کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره شانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏16
[1396/05/29]

جلسه: 76 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه 11 آبان ماه 1329  

فهرست مطالب:

1- قرائت اسامی غائبین و طرح صورت مجلس جلسه قبل

2- بیانات قبل از دستور آقایان : اسلامی- شوشتری- ابریشم‌کار

3- ختم جلسه به عنوان تنفس

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏16

 

 

جلسه: 76

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه 11 آبان ماه 1329

 

فهرست مطالب:

1- قرائت اسامی غائبین و طرح صورت مجلس جلسه قبل

2- بیانات قبل از دستور آقایان : اسلامی- شوشتری- ابریشم‌کار

3- ختم جلسه به عنوان تنفس

 

مجلس 3 ربع ساعت قبل از ظهر به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

1- قرائت اسامى غائبین و طرح صورت مجلس جلسه قبل -

رئیس- صورت غائبین جلسه پیش قرائت می‌شود.

( به شرح زیر قرائت شد )

غائبین با‌اجازه- آقایان: بزرگ‌نیا. آصف. امینى. فرامرزى. فتح‌على افشار. امیر‌قاسم فولاد‌وند. سود‌آور. سلطانى. شیبانى. طباطبایى. دکتر شایگان.

غائبین بى‌اجازه- آقایان: محمود محمودى. دکتر مصباح‌زاده. قبادیان. صفوى. عزیز زنگنه. قهرمان. خسرو قشقایى. سالار سنندجى. پیراسته. محسن طاهرى. پناهى. اقبال. تولیت. حسن اکبر. ابتهاج. تیمور‌تاش. محمد ذوالفقارى. خزیمه علم.

دیر‌آمدگان با اجازه- آقایان: دکتر جلالى. شکرایى.

دیر‌آمدگان بى‌اجازه- آقایان هراتى، موقر

رئیس- نسبت به صورت مجلس جلسه پیش نظرى هست؟ آقاى ارباب.

ارباب- در جلسه پیش جناب آقاى دکتر بقایی ضمن بیاناتى که فرموده‌اند موضوع جوادیه را فرمودند که دو نفر مرده و به بنده هم دستور داده شده است افشا نکنم بنده خواستم عرض کنم که کسى آنجا نمرده و به بنده هم دستورى داده نشده است که افشا نکنم.

رئیس- آقاى دکتر بقایی.

دکتر بقایی- عرض کنم بنده از این اظهار جناب آقاى ارباب خیلى متأسف هستم براى این که خود آقاى وزیر جنگ که اینجا بودند جرأت نکردند این موضوع را تکذیب بکنند چون که این قضیه اتفاق افتاده است حالا اگر نخواستند به روز‌نامه‌ها بگویند آن دلیل دیگرى داشت و الا بنده خیلى متأسفم از این تکذیب ارباب و جریان‌هایى که در جوادیه اتفاق افتاده همه آقایان می‌توانند بروند آنجا ببینند چون که هنوز هم مرتفع نشده است‏.

ارباب- عرض کردم کسى نمرده است.‏

رئیس- اعتراض به صورت مجلس براى این است که اگر کسى یک بیانى کرد و اشتباهى داشت آن را توضیح بدهد. آقاى فولادوند.

فولادوند- در اظهارات بنده مربوط به جلسه پیش آن قسمت که راجع است به قانونى که به گران‌فروش‌ها شلاق زده می‌شود طورى نوشته شده است که ممکن است از جهت آقاى عاصم رئیس فعلى استیناف آذربایجان خداى نکرده به نظر بعضى‌ها که وارد نباشند اهانتى باشد، بنده عرض کردم که این قانون خیلى مهم بود اول یک مردى مثل آقاى عاصم رئیس این محکمه بود بعد به دست قضات کوچک‌تر سپرده شد (صحیح است) جورى که نوشته شده است تقریباً مثل این است که اهانتى شده باشد.

رئیس- نظر دیگرى نسبت به صورت جلسه نیست؟ (گفته شد- خیر) چند نفر از آقایان تقاضاى نطق قبل از دستور کرده‌اند.

2- بیانات قبل از دستور آقایان اسلامى- شوشترى- ابریشم‌کار

رئیس- آقاى اسلامى.

اسلامى- ..... آقایان نمایندگان محترم: ما که مدعى هستیم مسئولیت خطیر دفاع از حقوق و آزادى

+++

ملت ایران را بر عهده داریم و خود را مبین احساسات مردم می‌دانیم بایستى که در درجه اول به حفظ احترام و حیثیت ملت ایران بکوشیم زیرا صرف‌نظر از هر چیز و صرف‌نظر از این که عمر یا یزید وکیل مجلس باشد مجلس شوراى ملى نماینده افکار مردم است احترام یا هتک حرمت به نماینده مجلس به منزله احترام و هتک حرمت به ملت ایران است به همین جهت وظیفه نمایندگان است که با کمال شهامت در راه دفاع از حقوق ملت ایران منتهاى فداکارى را بکنند بنده هم یکى از افراد این مجلس هستم با کمال صراحت مطالب خود را بیان مى‌کنم بعد از بیان این مقدمه بنده صریحاً عرض می‌کنم که در هیچ یک از ادوار شانزده‌گانه مجلس شوراى ملى به اندازه این دوره مجلس ضعیف و زبونى از خودشان نشان نداده است و به اندازه این دوره به ملت ایران توهین نشده است آقایان می‌دانند چه ما بخواهیم و چه نخواهیم مردم خارج تمام این بدبختى و عدم رفاه و آسایش خود را ناشى از مجلس شوراى ملى می‌دانند (صحیح است) و حال آن که ما مى ‌انیم ما و شما که امروز این مجلس به هیچ‌وجه در سرنوشت مملکت ما تأثیر ندارد (صحیح است) بنده این را اینجا اعلام می‌کنم (شوشترى- چطور ندارد؟) ندارد آقا ندارد در صورتی که تمام سنگینى بار مسئولیت مملکت به عهده همین مجلس است و مردم از این مجلس انتظار دارند (شوشترى- چرا نشسته‌ایم پا شویم برویم) بنده هم همین را مى‌خواهم عرض کنم آقاى شوشترى که ای کاش مجلس شوراى ملى زودتر منحل شود و یک اشخاص با شهامتى بیایند بنده در این مورد و این مقدمه زیاد بحث نمى‌کنم که کار فضاحت و رسوایى به جایى رسیده که یک مخبر خارجى به عقیده بنده شاید یا دیوانه است یا تحت تأثیر عوامل داخلى است برمى‌دارد بر علیه مجلسین هر چه دلش مى‌خواهد در روزنامه‌هاى خارجى مى‌نویسد (دکتر طبا- آزاد است) بلى آزاد است! عرض می‌کنم که نویسنده مقاله هزار فامیل اخیراً دوباره یک مقاله فرستاده به آمریکا بنده نمی‌دانم چه دستگاه و چه کسى را می‌خواست تبرئه بکند که با این مقاله تمام مسئولیت بدبختى مملکت را انداخته است به مجلسین در ضمن مقاله‌اش توهین‌هاى خیلى زیادى هم کرده است که بنده فقط دو جمله‌اش را اینجا می‌خوانم (شوشترى- مأموریت داشته مزخرف نوشته غلط کرده بی‌جا کرده است) (همهمه نمایندگان) در نتیجه پارلمان ایران به صورت تمرکز قدرت و پایگاه عناصر مخالف اصلاحات اساسى و مانع جدى کار دولت‌هاى خوب و مفید در می‌آید (شوشترى- بی‌جا کرده مزخرف گفته) یعنى دولتى آمد لایحه‌اى آورد که متضمن آسایش مردم بود من و شما نمى‌گذاشتیم، کدام لایحه را آورده است (دکتر بقایی- چرا نیاورد آقا لایحه تجزیه مملکت ایران را آورد مجلس تصویب نکرد او هم دلش از این خون است) بعد می‌نویسید: اکنون مسئله روز در ایران این است که آیا دولت به بهاى صرف‌نظر کردن از اصلاحات اساسى موافقت پارلمان ارتجاعى ایران را براى خود تهیه خواهد کرد یا نه؟ بنده اینجا به آن آقاى آلبین راس نویسنده مقاله خطاب می‌کنم که تمام بدبختى‌هاى مملکت زیر سر شما خارجی‌ها است (صحیح است) مملکت ایران یا یک روزى گرفتار نفوذ روس است یا یک روز گرفتار نفوذ آمریکا است یا یک روز گرفتار نفوذ انگلستان است (دکتر بقایی- مجلس نباید به دولتى که آنها سر کار مى‌آیند رأى بدهد مجلس مقصر است) البته بنده یک سؤالى از ایشان می‌کنم که چطور شد ایشان در مقاله‌هاى گذشته‌شان تقصیر عدم پیشرفت کارهای‌شان را به گردن دولت‌ها می‌انداختند و حالا بلافاصله تغییر عقیده داده‌اند (دکتر بقایی- دولت‌هاى سابق را آنها نیاورده بودند و این دولت را آنها آوردند) بنده براى آخرین دفعه براى این که حفظ نزاکت ملت نه یک دولت خارجى بشود من سکوت می‌کنم ولى از اینجا فریاد می‌کنم به آن روزنامه‌هاى آمریکایى که هر روز به وسیله مقاله‌ها توهین می‌کنند به ملت ایران اگر دو مرتبه مقاله‌اى دیده شود بنده مبالغى از رجال آنجا و آن جریان اسکاندال پلیس آمریکا پلیس نیویورک اینجا بیان می‌کنم که ملت ایران بداند در مقابل کثافت‌کاری‌ها و دزدی‌هاى آنجا ایران بهشت برین است (آزاد- احسنت) عرض کنم مطلب دیگر مصاحبه است که جناب آقاى تقى‌زاده قبل از این تعطیل عاشورا

در روزنامه اطلاعات فرموده بودند و چون مسئله خیلى مهمى بود تعجب می‌کنم چطور شد آقایان که اینجا تشریف آوردند تا کنون چیزى نفرمودند آقاى تقى‌زاده با مخبر روزنامه اطلاعات مصاحبه می‌کند و راجع به مجلس مؤسسان مى‌فرمایند که اعلیحضرت همایونى از حق وتو صرف‌نظر فرمودند ولى ما در نظر داریم وقتى که مجلس تشکیل شد همان اختیارى که مجلس شوراى ملى در وضع لوایح مالى دارد به مجلس سنا بدهد حالا صرف‌نظر از کیفیت مجلس مؤسسان بنده عرض می‌کنم که موقعى که رفراندوم می‌شد راجع به این موضوع ابداً صحبتى نمی‌شد و تعجب می‌کنم که آقاى تقى‌زاده چرا راجع به این موضوع صحبت می‌کنند (دکتر بقایی- براى خودشان گفتند) و چرا پیرامون این حرف‌ها مى‌گردند (اردلان- این طور نگفته آقاى اسلامى) بلى همین طور گفته که در نظر داریم این طور رأى گرفته شود (اردلان- این طور نبود) موضوع دیگر موضوع داغ باطله حزب توده بوده است آقایان مى‌دانند که خود من مخالف آنها بودم حالا چون امروز آنها رفته‌اند آقایان مى‌گویند چنین کردیم و چنان کردیم بنده در این موضوع بحث نمی‌کنم یک حزب توده‌اى بود دولت او را منحل کرد بعد اینجا صحبت شد گفتند آنهایى که مرتکب جنایت یا جنهه‌هاى بزرگ شده‌اند آنها را تعقیب بکنند بقیه معاف هستند یعنى بقیه از تعقیب معاف هستند پس اصل این است که آنهایى که سابقاً توده‌اى بوده‌اند الان غیر توده‌اى هستند ولى هر کس که در شهرستان‌ها امروز نفوذى داشته باشد یا اعمال نفوذ داشته باشد به وسیله دستگاه‌هاى نظامى اشخاصى را متهم می‌کنند که اینها حزب توده بوده‌اند و مصلحت نیست که اینجا باشند البته این اگر ادامه پیدا کند بنده خیال می‌کنم که وضع خیلى وخیمى پیش خواهد آمد بنده چند نفر از مأمورین دولت را مى‌شناسم که اینها البته عضو حزب توده بوده‌اند ولى بعد از آن جریان دیگر کار خلافى نکرده‌اند ولى چون یک شخص با نفوذى خوشش نمى‌آید و فرض کنید مطالبه مالیات ازش می‌کرده رفته در قسمت نظامى آنجا اعمال نفوذ کرده و گفته که ایشان باید از اینجا بروند اگر این قبیل اشخاص تظاهراتى می‌کنند یا متکى به یک مقاماتى هستند یا عمل خلاف قانونى می‌کنند باید اینها را تعقیب کرد و الا حسن از مازندران بیاید برود به خراسان این که مجازات نشد بنده از آقاى بوذرى گر چه این مطلب را به آقاى نخست وزیر هم شفاهاً عرض کردم از آقاى وزیر عدلیه هم خواهش می‌کنم که این موضوع را به دولت تذکر بدهند که اگر از اشخاص مدارکى هست و اینها الان هم کارهاى خلافى می‌کنند تعقیب بکنند و الا بر اثر گزارش فلان مأمور نظامی‌که رفته آنجا مردم بیچاره را نباید آواره و در به در کرد یک موضوع دیگر چون از آقایان وزرا کسى اینجا نیست از آقاى وزیر عدلیه خواهش می‌کنم توجه بفرمایید موضوع کلاس عشایرى است این موضوع مضحکى است اصلاً مازندران عشایرى ندارد، عشیره ندارد که عشایر داشته باشد از آقایان خواهش می‌کنم تشریف بیاورند بنده سر تا سر مازندران را به آقایان نشان می‌دهم اصلاً عشایرى ندارد یک کلاس عشایرى در رشت افتتاح کرده‌اند یک عده اشخاص را برده‌اند آنجا و بنده شنیده‌ام که می‌خواهند به اینها اسلحه بدهند این یعنى چه؟ بنده وقتى که در مازندران بودم رئیس داد گاه نوشهر به من مراجعه کرد که چهار نفر پرونده سرقت دارند ما آنها را تعقیب کرده‌ایم و برگ جلب براى آنها فرستاده‌ایم رفته‌اند کلاس عشایرى تکلیف ما چیست؟ من گفتم یک چیزى بنویسید به ستاد ارتش و وزارت جنگ البته اینها را تحویل شما خواهند داد این هم باید مورد توجه واقع بشود که با اشخاصى یک روز که اسلحه براى جنگ و یا دفاع گرفتند لااقل اگر دولت می‌خواهد یک تشکیلاتى بدهد و به عنوان پارتیزان و یا یک چیزهاى دیگر می‌خواهد از اینها استفاده کند نه از این اشخاصى باشند که خودشان جزو حزب توده بوده‌اند دولت می‌آید به عنوان این که جزو توده بوده‌اند اینها را بیرون می‌کند و یک دسته می‌روند به کلاس عشایرى این اثرش خوب نیست در شهرستان‌ها این یک بدعت بدى براى مردم می‌گذارد و بنده تعجب می‌کنم وقتى که در اکثر کابینه‌ها وزراى توده‌اى هستند به چه مناسب اشخاصى که الان هیچ کارى نمی‌کند و توبه کرده‌اند و سرشان را زیر انداخته دنبال کار و کاسبى‏ خود هستند آنها را تعقیب می‌کنند؟ آقاى امامى یک وزیر توده می‌آورند توى کابینه بعد یک مأمور مالیه رتبه یک را که ده نفر عائله دارد این را محکوم می‌کنند که از اینجا برود به جاى دیگر (جمال امامى- آقا به بنده چه؟) دارم به آقا عرض می‌کنم که توجه داشته باشید موضوع دیگر موضوع مازندران است که عرض می‌کنم و به عرایضم خاتمه می‌دهم به استناد این که قبل از شهریور به مازندران توجه بیش‌ترى می‌شد الان دولت‌ها به آنجا توجهى ندارند وضع فرهنگ و بهداشت خصوصاً راه‌ها خیلى بد است بنده تقاضا می‌کنم از آقاى وزیر دادگسترى که به عرض دولت برسانند چون آقایان وزرا اینجا نیستند دیگر بنده موارد مخصوصى را عرض نمی‌کنم به طور کلى عرض می‌کنم که وضع مازندران خیلى بد است و بایستى که توجه بیش‌ترى بشود بنده این دفعه که آنجا بودم مردم خیلى شکایت داشتند و تلگراف‌هایى هم کرده‌اند و کسى متوجه نیست با این که آقایان وزرا ایام تعطیل خودشان آنجا بوده‌اند هیچ توجهى نکردند که لااقل یک رسیدگى اجمالى بشود بنده عرض دیگرى ندارم یادداشتى فرستاده‌اند از فجایع دولت سعودى دیشب

+++

یکى از آقایان حاجى‌ها که اهل مازندران بوده و از مکه آمده (یکى از نمایندگان- آقا یادداشت را بخوانید) صحبت می‌کرد که خیلى به ما اذیت کردند (بهادرى- مگر سفیر و نماینده ایران آنجا نبود؟) بله آنها که می‌دانید مشغول چه کارى هستند و مى‌گفت که هیچ احترامى براى ایرانی‌ها قائل نبودند.

رئیس- آقاى شوشترى.

شوشترى- بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم بنده امروز در صورت صفحه‌اى که بایستى قبل از دستور صحبت کنم اسم نوشته بودم فرمایشات جناب آقاى اسلامى ملزم کرد که بروم از آقاى کهبد نماینده محترم خواهش کنم که وقت‌شان را به من بدهند عرایضى بکنم و از ایشان تشکر می‌کنم این که فرمودید روزنامه خارجى چه نوشته و چه نوشته و چه نوشته آیا ما باید بنشینیم خودمان اولاً نقل کفر کفر نیست ولى نقل فحش فحش است یک عبارت مزخرف از روى مبناى تحریکى که براى اوضاع نفت و سایر جریانات سیاسى است. می‌خواهند مجلس شورای ملى و مملکت ایران را متشنج کنند آیا ما هم خود باید بر این آتش دامن بزنیم؟ بی‌جا کرده مزخرف گفته چرا باید نقل فحش بکنیم ابداً ملت ایران وقتى به این مزخرفات چه آمریکا چه روس و چه انگلیس نخواهد گذاشت پریروز که به آقاى بقایی صریحاً گفتم غیر از ملت ایران یعنى غیر از خدا و ملت ایران ما از هیچ کس نمى‌ترسیم ما را بکشند ریز ریز کنند خادم ایرانیم ما نوکر اسلامیم ما باید در این مملکت انجام وظیفه کنیم و از این حرف‌ها نترسیم (بعضى از نمایندگان- احسنت) چرا نقل فحش می‌کنید؟ و اما این که فرمودید که مجلس شانزدهم بیش از هر مجلسى مورد اهانت قرار گرفته و مبناى بیان جنابعالى تلویحاً می‌رساند که ما انجام نکرده و نمی‌کنیم این هم تکذیب مى‌شود بلکه این را رد می‌کنم زیرا اولاً یک جزء که باز مرتبط به جزو اول است که اگر تشنجى مى‌شود و در این موقع باریک که موضوع نفت و هزاران اصلاحات را که دولت و مجلس شوراى ملى در نظر دارد و عظمت را دیگران نمى‌خواهند این البته سبب مى‌شود که افترا بزنند تهمت بزنند اما به حق ذات پروردگار من در ناصیه اقلیت می‌گویم نه اکثریت اغلب این نمایندگان مجلس شوراى ملى من منفردم من با اغلب این نمایندگان محترم صحبت کرده‌ام و البته این نمایندگان آمده‌اند اینجا نشسته‌اند براى خدمت به ایران و موکلین‌شان همه‌شان این است سعی‌شان این است اگر تشنجات اگر تحریکات اگر مبانى خارجى یک وضعى ایجاد کرده‌اند که افکار ما، اعمال ما، آنچه را در نظر داریم براى خدمتگزارى به این مملکت به منصه عمل و اجرا و ظهور نمی‌رسد چه ربطى دارد به نمایندگان چه ربطى دارد به من بیچاره بدبختى و آن بیچاره که والله تا به صبح از یک ساعت بعد از نیمه شب پا مى‌شوم هى فکر می‌کنم و هى قدم می‌زنم چرا مورد اهانت قرار بگیرم چرا آقاى اسلامى حاضرید که خودتان اقرار بکنید به گناه ابداً گناه ندارید اگر دیگران نمى‌گذارند باید رفع مانع کرد و مقتضى را موجود کنیم از نظر اصول مجلس شوراى ملى در دوره شانزدهم اکثریت افرادش از اقلیت محترم و اکثریت محترم یعنى همه بالاتفاق خود را خدمتگزار می‌دانند و آماده کرده‌اند براى فدا کردن فکر و جان و حیثیت‌شان را براى عظمت ایران براى استقلال ایران (مکى- احسنت) این است و جز این هیچ چیز نیست. غلط کرده خارجى که این حرف‌ها را می‌زند بی‌جا کرده و شما هم شأن ایرانیت عظمت شما، شما سرچشمه علم دنیایید برگردید به تاریخ آن وقتى آنها آن کارها را می‌کردند مرکز علم دنیا ایران شما بوده است شما معارضه به مثل نکنید وارد نشوید اگر کسى به شما فحش داد فحش بگویید تکرار آن فحش باز می‌شود بگذارید فحش را طبیعت باز می‌کند. خداى طبیعت باز می‌کند (صحیح است) چرا ما این طور خودمان را هى تحقیر کنیم این یکى ......

اسلامى- آقاى شوشترى مجلس قدرت این را دارد که این نماینده را از ایران بیرون کند؟

شوشترى- اجازه بدهید با کمال ادب به دولت تذکر مى‌دهیم که شر یک کثیفى را از مملکتمان کم کند (مکى- آقاى شوشترى، مخبر تایمز در روزنامه تایمز که روزنامه رسمى انگلستان است این جریانات را او نوشته) همین دلیل بر صحت عرض بنده و شما است همین دلیل بر صحت است و اما از وجود آقاى بوذرى استفاده می‌کنم بنده چون در بعضى از امور وارد نیستم دولت در نظر دارد، هى حرف می‌زنیم تا که سطح زندگانى مردم را پایین بیاوریم (اردلان- هزینه زندگى را) هزینه ببخشید خیلى عذر می‌خواهم ان‌الجواد یکبوقد اشتباه کردم و در اشتباه هم من عادتم این است که من علمنى حرفا کمن صیر نى عبداً (احسنت) تشکر می‌کنم من فکر می‌کنم آوردن زندگانى مردم پایین هزینه زندگى را پایین سهل است و ممتنع به قدرى سهل است که حساب ندارد به قدرى هم ممتنع است که عقل هیچ کس نمی‌رسد یکى از مبادى که باید سطح هزینه زندگانى مردم را پایین بیاورد موضوع اجاره است که تأثیر عجیبى دارد و این دو هم از نظر موازین حقوقى و موازین اسلام نمی‌توان مردم را الزام کرد به این که مملکت را این جور کن ولى این یک راهى دارد که بالطبع درست می‌شود سر سیاه زمستان است مردمى بودند دست‌فروش برداشتند بردند در میدان سنگلج آنجا گفتند کسب کنید فردا باران است، برف است، زمستان است و آنجا مشترى نمی‌رود و بیچاره می‌شود می‌آید تو بازار و کوچه به صورت دیگر چه مانعى دارد دولت بیست میلیون تومان فکر کند بنده پیشنهاد می‌کنم زندگى تمام این مملکت می‌آید پایین یعنى تمام ایران هزینه زندگانیش متمرکز شده است به توجه به مرکز و توجه به مرکز شده، چه مانعى دارد شما اجاره را پایین بیاورید یعنى چه یعنى این طرف میدان سنگلج، آن طرف میدان سنگلج که عنوان کاخ شهر پارک شهر به او داده‌اید در اینجا بنده حساب کردم چند روز قبل رفتم یک آدم بردم ذرع کرده‌ام قدم زده‌ام، حساب کرده‌ام شما اگر دکان بسازید نمى‌توانید این طرف، آن طرف این پاساژ چیست نقلش را نمی‌دانم این دکان‌هایى که توى هم راه دارند از اینها بسازید 1800 دکان مى‌توانید کوچک و بزرگ بسازید در صورتى که بالا‌خانه‌هاى اینها هم بالا دو طبقه سه طبقه ساخته بشود که همانجا پایه اجاره تمام اجارات مغازه‌ها را مى‌آورد پایین چرا این کار را نمی‌کنید، یکى دیگر این است که باید به عقیده من، خیلى معذرت مى‌خواهم از نمایندگان آذربایجان و سایر شهرستان‌ها به عقیده من دولت یک اقدام دیگر هم بکند دولت‌ها اشتباه کرده‌اند آمدند هر چه خواستند براى تهران خواستند، پروانه چوب خواستند براى تهران، پروانه تجارتى خواستند براى تهران، انحصار دادند براى تهران و به تجار تهران دادند، تجار ولایات حرکت کردند هى آمدند به تهران برسید به این صورت طبعاً تهران باید از 300 و 400 هزار جمعیت خالى بشود خالى شدن اینجا راه دارد و آن این است که اختصاص بدهید تمام امور مربوط به تجارت را به طور تعدیل به هر شهرستان آقا یک تاجر محترم در آذربایجان زندگانیش هست در تهران هم آمده زندگانى دارد، از شیراز هم آمده‌اند به تهران، هم آنجا متمتع مى‌شود و هم اینجا آن وقت بپرس اینها در تهران بگویید شرط بکنید شما که تجارتخانه دارید در شیراز، آذربایجان، گرگان در مازندران برگردید بروید به ولایات خودتان دیگر تبعیض نمی‌شود، دیگر تحمیل نمى‌شود این لوطى‌بازى برگ سبزى که در وزارت اقتصاد است این برگ‌هاى سبزى که در وزارت اقتصاد می‌دهند، این برگ‌هاى سبز را نمى‌دانم چه چیز است می‌دزدند و پول‌ها را مى‌گیرند به نام دیگرى می‌کنند اینها را جلوگیرى بکنید اگر جلوگیرى کردید مردم برمی‌گردند طبعاً سطح زندگى پایین مى‌آید (فقیه‌زاده- تا قانون انحصار تجارت لغو نشود مردم بر نمى‌گردند) صحیح است آقاى فقیه‌زاده عرض کنم که اگر مردم در ولایات و شهرستان‌ها متمتع از قوانین و کیفیاتش بشوند هیچ‌وقت مثل سیل نمى‌آیند تهران به مرکز و دکان 15 تومانى را 70 تومان و خانه 25 تومانى را 350 تومان اجاره بکنند آن وقت سرقفلى که نمى‌دانم چه میزانى دارد اخیراً رسیده به 120 هزار تومان آخر اینها باید از روى تعقل به این کار رسیدگى شود آقاى بوذرى، من در مشهد بودم یک عده از نمایندگان مشهد اینجا نشسته‌اند وقتى من در مشهد بودم نه رئیس بلدیه بودم نه کاره‌اى بودم با این آقاى تقى‌زاده صحبت کردم که من عمل می‌کنم، آنجا عمل کردم 1170 دالان‏ را دادم مجاناً خراب کردند، خیابان‌ها را دادم اتصال دادند چرا براى این که والله تبعیض نکردم و دستم چسب نداشت و اصلاحات پیشرفت آقاى بوذرى شما بچه ملایید پاشو برو بنشین با دولت صحبت کن فکر بکنید که چه جور مى‌شود تبعیضات را بردارید (مکى- هر وقت پرونده هندی‌ها، سبک‌ها را تعقیب کردند درست مى‌شود) (زنگ رئیس) و البته آن سبک‌ها را شما متوجه‌اید چیست من اطلاع ندارم عرض کنم توجه کنید اینها یک چیزهایى است که بنده خواستم عرض بکنم که شما بروید فکرى بکنید براى این مملکت و براى این بدبخت‌ها که پس فردا چه بکنند .

رئیس- آقاى ابریشم‌کار.

ابریشم‌کار- بنده در جلسه روز سه‌شنبه اجازه صحبت خواستم متأسفانه نوبت به بنده نرسید خبرى را در روزنامه اطلاعات روز شنبه دیدم اینجا به طور اختصار ناچارم روزنامه را بخوانم. شرکت نفت انگلیس و ایران از دولت عراق تقاضا کرده است اجازه دهد مقدارى از نفت محصول پالایشگاه آبادان که براى مصرف تهران و شهرهاى دیگر ایران از راه عراق حمل شود بغداد روزنامه اخبار اطلاع می‌دهد شرکت نفت انگلیس و عراق از دولت عراق تقاضا کرده است که اجازه بدهند مقدارى از نفت محصول پالایشگاه آبادان که براى مصرف داخلى ایران به تهران و سایر شهرهاى

+++

 ایران فرستاده می‌شود به طور ترانزیت از راه عراق حمل گردد چون واگن‌هاى نفت‌کش بنگاه راه آهن ایران آن قدر ظرفیت ندارد که بتواند کلیه مصرف داخلى را حمل کند و ناچار ارسال نفت به بازارهاى داخلى ایران دچار اشکال می‌گردد شرکت نفت تذکر داده است که در صورت موافقت دولت عراق به این پیشنهاد هر روز معادل 5 هزار تن نفت بوسیله راه‌آهن یا اتومبیل (اینجا را توجه بفرمایید، بیش‌تر این کلمه مورد توجه است) (مکى- اینها براى تهدید ملت ایران است) به طور ترانزیت از خاک عراق حمل می‌گردد یعنى از راه بصره وارد شده و از راه خانقین خارج و به شهرهاى غربى و نیز به تهران و شهرهاى مرکزى و شرقى ایران ارسال می‌شود حالا بنده کارى به اصل موضوع فعلاً ندارم که آیا روزنامه عراق این را تصدیق بکند یا تکذیب بکند یا تحریف بکند ولى بنده خیلى متأسفم موضوعی که می‌خواهم عرض کنم جناب آقاى نخست وزیر تشریف ندارند ولى دو نفر از آقایان وزار که ارادت دارم خدمت‌شان تشریف دارند بنده ناچارم تاریخچه راه خرمشهر را به طور اختصار عرض کنم اول آقایان همه می‌دانند که خرمشهر دروازه ایران است انبار ایران است مخزن ایران است الان تمام کالا‌هاى انحصارى از قند و شکر و چاى هر چه مى‌آید در خرمشهر متمرکز می‌شود تمام مال‌التجاره‌ها آنجا متمرکز می‌شود گمرک حالا جا دارد یا ندارد باران مى‌آید، دو روز دیگر که باران آمد به واسطه نداشتن وسعت راه‌آهن و خرابى راه شوسه که هزارها کامیون افتاده است بیکار این کالاها در خرمشهر در گمرک آقایان همه نمایندگان شهرستان‌ها هستید تمام بازرگانان به این کار علاقه دارند علاقه دولت از همه بیش‌تر است زیرا قند و شکر و چاى دولت آنجا افتاده است می‌گویند نفت را با اتومبیل بار کنند این راه بین اهواز و خرمشهر که منتهى به تهران می‌شود یک زمانى که امیدوارم بعداً من زنده نمانم و آن روز را ببینم که قشون اجنبى به تهران بیاید ولى آمریکایی‌ها آمدند میلیون‌ها تومان خرج کردند این راه را ساختند میلیون‌ها تن هم از خرمشهر به روسیه مهمات جنگى رفت راه راهى بود که من خیال می‌کنم در ایران نظیر این راه نباشد سیلى آمد این راه را در حدود 20 کیلومتر خراب کرد (دکتر راجى- اول 5 کیلو‌متر) اول یک کیلو‌متر خراب کرد و برد یک وزیر راهى خدا طول عمرش بدهد من نمی‌دانم در کجاى اروپا است ولى هر جا هست صداى مرا می‌شنود آمد آن جا گفتیم جناب آقاى وزیر این راه خراب است این را درست کنید آن روز خدا شاهد است این راه صد هزار تومان خرج نداشت این وزیر با تدبیر سیاست‌مدار در مقابل پنچاه نفر بازرگان گفت این راه زیادى است اگر راه اتومبیل راه کامیون آسفالت درست بشود صدمه به راه‌آهن وارد می‌شود (کشاورز‌صدر- کى بود؟) اسم نمی‌آورم در هر حال در اطراف سبکى و خنکى این حرف چیزى را عرض نمی‌کنم دو سال تمام است صحبت این راه است بنا بود یک وقتى به 400 هزار تومان اصلاح بشود نشد بنا بود که به یک میلیون اصلاح بشود نشد سیل دیگرى آمد الان هفتاد، هشتاد کیلو‌متر راهش خراب است در سال گذشته در دوره پانزدهم 8 میلیون براى تعمیر این راه تصویب شده است متجاوز از یک سال هم توى اداره راه پیمانکارى آمده این را به پیمان برداشته هر چه رفتم تحقیق کردم و التماس کردم که آقا موقع راه‌سازى است مال مردم توى خرمشهر گیر کرده است این را بروید درست کنید برداشته در دو ماه پیش نامه‌اى نوشته به وزارت راه من نمی‌دانم یک وقت می‌گویند وقت تمام شده است (کشاورز‌صدر- علت این است که به آن وزیر حمله نمی‌کنید) فرض کنید به وزیرى حمله کردم من منظورم حمله نیست من منظورم این است که این مالیاتى که بندگان خدا این لخت‌ها می‌دهند من که مالیات بده نیستم امثال بنده‏ هم که چیزى نمی‌دهند ولى این مردمان بد‌بختى که می‌دهند ببینند بعد پول‌شان کجا می‌رود (مکى- وقتى هم که معرفى کردید آن وقت 97 رأى به آن می‌دهند) 130 هزار صندوق چاى در بصره از بین رفت جناب آقاى وزیر اقتصاد ملى آن وقت مطلع بودند که کى رفت، کى مؤاخذه کرد، چطور شد ما کارى نداریم عجالتاً پیمانکارى پیدا شده است راه خرمشهر را: داشته بنده تلگرافى دارم از جناب آقاى بهرامی‌که خدا را شاهد قرار می‌دهم که از روزی که این مرد به خوزستان آمده من یک کلمه دروغ از این مرد نشنیده‌ام همه آقایان می‌دانند که بسیار بسیار مرد صالحى است، بسیار مرد درستى است من حرف ایشان را حجت می‌دانم می‌گوید تا حالا پیمانکار یک ذره کارى نکرده اطاق بازرگانى اهواز تلگراف کرده است که پیمانکار تا به حال کوچک‌ترین کارى نکرده است اطاق بازرگانى خرمشهر برداشته است تلگراف کرده که تا کنون مال مردم ریخته راه کامیون‌ها بسته است ده روز دیگر که باران آمد بدانید که خرمشهر از ایران منقطع است حالا من کارى به سوق‌الجیشى و هیچ چیز ندارم بنده از راه بازرگانى عرض می‌کنم که دو روز دیگر که باران بیاید راه می‌خوابد کشتی‌هاى خارجى مى‌آید تا کشتى تخلیه می‌کند راه خراب است این پیمانکار تا کنون کوچک‌ترین کارى نکرده است اگر لازم است این اسنادى که من دارم این تلگرافاتى که من دارم اگر وقت دارید اینها را اینجا بخوانم اگر به قولم اعتماد دارید لازم نیست این تلگراف‌ها حاضر است.‏

( مکى- بخوانید )

( اورنگ- چى بخوانند آقاى مکى بیان ایشان صحیح است) می‌خواهید اجازه بدهید که بخوانم (بعضى از نمایندگان- نه آقا نخوانید) خیلى خوب تلگراف‌ها اینجا هست همه آقایان بخوانید بنده می‌خواهم ببینم آیا این وزارت راه علت این که دست از این پیمانکارى که برخلاف تمام مقررات .. ..

جناب آقاى وزیر دادگسترى حضرتعالى سؤال کنید کدام پیمانکار مى‌آید، یک سال پیش یک میلیون تومان پیش بهش مى‌دهند از صندوق بدبخت دولت، که الان خالى است که او برود با پول ماشین‌آلات از لندن بیاورد بعد بیاید راه درست کند این انصاف است، این مروت است حالا بنده نمی‌خواهم بگویم هزاران پیمانکار در خوزستان هست که تمام راه‌هاى شرکت نفت را درست کرده است، تمام وسایل در دست آنها است و یک پول هم پیش بها نمی‌خواهند حاضرند 10 درصد هم از این قیمت کم‌تر کنترات بگیرند و راه درست کنند، آنها مورد اعتماد نیستند ولى این پیمانکار کیست که یک میلیون تومان گرفته یک سانتی‌متر هم کارى نکرده، هیچ کس هم جرأت نکرده حرفى بهش بزند من تعجب می‌کنم این است که استدعا می‌کنم از همه آقایان و متأسفم که جناب آقاى نخست وزیر تشریف ندارند والله کار به این وضع انجام نمی‌شود والله اگر نخست وزیر بیسمارک باشد و بخواهد با این جور دستگاه‌ها کار کند خرد می‌شود این چه وضعى است، این چه دستگاهى است، من بروم به وزارت راه بگویم راه مردم خراب است محاصره می‌شوند مردم، قدرى نگاه می‌کنند می‌گویند پرونده را بیاورید:

بعد می‌آیند می‌گویند پرونده نیست از آن اطاق می‌روند بیاورند نیست، از این اطاق می‌روند بیاورند نیست فردا هم نیست الان بنده اخطار می‌کنم بدانید آن کسى که می‌خواهد این کار را بکند این کار را نمی‌تواند بکند، راه درست نمى‌شود شش ماه دیگر هم درست نمی‌شود آنها که نیامدند بگویند با هشت میلیون تومان درست می‌کنیم یک واحدى را کنترات کردند یعنى یک متر این قدر این پنجاه میلیون تومان براى دولت تمام می‌شود بالأخره در مقابل این 8 میلیون تومانى که گفته شده با 10 میلیون تومان با 20 میلیون تومان هم نمی‌توانیم درست بکنیم (شوشترى- اصلاح این است که مجله رسمى را باید اول درست کنیم که اعلانات و تمام آگهى‌ها را در مجله رسمى بدهند) آقا پرونده این را بیاورید در مجلس که ببینیم این وزارتخانه با چه کسى این پیمان را بسته است آخر انصاف نیست پول مردم است (بهادرى- خودشان شریکند نمی‌کنند) من می‌دانم خودشان شریکند من مى‌بینم راه خراب است مال مردم توى خرمشهر فردا است که همه مردم متضرر مى‌شوند، انصاف نیست این یک موضوع دیگری که عرض می‌کنم مربوط به این موضوع است استدعا می‌کنم که توجه بفرمایید من براى نمونه و تأیید فرمایش آقاى بهادرى عرض می‌کنم یک راهى داریم بین شوشتر و اهواز 18 کیلو‌متر 3 فرسخ این از شو‌شتر مى‌آید به آسفالت مسجد‌سلیمان و اهواز اتصال مى‌شود، می‌رود به اهواز هر وقت نیم ساعت باران مى‌آید شو‌شتر محاصره مى‌شود در دو ماه پیش جناب آقاى دکتر وزیر فرهنگ من استدعا می‌کنم اقلاً جنابعالى به عرض من گوش بدهید این راه شو‌شترى که خود حضرتعالى هم شو‌شترى هستید براى خاطر من گوش ندهید (وزیر فرهنگ- چشم اطاعت می‌کنم) این راهى که 18 کیلو‌متر است مناقصه گذاشته‌اند یک نفر اهوازى آمد مناقصه این راه را برد.

رئیس- دو دقیقه بیش‌تر وقت شما نمانده است.

ابریشم‌کار- اجازه بفرمایید تمام مى‌شود اجازه نیامد، اجازه نیامد اجازه نیامد، دو ماه طول کشید آمد تهران هر چه گفت به حرفش گوش ندادند بالأخره اینجا دو مرتبه مناقصه گذاشتند دادند به یک تهرانى بنده رسماً سؤال می‌کنم علت این که این 18 کیلو‌مترى را به یک خوزستانى داده بودند بعد به یک تهرانى دادند چه بوده این که دادند دو مرتبه به دیگرى براى چیست او برنده مناقصه هم بوده می‌خواهم عرض کنم در تأیید فرمایش آقایان که می‌گویند خارجى چنین نوشته و چه گفته‌اند بنده می‌خواستم عرض کنم که خارجى توى لندن و آمریکا باشد به شما ظلم می‌کند در هر کجا باشد ظلم می‌کند توى عراق باشد. به شما ظلم می‌کند توى خرمشهر هم باشد باز به شما ظلم می‌کند گرى ماک نازى تجارتخانه‌اى که من انتظار داشتم دولت اجازه ندهد این تجارتخانه در خرمشهر بماند ...

تن خرما مال خوزستانی‌ها بوده است کشتى آمد (استریک) آمد در خرمشهر اندرمى انگلیسى گفته بود که همه چیز در خرمشهر پوست بره و زدو و کتیرا بار کرد و خرما بار نکرد به امر اندرمى انگلیسى بار نکرد شما نتوانید از آن کسى که توى لندن و آمریکا نشسته است شما بنالید از آن مردمی‌که در تهران نشسته چشم این را دارد که بخواهد تحمیل کند و این کارها را می‌کند البته جلوى اینها را باید گرفت که در مقابل همه مردم آبرو داشته باشند که حرف بزنند و الا این زندگى نیست که ما می‌کنیم بنده این سؤال را که کردم راجع به راه شو‌شتر که رسماً سؤال کردم که سبب این که این پیمان بسته شده است اول با یک خوزستانى بعد دادند به آن یک نفر و پیمان 18 کیلو‌متر راه را بستند چیست؟ من جواب این را انتظار دارم بفرمایید مرحمت عالى مستدام (در این موقع از جلسه خارج شدند)

بعضى از نمایندگان- تشریف نبرید تشریف نبرید.

3- ختم جلسه به عنوان تنفس

رئیس- در جلسه پیش نسبت به پیشنهاد کفایت مذاکرات اعلام رأى شد حالا باید رأى گرفت و گفتم آقایانى که در خارج از جلسه تشریف دارند بیایند تو

مکى- حالا آقاى وزیر فرهنگ لوایحش را بدهد.

رئیس- نمی‌شود باید اول رأى گرفته شود اعلام رأى شده‏.

کشاورز‌صدر- باید نظامنامه اجرا بشود.

مسعودى- آقاى رئیس خودشان نظامنامه را اجرا می‌کنند.

رئیس- تصور نمی‌کنم اکثریت باشد.

اردلان- ده دقیقه تنفس التفات بفرمایید.

مکى- شب جمعه است اموات هم آزادند.

ختم جلسه.

رئیس- تنفس بسیار خوب، اگر گفتند می‌آییم دو مرتبه جلسه را تشکیل می‌دهیم با این صورت کارى نخواهد شد اعلام رأى شده است.

مکى استیضاح آقاى امامى امروز روزش است.

رئیس- من باید روز آن را معین کنم اگر آقایان آمدند و این کار تمام شد بعد آن مطرح مى‌شود.

مکى- به این مربوط نیست.

رئیس- اول باید رأى گرفته بشود، چون اعلام رأى شده اگر آقایان آمدند روز یکشنبه استیضاح خواهد بود.

( در این موقع پنج دقیقه بعد از ظهر جلسه به عنوان تنفس تعطیل و دیگر تشکیل نگردید.)

رئیس مجلس شورای ملى- رضا حکمت.

+++

یادداشت ها
Parameter:294595!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)