کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره هفدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏17
[1396/05/29]

جلسه: 78 صورت مشروح مذاکرات مجلس روزسه شنبه بیست و نهم اردیبهشت ماه 1332  

فهرست مطالب:

1- طرح صورت مجلس جلسات 19 اسفند 31 و 20 اردیبهشت 1332

2- بیانات قبل از دستور آقایان: قنات‌آبادی - حائری‌زاده - دکتر بقائی

3- قرائت استعفانامه آقای دکتر بقائی از نمایندگی تهران

4- تقدیم 28 فقره لایحه قانونی به وسیله آقای معاون نخست‌وزیر و چهار فقره لایحه از طرف وزارت دارائی به وسیله ایشان

5- تقدیم گزارش وزارت دادگستری دائر به تقاضای سلب مصونیت از آقای دکتر بقائی به وسیله آقای معاون نخست‌وزیر

6- تقسیم دو فقره لایحه به وسیله آقای معاون وزارت دادگستری

7- تقدیم هفت فقره لایحه برقراری و تمدید فرمانداری نظامی در نقاط مختلفه کشور

8- قرائت گزارش شعبه پنجم راجع به آقای علی روحی

9- تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏17

 

 

جلسه: 78

صورت مشروح مذاکرات مجلس روزسه شنبه بیست و نهم اردیبهشت ماه 1332

 

فهرست مطالب:

1- طرح صورت مجلس جلسات 19 اسفند 31 و 20 اردیبهشت 1332

2- بیانات قبل از دستور آقایان: قنات‌آبادی - حائری‌زاده - دکتر بقائی

3- قرائت استعفانامه آقای دکتر بقائی از نمایندگی تهران

4- تقدیم 28 فقره لایحه قانونی به وسیله آقای معاون نخست‌وزیر و چهار فقره لایحه از طرف وزارت دارائی به وسیله ایشان

5- تقدیم گزارش وزارت دادگستری دائر به تقاضای سلب مصونیت از آقای دکتر بقائی به وسیله آقای معاون نخست‌وزیر

6- تقسیم دو فقره لایحه به وسیله آقای معاون وزارت دادگستری

7- تقدیم هفت فقره لایحه برقراری و تمدید فرمانداری نظامی در نقاط مختلفه کشور

8- قرائت گزارش شعبه پنجم راجع به آقای علی روحی

9- تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

 

مجلس ساعت 9 و چهل و پنج دقیقه صبح به ریاست آقاى محمد ذوالفقارى (نایب رئیس) تشکیل گردید.

1- طرح صورت مجلس جلسات 19 اسفند 31 و 20 اردیبهشت 1332

نایب رئیس - جلسه رسمى است صورت غایبین جلسه گذشته قرائت مى‌شود.

 (به شرح زیر به وسیله آقاى ناظرزاده خوانده شد)

غایبین با اجازه آقایان: اورنگ - کریمى - عبدالرحمن فرامرزى - عامرى.

غایبین بى‌اجازه آقایان: مشار - دکتر شایگان - صراف‌زاده - دکتر امامى - راشد - دکتر مصباح‌زاده - امیرافشار.

نایب رئیس - نسبت به صورت جلسه اعتراضى نیست؟ آقاى مکى‏

مکى - می‌خواستم عرض کنم که آقاى مشار و آقاى دکتر شایگان هر دو مریضند و آنها را غایب بدون اجازه نوشته‌اند.

نایب رئیس - کمیسیون محاسبات رسیدگى خواهد کرد و اصلاح خواهد شد. نسبت به صورت جلسه اعتراض دیگرى نیست؟ آقاى جلیلى‏

جلیلى - آقاى دکتر شایگان تقاضاى مرخصى کرده‌اند در کمیسیون محاسبات هم تصویب شده است استدعا می‌کنم دستور بفرمایید اصلاح بشود.

نایب رئیس - اصلاح مى شود نسبت به صورت جلسه اعتراضى نیست؟ (اظهارى نشد) چون اکثریت براى رأى نیست اعلام تصویب آن را موکول می‌کنم به بعد.

2- بیانات قبل از دستور آقایان: قنات‌آبادى حائرى‌زاده دکتر بقایى

نایب رئیس - عده‌اى از آقایان اجازه نطق قبل از دستور خواسته‌اند آقاى میر اشرافى‏.

میراشرافى - آقاى قنات‌آبادى صحبت مى‌فرمایند.

نایب رئیس - آقاى قنات‌آبادى. اجازه مى‌فرمایید قبل از این که سرکار شروع بفرمایید به بیاناتتان دو ماده از آیین‌نامه قرائت بشود.

(مواد 204 و 206 آیین‌نامه به شرح زیر خوانده شد)

ماده 204- مخبرین جراید و تماشاچیان با داشتن بلیط مخصوص همان جلسه که با مهر اداره کارپردازى و امضاى یکى از کارپردازان صادر شده باشد و نیز مأمورین انتظامى به دستور رئیس مجلس در محل‌هاى مخصوص حق حضور خواهند داشت و باید در تمام مدت جلسه ساکت باشند و از هر گونه تظاهر خوددارى کنند و گر نه به امر رئیس از مجلس اخراج مى‌شوند.

ماده 206- هر یک از تماشاچیان و نمایندگان جراید که باعث اغتشاش یا اختلال نظم مجلس شود و یا نسبت به رئیس یا نمایندگان مجلس و یا وزرا و معاونین و سایر افراد توهین و یا تهدید نماید به امر رئیس مجلس از تالار مجلس اخراج و توقیف مى‌شود و در صورتى که عمل او مستوجب تعقیبات کیفرى باشد در ظرف 24 ساعت به مراجع صالحه تسلیم خواهد شد.

نایب رئیس - آقاى قنات‌آبادى بفرمایید.

قنات‌آبادى - ما از همان جا شروع می‌کنیم که همیشه دولت شروع می‌کند و همان مطلبى را اینجا تذکر می‌دهیم که یک عده‌اى البته در این روزهایى که نان و آب دارد تذکر می‌دهند و آن این است که اگر دولت واقعاً همان طورى که ادعا می‌کرد متکى به افکار عمومى بود هیچ مانعى و رادعى براى او نداشت که مثل دوره شانزدهم اجازه دهد جریان مذاکرات مجلس به وسیله رادیو در سرتاسر کشور پخش شود بدیهى است هیچ جاى دنیا این عمل را اسمش را عدالت نمی‌گذارند که یک دسته‌اى که آن دسته اسمش دولت هم باشد رأس قوه و قدرت قرار گرفته باشد ارتش و شهربانى و ژاندارمرى و تمام وسایل قدرت و پول در اختیارش باشد زندان‌ها در اختیارش باشد رادیو در اختیارش باشد آن وقت هر چه می‌خواهد بگوید و به هر شخص و مقامى به هر شکل و رنگى که می‌خواهد حمله کند تهمت بزند دشنام بگوید فحش بدهد اما اجازه ندهد آن کسانى که مورد این همه حملات قرار گرفته‌اند در مقابل این همه تهمت و افتراها از خود دفاع کنند و حقایق را به آن ملتى که آن ملت قاضى هستند و آنها باید قضاوت بکنند برساند البته بنده لازم نمی‌دانم از جریانات اخیر راجع به تقاضاى فراکسیون آزادى و فراکسیون نجات نهضت به وسیله مقام معظم ریاست مجلس از رئیس محترم دولت براى پخش مذاکرات مجلس از رادیو تذکرى بدهم آقایان می‌دانند جوابش را هم شنیده‌اند ولى نمی‌دانم که چه جورى درباره این مطلب قضاوت کرده‌اند هیچ اشکالى نداشت همان طوری که الان برنامه رادیو اغلب اوقاتش وقف کارهاى بیهوده یک کارهاى بی‌مصرف بدون فایده مى‌شود اجازه می‌دادند مذاکرات مجلس هم به وسیله رادیو منتشر می‌شد اسم این عمل را عدالت نمی‌گذارند اسم این عمل را واقعاً اتکا به افکار عمومى

+++

نمی‌گذارند این را بهش می‌گویند زور و یک طرفه عمل کردن و لا غیر همه آقایان بالخصوص ملت ایران این مطلب را خوب می‌داند که قریب 5 و شش سال است در کشور ما یک نهضت مقدس ضد استعمارى به وجود آمده و البته این مطلب را هم آقایان محترم تصدیق دارند که روزهاى اول این نهضت یعنى آن روزهایى که مبارزه علیه هر گونه استعمار و مبارزه با شرکت سابق نفت و مبارزه با استعمار سیاه انگلستان در ایران در این کشور در بدرى، حبس، کتک خوردن، بیچارگى و از هستى ساقط شدن لازم داشت آن روز مدعیان نهضت و مدعیان مبارزه علیه استعمار خارجى و بالخصوص استعمار انگلستان خیلى کم بودند غالباً در استراحتگاه تشریف داشتند غالباً از سایه راه مى‌رفتند غالباً مبارزات را تخطئه می‌کردند و اگر خیلى شجاعت به خرج می‌دادند خیلى می‌خواستند رشادتى به خرج بدهند از یک گوشه‌اى یک مقاله‌اى به عنوان مبارزه و تحت مطالب کلى منتشر مى‌فرمودند اما این مبارزه آهسته آهسته وسعت پیدا کرد جنس ملت زیادتر شد جنبش ملت در اثر استقامت آن عده معدودى که حاضر شدند به هر ذلت و بدبختى به هر دربدرى و مصائبى تن بدهند و در مقابل انگلستان تسلیم نشوند سبب یک گرمى و یک غلیانى در افکار عمومى مردم ایران شد در تهران و شهرستان‌ها مردم آهسته آهسته به هیجان آمدند البته در خلال همه این مبارزات یک دسته‌اى کارشکنى خود را از دست نداده بود یک دسته‌اى صف‌شکنى خود را از دست نداده بودند آن دسته همان کسانى هستند که امروز بسیار بسیار از بانیان نهضت ملى ایران بیشتر سنگ نهضت را به سینه می‌زنند اگر می‌خواهید آن دسته را من به شما ارائه کنم خواهش می‌کنم به روزنامه‌هاى بلشویکى امروز که صبح و عصر منتشر می‌شود مراجعه بفرمایید و در اوان نهضت یعنى آن روزهایى که بنا بود در این کشور مهره‌هاى سیاست استعمارى رزم‌آرا هژیرها ساعدها کوبیده بشود و پایه‌هاى اولیه ملى شدن صنعت نفت در سرتاسر کشور گذارده شود آن روز هم به روزنامه‌ها و نوشته‌هاى این آقایان مراجعه بفرمایید آن وقت خواهید دید که این آقایان آن روزها کارشکنی‌هایى که می‌کردند چه بوده است و امروز خود را وارث نهضت مقدس ملى می‌دانند (میر اشرافى - بروزهاى زمان پیشه‌ورى هم مراجعه بکنید).

(زنگ رئیس)

نایب رئیس - بین الاثنین صحبت نکنید.

قنات آبادى - من تمنا می‌کنم از آقایان که اجازه بفرمایند آن مقدارى که قدرت دارم عرایضم را عرض کنم از این دسته که کعبه و قلب‌شان کرملین بوده آن روزهایى که سیاست استعمارى سابق یعنى استعمار سرخ از ما نفت می‌خواست و می‌گفت باید منابع نفتى شمال را به ما بدهید آنها در هیمن خیابان‌هاى تهران بنده نمی‌گویم در خیابان‌هاى زنگبار نمی‌گویم در خیابان‌هاى حبشه در همین خیابان‌هاى تهران این آقایان حرکت کردند و گفتند که باید نفت شمال را به روس‌ها داد و باید شمال را حریم امنیت اتحاد جماهیر شوروى سوسیالیستى قرار داد و با کمال وقاحت و بی‌شرمى سربازهاى ارتش بیگانه در همین پایتخت تهران از آنها حمایت کردند اینها یک دسته بودند یک دسته هم آن کسانى بودند که خودشان پدرانشان فامیل‌هایشان زندگی‌شان همه چیزشان دربست در اختیار سیاست انگلستان بود و اینها از شاگردان بسیار بسیار خوب و تربیت شده مکتب استعمارى انگلستان بودند و اینها خود و افکارشان به همه آقایان محترم و ملت ایران معروف و مشهود است اینها هم در مبارزات مقدس ملى ما در نضهت پر افتخار ما حداکثر کارشکنى اخلال و صف‌شکنى را کردند اما چون اگر یک ملتى از روزى تفکر و تعمق اراده بکند اگر یک ملتى مطلبى را درک کند خدا از آن ملت حمایت می‌کند ملت ایران هم چون درک کرده بود که یگانه راه نجات و پاره کردن زنجیرهاى استعمار ملى کردن صنایع نفت است قیام کرد خدا هم ملت را تأیید کرد و این مطلب در مملکت ما عملى شد و به صورت ظاهر عمال سیاست‌هاى بیگانه در شمال و جنوب شکست خوردند آنهایى که می‌گفتند قرارداد 1933 را باید باطل کنیم یعنى مى‌خواستند کارشکنى بکنند و آن کسانى که اصلاً عقیده داشتند مگر مى‌شود با انگلستان جنگ کرد هر دوى این دسته‌ها شکست خوردند و در نتیجه ملت پیروز شد بعد از این پیروزى قطعى بعد از این موفقیت درخشان من می‌خواهم اینجا به ملت ایران صریحاً عرض کنم که این دو دسته رویه خود را در مبارزه با بنیان‌گذاران نهضت عوض کرده‌اند یعنى همان طوری که در قیام مشروطیت و در مبارزه براى بدست آوردن آزادى و حریت در صدر مشروطیت تربیت‌شدگان مکتب عین‌الدوله از آزادی‌خواهان شکست خوردند و بعد به مقتضاى روز ماسک را عوض کردند رنگ خودشان را عوض کردند و آمدن خودشان را بین آزادی‌خواهان و مردان حق و مبارزه و قهرمان صدر مشروطیت جا زدند و با نزدیک کردن خود به منابع قدرت آزادى‌خواهان و قهرمانان ایران را طرد کردند این دو دسته هم بعد از نهضت مقدس ملى ایران همین عمل را انجام دادند آمدند خودشان قاطى نهضت شدند آمدند خودشان را داخل در صف این جهاد اکبر کردند آمدند خودشان را دم‌ساز با مبارزین بینان‌گذاران این نهضت کردند خوب چون اینها اشخاص عاریه‌اى بودند چون اینها می‌خواستند خودشان را جا کنند وچون اینها مى‌خواستند بیایند و مقاماتى را غصب کنند هیچ براى آنها مانع و رادعى نداشت که به رویه دیرین خودشان به رویه همیشگى خودشان یعنى به چاپلوسى و عبودیت و بندگى متوسل بشوند اینها به تمام این فنون متوسل شدند و اینک آهسته آهسته دور آقاى دکتر محمد مصدق‌السلطنه را محاصره کردند یک دسته مردم سر از خواب بلند کردند دیدند مطلب خیلى صحیح و سالم و قشنگ از آب در آمده آنهایى که در راه نهضت ملى و پایه‌گذارى این جهاد بزرگ ضد‌استعمارى حبس رفتند تبعید شدند در به در شدند خون به دل شدند خود و عایله‌شان چهار سال در این مملکت در به در بودند اینها دشمن ملت شدند و یک عده‌اى از مارک‌دارها و یک عده‌اى از سرسپرده‌هاى اجانب و یک عده از کسانى که توى این خیابان‌هاى تهران پرچم به دوش گرفتند و گفتند شمال و جنوب مال جنوبى‌ها باشد اینها ملى از آب در آمدند دکتر مظفر بقایى آیت‌الله کاشانى آن کسى که ممالک اسلامى فخر به وجودش می‌کنند آن کسى که تفنگ به دوش گرفته و در سنگر‌هاى مجاهدین عراق دوش به دوش رخ به رخ با انگلستان جنگیده است آن کسى که انگلستان شب و روز از وجودش خواب و راحتى ندارد آن کسى که نوکران سرسپرده انگلستان نیمه شب به خانه‌اش مى‌ریزند و او را به خاک و خون می‌کشند و از کشورش دور می‌کنند آن کسى که با یکتا قبا از تاریخ مشروطیت ایران با استعمار جنگیده است این جاسوس انگلستان شد این خارجى شد.

نایب رئیس - آقاى قنات‌آبادى وقت جنابعالى تمام شد.

قنات‌آبادى - بنده وقت می‌خواهم صحبت کنم‏.

نایب رئیس - بسته به نظر مجلس است چقدر وقت می‌خواهید.

قنات آبادى - یک ساعت وقت مى‌خواهم.‏

نایب رئیس - اکثریت نیست براى رأى.‏

دکتر بقایى - کسى هم مخالف نیست.‏

نایب رئیس - باید رأى گرفته شود.

دکتر معظمى - آیین‌نامه باید اجرا بشود.

اخگر - آیین‌نامه را اجرا بفرمایید.

میر اشرافى - آن وقتى که ما بیش از 15 دقیقه اینجا نشستیم آیین‌نامه اجرا نشد.

دکتر معظمى - آقاى قنات‌آبادى نفر دوم وقتش را به شما بدهد صحبت کنید بعد که عده کافى شد رأى بگیرد.

(با ورود چند نفر عده براى رأى کافى شد)

نایب رئیس - چقدر وقت می‌خواهید؟

قنات‌آبادى - یک ساعت‏

امامى‌اهرى - با نیم ساعت موافقت بفرمایید فعلاً.

نایب رئیس - آقایانى که موافقند نیم ساعت آقاى قنات‌آبادى صحبت‌شان را ادامه بدهند قیام بفرمایید (عده‌اى برخاستند) (ناظرزاده و معتمددماوندى (منشى) 29 نفر است یک نفر کم است) با رأى خود بنده سى نفر می‌شود تصویب شد.

قنات‌آبادى - بنده خیلى خوشحال و مشعوفم که آقایان اعضاى فراکسیون نهضت ملى به بنده رأى براى صحبت کردن ندادند (حائرى‌زاده در اقلیت بودند) بله آقایان محترم ملت ایران باید روى این مطلب توجه کند که یک عنصرى که پنجاه سال به استعمار ضربت زده و ضربت خورده این عنصر را یک روزنامه‌اى که منتسب به شخص رئیس دولت است می‌نویسد که این جاسوس است من مخصوصاً این مطلب را پشت این تریبون تکرار می‌کنم تا ملت ایران آن نقشه‌هایى که انگلستان در صدر مشروطیت براى بیرون کردن مجاهدین حقیقى از صف ملت عمل کرده بود دوباره به عینه ببینند دو مرتبه درک بکنند که وارد عمل می‌کند ببینند کار مملکت به کجا رسیده آقاى رئیس دولت مرقوم فرموده بودند به دستگاه انتظامى مملکت یا دستگاه دادگسترى اگر روزنامه‌اى به شخص من بد گفت با او کارى نداشته باشید اما اگر به کس دیگر و برخلاف قانون مطبوعات عمل کرد قانون را درباره‌اش اجرا کنید من خواهش می‌کنم از آقایان نمایندگان محترم و مخصوصاً خواهش می‌کنم از آقایان که طرفدار دولت هستند بروند در زندان و ببینند این روزنامه‌نگارانى را که دولت توقیف کرده است فقط کسانى هستند که از دولت دکتر مصدق انتقاد کرده‌اند فقط چون از اعمال و رفتار دولت انتقاد کرده‌اند آنها را گرفته‌اند به زندان انداخته‌اند بدون محاکمه و اما آن روزنامه‌هایى که بر می‌دارند و به بزرگترین شخصیت‌هاى مملکت رکیک‌ترین فحش‌ها را می‌دهند که تریبون مجلس شوراى ملى را من نمی‌خواهم به این حرف‌هایى که آنها زده‌اند آلوده کنم آنها کاملاً آزادند آقایان می‌دانند آنها چه جورى روزنامه‌های‌شان را به فروش می‌رسانند؟ اگر بر نخورده‌اند خواهش می‌کنم روز شنبه تشریف ببرید میدان توپخانه

+++

یک بچه روزنامه‌فروش باده بیست تا از این روزنامه‌ها. یک مأمور شهربانى یک مأمور حکومت نظامى و چند تا مأمور کارآگاهى ایستاده‌اند این بچه روزنامه‌فروش روزنامه‌ها به دستش است توى میدان توپخانه این عوامل و مأمورین دولتى هم او را حمایت می‌کنند و او داد مى‌زند و فریاد می‌زند کاشانى جاسوس بقایى قاتل مکى فلان حائرى‌زاده فلان همین طور می‌گوید و اگر کسى هم برود به این بچه روزنامه‌فروش‌ها سخنى بگوید مأمورین شهربانى متعرض او می‌شوند یک حسابى است یک مطلبى است که آقاى دکتر مصدق‌السلطنه حسابش را نفرمودند و آن این است که خیال می‌کنند که همه افراد و اشخاص روى حساب سیاسى و روى حساب مقامى و روى حساب منفعتى مبارزه می‌کنند یک مطلبى را ایشان درک نکرده‌اند و آن این است که در تاریخ بشریت بودند اشخاصى که فقط براى حق و حقیقت جنگ کردند براى نجات فضیلت و نجات انسانیت مبارزه کرده‌اند و اینها ولو این که قلیل هم بودند ولو این که معدود هم بودند غلبه و فتح با اینها بوده یک قضیه تاریخى من می‌خواهم براى آقایان محترم نقل کنم الحمدالله همه آقایان مسلمان و پیرو آیین مقدس اسلام هستید و همه اطلاع از تاریخ احکام و آیات کلام‌الله دارید و این قضیه را هم می‌دانید من مى‌خواهم به مناسبت تطبیقش با وضع روز تذکر بدهم و آن این است که تبلیغات موسى بن عمران پیغمبر وقتى وسعت پیدا کرد وقتى دزدها و غارتگرهاى اجتماع دیدند کار موسى دارد نضج می‌گیرد وقتى قارون مسلک‌هاى آن زمان دیدند که این رویه‌اى که موسى اتخاذ کرده است منتهى به پیروزى است گفتند ما تصمیم می‌گیریم و موسى بن عمران پیغمبر را ما لجن مال می‌کنیم این بود که قارون رفت و یک زن هر جایى را پیدا کرد و به او گفت: تو می‌روى موقعى که موسى خطابه می‌کند او را متهم می‌کنى به زنا و قصد قارون این بود که موسى را در معرض افکار عمومى لجن مال بکند آن زن هم آمد وقتى موسى داشت وعظ می‌کرد و خطابه و تبلیغ مى‌کرد گفت اى موسى این حرف‌هایى که تو میزنى صحیح است؟ گفت بله گفت پس چرا خودت مرتکب عمل زشت شدى؟ گفت با کى؟ گفت با من معناى تکرار تاریخ همین است قارون‌هاى زمان ما هم هر جایى‌ها را اجیر می‌کنند به هرجایی‌ها ماهى هزار تومان پول می‌دهند تا به برگزیدگان اجتماع دشنام بدهند فحش بدهند تهمت جاسوسى و افترا بزنند از روز اول تا حالا این رویه بوده صف طرفداران فضیلت و حقیقت رویه خاصى داشتند و دشمنان انسانیت و فضیلت در هر لباسى که بودند رویه خاصى داشتند آن روز قارون به آن هرجایى پول می‌داد و امروز قارون‌هاى زمان به هرجایی‌هاى دیگرى پول می‌دهند که برجستگان فحش بدهند. و اما راجع به قضیه افشارطوس اولاً بنده عقیده‌ام را به عرض مجلس و ملت ایران برسانم که بنده شخصاً با این نوع کشتار و ترور مخالفم و برخلاف دینم می‌دانم (صحیح است) دین من مذهب من اجازه این نوع اعمال را نمی‌دهد و هر کس این عمل ازش سر بزند و سبب این کار باشد ولو این که نزدیکترین کسان من باشد من با او مبارزه می‌کنم (پورسرتیپ - احسنت) من اولاً به آقایان عرض کنم که اگر روزى ثابت شد نه به وسیله بوق و کرنا و رادیو بلکه حقیقتاً ثابت شد که دکتر بقایى در این عمل دخالت داشته من با او مى‌جنگم اما امروز که من خودم مى‌بینم دولت و تمام عوامل وامانده استعمار انگلستان از تمام قدرهایى که در دست دارند استفاده کرده و همه بر علیه این مردى که در تاریخ نهضت ملى ایران سهم بسیار بسیار زیادى دارد قیام کرده‌اند و می‌خواهند نابودش کنند با اتکاى خداى بزرگ دنبال او و از او حمایت کرده و مبارزه می‌کنم مگر این که به من ثابت شود که من اشتباه کرده‌ام آن وقت این حرف را من پس می‌گیرم این بوق و کرنایى که دولت راه انداخته اولاً راجع به موضوع شکنجه بنده یک مطلبى عرض کنم روزى که این آقایان را گرفتند جناب آقاى دکتر بقایى به من تلفن کرد که من شنیده‌ام خطیبى (که من هم نمی‌شناسمش) او را در زندان شکنجه کرده‌اند بیاید با هم برویم دادگسترى و از قانون و از نماینده قانون بخواهیم که به این کار رسیدگى بکند بنده عرض کردم چشم رفتم در خدمت‌شان در دادگسترى جناب آقاى دکتر معظمى توجه بفرمایید ایشان اعلام جرم کردند که چون یک همچو خبرى به ما رسیده ما خواهش می‌کنیم مراجع قانونى به وظیفه قانونی‌شان عمل کنند جنابعالى بهتر از بنده مى‌دانید استادید دانشمندید می‌دانید که بازپرس و نماینده دادسرا می‌رود این زندانى را ببیند اگر شکنجه شده صورت مجلس کند که شکنجه شده و اگر نشده بنویسد شکنجه نشده و آقاى دکتر بقایى دروغ گفته است غیر از این است؟ ما رفتیم تمام مراحل طى شد بازپرس و نماینده دادستان حرکت کرد وقتى به رئیس شهربانى با نماینده قانون مراجعه شد این که می‌گوید می‌خواسته ملاقات کند ملاقات ممنوع است این خدعه است این دروغ است مثل همه دروغ‌هاى دیگر نه آقاى دکتر بقایى نه بنده هیچ کدام نمى‌خواستیم کسى را ملاقات کنیم نماینده قانون بوده که براى اجراى یک دستور یک عمل قانونى حرکت کرده بود برود ببیند و صورت مجلس کند رئیس شهربانى به مجرد این که این دسته بازپرس و نماینده دادسرا را دید باور بفرمایید که خودش را باخت حالا ممکن است بگوید من تکذیب می‌کنم من این موضوع تکذیب می‌کنم را یک روز پشت این تریبون پنبه‌اش را زده‌ام گفتند که اینجا نیست به فرماندار نظامى مراجعه کردیم اتفاقاً قبل از این که از پیش رئیس شهربانى حرکت کنیم آقاى دکتر بقایى گفت ما می‌دانیم این زندانى کجا است و می‌دانیم هم که فرماندار نظامى را هم پیدا نخواهیم کرد ولى معذلک می‌رویم رفتیم آنجا فرماندار نظامى نبود افسر نگهبان هم از خودش سلب مسئولیت کرد یک صورت مجلس در دژبان و یک صورت مجلس در فرماندارى نظامى به وجود آمد بازپرس و نماینده دادسرا نوشتند که ما آمدیم به ما زندانى را ارائه نکردند و رفتیم این عملى بود که آن روز صورت گرفت من آن روز قطع کردم که همان عناصرى که هنوز در این دستگاه‌ها رسوخ دارند براى بر باد دادن حیثیت ایران این شکنجه‌ها را کرده‌اند و الا هیچ منع قانونى نداشت و هیچ مشکل هم نبود که اجازه بدهند آخر این خیلى خنده‌آور است که دستگاه هیئت حاکمه به نمایندگان قانون که منتسب به خودش است اعتماد نداشته باشد این خیلى خنده‌آور است که دستگاه عدالت مملکت به دستگاه شهربانى مملکت به دستگاه آدم‌کشى مملکت نامحرم باشد و اجازه ندهند که نماینده دادستان مطابق قانون به نص قانون برود و یک عمل قانونى انجام بدهد آن وقت هى فریاد قانون هم می‌زنند داد قانون هم می‌زنند این را من می‌خواستم مقدمتاً به اطلاع آقایان نمایندگان محترم برسانم چون همان شبش روزنامه گرامى باختر امروز که متعلق به آقاى دکتر حسین فاطمى است ایشان نوشتند که امروز از صبح تا غروب دو نفر نماینده مجلس به تمام مقامات مختلف مملکت براى نجات حسین خطیبى مراجعه کردند و این مقامات مختلفه مملکت که ایشان نوشتند حلال‌زاده‌ها هم نمی‌دانند کجا است و ننوشتند که این 2 نماینده مجلس به کدام مراجع قانونى مراجعه کردند اینها واقعاً ننگ است رویشان نمى‌شود بنویسند بازپرس و نماینده دادستان آمدند بروند قانون را اجرا کنند مأمور حکومت نظامى حکومت نظامى غیرقانونى البته (میر اشرافى - صحیح است غیرقانونى است) گفت که نمى‌شود این مقدمه مطلب بود و اما راجع به اصل موضوع خوب دقت کنید آقایان من خواهش می‌کنم از صمیم وجدان به این مطلب توجه کنید یک رئیس شهربانى کشته شده یک دولتى هم سرکار است یک عده‌اى هم مخالف دارد مخالف‌هاى پر و پا قرص که تا پاى مرگ ایستاده‌اند (بهادرى صحیح است) و از اعمال خلاف رویه دولت انتقاد می‌کنند دولت می‌خواهد از این صحنه استفاده کند پرونده را که براى من و شما نمى‌سازند پرونده را یک جورى مى‌سازند که آن بقال سر گذر هم قبول کند آن مرد عادى هم قبول کند آن وقت آمده‌اند خواستند پرونده را آن جور بسازند که افکار عمومى قبول کند آمدند این طور کردند گفتند که دکتر بقایى می‌خواسته است کودتا کند رئیس دولت بشود مملکت را قبضه کند نقشه کشیده‌اند و گفته‌اند افشارطوس را از بین مى‌بریم و مملکت را قبضه می‌کنیم ببینید در همین جمله و همین عبارات چند تا نقض و خلاف وجود دارد البته شما می‌دانید با کشتن رئیس شهربانى کسى نمی‌تواند رئیس‌الوزرا بشود فقط یک اتفاق افتاد توى این مملکت که رزم‌آرا کشته شد و حکومت دست لیدر جبهه ملى آمد و بس و آن هم یک موقع خاصى بود یک زمان خاصى بود یک شرایط خاصى بود اما همه می‌دانند حتى همان بقال سر گذر هم که این داستان ها را براى آنها مى‌سازند آنها می‌دانند که با کشتن رئیس شهربانى کسى رئیس‌الوزرا نمی‌شود به علاوه چطور شده رئیس ستاد ارتش آقاى سرتیپ ریاحى عضو حزب ناسیونالیست و مأمور خرید اسلحه از خارج (میر اشرافى - و ژنرال نجیب آینده) اجازه بدهید البته آقایان اطلاع دارید که در زمان دیکتاتورى دوره گذشته یک کمیسیونى بود به اسم کمیسیون خرید اسلحه اینها خیلى قلدر بودند خیلى زورشان زیاد بود حتى دیکتاتور وقت هم حق این که به آنها امر و نهى بکند و به آنها بگوید بالاى چشمتان ابرو است نداشت آقاى سرلشگر شفایى و یک عده‌اى دیگر عضو این کمیسیون بودند یک عده‌اى هم بعداً عضو شدند که همین آقاى سرتیپ ریاحى یکى از آنها است من خواهش می‌کنم از رئیس دولت که خیلى می‌خواهد از رئیس ستادش دفاع کند پرونده خرید و پرونده به اصطلاح بعد از جنگ که ایشان رفته به انگلستان که تسویه حساب بکند این پرونده را در معرض افکار عمومى بگذارند تا آقایان بدانند این آقایى که امروز شده است رئیس ستاد چقدر پاک و پاکیزه و منزه است این مطلبى است که به عرض مجلس شوراى ملى می‌رسانم یک مطلبى نیست که من استنباط کرده‌ام یکى از افسران شرافتمند این مملکت که خودش هم ازمؤسسین حزب ناسیونالیست در ارتش بوده است براى یک شخصیت بزرگ این مملکت جریان را پیغام داده و اگر لایحه سلب مصونیت دکتر بقایى تصویب شد و به کمیسیون دادگسترى رفت آنجا بنده اگر اجازه بدهند شرفیاب خواهم شد و جریان را به طور تفصیل خواهم گفت و آن افسر شرافتمند هم هیچ باکى ندارد که این حقایق را بگوید این افسر شرافتمند گفته است که تمام این بازی‌هایى را که درآورده‌اند براى گم کردن اصل مطلب است این مطالب را روشن خواهد کرد آقایان من این را به شما بگویم و دلیل هم دارم خود قاتلین افشارطوس مأمور تعقیب پرونده قتل افشارطوس هستند خود آن کسانى که وجود افشارطوس براى آنها مانع شده بود و یک رقیب خطرناکى شده بود خود آنها آمدند و نقشه کشیدند

+++

افشارطوس را از بین بردند مسخره این نیست که بگویند دکتر بقایى و چهار تا سرتیپ یک دانه آشپز و دو تا دهاتى بیابان‌گرد می‌خواستند کودتا بکنند در این مملکت و حکومت به دست بیاورند اما رئیس ستاد ارتش که با همدیگر رقابت داشتند آن را بی‌گناه کنار بگذارند و خود او مأمور تعقیب پرونده افشارطوس بشود این جریانات آقا در مملکت ما تازگى ندارد منتهى حساب هیات حاکمه این شده است که تا آنجایى که زورشان می‌رسد می‌گویند تا آنجا که قدرت دارند عمل می‌کنند اما باید ما این حساب را در این مملکت به هم بزنیم و آن حساب این است که هر جا زور باشدحق هم همان جا است و ما با خدا عهد کردیم که این حساب را به هم بزنیم بگوییم هر جا حق هست قدرت هم باید در استخدام حق قرار بگیرد لذا ما مى‌بینیم توى این مملکت هر کى زور ندارد هر کارى می‌کند می‌گویند بد است تا زور ندارد از بدی‌ها انتقاد می‌کند همچو که زور به دستش مى آید همه بدی‌ها را مرتکب مى‌شود همه را هم می‌گوید خوب است و همه را هم شما باید بگویید خوب است آقاى دکتر مصدق آن روزى که زور نداشتند قدرت نداشتند سر نیزه در اختیارشان نبود توپ و تانک نداشتند شهربانى پرونده‌ساز نداشتند مقابل زندان غش می‌کردند حکومت نظامى را تعطیل عملى مشروطیت می‌دانستند یک روزنامه ایشان را بنده اینجا پشت تریبون قرائت کردم و روزنامه‌ها نوشتند و متأسفانه مخبر رادیو تهران این نامه را نگرفت که به رادیو تهران بدهد و او منتشر کند نامه همین آقاى دکتر مصدق است ایشان آن وقت که زور نداشتند حکومت نظامى را تعطیل عملى مشروطیت می‌دانستند الان هفت یا هشت ماه است که قاچاقى توى این مملکت حکومت نظامى است و هیچ تعطیل مشروطیت هم نیست براى این که مطابق قانون نه آن پیشتر هم که یک وقتى آوردند مجلس تصویب کردند بعد از آن هر چه حکومت نظامى بوده بنده به نام قانون عرض می‌کنم که قاچاقى بوده (میر اشرافى - خود دولتش هم قاچاقى است رئیس‌الوزرایى که به مجلس نمى آید قاچاق است) (زنگ رئیس) قانون حکومت نظامى این طور است دولت می‌تواند اعلام کند و بلافاصله در ظرف یک هفته به مجلس می‌آید و مجلس هم در ظرف یک هفته تکلیف قانون حکومت نظامى را معلوم می‌کند اگر مجلس این قانون را تصویب نکرد نمى‌تواند قانونیت داشته باشد مگر این که خود جناب آقاى دکتر مصدق به استناد قانون اختیارات که جبراً گرفته‌اند این قانون را هم امضا کنند براى جناب آقاى دکتر مصدق آن وقتى که زور نداشتند این کارها بد بود اما حالا که الحمدلله زور پیدا کردند خیلى چیزها خوب شده متأسفانه خیلى کارها ایشان آن وقت‌ها می‌کردند که حالا که زور پیدا کرده‌اند بدشان مى‌آید بنده یادم مى‌آید انتخابات دوره 15 بود ایشان دو مرتبه رفتند به دربار متحصن شدند یک عده آقایانى که واقعاً مصلحت ... (در این موقع مجلس از اکثریت افتاد).

نایب رئیس - آقاى قنات‌آبادى اکثریت نیست تأمل بفرمایید (پس از چند لحظه با ورود چند نفر اکثریت حاصل شد) بفرمایید.

قنات‌آبادى - روزه آقایان را برده بله یک عده از کسانى که واقعاً طرفدار این بودندکه مقام سلطنت نباید در کارها مداخله بکند به ایشان اعتراض می‌کردند که خوب آقاى دکتر مصدق شاه یک مقام غیر‌مسئولى است به چه مناسبت به دربار متحصن شده‌اى از شاه چه می‌خواهى شاه در چه امرى مداخله بکند؟ ... این کارها که خلاف قانون است ایشان براى خودشان دخالت کردن را بى‌اشکال دیدند اما براى دیگران اشکال می‌دانند دخالت کردن را ما معتقدیم که دخالت کردن شاه مملکت در امورات کشور براى هر کسى غلط است این عقیده ما است (صحیح است) اما جناب آقاى دکتر مصدق دخالت کردن به نفع خودشان را خوب می‌دانستند و به نفع عمر و زید و بکر و خالد را بد می‌دانند این را بهش می‌گویند یک بام و دو هوا یک مطلب دیگرى که بنده می‌خواهم اینجا عرض کنم از نظر وظیفه‌اى که دارم این است که لابد آقایان محترم اطلاع دارند که قریب چهار یا پنج ماه قبل یک فاجعه بسیار بدى براى هموطنان شمار خ داد و در یک گوشه محنت‌زده کشور شما به نام طرود یک زلزله‌اى اتفاق افتاد که قریب 90 درصد مردم اینجا زیرآوار رفتند و کشته شدند زندگى و سرمایه آنها از بین رفت اقداماتى از طرف دستجات مختلف براى اعانه به این زلزله‌زدگان شروع شد من آن روزها با وجودى که می‌دانستم دولت لطفى من ندارد دیدم روى موضوع طرود خوب تبلیغ می‌کنند گفتم خوب الحمدالله دولت اینجا ملاحظه شخص را نکرده با وجود این که من ارادتى به دولت ندارم و او هم لطفى به من ندارد اما بحمدالله چون آنجا هموطنان ما هستند خوب تبلیغ می‌کند و مشغول اخذ اعانه است و درصدد است که یک کارى صورت بدهد اکنون آقایان نمایندگان محترم قریب پنج ماه از آن تاریخ می‌گذرد و از آن روزى که بنده اینجا در مجلس شوراى ملى به عرض آقایان نمایندگان محترم رساندم که اجساد آنها زیر آوار است و نزدیک است فضاى آنجا را مسموم بکند و ایجاد مرض بکند و تقاضا کردم از دولت و مردم خیر که هر عملى که می‌توانند بکنند زودتر اقدام بکنند تا این محیط آلوده به مرض نشود و همان روزی که این عرض را اینجا کردم در همان روز قریب پانصد ششصد هزار تومان مردم خیر ایران و سایر کشورها براى ترمیم وضع بد و خراب مردم طرود پول داده بودند پول نقد داده بودند بنده این مدت هر چه سؤال کردم که آقاى دولت براى مردم چه کرده‌اید؟ چیزى به دست نیاوردم آن نقطه الان آلوده به مرض شده تمام اجسادی که زیر آوار رفته به وسیله خلل و فرج‌هایى که در آن منطقه هست اینها همه ورم کرده گند زده کثیف شده و تمام آن فضا را تبدیل به یک منطقه مرض وحشتناک کرده البته می‌دانید در طرود که عمال انگلیس نبودند در طرود که چترباز خارجى نبوده آنجا که قیام علیه امنیت مملکت نشده آنجا کسى نمانده که قیامى علیه مملکت بکند یا چترباز خارجى بیاید هیچ این حرف‌ها نبوده جز این که این دولت اصلاً نمی‌تواند کار بکند این دولت حرف خیلى خوب می‌تواند بزند تبلیغ خیلى خوب می‌تواند بکند فحش خیلى خوب می‌تواند بدهد دشنام خیلى خوب می‌تواند بدهد اما کار نمی‌تواند بکند به علت این که روز به روز ارگان‌هاى دولت و بلندگوى دولت دشنام و فحش‌شان به دسته انتقادکنندگان زیادتر می‌شود فقط می‌خواهند با فحش و تهمت و افترا جبران این را که نتوانسته‌اند کار بکنند از هر چه بگذرى سخن دوست خوش‌تر است مطلبى که لازم می‌دانم در خاتمه عرایضم ...

نایب رئیس - دو دقیقه بیشتر وقت ندارید.

قنات‌آبادى - شاید دو سه دقیقه یا بیشتر طول بکشد به اطلاع آقایان نمایندگان محترم مجلس شوراى ملى می‌رسانم موضوع فروش نفت است همه‌تان شنیده‌اید و دولت هم هر روز ابلاغ می‌کند و اعلام می‌کند متخصصین دولت علیه هم صحه می‌گذارند که دولت موفق شده زنجیرهاى محاصره را پاره کرده نفت را به دنیاى خارج داده بازارها را دارد تصرف می‌کند با چه قیمتى؟ صدى پنجاه تخفیف صدى بیست و پنج هم براى غرامت کنار می‌گذارند صد 25 هم براى ایران می‌ماند البته اینجا بر متخصصین فنى مملکت بر آنهاست که آنها بفرمایند این صدى بیست و پنج که می‌ماند آیا به همین میزان خرج تصفیه و استخراج نفت می‌شود یا نمی‌شود این یک مطلب یکى دیگر هم آقایانى که مأمور تحویل اشیاء هستند در قبال این صدى 25 آنها بیایند بگویند که این چیزهایى که به ما می‌دهند و این صدى بیست و پنج را می‌گیرند اینها تفاوت قیمتش چه می‌شود اما من به این تفاوت کار ندارم دو چیز می‌خواهم بفهمم یکى این که آن آقایانى که دارند این طور می‌کنند و ثروت ملى ما را دور می‌ریزند آیا تضمین می‌کنند که این عمل آنها سبب به دست آوردن بازار براى آنها می‌شود دولت آقاى دکتر مصدق که این بذل و بخشش را می‌کند به ملت ایران ضمانت می‌دهد که این بذل و بخشش و حیف و میل سبب به دست آوردن بازار دنیا مى‌شود و ما می‌توانیم بازار جهانى را به دست بیاوریم این را به ما بدهند ما عرضى نداریم یکى این مطلب و یکى یک نکته‌اى هست که من می‌خواهم با اجازه آقایان نمایندگان محترم این حرف‌ها را به مردم عادى مملکت بزنم و آن این است که مردم ایران باید این را بدانند که من به لسان آنها می‌گویم چون مطلبى که می‌خواهم بگویم می‌خواهم مردم عادى مملکت درک کنند تمام نفت فروش‌هاى دنیا با همدیگر شریکند مى‌خواهد این نفت فروش انگلیسى باشد مى‌خواهد آمریکایى باشد مى‌خواهد ایتالیایى باشد می‌خواهد ژاپنى باشد یعنى نفت دنیا در انحصار کارتل‌هایى است که این کارتل‌ها با همدیگر شریکند که دست‌شان توى دست یکدیگر است این نفت‌هایى که از منابع نفتى ما خارج می‌شود اگر به ژاپنى بفروشند می‌رود به حساب همان شرکا اگر به آمریکا بفروشند می‌رود به حساب همان شرکا و اگر به آفریقایى هم بفروشند باز می‌رود به حساب همان شرکا یعنى نتیجه‌اش این می‌شود که ما نفت را ملى کرده‌ایم تا با این تخفیف‌هاى عجیب و غریب دو مرتبه به آنها بفروشیم یعنى ما زحمت مى‌کشیم و قیام می‌کنیم پدر صاحب ملت در مى‌آید در مقابل شکننده‌ترین ضربات اقتصادى جان می‌کند و نفت را مجانى تقدیم انگلیس‌ها می‌کنیم و اگر غیر از این است بیایند به اطلاع ملت ایران برسانند (میر اشرافى - این 50 درصد تخفیف مقدمه معامله با شرکت سابق است این همان چیزى است که رزم‌آرا توى جیبش داشت) (زنگ رئیس)

نایب رئیس - آقاى حائرى‌زاده.‏

حائرى‌زاده - من سعى دارم که حتى‌الامکان کمتر وقت آقایان و رفقا را در نطق قبل از دستور مشغول کنم ولى حوادث و اوضاع و سم‌پاشى‌هایى که شده است من را مجبور کرد که وقت آقایان را بگیرم در مجلس سه موضوع را من باید توضیح بدهم هر قسمتى که شد امروز صحبت می‌کنم و اگر نشد آقایان اجازه می‌دهند بعدها صحبت می‌کنم یک موضوع چون خیلى از من پرسیده می‌شود که چرا سلب اعتماد از دولت آقاى دکتر مصدق نموده‌اى این یک موضوع است که باید در اطراف این من یک قدرى توضیحات بدهم که دکتر مصدق ارتباطى که ما با هم در سیاست پیدا کردیم روى چه اصولى بودجه شد که آمد؟ اشتباهات او در سیاست چه بود؟ موافقت یا سکوت من روى چه بود و

+++

مخالفت شدید من اخیراً روى چه موضوعى است این باید در اطرافش قدرى صحبت شود یک موضوع دیگر هم براى این است که چرا در 27 فروردین ما مهاجرت کردیم و موجبات تعطیل موقت مجلس را فراهم کردیم یکى این که چرا دو مرتبه آمدیم و مشغول شدیم براى انجام وظیفه این سه چیز است که باید در اطرافش صحبت شود من خیلى نمی‌خواهم سیر قهقرایى بکنم و سوابق قبل از 99 جناب دکتر مصدق را صحبت کنم چون بدیهى است که جناب دکتر مصدق از یک فامیل خیلى قدیمى هستند مادرشان از قاجار پدرشان هم از مستوفی‌هاى مملکت و در دربار مظفرالدین شاه ایشان آنجا تربیت شده‌اند و بزرگ شده‌اند و بعد هم وارد خدمت استیفاء شد حالا فرامینى که صحبت‌ها هست در اطرافش من مدارکى موجود ندارم و پرونده‌هایش را هم مسلماً دولت در اختیار ما نمی‌گذارد و راجع به آن فرامین که راست یا دروغ مى‌گفتند ساخته شده وارد آن موضوع نمی‌شوم آنها مشمول مرور زمان شده من وارد آنها نمى‌شوم چیزى که خود من وارد این جریان شدم موقع جنگ بین‌المللى اول چون من بچه بودم ولى یک آدم تسلیم و مطیع و راحتى نبودم (رفیع - مثل حالا) (خنده نمایندگان) بدتر از حالا بودم در آن موقع قواى انگلستان که براى جنگ آمده بود به ایران و مهاجرت پیش آمد کرد و مجلس ایران در نتیجه مهاجرت تعطیل شد بودن من را در جنوب به صلاح قواى انگلیس تشخیص ندادند حالا اسمش را تبعید می‌گذارید اسمش را احضار می‌گذارید آمدم در تهران و در تهران هم سرگردان و بلاتکلیف تا موقعى که انقلاب روسیه پیش آمد و اوضاع صورت دیگرى پیداکرد من توانستم دو مرتبه برگردم به یزد با این که من رئیس طایفه و ایل و عشیره‌اى نبودم که بگویند ایل قشقایى اردو کشیده من بودم و زبانم مطالبى را که می‌فهمیدم محافظه‌کارى نمی‌کردم و با مردم می‌گفتم این به مصلحت انگلیس‌ها نبود من تبعیدى در بدر در تهران سرگردان بودم پرونده وزارت کشور شاهد این مدعا است آقاى عدل‌الملک دادگر در آن موقع معاون وزارت کشور بودند من را احضار کردند و من آنجا گفتم که آخر من را چرا احضار کرده اید؟ چه فرمایشى دارید فرمودند که بله حوادث ایران که در داخله اتفاق مى‌افتد ممکن است در خارج براى خارجی‌ها زحمت درست کند براى این که چنین مزاحمتى ایجاد نشود ما مصلحت دیدیم که بیایید تهران و در همان موقع که ما سرگردان بودیم جناب دکتر مصدق وارد ایران شد به فارس که رسید‌ند استاندار فارس شدند بنده تبعید و سرگردان ولى ایشان طرف اعتماد حکومت و دولتى که آن روز فرمانفرماى جهان بود و انگلستان بود بودند و استاندار فارس شدند کودتا پیش آمد کرد کودتا را قرار بود دایى‌زاده ایشان نصرت‌الدوله بکنند حوادث در این میانه‌بازى کرد آقا سید ضیاء‌الدین کرد جناب قنسول انگلیس تلگراف کرد به دولت وقت که جناب دکتر مصدق خیلى خوب رفتار کردند در فارس خوب است که دولت مرکزى به ایشان اطمینان بدهد که نگران نباشند این را که عرض می‌کنم در این مجلس چون تلگرافش را خوانده بودند من عرض می‌کنم و اسنادش هست در پرونده‌هاى مجلس ایشان از حکومت مرکزى اطمینان پیدا نکردند تشریف بردند بختیارى منزل سردار محتشم بختیارى حکومت سید یک چند روزى بیشتر دوام پیدا نکرد و سقوط کرد آن روز سیاستى غیر از سیاست انگلستان در ایران نبود تمام انتخابات تمام بگیر و ببندها تمام مأموریت‌ها در سایه تقویت آن مقام غیرصالح بود دولتى که تشکیل شد در تهران جناب دکتر در بختیارى تشریف داشتند ولى طرف اعتماد کامل بودند در غیاب ایشان ایشان را به عنوان وزارت دارایى تعیین کردند و دعوت‌شان کردند به تهران اینها عدله ایست که سوابق ایشان و وضعیت ایشان نسبت به سیاست اجنبى از چه قرار بوده ولى یک نوکر اجنبى دیگرى پیدا شد که همه را کوبید آن رئیس قزاق بود که آمد و تهران را قبضه کرد و همه را کوبید چه نوکرهاى ارباب خودش را چه مخالفین آنها را جناب دکتر مصدق در دوره رضاخانى مطرود واقع شدند ولى البته خداى ایران خداى ایشان خداى رضاخان سلامتى ایشان را تأمین کرد و تا به حال این ذخیره براى ما ماند و من مطمئن شدم که این مملکتى که مثل سایر ممالک شرقى اجنبى‌ها در آنجا فرمانفرما بودند اشخاصى که از سیاست شوم اجنبى صدمه دیده‌اند حس انتقامى در آنها تولید شده و براى مبارزه با اجنبى ساعد و جاهى هستند و می‌توان به آنها صد در صد اعتماد کرد حقیقتاً جناب دکتر مصدق براى این که اقلیت تخریبى در مجلس باشد و جودش بسیار مفید بود و من در انتخابات و من در انتخابات فعالیت بسیار کردم مردم تهران کوشش کردند خود ایشان کنفرانس‌ها دادند تا موفق شدیم آمدیم به این مجلس حمایت‌ها و علاقه‌مندى من نسبت به جناب دکتر مصدق از نظر نمایندگى اقلیت و انتقاد از دستگاه حکومت بوده و حالا هم هست اگر سنشان مقتضى باشد حالا هم معتقدم که یک وکیل انتقادى تخریبى خوبى هستند در مجلس این را حالا هم درباره ایشان معتقدم اما موضوع نفت من وارد آن کشمکش‌هاى سى سال پیش نمی‌شوم که در مجلس نطق من هست کشمکش‌هایى که با کمپانى دارسى داشتیم منتهى قدرت انگلستان مافوق این حرف‌ها بود ما یک چیزى مى‌گفتیم خنده می‌کردند و مسخره می‌کردند در دوره چهاردهم مجلس بنده در مجلس نبودم در خارج که روزنامه‌ها را می‌خواندم یک طرحى جناب دکتر به مجلس داده بودند که در امتیاز به خارجى هیچ دولتى حق ندارد وارد مذاکره بشود به عقیده من آن طرح را اگر آقایان مطالعه بفرمایند که صورت قانون به خودش گرفته از جنبه انشاء املاء و معنى خیلى ساده نیست آن چیزى راه قوام‌السلطنه در آخر آن قانونى که از مجلس گذشت موافقت کرد که حساب کمپانى هم رسیدگى شود در این چیزی که مفهم این معنى باشد نبوده و فقط براى جلو گرفتن روس‌ها مفید بوده حالا چه اشخاصى ذینفع بودند و در کجا تنظیم شده یک اخبارى به من رسیده که چون مدرکى در دست ندارم در اطراف آن نمی‌خواهم صحبت بکنم که مذاکره کرده‌اند که این طرح آقا سید ضیاء‌الدین بدهد به مجلس یا جناب دکتر مصدق مصلحت دانستند که آقاى دکتر مصدق بدهد طرز انشا و عبارت آن طرح ترجمه یک طرح خارجى است و کسانى که اطلاع دارند می‌دانند که ترجمه است. انشا نیست این طرح در مجلس مطرح می‌شود رحیمیان نامى در مجلس بود که وکیل قوچان بوده و یکى از وکلایى بود که در دوره 15 همکار ما بود او طرحى حاضر می‌کند و در همان موقعى که ایشان این طرح را می‌دهند براى الغاى قرارداد انگلیس‌ها. ایشان گویا می‌گویند قرارداد است ولى توافق طرفین قابل الغاء نیست این موضوع مسکوت می‌ماند و دوره پانزده جناب دکتر در مجلس تشریف نداشتند کسانى که در مجلس بودند بعضى معنا کمک کردند بعضى علناً مبارزه کردند در کار نفت جناب دکتر در این صف نبودند ایشان بیرون تشریف داشتند آقاى مکى بود این آقاى دکتر بقایى بود عبدالقدیر آزاد بود یک عده‌اى بودند و آن ساعات خطرناک و آن روزهایى که خداوند براى هیچ ایرانى وجود نیاورد که ما امید به هیچ چیز نداشتیم غیر از فضل خداوندى و آن مبارزه با کمپانى شروع شد دوستان خیلى نزدیک ما به ما با نظر ترحم نگاه می‌کردند که شما خودتان با پاى خودتان به مسلخ می‌روید با این عملى که انجام می‌دهید اراده خداوندى همت ملت ایران مخصوصاً مردم تهران موجب شد که آن عملى که در آن چند روز آخر مجلس راجع به مبارزه نفت و انگلستان در مجلس شروع شد و آن روز انگلستان نقشه‌اش شکست خورد عملى نشد و همین طور راکد ماند حوادث دنیا هم به ملت ایران کمک کرد و اوضاع را براى انگلستان تیره و تار کرد پس از این که ما را حبس کردند و انتخابات صندوقش را عوض کردند دو مرتبه تجدید کردند انتخابات را جناب دکتر در آن جریان‌ها هیچ وارد نبود به قول آقاى شمس قنات‌آبادى کسانى که آن روز همه را اجنبى و اجنبى‌پرست و دشمن ایران می‌دانستند همان‌ها خودشان مسبب این اصلاحات هستند افتخارشان این بود که نطق‌هایى را که در مجلس ماها کرده بودیم چاپ و منتشر کنند امروز هم ماها جزو نامحرم‌ها هستیم و کسانی که به عقیده من جناج چپ انگلستان هستند ماشین را دارند مى چرخانند این عقیده من است و خدا کند اشتباه کرده باشم موقعى که ما با جناب دکتر مصدق در مجلس شروع به همکارى کردیم اختلاف سلیقه از قدیم با ایشان بود لازم هم نیست دو نفر در تمام مسایل با همدیگر توافق داشته باشند.

نایب رئیس - وقت جنابعالى تمام شده است آقاى حائرى‌زاده.‏

حائرى زاده - من خیلى مطلب دارم اگر آقایان اجازه می‌دهند حالا صحبت می‌کنم اجازه نمی‌دهند یک وقت دیگر صحبت می‌کنم من این حرفها را پشت این تریبون اگر زنده ماندم باید بگویم تا ملت ایران و دنیا روشن بشوند که این آتش از کجا شعله گرفته آن شیاطین و مخربین مملکت چه اشخاصى هستند اینها را باید بشناسند من وظیفه‌ام را باید انجام بدهم اگر حالا اجازه می‌دهند حالا عرض می‌کنم و الا بعد ...

نایب رئیس - چقدر وقت می‌خواهید؟

حائرى‌زاده - من نیم ساعت می‌خواهم اگر اجازه بدهند.

نایب رئیس - آقایانى که موافقند تا نیم ساعت آقاى حائرى‌زاده ادامه بدهند به صحبت قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد. بفرمایید.

حائرى‌زاده - عرض کنم در موضوع نفت ما جلسات زیادى تشکیل دادیم آن جلسات مرتب بود از افرادى که در مجلس به عنوان نمایندگى آمده بودند یا رفقایى که به نام جبهه ملى در خارج بودند و در مجلس وارد نشده بودند. آن مجلس‌هاى ما صورت مجالسى نداشت ولى خوشبختانه همه‌شان حى و حاضرند و شاهد واقعه هستند. در آنجا هم اختلاف سلیقه خیلى بود براى طرز کوتاه کردن دست انگلستان جناب دکتر معتقد بودند که قرارداد 1933 که با کره و اجبار تهیه و تنظیم شده بود بر فرض ما موفق بشویم و آن را ملغى کنیم قرارداد 1901 دارسى به قوت خودش باقى است و تا 60 سال یعنى 1961 این استثمار و بهره‌بردارى را انگلستان خواهد داشت استدلالى که من علیه ایشان می‌کردم این بود که یک قراردادى با توافق طرفین لغو شده طرفین توافق کرده‌اند موضوعى دیگر براى این قرارداد باقى نمانده ما وقتى به دنیا اعلام کردیم که قرارداد 1933 با کره و اجبار و فشار و حکومت قلدرى رضاحانى بوده موضوعى دیگر براى قرارداد باقى نخواهد ماند باید حساب کمپانى از 1901 تا 1933 طبق قرارداد دارسى تصفیه شود و از 1933 به بعد باید یک حق‌العملى براى مباشرینى که

+++

نفت ایران را استخراج و تصفیه می‌کردند در دنیا مى‌فروختند ما قائل شویم بیشتر به آنها نمى‌توانیم حقى بدهیم و اگر وارد این حساب بشویم میلیاردها ما طلب داریم از انگلستان حقوق ایران را غصب کرده برده ما طلب داریم باید بگیریم این بحث خیلى طول کشید تا وقتی که مذاکره شد که باید اصل دیگرى را که خود دولت انگلستان دولت کارگرى در مملکت خودش عمل کرده است ما این اصل را اتخاذ بکنیم تا از پیچ و تاب محاکم بین‌المللى و اصول حقوقى نجات پیدا کنیم و آن اصل ملى شدن نفت است و می‌گوییم گذشته هرچه بوده صحیح یا غلط می‌گوییم امروز احتیاجات ملى ایران به ما اجازه می‌دهد که اکتشاف و استخراج نفت را به طور ملى خودمان اداره کنیم سر فرم‌هایى که به چه فرم بیرون بیاید بحث و انتقاد شد من نظرم هست اولین مجلسى که این مطالب به روى کاغذ آمد در منزل آقاى نریمان بود با حضور حضرت آیت‌الله کاشانى و سایر رفقایى که در آن موقع با ما رفیق بودند در این موضوع طرح ملى شدن مطرح شد و روى کاغذ آمد جناب دکتر این را محتاج مطالعه دانستند که موافقت کنند و بعد از چندى ایشان هم موافق شدند ولى در آن جلسه موافقت نکردند این هم براى طرز ملى شدن تهیه شد یکى از فرمها فرمى بود که باید اسمش را گذاشت فرمى که من تهیه کرده بودم البته من تنها که تهیه نکرده‌ام با رفقا مشورت می‌کردم و حسن و قبحش را مى‌سنجیدیم ولى عبارتش را من تهیه کرده بودم (مهندس حسیبى - با کى مشاوره می‌کردید؟) با کسى که بعد پشیمان شد و گفت عجالتاً مسکوت می‌گذاریم این طرح تهیه شد براى این طرح دوسه موضوع در نظر ما بود یکى کوتاه کردن دست انگلستان بود از ایران که قدم اول فکر ما بود دوم این است که ملت ایران از منابع نفتى بهره‌مند بشود نه این که در دروازه نفت را ببندیم بگوییم ما نفت نداریم نظر ما این بود مردم ایران از این منابع ثروت استفاده بکنند و دست انگلستان هم کوتاه بشود و یک موضوع دیگرى که طرف توجه من بود این بود که نفت را در ایران فقط جنبه اقتصادیش مورد توجه ما باشد جنبه سیاسیش را در ایران بکشیم که ایران به واسطه نفت ملعبه سیاست‌هاى خارجى نباشد تا هر روز یک مشتى به مغز این ایرانى ضعیف از طرف دولت قوى کوبیده شود حفظ بی‌طرفى ملت ایران شده باشد یکى دیگر فکر من این بود که ما تمام ملل روى زمین را که مشترى نفت ما هستند به آنها از این نمد کلاهى بدهیم که آنها با ما کمک باشند نه کمک انگلستان بدیهى است یک ضعیف و قوى وقتى با هم کشمکش می‌کنند عدالت دنیا هنوز به آن درجه‌اى نرسیده است که درست قوى و ضعیف را در یک کپه ترازو بسنجد آن قوى وسایل دارد استدلال می‌کند تهیه اسباب می‌کند هو و جنجال می‌کند رادیو دستش است تبلیغات می‌کند همه جور وسیله دارد ممالک قوى را هم سهیم بکنیم تا از دست انگلستان نجات پیدا کنیم این طرح من مشعر این معنى بود (بعد عبارتش را براى آقایان قرائت می‌کنم) که ما اکتشاف و استخراج نفت را به طریق ملى اداره بکنیم حق ندهیم به کمپانی‌هاى اجنبى که در کوهها و دشت و بیابان و شهرهاى ما به عنوان اکتشاف یله‌ورها باشند و به اسم نفت هزار جور جنایت و جاسوسى را انجام بدهند ما دست اینها را ببندیم و همچنین استخراج نفت یک موقعى در دنیا حوادثى پیش آمد می‌کند که مصلحت ایران نیست نفتش را بفروشد بتوانیم این شیر نفت را ببندیم اکتشاف و استخراجش تحت اختیار دولت که نماینده ملت ایران است باشد سایر عملیات نفتى از قبیل تصفیه و حمل و نقل خرید و فروش تمام کارها صد رشته کار دارد کمپانی‌هاى مختلفى براى این کارها تشکیل بشود که نصف سهامش مال ایران باشد و نصف سهامش را هم همه ملل روى زمین حق داشته باشند خریدارى بکنند سهامش هم البته با اسم باشد غیرقابل انتقال باشد و هیچ ملت و مملکتى بیش از عشر از سهام را حق نداشته باشند مالک بشود ملیت آن ممالکى هم که سهام را می‌خرند مجلس ایران تصدیق بکند نه این که پنج حکومتى که توى شکم حکومت انگلستان است یا مللى که توى شکم حکومت اتحاد جماهیر شوروى است به اسامى مختلف این سهام را بخرند و ما بهمان دردى که در مسئله شیلات گرفتار بودیم‏ گرفتاربشویم این پیش‌بینی‌ها را من در موقع تنظیم آن طرح کرده بودم این طرح عبارت است از:

1- مجلس شوراى ملى دولت را مکلف می‌سازد کلیه عملیات اکتشاف و استخراج نفت را در تمام ایران خود عهده‌دار شده به طریق صنعت ملى اداره نماید.

2- در اجراى ماده 1 دولت مکلف است به عملیات متکى به قراردادهاى غیرقانونى 1901 و 1933 کلاً خاتمه دهد.

3- دولت اجازه دارد براى حمل و نقل و لوله‌کشى و تصفیه و سایر عملیات فنى و تجارى و غیره اعم از برى و بحرى و هوایى داخلى و خارجى شرکت‌هایى تشکیل دهد که اقلاً نصف سهام با اسم آن متعلق به دولت ایران بوده و بقیه سهام با اسم را سایر ممالک خریدار نفت می‌توانند مالک شوند مشروط بر این که هیچ یک از ممالک و اتباع آنها روی هم رفته حق مالکیت بیش از عشر سهام را نداشته باشند و مجلس شوراى ملى قبلاً موافقت با واگذارى سهام به هر یک از ممالک خریدار و اتباع آنها نموده باشد این طرح را بنده تقدیم کردم جناب دکتر مصدق امضای‌شان پاى این طرح هست. دکتر شایگان - آزاد - اللهیار صالح - دکتر بقایى کرمانى - دکتر بقایى تاریخ هم گذاشته است 30/9/29 که این معلوم می‌کند این طرح قبل از کشته شدن رزم‌آرا تهیه شده است و این طرح را ما نتوانستیم به 15 امضا در مجلس برسانیم زیرا مجلس آن روز هم شبیه مجلس امروز مرعوب از حکومت وقت بود و ما نتوانستیم این کار را انجام بدهیم این ماند این طرح و بعضى از آقایان رفقا هم که اول در تنظیم این طرح با آنها مشورت شد موافقت فرمودند بعد یکى از آقایان گفت که شما دست انگلستان را میل دارید کوتاه کنید و ممالک دیگر را وارد ایران کنید آن هم پشیمان شد و حرفش را مسکوت گذاشت در صورتى که من معتقدم ایران نمی‌تواند مثل چین قدیم حصار دور خودش بکشد ما باید با تمام ممالک روى زمین روابط حسنه داشته باشیم روابط اقتصادى داشته باشیم روابط فرهنگى داشته باشیم ما باید با دنیاى امروز با هم همکارى بکنیم و ملعبه هیچ یک از این دول و ممالک نباید باشیم با هیچ یک از این دول و ممالک هم ستیز نباید بکنیم ما باید وضعیت ایران را یک وضعیت بی‌طرف که مقید باشد وجود ایران آبادى ایران براى تمام ملل روى زمین درست کنیم (نریمان - مداخله هم نباید بهشان بدهیم) ما دخالت به هیچ دولت و مملکتى نباید بدهیم ولى دروازه را به روى هیچ دولتى نباید ببندیم ما وقتى اجازه دادیم که روس‌ها اینجا مریض‌خانه داشته باشند اجازه دادیم انگلستان در اینجا مریض‌خانه داشته باشد اگر افغانستان و هندوستان هم اجازه خواستند مریض‌خانه داشته باشند باید بهشان اجازه بدهیم ما باید همه ممالک را به چشم واحد ببینیم سیاست بی‌طرفى را همیشه در نظر داشته باشیم و کاملاً رعایت کنیم حیات ایران روى سیاست بی‌طرفى است ما جنبه اقتصادى نفت را باید شکلى تأمین کنیم که ملت ایران منتفع بشود نه این که وعده‌هاى دروغى به مردم ایران بدهیم که اگر یک روز دیرتر این طرح بگذرد روزى سیصد هزار لیره ضرر است دو سال گذشته است غیر از دردسر کارى عاید ما نشده براى این که با یک سلیقه خوب نبوده با یک ایادى فاسد مرموزى به لباس دوستى وارد مغز مصدق شدند و پا را از آن خط سیرى که در پیش گرفته بودیم که وحدت ملت ایران و ایجاد اختلاف بین کمپانی‌هاى نفتى و نفت جنوب بود از آن محور ما را منحرف کردند امروزه در ایران رویه‌اى حکومت اتخاذ کرده که برادر با برادر پدر با پسر زارع با مالک مالک و مستاجر تمام طبقات را هم با یکدیگر خونى کرده. آن وحدتى را که ما ایجاد کرده بودیم یعنى خود ملت ایران هوش و فراست و استعدادش فهمیده بود که در سایه وحدت می‌تواند در مقابل اجانب ایستادگى بکند آن روزهایى که ما در محبس تهران بودیم دسته دسته مردم را می‌آوردند در محبس آنجا این شکنجه‌هایى که من امروز مى‌شنوم نبود و امروز نشنیده بودم در مجلس ولى امروز مى‌شنوم وقتى مرخص‌شان می‌کردند که بروند من فراموش نمی‌کنم من آنجا توى مریض‌خانه خوابیده بودم آنها پشت پنجره گریه می‌کردند که ما شما را اینجا گذاشته‌ایم کجا برویم من می‌گفتم موقع مبارزه انتخاباتى است باید بروید جهاد کنید ما که دستمان نمی‌رسد اینجا خوابیده‌ایم شما بروید مبارزه خودتان را ادامه بدهید مردم با یک ایمانى با یک وحدتى از تمام طبقات براى مبارزه با اجنبى کنفس‌الواحد قیام کردن کوشش کردند حالا ممکن است ما اشتباه کرده بودیم دکتر مصدق را با آن سوابقى که داشت گفتیم که فشار دوره دیکتاتورى را دیده است نطق‌ها و بیاناتى راکه در مجلس دارد پیرمرد مجربى است از وجود او به نفع مملکت می‌شود استفاده کرد مع‌الوصف ما هیچ وقت او را کاندید نخست‌وزیرى نکردیم از خود او بپرسید از رفقا بپرسید هیچ وقت در صحبت ما در جبهه ملى در آن فراکسیونى که داشتیم اسم این که آقاى دکتر مصدق کاندید نخست‌وزیرى است برده نشده است اگر برده می‌شده همه با آن مخالفت می‌کردیم چون اسباب حکومت نداریم حزب و تشکیلات و اسباب و ابزار که بتوانیم تحولى در مملکت ایجاد بکنیم و مملکت را از دستگاه هزار فامیل نجات بدهیم نداریم ما معایب را می‌توانیم تذکر بدهیم سنگ بگذاریم لاى چرخ دولت که به طرف سقوط نرود نگاهش داریم تا این محیط رجالى تربیت کند آدم‌هایى رشد و نمو کنند چون در دوره بیست ساله هر چه رجال بود از بین بردند و یک مشت پیر و پاتال ماندند مثل بنده که یک مشت نمى‌ارزیدند و یک مشت هم نوکر تربیت کردند آقا و آقا منشى که مملکت را مال خودشان بدانند و با تمام دنیا مبارزه کنند تربیت کردند این مرور مى‌خواهد زمان مى‌خواهد که آدم تربیت بشود و یک مشت جوان‌هاى ما را هم فرستادند براى تحصیل به خارج و افرادى که در مملکت براى دفاع از اجتماع بایستند و مبارزه کنند نبود این یک چیزى نیست که شما بروید در دکان عطارى بگیرید رجال را در دوره 20 ساله در دوره شاه سابق تخمش را برانداختند در این مملکت رجالى که بایستند براى دفاع از حقوق ملت و مملکت خودشان امروز نیست خیلى کم شده‌اند و عاجز و ناتوان در کنارها افتاده‌اند کسانى هم هستند که حسابگر هستند که امروزه سیاست بین‌المللى چطور است روس و انگلیس و امریکا چه می‌گویند پول کجا می‌دهند و همه‌اش پایه‌اش روى قدرت‌هاى دیگران است می‌خواهند زندگى کنند و همه‌اش با مال مردم می‌خواهند زندگى کنند و همه‌اش با مال مردم می‌خواهند آقایى کنند هیچ ملت و دولتى تا خودش فداکارى نکند نمى‌تواند در دنیا آقایى بکند ملل و ممالکى که به اتکاى

+++

ملل و ممالک دیگر استقلال دارند وزن شعر است این حرف‌ها دروغ است باید هر ملتى خودش براى آقایى خودش فداکارى بکند جانبازى بکند هر خطرى را تحمل بکند تا به سر منزل مقصود برسد حالا جناب دکتر ضعف روحى دارند یا سوابق زندگی‌شان طورى بوده است هر چه هست آن خط سیرى را که ما داشتیم از آن خط ایشان منحرف شدند نگاه کنید این دستگاه نفت این مکى رفت آنجا فداکارى کرد زحمت کشید امروز مطرود دستگاه است کسانى که در دوره پانزدهم چشم از حیات‌شان پوشیدند و مبارزه کرده‌اند امروز برایشان پرونده می‌سازند آزاد بیچاره و بدبخت گرسنگى می‌خورد توى کوچه‌ها این وضعیت زندگانى آنهایى است که براى نفت مبارزه کردند ولى آن کسانی که نشان وفادارى انگلستان را دارند آنها ازشان دفاع می‌شود کسانى که قراداد 1933 را در مجلس گذراندند و رأى دادند و نایب رئیس بودند اینها زمام نفت را به دست می‌گیرند به حلوا حلوا گفتن دهنمان شیرین نمی‌شود باید رفت روى عمل من هیچ وقت در زندگى رویه مرید و مراد نداشته‌ام که وقتى به آقاى امامى اهرى ارادت داشته باشم هر چه ایشان بگویند چشم بسته بگویم صحیح است مسلماً من همچو ارادتى به هیچ کس نداشته‌ام ارادت به ایشان دارم و مطلب‌شان را هم گوش می‌دهم فرمایشات‌شان را استماع می‌کنم آن نکته‌اش که با ترازوى عقل من و منطق عقل من سنجش دارد تبعیت می‌کنم جناب دکتر مصدق را من در ترازوى فکر خودم سنجیده‌ام گفتم خوب راست است این سوابق را دکتر مصدق دارد این فامیل مخلوق انگلستان هستند اینها از صد فامیلى هستند که انگلستان آباء و اجدادشان را نشان داده فرمان داده لقب داده همه چیز داده ولى این آدم کسى است که 20 سال توسرى نوکر انگلستان را خورده چه می‌خواهد آخر عمرى ثروت و اندوخته و ذخیره که از سابق به هر اسم و رسمى که هست دارد نمى‌توانیم وارد رسیدگى به سیاست گذشته او بشویم که اینها را ازکجا آورده زندگى شخصیش که تأمین است از حیث حیثیت حیثیت و آبرو که ملت ایران امروز او را روى شانه خودش مى‌گذارد و احترام می‌گذارد مگر چند هزار سال مى‌خواهد عمر بکند در دنیا عمرش هم چهار، پنج، ده سال دیگر بیشتر نیست این را هم براى افتخار خودش براى مبارزه ملت خودش صرف خواهد کرد این حساب من این ترازوى من این حکم را کرد در موقعى که ایشان داوطلب نخست‌وزیرى شدند و رئیس‌الوزرا شدند من مخالفت با ایشان نکردم گفتم خوب این بدتر از رزم‌آرا و بدتر از هژیر و بدتر از ساعد نیست خوب یک شخصى است که آمده در یک قسمت‌هایى که اختلاف سلیقه داشتم من اختلاف سلیقه خودم را اظهار کردم بنده موضوع نفت را معتقد بودم که اگر این روش و این خط مشى را دکتر مصدق تعقیب کرده بود امروز نه دستگاه نفت معطل بود و نه انگلستان در ایران نفوذ داشت سطح زندگانى مردم بالا آمده بود شما در کوچه که مى‌ایستید یک لشگر گدا هوچى و جاسوس دورتان را نمی‌گرفت مردم همه دنبال کشت و کارشان بودند این یا مال اشتباهى است که ایشان در سیاست کرده‌اند یا آنچه من در اطراف و شواهد قضیه مطالعه می‌کنم ایشان ملعبه یک ایادى شده‌اند که آن ایادى مسلم از طرف دستگاه تخریبى انگلستان موظفند که ایران را به طرف فنا ببرند و دارند مى‌برند من وقتى این رویه را دیدم یواش یواش قسمت‌هاى مختلفى پیش آمد کرد گفتیم که شاید اشتباه کرده باشیم تا در ضمن عمل به جریان انتخابات رسیدیم من فکر کردم که دکتر با این حالت مزاج علیلى که دارد که از روى تختخوابش بلندنمی‌شود اختیار قانونگذارى را بگیرد دخالت کردن قوه مجریه در کار قوه مقننه این هیچ مصلحت مملکت نیست یک سابقه بدى مى‌شود براى بعدها رضاخان این کارها را نکرد داور آمد اختیارى براى کمیسیون‌هایى گرفت موقتاً و بعد هم آن قوانین در مجلس تعیین تکلیف شد و براى شخص هم اختیارى داده نشد اختیار تشکیل کمیسیون‌هایى به او داده شد و آن هم غلط بود من آن روز اظهارات خودم را کردم من دیدم که سنگر نفت یک سنگر عجیبى شده ناندانى براى جماعتى شده است‏

دریا به خیال خویش موجى دارد

خس پندارد که این کشاکش از اوست.

جریان ایران نفت ایران سیاست ایران اوضاع بین‌المللى یک خط سیرى دارد ما اینجا به ریش و سبیل خودمان بسته‌ایم که ما در موضوع نفت چه کرده‌ایم این حرف‌ها را قبول بکنیم؟ من به سهم خودم غیر از انجام وظیفه کارى نکرده‌ام یک فردى هستم که هیچ کارى از من ساخته نبود و حالا هم ساخته نیست یک فردى هستم که این اندازه به خودم تحمیل می‌کنم که مصالح امور را فداى مصالح شخص خودم نکنم من وقتى وکالت را قبول کردم باید به وظیفه نمایندگى خودم عمل کنم اگر می‌خواستم مصالح عمومى را زیر پا بگذارم براى این که چهار تا بر طرفداران خودم بیفزایم که دوره بعد هم انتخاب شوم می‌توانستم ولى مادامی که هستم باید به وظیفه نمایندگى خودم عمل کنم اینجا موضوع اختلاف پیدا شد بین بنده و ایشان در بعضى انتخابات‌شان هم نرفتم خدمت ایشان ماشاء‌الله ایشان حسن انتخاب داشتند مى‌گشتند مى‌گشتند اشخاصى را که هیچ تناسبى براى این مقامات نداشتند انتخاب می‌کردند من هیچ وقت به ایشان نگفته‌ام که این شخصى که من صحبتش را مى‌کنم خیلى خوب است شما شغلى به او بدهید هیچ من کارى نداشتم و هیچ وقت هم همچو حرفى نزده‌ام چرا یک تقاضایى از ایشان کردم در فاصله بین مجلس شانزدهم و هفدهم که از امریکا ایشان مراجعت کردند و من خدمت‌شان رسیدم و گفتم که من پنج دوره وکیل بودم که بیشترش را هم در اقلیت بودم و جریان کار انتخاباتى را که شما شروع کردید من نمی‌بینم یک حزب و دسته منظمى که روش اصلاحى داشته باشد و یک تحولى در این مملکت ایجاد بکند در مجلس پیدا بکنیم و من باز بایستى بروم در صف اقلیت و انتقاد کردن در این که اقلیت باشم و انتقاد کنم وحشتى ندارم ولى بنیه‌ام خوب نیست و مزاجم مقتضى نیست در این مملکت پنج دوره نمایندگى مجلس داشته‌ام براى من کفایت می‌کند که من یک شغلى داشته باشم کارمند دولت که هستم در دیوان کشور دیگر حوصله و حواس مطالعه دوسیه‌هاى مفصل و اظهار نظر کردن براى من مقتضى نیست یکى از مشاغلى که در فاصله بین دوره 15 و 16 به عنوان تبعید به من رجوع کرده بودند به من داده بشود که بروم خارج از مملکت این تقاضا را از ایشان کرده بودم که ایشان نپذیرفتند. این تقاضاى شخص من بود که از کار بروم کنار این مختصر فهرستى بود از این که چرا سلب اعتماد از دکتر مصدق نمودم و اگر خواسته باشم در اطراف این زیاد صحبت بکنم وقت مجلس زیاد تضییع می‌شود این‌ها را باید رفت و تاریخ نوشت وقت مجلس را براى کارهاى مهمترى ذخیره کرد در این مجلس وقتى آمدیم نمی‌دانم به چه علتى 55 کرسى انتخاباتش را معوق گذاشتند و این هفتاد هشتاد کرسى که نمایندگان آن انتخاب شده است اگر حساب کنیم بیشتر از 16 دوره که وکیل انتخاب شده است تلفات وارد شده که وکیل انتخاب شده مردم به هم ریختند زدند و کشتند تا یک کسى انتخاب شده و یک مجلس نیم بندى تشکیل شد مجلسى که با مهاجرت 10 و 12 نفر از اثر و قدرت مى‌افتد حالا اگر نظر سوء‌ظنى داشته باشیم ممکن است بگوییم عمداً این کار شده که هر وقت دولت مجلس را مخل اجراى مقاصد خودش تشخیص داد 10- 12 نفر رفقایى که در مجلس دارد به اینها یک شغل و مقام و مأموریتى می‌دهد مجلس منحل مى‌شود کار به استیضاح نمی‌رسد کار بودجه کشور نمی‌رسد ممکن است اگر سوء‌ظن داشته باشیم بگوییم فلسفه‌اش این بوده اگر سوء‌ظنى نداشته باشیم هم باید بگوییم دولت خیلى ضعیف و ناتوان است نتوانسته است انتخابات را به جریان بیندازد دولتى که در تهران هست هر روز مردم دارند توى سر هم می‌زنند و سر هم را می‌شکنند در دهات و قصبات که دولت قدرتى ندارد و یا نمى‌خواهد قدرتى اعمال بشود چرا این قدرت براى کوبیدن اشخاصى که با آنها یک نظرهاى خصوصى هست خیلى خوب اعمال مى‌شود دوسیه‌هاى جزایى در هیچ جاى دنیا در مرحله تحقیق علنى نیست خوب آقاى امامى اهرى در دادگسترى بودند خیلى از رفقا هستند که از قضاتند و از علماى حقوق پرونده‌هاى جزایى در مراحل اولیه در مراحل تحقیقاتى مسایل جزایى در مرحله تحقیقات که هنوز به نتیجه مثبت یا منفى نرسیده هیچ جاى دنیا معمول نیست که اینها را توى روزنامه‌ها منتشر کنند ...

نایب رئیس - وقت جنابعالى آقاى حائرى‌زاده تمام شده است‏.

حائرى‌زاده - من مطلب خیلى دارم چرا مهاجرت کردیم چرا آمدیم این‌ها خیلى مطالب است (مهندس حسیبى - در تاریخ باید نوشته شود) اینها را می‌گذارم در جلسات بعد از وقت استفاده کرده به عرض مجلس می‌رسانم.‏

نایب رئیس - آقاى پورسرتیپ‏

پورسرتیپ - آقاى دکتر بقایى از نوبت بنده استفاده کرده و صحبت خواهند کرد.

نایب رئیس - آقاى دکتر بقایى بفرمایید.

دکتر بقایى - من خیلى متشکرم از آقایان نمایندگان محترم مجلس که بالاخره موافقت فرمودند به این که جلسه تشکیل بشود و بنده هم لااقل یک قسمت از عرایض خودم را به سمع ملت ایران برسانم و از مقام ریاست معظم هم تقاضا می‌کنم دستور بفرمایند که نماینده دولت در همین جلسه حاضر بشود و بعد از خاتمه عرایض بنده لایحه سلب مصونیت بنده را رسماً به مجلس تقدیم کند که زودتر به جریان بیفتد. مطالبى که بنده می‌خواهم امروز به عرض آقایان نمایندگان محترم برسانم روی هم رفته در دو قسمت است یک قسمتش جنبه خصوصى‌ترى دارد براى بنده و یک قسمتش جنبه عمومى‌تر و به این جهت موضوع عمومى‌تر را بدواً عرض می‌کنم و براى توضیح آن هم مجبور هستم یک بدیهیات پیش پا افتاده‌اى را تکرار کنم به این جهت از حوصله و لطفى که آقایان در استماع عرایض بنده ابراز خواهند فرمود قبلاً تشکر می‌کنم بعضى مطالب هست که آن قدر بدیهى و پیش پا افتاده است که انسان معمولاً آنها را فراموش می‌کند با وجود این که خودش هم معمولاً به آنها عمل می‌کند یکى از این مطالب موضوع قانون انتخابات است همه آقایان محترمى که در اینجا تشریف دارند طبق یک قانون قدیمى که به اسم قانون انتخابات موسوم است انتخاب شده‌اید و به مجلس آمده‌اید آقایان البته به خاطر دارید یک انجمن نظارتى طبق یک قانون تشکیل می‌شود اینها یک تشریفاتى را باید انجام بدهند بعد از این که آن تشریفات را انجام دادند در شهر یا ده یا هر جا شروع به اخذ رأى می‌کنند بعد از این

+++

که این آرا خوانده شد معلوم مى‌شود چه اشخاصى رأى بیشتر داشتند و چه اشخاصى رأى کمتر داشتند و باز طبق همین قانون انتخابات وقتی که معلوم شد یک فردى داراى آرای بیشترى بوده انجمن نظار مى‌نویسد به فرماندارى محل که مثلاً جناب آقاى امامى‌اهرى با فلان قدر رأى حایز اکثریت شدند فرماندارى محل هم این موضوع را مى نویسد به وزارت کشور وزارت کشور اگر جناب آقاى امامى‌اهرى در تهران باشند به وسیله نامه و اگر در یکى از شهرهاى دیگر باشند به وسیله تلگراف از ایشان استعلام می‌کند مى‌پرسد که طبق اطلاع واصله شما حایز اکثریت شدید آیا قبول نمایندگى مردم این شهر را مى‌فرمایید یا خیر؟ وقتى که ایشان نوشتند که بنده افتخار دارم که قبول نمایندگى مردم را بکنم این را می‌گویند ایشان سمت نمایندگى را قبول کردند یک عمل دیگرى هم انجمن نظارت انجام می‌دهد و آن این است که یک ورقه چاپى هست که خدمت همه آقایان رسیده امیدوارم که همیشه و هر دوره نصیب‌تان بشود (پورسرتیپ - خیلى‌ها هم نداشته‌اند) آنهایى که نداشتند هیچ به هر صورت به این ورقه می‌گویند اعتبارنامه توى این ورقه هم نوشته شده جناب آقاى دکتر عبدالله معظمى فرزند مرحوم معظم‌السلطان گلپایگانى از گلپایگان با فلان قدر رأى انتخاب شدند و حایز اکثریت شدند و به سمت نماینده مجلس انتخاب شدند پاى این ورقه را هم اعضاى انجمن نظارت و فرماندار شهر امضا مى‌کنند می‌دهند به دست آن شخص این عمل را می‌گویند قبول اعتبارنامه بعد آن کسى که وکیل شد اگر قبول نمایندگى کرد مى‌آید به مجلس آن ورقه قبول اعتبارنامه را مى‌برد خدمت آقاى حمیدى ایشان آن ورقه را می‌گیرند و یک رونوشت مصدق چاپى بهش می‌دهند که خود این عمل دلیل قبول نمایندگى است و بعد آن ورقه را همانطور که مرسوم است به اضافه پرونده مى‌فرستند به یکى از شعبات همان طور که می‌دانیم تقسیم می‌شود بین شعبات آنجا رسیدگى می‌کنند به وضع انتخابات مى‌بینند صحیح بوده یا نبوده حالا هر کارى می‌کنند کارى نداریم موضوع داخلى است بعد شعبه یک گزارش می‌دهد که فلان آقا از فلان محل به نمایندگى انتخاب شد اعتبارنامه و پرونده‌اش در شعبه رسیدگى شد چون صحیح به نظر رسید به این جهت خبرش را به ساحت مقدس مجلس شوراى ملى عرض می‌کنیم بعد می‌دانید که این خبر خوانده مى‌شود به وسیله مخبر و رئیس مى‌پرسند مخالفى هست اگر کسى مخالفت نکرد می‌گوید تصویب شد و اگر کسى مخالفت کرد می‌رود به یک کمیسیونى به اسم کمیسیون تحقیق در آنجا مجدداً به این پرونده رسیدگى مى‌شود آن کسى که مخالفت کرده مى‌آید دلایل مخالفت خودش را بیان می‌کند بعد او می‌رود صاحب اعتبارنامه مى‌آید البته کمیسیون تحقیق هم همان طورى که یک مرتبه عرض کردم مرتکب یک عمل تفتین می‌شود می‌گوید آقاى ناظرزاده پشت سر شما این حرف‌ها را زده شما چه می‌گویید؟ بعد آقاى ناظرزاده را می‌خواهند می‌گویند فلانى این حرف‌ها را زده خلاصه رسیدگى می‌کنند بعد تشخیص می‌دهند که این اعتبارنامه صحیح بوده و این مخالفتى که شده صحیح نبوده به این ترتیب خبرش را مى‌آورند به مجلس باز همین طور خبر چاپ مى‌شود مثل گزارش‌هاى کمیسیون و مى‌آید به مجلس در مجلس هم مثل هر چیزى که مى‌آید به مجلس به مورد رأى گذاشته مى‌شود یا مجلس این را تصویب می‌کند یا رد و به این ترتیب اگر تصویب شد نماینده مجلس هست و اگر رد شد نیست در این قانون انتخابات یک پیش‌بینى‌هایى دیگرى هم کرده این پیش‌بینى‌ها این است که اگر یک کسى آمد انتخاب شد و نخواست وکیل باشد قبول نکرد یا گرفتار است یا مریض است یا معترض است به هر دلیل اعتبار‌نامه نگرفت این شخص با این که وقتی که وزارت کشور از او استعلام کرد گفت نخیر آقا من متشکرم از مرحمتى که اهالى این شهر به من کردند و این افتخار را به من دادند ولى قبول نمی‌کنم یا اگر چنین چیزى پیش نیامد و اگر این شخص بعد از این که زحماتى کشیده یا تلاشى که کرده براى این که وکیل شود پیش از این که اعتبارنامه‌اش را بگیرد و وکیل شود و پیش از این که وزارت کشور از او استعلام قبولى بکند اگر چنین شخصى‏ لبیک حق را اجابت کرد و از دنیا رفت البته ناکام از دنیا رفته در این صورت قانون یک پیش‌بینى‌هایى کرده آن پیش‌بینى این است که نفر بعد که داراى آرایى هست وکیل می‌شود به مجلس مى‌آید یعنى اعتبار‌نامه را انجمن نظار به اسم آن نفر بعدى صادر می‌کند و می‌گوید تو وکیل هستى این ماده 51 قانون انتخابات می‌گوید مادام که منتخبین اعتبار‌نامه نمایندگى نگرفته‌اند هرگاه یکى از ایشان فوت شود یعنى از دنیا برود و یا قبول نمایندگى ننماید یعنى در جواب وزارت کشور بنویسد من معذرت می‌خواهم نمی‌خواهم وکیل باشم در این صورت از بقیه منتخبین کسی که نسبتاً حایز اکثریت است یعنى آن نفر بعدى به نمایندگى معین مى‌شود ولى پس از دریافت اعتبارنامه باید مطابق ماده 52 همین قانون عمل شود یعنى اگر کسى اعتبارنامه‌اش را گرفت چه بمیرد چه استعفا بدهد باید طبق ماده 52 قانون عمل شود این را می‌خوانم تفسیر نمی‌کنم عین ماده را به عرض آقایان می‌رسانم که می‌گوید هرگاه یکى از اعضاى مجلس شوراى ملى استعفا دهد یا فوت شود اگر بیش از سه ماه به آخر دوره تقنینیه باقى باشد اهل محل به جاى او انتخاب خواهند کرد این صریح ماده است که اگر کسى اعتبارنامه‌اش را گرفت یا اعلام قبول نمایندگى را کرد اگر این شخص استعفا داد مجدداً اهل محل به جاى آن انتخاب می‌کنند یعنى پس از این که اعتبارنامه گرفت یا قبول نمایندگى هر چه به سرش بیاید دیگر نفر بعدى نمی‌تواند انتخاب بشود و آن کسى که حایز اکثریت بوده راه به مجلس ندارد این صریح قانون انتخابات است (میر اشرافى - مثل مرحوم دهقان وقتى مرد تجدید کردند) و خیلى نظایر دیگرى دارد تا اینجا گمان می‌کنم که هیچ حرفى نباشد راجع به قانون انتخابات باید عرض کنم در انتخابات دوره هفدهم به طوری که آقایان نمایندگان محترم اطلاع دارند بنده افتخار نمایندگى دو محل را پیدا کردم و به دلایلى که توضیحش وقت را زیاد می‌گیرد و سابقاً هم شاید گفته شده و نوشته شده است از ذکر آن خوددارى می‌کنم به دلایلى بنده هر دو محل را قبول کردم یعنى از هر دو محل اعتبارنامه گرفته‌ام و راجع به هر دو محل وزارت کشور از من استعلام کرد من صبر کردم که استعلام وزارت کشور نسبت به هر دو برسد و در یک روز و یک ساعت و یک دقیقه جواب دادم که افتخار نمایندگى هر دو محل را قبول می‌کنم (رفیع - این نمى‌شود) (امامى‌اهرى - نمى‌شود این صحیح نیست) اجازه بفرمایید عرض کنم هیچ ماده قانونى منع چنین چیزى را نکرده عرض کنم هر دو محل را بنده قبول کردم هر دو اعتبارنامه را آوردم به مجلس دادم و رونوشت رسمى را براى هر دو محل گرفتم اعتبارنامه هر یک از این دو محل به یکى از شعب مراجعه شد در شعبه صحت نمایندگى بنده از 2 محل تصویب شد خبر هر دو به مجلس آمد با هر دو مخالفت کردند هر دو اعتبار‌نامه به اضافه هر دو پرونده به کمیسیون تحقیق رفت کمیسیون تحقیق رسیدگى کرد (دکتر معظمى - کسى مخالفت نکرد با شما) چرا جناب آقاى میر اشرافى و جناب آقاى عامرى مخالفت کردند کمیسیون تحقیق هر دو نمایندگى بنده را به رسمیت شناخت در موقعى که بنده در تهران نبودم و به لاهه رفته بودم این موضوع مطرح شد نمایندگى بنده از تهران به تصویب رسید راجع به کرمان هم این جا صحبت‌هاى زیاد شد.

نایب رئیس - آقاى دکتر بقایى وقت جنابعالى تمام شده‏.

دکتر بقایى - استدعا می‌کنم آقایان اجازه بدهند صحبت کنم‏.

دکترسنجابى - اجازه مى‌فرمایید؟

نایب رئیس - بفرمایید.

دکتر سنجابى - در فراکسیون تصمیم اتخاذ شدکه نظر به موقعیت مخصوصى که براى همکار محترم ما آقاى دکتر بقایى هست با تجدید وقتى که ایشان تقاضا می‌کنند از مجلس فراکسیون رأى بدهد.

نادعلى کریمى - براى این که مجلس رأى می‌داد.

قنات‌آبادى - اگر فراکسیون هم رأى نمی‌داد مجلس رأى می‌داد.

دکتر بقایى - خیلى متشکرم این صحبت را هم خواهش می‌کنم حضرتعالى نفرمایید.

نایب رئیس - چقدر وقت می‌خواهید آقاى دکتر بقایى؟

دکتر بقایى - فعلاً 3 ربع‏.

نایب رئیس - آقایانى که با سه ربع ساعت تقاضاى آقاى دکتر بقایى موافقند که ایشان بیانات‌شان را ادامه بدهند قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد بفرمایید.

دکتر بقایى - عرض کنم موقعى که بنده در لاهه بودم این خبرها از کمیسیون تحقیق به مجلس عرضه شد به اعتبارنامه بنده از تهران رأى گرفته شد و تصویب گردید راجع به کرمان تولید یک اشکالى شده بود براى این که هیچ ماده قانونى بنده را منع نمی‌کرد بنده هم وکالت هر دو محل را به همان دلایلى که عرض کردم پذیرفته بودم براى این که رفع اشکال بشود بعد از تذکرات بسیار در مجلس که یک جلسه ماند براى جلسه بعد آن هم لازم نمی‌دانم وارد جزییاتش بشوم که ممکن است یک خاطره‌هاى بعدى به یاد آقایان بیاورد مجلس راجع به انتخاب بنده از کرمان اظهارنظر نکرد یعنى این موضوع را گذاشت مسکوت بماند زیر خبر کمیسیون تحقیق هم که براى دفعه دوم البته مطرح شد راجع به انتخاب بنده از کرمان نوشته شده است‏

«چون اعتبارنامه نمایندگى ایشان از تهران تصویب شده این گزارش مسکوت ماند».

این موضوع توى پرونده هست اما علت این که بنده از کرمان نمی‌توانستم استعفا بدهم لازم است عرض کنم برخلاف آن عرض اولم در موقع انتخابات دوره شانزدهم در کرمان یک دسته‌بندی‌هایى شده بود یک اختلافاتى داشت ایجاد مى‌شد که براى جلوگیرى از ایجاد تشنج و اختلافات ریش‌سفیدهاى محل که لطف و مرحمتى نسبت به ما داشتند از جناب آقاى مهندس رضوى و بنده دعوت کردند که برویم کرمان و از آنجا انتخاب بشویم البته به طوری که آقایان استحضار دارند انتخاب بنده از تهران محرز بود و هیچ احتیاجى نداشتم که بروم در کرمان و از آنجا هم وکیل بشوم ولى چون در نتیجه مطالعه‌اى که کردم دیدم اگر بنده نروم به کرمان براى انتخاب نفر دوم ممکن است یک تشنجات فوق‌العاده‌اى رخ دهد و بالاخره شاید منجر به عدم توفیق مردم کرمان در انتخابات بشود به این جهت بنده پذیرفتم رفتم کرمان و به مردم هم گفتم که دعوت شما را پذیرفتم و افتخار هم دارم از آنجا انتخاب بشوم و آن کسانى که می‌خواستند آب را گل‌آلود بکنند و ماهى بگیرند شروع کردند در شهر شهرت دادند که دکتر بقایى از تهران انتخاب مى‌شود و از کرمان استعفا می‌دهد و به طور غافلگیر

+++

یک نفرى را که دلشان می‌خواهد به عنوان نفر سوم می‌برند به مجلس البته یک عده‌اى هم که دلشان می‌خواست وکیل بشوند داوطلب شوند که نفر سوم بشوند البته کرمان دو تا وکیل بیشتر ندارد اما چون به فکر این که من از کرمان استعفا خواهم داد یک عده زیادى شروع کردند به هجوم آوردن و انتریک کردن براى این که نفر سوم بشوند ما دیدیم که همان اشکال نفر سوم در صورت نرفتن بنده ایجاد شده بود همان اشکال ایجادشده یعنى زد و خوردى در گرفته یک وضع عجیبى پیش آمده براى نفر سوم روى این اصل یک روز در مسجد جامع کرمان یک دعوتى کردم از همشهریان خودم و اتفاقاً دیدم که عکس آن جلسه را در روزنامه اتحاد ملى چند وقت پیش چاپ کرده بودند با یک شرح بسیار جالب توجهى رفتم آنجا صحبت کردم و به مردم گفتم که آقایان اگر ما آمدیم و قبول کردیم براى این نبود که شما را گول بزنیم و غافلگیر کنیم و یک نفر سومى بیاید انتخاب بشوند اینجا بنده تعهد می‌کنم که به هیچ‌وجه از وکالت کرمان استعفا ندهم و هیچ وقت هم پاى نفر سومى به میان نیاید البته پیش از این که بنده صحبت کنم جناب آقاى مهندس رضوى صحبت کردند به این شکلى که بنده عرض می‌کنم در حضور چهار هزار نفر از اهالى کرمان گفتم؟ (مهندس رضوى - صحیح است) و بنده هم البته همین موضوع را تعهد کردم که اجرا کنم یکى این که بنده دکتر بقایى به هیچ‌وجه و به هیچ عنوان از وکالت کرمان کناره‌گیرى نکنم. استعفا ندهم و یکى هم آنکه به هیچ عنوان و به هیچ کلاه شرعى نفر سوم از کرمان به مجلس نیاید این را صریح گفتم براى این که خاتمه بدهم به این تشنجات این صحبت بود البته وقتى بنده از لاهه برگشتم دیدم موضوع تهران تصویب شده است و موضوع کرمان را مسکوت گذاشتند چون منظور حاصل بود ما هم قضیه را مسکوت گذاشتیم عرض کنم یازده ماه گذشت این موضوع همچنان مسکوت بود هیچ کسى هم دنبالش نبود بعد از یازده ماه یک مرتبه دیدیم که یک روز عصرى توى روزنامه‌ها نوشتند که شعبه 5 آمده دکتر بقایى را مستعفى شناخته و نفر سوم را تصویب نموده که او وکیل کرمان باشد اولاً اینجا مجبورم یک حاشیه‌اى را عرض کنم چون این جریان بى‌اندازه براى بنده دردناک و تأثرآور است و حتى می‌توانم بگویم که تأ‌ثر من از این جریان که پیش آمد کرده پیش از تأثری  است از آن جریانى که بعداً عرض خواهم کرد چون شخص آقاى روحى را که متأسفانه پایش را کشیدند به میان یک مرد شرافتمندی است یکى از کارمندان با سابقه و درستکار دولت است یکى از دوستان صمیمى پدر بنده بوده است و بنده خودم هم به ایشان ارادت دارم ولى متأسفانه جریان طورى شده است که جز این راهى که رفتم نمی‌توانم راهى دیگر بروم و این است که ملاحظه فرموده‌اید آدم وقتى در مدرسه است وقتى تاریخ می‌خواند این تاریخ را یک چیز خارج و دور و جدا از خودش می‌داند یک عملى هست در حافظه آدم و باید زحمت کشید آن را حفظ کرد چند سالى می‌گذرد یک روز آدم چشمش را باز می‌کند مى‌بیند در متن تاریخ دارد زندگى می‌کند آن تاریخى که چندین سال پیش یک چیز عجیبى به نظرش آمده بود مثل بعضى از رمانها یا قصه‌ها یا تراژدی‌ها است که انسان وقتى آنها را می‌خواند یا روى صحنه مى‌بیند یک چیز بچه‌گانه به نظرش مى‌رسد ولى بعضى وقت‌ها انسان مى‌بیند خودش در متن یک تراژدى واقع شده یا در متن یک نمایشنامه غم‌انگیز و الان یکى از این موارد است براى این که همان طور که عرض کردم نسبت به این که پاى آقاى روحى در این جریان کشیده شده است بنده بى‌اندازه متأثر هستم و ما هیچ راهى هم نداریم علت این که راهى نداریم این است که بنده صراحتاً به مردم یک شهرى که شهر خودم هست و هم‌ولایتی‌هاى خودم هستند در خانه خدا یک تعهدى سپردم که به هر ترتیبى شده بنده نمی‌توانم آن تعهد را ملغى شده بدانم و یاسکوت بکنم همان طوری که عرض کردم در شرایطى که ما با مردم کردیم گفتیم در تحت هیچ بهانه و هیچ کلاه شرعى نخواهیم گذاشت این کار بشودیعنى استعفاى بنده و انتخاب نفر سوم البته بنده نمی‌خواستم بگویم که گرفتار بودم کارهاى دیگر و کارهاى تهران هم بود این را درست کردند این را نمی‌توانستم بگویم و یک تأسف دیگرى هم بنده از این‏ جریان دارم و آن این است که یک عده از آقایان نمایندگان شریف مجلس بدون این که بدانند چه کار می‌کنند بدون این که بدانند نقشه حقیقى چیست روى یک استدلال‌هاى پوچ ظاهرى فریب این جریان را خوردند و آن آقایان اعضاى محترم شعبه 5 هستند که من خیلى تأسف از این دارم که مجبورم اینجا بهشان بگویم که فریب خورده‌اند چون این استدلالاتى که کرده‌اند براى آوردن آقاى روحى همه پوچ بوده شما تحقیق کنید ببینید چرا این استدلال‌ها را در یک ماه پیش نکردند دو ماه پیش نکردند چهار ماه پیش نکردند ده ماه پیش نکردند یازده ماه پیش نکردند چطور شدکه این استدلال فقط در این موقع بایستى بشود که آقایان را قانع کند به این که آقاى روحى بیایند توى مجلس حالا من علت را می‌گویم که چطور شد علتش این بود که دکتر بقایى مى‌بایست از مجلس طرد شود و این علتش مال حالا نبود البته اگر خدا عنایتى بفرماید و وضعیتى پیش بیاید که در یک محکمه‌اى بتوانم آنچه که می‌خواهم بگویم آن وقت به ملت ایران نشان می‌دهم که این توطئه‌ها از کى شروع شده و چرا شروع شده ولى الان جاى گفتنش نیست و مخصوصاً بنده خجالت می‌کشم و از حوصله آقایان دارم سوء‌استفاده می‌کنم به هر حال این توطئه مال امروز و دیروز مال هشت اردیبهشت نبود این مال خیلى جلوتر بود آن کسانى که این نقشه را می‌کشیدند بنده را خوب مى‌شناسند من هم آنها را خوب می‌شناسم و آنها هم مرا خوب مى‌شناسند می‌دانند که رویه‌ام در زندگى چه جوری است من از دوره پانزده وارد سیاست این مملکت هستم گمان نمی‌کنم جز یک مرتبه هیچ کس بتواند به من بگوید تو فلان تعهد را کردى و از زیرش در رفتى و یا کلاه شرعى گذاشتى این رویه من است فقط یک دفعه زیر تعهد خودم زدم آن هم در پشت این تریبون بود آن هم براى استیفاى حقوق ملت ایران در دوره پانزدهم در موقع استیضاح بود یک همچو سابقه‌اى از من هست آن کسانی که این نقشه را براى من کشیدند می‌دانند همین قدر که پاى وکالت مردم کرمان به میان آمد دکتر بقایى از وکالت تهران استعفا خواهد داد این را به طور مسلم می‌دانند که من این عکس‌العمل را نشان خواهم داد و شاید بسیارى از همکاران محترم که اینجا تشریف دارند و عده بیشترى از دوستان بنده به من مراجعه کردند و گفتند که این چه حماقتى است که تو می‌کنى حالا گور پدر انتخابات کرمان تو که وکیل تهران هستى مسلم است در یک چنین موقعى که در مبارزه افتاده‌اى چرا از وکالت تهران استعفا می‌دهى گفتم بلى استفعا می‌دهم که قول خودم را حفظ کنم براى این که اگر مجلس خواست من را بدون سلب مصونیت طرد کند راه داشته باشد چون براى سلب مصونیت باید این پرونده درست می‌شد این پرونده مبتذلى که ساخته شده باید رسیدگى بشود و این چیز به این آسانى نیست ولى آوردن نفر سوم با پیش‌بینى این که دکتر بقایى مسلماً از وکالت تهران استعفا خواهد داد این یک نقشه خیلى ساده‌ای است ما مى‌آییم نفر سوم را درست می‌کنیم مى‌آوریم توى مجلس دکتر بقایى از وکالت تهران استعفا می‌دهد بعد موضوع وکالت کرمان مى‌آید روى دنده و کشمکش بعد هم واگذار می‌شود براى مجلس و مجلس هم رأى می‌دهد و دکتر بقایى بدون این که سلب مصونیت ازش بود خود به خود از مجلس مى‌آید بیرون نقشه این که شعبه 5 در 8 اردیبهشت ماه یادش آمد که یک پرونده انتخابات کرمان هست و یک نفرى را که هیچ حق نداشته شعبه به او نمایندگى داد این بود که دلیل این که شعبه این عمل را کرد حالا البته آقایان مختار هستند اگر طبق سنن و سوابق مجلس بخواهد رفتار کنند اگر بخواهند قانون انتخابات و قانون اساسى را زیر پا بگذارند فقط یک کار کنند بنده عرض کردم اینجا و خواهش هم می‌کنم بعد از صحبت بنده این طور که تقاضا کردم و خودم رسماً تقاضا می‌کنم از مقام نمایندگى تهران استعفا داده‌ام از مقام ریاست هم استدعا می‌کنم که استعفانامه بنده را بخوانند و آن وقت به وظیفه مجلسى خودشان عمل بکنند شما یک مطلبى را ببینید و توجه کنید که شعبه پنجم یک دفعه چه طور شده شب خوابیده بودند همه یک مرتبه بهشان الهام شد من از آقایان شعبه پنجم سؤال می‌کنم الهام شده که پا شویم برویم شعبه را تشکیل بدهیم شعبه که یک چیزى نیست مثل کمیسیون بودجه که هر روز تشکیل بشود کار دیگرى هم که نبود براى این کار مى‌بایستى با یک عده‌اى صحبت بشود و مى‌بایستى مخصوصاً به این عده سفارش شود که این موضوع محرمانه است آخر شما را به خدا آقایان بعضى ده دوره دوازده دوره بعضی‌ها 5 دوره بعضی‌ها 2 دوره بعضی‌ها تازه آمده‌اید در این مجلس براى شما معقول هست که در یکى از شعبات مجلس یک موضوعى مطرح بشود مربوط به یکى از نمایندگان حاضر آن وقت او خبر نشود این معقول هست آن هم یک همچو موضوعى که در زمان خودش آن قدر کمکش کرده آن قدر سر و صدا کرده آن همه صحبت شده است آن وقت یک عده اى از اعضاى شعبه پنج توى خانه‌شان بخوابند (البته یک عده‌شان) و صبح پا شوند بگویند شعبه را تشکیل بدهیم و پرونده کرمان را برداریم و آن را تصویب بکنیم و بعد هم آقاى روحى را به مجلس بیاوریم قاچاقى شما این توطئه عمل شعبه پنجم را مطالعه کنید بقیه‌اش را می‌فهمید چیست عرض کردم کمیسیون تحقیق یک گزارشى داده است روى گزارشى که سابقاً شعبه پنجم داده بوده و نمایندگى بنده را تصدیق کرده بود گزارش شماره 4 شعبه 5 راجع به انتخاب جناب آقاى مهندس رضوى است گزارش شماره 5 به تاریخ 17 اردیبهشت ماه پارسال است که می‌نویسد پیرو گزارش شماره 4 راجع به انتخابات کرمان و نمایندگى آقاى مهندس سید احمد رضوى آقاى دکتر مظفر بقایى‏ کرمانى به اکثریت 19849 از مجموع 24220 رأى ماخوذه در درجه دوم به نمایندگى شهرستان مزبور انتخاب و شعبه پنجم صحت نمایندگى ایشان را تأیید و اینک گزارش آن را تقدیم مجلس شوراى ملى می‌نماید وقتى شعبه 5 صحت نمایندگى بنده را تأیید کرده یعنى من اعتبارنامه دارم و یعنى من نمایندگى کرمان را قبول کرده‌ام حالا با چه حقى می‌شود این ماده را زیر پا گذاشت ماده 51 مى‌گوید در صورتی که اعتبارنامه نگرفته باشد یا قبول نمایندگى نکرده باشد نفر بعد انتخاب می‌شود و الا طبق ماده 52 عمل می‌شود این صریح قانون است طبق ماده 52 اگر هر اتفاقى افتاد که به آن علت آن شخص نتوانست انجام وظیفه نمایندگى بکند باید این انتخابات تجدید بشود حالا بنده یک مطلب دیگرى عرض می‌کنم بنده ازتهران استعفا داده‌ام بنده مثل یک نفر وکیل هستم که در این یک سال نیامده‌ام مجلس فرنگ بوده‌ام

+++

رفته بودم پول‌هایم را آنجا خرج کنم حالا آمدم و می‌گویم شعبه صحت نمایندگى من را تصدیق کرد با نمایندگى من مخالفت شده به کمیسیون تحقیق ارجاع شده کمیسیون رسیدگى نموده صحت نمایندگى من را تصدیق کرده این هم خبر کمیسیون پرونده انتخابات که به مخالفت آقایان میر اشرافى و عامرى به کمیسیون تحقیق ارجاع شده بود مورد رسیدگى قرارگرفت جریان کلى انتخابات کرمان به شرح گزارش شماره 5 از شعبه 5 به استحضار آقایان نمایندگان رسیده است اینجا توضیحات داده راجع به شکایت و جواب و بالاخره می‌نویسد سپس آقاى دکتر بقایى منتخب مورد اعتراض در کمیسیون حضور یافتند و پس از استحضار از اعتراضات آقاى میر اشرافى گفتند موادى که مورد استناد معترض براى عدم انتخاب یک نفر از دو محل بود مؤید اعتراض ایشان نیست بلکه این مواد نمایندگى اینجانب را از دو محل تأیید مى‌نماید و در مورد جریان کلى انتخابات کرمان هم مجلس صحت جریان انتخابات کرمان را تصویب نموده کمیسیون با توجه به اعتراضات معترض و مدافعات منتخب و توجه به استناد پرونده گزارش شماره 5 از شعبه 5 رأى به نمایندگى آقاى دکتر بقایى از کرمان را تأیید و اتخاذ تصمیم را در مورد انتخاب ایشان از دو محل به مجلس شوراى ملى واگذار می‌کند این یک خبرى است از یک کمیسیون مجلس که تمام مراحل خودش را طى کرده است آمده به مجلس خبر که به مجلس مى‌آید 16 دوره سابقه دارد که این خبر یا دفن مى‌شود میرودآن یک مطلب دیگری است ولى چیزى که آمد باید رویش رأى گرفته شود بنده یک وکیلى هستم نماینده کرمان یک نماینده‌اى بودم که یک سال نبودم رفته بودم لیره‌هایم را در انگلستان خرج کنم و یا دلارهایم را در امریکا خرج کنم حالا مى‌گویم این خبر شعبه است و اما مجلس چه می‌گوید شعبه چه کار عجیبى کرده نظرش را داده در مجلس و تمام شده است و رفته کى به شعبه ارجاع کرد که تازه موضوع کرمان را رسیدگى نموده مگر این شعبه الى‌الابد باید کارهاى کرمان را رسیدگى کند مگر کارهایى که به شعبه مراجعه می‌شود روى یک سنت معین قدیم به نوبت تقسیم نمی‌شود بین شعبات چطور شده شعبه پنجم یک موضوع را اظهارنظر کرده و تمام شده دو مرتبه پرونده را کشید بیرون چطور شده خودش هم بدایت بوده هم استیناف و چطور شده بعد از این که شعبه 5 خودش رأى داده است به صحت نمایندگى من از کرمان یک نفر دیگر را وکیل شناخته است مگر طبق این قانون انتخابات قبل از قبول نمایندگى مرده بودم یا نمایندگى کرمان را قبول نکرده بودم که شعبه نفر بعد را به رسمیت شناخته البته اگر این یک موضوع کوچک و عادى بود هیچ مهم نبود اگر 8 ماه پیش این قضیه اتفاق افتاده بود شاید مى‌توانستیم با بعضى از اهالى محل صحبت کنیم یک طورى بشود یک توافقى حاصل بشود ولى بنده در این ایام مبارزه نشان داده‌ام که هیچ وقت از جلو خطر در نمی‌روم و همیشه می‌آیم جلو آن موقعى که باید سلب مصونیت بنده بشود در مجلس آشکار بشود چون اگر پرونده‌سازى نمی‌کرد احتیاجى به شکنجه نداشتند گمان نمی‌کنم یک فرد با وجدان توى این مجلس باشد که معتقد باشد آنها را شکنجه نکرده‌اند (میر اشرافى - صحیح است سرتیپ مزینى مرد دیروز مرد اطلاع ندادند) خواهش می‌کنم اگر یک فرد با وجدان توى این مجلس است که معتقد است دولت دکتر مصدق مرتکب پست‌ترین و رذل‌ترین شکنجه‌ها در زندان بگوید یادداشت کنیدسکوت کامل یک نفر منکر نیست همه‌شان اعتراف دارند (حاج سید جوادى - ما خبر نداریم اعتراف نیست) (نریمان - ما خبر نداریم) خبر ندارید ولى می‌دانید خوب آقاى نریمان می‌دانند چرا جلوى اعلام جرم من را گرفته‌اند در یک مملکت مشروطه چطور جلوى تأمین دلیل بازپرس را می‌گیرند کجا دیده‌اید یک چنین چیزى را خودتان را گول نزنید بگویید که نمى‌دانیم ولى فکر کنید که مى‌دانید اگر شکنجه نکرده بودند بازپرس قانونى چه مانعى داشت برود آنجا کدام نقطه‌اى از دنیا هست در کدام قانون حقوق یک جایى را استثناء کرده باشند که بازپرس در این نقطه حق ندارد برود در اطاق خواب شاه در خزانه بانک ملى در اطاق رئیس‌جمهور شما یک جاى دیگر را نشان بدهید یک ماده از قانون خودمان را نمى‌خواهید اجرا کنید از جاهاى دیگر بگویید که بتوانند جلوى عمل بازپرس را بگیرند این مفتضح است آقایان این عدلیه‌اى که اسمش را گذاشتید دادگسترى اصلاح شده اولین اظهار وجودى که خواست بکند زدند توى دهنش گفتند بازپرس غلط می‌کند که بیاید زندانى را ببیند (خلخالى - نسبت به تمام تأمین دلیل شده یا فقط نسبت به یک نفر؟) نسبت به یک نفر بقیه را هم شکنجه داده‌اند که شرم دارم بگویم‏ شنکجه‌هایى که در دوره پهلوى نمی‌دادند حالا می‌دهند بلى وقتی که دولت براى ادامه بقاى خودش با کمونیست‌ها ائتلاف بکند باید از شکنجه‌هاى کمونیستى هم استفاده کند به هر حال معذرت می‌خواهم از موضوع خارج شدم موضوع سر این بود که دکتر بقایى را با یک کار آسان و ساده‌اى از مجلس دک بکنند بدون این که مجبور باشند تشریفات سلب مصونیت را اجرا کنند این راه بسیار آسان بود چون عکس‌العمل بنده گمان می‌کنم احتیاجى به عرض این موضوع نباشد و یقین هم دارم که آقایان همکاران محترم این عرض بنده را حمل بر خودستایى نمی‌کنند عکس‌العمل بنده وقتى که یک تعهد شرافتى جلوى همشهریان خودم دارم وقتى که یک موضوع نفر سوم به میان مى‌آید جز این نمی‌تواند باشد که فوراً از وکالت تهران استعفا بدهم هر خطرى می‌خواهد باشد من همین کار را هم کردم خیلى از دوستان به من مراجعه کردند و گفتند آقا این دیوانگى است که تو می‌کنى موقعى که می‌خواهند از تو سلب مصونیت بکنند گفتم باشد براى این که مردم بدانند تا آنجایى که من توانسته‌ام براى انجام تعهد خودم پافشارى کردم البته خیلى هم متأسفم اشخاص دیگرى هم که ممکن بود یک چنین تعهداتى داشته باشند فراموش کردند خیلى متأسفم ولى اینها گذران است تاریخ از این چیزها زیاد دارد نه دنیا به این دوره ختم می‌شود نه انتخابات نه چیزهاى دیگر دنیا از این چیزها زیاد دیده است ولى بنده همین طور که عرض کردم از نمایندگى تهران استعفا دادم و حالا به عنوان نماینده تازه رسیده کرمان آمده‌ام به مجلس این هم خبر کمیسیون تحقیق که زیرش هم نوشته شده چون اعتبارنامه نمایندگى ایشان از تهران تصویب شد این گزارش مسکوت ماند و حالا زیرش باید نوشته شود چون از نمایندگى تهران استعفا داده الزاماً این گزارش باید در مجلس مطرح شود از دو حال خارج نیست یکى این که یا آقایان اظهار لطف مى‌فرمایند و رأى می‌دهند به نمایندگى بنده از کرمان بنده هم تشکر می‌کنم یا این که فکر می‌کنند این مخمصه و دردسر و کشمکش و لایحه سلب مصونیت و کمیسیون دادگسترى این بدبختى را چرا براى مجلس درست کنیم یواشکى هم بهش رأى نمی‌دهیم و هم سلب مصونیت به خودى خود ازش شده در این صورت هم بنده باز متشکرم و هم افتخار می‌کنم که با داشتن دو تا کرسى نمایندگى به این مجلس وارد شدم و به این ترتیب هم از مجلس رفتم براى من هم فرق نمی‌کند بهتان قول می‌دهم که هر کدام از آقایان هر جورى که رأى بدهید کوچکترین اظهارى بنده جز تشکر نخواهم کرد اما حالا از تمام اینها گذشته به چه استناد آقایان اعضاى شعبه پنجم آمدن نفر بعدى را وکیل شناختند حالا وکیلى بدون اعتبارنامه آمده باشد به مجلس چیزى نیست مانعى ندارد ولى چرا پاى آقاى روحى را آوردند به میان که اسباب تأثر بنده بشود می‌خواستید یک وکیل دیگر را بیاورید براى این که همان حقى که براى آقاى روحى باقى مانده بود براى سایرین هم باقى بود ممکن بود آقاى دکتر امیر نیرومند را به جاى آقاى روحى مى‌آوردند به عنوان نفر سوم کرمان چون این پرونده طبق نص مواد قانون انتخابات خاتمه یافته وقتی که وکلاى یک محلى اعتبارنامه گرفتند نمایندگی‌شان را هم قبول کردند دیگر حقى باقى نمانده براى کسى و ساقط شده به هر حال این عرایضى را که بنده می‌کنم به استناد قانون انتخابات به عنوان نماینده کرمان است تا وقتى که مجلس بنده را طرد کند و بگوید که تو نماینده کرمان نیستى اگر با این مواد می‌توانید یک همچو چیزى بگویید سمعاً و طاعتاً بنده مرخص می‌شوم و به همین جهت از مقام ریاست خواهش می‌کنم دستور بفرمایند گزارش شماره 6 مورخ اول خرداد 1331 کمیسیون تحقیق مجلس شوراى ملى در دستور گذاشته شود و مطرح گردد چون بنده با این استعفایى که دادم به طوری که آقایان می‌دانند از تاریخ استعفا یا طرد حقوق ندارم تا تکلیفم معلوم بشود اشکالى ندارد اما مطلب دیگرى که عرض کردم از لحاظ بنده جنبه خصوصى‌ترى دارد (رفیع - تا تأیید نشود در مجلس حقوق شما باید پرداخته بشود) تأیید ندارد خواهش می‌کنم تعبیر نفرمایید استعفا باید در اولین جلسه علنى مجلس قرائت بشود (رفیع - هنوز که نخوانده‌اند) و چنانچه استعفا‌دهنده تا 15 روز پس نگرفت تأیید است مجلس نباید تأیید کند اینجا تخم لق حضرتعالى شایسته نیست. بنده استعفا داده‌ام و به هیچ‌وجه و به هیچ عنوان از استعفاى خودم منصرف نخواهم شد ولو این که براى بنده صد در صد هم مسلم بشود که آن توطئه انجام بگیرد و بنده بدون لایحه سلب مصونیت از مجلس طرد بشوم با تمام این تفاصیل بنده از نمایندگى تهران به دلایلى که عرض کردم استعفا دادم و تمام کوشش خودم را خواهم کرد براى این که تعهدى را که ما 2 نفر در جلوى 4 هزار نفر مردم کرمان در خانه خدا در مسجد جامع کرده بودیم که این تعهد انجام بگیرد (رفیع - گفتم سلب حقوق نمى‌شود)

نایب رئیس - حقوق خودتان را تا 15 روز دیگر مى‌توانید بگیرد.

میر اشرافى - اصلاً خوانده نشده است‏.

دکتر بقایى - طبق قانون باید خوانده بشود.

نایب رئیس - می‌خوانیم آقا بفرمایید.

دکتر بقایى - اما موضوع دیگر که عرض کردم موضوع این جنایتى است که در تهران صورت گرفت البته هیچ کس نمى‌تواند منکر این باشد که یک جنایتى که صورت گرفت باید تعقیب بشود و کسانى که مرتکب جنایت شده‌اند یا هم دست جنایتکاران بوده‌اند یا معاونت کرده‌اند یا به هر عنوانى دخالت داشته‌اند در این جنایت باید مطابق قوانین تعقیب بشوند این یک مطلبى است که گمان نمی‌کنم هیچ کس منکرش باشد البته در این جریان یعنى جریانى که اسمش را تعقیب گذاشته‌اند یک عملیاتى صورت گرفته است

+++

که اینها جنبه قانونى نداشته است مثلاً همین مطلبى که بنده الان عرض کردم راجع به شکنجه زندانیان من خیلى متأسف هستم از این که مى‌بینم بعضى از آقایان همکاران ما توجه به اصل موضوع ندارند یعنى به اصل شکنجه بعضى‌ها با کمال خونسردى می‌گویند خوب این شکنجه‌ها که شد منجر به کشف جرم شد و اقرار کردند و وقتی که من این را از بعضى از آقایان شنیدم باور کنید وحشت کردم که چقدر ممکن است بعضى اشخاص از مرحله دنیاى امروز پرت باشند این موضوع شکنجه آقایان یک چیزى نیست که بگوییم در یک مورد صحیح است و در یک مورد صحیح نیست در یک مورد قانون اجازه بدهد و در یک مورد اجازه ندهد این یکى از وحشیانه‌ترین کارهایى است که بشر مرتکب می‌شد و قرن‌ها براى از بین بردن آن مبارزه شد خون‌ها ریخته شد جنگ شد براى این که شکنجه از بین برود براى این که شکنجه دیگر وجود نداشته باشد من حالا کارى ندارم که بعضى از ممالک متمدن هستند که حتى توقیف متهم را یک نوع شکنجه تلقى می‌کنند و اجازه نمی‌دهند کسى توقیف بشود مگر این که جرمش ثابت شده باشد همین طور هست آقاى دکتر معظمى؟ (دکتر معظمى - نمی‌دانم) در انگلستان این طرز هست تا وقتی که دلایل جرم را کاملاً به دست نیاوردند قطعى ندانند حتى توقیف نمی‌کنند ولى بالاخره یک چیزى هست و آن این است که دنیاى متمدن امروز غیر از بهشت کرملین و اقمارى که دور کرملین می‌چرخند همه شکنجه را محکوم کرده‌اند نه تنها قانون مجازات عمومى ما شکنجه و شکنجه‌دهنده و آمر شکنجه و کسى که سمت نظارت داشته باشد و اطلاع پیدا بکند و جلوگیرى نکند تمام اینها را محکوم کرده قانون حقوق بشر اعلامیه جدید حقوق بشر این موضوع را ممنوع کرده و به طوری که آقایان می‌دانند این اعلامیه به تصویب مجلس شوراى ملى ایران هم رسیده است ولى معذلک ما اطلاع پیدا کردیم که زندانیان را شکنجه داده‌اند و شکنجه‌هاى مختلف اگر جنابعالى آقاى نریمان خیلى میل دارید که این را بدانید الان سوار اتومبیل بشوید تشریف ببرید جمشیدیه آنجا یک سالنى است ممکن است برچینند ولى اگر الان تشریف ببرید برچیده نیست عرض کنم یک سالنى است در آنجا جناب آقاى نریمان که انواع و اقسام چیزها از قبیل شلاق تنقیه آب جوش چراغ پریموس هست براى داغ کردم آب لوله مخصوص و اشکلک و از این قبیل چیزها در آنجا هست ولى یک چیز دیگر هم هست که این را من در دوره پهلوى هم ندیده بودم و به طوری که یکى از دوستان مبارز ما را که چند روزى گرفتار شده بود برده بودند آنجا ولى نرسیده بودند که شکنجه بدهند و با یک مختصر کتکى مرخصش کردند آقاى دیوشلى که عضو هیأت اجراییه حزب زحمتکشان ملت ایران است این موضوعى که در آنجا دیده بود و تعریف می‌کرد و بعداً هم تأیید شد موضوع این صندلى است که مسلماً از اختراعات جدید است چون سابقاً ما هیچ جا نشنیده بودیم این یک صندلى است که از آهن یا فولاد لوله‌اى است البته تمامش سیاه رنگ هم هست بلاتشبیه مثل صندلی‌هاى مجلس هم هست فقط با این تفاوت که نشیمنگاه صندلى به جاى این که یک تخته باشد فقط چند تا نوار آهنى است و بقیه‌اش خالى است متهم را مى‌نشانند روى این تسمه‌هایى دارد که کرم رنگ است و نو هم هست متهم را مى‌نشانند روى این صندلى تسمه‌ها را مى‌بندند زانو و کمر و ران و شکمش را مى‌بندند سینه‌اش را مى‌بندند دست‌هایش در توى یک حلقه‌هایى قرار می‌گیرد و فقط یک مقدارى جادار که می‌تواند چیز بنویسد و مى‌نشیند یک تخته آهن هست که از این دسته صندلى بر می‌گردد تا اینجا اشکالى ندارد که همین طور است که آقایان نشسته‌اید آزادى زیادى براى حرکت ندارید و مى‌توانید چیز بنویسید ولى در آن صندلى زیر این نوارهاى آهنى صفحه آهنى است و تویش چند تا شمع است و زیر این صفحه آهنى پیچ دارد پیچ را مى‌چرخانند مى‌آید یک مقدارى بالا یک مقدارى که آمد بالا بعد به متهم می‌گویند اقرار کن آقاى دکتر مصدق آزادیخواه دستور داده که اینها را شکنجه بکنند. دستور داده براى این که هیچ مأمورى پیدا نمى‌شود بعد از آن مجازاتى که به مأمورین زمان پهلوى داده شده جرأت بکند از پیش خودش این کار را بکند دستور داده اقرار بگیرند این مردى آزادى‌خواه (میر اشرافى - آزادی‌خواه بود حالا دیگر نیست) این صفحه را مى‌آورند بالا و بعد شمع‌ها هم روشن است حالا ببینید آن کسى که روى آن صندلى نشسته است چه حالى دارد اگر شما را روى آن صندلى بنشانند اقرار نخواهید کرد؟ با این ترتیب پرونده تشکیل شد ولى با این پرونده خودشان هم می‌دانند که نمی‌توانند آن جورى که دلشان می‌خواهد عمل بکنند به این جهت براى این که این پرونده کشیده بشود دست به دست بگردد و مردم نفهمند که توى این پرونده چیست براى این که مطرح نشود راهى پیدا می‌کنند براى این که دکتر بقایى را بدون لایحه سلب مصونیت از مجلس بیرونش کنند آن را هم به همان ترتیبى که عرض کردم عمل می‌کنند در هر صورت بنده امروز هیچ در نظر ندارم که راجع به این جریاناتى که هست از خودم دفاعى بکنم و مطلبى بگویم براى این که منتظر هستم پرونده به یک مرجع صلاحیت‌دارى رجوع بشود یک مرجعى که دیگر نتوانند اوراق پرونده را عوض بکنند چون الان دست خودشان است و اگر دیدند یک جایى هست که اقرار اشتباهى گرفته‌اند این ورق را در می‌آورند و عوضش می‌کنند نظیر کاری که راجع به آقاى زهرى کردند که لابد بعضى از آقایان استحضار دارند توى یکی از این اقرارهایى که گرفته‌اند یکى از متهمین گفته است یک جلسه‌اى بوده است که در آن جلسه افشارطوس ربوده شده است و در آن جلسه عده‌اى حضور داشته‌اند که علاوه بر بنده آقاى زهرى هم بوده‌اند البته همه اقرار کرده‌اند و پاى اقرار امضا کرده‌اند اگر شما جاى اینها باشید اقرار نمی‌کنید آقاى ناظرزاده روى آن صندلى؟ (ناظرزاده - چرا قربان) اقرار کرده‌اند بعد بنا بود روز یکشنبه‌اى ساعت یک بعد از ظهر یک کمیسیون عالى که جناب آقاى نخست‌وزیر تعیین کرده بودند اعلامیه بدهد راجع به این جریانات روزنامه‌ها هم هست اینها چاپ شده است صحبت هوایى نیست ساعت 9 صبح آن کمیسیون عالى تشکیل شد براى این که ساعت یک بعد از ظهر اعلامیه بدهد البته این نکته را هم بنده باید تصریح بکنم تمام کسانی که جز آن کمیسیون عالى بودند تمام پرونده‌ساز نیستند و تمام‌شان اشخاص بی‌شرفى نیستند کما این که در شعبه پنجم هم هین طور است اعضاى محترم شعبه 5 رودست خوردند به آنها گفته‌اند آقا بیایید یک وکیلى مى‌آید چنین و چنان در حد نصاب تأثیر دارد بالاخره رودست خوردند و این کار را کردند در آن کمیسیون عالى هم یک عده‌اى هستند که رودست می‌خورند عرض کنم آن کمیسیون عالى به شهادت مندرجات روزنامه‌ها مى‌بایست ساعت یک بعد از ظهر گزارش بدهد اعلامیه بدهد براى این که در رادیو خوانده بشود مخبرین روزنامه‌ها رفته بودند بهشان گفته بودند یک و نیم حاضر نیست دو و نیم بیایید دو و نیم رفتند گفتند حاضر نیست پنج بیایید 5 رفتند گفتند ساعت 9 بعد از ظهر بیایید و آن اعلامیه به امضاى کمیسیون عالى نه تنها آن یکشنبه صادر نشد حالا هم که چند روز گذشته هنوز صادر نشده و صادر هم نخواهد شد براى این که چند نفرى از اشخاص شرافتمندى که در آن کمیسیون عالى بودند فهمیدند قضیه از چه قرار است گزارش ماشین شده را که باید به امضاى آقایان اعضاى کمیسیون عالى برسد آورده بودند یکى از اشخاصی که خیلى دقیق است پیش از این که امضا بشود خواسته بود ببیند چیست؟ شروع کرده بود به خواندن گزارش در ضمن خواندن متوجه یک نکته شده بود یک نکته کوچک که سایرین توجه نکرده بودند یعنى آن مجرمینى که اقرار کرده بودند توجه نکرده بودند و آنهایى هم که اقرار کرده بودند توجه نکرده بودند و آن این بود که آن شبى که افشارطوس ربوده شد آقاى زهرى تهران نبوده آقاى زهرى در دزفول بوده البته نمی‌شد بگویند که هم آقاى زهرى در تهران بوده و هم در دزفول.‏

نایب رئیس - آقاى دکتر بقایى وقت شما هم تمام شد.

دکتر بقایى - بیست دقیقه دیگر وقت بدهید که این مطلب تمام بشود بقیه بماند براى بعد.

گنجه - می‌خواهید رأى بگیرید؟ بماند براى جلسه بعد آقاى دکتر بقایى خواهش می‌کنم بگذارید براى جلسه دیگر چون مطابق تصمیمى که داشتیم ما دو ساعت و نیم رأى دادیم یک جلسه فوق‌العاده بخواهید ما حاضریم.‏

نایب رئیس - دو ساعت و نیم هم بیشتر شد.

دکتر بقایى - اجازه بفرمایید از این حرفم نتیجه بگیرم 15 دقیقه بیشتر استفاده نمی‌کنم 15 دقیقه هم استفاده نمی‌کنم فقط می‌خواهم نتیجه بگیرم.

مهندس حسیبى - تمام بکنند هر چه می‌خواهند رأى می‌دهیم‏.

نایب رئیس - آقایانى که موافقند ده دقیقه دیگر آقاى دکتر بقایى صحبت بکنند قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد.

دکتر بقایى - عرض کنم در آن دفعه آخر آن شخص دقیق متوجه شد که آقاى زهرى در آن شب قضیه در تهران نبوده و در دزفول بوده چون در روزنامه‌ها نوشته بودند و آقاى زهرى نمى‌توانست هم در تهران باشد هم در دزفول این بود که فکر کردند چه کار کنند دیدند که این گزارش باید تغییر پیدا کند ساعت یک را گفتند دو و نیم و بعد دیدند اگر اسم زهرى را حذف کنند پرونده را چه کار کنند خلاصه داستان مفصل است نتیجه این شد که آن کمیسیون عالى دیگر اعلامیه‌اى صادر نکرد هر چه اعلامیه صادر شد به امضاى شهربانى و فرماندارى نظامى است و دیگر از طرف کمیسیون عالى اعلامیه صادر نشد به هر حال این عرض بنده شاهدى بوده براى این که بگویم الان پرونده در دستگاهى هست که همه جور آزادى عمل براى تغییر اوراق پرونده دارد یک مطلبى را هم ما اطلاع پیدا کردیم که در روزنامه هم نوشتیم حالا ممکن است تأیید یا تکذیب بشود دو پوشه از این پرونده دو هزار صفحه‌اى دو پوشه مهمش مفقود شده مفقود شده به این معنى که تویش یک چیزهاى خلافى درآمده بود دیدند نمی‌توانند که چیزى جایش بگذارند و هنوز هم فرصت پیدا نکرده‌اند و این اصرارى که دارند که هر شب در روزنامه‌ها بنویسند در گاو صندوق مى‌گذارند ولاک می‌شود و حمل می‌شود و 15 تا سرباز مأمور حفاظت آن است فقط دو نفر حق دیدن را دارند براى این است و اگر جناب آقاى معاون وزارت دادگسترى و یا جناب آقاى

+++

معاون وزارت دفاع ملى علاقه داشته باشند که این موضوع را ببینند البته اگر بهشان اجازه بدهند بروند ببینند چون عمل متوجه هر دو آقایان مى‌شود دو تا پوشه از آن نیست و جایش را هم هنوز فرصت نکرده‌اند که درست بکنند به هر حال غرض بنده این بود که بنده انتظار دارم این پرونده به یک مرجع صلاحیتدارى رجوع شود که دیگر در اوراقش نتوانند دستبردى بزنند تا دفاع‌هاى خودم را در آن موقع بتوانم بکنم ولى خیلى امیدوارى دارم به کمیسیون دادگسترى مجلس و مطمئن هستم در این کار دقت خواهد کرد مخصوصاً از جناب آقاى میلانى براى مصاحبه‌اى که کرده بودند و راجع به این جریان وعده دادند که بی‌طرفانه رسیدگى بشود صمیمانه نه از لحاظ خودم تشکر می‌کنم بلکه از لحاظ این که یک حقیقتى روشن خواهد شد و یک عده‌اى روسیاه خواهند شد و بنده به حول و قوه خداوند متعال ایمان دارم که از این جریان روسیاه بیرون نخواهم آمد ولى یک کسانى روسیاه خواهند شد که مقدمات روسیاهی‌شان از همین حالا فراهم شده به هر حال مطلبى که می‌خواستم عرض کنم این است که دولت به جاى این که در برابر این جنایتى که اتفاق افتاده شروع بکند با کمال شدت و دقت به رسیدگى و تعقیب و دستگیرى مجرمین شروع کرده به هوچى‌گرى آقایان در کجاى دنیا اعترافات متهمین را پیش از این که پرونده بسته شود پیش از این که به یک محکمه‌اى ارجاع بشود توى رادیو می‌خوانند در کجاى دنیا آقاى دکتر معظمى شما یک چنین چیزى سراغ دارید؟ شما جز مشاورین دولت هستید استاد دانشکده حقوق هستید و رئیس دانشکده حقوق هم بوده‌اید یک عده دکتر حقوق هم اینجا نشسته‌اند در کجاى دنیا یک همچو چیزى سابقه دارد؟ در کجاى دنیا سابقه دارد روى اقرار صحیح یا غلطى که گرفته شده بنده مجرم پیش از این که محکمه رأى داده باشد رادیویى که از ارگان رسمى دولت است اشخاص را جانى و قاتل بخواند؟ آیا اینها غیر از هوچى‌بازى غیر از تهیه کردن زمینه غیر از تهیه کردن پرونده براى محکومیت من معناى دیگرى دارد؟ مگر این اولین جرم و جنایتى است که در این مملکت اتفاق افتاده؟ چرا براى یک جنایت دیگرى این کار را نمی‌کنند؟ رادیویى که فرصت ندارد طبق مقررات بین‌المللى صحبت نمایندگان را پخش بکند فرصت ندارد براى این که این صحبت‌ها به گوش مردم ولایات می‌رسد افتضاح بیشتر می‌شود به این جهت فرصت ندارد این رادیویى که فرصت ندارد مذاکرات مجلس را منتشر کند آن وقت ساعت‌ها اقاریر آشپز و نمی‌دانم کى را تو رادیو می‌گوید اینها براى چیست؟ کدام جرم تا به حالا اینجور تعقیب شده بود این اولین دفعه‌اى بود که یک چنین جرمى در این مملکت اتفاق افتاده؟ یا تازه امروز رادیو پیدا کرده‌ایم؟ یا یک قوانین جدیدى براى دادگسترى اصلاح شده به تصویب آقاى دکتر مصدق رسیده؟ این هوچى‌بازی‌ها مگر غیر از این است که می‌خواهند زمینه بر علیه من فراهم بکنند؟ غیر از این است که اگر به فرض محال من در دادگاه هم تبرئه حاصل کردم همین طور آلوده بمانم براى این که آلوده کردن دکتر بقایى کار آسانى نیست آلوده کردن دکتر بقایى کار سهل و ساده‌اى نیست این را رزم‌آرا و ساعد در دوره 15 خیلى امتحان کردند در دوره 16 هم امتحان کردند بعد از آن هم شد ولى خیلى تبریک عرض می‌کنم به تمام حقوق‌دانهایى که با آقاى دکتر مصدق همکارى می‌کنند بسیار بسیار راه خوبى پیدا کردند بسیار راه خوبى است در هر صورت بنده میل دارم که باز هم این صفحاتى را که پر کرده‌اند که بعضى‌هایش با صداى غیرصداى متهم طرف ادعاست باز هم میل دارم که اینها گذاشته بشود خوب دولت یک لایحه سلب مصونیت آورده است اولاً بنده از روز اولى که این جریان پیش آمد و معلوم شد که این شتر باید در خانه من بخوابد گفتم تقاضا می‌کنم که سلب مصونیت من را بیاورند و گفتم که اگر لایحه را هم آوردند و مجلس معطل کرد من استعفا می‌دهم ولى بعضى‌ها که وارد جریانات پارلمانى نیستند می‌گویند تو چرا از اول استعفا ندادى این یک مطلب دقیقى است بنده می‌خواهم این پرونده را از دست آن جانی‌هاى‏ پرونده‌ساز بکشم بیرون و به یک دست‌هایى برسد که مطمئن بشوم که آنها دیگر پرونده‌سازى نخواهند کرد ممکن است رأى له یا علیه من بدهند ولى یک اشخاصى که مطمئن باشند دیگر حاضر نیستند وجدان خودشان را بفروشند یک ورق از لاى پرونده در بیاورند و یک ورقه دیگر بگذارند جایش مقصود من از این که تقاضا کردم لایحه سلب مصونیت بیاورند براى این است که پرونده بیاید در کمیسیون دادگسترى مجلس ولى من از فرد فرد آقایان اعضاى کمیسیون دادگسترى یک تقاضایى دارم چون این یک موضوع کوچکى نیست موضوع دکتر بقایى هم نیست یک موضوع خیلى مهمى است بنده خواهش می‌کنم آقایان درست چشم‌هاى خودشان را باز بکنند مثل آقایان اعضاى شعبه پنجم رودست نخورند چون اینجا رودست خیلى می‌زنند می‌گویند مجلس اینجور است و دارد از اکثریت مى‌افتد و دولت هم این طور است و بله یک نفر است اینجا پهلوى دست خودمان هست یک نفر به فراکسیون خودمان اضافه می‌شود و از این حرف‌ها آنها هم فکر می‌کنند تصویبش بکنند چه مانعى دارد یک نفر هم به اعضاى فراکسیون اضافه می‌شود آدم خوبى هم هست واقعاً آدم خوبى هم هست حقیقتاً شایستگى وکالت دارد من خودم هم بهش رأى می‌دهم ولى آوردنش با این حقه‌بازى با این پنهان‌کارى با این توطئه مطلب دیگرى است و من یقین دارم که الان یک عده از آقایان اعضاى شعبه پنجم پیش وجدان خودشان شرمنده هستند که چرا نیامدند از من یک کلمه بپرسند این جریان چه بوده که رأى داده‌اند حالا خواهش می‌کنم اعضاى کمیسیون دادگسترى که هنوز هم فرصت نکرده‌ام اسامی‌شان را بخوانم که ببینم کى‌ها هستند خواهش می‌کنم چشمهای‌شان را خوب باز کنند رودست نخورند و مخصوصاً توجه داشته باشند به سوکمیسیون نیندازند این قضیه را چون سوکمیسیون خیلى کارها را آسان می‌کند در همان کمیسیون هر رسیدگى که بخواهند بکنند این تنها استدعاى بنده است ضمن تشکرى که از جناب آقاى میلانى براى مصاحبه‌اى که کرده بودند کردم در هر صورت دولت به جاى این که موضوع را تعقیب بکند تبلیغات علیه متهمین که یکیش بنده هستم می‌کند براى چه؟ براى این که دولت منظورش به هیچ‌وجه کشف حقیقت نیست یک پرونده سیاسى ساخته شده مى‌خواهند این را به آخر برسانند براى این می‌خواهند یک عده‌اى که بنده هم جز آنها هستم یا بودم یا برخوردم یا خوراندم به هر حال هر چه بگویید آسان است اینها را پیش از این که جلوى یک دادگاه صالحى فرستاده شوند و محاکمه بشوند قبلاً زمینه را در اذهان حاضر بکنند و با این تبلیغات خودش همه را و حتى قضات دادگاه را تحت تأثیر قرار بدهد و الا گمان نمی‌کنم براى دولت و آن هم با این رادیویى که این قدر اشکالات فنى دارد که نمى‌تواند مذاکرات مجلس را پخش بکند دلیل دیگر بتوانیم اقامه کنیم که روزها وقت رادیو صرف پخش اقاریر بشود.

نایب رئیس - وقت شما تمام شد.

دکتر بقایى - در خاتمه بنده یک تقاضایى از هیأت محترم رئیسه مجلس دارم که چون یک مقدار اسنادى هست که ممکن است اینها در این محاکمه به درد من بخورد و یک مقدار اسنادى هم هست که تسجیل این که این اسناد در این تاریخ یک جایى گذاشته شده خیلى اهمیت دارد چون یک سندى است که براى بنده خیلى اهمیت دارد ولى این که خواسته بشود یک سندى امروز توى پاکتى گذاشته شده لاک و مهر بشود این ممکن است داراى یک ارزشى باشد که اگر 6 ماه بعد این سند را ارائه بدهند آن ارزش را نداشته باشد مگر این که دانسته شود که این کاغذ شش ماه پیش در پاکتى گذاشته شده مثل آن سندى که آن دوست غایب ما آقاى دکتر شایگان که آن سند را گفتند رأى بدهید به اختیارات سندش ممکن است بعد افشاء بشود طبق آن سند رأى داده شد و هنوز از سندش خبرى نیست در هر صورت می‌خواهم تسجیل بشود که در این تاریخ این سند در پاکت گذاشته شده و لاک و مهر شده استدعا می‌کنم براى امروز بعد از ظهر یا براى فردا صبح یک وقتى را هیأت محترم رئیسه تعیین بفرمایند که بنده حاضر بشوم اینجا و با لاک و مهر خود آقایان آن اسناد را در پاکت بگذاریم و در صندوق مجلس حفظ بشود این تنها تقاضایى است که بنده از آقایان دارم‏.

میر اشرافى - دست سرهنگ نادرى بسپارید بهتر است‏.

3- قرائت استعفانامه آقاى دکتر بقایى از نمایندگى تهران

نایب رئیس - با اجازه آقایان وارد دستور می‌شویم استعفانامه آقاى دکتر بقایى قرائت مى‌شود.

 (به شرح زیر قرائت شد)

مقام ریاست معظم مجلس شوراى ملى.

به طوری که به استحضار خاطر عالى رسیده است در انتخابات دوره هفدهم تقنینیه اینجانب به سمت نمایندگى از طرف مردم کرمان و تهران انتخاب شدم. نظر به این که قبول کاندید شدن از کرمان بنا به تقاضاى همشهریان خودم صرفاً به منظور جلوگیرى از اختلاف و تشتتى بود که پیش‌بینى می‌شد به همین جهت با این که افتخار نمایندگى تهران هم برایم محرز بود ناگزیر از پذیرفتن افتخار نمایندگى مردم کرمان شدم نظر به این که براى جلوگیرى از هر گونه تشنج و اختلاف قبل از شروع انتخابات کرمان در حضور عده زیادى از موکلین که در مسجد جامع آن شهر مجتمع بودند قول صریح دادم که به هیچ‌وجه و به هیچ عنوان در دوره هفدهم دست از نمایندگى کرمان بر ندارم و نظر به این که اخیراً جریاناتى صورت گرفته است که ممکن است موهم این معنى باشد که اینجانب از نمایندگى کرمان منصرف شده‌ام لذا براى این که هیچ گونه سوء‌تفاهمى در این خصوص ایجاد نشود استعفاى خود را از نمایندگى تهران تقدیم مجلس شوراى ملى نموده و از این پس فقط با عنوان نمایندگى کرمان به خدمتگزارى (چنانچه از دستم برآید) ادامه خواهم داد خواهشمند است مقرر فرمایید طبق قانون و مقررات استعفاى اینجانب از نمایندگى تهران اعلام بشود با تقدیم احترامات فائقه.

نماینده کرمان.

دکترمظفربقایى کرمانى‏

 4- تقدیم 28 فقره لایحه قانونى به وسیله آقاى معاون نخست‌وزیر و چهار فقره لایحه از طرف وزارت داریى به وسیله ایشان

نایب رئیس - آقاى معاون نخست‌وزیر.

+++

دکتر ملک‌اسمعیلى (معاون نخست‌وزیر) - با اجازه آقایان محترم 28 فقره لایحه قانونى که بر طبق قانون تمدید مدت اختیارات به موقع اجرا گذاشته شده و بایستى بعد از سه ماه به مجلس شوراى ملى تقدیم بشود به شرح زیر تقدیم می‌کنم. لایحه سازمان صنایع کشور و متمم آن - لایحه قانونى متمم لایحه قانونى اصلاح اصول تشکیلات ادارى وزارت دادگسترى - لایحه قانونى مطبوعات - لایحه قانونى مجازات اعتصاب کارمندان دولت - لایحه قانونى متمم قانون لایحه قانونى طرز تعقیب مأمورین دولتى در محل خدمت - لایحه قانونى استقلال قانون وکلاى دادگسترى - لایحه قانونى اساسنامه بانک توسعه صادرات - لایحه قانونى معافیت شرکت سهامى تلفن ایران از پرداخت حقوق و هزینه گمرکى - لایحه قانونى انحصار صید ماهى غضروفى و خاویار به شرکت سهامى شیلات ایران - لایحه قانونى مجازات تخریب وسایل نقلیه مأمورین تعقیب - لایحه قانونى اصلاح قانون ثبت اسناد و املاک - لایحه قانونى دادرسى و کیفر ارتش و لوایح قانونى متمم آن - لایحه قانونى ساختمان سد سفیدرود - لایحه قانونى متمم قانون سازمانى قضایى کشور - لایحه قانونى متمم لایحه قانونى تأسیس بانک ساختمانى و اساسنامه آن - لایحه قانونى اعتبار تنخواه گردان خزانه‌دارى کل - لایحه قانونى راجع به ادامه عمل کمیسیون‌هاى حل اختلاف مالیاتى - لایحه قانونى تمدید قانون بودجه 1328 - لایحه قانونى تمدید بخشودگى جرایم مالیات مستغلات - لایحه قانونى مجازات پاسخ‌هاى خلاف واقع - لایحه قانونى راجع به مرور زمان مالیاتى - لوایح متمم قانونى تسویه و وصول مطالبات غیرمالیاتى دولت - لایحه قانونى اصلاح و الغاى مواد 16 و 17 قانون استخدام کشورى و قانون کمک - لایحه قانونى پرداخت حقوق و کمک و سایر مخارج کشور بابت فروردین ماه 1332 - لایحه قانونى متمم لایحه قانون بازنشستگى کارمندان شهردارى تهران لایحه قانونى اصلاح و تکمیل قانون راجع به آموزش و پرورش عمومى لایحه قانونى دادگاه نظامى براى رسیدگى به جرایم اشرار مسلح - ضمناً چهار فقره لایحه است که از طرف وزارت دارایى تقدیم می‌شود یکى راجع به استخدام چهار نفر متخصص دخانیات 2- راجع به استخدام دو نفر مهندس 3- لایحه استخدام دو نفر از مهندسین اتباع کشورهاى بیگانه 4- لایحه واگذارى عرصه و اعیان کشتارگاه‌هایى که متعلق به دولت بود و بایستى به شهردارى تحویل شود.

5- تقدیم گزارش دادگسترى دایر به تقاضاى سلب مصونیت از آقاى دکتر بقایى به وسیله آقاى معاون نخست‌وزیر

معاون نخست‌وزیر - ضمناً آقاى وزیر دادگسترى گزارشى تقدیم داشته‌اند که تقاضا مى‌شود طبق ماده 182 آیین‌نامه اقدام فرمایند.

نایب رئیس - به کمیسیون‌هاى مربوطه ارجاع خواهد شد فقط سلب مصونیت از آقاى دکتر بقایى قرائت مى‌شود.

 (به شرح زیر قرائت شد)

مطابق گزارش وزارت دفاع ملى و دلایل و مدارک پیوست آن جناب آقاى دکتر مظفر بقایى کرمانى نماینده مجلس شوراى ملى متهم است به معاونت در قتل تیمسار سرلشگر افشارطوس و چون تحقیقات از نامبرده با مصونیت پارلمانى میسور نیست بر طبق ماده 182 آیین‌نامه داخلى مجلس شورای ملى که مقرر داشته است هرگاه نماینده‌اى به ارتکاب جنحه یا جنایتى متهم شود اعم از این که تاریخ عمل منشأ اتهام زمان نمایندگى یا قبل از آن باشد وزیر دادگسترى باید گزارشى مشتمل بر موضوع اتهام و دلایل و مدارک قانونى آن به مجلس شوراى ملى تقدیم نماید گزارش مزبور در اولین جلسه علنى مجلس قرائت و بدون تأخیر به کمیسیون قوانین دادگسترى ارجاع خواهد شد. تقاضا دارد مقرر فرمایند هر چه زودتر جلسه علنى مجلس شوراى ملى تشکیل شده و مفاد ماده 182 آیین‌نامه را درباره مشارالیه به موقع اجر گذارند.

وزیردادگسترى - لطفى‏

6- تقدیم دو فقره لایحه به وسیله آقاى معاون وزارت دادگسترى‏

نایب رئیس - به کمیسیون دادگسترى ارجاع مى‌شود آقاى معاون وزارت دادگسترى بفرمایید.

معاون وزارت دادگسترى (مصطفوى) - به طوری که آقایان محترم استحضار دارند در تاریخ 19 بهمن 31 قانونى راجع به منع تهیه و فروش و مصرف نوشابه‌هاى الکلى و همین طور منع استعمال تریاک به تصویب مجلس شوراى ملى رسیده و به موجب آن قانون مقرر شده بود که وزارت دادگسترى لایحه مجازات را تهیه کند این لایحه در تاریخ 12 فروردین تهیه و براى تقدیم به مجلس آماده شد و چون مجلس تشکیل شد تقدیم نشد فعلاً این لایحه را در دو نسخه تقدیم می‌کند یکى لایحه راجع به منع خرید و فروش و تهیه نوشابه‌هاى الکلى و یکى هم لایحه مجازات متخلفین تهیه و خرید و فروش تریاک‏.

 7- تقدیم هفت فقره لایحه برقرارى یا تمدید فرماندارى نظامى در نقاط مختلفه کشور

نایب رئیس - به کمیسیون‌هاى مربوطه ارجاع مى‌شود آقاى معاون وزارت دفاع ملى.‏

معاون وزارت دفاع ملى - هفت فقره لوایح مربوط به تمدید یا برقرارى فرماندارى نظامى در بعضى نقاط براى تصویب به مجلس شوراى ملى تقدیم می‌کنم (مهندس رضوى - نقاطش را بفرمایید) عرض می‌کنم آقایان البته استحضار دارند در خلال مدتى که جلسات علنى مجلس شوراى ملى تعطیل بوده ضرورت ایجاب مى‌نموده است که در بعضى نقاط فرماندارى نظامى برقرار شود و در بعضى نقاط دیگر که فرماندارى بوده تمدید بشود و این هفت فقره از لوایح مربوط به نقاطى است که عرض می‌کنم در چهارمحال و بختیارى از ساعت هشت صبح 10/1/32 براى مدت سه ماه بخش شادگان از ساعت 8 صبح روز 8/2/32 براى مدت یک ماه شهرستان شیراز از ساعت 12 روز 27/1/32 براى مدت 37 روز - شهر کرمانشاه از ساعت 20 شب سه‌شنبه اول اردیبهشت 32 براى مدت دو ماه و هفت روز - شهرستان دزفول از ساعت 12 روز 28/1/32 براى مدت سه ماه و 7 روز و همچنین در هشت نقطه استان ششم (آبادان - آغاجارى - بندر معشور - خرمشهر - گچساران - لالى - مسجد سلیمان - هفتگل) از ساعت 5 صبح روز 26/32 براى مدت سه ماه شهرستان تهران براى مدت سه ماه از تاریخ انقضا (ساعت 5 صبح روز 29/2/332) براى مدت سه ماه و البته چون جلسات مجلس تعطیل بود تقدیم لوایح به تأخیر افتاد تا اولین جلسه رسمى مجلس.‏

نایب رئیس - به کمیسیون‌هاى مربوطه ارجاع مى‌شود (دکتر معظمى - کمیسیون ندارد)

8- قرائت گزارش شعبه پنجم راجع به آقاى على روحى

نایب رئیس - گزارشى از شعبه پنجم رسیده که قرائت مى‌شود آقاى دادور بفرمایید.

قنات‌آبادى - جناب آقاى رئیس خواندن این گزارش برخلاف قانون است.‏

دکتر بقایى - گزارش کمیسیون تحقیق مقدم است.‏

 (آقاى دادور منشى شعبه پنجم گزارش شعبه مبنى بر انتخاب آقاى على روحى را از کرمان به قرار ذیل قرائت نمودند)

گزارش از شعبه پنجم به مجلس شوراى ملى‏

پیرو گزارش شماره 4 راجع به جریان انتخاب کرمان در هفدهمین دوره تقنینیه که انجمن مرکزى در تاریخ بیست و یکم اسفند ماه 1330 اعتبار نامه به نام آقایان مهندس رضوى و دکتر مظفر بقایى صادر و انحلال خود را اعلام داشته‌اند اشعار می‌دارد نظر به این که آقاى دکتر مظفر بقایى از دو حوزه انتخابیه تهران و کرمان انتخاب شده بودند و با تصویب گزارش شعبه چهارم مشعر به نمایندگى ایشان از تهران موضوع وکالت کرمان منتفى گردید و آقاى على روحى منتخب سوم در تاریخ دوم تیر ماه 1331 کتباً از مجلس شوراى ملى تقاضاى رسیدگى به پرونده انتخاب خود از کرمان را داشته و هیأت محترم رئیسه مجلس شوراى ملى رسیدگى امر را به شعبه پنجم ارجاع نموده بودند (قنات‌آبادى - هیأت رئیسه را نکرده این کار را آقاى مهندس رضوى کرده) (مهندس رضوى - مؤدب باشید) (قنات‌آبادى - جنابعالى هیأت رئیسه نیستید این خلاف قانون است) ولى به علت عدم تشکیل شعبه رسیدگى به موضوع تأخیر افتاد اینک آقاى على روحى طى نامه مورخه 5/2/32 تجدید تقاضا نموده‌اند و رسیدگى امر مجدداً به شعبه پنجم احاله گردید شعبه در تاریخ هفتم اردیبهشت ماه 1332 تشکیل و پس از مطالعه پرونده مربوطه و صورت مذاکرات مجلس شوراى ملى در موقع طرح و تصویب گزارش شعبه چهارم راجع به نمایندگى آقاى دکتر مظفر بقایى از تهران که مؤید نظر شعبه است و یک نفر نمى‌تواند سمت نمایندگى دو حوزه انتخابیه را دارا باشد لذا شعبه پنجم نمایندگى آقاى على روحى را از کرمان که داراى 2365 رأى و در درجه دوم حایز اکثریت مى‌باشند تصویب نموده گزارش آن را به مجلس شوراى ملى تقدیم می‌دارد.

قنات‌آبادى - این خلاف قانون است جناب آقاى رئیس جنابعالى مأمورید آیین‌نامه را اجرا کنید.

 (آقایان دکتر بقایى و زهرى و قنات‌آبادى و میر اشرافى اظهار مخالفت نمودند)

نایب رئیس - با مخالفت آقایان دکتر بقایى و زهرى و قنات‌آبادى و میر اشرافى به کمیسیون تحقیق فرستاده مى‌شود.

دکتر بقایى - بنده اصلاً این را بى‌اساس می‌دانم مخالفت نمی‌کنم این گزارش اساساً قابل طرح در مجلس نیست‏.

نایب رئیس - اجازه بفرمایید با مخالفت آقایان قنات‌آبادى و زهرى و میر اشرافى به کمیسیون تحقیق مراجعه مى‌شود.

 9- تعیین موقع و دستور جلسه بعد ختم جلسه

نایب رئیس - با اجازه آقایان جلسه را ختم می‌کنیم. جلسه آینده به ساعت 9 صبح روز پنجشنبه موکول می‌شود دستور هم لوایح موجوده.

 (مجلس یک ساعت و ربع بعد از ظهر ختم شد)

نایب رئیس مجلس شوراى ملى - محمد ذوالفقارى‏

+++

یادداشت ها
Parameter:294816!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)