کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره نوزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏19
[1396/06/01]

جلسه: 78 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه 22 فروردین‌ماه 1336  

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس‏

2- طرح برنامه دولت آقاى دکتر اقبال نخست‌وزیر

3- تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه‏

مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏19

 

 

جلسه: 78

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه 22 فروردین‌ماه 1336

 

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس‏

2- طرح برنامه دولت آقاى دکتر اقبال نخست‌وزیر

3- تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه‏

 

مجلس در ساعت و پنج دقیقه پیش از ظهر به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

رئیس - صورت غایبین جلسه قبل خوانده می‌شود.

(به شرح زیر خوانده شد)

غایبین با اجازه - آقایان: جلیلوند. دکتر نیرومند. تربتى. قرشى. خرازى. استخر. کشکولى. غضنفرى. فولادوند. آقایان. سنندجى. اورنگ. دکتر وکیل. مهندس فروغى. کیکاوسى. کورس. بوربور. مهندس هدایت. مهندس ظفر. مهندس بهبودى.

رئیس - نسبت به صورت مجلس نظرى نیست؟ (گفته شد خیر) صورت مجلس جلسه پیش تصویب شد.

2- طرح برنامه دولت آقاى دکتر اقبال نخست‌وزیر

رئیس - برنامه دولت مطرح است. آقاى دکتر بینا.

دکتر بینا - فرض من این است شخصیتى که به امر اعلیحضرت همایون شاهنشاهى مأمور تشکیل کابینه شده و اداره امور مملکت را در دست گرفته است لیاقت و شایستگى و توانایی دارد (صحیح است) که از انجام مسئولیت پس خطیرى که بر عهده‌اش گذاشته شده بر آید. بنابراین بنده که به عنوان مخالف اسم نوشته‌ام راجع به دولت و افراد کابینه مطلقاً صحبتى ندارم زیرا آن معرفى شده‌اند هنوز عملى را انجام نداده‌اند تا مورد قضاوت قرار گیرند (صحیح است)

متأسفانه لفظ مخالفت یا کلمه تنقید در مملکت ما بد تعبیر شده و هر کس راجع به هر کارى مخالفت یا تنقید نمود تصور می‌رود در این اقدام نظر خاص و یا خداى نگرده منظور شخصى وجود دارد. در صورتى که به عقیده بنده معنى تنقید این نیست و باز خداى نکرده غرض از این مخالفت تخطئه کارهاى دولت به منظور خاصى نمی‌باشد بلکه مخالفت بنده یک مخالفت اصولى است و نظر غایی من دادن تذکراتى است که به دولت به خصوص درباره احزاب تا شاید دولت بتواند تذکرات بنده را مورد استفاده قرار دهد.

براى اینکه نشان بدهم این دولت جوانى که امروز روى کار آمده و برنامه خود را برنامه کار گفته است مسئولیت بس سنگینى را به دوش گرفته است ناچارم مختصرى از تاریخچه دولت‌های پس از 28 مرداد را به سمع نمایندگان محترم مجلس شوراى ملى برسانم تا بتوانم نتیجه بگیرم.

آقایان دولت تیمسار سپهبد زاهدى که در آن روز نخست به اراده همایونى زمام امور کشور را به دست گرفت در شرایطى که روى کار آمد فرصت مطالعه کافى براى انتخاب همکاران خود نداشت به علاوه تیمسار زاهدى ناچار بود از وجود کسانى که در روز‌های سخت قبل از 28 مرداد با وى همکارى کرده بودند در تشکیل کابینه استفاده نمایند و یا در سایر دستگاه‌هاى مملکتى مسئولیتى به عهده آنان واگذار کند به طورى که حتى وقتى تنقید و یا تذکرى نسبت به افراد کابینه و یا متصدیان امور اعم از رؤساى بعضى از بانک‌ها و شرکت‌ها داده می‌شد ایشان تنقیدات و تذکرات را تأیید می‌نمودند و اظهار می‌داشتند و تشکیل دولت ناچار بودند با رفقاى هم سنگر خود همکارى نمایند چنان‌که دولت تیمسار سپهند زاهدى روى همین اصل ساقط شد و باید اذعان نمود که الحق در برقرارى نظم و ترتیب در مملکت نیز موفقیت شایانى تحصیل کرد.

در دو سال قبل آقاى علاء به دستور شاهنشاه زمام امور را به دست گرفت آقایان در اینجا ناگزیرم به عرض برسانم که بنده به دو طبقه احترام فوق‌العاده قائل می‌باشم یکى براى کسانى که به مملکت و ملت خود خدمت می‌نماید و اسمى در تاریخ ملت‌ها از خود به یادگار می‌گذارند دیگر طبقه علماء که از وجود آنان جامعه‌ای بهره‌مند می‌گردد. در وهله اول باید ادعا نمود که پس از قضایاى سوم شهریور سال 1320 در آن زمان آشفته و بحرانى که یک خبط و اشتباه کوچک حتى اسم ملت و مملکت‌ها را از نقشه جغرافیایی جهان حذف می‌نمود تنها یک فرد و آن شخص شاه بود که با اتخاذ یک سیاست متین و مدبرانه و خردمندانه به قیمت جان و جوانى ایران بر باد رفته را زنده نمود (صحیح است) مملکتى را از سقوط حتى نجات داد (صحیح است) و به دست ما سپرد.

همین مقام دو سال قبل زمامدارى مملکت را به یک نخست‌وزیر مجرب سالخورده‌ای تفویض فرمود که من مجبورم به نامه یک نفر آذربایجانى از خدماتى که با راهنمایی شخص اول مملکت به ایران نموده است سپاسگذارى نمایم.

آقایان آن خدمت موقعى انجام شد که متأسفانه بعضى از نخست‌وزیران سابق و رجال ایران پس از اشغال مملکت فرار نمودند و ترجیح دادند که در خارج از کشور زندگى نمایند ولى این شخص وطن‌دوست در قضایاى آذربایجان چنان رویه محکمى در سازمان ملل اتخاذ نمود که کرمیکو نماینده شوروى اظهار داشت هر وقت نماینده ایران پشت تریبون اظهاراتى می‌نماید وى را ناراحت و نگران می‌کنند بنابراین نمی‌توانم از ذکر چنین خدمتى خوددارى نمایم.

این شخص در مدت زمامدارى خود نیز شاید نتوانست آنچه را که در نظر داشت انجام دهد ولى بلاشک چند اقدام اساسى در سیاست خارجى و داخلى نمود که خوشوقتم امروز هم دولت آقاى دکتر اقبال ادامه آن را مژده دادند بنابراین در برنامه دولت نیز که فوق‌العاده مختصر است و فقط برنامه کار است بنده نمی‌توانم زیاد صحبت کنم و یا ایراد و تنقید شدیدى از این برنامه نمایم‏

البته پیوستن پیمان بغداد را که بر رهبرى اعلیحضرت همایونى انجام گرفت باید از کارهاى مهم و اساسى دولت آقاى

+++

 علاء شمرد زیرا در نتیجه اتخاذ چنین روشى رود که وضع سیاسى ایران پس از تقریباً یک قرن صریح و روشن گردید و در سیاست بین‌المللى دولت که به رهبرى شخص اول مملکت پیشرفت می‌کرد پایه کار به‌جایی رسید که در مجامع بین‌المللی به نظر دولت ایران ارزش و احترام خاصى قائل شدند و بعضى از نمایندگان دولت، دولت ایران به ریاست بزرگ‌ترین کنفرانس‌هاى بین‌المللی انتخاب شدند و حتى در اختلافات بین‌المللی دولت ایران صاحب نظر شد و می‌توان گفت تا اندازه‌ای در حل مسائل بغرنج بین‌المللی به عنوان میانجى انتخاب گردید، اختلافات سر حدى شمالى و جنوبى که بیش از یک قرن باعث گرفتارى‌های شدید دولت‌هاى بود و حل و فصل شد و حتى مطالبات ایران ز دولت دوست و همسایه شمالى وصول گردید.

در داخله مملکت باید اذعان نمود که امنیت به معنى واقعى در سراسر کشور مستقر شد و مسئله انتخابات که یکى از مسائل بغرنج مملکتى است به سرعت و آزادى و آرامش کامل برگذار گردید و هم چنین سرشمارى عمومى که پایه و اساس اصلاحات است انجام پذیرفت.

برنامه‌های سازمان برنامه تصویب شد و اکنون بحمدالله به مرحله اجرا در آمده است لایحه قرضه به تصویب مجلسین رسید در مبارزه با کشت خشخاش و استعمال تریاک موفقیت‌هایی به دست آمد و به خصوص وزارت فرهنگ در امر با سواد کردن مردم ایران که فکر شبانه‌روزى شخص اول مملکت و مورد علاقه مفرط ایشانست وظیفه بس خطیرى را انجام داد و بالاخره بودجه متعادل که از طرف دولت پیشنهاد شده بود به تصویب مجلسین رسید.

اگر بنده این موارد را تذکر دادم منظورم این بود که بگویم قدم‌هاى اساسى در زمینه اصلاحات برداشته شده و جاده براى کار و فعالیت صاف و آماده گردیده و به قول آقاى مهندس شریف امامى وزیر صنایع که در مصاحبه روز اول خود در وزارتخانه فرمودند مشکلات زیادى که در سابق وجود داشت مرتفع شد و موقع کار و فعالیت رسیده است بنابراین مردم ایران توقعات زیادى از این دولت به خصوص از شخص آقاى دکتر اقبال دارند و اگر خداى نکرده توفیقى حاصل نشود و از این فرصت مناسب حداکثر استفاده به نفع مملکت نگردد.

امرى بسیار بسیار ناگوار خواهد بود (یک نفر از نمایندگان - ناگوار نیست ناراحت نباشد) دولت به نامه خیلى مختصرى دارد و گفته است برنامه دولت کار است و کار بنابراین زیاد نمی‌خواهم در اطراف برنامه صحبت نمایم ولى چند نکته اساسى است که تذکر آن را لازم می‌دانم.

من امیدوارم این برنامه کار هم مانند اغلب برنامه‌ها فقط برنامه نباشد (نورالدین امامى - بیکارى نباشد) البته شخص رئیس محترم دولت صحیح است.

(ارباب - مثل مبارزه با فساد نباشد)

بیایید اینجا صحبت بفرمایید شما که می‌توانید صحبت کنید.

رئیس - آقاى دکتر بینا شما چرا جواب می‌دهید؟ جواب ایشان با من است شما هم ساکت باشید آقاى ارباب.

دکتر بینا - بنده تأسف می‌خوردم که شما دارید دفاع می‌کنید خیلى موجب تأسف است که آقاى ارباب دفاع می‌کنند (ارباب - بنده طبق ماده 182 اجازه می‌خواهم امروز سه عامل اساسى اقتصادیات کشورى را تشکیل می‌دهد).

این سه عامل عبارتست از کار و سرمایه و یا وسیله و ابزار کار منابع طبیعى.

از لحاظ منابع طبیعى ما همه چیز داریم و در کمتر مملکتى طبیعت مانند ایران سخاوت به خرج داده است از لحاظ فعالیت هم مردم ایران تشنه کار و اصلاحات هستند ابزار کار نیز تا اندازه‌ای فراهم شده و بقیه آن را باید تکمیل فرمایند.

بنابراین چنانکه عرض کردم شخص رئیس محترم دولت که کار را پایه و اساس برنامه خود را قرار داده‌اند بسیار صحیح است ولى باید گفت که کلمه کار هم فوق‌العاده کلى و مبهم است بهتر بود چنانکه استاد سخن آقاى فرامرزى در سر مقاله کیهان روز دوشنبه 19 فروردین مرقوم داشته‌اند دولت لااقل اصلاح را انجام چند چیز مهمى را که مورد احتیاج مردم این کشور است با تعیین مدتى متعهد می‌شد و مثلاً اعلام می‌کرد ‌که در مدت شش ماه دولت موفق خواهد شد برق تهران را اصلاح کرده کشاورزى را مکانیزه نموده و یا چند کیلومتر از شاه راه‌هاى مملکت را آسفالت خواهد نمود ولى متأسفانه در برنامه دولت چیز مشخص و معینى ذکر نشده است و بنده از این کلمه کار می‌ترسم زیرا مادامى که کار را به کاردان سپرده‌اند ممکن است در بعضى از دستگاه‌ها خداى نکرده کار مثبت و تولیدى را از کار معمولى تشخیص ندهند و با خراب‌کارى اشتباه نمایند.

کار باید جنبه مثبت داشته باشد و مثبت‌ترین کارها آن است که مردم خودشان انجام می‌دهند.

رئیس - محترم دولت باید به دستگاه‌های اجرایی خود دستور صادر فرمایند که حتى‌الامکان مزاحم کار مردم بی‌چاره نباشند (صحیح است) و براى این منظور باید دست به یک تصفیه دامنه‌دارى بزنند و عناصر مخرب را مطلقاً از سر کارهاى حساس دور نمایند ما می‌گوییم اما کو گوش شنوا؟

ترس دیگر من اینست که مبادا کار با عوام‌فریبى اشتباه شود (صحیحى است احسنت) دولت به جاى استعمال کلمه (کار) بهتر بود اعلام می‌کرد و به همه کارمندان دستور می‌داد کارشکنى و کوچک‌بینى و حد و غرض به خرج نداده و جلوى فعالیت‌های مفید مردم را نگیرند (صحیح است)

در برنامه دولت راجع بعدم تمرکز کارها در تهران که این همه از طرف اعلیحضرت تأکید شده اشاره‌ای نشده جناب آقاى نخست‌وزیر براى اجراى این نظریه و به منظور تسریع در انجام کارهاى مردم دور افتاده ایالات و ولایات لازم است با مسئولیت و نظارت مأمورین صدیق و درستکار و لایق و مجرب اقدام عاجلى فرمایند.

براى ایجاد کار در برنامه دولت فعلى ای کاش فقط همان کلمه تقسیم خالصه بین کشاورزان و از این قبیل اقدامات بود زیرا خود این عمل کار را ایجاد می‌کند و کشاورزان را از دست مأمورین خالصه خلاص می‌نماید و صاحب آب و زمین و علاقمند به کشور می‌کند.

جناب آقاى نخست‌وزیر بنده توقعى ندارم که جنابعالى در مدت زمامدارى خود این مملکت را بهشت برین فرمایید نه خیر چنین توقعى را ندارم آرزوى من این است که در مدت زمامدارى جنابعالى مردم زحمت‌کش این مملکت آب و نانى داشته باشند (قنات آبادى - یعنى به آب و نانى برسند) تا دعا‌گوى دولت شما باشند من برخلاف آنچه که جناب آقاى وزیر کشاورزى در مصاحبه خود راجع به برنامه کشاورزى اظهار داشتند که وظیفه من فراهم نمودن آب و نان مردم است می‌گویم ای کاش می‌فرمودند از چه طریق و تا چه مدتى این آب و نان مردم را فراهم می‌نمایند به عقیده بنده وظیفه وزیر کشاورزى تهیه آب و نان مردم نمی‌باشد و اگر ایشان اظهار می‌داشتند در عرض فلان مدت از طریق مکانیزه کردن وسایل کشاورزى و فراهم آوردن بذر سالم و تحویل آن به برزگر و گذاشتم زمین و آب در اختیار کشاورزان زحمت‌کش موافق خواهم شد نان و آب تمام مردم ایران را به دست همین طبقه تأمین نمایم خیلى بهتر بود (صحیح است) (مهدوى - این معنى همان جمله است) شما توجه بفرمایید.

از جناب آقاى وزیر بازرگانى همکار عزیز سابق خود که آزادى تجارت را اعلام فرموده‌اند و من هم با این عقیده کاملاً موافقم و اعتقاد دارم سهمیه‌بندى و جواز بازى جز ترویج فساد سود دیگرى ندارد و حتماً باید از بین برود سؤال می‌کنم آیا فکرى هم به منع ورود سیل آساى اشیاء تجملى و اتومبیل‌های آخرین سیستم و غیره و غیره که از پول و دسترنج کشاورزان و برزگران و کارگران و کارکنان فقیر و محتاج این مملکت خریدارى می‌شود کرده‌اند؟ و آیا براى ممانعت از خروج ارز این مملکت فقیر که در مقابل ورود این مال‌التجاره‌ها جیب بیگانگان ریخته می‌شود نقشه‌ای طرح کرده‌اند و یا براى تشویق صادرات مملکتى طرح جامع و مفیدى دارند؟

اینها رئوس مطالبى بود که بنده خواستم به طور اختصار تذکر دهم و امیدوارم دولت نیز این تذکرات را مورد استفاده قرار دهد.

جناب آقاى نخست‌وزیر شما اگر بخواهید موفق شوید باید با قدرت عمل نمایید و قدرت شما فقط و فقط باید متکى به قانون و شاه باشد باز ناچارم به دولت جنابعالى تذکر بدهم که ترتیبى دهید از اعمال نظرات شخصى و خصوصى در تمام وزارتخانه‌ها خوددارى شود.

آقایان نمایندگان محترم دولت و ملت ایران مبارزه دامنه‌دارى بر علیه عناصر مخرب و ایران بر باد ده نمود قواى انتظامى به خصوص فرماندارى نظامى با استقامت و پشتکار تمام لانه‌های جاسوسى را یکى پس از دیگرى تار و مار ساخت خاتمه حکومت نظامى به امر شاهنشاه در ایران اعلام شد در نتیجه این فعالیت‌ها و این اقدامات بود که خود جنابعالى هم قبول فرمودید که دیگر احتیاج به وجود حکومت نظامى نمی‌باشد و این تشخیص هم درست است زیرا وضع این خائنین و احزاب خیانت‌کار طورى براى مردم ایران روشن گردید که جوانان و روشنفکران با استدلالى که از پشت تریبون مجلسین به عمل آمد به خوبى دریافتند که در مملکت حساب و کتابى وجود دارد و گفته‌ها و نوشته‌های اشخاص ممکن است روزى سند خیانت آنان باشد.

با این ترتیب و با تعقیب این سیاست عاقلانه و تنبیه بدکاران و تبه‌کاران بود که امروز حتى اگر دولت هم اجازه فعالیت به حزب توده و یا احزاب مؤتلف خیانت‌کار بدهد و درهاى این احزاب را به روى مردم این مملکت باز گذارد و فعالیت آنان را مجاز داند دیگر کسى گول نخورده و وارد این احزاب نخواهد شد جناب آقاى نخست‌وزیر امنیت جان کلام و به همین مناسبت است که بنده به عنوان مخالف اسم نوشته‌ام تا بتوانم سؤال نمایم دولت فعلى درباره احزابى که در گذشته خیانت آنان نسبت به ملت ایران ثابت شده است چه رویه‌ای اتخاذ خواهد نمود؟

بنده چنان‌که همیشه در عرایض خود چه در دوره 18 و چه در دوره 19 تکرار کرده‌ام معتقدم که در مملکت مشروطه و رژیم دموکراسى باید احزاب فعالیت داشته باشند البته احزابى که براى بهبود

+++

وضع ایران فکر کنند و حافظ منابع ایران و رژیم مشروطه سلطنتى و قانون اساسى ما باشند (صحیح است) متأسفانه جنابعالى راجع به این امر مهم حیاتى در برنامه خود مطلق اشاره‌ای نفرموده‌اید.

در موضوع سازمان‌های ادارات اصلاح آن که مورد توجه خاص ذات همایونى است و در برنامه دولت قرار گرفته است امیدوارم با اصلاح این دستگاه‌ها قدم‌های اساسى و مؤثر و مفیدى به حال مملکت برداشته شود و در دوره حکومت این دولت رفیق و قوم‌وخویش‌بازى و سوگلى‌بازى از میان برود (صحیح است) و کارمندان دولت در مقابل انجام وظیفه تشویق شوند و خاطیان تنبیه گردند (صحیح است) تا خدمتگذاران حقیقى و کارمندان صدیق با امیدوارى به آینده خود پیش از پیش فداکارى و دلسوزى نمایند. (صحیح است)

جناب آقاى دکتر اقبال با عرض این مطالبى بنده می‌خواهم بگویم که ما آرزو داریم حداقل مایحتاج زندگى مردم ایران تأمین شود تا مردم فقیر و مطیع و کارکن و وطن‌پرست و شاه‌دوست این مملکت به خوشحالى نان را حتى بخورند ما می‌خواهیم به پیروى از منویات ملوکانه با تأمین عدالت اجتماعى مردم آسوده و مرفه زندگى نمایند و شب‌ها سر خود را راحت به بالین بگذارند خواست شاه خواست خداست و خداوند بار او همکار شما ملت ایران که شاه خود را خوب می‌شناسد می‌داند که این شاه دموکرات یک قلب پاک و بى‌آلایش و مؤمنى دارد که دائماً به فکر مردم زحمت‌کش و بیچاره و افتاده و فقیر مملکت است و روى همین صفاى باطن و صفات درخشان است که خداوند ایران در تمام حوادث هولناک وجودش را براى خدمت به ایران محفوظ نگهداشت است.

رئیس-  آقاى نورالدین امامى.

نورالدین امامى - چهارده سال است که خدمت آقاى نخست‌وزیر ارادت دارم و ارادت مخلص هم به ایشان بى‌شائبه است ولى کورکورانه نیست.

در هر صندوقى و مقامى امتحان خود را داده و نمره عالى هم گرفته و خوشبختانه دکتر مهران هم در آن موقع نبود که یکى دو نفر از نمرات را کش برود.

جناب آقاى دکتر اقبال یک فرد ایرانى و مخصوصاً آذربایجانى جان‌بازى و فداکارى شما را در کابینه مرحوم قوام‌السلطنه که خدایش رحمت بفرمایند چون خدمت کرده و خدمتگذار بود فراموش نکرده و خدمات ذی‌قیمت را در مقام استاندارى آذربایجان در آن روزهاى تاریک و خطرناک از یاد نبرده و نخواهیم برد.

خداى بزرگ تفضل فرموده و شاهنشاه عنایت.

انشاالله اقبال کشور با اقبال آمد.

جناب آقاى نخست‌وزیر در نتیجه هدایت و راهنمایی ذات مقدس شاهنشاه سیاست خارجى دولت جناب آقاى علاء مورد تأیید و تحسین ملت ایران است و گام‌های بلندى در سیاست داشته و بحمدالله موفقیت‌های زیادى هم نصیبش شده و در دنیاى آزاد سر بلند شده‌ایم.

جناب آقاى علاء در موارد عدیده امتحان خود را در سیاست خارجى داده است تاریخ کشور باستانى وقایع شوم و تاریک شهریور 20 تا آذر 25 را با نام پر افتخار خدمتگذار خود حسین علاء ثبت نموده و البته تعقیب آن سیاست از طرف دولت جنابعالى خواست ملت ایرانست و امیدواریم روز به روز در راه تأمین صلح و تضمین سعادت عمومى قدم‌هاى مؤثرى برداشته شود

اما سیاست داخلى:

بر خلاف گفته (عیب از جمله بگفتى هنرش نیز بگو)

مخلص اول هنر را عرض نگردم البته نمی‌خواهم عرض بکنم که سیاست داخلى تمام اشتباه و یا غلط بوده خیر این عرض را نمى‌کنم ولى اشتباهات و زیاده روى‌های غیرقابل بخششى هم دیده می‌شود که جدا غیرقابل بخششى هم دیده می‌شود که جدا از دولت می‌خواهم اولاً فورى از ادامه آن جلوگیرى و ثانیاً متخلفین را تعقیب بکنند.

وزارت بازرگانى:

آقاى وزیر بازرگانى کجا تشریف دارند. امروز خیلى زود است راجع به آقاى تجدد عرضى بکنم چون هنوز ما ایشان را از خودمان می‌دانیم و باور نداریم رفیق نیمه راه بوده و ما را از دیدار دوستانه خود محروم کرده باشد.

من ایشان را مرد عمل می‌دانم رفیق عزیز، آمار یک ماهه این جناب آقاى ناصر همکار دوجانبه خود را هم دیروز هم امروز مطالعه بفرما.

تو را به خدا خجالت ندارد؟ چه سهمیه چه اجازه چه کنترل، چه دفتر، چه کتاب از سیر تا پیاز در ماه اجازه چند اتومبیل چند یخچال چند بادبزن چند سوزن چه مقدار پرتقال چه مقدار سیب‌زمینى چه مقدار روغن چه مقدار کوفت و زهرمار. هر کس هر چه می‌خواهد می‌آورد این دیگر وزارت بازرگانى نمی‌خواهد.

جناب آقاى تجدد تو را به شرافتت بهتر نیست درب این وزارتخانه را ببندیم اگر این ترتیب باشد هر کس هر چه می‌خواهد می‌آورد دیگر چرا داداش به وزیرها سلام بکنیم.

شما در بانک تشریف داشتید هر دو ماه یک مرتبه تعظیم می‌کردم آن هم نه یک مرتبه ده مرتبه تو هم که به من لطف داشتى و قرض هم می‌دادى من هم از آن عمل خیرت استفاده می‌کردم ولى این دستگاه وزارت بازرگانى شده است. مرا به خیر تو امید نیست بفرما شر می‌رسانند.

خیلى بهتر از من واردى و می‌دانم مرد کار هستى بدان که دستگاه جنابعالى اگر درست کار بکند یک ثلث لااقل خرابى و فساد از بین خواهد رفت و خدمتگذار حقیقى شاهنشاه و کشور «نه قلابى» خواهر بود (انشاالله)

وزارت پست و تلگراف:

چندى قبل با یکى از دوستان خدمت جناب آقاى مهندس اشرفى رفته بودم از آن روز دیگر خیلى می‌ترسم اصلاً چیزى نخواهم گفت قدم‌هایی برداشته شده قابل دیدن و توجه است.

لازم نیست زیاد به خود زحمت داده برویم تا پیدا بکنیم روشن است ولى اگر مثل آن روز نشود عرض می‌کنم داداش جان این نخست‌وزیر قدرى به آذربایجان و ساختمان‌های آنجا هم توجه بفرما (عده‌ای - همه‌جا همه‌جا) آن وقت دیگر صد مرتبه گل و گلاب می‌شود و هر شب شما را دعا می‌کنم.

وزارت صنایع و معادن:

از این جناب آقاى مهندس شریف امامى چه عرض کنم یک کلمه هم قدرت ندارم همین قدر بدان خیلى خیلى انتظار‌ها داشته و چهار چشمه به جنابعالى نگاه می‌کنم انشاالله رو سفید و سربلند هستیم جنابعالى را مرد عمل و کار و سرمایه کشور می‌دانیم.

چون مخلص کارى ندارم با مشورت چى هم عرض ندارم به شرط اینکه با عینک ذره‌بین در مشاوره‌ها شرکت کند چون گرفتارى ایشان کمتر است و بهتر می‌تواند کنجکاوى کند.

در قسمت ساختمان براى دبستان‌ها در تمام کشور می‌توان گفت برجسته‌ترین عمل دولت سابق در سیاست داخلى را وزارت فرهنگ انجام داده. همچنین در تکمیل دبیرستان‌ها و ازدیاد دبستان‌ها، و تربیت معلم ولى چه عرض کنم از کمى دبیر در شهرستان‌ها مخصوصاً آذربایجان خداى عمرش بدهد اگر قدرى در این قسمت توجه بفرماید.

وزارت راه:

اگر تیمسار انصارى بوده و قول خود در قسمت آسفالت شاهپور فورى عمل بکند ارادت سابق چهار برابر خواهد شد

جناب آقاى نخست‌وزیر البته توجه دارند که راه آهن مخصوصاً در قسمت خط و ریل احتیاج تعمیر و اصلاح زیادى دارد واگن‌ها هم به کلى کهنه و فرسوده شد و تعداد آن هم خیلى کم است بایستى در این قسمت توجه فورى دولت بکند.

چون عرایض مخلص به وزارت راه است در اینجا واجب می‌دانم که سپاسگذارى اهالى غیور آذربایجان را به پیشگاه مقدم شاهنشاه جوان بخت از توجه و عنایت مخصوصى که نسبت به ساختمان 480 کیلومتر راه اصلى آذربایجان فرموده‌اند تقدیم دارم.

وزارت کشور.

جناب آقاى نخست‌وزیر یک اشکال خیلى بزرگ و مهم و درد بى‌درمان تشکیلات دولت هم صداى نبودن و تماس نداشتن با یکدیگر است خود جنابعالى را مکرر در مکرر در یک روز و یک ساعت به چند محل دعوت کرده‌اند براى جنابعالى اتفاق نیفتاده است که در یک روز و یک‌ساعت از وزارتخانه‌های مختلف جنابعالى را دعوت کرده باشند وزارت دارایی دعوت نموده.

در همان ساعت تیمسار سرلشگر انصارى می‌گوید بیا برو شیراز و‌زارت بهدارى براى آسایشگاه شاه‌آباد دعوت کرده شاهنشاه هم باید همان ساعت تشریف ببرند آنجا را افتتاح بفرمایند همان ساعت دعوت شده است که آقاى نخست‌وزیر بروند رادیو را افتتاح کنند این را به عنوان مثال عرض کردم.

اگر وزارت صناعت مثلاً بخواهد یک شرکت تشکیل بدهد و یا عملى که جنبه قضایی دارد انجام بدهد نبایستى با دستگاه قضایی مشورت بکند؟

دادگسترى می‌تواند معدن کشف و یا استخراج بکند اگر نمی‌تواند صناعت هم نمی‌تواند مثل دادگسترى قضاوت بکند.

به عنوان جمله معترضه عرضى خدمت‌تان بکنم اگر من عرض بکنم که مثلاً کلاه مخملى زید و یا کراوات عمر و قشنگ نیست دلیل این است که زید و یا عمر و خائن هستند.

اگر عرض بکنم فلان عمل و یا فلان دستور صادره خلاف قانون یست آیا دلیل مخالفت با شخص و یا اشخاص است.

براى چه نبایستى توجه داشت وظیفه ما فقط تصویب قانون نیست در درجه اول نظارت و تذکر و تنقید است اگر شخصى را صالح ندانیم رأى نمی‌دهیم.

اگر من صالح ندانم استیضاح می‌کنم.

از این چند سطر مقدمه می‌خواهم نتیجه بگیریم که اگر راجع به وزارت کشور عرایضى می‌کنم مربوط به جناب آقاى علم نیست به خداى بزرگ قسم کوچک‌ترین اختلافى بین بنده و ایشان نبوده و نخواهد بود.

جوان، فعال، خدمتگذار و انتظارات زیادى در خدمت به میهن از ایشان داریم.

یکى از کارهاى خلاف قانون و اشتباه که خلاف قانون مصوبه عمل شده و هم سرمایه خیلى زیادى را از دست داده و هم صد در صد مردم را به زحمت انداخته و ناراضى کرده.

شرکت واحد اتوبوسرانى تهران است تصور نمی‌کنم هیچ فردى مخالف تشکیل

+++

شرکت و انتظام این امر مشکل باشد.

اگر شرکت نباشد محال است از سرعت آدم‌کشى جلوگیرى و انتظامى به این کار داد.

ولى مطابق قانون و صرفه صلاح جناب آقاى نخست‌وزیر تقاضا دارم این چند سؤال مخلص را یادداشت و امر بفرمایید پرونده‌ها را خدمتت بیاورند مطالعه بفرمایید.

1- محل فعلى شرکت واحد در چه تاریخ از چه اعتبارى خریدارى شده.

2- شرکت تشکیل شده با قانون مصوبه تطبیق می‌کند یا خیر؟

شرکت یعنى چه آیا من با خودم می‌توانم شریک شده و شرکت تشکیل بدهم؟

3- آیا شرکت صاحب سهمى هم دارد.

جناب آقای نخست‌وزیر قانون را می‌خواهم قانون می‌گوید شهردارى‌ها می‌توانند هر یک شرکت‌واحد سهامى تشکیل بدهند اسم این شرکت شرکت‌واحد است.

ولى چند شرکت دیگر هم که در چندین خط کار می‌کنند یا خیر پس اسما شرکت‌واحد است.

قانون می‌‌گوید حداقل 51 در صد سهام متعلق به شهردارى و بقیه به اتباع ایران.

سهام این شرکت صد در صد متعلق به شهرداریست..

جناب آقاى نخست‌وزیر شهردارى پول داده با خودش شریک شده علاوه از شرکت با خودش اختیار را هم به دست شخص دیگرى داده.

4- تقاضا دارم یا داشت بفرمایید در تاریخ 20 فروردین 35 این شرت به ثبت داده شده سرمایه شرکت سیصد میلیون ریال منقسم به سى هزار سهم ده هزار ریالى.

پرداخته شده از سرمایه صد میلیون ریال ثلث سرمایه از طرف شهردارى.

اگر مطابق قانون کسى حاضر به شرکت نشده شهردارى که خودش استقلال دارد آیا نمی‌توانست اتومبیل خریده و مستقیماً عمل کند؟

بایستى خودش با خودش شریک شده و یک عده هم آنجا نشسته با سرمایه شهردارى آقایی کرده و حقوق بدهند شش ماه بعد یعنى شهریور یا مهر 35 در هیئت مدیره تغییراتى داده شده چند نفر از خارج یعنى از صاحبان شرکت‌ها و اتوبوس‌های قبلى داخل هیئت‌مدیره شده‌اند بدون اینکه دینارى بپردازند.

شما را به خدا این تخریب نیست؟ گوشت را به دست گرفته می‌دهند چند جور این آقا این استفاده می‌کنند. جناب آقاى نخست‌وزیر عرض شد صد میلیون ریال ثلث سرمایه پرداخته شده.

تبصره 11 قانون دستور داده که وزارت کشور و شهردارى‌ها براى سرمایه نقدى به تناسبى که در آیین‌نامه استقراض تعیین خواهد شد براى تمام کشور مجموعاً تا مبلغ یکصد و پنجاه میلیون از بانک وام بگیرند این دستور قانون حالا این شرکت با آن تشریفات که عرض شد صد میلیون ریال خودش پرداخته و صد و پنجاه میلیون هم از بانک گرفته. این شرکت این صاحبان سهام این سرمایه این استقراض. حالا با این سرمایه و این اختیارات منافع چه بوده، این اتوبوس‌ها مالیات داده‌اند؟

عوارض داده‌اند؟

چند عدد بوده در این مدت که یک سال نشده چند عدد باقى مانده باقیمانده‌ها در چه حالى هستند از سرمایه چه مبلغ باقى مانده؟ حقوق بگیرها فوق‌العاده بگیرها چه کسانى هستند مبلغ حقوق و فوق‌العاده از مستخدمین دولت که از دولت حقوق می‌گیرند در آنجا خدمت می‌کنند یا خیر؟ جناب آقاى نخست‌وزیر بشر همیشه به خود مغرور است ممکن نیست کسى خود را قادر براى کارى نداند ایرانى هم علاوه بر ادب و احترام و حجب و ذاتى و اخلاقاً اطاعت امر مافوق را براى خود واجب می‌داند.

مقصود از این عرض این است که این تیمسار سرلشگر علوى مقدم که راست راستى خیلى خدمت به شهربانى کرده و یک پارچه انرژى و آتش است.

و فقط یک عیب دارد آن هم دوستى مخلص.

ایرانى است هر چه مافوق امر کرده اطاعت می‌کند ولى آیا اگر دستگاه و ماشین با هم بچرخد جراحى را به من و پیش‌نمازى را به دکتر راجى می‌دهند.

اگر تخلفى از راننده و شوفرى دیده شود چه کسى بایستى او را گفته تحویل داده بدهد.

رئیس شرکت، مدیر عامل، رئیس و آمر تخلف گیرنده.

جناب آقای وزیر مردم از شما انتظار دارند.

خیال بفرما دو روز بعد نخست‌وزیر شده‌اید این در روز را تمام وفق این کار بفرما، هر دور روز یک عمل اگر چه خیلى کوچک باشد با نقشه صحیح براى همیشه انجام شود به خدا خیلى زود کارها اصلاح می‌شود.

مختصرى از جریان یک شرکت را به عرض رساندم، نتیجه، منافع و عایدى آن را هم همه می‌دانیم چه بود. رو شرکت دیگر هم تشکیل داده‌اند که نتیجه و استفاده آن دو شرکت براى مردم این شده است که گوشت هر کیلو 60 ریال هم پیدا نمی‌شود اگر یک مختصر توجه به سابقه و شرکاء این دو شرکت بشود حقایق به آسانى کشف خواهد شد خدایا زین معماها پرده بردار.

آقاى دکتر جلالى رفیق خیلى قدیمى و سابق من سابق چرا عرض کردم چون از مصاحبه روز گذشته جناب عالى خیلى خوشم نیامد خیلى شل بود می‌ترسم این شلى‌ها باز ادامه پیدا بکند که کلمه سابق را عرض کردم رونوشت این شرکت‌نامه‌ها را خدمت تقدمى می‌کنم با مطالعه تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل و منتظر خواهم شد تا چه کند همت والاى تو.

یک موضوع کوچک هم عرض کرده و می‌گذرم.

از نخست‌وزیر گرفته، وزیر، سناتور، وکیل، مدیر کل، رئیس، کارند، مستخدم، دربان، همگى فریاد گرانى و سختى و زندگى کمى حقوق دارند اشل پایه 9 6350 ریال ششصد و سى و پنج تومان است آیا این عرض من صحیح است.

حالا به این تبصره که می‌خوانم توجه بفرمایید «به وزارت کشور اجازه داده می‌شود براى تجدید وسایط نقلیه استانداران و فرمانداران و سایر مأمورین خود مبلغ ده میلیون ریال از بانک ملى ایران به ضمانت وزارت دارایی وام گرفته و در ظرف 6 سال به تدریج مسترد دارد» حالا می‌خواهم اتومبیل هم بخریم. عرض می‌کنم شما را به حضرت عباس با این نهضت و پیشرفت تمدن اگر خانم مدیر کل بداند پنج ساله به شوهرش اتومبیل می‌دهند دیگر او را بدون اتومبیل به خانه راه می‌دهد.

از این 635 تومان فقط بابت قسط اتومبیل، کرایه گاراژ، بنزین، مالیات، تعمیر و سرویس، شوفر خیلى چیزهاى دیگر را عرض نمی‌کنم پانصد ریال مالیات، پاند ریال کرایه گاراژ لااقل دو هزار ریال قسط ماهیانه، پانصد ریال بنزین با این حساب بنده 3500 ریال از 650 تومان می‌ماند 300 تومان جناب آقا نخست‌وزیر یک تشریفات و وظایفى است که لازم و ملزم بشر متمدن است جنابعالى اگر اتومبیل قدرى کهنه سوار شوید اول خود من اعتراض می‌کنم.

نخست‌وزیر کشور کهن‌سال و مهد تمدن هستید.

استاندار، فرماندار، نماینده شاهنشاه، یعنى مظهر و قبله ملت هستند.

البته بایستى استاندار، فرماندار اتومبیل داشته باشند.

حالا امروز این اتومبیل را به این آقا دادیم فردا که شخص دیگرى می‌رود چه خواهد کرد امتحان چند مرتبه عمل غلط چند مرتبه این عمل‌ها چند مرتبه بایستى تکرار شود پس تشریفات مقام چیزى است که لازمست این دکتر مهران اگر وزیر نباشد یک قران به اتوبوس هم نمی‌دهد از خسیسیش اما وقتى که وزیر است باید سوار شود. آیا می‌شود امیدوار بود یک روزى جلوگیرى شده و براى همیشه با یک برنامه معین پیش برویم.

تذکر یک موضوع را هم به جناب آقاى نخست‌وزیر و رفیق سابق آقاى وزیر کشور لازم می‌دانم باز هم عقیده‌ام این است که بار مسئولیت وزارت کشور در حفظ امنیت و جلوگیرى از تخم‌گذارى میکروب‌های خطرناک‌تر از وبا و طاعون این روزها زیادتر شده قدرى در مسئولین و پشت میز‌نشین‌های فعلى وزارتخانه و همچنین در انتخابات بعدى توجه بیشترى بفرمایید.

(العاقل یکفیه الاشاره) وزارت جدید گمرکات و انحصارات این تیمسار را زیاد نمی‌شناسم ولى می‌گویند خیلى فعال است و خدمت هم کرده. یک گرفتارى و بلاى بزرگى جناب آقاى نخست‌وزیر دامن‌گیر این کشور شده و هر روز که می‌گذرد این بلا زیادتر می‌شود و آن نقصان کشت گندم است گشت گندم نه به مالک و نه به زارع صرف دارد. نخرید گندم با این بها منفعت که ندارد ضرر هم دارد اضافه کردن بر قیمت غیر‌ممکن و گناه غیر‌قابل بخشش است با این قیمت دولت ضرر می‌کند. اگر اضافه شود طبقه چهارم و پنجم قدرت خرید ندارد.

حالا ببینیم با توجه به اینکه اگر زارع بخواهد یک تن مثلاً گندم را از زمین بردارد چه مدت وقتى می‌خواهد چه عملیاتى در این مدت بایستى انجام بدهد نمی‌خواهم شرح بدهم.

ز این یک تن سهم مالک را باید بدهد آیا خرج در رفته یک هزار و پانصد ریال به زارع می‌رسد.

ولى در مقابل اگر این آقاى زارع در یک قطعه زمین پنجاه مترى شوخى تصور نشود فقط پنجاه متر تخم کدو و یا کرچک مثلاً بکارد نه زحمت دارد نه وقت تلف می‌شود نه به مالک از پنجاه متر بهره می‌دهد و نه مالک بهره می‌خواهد و بیش از پنج هزار ریال بهره و عایدى دارد.

آیا دولت‌ها هیچ فکرى براى اینکار کرده‌اند؟ هیچ نقشه و برنامه‌ای براى این امر حیاتى کشور تهیه شده.

یک راه‌حل دارد نه روى کاغذ نه‌

+++

گزارش نه بخش‌نامه و دستور خیلی عاقلانه و منظم و با نقشه غیرقابل تغییر که با رفتن زید و آمدن عمرو هم تغییر داده نشود ـ یا مجری ـ وای از مجری راه‌حل چیست، اولاً وام کشاورزی

حالا توجه بفرمایید – یک وام گرفته می‌شود مثلاً برایدکشت درخت آیاراین درخت سال دیگر بهره می‌دهد؟ یک وام برای احداث قنات یک ساله به آب رسیده و آب هم به زمین و زمین هم قابل کشت شده و بهره هم داده؟ (تیمورتاش ـ مشکل گندم را حل نفرمودید) چرا عرض کردم وام باید داده شود با بهره خیلی کم و مدت طولانی ولی با نظارت

وام برای هر عمل بایستی مناسب با استفاده باشد.

سود چه عرض کنم خلاصه وام با بهره خیلی کم و مدت طولانی - با نظارت کامل تهیه وسایل از قبیل ماشین‌های کشاورزی - حفاری - تلمبه - باب‌های منازل و مدت طولانی به شرط نریمت متخصص.

یک ماشین را اگر به ماکو ببرم آنجا شکست چه خواهم کرد.

یک شرط دیگر تشویق مالک ـ از قبیبل پیش‌خرید و یا مثلاً بخشیدن مالیات برای مدت معینی حالا شما را به خدا بفرمایید نورالدین سنگ مالکین را به سینه زده. می‌گوید مالیات را هم ببخشید.

خیر به عنوان مثال عرض کردم اگر فلان آقا با ان تشریفاتی که قبلاً عرض شد از عملی که بایستی مطابق قرارداد انجام می داد دست به عملیات عمران دیگری زده جایزه برای تشویق داده شود. آقا به همان طریق که عرض شد باید وام طویل‌المدت با بهره کم داده شود اگر قبول کرد که چنین عملی را انجام بدهد اضافه از آن عمل‌ها و اضافه از آن قرارداد کارهای دیگریست که در نتیجه هم ده آباد می‌شود. پاداش بدهید پاداش این است عقیده من راجع به کشت گندم، آذربایجان انبار گندم است.

سال 1310 و 1311 که بنده اولین مسافرتم به آذربایجان بود این راه بین مرند و خوی تازه احداث شده بود از جلفا می‌بایست برویم بنده از تبریز که به جلفا می‌رفتم 17 ساعت طول کشید چون به قدری این وسایل کامیون‌ها بین تبریز و جلفا در حرکت بود. 350 هزار تن گندم ایران به روسیه  فروخته بود. حالا در آذربایجان چه شده؟ سیل آمده، طاعون آمده، وبا آمده، کجا از آن وقت املاک آذربایجان آبادتر شده است؟

دادگستری

جناب آقای مجلسی البته فراموش نفرموده‌اید یک ماه قبل جریان معامله و حکمیت و خرید شکر که در مجلس سنا مطرح شده بود - حالا آنجا طلبکار خارجی بود حکم ایرانی، امروز یک شخصی آمده و یک نامه‌ای به من داد این نامه را خدمت‌تان و خدمت آقای وزیر خارجه می‌دهم شما را به خدا این رفتار این عمل از ایرانی به ایرانی است؟

نمی‌خواهم بیشتر عرض کرده و پرده‌داری بکنم از جنابعالی می‌خواهم خیلی فوری رسیدگی و متخلف را تعقیب و نتیجه را بفرمایید، شما را به خدا توجه کنید یک ایرانی از یک خارجی طلبکار است، این رفتار ایرانی بود با خارجی‌ها، حالا ببینید با یک ایرانی چه رفتاری می‌کنند نمی‌خواهم چیزی عرض کنم.

جناب آقای وزیر خارجه از جنابعالی هم تقاضا دارم با تمام وسائل ممکنه برای وصول بدهی یک ایرانی کرد که در تمام مراحل قضایی حاکم شده اقدام بفرمایید.

این آقا می‌گفت سفیر کبیر ایران در آمریکا خیلی زحمت کشیده ولی موفق نشده. از جنابعالی می‌خواهم رسماً به وسیله سفارت آمریکا در تهران و وزارت خارجه آمریکا اقدام جدی بفرمایید.

و حق یک ایرانی را بگیرید این کاغذ را الان تقدیم می‌کنم. جناب آقای مجلسی ماده 25 قانون ثبت را که می‌خوانم تکلیف شورای عالی ثبت را در مورد اراضی و املاک مورد تعارض تعیین کرده است هرگاه در اجرای مقررات ماده 11 قانون از جهت مدت تقاضای ثبت اختلافی بین افراد و اداره ثبت واقع شود می‌نویسد این تقاضا  غلط است تو مالک نبودی متصرف نبودی یا اشتباهی باشد و یا در تصرف اشخاصی مزاحم و معارض باشد رسیدگی به این عمل در صلاحیت شورای عالی ثبت است هزار پرونده خودت بهتر می‌دانی بردند به شوری گفتند بی‌خودی تقاضا کرده و مالک نیست از سال 1317 چند پرونده باطل شده است. اگر تقاضای ثبت غلطی پذیرفته نمی‌شد، اگر در تصرف اشخاص تزاحم و تعارضی نبود، اگر اشتباه نمی‌شد این ماده برای چه بود؟ از سال 1317 چند صد رأی شورای عالی داده و چند پرونده باطل شده تقاضای حاجی ظهیرالدین الاسلام اگر غلط یا اشتباه بود مثل صدها پرونده دیگر در یک روز شورای عالی ثبت باطل می‌کرد نمی‌شد؟ این پرونده را می‌شود یک روز در شورای عالی ثبت باطل کنید.

قانون اخیری که در اختیارات جناب آقای گلشائیان برای اراضی موات در کمیسیون مشترک گذراندیم به اراضی موقوفه هم شامل می‌شود بنده تنقید نمی‌خواهم بکنم تذکری می‌خواهم بدهم این قانونی که راجع به اراضی موات تصویب شد مخصوصاً راجع به اوقاف زیاد صحبت شد حتی من یک پیشنهادی هم دادم که جمله دائر و بائر را هم اضافه بکنید آنجا توضیحاتی هم دادم آنجا توضیحاتی هم دادم آقای وزیر دادگستری گفتند که اراضی اوقاف ذکر شده و اراضی دائر را هم هر صاحب حق می‌تواند تعقیب کند و وزارت دادگستری در این کار اقدام می‌کند تقاضا می‌کنم پیشنهادتان را پس بگیرید من هم پس گرفتم.

حالا شنیده می‌شود در کمیسیون نسبت به دو پرونده موقوفه عرض حال رد شده

شنیده شد کمیسیون اظهارنظر کرده که قانون مربوط به اراضی است در این عرض حال ملک نوشته شده این قسمت را رسیدگی بفرمایید ولی خیلی خیلی هم فوری اگر اشکالی در عرض حال بوده دستور بفرمایید تا مدت تمام نشده تکمیل و تجدید بکنند.

از این عرض خود می‌خواهم ملک و اراضی موقوفه را زنده بکنم نه اینکه خدای نکرده تصور شود به استادان و سروران خود قصد بی‌ادبی داشته‌ام این را استدعا می‌کنم توجه بفرمایید در این کار بایستی قدری بیشتر دقت شود تا حق کسی از بین نرود یک عرض مختصری هم راجع به رسیدگی به تخلفات قضا دارم.

در این کار بایستی قدری بیشتر توجه شود نمی‌شود یک کسی سرش را برید به موجب یک حکم بنده اگر صد تومان از کسی طلب داشته باشم بایستی چند دست بگردد، اما شما نمی‌‌توانید از یک قاضی سلب صلاحیت کنید بنده عرض نمی‌کنم چند محکمه عالی انتظامی درست کنید همین اشخاص شخصیت آنها برای تمام ملت روشن است که آبرومندترین مردم هستند این را قبول دارم ولی این همه گرفتاری دارند و نمی‌توانند باید برای این موضوع یک فکری کرد یک تجدیدنظری در حدودی برای آنها قائل بشوید والا خلاف عدل و انصاف است (صحیح است) جناب آقای وزیر کار این سازمان بیمه‌های اجتماعی خیلی به طبقه پائین خدمت می‌کند. حقا خدمت می‌کند و هیئت مدیره آنجا هم با جان و دل می دوند خودتان بهتر می‌دانید سرو کارتان با آنها بهتر است در دولت سابق ما خیلی اصرار کردیم دواهایی که سازمان بیمه‌ها می‌آورد از عوارض و حقوق گمرکی معاف کنند که بیشتر این پول به درد این طبقه بخورد استدعا می‌کنم راجع به این قسمت یک توجه مخصوص بفرمایید که این کمک کفاره گناهان باشد عرایض خود را تمام کرده جناب آقای نخست‌وزیر یک عرض دارم اکثریت دولت تشکیل می‌دهد دولت حزب تشکیل نمی‌دهد آقایان مگر ما حزب داریم آن حزب هم آنقدری شده است که در انتخاب شرکت کرده و اکثریت را هم برده برده که حالا می خواهیم اقلیت تشکیل بدهیم قدری بیشتر و دقیق‌تر به این عرض من توجه بفرمایید. گفته‌ها، نوشته‌ها همه بایستی دقیقاً مورد توجه قرار گیرد از خدای بزرگ توفیق خدمتگذاری در زیر سایه شاهنشاه برای همه‌تان مسئلت دارم (احسنت احسنت)

رئیس - آقای دکتر شاهکار

دکتر شاهکار - فعلاً اینطور معمول شده است. هر ایرانی که پا از مرز کشور بیرون می‌گذارند به کابل یا کراچی به بغداد یا قاهره به دمشق یا ریاض که می‌رود دربرگشت به مملکت زبان انتقاد نسبت به میهن خود باز می‌کند و کشور همسایگان را بهشت برین می‌داند قسمت عمده این روحیه معلول حس خود شکستگی و تدنی فطری یا به قول شما آقای دکتر راجی کمپلکس دنفریوریته است اما همه این مقدار هم حقیقت دارد من قبول ندارم که ایرانی از هیچ ملت دیگری کم‌هوش‌تر و کم استعدادتر باشد (صحیح است) تجربه، تاریخ، ملاحظه و دقت این مطلب را ثابت کرده من قبول ندارم که وطن‌پرستان ایران کمتر از میهن‌پرستان سایر ممالک آزاد باشند. (صحیح است) اما اذعان دارم که با این همه وسایل کار که در دسترس داریم و با این همه قریحه و استعداد و با این همه مقتضیات موجود و موانعی که از پیش پا برداشته شده ما آنطور که باید پیشرفت کرده باشیم نکرده‌ایم لابد عینی در جایی هست. حتماً نقصی در کار هست، اثری هست ما با آن مواجهیم، با آن دست بگریانیم در مقابل چشم ما است آن را نمی‌بینیم نظاره کردن و تماشا کردن غیر از دیدن است والا در صدد رفع این نقیصه و این معایب برمی‌آمدیم این نقص را این عیب در چگونگی سازمان‌های ما در طرز فکر ما نسبت به امور عمومی و در عدم اجرای و قانون است.

آقای دکتر اقبال دقت فرمودید که چه عرض کردم (دکترر اقبال – بله) شک نیست که ناله کردن، قرقر کردن مأیوس و ناامید بودن و این ترانه‌های دلخراش را به گوش مردم فرو کردن سمومی است که روح ملت ایران را خواهد کشت و دردش را هم دوا نخواهد کرد این حرف‌ها ولو اینکه با حسن نیت گفته شود مورد استفاده بیگانگان و دشمنان ما قرا خواهد گرفت این ناله‌های سرد و آواهای منفی ما را به پرتگاه نیستی خواهد فرستاد بنابراین من با مبارزه با یاس و بدبینی با مبارزه با منفی‌بافی و عوام‌فریبی موافقم و لازم هم می‌دانم اما آقای دکتر، جناب پزشک این عمل درست مثل این است که نسبت به یک مریضی که مبتلا شده است به یک مرض عفونی به یک مرض میکروبی مثل تیفوس ما هر روز سه نوبت صبح و ظهر و عصر بیائیم بالای سرش و بگوئیم آقا این حرف‌ها یعنی چه، ناله مورد ندارد، مرد هستی شجاع باش میکروب وجود ندارد و این دوا را سه روز روزی سه نوبت ما به او بخورانیم البته ذکر این مطلب، ذکر این حماسه‌سرایی‌ها، ذکر این سخن ‌پراکنی‌ها از نظر پسیکولژی ممکن است روحیه مریض را تا

+++

اندازه‌ای تقویت بدهد اما مطمئن هستید آقاى دکتر که جلوگیرى از نمو میکروب و پیشرفت مرض نخواهد کرد این مریض همان‌طور که خوب می‌دانید احتیاج به آنتى‌بیوتیک قوى دارد این استریتومیسین و ویتامین می‌خواهد این دارو می‌خواهد و مسکن می‌خواهد و اگر این مطالبى را تکرار کنید روز اول دوم گوش می‌دهد و روز اول و دوم گوش می‌دهد و روز سوم پیچ رادیو را می‌بندد و روز پنجم به حال اغماء می‌افتد و سپس خبر شاد روان را در ستون سیاه جراید خواهید خواند و از بین خواهد رفت.

شما جناب دکتر اقبال آمدید و به ما نوید اصلاحات می‌دهد شما برنامه دولت خود را کار و کار معرفى می‌کنید (نخست‌وزیر و شاهکار) آن خیلى زیاد است شما از راه مستقیم و مثبت دارد شده‌اید قدم‌تان آقاى دکتر اقبال مبارک باشد، مردم ایران احتیاج به کار و فعالیت دارند درد را تشخیص دادید نقاط ضعف را بسنجید شکاف‌ها را معاینه کنید به معالجه کردن و ریشه کن کردن درد کمر به بندید تضعیف و تخریب و ناراضى کردن هم و جنجال بر‌پا ساختن کار سهل و آسانى است ساختن و بالا بردن و کار مثبت کردن به درد مردم رسیدن و معالجه کردن مردم لازم دارد همت بلند می‌خواهد و شما این کاره‌اید (صحیح است) در پیشانى اغلب این وزراى شما که همه دانشگاه دیده و تحصیل کرده هستند این نور امید هست اما عمل و زمانه باید این گفته دوست قدیمى شما را تثبیت و تأیید کند، سازمان ادارى غلط است براى اجراى کار و انجام مقاصد مردم مقاصد مشروع مردم درست نیست اغلب این دستگاه‌هاى ادارى سراى اشکال تراشى است براى چوب لاى چرخ گذاشتن است و براى متوقف کردنست نه براى جلو رفتن هنوز آقاى دکتر مردم این مملکت عادت نکرده‌اند که به دستگاه‌هاى عمومى با نظرى نگاه بکنند که بدانند براى این کار آمده‌اند که به درد کار مردم بخورند کار مردم و کار خود آنها دو پرونده جداگانه دارد هنوز عادت نکرده‌ایم بدانیم که قانون یک امرى است کلى که باید اجرا شود بر خلاف قانون رفتار کردن و یا قانون اجرا نکردن جرم است آقاى مسئول وزارت دادگسترى دیروز من یک تخلفى از یک قاضى دیدم در ضمن برخوردم به یک ماده از همان تشکیلات دادگسترى، شما رئیس یک شعبه‌ای از دیوان کشور هستید مرد شریفى شعبه‌ای از دیوان کشور هستید مردم شریفى هستید عمرتان را در این کار صرف کرده‌اید به من جواب بدهید که در دادگسترى این مطلب اجرا شده است یا نه؟ ماده‌ای است به اسم ماده 551 دیدم ننوشته است دیوان تمیز وقتى به یک پرونده رسیدگى می‌کند اگر دید قاضى صرف‌نظر از اینکه از نظر تشریفات که باید انجام شود قاضى برخلاف مقررات رفتار کرده است برخلاف حق و انصاف قدمى برداشته است و یا برخلاف شئون قضایی کارى کرده است مکلف است که مطلب را گزارش بدهد به دیوان دادرسى قضاوت و تخلف از این امر موجب تعقیب است در هر مرحله‌ای قانون داریم اما اشکال کار ما این است که قانون و اجراى قانون موسمى است چندى قبل هم معرض کردم که فصلى است مثل گل لاله می‌ماند که یک وقت هست و یک وقتى باید آن را تهیه کرد و مادامى که ما در یک مملکت دموکراسى در یک مملکت واجد این قانون اساسى در یک مملکت واجد این مغز مملکت قانون می‌خواهیم قانون را اجرا نکنیم آن همت بلند و آن پیشانى باز شما مواجه با شکست خواهد شد این است که تذکراتى را براى مدت کوتاهى می‌دهیم اگر این طرز سازمان‌هاى ادارى ما باشد اگر این طرز نگاه کردن باشد با این طرز و با این فکر و با این روحیه آقاى دکتر با شما مجامله‌کاری‌ها خواهند کرد روغن کارى و مداهنه کارى خواهند کرد به شما گزارش‌هاى تو خالى و پوچ خواهند داد اما شما پزشکید شما یک مرد فنى هستید دلم می‌خواهد یک خورده با زبان خودتان با شما صحبت کنم شما وقتى بالاى سر یک مریضى می‌روید برایش یک ورقه بالینى تهیه می‌کنید تعداد گلبول‌هاى قرمزش را می‌دهید کشت بکنند و به دست‌تان بدهند وضعیت حرارت بدن مریض‌تان را هر روز می‌سنجید و می‌بینید با داروهایی را که به او داده‌اید وضعیت این مریض رو به بهبودى رفته است یا نه وقتى که شما دید که عدم تعالى بین عده ضربان نبض و قلب هست وقتى شما دیدید نتیجه آزمایشى لابراتوارى مطلبى می‌گوید که سبب اضطراب شماست شما دیگر به گزارش عمه و خاله والله آقا گوش نمی‌دهید که بگویند این آقاى مریض دیشب خوب خوابید شما می‌دانید وضعش بد است، امروز آقاى دکتر این مریض عزیز ما بگذارید عرض کنم دوشیزه ایران که قسمت اعظم آن هنوز با کره است (دکتر امین - دوشیزه هزار ساله) سه هزار ساله به حذاقت و نگاهدارى شما واگذار شده و خوش‌وقتیم به شما اطلاع بدهم که این مریض شما داراى مغز سالم، قلب سالم ارگان اصلى سالم هست و خوش‌وقتم به شما آقاى طبیب عرض کنم این‏ مریض‌تان قوس صعودى از لحاظ بهبودى طى می‌تواند بکند اما اگر قلب و مغز و کبدش سالم است آن قسمتى که شما اطباء بهتر از هر کس می‌دانید و من به علت تجربه شخصى بهتر از هر کس و من به علت تجربه شخصى بهتر از هر کس می‌دانم خراب است و خطرناک است آن سیستم نرو اوست آن اعصاب اعم از اعصاب ارادى یا اعصاب غیرارادى یک مقدار موجبات اخلال عصبى این مریض که آن سم کمونیسم و تبلیغات زهرآگین مزدوران بیگانه بود خوشبختانه یک مقدارى از این سموم مرتفع شد و من در اینجا لازم می‌دانم از دولت سابق قدردانى کنم که در این قسمت اقداماتى کرد و تا اندازه‌ای موافق شد (صحیح است) اما این عدم تعادل اعصاب علل دیگرى دارد که هنوز بر جاست و هنوز برقرار است امروز در عالم طب شما آقایان اطباء می‌دانید آن‌قدر قسمت اعصاب آن‌قدر قسمت پسیکوسکپ جلو رفته است که در قسمت امراض مختلف یعنى دردها و مرض‌ها و تب‌هایی که خیال می‌کرده‌اند تب مالاریا یا مالت است معلوم شده که از اعصاب است و بایستى این امر را در نظر بگیرند اعصاب که عرض کردم اعم از ادارى یا غیر‌ارادى است و این مریض شما وسیله راه رفتن و فعالیت و تقویت ندارد. با منفى بافى و مانع تراشى و ایجاد رعب و هراس او را به گوشه‌ای انداخته‌اند و نحیف و لاغر شده است، به او وسیله کار بدهید یا لااقل مانع کار و فعالیتش نشوید ما احتیاج به کار و فعالیت دایم احتیاج فعالیت کشاورزى احتیاج به فعالیت اقتصادى، احتیاج به فعالیت براى تأمین عدالت واقعى داریم این راه‌هایی است که ممکن است اعصاب این مریض را تقویت کند از مرحلة تشریفات و زبان بازى و گزارش دادن و احصائیه‌های غلط و پوچ و خالى که بزرگ‌ترین خیانت به این مملکت است در احصائیه‌هایی که می‌دهند اعداد و پیکره‌هایی را نشان می‌دهند که بر‌خلاف واقع است یعنى ورنى‌کارى است رنگ و روغن‌زدن است و همان‌طورى که عرض کردم صورت ظاهر را نشان می‌دهند و باطن را خراب می‌کنند و من نمی‌گویم با فساد مبارزه نکنید، این گفتار مردان خیر خواه و پاکدامن نیست، من نمی‌گویم دزدان و متجاوزین را تعقیب و مجازات نکنید، این به نفع نابکاران است، من نمی‌گویم غاصبین و سارقین را دنبال نکرده و به مکافات نرسانید این خواسته هرج و مرج طلبان است من نمی‌گویم که این اعمال نیک و پسندیده را موضوع تبلیغات قرار ندهید کمک کنید که مردم کار کنند و آنها را تشویق کنید، به آنها وسیله بدهید آنها را نترسانید، بگذارید این خاکروبه‌دانى‌ها و این لانه‌های سگ‌های ولگرد این مخروبه‌ها آباد بشود، تبدیل بشود به زمین‌های زراعتى تبدیل بشود به باغ و بوستان و جنگل‌ها و عوض اینکه پول‌های این مملکت برود بیرون در کنار دریاى مدیترانه و به ویلاها و آپارتمان‌ها یا به سهام خارجى تبدیل بشود در همین مملکت به کار برود در همین مملکت موجب تشویق و کار کردن عمله و بنا و تجار و رنگ‌رز و سیم‌کش بشود، کارى بکنید که عملجات کارگران ما بتوانند هفته‌ای دو وعده غذاى گرم بخورند، باد به گردن می‌اندازید و می‌گویید با زمین‌خوار مبارزه می‌کنیم می‌گویید دزدها را تعقیب می‌کنیم ولى آن را وسیله قرار ندهید که مردم تأمین نداشته باشند و دنبال سفته‌بازى بروند (صحیح است احسنت) سازمان‌های ادارى و وزارتى ما براى اجراى برنامه بسیار مفید جنابعالى آماده نیست آقاى دکتر اقبال آقاى تجدد آقاى وزیر محترم کشاورزى شما نمی‌توانید با نغز و ادبیات و کاغذ و بخش‌نامه و قطع‌نامه سر کار داشته باشید شما آقاى وزیر کشاورزى عوض اینکه به دنبال این ساختمان‌های 7 طبقه و 8 طبقه بروید به جاى این بنگاه‌هاى سرسام‌آور و متعددى که هر روز درست می‌کنید به جاى چند مدیر‌کل و رئیس کل و این حرف‌ها همین‌طور که گفتند بیایید براى آب و نان و زراعت این مملکت کار بکنید (صحیح است) این کار تشریفات نمی‌خواهد این کار لوکس و تجمل برنمی‌دارد این مطلب خیلى ساده است ببینید سطح مزروعى این مملکت چقدر است ببینید مقدار بذرى که کاشته می‌شود چقدر است ببینید محصولى که به دست می‌آید چه مقدار است ببینید کمبودش چه اندازه است این مربع را بگذارید مقابل چشم‌تان شما آقاى سرتیپ اخوى مرد مطمئنى هستید مرد قرص هستید سابقه‌تان نشان داده است‏.

این مربع را حل کنید خدا می‌داند کار مشکلى نیست و آن‌وقت دیگر ما مجبور نخواهیم بود و کمبود ما رفع خواهد شد و می‌توانید صادرات داشته باشید این شق‌القمر نیست من نمی‌دانم دکمة این کمر‌بندتان را در چه درجه‌ای گذاشته‌اید ولى بیشتر فشار بیاورید این مملکت به شما‌ها احتیاج دارد براى اینکار آمده‌اید و از این همه تشکیلات غلط صرف‌نظر کنید و‌گر‌نه فلج‌تان نخواهند کرد ما احتیاج داریم به آب و بذر و کود و تراکتور این لغت تراکتور ممکن است در بلژیک لازم نباشد این عجب است به دلیل اینکه وسعت خاک ما نسبت به افراد ایجاد می‌کند که ما بازو به اندازه کار نداشته باشیم ما قدرت کار بازویمان بیش از صد هزار نفر نیست اگر هم غیر از این بگویید اهل عدد نیستید شیفر و عدد در این مملکت بیگانه است اصلاً مطلبى است که در آن دقت نمى‌شود بنابراین تعجب نکنید اگر من عرض می‌کنم که ما بیش از سایر ممالک زنده اروپایی و آمریکایی احتیاج به وسایل مکانیکى داریم اگر امروز وسایل مکانیکى در مملکت آلمان خیلى زیاد است به علت این است که بازو کم است و آن دیوانه ده میلیون جمعیت آنجا را از بین برد ما مملکت‌مان خوشبختانه بزرگ و جمعیت‌مان متأسفانه کم است بنابراین محض خاطر خدا محض خاطر مملکت براى اجراى برنامه جناب آقاى دکتر اقبال و مخصوصاً براى اجراى منویات اعلیحضرت شاه بیایید مدیر کل و صندلى و کاغذ را به تراکتور تبدیل کنید ما لازم داریم و از

+++

شما می‌خواهیم و این چیزى است که مردم این مملکت از شما و از دولت آقاى اقبال انتظار دارند ما آب داریم اما آب‌مان در زیر زمین است من کارى ندارم به این برنامه‌های سد‌سازى که معمول شده است (مهندس جفرودى - بسیار خوب است) البته هر عمل مثبتى خوب است آقاى مهندس جفرودى مخصوصاً سد سفید‌رود (احسنت) ولیکن اگر دقت بفرمایید در این تجربه‌ای که در بابل و مازندران شد معلوم شد که ما می‌توانیم با وسایل و آسان‌ترین آب داشته باشیم من اهل این فن نیستم ولى از شما مثل یک وزیر ایرانى آب و نان و بذر می‌خواهیم شما کمر‌بندتان را قرص کنید و بروید در این کار موافق خواهید شد خیال نکنید جناب آقاى دکتر اقبال آقایان وزراء خیال نکنید و اگر خیال بکنید این مسبب سقوط شماست سبب سقوط اخلاقى شماست که شما به مشورت به بحث و مشاوره به جلب‌نظر و به رعایت نظر مجلسین احتیاجى ندارید این غلط صرف است این اشتباه محض است (احسنت) شما مشمول لطف کامل شاهنشاه محبوب ایران هستید ما هم هستیم تمام فرزندان این مملکت که به این مملکت علاقمندند مورد عنایت شاهنشاه هستند به دلیل اینکه عنایت شاه یک مدرکى دارد شاه لطف و عنایت به آنهایی دارد که آنها فکر مردم هستند و براى رفاه مردم کار می‌کنند (صحیح است) این هدف شاه است شما از براى اینکه به هدف شاه برسید که دیگر مطلب گفته نشود که ما مورد عنایت شاهیم و همین که هست باشیم خدا نکند که لطف و عنایت اعلیحضرت همایونى از سر شما و از سر ما کم بشود اما می‌دانید که چرا اعلیحضرت همایونى با شما آقاى دکتر اقبال مهر می‌روزد؟ 15 سال خدمت صادقانه صمیمانه کردید و به مردم این مملکت خدمت کردید از این جهت است که شخص اول مملکت به شما عنایت دارد و لطف دارد آن روزى که از این راه خداى نکرده منحرف بشوید قبیل غرور و نخوتى که خدا نکند در سر شما انتلکتوئل‌ها راه پیدا کند در سر شاه راه پیدا کند مطمئن باشید پرونده لطف و محبت بسته خواهد شد شما احتیاج به مشورت دارید احتیاج به همکارى مجلسین دارید احتیاج دارید که براى کار مردم با مردم مشورت بکنید و نظر بخواهید نتیجه و مقصود برسید آقاى وزیر بازرگانى وزارتخانه شما جاى مبتذلى است یعنى آنچه از آن نماینده این است که چشم چراغ یک مردمى به این باشد که وزارت بازرگانى سبب تنظیم و ترتیب امور بازرگانى بشود که ما به آن نیاز داریم هیچ فراموش نمی‌شود که این بنگاه جنجال فروش جواز برنج و سهمیه‌بندى و غیره بود به صیغه ماضى و بعد هم همین‌طور در این تذ بذب و این ناتوانى و در این ناامیدى ماند به قسمت که اگر مصطفى تجدد مرد مثبت نبود به یک کسى می‌گفتند که شما وزیر بازرگانى بشود به او توهین بود چون آنجا چیزى نیست می‌گفتند چگونه می‌توانیم کارى بکنیم بروم جواز فروشى یا بروم این صندلى را بگذاریم جاى آن صندلى؟ بنده در این دو دوره‌ای که در مجلس شوراى ملى بودم ثابت کردم که وقتى می‌آیم پشت این میز تمام دوستى و رفاقت و عاطفه‌ام یادم می‌رود آنچه فکر می‌کنم اینست که خداوند من به من این قدرت را داده است که بتوانم حرف بزنم و تنها در راه رفاه مردم حرف بزنم و شخص به خصوصى منظورم نیست، در اینجا متأسفم که با نظر اقتصادى آقاى دکتر بینا و نظر کلى جناب نورالدین امامى مخالفت می‌کنم اما به عنوان یک فرد صلاحیت‌دار مخالفت می‌کنم چون دکتر در اقتصادم اگر شما سهمیه را بردارید بسیار کار خوبى کرده‌اید چرا آقایان نمایندگان مجلس که اغلب ایراد می‌فرمایند و به شما راجع به گرانى هزینه زندگى ایراد می‌فرمایند به خداى متعال دانسته یا بیشتر ندانسته مسئول مستقیم قسمت عمده بالا رفتم هزینة زندگى این سهمیه‌بازى است یک قوانین طبیعى است یک اصول غیر‌قابل انکار در امور اقتصادى است که ما این اصول را که براى مردم دیگر حل شده است به کنار گذاشته‌ایم و بعد می‌آییم دنبال یک مقررات جانب‌دار و یک تصویب‌نامه‌های نقاب دارد وزیر آن جانب‌دارى‌ها مملکت را به این روز در می‌آوریم بعد می‌گوییم از سهمیه جلوگیرى کنید کدام ایرانى وطن‌پرست خواهد گفت که اجازه بدهید بازار ایران بشود محل فروش کاملوث‌ها و اجناس وا خوردة خارجى؟ این مطلب به صلاح نیست اما ببینید با آسمان‌های باز در‌های بسته موضوعى ندارد کافى نیست که زن عفیفى چشمان خود را ببندد ولى ستر عورت نکرده باشد.

شما که قواعد مسلمى در امور اقتصادى دارید یک اصول مدنى و اقتصادى شما هم آقاى تجدد می‌دانید شما به محض اینکه به ایران آمدید با من همکارى داشتید مقصودم همکارى اقتصادیست شما هم این اصول را می‌دانید و واردید بنابراین جلوش را بگرید و بگذارید قانون طبیعى عرضه و تقاضا کار خود را بکند اگر امروز اتومبیل دوج در ایران فروخته می‌شود به 42 هزار تومان و در امریکا در حدود 17، 18 هزار تومان تمام می‌شود بسنجید ببینید چه چیزى می‌آید رویش و چه می‌آید جلویش و چرا این‌طور می‌شود این را شما می‌دانید و من مقدار کمى وقت دارم که در اطراف این موضوعات صحبت کنم بنابراین به صرف وزیر بودن قانع نشوید به شما کرسى نمایندگى مجلس داشتید شما رئیس بانک هستید شما بچه آخوندید (خنده نمایندگان)

مثل من و این بزرگ‌ترین عنوانی است که من می‌توانم به شما بدهم به آقاى مراد اریه برنخورد که من گفتم بچه آخوند هستید بنابراین بسیار خوب است که آمدید و با یک همچو شخص محترمى با یک دولت زیرکى مثل آقاى دکتر اقبال یارى و همکارى کنید باید از این ابتذال و از این بیهودگى این وزارتخانه جلوگیرى کنید آقاى وزیر بازرگانى نجات داخلى ما به علت بالا بودن نرخ بهره نمی‌تواند رونقى پیدا کند نرخ بهره 18 در صد یا 20 در صد است آقاى بانک‌دار می‌دانید که این کشنده است این نمی‌گذارد که بازرگان با کار خودش برسد این را باید شما درست بکنید یعنى از اصول بازرگانی است و در برنامه مثبت و عملى جناب آقاى دکتر اقبال باید هر چه زودتر این کارها صورت بگیرد اما وزارت صنایع و معادن جناب آقاى مهندس شریف امامى مدت‌هاست که صنعت در کشور ما پیشرفتى نمی‌کند آنچه من و این آقاى مهدوى و سایر همکاران مجلس اطلاع داریم از وزارت صنایع این بود که وزارت صنایع و تجارت یکى بود بعد دو تا شد باز یکى بود بعد دو تا شد یک مقدارى میز و صندلى و مدیر کل و رئیس و ساختمان و از این‌جور اتاق‌ها درست شد و وسیله ارتزاق قرار گرفت ولى کارى نشد. خدا می‌داند در این دنیا امروز با این استعداد‌های به هدر رفته در این مملکت و با این مردم باهوش جرم است، ظلم است که ما هوش و استعداد و قریحه ایرانى را به کار نیندازیم جناب آقاى مهندس شریف امامى در یک کشور همسایه من بودم اگزس اتومبیل که خراب شد کسى نبود درستش کند در این مورچه‌خوار اصفهان در یک قهوه‌خانه‌ای گیرم کردم شاسى اتومبیل شکست آهنگرى با آن دم دستى و ذغال و با آن چکش آمد و این شاسى را درست کرد شما با این مردم سر کار دارید اما بروید شما مرد شریف ببینید که از بدو تأسیس وزارت صنایع تا حالا یک قدم در راه پیشرفت صنعت بر‌داشته شده یا نه اگر شما هم جناب مهندس شریف امامى بیایید و بروید این کار انجام نشود من به جاى شما خجالت می‌کشم و امیدوارم خجالت نکشم و با این دولت و با این طرز فکر شما می‌توانید موفق بشوید ما وزارت را براى پیشرفت صناعت می‌خواهیم نه وزارت صناعت را می‌خواهیم براى ایجاد یک کرسى من می‌دانم در خارج شما می‌توانستید خیلى مفید به حال خودتان واقع شوید و این فداکارى را کردید به خیال اینکه براى مملکت مفید واقع شوید اما راجع به شما جناب ناصر من چه عرض بکنم در پشت همین تریبون در روز 19 اسفند پنج ساعت من صحبت کردم راجع به سیستم مالیاتى راجع به وزارت دارایی و مأمورین وزارت دارایی که اشخاص علاقمند به اقتصاد مملکت آن را تأیید کردند حالا شما آمدید به وزارت دارایی و یک‌قدرى هم بارتان سبک شده است و مرد مثبتى می‌توانید باشید و این کارها را اصلاح بکنید سیاست وزارت دارایی ما جواب مقتضیات و خواسته‌های مردم ایران را نمی‌داد شما این کار را بکنید که این عملى بشود و این خیلى آسان است این مطالبى است که حل شده است و عیب ما در این است که دنبال حل معضلاتى می‌رویم که تجربه ثابت شده است و حل شده است چون نمی‌خواهم برگردم روى مطالب مفصلى که روى سیستم مالیاتى گفتم و به من قول داد وزیر دارایی سابق که تمام این مطالبى که شما گفتید در وزارت دارایی هست و همان‌طور است که ما فکر می‌کنیم امیدوارم همان‌طور باشد حالا که آقا تشریف آورده‌اید امیدوارم که این مطالب هم عملى بشود من راجع به مضار بودجه سازمان لزوم بوجه برنامه‌ای تذکراتى دادم که انشاالله خودتان متذکر خواهید بود و اصولاً می‌دانید و امیدوارم در این راه قدم‌هایی بردارید.

اما دستگاه دادگسترى شما از نظر سازمان و تشکیلات دادگسترى در دولت‌های گذشته کارهایی شد آقاى دکتر اقبال جنابعالى طبیب هستید و این مطلب‌خار از شأن تحصیلاتى شما است و وارد کار پر ژنرال شما نمى‌شوم این مطلب را می‌گویم شما زیرش خط بکشید و دقت بفرمایید.

چگونگى دادرسى یک مملکت سنگ محک و آیینه تمام‌نماى پیشرفت و تمدن آن مملکت است می‌بینید چگونه محاکم رأى می‌دهند از آن رو معلوم می‌شود این ملت چقدر پیشرفت کرده است (صحیح است) این ملت چقدر متمدن است این ملت چقدر به حقوق آشناست این مطلب را در نظر بگیرید متوجه خواهید شد آقاى دکتر که چقدر باید متوجه دستگاه دادگسترى بود در دوره گذشته و در این دوره نمایندگان مجلسین حداکثر امکان خودشان را براى کمک به این دستگاه کردند (صحیح است) از قبیل تأمین حقوق مادى قضات از حیث تأمین پرستیژ و حقوق معنوى قضات از حیث سازمان‌هاى قضایی آنچه که ما توانسته‌ایم از این بودجه کم به این دستگاه کمک کرده‌ایم بارها بود که دندان روى جگر گذاشتیم صدا در نمی‌آوردیم مقرراتى را تأمین می‌کردیم که تا این سنگ محک و این حق سنج و آیین پیشرفت ما یک آیینه تابناک بدون لکه باشد آنچه که ما سعى کردیم و می‌خواستیم این است که عدلیه و حاکم ما از اعمال نفوذ و جانبدارى بر کنار باشد و آنچه که سعى کردیم اینست که محاکمات از اطاله رسیدگى از سستى و رخوت بیرون

+++

بیاید براى این کار من نمی‌دانم چه می‌کنید ما احتیاج به این کار داریم و این کار کار بسیار ضرورى است کارى است که باید قسمت عمده وقت شما صرف این کار بشود ‌‌اگر عدلیه قوى داشته باشیم خیلى از مسائل براى شما حل می‌شود کافى است که بگویید به عدلیه مراجعه شود و اگر قرار بشود به عدلیه مراجعه نشود و شما عدلیه را نیایید واى به آن وقت من چون خودم را عدلیه چى می‌دانم و تمام فعالیت اجتماعیم در این دستگاه بوده مطالبى که راجع به این قسمت دارم باید با جناب مجلسى عزیز با هم در میان بگذاریم و بگوییم من نمی‌توانم بگویم که ملت ایران امروز اعتماد و اطمینان کامل به دستگاه دادگسترى دارند متأسفانه این‌طور نیست و نمی‌توانم بگویم که عدلیه پیشرفت نکرده است اما شما اگر بدانید که چه گل‌هایی چه نازنین افرادى چه پاکدامن‌هایی چه متقى‌هایی در عدلیه هستند و از وجودشان استفاده نمی‌شود آن‌وقت تأسف می‌خورید که ما اینها را داریم این وسایل را داریم چرا نباید کار درست بشود اگر این قسمت را توجه بفرمایید مطلب حل شده است و اینها موتور کار ما است من نمی‌دانم که عدلیه چرا همیشه بچه صیغه است.

(دکتر مشیر فاطمى - حالا که از عقدى هم بالاتر است)

هیچ وقت یک توجه کامل به این دستگاه که باید تا این درجه مورد توجه قرار بگیرد قرار نگرفته اما برنامه دولت جناب دکتر اقبال برنامه هیچ وقت نمی‌تواند بد باشد شما در عمرتان شنیده‌اید که مرامنامه یک حزبى بد باشد؟ در یک حزبى ماده دو مرام‌نامه‌اش این است «حفظ استقلال و تمامیت ارضى کشور» در صورتى که کمیته اجزاییه همین حزب تیشه برداشت که به ریشه استقلال این مملکت بزند و دکتر منوچهر اقبال وزیر کشور پشت این تریبون اعلام انحلال و غیر‌قانونى بودن این حزب را کرد اما مرامنامه‌اش را وقتى قرائت می‌فرمایید در ماده دومش حفظ و تمامیت استقلال کشور است و با همین عبارت تیشه برداشت و به ریشه مملکت زد بنابراین برنامه هم مخصوصاً برنامه‌ای که کار و کار باشد و آقاى دکتر امروز شما هم یک نوید بهترى به ما دادند که حتى شاهکار باشد یک همچون برنامه‌ای نمی‌تواند بد باشد اما تعجب نفرمایید که من چرا به عنوان مخالف اسم نوشتم و مخالف مشروط می‌باشم می‌ترسم که برنامه‌تان را اجرا نکنید از این باک دارم از این می‌ترسم نه از شما که مرد عمل هستید ما تمام اشکال‌مان در این است اگر یادتان باشد لابد در وزارت دربار اگر وقت کرده بودید آن نطق مرا راجع به کار خوانده‌اید تمام حرف‌هاى من این بود که این مملکت احتیاج به کار دارد و بیکارى و یا به قول دولت‌آبادى عزیز بی‌کارگى این مملکت را فلج کرده و از بین می‌برد وقتى که می‌بینیم که شما این برنامه‌تان را به عنوان کار آورده‌اید پس از 15 سال خدمت صادقانه پزش بى‌سرو صداى خیابان شاه آباد در کرسى ریاست دولت نشسته است من صمیمانه به شما تبریک می‌گویم شما می‌دانید این کلمه صمیمانه من حقیقى است ولى جناب دکتر کار بر شما تمام نشده کار بر شما آغاز شده است بعد از 15 سال تقوى و پاکدامنى و خدا ترسى و خدمت صادقانه به شاه و مملکت امروز رسیده‌اید به صندلی‌ای که از آن به نفع مردم و به نفع مملکت بهر‌ه‌بردارى بکنید مردم از شما انتظاراتى دارند مردم ایران با چشم‌هاى رضایت‌بخشى به شما نگاه می‌کنند طرف توجه ملتى هستید مورد مهر شاه هستید تمام مقتضیات براى شما موجود است باید با این مقتضیات با این اراده و با این پشتکار عملى بکنید که واقعاً براى مردم مفید باشد بعد از یک سال همان‌طور که عرض کردم بتوانید بگویید که واقعاً این همه خدمت و این همه کار مثبت در این مملکت شده است چون هیچ‌گونه عذرى دیگر براى شما نیست آقاى عزیز برنامه کار و خدمت به میهن را عملى کنید و کنار آن عبارت بسیار خوب برنامه‌تان که عبارت بود از کار و کار این مطلب را هم اضافه کنید یا اگر در مطلب اضافه نمی‌کنید عملى بفرمایید و بدون غمض عین بدکاران و بد‌خواهان و آنهایی که به این مملکت در مقام‌هاى مؤثرى بد کردند والان هم بریش همه می‌خندند مجازات این اشخاص و تشویق خوبکاران و خدمتکاران و علاقمندان به این مملکت این سو ترقى مردم خواهد بود. (احسنت)

رئیس-  آقاى مهندس اردبیلى.

مهندس اردبیلى -  نظر به اینکه صحبت یک قدرى زیاد شده و تصور می‌کنم آن‌طورى که باید و شاید در اطراف برنامه دولت صحبت شده من حتى‌المقدور به اختصار عرایض خودم را عرض می‌کنم (احسنت)

بنده امروز جزو موافق مشروط در برنامه دولت ثبت نام کرده‌ام و مطالبى در باره برنامه دولت به عرض می‌رسانم و آنچه مایه امیدوارى اینجانب و سایر آقایان نمایندگان محترم می‌باشد اینست که آقاى دکتر اقبال در مشاغلى که تاکنون به عهده داشته‌اند لیاقت و کاردانى خود را نشان داده‌اند (صحیح است)

اینجانب در دوره استاندارى ایشان در آذربایجان از نزدیک شاهد کار‌های مدبرانه و کاست معظم له بودم با اینکه آن موقع در کشور ما از لحاظ امنیت داخلى و سیاست خارجى وضع ثابت امروزى به وجود نیامده بود معهذا ایشان در منطقه حساسى مانند آذربایجان با کمال قدرت در نهایت صداقت و بی‌طرفى انجام وظیفه می‌کردند به طورى که در مدت کوتاهى کار‌های قابل‌توجهى انجام دادند و حس اعتماد اهالى آذربایجان را به طرف خود جلب کردند آقاى دکتر اقبال در پست ریاست دانشگاه نیز لیاقت و شایستگى خود را ابراز داشتند و به طورى که آقایان محترم اطلاع دارند دانشگاه تهران را از وضع هرج و مرج سابق نجات داده و به صورت یک کانون مقدس علمى در آوردند و در کلیه قسمت‌های این مرکز بزرگ دانش مملک نظم و ترتیب به وجود آمد اکنون دانشگاه تهران رو به توسعه و ترقى پیش می‌رود و امیدواریم نسبت به دانشگاه تبریز که مورد علاقه اعلیحضرت همایونى است و شخص آقاى دکتر اقبال مدتى ریاست آن را به عهده داشتند و هشت سال است ساختمان آن تمام شده انتظار دارم در تحت حکومت ایشان با تکمیل دانشکده کشاورزى خاتمه پیدا نماید و نسبت به فرهنگ آذربایجان توجه خاصى بشود و به دانشگاه‌هاى شهرستان‌ها بودجه کافى داده شود.

حال که آقاى دکتر اقبال در اثر ابراز لیاقت و کاردانى از طرف اعلیحضرت همایونى مأمور تشکیل دولت شده‌اند انتظار عموم از ایشان اینست که وجودشان در پست خطیر جدید نیز کما فى‌السابق منشاء اصلاحات وسیع و همه جانبه در کلیه شئون زندگى مردم باشد و همان‌طورى که در برنامه دولت منعکس است کابینه ایشان واقعاً کابینه کار مثبت باشد باوجود ارادتى که شخصا به آقاى دکتر اقبال دارم معهذا چون زمامدارى ایشان مستقیماً با سرنوشت و منافع ملت ایران مربوط می‌شود از لحاظ رعایت وظیفه مقدس نمایندگى ملت ناچارم ضمن موافقت با برنامه دولت به طور یادآورى شمه‌ای از گرفتاری‌ها و مشکلات ملت ایران را به طور اجمال به عرض برسانم و مسئولیت‌هایی را که آقایان نمایندگان محترم مجلس از شخص آقاى نخست‌وزیر و آقایان اعضاء محترم کابینه در آغاز کار می‌خواهند به طور صریح و بى‌پرده متذکر شوم.

مشکل بزرگى که از هر چیز دامنگیر مردم شده و با ید مورد توجه دولت قرار گیرد وضع اسف‌انگیز و طاقت‌فرساى زندگى اکثریت ملت ایران است که عموماً از دست زندگى غیر‌قابل تحمل فعلى به ستوه آمده و در اثر ارائه این وضع یک بدبینى عمومى نسبت به دستگاه دولت و مدعیان اصلاحات ایجاد گردیده است.

به عقیده این جانب با تبلیغات در رادیو نمی‌توان بدبینى و یأس را بین برد بلکه این قبیل تبلیغات بیشتر موجبات یأس و بدبینى مردم را فراهم می‌نماید.

دولت‌هاى گذشته با اینکه امکانات زیادى در اختیار داشتند و مجلسین نیز در کلیه اقدامات مثبت همگام و همراه بودند ولى متأسفانه قدم‌هاى اساسى در راه تأمین رفاه و آسایش عمومى و بهبود وضع زندگى مردم بر نداشته و تحت‌تأثیر نفوذ یک اقلیت طفیلى و مرفه الحال که در واقع همیشه حاکم بر مقدرات این ملت هستند منافع اکثریت را پایمال نموده و مردم را به روز سیاه فعلى نشانده‌اند در نتیجه فاصله طبقاتى عمیقى بین افراد و طبقات مختلف ملت به وجود آمده که بنا به عقیده دوراندیشان در اثر عدم توجه سریع براى آتیه مملکت ایجاد نگرانى می‌نماید.

در مقابل عده معدود صاحبان در‌آمد‌های سرشار مرفه‌الحال میلیون‌ها نفر پریشان‌حال و تنگدست وجود دارند که در عذاب دائمى و نهایت عسرت به سر می‌برند و از طرفى با کمال تأسف باید گفت که مالیات را نیز همین طبقه می‌پردازند و صاحبان در آمدهاى سرشار مالیاتى نمی‌دهند.

صریحاً باید توجه آقایان نمایندگان محترم را به این حقیقت جلب نمایم که این مملکت به اکثریت زحمت‌کش و فعال مفت تعلق دارد بنابراین باید ترتیب و سیاستى اتخاذ شود که قاطبة افراد ملت مخصوصاً طبقه محروم و زحمت‌کش از کلیه مزایاى زندگى برخوردار شوند و هر کس بتواند به فراخور حال و استعداد از حاصل دسترنج خود آن‌طورى که مایل است شالوده زندگى مرفه و سعادتمند خوشبخت و فداکار و کشورى سربلند و بى‌نیاز از دیگران به وجود آید.

مشکل بزرگ دیگرى که فعلاً دولت با آن روبه‌روست موضوع فساد در دستگاه‌های دولتى می‌باشد که متأسفانه از طرف دولت‌هاى گذشته توجهى نشده است و امیدوارم که دولت آقاى دکتر اقبال به این موضوع مهم و حیاتى که با در آمد و بودجه مملکت بستگى دارد توجه خاص مبذول دارد زیرا با این ادارات و مؤسسات فعلى که به منزله ابزار کار اوست و فساد در کلیه شئون و ارکان آنها رخنه نموده است کار بزرگى از پیش نخواهد برد و مادامى که اصلاحات عمیق چه از حیث تشکیلات و چه از حیث انتخاب افراد صالح در ادارات و مؤسسات دولتى عملى نشود منظور حاصل نخواهد گردید.

در سازمان اغلب ادارات دولتى براى منظورهاى خاصى از قبیل ایجاد مقام و منزلت ظاهرى براى اشخاص معینى در سال‌هاى اخیر تغییراتى داده شده که ابداً از نظر انجام اصلاحات به درد نمی‌خورد دولت باید با مطالعه کافى سازمان ساده و بدون پیچ و خم و متناسب با احتیاجات خود در ادارات و مؤسسات دولتى به وجود آورد و از وجود کارمندان حداکثر استفاده را در راه رسیدن به مطلوب بنماید و اصول کهنه بور و کراسى و کاغذبازى را به کلى موقوف سازد.

صریحاً باید عرض کنم با اینکه اکثریت کارمندان دولت را افراد بسیار صالح و قانع تشکیل می‌دهند متأسفانه در پست‌هاى حساس بعضى از ادارات مهم افراد ناصالح قرار گرفته‌اند که باعث حیف و میل حقوق دولتى

+++

می‌کردند این قبیل افراد نادرست با توسل به انواع تشبثات مدت‌ها در رأس بست‌هاى حساس می‌مانند و در نتیجه به توسعه فساد فلج کردن دستگاه‌هاى مورد بحث ادامه می‌دهند.

دولت جناب آقاى دکتر اقبال باید باید کمال شجاعت و بدون توجه به توصیه‌های افراد بد سابقه و ناصالح را براى همیشه از دستگاه دولتى طرز نماید و افراد منفى و پاک دامن را به جاى آنان بگمارد.

اصلاح دستگاه‌هاى دولت دو نتیجه بسیار خوب دارد یکى جلوگیرى از حیف و میل و میلیون‌ها تومان در آمد سالیانه مملکت به دست افراد ناصالح و دیگرى ایجاد حس علاقه در مردم نسبت به دولت و رفع بدبینى و یأس عمومى.

دولت‌ گذشته با اینکه برنامه‌اش مبارزه با فساد بود با وجود این نه تنها قدمى در راه مبارزه با فساد و اصلاح وضع ادارت بر نداشت بلکه در اثر بى‌اعتنایی بر فساد ادارات افزوده شد و به جاى انجام کارهاى بزرگ تولید کشاورزى و استفاده از زمین‌هاى حاصل‌خیزى خدادادى و به کار انداختن کارخانه‌های تعطیل شده و تأسیس کارخانه‌های جدید و رفع بحران بی‌کارى و تأمین رفاه و آسایش عمومى قیمت ارزاق و مایحتاج مردم بالا رفت و روز بروز بر فشار زندگى مردم اضافه شد.

آیا براى ملت ایران و کشاورزان ایرانى شرم‌آور نیست که با داشتن اراضى زر‌خیز فلاحتى به جاى صدور غلات و مواد اولیه از ممالک دیگر گندم و روغن خریدارى نمایند.

دولت‌هاى گذشته با وجود تذکرات عدیده کوچک‌ترین توجهى به اصلاح وضع اقتصادى کشور نکرده و اقدامى براى جلوگیرى از ورود بى‌بند و بار کالاهاى خارجى که مشابه آنها در داخله تهیه می‌شود به عمل نیاورد در نتیجه ادامه این رویه غلط سیل‌کاراهاى بی‌مصرف خارجى وارد بازار مملکت گردیده و اقتصاد کشور را به کلى فلج نموده است.

اینجانب شخصاً همه تقصیرات را متوجه دولت‌های وقت می‌دانم زیرا همه‌گونه امکانات و شرایط مساعد در ید اختیار داشتند و نمایندگان محترم مجلسین اشکالات کار را مرتباً با کمال بى‌نظرى به دولت‌ها تذکر داده‌اند مطبوعات نیز در این راه همراه و هم صدا بوده‌اند معهذا قدم‌هاى مثبتى به نفع اکثریت ملت ایران برداشته نشده است و با افزایش نرخ مواد مورد نیاز عمومى از قببل قند و شکر و سیگار و غیره روز به روز بار زندگى مردم سنگین‌تر گردیده است.

بدیهى است که دولت جناب آقاى دکتر اقبال در آغاز کار با مشکلات زیادى مواجه می‌باشد ولى خوشبختانه اغلب آقایان اعضاء کابینه ایشان که اینجانب افتخار آشنایی آنان را دارم از شخصیت‌های کاردان و نیک‌نام کشور می‌باشند و می‌توانیم امیدوار باشیم که به رفع مشکلات موجود موفق خواهند شد.

اولین وظیفه خطیر دولت ایست که با اتخاذ سیاسیت قاطع و بدون توجه به تشبئات سود‌جویان با با استفاده از امکانات موجود در اجراى منویات اعلیحضرت همایونى اقدامات سریعى براى پایین آوردن هزینه زندگى مردم به عمل آورد، و این فاصله عمیق طبقاتى را از میان بردارد و براى رسیدن به هدف راه‌هاى آسان در پیش‌پاى دولت که می‌تواند از شرایط مساعد فعلى نحو احسن استفاده نماید.

به منظور پایین آوردند و ثبت قیمت‌هاى اجناس و مواد مورد نیاز عمومى دولت می‌تواند خود شخصاً فروشنده دست اول قسمت اعظم اجناس و احتیاجات مردم باشد و فروشگاه‌هاى عمومى ارزان در تمام نقاط کشور به وجود آورد ضمناً توأم با این عمل کنترل شدیدى در قیمت‌هاى اجناس بر‌قرار نماید بدین ترتیب عده زیادى از طفیلى‌ها اجتماعى ناچار دست از غارتگرى مردم خواهند کشید.

همچنین دولت می‌تواند مباشرت و ورود بعضى از مایحتاج عمومى را شخصاً به عهده بگیرد و با قیمت ارزان در دسترس عموم قرار دهد.

براى زنده کردن اقتصاد کشور دولت موظف است به هر طریقى که ممکن باشد سریعاً از ورود سیل‌آساى اجناس خارجى به شدت جلوگیرى نماید.

براى توسعه صادرات مملکت باید دو تسهیلات فوق‌العاده جهت صادر‌کنندگان از قبیل حذف مالیات صادرات و رفع موانع موجود فراهم شده و صادر‌کنندگان عمده مورد تشویق قرار گیرند.

یک وظیفه بزرگ دولت رفع بحران بیکارى و بالا بردن ارزش کار افراد مملکت است دولت باید با به کار انداختن کارخانه‌جات و کارگاه‌هاى تعطیل شده و احداث کارخانه‌جات جدید مورد نیاز و همچنین با تشویق مردم به امور تولیدى و کشاورزى و توسعه فلاحت بحران بیکارى را از بین ببرد. در کشور ایران که زمین‌هاى آن بسیار حاصلخیز و جمعیت آن نسبت به مساحتش کم می‌باشد نباید حتى یک نفر بیکار وجود داشته باشد.

براى پیشرفت صنایع و کشاورزى مملکت باید به کار وزارتخانه‌های کشاورزى و معادن و صنایع توجه مخصوص بشود متأسفانه بودجه معینه براى وزارتخانه‌های مزبور بسیار ناچیز است. مثلاً بودجه‌ای که براى وزارت تعیین شده یک چهلم بودجه کل کشور را تشکیل می‌دهد و قسمت اعظم این بودجه نیز براى هزینه‌های پرسنلى و حقوق کارمندان به مصرف می‌رسد بنابراین براى انجام اصلاحات عظیم کشاورزى که کشور فلاحتى ایران احتیاج دارد بودجه لازم باقى نمی‌ماند. همچنین براى اصلاحات بزرگ صنعتى و استخراج معادن بودجه‌ای در اختیار وزارت معادن و صنایع نیست و قسمت اعظم اعتبارات و بودجه به وزارتخانه‌ها و اداراتى اختصاص داده شده که در آمد قابل‌توجهى ندارند.

کشور ایران محتاج به یک رفورم فلاحتى است دولت باید فکر اساسى به این قسمت هم بکند و سیستم فعلى را به سیستم مدرن تبدیل نماید از وجود مهندسى و کارشناسان کشاورزى به جاى اینکه در پشت میزهاى دولتى ادارات عاطل بمانند در مزارع امتحانیه و بزرگ استفاده نماید.

در آمدى که از کارهاى پر‌برکت فلاحتى به دست می‌آید قابل مقایسه با سایر در آمدها نیست مثلاً اگر دولت بتواند با سد‌بندی‌هاى کم‌خرج و ساده در میلیارد‌ها هکتار زمین‌های حاصلخیز و مسطح خوزستان و مغان زراعت اصولى را آغاز بکند عایدى سرشار و محصول آن ما را از هم کس و همه چیز بى‌نیاز خواهد کرد از همین زمین‌های حاصلخیز در سایر استان‌ها‌ى کشور منجمله آذربایجان و خراسان نیز بسیار وجود دارد این همه زمین‌ها که ملت‌ها دیگر آرزوى داشتن یک هکتار آن را دارند.

همچنین معادن ذی‌قیمت زیر زمین به منزله نعمت‌های ر ارز است که خداوند متعال براى ملت ایران اعطا فرموده متأسفانه با وجود همه شرایط مساعد ملت ایران عور و گرسنه بسر می‌برند.

چند روز قبل جناب آقاى دکتر اقبال در مصاحبه خود با مخبرین جراید فرموده بودند (مملکتى که داراى نفت و معادن ذی‌قیمت می‌باشد دلیلى ندارد که ملت آن گرسنه بسر برند) اینجانب مخصوصاً به همین اظهارات آقاى نخست‌وزیر تکیه می‌کنم این قبیل اظهارات نشان می‌دهد که ایشان به دردهاى مردم واقفند و راه چاره را هم می‌دانند امیدواریم در کار خود توفیق حاصل فرمایند.

یک راه دیگرى ازدیاد در آمد دولت اخذ مالیات‌هاى واقعى از صاحبان در‌آمد‌های زیاد و اصلاح قانون مالیات به نفع اکثریت ملت ایران است در سایر ممالک از در آمد‌های عمده تا هفتاد در صد مالیات گرفته می‌شود در صورتى که در کشور ما با اینکه نرخ مالیات‌ها نازل است معهذا صاحبان در‌آمد‌های بزرگ حاضر به پرداخت 10 در صد مالیات قانونى خود نیستند و براى فرار از مالیات به انواع حیله‌ها متوسل می‌شوند این امر نیز باید مورد توجه دولت قرار بگیرد.

موضوع مهم دیگر که قابل تذکر است تمرکز بی‌مورد همه کارها در مرکز مملکت است این امر موجب شده که اهالى شهرستان‌ها و کشاورزان دهات کسب و کار خود را رها کرده و به تهران می‌آیند و در نتیجه استان‌ها و شهرستان‌ها کشور و به ویرانى می‌گذراند به طورى که در استان آذربایجان در این در دوره خدمت نمایندگى اینجانب کوچک‌ترین فعالیت عمرانى جز ادامه راه آهن آثارى دیده نشده است.

دولت باید این موضوع نیز تدبیرى بیندیشید باید اقداماتى کرد که کار شهرستان‌ها رونق بگیرد به عقیده اینجانب بهتر است دولت امتیازاتى براى تجار و کسبه شهرستان‌ها قائل شده و تسهیلاتى را نظر امور گمرکى و تجارتى براى ساکنین شهرستان‌ها فراهم سازد چون قبلاً ضمن بحث از وظایف دولت اسمى از دولت آقاى علاء به میان آمد لازم می‌دانم به عرض برسانم که خدمت گرانبهاى ایشان در مجامع بین‌المللی و در مواقع حساس مملکت هیچ وقت فراموش‌شدنى نیست و دولت ایشان از لحاظ تثبیت وضع سیاست خارجى مملکت کارهاى عمرانى انجام داده‌اند ولى آن نقطه‌نظر بالا بردن سطح زندگى مردم موفقیتى به دست نیاورده است‏.

مسئله مهم دیگرى (این قسمت را می‌گویم و عرضم تمام می‌شود) که باید در اطراف آن بحث شود فکر تشکیل احزاب اکثریت و اقلیت است که بنا به اراده شخص اول مملکت مترادف با تشکیل کابینه جناب آقاى دکتر اقبال به میان آمده و از طرف مطبوعات مورد بحث قرار گرفته است این موضوع حائز کمال اهمیت است چون زمینه لازم از نظر ثبات اوضاع سیاسى داخلى و خارجى فراهم شده با در نظر گفتن مصالح عالیه مملکت و توسعه رشد فکرى مردم تشکیل احزاب مورد بحث ضرورت پیدا کرده البته همه در این نظر متفقند که در رژیم پارلمانى بدون وجود احزاب موافق و مخالف که اولى دولت را رهبرى و دومى از اشتباهات او انتقاد کند کارها از محور اصلى خارج می‌‌شوند و کنترل عمومى در کلیه شئون کشور را از بین می‌رود.

حزبى که اکثریت مجلس را در اختیار دارد و دولت را رهبرى می‌کند چون پابند مرام‌نامه خود می‌باشد براى اجراى مرام و حفظ حیثیت و موقعیت خود ناچار است دستگاه‌هاى دولت را تحت کنترل دائمى قرار دهد و در حقیقت مسئولیتى این کار را عملاً عهده‌دار گردد و اگر از عهده اداره اوضاع بر نمی‌آید طبعاً حزب دیگر ابتکار عمل را به دست می‌گیرد بنابراین وجود احزاب اکثریت و اقلیت در بهبود و اصلاح دستگاه‌هاى دولتى و پیشرفت کلیه امور اجتماعى و ایجاد ثبات دائم در اوضاع سیاسى مملکت عامل بسیار مؤثرى خواهد بود.

حال بحث در چگونگى تشکیل این احزاب است اصولاً براى تأسیس حزب عده‌ای

+++

هم عقیده و هم مرام دور هم جمع شده پس از مذاکرات و تبادل‌نظر در اطراف هدف‌های سیاسى معین خود مرام‌نامه و نظام نامه حزبى را به وجود می‌آورند سپس تصمیمات خود را در اختیار افکار عمومى می‌گذارند بدیهى است چنانچه مرام‌نامه حزب و شخصیت مؤسسین آن مورد قبول و پسند عمومى قرار گرفت در بین مردم ریشه می‌دواند و بال و پر می‌گیرد و به صورت حزب سیاسى در می‌آید و کلیه احزاب سیاسى مهم و معروف دنیا نیز به همین ترتیب به وجود آمده است.

به نظر این جانب لازم است در تشکیل احزاب مورد بحث نیز همین اصل رعایت شود یعنى شخصیت تشکیل‌دهنده حزب در صورتى که دولت علاقمند می‌باشد که احزاب مزبور به وجود بیایند می‌تواند تسهیلات لازم را در راه تشکیل آنها فراهم آورد البته چون این موضوع داراى اهمیت است محتاج به بحث کافى است که فعلاً مجال و فرصت کافى نداریم لذا بهتر است در جلسات بعدى در اطراف آن مثال بحث شود.

3- تعیین موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه‏

رئیس – جلسه را ختم می‌کنیم جلسه آینده روز یکشنبه ساعت 6 صبح دستور دنباله بحث در برنامه دولت.

مجلس بیست دقیقه بعد ازظهر ختم شد.

رئیس مجلس شوراى ملى- رضا حکمت‏

+++

یادداشت ها
Parameter:295140!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)