کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره هجدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏18
[1396/05/30]

جلسه: 75 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه 23 آذر ماه 1333.  

فهرست مطالب:

1) تصویب صورت مجلس‏

2) تقدیم دو فقره سؤال به وسیله آقایان دکتر بینا و رضایی‏

3) مذاکره در گزارش کمیسیون قوانین دارایی راجع به مالیات برارث و نقل وانتقالات بلاعوض‏

4) تقدیم یک فقره سؤال به وسیله آقاى قنات‌آبادى‏

5) تقدیم یک فقره طرح سه فورى به وسیله آقاى دکتر پیرنیا و قرائت آن‏

6) تقدیم یک فقره سؤال به وسیله آقاى فرود

7) سؤال آقاى سید احمد صفایی راجع به محاکمه متهمین قتل در ابر قو و جواب آقاى معاون دادگسترى‏

8) سؤال آقاى ارباب راجع به قاتلى فرخ‌زاد و ایران‌پرست و متهمین واقعه انتخابات زابل و جواب آقاى معاون وزارت دادگسترى‏

9) سؤال آقاى صدقى راجع به راه کاشان و جواب آقاى وزیر راه‏

10) سؤال آقاى پیراسته راجع به راه ساوه و جواب آقاى وزیر راه

11) تعیین موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه.

مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏18

 

 

جلسه: 75

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه 23 آذر ماه 1333.

 

فهرست مطالب:

1) تصویب صورت مجلس‏

2) تقدیم دو فقره سؤال به وسیله آقایان دکتر بینا و رضایی‏

3) مذاکره در گزارش کمیسیون قوانین دارایی راجع به مالیات برارث و نقل وانتقالات بلاعوض‏

4) تقدیم یک فقره سؤال به وسیله آقاى قنات‌آبادى‏

5) تقدیم یک فقره طرح سه فورى به وسیله آقاى دکتر پیرنیا و قرائت آن‏

6) تقدیم یک فقره سؤال به وسیله آقاى فرود

7) سؤال آقاى سید احمد صفایی راجع به محاکمه متهمین قتل در ابر قو و جواب آقاى معاون دادگسترى‏

8) سؤال آقاى ارباب راجع به قاتلى فرخ‌زاد و ایران‌پرست و متهمین واقعه انتخابات زابل و جواب آقاى معاون وزارت دادگسترى‏

9) سؤال آقاى صدقى راجع به راه کاشان و جواب آقاى وزیر راه‏

10) سؤال آقاى پیراسته راجع به راه ساوه و جواب آقاى وزیر راه

11) تعیین موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه.

 

مجلس دو ساعت و بیست و پنج دقیقه پیش از ظهر به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

1- تصویب صورت مجلس.

رئیس- صورت غائبین جلسه قبل قرائت مى‌شود (به شرح زیر قرائت شود)

غائبین با اجازه آقایان: دکتر سید امامى، حشمتى، اسفندیارى، امیدسالار، محمود ذوالفقارى، ثقه‌الاسلامى، اورنگ، صادق بوشهرى، مصطفى ذوالفقارى، یارافشار، کریمى، محمودى، پیراسته، شوشترى، علم، دکتر شاهکار، عرب شیبانى، صارمى،

غائبین بى‌اجازه- آقایان: شفیعى، دولت‌آبادى، مهندس شاهرخشاهى، شیبانى، سنندجى، زنگنه، دکتر حمزوى،

دیرآمدگان و زودرفتگان با اجازه- آقاى خاکباز 30 دقیقه، آقاى صراف‌زاده 35 دقیقه، آقاى مکرم 45 دقیقه، آقاى دکترسعید حکمت یک ساعت،

دیرآمدگان و زودآمدگان بى‌اجازه- آقایان: دکتر آهى، قنات‌آبادى، سعیدى، تفضلى، درخشش 10 دقیقه. آقایان: عمادتربتى، برومند، فریداراکى، دکترافشار 15 دقیقه. آقایان: خرازى، عبدالرحمن فرامرزى، تیمورتاش، ابراهیمى، نراقى 25 دقیقه. آقایان: عبدالحمید بختیار و مهندس ظفر 30 دقیقه آقایان: تجدد، لارى، کدیور، بوربور، محمودافشار 35 دقیقه. آقایان: ارباب، صدقى، فرود 45 دقیقه. آقایان: نقابت و میراشرافى یک ساعت. آقایان: کى‌نژاد و کاشانیان یک ساعت و 15 دقیقه.

رئیس- آقاى امامى.

امامى- یک کلمه در صورت جلسه از عرایض بنده سقط شده که نوشتم دادم اصلاح بشود تلگرافى هم از بروجرد به وسیله بنده به مقام ریاست عرض شده راجع به سهم مالک است تقدیم می‌کنم.

رئیس- آقاى دولت‌آبادى.

دولت‌آبادى- بنده را در جلسه گذشته غایب نوشته‌اند در صورتى که بنده در جلسه گذشته بودم ولى اصولًا براى غیبتم بنده از مقام ریاست استجازه کرده بودم در آنجا ذکر علت هم کرده بودم و آن این بود که حوادث ناگوارى بدبختانه در شیراز و یزد و اصفهان پیش آمد که بنده ناچار شدم براى آن که کمکى و اظهار همدردى با مردم بکنم چند روزى در اصفهان بمانم

(مهندس اردبیلى- مایه تأسف است) و امیدوارم از مجلس و همکاران عزیزم که در آلام و مصایبی که به مردم وارد آمده است کمک کنند.

رئیس- آن تلگراف آقا به کمیسیون محاسبات فرستاده شده است طرح می‌شود و این غیبت‌ها اصلاح می‌شود. آقاى فرود.

فرود- بنده سه جلسه کتاب تقدیم کردم اینها یکى فارسى بود و دو تا فرانسه وانگلیسى.

رئیس- بفرمایید پشت تریبون صحبت کنید.

فرود- بنده در تأیید عرایضى که اینجا راجع به معالجه تراخم کردم سه جلد کتاب تقدیم مقام ریاست کردم یکى فارسى بود و دو تا به فرانسه و انگلیسى. این ترجمه یکى از آن کتاب‌هاست که تقدیم می‌کنم و در این ترجمه اگر آقایان ملاحظه بفرمایند خواهند دید که اکسپرها و پروفسورها و دانشمندان درجه اول دنیا چه تقدیر و تشکرى از پروفسور شمس کرده‌اند اگر آقایان خواسته باشند در موقعش ملاحظه بفرمایند.

رئیس- آقاى تفضلى

(تفضلى- بنده عرضى ندارم). آقاى قنات‌آبادى.

قنات‌آبادى- اینجا گمان می‌کنم سوء تفاهم شده باشد بنده اصلًا جلسه گذشته دیر نیامده بودم.

رئیس- اگر دیر نیامده باشید اصلاح می‌شود. آقاى معین‌زاده.

معین‌زاده- در بیانات پری روز بنده یک اشتباهاتى در صورت جلسه است که اصلاح می‌کنم و تقدیم می‌کنم و ضمناً از موقع استفاده می‌کنم و به عرض می‌رسانم که آنچه که نبایست بشود پری روز در کرمان عده‌اى را حبس کردند و عده‌اى را هم تبعید کردند.

رئیس- آقاى صدرزاده.

صدرزاده- عرض کنم که آقاى صارمى به واسطه کسالت در جلسه حاضر نشده‌اند ایشان را غایب می‌نویسندایشان را غایب با اجازه قبول بفرمایید ضمناً عرض کنم تلگرافى آقاى امیدسالار از آباده کرده‌اند

+++

و وضعیت رقت‌بار اهالى آنجا را تذکر داده‌اند از لحاظ خانه و قنوات و تقاضاى مساعدت کرده‌اند تقدیم مقام ریاست می‌کنم

رئیس- آقاى خرازى.

خرازى- اسم بنده را جزو دیرآمدگان بى‌اجازه نوشته‌اند بنده از خود مقام ریاست اجازه گرفته بودم.

رئیس- آقاى صدرزاده آقاى صارمى را غایب با اجازه نوشته‌اند بى‌اجازه نبوده است. دیگر نظرى نسبت به صورت مجلس نیست؟ (اظهارى نشد) صورت جلسه قبل تصویب شد.

2- تقدیم دو فقره سؤال به وسیله آقایان: دکتر بینا و رضایی.

رئیس- آقاى دکتر بینا.

دکتر بینا- بنده سؤال از دولت کرده‌ام راجع به نرخ نان، به جاى این که هزینه زندگى را پایین بیاورند کیلویی دو ریال نان را گران کرده‌اند و نان فروش‌ها هم که در هر یک کیلو یک سیر کم می‌دهند (صحیح است) سؤال را تقدیم می‌کنم.

رئیس- در دستور امروز سؤالات است، فعلاَ تا آمدن آقایان وزیران لایحه مالیات بر ارث مطرح است به کفایت مذاکرات ماده اول رأى گرفته شده بود یک پیشنهاد در ماده اول رسیده قرائت می‌شود و می‌رود به کمیسیون، آقاى رضایی فرمایشى دارید؟

رضایی- سؤالى است از دولت راجع به اقداماتى که براى مبارزه با سل در خراسان کرده‌اند، تقدیم می‌کنم.

رئیس- هر دو سؤال به دولت ابلاغ می‌شود

3- مذاکره در گزارش کمیسیون قوانین دارایی راجع به مالیات بر ارث و نقل و انتقالات بلاعوض.

رئیس- گزارش مالیات بر ارث مطرح است. پیشنهادى در ماده اول رسیده است قرائت می‌شود. (به شرح ذیل خوانده شد)

پیشنهاد می‌نمایم که به جاى (ارث) در ماده اول کلمه کلیه دارایی باقیمانده از متوفى نوشته شود. صادق نراقى.

رئیس- ماده دوم مطرح است قرائت می‌شود (به شرح زیر قرائت شد)

ماده دوم- اموال مشمول مالیات بر ارث عبارتند از کلیه ماترک متوفى اعم از منقول و غیرمنقول و مطالبات قابل وصول و حقوقى از هر قبیل (مانند حق‌الاختراع. حق‌التألیف و حق‌الاکتشاف نظایر آنها) پس از وضع بدهى‌هاى محققه متوفى در حدود قواعد شرعى و هزینه‌هایى که واجبات مالى متوفى در حدود عرف و عادت براى کفن و دفن متوفى و نظایر آن لازم است.

تبصره اول- مقصود از بدهى‌هاى محققه بدهى‌هایى است که بر طبق مدارک قانونى عرفاً قابل پرداخت باشد.

تبصره دوم- اگر متوفى بازرگان باشد در صورتى می‌توانند بدهى‌هاى مربوط به امور بازرگانى او را زماترک کسر کنند که بدهى‌هاى مزبور در دفاتر قانونى بازرگانى متوفى ثبت شده باشد.

تبصره سوم- بدهى که متوفى به وارث خود دارد و لو آن که مستند به مدارک قانونى هم باشد براى تعیین مالیات از ماترک کسر نخواهد شد به استثناى نفقه ایام معدوده و مهریه زوجه در صورتى که پرداخت نشده باشد.

رئیس- آقاى داراب مخالفید؟ (داراب- بلى) بفرمایید.

داراب- مالیات بر ارث یکى از مترقى‌ترین و دموکرات‌ترین مالیات‌هاى دنیا است

(بعضى از نمایندگان- مالیات هم دموکرات شده؟) زیرا مالیات بر ارث مالیات بر درآمدى است که مبنى بر زحمت نیست بنابراین گرفتن یک همچو مالیاتى فقط به نفع جامعه است و این پیشنهاد آقاى نراقى مبنى بر این که مالیات از کلیه دارایی متوفى گرفته شود به نظر من صحیح نیست چرا؟ براى این که سابق براى قانونى مالیات بر ارث قسمتى از داراى متوفى را که به وراث می‌رسیده است مورد توجه قرار داده و هر یک از آنها را به تنهایى تشخیص می‌دهد و مالیات وصول می‌کند عیبى که این کار دارد این است که در موقع تقسیم دارایی یعنى ماترک متوفى اگر مالیات از تمام دارایی گرفته بشود از تمام ماترک گرفته بشود ملک است نسبت به آنهایى که قسمتى از دارایى به آنها می‌رسد ظلمى بشود به این ترتیب که به درجه 3 که کمتر یا درجه 2 که کمتر بهش دارایى می‌رسد همان مالیات یعنى قسمتى از همان مالیات را بپردازد که طبقه یک باید بپردازد براى چه؟ براى این که وقتی که شما از مجموع مالیات گرفتید آن وقت باید مالیات به نسبت بین آنها تقسیم بشود فرض کنیم اگر شما از صد هزار تومان ماترک هزار تومان مالیات گرفته‌اید طبقه 2 و 3 و 1 اینها به تساوى مالیات خواهند پرداخت اگر طبقه اول هم باشند و دختر و پسر هم اگر بگیرید باز عدالت نیست براى این که به پسر بیشتر خواهد رسید و به دختر کمتر و در مالیات اینها مساوى خواهند بود بنابراین یک همچو مالیاتى در تمام دنیا به استثناى انگلستان که آقاى نراقى می‌فرمایند و من خبر ندارم در جاهاى دیگر نیست و دارایی که هر یک از وراث پیدا مى‌کنند از اینها مالیات می‌گیرند این بود عرایض کوتاه بنده حالا بسته به نظر آقایان است (احسنت).

رئیس- آقاى اسکندرى.

اسکندرى- موقع طرح لایحه معاون یا وزیر باید حاضر باشند و نیستند.

رئیس- در آیین‌نامه ماده‌اى که نماینده دولت در موقع طرح لوایح باید حضور داشته باشد نداریم در طرح‌ها داریم چون طرح‌ها در آقایان نمایندگان می‌دهند باید دولت اظهارنظر بکند ولى لایحه را دولت نوشته و به مجلس تقدیم می‌کند و به امضاى وزراى مسئول و نخست‌وزیر هم می‌رسد این لایحه آن تشریفات را طى کرده معهذا الان می‌گویم معاون وزارت دارایی حاضر شود.

نراقى- قربان بنده یک تذکرى دارم.

رئیس- طبق چه ماده‌اى تذکر دارید؟

نراقى- ماده‌اش در نظرم نیست.

رئیس- معهذا بفرمایید.

نراقى- بنده یک پیشنهادى کرده‌ام و بدون آن که دربارة پیشنهادم صحبت کنم و توضیح بدهم آقاى داراب با آن مخالفت کردند.

رئیس- مذاکرات ایشان راجع به پیشنهاد نبود. آقاى داراب در ماده دوم صحبت کردند. آقاى صدرزاده موافقید یا مخالف (صدرزاده- مخالفم) در این ماده کسى موافق اجازه نخواسته. یک پیشنهاد رسیده قرائت می‌شود به کمیسیون فرستاده می‌شود:

(به شرح زیر خوانده شد)

مقام شامخ ریاست مجلس شوراى ملى

پیشنهاد می‌نمایم در ماده دوم قانون مالیات بر ارث بعد از جمله (پس از وضع بدهى‌هاى محققه متوفى) عبارت (و وصیت‌هاى عهدى) اضافه شود. نقابت.

رئیس- ماده سوم قرائت می‌شود (به شرح زیر قرائت شد)

ماده سوم- مکلفین پرداخت این مالیات وراث متوفى. کسانى که متصدى امور ورثه مى‌باشند خواهند بود و وارث از نظر قانون مالیات بر ارث به سه طبقه تقسیم می‌شوند

1- وراث طبقه اول

2- وراث طبقه دوم

3- وراث طبقه سوم و بالاتر.

رئیس- دراین ماده نه موافق و نه مخالف کسى تقاضا نکرده است ماده چهارم قرائت می‌شود (به شرح زیر قرائت می‌شود)

ماده چهارم- وراث طبقه اول عبارتند از پدر- مادر- فرزندان- نواده و زن و شوهر- وراث طبقه دوم عبارتنداز اجداد و برادر و خواهر و اولاد آنها وراث طبقه سوم عبارتنداز عمو- عمه دایى- خاله و اولاد آنها و بالاتر.

رئیس- چون کسى تقاضاى صحبت نکرده است ماده پنجم قرائت می‌شود (ماده 5 به شرح زیر قرائت می‌شود)

ماده پنجم- اشخاصى که خود را وارث متوفى یا متصدى امور ورثه می‌دانند مکلفند ظرف سه ماه از تاریخ اطلاع از فوت مورث خوداظهارنامه که حاوى صورت کلیه دارایی متوفى و مطالبات و بدهی‌هاى او باشد با مدارک لازمه براى اثبات آنها به اداره دارایی صلاحیتدار تسلیم و ضمناً ًبهاى واقعى یا نزدیک به واقع ماترک را در آن بنویسند.

تبصره- بهاى اثاثیه خانه مسکونى متوفى اعم از آن که خانه ملکى یا اجاره باشد مقطوعاً از قرار پانزده قیمت خانه محسوب می‌شود.

رئیس- آقاى مشایخى مخالفید؟ (مشایخى- بله مخالفم).

مشایخى- همان طورى که در مالیات‌هاى مستقیم یک بخشودگی‌هایى براى مؤدیان مالیاتى قائل می‌شوند در مالیات بر ارث هم حداقل بخشودگى براى هر وارث یک صد هزار ریال قلمداد شده بنده خیال می‌کنم یکى از موضوعاتى که از لحاظ بخشودگى باید مورد توجه واقع بشود موضوعى است که در تبصره ماده پنج این قانون می‌باشد در تبصره ماده پنج می‌گوید اثاثیه خانه مسکونى متوفى به طور مقطوع 15 درصد قیمت خانه ارزیابى می‌شود و به نسبت پانزده درصد وراث بایستى مالیات پرداخت نمایند این که در قانون اثاثیه خانه را یک وضعیتى برایش تعیین کرده است که به طور مقطوع برآورد بشود بسیار نظر خوبى است زیرا اگر بنا بشود که فرش را قیمت کنند چراغ را قیمت کنند یک زحمت بزرگى ایجاد می‌شد هم براى مؤدى وهم براى دولت که اصولًا هم براى مؤدى و هم براى دولت نقض غرضى بود و نتیجه‌اى حاصل نمی‌شد این است که در اینجا این طور پیش‌بینى کرده‌اند براى هر متوفى خانه‌اش را هر چه قدر ارزیابى کردند پانزده درصد هم اثاثیه خانه‌اش به طور مقطوع قیمت کنند البته این رویه بسیار صحیح متناسب است اما بنده می‌خواهم عرض کنم که مجلس یک رویه متناسب اتخاذ بکند و آن رویه این است که اگر یک مدیونى مثلًا عمر و دینى داشته باشد به زید و بالاخره محکومیت پیدا کند اثاثیه خانه بدهکار جز مستثنیات این محسوب می‌شود این قانون مالیات بر ارث ما هم از نقطه‌نظر ماترک و طبقه‌بندى وراث مقتبص از قانون شرع است باید هم همین طور باشد و در عین حال هم با قانون مدنى منطبق است به همان دلیل که اثاثیه خانه متوفى از مستثنیات دین محسوب می‌شود و علت این است که اثاثیه خانه جز ضرورت است فرش است رختخواب است و مدیون می‌خواهد که زندگى کند وسایل زندگى عائله اوست من معتقدم که از آن صدى پانزده و تقویم و ارزیابى صرف‌نظر بشود و اصولاَ اثاثیه منزل متوفى مشمول مالیات بر ارث محسوب نشود جناب آقاى صدرزاده خواهش می‌کنم توجه بفرمایید مخصوصاً آقای صدرزاده عرض می‌کنم فرض کنیم یک کسى دویست هزار ریال قیمت خانه‌اش باشد اگر اثاثیه او را صدى پانزده حساب کنیم می‌شود سى هزار ریال اگر 5 نفر وارث داشته باشد و همه‌شان پسر باشند دختر و پسر نباشند یکى 6 هزار تومان ارث می‌برند این موضوع ارزیابى

+++

کردن به طور مقطوع و قیمت برایش تعیین کردن و بالاخره مشمول مالیات بر ارث کردن به نظر من درآمد حاصله از آن خیلى ناچیزتر از آن است که ما آن قدر نظر را پایین بیاوریم و اثاثیه خانه متوفى را هم مشمول قانون مالیات بر ارث قرار بدهیم مضافاً بر این که قید بخشودگى هم که در این قانون پیش‌بینى شده است ده هزار تومان است و مأخذ بخشودگى از قانون سابق دو هزار و پانصد تومان بود از 1316 یعنى از تاریخ وضع قانون مالیات بر ارث سابق تا حال نسبت ترقى قیمت‌ها به نسبت دو هزار و پانصد تومان و ده هزار تومان یعنى 4 برابر بیشتر است قیمت‌ها بیشتر ترقى کرده است (صدرزاده- در بعضى موارد ده برابر شده) اگر منصفانه مأخذ ترقى قیمت‌ها را امروز بخواهیم مقایسه کنیم ده برابر است و حق است که بگوییم 25 هزار تومان مأخذ بخشودگى باشد بنده تندروى نمی‌کنم با ده هزار تومان بخشودگى موافقم ولى عیده دارم که این تبصره ماده 5 باید حذف شود

(صدرزاده- نرخ‌ها هم باید تعدیل بشود) اساساً اثاثیه خانه مسکونى متوفى مشمول ارقام مالیات بر ارث نباشد و به این جهت پیشنهاد حذف این تبصره را کرده‌ام.

رئیس- پیشنهاد را بدهید در موقع تجزیه رأى  گرفته می‌شود. آقاى عمیدى نورى مخالفید؟

(عمیدى نورى- خیر) آقاى کریمى مخالفید؟

(نادعلى کریمى- بنده با نظر آقاى مشایخى مخالفم) پس با تبصره موافقید بفرمایید.

کریمى- فرمایشات جناب آقاى مشایخى مبنى بر حذف تبصره ماده 5 یعنى مستثنى کردن اثاثیه خانه متوفى به اهرف آقایان نمایندگان محترم موافقت ندارد در مملکتى که هفتصد میلیون تومان کسر بودجه داریم این مطلب را بنده چندین بار خدمت آقایان عرض کرده‌ام متأسفانه آقایان توجه ندارند این یک آفت خانه خراب کنى است که دچار مملکت ایران شده است 700 میلیون کسر بودجه دارید باید این را از مالیات تهیه کنید آن وقت دولت لایحه می‌آورد هر کدام از ماها می‌آییم یک مقدارش را کم می‌کنیم

(صدرزاده- باید از خرج‌هاى بیهوده هم بکاهند) آقا شیر بى‌یال و دم و اشکم که دید؟ پس آقاى مشایخى حقوق کارمندان دولت را که اینجا نشسته‌اند و منتظر اضافه حقوق هستند از کجا می‌دهید؟ آقا راضى نیستند که یک کسى که گلدان خانه‌اش دویست هزار تومان قیمتش است بیاید مالیات بدهد این حرف‌ها چیست این که می‌فرمایید اثاث البیت جز مستثنیات دین است آن مال تاجر یا کاسبى است که در مقابل بدهکارى می‌خواهند تشک زیر بچه‌هایش را ببرند می‌گویند اثاث‌البیت جز مستثنیات است ولى اگر از خانه یک اشرافى می‌خواهند یک مالیاتى بگیرنداین چه ربطى به مستثنیات دین دارد بنده به سهم خودم کمال تشکر را از دولت دارم که یک همچو مالیاتى آورده است  و از آقایان محترم هم تقاضا می‌کنم که با گرفتن مالیات مخصوصاً مالیات بر ارث که مالیات از یک چیز از او آمده‌اى است موافقت بفرمایید و با حذف این مواد قانون را ناقص نفرمایید

مشایخى- بنده در جلسه گذشته به عنوان موافق صحبت کردم و کمال موافقت را با اصل آن دارم.

رئیس- آقاى عمیدى نورى (پیشنهادى بنده داده‌ام) می‌توانید به عنوان مخالف صحبت کنید.

عمیدى نورى- بنده راجع به تبصره همین ماده عرض داشتم همان طوری که جناب آقاى کریمى فرمودند ممکن است یک کسى خیلى عشق و علاقه داشته باشد به یک چیزهاى عتیقه‌اى و اثاثیه خیلى قشنگ و قیمتى و یک چیزهاى خیلى نفیسى براى خودش نگاه داشته باشد خیلى اشخاص هستند که این طورى هستند و به ملک و خانه وسیع علاقه‌شان کمتر است ولى به اشیا لوکس و اثاثیه شیک علاقه دارند مثلًا یک سر بخارى چند هزار تومانى دارد و بالعکس کسانى ممکن است که یک خانه خیلى وسیعى داشته باشند و به اثاثیه لوکس علاقه‌اى نداشته باشند این سلیقه مختلف در مردم هست وقتی که ما معتقدیم که اختلاف سلیقه هست ما چه طور می‌توانیم این تبصره را عادلانه بدانیم و بگوییم اثاثیه منزل به طور کلى به میزان 15 درصد قیمت خانه مسکونى احتساب شوداین به نظر بنده یک عمل غیرعادلانه‌اى است و بر خلاف نظر آقاى کریمى که فرمودند چرا یک کسى که اثاثیه لوکس دارد ما ازش مالیات نگیریم در صورتى که شخصى ممکن است یک اثاثیه کمى در یک خانه مسکونى عالى داشته باشد و بیاییم آن را پانزه درصد آن خانه تقدیم کنیم خصوصاً این که این خانه مسکونى ناظر به خانه ملکى هم نیست ممکن است خانه اجاره‌اى باشد یعنى فرض کنید که یک مستأجرى یک متوفایى یک خانه‌اى را اجاره کرده اتفآقا این خانه قبل از قانون تعدیل در اجاره او بوده امروز هم که فوت کرده این خانه خیلى گران قیمت می‌کنند آن وقت اثاثیه خانه را که بایستى 15 درصد خانه قیمت کرد زیاد می‌شود که آقاى مشایخى می‌گویند یک ورثه بدبخت و بیچاره‌اى خرج‌شان بیشتر مى‌شود و مالیاتش چند برابر می‌شود که چرا این خانه‌اى که پدر او اجاره کرده بود حالا قیمتش این است و به او می‌گویند بیا و معادل پانزده درصد قیمت خانه قیمت اثاثیه است و از آن مالیات بده لذا بنده پیشنهاد کردم که اثاثیه متوفى مثل سایر ماترکش تقویم بشود براى این که این عادلانه است باید تقویم بشود اگر مى‌خواهید عادلانه عمل کنید اگر می‌خواهید مالیات صحیح بگیرید این ماده و این تبصره که در این قانون هست بر خلاف عدالت است این نیست به اشخاص ضعیفى که امکان دارد در یک خانه‌اى با قیمت زیادى نشسته باشند تحمیل می‌شود و به یک کسى که اثاثیه لوکس داشته و در یک خانه محقرى با قیمت کمى زندگى می‌کرده ارفاق می‌شود بنده پیشنهاد کردم که این اثاثیه هم ماترک است و تقویم بشود و روى تقویمش مثل سایر ماترک طق مقرراتى که در قانون هست ازش مالیات گرفته بشود این پیشنهاد بنده بود این عادلانه است و البته این تبصره صحیح نیست.

رئیس- پیشنهاد کفایت مذاکرات در ماده 5 رسیده است قرائت می‌شود. (به شرح زیر قرائت شد) پیشنهاد می‌نمایم مذاکرات در ماده 5 کافى باشد. جلیلى.

رئیس- آقاى جلیلى.

جلیلى- بنده می‌خواستم عرض کنم چون این لایحه دو شورى است و آقایان هم مى‌توانند اگر پیشنهادات و نظریاتى داشته باشند بدهند که در کمیسیون حلاجى بشود خواستم استدعا کنم که مذاکرات در این ماده کافى باشد که زودتر بلکه این لایحه شورایش تمام بشود و به کمیسیون برگردد.

رئیس- با این پیشنهاد مخالفى نیست؟ (نمایندگان- خیر) آقایانى که با کفایت مذاکرات در این ماده موافقند قیام فرمایند (اکثراً برخاستند) تصویب شد. پیشنهادى رسیده قرائت می‌شود. (پیشنهاد آقاى عمیدى نورى به شرح زیر قرائت شد)

مقام محترم مجلس شوراى ملى.

پیشنهاد می‌نمایم که تبصره ماده پنجم به این طرز اصلاح شود:

اثاثیه خانه مسکونى متوفى نیز مثل سایر قسمت‌هاى ترکه باید تقویم گردد. عمیدى نورى.

رئیس- ماده ششم قرائت می‌شود (به شرخ زیر قرائت شد)

ماده ششم- اداره دارایی اظهارنامه را از نظر تعیین قیمت اقلام دارایی و مطالبات و بدهى‌ها و یا ارزش اموال مورد رسیدگى قرار داده هر گاه تمام یا قسمتى از آن را صحیح نداند نظر خود را با ذکر دلایل در ظرف 3 ماه کتباً به مؤدى ابلاغ و اخطار می‌نماید که اگر واخواهى دارد ظرف یک ماه از تاریخ ابلاغ واخواهى خود را با ذکر ادله مستقیماً یا به وسیله پست سفارشى و یا تلگراف به اداره دارایی تسلیم نماید در صورتى که واخواهى در ظرف مدت مقرر نرسید نظر دارایی قطعى شده و بر طبق آن مالیات قانونى حصول خواهد شد مگر آن که معلوم شود اشتباه در محاسبه شده است. در ماده 6 به عنوان مخالف اجازه نخواسته‌اند آقاى خلعتبرى در ماده 6 و 7 به عنوان موافق نام‌نویسى کرده‌اند مخالفى نیست؟

نمایندگان- خیر.

رئیس- ماده 7 قرائت می‌شود. (به شرح زیرقرائت شد)

ماده هفتم- چنان که مؤدى به تشخیص دارایی تسلیم نشود و در ظرف مدت مقرر واخواهى ندهد (صدرزاده- «ندهد» غلط است «بدهد» صحیح است) و پس از تقدیم واخواهى نیز موافقتى بین مؤدى و دارایی حاصل نگردد واخواهى به کمیسیون تشخیص بدوى مالیات بر درآمدارجاع خواهد شد کمیسیون پس از تحقیقات و رسیدگى رأى صادر خواهد نمود رأى کمیسیون تشخیص بدوى پس از ابلاغ به طرفین قطعى و لازم‌الاجراست  مگر در مواردى که مابه‌الاختلاف بین مالیات مشخصه از طرف کمیسیون و مبلغى که مورد تصدیق مؤدى یا مطالبه دارایی است بیش از 20 درصد باشد که در این صورت طرفین می‌توانند در ظرف یک ماه از تاریخ ابلاغ رأى کمیسیون بدوى واخواهى خود را به کمیسیون تشخیص تجدیدنظر تسلیم نمایند هر گاه مراجعه به کمیسیون تشخیص تجدیدنظر از طرف مؤدى به عمل آید مشارالیه باید قبلاَ وجه مابه‌الاختلاف را در صندوق دارایی بسپارد یا ضامن معتبر یا تضمین بانکى یا وثیقه از عین ماترک بدهد رأى کمیسیون تشخیص تجدیدنظر قطعى و لازم الاجرا خواهد بود مگر آن که معلوم شود اشتباه در محاسبه شده است.

رئیس- آقاى مشایخى مخالفید؟

مشایخى- بلى.

رئیس- بفرمایید.

مشایخى- ماده هفتم و ششم وظیفه مؤدى و وظیفه دولت را معین می‌کند ماده ششم گفت مؤدى مکلف است در ظرف مدت 3 ماه اظهارنامه بدهد و سهم‌الارث و قسمتى از ماترکى که به او رسیده است معرفى و توضیح بدهد که بر آن اساس مالیات او تعیین شود و ماده 7 پیش‌بینى کرده است که اگر سهم‌الارث اظهار شده از طرف مؤدى مطابق تشخیص دارایی صحیحاً ارزیابى و تقویم نشده باشد دولت می‌تواند قسمت واقعى آن را تعیین کند و اخطار صادر کند و به مؤدى اعتراض بدهدالبته در کشور ما که متأسفانه عادت پرداخت مالیات نیست و متأسفانه اغلب از مؤدیان سعى می‌کنند از پرداخت مالیات فرار کنند لازم بود براى جلوگیرى از فرار از مالیات تدابیرى اتخاذ بشود که دولت هم به سهم خودش تفویتى از حقش نشده باشد و واقعش هم همین است که بتواند سهم‌الارث را معین کند و اگر بین اظهارى که شده از طرف مؤدى و قیمت واقعى اختلافى بود ما به‌الاختلاف را به کمیسیون تشخیص تجدیدنظر ببرد و مطابق نرخ‌هاى

+++

مندرج در قانون مطالبه کند تمام تشکیلاتى که از نظر طرز وصول در مالیات‌هاست در این ماده مستتر است و این همان مطلبى است که جناب آقاى خلعتبرى در جلسه گذشته به طور تفصیل فرمودند و فرمایشاتشان صحیح بوده است و بایستى تدابیرى اتخاذ کرد که مزاحمتى براى مؤدى نباشد و مؤدى مالیاتش را پرداخت کند که حق دفاع هم داشته باشد اگر ما براى مؤدى حق دفاع قائل بشویم مطابق اصل کلى و رویه‌اى که درد نیامد متداول و متعارف است رفتار کرده‌ایم و هر کسى در هر دعوایى اعم از مالى و حقوقى و اجتماعى باید آزادى بیان و حق دفاع داشته باشد (صحیح است) در امور مالى هم مؤدى مشمول مالیات اگر از نظر سهم‌الارث مورد تعرض واقع شد حقاً بایستى بتواند نزد مقامات صالحه بگوید تشخیص دارایی صحیح نیست قیمتى را که معلوم کرده‌اید دقت نشده است و قیمت واقعى ماترک متعلق به من سهم‌الارث متعلق به من از این قیمت تجاوز نمی‌کند این حق دفاع حقى است مسلم که در تمام دنیا پیروان هستند در مورد مالیات بر ارث هم به همین جهت یک کمیسیون تشخیص بدوى و یک کمیسیون تشخیص تجدیدنظر قائل شده‌اند اما به عقیده من در کمیسیون تشخیص تجدیدنظر تا حدى حق دفاع را از مؤدیان سلب کرده‌اند زیرا در مرحله تجدیدنظر می‌گوید اگر مالیات مشخص از طرف کمیسیون و مالیاتى که مؤدى با پرداخت آن موافقت نکرده است بیست درصد اختلاف داشت مؤدى حق تجدیدنظر دارد و حال آن که براساس همان اصل کلى که آقاى خلعتبرى در جلسه پیش فرمودند حق دفاع باید تعمیم داشته باشد و باید مؤدى بتواند در هر مرحله براى اثبات حقانیت خود مدارک لازم را به محکمه عرضه کند و محکمه مورد توجه قرار بدهد بنابراین بنده اولاَ معتقد به رعایت بیست درصد نیستم اگر مؤدى به حکم محکمه بدوى تسلیم نشد باید به طور کلى شکایت به محکمه تجدیدنظر داشته باشد و به علاوه اگر بخواهیم بگوییم مؤدیان اگر بخواهند مراجعه کنند به محکمه تجدیدنظر در محکمه تجدید به طورى که در این ماده نوشته شده است باید معادل مالیات مابه‌الاختلاف را تضمین بسپارد یا ضامن بدهد وثیقه بدهد آقایان وقتى که یک کسى فوت می‌کند در ظرف سه ماه بایستى وراث مالیات را پرداخت کند هنوز وراث خودشان را جمع و جور نکرده‌اند هنوز پولى دست‌شان نیست چه طور ممکن است که وراث بتوانند وجه‌الضمان بسپارند چه جورى بیایند وسایلى اتخاذ کنند که نظر دولت را به عنوان تضمین تأمین بکنند؟ باید دولت مالیات خودش را بگیرد به طورى که براى مؤدى امکان پرداخت هم باشد به این جهت من معتقدم که در مرحله تجدیدنظر نبایستى از مؤدیان مطالبه تضمین بانکى و وثیقه و یا هر چه کرد و اگر مؤدى به تشخیص دارایی به تشخیص محکمه بدوى معترض باشد می‌تواند بلاشک به کمیسیون تجدیدنظر برود و نظر کمیسیون قطعى است و اضافه می‌کنم در پایان این ماده نوشته شده است اخطارى که براى مؤدى صادر شده است اگر در ظرف مدت مقرر اعتراض نشد تشخیص قطعى است مگر این که اشتباه در محاسبه شده باشد بنده یک جمله دیگر می‌خواهم اضافه بکنم که تشخیص قطعى است مگر این که اشتباه در موضوع مالیات شده باشد

(صدرزاده- یعنى چه موضوع مالیات؟) اشتباه در محاسبه این است که مثلاَ فرض بفرمایید سهم‌الارث یک نفر صد هزار تومان ارزیابى شده باشد این را مالیاتش را باید بنویسند 4800 تومان آمدند و نوشتند 15 هزار تومان این اشتباه در محاسبه است حالا بر فرض نوشتن 25 هزار تومان با فرض اعتراض نشدن از طرف مؤدى رقم پانزده هزار تومانش قطعى نیست چرا براى این که قانون میزان مالیات را معین کرده و وقتى حساب کنند معلوم می‌شود که این پانزده هزار تومان اشتباه است و چهار هزار و هشتصد تومان است. اما اشتباه در موضع مالیات این است ممکن است عمر و فوت کند دولت تصور کند حسین‌آباد بر اثر گزارشى که بهش رسیده است متعلق به عمر و متوفى و متعلق به این وراث است بیاید قریه حسین‌آباد را ارزیابى بکند تقسیم بکند بین وراث و سهم‌الارث را تعیین بکند ولى بعد معلوم بشود که حسین‌آباد متعلق به متوفى نبوده بنابراین این اشتباه در موضع است بنابراین بایستى در این ماده قید شود که مالیات قطعى است مگر این که اشتباه در محاسبه یا در موضوع شده باشد بنا علیهذا توجه آقایان را در ماده 7 به دو قسمت معطوف می‌کند اول این که حق تقاضاى تجدیدنظر بدون دادن وثیقه ودیعه ضامن بدون هیچ قید و شرط و بدون رعایت مابه‌التفاوت بین رأى بدوى و مالیات مورد مطالبه از مؤدیان باید محفوظ بماند

(صدرزاده- به شرطى که خرج محاکمه را بدهد) صحیح فرمودید یک راهى هم باید پیدا کنیم که همه کس از دبه بدى ندیده نباشد پس اگر یک کسى را مالیاتش را صحیح تشخیص دادند دیگر نرود دبه کند آنجا

(صدرزاده- طول مدت را هم در نظر بگیرید) جلوگیرى از طول مدت هم یک راهى دارد به نظر بنده و آن این است که در این قانون پیش‌بینى شده که خسارت دیرکرد از مؤدى گرفته بشود می‌نویسد که از تاریخ قطعیت مالیات یعنى رأى صادره از کمیسیون تشخیص‏ تجدیدنظر ما این طور پیش‌بینى می‌کنیم که اگر رفت به محکمه تجدیدنظر و محکمه تجدیدنظر مالیات محکمه بدوى را تأیید کرد خسارت دیرکرد از تاریخ صدوررأى محکمة بدوى باشد و این براى این است که یک وسیله‌اى بشود که تمام مؤدیان نروند به محکمه تجدیدنظر و آن کسى که بهش بى‌عدالتى شده برود به این تقاضاى بنده در این ماده در 3 قسمت است که عرض کردم و پیشنهادش راهم تقدیم می‌کنم.

رئیس- آقاى ارسلان خلعتبرى.

خلعتبرى- مقدارى از مطالبى را که بنده می‌خواستم عرض کنم آقاى مشایخى به عرض آقایان رساندند ولى در تأیید آن اظهارات این مطلب را می‌خواهم عرض کنم اشخاصى هستندکه سوابقى دارند سوابق قضایى سوابق فنى و ادارى و کشاورزى از نتیجه زحمات و تخصص و اطلاعات آنها مى‌باید استفاده کرد بنده خودم را نآقابل می‌دانم ولى از نظراین که سال‌ها وکیل دادگسترى بوده و در جریان این موضوعات مالیاتى بوده‌ام چون واقعاً علاقمند هستم که مالیات درست گرفته بشود و درآمد زیاد بشود و حق دولت از بین نرود و چون ما هم نماینده مردم هستیم باید وسیله‌اى اتخاذ کنیم که حق مردم ضایع نشود همان طورى که دولت قانون می‌آورد ما هم باید وسیله‌اى اتخاذ کنیم که حق مردم از بین نرود اولین مرتبه‌اى که قانون مالیات بر درآمد تصویب شد درسال 1312 در زمان شاه فقید وضع شد در سال 1312 تصدیق می‌کنید که دولت خیلى مقتدر بود معذلک از نظر احترام به همان اصول کلى قانون اساسى که هر کسى حق دارد براى احقاق حق خودش به دادگاه مراجعه کند براى این که اختلاف مالیاتى مثل اختلاف در مورد یک مال حق است و احتیاج به رسیدگى به اسناد دارد و بنابراین در همان موقع این حق را براى مردم قائل شدند در قانون 1312 مؤدى حق داشت بعد از اظهار نظر کمیسیون به دادگاه مراجعه کند و می‌بایستى ودیعه‌اى نقداً بسپارد که اگر اعتراضى دارد برود به دیوان دادرسى دارایی در سال 1322 همین قانون مالیات بر درآمد اصلاح شد دکتر میلیسپوى آمریکایى براى مردم ایران این حق را شناحت که اگر کسى اعتراض داشت  برود به دیوان دادرسى بدون این که ودیعه بسپارد این حق عدالت و عدالت خواهى براى مردم محرز باشد و نتوانند به حقوق مردم تجاوز کنند این که بنده می‌گویم حس عدالت‌خواهى بارى مردم محرز باشد یک مثلى می‌آورم که آقاى معاون وزیر دارایی هم که تشریف دارند توجه فرمایند در سال 1324 در یک پرونده‌اى که من وکیل بودم یک قانونى وضع شده بود که هر کس سه برابر مالیات سال اخیر را بدهد امر مالیاتش تسویه شده محسوب خواهد شد این قانون را مجلس وضع کرد و قانون مفیدى بود یک مؤدى رفت و سه برابر مالیات را داد و حسابش تصفیه شد از همین شخص آمدند و مجدداً مالیات مطالبه می‌کردند هر چه او گفت که آقا این پرونده خاتمه یافته است و مطابق قانون من سه برابر دادم کسى گوش نکرد به پرونده مراجعه شد مفاصا حسابش هم توى پرونده بود، که حاکى بود که این حسابش را تصفیه کرده است منتهى به دستش نداده بودند جهتش را نمی‌دانم چه بود

(دکترجزایرى- علتش این بود که حسابش را با مأمورین تصفیه نکرده بود) این شخص آمد و رفت به دیوان دادرسى دارایی در اینجا حکم قطعى گرفت که طبق آن قانون چون سه برابر داده مالیاتش تصفیه شده بعد از آن حکم قطعى یک عضوى از اداره مالیات بر درآمد آمد و از این شخص مطالبه مالیات کرد بنده رفتم پیش معاون وزات دارایی وقت پیش مدیرکل گفتم رسیدگى به حساب این شخص صریحاً خلاف قانون است معذلک دستور داد که طبق مقررات عمل شود جرأت نکرد که بنویسد که خلاف قانون است پس از این که این عمل شد من رفتم به آقاى وثوق شکایت کردم آقاى وثوق عضو مربوطه را خواست و گفت چرا این عمل را کردید گفت اداره در دستور داده است که اگر حق به جانب اشخاص است ما مطالبه کنیم بعد من به مرحوم رزم‌آرا شکایت کردم یک بعد از نصف شب شکایت مرا فرستاد مالیه آنجا کشیک شب داشتند فردا دو عضو را منتظر خدمت کردند و دو عضو را توبیخ کردند و نشستند و حکم دادند که طبق حکم محکمه قطعى شده محسوب می‌شود

(سعیدمهدوى- خدا رحمتش کند) خواستم ملاحظه بفرمایید که چه طور در مقابل حکم محکمه و مالیات تصفیه شده اگر بخواهند سوءاستفاده می‌کنند این مال سال 1322 بود در 1328 مجدداً قانون این حق را به مردم داد که دو مرتبه مردم به دادگاه مراجعه کنند و شکایت کنند بعد در زمان دولت سابق این حق را از مردم گرفتند یعنى مقرر کرد و اصلاح کرد قانون را که همان کمیسیون بدوى و تجدیدنظر باشد و این عمل خلاف قانون اساسى است الان هم به همین نحو عمل می‌کنند این خلاف قانون اساسى است مردم باید حق داشته باشند براى هر گونه اختلافى به یک مرجعى مراجعه کنند که تابع امر نباشد آقایان توجه بفرمایید در این مملکت باید فعالیت اقتصادى بشود مردم باید اطمینان داشته باشند دولت باید دستگاه‌هایش را خوب درست کند و اگر باید 80 درصد مالیات هم بگیرد اما اگر کسى شکایت کرد باید به یک جایى مراجعه شود که وزیر نتواند آن را تحت اعمال نفوذ قرار بدهد و مطابق میلش دستور بدهد عضو کمیسیون نتوانداعمال نظر کند قاضى در مقابل قانون یک مسئولیتى دارد یک استقلالى دارد هراسى ندارد این دیوان دادرسى دارایی خدا شاهد است حق مردم را حفظ می‌کرد و درست هم حفظ می‌کرد بنابراین من از آقایان خواستم

+++

تقاضا کنم پیشنهادى من در این خصوص داده‌ام که می‌رود به کمیسیون آقایان توجه بفرمایند که یک حقى که دو سال پیش از مردم گرفته شده این حق به مردم دو مرتبه برگردد اگر به قانون توجه کنیم هیچ وقت ضرر نمی‌کنیم پیشنهادى هم بنده تقدیم کرده‌ام استدعا می‌کنم در موقع طرحش آقایان توجه بفرمایید و تصویب کنید که از این کار خلاص بشویم.

رئیس- در این ماده پیشنهاد کفایت مذاکرات رسیده است که قرائت می‌شود (به شرح زیر قرائت شد) درماده 7 پیشنهاد کفایت مذاکرات می‌نمایم. جلیلى.

رئیس- آقاى جلیلى.

جلیلى- بنده در ماده قبل هم پیشنهاد کفایت مذاکرات دادم و باز بایستى توضیح بدهم خدمت آقایان که این لایحه دوشورى است یک دفعه به کمیسیون رفته آنجا حلاجى شده و بحث شده حالا هم آقایان مى‌توانند پیشنهاداتى بدهند و در کمیسیون نظرشان را بفرمایند و الَا اگر ما بخواهیم روى این قانون در هر ماده‌ای چند موافق و چند مخالف صحبت بکنند طول می‌کشداین بود که بنده مجبور بودم براى این که کار مجلس پیش برود این پیشنهاد را بکنم آقایان هم می‌توانند تشریف ببرند در کمیسیون نظریات خودشان را بگویند استدعا می‌کنم که آقایان با کفایت مذاکرات موافقت بفرمایند و اجازه بدهند که در موارد بعدى یک موافق و یک مخالف در همه‌اش بیشتر صحبت نکند.

رئیس- آقاى داراب.

داراب- آقایان موضوعى که مورد بحث هست یکى از مشکلترین قسمت‌هاى این مالیات یعنى امر وصول است و طرز تشخیص هر مالیات است به نظر من اگرم جلس مخصوصاَ در این دو قسمت که مربوط به تشخیص و وصول مالیات است بیشتر بحث بکند و آقایان دانسته و فهمیده به نفع این قضیه به نفع این چیزى که اینجا هست رأى بدهند هم به نفع جامعه است و هم به نفع دولت از این نقطه نظر من مخالف کفایت مذاکرات هستم مضافاً بر این که آقایانى که با دستگاه دارایی سر و کار داشته‌اند و دارند و آقایانى که با آپارات و آپارى و دستگاه وصول

(قنات آبادى- فارسى حرف بزنید) بنده عربى هم می‌دانم آنهایى که بادستگاه وصول سر و کار دارند می‌دانند که وصول مالیات براى من که مأمور وصول هستم کار آسانى نیست خصوصاً یکى از آقایان فرمودند که بعضى از مؤدیان نه همه زیاد هم متمایل نیستند که مالیات حقیقیشان را بدهند

(یکى از نمایندگان- بعضى‌ها) بله بعضی‌ها البته عاشق مالیات دادن به دولت نیستند و بهترین راه براى سرگردان کردن دولت و براى این که حتى‌المقدور مالیات به تأخیر و پرونده برود

رئیس- راجع به پیشنهاد کفایت مذاکرات صحبت کنید.

داراب- این دلایل آن است سعى می‌کنند که از این ستون به آن ستون بروند و کار را فلج می‌کنند آقاى معاون وزارت دارایی بهتر می‌دانند بنابراین اتفاق افتاده است بنده خودم شاهد امر بودم که سال‌ها یک پرونده‌هایى که حاوى مالیات‌هاى زیاد بوده است به همین عنوان در دادرسى دارایی سال‌ها مدفون بوده است آقایانى که طرفدار مالیات مستقیم هستند و مى‌فرمایند که چرا دولت مالیات وصول نمی‌کند چرا مالیات‌ها معوق شده است باید در نظر بگیرند در نتیجه همین احاله از این کمیسیون به آن کمیسیون است که نمی‌توانند مالیات وصول کنندآخر آقایان این سه کمیسیون نیست این قدر کمیسیون‌هاى دیگرى هست در همین دارایی یعنى کمیسیون حل اختلاف و غیره به این ترتیب بنده اینجا شاهد پرونده‌اى بوده ما که واقعاً ده سال تمام دولت نتوانسته است مالیات خودش را وصول بکند و اما بنده به هیچ وجه‏

رئیس- آقاى داراب در موضوع کفایت مذاکرات بفرمایید.

داراب- به این جهت بنده مخالفم با کفایت مذاکرات و معتقدم که بیشتر باید حلاجى بشود و دلایل زیادى هم دارم

(قنات‌آبادى- احسنت احسنت)

رئیس- آقایانی که با کفایت مذاکرات در این ماده موافقند قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد. چند پیشنهاد در ماده 7 رسیده که قرائت می‌شود (به شرح زیر قرائت شد) پیشنهاد می‌کنم تبصره ذیل به ماده 7 افزوده شود:

تبصره- مؤدى می‌تواند به جاى کمیسیون تشخیص تجدیدنظر واخواهى خود را به دادگاه استان حوزه اموال متوفى تسلیم نماید دادگاه استان خارج از نوبت رسیدگى و حکم آن قطعى خواهد بود. عماد تربتى.

رئیس- پیشنهاد دیگر: (به شرح زیر قرائت شد)

مقام محترم ریاست مجلس شوراى ملى.

اینجانب پیشنهاد می‌کنم که به ماده 7 این تبصره اضافه شود:

مرجع رسیدگى به دعاوى اشخاص بر دولت و بالعکس دادگاه‌هاى دادگسترى بر طبق قوانین عمومى است به استثناى دعاوى مالیاتى به معناى اعم و عوارض گمرکى که به این قبیل دعاوى مالیاتى دیوان دادرسى دارایی بر طبق قانون مصوب آبان 1309 و آیین‌نامه آن رسیدگى و قطع و فصل خواهد نمود. خلعتبرى.

رئیس- پیشنهاد دیگر قرائت می‌شود. (این طور خوانده شد)

پیشنهاد می‌نمایم تبصره ذیل به ماده 7 اضافه شود:

تبصره- مؤدى مختار است به قیمتى که اداره دارایی براى ترکه تعیین می‌نماید تسلیم شود و پیشنهاد نماید میزانى را که برایش مالیات مشخص و تعیین گردید از عین ترکه به اداره دارایی واگذار شود در این صورت اداره دارایی باید از عین ترکه مالیات را دریافت دارد. عمیدى نورى.

رئیس- پیشنهاد دیگر قرائت می‌شود (به شرح قرائت می‌شود)

پیشنهاد می‌نمایم ماده 7 به این طرز اصلاح شود: از سطر هشتم به بعد «طرفین می‌توانند در ظرف یک ماه از تاریخ ابلاغ رأى کمیسیون بدوى واخواهى خود را به دادگاه استان حوزه مربوطه تسلیم نمایند» الى آخر یا به جاى (کمیسیون تجدیدنظر است) در دادگاه استان باشد. عمیدى نورى.

رئیس- پیشنهاد دیگر قرائت می‌شود (به شرح ذیل خوانده شد)

پیشنهاد می‌کنم تبصره ذیل به ماده 7 اضافه شود. کسانى که در حدود قانون سابق در تقدیم اظهارنامه به عللى تأخیر نموده‌اند و به عنوان مطالبه جریمه تأخیر مورد تعقیب قرار گرفته‌اند در صورتی که در کمیسیون توافق نموده و یا به پیش آگهى تسلیم شده و در ظرف سه ماه ترتیب پرداخت دیوان مالیاتى خود را بدهند مطلقاً و خسارات دیرکرد معاف خواهند بود. ارباب.

رئیس- ماده 8 قرائت می‌شود:

عمیدى نورى- راجع به این پیشنهاد توضیح دارم.

رئیس- پیشنهادات در شور اول توضیح ندارد می‌رود به کمیسیون، ماده 8 قرائت می‌شود: (به شرح زیرقرائت می‌شود)

ماده 8- هر گاه ورثه و کسانى که متصدى امور ورثه هستند در ظرف مدت مقرر در ماده 5 از تسلیم اظهارنامه خوددارى نمایند مالیات آنها رأساً از طرف دارایی بر طبق تحقیقاتى که به عمل خواهدآمد تشخیص و به مؤدى ابلاغ و طبق ماده 6 رفتار می‌شود.

رئیس- آقاى نراقى

(بهبهانى- آقا بنده یک سؤاى از دولت دارم)

نراقى- بنده در اولین روزى که این ماده مطرح شد یک توضیحى به عرض رساندم و آن توضیح این بود که در تمام دنیا قانون بر ارث این طور تنظیم شده که از تمام ماترک متوفى مالیات می‌گیرند این مورد بحث شد آقاى وزیر دارایی هم توضیحاتى دادند بر خلاف نظر بنده ولى یک موردى که در دنیا روى آن کاملًا مطالعه شده و دولت مترقى روى آن عمل می‌کنند به عقیده من یک ملاکى است که از کل دارایی متوفى مالیات را بگیرند ولى آنچه را که فرمودند راجع به اولاد و غیره به عنوان معافیت قرار می‌دهند مثلاً براى هر اولادى به میزان معینى یک دو درصد یا سه درصد یا چهار درصد به طور ثابت معاف می‌کنند که به ورثه ظلم نشده باشد ولى با این ترتیب که در این قانون نوشته شده این قانون با آن فرمایشاتى که جناب آقاى خلعتبرى و جناب آقاى دکتر شاهکار فرمودند که منظوراز آن کوتاه کردن فاصله طبقاتى است به عقیده بنده آن منظور را نمی‌رساند اگر این طور ما می‌خواهیم که فاصله طبقاتى را کوتاه کنیم به عقیده بنده باید گفت عطایت را به لقایت بخشیدم براى یک شخصى که می‌میرد و داراى چندین اولاد است که به طور متوسط که این آگهى‌هاى حصر وراثت را در اینجا می‌بینیم کمتر از شش یا هفت ورثه دیده نمى‌شود هفتاد میلیون ریال یک نفر باید ارث داشته باشد تا مشمول حداکثر مالیات باشد در دنیاى امروز در انگلستان 82 درصد در امریکا 77 درصد در ممالک اسکاندیناوى و ژاپن و غیره به همین ترتیب مالیات را ارث گرفته می‌شود و خیلى سنگین است این چندین خاصیت دارد یکى این است که البته مالیاتى به نفع مملکت گرفته می‌شود

(دکترعدل- و خوب خرج می‌شود) اجازه بفرمایید موضوع خرج علیحده است بعضى‌هااستدلال می‌کنند که چون مالیات صحیحى خرج نمی‌شود و چون خرج بد مى‌شود نباید مالیات پرداخت شود به عقیده من این براى طبقه متمکن خیلى خودپسندى است اگر به این عقیده باشم که چون درست خرج نمى‌شود نباید داد پس گمرگ هم نباید بگیریم مالیات قند و شکر هم نباید بگیریم این چه خودپسندى است که بگویم چون درست خرج نمی‌شود طبقه سوم مالیات بپردازد و طبقه اول نتایج آن را ببرد و به عقیده بنده این مالیات بر ارثى که وزارت دارایی فرستاده است یک ظاهر سازى بیش نیست اسماً مالیات 25 درصد بالا رفته است ولى عملًا این طور نیست این مالیات 25 درصد براى کسى است که 70 میلیون الى 85 میلیون ریال دارایی داشته باشد در کشورى که متوسط دارایی اشخاص را اگر برسیم به ده هزار ریال می‌رسد این مالیات اثرى نخواهد داشت این یک نتایج اخلاقى دیگرى هم دارد که مردم را ولگرد بار نمی‌آورد پسر یک متمول که 7 الى 8 میلیون بهش ارث می‌رسد طبعاً یک شخص لاابالى می‌شود و دنبال کار آن می‌رود و مالیات بر ارث را که گذاشته‌اند تمام جهاتش (صحیح بوده است جهات اخلاقى و جهات اجتماعى و مالى از نقطه نظر مملکت بنده معتقد هستم که در

+++

این قانون نه رعایت اشل صحیح مطابق اصولى که امروز در دنیا متداول است شده و نه سهم‌بندى که شده صحیح است این است که بنده با این اشل بندى هم مخالفم و اگر بنده از ماده هشت صحبت کردم براى این است که جناب آقاى دکتر جزایرى می‌خواهند در ماده 9 به طور تفصیل مخالفت خودشان را بیان کنند منظور بنده از این عرایض این است که بنده نسبت به ماده 9 و همچنین به ماده 8 در کلیه این اشل‌هایى که در اینجا نوشته شده معترض هستم

(مکرم- راجع به مالیات بر درآمد هم جنابعالى همین عقیده را دارید؟) معتقد هستم که این مالیات بر ارثى که می‌گوییم فاصله طبقاتى را کوتاه می‌کند نیست

(داراب- راجع به مالیات بر درآمد و مالیات املاک چه طور؟)

رئیس- آقاى مشایخى موافقید؟

(مشایخى- بلى) بفرمایید.

مشایخى- جناب آقاى نراقى این بحثى که جنابعالى فرمودید همان طورى که در آخر بیانات‌تان فرمودید مربوط به ماده 9 بود در ماده 8 می‌گوید اگر وراث اظهارنامه نداد مالیات او رأساً تشخیص خواهد شد می‌گوید اگر چنانچه ورثه متوفى در ظرف مدت مقرر از پرداخت مالیات خوددارى کرد اداره دارایی مالیاتش را تعیین می‌کند این ماده تنها راهى است که براى وصول مالیات از مستنکفین یعنى از کسانى که می‌خواهند در مدت مقرر قانونى اعلام بکنند ماترک خود را پیش‌بینى شده به این ترتیب که دارایی حق داشته باشد على‌الرأس تشخیص بدهد و مالیات آن را مطالبه کند و این که فرمودند مالیات بر مجموع ماترک و مالیات بر دارایی و ارث وضع شود نه مالیات به سهم‌الارث بنده تصور می‌کنم با در نظر گرفتن طرز تفکر اجتماع اتخاذ این سیستم مالیات اصولًا نه تنها مفید نیست بلکه هیچ گونه درآمدى هم به کشور نخواهد داد بهترین طریق مالیات براى مملکت ما در مورد مالیات بر ارث مالیات سهم‌الارث هر یک از وراث است نه مالیات معین بر مجموع ماترک این که گفتید اگر یک نفر فوت بکند اگر 70 میلیون ریال درآمد داشته باشد این هم اشتباه است براى این که حداکثر معافیت ده هزار تومان است و از ده هزار تومان و یک قران مشمول مالیات است اگر یک نفر پنج تا اولاد داشته باشد پنجاه هزار تومان داراییش  مشمول معافیت است از پنجاه هزار تومان و یک قران مشمول مالیات است عرض کنم که حسابى که فرمودید که به این ترتیب اساساً بسیارى از ثروت‌ها از پرداخت مالیات معاف می‌شوند اگر توجه بفرمایید قطعاً تجدیدنظر خواهید فرمود و من معتقدم که حداقل بخشودگى لازم است و با رعایت حداقل بخشودگى ثروت‌هاى بزرک از مالیات فرار نمی‌کند اگر ما ملاحظه می‌کنید که در انگلستان 80 درصد مالیات بر ارث گرفته می‌شود در این قانون براى طبقه سوم 75 درصد مالیات گرفته می‌شود ما چه می‌خواهیم؟ اگر اضافه شود یک چوب دیگر باقى می‌ماند پس بگویید صددرصد اصولاَ به همان دلیل وقتى کسى فوت می‌کند وارث طبقه اول تمام سهم‌الارث به آنها می‌رسد و ارث طبقه دوم دیگر وراثت شناخته نمی‌شود بالنتیجه طبقات بعدى نمی‌توانند مشمول سهم‌الارث بشوند همین قانون هم لازم بود براى وراث طبقه اول که بیشتر مورد توجه و نظر مورث بایستى واقع شوند و وظیفه مورث بوده که موجبات زندگانى آنها را بعد از فوت فراهم کند لازم است طبقه اول مالیاتش سبک‌تر باشد و طبقات بعدى سنگین‌تر و به همین دلیل در قانون گفته است که وراث طبقه سوم سه برابر نرخ‌هاى وراث طبقه اول مالیات خواهند داد لذا همان طورى که عرض کردم اگر یک کسى فوت کرد و پسرعمه‌اش و ارثش بود قانون آن را 75 درصد مشمول مالیات تشخیص داده ولى اگر یک کسى فوت کرد و اولادش و ارثش بود تا ده هزار تومان مشمول بخشودگى است و از آن به بعد هم نرخ به تدریج بالا می‌رود. بنابراین ماده هشتم راجع به طرز تشخیص است این توضیحى را که بنده عرض کردم چون خود آقاى نراقى وارد هستند تأیید خواهند فرمود اما درباره ماده 8 از نظر تشخیص على‌الرأس باید توجه کرد مقصود این نیست که یک موقع چه طور باشد باز می‌گردیم سر فرمایشات آقاى خلعتبرى که فرمودند در زمان مستردیویس که وقتى می‌خواستند على‌الرأس تشخیص بدهند می‌گفتند به درآمد اظهار شده از طرف مؤدى یک صفر اضافه کنید ده هزار تومان را صد هزار تومان بکنید مقصود این است که در اینجا در تشخیص على‌الرأس آن رویه اتخاذ نشود که فرمول مستر دیویس اجرا شود فقط اگر مؤدى یا وارث ماترک خود را اعلام نکرد و معرفى نکرد وزارت دارایی حق دارد قیمت واقعى همان ماترک را تعیین کند و ازش مالیات بگیرد نه این که روى فرض و تصور یک ارقامى بنویسند و بدهند دست مؤدى و زحمت براى مردم درست کنند و به جایى هم نرسد آقایان مالیات بر ارث موضوعش مشخص است  و ارثى که مشمول این مالیات واقع می‌شود ملک بهش رسیده مستغلات بهش رسیده یا سهام فلان مال‌التجاره بهش رسیده یا پول نقد بهش رسیده تنها جایى که می‌شود فرار کند پول نقد است اگر یک کسى پول نقد تو خانه‌اش داشته باشد تنها موقعى است که یک وارثى می‌تواند پول نقد را بر دارد اعلام نکند نگوید این مقدار در صندوق پدر من پول نقد بوده است و از پرداخت مالیات آن فرار کند ولى سایر دارایی مشخص است بنابراین در تشخیص على‌الرأس بایستى در موقع ارزیابى بشود که زحمتى براى مؤدى مستنکف در دادن اظهارنامه نباشد و دولت بتواند مالیاتش را بگیرد و به این جهت بنده ماده هشت را صحیح می‌دانم و با آن موافقم.

رئیس- چون دیگر کسى در ماده هشتم اسم ننوشته است یک پیشنهاد رسیده است قرائت می‌شود (به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌نمایم به ماده هشتم این تبصره اضافه شود. در صورتى که عملیات اجرایى براى وصول مالیات قطعى به عمل آید باید از ماترک آن را وصول نمودنه از دارایی شخص متصدى امور ورثه. عمیدى نورى.

رئیس- پیشنهاد به کمیسیون ارجاع می‌شود.

ماده 9- قرائت می‌شود (به شرح زیر قرائت شد)

ماده 9- مالیات نسبت به سهم‌الارث هر یک از ورثه گرفته می‌شود و نرخ آن به شرح ذیل است

1- طبقه اول: اگر سهم‌الارث هر یک از وراث صد هزار ریال کمتر باشد از پرداخت مالیات معافند و در صورتى که از این مبلغ تجاوز نماید به ترتیب زیر مالیات محسوب می‌شود.

صدرزاده- طبقه بندى در ماده 9 است.

رئیس- ماده 9 را دارند قرائت می‌کنند. قرائت کنید ..

(بقیه ماده 9 به شرح زیر قرائت شد)

از 100001 ریال تا 200000 ریال نسبت به مازاد صدى دو.

از 200001 ریال تا 300000 ریال نسبت به مازاد صدى سه.

از 300001 ریال تا 400000 ریال نسبت به مازاد صدى چهار.

از 400001 ریال تا 500000 ریال نسبت به مازاد صدى پنج.

از 500001 ریال تا 600000 ریال نسبت به مازاد صدى شش.

از 600001 ریال تا 1000000 ریال نسبت به مازاد صدى هفت.

از 1000001 ریال تا 2000000 ریال نسبت به مازاد صدى هشت.

از 200001 ریال تا 3000000 ریال نسبت به مازاد صدى نه.

از 3000001 ریال تا 5000000 ریال نسبت به مازاد صدى ده.

از 5000001 ریال تا 10000000 ریال نسبت به مازاد صدى پانزده.

از 10000001 ریال به بالا صدى پنج.

2- طبقه دوم: اگر سهم‌الارث هر یک از وراث طبقه دوم 50000 ریال یا کمتر باشد از پرداخت مالیات معافند و در صورتى که از این مبلغ تجاوز نماید تا یک صد هزار ریال نسبت به مازاد پنجاه ریال صدى سه و از 100001 ریال به بالا نسبت به مازاد دو برابر نرخ‌هاى طبقه اول محسوب می‌گردد.

3- طبقه سوم: نرخ مالیات سهم‌الارث طبقه سوم تا 100000 ریال بدون حداقل بخشودگى صدى چهار و نسبت به مازاد از 100001 ریال سه برابر نرخ‌هاى طبقه اول محسوب خواهد شد

رئیس- آقاى دکتر جزایرى در برگ مخالف ثبت نام کرده‌اند بفرمایید.

دکتر جزایرى- بنده به عنوان مخالف با ماده 9 یعنى به عنوان این که تعرفه و نرخى که براى مالیات در ماده 9 نوشته شده کم است اسم‌نویسى کرده‌ام ماده 9 ماده‌اى که معین کرده است که اگر ماترک چه مقدار بود چه قدر مالیات بدهد چه قدر بود چه قدر بنده با این اشل مالیات مخالفم براى این این را کم می‌دانم و استدعا می‌کنم که دوستان و همکاران عزیزم توجهى به عرایض بنده بکنند بنده از نظر جزئیات مالیات نمی‌خواهم عرایضى بکنم بلکه می‌خواهم توجه دوستان را جلب بکنم که مالیات بر ارث یکى از ارقام مهم مالیات‌هاى مستقیم است که امروز در دنیاى متمدن توجه خاصى نسبت به آن شده است و نه تنها از نظر مالیات بر ارث و مالیات بر در آمد می‌گیرند و به این عنوان مى‌خواهند عواید دولت را زیاد بکنند بلکه این اصل مسلم که وسایل مالیاتى و امور مالى مؤثر در امور اجتماعى و اقتصادى یک کشور است و بهترین عامل براى تعدیل ثروت و ایجاد هماهنگى بین زندگى افراد است روى این اصل و نظر می‌خواهم عرایضى بکنم و مطالعاتى کرده‌ام و استدعا می‌کنم که همه آقایان نمایندگان توجه بفرمایند من یقین دارم که همه آقایان نمایندگان نسبت به اصلاحات این مملکت توجه دارند و علاقه دارند همه یک نوع فکر می‌کنیم همه موافق با مالکیت هستیم مشروط بر این که سوءاستفاده نشود مى‌خواهید و ایمان دارید که این اوضاع همه عوض بشود منتهى سلیقه‌ها مختلف است بنابراین اگر آقایانى هستند که با بنده هم سلیقه نیستند استدعا می‌کنم توجه به این عرایض من بکنند شاید این عرایضم از نظر راهنمایى مفید واقع شود آقایان تصدیق می‌فرمایید که موضوع مالیات و گرفتن عایدات براى دستگاه حکومت یک امر تازه امروزى نیست از موقعى که اجتماع در دنیا پیدا شد و یک هیئتى حکومت بر اجتماع کردند اساس تأمین مخارج عمومى به میان آمد و به صورت مختلفه با گرفتن چیزى از مردم به اقسام مختلف این مخارج را تأمین کردند و در ادیان و مذاهب که دنیا را مدت‌ها حکومت‌هاى مذهبى اداره کردند و حکومت‌هاى مذهبى بوده‌اند در آن هم مدت‌ها از مردم مالیات گرفته می‌شد و مخارج از طرف مردم تأمین می‌شد و عوایدى براى دولت پیش‌بینى می‌شد جناب آقاى مشایخى استدعا می‌کنم توجه بفرمایید بنده اینها را (اشاره به اوراقى که در دست داشتند) زحمت کشیده‌ام و تهیه کرده‌ام خود آقایان بهتر از من می‌دانند

+++

که در قوانین ما در عده‌اى از آنها از اصول جدید تقلید کرده و در عده‌اى آثار مالیات اسلامى هم در مالیات‌هاى ایران هست مالیات بر اراضى و زراعت و کشاورزى تقریباً از آثارى است که از مالیات‌هاى زمان اسلامى مانده است و خود آقایان بهتر از بنده می‌دانند که در اسلام سه مالیات اساسى وجود داشت زکات، خراج، جزیه، هر کدام از این مالیات‌ها را که در نظر بگیرید همة اینها عنوان مالیات مستقیم داشت اگر ما بتوانیم مقایسه و تشبیه کنیم با مالیات جدید زکات از زراعت و طلا و نقره و از مال‌التجاره می‌گرفتند هیچ وقت نمى‌آمدند از معاملات از چیزهاى ضرورى یک مملکت مالیات بگیرند جناب آقاى اردلان خیلى معذرت می‌خواهم خراج از ممالک مفتوحه و اراضى مفتوحه که به دست مسلمان‌ها بود می‌گرفتند باز هم عنوان مستقیم داشت روى میزان اراضى می‌گرفتند جز به همین صورت را داشت بنابراین توجه بفرمایید که این اصل صحیح در اسلام رعایت می‌شد که از معاملات و به طور غیرمستقیم از اشخاص نگیرند بلکه روى سرمایه و عواید گرفته شود از آن کسى که قدرت مالى زیادتر دارد زیادتر گرفته شود و از آن که استعدادى ندارد مالیات گرفته نشوداین یک اصل صحیحى است که امروز هم در دنیاى متمدن از آن تبعیت کرده‌اند امروز در دنیا مالیات‌ها بیشتر به صورت مالیات‌هاى مستقیم در بیاید بنده یک آمارى براى آقایان تهیه کرده‌ام ملاحظه بفرمایید این آمارى است که سازمان ملل متفق از قسمت‌هاى مختلفه فرهنگى و مالیاتى و عواید مختلفه ممالک و میزان پول در ممالک مختلفه براى سال 1953 تهیه شده بنده یک وقتى از نظر یک مطالعات دیگرى نگاه می‌کردم که این که گفته می‌شود سنگینى مالیات در کشور ما بیشتر تحمیل شانه فقرا و طبقات پایین است براى این که بیشتر مالیات‌ها مالیات غیرمستقیم است و در سایر ممالک این طور نیست حقیقتاً صحیح است یا نه بنده یک صورتى تهیه کرده‌ام از نظر این که آقایان توجه بفرمایند وضع دنیاى مترقى از نظر گرفتن مالیات چه قدر با ما تفاوت دارد این آمار را می‌خوانم در سال 1953 کانادا در مقابل 1841 میلیون دلار مالیات غیرمستقیم 2672 میلیون دلار مالیات مستقیم می‌گیرد

(دکتربینا- مال ما هم ارقامش همین طور است منتهى وصول نمی‌کنند) دراتازونى در سال 1953 در مقابل 48610 میلیون دلار مالیات غیرمستقیم 53542 میلیون دلار مالیات مستقیم بوده است این آمار رسمى است که در اینجا نوشته است در آلمان غربى در مقابل 10009 میلیون مارک مالیات غیرمستقیم 18015 میلیون مارک مالیات مستقیم می‌گیرند در چک‌اسلواکى در مقابل 58720 میلیون کورون مالیات غیرمستقیم 107800 میلیون کورون مالیان مستقیم می‌گیرند

(تفضلى- آقا چند درصد است) ملاحظه بفرمایید 60 درصد 70 درصد 80 درصد مالیات مستقیم می‌گیرند (ارباب- وضع آنها را با ما قیاس نکنید) ممالکى که وضعشان خوب است و در حال ترقى‌اند به نسبت نرخ مالیات‌هاى غیرمستقیم زیادتر است ممالکى که مثل خودمان گرفتار وضع فعلى هستند عکس این است ملاحظه بفرمایید در ترکیه همسایه ما در مقابل 654 میلیون لیره ترکیه که مالیات مستقیم دارند 897 میلیون لیره ترکیه مالیات غیرمستقیم می‌گیرند یعنى هر چه به طرف شرق نزدیک‌تر می‌شویم مالیات مستقیم کمتر مى‌شود و مالیات غیرمستقیم زیادتر مى‌شود در انگلستان در مقابل 1865 میلیون لیره مالیات غیرمستقیم 2901 میلیون لیره مالیات مستقیم می‌گیرند در سوئد در مقابل 3743 میلیون کورون در سال 1953 مالیات غیرمستقیم 5029 میلیون کورون مالیات مستقیم می‌گیرند همین که به ممالک یک قدرى عقب افتاده می‌آییم بر عکس می‌شود در آرژانتین یا مکزیک این صورت تمام آمار را از 1940 دارد تا 1953 در آرژانتین ملاحظه بفرمایید که یک قدرى عقب افتاده است در مقابل 4709 پزوس که پول آرژانتین است مالیات‏ غیرمستقیم می‌گیرند در مکزیک در مقابل 770 میلیون پزوس مالیات مستقیم 2673 پزوس مالیات غیرمستقیم می‌گیرند در پاکستان که همسایه ماست عیناً مثل مملکت ماست یعنى در مقابل 129 میلیون روپیه مالیات مستقیم 1866 میلیون روپیه مالیات غیرمستقیم می‌گیرند در مملکت ایران به آخرین بودجه‌اى که آقاى دکتر امینى التفات فرموده‌اند و مال سال 1333 است ملاحظه می‌فرمایید در مقابل 9896000000 ریال مالیات غیرمستقیم 952 میلیون مالیات مستقیم گرفته می‌شود یعنى نسبت مالیات‌هاى مستقیم به مالیات‌هاى غیرمستقیم یک دهم است بنابراین آقایان توجه دارند و بهتر از بنده می‌دانند که روى مالیاتى ما داریم بحث می‌کنیم که یک پایه اساسى از مالیات‌هاى غیرمستقیم است که امروز عنوان مالیات مستقیم و وصول مالیات مستقیم تنها پر کردن خزانه و تهیه دارایی رأى مملکت نیست بلکه مالیات‌هاى مستقیم وضع اقتصاد مملکت را درست می‌کند وضع اجتماع را درست می‌کند تعدیل ثروت در مملکت ایجاد می‌کند هماهنگى در زندگى درست می‌کند خود آقایان ملاحظه بفرمایند یک بچه‌اى امروز متولد مى‌شود این را که عرض می‌کنم براى این است که آقایانى که تابع فکر اشتراکى هستند بدانند ما که در مقابل آنها قرار گرفته‌ایم و درست به عکس آنها فکر می‌کنیم و پابند به اصول مذهبى هستیم و پابند به ملیت و مالکیت هستیم ما هم این فکر را می‌کنیم این فکرها روى دستورات مذهبى و اسلامى ما آمده روى دستور ملى و ایرانیت ما آمده است پس باقى مردم از نظر زندگى با هم شبیه باشند یکى هم از احکام اسلامى که توجه خاصى بهش شده مالیات بر ارث است البته به عنوان مالیات بر ارث نبوده است و همان که شرع مقدس اسلام اجازه داده است که تا یک ثلث از دارایی را مورث می‌تواند صرف وصیت براى امور خیریه بکند براى ساختن مدارس و مساجد و موقوفات اینجا براى این است که در وصیت مقدارى از ارث را از ورثه بگیرد و صرف کارهاى عمومى بکند آقا در مالیات‌ها وصیت را برداشته‌اند و عنوان مالیات بر ارث گذاشته‌اند عرض می‌کنم به این ترتیب تصدیق می‌فرمایید که بنده مطابق با یک اصول اقتصادى با این اشل مخالفم و این اشل را کم می‌دانم (صحیح است) پیشنهاد هم کرده‌ام شما آقایان بهتر از همه می‌دانید همان طور که عرض کردم وضع اجتماعى دنیا بعد از جنگ بین‌الملل به کلى عوض شده است دسته‌جاتى در دنیا پیدا شده‌اند که به کلى با اصول قدیمه و سنن ملى و اصول مالکیت در دنیا مخالف هستند و دسته‌جاتى هم براى نجات خودشان از شر این تبلیغات و براى این که به دنیا بگویند که به غیر از این اصول با اصول دیگرى هم مى‌شود دنیا را اداره کرد و تعادلى برقرار کرد اقداماتى کرده‌اند که همه آن اقدامات روى عواید مالیات مستقیم قرار گرفته است مثلًا همین ممالکى که من آمار دارم در آمریکا و سوئیس مردم در آمده‌اند به صورت بیمه‌هاى اجتماعى زندگى خودشان و اطفالشان تحصیل بچه‌هایشان پیریشان از پا افتاد نشان و فوتشان را تأمین کرده‌اند آقایان این را از کجا تأمین کرده‌اند آیا مالیات غیرمستقیم گرفته‌اند؟ اینها آمده‌اند از کارفرما مالیات‌هاى مستقیم زیادى گرفته‌اند تا این که بتوانند به دنیا حالى کنند که به غیر از رژیم اشتراکى ممکن است به وسیله دیگرى هم سعادت بشر را تأمین کرد و خواه ناخواه ما که در معرض این تبلیغات هستیم ما که مجاور هستیم رفقاى عزیز و همکاران محترم ما هم باید فکر بکنید که ما باید بیشتر از دیگران فکر بکنیم بیشتر از دیگران بخواهیم اصلاح بکنیم آخر آقایان رفقا هر وقت صحبت از مالیات مستقیم می‌شود بعضى از دوستان ناراحت می‌شوند اما چاره چیست آقایان اگر یک وقتى که طبیب سر مریض می‌رود اگر آن مریض نخواهد دواى تلخ را بخورد باید دوای تلخ را به حلقش ریخت

(عبدالصاحب صفایی- ولى اجازه بفرمایید چند شش هم بشود) قبول دارم به علاوه بنابراین باید این مطلب گفته شود و بالاخره باید توجهى بفرمایید که این وضع اجتماعى که یک کسى عمارت بیست طبقه‌اى را با یک معامله چاى و غیره تمام می‌کند یا یک معامله برنج با فلان وزارتخانه می‌کند و یک میلیون می‌برد ولى هزاران بدبخت در مملکت است این را نمی‌شود درست کردآقایان مالکین بدانند آقایانى که زحمت کشیده‌اند ملک تهیه کرده‌اند بنده می‌خواهم عرض کنم که بنده طرفدار محدودیت مالکیت هستم از نظر حفظ مالکیت ولى قبول بفرمایید که یک کسى که از پدرش یک پارچه ملک بهش رسیده آمده زحمت کشیده و زحمت می‌کشد این حقاً ارزشش خیلى زیادتر است از این آوانتوریه‌هایى که پیدا شده‌اند در این کشور و هر روز از مقررات مملکت سوءاستفاده مى‌کنند در هر معامله‌اى یک میلیون و دو میلیون می‌برند (صحیح است احسنت احسنت)

(دکترعدل- مالکین بدبخت‌ترین اشخاصند) بنابراین عرض کردم که تصور نفرمایید که خداى نکرده می‌خواهم این اساس را متزلزل بکنم آقایان باید اجازه بفرمایید و کمک بفرمایید که در موضوع مالکیت هم با خرید ملک از مالکین یک قدرى محدود بشود

(یکى از نمایندگان- انشاءالله) اگر نشود اساس اجتماعى این مملکت متزلزل می‌شود و از بین می‌رود بنده اینجا با متصدیان وزارت دارایی مطالبى دارم جناب آقاى وزیر دارایی هم متأسفانه تشریف ندارند بنده دلم می‌خواست که خود جناب آقاى وزیر دارایی تشریف می‌داشتند براى این که بنده با این مطالعات یک تذکراتى هم به ایشان می‌دادم براى این که دولت و وزارت دارایی باید بدانند که اگر ما یک تذکراتى می‌دهیم خیر و صلاح خودشان را تذکر می‌دهیم آقایان بنده را می‌شناسند و می‌دانند و بنده پشت این تریبون مقدس اعلام می‌کنم که تاکنون با هیچ وزیرى و هیچ نخست‌وزیرى ملاقات نکرده‌ام که کوچکترین تقاضاى خصوصى ازش داشته باشم اما همیشه اگر بنده می‌آیم پشت تریبون و به دستگاه حمله می‌کنم تذکر می‌دهم براى این است که کمک کنم و واقعاً دلم می‌خواهد که اصلاحاتى بکنید وقتى ما می‌گوییم دستگاه وصول کار نمی‌کند بروید اصلاح کنید عوض این کار اینها را دعوت می‌کنند و تشویقشان مى‌کنند و می‌گویند که آقا وکلا شماها را مى‌خواهند عوض بکنند و از شما پول بگیرند و حق و حساب بهشان بدهید براى این که خودشان می‌دانند که اداره مالیاتى که‏ عوض پانصد میلیون و ششصد میلیون پنجاه میلیون وصول می‌کند پس یک جایش خراب است عوض این که اینها را بخواهد از تذکرات آقاى دکتر بینا و سایر آقایان استفاده بکند و بگویند آقایان ببینید چه حملاتى مى‌کنند آنها را مى‌خواهند و می‌گویند دیدید چه خوب رفتم ازتان مدافعه کردم این کار صلاح نیست از طرف یک وزیر دارایی آقاى وزیر دارایی چند دفعه فرمودند که مقررات خراب است ما می‌گوییم هم مقررات خراب است هم دستگاهتان خراب است بنده در تأیید نظر جناب آقاى دکتر بینا و سایر رفقا که اینجا فرمودند من چند مثال عرض می‌کنم اگر آقایان تصدیق فرمودید که با این ترتیب می‌شود مملکت را اداره کرد بنده عرضى ندارم ملاحظه بفرمایید که چند تا سینما در تهران داریم که اینها کارشان از پرمنفعت‌ترین کارهاى این مملکت

+++

است شهردارى فعلى هم همین طور با یک این جورى که نمی‌خواهم صریح بگویم قیمت بلیط را دو برابر کرد هیچ کس هم صدایش در نیامد این سینماها که اسم می‌برم سه چهار سال است که مالیات نداده‌اند و یا بعضى 33 تومان مالیات داده‌اند استدعا می‌کنم توجه بفرمایید من زحمت کشیده‌ام براى آقایان این صورت را تهیه کرده‌ام سینما پارک با سرمایه 12 میلیون ریال در سال 29 و 30 معاف شده است یعنى معاف از مالیاتش کرده‌اند و سال 31 و 32 زیان نشان داده و هیچ اقدامى اداره مالیات بر درآمد نکرده است این سند است اگر دروغ است وزارت دارایی بیاید تکذیب بکند سینما کریستال در سال 30 صد تومان مالیات داده است بنده اطلاع دارم که یک سلمانى هست که آقاى تفضلى هم می‌شناسند سلمانى نیک این سلمانى براى سال‌هاى 25 و 26 نه هزار تومان برایش اجراییه صادر کرده‌اند براى سینما کریستال صد تومان مالیات تعیین کرده‌اند اجازه بفرمایید بقیه‌اش را بخوانم سینما دیانا و تئاتر سینما دیانا در سال 31 و 32 و 33 ضرر نشان داده است و اداره مالیات بر درآمد هم این ضرر را تأیید کرده است سینماى ایران که همه آقایان براى دیدن فیلم آقامحمدخان رفته‌اند در یک سال 33 تومان مالیات داده است

(صفایی- مالکین اینها کیستند؟) بنده حاضرم اینها را ثابت بکنم که عرایضم صحیح است سینما رکس با سرمایه 5 میلیون ریال طبق ترازنامه تشخیص سال 31 و 32 مبالغى زیان نشان داده است سینما متروپل طبق دفاتر ضرر نشان داده است و مشمول مالیات نشده است

(دکتربینا- از عجایب است) اگر ما می‌آییم جناب آقاى دکتر امینى اینجا می‌گوییم که دستگاه‌های‌تان را اصلاح کنید اگر ما می‌گوییم دستگاه وصول را اصلاح کنید براى این است که برود توى سینماها و تجارتخانه‌ها پول جمع بکند دستگاه‌هایى که به نام سینما در این مملکت که اقلًا باید سالى دویست سیصد هزار تومان مالیات داده باشند یک شاهى مالیات نداده‌اند این را ما بهش برمی‌خوریم و می‌آییم و می‌گوییم که دستگاه وصول خوب نیست آقاى انوارى آخرین بودجه‌اى که شما در سال 1319 تنظیم کردید 362 میلیون بدون عواید نفت عواید این مملکت بوده است بنده عرض می‌کنم که این 362 میلیون تومان خیر همان سیصد میلیون تومان از آن وقت هم که سطح قیمت‌ها اگر ده برابر نگوییم 5 برابر که شده است می‌شود 1500 میلیون تومان اگر دستگاه شما خوب کار کند ما 1500 میلیون تومان را به طور عادى می‌توانیم بگیریم دیگر کارى ندارد با این دستگاه رفقاى عزیز نهضت ملى ایران شکست می‌خورد به همین دلیل که در مورد نفت هم شکست خوردیم براى این که پول نداشتیم و هر کاراساسى دیگرى که نظر شخص اعلیحصرت همایونى شخص اول مملکت  و دولت‌ها و نظر شما نمایندگان است با این دستگاه از پیش نمی‌رود ممکن نیست کارى کرد (صحیح است- احسنت) بنابراین خواستم آقایان بدانند که بنده نظر شخصى و یا نظر خاصى ندارم علاقمند به اصل مالکیتم و معتقدم که بایستى این اصول حفظ شود ولى باید تعدیلى درش بشود به عقیده من این تعدیل پیدا نمى‌شود مگر این که دستگاه‌هاى دولتى اصلاح بشود اول باید دستگاه‌ها را از بالا اصلاح کرد چه طور ممکن است که یک همچو دستگاهى موفق بشود که وضع اقتصادى و اجتماعى را درست بکند آخر این عرایض را توجه بفرمایید و کلاً که مغرض نیستند عوض این که بروید آنجا جشن بگیرید بنده معتقدم که هر کس یک مطالبى را برود خودش تذکراتى بدهد بنابراین استدعا می‌کنم که توجهى نسبت به این مطاب بشود آقاى دکتر امینى که از دزدها مى‌آیند تشکر مى‌کنند و تعلیم نادرستى بهشان می‌دهند توجه کنند

(دکتربینا- جشن اتحاد و انفاق بود) بنابراین بنده می‌خواهم این نتیجه را بگیرم که بنده معتقدم آقایان وزرا دولت و وزارت دارایی یک توجه خاصى نسبت به وضع مالیات‌ها و تغییر مالیات‌هاى مستقیم نسبت به مالیات غیرمستقیم بکنند آقایان اغنیاى این این مملکت باید بدانند براى حفظ خود و خانوادشان براى حفظ استقلال ایران و حفظ و نگاهدارى اجتماع باید یک کارى توى این مملکت بشود اول کار این است که دستگاه دولت اصلاح بشوداساسى‌ترین کار این است که دستگاه‌هاى وصول مالیات اصلاح بشود بنده دیگر عرضى ندارم و پیشنهادى هم راجع به این موضوع داده‌ام.

رئیس- آقاى صدرزاده موافقید. بفرمایید.

صدرزاده- بنده غالباً می‌بینم در مجلس در بعضى موارد که صحبت می‌شود بعضى از آقایان محترم روش انگلستان و امریکا را براى ما صحبت می‌فرمایند لزوم ندارد آنها را بفرمایند روش اسلامى بالاترین روش‌ها است در باب مالیات دادن و مالیات گرفتن ملاحظه بفرمایید که یک مرد متقى امروز می‌رود مثلًا در الله بروجردى از روى کمال خلوص آنچه وجوه اسلامى بدهکار است می‌دهد و ایشان هم با کمال پاکى که شاید در جهان نظیر ندارد آن را در اجتماع مسلمین و کارهاى خیریه و مصالح مسلمین صرف مى‌کنند دیگر شما از انگلستان و امریکا براى ما مثال نیاورید اما راجع به این که فرمودید مالیات غیرمستقیم از مالیات مستقیم زیادتر گرفته می‌شود بنده این را قبول دارم که مالیات غیرمستقیم یک مالیات عادلانه نیست و ممکن است که سطح هزینه زندگى مردم را بیشتر بکند ولى یک فلسفه‌اى دارد که در ممالک خاور زمین غالباً مالیات غیرمستقیم را رجهن می‌دهند و علتش هم همان بدى دستگاه وصول است مردم در مالیات‌هایى که با دستگاه وصول تماس پیدا می‌کنند غالباً راه فرار پیدا مى‌کنند که مالیات ندهند براى این که زیادتر از حد معمول از آنها مطالبه می‌شود ولى مالیات غیرمستقیم را چون با دستگاه وزارت دارایی تماس کمترى دارند تحمل می‌کنند ولى البته مالیات غیرمستقیم مالیات خوبى نیست بلکه مالیات صحیح همه مالیات مستقیم است که باید به تناسب عایدات گرفته شود جناب آقاى دکتر جزایرى فرمایشاتى که راجع به درآمد دولت فرمودند بسیار بسیار به جا است و البته راه جبران این مطلب و پیش‌بینى این مطلب در مسئله مالیات بر درآمد است که باید میزان مالیات بر درآمد که یک میزان معین  و حد ثابتى در هر سال براى دولت دارد طورى معین بکنند که تکافوى بودجه مملکت رابکند که اگر آن مالیات را به طور صحیح دریافت بکنند اصلًا ثروت و تمول زیادى تجمع پیدا نمی‌کند که بعد بخواهند از طریق مالیات بر ارث بگیرند اما راجع به مالیات بر ارث درسال 1316 مالیات بر ارث و انتقالات بلاعوض از مجلس گذشته است در آنجا حداکثر مالیات به مأخذ پنج درصد است و در اینجا به طورى که ملاحظه می‌فرمایید حد مالیات تا مأخذ بیست و پنج درصد بالا رفته است

(یک نفر از نمایندگان- براى طبقه اول) بنده تصور می‌کنم در اینجا افزایش براى این نوبت اولى که افزایش می‌دهیم نباید در یک حد زیادى این مالیات را افزایش بدهیم که اشخاص متمکن درصد دیر نیایند که راه فرارى براى خودشان درست کنند یعنى اصولًا مالیات را باید متناسب وضع کرد تا مردم با رغبت بدهند وقتی که مالیات از حد عدالت تجاوز کرد قطعاً راه پیدا می‌کنند که از پرداختش فرار کنند بنده در سه دوره‌اى که افتخار نمایندگى مجلس را داشتم مکرر از وزراى دارایی شنیدم که در موقع جنگ که مالیات‌هاى صدى هشتاد معین کرده بودند درآمد دولت کاهش داشته است نسبت به سال‌هاى قبلش و معلوم می‌شود که اگر نرخ و میزان مالیات زیاد بشود و از حد عادى تجاوز بکند مردم راه فرارى به دست می‌آورند و در نتیجه عایدات دولت کمتر خواهد شد به اضافه یک نکته‌اى هم هست که مردم بهانه‌جویى می‌کنند در دادن مالیات و آن این است که می‌گویند درست مصرف نمی‌شوداگر یک فردى مطمئن باشد که هر دقیقه بمیرد فرزندش  به مخارج دولت در مدرسه تحصیل خواهد کرد و یا اگر بیمارى داشته باشد در بیمارستان مجانى دولت معالجه خواهد شد این دیگر حتى اصرارى هم ندارد که اندوخته زیاد داشته باشد تمام اصرار افراد براى این است که افراد ورثه آنها آسایش نسبى داشته باشند ولى وقتى بدانند که دستگاه حاکمه آسایش اجتماع را فراهم می‌کند به هیچ وجه فرار از دادن مالیات نخواهند کرد اصرارى هم به تجمع مال نخواهند داشت این یک نکته بسیار اساسى است که بنده معتقد هستم عجالتاً مجلس شوراى ملى همین مالیات افزایش 5 را برای قبول بکند که به یک وضع صحیحى مالیات را از مردم دریافت بکند و مردم را نرنجاند در طرز اجراى قانون و بعداً اگر در دوره دیگرى این قانون آمد اگر زمینه مساعدى داشت ممکن است براى نوبت دیگر این مالیات را افزایش بدهند و اما نکته‌اى که بنده راجع به این قانون می‌خواهم تذکر بدهم این است که مخصوصاً جناب آقاى معاون وزارت دارایی توجه داشته باشند که می‌نویسد از ده میلیون به بالا صدى پنج در صورتى که این اشلى که هست از ده هزار تومان شروع شده و همه جا می‌گوید که از مازاد به میزان فلان زیادتر بگیرند مثلاً از چهل تا پنجاه هزار تومان نسبت به مازاد صدى چند از پنج تا ده میلیون تومان نسبت به مازاد چه قدر ولى در این رقم آخر این کلمه مازاد فراموش شده است و البته منظور اساسى این بوده است که از مازاد گرفته شود چون هیچ داعى ندارد با یک ریال تفاوت میزان مالیات از صدى پانزده به صدى 25 ترقى کند این میزان نسبت به مازاد نباشد و از کلیه گرفته شود البته منظورشان هم این بوده است ولى اگر اصلاح نشود در عمل براى مردم تولید زحمت می‌کند این جمله را هم بایداصلاح کرد.

رئیس- پیشنهادى راجع به کفایت مذاکرات رسیده که قرائت می‌شود

(به شرح زیر خوانده شد)

پیشنهاد می‌نمایم که مذاکره در اطراف ماده 9 کافى باشد. مهدوى.

رئیس- آقاى مهدوى.

مهدوى- بنده خودم عضو کمیسیون دارایی هستم در آنجا درباره لایحه بحث شده است و به نظر بنده چون این لایحه دو شورى است و دوباره بر می‌گردد به کمیسیون دارایی و پیشنهاداتى که داده می‌شود در آنجا رویش بحث می‌شود و بحثى که در اینجا شده تا به حال خیال می‌کنم کفایت کرده باشد و اگر آقایان نظرى دارند پیشنهاد بدهند و تشریف بیاورند در کمیسیون دارایی در آنجا تذکر بدهند چون آنجا فرصت بیشترى براى رسیدگى هست (صحیح است) و وضعیت هم بیشتر اجازه می‌دهد و با دقت بیشترى این لایحه اصلاح می‌شود این است که استدعا می‌کنم آقایان موافقت بفرمایند که این ماده مذاکره‌اش کافى باشد اگر آقایان میل دارند در آنجا تشریف بیاورند و رسیدگى بشود

رئیس- مخالفى نیست؟ رأى گرفته می‌شود به کفایت مذاکرات در ماده نه آقایان موافقین قیام فرمایند. (اکثربرخاستند) تصویب شد.

در ماده نهم 8 فقره پیشنهاد

+++

رسیده که به ترتیب قرائت می‌شود (پیشنهادات به شرح زیرقرائت شد)

پیشنهادآقاى مهدى ارباب)

پیشنهاد می‌کنم- نرخ مالیات سهم‌الارث معین در ماده نهم با تخفیف پنجاه درصد تصویب شود (پیشنهاد آقاى دکتر شمس‌الدین جزایرى)

مقام محترم ریاست مجلس شوراى ملى- اینجانب پیشنهاد می‌نماید که تبصره ذیل به ماده نهم قانون اضافه گردد.

تبصره- علاوه بر مالیات مقرر در ماده نهم در صورتی که سهم‌الارث هر یک از ورثه درجه 1 از یک میلیون ریال تجاوز کند 1 ر 4 مازاد از یک میلیون ریال دولت براى براى صرف کارهاى دینى و فرهنگى و بهداشتى اخذ نماید نسبت به وراث درجه 2 یک سوم از مازاد یک میلیون ریال و نسبت به وراث درجه 2 یک سوم از مازاد یک میلیون ریال و نسبت به وراث درجه 3 نصف مازاد یک میلیون ریال را دولت اخذ و به مصارف مذکور بالا برساند (پیشنهاد آقاى ارسلان خلعتبرى)

مقام محترم مجلس شوراى ملى.

 اینجانب پیشنهاد می‌کنم که تبصره ذیل به ماده نهم اضافه شود:

وزارت دارایی می‌تواند در صورتى که ماترک متوفى زائد بر یک قریه مزروعى باشد مالیات بر ارث زارعین ملک وصول نماید و به ترتیبى که براى فروش خالصجات دولتى مقرر است آن را به کشاورزان بااقساط سالیانه به فروش برساند.

(پیشنهاد آقاى دکتر حسین بینا)

پیشنهاد می‌کنم ماده نهم به ترتیب زیر اصلاح شود از 001 ر 000 ر 10 به بالا صدى بیست و پنج از ماده حذف شود (پیشنهادآقایان: موسوى، مصطفى ذوالفقارى، سلطان‌مراد بختیار، افخمى، یارمحمدشادلو)

یشنهاد تبصره الحاقى به ماده 9 قانون مالیات بر ارث. مؤدى مالیاتى می‌تواند به جاى وجه نقد از ماترک مورث خود ملک مزروعى معادل بدهى و مطابق همان نرخى که براى وصول مالیات تحقق پیدا می‌کند به دولت منتقل نماید و دولت مکلف است این قبیل املاک را بر طبق شرایط قانون فروش و تقسیم املاک خالصه به رعایاى محل واگذارنماید (پیشنهاد آقاى صادق سرمد) ریاست مجلس شوراى ملى.

پیشنهاد می‌کنم تبصره زیر به ماده 9 قانون مالیات بر ارث الحاق شود. تبصره در هر یک از طبقات وراث هر گاه وارث منحصر به فرد بوده و متوفى نیز وصیتى بر ثلث خود نکرده باشد مالیات متعلقه با رعایت بخشودگى به طور مقطوع معادل نصف سهم‌الارث وارث منحصر خواهد بود و این مالیات تماماً به فرهنگ اختصاص داده می‌شود که به نام متوفى به مصرف تأسیس دبستان برسد وجود وارث فرض برد در هیچ یک از طبقات مانع از اجراى حکم این تبصره نیست

(پیشنهاد آقاى بهرام سهرابیان)

ریاست محترم مجلس شوراى ملى.

پیشنهاد می‌کنم تبصره زیر به ماده 9 قانون مالیات بر ارث اضافه شود.

تبصره- در صورتی که بین وراث متوفى صغیر وجود داشته باشد ترتیب وصول مالیات متعلقه این طور خواهد بود که صدى بیست مالیات سهم‌الارث صغار از سهم‌الارث که با رد دریافت خواهد شد (پیشنهادآقاى صادق نراقى)

پیشنهاد می‌نمایم که ماده 9 به طریق ذیل اصلاح شود:

1- مالیات از روى کلیه ماترک متوفى پس از وضع دیون مسلم متوفى (به غیر از آنچه به وراث طبقه اول خود داشته باشد) و مخارج کفن و دفن و معافیت‌هاى مندرجه در تبصره این ماده بر نرخ‌هاى ذیل دریافت شود (نرخ به شرح مرقوم در قانون)

تبصره- قبل از احتساب مالیات اول دیون متوفى به شرح فوق و مخارج کفن و دفن موضوع و سپس براى هر یک از وراث طبقه اول تا یک میلیون ریال به نرخ ثابت دو درصد مالیات محسوب و از بقیه دارایی به نرخ فوق مالیات دریافت می‌شود.

رئیس- به کمیسیون ارجاع می‌شود. آقاى قنات‌آبادى.

4- تقدیم یک فقره سؤال به وسیله آقاى قنات‌آبادى.

قنات‌آبادى- یک سؤالى است از وزارت کشور راجع به سوءاستفاده‌هایی که در شهردارى شده و بذل و بخشش‌هایی که در اموال عمومى کرده است تقدیم می‌کنم که مراجعه بفرمایند به وزارت کشور.

5- تقدیم یک فقره طرح سه فورى به وسیله آقاى دکتر پیرنیا و قرائت آن.

رئیس- آقاى دکتر پیرنیا.

دکتر پیرنیا- یک طرحى است که عده‌اى از آقایان نمایندگان براى جلوگیرى از افزایش نرخ نان امضاء فرموده‌اند و تقاضا دارند که با قید سه فوریت قبل از سایر مسائلى که در دستور است مطرح فرمایید و یک کمیسیونى تعیین بشود و راجع به این موضوع رسیدگى بکند و با نماینده دولت شور و مشورت بکند و یک تصمیمى در این باب اتخاذ بکنند با قید سه فوریت است و تقاضا داریم امر بفرمایید قرائت بشود.

رئیس- حالا قرائت می‌شود چون وقت زیاد نیست در اول جلسه بعد مطرح می‌کنیم‏

دکتر پیرنیا- پس به دولت تذکر داده شود.

رئیس- حالا قرائت می‌شود 0 به شرح زیر خوانده شد)

ریاست محترم مجلس شوراى ملى.

نظر به این که وزارت دارایی تصمیماتى براى افزایش نرخ نان و برقرار ساختن دو نوع نان اتخاذ کرده است که ممکن است از امروز اجرا شود

(چند نفر از نمایندگان- اجرا شده) اینجانب آن امضاکنندگان زیر ماده واحده زیر را پیشنهاد و تقاضا داریم با سه فوریت قبل از سایر مسائلى که در دستور قرار دارد مطرح فرمایند.

ماده واحده- براى شور و مطالعه و اتخاذ تصمیم به نرخ و طرح عملى دولت در مورد نان کمیسیون مخصوصى مرکب از دو نفر نمایندگان از هر یک از شعب مجلس شوراى ملى تشکیل می‌گردد دولت نمی‌تواند بدون جلب نظر کمیسیون مزبور در نرخ فعلى نان تغییراتى بدهد. قنات‌آبادى، کریمى، سلطان‌مراد بختیار، حمید بختیار، صدقى، موسى عمید، دکتر بینا و چند امضاء دیگر.

رئیس- در جلسه بعد مطرح می‌شود. آقاى فرود

6- تقدیم یک فقره سؤال به وسیله آقاى فرود.

فرود- سؤالى دارم راجع به ارز محصلین تقدیم می‌کنم.

7- سؤال آقاى سیداحمد صفایی راجع به متهمین قتل ابرقو و جواب آقاى معاون وزارت دادگسترى.

رئیس- حالا سؤالات مطرح است سؤال آقاى صفایی از وزارت دادگسترى، آقاى صفایی بفرمایید.

سید احمد صفایی- سؤال بنده از وزارت دادگسترى است راجع به قتل فجیعى که چند سال قبل در یزد نسبت به یک بیوه زن با پنج بچه کوچک اتفاق افتاده است ولى قبل از این که به توضیح سؤالم بپردازم چون یک موضوع مهم حیاتى که امروز مبتلا به مردم این کشور شده است موضوع نان است و کیلویی یک قران به قیمتش اضافه کرده‌اند و اگر دولت کیلویی یک قران اجازه بدهد که نرخ بیفزایند نانواها با کیلویی دو قران اضافه هم قانع نخواهند بود براى این که موقعى که ارزان کردند و یک قران پایین آوردند نانواها گوششان بدهکار نبود و ابداً عمل نکردند و همچو که یک قران روى نرخ نان گذاشتند دو قران می‌رود بالا

(پورسرتیپ- تکلیف کشاورزان چیست؟) از طرفى دولت صدى بیست و پنج می‌گیرد براى چه می‌گیرد حالا نان را گران کرده‌اند و این باعث نگرانى مردم شده است البته تمام رفقا و همکاران خواهش می‌کنند که دولت توجه عاجلى به این موضوع بنماید

(پورسرتیپ- تا در طهران نان ارزان است و مزد زیاد شهرستان‌ها خراب است) اما راجع به موضوع سؤال بنده باید عرض کنم که به نام آزادى در این کشور جنایت‌هاى عجیبى می‌شود (صحیح است) در صورتی که آزادى در حدود عقل و منطق خوب است و اگر از حدود عقل و منطق تجاوز کرد آن مضربه کشور خواهد بود

(تیمورتاش- آن دیگر اسمش آزادى نیست هرج و مرج است)

(قنات‌آبادى- آزادى در حدود عقل است آن که از حدود عقل خارج شود هرج و مرج است) ما از پاپ هم کاتولیک‌تر شده‌ایم یعنى از انگلستان که ما در آزادى و مشروطیت دنیا حساب می‌شود

(قنات‌آبادى- کجا آقا؟) از انگلستان

(قنات‌آبادى- آن که حالا مادربزرگ شده است) چهارصد سال سابقه آزادى دارد ما در مشروطیت و آزادى است معذلک به هر جمعیتى در کشورش آزادى نمی‌دهد جمعیت‌هایی که زیان داشته باشند به آنها آزادى نمی‌دهد در کشور سوئیس غیر از مذاهبى که رسمیت دارد در آن کشوراگر کسى نسبت به مذاهبى غیر از آن مذاهب تبلیغى کند مجرم شناخته می‌شود با این که یکى از ممالک متمدنه است و قبل از ما داراى مشروطیت بوده است ولى ما این طفل یک شبه ره صد ساله می‌رود و بلکه از صد ساله هم جلوتر در این کشور جمعیت‌هایی که فتنه دینى و دنیوى دارند به حکم قانون اساسى آزاد نیستند یکى از اصول متمم قانون اساسى تصریح می‌کند که جمعیت‌هایی که فتنه دینى و دنیوى دارند نباید آزاد باشند ولى در کشور ما جمعیت بهایى‌ها که مسلم شده است جاسوس اجانب و بیگانگان هستند (صحیح است) و دستگاه انتلیجنت سرویس انگلستان با آنها مساعدت و همراهى می‌کند (صحیح است) ابتداى ظهور و پیدایش‌شان به وسیله روس‌ها بوده است و بعداً انگلستان آغوش باز کرده است و این جمعیت را مساعدت و همراهى کرده است و ما در این مملکت آزادشان گذاشته‌ایم که تبلیغات و محفل داشته باشند به حدى که 80 محفل در سال قبل اضافه شده است و رسیده است به 120 محفل (صحیح است) و این در اثر آزاد گذاشتن تبلیغ این جمعیت است و کار به جایى رسیده است که به حدى این جمعیت جرأت و جسارت پیدا کرده‌اند که به دستور محفل اقدام می‌کنند به قتل یک بیوه زن بیگناه با 5 بچه مظلوم و معصوم که جنایت بسیار فجیعى است که در روزگار کسى نظیرش را ندیده است شبانه در حالی که این بچه‌هاى معصوم در خواب بوده‌اند عده‌اى به کلبه محقر و کوچک این بیوه‌زن وارد می‌شوند و بچه‌ها را با بیل و تیشه قطعه قطعه می‌کنند و خود بیوه‌زن را هم همین طور به قتل می‌رسانند دستگاه قضایى این مملکت البته آقایان قضات شریف هم دارد ما انکار نمی‌کنیم که در دستگاه دادسترى ما قضات پاکدامن وجود دارند و بسیار هم هستند و لکن یک مشت قضات پاچه ورمالیده دزد هم هستند (صحیح است) که لکه ننگ

+++

به دامن قضات پاک و شریف می‌چسبانند ابتداى امر دستگاه قضایى با همراهى دستگاه انتظامى یعنى ضابطین دادگسترى خواستند این خون‌ها را پایمال کنند

(دکتربینا- آنجا ابرقو است عیبى ندارد) عینى خارج از مملکت ایران است؟ این که عرض می‌کنم خواستند پایمال کنند دلیل دارم دلیلش این است که چند نفر اسفندآبادى که با محمد شیروانى همدست بوده‌اند شبانگاه وارد خانه آن بیوه‌زن می‌شوند آقاى صادقى بازپرسى می‌کند و 3 نفر را 13 روز توقیف می‌کند ولى بعد بدون مجوز قانونى آزادشان می‌کند و در پرونده هم ابداً انعکاسى از توقیف است 3 نفر و آزاد کردن این 3 نفر نبوده است عدم انعکاس توقیف و آزاد کردن این 3 نفر شرکاى جرم خود بهترى دلیل است که می‌خواسته‌اند این خون‌ها را پایمال کنند ولى خدا پدر زمانى را بیامرزد که قاضى شریف و پاکدامنى است و او رفت و قضایا را کشف کرد و این که عرض می‌کنم در پرونده منعکس نیست او کشف کرد این معنى را یعنى یکى از بچه‌هاى شیروانى که 12 ساله بوده است قبلًا به همان آقاى صادقى نشان می‌دهد آن 3 نفر را می‌گوید آن شب سه نفر اسفندآبادى منزل ما بودند که به اتفاق محمد شیروانى رفتند و آن پیرزن را کشتند و مرتکب آن جرم شدندآن بچه با صادقى بازپرس می‌رود در اسفندآباد و آن 3 نفر را آن بچه توى آن جمعیت نشان می‌دهدآن سه نفر را توقیف می‌کنند و بعداً آقاى صادقى آزادشان می‌کند بدون این که در پرونده منعکس بشود بعدآقاى زمانیان می‌رود و آن بچه را پیدا می‌کند به بچه می‌گوید برویم نشان بده بچه می‌گوید که چرا اذیت می‌کنید من که نشان دادم می‌گوید به من هم نشان بده آن وقت می‌رود به اسفندآباد باز به خط می‌کند آن سه نفر را از میان جمعیت اسفندآبادی‌ها پیدا مى‌کنند که توقیف می‌کنند و در ضمن بازپرسى مطلب معلوم می‌شود خلاصه اینها مقدمه‌اش است که بیش از این در مقدمه دیگر تصدیع نمی‌دهم وقتى که پرونده تکمیل می‌شود یعنى از طهران تعقیب و تکمیل می‌شود در دادگاه جنایى پنج نفر محکوم به اعدام می‌شوند

(عمیدى نورى- 4 نفر) یا 4 نفر حضرت آقاى عمیدى نورى به خوبى مطلعند چون ایشان هم یکى از وکلاى شاکى‌هاى خصوصى بودند حکم می‌رود به دیوان کشور در دیوان کشور 2 سال تمام این پرونده‌ها را نگه می‌دارند

(عبدالصاحب صفایی- همان طور که پرونده آقاى دکتر مصدق را نگاه داشته‌اند)

(میراشرافى- توده‌ای‌ها نگاه می‌دارند) بعضى‏ از پرونده‌هاى قطور را سراغ دارم 4 روزه خواندند و نقض کرده‌اند و با ابرام کرده‌اند لکن این پرونده 2 سال تمام با اعمال نفوذهایی که در دیوان کشور شد متوقف و راکد می‌ماند بعد از دو سال نسبت به محمد شیروانى حکم اعدام ابرام می‌شود و نسبت به پنج نفر دیگر که سه نفرشان اسفندآبادى بوده‌اند و محکوم به اعدام بوده‌اند نقض می‌شود و نسبت به نفر دیگر که تبرئه می‌شوند سؤال بنده در این زمینه است بعد از آن که حکم ابرام شد نسبت به محمد شیروانى در 18 اسفند 1332 در دیوان کشور حکم ابرام می‌شود بایستى طبق ماده 482 اصول محاکمات جزایى که عیناً عرض می‌شود «احکام جزایى همین که قابل اجرا شد فوراً به موقع اجرا گذاشته می‌شود» بایستى بلافاصله حکم قطعى به موقع اجرا گذارده شود و بعد از آن که قابل اجرا شد بلافاصله به موقع اجرا گذاشته شود و اکنون بیش از 3 ماه است هنگامى که بنده سؤال کردم

(عمیدى نورى- حکم اجرا شده است اعدام هم شد) قبول دارم عرض می‌کنم لکن بعداز 5 ماه اعدام شد تخلف قانونى که از بین نمی‌رود اعدام شد لکن بایستى بلافاصله اجرا شود بعد از قابل اجرا شدن بلافاصله اجرا می‌شد و این امر به مسامحه برگزار شد و نتیجه‌اى که ما شایداز این سؤال گرفتیم همین بود چون بعد از سؤال کردن بنده اجرا کردند در این کشور اگر از نفس سؤال نتیجه گرفته شد، شد و الا در جوابى که آقایان وزرا و نمایندگان وزارتخانه‌ها می‌دهند انتظارى نباید داشت بالاخره جواب را با عبارت طورى تنظیم می‌کنند که نقطه ضعف نداشته باشد و غالباً همین طور است و دیگر فرصتى براى گفتار باقى نمی‌ماند و سؤال تمام می‌شود و می‌رود این قسمت اول سؤال بنده بود قسمت دیگر این است که یکى دیگر از محکومین این واقعه که حکم محکومیت او قطعى شده دکتر محمد منشادى بوده است که به جرم معاونت در قتل مزبور به سه سال حبس با اعمال شاقه محکوم شده و بایستى بلافاصله به موقع اجرا گذارده شده باشد و در اجراى حکم مزبور آن قدر مسامحه نمودند که مشارالیه فرصت پیدا کرد با حیله غیرقانونى و تمسک به استشهاد از محفل بهایى‌ها تقاضاى اعاده محاکمه نموده است با این که مدرک او یک برگ استشهاد بوده است دیوان کشور صلاحیت تقاضاى قانونى تقاضاى اعاده محاکمه را قبول کرده است و از طرف وزیر دادگسترى در مقابل اعتراضات قانونى عکس‌العملى نشان داده نشده است چون بر حسب قانون در 4 مورد تقاضاى اعاده دادرسى پذیرفته می‌شود یکى آن موردى که عده‌اى متهم باشند به انجام عملى که آن جرم قابلیت نداشته باشد که از اشخاص متعدد صادر شود مثل این که یک گلوله به قلب یک نفر خورده است و با همان یک گلوله که خورده آن شخص را کشته است این قتل را منتسب به اشخاص متعدد نمى‌شود کرد یک گلوله را یک نفر می‌زند 2 نفر که نمی‌زند

(عبدالصاحب صفایی- ممکن است 2 نفر دست روى ماشه بگذارند) مثال دیگر هم دارد لکن اینجا چون بعضى از مخدرات و خانم‌ها هستند نخواستم عرض کنم

(صفایی- پس گرفتیم) پس گرفتید بلى. خوب بنده رعایت عفت را کردم و الّا بنده مثال واضحى دارم دوم جایى است که کسى متهم به قتل کسى شده است و آن کسى که می‌گویند مقتول است با پایش راه افتاده آمده به محکمه و حاکم هم می‌بیند که زنده است و آن کسى که می‌گفته‌اند مقتول شده آمده معلوم است که این زنده بوده در این صورت تقاضاى اعاده دادرسى پذیرفته می‌شود مورد سوم آنجایى است که مجهول بودن اسناد کشف بشود اسناد مجعوله‌اى داده بشود و حکم روى آن اسناد داده بشود و بعد مجعول بودن آنها کشف بشود مورد چهارم آنجایى است خود عبارت قانون این است «که ثابت شده بى‌تقصیر بودن متهم» بى‌تقصیر بودن متهم ثابت شده یعنى چه؟ یعنى اگر یک استشهادى از رفقایش حالا یا بهایى یا غیربهایی ما در اصل قانون صحبت می‌کنیم اگر یک استشهادى کرد آورد به دیوان کشور باید این استشهاد مدرک مناط قبول اعاده دادرسى باشد؟ اگر این طور باشد و منظور قانون‌گذار این باشد باید بهش خندید به قانونى که این قدر شل است  و ضغیف باشد حکم صادر شده است در دیوان کشور با یک برگ استشهاد که فوراً تقاضاى اعاده دادرسى پذیرفته شود این قانون، قانون نیست. پس منظور چیست؟ منظور ثبوت در یک محکمه رسمى است در صورتى که ثابت شده مقصر و متهم بى‌تقصیر بوده است مثلًا اگر کسى محکوم به اخفا مال مسروقه‌ای است حکم هم بر علیهش صادر شده در محکمه اگر این شخص که محکوم به اخفا مال مسروقه است ثابت شد که از کسى خریده و فروشنده سارق نیست و محکمه حکم کرد که حساب سرقتى در بین نبوده است و این صاحب مال خریده است آن کسى هم که محکوم به اخفا مال مسروقه بوده است بى‌تقصیریش ثابت می‌شود آن وقت می‌تواند تقاضاى اعاده دادرسى بدهد و الّا به صرف استشهاد آن هم از محفل خودشان به امضاء مثلاَ احسان‌الله از امضایش معلوم است که چه کاره است انعام الله بها الله از این قبیل اشخاص امضاء کرده‌اند به صرف این استشهاد نمى‌شود اجازه اعاده دادرسى داد، آقایان می‌گویند که تأمین دلیل کردیم تأمین دلیل که دلیل نیست تأمین نسبت به چیزى است که یمکنن ان یکون دلیلا به حکم قانون تأمین دلیل براى تأمین و حفظ آن چیزهایى است که محکمه باید رسیدگى کند به این که این دلیل هست یا دلیل نیست تا ثابت بشود گفته‌اند بیایید تأمین دلیل کنید رفته‌اند شهادت شهود را استماع و این یک برگ را برده‌اند دیوان کشور اساساً از همان اول نسبت به دکتر محمد منشادى ارفاق کرده است منشى محکمه می‌گوید که محمد منشادى ده هزار تومان به آقاى صادقى داده است و آزادش کرده است حالا من در آن مرحله نیستم با دیوان کشورى‌ها عرض دارم عرض کردم در ابتداى امر در یزد دکتر محمد منشادى را هیچ توقیف نکرده‌اند در حالی که سایر متهمین را توقیف کرده‏‌اند چرا آقاى اسماعیل مینویى از قم برمی‌خیزد می‌رود به یزد باآقاى صادقى بازپرس مصافحه می‌کند و آقاى دکتر منشادى را آزار می‌کنند

(صفایی- حین‌المصافحه چیزى هم رد و بدل می‌کنند) آن را من نبودم العلم عندالله خلاصه دیوان کشور اعاده دادرسى را پذیرفته است اما مرحله سوم از سؤال بنده این است چون نسبت به پنج حکم از این احکام دیوان کشور نقض قائل شده است پرونده ارجاع شده است به شعبه 2 دادگاه جنایى و با این که بایستى محاکمه علنى باشد از ورود یک عده از علاقمندان جلوگیرى می‌کردند و محکمه به طور سرى ادامه داشته است  حالا راجع به این زمینه بنده چندان پافشارى ندارم چون جناب آقاى عاملى رئیس و معاونشان آقاى مجتهدى که من بهشان ایمان دارم گفتند که در این قسمت‌ها اعمال نظرى نکرده‌ایم و منصفانه دستور دادیم و بنده همان طوری که عرض کردم ایمان به جناب آقاى عاملى دادستان استان دارم و ایشان بسیار مرد شریفى هستند چون در این زمینه ایشان فرمودند که کارت‌ها را ما تقسیم می‌کردیم بنده در این قسمت دیگر عرضى ندارم و اما راجع به قسمت چهارم از سؤال که در محکمه جنایی در شعبه 2 یکى از قضات به نفع متهمین قبل از ختم محاکمه اظهار عقیده و تمایل کرده گر چه در پرونده منعکس نیست لکن این آقا، آقاى مصداقى بود و شاهد و گواه هم آقاى قرشى و علوى نایینى هستند. جناب آقاى مطهرى معاونت وزارت دادگسترى ممکن است بپرسند خودشان از آقاى علوى نایینى اگر آقاى نایینى انکار کردند بنده فرمایش ایشان را قبول دارم و عرضى ندارم آقاى قرشى و آقاى علوى نایینى شاهدند که آقاى مصداقى قبل از ختم محاکمه قبل از شنیدن حرف‌هاى طرفین اظهار تمایل به نفع متهم کرده است و وکلالتى شاکی‌ها هم به عنوان اعتراض جلسه را ترک کرده‌اند و آنها هم حکم را نقض کرده‌اند و آن چند نفر دستیاران و شرکاى جرم را محکوم به ده سال حبس کرده‌اند در صورتى که دادستان مخالف با این عقیده بوده است و بایستى که تقاضاى فرجام بکند نکرده است و بالاتر از همه اینها مدعى‌العلوم دیوان کشور هم تقاضاى فرجام نکرده آقاى وزیر دادگسترى که ریاست فائقه دارد البته این اعتراض بنده متوجه وزیر تازه نیست چون آقاى شادمان تازه تشریف آورده‌اند این تخلف‌هاى از قانون هیچ کدامش مربوط به ایشان نیست مسئول جناب آقاى اخوى هستند که تخلف از قانون کرده‌اند (احسنت)

رئیس- آقاى معاون وزارت دادگسترى.

معاون وزارت دادگسترى- (میر مطهرى) جناب آقاى صفایی یک مطلبى اضاف به آن چیزى که در سؤالات سابق‌شان فرموده

+++

بودند در اینجا اظهار کردند که البته اینها محتاج به یک مطالعه بیشترى است لذا بنده فعلًا نسبت به آن قسمت‌ها مهیا نیستیم و بایستى با مراجعه به سوابق جواب عرض بکنم و اما راجع به آن قسمت‌هایی که سؤال فرموده بودند چهار فقره سؤال بوده که اینجا خودشان توضیح فرمودند و از یک قسمت هم صرف‌نظر کردند بنابراین می‌پردازم به جواب همان سه فقره سؤال. سؤال اول این است که در اجراى حکم محمد شیروانى محکوم به اعدام مسامحه به خرج داده شده است و تأخیرهایى شده است بنده توضیحاتى در این خصوص عرض می‌کنم شاید با عرض این توضیحات آقا اقناع بشوند و حمل به سوء جریان یا نظر خاصى نفرمایند حکم اعدام مثل سایر احکام بلافاصله پس از قطعیت به موقع اجرا گذاشته نمی‌شود زیرا محکوم وقتى اعدام شد برگشت حکم به هیچ صورت میسر نیست و اگر محکوم از طرق فوق‌العاده‌اى که براى شکایت از احکام قطعى موجود است استفاده کرده باشد یا مشمول عفو ملوکانه شده باشد باید قبل از اجراى حکم بر دادستان معلوم باشد در مورد محمد شیروانى پس از تهیه زمینه رأى در هشتم اسفند 32 و تهیه حکم و پاک‌نویس آن بعد از تاریخ مزبور حکم دیوان عالى کشور در 12 فروردین 1333 به دادستان استان ابلاغ شده و دادستان استان پس از سؤالاتى که از مراجع براى استطلاع از مراتب بالا کرده مطلع شده است که محکوم علیه از دیوان کشور تقاضاى اعاده دادرسى کرده است بعد از تقاضاى مزبور مورد قبول دیوان عالى کشور واقع نشد ورد گردید دادستان طبق آیین‌نامه اجراى حکم اعدام گزارش خود را به وزیر دادگسترى تقدیم کرده و گزارش مزبور و پرونده کار در اداره فنى وزارت دادگسترى مورد مطالعه قرار گرفته و چون هیچ گونه خبط  و اشتباهى در جریان کار ملاحظه نشده در 25 خرداد ماه 333 دستور اجرا حکم با اطلاع محکمه با اطلاع دادستان به شهربانى پس از اعزام محکوم به یزد و تهیه مقدمات اجرا. حکم آن را در 26 تیر 33 در شهرستان یزد به موقع اجرا بگذرد و به طوری که ملاحظه فرمودید چون مقدمات مزبور براى اجراى حکم اعدام لازم‌الرعایه بوده است تاخیرى در اجراى حکم رخ نداده و در اولین روزی که میسر بوده حکم دادگسترى به موقع اجرا. گذاشته شد و اما در مورد دکتر محمد منشادى این را هم اگر خود آقا یک قدرى متوجه جریان موضوع باشید شاید رفع تو هم ازشان بشود که واقعاً هیچ نظرى روى ارفاق در کار نبوده است اگر یک تاخیراتى در جریان کارهاى عدلیه پیش می‌آمد آن مربوط است به شریفات کار عدلیه و حالا بنده موضوع را عرض می‌کنم انشاءالله امیدوارم که در این قسمت هم آقا قانع بشوند در مورد دکتر محمد منشادى هم مسامحمه و مساهله موجب آن نشده که نامبرده بتواند تقاضاى اعاده دادرسى تقدیم نماید بلکه همان طورى که در پاسخ سؤال اول به عرض رسید حکم دیوان کشور که در دوازدهم فروردین ماه 1333 به دادرسان ابلاغ شده و دادستان استان هم ضمن دستوراتى که براى اجراى حکم سایر محکومین داده دستور اجراى حکم را درباره محمد منشادى داده است منتهى چون نامبرده در طهران اقامت داشته است پیش از آن که حکم به موقع اجرا گذاشته شود وکیل او توانسته است از دیوان عالى کشور تقاضاى اعاده دادرسى نماید و به استدعاى وکیل او در 26 اردیبهشت ماه 1333 در دیوان عالى کشور رسیدگى شده و اعاده دادرسى قبول گردیده است بدیهى است که قبول استدعاى اعاده دادرسى اجرا حکم را به تأخیر می‌اندازد و اگر شروع به اجرا آن را متوقف می‌ساخت و فاصله بین ابلاغ حکم به دادستان و قبول اعاد دادرسى در حدود چهل روز بوده است قبول استدعاى اعاده دادرسى با دلایلى که به دیوان عالى کشور تقدیم شده و آنها هم قبول کردند.

صفایی- به چه دلیل بوده است.

معاون وزارت دادگسترى- همین که فرمودید استشهاد بوده است تأمین دلیل بوده است حالا ملاحظه می‌فرمایید بلکه در مورد اشخاص دیگر و در مواردى که نظیر همین مورد بوده شعب دیوان عالى کشور اعاده دادرسى را پذیرفته‌اند بنابراین با این سوابق بنده تصور نمی‌کنم انحرافى از قانون شده باشد چون بایستى عرض کنم که دیوان عالى کشور در استنباط مواد قانون نظر مستقل دارد وزیر دادگسترى وظیفه‌اى در این باب ندارد که انجام نداده باشد یک قوه عالى مقامى است استقلال رأى هم دارد در نظایر موضوع هم رأی داده بود به تبعیت از نظایر موضوع و دلایلى که بود توجهش را جلب کرده بود و در هر حال وزارتخانه در اینجا نمی‌تواند تأثیر داشته باشد و نبایستى هم تأثیر داشته باشد گر چه حضرتعالى از یک فقره سؤال صرف‌نظر فرمودید ولى بنده براى توجه حضرتعالى و آقایان نمایندگان محترم ناچارم جواب این قسمت سؤال را هم عرض کنم جواب این سؤال را هم که جلسات دادگاه جنایى از ابتدا تا انتها علنى بوده و علاوه بر متهمین و مدعیان خصوصى و وکلاى آنان عده زیادى تماشاچى در آن شرکت کرده‌اند بنده خودم شاهدش هستم و خود بنده به کرات اتفاق افتاد که آقایان اهل علم و معلمین تشریف آوردند. گله می‌کردند که چرا ما را به سالن جنایى راه نمی‌دهند بنده به وسیله همین آقاى عاملى صندلى اضافه کردم خودم با مأمورین انتظار صحبت کرده‌ام. گفته‌ام تا آنجا که ممکن است به آقایان تماشاچى جا بدهید (عمیدى نورى- مقصود این بود که چرا به سالن بزرگ محاکمه را نبردند درآن سالن کوچک بردند؟) وسایل نبود از حیث تهویه و غیره

(عمیدى نورى- چرا آن دفعه بود؟) غرض جلسات دادگاه جنایى از ابتدا تا انتها علنى بود و علاوه بر متهمین و مدعیان خصوصى و وکلاى آنان عده زیادى تماشاچى در آن شرکت کرده‌اند و روزى نبوده است که صندلى تماشاچیان دادگاه خالى باشد علاوه بر این دادگاه بنا به تقاضاى علاقمندان در ساعات محکمه دستور داده بود درهاى سالن دادگاه را باز بگذارند تا اشخاصى که نتوانسته‌اند وارد دادگاه بشوند از خارج ناظر جریان دادگاه باشند دخالت مأمورین انتظامى هم فقط براى حفظ نظم و ترتیب و جلوگیرى از هجوم افرادى بوده است که زاید از گنجایش دادگاه می‌خواسته‌اند وارد دادگاه بشوند مطالبى را که بنده عرض می‌کنم عین حقیقت است چون من خودم ناظر و شاهد جریان بوده‌ام اما در موضوع سؤال چهارم و مرد و دبودن یکى از قضات و ایرادى که به عمل آمده اولاَ عرض می‌کنم که وکلاى مدعى خصوصى به عنوان اعتراض از حضور در جلسات دادگاه خوددارى نکرده‌اند و اگر چنین کرده بودند اقدام آنان خلاف مقررات قانون بوده بلکه در ایرادى که به دادگاه کرده‌اند نوشته‌اند که چون حضورآنان دیگر ضرورت ندارد در جلسات اخیر دادگاه حاضر نخواهند شد ایراد آنان که به صورت قانونى نبود و در آن ذکر نکرده بودند کدام یک از قضات دادگاه اظهارى به نفع متهمین کرده و آن اظهار چه بوده است معهذا مورد توجه هیئت قضات واقع شد و چون دلیلى براى این اظهار اقامه نشده بود ایراد مزبور رد گردید و نتیجه هم به آقایان ابلاغ شد این جوابى بود که بنده عرض کردم در قبال آقاى صفایی تصور می‌کنم با تحقیق دقیقى که بفرمایند و خودشان هم مراجعه به سابقه بفرمایند و بنده خودم را در اختیار ایشان می‌گذارم در وزارت دادگسترى و ایشان آن سوابق را رسیدگى بفرمایند و انشاءالله امیدوارم که منطبق با موارد عرضم در مجلس باشد و راجع به سایر قسمت‌ها یک تذکراتى فرمودید که بنده آنها را یادداشت کردم و بعداً تحقیق می‌کنم و عرض می‌کنم.

رئیس- آقاى صفایی.

صفایی- بنده عرض کردم که مگر این که از نفس سؤال نتیجه‌اى عاید بشود و الّا از جواب آقایان چیزى دستگیرمان نمى‌شود و نمى‌شود استفاده کرد.

رئیس- منظور این است که باز هم وقت دارید

(صفایی- بنده عرضى ندارم) آقاى ارباب.

8- سؤال آقاى ارباب راجع به قاتلین فرخ‌زاد و ایران پرست و متهمین واقعه انتخابات زابل و جواب آقاى معاون وزارت دادگسترى.

ارباب- بنده استدعا می‌کنم از آقایان محترم با رعایت به این که یک قدرى کسالت دارم و با رعایت به این که آخر جلسه است و آقایان خسته هستند عرایضى که می‌کنم توجه بفرمایند چون بستگى دارد به مصالح و سعادت کشور البته آقایات متوجه هستند که با ناامنى نمی‌شود ایجاد سعادت ایجاد نان ایجاد کار ایجاد ثروت ایجاد آسایش براى مردم کرد ناامنى اقسام مختلف دارد که ما با بیشتر آنها سال‌ها است دست به گریبان هستیم یکى از آن ناامنى‌ها آدمکشى‌ها است ما وقتى یک نقاط زرخیزى داریم و میل داریم براى سعادت کشور سرمایه‌هاى داخلى و خارجى در این نواحى به کار بیفتد بایستى امنیت هم حکمفرما باشد اگر بنا شد که آدم کشته بشود و ضابطین دادگسترى هم با قاتلین کمک بکنند حتى قاتل را بااسلحه فرار بدهند آقایان سؤال می‌کنند آیا چه مرض باید داشته باشد یک صاحب سرمایه خارجه‌ای که بیاید در چنین مناطقى سرمایه خودش را به کار بیندازد و چه تأمینى خواهد داشت البته کسانى که کشته شده‌اند و مرده‌اند با سؤال بنده و جواب جناب آقاى معاون وزارت دادگسترى زنده نمی‌شوند اما فکرى براى زنده‌ها و آتیه کشور بفرمایید که آدمکشى خیلى آسان نباشد در کشور وقتى که یک گروهبان ژاندارمرى با زن بچه‌اش را می‌کشند و خود دولت تعقیب نمی‌کند چه توقعى باید داشت که براى قتل یک فرد سیویل یا یک مستخدم سیویل تعقیب کند. به هر حال بنده براى این که وقتى براى جواب باقى باشد و فرصت زیاد هم نیست و متأسفانه در آیین‌نامه رعایت نشده است وکیل وقتش محدود است اما وزیر وقتش براى جواب نامحدود است سؤالى که بنده کرده بودم سه موضوع است یکى این است که متجاوز است از هفت سال است پرونده قتل فرخ‌زاد شهید را که گذاشته شده است  و پس از اقدامات ورثه مقتول متجاوز از دو سال است پرونده براى اقدام به دادسراى زاهدان فرستاده شده و کمترین اقدامى به عمل نیامده کى مانع تعقیب است و چرا اقدام نمی‌شود سؤال دوم بنده این است که پرونده قتل مرحوم ایران‌پرست بازرس وزارت دارایی که در لار در اول اردیبهشت ماه 332 در شعبه اول دادگاه جنایى مطرح و معلوم شد که مسبب و محرک اصلى آقاى مراد ریگى بوده است و در دادگاه علیه ایشان اعلام جرم شده است و نماینده دادستان هم در محضر دادگاه تعهد نمود بلافاصله موجبات تعقیب نامبرده را فراهم نماید تا حال قریب 14 ماه گذشته اقدامى به عمل نیامده البته 14 ماه تا آن وقتى است که بنده این

+++

سؤال را کرده‌ام حالا می‌شود بیست ماه چون این سؤالات که می‌شود براى دادن جواب و رسیدن نوبت هم مقدارى وقت لازم است سؤال سوم بنده راجع به کشتار مأمورین و مردم است در انتخاباتى که در دوره هفدهم در زابل در جریان بوده که چون دولت وقت دخالت داشته است بنده در این مورد عرضى ندارم میل دارند جواب بدهند یا ندهند اول در قسمت سؤال دوم خودم این شرحى است که در شعبه اول دادگاه جنایى گفته شده و درج شده و منتشر شده و مستند عرایض بنده است این قسمتى که مربوط به سؤال بنده است این است سال 1329 که مرحوم ایران‌پرست به شهرستان لار وارد شد معذرت می‌خواهم توضیح بدهم قبلًا که قاتل این اظهارات را می‌کند می‌گوید سال 29 که مرحوم ایران‌پرست به شهرستان لار وارد شد از بدو ورود در ابطه بین ما برقرار شد و از من خواهش نمود که اخبار راجع به قاچاق را به ایشان بدهم و از این احاظ من نیز به عنوان مخبر قاچاق خبرهایى براى او می‌آوردم و ناگفته نماند که ایران‌پرست مردى بود وظیفه‌شناس وجدى من نمی‌توانم خوبى‌هاى او را فراموش کنم چون واقعاً به من خیلى مهربانى می‌نمود مدت‌ها من بیکار بودم و او نمی‌گذاشت من کوچک‌ترین سختى راجع به امرار معاش حس نمایم ولى آقاى رئیس من تقصیر نداشتم من حاضر نبودم که دست خود را به چنین جنایتى آلوده سازم آخر مگر ایران‌پرست به من چه کرده بود جز خوبى چیز دیگرى از او ندیده بودم ولى چه کنم خدا می‌داند و بس در اینجا شهیدیان چند قطره اشک از چشمانش سرازیر گردیده سپس دنباله جریان را ادامه داده گفت جدیت و وظیفه‌شناسى و جلوگیرى از ورود قاچاق و دستگیرى قاچاقچیان باعث از بین رفتن او گردید آقاى ریگى فرماندار لار و نماینده فعلى مجلس و سرگرداسحاق رئیس ژاندارمرى و خواجوى رئیس دارایی از جدیت ایران‌پرست در امر قاچاق سخت عصبانى شده و چون جلوى استفاده‌هاى آنها گرفته می‌شد لذا مى‌خواستند مرحوم ایران‌پرست رازلاربه هر وسیله‌اى که شده بیرون کنند ولى چون کوچکترین نقطه ضعفى از مرحوم ایران‌پرست در دست نداشتند از این لحاظ نتوانستند از طریق ادارى وقفه‌اى در کار او حاصل کنند تا این که تصمیم گرفتند او را به قتل برسانند یک روز آقاى فرماندارد مرا خواسته و اظهار داشتند که از طرف استاندار دستور قتل ایران‌پرست صادر گردیده و از این تاریخ به تو مأموریت می‌دهم که بدون کوچک‌ترین وقفه‌اى کار آن مرحوم را تمام کنى من از شنیدن این مطلب رعشه‌اى بر اندامم مستولى گردیده و به آقاى فرماندار گفتم آخر این کار از من ساخته نیست من نمی‌توانم ار نسبت به من چه کرده است این کار را درباره او انجام بدهم ولى فرماندار مرا تهدید کرده و ناچاراً قبولى خود را اعلام داشتم چون مفصل است خلاصه می‌کنم بالاخره آقاى فرماندار براى او اسلحه می‌خرد و به او تحویل می‌دهد و شب او را مست مى‌کنند و می‌فرستند او را مى‌کشد دلایل هم در دادگاه جنایى موجه به نظر می‌رسد و نماینده ورثه مقتول اعلام جرم می‌کند دادستان هم قبول می‌کند و تصمیم‏ می‌گیرد از ایشان سلب مصونیت کند و ایشان را به عنوان معاون جرم یا مجرم اصلى آنچه نون اقتضا می‌کند و حکم می‌کند ایشان را تعقیب کند ما نفهمیدیم این اعلام جرم و این قول آقاى دادستان در آن وقت به کجا منتهى شد و به کجا رسید در این قسمت هم بنده بیشتر طول نمی‌دهم عرایضم را البته جواب خواهند داد امیدوارم جواب مقنع بدهند جوابى ندهند که چون قتل به صورت فرمالیته آثارش از بین نمی‌رود آقایان مردم تا امنیت نداشته باشند می‌روند در اطراف و اکناف زحمت بکشند ایجاد ثروت و کار بکنند ایجاد سعادت براى مملکت بکنند این بود عرایض بنده و سئوال بنده و منتظر جواب هستم بر خلاف جوابى که معمول به وزیر است زیرا این مربوط به این دولت نیست مربوط به دولت‌هاى سابق است مربوط با همال دیگران است.

رئیس- آقاى معاون وزارت دادگسترى‏

معاون وزارت دادگسترى- جناب آقاى ارباب به موضوعات سوال سابق‌شان چیزى افزوده‌اند یا خیر؟ (ارباب- همان سوالات را جواب مرحمت بفرمایید) سؤال اول ایشان سؤالات را به طور فهرست عرض می‌کنم بعد جواب. سؤال اول ایشان خلاصه‌اش این است که متجاوز از هفت سال است که پرونده قتل فرخ‌زاد شهید را که گذارده شده و پس از اقدامات ورثه مقتول متجاوز از دو سال است پرونده براى اقدام به دادسراى زاهدان فرستاده شد و کمترین اقدامى به عمل نیامده کى مانع تعقیب است و چرا اقدام نمی‌شود این سؤال اول است. سؤال دوم پرونده قتل مرحوم ایران‌پرست بازرس وزارت دارایى در لار که در اول اردیبهشت 32 در شعبه اول دادگاه جنایى مطرح و معلوم شد مسبب و محرک قتل آقاى مراد ریگى بوده و در دادگاه علیه ایشان اعلام جرم شد و نماینده دادستان هم در محضر دادگاه تعهد نمود بلافاصله موجبات تعقیب نامبرده را فراهم نمایید تا حال قریب 14 ماه گذشته اقدامى به عمل نیامده علت چیست؟ سؤال سوم مسبب کشتار مامورین و مردم در انتخابات دوره 17 در زابل چه عواملى بوده و اولیاى امور وقت در این جنایات فجیع چه اندازه دخالت داشته و آمار قطعى کشته‌شدگان معلوم گردیده یا خیر؟ بنده سؤالات را خواندم که معلوم بشود که سؤالات قبلى ایشان چه بوده است که مطابق آن سؤالات جواب‌هایى که تهیه شده است به عرض محترم مجلس برسانم. در مورد سؤال اول بر طبق گزارش دادستان زاهدان جریان پرونده و اقداماتى که تاکنون شده این است که پرونده بدوا در شعبه 2 بازپرسى دادرسى تیپ خاش تحت رسیدگى بود و در تاریخ 12- 10- 30 یعنى بعد از 6 سال و 8 ماه بازپرس نظامى با موافقت دادستان نظامى قرار عدم صلاحبت خود را به اعتبار صلاحیت دادگاه‌هاى عمومى صادر و از لحاظ در صلاحیت پرونده براى حل اختلاف به دیوان عالى کشور ارسال و بالاخره دیوان عالى کشور در تاریخ هشتم بهمن ماه 30 رسیدگى موضوع را داخل در صلاحیت دادگاه‌هاى عمومى تشخیص و پرونده به دادسراى زاهدان فرستاده می‌شود و بازپرس زاهدان از نظر این که محل وقوع بزد در حوزه قضایى ایرانشهر بوده پرونده را براى تکمیل تحقیقات به دادگاه بخش آنجا ارسال و دادگاه مزبور دستور دستگیرى متهمین را به گردان ژاندارمرى ایرانشهر می‌دهد ولى ژاندارمرى طى شماره 1629 پاسخ داده که محل سکونت دایمى متهمین در حدود خاش و لادیز و سیر جاده است و متذکر شده که وسیله واحد نظامى خاش در زاهدان اقدام گردد ولى چون از این طریق نتیجه عاید نمی‌شود در دادستان زاهدان براى تعقیب و جریان پرونده به خاش عزیمت و اقداماتى براى تعقیب و دستگیرى متهمین نموده که در نتیجه دو نفر از متهمین اخیراً دستگیر و بازداشت شده‌اند به علاوه قبلاً نیز براى این که در رسیدگى تسریع و از بعضى تشبثات متهمین جلوگیرى به عمل آید احاله رسیدگى به پرونده از حوزه قضایى زاهدان به حوزه قضایى مشهد از دیوان عالى کشور تقاضا شده است و فعلاً پرونده تحت تعقیب و رسیدگى است با این جریان ملاحظه می‌فرمایید در مراجع دادگسترى بر خلاف ترتیب تأخیرى حاصل نشده است. بنابراین ملاحظه می‌فرمایید در حدود 7 سال پرونده در آنجا معطل شده اما در مورد سوال دوم آقاى هاشمیان وکیل آقاى على اکبر اقبال یکى از متهمین به قتل ایران‌پرست اعلام جرمى علیه آقایان مراد ریگى و سرگرد اسحاق مأمور ژاندارمرى به اتهام تحریک و معاونت در قتل مرحوم نامبرده نموده و دادسراى استان به دادسراى شهرستان طهران دستور رسیدگى داده و شعبه 29 بازپرس دادسراى طهران پس از رسیدگى چون دلایل کافى در پرونده عمل بر احراز اتهام مراد ریگى و سرگرد اسحق ملاحظه ننموده قرار منع تعقیب هر دو نفر را صادر و ضمناً اظهار نظر نموده که چون ضمن اظهار نظر قبلى منحصراً على عسگرى‌زاده مباشر قتل و سید جعفر شهیدیان و على اکبر اقبال و محمود معتمد معاون و محرک بزه تشخیص و در شعبه اول دیوان جنایى طهران محاکمه و محکوم و احکام محکومیت آنها هم در دیوان عالى کشور ابرام گردید لذا نظر به جبران مزبور علاوه از فقد دلیل موردى نیز براى توجه اتهام به اشخاص دیگر باقى نیست در این قسمت از سؤال نیز ملاحظه می‌فرمایید مقامات صلاحیتدار قضایى در تعیین تکلیف قصورى ننموده‌اند در مورد سئوال سوم چون بدوا بین بازپرس دادگسترى و بازپرس نظامى اختلاف در رسیدگى و صلاحیت شده بود حل اختلاف به دیوان عالى کشور مراجعه و آن دیوان به صلاحیت بازپرس دادگسترى رأى داده و نظر به ملاحظات مربوطه به امنیت منطقه رسیدگى موضوع هم به مرکز احاله می‌شود و طبق گزارش شماره 1349 آقاى دادستان استان مرکز عدهاى به عنوان شرکت و معاونت در قضیه در دادگاه جنایى‏ تحت تعقیب قرار گرفته و نسبت به 13 نفر با اسامى زیر که به تشخیص دادگاه موجبات رسیدگى فراهم بود حکم صادر شده است و این اشخاص عبارتند از

1-ابراهیم فرزند امیر گلزایى به دو فقره ده سال حبس محکوم شده دوم حسین فرزند گل محمد آذریان به سه سال حبس با اعمال شاقه سوم على فرزند خانى شش ماه حبس تأدیبى (بعضى از نمایندگان قانع شدند آقاى ارباب)

(بعضى از نمایندگان- لازم نیست اسامى را بخوانید) این صورت محکومیت‌هایى است از شش ماه تا ده سال این عده نسبت به محکومیت خود فرجام خواسته و پرونده فعلاَ در شعبه 9 دیوان عالى کشور مطرح است صبح امروز از شعبه نهم دیوان عالى کشور استفسار کردم که نسبت به این محکومین در دیوان عالى تعیین تکلیف شده است یکى از مستشاران به من جواب داد که چون این پرونده در حدود دوازده هزار ورق است ما هنوز موفق به اتمام نشده‌ایم ولى سعى می‌کنیم به همین زودى تکلیفش را معین کنیم بنابراین قضیه در دیوان عالى کشور تحت رسیدگى است نسبت به حاجى حسین سروانى و کربلایى حسن شهبازى و حسن شیخى و محمدرضا پردلى و محمد فرزند محمدتقى و محمدیوسف حاجى یعقوبى و موسى فرزند غلامحسین و ورقه فرزند مصیب هنوز رسیدگى دادگاه جنایى پایان نیافته است البته خواهید فرمود چرا؟ تأخیرش از لحاظ عدم ابلاغ اوراق است که این مشکل در اغلب موارد کم و بیش وجود دارد و امیدواریم با لوایحى که تقدیم شده و اصلاحاتی که در این زمینه پیش‌بینى شده براى این امر بتوانیم کمکى در تسریع کارهایى بکنیم

(صدرزاده- مأمورین ابلاغ کم هستند) صحیح است پس از تصویب قوانین در مجلس یک مذاکراتى با جناب آقاى وزیر دادگسترى فعلى شده است که وسایل بیشترى در اختیار اجرا و احظار بگذارند که این تأخیرات نشود در مورد سرهنگ پیروان شیخ ابراهیم شریفى آقا بزرگ

+++

طباطبایى که قرار منع تعقیب آنان از طرف بازپرس صادر شده بود قرار مزبور در شعبه 9 دادگاه استان مرکز فسخ و نامبردگان قابل تعقیب تشخیص و براى اخذ آخرین دفاع از آقایان و تأمین از آنان پرونده به دادسراى طهران ارسال گردیده است و امیدواریم در آتیه نزدیکى به نتیجه برسد و 13 نفر دیگر نیز که اتهاماتى داشته‌اند درباره آنها پرونده با صدور کیفر خواست به دادگاه جنحه طهران رجوع شده و در جریان رسیدگى است مقتولین این واقعه و مجروحین را هم ما صورت‌شان را داریم اگر احتیاجى هست تقدیم کنم بنده خیال نمی‌کنم کوچک‌ترین قصورى دستگاه‌هاى دادگسترى در تعقیب این پرونده کرده باشند

رئیس- آقاى ارباب‏

ارباب- به شهادت همه آقایان که مشاهده فرموده‌اند بدبختانه و متأسفانه دستگاه‌هاى قضایى این کشور براى پایمال کردن خون مردم است

(صفایى- این طور نیست) (صدرزاده- این طور نیست) جمعى از نمایندگان صحیح نیست) (همه نمایندگان) (زنگ رئیس)

رئیس- آقایان نظم جلسه را رعایت کنید

(صدرزاده- این حرف‌ها به صلاح مملکت نیست).

ارباب- آیا صلاح است ناامنى وجود داشته باشد و مملکت رو به ویرانى برود کسى نتواند سرمایه‌اش را در این مملکت به کار بیندازد یک حقیقتى را به عرض برسانم آقایان الساعه من که ظاهراً مصونیت دارم بیایید یک تأمین بدهید به بنده فهرست و از او بخوانم که از ده سال پیش به این طرف چه قتل‌هاى فجیعى در این مملکت واقع شده و به کلى پایمال شده است. چرا بى‌لطفى می‌فرمایید اینهایى که کشته شده‌اند که دیگر زنده نمی‌شوند فکرى براى سعادت مملکت بکنید همین الان چند نفر از قاتلین فرخ‌زاد در حفاظت ژاندارمرى هستند

(دکتربینا- به عدلیه چه کار دارد؟) دستگاه قضایى مسئولش کى است آقایان بنده یک سؤال قضایى که می‌کنم مسئولش وزیر دادگسترى است. وزیر دادگسترى باید بیاید جواب بدهد هر یک از دستگاه‌هاى قضایى که قصور کرده‌اند باید وزیر دادگسترى جواب بدهد و آنها را معرفى بکند باید اصلاح کند اگر وزیر دادگسترى علاقه به کرسى ندارد.

رئیس- آقاى ارباب شما 5 دقیقه بیشتر وقت ندارید.

ارباب- بنده سه دقیقه بیشتر صحبت نمی‌کنم‏

عبدالصاحب صفایی- به شرطى که قضات را به طور کلى نفرمایند و ملاحظه سرماخوردگى و کسالت‌شان را بکنند.

رئیس- آقاى صفایی هم ماشاءالله چیزى جز این که از اول مجلس ندارند حرف بزنند هر کس حرف بزند ندارند حرف بزنند اگر حرفى دارید بیایید و اینجا بگویید.

ارباب- اگر یک کسى یک وزیرى علاقه به کرسى ندارد وقتى که می‌گویند در حدود صلاحیت دادگسترى تخلف می‌شود بایستى یا کرسى را ترک کند یا راضى بشود بیاید اینجا اشخاص را معرفى کند (صحیح است) البته آقا فرمودند که تخلف نشده است اما یک قتلى در هشت سال پیش اتفاق افتاده است و قاتلین تعقیب نشده‌اند حالا هم که تعقیب شده‌اند با سلام و صلوات دو تا متهم را آورده‌اند خود ژاندارمرى هم اسکورت آنها شده است اما موضوع ایران‌پرست آن هم حقیقتش را بنده خدمت‌تان عرض می‌کنم به فراکسیون نهضت ملى سابق توسل جستند و این رأى که ملاحظه می‌فرمایید به برکات کمک و مساعدت فراکسیون نهضت ملى سابق صادر شده و یک جانى را غسل دادند و پاکش کردند و تحویل جامعه دادند تا مجدداً اگر بشود اگر شد برود آدم بکشد از این جواب و سؤال‌ها هم نتیجه گرفته نمی‌شود و این تذکر براى این است که براى آتیه کشور یک فکرى بشود.

9- سؤال آقاى صدقى راجع به راه کاشان و جواب آقاى وزیر راه.

رئیس 0 آقاى صدقى.

صدقى- عرض کنم سؤال بنده از وزیر راه بود راجع به راه کاشان خوشبختانه بر خلاف همیشه مثل این که جناب آقاى وزیر راه اظهار لطفى فرمودند و جواب مثبت دادند و بنده می‌خواستم اظهار تشکر کنم و تقاضا می‌کنم همان جوابى که به بنده دادند از پشت تریبون بفرمایند که همه قانع بشوند.

رئیس- آقاى وزیر راه.

وزیرراه- (سرلشگرگرزن)- بنده از جناب آقاى صدقى تشکر می‌کنم آن طور که فرمودند بنده ق. ل دادم که راه کاشان که مقدماتش فراهم شده است و امسال اگر موفق بشویم زیر سازیش را به مناقصه گذاشتیم البته چندى بعد شروع می‌شود پس از این که راه قم به کاشان و نطنز و یزد و کرمان اینها همه در برنامه ...

ارباب- بندرعباس را هم وعده داده بودید.

وزیر راه- آن هم در برنامه‌اى که اخیراً در دست اجراست منظور شده است وامیدواریم انشاءالله موفق بشویم همین طور راه آذربایجان و سایر نقاط را اصلاح کنیم.

10- سؤال آقاى پیراسته راجع به راه و سد ساوه و جواب آقاى وزیر راه.

رئیس- آقاى پیراسته.

پیراسته- وقت نیست.

رئیس- چرا یک ربع شما وقت سؤال دارید یک ربع هم وقت باقى داریم بفرمایید.

پیراسته- عرض کنم بنده بسیار متأسفم که موقعى باید توضیحات رابه عرض مجلس شوراى برسانم که مجلس خسته است و وقت هم گذشته است و بنده هم حتى‌المقدور مطلب را با کمال اختصار به عرض مجلس می‌رسانم و می‌خواهم هم از آقایان محترم و هم از دولت براى جبران عقب‌افتادگى‌هاى یک شهرستان نزدیک به طهران یعنى شهرستان ساوه حوزه انتخابیه تقاضایى کنم.

بعضى از نمایندگان- همه جا همین طور است.

پیراسته- البته بنده تصدیق می‌کنم که غایب شهرستان‌ها احتیاج به عمران و آبادى زیادى دارند ولى چون امور نسبى است بنده می‌خواهم به استحضار آقایان محترم برسانم که شهرستان ساوه از همه جا عقب‌افتاده‌تر است از غالب شهرستان‌ها عقب‌افتاده‌تر است شهرستان ساوه که در چند کیلومترى طهران قرارگرفته است از شهرستان‌هاى نزدیک طهران است و متأسفانه حتى در دوره اعلیحضرت فقید هم اعلیحضرت رضاشاه کبیر که تمام مملکت را رو به عمران و آبادى برد نوبت به این شهرستان نرسید و این شهرستان راه شوسه ندارد و مردم آنجا مجبورند که از یک بیراهه‌اى که خودشان در نتیجه رفت وآمد درست کرده‌اند رفت وآمد کنند سؤال بنده این بود که آقاى وزیر راه و دولت براى اصلاح راه قم به ساوه و راهى که از طهران به همدان مدت‌هاست شروع شده چه اقدامى کرده‌اند این راه میلیون‌ها خرجش شده است و همدان را به طهران نزدیک صد کیلومتر نزدیک‌تر می‌کند و از نظر سوق الجیشى هم اهمیت دارد هم از نظر تجارتى و به علاوه گردنه هم دیگر نخواهد داشت منطقه غرب را به طهران صد کیلومتر نزدیک می‌کند بدون گردنه الان بیش از شش و هفت سال شروع شده و میلیون‌ها هم خرجش شده در نتیجه عدم توجه دولت سابق راکد مانده اگر این راه تعمیر نشود آن مخارجى هم که شده از بین می‌رود یک قسمت دیگر سؤال بنده راجع به کارهایى است که دولت در نظر دارد در راه قم به ساوه بکند یک قسمت هم این راه اساسى است راه طهران از ساوه به همدان بنده چند روز پیش رفتم خدمت جناب آقاى وزیر راه ایشان با کمال لطف و مهربانى و با کمال حسن نیت سعى کردند با این که بودجه‌اى ندارند یک مبلغى که البته معتنابه نیست ولى براى تعمیر راه مفید است اختصاص دادند براى راه ساوه و بنده به سهم خودم تشکر می‌کنم از آقاى وزیر راه که توجهى به مستدعیات اهالى ساوه که به وسیله بنده کرده‌اند فرمودند و بنده خواستم تشکر کنم اما منظور بنده از این سؤال این بود که جلب توجه مجلس شوراى ملى و آقایان وزرا و مخصوصاً وزیر مسئول شده باشد که این راه همدان در درجه اول اهمیت است براى مملکت نه تنها براى شهرستان ساوه بلکه براى مملکت و اجازه نفرمایید که در نتیجه تأخیرش مبالغ هنگفتى که تا به حال خرج شده از بین برود موضوع دیگر سد ساوه است سال‌هاست در زمان اعلیحضرت فقید آقایان شنیده‌اند که دولت در نظر دارد این سد را بسازد و مدت‌هاست که مبالغ هنگفتى براى این سد و مطالعه آن خرج شده مطالعات پروفسورهاى عالی مقام تمام شد آنچه هم که بنده در قوه داشتم براى پیشرفت کار از وزارتخانه‌هاى مختلف تقاضا کردم حتى در دوره 16 دو میلیون ریال تصویب‌نامه صادر شد که به پروفسور داده شود حالا مطالعات هم تمام شده است بنده تقاضا می‌کنم از دولت که این سد را که واقعاً یک اثر حیاتى براى شهرستان قم و ساوه دارد و مخصوصاً آن اراضى لم یزرع و مستعدى که قم و ساوه دارد تمام اینها را قابل کشت و زرع خواهد کرد و خرجش هم نسبت به سایر سدهاى دیگر خیلى کم است چون در زمان شاه عباس هم اینجا سدى ساخته‌اند و به اسم شاه عباس معروف است و خراب شده از دولت تقاضادارم که توجه کند البته هر اصلاح و هر عمرانى ملازمه دارد با داشتن پول در دولت سابق متأسفانه وقت مملکت تلف شد در آن موقع که هنوز با دولت سابق روابطمان قطع نشده بود ما رفتیم گفتیم آقا حالا که شما نفت را تعطیل می‌کنید این کارگرها را بگذارید به کار راه‌سازى بپردازند چون شما پول که می‌دهید قیر هم که دارید اینها را ببرید راه‌سازى آقا چون اینها لشگر زنده با دو مرده باد بودند نکردند ولى حالا که مسلماً نفت حل شده و گشایشى در کار پیدا شده است بنده از دولت مخصوصاً از تیمسار وزیر راه که از دوستان خیلى خوب و مبارز ما هستند تقاضا دارم مخصوصاً توجه بفرمایند شنیده‌ام که کمپانى خارجى آمده و مى‌خواهد راه‌ها را بسازد و آقاى نخست‌وزیر هم چند روز پیش در یک مصاحبه‌اى این موضوع را گفتند بنده خواستم تقاضا کنم که حتماً دولت چه داشته باشد که شهرستان ساوه عقب نیفتد.

رئیس- آقاى وزیر راه.

وزیرراه- جناب آقاى پیراسته نماینده محترم راجع به راه ساوه فرمودند راه ساوه دو راه است یک راه باقرآباد که در واقع مال رواست که اساساً ساخته نشده مراجعه فرمودند واعتبار مختصرى داده شد البته کافى نیست چون امسال بیش از این اعتبارى نبود انشاءالله که فصل مقتضى شد و اعتبارى پیش بیاید ساخته مى‌شود اما در مورد راه ساوه و همدان همان طوری که آقایان مستحضرند این راه را سازمان برنامه

+++

اقدام کرده بنده براى این که آقایان مستحضر باشند اطلاعى گرفتم از متصدیان امر اظهار کردند که راه طهران ساوه همدان را در حدود سال 1330 به مناقصه گذاشته‌اند و اگر به سازمان برنامه واگذار بکنید تا یک سال دیگر تمام می‌شود راجع به بقیه هم ارزن می‌رود به طرف همدان در حدود 27 کیلومتر تا دوخان این راه هم بین دوخان و ساوه و جمشیدآباد نقشه‌بردارى شده است بایستى به مناقصه گذاشته شود چون این کارها هنوز به وزارت راه تحویل نشده و در سازمان برنامه است بنده به عرض جناب آقاى نخست‌وزیر خواهم رساند که دستور لازم را به سازمان برنامه صادر کنند، در مورد سدسازى هم که مربوط به وزارت راه نیست بنده به سهم خودم عرض می‌کنم که دولت توجه کامل به این قسمت دارد و امیدواریم با گشایشى که حالا در کارها پیدا شده است  واعتباراتى که پیدا شده است این موضوع هم حل شود.

رئیس- آقاى پیراسته.

پیراسته- همین که آقاى وزیر راه وعده فرمودند که دولت راجع به ساختن راه ساوه اقدام می‌کند بنده تشکر می‌کنم.

11- تعیین موقع و دستور جلسة بعد. ختم جلسه.

رئیس- تقاضایى رسیده به امضاى بیشتر از 15 نفر از آقایان که گزارش کمیسیون بودجه راجع به اعتبار دفع آفات جز دستور باشد یعنى مقدم باشد فعلًا جلسه را ختم می‌کنیم جلسه آینده روز پنجشنبه خواهد بود اول نطق قبل از دستور بعد هم دنباله همین کارها

(مجلس یک ساعت بعد از ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شوراى ملى. رضا حکمت‏

+++

یادداشت ها
Parameter:294902!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)