

دکتر آقایان- بنده اسم دهش را به آقا می‌گویم کدخدایش را هم می‌گویم مقدار پولی را هم که گرفته است می‌گویم.

صمصام- اگر من به شما ثابت کنم که همچو چیزی نبوده است چه می‌فرمایید؟

نائب رئیس- آقا صمصام چرا در بین صحبت ناطق صحبت می‌کنید.

دکتر آقایان- عرض کنم در قریه یان چشمه رفتند هم مازاد گرفتند و هم خوردند و هم دو هزار تومان پول گرفتند.

اردلان- چه تاریخی؟

دکتر آقایان- عرض کنم سال گذشته همین موقع…

نائب رئیس- آقای دکتر آقایان شما باید صحبت‌تان را بفرمایید نه این که به فرد فرد نمایندگان جواب بدهید.

دکتر آقایان- این هیچ اهمیتی برای من ندارد که رفته باشم در یک فریه و یک ظلم‌هایی هم کرده باشند هنوز هم از این قضایا زیاد اتفاق می‌افتد ولی برای من یک موضوع اهمیت دارد و آن این است که این استان و این فریدنی که تا آن روز می‌دانست که اگر یک بخشدار کوچکی که می‌آید آنجا باید از او اطاعت و پیروی بکند و هر وقت که دولت ابلاغی که می‌کند باید اجرا شود حالا وقتی که می‌بیند برای جمع آوری گندمش دولت تحویل یک صاحب منصب خارجی می‌نماید در روح و فکر خودش این طور نتیجه می‌گیرد که دولت ایران به قدر این آدم قدرت ندارد که این کار را انجام دهد این فکر مضر است و اسباب زحمت مملکت شده و خواهد شد بنابراین اگر دولت‌های ما روح خودشان را نباخته بودند بعد از آن سه چهار روزی که ما با متفقینمان در حال جنگ بودیم…

سنندجی- (با عصبانیت) ما کی با متفقینمان در جنگ بودیم این حرف‌ها چیست تمام صحبت‌هایتان دروغ است.

دکتر آقایان- من گفتم در آن سه روز که با متفقین خودمان در حال جنگ بودیم آخر تاریخ را که نمی‌شود تکذیب کرد.

یک نفر از نمایندگان- در حال جنگ نبودیم در حال مقاومت بودیم.

فولادوند- ما جنگی نداشتیم.

اردلان- در حال بحران بفرمایید.

فاطمی- (با عصبانیت) ما با کسی جنگ نداشتیم (همهمه نمایندگان ) (زنگ ممتد رئیس)

بعضی از نمایندگان- این مزخرف‌ها چیست. این حرف‌ها مسموم است.

دکتر آقایان- اگر آقایان اجازه بفرمایند من از عرایض خودم نتیجه می‌گیرم.

سیف‌پور فاطمی- (خطاب به آقای دکتر آقایان ) آخر توجه به کلماتتان بکنید.

دکتر آقایان- بنده توجه دارم عرض کنم خدمت آقایان اگر وقتی که یک صاحب منصب خارجی یا مأمور خارجی در کار ما کوچک‌ترین دخالتی که می‌کرد آن روزها اگر دولت دخالت می‌کرد و جلوگیری می‌کرد هیچ از این قضایا پیش نمی‌آمد و نگرانی در همسایگان ما پیدا نمی‌شد ما یک مملکت کوچکی هستیم بین دو همسایه خیلی بزرگ ما بایستی یک سیاستی داشته باشیم و یک عملی بکنیم که هیچ گونه مجوز نگرانی برای هیچ کدام از همسایگان خود ایجاد نکنیم (‌اظهار شد- اکثریت نیست) پس از چند دقیقه اکثریت حاصل شد.

اردلان- بفرمایید آقا

دکتر آقایان- بنده می‌خواستم به آقای نخست وزیر که حضور ندارند عرض کنم.

فرهودی- آقای نخست وزیر نیستند کیف‌شان که هست (خنده نمایندگان)

دشتی- پس صبر کنید تا آقای نخست وزیر بیایند.

دکتر آقایان- ما بایستی با یک ترتیب مساواتی با همسایگان خودمان رفتار بکنیم وقتی که رئیس کل دارایی در روزنامه می‌نویسد که ما نمی‌خواهیم با مملکت اجنبی معامله بکنیم و هر خواننده‌ای می‌فهمد که این جمله مربوط به چه دولتی است این معلوم است که یک کار غلطی است و ایجاد یک نگرانی‌هایی می‌کند و اصولاً هم کار احمقانه‌ای است

+++

من مالی دارم وقتی که مازاد دارم باید به همسایه خودم بدهم این مسلم است که اگر من مالی را اضافه داشته باشم و بخواهم بفروشم حق تقدمش با همسایه من است این یک چیز طبیعی است اگر کسی ده تومان به من بدهد آن دیگری هم ده تومان بدهد من حق ندارم آن را تغییر بدهم من حق ندارم آن را به همسایه خودم بدهم ؟ اگر همسایه من حاضر نباشد مال را به قیمت عادلانه از من بخرد در این صورت من اعلام نخواهم کرد که با او معامله نخواهم کرد من اعلام خواهم کرد و خواهم گفت آقا قیمتی که فلان دولت به من می‌دهد مرا اراضی نخواهد کرد مال مرا بیشتر می‌خرند ولی این طور نمی‌گویند این طرز گفتن ایجاد یک دلسردی و اسباب زحمت روحی و فکری می‌کند و معلوم  است که عمل صحیحی نیست دو مطلب باقی است که بایستی به عرض برسانم یکی مربوط به موضوع نفت و حسابی است که آقای دکتر مصدق در اینجا یک روزی دادند و دیروز هم رقمش را تکرار کردند.

یک نفر از نمایندگان- این مورد ندارد.

دکتر آقایان- اجازه بفرمایید همه می‌دانند که مرحوم داور یکی از عاملین بزرگ بود در تنظیم و تجدید قرارداد نفت جنوب داور نیست که از خودش دفاع بکند ولی من تکلیف وجدانی خودم می‌دانم که اینجا یک توضیحی بدهم برای این که آنهایی که مرحوم داور را نشناخته‌اند بدانند که داور شخصی نبود که زیر بار حرف زور برود و نه شخصی بود که به مملکت خودش خیانت بکند موضوع خیلی مفصل است ولی یک چیز ثابت است بین امتیاز دارسی و تجدیدنظر تفاوت از زمین تا آسمان است اولاً مساحت امتیازش شش هفتم کم شده یعنی مساحت اولی تمام ایران بود غیر از پنج ایالت شمال و در تجدید‌نظر محدود به یکصد هزار میل مربع شده است به طوری که در تجدید‌نظر یک هفتم باقی مانده و شش هفتمش رفته است. تا تجدید‌نظر هیچ وقت عایدات ما به سالی 750 هزار لیره نمی‌رسید و از آن تاریخ تا امروز حداقل عایدات نفت از سه میلیون لیره پایین‌تر نیامده است.

ایرج اسکندری- پس می‌فرمایید یک مرتبه دیگر تجدید کنیم.

دکتر آقایان- … مطلب دیگر: بنده…

دهستانی- آقا ول کنید هر کس راجع به نفت صحبت می‌کند.

جمعی از نمایندگان- بفرمایید. بفرمایید.

دکتر آقایان- عرض کردم مطلب دوم بنده یک مطلب اختصاصی است عرض بنده خطاب به آقای وزیر فرهنگ است یکی از اثرات بد این دوره 20 ساله این بود که به اقلیت زبانی اجازه داده نمی‌شد که اینها زبان خودشان را مرتباً تحصیل بکنند. آقای وزیر فرهنگ که خودش مرد عالمی است من می‌خواهم به ایشان یک تذکری عرض کنم قدیم‌ترین ممالکی که آزادی زبان را تجویز کرد و هیچ وقت هم ازش ضرری ندیده است سویس است آقایان می‌دانند که مملکت سویس مرکب از سه زبان و سه نژاد مختلف است ولی یک ملتی است خیلی قوی.

جمعی از نمایندگان- اکثریت نیست آقا

نائب رئیس- اگر آقایان اجازه بفرمایند پنج دقیقه تنفس داده شود (صحیح است)

(در این موقع مقارن ظهر مجلس به عنوان تنفس تعطیل و مجدداً به فاصله نیم ساعت تشکیل گردید)

دکتر شفق- بنده یک اخطاری دارم اجازه می‌فرمایید؟

نائب رئیس- آقای دکتر شفق

دکتر شفق- بنده می‌خواهم دقت آقایان را به ماده 112 راجع به قطع نطق نمایندگان جلب کنم. در تمام مدتی که بنده در مجلس بوده‌ام ندیده‌ام اشخاصی که خودشان صحبت می‌کنند هر اندازه بی‌انتظامی هم بکنند کسی اظهار نظر بکند برای این که هر اظهار نظری و اندک نظری نسبت به آقایان صحیح نیست وقتی که آقایان می‌آیند اینجا می‌ایستند و نطق می‌کنند وقتی که می‌گوییم نماینده مجلس مصون است بدون تردید یک قسمت از مصونیت او هم در داخل خود مجلس باید رعایت شود. نماینده باید آزادی کامل داشته باشد راجع به عقایدی که می‌خواهد اظهار کند. اینجا مجلس شورای ملی است و نباید نزاع بشود در مجلس سر این که یک عقایدی اظهار بشود. اما راجع به این که به موجب نظامنامه نطق کسی مخالف

+++

نظامنامه است یا نیست به موجب بعضی مواد نظامنامه تشخیص این موضوع با رئیس است (صحیح است) و مقصود از این قانون این است که از هر دهنی یک آوازی در نیاید و نظام مجلس مختل نشود ما اگر نتوانیم عقایدمان را در مجلس بدون مشکلات بیان کنیم پس کجا باید بیان بکنیم ایشان تحقیقاتی دارند عقایدی دارند ولو این که مطابق میل و ذوق ما باشد یا نباشد باید حرف‌شان را بزنند تا این که نظام مجلس مختل نشود و ما مجبور به تنفس و تضییع وقت نشویم. من استدعا می‌کنم که همگی حاضر باشیم تمام نظریات و عقاید همکاران خودمان را بشنویم و اگر مخالفتی داریم در موقع خودش بگوییم (صحیح است)

نائب رئیس- آقای دکتر آقایان

دکتر آقایان- قبلاً برای برطرف شدن هرگونه سوء‌تفاهمی یک مطلبی را می‌خواهم توضیح بدهم. آقای سیف‌پور فاطمی در سرسرا یک مطلبی را به بنده فرمودند و گفتند آن مطلبی را که راجع به جمع آوری غله گفتید چرا اسم نبردید من می‌خواستم اسم ببرم ولی از آنجایی که مطابق توضیحی که ایشان دادند ممکن است این بردن اسم ایجاد یک تصوراتی نسبت به یک خان‌هایی (خان‌های بختیاری) بکند این بود که اسامی را ذکر نکردم. اولاً در آن موقع فریدن جز بختیاری نبود و جز اصفهان بود و این اشخاصی که گفتم اینها هستند: محمد‌جواد خان شجاعی- سالار شجاع- محمد‌علی خان مردانی- ستار‌خان دلیلی. آقای سیف‌پور فرمودند که اینها خان نیستند اینها یک اشخاص لختی هستند چون دنبال اسامی‌شان خان بود من هم مجبور شدم که خان ذکر کنم ولی نمی‌دانم اینها چند مرده حلاج هستند همین قدر می‌دانم رفتاری که با اهالی کردند بسیار بد بود و در نتیجه این رفتار بود که فریدن را وصل کردند به حکومت بختیاری بله صحبت این بود که تا موقعی که ما دولت‌ها را در مطبوعات و در مجلس و در بیرون ازشان بدگویی می‌کنیم فکر این را نمی‌کنیم که حرفی را که در مجلس و در مطبوعات زده می‌شود انعکاسش در بین مردم و در ولایات و ایالات چیست. ما آن روز تصور نمی‌کنیم که یک دولتی موفق شود که واقعاً مملکت را در تصرف خودش داشته باشد و بتواند جلوگیری از هرگونه دسته‌بندی و خود‌مختاری و به قول آذربایجانی‌های ما (گله گوزی) بکند (بعضی از نمایندگان- چه فرمودید ‌آقا؟) یک موضوعی که در زندگی ما مؤثر است و بنده می‌خواهم به جناب آقای نخست وزیر تذکراً عرض کنم این است که بدبختانه روی همان اصلی که عرض کردم دولت‌ها روحیه خودشان را باختند. در این مملکت قسمتی از زندگی اقتصادی ما هم اسباب بازی شد. متفقین از نقطه‌نظر گرفتاری خودشان در دنیا که در نتیجه جنگ پیش آمده است مجبور بودند یک نظارتی در واردات و صادرات ممالکت بکنند و برای رفع احتیاج آنها از مقدار کشتی که در اختیار دارند یک مقداری را اختصاص بدهند به هر کدام از این ممالک. معلوم است اگر این موافقت متفقین نبود از آنجا که کشتی آزاد در دنیا وجود نداشت ما احتیاجات خودمان را نمی‌توانستیم رفع کنیم و از این نقطه‌نظر سپاس‌گذایم ولی صحبت در این است که آن مقدار جایی که سالیانه برای ما در کشتی‌ها اختصاص داده می‌شود چطور مملکت از او استفاده بکند و در نتیجه همین که دولت‌های گذشته شخصیت این را نداشتند که قضایا را با مقامات عالیه متفقین حل بکنند این قضیه افتاده است به دست یک عده مأمورین جز که عملیاتی که می‌کنند به میل خودشان است و در نتیجه اسباب زحمت مملکت شده است. آقایان همه می‌دانند اگر عرضه کننده زیاد باشد یک مالی تنزل پیدا می‌کند یا قیمت عادلانه پیدا می‌کند و اگر عرضه کننده کم باشد قیمت مال بالا می‌رود این کالا (به قول آقای مهندس فریور) در نتیجه تقسیماتی که بعضی اوقات روی رفاقت می‌شود یک مال‌هایی اختصاص داده شده است به یک اشخاصی که در نتیجه زندگی و ارزش زندگی را بالا برده است. آقایان نظر دارند سال گذشته یک چراغ الکتریک اگر می‌خواستند بخرند پنج تومان 8 تومان قمیت داشت ولی امروز به یک تومان یا 15 ریال رسیده است چرا؟ برای این که در سال گذشته اجازه به یک اشخاص محدودی داده شده بود و عرضه کننده کم بود.

+++

قیمت‌ها بالا رفت .مالی بود در سال گذشته که قیمتش خیلی بالا رفته بود و هر کیلویی به 17 تومان و 20  تومان رسیده بود ولی حالا 3 تومان هم خریدار ندارد . بنابراین این دولت باید کمال دقت را داشته باشد که آنجایی را که در کشتی برای ایران تخصیص داده‌اند و تا آخر جنگ سالیانه تعیین می‌شود تحت نظر دولت تنظیم و مرتب بشود و بین تمام تقاضا کننده‌ها تقسیم بشود نه این که یک جا یک مالی به یک نفر یا دو نفر داده شود که اینها رمق اقتصادی این مملکت را بگیرند مخصوصاً این که تمام تجار ما ایرانی نیستند و نمی‌شود گفت که تفاوت ندارد در هر صورت این مال می‌آید به مملکت یا حسن می‌آورد یا حسین می‌آورد این غلط است برای این که این حسن ایرانی است وقتی که این مال را آورد و احتکار هم کرد (در حالی که این برخلاف انسانیت است) این پولی که او از ملت ایران به این ترتیب می‌گیرد و خلاف انصاف است این پول جز سرمایه ملت ایران باقی می‌ماند ولی وقتی که یک نفر خارجی بود و این خارجی یک مالی را می‌آورد به این مملکت و یک تومان ارزش دارد و این شخص می‌فروشد به ده تومان و این پول را می‌برد بیرون این از دارایی و تمول این مملکت کسر می‌شود. من معتقد هستم که دولت آقای بیات که من به ایشان هم رأی تمایل دادم و هم رأی اعتماد خواهم داد کوشش خواهند کرد از هرگونه مداخله مأمورین خارجی مال هر همسایه و هر ملتی که باشد در کارهای ما در خاک ما جلوگیری کنند. برای این که حقوق حاکمیت ما محفوظ باشد در درجه دوم کوشش خواهند کرد که اقتصاد مملکت که هیچ گونه نقشه‌ای ندارد و روی میل و اراده یک اشخاص محدودی می‌چرخد که صلاحیت این کار را ندارند ما از آن شورای اقتصادی که در نظر گرفته بودیم و عده‌ای از آقایان هم حضور داشتند و برنامه آن هم تنظیم شده ولی هیچ وقت جمع نشد از آن شورا استفاده کنیم. آقای نخست وزیر به عقیده بنده معتقد به این اصل هستند که کارهای‌مان را ما خودمان باید بکنیم اگر می‌خواهیم حق این را داشته باشیم که ادعا کنیم ما مملکت مستقلی هستیم. در هر موضوعی می‌توان صحبت و با هر دولتی و با هر همسایه‌ای هر معامله‌ای می‌توان کرد مگر معامله‌ای که مربوط به حیثیت و حقوق حاکمیت مملکت باشد. اینها چیزی نیست که مورد گفتگو یا مورد بحث واقع شود.

طباطبایی- ختم جلسه

13- اقتراغ جهت شرفیابی روز عید غدیر

نائب رئیس- چون پس فردا مصادف با عید غدیر است اجازه بفرمایید مطابق معمول 12 نفر به حکم قرعه برای شرفیابی انتخاب بشوند.

بعضی از نمایندگان- جسه کی است؟

نائب رئیس- اجازه بفرمایید اقتراغ به عمل بیاید بعد جلسه را عرض می‌کنم.

(اقتراع به عمل آمده 12 نفر آقایان زیر انتخاب شدند(

آقایان: مظفر‌زاده- فرود- ظفری- نبوی- تیمورتاش- کاظم جلیلی- علی اقبال- مؤید قوامی- فلسفی- نقابت- فرمانفرمائیان- امیر تیمور

هاشمی- دیروز آقایان محترم متوجه بودند که پیشنهاد و طرحی که جناب آقای دکتر مصدق به مجلس دادند در سه چهار ورقه بود و آقایان محترم طرف راست و چپ و مرکز مجلس متفرق شدند برای امضا و شاید قریب 70 یا 80 بلکه 85 امضا شد ولی از این اوراق یک فقره بیشتر به دست من نرسید استدعا می‌کنم آقایان به هر یک از کارمندان و منشی‌های مجلس داده‌اند بفرمایند که ما آنها را مرتب کنیم. ( صحیح است )

14- قرائت گزارش کمیسیون عرایض راجع به آقای سهیلی و ارجاع آن به کمیسیون دادگستری

نائب رئیس- چند فقره گزارش از کمیسیون عرایض رسیده است آقایان اجازه بفرمایند قرائت شود.

ریاست محترم مجلس شورای ملی- اعلام جرم آقای فرخ نماینده محترم مجلس بر علیه آقای علی سهیلی نخست وزیر سابق نسبت به دخالت در امر انتخابات شیراز، جهرم و آباده که برای رسیدگی به کمسیون عرایض فرستاده بودند مورد مطالعه قرار گرفت و در مدارک آن که عبارت از رونوشت غیر مصدق دو برگ تلگراف بوده است دقت شد. مخصوصاً

+++

از طرف کمیسیون آقای شهاب منشی کمسیون قبلاً و آقای افشار رئیس کمیسیون بعداً به نخست وزیری رفته در اطراف تلگرافات مزبور تحقیق نموده چون گزارش داده‌اند که چنین تلگرافاتی موجود نبوده است لذا کمیسیون عرایض ادامه تحقیقات در اعلام جرم فوق را به علت کافی نبودن مدارک لازم نمی‌داند.

نائب رئیس- به موجب ماده 3 قانون محاکمه وزرا به کمیسیون دادگستری ارجاع می‌شود.

15- قرائت و تصویب ده فقره گزارش کمیسیون عرایض و مرخصی

نائب رئیس- گزارش مرخصی آقای طوسی به عرض مجلس می‌رسد.

آقای طوسی درخواست یک ماه مرخصی از تاریخ21 آبان 1323 نموده‌اند و مورد موافقت کمیسیون عرایض و مرخصی واقع شده اینک گزارش آن تقدیم می‌شود.

نائب رئیس- رأی گرفته می‌شود به یک ماه مرخصی آقای طوسی آقایان موافقین قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد. گزارش مرخصی آقای فتوحی

آقای فتوحی یک ماه مرخصی از تاریخ 19مرداد 1323 خواسته‌اند و چون به واسطه اشتغال به امور شیر و خورشید سرخ مراغه و سایر قضایای محلی بیست و چهار روز علاوه بر مدت مصوبه در محل اقامت کرده‌اند درخواست بیست و چهار روز تمدید نموده‌اند و کمیسیون عرایض و مرخصی با درخواست ایشان موافقت نموده اینک گزارش آن تقدیم می‌شود.

نائب رئیس- آقای فیروز‌آبادی

فیروز‌آبادی- بنده مخالفت با این شخص ندارم غرض این است که عقیده دارم که مجلس باید سرمشق جاهای دیگر باشد به این معنی که هر کس کار کرد حق او را بدهد و الا ندهد آقا یک ماه مرخصی گرفته بودند و مجلس اجازه داده بود حالا دو مرتبه در این مرخصی یک مرخصی دیگر درخواست کرده‌اند ایشان باید بدانند که کار نکرده مزدی نباید گرفت آن هم دو مرتبه.

نائب رئیس- رأی می‌گیریم به گزارش کمیسیون عرایض راجع به مرخصی آقای فتوحی آقایان موافقین قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد. گزارش کمیسیون راجع به مرخصی آقای امیر ابراهیمی

آقای امیر ابراهیمی درخواست چهل روز مرخصی از تاریخ 14 آبان ماه نموده و مورد موافقت کمیسیون عرایض و مرخصی واقع شده است اینک گزارش آن به عرض می‌رسد.

نائب رئیس- رأی می‌گیریم به مرخصی آقای امیر ابراهیمی آقایان موافقین قیام نمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد. گزارش کمیسیون راجع به مرخصی آقای ذوالقدر

آقای ذوالقدر برای معالجه فرزندشان در تاریخ 19 مرداد1323 به فلسطین مسافرت کرده‌اند و مدتی مشغول معالجه بوده‌اند در نتیجه دو ماه و پنج روز غایب بوده‌اند و اکنون درخواست اجازه نموده‌اند کمیسیون عرایض و مرخصی عذر ایشان را موجه تشخیص داده اینک گزارش آن تقدیم می‌شود.

نائب رئیس- رأی می‌گیریم به مرخصی آقای ذوالقدر آقایان موافقین قیام نمایند. (اکثر برخاستند) تصویب شد. گزارش کمیسیون راجع به مرخصی آقای دکتر شفق

آقای دکتر شفق درخواست 20 روز مرخصی کرده و به تصویب مجلس رسیده بود اکنون درخواست ده روز تمدید نموده‌اند و مورد موافقت کمیسیون عرایض و مرخصی واقع شده اینک گزارش آن به عرض می‌رسد.

نائب رئیس- رأی می‌گیریم به مرخصی آقای دکتر شفق آقایانی که موافق هستند قیام نمایند اکثر برخاستند تصویب شد. گزارش کمیسیون راجع به مرخصی آقای خاکباز

آقای خاکباز درخواست یک ماه مرخصی از تاریخ 21 شهریور 1323 نموده و به تصویب مجلس رسیده بود چون انجام امور ضروری محلی ایجاب کرده که مدت بیشتری در محل توقف کنند لذا درخواست پانزده روز تمدید نموده‌اند و مورد موافقت کمیسیون عرایض و مرخصی واقع شده اینک گزارش آن تقدیم می‌شود

نائب رئیس- رأی می‌گیریم به گزارش کمیسیون عرایض

+++

راجع به مرخصی آقای خاکباز آقایانی که موافقند قیام نمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد. گزارش کمیسیون راجع به مرخصی آقای دکتر زنگنه

آقای دکتر زنگنه درخواست پانزده روز مرخصی از تاریخ پنجم آذر 23 نموده و مورد موافقت کمیسیون عرایض و مرخصی واقع شده اینک گزارش آن تقدیم می‌شود.

نائب رئیس- رأی می‌گیریم به گزارش کمیسیون عرایض راجع به مرخصی آقای دکتر زنگنه آقایان موافقین قیام نمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد. گزارش کمیسیون عرایض راجع به مرخصی آقای دکتر فلسفی

آقای دکتر فلسفی درخواست سی و دو روز مرخصی از تاریخ دوم آبان 23 نموده‌اند و مورد موافقت کمیسیون عرایض و مرخصی واقع شده اینک گزارش آن تقدیم می‌شود.

نائب رئیس- رأی می‌گیریم به گزارش کمیسیون عرایض راجع به مرخصی آقای فلسفی آقایانی که موافق هستند قیام نمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد. گزارش کمیسیون عرایض راجع به مرخصی آقای مهندس فریور

آقای مهندس فریور درخواست یازده روز مرخصی از تاریخ 27 مهر 23 نموده‌اند و مورد موافقت کمیسیون عرایض و مرخصی واقع شده اینک گزارش آن تقدیم می‌شود.

نائب رئیس- رأی می‌گیریم به گزارش کمیسیون عرایض راجع به مرخصی آقای مهندس فریور آقایانی که موافق هستند قیام نمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد. گزارش کمیسیون عرایض راجع به مرخصی آقای منصف

آقای منصف به واسطه کسالت ممتدی که دارند و متجاوز از چهار سال است مشغول معالجه بوده‌اند بهبودی نیافته‌اند برحسب دستور اطبا برای معالجه عازم فلسطین شده‌اند و درخواست دو ماه مرخصی از تاریخ هفتم آذر 1323 نموده‌اند کمیسیون عرایض و مرخصی عذر ایشان را موجه تشخیص داده اینک گزارش آن تقدیم می‌شود.

نائب رئیس- رأی می‌گیریم به گزارش کمیسیون راجع به دو ماه مرخصی آقای منصف آقایان موافقین قیام نمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد. اگر موافقت دارند جلسه را به عنوان تنفس ختم کنیم (صحیح است) جلسه آتیه فردا صبح (دوشنبه 13 آذر ماه) ساعت 9

(مجلس یک ساعت و ربع بعد از ظهر به عنوان تنفس تعطیل و مجدداً  روز دوشنبه 13 آذر ماه یک ساعت پیش از ظهر به ریاست آقای ملک مدنی (نائب رئیس) تشکیل گردید)

16 – بقیه مذاکرات در برنامه دولت و اخذ رای اعتماد

نائب رئیس- آقای دشتی (گفته شد- تشریف ببرید پشت تریبون)

دشتی- بنده عرایضم چون مختصر است و عادت هم دارم که اینجا صحبت کنم اجازه بفرمایید اینجا عرایضم را بکنم موقعی که ما اسم نویسی کردیم برای بحث در پروگرام دولت من خیال می‌کردم واقعاً در مجلس شورای ملی پروگرام دولت مطرح خواهد بود و بحث در پروگرام دولت خواهد شد ولی متأسفانه چنان که ملاحظه می‌فرمایید تا به حال به عقیده بنده در برنامه دولت صحبتی نشده است . متأسفانه از دوره چهاردهم این عادت پیدا شده است که هر وقت پروگرام دولت مطرح می‌شود در خود پروگرام هیچ صحبت نمی‌شود صحبت آقایان یا راجع به اشخاص بود یا راجع به عملیات دولت‌های سابق در کابینه اول ساعد تمام صحبت‌ها یا راجع به دوره رضا شاه بود یا راجع به دولت سابق و دوره سیزدهم و حقیقتاً این اسباب تأسف است برای این که برنامه مشی سیاسی دولت است برنامه دولت یک چیزی است که تکلیف مملکت را معلوم می‌کند و در آن برنامه است که دولت هم باید از نظریات جمیع نمایندگان راجع به سیاست مملکت راجع به اقتصاد مملکت اصول و افکاری اتخاذ بکند و برود دنبال آن کار ولی همان طوری که عرض کردم از اول دوره چهاردهم این نشد. البته در مثل نباید مناقشه کرد و مثل را نباید با واقع تطبیق کرد زیرا مثل برای این است که حقیقت و واقع یک شئ‌ای کاملاً معلوم شود از قیافه مجلس و وضعیتی که کابینه دوم ساعد در آن روزها هنگام طرح برنامه‌اش گرفته بود مثلی را به خاطرم آورد نمی‌دانم عروسی‌های سابق یادتان می‌آید عروس را روی یک

+++

صندلی می‌نشاندند یک توری روی سرش می‌انداختند چهار ساعت باید بنشیند اطرافیانش می‌خوردند می‌زدند ساز می‌زدند می‌رقصیدند آن عروص هم باید بنشیند نگاه کند کابینه آقای ساعد هم گوش تا گوش در مجلس نشسته بودند و هر کس صحبت می‌کردند و یک کلمه و یک نفسی از آنها در نمی‌آمد (بعضی از نمایندگان- الان هم همین طور است ) وکلا که به عنوان موافق و مخالف اسم نویسی کرده‌اند اگر واقعاً مخالف و موافق صحبت می‌کردند یعنی کسی که مخالف بود مخالفت خودش را می‌کرد و کسی که موافق بود بلند می‌شد جواب می‌داد که دولت مقصودش این است اگر واقعاً این طور بود خوب بود بنده یاد دارم چندین نفر از آقایان پشت سر هم صحبت کردند یکی از آقایان که جز موافقین بود وقتی که رفت پشت تریبون قریب یک ساعت یک ساعت و نیم صحبت کرد و تمام سیئات دوره رضا شاه را به عنوان موافقت صحبت کرد یا این که تمام از خرابکاری‌های دوره سیزدهم و کابینه‌های سابق صحبت کردند و بنده نفهمیدم که اینها چه مربوط به کابینه دولت ساعد بود علت این پیشامد خود کابینه آقای ساعد بود زیرا آقای ساعد همان طوری که بنده عرض کردم با این که مرد وطن پرست و مرد شریفی بود و یک فونکسیونر عالی مقامی بود و متجاوز از سی سال سابقه سیاسی داشت ولی برای این که رئیس‌الوزرا بشود ساخته نشده بود ریاست وزرای یک مملکتی پلتیک ژنرال یک مملکتی را دست گرفته است تنها این که یک فونکسیونر خوبی یا یک آدم پاکدامنی باشد کافی نیست باید سازمان فکری داشته باشد و استخوان‌بندی فکری و سیاسی او طوری باشد که بتواند سیاست مملکت را اداره کند و راه ببرد وقتی که این طور شد طبعاً پروگرام را مطابق اصولی که دارد تنظیم می‌کند و بعد هم از آن دفاع می‌کند وقتی این طور نیست می‌روند یک پروگرام‌های کلی که باب طبع همه باشد می‌نویسند آن وقت می‌آیند می‌نشینند صحبت می‌کنند ولی این دفعه وقتی کابینه آقای بیات تشکیل شد بنده مخصوصاً اسم خودم را نوشتم برای این که خیال می‌کردم برنامه دولت اینجا مطرح خواهد شد و در برنامه صحبت خواهیم کرد برای این که خود آقای بیات هشت نه دوره ده دوره وکیل مجلس بودند و یک مرد پارلمانتری هستند و اغلب وزرایی که دارند همه اهل منطق و بیان هستند آقای دکتر سیاسی آقای اردلان آقای نصرالملک تمام اینها صحبت می‌کنند ولی ملاحظه بفرمایید که الان روز ششم یا هفتم است که برنامه دولت مطرح شده است و یک نفر از وزرا صحبت نکرده است علت این که چرا تا به حال برنامه مطرح نشده است دو چیز است یکی این که این برنامه یک چیز کلی است و خط مشی دولت را معین نمی‌کند یکی هم این که بالاخره باید دولت جواب بدهد و بحث را اداره بکند اگر یک نفر رفت پشت تریبون و راجع به دولت‌های سابق صحبت صریح دولت جواب بدهد که آقا این مربوط به دولت سابق است اگر مطلبی راجع به برنامه من دارید صحبت بکنید و راجع به برنامه من هر پر حرفی می‌خواهید بکنید.

شنیدم یکی از وزرا به یکی از وکلا گفته بود بهتر همین است که ما رفتار می‌کنیم برای این که وکلایی حرف می‌زنند بالاخره خسته خواهند شد هر یک از آقایان رفته است فکری کرده است و نطقی تهیه کرده ممکن است یک ساعت برود پشت تریبون صحبت بکند و یک نفر دیگر هم برود در جواب او باز صحبت کند و چون همه در اطراف مطالب گذشته صحبت می‌کنند مجلس طبعاً خسته خواهد شد آخر سر هم ما بلند می‌شویم یا رئیس‌الوزرا بلند می‌شود می‌رود پشت تریبون و می‌گوید «خیلی خوب ما حرف‌های شما را شنیدیم و اغلب تذکرات خیلی مفید بود ما آنها را سرمشق خودمان قرار می‌دهیم و انشاءالله خوب خواهد شد» و بعد هم رأی اعتماد می‌دهند و قضیه تمام می‌شود ولی بالاخره آن حقیقت حکومت دمکراسی به نظر بنده از بین برخاسته حکومت دمکراسی یعنی این که در این مجلس شورای ملی در این کانون ملت ایران رئیس‌الوزرا باید بگوید که من این کار را می‌خواهم بکنم این کار را می‌خواهم بکنم خط مشی سیاسی من این است و هر کس اعتراضی دارد بلند شود بگوید روی این خط مشی بحث شود و بعد هم رأی بگیرند اما اگر

+++

برنامه فقط کلیاتی باشد البته قضیه به آنجاهایی منتهی می‌شود که آن اطمینانی که مجلس شورای ملی باید پیدا بکند و دولت روی آن تکیه صحیحی به مجلس شورای ملی باید بکند نخواهد کرد. ملاحظه بفرمایید پریروز یکی از مهم‌ترین مشکلات سیاست این مملکت در این مجلس مطرح شد دولت یک کلمه حرف نزد که من موافق هستم یا نیستم (دکتر طاهری- سکوت موجب رضا بود) شبهه ندارد که دولت راضی بود ولی باید آن را تأیید کند زیرا یادم می‌آید (برای تأیید عرض خودم) وقتی که آقای ساعد در ضمن یکی از جلسات لایحه آورده بودند راجع به آقای دکتر میلسپو درست یادم نیست یا صریحاً گفتند یا از نطق خود آقای ساعد یا وزراشان این طور استنباط می‌شد که ما آورده‌ایم «به نظر مجلس برسانیم مجلس هر چه می‌خواهد رأی بدهد ما اطاعت می‌کنیم» من آنجا گفتم که این شکل حکومت دمکراسی نیست در ممالک دمکراسی باید دولت خودش یک خط مشی سیاسی داشته باشد دولت یعنی چه؟ دولت یک دستگاهی است که محرک و مدیر سیاست مملکت است و طبعاً باید تماس کامل با مسائل سیاسی داشته باشد و باید یک خط مشی سیاسی مسلم و ثابتی داشته باشد و بگوید آقا این خط مشی من است مجلس شورای ملی اگر با این خط مشی موافق است من می‌مانم و الا می‌روم پی فکر خودم این شکل حکومت کردن همان حکومت‌های دیکتاتوری است یعنی رئیس‌الوزرا برود در مقابل تخت رضا شاه تعظیم بکند بگوید هر چه امر می‌کنید من اطاعت می‌کنم این ترتیب صحیح نیست دولت باید سیاست و اصول داشته باشد و مخصوصاً دولت خودش باید خط مشی سیاسی داشته باشد برای این که وکلا غالباً تماس زیادی با مسائل سیاسی ندارند در این صد و چند نفر وکیل که نگاه می‌کنید اغلب اینها کاسب و زراع و تاجر و مستخدم هستند و اغلب اینها وظیفه سیاسی نیستند بنابراین اطلاعات سیاسی ندارند پس بنابراین شخصی که باید محققاً در سیاست کار بکند دولت است یعنی دولت باید واضح و روشن یک خط مشی داشته باشد و آن را به مجلس بیاورد و آن خط مشی عبارت از کلیات نیست ملاحظه بفرمایید الان مهم‌ترین ماده‌ای که در صدر پروگرام دولت نوشته شده است بنده برایتان می‌خوانم اول «تشیید روابط دوستی با دول محابه » مثل این است که بنده از آقای اکبر می‌پرسم امروز چه کار می‌کنید بگویند من اکسیژن تنفس می‌کنم (خنده نمایندگان‌) این کلی گفتن فایده ندارد بنده بپرسم در کجای دنیا هست که دولت‌شان با دولت‌های همسایه دوستی نمی‌کند این یک امر بدیهی است این بدیهی را گفتن و این کلی را گفتن که فایده ندارد: این خط مشی سیاسی دولت نمی‌شود! بعد نوشته‌اند تعقیب همکاری کامل با متفقین ایران این پروگرام دولت است؟! دو دولت بزرگ قوی که چندین میلیون قشون دارند و شاید عده قشون آنها به اندازه جمعیت تمام ایران باشد و الان یک قسمت مملکت ما در تحت اشغال نظامی است (امینی- اشغال نظامی نیست آقا عهدنامه داریم) اجازه بدهید الان عرض می‌کنم چیزهایی هست که باید اینجا گفته شود و آن این است که طبعاً روس و انگلیس آمدند توی مملکت ما و بنده نمی‌خواهم عرض کنم که اشغال نظامی است یا نیست برای این که با حلوا گفتن که دهان شیرین نمی‌شود (امینی- قرارداد داریم) ما یک قراردادی با متفقین داریم آیا ببینیم که مطابق این قرارداد با ما رفتار می‌کنند یا نه؟ (بعضی از نمایندگان- خیر نمی‌کنند)پس باید دولت بیاید اینجا بگوید که من می‌خواهم حتماً مطابق  قرارداد با ما رفتار بشود (صحیح است) از ولایات اشخاص را تبعید می‌کنند! از اوایل دوره گذشته جز دولت فروغی که نسبتاً در مقابل تقاضای سایرین مقاومت کرد و بهتر از همه مقاومت کرد دولت‌های دیگر به تقاضای آنها تسلیم شده‌اند. راه این که دوستی و اتفاق کامل با دول متفق خودمان داشته باشیم چیست؟ این اشتباه است که خیال کنیم راه جلب دوستی و محبت آنها این است که آنها هر چه به ما تحمیل بکنند ما قبول کنیم! (صحیح است) این اشتباه است! دوستی وقتی صحیح است که روی تبادل منافع و  تبادل احترام و تعادل مصالح باشد! دوستی اگر غیر از اینها باشد این دوستی نیست

+++

این آقا و نوکری است!! و بدرد نمی‌خورد! (صحیح است) وقتی دولتی بخواهد پروگرام بیاورد باید این طور پروگرام بنویسد برای چه برای این که ما علاقه‌مند هستیم کاملاً اعتماد و اطمینان و دوستی روس و انگلیس را نسبت به خودمان جلب کنیم اما راهش چیست؟ راهش این است که ما به قدر سر سوزن از حقوق خودمان صرف‌نظر نکنیم (صحیح است) شاید زائد باشد که من این را عرض کنم ولی این را باید گفت تمام ما می‌دانیم که ما آنچه در قوه‌مان بوده است برای جلب دوستی آنها ما گفته‌ایم و گمان نمی‌کنم که یک آدمی که مشاعر سالم داشته باشد در ایران باشد که بگوید ما یک سر سوزن یک نحوه کوچکی مخالفتی با روس و انگلیس کرده باشیم (صحیح است) ولی آیا آنها هم همین کار را کرده‌اند بدون تعارف باید گفت! (بعضی از نمایندگان- ابداً نکرده‌اند) هیچ کدام‌شان نکرده‌اند! (صحیح است) مداخلاتی که اینها در جنوب و شمال کرده‌اند اظهر من‌الشمس است؟! باید حتماً هم دولت و هم مجلس شورای ملی (اگر شما بخواهید زنده بمانید اگر شما پسران آن مردمان هستید که یک وقتی بیرقشان از به سفر تا دره سند در اهتراز بوده و بخواهید یک کسانی باشید که شایسته پسری آن پدران باشید) باید زیر بار عبودیت سیاسی و اسکلاواژ نروید (صحیح است) حالا من یک چیزی که به آقایان می‌گویم این است که امروز محیط اجتماعی و سیاسی دنیا مؤید پشتیبان فکر و رویه نظر شما است (صحیح است) امروز که دارند ملت‌های کوچک پوسیده و ضعیف مستقل می‌شوند و سایر دول هم استقلال آنها را احترام می‌کنند و کمک می‌کنند به ملل کوچک که خودشان حامی استقلال خودشان باشند یک ملت ایرانی که سه هزار سال تاریخ پشت سرش دارد کسی نمی‌تواند بگوید که زیر بار زور برود (صحیح است) یعنی اگر دولت‌های ما صاف و پوست کنده بگویند که ما آن چیزی را که مطابق قرارداد است مطابق حقتان است می‌کنیم مطابق حقتان نیست نمی‌کنیم (صحیح است) اما از شما می‌پرسم آقایان بدون ذره‌ای مجامله دولت‌های سابق این کار را کرده‌اند؟ (جمعی از نمایندگان- خیر) این که ما نمی‌توانیم با اطمینان کامل دوستی روس و انگلیس را جلب کنیم به نظر من یک علتش همین است یعنی همین قبول تقاضای خارج از حق مأمورین آنها است- ملاحظه می‌فرمایید شما وقتی که یک تقاضای غیر مشروعی از دولت‌تان کردند به این تقاضا تن در دادید دفعه دیگر تقاضای دیگر می‌کنند و نتیجه تقاضای بیتشر کردن و قبول کردن چه می‌شود؟ این می‌شود که ملت ایران از آنها می‌رنجد بعد یک ملت را ما چطور می‌توانیم با آنها موافق کنیم پس نه تنها اصول وطن پرستی به ما حکم می‌کند بلکه فکر این که ما باید تا دولت روس و انگلیس دوست باشیم به دولت ما حکم می‌کند که زیر بار زور نرویم آخر این چه مملکتی است که کردها طغیان می‌کند و شما می‌خواهید قشون بفرستید برای سرکوبی آنها نمی‌گذارند (صدر قاضی- کردها طغیان نکردند) شما را به خدا این قدر تعصب به خرج ندهید بسیار خوب کردها نکردند دشتی‌ها کردند اجازه بدهید که ما این قدر تعارف به خرج ندهیم حقایق را بگوییم در این مملکت بدبخت بدبختانه وطن پرستی این قدر نیست الان تمام عشایر مسلح هستند چرا مسلح شده‌اند. برای این که وطن پرستی در اینها قوی نیست (سنندجی- روح وطن پرستی هست مظالم گذشته مجبورشان کرد) روح وطن پرستی اگر در یک مملکتی باشد و زیاد هم باشد باید غیر از قوای دولت هیچ قوه‌ای نباشد (صحیح است) هر قوه‌ای غیر از قوای دولت مسلح بشود برای یک منظوری است! چطور شد آن وقتی که دولت مستبد ظالمی بود هیچ کدام  اسلحه نداشتند حالا که مشروط شده است همه اسلحه دارند؟ (صحیح است) در هر صورت به عقیده بنده اولین شرط همان طور که عرض کردم در سیاست خارجی عدم تسلیم به تقاضاهای نامشروع  است از دولت آقای بیات خواهش می‌کنم روشن و واضح به ما بگویند چه رویه خواهند داشت؟ آیا همان رویه‌ای است که سابقین تعقیب کرده‌اند یا این که حاضر هستند به صندلی علاقه‌مند نباشند و به اصول علاقه‌مند باشند به وظیفه علاقه‌مند باشند به مملکت علاقه‌مند باشند تا این که بتوانند کاری را از پیش ببرند و الا اگر این طور نباشد کاری از پیش نمی‌برند . همان طور که عرض کردم وضعیت و اصول دنیا با شما مساعد است چرای برای

+++

این که سر و کار شما با دو دولتی است که خودشان را طرف‌دار آزادی و عدالت می‌دانند (دکتر طاهری- برای این کار جنگ کرده‌اند) بله برای این کار اصلاً دست به اسلحه زده‌اند به نظر بنده شما می‌توانید گلیم خودتان را از آب بیرون بکشید ولی به چه شرط به شرط این که با کمال صراحت با کمال صداقت با آنها تا آن اندازه که لازم است و مصالح کشور اجازه می‌دهد موافقت کنید و آن آندازه که برخلاف مصالح مملکت خودمان است و مخالف حق حاکمیت ملی است موافقت نکنید این عقیده بنده است و باید یک چنین عقیده واضح و روشن داشته باشید.

ماده دوم پروگرام راجع به حفظ امنیت است به نظر بنده حفظ امنیت یکی از چیزهای مهم است یادم می‌آید در اواخر دوره دوازدهم یک دسته می‌خواستند با هم دیگر توحید مساعی بکنند یک حزبی تشکیل بدهند حزبی یا چیز دیگری یادم نیست چه بود یکی از آنها گفته بود خوب است مرام را دو چیز قرار بدهیم یکی امنیت یکی هم تهیه خواروبار برای مملکت واقعاً من آن وقت تعجب کردم که امنیت و خواروبار چطور ممکن است مرام‌نامه یک جمعیتی باشد خوب امنیت و خواروبار باید همه مردم داشته باشند حتی من یادم هست آقای فرهودی و تهرانی هم شاید در توی جلسه بودند گفتیم آقا اگر یک دسته دزد هم دور هم جمع بشوند اول سعی می‌کنند قلمرو خودشان را امن بکنند بعد هم خواروبار داشته باشند پس بنابراین امنیت و خواروبار برای چه مرام باشد ولی متأسفانه بعدها دیدم به درجه به این امنیت اخلال وارد شده است که واقعاً ایجاد امنیت باید یکی از مواد پروگرام باشد برای این که یک عکس‌العمل عجیبی در کشور پیدا شده است تا شهریور 1320 یک شخصی توی این مملکت بود که تمام ترمزها و تمام زمام‌های امور در دست او متمرکز بود او که از بین رفت مثل این که تمام ترمزها از هم پاره شد یعنی یک عکس‌العمل عجیبی در این مملکت پیدا شد اول عشایر مسلح شدند دوم در شهرها چاقو‌کش پیدا شد سوم این که در ادارات دزدی به حد وفور شیوع پیدا کرده چهارم هیچ مقامی مقام بالاتر از خودش را قبول ندارد یک همچو وضعی ایجاد شده آیا قصدتان از ایجاد امنیت این است که اینها را جلوگیری کنید و از بین ببرید اگر این است بفرمایید (ساسان- امنیت قضایی) امنیت قضایی، می‌گویند استقلال قضایی آیا واقعاً استقلال قضایی به این قضایی که دزدها را تبرئه می‌کنند می‌توان داد؟ این قابل مطالعه است ملاحظه بفرمایید یک وقتی یک کسی در این مملکت برای این که کتاب کارل مارکس توی جیبش بود شش سال حبس می‌کردند حالا دزد را می‌گیرند می‌برند توی محکمه و آنجا ول می‌کنند می‌گویند دلایل کافی نبوده یادم می‌آید یک وقتی معاون یا رئیس شهرداری به من می‌گفتند که چراغ‌های بلدیه را پلیس گرفته است از دزدی و او را برده است به دادسرا در آنجا قاضی محکمه گفته است که این دلیل کافی نیست از کجا که این شخص دزدیده باشد، شاید به دست او آمده باشد ملاحظه می‌فرمایید؟ (صحیح است) با این وصت که دستگاه قضایی ما که این قدر شل و ضعیف کار می‌کند چطور می‌توانیم امنیت را در مملکت درست بکنیم دزدی به درجه شایع شده است که به فلان مأمور یک کامیون قند می‌دهند ببرد به مازندران می‌برد در بازار می‌فروشد و یا این که کسی که مأمور صندوق فلان جا است همین که 5 هزار تومان در صندوق دید آن را می‌رباید و می‌برد که عروسی کند (یکی از نمایندگان- قضیه حاج ربابه) و یکی هم مثل قسمتی که الان اشاره کردند ربابه خانم توی این مملکت مثل این که تمام ترمزها پاره شده و تمام آن مقررات و آن چیزهایی که باید مملکت را منظم نگاه دارد پاره شده است یک نمونه خیلی کوچکی مثل بیاورم ولو آن که در مورد ادبیات است عیبی ندارد این روح تمرد و عصیان را نشان می‌دهد البته آقایانی که در ادبیات کار کرده‌اند می‌دانند بیانات سعدی در ایران به منزله قرآن است در  عربی یعنی از لحاظ فصاحت مثل قرآن به حد اعجاز رسیده است آن کسانی که اهل ادبیات هستند می‌دانند که حافظ باعث افتخار ایران است یعنی اگر یک مملکتی تنها حافظ را داشته باشد می‌تواند مباهات بکند که من حافظ دارم و من اهل مملکتی هستم که حافظ از آنجا بوده است (صحیح است)

مولوی یک کتابی است که عده‌ای معتقدند در دنیا کتابی به این عظمت و بزرگی نیست یعنی تفسیر قرآن است حکمت است، اخلاق است تصوف و موعظه و حکایت همه چیز توی آن

+++

هست- حال یک دسته‌ای در این مملکت پیدا شدند می‌گویند باید اینها را بسوزانیم عصیانی در تمام مراحل زندگانی ما پیدا شده است .مذهب جعفری مذهب ما است و در قانون اساسی مذهب رسمی ما است میلیون‌ها شیعیان دنیا به ما نگاه می‌کنند و می‌گویند دولت ایران نماینده مذهب شیعه است و ایران مورد احترام میلیون‌ها شیعیان دنیا است. عده‌ای پیدا شده‌اند و بر علیه آن چیز می‌نویسند دولت هم نگاه می‌کند اینها نمونه کوچکی از همان روح تمرد و عصیانی است که در تمام شئون زندگانی پیدا شده است و وظیفه هر دولت وطن پرستی این است که آن را از ریشه برکند. اصلاً هیچ کس به هیچ چیزی پا بند نیست مگر تمدن جامعه چیست؟ جز یک سلسله مقررات و نظامات تمام مقررات از بین رفته است. با درشکه‌چی صحبت می‌کنید خودش را با یک وزیر برابر می‌داند (یکی از وکلا- شاید هم راست باشد) خیر این طور نیست با وزیر برابر نیست با عمله صحبت می‌کند می‌گوید که چرا فلان رئیس اداره سوار اتومبیل می‌شود و من نمی‌شوم یک آقا منشی عجیبی در تمام نقاط و در تمام شئون مملکت پیدا شده است جناب آقای بیات می‌توانید اینها را جلوگیری کنند؟ (عده‌ای گفتند- بلی- خنده نمایندگان) ماده سوم همان طوری که عرض کردم یک کلی است که جنبه تزیینی بیشتر دارد 3-«سعی در بهبود زندگی مادی و معنوی عامه مردم به وسیله پایین آوردن هزینه زندگی و تهیه و اجرای نقشه چند ساله برای بهداشت عمومی و فراهم کردن موجبات اصلاح مدارس و اجرای قانون آموزش و پرورش اجباری و همچنین گذراندن قانون کار به منظور تکمیل آسایش و رفاه کارگران» از خواند این شعری بخاطرم آمد می‌گوید مرا بخیر تو امید نیست شرمرسان دکتر میلسپو ادعای این کار را کرد که سطح زندگانی مردم را بیاورد پایین ولی سطح زندگی و هزینه عمومی اکثر مردم نیامد پایین و البته از وقتی که خبر شکست آلمان شایع گردید و فرونت دوم باز شد طبعاً یک خرده اجناس پایین آمد بلافاصله دکتر میلسپو به ریش گرفت و گفت این بنده هستم که هزینه را پایین آوردم پایین آ‌مدن هزینه زندگی تا یک درجه زیادی متوقف بر این است که این جنگ منحوس تمام شود. باید اجناس از خارج وارد کرد اما این که این دستگاه امریکایی شما قادر باشد که مثل سایر ممالک جیره‌بندی کند و اجناس را بخوبی مردم برساند قادر نیست و من عقیده دارم که به کلی این جیره‌بندی را بگذارند کنار و آزاد باشد بنده معتقدم که بهتر این است که اگر این دستگاه را کنترل نکنند و بگذارند که آزاد باشد تا این که کنترل  بکنند و زندگانی مردم را فلج نمایند این عمل در واقع یک قسمت زندگانی مردم را خراب کرده است مثلاً تهیه نقشه چند ساله برای اجرای بهداشت عمومی تصور می‌کنید با این که وزیر بهداری هر دو سه ماه عوض شود بهداشت عمومی درست می‌شود! اگر بهداشت  عمومی را بخواهید درست بکنید وزارت بهداری را یک اداره مستقلی بکنید و یک اختیار چهار پنج ساله به یک نفر بدهید بدهید به آقای دکتر لقمان‌الملک (صحیح است) ولی به یک شرط به شرط این که آقای دکتر لقمان‌الملک هم هر چه طبیب است از اداره بیرون کنند و اینها را بفرستند برای معالجه امراض مردم یعنی برای مبارزه با امراض آنها را مجهز بکنند یک وقتی در موقع انتخابات راجع به آقایان اطبا صحبت کردم که یک نفر طبیب چه لزوم دارد که وکیل شود آن روز تصور کردند که بنده مقام وکالت را بالا می‌دانم و مقام یک نفر یک طبیب را پایین‌تر از آن می‌دانم بنده این تصور را ندارم آقا بنده یک طبیب یک جراح قابلی را به مراتب کارش را بهتر از وکالت می‌دانم همین آقا (اشاره به آقای دکتر معاون) وقتی که توی مریضخانه نجمیه بود و آن پیراهن سفید را می‌پوشید.

واقعاً مثل فرشته نجات بالا سر مریض می‌رفت (جمعی از نمایندگان- حالا هم هستند حالا هم می‌روند) خیلی خوب حالا هم می‌گویم قدر و قیمتش در جامعه و برای خدمت به جامعه بیش از بنده است که اینجا حرف می‌زنم. به نظر بنده اگر یک طبیبی برای سیاست قریحه خاصی داشته باشد و وارد سیاست شود باید طبابت را ول کند و بگوید که من طبیب نیستم مثل آقای دکتر طاهری (صحیح است) که طبیب سیاسی شده‌اند (خنده نمایندگان) ملاحظه بفرمایید یک نفر طبیب می‌رود روزنامه‌نویس می‌شود در صورتی که طبابتش بیشتر نافع برای مملکت است تا جریده نگاری او یا فلان طبیب

+++

اصرار دارد که مدیر کل باشد این را اساساً عرض می‌کنم پایه ترقی یک مملکت عبارت از طبقه مهندسین و دکترها شیمیست‌ها و فیزیسین‌ها اگر اینها بخواهند بروند نوکر دولت بشوند کاری پیشرفت نمی‌کند دولت بایستی سعی بکند و مخصوصاً طبقه روشن‌فکر و عالم مملکت باید جدیت نمایند که کارهای دولت دست اشخاص بی‌دست و پا و پفیوز نیفتد (خنده نمایندگان) و خودشان را برای کارهای آزاد و مولد ثروت مجهز کنند حالا تمام طبقات تحصیل کرده ما هجوم می‌آورند به دوایر دولتی و واقعاً در ممالکت راقیه کسانی نوکر دولت می‌شوند که یا واقعاً دنبال افتخار خدمت‌گذاری هستند و یا با کسانی هستند که از راه حرفه‌های آزاد نمی‌توانند متمول شوند اما اینجا هر کسی پول می‌خواهد تحصیل بکند می‌گوید می‌روم نوکر دولت می‌شود خیال می‌کند نوکری دولت پول دارد اما در قسمت بهداری آقای بیات فکر شما خیلی خوب است اما به این شکل عملی نیست. من یادم می‌آید موقعی که فرانکو تازه بر اسپانی مسلط شده بود چون خیلی وضعیت اسپانی خراب شده بود یک میسیون‌های سه نفری درست کرده بود آنها را می‌فرستاد توی دهات گویا یک نفر طبیب بود و یک نفر کشیش و غیره اینها می‌رفتند توی دهات هم طبابت می‌کردند و هم دوا می‌دادند حالا بنده نمی‌خواهم بگویم که شما هم همان کار را بکنید ولی ما محتاج به اطبای سیار هستیم برای این که در این مملکت اگر شما با سه مرض تراخم، ‌مالاریا، امراض تناسلی مبارزه بکنید خیلی خوب است. پول به ایشان بدهید یک مدیر کل اگر پانصد تومان حقوق می‌گیرد به این هشتصد تومان بدهید بفرستید با امراض مبارزه کند و احترام یک طبیب سیار که می‌رود مردم را معالجه می‌کند در نظر خدا و مردم بیشتر است از یک نفری که پشت میز اداره نشسته است معالجه مردم به مراتب بهتر است از یک نفر طبیبی که پشت میز اداره می‌نشیند اگر این کار را بخواهید بکنید که خیلی خوب و الا اگر برای تزیین است که چه عرض کنم.

در ماده چهارم تجدید‌نظر در قانون انتخابات، ‌به نظرم قانون انتخابات هم مثل نمک معارف شده است که دولت‌های سابق تا می‌خواستند کاری بکنند یک نمک معارف هم به آن می‌پاشیدند حالا هم دولت‌ها در پروگرام‌شان قانون انتخابات را می‌آورند. در کابینه اول آقای ساعد قرار شد قانون انتخابات را به مجلس بیاورند و آقای منصور‌السلطنه هم که خودشان قبول کرده بودند و دولت هم به ایشان مأموریت داده بود از ایشان خواهش کردیم که یک قانون سهل و ساده‌ای تهیه کنند به مجلس بیاورند یعنی مداخله دولت را حتی‌الامکان در انتخابات کم کنند و ترتیبی قائل شوند که در یک روز تمام شود و یک اصلاحاتی در این قسمت بکنید و این اصلاحات خیلی زیاد نیست، ‌آقای منصور‌السلطنه هی گفتند بسیار خوب و حالا می‌گویند نوشتم (نمایندگان- می‌آورند) …

مخصوصاً این را باید زودتر بیاورید، این که اینجا می‌فرمایید اجرای قانون تعلیمات اجباری، وقتی که یک قانونی گذشت و دستور اجرای آن داده شده آن را جز پروگرام گذاردن که اجرا می‌کنیم معنی ندارد.

بعضی از نمایندگان- پولش را تهیه می‌کنند.

دشتی- … بروید پولش را تهیه بکنید، اگر نشد بفرمایید که چون شما پولش را تهیه نکردید ما نمی‌توانیم اجرا کنیم عرض دیگری در ماده 4 داشتم.

ماده 4- تجدیدنظر در قانون انتخابات و تهیه لوایح به منظور اصلاح و تثبیت سازمان وزارتخانه‌ها و ادارات دولتی و اقدام در ترفیه حال کارمندان دولت و تقویت حس وظیفه شناسی و انضباط کامل به وسیله اجرای اصل پاداش و بازخواست من می‌خواستم توضیحاتی بدهند که این را چه شکل عمل می‌کنند، ‌این کار سهلی نیست می‌خواستم بگویم که در درجه اول مجلس شورای ملی و هم دولت باید سعی کند که آن کسانی که مالیات می‌پردازند یعنی طبقه مولد ثروت - به ترفیه حال آنها بپردازند، نه به ترفیه حال کسانی که مصرف کننده ثروت هستند (امیر تیمور- بسیار صحیح است) آیا در این باب هیچ فکری کرده‌اید؟ الان زراعت ما در نهایت درجه انحطاط و خرابی است و همچنین صنایع ما خراب است و فعلاً آن چیزی که بنای زندگی و رفاه جامعه است همه خراب است آن پولی که شما می‌خواهید به کارمندان دولت بدهید و هر چه خیال آن را می‌کنید باید از آنها بگیرید، ‌من می‌ترسم که

+++

یک وقتی اصلاً آنها نتوانند مالیات بدهند مثل یک اسبی که چهار فرسخ راه باید برود بیست فرسخ او را به دوانند او نمی‌تواند بدود و به کلی اسقاط خواهد شد آیا برای این اصلاً فکر کرده‌اید، چرا برای آنها فکری نمی‌کنید ترقیه حال کارمندان دولت! شما الان به قدری کارمندان دولت را زیاده کرده‌اید و داویر دولت را پر از کارمند کرده‌اید که هم مالیات مملکت تکافو ترفیه آنها را نمی‌کند اگر بخواهیم هم تمام آنها را در حال رفاه و آسایش نگاه بدارید و هم بخواهید به خزانه مملکت صدمه زیادی نخورد این ممکن نیست بنده می‌خواستم این اقدامی را که می‌خواهید در ترفیه حال کامندان دولت بکنند بپرسم که به چه وسیله می‌کنند؟

حاذقی- پایین ماده سوم گنجانیده شده.

دشتی- … ماده 5 هم همین طوری که عرض کردم یک کلیاتی  است و استدعا می‌کنم بفرمایید آن نقشه‌های اقتصادی را که دارید از چه سنخ نقشه‌های اقتصادی است راستی الان یادم آمد آقای بیات، که اگر بتوانید چراغ برق طهران را اصلاح بکنید که این چراغ برق از سر شب تا ساعت 9 ده دفعه خاموش نشود.

یک نفر از نمایندگان- بعضی از قسمت‌ها خاموش نمی‌شود.

دشتی- … آن قسمت‌هایی که خاموش می‌شود عرض کردم،‌ اگر شما این یک قسمت را اصلاح بکنید و این کار را بکنید و همین چراغ برق طهران را درست کنید ما شما را روی سرمان می‌گذاریم و حلوا حلوا ‌می‌کنیم. در خاتمه عرایضم یک موضوعی است که می‌خواهم به عرضتان برسانم، آن اعلانی است که همین امروز صبح یکی از وکلای مجلس به من داد پر از مهملاتی است که رئیس مالیه رشت در رشت منتشر کرده، آن را من برای شما می‌خوانم که آیا رئیس مالیه رشت حق دارد که این کار را بکند و خود این آن نحوه آنارشی که ما می‌خواهیم ازش اجتناب کنیم نیست،‌ می‌گوید «بسیار مهم می‌داند که اهالی ایران از حقایق اصلی که در وضعیت بهبودی اقتصادی این کشور دخیل است مستحضر باشند این طور شنیده می‌شود که فعلاً یک اقلیت کوچکی در مجلس تشکیل شده و علاقه‌مند می‌باشد که اختیارات اقتصادی میسیون آمریکایی را تغییر بدهند و یا اساساً نسخ نمایند»

ملاحظه بفرمایید مداخله یک نفر رئیس مالیه آمریکایی (یکی از نمایندگان- آمریکایی نیست) حالا می‌خواهیم ما هم یک قدری تفسیر بکنیم، اولاً آقا رئیس دارایی رشت چه کار دارد که مداخله در امور مجلس بکند و در اقلیت دخالت کند و از کجا می‌داند که این اقلیت بر ضد میسیون آمریکایی است وانگهی از کجا معلوم که ما میسیون امریکایی داشته باشیم اینها تمامش غلط است باز نوشته است «این موضوع ارتباطی با عقیده اکثریت مجلس ندارد برای این که اکثریت مجلس پیوسته نفع کشور را در نظر داشته و قلباً برای بهبود اوضاع عموم طبقات کوشش‌های لازمه را می‌نمایند ولی ممکن است که القا شبهه در انها به وسائل مختلفه تبلیغات و تحریکات ایجاد شده باشد»

یعنی این القا شبهه را اقلیت می‌کند یعنی اکثریت مجلس می‌خواهند میسیون امریکایی باشد و اقلیت مجلس مخالف است و می‌خواهد قانون 13 اردیبهشت را لغو کند برخلاف اکثریت مجلس طرف‌دار لغوش نیستند (تحسین نمایندگان) و لغوش هم خواهیم کرد (تأیید نمایندگان) و به طور حتم هم خواهیم کرد، چه معنی دارد یک نفر رئیس مالیه رشت مداخله در این کارها بکند (باز یک سطر از اعلان رئیس دارایی رشت خواندند)

«بدیهی است مردم ایران باید بدانند که اگر چنین قانونی بگذرد مستشاران امریکایی نمی‌توانند هیچ گونه مسئولیتی را برای بهبودی وضعیت اقتصادی ایران قبول کنند» اجازه بدهید باقی آن را بخوانم از اول تا آخر آن این طور است ملاحظه بفرمایید آقای بیات یکی از قضایای مبتلی به ما قضیه دکتر میلسپو است نه آمریکایی‌ها (صحیح است) خود حضرتعالی در دوره 13 بودید و می‌دانید یکی از کسانی که باعث و بانی آوردن مستشاران امریکایی بوده، خود بنده بودم و در تمام دوره 13 بنده مدافع آنها بودم.

مهندس فریور- خدا از سر تقصیرتان بگذرد.

دشتی-…  اجازه بفرمایید در آن روزی که طرح راجع به الغا ‌اختیارات 13 اردیبهشت را مطرح کنیم بنده به طور تفصیل دلایل اقدام خود و تقویت دکتر میلیسپو را عرض خواهم کرد ما یک دلایلی داشتیم از روی هوس و غرض شخصی نبود که

+++

طرفدار آوردن یک میسیون امریکایی بودیم، همان طور که عرض کردم بعد از قضیه شهریور که یک نوع اختلال و عصبانی که عرض کردم در اغلب وزارتخانه‌ها بود جایی که بیشتر عقیده داشتیم ثابت و مستقر بماند و کم‌تر دچار آن بحران شود وزارت دارایی بود، وزارت دارایی جایی است که باید از آن پول در بیاید و به تمام داویر دولتی داده شود،‌ مثل این که یک جایی است که مرکز حرارت و موتور حرکت تمام مملکت است و بنابراین باید وزارت دارایی یک جایی باشد که قابل اعتماد باشد، یک علت عمده‌اش این بود، ‌یک علت دیگرش این بود که ما می‌خواستیم کسی باشد که مغرض نباشد یعنی یک نفر خارجی باشد که مغرض نباشد و وقتی که می‌آید اینجا بنده و آقای دکتر طاهری در نظر او یکی باشیم این دو دلیل، یکی دیگر این که معتقد بودم امریکایی‌ها متد دارند، ‌معلومات دارند، یک کسانی هستند که مجرب و پخته هستند و با معلومات و متد خودشان می‌آیند این وزارت مالیه را که اخیراً مورد هوی و هوس وزیران شده بود مالیه مملکت را منظم بکنند و از این هرج و مرجی که در ا ین ده دوازه ساله اخیر در این وزارتخانه پیدا شده است نجات بدهند و از این قبیل دلایل زیاد داشتیم برای آوردن دکتر میلسپو چون سابقاً هم در ایران بوده و یک اطلاعاتی داشت و الان هم بنده معتقدم که آقای دکتر میلسپو یک آدم کاملاً شریفی است و یک آدمی است که دزد نیست و حتی بعضی عقیده دارند که سو نیت دارد، آن را هم من عقیده ندارم، ولی صرف سو ‌نیت نداشتن دلیل این نمی‌شود که دست او را برای ارتکاب هر عمل خلافی باز بگذاریم هر کار می‌خواهد بکند. مثلاً همین قضیه بانک ملی را در نظر بگیرید، ‌ایشان با ابتهاج روی قضایای شخصی و اغراض خصوصی مخالفت کردند (یکی از نمایندگان- چون ایشان ایرانی است و آن آقا آمریکایی) نه آقا آن هم نیست این را نگویید، مخالفت ایشان با آقای ابتهاج روی پیشامدهایی که وقت دیگر خواهم گفت بدون این که مقررات قانون را رعایت کند او را عزل کرده است و بعد آقای زند را معین کرده است، آقای زند هم جواب دادند به او که ریاست بانک ملی تابع مقرراتی است باید هیئت وزرا برحسب تقاضای وزیر دارایی تصویب بکند و فرمانش را هم شاه امضا کند صرف این که آقای دکتر میلسپو اراده کند که این را بردارند آن را بگذارند کار درست نمی‌شود بعد هم دکتر میلیسپو به هیئت وزرا ‌نوشت هیئت وزرا هم به او نوشت شما حق ندارید این کار را بکنید آن وقت مثل عضوهای هوچی مثل هوچی‌های دو تا پولی که در بازار داد و بیداد می‌کنند یا در روزنامه‌ها هو می‌کنند برداشته است به اینجا به آنجا به خارجه تلگراف کرده است که معاملات این بانک قابل اعتماد نیست آقای دکتر میلسپو آمده است که نظم ایجاد بکند نه این که محل نظم باشد (صحیح است) دکتر میلسپو است که این کار را می‌کند که رئیس مالیه رشت این نامربوط را در جراید منتشر می‌کند معروف است که اگر پیش نماز فلان کار را بکند پس نماز معلوم است که چه کار خواهد کرد، ما دکتر میلسپو را خواستیم که حق ما را حفظ بکند و در مقابل تقاضای اجانب محکم باشد و خم نشود اما اجرا ‌این عمل نباید مستلزم، تولید اشکال سیاسی برای دولت بشود، علی ای حال آقای بیات یکی از مسائلی که مورد توجه کامل مجلس شورای ملی است قضیه دکتر میلسپو است (صحیح است) ما معتقد بودیم که حضرتعالی در طی پروگرامتان این قضیه را اشاره می‌کنید، البته حالا که اشاره نکردید، ‌در جواب عرایض بنده این مطالب را بفرمایید.

نائب رئیس- آقای حشمتی

حشمتی- راجع به موضوع نفت چون در جلسه 11 آذر ماه، مجلس شورای ملی با تصویب طرح جناب آقای دکتر مصدق نظر خود را اعلام کرد و خیال مجلس را آسوده کرد بنده در این قسمت عرضی نمی‌کنم و به سایر مطالبی که دارم می‌پردازم، ‌در این چند روزه عده‌ای از آقایان به نام موافق و مخالف با برنامه دولت فرمایشاتی کردند بنده لازم می‌دانم از نقطه‌نظر مصالح کشور به بعضی از فرمایشات آقایان جواب بدهم بنابراین سعی می‌کنم که با نهایت ادب و با رعایت نزاکت قسمتی از فرمایشات آقایان را مورد بحث قرار بدهم، یکی از آقایان همکاران محترم بنده دولت سابق را به تظاهرات ضد

+++

دولت دوست و متفق ما کشور شوروی متهم کرد بنده از دولت سابق نمی‌خواهم دفاع بکنم، چون در اوایل امر با آن موافقتی نداشتم و همچنین بنده مایل نیستم شخص آقای ساعد را از اشتباهاتی که کرده است و یا کرده باشد تبرئه بکنم فقط می‌خواهم عرض کنم دولتی که به وسیله یک اکثریتی به وجود آمده…(یکی از نمایندگان- اکثریت نیست)

جمعی از نمایندگان- عده برای مذاکرات کافی نیست.

نائب رئیس- به عقیده بنده این رویه برای مجلس صحیح نیست،‌ ما ساعت 11 آمده‌ایم مجلس الان پنجاه دقیقه است که کار کرده‌ایم. (امینی- ما که اینجا هستیم. معنی ندارد آقایان مجلس را از اکثریت می‌اندازند)… به آنهایی که رفته‌اند عرض می‌کنم و اسامی‌شان هم هست اینجا، یک نفر ناطق حرف زده مجلس از اکثریت افتاده است.

اردلان- اسامی‌شان را بفرمایید قرائت کنند.

نائب رئیس- اسامی آقایانی که بعداً مجلس را از اکثریت بیندازند بنده یادداشت می‌کنم و به اطلاع مجلس می‌رسانم و خواهش می‌کنم از ارباب جراید که در روزنامه‌شان درج کنند…

(در این موقع عده کافی شد)

حشمتی- عرض کردم که بنده یقین دارم دولتی که به وسیله اکثریت مجلس روی کار آمده به هیچ وجه نمی‌تواند احساسات ضد دولت شوروی داشته باشد، چون در غیر این صورت مجلس تکلیف این دولت را تعیین می‌کرد. ملت ایران با فداکاری‌های خارق‌العاده که در راه پیروزی‌های مشترک کرده است توانسته است ثابت بکند دولت با متفقین خودش همیشه نظر خوبی داشته. (صحیح است) و خوشبختانه این حقیقت در اعلامیه طهران مورد تصدیق و تصویب روسای بزرگ دول جهان قرار گرفت، اخیراً دیده می‌شود که یک نوع نگرانی بی‌اساسی بین مردم ایجاد شده است، و مثل این است که یک دست‌های مرموزی این جنگ اعصاب را در این مملکت تولید کرده است، جنگ اعصاب یکی از اختصاصات جنگ‌های کنونی است که همه آقایان اطلاع دارند، بنده سعی می‌کنم که در این قسمت عرض بکنم و از آقای بیات تمنا می‌کنم که مخصوصاً در این موضوع توجه مخصوصی داشته باشند، ‌هر وقت هر کسی می‌خواست دشمن خودش را از بین ببرد، می‌گفت این مشروطه خواه است بعد که مشروطه رونق گرفت همه سعی می‌کردند دشمنان خودشان را مستبد قلمداد کنند امروز لغت مرتجع مد شده (حاذقی- وفاشبست) بنده نمی‌خواهم عرض کنم، الحمدلله ما نمردیم و معنی لغت مرتجع را فهمیدیم، متأسفانه این عادت در رادیوهای خارجی هم سرایت کرده است و اغلب دیده می‌شود که اسم بعضی‌ها را در رادیوهای خارجی می‌گویند، عادت دیگری هم پیدا شده که عده‌ای در کشور سعی می‌کنند که خودشان را طرف‌دار یکی از متفقین بزرگ ما بدانند، در صورتی که این عمل به نظر بنده تولید دو دستگی می‌کند و ممکن است خدای نکرده یک جنگ طبقاتی را در کشور بر پا کند ما امروز به اتحاد و اتفاق احتیاج داریم و همچنین متفقین ما هم به یک وحدت کاملی احتیاح دارند، لازم است عرض کنم که دوستی ملل اتحاد جماهیر شوروی، ‌امپراطوری انگلستان و ممالک متحده امریکا اختصاصی به طبقه معینی ندارد و متعلق به تمام ملت ایران است (صحیح است) ایرانیان میهن پرست با توجه به وضعیت جغرافیایی و اوضاع سیاسی کشور دوستی صمیمانه متفقین را از ضروریات حیات سیاسی کشور می‌دانند (صحیح است) بنده برخلاف نظر اشخاصی که خوشبختانه عده آنها خیلی کم است وضعیت کشور را نه فقط یأس آور نمی‌دانم بلکه یقین دارم که از چهل سال قبل از این موقعیت سیاسی ما هیچ وقت به خوبی امروز نبوده است و این موقعیت به نظر بنده بسیار امید بخش است و نتیجه مواد عهدنامه‌های دوستی و اتحاد جنگی با بزرگ‌ترین و نیرومندترین کشورهای جهان و موقعیت بین‌المللی ایران و بخصوص سیاست روشنی است که کشورهای بزرگ دنیا نسبت به ایران اتخاذ کرده است (صحیح است) بنده یقین دارم که در ابراز خوش‌بینی اشتباه نکرده‌ام زیرا در عصری که بزرگ‌ترین کشورهای جهان در مقابل استعمار کنندگان سد بزرگ و نیرومندی راتشکیل داده‌اند، در عصری که استقلال کشورهای کوچکی مثل لوکزانبورک و دوک نشین مناکو محترم شمرده شده هرگونه

+++

بدبینی راجع به ایران و آینده این کشور بی‌مورد است. بنده آنهایی را که برای رسیدن به مقاصد شوم خود و به عنوان دلسوزی سم‌پاشی می‌کنند مستحق چوبه دار می‌دانم. (صحیح است) بنابراین اگر تصور کنند که در وسط ایران خطی کشیده شده است اشتباه کرده‌اند و باید بدانند که تاریخ پر افتخار ایران خیلی از این خط‌ها را به خاطر دارد اگر به تاریخ مراجعه کنیم می‌بینیم که موجب حقیقی بدبختی‌هایی که برای کشورها پیش آمده از خود اهالی آن کشور بوده است و بنده قول می‌دهم به آقایان اگر از اختلاف نظرهای کوچک در کشور صرف‌نظر بشود و یک کانون معاونتی درست شود و جز سعادت ایران هیچ چیزی منظور نظر نباشد ما شایسته احترام خواهیم بود، دنیا هم به ما احترام خواهد کرد (صحیح است) در چندی قبل جز اخبار خارجه نطق ژنرال دوگل را دیدم که گفته بود هر ملتی باید انتظاراتش به قدر لیاقتش باشد، ‌این جمله پر‌معنی از دهان شخصی خارج شده بود که وقتی که فرانسه در زیر یوغ وحشیانه آلمان ناله می‌کرد اعتماد و اعتقاد خودش را برای تجدید یک فرانسه بزرگ‌تری از دست نداد خدا را شکر می‌کنم که وضعیت مملکت ما به هیچ وجه با وضعیت آن روز فرانسه قابل مقایسه نیست و مثل آفتاب برای بنده روشن است که کشور ما همیشه به این صورت باقی نخواهد ماند و به دست مردمان میهن پرست این کشور اوضاع ما رو به بهبودی خواهد رفت عرایض دیگری هم داشتم راجع به برنامه دولت، ‌البته بنده راجع به برنامه دولت در آن قسمت‌هایی که نسبتاً تخصص دارم عرایضی می‌کنم: اول راجع به ارتش است در جلسه پنجشنبه آقای گرگانی فرمودند که ما در این موقع که ارتش‌های متفقین ایران را اشغال کرده‌اند احتیاج به ارتش زیاد نداریم، ایشان فرمودند که باید دو سال خدمت نظام وظیفه را تقلیل بدهیم بنده بر علیه این نظریه جداً اعتراض دارم، زیرا ارتش‌های متفقین در اختیار ما نیستند که ما امنیت کشور را به دست آرتش متفقین بدهیم وانگهی مطابق پیمان ارتش متفقین ما باید در مدتی که از شش ماه تجاوز نکند خاک ایران را ترک بکند و امیدوارم تا آن تاریخ که زیاد طولانی نیست آقایان تصدیق بفرمایند که تغییر شکل دادن یک ارتش در یک مدت کوتاهی که شاید شش ماه بیشتر طول نکشد خیلی کار مشکلی است، به عکس بنده از جناب آقای بیات تقاضا می‌کنم که نسبت به این ارتشی که با خون جگر شالوده آن ریخته شده توجه بیشتری مبذول کنند، روزی که ارتش‌های متفقین خاک ایران را ترک می‌کنند برای جلوگیری از اتفاقات غیر مترقبه و برای جانشینی از این ارتش که فعلاً  یک قسمتی را اشغال کرده‌اند یک ارتش خوبی تهیه بشود راجع به مدت دو ساله عرض کنم چون در جلسات گذشته (در سابق) آقای دکتر معظمی یک پیشنهادی دادند و آقای تیمسار سرتیپ هدایت اشکالات فنی را تذکر دادند و پیشنهاد رد شد بنابراین طرح این موضوع در مجلس شورای ملی دیگر معنی ندارد قسمت دیگر عرض بنده راجع به ارتش این بود که البته آقای وزیر جنگ که تشریف دارند اینجا از وضعیت افسران جز ‌اطلاع کامل دارند، این افسران جز ما حداقل معلومات‌شان دیپلم متوسطه است و هیچ یک از وزارتخانه‌ها سطح فرهنگی‌اش مثل ارتش نیست برای این که شما هیچ افسر کوچکی را نمی‌بینید که دیپلم متوسطه نداشته باشد ما تمام آرزویمان این است که یک روزی فرهنگمان ترقی کند فعلاً در وزارت جنگ این کار عملی شده است ولی برای کار روزانه این افسرها حد و حصری قائل نشده‌اند جنگ می‌گویند می‌روند انضباط دارند فحش اگر بهشان بدهند نمی‌توانند جواب بگویند اقلاً آنها را سیر کنید اقلاً وضعیت‌شان را طوری مرتب کنید که وقتی مرد یا کشته شد یک طوری باشد که زن و بچه‌شان در زحمت نباشند و بدانند بعد از مرگ‌شان چه کسی از زن و بچه‌شان سرپرستی و نگاه داری خواهد کرد (صحیح است) بنده نظر خصوصی ندارم چون سال‌ها در ارتش بودم و از نظر اطلاعی که به وضعیت ارتش دارم وجداناً خود را موظف می‌دانم این مطالب را عرض کنم اینها ایران را دوست دارند و برای علاقه‌ای که به کشور دارند آمده‌اند در ارتش خدمت می‌کنند قسمت دیگر عرض بنده راجع به کشاورزی است بنده در این

+++

قسمت عرض زیادی نمی‌کنم فقط خیلی متأسفم که به واسطه عدم استفاده از آب رودخانه‌ها کشاورزان ایرانی اسم باران را رحمت الهی گذاشته‌اند و در موقعی که تمام وضعیت و موقعیت کشاورزی ما بستگی به نزول و عدم نزول باران دارد وزارت کشاورزی وقت خودش را به ترتیب بوقلمون و خروس ژاپنی مشغول کرده و یک موسسه‌ای درست شده است ولی بنده که ندیده‌ام کاری بکنند یک وقت می‌گفتند یک متخصص کشاورزی آمده بود سمت ما و گفته بود چرا اینجا پنبه نمی‌کارند گفته بودند که اینجا زمینش برای پنبه کاشتن مناسب نیست (بنده قبول نمی‌کنم این حرف را ولی می‌گفتند) گفته بود حالا که پنبه نمی‌شود پشم بکارید، بنده استدعا دارم که یک توجه مخصوصی به امر کشاورزی بشود و یک پیشنهادی دارم پیشنهاد بنده این است که یک مالیاتی به الکل و تریاک بسته شود و در این باب طرحی تهیه شود و تقدیم مجلس شود و وجه حاصله از این مالیات را اختصاص به امور رسد بندی بدهند و زمین‌هایی که تهیه می‌شود بین اعضا ادارات بین آنهایی که در ادارات زیادی هستند و بین کشاورزان تقسیم شود و از این کار دو عمل خوب نتیجه می‌گیرید یکی این که سازمان و تجدید سازمان ادارات سهل خواهد شد و یکی این که ملاکین وقتی می‌بینند که کشاورزان آنها می‌روند در جای دیگر کار می‌کنند مجبور هستند که به آنها رفتار بهتری بکنند در خاتمه عرایضم چون بنده اولین کسی بودم که با نخست وزیری آقای بیات موافقت کردم بنابراین از تمجید کابینه ایشان که خودم ایمان دارم خودداری نمی‌کنم و عمل آنها را موکول می‌کنم به قضاوتی که آقایان و مردم و مجلس شورای ملی خواهد کرد فقط قبلاً اجازه می‌خواهم که از چند نفر آقایان که نسبت به سه نفر از آقایان وزرا یک قدری اظهار بی‌لطفی کردند یک قدری گله کنم. در قسمت آقای زند که یک دفعه هم کاندید نخست وزیری بودند و اغلب آقایان هم نسبت به ایشان نظر خوب دارند و آقای سروری که در حقیقت خودشان را دشمن آنارشی و چاقو‌کشی معرفی کردند بنده عرض نمی‌کنم و آقای دکتر عبده در نطق بلیغی که آن روز فرمودند جواب کافی فرمودند اما راجع به آقای دکتر سیاسی عرضی دارم و خواهش می‌کنم آقای طباطبایی در نظریه خودشان تجدید‌نظر کنند آقای دکتر سیاسی آدم کم عقلی نیست یک مردی است که مردم و طبقه تحصیل کرده به ایشان اعتماد کامل دارند (صحیح است) و بنده نمی‌دانم چرا شما کمر قتل طبقه تحصیل کرده را بسته‌اید . بنده خودم نیستم ولی نسبت به تحصیل کرده‌ها ارادت دارم . در خاتمه عرایضم دو پیشنهاد کوچک دیگر هست که لازم است عرض کنم البته آقایان شنیده‌اند که یک عده‌ای از مناطق مختلفه ایران از طرف مقامات ایران ولی به دستور مقامات خارجی تبعید شده‌اند خیلی هم صحبت در این زمینه شده است این قسمت را امیدوارم از طریق وزارت امور خارجه آقای بیات مطالعه و اقدام بفرمایند اگر این مسأله حقیقت دارد باید جلوگیری شود و اگر حقیقت ندارد چرا باید همه نگران باشند و چرا باید همه افکارشان مشوش باشد قسمت اخیر عرایضم به شرط این که آقایان یک دفعه دیگر به بنده مصونیت بدهند و حمله نکنند و اجازه بدهند عرضم را بکنم و این عرض بنده را تا آخر گوش بدهند بعد قضاوت بفرمایند و آن راجع به دکتر میلسپو است عرض بنده را گوش بدهید بعد هر فرمایشی دارید بفرمایید بنده از ایشان لاستیک اتومبیل نمی‌خواهم (امینی- هیچ کس لاستیک اتومبیل نخواسته است) بنده مصونیت خواستم. و استدعا دارم از آقای بیات که در مورد دکتر میلسپو دچار احساسات نشوند و دقت بفرمایند و تمام جهات موضوع را که تماس با وضعیت  اقتصادی ما دارد درست در نظر بگیرند و البته اگر صلاح کشور بود که دکتر میلسپو نباشد نباشد منتها بنده به نام یکی از نمایندگان ملت تقاضا دارم از آقای بیات که ما را مطمئن کنند و معین کنند و مشخص کنند که دکتر میلسپو وقتی رفت دستگاه اقتصادی ما به دست کی خواهد افتاد ما نان می‌خواهیم مردم هم نان می‌خواهند مردم تنها با قند و شکر و چای زندگی نمی‌کنند این موضوع را اگر درست عملی کنند بنده عرضی ندارم مشروط بر این که با دلایل قطعی و دلایل دنیا پسند این موضوع به شخص بنده که به نسبت خودم یک حقی دارم حق قضاوت دارم ثابت شود.

+++

سیف‌پور فاطمی- اجازه می‌فرمایید بنده اخطار نظامنامه‌ای دارم.

نائب رئیس- بفرمایید.

سیف‌پور- عرض کنم به موجب ماده 109 اخطار نظامنامه‌ای دارم . در این مجلس بیست و چهار نفر نماینده ایلات هستند و ثلت جمعیت این مملکت ایلات هستند در ضمن بیانات آقای دشتی صحبتی شد که ممکن است در خارج سو تعبیر شود و همه آقایان نمایندگان اطلاع دارند که ایلات ایران از وطن پرست‌ترین افراد این مملکت هستند و در دوره گذشته صدمات زیادی دیدند و روسای آنها در محبس‌ها جان دادند و هنوز هم املاک آنها را پس نداده‌اند بنده تمنا می‌کنم آقای امیر جنگ که سمت پیشوایی و ریاست نمایندگان ایلات را در این مجلس دارند بلند شوند و توضیحاتی در این موضوع بدهند که این موضوع بعد از این که در روزنامه‌ها منتشر شد در خارج سو تعبیر نشود و ما در اینجا نسبت به اشخاصی که به مملکت خدمت کرده‌اند و در راه وظیفه خونشان ریخته شده است باید قدردانی کنیم. (صحیح است)

نائب رئیس- آقای دشتی

دشتی- به جای این که آقای امیر جنگ توضیح بدهند بنده باید توضیح بدهم. بنده هیچ نگفتم ایلات ایران وطن پرست نیستند بنده کی گفتم که ایلات خائن هستند کی گفتم؟ اگر چنین چیزی گفتم غلط کردم (خنده نمایندگان) بنده گفتم که ایلات نباید مسلح باشند این عقیده را داشته‌ام و حالا هم این عقیده را دارم و همیشه هم این عقیده را خواهم داشت.

سیف‌پور فاطمی- حالا که شهری‌ها هم مسلح هستند ولی ایلات اسلحه‌شان برای آزادی مملکت به کار رفت.

نائب رئیس- آقای اسعد

اسعد- بنده خیلی متأسفم که در این مدت چه موافق چه مخالف هر کدام بیاناتی که می‌کنند یک قسمت مطالب خود را روی ایلات مطرح می‌کنند خدمات گذشته ایلات را در این مملکت تمام تواریخ دنیا ثابت کرده است که چه جانفشانی‌هایی ایلات در راه استقلال ایران کرده‌اند ولی آقایان آنها را فراموش کرده‌اند و هر کدام هر نظر خصوصی که دارند یا نظر اجتماعی که دارند صحبت خودشان را روی ایلات می‌آورند و خیلی متأسفم اگر چه آقای دشتی دوست بنده فرمودند که این طور نگفته‌اند بنده هم نمی‌خواهم بگویم این طور گفته‌اند و البته ایشان که از وکلای زبر دست و کار کرده ما هستند جایز نیست که این طور کلمات راجع به ایلات بیان کنند ایلات یک ثلث این مملکت و ملت ایران را تشکیل می‌دهند و همیشه اوقات خدمات آنها در تاریخ برجسته بوده است اگر چنانچه ایلات یک مردمان وطن فروشی بودند بعد از واقعه شهریور که ناموس و جان و مال و هستی و نیستی‌شان قبل از آن از دست رفته بود می‌توانستند هر کاری را در این مملکت بکنند ولی نکردند برای این که آنها مردمان وطن پرستی بودند (صحیح است) و امروز هم وطن پرستی آنها مسلم است و در تاریخ هم ثبت است و همیشه وطن پرست بوده و هستند و حرف هیچ کس در مورد ایلات که بگوید وطن پرست نیستند باور کردنی نیست (صحیح است) و با وجود تمام خدمات بدبختی که خودم داشتم تا حالا میل نداشتم در این مجلس بیان کنم و امروز مجبورم بیان کنم که بیست و سه سال است ایلات ایران ناموس و مال و جان و همه چیزشان از بین رفته و برای وطن پرستی که در آنها هست امروز ملاحظه می‌کنید با چه مشکلاتی مشغول خدمت‌گذاری هستند (صحیح است) و توقعی که فعلاً از آقایان دارند این است که اگر برای این وضعیت آنها بیانی نمی‌فرمایید توضیح هم نفرمایید.

نائب رئیس- به طوری که آقای دشتی توضیح دادند نظر ایشان نظر اهانت نبوده است و متأسفانه سوء‌تفاهم شده است و بنده تصور نمی‌کنم که هیچ یک از آقایان نمایندگان نسبت به ایلات و عشایر ایران که از خالص‌ترین و پاک‌ترین نژاد ایرانی هستند جز نظر احترام نظر دیگر داشته باشد بنابراین به نظر بنده سوء‌تفاهمی شده و جای هیچ گونه نگرانی نیست. آقای نخست وزیر فرمایشی داشتید؟

نخست وزیر (آقای بیات)- روز اول که برنامه دولت

+++

مطرح شد اجازه خواستم انتقادات و نظریات ناطقین محترم را یادداشت کرده و درباره آنها یک جا توضیحات لازم بدهم . این تصمیم از این جهت بود که عده کثیری از آقایان برای نطق نام نویسی فرموده بودند و دولت نمی‌خواست صورت محاجه به مذاکرات بدهد بنابراین توضیحاتی که اینک به عرض می‌رسد مربوط به مذاکرات شش جلسه گذشته است البته چنانچه باز هم تذکرات و نظریات جدیدی از طرف نمایندگان محترم اظهار شود جواب آنها نیز به موقع خود عرض خواهد شد.

این انتقادات و نظریات را اگر طبقه‌بندی کنیم به سه دسته تقسیم می‌شوند: یکی انتفاد از دولت‌های گذشته عموماً و از دولت سابق خصوصاً. دوم تردید در صلاحیت این دولت در اداره امور مملکتی با اوضاع و احوال کنونی. سوم تذکرات راجع به برنامه و انتظاراتی که نمایندگان محترم از دولت دارند در قسمت اول یعنی انتفاد از دولت‌های سابق مخصوصاً از دولت اخیر که بعضی از نمایندگان محترم به تفصیل بیان فرمودند من نمی‌توانم نه در جهت مثبت نه در جهت منفی چیزی عرض کنم.

مسئولیت کار آن دولت‌ها با خود آنها است و این دولت در افتخاراتی که ممکن است کسب کرده یا انتقاداتی که ممکن است مستحق شده باشند نمی‌تواند به هیچ وجه شریک و سهیم باشد.

در قسمت دوم- که تردید در صلاحیت این دولت برای اداره امور مملکت است ناچارم توضیحات بیشتری به عرض برسانم چنان که چند شب پیش در رادیو ضمن نطق خود اشاره کردم من با این که‌ چندین دوره افتخار نمایندگی ملت و عضویت این مجلس را داشته‌ام و سال‌های متمادی در کارهای سیاسی کشور وارد بوده‌ام هیچ گونه داعیه ندارم و نسبت به تجربه سیاسی و استعداد و توانایی خود به نظر عجب و تحسین نمی‌نگرم . به عبارت دیگر خودم را از هیچ یک از هموطنان دیگر شایسته‌تر برای انجام این وظیفه سنگین نمی‌پندارم ولی با این همه سه عامل مهم مرا وادار به قبول این مسئولیت بزرگ نموده است . یکی صفت راستی و درستی و پاکدامنی که بی‌رودربایستی و بی‌خود ستایی به تصدیق همه کسانی که مرا از نزدیک می‌شناسند در خود سراغ دارم و همواره به آن مفتخر خواهم بود، دوم علاقه مفرط به خدمت‌گذاری نسبت به وطن عزیزمان ایران که فعلاً روزگاران سختی را می‌گذراند و نیازمند به فداکاری عموم فرزندان خود می‌باشد.

سوم- امر شاهنشاه معظم و اظهار تمایل و حسن ظن نمایندگان محترم ملت .خلاصه این که من پاکدامنی و درستی و عشق خدمت به میهن را از یک طرف و عنایت اعلیحضرت همایون شاهنشاهی و تمایل مجلس شورای ملی را از طرف دیگر برای موفقیت عوامل کافی تشخیص داده و از این رو قبول مسئولیت کرده‌ام (صحیح است) حالا اگر کسانی هستند که این عوامل را برای خدمت‌گذاری به کشور مؤثر نمی‌دانند مختار خواهند بود.

اما راجع به همکارانی که برگزیده‌ام ادعا ندارم که همه آنها مورد توجه و قبول همه نمایندگان محترم هستند ولی گمان هم نمی‌کنم که هیچ وقت هیچ کس بتواند دوازده نفری انتخاب کند که از جمیع جهات مورد قبول همه نمایندگان باشند در هر حال من مدعی نیستم که چنین معجزه‌ای کرده‌ام همین قدر اطمینان می‌دهم که در انتخاب این همکاران به هیچ وجه متوجه صفات صوری و ظاهری و تعداد سنواتی که از عمر آنها گذشته است نبوده بلکه مخصوصاً سعی کرده‌ام آنها علاوه بر درستی و پاکدامنی آزموده و کاردان و مصمم به خدمت‌گذاری و فداکاری باشند (صحیح است) اما راجع به قسمت انتقاد برنامه دولت و تذکراتی که داده شده است. بعضی از آقایان فرمودند این برنامه سخن است حرف است نوشته‌اند و به آن عمل نخواهند کرد. نمایندگان محترم تصدیق خواهند فرمود که این قضاوت قبلی نسبت به دولتی که هنوز مجال برای اقدام و عمل پیدا نکرده است به آن می‌ماند که بی‌گناهی را برای جرمی که مرتکب نشده و تصور می‌کنند مرتکب خواهد شد محکوم سازند. من تصدیق می‌کنم که در این مملکت حرف زیاد زده می‌شود و کار کم صورت می‌گیرد من و همکارانم متوجه بودیم به این که به قول حکیم فردوسی: دو صد گفته چون نیم کردار نیست. ولی ناچار بودیم از این که پیش از شروع به عمل مطابق سنن پارلمانی برنامه تنظیم و تقدیم کنیم. همین توجه سبب شد که به ایجاز و اختصار بپردازیم و از سخن فراوان احتراز جوییم. عجب این که این ایجاز و اختصار مورد پسند خاطر جمعی دیگر از نمایندگان محترم واقع نگردیده چنان که فرمودند:

+++

این برنامه مجمل و کلی است و بسیاری مطالب را یادآور شدند که به عقیده آنها می‌بایستی در برنامه آورده شده باشد. در جواب این ایراد باید عرض کنم که از مطالبی که تذکر دادند بعضی در خلال عبارات برنامه موجود است و تذکر بعضی دیگر غیر میسر یا غیر لازم می‌باشد. در اینجا به ذکر چند نمونه و مثال اکتفا می‌کنم. بعضی از ناطقین محترم پس از این که راجع به رئیس کل دارایی مذاکرات مبسوطی فرمودند و عملیات او را مورد انتفاد قرار دادند اظهار تعجب کردند از این که چرا دولت در برنامه خود تعیین تکلیف او را ذکر نکرده است از این آقایان می‌خواهم خواهش کنم به بنده هم اجازه دهند که از تعجب آنها اظهار تعجب کنم زیرا معنی ندارد که این دولت یا هیچ دولتی در برنامه خود که ناظر به امور مهمه و اساسی کشور است راجع به تعیین تکلیف یکی از مستخدمین خود ذکری بنماید ولو آن مستخدم خارجی و عنوان مستشار داشته باشد (صحیح است)

مثال دیگر- یکی از آقایان اظهار داشتند که مقتضی بود در ماده اول ذکری از منشور اتلانتیک به عمل می‌آمد جواب این است که در پیمان سه گانه به این منشور اشاره شده و بنابراین تکرارش زائد بود همچنین فرمودند چرا در این ماده شرط احترام متقابل نوشته نشده در جواب عرض می‌کنم که توضیح واضح شایسته نیست زیرا این اصل مسلم و بدیهی است که وقتی دو دولت مستقل با هم پیمان ببندند نسبت به هم احترام متقابل دارند و ذکر این جمله موهم این معنی خواهد بود که ممکن است دولت‌های مستقلی با یکدیگر پیمان ببندند و احترام متقابل اساس مسلم روابط آنها نباشد.

چنان که عرض شد دولت در تنظیم برنامه خود معتمداً به اجمال پرداخته است در توضیح این برنامه تذکر چند نکته لازم است. در قسمت سیاست خارجی شک نیست که مبنای روابط دولت با متفقین خود پیمان سه گانه و اعلامیه ملل متحده مورخ ژانویه 1942 خواهد بود ضمناً دولت با کمال صمیمیت و راستی در تقویت حسن تفاهم با همسایگان خواهد کوشید و اگر آن طوری که بعضی از نمایندگان اشاره فرمودند خدای نخواسته غبار کدورتی در بین باشد به رفع آن و به اثبات حسن نیت دولت اقدام خواهد نمود زیرا معتقد است به این که منافع و مصالح ایران و همسایگان ایران در حسن تفاهم و دوستی و یگانگی است و هیچ موجبی هم به نظر دولت نمی‌رسد که مانع استقرار این دوستی و صمیمت به نحو اتم و اکمل باشد ولی همان طور که آقای دشتی تذکر دادند نهایت دقت خواهد شد که این دوستی براساس احترام متقابل و رعایت کامل پیمان برای طرفین باشد. راجع به توقف قشون آمریکا در ایران همان طور که یکی از نمایندگان محترم تذکر دادند البته اقدام عاجل به عمل خواهد آمد که در اسرع اوقات قرارداد مخصوص به امضا طرفین برسد (نمایندگان- بسیار خوب) در سیاست داخلی دولت در نخستین وحله موضوع مستخدمین خارجی را مورد مطالعه قرار خواهد داد و تکلیف رئیس کل دارایی را که اکثر آقایان نمایندگان به آن اظهار علاقه فرمودند تعیین خواهد کرد.

دکتر مصدق- باید مدت معین شود.

نخست وزیر- عرض کنم در ظرف چند روز تعیین تکلیف می‌شود.

دکتر مصدق- مدت صریحاً باید معین شود.

نخست وزیر- در ظرف ده روز (بسیار خوب) دولت ضمناً مصمم است که در تشکیلات وزارتخانه‌ها و ادارات و سازمان آرتش اصلاحات لازم به عمل آورد و چنانچه در ضمن این اصلاحات کارمندانی از خدمت معاف شوند وسایل آسایش و رفاه آنها را فراهم سازد. مخصوصاً راجع به تعمیم بهداشت و اصلاح مدارس و اجرای قانون تعلیمات اجباری که تا مدت ده سال فقط عبارت خواهد بود از تهیه و ترتبیت معلم و ساختن مدرسه اهتمام مخصوص مبذول خواهد داشت.

راجع به پایین آوردن هزینه زندگی و طرح نقشه‌های اقتصادی و کشاورزی و تهیه مقدمات تبدیل وضع فعلی به وضع عادی بعد از جنگ فعلاً هر چه گفته شود بی‌فایده خواهد بود زیرا این مسائل محتاج به مطالعه دقیق از طرف خبرگان و کارشناسان می‌باشد و دولت مصمم است از وجود اشخاص تحصیل کرده و دانشمند در مطالعه این امور و طرح نقشه‌های

+++

لازم که به تدریج به عرض مجلس خواهد رسید استفاده کامل بنماید. موضوعی که باقی می‌ماند و امکان هر اقدام و اصلاحی منوط به آن است تقویت حکومت مرکزی و جلوگیری از پریشانی و بی‌انتظامی است (صحیح است) نمایندگان محترم به خوبی توجه دارند و بعضی از ناطقین تذکر هم دادند که با اوضاع و احوال کنونی نفاق و اختلاف برای مزاج کشور حکم سهم مهلک را دارد (صحیح است) و باید به هر وسیله‌ای هست از آن جلوگیری به عمل آید (صحیح است) و وفاق و وحدت کلمه جایگزین آن شود. دولت صد در صد با این فکر موافقت دارد و مصمم است با هرج و مرج و عدم امنیت به هر صورتی که باشد جداً مبارزه کند (صحیح است) و اجازه ندهد افراد غیر مسئول ناپخته و یا مغرض با سخنان مفسدت آمیز و نسنجیده خود میان ایرانیان تخم نفاق بپاشند (صحیح است) یا میان ایران و دولت‌های خارجی سوء‌تفاهم ایجاد کنند این گونه اشخاص و همچنین کسانی که نسبت به مقامات داخلی یا خارجی بی‌احترامی و اهانت روا می‌دارند از طرف دولت مورد تعقیب واقع گردیده و در حدود قوانین به شدت تمام مجازات خواهند شد. (صحیح است- احسنت)

شک نیست که موفقیت دولت در انجام این امور که مفاد برنامه تقدیمی و خلاصه نظریات نمایندگان محترم است گذشته از فعالیت و فداکاری من و همکارانم در صورتی و به نسبتی میسر خواهد بود که مجلس شورای ملی از دولت پشتیبانی نماید. (صحیح است)

در خاتمه البته همان طور که عرض کردم چون بنده عمر خودم را به خدمت‌گذاری در مجلس شورای ملی گذرانده‌ام تقریباً ده دوره و بیست و پنج سال از عمر خودم مفتخر به خدمت‌گذاری مجلس شورای ملی بوده‌ام تقریباً یک انس با قانون گرفته‌ام و به وضعیت پارلمان کاملاً مستحضرم امیدوارم به واسطه همان تجربیاتی که دارم البته در اجرای قانون آنچه که در قوه دارم اقدام و عمل بکنم و در خاتمه هم از آقایان نمایندگان محترم استدعا می‌کنم که در این موقع که واقعاً ما مشکلاتی در پیش داریم و بایستی به امید خداوند متعال و به توجه و همراهی و پشتیبانی نمایندگان محترم موفق به این خدمت‌گذاری بشویم از مساعدت خودشان دریغ نفرمایند.

راجع به اجرای ماده دوم قانون 11 آذر چنانچه تقاضای از دولت بشود بلادرنگ وارد مذاکره می‌شود و جریان مذاکرات را به عرض مجلس می‌رساند.

جمعی از نمایندگان- مذاکرات کافی است.

نائب رئیس- چند فقره پیشنهاد کفایت مذاکرات رسیده است.

پیشنهاد آقای نبوی

چون راجع به برنامه دولت به قدر کافی مذاکرات به عمل آمده بنده پیشنهاد می‌کنم به کفایت مذاکرات رأی گرفته شود.

نائب رئیس- آقای نبوی

نبوی- جای شبهه نیست که مجلس جای بحث و تحقیق و مذاکره است ولی این مذاکرات و صحبت‌ها تا وقتی باید بشود که مطالب روشن نشده ولی اگر مطلب روشن شده باشد اگر بخواهیم باز به مذاکرات ادامه دهیم نقض غرض کرده‌ایم مذاکرات و بحث در برنامه مقدمات عمل به برنامه است و فعلاً که مذاکرات لازم در اطراف برنامه شده است همان طور که توقع داریم این برنامه عملی شود اگر یک وقت خیلی زیادی را برای مذاکره بگیریم از عمل باز می‌مانیم آقایانی هم که مذاکراتی در این موقع می‌فرمایید البته عقیده دارند که این تذکرات و پیشنهادات آنان عملی شود پس اگر مدتی صرف مذاکرات شود و آن مدت صرف عمل نشود گمان می‌کنم تمام مذاکرات تکرار مکرات خواهد شد و همان چیزهایی که سایر آقایان فرمودند و به علاوه بنده خیال می‌کنم که فرع زائد بر اصل اینجا مصداق پیدا می‌کند چون الان قریب یک ماه است که ما راجع به ابراز تمایل به یک دولتی وقت گذرانده‌ایم و اگر یک ماه دیگر هم این طور وقت بگذرانیم آن وقت خیال می‌کنم که از مقصود اصلی دور افتاده‌ایم. بنابراین استدعا می‌کنم آقایان به کفایت مذاکرات رأی بدهند و به مذاکراتی که تا به حال شده است قناعت کنند. ( صحیح است )

+++

نائب رئیس- آقای دکتر شفق مخالفید با کفایت مذاکرات؟

دکتر شفق- بلی- عرض کنم یک نفر از آقایان همکاران محترم فرمودند که بایستی نفس مجلس را در نظر گرفت و اگر شخص احساس کرد که مجلس تمایل کلی به یک مطلبی دارد اگر در آن باب مخالفت کرد و وارد نظر مخالف شد شکست می‌خورد ولی چون بنده در تمام عمرم شکست خورده‌ام در این باب ورزیده شده‌ام و با این که می‌دانم رأی آقایان این است که مذاکرات به حد کافی شده است معهذا اجازه می‌خواهم در اینجا چند کلمه عرض کنم که اگر خدای نکرده نوبت مذاکره به بنده نرسید اقلاً شهوت کلامم از این راه خاموش شده باشد (خنده نمایندگان) بنده هیچ انکار ندارم که در صحبت‌ها یک مطالبی تکرار می‌شود و برای این دو راه حل بیشتر نیست یکی این که ما خودمان که بنده عاجز هم یکی از آنها هستم ملاحظه کنیم و انصاف بدهیم که مطالب مکرر گفته نشود یکی دیگر این که فراکسیون‌های مجلس هم اگر موافقت دارند انصاف بکنند و در جهت موافق دولت بیست و هفت نفر اسم نویسی نکنند و به اشخاصی که نظر دارند اجازه بفرمایند مطالب خودشان را بگویند و اگر مطالبی هم گفته می‌شود و آقایان عقیده به آن مطالب ندارند گوش کنند و اکثریت هم رعایت کنند (که متأسفانه فعلاً رعایت نمی‌شود) مطالب را در حدود موازین عقلی و منطق بیان کنند و اجازه بدهند مخالفین عقاید خودشان را بگویند. آقایان بعضی مسائل در مجلس گفته می‌شود که جواب دارد، بعضی از مسائل گفته می‌شود که کنایه دارد بنده یکی را برای مثال عرض می‌کنم فعلاً یک موضوعی که مورد ابتلای این کشور شده است موضوع میسیون امریکایی است (امینی- میسیون نیست ) که خدا کند ما خلاص بشویم دراین باب صحبت‌هایی داریم که باید گفته شود و در صورتی که خود آقایان می‌گویند که اینها مستخدم ما هستند نمی‌دانم چرا آن قدر به آن اهمیت می‌دهند؟ نمی‌دانم. یک عده از اعضای مجلس از نمایندگان مجلس برخاستند یک نظری اظهار داشتند و آن این بود که اگر این امریکایی‌ها از این کشور باید مرخص بشوند و بروند این را باید از راه عقل و تدبیر و ادب و نزاکت انجام بدهند و اگر هم فرصتی لازم دارند داده شود چنان که داده شد ( نائب رئیس- راجع به کفایت مذاکرات بفرمایید) صحبت‌هایی که در مجلس از یک طرف شده است دیگران را مثل این که ملزم می‌کند کور کورانه طرف‌دار یک قسمت دیگر هستند. بنده می‌گویم اگر دکتر میلسپو از ایران برود تمام میسیون امریکایی از ایران برود ایران زنده باشد ولی باید یک وقتی داده شود که معلوم شود ما هم چه نظری داریم. این یک موضوع موضوع دیگر راجع به سر وقت آمدن است ( نائب رئیس- آقای دکتر خارج از موضوع صحبت نفرمایید) خواهش می‌کنم اجازه بفرمایید ببینید من چه عرضی می‌کنم من عرض می‌کنم که نمایندگان باید سر وقت در اینجا حاضر شوند و آن وقت ممکن است هر کدام از آقایان میل داشته باشند و مطالبی دارند صحبت کنند در این روزها همیشه ساعت یازده حاضر می‌شوند.

نائب رئیس- آقای دکتر رعایت نظامنامه را بفرمایید شما باید در کفایت مذاکرات صحبت کنید سر وقت آمدن ربطی به کفایت مذاکرات ندارد.

دکتر شفق- عرض می‌کنم وقتی جلسه ساعت یازده تشکیل می‌شود فقط به دو نفر فرصت داده می‌شود حرف بزنند اگر می‌خواهید کار بکنید و موافق و مخالف صحبت خودشان را بکنند ساعت نه تشریف بیاورید . (بعضی از نمایندگان- ساعت نه همه می‌آیند) اگر آن وقت هم می‌آیند دو ساعت در خارج چای می‌خورند این ربطی به کار مجلس ندارد که ساعت یازده اینجا تشریف می‌آورید (یمین اسفندیاری- بفرمایید چای می‌خوریم نه می‌خورید) فعلاً از آقایان استدعا می‌کنم که اجازه بدهند اشخاصی که مطالب لازمی دارند بگویند من منظوری ندارم منظور بنده فقط این است که آقایان اجازه بدهند به طور کلی مطالبی شاید اشخاص داشته باشند که باید بگویند فرض کنید که من مخالف برنامه دولت هستم یک مطالب لازمی

+++

برای بنده باقی باشد که قبلاً هم گفته نشده باشد ولی با وضع فعلی نمی‌شود من نماینده ملت هستم به این ترتیب یکی دو نفر که صحبت می‌کنند خسته می‌شوند آقایان و به محض این که حس می‌کنند که آقایان خسته شده‌اند و رأی خواهند داد به کفایت مذاکرات فوراً پیشنهاد کفایت مذاکرات می‌شود و به آن پیشنهاد هم رای خواهند داد. تازه اگر دو روز دیگر هم صحبت شود تازه دولت ساعت یازده خواهد آمد در صورتی که هیچ مانعی ندارد که دو سه ساعت بیشتر آقایان وزرا در وزارتخانه‌شان کار بکنند و ساعت پوکر یک روز دو روز دیر بشود (همهمه نمایندگان-  زنگ رئیس) آقایان عصبانیت در کار نکردن به کار نبرید ممکن است اجازه بفرمایید دو روز دیگر هم جلسه داشته باشیم اگر مطالبی هست گفته شود.

جمعی از نمایندگان- رأی ، رأی

نائب رئیس- رأی می‌گیریم به کفایت مذاکرات آقایانی که موافقند قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد. رأی می‌گیریم به برنامه دولت آقایان موافقین…

نخست وزیر- بنده می‌خواستم تقاضا کنم با ورقه رأی بگیرید.

نائب رئیس- بلی با ورقه رأی گرفته می‌شود آقایان موافقین ورقه سفید خواهند داد. عده حاضر 98 نفر

(اخذ رای به عمل آمده 72 ورقه سفید و نه ورقه کبود و سه ورقه سفید بی‌اسم شماره شد)

نائب رئیس- برنامه دولت با 72 رأی موافق و سه ورقه ممتنع و نه ورقه مخالف تصویب شد.

(اسامی موافقین- آقایان: دولت آبادی- ایپکچیان- خلیل دشتی- تیمور‌تاش- مهندس پناهی- سرتیپ‌زاده- حاذقی- گرگانی- دکتر فلسفی- ابراهیمی- ریگی- محمد حسین قشقایی- مؤید قوامی- خاکباز- گله‌داری- سیف‌پور فاطمی- حسن اکبر- نمازی- هاشمی- ملک مدنی- صفوی- حیدر علی امامی- ظفری- دهستانی- فاطمی- بهبهانی- بیات- مؤید ثابتی- طهرانی- ابراهیم آشتیانی- ذوالقدر- مجد- محمد‌علی اعتماد- مرآت اسفندیاری- روحی- حشمتی- فولادوند- افخمی- دکتر اعتبار- اردلان- تولیت- دکتر کیان- دکتر آقایان- ملایری- عماد تربتی- مقدم- بوشهری- نبوی- نصرت‌الله اسکندری- فرود- صدریه- دکتر مصدق- دهقان- فرمانفرمائیان- فتوحی- افشار صادقی- مخبر فرهمند- دکتر طاهری- اسعد- مظفر‌زاده- حکمت- نقابت- دکتر معاون- رستم گیو- امام جمعه- فیروز‌آبادی- کاظمی- ساسان- امینی- مهندس فریور- ذوالفقاری- صمصام بختیاری

اسامی مخالفین- آقایان: دکتر رادمنش- دکتر کشاورز- فداکار- فرخ- دکتر شفق- شهاب فردوسی- کام‌بخش- رحیمیان- ایرج اسکندری

ورقه سفید بی‌اسم- سه ورقه) 

نخست وزیر- بنده از حسن توجه آقایان نمایندگان محترم تشکر می‌کنم و همان طور که عرض کردم امیدوارم که بتوانم استرضای خاطر آقایان نمایندگان محترم را فراهم بیاورم.

دکتر کشاورز- استرضای ملت ایران را.

17 - موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

نائب رئیس - اجازه می‌فرمایید جلسه را ختم کنیم (صحیح است) آقای بهبهانی پیشنهاد کرده‌اند که یک نفر عضو کمیسیون دادگستری را که انتخاب نشده است انتخاب او را جز دستور جلسه آینده بگذاریم. (صحیح است)

جلسه آینده روز پنجشنبه 16 آذر سه ساعت پیش از ظهر

(مجلس یک ساعت بعد از ظهر ختم شد)

نائب رئیس مجلس شورای ملی- ملک مدنی

+++

قانون

ممنوعیت دولت از مذاکره و عقد قرار داد راجع به امتیاز نفت با خارجیها

ماده اول - هیچ نخست وزیر و وزیر و اشخاصی که کفالت از مقام آنها و یا معاونت می‌کنند نمی‌توانند راجع به امتیاز نفت با هیچ یک از نمایندگان رسمی و غیر رسمی دول مجاور و غیر مجاور و یا نمایندگان شرکت‌های نفت و هر کس غیر از اینها مذاکراتیکه صورت رسمی و اثر قانونی دارد بکنند و یا این که قرار دادی امضاء‌ نمایند.

ماده دوم - نخست وزیر و وزیر‌ان می‌توانند برای فروش نفت و طرزی که دولت ایران معادن نفت خود را استخراج و اداره می‌کند مذاکره نمایند و از جریان مذاکرات باید مجلس شورای ملی را مستحضر نمایند.

ماده سوم - متخلفین از ماده اول بحبس مجرد از سه تا هشت سال و انفصال دائم از خدمات دولتی محکوم خواهند شد این قانون که مشتمل بر سه ماده است در جلسه یازدهم آذر ماه یک هزار و سیصدو بیست و سه به تصویب مجلس شورای ملی رسید.

رئیس مجلس شورای ملی - سید محمد صادق طباطبایی

تصمیم قانونی

دایر به ابراز رای اعتماد به کابینه آقای مرتضی قلی بیات نخست وزیر

مجلس شورای ملی در جلسه 13 آذر ماه 1323 پس از طرح برنامه کابینه آقای مرتضیقلی بیات به اکثریت 72 رای از 98 نفر عده حاضر رای اعتماد داده است.

رئیس مجلس شورای ملی- سید محمد صادق طباطبایی

+++

 

 

یادداشت ها
Parameter:294193!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)